﻿1
00:00:01,976 --> 00:00:26,976
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:34,000 --> 00:00:37,037
صادق " ؛ تاحالا کجا بودی ؟ "
. به دفتر روزنامه زنگ زدم ؛ همینطور به کلوب

3
00:00:38,680 --> 00:00:40,557
میتونستی از قبل بهم بگی که
. . ممکنه دیر کنی و

4
00:00:41,440 --> 00:00:43,431
نگرانم بودی ؟ -
. البته که بودم . نگرانت بودم -

5
00:00:43,840 --> 00:00:45,512
. اوضاع بیرون بدجوری خرابه ؛ خودت که میدونی

6
00:00:48,800 --> 00:00:50,199
ببینم ؛ مشروب خوری کردی ؟

7
00:00:50,720 --> 00:00:54,508
آره ؛ فقط یه کم ؛ همراه بچه های روزنامه ؛
. . آخه خیلی بهم اصرارکردن

8
00:00:55,720 --> 00:00:59,793
صادق " ؛ این روزا باید حواستو حسابی جمع کنی ؛ "
. میدونی . . بچه دیگه داره به دنیا میاد

9
00:01:02,960 --> 00:01:06,396
. ببخشید . . تو درست میگی
. . بخاطر اینکه مقالمو چاپ نکردن

10
00:01:06,920 --> 00:01:10,230
. یه کوچولو ناراحت شدم . . -
. . درسته ؛ امروز صبح روزنامه رو نیگا کردم

11
00:01:10,640 --> 00:01:12,551
. مقاله توش چاپ نشده بود . . -
. بخاطر سردبیر جدیده -

12
00:01:13,000 --> 00:01:15,594
. از چاپش میترسه یا همچین چیزایی ؛ بی خیالش
مشروب داریم ؟

13
00:01:16,000 --> 00:01:17,513
. نخیر -
واسه چی نه ؟ -

14
00:01:17,960 --> 00:01:19,951
همه اشو سرکشیدم ؛ بخاطر اینه که نداریم ؛
. . خودت که میدونی ؛ ما

15
00:01:20,400 --> 00:01:24,678
. خیلی این روزا اعصابمون خورده . . -
. خیلی خب ؛ فهمیدم چی میگی -

16
00:01:25,760 --> 00:01:27,876
. هوا خیلی گرمه

17
00:01:28,400 --> 00:01:29,628
هیولا " چطوره ؟ " -
. خوبه -

18
00:01:30,200 --> 00:01:33,078
. امروز خیلی درد داشتم
. تقریبا مطمئن بودم که داره به دنیا میاد

19
00:01:33,600 --> 00:01:37,036
اسم " هیولا " روش نذار ؛ اگه دختر باشه چی ؟ -
. . مهم نیس -

20
00:01:39,240 --> 00:01:41,117
. دخترم باشه ؛ قدمش رو چشم . .

21
00:01:41,560 --> 00:01:43,869
. فردا بعدازظهر میریم بیمارستان

22
00:01:44,320 --> 00:01:47,869
آره ؛ قدمش رو چشم ؛ اما نه امشب ؛
. اجازه نمیدم وقتی مستی بغلش کنی

23
00:01:48,360 --> 00:01:50,749
محاله مست باشی بدمش بغلت ؛ مطمئنم که
. با کلّه میندازیش زمین

24
00:01:50,840 --> 00:01:55,391
نمیندازمش ؛ قبلش
. سه تا فنجون قهوه پشت سرهم میخورم

25
00:01:55,760 --> 00:01:57,557
. نمیندازمش

26
00:01:58,360 --> 00:02:01,636
. عزیز خودمه

27
00:02:02,400 --> 00:02:05,437
. متکا رو بردار
. موقع تمرینه

28
00:02:13,000 --> 00:02:17,039
خیلی خب ؛ از پشتِش نه ؛
. باید از پشت گردنش بگیری ؛ حواست به سرش باشه

29
00:02:44,360 --> 00:02:47,238
. صادق " ؛ بچه داره به دنیا میاد "

30
00:02:47,600 --> 00:02:51,513
چی ؟ الان ؟ -
. سریع یه تاکسی بگیر . داره زودتر از موعد به دنیا میاد -

31
00:02:52,160 --> 00:02:55,072
. باشه . . آرامشتو حفظ کن

32
00:02:56,560 --> 00:02:58,357
. کیف پولم

33
00:03:22,080 --> 00:03:23,877
. ای لعنتی

34
00:03:25,560 --> 00:03:29,553
خیلی خب ؛ دستمو بگیر ؛ میتونیم بیرون تاکسی پیدا کنیم ؛
. بیمارستان تا اینجا پنج دقیقه هم فاصله نداره

35
00:03:29,960 --> 00:03:32,838
. نگو پنج دقیقه
. حس میکنم همین جا دارم بچه رو به دنیا میارم

36
00:03:33,440 --> 00:03:35,874
. کمک ! " آیسون " داره زایمان میکنه -
. وقتو تلف نکن -

37
00:03:36,280 --> 00:03:40,432
. خیلی خب . . نفس های عمیق بکِش -
. مجبورم نکن نفس بکِشم -

38
00:03:45,920 --> 00:03:47,638
. میتونم سریع یه تاکسی بگیریم

39
00:03:53,320 --> 00:03:55,038
کدوم گورین ؟

40
00:04:02,520 --> 00:04:03,714
! کمک

41
00:04:07,120 --> 00:04:09,236
کسی اینجا نیست ؟

42
00:04:10,760 --> 00:04:11,988
! ای لعنت

43
00:04:12,520 --> 00:04:15,592
خدا همتونو لعنت کنه ! کدوم گدوری هستید ؟
چه اتفاقی واسه بقیه افتاده ؟

44
00:04:17,320 --> 00:04:19,197
. دیگه نمیتونم راه برم

45
00:04:21,360 --> 00:04:22,236
. آیسون " ؛ آروم باش "
. بیا اینجا

46
00:04:31,720 --> 00:04:35,315
حرف نزن ؛
. خودتو خسته نکن

47
00:04:36,280 --> 00:04:37,599
. دراز بکِش

48
00:04:38,080 --> 00:04:39,593
. دراز بکِش
. دراز بکِش

49
00:04:40,560 --> 00:04:45,395
. کیسه ی آبم پاره شده . یه کاری بکن
. بچه داره به دنیا میاد

50
00:04:52,280 --> 00:04:55,909
! کمکمون کنید آشغال کله ها
! بیدار شید

51
00:05:45,360 --> 00:05:47,316
مشکل چیه رفیق ؟
تصادف ؟

52
00:05:48,920 --> 00:05:53,277
. زنم مُرده ؛ بچه به دنیا اومده

53
00:05:53,960 --> 00:05:56,633
. خونِ زیادی از دست داده

54
00:05:57,120 --> 00:06:01,079
. هیچی . . کسی کمکمون نکرد

55
00:06:01,440 --> 00:06:03,431
. آمبولانس خبر میکنم

56
00:06:03,840 --> 00:06:05,637
بقیه کجان ؟

57
00:06:06,080 --> 00:06:08,389
. اینجا ؛ کودتای نظامی شده

58
00:06:08,389 --> 00:06:18,389
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

59
00:08:20,680 --> 00:08:23,319
. هنوز شروع نشده ؛ بهم دست نزن

60
00:08:39,760 --> 00:08:44,550
داری چیکار میکنی ؟ بیا غذاتو بخور ؛
! و اینقدر هم درهای خونه رو محکم به همدیگه نکوبون

61
00:08:45,240 --> 00:08:47,834
. اینکارو نمیکنم ؛ فقط به اتاق ها سر میزنم -
واسه چی ؟ -

62
00:08:48,360 --> 00:08:54,196
میخوام کوتوله ها رو بگیرم ؛ آخه تا پشتمو میکنم ؛
. از توی کتاب میان بیرون

63
00:08:54,600 --> 00:08:58,991
کدوم کوتوله ها ؟ تو ؛ تنها کوتوله ای هستی که
اینجاس ؛ مگه کس دیگه ای هم اینجا هست ؟

64
00:09:00,920 --> 00:09:03,434
آره ؛ هست ؛ باید ببینینشون ؛
. خودشونو قایم میکنن

65
00:09:03,760 --> 00:09:05,478
کوتوله ها ؛ تو کتاب " گالیور " هستن
. " و همینطورم تو کتاب " آلیس

66
00:09:05,800 --> 00:09:08,268
همونطور که " آلیس " رشد میکنه ؛ اونای دیگه
. همون قدر کوچولو باقی میمونن

67
00:09:08,600 --> 00:09:12,878
کدوم " عالیش " رو میگی ؟ همونی که چند روز پیش
با شیشه زدت ؟

68
00:09:13,280 --> 00:09:17,558
نه ؛ اولا که اسم اون " علی " بود و اصلا هم نزدم ؛
. بعدشم ؛ " آلیس " اسم یه دختر ؛ تو داستانه

69
00:09:17,880 --> 00:09:20,314
. شما اونو نمیشناسین -
. هرچی حالا -

70
00:09:20,640 --> 00:09:22,790
. غذاتو بخور

71
00:09:23,560 --> 00:09:25,596
فاطمه " ؟ " -
چیه ؛ عزیزم ؟ -

72
00:09:25,960 --> 00:09:29,919
میدونی ؛ پدرم دیروز بهم پول تو جیبی داد ؛
میتونیم باهاش کتاب " لوکی لوک " رو بخریم ؟

73
00:09:30,280 --> 00:09:32,714
البته کتاب " جو دالتون " هم هست ؛
. . میدونی ؛ " جو دالتون کوچیکه " ؛

74
00:09:34,520 --> 00:09:36,829
. باشه ؛ وقتی بابات رسید ؛ تو برو

75
00:09:58,360 --> 00:10:00,032
. " خوش اومدی آقا " صادق

76
00:10:01,720 --> 00:10:03,597
حالت چطوره " فاطمه " ؟ -
. خوبم -

77
00:10:04,440 --> 00:10:06,590
خوابیده ؟ -
. شیر خورده -

78
00:10:06,920 --> 00:10:13,473
عرق کرده . تخم مرغ نیمرو شده و
. فلفل سبز درست کردم

79
00:10:13,840 --> 00:10:17,310
. میدونم اون غذا رو دوست داری
. تابستون ؛ بهترین فصله

80
00:10:17,640 --> 00:10:21,235
. غذا درست کردن تو تابستون خیلی راحته
. هندونه هم حسابی حال میده

81
00:10:22,600 --> 00:10:26,593
مامان بزرگ " دنیز " اومد سر بزنه ؟ -
. آره ؛ اومد سر زد و رفت -

82
00:10:27,360 --> 00:10:29,715
. باید میدیدیش که چقدر خودشو گرفته بود

83
00:10:30,440 --> 00:10:32,795
باهمدیگه دعواتون شد ؟ -
واسه چی باید باهاش دعوام بشه ؟ -

84
00:10:33,240 --> 00:10:35,071
. . دوباره همون حرفای همیشگیشو تکرار کرد

85
00:10:35,440 --> 00:10:38,830
اینکه ما واسه نگهداری " دنیز " کفایت لازمو نداریم ؛
. . یا اینکه دلش واسه دخترش تنگ شده

86
00:10:39,360 --> 00:10:42,352
یا اینکه شما نباید ازدواج کنین ؛ . .
. از همین چرندیات بی معنی دیگه

87
00:10:42,760 --> 00:10:46,389
اعتراف نمیکنه که
. توانایی نگهداری از نوه اشو نداره

88
00:10:46,480 --> 00:10:48,789
آخه اگه بخواد نوه اشو نگه داره ؛ اونوقت از کجا
وقت اضافه بیاره که بره واسه خودش خوشگذرونی کنه ؟

89
00:10:49,320 --> 00:10:50,912
. دوباره داره واسه تفریح به " بُدروم " میره

90
00:10:51,240 --> 00:10:53,834
وانمود کرد که میخواد " دنیز " رو هم
. باخودش ببره ؛ البته فقط وانمود کردا

91
00:10:54,320 --> 00:10:56,754
. همینطور ؛ نیم کیلو گوشت قیمه هم واسش آورد

92
00:10:57,200 --> 00:11:00,112
بهش گفتم که پدرش ؛
. . تمام احتیاجاتشو برآورده میکنه

93
00:11:00,480 --> 00:11:05,270
. و اینکه گوشت چرخ کرده یا جگر اهمیتی ندارن . .
از جوابی که بهش دادم خوشتون اومد ؟

94
00:11:05,800 --> 00:11:09,918
. واسش یه پیرهن هم هدیه آورده
. این قدر بهش بزرگه که تا زانوهاش میرسه

95
00:11:10,320 --> 00:11:12,595
. بهش گفتم اون پیرهن تازه سه سال دیگه اندازه اش میشه

96
00:11:14,320 --> 00:11:16,914
. تو خیلی خوبی
دنیز " امروز چیکارا کرد ؟ "

97
00:11:17,520 --> 00:11:20,353
یه کتابی به اسم " گنجیه ی آلیس " ؛
. یا همچین چیزاییو خوند

98
00:11:21,160 --> 00:11:24,516
تمام روز درموردش حرف میزد و میخواد با پولش
. کتاب " جویی کوچیکَه " رو بخره

99
00:11:24,920 --> 00:11:30,517
کتاب ؛ تنها چیزیه که واسش مهمه ؛ اون کتابای
.  زیادی میخونه و هیچوقت هم شیطونی نمیکنه

100
00:11:33,160 --> 00:11:35,628
چی شده ؟
چی بهت گفتن ؟

101
00:11:44,280 --> 00:11:47,192
. " ما داریم از اینجا میریم " فاطمه
. همونطوریکه قبلا حرفشو زده بودیم

102
00:11:48,200 --> 00:11:49,553
. یادت نره

103
00:11:50,240 --> 00:11:52,993
. من وضعیت سخت و طاقت فرسایی دارم

104
00:11:54,680 --> 00:11:58,992
خدا اوناییو که باعث و بانی شدن که
. ما اینطوری زجر بکِشیمو لعنت کنه

105
00:11:59,360 --> 00:12:01,112
. " کافیه " فاطمه

106
00:12:01,640 --> 00:12:04,757
. خیلی خب
. میرم شامتو بیارم

107
00:12:05,160 --> 00:12:08,550
. پولتو میذارم اینجا
. واسه دوماهِ گذشته اس

108
00:12:08,920 --> 00:12:12,549
نمیخوامش ؛
. همونی که دادی کافیه

109
00:12:13,400 --> 00:12:14,992
. خواهش میکنم بگیرش

110
00:12:15,360 --> 00:12:18,511
وقتی اینجا نیستی ؛
. خونه رو به صورت منظم تمیزکاری میکنم

111
00:12:18,880 --> 00:12:21,189
. شاید یه روزی برسه که دوباره برگردی

112
00:12:21,760 --> 00:12:25,594
. " ما دیگه هیچوقت برنمیگردیم " فاطمه -
. بذار غذاتوبیارم -

113
00:13:03,640 --> 00:13:07,713
هِی ؛ جوون ؛ صبح بخیر ؛
. فکر کنم خوابم برد

114
00:13:08,080 --> 00:13:10,355
. بخاطره اینه که صبح خیلی زود بیدار شدیم

115
00:13:11,800 --> 00:13:15,759
بابا ؛ فکر میکنی سرعت قطار چقدر باشه ؟
مثلا صد کیلومتر ؟

116
00:13:15,840 --> 00:13:17,558
. اینقدرها نیست

117
00:13:18,320 --> 00:13:22,074
پس ، سریع تر از ماشین ها حرکت نمیکنه ؛ درسته ؟
. اما بازم سریعه

118
00:13:22,520 --> 00:13:25,830
وقتی از خواب بلند شدم ؛ سعی کردم که
. درختا رو بشمرم ؛ اما فقط تا هشتاد تونستم برم

119
00:13:26,200 --> 00:13:30,239
. بعدش ؛ یهویی سرعتمون خیلی زیاد شد

120
00:13:35,840 --> 00:13:38,752
. کاشکی تفنگ داشتیم -
واسه چی ؟ -

121
00:13:39,200 --> 00:13:41,998
. واسه وقتی که سرخ پوستا بهمون حمله کنن
. اونا معمولا راه آهنو میبندن

122
00:13:42,360 --> 00:13:47,434
وقتی قطارو متوقف کنن میان و
. هرچی طلا تو قطاره رو میدزدن

123
00:13:47,960 --> 00:13:51,748
ما که طلا نداریم ؛
. پس دردسری هم واسمون پیش نمیاد

124
00:13:53,440 --> 00:13:55,317
. تو اصلا هیجانزده نیستی

125
00:13:56,480 --> 00:13:57,674
. اینو بگیر

126
00:13:58,680 --> 00:14:03,071
. قبلاها ؛ خیلی هیجان داشتم
. اما دیگه تحمل هیجان و این چیزا رو ندارم

127
00:14:11,360 --> 00:14:15,478
! بهت که گفتم ؛ سرخ پوستان ؛ واسه دزدی اومدن -
. همین دور و برا باش ؛ زیاد دور نشیا -

128
00:14:18,160 --> 00:14:21,197
دنیزِ کابوی " ؛ اسلحه ی خودشو "
. به سمت سرخ پوستها نشونه رفت

129
00:14:21,560 --> 00:14:24,836
. سرخ پوستا ؛ غافلگیر شدن

130
00:14:25,360 --> 00:14:28,238
. دستاشونو بالا بردن و تسلیم شدن

131
00:14:28,800 --> 00:14:33,191
. هیچکی جرات نداره با " دنیز کابویِه " دربیفته

132
00:14:44,280 --> 00:14:46,111
. پلیسه

133
00:15:00,520 --> 00:15:02,954
. سفر خوش ؛ کنترل کارت شناسایی

134
00:15:22,760 --> 00:15:24,751
این آقای خوشتیپ کیه همراهته ؟
پسرته ؟

135
00:15:30,920 --> 00:15:32,717
. سفر خوش

136
00:15:38,520 --> 00:15:41,830
خیلی خب . . حالا میایی یه بار دیگه
اونایی که درموردش حرف  زدیمو تکرار کنیم ؟

137
00:15:42,440 --> 00:15:45,193
! من که یادم نرفته چی گفتی -
. پس ، واسم بگو -

138
00:15:45,680 --> 00:15:49,275
وقتی رسیدیم خونه ؛ زیاد سوال نمی پرسم ؛
. و سعی میکنم پسر خوبی باشم

139
00:15:49,920 --> 00:15:54,789
اگه دعوا پیش اومد ؛ ناراحت نمیشم ؛
. بخاطر این که بابابزرگ یه کم عجیب و غریبه

140
00:15:55,760 --> 00:15:58,718
. اونجا خیلی شلوغ پلوغه
. آخه خونواده ی بزرگیه

141
00:15:59,200 --> 00:16:02,510
. . خونواده ی خودمونن ؛ اما اونا هم

142
00:16:03,120 --> 00:16:05,315
. مشکلات خاص خودشونو دارن . . -
. بله -

143
00:16:05,680 --> 00:16:08,672
هیچ سوالی از عموم ؛
. . درمورد وضعش نمیپرسم

144
00:16:09,160 --> 00:16:12,072
بخاطر اینکه عموم ؛ . .
. که داداش توئه ؛ با ما فرق داره

145
00:16:12,480 --> 00:16:15,836
اون تو فهم چیزا کُنده ؛
. اما مرد بزرگیه

146
00:16:16,320 --> 00:16:18,550
. و ؛ با بچه های دیگه دعوا نمیکنم

147
00:16:18,960 --> 00:16:21,474
پدر بزرگو ؛ تا وقتی ازم خوشش نیاد ؛
. بابابزرگ صدا نمیکنم

148
00:16:21,920 --> 00:16:25,196
ممکنه اولش ازم خوشش نیاد ؛
. اما بخاطرش ناراحت نمیشم

149
00:16:25,600 --> 00:16:29,309
اگرم ازم خوشش اومد ؛
. میتونم " بابابزرگ " صداش کنم

150
00:17:06,680 --> 00:17:09,148
واسه چی داریم خونه ی بابابزرگ میریم ؟

151
00:17:09,800 --> 00:17:12,075
. تو خیلی سئوال میپرسی

152
00:17:12,520 --> 00:17:14,988
. تو دیگه دوسم نداری

153
00:17:15,520 --> 00:17:18,273
چی ؟ -
. هیچی -

154
00:17:27,640 --> 00:17:30,154
. بابا ؛ داری دستمو درد میاری -
واقعا ؟ -

155
00:17:31,080 --> 00:17:33,150
. ببخشید

156
00:17:34,200 --> 00:17:35,838
! " وایسا . . " دنیز
! " دنیز "

157
00:18:13,320 --> 00:18:15,515
. کسی این دور و ورا نیست
. باید تو مزرعه باشن

158
00:18:15,880 --> 00:18:18,394
. زود برمیگردن -
اینطور فکر میکنی ؟ -

159
00:18:19,800 --> 00:18:22,712
! از کجا میدونی ؛ آقا باهوشِه ؟

160
00:19:48,560 --> 00:19:50,312
! سلام ؛ قهرمان

161
00:19:56,760 --> 00:19:58,876
تو بابابزرگمی ؟

162
00:20:08,360 --> 00:20:10,555
! پسرم

163
00:20:11,120 --> 00:20:13,680
. خوش اومدی رئیس کوچولو
چی باعث شده پیشمون بیای ؟

164
00:20:14,000 --> 00:20:16,389
وراجیو تموم کن ؛
. اسبو ببر اصطبل

165
00:20:16,760 --> 00:20:18,671
. باید از قبل خبرمون میکردی

166
00:20:19,080 --> 00:20:23,915
! پسرم
. من ؛ مامان بزرگتم

167
00:20:26,400 --> 00:20:28,118
الان چند سالته ؟

168
00:20:28,440 --> 00:20:30,510
داری کجا میری ؟

169
00:20:30,960 --> 00:20:34,396
داری کجا میری ؟ -
! ولش کن بره -

170
00:20:34,960 --> 00:20:38,919
! جرات داری برو دنبالش
! اگه رفتی ؛ تو حق نداری اینجا برگردی

171
00:20:44,960 --> 00:20:47,520
بابا ؛ داری کجا میری ؟

172
00:20:53,440 --> 00:20:56,830
خیلی خب ؛ دیگه ؛
. ایندفعه دیگه باهات میام

173
00:20:57,280 --> 00:20:59,510
! " قسم میخورم دنبالت بیام ؛ " صادق

174
00:20:59,880 --> 00:21:02,269
. چمدون هامو آماده کنین

175
00:21:03,840 --> 00:21:08,436
یه بار اینجا رو ترک کردی ؛
. و دوباره قرار نیست همچین اتفاقی تکرار بشه

176
00:21:08,800 --> 00:21:12,475
جلوت دراز میکِشم و برای رفتن از اینجا
! باید از روی جنازه ی من رَد بشی

177
00:21:12,800 --> 00:21:16,429
آخرین بار ؛ سکوت کردم ؛
! اما ایندفعه ؛ میگیرم یه کتک حسابی بهت میزنم

178
00:21:16,640 --> 00:21:19,552
. تو قرار نیست از اینجا ؛ هیچ کجا بری

179
00:21:28,760 --> 00:21:31,115
. یالا . . بیا تو

180
00:21:36,040 --> 00:21:38,918
. دنبالم بیا طبقه ی بالا

181
00:21:41,640 --> 00:21:43,710
از خونه ی ما خوشت اومده ؟

182
00:21:44,600 --> 00:21:46,591
. . برو تو

183
00:21:47,200 --> 00:21:49,395
. آره . . اون اتاق

184
00:21:50,160 --> 00:21:56,998
دنیز کوچولو " و باباش ؛ وارد جنگلی شدن "
. . که بدست جادوگری شرور و بدذات نفرین شده بود

185
00:21:59,600 --> 00:22:05,596
در طول راه ؛ جادوگر و هیولاهای تحت فرمانش
. . سعی کردن که " دنیز " رو بدزدن

186
00:22:06,080 --> 00:22:08,036
. و اونو به داخل چاهی نفرین شده پرتاب کنن . .

187
00:22:12,280 --> 00:22:15,238
دنیز " متوجه این موضوع شد ؛ "
. . اما هیچ ترس و وحشتی به دلش راه نداد

188
00:22:15,640 --> 00:22:18,518
. بخاطر اینکه پدر قهرمانش ؛ همراهش بود . .

189
00:22:39,840 --> 00:22:43,719
یالا ؛ برو تو ؛ باید خسته باشین ؛
. لباساتونو عوض کنید

190
00:22:44,200 --> 00:22:47,192
گرسنه هستید ؟
اول یه چرت میزنین یا میاین واسه غذا خوردن ؟

191
00:22:47,680 --> 00:22:49,671
چیکار کنم ؟
. دارم میرم

192
00:22:50,080 --> 00:22:53,152
! ای خدا . . امروز ؛ شادترین روزِ زندگیمِه

193
00:22:53,520 --> 00:22:55,556
. خوش اومدی

194
00:22:55,640 --> 00:22:59,269
ممنون ؛ معذرت میخوام که اولش
. حتی نتونستم بهت یه سلام بکنم

195
00:22:59,600 --> 00:23:01,397
. ایرادی نداره

196
00:23:01,720 --> 00:23:05,838
سکینه " ؛ بیا سالاد کاسنی درست کنیم ؛ "
. آخه " صادق " خیلی دوس داره

197
00:23:05,920 --> 00:23:10,118
یه مقدار هم کره ی گاوی داریم ؛ ما همین طبقه ی
. پایین هستیم ؛ لباساتونو عوض کنین و بیاین پیشمون

198
00:23:10,920 --> 00:23:16,677
زودباش " سکینه " ؛ بیا سرِ یکی از مرغ ها رو ببُریم
. و واسه نوه امون سوپ درست کنیم

199
00:23:18,040 --> 00:23:25,037
. بالاخره آرزوم برآورده شد

200
00:23:40,040 --> 00:23:41,951
. نمیخواد به رفتار پدرت اهمیت بدی

201
00:23:42,800 --> 00:23:45,997
. . ممکنه چند روزی قیافه ی عبوس بگیره ؛ بعدش

202
00:23:48,280 --> 00:23:51,192
. خودت که میدونی . . اون مردِ دیوونه ایه

203
00:23:59,840 --> 00:24:03,674
مشکلامونو حل میکنیم ؛ باشه ؟ -
. آره . . همین کارو میکنیم ؛ مامان -

204
00:24:17,120 --> 00:24:20,476
ما هم دقیقا عینِ همین عکسو
تو خونه داریم ؛ درسته بابا ؟

205
00:24:20,880 --> 00:24:25,158
. " خونه ی ما اینجاس " دنیز
سعی کن بهش عادت کنی ، خب ؟

206
00:24:39,960 --> 00:24:43,748
. زودباش ؛ درو ببند

207
00:24:52,120 --> 00:24:53,917
! بگیرش -
. نگهش داشتم -

208
00:25:00,040 --> 00:25:02,998
! از موقعیت یک به موقعیت دو

209
00:25:06,520 --> 00:25:09,671
از موقعیت یک به موقعیت دو ؛
صدامو میشنوی ؟

210
00:25:10,040 --> 00:25:12,429
مامان . . تویی ؟
. صداتو میشنوم . تمام

211
00:25:12,800 --> 00:25:17,271
عروسِ گُلم ! چه خبرا ؟
. سلیم " اونجاس ؟ تمام "

212
00:25:17,440 --> 00:25:20,716
. اینجاس ؛ مامان
. چه خبرا ؟ تمام

213
00:25:21,080 --> 00:25:23,469
! صادق " خونه اس "
. تمام

214
00:25:23,800 --> 00:25:25,631
چی ؟
. تمام

215
00:25:25,720 --> 00:25:30,111
. سلیم " و بچه ها رو بردار و واسه شام بیا "
. تمام

216
00:25:30,600 --> 00:25:34,036
عمه امو هم خبر کنم ؟
. تمام

217
00:25:34,640 --> 00:25:40,078
من خبرش میکنم ؛ یالا ؛ وقتو تلف نکن ؛
. عجله کن ؛ تمام

218
00:26:02,720 --> 00:26:05,792
. شرط میبندم تاحالا همچین چیزی نخوردی

219
00:26:06,400 --> 00:26:09,153
. یالا ؛ بچِش
. نمیخواد منتظر بقیه بمونی

220
00:26:09,480 --> 00:26:12,074
. نمیخواد منتظر اونای دیگه بمونی -
. مرغ نمیخورم -

221
00:26:12,480 --> 00:26:14,675
واسه چی نمیخوری ؟ -
. بخاطر اینکه تو کُشتیش -

222
00:26:15,320 --> 00:26:20,917
خب مرغِه دیگه ؛ عزیزم ؛
. البته که باید اول سرشو ببُری تا بتونی بخوریش

223
00:26:22,320 --> 00:26:24,914
! عجب پسر عجیب و غریبی -
. من عجیب و غریب نیستم -

224
00:26:26,520 --> 00:26:29,637
مامان ؛ از کِی اون بیسیم ها رو خریدی ؟

225
00:26:30,080 --> 00:26:35,359
بابات خریدشون . امروزا ارتباط بیسیمی مُد شده
. و تازه هزینه ای هم واسمون نداره

226
00:26:36,120 --> 00:26:39,908
میتونی روش استفاده اشو به " دنیز " یاد بدی ؟ -
. البته که میتونم یادش بدم -

227
00:26:40,280 --> 00:26:42,635
میتونم ازش استفاده کنم ؟ -
. البته -

228
00:26:43,320 --> 00:26:45,788
. بذار واست روشنش کنم

229
00:26:49,680 --> 00:26:51,830
. بیا اینجا

230
00:26:55,640 --> 00:26:58,791
باهاش ؛ با کیا حرف میزنی ؟ -
. با کشاورزای دیگه

231
00:26:59,040 --> 00:27:01,873
تو پلیسی ؟

232
00:27:02,560 --> 00:27:05,836
. آره ؛ هستم
. ما دزدها رو میگیریم

233
00:27:11,440 --> 00:27:13,351
. شب به خیر ؛ پدر

234
00:27:21,680 --> 00:27:24,194
. " میرم تا قهوه خونه " نوران

235
00:27:30,320 --> 00:27:32,595
. از خوشامدگوییتون متشکرم ؛ پدر

236
00:27:34,480 --> 00:27:37,597
. این کارش ؛ واسه اول کار ؛ خیلی عادیه
. فقط یه مدت صبر داشته باش

237
00:27:38,000 --> 00:27:42,118
. صب کن تا همه چی درست بشه
. اگه مشکلات حل نشد ؛ دقیقا میدونم باید چیکار کرد

238
00:27:47,240 --> 00:27:51,870
حسین " ! نیگاش کن ! میگیرم میزنمت ؛ "
. اونطوری ندو

239
00:27:52,680 --> 00:27:54,750
. رسیدیم ؛ بابابزرگ

240
00:28:00,640 --> 00:28:02,437
. شب بخیر ؛ پدر
دارین از خونه بیرون میرین ؟

241
00:28:02,840 --> 00:28:05,673
! زود باش دیگه ! یه وقت دیرت نشه
مامانت دعوتتون کرده دیگه ؛ مگه نه ؟

242
00:28:06,120 --> 00:28:08,634
. بابا . . " صادق " اومده -
. آره ؛ اون آشغال بی خاصیت اومده خونه -

243
00:28:09,040 --> 00:28:11,918
یالا " سلیم " ؛ چیزی نپرس ؛
نمیبینی چقدر عصبانیه ؟

244
00:28:12,800 --> 00:28:14,438
حسین " ! داری تا طویله میری ؟ "
. کارت تمومه . دستِتو بده ببینم

245
00:28:14,840 --> 00:28:17,195
. سلیم " ؛ برو یه نگاهی بهش بنداز "

246
00:28:17,920 --> 00:28:19,114
! ای لعنت
چی ؟

247
00:28:19,600 --> 00:28:24,230
میخوای حالا بگیرم گوشتو بپیچونم ؟
گفتم ندو ؛ خب ؟

248
00:28:25,000 --> 00:28:26,194
چی ؟
! خدا لعنتت کنه ! نکن دیگه

249
00:28:26,720 --> 00:28:28,711
مامان . . شماها کجایین ؟

250
00:28:28,880 --> 00:28:31,952
رسیدین ؟ یالا ؛
. ما سر میز شامیم

251
00:28:34,000 --> 00:28:36,195
مامان ؛ " صادق " اومده ؛
. صادق " اومده "

252
00:28:36,960 --> 00:28:38,757
! اینگار خودش نمیدونه

253
00:28:39,360 --> 00:28:42,830
! برادر عزیزم ! عزیزم

254
00:28:47,480 --> 00:28:49,596
! عزیزم
ببینم ؛ این ؛ همون " هیولاهَه اس " ؟

255
00:28:49,840 --> 00:28:53,628
. بیا جلو دستمو ببوس پسر
. من ؛ عموت هستم

256
00:28:57,080 --> 00:29:01,119
! نه ؛ اونکارو نکن -
. بیچاره خیلی دلش واسش تنگ شده -

257
00:29:01,520 --> 00:29:04,876
سلیم " ؛ تو واسه خودت مرد درست و حسابی ای هستی ؛ "
! حواست به رفتارت باشه . بچه اینجاس ؛ چه رفتار بدی

258
00:29:05,280 --> 00:29:07,874
نمیتونم جلوی خودمو بگیرم ؛
. خیلی متاثر شدم

259
00:29:11,920 --> 00:29:14,798
. " ببخشید " صادق
. هردو خوش اومدین

260
00:29:17,320 --> 00:29:19,629
. من زن عموتم
. دستمو ببوس

261
00:29:20,160 --> 00:29:21,912
. اسمم " حنیفِه " هست

262
00:29:24,640 --> 00:29:26,676
این ؛ " حسینِ"ـه ؛
. از روی اسم پدربزرگت اسمشو گذاشتیم

263
00:29:27,880 --> 00:29:33,193
. این ؛ " سیگولِ"ـه
فهمیدی ؟

264
00:29:33,600 --> 00:29:37,479
. شماها دختر عمو پسر عمو هستین -
. باهمدیگه آشنا بشین و دوست شین -

265
00:29:37,960 --> 00:29:40,838
این عیدمونه ؛
. تجدید دیدار خانوادگیمون

266
00:29:40,920 --> 00:29:43,753
. همه ی بچه هام اینجان
. فقط عمه اتون نیست

267
00:29:44,160 --> 00:29:46,469
منتها ؛
. اونم هرلحظه ممکنه سروکله اش پیدا بشه

268
00:30:00,840 --> 00:30:02,831
. متاثرم میکنه ؛ مامانه
. وقتی رفت ؛ یه پسرکوچولو بود

269
00:30:03,120 --> 00:30:05,554
! اینقدرها هم کوچولو نبودم ؛ داداش
. واسه خودم مردی شده بودم

270
00:30:05,760 --> 00:30:08,832
. چندین سال از اون روز میگذره
. خیلی از فکر کردن بهش متاثر میشم

271
00:30:09,200 --> 00:30:11,589
. " خیلی خب بابا ؛ فهمیدیم دیگه " سلیم
. همگی متاثر شدیم ؛ اما الان دیگه همه چی تموم شده

272
00:30:11,960 --> 00:30:13,757
. بدون شک یه مدت هِی این جمله ها رو تکرار میکنه

273
00:30:15,600 --> 00:30:18,672
. باید عمه ات باشه
. حالا دیگه جمعمون جمعِه

274
00:30:18,840 --> 00:30:22,549
. دارم میام
. نگاه کن چطور در خونه رو به لرزه درآورده

275
00:30:22,880 --> 00:30:25,235
! الان میشکندش ؛ دختره ی دیوونه

276
00:30:25,920 --> 00:30:28,912
داری زورتو روی در خونه آزمایش میکنی ؛ خواهر ؟

277
00:30:35,320 --> 00:30:38,630
اون شوهر بد اخمت خونه اس ؟
. اگه خونه اس ؛ تو نمیام

278
00:30:38,840 --> 00:30:42,037
. از همینجا ؛ یه سلامی به " صادق " میکنم و میرم

279
00:30:42,880 --> 00:30:46,919
. رفته قهوه خونه
خونه نمووند ؛ باورت میشه ؟

280
00:30:47,000 --> 00:30:49,594
تو همچین شبی در خونه رو بهم کوبوند
. و رفت بیرون

281
00:30:50,080 --> 00:30:51,798
. باید میدیدی که چقدر خودشه گرفته

282
00:30:52,240 --> 00:30:54,515
. اگه میموند ؛ تعجب میکردم
. شجاعت روبرو شدن با پسرشو نداره

283
00:30:55,000 --> 00:30:59,437
. . خیلی خب ؛ میام تو ؛ اما اگه داری دروغ میگی -
بیا تو ؛ واسه چی باید بهت دروغ بگم ؟ -

284
00:30:59,800 --> 00:31:04,715
. آخرین چیزی که میخوام دعوا کردن با توئه -
. باشه . . پس میام تو -

285
00:31:11,240 --> 00:31:14,198
! خوش اومدی عمه -
. آره ؛ البته که خوش اومدم ؛ دستمو ببوس -

286
00:31:14,880 --> 00:31:17,519
. حالا دیگه جمعمون جمعِه
. همه اینجان

287
00:31:18,000 --> 00:31:21,117
. عمه بزرگه ؛ آخرین نفری بود که اومد
. ایشون ؛ باارزش ترین مهمون امشبمون هستن

288
00:31:21,520 --> 00:31:23,829
. " بیا با عمه ات آشنا شو " دنیز
. کس دیگه ای باقی نمونده

289
00:31:24,280 --> 00:31:26,396
. سلام ؛ از ملاقاتتون خوشوقتم

290
00:31:28,000 --> 00:31:30,673
! نیگاش کن
. خیلی خواستنیه

291
00:31:31,000 --> 00:31:36,632
آخرین بار کِی دیده بودیمش ؟
دو سالِش بود ها ؟

292
00:31:37,280 --> 00:31:40,431
. ساکت ؛ میشنوه چی میگی ها
. خیلی خب . . بذار واست توضیح بدم

293
00:31:40,880 --> 00:31:46,193
وقتی بچه بودی ؛ بابات چندباری
. تو رو باخودش به " ازمیر " آورد

294
00:31:46,640 --> 00:31:50,076
یه چندباری هم ما برای دیدنت
. به " استانبول " اومدیم

295
00:31:50,560 --> 00:31:54,678
. پدربزرگت ؛ چیزی از این موضع نمیدونه
حواست باشه از دهنت نپره ؛ خب ؟

296
00:31:55,200 --> 00:31:57,873
. وانمود کن این ؛ اولین باریه که همدیگه رو میبینیم

297
00:31:58,160 --> 00:32:01,835
واسه چی موضوعو از پدربزرگم مخفی میکنید ؟
اون ازمون خوشش نمیاد ؛ درسته ؟

298
00:32:07,440 --> 00:32:11,433
نگرانش نباش ؛ عزیزم ؛ اون خوک ؛
. هرگز تو زندگیش کسِ دیگه ایو دوست نداشته

299
00:32:12,480 --> 00:32:16,792
. خیلی بهش سخت نگیر
. بالاخره اون پیرترین آدم خوانواده اس

300
00:32:17,240 --> 00:32:20,073
خب بچه پرسید ؛
. باید همه چیو بدونه

301
00:32:20,560 --> 00:32:22,118
. خیلی خب . . بی خیال حالا

302
00:32:22,600 --> 00:32:26,878
خیلی خب ؛ عزیزم ؟ پس چیزی از این موضوع
. به بابابزرگت نمیگی

303
00:32:27,280 --> 00:32:29,111
. من بهش میگم

304
00:32:29,840 --> 00:32:34,311
باشه ؛ بگو ببین چی میشه ؛ اونوقت
. . از گوشات به سقف اتاق میخت میکنم و

305
00:32:34,800 --> 00:32:36,916
. باید بقیه ی زندگیتو اون بالا بمونی . .

306
00:32:37,440 --> 00:32:42,036
گولبیاض " ؛ دوباره تو این خونه پیشمونی ؛ "
! عجب لحظه ی مهمی

307
00:32:42,640 --> 00:32:46,235
قسم خورده بودم دیگه پامو اینجا نذارم ؛
.  اما دیگه مهم نیس ؛ آخه " صادق " خونه اس

308
00:32:46,600 --> 00:32:49,512
پس ما به سگها غذا میدیم ؛ که تو
! بخاطر شکستن قسمت گناه نکرده باشی

309
00:32:49,600 --> 00:32:54,355
صبرمو آزمایش نکن ! خجالت نمیکِشی اینطوری
عصبانیم میکنی ؟

310
00:32:57,080 --> 00:32:57,956
برامون تعریف کن ؛
چی باعث شد برگردی خونه ؟

311
00:32:59,320 --> 00:33:01,629
میخوای زودبرگردی
یا یه مدت میمونی ؟

312
00:33:01,720 --> 00:33:05,269
فکر کردم وقتش رسیده که
. بعداز اینهمه سال ؛ دوباره به خونه برگردم

313
00:33:05,720 --> 00:33:09,156
دنیز " ؛ دیگه بزرگ شده و فکر کردم "
. وقتش رسیده که شماها بهتر باهاش آشنا بشین

314
00:33:09,520 --> 00:33:12,159
. فکر کنم حق با تو باشه -
. باید خیلی قبل تر از اینا میمومدی -

315
00:33:12,520 --> 00:33:15,239
عالی میشه ؛ امیدوارم خدا هم ؛ نظر لطفِشو
. بهمون نشون بده . یه تابستون طولانی و کامل پیش رو داریم

316
00:33:15,640 --> 00:33:21,192
هرچی باشه باباته ؛
. باید در یه مرحله ای باهمدیگه آشتی کنین

317
00:33:23,600 --> 00:33:24,919
. مسخره اس

318
00:33:25,320 --> 00:33:28,357
. تفاهم و صلح با همدیگه ؛ واسه " حسین " بی معنیه

319
00:33:28,840 --> 00:33:32,753
اون خیلی کله شقه ؛ ببین " صادق " ؛
. تو مثل پسرمی

320
00:33:33,120 --> 00:33:36,430
اگه اینجا جات راحت نیست ؛
. برای اومدن به خونه ی من تامل نکن

321
00:33:37,120 --> 00:33:39,873
. . خونه ی من اینقدر بزرگ هست که -
. " گیجش نکن " گولبیاض -

322
00:33:40,280 --> 00:33:42,555
. میرم تا دستشویی

323
00:33:44,760 --> 00:33:48,355
. بذار همه چیو واست بگم ؛ آقاکوچولو
. باید همه چیو بدونی

324
00:33:50,280 --> 00:33:52,635
چیه ؟
. خب ، باید تاریخچه ی خانوادگیمونو بدونه دیگه

325
00:33:53,000 --> 00:33:56,231
بابابزرگِت خیلی وقت پیش
. اذیتم کرده

326
00:33:56,600 --> 00:33:58,636
میدونی ؛ بابابزرگت و من
. باهمدیگه خواهر و برادریم

327
00:33:59,000 --> 00:34:02,470
زمین بینمون مشترک بود ؛ اون زمین
. از پدرمون بهمون به ارث رسیده بود

328
00:34:02,840 --> 00:34:03,955
وقتی بابابزرگت ؛
. . با مامان بزرگت ازدواج کرد

329
00:34:05,280 --> 00:34:08,033
دو رَج از درخت های زمینی که سهم من بود رو
. بدون اینکه هیچ تردیدی به خودش راه بده بالا کِشید

330
00:34:08,440 --> 00:34:10,749
اون ؛ سهمِ من بود ؛
. سندشو دارم

331
00:34:11,080 --> 00:34:14,550
تو که خودت کاملا اینو میدونی که ما
. نمیتونیم اجازه بدیم محصول تلف بشه

332
00:34:15,600 --> 00:34:17,318
. هرسال ؛ سهمتو واست میفرستیم

333
00:34:17,680 --> 00:34:20,194
شوهرت وقتی زنده بود ؛ باید به جای اینکه
. . همه اش وقتشو تو قهوه خونه هدر بده

334
00:34:20,280 --> 00:34:23,192
. به زمین هاش میرسید . .
. پشتِ سر آدم مُرده حرف نزن -

335
00:34:41,400 --> 00:34:43,834
. بذار با این ملحفه های تمیز ؛ رختخوابتو درست کنم

336
00:34:44,320 --> 00:34:47,437
تا حالا تختِ زمینی دیدی ؟

337
00:34:48,160 --> 00:34:51,630
. خوب بخوابی
. یالا . . بیا تو رختخواب

338
00:34:52,120 --> 00:34:54,429
مهمونا بالاخره رفتن ؛ هان ؟

339
00:34:54,800 --> 00:34:57,712
. بچه از اون همه حرف و سر و صدا خسته شده بود

340
00:34:58,160 --> 00:35:03,439
حالا بگیر بخواب ؛ باید خیلی خسته باشی ؛
. فردا شب ؛ واست داستان تعریف میکنم

341
00:35:06,120 --> 00:35:08,509
فردا هم قراره اینجا بمونیم ؟

342
00:35:11,040 --> 00:35:14,112
میتونم بیرون باهات حرف بزنم مامان ؟ -
. بعدا میتونیم حرف بزنیم -

343
00:35:14,560 --> 00:35:18,917
حالا چه عجله ای داری ؟ برو بگیر بخواب ؛
. تو خسته ای ؛ فردا حرف میزنیم

344
00:35:19,280 --> 00:35:21,316
. باید حرف بزنیم ؛ مامان -
. بهت گفتم بعدا حرف میزنیم -

345
00:35:21,680 --> 00:35:24,797
شبِ اولی ؛ پسرتو تنها نذار ؛
. ممکنه بترسه

346
00:35:25,320 --> 00:35:28,118
برو بگیر بخواب . فردا حرف میزنیم ؛
. شب به خیر

347
00:35:28,560 --> 00:35:30,278
! مامان

348
00:35:37,440 --> 00:35:40,432
تو رختخواب نمیای ؟

349
00:35:40,840 --> 00:35:43,673
! البته که میام
! این دیگه چه سئوالیه

350
00:36:03,600 --> 00:36:05,670
چی شده ؟
واسه چی تو رختخوابت نیستی ؟

351
00:36:06,120 --> 00:36:09,829
رختخوابم خیلی سفته و ملحفه ها هم
. بوی صابون میدن

352
00:36:11,080 --> 00:36:13,992
. بخاطره اینه که تمیزن

353
00:36:15,920 --> 00:36:19,356
. برو تو رختخوابت -
اگه اینجا بخوابم چی ؟ -

354
00:36:21,400 --> 00:36:23,550
. پس من میرم اونجا میخوابم

355
00:36:24,720 --> 00:36:27,314
! نرو ؛ بابا -
! ولم کن -

356
00:36:27,760 --> 00:36:31,912
. تو دیگه دوسم نداری
میخوای اینجا بذاریم و بری ، درسته ؟

357
00:36:32,320 --> 00:36:36,552
فردا از اینجا میرم . فردا میرم سوار قطار میشم
. و بعدشم از اینجا میرم

358
00:36:36,880 --> 00:36:39,678
. " میرم پیش " فاطمه
. از اینجا خوشم نمیاد

359
00:36:40,080 --> 00:36:42,469
. گریه نکن . . خیلی خب

360
00:36:42,880 --> 00:36:46,919
هیچوقت وقتی میخواستم کنارت بخوابم
. مشکلی نداشتی و ردم نمیکردی

361
00:36:47,400 --> 00:36:50,631
حالا میخوای برم ؛ اونم بخاطر اینکه
. دیگه دوسم نداری

362
00:36:55,760 --> 00:36:58,877
اون آشغالو اینجا دود نکُن ؛
. بو گند میده

363
00:36:59,680 --> 00:37:02,114
واسه چی اینجا اومدن ؟
چیزی بهت گفته ؟

364
00:37:02,440 --> 00:37:03,953
اینجا ؛ خونشه ؛
. جایی که بهش تعلق داره و باید باشه

365
00:37:04,040 --> 00:37:07,749
مگه اون غریبه اس ؟
. " اون پسر خودته " حسین

366
00:37:08,200 --> 00:37:10,156
. نمیتونی واسه اون دو نفر صفت " اونها " رو بکار ببری

367
00:37:10,480 --> 00:37:12,835
اگه اینطوره ؛ پس اونم باید اونوقتا
. مثل یه پسر رفتار میکرد

368
00:37:12,920 --> 00:37:15,559
. فرستادمش " استانبول " تا مهندس کشاورزی بشه

369
00:37:15,920 --> 00:37:19,151
. به جاش ؛ یه روزنامه نگار آشوب طلب شد
. آشغال کله ی بی خاصیت

370
00:37:22,440 --> 00:37:25,398
ببینم ؛ پدر و مادر باید با بچه اشون
اینطوری رفتار کنن ؟

371
00:37:25,880 --> 00:37:27,836
اگه باهاش دعوا کنی ؛
. . اگه بخاطر تو از اینجا برن

372
00:37:28,240 --> 00:37:31,835
به خدا قسم میخورم که همراهشون میرم " استانبول " ؛
. مراقب حرف زدنت باش

373
00:37:32,400 --> 00:37:34,994
. دوباره اجازه نمیدم خورد بشه

374
00:37:35,360 --> 00:37:38,955
. قسم میخورم ازت طلاق میگیرم -
. مسخره نشو -

375
00:37:39,360 --> 00:37:44,559
مسخره یا غیر مسخره ؛ جرات داری کارایی که
. گفتم نکنو بکن ؛ به قرآن قسم میخورم

376
00:37:46,960 --> 00:37:49,190
. درمورد زندانی شدنش چیزی نمیدونستیم

377
00:37:49,560 --> 00:37:52,472
حتی تا وقتی که اون بچه یک ساله شد ؛
. نمیدونستیم که نوه ای هم داریم

378
00:37:53,200 --> 00:37:55,270
! عجب خصومتی

379
00:37:55,720 --> 00:38:00,589
. بچه ی بیچاره ؛ بدون مادر بزرگ شده

380
00:38:10,080 --> 00:38:12,674
دوباره داری کجا میری ؟ -
. میرم یه سیگار بکِشم -

381
00:38:13,160 --> 00:38:15,390
! برو اون آشغالو دود کن

382
00:38:16,560 --> 00:38:19,472
شما نه چیزیو میبینید و نه به چیزی
! گوش میدید ؛ پدر

383
00:38:19,880 --> 00:38:22,633
. حتی نمیدونین که دنیا دستِ کیه

384
00:38:22,720 --> 00:38:25,280
! شما برده ی سرمایه این -
! من برده ی هیچی نیستم -

385
00:38:25,360 --> 00:38:27,430
. درست صحبت کن

386
00:38:27,520 --> 00:38:31,229
البته ؛ بالاخره هرچی نباشه ؛ شما " حسین آقای بزرگ " هستید ؛
. . شما هم برده های خودتونو دارین

387
00:38:31,320 --> 00:38:35,677
! بی ادب نباش
. اون برده هایی که میگی ؛ مردم خودمون هستن

388
00:38:36,320 --> 00:38:38,788
. همشون هم بیمه ی بازنشستگی دارن

389
00:38:39,160 --> 00:38:43,472
هرگز بینشون فرق نگذاشتیم و هیچکدومشون هم
. این قدر مثل تو نمک نشناس و ناسپاس نبوده

390
00:38:44,680 --> 00:38:49,754
اینگار همون " سرمایه " اس که باعث شده
تو " استانبول " درس بخونی ؛ اینو که میدونی ؟

391
00:38:50,200 --> 00:38:53,351
. پولتونو نمیخوام . برام نفرستین -
. چرا ؛ میخوای و بهش احتیاج داری و خواهی هم گرفت -

392
00:38:54,000 --> 00:38:57,549
میری اونجا ؛ مهندسی کشاورزی میخونی ؛
. و بعدشم برمیگردی این مزرعه رو میگردونی

393
00:38:58,200 --> 00:39:02,034
آخه این همه کار و تلاشم ؛
مالِ کیه ؛ تا حالا فکرشو کردی ؟

394
00:39:13,080 --> 00:39:16,550
پدرِ ابرقهرمانِ " دنیز کوچیکه " ؛
. . ناگهان ناپدید شد و

395
00:39:17,000 --> 00:39:20,788
دنیز " ؛ تک و تنها ؛ " . .
. وسط جنگل ؛ به حال خودش موند

396
00:39:21,520 --> 00:39:24,671
آیا ممکنه جادوگر شرور و وحشتناک اون
و پدرشو بگیره و یه جا اسیرشون کنه ؟

397
00:39:41,120 --> 00:39:43,714
چیه . . هنوز خوابت نبُرده ؟

398
00:39:44,600 --> 00:39:46,397
. نه ؛ باید برم دستشویی ؛ جیش دارم

399
00:39:46,920 --> 00:39:49,388
. برو کارتو بکن

400
00:39:55,400 --> 00:39:58,631
قبلا چی به همدیگه گفتیم ؟
. تو واسه خودت مردی شدی

401
00:39:59,240 --> 00:40:03,119
اگه ترسیدی ؛ برو تو باغ جیشتو بکن ؛
. فقط هرجا رسیدی ولش کن

402
00:40:03,680 --> 00:40:06,274
. نترسیدم
. آخه نمیخوام تو باغ جیش کنم

403
00:40:06,680 --> 00:40:09,240
. بخاطر اینکه اینکه خونه ی ما نیست

404
00:40:11,120 --> 00:40:12,712
. خیلی خب

405
00:40:21,920 --> 00:40:25,276
دنیزِ قهرمان " ؛ تصمیم گرفت "
. . برای اینکه ثابت کنه چقدر شجاعه

406
00:40:25,840 --> 00:40:28,638
. به حیاط خونه بره . . .

407
00:40:30,760 --> 00:40:35,515
مثل این بود که تمام مخلوقات شب ؛
. برای ترسوندش دست به دست داده بودن

408
00:40:35,880 --> 00:40:39,998
اما ؛
. هیچی نمیتونه جلوی یه بچه ی شجاعو بگیره

409
00:40:45,280 --> 00:40:47,589
! برگرد تو رختخوابت

410
00:41:02,240 --> 00:41:04,549
. اون ؛ گنجِ منِه

411
00:41:07,320 --> 00:41:09,311
. همشون مالِ منن

412
00:41:31,320 --> 00:41:32,594
کارتو کردی ؟

413
00:41:33,440 --> 00:41:38,275
. یه اتاق سری اونجا بود
. کسی اجازه نداشت واردش بشه

414
00:41:43,320 --> 00:41:44,958
. بیا بخوابیم

415
00:42:35,160 --> 00:42:38,311
به نظرت چطوره یه پرنده ی کوچیک بگیریم ؛
. . پرهاشو بکنیم

416
00:42:38,720 --> 00:42:41,598
بندازیمش تو قابلمه ؛ . .
! بپزیمش و بعدشم بخوریمش ؟

417
00:42:42,040 --> 00:42:46,830
. کجاس ؟ بگیرش که بخوریمش -
. یکی درست اونجاس ؛ کنار در ایستاده -

418
00:42:47,680 --> 00:42:50,319
! یالا . . بیا بگیریمش -
! آره ؛ یکی اونجاس -

419
00:42:50,840 --> 00:42:54,355
. زودباش ؛ صبحونمونه
. سکینه " ؛ بگیرش که بپزیم و بخوریمش "

420
00:42:57,560 --> 00:42:59,152
! مامان بزرگ
! بسه

421
00:42:59,640 --> 00:43:01,471
. کافیه

422
00:43:04,040 --> 00:43:06,759
بابات هنوز بیدار نشده ؟ -
. نه ؛ هنوز خوابه -

423
00:43:08,120 --> 00:43:10,509
مریضی ؛ چیزیه ؟
. قبلاها عادت داشت صبح زود از خواب بلند بشه

424
00:43:11,000 --> 00:43:13,878
. روز سخت و طولانی ای واسش بوده
. بذار یه مدت بیشتر بخوابه

425
00:43:20,000 --> 00:43:21,558
. . بیا نزدیکم

426
00:43:21,960 --> 00:43:26,556
واسه چی تا وقتی که صبحونه رو آماده کنیم
نمیری تو حیاط یه کم بازی کنی ؟

427
00:43:26,920 --> 00:43:31,630
یالا دیگه ! برو تو باغ و نگاه کن که
. اسب ها ؛ حتما صبحونه اشونو خورده باشن

428
00:43:32,000 --> 00:43:34,070
. بیا باهمدیگه بریم

429
00:43:34,600 --> 00:43:39,469
بریم ببینیم کدومشون هنوز صبحونه نخوردن ؛
تا گوششونو بمالونیم ؛ باشه ؟

430
00:43:40,120 --> 00:43:42,156
! یالا

431
00:43:44,760 --> 00:43:47,433
! بدو . . یالا

432
00:44:02,400 --> 00:44:05,039
. خیلی خب ؛ قربان
. تمام کفش ها ؛ کاملا اندازه و قالب گیری شدن

433
00:44:05,800 --> 00:44:08,189
. اسب ها که کفش پاشون نمیکنن

434
00:44:19,760 --> 00:44:21,751
. . البته که پاشون میکنن

435
00:44:22,160 --> 00:44:25,436
. اما تو نمیتونی کفش هاشونو ببینی . . -
واسه چی نمیتونم ؟ -

436
00:44:27,840 --> 00:44:30,229
دنیز " کجاس مامان ؟ " -
. ساکت ! بیا اینجا -

437
00:44:30,600 --> 00:44:34,275
از اونجا نمیتونی ببینیشون ؛
. بیا اینجا و از نزدیک یه نگاهی بنداز

438
00:44:41,040 --> 00:44:43,031
کجان ؟

439
00:44:43,360 --> 00:44:46,238
. هنوز به اندازه ی کافی نزدیک نشدی
. نزدیک تر بیا

440
00:44:58,480 --> 00:45:01,233
دیدی ؟
. اونا کفشن ؛ کفش های اسب

441
00:45:01,920 --> 00:45:05,549
فهمیدی ؟ -
. بله ؛ حق با شماس -

442
00:45:05,760 --> 00:45:09,469
. کفش های آهنی
ببینم ؛ اونا رو به پای اسبه میچسبونین ؟

443
00:45:11,800 --> 00:45:14,519
میچسبونیم ؟
! عجب پسر بامزه ای

444
00:45:14,920 --> 00:45:18,959
. میخشون میکنیم -
درد نداره ؟ -

445
00:45:20,200 --> 00:45:24,034
نه ؛ درد نداره ؛ آخه اونجای پاشون گوشت نداره ؛
. فقط ناخن داره و بس

446
00:45:24,400 --> 00:45:29,315
اگه میخشون نکنین چی میشه ؟ -
. اگه میخشون نکنیم ؛ اسبِه دردش میگیره -

447
00:45:41,000 --> 00:45:43,309
ترسیدی ؟

448
00:45:43,640 --> 00:45:47,076
مگه مرد از اسب میترسه ؟

449
00:45:47,480 --> 00:45:51,951
. نه ؛ نترسیدم
. فقط وقتی شیهِه کِشید هول کردم

450
00:45:52,400 --> 00:45:54,595
. فقط یه واکنش عادی بود

451
00:45:54,960 --> 00:45:57,838
اسم هم داره ؟ -
اسم ؟ -

452
00:45:58,960 --> 00:46:03,112
. این فقط یه اسبه . . اسم نداره
. تو واسش اسم بذار

453
00:46:04,200 --> 00:46:06,919
. " اسمشو بذاریم " جولی جامپر -
. آفرین ؛ پسرکوچولو -

454
00:46:07,200 --> 00:46:08,838
این اسم قشنگو از کجا پیدا کردی ؟

455
00:46:09,160 --> 00:46:12,630
. توی کتاب کُمیک بود
. اسم اسبِ " لوکی لوکِ"ـه

456
00:46:13,160 --> 00:46:16,152
میتونیم اسمشو " جولی جامپر " بذاریم ؟ -
. البته که میتونیم -

457
00:46:16,720 --> 00:46:18,790
از کتاب خوندن خوشت میاد ؟

458
00:46:19,120 --> 00:46:21,873
. آره ؛ خوشم میاد
. از اسب ها هم خوشم میاد

459
00:46:22,600 --> 00:46:27,310
کیه که بدش بیاد ؟
. پس باید بیشتر اینجا بیای

460
00:46:27,400 --> 00:46:30,358
. ممنون ؛ عمو -
عمو ؟

461
00:46:30,680 --> 00:46:33,558
! من بابابزرگتم
. عمو صدام نکن

462
00:46:33,880 --> 00:46:35,791
اما اولش که " بابابزرگ " صدات کردم ؛
. از دستم عصبانی شدی

463
00:46:36,280 --> 00:46:37,838
. دیگه عصبانی نمیشم

464
00:46:39,640 --> 00:46:44,350
. من ؛ پدر بزرگتم

465
00:46:45,640 --> 00:46:47,790
. خداروشکر

466
00:47:01,360 --> 00:47:03,032
. بابا دوباره عصبانیه

467
00:47:03,360 --> 00:47:04,839
این چه قیافه ایه که به خودش گرفته ؟
. اینگار داره از آتیش سوزی فرار میکنه

468
00:47:05,240 --> 00:47:07,959
حالا قراره فقط بخاطر اینکه پسرش برگشته خونه
این قیافه رو واسمون بگیره ؟

469
00:47:08,360 --> 00:47:10,669
. خیلی براشون متاسفم

470
00:47:13,280 --> 00:47:15,589
بابا . . داری کجا میری ؟

471
00:47:16,240 --> 00:47:19,550
. اون پسر جدیدِه بابابزرگو عصبانی کرده

472
00:47:19,880 --> 00:47:25,671
. نمیخوایم این جا باشن -
! اِ . . چه بد شد . . نباید اینطوری حرف بزنی -

473
00:47:28,880 --> 00:47:31,792
عالیه ؛ یالا ؛
. پیاده شو هُلِش بده

474
00:47:32,160 --> 00:47:34,549
واسه چی دوباره خاموش شد ؟ -
. پدربزرگمِه -

475
00:47:34,640 --> 00:47:37,791
. پدربزرگمِه
. عصبانیتش ؛ ماشینو خاموش کرد

476
00:47:38,280 --> 00:47:41,317
. محاله پیاده شم
! تو هُلش بده

477
00:47:45,320 --> 00:47:47,276
. سلیم " ؛ دیگه از این ماشین خسته شدم "
. باید بفروشیش بره

478
00:47:47,600 --> 00:47:50,751
. یالا پسرم . . هُلش بده

479
00:47:54,840 --> 00:47:58,879
! " حسین "
! ماشینو هُل بده والا گوشتو میپیچونم

480
00:47:59,120 --> 00:48:03,318
. یالا . . هُل بده
. " بیا اینجا ؛ " حسین

481
00:48:04,120 --> 00:48:06,714
. حنیفِه " ؛ داره میاد "

482
00:48:07,280 --> 00:48:08,508
. . ببین ؛ " صادق " ؛

483
00:48:09,640 --> 00:48:13,633
. بیا " دنیز " رو ببریم و اطرافو بهش نشون بدیم

484
00:48:14,080 --> 00:48:18,949
و بعدش ؛ . .
. یه سری به مرکز شهر بزن تا دوستاتو ببینی

485
00:48:19,360 --> 00:48:23,273
. دوستات ؛ از " سلیم " سراغتو میگرفتن -
. حتما . . یه سری بهشون میزنیم -

486
00:48:28,240 --> 00:48:30,708
دیشب چی میخواستی بهم بگی ؟

487
00:48:31,120 --> 00:48:33,031
. هیچی ؛ مامان

488
00:48:33,360 --> 00:48:36,989
باشه ؛ پس ؛ وقتی یادت اومد چی میخواستی بگی
. بهم بگو . بیا . . بگیرش

489
00:48:37,440 --> 00:48:40,113
. عجب اشتهای خوبی دای ؛ نوه

490
00:48:40,480 --> 00:48:47,556
نگاه کن چطوری داره خوب میخوره ؛ یالا ؛
. تخم مرغ هاتو بخور والا " گت گت " عصبانی میشه

491
00:48:48,000 --> 00:48:51,197
. گت گت گت " ؛ تخم مرغم داغه "

492
00:48:58,800 --> 00:49:00,836
! ملکه داره با تختِش میاد

493
00:50:18,560 --> 00:50:22,394
. " خوش اومدی " حسین آقا
بفرما تو . چایی میل داری ؟

494
00:50:22,480 --> 00:50:25,392
. روز خوش
. نه ؛ ممنون

495
00:50:33,480 --> 00:50:36,790
چی شده " حسین آقا " ؟
. یه جور دیگه ای شدی

496
00:50:37,280 --> 00:50:39,271
عوض شدم ؟

497
00:50:39,360 --> 00:50:43,558
همچین اطرافو نگاه میکنین
. که اینگار میخواین تمام فروشگاهو بخرین

498
00:50:45,360 --> 00:50:48,193
! تو دیگه چه مغزی داری
! ای احمق

499
00:50:54,320 --> 00:50:57,073
. باشه ؛ خب
. تا عصر صبر میکنیم

500
00:50:57,520 --> 00:51:00,876
. از این کتاب هایی که واسه پسرکوچولوها خوب باشه میخوام
ببینم ؛ از این کتاب های کُمیک داری ؟

501
00:51:01,280 --> 00:51:03,589
. بله
کدومشو میخواین ؟

502
00:51:04,120 --> 00:51:06,873
. از هرکدومشون یکی بهم بده

503
00:51:08,320 --> 00:51:11,517
. فکر نکنم نوه ات از اینا بخون باشه

504
00:51:11,920 --> 00:51:14,514
. واسه اون یکی نوه ام میخوام -
واسه " سیگول " ؟ -

505
00:51:14,960 --> 00:51:16,871
آخه این کُمیک ها
به چه درد اون دخترک میخوره ؟

506
00:51:17,320 --> 00:51:19,914
دِ واسه اون یکی نوه ام میخوام ! تو چه مرگته ؟
. سرت به کار خودت باشه

507
00:51:20,240 --> 00:51:22,231
من این کتابا رو میخوام ؛ باشه ؟
! این قدر سوال نپرس دیگه

508
00:51:22,640 --> 00:51:24,915
واسه چی سرم داد میزنی ؟ -
. فقط پولو بگیر -

509
00:51:25,320 --> 00:51:27,754
. خیلی خب

510
00:51:32,760 --> 00:51:35,797
! واسم ببندشون
ببینم ؛ یعنی باید مثل بچه ها دستم بگیرمشون ؟

511
00:51:35,880 --> 00:51:39,236
میخوای مردم مسخره ام کنن ؟ -
. خیلی خب -

512
00:51:47,680 --> 00:51:51,434
چرا پیشِمون نمیشینی ؟
چطوری میتونی اونطوری غذا بخوری ؟

513
00:51:51,880 --> 00:51:54,474
. آخه لباسام ممکنه کثیف بشن
. تو کاریت نباشه ؛ همین جا ؛ جام خوبه

514
00:51:56,000 --> 00:51:59,072
. نمیدونم این به کی رفته

515
00:51:59,440 --> 00:52:01,635
: مادرم همیشه میگفت
. . اون دخترم نیست "

516
00:52:02,040 --> 00:52:04,838
. " از یه خونواده ی ثروتمند به دختری گرفتمش . .

517
00:52:05,800 --> 00:52:08,519
. گولبیاض " ؛ مدرسه خانم خانمها رفته "

518
00:52:09,000 --> 00:52:11,514
. مثل گُلی ؛ در لجنزار

519
00:52:11,600 --> 00:52:14,353
پس ؛ اگه من گُل باشم ؛
تو هم لجنی دیگه ؛ درسته " نوران " ؟

520
00:52:14,880 --> 00:52:17,235
کاری میکنه جلو بچه ها
. زشت صحبت کنم

521
00:52:17,320 --> 00:52:21,279
. " عمه ام گفت " لجن -
! چه بد -

522
00:52:21,680 --> 00:52:23,910
. عمه بزرگه ات یه کم داغونه پسرم

523
00:52:24,240 --> 00:52:26,834
از کجا ؟ -
! بچه ها رو علیه من تحریک نکنین -

524
00:52:26,920 --> 00:52:29,718
پاشین بچه ها ؛
. برین واسه خوتون یه مقدار انگور بچینین

525
00:52:30,120 --> 00:52:33,749
. مگر مادربزرگتون راضی به اینکار نباشه

526
00:52:36,360 --> 00:52:40,114
آخه ممکنه " حسین " ؛ بخاطر اینکه چندتایی شاخه انگور
. چیده شده ؛ شب خوابش نبره

527
00:52:40,560 --> 00:52:43,233
. به بابابزرگ میگم که مسخره اش کردی

528
00:52:43,560 --> 00:52:48,315
بهش بگو ؛ برام مهم نیس ؛ شاید باعث بشه اونی که
. از بابابزرگت میترسه ؛ ازش خوشش بیاد و مثل خودش بشه

529
00:52:57,680 --> 00:53:00,148
بله ؛ عزیزم ؟ -
اسمت واسه چی " گلبیاضِه " ؟
" به معنی رُز سفید "

530
00:53:00,560 --> 00:53:02,198
. بخاطر اینکه اسمم همینه دیگه

531
00:53:02,560 --> 00:53:05,597
پسر بیچاره وقتی تو معنی اسمت به " سفید " ؛
. میرسه ؛ گیج و منگ میشه

532
00:53:05,960 --> 00:53:08,394
. مادرم ؛ سبزه بود

533
00:53:08,800 --> 00:53:12,634
دوست داشت دخترایی با پوست سفید داشته باشه ؛
. اما ؛ ما هم به مادرمون رفتیم

534
00:53:13,040 --> 00:53:16,635
. راستشو بخوای ؛ اونقدرها هم سبزه نیستیم
. بیشتر گندمگون هستیم

535
00:53:17,120 --> 00:53:19,156
. آره ؛ درسته

536
00:53:19,480 --> 00:53:22,233
! نوران " ؛ میگیرم میکُشمشا
! بهت هشدار دادم

537
00:53:22,920 --> 00:53:26,799
. تو تمومش کن -
از خودت خجالت نمیکِشی ؟ -

538
00:53:28,200 --> 00:53:31,715
. مامان ؛ داریم با " سلیم " به مرکز شهر میریم
. میریم تا قهوه خونه ؛ میخوام دوستامو ببینم

539
00:53:31,800 --> 00:53:33,279
خیلی خب . . سیر و راضی شدی ؟

540
00:53:33,720 --> 00:53:37,793
دنیز " ؛ تو همینجا بمون ؛ "
. با مامان بزرگت بازی کن

541
00:53:38,440 --> 00:53:42,228
سر شب میبینمت ؛ خب ؟ -
بابا . . میتونی چندتا کتاب واسم بخری ؟ -

542
00:53:42,680 --> 00:53:44,989
. خیلی خب . . یالا " سلیم " ؛ راه بیفت بریم

543
00:53:45,400 --> 00:53:48,358
راه بیفت بریم ؛
. دوستات از دیدنت خوشحال میشن

544
00:53:52,840 --> 00:53:54,478
. سرفه ی بدی بود

545
00:53:54,840 --> 00:53:57,559
موندم چطوری این وقت تابستون مریض شدی ؟

546
00:53:58,160 --> 00:53:59,593
. من خوبم

547
00:54:01,600 --> 00:54:03,431
برادر ؟ -
بله ؛ عزیز دل برادر ؟ -

548
00:54:04,640 --> 00:54:08,189
این درختو یادت میاد ؟ -
. البته که یادم میاد -

549
00:54:08,600 --> 00:54:10,955
یه شب که از دست بابا بدجوری آتیشی بودی ؛
. تا صبح ؛ اون بالا موندی

550
00:54:12,440 --> 00:54:16,115
نتونستم بیام بالا که بیارمت پایین ؛ قبلاها
. عینِ میمون از این درختا بالا و پایین میرفتی

551
00:54:16,560 --> 00:54:18,516
برادر ؟ -
بله عزیز دل برادر ؟ -

552
00:54:18,960 --> 00:54:22,714
. تو بزرگترین آدمی هستی که تو این دنیا میشناسم

553
00:54:23,040 --> 00:54:24,951
فقط عوض نشو . . باشه ؟
. خیلی دوستِت دارم

554
00:54:26,320 --> 00:54:28,754
اونطوری حرف نزن ؛
. من خیلی حساسم

555
00:54:30,760 --> 00:54:33,752
خداروشکر که خوشبختیم ؛ درسته ؟ -
. آره ؛ خوشبختیم -

556
00:54:34,080 --> 00:54:36,355
. ان شاء الله که خدا همینطوری همه چیو نگه داره

557
00:54:49,120 --> 00:54:51,315
. . وقتی به سن و سال تو بود

558
00:54:51,800 --> 00:54:57,033
. میومد و به درختا آب میداد . . -
با اسب ؟ -

559
00:54:57,600 --> 00:55:01,878
این لوله ها رو میبینی ؟

560
00:55:02,560 --> 00:55:07,759
آبو از این جا به جریان میندازی و
. . با یه بیل راهِ آبو بازی میکنی

561
00:55:08,240 --> 00:55:11,118
. تا آب بتونه به درختای دیگه هم برسه . . .

562
00:55:12,440 --> 00:55:17,389
اون یه پسر کوچولو بود ؛
. این طرف و اونطرف میپرید . . بزرگ شد

563
00:55:18,840 --> 00:55:21,559
. به همین سن و سال تو بود -
به سن من ؟ -

564
00:55:21,960 --> 00:55:25,236
کاشکی وقتی پدرم ؛ به سن و سال خودم بود
. میدیدمش

565
00:55:25,680 --> 00:55:28,114
آخه چطوری همیچین چیزی ممکنه ؟
. اون دوران دیگه گذشته

566
00:55:28,440 --> 00:55:31,796
. کاشکی ماشین زمان وجود داشت
. . اونوقت دکمه هاشو میزدیم و

567
00:55:32,160 --> 00:55:36,153
به دوران بچگی بابام میرفتیم و . .
میدیدیمش ؛ خیلی خوب میشد ؛ درسته ؟

568
00:55:36,520 --> 00:55:40,718
حتما ؛ خوب میشد و تازه ماها رو هم جوون تر
میدیدی ؛ درسته ؟

569
00:55:41,160 --> 00:55:45,597
. نمیخواد این قدر طعنه آمیز حرف بزنی
دلت میخواد الان یه دختر جوون باشی ؟

570
00:55:46,440 --> 00:55:49,352
من هنوزم جوونم ؛
! ببین کی داره حرف از سن و سال میزنه

571
00:55:49,840 --> 00:55:52,638
تو یه پیرزنی ؛
. . اما همچنان همون لباساییو میپوشی

572
00:55:53,120 --> 00:55:56,874
که ده سال پیش میپوشیدی ؛ . .
. اونم واسه این که وانمود کنی کم سن و سال تری

573
00:56:09,040 --> 00:56:12,555
شماها برین ؛ ما میخوایم یه سر تا قهوه خونه بریم ؛
. اونجا میبینیمتون

574
00:56:14,640 --> 00:56:17,279
. بریم کتابایی که " دنیز " میخواستو بخریم -
. میتونیم سر راه برگشت به خونه بخریمشون -

575
00:56:17,600 --> 00:56:20,068
. اونطوری روزنامه هم میخریم
. . نباید کتاباشو یادمون بره

576
00:56:20,440 --> 00:56:22,829
. والا شب حسابی ازدستم عصبانی میشه . . -
بچه ها خیلی خواستنین ؛ درسته ؟ -

577
00:56:23,160 --> 00:56:25,276
. حتما همینطوره -
. من بچه های خودم و خودِتو خیلی دوس دارم -

578
00:56:25,600 --> 00:56:28,672
من عموشم ؛
یعنی تقریبا مثل پدرش میمونم ؛ درسته ؟

579
00:56:29,000 --> 00:56:30,911
. درسته ؛ برادر

580
00:56:35,440 --> 00:56:37,908
. " روز خوش " مصطفی
. اینجا رو ببین ؛ " صادق " اومده اینجا

581
00:56:38,360 --> 00:56:42,035
. " خوش اومدی صفا آوردی " صادق
چی باعث شده سرمون منت بذاری و اینجا بیای ؟

582
00:56:42,680 --> 00:56:43,954
. " سلام ؛ " مصطفی

583
00:56:44,400 --> 00:56:47,915
حالا فهمیدم ؛ بخاطر همین بود که هِی تکرار میکرد
. " اون یکی نوه ام ؛ اون یکی نوه ام "

584
00:56:48,320 --> 00:56:51,596
. بابات ؛ چندتا کتاب واسه پسرت خرید

585
00:56:51,960 --> 00:56:54,394
از کجا باید میدونستم ؟ آخه وقتی گفت " کتاب " ؛
. نمیتونستم تصورشو بکنم واسه کی میخواد

586
00:56:54,480 --> 00:56:57,358
پدرم کتاب خرید ؟ -
. " آره ؛ خرید ؛ میدونی ؛ " تگزاس " ؛ " تامیکس -

587
00:56:58,040 --> 00:57:00,395
. یه عالمه کتاب ؛ واسه نوه اش خرید

588
00:57:00,480 --> 00:57:03,278
بابا ؛ واسه پسرت کتاب خریده ؛
شنیدی " صادق " ؟

589
00:57:03,640 --> 00:57:05,915
. آره . . خیلی خب
. پس . . بیا بریم

590
00:57:06,440 --> 00:57:08,795
. نگاه کن " مصطفی " ؛ عینِ خودمونه

591
00:57:09,120 --> 00:57:11,839
بهت که گفته بودم ؛ " صادق " ؛ منکر نمیشه
. که اصل و منبعش از کجاس

592
00:57:20,480 --> 00:57:24,109
تبریک عرض میکنم " حسین آقا " ؛ دیدم که
. صادق " برگشته . خیلی واستون خوشحالم "

593
00:57:24,520 --> 00:57:26,636
کجا دیدیشون ؟ -
. همین مرکز شهر -

594
00:57:27,160 --> 00:57:29,196
. گفتن که دارن میان قهوه خونه

595
00:57:29,560 --> 00:57:32,711
. آره ؛ درسته ؛ میخواد شماها رو ببینه
. امروز صبح درموردش حرف زدیم

596
00:57:33,120 --> 00:57:37,591
داری کجا میری " حسین " ؟
. هنوز که قلیونِت تموم نشده

597
00:57:38,040 --> 00:57:40,838
. یه کارایی دارم که باید تمومشون کنم
. تازه قلیونت هم خوب نبود

598
00:57:41,280 --> 00:57:43,999
ببینم ؛ این روزا تنباکوی ارزون قیمت استفاده میکنی ؟
. اینگار آدم داره کاه میکِشه

599
00:58:20,880 --> 00:58:22,836
چیه ؟ -
. وایسا . . بابا -

600
00:58:23,880 --> 00:58:26,519
شنیدم امروز چندتا کتاب واسه " دنیز " خریدی ؛
. ازت متشکرم

601
00:58:26,840 --> 00:58:29,195
. بچه ؛ اون کتابا رو میخواست -
. خیلی لطف کردی -

602
00:58:29,560 --> 00:58:32,313
خیلی خب ؛ از سر راهم برو کنار ؛
. دِ برو دیگه . . برو به کارت برس

603
00:58:32,840 --> 00:58:37,277
. من هیچ کاری ندارم بابا ؛ کارمو وِل کردم -
. پس به خاطر همینه که اینجا اومدی -

604
00:58:41,720 --> 00:58:44,154
. یالا . . بیا بریم قهوه خونه

605
00:58:57,160 --> 00:58:58,513
. " بیرگول "

606
00:59:06,680 --> 00:59:09,148
. فکر کنم امروز ؛ روز ضایع شدنمه

607
00:59:09,600 --> 00:59:11,397
واسه چی همچین حرفی میزنی ؟

608
00:59:11,480 --> 00:59:13,596
. بی خیالش . . یالا

609
00:59:20,440 --> 00:59:24,194
. خیلی خب . . ما مُردیم
. برید یه جای دیگه بازی کنین . مزاحممون نشین

610
00:59:29,840 --> 00:59:32,434
بهتر از این نمیشه ؛ تو که گفتی
. امروز ؛ زود برنمی گرده خونه

611
00:59:33,800 --> 00:59:36,189
کاشکی حرفاتو باور نمیکردم و
. واسه چایی نمی موندم

612
00:59:37,080 --> 00:59:40,755
من از کجا باید میدونستم خواهر ؟
. خیلی غیرعادیه که این موقع روز برگرده

613
00:59:41,160 --> 00:59:43,833
واسه چی با این مرتیکه بداخم و ترشرو موندی ؟

614
00:59:43,920 --> 00:59:46,639
ملائکه که میان ؛ شیطون میرین پِی کارش ؛
هان . . دختره ی خل و چل ؟

615
00:59:46,960 --> 00:59:49,349
به اون شوهرت بگو ؛
. بخاطرا ینکه بچه ها اینجا ؛ اومدم

616
00:59:49,680 --> 00:59:52,399
والا ؛ این " شیطون " ؛
. آدمای دیگه ای رو هم داره که باهاشون باشه

617
00:59:52,720 --> 00:59:54,676
. باشه . . بهش میگم -
. خدای من -

618
00:59:55,200 --> 00:59:59,159
! عجب کینه شتری ایه -
. ببین کی داره از کینه حرف میزنه -

619
00:59:59,520 --> 01:00:03,399
حالا مگه خودت ؛
صلح طلب ترین مردِ روی زمینی ؟

620
01:00:03,720 --> 01:00:07,156
چایی میخوری بابا ؟ -
. نه ؛ دستِت درد نکنه ؛ هوا خیلی گرمه -

621
01:00:10,040 --> 01:00:17,310
پسر جدیدمون کوش ؟ -
. داره با " حسین " بازی میکنه -

622
01:00:18,320 --> 01:00:20,515
چی خریدی ؟

623
01:00:20,880 --> 01:00:23,394
. یه مشت خرت و پرت

624
01:00:27,280 --> 01:00:31,353
تا حالا توی این اتاق رفتی ؟
اونجا ؛ یه گنجه ؛ درسته ؟

625
01:00:31,760 --> 01:00:33,751
اگه بریم تو بابابزرگ عصبانی میشه ؛
. اینقدر فضولی نکن

626
01:00:34,240 --> 01:00:36,595
این جا چه خبره ؟

627
01:00:39,320 --> 01:00:42,437
. . اگه یه بار دیگه به این در نزدیک بشی

628
01:00:42,880 --> 01:00:46,793
اونوقته که کلاهامون توهم میره ؛ خب ؟ . . -
چی چی ؟ -

629
01:00:47,720 --> 01:00:51,315
. منظورم اینه که تنبیهِت میکنم -
چی اون توئه ؟ -

630
01:00:51,760 --> 01:00:55,116
گرگ های وحشی ای که
. میگیرن و میخورنت

631
01:00:56,280 --> 01:00:59,033
. واست هدیه گرفتم
. نگاه کن . . ایناهاش

632
01:00:59,880 --> 01:01:03,759
. اما تا شب حق نداری بازش کنی
. بخاطر اینکه تنبیه شدی

633
01:01:04,120 --> 01:01:07,795
پس ، دیگه اینجا فضولی نمیکنیا ؛ خب ؟

634
01:01:08,280 --> 01:01:11,078
. باشه -
. یالا . . راه بیفت بریم -

635
01:01:21,360 --> 01:01:25,512
کجایی پسره ی گنده ؟
. بیا بیرون

636
01:01:30,080 --> 01:01:34,119
! عجب اشتهایی

637
01:01:42,840 --> 01:01:47,231
. صادق " ؛ ساکت به نظر میرسه "
مشکلی چیزی داره ؟

638
01:01:47,600 --> 01:01:49,591
. میدونم مشکلش چیه
. کارشو وِل کرده

639
01:01:49,920 --> 01:01:51,831
کِی درموردش حرف زدید ؟

640
01:01:54,720 --> 01:01:57,154
. دنبال یه دوست میگردم

641
01:01:57,600 --> 01:01:59,716
. تو شهر ؛ به همدیگه خوردیم

642
01:02:00,160 --> 01:02:05,314
با وجود اینکه گل های تو حیاطو منظم آب دادم
. بازم همشون پژمرده شدن

643
01:02:05,840 --> 01:02:09,992
من از کجا بدونم ؟
. باید باغو سَم پاشی کنیم

644
01:02:10,360 --> 01:02:12,828
. شاید این وضعیت ؛ روی گل ها هم اثر گذاشه
. خیلی عجیبه

645
01:02:13,200 --> 01:02:15,430
. دنبال دوست میگردم

646
01:02:15,800 --> 01:02:18,553
. بیا اینجا ؛ نوه

647
01:02:22,800 --> 01:02:25,997
. امیدوارم ازشون خوشت بیاد

648
01:02:32,000 --> 01:02:35,231
. بابابزرگ واسم کتاب خریده

649
01:02:35,320 --> 01:02:38,198
اگه منو ببوسی ؛
. مالِ تو میشن

650
01:02:40,400 --> 01:02:43,119
. یالا . . بیا باهمدیگه بخونیمشون

651
01:02:44,160 --> 01:02:48,199
. " دوستی که میخواستیو پیدا کردی " دنیز
. بیخودی وقتِتو تلف نکردی

652
01:02:48,800 --> 01:02:51,314
. حروفِش خیلی ریزن

653
01:02:51,720 --> 01:02:54,632
میخوای با صدای بلند واست بخونم ؟ -
. آره . . یالا . . بخون -

654
01:03:18,320 --> 01:03:21,198
! خوشمزه به نظر میرسن
. اینگار حسابی سرخ شدن

655
01:03:26,440 --> 01:03:28,112
. یه کم ساکتی

656
01:03:29,120 --> 01:03:31,475
. راس میگی . . یه کم

657
01:03:31,840 --> 01:03:32,909
ببینم بخاطر تفاوت زندگی تو شهر و روستا
گیج شدی یا با اینجا احساس ناهمبستگی میکنی ؟

658
01:03:33,320 --> 01:03:37,472
خواهشا نگو دومی که اصلا باورم نمیشه ؛
. اینجا . . زادگاهتِه

659
01:03:37,920 --> 01:03:40,195
زادگاه ؟ خونه ؟
سرزمین پدری ؟

660
01:03:40,600 --> 01:03:43,558
این اواخر ؛ این سه کلمه رو ؛
. برعکس واسم معنی کردن

661
01:03:43,920 --> 01:03:46,559
همیشه فکر میکردم که حاضرم
. واسه این کشور خودمو به آب و آتیش بزنم

662
01:03:47,040 --> 01:03:49,793
. اما این کشور ؛ هیچ اهمیتی به من نمیده

663
01:03:53,280 --> 01:03:55,589
. این روزا ؛ آدمای زیادی اینطوری فکر میکنن

664
01:03:57,240 --> 01:04:01,313
قبلاها این رویا رو داشتیم که
باهمدیگه از اینجا بریم ؛ یادته ؟

665
01:04:03,120 --> 01:04:06,192
. تو ؛ تونستی بری و رفتی ؛ اما من نتونستم

666
01:04:07,120 --> 01:04:10,430
. میخوام یه چیزی ازت بپرسم
. لااقل ؛ تو سعیِتو کردی

667
01:04:12,120 --> 01:04:17,069
به نسبت کسی که از تلاش کردن ترسید و همراهت نیومد ؛
میتونی واقعا بگی که با نیومدنم ؛ چیزای زیادیو ازدست دادم ؟

668
01:04:17,440 --> 01:04:21,115
دارم اینو ازت میپرسم ؛ چونکه خیلی درموردش کنجکاورم
. دلیل دیگه ای واسه سئوالم ندارم

669
01:04:22,080 --> 01:04:25,390
اگه بعدازاینهمه ماجرا که پشت سر گذاشتی ؛
. . یه فرصت دوباره پیدا میکردی

670
01:04:26,200 --> 01:04:29,829
آیا میموندی یا اینکه دوباره تصمیم به رفتن میگرفتی ؟ -
. نمیدونم چی بگم -

671
01:04:30,320 --> 01:04:39,274
فکر کنم یا همه ی کسایی که اینجا دارمو هم باخودم میبردم
. یا اینکه هرکیو که اونجا داشتمو ؛ باخودم اینجا میاوردم

672
01:04:40,480 --> 01:04:43,950
میدونی سخت ترین انتخاب کدومه ؟
. اینکه وسطِ این دوتا انتخاب گیر کنی

673
01:04:44,920 --> 01:04:48,959
. نه میتونستم برم ؛ نه میتونستم بمونم -
اینا دارن درمورد چی حرف میزنن ؟ -

674
01:04:49,360 --> 01:04:52,830
از این حرفای روشنفکریه ؛
. به دردِ ماها نمیخوره

675
01:04:53,280 --> 01:04:57,398
! یالا ؛ روشنفکرا . . به سلامتی

676
01:04:57,480 --> 01:04:59,277
. به سلامتی

677
01:05:02,520 --> 01:05:04,795
. اینا ؛ لذت و دلخوشی های تُرکی هستن

678
01:05:28,760 --> 01:05:30,990
. دیر کردی
. همین حالا برو تو رختخوابت

679
01:05:31,840 --> 01:05:35,150
واست قهوه درست کنم ؟
سلیم " رفت خونه ؟ "

680
01:05:36,160 --> 01:05:37,388
. مامان

681
01:05:38,400 --> 01:05:40,675
. " دنیز " رو بردار ببرش خونه ی " سلیم "

682
01:05:42,720 --> 01:05:46,030
نباید میذاشتم " سلیم " بره ؛
. میتونست شماها رو هم باخودش ببره

683
01:05:46,360 --> 01:05:48,032
داری درمورد چی حرف میزنی ؟

684
01:05:48,360 --> 01:05:51,636
مامان ؛ خواهش میکنم " دنیز " رو بردار و برو ؛
. فقط واسه امشب

685
01:05:52,000 --> 01:05:56,278
میخوام با پدر حرف بزنم
. و احتمال جر و بحثمون خیلی زیاده

686
01:05:57,120 --> 01:06:01,272
بابا ؛ میدونم که حرفامونو شنیدی ؛
. شنیدی چی گفتم

687
01:06:01,840 --> 01:06:04,513
. باید باهمدیگه حرف بزنیم

688
01:06:06,440 --> 01:06:10,911
من واسه معذرت خواهی نیومدم ؛
. بخاطر اینکه هیچ دلیلی واسه معذرت خواهی وجود نداره

689
01:06:12,600 --> 01:06:15,717
نمیخوام وارد مکالمه ای بشم که مثلا
. بخوایم آخرش همدیگه رو ببخشیم و از این حرفا

690
01:06:18,840 --> 01:06:22,196
. تو حیاط منتظرتم بابا
. لباساتو بپوش و بیا

691
01:06:22,520 --> 01:06:24,556
. این خیلی برام مهمه

692
01:06:25,280 --> 01:06:27,555
. باید باهمدیگه حرف بزنیم

693
01:06:43,280 --> 01:06:47,034
مشکلی پیش اومده ؟ -
نه ، میتونی به مامان کمک کنی ؟ -

694
01:06:47,480 --> 01:06:50,233
. پیشِ تراکتورِه

695
01:06:55,920 --> 01:06:58,150
. همینجا منتظر باش

696
01:07:23,640 --> 01:07:26,108
عمو " ابراهیم " ؛ داریم کجا میریم ؟

697
01:07:26,440 --> 01:07:29,477
. " خونه ی عمو " سلیم
. امشب قراره اونجا بمونی

698
01:07:29,920 --> 01:07:33,196
چرا ؟ بابام کجاس ؟ -
. باباتم اونجاس -

699
01:07:33,840 --> 01:07:37,879
. همگی قراره امشب اونجا بمونیم

700
01:07:38,480 --> 01:07:42,758
. نترس " دنیز " ؛ همه چی روبراهِه
. فقط داریم میریم یه سری بهشون بزنیم

701
01:07:45,240 --> 01:07:49,472
منطقی نیست ؛ عمو " ابراهیم " ؛
. فکر کنم الان دارم خواب میبینم

702
01:07:49,880 --> 01:07:52,235
. آره . . داره خواب میبینی

703
01:07:53,080 --> 01:07:57,870
. " نترس " دنیز
! نترس

704
01:07:58,640 --> 01:08:00,676
. دنیز " ؛ از هیچی نمیترسید "

705
01:08:04,000 --> 01:08:07,151
ننه خاتون " و نوه اش ؛ "
. . در حالیکه سرجوخه " ابراهیم " کنارشون بود

706
01:08:07,720 --> 01:08:10,553
. از بین صفوف دشمن رَد شدن . . .

707
01:08:11,480 --> 01:08:16,190
. اونا ؛ ابَرقهرمان های جنگِ اسقلال بودن

708
01:08:19,800 --> 01:08:22,519
. نترس

709
01:08:32,600 --> 01:08:34,511
. شب به خیر بابا -
چه شبی ؟ -

710
01:08:35,000 --> 01:08:37,230
نمیدونی ساعت چنده ؟

711
01:08:38,280 --> 01:08:41,636
. تقریبا دیگه صبح شده -
. ببخشید . میدونم وقت مناسبی نیست -

712
01:08:42,080 --> 01:08:45,197
کارایی که تو انجام میدی ؛
. همیشه نابجان

713
01:08:46,000 --> 01:08:49,629
بابا ؛ بیا بیخودی دعوا نکنیم ؛ درگذشته
. به اندازه ی کافی دعوا کردیم . هیچوقتم نتیجه نداده

714
01:08:50,120 --> 01:08:52,270
. همونطور که میبینی ؛ چیزی عوض نشده

715
01:08:53,960 --> 01:08:56,190
. چیزایی هست که باید درموردشون حرف بزنیم

716
01:08:58,440 --> 01:09:00,237
سیگار ؟

717
01:09:00,760 --> 01:09:04,514
از اون نوع سیگار نمیکِشم ؛
. به سُرفه ام میندازه

718
01:09:11,760 --> 01:09:14,433
. بابا . . تو نمیدونی واسه چی برگشتم

719
01:09:16,360 --> 01:09:20,353
راستش ؛ نبایدم دلیل خاصی وجود داشته باشه ؛
. خب . . برگشتم دیگه

720
01:09:20,920 --> 01:09:22,956
. اما . . به این سادگیا هم نبود

721
01:09:23,520 --> 01:09:30,278
اسمِ من " صادقِ"ـه ؛
. اسم برادارم " سلیمِ"ـه

722
01:09:30,840 --> 01:09:33,400
خب که چی ؟
. منم اسمم " حسینِ"ـه

723
01:09:34,280 --> 01:09:37,636
واسه چی اون اسما رو ؛ رومون گذاشتی بابا ؟

724
01:09:38,280 --> 01:09:41,431
یعنی این قدر ؛ از همون لحظه ی اول
ازمون میترسیدی ؟

725
01:09:41,800 --> 01:09:46,476
اینقدر میخواستی زندگیمونو کنترل کنی ؟
که مجبور شدی راهِ خودتو هم گم کنی ؟

726
01:09:46,880 --> 01:09:49,519
. همون روشیه که خودتم انتخاب کردی

727
01:09:53,680 --> 01:09:58,754
فرستادیمت " استانبول " که مهندس کشاورزی بشی ؛
. نه اینکه آشوب طلب از کار دربیای

728
01:09:59,160 --> 01:10:03,995
. همینو الان میخواستم بگم بابا
. منو فرستادی که مهندس کشاورزی بشم

729
01:10:04,720 --> 01:10:08,076
. انتخاب دیگه ای نداشتم
. . مهندس بشم . . مزرعه رو اداره کنم

730
01:10:08,480 --> 01:10:11,199
آخرشم بیام اینجا بمونم . .
. و با " بیرگول " ازدواج کنم

731
01:10:11,560 --> 01:10:13,596
مدرسه امو انتخاب کردی ؛ زندگیمو ؛
. همه چیمو خودت انتخاب کردی ؛ بابا

732
01:10:14,080 --> 01:10:17,072
میدونی از این کارت متنفرم بابا ؟

733
01:10:20,080 --> 01:10:22,355
تو ؛ به من ؛ میگی خودخواه ؛ درسته ؟

734
01:10:23,120 --> 01:10:24,951
. حرف از " بیرگول " زدی

735
01:10:25,360 --> 01:10:28,272
بعداز اینکه رفتی ؛ اصلا به فکر اون دختر بودی ؟
اینکه چقدر عذاب کِشیده ؟

736
01:10:29,200 --> 01:10:35,673
اون دختر پشت سرت چندین سال گریه میکرد و حالا
! تو ؛ به من میگی خودخواه ؟ تو دیگه کی هستی

737
01:10:38,480 --> 01:10:44,350
. بابا ؛ گفتی " من رفتم " ؛ اما نرفتم
. نتونستم . گرچه نتونستمم که اینجا بمونم

738
01:10:45,960 --> 01:10:48,679
. نتونستم تشخیص بدم که خونه ام کجاس

739
01:10:49,240 --> 01:10:53,836
همیشه سعی داشتی یه اثری روی ذهنم بذاری
. و بکِشونیم به جایی که میخوای

740
01:10:54,360 --> 01:10:59,878
. به سمت اون جر و بحث ها و دعواهایی که بینمون شد

741
01:11:00,880 --> 01:11:04,634
میدونی چه معنی ای داره که خونه ای
نداشته باشی که بهش برگردی بابا ؟

742
01:11:05,080 --> 01:11:08,117
. با همه ی اینا . . اوضاع بدتر از قبل هم شد
. همسرم ؛ از دنیا رفت

743
01:11:08,480 --> 01:11:11,517
دوستای انقلابیم ؛ که اون روزا ؛
. . عضو طبقه ی دوم جامعه صدام میکردن

744
01:11:11,960 --> 01:11:14,315
شغلی تو یه آژانس تبلیغاتی واسم فراهم کردن و اونوقت
.  بود که روزنامه های سرمایه داری ؛ بهم ترحم کردن

745
01:11:14,840 --> 01:11:16,592
. اینگار یه تیکه استخون ؛ جلوی سگ بندازی

746
01:11:17,400 --> 01:11:21,393
واسه اینکه خودشونو تبرئه کنن ؛
! تا روحِشونو از گناهاشون پاک کنن

747
01:11:21,960 --> 01:11:26,431
. وایسا . . دارم از موضوع اصلی خارج میشم

748
01:11:26,960 --> 01:11:33,115
. داشتم از " خونه " حرف میزدم

749
01:11:34,160 --> 01:11:36,754
میدونی واسه چی برگشتم بابا ؟

750
01:11:38,040 --> 01:11:40,235
. واسه اینکه یه فرصت به " دنیز " بدم

751
01:11:40,800 --> 01:11:45,749
بذارم اینجا بزرگ بشه ؛
. بذارم واسه خودش " خونه " ای داشته باشه

752
01:11:45,840 --> 01:11:48,400
. اون جای دیگه ای واسه رفتن نداره

753
01:11:51,880 --> 01:11:57,352
حالا فهمیدی که بچه داشتن ؛ یعنی چی ؟
سخته . . مگه نه ؟

754
01:11:58,280 --> 01:12:01,989
نمیتونی ازش مراقبت کنی ؛ درسته ؟

755
01:12:02,560 --> 01:12:07,111
حالا میفهمی بزرگ کردن بچه یعنی چی ؟ -
. البته که میفهمم -

756
01:12:11,080 --> 01:12:15,471
میدونی این که آدم نتونه
بزرگ شدن بچه اشو ببینه یعنی چی ؟

757
01:12:16,360 --> 01:12:19,079
میدونی چه حسی داره ؟

758
01:12:21,720 --> 01:12:23,551
. . زندگی میگذره

759
01:12:24,120 --> 01:12:28,113
کتابای جدیدی نوشته میشن . .
. که نمیتونی بخونیشون

760
01:12:28,440 --> 01:12:31,079
فیلم های جدیدی ساخته میشن ؛
. که نمیتونی ببینیشون

761
01:12:31,680 --> 01:12:35,514
میخوای دوباره به آهنگ مورد علاقه ات گوش بدی ؛
. اما نمیتونی بشنویش

762
01:12:35,920 --> 01:12:39,390
. . شاید آدم بتونه با این چیزا کنار باید ؛

763
01:12:39,760 --> 01:12:44,197
اما اینو نمیشه تحمل کرد که وقتی داره بزرگ میشه
. کنارش نباشی

764
01:12:44,680 --> 01:12:48,673
. نتونی اولین دختری که بهش دِل میبازه رو ببینی

765
01:12:50,880 --> 01:12:52,598
. . بابا

766
01:12:54,600 --> 01:12:57,353
. قلبم آتیش گرفته . . .

767
01:12:57,880 --> 01:13:01,668
فکر کنم یه حسی شبیه اینه که
. یه کاریو ناتموم دارم میذارم و میرم

768
01:13:02,040 --> 01:13:05,669
این اواخر ؛ سعی کردم که وقتی بغلم میکنه
. از خودم دورش کنم

769
01:13:06,160 --> 01:13:09,516
. تمام سعیمو کردم که اونو از خودم دور کنم

770
01:13:11,000 --> 01:13:17,075
بابت اینکه دردی در زندگیش هستم
. از خودم متنفرم

771
01:13:23,840 --> 01:13:26,638
. بهش فرصت بده ؛ بابا

772
01:13:27,000 --> 01:13:31,755
بذار خونه داشته باشه ؛
. اما میتونه هروقت خواست از اینجا بره

773
01:13:33,760 --> 01:13:39,949
. چیزای زیادی بود که میخواستم بهش بگم
. شما ؛ اونا رو بهش بگین

774
01:13:40,640 --> 01:13:43,200
. اینا رو بهش بگین

775
01:13:53,640 --> 01:13:57,633
. پسرم
چی شد ؟

776
01:14:04,400 --> 01:14:06,118
کجایید ؟

777
01:14:12,600 --> 01:14:17,515
! نگهش دار
! دارم میام

778
01:14:37,440 --> 01:14:40,750
. بیا اینجا ؛ خواهر -
چه اتفاقی افتاده ؟ " صادق " کجاس ؟ -

779
01:14:41,160 --> 01:14:43,913
. بردنش تو اتاق -
. بابا داره با دکترش حرف میزنه -

780
01:14:44,200 --> 01:14:46,191
گفت " خسته اش نکنید " ؛
. تا چند دقیقه ی دیگه میتونیم ببینیمش

781
01:14:46,560 --> 01:14:48,278
. بهش اکسیژن وصلِه

782
01:14:48,680 --> 01:14:51,990
چِش شده ؟ دکترا چی گفتن ؟ -
. نمیدونیم . بزودی میفهمیم -

783
01:14:52,400 --> 01:14:56,154
.  بیا " سلیم " ؛ گریه نکن
. بیا بریم تو باغ

784
01:14:56,680 --> 01:15:00,514
بسه ؛ حالا حتما که نمیشه گفت اتفاق بدی افتاده ؛
. محکم باش

785
01:15:03,000 --> 01:15:05,434
بچه ها کجان ؟ -
. " خونه ؛ پیش " سکینه -

786
01:15:05,880 --> 01:15:09,509
چیزی بهشون نگفتیم ؛ بهشون گفتیم که
. داریم برای خرید ؛ میریم شهر

787
01:15:09,960 --> 01:15:13,873
. فهمید اتفاقی افتاده اما ؛ چیزی نپرسید

788
01:15:18,880 --> 01:15:24,637
بریم کافه  ؛
. این جا نمیشه حرف زد

789
01:15:25,040 --> 01:15:27,235
. نمیتونم تا برسیم اونجا صبر کنم ؛ بگو

790
01:15:27,640 --> 01:15:32,475
گیجم نکن ؛ دکتر چیزای زیادی گفت ؛
. باید آروم بشم تا بتونم حرف بزنم

791
01:15:38,000 --> 01:15:40,673
. " امیدوارم بزودی حالش خوب بشه " حسین -
. ازت متشکرم -

792
01:15:43,600 --> 01:15:47,912
. . صادق " ؛ سابقه ی پزشکیشو از جیبش درآورد "

793
01:15:48,760 --> 01:15:54,392
. و بهمون دادش . .

794
01:16:03,680 --> 01:16:10,472
. تو جیبِش بود

795
01:16:13,400 --> 01:16:17,837
. میدونین ؛ اون یه مدت زندان بوده

796
01:16:19,040 --> 01:16:24,353
همون موقعی که کودتای نظامی اتفاق افتاد ؛
. بعداز اینکه " دنیز " به دنیا اومد

797
01:16:25,000 --> 01:16:28,709
. تو زندان ؛ مریض میشه

798
01:16:29,200 --> 01:16:34,638
دکتر گفت بیماریش ؛ بعلت شکنجه
. و شرایط بد زندان بوده

799
01:16:39,840 --> 01:16:42,400
توی شُش هاش ؛ انباشتگی مایعات داره ؛
. یه جور التهاب مزمن

800
01:16:42,880 --> 01:16:48,557
یه مدت بهتر میشه ؛
. اما چند سال بعدش ؛ دوباره عود میکنه

801
01:16:51,120 --> 01:16:54,715
. یکی از ریه هاش ؛ به طور کامل از بین رفته

802
01:16:56,000 --> 01:17:00,755
اون یکی ریه اش هم ؛ وقتی " استانبول " بوده
. تحت معالجه قرار گرفته

803
01:17:02,320 --> 01:17:04,311
. اونجا ؛ بهش دارو دادن

804
01:17:08,120 --> 01:17:10,190
. این ؛ وضعیتِ " صادقِ"ـه

805
01:17:12,000 --> 01:17:15,754
دکتر گفت تمام تلاششو میکنه ؛
. . . اما

806
01:17:18,120 --> 01:17:21,590
. امید خیلی کمی وجود داره . . .

807
01:17:22,960 --> 01:17:26,350
. بهم گفت برای اتفاقات بدتر از این آماده شم

808
01:17:28,280 --> 01:17:30,999
. سلیم " ؛ خودتو جمع و جور کن "

809
01:17:31,400 --> 01:17:37,430
اگه اینطور جلوی بچه ها بری . . .  ؛
! خودتو جمع کن . . این چه وضعِشِه

810
01:17:37,760 --> 01:17:40,957
چطور میتونم محکم باشم بابا ؟
داداشم داره میمیره ؛ آخه این چه حرفیه که میزنی ؟

811
01:18:12,440 --> 01:18:14,556
. " خیلی لطف کردی که اومدی  " فاطمه

812
01:18:14,960 --> 01:18:17,793
هردوی " صادق " و بچه اش
. سراغتو میگرفتن

813
01:18:17,880 --> 01:18:21,236
میخواستم زودتر از اینا بیام ؛
. اما خیلی وقت برد که آماده شم

814
01:18:22,080 --> 01:18:25,277
. باید بچه ها رو میبردم دهاتمون پیش خواهرم

815
01:18:25,760 --> 01:18:28,832
اهل کجایی " فاطمه " ؟ -
. " قیصری " -

816
01:18:29,280 --> 01:18:31,236
. بعضی از قوم و خویشام هنوز اونجان
. اما خیلی باهمدیگه نزدیک نیستیم

817
01:18:31,720 --> 01:18:35,599
بعضیامونم تو " استانبول " زندگی میکنن ؛
. بعضیامونم جاهای دیگه

818
01:18:36,040 --> 01:18:38,429
. خلاصه زندگی همینه دیگه

819
01:18:38,880 --> 01:18:40,791
! زودباش ؛ بابا . . بگیرشون

820
01:18:41,120 --> 01:18:43,839
. اینقدر فضولی نکن بچه -
. داری انگشت های پامو لِه میکنی  -

821
01:18:44,200 --> 01:18:46,589
! منو نزن -
. بسه دیگه . . یه دفعه تصادف  می کنیم ها -

822
01:18:46,680 --> 01:18:51,834
. " کافیه ؛ ماشینو نگه دار " سلیم
. بیا این بچه ها رو از ماشین بندازیمشون بیرون

823
01:18:52,200 --> 01:18:54,395
. ساکت باشید ؛ بچه ها

824
01:18:54,840 --> 01:18:59,277
. اینقدر آتش نسوزونین دیگه
. کاشکی با بقیه رفته بودم

825
01:19:00,280 --> 01:19:05,877
. دارم شُرشُر عرق میریزم
. سکینه " ؛ تو عجب کونِ گنده ای داریا "

826
01:19:06,280 --> 01:19:11,149
. یه کم برو عقب تر -
خب بچه ها اینجان دیگه ؛ چیکار کنم ؟ -

827
01:19:11,880 --> 01:19:14,474
. " ماشینو نگه دار " سلیم

828
01:19:16,720 --> 01:19:21,475
واسه چی نگه داشتی ؟ چی شده ؛
دوباره ماشین خراب شده ؟ واسه چی نگه داشتی ؟

829
01:19:21,840 --> 01:19:24,354
. نمیدونم
. همتون باهمدیگه بعهم گفتین که نگه دارم

830
01:19:24,800 --> 01:19:27,360
. یالا . . راه بیفت
واسه چی نگه داشتی ؟

831
01:19:27,920 --> 01:19:32,391
حسین " ؛ آهای " سیگول " ؛ "
چه بلایی سرتون اومده ؟

832
01:19:32,800 --> 01:19:38,033
اگه سر و صدا کنن ؛ اونوقت دکترا رو
. خبر میکنم که بیان و بهشون آمپول بزنن

833
01:19:39,320 --> 01:19:41,834
. از دکتر میترسن

834
01:19:42,240 --> 01:19:44,800
. بریم بیرون

835
01:19:45,840 --> 01:19:47,717
این اتاق واست گرمِه ؛ پسرم ؟

836
01:19:48,080 --> 01:19:51,152
نه ؛ مشکلی نداره ؛ عصرها که میشه
. هواش خنک میشه ؛ خوب میشه اینجا خوابید

837
01:19:51,520 --> 01:19:54,557
. باد از اینجا میاد -
شما هم اینجا پیشش میمونین ؟ -

838
01:19:54,960 --> 01:19:58,191
بعضی وقتا من ؛ بعضی وقتا مادرش ؛
. خلاصه یه طوری بین خودمون تقسیمش میکنیم

839
01:20:04,320 --> 01:20:07,198
. صادق " ؛ اینا چیزایین که از خونه میخواستی " -
. ممنون -

840
01:20:07,600 --> 01:20:10,558
. خواهش میکنم بذارشون تو کِشو

841
01:20:11,000 --> 01:20:14,959
فاطمه " پیشمون میمونه دیگه ؛ درسته ؟ "
. نمیذاریم بره

842
01:20:15,400 --> 01:20:18,915
نمیتونم مدت طولانی بمونم ؛ مدرسه ها بزودی باز میشن ؛
. یه کارایی هم دارم که باید بهشون برسم

843
01:20:19,240 --> 01:20:21,276
. هنوز یه مدت به بازشدن مدرسه ها مونده

844
01:20:23,520 --> 01:20:26,512
بابا . . قراره اینجا برم مدرسه ؟

845
01:20:28,800 --> 01:20:31,758
. " آره ؛ " دنیز
مگه چیز بدیه ؟

846
01:20:32,160 --> 01:20:36,039
. نه ؛ تازه بهتر هم هست
تا اون موقع حالت بهتر میشه دیگه ؛ درسته ؟

847
01:20:36,480 --> 01:20:39,597
مدرسه ها ؛ تا یک ماهِ دیگه باز میشن ؛
درسته ؟

848
01:20:39,960 --> 01:20:42,633
آره . . اما تا اون موقع ؛
دیگه حالت خوب شده ؛ درسته ؟

849
01:20:43,000 --> 01:20:44,831
. حتما . . تا اون موقع خوب شدم

850
01:20:45,240 --> 01:20:49,472
. همسرت ؛ زنِ زیبایی بوده
. خدا بیامرزدِش

851
01:20:50,680 --> 01:20:53,399
. اینو ببین . . " دنیز " اینجا خیلی کوچولوئه

852
01:20:53,760 --> 01:20:57,639
این عکسو با خودت " استانبول " بردی ؟

853
01:20:58,000 --> 01:21:00,036
. مونده بودم کجاس

854
01:21:00,400 --> 01:21:03,517
اولش که اومدی ؛
. میدونستی که رفته بودیم تاکستان

855
01:21:03,880 --> 01:21:08,317
دنیز " گفت ؛ کاشکی میتونستم "
. . وقتی پدرم بچه بود ؛

856
01:21:08,760 --> 01:21:10,751
ببینمش که توی این تاکستان جست و خیز میکرده ؛
. کاشکی یه ماشین زمان وجود داشت

857
01:21:11,160 --> 01:21:15,153
. اونوقت دکمه اشو میزدیم و میرفتیم به اون زمان -
! واقعا ؟ نگاش کن پدرسوخته رو -

858
01:21:15,600 --> 01:21:19,752
. سالم " ؛ برو از پایین واسم آب بیار " -
اینجا هم آب داریم . بریزم واستون ؟ -

859
01:21:19,840 --> 01:21:21,956
. میخوام یه آب دیگه از پایین واسم بیاری -
. خب ؛ اینم آبِه بابا ؛ فرقی که نمیکنه -

860
01:21:24,640 --> 01:21:28,076
. برادر ؛ برو از پایین واسه بابا آب بیار

861
01:21:42,040 --> 01:21:47,876
. یه بار ؛ یه چیزی درمورد " دنیز " بهم گفتی

862
01:21:48,200 --> 01:21:52,432
گفتی حرفایی داری
. که نمیتونی به " دنیز " بگی

863
01:21:53,080 --> 01:21:57,551
خب ؛ منم یه حرفایی دارم که
. قبلا نتونستم بهت بگم

864
01:21:59,520 --> 01:22:02,114
. من سخنران ماهری نیستم

865
01:22:03,480 --> 01:22:07,359
. . تو پسرمی

866
01:22:08,680 --> 01:22:11,717
. همه چیزم . . .

867
01:22:14,240 --> 01:22:17,357
. این ؛ همه ی حرفمه

868
01:22:17,720 --> 01:22:20,951
. فهمیدم ؛ بابا
. خیلی خوب هم فهمیدم . ازتون ممنونم

869
01:22:22,400 --> 01:22:28,999
یه بار گفتی ؛
. " کاشکی منو به این وضع ؛ تو تخت بیمارستان نمی دید "

870
01:22:30,040 --> 01:22:31,678
. متاسف نباش

871
01:22:33,400 --> 01:22:40,829
پسرا ؛ همونطوری که میخوان
. . پدراشونو به خاطر میارن

872
01:22:44,440 --> 01:22:46,749
درسته ؛ " صادق " ؟ . . .

873
01:23:37,000 --> 01:23:38,672
. صبح بخیر

874
01:23:39,080 --> 01:23:40,877
. " صبح بخیر ؛ عمو " حسین

875
01:23:42,480 --> 01:23:43,879
شوهرت خونه اس ؟

876
01:23:44,840 --> 01:23:49,152
. " نه ؛ رفته " ازمیر
. میخوایم باغمونو سَم پاشی کنیم

877
01:23:49,560 --> 01:23:52,677
تا شب برنمی گرده ؛ درسته ؟ -
. آره ؛ فکر کنم همینطور باشه -

878
01:23:53,520 --> 01:23:56,512
. یه درخواستی ازت دارم

879
01:24:17,960 --> 01:24:21,589
. دهنتو باز کن . . یالا

880
01:24:21,920 --> 01:24:23,638
. خودم میتونم غذامو بخورم ؛ داداش
. بدش به من

881
01:24:24,040 --> 01:24:26,554
واسه چی بهت بدمش ؟ اونوقت دیگه
. غذا نمیخوری . میخوای گولم بزنی

882
01:24:26,880 --> 01:24:29,394
نگاه کن ؛ اون پرستار چاقِه ؛
. داره بهت نزدیک میشه

883
01:24:29,760 --> 01:24:31,591
. دهنتو باز کن

884
01:24:31,960 --> 01:24:34,713
. ملاقاتی داری

885
01:24:38,600 --> 01:24:41,034
. امیدوارم زود خوب بشی

886
01:24:43,160 --> 01:24:46,550
. پاشو . . بریم بیرون . . تو باغ

887
01:24:46,920 --> 01:24:52,278
. نه قبل از اینکه سوپِشو تموم کنه
. آخه پرستار چاقِه بدجوری عصبانی میشه

888
01:24:54,960 --> 01:24:57,918
. . اونوقتو یادته که من ؛ مدرسه ابتدایی میرفتم و

889
01:24:58,320 --> 01:25:01,471
تو سال اول دبیرستان بودی ؟ . . .
. یه روز ؛ شیرینی کِشمشی درست کردم

890
01:25:01,960 --> 01:25:04,349
. داشتم میبردمشون مدرسه

891
01:25:04,760 --> 01:25:07,752
تو یکیشونو چِشیدی
. و خیلی از مزه اش خوشت اومد

892
01:25:08,280 --> 01:25:11,272
. حتی باورت نمیشد که من خودم درستشون کردم -
خب ؟ -

893
01:25:13,000 --> 01:25:17,198
از اون شیرینی ها واست آوردم ؛ بخورش ؛
! میخوام ببینم مزه اشو یادت میاد یا نه ؟

894
01:25:21,440 --> 01:25:23,795
. هرگز فراموشش نکردم

895
01:25:24,480 --> 01:25:28,314
تو فراموش کردی ؟
. منم یادم نرفته

896
01:25:31,440 --> 01:25:34,716
. اصلا عوض نشدی -
. عوض شدم -

897
01:25:35,040 --> 01:25:37,349
چطور میتونم عوض نشده باشم ؟

898
01:25:37,760 --> 01:25:40,957
با " محمد " ازدواج کردی ؛ درسته ؟ -
. آره . . باهاش ازدواج کردم -

899
01:25:41,440 --> 01:25:44,750
آخه چطور میشه ازدواج نکرده باشم ؟

900
01:25:48,120 --> 01:25:50,953
. موضوع همسرتو شنیدیم
. خیلی واست ناراحت شدیم

901
01:25:52,040 --> 01:25:55,237
. باید بهت آفرین بگم
. خیلی ازت تعریف کردیم

902
01:25:55,600 --> 01:25:58,797
خودت تنهایی ؛ پسرتو بزرگ کردی ؛
. و به کمک هیچ کسی هم احتیاج نداشتی

903
01:26:00,320 --> 01:26:02,231
تو ؛ دوتا بچه داری ؛ درسته ؟

904
01:26:03,000 --> 01:26:04,718
. آره ؛ راستش

905
01:26:08,240 --> 01:26:13,234
خیلی خوشمزه اس ؛
درست قبل از اینکه بیای اینجا پختیش ؟

906
01:26:13,640 --> 01:26:16,712
. نه ؛ یه مقدار تو خونه داشتم
. پسرام خیلی دوستشون دارن

907
01:26:22,840 --> 01:26:26,071
میخواستم اسم یکی از پسرا رو
. از روی اسم تو ؛ " صادق " بذارم

908
01:26:26,440 --> 01:26:29,512
اما ترسیدم " محمد " متوجه بشه
. و از دستم عصبانی بشه

909
01:26:30,000 --> 01:26:34,516
اسمشو " کانر " گذاشتیم ؛
. اما توی ذهنم ؛ همیشه " صادق " صداش میکنم

910
01:26:34,880 --> 01:26:37,394
. خواستم اینو بدونی

911
01:26:43,240 --> 01:26:45,879
بیرگول " ؛ تو منو بخشیدی ؟ "

912
01:26:47,840 --> 01:26:52,311
. " البته که بخشیدمت " صادق
چطور نتونم ببخشمت ؟

913
01:27:32,680 --> 01:27:35,353
. ماشین ها دارن میان
باید چیکار کنیم ؟

914
01:27:35,760 --> 01:27:39,070
. الانه که همگی بزنن زیر گریه
. شاید باید بچه رو از اینجا ببری

915
01:27:39,480 --> 01:27:41,471
مطمئنم تا بچه اینجاس ؛
. جلوی خودشونو میگیرن

916
01:27:44,320 --> 01:27:46,117
یالا ؛
. بیا همگی باهمدیگه بریم مزرعه

917
01:27:47,080 --> 01:27:50,914
و اونجا واست یه اسب چوبی درست میکنیم ؛
باشه ؟

918
01:28:27,160 --> 01:28:30,277
. . کاشکی اون روز ؛ اینطور جلوش می ایستادم

919
01:28:30,880 --> 01:28:32,598
. درست اینجا . .

920
01:28:32,960 --> 01:28:36,316
. . کاشکی آغوشمو اینطوری باز میکردم

921
01:28:37,480 --> 01:28:40,472
. . کاشکی جلوشو میگرفتم . .

922
01:28:41,120 --> 01:28:44,032
. . کاشکی جلوی رفتنشو میگرفتم . .

923
01:28:44,680 --> 01:28:49,151
. کاشکی بهش میگفتم نره . .

924
01:28:51,280 --> 01:28:53,794
. . پونزده سال پیش

925
01:28:54,800 --> 01:29:02,036
کاشکی همینطوری اینجا ایستاده بودم " نوران " ؛
. کاشکی ؛ جلوی " صادق"ـو گرفته بودم

926
01:29:02,560 --> 01:29:04,949
. دستاتو بنداز پایین

927
01:29:05,440 --> 01:29:07,715
. بخاطر خدا . . به خودت مسلط باش

928
01:29:08,160 --> 01:29:11,152
. . کاشکی اینطوری بغلش کرده بودم

929
01:29:12,200 --> 01:29:15,795
. کاشکی به پسرم میگفتم نره . . .

930
01:29:19,240 --> 01:29:19,990
. اینطوری نکن
. تو پدر این خانواده ای

931
01:29:21,360 --> 01:29:28,152
نگاه کن ؛ الان یه نوه داریم ؛
. به خودت مسلط باش

932
01:29:28,720 --> 01:29:31,757
اگه اونکارا رو میکردیم ؛
. اونوقت اون نمیذاشت بره

933
01:29:32,120 --> 01:29:34,634
. اینجا پیشمون میموند

934
01:29:36,600 --> 01:29:42,277
. کاشکی هیچی نگفته بودم
. کاشکی دهنمو میبستم

935
01:29:44,400 --> 01:29:49,349
! من باعث شدم بمیره

936
01:30:06,520 --> 01:30:10,149
. نتونستم جلوشو بگیرم -
. عمو " حسین " ؛ خواهش میکنم بس کن -

937
01:30:15,200 --> 01:30:17,077
! پاشو وایسا ببینم

938
01:30:24,880 --> 01:30:28,793
! دستاتو باز کن
. دِ گفتم اون دستاتو باز کن

939
01:30:28,880 --> 01:30:30,791
دیوونه شدی خواهر ؟

940
01:30:35,320 --> 01:30:37,629
. همراهم بیا

941
01:30:38,160 --> 01:30:40,390
! تکون بخور

942
01:30:45,000 --> 01:30:47,391
. برو پیش بابات
. بدو طرف بابات و محکم خودتو بهش بزن

943
01:30:47,832 --> 01:30:56,372
اگه نری ؛ اونوقت دیگه بابات تاآخر عمرش
! هیچوقت خوب نمیشه . . بدو

944
01:31:00,000 --> 01:31:05,995
. بگیرش
! جلوشو بگیر

945
01:31:07,013 --> 01:31:10,154
. بابا

946
01:31:12,500 --> 01:31:18,446
! دارم میام ؛ بابا
! از سر راهم برو کنار

947
01:31:33,737 --> 01:31:40,024
حالا دیدی ؟ هیچ کس نمیتونه
. جلوی کسیو که میخواد بره رو بگیره

948
01:31:42,000 --> 01:31:46,270
! نه
! " سلیم "

949
01:31:47,267 --> 01:31:54,837
. چیزی نیست . دویدنتو کردی ؛ دیگه نمیخواد بدوی
! برگرد اینجا

950
01:32:45,000 --> 01:32:48,231
. نگاه کن که یونیفرم مدرسه ی باباش چقدر بهش میاد

951
01:32:51,000 --> 01:32:53,753
. بذار یقه اتو درست کنم -
! تکون نخور -

952
01:32:54,280 --> 01:32:58,068
. خیلی محکم بستیش -
. اما به جاش خیلی خوشگل میشی -

953
01:32:58,480 --> 01:33:02,075
. خیلی خب . . همه اشون خوشگلن
. . حالا دستمال کوچولوهاتونو هم

954
01:33:02,640 --> 01:33:05,279
میذاریم تو جیب هاتون ؛ تا اگه دماغ داشتین بگیرین
. که یه دفعه ای تو مدرسه به بچه فِن فِنو معروف نشین

955
01:33:05,680 --> 01:33:09,912
این هدیه ها رو عمه " گولبیاضِ"ـتون ؛
. واسه مدرسه ابتدایی رفتنتون میده

956
01:33:11,560 --> 01:33:13,790
. منظورم واسه روز اول مدرسه اس

957
01:33:14,960 --> 01:33:18,555
. همون روز اول دبستانو میگم دیگه

958
01:33:19,000 --> 01:33:24,552
یعنی ؛ روز اولی که به کلاس اول میرین ؛
. اصلا چی دارم میگم ؟ گیجم کردین ها

959
01:33:24,920 --> 01:33:28,879
عمه " گولبیاض " ؛ بابابزرگ بهمون پول داده ؛
. اما شما بهمون دستمال دادین

960
01:33:30,080 --> 01:33:32,992
خب ؛ من به اندازه ی پدربزرگتون
. پولدار نیستم ؛ دلبندم

961
01:33:33,400 --> 01:33:36,756
حتما . . نه به اندازه ی من ؛ البته میخواست
. خودشو با " کراسوس " مقایسه کنه

962
01:33:37,080 --> 01:33:38,672
. اما فکر کنم گیج شد و قاطی کرد

963
01:33:40,320 --> 01:33:41,196
کراسوس " کیه ؟ "

964
01:33:41,680 --> 01:33:45,275
یه " عقرب " ؛ تو جیبِ عمه اته ؛
. میترسه که یهویی نیشش بزنه

965
01:33:45,800 --> 01:33:50,351
نخند " نوران " ؛ والا
. دیگه پامو تو خونتون نمیذارم

966
01:33:50,760 --> 01:33:55,197
. قسم میخورم دیگه پامو اینجا نذارم -
. من که نخندیدم خواهر ؛ سوء تفاهم شد -

967
01:33:55,600 --> 01:33:59,513
. یالا . . کنار همدیگه وایسین ؛ میخوایم عکس بگیریم
. ابراهیم " ؛ تو عکسو بگیر "

968
01:34:03,000 --> 01:34:05,275
کاشکی یه مقدار خودمونو تمیزتر میکردیم ؛
. اینطوری زشت میفتیم

969
01:34:05,920 --> 01:34:09,071
. قیافه ات خوبه مامان ؛ بیا اینجا -
. " یالا ؛ " گولبیاض

970
01:34:09,720 --> 01:34:14,635
. شماها عکس بگیرین ؛ من نمیخوام -
. دِ بیا اینجا دختر ! بچه بازی درنیار -

971
01:34:31,480 --> 01:34:33,710
! آماده

972
01:34:39,880 --> 01:34:41,950
بابا . . " کراسوس " کیه ؟ -
آخه من از کجا بدونم ؟ -

973
01:34:43,320 --> 01:34:45,754
. فکر کنم یکی از پادشاه ها بوده -
حال نوه امون چطوره ؟ -

974
01:34:46,120 --> 01:34:47,997
. باید به این وضعیت عادت کنه

975
01:34:50,080 --> 01:34:53,152
داریم همه ی سعیمونو میکنیم
. که راحت باشه

976
01:34:53,560 --> 01:34:56,438
گرچه تو چهار هفته ی گذشته
. همه اش چند کلمه بیشتر حرف نزده

977
01:34:56,800 --> 01:35:01,237
اگه گریه میکرد ؛ فریاد میکِشید
. و خودشو خالی میکرد خیلی خوب میشد

978
01:35:01,640 --> 01:35:03,756
. مثل پرنده ی کوچیکیه که از آشیانه اش افتاده

979
01:35:04,040 --> 01:35:05,917
. خیلی میترسیم که چیزی بهش بگیم

980
01:35:06,240 --> 01:35:08,708
میگن یه حالت روانیه ؛
. اون خودشو ؛ از عالم بیرون جدا کرده

981
01:35:09,080 --> 01:35:12,311
. نمی دونم باید واسه کدوم متاسف باشم
اون ؛ یا پسرم ؟

982
01:35:22,000 --> 01:35:24,195
. دنیز " ؛ راه بیفت بریم "

983
01:35:28,400 --> 01:35:31,597
! پسرم -
! نوه ام -

984
01:35:34,960 --> 01:35:36,996
چی شد ؛ عزیزم ؟

985
01:35:37,560 --> 01:35:41,109
. خیلی دلم واسه بابام تنگ شده

986
01:35:48,160 --> 01:35:54,918
نگران نباش ؛ ببین ؛ ما که اینجاییم ؛
. همه ی برادرا و خواهرات اینجا پیشتن

987
01:35:56,080 --> 01:36:04,670
حسین " ؛ " سیگول " ؛ عمه بزرگه ات ؛ "
. " عمو " ابراهیم " ؛ " سکینه " ؛  عمه " حنیفه " ؛ عمو " سالم

988
01:36:09,680 --> 01:36:11,193
. همگی اینجا پیشتیم

989
01:36:12,040 --> 01:36:14,918
. لازم نیست امروز مدرسه بری

990
01:36:15,760 --> 01:36:19,514
معلما امروز مشق نمیگن ؛
. آخه روز اولِه

991
01:36:19,920 --> 01:36:24,471
ببین ؛ اونجا چند تا دوست پیدا میکنی ؛
. یه عالمه ازت خوششون میاد

992
01:36:29,280 --> 01:36:32,397
. نگاه کن . . اینجا اسب داریم

993
01:36:32,840 --> 01:36:37,470
. میتونیم تراکتور سواری کنیم
. میتونم روندنِ تراکتور رو بهت یاد بدم

994
01:36:42,240 --> 01:36:45,755
راستش ؛ اینو میدونی که مردم
اساسا نمیمیرن ؟

995
01:36:46,440 --> 01:36:49,432
. خدا میبردشون پیش خودش

996
01:36:49,800 --> 01:36:52,473
. . ما بهشون میگیم " مُرده " ؛ اما

997
01:36:52,920 --> 01:36:55,992
درواقع اونا تو آسمون ؛ . .
. منتظرمون میمونن که خودمونو بهشون برسونیم

998
01:36:56,360 --> 01:36:58,669
درسته ؛ بابابزرگ ؟ -
. حتما همینطوره -

999
01:36:59,000 --> 01:37:03,278
اونوقت ؛ یه روزی ؛ همگی اون بالا
. همدیگه رو میبینیم

1000
01:37:04,880 --> 01:37:07,633
. باباتم ؛ اونجاس

1001
01:37:08,040 --> 01:37:10,873
. همونطوریکه همگی اونجا خواهیم بود

1002
01:37:11,280 --> 01:37:15,159
. میریم اون بالا و از آسمون پایینو نگاه میکنیم

1003
01:37:15,480 --> 01:37:18,472
. داری دروغ میگی
. آدم که نمیتونه پرواز کنه

1004
01:37:19,640 --> 01:37:25,033
. البته ؛ ما ؛ با بالهامون که پرواز نمی کنیم
. یه جور دیگه ای ؛ به شکل دیگه ای پر میکِشیم

1005
01:37:25,440 --> 01:37:29,911
آخه واسه چی باید بهت دروغ بگیم ؟
. نگاه کن . . حرفامونو باور نمیکنه

1006
01:37:30,320 --> 01:37:34,711
باهمدیگه کتاب خوندیم ؛ یادته ؟
. بهش میگفتی کتاب کُمیک

1007
01:37:34,800 --> 01:37:40,432
همونی که اون یارو توش پرواز میکردو میگم ؛
به نظرت اونم دروغه ؟ اسمش چی بود ؟

1008
01:37:42,640 --> 01:37:47,316
. درسته
. بابات به " سوپرمن " تبدیل شده

1009
01:37:48,840 --> 01:37:52,628
. داره تو آسمون ها پرواز میکنه -
. میخوام از اون بالا بیاد پایین پیشم -

1010
01:37:53,080 --> 01:37:55,878
. نمیخوام پرواز کنه
. میخوام اینجا پیشم باشه

1011
01:38:00,120 --> 01:38:04,955
. پس همراهم بیا
. باباتو بهت نشون میدم

1012
01:38:09,600 --> 01:38:16,073
. بابابزرگ ؛ وارد اتاق سری شدیم -
. آره ، اومدیم تو ؛ همین جا منتظر باش ؛ تاریکه -

1013
01:38:16,880 --> 01:38:21,396
ببین " دنیز " ؛ یکی از همسایه هامون
. برای کار به " آلمان " رفته

1014
01:38:22,160 --> 01:38:23,752
. اسمش " عثمانِ"ـه

1015
01:38:24,880 --> 01:38:27,474
. اینو ببین

1016
01:38:28,000 --> 01:38:31,834
! یه پروژکتور پخش فیلم -
. درسته ؛ راستش یه حلقه فیلم هم توشِه -

1017
01:38:32,400 --> 01:38:34,152
. بیا نیگاش کنیم

1018
01:38:34,760 --> 01:38:43,759
بابابزرگت از " عثمان " خواست
. که یه دستگاه پروژکتور ضبط و پخش فیلم باخودش بیاره

1019
01:38:44,240 --> 01:38:48,313
. اونوقت بود که بابابزرگ باهاش از همه فیلم گرفت

1020
01:38:49,240 --> 01:38:51,231
. ببین . . اینطوری

1021
01:38:57,440 --> 01:39:00,352
. سابق بر این ؛ یه کارگردان بودم

1022
01:39:00,840 --> 01:39:04,150
. بیا . . فیلم داره شروع میشه
بلیط گرفتی ؟

1023
01:39:04,560 --> 01:39:07,358
پول داری ؟ -
. بله -

1024
01:39:08,080 --> 01:39:11,834
داریم ؛ یه عالمه هم داریم ؛
. شما تازه بهمون دادین ؛ دوتا واسه من

1025
01:39:12,520 --> 01:39:16,433
. نمی خواد بهش پول بدی پسرم
. داره سر به سرت میذاره

1026
01:39:16,800 --> 01:39:19,109
بابابزرگ کارگردان ؛
. هیچ پولی ازمون نمی گیره

1027
01:39:19,480 --> 01:39:22,074
. باشه خب
. فقط ایندفعه رو مُفتی نشونتون میدم

1028
01:39:23,600 --> 01:39:26,592
! ولی از اون پول می گیرم ها -
! فراموشش کنید . .  دیوونه ها -

1029
01:39:28,280 --> 01:39:31,909
مگه شماها نرفته بودین ؟ -
. نه ؛ نرفتیم -

1030
01:39:32,240 --> 01:39:34,834
. خواستن به راه برگردن

1031
01:39:35,520 --> 01:39:39,274
! یه پروژکتور پخش فیلم اونجاس -
. بیاین . . جلوی در نایستین -

1032
01:39:40,200 --> 01:39:42,509
. بیایین همگی بشینیم

1033
01:40:12,880 --> 01:40:14,950
! بابامِه

1034
01:40:16,520 --> 01:40:19,159
. یه فیلم صامتِه

1035
01:40:52,120 --> 01:40:53,678
! بابا

1036
01:40:53,678 --> 01:41:03,678
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

1037
01:42:25,320 --> 01:42:29,279
. بگیرش . . مالِ توئه
به کسی نگو . . باشه ؟

1038
01:42:30,040 --> 01:42:32,315
. میتونی باهاش فیلم هم بگیری

1039
01:43:57,640 --> 01:43:59,995
. بابا -
! پسرم -

1040
01:44:13,680 --> 01:44:15,875
تو از دوربین بیرون اومدی ؟

1041
01:44:17,360 --> 01:44:21,319
داری مدرسه میری ؟ -
آره ؛ منو دیدی ؟ -

1042
01:44:21,760 --> 01:44:24,797
. مامان بزرگ میگه تو میتونی ماها رو ببینی -
. آره -

1043
01:44:25,200 --> 01:44:29,034
. یونیفرم مدرسه ات خیلی بهت میاد
. مثل همیشه خیلی خوش تیپ بودی

1044
01:44:29,440 --> 01:44:32,352
اینجا بودی ؟ -
. آره -

1045
01:44:38,880 --> 01:44:41,838
بابا . . دوباره دارم خواب میبینم ؟

1046
01:44:43,360 --> 01:44:47,069
نمیدونم ؛ اما ؛ حتی اگه خواب هم باشه ؛
خوابِ خوبیه . . درسته ؟

1047
01:44:47,480 --> 01:44:50,677
پس ؛ واسه چی " سوپرمَن " نیستی ؟

1048
01:44:51,040 --> 01:44:53,315
. بخاطر اینکه تو دیگه بزرگ شدی

1049
01:44:53,400 --> 01:44:56,949
یعنی آدم که بزرگ میشه ؛
خواب هاش کوچیک تر میشن ؟

1050
01:44:59,960 --> 01:45:03,191
دیگه نمیتونم ببینمت ؛ درسته ؟

1051
01:45:04,200 --> 01:45:06,998
. اگه بخوای ؛ میتونی ببینیم

1052
01:45:07,400 --> 01:45:11,154
درسته ؛ شاید خواب هایی که وقتی بزرگ میشی میبینی
. به اندازه ی این خوابت واقعی نباشن

1053
01:45:11,960 --> 01:45:14,918
بخاطر این که اونوقت دیگه میفهمی
. که خودت ؛ خواب هاتو توی ذهن خودت میسازی

1054
01:45:15,280 --> 01:45:19,671
بااینحال ؛ ممکنه خواب های بهتری هم باشن ؛
. آخه میتونی هرطوری دلت بخواد کارگردانیشون کنی

1055
01:45:20,080 --> 01:45:22,514
. میتونی سعی کنی اونا رو به واقعیت تبدیل کنی

1056
01:45:22,840 --> 01:45:27,789
این یعنی بزرگ شدن ؛ درسته ؟ -
. آره ؛ خوشتیپ ؛ این ؛ یعنی بزرگ شدن -

1057
01:45:30,240 --> 01:45:33,198
. کاشکی هیچوقت بزرگ نشم -
واسه چی ؟ -

1058
01:45:33,640 --> 01:45:39,192
. آخه اونوقت دیگه نمیتونم شما رو ببینم -
. تو بزرگ میشی . . باید بزرگ بشی -

1059
01:45:39,600 --> 01:45:43,639
وقتی بزرگ بشی ؛ دیگه احتیاجی به دیدن من نداری ؛
. دیگه بهم احتیاج نداری

1060
01:45:47,080 --> 01:45:50,356
. یالا . . برو تو خونه
. نزدیکه که بارون بزنه

1061
01:45:50,720 --> 01:45:52,278
خیس میشی ؟

1062
01:45:52,640 --> 01:45:58,909
نه ؛ خیس نمیشم و همیشه هم احساس خوشحالی و خوشبختی
. میکنم ؛ چونکه خونه ای هست که بهش پناه ببری ؛ خوشتیپ

1063
01:46:06,640 --> 01:46:08,517
داری میری ؟

1064
01:46:10,640 --> 01:46:16,237
. ببین . . بیا باهمدیگه یه بازی ای بکنیم
. دوربینو بردار و وقتی دارم میرم ازم فیلم بگیر

1065
01:46:18,880 --> 01:46:21,519
. این که توش فیلم نداره

1066
01:46:21,880 --> 01:46:26,829
. چرا ؛ داره ؛ خودم توش گذاشتم
. یالا دیگه . . ازم فیلم بگیر

1067
01:47:03,200 --> 01:47:05,350
. خدانگهدارت پدر

1068
01:47:06,360 --> 01:47:10,069
وقتی " دنیز " داشت با پدرش خداحافظی میکرد
. یه قولی بهش داد

1069
01:47:10,440 --> 01:47:13,557
این که بزرگ بشه
. و هیچوقت گریه نکنه

1070
01:47:13,880 --> 01:47:18,829
بخاطر اینکه ؛ یه پدر ابَرقهرمان داشت ؛
. گرچه پدرش ؛ در آسمان ها پرواز نمی کرد

1071
01:47:19,200 --> 01:47:24,911
دنیز " ؛ گذاشت اون ابَرقهرمان بره ؛ "
. بخاطر اینکه ماجراهای جدیدی انتظارشو میکِشیدن

1072
01:47:25,480 --> 01:47:28,472
این داستانهایی که پایان های خوش دارن
. باید برای بقیه هم تعریف بشن

1073
01:47:28,496 --> 01:47:53,496
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

