﻿1
00:00:15,000 --> 00:00:23,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:23,224 --> 00:00:26,893
اين همون چيزيه که دارم ، دربارش حرف مي زنم

3
00:00:26,894 --> 00:00:30,064
خانواده ما طي ساليان سال ،
انواع منابع سوختي رو شناسايي کرد

4
00:00:32,566 --> 00:00:34,567
اما کشف ماشين بخار باعث شد ،
تمام کشف هاي خانواده من از بين بره

5
00:00:34,568 --> 00:00:39,239
ولي بلاخره من تونستم ، آخرين عنصر
سوخت بي پايان رو با تجزيه هسته اتم پيدا کنم

6
00:00:39,240 --> 00:00:41,675
با شکافتن هسته اتم

7
00:00:41,676 --> 00:00:44,244
نيروي غير قابل باوري آزاد ميشه که

8
00:00:44,245 --> 00:00:47,976
من اسم اون نيروي عظيم "اورانيوم" گذاشتم...

9
00:00:50,251 --> 00:00:53,586
از شما مي خوام ، اين بمب جالب
و قدرتمند رو براي معرفي

10
00:00:53,587 --> 00:00:56,256
مقر مرکزي از من قبول کنيد...

11
00:00:56,257 --> 00:00:57,590
نـــه. نـــه

12
00:00:57,591 --> 00:01:00,593
ما احتياجي به بمب هاي
خطرناکي مثل اين نداريم

13
00:01:00,594 --> 00:01:01,661
با اين که شما خيلي تلاش
کردين ، ولي باز هم نمي تونيم

14
00:01:01,662 --> 00:01:04,531
سلاح هاي خطرناکي مثل اين قبول کنيم

15
00:01:04,532 --> 00:01:07,867
هيچ علاقه اي ندارم که
اين رو بهشون معرفي کنم

16
00:01:07,868 --> 00:01:11,770
تو وحشت کردي ؟
درست مي گم ، کيمياگر دولتي

17
00:01:21,215 --> 00:01:24,250
شما قدرت سياسيتون از
طرف مردم بدست آوردين

18
00:01:24,251 --> 00:01:27,220
و همه ميدونن ، گسترش علم
کيمياگري يکي از روياهاي بزرگتونه

19
00:01:27,221 --> 00:01:29,189
اين روياي توه

20
00:01:30,558 --> 00:01:33,560
شما از اين وحشت دارين که کشف
من وقتي در مقر مرکزي معرفي بشه

21
00:01:33,561 --> 00:01:37,897
باعث بشه همه کيمياگرها از کار ، بي کار بشن

22
00:01:37,898 --> 00:01:42,858
حالا مي خوام تو رو تجزيه و
تحليل کنم ، ببينم از چي ساخته شدي؟

23
00:01:56,584 --> 00:01:58,918
چقدر شکننده و ظريف

24
00:01:58,919 --> 00:02:01,854
از چه مواد بدرد نخوري
براي شما زره درست کردن

25
00:02:08,529 --> 00:02:11,197
غير ممکنه... امکان نداره

26
00:02:11,198 --> 00:02:14,868
خاليه ، توش چيزي نيست ،
پس اون چجوري راه ميرفت ؟

27
00:02:14,869 --> 00:02:17,861
نميفهمم

28
00:02:21,208 --> 00:02:23,543
هوسکيسون

29
00:02:23,544 --> 00:02:26,212
بايد بگم ، تو مرتکب دو اشتباه شدي

30
00:02:26,213 --> 00:02:27,881
تو ديگه کي هستي؟

31
00:02:27,882 --> 00:02:31,551
اوه داداش ، چرا دير کردي! ؟
بدنمو سوراخ کرد

32
00:02:31,552 --> 00:02:33,553
خيلي خوب ، واقعا متاسفم

33
00:02:33,554 --> 00:02:35,555
شما واقعا کي هستين؟

34
00:02:35,556 --> 00:02:37,891
حالا اشتباه اولت

35
00:02:37,892 --> 00:02:41,895
ما از همون اولشم ، هيچ
علاقه اي به اکتشافات تو نداشتيم

36
00:02:41,896 --> 00:02:42,896
چي؟

37
00:02:42,897 --> 00:02:46,890
فقط وقتي با اصرار زياد تو مواجه
شديم ، اومديم تا حرفات گوش کنيم

38
00:02:54,909 --> 00:02:58,845
اگه جونتون رو دوست دارين
بايد منو ببرين به مقر مرکزي

39
00:03:03,851 --> 00:03:07,520
اشتباه دوم

40
00:03:07,521 --> 00:03:11,858
اون کيمياگري دولتي که دنبالش مي گشتي

41
00:03:11,859 --> 00:03:14,194
من هستم...

42
00:03:14,195 --> 00:03:19,866
يه بدن مکانيکي؟
اتوميل؟ فهميدم ، پس تو

43
00:03:19,867 --> 00:03:22,927
کيمياگر تمام فلزي هستي...

44
00:04:26,534 --> 00:04:27,660
چي؟

45
00:04:38,212 --> 00:04:41,214
لعنت به شما کيمياگراي بدبخت

46
00:04:41,215 --> 00:04:46,553
اگه شما کيمياگرهاي مزاحم وجود نداشته باشين يه دانشمند
مثل من ، ميتونه جهان اونطور که درسته ، هدايت کنه

47
00:04:46,554 --> 00:04:48,215
منظورت اينجوريه؟

48
00:04:50,558 --> 00:04:53,226
خب. ميدوني
کاوش و استخراج اورانيوم کار خطرناکيه

49
00:04:53,227 --> 00:04:56,788
علمي که باعث خوشحال
کردن مردم نباشه ، علم نيست

50
00:05:00,901 --> 00:05:02,835
صبر کن

51
00:05:02,836 --> 00:05:04,929
بهتره همون جايي که هستي ، بموني

52
00:05:06,840 --> 00:05:09,104
و گرنه اين منفجر مي کنم...

53
00:05:12,179 --> 00:05:16,182
زماني بود که من با بي ميلي
مشغول يادگيريه علم کيمياگري بودم

54
00:05:16,183 --> 00:05:18,184
ولي با اين اطلاعات

55
00:05:18,185 --> 00:05:22,522
خيلي راحت ميشه ، يه کيمياگر کامل ساخت...

56
00:05:22,523 --> 00:05:23,856
مي خواي با اونا چيکار کني ؟

57
00:05:23,857 --> 00:05:27,860
با مخلوط کردنشون تو اين
ماشين ؛ بهشون زندگي دوباره ميدم

58
00:05:27,861 --> 00:05:29,195
اون وقت از من پيروي مي
کنن و شما رو شکست ميدن

59
00:05:29,196 --> 00:05:32,532
نـــه ، اين کارو نکن
اين انتقال جان انسان هاست

60
00:05:32,533 --> 00:05:38,204
يه انسان نبايد وسيله اي بشه که روح
و جسم انسان ديگه اي به اون منتقل بشه

61
00:05:38,205 --> 00:05:40,873
اين در علم کيمياگري ممنوعه و خلاف قانونه

62
00:05:40,874 --> 00:05:45,545
من اهميتي به قوانين شما نميدم و
فقط مي خوام از نبوغم استفاده کنم

63
00:05:45,546 --> 00:05:47,673
اينکارو نکن

64
00:05:52,886 --> 00:05:55,650
اينجا ديگه!!!کجاست؟

65
00:06:08,502 --> 00:06:10,670
مثل همون روزي بود که

66
00:06:10,671 --> 00:06:13,172
سعي داشتيم زندگي رو به
مادر مرحوممون برگردونيم...

67
00:06:13,173 --> 00:06:16,442
بله ، اون روز خوب يادمه ، چون
همون جا بود که من بدنمو از دست دادم

68
00:06:16,443 --> 00:06:21,514
تو روحمو به زره خودم و خودت متصل کردي

69
00:06:21,515 --> 00:06:23,783
همه چي بايد درست انجام ميشد

70
00:06:23,784 --> 00:06:26,519
ولي به هر حال من تونستم ،
بعضي از قسمت هاي بدنتو برگردونم

71
00:06:26,520 --> 00:06:28,187
پاها و زره خودتم برگردوندي

72
00:06:28,188 --> 00:06:29,188
خيلي خوب. بايد بريم

73
00:06:29,189 --> 00:06:31,190
الان منفجر ميشه

74
00:06:31,191 --> 00:06:32,191
براي چي؟

75
00:06:32,192 --> 00:06:35,127
من اينجا رو خطرناک تشخيص دادم...
پس بعضي جاهاش بمب کار گذاشتم

76
00:06:36,530 --> 00:06:38,531
چرا هميشه بدون درست فکر
کردن ، کاري رو انجام ميدي؟

77
00:06:38,532 --> 00:06:41,534
اينقدر غر نرن ، به هر حال کاري که شده

78
00:06:41,535 --> 00:06:42,535
بيا از اينجا بريم

79
00:06:42,536 --> 00:06:44,704
نه. نه. حرفشم نزن
من ديگه دارم ناپديد ميشم

80
00:06:44,705 --> 00:06:46,873
آخه اين روح لعنتي من به اين زره چسبيده

81
00:06:46,874 --> 00:06:49,206
خيلي خوب ، يه فکري براش مي کنم

82
00:06:51,545 --> 00:06:53,880
داريم غرق ميشيم! داريم غرق ميشيم
داريم غرق ميشيم! داريم غرق ميشيم

83
00:06:53,881 --> 00:06:57,884
داريم غرق ميشيم! داريم غرق ميشيم
داريم غرق ميشيم! داريم غرق ميشيم

84
00:06:57,885 --> 00:06:58,885
آل " ، کلتو بده من"

85
00:06:58,886 --> 00:07:01,154
چي کار داري مي کني ؟
کلمو بهم برگردون

86
00:07:01,155 --> 00:07:03,489
احمق ، ول کن ، داريم غرق ميشيم

87
00:07:03,490 --> 00:07:06,755
آل - هي - آل
داداش پسش بده

88
00:07:09,496 --> 00:07:13,866
و اينجوري شد که کيمياگر دولتي

89
00:07:13,867 --> 00:07:16,836
در تمام جهان شناخته شده و معروف و مشهور شد

90
00:07:18,172 --> 00:07:21,174
خداي من ، "ادوارد-سان" ، همه
داستان هاي که تعريف مي کني ، بامزست

91
00:07:21,175 --> 00:07:23,176
يعني فکر مي کني اينا داستانه ؟

92
00:07:23,177 --> 00:07:28,515
داستان دنياي که دوباره کيمياگري در
اون رونق گرفته از ماشين بخار هم مهمتره

93
00:07:31,852 --> 00:07:33,519
کيمياگري خيلي وقته از بين رفته

94
00:07:33,520 --> 00:07:35,545
تو دنياي حاضرم کسي به اون اهميتي نميده

95
00:07:50,871 --> 00:07:52,771
هـــــــــــــــــــي

96
00:07:54,208 --> 00:07:56,142
هـــــــــــــــــــي

97
00:07:57,211 --> 00:07:59,212
حالت خوبه ، "آلفونس"؟

98
00:07:59,213 --> 00:08:01,943
اينطور که بنظر مياد ، سرما خوردم

99
00:08:06,153 --> 00:08:07,487
مي خواين برين جشن؟

100
00:08:07,488 --> 00:08:08,821
بله

101
00:08:08,822 --> 00:08:14,488
سوار شين ، اين کوليا هم مقصدشون با شما يکيه
ميخوان تو اين جشن ، شرکت کنن

102
00:08:16,497 --> 00:08:20,661
"اکتبر 1923 ، مونيخ ، آلمان"

103
00:08:23,837 --> 00:08:26,506
شما چه کارايي ميخواين ، توي جشن انجام بدين؟

104
00:08:26,507 --> 00:08:30,102
بساط پهن مي کنيم ، فرصت خوبي براي کاسبيه

105
00:08:32,513 --> 00:08:33,846
اونم با شماست؟

106
00:08:33,847 --> 00:08:37,850
نه ، اون يه پيشگوه اون ميتونه آينده
هرکسي رو بدون کم وکاست ، پيش گويي کنه

107
00:08:37,851 --> 00:08:39,852
همه چيزو بهتون ميگه

108
00:08:39,853 --> 00:08:43,189
حتي اسراري که هيچ کس
جز خودتون ازش خبر نداره...

109
00:08:43,190 --> 00:08:44,857
جدي!؟

110
00:08:44,858 --> 00:08:45,858
ميشه آينده من بهم بگين

111
00:08:45,859 --> 00:08:49,386
همه اينا يه مشت خرافه
هيچکدومشون علمي نيست

112
00:08:57,871 --> 00:09:00,540
تو هم مثل مايي

113
00:09:00,541 --> 00:09:02,809
هيچ خونه اي نداري

114
00:09:02,810 --> 00:09:04,143
ميبينم که

115
00:09:04,144 --> 00:09:05,941
داريم ميرسيم به محل جشن

116
00:09:05,941 --> 00:09:15,941
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

117
00:11:58,585 --> 00:12:03,420
"تسخير کننده شامبالا"

118
00:12:07,861 --> 00:12:10,989
اوه ، خيلي وقت بود که
شما رو اين طرفا نديده بودم

119
00:12:13,533 --> 00:12:17,902
اين پولاي فرانسوي ، توي آلمان
مثل يه برگ کاغذ هيچ ارزشي نداره

120
00:12:20,207 --> 00:12:22,208
دارين کجا ميرين؟

121
00:12:22,209 --> 00:12:24,541
تو بايد اينجا بموني

122
00:12:28,215 --> 00:12:32,015
فهميدم ، شما منو مثه يه برده فروختين

123
00:12:35,889 --> 00:12:39,392
تو ميتوني آينده مردم ،
بطور دقيق و بي کم و کاست

124
00:12:39,393 --> 00:12:41,560
فقط با لمس کردن اونها بفهمي...

125
00:12:41,561 --> 00:12:45,224
بنابراين خيلي ها هستن که
دنبال چنين قدرتي مي گردن

126
00:12:48,235 --> 00:12:49,902
ببينم ، ستوان "هس" کجاست؟

127
00:12:49,903 --> 00:12:51,564
بيرون ايستادن

128
00:12:52,906 --> 00:12:55,238
دختره پيشگو همينه ؟

129
00:13:00,914 --> 00:13:02,745
کجا ميري؟

130
00:13:08,855 --> 00:13:10,856
چقدر اين جشن شلوغه

131
00:13:10,857 --> 00:13:15,194
هر سال به خاطر اين جشن
، کلي آدم به اين روستا ميان

132
00:13:15,195 --> 00:13:16,195
ممنون

133
00:13:16,196 --> 00:13:18,197
لطفا بازش کنيد

134
00:13:18,198 --> 00:13:19,865
باشه

135
00:13:19,866 --> 00:13:22,201
"کجا داري ميري ؟ " ادوارد

136
00:13:22,202 --> 00:13:26,205
ميرم يه جا پيدا کنم يه چرتي بزنم
گردنم بد جوري درد مي کنه

137
00:13:26,206 --> 00:13:28,766
نميخواي بموني ، تماشا کني؟

138
00:13:33,213 --> 00:13:35,514
وقتي ديدمش ، خيلي هيجان زده و مشتاق بود

139
00:13:35,515 --> 00:13:38,218
چرا اينجوري شده!؟

140
00:13:39,210 --> 00:13:40,544
کمک ، کمک
کمکم کنيد ، خواهش مي کنم کمک کنيد

141
00:13:40,545 --> 00:13:41,878
تو يه کولي هستي؟

142
00:13:41,879 --> 00:13:42,879
دارن تعقيبم ميکنن

143
00:13:42,880 --> 00:13:44,881
حتما به خاطر اينه که کيف کسي رو زدي

144
00:13:44,882 --> 00:13:47,316
همه شما کولي ها دزدين

145
00:13:52,223 --> 00:13:56,819
به هر جا برم ، نمي تونم از سرنوشتم فرار کنم

146
00:14:02,500 --> 00:14:07,631
هي ، فقط مواظب باش بهش دست نزني
چون ممکنه منفجر بشه

147
00:14:09,841 --> 00:14:12,071
اونجا قايم شده
اونجاست

148
00:14:15,513 --> 00:14:17,514
بيا پايين

149
00:14:17,515 --> 00:14:19,516
ولش کن

150
00:14:19,517 --> 00:14:21,518
اين دختره کولي ، قولي که داده شکسته

151
00:14:21,519 --> 00:14:22,519
بيا بريم

152
00:14:22,520 --> 00:14:24,420
کمکم کن

153
00:14:26,524 --> 00:14:29,015
برين کنار ، باهاش کاري
نداشته باشين ؛ امروز روز جشنه

154
00:14:29,861 --> 00:14:33,627
ببين پسر ، اون با ما قرارداد بسته ؛ حالا
هم زده زيرش و فرار کرده بهتر دخالت نکني

155
00:14:34,866 --> 00:14:38,199
خيلي وقته از قدرتم استفاده نکردم

156
00:14:40,538 --> 00:14:43,371
پس ، خوب تماشا کنيد

157
00:15:11,836 --> 00:15:13,633
حالا نوبته اينه

158
00:15:29,187 --> 00:15:30,520
برنامه خيلي جالبي بود

159
00:15:30,521 --> 00:15:31,856
ستوان

160
00:15:36,527 --> 00:15:40,197
به نظر مياد ، شما اون چيزيه
که ما مي خواستيم درست کردين

161
00:15:40,198 --> 00:15:42,894
لطفا. افتخار همکاري با ما رو بدين

162
00:15:46,871 --> 00:15:48,463
اوه ، خوشبختم ، ستوان

163
00:15:49,874 --> 00:15:51,671
ستوان

164
00:15:55,213 --> 00:15:58,882
خيلي متاسفم ، قربان
اون دختر فرار کرده

165
00:15:58,883 --> 00:16:00,407
چي! فرار کرد؟

166
00:16:06,157 --> 00:16:07,988
ببينم ، خونه ات کجاست؟

167
00:16:08,826 --> 00:16:11,226
من ، هيچ وقت خونه اي نداشتم

168
00:16:14,498 --> 00:16:18,134
"هتل چهار فصل"

169
00:16:18,135 --> 00:16:19,836
شما توي ميدون جنگ نبودين ، درسته؟

170
00:16:19,837 --> 00:16:24,841
چرا ، سه سال توي اون گودالهاي
گلي سينه خيز ميرفتم

171
00:16:24,842 --> 00:16:27,844
پس چطور ميتوني بگي که جنگ بيمعني بوده؟

172
00:16:27,845 --> 00:16:32,182
"نبوده؟ با اون قرارداد شرم آور " ورشو

173
00:16:32,183 --> 00:16:36,620
تمام آلمانيها دارن تو فقر زجر ميکشن
البته به استثناي يهودي ها و اشراف زاده ها

174
00:16:38,189 --> 00:16:41,524
پس فرار کرده ، چقدر بد شد

175
00:16:41,525 --> 00:16:45,195
من روي کمک اون دختر خيلي حساب کرده بودم

176
00:16:45,196 --> 00:16:47,864
متاسفم قربان

177
00:16:47,865 --> 00:16:50,533
خيلي خوب ، من بايد برم

178
00:16:50,534 --> 00:16:53,203
بايد زودتر ماجرا رو براي
خانم "ايکارت" ، گزارش بدم

179
00:16:53,204 --> 00:16:54,603
بله قربان

180
00:17:01,981 --> 00:17:05,250
اشکالي نداره ، من اينجام ؟

181
00:17:05,251 --> 00:17:09,588
نه. به هيچ وجه ، فکرشم نکن

182
00:17:09,589 --> 00:17:12,924
به هر حال وقتي تحت تعقيبي

183
00:17:12,925 --> 00:17:16,326
اينجا بهترين مکان براي مخفي شدنته

184
00:17:17,930 --> 00:17:21,266
البته بايد اعتراف کنم
، يه جورايي خوشحالم

185
00:17:21,267 --> 00:17:25,270
خوشحالم ، بلاخره "ادوارد"
به يه آدم ديگه هم اعتماد کرده

186
00:17:25,271 --> 00:17:28,607
اون منزوي و هيچ وقت با بقيه
از اون دنياي ديگه حرف نميزنه

187
00:17:28,608 --> 00:17:31,610
يه دنياي ديگه ؟

188
00:17:31,611 --> 00:17:32,944
آره. درسته

189
00:17:32,945 --> 00:17:37,177
من ديگه بايد برم. فکر کنم ، ديگه وقتش
رسيده بالاخره صاحب کارخونه خودمون بشيم

190
00:17:53,299 --> 00:17:58,637
"وينري. "وينري" ، "آلفونس

191
00:17:58,638 --> 00:18:00,972
اون رفته ؟

192
00:18:00,973 --> 00:18:02,240
آره

193
00:18:02,241 --> 00:18:05,472
گفت: بلاخره مي تونه صاحب کارخونه خودش بشه

194
00:18:07,580 --> 00:18:08,580
مي خواي کمکت کنم ؟

195
00:18:08,581 --> 00:18:12,483
ديگه بهش عادت کردم ، دو
سالي ميشه ، کار هر روزه منه

196
00:18:15,922 --> 00:18:17,589
تو حتي مي توني حرکتش بدي؟

197
00:18:17,590 --> 00:18:20,592
آره ، اونم خيلي راحت

198
00:18:20,593 --> 00:18:24,596
با اين که يه دست و پا ندارم ، هنوز فرمان
مغزم و اعصاب حرکتي ، درست منتقل ميشه

199
00:18:24,597 --> 00:18:28,600
از طريق اون اعصاب ، فرمان مغز به اين ماشين
منتقل ميشه و من مي تونم دست و پامو حرکت بدم

200
00:18:28,601 --> 00:18:31,503
البته ، راستش خودمم سر در نميارم

201
00:18:31,504 --> 00:18:33,271
چون ، اينو پدرم درست کرده

202
00:18:33,272 --> 00:18:34,940
براي پدرت چه اتفاقي افتاد ؟

203
00:18:34,941 --> 00:18:38,610
يه روز بدون هيچ دليلي غيبش زد

204
00:18:38,611 --> 00:18:44,447
منم بعش با "آلفونس" آشنا شدم و با اون شروع
کردم به تحقيق و ساخت موشک هاي که يه نمونشو ديدي

205
00:18:50,289 --> 00:18:52,624
يه زره محافظ

206
00:18:52,625 --> 00:18:56,294
ميبينم که اون هميشه با
توه و ازت محافظت مي کنه

207
00:18:56,295 --> 00:19:00,966
يه لبخند شيرين ميبينم
احتمالا مادرته

208
00:19:00,967 --> 00:19:06,238
يه دهکده ميبينم ، چشم
اندازي فوق العاده زيبا

209
00:19:06,239 --> 00:19:11,643
ممکنه مثل قبل بگي ، اينا خرافاته و پايه
علمي نداره ولي باور کن همه اينا رو ميبينم

210
00:19:13,579 --> 00:19:17,582
مي تونم بپرسم ، تو قبلا در چه دنياي بودي ؟

211
00:19:17,583 --> 00:19:19,784
يه دنيايي شبيه همين دنيا

212
00:19:19,785 --> 00:19:23,588
فقط اسمها و مکان هاي اون
دنيا با اين جا فرق مي کرد

213
00:19:23,589 --> 00:19:27,592
حتي آدماشم ، فرق زيادي با اينجا نداشتن

214
00:19:27,593 --> 00:19:30,858
پس دليل اومدنت به اين دنيا چيه!؟

215
00:19:32,265 --> 00:19:35,267
برادرم ، توي اون دنيا مرد

216
00:19:35,268 --> 00:19:41,940
و من مجبور شدم ، جسم بي جان اونو بردارم...
و براي احياي اون ، به اين دنيا بيام

217
00:19:41,941 --> 00:19:46,611
اين مجازاتي بود که اين دنياي
جهنمي برام در نظر گرفته بود

218
00:19:46,612 --> 00:19:50,949
دو سال پيش با "آلفونس" ، تو روماني آشنا شدم

219
00:19:50,950 --> 00:19:55,954
"فکر کردم ، اگه برادر کوچيکم من ، "ال
نميمرد و بزرگ ميشد ، شبيه "آلفونس" ميشد

220
00:19:55,955 --> 00:20:01,154
شايد اين دنيا و همه اتفاقايي که
ميوفته ، فقط يه رويا براي من باشه

221
00:20:06,632 --> 00:20:08,967
"صبح بخير ، " گراسيا

222
00:20:08,968 --> 00:20:12,971
"صبح بخير ، " ادوارد
بازم که اخمات تو هم رفته

223
00:20:12,972 --> 00:20:15,307
من واقعا شبيه مادرت هستم؟

224
00:20:15,308 --> 00:20:16,975
يا شايد هم دوست دخترت؟

225
00:20:16,976 --> 00:20:21,811
نه ، اين چه حرفيه
من فقط اومدم براي لباس "نوا" تشکر کنم

226
00:20:24,650 --> 00:20:26,651
نوا " ، مي خواد با تو زندگي کنه"

227
00:20:26,652 --> 00:20:28,244
"مواظب باش ، " نوا

228
00:20:35,661 --> 00:20:39,664
شنيدي ؟ از الان بايد تمام مالياتامون
با سکه طلا پرداخت کنيم نه با اسکناس

229
00:20:39,665 --> 00:20:41,633
اي اسکناساي بي ارزش ديگه نمي خوام

230
00:20:41,634 --> 00:20:46,004
با اين دسته اسکناس ، حتي نميشه نهار خورد

231
00:20:46,005 --> 00:20:49,341
مرد! خوب ، اگه نمي خوايش بدش من
دستتو بکش کنار مرد! من که نگفتم ميدمش به تو

232
00:20:49,342 --> 00:20:52,004
خب! اگه بهش احتياجي نداري ، من برش مي دارم

233
00:20:53,679 --> 00:20:56,014
نه ، هيوز-سان

234
00:20:56,015 --> 00:20:58,415
"هي ، " ادوارد

235
00:21:04,624 --> 00:21:06,854
"بيا اينجا ، " ادوارد

236
00:21:09,295 --> 00:21:11,963
صبح بخير سرکار

237
00:21:11,964 --> 00:21:15,634
ببينم! راست راستي ، قصد داري
با اون دختر کولي زندگي کني ؟

238
00:21:15,635 --> 00:21:17,636
من دلايل خودم دارم

239
00:21:17,637 --> 00:21:22,641
به من مربوط نيست ، ولي مطمئنم تو و اون دوستت
آلفونس " گول اون دختره رو خوردين و سادگي کردين"

240
00:21:22,642 --> 00:21:25,644
مواظب اين کولي ها باشين

241
00:21:25,645 --> 00:21:28,747
هيچ وقت نبايد به اونا اعتماد کرد ، چون
فقط به فکر دزديدن اموال مردم هستن

242
00:21:28,748 --> 00:21:30,315
همشون آواره ان

243
00:21:30,316 --> 00:21:32,317
من چيزي ندارم که کسي بخواد بدزده

244
00:21:32,318 --> 00:21:37,322
به هر حال اگه اتفاقي افتاد
زود به "گراسيا" خبر بده ، اون زود بهم ميگه

245
00:21:37,323 --> 00:21:40,892
وقتي خودت ميري از
دخل "گراسيا" دزدي مي کني

246
00:21:40,893 --> 00:21:42,994
ديگه نمي خواد به فکر بقيه باشي...

247
00:21:42,995 --> 00:21:45,664
مطمئنم که خوشحال ميشه

248
00:21:45,665 --> 00:21:47,963
مواظب حرف زدنت باش

249
00:21:56,342 --> 00:22:00,011
من فکر نميکنم که تو ميخواي منو گول بزني

250
00:22:00,012 --> 00:22:01,146
اگه واقعا بتوني ، آينده رو پيش بيني کنن

251
00:22:01,147 --> 00:22:04,482
طبيعيه ، خيلي ها بخوان از تو استفاده کنن...

252
00:22:04,483 --> 00:22:08,286
مخصوصا تو دنيا کثيفي مثل اينجا

253
00:22:08,287 --> 00:22:09,954
پس تو حرفمو باور مي کني ؟

254
00:22:09,955 --> 00:22:13,625
پس من با يه زره محافظ که
هميشه باهامه ، راه ميرم ؟

255
00:22:13,626 --> 00:22:17,295
من حتي اين موضوع رو
به "آلفونس" هم نگفته بودم

256
00:22:17,296 --> 00:22:21,633
خب ، حالا چيز ديگه اي نميبيني؟

257
00:22:21,634 --> 00:22:25,970
وقتي مردم خوابن ، صادق
ترن و بهتر ميشه چيزها رو ديد

258
00:22:25,971 --> 00:22:27,972
رويا بيني؟

259
00:22:27,973 --> 00:22:31,306
من روياهاي تو رو ميبينم
که تو رو به من ميشناسونه

260
00:22:32,311 --> 00:22:34,679
دولت مرداي آلماني يه مشت ترسو و بزدلن

261
00:22:34,680 --> 00:22:37,315
اونا عرضه حمايت از آلمان ندارن

262
00:22:37,316 --> 00:22:42,654
ما در جنگ شکست خورديم و اگه خاکمونو از ما
بگيرن نمي تونيم اعتراضي کنيم و چيزي بهشون بگيم

263
00:22:42,655 --> 00:22:44,322
ما شکست نخورديم

264
00:22:44,323 --> 00:22:47,992
خيلي از آدمايي که مال همين
کشور بودن ، به ما هيچ کمکي نکردن

265
00:22:47,993 --> 00:22:51,663
نوا " ، لطفا کتمو بهم بده"

266
00:22:51,664 --> 00:22:54,332
اين ديگه کيه ؟
نبايد با دختراي مثه اون بگردي

267
00:22:54,333 --> 00:22:56,000
چه اشکالي داره؟

268
00:22:56,001 --> 00:22:58,670
کولي ها مثه وطن فروشان

269
00:22:58,671 --> 00:23:01,339
اونام براي خودشون کشوري ندارن و حالا
ريختن تو آلمان و مثل مور و ملخ زياد شدن

270
00:23:01,340 --> 00:23:06,039
و دارن پول و سرمايه و شغلاي
ما و اين کشور چپاول مي کنن

271
00:23:25,965 --> 00:23:28,633
به خاطر اتفاقي که افتاد ، معذرت مي خوام

272
00:23:28,634 --> 00:23:32,971
نه ، مهم نيست
ناراحت نميشم که مردم منو "کولي" ، صدا کنن

273
00:23:32,972 --> 00:23:37,308
اجداد من در مصر زندگي مي
کردن و از اول هم پيشگوي آينده بودن

274
00:23:37,309 --> 00:23:44,649
"بوهيميايي" ، "گيتان" ، "زيگونر" ، "صحرانشين"
ولي برام فرق نمي کنه ، اونا چي صدام کنن

275
00:23:44,650 --> 00:23:49,654
ببينم ، اصليتتون چيه
يعني شما ، خودتون چي صدا مي کنين ؟

276
00:23:49,655 --> 00:23:50,989
"روما"

277
00:23:50,990 --> 00:23:52,991
"روما"

278
00:23:52,992 --> 00:23:55,426
در اصل به معناي "انسان" ئه

279
00:24:07,606 --> 00:24:10,275
برو ، خودت تنها برگرد خونه

280
00:24:10,276 --> 00:24:12,267
"ادوارد"

281
00:24:18,951 --> 00:24:22,751
چرا؟ چرا يه "هومونکولوس" اينجاست؟

282
00:24:27,626 --> 00:24:29,627
اون اينجا چيکار ميکنه؟

283
00:24:29,628 --> 00:24:32,426
اين ديگه چيه ؟
اين کنده درخت ، وسط جاده چيکار مي کنه ؟

284
00:24:41,307 --> 00:24:42,640
"کينگ برادلي"

285
00:24:42,641 --> 00:24:43,975
تو کي هستي؟

286
00:24:43,976 --> 00:24:48,379
اگه تو ، خودتو تونستي برسوني اينجا
پس ، ژنرالم بايد

287
00:24:50,316 --> 00:24:53,318
ژنرال ؟ منظورت زمان جنگه ؟

288
00:24:53,319 --> 00:24:55,048
خودتو به اون راه نزن

289
00:24:56,655 --> 00:24:58,656
من همه چي ميدونم

290
00:24:58,657 --> 00:25:00,887
تو چيو ميدوني ؟

291
00:25:09,268 --> 00:25:12,437
منو ببخشين

292
00:25:12,438 --> 00:25:15,273
انسان هاي عجيبي وجود دارن که زندگي
بعضي از انسان ها از وجود اونا ساخته شده

293
00:25:15,274 --> 00:25:18,943
شما خيلي شبيه يکي از اونا بودين
ببخشيد که مزاحمتون شدم

294
00:25:18,944 --> 00:25:20,612
يعني منو با کس ديگه اشتباهي گرفتي؟

295
00:25:20,613 --> 00:25:22,280
معذرت ميخوام

296
00:25:22,281 --> 00:25:25,083
من يه يهوديم و ميهن پرستاي زيادي

297
00:25:25,084 --> 00:25:30,288
به يهوديهاي ثروتمندي مثل من ، هر
روز توهين مي کنن... ديگه عادت کردم

298
00:25:30,289 --> 00:25:33,625
خب ، جداي اين حرفا ، تو رانندگي بلدي ؟

299
00:25:33,626 --> 00:25:35,293
مي تونم راش بندازم

300
00:25:35,294 --> 00:25:38,296
لطفا تا وقتي اون بهوش بياد

301
00:25:38,297 --> 00:25:41,198
رانندگي کن ، چون خيلي عجله دارم...

302
00:26:00,653 --> 00:26:05,924
خيلي عالي بود ، با اين وسيله مي
توني خيلي از مشکلاتمون حل کنيم

303
00:26:05,925 --> 00:26:10,929
موي طلايي ، چشماي آبي ، اين
نشون ميده ، شما از نسل "آريايي" هستين

304
00:26:10,930 --> 00:26:13,264
شما افتخار آلمان نوين هستين

305
00:26:13,265 --> 00:26:17,326
و اين کشور به شما نياز داره

306
00:26:18,604 --> 00:26:21,300
خانم "ايکارت" منتظر شما هستن

307
00:26:24,610 --> 00:26:28,279
خانم "ايکارت" متاسفانه
شکار بزرگ ما فرار کرد

308
00:26:28,280 --> 00:26:30,615
ميدونم

309
00:26:30,616 --> 00:26:32,283
اون جاي دوري نمي تونه رفته باشه

310
00:26:32,284 --> 00:26:34,286
ستوان "هس" ؛ بله خانم
سريع پيداش کن

311
00:26:36,956 --> 00:26:40,983
وقت اون رسيده که با هم به
"شالامبالا" بريم ، پروفسور

312
00:27:07,920 --> 00:27:10,488
تو خيلي خوب رانندگي مي کني

313
00:27:10,489 --> 00:27:14,258
من به يه مرد ماهر مثه تو احتياج دارم
مي توني تو کارم کمکم کني ؟

314
00:27:14,259 --> 00:27:16,594
ببينم ، مگه کسي دنبال شماست ؟

315
00:27:16,595 --> 00:27:18,392
اتفاقا بر عکس

316
00:27:20,599 --> 00:27:24,268
اين منم که دنبال يه اژدها هستم

317
00:27:24,269 --> 00:27:25,603
اژدها؟

318
00:27:25,604 --> 00:27:29,438
راستي اسمم نگفتم
ميتوني من "مابوزه" صدا کني

319
00:27:52,297 --> 00:27:54,162
اينو بگير

320
00:27:58,637 --> 00:28:03,241
شايعه شده که يه دزد که از دست پليس
فرار مي کرده ، اومده اينجا و اونو ديده

321
00:28:03,242 --> 00:28:04,575
چي رو ديده ؟

322
00:28:04,576 --> 00:28:06,577
اژدها رو

323
00:28:06,578 --> 00:28:10,378
اون بايد يه موجود بسيار بزرگ و وحشتناک باشه

324
00:28:11,250 --> 00:28:14,252
اومدي اينجا تا ببيني ،
شايعه حقيقت داره يا نه ؟

325
00:28:14,253 --> 00:28:19,590
تنها يه دليل داره من مي خوام هر
جوري هست ، اون اژدها رو پيدا کنم

326
00:28:19,591 --> 00:28:22,151
چرا! ؟ مي خواي از سمش ، دارو درست کني ؟

327
00:28:31,937 --> 00:28:34,428
بايد زودتر از اينجا فرار کنم

328
00:28:59,631 --> 00:29:02,900
"ادوارد الريک"

329
00:29:02,901 --> 00:29:04,960
صداي چي بود ؟

330
00:29:08,574 --> 00:29:10,735
من پيدات کردم

331
00:29:17,583 --> 00:29:19,584
"ادوارد"

332
00:29:19,585 --> 00:29:22,179
تو ديگه کي هستي! بد ترکيب

333
00:29:25,924 --> 00:29:28,926
هومونکولوسي که پدرم درست کرده

334
00:29:28,927 --> 00:29:33,159
"آماده مرگ باش ، پسر " هوهنهايم

335
00:29:37,603 --> 00:29:42,870
آخه براي چي من بايد گير
جونوري مثه تو بيوفتم! ؟ چرا من! ؟

336
00:30:15,974 --> 00:30:19,273
اينا ديگه يه دفعه از کجا پيداشون شد؟

337
00:30:33,325 --> 00:30:35,623
افراد آماده شليک باشين

338
00:30:38,997 --> 00:30:40,362
آتـــش

339
00:30:47,339 --> 00:30:50,007
به کار بردن و استفاده از اين نيزه ها ، تنها
راه آرام کردن و شکار اين موجود وحشي غول پيکره

340
00:30:50,008 --> 00:30:52,009
که در گوشه و کنار دنيا پخش شدن

341
00:30:52,010 --> 00:30:55,468
پيدا کردن همشون کار خيلي سختي بود

342
00:31:00,019 --> 00:31:02,956
صبر کنيد ، چرا اون شکار کردين!؟
کجا ميبرينش؟

343
00:31:03,615 --> 00:31:06,283
هر چيزي رو که امروز ديدي ، بايد فراموش کني

344
00:31:06,284 --> 00:31:08,619
يه انسان معمولي ، اجازه
ديدن همچين چيزي رو نداره

345
00:31:08,620 --> 00:31:11,288
تو هستي؟

346
00:31:11,289 --> 00:31:12,956
منو فراموش کردي؟

347
00:31:12,957 --> 00:31:14,625
فکر کنم طبيعي باشه

348
00:31:14,626 --> 00:31:19,963
بعد جنگ ژاپن ، ديگه هيچ خبري
از تو نداشتم " ژنرال " هاوسهوفر

349
00:31:19,964 --> 00:31:24,968
شنيده بودم ، تو دانشگاه مونيخ
مشغول مطالعه و تدريس هستي

350
00:31:24,969 --> 00:31:29,640
ژنرال "هاوسهوفر" ؟ پدرم ، قبلا
چند بار در مورد تو باهام حرف زده بود

351
00:31:29,641 --> 00:31:30,974
تو کي هستي ؟

352
00:31:30,975 --> 00:31:32,976
"ادوارد الريک"

353
00:31:32,977 --> 00:31:35,969
اسم پدرم "هوهنهايم" بود

354
00:31:43,655 --> 00:31:44,988
چي شد ؟ نمي تونم ببينم

355
00:31:44,989 --> 00:31:47,321
تو ؟؟؟

356
00:31:56,000 --> 00:31:58,669
عمليات کاملا موفقيت آميز بود ، پروفسور

357
00:31:58,670 --> 00:32:01,939
تونستيم ، اون مار بزرگ و
بدجنس دوباره بدست بياريم

358
00:32:01,940 --> 00:32:04,608
اون "ادوارد الريک" بود

359
00:32:04,609 --> 00:32:06,276
مگه اون کيه ؟

360
00:32:06,277 --> 00:32:08,837
اون پسر "هوهنهايم" ئه

361
00:32:09,614 --> 00:32:14,284
اگه اون پسر واقعي "هوهنهايم" باشه
بايد محل تولدش "شامبالا "بوده باشه

362
00:32:14,285 --> 00:32:18,278
اينطور که معلومه ، يه نفر ديگه هم
تونسته بسلامت از دروازه عبور کنه

363
00:32:55,994 --> 00:32:59,623
بازم همديگه رو ملاقات کرديم
خيلي وقته منتظر همچين لحظه اي بودم

364
00:33:06,270 --> 00:33:08,271
پرفسور ، همه چي آمادست

365
00:33:08,272 --> 00:33:14,177
بله. البته زره اونا ، به خوبي زره آدمايي
که از جهان ديگه وارد اينجا ميشن ، نيست

366
00:33:32,296 --> 00:33:34,560
"بسوي " شامبالا

367
00:33:45,643 --> 00:33:48,771
"سال 1917 اقليمي ، شمال آمستريس"

368
00:33:55,653 --> 00:34:00,181
سرهنگ! کجا هستيد ، سرهنگ؟

369
00:34:02,927 --> 00:34:07,864
ستوان "هاووک " ، ستوان "بردا" ، متشکرم
که اين همه راه رو اومدين

370
00:34:08,933 --> 00:34:10,600
خوشحالم که ميبينم شما حالتون خوبه ، قربان

371
00:34:10,601 --> 00:34:13,603
لطفا ديگه اينقدر رسمي نباشيد
تشريفات بزاريد کنار و راحت باشيد

372
00:34:13,604 --> 00:34:17,165
من يه افسر پليسم ، ميدونيد که پليس ها

373
00:34:19,277 --> 00:34:21,812
ميدونم که شما هيچ
وقت برا اينجور ماموريت ها

374
00:34:21,813 --> 00:34:22,946
تو همچين جايي داوطلب نميشين ، سرهنگ...

375
00:34:22,947 --> 00:34:23,947
اما

376
00:34:23,948 --> 00:34:28,476
اما من با اون فرق مي کنم ، من به
روش خودم از کشورم محافظت مي کنم...

377
00:34:38,963 --> 00:34:41,631
سرهنگ

378
00:34:41,632 --> 00:34:45,969
من از اون روز ديگه کيمياگري نکردم

379
00:34:45,970 --> 00:34:48,638
همون روز که همه جا آتيش گرفت!؟

380
00:34:48,639 --> 00:34:50,640
هيچ وقت يادم نميره

381
00:34:50,641 --> 00:34:55,645
که به خاطر حماقت هاي من...
چند نفر جونشونو از دست دادن

382
00:34:55,646 --> 00:34:57,739
و همين طور اين چشمم

383
00:34:59,650 --> 00:35:03,587
ما بايد کلنل "هاوکاي" هم
دعوت کنيم

384
00:35:03,588 --> 00:35:09,259
اون امکان نداره بياد البته! احساس مي کنم ،
اون نمي خواد يه کلنل مثل "دبريگادا" رو ببينه

385
00:35:09,260 --> 00:35:11,728
تازه ، يه احساسي بهم ميگه که کلنل

386
00:35:11,729 --> 00:35:12,929
اوني نيست که سرهنگ منتظرشه...

387
00:35:12,930 --> 00:35:14,727
پس کي؟

388
00:35:18,603 --> 00:35:20,935
"قسمت جنوبي شهر ، دوبليث"

389
00:35:21,939 --> 00:35:25,942
دو ماه پيش ، اون ديگه از جاش حرکت کرد

390
00:35:25,943 --> 00:35:30,947
و به "آل" گفت ، چيزي
نمونده بود که بهش ياد نداده باشم

391
00:35:30,948 --> 00:35:33,283
که اينطور؟

392
00:35:33,284 --> 00:35:37,287
ال" ، هنوز اصرار داره
که براش "ادوارد" پيدا کنه"

393
00:35:37,288 --> 00:35:42,626
بله. درسته ، "ال" اعتقاد داره
ادوارد" يه جايي هنوز زنده و سالمه"

394
00:35:42,627 --> 00:35:48,298
راستش! اون فقط روياشو ديده
خواب ديده ، اون و برادرش

395
00:35:48,299 --> 00:35:50,934
ادوارد " ، ماشينهايي درست مي"
کنن که تو فضا حرکت مي کنن

396
00:35:50,935 --> 00:35:55,031
و قادرن از همه زمانها عبور کنن

397
00:36:04,916 --> 00:36:07,783
از اونا مراقبت کن

398
00:36:23,935 --> 00:36:26,269
چرا يه گوشه نشستي و فقط غصه مي خوري! ؟

399
00:36:26,270 --> 00:36:28,431
من ، ميتونم برات تعميرش کنم

400
00:36:59,971 --> 00:37:03,930
"آل ، 13 ساله"

401
00:37:05,977 --> 00:37:06,577
"قسمت شرقي شهر ، ليور"

402
00:37:06,578 --> 00:37:09,579
من "آرمسترانگ" با کمک

403
00:37:09,580 --> 00:37:09,981
همه جانبه شهرداري شهر "ليون" و

404
00:37:09,982 --> 00:37:12,916
دفتر ساخت و ساز در اين شهر ،
دوران تازه اي رو در روش شهر سازي

405
00:37:12,917 --> 00:37:16,920
به شما شهروندان عزيز و محترم نشان خواهم داد

406
00:37:16,921 --> 00:37:19,022
ما با کمک شما شهري رو ميسازيم

407
00:37:19,023 --> 00:37:23,153
که در اين دوره نمونه
تمام عيار شرق باشه

408
00:37:32,603 --> 00:37:35,939
اينم هديه من به شما

409
00:37:35,940 --> 00:37:39,171
چه نمايش بي نظيري بود

410
00:37:53,291 --> 00:37:55,959
اين دايره ، نشان تبديل عنصري به عنصر ديگست

411
00:37:55,960 --> 00:37:57,961
از من دور نشين ، بچه ها

412
00:37:57,962 --> 00:38:00,658
"خواهر " رز
من ميترسم

413
00:38:02,566 --> 00:38:06,730
کي داره اين بلا رو سر شهر مياره
اين شهر ، داره بدست کيمياگرا نابود ميشه

414
00:38:25,589 --> 00:38:28,854
اين موجودات عجيب و غريب از کجا اومدن؟

415
00:38:39,603 --> 00:38:43,130
اين يه گردباده که مال کيمياگراست

416
00:38:46,944 --> 00:38:48,673
"ال"

417
00:38:50,614 --> 00:38:52,775
"پايتخت ، سنترال"

418
00:39:06,897 --> 00:39:09,899
ليور" ، جواب بده لطفا"
ليور" ، جواب بده"

419
00:39:09,900 --> 00:39:13,236
هم زمان با مرکز ، تو
"ليور" هم زلزله اومده ؟

420
00:39:13,237 --> 00:39:15,905
گزارش رسيده که يه ارتش قدرتمند
که شناخته نشده از کجا آمدن

421
00:39:15,906 --> 00:39:17,574
ناگهان تو شهر ظاهر شدن...

422
00:39:17,575 --> 00:39:20,243
محافظان دروازه شرقي رو چند برابر کنيد

423
00:39:20,244 --> 00:39:23,179
هيچ نيروي خارجي اي ، نبايد ما
رو غافلگير کنه و از مرز عبور کنه

424
00:39:26,917 --> 00:39:28,475
اوه ، مواظب باش

425
00:39:40,264 --> 00:39:42,755
"آلفونس الريک"

426
00:39:44,268 --> 00:39:47,270
ايشون ، سرگرد "آرمسترانگ" هستن
تو قبلا ايشون ديدي؟

427
00:39:47,271 --> 00:39:49,939
اين صداي "رز" ئه

428
00:39:49,940 --> 00:39:53,467
تو موقع سفر به ما کمک کردي ، درسته ؟

429
00:39:55,279 --> 00:39:58,680
اينطور که معلومه ، هنوز حافظت برنگشته

430
00:40:06,957 --> 00:40:08,291
چيکار کردي ؟

431
00:40:08,292 --> 00:40:10,994
با وارد کردن بخشي از نيروي خودم به اونها

432
00:40:10,995 --> 00:40:12,962
نيروشونو تحت کنترل خودم در ميارم...

433
00:40:12,963 --> 00:40:15,298
بخشي از نيروي خودتو به اونها ميدي؟

434
00:40:15,299 --> 00:40:19,099
به نظر مياد ، روح من اصلا قابل تجزيه نيست

435
00:40:21,305 --> 00:40:24,307
"يعني بعد از چهار سال مسافرت با " ادوارد

436
00:40:24,308 --> 00:40:26,902
هنوز ، حافظشو بدست نيورده...

437
00:40:28,646 --> 00:40:34,516
اما ، اون طوري مي جنگه که من ياد اون روزاي
ميندازه که بهمراه "ادوارد" با دشمن مبارزه ميکرد

438
00:40:43,661 --> 00:40:49,332
هر چيزي که درونشون بوده ، کشته شده انگار
موجودات درون اونها از همون اول مرده بودن

439
00:40:49,333 --> 00:40:50,667
از همون اول ؟

440
00:40:50,668 --> 00:40:55,162
به نظر مياد ، با فشار گردبادي
که ايجاد شده ، از بين رفته

441
00:40:58,342 --> 00:41:01,344
"ببينم. "ال
تو هنوز داري دنبال "ادوارد" ميگردي؟

442
00:41:01,345 --> 00:41:02,279
آره

443
00:41:02,280 --> 00:41:05,112
"اما " ادوارد

444
00:41:21,632 --> 00:41:24,601
ال " ، تو هم ميخواي
مثل "ادوارد" ناپديد بشي"

445
00:41:36,313 --> 00:41:39,582
معنيش اينه که تنها از اين راه ميشه

446
00:41:39,583 --> 00:41:40,984
رييس پليس "بايرن" رو
مجبور به اين کار کرد...

447
00:41:40,985 --> 00:41:43,987
گرسيا " ، اون دختر کولي هنوز"

448
00:41:43,988 --> 00:41:45,989
چش بود!؟؟

449
00:41:45,990 --> 00:41:49,659
جنگ ؟ يعني مي خواد يه جنگ ديگه بشه؟

450
00:41:49,660 --> 00:41:53,329
نه. فقط بعضي آدماي احمق و ساده
اين شايعات همه جا پر مي کنن

451
00:41:53,330 --> 00:41:57,000
اما اگه اينجور بشه ، جون شما به خطر ميوفته

452
00:41:57,001 --> 00:42:01,437
مي گن ، آلمان از وجود يهودي
ها و غير آلماني ها ، خالي بشه

453
00:42:01,438 --> 00:42:03,398
آلمان فقط براي آلماني هاست
از اين حرفاي مزخرف ديگه

454
00:42:05,276 --> 00:42:06,609
سرکار ؟؟؟

455
00:42:06,610 --> 00:42:08,611
درباره چي حرف مي زدين؟

456
00:42:08,612 --> 00:42:12,282
هيچي؟ چيز خاصي نبود؟ مشکلي پيش اومده؟

457
00:42:12,283 --> 00:42:16,777
نه. ولي کي ميدونه تو سر يه کولي
مثه اين چي ميگذره و چه نقشه اي داره

458
00:42:19,957 --> 00:42:21,958
هر چي باشه. از تو و اون
دوستاي بيکارت کم خطرتره

459
00:42:21,959 --> 00:42:25,962
شما هم توي اون کافه هر روز
درباره يه چيزي دارين نقشه مي کشين

460
00:42:25,963 --> 00:42:29,299
خواهش ميکنم ، اون دختر ضعيفيه

461
00:42:29,300 --> 00:42:31,200
و احتياج به حمايت داره...

462
00:42:34,305 --> 00:42:38,975
در طول جنگ ، ارتش آلمان
قدرت کافي براي ادامه جنگ داشت

463
00:42:38,976 --> 00:42:41,678
"ولي دولت آلمان با قبول قطعنامه " ورساي

464
00:42:41,679 --> 00:42:45,315
جنگ تموم کرد...

465
00:42:45,316 --> 00:42:47,650
ولي هنوز خيلي از مردم عقيده دارن که دولت
جديد آلمان برکنار و يا نابود شه که بازم

466
00:42:47,651 --> 00:42:49,652
آلمان ، بتونه غرور و قدرت
خودش دوباره بدست بياره...

467
00:42:49,653 --> 00:42:54,657
"تو براي اين آدما ، کار مي کني ؟ " آلفونس
آدمايي که چنين طرز تفکري دارن

468
00:42:54,658 --> 00:42:59,662
کار من فقط ساخت موشکه

469
00:42:59,663 --> 00:43:03,601
ادوارد " چطور ؟ تو گفتي ، تصميم" گرفته بره دانشکده
مونيخ ، درسته ؟ آره ، داره دنبال يه نفر مي گرده

470
00:43:09,607 --> 00:43:13,276
کلاس هاي پرفسور "هوسيهوفر"
به طور موقت ، تعطيل شده

471
00:43:13,277 --> 00:43:15,612
چون اون ظاهرا درگير يه طرح علمي مهمه

472
00:43:15,613 --> 00:43:17,280
که به "تيول" معروفه...

473
00:43:17,281 --> 00:43:18,281
تيول "؟"

474
00:43:18,282 --> 00:43:19,949
نميدوني "تيول" چيه ؟

475
00:43:19,950 --> 00:43:23,953
تيول در اساطير نامه يه جزيره اسرار
آميزه و يه مرکز تحقيق و مطالعست

476
00:43:23,954 --> 00:43:28,291
اونا در حال تحقيق و مطالعه براي کسب قدرتي
ان که طبق افسانه ها فقط متعلق به خدايانه

477
00:43:28,292 --> 00:43:30,852
تنها قدرتي که مي تونه آلمان حفظ کنه

478
00:43:36,300 --> 00:43:39,135
قدرت خدايان ، شيطان ، مخفي کاري

479
00:43:39,136 --> 00:43:41,638
چه کسي مي تونه ادعا کنه که با
اين چيزا ، کشور حفظ مي کنه ؟

480
00:43:41,639 --> 00:43:46,167
اينجا آزمايشگاه علميه يا
کارخونه اسلحه سازي!؟

481
00:44:12,603 --> 00:44:17,233
بايد به "آلفونس" بگم ،
رييس چيکار داره مي کنه

482
00:44:43,300 --> 00:44:46,565
اين دايره جادويي ديگه چيه ؟

483
00:44:47,971 --> 00:44:51,974
کسب نيروي نظامي با قرباني کردن يه دختر

484
00:44:51,975 --> 00:44:54,136
تو کتابا خوندمش ، همش مزخرفه

485
00:44:54,978 --> 00:44:58,914
نه. يه لحظه ، فکر کن اين يه دايره تبديل يه
عنصر به يه عنصر ديگست و مخصوص کيمياگريه

486
00:45:00,984 --> 00:45:05,318
ولي توي اين دنيا ، امکان اون وجود نداره

487
00:45:08,258 --> 00:45:12,058
اما اين دايره هنوز تکميل نشده

488
00:45:28,946 --> 00:45:31,280
من دارم چيکار مي کنم؟

489
00:45:31,281 --> 00:45:36,947
حتي اگه تکميلش کنم ، نميتونم
توي اين دنيا کيمياگري کنم

490
00:45:46,630 --> 00:45:50,967
"تو مثل هميشه يه احمقي ، " ادوارد

491
00:45:50,968 --> 00:45:52,663
"انوي"

492
00:46:04,248 --> 00:46:06,273
"شامبالا"

493
00:46:13,924 --> 00:46:15,258
اينجا چه اتفاقي داره ميوفته ؟چي شده ؟

494
00:46:15,259 --> 00:46:18,126
من که کاري نکردم
نميدونم قربان ، صدا از اتاق مار بود

495
00:46:22,266 --> 00:46:23,266
اينجا چه خبره ؟

496
00:46:23,267 --> 00:46:25,268
چطور دروازه باز شد ؟

497
00:46:25,269 --> 00:46:28,604
ما هر کاري کرديم ، نتونستيم
اون دروازه رو باز کنيم

498
00:46:28,605 --> 00:46:31,607
يعني همه اونها از "شامبالا" برگشتن ؟

499
00:46:31,608 --> 00:46:34,277
از کجا برگشتن؟

500
00:46:34,278 --> 00:46:35,278
چيکار کردي؟

501
00:46:35,279 --> 00:46:36,612
حرف بزن

502
00:46:36,613 --> 00:46:39,081
همشون بررسي کنين ، ببينين همه سالمن يا نه

503
00:46:42,619 --> 00:46:44,620
هيچ کس توشون نيست

504
00:46:44,621 --> 00:46:48,624
همشون مردن

505
00:46:48,625 --> 00:46:50,293
هيچ کس توشون نيست

506
00:46:50,294 --> 00:46:52,455
تو اينکارو کردي؟

507
00:46:54,965 --> 00:46:59,302
اينجا يه امپراطوريه زيرزمينيه که از
هر قلمرو پادشاهي در جهان بزرگتره

508
00:46:59,303 --> 00:47:02,572
اينجا حافظ و حمايت کننده زمينه

509
00:47:02,573 --> 00:47:07,243
اينجا همون شهر آرمانيه که جنگ
رنج و مصيبت و نفرت در اون معنايي نداره

510
00:47:07,244 --> 00:47:10,913
شهروندان اينجا تا ابد در اينجا
در صلح زندگي خواهند کرد

511
00:47:10,914 --> 00:47:13,583
و يه ارتش قوي با نيروي اسرار آميز

512
00:47:13,584 --> 00:47:17,587
ضامن پيروزي ما در آخرين نبرد هستن...

513
00:47:17,588 --> 00:47:19,922
راه رسيدن به "شامبالا" يه مسير آسون نيست

514
00:47:19,923 --> 00:47:23,259
به نظر مياد آنچه که در مورد پوشش
گفته شده بود ، کاملا درسته ، پروفسور

515
00:47:23,260 --> 00:47:27,720
خانوم "ايکارت" اجازه مي خوام
ادوارد الريک" رو به شما معرفي کنم"

516
00:47:28,599 --> 00:47:34,604
پدر تو به طور موقت ، به تحقيقات
سازمان "تيول" خيلي علاقه مند شده بود

517
00:47:34,605 --> 00:47:37,273
اصلا نمي دونم درمورد چي حرف مي زنين

518
00:47:37,274 --> 00:47:39,942
اسم من "ديت ليند ايکارت" ئه

519
00:47:39,943 --> 00:47:42,612
به نظر من فرقي نميکنه ، سازمان
تيول" و يا "شامبالا" چي باشه"

520
00:47:42,613 --> 00:47:46,282
هدف شما زنده کردن يه کشور افسانه ايه

521
00:47:46,283 --> 00:47:48,444
تو هم دنبال يه همچين چيزي هستي

522
00:47:50,621 --> 00:47:51,621
نه ، صبر کن

523
00:47:51,622 --> 00:47:53,956
نقشه اون هر چي بوده ، موفق شده انجامش بده

524
00:47:53,957 --> 00:47:56,619
ممکنه جاسوس دولت "برلين" باشه

525
00:47:59,630 --> 00:48:00,963
صبر کن. شليک نکن

526
00:48:00,964 --> 00:48:02,864
بسه

527
00:48:10,908 --> 00:48:13,001
داداش؟

528
00:48:14,578 --> 00:48:16,808
داداش

529
00:48:19,917 --> 00:48:22,585
داداش!داداش!داداش

530
00:48:22,586 --> 00:48:23,586
واو!!؟؟واو

531
00:48:23,587 --> 00:48:24,921
داداش

532
00:48:24,922 --> 00:48:25,922
هي!!!؟واو

533
00:48:25,923 --> 00:48:28,257
داداش

534
00:48:28,258 --> 00:48:31,928
ولي داداش!!! تو که اينقدر قد بلند نبودي؟

535
00:48:31,929 --> 00:48:33,262
"ال"

536
00:48:33,263 --> 00:48:37,600
من 18 سالمه! من که ديگه
بچه نيستم

537
00:48:37,601 --> 00:48:39,268
کسي داخلش نيست!؟

538
00:48:39,269 --> 00:48:40,603
چي داره ميگه ؟

539
00:48:40,604 --> 00:48:41,938
من نميدونم ، سر در نميارم

540
00:48:41,939 --> 00:48:44,273
فکر کنم ، اون اسير قدرت کيمياگري شده

541
00:48:44,274 --> 00:48:50,279
اون يه قدرت شيطانيه ، شيطان به اينجا اومده
شليک کنيد

542
00:48:50,280 --> 00:48:52,281
بازم دست گل به آب دادي

543
00:48:52,282 --> 00:48:54,617
البته کار هميشگيته
طبق معمول کارا رو خراب کردي

544
00:48:54,618 --> 00:48:57,781
تو چي داري مي گي!؟
فکر يه راه فرار باش

545
00:49:05,896 --> 00:49:06,563
از کدور ور! ؟

546
00:49:06,563 --> 00:49:07,230
فرار کن

547
00:49:07,231 --> 00:49:08,231
آخه از کدوم ور برم ؟

548
00:49:08,232 --> 00:49:09,565
مهم نيست ، فقط فرار کن

549
00:49:09,566 --> 00:49:12,091
باشه ، فقط مسووليتش با توه

550
00:49:14,905 --> 00:49:16,906
خيلي متاسفم

551
00:49:16,907 --> 00:49:21,577
ولي ما مي تونيم ، زود پيداشون کنيم
اون دوست و همکار "آلفونس" ئه

552
00:49:21,578 --> 00:49:26,582
دانش و توانايي اون خيلي بدرد ما مي خوره
ولي نمي خواد با ما همکاري کنه

553
00:49:26,583 --> 00:49:28,250
درست عين پدرش مي مونه

554
00:49:28,251 --> 00:49:30,920
ما مي تونيم از اون دختره کولي استفاده کنيم

555
00:49:30,921 --> 00:49:32,254
اون کجاست؟

556
00:49:32,255 --> 00:49:38,260
"اون پيش زني زندگي مي کنه که "آلفونس
و "ادوارد" هم ، اتاقاي اون اجاره کردن

557
00:49:38,261 --> 00:49:40,262
يه نفر عضو حزب ، اين اطلاعات بهمون رسونده

558
00:49:40,263 --> 00:49:41,931
به نظر مياد

559
00:49:41,932 --> 00:49:45,267
شانسمون خيلي خوبه و همه جا کمکمون مي کنه

560
00:49:45,268 --> 00:49:48,604
بازم قصد دارين ، دروازه رو باز کنين؟

561
00:49:48,605 --> 00:49:53,609
باور نمي کنم ، پشت اون دروازه واقعا "شامبالا"
وجود داشته باشه ، همه افرادي که فرستاديم کشته شدند

562
00:49:53,610 --> 00:49:56,278
فقط ده روز به هشت نوامبر باقي مونده

563
00:49:56,279 --> 00:50:00,282
حزب آينده مي خواد بدون حمايت سازمان
تيول " به کار خودش ادامه بده"

564
00:50:00,283 --> 00:50:02,952
اگر اين طور پيش بره ، موقعيت ما متزلزل ميشه

565
00:50:02,953 --> 00:50:07,289
جاي نگراني وجود نداره
اون راه بلاخره يه روز باز ميشه

566
00:50:07,290 --> 00:50:10,626
و اين بار تمام کارها ، منحصر
به سازمان "تيول" خواهد بود

567
00:50:10,627 --> 00:50:13,562
آينده واقعي ، چيزيه که از طرف ما انجام ميشه

568
00:50:16,967 --> 00:50:17,967
چه اتفاقي؟

569
00:50:17,968 --> 00:50:18,301
"ريزمبول ، اقامتگاه روکبل"

570
00:50:18,302 --> 00:50:21,470
حالا شبيه اون وقتي شدي که تازه برگشته بودي

571
00:50:21,471 --> 00:50:22,638
بالاخره برگشتي! ولي تمام
کاري که ميکني خوابيدنه؟

572
00:50:22,639 --> 00:50:24,630
داداش

573
00:50:34,317 --> 00:50:38,654
چه شهر زيبا و باشکوهي
يعني ما درون دروازه هستيم

574
00:50:38,655 --> 00:50:42,324
نه. اينطور نيست
اينجا ، پشت اون دروازست

575
00:50:42,325 --> 00:50:46,996
يه سوال مهم دارم ، تو واقعا برادر من هستي!؟

576
00:50:46,997 --> 00:50:50,666
پس چرا فقط با يه زره که
روحت درونشه ، اومدي؟

577
00:50:50,667 --> 00:50:55,004
دوباره؟ منظورت از دوباره چيه؟
آهان ، درسته

578
00:50:55,005 --> 00:50:59,675
من ، فقط دارم تظاهر مي
کنم که فقط يه زره هستم

579
00:50:59,676 --> 00:51:03,612
معذرت مي خوام. داداش
ولي من از گذشته هيچي يادم نمياد

580
00:51:03,613 --> 00:51:05,614
يعني هيچ چيزي رو به خاطر نمياري؟ هيچي رو

581
00:51:05,615 --> 00:51:08,417
بعد اون روزي که سعي مي
کرديم ، وجود مادر تبديل کنيم

582
00:51:08,418 --> 00:51:13,321
يه دفعه متوجه شدم که تو يه مرکز
ميدان هستم و زني به نام "رز" ديدم

583
00:51:15,959 --> 00:51:18,794
مي دونستم ، تو هم زنده
اي و يه جايي فرود اومدي

584
00:51:18,795 --> 00:51:22,298
و من هر جور شده بايد
پيدات ميکردم تا برت گردونم

585
00:51:22,299 --> 00:51:22,966
"ال"

586
00:51:22,967 --> 00:51:26,561
ولي اونا چطور تونستن ، دروازه رو باز کنن؟

587
00:51:27,637 --> 00:51:29,305
"ال"

588
00:51:29,306 --> 00:51:34,310
روش من براي انتقال تو ، زياد دووم نداره

589
00:51:34,311 --> 00:51:36,979
فکر کنم ديگه داره وقتم تموم ميشه

590
00:51:36,980 --> 00:51:40,649
آل"! "آل" ، تو که نمي خواي ناپديد بشي؟"

591
00:51:40,650 --> 00:51:44,653
آروم باش ، من حتما راه
اومدن به اينجا رو پيدا مي کنم

592
00:51:44,654 --> 00:51:47,656
اون وقت دروازه رو از اونطرف هم باز مي کنم

593
00:51:47,657 --> 00:51:49,591
"ال"

594
00:52:05,942 --> 00:52:08,277
چرا دير کردي!؟

595
00:52:08,278 --> 00:52:10,576
خبراي خوبي داري يا نه ؟

596
00:52:11,615 --> 00:52:13,215
خب! ممکنه باورتون نشه

597
00:52:13,216 --> 00:52:18,621
"اما من با "ال" حرف
زدم ، برادر کوچيکترم "ال

598
00:52:18,622 --> 00:52:22,388
اين يعني اينکه شايد
بتونم به اون دنيا برگردم

599
00:52:29,633 --> 00:52:31,967
جانم؟

600
00:52:31,968 --> 00:52:34,303
بله
مابوزه ". خب. بگو"

601
00:52:34,304 --> 00:52:35,971
"مابوزه"

602
00:52:35,972 --> 00:52:39,975
ميدونم که يه مدتيه
دور و ور ژنرال "هاوسهوفر" چرخ ميزني

603
00:52:39,976 --> 00:52:41,310
تو هم با اون همدستي ؟

604
00:52:41,311 --> 00:52:43,379
چيز مهمي هست که بايد بهت بگم

605
00:52:43,380 --> 00:52:46,372
توي محله "يوفر" در برلين منتظرم

606
00:52:47,984 --> 00:52:50,319
اين ديگه چي ميگه؟

607
00:52:50,320 --> 00:52:53,322
بگو. ببينم
ميدوني "يوفر" کجاست؟

608
00:52:53,323 --> 00:52:54,990
آره. ميدونم

609
00:52:54,991 --> 00:52:56,659
خيلي وقته که تماس نگرفتي

610
00:52:56,660 --> 00:53:00,329
متاسفم. امکان تماس نداشتم

611
00:53:00,330 --> 00:53:03,265
مهم نيست. اما "ال" اينجا نيست

612
00:53:03,266 --> 00:53:03,934
پس کجاست؟

613
00:53:03,935 --> 00:53:07,937
ناپديد شدن
هم "ال" ، هم "راث". جفتشون

614
00:53:07,938 --> 00:53:09,939
که اينطور

615
00:53:09,940 --> 00:53:12,274
"حتما رفتن به شهر " مرکز

616
00:53:12,275 --> 00:53:14,276
"شهرهاي "ليور" و "مرکز

617
00:53:14,277 --> 00:53:17,279
در يک زمان مورد هجوم قرار گرفتن

618
00:53:17,280 --> 00:53:18,948
و وقتي با دقت به
مشترکات هر دو اتفاق نگاه کردم

619
00:53:18,949 --> 00:53:22,618
به يه نتيجه گيري رسيدم که احتمالا...
ال " به همون نتيجه رسيده"

620
00:53:22,619 --> 00:53:26,622
شايد اين اتفاقات يه جورايي
هم به "ادوارد" ربط داشته باشن

621
00:53:26,623 --> 00:53:28,989
الآن نميتونم چيزي بگم

622
00:53:31,962 --> 00:53:36,298
نمي دونم چرا. ولي حس مي کنم
ايندفعه ديگه ازشون خبري نميشه

623
00:53:36,299 --> 00:53:37,967
من بايد برم دنبالش

624
00:53:37,968 --> 00:53:41,495
نبايد "ال" ، "ادوارد" پيدا کنه

625
00:53:48,575 --> 00:53:50,910
نگاش کن

626
00:53:50,911 --> 00:53:52,044
فکر کنم ، با ساخت اين دايناسور

627
00:53:52,045 --> 00:53:55,581
مي تونيم کلي بين مردم معروف و مشهور بشيم

628
00:53:55,582 --> 00:54:00,110
اما ساخت اين چيزا فقط
براي تفريح و سرگرمي نيست

629
00:54:05,525 --> 00:54:09,427
پس "دکتر مابوزه" اسم فيلميه که ساختين

630
00:54:10,864 --> 00:54:12,865
البته اون فيلم من نساختم

631
00:54:12,866 --> 00:54:15,201
يه کارگردان به اسم "فريتز لانگ" ساخته

632
00:54:15,202 --> 00:54:18,204
"استوديوي فيلم يوفا در برلين"

633
00:54:18,205 --> 00:54:18,805
اون موقع تصميم گرفته بودم ، برم آمريکا

634
00:54:18,806 --> 00:54:21,207
اون موقع تصميم گرفته بودم ، برم آمريکا

635
00:54:21,208 --> 00:54:24,543
و براي تقويت زبان ، انگليسي و
رمان هاي انگليسي زبان مي خوندم

636
00:54:24,544 --> 00:54:28,214
رمان ها سطحي و بي ارزش بودن
ولي در عين حال جالب

637
00:54:28,215 --> 00:54:30,249
رمان هاي علمي_ تخيلي تو
نوع خودش از همه جالب تر بود

638
00:54:30,250 --> 00:54:32,551
"يکي از اون رمان ها ، اسمش بود " علم عشق

639
00:54:32,552 --> 00:54:36,222
اين يکي از بقيه خيلي جالب تر بود

640
00:54:36,223 --> 00:54:40,559
اين رمان ، داستان دنياي
ديگه رو که موازي و همزمان

641
00:54:40,560 --> 00:54:44,563
با دنياي ما جلو ميره ، شرح ميداد...

642
00:54:44,564 --> 00:54:47,566
"تو اون جا که هم ميشه
بهش گفت ، " جهان موازي

643
00:54:47,567 --> 00:54:52,471
هنوز اژدها و جادوگري خلاصه...
موجودات عجيب و غريب وجود داشته

644
00:54:52,472 --> 00:54:53,572
نکته جالبش اين بود که

645
00:54:53,573 --> 00:54:57,910
کيمياگرا از دانشمندا ، اعتبار بيشتري داشتن

646
00:54:57,911 --> 00:55:01,247
و "فريتز لانگه" که توي
اين دنيا به کارگردان معروفه

647
00:55:01,248 --> 00:55:04,083
در اون جهان ، يه تبهکار و جاني معرفي شده...

648
00:55:04,084 --> 00:55:06,687
حتي شايد "فريتز لانگه" يه زن بوده

649
00:55:06,688 --> 00:55:09,189
تصور همچين دنياي ، خيلي لذت بخشه

650
00:55:09,190 --> 00:55:11,858
ولي همش يه روياست

651
00:55:11,859 --> 00:55:17,197
همش يه روياست ولي هنوز نمي
دونم ، کدوم جهان واقعيه و کدوم خيالي

652
00:55:17,198 --> 00:55:20,133
حتي نميتوني بفهمي

653
00:55:20,134 --> 00:55:24,070
مردمي که داري ميبيني...
واقعين يا فقط داري خواب ميبيني

654
00:55:39,887 --> 00:55:41,554
خب. شما به من مي خواستين چي بگين؟

655
00:55:41,555 --> 00:55:44,858
"اين کتاب ژنرال " کارل هاوسهوفر

656
00:55:44,859 --> 00:55:48,561
من ، اونو تو جزيره که به جزيره
امپراطوري ژاپن معروف بود ديدم

657
00:55:48,562 --> 00:55:50,297
مردم اين جزيره فقط از يه نژاد هستن

658
00:55:50,298 --> 00:55:54,901
و از حضور آدمايي غير
خودشون جلوگيري مي کنن...

659
00:55:54,902 --> 00:55:59,906
اما اون عقيده داره که نژاد و يا قبيله
آلمانيه اصيل فقط در آلمان زندگي نمي کنن

660
00:55:59,907 --> 00:56:04,844
هدف اين کتاب ، متحد کردن تمام آلماني ها

661
00:56:04,845 --> 00:56:06,846
و يا نژادهاي اصيل براي ساخت...
يه آلمان خالص و تک نژادي

662
00:56:06,847 --> 00:56:09,182
تا فقط تمامي مردم آلمان توش زندگي کنن

663
00:56:09,183 --> 00:56:11,184
و محتويات کتاب ايناست

664
00:56:11,185 --> 00:56:13,186
هيچ علاقه اي به اين حرفا ندارم

665
00:56:13,187 --> 00:56:16,189
و يه مطلب ديگه در اين کتاب
، مربوط به "شامبالا" ست

666
00:56:16,190 --> 00:56:19,526
اين يه اسم شهر در افسانه هاي
شرقيه که به شهر صلح و آرماني معروفه

667
00:56:19,527 --> 00:56:24,197
"و اونا اعتقاد دارن ، کساني که بتونن بر "
شامبالا حکومت کنن ، مي تونن بر کل جهان حکومت کنن

668
00:56:24,198 --> 00:56:26,866
تو مي دوني اونا کي هستن؟

669
00:56:26,867 --> 00:56:29,536
تو چي فکر ميکني؟

670
00:56:29,537 --> 00:56:31,538
اين آدماي تو اين عکس مي شناسي؟

671
00:56:31,539 --> 00:56:33,700
واي خدايا

672
00:56:37,211 --> 00:56:41,214
سازمان "تيول" و تمام آزمايشات اون ، از
طرف حزب سوسياليستاي ملي پرست حمايت ميشه

673
00:56:41,215 --> 00:56:44,884
که البته به حزب نازي ، شناخته شده

674
00:56:44,885 --> 00:56:48,221
و مديران سازمان "تيول" نفوذ
خيلي زيادي در حزب نازي ها دارن

675
00:56:48,222 --> 00:56:49,889
حزب نازي؟

676
00:56:49,890 --> 00:56:54,561
حزب نازي مي خواد در ماه
نوامبر يه گردهمايي بزرگ برگزار کنه

677
00:56:54,562 --> 00:56:56,997
گفته ميشه اگر تعداد نيروهاي
اونا در اين مدت زياد بشن

678
00:56:56,998 --> 00:56:58,231
ميتونن ، فشار بيشتري به...
دولت "برلين" براي تغيير وارد کنن

679
00:56:58,232 --> 00:57:02,168
اما دولت "برلين" هم سعي
مي کنه اونا رو سرکوب کنه

680
00:57:02,169 --> 00:57:06,272
سازمان "تيول" هم قول داده در آينده
نزديک و با بيشتر شدن هوادارن اين حزب

681
00:57:06,273 --> 00:57:08,174
پيروزي از آن اونا باشه

682
00:57:08,175 --> 00:57:11,474
براي اينکه قولشون عملي کنن ، در حال
ساخت بمب ها و سلاح هاي جديد هستن

683
00:57:12,847 --> 00:57:15,941
تا نفوذ خودشون آرام آرام بيشتر کنن

684
00:57:17,518 --> 00:57:22,046
اونا فقط به ساخت سلاح
در اين جهان فکر نمي کنن

685
00:57:24,859 --> 00:57:28,862
هاوسهوفر " و دوستاش با
سرمايه و امکاناتي که دارن"

686
00:57:28,863 --> 00:57:32,265
در حال تلاش براي باز
کردن دروازه به جهان ديگه

687
00:57:32,266 --> 00:57:34,534
و آوردن بيشتر بيشتر سلاح و
نيرو از اون جهان به دنياي ما هستن

688
00:57:34,535 --> 00:57:38,204
يعني اونا قصد دارن از اون
دنيا يه ارتش تشکيل بدن ؟

689
00:57:38,205 --> 00:57:39,539
الان مي خواي چيکار کني؟

690
00:57:39,540 --> 00:57:42,542
من اجازه نميدم اين اتفاق بيوفته
نميزارم دروازه رو باز کنن

691
00:57:42,543 --> 00:57:44,878
بزار بازش کنن

692
00:57:44,879 --> 00:57:47,213
من بهت گفتم ، بياي اينجا تا همينو بهت بگم

693
00:57:47,214 --> 00:57:50,216
بزار اونا که دوست دارن با
هم بجنگن ، همديگه رو نابود کنن

694
00:57:50,217 --> 00:57:53,219
من فقط مي خواستم ازت بخوام
تو کار خود من بهم کمک کني

695
00:57:53,220 --> 00:57:56,556
بگو ببينم ، تو به چه دليل
با حزب نازي مخالفي؟

696
00:57:56,557 --> 00:58:01,828
همسر من يه طرفدار دو
آتيشي حزب نازي ها يعني هيتلره

697
00:58:01,829 --> 00:58:05,832
اونا از طريق همسرم بارها و
بارها ازم تقاضاي همکاري کردن

698
00:58:05,833 --> 00:58:10,837
اما جز کساني هستن که مي
خوان نابودشون کنن ، يه غير آلماني

699
00:58:10,838 --> 00:58:13,840
اونا مي خوان ازم استفاده
کنن و بعد از شرم خلاص بشن

700
00:58:13,841 --> 00:58:17,177
به هيج وجه علاقه اي به اين تلاش هاي
احمقانه براي بدست گرفتن قدرت ندارم

701
00:58:17,178 --> 00:58:19,379
تو داري تظاهر مي کني
که در رويا زندگي مي کني

702
00:58:19,380 --> 00:58:20,847
در حالي که از خود اين رويا وحشت داري

703
00:58:20,848 --> 00:58:23,408
رويايي که در آخرش بوسيله واقعيت نابودش ميشه

704
00:58:30,524 --> 00:58:32,525
معذرت مي خوام

705
00:58:32,526 --> 00:58:34,756
منو کجا دارين ميبرين؟

706
00:58:44,538 --> 00:58:48,208
خودت بعدا متوجه ميشي

707
00:58:48,209 --> 00:58:50,404
آروم باش. تو اونقدراي که
فکر مي کني آدم بدي نيستم

708
00:58:50,428 --> 00:58:52,428
سینمافریک

709
00:59:02,823 --> 00:59:08,161
فوهرر! فوهرر! فوهرر

710
00:59:08,162 --> 00:59:12,165
فرماندهي مي خواد از نيروها
در روز شورش استفاده بشه

711
00:59:12,166 --> 00:59:13,833
از گورينگ؟

712
00:59:13,834 --> 00:59:15,835
منم گفته بودم ، ما ميتونيم سهم
بزرگي در شورش داشته باشيم

713
00:59:15,836 --> 00:59:19,172
درست در روز شورش ،
دروازه "شامبالا" رو باز مي کنيم

714
00:59:19,173 --> 00:59:24,509
اين خيلي عاليه ، دختر هم
تو شهره ، زود آماده ميشه

715
00:59:30,184 --> 00:59:32,852
هشت نوامبر ، روز موعد ماست

716
00:59:32,853 --> 00:59:38,525
به ما گفته شده بود که
قبل از اون روز آمادش کنيم

717
00:59:38,526 --> 00:59:41,086
بايد به دنيا نشون بديم
که آلمان شکست ناپذيره

718
00:59:42,863 --> 00:59:45,532
بهشون بفهمونيم که آلمان هيچ وقت
يه کشور شکست خورده نبوده ون يست

719
00:59:45,533 --> 00:59:49,202
اگه دروازه باز بشه ، تو هم
مي توني برگردي به جهان خودت

720
00:59:49,203 --> 00:59:53,206
اون احمقا مي خوان دروازه رو باز
کنن تا دنيا رو دوباره به جنگ بکشونن

721
00:59:53,207 --> 00:59:54,541
اما

722
00:59:54,542 --> 00:59:58,545
بايد بفهمم که "ال" واقعا
توي اون جهان زندست يا نه

723
00:59:58,546 --> 01:00:00,547
هميشه مي ترسم ، گول خورده باشم

724
01:00:00,548 --> 01:00:04,217
بايد از اين بابت مطمئن بشم که

725
01:00:04,218 --> 01:00:06,379
کسي بهم کلک نزده باشه...

726
01:00:10,558 --> 01:00:15,228
آلفونس " ، مي خوام يه چيزي بهت بگم"
در مورد کاري که داري مي کني

727
01:00:15,229 --> 01:00:17,663
ديگه براش اون موشک رو نساز

728
01:00:20,901 --> 01:00:23,002
کارمون تو مرحله آخرشه

729
01:00:23,003 --> 01:00:25,238
من خيلي سرم شلوغه
از امروز بايد توي محل کارم بخوابم

730
01:00:25,239 --> 01:00:27,240
اونا قصد دارن جنگ راه بندازن

731
01:00:27,241 --> 01:00:29,242
جنگ با دنيايي که من از اونجا اومدم

732
01:00:29,243 --> 01:00:31,911
اون موشکها رو هم ، براي
همين کار دارن مي سازن

733
01:00:31,912 --> 01:00:34,107
"آلفونس"

734
01:00:48,929 --> 01:00:52,265
من زياد وقت ندارم ، دنياي من همينجاست

735
01:00:52,266 --> 01:00:56,936
بايد اثري از خودم به جا بزارم که
مردم آينده بدونن که منم وجود داشتم

736
01:00:56,937 --> 01:00:59,997
تو هم حق نداري به من
بگي چيکار کنم ، فهميدي؟

737
01:01:03,210 --> 01:01:04,541
"آلفونس"

738
01:01:07,214 --> 01:01:10,547
سعيتو بکن ، نبايد بزاري
اونا دروازه رو باز کنن

739
01:01:49,256 --> 01:01:52,925
ما نميدونيم ، "ال" تو مرکزه يا نه ؟

740
01:01:52,926 --> 01:01:57,263
آره ، واسه همين نگرانم
راث " هم احتمالا با اونه"

741
01:01:57,264 --> 01:01:59,265
از وقتي که "ايزومي" مرده

742
01:01:59,266 --> 01:02:02,535
هيچ چيز نتونسته "ال" به
دوران قبلش برگردونه...

743
01:02:02,536 --> 01:02:04,537
مي فهمم چي مگي ،
بعد از اينکه از اينجا رفتيم

744
01:02:04,538 --> 01:02:07,874
ميبرمت ، شهر زيرزميني رو هم ببيني...

745
01:02:07,875 --> 01:02:09,399
چي!؟

746
01:02:10,878 --> 01:02:13,745
اليسا " و بقيه هم قبل از
ما بايد اومده باشن اينجا"

747
01:02:19,553 --> 01:02:22,579
براي چي منو اورده اينجا؟

748
01:02:27,895 --> 01:02:29,954
بايد مي ديديش

749
01:02:38,906 --> 01:02:41,500
درست مثل شهر "ليور" مي مونه

750
01:02:59,259 --> 01:03:01,861
آي ، چقدر گرسنمه

751
01:03:01,862 --> 01:03:05,531
ببينم. چيزي از غذات مونده برام بياري

752
01:03:05,532 --> 01:03:08,201
هان؟ پس چرا شما هيچي تو دستتون نيست

753
01:03:08,202 --> 01:03:10,536
امشب نبايد ميومدي بيرون

754
01:03:10,537 --> 01:03:13,206
امشب ، اين کشور دوباره متولد ميشه

755
01:03:13,207 --> 01:03:15,869
براي همين داريم جشن مي گيريم

756
01:03:18,879 --> 01:03:22,215
اون ميشناسم ، عضو سازمان "تيول" ئه

757
01:03:22,216 --> 01:03:24,217
"هي ، " نوا

758
01:03:24,218 --> 01:03:26,379
نوا " ، کجا داري ميري؟"

759
01:03:27,888 --> 01:03:31,891
شما اينجا چي مي خواين ؟ شايد شما ندونين

760
01:03:31,892 --> 01:03:33,893
ولي اونا دارن يه جنگ راه مي اندازن...

761
01:03:33,894 --> 01:03:36,562
دولت ضعيف و سازش کار ما بايد نابود بشه
و يه دولت قوي و مقتدر جاي اونو بگيره

762
01:03:36,563 --> 01:03:39,232
آينده کشور روشن و باشکوهه

763
01:03:39,233 --> 01:03:42,235
و "نوا" هم قبول کرده که به ما کمک کنه

764
01:03:42,236 --> 01:03:43,903
اينو نميدونستي؟

765
01:03:43,904 --> 01:03:47,907
تمام کسايي که دور و برت ميبيني
همگي طرفدار حزب قدرتمند نازي هستن

766
01:03:47,908 --> 01:03:51,344
حزبي که مي تونه کشور آلمان دوباره متولد کنه

767
01:03:57,251 --> 01:03:59,219
ولـــم کنيد

768
01:04:01,588 --> 01:04:03,021
سوار شو

769
01:04:06,193 --> 01:04:09,529
به نظرم بموقع رسيدم
خب. حالا بگوببينم ، بر ميگردي استراحت کني؟

770
01:04:09,530 --> 01:04:11,197
نه

771
01:04:11,198 --> 01:04:12,198
سرم شلوغه ، شما چي؟

772
01:04:12,199 --> 01:04:13,533
من کاري ندارم
مي خوام امشب ، من راننده شخصي شما باشم

773
01:04:13,534 --> 01:04:17,595
شايد دارم از رويام محافظت ميکنم

774
01:04:27,214 --> 01:04:30,883
به نظر ديگه همه چيز آمادست و ما ميتونيم

775
01:04:30,884 --> 01:04:36,556
آلفونس " ، بايد يکم ديگه صبر کني"
هنوز کاراي مونده که بايد انجام شه

776
01:04:36,557 --> 01:04:40,459
چي!؟
ولي فکر مي کردم همه چي براي شروع آمادست

777
01:04:53,574 --> 01:04:54,907
"نوا"

778
01:04:54,908 --> 01:04:59,912
بله. ما خيلي وقته که داريم
دنبال اين دختر کولي مي گرديم

779
01:04:59,913 --> 01:05:02,849
راستي ، متشکريم که اونو
توي "مونيخ" نگه داشتين

780
01:05:02,850 --> 01:05:04,517
چرا اوردينش اينجا؟

781
01:05:04,518 --> 01:05:08,978
"کليد باز کردن دروازه در
دستان اونه ، دروازه " شامبالا

782
01:05:09,857 --> 01:05:12,859
اين واقعا وجود داره!؟

783
01:05:12,860 --> 01:05:17,297
تو قبلا اونو ديدي تو اينا رو تو
ذهن "ادوارد الريک" ديدي ، درسته ؟

784
01:05:18,198 --> 01:05:21,868
پس قادر به ديدن تمام دانش "ادوارد" هم هستي

785
01:05:21,869 --> 01:05:24,203
ب - بله

786
01:05:24,204 --> 01:05:25,872
دايره جادويي

787
01:05:25,873 --> 01:05:29,542
اونا بهش ميگن ، دايره
تبديل يه عنصر به عنصر ديگه

788
01:05:29,543 --> 01:05:31,544
اسم رمز باز کردن دروازه چيه؟

789
01:05:31,545 --> 01:05:33,880
نه. هيچ اسم رمزي وجود نداره

790
01:05:33,881 --> 01:05:36,048
فقط بايد نيروي خودش به اين دايره منتقل کنيم

791
01:05:36,049 --> 01:05:38,415
و دايره تيديل به گردش در بياره

792
01:05:41,555 --> 01:05:46,288
درست مثل اين ميمونه که يه نفر از
اون دنياي ديگه در اين دروازه رو بزنه

793
01:05:48,228 --> 01:05:51,230
خيلي وقته داريم يواشکي اينجا پرسه ميزنيم

794
01:05:51,231 --> 01:05:54,325
ممکنه که الان همه دنبالمون
بگردن تا پيدامون کنن

795
01:06:00,240 --> 01:06:02,174
چرا اينطوريه؟

796
01:06:02,175 --> 01:06:04,370
يه چيزي کم داره

797
01:06:06,179 --> 01:06:08,340
من اون دفعه

798
01:06:11,184 --> 01:06:14,854
کاملا دروازه رو ديدم...

799
01:06:14,855 --> 01:06:20,860
اگه قصد داشته باشم ، برم اونور

800
01:06:20,861 --> 01:06:23,523
اگه بخوام از دروازه رد
بشم ، بايد خودم تجزيه کنم

801
01:06:44,551 --> 01:06:45,551
"گلاتوني"

802
01:06:45,552 --> 01:06:47,219
"گلاتوني"

803
01:06:47,220 --> 01:06:49,221
اونم يه هيولايي

804
01:06:49,222 --> 01:06:51,213
مثله خود من...

805
01:07:06,840 --> 01:07:08,507
نقشه اينه
در روز هشتم نوامبر

806
01:07:08,508 --> 01:07:12,511
روز جشن ملي ، وقتي که رهبران حزب نازي ، همه

807
01:07:12,512 --> 01:07:14,847
براي گردهمايي بزرگ خودشون جمع ميشن

808
01:07:14,848 --> 01:07:17,516
بايد به "آدولف هيتلر" رهبر ما و
اين حزب ، سوء قصد نمايشي بشه

809
01:07:17,517 --> 01:07:19,185
ما نيروي دولتي رو تقويت مي کنيم

810
01:07:19,186 --> 01:07:21,520
و اونا رو به طرف "برلين" حرکت ميديم

811
01:07:21,521 --> 01:07:24,523
به اين ترتيب ، قدرت رو
سريعا در دست مي گيريم

812
01:07:24,524 --> 01:07:25,858
ما بايد هر چه سريعتر

813
01:07:25,859 --> 01:07:27,860
دروازه "شامبالا" رو باز کنيم...

814
01:07:27,861 --> 01:07:30,529
تا با متحد کردن نيروهامون
، قدرت بدست بگيريم

815
01:07:30,530 --> 01:07:32,531
ولي تحقيقات ما هنوز کامل نشده

816
01:07:32,532 --> 01:07:34,533
تو فقط اين جمله رو مدام تکرار مي کني

817
01:07:34,534 --> 01:07:38,664
من ميدونم که اين دروازه ،
فقط با دانش محض باز ميشه

818
01:07:39,873 --> 01:07:41,340
اون ديگه چيه؟

819
01:07:42,876 --> 01:07:44,543
خلباني بلدي يا نه؟

820
01:07:44,544 --> 01:07:46,512
تقريبا بلدم

821
01:07:57,891 --> 01:08:00,621
مي دونستم يه جوري خودشو ميرسونه اينجا

822
01:08:01,702 --> 01:08:03,370
چه خوب شد ، خودت اومدي

823
01:08:03,371 --> 01:08:06,706
به نظر ميرسه ، فقط تو
قادر به بازکردن دروازه هستي

824
01:08:06,707 --> 01:08:10,043
مگه شما از "نوا" بعنوان
جانشين من استفاده نکردين؟

825
01:08:10,044 --> 01:08:11,044
پس چي شد!؟

826
01:08:11,045 --> 01:08:14,714
مگه خودت نميخواستي به
دنياي پشت دروازه برگردي؟

827
01:08:14,715 --> 01:08:17,717
دنياي که اون پشته "شامبالا" نيست
اين تضمين مي کنم

828
01:08:17,718 --> 01:08:20,720
من ميخوام اون جهان ببينم

829
01:08:20,721 --> 01:08:22,722
ميخوام برم اونجا

830
01:08:22,723 --> 01:08:28,728
جاييکه نه من از کسي بترسم و نه کسي از من وحشت کنه دنيايي که
به من خيانت نکنه ، مي خوام به کشوري برم که فقط ماله من باشه

831
01:08:28,729 --> 01:08:31,731
يه کشور ، همينو مي خواي
؟ تو يه سرزمين مي خواي؟

832
01:08:31,732 --> 01:08:35,068
فکر ميکردم که به اينکه به هيچ
سرزمين و کشوري تعلق نداري

833
01:08:35,069 --> 01:08:37,404
و همه جا سرزمين توه ، افتخار مي کني

834
01:08:37,405 --> 01:08:40,073
من ميخوام اون رويا رو ببينم

835
01:08:40,074 --> 01:08:42,409
چيزي که پشت دروازه ست...

836
01:08:42,410 --> 01:08:44,378
رويا نيست...

837
01:08:44,378 --> 01:08:54,378
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

838
01:11:23,104 --> 01:11:24,537
.. زود باش

839
01:11:25,439 --> 01:11:33,113
بوسيله اون من ، تبديل کن ، اينجوري دروازه هم باز
ميشه زودتر منو تبديل کن ، نمي خوام اينجوري بميرم

840
01:11:33,114 --> 01:11:39,786
تازه مي فهمم ، دليل اومدن من به اينجا چيه
ذره هاي اونم با تو تبديل ميشه

841
01:11:39,787 --> 01:11:42,789
کسايي که از داخل ميان براي باز شدن
دروازه به عنوان واسطه عمل ميکنن

842
01:11:42,790 --> 01:11:47,127
عجله کن ، نبايد به فکر من باشي

843
01:11:47,128 --> 01:11:52,132
من حاضرم ، قرباني بشم

844
01:11:52,133 --> 01:11:57,137
دوست ندارم اين هيولاها
، دنياي ما رو نابود کنن

845
01:11:57,138 --> 01:11:58,805
امکان نداره

846
01:11:58,806 --> 01:12:04,870
درست دارم برگردم ، برگردم
پيش مادرم ، مادرم دوباره ببينم

847
01:12:08,749 --> 01:12:10,341
عجله کن

848
01:12:52,459 --> 01:12:54,859
يه لحظه صبر کن

849
01:13:00,801 --> 01:13:02,068
پدر؟

850
01:13:02,069 --> 01:13:05,071
با اون چيکار کردين ، بي رحما

851
01:13:05,072 --> 01:13:09,742
تنها راه آروم کردن اين اژدها ، همينه

852
01:13:09,743 --> 01:13:13,079
و پدر تو هم خيلي سريع نميميره

853
01:13:13,080 --> 01:13:17,750
بلاخره تو اومدي ، پسرم
اومدي

854
01:13:17,751 --> 01:13:20,420
خداي من! تو داشتي چيکار مي کردي ؟

855
01:13:20,421 --> 01:13:23,756
من مي خواستم دروازه
اي بين اين دنيا و دنياي جادو

856
01:13:23,757 --> 01:13:27,427
و کيمياگري در اون دنيا بزارم که
کاملا به صورت علمي ساخته شده باشه

857
01:13:27,428 --> 01:13:30,430
ولي هوش "هاوسهوفر" بهم خيانت کرد

858
01:13:30,431 --> 01:13:31,431
من نجاتت ميدم

859
01:13:31,432 --> 01:13:33,099
صبر کن

860
01:13:33,100 --> 01:13:35,101
آرزوي من ، رسيدن به چنين روزي بود

861
01:13:35,102 --> 01:13:40,106
من يه گناهکارم
من باعث ساخته شدن موجودات هيولا مانند شدم

862
01:13:40,107 --> 01:13:43,443
و حتي احيا و تبديل شدنش شما رو هم خراب کردم

863
01:13:43,444 --> 01:13:49,144
ولي بازم شروع به انتقال و
تجزيه انسان هاي بي گناه کردم

864
01:13:51,118 --> 01:13:54,747
چرا ؟ چرا پدر
با آدماي مثل اينا همکاري کردي

865
01:14:00,461 --> 01:14:02,061
مي خواستي يه جوري من برگردوني ؟

866
01:14:02,062 --> 01:14:06,399
با قرباني کردن خودم ، سعي کردم
کاري براي دو پسرم انجام داده باشم

867
01:14:06,400 --> 01:14:08,401
نه. نه من هيچ وقت
اينچيزا رو نمي خواستم ، پدر

868
01:14:08,402 --> 01:14:10,069
به "ال" بگو

869
01:14:10,070 --> 01:14:12,732
من دوسش دارم...

870
01:14:40,768 --> 01:14:42,565
چرا اين کار رو کردي ؟

871
01:14:43,771 --> 01:14:47,036
موشکا رو آماده کنيد
بايد از درون دروازه عبور کنيم

872
01:14:49,443 --> 01:14:52,640
"تو خيلي خوش شانسي " ادوارد

873
01:14:56,784 --> 01:14:58,785
"آلفونس"

874
01:14:58,786 --> 01:15:01,120
خوشحالم که تو رو سالم ميبينم ، دوست من

875
01:15:01,121 --> 01:15:05,251
ايکارت " هنوز نمي دونه چطور
از موشکا استفاده کنه" نگران نباش

876
01:15:11,065 --> 01:15:14,067
به "آلفونس" گزارش کار بده

877
01:15:14,068 --> 01:15:16,402
پروفسور هاوسهوفر " براي
باز کردن دروازه آماده باش"

878
01:15:16,403 --> 01:15:20,406
خواهش مي کنم ، صبر کنيد من مطمئن
نيستم ، پشت اون دروازه "شامبالا" باشه

879
01:15:20,407 --> 01:15:22,742
ممکنه حق با "ادوارد" باشه

880
01:15:22,743 --> 01:15:25,143
خودم قبلا مي دونستم

881
01:15:29,750 --> 01:15:32,480
کافيه ، موتور روشن کنم و رات بندازم

882
01:15:33,420 --> 01:15:36,089
اون وقت با اين موشک که در هر
ثانيه يازده کيلومتر ، سرعت داره

883
01:15:36,090 --> 01:15:38,758
مي تونيم از هاله دور
دروازه با سرعت عبور کنيم

884
01:15:38,759 --> 01:15:40,760
و به اون سمت دروازه بريم...

885
01:15:40,761 --> 01:15:43,429
اين فکر مال پروفسور "هاوسهوفر" بود

886
01:15:43,430 --> 01:15:45,765
حتي با اين موشک يه نفره
هم ميشه اين کار رو کرد

887
01:15:45,766 --> 01:15:49,102
صبر کن! من هيچ وقت نگفته بودم
مي خوام برم اون سمت دروازه

888
01:15:49,103 --> 01:15:51,162
ولي من مي خوام که تو بري

889
01:15:52,439 --> 01:15:55,931
به من بگو "آلفونس" ، من مزاحم تو هستم ؟

890
01:15:58,445 --> 01:16:03,716
گوش کن ، چي ميگم
ما موجودات توي روياي تو نيستيم

891
01:16:03,717 --> 01:16:07,387
پس حتي اگه بميرم ، بازم

892
01:16:07,388 --> 01:16:11,256
يه وجود واقعي هستم ، من هنوز خودم هستم...

893
01:16:14,061 --> 01:16:15,756
هيچ وقت منو فراموش نکن

894
01:16:20,734 --> 01:16:22,068
"آلفونس"

895
01:16:22,069 --> 01:16:25,266
"آلفونس"!"آلفونس

896
01:16:29,743 --> 01:16:31,142
چي؟

897
01:16:57,438 --> 01:16:59,439
"ادوارد"

898
01:16:59,440 --> 01:17:00,773
"نوا"

899
01:17:00,774 --> 01:17:03,042
"منو با خودت ببر ،" ادوارد

900
01:17:03,043 --> 01:17:05,204
منو ببر

901
01:17:08,382 --> 01:17:10,543
"ادوارد"

902
01:18:29,062 --> 01:18:31,360
اين چيه؟

903
01:18:40,741 --> 01:18:42,936
دروازه باز شد

904
01:18:51,084 --> 01:18:54,086
قدرت من

905
01:18:54,087 --> 01:18:57,750
اين قدرت جادويي من به واقعيت تبديل شد

906
01:18:59,426 --> 01:19:02,028
آي!؟

907
01:19:02,029 --> 01:19:03,362
اينجا ديگه کجاست!؟

908
01:19:03,363 --> 01:19:07,129
منم نميدونم
فقط ميدونم. کشته نشديم و زنده ايم

909
01:19:15,042 --> 01:19:17,710
به نظر تو! اين هيولا ، قشنگ و زيباست

910
01:19:17,711 --> 01:19:19,045
مي تونست ، قشنگ تر طراحي بشه

911
01:19:19,046 --> 01:19:20,479
"وينري"

912
01:19:22,716 --> 01:19:23,716
"ال"

913
01:19:23,717 --> 01:19:25,384
يه دفعه چه خبر شد؟

914
01:19:25,385 --> 01:19:28,387
من تونستم دروازه رو باز کنم

915
01:19:28,388 --> 01:19:30,288
چي!؟

916
01:19:55,082 --> 01:19:56,415
آي. ي. ي

917
01:19:56,416 --> 01:19:58,441
"اد"

918
01:20:02,089 --> 01:20:04,757
تو تا حالا کجا بودي؟

919
01:20:04,758 --> 01:20:06,487
"وينري"

920
01:20:08,428 --> 01:20:10,763
خوش اومدي

921
01:20:10,764 --> 01:20:13,099
آره

922
01:20:13,100 --> 01:20:14,965
داداش

923
01:20:16,436 --> 01:20:18,437
"شسکا"

924
01:20:18,438 --> 01:20:20,106
"ال"

925
01:20:20,107 --> 01:20:22,441
خوشحالم دوباره ميبينمت

926
01:20:22,442 --> 01:20:24,376
داداش

927
01:20:27,781 --> 01:20:29,782
اين ديگه چيه؟

928
01:20:29,783 --> 01:20:33,452
يه ارتش از يه جهان ديگه

929
01:20:33,453 --> 01:20:35,454
مي خوان به اين جهان حمله کنن

930
01:20:35,455 --> 01:20:40,126
هدف اونا تسخير کردن نيروهاي اين دنيا و استفاده
از اونا براي پيروزي در جنگ در دنياي خودشونه

931
01:20:40,127 --> 01:20:42,461
فکرشو مي کردم

932
01:20:42,462 --> 01:20:46,398
تو باعث باز شدن دروازه شدي؟

933
01:20:47,801 --> 01:20:49,291
"ال"

934
01:20:56,476 --> 01:20:58,144
فکرشو مي کردم

935
01:20:58,145 --> 01:21:01,480
وقتي برگردي ، بايد همچين وضعي داشته باشي

936
01:21:01,481 --> 01:21:04,780
فکر مي کنم ، مي خواي با
اون ارتش مبارزه کني ، درسته؟

937
01:21:06,420 --> 01:21:09,412
توي تمام اين مدت ، داشتي اين مي ساختي؟

938
01:21:10,424 --> 01:21:14,656
اما من يکمي بزرگ تر شدم ، يعني

939
01:21:17,097 --> 01:21:19,725
فکر کردي ، خودم بزرگ تر نشدم

940
01:22:05,467 --> 01:22:08,136
اينا ديگه چه هيولاهايي هستن؟

941
01:22:08,137 --> 01:22:09,866
مي کشمتون

942
01:22:20,149 --> 01:22:25,246
حالا ، همتونو نابود مي
کنم ، من "آرمسترانگ" هستم

943
01:22:28,824 --> 01:22:30,655
"سرهنگ آرمسترانگ"

944
01:22:32,161 --> 01:22:33,828
سرهنگ آرمسترانگ " ، اونا کي هستن ؟"

945
01:22:33,829 --> 01:22:37,165
نميدونم اولين باريه که اين
موجودات به "ليور" حمله کردن

946
01:22:37,166 --> 01:22:38,599
قربان. قربان

947
01:22:40,169 --> 01:22:42,899
اونا دارن ميان پايين

948
01:23:05,460 --> 01:23:07,128
"خودشه! سرهنگ " ماستنگ

949
01:23:07,129 --> 01:23:09,797
سرهنگ "ماستنگ" اومده

950
01:23:09,798 --> 01:23:13,134
فالمن " ، سربازا رو ببر دور"
ساختمون ، نزار دشمن به اونجا نزديک بشه

951
01:23:13,135 --> 01:23:14,135
بله، قربان!

952
01:23:14,136 --> 01:23:16,470
فيوري " ، سريع به يگان زرهي اطلاع بده"

953
01:23:16,471 --> 01:23:20,141
با تمامي تانک ها و زره پوشا ، به
دشمن حمله کنن و نزارن اونا پيشروي کنن

954
01:23:20,142 --> 01:23:22,810
خوشم اومد ، هنوز نرسيده
داره دستور صادر مي کنه

955
01:23:22,811 --> 01:23:24,812
"ستوان " هاوک و بردا

956
01:23:24,813 --> 01:23:25,813
ــ بله قربان
ــ بله قربان

957
01:23:25,814 --> 01:23:27,815
اين مرکز ، حساسترين منطقه فعلي اين شهره

958
01:23:27,816 --> 01:23:30,151
ژنرال ها رو با خودتون
ببرين و از اونا بخواين

959
01:23:30,152 --> 01:23:31,819
تمامي سربازان تحت امر خودشونو آماده کنن...

960
01:23:31,820 --> 01:23:33,014
ــ بله قربان
ــ بله قربان

961
01:23:34,823 --> 01:23:37,158
"و تو " آرمسترانگ

962
01:23:37,159 --> 01:23:40,161
بايد از هوا هم به دشمن حمله کنيم

963
01:23:40,162 --> 01:23:43,928
بله. متوجه شدم ، بالون بلند مي کنم

964
01:23:51,506 --> 01:23:53,531
منتظر فرمان شما هستم ، قربان

965
01:23:56,845 --> 01:23:58,179
درست شد ، سعي کن بلند شي

966
01:23:58,180 --> 01:24:02,048
فکر نکن ، خيلي کار راحتيه
درد توي تمام بدنم ميپيچه

967
01:24:07,122 --> 01:24:08,789
درست! اندازه خودشه

968
01:24:08,790 --> 01:24:12,521
ميدونستم ، تو اين مدت چقدر بزرگ شدي
اندازه هام درست بود

969
01:24:14,463 --> 01:24:16,431
شماها نبايد اينجا بمونين

970
01:24:17,799 --> 01:24:19,494
پناه بگيرين

971
01:24:37,486 --> 01:24:42,490
باورم نميشد! بتونم اين جهان از نزديک ببينم

972
01:24:42,491 --> 01:24:44,857
بلاخره به آرزوم رسيدم

973
01:24:50,832 --> 01:24:52,629
شما مال من هستين

974
01:25:05,113 --> 01:25:08,344
"ادوارد الريک"

975
01:26:05,774 --> 01:26:07,401
"ال"

976
01:26:09,111 --> 01:26:12,842
ال " ، چه اتفاقي افتاد
که دروازه رو باز کردي"

977
01:26:13,782 --> 01:26:17,451
راث " از يه دروازه گفت
و من هم اونو تبديل کردم"

978
01:26:17,452 --> 01:26:19,120
راث " اين کار رو کرد"

979
01:26:19,121 --> 01:26:24,149
آره. درسته من اون دروازه
رو بوسيله تبديل "راث" باز کردم

980
01:26:25,460 --> 01:26:27,223
"ال"

981
01:26:41,810 --> 01:26:43,368
صبر کن

982
01:26:44,813 --> 01:26:48,806
تو نميتوني يه آدم مرده رو زنده کني

983
01:26:53,155 --> 01:26:56,613
داداش
همش تقصير من بود

984
01:26:57,826 --> 01:27:02,096
چرا!؟
چرا بايد همچين اتفاقي بيوفته!؟

985
01:27:02,097 --> 01:27:04,432
من فقط

986
01:27:04,433 --> 01:27:09,437
ميدونم
تو فقط ميخواستي منو برگردوني

987
01:27:09,438 --> 01:27:13,704
و "راث" هم مي خواست
کمکت کنه که اينکار عملي بشه

988
01:27:16,111 --> 01:27:21,115
دوست من "آلفونس" در اون
دنيا هم ميخواست من برگردم

989
01:27:21,116 --> 01:27:24,452
نوا " دختر کولي اون دنيا"
مي خواست صاحب کشوري بشه

990
01:27:24,453 --> 01:27:29,254
هيچ کدوم از ما بدنبال جنگي مثل اين نبوديم

991
01:27:34,796 --> 01:27:39,467
هدف ما به راه انداختن جنگ نبود

992
01:27:39,468 --> 01:27:43,804
ولي حقيقت اينه که مقصر اصلي
وقوع اين جنگ ما دو نفر هستيم

993
01:27:43,805 --> 01:27:45,170
مسووليت اين جنگ با ماست

994
01:27:46,808 --> 01:27:50,266
و وظيفه ما حمايت از دنيا در برابر اين جنگه

995
01:27:51,813 --> 01:27:54,148
تا زماني که زنده هستيم

996
01:27:54,149 --> 01:27:58,609
نمي تونيم نسبت به فجايع و
اتفاقات در اين دنيا ، بي اعتنا باشيم...

997
01:28:13,101 --> 01:28:14,435
فهميدي؟

998
01:28:14,436 --> 01:28:18,105
داريم تمام سعيمونو ميکنيم
با اين وقت کم فقط ميتونيم اين راه بندازيم

999
01:28:18,106 --> 01:28:19,869
اين با من

1000
01:28:31,119 --> 01:28:32,119
هي ، نرو

1001
01:28:32,120 --> 01:28:33,120
"هاوکاي"

1002
01:28:33,121 --> 01:28:34,455
تو اين بالا

1003
01:28:34,456 --> 01:28:35,789
فقط يه نفر جا ميشه...

1004
01:28:35,790 --> 01:28:38,315
خواهش مي کنم ، نبايد بري

1005
01:28:39,794 --> 01:28:41,955
وينري " نگاه کن"

1006
01:28:42,797 --> 01:28:44,162
چي!؟

1007
01:28:46,801 --> 01:28:48,802
خيلي وقته گذشته ولي
هنوز ، تو کارت خيلي خوبه

1008
01:28:48,803 --> 01:28:50,930
زياد ازم تعريف نکن

1009
01:29:02,083 --> 01:29:05,085
حالا
تمام فلزي " با تمام قدرت شروع مي کنيم"

1010
01:29:05,086 --> 01:29:06,917
سرهنگ!؟

1011
01:29:22,103 --> 01:29:25,105
به نظر ميرسه ، شما دو نفر باعث
اين مشکلات شدين درست ميگم؟

1012
01:29:25,106 --> 01:29:30,110
قبلا خودمونو سرزنش کرديم
تازه اين چشم بنده هم اصلا بهت نمياد

1013
01:29:30,111 --> 01:29:32,170
اونو ببخشيد ، سرهنگ
اون يکمي گستاخه

1014
01:29:48,129 --> 01:29:50,798
خيلي خوب ، حالا بايد از روبرو حمله کنيم
چاره ديگه اي نداريم

1015
01:29:50,799 --> 01:29:52,800
من اول ميرم

1016
01:29:52,801 --> 01:29:55,429
"صبر کن ، منم بيام " ادوارد

1017
01:29:57,138 --> 01:29:59,504
ميدونستم که تو هنوز زنده اي ، پسر

1018
01:30:06,147 --> 01:30:10,948
چرا ؟
چرا جادوي من متوقف شد ؟

1019
01:30:17,492 --> 01:30:22,830
اين يه دنياي جديد و کاملا متفاوت
با دنياي ماست يک دنياي جديد

1020
01:30:22,831 --> 01:30:30,033
هيچ تفاوتي وجود نداره اين مردم هم زندگي مي
کنن ، گريه مي کنن ، مي خندن ، مي خورن و ميميرن

1021
01:30:37,178 --> 01:30:42,516
فقط به سوال من جواب بده
چرا به دنياي ما حمله کردين؟

1022
01:30:42,517 --> 01:30:47,521
مي خواين از نيروي اين دنيا براي
استفاده در جنگ دنياي خودتون استفاده کنيد ؟

1023
01:30:47,522 --> 01:30:51,859
من اين دنيا رو نابود مي کنم
همه چي رو نابود مي کنم

1024
01:30:51,860 --> 01:30:53,527
آخه به چه دليلي؟

1025
01:30:53,528 --> 01:30:56,196
دليلش روشنه

1026
01:30:56,197 --> 01:30:59,533
وقتي که قانع شدم ، دنياي ديگه
اي غير از جهان من وجود داره

1027
01:30:59,534 --> 01:31:03,137
و وقتي قدرت اژدهاي منتقل
شده رو ، از جهان تو ديدم

1028
01:31:03,138 --> 01:31:06,140
فهميدم اين جهان بالاي
سرم ، هر روز قدرتمندتر ميشه

1029
01:31:06,141 --> 01:31:10,811
پس وحشت کردم...
وحشت حمله اين دنيا به جهان ما

1030
01:31:10,812 --> 01:31:13,814
و فکر کردم تنها راه امنيت
براي آينده ، نابود کردن اين جهانه

1031
01:31:13,815 --> 01:31:17,151
مردم اين دنيا ، هيچ وقت به
دنبال جنگ با شما نبودن و نيستن

1032
01:31:17,152 --> 01:31:17,819
تو از کجا مطمئني؟

1033
01:31:17,820 --> 01:31:19,486
چون ما انسان هاي مثل شما هستيم

1034
01:31:19,487 --> 01:31:22,823
نه! اشتباه مي کني
حتي اگه شبيه ما باشين

1035
01:31:22,824 --> 01:31:25,492
باز شما موجوداتي از يه دنياي ديگه هستين...

1036
01:31:25,493 --> 01:31:28,792
تو واقعا اينطور فکر مي کني! ؟

1037
01:31:47,182 --> 01:31:49,207
اين فکر من نيست ، احساس منه

1038
01:31:57,192 --> 01:31:59,193
و مردم جهان من ميتونن

1039
01:31:59,194 --> 01:32:02,796
افراد دنياي ديگه رو قبول کنن...

1040
01:32:02,797 --> 01:32:08,469
وحشت و ترس باعث بروز جنگ ميشه

1041
01:32:08,470 --> 01:32:12,473
براي من ، تو يک انسان نيستي
يه هيولا از جهان ديگه هستي

1042
01:32:12,474 --> 01:32:16,143
و بايد از بين بري

1043
01:32:16,144 --> 01:32:18,044
نابودش کنيد

1044
01:32:28,490 --> 01:32:29,823
دارين چکار مي کنين؟

1045
01:32:29,824 --> 01:32:34,420
من بخشي از روح خودم رو به اونا منتقل کردم

1046
01:32:37,165 --> 01:32:38,165
جلوتر نياين

1047
01:32:38,166 --> 01:32:43,798
نياين جلو! جلوتر نياين

1048
01:32:57,519 --> 01:33:00,187
بلاخره همه چي تموم شد

1049
01:33:00,188 --> 01:33:01,985
بله

1050
01:33:09,130 --> 01:33:10,927
تمام فلزي ، داري چيکار مي کني ؟

1051
01:33:16,137 --> 01:33:17,805
داداش؟

1052
01:33:17,806 --> 01:33:20,140
داداش

1053
01:33:20,141 --> 01:33:25,145
داداش ، يه کار نيمه تموم مونده
بايد کار رو تموم کنم

1054
01:33:25,146 --> 01:33:28,482
چرا اين کار رو کردي؟
مي خواي کجا بري؟

1055
01:33:28,483 --> 01:33:31,485
من بايد همه اين ارتش و تجهيزات
به دنياي خودشون برگردونم

1056
01:33:31,486 --> 01:33:34,154
لزومي نداره برگردي ، همه چي تموم شده

1057
01:33:34,155 --> 01:33:36,824
بايد اون دروازه رو براي
هميشه ببندم و نابود کنم

1058
01:33:36,825 --> 01:33:42,162
ال " ، تو بايد همين کار رو در اين سمت انجام
بدي" اينطوري اين دروازه ، هيچ وقت باز نميشه

1059
01:33:42,163 --> 01:33:44,757
وينري " چي ميشه"
به اون چي بگم!؟

1060
01:33:47,836 --> 01:33:51,171
از طرف من براي ساخت اينا ازش تشکر کن

1061
01:33:51,172 --> 01:33:52,506
"ادوارد"

1062
01:33:52,507 --> 01:33:56,466
داداش! داداش! داداش

1063
01:34:01,850 --> 01:34:04,978
اون بايد "ادوارد" باشه "درسته.
پس ديگه نبايد منتظرت باشيم ، "ادوارد

1064
01:34:18,132 --> 01:34:21,134
شورش شکست خورد

1065
01:34:21,135 --> 01:34:24,471
نيروهاي پشتيباني در "مونيخ" متوجه نقشه شدن تمام
روزنامه ها رو بستن و تظاهرات کنندگان رو سرکوب کردن...

1066
01:34:24,472 --> 01:34:26,807
نيروهاي ضد شورش از طرف دولت
بسيج شدن ، و تو راهن

1067
01:34:26,808 --> 01:34:30,811
پس همه چي شکست خورد

1068
01:34:30,812 --> 01:34:32,541
مي دونستم ، اين اتفاق ميافته

1069
01:34:34,816 --> 01:34:37,307
يعني به موقع موفق نشديم؟

1070
01:35:15,123 --> 01:35:17,791
اين هيولا ديگه کيه! ؟

1071
01:35:17,792 --> 01:35:19,919
حالا چيکار کنيم ؟

1072
01:35:21,796 --> 01:35:25,799
يک بار ديگه

1073
01:35:25,800 --> 01:35:28,802
دروازه رو باز کنيد...

1074
01:35:28,803 --> 01:35:32,139
و منو ببرين

1075
01:35:32,140 --> 01:35:35,166
"به " شامبالا

1076
01:36:09,444 --> 01:36:11,445
"ادوارد"

1077
01:36:11,446 --> 01:36:13,780
"نوا"

1078
01:36:13,781 --> 01:36:17,808
موفق شدم
من دوباره برگشتم ، پيش تو

1079
01:36:22,790 --> 01:36:24,458
براي چي!؟

1080
01:36:24,459 --> 01:36:28,156
"براي چي برگشتي " ادوارد

1081
01:36:31,132 --> 01:36:32,799
خودمم نمي دونم چرا برگشتم

1082
01:36:32,800 --> 01:36:37,471
بايد دروازه رو نابود کني برادر

1083
01:36:37,472 --> 01:36:40,807
تو دوباره روح خودتو
انتقال دادي ، به اين جهان

1084
01:36:40,808 --> 01:36:43,971
فکر کنم مثه دفعه قبل ،
زياد نميتونيم با هم حرف بزنيم

1085
01:36:47,148 --> 01:36:49,816
ال " ببينم تو چيکار کردي"

1086
01:36:49,817 --> 01:36:52,486
پريدم تو هواپيماي تو
و توي يکي از اينا قايم شدم

1087
01:36:52,487 --> 01:36:55,822
تا نتوني پيدام کني...

1088
01:36:55,823 --> 01:36:59,493
سرهنگ ، الان بايد دروازه
اونور نابود کرده باشه

1089
01:36:59,494 --> 01:37:01,928
تو هم بايد زودتر ، دروازه اينور نابود کني

1090
01:37:03,097 --> 01:37:05,725
اينجوري که ديگه نمي توني برگردي خونه

1091
01:37:08,102 --> 01:37:11,772
من ميخوام پيش تو بمونم

1092
01:37:11,773 --> 01:37:14,041
ميخوام چيزايي رو ببينم که تو ميبيني

1093
01:37:14,042 --> 01:37:16,777
من ميخوام کنار تو بزرگ بشم

1094
01:37:16,778 --> 01:37:19,780
و دنيا رو با تو تجربه کنم

1095
01:37:19,781 --> 01:37:23,301
ما ميتونيم دوباره با هم مسافرت کنيم و از همه
چيز لذت ببريم اين حق منه که کنار برادرم باشم

1096
01:37:23,785 --> 01:37:26,453
ال " ، حافظه تو داره بر مي گرده"

1097
01:37:26,454 --> 01:37:29,787
آره ، حالا همه چيز به خاطر ميارم

1098
01:37:31,459 --> 01:37:34,394
فکر مي کنم ، وقتشه

1099
01:37:38,466 --> 01:37:42,469
بايد دروازه رو براي هميشه نابود کنم

1100
01:37:42,470 --> 01:37:45,837
ديگه کيمياگري منم براي هميشه تموم شد

1101
01:37:58,486 --> 01:38:00,487
اسلحه و سينما

1102
01:38:00,488 --> 01:38:03,423
دو محصول علم و فن آوري هستن...

1103
01:38:03,424 --> 01:38:07,427
من به جاي ساخت سلاح
، به ساختن فيلم ادامه ميدم

1104
01:38:07,428 --> 01:38:13,731
فيلم هايي درباره روياها و شايد واقعيت
جهان ديگري در جايي در بالاي سر ما

1105
01:39:28,109 --> 01:39:30,443
اد " ما بايد کجا بريم"

1106
01:39:30,444 --> 01:39:33,980
اول از همه بايد بمب اتمي رو پيدا کنم که

1107
01:39:33,981 --> 01:39:36,783
به حوالي اينجا اورده شده بود...

1108
01:39:36,784 --> 01:39:39,912
اينجور چيزا بدرد هيچ
کدوم از دنياها نمي خوره

1109
01:39:42,123 --> 01:39:46,459
جز به راه انداختن جنگ
، کاره ديگه اي انجام نميده

1110
01:39:46,460 --> 01:39:50,130
اما فکر کنم ، يه جنگ بزرگ ديگه در راهه
احتمال در گرفتن جنگ ، خيلي زياده

1111
01:39:50,131 --> 01:39:53,133
يا ما بايد درگير اون جنگ بشيم
يا بايد به اون بي اعتنا باشيم

1112
01:39:53,134 --> 01:39:58,805
من هيچ وقت نگفتم بايد به
اتفاقات اين دنيا بي اعتنا باشيم

1113
01:39:58,806 --> 01:40:01,474
حالا اينجا دنياي ماست و
ما نسبت به اون مسووليم

1114
01:40:01,475 --> 01:40:04,144
ما در اين دنيا زندگي مي کنيم

1115
01:40:04,145 --> 01:40:07,603
اين دنيا به اندازه اي که براي
بقيست ، مال ما هم هست برادر

1116
01:40:07,627 --> 01:40:15,627
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

