﻿1
00:00:15,400 --> 00:00:18,920
‫[در خاور میانه، سنّت قصه‌گویی
‫همچون پُلی بین نسل‌های گذشته و آینده...

2
00:00:18,920 --> 00:00:22,160
‫همچنان با جدّیت ادامه دارد]

3
00:00:31,880 --> 00:00:34,640
‫[امروزه که مردم بیشتر از
‫قبل وطن‌شان را ترک می‌کنند...]

4
00:00:34,720 --> 00:00:40,320
‫[فرهنگ و زبان و میراث‌شان به
‫مرور زمان کمرنگ‌تر می‌شود.]

5
00:00:42,680 --> 00:00:45,360
‫[ایران قرن یازدهم]

6
00:00:45,400 --> 00:00:52,560
‫[در هر خانوادۀ مهاجر، یک شخص انتخاب
‫می‌گردد تا حافظِ تاریخِ خانواده‌اش باشد.]

7
00:00:55,880 --> 00:01:03,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

8
00:01:04,400 --> 00:01:08,040
‫ای دوست...

9
00:01:09,000 --> 00:01:10,880
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

10
00:01:10,880 --> 00:01:13,280
‫وین یک دمِ عمر را...

11
00:01:13,280 --> 00:01:15,480
‫غنیمت شمریم؛

12
00:01:16,200 --> 00:01:17,400
‫فردا...

13
00:01:18,080 --> 00:01:21,400
‫فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم؛

14
00:01:21,600 --> 00:01:26,200
‫با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم.

15
00:01:28,760 --> 00:01:30,760
‫برو، برو، برو، برو!

16
00:01:34,000 --> 00:01:35,160
‫بده. بده.

17
00:01:39,280 --> 00:01:41,280
‫برو بهش بگو
‫کاپیتان‌ها گریه نمی‌کنن.

18
00:01:41,280 --> 00:01:43,800
‫البته اگه بخواد جام
‫قهرمانی رو ببره بالای سر.

19
00:01:44,280 --> 00:01:46,280
‫پاشو، بی‌عرضه.

20
00:01:47,600 --> 00:01:50,280
‫- ببرش بیرونِ زمین! - نه، خوبم.

21
00:01:51,080 --> 00:01:53,200
‫تیمی، بیا اینجا ببینم!

22
00:01:53,480 --> 00:01:56,400
‫می‌خوام امروز همه قبل از اینکه
‫برن خونه، پنج دور، دورِ زمین بدوئن.

23
00:01:56,400 --> 00:01:57,480
‫حالا شروع کنید.

24
00:01:57,480 --> 00:02:00,880
‫هنوز می‌تونیم روی شما دوتا
‫حساب کنیم که همدیگه رو نکُشید؟

25
00:02:01,000 --> 00:02:01,880
‫هان؟

26
00:02:02,800 --> 00:02:05,400
‫خوبه. چون توی ترکیب اصلیِ
‫تیم یه تغییراتی ایجاد کردم.

27
00:02:05,400 --> 00:02:07,880
‫می‌خوام جفت‌تون به‌عنوان
‫کاپیتان مشترک برید توی زمین.

28
00:02:09,000 --> 00:02:11,480
‫حالا ده دور، دورِ زمین
‫بدوئید. همین الآن! برید.

29
00:02:14,800 --> 00:02:18,800
‫[مرکز سرطان خونِ هیوستون]

30
00:02:30,680 --> 00:02:32,880
‫- چی شده؟ - هیچی.

31
00:02:32,880 --> 00:02:35,280
‫- کاپیتان مشترک
‫شدم. - تازه‌وارد!

32
00:02:35,280 --> 00:02:38,000
‫برو جوجه، من خودم
‫یه مدتی کاپیتان بودم.

33
00:02:38,000 --> 00:02:39,600
‫می‌دونم.

34
00:02:50,000 --> 00:02:51,480
‫می‌شه یه‌بار دیگه
‫اون داستانه رو...

35
00:02:51,480 --> 00:02:55,480
‫دیگه خودمم خسته شدم
‫از بس هِی گفتم. بسه.

36
00:02:55,480 --> 00:02:58,160
‫می‌دونم، اگه می‌شه... لطفاً!

37
00:02:58,880 --> 00:03:00,560
‫باباش چادردوز بود.

38
00:03:00,560 --> 00:03:05,960
‫خودشم در ۱۸ مِه ۱۰۴۸ میلادی
‫در نیشابور ایران به دنیا اومد.

39
00:03:17,080 --> 00:03:18,640
‫نه!

40
00:03:18,840 --> 00:03:20,840
‫نه!

41
00:04:34,600 --> 00:04:36,120
‫ستاره‌ها...

42
00:04:36,600 --> 00:04:38,200
‫دوست‌هاتن؟

43
00:04:43,000 --> 00:04:45,520
‫برای همینه که درک‌شون می‌کنی؟

44
00:04:52,320 --> 00:04:55,200
‫بابت پدرت متأسفم، عمر.

45
00:04:55,200 --> 00:04:57,200
‫دلم براش تنگ شده.

46
00:05:02,200 --> 00:05:04,520
‫من هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم، عمر.

47
00:05:13,400 --> 00:05:15,520
‫نعمت خداست.

48
00:05:15,520 --> 00:05:18,320
‫وگرنه یه پسر بچه چطور
‫همچین چیزایی می‌دونه؟

49
00:05:18,520 --> 00:05:20,000
‫می‌تونید پسره رو ببرید.

50
00:05:20,040 --> 00:05:21,520
‫می‌تونه براتون کار کنه.

51
00:05:21,520 --> 00:05:25,000
‫- حالا ببینیم چی می‌شه، حالا
‫ببینیم چی می‌شه. - خدا خیرتون بده.

52
00:05:29,720 --> 00:05:32,800
‫عمر، بیا استاد
‫«امام موفق» رو ببین.

53
00:05:32,800 --> 00:05:35,000
‫ولی اون یه پسر بچۀ ریزه میزه‌ست.

54
00:05:35,400 --> 00:05:37,800
‫پسرکی به این کوچیکی
‫چی می‌دونه مگه؟

55
00:05:37,800 --> 00:05:41,000
‫- نشونش بده، عمر. - همیشه
‫وقتم رو تلف می‌کنی، زن.

56
00:05:41,000 --> 00:05:42,320
‫چیه؟

57
00:06:05,720 --> 00:06:07,920
‫یه‌سری از کارهام رو برام می‌کنی.

58
00:06:08,400 --> 00:06:10,800
‫ولی به‌عنوان
‫شاگردم قبولت می‌کنم.

59
00:06:12,200 --> 00:06:15,520
‫بهش پول هم می‌دم تا برای
‫خورد و خوراک، کم نیارید.

60
00:06:15,800 --> 00:06:18,200
‫شما خیلی مهربونید، آقا.

61
00:06:21,300 --> 00:06:24,100
‫از فردا شروع می‌کنیم.

62
00:07:18,980 --> 00:07:20,700
‫با استفاده از هندسه،

63
00:07:20,700 --> 00:07:24,780
‫می‌تونیم مشتق ریشۀ این معادلات
‫رو بگیریم و این مسئله‌ها رو حل کنیم.

64
00:07:27,300 --> 00:07:30,980
‫حالا دارید اصل پنجم
‫اقلیدسی رو می‌بینید...

65
00:07:30,980 --> 00:07:32,580
‫عمر.

66
00:07:33,500 --> 00:07:35,180
‫دنبالم بیا.

67
00:07:46,700 --> 00:07:50,500
‫سه تا چیز هستن که یه پسر
‫بچه باید یاد بگیره تا مَرد بشه.

68
00:07:50,980 --> 00:07:54,180
‫تیراندازی، سوارکاری...

69
00:07:54,780 --> 00:07:56,380
‫و اینکه هیچ‌وقت دروغ نگه.

70
00:07:56,780 --> 00:07:57,980
‫حسن.

71
00:07:57,980 --> 00:07:59,300
‫عمر.

72
00:08:00,500 --> 00:08:03,700
‫باباش جنگجوی خیلی بزرگیه.

73
00:08:05,580 --> 00:08:09,700
‫بهت چیزهایی یاد می‌ده
‫که توی کتاب‌ها نوشته نشده.

74
00:08:11,980 --> 00:08:13,700
‫برو.

75
00:08:21,400 --> 00:08:26,500
<font color=BFEFFF> Hassan and Omar slowly became
close friends.</font>

76
00:08:28,100 --> 00:08:32,600
<font color=BFEFFF> Hassan's father treated Omar
like his own son.</font>

77
00:08:43,800 --> 00:08:47,900
<font color=BFEFFF> With Darya, their friendship
grew stronger.</font>

78
00:09:04,200 --> 00:09:08,400
<font color=BFEFFF> Although the three of them
were inseparable,</font>

79
00:09:08,700 --> 00:09:12,900
<font color=BFEFFF> Omar held a very special place
in his heart for Darya.</font>

80
00:09:32,000 --> 00:09:38,500
<font color=BFEFFF> As they grew older, their friendship was
viewed differently by the public.</font>

81
00:09:49,380 --> 00:09:51,900
‫ببینم، این بَردۀ خوشگل چنده؟

82
00:10:16,100 --> 00:10:17,500
‫حسن!

83
00:10:19,500 --> 00:10:21,580
‫وقتی باهات حرف
‫می‌زنم وایستا گوش کن.

84
00:10:21,620 --> 00:10:23,900
‫یادت نره کی هستی.

85
00:10:24,500 --> 00:10:26,300
‫اون یه بَرده‌ست.

86
00:10:28,100 --> 00:10:31,500
‫آیندۀ تو توی دربارـه.

87
00:10:31,500 --> 00:10:33,380
‫پس به خطر نندازش.

88
00:10:33,900 --> 00:10:36,100
‫دریا خیلی خوشگله.

89
00:10:36,380 --> 00:10:39,180
‫ولی هیچ‌کدوم‌تون
‫باهاش ازدواج نمی‌کنید.

90
00:10:59,900 --> 00:11:01,980
‫تا کِی می‌ری؟

91
00:11:03,300 --> 00:11:05,780
‫بعد از گذرِ دوتا هلال ماه نو.

92
00:11:07,100 --> 00:11:10,580
‫بیشتر از دوتا نمی‌شه،
‫حداکثر! (دو ماه)

93
00:11:19,580 --> 00:11:22,300
‫امشب کلی دوست داری. (ستاره‌ها)

94
00:11:30,580 --> 00:11:32,780
‫تا حالا شده در مورد من صحبت کنن؟

95
00:11:36,580 --> 00:11:38,900
‫همیشه می‌کنن.

96
00:11:45,180 --> 00:11:47,300
‫اون «دُنب‌»ـه.

97
00:11:51,900 --> 00:11:54,780
‫درخشان‌ترین ستارۀ جهان.

98
00:11:55,900 --> 00:12:00,180
‫هر بار بهش نگاه
‫می‌کنم، به یاد تو می‌افتم.

99
00:12:05,180 --> 00:12:07,500
‫می‌ترسم، عمر.

100
00:12:07,780 --> 00:12:10,180
‫به‌خاطر مردِ توی بازار؟

101
00:12:11,900 --> 00:12:13,900
‫نمی‌دونم.

102
00:12:16,100 --> 00:12:18,380
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه اذیتت کنه.

103
00:13:10,500 --> 00:13:15,700
‫- دریای عزیزم، ستاره
‫کوچولوی من. - شکار خوش بگذره.

104
00:13:20,580 --> 00:13:22,300
‫دریا!

105
00:13:39,780 --> 00:13:43,980
‫«اول سه طلاق، عقل
‫و دین خواهم گفت»

106
00:13:43,980 --> 00:13:47,900
‫«پس دختر رز را به زنی خواهم کرد»

107
00:13:53,700 --> 00:13:55,300
‫از اسبه خوشت میاد!

108
00:13:56,780 --> 00:13:58,900
‫- می‌دونم ازش خوشت
‫میاد. - آره ازش خوشم میاد.

109
00:13:58,900 --> 00:14:01,700
‫آرامش‌بخش و شکوهمندـه.

110
00:14:01,980 --> 00:14:03,580
‫باهات معامله می‌کنم.

111
00:14:04,780 --> 00:14:07,100
‫دریا رو بهم بده، اسبه رو بگیر.

112
00:14:10,300 --> 00:14:13,100
‫دریا مال من نیست
‫که بخوام بهت بدمش.

113
00:14:15,980 --> 00:14:17,780
‫خیلی‌خب.

114
00:14:25,700 --> 00:14:27,780
‫براش می‌جنگیم.

115
00:14:27,860 --> 00:14:29,260
‫یعنی...

116
00:14:30,980 --> 00:14:32,980
‫چی‌کار می‌کنی؟

117
00:14:34,300 --> 00:14:37,900
‫بابام دریا رو تأیید نمی‌کنه.

118
00:14:40,100 --> 00:14:42,780
‫- به‌نظرش در شأن
‫خانواده‌مون نیست. - چی؟

119
00:14:45,700 --> 00:14:48,780
‫بیشتر نگرانِ آیندۀ
‫تو توی دربارـه.

120
00:14:48,780 --> 00:14:52,500
‫ولی من همچین آرزوهایی ندارم.

121
00:14:52,500 --> 00:14:55,780
‫اگه نخوام عروسک
‫خیمه‌شب‌بازیِ سلطان باشم چی؟

122
00:14:56,300 --> 00:15:00,580
‫بابات دیگه سرنوشتت
‫رو برات مشخص کرده.

123
00:15:08,580 --> 00:15:11,300
‫[چندین سال بعد]

124
00:15:32,380 --> 00:15:34,900
‫تو هم یه روز سربازِ اینجا می‌شی.

125
00:15:56,400 --> 00:15:59,720
‫ببخشید عمر، کاری
‫از دستم برنمی‌اومد.

126
00:16:00,200 --> 00:16:02,000
‫چی شده، مامان؟

127
00:16:03,120 --> 00:16:04,920
‫اونا دریا رو بردن.

128
00:16:06,000 --> 00:16:09,720
‫دو روز بعد از اینکه
‫رفتی به یه تاجر فروختنش.

129
00:16:10,200 --> 00:16:11,920
‫دریا رو فروختن؟

130
00:16:12,400 --> 00:16:15,320
‫فقط چند روز اینجا بودن.

131
00:16:15,720 --> 00:16:18,800
‫الان تقریباً سه ماهه که رفته.

132
00:16:21,000 --> 00:16:24,520
‫عمر، اون بَردۀ همسایه‌مون بود.

133
00:16:24,520 --> 00:16:27,600
‫کاملاً حق داشتن بفروشنش.

134
00:16:29,400 --> 00:16:31,520
‫عمر، صبر کن. گوش کن چی می‌گم.

135
00:16:31,520 --> 00:16:33,200
‫تو هیچ پولی نداری.

136
00:16:33,520 --> 00:16:36,400
‫امام موفق داره
‫می‌ذاره درس بخونی.

137
00:16:36,400 --> 00:16:39,000
‫آینده‌ات رو خراب نکن.

138
00:16:39,320 --> 00:16:42,000
‫آینده‌ام اون دختره.

139
00:16:50,120 --> 00:16:52,200
‫حتماً پیداش می‌کنیم.

140
00:16:52,200 --> 00:16:53,600
‫این باید کافی باشه.

141
00:16:54,120 --> 00:16:56,200
‫می‌خریمش و آزادش می‌کنیم.

142
00:16:56,520 --> 00:16:59,000
‫تو جنوب و غرب رو بگرد،
‫من شمال و شرق رو می‌گردم.

143
00:17:01,800 --> 00:17:04,720
‫- خدا پشت و پناهت. - انشاءالله.

144
00:17:18,100 --> 00:17:20,300
‫سلام، ما اومدیم. آهنگ
‫جدید «امی» رو هم آوردم.

145
00:17:57,180 --> 00:17:59,700
‫[روستای کوچکی در خراسانِ ایران]

146
00:19:00,740 --> 00:19:02,740
‫کامران جایی
‫نمی‌ره، همین که گفتم!

147
00:19:03,140 --> 00:19:05,460
‫این‌قدر از ایرانی‌بودن
‫خجالت می‌کشی؟

148
00:19:05,460 --> 00:19:07,060
‫ما دیگه جامون اینجاست.

149
00:19:07,060 --> 00:19:09,340
‫توی آمریکا کسی اهمیت
‫نمی‌ده از کجا اومدی.

150
00:19:09,340 --> 00:19:11,060
‫اینکه هدفت چیه، مهمه.

151
00:19:11,060 --> 00:19:12,260
‫اون‌وقت هدفت چیه؟

152
00:19:12,260 --> 00:19:16,460
‫من عاشق ایرانم ولی
‫همه چیز خیلی فرق کرده

153
00:19:16,460 --> 00:19:18,740
‫دلم می‌خواد بچه‌هام
‫فرصت رشد داشته باشن.

154
00:19:18,740 --> 00:19:22,260
‫نمی‌ذارم کامران با توهمِ
‫کشوری سردرگُم بشه

155
00:19:22,260 --> 00:19:24,260
‫که یه روز شاید اصلاً
‫قبولش نکنن و بندازنش بیرون.

156
00:19:24,260 --> 00:19:27,060
‫خودت خواسته‌های
‫اون رو قبول کردی؟

157
00:19:30,740 --> 00:19:34,340
‫- هِی! داشتم گوش می‌کردم.
‫- ولی دیگه گوش نمی‌دی!

158
00:19:34,340 --> 00:19:36,060
‫منصور!

159
00:19:41,580 --> 00:19:43,860
‫[از تعطیلات بهاری لذت ببرید]

160
00:19:44,260 --> 00:19:47,340
‫خیلی‌خب، ببینیم نفر
‫بعدی کیه. آممم...

161
00:19:47,540 --> 00:19:49,260
‫بابی، حاضری؟

162
00:19:53,860 --> 00:19:55,860
‫همگی از تعطیلات
‫بهاری‌تون لذت ببری

163
00:19:55,860 --> 00:19:58,340
‫ولی تکلیف تاریخچۀ
‫تگزاس رو یادتون نره.

164
00:19:58,340 --> 00:20:02,460
‫اینکه از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۴۵
‫چطور تبدیل به جمهوری شدیم.

165
00:20:02,460 --> 00:20:06,140
‫ضمناً وقتی برگردین امتحان داریم.

166
00:20:16,260 --> 00:20:17,660
‫کامران، این چیه؟

167
00:20:17,660 --> 00:20:19,340
‫معادلۀ درجه سه.

168
00:20:19,340 --> 00:20:22,340
‫چیزی نیست، خانم تیلور.
‫داشتم خط خطی می‌کردم.

169
00:20:22,740 --> 00:20:23,460
‫دیگه باید برم.

170
00:20:23,460 --> 00:20:26,740
‫صبر کن، کامران. می‌خواستم
‫یه چیزی رو به نادر بدی.

171
00:20:35,660 --> 00:20:37,340
‫عمر بزرگ.

172
00:20:37,740 --> 00:20:40,940
‫پوسترِ رباعیاتِ عمر خیام‌ـه.

173
00:20:40,940 --> 00:20:43,540
‫می‌دونم برادرت بهش علاقه داره.

174
00:20:44,260 --> 00:20:47,060
‫بگذریم... کتابخونه
‫داشت مینداختش دور

175
00:20:47,060 --> 00:20:50,060
‫و من برش داشتم، چون
‫گفتم شاید نادر خوشش بیاد.

176
00:20:50,340 --> 00:20:52,100
‫ممنون، خانم تیلور.

177
00:20:52,100 --> 00:20:53,260
‫خداحافظ.

178
00:20:54,940 --> 00:20:57,340
‫یه سورپرایز برات
‫دارم، از طرف خانم تیلور.

179
00:20:57,540 --> 00:20:59,940
‫توی سطل آشغال
‫کتابخونه پیداش کرده.

180
00:21:00,060 --> 00:21:01,580
‫بهتر از این نمی‌شه!

181
00:21:09,900 --> 00:21:11,700
‫عمر بزرگ!

182
00:21:11,700 --> 00:21:15,780
‫این نسخۀ نفیسِ کتاب
‫رباعیاتِ عمر خیام

183
00:21:15,780 --> 00:21:19,580
‫در سال ۱۹۱۲ که کشتی
‫تایتانیک غرق شد گُم شد.

184
00:21:19,580 --> 00:21:21,900
‫اثرِ «عمر بزرگ» که در میانِ
‫بسیاری از مردم محبوب است

185
00:21:21,900 --> 00:21:28,380
‫توسط شرکت نامدارِ صحافیِ «سانگورسکی
‫و ساتکلیف»، رونوشت شده است.

186
00:21:28,700 --> 00:21:30,900
‫وای! توی لندن.

187
00:21:31,180 --> 00:21:33,100
‫این یارو انگلیسیه درستش کرده.

188
00:21:33,220 --> 00:21:35,820
‫اینو حتماً باید به
‫پدربزرگ نشون بدیم.

189
00:21:40,780 --> 00:21:43,980
‫عمر و حسن دریا رو پیدا کردن؟

190
00:22:09,100 --> 00:22:10,780
‫خواستۀ خدا بود.

191
00:22:42,700 --> 00:22:44,180
‫دنبالم نیاید.

192
00:22:44,500 --> 00:22:45,900
‫می‌خوام تنها باشم.

193
00:22:49,500 --> 00:22:51,500
‫پدرش کُشته شده.

194
00:22:52,300 --> 00:22:53,900
‫بذارید عزاداری کنه.

195
00:23:12,580 --> 00:23:15,500
‫دریا، دریا، دوست من...

196
00:23:16,980 --> 00:23:18,900
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

197
00:23:20,100 --> 00:23:22,700
‫وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم؛

198
00:23:22,700 --> 00:23:24,700
‫- دریا، دریا... - کی هستی؟

199
00:23:27,380 --> 00:23:28,780
‫صبر کن.

200
00:23:29,780 --> 00:23:32,180
‫چطور جرئت می‌کنی به من پشت کنی؟

201
00:23:32,980 --> 00:23:34,500
‫می‌دونی من کی‌ام؟

202
00:23:37,100 --> 00:23:38,980
‫فوراً جوابم رو بده.

203
00:23:39,900 --> 00:23:41,780
‫تو...

204
00:23:43,100 --> 00:23:44,500
‫احتمالاً...

205
00:23:46,180 --> 00:23:50,180
‫به مهمیِ اون یه دونه ستاره...

206
00:23:51,300 --> 00:23:53,180
‫باشی.

207
00:23:56,580 --> 00:23:58,100
‫ولی من نه.

208
00:23:59,700 --> 00:24:02,500
‫سرنوشت تو اونجا نوشته شده

209
00:24:04,100 --> 00:24:06,780
‫و یه روز...

210
00:24:07,700 --> 00:24:11,580
‫تو هم از روزگار محو می‌شی.

211
00:24:22,180 --> 00:24:24,380
‫دریا، دریا...

212
00:24:26,500 --> 00:24:28,700
‫ای دوست...

213
00:24:30,180 --> 00:24:34,500
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

214
00:24:35,180 --> 00:24:37,580
‫وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم؛

215
00:24:55,380 --> 00:24:57,100
‫با من کار داشتید؟

216
00:24:58,900 --> 00:25:01,380
‫کتاب زندگی...

217
00:25:03,580 --> 00:25:06,100
‫ازش چی یاد گرفتی؟

218
00:25:08,100 --> 00:25:11,380
‫هر چندسالی که توی
‫این کرۀ خاکی بودیم

219
00:25:13,180 --> 00:25:16,900
‫هر سال یه برگ از «کتاب
‫زندگی» رو ورق زدیم.

220
00:25:17,380 --> 00:25:19,900
‫تو چند صفحه خوندی؟

221
00:25:21,500 --> 00:25:23,100
‫۲۵.

222
00:25:24,500 --> 00:25:26,900
‫من صفحۀ ۵۷ هستم.

223
00:25:30,500 --> 00:25:32,780
‫دعوتم کردن برم دربار...

224
00:25:33,500 --> 00:25:35,780
‫و وزیر اعظمِ...

225
00:25:37,300 --> 00:25:39,780
‫سلطان جدیدِ سلجوقیان بشم.

226
00:25:51,300 --> 00:25:53,180
‫عمر خیام.

227
00:25:54,980 --> 00:25:57,500
‫ازت می‌خوام جایگزین من بشی.

228
00:26:03,700 --> 00:26:05,980
‫صفحات رو با دقت ورق بزن.

229
00:26:31,900 --> 00:26:33,180
‫ابوریحان بیرونی...

230
00:26:35,180 --> 00:26:40,500
‫تکنیک‌های ریاضیاتی‌ای کشف کرد تا
‫شروع فصل‌ها رو دقیق محاسبه کنه.

231
00:26:40,500 --> 00:26:44,580
‫ولی فقط این نبود. خورشید و حرکاتش
‫و خسوف و کسوف رو ثبت کرد.

232
00:26:44,780 --> 00:26:52,380
‫این کار رو با استفاده از یه
‫وسیله یا ابزار نجومی انجام داد...

233
00:26:52,380 --> 00:26:54,500
‫به بهش می‌گن «اسطرلاب».

234
00:26:54,500 --> 00:26:57,180
‫احمد، می‌شه افتخارش
‫رو بهمون بدی؟

235
00:26:58,500 --> 00:27:03,780
‫همون‌طور که می‌بینید، پشت
‫اسطرلاب تقسیم شده به ربع‌هایی با...

236
00:27:03,780 --> 00:27:05,980
‫جدول‌های مثلثاتی و نجومی

237
00:27:05,980 --> 00:27:10,100
‫که ازشون برای پیدا کردنِ
‫موقعیتِ ستارگان و ماه و سیاره‌ها...

238
00:27:10,100 --> 00:27:12,180
‫که با ستارگان ثابت
‫مرتبط هستند استفاده می‌شه.

239
00:27:12,580 --> 00:27:13,980
‫در گاه‌شماریِ اسلامی...

240
00:27:13,980 --> 00:27:17,900
‫شب و روز، هر کدوم به ۱۲
‫بخشِ مساوی تقسیم می‌شن.

241
00:27:17,900 --> 00:27:22,300
‫به همین دلیل، فقط در خط استوا
‫شب‌ها و روزهامون طول یکسانی دارن.

242
00:27:24,700 --> 00:27:25,900
‫متوجه شدین؟

243
00:28:35,380 --> 00:28:36,900
‫عمر...

244
00:28:39,580 --> 00:28:41,380
‫قوی باش.

245
00:28:42,580 --> 00:28:45,500
‫هیچ‌وقت از اعتقادت دست نکِش.

246
00:28:47,180 --> 00:28:50,380
‫من هر چی هستم،
‫به‌خاطر توئه، مادر.

247
00:28:51,500 --> 00:28:54,220
‫به هر جایی هم که برسم،

248
00:28:54,260 --> 00:28:58,700
‫ریشه‌اش در عشق و محبت توئه.

249
00:29:55,900 --> 00:29:58,500
‫خوشحالم دوباره
‫می‌بینم‌تون، استاد.

250
00:29:59,780 --> 00:30:01,500
‫این همه وقت طول کشیده؟

251
00:30:03,700 --> 00:30:06,580
‫فقط دو صفحه. (دو سال از عمرش)

252
00:30:12,900 --> 00:30:14,700
‫اجازه هست؟

253
00:30:18,580 --> 00:30:21,300
‫فقط یه‌سری شعرـه.

254
00:30:21,780 --> 00:30:26,300
‫خیلی از عالمین و دانشمندان
‫رو کافر حساب می‌کنن.

255
00:30:30,980 --> 00:30:34,180
‫سلطان می‌خواد دوباره ببینتت.

256
00:30:39,500 --> 00:30:41,700
‫ازت خوشش میاد.

257
00:31:27,300 --> 00:31:29,100
‫اعلی‌حضرت،

258
00:31:29,100 --> 00:31:34,300
‫فرمانده بیزانس از پاپ تقاضا کرده که
‫نیروهای پشتیبانیِ بیشتری براشون بفرسته.

259
00:31:34,300 --> 00:31:38,300
‫یکی از جاسوس‌هاشون رو در حالی که
‫تحرکات نیروهاتون رو زیر نظر داشت، گرفتیم.

260
00:31:45,100 --> 00:31:48,980
‫اعلی‌حضرت، معرفی
‫می‌کنم: عمر خیام.

261
00:31:48,980 --> 00:31:51,380
‫ریاضی‌دان و منجّم.

262
00:32:07,500 --> 00:32:09,300
‫تو بودی؟

263
00:32:10,780 --> 00:32:12,900
‫همونی که اون شب توی بیابون بود؟

264
00:32:18,580 --> 00:32:22,300
‫شنیدم داری به جَوون‌های مستعد
‫در سرتاسر امپراتوری، تعلیم می‌دی.

265
00:32:22,580 --> 00:32:26,380
‫بله این افتخار نصیبم
‫شده، اعلی‌حضرت.

266
00:32:27,100 --> 00:32:29,180
‫بزرگترین خواسته‌ات چیه؟

267
00:32:30,380 --> 00:32:33,980
‫چیزی جز زندگی‌کردن
‫در سایۀ عظمتِ شما نیست.

268
00:32:35,100 --> 00:32:38,100
‫و برای پیش‌بُردنِ مطالعاتم.

269
00:32:40,780 --> 00:32:45,100
‫چیزهایی که اون شب
‫بهم گفتی رو متوجه نشدم؛

270
00:32:45,380 --> 00:32:46,900
‫در مورد ستاره‌ها.

271
00:32:50,100 --> 00:32:52,700
‫می‌خوام ناوبرِ فلکی‌ام باشی.

272
00:32:53,500 --> 00:32:56,900
‫برات رصدخانه درست می‌کنیم تا
‫ستارگان رو مورد پژوهش قرار بدی.

273
00:33:00,380 --> 00:33:02,580
‫این نهایت لطف و
‫مهربانی شما رو می‌رسونه.

274
00:33:05,980 --> 00:33:08,380
‫امشب آسمون رو بررسی کن.

275
00:33:08,700 --> 00:33:11,300
‫تا چند روز دیگه با بیزانسی‌ها
‫وارد جنگ می‌شم. (روم شرقی)

276
00:33:11,580 --> 00:33:14,100
‫می‌خوام بدونم ستاره‌ها
‫توی نبرد باهام یارن یا نه.

277
00:33:17,380 --> 00:33:21,500
‫ولی قبلش، استاد قدیمی‌ات امام
‫موفق، تو رو از درباریان می‌کنه.

278
00:33:27,900 --> 00:33:30,300
‫نمی‌تونم ستاره‌ها رو اون‌طور
‫که شما می‌خواید بخونم.

279
00:33:30,300 --> 00:33:32,300
‫علم نجوم، طالع‌بینی نیست.

280
00:33:32,300 --> 00:33:36,500
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫عمر. با دقت هم گوش کن.

281
00:33:37,180 --> 00:33:39,180
‫کار ما سخته.

282
00:33:39,500 --> 00:33:42,980
‫و مسئولیت‌مون در
‫قبال مردم، گسترده‌ست.

283
00:33:43,580 --> 00:33:45,100
‫مالک جوانه. (مالک = ملکشاه)

284
00:33:45,100 --> 00:33:48,700
‫وظیفۀ منه تا در
‫تصمیماتش راهنمایی‌اش کنم

285
00:33:48,700 --> 00:33:51,180
‫و تو کمکم می‌کنی.

286
00:33:51,700 --> 00:33:53,580
‫اون بهت اعتماد داره.

287
00:33:53,580 --> 00:33:56,180
‫و اگه فکر می‌کنه می‌تونی
‫از ستاره‌ها طالع رو بخونی

288
00:33:56,180 --> 00:33:58,780
‫پس تو رو خدا بذار
‫این‌طور فکر کنه.

289
00:34:00,500 --> 00:34:02,180
‫من دروغ نمی‌گم.

290
00:34:03,100 --> 00:34:05,180
‫ازت نمی‌خوام دروغ بگی.

291
00:34:05,180 --> 00:34:09,580
‫دارم می‌گم باید مراقب
‫باشیم، برای مالک.

292
00:34:10,180 --> 00:34:11,900
‫متوجهی، عمر؟

293
00:34:12,500 --> 00:34:15,700
‫هر کاری که لازم باشه
‫برای محافظت ازش می‌کنم.

294
00:34:15,980 --> 00:34:19,180
‫و برای اینکه در دیدِ
‫مردمش قدرتمند نگهش دارم.

295
00:34:22,700 --> 00:34:25,380
‫رساله‌تون در مورد
‫حکومت‌داری رو خوندم.

296
00:34:27,900 --> 00:34:34,380
‫«قدرتِ شاهزاده، بستگی
‫به مشاورانش دارد.»

297
00:34:35,980 --> 00:34:39,780
‫ولی اگه نصیحتی که دریافت
‫می‌کنه حقیقت رو تحریف کنه

298
00:34:41,380 --> 00:34:43,500
‫باعث نمی‌شه ضعیف‌تر بشه؟

299
00:35:02,180 --> 00:35:04,100
‫می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم.

300
00:35:04,500 --> 00:35:06,700
‫- شنیدم داری می‌ری. - حسن.

301
00:35:07,380 --> 00:35:08,900
‫خبر مهمی دارم.

302
00:35:08,900 --> 00:35:10,180
‫کجا بودی؟

303
00:35:10,780 --> 00:35:12,580
‫روحم رو پاک می‌کردم.

304
00:35:12,980 --> 00:35:14,580
‫به دنبال حقیقت بودم.

305
00:35:15,900 --> 00:35:18,980
‫تو مرد مذهبی‌ای نیستی،
‫عمر، مردِ علم‌ودانشی.

306
00:35:18,980 --> 00:35:20,700
‫درک نمی‌کنی.

307
00:35:20,980 --> 00:35:25,380
‫حقیقت مذهبی، لزوماً دلخواه نیست.

308
00:35:25,780 --> 00:35:29,380
‫اکثر مردم حتی تکالیف دین
‫خودشون رو انجام نمی‌دن.

309
00:35:29,380 --> 00:35:32,980
‫اعتقاد راسخ به خدا،
‫تنها حقیقتِ واقعیه.

310
00:35:32,980 --> 00:35:35,780
‫اگه ایمان کاملاً
‫با منطق برابر بود،

311
00:35:35,780 --> 00:35:39,580
‫فکر نمی‌کنی افراد بیشتری، عمق
‫اعتقادات‌شون رو زیر سؤال می‌بردن؟

312
00:35:39,580 --> 00:35:41,980
‫زیادی سؤال می‌پرسی.

313
00:35:42,300 --> 00:35:44,780
‫مردم رو با کُفر
‫خودت سردرگُم می‌کنی.

314
00:35:45,100 --> 00:35:46,580
‫کُفر؟

315
00:35:46,580 --> 00:35:49,900
‫این صحبت های من کفره.

316
00:35:49,900 --> 00:35:54,580
‫آدم باید اقتدار مطلق رو در
‫مسائل مربوط به ایمانِ مذهبی بپذیره.

317
00:35:54,780 --> 00:35:59,380
‫اون‌وقت در مسائل مربوط به
‫ایمانِ مذهبی کی اقتدار مطلق داره؟

318
00:36:00,900 --> 00:36:02,900
‫من به خدا اعتقاد دارم.

319
00:36:03,180 --> 00:36:05,900
‫ولی من و تو،
‫اعتقادات‌مون متفاوته.

320
00:36:06,300 --> 00:36:09,900
‫نمی‌تونی به روشِ خودت
‫به خدا اعتقاد داشته باشی.

321
00:36:09,900 --> 00:36:12,500
‫خدا اهمیتی نمی‌ده که
‫چطور باورش داری،

322
00:36:12,500 --> 00:36:15,580
‫به شرط اینکه قبلش
‫خودت رو باور داشته باشی.

323
00:36:15,980 --> 00:36:18,980
‫اسلام با سلطنتِ
‫ملکشاه نابود می‌شه.

324
00:36:18,980 --> 00:36:20,780
‫نابود می‌شه؟

325
00:36:21,700 --> 00:36:25,100
‫ایران تحت حکومتِ
‫سلجوقیان به شکوفایی رسیده.

326
00:36:25,100 --> 00:36:27,580
‫برو تمام مراکز علمی‌ای
‫که ساخته شده رو ببین.

327
00:36:27,580 --> 00:36:30,900
‫تو عادت کردی که همین‌طور
‫از قدرت سلطان استفاده کنی.

328
00:36:31,700 --> 00:36:34,500
‫این حرف‌ها از کجا
‫نشئت می‌گیرن، حسن؟

329
00:36:35,180 --> 00:36:40,180
‫«جست‌وجو و تحصیل علم بر
‫هر مسلمانی فرض و واجب است.»

330
00:36:41,580 --> 00:36:43,780
‫این حدیث پیامبره.

331
00:36:43,780 --> 00:36:47,100
‫دعا می‌کنم دیگه هیچ‌وقت
‫گذرمون به هم نیفته.

332
00:36:47,500 --> 00:36:49,580
‫اگه بیفته، مجبور می‌شم بکُشمت.

333
00:36:52,900 --> 00:36:55,500
‫جهاد اکبر که بزرگترین جهاده...

334
00:36:55,700 --> 00:36:57,580
‫غلبه بر نَفْس‌ـه.

335
00:36:57,580 --> 00:37:00,100
‫خدانگهدار، فرزندِ چادرساز.

336
00:37:10,700 --> 00:37:12,380
‫اعلی‌حضرت،

337
00:37:12,580 --> 00:37:16,780
‫با اجازه‌تون عمر خیام رو به
‫دربارِ محترم‌تون معرفی می‌کنم.

338
00:37:20,180 --> 00:37:21,780
‫چی برای گفتن داری، عمر؟

339
00:37:27,180 --> 00:37:28,780
‫سخنان حکیمانه.

340
00:37:28,820 --> 00:37:32,780
‫برای افرادی که به
‫جنگ بیزانسی‌ها می‌رن.

341
00:37:34,180 --> 00:37:36,500
‫مطمئنم یه چیزی برای گفتن داره.

342
00:37:43,700 --> 00:37:49,900
‫این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت؛

343
00:37:50,100 --> 00:37:55,340
‫چون آب به جویبار
‫و چون باد به دشت؛

344
00:37:55,580 --> 00:38:00,180
‫هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت؛

345
00:38:01,180 --> 00:38:07,380
‫روزی که نیامده‌‌ست
‫و روزی که گذشت؛

346
00:38:07,780 --> 00:38:12,580
‫ای بس که نباشیم
‫و جهان خواهد بود؛

347
00:38:13,300 --> 00:38:17,780
‫نی نام ز ما و نی‌نشان خواهد بود؛

348
00:38:18,380 --> 00:38:25,780
‫زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل؛

349
00:38:28,180 --> 00:38:34,380
‫زین پس چو نباشیم همان خواهد بود؛

350
00:38:52,380 --> 00:38:54,780
‫بالأخره یه نفر رو
‫پیدا کردم که حق می‌گه.

351
00:38:57,380 --> 00:38:59,500
‫به افتخار عمر خیام.

352
00:39:23,380 --> 00:39:26,180
‫دستور دادم رصدخانه
‫رو برات بسازن.

353
00:39:26,380 --> 00:39:27,900
‫اگه اعلی‌حضرت اجازه بدن...

354
00:39:27,900 --> 00:39:31,300
‫یه جای بی‌عیب و نقص پیدا کردم و
‫فعلاً نیازی به ساختنِ رصدخانه ندارم.

355
00:39:31,300 --> 00:39:32,380
‫کجا؟

356
00:39:32,580 --> 00:39:35,180
‫یه منطقۀ قدیمی نزدیکِ اصفهان.

357
00:39:36,500 --> 00:39:38,700
‫دوست دارم فوراً کارم رو شروع کنم.

358
00:39:39,300 --> 00:39:40,780
‫باشه.

359
00:39:41,380 --> 00:39:43,300
‫برای پژوهش‌هات اونجا مال خودت.

360
00:40:38,300 --> 00:40:39,780
‫عمر، یه سؤال داشتم.

361
00:40:40,580 --> 00:40:42,500
‫چطور ذهنت می‌تونه...

362
00:40:42,900 --> 00:40:44,700
‫چیزی رو ببینه که ما
‫حتی نمی‌تونیم بخونیمش؟

363
00:40:45,180 --> 00:40:50,300
‫هر چی بیشتر یاد می‌گیرم بیشتر
‫می‌فهمم چه چیزهایی رو نمی‌دونم.

364
00:40:50,980 --> 00:40:52,700
‫اعلی‌حضرت، بفرمائید.

365
00:41:03,380 --> 00:41:10,180
‫طبق محاسباتم، در هر ۳۰۰ الی
‫۴۴۰ سال یک روز رو از دست می‌دیم

366
00:41:10,180 --> 00:41:11,500
‫اما...

367
00:41:11,900 --> 00:41:15,100
‫تقویمی اختراع کردم در
‫تقدیر از بزرگیِ شما...

368
00:41:15,300 --> 00:41:17,780
‫که زمان رو دقیق‌تر
‫ارزیابی می‌کنه.

369
00:41:18,980 --> 00:41:22,380
‫مخصوصاً تقویمی که چرخشِ زمین به
‫دور خورشید رو تا یازده رقم اعشاری...

370
00:41:22,380 --> 00:41:24,500
‫اندازه‌گیری می‌کنه.

371
00:41:24,500 --> 00:41:25,580
‫تقویم؟

372
00:41:25,580 --> 00:41:27,700
‫بله، اعلی‌حضرت.

373
00:41:27,700 --> 00:41:30,380
‫همون‌طور که می‌بینید...

374
00:41:30,380 --> 00:41:34,380
‫تاریخ تقویم برای سال جدیدمون،
‫از نقطۀ عبور خورشید...

375
00:41:34,380 --> 00:41:40,700
‫از میانۀ صورت فلکیِ
‫حوت تغییر می‌کنه...

376
00:41:41,500 --> 00:41:47,180
‫به اولین نقطۀ صورت فلکیِ حمل.

377
00:41:49,900 --> 00:41:52,300
‫اگه این تقویم درست
‫از آب در بیاد...

378
00:41:52,300 --> 00:41:54,900
‫تمام مسائل مربوط به
‫قلمروتون رو بهبود می‌بخشه؛

379
00:41:54,900 --> 00:41:58,780
‫از زمانِ پرداخت مالیات‌ها
‫گرفته تا نمازهای روزانه.

380
00:41:59,780 --> 00:42:01,180
‫جداً؟

381
00:42:01,500 --> 00:42:02,700
‫یعنی...

382
00:42:03,180 --> 00:42:05,300
‫الآن داریم توی زمان
‫اشتباهی نماز می‌خونیم، عمر؟

383
00:42:05,300 --> 00:42:08,700
‫محاسبات من، تقویم
‫گریگوری رو... (تقویم میلادی)

384
00:42:08,700 --> 00:42:14,900
‫با داشتنِ انحراف استانداردِ یک روز در
‫هر ۳۰۰ الی ۷۷۰ سال، اصلاح می‌کنه.

385
00:42:16,500 --> 00:42:19,100
‫با فامیلیِ سلجوقیِ
‫شما معرفی می‌شه.

386
00:42:20,500 --> 00:42:23,900
‫تقویم جلالی؟

387
00:42:24,780 --> 00:42:27,900
‫بیا معرفی‌اش کنیم.
‫خوشم اومد. خوشم اومد.

388
00:42:28,980 --> 00:42:30,580
‫حالا سال‌مون کِی شروع می‌شه؟

389
00:42:30,580 --> 00:42:31,780
‫نوروز.

390
00:42:31,980 --> 00:42:32,980
‫اولین روزِ بهار.

391
00:42:32,980 --> 00:42:37,700
‫دقیقاً با لحظه‌ای که اعتدال بهاری
‫صورت می‌گیره مطابقت داره.

392
00:42:39,300 --> 00:42:40,980
‫خوبه. عالیه! پس...

393
00:42:41,180 --> 00:42:42,980
‫بیا بریم تقویم جدیدم
‫رو جشن بگیریم.

394
00:42:44,380 --> 00:42:46,980
‫هنوز کار دارم، اعلی‌حضرت.

395
00:42:46,980 --> 00:42:49,780
‫محاسبات باید امتحان بشن تا
‫ببینیم کاملاً دقیق هستن یا خیر.

396
00:42:49,780 --> 00:42:53,500
‫اون رو می‌شه گذاشت برای بعد.
‫ولی گرسنگی و تشنگیِ من رو نمی‌شه!

397
00:43:06,980 --> 00:43:08,580
‫عمر کجاست؟

398
00:43:09,780 --> 00:43:11,500
‫من پیداش می‌کنم.

399
00:43:41,500 --> 00:43:44,380
‫یه ضیافتِ بزرگ راه انداختن.

400
00:43:44,780 --> 00:43:46,180
‫می‌دونم.

401
00:43:46,500 --> 00:43:49,580
‫ملکشاه داره سراغت
‫رو می‌گیره. بیا داخل.

402
00:43:50,180 --> 00:43:52,700
‫راضی‌ام که پیش ستاره‌ها بمونم.

403
00:43:54,980 --> 00:43:57,380
‫اون دختره رو اونجا پیدا نمی‌کنی.

404
00:44:00,500 --> 00:44:02,780
‫همیشه پیداش می‌کنم.

405
00:44:04,300 --> 00:44:05,700
‫عمر.

406
00:44:07,180 --> 00:44:09,500
‫سعی کن فراموشش کنی.

407
00:44:51,000 --> 00:44:52,700
I have a surprise for you.

408
00:45:10,100 --> 00:45:12,200
If you want, she is yours.

409
00:45:16,000 --> 00:45:18,800
No, no.

410
00:45:22,700 --> 00:45:25,600
So it is true what they say
about you and a slave girl?

411
00:45:27,800 --> 00:45:29,300
Darya?

412
00:45:30,800 --> 00:45:32,500
Darya...

413
00:45:32,500 --> 00:45:34,300
Finally we have a name.

414
00:45:34,300 --> 00:45:35,900
Darya.

415
00:45:40,700 --> 00:45:44,200
The Byzantines are trying to press
through our western provinces.

416
00:45:46,500 --> 00:45:49,500
Find out the best time
to meet our day??.

417
00:46:07,100 --> 00:46:11,400
<font color=BFEFFF> The heart of two lovers
can never be apart from one another.</font>

418
00:46:11,700 --> 00:46:17,800
<font color=BFEFFF> That's how Darya's love
found its way back to Omar.</font>

419
00:46:28,800 --> 00:46:30,600
‫باید فرار کنیم!

420
00:46:30,624 --> 00:46:32,624
سینمافریک

421
00:46:48,400 --> 00:46:51,600
Dear God,
please don't let this be a dream.

422
00:46:52,500 --> 00:46:54,500
Omar, I was sold.

423
00:46:54,800 --> 00:46:58,800
The news of your great observatory
has spread all over the Empire.

424
00:46:58,800 --> 00:47:02,200
That's why I came to Isfahan
to try to find you.

425
00:47:05,100 --> 00:47:06,200
Let's go!

426
00:48:25,200 --> 00:48:29,700
How could you ask me to leave you,
now that I found you.

427
00:48:33,300 --> 00:48:35,570
Listen to me carefully, Omar.

428
00:48:35,800 --> 00:48:38,800
If I do not return now,
they will search for me.

429
00:48:41,300 --> 00:48:43,600
I am not property of someone.

430
00:48:46,600 --> 00:48:49,300
I will find Malik
and he will understand.

431
00:48:49,300 --> 00:48:54,600
I will spend my entire life
in the service if necessary.

432
00:48:55,600 --> 00:48:57,600
I'll buy your freedom.

433
00:49:03,900 --> 00:49:06,600
I love you, Omar Khayyam.

434
00:49:09,700 --> 00:49:10,700
Go.

435
00:49:11,000 --> 00:49:13,100
And come back swiftly.

436
00:49:15,500 --> 00:49:17,000
I'll be waiting!

437
00:49:17,300 --> 00:49:18,900
Darya.

438
00:49:19,700 --> 00:49:22,400
The brightest star in my universe.

439
00:49:24,600 --> 00:49:29,900
You have no idea how many times
I see your face in those stars.

440
00:50:42,300 --> 00:50:43,700
‫عمر؟

441
00:50:45,380 --> 00:50:47,700
‫می‌شه باهاتون صحبت
‫کنم، اعلی‌حضرت؟

442
00:50:56,980 --> 00:50:58,500
‫دریا رو پیدا کردم.

443
00:50:59,900 --> 00:51:00,780
‫خب؟

444
00:51:02,980 --> 00:51:04,580
‫اعلی‌حضرت...

445
00:51:06,180 --> 00:51:07,980
‫اگه قرار باشه باهاش ازدواج کنم،

446
00:51:08,700 --> 00:51:10,300
‫باید بخرمش.

447
00:51:10,980 --> 00:51:13,780
‫و پولی که بهم دادین رو
‫خرجِ پژوهش‌هام کردم.

448
00:51:15,300 --> 00:51:16,580
‫عمر.

449
00:51:16,820 --> 00:51:19,180
‫جیب‌هات رو پُر از
‫طلا و نقره می‌کنیم

450
00:51:19,180 --> 00:51:21,780
‫تا بتونی بری دریای
‫عزیزت رو بخری.

451
00:51:24,100 --> 00:51:26,500
‫باید استراحت کنی.

452
00:51:31,180 --> 00:51:33,500
‫مرغوب‌ترین پارچه‌های
‫ابریشم رو براش بخر.

453
00:52:07,900 --> 00:52:09,020
‫اعلی‌حضرت...

454
00:52:14,500 --> 00:52:16,180
‫چی شد؟ عمر کجاست؟

455
00:52:16,500 --> 00:52:18,580
‫برگشت رصدخانه.

456
00:52:18,980 --> 00:52:20,180
‫دختره چی؟

457
00:52:20,380 --> 00:52:23,100
‫به یه تاجر خارجی فروخته شده بود.

458
00:52:23,780 --> 00:52:25,500
‫نتونستیم پیداش کنیم.

459
00:52:27,580 --> 00:52:30,300
‫افراد رو آماده کنید.
‫برمی‌گردیم کاخ.

460
00:53:21,180 --> 00:53:24,180
‫مگه نگفتی اگه دوباره
‫منو ببینی می‌کُشی‌ام؟

461
00:53:24,180 --> 00:53:27,300
‫ظاهراً همین الآنش هم خیلی‌ها
‫می‌خوان این کار رو بکنن.

462
00:53:27,300 --> 00:53:30,300
‫زود باش، افراد بیشتری
‫دارن میان سراغت. اینو بپوش.

463
00:53:36,780 --> 00:53:39,900
‫اسبم رو بردار. برو
‫قلعۀ الموت. پیدات می‌کنم.

464
00:53:39,900 --> 00:53:49,900
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

465
00:56:07,400 --> 00:56:10,320
‫نمی‌دونم آخر داستان چی می‌شه.

466
00:56:46,320 --> 00:56:48,800
‫عاشق این آهنگم.

467
00:57:04,400 --> 00:57:06,520
‫به‌نظرت من شبیه‌اش هستم؟

468
00:57:07,920 --> 00:57:09,200
‫یه‌جورایی.

469
00:57:11,000 --> 00:57:14,600
‫اگه موهام رو صاف کنم،
‫شاید دقیقاً مثل اون بشم.

470
00:57:14,600 --> 00:57:16,520
‫شرط می‌بندم اصلاً
‫با هم مو نمی‌زنیم.

471
00:57:16,520 --> 00:57:19,120
‫- اون شبیهِ... - منظورت
‫از این حرفا چیه؟

472
00:57:19,400 --> 00:57:21,320
‫می‌خوام آخر داستان رو بدونم.

473
00:57:21,320 --> 00:57:24,320
‫دیوونه‌ای؟! بابا می‌کُشَتِت.

474
00:57:24,320 --> 00:57:26,920
‫حتی نمی‌تونی از پذیرش رد شی.

475
00:57:26,920 --> 00:57:28,600
‫یه نقشه دارم.

476
00:57:29,000 --> 00:57:31,320
‫نقشه در واقع خیلی ساده بود.

477
00:57:31,600 --> 00:57:35,520
‫فُرم سفر کودک زیر سنّ قانونی
‫رو از سایت هواپیمایی پُر کردم.

478
00:57:36,800 --> 00:57:39,720
‫«نسا» امضای مامانم
‫رو زیر لیست جعل کرد.

479
00:57:39,920 --> 00:57:42,600
‫از کارت اعتباری‌اش برای
‫خرید یه بلیت آنلاین استفاده کرد

480
00:57:43,320 --> 00:57:45,720
‫و بعد منو تا فرودگاه رسوند.

481
00:57:47,000 --> 00:57:51,000
‫جلو جلو هماهنگ کرد که یه راننده
‫توی گمرک لندن منتظرم بمونه.

482
00:58:54,720 --> 00:58:56,200
‫سلام؟

483
00:59:22,600 --> 00:59:24,200
‫میلی!

484
00:59:25,320 --> 00:59:28,320
‫این کیه پیدا کردی؟

485
00:59:30,920 --> 00:59:33,200
‫چطور اومدی اینجا؟

486
00:59:35,200 --> 00:59:37,440
‫چطور اومدی اینجا؟

487
00:59:37,440 --> 00:59:43,600
‫گیتِ اصلی باز بود. در
‫زدم ولی کسی جواب نداد.

488
00:59:54,520 --> 00:59:57,320
‫بهتره قبل از اینکه
‫یخ بزنی ببرمت داخل.

489
00:59:59,440 --> 01:00:00,680
‫بفرما.

490
01:00:00,720 --> 01:00:03,120
‫بیا، میلی. بیا.

491
01:00:05,600 --> 01:00:08,000
‫آلفرد، مهمون داریم.

492
01:00:10,400 --> 01:00:12,520
‫یه فنجون چایی دیگه میاری؟

493
01:00:12,520 --> 01:00:14,200
‫بسیار خب، خانم.

494
01:00:19,000 --> 01:00:23,600
‫نه. آلفرد، نظرم عوض شد.
‫شکلات داغ دوست داری؟

495
01:00:23,600 --> 01:00:24,520
‫بله لطفاً.

496
01:00:24,520 --> 01:00:26,400
‫براش شکلات داغ بیار.

497
01:00:26,400 --> 01:00:28,000
‫- ممنون. - یه
‫بشقاب دیگه هم بیار.

498
01:00:28,000 --> 01:00:29,800
‫چشم خانم.

499
01:00:31,400 --> 01:00:32,920
‫میلی، بیا.

500
01:00:57,200 --> 01:00:58,720
‫دست نزن.

501
01:00:59,400 --> 01:01:00,920
‫همۀ اینا مال شمائن؟

502
01:01:01,320 --> 01:01:04,120
‫خیلی‌هاشون چندین نسله
‫که توی خانواده‌مون بودن.

503
01:01:04,120 --> 01:01:08,600
‫بعضی‌هاشون حتی کارِ
‫دستِ بابابزرگم بودن.

504
01:01:09,000 --> 01:01:11,200
‫پس اون واقعاً کتابه
‫رو صحافی کرده.

505
01:01:11,200 --> 01:01:13,000
‫بله، کرده.

506
01:01:15,720 --> 01:01:18,400
‫ببین، اینو می‌بینی؟

507
01:01:19,400 --> 01:01:22,400
‫حتی این قصیدۀ فارسی
‫رو طراحی کرده.

508
01:01:22,920 --> 01:01:24,520
‫می‌شه ببینمش؟

509
01:01:24,800 --> 01:01:30,520
‫کتابه سال ۱۹۱۲ با
‫کشتی تایتانیک غرق شد.

510
01:01:30,520 --> 01:01:32,520
‫ولی مگه ازش یه نسخۀ
‫دیگه درست نکرده بوده؟

511
01:01:33,520 --> 01:01:35,320
‫یه دونه دیگه هست.

512
01:01:35,320 --> 01:01:39,000
‫توی موزۀ «فور
‫کونستاندورک» در فرانکفورت.

513
01:01:39,000 --> 01:01:42,720
‫ولی ۵۵۰ رونوشتِ ناقص
‫دیگه ازش درست کرده.

514
01:01:44,520 --> 01:01:47,120
‫حتماً هِی گند می‌زده. (دوباره
‫یه رونوشتِ جدید می‌نوشته)

515
01:01:49,200 --> 01:01:51,920
‫می‌خواسته تمام
‫جزئیاتش درست باشه.

516
01:01:52,320 --> 01:01:54,520
‫خب، می‌تونم یکی‌شون رو ببینم؟

517
01:01:57,120 --> 01:01:59,600
‫عه، ممنون، آلفرد.

518
01:02:01,000 --> 01:02:03,520
‫- کاری باهات
‫ندارم. - ممنون، خانم.

519
01:02:17,320 --> 01:02:19,800
‫لهجه‌ات به آمریکایی می‌خوره.

520
01:02:20,800 --> 01:02:23,600
‫با مامان و بابات
‫اومدی انگلستان سفر؟

521
01:02:23,920 --> 01:02:25,320
‫نه راستش.

522
01:02:25,520 --> 01:02:27,400
‫فقط برای دیدنِ کتابه اومدم.

523
01:02:28,720 --> 01:02:31,000
‫چرا این همه راه رو
‫برای دیدنِ کتابه اومدی؟

524
01:02:31,520 --> 01:02:35,200
‫چون برادرم گفت مهمه
‫که بابابزرگ‌مون بدونه

525
01:02:35,200 --> 01:02:38,200
‫که مردم هنوز عمر
‫خیام رو یادشونه.

526
01:02:41,600 --> 01:02:43,000
‫داغه.

527
01:02:50,600 --> 01:02:54,320
‫اون‌وقت چرا عمر
‫خیام این‌قدر برات مهمه؟

528
01:02:54,720 --> 01:02:57,720
‫برادرم نادر، «حافظ میراث» بود.

529
01:02:57,920 --> 01:03:00,800
‫شروع کرد داستان
‫عمر رو برام تعریف کرد

530
01:03:00,800 --> 01:03:03,200
‫ولی تمومش نکرد.

531
01:03:03,200 --> 01:03:07,000
‫باید برم ایران تا بقیۀ داستان
‫رو از بابابزرگم بشنوم.

532
01:03:07,000 --> 01:03:08,520
‫اون خیلی پیره.

533
01:03:08,520 --> 01:03:10,600
‫حتی از شما هم پیرتره.

534
01:03:13,920 --> 01:03:17,720
‫برادرت هم باهات
‫سفر کرده انگلستان؟

535
01:03:17,920 --> 01:03:20,520
‫نه خانم، اون مُرد.

536
01:03:22,920 --> 01:03:26,200
‫باید باور کنم که تنهایی
‫سفر کردی اینجا؟

537
01:03:26,200 --> 01:03:30,320
‫خواهرم کمکم کرد تا از
‫پذیرشِ شهر هیوستون رد بشم.

538
01:03:30,600 --> 01:03:33,400
‫مامان و بابات نگران‌ات نمی‌شن؟

539
01:03:33,400 --> 01:03:37,120
‫اگه بابابزرگم مثل نادر بمیره چی؟

540
01:03:37,120 --> 01:03:39,520
‫اون‌وقت داستان از دست می‌ره.

541
01:03:49,200 --> 01:03:51,120
‫پاشو.

542
01:03:51,120 --> 01:03:52,720
‫دست‌هات رو بیار جلو.

543
01:03:53,720 --> 01:03:55,120
‫اون دست.

544
01:03:55,800 --> 01:03:57,120
‫این دست.

545
01:04:00,400 --> 01:04:03,600
‫باید دستکش بپوشی،
‫چون اگه نپوشی...

546
01:04:03,600 --> 01:04:07,600
‫روغنِ دست‌هات، بعد از
‫یه مدت به کاغذِ دست‌ساز...

547
01:04:08,320 --> 01:04:09,600
‫آسیب می‌زنه.

548
01:04:18,320 --> 01:04:21,000
‫بیا اینجا بشین روی زمین.

549
01:04:30,120 --> 01:04:32,920
‫«رباعیات عمر خیام»

550
01:04:35,000 --> 01:04:40,400
‫«رباعیات عمر خیامِ نیشابوری»

551
01:04:45,520 --> 01:04:48,720
‫رباعیات یعنی چی؟

552
01:04:48,720 --> 01:04:52,720
‫رباعی یه کلمۀ باستانیِ
‫عربی برای عدد چهارـه.

553
01:04:53,000 --> 01:04:56,600
‫اما برای شاعران قرن یازده ایران

554
01:04:56,600 --> 01:05:00,600
‫رباعی می‌شه چهار خط (مصراع) شعر.

555
01:05:02,400 --> 01:05:06,000
‫ولی من خیلی سر از شعر در نمیارم.

556
01:05:06,000 --> 01:05:10,320
‫شعر صرفاً به کلماتی می‌گن
‫که باعث می‌شن از درون...

557
01:05:11,720 --> 01:05:13,600
‫حس خاصی پیدا کنی.

558
01:05:14,920 --> 01:05:16,800
‫اشعار عُمَر...

559
01:05:18,320 --> 01:05:20,920
‫اعتقادات خیلی عمیق
‫رو بیان می‌کردند.

560
01:05:22,000 --> 01:05:24,600
‫یه روز زندگی‌ات تموم می‌شه

561
01:05:25,520 --> 01:05:27,320
‫و تنها چیزی که باقی می‌مونه

562
01:05:27,320 --> 01:05:30,800
‫لحظاتی‌ان که نهایت استفاده
‫رو از زندگی‌ات بُردی

563
01:05:30,800 --> 01:05:32,520
‫و اگه بخت باهات یار باشه

564
01:05:33,200 --> 01:05:38,520
‫اون لحظات در زندگیِ افرادی که
‫روشون تأثیر گذاشتی زنده می‌مونن.

565
01:05:40,320 --> 01:05:45,720
‫قبلنا بابابزرگم این
‫شعرها رو برام می‌خوند:

566
01:05:47,600 --> 01:05:49,600
‫ای دل چو حقیقت جهان...

567
01:05:49,600 --> 01:05:51,400
‫ هست مجاز؛

568
01:05:51,400 --> 01:05:53,000
‫چندین چه خوری...

569
01:05:53,000 --> 01:05:55,520
‫تو غم از این رنج دراز؛

570
01:05:55,520 --> 01:05:59,120
‫تن را به قضا سپار و با درد بساز؛

571
01:05:59,600 --> 01:06:03,720
‫کاین رفته قلم ز بهر تو ناید باز؛

572
01:06:13,400 --> 01:06:16,720
‫تنگی مِی لعل خواه و دیوانی؛

573
01:06:16,720 --> 01:06:18,720
‫سد رمقی باشد...

574
01:06:19,200 --> 01:06:21,200
‫و نصف نانی؛

575
01:06:21,920 --> 01:06:23,600
‫وانگه...

576
01:06:24,800 --> 01:06:28,200
‫من و تو نشسته در ویرانی؛

577
01:06:30,800 --> 01:06:32,800
‫بیشیست... (بیشی است)

578
01:06:33,400 --> 01:06:36,400
‫که نیست در خور سلطانی؛

579
01:07:25,920 --> 01:07:27,200
‫کامران.

580
01:07:32,520 --> 01:07:35,720
‫۷۳۵۵۱۲۱۲

581
01:07:56,800 --> 01:07:57,800
‫الو؟

582
01:07:57,800 --> 01:08:00,720
‫خانم بهشتی، شما
‫منو نمی‌شناسید ولی...

583
01:08:00,720 --> 01:08:03,400
‫قبل از هر چیز، می‌خوام یه
‫مطلب خیلی مهم رو بهتون بگم.

584
01:08:03,440 --> 01:08:05,720
‫پسرتون در امانه.

585
01:08:06,920 --> 01:08:08,560
‫بله، جاش امنه.

586
01:08:08,560 --> 01:08:13,120
‫اینجاست، توی
‫انگلستان. اومد خونۀ من.

587
01:08:13,120 --> 01:08:15,000
‫می‌خواست یه کتاب رو ببینه.

588
01:08:15,000 --> 01:08:16,720
‫ممنونم.

589
01:08:17,520 --> 01:08:19,520
‫نه، نه، از من تشکر نکنید.

590
01:08:20,720 --> 01:08:24,000
‫نه، صحیح و سالمه.
‫بهتون قول می‌دم.

591
01:08:24,000 --> 01:08:25,800
‫اینجا خیلی سرده.

592
01:08:25,800 --> 01:08:29,520
‫یه نوشیدنی داغ خورد و خوابش بُرد.

593
01:08:29,520 --> 01:08:31,520
‫شماره‌ام رو بهتون می‌دم.

594
01:08:45,520 --> 01:08:49,200
‫طراحی‌های کامپیوتری  برای
‫پروژۀ آلاسکایی در چه حالن؟

595
01:08:49,200 --> 01:08:52,800
‫- هنوز داری طبق برنامه پیش
‫می‌ری؟ - بله رئیس. به موقع می‌رسه.

596
01:08:53,400 --> 01:08:55,200
‫بهتون قول می‌دم.

597
01:08:57,400 --> 01:09:00,200
‫داری اینجا الکی
‫وقت‌کُشی می‌کنی، رفیق.

598
01:09:01,000 --> 01:09:02,400
‫برو خونه.

599
01:09:02,800 --> 01:09:04,800
‫باید پیش خانواده‌ات باشی.

600
01:09:04,800 --> 01:09:06,520
‫نیازی نیست.

601
01:09:08,000 --> 01:09:09,800
‫گوش کن چی می‌گم، منصور.

602
01:09:09,800 --> 01:09:12,520
‫این یه پروژۀ شش میلیون دلاری‌ـه.

603
01:09:12,920 --> 01:09:16,000
‫می‌خوام رئیس واحد
‫مهندسی‌ام ذهنش درگیر نباشه.

604
01:09:16,000 --> 01:09:18,400
‫باید وقت بذاری و
‫حالِت رو خوب کنی.

605
01:09:19,520 --> 01:09:21,520
‫خوبم.

606
01:09:22,120 --> 01:09:23,600
‫خوبم.

607
01:09:33,520 --> 01:09:34,800
‫خوبم.

608
01:09:43,520 --> 01:09:46,800
‫[روستای کوچکی در خراسان - ایران]

609
01:09:46,800 --> 01:09:56,800
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

610
01:11:06,800 --> 01:11:07,800
‫سلام.

611
01:11:07,800 --> 01:11:10,200
‫ببخشید که فارسی‌ام
‫خیلی خوب نیست.

612
01:11:11,400 --> 01:11:13,600
‫اشکالی نداره، عزیزم.

613
01:11:14,120 --> 01:11:17,520
‫راحت‌تره که انگلیسی صحبت کنیم.

614
01:11:17,520 --> 01:11:21,800
‫مامان بهم گفت وظیفۀ منه که
‫چیزهایی که به نادر گفتید رو یادم بمونه.

615
01:11:21,800 --> 01:11:24,000
‫یه بخشی از داستان
‫رو الآن می‌دونم.

616
01:11:24,600 --> 01:11:30,200
‫مهمه که توی دل‌ات حفظش کنی.

617
01:11:30,200 --> 01:11:37,320
‫تعداد چیزهایی که زندگی بهت ارائه می‌کنه
‫تا اینجا حفظ‌شون کنی، بیش‌ازحد زیاده.

618
01:11:38,600 --> 01:11:43,320
‫اونچه که روی دل اثر بذاره،
‫هیچ‌وقت فراموش نمی‌شه.

619
01:11:43,320 --> 01:11:45,920
‫یادم می‌مونه، بابابزرگ.

620
01:11:47,400 --> 01:11:50,320
‫یکی از دوست‌هام گذاشت اینو
‫قرض بگیرم تا به شما نشون بدم.

621
01:11:53,000 --> 01:11:56,000
‫باید اینا رو دست‌تون
‫کنید تا کاغذش آسیب نبینه.

622
01:12:21,400 --> 01:12:23,520
‫چرا حسن جون عمر
‫خیام رو نجات داد؟

623
01:12:23,520 --> 01:12:25,920
‫خیال می‌کردم دیگه
‫ازش خوشش نمیاد.

624
01:12:26,520 --> 01:12:35,400
‫حسن و پیروانش به قلعۀ بزرگ
‫الموت حمله کردن و تصاحبش کردن.

625
01:12:35,400 --> 01:12:39,600
‫اون قلعه توی
‫کوهستان نزدیک رِی بود.

626
01:12:41,800 --> 01:12:43,000
‫کی هستی؟

627
01:12:43,320 --> 01:12:44,800
‫عمر خیام.

628
01:12:44,800 --> 01:12:46,800
‫حسن منو فرستاده.

629
01:12:47,120 --> 01:12:48,600
‫دنبالم بیا.

630
01:12:56,600 --> 01:13:00,800
‫حسن رهبر قدرتمندی در فرقه‌ای شد

631
01:13:00,800 --> 01:13:06,400
‫که با مذهب ملکشاه مخالف بودن.

632
01:13:09,600 --> 01:13:14,720
‫پیروان حسن نمی‌تونستن
‫حریف ارتش سلطان بشن.

633
01:13:14,720 --> 01:13:19,800
‫ولی می‌تونستن رعب و وحشت رو در
‫سرتاسر امپراتوری به دل مردم بندازن.

634
01:13:20,800 --> 01:13:24,920
‫برات عجیبه که این همه پیرو دارم؟

635
01:13:39,400 --> 01:13:41,800
‫هر کاری ازشون بخوام می‌کنن.

636
01:13:43,800 --> 01:13:47,200
‫برو برای رضای خدا،
‫از بالای قلعه بپر پایین.

637
01:13:49,800 --> 01:13:53,800
‫مطمئناً مَردی که می‌تونه ازش
‫بخواد بپره، می‌تونه ازش بخواد نپره.

638
01:13:54,200 --> 01:13:55,320
‫وایستا!

639
01:13:55,320 --> 01:13:57,120
‫خیلی ضعیفی.

640
01:13:57,400 --> 01:14:00,600
‫- افراد کافی برای انجام
‫امر خدا دارم. - امر خدا؟

641
01:14:01,400 --> 01:14:04,400
‫توی دنیای تو، علم‌ودانش
‫به قدرت ختم می‌شه.

642
01:14:05,600 --> 01:14:08,320
‫توی دنیای من، ایمان یعنی قدرت.

643
01:14:39,600 --> 01:14:41,800
‫بهت نیاز دارم، دوست قدیمی.

644
01:14:43,320 --> 01:14:46,520
‫آدم باهوشی مثل تو به کارم میاد.

645
01:14:48,400 --> 01:14:50,520
‫نمی‌خوام کاری به
‫این کارها داشته باشم.

646
01:14:50,520 --> 01:14:54,720
‫هر چی می‌خوای، فقط لب تر کن.

647
01:14:54,720 --> 01:14:57,120
‫با همدیگه می‌تونیم
‫تحول‌آفرین بشیم.

648
01:14:58,120 --> 01:15:00,200
‫چه تحولی؟

649
01:15:00,200 --> 01:15:06,520
‫حسن دستور قتلِ بسیاری
‫از افراد مالک رو داد

650
01:15:07,320 --> 01:15:10,720
‫تا قدرتش رو تضعیف کنه.

651
01:15:17,720 --> 01:15:19,600
‫فوراً سالن رو خالی کنید.

652
01:15:21,600 --> 01:15:24,800
‫کسی حق ورود به اینجا
‫رو نداره مگر اینکه من بگم.

653
01:15:33,320 --> 01:15:35,000
‫اعلی‌حضرت...

654
01:15:36,400 --> 01:15:39,000
‫باید باهاتون صحبت کنم.

655
01:15:40,520 --> 01:15:42,600
‫این ضیافت‌ها...

656
01:15:43,800 --> 01:15:46,400
‫حکم دعوت‌نامه به قتل رو دارن.

657
01:15:47,400 --> 01:15:49,520
‫حق نداری این‌طوری
‫باهام صحبت کنی!

658
01:15:50,000 --> 01:15:52,520
‫مسئول امنیتِ من تویی؟

659
01:15:52,920 --> 01:15:54,800
‫سلطان‌بودن...

660
01:15:55,200 --> 01:15:58,120
‫فراتر از برگزاریِ
‫جشن‌های بریز و بپاش...

661
01:15:58,720 --> 01:16:00,920
‫و شکارچیِ خوب بودنه.

662
01:16:00,920 --> 01:16:05,000
‫باید به مرجیعتِ
‫تقلید احترام بذارید.

663
01:16:07,400 --> 01:16:09,600
‫عُلَما هر چی می‌خوان دارن.

664
01:16:09,600 --> 01:16:12,720
‫از خزانه‌مون مبالغ قابل
‫توجهی به مساجد اهدا می‌کنیم.

665
01:16:12,720 --> 01:16:14,920
‫حماقت نکنید...

666
01:16:16,800 --> 01:16:18,520
‫اعلی‌حضرت!

667
01:16:19,320 --> 01:16:23,200
‫دشمنان‌تون منتظر این
‫نیستن که اشتباه کنید.

668
01:16:25,200 --> 01:16:27,400
‫بذار حرکت‌شون رو بزنن.

669
01:16:27,400 --> 01:16:29,120
‫می‌کُشن‌تون.

670
01:16:30,120 --> 01:16:34,520
‫ازت مشورت نخواستم...

671
01:16:35,520 --> 01:16:37,400
‫پیرمرد!

672
01:17:06,720 --> 01:17:09,600
‫از جونِ من چی می‌خوای...

673
01:17:10,600 --> 01:17:13,200
‫- ...حسن؟ - ملکشاه
‫بهت اعتماد داره.

674
01:17:13,200 --> 01:17:15,200
‫می‌تونی بهش نزدیک شی.

675
01:17:17,720 --> 01:17:20,720
‫- نه! - مردم رنج
‫کشیدن و گمراه شدن.

676
01:17:20,720 --> 01:17:22,520
‫دورۀ مالک تموم شده.

677
01:17:22,520 --> 01:17:25,920
‫این کار رو نمی‌کنم.

678
01:17:26,400 --> 01:17:28,400
‫فکر می‌کنم بکنی.

679
01:17:35,920 --> 01:17:38,320
‫دریا در ازای ملکشاه.

680
01:17:39,800 --> 01:17:41,600
‫چطور پیداش کردی؟

681
01:17:41,600 --> 01:17:44,800
‫بابام در واقع باهوش‌تر
‫از جفت‌مون بود.

682
01:17:47,000 --> 01:17:51,000
‫سفارش کرده بود ببرنش چون از
‫ضعفِ ما در برابر این دختر می‌ترسید.

683
01:17:51,920 --> 01:17:56,400
‫خب، استاد عمر، این
‫مسئله رو چطور حل می‌کنی؟

684
01:17:56,720 --> 01:17:59,520
‫از این روش، هیچ‌وقت به
‫خواسته‌ای که از من داری نمی‌رسی.

685
01:18:00,120 --> 01:18:02,520
‫جون اون در ازای دریا.

686
01:18:04,400 --> 01:18:08,320
‫مطمئناً دریا رو بیشتر
‫از ملکشاه دوست داری.

687
01:18:12,720 --> 01:18:18,200
‫من به یه دوست خیانت نمی‌کنم!

688
01:18:19,800 --> 01:18:21,520
‫می‌تونی از اینجا بری.

689
01:18:21,520 --> 01:18:23,600
‫راه خروج از قلعه رو نشونش بدید!

690
01:18:53,100 --> 01:18:55,780
‫باید می‌دونستی هیچ‌وقت
‫به کسی خیانت نمی‌کنه.

691
01:18:56,100 --> 01:18:58,100
‫از شخصیت اون به دورـه.

692
01:18:59,300 --> 01:19:00,980
‫چرا اون رو انتخاب کردی؟

693
01:19:01,980 --> 01:19:04,380
‫چرا عاشق من نشدی؟

694
01:19:07,980 --> 01:19:09,500
‫حسن؟

695
01:19:11,500 --> 01:19:13,580
‫ممنون که گذاشتی بره.

696
01:19:14,300 --> 01:19:16,580
‫وقتی بفرستنش توی کوهستان،

697
01:19:16,580 --> 01:19:19,180
‫چشم‌هاش رو می‌سوزونن و می‌کُشنش.

698
01:19:20,180 --> 01:19:22,300
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

699
01:19:22,300 --> 01:19:24,380
‫چطور جرئت کردی؟

700
01:19:30,300 --> 01:19:31,780
‫عمر!

701
01:19:34,180 --> 01:19:35,380
‫نرو.

702
01:19:35,380 --> 01:19:38,100
‫- فرار کن! تله‌ست! - نه!

703
01:19:53,380 --> 01:19:54,900
‫دریا!

704
01:20:14,180 --> 01:20:16,180
‫زن‌ها رو خبر کن.

705
01:21:22,400 --> 01:21:24,400
‫امام موفق رو پیدا کن!

706
01:21:30,200 --> 01:21:32,200
‫- استاد عمر! - ملکشاه کجاست؟

707
01:21:32,200 --> 01:21:34,320
‫- توی نبرد. - واحد
‫ششم لشکر رو آماده کن.

708
01:21:49,920 --> 01:21:56,200
‫افراد ملکشاه بالأخره با
‫دشمن‌شون روبه‌رو شدن.

709
01:22:00,800 --> 01:22:03,400
‫اونا یه گروه مسیحی بودن

710
01:22:03,400 --> 01:22:09,520
‫که یه ارتش کوچیک تشکیل دادن و به
‫خودشون «جنگجویان صلیبی» می‌گفتن.

711
01:22:13,400 --> 01:22:17,520
‫اولین صلیبیون، با متحد
‫شدن با ارتش بیزانس...

712
01:22:17,520 --> 01:22:20,920
‫در راهِ تسخیر اورشلیم،

713
01:22:20,920 --> 01:22:24,720
‫سپاهیانِ سلجوق رو شکست دادند

714
01:22:24,720 --> 01:22:30,920
‫و از سرزمینی که امروزه به
‫اون ترکیه می‌گن عبور کرد.

715
01:22:37,200 --> 01:22:43,600
‫سربازان مسیحی، یعنی جنگجویان
‫صلیبی، اون‌قدر وحشی بودن...

716
01:22:43,600 --> 01:22:48,920
‫که تمام مسلمان‌ها و
‫یهودی‌های شهر مقدس رو کُشتند

717
01:22:48,920 --> 01:22:54,120
‫قبل از پایه‌گذاریِ
‫پادشاهیِ لاتینِ اورشلیم.

718
01:23:17,400 --> 01:23:22,320
‫عمر در لحظات سرنوشت‌سازی
‫در تاریخ دین زندگی کرد

719
01:23:22,320 --> 01:23:27,120
‫که سرزمین‌های اسلامی به
‫قدرتی جدید چشم باز کردن

720
01:23:27,120 --> 01:23:29,320
‫که تا قرن‌ها...

721
01:23:29,320 --> 01:23:36,600
‫به مردم الهام‌بخشِ جنگیدن برای
‫سرزمین‌شون در راهِ دین و ایمان‌شون شد.

722
01:24:17,400 --> 01:24:22,920
‫طولی نکشید که ملکشاه و
‫آوازه‌اش در تاریخ محو شد

723
01:24:22,920 --> 01:24:28,200
‫چون که امپراتوریِ
‫شکننده‌اش، از هم پاشید.

724
01:24:40,000 --> 01:24:41,920
‫حسن چی شد؟

725
01:24:41,920 --> 01:24:48,920
‫به نام «پیرمردِ
‫کوهستان» شهرت گرفت.

726
01:24:49,120 --> 01:24:55,600
‫به همراه آدمکُش‌های بی‌سروصداش
‫از سایه‌ها حکمرانی می‌کرد.

727
01:24:55,600 --> 01:24:58,520
‫بهشون می‌گفتن «حشاشین».

728
01:24:59,520 --> 01:25:04,000
‫واژۀ اساسین (آدمکُش)
‫از اونجا اومده.

729
01:25:04,400 --> 01:25:06,000
‫عمر چی؟

730
01:25:06,000 --> 01:25:10,400
‫عمر دیدگاه‌هاش در
‫مورد زندگی و جهان

731
01:25:10,400 --> 01:25:13,920
‫توی مجموعه‌ای از
‫اشعار ماندگارش نوشت

732
01:25:13,920 --> 01:25:20,000
‫که به تمام زبان‌های
‫اصلی ترجمه شد.

733
01:25:20,000 --> 01:25:22,200
‫استاد بزرگِ یادگیری!

734
01:25:22,720 --> 01:25:25,120
‫این پسر خانواده نداره.

735
01:25:25,920 --> 01:25:28,920
‫از ارباب‌های
‫قبلی‌مون قایمش کردیم

736
01:25:28,920 --> 01:25:33,400
‫ولی هر چی سنّش می‌ره
‫بالاتر، قایم‌کردنش سخت‌تر می‌شه.

737
01:25:34,120 --> 01:25:38,400
‫اگه پیداش کنن، به‌عنوان
‫بَرده می‌فروشنش.

738
01:25:39,120 --> 01:25:41,520
‫شاید بتونه شاگرد شما بشه.

739
01:25:57,320 --> 01:25:59,000
‫اسمت چیه؟

740
01:26:00,320 --> 01:26:01,800
‫«دنب».

741
01:27:14,800 --> 01:27:17,600
‫این میراث ماست.

742
01:27:17,600 --> 01:27:19,520
‫- منظورتون اینه که...؟ - درسته.

743
01:27:19,520 --> 01:27:21,800
‫مال عمر بود،

744
01:27:21,800 --> 01:27:23,520
‫مال دریا بود.

745
01:27:23,520 --> 01:27:26,720
‫الآن هم که مال توئه.

746
01:27:26,720 --> 01:27:31,800
‫متعلق به تو و بچه‌هات...

747
01:27:31,800 --> 01:27:34,600
‫و بچه‌های بچه‌هاته.

748
01:27:41,120 --> 01:27:48,400
‫یادت باشه؛ عمر به واسطۀ
‫اشعارش معروف نشد.

749
01:27:48,800 --> 01:27:53,800
‫به واسطۀ داستان
‫زندگی‌اش معروف شد.

750
01:27:53,824 --> 01:27:57,824
‫ترجمه از محمد سید

751
01:27:57,848 --> 01:28:09,848
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

