﻿1
00:01:00,570 --> 00:01:08,570
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:01:08,681 --> 00:01:12,977
روزي روزگاري, در سرزميني دوردست, خيلي دور

3
00:01:17,857 --> 00:01:21,402
نه, مثل اين. دارم شوخي ميکنم

4
00:01:21,944 --> 00:01:24,864
اما ميخوام يه داستاني رو براي شما تعريف کنم

5
00:01:25,948 --> 00:01:30,076
اين داستان شما نيست
اين داستان من است

6
00:01:30,077 --> 00:01:34,373
داستاني که مثلش رو تا حالا هيچ جا نديديد

7
00:01:35,541 --> 00:01:38,585
اما شما يه داستان درست حسابي ميخوايد, ها؟

8
00:01:38,586 --> 00:01:40,670
پس بايد يه چيزهايي رو

9
00:01:40,671 --> 00:01:43,799
از مردمم وسرزمينم بگم.

10
00:01:45,301 --> 00:01:50,681
بعدش شما ميتونيد اين
داستان رو درک کنيد وبفهميد

11
00:01:55,061 --> 00:01:59,190
اين سرزمين از ابتدا شروع شد

12
00:02:00,399 --> 00:02:05,071
يورلونگور, اين آب عظيم گوانا
به اينجا رسيد
Yurlunggur, that Great Water Goanna,
he travelled here.

13
00:02:07,365 --> 00:02:11,452
بعدش تمام اين سرزمين را ساخت

14
00:02:12,453 --> 00:02:14,497
اين آب را ساخت

15
00:02:15,206 --> 00:02:17,624
واين باتلاق رو که

16
00:02:17,625 --> 00:02:21,921
به درازا امتداد مي يابد وبه ما زندگي ميدهد

17
00:02:37,186 --> 00:02:41,649
من از چاله آبي که يورلونگور
در اين سرزمين ساخته مي آيم

18
00:02:44,693 --> 00:02:48,322
من مثل يک ماهي کوچک
در چاله آبي در جستجو بودم

19
00:02:52,701 --> 00:02:56,789
بعدش پدرم نزديک چاله آب من آمد

20
00:02:57,039 --> 00:02:59,624
ازش مادرم را خواستم

21
00:02:59,625 --> 00:03:02,503
ميخواستم دوباره متولد بشم

22
00:03:05,589 --> 00:03:09,718
پدرم به يکي از همسرانش اشاره کرد

23
00:03:09,802 --> 00:03:13,180
او مادر توست, به من گفت

24
00:03:15,015 --> 00:03:17,934
من تا رسيدن زماان مناسب منتظر ماندم...

25
00:03:17,935 --> 00:03:21,772
وبه سادگي رفتم به درون مهبل اش

26
00:03:27,820 --> 00:03:31,823
بعدش پدرم يک رويا داشت

27
00:03:31,824 --> 00:03:37,580
که اون رويا بهش اجازه داد تا بدونه
که او يه چيز کوچکي درونش داشت

28
00:03:38,455 --> 00:03:41,917
اون چيز کوچک من بودم

29
00:03:46,172 --> 00:03:51,343
وقتي که بميرم, به چاله آبم برميگردم

30
00:03:51,635 --> 00:03:55,723
در آنجا منتظر خواهم بود, مثل يک ماهي کوچک

31
00:03:55,764 --> 00:03:58,350
منتظر تولدي دوباره

32
00:04:01,812 --> 00:04:05,523
اين چيزارو نميدونستيد, مگه نه؟

33
00:04:05,524 --> 00:04:07,568
اما يه حقيقتِ

34
00:04:07,902 --> 00:04:12,823
هميشه واسه مردمم اينگونه بوده

35
00:04:13,365 --> 00:04:16,702
حالا بايد بفهميم که اين داستان کجاست...

36
00:04:16,744 --> 00:04:19,204
داستاني که ميخوام براي شما تعريف کنم

37
00:04:20,748 --> 00:04:24,126
بايد به گذشته هاي دور برگرديم

38
00:04:25,628 --> 00:04:28,839
به زمان اجدادم

39
00:04:32,490 --> 00:04:36,116
ده قايق ران

40
00:04:44,897 --> 00:04:48,776
شيششششش... حالا گوش کن

41
00:04:50,861 --> 00:04:53,906
ميتوانم صداشون رو بشنوم, دارند ميان

42
00:04:54,490 --> 00:04:56,116
اجدادم

43
00:05:28,691 --> 00:05:33,153
ايني که عاقل به نظر ميرسه اسمش مينيگولولوست

44
00:05:35,656 --> 00:05:39,243
بعدش برادر کوچکترش, داييندي

45
00:05:39,284 --> 00:05:41,954
وبعد بقيه

46
00:05:43,288 --> 00:05:45,416
اسمهاي زيادي واسه به خاطر سپردن هست

47
00:06:19,867 --> 00:06:21,869
همه بايستيد

48
00:06:22,077 --> 00:06:24,204
اون يکي جيگيرِ

49
00:06:24,371 --> 00:06:27,291
جيگير زياد حرف ميزنه

50
00:06:27,458 --> 00:06:29,960
اما شايد يه چيزي شنيده

51
00:06:30,169 --> 00:06:33,005
من از آخر بودن دوري ميکنم

52
00:06:36,425 --> 00:06:38,927
يکي همش داره ميگوزه

53
00:06:40,888 --> 00:06:42,263
من نيستم من نيستم

54
00:06:42,264 --> 00:06:44,183
دوباره تويي- من نبودم من نبودم-

55
00:06:44,349 --> 00:06:45,600
تو هميشه ساکتي-

56
00:06:45,601 --> 00:06:47,227
(ساکت اما کشنده-:)
تو هميشه ساکتي -

57
00:06:47,394 --> 00:06:49,229
اقرار کن -
باشه بابا... من بودم-

58
00:06:49,396 --> 00:06:50,438
از درون فاسدي

59
00:06:50,439 --> 00:06:52,065
از درون فاسدم باشه
-از درون فاسدي

60
00:06:52,232 --> 00:06:55,277
تو ميري ته خط

61
00:06:57,696 --> 00:06:59,573
بجنب ديگه

62
00:07:10,042 --> 00:07:14,755
اجداد براي شکار تخم غاز قايق مي سازند

63
00:07:15,881 --> 00:07:19,343
اونا تنه درخت رو مي کَنند

64
00:07:19,968 --> 00:07:21,470
ودرباره زن ها صحبت ميکنن

65
00:07:21,511 --> 00:07:23,013
مثل هميشه

66
00:07:23,222 --> 00:07:26,308
چطوري باهاش (دختر) رفت؟

67
00:07:26,934 --> 00:07:28,644
اونا وقت اين کارو کردن؟

68
00:07:28,810 --> 00:07:30,144
دخترِ نميخواستش

69
00:07:30,145 --> 00:07:31,855
تو بايد کور باشي -
دخترِ اصلا نميخواستش -

70
00:07:33,523 --> 00:07:36,944
اونا داييندي رو دست ميندازن

71
00:07:37,945 --> 00:07:43,659
ميدونن که داييندي زن جوون
بردارش, مينيگولولو رو دوست داره

72
00:07:45,702 --> 00:07:51,625
اين اولين بارِ که داييندي
غاز زاغي رو شکار ميکنه

73
00:07:54,419 --> 00:07:58,423
چيزهاي بسياري هست که داييندي تا حالا نديده

74
00:08:07,808 --> 00:08:13,897
وبراش خيلي مفيدِ که اين
چيزها رو در اين شکار ياد بگيره

75
00:08:18,443 --> 00:08:19,652
بزار بهت نشون بدم

76
00:08:19,653 --> 00:08:21,488
از عهده اش بر ميام -
بزار نشونت بدم -

77
00:08:22,280 --> 00:08:25,033
البته- اون مردِ کيه -

78
00:08:25,242 --> 00:08:27,577
بيخيالش

79
00:08:29,621 --> 00:08:31,707
يه جور جادوگرِ

80
00:08:32,624 --> 00:08:34,418
شنيدم که

81
00:08:34,918 --> 00:08:36,378
تو خاطرخواهِ

82
00:08:36,586 --> 00:08:38,046
زنم هستي؟

83
00:08:39,923 --> 00:08:41,842
اون جوونه؟

84
00:08:44,094 --> 00:08:45,762
اينجوري بچرخونش

85
00:08:45,971 --> 00:08:46,971
مراقب باش

86
00:08:48,056 --> 00:08:54,104
مينيگولولو ميدونه که احساس غلطي
که درباره برادر جوانش داشته حقيقته

87
00:08:54,438 --> 00:08:57,065
ميخوام داستاني رو واست تعريف کنم

88
00:08:57,232 --> 00:08:59,484
از گذشته هاي دور

89
00:08:59,651 --> 00:09:02,487
وازت ميخوام که با دقت زيادي

90
00:09:02,696 --> 00:09:03,780
گوش کني

91
00:09:05,449 --> 00:09:09,161
مردان تنه هاي بريده شده
رو به سمت باتلاق ميبرند

92
00:09:10,203 --> 00:09:14,207
مينيگولولو هم داستاني رو
براي داييندي تعريف خواهد کرد

93
00:09:15,709 --> 00:09:18,420
تا بهش کمک کنه تا در راه درست زندگي کنه

94
00:09:23,550 --> 00:09:27,471
اين داستانِ مينيگولولوست براي داييندي

95
00:09:28,180 --> 00:09:31,558
واکنون اين داستان من براي شماست

96
00:09:34,060 --> 00:09:38,105
داستان خوبيه
اما بهترِ گوش کني, ها؟

97
00:09:38,106 --> 00:09:40,525
شايد شبيه داييندي باشيد؟

98
00:09:40,692 --> 00:09:45,572
شايد اين داستان به شما هم کمک
کنه تا در راه درست زندگي کنيد

99
00:09:50,494 --> 00:09:54,539
واين داستاني ست که ميگفتم

100
00:09:57,459 --> 00:10:00,837
در گذشته هاي خيلي دور

101
00:10:04,382 --> 00:10:09,179
دايييندي هنوز يک ماهي کوچک در چاله آبش بود

102
00:10:10,847 --> 00:10:14,643
همه ي اجدادها, حتي مينيگولولو

103
00:10:14,684 --> 00:10:18,230
جيگير وحتي همه ي جادوگرها

104
00:10:19,064 --> 00:10:23,443
همه شون
ماهي کوچکي در چاله هاي آبشون بودن

105
00:10:26,613 --> 00:10:30,450
تمام پدرهايشان وپدرهاي پدرهايشان

106
00:10:30,951 --> 00:10:34,036
هنوز ماهي کوچکي درون چاله هاي آبشون بودند

107
00:10:34,037 --> 00:10:38,375
سراسر اين سرزمين منتظر متولد شدن بود

108
00:10:39,834 --> 00:10:45,382
اين گذشته اي است که ما الان درونش هستيم

109
00:10:58,228 --> 00:11:02,732
زماني که ما الان ميبينيم بعد از آغاز است

110
00:11:06,111 --> 00:11:10,657
بعد از سيل بزرگ است که
تمام سرزمين را پوشش داد

111
00:11:13,702 --> 00:11:16,496
به سيل نگاه کنيد

112
00:11:16,621 --> 00:11:20,667
شما تقريبا ميتونيد مشاهده اش کنيد
ما از الان خيلي فاصله گرفتيم

113
00:11:23,795 --> 00:11:26,922
بعد از يولونگور, آب بزرگ گوانا

114
00:11:26,923 --> 00:11:29,217
به نام درختان

115
00:11:30,427 --> 00:11:31,886
وپرندگان

116
00:11:32,846 --> 00:11:34,848
and the plants

117
00:11:35,932 --> 00:11:37,600
وبشر

118
00:11:39,769 --> 00:11:43,565
بعد از يورلونگور که اجداد قديمي رو بخشيد

119
00:11:43,732 --> 00:11:46,317
جشن بزرگ جونگان

120
00:11:46,651 --> 00:11:49,612
که به ما قانوني رو بخشيد که ياد گرفتيم

121
00:11:51,990 --> 00:11:56,411
بعد از اون که مردم زندگي
کردن با قانون رو ياد گرفتن بود

122
00:11:56,703 --> 00:12:01,541
بعد از اون, اما در گذشته ي خيلي دور.

123
00:12:05,170 --> 00:12:07,380
ودر آن زمان باستان

124
00:12:07,422 --> 00:12:10,717
يک اجداد باستاني زندگي ميکرد

125
00:12:14,637 --> 00:12:19,058
اين اجداد باستاني رو ريجيميرايل صدا ميکردند

126
00:12:21,436 --> 00:12:23,563
ريجيميرايل يک جنگجو بود

127
00:12:24,397 --> 00:12:25,899
يکي از اون باافتخارها

128
00:12:27,650 --> 00:12:33,406
او هم مثل الانِ ما زن ها وبچه هايي داشت

129
00:12:33,823 --> 00:12:39,746
واو فرد قانونمندي بود
همون قانوني که ما الان داريمش

130
00:12:45,418 --> 00:12:48,046
داستان هاي مردم ما بسيار قديمي هستند

131
00:12:50,340 --> 00:12:53,968
وگاهي اوقات مدت ها طول ميکشه تا تعريف بشه

132
00:12:54,177 --> 00:12:55,803
حتي روزها

133
00:12:58,306 --> 00:13:03,853
مينيگولولو در حال گفتن قسمتي از داستان است
در حالي که بقيه پوست درختان رو حمل ميکنند

134
00:13:06,022 --> 00:13:10,443
در خت هايي که براي ساخت قايق مناسب اند
در دوردست هاي باتلاق رشد ميکنند

135
00:13:14,656 --> 00:13:16,783
بلاخره در آب ...

136
00:13:18,159 --> 00:13:20,411
خوب وخنک در پاهايم

137
00:13:20,828 --> 00:13:24,707
قصه گو بايد مدتي توقف کند

138
00:13:25,166 --> 00:13:30,004
کار بيشتري براي انجام دادن وجود دارد
قبل از اينکه مردان غازها را شکار کنند.

139
00:13:33,841 --> 00:13:38,721
اونا بايد پوست درخت هارو در آب بزارند
تا خيس شه

140
00:13:44,102 --> 00:13:50,024
زماني که پوست ها خيس شدند
اونارو تو آتش ميگذارند تا داغ ونرم بشند

141
00:13:55,780 --> 00:13:59,409
داستان ريجيميراريل ميتونه ادامه پيدا کنه

142
00:13:59,784 --> 00:14:01,577
باشه حالا...

143
00:14:01,744 --> 00:14:05,164
رييس قبيله اون موقه ها

144
00:14:05,707 --> 00:14:08,626
3تا زن داشتند

145
00:14:09,419 --> 00:14:12,421
- دقيقا مثل تو
- بله

146
00:14:12,422 --> 00:14:17,385
اولين زن ريجيميراريل
اسمش بانالاندجو بود

147
00:14:18,678 --> 00:14:22,306
بانالاندجو باهوش بود همچنين شخصيت مهمي بود

148
00:14:26,853 --> 00:14:30,189
زن خوبي بود

149
00:14:30,690 --> 00:14:32,817
باشه, بيارش اينجا

150
00:14:36,320 --> 00:14:39,115
پوست درخت ها ديگه تقريبا آماده ان

151
00:14:40,074 --> 00:14:44,287
اونا بايد خنک بشند تا
بشه به راحتي خمشون کرد

152
00:14:46,748 --> 00:14:49,417
داييندي با تماشا کردن ياد ميگيرد

153
00:14:50,084 --> 00:14:53,171
اين برخورديه که ما با مردممون ميکنيم

154
00:15:02,430 --> 00:15:06,017
اما بهترِ داستان رو ادامه بديم

155
00:15:06,726 --> 00:15:11,022
زن دوم ريجيميراريل اسمش
نوالينگو بود

156
00:15:12,148 --> 00:15:15,401
نوالينگو يکم حسود بود

157
00:15:15,735 --> 00:15:19,572
اما چشماني داشت که گاهي اوقات باعث پرواز
درون مردان ميشد

158
00:15:28,956 --> 00:15:31,793
در مورد اون يکي زنش چي...

159
00:15:32,001 --> 00:15:33,711
اون جوونه؟

160
00:15:36,297 --> 00:15:38,174
چرا ميپرسي؟

161
00:15:39,342 --> 00:15:41,844
بهش علاقمند شدي؟

162
00:15:42,094 --> 00:15:47,642
آه, تو 3تا زن اون جوونترشون بود

163
00:15:47,850 --> 00:15:50,311
اسمش مونانجارو بود

164
00:15:51,854 --> 00:15:55,024
مونانجارو از اون خوشگل ها بود

165
00:15:55,525 --> 00:15:59,779
مثل يه نوزاد خوابيده بيصدا وآروم بود

166
00:16:01,656 --> 00:16:04,741
ريجيميراريل همچينين يه برادر کوچکتر هم داشت

167
00:16:04,742 --> 00:16:08,037
دقيقا مثل داييندي
که برادر کوچک مينيگولولو بود

168
00:16:10,206 --> 00:16:14,418
اسم برادر ريجيميراريل ييراپاريل بود
(سرويس شدم بخدا با اين اسما)

169
00:16:16,295 --> 00:16:20,508
ييراپاريل هنوز زني رو نستونده بود
ومسوليتي رو هم نداشت.

170
00:16:22,718 --> 00:16:25,053
فکر ميکرد که بايد به دونه داشته باشه

171
00:16:25,054 --> 00:16:30,309
وزني رو که فکر ميکرد بايد داشته باشه
مونادجارا بود

172
00:16:30,393 --> 00:16:34,605
واسش عادلانه نبود
اينکه برادرش 3تا زن داشته باشه

173
00:16:34,772 --> 00:16:37,984
اما خودش هيچي

174
00:16:38,943 --> 00:16:41,237
دقيقا مثل اين روزها

175
00:16:41,445 --> 00:16:45,575
پيرمردها همه زن هارو بگيرن

176
00:16:47,660 --> 00:16:49,287
وتو...

177
00:16:50,288 --> 00:16:52,290
يه زن ميگيري

178
00:16:52,456 --> 00:16:54,458
وقتي بزرگتر شدي

179
00:16:55,084 --> 00:16:57,837
وقتي بزرگتر بشم سيخَم شُل ميشه

180
00:17:06,679 --> 00:17:09,265
داريد به من ميخنديد

181
00:17:09,473 --> 00:17:11,350
به خاطر اينکه فکر ميکنيد

182
00:17:11,517 --> 00:17:14,020
که سيخم شل شده

183
00:17:20,568 --> 00:17:24,196
مردان جوان در اردوگاه
افراد مجرد زندگي ميکنن

184
00:17:24,238 --> 00:17:26,574
دور از اردوگاه اصلي

185
00:17:28,200 --> 00:17:30,618
اونا اونجا زندگي ميکنند تا
قانون وحقو حقوق رو ياد بگيرند

186
00:17:30,619 --> 00:17:32,705
وشيوه ي مردانگي رو

187
00:17:35,249 --> 00:17:39,503
ييرالپاريل هم در اردوگاه
مردان مجرد زندگي ميکرد

188
00:17:40,796 --> 00:17:43,841
با اينکه پياده روي طولاني
تا اردوگاه ريجيميراريل بود

189
00:17:45,217 --> 00:17:49,972
چشمان ييرالپاريل باز ميتوانست
موناندجاراي جوان رو ببينه

190
00:17:54,351 --> 00:17:57,772
ذهنش براي با او بودن آشفته بود

191
00:18:00,691 --> 00:18:04,528
گاهي اوقات پاهاش باعث ميدشند که
بدنش به دنبالش کشيده بشه

192
00:18:07,448 --> 00:18:09,950
داره ميره دختر رو ببينه

193
00:18:15,998 --> 00:18:20,336
او فکر ميکرد که چطوري موناندجاراررو ببينه

194
00:18:21,670 --> 00:18:26,634
شايد فقط به اردوگاه ميرفت
ودليل ديگري رو وانمود ميکرد

195
00:18:27,218 --> 00:18:28,844
چيزي براي خوردن هست؟

196
00:18:34,683 --> 00:18:39,104
اما شايد چشمان بانالاندجو
خيلي تيز خواهد بود

197
00:18:41,440 --> 00:18:44,652
اون روز, نزديک اردوگاه, روز اصلاح مو بود

198
00:18:45,277 --> 00:18:47,238
همشو, همش رو دربيار

199
00:18:47,404 --> 00:18:48,030
مطمنِي؟

200
00:18:48,031 --> 00:18:49,490
-همه شو
-مطمني

201
00:18:49,657 --> 00:18:52,368
ميخوام شبيه جنگجويان جوان باشم

202
00:18:52,535 --> 00:18:55,704
تا ديگه دخترها فرار نکنند

203
00:18:56,497 --> 00:18:58,582
چطوريد بچه ها؟

204
00:18:58,791 --> 00:19:03,712
ييرالپاريل فکر کرد که شايد بتونه
موناندجارارو از اون فاصله ببينه

205
00:19:04,046 --> 00:19:06,382
ميخواي موهات رو کوتاه شه؟

206
00:19:07,007 --> 00:19:08,217
الان نه

207
00:19:08,425 --> 00:19:11,220
شايد اون دنباله مادرِ منِ

208
00:19:12,346 --> 00:19:15,849
کسي که اون جک رو پروند
اسمش بيرينبيرينه

209
00:19:15,850 --> 00:19:19,353
کسي که مثل ريدجيميراريل
تو اردوگاه اصلي زندگي ميکنه

210
00:19:21,855 --> 00:19:24,941
بيرينبيرين 2تا زن داشت

211
00:19:24,942 --> 00:19:28,070
وشکم بزرگي مثل يه کوه داشت

212
00:19:29,738 --> 00:19:32,323
هميشه زياد غذا ميخورد

213
00:19:32,324 --> 00:19:34,826
اما بيشترين چيزي رو که دوست داشت

214
00:19:34,827 --> 00:19:36,370
عسل بود

215
00:19:36,996 --> 00:19:38,747
براي اون جستجو ميکنه

216
00:19:38,914 --> 00:19:40,957
التماس ميکنه

217
00:19:40,958 --> 00:19:44,086
گاهي اوقات حتي ميدزدتش

218
00:19:50,467 --> 00:19:53,679
مطمن بشيد که همه ي موهارو مي سوزونيد

219
00:19:53,887 --> 00:19:56,181
اين ممکن است براي من بد باشد

220
00:19:56,307 --> 00:19:57,890
اگه جادوگرها چيزي ازش پيدا کنند

221
00:19:57,891 --> 00:20:01,437
آه آره, نزديک بود جادوگر رو فراموش کنم

222
00:20:03,105 --> 00:20:06,525
جادوگر پير وخيلي قدرتمند بود

223
00:20:08,193 --> 00:20:11,238
هم جادوي خوب داشتند هم جادوي بد

224
00:20:12,239 --> 00:20:17,286
براي حفظ راز سحر وجادو تنهايي زندگي ميکنه

225
00:20:18,912 --> 00:20:20,581
حالا با دقت نگاه کن

226
00:20:20,622 --> 00:20:23,624
چون امروز در مورد چيزي که

227
00:20:23,625 --> 00:20:25,294
اتفاق افتاده حرف ميزنم

228
00:20:30,507 --> 00:20:32,176
يه چيز داره مياد

229
00:20:38,098 --> 00:20:40,893
يه غريبه بود...

230
00:20:43,270 --> 00:20:46,648
شايد اون غريبه حق بازديد
اين سرزمين ها رو داشت

231
00:20:47,566 --> 00:20:50,903
شايد او آبچاله مقدسي داشته باشد.

232
00:20:51,236 --> 00:20:55,449
چيز بيشتري نميدونم
اين داستان خيلي قديميه

233
00:20:57,034 --> 00:21:01,914
اما اون غريبه نشانه اي براي آمدنش نداشت

234
00:21:03,540 --> 00:21:08,253
اون بوي شخص بسيار خطرناکي رو همراهش داشت

235
00:21:28,232 --> 00:21:30,484
ببينيد چجوري سيخونکش رو پوشونده؟

236
00:21:30,651 --> 00:21:33,195
شايد زيادي کوچيکه

237
00:21:33,904 --> 00:21:36,782
هيچوقت به مردي با سيخونک کوچيک اعتماد نکنيد
( دمش گرم:) )

238
00:21:54,466 --> 00:22:00,472
غريبه با زباني صحبت ميکرد که
ريدجيميراريل نميتونست خوب بفهمه

239
00:22:22,411 --> 00:22:23,871
ميگه

240
00:22:24,121 --> 00:22:26,248
از کشور سنگي مياد

241
00:22:26,456 --> 00:22:28,166
براي تجارت اشياء,

242
00:22:29,585 --> 00:22:31,461
اشياء جادوگري!

243
00:22:31,962 --> 00:22:35,215
وقتي اونا فهميدن که اين
غريبه نقشي در جادوگري دارد

244
00:22:35,382 --> 00:22:38,510
استخوان هايشان شروع کرد به لرزيدن

245
00:22:39,720 --> 00:22:44,807
اونا به غريبه اي که سيخونکش
رو پوشونده اعتماد ندارند.

246
00:22:44,808 --> 00:22:48,520
او چيزي براي داد وستد با خودش حمل نميکرد

247
00:22:52,858 --> 00:22:57,613
اکنون مي توانيد ببينيد
قايق ها تقريبا آماده شدند

248
00:22:59,531 --> 00:23:03,660
فقط يه دونه پوست درخت مونده

249
00:23:04,786 --> 00:23:09,916
اکنون داييني ميتواند ياد بگيرد که
چه اتفاقي براي اجدادش افتاده

250
00:23:11,668 --> 00:23:15,838
بعضي از اين اجداد قديمي
خواستار کشتن غريبه بودند

251
00:23:15,839 --> 00:23:19,635
اما ريدجيميراريل نميخواست
که جنگي رو شروع کنه

252
00:23:22,054 --> 00:23:28,060
به غريبه غذا داده شده
براي نشان دادن احترام.

253
00:23:28,894 --> 00:23:31,063
به زودي ميره,

254
00:23:31,229 --> 00:23:35,484
اما احساسات بد در مورد او پشت سر گذاشته شد

255
00:23:39,780 --> 00:23:43,950
در جايي دور
جادوگر در حال گوش دادن به ذهنش بود

256
00:23:46,286 --> 00:23:51,249
او شنيد که مردان در مورد
اون غريبه حرف ميزنن

257
00:23:53,460 --> 00:23:57,214
جادوگر از ميان بوته ها به سمت مردان آمد

258
00:23:57,339 --> 00:24:00,425
آنها رو مجبور به گوش کردن حرفهاش کرد

259
00:24:02,386 --> 00:24:04,805
او درمورد جادو بهشون هشدار داد .

260
00:24:05,222 --> 00:24:08,517
اميدوارم که مدفوعتون رو پيدا نکنه

261
00:24:08,934 --> 00:24:14,523
عاقلانه نيست که مدفوع رو فقط
به خاطر دروغ گفتن جا بزاريد

262
00:24:14,856 --> 00:24:18,151
يک جادوگر با اون ميتونه يه کارايي کنه

263
00:24:18,527 --> 00:24:24,741
وقتي شاخه ها در باد به اهتزاز در مياد
باعث گلو درد ميشه

264
00:24:25,784 --> 00:24:28,328
خيلي زود احساس به مرگ
محکوم شدن بهتون دست خواهد داد

265
00:24:30,080 --> 00:24:31,832
دردي در گلوتون احساس ميکنيد؟

266
00:24:31,998 --> 00:24:33,834
نميدونم, تو چطور؟

267
00:24:37,712 --> 00:24:39,297
مراقب باشيد

268
00:24:39,464 --> 00:24:40,882
اون غريبه

269
00:24:41,049 --> 00:24:43,093
مدفوعتون رو نسوزونه

270
00:24:47,514 --> 00:24:50,475
چي ميشه که اگ مدفوع رو بپزه؟

271
00:24:52,144 --> 00:24:54,563
هر کسي که اون مدفوع رو گذاشته

272
00:24:54,729 --> 00:24:57,399
معده اش باد خواهد کرد

273
00:24:57,566 --> 00:24:58,567
منفجر ميشه

274
00:24:58,692 --> 00:25:00,443
در نهايت ميميره

275
00:25:01,444 --> 00:25:02,779
بيمار ودر حال مرگ

276
00:25:02,904 --> 00:25:04,322
درد شکم وحشتناک.

277
00:25:04,489 --> 00:25:06,158
اصلا خوب نيست

278
00:25:06,992 --> 00:25:08,869
بايد مواظب باشيد

279
00:25:09,161 --> 00:25:11,371
بدتر از مردنِ

280
00:25:11,663 --> 00:25:16,084
اون غريبه ميتونه روح شمارو بدزده

281
00:25:38,273 --> 00:25:40,817
وبدتر از همه شون,

282
00:25:41,610 --> 00:25:44,195
روحتون ميتونه دزديده شه

283
00:25:45,155 --> 00:25:47,198
بدون اينکه خودتون بفهميد

284
00:25:52,037 --> 00:25:54,331
احتمالا اون بيرون در حال کمين کردنه

285
00:25:54,497 --> 00:25:55,540
انتظار براي يک روح

286
00:25:55,707 --> 00:25:57,000
بهتره مراقب يکديگر باشيم

287
00:25:58,877 --> 00:26:00,795
ممکنه خيلي دير شده باشه

288
00:26:00,962 --> 00:26:04,299
يکي از روح هاتون ممکنه
تا الان دزديده شده باشه

289
00:26:12,390 --> 00:26:15,977
سپس جادوگر خودش را آماده کرد.

290
00:26:16,978 --> 00:26:19,731
اون دور تا دور اردوگاه رو گَشت

291
00:26:23,234 --> 00:26:28,573
همه جارو براي هر جادويي
که اون غريبه به جا گذاشته گَشت

292
00:26:33,495 --> 00:26:36,665
بعد از همه اين کارها, کارش تموم شد

293
00:26:36,956 --> 00:26:38,916
همه حالشون خوبه

294
00:26:38,917 --> 00:26:41,336
اردوگاه امنه

295
00:26:41,503 --> 00:26:43,880
امن

296
00:26:45,215 --> 00:26:48,968
مردان خوشحال هستند که بر روي مرداب ميرند.

297
00:26:51,262 --> 00:26:53,598
براي داييني سخته

298
00:26:53,640 --> 00:26:56,559
اولين بارِه که قايق راني ميکنه

299
00:26:56,601 --> 00:26:58,186
بجنب

300
00:26:59,187 --> 00:27:01,189
به سمت غازها

301
00:27:10,782 --> 00:27:14,702
به مرداني گوش بسپار که
همانند غاز آواز ميخوانند

302
00:27:21,668 --> 00:27:24,254
دايييني از کوروکديل ها ميترسه

303
00:27:28,091 --> 00:27:29,426
در ابتدا

304
00:27:29,467 --> 00:27:35,223
اتفاق بدي براي ريدجيميراريل
ومردمش بعد از رفتن غريبه نيفتاد

305
00:27:36,474 --> 00:27:40,770
زندگي براي اجداد باستاني مثل هميشه گذشت

306
00:27:40,895 --> 00:27:43,106
همانطور که از ابتدا بود.

307
00:27:45,775 --> 00:27:50,530
همسران ريدجيميراريل
همانند همسران رفتار ميکنند

308
00:27:50,738 --> 00:27:52,657
براي کي درستش ميکني؟

309
00:27:52,824 --> 00:27:54,367
براي تو

310
00:27:54,826 --> 00:27:57,620
دروغ نگو, داري واسه خودت درستش ميکني

311
00:27:59,122 --> 00:28:01,207
خب چه اشکالي داره؟

312
00:28:01,791 --> 00:28:04,252
از اون چيزا متنفرم

313
00:28:04,711 --> 00:28:06,296
خب که چي؟

314
00:28:09,382 --> 00:28:12,427
زبانت خيلي بي رحمه

315
00:28:12,760 --> 00:28:14,429
بله

316
00:28:21,227 --> 00:28:23,062
حالت چطوره شوهر عزيزم؟

317
00:28:23,229 --> 00:28:24,814
خوب

318
00:28:28,985 --> 00:28:31,696
بيرينبيرين هم مثل خودش رفتار ميکرد

319
00:28:31,946 --> 00:28:34,407
بيچاره, چوب جمع ميکنه

320
00:28:36,743 --> 00:28:37,869
همسر دلبندم

321
00:28:37,994 --> 00:28:39,078
عسلم تموم شده

322
00:28:39,245 --> 00:28:42,332
برو گمشو آدم کثيفِ تنبل, خودت بگرد

323
00:28:43,541 --> 00:28:45,919
کي واسه من عسل جور ميکنه؟

324
00:28:47,211 --> 00:28:49,213
تو ميتوني, همسر عزيزم

325
00:28:49,339 --> 00:28:50,506
يکم عسل واسم جور کني؟

326
00:28:50,673 --> 00:28:52,800
دست از پست بودن بردار

327
00:28:52,967 --> 00:28:55,070
مرتيکه قورباغه ي شکمو (اين زناشون چه جذبه اي دارند,
مشخصه اين بيريمبيريم با اين هيکل جريت نميکنه چيزي بگه)

328
00:28:55,094 --> 00:28:56,471
برو خودت پيدا کن

329
00:28:56,638 --> 00:28:58,678
از بامبول درآوردناي دور
اطرافم ديگه حالم بهم ميخوره

330
00:28:58,806 --> 00:29:01,768
ريدجيميراريل به شکار رفت

331
00:29:01,976 --> 00:29:04,103
ديرم ميشه

332
00:29:06,940 --> 00:29:08,650
شماها کجاييد؟

333
00:29:08,858 --> 00:29:11,235
کجا غيبتون زد؟

334
00:29:15,114 --> 00:29:17,492
وزنان رفتن غذا بگيرند

335
00:29:17,533 --> 00:29:21,371
مثل غازهاي زاغي پچ پچ ميکنن

336
00:29:29,420 --> 00:29:33,675
مردان مجرد هم ناگهان رفتن تو بوته ها

337
00:29:33,883 --> 00:29:37,136
اونا ديدن که بيرينبيرين داره مياد

338
00:29:41,140 --> 00:29:42,517
هوي

339
00:29:42,725 --> 00:29:44,185
اگه کسي واسه من عسل جور کنه

340
00:29:44,352 --> 00:29:46,312
من اينجا منتظرش ميمونم

341
00:29:48,106 --> 00:29:49,107
زنها کجا رفتن؟

342
00:29:49,273 --> 00:29:51,567
اونا براي کاشتن دانه هاي باتلاقي رفتن

343
00:29:52,443 --> 00:29:55,863
يکم واسم عسل بياريد, يکم عسل

344
00:30:38,823 --> 00:30:44,370
نوالينگو با دوستاش رفت
تا از بانالاندجو دور بمونه

345
00:30:45,496 --> 00:30:49,167
فهميدنش سخته که حتي داشتيد
در مورد چي دعوا ميکرديد

346
00:30:49,333 --> 00:30:51,502
اونا فقط باهم نميسازند

347
00:30:51,669 --> 00:30:54,755
شما بايد باهم دوست باشيد

348
00:30:55,381 --> 00:30:57,133
نميتونن

349
00:30:57,633 --> 00:30:59,844
وقتي اون دوتا باهم هستند

350
00:31:00,011 --> 00:31:02,472
يکي شون خيره نگاه ميکنه ديگري حسادت

351
00:31:02,638 --> 00:31:05,224
تصور کن ببين چي ميشه

352
00:31:05,349 --> 00:31:08,561
اگه شوهر شما زنهاي بيشتري داشت

353
00:31:08,728 --> 00:31:12,190
تنها به جاي چند نفر

354
00:31:15,067 --> 00:31:19,071
وبيرينبيرين در حال ساختن يه چيز نوک تيز بود

355
00:31:19,113 --> 00:31:21,616
وآهنگ شادِ عسل رو ميخوند

356
00:31:24,827 --> 00:31:28,748
ييرالپاريل سعي ميکرد تظاهر کنه

357
00:31:43,012 --> 00:31:44,138
گوش کنيد

358
00:31:44,347 --> 00:31:46,390
هروقت ما شروع ميکنيم به کندن دانه هاي مرداب

359
00:31:46,599 --> 00:31:48,935
او بايد بره وبشاشه

360
00:31:54,523 --> 00:31:55,650
ما يکم عسل پيدا کرديم

361
00:31:55,775 --> 00:31:56,775
بيايد اينجا پسرها

362
00:31:56,901 --> 00:31:58,819
شما روزم رو بدجوري ساختيد

363
00:31:58,986 --> 00:32:00,238
از کجا گير آورديد؟

364
00:32:00,363 --> 00:32:01,239
- اون پشت

365
00:32:01,239 --> 00:32:02,239
- کجا؟
- اون پشت

366
00:32:02,323 --> 00:32:03,366
آبچاله

367
00:32:03,532 --> 00:32:05,618
ديگه نزديک بود گريه کنم

368
00:32:06,118 --> 00:32:07,787
اوم خوشمزه است

369
00:32:07,954 --> 00:32:09,455
ميشه يکم بخورم... پدربزرگ؟

370
00:32:09,580 --> 00:32:12,416
شما بايد خودتون واسه خودتون پيدا کنيد

371
00:32:21,884 --> 00:32:23,094
بريد بريد بريد

372
00:32:23,260 --> 00:32:25,096
من رو تو دردسر ميندازي

373
00:32:26,222 --> 00:32:30,643
با تمام رفتاري که خانواده اش
هميشه از خودشون نشون ميدن

374
00:32:31,310 --> 00:32:35,398
حالا ميفهميم که چرا ريدجيميراريل رفته شکار

375
00:33:03,801 --> 00:33:05,428
يکي گرفتم

376
00:33:05,469 --> 00:33:10,182
اما ريدجيميراريل هنوز هم براي
سه همسرش انسان سخت کوشيه.

377
00:33:10,391 --> 00:33:11,684
من ميپزمش

378
00:33:11,851 --> 00:33:13,602
ما ميخوريمش

379
00:33:14,019 --> 00:33:15,646
يه کانگورورست

380
00:33:16,939 --> 00:33:22,570
هميشه سعي بر اين داشت که با
همشون منصفانه ومهربانانه برخورد کنه

381
00:33:24,613 --> 00:33:27,283
اممممم... اين گوشت خيلي لذيذه

382
00:33:27,658 --> 00:33:29,535
خوشمزه وتوپول

383
00:33:30,536 --> 00:33:34,081
حتي گاهي اوقات نسبت به جوونتره.

384
00:33:41,505 --> 00:33:45,551
آيا ميتونيد تمام صدايهاي
غازهاي زاغي رو بشنويد؟

385
00:33:53,058 --> 00:33:58,856
به زودي اونا روششون رو براي شکار
غازها وجمع کردن تخم هاشون پيدا ميکنند

386
00:33:59,982 --> 00:34:04,778
دايينيدي به همراه مينيگولولو ميره تا مرداب
رو بيشتر ياد بگيره و داستان بيشتري بشنوه

387
00:34:06,489 --> 00:34:12,369
واين داستان اکنون مثل يک نهالي که
تازه شکوفه خورده داره بزرگ ميشه.

388
00:34:13,120 --> 00:34:14,955
بزن بريم

389
00:34:19,418 --> 00:34:25,216
در آن زمان طولاني
شايد يکي اشتباهي رو مرتکب شده

390
00:34:25,591 --> 00:34:30,721
وشايد ارواح بدون دليلي عصباني بودند

391
00:34:32,681 --> 00:34:34,724
اما هر راهي که بود,

392
00:34:34,725 --> 00:34:39,396
زندگي اجداد قديمي در حال تغيير بود...

393
00:34:57,873 --> 00:34:59,750
نوالينگو

394
00:35:12,680 --> 00:35:14,515
نوالينگو رفته

395
00:35:17,893 --> 00:35:22,189
همون زنِ دوم ريدجيميراريل
ناپديد شد

396
00:35:22,481 --> 00:35:25,025
مثل اينکه با غازها پرواز کرده.

397
00:35:27,069 --> 00:35:30,990
مردان براي فهميدن اينکه چه
بلايي سرش اومده جلسه گذاشتند

398
00:35:31,198 --> 00:35:33,993
تعجب ميکنم که چه اتفاقي
واسه نوالينگو افتاده؟

399
00:35:53,804 --> 00:35:56,098
انتظاري از من نداشته باش که بدونم

400
00:36:02,646 --> 00:36:05,357
شايد مهاجم هاي اونور
رودخونه اونو با خودش برده باشند

401
00:36:32,176 --> 00:36:34,803
شايد کروکوديل خوردتش

402
00:36:56,408 --> 00:36:58,952
من فکر ميکنم که گذاشته رفته

403
00:37:20,182 --> 00:37:22,226
اون فرار نکرده

404
00:37:23,101 --> 00:37:25,187
همچين کاري نميکنه

405
00:37:26,855 --> 00:37:28,815
اون غريبه بردتش

406
00:37:46,875 --> 00:37:48,961
من فکر ميکنم گذاشته رفته

407
00:37:53,924 --> 00:37:56,009
درسته, گذاشته رفته

408
00:37:56,510 --> 00:37:58,178
گذاشته رفته

409
00:38:01,014 --> 00:38:02,766
فرار کرده

410
00:38:13,318 --> 00:38:16,280
قمرهاي زيادي

411
00:38:18,365 --> 00:38:20,701
از ميان چهره شب گذشت

412
00:38:20,867 --> 00:38:23,161
بعد از اون روزِي

413
00:38:23,328 --> 00:38:26,331
که همسر دوم ريدجيميراريل

414
00:38:26,498 --> 00:38:28,542
نوالينگو, ناپديد شد

415
00:38:29,084 --> 00:38:32,170
او فراموشش نکرد

416
00:38:32,379 --> 00:38:35,465
اما ديگه بيشتر مراقبِ

417
00:38:35,674 --> 00:38:39,011
بانالاندجو وموناندجارا بود

418
00:38:45,475 --> 00:38:47,227
زمان گذشت

419
00:38:48,478 --> 00:38:50,563
زندگي بدون نوالينگو

420
00:38:50,564 --> 00:38:54,359
به حالت عادي برگشت حتي براي ريدجيميراريل

421
00:38:59,197 --> 00:39:02,951
اما دوباره بعدش همه چيز عوض شد

422
00:39:03,869 --> 00:39:06,830
عموي پير براي ملاقاتشون آمد

423
00:39:12,127 --> 00:39:14,171
من از جاي خيلي دوري آمدم

424
00:39:14,463 --> 00:39:17,090
از پشت تپه ها وبعد از کشور سنگي

425
00:39:17,299 --> 00:39:19,217
نيمه راه علفهارو سوزوندم

426
00:39:19,384 --> 00:39:21,428
وموش صحرايي پختم

427
00:39:21,595 --> 00:39:23,513
ويه مارمولک بزرگ رو کشتم

428
00:39:23,680 --> 00:39:26,558
من فکر کردم که نوالينگو
رو تو يه اردوگاه اونجاها ديدم

429
00:39:26,725 --> 00:39:28,643
تو پناهگاه پوستي

430
00:39:28,810 --> 00:39:30,228
با يه غريبه

431
00:39:30,395 --> 00:39:33,440
نميدونم که اون شخص کي بود

432
00:39:33,648 --> 00:39:36,234
من بيخيال نوالينگو شدم وبه راهم ادامه دادم

433
00:39:36,401 --> 00:39:37,861
اومدم اينجا

434
00:39:38,028 --> 00:39:39,029
همين بود

435
00:39:40,906 --> 00:39:43,116
ريدجيميراريل درست ميگفت

436
00:39:43,658 --> 00:39:46,911
نوالينگو همراهِ غريبه بود,

437
00:39:46,912 --> 00:39:50,499
خود چشمان عمو ديدتش

438
00:39:55,587 --> 00:39:59,758
مردان تصميم گرفتن که نوالينگو رو برگردونن

439
00:40:09,935 --> 00:40:13,021
اين داستان اکنون يک درخت سالمِ بلند شده است

440
00:40:14,940 --> 00:40:18,860
تو از کاري که اجداد به داخلش
کشيده شده بودن خوشت مياد؟

441
00:40:19,694 --> 00:40:22,739
دوست دارم که برن بجنگن

442
00:40:23,156 --> 00:40:25,367
ازشون ميخواي که برن به جنگ؟

443
00:40:25,575 --> 00:40:27,911
که بجنگند وآن هارو بکشند؟

444
00:40:29,788 --> 00:40:31,248
متوجه شده ام

445
00:40:33,124 --> 00:40:35,168
آنها حمله خواهند کرد

446
00:40:35,335 --> 00:40:37,671
بله, حمله ميکنند وميکشنشون

447
00:40:37,837 --> 00:40:41,923
شما جوون ها همشه همينجوريد

448
00:40:42,259 --> 00:40:44,052
چيزي تغيير نکرده

449
00:40:48,515 --> 00:40:53,979
بنابراين اجداد همه چيز رو براي فرستادن يک
دسته جنگي آماده کردند

450
00:41:31,057 --> 00:41:34,102
همه براي جنگ آماده بودند

451
00:41:34,352 --> 00:41:37,188
مردان در مورد برنامه ريزي صحبت ميکردند

452
00:41:37,439 --> 00:41:39,566
ما فقط بايد بريم تو واونو بگيريم

453
00:41:54,039 --> 00:41:56,416
نه, اين خوب نيست

454
00:41:56,624 --> 00:41:58,835
يه ايده افتضاحه

455
00:41:59,044 --> 00:42:00,086
راه هاي بهتري هم وجود داره

456
00:42:00,295 --> 00:42:01,796
ما بدون اينکه ديده بشيم در شب ميريم

457
00:42:27,363 --> 00:42:31,534
وقتي که اون زن رو ميگيريم تنها باشه امن ترِه

458
00:42:43,922 --> 00:42:45,507
ما بايد

459
00:42:45,673 --> 00:42:47,592
يکي از زن هاي اونارو هم بگيريم

460
00:43:04,484 --> 00:43:06,027
ما بايد کل زن هاشون رو بگيريم

461
00:43:06,194 --> 00:43:08,238
کي ميخواد از اونا مراقبت کنه؟

462
00:43:08,446 --> 00:43:09,446
تو؟

463
00:43:13,326 --> 00:43:17,330
چرا اونا به اين فکر نکردند که يک زن براي
ييرالپاريل بگيرند؟

464
00:43:18,540 --> 00:43:20,834
صبر کن

465
00:43:21,042 --> 00:43:23,044
احتمالا يه زن...

466
00:43:23,962 --> 00:43:24,962
ميگيره

467
00:43:25,922 --> 00:43:26,923
يه وقتي

468
00:43:28,758 --> 00:43:29,758
يا يکي ديگه

469
00:43:31,135 --> 00:43:32,846
کِي؟

470
00:43:33,596 --> 00:43:37,809
زماني که داستان براش آماده باشه

471
00:43:42,647 --> 00:43:44,232
شايد

472
00:43:48,194 --> 00:43:51,030
وييرالپاريل به چي فکر ميکرد؟

473
00:43:54,534 --> 00:43:56,911
بزار ببينم

474
00:43:58,037 --> 00:44:00,707
اون به زني فکر نميکرد

475
00:44:02,542 --> 00:44:04,502
فقط ميخواست به جنگ بره

476
00:44:04,711 --> 00:44:06,671
تا رس سفيد به خودش بماله

477
00:44:09,090 --> 00:44:12,969
يرپاريل ميخواست نيزه پرتاب کنه

478
00:44:13,636 --> 00:44:15,430
منم ميام

479
00:44:15,597 --> 00:44:16,848
نميتوني

480
00:44:17,056 --> 00:44:19,100
ممکنه کشته شي

481
00:44:19,809 --> 00:44:22,020
ممکنه جفتمون کشته شيم

482
00:44:23,229 --> 00:44:25,440
يکي از ما بايد زنده بمونه

483
00:44:37,744 --> 00:44:41,956
من بايد چيز بيشتري رو
در مورد مردمم بهت بگم؟

484
00:44:42,540 --> 00:44:45,501
اگر مردي کشته بشه يا بميره
If a man gets killed, or dies,

485
00:44:45,585 --> 00:44:50,048
اونوقت برادر جوانتر مراقب همسران مرد مرده
خواهد بود

486
00:44:51,132 --> 00:44:54,510
اونا تبديل به زن هاي برادر جوانتر مي شون

487
00:44:57,430 --> 00:45:00,641
اين دليليه که ييرالپاريل
نمي تونه بزاره بره(به جنگ)

488
00:45:13,780 --> 00:45:18,825
تنها پسران جوان در اردوگاه مردان مجرد
ميمونند

489
00:45:18,826 --> 00:45:22,872
ذهن ييرالپاريل دچار سرگرداني شده بود

490
00:45:25,041 --> 00:45:28,043
به زودي, بدنش مطيع ميشه

491
00:45:28,044 --> 00:45:30,505
ميره که عشقش رو ببينه

492
00:45:38,262 --> 00:45:41,807
اون داشت فکر ميکرد
که با رفتن همه ي مردان

493
00:45:41,808 --> 00:45:44,811
شايد بتونه به بانالاندجو نزديکتر بشه

494
00:45:46,270 --> 00:45:49,232
اما نميتونست رو بانالاندجو حساب کنه

495
00:46:22,807 --> 00:46:24,433
برو گمشو

496
00:46:24,684 --> 00:46:26,185
برو گمشو

497
00:46:26,394 --> 00:46:28,437
چرا هميشه اين دور واطرافي؟

498
00:46:28,646 --> 00:46:31,440
برو با کروکديل هاي ماده بازي کن

499
00:46:32,024 --> 00:46:33,776
برو گمشو

500
00:46:49,959 --> 00:46:55,339
داييندي به ييرالپاريل وموناندجارو فکر ميکرد

501
00:46:55,464 --> 00:46:59,969
سرنوشتشون همانند پروانه هايي در آسمان بود

502
00:47:01,429 --> 00:47:04,599
ميتونن برن اينجا, ميتونن برن اونجا

503
00:47:06,726 --> 00:47:11,355
حتي اندکي نسيم هم ميتواند
مسيرشان رو براي هميشه عوض کند

504
00:47:12,440 --> 00:47:19,614
زن چشم به راه زن بود

505
00:47:21,824 --> 00:47:29,824
مرد به دنبالِ زن براي مرد بود

506
00:47:35,087 --> 00:47:41,135
زن منتظر مرد بود

507
00:47:43,262 --> 00:47:47,642
تا ازدواج کنه

508
00:47:48,809 --> 00:47:56,609
اي زن دوست داشتني

509
00:47:59,612 --> 00:48:07,612
مرد ناميد شد براي زن

510
00:48:11,832 --> 00:48:19,832
مرد منتظر زن موند

511
00:48:39,902 --> 00:48:44,031
مردان بايد در مرداب ميخوابيدند
تا زماني که شکار ميکنند

512
00:48:44,240 --> 00:48:46,951
هميشه مسير زيادي براي برگشت هست

513
00:48:49,745 --> 00:48:53,039
اما اردوگاه عادي امکان پذير نيست

514
00:48:53,040 --> 00:48:56,919
کروکديل هاي زيادي وجود داشت
وکمبود زمين خشک

515
00:48:59,213 --> 00:49:05,553
مردان بايد در درختان غذا
ميپختند وميخوردند وميخوابيدند

516
00:49:05,636 --> 00:49:08,097
رو سازه اي که ميساختن

517
00:49:09,723 --> 00:49:13,352
اون بالا روي شاخه ها
جاشون امن خواهد بود

518
00:49:21,235 --> 00:49:25,531
داييندي به زودي ميفهميد که
چه بلايي سر دسته جنگي اوومده

519
00:49:27,908 --> 00:49:31,494
همه سالم برگشتن

520
00:49:31,495 --> 00:49:34,165
حتي يک نيزه خشمگين هم پرتاب نشده

521
00:49:34,189 --> 00:49:36,189
سینمافریک

522
00:49:45,885 --> 00:49:48,846
نوالينگو در اون کمپ نبود

523
00:49:50,681 --> 00:49:53,350
حتما يکي ديگه گرفتدش

524
00:49:53,517 --> 00:49:54,768
درسته

525
00:49:54,852 --> 00:49:58,731
اين عمو, شايد اونو با کسي
که شبيه اش بوده اشتباه گرفته

526
00:49:58,981 --> 00:50:00,357
درسته

527
00:50:03,652 --> 00:50:05,821
شايد عمو فقط گيج شده بود

528
00:50:06,071 --> 00:50:09,116
- حتما همينطور بوده
- شايد همين مشکل عمو است.

529
00:50:09,491 --> 00:50:11,618
عمو يکي رو از يکي ديگه نميتونه تشخيص بده

530
00:50:11,619 --> 00:50:13,120
- کجا؟

531
00:50:13,287 --> 00:50:14,412
عمو حتما داره کور ميشه

532
00:50:14,413 --> 00:50:16,123
- هستم

533
00:50:18,500 --> 00:50:21,670
اون عموي پير راست ميگفت
چشماي تيزي داشت

534
00:50:21,879 --> 00:50:23,130
اما نه

535
00:50:23,589 --> 00:50:25,883
چه اتفاقي واسه اون افتاده؟

536
00:50:28,093 --> 00:50:30,179
شايد کشتنش

537
00:50:30,596 --> 00:50:32,848
شايد او روحش رو ديده

538
00:50:33,766 --> 00:50:36,018
شخص ديگري نبوده

539
00:50:37,186 --> 00:50:39,438
چه بلايي سرش آوردن؟

540
00:50:42,691 --> 00:50:45,569
کي زنش رو گرفته بود؟

541
00:50:46,195 --> 00:50:49,865
نوالينگو, کجا رفته بود؟

542
00:50:50,574 --> 00:50:52,785
اون زنش بود

543
00:50:53,452 --> 00:50:56,330
اون کسي که گرفتش, کي بوده؟

544
00:50:56,622 --> 00:50:59,750
کاري از دست ريدجيميراريل بر نميومد

545
00:51:00,584 --> 00:51:03,962
کسي ديگه بهش ايمان نداشت

546
00:51:04,463 --> 00:51:07,633
اون آرام وعصبي

547
00:51:07,841 --> 00:51:09,551
وغمگين شد

548
00:51:12,680 --> 00:51:15,724
اون مجذوب يکي روح بَد شده بود

549
00:51:16,141 --> 00:51:20,646
که روح شايسته اش ازش گرفته شده

550
00:51:25,109 --> 00:51:31,115
مشکل ريدجيمراريل تازه شروع شده بود

551
00:51:32,116 --> 00:51:37,287
روح بَد درون سرش, فرار کرد

552
00:51:40,332 --> 00:51:44,628
اين روح بد
بزرگترين مشکل همه رو تشکيل داد

553
00:52:08,902 --> 00:52:12,197
تعجب ميکنم اگه اون پسرا

554
00:52:12,781 --> 00:52:15,367
عسلي پيدا کنند

555
00:52:19,997 --> 00:52:22,082
عسلي اون بالا هست؟

556
00:52:22,291 --> 00:52:23,584
هيچي

557
00:52:23,834 --> 00:52:25,878
تو بايد واسه خودت يکم پيدا کني

558
00:52:26,128 --> 00:52:29,673
چي, اونا از من انتظار
دارند از درخت بالا برم؟

559
00:52:29,882 --> 00:52:32,050
اون غريبه برگشته بابابزرگ

560
00:52:32,634 --> 00:52:34,386
نزديک آبچاله

561
00:52:42,311 --> 00:52:44,479
بايد به ريدجيميراريل خبر بدم

562
00:52:47,524 --> 00:52:50,402
اون غريبه شايد يه همسر ديگه رو بدزده

563
00:52:52,279 --> 00:52:53,405
کمک

564
00:52:55,240 --> 00:52:56,950
غريبه برگشته

565
00:52:57,159 --> 00:52:59,036
نزديکه اآبچاله

566
00:52:59,244 --> 00:53:00,454
ميخواي چي کار کني؟

567
00:53:00,621 --> 00:53:01,747
فقط باهاش حرف بزنم

568
00:53:01,872 --> 00:53:03,916
ازش بپرسم واسه چي اينجاست

569
00:53:05,000 --> 00:53:07,044
ميدوني که همسرم کجاست؟

570
00:53:07,252 --> 00:53:08,921
نه نميدونم

571
00:53:09,087 --> 00:53:11,131
اما بهت کمک ميکنم که پيداش کني

572
00:53:11,298 --> 00:53:12,674
خيلي ممنونم

573
00:53:15,636 --> 00:53:16,636
؟؟؟ همين

574
00:53:18,096 --> 00:53:19,097
به من اعتماد کن

575
00:53:19,222 --> 00:53:20,974
پس باهات ميام

576
00:53:24,478 --> 00:53:26,229
ميخواد چي کار کنه؟

577
00:53:31,026 --> 00:53:32,861
صبر کن بيام

578
00:53:36,698 --> 00:53:37,991
صبر کن

579
00:53:39,117 --> 00:53:42,037
پس چرا اونقدر نيزه با خودت آوردي

580
00:53:42,204 --> 00:53:44,331
؟؟؟ اگه ميخواي فقط باهاش حرف بزني

581
00:54:07,896 --> 00:54:09,815
داره ميرينه

582
00:54:44,933 --> 00:54:46,101
نههههه

583
00:54:59,489 --> 00:55:01,533
اين يه غريبه ديگه است

584
00:55:03,076 --> 00:55:04,995
گوه اش هنوز بوي گند ميده

585
00:55:05,203 --> 00:55:07,581
بوي گند از يه غريبه اشتباهي

586
00:55:08,290 --> 00:55:10,000
ميخواي چي کار کني؟

587
00:55:10,167 --> 00:55:11,543
نميدونم

588
00:55:13,962 --> 00:55:16,214
بايد ببريمش به اردوگاه

589
00:55:17,007 --> 00:55:18,508
؟ ببريمش اردوگاه

590
00:55:18,675 --> 00:55:20,218
؟ چرا بايد اينکارو بکنيم

591
00:55:25,974 --> 00:55:27,142
ساکت, بيا مخفيش کنيم

592
00:55:27,309 --> 00:55:28,310
؟ کجا مخفيش کنيم

593
00:55:28,477 --> 00:55:30,187
هرجا, هرجا

594
00:55:31,313 --> 00:55:33,356
؟ اگه پيداش کنن چي ميشه

595
00:55:33,565 --> 00:55:35,484
اميدواريم پيدا نکنند

596
00:55:35,859 --> 00:55:38,153
اگر پيدا کردند, همه چي رو انکار کن

597
00:55:38,445 --> 00:55:40,113
پيدا نميکنن

598
00:55:43,992 --> 00:55:45,869
عسلي اون بالا هست؟

599
00:55:46,995 --> 00:55:47,996
نه

600
00:55:51,750 --> 00:55:53,585
؟ پيدايش کرديد

601
00:55:53,960 --> 00:55:55,670
؟ اون غريبه رو

602
00:55:56,004 --> 00:55:58,089
- نه؟
- نه, کسي رو نديدم

603
00:55:58,256 --> 00:55:59,799
تو کسي رو نديدي؟ هيچکس

604
00:55:59,925 --> 00:56:00,550
اونو نه

605
00:56:00,550 --> 00:56:01,550
نه!
منم نه

606
00:56:01,593 --> 00:56:02,593
هيچي رو

607
00:56:05,263 --> 00:56:07,557
اينا چه ربطي به

608
00:56:07,724 --> 00:56:11,186
موناندجارا وييرالپاريل داره؟

609
00:56:11,561 --> 00:56:17,025
داييندي از شنيدن اينکه چه اتفاقي
براي جوون ترِ مي افته بي تاب شده بود

610
00:56:18,235 --> 00:56:24,157
اما اکنون اين داستان تبديل به يک
درخت تنومند با شاخه هاي انبوه شده

611
00:56:25,325 --> 00:56:31,081
همه ي قسمت هاي مختلف
داستان بايد براي درک بهتر گفته شود

612
00:56:34,584 --> 00:56:40,090
مينيگولولو رو همون شاخه
ي خودش به زندگي ادامه ميده

613
00:56:40,757 --> 00:56:45,553
اون دو جد باستاني
ريدجيميراريل وبيرينبيرين

614
00:56:45,637 --> 00:56:49,975
وقتي که داشتن جسد رو مخفي ميکردند
يه کار رو اشتباه انجام دادند

615
00:56:50,266 --> 00:56:53,770
به اندازه کافي خوب مخفيش نکردند

616
00:57:13,915 --> 00:57:15,291
تو برادر من رو کشتي

617
00:57:15,500 --> 00:57:17,419
تو اينو ساختي

618
00:57:17,585 --> 00:57:18,586
درسته

619
00:57:18,837 --> 00:57:20,338
اين از نيزه توِست

620
00:57:20,755 --> 00:57:22,841
تو اينو ساختي

621
00:57:23,508 --> 00:57:25,760
وبرادرم رو کشتي

622
00:57:26,344 --> 00:57:28,430
وقتي جسد رو پيدا کردند

623
00:57:28,596 --> 00:57:32,225
سرنيزه رو بيرون کشيدند

624
00:57:32,642 --> 00:57:36,730
وگفتند, اين سنگِ سرنيزه متعلق به کيه؟

625
00:57:36,938 --> 00:57:38,148
اينو گفتن؟

626
00:57:38,273 --> 00:57:41,192
اين چيزيه که گفتن, واسه کيه؟

627
00:57:41,401 --> 00:57:44,529
بعدش تشخيصش دادند

628
00:57:46,281 --> 00:57:48,742
فهميدن کار کي بوده

629
00:57:48,950 --> 00:57:52,412
اون بايد نيزه بيرينبيرين بوده باشه

630
00:57:53,246 --> 00:57:59,294
اون با دوستش معامله اش کرده

631
00:58:00,295 --> 00:58:05,633
براي چيزي که خيلي دوستش داره...

632
00:58:05,842 --> 00:58:07,677
عسل

633
00:58:07,886 --> 00:58:10,180
تو همون کسي هستي که به برادر من نيزه زدي

634
00:58:10,388 --> 00:58:12,348
يه چيزي بگو مردِ خپل

635
00:58:12,515 --> 00:58:14,350
زر بزن

636
00:58:15,560 --> 00:58:17,687
اون زدش! اون زدش

637
00:58:19,731 --> 00:58:21,608
من زدمش

638
00:58:23,860 --> 00:58:26,279
مردِ خپل زدش

639
00:58:26,321 --> 00:58:31,034
اولش غريبه ها حرف
ريدجيميراريل رو قبول نکردند

640
00:58:31,201 --> 00:58:35,413
اما ريدجيميراريل حرفش رو عوض نميکنه

641
00:58:36,998 --> 00:58:40,209
تنها کاري که بايد انجام
بدن پيروي از قانون بود

642
00:58:40,210 --> 00:58:42,420
ما با تلافي حلش مکينم

643
00:58:42,629 --> 00:58:44,005
با تلافي از اون

644
00:58:44,214 --> 00:58:45,590
او مسوله

645
00:58:45,757 --> 00:58:51,262
ريدجيميراريل نميتونست
مراسم تلافي ماکاراتا رو رد کنه

646
00:58:51,971 --> 00:58:53,430
تا جايي که غريبه ومردانش

647
00:58:53,431 --> 00:58:57,519
ميتونستن نيزه هارو قبل از اينکه
ضربه اي بزنه به سمتش پرت کنن

648
00:58:59,270 --> 00:59:03,273
همونطور که دو گروه ماکاراتا رو قبول کردند

649
00:59:03,274 --> 00:59:08,947
ريدجيميراريل ميدونست که در
خطر بزرگيه ونميتونه ازش در بره

650
00:59:14,661 --> 00:59:18,790
شب به سمت سازه هاي درختي مي آيد

651
00:59:20,333 --> 00:59:23,336
مردان نزديک آتش کوچکي نشسته اند

652
00:59:23,378 --> 00:59:26,756
دودش باعث ميشه که پشه ها دور بشن

653
00:59:30,551 --> 00:59:32,845
اونا در مورد شکار حرف ميزنن

654
00:59:32,887 --> 00:59:35,890
در سال جاري تعداد زيادي از
تخم مرغهاي گومانگ وجود دارد.

655
00:59:38,810 --> 00:59:43,106
تعريف کردن سرنوشت
ريدجيميراريل بايد منتظر بمونه

656
00:59:43,731 --> 00:59:47,485
تا زماني که شب خالي از سياهي شود

657
00:59:56,661 --> 00:59:58,204
اکنون صبح است

658
01:00:00,581 --> 01:00:05,336
مردان براي شکار بيشتر
گومانگ وتخم هايش بيرون ميرند

659
01:00:08,006 --> 01:00:12,802
مينيگولولو ميخواد بدونه
که دايينيدي چيزي ياد گرفته

660
01:00:13,970 --> 01:00:16,513
دايينيدي گفت, تنها چيزي که ياد گرفتم

661
01:00:16,514 --> 01:00:20,685
که مينيگولولو داستان رو زيادي کش داده

662
01:00:21,602 --> 01:00:23,478
مينيگولولو جواب ميده,

663
01:00:23,479 --> 01:00:26,691
يه داستان خوب, بايد تعريف
کردن خوبي هم داشته باشه

664
01:00:36,367 --> 01:00:42,623
در آن زمان, در تمام اون زمان قديم
زماني هم براي جمع آوري تخم غاز بود

665
01:00:45,042 --> 01:00:49,338
تلافي, ماکاراتا در اين زمان بود

666
01:00:49,505 --> 01:00:52,300
دور تر از سمت ديگر مرداب

667
01:00:53,843 --> 01:00:57,305
ريدجيميراريل سنگيني در قلبش داشت

668
01:01:01,142 --> 01:01:03,977
اين بار ييرالپاريل ميتونه بره

669
01:01:03,978 --> 01:01:07,440
تا
روح خود را به برادر بزرگترش تحميل کند.

670
01:01:29,170 --> 01:01:33,716
همسران ميترسيدند که ديگر شوهرشون رو نبينند

671
01:01:38,346 --> 01:01:40,681
بيرينبيرين نميتونست بره

672
01:01:41,974 --> 01:01:46,521
او براي عبور از مرداب
با قايق بيش از حد چاق بود

673
01:01:47,271 --> 01:01:49,982
بجنب, بجنب بدش به من

674
01:01:51,817 --> 01:01:54,487
اين قسمت تو اينم قسمت من

675
01:01:54,654 --> 01:01:56,280
تقسيمش ميکنيم

676
01:02:03,913 --> 01:02:06,499
روزگار بدي بود
It was a bad time.

677
01:02:13,464 --> 01:02:16,716
همونطور که مردان براي عبور از مرداب رفتند

678
01:02:16,717 --> 01:02:21,472
به اين فکر ميکردند که ريدجيميراريل
به چه چيزي برخورد ميکند

679
01:02:25,893 --> 01:02:31,564
شايد افراد اون غريبه بتونن نيزه
هاشون رو خوب ومستقيم پرتاب کنند

680
01:02:31,565 --> 01:02:37,196
بعدش ريدجيميراريل ميتونه يک
نيزه رو صاف از ميان او رد کنه

681
01:02:40,324 --> 01:02:42,785
اما اين قانون بود

682
01:02:48,165 --> 01:02:51,002
ريدجيميرايل قانون رو ميدونست

683
01:02:51,460 --> 01:02:55,256
او مي دانست که راه مردمش است.

684
01:02:57,174 --> 01:02:59,593
ميدونست که مردم به قانون نيازمندند

685
01:02:59,802 --> 01:03:05,391
تا بتونن در راه درست با
زمين هاي مناسب زندگي کنند

686
01:03:07,184 --> 01:03:10,438
وميدونست که قانون رو شکسته

687
01:03:10,980 --> 01:03:12,398
بزن بريم

688
01:03:17,278 --> 01:03:23,325
بدون ماکاراتا, يک جنگ بد
ميان دو قبيله به وجود خواهد آمد

689
01:03:24,326 --> 01:03:28,080
راه برگشتي وجود نداشت

690
01:03:38,632 --> 01:03:42,553
- از دست رفت
- اون آخرين غاز رو مرداب بود

691
01:03:43,095 --> 01:03:45,389
وتو از دستش دادي

692
01:03:47,308 --> 01:03:48,809
چته؟

693
01:03:55,608 --> 01:03:57,443
داستان رو بگو

694
01:03:57,610 --> 01:04:00,154
درباره تلافي که به خاطرش رفته بودند؟

695
01:04:00,821 --> 01:04:02,614
مينيگولولو به داييينيدي گفت

696
01:04:02,615 --> 01:04:05,576
که ريدجيميراريل شريک ماکاراتا رو ميوخاست

697
01:04:06,410 --> 01:04:10,664
کسي که تمايل مقابله نيزه
هارو باهاش داشته باشه

698
01:04:12,541 --> 01:04:17,588
قبيله ديگر زماني که يکي از
آنها نيزه ميخورد راضي ميشد

699
01:04:18,464 --> 01:04:21,967
شريک ماکاراتا بودن چيزي خطرناکي بود

700
01:04:22,301 --> 01:04:26,889
او ميتونست به جاي ريدجيميرايل نيزه بخوره

701
01:04:27,765 --> 01:04:31,352
ييرالپاريل ميدونست
ومنتظر زمان مناسب اش بود

702
01:04:31,519 --> 01:04:34,396
چه کسي شريک ريدجيميراريل ميشه؟

703
01:04:34,605 --> 01:04:35,773
براي تلافي؟

704
01:04:35,940 --> 01:04:38,359
يکي از ما روي اين سازه
بايد توانايي اش رو داشته باشه

705
01:04:40,736 --> 01:04:42,196
شايد من

706
01:04:42,404 --> 01:04:44,949
تو چي؟

707
01:04:47,993 --> 01:04:51,247
- اون چي؟
- نه اون بدتر از اين حرفاست

708
01:04:51,705 --> 01:04:53,457
يکي بايد انجامش بده

709
01:04:53,666 --> 01:04:55,709
آروم! آروم

710
01:04:56,001 --> 01:04:57,795
من اينکارو ميکنم

711
01:04:58,462 --> 01:04:59,797
تو هيچي نميدوني

712
01:04:59,964 --> 01:05:03,008
ميدونم چطور جلو نيزه ها جاخالي بدم

713
01:05:03,175 --> 01:05:05,970
- تو زانو هاي ضعيفي داري
- يکي پيرتر

714
01:05:06,136 --> 01:05:09,390
- تو خيلي جووني
- خيلي بي تجربه اي

715
01:05:09,598 --> 01:05:12,268
ييرالپاريل با مردان سروکله زد

716
01:05:15,062 --> 01:05:19,440
اگه نميتونست زني داشته باشه
يا نميتونست موناندجارا رو داشته باشه

717
01:05:19,441 --> 01:05:21,944
ممکنه به خوبي نيزه زدن باشه

718
01:05:22,069 --> 01:05:23,988
يا مرده

719
01:05:25,155 --> 01:05:28,075
بلاخره ريدجيميراريل قبول کرد

720
01:05:29,785 --> 01:05:31,912
غاز من در رفت

721
01:05:32,705 --> 01:05:35,249
گرچه همه تخم مرغ هارو گرفتيم

722
01:05:35,416 --> 01:05:39,962
شکارچيان تخم غاز, براي
خوردن دور هم جمع شده اند

723
01:05:40,170 --> 01:05:42,214
هنوز آتيش روشنه؟

724
01:05:42,423 --> 01:05:44,049
تقريبا

725
01:05:44,258 --> 01:05:46,635
من ميتونم يه غاز رو درسته بخورم

726
01:05:47,261 --> 01:05:48,971
کي ميتونيم بپزيم؟

727
01:05:49,221 --> 01:05:50,681
سلام به همه

728
01:05:50,848 --> 01:05:52,099
همتون اينجاييد؟

729
01:05:55,853 --> 01:05:57,896
ميخووايم پختن رو شروع کنيم

730
01:05:58,105 --> 01:06:00,316
آتيش روشنه؟

731
01:06:00,566 --> 01:06:02,276
آره

732
01:06:02,484 --> 01:06:05,487
من براي پر کردنِ معده منتظرم

733
01:06:05,696 --> 01:06:08,157
يه غاز گرفتم

734
01:06:08,574 --> 01:06:11,869
دايينيدي به خاطر شکاري
که کرده بود افتخار ميکرد

735
01:06:14,371 --> 01:06:18,417
مينيگولولو زماني که مشغول
خوردن هستن به داستانش ادامه ميده

736
01:06:20,002 --> 01:06:22,128
ديگه صبر نخواهيم کرد,

737
01:06:22,129 --> 01:06:26,800
چون زمانِ پرواز نيزه هاي ماکاراتاست.

738
01:06:40,564 --> 01:06:42,648
ريدجيميراريل وييرالپاريل

739
01:06:42,649 --> 01:06:46,569
مثل ارواح بين نيزه ها ميرقصيدند

740
01:06:46,570 --> 01:06:51,492
انقدر منظم ميرقصيدند که
ديگر نزديک بود نامريي بشند

741
01:06:52,534 --> 01:06:56,747
گويا که نيزه ها از وسطشون رد ميشد.

742
01:07:03,045 --> 01:07:06,381
جنگجويان قبيله مقابل هم
نيزه هايشان را پرت ميکردند

743
01:07:06,423 --> 01:07:09,301
تا زماني که بازوهاشون خسته بشه

744
01:07:09,343 --> 01:07:13,722
به اين ميزان رقصيدن
اون دو برادر سخت وتيز بود

745
01:07:15,057 --> 01:07:18,102
اما ريدجيميراريل يک روح نبود

746
01:07:18,227 --> 01:07:20,937
پاهايش انساني بود

747
01:07:20,938 --> 01:07:25,359
ويکي از نيزه ها بيش از حد پرواز کرد

748
01:07:54,596 --> 01:07:58,516
شکار تخم مرغ غاز
تقريبا تمام شده است.

749
01:07:58,517 --> 01:08:04,189
اما هنوز هم کمي از اين داستان را
براي من گذاشتند تا براي شما تعريف کنم

750
01:08:06,400 --> 01:08:11,488
اون نيزه اي که زيادي پرواز کرد
درست به شکم ريدجيميراريل اصابت کرد

751
01:08:12,698 --> 01:08:18,495
درسته که مجروح شده بود
اما انقدر وخيم نبود که بميره

752
01:08:20,414 --> 01:08:24,126
قبيله مقابل هم راضي بودند

753
01:08:24,209 --> 01:08:27,546
از قانون پيروي شده بود

754
01:08:27,963 --> 01:08:31,049
عدالت اجرا شده بود

755
01:08:38,515 --> 01:08:40,183
ما به مرد شما نيزه زديم

756
01:08:40,350 --> 01:08:41,935
بعد از اينکه ما به شما زديم

757
01:08:42,144 --> 01:08:45,022
تموم شد

758
01:08:47,316 --> 01:08:53,487
ريدجيميراريل هنوز به اين معتقد بود که
غريبه نوالينگو رو گرفته

759
01:08:53,488 --> 01:08:57,576
باعث افتخارش بود
که اجازه بده مردان برگردوننش

760
01:09:02,456 --> 01:09:05,666
ميخواست به غريبه
وافراد خودش نشون بده

761
01:09:05,667 --> 01:09:09,504
که قوي واعصبانيست

762
01:09:12,132 --> 01:09:17,679
اما به اندازه اي قوي نبود که
بتواند از ميان مرداب رد شود

763
01:09:22,768 --> 01:09:28,482
وخوني که از بدنش ميرفت او را بيش از
حد ضعيف کرد تا روي پاي خودش راه بره

764
01:09:34,488 --> 01:09:40,702
بانالاندجو ميدونست که برگ ها
براي بهتر کردن زخم استفاده ميشن

765
01:09:41,119 --> 01:09:42,746
برو يکم پوست تازه پيدا کن

766
01:09:42,913 --> 01:09:48,043
ميدونست که چي باعث قوي تر شدن شوهرش ميشه

767
01:09:50,629 --> 01:09:54,507
مردان ديگر نزديک پايان ماجراجوييشان هستند

768
01:09:54,508 --> 01:09:58,928
داييندي در حال حاضر
به کل داستان علاقهمند شده

769
01:09:58,929 --> 01:10:04,101
اون منتظر اينه که بفهمه چه
اتفاقي براي ريدجيميراريل افتاده

770
01:10:06,311 --> 01:10:09,523
ريدجيميراريل قوي تر نشد

771
01:10:10,482 --> 01:10:16,488
در ضعفش, اون نوالينگو
رو صدا کرد تا براش آب بياره

772
01:10:17,030 --> 01:10:19,950
اما نوالينگو نمي آمد

773
01:10:21,451 --> 01:10:24,996
روح بد تمام بدن ريدجيميراريل رو در برگرفت

774
01:10:25,455 --> 01:10:29,417
او براي مبارزه کردن باهاش
به اندازه کافي نيرومند نبود

775
01:10:33,004 --> 01:10:36,716
قبيله غريبه ها ممکن است از
برخي جادوها استفاده کرده باشند

776
01:10:37,801 --> 01:10:41,429
شايد در نيزه شون
کمي جادو وجود داشت

777
01:10:41,721 --> 01:10:45,767
يا شايد هم درون خود ريدجيميراريل بود

778
01:10:46,226 --> 01:10:50,021
وتنها يک راه براي مبارزه با جادو وجود داشت

779
01:11:35,108 --> 01:11:38,111
برو گمشو. کي بهت گفت بياي اينجا؟

780
01:11:52,167 --> 01:11:55,962
تا حالا مثل اين رو نديده بودم
جادوي عجيبيه

781
01:11:56,963 --> 01:12:00,842
جادوگر کار بيشتري نميتونه بکنه

782
01:12:01,676 --> 01:12:06,723
او توسط غم واندوهي بزرگ مغلوب شده بود

783
01:12:09,768 --> 01:12:13,146
ريدجيميراريل, تو قراره بميري

784
01:12:13,313 --> 01:12:15,440
ارواح منتظرند

785
01:12:26,159 --> 01:12:28,244
ومردم ميدونند

786
01:12:29,537 --> 01:12:32,999
مي بينيد؟ ميدونن

787
01:12:36,461 --> 01:12:40,256
اونا از همه جا از بوته ها بيرون ميان

788
01:12:43,426 --> 01:12:47,347
به خاطر ريدجيميراريل مي آيند

789
01:12:58,733 --> 01:13:04,739
وببينند که چظور ريدجيميراريل تقلا ها ميکند

790
01:13:08,785 --> 01:13:12,664
شايد آخرين تقلايش باشد

791
01:13:16,584 --> 01:13:19,170
به آرامي بلند مي شود

792
01:13:27,887 --> 01:13:32,559
وبلند شدنش رو ببينيد در
حالي که هنوز قدرتش رو داره

793
01:13:41,568 --> 01:13:46,698
به آرامي به وسط فضاي اردوگاه ميره

794
01:13:51,619 --> 01:13:56,541
واونجا, نزديک شعله ها
تا همه بتونن ببيننش

795
01:13:57,500 --> 01:14:00,128
ريدجيميراريل شروع به رقصيدن ميکنه

796
01:14:02,297 --> 01:14:05,717
رقص مرگش.

797
01:14:09,929 --> 01:14:12,472
به زودي کلپ استيکها بهش ملحق ميشن

798
01:14:12,473 --> 01:14:14,266
وهمينطور ديدوجوريدو, (نوعي موسيقي سنتي
که از سازي شبيه به دهل استفاده مي شود )

799
01:14:14,267 --> 01:14:16,019
وبعدش ميخونن

800
01:14:24,861 --> 01:14:27,142
بشنويد که کلپاستيک ها رشوع کردن
Hear the clapsticks start.

801
01:14:36,456 --> 01:14:39,667
وحالا ديدوجوريدو

802
01:14:41,210 --> 01:14:43,545
همونطور که ريدجيميراريل به رقصش ادامه ميده

803
01:14:43,546 --> 01:14:46,549
به رقص مرگ مخصوصش

804
01:15:08,780 --> 01:15:11,741
او ضعيف تر شده است

805
01:15:16,579 --> 01:15:17,872
اما ميبينيد؟

806
01:15:18,206 --> 01:15:20,708
ميبينيد چگونه به رقصش ادامه ميده؟

807
01:15:21,542 --> 01:15:25,129
تا زماني که تمام نيرويش تمام شود

808
01:15:35,807 --> 01:15:39,185
اکنون ديگه خسته شده.

809
01:15:41,270 --> 01:15:45,108
وحالا نيرويش به پايان رسيد

810
01:15:45,274 --> 01:15:47,568
وبر زمين فرود مي آيد.

811
01:16:00,873 --> 01:16:06,295
وحالا جنگجويان
رقص مرگ رو به خاطر ريدجيميراريل ادامه ميدن

812
01:16:06,295 --> 01:16:16,295
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

813
01:17:03,561 --> 01:17:07,940
ريدجيميراريل منتظر اوناست تا دوباره آواز
بخونند

814
01:17:11,819 --> 01:17:16,199
ميخواد که به خاطرش آواز مرگش رو بخونن

815
01:17:16,240 --> 01:17:20,411
به طوري که
پدرش ميفهمد که او در حال مرگ است

816
01:17:20,578 --> 01:17:22,622
وبه سوي او مي آيد.

817
01:17:28,711 --> 01:17:30,463
بشنو

818
01:17:30,796 --> 01:17:32,715
شروع به خواندن آواز کردند

819
01:17:34,133 --> 01:17:36,677
تو فکر ميکني که ممکنه مرده باشه

820
01:17:36,844 --> 01:17:39,305
اما او تنها منتظر آهنگش است

821
01:17:57,490 --> 01:17:58,658
ميبيني؟

822
01:17:59,200 --> 01:18:01,242
ميبيني که دستش رو تکون داد؟

823
01:18:01,243 --> 01:18:04,997
همانند پيتون قهوه اي توتِم؟

824
01:18:06,123 --> 01:18:08,751
ميبيني که پاش تکون خورد؟ /i>

825
01:18:12,964 --> 01:18:17,175
به خاطر اين بود که نشون بده داره گوش ميده

826
01:18:17,176 --> 01:18:18,927
که داره بميره

827
01:18:18,928 --> 01:18:22,640
وبه تمام مردمش مي گويد.

828
01:18:32,316 --> 01:18:34,026
حالا اونجا دراز مي کشد

829
01:18:35,653 --> 01:18:38,071
قلبش همچنان مي تپد

830
01:18:38,072 --> 01:18:40,783
اما او مرده است

831
01:18:45,037 --> 01:18:46,872
نگاه کن, نگاه کن

832
01:18:47,623 --> 01:18:50,376
پدربزرگ پير به قلبش رفت

833
01:18:50,960 --> 01:18:54,672
تا به خارج شدن روحش از آنجا کمک کند

834
01:19:01,721 --> 01:19:04,056
با اينکه هنوز قلبش هست

835
01:19:06,350 --> 01:19:09,394
اما از آنها ميخواهد که
نواختنشان را اندکي طول ادامه بدند

836
01:19:09,395 --> 01:19:12,940
تا بتونه اجدادش رو پيدا کنه

837
01:20:00,738 --> 01:20:05,075
بعدش آنها بايد او را براي سفرش آماده کنند

838
01:20:34,313 --> 01:20:39,735
آنها شکل آبچاله ي او
را بر رويش نقاشي ميکنند

839
01:20:49,536 --> 01:20:52,080
اين بدان معني است که
روح او مي تواند پيدا کند

840
01:20:52,081 --> 01:20:55,334
راه برگشت به آبچاله اش را

841
01:21:03,175 --> 01:21:06,595
ودر آنجا منتظر تولد ديگري خواهد بود

842
01:21:11,100 --> 01:21:14,560
وحالا روحش رو دور ميکنند

843
01:21:14,561 --> 01:21:18,774
چون گاهي اوقات نميخواد بره

844
01:21:23,946 --> 01:21:27,658
وميره, به سفر خودش

845
01:21:27,658 --> 01:21:37,658
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

846
01:22:20,753 --> 01:22:23,213
واين پايان داستان است

847
01:22:24,423 --> 01:22:27,926
صبر کن, اين اخر داستان نيست

848
01:22:29,052 --> 01:22:33,182
دايينيدي در حال يادگيري يه
چيز مهم براي زندگي اش است

849
01:22:34,433 --> 01:22:37,686
داره ياد ميگيره که صبور باشه

850
01:22:39,772 --> 01:22:44,401
اما شما, ما براي فهميدن
بقيه قصه بي تاب شديد, ها؟

851
01:22:44,485 --> 01:22:45,903
ميدونم

852
01:22:46,403 --> 01:22:49,740
بنابراين ميگم که چه اتفاقي افتاد

853
01:22:52,826 --> 01:22:57,331
روح ريدجيميراريل به آبچاله اش رفته بود

854
01:22:57,956 --> 01:22:59,458
کمک

855
01:23:00,375 --> 01:23:02,127
من اينجام

856
01:23:03,587 --> 01:23:06,548
يک کسي, شما ها کجاييد؟

857
01:23:07,132 --> 01:23:10,052
اينجام, کسي نيست!

858
01:23:10,886 --> 01:23:12,513
يه نفر

859
01:23:12,846 --> 01:23:16,183
زن دوم ريدجيميراريل که نيست؟

860
01:23:16,975 --> 01:23:18,727
خودشه

861
01:23:19,853 --> 01:23:23,690
بعد از اين همه مدت که گمشده بود

862
01:23:23,899 --> 01:23:27,110
اومد داخل کمپ

863
01:23:27,277 --> 01:23:28,529
به همين راحتي

864
01:23:28,654 --> 01:23:30,697
فرار کرده وبرگشته بود

865
01:23:30,864 --> 01:23:32,991
صبر کن, صبر کن, صبر کن

866
01:23:47,631 --> 01:23:51,175
اين غريبه نبود که نوالينگو رو گرفته بود

867
01:23:51,176 --> 01:23:54,596
وفرار هم نکرده بود

868
01:23:55,889 --> 01:24:01,103
اون قبيله آن طرف رودخانه
بود که او را گرفته بود

869
01:24:01,728 --> 01:24:04,939
آنها او را به يک قبيله بياباني فروختند,

870
01:24:04,940 --> 01:24:07,149
خيلي دور از اينجا

871
01:24:07,150 --> 01:24:09,402
از دست اونا فرار ميکنه

872
01:24:09,403 --> 01:24:14,700
وتقريبا يک فصل طول ميکشه تا برگرده

873
01:24:18,870 --> 01:24:23,542
وحالا همسرش مرده

874
01:24:31,508 --> 01:24:36,388
مردان بايد نشون ميدادند که جگنجو بودند

875
01:24:37,055 --> 01:24:40,934
اونا براي رفتن به جنگ سروصداي زيادي کردند

876
01:24:41,101 --> 01:24:43,269
عليه جبهه آن طرف رودخانه

877
01:24:43,270 --> 01:24:47,524
اما درون سرشون همچين چيزي نبود

878
01:24:50,110 --> 01:24:54,322
خوشحال بودن وقتي بيرينبيرين
اومد تا باهاش صحبت کنه

879
01:24:56,074 --> 01:24:57,617
فراموشش کنيد

880
01:24:57,784 --> 01:24:59,661
فکرش رو هم نکنيد

881
01:25:00,871 --> 01:25:02,748
اين جايي است که ما متوقف ميشويم

882
01:25:02,914 --> 01:25:04,583
همين الانشم ريدجيميراريل رو از دست داديم

883
01:25:04,666 --> 01:25:06,418
واين جايي است که ما متوقف ميشويم

884
01:25:07,544 --> 01:25:13,800
رزوها وماه ها مراسم مرگ وجود داشت

885
01:25:17,095 --> 01:25:21,307
تمام کارهاي مناسب انجام شد.

886
01:25:21,308 --> 01:25:24,226
ودر آخر روح مرد مرده

887
01:25:24,227 --> 01:25:28,356
به خوبي به جايي که متعلقش بود برگشت

888
01:25:33,278 --> 01:25:36,697
مردان نزديک خانه هايشان شده اند

889
01:25:36,698 --> 01:25:40,952
دايينيدي مي داند داستان
تقريبا در پايان آن است

890
01:25:45,457 --> 01:25:49,169
برخي از مردان به قبيله خود بازگشتند.

891
01:25:51,004 --> 01:25:55,050
شايد دوباره همديگر رو در مراسم بعدي

892
01:25:55,550 --> 01:26:00,013
يا شايد در فص بعدي از
جمع آوري تخم غاز ببينند

893
01:26:05,810 --> 01:26:10,357
سرانجام, ييرالپاريل
ميتونه با موناندجارو باشه

894
01:26:12,776 --> 01:26:15,487
بلاخره, ميتونم با عشقم باشم

895
01:26:34,047 --> 01:26:35,382
با من بيا

896
01:26:35,549 --> 01:26:37,551
اين راهِ پناهگاه منِه

897
01:26:37,801 --> 01:26:39,135
نه من دارم... من ميخوام...

898
01:26:39,302 --> 01:26:41,054
من زن اول تو هستم, تو با مني

899
01:26:41,263 --> 01:26:43,139
- امکان نداره
- او شوهر منه

900
01:26:43,348 --> 01:26:45,100
هي, جروبحث بسته

901
01:26:45,267 --> 01:26:46,643
او شوهر منم هست

902
01:26:46,851 --> 01:26:48,895
عسل کجاست؟

903
01:27:05,620 --> 01:27:10,083
وبلاخره دايينيدي آخر داستان رو هم داشت

904
01:27:10,917 --> 01:27:13,420
اين چيزي نبود که انتظار داشت

905
01:27:50,582 --> 01:27:54,878
واونها براي هميشه با
خوشي کنار هم زندگي کردند...

906
01:27:57,589 --> 01:28:01,468
نه, نميدونم که چه اتفاقي
بعد از اون قضيه افتاد

907
01:28:01,551 --> 01:28:04,636
شايد دايينيدي يه زن گرفت

908
01:28:04,637 --> 01:28:06,181
شايدم نه

909
01:28:06,431 --> 01:28:09,851
واسه مردم من همينطوريه

910
01:28:11,394 --> 01:28:14,689
اما اکنوون شما داستان من رو ديديد

911
01:28:14,939 --> 01:28:16,399
داستان خوبيه

912
01:28:17,317 --> 01:28:19,276
نه شبيه داستان شما,

913
01:28:19,277 --> 01:28:23,073
اما يک داستان خوب هم همينطور است.

914
01:28:23,097 --> 01:28:33,097
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

