﻿1
00:00:50,150 --> 00:00:57,150
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:58,139 --> 00:01:00,420
و ساعت مچي او

3
00:01:01,019 --> 00:01:03,619
...هارولد کريک مردي است با اعداد بينهايت

4
00:01:03,940 --> 00:01:07,540
محاسبات بي پايان و به طور قابل ملاحظهاي کم حرف...

5
00:01:07,740 --> 00:01:10,620
و ساعت مچي او حتي کمتر از او ميگويد

6
00:01:12,340 --> 00:01:15,220
دوازده سال است که هر روز هفته

7
00:01:15,420 --> 00:01:20,820
...هارولد 32 دندان خود را 76 مرتبه مسواک ميزند

8
00:01:22,420 --> 00:01:24,940
سي و هشت مرتبه از عقب به جلو

9
00:01:25,540 --> 00:01:27,821
سي و هشت مرتبه بالا به پايين

10
00:01:29,341 --> 00:01:31,941
دوازده سال است که هر روز هفته

11
00:01:32,140 --> 00:01:36,141
هارولد کروات خود را با يک گره بزرگ به جاي دو گره مي‌بندد

12
00:01:36,421 --> 00:01:39,421
که در نتيجه آن در زمان 46 ثانيه صرفه جويي مي‌شود

13
00:01:39,621 --> 00:01:44,941
ساعت مچي او فکر ميکند که بستن کروات با يک گره گردن او را چاق نشان مي‌دهد

14
00:01:45,141 --> 00:01:46,741
اما هيچ چيزي نمي‌گويد

15
00:01:50,221 --> 00:01:52,421
دوازده سال است که هر روز هفته

16
00:01:52,621 --> 00:01:57,221
هارولد با سرعتي حدود 56 قدم به ازاي هر بلوك در طول 6 بلوك مي‌دود

17
00:01:57,421 --> 00:02:00,821
و به زحمت به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسد

18
00:02:01,422 --> 00:02:03,021
ساعت مچي او از نسيمي كه

19
00:02:03,222 --> 00:02:07,142
به صورتش مي‌وزد سرمست مي‌شود

20
00:02:15,822 --> 00:02:17,822
دوازده سال است که هر روز هفته

21
00:02:18,022 --> 00:02:21,343
هارولد 7.134 پرونده مالياتي را در روز

22
00:02:21,542 --> 00:02:25,422
به عنوان نماينده ارشد سازمان مالياتهاي داخلي مورد بازبيني قرار مي‌دهد

23
00:02:25,942 --> 00:02:29,622
ديان؛ واحد 2-1.469 بي.آي. ممنون

24
00:02:29,823 --> 00:02:32,143
صبح به خير آي.آر.اس

25
00:02:33,143 --> 00:02:35,942
هارولد 1417، 89 مرتبست؟

26
00:02:36,622 --> 00:02:38,823
126.113

27
00:02:39,023 --> 00:02:40,022
اين منطقيه

28
00:02:40,423 --> 00:02:44,623
زمان ناهار او فقط 45.7 دقيقه طول مي‌كشد

29
00:02:45,823 --> 00:02:49,143
و 4.3 دقيقه براي صرف قهوه

30
00:02:49,343 --> 00:02:52,423
او به كمك ساعت مچي‌اش به دقت زمان بندي شده

31
00:02:52,823 --> 00:02:54,023
اوه! خيلي خوبه

32
00:02:54,223 --> 00:02:56,543
آره! ما به مولن مي‌ريم يا به ...

33
00:02:57,144 --> 00:03:01,224
پشت تمام اين ماجراها
هارولد به تنهايي زندگي مي‌كند

34
00:03:02,224 --> 00:03:04,544
او تنها به طرف خانه قدم مي‌زند

35
00:03:06,424 --> 00:03:08,823
و به تنهايي غذا مي‌خورد

36
00:03:16,344 --> 00:03:20,224
و هر شب دقيقاً در ساعت 11:13 مي‌خوابد

37
00:03:20,424 --> 00:03:23,224
هارولد به تنهايي به رختخواب مي‌رود

38
00:03:23,424 --> 00:03:28,224
و ساعت مچي‌اش را براي استراحت بر روي ميز كنار تختش قرار مي‌دهد

39
00:03:29,345 --> 00:03:33,345
البته تمام اينها تا قبل از چهارشنبه بود

40
00:03:35,024 --> 00:03:40,225
چهارشنبه، ساعت مچي هارولد همه چيز را تغيير داد

41
00:03:46,745 --> 00:03:48,345
!اوه خداي من! گرفتيش

42
00:03:48,625 --> 00:03:49,745
!گرفتمش

43
00:03:50,225 --> 00:03:51,625
!گرفتمش

44
00:04:04,346 --> 00:04:06,826
اگر كسي از هارولد مي‌پرسيد، او جواب مي‌داد

45
00:04:07,026 --> 00:04:11,826
كه اين چهارشنبه خاص دقيقاً شبيه چهارشنبه‌هاي پيشين است

46
00:04:12,026 --> 00:04:14,146
---و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روشي كه او

47
00:04:24,946 --> 00:04:28,146
و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد

48
00:04:31,426 --> 00:04:32,546
سلام؟

49
00:04:42,147 --> 00:04:45,347
او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد

50
00:04:45,547 --> 00:04:47,227
---وقتي كه ذهن كسي

51
00:04:47,427 --> 00:04:48,747
سلام! كسي اينجا هست؟

52
00:04:56,147 --> 00:04:59,748
وقتي كه ذهن هر كس در مورد روزي كه در پيش دارد خيال پردازي مي‌كند

53
00:04:59,947 --> 00:05:04,028
يا حتي زماني كه تلاش براي چنگ انداختن به لحظات پاياني روياست

54
00:05:04,227 --> 00:05:08,148
هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود

55
00:05:09,947 --> 00:05:13,028
خوبه! كي الان گفت كه "هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود"؟

56
00:05:13,227 --> 00:05:15,548
و چطوري مي‌دوني كه من مسواك زدنم را مي‌شمارم؟

57
00:05:16,228 --> 00:05:17,628
!سلام

58
00:05:20,228 --> 00:05:24,028
!نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر

59
00:05:26,628 --> 00:05:28,628
!نكته قابل توجه اين است كه

60
00:05:32,628 --> 00:05:37,149
نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر زندگي هارولد

61
00:05:37,349 --> 00:05:39,549
كه اغلب درك نشده است

62
00:05:39,749 --> 00:05:45,149
به عنوان كاتاليزوري براي تمامي زندگي جديدش در آمده

63
00:05:46,229 --> 00:05:47,829
هارولد به دنبال اتوبوس مي‌دود

64
00:05:48,029 --> 00:05:51,349
كفشهاي سفت و چرمي او وقتي كه روي آسفالت خم مي‌شدند

65
00:05:51,549 --> 00:05:54,230
صداي گوش خراش جيغي را مي‌دادند

66
00:05:59,749 --> 00:06:03,229
و در هر حال اين يك روز شگفت آور بود

67
00:06:03,550 --> 00:06:07,350
روزي كه هارولد در باقيمانده زندگي‌اش آن را به ياد خواهد آورد

68
00:06:07,549 --> 00:06:10,350
هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است

69
00:06:11,150 --> 00:06:12,830
متاسفم! شنيدي؟

70
00:06:14,030 --> 00:06:16,830
صدا را. شنيدي  "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟

71
00:06:17,630 --> 00:06:19,550
نگران نباش. الان چهارشنبه است

72
00:06:19,950 --> 00:06:23,750
نه! نه! شنيدي  "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟

73
00:06:24,551 --> 00:06:27,230
هارولد كيه؟
هارولد منم!

74
00:06:27,831 --> 00:06:30,031
هارولد، همه چيز روبه راهه. الان هم چهارشنبست

75
00:06:30,230 --> 00:06:31,630
...نه، نه، من

76
00:06:32,231 --> 00:06:33,831
!هيچي، بي‌خيال

77
00:06:35,430 --> 00:06:37,831
هارولد نمي‌توانست بر روي كارش تمركز كند

78
00:06:38,030 --> 00:06:39,031
معذرت مي‌خواهم، هارولد؟

79
00:06:39,231 --> 00:06:42,151
افكار او پريشان شد
ذهن او جاي ديگري بود

80
00:06:42,351 --> 00:06:43,751
ببخشيد

81
00:06:44,151 --> 00:06:46,751
...يه نفر بايد اينجا توانايي تعمير
يه لحظه صبر كنيد!

82
00:06:46,951 --> 00:06:50,231
هي هارولد، 67 مرتبه 453 يعني چي؟

83
00:06:50,431 --> 00:06:54,231
...وقتي كه همكارت پرسيد محصول 67 و 453

84
00:06:54,431 --> 00:06:56,632
تو چي مي‌دوني؟
من نمي‌تونم وقتي كه تو حرف مي‌زني فكر كنم

85
00:06:56,831 --> 00:06:58,351
...او نتوانست چيزي بياد آورد

86
00:06:58,552 --> 00:06:59,431
چي؟
چي؟

87
00:06:59,751 --> 00:07:03,831
هارولد به سرعت پاسخ داد "30.351"
چي؟ اوه هيچي. 30.351

88
00:07:04,032 --> 00:07:07,351
با وجود اين جواب در واقع 31.305 است

89
00:07:07,552 --> 00:07:12,151
!صبر كن، صبر كن، صبر كن، 31.305. متاسفم

90
00:07:14,832 --> 00:07:18,112
خوش‌تيپ، من كاملاً گرفتار شده بودم
...يه كارشناس بيمه

91
00:07:18,312 --> 00:07:21,032
تقاضاي يه جت اسكي به عنوان وسيله نقليه كاري كرده...

92
00:07:22,912 --> 00:07:24,232
بهت مي‌گم كه اين واقعاً شرم آوره

93
00:07:24,432 --> 00:07:27,432
كه اونها هنوز يه ارزياب براي پاداش سالانه مشخص نكرده‌اند

94
00:07:29,712 --> 00:07:31,032
خوش‌تيپ؟

95
00:07:31,912 --> 00:07:33,312
روبه راهي؟

96
00:07:34,512 --> 00:07:36,633
ديو، من تحت تعقيبم

97
00:07:41,433 --> 00:07:43,833
تحت تعقيبي؟
تو كه تكون نميخوري؟

98
00:07:44,112 --> 00:07:46,913
يه صدا من را تعقيب ميكنه
!چي؟

99
00:07:47,113 --> 00:07:49,913
!من را صداي يه زن تعقيب ميكنه

100
00:07:52,913 --> 00:07:54,433
خوبه

101
00:07:56,233 --> 00:07:58,113
چي ميگه؟

102
00:07:58,833 --> 00:08:00,713
اون داره روايت ميكنه

103
00:08:05,433 --> 00:08:08,433
هارولد، تو به جعبه‌ها زل زدي
اون چي را روايت ميكنه؟

104
00:08:08,634 --> 00:08:10,914
نه، نه، نه، من بايد بايگاني كردن را متوقف كنم

105
00:08:11,114 --> 00:08:12,914
توجه كن. توجه كن. گوش بده. گوش بده

106
00:08:15,113 --> 00:08:17,434
!صدايي كه كاغذ لاي پوشه درست مي‌كنه

107
00:08:17,634 --> 00:08:21,914
مشابه صداييه كه موج روي شنها درست ميكنه

108
00:08:23,114 --> 00:08:24,714
و وقتي كه هارولد به اين قطعيت رسيد كه

109
00:08:24,914 --> 00:08:27,234
هر روز به تعداد كافي صداي موج گوش مي‌دهد

110
00:08:27,435 --> 00:08:32,235
فهميد آنچه او تصور ميكرده يك اقيانوس عميق و بي پايان بوده

111
00:08:33,634 --> 00:08:35,034
شنيدي؟

112
00:08:35,235 --> 00:08:36,635
منظورت بايگاني كردنته؟

113
00:08:36,834 --> 00:08:38,434
نه، نه، نه، صدا را ميگم

114
00:08:39,515 --> 00:08:40,715
نه

115
00:08:42,115 --> 00:08:46,515
وحشتناكترين قسمت اينه كه من گاهي اوقات تصور يه اقيانوس عميق و بي پايان را دارم

116
00:08:47,634 --> 00:08:48,915
چه اقيانوسي؟

117
00:08:49,115 --> 00:08:52,115
...يه اقيانوسي كه از صدا درست شده و
فراموشش كن

118
00:08:52,315 --> 00:08:54,315
بازرسي جديد؛ روز خوبي داشته باشيد

119
00:08:54,515 --> 00:08:55,836
ممنون

120
00:08:58,115 --> 00:09:03,636
خوبه؛ ما يه نانوا داريم و يه فروشنده اوراق بهادار

121
00:09:07,716 --> 00:09:09,315
شايد بهتره كه تو نانوا را برداري

122
00:09:10,316 --> 00:09:11,635
باشد؟
باشد

123
00:09:19,916 --> 00:09:22,436
!لعنتي! لعنتي! لعنتي

124
00:09:22,716 --> 00:09:25,716
!بي وجدان
من ميفهمم

125
00:09:26,236 --> 00:09:30,316
اوه! گم شو، مامور ماليات

126
00:09:30,517 --> 00:09:32,636
!مامور ماليات
!مامور ماليات

127
00:09:33,837 --> 00:09:35,636
!مامور ماليات

128
00:09:37,836 --> 00:09:39,317
!برو خونه

129
00:09:39,516 --> 00:09:42,236
گوش بده! جاي ديگه‌اي هست كه بتونيم در اين مورد با هم صحبت كنيم؟

130
00:09:43,517 --> 00:09:48,237
نه؛ در اين مورد ما همين جا صحبت مي‌كنيم

131
00:09:48,517 --> 00:09:54,037
خوب، اين ميگه، اين پرونده، كه شما فقط بخشي از
مالياتهاي سال گذشته خودتونا پرداخت كرده‌ايد

132
00:09:54,237 --> 00:09:57,317
درسته
به نظر مياد فقط 78 درصدشا

133
00:09:57,517 --> 00:09:59,117
آره

134
00:10:00,237 --> 00:10:01,518
گفتيد كه اين كار را از روي قصد انجام داديد؟

135
00:10:01,717 --> 00:10:03,038
آره

136
00:10:03,237 --> 00:10:05,037
خوب بنابراين شما بايد منتظر رسيدگي بوده باشيد؟

137
00:10:07,237 --> 00:10:10,838
من منتظر جريمه بودم

138
00:10:11,717 --> 00:10:14,638
يا يه توبيخ تند و تيز

139
00:10:15,118 --> 00:10:17,918
توبيخ؟ اينجا مدرسه شبانه روزي نيست دوشيزه پاسكال

140
00:10:18,118 --> 00:10:19,718
شما از دولت دزدي كرده‌ايد

141
00:10:20,518 --> 00:10:25,838
نه من از دولت دزدي نكرده‌ام
من فقط كامل پرداخت نكرده‌ام

142
00:10:26,038 --> 00:10:28,918
دوشيزه پاسكال شما نمي‌توانيد مالياتتان را پرداخت نكنيد

143
00:10:29,838 --> 00:10:31,719
چرا، من مي‌تونم

144
00:10:31,918 --> 00:10:33,718
ميتونيد اگر بخواهيد كه مورد رسيدگي قرار بگيريد

145
00:10:33,919 --> 00:10:37,439
فقط در صورتي كه من تشخيص بدم شما صلاحيت
رسيدگي به پرونده من را داريد؛ آقاي كريك

146
00:10:38,039 --> 00:10:40,319
دوشيزه پاسكال در حال حاضر من اينجا دارم به شما رسيدگي مي‌كنم

147
00:10:40,839 --> 00:10:42,839
حالا من بايد به سه سال گذشته شما مراجعه كنم

148
00:10:43,039 --> 00:10:44,918
تا مطمئن بشم
كه تمام پرداخت نشده‌هاي شما همين است يا نه

149
00:10:45,439 --> 00:10:46,519
خوبه

150
00:10:47,918 --> 00:10:50,919
در حقيقت ميدونيد كه خوب نيست

151
00:10:51,119 --> 00:10:55,039
گوش بده؛ من خودم يكي از بزرگترين حاميان درست كردن چاله‌هاي خيابونها

152
00:10:55,239 --> 00:10:58,639
و علم كردن تاب و ساختن جان پناه براي ساختمونها هستم

153
00:10:58,839 --> 00:11:02,040
بيشتر از اين راضي نيستم كه ماليات بپردازم

154
00:11:02,840 --> 00:11:06,719
من ديگه اون اندازه طرفدار نيستم كه بيشتر از اون

155
00:11:06,920 --> 00:11:10,520
به دولت بدهم كه تو دفاع ملي خرج كنه

156
00:11:10,719 --> 00:11:14,240
يا شركتهاي فراري يا توي بودجه احتياطي جنگ

157
00:11:14,440 --> 00:11:18,040
بنابراين من اين مالياتها را نمي‌دهم

158
00:11:18,239 --> 00:11:19,840
من فكر مي‌كنم در حقيقت ...

159
00:11:20,040 --> 00:11:23,720
من نامه‌اي به اونها با آدرس خودم نوشته بودم

160
00:11:24,240 --> 00:11:28,120
آيا اين نامه‌اي نيست كه با يه همچين جمله‌اي شروع بشه
"امپرياليست خوک عزيز"

161
00:11:28,320 --> 00:11:29,520
آره

162
00:11:30,520 --> 00:11:35,240
دوشيزه پاسكال؛ توضيحات شما آنارشيستي بنظر مي‌رسد؛ شما آنارشيست (هنجار شكن) هستيد؟

163
00:11:36,240 --> 00:11:40,841
...منظورتون اينه كه من عضو
يه گروه آنارشيستي، آره

164
00:11:41,921 --> 00:11:44,241
آنارشيستها گروه دارند؟

165
00:11:44,440 --> 00:11:45,841
فكر مي‌كنم؛ مطمئناً

166
00:11:46,321 --> 00:11:47,521
اونها دور هم جمع هم مي‌شند؟

167
00:11:49,240 --> 00:11:51,041
نميدونم

168
00:11:51,921 --> 00:11:55,721
آيا اين كاملاً هدف شما را شكست نمي‌ده؟

169
00:11:56,121 --> 00:12:00,241
براي هارولد بسيار مشكل بود كه بفهمد دوشيزه پاسكال يك انقلابي است

170
00:12:00,441 --> 00:12:01,721
نه الان
...بازوهاي نازك او

171
00:12:01,921 --> 00:12:03,921
چي؟
نشان‌هاي اعتراض را برافراشته...

172
00:12:04,121 --> 00:12:05,642
...ساق پاي خوش تراش او
هيچي

173
00:12:05,841 --> 00:12:08,522
از ميان گاز اشك آور مي‌آيد...

174
00:12:08,842 --> 00:12:11,122
هارولد تمايل به خيال پردازي نداشت

175
00:12:11,321 --> 00:12:14,922
بنابراين تمام تلاش خود را كرد تا يك حرفه‌اي باقي بماند

176
00:12:15,642 --> 00:12:17,522
اما البته شكست خورد

177
00:12:17,921 --> 00:12:21,122
او نتوانست اما تصور كرد
...دوشيزه پاسكال

178
00:12:21,322 --> 00:12:25,322
با تيغه انگشتانش صورت او را به آرامي نوازش مي‌كند...

179
00:12:26,722 --> 00:12:30,122
او نتوانست اما تصور كرد
او را غوطه‌ور در يك وان

180
00:12:30,322 --> 00:12:32,722
در حال اصلاح ساقهايش...

181
00:12:32,922 --> 00:12:36,643
او نتوانست اما تصور كرد
...او را لخت

182
00:12:36,842 --> 00:12:39,322
دراز كشيده در رختخوابش...
آقاي كريك؟

183
00:12:41,922 --> 00:12:44,843
!آقاي كريك
بله، چي شده؟

184
00:12:45,043 --> 00:12:47,723
شما به نوك پستانهاي من زل زديد

185
00:12:49,523 --> 00:12:53,043
من؟! فكر نمي‌كنم كه زل زده بودم
فكر نمي‌كنم كه اين كار را كردم

186
00:12:53,243 --> 00:12:54,843
اگه من بودم، مي‌تونم بهتون اطمينان بدم

187
00:12:55,043 --> 00:12:58,243
اين فقط به عنوان نماينده دولت ايالات متحده بوده

188
00:12:58,923 --> 00:13:04,723
ببخشيد؛ من کارهاي ديگه اي هم امروز دارم
بنابراين من روز سه شنبه برمي‌گردم

189
00:13:07,443 --> 00:13:11,723
ناگهان هارولد خودش را محاصره شده و خشمگين ديد

190
00:13:11,924 --> 00:13:14,324
...خارج از نانوايي...
خفه شو!

191
00:13:14,524 --> 00:13:16,524
بي فايده به طرف آسمان دشنام ميداد

192
00:13:16,724 --> 00:13:18,924
نه، به آسمان نه! دارم به تو فحش ميدم
!تو صداي احمق

193
00:13:19,124 --> 00:13:22,124
پس خفه شو و دست از سر من بردار

194
00:13:48,925 --> 00:13:51,125
هي! مواظب باش

195
00:14:19,926 --> 00:14:21,406
ببخشيد

196
00:14:23,206 --> 00:14:25,126
ببخشيد

197
00:14:29,606 --> 00:14:31,006
آيا شما خانم ايفل هستيد؟

198
00:14:33,606 --> 00:14:34,726
بله
عاليه

199
00:14:34,927 --> 00:14:36,407
ميتونم بپرسم چکار ميکنيد؟

200
00:14:38,006 --> 00:14:39,526
پژوهش

201
00:14:39,727 --> 00:14:41,607
اوه، مزاحمتون شدم؟
بله

202
00:14:41,806 --> 00:14:44,727
متاسفم! من پني اسکر هستم

203
00:14:44,927 --> 00:14:46,726
من دستياري هستم که ناشر شما استخدام کرده

204
00:14:51,207 --> 00:14:53,726
من به عنوان منشي آماده ارائه خدمات هستم

205
00:14:54,207 --> 00:14:55,927
من به منشي احتياجي ندارم

206
00:14:56,727 --> 00:14:59,727
خوب، پس من بايد به دنبال راه ديگه اي براي پر کردن وقتم باشم

207
00:14:59,927 --> 00:15:01,528
...دوست داري من را مثل يه لاشخور نگاه کني

208
00:15:01,727 --> 00:15:04,528
بخاطر اينکه ناشرها فکر ميکنند که من رعشه دست دارم، درسته؟...

209
00:15:05,407 --> 00:15:07,327
شما رعشه دست داريد؟

210
00:15:10,927 --> 00:15:12,407
اينها دست نوشته اند؟

211
00:15:12,608 --> 00:15:15,007
اينها نامه هستند؛ به من

212
00:15:15,728 --> 00:15:18,608
جوابشون را داديد؟
من به نامه ها جواب نمي‌دم

213
00:15:19,328 --> 00:15:21,928
حدس ميزنم تمام اين سيگارها را کشيده‌ايد

214
00:15:22,408 --> 00:15:24,608
نه، اونا کشيده شده اومدند

215
00:15:25,128 --> 00:15:27,608
آره، اونا به من گفتند که شما شوخ طبعيد

216
00:15:31,608 --> 00:15:34,328
در مورد پريدن از يه ساختمون چي فکر مي‌کني؟

217
00:15:35,409 --> 00:15:37,208
من در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم

218
00:15:37,408 --> 00:15:40,209
چرا! فکر مي‌کني
نه؛ من فقط به چيزهاي لذت بخش فکر مي‌کنم

219
00:15:40,408 --> 00:15:42,328
همه در مورد پريدن از ساختمون فکر مي‌کنند

220
00:15:42,529 --> 00:15:46,209
خوب، ولي با اين همه من مطمئناً در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم

221
00:15:53,329 --> 00:15:55,129
...اونها گفتند

222
00:16:00,409 --> 00:16:03,329
من اين را در يه کتاب متوهم افسرگي آور خوندم...

223
00:16:04,529 --> 00:16:07,009
که وقتي تو از يه ساختمون مي پري

224
00:16:07,210 --> 00:16:10,530
به ندرت امكان داره كه ضربه برخورد باعث مرگت شود

225
00:16:11,009 --> 00:16:13,130
خوب، مطمئنم كه اين كمكي به ما نمي‌كنه

226
00:16:13,530 --> 00:16:17,529
يه عكسي تو كتابي به نام لپر هست

227
00:16:17,730 --> 00:16:19,210
قديميه ولي قشنگه

228
00:16:20,130 --> 00:16:23,930
عكس از بالاي سر جسد زنيه كه به تازگي به سمت مرگ پريده

229
00:16:24,130 --> 00:16:28,130
خون اطراف سرش مانند هاله‌اي پخش شده

230
00:16:28,330 --> 00:16:31,530
ساق پايش زير بدنش جمع شده و بازوهايش مثل يك شاخه نازك شكسته

231
00:16:32,930 --> 00:16:35,410
...اما چهره او بسيار با متانت است

232
00:16:35,930 --> 00:16:38,010
و در آرامش...

233
00:16:38,530 --> 00:16:40,411
و من فكر مي‌كنم اين بخاطر اينه كه وقتي اون مرده

234
00:16:40,610 --> 00:16:44,010
تونسته كه باد را در برابر صورتش حس كنه

235
00:16:49,331 --> 00:16:53,610
نمي‌دونم چطور بايد هارولد كريك را كشت
و اونها تو را به همين دليل فرستادند

236
00:16:54,131 --> 00:16:56,131
بله، براي كمك به شما

237
00:16:57,331 --> 00:16:58,811
چطور ميخواهي به من كمك كني؟

238
00:16:59,011 --> 00:17:01,131
تو، كه هيچگاه به پريدن از روي ساختمان فكر نكردي

239
00:17:01,331 --> 00:17:03,931
چه الهام عظيمي را مي‌خواهي به من ببخشي؟

240
00:17:04,131 --> 00:17:06,411
بهت مي‌گم؛ تمام ايده‌هاي ظريفي كه تو در طول

241
00:17:06,612 --> 00:17:08,731
حرفه قابل ستايشت به عنوان يك دستيار جمع كرده‌اي

242
00:17:08,932 --> 00:17:11,731
وقتي در برابر كشتن يك مرد قرار مي‌گيرند پوچ و بي‌ارزش مي‌شوند

243
00:17:12,411 --> 00:17:14,211
من مي‌فهمم

244
00:17:14,532 --> 00:17:17,211
---مي‌فهمي؟ من نمي‌تونم

245
00:17:24,132 --> 00:17:25,412
...همون اندازه كه من تمايل دارم به

246
00:17:25,612 --> 00:17:29,412
من نميتونم به سادگي هارولد كريك را از ساختمون پرت كنم پايين

247
00:17:36,012 --> 00:17:41,333
دوشيزه كاترين ايفل
من 11 سال است كه به عنوان دستيار نويسندگان كار مي‌كنم

248
00:17:41,532 --> 00:17:44,213
من تا به حال 20 نويسنده را در تكميل  كردن 35 كتاب كمك كرده‌ام

249
00:17:44,532 --> 00:17:46,533
و هيچگاه هم مهلتهاي مقرر شده را از دست نداده‌ام

250
00:17:46,732 --> 00:17:49,732
و هيچگاه هم براي گرفتن مهلت بيشتر به ناشر مراجعه نكرده‌ام

251
00:17:49,933 --> 00:17:53,412
و از اكنون من در هر دقيقه از هر روز در دسترس شما هستم

252
00:17:53,613 --> 00:17:57,213
تا اينكه آخرين نقطه در آخرين صفحه گذاشته شود

253
00:17:57,413 --> 00:18:01,813
از موسيقي با صداي بلند خوشم نمي‌آيد
در برابر مواد مخدر هم تحمل ندارم

254
00:18:02,133 --> 00:18:07,333
و من با مسرت و به آرامي به شما كمك مي‌كنم تا هارولد كريك را بكشيد

255
00:18:16,213 --> 00:18:20,614
من يه تاب كوچولو با يه نفر از بخشتون زدم كه خيلي جالب بود

256
00:18:20,814 --> 00:18:22,014
آره؟

257
00:18:23,334 --> 00:18:26,134
اونها به من گفتند كه حال تو يه ذره لق و پقه

258
00:18:29,214 --> 00:18:31,334
تب اداره گرفتي؟

259
00:18:31,814 --> 00:18:33,814
اوه، نميدونم؛ فكر كنم كه خوبم

260
00:18:34,535 --> 00:18:39,814
هارولد، يه درخت فكر نميكنه به اينكه يه درخته

261
00:18:40,135 --> 00:18:42,215
!اون يه درخته

262
00:18:42,735 --> 00:18:45,534
براي چي هارولد با اين مرد حرف مي‌زنه؟

263
00:18:46,015 --> 00:18:48,535
!اين مرد يه احمقه

264
00:18:48,735 --> 00:18:54,135
اين مرد از كلماتي مثل "لق و پق" و "تاب كوچولو" استفاده مي‌كنه

265
00:18:54,615 --> 00:18:57,815
و در مورد اينكه درختها درختند توضيح مي‌دهد

266
00:18:58,335 --> 00:19:00,015
مطمئناً درختها درختند

267
00:19:00,215 --> 00:19:02,015
و هارولد هم مي‌دونه كه درختها درختند

268
00:19:02,215 --> 00:19:03,815
من دارم به تو ايمان مي‌آورم هارولد

269
00:19:04,015 --> 00:19:06,415
...چيزي كه هارولد نمي‌دانست اين بود كه چرا نمي‌تواند

270
00:19:06,615 --> 00:19:09,215
بوي نان شيريني را از خاطرش بيرون كند...

271
00:19:09,415 --> 00:19:13,935
و چرا دوشيزه پاسكال باعث لرزش انگشتان و كرخت شدن لبهايش مي‌شود

272
00:19:15,416 --> 00:19:16,736
هارولد؟

273
00:19:19,136 --> 00:19:21,335
بله؟ شرمنده‌ام

274
00:19:21,936 --> 00:19:24,016
چه اتفاقي داره مي‌افته، هارولد؟

275
00:19:25,616 --> 00:19:26,816
...خوب

276
00:19:29,216 --> 00:19:32,416
هيچي؛ همه چيز روبه راهه

277
00:19:34,616 --> 00:19:37,616
...گوش بده، بر اساس سوابقت

278
00:19:37,816 --> 00:19:42,537
تو در چند سال اخير به مسافرت نرفتي

279
00:19:42,736 --> 00:19:45,817
بايد گفت كه تو به يه ذره توقف احتياج داري

280
00:19:46,417 --> 00:19:48,817
يه مقداري از زمان مسافرتت را استفاده كن

281
00:19:50,416 --> 00:19:53,737
باشه؛ راجع بهش فكر مي‌كنم

282
00:19:58,137 --> 00:19:59,537
هارولد

283
00:20:01,417 --> 00:20:06,217
...من واقعاً خيلي احتياجي نمي‌بينم كه اين كار را انجام بدم، اما

284
00:20:25,537 --> 00:20:28,018
...هارولد به سادگي فقط گمان كرد كه ساعتش خراب شده

285
00:20:28,218 --> 00:20:32,018
و حتي به اين نكته توجه نكرد كه ممكن است...
ساعتش مي‌خواهد چيزي را به او نشان دهد

286
00:20:35,018 --> 00:20:38,018
در حقيقت، هارولد تا به حال يكبار هم به ساعتش توجه نشان نداده بود

287
00:20:38,218 --> 00:20:40,138
به غير از زمانهايي كه مي‌خواست بفهمد كه ساعت چند است...

288
00:20:40,299 --> 00:20:44,618
و در تنيجه اين بي‌توجهي ساعت او ديوانه شد

289
00:20:45,018 --> 00:20:47,419
...و از اين رو، در آن بعد از ظهر خاص چهارشنبه

290
00:20:47,618 --> 00:20:50,899
...در هنگامي كه هارولد منتظر اتوبوس بود، ساعت او ناگهان...

291
00:20:51,819 --> 00:20:53,619
ايستاد...

292
00:20:55,419 --> 00:20:57,099
ببخشيد! كسي ميدونه ساعت چنده؟

293
00:20:58,099 --> 00:21:01,299
آره، مال من 6:18
ممنون

294
00:21:01,499 --> 00:21:07,620
بدينسان، ساعت هارولد او را در يك مسير بدون توقف در سرنوشت پرتاب كرد

295
00:21:07,819 --> 00:21:12,099
...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر

296
00:21:12,300 --> 00:21:15,099
باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد...

297
00:21:15,420 --> 00:21:17,620
چي؟ چي؟

298
00:21:17,819 --> 00:21:19,820
هي! سلام

299
00:21:20,220 --> 00:21:21,620
چي؟

300
00:21:22,300 --> 00:21:23,620
براي چي؟

301
00:21:24,300 --> 00:21:26,019
چرا مرگ من؟

302
00:21:26,220 --> 00:21:27,620
!سلام

303
00:21:28,300 --> 00:21:30,300
!ببخشيد

304
00:21:30,820 --> 00:21:32,500
چه وقت؟

305
00:21:33,220 --> 00:21:35,220
چقدر قريب الوقوع؟

306
00:21:36,220 --> 00:21:37,700
خوب، تو كجا هستي؟

307
00:21:45,100 --> 00:21:49,301
"هارولد 32 دندانش را 72 بار مسواك مي‌زند"

308
00:21:49,821 --> 00:21:53,421
براي چي ديگه چيزي نمي‌گي؟
!من صدات را شنديدم

309
00:21:54,020 --> 00:21:56,221
"كه باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد"

310
00:21:56,821 --> 00:21:58,621
!صدات را شنيدم

311
00:21:59,301 --> 00:22:00,901
بيا اينجا! صداي احمق

312
00:22:01,101 --> 00:22:03,701
هارولد ديوانه‌وار لامپ را چنگ زده"

313
00:22:04,701 --> 00:22:09,101
هارولد خشمگينه! جهنم را از جاش، بدون هيچ دليل واضحي بيرون كشيده

314
00:22:09,421 --> 00:22:13,022
و اونا رو زمين خورد كرده
مرتباً داره اونا لگدمال مي‌كنه

315
00:22:14,822 --> 00:22:17,621
هارولد جعبه دستمال كاغذيش را برمي‌داره و در طول اتاق پرتاب مي‌كنه

316
00:22:17,822 --> 00:22:19,502
"بعد هم به كمد حمله مي‌كنه

317
00:22:22,222 --> 00:22:24,222
بيا، يه چيزي بگو

318
00:22:26,422 --> 00:22:29,022
يه چيزي
!يه چيزي بگو

319
00:22:30,222 --> 00:22:32,222
!يه چيزي بگو

320
00:22:39,222 --> 00:22:42,022
"...هارولد، پريشان حواس"

321
00:22:43,903 --> 00:22:45,423
!خدا

322
00:22:45,902 --> 00:22:48,023
"...هارولد، پريشان حواس"

323
00:22:51,102 --> 00:22:52,623
"...هارولد"

324
00:22:56,702 --> 00:23:01,023
ميترسم اين چيزي كه شما توضيح مي‌دهيد اسکيزوفرنى باشد

325
00:23:03,423 --> 00:23:08,703
نه. نه، اسکيزوفرنى نيست
فقط يه صداهايي تو كله منه

326
00:23:08,903 --> 00:23:12,503
منظورم اينه كه اين صدا به من نميگه چكار كنم

327
00:23:12,704 --> 00:23:15,223
بهم ميگه كه چكار دارم مي‌كنم

328
00:23:15,623 --> 00:23:18,503
به دقت
و با فرهنگ لغت بهتر

329
00:23:19,304 --> 00:23:22,304
آقاي كريك، شما صدايي داريد كه باهاتون صحبت مي‌كنه

330
00:23:22,704 --> 00:23:25,903
نه، با من نه؛ درباره من

331
00:23:26,304 --> 00:23:31,304
من يه جورايي درگير يه سري داستان هستم

332
00:23:31,704 --> 00:23:34,224
مثل اينكه من يه شخصيت داستاني تو زندگي خودم هستم

333
00:23:34,824 --> 00:23:38,624
اما مشكل اينه كه صداها مي‌آيند و مي‌روند

334
00:23:38,904 --> 00:23:42,024
...مثل اينكه يه قسمتهاي ديگه‌اي تو داستان هست كه به من گفته نمي‌شه

335
00:23:42,224 --> 00:23:45,824
و من بايد قبل از اينكه خيلي دير بشه اون قسمتها را بفهمم...

336
00:23:46,224 --> 00:23:49,025
قبل از اينكه داستان با مرگ شما تموم بشه

337
00:23:49,224 --> 00:23:50,624
بله

338
00:23:51,424 --> 00:23:53,825
...آقاي كريك من دوست ندارم كه شبيه يه قارقارك شكسته به نظر بيام

339
00:23:54,024 --> 00:23:56,305
اما اين اسکيزوفرنيه...

340
00:23:57,705 --> 00:24:02,425
شما شبيه يه قارقارك شكسته نيستيد
اما اين اسكيزوفرني نيست

341
00:24:03,425 --> 00:24:06,305
چي مي‌شه اگه چيزهايي كه گفتم حقيقت داشته باشه؟

342
00:24:06,505 --> 00:24:11,706
...به طور فرض در اين مورد صحبت كنيم، كه اگر من بخشي از يه داستانم، راوي

343
00:24:11,905 --> 00:24:15,826
...حتي اگر فقط در ذهن من باشه...

344
00:24:16,105 --> 00:24:17,706
پيشنهاد ميدهيد كه من چكار كنم؟...

345
00:24:18,706 --> 00:24:21,826
من پيشنهاد مي‌كنم داروهاي توصيه شده را مصرف كنيد

346
00:24:23,105 --> 00:24:24,706
و غير از اون؟

347
00:24:25,025 --> 00:24:26,906
!من نميدونم

348
00:24:27,505 --> 00:24:31,626
گمان كنم بايد شما را سراغ يه نفر بفرستم كه درباره ادبيات مي‌دونه

349
00:24:33,906 --> 00:24:35,106
خوبه

350
00:24:36,026 --> 00:24:39,026
آره، اين ايده خوبيه

351
00:24:39,706 --> 00:24:41,506
ممنون

352
00:24:42,106 --> 00:24:44,706
پس تو اون جنتلمني هستي كه من را در مورد قضيه اون راوي ميخواست ببينه

353
00:24:44,907 --> 00:24:47,627
بله
اين راوي گفته كه شما خواهيد مرد؟

354
00:24:47,826 --> 00:24:48,906
بله

355
00:24:49,107 --> 00:24:52,626
چقدر بهت وقت داده زنده بموني؟
نمي‌دونم

356
00:24:52,827 --> 00:24:56,107
طنز دراماتيكيه
دهنتا مي‌گاد

357
00:24:57,107 --> 00:24:59,107
خوب تو ديونه‌اي، چيزي هستي؟
---خوب

358
00:24:59,307 --> 00:25:01,307
آيا مجاز هستي كه اين را به مردم ديوانه بگي؟

359
00:25:01,627 --> 00:25:03,707
من نمي‌دونم
... اوه خوبه، چندتا پله

360
00:25:03,907 --> 00:25:06,227
در تالار ورودي بيرون بود؟
چي؟

361
00:25:06,427 --> 00:25:08,707
وقتي كه اونجا راه مي‌رفتيم مي‌ شمرديشون
نمي‌شمردي؟

362
00:25:08,908 --> 00:25:10,107
نه

363
00:25:10,307 --> 00:25:12,027
البته
تو چه بانكي كار مي‌كني؟

364
00:25:12,227 --> 00:25:14,307
تو هيچ بانكي؛ تو موسسه اي.آر.اس كار مي‌كنم

365
00:25:15,027 --> 00:25:16,107
متاهلي؟
نه

366
00:25:16,308 --> 00:25:17,307
تا حالا؟

367
00:25:17,508 --> 00:25:20,428
با يه حسابرس نامزد بودم
من را بخاطر يه كارشناس بيمه ترك كرد

368
00:25:20,627 --> 00:25:24,427
چقدر مايه دلشكستگيه؛ تنها زندگي مي‌كني؟
بله

369
00:25:25,708 --> 00:25:29,028
حيوان خانگي داري؟
نه

370
00:25:29,428 --> 00:25:33,308
دوست داري؟
نه؛ خوب ، ديو در محل كارم

371
00:25:34,508 --> 00:25:37,709
صحيح! راوي (مرد) به نظرت چطور مي‌آد؟

372
00:25:37,908 --> 00:25:39,228
اون يه زنه

373
00:25:40,428 --> 00:25:41,708
!يه زن

374
00:25:41,908 --> 00:25:44,108
اون يه زن خودمونيه؟
نه

375
00:25:44,308 --> 00:25:46,028
يه كسي كه ميشناسي؟

376
00:25:46,828 --> 00:25:48,028
نه

377
00:25:48,229 --> 00:25:50,908
وقت كافي داشتي كه كاشي‌هاي دستشويي را بشماري؟

378
00:25:51,429 --> 00:25:53,429
!من كاشي‌ها را نشمردم

379
00:25:54,829 --> 00:25:56,629
قهوه؟
نه، ممنون

380
00:25:56,829 --> 00:25:58,308
مطمئني؟
بله

381
00:25:59,429 --> 00:26:01,909
خوب اين زنه، همون صدا، بهت گفت كه مي‌ميري؟

382
00:26:02,109 --> 00:26:04,309
اون به من نگفت
اون نمي‌دونه كه من صدايش را مي‌شنوم

383
00:26:04,629 --> 00:26:06,429
اما اون اين را گفت؟
بله

384
00:26:06,629 --> 00:26:07,829
و تو اونا باور داري؟

385
00:26:08,629 --> 00:26:10,429
اون در مورد بقيه چيزها درست مي‌گفت

386
00:26:10,630 --> 00:26:14,229
مثل؟
اينكه من چه حسي در مورد كارم دارم

387
00:26:14,429 --> 00:26:16,910
تو از كارت بيزاري؟
بله

388
00:26:18,509 --> 00:26:21,109
خوب، پر مفهوم‌ترين صداي عالم كه نيست؟
هست؟

389
00:26:21,310 --> 00:26:23,630
اولين مورد در ليست مواردي كه آمريكايي‌ها از اون تنفر دارند: كار

390
00:26:23,910 --> 00:26:26,630
دوميش ترافيكه و سوميش گم كردن جوراب
ميشنوي چي مي‌گم؟

391
00:26:26,829 --> 00:26:27,710
يه ذره

392
00:26:27,910 --> 00:26:29,910
من مي‌گم كه تو خواهي مرد، به من ايمان داري؟

393
00:26:30,110 --> 00:26:31,510
نه
براي چي؟

394
00:26:31,710 --> 00:26:33,030
من تو را نمي‌شناسم

395
00:26:33,230 --> 00:26:35,310
آما تو اون راوي را هم نمي‌شناسي
خوب

396
00:26:36,630 --> 00:26:41,110
خوب آقاي كريك، من نمي‌تونم به شما كمكي بكنم
براي چي؟

397
00:26:41,430 --> 00:26:44,430
خوب من در مورد ديوانه‌ها خبره نيستم
تبحر من در مورد تئوري ادبياته

398
00:26:44,631 --> 00:26:47,111
... و من مجبورم بگم كه تا اينجا

399
00:26:47,310 --> 00:26:50,231
به نظر نمي‌اد هيچ نكته ادبي در مورد شما وجود داشته باشه

400
00:26:50,430 --> 00:26:53,710
من شک ندارم که تو يه صدايي ميشنوي
...اما ميتونه يه راوي نباشه

401
00:26:53,911 --> 00:26:56,911
به خاطر اينکه، رک و پوست کنده، به نظر مياد چيز خيلي زيادي براي روايت کردن وجود نداره

402
00:26:57,111 --> 00:26:59,511
...در کنار اون اين نيمسال من 5 واحد تدريس ميکنم

403
00:26:59,711 --> 00:27:01,390
و استاد راهنماي دو داوطلب دکترا هم هستم...

404
00:27:01,631 --> 00:27:03,631
و همچنين در استخر نجات غريق استادان دانشکده هم هستم ...

405
00:27:05,911 --> 00:27:09,511
---من فکر ميکنم تو بايد احتمالاً
شايد بايد يه دفتر وقايع روزانه درست کني

406
00:27:09,711 --> 00:27:11,711
چيزهايي را که ميگه يادداشت کن
يا چيزهاي ديگه را

407
00:27:11,911 --> 00:27:14,591
اينها تمام اون چيزهاييه که من ميتونم بهت پيشنهاد کنم

408
00:27:16,592 --> 00:27:19,192
من به سختي ميتونم همه اونها را به ياد بيارم
:من فقط به ياد ميارم

409
00:27:19,391 --> 00:27:23,911
...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر"

410
00:27:24,112 --> 00:27:26,592
"باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد...

411
00:27:26,791 --> 00:27:29,592
چي؟
---او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين"

412
00:27:29,791 --> 00:27:32,592
تو گفتي "ذره اي هم نميدونست"؟
بله

413
00:27:34,112 --> 00:27:36,912
من مقالاتي راجع به "ذره اي هم نميدونست" نوشتم

414
00:27:37,512 --> 00:27:40,592
اساس تدريس من در کلاس بر پايه "ذره اي هم نميدونست" قرار داره

415
00:27:41,992 --> 00:27:45,712
منظورم اينه که من يه بار يه سمينار کامل در مورد" "ذره اي هم نميدونست" دادم

416
00:27:45,912 --> 00:27:47,713
حروم زاده! هارولد

417
00:27:48,793 --> 00:27:51,593
"ذره اي هم نميدونست"
...به اين معنيه که يه چيزي هست که اون نميدونه

418
00:27:51,792 --> 00:27:55,113
به اين معنيه که تو يه چيزي را نميدوني
اين را ميدونستي؟

419
00:27:56,513 --> 00:27:58,993
ازت ميخوام که جمعه برگردي
باشه

420
00:27:59,193 --> 00:28:01,393
نه! "قريب الوقوع" به اين معنيه که ممکنه تو جمعه مرده باشي

421
00:28:01,593 --> 00:28:05,593
فردا ساعت 9:45 بيا

422
00:28:05,793 --> 00:28:08,113
ده ثانيه پيش گفتي که کمکم نميکني

423
00:28:09,913 --> 00:28:12,593
ده  ثانيه‌ي روشن کننده اي بود، هارولد

424
00:28:16,713 --> 00:28:18,994
هارولد عميقاً به فکر فرو رفته بود

425
00:28:19,193 --> 00:28:23,713
...براي چند لحظه كوتاه از بلوار بورن تا خيابان اقليد

426
00:28:23,914 --> 00:28:26,394
...تمام محاسبات و قواعد...

427
00:28:26,593 --> 00:28:30,914
و ظرائف زندگي هارولد به باد رفت...

428
00:28:32,114 --> 00:28:35,914
...از اين پس در اين شرايط

429
00:28:36,114 --> 00:28:38,994
آنا پاسكال چقدر كاملتر بنظر مي‌آيد

430
00:28:40,314 --> 00:28:41,394
خانم پاسكال

431
00:28:43,715 --> 00:28:45,914
خانم پاسكال، هارولد كريك هستم از آي.آر.اس

432
00:28:46,114 --> 00:28:47,594
ببخشيد

433
00:28:50,914 --> 00:28:53,594
سلام
سلام

434
00:28:53,795 --> 00:28:56,595
مي‌خواهيد بشينيد؟
نه

435
00:28:56,795 --> 00:28:58,795
يازده‌تا صندلي خالي هست

436
00:28:58,995 --> 00:29:00,715
اهميت نمي‌دم

437
00:29:04,595 --> 00:29:05,715
ببخشيد

438
00:29:17,515 --> 00:29:18,916
خوب هستيد؟

439
00:29:19,516 --> 00:29:21,715
من چرك و نكبت هستم؛ مورد بازرسي قرار گرفته‌ام

440
00:29:23,196 --> 00:29:24,316
البته

441
00:29:24,796 --> 00:29:26,596
بوسيله يه آدمي كه واقعاً ازش مور مور مي‌شم

442
00:29:32,796 --> 00:29:35,396
فكر كنم كه يه عذر‌خواهي به شما بدهكارم

443
00:29:36,316 --> 00:29:38,796
واقعاً؟
...ما نماينده‌هاي آي.آر.اس

444
00:29:38,996 --> 00:29:42,396
قبل از اينكه ما بتونيم كار كنيم، تستهاي توانايي مشكلي را پشت سر مي‌گذاريم

445
00:29:43,196 --> 00:29:47,516
متاسفانه در مورد شما، ما نزاكت و آداب معاشرت را آزمايش نكرديم

446
00:29:47,796 --> 00:29:49,917
بنابراين من عذر مي‌خوام

447
00:29:50,796 --> 00:29:53,917
من هيز هم بودم

448
00:29:55,797 --> 00:29:57,116
متاسفم

449
00:30:01,397 --> 00:30:03,997
خوب، عذرخواهيت پذيرفته شد

450
00:30:04,997 --> 00:30:07,797
اما فقط به دليل اينكه به لكنت افتادي

451
00:30:14,518 --> 00:30:17,918
شما هم از وسايل نقليه عمومي زياد استفاده مي‌كنيد؟

452
00:30:22,198 --> 00:30:24,397
يه جنبش اعتراضي را بدست گرفتي؟

453
00:30:25,598 --> 00:30:27,118
...در حقيقت

454
00:30:28,318 --> 00:30:32,718
اين گروه دسيسه‌هاي شيطاني و قلابدوزي هفتگي منه...

455
00:30:34,118 --> 00:30:35,718
مي‌خواهي بيايي؟

456
00:30:36,998 --> 00:30:40,398
من انگشتدونه و نطق سوسياليستيم را را تو خونه جا گذاشتم

457
00:30:42,198 --> 00:30:43,599
...خوب پس

458
00:30:47,118 --> 00:30:50,198
هارولد دستپاچه يه صحبتي را شروع كرد

459
00:30:51,318 --> 00:30:53,719
شما دندونهاي خيلي مرتبي داريد

460
00:30:53,918 --> 00:30:55,599
يه صحبت خيلي كوتاه

461
00:30:56,798 --> 00:30:59,798
ممنون، اونا واقعيند

462
00:30:59,999 --> 00:31:03,319
...هارولد به سرعت احتمال احمق نشان دادن خودش را

463
00:31:03,599 --> 00:31:07,399
نسبت به زماني كه به مكالمه ادامه مي‌دهد را محاسبه كرد...

464
00:31:08,919 --> 00:31:10,999
اينجا ايستگاه منه؛ بايد برم

465
00:31:13,119 --> 00:31:15,519
...او از لاس كوتاهي كه
به زودي مي‌بينمت-

466
00:31:15,719 --> 00:31:19,719
دوشيزه پاسكال زده بود سرمست و شگفت زده بود...

467
00:31:20,200 --> 00:31:23,200
...آنقدر سرمست كه 27 بلوك نرسيده به مقصد

468
00:31:23,399 --> 00:31:27,799
از اتوبوش شهري پياده شده و حالا مجبور است كه پياده برود

469
00:31:46,720 --> 00:31:49,200
"تو هنوز كار را متوقف نكردي؟"
درسته

470
00:31:49,401 --> 00:31:53,921
اميت كول، به ما بگو "تو هيچي در مورد من نداري" درباره چيه؟

471
00:31:54,120 --> 00:31:55,721
چه معني مي‌ده؟

472
00:31:55,920 --> 00:32:00,720
خوب، اين در مورد بودن تو جاهاي متفاوت دنيا و انجام دادن كارهاي متفاوته

473
00:32:00,921 --> 00:32:03,201
...انجام دادن اون چيزي كه دلت مي‌خواهد...
بيا تو

474
00:32:06,320 --> 00:32:10,321
آقاي كريك، بياييد داخل، بياييد داخل لطفاً

475
00:32:12,521 --> 00:32:13,521
حالتون چطوره؟

476
00:32:14,321 --> 00:32:15,521
حالم خوبه
گمون كنم

477
00:32:15,721 --> 00:32:17,521
مي‌توني اون را خاموش كني

478
00:32:18,121 --> 00:32:20,601
به نظر مي‌آيد كه راوي‌مون هنوز تو را نكشته

479
00:32:20,802 --> 00:32:24,002
نه، نه هنوز
خوب، خيلي خوبه، بشين

480
00:32:24,802 --> 00:32:26,801
پله‌هاي بيرون را شمردي؟
نه

481
00:32:27,002 --> 00:32:29,921
البته كه نه
...من يه امتحان درست كردم

482
00:32:30,122 --> 00:32:32,602
چقدر برات مهيجه؟
... كه 23 تا سوال داره ...

483
00:32:32,801 --> 00:32:36,402
كه فكر مي‌كنم ممكنه حقايق بيشتري را در مورد اين راوي آشكار كنه...

484
00:32:36,602 --> 00:32:38,402
...حالا، هارولد
هارولد

485
00:32:38,602 --> 00:32:42,402
هارولد، ممكنه به نظر احمقانه برسه، اما رك گويي تو اينجا مهمترين چيزه

486
00:32:42,722 --> 00:32:44,122
باشه

487
00:32:44,602 --> 00:32:46,002
خوب پس

488
00:32:48,202 --> 00:32:52,123
ما مي‌دونيم كه اين صداي يه زنه
...و داستان شامل مرگ تو مي‌شه

489
00:32:53,802 --> 00:32:55,403
يه داستان مدرنه، و انگليسي هم هست...

490
00:32:55,602 --> 00:32:58,403
من تصور مي‌كنم كه  نويسنده، يه سري اطلاعات سرسري از شهر داره

491
00:32:58,602 --> 00:33:01,523
مطمئناً
باشه، خوبه

492
00:33:04,202 --> 00:33:05,923
سوال اول

493
00:33:06,122 --> 00:33:08,603
آيا اين اواخر كسي يه هديه‌اي بيرون خونت جا گذاشته؟

494
00:33:08,803 --> 00:33:10,403
هر چيزي؟ آدامس؟ پول؟

495
00:33:10,603 --> 00:33:12,723
يه الاكلنگ بزرگ اسب چوبي؟
ببخشيد؟

496
00:33:12,923 --> 00:33:14,923
فقط به سوال جواب بده
نه

497
00:33:15,203 --> 00:33:17,803
...آيا تا به حال خودت را متمايل به حل معماهاي جنايي

498
00:33:18,003 --> 00:33:21,403
در خونه‌هاي بزرگ لوكس...
كه به اونها
اجازه بده تمومش كنم

499
00:33:21,604 --> 00:33:24,123
كه به اونها دعوت شده باشي يا نباشي، ديده‌اي؟

500
00:33:24,324 --> 00:33:25,523
نه؛ نه، نه، نه

501
00:33:25,724 --> 00:33:28,724
خوبه. در مقياس يك به ده

502
00:33:28,923 --> 00:33:32,524
فكر مي‌كني شانس اينكه مرتكب قتل بشي چقدره؟

503
00:33:33,003 --> 00:33:34,004
مرتكب قتل؟

504
00:33:34,204 --> 00:33:37,524
يك براي احتمال دور از ذهن
و 10 براي منظر اون بودن در هر گوشه‌اي

505
00:33:38,324 --> 00:33:41,124
من واقعاً نمي‌دونم
خوب، اجازه بده جمله‌بنديم را تغيير بدم

506
00:33:41,884 --> 00:33:43,884
آيا تو سلطان همه‌چيز هستي؟

507
00:33:45,004 --> 00:33:46,004
مثل چي؟
هر چيزي

508
00:33:46,204 --> 00:33:48,524
سلطان مسيرهاي توپ بولينگ

509
00:33:48,684 --> 00:33:50,125
سلطان مسير توپ؟

510
00:33:50,285 --> 00:33:54,205
سلطان مسير توپ، سلطان غول‌ها
سلطان غول‌ها؟

511
00:33:54,404 --> 00:33:58,684
آره
يه سرزمين مخفي كه زير كف خونت پيدا مي‌كني

512
00:33:58,885 --> 00:34:00,204
هرچيزي
نه

513
00:34:00,405 --> 00:34:02,485
نه. اين مسخرست

514
00:34:02,685 --> 00:34:05,804
موافقم؛ اما اجازه بده با مسخره‌ها شروع كنيم و به عقب برگرديم

515
00:34:06,405 --> 00:34:09,285
خوب، ميشه كه يه قسمتي از تو در يك لحظه، قسمت يه چيز ديگه هم باشه؟

516
00:34:09,485 --> 00:34:11,685
مثل اينكه مثلاً من بازوي يه نفر ديگه را داشته باشم؟

517
00:34:11,885 --> 00:34:14,885
...خوب، آيا اين ممكنه كه تو يه بار از سنگ درست شده باشي

518
00:34:15,085 --> 00:34:17,005
... يا چوب، قليا، تكه‌هاي جسد ...

519
00:34:17,205 --> 00:34:19,606
يا زمين بوسيله خاخام‌هاي بزرگ، جاي مقدسي شده باشه؟

520
00:34:19,805 --> 00:34:23,485
نه، ببين... من متاسفم اما اين سوالها قراره چكار بكنه؟

521
00:34:23,685 --> 00:34:25,806
...تنها راهي كه بفهميم تو توي چه داستاني هستي

522
00:34:26,086 --> 00:34:28,006
اينه كه بفهميم تو توي چه داستانهايي نيستي...

523
00:34:28,285 --> 00:34:31,486
...تا اينجاي كار، من نيمي از ادبيات يونان

524
00:34:31,686 --> 00:34:33,806
...هفت تا داستان جن و پري، و ده تا افسانه چيني را كنار گذاشتم...

525
00:34:34,006 --> 00:34:37,006
...و با قطعيت مطمئن شده‌ام كه تو، پادشاه هملت...

526
00:34:37,205 --> 00:34:39,206
...اسكات فينچ، دوشيزه مارپل...

527
00:34:39,406 --> 00:34:43,006
هيولاي فرانكشتاين يا غول خاكي نيستي...

528
00:34:48,206 --> 00:34:50,207
آيا از اينكه فهميدي غول خاكي نيستي تسلي پيدا نكردي؟

529
00:34:51,206 --> 00:34:54,607
آره، از عذاب فكر غول خاكي بودن نجات پيدا كردم

530
00:34:54,806 --> 00:34:55,807
خوبه

531
00:35:00,686 --> 00:35:02,407
آيا تو قدرتهاي جادويي داري؟

532
00:35:38,008 --> 00:35:40,208
مي‌تونم بپرسم ما اينجا چكار مي‌كنيم؟

533
00:35:40,408 --> 00:35:44,008
ما اتوموبيلهاي داغون شده را تصور مي‌كنيم
!صحيح

534
00:35:45,288 --> 00:35:47,608
و ما نميتونيم اتوموبيلهاي داغون را توي ساختمون تصور كنيم؟

535
00:35:47,808 --> 00:35:49,288
نه

536
00:35:50,088 --> 00:35:52,408
...آيا ميدوني كه 41 درصد تصادفات

537
00:35:52,609 --> 00:35:55,089
در هواي طوفاني اتفاق مي‌افتند...

538
00:35:55,288 --> 00:35:57,488
و همچنين 90 درصد از موارد سينه پهلو

539
00:35:57,689 --> 00:36:02,609
واقعاً؟ سينه پهلو
راه جالبيه براي مردن

540
00:36:03,609 --> 00:36:06,209
اما هارولد چطوري سينه پهلو بگيره؟

541
00:36:06,409 --> 00:36:08,409
چيز جديدي امروز نوشتي؟

542
00:36:08,609 --> 00:36:09,889
نه

543
00:36:10,089 --> 00:36:12,889
اون شعرهايي را كه بهت پيشنهاد كردم خوندي؟
ليست كلماتي را كه بهت گفتم آماده كردي؟

544
00:36:13,089 --> 00:36:15,089
كاغذ تايپ جديد خريدي؟ يا هر كار ديگه؟

545
00:36:15,289 --> 00:36:16,809
نه! هيچ كدوم اينها

546
00:36:18,209 --> 00:36:20,009
نشستن زير بارون كتاب نمي‌نويسه

547
00:36:20,209 --> 00:36:24,410
خوب، اين بدقت نشون مي‌ده كه تو چقدر در مورد كتاب نوشتن مي‌دوني

548
00:36:31,609 --> 00:36:32,690
اين چيه؟

549
00:36:33,290 --> 00:36:35,690
يه نوشته‌اي در مورد جايگزين نيكوتينه

550
00:36:37,089 --> 00:36:40,210
من احتياجي به جايگزين نيكوتين ندارم، پني
من سيگار مي‌كشم

551
00:36:41,290 --> 00:36:42,610
خوب، اين ممكنه كمك كنه

552
00:36:42,810 --> 00:36:45,890
ممكنه كمك كنه؟ چه كمكي؟

553
00:36:46,410 --> 00:36:49,290
چه كمكي پني؟
كمك كنه يه رمان بنويسم؟

554
00:36:49,490 --> 00:36:51,690
ممكنه كمك كنه جونت نجات پيدا كنه

555
00:36:52,011 --> 00:36:54,491
شغل من نجات دادن جون آدمها نيست

556
00:36:57,211 --> 00:36:59,291
در حقيقت كاملاً برعكسه

557
00:37:02,291 --> 00:37:04,410
كلمه مورد علاقت چيه؟
عدد صحيح

558
00:37:04,611 --> 00:37:06,211
خوبه، خوبه، خوبه

559
00:37:06,411 --> 00:37:08,491
آيا تا حال اشتياق چيزي را داشتي؟

560
00:37:09,891 --> 00:37:12,411
نه
تسخير روسيه

561
00:37:12,611 --> 00:37:15,212
تو مسابقه سوت زدن برنده شدي؟
نه

562
00:37:15,411 --> 00:37:19,291
هارولد، تو بايد يه مقداري جاه‌طلبي داشته باشي

563
00:37:20,091 --> 00:37:23,692
فكر نمي‌كنم
بعضي روياهاي نهفته؛ فكر بكن

564
00:37:25,892 --> 00:37:27,412
...خوب

565
00:37:28,612 --> 00:37:31,212
من هميشه تو زندگيم مي‌خواستم يه ذره بيشتر با موسيقي باشم

566
00:37:32,012 --> 00:37:35,412
مثل داستان وست سايد؟
نه

567
00:37:35,811 --> 00:37:37,692
...مثل
چي؟

568
00:37:37,892 --> 00:37:41,292
خوب، من هميشه دلم مي‌خواست كه گيتار زدن را ياد بگيرم

569
00:37:43,812 --> 00:37:45,412
خوب

570
00:37:47,292 --> 00:37:49,213
...آخرين چيزي كه بايد قطعي مشخص بشه

571
00:37:49,412 --> 00:37:51,892
اينه كه تو در يه كمدي هستي يا در يه تراژدي

572
00:37:52,093 --> 00:37:53,492
بر اساس يه نقل قول از ايتالو كالوينو

573
00:37:53,692 --> 00:37:56,893
:معني نهايي كه داستانها به اون اشاره دارند دو صورت داره

574
00:37:57,092 --> 00:38:00,013
تسلسل زندگي و چاره‌ناپذيري مرگ

575
00:38:01,013 --> 00:38:04,293
در تراژدي مي‌ميري و در كمدي ازدواج مي‌كني

576
00:38:08,093 --> 00:38:10,092
...بيشتر قهرمانان داستان‌هاي كمدي عاشق كساني مي‌شوند

577
00:38:10,293 --> 00:38:12,093
كه پس از شروع داستان معرفي شده‌اند...

578
00:38:12,293 --> 00:38:14,893
معمولاً كساني كه در ابتدا از قهرمان متنفر بوده‌اند

579
00:38:15,213 --> 00:38:19,013
اگرچه، من نمي‌تونم تصور كنم كه كسي از تو متنفر باشه، هارولد

580
00:38:19,213 --> 00:38:23,013
پروفسور هيلبرت، من بازرس آي.آر.اس هستم

581
00:38:23,293 --> 00:38:24,493
هر كسي از من بدش مي‌آيد

582
00:38:26,013 --> 00:38:27,214
صحيح، صحيح، خوبه

583
00:38:27,413 --> 00:38:30,614
آيا تازگيها كسي را ملاقات نكردي كه احتمال داشته باشه ازت تا حد زيادي متنفر باشه؟

584
00:38:31,694 --> 00:38:35,094
من بازرسي يه زني را شروع كرده‌ام كه به من گفت برم گم شم

585
00:38:36,094 --> 00:38:37,694
خوب، به نظر مي‌آيد كه كمدي باشه

586
00:38:39,414 --> 00:38:41,294
سعي كن گسترشش بدي

587
00:38:43,094 --> 00:38:44,094
چهارتاش را؟

588
00:38:44,294 --> 00:38:46,214
ميدوني من هنوز عسلم را نگرفتم
عسلم

589
00:38:46,414 --> 00:38:50,014
لولو، مي‌توني عسل را براي لاري پر كني؟ كناريش را هم همينطور؟

590
00:38:50,214 --> 00:38:51,814
!اين پسر خوب منه

591
00:38:52,014 --> 00:38:53,894
من دارم يه مقداري آركون اضافه مي‌كنم

592
00:38:54,414 --> 00:38:55,814
!آقاي كريك

593
00:38:56,894 --> 00:39:00,415
زود اومديد اينجا
خيلي از مردم را داريد كه بايد از اونها زورگيري كنيد

594
00:39:00,614 --> 00:39:02,415
نه، نه، فقط شماييد

595
00:39:03,815 --> 00:39:06,614
چايي كوچيك و نان موزي؟
بله مادام

596
00:39:06,894 --> 00:39:10,415
در حقيقت، بايد فقط يك روز طول بكشه تا مطمئن بشيم كه تمامي بدهي شما 22 درصده

597
00:39:10,615 --> 00:39:14,295
خوب، به هر حال من پرداخت نمي‌كنم، هر چند درصد كه مي‌خواهد باشد، آقاي كريك

598
00:39:14,495 --> 00:39:18,415
نه، من مي‌دونم، ولي اين ميزان درصده كه تعيين مي‌كنه سلول شما چقدر بزگ خواهد بود

599
00:39:25,096 --> 00:39:26,695
مي‌دوني، مي‌توني من را هارولد صدا كني

600
00:39:26,895 --> 00:39:30,095
آره، ميدونم، ولي نمي‌خواهم

601
00:39:32,295 --> 00:39:33,495
آين براي رامونا ست عزيزم

602
00:39:33,696 --> 00:39:36,416
اوه، ممنون
خواهش ميكنم؛ خوش آمديد

603
00:39:37,016 --> 00:39:39,016
اون چيه؟
چي را علامت ميگذاري؟

604
00:39:40,816 --> 00:39:42,416
اوه، هيچي نيست

605
00:39:42,616 --> 00:39:45,696
...براي چي با پرونده هاي قديميتر شروع نکنيم

606
00:39:45,896 --> 00:39:48,417
و رسيد هاي سه سال گذشته...

607
00:39:48,616 --> 00:39:50,096
حتماً

608
00:39:58,817 --> 00:39:59,897
اين چيه؟

609
00:40:01,417 --> 00:40:03,416
پرونده هاي من
چي؟

610
00:40:03,696 --> 00:40:05,097
پرونده هاي مالياتي من

611
00:40:06,097 --> 00:40:07,617
تو پرونده هات را اينجوري نگهداري مي کني؟

612
00:40:07,817 --> 00:40:10,617
نه، در حقيقت من خيلي هم مشکل پسند هستم

613
00:40:10,817 --> 00:40:14,297
ولي من اونها را تو اين جعبه گذاشتم تا دهنت را سرويس کنم

614
00:40:27,817 --> 00:40:31,218
سلام
سلام؛ خوب هستيد؟

615
00:40:32,298 --> 00:40:34,978
خوب آروبا چطور بود؟

616
00:40:35,217 --> 00:40:38,497
خانم پاسکال؟ ميتونم در مورد اين رسيد يه چيزي از شما بپرسم؟

617
00:40:38,698 --> 00:40:41,578
خارق العاده بود
تعجب ميکنم که اين نه؛ هفته

618
00:40:41,778 --> 00:40:44,978
اونجا چکار ميکردي؟
يه حمام آفتاب خيلي عالي گرفتم

619
00:40:45,578 --> 00:40:49,178
من حدس ميزنم که اين هفته
منظورم اينه که کاملاً بدون استرس بودم

620
00:40:54,379 --> 00:40:56,098
براي اين کار کمک نمي خواهيد؟

621
00:40:57,298 --> 00:40:59,378
تو آسمون قدم مي زدم؛ رئيس جمهور را هم ديديم---

622
00:40:59,579 --> 00:41:01,698
اين مامور مالياته؛ سلام مامور ماليات
سلام

623
00:41:01,978 --> 00:41:03,378
مي توني من را هارولد صدا بزني
باشه

624
00:41:03,579 --> 00:41:05,179
حساب کتاب چطور پيش مي ره؟
نسبتاً خوب

625
00:41:05,499 --> 00:41:07,178
دنبال 22 درصد مي گردي؟
دنبال 22 درصد؟

626
00:41:07,379 --> 00:41:09,899
بيست و دو؛ يازده ضربدر دو
اينها عدد اولند

627
00:41:10,099 --> 00:41:13,099
مي خواهي ماليات دستشويي را هم بگيري؟
نه من نمي خواهم ماليات دستشويي را بگيرم

628
00:41:13,299 --> 00:41:15,579
پس من ميتونم به دستشويي برم؟
!برو

629
00:41:15,779 --> 00:41:17,499
باشه؛ من مي خواهم برم دستشويي
فعلاً خداحافظ

630
00:41:17,699 --> 00:41:18,779
باي باي

631
00:42:00,781 --> 00:42:02,101
خوب، شب به خير

632
00:42:03,300 --> 00:42:04,901
کلوچه مي خواهي؟

633
00:42:05,581 --> 00:42:06,700
اوه، نه

634
00:42:06,901 --> 00:42:10,981
بيا بگير؛ گرم و چسبناکند؛ تازه از تو فر در اومدن

635
00:42:11,780 --> 00:42:13,581
نه، من کلوچه دوست ندارم

636
00:42:15,581 --> 00:42:17,181
کلوچه دوست نداري؟

637
00:42:20,301 --> 00:42:23,381
تو چه مرگته؟
نمي‌دونم

638
00:42:23,581 --> 00:42:26,582
!همه کلوچه را دوست دارند
نه همه دوست ندارند، من مي دونم

639
00:42:26,781 --> 00:42:30,701
...منظورم اينه که تا به حال بعد از يه روز مزخرف بد

640
00:42:30,901 --> 00:42:33,782
مامانت برات کلوچه و شير نياورده؟...

641
00:42:34,902 --> 00:42:38,381
نه؛ مامان من پخت و پز نمي کرد

642
00:42:38,582 --> 00:42:41,782
کلوچه هايي را که تا به حال داشتم از مغازه خريده شده بودند

643
00:42:44,302 --> 00:42:47,182
خوب؛ بشين

644
00:42:47,782 --> 00:42:49,902
...نه، من
!نه

645
00:42:50,382 --> 00:42:52,182
بشين

646
00:42:56,102 --> 00:42:57,303
...حالا

647
00:42:58,302 --> 00:43:00,303
...کلوچه بخور

648
00:43:00,502 --> 00:43:01,902
من واقعاً نمي‌تونم

649
00:43:02,103 --> 00:43:05,383
آقاي کريک، امروز واقعاً روز مزخرفي بود

650
00:43:06,303 --> 00:43:09,103
ميدونم؛ در مورد اين قضيه مطمئنم

651
00:43:09,583 --> 00:43:11,302
...پس کلوچه‌ت را بردار

652
00:43:11,503 --> 00:43:13,703
... بزنش توي شير ...

653
00:43:13,903 --> 00:43:15,703
و بخورش...

654
00:43:40,184 --> 00:43:42,583
اين واقعاً، واقعاً کلوچه خوبيه

655
00:43:50,904 --> 00:43:52,704
خوب، شما کي تصميم گرفتيد که نانوا بشويد؟

656
00:43:53,984 --> 00:43:56,904
توي کالج
اوه، توي کالج آشپزي؟

657
00:43:57,984 --> 00:44:01,104
در حقيقت من حقوق دانشگاه هاروارد مي خوندم

658
00:44:01,704 --> 00:44:06,785
...اوه، شرمنده ام؛ من فقط حدس زدم که اون
نه، نه؛ مشکلي نيست؛ من تمومش نکردم

659
00:44:07,584 --> 00:44:09,585
اتفاقي افتاد؟
نه

660
00:44:10,984 --> 00:44:14,985
من به سختي پذيرفته شدم
منظورم اينه که واقعاً به سختي

661
00:44:15,185 --> 00:44:18,305
تنها دليلي که اونها بهم اجازه دادند که بيايم، مقاله نويسي من بود

662
00:44:18,505 --> 00:44:22,505
مي‌خواستم که با مدرکم دنيا را جاي بهتري تبديل کنم

663
00:44:23,306 --> 00:44:27,985
...در هر حال، ما مجبور بوديم که در اين دوره هاي تحصيلي شرکت کنيم

664
00:44:28,185 --> 00:44:31,185
من و همکلاسيهام؛ گاهي اوقات در تمام طول شب...

665
00:44:31,386 --> 00:44:35,186
و خوب، من پخت و پز ميکردم و در نتيجه هيچ کس در طول کاري که مي کرديم گرسنه نمي‌موند

666
00:44:35,385 --> 00:44:38,305
...بعضي وقتها من تمام بعد از ظهر را توي آشپزخونه خوابگاه پخت و پز مي کردم

667
00:44:38,506 --> 00:44:42,586
و بعد من اونها را براي گروه هاي درسي مي بردم...

668
00:44:42,786 --> 00:44:44,386
و همه عاشقشون بودند...

669
00:44:44,585 --> 00:44:45,906
بخور

670
00:44:46,106 --> 00:44:50,306
...من، کلوچه جو، شکلات بادام زميني

671
00:44:50,786 --> 00:44:54,186
شکلات سياه و شيريني فندقي درست مي کردم...

672
00:44:54,386 --> 00:44:56,786
و همه ميخوردند و راضي مي موندند

673
00:44:56,986 --> 00:44:59,107
و بيشتر درس مي خواندند و امتحانها را بهتر مي دادند...

674
00:44:59,386 --> 00:45:01,987
افراد بيشتر و بيشتري به گروه هاي درسي آمدند

675
00:45:02,306 --> 00:45:04,106
و من خوراک بيشتري با خودم مي آوردم

676
00:45:04,307 --> 00:45:06,787
من هميشه به دنبال دستورهاي شيريني پذي بهتر و بهتري بودم

677
00:45:06,987 --> 00:45:12,587
...تا اينکه خيلي زود تونستم، پنير ايتاليايي، شيريني زردآلويي...

678
00:45:13,386 --> 00:45:15,986
...شکلات قهوه با لعاب مغز بادام...

679
00:45:16,187 --> 00:45:20,787
کيک چيفون ليمويي با پودر خوشمزه هلو، درست کنم...

680
00:45:21,907 --> 00:45:25,907
...و در پايان نيمسال من 27 شريک درسي داشتم

681
00:45:26,108 --> 00:45:29,587
...و هشت عدد ژورنال "ميد" پر از دستور العمل آشپزي...

682
00:45:29,787 --> 00:45:31,308
D ونمره...

683
00:45:32,307 --> 00:45:34,107
و خوب، من مردود شدم

684
00:45:34,708 --> 00:45:37,188
من پيش خودم حساب کردم که اگر قرار باشه
...جهان را به يه جاي بهتري تبديل کنم

685
00:45:37,387 --> 00:45:39,587
مي تونم اين کار را با کلوچه انجام بدم...

686
00:45:44,387 --> 00:45:45,788
دوستشون داري؟

687
00:45:47,308 --> 00:45:48,308
قطعاٌ

688
00:45:49,388 --> 00:45:51,188
خوشحالم

689
00:45:52,308 --> 00:45:54,308
ممنون که مجبورم کردي اينها را بخورم

690
00:45:55,108 --> 00:45:56,908
خواهش مي کنم

691
00:46:02,108 --> 00:46:04,909
من بايد برم؛ اوه، منظورم اينه که ممنون بخاطر کلوچه ها

692
00:46:05,108 --> 00:46:06,908
براي چي با خودت نمي بري خونه؟
اوه، نه

693
00:46:07,109 --> 00:46:09,189
اوه، بيا بگير
نه، واقعاً ممنون

694
00:46:09,508 --> 00:46:12,508
نه، واقعاً خواهش مي کنم
نه، نه، نه، واقعاً خواهش مي کنم

695
00:46:12,709 --> 00:46:14,789
دلم مي خواهد، اما نمي تونم

696
00:46:15,388 --> 00:46:16,989
براي چي نمي توني؟
---نه، نه، منظورم اينه

697
00:46:17,189 --> 00:46:19,909
بخاطر اينکه، ببين، اين در حکم يه هديه ست

698
00:46:20,189 --> 00:46:22,789
...در حقيقت من حتي نبايد اونها را هم مي خوردم، پس

699
00:46:22,989 --> 00:46:25,189
خوب؛ خوبه، من به هيچکس نمي گم

700
00:46:25,390 --> 00:46:27,990
...نه؛ من مي‌دونم؛ اما اگر تو
خوب، من اين کار را نمي‌کنم

701
00:46:28,189 --> 00:46:29,309
---مي‌دونم، اما اگر تو

702
00:46:29,509 --> 00:46:32,589
....چي؟ فکر مي‌کني من مي‌روم تلفن کنم به
نه، نه، من اينها را  مي‌خرم

703
00:46:32,790 --> 00:46:35,910
من اينطور راضيم که اينها را بخرم
تو چه فکري مي کني؟

704
00:46:37,990 --> 00:46:40,390
و به اين ترتيب هيچ پي آمدي باقي نمي مونه

705
00:46:42,510 --> 00:46:44,710
چي؟
نه

706
00:46:44,869 --> 00:46:46,990
خواهش مي کنم
...فقط

707
00:46:47,190 --> 00:46:48,990
براي چي من نبايد---؟
برو خونه

708
00:46:49,190 --> 00:46:50,470
واقعاً؟ اين مساله بزرگي نيست

709
00:46:50,710 --> 00:46:52,790
برو خونه

710
00:46:54,470 --> 00:46:55,910
باشه

711
00:47:00,471 --> 00:47:01,790
آيا تو ...؟

712
00:47:03,390 --> 00:47:06,391
تو اون کلوچه ها را براي من درست کردي؛ مگه نه؟

713
00:47:09,990 --> 00:47:13,191
!تو فقط سعي مي کردي با من مهربون باشي و من همه چيز را خراب کردم

714
00:47:17,271 --> 00:47:20,591
...شايد به نظر تو  قلمبه‌ سولمبه‌ بياد

715
00:47:23,071 --> 00:47:25,592
اما من فکر کنم که در يک تراژدي هستم...

716
00:47:56,193 --> 00:47:59,992
پروفسور هيلبرت؛ من کاملاً بين يک کمدي-تراژدي وا موندم

717
00:48:00,192 --> 00:48:02,392
در حقيقت، فکر کنم که اون من را حتي کمتر هم دوست داره

718
00:48:02,593 --> 00:48:04,673
ميدونم، خيلي عاليه
منظورتون چيه؟

719
00:48:05,592 --> 00:48:07,872
تو کاملاً چيز ديگه اي را ثابت کردي

720
00:48:08,073 --> 00:48:11,673
به نظر مي آيد که صدا وابسته به اعماليه که تو انجام مي دي

721
00:48:12,792 --> 00:48:15,272
تو ساعتت را ريست مي کني و اون ميگه که تو ساعتت را ريست کردي

722
00:48:15,473 --> 00:48:17,273
تو سوار اتوبوس مي شي و اون ميگه که تو سوار اتوبوس شدي

723
00:48:17,473 --> 00:48:19,873
تو دندونت را مسواک مي زني و اون ميگه که تو دندونات را مسواک مي زني

724
00:48:20,073 --> 00:48:24,073
اين ممکنه به اين معني باشه که تو خودت هستي که داستان را سرپا نگه مي داري

725
00:48:24,273 --> 00:48:27,994
خوب من پيشنهاد ميکنم که يه چيز ديگه را امتحان کنيم
مثل چي؟

726
00:48:28,193 --> 00:48:31,393
هيچي را امتحان مي کنيم؛ هيچي
در مورد دوشيزه پاسکال چي؟

727
00:48:31,593 --> 00:48:32,794
فراموشش کن
فراموشش کنم؟

728
00:48:32,993 --> 00:48:34,994
بغير از اعداد، اون تمام چيزيه که فکر من بهش مشغوله

729
00:48:35,193 --> 00:48:37,874
هارولد؛ اگه مي خواهي زنده بموني، بايد يه چيز ديگه را امتحان کني

730
00:48:38,073 --> 00:48:41,473
که اون يه چيز ديگه هيچيه؟
!دقيقاً هيچي

731
00:48:41,674 --> 00:48:44,394
هيچي؟
اجازه بده دوباره اين را توضيح بدم

732
00:48:44,594 --> 00:48:48,193
بعضي از طرح ها بوسيله عوامل و رويدادهاي بيروني پيش ميروند

733
00:48:48,394 --> 00:48:51,074
و بقيه بوسيله خود کارکتر ها جلو ميروند

734
00:48:51,274 --> 00:48:53,474
اگر من از ميان اون در عبور کنم، طرح ادامه پيدا مي کنه

735
00:48:53,674 --> 00:48:55,995
داستان من از ميان در
... و اگر اينجا بمونم

736
00:48:56,194 --> 00:48:58,595
طرح نمي تونه به جلو بره و داستان به پايان مي رسه

737
00:48:58,794 --> 00:49:01,595
همچنين، اگه من اينجا بمونم، ديرم مي‌شه

738
00:49:03,994 --> 00:49:06,395
فردا هيچ کاري نکن
هيچي؟

739
00:49:06,594 --> 00:49:10,994
بمون خونه؛ تلفن را جواب نده، در را باز نکن، دندونات را هم مسواک نزن

740
00:49:11,195 --> 00:49:12,595
پس کارم چي ميشه؟
بهشون تلفن بزن

741
00:49:12,795 --> 00:49:15,074
بهشون بگو که نمي آيي
سر کار نرم؟

742
00:49:15,275 --> 00:49:17,395
کارهايي که ممکنه طرح را به جلو ببره انجام نده

743
00:49:17,595 --> 00:49:19,594
در عوض مي بينيم که آيا طرح تو را پيدا ميکنه يا نه

744
00:49:20,275 --> 00:49:22,875
مارشال، پا نميزني

745
00:49:26,275 --> 00:49:29,675
مطمئنا اين غازها تاکنون هيچگاه ...
:چيزي بنام خانه نشناخته اند ولي اين يکي

746
00:49:29,996 --> 00:49:31,875
يک درياچه کوچک در غرب لهستان دارد

747
00:49:32,675 --> 00:49:35,795
آلودگي ناشي از کارخانه اي در اين حوالي
...به آرامي ماهيها و حشرات کوچکي

748
00:49:35,996 --> 00:49:39,476
که اين مخلوقات از انها ...
استفاده مي کنند را از بين مي برد

749
00:49:39,675 --> 00:49:44,876
تمام تلاشها براي انتقال پرندها به
ابگيرهاي مشابه با شکست مواجه شده است

750
00:49:45,076 --> 00:49:48,876
شايد اين تنها آشنايي است که آنها را
در اينجا نگه ميدارد

751
00:49:49,076 --> 00:49:53,076
يا شايد بي ميلي نسبت به فراموشي
...خاطرات دسته جمعي‌شان

752
00:49:53,276 --> 00:49:56,276
از تپه‌هاي اطراف درياچه كه زماني زيبا بوده‌اند...

753
00:49:56,596 --> 00:50:00,196
و تنها چند ثانيه طول مي کشد
...تا خرچنگ نقب زن بفهمد

754
00:50:00,396 --> 00:50:02,797
اون مرغ ماهي خواري که ...
...زماني ازش ميترسيد

755
00:50:02,996 --> 00:50:05,397
هم اکنون طعمه او شده است...

756
00:50:06,796 --> 00:50:09,676
پرنده زخمي سرنوشت خويش را ميداند

757
00:50:10,597 --> 00:50:12,797
...تلاشهاي سخت او براي فرار

758
00:50:12,997 --> 00:50:16,396
تنها تاکيدي بر نوميدي او براي رهايي از ...
مخمصه اي است که در ان گرفتار شده

759
00:50:19,277 --> 00:50:23,877
چشمهاي پراحساس و غمگين نخستينها
اولين چيزي است که بايد بيرون آورده شود

760
00:50:24,077 --> 00:50:26,877
...سپس به كمپانيهاي سازنده لوازم ارايشي و بهداشتي سراسر دنيا  ...

761
00:50:27,078 --> 00:50:31,077
براي آزمايش كردن ريمل‌ها ...
و اشك هاي مصنوعي فروخته ميشود

762
00:50:31,277 --> 00:50:35,197
سپس، پوست ميمونها از لاشه
...بيجان آنها كنده شده

763
00:50:35,398 --> 00:50:38,797
و بهم دوخته ميشود تا از آن
بالش و مبلمان راحتي تهيه شود

764
00:50:38,998 --> 00:50:41,478
آقاي گوره خر فكر كرد كه بره
يه نوشيدني خوب بنوشه

765
00:50:41,678 --> 00:50:43,277
ولي شما هيچ وقت نميدونيد كه
...چه كسي براي خوردن اومده

766
00:50:43,478 --> 00:50:45,798
وقتي شما در رستوران مادر طبيعت...
مشغول خوردن هستيد

767
00:50:45,998 --> 00:50:48,678
اون حتما صدمه ديده؛ اين عقاب كچل...
...چيكار ميخواد بكنه

768
00:50:48,878 --> 00:50:50,878
با چندتا لوبياي قرمز و ...
يك شراب خوب

769
00:50:51,078 --> 00:50:55,078
اون يه مارماهيه؛ و دوباره

770
00:50:55,278 --> 00:50:57,598
به نظر مي‌آيد اقاي كوروكوديل پير
...چندتا بز كوهي نياز داره

771
00:50:57,799 --> 00:50:59,798
تا مزه اون گوره خر شور را ...
از سقف دهانش پاك كنه

772
00:50:59,999 --> 00:51:03,399
اينجا نوعي نبرد آقاوار براي شرطبندي
است، كه سرمايه گذاري در آن دانسته است

773
00:51:03,598 --> 00:51:07,278
وقتي يك ميمون پوزه دار با يك مار كبرا مواجه ميشه
خيلي سخته كه پيشبيني كنيم كي برنده است

774
00:51:07,478 --> 00:51:09,679
ولي اين دفعه به نظر ميرسه كه
...اين...مار كبرا است

775
00:51:09,878 --> 00:51:11,999
كه روي ميمون پوزه دار
داره فشار مياره

776
00:51:12,199 --> 00:51:14,399
ولي آقاي جنتلمن بهتره هنوز
...پوله خودتو خرج نكني

777
00:51:14,599 --> 00:51:17,679
زيرا اكنون ميمون پوزه داره كه ...
برگ برنده را در دست داره

778
00:51:44,599 --> 00:51:46,880
!هي! هي

779
00:51:47,599 --> 00:51:49,480
هي!  هي !  هي!  چيكار مي‌كني؟

780
00:51:49,799 --> 00:51:51,800
كثافت‌ها
اين چه كوفتيه

781
00:51:51,600 --> 00:51:53,800
اون لودر را متوقف كنيد؛ متوقفش كنيد
لودر را متوقف كنيد

782
00:51:54,000 --> 00:51:56,000
هي
هي؟ چيكار مي‌كنيد

783
00:51:56,200 --> 00:51:57,800
ما؟ تو چيكار مي‌كني؟

784
00:51:58,000 --> 00:51:59,680
من تلويزيون تماشا مي‌كردم

785
00:51:59,880 --> 00:52:03,400
خوب، ما داريم اينجا را خراب ميكنيم
ديوانه ايد؟ من اينجا زندگي ميكنم

786
00:52:03,600 --> 00:52:06,280
اون تلويزيونه؟
آره، اون تلويزيونه! تلويزيونه منه

787
00:52:06,481 --> 00:52:09,401
خوب، تلوزيون تو اونجا چيكار مي‌كرد؟
من گفتم اينجا زندگي مي‌كنم، احمق

788
00:52:09,680 --> 00:52:11,401
اينجا جائيكه وسايلم را نگه ميدارم

789
00:52:11,600 --> 00:52:14,881
!اسم من  روي زنگ هست
هارولد كريك

790
00:52:15,081 --> 00:52:18,081
B-آپارتمان 2
1983 مك كارتي

791
00:52:19,081 --> 00:52:21,480
شما گفتيد 1983؟
بله

792
00:52:28,081 --> 00:52:30,081
من دقيقا مطمئن نيستم كه اين توي نقشه بود

793
00:52:30,281 --> 00:52:33,281
من اميدوار بودم شما بگيد اين
واقعاً يه تصادف خيلي بد بود

794
00:52:33,481 --> 00:52:37,001
ملاقات با مامور بيمه روزي كه
بيمه شما تموم شده، يه تصادفه

795
00:52:37,202 --> 00:52:40,882
دريافت يه نامه از امپراتور
كه مي‌گه شما ميتونيد به ديدن اون بريد

796
00:52:41,082 --> 00:52:44,202
...اما اينكه آپارتمانت را يه لودر خورده

797
00:52:44,482 --> 00:52:46,082
يه چيز كاملا متفاوته...

798
00:52:47,681 --> 00:52:51,202
هارولد، تو سرنوشت خودت را كنترل نمي‌كني

799
00:52:51,882 --> 00:52:54,402
ميدونم
مي‌فهمي؟

800
00:52:55,882 --> 00:52:57,683
بسيار خوب.با من بيا

801
00:52:57,882 --> 00:53:00,802
هي، تام، ميتوني تا فردا اونا بذاري باشه؟

802
00:53:01,402 --> 00:53:04,602
حق با تو بود
اين راوي ممكن بود خيلي ماهرانه تو را بكشه

803
00:53:04,683 --> 00:53:08,802
...بنابرين من خاشعانه پيشنهاد ميكنم كه شما فقط
همه چيزا فراموش كنيد و بريد زندگيتونو بكنيد

804
00:53:09,603 --> 00:53:13,683
برم زنديگيمو بكنم؟  من دارم زندگيمو مي‌كنم
من دوست دارم زندگيمو ادامه بدم

805
00:53:14,602 --> 00:53:18,883
ميدونم؛ البته؛ منظورم تمام اينها بود
با اينحال وقت زيادي برات مونده

806
00:53:19,083 --> 00:53:22,603
ميدوني، منظورم اينه كه،  هاوارد
دلت را به دريا بزن

807
00:53:22,803 --> 00:53:27,283
مي‌دوني، يه چيزي براي خودت بساز، يا فقط كتاب جنايت و مكافات را بخون

808
00:53:27,483 --> 00:53:31,203
به جهنم، هارولد، تو ميتوني هيچي بجز كلوچه نخوري
اگه بخواهي

809
00:53:31,803 --> 00:53:33,803
مشكلت چيه؟

810
00:53:34,004 --> 00:53:37,083
هي، من دلم نميخواد هيچي بجز كلوچه نخورم
من ميخوام زندگي كنم

811
00:53:37,284 --> 00:53:40,284
چه كسي در عقل سليمش
...در انتخاب بين كلوچه و زندگي

812
00:53:40,484 --> 00:53:41,483
كلوچه را انتخاب مي‌كنه؟...

813
00:53:41,684 --> 00:53:44,564
هارولد، اگر فكر كردن را كنار بذاري
...معتقدم مي فهمي

814
00:53:44,763 --> 00:53:46,963
كه اون واكنش بطور اجتناب ناپذيري...
...مشروط

815
00:53:47,164 --> 00:53:49,364
...به نوع زندگيه كه منجر به ...

816
00:53:50,884 --> 00:53:53,964
و، البته...
كيفيت يه كلوچه

817
00:53:55,884 --> 00:53:57,884
تو نمي فهمي من چي مي‌گم

818
00:53:59,084 --> 00:54:00,085
چرا،  مي‌فهمم

819
00:54:01,284 --> 00:54:04,964
ولي تو بايد درك كني كه اين
...يه فلسفه يا نظريه ادبي نيست

820
00:54:05,165 --> 00:54:06,964
يا داستاني براي من؛ اين زندگي منه...

821
00:54:07,164 --> 00:54:11,885
كاملاً؛ پس فقط برو و از اون
چيزي درست كن كه هميشه آرزوشا داشتي

822
00:54:19,485 --> 00:54:21,285
من هيچگاه انتظار نداشتم
--كه اونا

823
00:54:21,485 --> 00:54:23,365
يكي ميخواي يا دو تا؟
يكي ميخوام

824
00:54:23,565 --> 00:54:25,885
يكي؟
دو تا ميخوام

825
00:54:36,885 --> 00:54:38,565
بسيار خوب،  اينجا اتاق شماست

826
00:54:38,766 --> 00:54:41,366
من خوشم مياد به اينجا بگم
Sleep Pod Two (غلاف خواب دونفره)

827
00:54:41,965 --> 00:54:43,286
ممنونم، ديو

828
00:54:43,485 --> 00:54:46,966
مشكلي نيست، خوش تيپ
خيلي خوبه كه اينجا هستي

829
00:54:48,086 --> 00:54:51,166
چقدر تصميم داري اينجا بموني؟
مطمئن نيستم

830
00:54:57,166 --> 00:55:01,566
ديو،  ميتونم يه چيزي را خلاصه مطرح كنم ؟
يك سوال كاملا فرضي

831
00:55:02,087 --> 00:55:03,566
حتماً

832
00:55:04,287 --> 00:55:06,487
...اگه بدوني كه داري ميميري

833
00:55:07,766 --> 00:55:09,566
...احتمالاً بزودي...

834
00:55:09,966 --> 00:55:11,967
چيكار مي كني؟...

835
00:55:13,766 --> 00:55:15,566
واو! نمي دونم

836
00:55:16,366 --> 00:55:18,367
آيا من ثروتمندترين مرد جهانم؟

837
00:55:18,566 --> 00:55:20,766
نه، شما شماييد

838
00:55:22,367 --> 00:55:23,687
آيا من قدرت ماورايي دارم؟

839
00:55:24,887 --> 00:55:26,167
نه، شما شماييد

840
00:55:26,367 --> 00:55:30,167
ميدونم من منم
ولي آيا من قدرت ماورايي دارم؟

841
00:55:30,967 --> 00:55:32,687
نه ، چرا دلت مي‌خواهد كه قدرت ماورايي داشته باشي؟

842
00:55:32,887 --> 00:55:35,288
من نميدونم
تو گفتي فرضي بود

843
00:55:35,688 --> 00:55:38,688
خوب،  بله، رياضياتت واقعاً خوبه

844
00:55:39,088 --> 00:55:41,087
اون يه قدرت نيست، اون يه مهارته

845
00:55:41,688 --> 00:55:44,087
قبول، رياضيات شما خوبه
و شما نامرئي هستيد

846
00:55:44,288 --> 00:55:46,567
و ميدونيد كه دارين مي‌ميرين
قبول، قبول

847
00:55:47,888 --> 00:55:49,888
آسونه، من به اردوگاه فضايي مي‌رم

848
00:55:50,768 --> 00:55:52,368
اردوگاه فضايي

849
00:55:52,568 --> 00:55:57,568
آره، اون در آلاباما ست، اون جايي كه بچه ها
ميرند تا ياد بگيرند چطور يه فضا نورد بشن

850
00:55:58,288 --> 00:56:00,488
من از وقتي كه 9 سالم بود، هميشه دلم ميخواسته برم اونجا

851
00:56:01,489 --> 00:56:04,168
شما نامرئي هستيد
و دلتون مي‌خواهد كه به اردوگاه فضايي برويد؟

852
00:56:04,489 --> 00:56:06,969
من نامرئي انتخاب نشدم
شما نامرئي انتخاب شديد

853
00:56:07,769 --> 00:56:09,569
براي رفتن به اردوگاه فضايي
خيلي پير نيستي؟

854
00:56:11,089 --> 00:56:13,488
خوش تيپ، تو هيچوقت براي رفتن به
اردوگاه فضايي خيلي پير نيستي

855
00:56:45,170 --> 00:56:46,089
اردوگاه فضايي

856
00:56:47,489 --> 00:56:50,090
يكصد و بيست گيتار

857
00:56:50,290 --> 00:56:52,690
هفتصد و سي و دو رشته سيم

858
00:56:52,890 --> 00:56:55,090
دويست و پنجاه و هفت پيكاپ

859
00:56:55,290 --> 00:56:58,770
يكصد و هشتاد و نه پيچ صدا

860
00:56:59,490 --> 00:57:04,770
اينجا هارولد استود، رو در رو
با قديميترين آروزيش

861
00:57:05,370 --> 00:57:08,370
و ايستادن تقريبا تمام كاري بود كه هارولد انجام داد

862
00:57:08,770 --> 00:57:11,890
موضوع فقط راجع به پيداكردن يه گيتار نبود

863
00:57:12,091 --> 00:57:17,291
راجع به يافتن گيتاري بود كه چيزي راجع به هارولد بگه

864
00:57:17,490 --> 00:57:19,371
:متاسفانه، اين گيتار گفت

865
00:57:19,570 --> 00:57:23,971
وقتي به جورجيا برگردم"
"اون زن احساس مرا درك ميكنه

866
00:57:25,491 --> 00:57:27,571
:اين يكي  يه چيزي از ميون سيم‌هاش گفت

867
00:57:27,771 --> 00:57:30,771
"اوه،  آره،  اين شورت‌ها ليكرا هستند"

868
00:57:31,371 --> 00:57:34,091
...اينها  گفتند: "من خيلي حساسم و بسيار مهربان

869
00:57:34,291 --> 00:57:36,971
"و واقعاً نمي‌دونم چطور بايد گيتار زد...

870
00:57:41,971 --> 00:57:45,771
من پاداش يه چيزي هستم
حدس بزن چي

871
00:57:50,571 --> 00:57:52,572
و بعد هارولد اون را ديد

872
00:57:53,492 --> 00:57:56,772
يك گيتار "فندر" به رنگ سبز كف دريا
...كه بطور مخوفي صدمه ديده

873
00:57:56,972 --> 00:57:58,572
...داره خيره به اون نگاه مي‌كنه

874
00:57:58,772 --> 00:58:00,492
...علي رغم ناخوشي آشكارش

875
00:58:00,692 --> 00:58:03,973
گيتار با غرور و اعتقاد راسخ ...
صحبت كرد

876
00:58:04,172 --> 00:58:08,773
در واقع، اون بطورمستقيم به چشمهاي
:هارولد نگاه كرد و بسادگي گفت

877
00:58:08,972 --> 00:58:11,692
"I ROCK" (موسيقي راك)

878
00:58:12,573 --> 00:58:13,892
نفس بكش.مواظب باش

879
00:58:14,093 --> 00:58:17,973
ما يك فرد 21 ساله را داريم
با يه زخم گلوله تو سينه اش

880
00:58:18,893 --> 00:58:20,093
بفرماييد

881
00:58:20,493 --> 00:58:24,893
گلوله خوردن تو يه نبرد گانگستري؟
هارولد توي گروه گانگستري نيست

882
00:58:25,493 --> 00:58:27,373
اون مرد كه كت لباس فاستوني پوشيده؟

883
00:58:29,573 --> 00:58:32,693
اون هيچ مشكلي نداره
اون فقط دوست داره مريضا را نگاه كنه

884
00:58:32,893 --> 00:58:35,093
و خيلي عجيب و غريب با اهانت با اونا صحبت مي‌كنه

885
00:58:35,374 --> 00:58:36,773
اين فايده نداره

886
00:58:36,973 --> 00:58:39,494
خوب --من حتي نمي‌ دونم
چرا ما اينجاييم

887
00:58:39,693 --> 00:58:41,373
من فكر نمي‌كنم قرارمون اين بود كه اينجا باشيم

888
00:58:41,573 --> 00:58:44,773
تو گفتي من نياز به تحريك بصري دارم
منظورم يه موزه بود

889
00:58:44,974 --> 00:58:47,174
من احتياجي به يه موزه لعنتي ندارم
من يه عليل مي‌خوام

890
00:58:47,373 --> 00:58:49,374
تو خودت عليلي

891
00:58:49,894 --> 00:58:52,374
درست مي‌گي؛ مشكل اينه كه
...اين افراد نمرده اند

892
00:58:52,574 --> 00:58:54,574
...اونا فقط بشدت زخمي شده‌اند

893
00:58:55,293 --> 00:58:58,174
ببخشيد
مرده ها كجاند؟

894
00:58:59,574 --> 00:59:02,494
بيشتر اين افراد
مريض يا زخمي اند

895
00:59:02,694 --> 00:59:04,574
منا به اشتباه ننداز كه كدوم يكي بهتره

896
00:59:04,774 --> 00:59:07,374
ولي اونا دارند بهتر ميشن
كه واقعا به من كمك نميكنه

897
00:59:07,574 --> 00:59:10,974
راهي هست كه بشه افرادي
كه بهتر نمي‌شند را ديد؟

898
00:59:11,175 --> 00:59:12,094
ببخشيد؟

899
00:59:12,294 --> 00:59:15,494
اگه ممكنه، من ميخوام كسايي كه زنده نمي‌مونند را ببينم

900
00:59:15,695 --> 00:59:17,374
ميدونيد، افرادي كه بدون شك مي‌ميرند

901
00:59:17,575 --> 00:59:20,295
متاسفم
چيزي شما را اذيت ميكنه؟

902
00:59:22,775 --> 00:59:24,895
فقط موانع يه نويسنده

903
00:59:32,695 --> 00:59:34,776
...با هر مضراب زشتي

904
00:59:34,975 --> 00:59:38,495
هارولد كريك در اين خصوص که...
...او کي بود

905
00:59:38,695 --> 00:59:42,375
چي ميخواست...
و چرا زنده بود، مصمم‌تر مي‌شد.

906
00:59:43,575 --> 00:59:46,495
هارولد ديگه تنهايي غذا نخورد

907
00:59:46,696 --> 00:59:49,895
اون ديگه دفعات مسواك زدن را نمي‌شمرد

908
00:59:50,096 --> 00:59:52,495
هارولد، مي‌بينمت
اون ديگه كراوات نزد

909
00:59:52,696 --> 00:59:53,696
خدا حافظ ، ديو

910
00:59:53,976 --> 00:59:58,976
و بنابراين، ديگه نگران زماني كه
طول ميكشيد تا اون را بپوشه نبود

911
01:00:01,176 --> 01:00:05,176
اون ديگه تعداد قدمهاشا تا رسيدن به ايستگاه اتوبوس نشمرد

912
01:00:07,697 --> 01:00:12,976
در عوض، كارهايي را كه قبلاً از
اونا وحشت داشت انجام داد

913
01:00:13,177 --> 01:00:16,256
...اون كارهايي بود كه از دوشنبه تا جمعه به اونها بي‌توجه بود

914
01:00:16,496 --> 01:00:19,697
در طول سالهاي زياد...

915
01:00:19,857 --> 01:00:22,177
...اون ترانه‌هاي بيرحم

916
01:00:22,377 --> 01:00:26,657
گروههاي پانك-راك بيشماري بود، كه به او ميگفتند كه پيش بتازد

917
01:00:27,056 --> 01:00:30,497
هارولد كريك زندگيش را سپري كرده بود

918
01:00:39,658 --> 01:00:42,457
اما با وجود اين زندگيش را احيا كرد

919
01:00:42,658 --> 01:00:46,778
اميدش را باز يافت و  بتدريج ...
...علت چند زخم چركي بد  قديمي را درك كرد

920
01:00:46,977 --> 01:00:50,058
سفر هارولد هنوز كامل نشده بود...

921
01:00:50,978 --> 01:00:56,858
و  ساعت مچي هارولد به اون اجازه نميداد
فرصت ديگه اي را از دست بدهد

922
01:01:05,778 --> 01:01:07,378
دوشيزه پاسكال؟

923
01:01:07,658 --> 01:01:10,379
دوشيزه پاسكال؟
آقاي كريك

924
01:01:11,059 --> 01:01:13,578
سلام
سلام

925
01:01:13,978 --> 01:01:16,578
سینمافریک

926
01:01:16,779 --> 01:01:18,778
خوشحالم به شما رسيدم

927
01:01:19,579 --> 01:01:20,858
اوو، آره ؟ چرا؟

928
01:01:22,179 --> 01:01:25,579
چون ميخواستم اينا  را
براي شما بيارم

929
01:01:27,259 --> 01:01:29,458
واقعاً
آره

930
01:01:29,659 --> 01:01:34,059
پس شما نمي‌تونيد هديه قبول كنيد
ولي مي‌تونيد هديه بديد

931
01:01:34,979 --> 01:01:36,059
---گوش كنيد
من نميدونم

932
01:01:36,379 --> 01:01:38,780
اين يه كمي متناقض بنظر ميرسه
اينطور نيست، آقاي كريك؟

933
01:01:38,979 --> 01:01:40,179
خيلي متناقضه ، بله

934
01:01:40,379 --> 01:01:42,779
بهتون ميگم كه چيه
من اونها را مي‌خرم

935
01:01:42,979 --> 01:01:44,380
نه
...نه، نه، نه، واقعاً

936
01:01:44,579 --> 01:01:46,980
من خوشم مياد اونا را بخرم...
اونا چي‌ هستند؟

937
01:01:47,979 --> 01:01:49,379
آرد

938
01:01:49,980 --> 01:01:53,460
چي؟
من براي شما آرد خريدم

939
01:02:04,260 --> 01:02:08,261
و تمام راه، تا اينجا اونا را آوردي؟

940
01:02:09,980 --> 01:02:15,060
دوشيزه پاسكال، من عجيب و غريب بودم
و ميدونم كه اينجوري بودم

941
01:02:16,181 --> 01:02:18,980
و من شما را مي‌خوام

942
01:02:19,461 --> 01:02:21,981
چي؟
دلايل بسياري وجود داره

943
01:02:22,181 --> 01:02:25,261
تجلي هاي بسيار زيادي در زندگي من وجود داره
...كه به من مي‌گند

944
01:02:25,461 --> 01:02:27,061
...گهگاهي بطور دقيق...

945
01:02:27,261 --> 01:02:30,061
كه من بايد بيام اينجا...
...و اينا را براتون بيارم

946
01:02:31,181 --> 01:02:33,461
ولي من اينكار را ميكنم...
چونكه شما را ميخوام

947
01:02:34,581 --> 01:02:36,382
شما منا مي‌خوايد؟

948
01:02:36,861 --> 01:02:39,461
بدون شك

949
01:02:42,262 --> 01:02:47,462
... آيا قانون خيلي واضح و محرزي

950
01:02:47,661 --> 01:02:51,381
در مورد دوستي وجود نداره؟

951
01:02:51,582 --> 01:02:53,782
دستور العمل بازرسي؟
آره

952
01:02:53,981 --> 01:02:56,182
آره ، اما اهميتي نمي‌دم

953
01:02:56,782 --> 01:02:59,982
چرا؟
چونكه من تورا مي‌خوام

954
01:03:05,462 --> 01:03:06,462
...خوب

955
01:03:08,662 --> 01:03:11,582
ممكنه يه لطفي بكني اونا را يه كم  ديگه بياري...

956
01:03:12,463 --> 01:03:13,782
باشه

957
01:03:16,583 --> 01:03:17,982
بسيار خوب

958
01:03:31,783 --> 01:03:33,583
براي خودت نشونه گذاشتي

959
01:03:33,783 --> 01:03:35,983
نه، تو ذهنم نگهشون داشتم

960
01:03:36,183 --> 01:03:40,263
آبيه ،  اون آرد جو
اون يكي چيه؟

961
01:03:40,463 --> 01:03:41,783
نارنجيه؟
آره

962
01:03:41,983 --> 01:03:43,584
فراموش كردم

963
01:03:44,183 --> 01:03:45,183
همينجاست

964
01:03:48,784 --> 01:03:50,464
ميخواي بياي بالا؟

965
01:03:52,984 --> 01:03:55,464
به خونت؟
آره

966
01:03:57,184 --> 01:03:59,064
حدس مي‌زنم بتونم بيام

967
01:03:59,264 --> 01:04:03,184
آيا بخاطر همين و چيزاي ديگه نبود كه آرد گرفتي؟

968
01:04:04,664 --> 01:04:08,864
صادقانه بگم، من فقط خيلي با خودم فكر كردم تا اينكه
به اين نتيجه رسيدم كه، تو را مي‌خوام

969
01:04:09,864 --> 01:04:11,865
...گوش كن آقاي كريك

970
01:04:12,864 --> 01:04:14,384
فكر كنم از شما خوشم مي ياد...

971
01:04:15,265 --> 01:04:20,585
و قبل از اينكه  كاري شتابزده كنم
دوست دارم مطمئن بشم

972
01:04:22,064 --> 01:04:24,185
من مي‌خواهم شما بيايد بالا

973
01:04:25,785 --> 01:04:27,585
من نجابت را رعايت ميكنم

974
01:04:28,785 --> 01:04:30,185
عاليه

975
01:04:33,465 --> 01:04:34,865
آره، بهر حال اون ديوانه بود

976
01:04:35,065 --> 01:04:38,785
اون وقتي كه سعي داشت قرارداد را مهر كنه گرفتار شد

977
01:04:38,985 --> 01:04:41,785
نه، نه

978
01:04:46,386 --> 01:04:47,665
خوب بود؟

979
01:04:48,265 --> 01:04:49,185
ممنون

980
01:04:49,386 --> 01:04:51,866
خواهش مي‌كنم
مي‌تونم كمكت كنم

981
01:04:52,065 --> 01:04:55,266
نه، نه، مي‌خوام اونا را توي ظرف شور بذارم
برو بشين روي مبل

982
01:05:05,066 --> 01:05:06,386
خوب، گيتار ميزني؟

983
01:05:06,786 --> 01:05:09,266
چي؟
گيتار مي زني؟

984
01:05:09,986 --> 01:05:14,267
وحشتناكه!يكي اونا در عوض يه
كيك عروسي به من داد

985
01:05:14,466 --> 01:05:18,067
به اين معنيه كه حالا بايد اونا به ماليات‌هام اضافه كنم؟

986
01:05:18,266 --> 01:05:22,786
نه؛ من اون را در گزارش نهاييم ارايه نمي‌كنم
اوه، ممنون

987
01:05:23,667 --> 01:05:25,067
تو مي‌زني؟

988
01:05:25,266 --> 01:05:26,786
در حقيقت، نه! من فقط يه آهنگ بلدم

989
01:05:26,987 --> 01:05:28,387
اوه ، بزنش

990
01:05:28,587 --> 01:05:30,787
نه ، من اونا واقعاً خوب بلد نيستم

991
01:05:30,987 --> 01:05:33,867
نه ، يالا! قول ميدم بهت نخندم
بزن

992
01:05:34,067 --> 01:05:36,267
نه، نه، نه!شايد يه وقت ديگه

993
01:05:36,467 --> 01:05:37,987
باشه

994
01:05:37,987 --> 01:05:47,987
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

995
01:08:03,552 --> 01:08:04,872
دوشيزه پاسكال؟

996
01:08:05,352 --> 01:08:08,552
..من
من مي‌دونم

997
01:08:08,753 --> 01:08:10,673
من هم تو را مي خوام

998
01:08:30,673 --> 01:08:36,273
زندگي هارولد پر از لحظات مهم و عادي بود

999
01:08:36,473 --> 01:08:41,753
ولي براي هارولد، اين لحظات
...كاملاً غيرقابل تشخيص باقي موند

1000
01:08:41,953 --> 01:08:43,673
به استثناي اين يكي...

1001
01:08:44,274 --> 01:08:49,153
و آنا يه آه ملايم كشيد
و تو بغل اون خزيد

1002
01:08:49,354 --> 01:08:51,473
...هارولد يه جايي توي قلبش فهميد ...

1003
01:08:51,753 --> 01:08:54,473
كه يكي از اون لحظات مهمه...

1004
01:08:54,753 --> 01:08:58,553
فهميد كه آنا عاشق اون شده

1005
01:09:01,074 --> 01:09:02,954
پروفسور هيلبرت؛ اين يه كمديه

1006
01:09:03,154 --> 01:09:04,874
چي؟
يه كمدي

1007
01:09:05,554 --> 01:09:09,554
اون زن، زني كه از من متنفر بود
آنا پاسكال؟

1008
01:09:09,754 --> 01:09:11,874
...ديشب
آره؟

1009
01:09:12,074 --> 01:09:13,674
اون عاشق من شده

1010
01:09:13,874 --> 01:09:15,675
اون ؟
شبيه يه معجزه‌ست

1011
01:09:15,874 --> 01:09:18,155
اون صدا هم نصفه هاي شب، اين قضيه را تاييد كرد

1012
01:09:18,354 --> 01:09:19,755
خوب، شگفت انگيزه، هارولد

1013
01:09:19,954 --> 01:09:23,075
منظورم اينه كه، اين كاملاً ليست من را باطل ميكنه
ولي اين فوق العاده است

1014
01:09:23,274 --> 01:09:24,354
چه ليستي؟

1015
01:09:24,555 --> 01:09:26,755
چندين نويسنده در قيد حيات هستند كه
...كه كارهاي قبلي اونها

1016
01:09:26,954 --> 01:09:29,675
به نظر ميرسه اونها را براي...
...نوشتن داستان تو

1017
01:09:29,875 --> 01:09:32,555
بر اساس معيارهايي كه ...
من و شما قبلا تعيين كرده ايم، كانديد مي كنه

1018
01:09:32,755 --> 01:09:36,955
اگه راوي شما در قيد حيات باشه
توي اين ليسته

1019
01:09:37,675 --> 01:09:40,555
ولي حالا به نظر ميرسه كه اين ليست
برايت كاربرد كمي داره

1020
01:09:40,755 --> 01:09:42,755
حالا كه شما تصميم  داري از اين به بعد را
خوشحال زندگي كني

1021
01:09:42,955 --> 01:09:47,555
اوه، عاليه، اين خانم، كارن ايفل
يكي از نويسنده هاي محبوب منه

1022
01:09:47,756 --> 01:09:49,075
سلام
سلام

1023
01:09:49,276 --> 01:09:51,355
چه تراژديهاي زيباييي؛ خيلي زيبا
...بهر حال

1024
01:09:51,555 --> 01:09:56,076
اجازه بده سريع اين ليست را ...
براي اطمينان برات كپي كنم

1025
01:09:57,876 --> 01:10:00,275
نويسنده جامعه ستيز

1026
01:10:00,476 --> 01:10:03,076
من فقط مي‌خوام تشكر كنم
البته

1027
01:10:03,556 --> 01:10:07,476
گوش كن، لطفا، اگه دوباره صداي راوي
را شنيدي بايد به من بگي

1028
01:10:07,676 --> 01:10:09,156
فقط جهت معلومات شخصي خودم

1029
01:10:09,356 --> 01:10:10,876
باشه

1030
01:10:13,476 --> 01:10:15,956
Death and taxes خوب ، اسمش را گذاشتم مرگ و ماليات

1031
01:10:16,157 --> 01:10:18,956
واو، مي دوني، من اهل تگزاسم

1032
01:10:19,157 --> 01:10:22,676
Taxes (نه، تگزاس نه (تكسيس

1033
01:10:22,877 --> 01:10:25,077
Death and taxes مرگ و ماليات
Death and taxes مرگ و ماليات

1034
01:10:25,276 --> 01:10:27,277
Taxes ماليات
مثل همون گفته‌ي بنجامين فرانكلين

1035
01:10:27,476 --> 01:10:29,277
دقيقاً همينطوره

1036
01:10:29,477 --> 01:10:31,477
بهتون گفته باشم كه اين خانم يه منبع خلاقيته

1037
01:10:31,677 --> 01:10:35,157
به ما بگيد، كتاب بعدي در مورد چيه؟

1038
01:10:35,357 --> 01:10:37,877
در مورد بهم پيوستگيه

1039
01:10:39,157 --> 01:10:41,757
دورنماي قطعي مرگ

1040
01:10:41,958 --> 01:10:43,677
جزئيات شكل رفتاري يه مرد

1041
01:10:43,878 --> 01:10:45,757
اوه، خداي من، اون خودشه
چي؟

1042
01:10:45,957 --> 01:10:48,958
اون صدا؛ اون راويه
نه،  نمي‌تونه درست باشه

1043
01:10:49,157 --> 01:10:50,878
نه،  مطمئنم

1044
01:10:51,077 --> 01:10:53,478
هارولد، اين مصاحبه مال يك دهه قبله

1045
01:10:53,677 --> 01:10:56,358
من فكر نمي كنم كسي ديگه واقعاً اين روزها از اين چيزهاي تزئيني روي سرآستين بزنه

1046
01:10:56,557 --> 01:10:58,278
اون خودشه

1047
01:10:58,478 --> 01:11:01,158
اون بريتانياييه؟
خودشه

1048
01:11:01,358 --> 01:11:04,078
كارن ايفل؟
پروفسور هيلبرت، من اين صدا را مي شناسم

1049
01:11:05,558 --> 01:11:06,478
!چرنده

1050
01:11:07,278 --> 01:11:09,558
مشكل چيه؟
اول از همه، اون در فهرست من نيست

1051
01:11:09,758 --> 01:11:14,478
...فكر كنم بايد به لهجه‌ش اشاره ميكردي و اون نمي

1052
01:11:15,758 --> 01:11:16,758
اون مردم را مي‌كشه

1053
01:11:17,958 --> 01:11:20,479
چي؟
---اون در هر كتاب

1054
01:11:20,678 --> 01:11:23,158
---تمام كتابها درباره
اونا مي ميرند؛ اونا را مي‌كشه

1055
01:11:23,359 --> 01:11:26,359
كي را مي‌كشه؟
قهرمان‌ها را

1056
01:11:26,558 --> 01:11:28,959
چهار سياه پوش! اون چيه؟

1057
01:11:29,158 --> 01:11:31,759
اين راجع به دختريه كه چندين عضو
...خونواده‌اش را از دست داد

1058
01:11:31,959 --> 01:11:33,558
سريع و پشت سر هم...

1059
01:11:33,759 --> 01:11:34,959
اون كجاست؟

1060
01:11:35,159 --> 01:11:40,279
مفقودالاثره؛ باور كن
من قبلا توي يه كلاس در مورد اون درس دادم

1061
01:11:40,479 --> 01:11:43,759
به اون چند تا نامه نوشتم
حدس مي‌زنم اون يه تارك دنياست؛ گوشه نشينه

1062
01:11:43,960 --> 01:11:47,159
اينجا؛ اينجا اين آخرين كتابيه كه اون نوشته

1063
01:11:47,359 --> 01:11:50,479
به كپي رايت نگاه كن، 10 ساله كه هيچي منتشر نكرده

1064
01:11:50,680 --> 01:11:52,960
اون از اين شهر شناخت داره
اينجا زندگي مي‌كنه؟

1065
01:11:53,159 --> 01:11:54,679
--يه وقتي زندگي مي كرد، بله، ولي حدس مي‌زنم كه

1066
01:11:54,880 --> 01:11:57,880
انتشارات بانكر؛ شماره 2267 خيلبان والاس
اين ناشر اونه؟

1067
01:11:58,080 --> 01:12:01,160
تو گوش نميكني، من گفتم حتي
--اگه پيداش  كني اون نمي

1068
01:12:01,360 --> 01:12:02,759
از كمكتون ممنونم

1069
01:12:02,960 --> 01:12:04,760
اون فقط تراژدي مي‌نويسه

1070
01:12:04,959 --> 01:12:06,360
من به خدا اعتقاد ندارم

1071
01:12:34,481 --> 01:12:37,361
خوب،  داره براي اون آرد مياره

1072
01:12:48,962 --> 01:12:51,562
كي، كجا بودي؟

1073
01:12:52,561 --> 01:12:55,481
...رفتم بيرون سيگار بخرم

1074
01:12:55,682 --> 01:12:58,481
و فهميدم  كه ...
چطوري هارولد كريك را بكشم

1075
01:12:59,682 --> 01:13:01,081
سيگار خريدن؟

1076
01:13:01,282 --> 01:13:04,682
---بيرون كه بودم
...وقتي از فروشگاه اومدم بيرون

1077
01:13:04,962 --> 01:13:07,282
بهم الهام شد...

1078
01:13:07,882 --> 01:13:09,162
چه جوري؟

1079
01:13:09,362 --> 01:13:11,682
خوب، پني
...مانند هر چيزي كه ارزش نوشتن داره

1080
01:13:11,882 --> 01:13:14,962
اين فكر بطور غير قابل توضيح و ...
بدون هيچ روشي به ذهنم رسيد

1081
01:13:15,162 --> 01:13:18,362
صحيح! بعد چي شد؟

1082
01:13:19,242 --> 01:13:23,442
اين كامل و بي‌عيبه، در حقيقت نمي‌تونم باور كنم كه قبلاً بهش فكر نكرده بودم

1083
01:13:23,643 --> 01:13:26,563
...ساده است،  كنايه‌آميز

1084
01:13:27,083 --> 01:13:29,243
...احتمالاً مايه دل شكستگي

1085
01:13:30,562 --> 01:13:31,883
اينه؟

1086
01:13:32,283 --> 01:13:33,243
بله

1087
01:13:33,442 --> 01:13:36,283
اونا را روي برگه‌هاي حقوقي نوشتيد؟
توي اتوبوس

1088
01:13:37,962 --> 01:13:39,243
خوب، بعدش

1089
01:13:42,643 --> 01:13:47,043
خوب بنابراين، امروز تمومش مي‌كنم

1090
01:13:49,163 --> 01:13:50,964
به ناشرها خبر مي‌دم تا بدونند

1091
01:13:51,644 --> 01:13:53,643
مي‌رم وسايلم را جمع كنم

1092
01:13:53,844 --> 01:13:55,843
درك  مي‌كنم

1093
01:14:11,964 --> 01:14:14,444
سلام، سلام، سلام
ممكنه كمكتون كنم؟

1094
01:14:14,644 --> 01:14:16,644
مي‌خواهم با كارن ايفل صحبت كنم

1095
01:14:16,844 --> 01:14:18,244
متاسفم؟
كارم ايفل

1096
01:14:18,444 --> 01:14:20,644
اون يكي از نويسنده گان شماست
مي‌خواهم با اون صحبت كنم

1097
01:14:20,845 --> 01:14:22,765
خوب، آقا، اون اينجا نيست

1098
01:14:22,964 --> 01:14:26,045
نه ، نه ، مي دونم؛ بايد اون را پيدا كنم
بايد بدونم اون كجاست

1099
01:14:26,244 --> 01:14:27,565
ما فقط ناشريم

1100
01:14:27,764 --> 01:14:31,565
درسته؛ البته؛ اما بايد راهي باشه
كه من بتونم با اون تماس بگيرم

1101
01:14:32,164 --> 01:14:34,365
ما آدرسي كه نامه هاي طرفداراش به
اون فرستاده مي‌شه را داريم

1102
01:14:34,565 --> 01:14:36,845
نه، من نمي‌تونم نامه بفرستم؛ فوريه

1103
01:14:37,565 --> 01:14:38,765
اونا از كجا مي شناسيد؟

1104
01:14:39,845 --> 01:14:42,445
من برادرشم
برادر اون؟

1105
01:14:43,045 --> 01:14:45,965
شوهر خواهرش(brother-in-law)
اون خواهر داره؟

1106
01:14:46,765 --> 01:14:49,045
نه ، من با برادر اون ازدواج كردم

1107
01:14:49,966 --> 01:14:52,566
تو اين ايالت نه؛ يه ايالت ديگه

1108
01:14:54,565 --> 01:14:57,845
آقا، من دارم مجبور مي‌شم
كه به شما بگم اينجا را ترك كنيد

1109
01:14:58,046 --> 01:15:00,366
نه، باشه؛ گوش كنيد

1110
01:15:02,166 --> 01:15:07,166
من يكي از شخصيت‌هاي اونم؛ جديدم
من توي كتاب جديدشم

1111
01:15:07,366 --> 01:15:11,766
و اون قصد داره من را بكشه
در واقعيت نه؛ در كتاب

1112
01:15:11,966 --> 01:15:15,566
ولي من فكر كنم اين قضيه واقعا منو مي‌كشه
...بنابراين من مي‌خواهم با اون صحبت كنم

1113
01:15:15,766 --> 01:15:17,966
و از اون بخوام كه اينكار رو متوقف كنه...

1114
01:15:31,566 --> 01:15:34,367
سلام، هارولد؛ پلوور قشنگيه

1115
01:15:37,566 --> 01:15:38,967
سلام ، هارولد؛ تلفن ها خرابند

1116
01:15:39,167 --> 01:15:40,847
هي، هارولد، 19 درصد از 4632...؟

1117
01:15:45,167 --> 01:15:47,447
هي، هارولد، از تعطيلات برگشتي؟

1118
01:15:47,647 --> 01:15:50,047
هي، سرحال به نظر ميرسي

1119
01:15:50,848 --> 01:15:53,247
وحشت زده نگاه مي‌كنه
آره، در به داغونه

1120
01:15:54,847 --> 01:15:56,767
هر جايي‌ كه رفته بوده؛ من يكي نمي‌خوام  برم

1121
01:15:56,967 --> 01:15:58,248
من را براي اونجا ننويس

1122
01:16:01,567 --> 01:16:02,768
اون اصلاً به من محل نمي‌ذاره

1123
01:16:06,448 --> 01:16:08,167
ببين!حالا اينا نگاه كن
داره مي‌ره

1124
01:16:08,448 --> 01:16:09,568
وقتي كه باهامون بودي خوب بود

1125
01:16:33,169 --> 01:16:35,969
اوه، خوش تيپ، تلفنها قطع‌اند
مي‌تونم موبايلت را قرض كنم؟

1126
01:16:36,169 --> 01:16:38,369
خط دهي پايينه
لعنتي

1127
01:16:38,649 --> 01:16:41,049
روبه‌راهي؟
ديو، من به كمكت احتياج دارم

1128
01:16:41,369 --> 01:16:43,969
حتماً، موضوع چيه؟
ميتوني يه كمي پول خرد به من بدي؟

1129
01:16:47,370 --> 01:16:50,370
چند لحظه بعد، هارولد متوجه شد
...كه داره در عرض ميدون عمومي مي‌دوه

1130
01:16:50,569 --> 01:16:52,570
بطرف نزديكترين تلفن سكه‌اي...

1131
01:16:55,850 --> 01:16:57,449
بالاخره‌، اونا پيدا كرد

1132
01:16:59,850 --> 01:17:02,769
ولي وقتي هارولد نزديك تلفن شد
...ديد كه توسط

1133
01:17:02,970 --> 01:17:06,250
يك پيرمرد  هشتاد ساله كه مصممه...
...با دخترش در دنور صحبت كنه اشغال شده

1134
01:17:06,449 --> 01:17:08,570
و براش مهم نيست كه چه مدت طول ميكشه...

1135
01:17:08,770 --> 01:17:11,050
...خوشبختانه، هارولد يه مركز تلفن را

1136
01:17:11,249 --> 01:17:13,050
در تونل مترو خيابان ششم بخاطر آورد...

1137
01:17:13,250 --> 01:17:16,650
اسم نوزادم خانم اپستين نيست
اسم دخترم خانم اپستينه

1138
01:17:34,570 --> 01:17:36,971
اولين تلفن بوق نمي‌خورد

1139
01:17:38,051 --> 01:17:39,851
...دومي به نظر مي‌رسيد با مقداري  ترشحات تازه

1140
01:17:40,051 --> 01:17:41,851
تف مالي شده باشه...

1141
01:17:44,251 --> 01:17:46,371
...هارولد با سومي شماره‌گيري كرد

1142
01:17:46,571 --> 01:17:51,251
و با دقت هر شماره را فشار مي داد ...
تا از صحت اون اطمينان پيدا كنه

1143
01:18:12,772 --> 01:18:14,172
!اونا جواب نده

1144
01:18:14,372 --> 01:18:16,252
مگه بهم نگفتيد اين تلفن هيچ وقت زنگ نمي---؟

1145
01:18:44,453 --> 01:18:46,773
سلام؟
شما كارن ايفل هستيد

1146
01:18:46,973 --> 01:18:48,573
بله
اسم من هارولد كريكه

1147
01:18:48,774 --> 01:18:50,973
من مطمئنم كه شما داريد يه داستان
راجع به من مي‌نويسيد

1148
01:18:51,973 --> 01:18:55,773
متاسفم؟
اسم من هارولد كريكه

1149
01:18:56,454 --> 01:18:58,973
اين يه شوخيه؟
نه

1150
01:18:59,174 --> 01:19:02,253
نه من براي آي.آر.اس كار ميكنم
دوشيزه ايفل، اسم من هارولد كريكه

1151
01:19:02,454 --> 01:19:05,854
وقتي، سر كار، سراغ پرونده‌ها مي‌رم
صداي يه اقيانوس ژرف و بي‌پايان را مي‌شنوم

1152
01:19:06,054 --> 01:19:08,854
!-اوه،  خد‌‌
دوشيزه ايفل؟

1153
01:19:09,854 --> 01:19:11,374
الو؟

1154
01:19:11,574 --> 01:19:13,774
دوشيزه ايفل؟ الو؟

1155
01:19:21,054 --> 01:19:22,254
اجازه بده بياد تو

1156
01:19:34,975 --> 01:19:36,254
سلام

1157
01:19:36,775 --> 01:19:37,855
سلام

1158
01:19:39,055 --> 01:19:40,774
من پني ام؛ دستيار كاترين هستم

1159
01:19:40,975 --> 01:19:43,855
اوه، من هارولدم؛ شخصيت اصلي اون

1160
01:20:02,256 --> 01:20:03,855
اوه، خداي من

1161
01:20:07,655 --> 01:20:09,256
اوه، خداي من

1162
01:20:10,656 --> 01:20:12,256
اوه، خداي من

1163
01:20:17,456 --> 01:20:18,736
دوشيزه ايفل؟

1164
01:20:19,136 --> 01:20:22,336
موهات؛ چشمات

1165
01:20:23,656 --> 01:20:25,136
انگشتات

1166
01:20:27,456 --> 01:20:29,336
كفشات

1167
01:20:32,457 --> 01:20:33,657
سلام

1168
01:20:37,856 --> 01:20:39,857
من هارولد كريكم

1169
01:20:40,657 --> 01:20:42,337
مي‌دونم

1170
01:20:44,337 --> 01:20:45,537
چطوري من را پيدا كردي؟

1171
01:20:46,537 --> 01:20:49,937
ما شما را حدود يه ذره بيشتر از 10 سال پيش
...حسابرسي كرديم

1172
01:20:50,137 --> 01:20:52,137
شماره شما توي پرونده بود...

1173
01:20:52,338 --> 01:20:57,057
متاسفم
ولي بطور باورنكردني عجيبه

1174
01:20:57,258 --> 01:20:58,857
چيز جديدي بهم نمي‌گيد

1175
01:20:59,537 --> 01:21:01,658
فكر نكردي كه ديوانه‌اي؟

1176
01:21:02,338 --> 01:21:03,858
تقريباً

1177
01:21:04,057 --> 01:21:07,538
اما بعد از اون در مورد همه‌چي درست مي‌گفتي
دقيقاً همه‌چي

1178
01:21:07,858 --> 01:21:09,937
و بعد گفتيد
"اون يه ذره هم نمي‌دونست"

1179
01:21:10,258 --> 01:21:14,338
اون يه ذره هم نمي‌دونست؟
آره؛ اين يه داناي كله

1180
01:21:14,938 --> 01:21:16,138
يا مسيح

1181
01:21:16,338 --> 01:21:19,738
به عبارت ديگه به اين معنيه، خوب، شما
كس ديگه‌اي را علاوه بر من مي‌شناسيد

1182
01:21:20,138 --> 01:21:22,738
حداقل اين چيزيه كه
پروفسور هيلبرت گفت

1183
01:21:22,939 --> 01:21:25,058
پروفسور هيلبرت؟

1184
01:21:25,338 --> 01:21:27,059
پروفسور جولز هيلبرت؟
آره

1185
01:21:28,338 --> 01:21:30,258
آره ،  اون عاشق كتاباي شماست

1186
01:21:31,139 --> 01:21:34,139
--من عاشق نامه‌هاي اونم؛ من نمي

1187
01:21:34,338 --> 01:21:36,339
بنابراين شما مي‌فهميد كه چرا
...من مجبور بودم شما را پيدا كنم

1188
01:21:36,538 --> 01:21:39,739
و ازتون بخوام كه من را نكشيد...
چي؟

1189
01:21:40,258 --> 01:21:43,139
منظورم اينه كه،  معلومه شما هنوز پايان را ننوشته ايد

1190
01:21:44,139 --> 01:21:45,139
...هارولد

1191
01:21:45,339 --> 01:21:49,539
منظورم اينه كه، الان با توجه به اينكه شما من را ملاقات
...كرده‌ايد و مي‌بينيد كه من وجود دارم

1192
01:21:49,739 --> 01:21:51,740
ديگه قصد كشتن من را نداريد، درسته؟...

1193
01:21:54,659 --> 01:21:56,339
نوشته‌ايد؟

1194
01:21:56,859 --> 01:21:58,460
---من مي‌تونم
نه

1195
01:21:58,659 --> 01:22:00,139
نوشته‌ايد؟
يه نماي كلي دارم

1196
01:22:00,739 --> 01:22:02,540
باشه!ولي اين فقط يك طرح كليه، درسته؟

1197
01:22:02,739 --> 01:22:04,340
آره ، تقريبا
تقريبا؟

1198
01:22:04,539 --> 01:22:06,140
فقط تايپ نشده
تايپ نشده!؟

1199
01:22:06,339 --> 01:22:07,860
ممكنه خوب باشه
اين يعني چه؟

1200
01:22:08,060 --> 01:22:11,460
متاسفم، من دارم سعي ميكنم يه كتاب بنويسم
منظورت چيه كه خوب باشه؟

1201
01:22:11,659 --> 01:22:13,660
منظورتون اينه كه متاسفيد؟
كاترين

1202
01:22:13,860 --> 01:22:15,660
اجازه بده اونا بخونه

1203
01:22:18,460 --> 01:22:20,260
اجازه بده اونا بخونه

1204
01:22:35,061 --> 01:22:37,541
اون را پيدا كردي؟
آره

1205
01:22:37,941 --> 01:22:41,341
و؟
من ممكنه الان مرده باشم

1206
01:22:41,541 --> 01:22:43,340
فقط تايپ نشده...

1207
01:22:44,341 --> 01:22:45,341
اونه؟

1208
01:22:47,461 --> 01:22:48,741
خونديش؟

1209
01:22:48,941 --> 01:22:51,261
سعي كردم، ولي نتونستم

1210
01:22:52,741 --> 01:22:54,741
مجبوري بخونيش

1211
01:22:55,262 --> 01:22:57,862
شما بايد به من بگيد كه بايد چكار كنم يا چكار نكنم

1212
01:22:58,341 --> 01:23:00,862
...اي كاش بتونم جلوش را بگيرم

1213
01:23:02,261 --> 01:23:04,142
اگه شانس بيارم...

1214
01:23:04,662 --> 01:23:06,141
خواهش مي‌كنم

1215
01:23:12,942 --> 01:23:14,462
باشه

1216
01:23:15,062 --> 01:23:16,262
باشه

1217
01:23:55,143 --> 01:23:57,263
و اين يونيفورم شماست

1218
01:23:58,464 --> 01:24:01,263
برو بسلامت؛ بنتا بيرونه، بعداً كمدتون را بهتون واگذار ميكنه

1219
01:24:03,463 --> 01:24:06,343
ركاب بزن
من حاضرم

1220
01:25:03,665 --> 01:25:05,345
پروفوسور هيلبرت؟

1221
01:25:07,265 --> 01:25:09,546
سلام هارولد
سلام

1222
01:25:11,466 --> 01:25:12,746
خسته بنظر مي رسي

1223
01:25:13,545 --> 01:25:15,865
نه، نه، فقط آرومم

1224
01:25:19,266 --> 01:25:21,146
هارولد، متاسفم

1225
01:25:24,866 --> 01:25:26,547
تو بايد بميري

1226
01:25:27,546 --> 01:25:28,747
چي؟

1227
01:25:28,946 --> 01:25:31,467
اين شاهكارشه

1228
01:25:33,746 --> 01:25:38,946
...اين احتمالاٌ مهمترين داستان دوران سراسيمه زندگي اونه

1229
01:25:39,147 --> 01:25:42,867
و اين به هيچ وجه خوب نيست مگر اينكه تو در اخر فيلم بميري...

1230
01:25:43,947 --> 01:25:45,747
...من به كرات اونا خوندم

1231
01:25:45,947 --> 01:25:49,547
و ميدونم كه چقدر شنيدنش براي تو سخته

1232
01:25:53,667 --> 01:25:56,868
شما از من  ميخواين كه
دونسته با مرگم روبرو بشم؟

1233
01:25:57,948 --> 01:25:59,667
بله

1234
01:26:01,147 --> 01:26:02,748
واقعا؟

1235
01:26:03,747 --> 01:26:05,068
بله

1236
01:26:14,748 --> 01:26:19,268
...من فكر كردم  شما
من فكر كردم شما يه راهي پيدا مي‌كنيد

1237
01:26:20,348 --> 01:26:21,668
متاسفم ، هارولد

1238
01:26:24,468 --> 01:26:29,068
نمي تونيم يه تلاشي بكنيم و ببينيم كه مي تونه اونا تغيير بده يا نه؟

1239
01:26:29,268 --> 01:26:31,669
نه
نه؟

1240
01:26:31,868 --> 01:26:33,268
...هارولد

1241
01:26:34,149 --> 01:26:37,469
در روند كلي اين مهم نيست...

1242
01:26:39,668 --> 01:26:42,428
!چرا ،  مهمه
نه

1243
01:26:44,549 --> 01:26:46,549
من ميتونم تغييرش بدم

1244
01:26:48,749 --> 01:26:50,869
من مي تونم كارما ول كنم

1245
01:26:51,029 --> 01:26:53,749
من مي‌تونم با آنا فرار كنم

1246
01:26:54,149 --> 01:26:56,749
ميتونم يه نفر ديگه باشم

1247
01:26:57,549 --> 01:26:59,670
هارولد ،  به من گوش كن

1248
01:26:59,830 --> 01:27:02,229
من نمي تونم الان بميرم

1249
01:27:04,870 --> 01:27:07,350
اين زمان‌بندي خيلي بديه

1250
01:27:09,749 --> 01:27:12,830
هيچ كس تمايل به مردن نداره،  هارولد
...ولي متاسفانه ما مي ميريم

1251
01:27:14,750 --> 01:27:16,230
هارولد...

1252
01:27:16,950 --> 01:27:18,830
هارولد، به من گوش كن

1253
01:27:21,030 --> 01:27:24,150
هارولد، تو يه روزي يه جاي مي ميري

1254
01:27:24,350 --> 01:27:26,550
نارسايي قلبي در بانك

1255
01:27:27,030 --> 01:27:29,230
خفه شدن توي يك معدن طلا

1256
01:27:30,150 --> 01:27:33,431
كمي طولاني تر، در اثر يه بيماري مزمن توي تعطيلات تموم مي كني

1257
01:27:33,630 --> 01:27:37,430
تو  در آينده مي ميري؛ تو حتماً مي‌ميري

1258
01:27:38,231 --> 01:27:41,751
حتي اگه از اين مرگ جلوگيري كني
يه مرگ ديگه تو را پيدا مي كنه

1259
01:27:41,950 --> 01:27:47,751
...و من تضمين مي كنم كه اون به اين اندازه شاعرانه يا معني دار نيست

1260
01:27:48,151 --> 01:27:50,151
كه اون نوشته...

1261
01:27:53,431 --> 01:27:55,351
...متاسفم

1262
01:27:56,551 --> 01:27:59,231
ولي اين سرشت تمام تراژديهاست...
هارولد

1263
01:28:00,231 --> 01:28:04,031
قهرمان مي ميره
ولي داستان براي هميشه زنده مي مونه

1264
01:28:42,553 --> 01:28:46,753
درست اونجا يه صندلي خالي هست
نه ، من ميخوام اينجا بشينم

1265
01:29:22,434 --> 01:29:23,754
کاترين؟

1266
01:29:35,355 --> 01:29:36,754
کاترين؟

1267
01:29:39,435 --> 01:29:42,235
تو فكر ميكني من تاحالا
چند نفرا  كشتم؟

1268
01:29:44,355 --> 01:29:46,634
کاترين
چند تا؟

1269
01:29:47,155 --> 01:29:48,435
نمي دونم
هشت تا

1270
01:29:49,234 --> 01:29:53,435
-- کاترين -
من هشت نفرا كشته ام؛ من شمردم

1271
01:29:54,035 --> 01:29:55,755
اونها افسانه‌ايند؛ پاشو

1272
01:29:55,955 --> 01:29:57,955
هارولد كريك افسانه نيست

1273
01:29:58,435 --> 01:30:01,156
اون افسانه نيست، پني

1274
01:30:02,236 --> 01:30:06,236
هر كتابي كه تا حالا من نوشته ام با مرگ يه نفر تموم مي‌شه
هر كسي

1275
01:30:07,036 --> 01:30:09,435
حتي افراد خيلي خوب هم

1276
01:30:09,636 --> 01:30:13,636
يه كتاب درباره هلن؛ معلم مدرسه

1277
01:30:14,755 --> 01:30:19,956
من اونا كشتم
روز قبل از تعطيلات تابستاني

1278
01:30:20,636 --> 01:30:22,756
چقدر بيرحمانست؟

1279
01:30:23,236 --> 01:30:26,556
و مهندس ساختمان ،  ادوارد

1280
01:30:26,756 --> 01:30:28,236
...كسي كه من با

1281
01:30:28,436 --> 01:30:33,956
يه حمله قلبي در ساعات شلوغ رفت و آمد تو دام انداختم...

1282
01:30:37,757 --> 01:30:39,756
...من كشتم

1283
01:30:40,836 --> 01:30:42,957
پني ،  من تمام اونا را كشتم

1284
01:30:42,981 --> 01:30:52,981
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

1285
01:31:16,757 --> 01:31:19,158
دوشيزه ايفل؟  دوشيزه ايفل؟

1286
01:31:20,438 --> 01:31:22,358
هارولد
سلام

1287
01:31:22,558 --> 01:31:25,958
من تازه تمومش كرم
...تو

1288
01:31:26,158 --> 01:31:28,958
آره، من تمام اونا توي اتوبوس يكمرتبه اي خوندم

1289
01:31:29,838 --> 01:31:31,559
!دوست داشتنيه

1290
01:31:31,758 --> 01:31:33,838
من قسمت راجع به گيتار را دوست دارم

1291
01:31:34,959 --> 01:31:38,758
---خوب ، ممنون،  ممنون  خو
--خوب ،  گوش كن ، من

1292
01:31:39,039 --> 01:31:43,559
نه، من اونا خوندم و دوسش داشتم
و تنها يه راه داره كه مي تونه تموم بشه

1293
01:31:44,358 --> 01:31:47,959
...منظورم اينه كه، من سابقه زيادي  در همه جنبه هاي ادبيات ندارم

1294
01:31:48,158 --> 01:31:50,039
ولي اين به اندازه كافي ساده به نظر مي‌رسه ...

1295
01:31:53,039 --> 01:31:56,439
من كتاب شما را دوست دارم
...و فكر مي كنم بايد تمومش كنيد

1296
01:32:13,760 --> 01:32:15,640
...شب قبل از مرگ او

1297
01:32:15,840 --> 01:32:19,439
هارولد بطور غير منتظره‌اي رفت
سراغ يكسري كارهاي معمولي

1298
01:32:20,960 --> 01:32:23,440
اون بازرسي هاي عقب افتاده اش را تموم كرد

1299
01:32:25,360 --> 01:32:27,960
چندتا تلفن عقب افتاده زد

1300
01:32:28,160 --> 01:32:31,960
گوش كن، برنامه شما محدوديت سني داره؟

1301
01:32:32,560 --> 01:32:34,960
و او به طرف دوشيزه پاسكال رهسپار شد

1302
01:32:35,160 --> 01:32:38,441
جايي كه او برايش خوراك گوشت و پودينگ  شكلاتي درست كرده بود...

1303
01:32:38,640 --> 01:32:41,241
و دونفري به تماشاي فيلمهاي قديمي پرداختند

1304
01:32:43,040 --> 01:32:44,641
بعدازظهري به اندازه كافي، دلپذير بود

1305
01:32:44,960 --> 01:32:48,761
به بيان ديگر، كاملاً معمولي به نظر مي‌رسيد

1306
01:32:49,441 --> 01:32:52,841
در واقع تنها چيزي كه اين شب را پر معني مي‌سازد

1307
01:32:53,040 --> 01:32:55,361
صبح قبلي آن بود...

1308
01:33:01,041 --> 01:33:03,361
مجبورم بهت يه چيزي بگم

1309
01:33:03,561 --> 01:33:04,841
مجبوري؟

1310
01:33:05,762 --> 01:33:07,441
بايد بگم

1311
01:33:08,242 --> 01:33:11,362
يه رازه
تا حدي

1312
01:33:11,561 --> 01:33:13,042
بهم بگو

1313
01:33:14,721 --> 01:33:16,722
بهت عشق مي‌ورزم

1314
01:33:19,922 --> 01:33:22,042
من هم بهت عشق ميورزم

1315
01:33:24,722 --> 01:33:28,162
اين بود؟
نه

1316
01:33:29,362 --> 01:33:31,122
من بايد اين را بهت بگم

1317
01:33:31,362 --> 01:33:33,922
فقط ازت مي‌خواهم كه به دقت گوش بدي

1318
01:33:34,163 --> 01:33:35,762
باشه

1319
01:33:37,043 --> 01:33:41,242
...مي‌توني مقدار غذايي را كه مثل يه بخشنده نيكوكار

1320
01:33:41,443 --> 01:33:43,923
ميبخشي را كم كني...
!هارولد

1321
01:33:44,123 --> 01:33:49,443
نه، نه، نه. در حقيقت اين مقدارش خيلي بشتر از اون چيزيه كه براي خودت نگه مي‌داري

1322
01:33:49,643 --> 01:33:51,843
و اين هيچ قانون مالياتي را نقض نمي‌كنه

1323
01:33:52,043 --> 01:33:56,243
هارولد، نكته در اينه كه قانون مالياتي را نقض كني

1324
01:33:56,443 --> 01:33:59,843
آنا، من هم مي‌خواهم دنيا را تبديل به يه جايه بهتري بكنم

1325
01:34:00,723 --> 01:34:03,924
فكر كنم اين راه تو را بيرون از زندان نگه مي‌داره

1326
01:34:07,924 --> 01:34:09,443
باشه

1327
01:34:10,043 --> 01:34:11,523
باشه؟

1328
01:34:11,724 --> 01:34:13,244
آره
باشه

1329
01:34:13,443 --> 01:34:17,123
...اگه تو اومدي اينجا

1330
01:34:17,324 --> 01:34:21,523
تا درمورد ماليات توي گوشم حرف بزني...

1331
01:34:21,724 --> 01:34:24,044
بخاطر اينكه من خيلي به تو علاقه دارم

1332
01:34:24,044 --> 01:34:34,044
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

1333
01:35:47,047 --> 01:35:50,727
:از چند هفته پيش تا حالا خيلي چيزها براي هارولد عوض شده

1334
01:35:50,927 --> 01:35:52,927
گرايش و برخورد او نسبت به كار

1335
01:35:53,127 --> 01:35:55,447
اعتياد او به شمردن

1336
01:35:55,727 --> 01:35:57,527
زندگي عشقي او

1337
01:36:01,647 --> 01:36:05,048
اما علاوه بر اين دگرگوني‌ها
...مهمترين تغييري كه هارولد كريك

1338
01:36:05,247 --> 01:36:10,248
...كرده بود اين بود كه امروز در رفتن به سر كار...

1339
01:36:10,447 --> 01:36:14,928
دير به اتوبوس 8:17 كرونكر  نرسيد...

1340
01:36:17,528 --> 01:36:19,248
...چيزي كه هارولد در مورد

1341
01:36:19,448 --> 01:36:21,848
...چهارشنبه چهار هفته پيش نفهميد...

1342
01:36:22,048 --> 01:36:24,848
...اين بود كه ساعتي كه او در خيابان از مردي پرسيد...

1343
01:36:25,048 --> 01:36:28,728
در حقيقت سه دقيقه كامل جلوتر از زمان واقعي بود...

1344
01:36:28,928 --> 01:36:31,248
...و در نتيجه سه دقيقه بعد...

1345
01:36:31,448 --> 01:36:36,128
از زماني بود كه قبل از آن زندگي و ساعت هارولد با آن تنظيم شده بود...

1346
01:36:37,248 --> 01:36:39,648
اين يكي از بزرگترين اشتباهات نيست

1347
01:36:41,048 --> 01:36:44,328
...اما اگر هارولد ساعت را روي زمان اشتباه تنظيم نكرده بود

1348
01:36:44,529 --> 01:36:48,129
دوباره به سختي به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسيد

1349
01:36:48,728 --> 01:36:50,849
و در آن جمعه خاص، نمي‌توانست به ايستگاه اتوبوس

1350
01:36:51,048 --> 01:36:54,249
درست در ساعت 8:14 برسد...

1351
01:36:54,449 --> 01:36:55,929
ببخشيد

1352
01:36:59,929 --> 01:37:01,649
هارولد؟

1353
01:37:03,049 --> 01:37:05,130
...وگرنه در غير اين صورت اتفاقي قابل چشم پوشي

1354
01:37:05,729 --> 01:37:07,330
به جاي اتفاقي غير قابل باور رخ مي‌داد...

1355
01:37:41,130 --> 01:37:43,450
!اوه، خداي من، اوه خداي من

1356
01:37:43,651 --> 01:37:45,331
از همتون مي‌خواهم كه همان جايي كه هستيد باستيد

1357
01:37:45,530 --> 01:37:47,051
بيا، پسرم

1358
01:37:52,251 --> 01:37:54,851
چه اتفاقي افتاد؟ من نديدمش
تقصير تو نبود

1359
01:37:55,051 --> 01:37:57,331
او داشت تلاش مي‌كرد به يه پسر كمك كنه
سرپرستت را خبر كن

1360
01:37:57,531 --> 01:37:58,731
باورم نمي‌شه

1361
01:37:58,931 --> 01:38:01,451
فكر كنم همش تقصير من بود
نه، نبود

1362
01:38:01,651 --> 01:38:02,851
حالش خوبه؟

1363
01:38:03,051 --> 01:38:05,851
به نظر مي‌آيد كه داره نفس مي‌كشه
فكر نكنم كه نفس بكشه

1364
01:38:06,052 --> 01:38:07,331
اوه، خداي من

1365
01:38:22,332 --> 01:38:23,452
بيا تو

1366
01:38:27,132 --> 01:38:28,252
ببخشيد

1367
01:38:32,052 --> 01:38:34,252
شما پروفسور هيلبرت هستيد؟

1368
01:38:35,933 --> 01:38:37,332
بله

1369
01:38:39,653 --> 01:38:42,132
سلام. من كارن ايفل هستم

1370
01:38:42,933 --> 01:38:47,333
فكر كنم ما يه آشنايي دوطرفه داشتيم

1371
01:38:48,732 --> 01:38:50,932
خواهش ميكنم بشينيد

1372
01:38:51,933 --> 01:38:54,453
...نه، من فقط اومدم

1373
01:38:55,533 --> 01:38:56,933
اينجا

1374
01:39:00,253 --> 01:39:03,133
اينه؟
بله

1375
01:39:04,053 --> 01:39:05,733
آيا شما اين را خونديد؟

1376
01:39:07,333 --> 01:39:09,053
خوبه؟

1377
01:39:12,534 --> 01:39:14,054
بله

1378
01:39:16,654 --> 01:39:21,534
من، فكر مي‌كنم كه شايد شما علاقه‌مند به يه پايان جديد هستيد

1379
01:39:34,054 --> 01:39:35,934
عصر بخير

1380
01:39:36,855 --> 01:39:38,654
اوه، سلام

1381
01:39:39,254 --> 01:39:41,534
كار شجاعانه زيبايي را انجام داديد

1382
01:39:44,655 --> 01:39:47,655
پريدن جلوي اتوبوس كار دليرانه زيبايي بود

1383
01:39:49,255 --> 01:39:51,935
يه نوع حماقته، اما دليرانه و قشنگه

1384
01:39:52,135 --> 01:39:53,855
اوه، بله

1385
01:39:54,735 --> 01:39:56,415
اون پسر حالش خوبه؟

1386
01:39:56,655 --> 01:39:58,815
اون خوبه. فقط چندتا خراش داره

1387
01:39:59,055 --> 01:40:00,655
اوه، خوبه

1388
01:40:03,135 --> 01:40:04,655
من خوبم؟

1389
01:40:05,615 --> 01:40:07,535
خوب، تو نمردي

1390
01:40:07,735 --> 01:40:10,535
...به عبارت ديگه، به نظر ميآيد كه سرت را شكستي

1391
01:40:10,736 --> 01:40:12,935
... سه تا استخون پا و ساق را شكستي ...

1392
01:40:13,135 --> 01:40:15,815
... چهارتا دنده شكسته و شكستگي بازوي چپ ...

1393
01:40:16,015 --> 01:40:19,935
و بريدگي شريان در سمت راستي كه بايد تو چند دقيقه تو را مي‌كشته ...

1394
01:40:20,136 --> 01:40:21,335
...اما به طور شگفت آوري

1395
01:40:21,536 --> 01:40:24,216
...تكه فلزي از ساعت شما، سرخرگ را بند آورده...

1396
01:40:24,416 --> 01:40:27,335
... و خونريزي را كاهش داده، آنقدر كه زنده بماني ...

1397
01:40:27,536 --> 01:40:29,016
و اين خيلي خوبه...

1398
01:40:30,336 --> 01:40:32,616
آره
...بنابراين با كمي ورزش درماني

1399
01:40:32,816 --> 01:40:35,536
و چند ماه استراحت، بايد خوب بشي

1400
01:40:35,936 --> 01:40:39,016
خوب، تا حدي. ما نتونستيم كه خرده ساعت را

1401
01:40:39,216 --> 01:40:42,137
از بازوي شما، به علت ريسك شديد آسيب شرياني خارج كنيم

1402
01:40:42,336 --> 01:40:44,617
شما خوب خواهيد شد
...فقط يه تكه ساعت خواهيد داشت

1403
01:40:44,816 --> 01:40:47,136
كه تا پايان عمر در بازويتان كاشته شده...

1404
01:40:47,737 --> 01:40:50,617
شما خيلي خوش شانس هستيد كه زنده مونديد، آقاي كريك

1405
01:40:51,537 --> 01:40:52,537
آره

1406
01:40:56,737 --> 01:41:00,137
دكتر مركاتور، آقاي كريك ملاقاتي دارند
حتماً

1407
01:41:01,137 --> 01:41:04,617
!خداي من، هارولد
هي

1408
01:41:07,417 --> 01:41:10,137
من خوبم، همه چيز روبه‌راهه
هارولد

1409
01:41:10,337 --> 01:41:11,817
من خوبم

1410
01:41:12,018 --> 01:41:14,618
هارولد. تو خوب نيستي

1411
01:41:14,817 --> 01:41:18,218
!به خودت نگاه كن. شديداً زخمي شدي

1412
01:41:18,417 --> 01:41:21,417
نه، من خوبم
چه ---؟ چه اتفاقي افتاد؟

1413
01:41:22,617 --> 01:41:24,218
پريدم جلوي اتوبوس

1414
01:41:24,417 --> 01:41:27,218
چي؟ براي چي؟

1415
01:41:27,417 --> 01:41:31,018
اونجا يه پسر بود
مجبور شدم كه اون را از سر راه كنار بزنم

1416
01:41:31,218 --> 01:41:33,338
چي؟

1417
01:41:34,218 --> 01:41:37,419
مجبور بودم كاري بكنم كه اون پسر آسيب نبينه

1418
01:41:40,938 --> 01:41:43,938
تو براي نجات يه پسر پريدي جلوي اتوبوس؟

1419
01:41:44,939 --> 01:41:46,938
چاره ديگه‌اي نداشتم

1420
01:41:47,218 --> 01:41:48,818
مجبور بودم

1421
01:42:03,219 --> 01:42:06,339
!خو... خوبه

1422
01:42:07,619 --> 01:42:10,340
شگفت آور و عظيم نيست
نه

1423
01:42:10,539 --> 01:42:13,019
خوبه. بد نيست

1424
01:42:13,419 --> 01:42:16,819
...شگفت‌انگيزترين قطعه ادبي انگليسي در چند سال اخير نيست

1425
01:42:17,020 --> 01:42:19,340
اما خوبه...

1426
01:42:21,420 --> 01:42:22,340
...ميدوني

1427
01:42:24,820 --> 01:42:27,140
فكر كنم همين "خوبه" برام كافيه...

1428
01:42:27,340 --> 01:42:29,820
به هر حال با بقيه كتاب رابطه منطقي نداره

1429
01:42:30,020 --> 01:42:32,620
نه، نه هنوز. بقيه كتاب را بازنويسي مي‌كنم

1430
01:42:32,820 --> 01:42:35,220
...دستيارم گفته كه مي‌ره پيش ناشر و

1431
01:42:35,420 --> 01:42:37,940
درخواست وقت بيشتري مي‌كنه...
براي چي؟

1432
01:42:38,340 --> 01:42:40,020
نميدونم. اما بينهايت فكر خوبيه

1433
01:42:40,221 --> 01:42:42,740
نه، براي چي كتاب را تغيير دادي؟

1434
01:42:45,141 --> 01:42:46,620
به دلايل متعدد

1435
01:42:46,941 --> 01:42:49,620
متوجه شدم كه نمي‌توانم اين كار را بكنم

1436
01:42:50,941 --> 01:42:52,941
بخاطر اينكه اون واقعيه؟

1437
01:42:53,420 --> 01:42:56,221
....بخاطر اينكه اين كتاب در مورد مرديه

1438
01:42:56,421 --> 01:42:59,421
كه نمي‌دونه در آستانه مردنه، و بعد مي‌ميره

1439
01:42:59,621 --> 01:43:03,341
...آما اگه مرد بدونه كه در آستانه مردنه و به حر حال مي‌ميره

1440
01:43:03,541 --> 01:43:05,941
از روي ميل مي‌ميره...
...بدونه كه مي‌تونه جلوشا بگيره، اونوقت

1441
01:43:07,741 --> 01:43:11,741
منظورم اينه كه آيا اين از اون مردهايي نيست كه تو مي‌خواهي زنده نگه داري؟

1442
01:43:14,141 --> 01:43:16,941
...وقتي كه هارولد يه گاز از كلوچه شكري باواريا گرفت

1443
01:43:17,142 --> 01:43:21,141
سرانجام فهميد كه همه چيز به سمت خوبي پيش مي‌ره...

1444
01:43:22,142 --> 01:43:25,742
...بعضي اوقات، وقتي خودمونا توي ترس و نو‌ميدي مي‌بازيم

1445
01:43:25,941 --> 01:43:28,342
... در كارهاي روتين و يكجانشيني...

1446
01:43:29,422 --> 01:43:31,622
... در ياس و مصيبت ...

1447
01:43:32,222 --> 01:43:35,742
مي‌تونيم از خدا بخاطر كلوچه شكري باواريا تشكر كنيم

1448
01:43:36,542 --> 01:43:39,223
...و خوشبختانه، وقتي كلوچه نيست

1449
01:43:39,422 --> 01:43:44,143
...ميتونيم اطميناني را در احساس دست آشنايي بر روي پوستمان پيدا كنيم...

1450
01:43:45,542 --> 01:43:47,543
...يا در يه جور اشاره عاشقونه...

1451
01:43:51,342 --> 01:43:52,743
...يا در يه دلگرمي لطيف...

1452
01:43:57,143 --> 01:43:59,423
...يا در يه آغوش كشيدن محبت آميز...

1453
01:44:01,743 --> 01:44:04,543
يا در بخشيدن آسودگي...

1454
01:44:05,343 --> 01:44:09,023
...سواي از تخت چرخدار بيمارستان

1455
01:44:11,023 --> 01:44:13,143
... و گيره‌هاي بيني ...

1456
01:44:19,824 --> 01:44:22,224
...و شيريني دانماركي خورده نشده...

1457
01:44:24,344 --> 01:44:26,423
... و اسراري كه به آرومي گفته مي‌شوند ...

1458
01:44:30,344 --> 01:44:33,224
... و فندر استروكاستر ...

1459
01:44:33,824 --> 01:44:38,544
و شايد بخش‌هاي اتفاقي يك داستان

1460
01:44:39,624 --> 01:44:41,944
...و ما بايد به ياد داشته باشيم كه همه اينها

1461
01:44:42,144 --> 01:44:44,345
...نكات دقيق و ظريف، اختلاف سمتها و زيركيها...

1462
01:44:44,544 --> 01:44:46,545
...كه ما فكر مي‌كنيم فقط براي پر كردن روزهايمان هستند....

1463
01:44:46,744 --> 01:44:51,144
در حقيقت براي هدف والاتري وجود دارند

1464
01:44:51,424 --> 01:44:54,625
اونها هستند تا زندگي ما را نجات بدهند

1465
01:44:55,224 --> 01:44:57,825
ميدونم كه اين ديدگاه به نظر عجيب مي‌آيد

1466
01:44:58,025 --> 01:45:01,625
اما اين را هم مي‌دونم كه اين اتفاق افتاد و در نتيجه درسته

1467
01:45:02,625 --> 01:45:04,145
:و اين اتفاق اين بود كه

1468
01:45:04,169 --> 01:45:16,169
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

