﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:09,567
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:15,541 --> 00:00:19,607
رقص اسپانیایی
تقدیم به اینگرید

3
00:00:25,919 --> 00:00:28,419
مقدمه

4
00:00:30,615 --> 00:00:32,615
ماریان عکسهایش را
نشان میدهد

5
00:01:03,730 --> 00:01:07,562
یوهان در زمان پیری مولتی میلیونر شد

6
00:01:07,979 --> 00:01:10,145
عمه پیر دانمارکی اش

7
00:01:10,271 --> 00:01:14,103
که یه خواننده سرشناس اپرا بود

8
00:01:14,229 --> 00:01:17,520
همه داراییش و برای یوهان گذاشت

9
00:01:19,312 --> 00:01:26,353
وقتی از نظر مالی غنی شد، دانشگاه رو ترک کرد

10
00:01:28,395 --> 00:01:34,269
ویلای اجدادیش رو خرید

11
00:01:35,020 --> 00:01:40,185
یه کلبه ییلاقی، یه جای دور افتاده نزدیک اورسا

12
00:01:43,727 --> 00:01:47,143
مدتها بود که من و یوهان خبری از هم نداشتیم

13
00:01:47,935 --> 00:01:51,226
در واقع چندین سال

14
00:01:53,185 --> 00:01:58,684
دخترهامون جدا از ما زندگی می کنند
حتی از من

15
00:02:00,810 --> 00:02:04,101
مارتا تو یه خونه جدا، تنها زندگی می کنه

16
00:02:04,268 --> 00:02:08,017
به خاطر بیماری اش خودش رو خیلی منزوی کرده

17
00:02:08,143 --> 00:02:12,142
بعضی وقتها به دیدنش میرم
ولی منو نمی شناسه

18
00:02:12,934 --> 00:02:17,558
سارا هم با یه وکیل موفق ازدواج کرد

19
00:02:17,726 --> 00:02:24,475
به استرالیا مهاجرت کردن و هر دوشون شغل
خیلی خوبی دارند

20
00:02:24,600 --> 00:02:26,141
هنوز بچه ندارن

21
00:02:29,267 --> 00:02:30,891
من؟

22
00:02:35,350 --> 00:02:40,724
خب، هنوز کار می کنم، اما به روش خودم

23
00:02:40,850 --> 00:02:45,557
دعواها و طلاقهای خانوادگی

24
00:02:53,016 --> 00:02:58,473
مدتی بود به این فکر افتاده بودم که
به دیدن یوهان برم

25
00:02:59,849 --> 00:03:05,556
فصل اول
ماریان نقشه اش را عملی می کند

26
00:03:05,556 --> 00:03:15,556
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

27
00:05:43,507 --> 00:05:49,256
مدتی بود به این فکر افتاده بودم که
به دیدن یوهان برم

28
00:05:54,548 --> 00:05:57,297
حالا هم اینجام

29
00:05:59,547 --> 00:06:02,796
یوهان اونجا تو ایوان نشسته

30
00:06:04,006 --> 00:06:08,630
منم اینجا ایستادم و نگاهش می کنم

31
00:06:09,006 --> 00:06:13,005
منتظرم
حداقل 10 دقیقه اس که منتظرم

32
00:06:15,464 --> 00:06:22,421
بهتر بود این تصمیم احساسی رو
نادیده بگیرم

33
00:06:22,838 --> 00:06:25,170
این سفر

34
00:06:27,255 --> 00:06:33,712
در واقع
من اصلا آدمی نیستم که بی فکر عمل کنه

35
00:06:34,796 --> 00:06:37,170
اما الان اینجام

36
00:06:40,254 --> 00:06:42,419
بنابراین باید تصمیمم رو بگیرم

37
00:06:42,587 --> 00:06:49,919
یک : سوار ماشینم بشم و برم

38
00:06:52,045 --> 00:06:55,544
دو اینکه : برم پیشش

39
00:06:56,254 --> 00:07:04,253
البته میتونم کمی بیشتر اینجا بمونم

40
00:07:04,378 --> 00:07:08,543
شاید تردید و نگرانی ام کمتر بشه

41
00:07:08,669 --> 00:07:14,460
اما نه خیلی زیاد، یه دقیقه دیگه

42
00:07:19,710 --> 00:07:26,001
یک دقیقه ام از الان شروع شد

43
00:07:26,293 --> 00:07:28,542
سی و سه ثانیه

44
00:07:33,752 --> 00:07:36,417
چهل و هفت ثانیه

45
00:07:41,917 --> 00:07:44,583
پنجاه و پنج ثانیه

46
00:08:05,791 --> 00:08:07,082
نه

47
00:08:12,250 --> 00:08:15,207
بیدارت کردم؟ -
تویی مارین؟ -

48
00:08:16,332 --> 00:08:19,873
خوش اومدی -
نه، بلند نشو -

49
00:08:22,165 --> 00:08:26,498
داشتی جاسوسی من و میکردی؟ -
نه، اصلا -

50
00:08:27,915 --> 00:08:31,914
سی ساله میشه که همدیگر و ندیدیم، سی و دو سال

51
00:08:32,082 --> 00:08:36,706
نشونی همدیگر و گم کرده بودیم -
خب، طبیعیه -

52
00:08:36,831 --> 00:08:38,913
مردم با هم آشنا میشن

53
00:08:39,039 --> 00:08:41,747
بعد که از هم دور میشن، پای تلفن با هم
حرف می زنن

54
00:08:42,081 --> 00:08:45,163
در نهایت هم سکوت -
خیلی غم انگیزه -

55
00:08:45,373 --> 00:08:51,330
داری سرزنشم میکنی؟ -
نه، ما که حرفی برای گفتن نداشتیم -

56
00:08:51,539 --> 00:08:54,955
بعد یهو بهم زنگ میزنی و میگی
میخوای من و ببینی

57
00:08:56,372 --> 00:09:01,787
انگار خیلی مشتاق نبودی؟ -
مشتاق؟ من که گفتم نه -

58
00:09:01,913 --> 00:09:08,412
هنوزم میگم نه، نمیخوام
ولی تو که برات مهم نیست

59
00:09:08,580 --> 00:09:12,079
باید می اومدم -
چرا؟ -

60
00:09:12,330 --> 00:09:16,496
بهت نمیگم -
داری میخندی -

61
00:09:17,287 --> 00:09:19,328
... یوهان

62
00:09:20,454 --> 00:09:23,078
... من 340 کیلومتر رانندگی کردم

63
00:09:23,246 --> 00:09:26,870
... میخواستم پناهگاهت رو وسط جنگل

64
00:09:27,037 --> 00:09:29,161
پیدا کنم

65
00:09:29,329 --> 00:09:35,411
حالا دیگه دیدمت، بوسیدمت و با هم
حرف زدیم، میتونم برم

66
00:09:35,578 --> 00:09:40,369
نه، کافی نیست -
کافی نیست؟ -

67
00:09:40,828 --> 00:09:44,660
حداقل برای شام که میتونی بمونی؟ -
برای شام، چرا؟ -

68
00:09:44,828 --> 00:09:47,702
یه هفته پیش، به خانم نیلسون گفتم که

69
00:09:47,828 --> 00:09:51,535
همسر سابقم داره میاد دیدنم

70
00:09:51,703 --> 00:09:58,119
نمیتونم یهو بهش بگم برای شام نمی مونی
خیلی ناراحت میشه

71
00:09:58,994 --> 00:10:02,868
خانم نیلسون کیه؟ -
آگدا، آگدا نیلسون -

72
00:10:03,744 --> 00:10:05,451
با هم ازدواج کردین؟

73
00:10:08,119 --> 00:10:11,534
نه، نه، پناه بر خدا

74
00:10:15,409 --> 00:10:20,367
پس با هم زندگی می کنین؟

75
00:10:20,493 --> 00:10:23,492
خانم نیلسون توی دهکده زندگی میکنه

76
00:10:23,618 --> 00:10:30,783
تمیزکاری میکنه، آشپزی میکنه
بعد هم میره خونه اش

77
00:10:31,451 --> 00:10:37,117
خیلی مذهبی و خبیثه -
پس مسئله عشقی در کار نیست -

78
00:10:38,742 --> 00:10:43,282
راستش و بخوای از اون
عفریته می ترسم

79
00:10:43,950 --> 00:10:50,366
می ترسم پیش خودش حسی به من داشته باشه
بهرحال شام بمون

80
00:10:50,742 --> 00:10:53,324
اتاق مهمون رو آماده کرده

81
00:10:53,699 --> 00:10:56,531
پس باید بمونی و شب و اونجا بخوابی

82
00:10:59,532 --> 00:11:01,990
بهتره که قبول کنم

83
00:11:02,991 --> 00:11:07,490
بلند شدن از رو این صندلی خیلی
سخته نه، کمک نمیخوام

84
00:11:10,241 --> 00:11:13,198
یوهان چی شده؟

85
00:11:14,281 --> 00:11:17,322
میخواستم بغلت کنم

86
00:11:17,448 --> 00:11:19,905
میخواستی بغلم کنی؟

87
00:11:29,323 --> 00:11:31,364
یوهانِ لعنتی

88
00:11:34,947 --> 00:11:37,529
احمق پیر

89
00:11:37,739 --> 00:11:43,363
خودت مگه چند سالته؟ -
نمیدونم، بنظرت چند سالمه؟ -

90
00:11:43,614 --> 00:11:48,154
هشتاد و شش -
نه، تو نه، سنِ من -

91
00:11:49,114 --> 00:11:51,696
تقریبا پنجاه و پنج

92
00:11:53,696 --> 00:11:59,320
من شصت و سه سالمه -
جدی؟ اینهمه سال گذشته؟ -

93
00:12:01,571 --> 00:12:07,778
رحمم رو برداشتم ولی تخمدانم و نگه داشتم

94
00:12:08,863 --> 00:12:13,778
اذیتت میکنه؟-
آره، بعضی وقتها-

95
00:12:15,070 --> 00:12:16,736
بیا رو نیمکت بشینیم

96
00:12:17,820 --> 00:12:20,194
یوهان چقدر اینجا قشنگه

97
00:12:20,403 --> 00:12:25,027
... وقتی زیبایی در خلقت و زندگی آشکار میشود

98
00:12:25,737 --> 00:12:30,194
خالقش کجاست؟ آفریننده اش؟
آفریننده زیبایی ابدی

99
00:12:30,362 --> 00:12:34,986
نمیدونستم سرودهای مذهبی هم بلدی -
مادربزرگم یادم داده -

100
00:12:35,111 --> 00:12:38,443
پدربزرگم هم سربازهای کوچیک فلزی
بهم جایزه می داد

101
00:12:43,236 --> 00:12:45,401
میتونیم از منظره لذت ببریم

102
00:12:45,819 --> 00:12:50,360
دستت رو بده -
میخوای دستهام و بگیری؟ -

103
00:12:50,527 --> 00:12:54,360
مگه قبلا اینکار رو نمی کردیم -
چرا میکردیم -

104
00:12:54,693 --> 00:12:58,984
خیلی وقت بود دست کسی رو نگرفته بودم
دیگه هم اینکارو نمی کنم

105
00:13:05,276 --> 00:13:07,942
واقعا منظره زیبایی داری

106
00:13:08,985 --> 00:13:12,109
از اینجا میتونی خونه کنار دریاچه رو ببینی؟

107
00:13:12,692 --> 00:13:17,316
میتونی انعکاس نور و روی صخره ها ببینی

108
00:13:19,484 --> 00:13:23,774
موقع رانندگی از کنار کلبه رد شدم
به نظر مسکونی میومد

109
00:13:24,025 --> 00:13:29,191
درسته مسکونیه، هنریک اونجا زندگی میکنه

110
00:13:29,567 --> 00:13:33,983
هنریک پسر عزیزم، استاد دانشگاه اس

111
00:13:34,858 --> 00:13:39,190
از هم خبر دارین؟ -
نه زیاد -

112
00:13:39,649 --> 00:13:44,773
یه نامه کوتاه برام فرستاد
نوشته بود تصمیم گرفته بره اونجا زندگی کنه

113
00:13:45,691 --> 00:13:48,982
خودش و دخترش کارین از اواخر آپریل
اونجا زندگی می کنن

114
00:13:50,523 --> 00:13:54,314
پس زیاد با هم در تماس نیستید

115
00:13:54,607 --> 00:13:58,481
وسط یه گفتگوی دوستانه مدام وسط
حرف همدیگه می پریم

116
00:13:59,565 --> 00:14:04,731
هنریکِ خیکی
الان باید شصت و یک سالش باشه

117
00:14:05,482 --> 00:14:09,439
اوه، خدای من -
میشه دوباره تکرار کنی -

118
00:14:11,856 --> 00:14:16,563
دخترش کارین چی، اون چند سالشه؟ -
کارین نوزده سالشه -

119
00:14:17,272 --> 00:14:20,396
مادرش دو سال پیش از سرطان مُرد

120
00:14:22,814 --> 00:14:25,480
... آنا
خب

121
00:14:26,606 --> 00:14:29,688
آنا و هنریک بیست سال با هم زندگی کردند

122
00:14:29,855 --> 00:14:36,020
هنریک نتونست با مرگ همسرش کنار بیاد
خودش و بازنشسته کرد

123
00:14:37,646 --> 00:14:41,562
شنیدم همکاراش خوشحال شدن که
استعفا داده

124
00:14:41,730 --> 00:14:46,770
با همکاراش رفتار خیلی بدی داشته

125
00:14:47,438 --> 00:14:51,229
مثل خودت وقتی جوون بودی -
... من؟ نه -

126
00:14:51,395 --> 00:14:56,478
خب، آره کمی با اون قوانین احمقانه آموزشی
مشکل داشتم

127
00:14:58,270 --> 00:15:01,269
... دکترای افتخاری ام از دانشگاه میشیگان

128
00:15:01,395 --> 00:15:06,894
دهن همه رو بست -
یوهان،داشتیم درباره هنریک حرف می زدیم -

129
00:15:07,145 --> 00:15:12,019
رهبر یه گروه ارکستره به اسم
اوپسالا چمبر سولوییست

130
00:15:12,478 --> 00:15:15,018
این شغل رو هم همین روزها ول میکنه

131
00:15:15,144 --> 00:15:17,268
باید یه کاری بکنه

132
00:15:17,436 --> 00:15:20,060
فکر کنم داره یه کتاب می نویسه

133
00:15:22,186 --> 00:15:27,727
دخترش کارین چیکار میکنه؟ -
کارین هم ویولونسل میزنه -

134
00:15:27,978 --> 00:15:30,685
پاییز باید تو امتحان ورودی هنرستان موسیقی
شرکت کنه

135
00:15:30,977 --> 00:15:33,059
هنریک داره باهاش کار می کنه

136
00:15:33,310 --> 00:15:37,351
هر روز با هم تمرین می کنن

137
00:15:37,477 --> 00:15:45,476
دختر خیلی زیباییه، درست مثل مادرش

138
00:15:46,602 --> 00:15:48,267
... بله

139
00:15:54,601 --> 00:15:58,641
ولی من هیچی درباره دخترهامون نمیدونم

140
00:16:03,642 --> 00:16:07,683
سارا رفته استرالیا -
استرالیا؟ -

141
00:16:08,808 --> 00:16:13,849
آره استرالیا -
همیشه دلش میخواست از ما دور باشه -

142
00:16:15,766 --> 00:16:19,682
نامه می فرسته، تلفن میزنه، با هم در ارتباطیم

143
00:16:20,683 --> 00:16:25,307
حالش خوبه، دفتر وکالت داره و یه شوهر خوب

144
00:16:25,475 --> 00:16:30,599
سارا از زندگیش راضیه -
مارتای بیچاره -

145
00:16:30,765 --> 00:16:38,639
مارتا هم داره بدتر و بدتر میشه
دیگه حتی من و هم نمیشناسه

146
00:16:39,974 --> 00:16:44,306
بخاطر بیماری اش انگار تارک دنیا شده
هیچکس و هیچی رو نمی شناسه

147
00:16:44,640 --> 00:16:45,973
... که اینطور

148
00:16:50,056 --> 00:16:53,597
خودت چی؟ خوبی؟ -
شکاینی ندارم -

149
00:16:54,431 --> 00:16:57,305
بعضی وقتها خیلی گوشه گیر میشم
البته خود خواسته

150
00:16:57,473 --> 00:16:59,805
فکر میکنم توی جهنم زندگی می کنم

151
00:16:59,973 --> 00:17:02,888
انگار که مُردم، اما خودم هم نمیدونم که مُردم

152
00:17:03,681 --> 00:17:05,930
مشکلی ندارم

153
00:17:06,181 --> 00:17:12,097
گذشته ام و که مرور می کنم
جواب سوالام و پیدا می کنم

154
00:17:12,888 --> 00:17:14,846
خنده دار نیست

155
00:17:15,055 --> 00:17:18,387
جرا هست مارین، هست

156
00:17:18,597 --> 00:17:22,221
کدوم خری گفته لعنت خدا خنده داره؟

157
00:17:23,430 --> 00:17:29,137
جواب کدوم سوالا رو پیدا کردی؟ -
میخوای بدونی؟ -

158
00:17:29,429 --> 00:17:34,386
آره، همین الان پرسیدم -
جواب اینه که : زندگی ام یه تیکه گُه بود -

159
00:17:35,012 --> 00:17:39,386
یه زندگی کاملا پوچ، بی معنی و احمقانه

160
00:17:40,554 --> 00:17:44,303
ازدواجمون هم شاملش میشه؟ اون هم پوچ بود

161
00:17:46,678 --> 00:17:50,802
صادقانه بگم، آره -
متاسفم که این و میشنوم -

162
00:17:51,553 --> 00:17:54,302
یه روز یه کشیش پیر بهم گفت

163
00:17:54,428 --> 00:17:58,094
یه رابطه خوب دو جنبه داره

164
00:17:58,345 --> 00:18:02,094
یک : دوستی و صمیمیت
دو : تمایلات جنسی پایدار و همیشگی

165
00:18:02,511 --> 00:18:08,135
هیچکس نمی تونه بگه ما دوستهای خوبی بودیم

166
00:18:09,719 --> 00:18:12,801
آره دوستهای خوبی نبودیم -
کاملا درسته -

167
00:18:14,302 --> 00:18:19,968
تو به من خیانت کردی -
من هم کردم -

168
00:18:20,552 --> 00:18:22,926
خیلی ناراحت کننده اس -
اما مربوط به خیلی قبلِ -

169
00:18:23,094 --> 00:18:25,968
اما هنوز دردناکه -
برای من نیست -

170
00:18:26,801 --> 00:18:29,383
نه، فکر نکنم

171
00:18:31,509 --> 00:18:35,467
مارین عزیزم -
به من گفتی عزیزم؟ -

172
00:18:36,134 --> 00:18:42,425
آره گفتم، خیلی خوبه که اینجا با هم هستیم

173
00:18:43,009 --> 00:18:47,133
دستات و گرفتم و به این منظره زیبا نگاه میکنم

174
00:18:47,675 --> 00:18:54,591
بدون اینکه درباره چیزهای ناراحت کننده حرف بزنیم -
تو دست من و گرفتی -

175
00:18:55,717 --> 00:19:02,216
وای شام
اگه دیر کنیم خانم نیلسون عصبانی میشه

176
00:19:02,633 --> 00:19:08,216
یوهان من باید خودم و مرتب کنم و
کیفم و از تو ماشین بیارم

177
00:19:21,174 --> 00:19:22,465
اشتباه کردم اومدم

178
00:19:23,882 --> 00:19:29,965
فصل دوم
یک هفته بعد

179
00:19:36,256 --> 00:19:40,505
تو باید کارین باشی، اومدی با پدربزرگت حرف بزنی؟

180
00:19:41,590 --> 00:19:47,047
پدربزرگت و خانم نیلسون رفتن دندونپزشک

181
00:19:49,797 --> 00:19:55,713
من مارین ام، همسر سابق پدربزرگت بودم
اومدم بهش سر بزنم

182
00:19:55,880 --> 00:19:59,296
میدونم -
بیا، بشین -

183
00:20:05,463 --> 00:20:09,337
اگه دوست داری کمکم کن این قارچها رو تمیز کنیم

184
00:20:10,004 --> 00:20:11,753
اونجا یه کارد هست

185
00:20:16,671 --> 00:20:21,087
اگه بخوای حرف بزنی موافقم
اگه نه، میتونیم فقط با هم باشیم

186
00:20:22,463 --> 00:20:25,128
حتما پدرم هنریک و میشناسی

187
00:20:25,670 --> 00:20:30,377
نمی تونم بگم می شناسم، فقط دو بار با هم
احوالپرسی کردیم، نه نمی شناسمش

188
00:20:31,337 --> 00:20:34,502
مادرم مُرده -
میدونم -

189
00:20:35,170 --> 00:20:40,877
دوسال پیش مرد -
بابابزرگت بهم گفته -

190
00:20:42,587 --> 00:20:49,086
پدرم بازنشسته شده و وقتش رو با موسیقی پُر میکنه -
ویولون سل، آره -

191
00:20:49,586 --> 00:20:52,626
داره درباره مصائب جوزف مقدس کتاب می نویسه

192
00:20:52,794 --> 00:20:58,293
تو هم ویولون میزنی؟ -
امیدوارم بتونم برم کنسرواتوار -

193
00:21:00,461 --> 00:21:05,876
پدرت معلمته و تو هم دانش آموزش -
بله -

194
00:21:13,168 --> 00:21:15,000
چی شده؟

195
00:21:16,751 --> 00:21:20,917
تو سونات "پل هیندمیت" اوپوس 25 رو میشناسی؟
(پل هیندمیت : آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده فقید آلمانی)

196
00:21:21,585 --> 00:21:24,542
راستش هیچی از موسیقی نمی دونم

197
00:21:25,292 --> 00:21:28,624
پدرم میخواد این قطعه رو برای آزمون بزنم

198
00:21:28,792 --> 00:21:32,249
خیلی سخته -
پدرت خودش به این موضوع فکر نمیکنه؟ -

199
00:21:32,417 --> 00:21:34,999
روزهای قبل از پریودت چطور بودی؟

200
00:21:38,084 --> 00:21:40,416
یه هیولا

201
00:21:41,417 --> 00:21:48,749
مثل یه فرشته می خوابیدم و
مثل یه هیولا بیدار می شدم

202
00:21:49,208 --> 00:21:53,540
من که ذهن و روانم بهم میریزه
به بدبختی از خواب بیدار می شم

203
00:21:53,708 --> 00:21:57,790
پدرم هم که سحرخیزه -
خب، بعد چی شد؟ -

204
00:21:58,583 --> 00:22:00,873
مدام خمیازه می کشیدم

205
00:22:00,999 --> 00:22:05,707
داشتیم روی موومان چهارم کار می کردیم

206
00:22:07,040 --> 00:22:11,164
: اون هیدمیت لعنتی نوشته بود

207
00:22:11,373 --> 00:22:17,747
"Lebhafte Viertel ohne jeden
Audsdruck und stets Pianissimo"

208
00:22:18,623 --> 00:22:21,956
میدونی یعنی چی؟ -
انگار خیلی مشکله، من که آلمانی بلد نیستم -

209
00:22:22,914 --> 00:22:28,038
با ذهن و روان داغونم نشستم و سعی کردم

210
00:22:29,456 --> 00:22:34,413
التماسش میکردم که دست از سرم برداره
چون هر چی تلاش می کردم فایده ایی نداشت

211
00:22:34,664 --> 00:22:39,496
مجبورم کرد حداقل 20 بار
اون قطعه رو بزنم

212
00:22:39,664 --> 00:22:45,038
بالاخره با ملایمت بهش گفتم
این قطعه هیچ ارزشی برام نداره

213
00:22:45,205 --> 00:22:49,829
گفتم این تمرین نبود، یه شکنجه
وحشیانه بود

214
00:22:49,996 --> 00:22:53,079
با اینکه خیلی عصبانی شد ولی
بهم گفت باید از اول شروع کنم

215
00:22:53,205 --> 00:22:57,370
: دقیقا این جمله رو گفت

216
00:22:57,538 --> 00:23:01,537
"Lebhaft, sehr markiert...
mit festen Bogenstrichen."

217
00:23:01,662 --> 00:23:06,661
اینقدر عصبانی بودم که نمی تونستم تمرین کنم
اون هم گفت از عمد اینکار و می کنم

218
00:23:06,829 --> 00:23:11,828
بهش گفتم خیلی معلم بیسوادیه
میدونم بی انصافی کردم

219
00:23:11,954 --> 00:23:18,869
اون خیلی معلم صبور و حساسیه

220
00:23:19,287 --> 00:23:23,411
گفت این موضوع هیچ ربطی به تدریس نداره و

221
00:23:23,578 --> 00:23:26,452
هدفش اینه که یه دختر با اراده و جدی داشته باشه

222
00:23:26,578 --> 00:23:30,577
گفت من تنبلم

223
00:23:34,661 --> 00:23:39,785
منم ویولون و زمین گذاشتم، چون
داشتم از استرس می لرزیم

224
00:23:41,077 --> 00:23:47,076
گفتم برای امروز کافیه
میرم بیرون قدم بزنم

225
00:23:56,243 --> 00:24:00,409
رنگش پرید
تا حالا تو این حال ندیده بودمش

226
00:24:02,992 --> 00:24:06,908
گفت : حق نداری جایی بری

227
00:24:08,534 --> 00:24:12,200
چکمه هام و پوشیدم و رفتم سمت در

228
00:24:14,159 --> 00:24:19,575
نزدیکم شد، شونه هام گرفت و گفت

229
00:24:19,700 --> 00:24:21,699
حق نداری جایی بری

230
00:24:25,783 --> 00:24:29,115
حق نداری جایی بری

231
00:26:22,819 --> 00:26:25,984
نشستم و گریه کردم

232
00:26:26,985 --> 00:26:32,859
گفت : بسه دیگه

233
00:26:34,152 --> 00:26:36,026
... دیگه بسه

234
00:26:37,401 --> 00:26:40,942
اینقدر گریه کردم تا آروم شدم

235
00:26:44,818 --> 00:26:50,400
فکر کردم بیام دیدن پدربزرگ و ازش بخوام
کمکم کنه تا

236
00:26:50,526 --> 00:26:56,733
اون دیوونه رو ترک کنم
دیگه داره خیلی زیاده روی میکنه

237
00:26:56,901 --> 00:27:04,358
این پیرمرد هم می تونه از پسر دیوونه اش
نگهداری کنه

238
00:27:04,525 --> 00:27:08,524
بزاره تو مزرعه کار کنه
یا بره پیش پلیس

239
00:27:08,692 --> 00:27:11,774
یا بُکُشدش

240
00:27:18,732 --> 00:27:24,940
یهو فهمیدم که من هیچی نمیدونم

241
00:27:27,441 --> 00:27:34,481
هیچی درباره زندگی ام و آینده ام نمیدونم
نمیدونم می خوام چیکار کنم یا سرانجامم چی میشه

242
00:27:39,481 --> 00:27:44,605
یهو یادم افتاد که مادرم مُرده و

243
00:27:45,690 --> 00:27:48,939
دیگه نمی تونم چیزی ازش بخوام

244
00:27:50,523 --> 00:27:57,230
دوباره بهم ریختم، غمگین شدم و
گریه کردم

245
00:28:07,605 --> 00:28:14,563
حتما فکر میکنی من آدم روانی و عصبی هستم
ولی اینطور نیست

246
00:28:14,730 --> 00:28:21,854
فکر میکنی هنریک تمایل به خودکشی داره؟ -
چرا باید داشته باشه؟ -

247
00:28:21,979 --> 00:28:27,603
... با این وضعیت ناجوری که تو توضیح دادی

248
00:28:27,729 --> 00:28:29,687
یعنی میتونه به خودش صدمه ایی بزنه؟

249
00:28:29,813 --> 00:28:35,978
راستش، من پدرم و خیلی خوب نمی شناسم

250
00:28:36,812 --> 00:28:41,977
فقط میدونم ذاتا آدم خوبیه

251
00:28:42,603 --> 00:28:44,686
... اگه خوب نبود که مادرم هیچوقت

252
00:28:46,478 --> 00:28:51,561
میدونستی مامانم عاشقش بود
اونها عاشق هم بودند

253
00:28:52,103 --> 00:28:58,311
ولی من جایی تو این عشق نداشتم

254
00:28:59,311 --> 00:29:04,935
وقتی از خودم عصبانی میشم یا از دست
دوست پسرام خسته میشم اینطوری فکر میکنم

255
00:29:06,727 --> 00:29:10,768
چرا نمی تونم مثل مادرم عشق و
احساس کنم؟

256
00:29:14,976 --> 00:29:20,225
میترسیدی پدرت خودش رو بعد از مرگ
مادرت بکشه؟

257
00:29:20,351 --> 00:29:23,642
هیچوقت اونطور که باید، به
غم و رنجش اهمیت نمی دادم

258
00:29:25,726 --> 00:29:29,309
اما تلاش کردم تا اونجا که بهم
اجازه میداد جای مادر رو براش پر کنم

259
00:29:32,310 --> 00:29:35,267
مادرم زن ساکت و کم حرفی بود

260
00:29:38,767 --> 00:29:42,016
... آخرین روزهای زندگیش

261
00:29:42,184 --> 00:29:46,308
به خاطر تزریق مورفین، همیشه
خواب آلود بود

262
00:29:48,684 --> 00:29:55,141
یادمه، یکی از همون روزها بود که
کنارش نشسته بودم

263
00:29:56,016 --> 00:29:59,140
نگام کرد و خیلی واضح گفت

264
00:30:01,558 --> 00:30:04,307
میدونی که دوستت دارم

265
00:30:06,391 --> 00:30:09,598
میدونی که چقدر دوستت دارم، کارین

266
00:30:15,348 --> 00:30:18,514
اون هیچوقت اینطوری حرف نمی زد

267
00:30:21,057 --> 00:30:25,139
بابا خیلی وقت پیش یه بار به شوخی بهم گفت

268
00:30:25,473 --> 00:30:31,889
آنا، هیچوقت نگفت که دوستت دارم اما
همه رفتارش سرشار از عشق بود

269
00:30:37,431 --> 00:30:44,180
اگه بابابزرگ برگرده چی؟ -
اشکال نداره، یه بطری دیگه هم دارم -

270
00:30:58,846 --> 00:31:03,804
تو واقعا با پدربزرگ ازدواج کرده بودی؟ -
یعنی اینقدر عجیبه؟ -

271
00:31:04,930 --> 00:31:10,262
باور کردنش سخته -
چه جور آدمیه؟ -

272
00:31:11,471 --> 00:31:13,345
سوال خوبی پرسیدی

273
00:31:14,345 --> 00:31:19,761
دوستش داشتی؟ -
در تمام طول زندگیم همیشه این سوال رو از
خودم میپرسیدم -

274
00:31:19,887 --> 00:31:26,428
خیلی آدم بد اخلاقی بود؟ -
شانزده سال با هم زندگی کردیم -

275
00:31:27,220 --> 00:31:31,344
بعد طلاق گرفتیم
اون با یه زن دیگه رابطه داشت

276
00:31:31,470 --> 00:31:34,053
زنی با اسم مسخره پائولا

277
00:31:35,053 --> 00:31:40,718
من هم با یه خلبان گلایدر
عروسی کردم

278
00:31:41,428 --> 00:31:45,718
یه روز پرواز کرد

279
00:31:46,136 --> 00:31:50,177
دیگه هیچوقت پیدا نشد

280
00:31:53,552 --> 00:31:58,009
بنا به دلایلی من و یوهان چندین بار دیگه
با هم بودیم

281
00:31:58,135 --> 00:32:03,259
بعد فهمیدم پای یه زن دیگر هم وسطه

282
00:32:03,385 --> 00:32:08,092
یه فاحشه واقعی

283
00:32:08,593 --> 00:32:12,092
خیلی عصبانی و افسرده شدم
و دیگه باهاش تموم کردم

284
00:32:12,967 --> 00:32:15,633
یه دفعه به خودم اومدم و فهمیدم

285
00:32:15,759 --> 00:32:21,425
تنها زنی هستم که مردای زندگیش
بیشترین خیانت و بهش کردن

286
00:32:22,301 --> 00:32:28,133
یوهان ویژگی های فوق العاده ایی داشت
به همون اندازه هم بیوفا بود

287
00:32:28,801 --> 00:32:33,383
منظورت بابابزرگ منه؟ -
واقعا دروغگوی خوبی بود -

288
00:32:34,133 --> 00:32:41,299
عادت داشت شعر بنویسه یه جلدش منتشر شد
اما موفق نبود

289
00:32:41,466 --> 00:32:47,757
یعنی بابابزرگم واقعا شعر می نوشت؟ -
آره،حتی چند تا شعر عاشقانه هم برای من نوشت -

290
00:32:48,508 --> 00:32:50,507
شعراش و نگه داشتی؟ -
نه -

291
00:32:50,716 --> 00:32:52,257
عاشقش بودی؟

292
00:32:58,799 --> 00:33:04,298
من خیلی زود باور و ساده بودم

293
00:33:04,715 --> 00:33:10,589
اینروزها نمیشه اینقدر ساده باشی و
تو این دنیا زندگی کنی

294
00:33:10,756 --> 00:33:14,838
مخصوصا برای آدمی مثل من که
میخواد از همه چی سر در بیاره

295
00:33:19,881 --> 00:33:27,255
فکر کنم عاشقش بودم
با تمام وجودم عاشقش بودم

296
00:33:27,964 --> 00:33:32,130
هیچوقت بهش مشکوک نشدی؟ -
اصلا، حتی برای یه لحظه -

297
00:33:34,422 --> 00:33:40,712
چی باعث شد که یهو بیای اینجا؟ -
نمیدونم -

298
00:33:43,338 --> 00:33:47,796
هنوز دوستش داری، نه؟

299
00:33:49,088 --> 00:33:54,171
راستش و بگو مارین

300
00:33:59,296 --> 00:34:06,836
یادمه می شنیدم که مردم میگفتن
یوهان اینطوری یا اونطوریه

301
00:34:07,004 --> 00:34:09,878
معمولا هم چیزهای خوبی نمیگفتن

302
00:34:11,586 --> 00:34:15,919
اما من اون یوهانی رو که دیگران
ازش می گفتن و نمیشناختم

303
00:34:17,711 --> 00:34:24,502
همیشه فکر میکردم یه مرد خوبه
بهترین مرد دنیا

304
00:34:25,586 --> 00:34:31,294
آزار دادنش خیلی آسون بود
هیچوقت هم نمیتونست از خودش دفاع کنه

305
00:34:37,669 --> 00:34:39,251
... به نظرم یوهان

306
00:34:42,002 --> 00:34:44,543
یه آدم ترحم انگیزه

307
00:34:48,419 --> 00:34:51,043
اون ترحم انگیزه

308
00:34:51,834 --> 00:34:55,667
گریه میکنی؟ -
آره یه کم -

309
00:34:57,043 --> 00:35:00,083
برای بابابزرگ گریه میکنی؟

310
00:35:05,084 --> 00:35:12,375
برای یوهان و مارین گریه میکنم
درکت میکنم

311
00:35:17,125 --> 00:35:19,457
عجیبه

312
00:35:31,124 --> 00:35:32,873
... عزیزم

313
00:35:36,957 --> 00:35:40,290
میخوای چیکار کنی؟ -
برمیگردم پیش هنریک -

314
00:35:41,124 --> 00:35:45,498
کار عاقلانه ایه؟ -
کار دیگه ای نمیتونم بکنم -

315
00:35:46,707 --> 00:35:50,831
من چند روز دیگه اینجا میمونم
اگه اتفاقی افتاد منو تو جریان بذار

316
00:35:52,915 --> 00:35:55,455
حتما

317
00:36:04,540 --> 00:36:07,830
فصل سوم
درباره آنا

318
00:36:25,205 --> 00:36:27,121
دیگه این اتفاق نمی افته

319
00:36:28,454 --> 00:36:31,203
دیگه هیچوقت -
هیچوقت -

320
00:36:32,371 --> 00:36:34,328
باید باهم یه صحبت جدی بکنیم

321
00:36:34,454 --> 00:36:41,953
هر دومون میدونیم چی شده
چیزی نیست که بخواییم در موردش صحبت کنیم

322
00:36:42,079 --> 00:36:44,328
خوشحالم که اینقدر ساده برخورد می کنی

323
00:36:47,245 --> 00:36:49,119
تا حد مرگ ترسیده بودم

324
00:36:49,245 --> 00:36:53,369
هیچ توضیح دیگه ای هم ندارم
جز اینکه تا حد مرگ ترسیده بودم

325
00:36:53,745 --> 00:36:59,744
میفهمی؟ -
من خیلی خسته ام، میرم بخوابم -

326
00:37:06,287 --> 00:37:09,327
خوابی؟ -
نه -

327
00:37:28,868 --> 00:37:32,200
یه بار یه موقعیت مشابه مثل امروز
با آنا برام پیش اومد

328
00:37:36,243 --> 00:37:40,992
هنوز عروسی نکرده بودیم
اما باهم زندگی میکردیم

329
00:37:43,701 --> 00:37:50,534
شاید یه کم مست بودم
... حرفهای رکیکی درباره

330
00:37:50,659 --> 00:37:53,991
دانشگاهم زدم

331
00:37:54,159 --> 00:37:57,074
درباره همکارام، محیط کارم

332
00:37:57,242 --> 00:38:02,658
بعد در مورد بابام، اون حرومزاده پیر

333
00:38:04,575 --> 00:38:09,158
آنا یک کلمه هم حرف نزد و
همین بیشتر ناراحتم میکرد

334
00:38:11,741 --> 00:38:14,323
یادم میاد، فکر میکردم

335
00:38:15,658 --> 00:38:20,282
وقتی آنا داره اون دامن و میدوزه
چی تو ذهنش می گذره؟

336
00:38:23,199 --> 00:38:31,032
چه فکری میکنه؟ شاید به این فکرمیکنه
که هنریک غیر قابل تحمله

337
00:38:32,698 --> 00:38:35,406
بعد گفت

338
00:38:36,490 --> 00:38:38,031
وقتی اخلاقت اینطوری میشه

339
00:38:38,157 --> 00:38:43,072
به فکرم میرسه که تو اون مردی نیستی که من
میخوام باهاش ازدواج کنم

340
00:38:46,906 --> 00:38:51,155
بعد رفت اتاق نشیمن و شروع کرد
به جمع کردن وسایلش

341
00:38:52,322 --> 00:38:54,780
سعی کردم جلوش رو بگیرم
ولی تکون نمی خورد

342
00:38:54,906 --> 00:38:58,280
اما پیامی از طریق بدنش
بهم انتقال داد

343
00:38:59,739 --> 00:39:04,988
میگفت: ترکت میکنم
ترکت میکنم

344
00:39:05,155 --> 00:39:14,987
بعد من با صدایی که برای خودم هم
غریب بود گفتم : هیچکی منو ترک نمیکنه

345
00:39:17,571 --> 00:39:20,362
هیچکی منو ترک نمیکنه

346
00:39:25,695 --> 00:39:32,736
هیچکس پشتش رو به من نمیکنه
هیچکس ترکم نمی کنه

347
00:39:33,820 --> 00:39:43,153
نشسته بودم کف اتاق و فکر میکردم : که تموم شد

348
00:39:54,986 --> 00:40:08,610
چشمام رو بسته بودم و فکر میکردم : آنا رفته و
دیگه برنمیگرده

349
00:40:13,527 --> 00:40:17,359
اما بعد صداش رو از تو
آشپزخونه شنیدم

350
00:40:18,652 --> 00:40:20,901
داشت قهوه درست میکرد

351
00:40:24,359 --> 00:40:32,150
یه کلمه هم حرف نزد
شاید منتظر بود من از حالت مستی در بیارم

352
00:40:33,567 --> 00:40:40,816
تا آخر شب هم یک کلمه حرف نزد
فقط خیاطی می کرد

353
00:40:41,901 --> 00:40:47,816
آنا  از اون آدمهای خیلی ساکت و کم حرف بود
هیچوقت زیاد حرف نمیزد

354
00:40:50,441 --> 00:40:55,482
اما ما نیازی به حرف زدن نداشتیم
... همیشه میدونستیم که

355
00:40:58,150 --> 00:41:01,149
التماسش کردم منو ببخشه

356
00:41:01,275 --> 00:41:05,565
مثل یه بچه که به مادرش میگه
دیگه این کار رو نمیکنم

357
00:41:08,149 --> 00:41:14,398
این دقیقا همونیه که میخواستم بهت بگم
اما به نظرم مسخره اومد

358
00:41:15,149 --> 00:41:20,148
هرکسی میتونه بگه : متاسفم، معذرت میخوام
اما بی معنیه

359
00:41:23,523 --> 00:41:27,397
اون شب دیگه حتی
کلمه  هم بین ما رد و بدل نشد

360
00:41:29,439 --> 00:41:37,022
... اون شب، شب خیلی سردی بود

361
00:41:41,439 --> 00:41:48,147
آنا به خواب عمیقی فرو رفته بود، من بیدار
بودم و صدای نفسهاشو گوش میدادم

362
00:41:49,897 --> 00:41:55,562
نگاهش میکردم
نور چراغ خیابان از میون پنجره افتاده بود توی اتاق

363
00:41:57,188 --> 00:42:03,062
مدتی طولانی به او خیره شدم
نمیدانستم واقعا خبر داره که

364
00:42:03,187 --> 00:42:08,478
من چقدر دوستش دارم یا نه

365
00:42:15,854 --> 00:42:21,645
بین من و آنا مسئله ای فراتر از عشق بود
نمیدونم منظورم رو میفهمی یا نه

366
00:42:23,228 --> 00:42:31,019
یه جور حس مالکیت که مثل یه معجزه بود
میدونم ابلهانه به نظر میاد

367
00:42:33,020 --> 00:42:36,227
کلمه بهتری براش سراغ ندارم

368
00:42:40,436 --> 00:42:44,769
نزدیک صبح که شد خوابم برد
وقتی ساعت زنگ زد

369
00:42:45,477 --> 00:42:49,393
ما بیدار شدیم، صبحانه خوردیم
و صحبت های معمولی کردیم

370
00:42:50,227 --> 00:42:54,351
من دانشگاه رفتم و
آنا هم به آزمایشگاه رفت

371
00:43:02,268 --> 00:43:07,558
این یه توجیهه، نه عذرخواهی

372
00:43:07,726 --> 00:43:10,183
بهونه ایی ندارم

373
00:43:14,893 --> 00:43:16,892
... اگه ترکم کنی

374
00:43:19,226 --> 00:43:24,517
من نابود میشم یا چند کلمه دیگه
که هنوز تو دیکشنری ها وجود ندارن

375
00:43:25,600 --> 00:43:29,182
سر وقتش، تو آزاد میشی
میری به هنرستان موسیقی ات

376
00:43:29,308 --> 00:43:33,891
با استادای حرفه ای
یه زندگی متفاوت

377
00:43:38,683 --> 00:43:40,766
برای من هم سخته

378
00:43:50,432 --> 00:43:57,015
این ماههایی که با تو بودم یه
لطف خاصی داشت

379
00:43:58,849 --> 00:44:02,181
برای من داشت، نه برای تو

380
00:44:03,848 --> 00:44:07,139
نهایته لطفته که
اینقدر زود برگشتی

381
00:44:09,056 --> 00:44:14,264
نمیدونم چی بگم، همه چی به هم ریخته

382
00:44:15,181 --> 00:44:17,305
لازم نیست در این مورد دیگه صحبت کنیم

383
00:44:29,097 --> 00:44:33,888
بعضی اوقات احساس میکنم
یه تنبیه درست حسابی حقمه

384
00:45:00,845 --> 00:45:02,636
فصل چهارم

385
00:45:02,803 --> 00:45:08,469
حدود یک هفته بعد
هنریک با پدرش ملاقات کرد

386
00:45:12,137 --> 00:45:16,052
بخشی از زندگی

387
00:45:32,594 --> 00:45:36,468
مزاحم شدم؟ -
تویی؟ -

388
00:45:38,385 --> 00:45:39,925
خیلی وقته اینجا نیومدی

389
00:45:43,926 --> 00:45:50,259
چطوری؟ -
خوبم ممنون، تو چطوری؟ -

390
00:45:51,760 --> 00:45:56,467
دهه شصت، شش تا عیب داشت دهه هفتاد شد هفت تا
و همینطور ادامه پیدا کرد

391
00:45:56,718 --> 00:46:03,967
تفسیر خوبیه البته بستگی به
اولویت هات تو زندگی داره

392
00:46:17,758 --> 00:46:23,007
شنیدم همسر سابقت سرزده به دیدنت اومده -
مارینِ ساده -

393
00:46:23,591 --> 00:46:27,298
همیشه میدونست من از حاضر جوابی متنفرم

394
00:46:29,049 --> 00:46:32,840
شاید بتونم ببینمش -
رفته توت فرنگی بچینه -

395
00:46:33,424 --> 00:46:36,673
نمیدونم وقتی برگرده تو اینجا هستی یا نه

396
00:46:38,715 --> 00:46:43,464
نمیخواستم مزاحمت بشم -
ممنون که ملاحظه میکنی -

397
00:46:47,465 --> 00:46:48,839
چی میخوای؟

398
00:46:56,215 --> 00:47:00,839
من 890،000 کرون پول نیاز دارم -
یه مقدار از ارثیه ام

399
00:47:00,964 --> 00:47:05,130
بازم پول لازم داری -
میدونم بهت 200،000 تا بدهکارم -

400
00:47:05,297 --> 00:47:09,755
که هیچوقت هم پرداختش نکردی -
نگران نباش بهت برمیگردونم -

401
00:47:09,922 --> 00:47:14,005
مطمئنم دیگه هیچوقت اون پول رو نمیبینم

402
00:47:14,631 --> 00:47:18,005
خنده داره که اسمش رو میذاری قرض

403
00:47:19,255 --> 00:47:22,129
اگه میخوای با تحقیر کردن من سرگرم بشی ... اصلا فراموش کن

404
00:47:22,255 --> 00:47:29,087
من که برای خونه کنار دریاچه اجاره نمیدم

405
00:47:30,546 --> 00:47:36,879
پنج ماه اونجا بودیم و حتی یه سنت هم ندادم

406
00:47:37,004 --> 00:47:38,628
اما تونستی یه ماشین نو بخری

407
00:47:38,795 --> 00:47:42,586
این یه وامه، مالکش اینجا نیست

408
00:47:43,712 --> 00:47:47,378
وقتی ماه اکتبر صاحبش برگرده
باید ماشینم رو بفروشم کرایه ویلا رو بدم

409
00:47:51,629 --> 00:47:55,711
کتاب چطور پیش میره؟ -
خوب، ممنون -

410
00:47:58,336 --> 00:48:00,043
جواب عمیقی بود

411
00:48:04,211 --> 00:48:08,752
ده دقیقه اس که اینجام
گذاشتم تحقیرم کنی

412
00:48:09,336 --> 00:48:14,168
اگه به پول احتیاج نداشتم
خیلی وقت قبل رفته بودم

413
00:48:14,294 --> 00:48:15,752
همین الان هم میتونی بری

414
00:48:31,377 --> 00:48:34,876
برای خودم نمیخوام، برای کارین میخوام

415
00:48:37,251 --> 00:48:42,625
حالا فهمیدم
مارین بهم گفت شما دو تا دعواتون شد

416
00:48:43,209 --> 00:48:45,666
میخوای کاری کنی بمونه؟

417
00:48:45,917 --> 00:48:48,375
فکر میکنی رشوه قبول کنه؟

418
00:48:49,917 --> 00:48:53,791
فقط متعجبم چطور همسرت، آنا تو رو تحمل میکرده

419
00:48:53,917 --> 00:48:56,166
آنا رو وارد این ماجرا نکن

420
00:48:57,916 --> 00:49:01,540
البته جرات اش و نداری اسم آنا
رو به زبون بیاری

421
00:49:02,958 --> 00:49:08,207
وقتی از اون تن صدا استفاده میکنی
ازت بیشتر خوشم میاد، یا کمتر بدم میاد

422
00:49:09,000 --> 00:49:14,040
این هم یه دوز سلامت از نفرت در ابتذال توئه

423
00:49:27,040 --> 00:49:28,498
قضیه از این قراره که

424
00:49:29,790 --> 00:49:34,498
یه ویولون هست که میخوام برای کارین بخرم
یه فاگنولا مال سال 1815

425
00:49:35,039 --> 00:49:38,538
یه ویولن سل عالیه، جنسش خیلی خوبه

426
00:49:39,206 --> 00:49:46,038
کارین استعداد عالی ای داره
میتونه یه موزیسین عالی بشه

427
00:49:46,831 --> 00:49:49,288
من خودم دارم بهش آموزش میدم

428
00:49:49,414 --> 00:49:54,997
اما استعدادش گنجایش خیلی بیشتر از اونو داره
یه چیزی مثل اون ویولون سل لازم داره

429
00:49:55,122 --> 00:49:59,496
ویولون زدنش به سبک آلمانی قابل قبوله

430
00:49:59,663 --> 00:50:03,037
اما میخواد برای هنرستان موسیقی امتحان بده

431
00:50:03,163 --> 00:50:06,037
مطمئنی اصله؟

432
00:50:07,247 --> 00:50:11,287
اولین باری نیست که کلاه سرت گذاشتن و
احمق فرض ات کردن

433
00:50:11,455 --> 00:50:13,496
یه مدرک معتبر داره

434
00:50:13,621 --> 00:50:19,328
و فروشنده آدم درستیه -
برای همینه که اینقدر ویولون و ارزون میفروشه؟ -

435
00:50:21,412 --> 00:50:26,411
اون پیر و مریضه و دیگه نمیتونه
ویولون رو نگه داره

436
00:50:27,579 --> 00:50:33,036
گفت دیگه بدردش نمیخوره -
تحت تاثیر قرار گرفتم -

437
00:50:51,411 --> 00:50:56,744
بابا سرچشمه این همه خصومتت با من از کجاست؟

438
00:50:58,494 --> 00:51:05,951
خودت بگو، وقتی 18 یا 19 سالت بود
سعی کردم بهت نزدیک بشم، باهات دوست باشم

439
00:51:06,785 --> 00:51:12,618
تو خیلی مریض بودی و مادرت
از من خواست با هم صحبت کنیم

440
00:51:12,826 --> 00:51:20,325
من بهت گفتم که میدونم پدر بدی بودم
اما دوست دارم این وضعیت رو درست کنم

441
00:51:21,659 --> 00:51:25,408
تو داد زدی
بله داد زدی و گفتی

442
00:51:26,409 --> 00:51:30,742
بابای بد
تو هیچوقت برای من پدری نکردی

443
00:51:31,617 --> 00:51:35,949
بعد گفتی که میتونی از پس کارهات
بدون کمک من بر بیای

444
00:51:36,950 --> 00:51:43,157
نفرتِ صادقانه و درست قابل احترامه
من بهش احترام میزارم

445
00:51:43,742 --> 00:51:49,366
اما نمیتونم نسبت به نفرت تو بی تفاوت باشم
تو اصلا برای من زنده نیستی

446
00:51:50,825 --> 00:51:56,074
اگر به خاطر کارین نبود
که خدا را شکر شبیه مامانشه

447
00:51:56,241 --> 00:52:00,156
تو اصلا برای من وجود نداشتی

448
00:52:02,032 --> 00:52:05,740
قسم میخورم، هیچ خصومتی نیست

449
00:52:07,157 --> 00:52:15,240
اسم و شماره مالک ویولون رو بده من
خودم بررسی میکنم، تو عرضه اش و نداری

450
00:52:36,364 --> 00:52:38,946
بفرمایید -
ممنون -

451
00:52:49,822 --> 00:52:54,988
جوابت چیه؟ -
بهت میگم -

452
00:52:56,779 --> 00:52:58,945
میتونم برم؟

453
00:53:02,446 --> 00:53:03,987
بسیار خب، میرم

454
00:53:07,404 --> 00:53:10,278
میتونم فقط یه چیز دیگه بگم؟ -
اگه باید بگی بگو -

455
00:53:16,945 --> 00:53:23,861
اون داستان جر و بحث 50 سال قبل
هیچ عذر قابل قبولی نیست

456
00:53:25,903 --> 00:53:28,069
آنای بیچاره

457
00:53:29,944 --> 00:53:32,026
میخوای الان منو بزنی؟

458
00:53:38,694 --> 00:53:41,860
فصل پنجم
باخ

459
00:55:33,605 --> 00:55:36,020
مزاحم که نشدم

460
00:55:37,605 --> 00:55:42,270
نه همین الان تموم کردم
صبحها تمرین میکنم

461
00:55:42,771 --> 00:55:47,937
نوازنده ارگ میخواد
من جایگزین اون بشم

462
00:55:48,104 --> 00:55:52,353
فکر میکردم ویولون میزنی -
من مدرک ارگ دارم -

463
00:55:52,937 --> 00:55:56,978
تو زمان ما
داشتن همچین مدرکی خیلی ارزش داشت

464
00:55:57,229 --> 00:56:00,561
کلیسا ها زیاد بودن ارکستر ها کم

465
00:56:01,104 --> 00:56:02,561
این چی بود که میزدی؟

466
00:56:02,687 --> 00:56:05,561
سونات باخ برای ارکستر سه نفره
اولین موومانت

467
00:56:08,728 --> 00:56:15,268
قشنگ بود -
این ارگ از سال 1728 نظیرش پیدا نشده -

468
00:56:16,978 --> 00:56:20,893
هیچکی نمیدونه این ارگ چطور سر از اینجا درآورده

469
00:56:24,103 --> 00:56:27,268
چند هفته قبل، کارین و من
یه کنسرت اینجا داشتیم

470
00:56:27,435 --> 00:56:29,767
سالن تقریبا پر بود

471
00:56:30,268 --> 00:56:33,017
کنسرت دیگه ای هم داری؟ -
وقت ندارم -

472
00:56:33,602 --> 00:56:37,059
کارین باید خودش رو برای امتحان ورودی آماده کنه
منم باید کتابم رو تموم کنم

473
00:56:38,393 --> 00:56:43,351
کتاب؟ -
آره یه کتاب در مورد مشکلاتی که
سنت جان برای باخ بوجود میاورد

474
00:56:46,642 --> 00:56:51,683
کارین رو دیدم
میگن خیلی با استعداده

475
00:56:51,809 --> 00:56:56,058
میگن استثناییه، البته نه به خاطر پدرش -

476
00:56:56,726 --> 00:56:59,891
معلمش هستی؟ -
اینطور میگن -

477
00:57:01,309 --> 00:57:05,808
تو هنرستان موسیقی بهترینهای اروپا
استادش میشن

478
00:57:06,100 --> 00:57:09,599
برات سخت نیست که ازت دور بشه؟ -
چرا، هست -

479
00:57:15,141 --> 00:57:17,182
میشه گفت

480
00:57:17,891 --> 00:57:20,640
خیلی دوستش داری؟ -
بله -

481
00:57:21,933 --> 00:57:24,182
متاسفم -
نه مشکلی نیست -

482
00:57:29,724 --> 00:57:33,848
کارین شبیه مادرش آناست -
به نظر من که شبیه اش نیست -

483
00:57:35,307 --> 00:57:37,014
چی شده؟

484
00:57:41,890 --> 00:57:46,514
هر وقت اسم آنا میاد. گریه ام میگیره
دست خودم نیست

485
00:57:48,514 --> 00:57:50,138
کاری ازم برنمیاد

486
00:57:52,389 --> 00:57:58,930
دو ساله که مرده و هنوز داغش برام تازه است

487
00:58:01,556 --> 00:58:03,388
زندگی همینه دیگه

488
00:58:10,555 --> 00:58:12,804
زندگی هم واسه خودش رسم و آیینی داره

489
00:58:17,430 --> 00:58:20,012
نمیدونم، نمیتونم کلمه ای پیدا کنم که توصیفش کنه

490
00:58:22,347 --> 00:58:24,471
یه آدم ناتوان شدم

491
00:58:26,387 --> 00:58:30,761
آره درسته، یه ناتوان

492
00:58:36,512 --> 00:58:38,928
کارین هر چیزی رو که باعث میشه احساس در زندگیم
معنی پیدا کنه داره

493
00:58:41,096 --> 00:58:42,720
و در ضمن

494
00:58:46,011 --> 00:58:48,469
بدون اون هیچ احساسی برام معنی نداره

495
00:58:59,470 --> 00:59:02,927
این روزها خیلی در مورد مرگ فکر میکنم

496
00:59:04,677 --> 00:59:06,009
فکر میکنم

497
00:59:09,427 --> 00:59:12,968
یه روزی تو یه جنگل کنار رودخانه قدم می زنم

498
00:59:15,052 --> 00:59:19,509
یه روز پاییزی مه آلود، بدون وزش باد

499
00:59:21,052 --> 00:59:23,593
سکوت مطلق

500
00:59:26,759 --> 00:59:31,842
بعد یه نفر رو کنار یه دروازه می بینم

501
00:59:32,801 --> 00:59:38,300
که به طرف من میاد، یه دامن راه راه پوشیده

502
00:59:39,051 --> 00:59:41,008
یه ژاکت آبی

503
00:59:43,425 --> 00:59:48,591
پابرهنه به سمتم میاد
موهای بلندش و به دم یه اسب کوچیک گره زده

504
00:59:49,675 --> 00:59:51,757
به سمت من میاد

505
00:59:55,133 --> 01:00:01,007
آناست که به طرفم میاد

506
01:00:05,049 --> 01:00:07,381
اون وقته که میفهمم ُمردم

507
01:00:10,882 --> 01:00:13,881
بعد اتفاق عجیبی میوفته

508
01:00:14,757 --> 01:00:18,090
پیش خودم میگم: به همین راحتیه؟

509
01:00:21,382 --> 01:00:28,006
ما تمام عمرمون رو به فکر کردن در
مورد مرگ و اتفاقات بعدش میگذرونیم

510
01:00:28,715 --> 01:00:30,839
بعد میبینیم که مرگ چقدر آسون سراغمون میاد

511
01:00:36,506 --> 01:00:41,089
کورسوی یه نور رو همراه با موسیقی میبینم
مثل باخ

512
01:00:45,297 --> 01:00:49,213
فکر میکنم فهمیدم -
امشب برای شام بیا پیش ما -

513
01:00:49,464 --> 01:00:54,754
آشپزای خوبی هستیم -
ممنون مطمئنا همینطوره -

514
01:00:54,880 --> 01:00:59,921
دیگه باید برم، کلاس دارم

515
01:01:00,089 --> 01:01:03,046
اگر دیر کنم کارین عصبانی میشه

516
01:01:03,213 --> 01:01:08,878
امشب میبینمت -
صبرکن فکر نمیکنم بتونم بیام -

517
01:01:09,254 --> 01:01:12,587
میفهمم، اون پیرمرده ممکنه دیوونه بشه -
نه، اصلا به اون ربطی نداره -

518
01:01:13,379 --> 01:01:16,253
برای چی اومدی اینجا؟ -
نمیدونم -

519
01:01:22,628 --> 01:01:28,919
تو یه وکیلی نه؟ -
میتونم ازش ادعای خسارت کنم؟ -

520
01:01:29,587 --> 01:01:36,752
چرا میخوای اینکارو بکنی؟ -
اون کلی ثروت داره و حالا حالا ها هم قصد مردن نداره -

521
01:01:38,045 --> 01:01:41,627
شاید هم شیطان ضمانتش و کرده
که حالا حالا ها نمیره

522
01:01:43,711 --> 01:01:48,543
ازش خواستم سهم ارثیه ام رو بده
اما اون منو تحقیر کرد

523
01:01:49,752 --> 01:01:51,710
خیلی دوست دارم ازش ادعای خسارت بکنم

524
01:01:51,877 --> 01:01:54,626
تا زمانیکه صحت عقل و روان داشته باشه
نمیتونی هیچی بگیری

525
01:01:54,752 --> 01:01:59,751
اون هم که از این لحاظ مریض نیست -
نه اصلا -

526
01:02:00,586 --> 01:02:06,710
اومدی اینجا که ازش برای یه زن مطلقه
فقیر پول بگیری؟

527
01:02:07,251 --> 01:02:11,334
عصبانی نشو
میدونی که من خودم هم برای پول گرفتن پیشش رفتم

528
01:02:11,501 --> 01:02:13,834
سی سالی میشه که با هم تماسی نداشتین

529
01:02:15,418 --> 01:02:18,250
نیومدم اینجا که پول بخوام

530
01:02:19,251 --> 01:02:20,875
باهاش می خوابی؟

531
01:02:22,792 --> 01:02:27,416
اینقدر ازش متنفری که اینطوری ازش حرف میزنی؟

532
01:02:27,584 --> 01:02:34,499
منو به خاطر بی حرمتی به این مکان
و بی ادبی کردن ببخش

533
01:02:36,750 --> 01:02:40,041
من به معنی واقعی کلمه ازش متنفرم

534
01:02:41,083 --> 01:02:46,665
اینقدر ازش متنفرم که آرزو میکنم
بطرز وحشتناکی بمیره

535
01:02:47,249 --> 01:02:53,290
هر روز میبینمش فقط برای اینکه شاهد
عذاب کشیدنش باشم

536
01:02:56,541 --> 01:03:01,540
شاید من فقط یه روح چندش آورم

537
01:03:04,165 --> 01:03:07,789
حیرت و غم رو تو چشات میبینم

538
01:03:08,290 --> 01:03:11,872
به عنوان یک وکیل دیگه باید به حماقت و تنفر تو این دنیا

539
01:03:12,040 --> 01:03:16,539
عادت کرده باشی

540
01:03:19,290 --> 01:03:22,706
خداحافظ مارین، ممنون که به حرفام گوش دادی

541
01:03:27,622 --> 01:03:35,205
بعضی اوقات فکر میکنم من دیوونه ام
که این همه وقت رنج کشیدم

542
01:03:35,205 --> 01:03:45,205
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

543
01:05:31,033 --> 01:05:35,740
فصل شش
نمایش

544
01:06:54,404 --> 01:06:56,653
کارین -
سلام پدربزرگ -

545
01:07:00,861 --> 01:07:06,360
اینجا اتاق مطالعه ام بود
چندین ساله دیگه اینجا نیومدم

546
01:07:06,945 --> 01:07:12,694
تو و آنا بعضی وقتها میومدین دیدنم
وقتی تو خونه نزدیک دریاچه زندگی میکردین

547
01:07:12,861 --> 01:07:17,319
اونوقت ها خیلی سیگار میکشیدی -
بله درست میگی -

548
01:07:18,152 --> 01:07:21,193
وقتی زندگینامه فروید رو خوندم
سیگار رو ترک کردم

549
01:07:21,360 --> 01:07:25,068
سی و سه جراحی برای سرطان حنجره

550
01:07:25,485 --> 01:07:29,443
حتی در اون شرایط هم سیگار و ترک نمی کرد -
حالت خوبه؟ -

551
01:07:29,860 --> 01:07:33,818
آره، مگه اینکه بخوای پیری رو بیماری به حساب بیاری

552
01:07:35,234 --> 01:07:42,108
یک عکس خوشگل از مامان اینجاست
شانسی پیداش کردم

553
01:07:42,276 --> 01:07:48,150
دادم روتوشش کردن و الان اینجاست

554
01:07:49,526 --> 01:07:54,650
هر روز به مامان فکر میکنم و رویای اون در شب

555
01:07:55,317 --> 01:08:00,691
فکر کردم غم دوریش کمتر میشه اما اینطور نشد

556
01:08:01,150 --> 01:08:07,357
اولش که رفته بود اینقدر به نظر نمیرسید
جاش خالی بشه

557
01:08:08,233 --> 01:08:13,482
حالا انگار بخشی از منه نمیخواستم
بدون اون باشم

558
01:08:14,357 --> 01:08:18,856
میتونم بگم دلم براش تنگ شده، دردناکه

559
01:08:20,149 --> 01:08:24,273
خیلی زیاد همدیگه رو نمیدیدیم، منظورم هنریک و منه

560
01:08:26,899 --> 01:08:29,606
آنا خیلی تلاش کرد، خیلی

561
01:08:29,774 --> 01:08:33,606
من و هنریک هیچوقت دلمون نمیخواست،،، خب میدونی

562
01:08:34,023 --> 01:08:37,689
میخواستی با من صحبت کنی؟ -
آره بشین -

563
01:08:39,565 --> 01:08:44,897
دیشب خانم نیلسون شخصا اومده بود
که یه نامه بهم بده

564
01:08:45,023 --> 01:08:46,939
میخواست که پدر با خبر نشه

565
01:08:47,106 --> 01:08:49,439
خوبه،پدرت کجاست؟

566
01:08:49,606 --> 01:08:52,689
الان با ارکسترش تو آپسالاست

567
01:08:52,815 --> 01:08:59,272
اینجا یه نامه دارم که مربوط به چند روز پیشه
مال توئه

568
01:09:00,147 --> 01:09:06,354
ایوان چابلوف رو میشناسی؟ -
بله، رهبر ارکستر سنت پترزبورگ -

569
01:09:09,022 --> 01:09:12,729
همین اواخر به اینجا سفر کرد
با ارکستر فیلارمونیک، جالب بود

570
01:09:13,521 --> 01:09:20,978
اونو از وقتی که تو لنینگراد بودم میشناختم
این نامه رو اون فرستاده

571
01:09:21,646 --> 01:09:24,687
یوهان، دوست عزیزم

572
01:09:25,771 --> 01:09:31,187
شرمنده که با انگلیسی و آلمانی ضعیف مینویسم

573
01:09:32,063 --> 01:09:34,728
اما منشی فوق العاده من

574
01:09:35,187 --> 01:09:39,102
تازگی دوقلو دار شد

575
01:09:41,228 --> 01:09:46,602
خیلی مهمه که برات نامه مینویسم، دوست عزیزم

576
01:09:47,520 --> 01:09:50,311
به خاطر دلایل زیر

577
01:09:51,562 --> 01:09:56,019
در یک شبی که بیکار بودم به کنسرت
یک موسیقیدان جوان رفتم

578
01:09:56,686 --> 01:10:00,435
باید بگم خوشحال و حیرت زده شده بودم

579
01:10:02,602 --> 01:10:06,393
یک نوازنده ویولون سل جوان

580
01:10:07,061 --> 01:10:11,351
تکه ای از زولاتان کودای میزد

581
01:10:12,102 --> 01:10:17,601
و من از اینهمه استعداد در این جوان حیرت زده شده بودم

582
01:10:17,976 --> 01:10:23,434
از پختگی، مهارت و شجاعتش -
خب اینطور هم نبود -

583
01:10:27,601 --> 01:10:29,684
مدرسه اش اسمش رو بهم داد

584
01:10:29,810 --> 01:10:33,350
و به من گفتن که پدرش، معلمش بوده

585
01:10:33,475 --> 01:10:38,349
سعی کردم با پدرش تماس بگیرم
اما اون منو از سرش وا کرد

586
01:10:38,642 --> 01:10:41,349
شاید کلمه تکبر، بهتر منظورم را نشان دهد

587
01:10:43,225 --> 01:10:46,849
یوهان عزیزم، میدونم که تو

588
01:10:47,017 --> 01:10:48,641
پدربزرگ اون نوازنده ایی

589
01:10:48,767 --> 01:10:52,933
و دلیل اینکه این نامه را برای تو مینویسم همینه

590
01:10:54,224 --> 01:10:59,307
تکنیک اون خانم جوان خیلی خوب نیست
ضعف هایی داره

591
01:11:00,183 --> 01:11:05,098
که در آینده به یک فاجعه ختم خواهد شد

592
01:11:07,474 --> 01:11:12,848
من در آکادمی سیبیلوس هلسینکی
استاد مهمان هستم

593
01:11:13,807 --> 01:11:16,139
یکی از بهترین دانشگاه های موسیقی در اروپا

594
01:11:16,723 --> 01:11:19,931
رابطه خوبی با مدیر این دانشگاه دارم

595
01:11:20,098 --> 01:11:25,389
و میتونم بعد از چند امتحان الزامی

596
01:11:25,723 --> 01:11:32,181
به این ویولونیست جوونمون آموزشهای خوبی ارائه بدیم

597
01:11:33,931 --> 01:11:37,805
که به خاطر استعدادش واقعا شایسته اش است

598
01:11:40,847 --> 01:11:47,055
منتظر جواب شما در اسرع وقت هستم
دوست شما ایوان

599
01:11:49,306 --> 01:11:53,430
خب، کارین چی میگی؟
شاید بهتر باشه اینو هم اضافه کنم که

600
01:11:53,555 --> 01:11:59,262
تا وقتی که لازم باشه همه هزینه های
تو رو خودم میپردازم

601
01:12:01,555 --> 01:12:07,262
با ویولون فروش صحبت کردم
یه پیشنهاد عالی بهش دادم

602
01:12:07,430 --> 01:12:09,470
بیشتر از چیزی که خودش میخواست

603
01:12:09,930 --> 01:12:12,845
خب مسلما اگه، پیشنهاد عالی چابلوف رو قبول کنی

604
01:12:12,970 --> 01:12:18,136
نشونه خودبینی و زیاده خواه بودنته
چی میگی؟

605
01:12:20,595 --> 01:12:26,344
راستش نمیدونم چی بگم
کمی دستپاچه شدم

606
01:12:26,595 --> 01:12:31,261
میدونم این نامه تو رو تو موقعیت سختی قرار میده

607
01:12:31,886 --> 01:12:36,552
... بهش نامه میدم و میگم که تو -
افتخار می کنم -

608
01:12:36,969 --> 01:12:40,718
اما تصمیمت روی زندگی بقیه تاثیر میزاره

609
01:12:41,803 --> 01:12:47,635
بقیه؟ -
بله، مخصوصا روی پدرت -

610
01:12:48,511 --> 01:12:50,760
باید استراحت کنم، بعدا می بینمت کارین

611
01:12:51,468 --> 01:12:53,134
ممنون که باهام حرف زدین

612
01:12:58,010 --> 01:13:02,009
مارین قبلا میگفت که من توی قضاوت خیلی بی رحمم

613
01:13:02,177 --> 01:13:10,884
میگفت که من احساس ندارم اما
حتی منِ بی احساس هم اینو میفهمم

614
01:13:11,926 --> 01:13:14,633
مادرت به این دلیل تو این
دنیا زندگی میکرد که

615
01:13:14,967 --> 01:13:17,508
سخت ترین و غیرقابل تحمل ترین کارها
رو انجام بده

616
01:13:17,676 --> 01:13:19,758
تاریکی عمیقتر شد

617
01:13:19,926 --> 01:13:23,091
و وقتی که آنا مرد، اون نور از بین رفت

618
01:13:23,259 --> 01:13:26,341
با وجود اینکه هنریک همه چیز در اختیار داشت
زندگی براش خیلی سخت شد

619
01:13:26,509 --> 01:13:29,425
تو مثل مادرتی

620
01:13:30,300 --> 01:13:33,715
خیلی دوستت دارم کارین

621
01:13:35,050 --> 01:13:38,840
خداحافظ کارین -
خداحافظ پدربزرگ -

622
01:14:47,213 --> 01:14:54,421
فصل هفتم
نامه آنا

623
01:15:47,751 --> 01:15:54,458
برای هنریک از طرف آنا، مالِ پدرته -
لای یه کتاب پیداش کردم -

624
01:15:58,376 --> 01:16:02,250
هیجدهم ماه می،کی اینو نوشته؟

625
01:16:02,376 --> 01:16:05,417
یک هفته قبل از مرگش اینو نوشته بود

626
01:16:05,543 --> 01:16:07,000
دوست دارم بخونیش

627
01:16:12,000 --> 01:16:16,791
نمیتونم خط آنا رو بخونم تو برام بخونش

628
01:16:18,500 --> 01:16:24,291
سعی ام رو میکنم -
بیا یکم ویسکی بخور -

629
01:16:31,624 --> 01:16:34,123
مامان چند روز قبل از مرگش فهمیده بود

630
01:16:34,249 --> 01:16:37,331
که دیگه وقت زیادی واسش نمونده

631
01:16:37,749 --> 01:16:40,498
این نامه رو نوشت به خاطر اینکه هنریک سرما خورده بود

632
01:16:40,666 --> 01:16:42,415
و اجازه نداشت به دیدنش بیاد

633
01:16:45,166 --> 01:16:46,415
میگه

634
01:16:50,331 --> 01:16:53,580
این که تو نمیتونی به دیدنم بیای، شاید

635
01:16:53,748 --> 01:16:55,997
برای هردومون خوب باشه

636
01:16:56,790 --> 01:17:01,705
ما همدیگه رو خوب درک میکنیم
حالا دیگه همه چیز دست توئه

637
01:17:02,915 --> 01:17:06,205
من تلاش میکنم، تو تلاش میکنی

638
01:17:07,372 --> 01:17:12,371
اما هنوز تو چشمات میبینم که چقدر مریضم

639
01:17:19,580 --> 01:17:22,038
سخت ترین بخشش همینجاست

640
01:17:24,080 --> 01:17:28,788
در مورد بابا و من نوشته -
دردناکه؟ -

641
01:17:29,413 --> 01:17:30,912
آره، دردناکه

642
01:17:33,246 --> 01:17:36,245
وقتی با مامانت تو بیمارستان بودی

643
01:17:36,704 --> 01:17:40,037
در مورد چیزی که نوشته حرف زدین؟

644
01:17:40,579 --> 01:17:45,203
نه هیچوقت -
پس چی نوشته؟ -

645
01:17:55,245 --> 01:18:02,286
هنریک عزیز، مجبورم باهات در مورد چیزی صحبت کنم
که تا حالا هرگز با هم حرفش رو نزده بودیم

646
01:18:03,995 --> 01:18:07,952
میخوام با تو در مورد کارین صحبت کنم

647
01:18:08,619 --> 01:18:14,076
قبلا لازم نبود در این مورد حرف بزنیم
چون من همیشه کنارش بودم

648
01:18:15,202 --> 01:18:19,201
بعد مریض شدم و دیگه نمیتونستم کنارش باشم

649
01:18:20,411 --> 01:18:26,826
البته هنوز تو اون خونه پیش کارین بودم
اما تو منو جدا کردی

650
01:18:28,660 --> 01:18:35,950
من و تو عاشق هم بودیم
در مورد عشقمون اطمینان داشتم

651
01:18:37,785 --> 01:18:40,909
اما هیچ عشقی اونقدر قوی نیست

652
01:18:41,076 --> 01:18:47,575
که بتونه در مقابل بیماری، مثل بیماری من دوام بیاره

653
01:18:48,867 --> 01:18:54,783
میدونم که عاشق کارینی
میدونم اونو به خودت وابسته کردی

654
01:18:56,409 --> 01:19:01,366
خیلی خوبه بود که تو معلمش هستی
اما محدودیت هایی هم هست

655
01:19:03,241 --> 01:19:07,365
وقتی من دیگه زنده نباشم این محدودیتها از بین میرن

656
01:19:08,574 --> 01:19:10,740
میدونم که کارین عاشقته

657
01:19:12,824 --> 01:19:18,823
اما نباید از عشقش سوء استفاده کنی
اینجوری آزارش میدی

658
01:19:20,824 --> 01:19:24,032
یه آزار دائمی

659
01:19:26,823 --> 01:19:32,406
برای همینه که ازت خواستم بذاری بره

660
01:19:33,490 --> 01:19:37,406
نباید از فامیل بودنش سوء استفاده کنی

661
01:19:37,782 --> 01:19:44,572
جلوی پیشرفتش و به خاطر اینکه
وابسته اش هستی و بهش حسی بیمارگونه داری نگیر

662
01:19:47,572 --> 01:19:49,738
هنریک عزیز

663
01:19:50,989 --> 01:19:56,905
تو خیلی حساس با ملاحظه و مهربون هستی

664
01:19:58,322 --> 01:20:03,405
اینو بدون شک، بعد از این همه سال زندگی با هم میدونم

665
01:20:05,613 --> 01:20:10,195
اما باید مراقب باشی که کارین رو با عشقی یتیم

666
01:20:10,613 --> 01:20:16,195
وقتی که دیگه من نیستم دفن نکنی

667
01:20:19,280 --> 01:20:24,320
باز هم هست، اما دیگه نمیخوام بخونم

668
01:20:25,195 --> 01:20:29,153
نمیتونم، خیلی اذیتم میکنه

669
01:20:30,654 --> 01:20:33,694
میتونم صدای مادرم رو بشنوم

670
01:20:40,237 --> 01:20:41,861
... کارین

671
01:20:43,486 --> 01:20:47,568
چرا اومدی سراغ من؟

672
01:20:48,194 --> 01:20:53,235
تو خیلی آدم پیچیده ای هستی -
میتونی اینو بگی -

673
01:20:53,903 --> 01:20:58,068
تو از نقشه بابابزرگ خبر داری -
آره بهم گفته -

674
01:20:58,986 --> 01:21:05,110
انتظار نصیحتت رو نداشتم، فقط میخواستم
صدای خودم و بشنوم

675
01:21:05,360 --> 01:21:09,484
به نظرم اینطوری خیلی چیزها روشن میشه

676
01:21:09,610 --> 01:21:11,234
ادامه بده حرف بزن

677
01:21:13,777 --> 01:21:20,442
مامان همه چیز رو میدید -
بله اینطور فکر میکنم -

678
01:21:20,776 --> 01:21:24,691
و هرچیزی که در موردش هشدار داد، درست از آب دراومد

679
01:21:25,901 --> 01:21:32,316
نمیتونم پیشنهاد بابابزرگ رو قبول کنم -
چرا نمیتونی؟ -

680
01:21:32,776 --> 01:21:35,441
اگه هنریک رو ترک کنم میمیره

681
01:21:37,567 --> 01:21:42,525
اگه ترکش کنم میمیره، در این مورد مطمئنم مارین

682
01:21:42,650 --> 01:21:46,690
اون حتی دیگه به ارکستر هم نمیاد

683
01:21:47,191 --> 01:21:52,274
میتونه با موزیکش ادامه بده، همه تو کشور اونو میشناسن

684
01:21:52,691 --> 01:22:00,940
و بابا خودشو درگیر کار دولتی نمیکنه

685
01:22:01,565 --> 01:22:07,481
نمیتونم ترکش کنم، بعضی وقتها خیلی ازش خسته میشم

686
01:22:07,649 --> 01:22:11,856
خودم میدونم چه آینده ای در انتظارمه

687
01:22:13,857 --> 01:22:17,981
مامان مرده و هنریک هم نمیتونه به تنهایی زندگیش رو اداره کنه

688
01:22:19,524 --> 01:22:26,773
اگه بلایی سرش بیاد فکر میکنی من، تا آخر
عمر احساس گناه میکنم؟

689
01:22:27,481 --> 01:22:32,772
نه آینده من و هنریک از الان دیگه به هم گره خورده

690
01:22:34,356 --> 01:22:41,980
خوبه، بالاخره گفتی الان -
فقط برای تسلی خاطر -

691
01:22:43,313 --> 01:22:49,646
کارین میخوام بدونی که من مثل تو فکر نمیکنم -
آره میدونم -

692
01:23:01,646 --> 01:23:08,353
عشق آنا -
اون نامه عشقه -

693
01:23:09,229 --> 01:23:11,145
نیست؟

694
01:23:17,521 --> 01:23:18,895
نمیدونم

695
01:23:20,603 --> 01:23:24,102
فصل هشتم
ساراباند

696
01:23:31,728 --> 01:23:36,602
برگشتی؟ -
دیگه کاری تو اوپسالا نداشتم -

697
01:23:36,936 --> 01:23:39,519
سلام بابا -
سلام عزیزم -

698
01:23:45,810 --> 01:23:47,809
این دیگه چیه؟

699
01:23:48,935 --> 01:23:52,934
قطعه باخ برای ویولون، تو دیوونه ای

700
01:23:53,852 --> 01:23:57,101
گوش کن، آندربرگ پیشنهاد کرد که من و تو

701
01:23:57,227 --> 01:24:01,518
تو نوامبر یه کنسرت داشته باشیم

702
01:24:02,393 --> 01:24:06,558
این واسه من خیلی سخته -
با هم میزنیم -

703
01:24:07,226 --> 01:24:12,725
منظورت چیه با هم میزنیم؟ -
مثل یه مکالمه رو در رو -

704
01:24:12,851 --> 01:24:16,808
تو اون قسمتهایی رو که میتونی و بزن و
من هم قسمت های سختش و

705
01:24:16,976 --> 01:24:22,725
مخصوصا پیش درآمدش، عالی میشه

706
01:24:22,933 --> 01:24:27,682
کدوم قسمت رو میتونم بزنم؟ -
مثلا قسمت "ساراباند"ش رو -

707
01:24:28,183 --> 01:24:34,766
یاد گرفتنش خیلی زمان میبره -
سه ماه وقت داریم -

708
01:24:35,642 --> 01:24:39,391
پس آزمون ورودی ام چی؟ -
همه چی تقریبا آماده اس -

709
01:24:39,599 --> 01:24:42,598
در ضمن دانشجوها هم مجوز اجرای کنسرت رو دارن

710
01:24:42,724 --> 01:24:45,348
با برتز صحبت کردم

711
01:24:46,016 --> 01:24:53,431
برای هردومون خوبه مخصوصا حالا که ارکستری ندارم

712
01:24:56,391 --> 01:25:00,973
حتی دیگه ویولونیست جایگزین هم نیستم

713
01:25:01,098 --> 01:25:06,722
بابا انگار عصبانی هستی -
شاید -

714
01:25:06,973 --> 01:25:10,139
اما حالا دیگه خیلی وقت دارم

715
01:25:10,306 --> 01:25:14,847
بیشتر میتونم کمکت کنم -
بله البته -

716
01:25:19,139 --> 01:25:21,929
انگار خوشحال نشدی

717
01:25:24,680 --> 01:25:28,221
چی شده؟ کاتجا عزیزم

718
01:25:42,596 --> 01:25:46,303
یه حسی بهم میگه انگار دوباره
میخوایم جر و بحث کنیم

719
01:25:52,846 --> 01:25:55,303
چی شده کاتجا؟ -
نمیدونم -
بهم بگو -

720
01:26:00,012 --> 01:26:05,011
فکر میکنم میدونم اما نمیدونم چطور

721
01:26:38,093 --> 01:26:40,550
میدونم با بابابزرگت صحبت کردی، درسته؟ -
آره حرف زدم -

722
01:26:42,676 --> 01:26:47,300
و با اون زنیکه جنده، منظورم مارینِ -
بله -

723
01:26:48,926 --> 01:26:56,134
میبینم که کارت خوب بوده -
باید تصمیمم و بگیرم -

724
01:26:56,634 --> 01:26:59,841
فکر کردم همین الان تصمیمت و گرفتی -
نه تو تصمیم گرفتی -

725
01:27:00,675 --> 01:27:06,758
جدی؟ میخوام بدونم به چی فکر می کنی؟

726
01:27:06,925 --> 01:27:11,049
بابا... برام سخت نیست که فکر کنم

727
01:27:11,425 --> 01:27:17,966
فکر کردم بابا میدونه چی برام خوبه چی بد

728
01:27:25,924 --> 01:27:31,090
شاید هم از قبل تصمیمت و گرفتی؟ نه؟

729
01:27:32,216 --> 01:27:35,298
یشنهاد بابابزرگت رو قبول کردی؟

730
01:27:44,840 --> 01:27:47,131
اینو خوندی؟ -
مجبور شدم -

731
01:27:50,007 --> 01:27:54,672
نامه ای که مامان برای من نوشته رو خوندی؟ -
در مورد من نوشته بود -

732
01:27:54,797 --> 01:27:58,671
اون نامه رو برای من نوشته بود
تو اونو خوندی حالا داری توجیه میکنی

733
01:27:59,756 --> 01:28:06,046
فکر میکنی کار درستی کردی چون در
مورد تو نوشته بود؟

734
01:28:06,172 --> 01:28:10,838
اگه قراره عصبانی بشی صحبت کردن
در موردش بی فایده اس

735
01:28:11,631 --> 01:28:13,921
متاسفم، متاسفم

736
01:28:14,630 --> 01:28:18,754
گفتم متاسفم لعنتی -
چرا متاسفی؟ -

737
01:28:19,630 --> 01:28:24,295
باید میرفتیم سرکار؟ یا چیز دیگه ای؟

738
01:28:32,796 --> 01:28:34,295
... بابا

739
01:28:35,629 --> 01:28:37,669
اوضاع خیلی سخت میشه

740
01:28:37,879 --> 01:28:39,753
برای تو یا من؟

741
01:28:39,879 --> 01:28:43,503
احمقانه به نظر میاد، اما حرفات منو میترسونه

742
01:28:43,670 --> 01:28:49,753
فکرام رو کردم، برای اولین بار در زندگیم
واسه خودم تصمیم گرفتم

743
01:28:50,004 --> 01:28:54,169
ناراحتی؟ -
آره خیلی ناراحتم -

744
01:28:58,086 --> 01:29:01,793
اگه خودت بهم گفته بودی که مامان اون نامه
رو برات نوشته

745
01:29:03,336 --> 01:29:08,793
... اگه میزاشتی بخونمش شاید میتونستیم

746
01:29:11,253 --> 01:29:16,002
اصلا درمورد نامه بهم هیچی نگفتی
باید می گفتی

747
01:29:22,627 --> 01:29:26,209
خب، همینه که هست -
یعنی چی؟ -

748
01:29:30,835 --> 01:29:34,792
هفته دیگه با اِما میرم هامبورگ

749
01:29:35,834 --> 01:29:40,166
با هم به یه مدرسه موسیقی میریم

750
01:29:41,876 --> 01:29:47,333
کلودیو آبادو ماه اکتبر میاد و با هم میریم مونیخ

751
01:29:53,416 --> 01:29:59,540
مدرسه ای برای دانشجوهای جوون از سراسر اروپاست
نباید بیشتر از 22 سال داشته باشی

752
01:30:00,708 --> 01:30:06,165
آبادو 6 هفته برای ما کار میکنه
تو این مدت چهار تا کنسرت برگزار می کنیم

753
01:30:07,333 --> 01:30:14,374
اِما یه ویدیو برای مسخره بازی ضبط کرد،
ویدیو رو فرستاد برای اون مدرسه

754
01:30:14,540 --> 01:30:16,414
تو ویدیو آهنگی از "برهامز" رو میزدیم

755
01:30:17,332 --> 01:30:19,623
یه نامه برای من و اِما اومد

756
01:30:20,082 --> 01:30:25,956
که نوشته بود ما رو قبول کردند

757
01:30:26,332 --> 01:30:28,289
یه دعوت نامه

758
01:30:29,832 --> 01:30:31,081
و اینکه

759
01:30:34,664 --> 01:30:38,705
این دقیقا همون کاریه که میخوام بکنم

760
01:30:40,289 --> 01:30:43,288
این دقیقا همون کاریه که تصمیم دارم بکنم

761
01:30:45,748 --> 01:30:47,747
پس هنرستان موسیقی چی؟

762
01:30:57,163 --> 01:31:02,829
دوره هامبورگ چه مدته؟ -
دو سال -

763
01:31:04,288 --> 01:31:08,829
بعد یه دوره کارورزی تو اتریش یا آلمان داریم

764
01:31:09,788 --> 01:31:10,954
سه سال

765
01:31:13,871 --> 01:31:18,203
از کجا پولش رو میاری؟ -
بهم ارث رسیده -

766
01:31:21,662 --> 01:31:25,620
در این مورد خیلی فکر کرده بودی -
به اِما گفته بودم که بی فایده است -

767
01:31:25,829 --> 01:31:29,370
بهش گفته بودم که تو از قبل واسم تصمیم گرفتی

768
01:31:36,161 --> 01:31:37,702
خدایا

769
01:31:40,078 --> 01:31:43,535
خدایا

770
01:31:48,078 --> 01:31:53,994
بابا من خودم رو در حد یه نوازنده سولو (تک نواز) نمیبینم

771
01:31:54,619 --> 01:32:00,743
میخوام تو ارکستر بزنم میخوام بخشی از
یه کار گروهی باشم

772
01:32:00,869 --> 01:32:06,034
نه اینکه تک و تنها تو صحنه بشینم و ویولون بزنم

773
01:32:06,160 --> 01:32:12,201
نمی خوام که تماشاچی ها بگن چه چیز مزخرفی بود

774
01:32:12,409 --> 01:32:17,867
میخوام خودم برای آینده ام تصمیم بگیرم، میخوام یه
زندگی ساده داشته باشم

775
01:32:18,659 --> 01:32:24,533
میخوام خودم باشم، یه زندگی عادی داشته باشم

776
01:32:24,993 --> 01:32:27,575
نه یک جانشین بدبخت و تنها برای مادر

777
01:32:27,701 --> 01:32:32,242
کی میخواد تحسینت میکنه برای چیزی که در من نیست

778
01:32:33,533 --> 01:32:35,657
باید تموم میشد

779
01:32:37,700 --> 01:32:39,866
و حالا تموم شد

780
01:32:47,117 --> 01:32:49,741
حداقل بزار بخوبی تموم بشه

781
01:32:50,741 --> 01:32:52,156
منظورت چیه؟

782
01:33:01,782 --> 01:33:06,531
دوست نداری "ساراباند پنجم" رو بزنی؟

783
01:33:06,991 --> 01:33:10,490
همین الان؟ -
آره لطفا -

784
01:34:27,070 --> 01:34:30,652
فصل نهم
لحظات بحرانی

785
01:34:31,444 --> 01:34:33,943
بله همینجاست

786
01:34:37,069 --> 01:34:38,193
ممنون

787
01:34:41,402 --> 01:34:44,860
کی بود؟ میشه بپرسم -
از بیمارستان بود -

788
01:34:45,736 --> 01:34:49,985
هنریک میخواسته با قرص خودکشی کنه

789
01:34:50,151 --> 01:34:54,400
بعد رگ دست و گردنش رو با چاقو زده

790
01:34:54,735 --> 01:34:56,817
الان هم تحت مراقبت ویژه است

791
01:34:56,985 --> 01:35:01,567
این شماره رو بگیر و از پرستار اینگرید سراغش رو بگیر

792
01:35:01,735 --> 01:35:07,275
خدای من -
اونها در آخرین لحظه پیدایش کردن -

793
01:35:07,609 --> 01:35:10,441
خانمی بنام برگ، کنار خانه قدم میزده

794
01:35:10,609 --> 01:35:15,733
یه آدم برهنه رو در کف اتاق دیده -
خدای من -

795
01:35:16,859 --> 01:35:19,899
در هم قفل نبوده

796
01:35:20,067 --> 01:35:23,816
سعی میکنه بیدارش کنه اما اون بیهوش بوده

797
01:35:24,942 --> 01:35:30,649
و غرق در خون، آمبولانس هم 20 دقیقه طول کشید تا برسه -
خدای من -

798
01:35:31,524 --> 01:35:36,773
باید با کارین تماس بگیرم، اونم که الان
تو راه هامبورگه

799
01:35:38,233 --> 01:35:45,107
هنریک اصولا در هر چیزی شکست میخوره
حتی نتونسته خودشو بکشه

800
01:35:46,440 --> 01:35:51,397
تو رو خدا یه چیزی بگو -
انتظار داری چی بگم؟ -

801
01:35:51,523 --> 01:35:57,772
هر چیزی، برای یکبار هم شده فی البداهه یه چیزی بگو -
نمیتونم -

802
01:35:58,690 --> 01:36:02,022
بعضی اوقات مثل آدم های فراموش شده سرگردان

803
01:36:02,190 --> 01:36:05,189
تو بعضی از این فیلم های احمقانه رفتار میکنی

804
01:36:05,315 --> 01:36:08,314
اصلا درست رفتار نمی کنی -
دیگه این حرف و نزن -

805
01:36:10,897 --> 01:36:16,105
همین الان... نه ولش کن -
نه ادامه بده -

806
01:36:17,064 --> 01:36:20,563
این همه نفرت رو از کجا آوردی؟

807
01:36:21,272 --> 01:36:22,896
تو اصلا همچین آدمی نبودی

808
01:36:23,064 --> 01:36:25,605
نفرت؟ -
بله -

809
01:36:25,730 --> 01:36:30,229
نمیدونم، هر نفرتی که من دارم مال خودمه

810
01:36:30,896 --> 01:36:34,270
نمیدونم، هیچوقت اینطوری در موردش فکر نکردم

811
01:36:37,355 --> 01:36:41,562
مرد بیچاره؟ -
مرد؟ -

812
01:36:42,646 --> 01:36:48,312
آه هنریک، شاید فکر کرده خیلی شبیه منه

813
01:36:48,770 --> 01:36:54,686
هیچوقت مثل اون نبودم، اینقدر مضحک، مطیع و فرمانبردار

814
01:36:55,395 --> 01:37:01,186
منو با عشقی احساساتی گرفتار کرد
قبول کردم که اون عشق رو نادیده بگیرم

815
01:37:02,354 --> 01:37:11,228
مثل یه سگ فداکار بود، دلم می خواست کتکش بزنم
البته به شکل استعاری

816
01:37:15,186 --> 01:37:18,768
حالا چی میشه؟ -
کارین چیکار میکنه؟ -

817
01:37:19,853 --> 01:37:26,393
خودش رو سرزنش میکنه -
باید درمورد تصمیمی که گرفته دوباره فکر کنه -

818
01:37:26,893 --> 01:37:33,267
فکر میکنی برمیگرده خونه؟ -
نمیدونم -

819
01:37:34,643 --> 01:37:39,101
باهاش صحبت میکنی ؟ -
اگه پیداش کنیم -

820
01:37:39,268 --> 01:37:43,601
تو رو به عنوان مامورم استخدام میکنم، هزینه ات چقدره؟

821
01:37:43,727 --> 01:37:45,934
پولش مهم نیست

822
01:37:46,101 --> 01:37:49,725
تا وقتی که اشتباهش و به رخش نکشی

823
01:37:49,892 --> 01:37:55,600
اگه اومد چی؟
اون عاشق اون حرومزاده است

824
01:37:55,726 --> 01:38:00,266
اونوقت دیگه مصیبت میشه -
بله من هم همینطور فکر میکنم -

825
01:38:08,850 --> 01:38:12,265
چی بگم

826
01:38:14,058 --> 01:38:16,265
خیلی به آنا نزدیک بودم

827
01:38:18,350 --> 01:38:22,265
وقتی مُرد بدجوری بهم ریختم

828
01:38:23,182 --> 01:38:28,931
هر چند خودم هم اوضاع روحی
افتضاحی داشتم

829
01:38:31,932 --> 01:38:34,889
اصلا برام قابل فهم نبود که چرا باید

830
01:38:35,057 --> 01:38:37,514
هنریک از عشق آنا نصیب می بُرد

831
01:38:39,015 --> 01:38:41,223
و اینکه آنا هم اونو دوست داشت

832
01:38:44,806 --> 01:38:48,680
لبخندت طعنه آمیزه؟ -
نه -

833
01:38:50,556 --> 01:38:55,680
نمی خندم، سعی می کنم گریه نکنم

834
01:38:57,056 --> 01:38:58,555
دلیلی نداره که گریه کنی

835
01:38:58,723 --> 01:39:04,388
چرا داره، اما نمیخوام هیچ توضیحی بدم

836
01:39:07,597 --> 01:39:11,887
فصل دهم
ساعتی قبل از طلوع آفتاب

837
01:40:51,342 --> 01:40:52,841
مارین

838
01:40:53,925 --> 01:40:57,466
مارین، ببخش که بیدارت کردم

839
01:40:58,842 --> 01:41:02,299
اشکال نداره

840
01:41:04,049 --> 01:41:08,590
چی شده یوهان؟ -
نمیدونم -

841
01:41:10,507 --> 01:41:18,798
خیلی دلهره دارم -
دلهره؟ منظورت چیه؟ -

842
01:41:20,090 --> 01:41:23,922
ناراحتی؟ -
نه ناراحت نیستم -

843
01:41:25,006 --> 01:41:30,922
خیلی بده، یه دلهره و اضطراب جهنمیه

844
01:41:31,715 --> 01:41:35,089
داره سعی میکنه از هر روزنه بدنم
خودش رو بریزه بیرون

845
01:41:35,215 --> 01:41:44,172
از چشام، از مقعدم، یه جور اسهال روانی

846
01:41:48,880 --> 01:41:52,046
برای همچین نگرانی های بزرگی
من خیلی کوچیک و ضعیفم

847
01:41:52,255 --> 01:41:54,046
از مرگ میترسی یوهان؟

848
01:41:54,214 --> 01:41:57,296
بیشتر از هر چیزی دوست دارم داد بزنم

849
01:41:57,547 --> 01:42:02,963
با نوزادی که گریه میکنه و آرامش
نداره، چیکار میتونی بکنی؟

850
01:42:03,379 --> 01:42:07,628
بیا کنار من بخواب -
اونجا که جا نیست -

851
01:42:09,004 --> 01:42:13,587
ما رو تختهای کوچیکتر از این هم میخوابیدیم -
الان نمیتونیم بخوابیم -

852
01:42:14,088 --> 01:42:18,712
دیگه تو این آخرین روزهای زندگیمون
اشکال نداره

853
01:42:18,838 --> 01:42:24,253
باید لباسم و در بیارم
از اسهال خیس شده

854
01:42:24,503 --> 01:42:26,127
باشه، مهم نیست

855
01:42:32,128 --> 01:42:35,044
تو هم لباست و دربیار

856
01:42:35,587 --> 01:42:36,919
چرا؟  باشه

857
01:43:09,293 --> 01:43:12,375
زود باش یوهان، بیا اینجا

858
01:43:18,792 --> 01:43:22,624
خوبه، دراز بکش

859
01:43:34,959 --> 01:43:38,333
شب بخیر مارین -
شب بخیر -

860
01:43:55,999 --> 01:43:59,957
میتونی توضیح بدی چرا اومدی اینجا؟

861
01:44:00,373 --> 01:44:04,664
فکر کردم خودت خواستی که بیام -
من هیچوقت همچین چیزی نخواستم -

862
01:44:04,832 --> 01:44:09,622
به نظرم اینطور اومد، احساس کردم -
عجیبه، نمی فهمم -

863
01:44:09,957 --> 01:44:13,747
میفهمم که چرا نمیفهمی

864
01:44:15,165 --> 01:44:20,372
چه مدت میخوای بمونی؟ -
بیست و هفتم این ماه یه پرونده تو دادگاه دارم -

865
01:44:20,831 --> 01:44:23,580
نوامبر؟ -
اکتبر -

866
01:44:28,622 --> 01:44:31,496
باز هم شب بخیر -
شب بخیر -

867
01:44:36,664 --> 01:44:39,330
شاید از خودتون میپرسین این عکس از کجا اومده

868
01:44:40,746 --> 01:44:44,412
با یوهان تا اول اکتبر موندم

869
01:44:45,580 --> 01:44:49,912
زمانی که با هم بودیم واقعا خوشایند و
آرامش بخش بود

870
01:44:50,038 --> 01:44:54,829
تقریبا درمورد موضوعات حساس و مهم
با هم حرف نزدیم

871
01:44:56,038 --> 01:44:58,537
شب آخر جشن گرفتیم

872
01:44:58,829 --> 01:45:01,953
فقط خودمون دو تا بودیم، اما خوب بود

873
01:45:02,995 --> 01:45:06,828
قول دادیم با هم در تماس باشیم

874
01:45:06,995 --> 01:45:10,494
فکر میکنم ما حتی در مورد یک مسافرت به فلورانس

875
01:45:10,662 --> 01:45:12,994
در بهار آینده قرارهایی گذاشتیم

876
01:45:13,204 --> 01:45:16,078
سفری که البته هیچوقت اتفاق نیوفتاد

877
01:45:16,453 --> 01:45:21,993
یکشنبه ها با هم تلفنی صحبت می کردیم

878
01:45:23,953 --> 01:45:27,910
تا اینکه یک روز خانم نیلسون تلفن و جواب داد

879
01:45:28,703 --> 01:45:33,327
گفت که یوهان نمیتونه جواب تماسهای تلفنی و بده

880
01:45:33,453 --> 01:45:36,160
اما گفت که برام نامه می نویسه

881
01:45:36,410 --> 01:45:41,576
ازش پرسیدم حالش خوبه، اون گفت که
تقریبا میشه گفت بله

882
01:45:41,702 --> 01:45:45,659
گفت خیلی خسته است و بعد بهم نامه میده

883
01:45:46,535 --> 01:45:49,701
ولی هیچوقت بهم نامه نداد

884
01:45:49,868 --> 01:45:53,867
بهش نامه نوشتم، اما هیچوقت یک جواب هم نگرفتم

885
01:45:54,202 --> 01:45:57,201
این همه چیزیه که میدونم

886
01:45:57,784 --> 01:46:00,950
برای من همیشه همه چیز خوب و مرتبه و
هیچ مشکلی نیست

887
01:46:01,451 --> 01:46:07,366
همه چی سرجاشه، شاید یه کم تنها باشم
اما نمیدونم، مهم نیست

888
01:46:11,742 --> 01:46:15,991
بعضی وقتها ... به آنا فکر میکنم

889
01:46:17,908 --> 01:46:23,574
برام سواله که چطور زندگیش و اداره میکرد؟

890
01:46:29,700 --> 01:46:32,574
چطور صحبت میکرد

891
01:46:35,699 --> 01:46:37,114
چطور راه می رفت

892
01:46:40,657 --> 01:46:42,573
نگاهش

893
01:46:44,115 --> 01:46:48,489
این لبخند تقریبا مصنوعی اش

894
01:46:53,365 --> 01:46:55,698
احساساتِ آنا

895
01:46:59,406 --> 01:47:01,655
عشق آنا

896
01:47:10,364 --> 01:47:12,280
... خب

897
01:47:14,613 --> 01:47:22,404
اتفاقی برام افتاده که ممکنه به این موضوع مربوط باشه

898
01:47:24,447 --> 01:47:30,154
وقتی برگشتم دخترم، مارتا رو تو
آسایشگاه معلولین دیدم

899
01:49:01,775 --> 01:49:07,316
مدتی بعد درباره یک موضوع پیچیده که برام مثل
معما می مونه، خیلی فکر کردم

900
01:49:10,150 --> 01:49:17,316
به اینکه برای اولین بار تو زندگیم

901
01:49:19,316 --> 01:49:22,856
... فهمیدم
... حس کردم که

902
01:49:25,899 --> 01:49:28,731
برای اولین بار به دخترم دست زدم

903
01:49:31,607 --> 01:49:33,065
دخترم، بچه خودم

904
01:49:33,089 --> 01:49:42,089
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

