﻿1
00:00:01,361 --> 00:00:09,351
« ارائه شده توسط وب سايت آوا مووي »

2
00:00:11,360 --> 00:00:19,350
« دانلود فيلم و سريال با زيرنويس فارسي چسبيده »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:21,362 --> 00:00:25,352
« ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال کنيد »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

4
00:00:25,352 --> 00:00:35,352
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

5
00:02:17,938 --> 00:02:19,856
.«سلام، «جورج
.من هستم

6
00:02:19,939 --> 00:02:22,357
امروز حالت چطوره، عزيزم؟

7
00:02:23,943 --> 00:02:25,944
چُرتت برده بود، يا فقط چشم‌هات رو
رويِ‌هم گذاشته بودي؟

8
00:02:25,945 --> 00:02:28,071
الان واست يه فنجون
.چايِ تازه‌دم درست مي‌کُنم

9
00:02:28,447 --> 00:02:30,489
.يه دقيقه هم طول نمي‌کِشه
.با يکي‌دو‌تا بيسکويت

10
00:02:49,967 --> 00:02:52,010
.بفرما، عزيزم

11
00:02:58,976 --> 00:03:00,977
بهتر نشد؟

12
00:03:00,978 --> 00:03:03,021
.چرا، دستت درد نکُنه

13
00:03:06,483 --> 00:03:08,568
.يه‌خُرده بيشتر -
يه‌خُرده بيشتر؟ -

14
00:03:09,486 --> 00:03:11,863
!اينم از اين
چيزِ ديگه‌اي نياز نداري، عزيزم؟

15
00:03:11,988 --> 00:03:13,489
مطمئني؟

16
00:03:13,489 --> 00:03:15,531
چايِ‌ت رو بنوش
.قبل از اينکه سرد بشه

17
00:03:15,992 --> 00:03:17,493
.من ديگه راه ميفتم

18
00:03:17,493 --> 00:03:19,494
به «آيوي» بگو
سراغش رو گرفتم، باشه؟

19
00:03:19,495 --> 00:03:21,496
و يه‌وقت شيطوني نکُني
.از جات پا بشي

20
00:03:21,497 --> 00:03:23,874
.باي‌باي، عزيزم

21
00:03:27,002 --> 00:03:29,003
.«سلام، «رِج -
.«عصرت بخير، خانمِ «درِيک -

22
00:03:29,004 --> 00:03:31,005
حالت خوبه، عزيزم؟ -
.شکرِ خدا شکايتي ندارم -

23
00:03:31,006 --> 00:03:32,924
مي‌ري واسه صرفِ چايِ‌ت؟ -
.آره -

24
00:03:33,008 --> 00:03:34,884
واسه خوردن چي داري؟ -
.کمي نون و چربيِ حيووني -

25
00:03:35,009 --> 00:03:37,511
همه‌اش همين؟ -
.با يه فنجون چاي -

26
00:03:37,512 --> 00:03:39,846
.«از خودت مراقبت کُن، «رِج
.بهت که گفته بودم

27
00:03:40,014 --> 00:03:42,015
اصلاً بايد يه شب برداري بياي خونه‌يِ ما
.چاي دورِ هم باشيم

28
00:03:42,016 --> 00:03:44,935
.نمي‌خوام مزاحمِ‌تون بشم -
.اوه، اينقدر رودربايستي نکُن -

29
00:03:45,019 --> 00:03:48,021
اصلاً همين فردا چطوره؟
.مي‌توني بعد از اتمامِ کارِت بياي پيشِ‌مون

30
00:03:48,022 --> 00:03:49,564
مي‌دوني که کجا زندگي مي‌کُنيم؟
.ما تويِ شماره‌يِ 82 هستيم

31
00:03:50,023 --> 00:03:51,524
و يه‌کمي هم
!پروارت مي‌کُنم

32
00:03:51,525 --> 00:03:53,234
دوست نداري بياي؟

33
00:03:53,527 --> 00:03:56,029
مطمئني؟ -
.«اصلاً مزاحم نيستي، «رِج -

34
00:03:56,029 --> 00:03:58,656
.پس قبوله -
!اوه، معرکه شد -

35
00:03:59,032 --> 00:04:00,533
خُب پس
.فردا مي‌بينمت

36
00:04:00,533 --> 00:04:02,575
!يه‌وقت فراموشت نشه‌ها

37
00:04:14,838 --> 00:04:16,880
.«سلام، «نلي -
روبه‌راه هستي، «ورا»؟ -

38
00:04:17,341 --> 00:04:19,426
به‌نظرت هوا سرد نيست؟ -
.آره -

39
00:04:43,865 --> 00:04:45,866
!هيچ‌جا خونه‌يِ آدم نمي‌شه

40
00:04:49,370 --> 00:04:51,455
.حالا يه فنجون چاي مي‌چسبه

41
00:05:11,182 --> 00:05:13,267
تو هستي، «اِتل»؟ -
.سلام، مامان -

42
00:05:16,187 --> 00:05:18,605
امروز هوا سوزدار بود، نبود؟ -
.آره -

43
00:05:47,717 --> 00:05:49,218
.«اوه، يه‌لحظه برو کنار، «اِتل

44
00:05:49,218 --> 00:05:51,219
.ببخش، مامان -
داري چکار مي‌کُني؟ -

45
00:05:51,220 --> 00:05:53,137
دارم دست‌هام رو همونطوري که
.بهم گفته بودي مي‌شورم

46
00:05:53,222 --> 00:05:55,223
.اوه باشه. انگار باباتون هم اومد -
.سلام، بابايي -

47
00:05:55,224 --> 00:05:58,142
سلام، ماماني. روبه‌راهي، «اِتل»؟ -
.آره -

48
00:05:58,226 --> 00:05:59,727
خودت روبه‌راهي، بابا؟ -
.آره، متشکرم -

49
00:05:59,728 --> 00:06:01,729
روزِ خوبي داشتي؟ -
بد نبود. تو چطور؟ -

50
00:06:01,730 --> 00:06:04,482
.شکرِ خدا شکايتي ندارم -
.اوه «اِتل». قوريِ چاي رو ببر -

51
00:06:04,732 --> 00:06:06,733
!واي خدايا، دارم از گشنگي هلاک مي‌شم
!مي‌تونم يه اسب رو درسته بخورم

52
00:06:06,734 --> 00:06:09,236
.دست‌هات رو بشور، بابايي
.الان بشقاب‌ها رو مي‌ذارم سرِ سفره

53
00:06:09,237 --> 00:06:11,614
.اول دم‌پايي‌هام رو بده بپوشم

54
00:06:18,745 --> 00:06:21,705
خُب ظاهراً اون رويِ پايِ خودشه، مگه نه؟
.و به نظر هم مياد به اندازه‌يِ کافي آدمِ خوبي باشه

55
00:06:21,747 --> 00:06:23,748
.اوه، آره. و خيليم سخت‌کوشه -
يه‌کمي ريزه‌ميزه و طاس نيست؟ -

56
00:06:23,749 --> 00:06:25,417
.نه -
.نه، آدمِ تنومنديه -

57
00:06:25,751 --> 00:06:27,253
.همين روبرو زندگي مي‌کُنه -
اوه، پس اينطوريه؟ -

58
00:06:27,253 --> 00:06:30,088
دارم شاخ درميارم که چطور هر شب
!نون و چربيِ حيووني مي‌خوره

59
00:06:30,256 --> 00:06:31,756
ولي خوردنِ نون و چربيِ حيووني
.که هيچ اشکالي نداره

60
00:06:31,757 --> 00:06:32,842
!آخه نه هر شب

61
00:06:33,259 --> 00:06:35,260
.از نظرِ من که مهم نيست -
... اوه، جداً؟ دوست دارم ببينم صورتت چه شکلي مي‌شه -

62
00:06:35,261 --> 00:06:37,762
اگه هر روز موقعِ صرفِ عصرانه
!نون و چربيِ حيووني بذارم سرِ سفره

63
00:06:37,762 --> 00:06:39,722
نه، حالا خودم واسش
.يه تاس‌کبابِ خوشمزه درست مي‌کُنم

64
00:06:39,764 --> 00:06:42,141
مي‌شه پودينگِ ميوه هم داشته باشيم، مامان؟ -
.البته که مي‌شه -

65
00:06:42,267 --> 00:06:43,767
.من عاشقِ پودينگِ ميوه هستم -
!تو که خودت پودينگِ ميوه هستي -

66
00:06:43,768 --> 00:06:45,894
!اوه، خيلي بامزه بود -
حالا چرا لباسِ بيرونت رو درنياوردي؟ -

67
00:06:46,271 --> 00:06:47,771
.آخه امروز سه‌شنبه‌ست، بابا
.و بايد برم مدرسه‌يِ شبانه

68
00:06:47,772 --> 00:06:49,274
!اوه، که اينطور -
.کارِ خوبي مي‌کُني -

69
00:06:49,274 --> 00:06:51,234
.و بايد تا چند دقيقه‌يِ ديگه برم

70
00:06:52,277 --> 00:06:54,362
!پودينگِ ميوه

71
00:07:18,718 --> 00:07:20,844
.امروز عصر با «ديويد» قرار دارم

72
00:07:23,180 --> 00:07:25,599
.سينه‌هات خيلي کوچيک به نظر مي‌رسن

73
00:07:27,183 --> 00:07:29,602
وزن کم کردي؟

74
00:07:31,187 --> 00:07:33,273
.نمي‌دونم

75
00:07:41,573 --> 00:07:43,824
.«خيلي دلپذير بود، «ورا
.ازت خيلي ممنونم

76
00:07:44,074 --> 00:07:46,075
.آره، خيلي خوشمزه بود -
.خواهش مي‌کُنم. قابلي نداشت -

77
00:07:46,076 --> 00:07:48,077
چرا رويِ کاناپه نمي‌شيني، «رِج»؟
.اينجا رو خونه‌يِ خودت بدون

78
00:07:48,078 --> 00:07:50,121
.آره، «رِج». بگير بشين
.حالا يه سيگارم با هم دود مي‌کُنيم

79
00:07:50,581 --> 00:07:52,081
.«آبِ کتري رو عوض کُن ، «اِتل

80
00:07:52,082 --> 00:07:54,919
.بفرمايين -
.دستت درد نکُنه -

81
00:07:58,087 --> 00:08:00,173
سيد»؟» -
!اوه، دمت گرم، رفيق -

82
00:08:05,595 --> 00:08:07,596
کار و بار چطوره، «استن»؟

83
00:08:07,597 --> 00:08:10,098
تويِ کارِ ماشين بودي؟ -
.آره، مکانيکِ ماشين -

84
00:08:10,098 --> 00:08:12,893
خُب ديگه، ماشين‌ها رو که ميارن، ما قطعاتِ‌شون رو
.تعمير مي‌کُنيم و دوباره مي‌ذاريم سرِ جاشون

85
00:08:13,101 --> 00:08:15,102
فقط هم 2 نفر هستيم، مي‌دوني؟
.من و برادرم

86
00:08:15,103 --> 00:08:17,104
اوه، پس يه‌جور
کار و کاسبيِ خونوادگيه؟

87
00:08:17,105 --> 00:08:20,107
.خُب راستش، کار مالِ «فرانک»-ه
.من واسش کار مي‌کُنم. يعني باهاش کار مي‌کُنم

88
00:08:20,108 --> 00:08:22,319
و خودتم هميشه تويِ کارِ
راه‌سازي بودي، «رِج»؟

89
00:08:22,611 --> 00:08:25,112
.نه، اين کارو تويِ جنگ شروع کردم -
!اوه -

90
00:08:25,112 --> 00:08:26,614
تويِ جنگ
چه نوع کاري مي‌کردي، «رِج»؟

91
00:08:26,615 --> 00:08:28,157
.تويِ بخشِ سرباز مهندسي بودم -
!اوه، که اينطور -

92
00:08:28,617 --> 00:08:30,618
ما پايگاه‌هايِ آمريکايي‌ها رو
.آسفالت مي‌کرديم

93
00:08:30,619 --> 00:08:32,119
جداً؟ -
.آره، همينطوره -

94
00:08:32,119 --> 00:08:35,121
.سالِ 1940 عازمِ فرانسه شدم -
عجب! يعني به همون زودي؟ -

95
00:08:35,122 --> 00:08:37,582
تويِ «دانکرک». و موقعيکه دشمن
.به اونجا رخنه کرد، همه‌مون در رفتيم

96
00:08:37,625 --> 00:08:40,126
.دوباره عازم شديم  "D-Day" بعداً چند روز پس از
روزِ پياده شدنِ قوايِ متفقين در نرماندي به تاريخِ 6 ژوئن 1944]
با نام رمزيِ عملياتِ نپتون که سرانجام به شکستِ آلمانِ نازي
[.و دولِ محور در جنگِ جهانيِ دوم منجر گرديد

97
00:08:40,126 --> 00:08:41,460
.درست مثلِ خودت، بابايي

98
00:08:41,629 --> 00:08:43,838
ولي ما حدوداً يک ماه
.عازمِ اونجا شديم  "D-Day" بعد از

99
00:08:44,130 --> 00:08:46,131
.«درست بعد از نبردِ «کان -
اوه، جداً؟ -

100
00:08:46,132 --> 00:08:49,134
و چه کشتاري راه افتاد. ولي در نظر داشته باش
.که ديگران نسبت به ما کارهايِ بدتري انجام دادن

101
00:08:49,135 --> 00:08:51,136
،من تويِ بخشِ خدماتِ نظامي
.راننده بودم

102
00:08:51,137 --> 00:08:55,015
از نورماندي تويِ شمالِ فرانسه
... يورش رو آغاز کرديم، به بلژيک رسيديم

103
00:08:55,140 --> 00:08:56,642
.و آخرش سر از هامبورگ درآورديم

104
00:08:56,643 --> 00:08:58,644
.«منم تويِ هامبورگ بودم، «رِج

105
00:08:58,645 --> 00:09:00,646
جدي؟ -
.خُب البته نه همون موقع -

106
00:09:00,647 --> 00:09:03,649
.نه. منظورش بعد از جنگه. موقعِ خدمتِ سربازي -
.آره، همينطوره که گفتي -

107
00:09:03,649 --> 00:09:06,651
و چيزي که ديدم اينه که ارتشِ خودمون
.حتي از آلمان‌ها هم بدتر بودن

108
00:09:06,652 --> 00:09:08,528
سربازي‌رفتنش واسه همه‌مون
.خيلي سخت و بد بود

109
00:09:08,529 --> 00:09:11,489
ولي خدمت برايِ هيچکس راحت نبود، مگه نه؟ -
.اصلاً و ابداً، بابا -

110
00:09:13,534 --> 00:09:15,535
درسته، آخه ما هم قبل از جنگ
تويِ رسته‌يِ تخريب‌چي‌ها خدمت کرديم؛

111
00:09:15,535 --> 00:09:18,161
.من و برادرم -
اوه، برادرتم همين اطراف زندگي مي‌کُنه؟ -

112
00:09:18,538 --> 00:09:20,539
.حالا ديگه نه
.آخه الان استرالياست

113
00:09:20,540 --> 00:09:22,040
.تويِ ملبورن -
اوه، جداً؟ -

114
00:09:22,040 --> 00:09:24,083
حدودِ 2 سال پيش
.رفت اونجا

115
00:09:25,545 --> 00:09:27,421
تا اونجا راه دور و درازيه، نيست؟

116
00:09:27,547 --> 00:09:28,547
خُب در زمانِ جنگ
.برادرم تويِ برمه بود

117
00:09:28,548 --> 00:09:31,049
.برادرِ منم تويِ برمه بود -
جداً؟ -

118
00:09:31,049 --> 00:09:33,050
و خُب راستش همونجا
،چند تا رفيقِ استراليايي پيدا کرد

119
00:09:33,051 --> 00:09:35,721
بعدش که برگشت اينجا، با يه دخترِ اسکاتلندي
.ازدواج کرد و عازمِ استراليا شد

120
00:09:36,054 --> 00:09:38,055
!اوه، عجب

121
00:09:38,055 --> 00:09:40,141
تويِ جنگ
اسير هم شد، «رِج»؟

122
00:09:41,058 --> 00:09:42,934
در اين مورد
.«هرگز صحبتي نمي‌کُنه، «استن

123
00:09:43,060 --> 00:09:45,186
درسته، دوستِ منم هرگز
.صحبتي درباره‌اش نمي‌کُنه

124
00:09:48,065 --> 00:09:50,066
کسي از رفقات رو هم
از دست دادي، «رِج»؟

125
00:09:50,067 --> 00:09:51,861
.آره، چند تايي‌شون رو

126
00:09:52,068 --> 00:09:54,571
منم يکي‌دو تا دوست رو
.از دست دادم

127
00:09:54,572 --> 00:09:56,489
منم بهترين رفيقم رو
.از دست دادم

128
00:09:56,489 --> 00:09:59,324
.اوه، راست مي‌گي. اسمش «بيل» بود -
.آموزشي رو با همديگه گذرونديم و هميشه با هم بوديم -

129
00:09:59,492 --> 00:10:01,493
... تويِ فلسطين اتفاق افتاد

130
00:10:01,494 --> 00:10:03,872
موقعي که داخلِ يه باغِ پرتقال
.کمين کرده بوديم

131
00:10:04,998 --> 00:10:07,041
و من مجبور شدم
.جسدش رو کول کُنم

132
00:10:08,500 --> 00:10:11,502
.«برو بشين کنارِ «رِج

133
00:10:11,503 --> 00:10:13,504
.خيلي دردناکه نيست -
.آره، وحشتناکه -

134
00:10:13,505 --> 00:10:15,007
به اندازه‌يِ کافي
گرم هستي، «رِج»؟

135
00:10:15,008 --> 00:10:16,675
.بخاري رو روشن کُن، بابايي

136
00:10:22,514 --> 00:10:24,016
.مادرم رو هم تويِ «بليتز» از دست دادم
بليتز : يورش و بمبارانِ هوايي در خلالِ جنگِ جهانيِ دوم که از سويِ]
،آلمانِ نازي عليه بريتانيا انجام شد. در اين يورشِ راهبردي
لندن و ديگر نقاطِ بريتانيا، 57 شبِ پي‌درپي از سويِ نيرويِ هواييِ
[.آلمانِ نازي موردِ تهاجمِ هوايي و بمباران قرار گرفتند

137
00:10:24,016 --> 00:10:26,350
جدي مي‌گي، «رِج»؟

138
00:10:26,517 --> 00:10:28,518
،«تويِ بازارِ «چپل استريت
.مارسِ 1941

139
00:10:28,519 --> 00:10:31,022
.اوه، ما هم اون بمبارون رو يادمونه
مگه نه، بابايي؟

140
00:10:31,023 --> 00:10:33,024
.شيشه‌هايِ پنجره از موجِ انفجار شکستن -
.آره، همينطور بود -

141
00:10:33,024 --> 00:10:34,608
.بمب همين نزديکي‌ها افتاد
.«تويِ خيابونِ «پنتون

142
00:10:35,026 --> 00:10:36,526
.روبرويِ کليسا -
.اوه، پس اينطور -

143
00:10:36,527 --> 00:10:38,528
البته آپارتمان‌هايِ ما
.هيچ آسيبي نديدن

144
00:10:38,528 --> 00:10:40,821
ولي مادرم که يه تُک‌پا رفته بود
... خاله‌ام رو ببينه و خريد کُنه

145
00:10:41,032 --> 00:10:43,075
.کُشته شد

146
00:10:48,538 --> 00:10:50,040
يه فنجونِ ديگه چاي
ميل داري، «رِج»؟

147
00:10:50,040 --> 00:10:52,083
.از شنيدنش متأسفم، رفيق

148
00:10:54,543 --> 00:10:56,544
.«پذيراييِ دلپذيري بود، «ورا

149
00:10:56,545 --> 00:10:58,588
.خيلي ازت ممنونم

150
00:11:16,564 --> 00:11:18,440
خُب، از گشت و گذارتون
.لذت ببرين

151
00:11:18,566 --> 00:11:21,068
سوزان»، اگه دارين با ماشينِ»
... اسپورتِ روباز مي‌رين

152
00:11:21,068 --> 00:11:23,069
.حواست باشه پالتو بپوشي -
.چَشم، مي‌پوشم -

153
00:11:23,070 --> 00:11:25,114
.فعلاً، جوون -
.خداحافظ، آقا -

154
00:11:31,578 --> 00:11:33,664
.«شب بخير، «سيد

155
00:11:34,080 --> 00:11:36,081
.شب بخير، بابا -
.«شب خوش، «اِتل -

156
00:11:36,082 --> 00:11:38,083
.شب خوش، بابا

157
00:11:38,084 --> 00:11:40,128
.«شب بخير، «اِتل

158
00:11:40,586 --> 00:11:42,629
.شب بخير

159
00:11:45,091 --> 00:11:47,092
فردا قراره کجا بري؟
پيشِ خانمِ «ولز»؟

160
00:11:47,092 --> 00:11:49,093
نه، فردا مي‌رم
.«پيشِ خانمِ «فاولر

161
00:11:49,094 --> 00:11:51,095
.امروز صبح پيشِ خانمِ «ولز» بودم
.خدا خيرش بده

162
00:11:51,096 --> 00:11:53,181
.شب بخير، عشقم -
.شب بخير، عزيزم -

163
00:11:56,601 --> 00:11:59,520
!«اوه، «استنلي
!پاهات يخه

164
00:11:59,604 --> 00:12:02,566
.واسم گرمِ‌شون کُن -
.باشه -

165
00:12:05,610 --> 00:12:07,611
به‌گمونم «رِج» مي‌تونه
... واسه هر دخترِ نازنيني

166
00:12:07,612 --> 00:12:08,612
.شوهرِ خوبي بشه

167
00:12:08,613 --> 00:12:10,614
ولي همچين آدمي قراره کجا
با يه دختر آشنا بشه؟

168
00:12:10,614 --> 00:12:12,615
ولي ما دو نفر که تونستيم
.همديگه رو پيدا کُنيم

169
00:12:12,616 --> 00:12:14,659
.آره خُب

170
00:12:15,119 --> 00:12:17,163
!معجزات واقعاً اتفاق ميفتن

171
00:12:25,128 --> 00:12:27,213
.ولم کُن

172
00:12:27,630 --> 00:12:29,673
.نکُن

173
00:12:31,634 --> 00:12:33,720
.تمومش کُن

174
00:12:35,638 --> 00:12:38,473
.تو فوق‌العاده زيبايي، مي‌دوني -
... من ديگه بايد -

175
00:12:40,142 --> 00:12:43,144
.من ديگه بايد يه تاکسي بگيرم -
!هيــــس -

176
00:12:43,145 --> 00:12:45,063
.يالا بيا برقصيم

177
00:12:45,147 --> 00:12:47,608
!اينقدر احمق نباش

178
00:12:49,150 --> 00:12:51,194
.جداً ازت معذرت مي‌خوام -
واسه چي؟ -

179
00:12:52,654 --> 00:12:54,697
!آخه گرامافون ندارم

180
00:12:56,157 --> 00:12:58,201
!اصلاً هم خنده نداره

181
00:13:01,162 --> 00:13:04,164
!اصلاً خنده نداره -
خنده نداره؟ -

182
00:13:04,164 --> 00:13:06,249
!پس اصلاً خنده نداره

183
00:13:07,167 --> 00:13:10,128
!خنده نداره، ها؟

184
00:13:49,165 --> 00:13:51,166
.«اوه، صبح بخير، خانمِ «فاولر

185
00:13:51,167 --> 00:13:53,168
.«صبح بخير، خانمِ «درِيک

186
00:13:53,168 --> 00:13:55,169
واي، سرِ راهتون هستم؟

187
00:13:55,170 --> 00:13:57,213
چيزي گُم کردين؟

188
00:14:05,681 --> 00:14:08,683
سرِ راهت که نيستم، آره؟ -
... اوه نه، فقط اينکه -

189
00:14:08,684 --> 00:14:10,726
گاهي اوقات
.نمي‌تونم خوب ببينم

190
00:14:11,185 --> 00:14:13,186
.من اينطوري هستم ديگه

191
00:14:13,187 --> 00:14:15,230
.غير از چيزهايِ ديگه

192
00:14:34,040 --> 00:14:36,542
حالت خوبه، مادر؟

193
00:14:36,542 --> 00:14:38,543
امروز هنوز بلند نشدي؟

194
00:14:50,555 --> 00:14:52,640
!ولش کُن

195
00:15:19,082 --> 00:15:21,083
عروسيِ خودتونه، آقا؟

196
00:15:21,084 --> 00:15:22,752
.اصلاً و ابداً

197
00:15:23,086 --> 00:15:25,588
نه، يکي از خواهرهامه
.که داره ازدواج مي‌کُنه

198
00:15:25,588 --> 00:15:27,589
.اوه، فوق‌العاده‌ست -
.آره -

199
00:15:27,590 --> 00:15:31,009
.ولي بذار حقيقت رو بهت بگم
.من هنوز نامزدش رو نديدم

200
00:15:31,093 --> 00:15:33,094
،آخه اون يه‌کمي آدم مرموزيه
... واسه همين من

201
00:15:33,095 --> 00:15:35,096
.مي‌شه دستِ‌تون رو واسم بياريد پايين -
.آره -

202
00:15:35,097 --> 00:15:37,098
خُب حالا کِي قراره
مراسم رو برگزار کُنين؟

203
00:15:37,099 --> 00:15:39,100
،يه هفته‌يِ ديگه
.همين شنبه‌اي که مياد

204
00:15:39,101 --> 00:15:41,561
.اوه، پس وقتِ چندان زيادي نداريم -
.و تويِ «هولي‌هد» برگزار مي‌شه. بايد برم اونجا -

205
00:15:41,603 --> 00:15:43,438
فقط بي‌زحمت دست‌هاتون رو
.واسم بياريد پايين، آقا

206
00:15:43,605 --> 00:15:45,106
.باشه، باشه -
.متشکرم -

207
00:15:45,106 --> 00:15:47,107
پس مي‌شه جليقه رو هم
باهاش واسم آماده کُني؟

208
00:15:47,108 --> 00:15:48,776
.به‌هيچ‌وجه مشکلي نيست، آقا

209
00:15:49,110 --> 00:15:52,112
همونطور که گفتم، ما مبلغِ 10 گينه
.واسه يه لباسِ دوتيکه مطالبه مي‌کُنيم

210
00:15:52,113 --> 00:15:54,114
که برايِ يه لباسِ سه‌تيکه
.مبلغش بالغ بر 13 گينه مي‌شه

211
00:15:54,115 --> 00:15:55,824
... خُّب، من الان پول همراهم دارم، پس

212
00:15:56,116 --> 00:15:57,617
.اوه، فوق‌العاده‌ست

213
00:15:57,618 --> 00:16:00,120
ضمناً مي‌خوام کُتم درست مثلِ
.هميني باشه که الان پوشيدي

214
00:16:00,120 --> 00:16:03,122
ولي شما اون کُتِ دو‌طرف‌دگمه‌خور رو
.انتخاب کرده بودين، آقا

215
00:16:03,123 --> 00:16:04,916
.به همراه 4 عدد دگمه‌اش -
.آره -

216
00:16:05,125 --> 00:16:07,126
و در واقع، تنها تفاوتش
.برگردانِ يقه‌شه

217
00:16:07,127 --> 00:16:09,128
چون اگه دگمه‌هاش رو
... تا اون آخريش ببندين

218
00:16:09,129 --> 00:16:11,130
.بهتون جلوه‌يِ بسيار موثرتري مي‌ده

219
00:16:11,130 --> 00:16:12,130
.اوه

220
00:16:12,131 --> 00:16:14,508
و همراه با اون رنگِ آبيِ روشن
... و همينطور خطوطِ راه‌راهش

221
00:16:14,634 --> 00:16:16,886
،قدتون رو بلندتر نشون مي‌ده
.و جلوه‌يِ برجسته‌تر و شيک‌تري بهتون مي‌بخشه

222
00:16:17,136 --> 00:16:19,137
،و قطعاً وقتيکه پا تويِ کليسا مي‌ذارين
... تأثيرِ ظاهرتون رو

223
00:16:19,138 --> 00:16:20,639
در نظرِ ديگران
.بيشتر مي‌کُنه، آقا

224
00:16:20,639 --> 00:16:22,640
خُب اين دقيقاً همون چيزيه که
.من مي‌خوام، آقا

225
00:16:22,641 --> 00:16:24,184
.پس حالا بي‌زحمت روتون رو به آينه بکُنين -
.باشه -

226
00:16:25,644 --> 00:16:29,147
!يعني با اين لباس، ديگه گُلِ سرسبدِ مجلس مي‌شم؟ -
.اوه، بله آقا -

227
00:16:29,147 --> 00:16:32,149
!اونوقت شبيه «جورج رافت» مي‌شم -
.واقعاً همينطوره، آقا -
[جورج رافت : بازيگرِ آمريکاييِ مطرحِ سينمايِ کلاسيکِ هاليوود]

228
00:16:34,152 --> 00:16:36,153
و حتي بابام هم
!نمي‌شناسدم، نيست؟

229
00:16:36,154 --> 00:16:38,531
خُب راستش، اگه قصد داريد
... ظاهرتون شبيه «جورج رافت» بشه، آقا

230
00:16:38,656 --> 00:16:41,617
هر وقت خواستين، ما مي‌تونيم يه جفت
.روکشِ کفش هم واستون جور کُنيم

231
00:16:41,659 --> 00:16:43,660
.اوه، نه
.روکشِ کفش، نه

232
00:16:43,661 --> 00:16:45,496
.هر چي ميلِ شما باشه، آقا

233
00:16:45,663 --> 00:16:47,164
حالا  مي‌خوام اندازه‌يِ
.دورِ پاتون رو بگيرم

234
00:16:47,164 --> 00:16:49,249
.باشه

235
00:16:55,172 --> 00:16:57,173
.يالا ديگه

236
00:16:57,173 --> 00:16:59,466
گير کرده؟

237
00:17:01,177 --> 00:17:03,262
.درست شد

238
00:17:04,180 --> 00:17:06,056
جويسي» حالش خوبه؟»

239
00:17:06,182 --> 00:17:08,434
.آره، خوبه

240
00:17:08,684 --> 00:17:10,727
الان مدت‌ها مي‌شه
.که ما نديديمش

241
00:17:12,187 --> 00:17:14,188
تازگي شروع کرده صحبت از
.نقلِ‌مکان‌کردن بکُنه

242
00:17:14,189 --> 00:17:15,690
نقلِ‌مکان‌کردن به کجا؟

243
00:17:15,691 --> 00:17:17,943
.به يه خونه‌يِ بزرگ‌تر

244
00:17:18,193 --> 00:17:20,194
ولي خونه‌تون که
به اندازه‌يِ کافي بزرگه، مگه نه؟

245
00:17:20,195 --> 00:17:22,238
.آره

246
00:17:24,699 --> 00:17:26,742
.و شما حتي يک سال هم نيست که اونجايين -
.مي‌دونم -

247
00:17:33,207 --> 00:17:35,500
راستش ديشب
.يه مهمونيِ کوچولو داشتيم

248
00:17:35,709 --> 00:17:37,669
جداً؟ -
.خودت مي‌دوني که «ورا» چطوريه -

249
00:17:37,711 --> 00:17:39,712
يه مردِ جوون رو پيدا کرده که
.تنهايي زندگي مي‌کُنه، و خانواده‌اي نداره

250
00:17:39,713 --> 00:17:42,382
و دعوتش کرد واسه صرفِ چاي
.بياد پيشِ‌مون

251
00:17:44,217 --> 00:17:45,718
.قلبِ اين زن از طلاست

252
00:17:45,719 --> 00:17:49,138
.واقعاً عينهو الماسه -
.تو مردِ خوش‌اقبالي هستي -

253
00:17:49,222 --> 00:17:51,265
خودتم در مجموع
.«مردِ خوش‌اقبالي هستي، «فرانک

254
00:18:23,254 --> 00:18:25,255
اصلاً چرا دعوتش کرد
بياد بهشون سر بزنه؟

255
00:18:25,256 --> 00:18:27,758
.آخه اون رويِ پايِ خودش زندگي مي‌کُنه -
.کُلي از آدم‌ها هستن که رويِ پايِ خودشون زندگي مي‌کُنن -

256
00:18:27,758 --> 00:18:30,927
نکُنه قصد داره اونها رو هم
!به صرفِ چاي دعوت کُنه، آره؟

257
00:18:31,261 --> 00:18:32,762
،خُب «ورا» اينطوريه ديگه
مگه نيست؟

258
00:18:32,763 --> 00:18:34,723
شايد اون مَرده دلش مي‌خواد
.تنها باشه

259
00:18:35,765 --> 00:18:37,766
پس «ورا» هم بايد
.سرش به کارِ خودش باشه

260
00:18:37,767 --> 00:18:39,768
!اصلاً اين «ورا» يه‌کمي نخودِ هر آشه
!خدا خيرش بده

261
00:18:39,769 --> 00:18:42,271
آخرش يکي از همين روزها
.خودشو تويِ دردسر مي‌ندازه

262
00:18:42,271 --> 00:18:45,065
ولي خوشحالم که به اينجا
نقلِ‌مکان کرديم، مي‌دوني؟

263
00:18:45,274 --> 00:18:48,276
،راستي، امروز صبح يه ماشين‌لباسشويي ديدم
.که قيمتش 25 پونده

264
00:18:48,277 --> 00:18:50,278
.«اوه نه. الان نه، «فرانک
.نرو سراغِ حساب‌کتاب‌هات

265
00:18:50,279 --> 00:18:52,781
.فقط 10 دقيقه طول مي‌کِشه -
!اوه، خوب مي‌دونم 10 دقيقه‌يِ تو چطوريه -

266
00:18:52,781 --> 00:18:54,823
!بيشتر شبيه 1 ساعت و 10 دقيقه‌ست

267
00:18:57,285 --> 00:18:59,745
فکر کردم قراره يه شبِ ديگه
.مثلِ اون قديم‌ها داشته باشيم

268
00:18:59,788 --> 00:19:02,081
اول اينو تموم مي‌کُنم و بعدش مي‌تونيم
.يه شبِ ديگه مثلِ اون قديم‌ها داشته باشيم

269
00:19:02,290 --> 00:19:04,291
.خيله‌خُب، عزيزم

270
00:19:10,298 --> 00:19:12,299
فرانک»؟»

271
00:19:12,299 --> 00:19:14,342
فرانک»؟»

272
00:19:15,803 --> 00:19:17,804
خوابيدي؟

273
00:19:17,805 --> 00:19:19,847
.بدونِ من، نگير بخواب

274
00:19:24,311 --> 00:19:26,396
فرانک»؟»

275
00:19:32,819 --> 00:19:34,861
يالا ديگه، حالا بيا
!رويِ من قرار بگير

276
00:19:36,822 --> 00:19:39,824
!يالا ديگه -
نمي‌شه بذاريمش واسه فردا؟ -

277
00:19:39,825 --> 00:19:41,867
نه، بايد همين الان
انجامش بديم. باشه؟

278
00:20:34,376 --> 00:20:36,461
.بعد از ظهرت بخير، عزيزم

279
00:20:37,879 --> 00:20:39,921
.متشکرم

280
00:20:43,885 --> 00:20:45,845
.از اين طرف

281
00:20:57,898 --> 00:20:59,899
.خُب ديگه، عزيزم

282
00:20:59,900 --> 00:21:01,942
اولين کاري که بايد
... انجام بديم

283
00:21:02,903 --> 00:21:04,988
اينه که کتري رو بذاريم
.تا آب جوش بياد

284
00:21:11,410 --> 00:21:13,454
اوه، همين يه کاسه رو دارين؟

285
00:21:27,926 --> 00:21:29,927
.خُب، اينم از اين

286
00:21:29,928 --> 00:21:31,970
يه حوله مياري، عزيزم؟

287
00:21:40,437 --> 00:21:42,523
.خيلي خوبه
تختت کجاست؟

288
00:21:44,440 --> 00:21:46,484
.اين طرفه

289
00:21:51,948 --> 00:21:54,783
حالا، کاري که
... ازت مي‌خوام بکُني

290
00:21:54,951 --> 00:21:56,451
اينه که زيردامنت رو
... واسم دربياري

291
00:21:56,452 --> 00:21:58,745
.و اينجا دراز بکشي

292
00:21:58,955 --> 00:22:00,956
.مضطرب نباش

293
00:22:00,957 --> 00:22:02,958
،چونکه من اينجام تا کمکت کُنم
مگه نيست؟

294
00:22:02,959 --> 00:22:04,960
.و اين همون کاريه که مي‌خوام بکُنم
... بنابراين

295
00:22:04,961 --> 00:22:07,546
بپر تويِ تخت
.و منم زودي برمي‌گردم

296
00:22:07,546 --> 00:22:17,546
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

297
00:23:05,808 --> 00:23:07,894
.خُب، اينم از اين

298
00:23:10,813 --> 00:23:12,814
.واسم بپر تويِ تخت

299
00:23:12,814 --> 00:23:14,316
چه مدت طول مي‌کِشه؟

300
00:23:14,317 --> 00:23:16,234
.نه خيلي زياد، عزيزم

301
00:23:16,319 --> 00:23:18,320
.پاهات رو باز کُن

302
00:23:18,321 --> 00:23:20,322
تنهايي زندگي مي‌کُني؟

303
00:23:20,323 --> 00:23:22,324
.فقط واسه يه مدتِ کوتاهه

304
00:23:22,324 --> 00:23:24,492
،حالا کاري که قصد دارم انجام بدم
.اينه که يه‌کوچولو داخلت رو لمس کُنم

305
00:23:24,826 --> 00:23:26,827
پس حواست رو جمع کُن تا همه‌چيز
.همونطوري که بايد باشه

306
00:23:26,828 --> 00:23:28,330
و بعدش آب‌صابون رو
،مي‌ريزيم اون داخل

307
00:23:28,330 --> 00:23:30,831
.تا واسم کاملاً شل و ول و نرم بشي -
منظورتون چيه؟ -

308
00:23:30,831 --> 00:23:32,540
.هيچي، فقط دراز بکش، عزيزم

309
00:23:35,337 --> 00:23:37,379
... حالا دستم رو خيس مي‌کُنم

310
00:23:37,838 --> 00:23:39,882
.و لمسش مي‌کُنم

311
00:23:40,841 --> 00:23:42,927
.چيزي نيست
.چيزي نيست

312
00:23:45,346 --> 00:23:47,430
حالا اين لوله رو
.مي‌فرستيم داخل

313
00:23:50,351 --> 00:23:52,435
.چيزي نيست

314
00:23:53,353 --> 00:23:55,897
.ببين، آب داره مي‌ره داخل

315
00:24:06,865 --> 00:24:08,866
... وقتي حسِ پُر شدن کردي

316
00:24:08,867 --> 00:24:10,911
.متوقفش مي‌کُنيم

317
00:24:12,870 --> 00:24:14,956
امروز سرِ کار رفتي؟

318
00:24:16,250 --> 00:24:19,252
.همين صبحي رفته بودم

319
00:24:19,252 --> 00:24:21,294
.انگار هوا هم داره تغيير مي‌کُنه -
.آره -

320
00:24:27,260 --> 00:24:29,345
... حالا

321
00:24:31,264 --> 00:24:33,306
حسِ پُر شدن نداري؟ -
.چرا -

322
00:24:41,273 --> 00:24:43,274
.خودتو خوب خشک کُن

323
00:24:43,275 --> 00:24:45,235
حوله رو واسه يه دقيقه
.همونجا نگه دار

324
00:24:45,277 --> 00:24:47,319
.و منم کاسه رو تميز مي‌کُنم

325
00:24:59,789 --> 00:25:01,790
... خُب، حالا اتفاقي که قراره بيفته

326
00:25:01,791 --> 00:25:03,459
... اينه که فردا يا پس‌فردا

327
00:25:03,793 --> 00:25:05,794
اون پايين
.کمي احساسِ درد مي‌کُني

328
00:25:05,795 --> 00:25:08,298
.در اينصورت، بايد خودت رو به دستشويي برسوني
... بعدش خونريزي شروع مي‌شه

329
00:25:08,298 --> 00:25:11,425
.و همه‌اش بيرون مياد -
منظورتون چيه که «همه‌اش بيرون مياد»؟ -

330
00:25:11,800 --> 00:25:14,802
.يعني ديگه همه‌چيز تموم مي‌شه، عزيزم
.و درست مثلِ روزِ اولت مي‌شي

331
00:25:16,306 --> 00:25:18,307
پس نمي‌ميرم، آره؟

332
00:25:18,308 --> 00:25:20,309
.نه، عزيزم

333
00:25:20,309 --> 00:25:22,810
،خيله‌خُب
.من ديگه راه ميفتم

334
00:25:22,811 --> 00:25:24,855
.تو زحمت نکش تا دمِ در بياي، خودم مي‌رم -
.نه، من چيزيم نيست -

335
00:25:31,320 --> 00:25:34,030
.مراقبِ خودت باش، عزيزم -
.باشه -

336
00:25:51,838 --> 00:25:53,673
تا يکي‌دو روزِ ديگه،200 صندوق
.واسه مغازه‌مون مياد

337
00:25:53,840 --> 00:25:55,841
و قراره رئيسم 8 جفت از اون
.جوراب‌نايلوني‌ها رو بهم ببخشه

338
00:25:55,842 --> 00:25:56,842
من خودم چندتايي
.جوراب‌نايلوني دارم

339
00:25:56,842 --> 00:25:58,843
من 3 تا از جوراب‌نايلوني‌‌هات رو
.«برمي‌دارم، «سيد

340
00:25:58,844 --> 00:26:01,846
در عوضش چي پيشنهاد مي‌دي؟ -
.بهت 5 بسته ورقِ بازي مي‌دم -

341
00:26:01,847 --> 00:26:03,723
چي؟ در عوضش 5 بسته
ورقِ بازي مي‌دي؟

342
00:26:03,849 --> 00:26:05,850
.همين ديگه -
!نه، نه -

343
00:26:05,851 --> 00:26:08,354
.اينها جوراب‌نايلوني‌هايِ ايتاليايي هستن
.مالِ کشورِ چک نيستن

344
00:26:08,354 --> 00:26:10,063
.«آره، عالين، «آل -
.اينش واسم مهم نيست -

345
00:26:10,356 --> 00:26:11,856
من دارم بهت 5 بسته ورقِ بازي
... پيشنهاد مي‌دم

346
00:26:11,856 --> 00:26:13,857
.در عوضِ 3 جفت جوراب‌نايلوني
.قبول کُن وگرنه بيخيالش بشيم

347
00:26:13,858 --> 00:26:15,818
واسه‌يِ رو کم‌کُني
!با «ران» مي‌خوايش، ها؟

348
00:26:15,860 --> 00:26:17,612
منظورم اينه که، يا من دارم
... به يه زبونِ ديگه حرف مي‌زنم

349
00:26:17,862 --> 00:26:20,365
!يا ايشون يه‌کمي دندون‌گرد تشريف دارن -
!حرفت رو زدي ديگه -

350
00:26:20,365 --> 00:26:22,783
.ببين. بکُنش 10 بسته ورق

351
00:26:25,870 --> 00:26:27,372
.بهت 6 تا مي‌دم. اصلاً باشه، 7 تا -
.نه، 8 تا -

352
00:26:27,372 --> 00:26:29,373
.ببين، شنبه با خودت بيارشون

353
00:26:29,374 --> 00:26:32,209
"بعدش به دوست‌دخترت مي‌گي : "اوضاع چطوره، عزيزم؟ دوست داري بريم گردش؟
!و يه جفتِ‌شون رو سُر مي‌دي تويِ جيبش. ايامِ خوشِ عاشقي همينه ديگه

354
00:26:32,377 --> 00:26:34,795
.خيله خُب، 8 تا -
!قبوله. آفرين پسرِ خوب -

355
00:26:36,880 --> 00:26:38,881
منم در عوضِ يه جفتش
.بهت دو بسته چاي مي‌دم

356
00:26:38,882 --> 00:26:40,968
!قضيه‌يِ شما دو تا چيه؟
!دارين نمايشِ دو نفره اجرا مي‌کُنين؟

357
00:26:45,888 --> 00:26:47,889
.«سلام، «لي‌لي -
!از دستِ اين پله‌هايِ نکبتِ‌تون -

358
00:26:47,890 --> 00:26:50,892
!واسم در حُکمِ مرگ هستن -
حتماً صدايِ جوشيدنِ کتري رو مي‌شنوي؟ -

359
00:26:50,893 --> 00:26:52,812
.نه

360
00:26:53,896 --> 00:26:55,897
همين تازگي قوري رو هم
.نو کردم

361
00:26:55,898 --> 00:26:58,900
اون يکي هفته رو
چطور گذروندي؟

362
00:26:58,900 --> 00:27:00,402
.درست مثلِ هميشه

363
00:27:00,403 --> 00:27:02,737
لابد دخترک استرس داشت، نيست؟ -
.نمي‌دونم -

364
00:27:02,904 --> 00:27:04,905
.ولي کارش رو سر و سامون دادم
.و ديگه خيالش رو راحت کردم

365
00:27:04,906 --> 00:27:07,409
اين کارِ هميشگيته، نيست؟ -
يه دونه بيسکويت مي‌خواي، «لي‌لي»؟ -

366
00:27:07,409 --> 00:27:09,410
.نمي‌تونم بهش نه بگم

367
00:27:09,411 --> 00:27:11,412
.متشکرم

368
00:27:11,413 --> 00:27:13,414
.يکي ديگه هم واست آوردم -
اوه، جداً؟ -

369
00:27:13,415 --> 00:27:15,165
پس جمعه‌ست، درسته؟ -
جمعه که واست مشکلي نداره؟ -

370
00:27:15,417 --> 00:27:17,418
.نه -
.به خانمه گفتم رأسِ ساعتِ 5 -

371
00:27:17,419 --> 00:27:19,420
.باشه، هيچ مشکلي نيست -
کمي چاي مي‌خواي؟ -

372
00:27:21,422 --> 00:27:23,923
ساردين چطور؟ -
.«من اين هفته اوضاعم خوبه، «لي‌لي -

373
00:27:23,924 --> 00:27:26,092
اوه، اين دفعه چه نوع شيريني‌اي خريدي؟ -
.شيرينيِ آب‌نباتي -

374
00:27:27,927 --> 00:27:30,304
«بگير. نمي‌خواي واسه دخترت «اِتل
يه‌کمي برداري؟

375
00:27:30,431 --> 00:27:32,432
خُب حالا قيمتش چقدري شد؟

376
00:27:32,433 --> 00:27:34,934
.پاکتي 2 پني
.ولي 1 پني بده، 80 تا شيريني مالِ تو

377
00:27:34,934 --> 00:27:36,978
.باشه، پس صبر کُن

378
00:27:44,444 --> 00:27:46,445
.«خيابونِ «کِلپ -
.اوه، مي‌دونم کجاست -

379
00:27:46,446 --> 00:27:48,405
.اسمش «نورا»ست
.و تا همين حالاش 7 تا بچه داره

380
00:27:48,448 --> 00:27:50,449
اوه، يعني نمي‌تونسته کاريش بکُنه؟

381
00:27:50,450 --> 00:27:52,868
نه ديگه. مگه تو خودت تونستي؟ -
.من فقط يه سکه‌يِ 3 پني دارم -

382
00:27:52,951 --> 00:27:54,453
.پولِ خُرد باهام هست

383
00:27:54,453 --> 00:27:55,953
شوهرش هم همونجاست؟

384
00:27:55,954 --> 00:27:57,663
.به‌گمونم همينطور باشه

385
00:27:57,955 --> 00:27:59,956
و اگه از من مي‌پرسي، تقصيرِ شوهره‌ست
.که نمي‌تونه خودشو کنترل کُنه

386
00:27:59,957 --> 00:28:02,460
.خيلي وحشتناکه
.زنِ بيچاره

387
00:28:02,461 --> 00:28:05,212
!دنده‌ش هم نَرم

388
00:28:05,464 --> 00:28:07,465
واسه مادرت
ساردين نمي‌خواي؟

389
00:28:07,465 --> 00:28:09,966
.«نه، ديگه نمي‌تونه از اين چيزها بخوره، «لي‌لي
.آخه سوزشِ معده مي‌گيره

390
00:28:09,967 --> 00:28:11,676
اصلاً اوضاعِ مادرت چطوريه؟

391
00:28:11,969 --> 00:28:13,970
.اوه، خودت که مي‌دوني
.داره کم‌کم پيرتر مي‌شه

392
00:28:13,970 --> 00:28:15,971
مگه همه‌مون همينطور نيستيم؟

393
00:28:15,972 --> 00:28:17,973
.بايد «اِتل» باشه

394
00:28:17,974 --> 00:28:20,351
تو هستي، «اِتل»؟ -
.سلام، مامان -

395
00:28:20,478 --> 00:28:21,978
.لي‌لي» اومده» -
.اوه -

396
00:28:21,978 --> 00:28:23,687
.«سلام، «اِتل

397
00:28:24,981 --> 00:28:26,524
.سلام

398
00:28:27,983 --> 00:28:30,027
يه فنجون چاي مي‌خواي؟ -
.آره بي‌زحمت، مامان -

399
00:28:38,494 --> 00:28:41,496
هنوز دوست‌پسر نگرفته؟ -
.نه -

400
00:28:41,497 --> 00:28:43,539
.واسم تعجبي نداره

401
00:28:48,002 --> 00:28:50,505
.«پذيراييِ فوق‌العاده‌اي بود، «ورا
.خيلي ازت متشکرم

402
00:28:50,506 --> 00:28:52,924
.خواهش مي‌کُنم، «رِج». قابلِ تو رو نداشت -
داري لباس وصله مي‌کُني؟ -

403
00:28:53,007 --> 00:28:54,509
آره. خودت لباسي نداري
که نياز به رفو داشته باشه؟

404
00:28:54,509 --> 00:28:57,260
مي‌بينم که کمي از زانوش
!از شلوارش زده بيرون

405
00:28:57,512 --> 00:28:59,012
.آره، همينطوره -
.سرِ کار اينطوري شد -

406
00:28:59,012 --> 00:29:01,264
.هنوز فرصت نکردم برم سر وقتش -
دوزندگي‌هات رو خودت انجام مي‌دي؟ -

407
00:29:01,516 --> 00:29:03,016
،راستش من خيلي دست و پا چلفتي هستم
.ولي خُب به هر حال سعيم رو مي‌کُنم

408
00:29:03,016 --> 00:29:04,559
بايد لباس‌هات رو
.«بياري همينجا، «رِج

409
00:29:05,018 --> 00:29:06,520
شلوارت نياز به يه
.وصله‌يِ کوچولو داره

410
00:29:06,520 --> 00:29:08,521
خودم واست از مغازه‌مون
.«کمي پارچه ميارم، «رِج

411
00:29:08,522 --> 00:29:10,898
چه نوع پارچه‌ايه؟
.«فاستونيِ نيرودريايي، مارکِ «19 اونس

412
00:29:11,024 --> 00:29:12,483
.بدش به مامان تا واست رفوش کُنه
.اصلاً مشکلي نداره

413
00:29:12,526 --> 00:29:14,527
.منم مي‌تونم انجامش بدم -
.البته، اونم مي‌تونه -

414
00:29:14,528 --> 00:29:17,321
.اِتل» کارِتو راه‌مي‌ندازه» -
.آخه نمي‌خوام بيفتي تويِ زحمت -

415
00:29:17,531 --> 00:29:20,533
.اشکالي نداره -
.خيلي ازت متشکرم -

416
00:29:20,534 --> 00:29:23,869
!واست خرج داره‌ها
!مي‌شه نيم کراون

417
00:29:24,036 --> 00:29:26,413
بازم شيريني مي‌خواي؟ -
.تشکر -

418
00:29:36,047 --> 00:29:38,048
داري چکار مي‌کُني، عشقم؟ -
.مي‌رم بگيرم بخوابم -

419
00:29:38,049 --> 00:29:40,552
.تو مريضي

420
00:29:40,552 --> 00:29:42,261
.بايد سريع دست بکار بشين

421
00:29:42,554 --> 00:29:44,555
خيلي طول مي‌کِشه؟ -
.نه، عزيزم -

422
00:29:44,556 --> 00:29:46,557
آخه به شوهرم نگفتم، مي‌دونين؟
.و قرارم بود الان سرِ کار باشه

423
00:29:46,558 --> 00:29:48,559
.باشه، عزيزم -
آخه چطوري مريض شده و برگشته خونه؟ -

424
00:29:48,560 --> 00:29:50,602
زيردامنت رو
.واسم دربيار

425
00:29:53,564 --> 00:29:55,565
بعدش ديگه نمي‌تونم
بچه‌دار بشم، درسته؟

426
00:29:55,566 --> 00:29:58,067
.تا همين حالاش 7 تا دارم
.ديگه نمي‌خوام بيشتر از اين داشته باشم

427
00:29:58,068 --> 00:30:00,069
.مي‌دونم، عزيزم -
.زايمان منو مي‌کُشه -

428
00:30:00,069 --> 00:30:02,112
.حوله رو واسم بذار رويِ تخت

429
00:30:07,076 --> 00:30:09,119
.بشين همينجا رويِ لبه

430
00:30:10,079 --> 00:30:11,998
اون چيه؟ -
.فقط آب‌صابونه، عزيزم -

431
00:30:12,081 --> 00:30:14,041
.واسه ضدِعفوني‌کردن

432
00:30:14,082 --> 00:30:16,334
مي‌خواي دراز بکشم؟ -
.همينطوري که هستي بمون -

433
00:30:16,586 --> 00:30:19,588
.فقط بايد اينو تزريقش کُنم داخلت -
.خيله‌خُب -

434
00:30:19,589 --> 00:30:21,590
.چيزي نيست
حالت خوبه؟

435
00:30:21,591 --> 00:30:23,633
.آره

436
00:31:14,055 --> 00:31:16,056
.اوه، پسر

437
00:31:16,057 --> 00:31:18,684
چيه؟ -
.نگاه‌شون کُن. اون موبوره و اون مو مشکيه رو -

438
00:31:19,060 --> 00:31:21,103
!اوه، خيلي مرتب هستن -
همينطوره، نيست؟ -

439
00:31:23,063 --> 00:31:25,023
!اوضاع و احوال؟

440
00:31:26,066 --> 00:31:29,068
سمتِ راستيه، جذابه، چشم‌هايِ روشن و
.گيسويِ انبوهي داره و ظاهرش دوست‌داشتنيه

441
00:31:29,069 --> 00:31:30,778
.ولي اينجا نبايد خودمون رو ضايع کُنيم -
!«اوه، بي‌خيال، «کِني -

442
00:31:31,071 --> 00:31:34,365
!خودموني باش -
!ديدت رو بزن و از منظره لذت ببر -

443
00:32:31,127 --> 00:32:34,129
!بياين با هم عوض‌بدل کُنيم، قبوله؟ -
.باشه -

444
00:32:49,644 --> 00:32:51,645
«به گمونت «اِتل
ازش خوشش مياد؟

445
00:32:51,646 --> 00:32:53,647
خُب الان که باهاش
.رفته بيرون قدم بزنه

446
00:32:53,648 --> 00:32:56,901
اگه ازش خوشش نميومد
باهاش نمي‌رفت، مي‌رفت؟

447
00:32:59,153 --> 00:33:01,363
اون بايد «اِتل» رو
.واسه رقصيدن ببره

448
00:33:01,655 --> 00:33:04,574
.آخه فکر نمي‌کُنم اهلِ اين چيزها باشه -
.من‌که نمي‌تونم «رِج» رو در حالِ رقصيدن تصور کُنم -

449
00:33:10,163 --> 00:33:13,165
،حالا وقتي «اِتل» برمي‌گرده
!صورتش مثلِ لبو سُرخ‌شده، مگه نه؟

450
00:33:13,166 --> 00:33:15,751
!بابايي -
!و در اثرِ مشروب هم، تلو‌تلو مي‌خوره -

451
00:33:17,170 --> 00:33:19,630
!شايد آخرش معلوم بشه يه «فرد و جينجرِ» درست‌حسابي هستن
[«اشاره به زوجِ رقصنده‌يِ آمريکايي، «فرد آستر» و «جينجر راجرز]

452
00:33:19,672 --> 00:33:21,632
.و جفتِ همديگه بشن
!کي مي‌دونه؟

453
00:33:44,195 --> 00:33:47,030
از راه دور مياي؟ -
.نه زياد دور، عزيزم، نه -

454
00:33:48,199 --> 00:33:49,658
مطمئني نوشيدني ميل نداري؟

455
00:33:49,700 --> 00:33:51,826
.نه، متشکرم

456
00:33:52,203 --> 00:33:54,705
پس قبلاً هم اين کارو کردين، عزيزم؟ -
.آره، آخه معمولاً پيش مياد -

457
00:33:54,705 --> 00:33:56,498
.بفرمايين

458
00:33:56,707 --> 00:33:58,708
.يه کاسه و يه حوله

459
00:33:58,709 --> 00:34:00,710
.کتري هم رويِ گازه -
.اوه، متشکرم -

460
00:34:00,711 --> 00:34:03,213
مطمئني نوشيدني ميل نداري؟

461
00:34:03,213 --> 00:34:04,297
.نه، عزيزم

462
00:34:04,714 --> 00:34:06,757
!چيه؟

463
00:34:12,722 --> 00:34:14,723
مي‌دوني، موهات واقعاً
.دوست‌داشتني به نظر مي‌رسن

464
00:34:14,724 --> 00:34:16,725
اينطور فکر مي‌کُني؟ -
.آره -

465
00:34:16,726 --> 00:34:18,769
.اوه

466
00:34:20,229 --> 00:34:22,105
چطوره واسه همه‌مون
يه فنجون چاي بريزي؟

467
00:34:22,231 --> 00:34:24,274
چي؟ خودتم يه فنجون چاي مي‌خواي؟

468
00:34:25,734 --> 00:34:27,777
.اوه

469
00:34:28,236 --> 00:34:30,279
.موفق باشي

470
00:34:33,241 --> 00:34:34,742
.خيله‌خُب، عزيزم

471
00:34:34,742 --> 00:34:36,702
.حالا بايد زيردامنت رو دربياري

472
00:34:36,744 --> 00:34:38,745
.باشه، مشکلي نيست

473
00:34:41,749 --> 00:34:43,792
خُب، حالت چطوره؟

474
00:34:44,168 --> 00:34:45,669
.يه‌جورايي خيلي غافلگيرکُننده بود

475
00:34:45,669 --> 00:34:48,671
.آخه مدت‌هاست که نديدمت -
... آره. نه -

476
00:34:49,673 --> 00:34:51,674
شکر؟

477
00:34:51,675 --> 00:34:53,717
.نه، متشکرم

478
00:34:57,514 --> 00:35:00,016
.متشکرم که امروز اومدي -
.جداً؟ خواهش مي‌کُنم -

479
00:35:00,016 --> 00:35:02,309
همين يه بهانه‌اي شد واسه بيرون‌زدن
.از اون بانکِ دلگيرِ قديمي

480
00:35:02,310 --> 00:35:04,311
سيگار نمي‌خواي؟

481
00:35:04,312 --> 00:35:06,313
.نه، متشکرم

482
00:35:09,608 --> 00:35:11,568
... ازت متشکرم بخاطرِ

483
00:35:11,610 --> 00:35:13,611
.متأسفم

484
00:35:13,612 --> 00:35:15,655
موضوع چيه؟

485
00:35:18,116 --> 00:35:20,117
.اوه، متأسفم

486
00:35:20,118 --> 00:35:22,119
کمي کيک بردار. من خودم
.قبل از رسيدنت يه تيکه خوردم

487
00:35:22,120 --> 00:35:24,163
.نتونستم مقاومت کُنم
.آخه خيلي خوشمزه‌ست

488
00:35:25,623 --> 00:35:27,624
.مي‌خواستم باهات صحبت کُنم

489
00:35:28,626 --> 00:35:30,127
.بفرما شروع کُن

490
00:35:30,127 --> 00:35:32,337
... اوم

491
00:35:33,589 --> 00:35:35,382
تو اولين کسي هستي که
.به ذهنم خطور کرد

492
00:35:35,591 --> 00:35:37,634
واقعاً؟

493
00:35:46,601 --> 00:35:48,686
،«اي بابا، «سوزان
!چي شده؟

494
00:35:52,023 --> 00:35:54,108
... راستش من يه

495
00:35:55,526 --> 00:35:57,611
... دوستي دارم که

496
00:36:03,783 --> 00:36:05,869
.يه‌مقدار به کمک نياز داره

497
00:36:08,787 --> 00:36:10,873
.متأسفم

498
00:36:12,167 --> 00:36:14,210
.متأسفم

499
00:36:20,299 --> 00:36:22,634
،خودت رو تويِ دردسر انداختي
مگه نه؟

500
00:36:25,094 --> 00:36:27,180
،«اوه،  «سوزان
!چقدر تو خنگي

501
00:36:31,100 --> 00:36:33,186
کي بهت گفت
به من تلفن کُني؟

502
00:36:41,109 --> 00:36:44,154
خيله‌خُب، بهت مي‌گم
.بايد چکار بکُني

503
00:36:49,117 --> 00:36:51,620
،اوه، و موقعي‌که به ديدنِ اين روانپزشک مي‌ري
... بايد واسش يه دروغِ وحشتناک سرِهم‌کُني

504
00:36:51,620 --> 00:36:54,539
درباره‌يِ فلان عمه‌يِ ابله
.يا يه همچين چيزي

505
00:36:55,624 --> 00:36:57,625
بگير. با دستمال
.اشک‌هات رو پاک کُن

506
00:36:57,626 --> 00:36:59,669
.متشکرم

507
00:37:02,630 --> 00:37:04,714
.همه چيز رو‌به‌راه مي‌شه، مي‌دوني

508
00:37:16,560 --> 00:37:18,812
.«سلام «جورج
.«اوه، سلام «پگي

509
00:37:19,062 --> 00:37:21,063
امروز مرخصي گرفتي؟

510
00:37:21,064 --> 00:37:22,064
.بفرما بشين

511
00:37:22,065 --> 00:37:24,066
.«اوه، انگار «پگي» حالش خيلي خوبه، «جورج
.خدا حفظش کُنه

512
00:37:24,067 --> 00:37:26,068
اين داره يه‌کمي
.سُر مي‌خوره پايين

513
00:37:26,069 --> 00:37:28,070
«دوباره «آيوي
رويِ دنده‌يِ لج افتاده؟

514
00:37:28,071 --> 00:37:31,156
اوه عزيزم. حالا يه قوري چايِ تازه‌دم
.درست مي‌کُنيم

515
00:37:33,075 --> 00:37:35,577
،شک ندارم که تو هم بيسکويت مي‌خواي
درسته، «پگي»؟

516
00:37:38,080 --> 00:37:40,081
.«سلام «آيوي -
حالت چطوره، «ورا»؟ -

517
00:37:40,082 --> 00:37:42,083
امروز يکي از اون
روزهايِ بدته، نه؟

518
00:37:42,084 --> 00:37:44,085
.ديگه داره حالم به‌هم مي‌خوره -
.اوه، عزيزم -

519
00:37:44,086 --> 00:37:46,045
الان کتري رو مي‌ذارم
.جوش بياد

520
00:37:57,098 --> 00:37:59,057
ديشب نخوابيدي، عزيزم؟

521
00:37:59,100 --> 00:38:01,268
وقتي اينجوري مي‌شي
خوابت نمي‌بره، مگه نه؟

522
00:38:03,103 --> 00:38:05,104
اصلاً امروز موفق شدي
چشم رويِ‌هم بذاري؟

523
00:38:05,105 --> 00:38:07,607
.نه، نتونستم -
اوه، پس نتونستي؟ -

524
00:38:07,608 --> 00:38:09,443
ولي با اين وجود، الان تويِ
.«بهترين جايِ ممکن هستي، «آيوي

525
00:38:09,609 --> 00:38:12,111
آخه الان بايد
.سرِ کار مي‌بودم

526
00:38:12,112 --> 00:38:14,113
ولي با اين وضعيت که نمي‌توني
.بري سرِ کار

527
00:38:14,114 --> 00:38:15,906
بالاخره يه نفر بايد
.پول دربياره ديگه

528
00:38:16,116 --> 00:38:18,618
،اگه من از کار دست بکشم
.پگي» هم مي‌خواد از کار دست بکشه»

529
00:38:18,618 --> 00:38:20,619
ولي اگه اين وضعيت ادامه پيدا کُنه
.شغلم رو از دست مي‌دم

530
00:38:20,620 --> 00:38:22,621
.تقصيرِ خودت که نيست، عزيزم

531
00:38:22,622 --> 00:38:24,123
اصلاً مگه مي‌شه اينجور چيزها رو
به رئيس حالي کرد؟

532
00:38:24,123 --> 00:38:27,125
.اون آدم‌ها هيچ درکي ندارن

533
00:38:27,126 --> 00:38:29,127
!حرومزاده‌ها

534
00:38:35,967 --> 00:38:37,801
.خيله‌خُب

535
00:38:37,969 --> 00:38:39,970
اين اولين آبستنيِ شماست؟

536
00:38:39,971 --> 00:38:41,972
.بله

537
00:38:41,973 --> 00:38:43,974
و نظرِ پدر چيه؟

538
00:38:43,975 --> 00:38:46,477
... راستش

539
00:38:46,477 --> 00:38:48,478
.نمي‌خوام والدينم بفهمن

540
00:38:48,479 --> 00:38:50,689
.نه، نه، نه
.منظورم پدرِ نوزاده

541
00:38:54,985 --> 00:38:57,402
.هر جور ميلِ خودتونه
.بياييد بگيريد بشينيد

542
00:39:05,953 --> 00:39:08,830
گزينه‌يِ بچه‌داشتن رو
در نظر داريد؟

543
00:39:10,957 --> 00:39:13,043
.نمي‌تونم

544
00:39:14,879 --> 00:39:16,880
.بسيار خُب
.من بهتون کمک مي‌کُنم

545
00:39:16,881 --> 00:39:18,882
اما متأسفانه ناگزيريم
... در موردِ

546
00:39:18,882 --> 00:39:21,676
موضوعِ حساسِ پول
.بحث کُنيم

547
00:39:21,885 --> 00:39:23,928
مبلغِ 150 پوند
.براتون آب مي‌خوره

548
00:39:24,888 --> 00:39:27,306
چه مبلغي آماده داريد؟

549
00:39:27,390 --> 00:39:30,893
.فقط کمي بيش از 100 پوند

550
00:39:30,894 --> 00:39:33,020
.صحيح

551
00:39:33,396 --> 00:39:35,397
.خُب

552
00:39:35,398 --> 00:39:38,901
پس بذاريد بگيم فعلاً 100 گينه، قبوله؟
.بصورتِ پيش‌پرداخت، و نقداً

553
00:39:38,901 --> 00:39:41,486
حالا بهتون تأکيد مي‌کُنم
.که به ديدنِ يک روانپزشک بريد

554
00:39:41,861 --> 00:39:45,280
.يکيو مي‌شناسم -
جداً؟ -

555
00:39:46,200 --> 00:39:48,201
.بله

556
00:39:48,201 --> 00:39:50,202
پس من ترتيبِ
... بيمارستانِ خصوصي رو مي‌دم

557
00:39:50,203 --> 00:39:52,121
.و همينطور پزشکِ متخصصِ زايمان رو

558
00:39:52,205 --> 00:39:54,707
.«باکستر»
.مردِ فوق‌العاده خوبيه

559
00:39:54,707 --> 00:39:56,749
سوالي نداريد؟

560
00:39:59,712 --> 00:40:01,797
.روزِ قشنگيه

561
00:40:03,215 --> 00:40:05,299
.بله

562
00:40:06,719 --> 00:40:09,221
چند هفته‌ست که آبستن هستيد؟ -
.حدودِ 7 هفته -

563
00:40:09,221 --> 00:40:11,222
و باکره بوديد؟

564
00:40:18,229 --> 00:40:19,938
بله؟

565
00:40:21,232 --> 00:40:22,733
،«خانمِ «ولز
... بسيار کمک‌بخش خواهد بود

566
00:40:22,734 --> 00:40:25,485
اگر به سوالاتم پاسخ‌هايِ
،سرراست و صادقانه بديد

567
00:40:25,736 --> 00:40:27,778
.اگه براتون مقدور باشه

568
00:40:29,240 --> 00:40:31,324
پدرتون چه کاره‌ست؟

569
00:40:33,744 --> 00:40:35,829
پدرم؟ -
.بله -

570
00:40:39,750 --> 00:40:41,792
.تويِ وزارتِ دفاع کار مي‌کُنه

571
00:40:42,752 --> 00:40:44,712
و آيا والدينِ‌تون
ازدواجِ سعادت‌مندانه‌اي داشته‌ان؟

572
00:40:46,756 --> 00:40:50,633
.به نظرم همينطور باشه

573
00:40:51,761 --> 00:40:54,847
هيچ سابقه‌يِ بيماري‌هايِ رواني
در خانواده‌تون وجود داره؟

574
00:40:56,765 --> 00:40:58,766
.بله

575
00:40:58,767 --> 00:41:01,561
يکي از عمه‌هايِ مادرم
.خودکُشي کرده بود

576
00:41:03,772 --> 00:41:05,857
جداً؟

577
00:41:07,275 --> 00:41:09,359
.بله

578
00:41:11,779 --> 00:41:15,032
و وضعيتِ روحي‌روانيِ خودتون چطور؟
در حالِ حاضر چطور توصيفش مي‌کُنيد؟

579
00:41:18,285 --> 00:41:21,703
... اوم -
مضطرب؟ -

580
00:41:23,791 --> 00:41:25,876
افسرده؟

581
00:41:28,295 --> 00:41:31,005
از احساساتِ‌تون نسبت به
.پدرِ بچه برام بگيد

582
00:41:33,299 --> 00:41:35,300
عاشقش هستيد؟ -
.نه -

583
00:41:35,301 --> 00:41:37,260
اون عاشقِ شماست؟ -
.نه -

584
00:41:37,303 --> 00:41:39,304
در لحظه‌يِ لقاح
عاشقش بوديد؟

585
00:41:39,305 --> 00:41:41,348
.نه

586
00:41:42,808 --> 00:41:44,809
خودش رو بهتون تحميل کرد؟

587
00:41:58,323 --> 00:42:00,324
،«خانمِ «ولز

588
00:42:00,325 --> 00:42:02,326
اگه قرار بر اين باشه
... که بچه رو داشته باشيد

589
00:42:02,327 --> 00:42:04,328
خودتون نگهش مي‌داريد
يا به فرزندي مي‌ديدش؟

590
00:42:04,328 --> 00:42:06,329
.نمي‌تونم داشته باشمش

591
00:42:06,330 --> 00:42:08,373
ترجيح مي‌دم
.خودم رو بکُشم

592
00:42:13,337 --> 00:42:15,839
خُب، فکر نکُنم بتونيم اجازه بديم
.چنين اتفاقي رُخ بده

593
00:42:17,841 --> 00:42:19,926
مي‌تونيم؟

594
00:42:24,347 --> 00:42:26,390
.چاي داره دَم مياد

595
00:43:10,389 --> 00:43:12,349
.«خانمِ «ولز -
.سلام -

596
00:43:12,391 --> 00:43:13,893
.من پرستار «ويلوبي» هستم -
حالِ‌تون چطوره؟ -

597
00:43:13,893 --> 00:43:15,894
اين ساکِ شماست؟ -
.اوه، بله -

598
00:43:15,895 --> 00:43:18,771
.بي‌زحمت دنبالم بياييد -
.متشکرم -

599
00:43:18,898 --> 00:43:20,899
از راه دور مياييد؟ -
.نه واقعاً، نه -

600
00:43:20,900 --> 00:43:22,400
.«خانمِ «ولز -
.سلام -

601
00:43:22,400 --> 00:43:24,068
.من خواهر «بيچ» هستم -
حالِ‌تون چطوره؟ -

602
00:43:24,402 --> 00:43:26,403
.اميدوارم اينجا راحت باشيد

603
00:43:26,404 --> 00:43:28,405
.متشکرم

604
00:44:01,437 --> 00:44:03,481
.خُب، عزيزم

605
00:44:04,439 --> 00:44:06,483
.اينو واست مي‌ذارم زيرِ تخت

606
00:44:14,950 --> 00:44:17,034
،ديدي؟ زياد طول نکشيد
مگه نه؟

607
00:44:19,453 --> 00:44:21,956
چي؟ يعني به همين زودي تموم کردين؟ -
.آره، عزيزم -

608
00:44:21,957 --> 00:44:23,582
حالا کِي قراره
دوباره ببينمِ‌تون؟

609
00:44:23,959 --> 00:44:26,460
چي گفتي، عزيزم؟

610
00:44:26,460 --> 00:44:28,837
شما بايد دوباره بياييد، درسته؟

611
00:44:29,964 --> 00:44:31,965
اوه، نه عزيزم. من تمامِ کاري که
.بايد مي‌کردم رو انجام دادم

612
00:44:31,966 --> 00:44:33,591
حالا ديگه فقط بايد
.منتظر بموني

613
00:44:33,968 --> 00:44:36,469
يعني بايد منتظرِ چي بمونم؟

614
00:44:36,469 --> 00:44:38,930
.منتظرِ افتادنش، عزيزم

615
00:44:38,973 --> 00:44:41,975
اما تمامِ چيزي که بکار بردين
.فقط يه‌کمي آب بود

616
00:44:41,975 --> 00:44:43,976
.نگران نباش

617
00:44:43,977 --> 00:44:45,477
ولي اگه مشکلي پيش بياد
چه اتفاقي ميفته؟

618
00:44:45,478 --> 00:44:47,479
خُب تنها چيزي که قراره
... اتفاق بيفته اينه که

619
00:44:47,480 --> 00:44:49,524
... فردا

620
00:44:50,984 --> 00:44:53,485
يا يکشنبه، اون پايين
.احساسِ درد بهت دست مي‌ده

621
00:44:53,485 --> 00:44:55,486
پس بايد خودتو
.به دستشويي برسوني

622
00:44:55,487 --> 00:44:58,949
،بعدش شروع به خونريزي مي‌کُني تا همه‌اش بيرون بياد
.و اونوقت دوباره مثلِ روزِ اول صحيح و سالم مي‌شي

623
00:45:01,493 --> 00:45:03,578
و چيزي که الان احتياج داري
.يه فنجون چايِ داغِ خوشمزه‌ست

624
00:45:05,496 --> 00:45:07,540
.مراقبِ خودت باش، عزيزم

625
00:45:12,503 --> 00:45:14,547
.فعلاً

626
00:45:34,983 --> 00:45:37,067
.سلام، عزيزم -
.«صبح بخير، خانمِ «درِيک -

627
00:45:40,989 --> 00:45:43,198
.سلام، ماماني -
.صبح بخير، عزيزم -

628
00:45:44,491 --> 00:45:46,492
تعطيلاتِ آخرِ هفته‌ات چطور بود؟ -
.محشر بود. متشکرم -

629
00:45:46,493 --> 00:45:48,494
نورفوک» چطور بود؟»

630
00:45:48,495 --> 00:45:50,496
.اوه، قابلِ تحمل بود

631
00:45:50,497 --> 00:45:52,498
.وحشتناک آفتابي بود

632
00:45:52,499 --> 00:45:54,542
.بطورِ غيرِ عادي

633
00:46:13,518 --> 00:46:15,519
پول رو آوردي؟

634
00:46:15,520 --> 00:46:17,521
.مبلغِ 2 پوند آوردم

635
00:46:17,522 --> 00:46:19,900
فقط 2 پوند؟ -
.اين چيزيه که خانمه بهم گفت -

636
00:46:20,024 --> 00:46:22,025
.خُب بهت اشتباه گفته
.چون 2 گينه مي‌شه

637
00:46:22,026 --> 00:46:24,027
.اوه، متأسفم -
.متأسف‌بودن هيچ فايده‌اي نداره -

638
00:46:24,028 --> 00:46:25,946
اوه، پس مي‌خوايد همين الان
پرداخت بشه ديگه، درسته؟

639
00:46:26,030 --> 00:46:28,074
خُب معلومه که نمي‌خوام هفته‌يِ آينده
!پرداخت بشه، مي‌خوام؟

640
00:46:35,539 --> 00:46:37,040
،بگذريم
شوهرت کجاست؟

641
00:46:37,040 --> 00:46:39,333
.تويِ کُره‌ست
.حالا که مي‌پرسين

642
00:46:40,543 --> 00:46:42,544
تويِ ارتشه، نيست؟ -
.بله -

643
00:46:42,545 --> 00:46:45,297
.اين 2 گينه‌ست -
.خيلي مچکر -

644
00:46:49,552 --> 00:46:51,595
پس بچه مالِ اون نيست، نه؟

645
00:46:54,056 --> 00:46:56,141
موضوع چيه؟
!گربه زبونت رو خورده؟

646
00:47:01,563 --> 00:47:03,564
شما برايِ خيلي از دخترها
اين کارو مي‌کُنيد، نمي‌کُنيد؟

647
00:47:03,565 --> 00:47:05,566
!سرت به کارِ لعنتيِ خودت باشه

648
00:47:05,567 --> 00:47:07,820
.فقط دارم مي‌پرسم -
!و منم جوابت رو دادم -

649
00:47:08,570 --> 00:47:10,656
.خيله‌خُب

650
00:47:13,574 --> 00:47:15,660
.آدرست رو اينجا يادداشت کُن

651
00:47:17,578 --> 00:47:19,579
.خانمه رأسِ ساعتِ 5 اونجاست

652
00:47:19,580 --> 00:47:21,081
.به پول هم اشاره‌اي نکُن

653
00:47:21,081 --> 00:47:23,082
.اين بينِ خودم و خودته

654
00:47:23,083 --> 00:47:25,084
فهميدي؟ -
.بله -

655
00:47:25,085 --> 00:47:27,086
.خوبه

656
00:47:34,970 --> 00:47:36,470
مي‌توني روزِ جمعه
يه مورد رو انجام بدي؟

657
00:47:36,471 --> 00:47:37,973
ساعتِ 5؟ -
.آره -

658
00:47:37,973 --> 00:47:39,265
.هيچ مشکلي نيست

659
00:47:39,473 --> 00:47:40,975
.خانمه متأهله -
اوه، جداً؟ -

660
00:47:40,976 --> 00:47:43,269
.خودش رو کمي تويِ دردسر انداخته -
پس اينطوريه؟ -

661
00:47:43,477 --> 00:47:45,478
و حالا مسأله اينه که شوهره
مي‌خواد بدونه پدرِ بچه کيه؟

662
00:47:45,479 --> 00:47:47,857
اوه، اين که اصلاً خوب نيست، مگه نه، «لي‌لي»؟ -
.خُب، به نظرِ منم همينطوره -

663
00:47:48,983 --> 00:47:51,067
با اين وجود، بايد بهشون
کمک کرد، مگه نه؟

664
00:47:51,986 --> 00:47:53,945
با اون سياهه
اوضاع چطور پيش رفت؟

665
00:47:53,988 --> 00:47:56,113
.اوه، خيلي دلم واسش سوخت -
چون از وطنش خيلي دوره؟ -

666
00:47:56,489 --> 00:47:57,948
.خيلي ترسيده بود

667
00:47:57,992 --> 00:47:59,492
اصلاً امثالِ اين ياروها
اينجا چکار دارن؟

668
00:47:59,492 --> 00:48:02,494
خُب دارن سعي مي‌کُنن واسه خودشون زندگيِ بهتري
.درست کُنن ديگه. واسه من اصلاً تعجبي نداره

669
00:48:02,495 --> 00:48:04,997
.اينها بايد همون جايي که هستن بمونن -
.ولي آدم‌هايِ سختکوشي هستن -

670
00:48:04,997 --> 00:48:07,958
پس اصلاً شکر لازم نداري؟ -
حالا اين هفته مي‌خواي چقدر پول مطالبه کُني، «لي‌لي»؟ -

671
00:48:08,000 --> 00:48:10,001
.واسه تو مي‌شه 1.8 پوند

672
00:48:10,002 --> 00:48:12,045
.خيله‌خُب، باشه

673
00:48:17,509 --> 00:48:19,595
.بفرما -
.دستت درد نکُنه -

674
00:48:21,513 --> 00:48:23,599
.متشکرم

675
00:48:36,026 --> 00:48:37,443
.راستش خيلي مي‌ترسم

676
00:48:37,528 --> 00:48:39,906
سعي کُن خودتو
.مضطرب نکُني، عزيزم

677
00:48:40,030 --> 00:48:41,531
.م-متأسفم

678
00:48:41,531 --> 00:48:43,532
بايد هر طور شده
.خودمو جمع‌و‌جور کُنم

679
00:48:43,533 --> 00:48:47,536
واي، مجبورم چه چيزهايي رو
!از سر بگذرونم

680
00:48:47,537 --> 00:48:49,538
.اوه، مي‌دونم ديگه مجبورم
... ولي فقط اينکه

681
00:48:49,539 --> 00:48:51,540
.هيچکس خبر نداره

682
00:48:51,541 --> 00:48:53,542
.البته دوستم خبر داره
... ولي خبر نداره که

683
00:48:53,542 --> 00:48:55,585
منظورم اينه که
.خبر نداره امروزه

684
00:48:57,546 --> 00:49:01,049
،بنابراين اگه اتفاقي واسم رُخ بده
.هيچکس خبردار نمي‌شه

685
00:49:01,049 --> 00:49:03,467
،تو فقط بايد زيردامنت رو دربياري، عزيزم
.و دراز بکشي

686
00:49:06,054 --> 00:49:08,055
!اوه، اوه، نه
!نه، نه، نه

687
00:49:08,056 --> 00:49:10,099
!نه، نه، نه

688
00:49:13,061 --> 00:49:15,062
!اوه، نه، نه

689
00:49:15,063 --> 00:49:18,065
!واي، چقدر من آدمِ وحشتناکي هستم

690
00:49:34,581 --> 00:49:36,624
موضوع چيه؟

691
00:49:38,084 --> 00:49:39,793
.هيچي

692
00:49:40,086 --> 00:49:42,087
مگه امشب بهت خوش نگذشت؟

693
00:49:42,088 --> 00:49:44,089
.چرا

694
00:49:44,090 --> 00:49:46,133
تو چطور؟

695
00:50:00,105 --> 00:50:02,190
تا حالا به جابجا شدن
فکر کردي؟

696
00:50:03,608 --> 00:50:05,693
منظورت چيه؟

697
00:50:08,112 --> 00:50:10,155
نظرت درباره‌يِ ازدواج‌کردن چيه؟

698
00:50:12,616 --> 00:50:14,617
چي؟ يعني با تو؟

699
00:50:14,618 --> 00:50:16,661
.آره

700
00:50:20,624 --> 00:50:22,709
تا حالا اصلاً درباره‌اش
.فکر نکرده بودم

701
00:50:24,627 --> 00:50:26,712
.ولي من بهش فکر کردم -
جداً فکر کردي؟ -

702
00:50:27,630 --> 00:50:29,715
.حدوداً 3 يا 4 هفته‌اي مي‌شه

703
00:50:37,640 --> 00:50:39,725
نظرت چيه؟

704
00:50:42,644 --> 00:50:44,604
موافقي؟

705
00:50:50,652 --> 00:50:52,737
.آره

706
00:50:54,155 --> 00:50:56,240
.موافقم

707
00:51:08,669 --> 00:51:10,754
.پس خوبه

708
00:51:19,679 --> 00:51:21,722
.بهتره به مامانت بگي

709
00:51:37,696 --> 00:51:39,697
.بابا

710
00:51:39,697 --> 00:51:41,698
.بابا، بيدار شو -
موضوع چيه؟ -

711
00:51:41,699 --> 00:51:43,742
.من بايد برم آشپزخونه

712
00:51:49,707 --> 00:51:51,959
!واسه همين بيدارم کرد؟

713
00:51:52,710 --> 00:51:55,128
.«اوه، سلام «رِج -
.«سلام «استن -

714
00:51:55,212 --> 00:51:57,213
خوب خوابيدي؟

715
00:51:57,214 --> 00:51:59,257
.آره، خيلي خوب بود

716
00:52:03,094 --> 00:52:05,179
مي‌تونم دو کلام
باهات صحبت کُنم، «استن»؟

717
00:52:09,100 --> 00:52:11,185
موضوع چيه؟

718
00:52:15,106 --> 00:52:17,399
مي‌شه بهم اجازه بدي
با «اِتل» ازدواج کُنم؟

719
00:52:23,613 --> 00:52:25,406
از خودش پرسيدي؟

720
00:52:25,615 --> 00:52:27,658
.آره

721
00:52:29,619 --> 00:52:31,412
نظرش چي بود؟

722
00:52:31,621 --> 00:52:33,705
.نظرش مثبت بود

723
00:52:35,625 --> 00:52:37,626
!اوه، البته که مي‌تونيد

724
00:52:37,627 --> 00:52:39,628
مطمئني؟ -
!تبريک مي‌گم -

725
00:52:39,628 --> 00:52:41,588
.ازت خيلي ممنونم -
ورا»؟ «اِتل»؟» -

726
00:52:41,630 --> 00:52:44,132
مي‌دونين همين الان چه درخواستي ازم کرد؟ -
!واي که چقدر غافلگير شدم -

727
00:52:44,133 --> 00:52:46,134
!خيلي خوشحالم -
.منم همينطور -

728
00:52:46,134 --> 00:52:49,428
اين سرو صداها ديگه واسه چيه؟ -
!اين دو نفر همين الان با هم نامزد شدن -

729
00:52:49,638 --> 00:52:51,639
!اوه، تبريک مي‌گم، رفيق -
.خيلي ازت متشکرم -

730
00:52:51,640 --> 00:52:53,641
من اينجا روي ِاين صندلي
.خوابم برده بود

731
00:52:53,641 --> 00:52:55,642
.شرمنده که بيدارت کرديم

732
00:52:55,643 --> 00:52:57,394
!اوه، نگرانِ اينش نباشين

733
00:52:57,645 --> 00:53:00,647
.راستش ديشب ازش خواستگاري کردم -
اوه، جداً؟ -

734
00:53:00,648 --> 00:53:02,649
!جفتِ‌تون باريکلا دارين

735
00:53:02,650 --> 00:53:05,360
،«واي «رِج
!چه کارِ خوبي مي‌کُني

736
00:53:09,156 --> 00:53:11,658
.اينقدر قيافه‌يِ نگران به خودت نگير -
مطمئني؟ -

737
00:53:11,658 --> 00:53:14,160
،البته که مطمئنم. چونکه رفتم پيشِ دکتر
.پس الان مطمئنم

738
00:53:14,161 --> 00:53:15,662
راجع به زمانش
.و سايرِ چيزها

739
00:53:15,662 --> 00:53:17,663
پس ديگه بايد شروع کُني
.به خودت سخت نگيري

740
00:53:17,664 --> 00:53:19,457
چيه؟ نکُنه مي‌خواي
ازم مراقبت کُني؟

741
00:53:19,666 --> 00:53:21,709
.آره -
اوه، جداً؟ -

742
00:53:23,169 --> 00:53:25,170
بايد به «استن» و «ورا» هم
.خبر بديم

743
00:53:25,171 --> 00:53:27,172
آره، به «استن» و «ورا» هم
.خبر مي‌ديم

744
00:53:27,173 --> 00:53:29,174
ولي دقيقاً با همديگه
.موضوع رو بهشون مي‌گيم

745
00:53:29,175 --> 00:53:31,176
... با هم مي‌ريم اونجا

746
00:53:31,176 --> 00:53:34,178
.آخرِ هفته‌يِ آينده -
.صبحش باهاش هماهنگ مي‌کُنم -

747
00:53:34,179 --> 00:53:36,222
حالا لطفاً مي‌تونم
ماشين‌لباس‌شويي‌م رو داشته باشم؟

748
00:54:11,714 --> 00:54:13,715
.«صبح بخير، «فرانک -
.«صبح بخير، «استن -

749
00:54:13,716 --> 00:54:15,259
.يه خبري واست دارم

750
00:54:15,510 --> 00:54:18,137
چي؟

751
00:54:20,014 --> 00:54:22,015
.بگيرش
.حدس بزن

752
00:54:22,016 --> 00:54:23,517
خبرِ خوبيه
يا خبرِ بديه؟

753
00:54:23,517 --> 00:54:25,518
.خبرِ بد -
.اشتباه کردي. دوباره سعي کُن -

754
00:54:25,519 --> 00:54:27,562
،خيله‌خُب
.پس خبرِ خوبيه

755
00:54:31,024 --> 00:54:33,108
!پس يالا ديگه
بگو قضيه چيه؟

756
00:54:35,028 --> 00:54:37,029
!ها؟

757
00:54:37,030 --> 00:54:39,031
،مُقر بيا ديگه
!خروسِ پير

758
00:54:40,533 --> 00:54:42,534
،اِتل» کوچولويِ من»
.نامزد کرد

759
00:54:42,535 --> 00:54:44,036
چي؟ -
.ديروز بعد از ظهر -

760
00:54:44,036 --> 00:54:45,912
يعني با «رِج»؟ -
.خودمم باورم نمي‌شد -

761
00:54:46,038 --> 00:54:48,081
فکر مي‌کردم خواستگاري‌کردنِ‌شون
.سال‌ها طول مي‌کِشه

762
00:54:53,045 --> 00:54:55,046
.تبريک مي‌گم -
.«متشکرم، «فرانک -

763
00:54:55,046 --> 00:54:57,047
بايد خيلي به خودت
!افتخار کُني، مرد

764
00:54:57,048 --> 00:54:59,049
.بايد قيافه‌يِ «ورا» رو مي‌ديدي

765
00:54:59,050 --> 00:55:01,093
!انگار صاعقه زده بودش

766
00:55:03,054 --> 00:55:04,555
... خُب، روزِ يکشنبه

767
00:55:04,555 --> 00:55:06,056
«بايد تو و «جويسي
.برايِ صرفِ چاي بياييد منزلِ ما

768
00:55:06,057 --> 00:55:08,267
کمي آبجو هم آماده مي‌کُنيم
.و کمي شرابِ شيرين واسه دخترها

769
00:55:08,559 --> 00:55:10,560
هم به سلامتيِ اين زوجِ خوشبخت مي‌نوشيم
.و هم «رِج» مي‌تونه با خونواده آشنا بشه

770
00:55:10,561 --> 00:55:12,354
روزِ يکشنبه؟ -
.حدودِ ساعتِ 4 -

771
00:55:12,563 --> 00:55:14,981
پس به «جويسي» مي‌گي ديگه؟ -
.آره، بهش مي‌گم -

772
00:55:19,569 --> 00:55:21,570
مي‌توني حسش کُني، عزيزم؟
شروع به پُر شدن کرده؟

773
00:55:21,571 --> 00:55:23,072
.آره

774
00:55:23,073 --> 00:55:25,074
حسِ عجيب‌غريبي داري، «پَم»؟ -
.آره، مامان -

775
00:55:25,074 --> 00:55:26,575
منظور از اون حسي که گفتي
همينه ديگه، مگه نه؟

776
00:55:26,576 --> 00:55:28,034
.عجيب‌غريب -
.آره -

777
00:55:28,077 --> 00:55:29,912
شما اين کارو قبلاً هم انجام دادي ديگه، مگه نه؟ -
.آره، عزيزم -

778
00:55:30,079 --> 00:55:32,038
.پس مطمئنه -
مطمئنه ديگه، نيست؟ -

779
00:55:32,081 --> 00:55:33,456
.آره، عزيزم -
... و هر وقت که پُر شد -

780
00:55:33,582 --> 00:55:35,040
.ديگه متوقفش مي‌کُنيم

781
00:55:37,086 --> 00:55:39,087
انگار چهره‌تون رو
.يه جايي ديدم

782
00:55:39,087 --> 00:55:41,088
کي؟ من؟ -
.آره -

783
00:55:41,089 --> 00:55:43,132
جداً؟ -
.هر چند يادم نمياد کجا -

784
00:55:45,594 --> 00:55:47,595
حالت خوبه؟

785
00:55:47,595 --> 00:55:50,097
.«البته! تويِ رخت‌شوي‌خونه‌يِ «سان‌لايت

786
00:55:50,098 --> 00:55:53,100
!اوه، عزيزم -
تو «ورا» هستي، مگه نه؟ -

787
00:55:53,101 --> 00:55:55,144
.همينطوره -
.«ورا درِيک» -

788
00:55:56,103 --> 00:55:57,604
من قبل از جنگ
.مادرتون رو مي‌شناختم

789
00:55:57,605 --> 00:56:00,023
جداً؟ -
نکُنه اون زمان هم همين کارو مي‌کردي؟ -

790
00:56:00,107 --> 00:56:01,608
حسِ پُر شدن نمي‌کُني، عزيزم؟

791
00:56:01,609 --> 00:56:03,652
.آره

792
00:56:05,612 --> 00:56:07,697
،چيزي نيست
.چيزي نيست

793
00:56:09,616 --> 00:56:11,701
.حالا خودتو خوب خُشک کُن

794
00:56:33,138 --> 00:56:35,181
،اين آرومت مي‌کُنه
.يالا بخورش

795
00:56:35,473 --> 00:56:37,474
.آروم، آروم

796
00:56:37,475 --> 00:56:39,476
.حالا تبت مياد پايين

797
00:56:39,477 --> 00:56:41,478
.حالا تبت مياد پايين

798
00:56:53,991 --> 00:56:56,034
!به سلامتي -
!به سلامتي -

799
00:56:59,828 --> 00:57:01,872
.«سلامِ دوباره، «پامه‌لا
چه حسي داري؟

800
00:57:02,332 --> 00:57:04,333
حسِ ناخوشي، آره؟

801
00:57:04,334 --> 00:57:06,335
خُب، حالا لازمه که به شکمت
.يه نگاه ديگه بندازم

802
00:57:06,336 --> 00:57:08,837
نگران نباش، تا جايي که مي‌تونم
.سعي مي‌کُنم اذيت نشي

803
00:57:08,837 --> 00:57:11,422
پامه‌لا»، فقط لازمه که»
.پاهات رو صاف کُني

804
00:57:12,341 --> 00:57:14,050
!آفرين، دخترِ خوب
.همينطور صاف بذارشون رويِ تخت

805
00:57:14,343 --> 00:57:17,845
بهت قول مي‌دم که
.دست‌هايِ گرمي دارم

806
00:57:17,845 --> 00:57:20,682
.باسنت رو بگير بالا
!آفرين، دخترِ خوب! همينه

807
00:57:22,850 --> 00:57:24,602
حالا قصد دارم
... خيلي ملايم فشار وارد کُنم

808
00:57:24,852 --> 00:57:27,814
و مي‌خوام واسم بگي وقتي‌که
.دستم رو برمي‌دارم، چه اتفاقي ميفته

809
00:57:27,855 --> 00:57:29,357
!آفرين، دخترِ خوب
!باريکلا

810
00:57:29,357 --> 00:57:31,858
.بايد جراحيِ داخلي انجام بديم، خواهر -
.بسيار خُب، دکتر -

811
00:57:35,363 --> 00:57:37,823
.«خيله‌خُب، خانمِ «بارنز

812
00:57:37,864 --> 00:57:41,867
.من ... من واستون خبرهايِ خوبي ندارم
.خيلي متأسفم

813
00:57:41,868 --> 00:57:45,372
چرا؟ چرا؟ مگه چه اتفاقي افتاده؟ -
.قصد دارم عملِ جراحي انجام بدم -

814
00:57:45,372 --> 00:57:47,873
.پامه‌لا» دخترتون، بسيار ناخوشه» -
نمي‌ميره که، آره؟ -

815
00:57:47,873 --> 00:57:49,874
،صادقانه اميدواريم اينطور نشه
.«خانمِ «بارنز

816
00:57:49,875 --> 00:57:52,877
،اما وضعيت بسيار وخيمه
.و مطمئنم که شما درک مي‌کُنيد

817
00:57:52,878 --> 00:57:54,380
.بسيار خُب

818
00:57:54,380 --> 00:57:56,172
وقتي امروز عصر
... پامه‌لا» رو پذيرفتيم»

819
00:57:56,382 --> 00:57:58,383
شما توضيح داديد که دچارِ
.سقطِ جنينِ غيرِ عمد شده

820
00:57:58,384 --> 00:57:59,927
.بله

821
00:58:00,386 --> 00:58:02,762
اما اين تمامِ حقيقت نيست، درسته؟

822
00:58:04,390 --> 00:58:06,391
... «خانمِ «بارنز

823
00:58:06,392 --> 00:58:08,727
شما «پامه‌لا» رو مجبور کرديد
... که سعي کُنه

824
00:58:08,893 --> 00:58:10,894
بچه‌اش رو بندازه؟ -
!نه، من چنين کاري نکردم -

825
00:58:10,895 --> 00:58:12,230
.ولي يه نفر چنين کاري کرده

826
00:58:12,397 --> 00:58:14,982
،شما اين رو مي‌دونيد
.و من هم اين رو مي‌دونم

827
00:58:16,401 --> 00:58:19,903
خانمِ «بارنز»، من الان بيش از 25 ساله
.که طبابت مي‌کُنم

828
00:58:19,903 --> 00:58:22,406
اين خواهر و من، هر آخرِ هفته
.با مواردِ اينچنيني روبرو هستيم

829
00:58:22,407 --> 00:58:24,908
اينطور نيست، خواهر؟ -
.بله، همينطوره -

830
00:58:27,911 --> 00:58:30,913
.بسيار خُب

831
00:58:30,913 --> 00:58:32,957
.يه نفر اومد به خونه‌مون

832
00:58:34,418 --> 00:58:35,918
و چکار کرد؟

833
00:58:35,918 --> 00:58:38,421
يه صابونِ صورتي‌رنگ رو
،تويِ يه کاسه آبِ‌گرم رنده کرد

834
00:58:38,421 --> 00:58:39,880
يه بطريِ پُر از يه‌جور مايع هم داشت
... و بعدش

835
00:58:39,922 --> 00:58:42,799
از سرنگ هم استفاده کرد؟ -
.بله -

836
00:58:42,925 --> 00:58:44,926
و ترديدي نيست که دوباره
.از اون سرنگ استفاده خواهد کرد

837
00:58:44,926 --> 00:58:47,219
.و دوباره و دوباره و دوباره
... و اين خواهر و من

838
00:58:47,430 --> 00:58:49,890
مجبور خواهيم بود با مواردِ بسياري درست مثلِ
.موردِ «پامه‌لا» سر و کار داشته باشيم

839
00:58:49,931 --> 00:58:52,516
خانمِ «بارنز»، بايد جلويِ
.اينجور اشخاص گرفته بشه

840
00:58:56,438 --> 00:58:58,439
.لازمه که به پليس اطلاع بديد

841
00:58:58,440 --> 00:59:01,150
!اوه، من با اونها صحبتي ندارم

842
00:59:03,445 --> 00:59:05,446
.خواهر «کومبز» هستم

843
00:59:05,447 --> 00:59:08,115
الساعه. تويِ تالار
.«منتظرتون هستن، آقايِ «والش

844
00:59:09,450 --> 00:59:11,910
.متشکرم، خواهر

845
00:59:11,952 --> 00:59:15,456
،خانمِ «بارنز»، اگه به پليس اطلاع نديد
.اونوقت مجبورم خودم اين کار رو بکُنم

846
00:59:15,456 --> 00:59:18,875
،متأسفانه، انجامِ چنين کاري
.جزوِ تعهداتِ قانونيِ منه

847
00:59:18,958 --> 00:59:21,001
.معذرت مي‌خوام

848
00:59:36,975 --> 00:59:39,977
.معذرت مي‌خوام، پرستار -
بله، آقا؟ -

849
00:59:39,978 --> 00:59:42,980
.ما مأمورِ پليس هستيم
.دنبالِ خواهر «کومبز» مي‌گرديم

850
00:59:42,981 --> 00:59:45,024
.اوه، بله آقا
.لطفاً دنبالم بيايد

851
00:59:49,488 --> 00:59:51,572
.خواهر، پليس اومده

852
00:59:53,991 --> 00:59:56,494
.عصر بخير، خواهر
.من بازرسِ کارآگاه «وبستر» هستم

853
00:59:56,494 --> 00:59:58,495
.ايشون هم «دي.اس. ويکرز» هستن -
.عصر بخير -

854
00:59:58,496 --> 01:00:00,539
.اوه، عصرِ شما هم بخير

855
01:00:03,875 --> 01:00:05,669
.ما کنارِ جاده نشسته بوديم

856
01:00:05,877 --> 01:00:08,839
،و همه‌جا پُر بود از جنازه‌ها
.و بويِ گندِ بنزين

857
01:00:08,880 --> 01:00:10,881
ديگه از همه‌چيز
.سير و بيزار شده بودم

858
01:00:10,882 --> 01:00:12,883
و ديگه هيچ کاري هم
.نمي‌تونستم بکُنم

859
01:00:12,884 --> 01:00:14,885
،نمي‌تونستم فرار کُنم
... نمي‌تونستم گريه کُنم

860
01:00:14,885 --> 01:00:16,886
.نمي‌تونستم هيچ چيزيو حس کُنم
.فقط همونجا نشسته بودم

861
01:00:18,390 --> 01:00:20,766
و بعد يهويي
... يه دخترِ بزرگسال رو ديدم

862
01:00:20,891 --> 01:00:22,892
که از کنارمون
،تلوتلوخوران عبور مي‌کرد

863
01:00:22,893 --> 01:00:24,937
و به زبانِ فرانسه
.زيرِ لب من‌من مي‌کرد

864
01:00:25,896 --> 01:00:27,940
حدس بزن زيرِ دستش
چه چيزي با خودش حمل مي‌کرد؟

865
01:00:28,315 --> 01:00:31,110
چي؟ -
.يه جفت آينه‌يِ قديمي -

866
01:00:33,319 --> 01:00:35,779
اينو هيچوقت تا حالا
.واسم تعريف نکرده بودي

867
01:00:39,367 --> 01:00:41,368
ما چيزهايِ خيلي زيادي داريم
.که بايد بخاطرشون شکرگذار باشيم

868
01:00:41,368 --> 01:00:43,412
.آره، همينطوره -
.جدي مي‌گم -

869
01:00:45,874 --> 01:00:49,252
اول از همه اينکه تو اصلاً
.شبيه مادرت از آب درنيومدي

870
01:00:49,836 --> 01:00:51,879
.آخه اون که دستِ خودش نبود

871
01:00:53,380 --> 01:00:55,673
آخرش هيچوقت ازش پرسيدي
بابات کيه؟

872
01:00:56,842 --> 01:00:58,926
.نه

873
01:01:00,386 --> 01:01:03,388
اگه وقتي مادرم فوت کرد
... در عوضِ اينکه 12 سالم باشه، 11 ساله بودم

874
01:01:03,389 --> 01:01:05,390
،مجبور مي‌شدم به يتيم‌خونه برم
.«درست مثلِ «فرانک

875
01:01:05,391 --> 01:01:08,269
مي‌دونم. و مستقيماً
.رفتي سرِ کار

876
01:01:08,394 --> 01:01:09,896
آخه مجبور بودم خودم معاشم رو
تأمين کُنم، مگه نه؟

877
01:01:09,896 --> 01:01:12,647
.با اين حال، هيچ ضرري واست نداشت -
.آره خُب -

878
01:01:13,900 --> 01:01:16,484
.تمامِ چيزهايي که الان بدست آوردي رو ببين -
.آره -

879
01:01:17,904 --> 01:01:19,946
.من مردِ خوش‌اقبالي هستم

880
01:01:23,366 --> 01:01:25,911
شما امروز بعد از ظهر تلفن زديد
.و درخواستِ آمبولانس کرديد

881
01:01:25,911 --> 01:01:27,369
همينطوره؟ -
.بله -

882
01:01:27,370 --> 01:01:28,829
خُب، چرا اين کارو کرديد؟

883
01:01:28,914 --> 01:01:30,749
چون دخترم دچارِ سقطِ جنينِ
غيرِ عمد شده بود، غير از اينه؟

884
01:01:30,916 --> 01:01:33,375
سقطِ جنينِ غيرِ عمد؟ -
.بله -

885
01:01:33,375 --> 01:01:36,295
ولي آقايِ «والش» به ما گفتن
... يه نفر به خونه‌يِ شما اومده

886
01:01:36,420 --> 01:01:37,922
تا رويِ دخترتون
.يه عمل انجام بده

887
01:01:37,922 --> 01:01:39,422
«خُب بفرماييد ديگه! آقايِ «والش
!که همه‌چيزو بهتون گفته

888
01:01:39,423 --> 01:01:41,216
.دکتر همه‌چيزو مي‌دونه
پس چرا از خودش نمي‌پرسين؟

889
01:01:41,424 --> 01:01:43,425
،چون مي‌خوام از زبونِ خودتون بشنوم
.«خانمِ «بارنز

890
01:01:43,426 --> 01:01:45,345
.آقايِ دکتر بود که بهتون تلفن کرد
!من هيچوقت بهتون تلفن نکردم

891
01:01:45,428 --> 01:01:46,930
پس اين قضيه هيچ ربطي
!به من نداره

892
01:01:46,931 --> 01:01:49,265
،صداتون رو بياريد پايين
.«خانمِ «بارنز

893
01:01:49,432 --> 01:01:52,518
کسي که اين عمل رو انجام داد
چه کسي بود؟

894
01:01:53,895 --> 01:01:55,437
.يه زن

895
01:01:55,438 --> 01:01:57,439
اسمش رو مي‌دونيد؟ -
.نه -

896
01:01:57,439 --> 01:01:59,900
چطور با اين زن
تماس برقرار کرديد؟

897
01:01:59,901 --> 01:02:01,902
نمي‌دونم. آدم از از اينطرف و اونطرف
.مي‌پرسه ديگه

898
01:02:01,903 --> 01:02:03,946
از چه کسي پرسيديد؟ -
.همکارهام -

899
01:02:03,947 --> 01:02:05,490
،کجا کار مي‌کُنيد
خانمِ «بارنز»؟

900
01:02:05,948 --> 01:02:07,448
،اتحاديه‌يِ رختشوي‌خانه‌ها
.«در «کلارکن‌وِل رُود

901
01:02:07,449 --> 01:02:09,867
سرِ کار با چه کسي صحبت کرديد؟ -
حالا مگه چه اهميتي داره؟ -

902
01:02:09,952 --> 01:02:13,162
،دخترتون در آستانه‌يِ مرگه
.«خانمِ «بارنز

903
01:02:15,456 --> 01:02:17,541
همکاري‌کردن
.قطعاً به نفعِ‌تونه

904
01:02:20,419 --> 01:02:23,381
،قطعاً متوجه هستيد که اين
.يک مسأله‌يِ جناييه

905
01:02:25,967 --> 01:02:28,009
.بسيار خُب

906
01:02:28,970 --> 01:02:32,430
.«ورا» -
ورا»؟» -

907
01:02:32,430 --> 01:02:34,975
.«ورا درِيک» -
اين همون کسيه که سرِ کار باهاش صحبت کرديد؟ -

908
01:02:34,975 --> 01:02:37,644
.نه آقا، اين همون کسيه که اومد پيشمون
.همون کسيه که اون کارو انجام داد

909
01:02:37,978 --> 01:02:39,478
«پس «ورا درِيک
... همون شخصيه که

910
01:02:39,479 --> 01:02:40,939
رويِ دخترتون
عمل انجام داد؟

911
01:02:40,981 --> 01:02:43,399
.بله -
.پس شما اسمش رو مي‌دونيد -

912
01:02:43,482 --> 01:02:45,483
.بله

913
01:02:45,484 --> 01:02:47,485
از قبل باهاش آشنا بوديد؟

914
01:02:47,486 --> 01:02:50,739
جفتِ‌مون در سالِ 1931 با همديگه
.تويِ يه رختشوي‌خونه کار مي‌کرديم

915
01:02:50,949 --> 01:02:52,950
از اون موقع به بعد، بازم ديده بوديدش؟ -
.نه -

916
01:02:52,951 --> 01:02:55,035
مي‌دونيد کجا زندگي مي‌کُنه؟ -
.نه -

917
01:02:59,957 --> 01:03:02,041
،مشخصاتِ ظاهريش چه شکليه
.«خانمِ «بارنز

918
01:03:03,002 --> 01:03:06,754
.کوچولوئه، دست‌هاشم کوچولوئه
... قرار نيست که من

919
01:03:07,005 --> 01:03:10,007
بخاطرِ اين قضيه به دردسر بيفتم، درسته؟ -
واقعاً اين قضيه برحسبِ تصادف پيش اومده، آره؟ -

920
01:03:10,008 --> 01:03:11,508
يه کسي که شما
... سال‌ها نديده بوديدش

921
01:03:11,509 --> 01:03:13,177
ناگهان همينطوري
.سر و کله‌اش درِ منزلِ‌تون پيدا مي‌شه

922
01:03:13,510 --> 01:03:15,012
!ولي ... من دروغ نمي‌گم

923
01:03:15,013 --> 01:03:17,014
!شما دارين حرف‌هايِ منو مي‌پيچونين
!اين اصلاً منصفانه نيست

924
01:03:17,015 --> 01:03:18,098
.موردي نداره، عزيزم

925
01:03:18,473 --> 01:03:20,933
اشاره‌يِ من به اين نيست که
.«شما داريد دروغ مي‌گيد، خانمِ «بارنز

926
01:03:22,019 --> 01:03:24,271
من فقط دارم سعي مي‌کُنم
.به کُنه ماجرا پِي‌ببرم

927
01:03:26,023 --> 01:03:28,024
.بيا «سيد»، اينجاش رو بگير -
.بياريدش -

928
01:03:28,025 --> 01:03:30,026
حالا بهتر شد. اينجا هميشه
.در دسترسِ‌مونه

929
01:03:30,027 --> 01:03:32,028
فضايِ بيشتري هم بهمون مي‌ده، نيست؟ -
.اوه، آره -

930
01:03:32,029 --> 01:03:34,030
.روميزيِ کريسمس رو آوردم

931
01:03:34,031 --> 01:03:36,032
،ما مي‌خوايم قشنگ به نظر برسه
مگه نه، مامان؟

932
01:03:39,035 --> 01:03:40,243
بله؟ -
.بعد از ظهرتون بخير -

933
01:03:40,536 --> 01:03:42,537
شما خانمِ «ليليان کلارک» هستيد؟

934
01:03:42,537 --> 01:03:45,539
چطور مگه؟ کيه که مي‌خواد بدونه؟ -
.دي.آي. وبستر»، از اداره‌يِ پليسِ کلان‌شهر» -

935
01:03:48,001 --> 01:03:51,171
!اومديم بابا

936
01:03:53,006 --> 01:03:55,007
!«سلام! سلام «جويس -
رو‌به‌راهي، «استن»؟ -

937
01:03:55,007 --> 01:03:57,008
!صبر کُنيد نفسم سرِ جاش بياد -
!«سلام «جويس -

938
01:03:57,009 --> 01:03:59,010
!اوه، ظاهرش دوست‌داشتني نشده؟

939
01:03:59,011 --> 01:04:01,055
!خيله‌خُب، نازنينم -
!سلام، عزيزم -

940
01:04:01,056 --> 01:04:03,057
سلام عمه «جويس». حالت چطوره؟ -
.«سلام «سيدني -

941
01:04:03,058 --> 01:04:05,559
!واي، داخلِ اين پالتو رو نگاه کُنين -
کار و بار چطوره، عمو «فرانک»؟ -

942
01:04:05,559 --> 01:04:08,062
.«خيلي خوبه، «سيد -
.الان مدت‌ها مي‌شه که نديديمتون -

943
01:04:08,062 --> 01:04:09,562
عينهو ستاره‌هايِ سينما
!به نظر مي‌رسي

944
01:04:09,563 --> 01:04:10,481
.«تبريک مي‌گم، «اِتل
.خبرِ فوق‌العاده‌اي بود

945
01:04:10,564 --> 01:04:12,565
ازش خوشت مياد؟ -
!معلومه که خوشم مياد -

946
01:04:12,565 --> 01:04:14,400
.آسترش رو خودم دوختم -
اوه، جداً؟ -

947
01:04:14,567 --> 01:04:16,443
.تصويرِ يه يوزپلنگه -
!پس تصويرِ يه يوزپلنگه -

948
01:04:16,528 --> 01:04:17,528
خيله‌خُب بيا، اينجا رو
.منزلِ خودت بدون

949
01:04:17,528 --> 01:04:19,072
!عجب‌ها! نگاهش کُنيد

950
01:04:19,073 --> 01:04:21,449
اميدوارم حداقل تفنگت رو تويِ منزل
!«جا گذاشته باشي، عمه «جويس

951
01:04:22,533 --> 01:04:25,495
شما خانمِ «اِدنا مک‌کنزي» رو مي‌شناسيد؟

952
01:04:25,536 --> 01:04:26,536
حالا به‌فرض که بشناسم؟

953
01:04:26,537 --> 01:04:28,498
لطفاً فقط بهمون
.جواب‌هايِ سرراست بديد

954
01:04:28,539 --> 01:04:30,248
!تا ببينم

955
01:04:30,541 --> 01:04:32,584
«قطعاً شما با چاي‌خانه‌يِ «استاندارد
... واقع در

956
01:04:32,584 --> 01:04:34,585
هالووِي روُد» آشنايي داريد، خانمِ «کلارک»؟» -
.بله -

957
01:04:34,586 --> 01:04:36,587
چهارشنبه‌يِ گذشته اونجا بوديد؟ -
.چيزي يادم نمياد -

958
01:04:36,588 --> 01:04:39,091
اينطوري واقعاً به خودتون
.«کمکي نمي‌کُنيد، خانمِ «کلارک

959
01:04:39,091 --> 01:04:41,092
اصلاً تمامِ اين علم‌شنگه
!بابتِ چيه؟

960
01:04:41,093 --> 01:04:43,135
شما «ورا درِيک» رو مي‌شناسيد؟

961
01:04:46,055 --> 01:04:48,224
ظاهراً شما اينجا يه مغازه‌يِ
!بقاليِ تمام‌عيار داريد، خانمِ عزيز

962
01:04:48,599 --> 01:04:50,600
،اين واسه پيرمردپيرزن‌هاست
.و برايِ کريسمس

963
01:04:50,601 --> 01:04:52,060
بابتِ هر کيسه چاي
چقدر پول مطالبه مي‌کُنيد؟

964
01:04:52,061 --> 01:04:54,605
«شما چهارشنبه‌يِ گذشته از «جسيکا بارنز
مبلغِ 2 گينه گرفتيد؟

965
01:04:54,605 --> 01:04:55,772
اصلاً نمي‌دونم داريد راجع‌به
.چي صحبت مي‌کُنيد

966
01:04:56,064 --> 01:04:57,607
ولي من فکر مي‌کُنم که
.«خيليم خوب مي‌دونيد، خانمِ «کلارک

967
01:04:57,608 --> 01:04:59,901
راه امرارِ معاشِ معرکه‌اي
.برايِ خودتون به‌هم زديد

968
01:05:06,116 --> 01:05:08,117
انگار يه‌کوچولو رُژ
به لب‌هات زدي، «اِتل»؟

969
01:05:08,118 --> 01:05:10,119
جداً تويِ اون پيراهن
دوست‌داشتني به نظر نمي‌رسه؟

970
01:05:10,120 --> 01:05:11,328
خودت بافتيش؟

971
01:05:11,621 --> 01:05:12,621
نه، از بازار خريديمش، نيست؟

972
01:05:12,622 --> 01:05:14,541
،حالا با کارهايِ خونه چطور کنار مياي
عمو «فرانک»؟

973
01:05:14,582 --> 01:05:16,126
.من هميشه «فرانک» رو مشغول نگه‌مي‌دارم
مگه نه، «فرانک»؟

974
01:05:16,126 --> 01:05:18,585
،بالا رفتن از نردبام واسه خاکروبي
!بهترين بخشِ اين 6 ماه مي‌شه

975
01:05:18,585 --> 01:05:20,920
.همسايه‌هامون همين تازگي يه تلويزيون خريدن -
اوه، جداً؟ -

976
01:05:21,130 --> 01:05:22,588
.گذاشتنش تويِ اتاق‌پذيرايي -
خودتم تماشا کردي؟ -

977
01:05:22,589 --> 01:05:25,007
.فقط از تويِ پنجره ديدم -
.«تو هم ديگه بايد يکي بخري، «فرانک -

978
01:05:25,134 --> 01:05:27,135
.تويِ ليستم اين خريدِ بعديه -
ولي تلويزيون خيلي جالبه، مگه نه؟ -

979
01:05:27,136 --> 01:05:28,886
.فقط هم 36 دلار مي‌شه -
!اوه، 36 دلار -

980
01:05:29,138 --> 01:05:31,639
!يه‌کمي گرونه‌ها -
حالا از ماشينِ‌تون راضي هستين؟ -

981
01:05:31,639 --> 01:05:33,640
اوه، آره. رنگ و چيزهايِ ديگه‌اش هم
خيلي دوست‌داشتنيه. مگه نه، «فرانک»؟

982
01:05:33,641 --> 01:05:36,351
.مدلش «وي-8-پايلوت»-ه -
.به همين دليله که سرِ کار داره شيفتِ اضافه‌کاري انجام مي‌ده -

983
01:05:36,644 --> 01:05:38,146
اميدوارم اگه بشه، يه گشتِ کوچولو
.دورِ ساختمون باهاش بزنم

984
01:05:38,146 --> 01:05:39,646
.مي‌توني از پنجره ببينيش

985
01:05:39,647 --> 01:05:41,315
اوه، اين که همون خودش نيست، هست؟

986
01:05:41,649 --> 01:05:43,568
يه‌وقت اون بيرون واسش
مشکلي پيش نياد، «فرانک»؟

987
01:05:43,650 --> 01:05:45,109
.قبلاً که بهت گفتم چيزيش نمي‌شه -
.آره، چيزيش نمي‌شه -

988
01:05:45,110 --> 01:05:46,653
.شايد هم بشه

989
01:05:46,653 --> 01:05:48,112
آخه آدم هيچوقت نمي‌تونه
مطمئن باشه، مي‌تونه؟

990
01:05:48,113 --> 01:05:50,615
!بفرما، اومدش

991
01:05:50,657 --> 01:05:53,910
.«در رو واسش باز کُن، «اِتل
!حلال‌زاده‌ست‌ها

992
01:05:55,662 --> 01:05:57,663
.سلام، بفرما بيا داخل -
تو هستي، «رِج»؟ -

993
01:05:57,664 --> 01:05:59,707
.آره، «رِج» اومده
.يالا بيا داخل

994
01:06:01,168 --> 01:06:02,668
!بفرما، ايناهاش -
.بعد از ظهرتون بخير -

995
01:06:02,668 --> 01:06:04,002
!سلام، بخت و اقبالت چطوره، رفيق؟

996
01:06:04,171 --> 01:06:05,546
.رِج»، اين برادرم «فرانک»-ه»

997
01:06:05,671 --> 01:06:07,173
.«از ملاقاتت خوشوقتم، «رِج -
حالِ‌تون چطوره؟ -

998
01:06:07,173 --> 01:06:08,673
.تبريک مي‌گم -
.ايشون هم همسرش «جويس»-ه -

999
01:06:08,674 --> 01:06:10,176
.«سلام، «رِج -
حالِ‌تون چطوره؟ -

1000
01:06:10,176 --> 01:06:12,260
خيله‌خُب، پالتوت رو دربيار. حالا ديگه مي‌تونيم
!غذا بخوريم. دارم از گشنگي هلاک مي‌شم

1001
01:06:12,678 --> 01:06:14,180
مزاحمِ کسي که نشدم، آره؟

1002
01:06:14,180 --> 01:06:16,181
!اوه، اينقدر احمق نباش
.يالا ديگه، بگيريد بشينيد

1003
01:06:16,182 --> 01:06:18,641
به نظرت من کجا بشينم؟ -
!شيک به نظر مي‌رسه‌ها، نيست؟ -

1004
01:06:18,641 --> 01:06:20,934
.اوه آره، همينطوره -
.«تو اونجا بشين، «رِج -

1005
01:06:21,187 --> 01:06:24,189
.بيا، عمو فرانک. تو کنارِ خودم بشين -
!باشه، ولي دردسر درست نکُن -

1006
01:06:24,189 --> 01:06:26,648
!يالا ديگه، حالا همگي نوشِ جان کُنيد -
.بشقاب‌هاتون رو پُر کُنيد -

1007
01:06:26,649 --> 01:06:28,650
.اِتل»، اگه زحمتي نيست»

1008
01:06:28,651 --> 01:06:30,944
!اين از برنج -
!اوه -

1009
01:06:34,199 --> 01:06:36,283
!توجه، توجه

1010
01:06:37,201 --> 01:06:39,202
مي‌نوشيم به سلامتيِ
.«اِتل» و «رِج»

1011
01:06:39,203 --> 01:06:40,661
.«به خانواده‌مون خوش‌اومدي، «رِج

1012
01:06:40,704 --> 01:06:42,705
و از صميمِ قلب، بهترين‌ها رو برايِ
!هر دو نفرتون آرزو دارم. به سلامتي

1013
01:06:42,706 --> 01:06:44,165
!به سلامتي -
!به سلامتيِ اين زوجِ خوشبخت -

1014
01:06:44,165 --> 01:06:46,166
!به سلامتي‌تون -
.خيلي ازتون متشکرم -

1015
01:06:46,167 --> 01:06:47,919
و اگه بتوني در کنارِ همسرت
... به اندازه‌يِ نصفِ من خوشبخت باشي

1016
01:06:48,169 --> 01:06:49,712
!اونوقت مردِ خوش‌شانسي هستي

1017
01:06:49,712 --> 01:06:51,171
!آره واقعاً -
.اين حقيقتيه -

1018
01:06:51,172 --> 01:06:53,257
ولي حالا ديگه هيچ راه
!«برگشتي نداري، «رِج

1019
01:06:53,716 --> 01:06:55,175
واسه شامِ کريسمس
مياي پيشمون ديگه، مگه نه، «رِج»؟

1020
01:06:55,176 --> 01:06:57,136
آره، نبايد کريسمسِ اينجا رو
!از دست بدي

1021
01:06:57,177 --> 01:06:59,095
خودتون چي، «فرانک» و «جويس»؟
شمام مياييد اينجا ديگه، مگه نه؟

1022
01:06:59,222 --> 01:07:01,223
.البته که مياييم -
.راستش ما هنوز هيچ برنامه‌اي نچيديم -

1023
01:07:01,224 --> 01:07:03,600
.آخه بدونِ شماها مثلِ هميشه نمي‌شه -
.حتماً مياييم. نگران نباشين -

1024
01:07:03,725 --> 01:07:05,227
!و حسابي خوش‌مي‌گذرونيم، مگه نه؟ -
.آره، همينطوره -

1025
01:07:05,228 --> 01:07:07,562
و حتماً بايد تويِ ليستِ خانه و مسکن
.«ثبتِ نام کُنيد، «رِج

1026
01:07:07,729 --> 01:07:09,730
اوه آره. بايد حتماً يه جايِ قشنگ
.واسه خودتون دست‌و‌پا کُنيد

1027
01:07:09,731 --> 01:07:11,732
ولي منزلِ خودم
.هيچ مشکلي نداره

1028
01:07:11,733 --> 01:07:14,443
،يادت مياد وقتي ازدواج کرديم
ما هم فقط يه اتاق داشتيم؟ آره، بابايي؟

1029
01:07:14,694 --> 01:07:16,695
آره درسته. ما سال‌ها تويِ
.فقط يه اتاق زندگي مي‌کرديم

1030
01:07:16,696 --> 01:07:19,241
.آره، و چه دورانِ خوشي هم همونجا داشتيم -
!و چه کريسمس‌هايي -

1031
01:07:19,241 --> 01:07:21,992
ولي احتمالاً يکي از همين روزها
... آخرش خودتون به اين نتيجه مي‌رسين

1032
01:07:22,076 --> 01:07:24,578
که يه اتاق کافي نيست. من يه‌کمي
.تويِ مطرح کردنِ اين موضوع پيش‌دستي کردم

1033
01:07:24,578 --> 01:07:27,080
.رِج» خودش مي‌دونه منظورم چيه» -
!به حرفش توجه نکُن -

1034
01:07:27,080 --> 01:07:29,582
!آره، و بعدش من دايي مي‌شم

1035
01:07:29,583 --> 01:07:32,460
راستش خودِ ما هم يه خبري داريم
.«که بايد واستون بگيم؛ من و «جويس

1036
01:07:32,460 --> 01:07:34,962
.آره -
اوه، جداً؟ -
خُب حالا چي هست؟ -

1037
01:07:34,963 --> 01:07:36,964
من مجبور بودم کُلِ اين هفته
!زبون به کام بگيرم و چيزي نگم

1038
01:07:36,965 --> 01:07:39,217
!اوه، عزيزم -
!يالا ديگه، «فرانک»! روش کُن ببينيم -

1039
01:07:39,467 --> 01:07:41,468
بگم؟ -
.خُب ادامه بده ديگه -

1040
01:07:41,469 --> 01:07:43,470
.جويس» داره بچه‌دار مي‌شه»

1041
01:07:43,471 --> 01:07:45,472
!ما هم قراره يه خونواده تشکيل بديم

1042
01:07:45,472 --> 01:07:47,473
!«تبريک مي‌گم، «فرانک

1043
01:07:47,474 --> 01:07:49,100
!واقعاً خيلي واستون خوشحالم

1044
01:07:49,476 --> 01:07:51,477
!«تبريک مي‌گم، عمو «فرانک

1045
01:07:51,478 --> 01:07:53,938
!«تبريک مي‌گم، عمه «جويس -
.«لطف داري، «سيدني -

1046
01:07:53,980 --> 01:07:56,982
!واي عجب اتفاقيه‌ها
!حالا جشنِ‌مون مضاعف مي‌شه، مگه نه؟

1047
01:07:56,983 --> 01:07:59,318
بيا «جويس». بايد کمي بيشتر از معمول
!جامت رو پُر کُني، مگه نه؟

1048
01:07:59,486 --> 01:08:01,946
!دهه، پس ايشون رو بي‌خيال شدي؟

1049
01:08:01,988 --> 01:08:03,989
،«من برم درو باز کُنم. هي «سيد
.تو واسشون نوشيدني بريز

1050
01:08:03,990 --> 01:08:05,991
خيله‌خُب، جام‌ها رو
!رد کُنيد اينجا

1051
01:08:09,495 --> 01:08:10,996
.عصر بخير، آقا

1052
01:08:10,996 --> 01:08:13,706
.دي.آي. وبستر» هستم، از اداره‌يِ پليسِ کلان‌شهر» -
اوه، بفرماييد؟ -

1053
01:08:15,000 --> 01:08:17,085
«خانمِ «ورا درِيک
اينجا زندگي مي‌کُنن، آقا؟

1054
01:08:18,003 --> 01:08:20,004
.بله، همينطوره، بله

1055
01:08:20,005 --> 01:08:21,506
و شما هم بايد
جنابِ «درِيک» باشيد، آقا؟

1056
01:08:21,506 --> 01:08:23,507
.بله

1057
01:08:23,508 --> 01:08:25,509
الان خانمِ «ورا درِيک» منزل تشريف دارن؟ -
.بله -

1058
01:08:25,510 --> 01:08:27,470
مايل هستيم با ايشون
.چند کلمه‌اي صحبت کُنيم

1059
01:08:27,512 --> 01:08:29,388
.اگه ممکن باشه

1060
01:08:29,514 --> 01:08:31,015
اوه راستش، ما الان
.مهموني داريم

1061
01:08:31,015 --> 01:08:32,724
.دخترم همين تازگي نامزد کرده
.به همين مناسبت جشن گرفتيم

1062
01:08:33,017 --> 01:08:36,019
.از اين بابت متأسفم، آقا
.ولي جداً لازمه که با همسرتون صحبت کُنيم

1063
01:08:37,021 --> 01:08:39,022
در چه موردي؟ -
.اينو نمي‌تونم بهتون بگم، آقا -

1064
01:08:39,022 --> 01:08:41,524
.اما موضوعِ بسيار جدي و مهميه

1065
01:08:41,525 --> 01:08:43,485
.ولي آخه اون زنِ نازنينيه
... و تا حالا هرگز تويِ زندگيش

1066
01:08:43,527 --> 01:08:45,528
.هيچ کارِ نادرستي انجام نداده -
.بله، آقا -

1067
01:08:47,030 --> 01:08:49,115
اجازه هست بياييم داخل؟

1068
01:08:51,534 --> 01:08:53,494
.صبر کُنيد، صبر کُنيد
.پليس اومده

1069
01:08:53,494 --> 01:08:55,620
!ها؟

1070
01:08:57,039 --> 01:08:59,040
.عصر بخير

1071
01:08:59,041 --> 01:09:01,042
متأسفم که جشنِ‌تون رو
،قطع مي‌کُنيم

1072
01:09:01,043 --> 01:09:03,295
ولي لازمه که با خانمِ
.ورا درِيک» صحبت کُنيم»

1073
01:09:06,048 --> 01:09:08,049
.ايشون همسرم هستن

1074
01:09:08,049 --> 01:09:11,051
چه خبر شده؟ -
لطفاً مي‌شه بشينيد، آقا؟ -

1075
01:09:11,052 --> 01:09:13,095
کاري که بهت گفتن رو
.«انجام بده، «سيد

1076
01:09:19,060 --> 01:09:21,478
حالا ممکنه باهاتون بصورتِ خصوصي
صحبت کُنم، خانمِ «درِيک»؟

1077
01:09:30,570 --> 01:09:32,571
.«از اين طرف، خانمِ «درِيک

1078
01:09:32,572 --> 01:09:34,824
چي شده، بابا؟

1079
01:09:35,075 --> 01:09:36,576
.«صبر کُن، «سيد
.منم همراهش ميام

1080
01:09:36,576 --> 01:09:38,994
،اگه براتون اشکالي نداره
.لطفاً تويِ اتاق‌پذيرايي بمونيد، آقا

1081
01:09:39,078 --> 01:09:42,080
آخه اين کارها واسه چيه؟ -
.بعداً شما رو در جريان خواهيم گذاشت -

1082
01:09:42,081 --> 01:09:44,082
.اما من شوهرش هستم
.حق دارم که بدونم

1083
01:09:44,083 --> 01:09:46,084
.درک مي‌کُنم، آقا

1084
01:09:46,085 --> 01:09:48,587
ولي اگه مي‌شه، کاري که ازتون
.خواسته شده رو انجام بديد

1085
01:09:48,587 --> 01:09:50,671
.در رو مي‌بندم
.متشکرم

1086
01:10:05,979 --> 01:10:08,064
.«خانمِ «درِيک

1087
01:10:09,482 --> 01:10:11,817
.من بازرسِ کارآگاه «وبستر» هستم

1088
01:10:11,859 --> 01:10:15,654
«اينها هم آقايِ بازرسِ گروهبان «ويکرز
.و خانمِ افسرِ مأمور «بست» هستن

1089
01:10:17,364 --> 01:10:19,407
.مي‌دونم چرا اينجا اومديد

1090
01:10:20,367 --> 01:10:22,118
معذرت مي‌خوام؟

1091
01:10:22,369 --> 01:10:24,746
.مي‌دونم چرا اينجا اومديد

1092
01:10:28,875 --> 01:10:30,960
خُب چرا اينجا اومديم؟

1093
01:10:33,212 --> 01:10:35,213
.بخاطرِ کاري که انجام مي‌دم

1094
01:10:35,214 --> 01:10:37,215
بخاطرِ کاري که انجام مي‌ديد؟

1095
01:10:37,216 --> 01:10:39,217
.بله

1096
01:10:39,218 --> 01:10:41,928
،خُب اين کاري که انجام مي‌ديد چيه
خانمِ «درِيک»؟

1097
01:10:47,267 --> 01:10:49,310
من به دخترهايِ جوون کمک مي‌کُنم
.مشکلِ‌شون رفع بشه

1098
01:10:50,770 --> 01:10:52,771
شما به دخترهايِ جوون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

1099
01:10:52,772 --> 01:10:55,107
.درسته

1100
01:10:55,108 --> 01:10:57,151
چطوري بهشون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

1101
01:11:02,990 --> 01:11:05,075
.ما امروز مهموني گرفتيم

1102
01:11:08,996 --> 01:11:10,664
مي‌شه لطفاً بشينم؟

1103
01:11:10,998 --> 01:11:13,083
.بله، البته

1104
01:11:16,002 --> 01:11:18,044
بخاطرِ خونواده‌ام هم که شده
.نمي‌خوام اين جشن خراب بشه

1105
01:11:20,006 --> 01:11:22,048
نمي‌شه فردا مراجعه کُنيد؟

1106
01:11:28,889 --> 01:11:30,890
.«متأسفم، خانمِ «درِيک

1107
01:11:30,891 --> 01:11:33,810
ولي مجبوريم همين امروز
.به اين مسأله رسيدگي کُنيم

1108
01:11:34,895 --> 01:11:36,688
اوه، جداً؟

1109
01:11:36,897 --> 01:11:38,940
.بله

1110
01:11:39,899 --> 01:11:41,357
آخه مدتِ به اين طولاني
دارن راجع‌به چي صحبت مي‌کُنن؟

1111
01:11:41,358 --> 01:11:42,902
.«نمي‌دونم، «سيد

1112
01:11:42,902 --> 01:11:44,403
.لابد يه نفر به قتل رسيده

1113
01:11:44,904 --> 01:11:46,905
!«اوه، پروردگارا! «سيدني -
!«بسه ديگه، «سيد -

1114
01:11:46,906 --> 01:11:48,364
تويِ يکي از اون خونه‌هايي که
.نظافت مي‌کُنه رو مي‌گم

1115
01:11:48,365 --> 01:11:50,074
منظورم اينه که يارو گفت
موضوعِ جدي و مهميه، مگه نگفت؟

1116
01:11:50,409 --> 01:11:51,910
،لابد يه‌نفر يه‌چيزي رو کِش رفته
.فقط همين

1117
01:11:51,911 --> 01:11:53,912
ولي آخه اينها
.چند تا کارآگاه بودن

1118
01:11:53,913 --> 01:11:55,914
و لباس‌شخصي
پوشيده بودن، مگه نه؟

1119
01:11:57,916 --> 01:11:59,917
مي‌شه لطفاً به سوالم
جواب بديد؟

1120
01:11:59,918 --> 01:12:01,961
چطوري به دخترها کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

1121
01:12:04,422 --> 01:12:06,507
.وقتيکه ديگه نمي‌تونن کاريش بکُنن

1122
01:12:07,884 --> 01:12:09,969
وقتيکه ديگه نمي‌تونن کاريش بکُنن؟

1123
01:12:10,887 --> 01:12:12,888
.همينطوره

1124
01:12:12,889 --> 01:12:15,807
منظورتون اينه که
وقتي آبستن مي‌شن؟

1125
01:12:21,438 --> 01:12:24,981
خُب بعد چطوري بهشون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

1126
01:12:30,447 --> 01:12:33,115
کمکِ‌شون مي‌کُنم
.دوباره شروع به خونريزي کُنن

1127
01:12:34,951 --> 01:12:37,036
يعني کمکِ‌شون مي‌کُنيد
از شرِ نوزاد خلاص بشن؟

1128
01:12:38,955 --> 01:12:41,081
من زندگي‌شون رو بخاطرِ اون دخترها
تباه مي‌کُنم، نيست؟

1129
01:12:44,335 --> 01:12:46,336
.شما اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد

1130
01:12:47,837 --> 01:12:49,631
درسته، خانمِ «درِيک»؟

1131
01:12:50,840 --> 01:12:53,259
،شما اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد
نمي‌کُنيد؟

1132
01:12:56,679 --> 01:12:58,639
نه، کاري که من مي‌کُنم
.اين نيست، عزيزم

1133
01:13:00,224 --> 01:13:02,225
شما همچين اسمي روش مي‌ذاريد؛

1134
01:13:02,226 --> 01:13:04,227
.ولي اونها نياز به کمک دارن

1135
01:13:04,228 --> 01:13:07,481
آخه به چه کسِ ديگه‌اي رو بندازن؟
.اونها هيچ کسي رو ندارن. و من بهشون کمک مي‌کُنم

1136
01:13:09,692 --> 01:13:12,486
از همين طريق به
پامه‌لا بارنز» کمک کرديد؟»

1137
01:13:13,695 --> 01:13:15,696
پامه‌لا»؟»

1138
01:13:15,697 --> 01:13:17,155
.بله، کمکش کردم

1139
01:13:17,156 --> 01:13:20,785
روزِ جمعه؟ -
.درسته -

1140
01:13:22,620 --> 01:13:24,705
الان حالش خوبه؟

1141
01:13:25,623 --> 01:13:27,708
،تا پايِ مرگ رفته بود
،«خانمِ «درِيک

1142
01:13:29,459 --> 01:13:31,545
.همين ديشب

1143
01:13:39,468 --> 01:13:41,469
.ولي زنده مي‌مونه

1144
01:13:41,470 --> 01:13:43,471
.متشکرم -
... الان تويِ بيمارستان بستريه -

1145
01:13:43,472 --> 01:13:45,433
.ولي زنده مي‌مونه

1146
01:13:55,985 --> 01:13:59,404
،«خانمِ «درِيک
... من شما رو بازداشت مي‌کُنم

1147
01:13:59,487 --> 01:14:00,947
... به جُرمِ انجامِ عملي غيرِقانوني

1148
01:14:00,948 --> 01:14:03,408
... «بر رويِ «پامه‌لا مري بارنز

1149
01:14:03,408 --> 01:14:06,035
،«ساکنِ خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم، لندن

1150
01:14:07,412 --> 01:14:09,663
.در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

1151
01:14:11,249 --> 01:14:13,000
،شما ملزم نيستيد چيزي بگيد

1152
01:14:13,251 --> 01:14:15,668
اما هر چيزي که بگيد، مي‌تونه به‌عنوانِ
.مدرک برعليه‌تون استفاده بشه

1153
01:14:16,629 --> 01:14:18,630
متوجه هستيد؟

1154
01:14:18,631 --> 01:14:20,632
.فکر کُنم آره، عزيزم

1155
01:14:20,633 --> 01:14:23,177
مجبورم ازتون بخوام همراه من
.به اداره‌يِ پليس بياييد

1156
01:14:25,137 --> 01:14:27,180
،«خانمِ «درِيک

1157
01:14:27,639 --> 01:14:30,641
،آيا کسي از اشخاصِ حاضر در اون اتاق
از علتِ حضورِ ما در اينجا باخبر هستن؟

1158
01:14:30,642 --> 01:14:33,393
!نه، نه

1159
01:14:34,646 --> 01:14:36,731
شما که بهشون
چيزي نمي‌گيد، مي‌گيد؟

1160
01:14:39,067 --> 01:14:41,152
.نه

1161
01:14:42,862 --> 01:14:44,863
به هر حال، آيا تجهيزاتي که
... برايِ اجرايِ

1162
01:14:44,864 --> 01:14:46,948
اين عمل‌ها
... موردِ استفاده قرار مي‌داديد

1163
01:14:48,367 --> 01:14:50,452
در حالِ حاضر
در همين ملک هستند؟

1164
01:14:53,330 --> 01:14:55,414
مي‌شه لطفاً برام بياريدشون؟

1165
01:15:26,820 --> 01:15:28,905
مي‌تونيد انجامش بديد؟ -
.متشکرم، عزيزم -

1166
01:15:40,331 --> 01:15:42,417
.لطفاً برامون بذاريدش رويِ تخت

1167
01:15:49,215 --> 01:15:51,007
اشکال نداره نشونم بديد
داخلش چي هست؟

1168
01:15:52,677 --> 01:15:55,387
ببخشيد، عزيزم؟

1169
01:15:55,680 --> 01:15:57,556
.لازمه که محتوياتِ کيف رو ببينم

1170
01:15:57,682 --> 01:15:59,725
.وقت رو هدر نديد

1171
01:16:17,366 --> 01:16:19,410
مي‌شه لطفاً بازش کُنيد؟

1172
01:16:39,636 --> 01:16:41,722
.متشکرم

1173
01:16:46,685 --> 01:16:48,686
.يالا ديگه -
.از يارو بپرس، بابا -

1174
01:16:48,687 --> 01:16:50,731
.«آخه اينجا خونه‌ته، «استن

1175
01:16:54,984 --> 01:16:56,527
مي‌شه لطفاً داخلِ اتاق بمونيد؟

1176
01:16:56,527 --> 01:16:58,738
مي‌خوام بدونم اين کارها بخاطرِ چيه؟ -
.من از چيزي خبر ندارم، آقا -

1177
01:16:58,988 --> 01:17:00,531
.«آقايِ «درِيک

1178
01:17:00,531 --> 01:17:02,492
مي‌شه لطفاً چند کلمه
باهاتون صحبت کُنم؟

1179
01:17:02,533 --> 01:17:04,452
آخه چه خبر شده؟

1180
01:17:04,535 --> 01:17:07,537
متأسفانه مجبورم همسرتون رو
... به اداره‌يِ پليس ببرم

1181
01:17:07,537 --> 01:17:09,915
.تا بهمون در تحقيقاتِ‌مون کمک کُنه -
.باشه، پس منم همراهش ميام -

1182
01:17:10,041 --> 01:17:12,042
در انجامِ اين کار
.مختاريد، آقا

1183
01:17:12,043 --> 01:17:14,044
.مي‌تونيد هر کاري که ميلِ‌تونه انجام بديد -
جداً؟ -

1184
01:17:14,045 --> 01:17:16,087
.مي‌گه بايد ببرنش اداره‌يِ پليس

1185
01:17:22,052 --> 01:17:24,345
ولي لابد اشتباهي پيش اومده، مگه نه؟ -
.البته که همينطوره -

1186
01:17:32,520 --> 01:17:34,480
چکار کُنيم؟ -
.آماده‌ست، گروهبان -

1187
01:17:34,563 --> 01:17:36,607
پُشتِ سرِ گروهبان
.حرکت کُنيد

1188
01:17:39,068 --> 01:17:41,152
.«همه‌چيز رو‌به‌راه مي‌شه، «ورا

1189
01:17:44,572 --> 01:17:46,573
حتماً مي‌دونيد اداره‌يِ پليس کجاست، آقا؟ -
.بله، مي‌دونم -

1190
01:17:46,574 --> 01:17:48,575
.فقط بايد پالتوم رو بيارم -
.من مي‌رسونمت -

1191
01:17:48,576 --> 01:17:50,577
.تو همينجا بمون -
.ولي من ماشين دارم -

1192
01:17:50,578 --> 01:17:52,622
.اگه همينجا بموني بهتره -
.همراه مامان برو، بابا -

1193
01:17:54,039 --> 01:17:56,040
داري چکار مي‌کُني؟ -
.مي‌رم يه نگاه بندازم -

1194
01:17:56,041 --> 01:17:58,334
!«سيد» -
!«فرانک» -

1195
01:17:59,586 --> 01:18:02,089
.اِتل»، برگرد داخل»
.وگرنه سينه‌پهلو مي‌کُني

1196
01:18:07,094 --> 01:18:08,636
!مامان

1197
01:18:24,110 --> 01:18:26,652
.نگران نباش، عشقم
.من دارم همراهت ميام

1198
01:18:37,621 --> 01:18:40,124
.«چيزي نيست، «ورا
.اين فقط روالِ معمولِ کاره

1199
01:18:40,125 --> 01:18:42,126
.اصلاً جايِ نگراني نيست

1200
01:18:42,127 --> 01:18:45,004
ما مراقبِ تمامِ اين چيزهايي که الان
.داريم ازت مي‌گيريم هستيم

1201
01:18:45,130 --> 01:18:47,089
فقط بايد بهمون
.تحويلِ‌شون بدي

1202
01:18:47,089 --> 01:18:49,090
.راحت بگير بشين

1203
01:18:49,091 --> 01:18:51,092
.متشکرم

1204
01:18:51,092 --> 01:18:53,469
خُب «ورا»، طلا و جواهري هم
همراهت داري؟

1205
01:18:53,636 --> 01:18:55,512
.نه، عزيزم

1206
01:18:55,638 --> 01:18:57,097
حلقه‌يِ عروسيت چطور؟

1207
01:18:57,098 --> 01:18:59,099
متأسفانه مجبورم
.ازت بگيرمش

1208
01:18:59,100 --> 01:19:01,101
ولي آخه واسم
.ممکن نيست

1209
01:19:01,102 --> 01:19:03,187
.مي‌دونم واست خيلي سخته

1210
01:19:04,647 --> 01:19:06,648
.من هيچوقت درش نياوردم

1211
01:19:06,649 --> 01:19:08,108
.مي‌دونم

1212
01:19:08,151 --> 01:19:10,152
.به مدتِ 27 ساله

1213
01:19:10,153 --> 01:19:12,154
پس مراقبتِ ويژه و فوق‌العاده‌اي
.ازش به‌عمل مياريم

1214
01:19:12,155 --> 01:19:14,156
.مقررات اينطوريه ديگه

1215
01:19:32,882 --> 01:19:34,925
.متشکرم، نازنينم

1216
01:19:37,386 --> 01:19:39,764
حالا مجبورم اينها رو به
.افسرنگهبانِ‌مون تحويل بدم

1217
01:19:45,895 --> 01:19:47,896
شما مي‌دونيد اين تشريفات
چه مدت طول مي‌کِشه؟

1218
01:19:47,896 --> 01:19:49,897
من هيچ اطلاعاتِ بيشتري
.نسبت به خودتون ندارم، آقا

1219
01:19:49,898 --> 01:19:52,399
خواهش مي‌کُنم
.بگيريد بشينيد

1220
01:20:09,917 --> 01:20:11,417
.معذرت مي‌خوام

1221
01:20:11,417 --> 01:20:13,627
.معذرت مي‌خوام -
.بگيريد بشينيد، آقا -

1222
01:20:28,684 --> 01:20:30,768
.«بلند نشيد، خانمِ «درِيک

1223
01:20:47,201 --> 01:20:49,245
،«خُب، خانمِ «درِيک

1224
01:20:51,747 --> 01:20:53,790
پس شما به زن‌هايي که
.تويِ دردسر افتادن کمک مي‌کُنيد

1225
01:21:01,756 --> 01:21:03,966
چند وقته که داريد اين کار رو
انجام مي‌ديد؟

1226
01:21:08,263 --> 01:21:10,264
.نمي‌دونم، عزيزم

1227
01:21:10,265 --> 01:21:12,266
.خُب، حدوداً بگيد

1228
01:21:12,267 --> 01:21:14,309
،مثلاً 5 سال
يا 10 سال؟

1229
01:21:17,730 --> 01:21:19,731
.مدتِ طولاني‌تريه

1230
01:21:19,732 --> 01:21:21,774
مثلاً 20 سال؟

1231
01:21:26,279 --> 01:21:28,280
.شايد، بله

1232
01:21:28,281 --> 01:21:30,324
.پس حدودِ 20 سال

1233
01:21:33,786 --> 01:21:35,829
.نه

1234
01:21:36,789 --> 01:21:38,832
.نمي‌دونم

1235
01:21:41,793 --> 01:21:43,794
خانمِ «درِيک»، شما الان تويِ
... يک اداره‌يِ پليس

1236
01:21:43,795 --> 01:21:45,796
به دليلِ ارتکاب به يک جُرمِ جناييِ جدي
. تحتِ بازداشت هستيد

1237
01:21:45,797 --> 01:21:47,798
متوجهيد؟ -
.بله، متأسفم -

1238
01:21:47,799 --> 01:21:49,925
پس بسيار اهميت داره
... که سعي کُنيد

1239
01:21:50,260 --> 01:21:52,261
سوالاتم رو به‌شکلِ کاملاً صحيح
.پاسخ بديد

1240
01:21:52,261 --> 01:21:54,346
.بله

1241
01:21:56,265 --> 01:21:58,266
هنوز ... هنوز شوهرم اينجاست؟

1242
01:21:58,267 --> 01:22:00,310
،«بله، خانمِ «درِيک
.اينجا هستن

1243
01:22:05,816 --> 01:22:07,817
چطور شد که
... شروع کرديد به

1244
01:22:07,818 --> 01:22:10,653
کمک‌کردن به دخترها
از اين طريق؟

1245
01:22:27,836 --> 01:22:30,046
.نمي‌تونم

1246
01:22:34,342 --> 01:22:36,343
.«نگران نباش، «ورا

1247
01:22:36,344 --> 01:22:39,179
فقط به سوالاتِ بازرس
.پاسخ بديد

1248
01:22:44,310 --> 01:22:46,311
،«خانمِ «درِيک

1249
01:22:46,312 --> 01:22:48,355
وقتيکه دختر بوديد، برايِ خودتون هم
چنين اتفاقي افتاده بود؟

1250
01:23:22,387 --> 01:23:24,388
.خيله‌خُب

1251
01:23:24,389 --> 01:23:26,432
... تا جايي‌که مطلع هستيد

1252
01:23:27,892 --> 01:23:29,393
برامون بگيد که آيا
... از دخترهايِ ديگه‌اي که

1253
01:23:29,394 --> 01:23:31,437
در طولِ اين سال‌ها بهشون کمک کرديد
کسي دچارِ بيماري شد؟

1254
01:23:35,399 --> 01:23:37,609
چي گفتيد، عزيزم؟
.مي‌بخشيد

1255
01:23:38,402 --> 01:23:40,403
آيا هيچکدوم از اونها
کارش به بيمارستان کشيد؟

1256
01:23:40,404 --> 01:23:42,405
.نه

1257
01:23:42,406 --> 01:23:44,658
مطمئنيد؟

1258
01:23:46,910 --> 01:23:48,995
.بله

1259
01:23:49,913 --> 01:23:51,998
شما هميشه از سرنگ
استفاده مي‌کُنيد؟

1260
01:23:54,917 --> 01:23:57,210
هيچوقت از ميلِ بافتني يا قلاب
استفاده نکرديد؟

1261
01:23:57,420 --> 01:23:59,421
.نه -
يا هر نوع شيئِ فلزيِ ديگه؟ -

1262
01:23:59,422 --> 01:24:01,465
.نه، نه. من همچين کاري نمي‌کردم

1263
01:24:05,928 --> 01:24:08,430
،چه مقدار پول مطالبه مي‌کرديد
خانمِ «درِيک»؟

1264
01:24:08,430 --> 01:24:10,891
چي؟

1265
01:24:10,892 --> 01:24:12,934
چه مقدار پول
بهتون پرداخت مي‌کردن؟

1266
01:24:16,438 --> 01:24:18,523
.من هيچ پولي نمي‌گيرم

1267
01:24:20,901 --> 01:24:23,694
.من هيچوقت هيچ پولي نمي‌گيرم
... من که نمي‌خواستم

1268
01:24:25,446 --> 01:24:27,531
... علتش اين نيست که

1269
01:24:29,450 --> 01:24:31,451
پس مجاني کار مي‌کُنيد؟

1270
01:24:31,452 --> 01:24:33,453
.البته که همينطوره

1271
01:24:33,453 --> 01:24:35,496
.آخه اونها نياز به کمک دارن

1272
01:24:41,961 --> 01:24:44,379
کسي به اسمِ خانمِ
ليليان کلارک» مي‌شناسيد؟»

1273
01:24:49,427 --> 01:24:51,512
.بله

1274
01:24:52,429 --> 01:24:54,514
چند وقته که مي‌شناسيدش؟

1275
01:24:55,432 --> 01:24:58,935
.فکر کُنم از وقتي‌که بچه بوديم

1276
01:24:58,977 --> 01:25:01,938
او دخترانِ جوان رو با شما
در تماس قرار مي‌داد، اينطور نيست؟

1277
01:25:03,982 --> 01:25:06,275
.بعضي وقت‌ها

1278
01:25:06,484 --> 01:25:08,569
همين شخص بود که شما رو با
پامه‌لا بارنز» در تماس قرار داد؟»

1279
01:25:16,494 --> 01:25:20,038
«مي‌دونستيد که مبلغِ 2 گينه توسطِ مادرِ «پامه‌لا
به «ليليان کلارک» پرداخت شده؟

1280
01:25:22,499 --> 01:25:24,584
.نه

1281
01:25:25,502 --> 01:25:27,003
پس هرگز بهتون
هيچ پولي نمي‌داده؟

1282
01:25:27,003 --> 01:25:29,046
.نه

1283
01:25:31,508 --> 01:25:34,635
داريد حقيقت رو به من مي‌گيد؟ -
.بله، همينطوره -

1284
01:25:42,476 --> 01:25:44,519
حالا مي‌شه لطفاً
ديگه برم خونه؟

1285
01:25:47,022 --> 01:25:49,065
،«نه، خانمِ «درِيک
.متأسفانه بايد بگم نمي‌شه

1286
01:25:51,026 --> 01:25:53,069
آخه بچه‌هام از نگراني
.مريض مي‌شن

1287
01:25:58,533 --> 01:26:00,576
ديگه نبايد بيشتر از اين
.طول بکشه

1288
01:26:04,038 --> 01:26:06,039
به هر حال، ما که نمي‌تونيم
تمامِ شب رو اينجا بمونيم، مي‌تونيم؟

1289
01:26:06,040 --> 01:26:07,541
اگه مي‌خوايد بريد
.هيچ اشکالي نداره

1290
01:26:07,541 --> 01:26:08,875
.از نظرِ ما اصلاً مهم نيست

1291
01:26:09,001 --> 01:26:11,002
،استن» گفت همينجا بمونيم»
.پس موندن کاريه که انجام مي‌ديم

1292
01:26:11,003 --> 01:26:13,004
ولي من از رانندگي تويِ تاريکي
.اصلاً خوشم نمياد

1293
01:26:13,005 --> 01:26:15,090
به هر حال، همين الان هم
.هوا تاريک شده

1294
01:26:16,007 --> 01:26:18,092
پس لطفاً مي‌شه حداقل
راديو رو روشن کُنيم؟

1295
01:26:23,556 --> 01:26:26,391
.«بسيار خُب، خانمِ «درِيک
... حالا قصد دارم ازتون دعوت کُنم

1296
01:26:26,559 --> 01:26:28,060
با زبونِ خودتون
،به‌دقت اظهاراتِ‌تون رو بيان کُنيد

1297
01:26:28,060 --> 01:26:30,562
تا من اول بنويسمش
.و بعد براتون بازخونيش کُنم

1298
01:26:30,563 --> 01:26:34,233
و در صورتيکه صحتش رو تأييد کرديد
امضاءِش کُنيد. روشنه؟

1299
01:26:35,567 --> 01:26:37,568
.بله

1300
01:26:37,569 --> 01:26:40,822
خُب، اگه با اين پرسش شروع کُنم که چند وقته
داريد به دخترها کمک مي‌کُنيد، پاسخِ‌تون چيه؟

1301
01:26:43,074 --> 01:26:45,534
.مدتِ طولاني‌ايه

1302
01:26:45,535 --> 01:26:47,411
مي‌تونيد دقيق بگيد؟

1303
01:26:47,537 --> 01:26:49,622
دقيقاً چه مدت؟

1304
01:26:51,082 --> 01:26:53,667
.اوم

1305
01:26:54,085 --> 01:26:56,086
شما قبلاً برايِ جنابِ بازرس
: اينطور توضيح داديد

1306
01:26:56,087 --> 01:26:58,088
."در حدودِ 20 سال"

1307
01:26:58,088 --> 01:27:00,590
اوه، اينطور گفتم؟

1308
01:27:00,591 --> 01:27:02,592
: پس اينطور مي‌نويسم

1309
01:27:02,593 --> 01:27:05,554
"... من به مدتِ 20 سال"

1310
01:27:05,595 --> 01:27:07,637
"... در حالِ کمک"

1311
01:27:09,599 --> 01:27:11,684
".به دختران مي‌باشم"

1312
01:27:13,061 --> 01:27:15,146
.به مدتِ حدوداً 20 سال -
.بله، قربان -

1313
01:27:17,607 --> 01:27:19,442
آخه مگه بالا رفتن از يه ديوار
!چه مشکلي داره؟

1314
01:27:19,608 --> 01:27:22,068
خُب، بستگي به اين داره
!که اون طرفش چي باشه، آقا

1315
01:27:47,092 --> 01:27:50,511
«بدينوسيله شما «ورا رُوز درِيک
... متهم هستيد

1316
01:27:50,596 --> 01:27:53,098
... که در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

1317
01:27:53,098 --> 01:27:56,100
،«در خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم

1318
01:27:56,101 --> 01:27:58,102
با نيتِ قبليِ
... انجامِ سقطِ جنين

1319
01:27:58,103 --> 01:28:00,521
بطورِ غيرِ قانوني و جنايت‌آميز
... از ابزاري بر رويِ

1320
01:28:00,605 --> 01:28:02,898
«پامه‌لا مري بارنز»
،استفاده نموديد

1321
01:28:03,107 --> 01:28:04,608
که اين امر
... مغاير با بندِ 58

1322
01:28:04,609 --> 01:28:07,986
،قانونِ جرائمِ شخصي
.مصوبِ 1861 مي‌باشد

1323
01:28:08,070 --> 01:28:11,614
مايل هستيد به‌عنوانِ پاسخ
مطلبي در دفاع از اين اتهام بگيد؟

1324
01:28:11,615 --> 01:28:13,991
،البته ملزم به گفتنِ هيچ اظهارِ نظري نيستيد
.مگر اينکه چنين تمايلي داشته باشيد

1325
01:28:14,118 --> 01:28:16,119
و هر آنچه که بر زبان بياريد
... در صورتجلسه لحاظ خواهد شد

1326
01:28:16,120 --> 01:28:18,163
و مي‌تونه به‌عنوانِ مدرک
.در نظر گرفته بشه

1327
01:28:22,626 --> 01:28:24,627
.نه

1328
01:28:24,627 --> 01:28:26,628
.متشکرم، گروهبان

1329
01:28:26,629 --> 01:28:28,130
.خواهش مي‌کُنم، قربان

1330
01:28:28,131 --> 01:28:30,174
.«از اين طرف، «ورا

1331
01:28:38,140 --> 01:28:39,516
... «آقايِ «درِيک

1332
01:28:39,641 --> 01:28:41,851
معلوم هست چه خبره؟
آخه تمامِ اين کارها واسه چيه؟

1333
01:28:45,647 --> 01:28:48,149
.ببينيد، من قضيه رو براتون شرح مي‌دم
مي‌شه چند دقيقه‌اي تحمل بفرماييد تا برگردم؟

1334
01:28:48,149 --> 01:28:50,484
.بگيريد بشينيد

1335
01:28:57,658 --> 01:28:59,742
.قربان

1336
01:29:02,663 --> 01:29:05,457
خانمِ «درِيک»، من همين الان داشتم
.با شوهرتون صحبت مي‌کردم

1337
01:29:06,124 --> 01:29:08,417
ايشون که نمي‌دونن چرا شما
اينجا هستيد، مي‌دونن؟

1338
01:29:08,669 --> 01:29:10,670
.نه

1339
01:29:10,670 --> 01:29:13,005
به هر حال، ايشون مي‌خوان
از قضيه سر در بيارن، مي‌دونيد؟

1340
01:29:19,512 --> 01:29:22,014
پس چرا خودتون بهشون نگيد؟

1341
01:29:22,014 --> 01:29:24,056
مي‌تونم همين الان
.بيارمش داخل

1342
01:29:29,521 --> 01:29:31,522
،فکر کُنم اين بهترين کار باشه
اينطور نيست؟

1343
01:29:31,523 --> 01:29:33,566
.بله، عزيزم

1344
01:29:35,026 --> 01:29:38,445
،اما خودِ من و اين مأمورِ خانم
مجبوريم حضور داشته باشيم، متوجهيد؟

1345
01:29:44,285 --> 01:29:46,036
... پس هر وقت تموم کرديد -
.چَشم، قربان -

1346
01:29:54,711 --> 01:29:56,795
.«آره، همينطوري، «ورا

1347
01:30:02,594 --> 01:30:04,678
.متأسفم

1348
01:30:09,058 --> 01:30:11,143
مگه چکار کردي
که بابتش متأسفي؟

1349
01:30:23,613 --> 01:30:25,697
آخه چي شده، عشقم؟

1350
01:30:31,119 --> 01:30:33,455
.وضعيتش رو ببينيد
واقعاً مستحقِ همچين چيزيه؟

1351
01:30:36,584 --> 01:30:38,794
،مجبوريد همه چيز رو بهشون بگيد
.«خانمِ «درِيک

1352
01:30:49,136 --> 01:30:51,180
... من -
چيه؟ -

1353
01:31:43,688 --> 01:31:45,731
.همسرتون متهم هستن

1354
01:31:47,190 --> 01:31:49,526
و متأسفم که بايد بگم
... ايشون مجبورند شب رو

1355
01:31:49,694 --> 01:31:52,195
.همينجا در اداره‌يِ پليس بگذرونن

1356
01:31:52,195 --> 01:31:54,156
ما به‌خوبي ازشون
.مراقبت مي‌کُنيم، آقا

1357
01:31:54,156 --> 01:31:57,074
و فردا صبح هم بايد
.در برابرِ قاضي حاضر بشن

1358
01:32:00,162 --> 01:32:02,247
مي‌شه بي‌زحمت
همراهم بياييد، آقا؟

1359
01:32:03,165 --> 01:32:05,250
«به «اِتل» و «سيد
.هيچي نگو

1360
01:32:05,709 --> 01:32:07,752
.بهم قول بده

1361
01:32:38,656 --> 01:32:40,698
پس «ورا» کجاست؟ -
آره، مامان کجاست؟ -

1362
01:32:42,660 --> 01:32:45,495
بابا؟

1363
01:32:45,663 --> 01:32:47,164
اونها گفتن امشب رو
.همونجا نگهش مي‌دارن

1364
01:32:47,164 --> 01:32:48,956
آخه واسه چي؟
بابا، جريان چيه؟

1365
01:32:49,123 --> 01:32:50,999
اجازه بده پدرت
.پالتوش رو دربياره

1366
01:32:55,129 --> 01:32:58,049
.بذاريد چند کلمه با عموتون «فرانک» صحبت کُنم
.فقط 5 دقيقه طول مي‌کِشه

1367
01:32:58,132 --> 01:33:00,218
... آخه چرا نبايد بهمون بگي که -
.فقط 5 دقيقه -

1368
01:33:10,686 --> 01:33:13,647
.«اون تويِ دردسرِ بدي گرفتار شده، «فرانک -
چرا؟ مگه چه اتفاقي افتاده؟ -

1369
01:33:16,692 --> 01:33:18,652
حالا من بايد چکار کُنم؟

1370
01:33:18,652 --> 01:33:20,695
آخه چي شده؟

1371
01:33:22,655 --> 01:33:24,739
.بگو ديگه -
.نمي‌تونم -

1372
01:33:30,204 --> 01:33:32,497
اون به دخترهايِ جوون کمک مي‌کرده
.مشکلِ‌شون رفع بشه

1373
01:33:34,708 --> 01:33:36,750
منظورت چيه؟

1374
01:33:38,212 --> 01:33:40,255
يعني از دستِ چيزي که تويِ خانواده
.براشون مشکل درست مي‌کرده خلاص بشن

1375
01:33:44,217 --> 01:33:46,301
... منظورت اينه که

1376
01:33:48,721 --> 01:33:50,722
.باورم نمي‌شه

1377
01:33:50,723 --> 01:33:52,765
خودش جلويِ پليس‌ها
.اينو بهم گفت

1378
01:34:04,736 --> 01:34:06,737
و ازم خواست
.چيزي به بچه‌ها نگم

1379
01:34:06,738 --> 01:34:08,739
حالا بايد چکار کُنم؟

1380
01:34:08,740 --> 01:34:10,741
.بايد حقيقت رو بهشون بگي -
.مي‌دونم -

1381
01:34:13,244 --> 01:34:14,619
حالا چه بلايي
به سرش مياد؟

1382
01:34:14,746 --> 01:34:16,621
فردا صبح
.قراره ببرنش دادگاه

1383
01:34:17,707 --> 01:34:21,667
کوپر» اسمِ يه»
.وکيل‌دعاوي رو بهم داده

1384
01:34:21,711 --> 01:34:24,713
.اولين کاري که فردا بايد بکُنم اينه که برم پيشش -
.منم همراهت ميام -

1385
01:34:24,713 --> 01:34:25,713
جدي مي‌گي؟ -
.البته که ميام -

1386
01:34:25,714 --> 01:34:27,257
.ممنونم

1387
01:34:37,266 --> 01:34:39,351
.جويس»، پالتوت رو بردار»

1388
01:34:41,269 --> 01:34:43,270
!خدا رو شکر که بالاخره رفتني شديم
.ببخشيد

1389
01:34:43,271 --> 01:34:45,190
.فردا مي‌بينمت

1390
01:34:45,273 --> 01:34:47,609
اِتل»، کلاهم کجاست؟»
لطفاً مياريش؟

1391
01:34:49,235 --> 01:34:51,488
شايد بهتر باشه که
.«تو هم بري منزل، «رِج

1392
01:34:52,781 --> 01:34:54,782
.آره، البته

1393
01:34:54,783 --> 01:34:56,784
.«از ديدنت خوشوقت شدم، «رِج -
.منم از ديدنت خوشوقت شدم -

1394
01:34:56,785 --> 01:34:58,786
.خُب ديگه، فعلاً -
.فعلاً -

1395
01:34:58,787 --> 01:35:00,829
.شب بخير

1396
01:35:01,790 --> 01:35:03,875
هنوز کلاه و پالتوت رو
.درنياوردي، بابا

1397
01:35:05,292 --> 01:35:07,293
.فردا هم يه سر بزن -
.بعد از کار ميام -

1398
01:35:07,294 --> 01:35:09,338
.باشه

1399
01:35:11,799 --> 01:35:13,800
.«بابتِ مهموني ممنونم، «استن -
.خواهش مي‌کُنم -

1400
01:35:13,801 --> 01:35:15,886
.«مراقبِ خودت باش، «رِج -
.تو هم همينطور، رفيق -

1401
01:35:20,766 --> 01:35:22,850
.بگيرش

1402
01:35:27,312 --> 01:35:29,313
چاي؟

1403
01:35:29,314 --> 01:35:31,358
ساندويچ چطور؟

1404
01:35:32,819 --> 01:35:34,861
.نه، ممنونم -
مطمئني؟ -

1405
01:35:36,321 --> 01:35:38,406
.«خُب، پس شب بخير، «ورا

1406
01:35:39,825 --> 01:35:41,867
.«متشکرم، «آرتور

1407
01:35:50,835 --> 01:35:53,044
.باورم نمي‌شه

1408
01:35:53,295 --> 01:35:55,296
چطور تونسته اين کارو بکُنه؟

1409
01:35:55,297 --> 01:35:58,049
قصدش اين بوده که به مردم کمک کُنه
.«مشکلِ‌شون رفع بشه، «سيد

1410
01:35:59,844 --> 01:36:01,928
.ولي قصدش اشتباه بوده

1411
01:36:03,346 --> 01:36:06,056
،به هر حال، هر کاري که انجام داده
.از رويِ خوش‌قلبي و مهربوني انجام داده

1412
01:36:08,852 --> 01:36:11,019
.اون ما رو سرافکنده کرده -
.نه -

1413
01:36:32,875 --> 01:36:34,876
.«خانمِ «درِيک

1414
01:36:34,876 --> 01:36:36,877
بله؟ -
.اسمِ من آقايِ «لوئيس»-ه -

1415
01:36:36,878 --> 01:36:38,879
.و وکيلِ شما هستم

1416
01:36:38,880 --> 01:36:41,381
امروز صبح «استنلي» اومدم پيشم
.و ازم خواست وکالتِ شما رو به عهده بگيرم

1417
01:36:41,382 --> 01:36:44,135
.اوه -
.الان هم بيرون همراه «فرانک» منتظر هستن -

1418
01:36:44,343 --> 01:36:45,720
فرانک» هم اينجاست؟»

1419
01:36:45,887 --> 01:36:47,345
بله، و دارن از همديگه
!مراقبت مي‌کُنن

1420
01:36:47,345 --> 01:36:49,890
... خُب، من چندتايي سوال دارم

1421
01:36:49,890 --> 01:36:52,142
.که لازمه ازتون بپرسم
... اما تصور مي‌کُنم که

1422
01:36:52,350 --> 01:36:55,352
خودِ شما هم، هزار و يک سوال داريد
.که مايليد از من بپرسيد

1423
01:36:55,353 --> 01:36:57,439
بنابراين، چرا اول شما
!شروع نکُنيد؟ هوم؟

1424
01:37:10,910 --> 01:37:13,411
نوبتِ پرونده‌يِ شماره‌يِ پنجِ
.حاضر در فهرست هست، عاليجناب

1425
01:37:13,411 --> 01:37:15,455
.«ورا رُوز درِيک»

1426
01:37:17,875 --> 01:37:19,417
.صبحِ‌تون بخير، عاليجناب

1427
01:37:19,417 --> 01:37:22,211
برام سعادتي‌ست که امروز صبح
.بر له خانمِ «درِيک» در برابرِ اين دادگاه حاضر مي‌شم

1428
01:37:22,420 --> 01:37:25,422
نيتِ من اين هست که درخواستي مبني بر
... آزادي به قيدِ ضمانت ارائه بدم

1429
01:37:25,423 --> 01:37:27,841
،در خصوصِ شخصِ موضوعِ اين پرونده
.که مقرر هست توسطِ عاليجناب موردِ قضاوت قرار بگيرند

1430
01:37:27,926 --> 01:37:29,426
اينطور که از جنابِ بازرس
... متوجه شدم

1431
01:37:29,426 --> 01:37:32,261
پليس هيچ اعتراضي به اين درخواست
.وارد نخواهد داشت

1432
01:37:33,430 --> 01:37:35,431
.«متشکرم، آقايِ «لوئيس

1433
01:37:35,933 --> 01:37:37,516
شما «ورا رُوز درِيک» هستيد؟

1434
01:37:37,935 --> 01:37:39,936
.بله

1435
01:37:39,937 --> 01:37:41,812
آدرسِ‌تون کجاست؟

1436
01:37:44,399 --> 01:37:47,109
... شماره‌يِ 82 -
ممکنه واضح‌تر صحبت کُنيد؟ -

1437
01:37:48,402 --> 01:37:51,821
،شماره‌يِ 82
... «ساختمانِ «اسه‌کس

1438
01:37:51,948 --> 01:37:55,408
... «خيابانِ «اوسلو

1439
01:37:55,409 --> 01:37:58,453
.شماليِ يکم

1440
01:37:58,453 --> 01:38:00,454
... شما متهم هستيد که

1441
01:38:00,455 --> 01:38:02,456
... در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

1442
01:38:02,457 --> 01:38:04,668
،«در خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم

1443
01:38:04,961 --> 01:38:07,963
... بطورِ غيرِ قانوني و جنايت‌آميز

1444
01:38:07,963 --> 01:38:10,965
«از ابزاري بر رويِ «پامه‌لا مري بارنز
،استفاده نموديد

1445
01:38:10,966 --> 01:38:14,468
که اين امر، مغاير با بندِ 58 قانونِ
.جرائمِ شخصي، مصوبِ 1861 مي‌باشد

1446
01:38:14,468 --> 01:38:16,512
.«بنشينيد، خانمِ «درِيک

1447
01:38:17,930 --> 01:38:19,931
.جنابِ بازرس

1448
01:38:19,932 --> 01:38:22,350
... «بازرسِ کارآگاه «ارنست وبستر

1449
01:38:22,476 --> 01:38:23,852
از دايره‌يِ جناييِ
.پليسِ کلان‌شهر

1450
01:38:23,936 --> 01:38:25,937
به پروردگارِ متعال
... سوگند ياد مي‌نمايم

1451
01:38:25,937 --> 01:38:27,981
،شهادتي که خواهم داد
... حقيقت باشد

1452
01:38:27,982 --> 01:38:30,066
،تماميِ حقيقت
.و هيچ چيز مگر حقيقت

1453
01:38:32,485 --> 01:38:34,486
... در پيِ دريافتِ يک تماسِ تلفني

1454
01:38:34,487 --> 01:38:36,071
،از سويِ پرستارِ بخش
... «خواهر «کومبز

1455
01:38:36,489 --> 01:38:39,491
،«جنابِ بازرسِ گروهبان «ويکرز
... خانمِ افسرِ مأمور «بست» و خودِ من

1456
01:38:39,492 --> 01:38:42,369
به بيمارستانِ دولتيِ واقع در شمالِ لندن
... مراجعه کرديم و

1457
01:38:45,456 --> 01:38:48,001
".مي‌دانم چرا اينجا آمديد"

1458
01:38:48,001 --> 01:38:50,002
من به دخترانِ جواني که"
".به دردسر افتاده‌اند، کمک مي‌کُنم

1459
01:38:50,003 --> 01:38:51,461
به آنها کمک مي‌کُنم"
".دوباره شروع به خونريزي کُنند

1460
01:38:51,461 --> 01:38:54,131
من گفتم : "منظورتان اين است
"که اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد؟

1461
01:38:54,464 --> 01:38:57,009
ايشان گفتند : "من چنين اسمي بر رويش نمي‌گذارم؛
".بلکه صرفاً به آنان کمک مي‌کُنم

1462
01:38:57,009 --> 01:39:00,511
«سپس پذيرفتند که بر رويِ «پامه‌لا بارنز
... عملي غيرِ قانوني انجام داده‌اند

1463
01:39:00,511 --> 01:39:03,930
،و با شنيدنِ وضعيتِ بحرانيِ آن دختر
.به‌شدت پريشان و مضطرب گشتند

1464
01:39:04,016 --> 01:39:06,017
من ايشان را بازداشت کرده
.و تفهيمِ اتهام نمودم

1465
01:39:06,017 --> 01:39:08,893
و ايشان به درخواستِ اينجانب، تجهيزاتي که
،برايِ انجامِ عمل بکار رفته بود را ارائه دادند

1466
01:39:09,020 --> 01:39:11,980
«که شاملِ يک سرنگِ نوعِ «هيگينسون
.و يک رنده‌يِ مخصوصِ پنير مي‌شدند

1467
01:39:11,980 --> 01:39:14,982
سپس خانمِ «درِيک» ما را تا
،اداره‌يِ پليس همراهي کردند

1468
01:39:14,983 --> 01:39:17,736
و در آنجا بطورِ داوطلبانه
.بيانِ اعتراف نمودند

1469
01:39:17,986 --> 01:39:20,404
خانمِ «درِيک» در تمامِ مدتِ بازرسي
... رفتاري کاملاً همکاري‌جويانه داشتند

1470
01:39:20,530 --> 01:39:23,532
بطوريکه تاکنون برايِ پليس
.چنين موردي سابقه نداشته است

1471
01:39:23,533 --> 01:39:25,869
لذا ما هيچ اعتراضي به درخواستِ آزادي به قيدِ ضمانت
.برايِ اين متهم وارد نخواهيم داشت

1472
01:39:26,036 --> 01:39:27,494
.«آقايِ «لوئيس

1473
01:39:27,537 --> 01:39:29,538
.متشکرم، قربان

1474
01:39:29,538 --> 01:39:31,539
درخواستِ من برايِ
... آزادي به قيدِ ضمانت

1475
01:39:31,540 --> 01:39:33,541
بر اين اساس
... استوار هست

1476
01:39:33,542 --> 01:39:35,502
«که خانمِ «درِيک
... به‌شکلي مفيد و کارا

1477
01:39:35,544 --> 01:39:38,922
به‌عنوانِ مستخدم در چندين خانه
.مشغول به‌کار هستند

1478
01:39:39,048 --> 01:39:41,049
همچنين ايشان دارايِ سکونت‌گاهي
.ثابت و دائمي هستند

1479
01:39:41,050 --> 01:39:42,967
و از طرفي، متأهل و
،صاحبِ 2 فرزند مي‌باشند

1480
01:39:43,052 --> 01:39:45,053
به‌علاوه‌يِ اينکه
،مادري مسن و سالخورده نيز دارند

1481
01:39:45,054 --> 01:39:48,014
که تمامِ اين اشخاص، درخصوصِ وظايف و مسئوليت‌هايِ خانگي
.به ايشان متکي و وابسته هستند

1482
01:39:48,057 --> 01:39:50,058
اينطور که متوجه شدم ايشان
... در تمامِ مدتِ بازرسي‌هايِ پليس

1483
01:39:50,059 --> 01:39:51,934
... رفتاري کاملاً همکاري‌جويانه داشته‌اند

1484
01:39:52,060 --> 01:39:54,061
... و ... و از بابتِ انجامِ اين عمل هم

1485
01:39:54,062 --> 01:39:57,064
،هيچگونه حق‌الزحمه‌اي
... نه دريافت کرده‌اند

1486
01:39:57,065 --> 01:39:59,066
.و نه طلب نموده‌اند

1487
01:39:59,067 --> 01:40:02,569
همچنين ايشان تابحال
.هيچ سابقه‌يِ کيفري نداشته‌اند

1488
01:40:02,569 --> 01:40:06,198
و البته قادر هم نيستند
.وثيقه‌اي فراهم کُنند

1489
01:40:18,584 --> 01:40:20,585
بله، با آزادي به قيدِ ضمانت
.موافقت مي‌کُنم

1490
01:40:20,586 --> 01:40:22,587
.بسيار منت‌گذارتون هستيم، عاليجناب

1491
01:40:22,588 --> 01:40:24,631
.«قيام کُنيد، خانمِ «درِيک

1492
01:40:29,594 --> 01:40:32,596
من آزاديِ شما به قيدِ ضمانت رو
... خواهم پذيرفت، در ازايِ وجه‌الضماني

1493
01:40:32,597 --> 01:40:34,598
... به مبلغِ 50 پوند

1494
01:40:34,599 --> 01:40:36,600
و مشروط به حاضر شدن
... در برابرِ اين دادگاه

1495
01:40:36,601 --> 01:40:38,644
... تا 3 هفته‌يِ بعد

1496
01:40:40,105 --> 01:40:42,356
.در مورخِ 18 دسامبر، قربان

1497
01:40:43,566 --> 01:40:44,566
... رأسِ ساعتِ 10 بامداد

1498
01:40:44,567 --> 01:40:46,568
.در مورخِ 18 دسامبر

1499
01:40:46,569 --> 01:40:48,654
.متشکرم، جنابِ بازرس

1500
01:41:10,633 --> 01:41:12,676
فکر نکُنم توانِ زندان‌رفتن رو
.«داشته باشم، «استن

1501
01:41:23,645 --> 01:41:25,646
.بهتره من ديگه برم

1502
01:41:25,647 --> 01:41:27,648
داري مي‌ري مغازه رو
چند ساعتي باز کُني؟

1503
01:41:27,649 --> 01:41:29,650
فکر کُنم بايد
.همين کارو بکُنم

1504
01:41:39,160 --> 01:41:41,202
.بذار پالتوت رو دربيارم

1505
01:42:00,180 --> 01:42:02,222
سيد»؟»

1506
01:42:09,146 --> 01:42:11,272
.«سلام، «سيد

1507
01:42:23,159 --> 01:42:25,244
.فکر نمي‌کردم اينجا باشي

1508
01:42:27,705 --> 01:42:29,248
بيا اينجا
.«بگير بشين، «سيد

1509
01:42:30,707 --> 01:42:32,750
.مي‌خوام برم اتاقِ خودم

1510
01:42:49,226 --> 01:42:51,560
من از وقتي 6 سالم بود
.اين زن رو مي‌شناسم

1511
01:42:52,686 --> 01:42:54,771
.درست مثلِ يه مادر بود
.واسم درست مثلِ يه مادر بود

1512
01:42:57,232 --> 01:42:59,942
... و هر دو نفرشون

1513
01:43:00,235 --> 01:43:03,070
.پولِ کارآموزيِ منو پرداخت کردن -
.«آره، تمامِ اينها رو مي‌دونم، «فرانک -

1514
01:43:05,240 --> 01:43:07,283
.تمامِ پس‌اندازشون رو بخشيدن

1515
01:43:11,746 --> 01:43:14,415
،حتي وقتي جدا شدم تا رويِ پايِ خودم بايستم
.بازم مدام بهشون سر مي‌زدم

1516
01:43:17,209 --> 01:43:19,669
ورا» بود که تويِ اتاق‌پذيرايي»
.بهم ياد داد چطور «والتز» برقصم

1517
01:43:21,213 --> 01:43:23,256
هميشه ما رو شاد مي‌کرد
.و مي‌خندوند

1518
01:43:23,256 --> 01:43:25,758
!گاوِ احمق

1519
01:43:25,759 --> 01:43:28,136
چطور مي‌تونسته
اينقدر خودخواه باشه؟

1520
01:43:42,733 --> 01:43:44,276
خُب، حالا جفتِ‌تون، چيزي رو که
.ما مي‌دونيم مي‌دونيد

1521
01:43:44,276 --> 01:43:46,236
کاشکي هيچي ازش
.نمي‌دونستم، بابا

1522
01:43:46,278 --> 01:43:48,238
.«خُب، اين آرزويِ همه‌مونه، «سيد

1523
01:43:50,282 --> 01:43:52,367
.من واقعاً خيلي متأسفم

1524
01:44:03,294 --> 01:44:05,379
آخه چطور تونستي
اون کارها رو بکُني، مامان؟

1525
01:44:07,256 --> 01:44:09,257
.سر درنميارم

1526
01:44:09,258 --> 01:44:11,468
توقع ندارم
.«ازش سردربياري، «سيد

1527
01:44:12,260 --> 01:44:13,928
چرا اين کارو کردي؟

1528
01:44:15,805 --> 01:44:17,806
.بايد مي‌کردم

1529
01:44:17,807 --> 01:44:21,310
،ولي کارِت اشتباه بود
مگه نه؟ ها؟

1530
01:44:22,312 --> 01:44:24,355
.فکر نمي‌کُنم اينطور باشه -
!البته که همينطوره -

1531
01:44:27,316 --> 01:44:29,359
.اونها نوزادهايِ کوچولو بودن

1532
01:44:32,321 --> 01:44:34,322
منظورم اينه که آدم
... در موردِ اين چيزها مي‌شنوه

1533
01:44:34,323 --> 01:44:37,325
،و در موردشون تويِ روزنامه‌ها مي‌خونه
... ولي انتظار نداره که

1534
01:44:37,326 --> 01:44:39,536
بيان دمِ درِ خونه‌اش
!و بگن مادرِ خودت اينکاره‌ست

1535
01:44:41,329 --> 01:44:43,330
!تو اصلاً همچين حقي نداشتي -
!«بسّه ديگه، «سيد -

1536
01:44:43,331 --> 01:44:44,540
چي بسّه؟

1537
01:44:44,791 --> 01:44:46,792
خُب پس قراره چکار کُنيم، ها؟

1538
01:44:46,793 --> 01:44:48,502
،بشينيم دورِ همديگه
... ادايِ خانواده‌هايِ خوشبخت رو دربياريم

1539
01:44:48,795 --> 01:44:49,795
و وانمود کُنيم که
هيچ اتفاقي نيفتاده؟

1540
01:44:49,796 --> 01:44:51,339
!گفتم بسّه ديگه -
.تو بهمون دروغ گفتي -

1541
01:44:51,339 --> 01:44:52,923
.نخير، اون هرگز چنين کاري نکرده -
!چرا، کرده -

1542
01:44:53,340 --> 01:44:55,842
.اون هرگز بهمون چيزي نگفت، پس هرگز دروغ نگفته -
!هيچ فرقي نداره -

1543
01:44:55,843 --> 01:44:57,427
!نخير، فرق داره

1544
01:45:10,315 --> 01:45:12,400
.اين کارِ کثيفيه

1545
01:45:21,867 --> 01:45:23,910
حالت خوبه؟ -
.بيا داخل -

1546
01:45:35,380 --> 01:45:37,423
اين اصلاً منصفانه
.به نظر نمي‌رسه

1547
01:45:40,384 --> 01:45:42,385
.مادرِ منو در نظر بگيريد

1548
01:45:42,386 --> 01:45:45,472
ما 6 نفر بوديم
.تويِ 2 تا اتاق

1549
01:45:46,390 --> 01:45:48,433
اگه ثروتمند باشي
.هيچ مشکلي نداره

1550
01:45:50,394 --> 01:45:52,395
ولي اگه نتوني
... شکمِ‌شون رو سير کُني

1551
01:45:52,396 --> 01:45:54,397
،نمي‌توني هم دوستِ‌شون داشته باشي
مي‌توني؟

1552
01:46:03,406 --> 01:46:05,366
.«طفلک «سيد -
.مي‌دونم -

1553
01:46:05,366 --> 01:46:08,160
واسه «سيد»، همه‌چيز
.يا سياهه يا سفيد

1554
01:46:08,369 --> 01:46:10,370
.آخه هنوز جوونه

1555
01:46:10,371 --> 01:46:12,372
.نمي‌تونم سرزنشش کُنم

1556
01:46:12,373 --> 01:46:14,374
سيد» هم بعدها»
.درست مي‌شه

1557
01:46:14,374 --> 01:46:17,000
.«نمي‌دونم، «استن -
.بيا اينجا بغلم -

1558
01:46:21,923 --> 01:46:23,924
فکر نکُنم بتونم
.به مادر چيزي بگم

1559
01:46:23,925 --> 01:46:25,968
.لازم نيست اون چيزي بدونه

1560
01:46:27,929 --> 01:46:29,972
.چيزي نيست

1561
01:46:34,894 --> 01:46:38,147
.«آخرش اين خبر درز پيدا مي‌کُنه، «سيد
.و همه ازش خبردار مي‌شن

1562
01:46:38,439 --> 01:46:40,440
و بعدش بعضي از آدم‌ها
،ديگه نمي‌تونن تويِ چشمِ‌مون نگاه کُنن

1563
01:46:40,440 --> 01:46:42,692
.و تويِ خيابون ازمون رو برمي‌گردونن -
مي‌توني سرزنشِ‌شون کُني؟ -

1564
01:46:42,901 --> 01:46:44,902
نکُنه تو هم مي‌خواي
يکي از اين آدم‌ها باشي؟

1565
01:46:46,446 --> 01:46:49,322
يعني ديگه نمي‌توني تويِ چشمِ
مادرِ خودت نگاه کُني؟ ها؟

1566
01:46:51,451 --> 01:46:53,452
يادته وقتيکه داشتي
... به جنگ مي‌رفتي

1567
01:46:53,453 --> 01:46:56,956
،«برگشتي بهم گفتي : "«سيد
".حالا ديگه مردِ اين خونه تو هستي

1568
01:46:56,956 --> 01:46:58,999
".پس بايد مراقبِ همه‌چيز باشي"
.و من همين کارو کردم

1569
01:47:00,459 --> 01:47:02,460
.در حاليکه فقط 13 سالم بود

1570
01:47:02,461 --> 01:47:04,671
،من و مامان، کارها رو با همديگه انجام مي‌داديم
.«و همينطور با «اِتل

1571
01:47:06,965 --> 01:47:09,049
.احتمالاً اين کارو از همون موقع انجام مي‌داده -
.مي‌دونم -

1572
01:47:10,427 --> 01:47:12,428
پس يعني تويِ تمامِ اين سال‌ها
چند دفعه اين کارو کرده، ها؟

1573
01:47:12,429 --> 01:47:14,514
ده‌ها بار؟ صدها بار؟

1574
01:47:15,974 --> 01:47:17,975
و خيله‌خُب، فرض مي‌کُنيم
... کاملاً منصفانه‌ست که

1575
01:47:17,975 --> 01:47:20,685
از من و «اِتل» مخفيش کرده؛
.ولي آخه حتي به تو هم هيچي نگفته

1576
01:47:20,978 --> 01:47:22,479
،يعني به‌نظرت اگه به من مي‌گفت
مي‌تونستم جلويِ اين کارو بگيرم، آره؟

1577
01:47:22,480 --> 01:47:23,564
،اصلاً متوجه نمي‌شم
يعني تو هيچ عصباني نيستي؟

1578
01:47:23,981 --> 01:47:26,191
،البته که مثلِ کفرِ ابليس عصبانيم
!پسره‌يِ احمق

1579
01:47:31,946 --> 01:47:34,032
پس ازم مي‌خواي ببخشمش؟ -
.آره -

1580
01:47:37,951 --> 01:47:40,204
.«تو بايد ببخشيش، «سيد
.اون مادرته

1581
01:47:43,957 --> 01:47:46,126
اگه خودت کاري کرده بودي، اون همه‌چيز رو
بهت مي‌بخشيد، نمي‌بخشيد؟

1582
01:47:50,005 --> 01:47:52,048
،مي‌دونم کارِ بدي انجام داده

1583
01:47:56,011 --> 01:47:59,514
ولي خدا مي‌دونه که داره به‌اندازه‌يِ کافي
.بابتِ کاري که کرده، مجازات مي‌شه

1584
01:48:01,516 --> 01:48:03,559
.ما نمي‌تونيم تنهاش بذاريم

1585
01:48:08,481 --> 01:48:10,566
.نمي‌دونم چي بايد بهت بگم، مامان

1586
01:48:12,485 --> 01:48:14,570
مجبور نيستي
.«چيزي بگي، «سيد

1587
01:48:16,030 --> 01:48:18,114
،من بخاطرت وحشت کردم
.فقط همين و بس

1588
01:48:19,533 --> 01:48:21,700
حالا ديگه مجبوري تنهايي
.از بابات مراقبت کُني

1589
01:48:22,035 --> 01:48:24,995
البته، البته که
.اين کارو مي‌کُنم

1590
01:48:36,549 --> 01:48:38,591
.خيلي دوستت دارم، مامان

1591
01:48:49,561 --> 01:48:51,646
.قيام کُنيد

1592
01:48:54,065 --> 01:48:56,567
.«ورا رُوز درِيک»

1593
01:48:56,567 --> 01:48:58,568
شما را متعهد مي‌سازم
... برايِ حضور در محاکمه‌اي

1594
01:48:58,569 --> 01:49:00,570
... که در دادگاه جناييِ مرکزي

1595
01:49:00,571 --> 01:49:02,531
به‌عنوانِ آغازِ کارِ
... جلسه‌يِ بعدي

1596
01:49:02,531 --> 01:49:04,949
در مورخِ 10 ژانويه‌يِ 1951
.برگزار خواهد شد

1597
01:49:07,077 --> 01:49:09,078
من آزاديِ شما به قيدِ ضمانت را
... خواهم پذيرفت، در ازايِ وجه‌الضماني

1598
01:49:09,079 --> 01:49:12,081
،به مبلغِ 50 پوند

1599
01:49:12,082 --> 01:49:15,001
و گواهيِ اين حُکم را
.به وکيل‌مدافع واگذار خواهم کرد

1600
01:49:15,085 --> 01:49:17,086
.بسيار منت‌گذارتون هستيم، عاليجناب

1601
01:49:25,094 --> 01:49:29,014
.«ديگه نمي‌خوام اون زن رو ببينم، «فرانک
.حتي نمي‌تونم نزديکش باشم

1602
01:49:29,098 --> 01:49:31,683
.ولي الان عيدِ کريسمسه -
... نمي‌خوام دورِ ميزِ شامي بشينم که اونم باشه -

1603
01:49:31,891 --> 01:49:33,892
.و کنارش غذا بخورم

1604
01:49:33,893 --> 01:49:35,936
.متأسفم. دستِ خودم نيست -
.ولي شوهرش برادرِ منه -

1605
01:49:35,936 --> 01:49:38,272
به‌خيالت جوابشو چي بايد بدم؟ -
.من چه‌مي‌دونم -

1606
01:49:40,190 --> 01:49:42,775
،اصلاً هيچوقت قرار نيست يه کريسمس
!خودمون باشيم و خودمون

1607
01:49:43,736 --> 01:49:45,778
.فقط تو و من

1608
01:49:56,080 --> 01:49:58,081
.خيله‌خُب، ميام

1609
01:49:58,082 --> 01:50:00,293
.فقط بخاطرِ تو

1610
01:50:01,085 --> 01:50:03,171
.هر چند زياد اونجا نمي‌مونم

1611
01:50:04,589 --> 01:50:06,673
فقط يه نوشيدني مي‌خوريم
.و سريع برمي‌گرديم

1612
01:50:07,592 --> 01:50:09,635
خيله‌خُب؟

1613
01:50:15,974 --> 01:50:17,975
... خُب، من جواب‌هايي دريافت کردم

1614
01:50:17,976 --> 01:50:19,977
از طرفِ 3 نفر از 4 کارفرمايِ
.«خانمِ «درِيک

1615
01:50:19,977 --> 01:50:22,146
متأسفانه بايد بگم
... «که خانمِ «ولز

1616
01:50:22,481 --> 01:50:24,940
اينقدر بزرگواري به خرج ندادن
.که حتي به دومين نامه‌ام هم پاسخ بدن

1617
01:50:24,940 --> 01:50:27,692
،و عليرغمِ اينکه تمامِ اين اشخاص
... از خانمِ «درِيک» بسيار تعريف مي‌کُنن

1618
01:50:27,943 --> 01:50:30,488
متأسفانه بايد بگم که هيچکدامِ‌شون
... تحتِ شرايطِ فعلي

1619
01:50:30,488 --> 01:50:33,365
حس نمي‌کُنن قادر باشن به‌عنوانِ شاهد
.به نفعِ شما در محکمه حاضر بشن و شهادت بدن

1620
01:50:34,992 --> 01:50:38,788
،البته خانمِ ... خانمِ «کيچنر»، به هر حال
.دعايِ خيرشون رو نثارتون مي‌کُنن

1621
01:50:39,996 --> 01:50:41,997
... و خبرِ اميدوارکُننده‌تر اينکه

1622
01:50:41,998 --> 01:50:43,999
من موفق شدم همکاري و مساعدتِ
... آقايِ «همپتون وارد» رو هم تأمين کُنم

1623
01:50:44,000 --> 01:50:45,669
،که حقوق‌دانِ معرکه‌اي هستن

1624
01:50:46,002 --> 01:50:48,505
و به بهترين وجه ممکن
.در دفاع از پرونده‌يِ ما مشارکت خواهند کرد

1625
01:50:48,505 --> 01:50:51,006
بنابراين ممکنه که جنابِ قاضي، صدورِ حداقلِ
،حُکمِ مجازات رو برامون مناسب ببينن

1626
01:50:51,006 --> 01:50:53,132
که صرفاً مي‌تونه
.فقط 18 ماه باشه

1627
01:50:55,010 --> 01:50:56,970
... متأسفم که قادر نيستم بهتون

1628
01:50:57,012 --> 01:50:59,056
.اميدي بيش از اين بدم

1629
01:51:00,015 --> 01:51:02,101
.متأسفم

1630
01:51:18,533 --> 01:51:20,534
تو حالت خوبه، «جويس»؟

1631
01:51:20,535 --> 01:51:22,577
.بله، متشکرم

1632
01:51:35,048 --> 01:51:37,092
نمي‌خواي از اون شکلات‌هات
يکي بخوري؟

1633
01:51:39,553 --> 01:51:41,637
.اوه، آره

1634
01:51:44,557 --> 01:51:46,558
اين يکي‌شون رو
.من مي‌خورم

1635
01:51:46,559 --> 01:51:48,601
فرانک»؟»

1636
01:51:52,063 --> 01:51:54,064
.نه

1637
01:51:54,065 --> 01:51:56,066
اِتل»؟»

1638
01:52:03,575 --> 01:52:05,617
.نه، خودت بخوري بهتره، رفيق

1639
01:52:11,081 --> 01:52:13,666
اين بهترين کريسمسيه که
.من بعد از مدت‌ها داشتم

1640
01:52:16,086 --> 01:52:18,172
.«خيلي ازت ممنونم، «ورا

1641
01:52:20,048 --> 01:52:22,176
.محشره

1642
01:52:52,578 --> 01:52:54,663
آيا شما «ورا رُوز درِيک» هستيد؟

1643
01:52:57,124 --> 01:52:58,583
.بله

1644
01:52:58,584 --> 01:53:00,127
،شما مدعي‌عليه

1645
01:53:00,127 --> 01:53:02,128
متهم مي‌باشيد به
... استفاده از ابزاري

1646
01:53:02,129 --> 01:53:04,130
به قصدِ تدارک و انجامِ
... عملِ سقطِ جنين

1647
01:53:04,131 --> 01:53:06,050
که اين امر مغاير است
... با بندِ 58 قانونِ

1648
01:53:06,133 --> 01:53:08,259
،جرائمِ شخصي
.مصوب به سالِ 1861

1649
01:53:10,638 --> 01:53:12,138
... جزئياتِ اين عملِ مجرمانه

1650
01:53:12,138 --> 01:53:15,475
بدين صورت است که
... در روزِ 17 نوامبرِ 1950

1651
01:53:15,558 --> 01:53:17,559
... در يکي از مناطقِ لندن

1652
01:53:17,560 --> 01:53:19,395
شما بطورِ غيرِ قانوني
... ابزاري بکار برديد

1653
01:53:19,562 --> 01:53:22,022
به قصدِ تدارک و انجامِ عملِ
... سقطِ جنين، بر رويِ خانمي

1654
01:53:22,022 --> 01:53:24,107
.«بنامِ  «پامه‌لا مري بارنز

1655
01:53:25,025 --> 01:53:26,568
چه دفاعي داريد؟

1656
01:53:26,568 --> 01:53:29,403
خود را گناهکار مي‌دانيد، يا بي‌گناه؟

1657
01:53:31,573 --> 01:53:33,659
.من گناهکارم

1658
01:53:34,576 --> 01:53:36,370
لطفاً ممکنه واضح‌تر
... «صحبت کُنيد، خانمِ «درِيک

1659
01:53:36,578 --> 01:53:38,704
تا حاضرينِ در محکمه
بتونند صداتون رو بشنوند؟

1660
01:53:40,581 --> 01:53:42,542
.من گناهکارم -
.متشکرم -

1661
01:53:42,543 --> 01:53:44,503
.لطفاً بنشينيد

1662
01:53:56,097 --> 01:53:57,973
.و تفهيمِ اتهام گشتند

1663
01:53:58,099 --> 01:54:00,100
پس از درخواستِ
... مبني بر تحويل دادنِ

1664
01:54:00,101 --> 01:54:02,602
تجهيزاتِ بکار رفته به‌منظورِ
،انجامِ عملِ سقطِ جنين

1665
01:54:02,602 --> 01:54:06,605
،شخصِ متهم
... تعدادِ 9 شيء را

1666
01:54:06,606 --> 01:54:09,109
از بالايِ کمدي در اتاقِ خواب
.ارائه دادند

1667
01:54:09,109 --> 01:54:12,570
: که شاملِ اين اقلام مي‌باشند، حضرتِ قاضي
... «يک سرنگِ نوعِ «هيگينسون

1668
01:54:13,612 --> 01:54:16,072
EW-1 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

1669
01:54:16,073 --> 01:54:19,075
يک رنده‌يِ مخصوصِ پنير، که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛  EW-2

1670
01:54:19,076 --> 01:54:21,077
... يک برسِ ميخي

1671
01:54:21,077 --> 01:54:23,078
EW-3 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

1672
01:54:23,079 --> 01:54:25,080
يک بطريِ حاويِ مايعِ
... ضدِ عفوني‌کُننده

1673
01:54:25,081 --> 01:54:27,125
EW-4 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

1674
01:54:27,126 --> 01:54:29,544
يک حوله‌يِ مچاله‌شده، که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛  EW-5

1675
01:54:29,627 --> 01:54:32,130
يک قالب صابونِ
... «مارکِ «کاربوليک

1676
01:54:32,130 --> 01:54:34,131
... و يک کهنه‌يِ ظرف‌شوييِ مچاله‌شده

1677
01:54:34,132 --> 01:54:37,342
EW-7 و  EW-6 که با برچسب‌هايِ
.به نمايش گذاشته شده‌اند

1678
01:54:38,635 --> 01:54:40,470
... اين دو شيءِ اخير

1679
01:54:40,597 --> 01:54:43,015
هر دو در داخلِ يک عدد قوطي
.قرار داده شده بوده‌اند

1680
01:54:43,141 --> 01:54:45,601
EW-8 که با برچسبِ
.به نمايش گذاشته شده است

1681
01:54:46,144 --> 01:54:49,146
... تماميِ اقلامِ فوق‌الذکر

1682
01:54:49,146 --> 01:54:51,147
در کيفي پارچه‌اي
... نگهداري مي‌شده‌اند

1683
01:54:51,148 --> 01:54:53,149
و اين کيف، همانطور که شما حضرتِ قاضي
... مي‌توانيد مشاهده بفرماييد

1684
01:54:53,150 --> 01:54:55,192
EW-9 با برچسبِ
.به نمايش گذاشته شده است

1685
01:54:57,653 --> 01:55:01,157
«دغدغه‌يِ «ورا درِيک
،ثروت‌اندوزي نبوده است

1686
01:55:01,158 --> 01:55:03,659
بلکه ايشان صرفاً به‌سادگي
... به مردم کمک مي‌نموده‌اند

1687
01:55:03,659 --> 01:55:07,163
.هرگاه که از وي درخواست مي‌شده است
.ايشان همواره به مردم کمک مي‌کرده‌اند

1688
01:55:07,163 --> 01:55:09,873
و همين دل‌مشغوليِ ايشان
... نسبت به ديگران بوده است که

1689
01:55:10,166 --> 01:55:12,125
وي را به ارتکابِ
... يکي از

1690
01:55:12,125 --> 01:55:14,126
... وخيم‌ترين اعمالِ مجرمانه

1691
01:55:14,127 --> 01:55:16,128
در کتابِ قانون
.رهنمون ساخته است

1692
01:55:16,129 --> 01:55:18,673
... اما نيتِ ايشان

1693
01:55:18,673 --> 01:55:20,674
کمک نمودن به آن
... دخترِ جوان بوده است

1694
01:55:20,675 --> 01:55:22,676
.و نه آسيب رسانيدن به وي

1695
01:55:22,677 --> 01:55:24,678
مي‌توانم به شما حضرتِ قاضي
... اطمينان دهم

1696
01:55:24,678 --> 01:55:26,679
«که «ورا درِيک
... بيش از هر کسِ ديگري

1697
01:55:26,680 --> 01:55:28,890
«از بهبودِ «پامه‌لا بارنز
.احساسِ سبک‌باري نموده است

1698
01:55:30,477 --> 01:55:33,019
من اطمينان دارم که شما حضرتِ اشرف
... ترديدي بسيار اندک خواهيد داشت

1699
01:55:33,020 --> 01:55:35,021
... در اين خصوص که

1700
01:55:35,021 --> 01:55:38,023
اکنون اين زنِ بخت‌برگشته
... هيچگاه محتملاً

1701
01:55:38,024 --> 01:55:40,360
.دوباره مرتکبِ خلاف شود

1702
01:55:40,486 --> 01:55:43,446
،و اين بود دفاعيه‌يِ من از متهم
.حضرتِ قاضي

1703
01:55:43,489 --> 01:55:45,490
.«متشکرم، آقايِ «همپتون وارد

1704
01:55:49,535 --> 01:55:51,578
،مدعي‌عليه
.لطفاً قيام کُنيد

1705
01:55:59,002 --> 01:56:01,546
،بدينوسيله، شما مدعي‌عليه
.مجرم تشخيص داده مي‌شويد

1706
01:56:01,546 --> 01:56:03,547
... آيا مطلبي برايِ گفتن داريد

1707
01:56:03,548 --> 01:56:06,634
در اين خصوص که چرا محکمه نبايد در موردِ شما
مطابق با قانون رأي دهد؟

1708
01:56:07,552 --> 01:56:09,680
.نه

1709
01:56:10,012 --> 01:56:12,098
لطفاً همچنان به‌حالتِ قيام
.باقي بمانيد

1710
01:56:23,401 --> 01:56:25,402
،«ورا رُوز درِيک»

1711
01:56:25,403 --> 01:56:28,113
شما مرتکبِ جنايتي شده‌ايد
... که وخامتِ آن

1712
01:56:28,446 --> 01:56:30,489
.جايِ هيچگونه مبالغه‌اي ندارد

1713
01:56:31,449 --> 01:56:33,450
قانون در اين مورد
... بسيار روشن و صريح است

1714
01:56:33,451 --> 01:56:36,203
و شما عامدانه
.اين قانون را نقض نموده‌ايد

1715
01:56:37,955 --> 01:56:39,790
... و علاوه بر اين

1716
01:56:39,957 --> 01:56:41,458
... در انجامِ چنين کاري

1717
01:56:41,458 --> 01:56:42,959
جانِ خانمِ جوانِ
... آسيب‌پذيري را

1718
01:56:42,960 --> 01:56:45,295
.شديداً به خطر انداخته‌ايد

1719
01:56:45,963 --> 01:56:47,964
و اگر بواسطه‌يِ
... مداخله‌يِ به‌هنگامِ

1720
01:56:47,964 --> 01:56:49,965
... کادرِ پزشکي نبود

1721
01:56:49,966 --> 01:56:53,136
محتملاً اينک به اتهامي حتي
... وخيم‌تر از آني که امروز

1722
01:56:54,471 --> 01:56:56,681
،شما را به اينجا کشانده است
.در برابرِ من حاضر مي‌بوديد

1723
01:56:58,434 --> 01:57:00,393
... حال

1724
01:57:00,435 --> 01:57:02,394
،من کيفرخواستِ شما را شنيدم

1725
01:57:02,437 --> 01:57:04,604
.و آن را منظور خواهم داشت

1726
01:57:05,440 --> 01:57:06,940
همچنين با دقتِ فراوان به اظهاراتِ
... شهود و وکلايِ مدافعِ شما

1727
01:57:06,940 --> 01:57:08,983
در خصوصِ تمکين‌ها و انقيادهايِ‌تان
.گوش سپرده‌ام

1728
01:57:09,943 --> 01:57:11,944
،اما در شرايطِ فعلي
... هيچ چيز مرا مانع نمي‌شود

1729
01:57:11,945 --> 01:57:14,448
از اينکه ترغيب شوم
... در موردِ شما

1730
01:57:14,449 --> 01:57:16,450
... رويکردي متفاوت اتخاذ کرده

1731
01:57:16,450 --> 01:57:19,410
و قرارِ محکوميتي
.غير از حُکمِ حبس صادر نمايم

1732
01:57:19,410 --> 01:57:22,287
... در واقع

1733
01:57:22,413 --> 01:57:25,415
... جديتِ مفرطِ جنايتِ شما

1734
01:57:25,416 --> 01:57:27,417
... الزماً بايستي در حُکمي که

1735
01:57:27,418 --> 01:57:30,420
،اکنون در شُرفِ صدورش هستم
.انعکاس يابد

1736
01:57:30,421 --> 01:57:33,965
زيرا بايد همچون عاملي بازدارنده و متنبهانه
.در موردِ سايرين عمل نمايد

1737
01:57:35,468 --> 01:57:37,469
بنابراين شما را
... محکوم مي‌نمايم

1738
01:57:37,470 --> 01:57:39,887
... به گذراندنِ دوره‌يِ حبسي

1739
01:57:40,473 --> 01:57:43,433
.که به‌مدتِ 2 سال و 6 ماه خواهد بود

1740
01:57:45,268 --> 01:57:47,353
.ببريدش

1741
01:58:00,282 --> 01:58:02,367
.همگي قيام کُنند

1742
01:58:31,812 --> 01:58:34,396
اون فعلاً نمي‌تونه بياد اينجا
.بهت سر بزنه

1743
01:58:35,773 --> 01:58:37,899
.نه واسه يه مدت

1744
01:58:38,819 --> 01:58:40,820
آخه چرا نمي‌تونه؟

1745
01:58:40,821 --> 01:58:42,822
.به‌جاش «اِتل» مياد

1746
01:58:50,329 --> 01:58:52,414
نمُرده که، آره؟ -
.نه -

1747
01:58:53,833 --> 01:58:55,875
.نه، نمُرده

1748
01:59:04,675 --> 01:59:06,176
گفتي چقدر واست بُريدن؟

1749
01:59:06,177 --> 01:59:08,637
.راستش، 2 سال و 6 ماه

1750
01:59:08,679 --> 01:59:10,680
اولين سابقه‌يِ کيفريته؟

1751
01:59:10,681 --> 01:59:12,182
.اوه، بله

1752
01:59:12,182 --> 01:59:15,184
اون دختره مُرد؟ -
.نه، عزيزم -

1753
01:59:15,185 --> 01:59:17,603
نمي‌دونم اگه مُرده بود
.بايد چه خاکي به‌سرم مي‌کردم

1754
01:59:17,687 --> 01:59:19,188
ولي دختري که من
.روش کار کردم مُرد

1755
01:59:19,189 --> 01:59:21,232
جداً؟ -
.مالِ منم همينطور -

1756
01:59:22,692 --> 01:59:24,652
.اوه، عزيزم

1757
01:59:24,652 --> 01:59:26,570
از چي استفاده مي‌کردي؟

1758
01:59:29,699 --> 01:59:32,201
.از يه سرنگ -
!بفرما -

1759
01:59:32,201 --> 01:59:35,203
،اينها که اگه صدها بارم ازشون استفاده بشه
.بازم مثلِ قلعه ايمن هستن

1760
01:59:35,204 --> 01:59:36,788
.آره، نمي‌دونم چه اتفاقي افتاد

1761
01:59:37,206 --> 01:59:39,249
ولي خُب، ما که نهايتِ سعيِ‌مون رو
.کرديم ديگه، نازنينم

1762
01:59:42,210 --> 01:59:44,211
خودِ شماها چند وقته که اينجايين؟ -
.حدوداً 3 ساله -

1763
01:59:44,212 --> 01:59:47,256
.منم 4 سال -
.و جفتِ‌مون بارِ دومِ‌مونه -

1764
01:59:48,216 --> 01:59:50,217
.اوه

1765
01:59:50,218 --> 01:59:52,053
!کلاهت رو بنداز هوا
.آخه مالِ تو فقط نصفِ مالِ منه

1766
01:59:52,220 --> 01:59:54,181
قبل از اينکه خودتم بفهمي
.از اينجا مي‌ري بيرون

1767
01:59:54,181 --> 01:59:56,348
.آره

1768
01:59:58,726 --> 02:00:00,811
،خُب ديگه
.بعداً مي‌بينمِ‌تون

1769
02:00:10,236 --> 02:00:12,279
حواست باشه
.«با کي‌ها مي‌پلکي، «درِيک

1770
02:00:15,236 --> 02:00:19,279
« آوا مووي - مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ CinemaFreak.Net ]

