﻿1
00:02:40,000 --> 00:02:44,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:02:44,852 --> 00:02:46,548
خوبه.

3
00:02:49,523 --> 00:02:52,516
چطوره رنگِ بیشتری بکار ببری؟

4
00:03:11,111 --> 00:03:12,340
تونی!

5
00:03:16,884 --> 00:03:17,874
بله؟

6
00:03:32,633 --> 00:03:35,501
اسمِ واقعیِ تونی تاکیتانی...

7
00:03:36,470 --> 00:03:39,167
واقعاً تونی تاکیتانی بود.

8
00:03:49,183 --> 00:03:50,811
پدرِ تونی

9
00:03:51,685 --> 00:03:56,755
شُزابورو تاکیتانی، نوازندهِ جاز بود.

10
00:04:01,128 --> 00:04:04,163
درست پیش از شروع جنگ در اقیانوس آرام

11
00:04:05,132 --> 00:04:07,931
شزابورو دردسری درست کرد

12
00:04:08,802 --> 00:04:11,601
و از راهِ دریا از توکیو به چین رفت.

13
00:04:18,846 --> 00:04:21,577
تاکیتانی سال‌های سختِ جنگ را

14
00:04:22,016 --> 00:04:24,583
با نواختنِ ترومبون در کلوب‌های شبانهِ شانگهای

15
00:04:25,052 --> 00:04:27,886
به خوشی پشتِ سر گذاشت

16
00:04:41,168 --> 00:04:43,569
و وقتی جنگ تمام شد

17
00:04:44,304 --> 00:04:48,935
پیشینه روابطش با اشخاصِ مشکوک
برای‌ش مشکل‌ساز شد

18
00:04:49,410 --> 00:04:54,347
او را برای مدتِ طولانی به زندان انداختند.

19
00:04:59,219 --> 00:05:02,280
اکثر هم‌بندی‌هایش

20
00:05:03,257 --> 00:05:08,628
بدون هیچ محاکمه‌یی
یکی یکی اعدام می‌شدند.

21
00:05:23,577 --> 00:05:27,947
اعدام‌‌ها همیشه ساعتِ دو عصر اجرا می‌شدند.

22
00:05:29,349 --> 00:05:32,808
ممکن بود یک‌روز بدونِ هیچ اخطاری

23
00:05:33,187 --> 00:05:35,486
او را هم به حیاط بکشند

24
00:05:35,622 --> 00:05:39,582
و با مسلسل به سرش شلیک کنند.

25
00:05:43,597 --> 00:05:47,193
آنجا فاصلهِ مرگ و زندگی

26
00:05:47,501 --> 00:05:51,233
به باریکی تارِ مو بود.

27
00:06:17,664 --> 00:06:19,633
شزابورو تاکیتانی

28
00:06:20,467 --> 00:06:24,063
وقتی به ژاپن برگشت
پوست و استخوان بود،

29
00:06:25,172 --> 00:06:28,438
بهارِ‍۱۹۴۶

30
00:06:36,650 --> 00:06:41,111
فهمید خانه‌اش در بمباران نابود شده

31
00:06:41,622 --> 00:06:44,615
و تنها برادر و والدینش هم

32
00:06:45,259 --> 00:06:47,528
به همان سرنوشت دچار شده‌اند.

33
00:06:48,862 --> 00:06:52,230
به عبارتِ دیگر، از این پس...

34
00:06:52,332 --> 00:06:55,528
او در دنیا کاملاً تنها بود.

35
00:07:24,731 --> 00:07:26,465
عاقبتِ کار،

36
00:07:26,800 --> 00:07:31,438
با یکی از خویشاوندانِ دورِ مادری ازدواج کرد.

37
00:07:38,479 --> 00:07:42,579
یک‌سال بعدِ ازدواج‌شان
صاحبِ نوزادِ پسر شدند

38
00:07:42,983 --> 00:07:46,044
و سه روز پس از تولدِ نوزاد

39
00:07:46,720 --> 00:07:48,712
مادرش مرد.

40
00:07:51,258 --> 00:07:53,454
مرگش ناگهانی بود

41
00:07:55,929 --> 00:08:00,227
همین‌طور مراسمِ سوزاندنش.

42
00:08:20,287 --> 00:08:23,486
یک سرگرد آمریکایی
که دوستِ تاکیتانی بود

43
00:08:23,757 --> 00:08:28,224
وقتی داشت مانند یک خویشاوند
برای مرگِ زنش او را دلداری می‌داد

44
00:08:29,196 --> 00:08:30,462
گفت:

45
00:08:30,859 --> 00:08:37,730
اسمِ پسرت رو بذار تونی
که هم‌اسمِ من باشه.

46
00:08:41,441 --> 00:08:45,037
از جایی‌که نفوذِ آمریکایی‌ها
احتمالاً ادامه پیدا می‌کرد

47
00:08:45,412 --> 00:08:48,507
ایدهِ گذاشتنِ یک اسم آمریکایی روی پسرش

48
00:08:49,216 --> 00:08:50,909
بد هم نیست،

49
00:08:51,184 --> 00:08:54,052
شزابورو با خودش اینطور فکر کرد.

50
00:09:01,795 --> 00:09:04,424
اصلاً بد نیست؛ تونی تاکیتانی...

51
00:09:09,369 --> 00:09:10,803
خوبه...

52
00:09:31,291 --> 00:09:35,422
اما بخاطر همان اسمِ آمریکایی

53
00:09:36,430 --> 00:09:41,300
هروقت تونی خودش را معرفی می‌کرد
مردم با تعجب نگاهش می‌کردند...

54
00:09:43,136 --> 00:09:46,129
بعضی حتا عصبانی می‌شند.

55
00:09:51,411 --> 00:09:55,178
به دلایل مختلف تونی تاکیتانی

56
00:09:55,482 --> 00:09:58,008
پسری گوشه‌گیر بود.

57
00:10:04,358 --> 00:10:06,987
از زمانی که بخاطر داشت

58
00:10:07,294 --> 00:10:11,857
پدرش با گروهِ موسیقی‌اش در سفر بود.

59
00:10:12,999 --> 00:10:18,461
تنها بودن برای تونی
یک امر طبیعی بود.

60
00:10:33,387 --> 00:10:38,425
وقتی بچه بود، یک خدمتکار
از او نگهداری می‌کرد

61
00:10:38,925 --> 00:10:43,226
اما وقتی به دبیرستان رفت،
خودش آشپزی می‌کرد.

62
00:10:43,830 --> 00:10:48,358
شب‌ها درها را قفل می‌کرد
و به‌تنهایی به خواب می‌رفت.

63
00:10:49,669 --> 00:10:53,531
فردا خودم شام درست می‌کنم.

64
00:10:54,474 --> 00:10:56,443
باشه، خداحافظ.

65
00:10:57,110 --> 00:10:58,578
شب بخیر

66
00:10:59,079 --> 00:11:00,411
شب بخیر

67
00:11:16,363 --> 00:11:19,058
هیچ‌وقت حس نکردم خیلی تنهام.

68
00:11:49,763 --> 00:11:58,297
تونی تاکیتانی

69
00:12:21,795 --> 00:12:24,629
تو باید در برداشتت تجدید نظر کنی

70
00:12:24,798 --> 00:12:29,463
فکر می‌کنی کاری به این کارها نداریم
پس مشکلی نیست.

71
00:12:29,970 --> 00:12:31,563
اما کی می‌دونه سالِ دیگه چه خبره..

72
00:12:31,671 --> 00:12:35,767
کارت خوبه
ولی من ازش حس نمی‌گیرم.

73
00:12:36,743 --> 00:12:39,338
این‌جور می‌شی
سگِ نوکرِ کاپیتالیسم.

74
00:12:39,446 --> 00:12:41,039
زیاده‌روی نمی‌کنی؟

75
00:12:41,147 --> 00:12:43,810
این منطق اشتباه‌ست.

76
00:12:44,651 --> 00:12:45,619
کجاش اشتباه‌ست؟

77
00:12:49,656 --> 00:12:52,556
تونی نمی‌توانست بفهمد

78
00:12:52,659 --> 00:12:56,052
به چه اعتباری هم‌کلاسی‌هایش
دربارهِ نقاشی‌هایی بحث می‌کردند

79
00:12:56,162 --> 00:13:00,327
که هنرمندانه یا ایدئولوژیک بودند.

80
00:13:02,202 --> 00:13:05,434
بنظر او چنین نقاشی‌هایی
فقط ناقص بودند

81
00:13:05,872 --> 00:13:07,101
و زشت

82
00:13:07,207 --> 00:13:09,108
و بی‌دقت.

83
00:13:12,512 --> 00:13:15,107
هیچ‌وقت با زنی رفیق شدی؟

84
00:13:18,685 --> 00:13:19,914
شدم

85
00:13:22,722 --> 00:13:24,122
اما به‌هم زدیم.

86
00:13:30,230 --> 00:13:32,756
تاحالا به ازدواج فکر کردی؟

87
00:13:34,067 --> 00:13:35,558
هیچ‌وقت

88
00:13:38,905 --> 00:13:40,237
که اینطور...

89
00:13:44,044 --> 00:13:46,411
هایاشیدا رفته خونه؟

90
00:13:46,513 --> 00:13:49,073
نیم‌ساعت پیش رفت.

91
00:13:49,482 --> 00:13:52,008
فکر کردم با هم نهار می‌خوریم.

92
00:13:52,752 --> 00:13:53,742
چطور پیش می‌ره؟

93
00:13:58,325 --> 00:14:00,590
آه، بنظر خوبه، اوکی.

94
00:14:03,163 --> 00:14:04,825
ببین،

95
00:14:06,366 --> 00:14:08,665
این محورِ بیضی...

96
00:14:47,340 --> 00:14:51,937
تونی در کشیدنِ ماشین‌آلات بهترین بود

97
00:14:52,112 --> 00:14:55,207
جزئیاتی که نقش می‌زد

98
00:14:55,315 --> 00:15:00,681
از ماشین و رادیو تا موتورهایِ مختلف،
دقیق‌ و واضح‌تر از هر کسِ دیگر بود

99
00:15:01,421 --> 00:15:03,613
این‌طور بود که تصویرگر شد...

100
00:15:03,757 --> 00:15:05,521
کاملاً طبیعی بود

101
00:15:08,928 --> 00:15:12,398
برای نیمه دوم سال بدهکار می‌شیم.

102
00:15:13,833 --> 00:15:16,769
بله، خب قیمتِ رنگ بالا رفته.

103
00:15:17,170 --> 00:15:19,401
در موردِ رنگ و کاغذ،

104
00:15:19,506 --> 00:15:23,566
هزینه‌هامون هم‌زمان با افزایشِ کارکنان
زیاد شده...

105
00:15:50,036 --> 00:15:53,868
از روی جلدِ مجلات
تا تبلیغاتِ تصویری

106
00:15:55,008 --> 00:16:00,309
تونی هر کاری مربوط به ماشین‌آلات را
قبول می‌کرد

107
00:16:01,448 --> 00:16:06,748
کار رضایت‌بخش و پول خوب بود.

108
00:17:17,857 --> 00:17:19,382
من رفتم،

109
00:17:23,596 --> 00:17:24,894
می‌رم خونه.

110
00:17:36,676 --> 00:17:38,640
ببخشید منتظرتون گذاشتم.

111
00:17:38,812 --> 00:17:39,973
آه، نه.

112
00:17:40,914 --> 00:17:42,209
بفرمائید داخل.

113
00:17:43,016 --> 00:17:46,009
بله، تشکر.

114
00:17:58,064 --> 00:18:01,313
این طرح‌های اولیه است که برام فرستادید

115
00:18:02,068 --> 00:18:04,003
الف و ب و ج ...

116
00:18:04,237 --> 00:18:07,833
این طرحِ «الف»،

117
00:18:12,478 --> 00:18:14,106
این «ب»،

118
00:18:17,016 --> 00:18:18,507
و این «ج»،

119
00:18:18,985 --> 00:18:21,477
بله، متشکرم.

120
00:18:21,588 --> 00:18:23,284
«د» و «ه» هم هستند.

121
00:18:23,389 --> 00:18:25,324
بله، همه رو می‌برم.

122
00:18:26,425 --> 00:18:28,117
شما جدید هستید، درسته؟

123
00:18:28,261 --> 00:18:32,614
بله، ایکو کُنوما هستم،
از آشنایی‌تون خوشبختم.

124
00:18:32,799 --> 00:18:34,365
آه، منم همینطور.

125
00:18:36,002 --> 00:18:39,097
پس من به این‌ها رسیدگی می‌کنم.

126
00:18:46,479 --> 00:18:50,127
مثلِ پرنده‌‌یی بود که
به سرزمینی دور پر باز می‌کنه...

127
00:18:51,684 --> 00:18:54,553
آنچنان طبیعی لباس می‌پوشید

128
00:18:55,054 --> 00:18:57,930
که انگار در نسیمی خاص
پیچیده شده.

129
00:19:14,974 --> 00:19:19,435
باز هم چندبار به دفترِ تونی آمد

130
00:19:21,347 --> 00:19:25,876
تا یک روز تونی او را به نهار دعوت کرد.

131
00:19:26,986 --> 00:19:30,388
هیچ‌وقت ندیدم کسی مثلِ شما

132
00:19:30,490 --> 00:19:33,724
اینقدر واضح با ذوق لباس به تن کنه.

133
00:19:42,035 --> 00:19:45,199
احساس می‌کنم لباس‌ها...

134
00:19:47,907 --> 00:19:49,808
درونم...

135
00:19:51,244 --> 00:19:55,511
چیزی رو...

136
00:19:56,482 --> 00:19:58,917
تکمیل می‌کنه.

137
00:20:00,386 --> 00:20:02,548
من خودشیفته‌‌ام

138
00:20:05,358 --> 00:20:08,886
و عاشق اینم که...

139
00:20:10,330 --> 00:20:14,392
که زیاده‌روی کنم.

140
00:20:15,735 --> 00:20:20,605
اینطوری تقریباً تمامِ درآمدم رو

141
00:20:20,707 --> 00:20:23,107
خرجِ لباس می‌کنم.

142
00:20:26,192 --> 00:20:30,112
من غیر از مایحتاج و رنگ
برای هیچ‌چیز پول خرج نمی‌کنم.

143
00:21:08,721 --> 00:21:12,307
فکر ‌کنم از دستم در رفته و عاشق شدم

144
00:21:16,896 --> 00:21:20,089
برای اولین‌بار به ازدواج فکر می‌کنم.

145
00:21:21,434 --> 00:21:23,626
خب از چه چیزش خوشت می‌آد؟

146
00:21:25,605 --> 00:21:27,574
چطور بگم...

147
00:21:29,609 --> 00:21:33,273
انگار بدنیا اومده که قشنگ لباس بپوشه.

148
00:21:36,649 --> 00:21:37,810
خیلی خوبه!

149
00:21:41,454 --> 00:21:43,616
شُرابورو و تونی

150
00:21:43,956 --> 00:21:47,788
فقط دو سه سال یکبار همدیگر را می‌دیدند

151
00:21:48,895 --> 00:21:51,064
و وقتی حرف‌های لازم را می‌زدند

152
00:21:51,464 --> 00:21:57,003
دیگر چیزی نداشتند که درباره‌اش صحبت کنند.

153
00:22:00,039 --> 00:22:05,079
شزابورو تاکیتانی برای پدر بودن ساخته نشده بود

154
00:22:06,179 --> 00:22:11,547
و تونی تاکیتانی هم برای فرزند بودن.

155
00:22:22,528 --> 00:22:24,390
در پنجمین قرار

156
00:22:25,465 --> 00:22:28,526
تونی پیشنهادِ ازدواج داد

157
00:22:32,872 --> 00:22:38,209
اما او از قبل با مردِ دیگری رابطه داشت

158
00:22:43,149 --> 00:22:46,847
بعلاوه تونی پانزده سال

159
00:22:47,286 --> 00:22:49,448
از او بزرگتر بود.

160
00:23:04,537 --> 00:23:06,775
تقصیرِ من نبود، درسته؟

161
00:23:29,028 --> 00:23:32,895
«لطفاً اجازه بده درباره‌اش فکر کنم.»

162
00:23:33,499 --> 00:23:35,229
این پاسخِ او بود.

163
00:24:00,660 --> 00:24:04,927
تنهایی مثلِ زندان است،

164
00:24:05,431 --> 00:24:07,093
تونی اینطور حس می‌کرد

165
00:24:11,771 --> 00:24:14,764
اگر ازدواج با من را رد کند،

166
00:24:15,675 --> 00:24:18,509
شاید فقط بتوانم بمیرم.

167
00:24:19,612 --> 00:24:23,982
تونی می‌خواست این را برای‌ش توضیح دهد

168
00:24:26,886 --> 00:24:28,946
ببخشید اینطور ناگهانی،

169
00:24:29,555 --> 00:24:32,286
شکی نیست ۱۵ سال تفاوت سنی بین‌مون هست...

170
00:24:32,391 --> 00:24:35,293
چقدر تنها بوده،

171
00:24:36,462 --> 00:24:39,955
چقدر گذشته‌اش را باخته...

172
00:24:48,808 --> 00:24:51,437
و چطور دیدنِ او

173
00:24:51,811 --> 00:24:54,303
بالاخره باعث شده این را بفهمد.

174
00:24:54,513 --> 00:24:57,347
فقط باعث نشدی بفهمم چقدر تنهام،

175
00:24:57,450 --> 00:25:02,013
فهمیدم دیدنت چقدر برام مهم بوده

176
00:25:02,121 --> 00:25:06,183
و توی زندگیم چقدر چنین چیزی رو از دست داده‌م.

177
00:26:15,161 --> 00:26:19,394
دورهِ تنهاییِ تونی تاکیتانی سر آمده بود.

178
00:26:22,568 --> 00:26:27,529
به‌محضِ اینکه بیدار می‌شد
دنبالِ او می‌گشت

179
00:26:28,474 --> 00:26:32,172
وقتی پیکرِ او را خوابیده کنارش می‌دید،
آرام می‌شد

180
00:26:33,646 --> 00:26:36,810
و وقتی نبود پریشان می‌شد.

181
00:26:42,021 --> 00:26:44,160
این تنها نبودن

182
00:26:44,890 --> 00:26:48,793
بنظرِ تونی حتا کمی عجیب می‌آمد

183
00:26:52,531 --> 00:26:54,898
چون حالا که دیگر تنها نبود

184
00:26:55,134 --> 00:26:57,873
می‌دید که مدام مضطرب است،

185
00:26:58,337 --> 00:27:02,274
امکانِ اینکه دوباره تنها بشود

186
00:27:05,378 --> 00:27:07,711
گاهی وقتی تصورش را هم می‌کرد...

187
00:27:08,347 --> 00:27:11,415
از ترس عرقِ سرد به بدنم می‌شینه.

188
00:27:17,056 --> 00:27:21,660
تا سه ماهِ بعد از ازدواج‌شان
این ترس ادامه پیدا کرد،

189
00:27:25,398 --> 00:27:29,265
اما وقتی کم‌کم به زندگیِ جدیدش عادت کرد

190
00:27:29,402 --> 00:27:31,198
ترسش هم کم شد.

191
00:27:31,403 --> 00:27:33,101
برای خودش شخصیتی داره، نه؟

192
00:27:33,205 --> 00:27:34,901
این یکی شبیهِ...

193
00:27:35,274 --> 00:27:36,936
این شبیهِ بچه‌ش می‌مونه، درسته؟

194
00:27:37,042 --> 00:27:38,010
آره...

195
00:28:06,939 --> 00:28:12,900
هیچ‌چیز نبود که زندگیِ زناشویی را
به کام‌شان تلخ کند.

196
00:28:16,749 --> 00:28:22,211
او ذاتاً کدبانو بود
و بانشاط به کارِ خانه می‌رسید.

197
00:28:37,803 --> 00:28:42,332
اما یک مورد بود که تونی را نگران می‌کرد

198
00:28:43,976 --> 00:28:45,467
اینکه...

199
00:28:46,579 --> 00:28:49,777
بی‌اندازه لباس می‌خره.

200
00:29:27,152 --> 00:29:35,417
در برابر لباس به هیچ‌وجه نمی‌توانست
جلوی خودش را بگیرد،

201
00:29:36,795 --> 00:29:41,733
ناگهان قیافه‌اش تغییر می‌کرد،
حتا صدایش عوض می‌شد.

202
00:29:47,373 --> 00:29:52,573
بعد از سفرشان به اروپا
مشکل بیشتر شد.

203
00:29:53,779 --> 00:29:55,941
در طی سفر

204
00:29:56,515 --> 00:30:01,224
تعداد قابل‌توجه‌ای لباسِ مارک‌دارِ معروف خرید.

205
00:30:04,056 --> 00:30:06,288
انگار که افسون شده باشد،

206
00:30:06,393 --> 00:30:10,256
چشمش به هر تکه لباسی می‌افتاد،
به‌راحتی می‌خرید

207
00:30:10,529 --> 00:30:15,024
تونی هم‌زمان ‌‌دنبالش می‌کرد
تا صورت‌حساب‌ها را بپردازد.

208
00:30:38,190 --> 00:30:42,775
وقتی به ژاپن برگشتند
این تب فرو ننشست.

209
00:30:46,198 --> 00:30:50,829
روز به‌روز به لباس‌خریدن ادامه داد.

210
00:30:54,206 --> 00:30:58,735
ناچار چند گنجهِ بزرگِ لباس سفارش دادند

211
00:30:59,912 --> 00:31:04,179
علاوه بر آن چند قفسه برای کفش‌هایش،

212
00:31:07,119 --> 00:31:08,644
با این‌حال کافی نبود

213
00:31:09,154 --> 00:31:14,252
و مجبور شدند یک اتاق را
تبدیل به انبارِ لباس کنند.

214
00:31:14,860 --> 00:31:16,158
تنها همین رنگه؟

215
00:31:16,261 --> 00:31:19,197
بله، فقط سفید دوختند.

216
00:32:53,525 --> 00:32:57,289
بفرمائید؟
سلام بابا

217
00:32:57,696 --> 00:32:59,924
آره، خیلی وقته.

218
00:33:08,307 --> 00:33:10,833
آه، که اینطور...

219
00:33:32,364 --> 00:33:35,493
لطفاً یک‌دقیقه صبر کنید میزتون آماده بشه.

220
00:33:37,669 --> 00:33:39,968
داره میزمون رو آماده می‌کنه.

221
00:33:42,608 --> 00:33:47,442
این‌هم پدرم،
تاحالا موقعِ اجرا ندیده بودیش، درسته؟

222
00:34:03,095 --> 00:34:08,673
شزابورو همان آهنگی را می‌نواخت
که همیشه درگذشته اجرا می‌کرد

223
00:34:13,574 --> 00:34:21,085
اما نسبت به آنچه تونی از پدرش به‌یاد داشت
آهنگ به‌نوعی تغییر کرده بود.

224
00:34:27,553 --> 00:34:30,465
ممکن بود تفاوتی بسیار اندک باشد

225
00:34:34,693 --> 00:34:36,441
اما به گوشِ او

226
00:34:36,929 --> 00:34:41,162
این تفاوت اساسی بود.

227
00:34:41,186 --> 00:34:43,186
سینمافریک

228
00:34:50,676 --> 00:34:54,640
تونی می‌خواست طرفِ پدرش روی صحنه برود...

229
00:34:55,855 --> 00:34:58,349
پدر، چی اینقدر تغییر کرده؟

230
00:34:58,650 --> 00:35:01,711
این چیزی بود که دوست‌‌داشت بپرسد.

231
00:35:29,348 --> 00:35:30,507
چی می‌شه

232
00:35:34,086 --> 00:35:36,819
اگر خریدهات رو یک‌خرده کمتر کنی؟

233
00:35:44,563 --> 00:35:47,897
اصلاً نگرانِ پولش نیستم،

234
00:35:49,178 --> 00:35:52,035
از اینکه قشنگ‌تر می‌شی
خوشحال هم می‌شم

235
00:35:52,204 --> 00:35:53,001
اما...

236
00:35:55,707 --> 00:35:59,119
واقعاً به این‌همه لباس احتیاج داری؟

237
00:36:14,126 --> 00:36:16,165
می‌دونم درست نیست

238
00:36:17,963 --> 00:36:21,866
اما با اینکه خوب می‌دونم،
دستِ خودم نیست.

239
00:36:25,671 --> 00:36:27,931
وقتی چیزِ قشنگی می‌بینم،

240
00:36:28,540 --> 00:36:31,772
نمی‌تونم نخرم‌ش.

241
00:36:33,078 --> 00:36:34,703
نمی‌تونم مقاومت کنم

242
00:36:36,181 --> 00:36:40,414
که اون رو نخرم،

243
00:36:43,855 --> 00:36:45,856
مثل یک‌جور اعتیاد.

244
00:37:07,379 --> 00:37:08,503
با این‌حال

245
00:37:09,247 --> 00:37:13,776
قول داد سعی کنه

246
00:37:15,575 --> 00:37:18,235
از این شیفتگی خلاص بشه.

247
00:37:36,842 --> 00:37:38,467
برای یک‌هفته

248
00:37:39,344 --> 00:37:42,473
در خانه ماند

249
00:37:42,814 --> 00:37:44,908
تا وسوسه نشود

250
00:37:46,084 --> 00:37:48,019
اما طی این مدت

251
00:37:49,254 --> 00:37:52,947
دچار این حس شد که
انگار از درون خالی‌ست.

252
00:38:14,513 --> 00:38:19,351
روزها در اتاقِ لباس‌ها
به لباس‌هایش زُل می‌زد.

253
00:38:22,254 --> 00:38:25,691
از تماشایِ لباس‌هایش خسته نمی‌شد

254
00:38:34,733 --> 00:38:39,761
هرچه بیشتر نگاه می‌کرد
بیشتر هوسِ لباسِ نو می‌کرد

255
00:38:41,606 --> 00:38:46,237
و تا این هوس برانگیخته می‌شد
اختیارش را از دست می‌داد.

256
00:38:46,344 --> 00:38:49,371
جداً نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

257
00:38:50,315 --> 00:38:53,251
از طرفی عاشقانه شوهرش را دوست داشت

258
00:38:55,020 --> 00:38:57,990
و انتقادش را معقول می‌دانست.

259
00:38:59,758 --> 00:39:02,020
او فقط یک بدن داشت.

260
00:39:02,828 --> 00:39:06,287
واقعاً احتیاج ندارم...

261
00:39:08,767 --> 00:39:11,498
این‌همه لباس!

262
00:39:16,875 --> 00:39:21,779
پس به بوتیکِ موردعلاقه‌اش رفت
و پرسید

263
00:39:21,947 --> 00:39:26,908
آیا می‌تواند کت و پیراهنی که تازه خریده برگرداند؟

264
00:39:27,252 --> 00:39:29,153
خیلی متأسفم

265
00:39:30,055 --> 00:39:31,887
بازهم تشریف بیارید

266
00:39:55,780 --> 00:40:01,335
بعد از پس‌دادنِ آن یکدست لباس
احساسِ سبکی می‌کرد

267
00:40:13,265 --> 00:40:17,464
اما وقتی منتظرِ سبز شدنِ چراغ بود

268
00:40:17,569 --> 00:40:24,332
غیر از کت و پیراهنی که تازه برگردانده بود
نمی‌توانست به چیزِ دیگری فکر کند

269
00:40:32,751 --> 00:40:37,746
رنگ‌شون، طرح‌شون،

270
00:40:39,191 --> 00:40:41,419
جنسِ پارچه‌شون...

271
00:40:41,419 --> 00:40:51,419
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

272
00:44:06,995 --> 00:44:09,500
هر دندونِ مصنوعی چقدر می‌شه؟

273
00:44:09,600 --> 00:44:10,359
۷۰،۰۰۰ ین

274
00:44:10,468 --> 00:44:13,666
۷۰،۰۰۰ ین؟
پس چهارتاش می‌شه ۲۸۰،۰۰۰ ین؟

275
00:44:14,372 --> 00:44:16,637
وای، نه...

276
00:44:16,741 --> 00:44:20,542
وقتی بیمه نیست چقدر گرون می‌شه.

277
00:44:22,947 --> 00:44:24,074
هیساکو،

278
00:44:26,484 --> 00:44:30,485
هیساکو،
شنیدم کارت رو ول کردی!

279
00:44:31,923 --> 00:44:33,892
برام قابل‌تحمل نبود.

280
00:44:36,661 --> 00:44:38,597
پس چطور می‌گذرونی؟

281
00:44:40,198 --> 00:44:42,360
با پیشخدمتی توی رستورانِ ایتالیایی.

282
00:44:56,581 --> 00:45:01,485
بعد می‌خوام برم مصاحبه برای کار

283
00:45:04,689 --> 00:45:07,750
این رو نگاه کن

284
00:45:08,526 --> 00:45:10,995
خانم، سایزِ ۷،

285
00:45:11,196 --> 00:45:14,496
قد تقریباً ۱ متر و ۶۵،

286
00:45:14,599 --> 00:45:17,797
سایزِ کفش ۲۳ سانتی‌متر،

287
00:45:20,605 --> 00:45:23,541
شرایطش یک‌خورده عجیبه

288
00:45:24,576 --> 00:45:26,943
اما کاملاً به من می‌خوره

289
00:45:27,779 --> 00:45:32,149
حالا حقوقش رو ببین!

290
00:45:34,018 --> 00:45:36,044
شاید بهتره مراقب باشی.

291
00:45:39,657 --> 00:45:42,593
وای...

292
00:45:43,127 --> 00:45:45,289
چقدر خوشگل!

293
00:46:35,847 --> 00:46:37,281
ببخشید

294
00:46:50,929 --> 00:46:53,694
از سیزده زنی که درخواست دادند

295
00:46:54,933 --> 00:46:59,132
تونی کسی را انتخاب کرد
که بیشترین شباهت را به زنش داشت.

296
00:47:44,549 --> 00:47:45,539
راحت باشید

297
00:47:46,250 --> 00:47:47,616
متشکرم

298
00:47:49,654 --> 00:47:51,953
در واقع کار خیلی ساده‌ست

299
00:47:54,892 --> 00:47:59,853
هر روز از ساعتِ ۹ تا ۵،
به تلفن‌ جواب می‌دید،

300
00:48:00,898 --> 00:48:05,927
کارهای من رو تحویل می‌دید،

301
00:48:06,504 --> 00:48:08,505
موادِ اولیه رو تحویل می‌گیرید،

302
00:48:09,574 --> 00:48:12,169
یا کپی می‌گیرید.

303
00:48:15,680 --> 00:48:16,579
بله

304
00:48:18,282 --> 00:48:21,514
فقط یک شرط هست

305
00:48:27,625 --> 00:48:29,960
من اخیراً همسرم رو از دست دادم

306
00:48:33,464 --> 00:48:36,798
هنوز همه لبا‌س‌هایی که ازش مونده دارم

307
00:48:37,435 --> 00:48:39,404
در واقع همه کاملاً نو هستند

308
00:48:39,504 --> 00:48:44,772
می‌خوام به‌جای لباس‌کار
اون‌ها رو بپوشید،

309
00:48:45,309 --> 00:48:50,040
زمانی‌که اینجا سر کار هستید.

310
00:49:03,561 --> 00:49:05,154
هر روز...

311
00:49:08,132 --> 00:49:11,159
لباس‌های همسرتون رو؟

312
00:49:11,936 --> 00:49:13,063
همین‌طوره.

313
00:49:14,272 --> 00:49:17,538
برای همین اون اندازه‌ها
جزءِ شرایطِ کار بود

314
00:49:18,142 --> 00:49:20,008
مطمئناً این درخواست عجیبه

315
00:49:20,111 --> 00:49:22,498
می‌دونم، اما منظورِ دیگه‌یی ندارم

316
00:49:22,580 --> 00:49:27,380
فقط احتیاج به زمان دارم
تا این واقعیت رو قبول کنم که درگذشته.

317
00:49:27,652 --> 00:49:30,301
اگر شما با لباس‌های اون باشید

318
00:49:30,388 --> 00:49:35,572
می‌دونم که واقعیتِ نبودنش
برام قابل‌قبول می‌شه.

319
00:49:39,230 --> 00:49:40,630
در حقیقت

320
00:49:41,899 --> 00:49:46,937
درست نمی‌توانست بفهمد
تونی تاکیتانی چه منظوری دارد

321
00:49:49,340 --> 00:49:52,833
اما بنظر آدمِ بدی نمی‌رسید...

322
00:49:53,611 --> 00:49:58,340
فکر کنم بخاطر مرگِ زنش
فقط یک‌کم گیج شده

323
00:49:58,649 --> 00:50:00,242
بعلاوه...

324
00:50:00,918 --> 00:50:03,715
بیمهِ بیکاری‌اش رو به اتمام بود

325
00:50:04,489 --> 00:50:07,391
و نیاز به کار داشت.

326
00:50:24,976 --> 00:50:26,638
می‌فهمم

327
00:50:27,445 --> 00:50:30,540
در واقع منظورم اینه...

328
00:50:32,316 --> 00:50:36,795
اونچه گفتید خیلی برام قابلِ درک نیست

329
00:50:39,690 --> 00:50:43,095
اما فکر می‌کنم بتونم انجام‌ش بدم.

330
00:50:44,262 --> 00:50:47,389
آه واقعاً؟  ممنونم

331
00:50:49,000 --> 00:50:50,798
اما قبلش...

332
00:50:52,436 --> 00:50:56,339
امکان داره...

333
00:50:56,908 --> 00:51:00,208
می‌تونم لباس‌های همسرتون رو ببینم؟

334
00:51:01,245 --> 00:51:02,178
البته

335
00:51:02,580 --> 00:51:06,415
فقط بنظرم باید امتحان‌شون کنم

336
00:51:06,517 --> 00:51:09,316
تا مطمئن بشم اندازه‌م هستند.

337
00:51:10,188 --> 00:51:11,315
البته

338
00:51:25,703 --> 00:51:28,969
من بیرون منتظر می‌مونم،
لطفاً امتحان‌شون کنید.

339
00:52:41,946 --> 00:52:47,417
ردیف به ردیف روبرو شد
با صدها دست لباسِ زیبا.

340
00:52:59,664 --> 00:53:04,195
نمی‌توانست به این فکر نکند که
چطور می‌شود کسی بمیرد

341
00:53:04,468 --> 00:53:09,600
و  از خودش این‌همه لباسِ فوق‌العاده بجا بگذارد.

342
00:53:40,638 --> 00:53:48,510
لباس‌ها و کفش‌ها آنچنان اندازه بودند
که انگار برای او دوخته شده بودند.

343
00:53:48,510 --> 00:53:58,510
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

344
00:56:02,646 --> 00:56:03,409
حال‌تون خوبه؟

345
00:56:03,514 --> 00:56:07,315
بعد از مدتی، تونی تاکیتانی آمد
تا ببیند او در چه حال است...

346
00:56:07,418 --> 00:56:12,314
پرسید:
برای چی گریه می‌کنید؟

347
00:56:12,423 --> 00:56:13,721
حال‌تون خوبه؟

348
00:56:16,393 --> 00:56:17,918
متأسفم

349
00:56:20,998 --> 00:56:22,626
متأسفم

350
00:56:26,504 --> 00:56:27,904
فقط...

351
00:56:29,773 --> 00:56:32,265
واقعاً نمی‌فهمم...

352
00:56:35,112 --> 00:56:36,205
شاید...

353
00:56:38,782 --> 00:56:43,220
هیچ‌وقت...

354
00:56:45,122 --> 00:56:49,287
این‌همه لباسِ قشنگ یکجا ندیدم.

355
00:56:53,063 --> 00:56:54,395
واقعاً متأسفم

356
00:56:55,799 --> 00:56:58,291
فکر کنم گیج شدم

357
00:57:00,371 --> 00:57:01,634
ببخشید

358
00:57:24,328 --> 00:57:29,357
بفرمائید، برای یک‌هفته
لباس و کفش انتخاب کنید و ببرید

359
00:57:35,673 --> 00:57:36,936
و اضافه کرد...

360
00:57:37,541 --> 00:57:39,737
شاید هوا سرد بشه

361
00:57:40,344 --> 00:57:43,041
چطوره یک کت هم انتخاب کنید.

362
00:57:43,914 --> 00:57:46,008
تونی تاکیتانی این‌طور گفت.

363
00:57:50,087 --> 00:57:54,889
یک کتِ کشمیریِ تیره انتخاب کرد
که بنظر گرم می‌رسید

364
00:57:56,026 --> 00:57:58,791
و مثلِ پر سبک بود

365
00:58:00,965 --> 00:58:05,596
در تمامِ عمرش، چنین کُتی نپوشیده بود.

366
00:58:43,707 --> 00:58:48,902
لباس‌ها مثلِ سایه‌هایی سرگردان از زنش بودند

367
00:59:09,333 --> 00:59:10,761
سایه‌هایی که

368
00:59:11,268 --> 00:59:15,428
زمانی از گرمایِ نفسی پُر بودند

369
00:59:16,206 --> 00:59:19,397
و همراهِ زنش حرکت می‌کردند.

370
00:59:26,717 --> 00:59:31,073
اما آنچه الآن روبرویش بود

371
00:59:32,423 --> 00:59:34,819
از زندگی تهی شده بود،

372
00:59:35,292 --> 00:59:40,763
بنظر حجمی از سایه‌ها بود
که هر لحظه رنگ می‌باخت.

373
01:00:02,820 --> 01:00:03,899
آنچنان که تونی...

374
01:00:05,322 --> 01:00:07,616
با نگاه‌کردن به این

375
01:00:09,293 --> 01:00:13,060
دارم کم‌کم خفه می‌شم.

376
01:00:36,620 --> 01:00:39,715
متأسفم اما وضعیت تغییر کرده

377
01:00:43,060 --> 01:00:47,120
هرچی بردید خونه، برای خودتون نگه دارید

378
01:00:53,103 --> 01:00:57,231
فقط لطفاً تمامِ ماجرا رو فراموش کنید،

379
01:01:00,477 --> 01:01:03,555
خواهش می‌کنم به کسی چیزی نگید.

380
01:01:29,406 --> 01:01:31,065
ـ صبح‌بخیر
ـ صبح‌بخیر

381
01:01:31,108 --> 01:01:33,634
خیلی ناجورند.

382
01:01:33,777 --> 01:01:36,804
این لکه‌ها هیچ‌وقت پاک نمی‌شند.

383
01:01:37,981 --> 01:01:41,782
دوباره لباس‌ مارک‌دار پوشیدی

384
01:01:43,454 --> 01:01:45,218
بافتِ ابریشمه

385
01:01:45,322 --> 01:01:48,121
گرون بنظر می‌رسه

386
01:01:48,225 --> 01:01:50,785
باید ۱۰۰،۰۰۰ ین بیشتر باشه

387
01:01:50,894 --> 01:01:55,628
چطوری می‌تونی این‌همه لباسِ گرون بخری؟

388
01:01:55,732 --> 01:01:57,860
نمی‌تونم بگم

389
01:01:58,001 --> 01:02:01,096
اگر هم می‌تونستم

390
01:02:02,339 --> 01:02:04,601
شما باور نمی‌کردید.

391
01:02:06,343 --> 01:02:08,073
یعنی چی!

392
01:02:24,762 --> 01:02:28,763
تونی بالاخره
با یک فروشگاهِ لباسِ دست‌دوم تماس گرفت

393
01:02:28,866 --> 01:02:32,796
که آمدند و همهِ لباس‌ها را بردند.

394
01:02:41,512 --> 01:02:46,719
تونی گذاشت انباری
همان اتاقِ لباس‌های قبلی،

395
01:02:47,484 --> 01:02:51,419
مدت‌ها خالی بماند.

396
01:03:02,032 --> 01:03:06,169
حتا احساساتی که زمانی داشت

397
01:03:06,770 --> 01:03:09,997
بتدریج فراموش کرد.

398
01:03:18,549 --> 01:03:21,478
خاطراتش کم‌کم تغییر کرد،

399
01:03:21,685 --> 01:03:24,113
مانند مِهی که در باد حرکت می‌کند

400
01:03:24,488 --> 01:03:28,648
با هر تغییر مبهم‌تر شد.

401
01:03:37,668 --> 01:03:39,899
دو سال پس از مرگِ زنش

402
01:03:40,170 --> 01:03:44,301
پدرش، شزابورو تاکیتانی
از سرطانِ کبد مرد.

403
01:03:59,990 --> 01:04:03,984
از خودش فقط ترومبون‌اش را بجا گذاشت

404
01:04:04,494 --> 01:04:07,459
و انبوهی از صفحاتِ قدیمیِ جاز.

405
01:04:19,877 --> 01:04:22,605
صفحه‌ها بویِ نمور می‌داد

406
01:04:22,880 --> 01:04:27,371
طوری‌که تونی باید گاه‌به‌گاه
پنجرهِ اتاقِ لباس‌ها را باز می‌گذاشت.

407
01:04:30,053 --> 01:04:33,490
به این منوال یک‌سال گذشت.

408
01:04:43,367 --> 01:04:47,896
اما انبوهِ صفحه‌هایی که ارث برده بود

409
01:04:51,541 --> 01:04:56,639
تونی برای قیمت‌گذاری
به یک فروشگاهِ صفحهِ دست‌دوم زنگ زد

410
01:05:01,251 --> 01:05:03,777
چون بسیاری از صفحه‌ها نایاب بودند

411
01:05:03,887 --> 01:05:05,979
قیمت‌شان بسیار بالا درآمد

412
01:05:06,390 --> 01:05:09,585
اما برایِ او مهم نبود.

413
01:06:27,571 --> 01:06:30,570
وقتی انبوهِ صفحه‌ها ناپدید شد،

414
01:06:32,109 --> 01:06:33,873
تونی تاکیتانی

415
01:06:34,377 --> 01:06:37,609
دیگر بالاخره

416
01:06:38,615 --> 01:06:40,647
کاملاً تنها شد.

417
01:07:17,888 --> 01:07:19,389
من می‌رم خونه

418
01:07:19,489 --> 01:07:23,688
یک‌کم دیگه بمون
یک سؤالی ازت داشتم.

419
01:07:23,794 --> 01:07:25,285
باشه

420
01:07:36,706 --> 01:07:38,698
تونی تاکیتانی هستید، درسته؟

421
01:07:40,110 --> 01:07:41,078
بله

422
01:07:44,381 --> 01:07:45,799
جمعِ خوبی‌یه

423
01:07:56,560 --> 01:07:58,265
موضوع اینه که...

424
01:08:00,363 --> 01:08:02,623
شاید تعجب کنید،

425
01:08:05,802 --> 01:08:10,740
من همون کسی هستم
که اِیکو اون‌موقع دست‌به‌سر کرد.

426
01:08:16,346 --> 01:08:19,974
شنیدم عروسک ناگهانی مرد.

427
01:08:23,353 --> 01:08:25,916
اون عروسک دردسر بود!

428
01:08:32,162 --> 01:08:34,265
اون دردسر نبود...

429
01:08:36,233 --> 01:08:37,957
و من فراموش کردم

430
01:08:44,307 --> 01:08:46,973
ضمناً دیگه نگو «اون عروسک»

431
01:08:49,312 --> 01:08:51,474
پس بی‌احساس هم هستی

432
01:08:52,282 --> 01:08:54,681
درست مثلِ نقاشی‌هات...

433
01:09:38,395 --> 01:09:40,154
هر چند وقت یکبار،

434
01:09:41,364 --> 01:09:44,525
آن زنِ ناشناس را به‌خاطر می‌آورد

435
01:09:45,035 --> 01:09:47,570
که در اتاقِ لباس‌های قبلی

436
01:09:47,771 --> 01:09:52,209
وقتی داشت لباس‌هایی را می‌دید
که زنش بجا گذاشته

437
01:09:52,409 --> 01:09:54,002
آن‌طور گریه می‌کرد.

438
01:10:01,051 --> 01:10:08,614
صدای هق‌هق‌اش
در ذهنش زنده می‌شد:

439
01:10:09,326 --> 01:10:19,964
هیچ‌وقت...
این‌همه لباسِ قشنگ یکجا ندیدم.

440
01:10:23,106 --> 01:10:26,838
دلش نمی‌خواست به‌یادش بیاید

441
01:10:27,610 --> 01:10:32,947
اما با اینکه همه‌چیز را فراموش کرده بود

442
01:10:34,517 --> 01:10:40,851
به‌طرز عجیبی، هرگز نتوانست
خاطرهِ آن زن را از ذهنش پاک کند.

443
01:11:00,810 --> 01:11:03,177
هی راستی، دستکش...

444
01:11:05,548 --> 01:11:08,609
دو جفت دستکش گرفتم

445
01:11:08,718 --> 01:11:11,745
آهان خوبه
یکی‌ش رو می‌دم به تو

446
01:11:11,855 --> 01:11:13,585
کدوم رو می‌خوای؟
زرشکی یا زرد؟

447
01:11:13,690 --> 01:11:14,919
فرق نمی‌کنه

448
01:11:15,025 --> 01:11:16,960
نه...

449
01:11:17,060 --> 01:11:17,993
خودت انتخاب کن

450
01:11:18,094 --> 01:11:21,292
نمی‌شه من انتخاب کنم

451
01:11:21,398 --> 01:11:25,802
واقعاً فرق نمی‌کنه
زرد یا زرشکی...

452
01:11:26,002 --> 01:11:27,300
مطمئنی؟

453
01:11:27,404 --> 01:11:28,599
آره، خوبه.

454
01:11:28,705 --> 01:11:32,437
آه راستی،
زرشکی رنگه...

455
01:11:32,542 --> 01:11:37,947
چهار انگشت یکجاست

456
01:11:38,681 --> 01:11:40,809
واقعاً مهم نیست

457
01:11:41,551 --> 01:11:43,986
راستش اصلاً نمی‌خوام‌شون

458
01:11:44,287 --> 01:11:48,122
هی، حرفت خوب نبود.

459
01:11:48,258 --> 01:11:49,590
آهای...

460
01:12:20,990 --> 01:12:27,088
برگردان و تنظیمِ زیرنویس:
هومن پورنگ

461
01:13:28,358 --> 01:13:33,690
بر اساسِ داستانی از
هاروکی موراکامی

462
01:13:33,714 --> 01:13:53,714
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

