﻿1
00:00:30,000 --> 00:00:37,000
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:37,216 --> 00:00:40,014
من ملکه اين شهر و البته ملکه تمام برج ها هستم

3
00:00:40,085 --> 00:00:42,485
و ملکه تمام جنبنده هاي ريزه ميزه

4
00:00:42,621 --> 00:00:43,849
و ملکه هر کسي که چشمش به چشم من بيفته

5
00:00:43,922 --> 00:00:47,414
پس شما بايد موجود شگفت انگيزي باشيد

6
00:00:47,793 --> 00:00:51,285
و نبايد تا حالا از چيزي شرمنده و خجالت زده شده باشي
بايد موجود طبيعي و شکل آدميزادي باشي که راهشو ميگيره و مثه بچه خوب ميره مدرسه

7
00:00:51,763 --> 00:00:53,663
و چيزي تو زندگيش نيست که بخواد بابتش نگران بشه و دلشوره بگيره

8
00:00:53,899 --> 00:00:54,957
"بجز..."

9
00:00:55,834 --> 00:00:58,860
اما اين رو هم بدون که من ملکه شرارت و بدي هستم
و بايد بهت اخطار بدم

10
00:00:59,004 --> 00:01:03,771
تو با استفاده از جادوي سياه نمي توني از حيله ها و مکر من جون سالم به در ببري

11
00:01:24,796 --> 00:01:27,264
پينگو بگو ببينم هلنا رو نديدي?

12
00:01:28,233 --> 00:01:30,599
نه نديدمش. بيا و کنترل امور رو به دست بگير

13
00:01:32,638 --> 00:01:34,003
ببخشيد. يک لحظه صبر کن

14
00:01:38,744 --> 00:01:40,507
لطفا دو تا آدم بالغ و دو عدد هم بچه کوچولو

15
00:02:01,400 --> 00:02:04,369
آقاي والنتان
من ميدونستم و ايمان داشتم که شما براي نجات شهرمون مياي

16
00:02:04,436 --> 00:02:06,461
معلومه! من آدم مشهور و مهمي هستم ميدونين که

17
00:02:06,571 --> 00:02:09,131
چشم رو هم نگذاشته و دست از پا خطا نکرده بايد فاتحه خودت رو بخوني

18
00:02:09,875 --> 00:02:13,072
من که فکر مي کنم اون آقا مرد شجاعيه
خب شايد هم آقاي والنتان اونقدرها شجاع و نترس نباشه

19
00:02:14,513 --> 00:02:15,502
که اينطور

20
00:02:16,381 --> 00:02:20,078
به گمانم شما همه ما رو به يه مشت عنکبوت و ريسنده تار بدل مي کني

21
00:02:20,152 --> 00:02:22,313
يا شايد هم يه صندلي سه پايه يا يه چيزي بدتر از اون

22
00:02:23,722 --> 00:02:26,247
ممکنه فکر کني من يه جوراب ساق کوتاه سنگدل و سياه هستم

23
00:02:26,391 --> 00:02:29,918
اما اين رو بدون که زير اين ظاهر جوراب گون پشمي و سياه
يه پاي خوش آب و رنگ پنهان شده

24
00:02:48,313 --> 00:02:51,476
- هلنا رو نديديش
- فکر کردم با شما رفته بيرون

25
00:02:51,984 --> 00:02:54,384
خوب گوش کن ببينم
اگه اينجور که ميگي تو اينجا بودي پس بگو ببينم کي بليط فروخته

26
00:02:54,753 --> 00:02:56,186
معلومه ! پينگو

27
00:03:15,107 --> 00:03:16,074
هلنا.

28
00:03:16,608 --> 00:03:17,802
من دارم طرح مي زنم مي فهمي

29
00:03:17,909 --> 00:03:20,343
جنابعالي هنوز لباس به تنتون نرفته

30
00:03:21,179 --> 00:03:24,273
بي خيال! شما که ديگه يه بچه لوس و ننر نيستي
من که نبايد...

31
00:03:24,349 --> 00:03:27,910
نمي خواستم از اينجا برم مي فهمي
حس مي کنم يه کودن به تمام معنام بايد مثه احمقا شده باشم

32
00:03:27,986 --> 00:03:30,511
هنوز نه
فکر کنم بتونيم به اين بحثمون توي فرصت ديگه ادامه بديم

33
00:03:30,756 --> 00:03:34,248
اصلا شبيه احمق ها به نظر نمي رسي نگران نباش
هيچکس شبيه احمق ها نيست و نميشه فقط...ا

34
00:03:34,426 --> 00:03:35,757
آره ميدوني که! يه دق وايسا ببينم

35
00:03:36,161 --> 00:03:38,061
- هلنا
- اين وضعيت تموم نشده و نميشه

36
00:03:38,130 --> 00:03:41,657
هلنا يه تکوني به خودت بده بابا! ذرت ها رو بفروش
هلنا به روي اين آدم ها بخند و به مشتري ها لبخند افسون کنندت رو نشون بده

37
00:03:41,733 --> 00:03:44,725
بايد بدوني که پدرت اين سيرک رو با معجوني از افسون و بادوم زميني مي چرخوند

38
00:03:44,836 --> 00:03:46,997
- اين روياي اونه
- آره درست ميگي دقيقا اينجا همون چيزيه براش که گفتي

39
00:03:47,105 --> 00:03:49,539
- چرا من باس واسش اينهمه رنج و مشقت رو به جون بخرم
- نه! کي گفته

40
00:03:50,008 --> 00:03:53,739
همه اين بچه هاي ريزه ميزه رو ببين
تنها کاري که ميکنن اينه که راه بيفتن و به اين سيرک ملحق بشن

41
00:03:53,812 --> 00:03:57,748
اين که عاليه! اونا مي تونن هستي و نيستي من رو هم داشته باشن
مي خوام از اينجا فرار کنم و يه راست برم تو زندگي واقعي تو چيزاي واقعي

42
00:03:57,816 --> 00:03:59,306
- هلنا چي ميگي تو
- نه

43
00:03:59,384 --> 00:04:01,784
منطقي باش دختر بي خيال

44
00:04:02,220 --> 00:04:05,656
- هلنا!
- باشه! من دارم يه لباسي به اين تنم مي کشم

45
00:04:05,724 --> 00:04:08,249
- نيازي نيست اينقده سر من داد بکشي
- من نکشيدم....

46
00:04:11,096 --> 00:04:13,690
- تو داري ديگه جونم رو به لبم مي رسوني
- اميدوارم اينجوري باشه

47
00:04:17,469 --> 00:04:18,936
خودخواه مغرور

48
00:04:19,004 --> 00:04:22,064
هلناي مغرور

49
00:04:22,841 --> 00:04:26,402
اگه بدوني اين واسه پدرت چه ارزشي داره
و براي من البته که بتونيم اين سيرک رو سرپا نگه داريم

50
00:04:26,478 --> 00:04:28,139
به نظر ميرسه تو نمي خواي اينو به من بگي

51
00:04:29,681 --> 00:04:31,205
زندگي واقعي

52
00:04:31,283 --> 00:04:33,751
من فکر نمي کنم بتوني از پس زندگي واقعي بر بياي هلناي عزيزم

53
00:04:35,587 --> 00:04:39,216
زندگي واقعي! آره تو سخت از پسش بر مياي و شايدم نتوني باهاش کنار بياي مي فهمي

54
00:04:47,833 --> 00:04:50,461
هلنا کمپبل
چي داشتي به اون مامانت مي گفتي

55
00:04:50,569 --> 00:04:52,503
- چيزي نمي گفتم
- باشه! بعدا معلوم ميشه

56
00:04:53,972 --> 00:04:57,066
همه حاضر! خنده هاي قلمبه سلمبه خودتون رو اماده کنين

57
00:05:08,386 --> 00:05:11,480
خانم ها و آقايان محترم! دخترها و پسرهاي خوب

58
00:05:11,923 --> 00:05:14,551
اجازه بدين ازتون بخوام که دستاي قشنگتون رو به هم بدين

59
00:05:14,626 --> 00:05:19,029
به افتخار حضور ژوآن عزيز

60
00:06:06,344 --> 00:06:08,005
کسي که سرنخ و نشانه ماست

61
00:06:09,648 --> 00:06:12,776
<i>افتخار بدين خانم ها و آقايان! يه دست بلند به افتخار</i>

62
00:06:12,851 --> 00:06:15,183
<i>ملکه تارها و شبکه هاي اسپانيايي</i>

63
00:06:15,253 --> 00:06:18,086
<i>ژوآن زيباروي و دلربا</i>

64
00:06:20,625 --> 00:06:24,527
<i>و حالا! خانم ها و اقايان و دختر ها و پسرها</i>

65
00:06:24,663 --> 00:06:27,097
<i>از تيره ترين و تاريک ترين بخش پرو</i>

66
00:06:27,199 --> 00:06:30,600
<i>ريموندو  و  فورتونا</i>

67
00:06:35,674 --> 00:06:37,107
دوستتون دارم

68
00:07:04,336 --> 00:07:05,303
بله

69
00:07:07,906 --> 00:07:09,168
درک مي کنم

70
00:07:11,810 --> 00:07:14,472
آره مي دونم من نبايد به اون دختره اجازه مي دادم بره زير پوست من

71
00:07:15,080 --> 00:07:17,378
اما به هر حال اون استاد اين جور کارهاست و البته هم که کارش رو خوب بلده

72
00:07:21,519 --> 00:07:23,851
خب! گفتن اين واسه تو آسونه

73
00:07:45,010 --> 00:07:48,537
<i>بامبينو تو نمي خواي با اين موزا کاري بکني</i>

74
00:07:48,613 --> 00:07:49,875
نه به هيچ وجه

75
00:07:49,948 --> 00:07:52,178
تو که مي دوني مزد تردستي و شعبده بازي با اين موزها چيه

76
00:07:52,250 --> 00:07:55,515
نه! تو چي نصيبت ميشه اگه با اين موزها شعبده بازي کني

77
00:07:55,587 --> 00:07:57,919
- گوريل!
- اووووه! گوريل

78
00:08:04,596 --> 00:08:06,359
تو واقعا گفتي گوريل

79
00:08:10,869 --> 00:08:13,133
شک ندارم که گفتي گوريل

80
00:08:43,401 --> 00:08:47,770
ژوآن بايد کمي دقيق و ظريف برش بدي
عشق من داري کمي نگرانم مي کني

81
00:08:47,806 --> 00:08:50,240
آقاي کمپبل بايد بگم اين خانم کمپبل نيست بلکه منم

82
00:08:50,709 --> 00:08:51,869
خانم کمپبل اونجاست

83
00:08:57,148 --> 00:08:58,172
مامان

84
00:09:14,666 --> 00:09:17,533
<i>اين ذاتا و وجدانا يه چيز فرانسويه</i>

85
00:09:18,436 --> 00:09:20,028
<i>من هرگز فرانسه نبودم ميدوني که</i>

86
00:09:21,306 --> 00:09:25,572
عمو بوزي خدا بيامرز هميشه عادت داشت بگه
"اونا چيزي رو دارن که ما نداريم

87
00:09:25,643 --> 00:09:29,841
ناني با يه هفته خوب تو فرينتون چطوري

88
00:09:31,549 --> 00:09:33,915
پنج حرفه و با حرف پ هم شروع ميشه

89
00:09:33,985 --> 00:09:37,477
<i>- سگ پشمالوي پودل! يا شايدم
- پاريس درسته خانم بگول</i>

90
00:09:38,356 --> 00:09:39,448
پاريس؟

91
00:09:39,524 --> 00:09:43,756
<i>يه مجموعه ظرف و يه تعطيلات خوب واسه دو نفر لب دريا</i>

92
00:09:45,964 --> 00:09:47,522
<i>آقاي بگول نوبت شماست</i>

93
00:09:47,599 --> 00:09:50,727
من يه بار زماني که عمه فلو مريض بود رفتم موناکو

94
00:09:50,835 --> 00:09:54,464
عمو ورنون ميخواد کسي رو ببينه

95
00:09:55,407 --> 00:10:00,208
من بهش گفتم که موندن شما برام مشکلي نداره ولي حيوونا

96
00:10:02,547 --> 00:10:05,015
من که بهشون غذا نمي دم

97
00:10:05,216 --> 00:10:08,617
اگر دارودسته تو مي خوان بيان اينجا

98
00:10:08,686 --> 00:10:12,782
با اين وجود من ميرم طبقه بالا تا يه ليوان چاي با خانم گرينبرگ بنوشم

99
00:10:13,258 --> 00:10:16,250
اون خانم يه کافه ترياي محشر داره! من بايد برم

100
00:10:17,595 --> 00:10:19,187
اون چي بود؟

101
00:10:19,264 --> 00:10:21,698
تلفن رو ميگي؟ پدرت بود

102
00:10:21,766 --> 00:10:24,166
خيلي آموزنده بود

103
00:10:24,269 --> 00:10:26,829
ناني ازت ميخوام اگه اين بار زنگ زد اجازه بدي که باهاش حرف بزنم

104
00:10:26,938 --> 00:10:30,169
تو که ميدوني اون ديگه نمي توني مثه سابق همه رو شاد و خوشحال نگه داره

105
00:10:30,775 --> 00:10:34,142
- واقعا آموزنده است
- چه کسي رو بايد شاد نگه داره؟

106
00:10:34,212 --> 00:10:38,205
نگران نباش عشق من! پدرت بالاخره اون روز رو ميبينه

107
00:10:38,750 --> 00:10:40,308
سلام عاشقانه من رو به مادرت برسون

108
00:10:40,718 --> 00:10:43,812
- باشه! من بهتره برم کاري نداري؟
- باشه

109
00:10:43,888 --> 00:10:45,685
- فعلا خداحافظ
- باي باي عشق من

110
00:11:21,726 --> 00:11:23,421
- بد به نظر نمي رسه؟
- هلنا

111
00:11:24,329 --> 00:11:26,923
پدرت باهاته؟
چند تا کاغذ براش دارم که بايد امضا کنه

112
00:11:26,998 --> 00:11:29,796
نه! اون ميخواست بياد ولي نتونست که بياد. فقط من اومدم

113
00:11:29,901 --> 00:11:32,267
ميدونم که دکتر ويترسپون براش يه پيغام گذاشته

114
00:11:32,337 --> 00:11:35,238
اون آقا توي بانک کار ميکنه
و قراره مدير رو همين امروز عصر ملاقات کنه

115
00:11:35,306 --> 00:11:39,208
- من نمي خوام که اون خانم رو بازنشسته کني و از کار بندازي
- تو در مورد من چه فکري مي کني؟

116
00:11:39,277 --> 00:11:40,676
مي خواي باهاش برقصي؟

117
00:11:51,556 --> 00:11:52,545
مامان

118
00:11:58,263 --> 00:11:59,252
هلنا

119
00:12:01,065 --> 00:12:02,327
سلام عشق من

120
00:12:05,203 --> 00:12:06,727
پدرت امروز هم نيومده؟

121
00:12:09,374 --> 00:12:11,501
انتظار داشتم که اونا بهش تلفن کنن

122
00:12:12,443 --> 00:12:13,705
اينجا

123
00:12:18,016 --> 00:12:19,381
چه حسي داري؟

124
00:12:22,887 --> 00:12:25,185
ترجيح ميدم با موزها تردستي کنم

125
00:12:27,191 --> 00:12:28,385
ميوه هات کجا هستن؟

126
00:12:30,094 --> 00:12:31,755
من ديروز برات کلي ميوه اوردم

127
00:12:35,199 --> 00:12:37,360
کسي ميوه اي براي من نياورد! يا شايدم آورد

128
00:12:38,937 --> 00:12:39,904
کسي براي من ميوه آورده؟

129
00:12:41,139 --> 00:12:42,128
نه

130
00:12:43,808 --> 00:12:47,403
شايد اونا جايي گذاشتنش عشق من! من که امروز چيزي نخوردم

131
00:12:50,114 --> 00:12:53,242
- چرا؟
- کار هر روز منه! تو که در جرياني

132
00:12:55,386 --> 00:12:57,149
عمه نان چطور؟

133
00:12:58,122 --> 00:12:59,680
شنبه اينجاست

134
00:12:59,924 --> 00:13:03,121
- مشکلي که نداري؟
- ديروز دندونش افتاد

135
00:13:03,194 --> 00:13:06,789
ميگم اگه مامان اينجا بود حتما پيداشون ميکرد
اون در پيدا کردن و يافتن چيزها استاده

136
00:13:06,864 --> 00:13:10,061
شبيه معجزه است اگر مادرت بتونه پيداشون کنه

137
00:13:10,168 --> 00:13:13,103
اونا به صورتش خيره ميشن و همونجوري خشکشون ميزنه
اونا هميشه همين جورين

138
00:13:13,171 --> 00:13:14,798
اونا توي يخ چال هستن

139
00:13:18,176 --> 00:13:19,473
تو دختر محشري هستي

140
00:13:21,112 --> 00:13:22,409
عشق مني

141
00:13:24,048 --> 00:13:25,037
ميدوني که

142
00:13:26,117 --> 00:13:28,347
مامان! من نمي فهمم دارم چي ميگم

143
00:13:32,056 --> 00:13:35,651
يه روز يه دختر کوچولويي بود

144
00:13:37,061 --> 00:13:40,827
که يه طره موي زيبا و افشون وسط پيشونيش داشت

145
00:13:42,367 --> 00:13:45,495
اگر قرار بود دختر خوبي باشه ديگه بهتر از اون پيدا نمي شد

146
00:13:47,138 --> 00:13:48,696
هلنا

147
00:14:02,820 --> 00:14:06,984
<i>نگاه کن! همه چيزايي که ميگم همينه</i>

148
00:14:07,158 --> 00:14:10,457
<i>ما ميتونيم برگرديم
فکر ميکنم اون وقت بهترين روزمون باشه</i>

149
00:14:11,629 --> 00:14:14,530
ده روز شده
پونزده تا نمايش رو از دست داديم

150
00:14:14,599 --> 00:14:17,067
- چرا همه چيز بايد اينقد سخت بشه؟
- سلام! اريک

151
00:14:17,168 --> 00:14:18,897
- سلام هلنا
- من نمي تونم حالا ژوآن رو ترک کنم

152
00:14:19,003 --> 00:14:21,301
- ميتونم بيام داخل؟
- ما به خاطر اون اينجاييم

153
00:14:21,372 --> 00:14:23,397
در اين فصل واسه همه ما کمي دير شده

154
00:14:23,508 --> 00:14:24,702
اگر مي دونستيم که سيرک...

155
00:14:24,776 --> 00:14:27,210
قراره برگرده به وضعيت اولش مثه قديما

156
00:14:27,278 --> 00:14:29,439
شايد يه هفته فرصت مناسبي باشه تا کمي خرت و پرت جمع کنيم

157
00:14:29,514 --> 00:14:33,507
من و خواهرام قصد داريم بريم به شهر کبک
ما مثه موش هاي جونده اي ميمونيم که کشتي ها رو غرق ميکنن

158
00:14:33,584 --> 00:14:38,078
- بابا! ميتونم يه چيزي بگم؟
- استين! خواهش مي کنم

159
00:14:38,156 --> 00:14:40,784
- اوووه! من رو ببخشيد
- من دارم ميام عزيزم

160
00:14:40,892 --> 00:14:43,019
به اون افکار و انديشه هات خوب بچسب و وفادار باش

161
00:14:47,298 --> 00:14:50,563
- همه چيز روبراهه؟
- فکر کردم بايد امروز در بيمارستان باشي

162
00:14:50,735 --> 00:14:53,670
- تو بهشون در مورد مدير بانک حرفي زدي؟
- آره

163
00:14:53,838 --> 00:14:56,102
اونا ازت ميخوان که به دکتر ويترسپون زنگ بزني

164
00:14:58,176 --> 00:15:00,804
- حالا؟
- چرا که نه

165
00:15:10,288 --> 00:15:12,518
شايد در اين کارت خيري واسه ما هم باشه

166
00:15:12,590 --> 00:15:15,855
- ميدونم که هميشه ميخواستي از اين جريان ها بيرون باشي
- اره! اما نه اينجوري

167
00:15:16,427 --> 00:15:17,951
اينجا روياي اونه

168
00:15:18,296 --> 00:15:22,289
عزيزم! روياها فقط واسه اوج گرفتن و بالا رفتن خوبن
وقتي برگردي پايين اين پول نقده که به دردت ميخوره

169
00:15:26,370 --> 00:15:27,735
مادرت چطور....

170
00:15:29,574 --> 00:15:31,974
قراره امشب روش يه کارايي انجام بشه

171
00:15:45,890 --> 00:15:47,255
<i>آهاي بامبينو</i>

172
00:15:48,359 --> 00:15:49,792
اين حرف نداره

173
00:15:50,762 --> 00:15:54,129
- اسمش چيه؟
- فعلا در حد يه طرحه! اسمي روش نذاشتم

174
00:15:54,966 --> 00:15:56,126
عجب

175
00:15:59,504 --> 00:16:02,371
مامان بهت ميگه که بايد به سيرک برگردي
برگردي به اسکاتلند

176
00:16:03,207 --> 00:16:04,868
اون فقط نيست که از اين حرفا ميزنه

177
00:16:05,743 --> 00:16:06,971
به چي فکر ميکني؟

178
00:16:10,715 --> 00:16:12,273
نمي دونم بابا!

179
00:16:13,684 --> 00:16:17,176
همه تو بيمارستان ميدونن که عمل مادر امشبه

180
00:16:17,255 --> 00:16:19,018
و با اين وجود کسي به من چيزي نگفت

181
00:16:19,123 --> 00:16:21,683
- نخواستن نگرانت کنن
- بايد نگران مي شدم؟

182
00:16:21,759 --> 00:16:24,227
نه! حال مادر خوبه

183
00:16:24,495 --> 00:16:26,554
واقعا! تو که پيش از اين چيز ديگه اي گفتي..

184
00:16:26,631 --> 00:16:29,964
گفتي که ميخوان عمل جراحي روش انجام بدن
و گفتي که اون قراره خوب بشه و سرحال برگرده

185
00:16:32,670 --> 00:16:36,333
- اين بستگي به اين داره که عمل چه جوري پيش بره
- منظورت چيه؟ مگه چه چيزي ممکنه اتفاق بيفته؟

186
00:16:36,440 --> 00:16:38,340
ميدوني؟ الان تو دلشوره داري و ...ااا

187
00:16:38,409 --> 00:16:40,502
من نگران نبودم و دلشوره هم نداشتم
تا اينکه تو گفتي نگران نباش و همين نگرانم کرد

188
00:16:40,578 --> 00:16:43,809
به هر صورت تو الان نگراني
کسي که نگرانه کاري ازش بر نمي آد

189
00:16:45,716 --> 00:16:48,708
ميخوام برم و فردا ببينمش
مي تونم هنوز اين کار رو انجام بدم

190
00:16:51,222 --> 00:16:52,211
خواهيم ديد

191
00:16:52,990 --> 00:16:54,651
من که هنوز معذرت خواهي نکردم

192
00:16:55,426 --> 00:16:58,361
شايد اون يه جورايي اعتقادش رو به من از دست داده

193
00:17:01,199 --> 00:17:04,066
نبايد سرش داد مي کشيدم
همه اين اتفاق ها تقصير منه

194
00:17:04,168 --> 00:17:08,434
اين حرف ها رو نزن
اين قدر خودت رو سرزنش نکن ! تقصير تو نبوده و نيست

195
00:17:09,707 --> 00:17:11,572
نه اين اتفاق ها گناه کسي ديگه نبوده

196
00:17:12,777 --> 00:17:14,904
چرا بايد همچين اتفاق هايي بيفته

197
00:17:15,646 --> 00:17:17,341
زندگي همينه

198
00:17:17,949 --> 00:17:20,008
احمقانه و گاهي آزاردهنده است

199
00:17:23,988 --> 00:17:25,512
و گاهي انسان رو سنگ رو يخ مي کنه

200
00:17:26,724 --> 00:17:28,919
بي خيال! فکرش رو نکن! بيا برگرديم

201
00:17:29,594 --> 00:17:31,824
فکرش رو نکن و خودت رو هم بي جهت سرزنش نکن

202
00:17:32,163 --> 00:17:33,858
لازمه که کت بابا رو بپوشي

203
00:17:33,931 --> 00:17:35,956
چرا؟ اين کار براي چيه؟ يه جور تسلي خاطره

204
00:17:38,069 --> 00:17:40,629
تو مثل آرتيست هاي واقعي شدي! بي خيال

205
00:17:50,681 --> 00:17:54,082
- افکارت زيبا و سرشار از قشنگيه
- چيزي بر اي فکر کردن وجود نداره! بي خيال

206
00:17:58,222 --> 00:18:00,713
- شب بخير نان
- شب بخير عزيزم

207
00:18:00,791 --> 00:18:02,850
<i>- اميدوارم موفق باشي همه جا
- خواب هاي خوش ببيني</i>

208
00:18:02,850 --> 00:18:12,850
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

209
00:19:27,411 --> 00:19:28,400
پدر؟

210
00:20:16,761 --> 00:20:18,422
مي خوام ده درصدش رو از از دست بدم

211
00:20:19,096 --> 00:20:20,688
من مدير هستم

212
00:20:22,233 --> 00:20:23,666
اشکالي نداره! عادلانه است

213
00:20:33,577 --> 00:20:34,544
اريک؟

214
00:20:35,246 --> 00:20:36,543
ساکت باش لطفا

215
00:20:36,614 --> 00:20:38,980
بايد سکوت کامل و نابي داشته باشيم
تا بتونيم به تکرار و تمرين موفقي دست پيدا کنيم

216
00:20:39,283 --> 00:20:40,875
اريک! خودتي؟

217
00:20:40,951 --> 00:20:43,818
اگه اشکالي نداشته باشه مي تونيم همراهان و دوستانمون رو گمراه و سرگردان نکنيم؟

218
00:20:43,888 --> 00:20:46,482
بعضي از ما داريم اينجا تمرين و ممارست مي کنيم

219
00:20:47,224 --> 00:20:51,058
- اريک داري چه کار مي کني؟
- آخرين توپ رو بگير

220
00:20:51,128 --> 00:20:53,187
خم شو و پس از آن گردش کن

221
00:20:53,597 --> 00:20:57,397
اونوقت ما ميگيم: آيا ميشه يه داوطلب شجاع و نترس داشته باشيم

222
00:20:57,535 --> 00:21:01,471
- آهاي تو! ميتوني يه داوطلب شجاع باشي
- چي؟

223
00:21:01,572 --> 00:21:04,097
- اسمت چيه؟
- هلنا

224
00:21:04,942 --> 00:21:06,466
چه بلايي سر صورتت اومده؟

225
00:21:06,577 --> 00:21:08,636
- صورت من؟
- بي خيال

226
00:21:09,046 --> 00:21:12,914
- و اين هم موزيک عاليجناب
- من آوازهاي زيادي رو بلدم

227
00:21:13,117 --> 00:21:14,607
اما همه آوازها در نهايت يه جورايي شبيه همند

228
00:21:14,685 --> 00:21:18,587
باشه! ما يه موسيقي از اون ديوونه کننده هاش رو ازت ميخواهيم! يه موزيک بي همتا

229
00:21:18,656 --> 00:21:20,817
من شما يا کسي مثل شما رو ميشناسم

230
00:21:20,891 --> 00:21:23,052
عاليجناب! اين ميتونه عظيم ترين پايان براي ما باشه

231
00:21:28,833 --> 00:21:30,164
نه! دست بهش نزن

232
00:21:41,712 --> 00:21:43,543
سريع دست به کار شو!وقتشه

233
00:21:46,584 --> 00:21:48,347
داري چکار ميکني؟ زود باش

234
00:21:54,825 --> 00:21:56,759
آن چيست؟

235
00:21:56,827 --> 00:21:58,954
يکي از هزاران چيزي که در زندگي بايد از آن پرهيز کرد

236
00:21:59,697 --> 00:22:03,189
مثل از دست دادن يک رفيق
يا يک ياور هميشه مومن يا شايدم يه دوست که باهم مثل يک روح در دو بدن هستيم

237
00:22:03,267 --> 00:22:05,929
در حالي که تلاش ميکني دخترهاي کوچيک رو نجات بدي

238
00:22:06,804 --> 00:22:09,466
چه کوفتي رو گذاشتي روي پات

239
00:22:10,674 --> 00:22:13,142
- چي؟
- اين از اون جک هاي بيمارگونه بود؟

240
00:22:13,244 --> 00:22:16,441
پا گذاشتن و رد شدن از روي جانورهايي شبيه خرگوش اونم براي هر قدم

241
00:22:16,514 --> 00:22:19,915
- بيمارگونه و پليده
- اونا واقعي نيستن

242
00:22:25,389 --> 00:22:27,357
براي دوستانت متاسفم

243
00:22:28,826 --> 00:22:30,919
من گمان کردم که اريک ويولون مي زنه

244
00:22:31,462 --> 00:22:33,396
اريک از اون رفيق هاي جون جونيه

245
00:22:34,365 --> 00:22:36,060
اما ... انگار نيست

246
00:22:40,137 --> 00:22:42,037
انگار اصلا نمي دونم کجا هستم

247
00:22:42,139 --> 00:22:44,607
تو در اون موقعيتي هستي که بايد از يه چيزهايي تو زندگي پرهيز کني

248
00:22:44,708 --> 00:22:47,541
- چي مثلا؟ يه اتاق واسه يه مشت آشغال
- نه! دردسر و آشوب

249
00:22:49,013 --> 00:22:50,002
آنجا

250
00:22:55,853 --> 00:22:57,650
عصباني و تحريکش نکن

251
00:22:58,622 --> 00:23:00,590
- اين چيه؟
- يه ابولهول

252
00:23:00,658 --> 00:23:02,421
- يه کتاب واسش بنداز
- چي؟

253
00:23:02,493 --> 00:23:05,485
- براش يه کتاب پرتاب کن! اون عاشق کتابه
- باشه

254
00:23:05,663 --> 00:23:07,597
<i>محافظان جستجوگر اثر جو گري</i>

255
00:23:07,665 --> 00:23:10,031
<i>تاريخ ميوه آينده
اثر داگلاس پرون هد</i>

256
00:23:10,134 --> 00:23:12,227
هر کتابي دم دستته بنداز! قرار نيست بخونه

257
00:23:25,716 --> 00:23:29,083
باشه! اين ديگه حتي فاجعه هم نيست

258
00:23:29,153 --> 00:23:32,554
بينديش
تا ميتواني از سنگين ترين و بزرگترين کتاب ها استفاده کن

259
00:23:33,891 --> 00:23:34,915
به روي چشم

260
00:23:40,664 --> 00:23:43,155
- بندازشون بر روي کف تالار
- اما آخه چرا؟

261
00:23:43,267 --> 00:23:44,757
خواهش مي کنم! کاري که گفتم را انجام بده

262
00:23:45,302 --> 00:23:46,894
نه! اين کار بي فايده و تا حدودي غريب است

263
00:23:47,004 --> 00:23:49,268
احساس درماندگي و غربت به آدم دست ميده

264
00:23:49,340 --> 00:23:52,332
وحشتناکه! توهين آميزه! چه کتاب هاي بي سر و تهي

265
00:24:00,851 --> 00:24:01,943
درست است

266
00:24:03,153 --> 00:24:05,587
کتاب هاي پليد و هرزه! کتاب هاي بي مايه

267
00:24:05,656 --> 00:24:09,649
با داستان ها و پايان بندي هاي آبکي
روايت ها و داستان هايي که هيچ وقت نتونستن من رو به خودشون معتقد کنن

268
00:24:25,709 --> 00:24:28,906
- حکايت اين چيست؟
- گويا سال هاي طولاني آنها چنين انديشيده اند که تو دوستشان نداري

269
00:24:28,979 --> 00:24:32,813
آنها به کتابخانه شهر کوچ کردند
و ما به رايگان از شر چنين گودالي خلاص شديم

270
00:25:14,725 --> 00:25:16,386
فکر مي کنم....اااري

271
00:25:16,460 --> 00:25:20,396
آري ممکن است او را بيابيم

272
00:25:22,800 --> 00:25:25,394
- گفتي نامت چيست؟
- هلنا

273
00:25:31,809 --> 00:25:33,902
کمي کسالت آور و خسته کننده است! اينطور نيست؟

274
00:25:33,977 --> 00:25:36,036
گمان مي کنم بايد به تغييرش بينديشي

275
00:25:36,113 --> 00:25:38,581
به دنبال نامي زيبا تر و شرافتمندانه تر باش

276
00:25:39,316 --> 00:25:42,376
نامي که در خود معجوني از عشق و شور را داشته باشد

277
00:25:42,619 --> 00:25:46,248
- چيزي در مايه هاي والنتين
- چرا؟ نام تو چيست؟

278
00:25:46,523 --> 00:25:47,820
والنتين

279
00:25:49,159 --> 00:25:51,593
فردا قرار بر ترک شهر است

280
00:25:51,662 --> 00:25:53,391
به محض شروع تمرين ها

281
00:25:54,198 --> 00:25:56,632
- واقعا شرمنده ام
- موسيقي دان ها! همونطور که ميدوني!...

282
00:25:57,101 --> 00:25:59,968
مي توانم نوازنده ديگري براي کمانچه بيابم
چند تايي درب و داغون را سراغ دارم

283
00:26:00,037 --> 00:26:01,470
بينگ

284
00:26:01,538 --> 00:26:05,474
تو نمي توني شعبده بازا رو تعويض کني
اين طرف ها کسي بلد نيست تردستي کنه

285
00:26:05,542 --> 00:26:07,100
- من ميتونم
- اره معلومه که مي توني

286
00:26:07,177 --> 00:26:09,771
کجا مي توان کسي را يافت که چنين تردستي هايي را بلد باشد؟

287
00:26:09,847 --> 00:26:13,339
- من هميشه گفتم...

288
00:26:13,684 --> 00:26:15,015
بينگ بيچاره

289
00:26:15,619 --> 00:26:18,713
اون توي يک ميليون نفر تکه
بهترين رفيق منه

290
00:26:18,789 --> 00:26:20,381
هرگز از ياد و خاطرم محو نميشه

291
00:26:20,724 --> 00:26:22,988
به هر صورت زندگي بالا و پايين زياد داره

292
00:26:23,060 --> 00:26:24,789
- مدت زمان زياديه که ميشناسيش؟
- چه کسي را؟

293
00:26:35,472 --> 00:26:37,269
- تو توانايي تردستي داري؟
- گفتم که از پس شعبده بازي بر ميام

294
00:26:39,777 --> 00:26:40,869
عاليه

295
00:26:42,846 --> 00:26:46,179
صورت تو فاقد نقاب است و از اين رو مرده و خشک به نظر مي رسد

296
00:26:46,250 --> 00:26:49,310
ولي به هر حال از هيچي بهتره و به درد مي خوره
ولي بايد به فکر داشتن نقاب باشي

297
00:26:49,386 --> 00:26:52,082
- آيا هر کسي در اينجا  نقاب و ماسکي به چهره دارد؟
- البته

298
00:26:52,156 --> 00:26:55,182
بدون نقاب چگونه مي توان فهميد غم يا شادي در چهره وجود دارد؟

299
00:26:55,292 --> 00:26:58,056
يا خشم؟ يا حتي آمادگي براي خوردن يک دسر عالي

300
00:26:58,495 --> 00:27:00,360
من يک چهره دارم

301
00:27:01,432 --> 00:27:03,559
بزن يه سري بريم بيرون شهر

302
00:27:03,634 --> 00:27:06,694
بيا به دنبال باقي چيزهاي عجيب و غريب و خرت و پرت ها بريم

303
00:27:06,804 --> 00:27:09,773
- اونها کجا ميرن؟
- نمي دونم

304
00:27:11,275 --> 00:27:13,243
- ببخشيد
- بله؟

305
00:27:13,744 --> 00:27:16,406
ببخشيد شماها دارين کجا ميرين؟

306
00:27:16,680 --> 00:27:21,083
داريم شهر رو ترک مي کنيم و به سوي تپه ها سرازير مي شويم
اينجا ديگه امن نيست

307
00:27:21,218 --> 00:27:23,243
سايه ها ديروز خونه من رو خوردن

308
00:27:23,320 --> 00:27:25,311
کسي نمي خواد کاري در اين مورد بکنه

309
00:27:25,389 --> 00:27:28,051
از وقتي ملکه به خواب رفته
ديگه کار زيادي نميشه کرد

310
00:27:28,125 --> 00:27:30,719
اونها دارن به دنبال سحر و جادويي مي گردن که بتونه
همه کارا رو رديف کنه

311
00:27:30,861 --> 00:27:34,353
- ولي هنوز پيداش نکرديم
- برنارد بالاي تپه ها و در دوردست ها پيدا مي شود

312
00:27:34,965 --> 00:27:36,557
اين خيلي عجيبه

313
00:27:39,002 --> 00:27:41,630
اين سايه ها از کجا پيداشون ميشه؟

314
00:27:41,939 --> 00:27:46,808
از سرزمين سايه ها! در دوردست ها و فراسوي مرزها

315
00:27:47,878 --> 00:27:51,439
مي دوني که اينجا يه موقعي شهر قشنگ و پر رونقي بود

316
00:27:51,515 --> 00:27:55,383
فرصت و شانس انجام دادن خيلي از کارها رو تو اين شهر داشتي
ولي ديگه خبري از اون روزا نيست

317
00:27:55,452 --> 00:27:59,252
چي فکر ميکني که اونجوري داري به من نگاه مي کني
من واسه خودم کسي بودم

318
00:28:00,190 --> 00:28:02,249
- برج و بارويي داشتم
- به به سرگرد هم اومدن

319
00:28:02,626 --> 00:28:05,595
اگه ناراحتت نمي کنم ميشه کمي با هم حرف بزنيم

320
00:28:08,098 --> 00:28:10,362
مراقب باش که اون حسابي خطرناکه.

321
00:28:10,467 --> 00:28:13,368
- به اون بيانات رنگ و رو رفته و متزلزل نگاه کن
- من ترسناک نيستم

322
00:28:13,437 --> 00:28:15,871
ترسناک بودن يا ترسناک نبودن! جفتشون يکيه

323
00:28:15,939 --> 00:28:18,271
- آيا من تحت بازداشت هستم؟
- تقريبا نه خانم

324
00:28:18,342 --> 00:28:21,072
- يا شايد بهتره بگم: پرنسس
- مضحکه

325
00:28:21,144 --> 00:28:23,908
ما فقط ميخواهيم اطمينان حاصل کنيم که شما به سلامت وارد قصر ميشيد

326
00:28:23,981 --> 00:28:25,915
ولي من که قصد رفتن به قصر رو ندارم

327
00:28:26,383 --> 00:28:29,147
- و اين رو هم بگم که پرنسس نيستم
- معذرت مي خوام سرکار

328
00:28:29,219 --> 00:28:31,687
از قضاي روزگار اين بانوي جوان شريک تجاري من شده است

329
00:28:31,755 --> 00:28:34,747
همکار شعبده بازي و صميمي ترين دوست و رفيق

330
00:28:35,726 --> 00:28:37,591
فکر کنم اشتباهي پيش اومده

331
00:28:38,328 --> 00:28:39,454
صبر کن ببينم!

332
00:29:01,218 --> 00:29:02,480
اين منم

333
00:29:05,489 --> 00:29:07,150
خوابيدم

334
00:29:07,224 --> 00:29:09,886
اين که يه رويا است، اينجا اصلا واقعي نيست

335
00:29:35,953 --> 00:29:36,942
ديگه چي

336
00:29:40,457 --> 00:29:41,446
درسته

337
00:29:42,025 --> 00:29:45,620
- و ميبيني که تو داري بهش اعتماد و تکيه مي کني و جادوي اصلي همينه
- بله

338
00:29:47,497 --> 00:29:50,864
بايد به خودم بگم که اين بيشتر شبيه يه نصفه آجره

339
00:29:51,802 --> 00:29:53,201
نه واقعا

340
00:29:53,937 --> 00:29:57,065
- خوب، يه کم
- اين يه نصفه آجره، درسته؟

341
00:30:01,378 --> 00:30:03,608
آزمايش خوبيه! خوش اومدي

342
00:30:04,014 --> 00:30:05,106
و بعد

343
00:30:07,551 --> 00:30:08,882
جادو و افسون

344
00:30:10,053 --> 00:30:13,614
- نه! اون بايد دقيقا يه جوجه باشه
- جادو و افسون

345
00:30:14,191 --> 00:30:17,354
بايد برات دردناک و رنج آور باشه
ولي در حقيقت اين يه جوجه بيشتر نيست

346
00:30:17,427 --> 00:30:19,657
تلاش مي کنم بهت بگم و منظورم رو بهت بفهمونم
ولي اون گوش نميده

347
00:30:19,730 --> 00:30:22,756
با عرض معذرت عاليجناب وزير
ما پرنسس رو به چنگ آورديم

348
00:30:23,400 --> 00:30:27,359
لطف و رحمت نصيب ما گشت
عاليست و بايد بگويم بي نظير است

349
00:30:27,638 --> 00:30:29,936
به اون چهره بنگر! عصبانيت و خشم رو در من ايجاد ميکنه

350
00:30:30,040 --> 00:30:32,634
اي بانوي جوان

351
00:30:33,710 --> 00:30:37,043
بايد به شما پيشنهاد کنم که براتون بهتره چيزي رو که دزديديد پس بديد

352
00:30:37,114 --> 00:30:40,208
وگرنه مجبور مي شويم شما را دودستي تقديم سايه هاي مخوف نماييم

353
00:30:40,384 --> 00:30:43,615
من چيزي رو ندزديدم
من همين حالا به اينجا رسيدم

354
00:30:44,621 --> 00:30:46,953
همه اين ها يه روياي مسخره و ابلهانه است

355
00:30:48,859 --> 00:30:51,089
دروغ گفتن دردي از شما دوا نمي کنه بانو

356
00:30:51,428 --> 00:30:53,487
بگو و اعتراف کن که طلسم را دزديده اي

357
00:30:55,032 --> 00:30:57,694
آري تو بسيار شبيه اويي

358
00:31:01,104 --> 00:31:03,470
اما او نيستي! درست است؟

359
00:31:05,842 --> 00:31:07,776
او مي گويد که پرنسس است

360
00:31:08,145 --> 00:31:11,046
- آيا شما پرنسس هستيد؟
- من کسي نيستم

361
00:31:12,082 --> 00:31:13,640
من فقط من هستم

362
00:31:14,184 --> 00:31:15,446
من هلنا کمپبل هستم

363
00:31:15,886 --> 00:31:17,444
که اينطور! پس داري خودت را معرفي مي کني

364
00:31:17,521 --> 00:31:20,046
اينجا چه مي کني؟
و چرا به شهر ما پا گذاشته اي؟

365
00:31:20,123 --> 00:31:22,250
- آيا مي خواهيد که او را براي شما به غل و زنجير ببنديم
- تا به زور شکنجه اعتراف کند؟

366
00:31:22,325 --> 00:31:23,656
تا حتي هستي و وجود بستني اش را نيز منکر شود

367
00:31:23,727 --> 00:31:28,255
به خاطر خدا هم که شده نگاهش کنيد
به صدايش گوش فرا دهيد! او خودش نيست

368
00:31:28,665 --> 00:31:31,657
بايد بگويم منظورمون اين است که او شايد همان دختر نباشد

369
00:31:34,705 --> 00:31:37,299
- در شگفتم و غرق حيرت
- مي خواهيد کي باشم

370
00:31:37,407 --> 00:31:38,874
در پي من روان شو

371
00:31:39,643 --> 00:31:41,838
بزن کنار اي موجود خاردار!تو محکوم و متهم هستي

372
00:31:49,152 --> 00:31:50,141
اون دختره مرده؟

373
00:31:50,787 --> 00:31:52,049
نه! خواب رفته

374
00:31:52,889 --> 00:31:55,915
اتاق محبوب و مورد علاقش همينه
از همين اتاقه که به خورشيد نگاه مي کنه

375
00:31:56,026 --> 00:31:59,553
ما سابق بر اين خورشيد شگفت انگيز و بي مانندي داشتيم
خورشيدي که عالم تاب بود و هيچ گوشه اي از اين سرزمين را از درخشش خود محروم نميکرد

376
00:31:59,629 --> 00:32:01,494
اون روزا ما چه روزا و چه شب هايي داشتيم

377
00:32:01,565 --> 00:32:04,466
پر از ماهتاب و سرشار از اشعه هاي جان بخش آفتاب
و کجاست همه اون درخشش ها و زرق و برق ها

378
00:32:05,068 --> 00:32:06,626
شهري که پر از شادي و شوق بود

379
00:32:06,737 --> 00:32:09,968
جايي که هرکس ديگري را با استعدادها و مهارت هاي شگفت انگيزش سرگرم مي کرد

380
00:32:10,607 --> 00:32:13,075
ببخشيد آقا! آيا شما در صنعت و تجارت نمايش هستيد؟

381
00:32:13,243 --> 00:32:16,303
نه! من نيستم
پس اگه امکانش هست پاتون رو از اين کار بکشين کنار

382
00:32:20,217 --> 00:32:21,514
از اون روزا ديگه خبري نيست

383
00:32:23,053 --> 00:32:24,816
اما چه اتفاقي رخ داد؟

384
00:32:28,091 --> 00:32:29,991
تعادل و هارموني از بين رفت

385
00:32:38,001 --> 00:32:42,495
اينجا شهر نور و آفتابه
اما اون طرف مرزها شهر سايه ها و ظلمته

386
00:32:42,906 --> 00:32:45,670
ما ملکه خودمون رو داريم و البته سايه ها هم ملکه خودشون رو دارن

387
00:32:46,076 --> 00:32:49,409
يه روز
دختري مثل تو پاشو گذاشت تو شهر ما

388
00:32:49,479 --> 00:32:50,878
دختري از سرزمين سايه ها

389
00:32:50,947 --> 00:32:52,938
و به ما گفت که پرنسس است

390
00:32:53,216 --> 00:32:56,413
ملکه ما هم از سر خوش قلبي او را به داخل قصر برد و به افتخار حضورش جشني برپا کرد

391
00:32:58,522 --> 00:33:00,717
روز بعد اما به يکباره پرنسس ناپديد شد

392
00:33:00,924 --> 00:33:03,392
در حالي که طلسم رو برده بود
و ما ديگه بدون طلسم نتونستيم ملکه را از خواب بيدار کنيم

393
00:33:03,460 --> 00:33:07,590
سايه هاي سهمگين و خطرناک و پرنده هاي سياه
و خيلي چيزهاي وحشتناک ديگه از سرزمين سايه ها به سوي ما امدند

394
00:33:13,770 --> 00:33:15,738
تو در مورد طلسم صحبت کردي

395
00:33:16,239 --> 00:33:17,570
چه جور طلسمي؟

396
00:33:18,542 --> 00:33:20,339
يه جور دروازه و مدخل

397
00:33:20,410 --> 00:33:24,005
با ترازوهايي روي آن که وظيفه تعادل و هارموني
همه جهان را بر عهده دارد

398
00:33:24,481 --> 00:33:25,846
اين طلسم شبيه چيه؟

399
00:33:26,716 --> 00:33:28,047
نمي دانم

400
00:33:29,052 --> 00:33:30,041
عجب

401
00:33:30,854 --> 00:33:33,015
- چه اندازه است؟
- نمي دانم

402
00:33:33,790 --> 00:33:35,917
در چه جاهايي ميشه اين طلسم رو يافت؟

403
00:33:36,860 --> 00:33:37,952
آگاه نيستم

404
00:33:38,395 --> 00:33:39,487
پس آخه چي رو مي دوني؟

405
00:33:39,563 --> 00:33:41,724
- مي دانم که زماني از آن آگاهي خواهم داشت که به چشم ببينمش
- مگه مي توني؟

406
00:33:41,798 --> 00:33:42,822
نمي دانم

407
00:33:45,068 --> 00:33:48,765
چه مي شود اگر ببينمش و از آن آگاهي نيابم؟
چه مي شود اگر طلسم همانا جوجه باشد؟

408
00:33:49,339 --> 00:33:51,307
نه! من گمان نمي کنم که چنين چيزي باشد

409
00:34:08,124 --> 00:34:09,557
- هلنا
- مامان؟

410
00:34:11,127 --> 00:34:13,391
آرزو مي کردم اونجا کاري باشه که بتونم
کمکي بکنم

411
00:34:17,601 --> 00:34:19,068
اين روياي منه

412
00:34:21,037 --> 00:34:24,234
اونو به خاطر تو پيدا کردم! من بيدارش کردم

413
00:34:24,574 --> 00:34:28,271
اين از مهرباني و شفقت شماست اي بانوي جوان
ولي بسيار دير شده است

414
00:34:28,678 --> 00:34:31,943
به زودي شهر به تمامي اسير ظلمت و ويراني سايه ها خواهد شد

415
00:34:32,048 --> 00:34:35,779
اين قصر زيبا و ملکه اش به زودي از دست خواهند رفت

416
00:34:39,356 --> 00:34:40,482
فقط به من اجازه بدين امتحان کنم

417
00:34:41,124 --> 00:34:43,524
اين کار مانند جستجوي سوزني در انبار کاه است

418
00:34:43,627 --> 00:34:47,290
و شايد حتي چيزي ريزتر و ناپديد تر از سوزن

419
00:34:47,364 --> 00:34:49,798
زماني که حتي از وضعيت فعلي خود به روشني آگاهي نداري

420
00:34:49,866 --> 00:34:51,766
منظورم وضعيت و فرضيه هاي ممکن است

421
00:34:51,868 --> 00:34:55,804
بايد بگويم که اين کار به کلي و از اساس
و بي ترديد و حتي چون روز روشن نااميدانه و دريغ آميز است

422
00:34:56,172 --> 00:34:57,230
نگاه کنيد

423
00:35:03,546 --> 00:35:04,740
اين ديگر چيست؟

424
00:35:05,181 --> 00:35:08,446
معنيش اينه که شايد....

425
00:35:08,585 --> 00:35:10,951
اونقدرها هم که ميگيد نااميدانه و بي سرانجام نباشه

426
00:35:12,155 --> 00:35:13,486
آيا او پاداشي را هم در نظر گرفته است؟

427
00:35:13,757 --> 00:35:16,282
چه پاداشي بهتر از
بيدار کردن ملکه و نجات جهان

428
00:35:16,359 --> 00:35:19,453
نه منظورم پاداش است: پول يا جواهر

429
00:35:19,529 --> 00:35:22,726
تو نمي توني از در تقاضاي چنين پاداشي وارد بشي
بدون حضور مدير

430
00:35:22,799 --> 00:35:26,257
- تو مدير من نيستي
- بعدا به موضوع معامله فکر خواهيم کرد

431
00:35:26,870 --> 00:35:28,428
داريم باز کجا ميريم؟

432
00:35:28,538 --> 00:35:30,938
بايد جايي را که ممکن است طلسم آنجا باشد بيابيم

433
00:35:31,007 --> 00:35:32,474
براي کسب اطلاعات به کجا مي روي؟

434
00:35:32,542 --> 00:35:35,102
بي شک کتابخانه!

435
00:35:35,178 --> 00:35:39,171
آنجا پر از کتاب و....البته
به طرز اعجاب اوري پر از کتاب است

436
00:35:40,417 --> 00:35:41,816
ببخشيد

437
00:35:47,958 --> 00:35:50,518
<i>ببخشيد ما به دنبال کتابي حقيقتا و واقعا مفيد مي گرديم</i>

438
00:35:50,860 --> 00:35:53,055
کتابي سرشار از اطلاعات

439
00:35:53,263 --> 00:35:56,562
طبقه بالا! آنجا مي توانيد بيابيد

440
00:36:05,942 --> 00:36:09,105
اين همان پرنسسي است که درباره اش سخن مي گويند

441
00:36:09,245 --> 00:36:10,735
تا کنون ملاقاتش کرده اي؟

442
00:36:10,814 --> 00:36:12,805
صادقانه بگم همه شما آدم ها به چشم من يه شکل و يه جورين

443
00:36:12,882 --> 00:36:14,747
آدم هايي با چهره هايي نامناسب
وقتي چهره مناسبي نداشته باشي مي تواني هر کسي باشي

444
00:36:14,818 --> 00:36:17,946
بس کن! من که چهره اي برازنده و زيبا دارم
مي توني اين کار رو براي من انجام بدي؟

445
00:36:20,523 --> 00:36:23,083
نفرت آوره

446
00:36:57,594 --> 00:37:01,291
نظري ندارم والنتين
کتابها شخصيت هاي گوناگون و متفاوتي دارند

447
00:37:21,985 --> 00:37:23,384
در آغاز

448
00:37:23,520 --> 00:37:27,513
او خودش را در فضايي تازه و خالي يافت

449
00:37:28,525 --> 00:37:30,152
و همه چيز سفيد بود

450
00:37:30,260 --> 00:37:33,889
و گوشه هاي زمين تا حدي چونان دانه هاي برفک سفيد و پوسته پوسته بود
و قالي پهن شده روي زمين از جنس خز بود

451
00:37:33,963 --> 00:37:35,863
فضايي بي همتا

452
00:37:36,399 --> 00:37:40,927
و دختر در مرکز اين فضا نشست
و چشمش به صفحه تميز و سفيدي از کاغذ افتاد

453
00:37:42,205 --> 00:37:45,436
<i>او طلسم را در برابر صورتش نگاه داشت</i>

454
00:37:45,708 --> 00:37:49,644
<i>در حالي که بازتاب و انعکاس پررنگي
از يک شهر در افق هاي از دست رفته پيدا بود</i>

455
00:37:49,712 --> 00:37:52,112
<i>و حکايت داستان هاي بلند</i>

456
00:37:52,782 --> 00:37:55,546
<i>و همه چيز آنگونه بود که در طلسم انعکاس يافته بود</i>

457
00:37:55,618 --> 00:37:58,109
<i>پس آن در فضاي تهي آشکار شد</i>

458
00:37:58,288 --> 00:38:00,222
<i>و زماني که جايي وجود نداشت</i>

459
00:38:00,290 --> 00:38:03,691
<i>او طلسم را برگرداند
و در سوي ديگر آن نظر افکند</i>

460
00:38:04,327 --> 00:38:08,491
<i>پس حفره و فضاي خالي پر شد
و از هر گوشه اي تا گوشه اي سرشار شد</i>

461
00:38:09,299 --> 00:38:11,893
<i>شهري با تمام فراز و نشيب هايش</i>

462
00:38:12,001 --> 00:38:14,561
<i>شهري با تمام نورها و تاريکي هايش</i>

463
00:38:15,138 --> 00:38:19,541
<i>سپس او در بستر خود براي استراحت دراز کشيد
و در خواب و خيال آفرينش خود فرو رفت</i>

464
00:38:19,609 --> 00:38:21,941
<i>و جان هايي که در آن فضا سکني گزيدند</i>

465
00:38:22,912 --> 00:38:24,675
<i>و روزهايي که در پي اش آمدند</i>

466
00:38:24,747 --> 00:38:28,080
نورهاي ديگر و حفره هاي خالي ديگر آمدند
و البته سايه ها و ظلماتي ديگر

467
00:38:28,818 --> 00:38:32,276
طلسم
او آن را در زير نشان ملکه جاي داد

468
00:38:32,422 --> 00:38:35,823
تا به شهر نشان دهد
که او بر انها آگاه است و مي داند که شهر هرگز پايان نخواهد يافت

469
00:38:35,925 --> 00:38:40,089
چرا که شهر جان و حيات اوست
و روياي او

470
00:38:40,563 --> 00:38:43,157
و براي هميشه زنده خواهد ماند

471
00:38:43,233 --> 00:38:47,169
ممنون
فکر نمي کنم همش رو فهميده باشم

472
00:38:47,303 --> 00:38:49,601
کي درک کرده که تو دوميش باشي

473
00:38:49,672 --> 00:38:52,539
سللللام، فکر کنم يه دوست خوب پيدا کردي

474
00:38:52,675 --> 00:38:54,370
<i>"يه کتاب به درد بخور"</i>

475
00:38:55,712 --> 00:38:57,703
"يادت نره مامان جونت چي گفت"

476
00:39:00,750 --> 00:39:03,048
"بيرون پنجره رو هم يه نيگا بنداز"

477
00:39:03,119 --> 00:39:08,079
واقعا به درد بخوره! مهملات محضه
از نظر من يه مشت چرندياته

478
00:39:08,358 --> 00:39:10,656
"در پايين نشان ملکه قرارش بده"

479
00:39:10,727 --> 00:39:14,185
همش مزخرف و چرنده! مگه نه؟
ازش چيزي مي فهمي؟

480
00:39:14,430 --> 00:39:15,829
نشان ملکه

481
00:39:19,369 --> 00:39:23,237
نشان ملکه در حقيقت خورشيده
خورشيدي که در تمام اتاق خواب ملکه هم به چشم مي خوره

482
00:39:23,907 --> 00:39:27,308
اگر اشکالي نداره به انتهاي اون خيابان کوچک نگاه کن
اونجا همون جايي است که بايد برويم

483
00:39:27,977 --> 00:39:30,275
شما واقعا کتاب به درد بخوري هستين! مگه نه

484
00:39:30,847 --> 00:39:32,712
پيشنهاد مي کنم کتاب را با خود ببريد

485
00:39:32,782 --> 00:39:35,979
چنانچه آن را پشت سر بگذاريد
بقيه رو کاملا افسرده و ملول مي کنين

486
00:39:36,085 --> 00:39:39,885
پيش از اينکه متوجه بشين ما کاملا پوست انداختيم
به عبارتي ديگه يه برگ کاغذ هم به تنمون نيست

487
00:39:39,956 --> 00:39:43,357
- اين از لطف و مرحمت شماست
- اوه البته که همينطوره

488
00:39:43,560 --> 00:39:44,549
بس کن

489
00:39:44,627 --> 00:39:47,528
پس ما بايد اونو هر چه سريع تر پيدا کنيم
و در نتيجه جهان رو نجات بديم

490
00:39:47,630 --> 00:39:51,726
آنها بايد به ما محتواي اين گنجينه ارزشمند رو بدن
و اونوقت ميتونيم تا فردا از شهر خارج بشيم

491
00:39:51,834 --> 00:39:54,860
بدجوري به من گير دادي ها
تو بايد واسه خودت يه برج شخصي مي داشتي

492
00:39:54,971 --> 00:39:57,940
يه چيزي به قشنگي و نازي مال من
چيزي که به درد تازه کارا بخوره

493
00:39:58,308 --> 00:40:02,506
شعبده بازي و تردستي رو فراموش کن
ما همون کاري رو مي کنيم که مايه دارا مي کنن

494
00:40:02,879 --> 00:40:04,574
يه جورايي موقع حموم کردن بايد بريم تو....

495
00:40:05,615 --> 00:40:06,673
ماهي

496
00:40:07,650 --> 00:40:12,383
يه عالمه دکمه هاي شکلاتي
آموزش سازهاي با کلاس مثه ارغنون

497
00:40:12,589 --> 00:40:14,819
من که مشخصا به مدير نياز ندارم

498
00:40:14,891 --> 00:40:18,224
حقيقتش رو بخواي حتي مطمئن نيستم به تو هم نياز داشته باشم

499
00:40:18,294 --> 00:40:20,854
به نظرت تاج و تخت به من مياد؟

500
00:40:20,930 --> 00:40:23,490
هميشه فکر مي کردم
بيشتر از اين چيزي هستم که الان هستم

501
00:40:24,000 --> 00:40:27,026
فکر مي کنم يه چيزي تو اين خونه ها
واسم آشناست

502
00:40:28,137 --> 00:40:30,105
همشون انگاري يه جورايي شبيه طرح هاي خود من هستن

503
00:40:31,074 --> 00:40:34,771
باز داريم دنبال چي مي گرديم؟
از کجا بدونيم کي پيداش مي کنيم؟

504
00:40:35,878 --> 00:40:37,209
در حيرتم....

505
00:40:40,316 --> 00:40:41,749
واقعا عجيبه

506
00:40:42,352 --> 00:40:45,082
من بايد اين داخل مي بودم، باور کن
نکنه خوابم؟

507
00:40:45,154 --> 00:40:46,416
يعني چي که خوابم؟

508
00:40:46,823 --> 00:40:47,847
آره بابا خوابم

509
00:40:47,890 --> 00:40:50,620
من فکر مي کنم ما با هم يه قول و قرار هايي داشتيم
والنتين

510
00:40:50,693 --> 00:40:53,287
اين همش روياس به خدا! ولي يه نگاه بهش بنداز

511
00:40:54,364 --> 00:40:57,629
- من چيزي نمي بينم! اين فقط يه پنجره است
- چي ميگي! اين اتاق خواب منه

512
00:40:57,834 --> 00:41:01,930
- نه که نيست! اينجا به گمونم آشغالدوني يه کي ديگست
- اتاق خواب من رو اين گوشه کنارا نمي بيني؟

513
00:41:04,474 --> 00:41:09,377
نگاه کن! تختم رو ببين! اونم جالباسيمه
واي اينم که نقاب ماه منه

514
00:41:10,380 --> 00:41:12,041
اووه شقايق دريايي کوچولو و نازم رو باش

515
00:41:28,164 --> 00:41:31,622
اين يه رويا باشه يا نباشه
در هر صورت ما راه رو درست اومديم و بايد ادامه بديم

516
00:41:43,079 --> 00:41:45,570
اينجا من بايد توقف کنم و ازت جدا شم

517
00:41:46,115 --> 00:41:47,241
چي ميگي؟

518
00:41:47,850 --> 00:41:49,147
"مدار غول ها"?

519
00:41:49,252 --> 00:41:52,346
اما و اگر تو کار من نيست! خوش باشي به ياد ما هم باش

520
00:41:52,422 --> 00:41:55,391
من همينجا منتظرت هستم و البته به يادت
اگر برگردي البته

521
00:41:59,996 --> 00:42:01,088
که اينطور

522
00:42:08,871 --> 00:42:10,031
اونجا رو نگاه کن

523
00:42:16,012 --> 00:42:19,379
- ايست! شما نمي توانيد رد شويد
- شرط مي بندي مي تونم

524
00:42:19,449 --> 00:42:20,814
- چيستان
- منظورت همون معماست؟

525
00:42:20,883 --> 00:42:23,477
جواب چيستان من رو بده
و در اون صورت مي توني رد بشي

526
00:42:23,553 --> 00:42:25,612
در صورت جواب غلط هم!با عرض معذرت طوري خورده ميشي که استخونات هم باقي نمونه

527
00:42:25,688 --> 00:42:28,919
آن چيست که در بامدادان بر روي چهار پا
در عصر بر روي دو پا

528
00:42:28,991 --> 00:42:30,686
و در شامگاه بر روي سه پا راه مي رود

529
00:42:32,128 --> 00:42:34,323
ويليام! اون يکي از سگ هاي آموزش ديده ماست

530
00:42:34,397 --> 00:42:37,264
نه! جواب درست "انسان" است

531
00:42:37,333 --> 00:42:39,563
نه من فکر مي کنم همون ويليام باشه ها

532
00:42:39,669 --> 00:42:43,469
من اون رو ديدمش، صبح ها روي چهار تا پاش راه ميره
و در نمايش هاي عصر سيرک هم روي دو پا

533
00:42:43,539 --> 00:42:46,474
شب ها هم چون پاش زخم ميشه و مي لنگه روي سه تا پاش راه ميره

534
00:42:46,542 --> 00:42:48,169
تازه خبر نداري! روي اسکيت راه رفتنش رو نديدي

535
00:42:49,479 --> 00:42:52,073
خب! خب! بس کن

536
00:42:53,416 --> 00:42:55,680
آن چيست که سبز است و

537
00:42:56,319 --> 00:42:58,583
بر روي ديوار آويزان است و سوت مي کشد؟

538
00:43:01,023 --> 00:43:04,220
- جوابي نداري! درسته؟ از پا در اومدي؟
- نه! بذار کمي فکر کنم

539
00:43:04,293 --> 00:43:07,160
باشه! البته که تو فکر کردن رو هم خوب بلدي

540
00:43:07,864 --> 00:43:10,355
من الان بر مي گردم

541
00:43:17,473 --> 00:43:18,633
اوه! نه

542
00:43:22,512 --> 00:43:25,379
- تو که نمي توني رد بشي! مي فهمي؟
- چيستان يادم نبود

543
00:43:25,448 --> 00:43:29,043
اگر داشته باشي بايد با ديگران تقسيمش کني
و اگر تقسيمش کني ديگر از آن تو نيست

544
00:43:29,485 --> 00:43:31,885
من تمام روز رو وقت ندارم! ميشه قبول کني که بازنده شدي

545
00:43:31,954 --> 00:43:33,854
آن چيست؟

546
00:43:33,923 --> 00:43:35,515
- اون يه رازه
- چه رازي؟

547
00:43:35,591 --> 00:43:36,683
يک راز

548
00:43:36,759 --> 00:43:39,159
- خواهش مي کنم به من بگو
- ديوانه نگاه کن

549
00:43:39,228 --> 00:43:40,422
کجا رو؟

550
00:43:57,346 --> 00:43:59,143
اينجا خودشه

551
00:44:04,587 --> 00:44:06,521
يه لحظه وايسا ببينم! تغيير بزرگي تو نقشه ايجاد شده

552
00:44:06,589 --> 00:44:08,318
تو که قرار نبود بياي! يادته؟

553
00:44:08,391 --> 00:44:10,757
ببين! من گمان مي کنم اين مردم
ممکنه بتونن کمکمون کنن

554
00:44:10,827 --> 00:44:12,556
احتمال داره ولي فکر نکنم به اين راحتي ها

555
00:44:12,628 --> 00:44:15,028
فکر کنم بايد وارد يه برنامه اساسي خوش و بش
با اين غول بيابوني ها بشيم

556
00:44:15,097 --> 00:44:17,224
اونا رو دست کم نگير! نه

557
00:44:17,333 --> 00:44:20,325
بايد کم کم وارد بحث شي و
ديدگاهت رو در باب زندگي و حيات مطرح کني

558
00:44:20,703 --> 00:44:23,831
کمي شوخي و خنده هم چاشني کار کن

559
00:44:24,106 --> 00:44:26,199
سرشون رو گرم کن و بعد توي فرصت مناسب کارت رو انجام بده

560
00:44:26,309 --> 00:44:30,973
همه چيز آماده و از قبل مهيا شده است
کاوش و حفاري هاي مربوط به گفتگوها و مکالمه ها هم فراموش نکن

561
00:44:33,249 --> 00:44:35,012
و من باز دوباره دارم با خودم حرف مي زنم

562
00:44:35,918 --> 00:44:39,718
سلام! ما داريم دنبال يک طلسم مي گرديم

563
00:44:39,789 --> 00:44:43,054
طلسمي که بتونه ملکه سفيد رو از خواب بيدار کنه! مي توني کمکمون کني

564
00:44:44,827 --> 00:44:46,454
چه بسا

565
00:44:46,596 --> 00:44:48,223
چه بسا! آري

566
00:44:48,364 --> 00:44:51,026
که از من پرسيديد

567
00:44:51,968 --> 00:44:53,435
کجا

568
00:44:53,569 --> 00:44:55,730
خيلي ها از من اين سوال رو دارن و مي خواهند بر جاي طلسم آگاهي يابند

569
00:44:55,872 --> 00:44:57,863
- طلسم
- طلسم آري طلسم

570
00:44:58,307 --> 00:45:01,242
- طلسم
- مي دوني کجاست؟

571
00:45:01,377 --> 00:45:02,605
کجا هست

572
00:45:02,678 --> 00:45:05,476
- ما بايد هر چه زودتر از اينجا خارج شويم
- نه حالا! ما به دنبال چيزي هستيم

573
00:45:05,548 --> 00:45:08,540
اما ما.... چه جوري بگم

574
00:45:08,618 --> 00:45:09,778
مي دوني؟

575
00:45:10,253 --> 00:45:11,481
غمناکه

576
00:45:11,554 --> 00:45:14,523
غمناک نيست! پر از شادي و شوره چرا که من مي دانم طلسم کجاست
و مي خواهم بي درنگ به شما بگويم

577
00:45:14,590 --> 00:45:17,753
- سنگين و با وقار
- صفتي ديگر به کار نبنديد

578
00:45:17,827 --> 00:45:20,489
ما نگهبان

579
00:45:21,364 --> 00:45:24,162
- طلسم رو ميگي؟
جعبه اي هستيم....

580
00:45:24,901 --> 00:45:27,563
نگاه کنيد! آن بالا جعبه اي نقره اي وجود دارد

581
00:45:32,441 --> 00:45:34,909
جايي که سايه ها در رفت و امد هستند

582
00:45:36,078 --> 00:45:37,739
اين همان چيزي است که تلاش مي کنم به شما بگويم

583
00:45:37,813 --> 00:45:40,782
اگر اين دختر تا انتهاي کار طاقت نياورد
حکم اين است که همگي بي درنگ خواهيم مرد

584
00:45:40,850 --> 00:45:42,374
آيا طلسم در جعبه است؟

585
00:45:42,451 --> 00:45:45,079
- براي....چونکه
- فقط جواب "بله" يا "خير" بده

586
00:45:46,689 --> 00:45:47,917
ما

587
00:45:47,990 --> 00:45:50,857
"ما نگهبان جعبه براي ملکه هستيم"
ما سرسپردگان و نگهبانان ملکه هستيم

588
00:45:50,927 --> 00:45:53,919
او براي هميشه به خواب رفته است
مگر اينکه برايش طلسم را بيابيم و بيدارش کنيم

589
00:45:53,996 --> 00:45:57,295
- در حالي که حتي نمي دانيم طلسم چيست يا چه شکلي دارد
- بي خيال! وقت نداريم بايد بريم

590
00:45:57,366 --> 00:45:59,732
مکالمه مودبانه يا مرگ؟

591
00:46:02,004 --> 00:46:03,437
تو بايد به ما ايمان بياري

592
00:46:03,539 --> 00:46:07,339
آنها به شما گوش نخواهند داد
حتي اطمينان ندارم که اين جانوران گوشي هم داشته باشند

593
00:46:16,819 --> 00:46:20,448
طلسم در حقيقت.....يک

594
00:46:21,157 --> 00:46:25,651
نقاب آينه اي است

595
00:46:30,099 --> 00:46:33,125
حالا! بندازش

596
00:46:38,874 --> 00:46:40,364
نمي تونم برسم

597
00:46:43,746 --> 00:46:45,407
من نمي تونم بهش برسم

598
00:46:45,648 --> 00:46:48,515
- بگيرش
- جعبه را ميگي؟
598
00:46:49,318 --> 00:46:50,751
بالاتر

599
00:47:30,526 --> 00:47:32,050
چيزهاي بيچاره

600
00:47:40,803 --> 00:47:44,034
- بذار طلسم رو ببينيم
- فکر نکنم خودش باشه

601
00:47:44,440 --> 00:47:47,705
اون گفت که طلسم يه نقاب آينه است

602
00:47:51,847 --> 00:47:53,075
کليد

603
00:47:53,949 --> 00:47:56,543
- اين يه شروعه
- قطعا

604
00:47:56,886 --> 00:47:59,878
بايد کليد رو امتحان کنيم
به هر قفلي که بهش برسيم

605
00:47:59,955 --> 00:48:04,324
وقتي به قفلي برسيم که کليد بازش کنه
مي فهميم که ده هزار سال گذشته

606
00:48:04,560 --> 00:48:09,224
بي خيال! بد انديش و بدبين نشو
به گنجينه فکر کن و همه چيزهايي که دوست داري

607
00:48:10,366 --> 00:48:11,765
تو نخواهي گذشت

608
00:48:11,867 --> 00:48:14,836
مگر آنکه جواب چيستان را بدهي
جواب چيستاني که پيش از اين پرسيدي

609
00:48:14,937 --> 00:48:15,926
کدام چيستان؟

610
00:48:16,038 --> 00:48:18,598
آن چيزي که سبز است و بر ديوار آويزان
و سوت نيز مي کشد.... يادت اومد؟

611
00:48:18,708 --> 00:48:22,576
- آري يادم امد! پس سرانجام به ناداني ات اعتراف کردي
- يه جورايي! تو اينجوري فکر کن

612
00:48:22,845 --> 00:48:25,507
من مي دونم که تو جوابش رو بلدي
و مي دونم که به من هم جواب درستش رو ياد ميدي

613
00:48:25,581 --> 00:48:28,141
-شاه ماهي جواب سواله
- ولي "شاه ماهي" که سبز نيست

614
00:48:28,250 --> 00:48:30,980
- خب مي توني سبز نقاشي بکنيش
- ببينم! اصلا شاه ماهي که به ديوار آويزون نيست

615
00:48:31,053 --> 00:48:34,511
- مي توني با سوزن به ديوار وصلش کني
- نمي فهمم! "شاه ماهي" مگه سوت هم مي کشه

616
00:48:34,590 --> 00:48:37,753
اين ديگه يه نکته انحرافي بود!
واسه اينکه سوال زيادي تابلو نشه و تو زود جواب رو نفهمي

617
00:48:39,128 --> 00:48:41,358
پاسخ سوال من هنوز همون "رازه" و نه هيچ چيز ديگه

618
00:48:51,474 --> 00:48:54,932
پس فعلا تنها چيزي که داريم کليده و قفلي هم نيست که کليد رو باهاش امتحان کنيم

619
00:48:57,613 --> 00:49:00,707
منظورش از جمله" برو بالاتر" چي بود؟

620
00:49:01,517 --> 00:49:02,575
فکر کن! فکر کن

621
00:49:02,651 --> 00:49:06,712
جرقه هاي يه ذهن خلاق و بي مانند رو نشون بده

622
00:49:07,256 --> 00:49:09,816
يه ذهن گنده ولي نه زياد درخشان

623
00:49:11,093 --> 00:49:12,185
نقاب آينه

624
00:49:13,696 --> 00:49:16,722
اين "نقاب آينه" ديگه چه جور چيزيه؟

625
00:49:16,799 --> 00:49:20,599
خب! يه جور

626
00:49:24,073 --> 00:49:25,335
مي دوني که! يه جور

627
00:49:25,841 --> 00:49:27,604
- گرفتم! نمي خواي بگي
- بگو

628
00:49:27,676 --> 00:49:29,906
ببين ما بايد با يه کارشناس خبره مشورت کنيم

629
00:49:30,212 --> 00:49:31,736
مثلا کي؟

630
00:49:33,415 --> 00:49:35,542
مثل کسي که صاحب اين مکان باشه

631
00:49:59,241 --> 00:50:01,232
کمکي از دست من بر مي آد؟

632
00:50:03,445 --> 00:50:05,743
من نشان رو روي در ديدم

633
00:50:06,282 --> 00:50:10,048
ما به دنبال يه نقاب مي گرديم
امکانش هست کمکمون کنيد

634
00:50:10,486 --> 00:50:15,446
بفرماييد داخل عزيزان هر دو
من داشتم کمي چاي درست مي کردم

635
00:50:15,925 --> 00:50:17,620
کيک که دوست داريد؟

636
00:50:17,693 --> 00:50:21,527
جوون ها اينجا تا بخواين چاي و کلوچه است

637
00:50:21,597 --> 00:50:24,464
و هيجان و شادي جهان

638
00:50:27,670 --> 00:50:30,730
بگيريد بشينيد! تا چايي و کيک آماده شه

639
00:50:32,775 --> 00:50:35,869
آيا زنجبيل باز هم روي صندلي نشسته؟

640
00:50:35,945 --> 00:50:38,175
هلش بدين يه گوشه اي

641
00:50:38,247 --> 00:50:39,805
خوبه! من ايستاده راحتم

642
00:50:39,882 --> 00:50:43,079
اون کاري با شما نداره و گازتون هم نمي گيره

643
00:50:44,286 --> 00:50:47,119
- يه احمق گنده پير
- چند تا داريد؟

644
00:50:48,691 --> 00:50:51,319
من واقعا اونا رو ندارم

645
00:50:51,393 --> 00:50:55,352
ولي بايد در حدود سي تا باشن
بذار ببينيم

646
00:50:55,464 --> 00:50:58,456
گل منگولي، راه راه خط دار، کرکي

647
00:50:58,534 --> 00:51:01,799
زنجبيلي، نقطه اي و ريش ريشي

648
00:51:02,771 --> 00:51:04,739
من اينجوري فکر نمي کنم

649
00:51:05,040 --> 00:51:08,669
پيش از خوردن بايد چه کاري انجام بديم
ما دستامون رو آب مي زنيم بانوي جوان

650
00:51:08,744 --> 00:51:10,678
بهداشتي و پاکيزه

651
00:51:11,981 --> 00:51:12,970
بفرماييد

652
00:51:13,549 --> 00:51:15,039
همون جاست

653
00:52:06,902 --> 00:52:08,893
نقاب آينه

654
00:52:09,638 --> 00:52:12,368
اون عادت داره در موردش حرف ميزنه

655
00:52:12,841 --> 00:52:16,800
شوهرم، آقاي بگول

656
00:52:17,146 --> 00:52:19,410
اين کارو نکن کرکي

657
00:52:22,051 --> 00:52:25,452
آقاي بگول عادت داشت بگه

658
00:52:25,988 --> 00:52:30,084
نقاب اينه مي تونه تمام اميال رو متمرکز کنه

659
00:52:30,192 --> 00:52:31,420
و آرزوها

660
00:52:31,860 --> 00:52:34,420
هر چيزي رو که بخواهيد بهتون ميده

661
00:52:35,230 --> 00:52:37,164
يادم مياد که بهش گفتم

662
00:52:37,232 --> 00:52:40,793
"آقاي بگول
آخه چه جوري يه نقاب مي دونه من چي مي خوام؟"

663
00:52:41,203 --> 00:52:42,363
و اون هم گفت:

664
00:52:42,471 --> 00:52:47,101
"سينتيا به ياد داشته باش که من نمي دونم در مورد چي حرف مي زنم"

665
00:52:47,176 --> 00:52:48,074
ببخشيد

666
00:52:48,444 --> 00:52:52,744
من داشتم دچار تعجب و شگفتي مي شدم
از اين کيک ها

667
00:52:53,549 --> 00:52:55,039
مي رويم و مي بينيم عزيزم

668
00:52:56,218 --> 00:52:57,412
متشکرم

669
00:52:59,555 --> 00:53:01,455
چرا بايد اون رو متوقف کني؟

670
00:53:02,157 --> 00:53:04,717
چرا که اون ديوانه وار پارس مي کنه

671
00:53:11,433 --> 00:53:14,891
- چي ميگه؟
- اجازه نده اونها بفهمن پريشون و نگراني

672
00:53:15,004 --> 00:53:18,838
اجازه ندم چه کسي ببينه؟

673
00:53:19,341 --> 00:53:21,901
قرار که نيست الان بري! مگه نه؟

674
00:53:21,977 --> 00:53:24,673
مي دوني
من مي تونم اتاق رو مثل اولش تميز کنم

675
00:53:24,747 --> 00:53:28,649
- تا دلقک محبوبتون بتونه در اتاق زير شيرواني بخوابه
- من دلقک نيستم

676
00:53:28,717 --> 00:53:32,312
من يک آدم مهم و متشخص هستم، در ضمن برج هم دارم

677
00:53:32,388 --> 00:53:34,049
عاليه

678
00:53:34,223 --> 00:53:36,487
معذرت ميخوام ولي ما واقعا سرمون شلوغه و کار داريم

679
00:53:36,625 --> 00:53:41,221
اينم يه مقدار کيک واسه سفرتون
تو نمي فهمي واقعا چه وقت بهشون نياز داري

680
00:53:41,597 --> 00:53:45,556
عزيزم اجازه نده اونا پريشوني و نگرانييت رو ببينن

681
00:53:55,778 --> 00:53:58,212
کاملا مخم قاطي کرد

682
00:54:01,050 --> 00:54:04,315
چرا مدام ميگي که برج داري؟

683
00:54:04,620 --> 00:54:05,746
چون دارم

684
00:54:07,756 --> 00:54:08,950
کجاست؟

685
00:54:09,758 --> 00:54:11,988
- خب
- آيا در برجي که داري زندگي هم ميکني؟

686
00:54:13,996 --> 00:54:17,363
- چقدر اين برج بزرگه؟
- بزرگ، عظيم

687
00:54:17,699 --> 00:54:21,157
صدها اتاق، پلکان و دستگيره هاي زيبا
با اتاق هاي زيادي براي آشپزي

688
00:54:21,403 --> 00:54:23,564
خيلي بيش تر از يک اتاق

689
00:54:24,406 --> 00:54:25,873
درسته

690
00:54:26,475 --> 00:54:28,875
نمي تونم ببينمش، چرا که

691
00:54:30,746 --> 00:54:32,213
ما در حال صحبت کردن نيستيم

692
00:54:33,015 --> 00:54:34,004
چي؟

693
00:54:34,950 --> 00:54:36,508
ما در حال صحبت نيستيم

694
00:54:37,553 --> 00:54:38,986
برج و من در حقيقت

695
00:54:39,988 --> 00:54:43,116
يه مشکل يا يه جور عدم توافق کوچک داريم
و اون بدون من راهي شده

696
00:54:43,859 --> 00:54:48,421
من يه حرف احمقانه زدم
و اون از من رنجيد

697
00:54:50,265 --> 00:54:53,359
چرا پيداش نمي کني و ازش عذرخواهي و پوزش نمي طلبي؟

698
00:54:53,936 --> 00:54:56,302
والنتين هيچگاه معذرت خواهي نمي کنه

699
00:54:56,438 --> 00:54:59,271
ساختمون احمق

700
00:54:59,842 --> 00:55:02,640
ساختمون ها هيچگاه بدون شما راهي نمي شن
من از کجا اومدم

701
00:55:03,946 --> 00:55:05,140
مجارستان

702
00:55:05,948 --> 00:55:08,781
- اين هم يه جور چيستانه؟
- مجارستان

703
00:55:13,589 --> 00:55:14,749
هنوز گرسنمه

704
00:55:15,023 --> 00:55:17,958
من يه نقشه دارم، همه کار رو بذار به عهده من

705
00:55:18,393 --> 00:55:19,485
سلام پيشي

706
00:55:19,628 --> 00:55:23,029
من از اين معماها بيرونم
اما با يه جک دست اول چطوري؟

707
00:55:23,132 --> 00:55:24,963
من بهترين جک هاي دنيا رو دارم

708
00:55:25,067 --> 00:55:26,967
- بهترين لطيفه ها؟
- شک نکن

709
00:55:27,035 --> 00:55:28,127
شروع کن

710
00:55:28,303 --> 00:55:29,668
- تق تق
- کي اونجاست؟

711
00:55:29,738 --> 00:55:31,137
وايسا

712
00:55:37,079 --> 00:55:38,671
حالا بايد چي کار کنيم؟

713
00:55:39,615 --> 00:55:41,480
تا جايي که نقشه من ميگه بايد رفت

714
00:55:44,987 --> 00:55:46,147
نقشه تو چي ميگه؟

715
00:55:46,255 --> 00:55:47,984
صفحات من به شدت لذيذ و خوشمزه هستند

716
00:55:48,056 --> 00:55:50,957
ولي از شکلات تافي کمي چسبنده تر هستند
و يه مقدار هم واسه جويدن سفت

717
00:55:52,127 --> 00:55:54,061
چه کتاب ترسناک و مخوفي هستي!

718
00:55:54,129 --> 00:55:57,326
به درد نخور ترين چيز ممکن

719
00:55:57,566 --> 00:55:59,898
نه اينطور نيست، چيزهاي شجاعانه اي واسه گفتن است

720
00:56:35,304 --> 00:56:37,829
چرنديات و مهملات بسه!
خزعبلات نگين

721
00:56:38,640 --> 00:56:41,108
اون نياز داره رشد کنه و سپس به خونه برگرده

722
00:56:41,243 --> 00:56:44,770
پس منتظر چي هستي؟
برو و بگيرش؟

723
00:56:55,224 --> 00:56:59,422
اگر بهت يه موضوع عجيب و غريب رو بگم
شايد فکر کني من ديوانه ام

724
00:56:59,795 --> 00:57:02,025
چرا که نه، شايد

725
00:57:04,766 --> 00:57:08,202
من وقتي از پنجره ها به بيرون نگاه مي کنم
نه البته از همه پنجره ها

726
00:57:08,837 --> 00:57:10,532
کسي رو مي بينم که من نيست

727
00:57:10,639 --> 00:57:15,576
چه عجيب! من هم يه همچين موردي داشتم
من. پنجره. يه نگاه از پنجره

728
00:57:16,011 --> 00:57:19,469
اونايي که من از خلال پنجره مي بينم من نيستند

729
00:57:19,948 --> 00:57:21,438
"آينه ها"

730
00:57:21,683 --> 00:57:23,116
ولي اون شبيه منه

731
00:57:24,119 --> 00:57:25,950
ولي من نيست

732
00:57:27,222 --> 00:57:29,122
اون داره با پدرم جر و بحث مي کنه

733
00:57:32,160 --> 00:57:33,821
- "برو بالاتر"
- چي؟

734
00:57:33,895 --> 00:57:38,093
مجسمه غول هم گفت"برو بالاتر"
مگه جايي بالاتر از اين مکان هم ميتوني ببيني؟

735
00:57:38,200 --> 00:57:39,189
راه زيادي هست

736
00:57:42,170 --> 00:57:43,228
بنگر

737
00:58:16,371 --> 00:58:18,339
چيزي اينجا نيست

738
00:58:19,775 --> 00:58:22,505
اين مکان در انتظار انهدامه
تا به تلي از آشغال بدل بشه

739
00:58:22,911 --> 00:58:24,037
جايي که امن نيست

740
00:58:24,112 --> 00:58:26,137
عجب بزدلي هستي تو

741
00:58:32,988 --> 00:58:34,080
بزدل؟

742
00:58:34,256 --> 00:58:37,123
بهتره فکر کنيم من يه دورانديش يا يه
آدم محتاطم

743
00:58:37,292 --> 00:58:40,728
و به عکس آدم هايي که نيستن هنوز اينجام
هنوز هم همين جا هستم

744
00:58:44,966 --> 00:58:45,955
سلام

745
00:58:46,068 --> 00:58:48,593
من نيومدم اينجا دنبال تو
اينجا امن نيست

746
00:58:48,704 --> 00:58:51,537
نه من چيزيم نيست صدمه هم نديدم

747
00:58:55,043 --> 00:58:56,271
سلام

748
00:59:01,850 --> 00:59:02,839
سلام

749
00:59:03,819 --> 00:59:05,218
اسم من هلناست

750
00:59:08,957 --> 00:59:09,946
مالکوم

751
00:59:10,125 --> 00:59:11,114
باب

752
00:59:13,328 --> 00:59:14,317
باب

753
00:59:17,499 --> 00:59:18,625
باب

754
00:59:20,302 --> 00:59:23,635
باب، سلام به همه باب ها

755
00:59:24,639 --> 00:59:25,606
مالکوم

756
00:59:27,609 --> 00:59:28,576
باب ها

757
00:59:30,178 --> 00:59:33,170
من دنبال چيزي هستم، يه جور طلسم

758
00:59:35,016 --> 00:59:36,745
شبيه نقاب يا ماسکه

759
00:59:38,754 --> 00:59:40,915
چهره، منظورت چهره است؟

760
00:59:41,890 --> 00:59:42,982
يک چهره

761
00:59:43,058 --> 00:59:45,219
شما اون پايين يه جور پارتي
يا يه چيزي شبيه اون داشتين؟

762
00:59:45,293 --> 00:59:48,319
والنتين بايد بياي اينجا
من چند تا دوست پيدا کردم

763
00:59:48,397 --> 00:59:49,557
عاليه

764
00:59:54,870 --> 00:59:56,098
حالت خوبه؟

765
00:59:56,705 --> 00:59:59,265
ببين! من دارم دنبال "نقاب اينه" مي گردم

766
00:59:59,808 --> 01:00:00,775
ببين

767
01:00:01,376 --> 01:00:03,207
من کليد رو هم دارم

768
01:00:04,346 --> 01:00:06,405
- نقاب؟
- آره

769
01:00:07,149 --> 01:00:08,138
اينجاست؟

770
01:00:15,991 --> 01:00:17,151
چه تاسف انگيز

771
01:01:12,981 --> 01:01:14,141
کمک! کمک

772
01:01:18,520 --> 01:01:22,149
من ميرم، اصلا از اولش هم نبايد ميومدم اينجا

773
01:01:32,868 --> 01:01:34,130
برو بالاتر

774
01:02:01,062 --> 01:02:02,359
ديديش؟

775
01:02:02,931 --> 01:02:05,491
ميخوام برم به فراسوي مرزها! اون دورها

776
01:02:20,982 --> 01:02:23,746
ازتون مچکرم، باب ها و مالکوم

777
01:02:25,520 --> 01:02:26,714
خواهش

778
01:02:31,393 --> 01:02:33,691
پس ما اينجا چه کار مي کنيم؟

779
01:02:34,195 --> 01:02:37,460
قصدمون به چنگ آوردن "نقاب آينه" است
مي دونم کجاست

780
01:02:37,666 --> 01:02:41,602
در نيمه راهي ميان سرزمين شب و روز
درست روي مرز ميان روشني و تاريکي

781
01:02:42,871 --> 01:02:45,339
مي دونستم که مي تونم کمکي کنم
من از کمک نکردن و به درد نخوردن بدم مياد

782
01:02:45,774 --> 01:02:47,639
والنتين نگاه کن

783
01:02:48,610 --> 01:02:52,273
ما به اون ها "پنجره" ميگيم، اون ها غير عادي نيستن

784
01:03:00,755 --> 01:03:03,724
بس کن و تمومش کن! وحشتناکه

785
01:03:04,759 --> 01:03:08,092
- تو وحشتناکي
- اوهوکي! آروم بگير

786
01:03:10,031 --> 01:03:11,430
چيزي اينجا يافت نشود

787
01:03:36,691 --> 01:03:41,253
پس ما داريم چي رو مي بينيم؟
اين که بازم شبيه پنجره اس

788
01:03:41,730 --> 01:03:44,665
اون اينجاست
زماني که من واسه بار اول ديدمش خيلي شفاف و روشن بود

789
01:03:44,899 --> 01:03:47,891
ما هميشه اون چيزي رو که هست با چيزي که آرزو داريم قاطي مي کنيم

790
01:03:49,704 --> 01:03:51,968
آنجا شهر خيال است درست بر روي مرز

791
01:03:52,974 --> 01:03:56,842
شهري که به تمامي آرزو و اميد است

792
01:03:57,278 --> 01:03:58,677
و البته خاطرات

793
01:04:11,259 --> 01:04:13,159
جايي که بسيار اشنا و خودماني است

794
01:04:14,396 --> 01:04:16,057
مي دونستم! همش رو مي دونستم

795
01:04:19,701 --> 01:04:20,861
هلنا؟

796
01:04:25,306 --> 01:04:26,364
مامان

797
01:04:32,080 --> 01:04:33,274
صادقانه و از سر صدق و صفا

798
01:04:34,149 --> 01:04:36,709
- مامان
- چه چيزي را از دست داده اي؟

799
01:04:38,186 --> 01:04:41,917
من به جستجوي "نقاب آينه" هستم

800
01:04:43,391 --> 01:04:46,053
ولي نمي دانم که آن چيست، در پي چيزي که نمي داني چيست

801
01:04:47,062 --> 01:04:48,222
يا نمي داني چه اندازه است

802
01:04:48,563 --> 01:04:50,622
يا براي چه و به دست که گم شده است

803
01:04:51,433 --> 01:04:53,196
به هر شکل! آخرين بار چه هنگام آن را ديده ايد؟

804
01:04:53,702 --> 01:04:55,363
گمان نکنم اصلا ديده باشم

805
01:04:55,470 --> 01:04:58,462
- چه کسي آخرين بار ان را داشته است
- گمانم که شما بوديد

806
01:05:00,208 --> 01:05:01,505
نه! او بوده است

807
01:05:04,879 --> 01:05:07,541
يا شايد همان پرنسسي بوده است که در موردش سخن گفتيد

808
01:05:10,618 --> 01:05:12,142
نمي دانم

809
01:05:12,887 --> 01:05:14,787
اطمينان دارم که او اينجا بوده است

810
01:05:15,824 --> 01:05:17,485
زود تسليم شدي

811
01:05:17,559 --> 01:05:19,117
هيچوقت نمي خواستم به دنبالش بروم

812
01:05:19,194 --> 01:05:23,062
تا فردا دندان سر جگر بگذار

813
01:05:26,768 --> 01:05:28,235
مي خوام برگردم خونه

814
01:05:31,940 --> 01:05:33,464
مامان مي خوام که از هر لحاظ خوب باشي

815
01:05:35,610 --> 01:05:38,443
- من ترسيدم مامان
- من هم ترسيدم عشق من

816
01:05:40,415 --> 01:05:42,315
شايد به همين دليل دارم اين رويا رو مي بينم

817
01:05:43,918 --> 01:05:46,113
فکر مي کني عمل تموم شده

818
01:05:49,891 --> 01:05:51,984
شايد همه دچار اين جور روياها ميشوند

819
01:05:52,060 --> 01:05:54,085
زماني که اونا شروع مي کنن تو سر ادم سيخونک زدن

820
01:05:54,162 --> 01:05:56,562
اين روياي تو نيست مامان، روياي منه

821
01:05:58,833 --> 01:06:01,427
اين از همون حرفاي عجيبه که
آدما در خواب و رويا ميگن

822
01:06:07,108 --> 01:06:08,336
سلام

823
01:06:09,410 --> 01:06:10,900
آيا من شما رو به صورت يک دوست پسر در رويام مي بينم؟

824
01:06:11,980 --> 01:06:15,711
نه، اون نيست، اون فقط يه

825
01:06:20,255 --> 01:06:21,882
در هر صورت ببخشيد

826
01:06:23,825 --> 01:06:26,589
شما داريد دنبال چيزي مي گرديد
مي دوني که اينجاست

827
01:06:26,895 --> 01:06:29,056
اگر نمي توني پيداش کني پس دوباره نگاه کن

828
01:06:30,865 --> 01:06:35,427
شرط مي بندم اون مثل دندون عمه نانه
احتمالا درست و مستقيم زل مي زنه تو صورتت

829
01:06:38,072 --> 01:06:39,061
مامان

830
01:06:43,878 --> 01:06:46,176
من مطمئنم که اينجاست

831
01:06:47,782 --> 01:06:49,613
شايد فقط خوب نمي تونم ببينم

832
01:06:56,357 --> 01:07:00,259
اين روياي اون نيست، روياي منه

833
01:07:00,395 --> 01:07:01,862
و اگر روياي من باشه چي

834
01:07:02,664 --> 01:07:05,428
مي خوام يه ساختمون درست همين وسط بسازم
اونجا

835
01:07:05,500 --> 01:07:06,933
يه ساختمون کوچولو

836
01:07:07,368 --> 01:07:09,928
با اندازه هاي درست و تميز

837
01:07:10,471 --> 01:07:13,031
و يه پل که به ساختمون ختم ميشه

838
01:07:13,141 --> 01:07:16,702
مثل اون يکي
نمي دونم چرا پيش از اين نديدمت

839
01:07:17,879 --> 01:07:21,906
تو دوست پسر من نيستي
حتي اگه اين روياي مامانم باشه

840
01:07:33,261 --> 01:07:36,321
به هر صورت يکي از اون ها بايد جواب بده

841
01:08:21,576 --> 01:08:23,100
دستام!

842
01:08:24,379 --> 01:08:28,247
- تو زخمي شدي، همونجا بمون و تکون هم نخور
- تو چي؟

843
01:08:28,483 --> 01:08:29,609
من يه پلنگم

844
01:08:30,218 --> 01:08:32,880
پلنگي که آرام و بي هيچ صدايي
در ميان تاريکي ها روان مي شود

845
01:08:33,121 --> 01:08:35,715
به مانند چيزي سيال، تاريک و روان

846
01:08:36,357 --> 01:08:37,517
والنتين

847
01:08:38,092 --> 01:08:40,652
مي دانم که هميشه نمي توان بالا رفت ولي

848
01:08:42,397 --> 01:08:47,027
به هر صورت از کمک ها و زحماتت سپاسگزارم
بدون کمک تو هيچ يک از اين کارها امکان نداشت

849
01:08:47,302 --> 01:08:48,564
من تمام تلاشم رو انجام دادم

850
01:08:50,705 --> 01:08:52,195
زود برگرد

851
01:09:47,862 --> 01:09:48,920
پدر؟

852
01:09:55,503 --> 01:09:58,666
پدر، اين من نيستم

853
01:09:59,273 --> 01:10:02,106
پدر! پدر؟ من اينجا هستم

854
01:10:13,021 --> 01:10:14,386
کمک

855
01:10:14,455 --> 01:10:15,979
کمکم کنيد

856
01:10:23,965 --> 01:10:26,399
نمي دانم چه زماني شما فرياد زدي

857
01:10:27,068 --> 01:10:28,865
من به شدت نگران و خراب تو بودم

858
01:10:31,706 --> 01:10:33,901
فقط نياز داشتم تا کمي صدايت را بشنوم

859
01:10:34,175 --> 01:10:36,473
از اينکه تو را وارد اين همه دردسر کردم معذرت ميخواهم

860
01:10:37,078 --> 01:10:39,342
چگونه مي توان طلب آمرزش و مغفرت کرد؟

861
01:10:39,414 --> 01:10:40,506
من؟

862
01:10:40,615 --> 01:10:42,981
تو هماني هستي که مسبب تمامي اين خسارت ها و اسيب ها هستي

863
01:10:45,486 --> 01:10:47,818
مسخره نباش

864
01:10:49,857 --> 01:10:52,985
- فکر مي کني چه کسي اين جهان را نابود کرده است؟
- شما هستيد

865
01:10:53,161 --> 01:10:54,856
من سايه هاي تاريک را ديدم

866
01:10:55,029 --> 01:10:57,156
يه مادر نگران چه کاري از دستش بر مي آد؟

867
01:10:58,066 --> 01:11:00,466
تنها تلاشم اين بود که باز بتونم همه را کنار هم جمع کنم

868
01:11:00,535 --> 01:11:02,969
براي همين بود که اون پوستر هاي "تحت تعقيب" رو به ديوار زدي

869
01:11:03,471 --> 01:11:06,167
مردم اين کار رو براي حيوون هاي خانگي گم شدشون مي کنن

870
01:11:07,375 --> 01:11:11,368
و يه دختر
يه کم مهم تر از يه حيوون خانگيه

871
01:11:11,446 --> 01:11:13,243
من دخترت نيستم

872
01:11:20,154 --> 01:11:21,246
خواهي دانست

873
01:11:22,090 --> 01:11:24,923
ما مي تونيم يه سر و ساماني به موهات بديم

874
01:11:24,992 --> 01:11:28,689
لباس ها هم که خواهند رفت

875
01:11:28,830 --> 01:11:30,855
خدمتکاري مي گيرم که اون ها رو بسوزونه

876
01:11:30,932 --> 01:11:34,834
نمي دونم مي خواي چه کار کني
اما آدم هايي هستن که مي دونن من کجا هستم

877
01:11:35,636 --> 01:11:38,366
- والنتين نجاتم خواهد داد
- والنتين

878
01:11:39,173 --> 01:11:41,004
نزديک بود از اون يادم بره

879
01:11:48,683 --> 01:11:50,014
والنتين

880
01:11:52,386 --> 01:11:55,412
ما ديگه اينجاييم
و بايد واسه پوسترها يه کاري بکنه

881
01:11:55,556 --> 01:11:58,150
پاداش پرداخته شده و چيزي شخصي هم وجود نداره

882
01:11:58,960 --> 01:12:00,518
يه جور چرخه عرضه و تقاضاست

883
01:12:00,628 --> 01:12:02,255
اي وجود چندش اور و بيچاره

884
01:12:02,597 --> 01:12:06,465
صخره ها و الوارها مي تونن مانند سگ ها گاز بگيرن
اما کلمات هرگز آسيبي به من وارد نمي کنند

885
01:12:06,534 --> 01:12:09,697
تو اي آدم بيچاره و بزدل

886
01:12:09,770 --> 01:12:11,203
من اون کيک رو به زور نگرفتم

887
01:12:11,272 --> 01:12:14,503
معذرت ميخوام خانم والنتين

888
01:12:15,243 --> 01:12:17,302
ولي بايد عجله کرد

889
01:12:17,845 --> 01:12:20,211
بايد کمي جدي بود

890
01:12:20,515 --> 01:12:23,643
زماني داراي کيفيت با دختر زيبايم

891
01:12:23,751 --> 01:12:25,184
درسته

892
01:12:26,220 --> 01:12:27,744
به هر شکل ممنونم

893
01:12:27,855 --> 01:12:32,485
باور دارم که کسي چيزي در مورد
جواهرات گفت

894
01:12:33,094 --> 01:12:36,063
- تا جايي که من بتونم حمل کنم؟
- اگر لازم بشه

895
01:12:53,981 --> 01:12:58,042
ديگه احساس عذاب هم نکن

896
01:12:58,152 --> 01:12:59,517
فقط برو

897
01:12:59,587 --> 01:13:03,819
دارم ميرم
و چيزي براي گفتن باقي نمونده

898
01:13:03,891 --> 01:13:06,553
- بيرون بندازيدش
- حتما

899
01:13:08,729 --> 01:13:12,961
پرنسس بايد به اتاق ها و سالن هاي خودش برود

900
01:13:16,737 --> 01:13:18,136
لطفا اجازه بده من برم

901
01:13:18,206 --> 01:13:20,834
عزيزم ميدوني که به چي نياز داري؟

902
01:13:21,242 --> 01:13:23,210
بايد طلسم رو پيدا کنم

903
01:13:23,277 --> 01:13:25,541
بايد ملکه سفيد رو بيدار کنم

904
01:13:25,613 --> 01:13:27,604
شما به يک فراک رسمي هم نياز داري

905
01:13:28,449 --> 01:13:30,417
- و البته يه خنده کوچولو
- يه خنده؟

906
01:13:31,152 --> 01:13:34,986
خنده اي بر چهره
با خنده هر چيزي روشن تر و درخشان تر به نظر مياد

907
01:13:35,990 --> 01:13:38,823
از الن به بعد ديگه ما هستيم

908
01:13:39,994 --> 01:13:41,188
چي؟

909
01:13:41,262 --> 01:13:43,162
- نمي دونم
- بهش بگو

910
01:13:43,297 --> 01:13:46,266
نه در خانه اعليحضرت

911
01:13:46,734 --> 01:13:47,894
دقيقا

912
01:13:47,894 --> 01:13:57,894
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

913
01:18:54,842 --> 01:18:57,572
نقاب آينه ر ا بياوريد

914
01:19:13,561 --> 01:19:15,051
<i>مادر عزيزم</i>

915
01:19:15,696 --> 01:19:18,927
<i>تا حالا بايد فهميده باشي
که من نقاب آينه را يافته ام</i>

916
01:19:19,400 --> 01:19:22,301
<i>از آن براي رفتن و پنهان شدن سود جسته ام
مکان هاي ديگري وجود دارند</i>

917
01:19:22,570 --> 01:19:25,038
<i>من يکي ديگر را با دختري در ان شبيه خود خواهم يافت</i>

918
01:19:25,873 --> 01:19:27,898
<i>"زندگي اي که دوست دارم"</i>

919
01:19:28,008 --> 01:19:29,373
احمقانه است

920
01:19:31,312 --> 01:19:32,677
<i>البته</i>

921
01:19:33,147 --> 01:19:36,241
<i>اگر من از نقاب آينه استفاده کنم
ممکن است کمي اوضاع را دگرگون کند</i>

922
01:19:38,218 --> 01:19:42,018
<i>اما تو نمي تواني از خانه فرار کني
بي آنکه جهان کس ديگري را ويران کني</i>

923
01:19:47,127 --> 01:19:48,992
بازم بستني ميخواهيد پرنسس

924
01:19:49,797 --> 01:19:52,994
نه ممنون مادر عزيزم
فکر کنم به اندازه کافي دارم.

925
01:19:53,834 --> 01:19:56,359
به هر صورت رفتار و سکنات شما بهبود يافته است

926
01:20:07,081 --> 01:20:09,345
- چي؟
- من نظري ندارم

927
01:20:18,726 --> 01:20:19,715
ادامه بده

928
01:20:20,661 --> 01:20:22,060
چشم هاي من باش

929
01:20:23,731 --> 01:20:27,394
- درياب چه چيزي رخ داده است
- تو مي داني چه چيزي رخ داده است

930
01:20:28,135 --> 01:20:30,831
او مي رود تا همه چيز را ويران کند
دختر حقيقي شما

931
01:20:31,505 --> 01:20:34,804
زماني که او رفت و راهي شد
اين جهان از تعادل و بالانس خارج شد

932
01:20:35,009 --> 01:20:36,340
از هم پاشيد

933
01:20:36,410 --> 01:20:38,378
نبايد اينگونه با من سخن بگويي

934
01:20:43,517 --> 01:20:45,678
مادر عزيز من

935
01:20:47,955 --> 01:20:50,355
ميشه کمي بستني بيشتر به من بديد؟

936
01:21:09,610 --> 01:21:13,842
قول شرف مي دم که ديگه تکرار نشه

937
01:21:14,348 --> 01:21:15,610
بريدن خردل

938
01:21:16,216 --> 01:21:19,014
هلنا

939
01:21:29,430 --> 01:21:31,557
اگر بخوام کمي از درون و احساسم بگم بايد عذرخواهي کنم

940
01:21:32,466 --> 01:21:36,232
سخني که بازتاب احساس و درون من باشد
پوزشي از صميم قلب

941
01:21:37,237 --> 01:21:39,467
تو درست مي گفتي

942
01:21:40,140 --> 01:21:42,165
و من به اندازه تو بر حق نبودم

943
01:21:42,609 --> 01:21:43,735
در مورد همه چيز

944
01:21:44,478 --> 01:21:45,740
پنجره ها

945
01:21:45,813 --> 01:21:47,781
جهاني که پايان يافته

946
01:21:48,315 --> 01:21:51,944
و تو بي شک از من بيزار و متنفر هستي
در حقيقت خودم هم از خودم بيزارم

947
01:21:59,860 --> 01:22:00,918
نگاه کن

948
01:22:02,930 --> 01:22:04,693
هر چه او با تو کرده است

949
01:22:06,233 --> 01:22:08,394
مي دانم که تو هنوز اينجا هستي

950
01:22:22,182 --> 01:22:25,345
بله! فراز و نشيب ها

951
01:22:47,708 --> 01:22:48,800
دست و پا چلفت هاي بي دقت

952
01:22:49,510 --> 01:22:51,000
اگر من پرنسس بودم
و مي خواستم چيزي را پنهان کنم

953
01:22:54,314 --> 01:22:56,612
آن را در اتاق خوابم پنهان مي کردم

954
01:22:56,717 --> 01:22:58,776
ما همه جايش را گشته ايم، اينجا نيست

955
01:22:59,720 --> 01:23:01,915
به هر صورت اين کاري است که من مي کردم

956
01:23:03,724 --> 01:23:04,952
چه مي گويي؟

957
01:23:05,259 --> 01:23:07,318
چيزي گودال نوميدي را نابود کرده است

958
01:23:07,394 --> 01:23:09,862
مرداب محشر ديگر آنجا نيست

959
01:23:09,930 --> 01:23:13,127
مرداب زيبا و دوست داشتني
مردابي که نمي توان آن را مثل روزهاي سابق يافت

960
01:23:13,200 --> 01:23:16,067
مي ترسم از اينکه کسي همين کار را انجام دهد

961
01:23:16,303 --> 01:23:17,292
چه کسي؟

962
01:23:17,371 --> 01:23:20,135
کسي که از من بيزار است

963
01:23:20,207 --> 01:23:23,973
کسي از شما بيزار نيست اعليحضرت! همه دوستتان دارند

964
01:23:26,513 --> 01:23:27,639
خزنده

965
01:23:28,615 --> 01:23:30,310
اون مشکلي داره

966
01:23:31,018 --> 01:23:32,713
بايد مشاور را خبر کنم

967
01:23:36,356 --> 01:23:38,153
همه چيز در حال از هم پاشيدن است

968
01:23:39,560 --> 01:23:41,494
همه چيز تقصير اين دختر است

969
01:23:42,229 --> 01:23:43,787
بگذاريد بار ديگر نوشته اش را ببينم

970
01:23:54,208 --> 01:23:56,233
او مي گويد که "نقاب آينه" را يافته است

971
01:23:56,510 --> 01:23:59,968
- شايد همين دليل خروج او از اينجا باشد
- ما هر گوشه اي را گشته ايم

972
01:24:00,647 --> 01:24:02,239
جايي نيست مگر آنکه کاوش شده است

973
01:24:02,449 --> 01:24:04,917
بايد به گشتن ادامه دهيم
تا پايان جهان

974
01:24:06,954 --> 01:24:08,819
پيغامي از اعليحضرت

975
01:24:08,889 --> 01:24:11,357
کارهاي حکومتي نشان از درگيري و دغدغه هاي ايشان دارد

976
01:24:11,491 --> 01:24:14,016
و شما بايد امشب غذايتان را در اتاق بخوريد

977
01:24:14,161 --> 01:24:15,389
مادر خيلي مهربونه

978
01:24:21,235 --> 01:24:22,463
درسته

979
01:24:23,470 --> 01:24:25,836
اشتهاي خوبي داشته باشين

980
01:24:26,173 --> 01:24:27,902
از طرف من از اعليحضرت تشکر کن

981
01:24:35,616 --> 01:24:36,776
غذا

982
01:24:42,956 --> 01:24:44,890
ما فرصت هاي زيادي را از دست داده ايم

983
01:24:45,759 --> 01:24:47,886
<i>حتي ديگر کتاب هاي سودمند و قابل استفاده نداريم</i>

984
01:24:55,002 --> 01:24:56,629
تنها يک صفحه باقي مانده است

985
01:24:59,473 --> 01:25:00,963
واي چه مي شود اگر اين صفحه هم غلط باشد؟

986
01:25:07,047 --> 01:25:09,072
"يادت باشه که مادرت به تو چي گفت"

987
01:25:09,182 --> 01:25:10,308
مادر من هميشه مي گفت

988
01:25:10,884 --> 01:25:13,148
دنياي خر تو خريه عزيزم

989
01:25:13,220 --> 01:25:15,017
خر تو خر و شير تو شير پس مراقب باش شکار شير ها و خر ها نشي

990
01:25:15,322 --> 01:25:16,448
سبزيجات رو ميل کن

991
01:25:16,790 --> 01:25:20,248
اين کارا رو نکن من رو جلوي
همسايه ها شرمنده نکن

992
01:25:20,394 --> 01:25:23,886
براي همه اين جوري بهتره که
شما خونه رو ترک کني و ديگه هم بر نگردي

993
01:25:25,432 --> 01:25:27,263
اون ديگه مادر من نيست

994
01:25:28,869 --> 01:25:30,359
اون در حقيقت من رو از يک مرد خريده

995
01:25:32,572 --> 01:25:34,301
دلم واسه مامانم تنگ ميشه

996
01:25:35,075 --> 01:25:37,100
اون هميشه پندها و نصيحت هاي خوبي برام داشت

997
01:25:38,578 --> 01:25:41,775
مثه وقتايي که شما چيزي رو از دست دادي و اون ميگه
تسليم نشو دختر

998
01:25:43,283 --> 01:25:47,344
بيشتر وقت ها
اون درست و مستقيم تو صورتت زل مي زنه

999
01:25:55,162 --> 01:25:57,130
شما هم به همون چيزي که من فکر مي کنم فکر مي کني؟

1000
01:25:57,230 --> 01:25:59,664
بدون شک! اگر ما با چرخ هاي کوچک شروع کنيم

1001
01:25:59,733 --> 01:26:02,167
ته کفش ها
چرخ هاي کوچکي که ميشه با هاش حرکت کرد

1002
01:26:02,235 --> 01:26:04,703
خنده داره
بهترين جا براي پنهان کردن يک آينه کجاست؟

1003
01:26:25,792 --> 01:26:27,453
بايد پنجره اي پيدا کنيم

1004
01:26:28,295 --> 01:26:30,195
قبل يا بعد شام؟

1005
01:26:30,630 --> 01:26:31,790
اوه! والنتين

1006
01:26:35,469 --> 01:26:36,663
زود باش

1007
01:26:36,870 --> 01:26:39,430
- عجله کن
- پرنسس

1008
01:26:40,474 --> 01:26:42,135
نه ديگه

1009
01:26:44,211 --> 01:26:48,272
زودتر و هر چه سريع تر

1010
01:26:48,582 --> 01:26:53,042
فرار کن، بدو سريع تر
نذار چيزي از مسير منحرفت کنه

1011
01:26:53,520 --> 01:26:54,851
غذا

1012
01:26:55,455 --> 01:26:58,891
بايد هر چه سريع تر بريم
وقتي ديگه باقي نمونده

1013
01:26:58,992 --> 01:27:00,516
راست مي گي

1014
01:27:01,028 --> 01:27:02,222
باشه

1015
01:27:07,100 --> 01:27:09,034
آيا او به راستي مقدس است عشق من؟

1016
01:27:09,970 --> 01:27:12,165
مقدس؟ نه

1017
01:27:12,472 --> 01:27:14,269
اين طور فکر نمي کنم

1018
01:27:15,008 --> 01:27:18,307
مردمان مقدس! اون ها ميوه آينده را مي خورند

1019
01:27:18,378 --> 01:27:21,836
و کلماتي خردمندانه و سرشار از عقل باز پس مي دهند

1020
01:27:22,049 --> 01:27:26,349
گاهي نيز به تمامي کتاب مي نويسند
شگفت انگيز است

1021
01:27:27,187 --> 01:27:28,984
يک ميوه بردار

1022
01:27:29,589 --> 01:27:32,217
سيصد سال براي رشدش زمان لازمه

1023
01:27:32,426 --> 01:27:34,951
بد نيست، لذيذ و خوشمزه است

1024
01:27:35,128 --> 01:27:36,720
چرا آنها بهش ميگن ميوه آينده؟

1025
01:27:36,797 --> 01:27:41,063
بخاطر اينکه آينده همونجايي است که شما خواهيد رفت
زماني که از اين ميوه ميل کنيد عشق من

1026
01:27:49,142 --> 01:27:51,007
والنتين! نقاب آينه را به من بده

1027
01:27:51,244 --> 01:27:52,472
تو رو خدا

1028
01:27:52,546 --> 01:27:55,242
تنها يک راه براي خروج باقي مونده و من از همون راه ميرم
خدا نگهدار

1029
01:28:05,092 --> 01:28:06,081
با خودت آبجو بيار

1030
01:28:15,936 --> 01:28:18,962
اين آينده من نيست

1031
01:28:20,407 --> 01:28:22,398
نه! من نمي خوام يک آدم منتظر بشم

1032
01:28:25,512 --> 01:28:29,346
فکر مي کنم ضربه اي براي جبران در مورد شهر سفيد وجود داره

1033
01:28:29,449 --> 01:28:31,974
تنها راهي که مي توان از آن رفت

1034
01:28:32,085 --> 01:28:34,053
تو داري از داخل کلاهت با من حرف مي زني

1035
01:28:34,154 --> 01:28:35,712
با کمال احترام! اعليحضرت

1036
01:28:35,856 --> 01:28:38,222
فکر مي کنم اين سناريوي پايان جهان

1037
01:28:38,291 --> 01:28:40,259
ديگه زيادي اغراق آميز و خالي بندي به نظر مي ياد

1038
01:28:40,327 --> 01:28:43,694
- ما به شکل وحشيانه اي به "مينور" واکنش نشون مي ديم
- مينور؟

1039
01:28:43,763 --> 01:28:46,561
تو تلاش مي کني در مرداب زندگي کني
مردابي که ديگه اينجا نيست رفيق

1040
01:28:46,633 --> 01:28:48,931
اينجا بيا و به من در مورد "مينور" بگو

1041
01:28:49,002 --> 01:28:53,234
ببين! همه آنچه مي خواهم بگويم
اينجاست، جايي براي همه نابودي ها و ويراني هاي جهان

1042
01:28:53,340 --> 01:28:55,706
يه جور سناريوي عاشقانه و رو در رو

1043
01:29:00,780 --> 01:29:01,838
چي؟

1044
01:29:03,250 --> 01:29:04,547
اين پرنسس است

1045
01:29:05,685 --> 01:29:08,711
از پرنسس چه خبر؟

1046
01:29:09,055 --> 01:29:12,718
يادت مياد در اولين نوبت چه گفتي
گفتي که او فرار کرده و گريخته است؟

1047
01:29:14,394 --> 01:29:16,453
اولين نوبت ديگر چه زماني است؟

1048
01:29:21,902 --> 01:29:25,201
نقاب آينه! بايد راهي براي خروج و گريز از اينجا باشه
راهي براي بيرون رفتن

1049
01:29:25,272 --> 01:29:28,332
اگر بتوانم او را ببينم بايد پنجره اي بيابم
شرط مي بندم که مي توان به سراغ او رفت

1050
01:29:28,408 --> 01:29:30,137
پنجره اي در جنگل نيست

1051
01:29:30,210 --> 01:29:32,269
- بايد کاري رو که انجام ميدهد ببينم
- ما مي دانيم

1052
01:29:32,345 --> 01:29:34,813
اون دختر چه بفهمه و چه نفهمه
داره دنيا رو نابود مي کنه

1053
01:29:34,915 --> 01:29:37,907
خوردن چيپس و کلي هله هوله، شوخي با پسر ها و ور رفتن با اونا
سيگار دود کردن و کلي کوفت و زهر مار ديگه!

1054
01:29:47,260 --> 01:29:50,889
چرا مردم همچين لباس هاي احمقانه و جلفي مي پوشن؟

1055
01:29:57,137 --> 01:30:00,664
بايد مي دونستم که تو ميتوني يه کاري با اين انجام بدي

1056
01:30:00,740 --> 01:30:01,729
بله

1057
01:30:02,209 --> 01:30:05,508
به من گوش بده! دخترت داره همه چيز رو نابود مي کنه

1058
01:30:06,012 --> 01:30:08,446
بايد يه پنجره پيدا کنم و بر گردم

1059
01:30:08,582 --> 01:30:11,107
خواهش مي کنم بذار ما بريم

1060
01:30:11,651 --> 01:30:14,586
- تو دختر مني
- اما مي دوني که اين درست نيست و صحت نداره

1061
01:30:14,721 --> 01:30:16,245
من زني منطقي و خردمند است

1062
01:30:17,457 --> 01:30:18,890
تو با من بر مي گردي

1063
01:30:19,392 --> 01:30:23,055
من والنتين رو مجازات مي کنم

1064
01:30:23,663 --> 01:30:26,791
- و ما هم به کسي چيزي در اين مورد نمي گيم
- اون يه حيوون خونگي نيست

1065
01:30:26,866 --> 01:30:31,030
اون ديگه حتي يه بچه کوچولو هم نيست
تو بايد اجازه بدي رشد کنه

1066
01:30:31,104 --> 01:30:34,631
مي فهمي؟ اجازه بده غذاش رو خودش انتخاب کنه

1067
01:30:34,874 --> 01:30:37,638
لباس هاش رو و خلاصه هر تصميمي رو که مي خواد بگيره

1068
01:30:38,778 --> 01:30:42,236
- دوسش داشته باش ولي سعي نکن تصاحبش کني
- مي فهمم

1069
01:30:42,582 --> 01:30:44,413
اين دقيقا همون چيزيه که من مي گم

1070
01:30:45,485 --> 01:30:47,453
بي شک اجازه هيچ سوال و جوابي هم نيست

1071
01:30:50,190 --> 01:30:52,750
من به اين نيازي ندارم
من آدم مشهوري هستم

1072
01:30:52,826 --> 01:30:55,294
اگه نتونيم ازش دور شيم
تو قطعا يه آدم مرده خواهي بود

1073
01:30:55,362 --> 01:30:58,195
چيزي که تو داري ميتونه ايجاد نور بکنه
کجاست؟

1074
01:30:58,865 --> 01:31:00,890
نقاب کجاست؟ نقاب آينه رو به من بده

1075
01:31:01,735 --> 01:31:03,930
براي خاطر خدا اين کار رو بکن. من مي دونم دارم چي کار مي کنم

1076
01:31:08,174 --> 01:31:10,938
اون تا حالا بايد اينجا باشه
هميشه اين سيگنال و نشانه ما بود

1077
01:31:11,011 --> 01:31:12,740
فکر کنم تو چيزي گفتي

1078
01:31:12,812 --> 01:31:15,872
بيشتر در باره تفاوت نظرات و اختلاف عقيده ها
من کاملا در طرف حقم.

1079
01:31:16,549 --> 01:31:18,483
بعضي وقت ها بهتره خيلي راحت بگي معذرت مي خوام

1080
01:31:18,585 --> 01:31:20,951
نه! به هيچ وجه نخواهم گفت

1081
01:31:28,561 --> 01:31:30,461
باشه! من خواهم گفت

1082
01:31:31,831 --> 01:31:34,095
معذرت مي خوام

1083
01:31:41,041 --> 01:31:43,305
شما يک برج واقعي داري

1084
01:31:43,376 --> 01:31:46,072
مي دوني که! من يک آدم مشهور و معروفم

1085
01:32:18,278 --> 01:32:19,506
نگاه کن

1086
01:32:20,013 --> 01:32:22,208
تنها يک راه براي خروج وجود داره: پنجره

1087
01:32:22,315 --> 01:32:25,307
همون پنجره اي که من کشيدم، پنجره اي که دري ميان جهان ما
و جهان اون دختره

1088
01:32:25,418 --> 01:32:26,783
ولي اون دختر نابودشون کرده

1089
01:32:26,853 --> 01:32:30,721
والنتين! نقاب آينه را به من بده
براي خاطر خدا

1090
01:32:34,861 --> 01:32:36,226
چه اتفاقي افتاد؟

1091
01:32:38,131 --> 01:32:40,964
<i>پنجره اي باقي نمونده! همه چيز تموم شد</i>

1092
01:32:42,202 --> 01:32:43,362
<i>او پيروز شد</i>

1093
01:32:47,741 --> 01:32:49,265
من بر نمي گردم

1094
01:33:52,105 --> 01:33:54,232
نه! بازگشتي ديگه براي من نيست

1095
01:33:54,307 --> 01:33:57,071
- جهان من همينه
- نه! من اينجا دوستش دارم

1096
01:33:57,143 --> 01:33:58,542
من فقط يه زندگي واقعي ميخوام

1097
01:33:58,611 --> 01:34:01,774
زندگي واقعي؟ تو که نمي توني از پس زندگي واقعي بر بياي

1098
01:34:48,962 --> 01:34:50,122
هلنا

1099
01:34:54,701 --> 01:34:56,259
- پدر؟
- سلام

1100
01:34:57,937 --> 01:34:59,268
همه چيز تموم شد

1101
01:35:01,474 --> 01:35:03,533
اينجا جاي مسخره اي واسه خوابيدنه! پاشو

1102
01:35:04,210 --> 01:35:05,575
من خواب نبودم

1103
01:35:05,912 --> 01:35:07,311
مامان! حالش....

1104
01:35:07,847 --> 01:35:11,180
هنوز خبري ازش نيست
فقط بايد دعا کنيم

1105
01:35:12,018 --> 01:35:14,077
نگاه کن خودتو! سر و ضعت رو ببين

1106
01:35:14,787 --> 01:35:17,551
داري کم کم يخ مي بندي که
بيا اينجا ببينم

1107
01:35:18,057 --> 01:35:19,422
اين رو تنت کن

1108
01:35:21,694 --> 01:35:23,787
ديگه وقت رفتنه! بريم

1109
01:35:25,431 --> 01:35:27,058
توي جيب منه

1110
01:35:30,236 --> 01:35:31,430
سلام

1111
01:35:32,405 --> 01:35:33,497
بله

1112
01:35:33,840 --> 01:35:35,398
اينجاست! من پوشيدمش

1113
01:35:36,075 --> 01:35:38,407
- اين براي تو، يه جور بيمارستانه
- سلام

1114
01:35:39,979 --> 01:35:41,037
بله

1115
01:35:46,486 --> 01:35:47,817
ممنون

1116
01:35:48,721 --> 01:35:50,120
بابت گفتنش به من

1117
01:35:51,658 --> 01:35:52,852
مشکلي نيست

1118
01:35:54,160 --> 01:35:56,253
من ترتيب قرار ها رو مي دم

1119
01:35:56,329 --> 01:35:58,092
خواهش مي کنم

1120
01:35:59,699 --> 01:36:02,463
اونها چي گفتن پدر؟

1121
01:36:04,137 --> 01:36:07,197
گفتن حالش خوبه! و داره بهتر هم ميشه

1122
01:36:08,575 --> 01:36:09,974
همش رو گرفتن

1123
01:36:23,089 --> 01:36:24,886
بيا بريم داخل و آماده باشيم

1124
01:36:26,693 --> 01:36:28,160
ما خوب خوب مي شيم

1125
01:37:00,627 --> 01:37:03,187
راستش رو بخواي من همش در مورد رفتن
و کار کردن توي سيرک خيال پردازي مي کردم

1126
01:37:03,296 --> 01:37:07,494
خوبه! تو بايد بري بالاي 18 سال و خوب رشد کني
تو امتحانش قبول شي و البته ديوونه باشي

1127
01:37:07,800 --> 01:37:08,789
حرف نداري

1128
01:37:27,587 --> 01:37:28,884
من رو ببخش

1129
01:37:30,723 --> 01:37:32,156
نيازي نيست

1130
01:37:32,225 --> 01:37:34,716
- من با زن داخل پنجره حرف زدم
- مادر من

1131
01:37:34,794 --> 01:37:37,729
من با يک خانم دوست داشتني و زيبا حرف زدم
خانمي که در پنجره بود

1132
01:37:37,997 --> 01:37:41,057
تو که مي دوني من هميشه مي خواستم در
سيرک کار کنم

1133
01:37:42,669 --> 01:37:45,763
خوبه! شايد بتوني يه پيشخدمت نکبت بشي

1134
01:37:51,244 --> 01:37:52,336
اره

1135
01:37:54,447 --> 01:38:15,471
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

