﻿1
00:00:09,578 --> 00:00:14,250
در سال 1944 ، شيطان به زمين احضار شد
تا آغاز کننده يِ جنگي ديگر باشد

2
00:00:14,291 --> 00:00:18,045
اما فرزند جهنم توسّط انسان هاي پاک نژاد
نجات داده شد و به اون شرافت

3
00:00:18,087 --> 00:00:20,422
و مهرباني و احساسِ انساني را تعليم دادن

4
00:00:20,506 --> 00:00:23,217
تماميِ دانشمندان و محقّقاني که
به دور اين پسر جمع شده بودن

5
00:00:23,259 --> 00:00:26,971
مرکز تحقيق درباره يِ موجوداتِ فراطبيعي

6
00:00:27,012 --> 00:00:29,807
و همينطور سازمانِ بين
الملليِ دفاعي را که از دنيا

7
00:00:29,849 --> 00:00:32,649
در برابرِ دشمنانِ ماورا طبيعي و
اسرار آميز حفاظت مي کرد ، پايه گذاري کردن

8
00:01:54,934 --> 00:01:58,437
ببينم تو حالت خوبه؟
- راستش ، هيچ وقت آب ، عنصرِ موردِ علاقه يِ من نبوده -

9
00:02:04,944 --> 00:02:08,155
ما الان بايد جايي زيرِ ساختمونِ معبد باشيم

10
00:02:08,197 --> 00:02:12,076
هوم ، مي خواي بگي خورشيد پرست ها ،
مردانِ خفّاشي رو به زيرِ زمين فرستادن؟

11
00:02:12,118 --> 00:02:14,328
يه جورايي اينطور بنظر ميرسه

12
00:02:14,370 --> 00:02:15,830
همه چي آماده ست؟ -
کاملا -

13
00:02:15,871 --> 00:02:17,957
ديگه نميشه صبر کرد

14
00:02:30,136 --> 00:02:31,470
اَه

15
00:02:32,513 --> 00:02:34,473
لَجن

16
00:02:37,560 --> 00:02:40,062
تو جريانِ هوا رو حس مي کني؟

17
00:02:41,147 --> 00:02:43,774
آره و بويِ يه چيزي که مُرده

18
00:02:43,816 --> 00:02:44,859
خيلي بدبوهِ

19
00:02:54,785 --> 00:02:57,913
خب ، حالا مي دونيم چي به
سَر مامور "هميلتون" اومده

20
00:02:57,955 --> 00:03:00,916
فکر کنم معمّا حل شد ، تو اونُ ميشناختي؟

21
00:03:00,958 --> 00:03:03,961
نه ، ولي آدم خوب و خونواده دوستي بود

22
00:03:04,003 --> 00:03:05,504
فکر کنم بايد ما

23
00:03:19,810 --> 00:03:20,895
باحال بود

24
00:03:20,936 --> 00:03:24,273
پس ، فکر کنم بدوني دنبالِ چي بايد بگرديم

25
00:03:25,941 --> 00:03:27,985
اميدوارم اين نباشه

26
00:03:35,451 --> 00:03:37,745
خب ، بلاخره اين "هِل بوي" معلوم هست کجاست؟

27
00:04:30,005 --> 00:04:38,005
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

28
00:04:44,353 --> 00:04:46,814
انگار گلوله زياد کارساز نيست -
آره درسته -

29
00:05:10,421 --> 00:05:12,423
با اين چطوري!؟

30
00:05:31,901 --> 00:05:33,861
مثه اينکه بايد از روشِ خودت استفاده کنم

31
00:05:36,739 --> 00:05:39,325
ليز " ، نميشه اينجوري ادامه داد"

32
00:05:40,993 --> 00:05:42,244
مي تونيم از پَسش بربيايم

33
00:05:42,745 --> 00:05:45,748
"ليز" -
خيلي خوب باشه -

34
00:06:56,485 --> 00:06:57,903
"برگرد به حالتِ اوّلت " ليز

35
00:06:57,945 --> 00:06:59,655
برگرد به حالتِ اوّلت ، تمرکز کن

36
00:07:02,408 --> 00:07:04,201
"ليز"

37
00:07:04,243 --> 00:07:06,745
"ليز" ، "ليز"

38
00:07:08,205 --> 00:07:09,874
منم

39
00:07:09,915 --> 00:07:11,959
کارِت عالي بود ، ديگه تموم شد

40
00:07:24,305 --> 00:07:26,432
مثه اينکه همه چي رو خراب کردم؟

41
00:08:06,222 --> 00:08:07,765
زيباست

42
00:08:11,435 --> 00:08:14,271
خيلي زيباست

43
00:08:20,152 --> 00:08:21,654
بر اساسِ اين نوشته

44
00:08:21,695 --> 00:08:23,739
وقايعِ اتّفاق افتاده ازين قرار است

45
00:08:23,781 --> 00:08:25,991
برادران اژدها

46
00:08:26,033 --> 00:08:27,761
رعد و تندر ♪ منظور همون رعد و برق مي باشد
که ترجمه کردنش بصورت برق زياد جالب نبود♪

47
00:08:27,785 --> 00:08:30,121
خشم خودشان را بر سرزمينِ

48
00:08:30,162 --> 00:08:31,914
دايميو " يِ قدرتمند نازل کردند"

49
00:08:31,956 --> 00:08:35,000
و آنها را با سلاح هايِ
وحشتناک خود زيرِ حمله گرفتند

50
00:08:35,042 --> 00:08:39,630
پُتکِ جنگيِ رعد از خرده سنگ هايِ
کوهستان ساخته شده بود

51
00:08:39,672 --> 00:08:42,341
و جنگل ها را از ترس به لرزه در مي آورد

52
00:08:42,424 --> 00:08:44,343
برادر او ، تندر

53
00:08:44,385 --> 00:08:47,388
از شعله يِ آتشِ سپيدي استفاده مي کرد

54
00:08:47,429 --> 00:08:51,225
که زمين را مي سوزاند و
دريا را به جوش مي آورد

55
00:08:51,267 --> 00:08:54,770
دايميو " در مقابلِ اين
هيولاها تنها و درمانده شده بود"

56
00:08:54,812 --> 00:09:00,025
برايِ نجاتِ سرزمينش ، با ارزش
ترين چيزِ زندگي اش را به آنها تقديم کرد

57
00:09:00,067 --> 00:09:01,694
دخترش

58
00:09:01,735 --> 00:09:03,654
دختري ظريف به مانندِ گل

59
00:09:03,696 --> 00:09:05,781
و به رنگ پريدگيِ ماه

60
00:09:05,865 --> 00:09:09,535
و به زيباييِ ستارگان

61
00:09:09,618 --> 00:09:13,205
اما "دايميو" يک ساموراييِ
شجاع را در خدمتِ خود داشت

62
00:09:13,247 --> 00:09:15,666
که عاشقِ دخترش بود

63
00:09:15,708 --> 00:09:19,920
او پي برد که "دايميو" قصدِ قرباني کردنِ
دخترش را دارد

64
00:09:19,962 --> 00:09:24,008
سامورايي ، دختر را به
زيارتگاهي در عمقِ جنگل فرستاد

65
00:09:24,049 --> 00:09:27,303
جايي که دخترِ "دايميو" از
دسترسِ هيولاها در امان باشد

66
00:09:27,386 --> 00:09:31,264
وقتي شياطين براي بُردن غنيمتِ خود آمدن

67
00:09:31,265 --> 00:09:33,976
متوجّه شدن که دخترِ زيبا ناپديد شده است

68
00:09:34,018 --> 00:09:38,689
ولي با ساموراييِ شجاع روبرو شدن که براي
حفاظت از عشقِ خود آماده يِ جانسپاري بود

69
00:09:44,028 --> 00:09:47,656
رعد و تندر ، آسمان را
از خشمِ خود به دو نيم کردن

70
00:09:47,740 --> 00:09:52,161
باران را به مانندِ خنجري به سويِ سامورايي
به باريدن وادار کردن

71
00:09:56,707 --> 00:09:58,834
اما او هرگز از پاي در نيامد

72
00:10:34,411 --> 00:10:37,623
به نظر مي رسيد ، هيچ چيز نمي توانست
شياطين را متوقّف کند

73
00:10:37,665 --> 00:10:40,543
آنها مي خواستن سامورايي را خورد کنن

74
00:10:41,836 --> 00:10:43,170
اما شمشيرِ سامورايي

75
00:10:43,212 --> 00:10:47,967
با يک طلسمِ عظيمِ باستاني کَنده کاري شده بود

76
00:10:56,600 --> 00:11:01,564
شمشيرِ سامورايي ، خونِ شياطينِ طوفان را
به زمين ريخت

77
00:11:01,605 --> 00:11:06,277
جادويِ آن شمشير آنها را اسير نمود
و تيغه يِ آن تا ابد به خونِ آنها آغشته شد

78
00:11:08,237 --> 00:11:10,322
هيولاها از سرزمينِ او بيرون رفتن

79
00:11:10,364 --> 00:11:14,535
اما "دايميو" از حرکتِ سامورايي خشمگين شد

80
00:11:14,577 --> 00:11:17,746
قول او به شياطين شکسته شده بود

81
00:11:17,788 --> 00:11:20,666
اهمّيتي نداشت که اين معامله
چقدر برايِ او گران تموم ميشه

82
00:11:20,708 --> 00:11:22,960
دايميو " قولِ مردانه به آنها داده بود"

83
00:11:23,002 --> 00:11:26,130
و سامورايي قولِ او را شکسته بود

84
00:11:26,172 --> 00:11:29,008
سامورايي به سويِ زيارتگاه حرکت کرد تا
به عشقِ خود بپيوندد

85
00:11:29,049 --> 00:11:31,844
و هيچ گاه باز نگردد

86
00:11:31,886 --> 00:11:34,305
"اين بي آبرويي در خانواده يِ " دايميو

87
00:11:34,346 --> 00:11:36,765
قابلِ چشم پوشي نبود

88
00:11:36,807 --> 00:11:40,811
تنها راه ، مجازات بود

89
00:11:40,853 --> 00:11:44,315
دايميو " به خدايان التماس کرد تا"
شرمساري او را بپذيرند

90
00:11:44,356 --> 00:11:48,611
و خدايان نيز درخواستش را پذيرفتند

91
00:12:28,984 --> 00:12:30,319
پروفسور "ساکاي"؟

92
00:12:30,361 --> 00:12:32,071
"هيراماتسو" -
پروفسور؟ -

93
00:12:33,823 --> 00:12:36,867
شما استراحت کنيد ، من
براتون چايي درست مي کنم

94
00:12:36,909 --> 00:12:39,120
"ممنونم " توشيرو

95
00:12:43,332 --> 00:12:46,127
بعضي وقت ها احساسِ حماقت مي کنم

96
00:12:46,168 --> 00:12:47,837
من تو کارم غرق شدم

97
00:12:47,878 --> 00:12:50,005
خيلي دير وقته ، من ديگه بايد برگردم

98
00:12:50,047 --> 00:12:51,382
اين حرفُ نزنيد ، پروفسور

99
00:12:51,423 --> 00:12:53,383
شما و شمشيرهايِ مجموعه
يِ من ♪متعلّق♪ به اينجا هستيد

100
00:12:53,425 --> 00:12:54,927
شما تحصيل کرده اين

101
00:12:54,969 --> 00:12:57,680
واطلاعاتِ زيادي درباره يِ
کارهايِ دست سازِ قديمي دارين

102
00:12:57,721 --> 00:13:01,767
شما براي رسيدنِ به حقيقت ، در حالِ اَلک کردنِ
همه چيز هستين

103
00:13:01,809 --> 00:13:03,602
من مطمئنم شمشيري که شما به دنبالشين

104
00:13:03,644 --> 00:13:06,230
همينجاست ، من فقط تميزش کردم

105
00:13:06,272 --> 00:13:07,940
يه شمشير مربوط به قرنِ 16 ميلادي

106
00:13:07,982 --> 00:13:10,860
که فکر کنم متعلّق به "موساشي مياموتو" باشه

107
00:13:12,945 --> 00:13:15,156
"لطفا مواظب باشين ، پروفسور " ساکاي

108
00:13:15,197 --> 00:13:16,357
نبايد اثرِ انگشتتون روش بيوفته

109
00:14:29,480 --> 00:14:31,565
بابتِ اين لرزش ها متاسفم بچّه ها

110
00:14:31,607 --> 00:14:35,277
مثل اينکه يه طوفانِ پيش
بيني نشده از شرق تو راهه

111
00:14:35,319 --> 00:14:38,030
تا بيست دقيقه يِ ديگه ميرسيم مرکز

112
00:14:44,453 --> 00:14:47,414
خب کوچولو ، حالت چطوره؟

113
00:14:47,456 --> 00:14:50,960
خيلي خوبه ، انگار رو
بمب هايِ "ناپالم" راه رفتيم

114
00:14:51,001 --> 00:14:52,545
"تو جونِ ما رو نجات دادي " ليز

115
00:14:52,586 --> 00:14:54,338
من نزديک بود تو رو آتيش بزنم

116
00:14:54,421 --> 00:14:56,590
اونم به خاطرِ چند تا مومياييِ بي مصرف

117
00:14:56,632 --> 00:14:59,260
بابتِ سوختنِ صورتِ ت متاسفم -
فکر کن آفتاب سوزونده -

118
00:15:00,386 --> 00:15:03,514
بيخيال بابا ، اونا چند تا موميايي
بودن و مي خواستن شماها رو بُکشن

119
00:15:03,556 --> 00:15:07,768
باور کن ، اين طبيعيه ، وقتي به شما حمله ميشه
بايد هر کاري واسه دفاع از خودتون انجام بدين

120
00:15:07,810 --> 00:15:09,437
تو همون کاري رو کردي که بايد مي کردي

121
00:15:09,478 --> 00:15:11,939
من کنترلم رو از دست
دادم ، اين کاري بود که کردم

122
00:15:11,981 --> 00:15:14,316
اگه تو جلوم رو نمي
گرفتي ، ممکن بود تمامِ اونجا

123
00:15:14,358 --> 00:15:16,152
يا حتّي شما دو تا رو ذوب کنم

124
00:15:16,193 --> 00:15:18,320
من از عهده يِ کار کوچيک بر ميام

125
00:15:18,362 --> 00:15:20,739
ولي وقتي مي خوام يه کارِ بزرگ کنم

126
00:15:20,823 --> 00:15:23,909
خدايا ، ممکنه سازمان جلويِ کارِ منُ بگيره

127
00:15:23,951 --> 00:15:26,078
من واقعا يه هيولا هستم

128
00:15:26,912 --> 00:15:28,581
هوم

129
00:15:33,836 --> 00:15:35,754
خيلي خوب. خيلي خوب فهميدم

130
00:15:35,796 --> 00:15:38,966
نه نه ، تو يه هيولايي ، اين دُرست

131
00:15:39,008 --> 00:15:40,468
"من و " اِب

132
00:15:40,509 --> 00:15:43,846
منظورم اينکه خيلي خوش شانسي
که گذاشتيم با ما ديده بشي

133
00:15:43,888 --> 00:15:46,265
کاملا درسته ، تو روشِ ما رو محدود مي کني

134
00:15:46,307 --> 00:15:49,018
دنيا به کارِ ما احتياج داره

135
00:15:49,059 --> 00:15:52,021
اين کار از ما يه قهرمان ميسازه

136
00:15:52,104 --> 00:15:53,898
براي من ، همين کافيه

137
00:16:23,010 --> 00:16:25,387
هِي ، "کِيتي" ، از ديدنت خوشحالم

138
00:16:25,429 --> 00:16:28,098
ببخشيد که من اينجوريم ، اما آخه

139
00:16:28,182 --> 00:16:30,684
آبِ دهنِ مردِ خفاشيِ
موقعِ درگيري باهاش اينا بهم چسبيد

140
00:16:30,726 --> 00:16:32,228
از شکستِ نفسيِ شما متشکرم

141
00:16:32,269 --> 00:16:33,938
فکر مي کردم در "پراگ" بايد باشي

142
00:16:33,979 --> 00:16:37,233
همه چي تموم شد ، ما کشف
کرديم اون گرگ ها تَوهم بودن

143
00:16:37,274 --> 00:16:39,944
در واقع ، سگ هايِ شکاري بودن
شکارچيِ بالدار و چيزايِ ديگه

144
00:16:39,985 --> 00:16:44,532
يعني گرگ نبودن و به روح هايِ انتقال يافته يِ
واکينگ هايِ خشمگين تعلّق داشتن

145
00:16:44,573 --> 00:16:46,909
تو دست نوشته ها هم ،
هيچ اشاره اي به اونا نشده

146
00:16:46,951 --> 00:16:48,637
منم مي خوام زودتر تحقيقاتم
رو در اين باره کامل کنم

147
00:16:48,661 --> 00:16:50,996
"به نظر جالب مياد " کِيتي

148
00:16:51,038 --> 00:16:52,706
خيلي دوست دارم بخونمش

149
00:16:53,749 --> 00:16:54,959
متاسفم

150
00:16:55,000 --> 00:16:57,378
تو حالت خوبه ؟ -
آره -

151
00:16:57,461 --> 00:17:00,923
مجبور شدم چند تا موميايي رو آتيش بزنم
همون مُرده هايي که راه ميرن

152
00:17:00,965 --> 00:17:02,883
نمي تونستم جلويِ خودم رو بگيرم

153
00:17:02,925 --> 00:17:04,969
وقتي برگشتيم با هم حرف مي زنيم؟ -
برگشت؟ -

154
00:17:05,010 --> 00:17:09,849
يه ماموريتِ ديگه ، به نظر يه مَردم شناس دچارِ
مشکل شده ، اين پرونده برايِ سازمان خيلي مهمه

155
00:17:09,890 --> 00:17:12,685
خب ، موفّق باشي

156
00:17:12,726 --> 00:17:14,144
آه ، خيلي بد شد

157
00:17:14,145 --> 00:17:17,148
راستش من بايد يه دوساعتي برم دوش
بگيرم و حمومِ بخار کنم

158
00:17:17,189 --> 00:17:20,901
مواظبِ خودت باش -
متاسفم ، "هِل بوي" ، اين يه دستوره -

159
00:17:20,985 --> 00:17:22,570
تو بايد با من بياي

160
00:17:22,611 --> 00:17:25,948
"زود باش ، بايد بريم " ژاپن

161
00:17:25,990 --> 00:17:29,201
"سه شنبه ساعت 11:30 به وقتِ " ژاپن

162
00:17:29,243 --> 00:17:32,955
من مامور ويژه "راسل تورن" از
"بي پي آر دي"

163
00:17:32,997 --> 00:17:37,168
پيشگو ، روانشناس و محققِ عالمِ ارواح

164
00:17:37,209 --> 00:17:40,212
آره ، آره ، يه چيزي اونجاست

165
00:17:40,254 --> 00:17:43,299
مواظبِ اون چتر باش
به نظر بي آزار مياد ولي اينطور نيست

166
00:17:43,382 --> 00:17:47,136
و احساس مي کنم اينجا انرژيِ زيادي آزاد شده

167
00:17:47,219 --> 00:17:49,096
آره ، يه انرژيِ قدرتمند

168
00:17:49,180 --> 00:17:51,182
کارِت درسته

169
00:17:51,265 --> 00:17:56,729
من قبلا با روانشناس ها کار کردم
تو با همه يِ اونا فرق داري

170
00:17:56,771 --> 00:17:58,665
ولي به نظرِ من ، اينجا فقط يه کم غذايِ مونده
انرژي آزاد مي کنه

171
00:17:58,689 --> 00:18:01,817
از روانشناس ها بدم مياد -
مي دونم مي دونم -

172
00:18:01,859 --> 00:18:05,488
ولي ما مجبوريم از اونا استفاده کنيم بيخيال
، اينجوري نگاه نکن ، مي تونه کمکمون کنه

173
00:18:05,529 --> 00:18:08,741
آره ، ولي هميشه موقعي
کمک مي کنن که ديگه خيلي ديره

174
00:18:08,783 --> 00:18:10,493
"ببخشيد ، مامور " کورگن

175
00:18:10,534 --> 00:18:14,413
اين ديسک ، از دوربين هايِ امنيتيِ من ضبط شده
و مي تونه بهتر از من اين حادثه رو توضيح بده

176
00:18:18,125 --> 00:18:20,085
"درسته ، اين پروفسور " ساکايِ

177
00:18:20,127 --> 00:18:22,338
تو اونُ مي شناسي؟ -
آره -

178
00:18:22,421 --> 00:18:24,381
"پروفسور " ميتسوياسو ساکاي

179
00:18:24,423 --> 00:18:27,319
اونُ در کنفرانس "ايپفيش" ملاقات کردم
وقتي داشتم دنبالِ يه مطلب اونجا مي گشتم

180
00:18:27,343 --> 00:18:29,845
مطلبي از تفاسيرِ جهاني
درباره يِ افسانه يِ ترول

181
00:18:29,887 --> 00:18:31,222
"خدايِ من " کِيت

182
00:18:31,305 --> 00:18:33,474
وقتي احساس مي کنم تو از کارِ موردِ علاقهَ ت

183
00:18:33,516 --> 00:18:37,061
که ريشه شناسيِ دست نوشته هايِ
قديميِ ، دور افتادي ، ناراحت ميشم

184
00:18:37,103 --> 00:18:40,272
منظورم اينکه تحقيق
درباره يِ "ترول" کارِ تو نبود

185
00:18:40,314 --> 00:18:41,315
خيلي خوب

186
00:18:41,357 --> 00:18:43,609
حالا بايد با يکي از اونا کار کنم

187
00:18:47,863 --> 00:18:52,493
هوم ، تو دو روزِ گذشته ، دستيارش کلاسايِ
اونُ اداره ميکرد

188
00:18:52,535 --> 00:18:53,994
چيه؟

189
00:18:54,036 --> 00:18:55,329
اينجا رو ببين ، بذار ثابتش کنم

190
00:18:59,458 --> 00:19:01,669
خب ، اين اصلا نشونه يِ خوبي نيست

191
00:19:01,710 --> 00:19:05,131
دستِ تُ بِکش کنار ، ولم کن

192
00:19:05,172 --> 00:19:08,134
گفتم که بهش احتياج دارم
ول کن اين مالِ منه

193
00:19:08,175 --> 00:19:09,677
اوه ، تو رو خدا نگاه کن

194
00:19:11,262 --> 00:19:12,680
راسِل " ، داري چيکار مي کني؟"

195
00:19:13,472 --> 00:19:17,226
مامور "کورگن" ، لطفا
اين شخص رو توجيه کنيد

196
00:19:17,268 --> 00:19:21,230
که با دستهايِ کثيفش به عتيقه
هايِ با ارزشِ من دست نزنه

197
00:19:21,272 --> 00:19:22,523
"خودشه ، " کِيت

198
00:19:22,565 --> 00:19:24,275
شخصيّتِ در هم گُسيخته يِ اون

199
00:19:24,316 --> 00:19:26,777
بايد موردِ آزمايشِ دقيقِ روانشناسي قرار بگيره

200
00:19:26,819 --> 00:19:29,321
خيلي خوب ، خيلي خوب ،
آروم باشيد ، با هر دوتاتونم

201
00:19:29,363 --> 00:19:32,825
من مطمئنم آقايِ "هيراماتسو" هم
مي خواد بدونه اينجا چه اتّفاقي افتاده

202
00:19:32,867 --> 00:19:35,703
در ضمن ، خونه يِ زيبايِ ايشون هم خسارت ديده

203
00:19:35,744 --> 00:19:39,415
که به کمکِ ما براي درست کردنِ يه پرونده
احتياج داره که بتونه از حقِ بيمه استفاده کنه

204
00:19:39,915 --> 00:19:42,835
اوه ، من يه چيزي پيدا کردم

205
00:19:42,877 --> 00:19:44,128
اوه ، ببخشيد ، مهم نيست

206
00:19:50,634 --> 00:19:52,803
مي تونم برات کاري بکنم؟

207
00:19:52,845 --> 00:19:55,014
هِي تو ، حواست باشه پاتُ رو چيزي نذاري

208
00:19:55,055 --> 00:19:57,766
مجموعه يِ من غيرِ قابلِ تعويضِ

209
00:20:00,102 --> 00:20:02,438
"من موقعيتِ شما رو کاملا
درک مي کنم ، آقايِ " هيراماتسو

210
00:20:02,480 --> 00:20:04,231
ولي "راسل" يکي از بهترين مامورهايِ ماست

211
00:20:04,273 --> 00:20:07,443
و مواظبِ مجموعه يِ با ارزشِ شما خواهد بود

212
00:20:09,987 --> 00:20:13,073
هي ، مي تونيد يه مترجم بفرستيد اينجا

213
00:20:26,587 --> 00:20:28,422
اه چرنده ، ميرم دنبالش

214
00:20:33,135 --> 00:20:34,595
"هِل بوي؟"

215
00:20:53,656 --> 00:20:55,491
تو يه روباهِ معمولي نيستي

216
00:20:55,533 --> 00:20:58,744
و تو هم يه مَرد معمولي نيستي

217
00:20:58,786 --> 00:21:00,079
جدا؟

218
00:21:00,121 --> 00:21:02,123
چه فرقي مي کنه؟

219
00:21:03,582 --> 00:21:05,751
مي دوني براي چي اومدم اينجا؟

220
00:21:05,793 --> 00:21:08,003
قيافه يِ من به فيلسوف ها مي خوره؟

221
00:21:08,045 --> 00:21:09,088
بله چه جورم

222
00:21:10,548 --> 00:21:12,758
تو شمشيرِ طوفان رو حمل مي کني

223
00:21:12,800 --> 00:21:14,927
و اين شمشير به خونِ شياطين آغشته است

224
00:21:14,969 --> 00:21:17,596
و تمامِ چيزي که بايد بدوني
، همينه ، البته براي حالا

225
00:21:17,638 --> 00:21:21,600
ولي خيلي باحال تر ميشه ، همشُ يه دفعه بدونم

226
00:21:22,685 --> 00:21:24,270
مواظب باش دستِ تُ نَبُري

227
00:21:49,086 --> 00:21:52,131
عشقِ من ، عشقِ من

228
00:22:03,142 --> 00:22:04,769
عشقِ من

229
00:22:04,810 --> 00:22:06,729
چرا ديگه برنگشتي؟

230
00:22:07,354 --> 00:22:08,647
جونم؟

231
00:22:08,689 --> 00:22:10,316
تو منُ اينجا فرستادي

232
00:22:10,357 --> 00:22:13,360
وقتي قرار بود با شياطينِ خبيث مقابله کني

233
00:22:13,402 --> 00:22:15,696
وقتي طوفان تموم شد

234
00:22:15,780 --> 00:22:19,241
من مي دونستم که بر اساسِ پيمان و تعهّد پدرم
نجات پيدا مي کنم

235
00:22:19,283 --> 00:22:21,327
من خودمُ آماده کرده بودم که به هم برسيم

236
00:22:21,368 --> 00:22:23,120
و منتظر و چِشم به راه بودم

237
00:22:23,162 --> 00:22:25,873
ولي تو هيچ وقت برنگشتي

238
00:22:30,419 --> 00:22:33,714
.. يه مرتبه فکر کردم صدايِ تو رو شنيدم

239
00:22:38,344 --> 00:22:41,430
اما اشتباه کرده بودم

240
00:22:41,472 --> 00:22:43,849
پدرم از وظيفه و شرمساري صحبت مي کرد

241
00:22:43,891 --> 00:22:46,018
و از مرگ

242
00:22:46,102 --> 00:22:47,353
حتّي بعد از اون فکر مي کردم

243
00:22:47,394 --> 00:22:51,857
که هر لحظه ممکنه ، عشقم سَر برسه
و منُ نجات بده

244
00:23:00,616 --> 00:23:02,827
براي چي برنگشتي؟

245
00:23:02,868 --> 00:23:05,704
واقعا متاسفم ، ولي شما منُ اشتباه گرفتيد

246
00:23:09,542 --> 00:23:12,419
تو در راهِ خطرناکي قدم گذاشتي

247
00:23:12,461 --> 00:23:15,172
از شمشير محافظت کن و به طرفِ شرق حرکت کن

248
00:23:15,214 --> 00:23:17,633
به طرفي که خورشيد طلوع مي کنه

249
00:23:17,675 --> 00:23:20,427
عاليه ، حالا شرق کدوم طرفه ؟

250
00:23:20,469 --> 00:23:22,972
آدم وقتي گرسنه باشه ، فکرش خوب کار نمي کنه

251
00:23:23,013 --> 00:23:24,056
ببخشيد

252
00:23:29,979 --> 00:23:32,565
"حس مي کنم يه چيزي داره
شروع ميشه با حرفِ " اِس

253
00:23:32,606 --> 00:23:33,816
"يا با " جِي

254
00:23:33,899 --> 00:23:36,569
ببين ، اون ناپديد شده ، خيلي عجيبه

255
00:23:36,610 --> 00:23:39,405
اون درست روبرويِ من ايستاده بود

256
00:23:41,323 --> 00:23:43,701
من واقعا نگرانِ اون چتره هستم -
"ساکت شو ، " راسِل -

257
00:23:43,784 --> 00:23:46,454
بگيد ببينم مي تونيد با
ماهواره رَدش رو بگيريد؟

258
00:23:46,495 --> 00:23:48,914
دارن همين کار رو مي کنن ، يه لحظه فرصت بده

259
00:23:48,956 --> 00:23:51,208
چرا بايد اينقدر طول بِکشه؟ -
"مامور " شِرمن -

260
00:23:51,250 --> 00:23:53,669
ما هر کاري از دستمون بر بياد انجام ميديم

261
00:23:53,711 --> 00:23:57,882
آقايون ، يه کاري کنيد اين دستگاهِ آشغالتون
کار کنه قبل از اينکه همه چيز رو ذوب کنم

262
00:23:59,425 --> 00:24:01,302
"ليز"

263
00:24:01,343 --> 00:24:03,304
فقط يه کمي ترسوندمشون

264
00:24:03,345 --> 00:24:04,972
"دستگاه کار مي کنه ، مامور " شِرمن

265
00:24:05,014 --> 00:24:09,143
ولي رَد اون تو محدوده يِ ما نيست
يه جايِ نامعلومه

266
00:24:09,852 --> 00:24:12,104
يعني اون تو کره يِ زمين نيست؟

267
00:24:12,146 --> 00:24:14,064
اين قضيه قبلا هم اتّفاق افتاده بود؟

268
00:24:14,106 --> 00:24:15,816
شبيه اتّفاقي که تو "مراکش" برامون افتاد

269
00:24:15,858 --> 00:24:18,152
خدايا ، شما واقعا فکر مي
کنيد يه چيزي شبيه اون اتفاقِ؟

270
00:24:18,194 --> 00:24:21,113
در موردِ "پراگ" چي؟ -
بمبئي" مارس 1993" -

271
00:24:21,155 --> 00:24:23,324
استانبول " سال 89"

272
00:24:23,365 --> 00:24:25,326
تويِ "مراکش" چه اتّفاقي افتاد؟

273
00:24:25,367 --> 00:24:26,619
هوم؟

274
00:24:26,702 --> 00:24:29,580
خب ، "هِل بوي" ناپديد شد و بعد از 8 هفته

275
00:24:29,622 --> 00:24:33,751
نزديکِ خليجِ "گلاسير" پيداش شد
کاملا يخ زده بود

276
00:24:33,793 --> 00:24:37,004
آره ، اون اصلا ازين خاطره خوشِش نمياد

277
00:24:37,046 --> 00:24:38,589
تو بهتره يه آبي به صورتِ ت بزني

278
00:24:38,631 --> 00:24:42,593
خب ، اگه اون دستِ خالي ازين ماموريت بيرون
بياد مثلِ ماموريتِ جنگل ، بازم من خوشحال ميشم

279
00:24:42,635 --> 00:24:45,846
کِيت " ، اون رويِ کره يِ زمين نيست"  -
عاليه -

280
00:24:45,888 --> 00:24:48,182
چيز تازه اي در موردِ اون
دوستِ پروفسورت گير نيوردي؟

281
00:24:48,265 --> 00:24:50,643
خب ، رشته يِ تحصيليِ اون ، ريشه يابيِ
قدرتهايِ خارق العاده

282
00:24:50,684 --> 00:24:52,812
با توجّه خاص و شديد به پايه يِ علميه

283
00:24:52,853 --> 00:24:56,857
ولي فکر کنم ، تحقيقات ، اونُ
تصادفي به محدوده يِ ديگه اي بُرده

284
00:24:56,899 --> 00:24:59,276
بعضي از چيزهايِ دست سازِ
اون به خوديِ خود خطرناکن

285
00:24:59,318 --> 00:25:02,404
خيلي جدّي نيستن ولي براي اينکه براش مشکل
درست کنن ، کافي به نظر ميرسه

286
00:25:03,405 --> 00:25:04,698
صبر کن ، من بايد ببينمش

287
00:25:04,740 --> 00:25:06,617
"بعدا بهت زنگ مي زنم " اِب

288
00:25:06,700 --> 00:25:10,538
خانوم ، شما به دستکشِ مخصوص احتياج دارين -
اوهوم -

289
00:25:10,579 --> 00:25:11,580
خانوم

290
00:25:11,664 --> 00:25:14,250
چرا نميرين يکم استراحت کنيد ؟

291
00:25:17,336 --> 00:25:19,004
اون چيه؟ "کِيت"؟

292
00:25:19,046 --> 00:25:22,049
اين يکي از 18 طومارِ گم شده يِ راهبه هاست

293
00:25:22,091 --> 00:25:23,884
توکوگاوا " دستور داد اونا رو آتيش بزنن"

294
00:25:23,926 --> 00:25:25,803
ولي هميشه باقي مي مونه

295
00:25:25,845 --> 00:25:27,930
و هميشه هم مشکل درست مي کنه

296
00:25:27,972 --> 00:25:30,432
من مي دونستم يه چيزي تو اينجا غيرِ عادّيه

297
00:25:30,474 --> 00:25:33,936
اين تصوير بيشتر به افسانه هايِ مقدّس شبيه
اما ميشه گفت

298
00:25:34,019 --> 00:25:37,523
رازِ مخفيِ مراسم و تشريفاتِ مذهبي
لا به لايِ نوشته ها مخفي شده

299
00:25:37,565 --> 00:25:40,234
اينجا رو! سامورايي دو تا شيطان را
با شمشيرش حبس مي کنه

300
00:25:40,276 --> 00:25:41,610
رعد و تندر

301
00:25:41,652 --> 00:25:44,613
برادرانِ اژدها براي کمک به اونها
به اين جهان فرستاده ميشن

302
00:25:44,655 --> 00:25:49,034
طبق نظريه يِ آقايِ "هيراماتسو" ، اين
همون شمشيريِ که با "هِل بوي" ناپديد شده

303
00:25:49,076 --> 00:25:52,455
بگيرش

304
00:25:53,831 --> 00:25:55,875
طبقِ چيزي که تويِ دوربين هايِ امنيتي ديدم

305
00:25:55,916 --> 00:25:58,294
ما داريم درباره يِ تسخيرِ شيطاني حرف مي زنيم

306
00:25:58,335 --> 00:26:00,963
اگه پروفسور "ساکاي" تحتِ تاثيرِ
نيرويِ شياطين قرار گرفته باشه

307
00:26:01,005 --> 00:26:03,466
بايد به دنبالِ شمشير
بره تا شياطين را آزاد کنه

308
00:26:03,507 --> 00:26:06,469
سوال اينه که آيا "ساکاي" اين کارها را به
اختيارِ خودش انجام ميده؟

309
00:26:06,510 --> 00:26:09,180
منظورم اينه که اون يه
انسانِ خبيثِ يا اينکه يه قرباني؟

310
00:26:09,221 --> 00:26:10,431
هر جوري مي خواي فکر کن

311
00:26:10,473 --> 00:26:13,726
به هر حال ، اون با ناپديد
شدنِ "هِل بوي" در ارتباطه

312
00:26:13,768 --> 00:26:16,479
و ما بايد هر چه سريعتر پيداش کنيم

313
00:26:31,744 --> 00:26:35,080
هي پيرمرد ، برام مهم نيست چه مشکلي داري

314
00:26:35,122 --> 00:26:37,374
فقط از کنارِ سطل آشغالِ مغازه يِ من دور شو

315
00:26:42,046 --> 00:26:44,507
قبل از اينکه درسِ خوبي بهت بدم از اينجا برو

316
00:27:29,218 --> 00:27:30,261
لعنتي

317
00:27:43,858 --> 00:27:45,609
فردا صبح قضيه رو مي فهمم

318
00:27:54,160 --> 00:27:55,244
"هِل بوي"

319
00:27:57,663 --> 00:28:00,916
خدايِ من ، تو چت شده
مرد ، کَپَم رو گذاشته بودما

320
00:28:00,958 --> 00:28:03,919
تو اينجا نمي توني بخوابي
، اينجا خيلي خطرناکه

321
00:28:07,798 --> 00:28:11,635
چرا؟
- اين درختها شب ها بويِ بدي از خودشون آزاد مي کنن -

322
00:28:11,677 --> 00:28:13,846
بيا ، مي توني شبُ خونه يِ من بخوابي ، باشه؟

323
00:28:18,601 --> 00:28:20,978
حتما ، چرا که نه؟

324
00:28:31,071 --> 00:28:35,159
من امشب چند تا مهمونِ ديگه م دارم
اونا از ديدنت خوشحال ميشن

325
00:28:35,201 --> 00:28:37,244
نمي خوام مزاحمِ کسي بشم

326
00:28:37,286 --> 00:28:38,370
نه ، مزاحمتي نيست

327
00:28:38,412 --> 00:28:40,956
اين خونه يِ بزرگيِ ، با اتاق هايِ زياد

328
00:28:49,757 --> 00:28:53,302
چقدر بزرگ بود ، ازش خوشم اومد

329
00:28:53,427 --> 00:28:55,429
يکي اينجاست

330
00:28:56,430 --> 00:28:57,973
اون خيلي درشت اندامِ

331
00:28:58,015 --> 00:29:01,393
به اون اهمّيت نده ، هميشه ازين چرنديات ميگه

332
00:29:02,812 --> 00:29:06,065
اينها همه مسافرن ، مثله خودت ، مردمِ خوبيَن

333
00:29:06,941 --> 00:29:11,070
آقايِ "لو" داستان هايِ جالبي تعريف مي کنه -
من که عاشقِ داستانم -

334
00:29:12,196 --> 00:29:13,590
خب ، پس رشته يِ کلامتون رو پاره نمي کنم

335
00:29:13,614 --> 00:29:15,741
شايد اين يکي رو ندوني

336
00:29:15,825 --> 00:29:20,121
کشاورزي به روحِ زني برخورد مي کنه
و زن بهش جعبه يِ طلايي ميده

337
00:29:20,162 --> 00:29:22,581
و به اون ميگه ، تو هيچ
وقت نبايد درشُ باز کني

338
00:29:22,665 --> 00:29:27,002
اونم قبول مي کنه ، بعد جعبه رو به خونه مي
بَره هيچي به همسرش نميگه و از زنش مخفي مي کنه

339
00:29:27,044 --> 00:29:30,089
ولي يه روز ، زن جعبه رو
پيدا مي کنه و توشُ نگاه مي کنه

340
00:29:30,131 --> 00:29:33,634
فکر مي کنين اون تو چي مي بينه؟

341
00:29:33,676 --> 00:29:35,803
چشم هايِ از حَدقه دراومده يِ آدم ها رو

342
00:29:39,181 --> 00:29:42,017
در همون لحظه که چِشم زن به اونها ميوفته

343
00:29:42,059 --> 00:29:45,521
کشاورز در مزرعه ميميره

344
00:29:45,563 --> 00:29:47,273
و زن هم ديوونه ميشه

345
00:29:47,314 --> 00:29:51,527
و تا آخرِ عمرش مثلِ يه
حيوون زندگي مي کنه. تمام

346
00:29:53,404 --> 00:29:55,364
واوو

347
00:29:55,406 --> 00:29:57,199
اين واقعا داستانِ جالبي بود

348
00:29:57,241 --> 00:30:00,202
مي دونين ، احساس مي کنم خيلي خستهَ م

349
00:30:00,244 --> 00:30:02,621
شماها خوش باشين

350
00:30:06,167 --> 00:30:08,627
از اينطرف

351
00:30:15,843 --> 00:30:18,137
خوب بخوابيد ، اينجا خيلي امنه

352
00:30:20,556 --> 00:30:22,433
آره ، حتما همينطوره

353
00:30:37,490 --> 00:30:39,366
هان

354
00:30:44,246 --> 00:30:45,915
اينجا چقدر تميزه

355
00:30:47,166 --> 00:30:49,710
حتّي يه لکه يِ خون هم پيدا نميشه

356
00:30:49,752 --> 00:30:51,962
کله هايِ شما کدوم گوريه؟

357
00:31:15,486 --> 00:31:19,281
اون حالا بايد خوابيده باشه

358
00:31:19,323 --> 00:31:21,909
آره. خوبه ، من خيلي گشنمه

359
00:31:21,951 --> 00:31:24,995
اونا غذاهايِ خوبي در مقابلِ اون
شمشيرِ شکسته برايِ ما مي فرستن

360
00:31:25,037 --> 00:31:28,833
ولي شمشيرِ طوفان که
برادران اژدها را اسير کرده

361
00:31:28,874 --> 00:31:31,127
بخاطرش لايقِ پاداش بزرگي هستيم

362
00:31:34,255 --> 00:31:36,257
اون رفته و بدن هايِ ما رو هم با خودش بُرده

363
00:31:36,298 --> 00:31:38,259
چي؟ بدن هايِ ما رو بُرده؟

364
00:31:38,300 --> 00:31:40,427
اونا رو مخفي کرده

365
00:31:40,469 --> 00:31:42,138
پيداش کنيد

366
00:31:50,146 --> 00:31:53,482
همه جا رو بگردين ، نبايد زياد دور شده باشه

367
00:31:57,361 --> 00:31:59,655
بگيريدش

368
00:32:02,908 --> 00:32:05,119
شما مي خوايد منُ بخوريد؟

369
00:32:10,166 --> 00:32:11,375
به حرفش بيار

370
00:32:11,459 --> 00:32:13,502
تو با بدن هايِ ما چيکار کردي؟

371
00:32:13,586 --> 00:32:15,838
حرف بزن! وقتِ ما رو تلف نکن

372
00:32:15,880 --> 00:32:17,715
بهمون بگو

373
00:32:17,756 --> 00:32:20,050
به اندازه يِ کافي اين مزخرفات رو شنيدم

374
00:32:20,718 --> 00:32:22,636
بدن هايِ ما کجاست؟ -
خب ، حدس بزنيد -

375
00:32:32,646 --> 00:32:36,108
آه ، خواهش مي کنم ، بگو
با بدن هايِ ما چيکار کردي؟

376
00:32:36,150 --> 00:32:37,693
اين کار رو کردم ، کَله هايِ لعنتي

377
00:32:42,990 --> 00:32:45,034
ازينکه باعث شدين
تمرين کنم ، ممنونم ، اما

378
00:32:48,496 --> 00:32:50,039
خورشيد داره طلوع مي کنه

379
00:32:56,629 --> 00:32:59,298
بدن هايِ ما رو کجا مخفي کردي؟

380
00:32:59,340 --> 00:33:01,050
انداختمشون تو درياچه

381
00:33:01,091 --> 00:33:03,135
شما اونطور که به نظر ميومد قوي نبودين

382
00:33:03,177 --> 00:33:04,553
کجا؟

383
00:33:06,847 --> 00:33:08,182
سوختگي درد داره ، نه؟

384
00:33:22,238 --> 00:33:25,116
عاليه ، به نظر مياد سقف هم آب ميده

385
00:33:25,324 --> 00:33:28,494
همه جا تحتِ پوششِ و کامپيوتر مختصاتِ
شبکه بنديِ مختلف رو نشون ميده

386
00:33:28,536 --> 00:33:32,581
ما نمي تونيم وقوعِ اين طوفانِ ناگهاني رو
ناديده بگيريم فکر هم نمي کنم تصادفي باشه

387
00:33:32,665 --> 00:33:34,375
شايد يه طوفانِ طبيعي نباشه

388
00:33:34,416 --> 00:33:36,794
مامور "شِرمن" ، ما يه چيزي پيدا کرديم

389
00:33:36,836 --> 00:33:38,212
اُ اُ

390
00:33:38,254 --> 00:33:39,630
گوش ميديم

391
00:33:39,672 --> 00:33:41,799
ما فرکانس هايِ غير عادي رو بدست اورديم

392
00:33:41,841 --> 00:33:46,470
اونا نشون دهنده يِ يه زمين لرزه يِ جدّيه ولي
تو هيچ کدوم از مناطقِ قابلِ پيش بينيِ ما نيست

393
00:33:46,512 --> 00:33:48,639
نمي دونم چطور مي تونه ارتباطي
با اين طوفان داشته باشه؟

394
00:33:48,681 --> 00:33:50,432
ولي بايد با دقّتِ بيشتري مطالعه شون کنم

395
00:33:50,474 --> 00:33:52,393
ولي... فکر نکنم اونا به هم مُرتبط باشن

396
00:33:52,435 --> 00:33:54,145
هيچ وقت اينقدر خوش شانس بوديم؟

397
00:33:54,186 --> 00:33:58,065
"با ناپديد شدنِ "هِل بوي
کِيت" سَرش به کار خودش گرمه"

398
00:33:58,107 --> 00:33:59,316
ما بايد به "ژاپن" بريم

399
00:33:59,358 --> 00:34:01,318
براي اينکه ما آدمايِ خوبي هستيم

400
00:34:01,360 --> 00:34:02,987
درسته

401
00:34:47,990 --> 00:34:50,826
اوه ، به موقع اومدي

402
00:34:50,868 --> 00:34:53,370
داشتم يکي از قطعاتِ
ساخته يِ خودم رو مي نواختم

403
00:34:53,412 --> 00:34:55,581
چه خوب

404
00:34:55,664 --> 00:34:58,417
من اينجا هستم و تو هم به دامِ من گرفتار شدي

405
00:34:58,459 --> 00:35:00,127
ولي به نظر خسته مياي

406
00:35:00,169 --> 00:35:03,214
يه نغمه يِ لذّت بخش مي
تونه خستگي ت رو در بياره

407
00:35:03,255 --> 00:35:06,300
بشين ، ما مي تونيم از
هم صحبتي با هم لذّت ببريم

408
00:35:07,176 --> 00:35:09,804
اينطور فکر نمي کنم

409
00:35:09,845 --> 00:35:12,139
بايد به راهم ادامه بدم

410
00:35:12,181 --> 00:35:14,600
به صدايِ اين قطعه گوش کن

411
00:35:14,642 --> 00:35:18,020
من سيمِ اين ساز رو از بهترين
نوعِ ابريشم ساختم

412
00:35:26,153 --> 00:35:28,489
به نظرت زيبا نيست؟

413
00:35:30,908 --> 00:35:32,535
خيلي خوبه

414
00:35:33,410 --> 00:35:34,745
هِي

415
00:36:20,458 --> 00:36:21,750
خدايِ من

416
00:36:26,172 --> 00:36:29,425
متاسفم که موسيقي خودم رو با تو قسمت نکردم

417
00:36:29,467 --> 00:36:33,762
در هر صورت ، يه مادر
بايد به بچّه هايِ خودش غذا بده

418
00:36:44,565 --> 00:36:46,317
تو فريبکاري

419
00:37:09,507 --> 00:37:11,008
براي اينجور بازيا وقت ندارم

420
00:37:39,495 --> 00:37:40,495
!پسر

421
00:37:59,849 --> 00:38:04,603
نيرويِ هوايي 916 ، مسيرتون رو عوض کنيد
و به "هونولولو" برگردين

422
00:38:04,645 --> 00:38:08,524
نمي تونيم اين کار رو بکنيم "هوا خيلي
سنگينِ و طوفاني ، بايد بريم به " توکيو

423
00:38:08,566 --> 00:38:09,984
مي تونيم بريم؟

424
00:38:10,025 --> 00:38:12,736
جواب منفيه ، طوفان به سرعت در حالِ گسترشِ

425
00:38:12,778 --> 00:38:15,322
فهميديم برج مراقبت

426
00:38:15,364 --> 00:38:16,657
از محدوده يِ برج خارج شديم

427
00:38:16,699 --> 00:38:19,201
اوه خدايِ من! به اندازه يِ طوفان نگاه کن

428
00:38:25,749 --> 00:38:28,127
رادار ، بادهايِ شديد از
يه گردباد رو نشون ميده

429
00:38:28,169 --> 00:38:31,881
مي تونيم از روش رد شيم؟
- نمي دونم ، بعيد مي دونم بتونيم ارتفاع بگيريم -

430
00:38:31,922 --> 00:38:35,426
هواپيما رو تو مسير نگه دار ، کارِ راحتي نيست

431
00:38:39,388 --> 00:38:41,974
فکر کنم به يه وسيله يِ
حمل و نقلِ جديد احتياج داريم

432
00:38:42,016 --> 00:38:44,059
از مسافرت با هواپيمايِ عادي خسته شدم

433
00:38:44,143 --> 00:38:47,521
اين هوا براي بهترين وسيله هم فرقي نمي ذاره
داره خيلي وحشتناک ميشه

434
00:38:47,563 --> 00:38:49,523
خب تعجّبي هم نداره

435
00:38:56,906 --> 00:38:58,616
حرومزاده

436
00:39:26,727 --> 00:39:28,104
آب ، عنصرِ موردِ علاقه يِ من نيست

437
00:39:28,104 --> 00:39:38,104
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

438
00:40:55,399 --> 00:40:56,400
"ممنونم... " اِب

439
00:40:56,442 --> 00:40:58,110
قابلي نداشت

440
00:41:02,406 --> 00:41:05,242
بايد از ساحل دور بشيم

441
00:41:05,284 --> 00:41:06,952
درسته ، درسته

442
00:41:09,955 --> 00:41:13,334
مشکل اينه که ساحلي که کنارشيم ، خيلي کوچيکه

443
00:41:37,942 --> 00:41:39,652
خب

444
00:41:39,693 --> 00:41:42,404
تو هم مي خواي به شکلِ يه
هيولا در بيايُ منُ بخوري؟

445
00:41:43,447 --> 00:41:44,573
نه ، نه

446
00:41:44,615 --> 00:41:47,118
هيولا تو اين درياچه زندگي مي کنه

447
00:41:49,495 --> 00:41:50,621
و تو اينُ حس مي کني

448
00:41:51,580 --> 00:41:54,917
اون قبلا تعدادِ زيادي
از افرادِ خانواده مُ خورده

449
00:41:56,168 --> 00:41:58,587
ولي اگه من اسمِ بقيه يِ فاميل هامُ

450
00:41:58,629 --> 00:42:02,091
که باقي موندن و زنده
ن ، رو اين خيارها بنويسم

451
00:42:02,133 --> 00:42:06,428
هيولا با اونا کاري نداره و
به جاشون اين خيارها رو مي خوره

452
00:42:06,470 --> 00:42:08,055
البته تا يکسال

453
00:42:09,431 --> 00:42:12,393
اون واقعا خيار دوست داره

454
00:42:12,435 --> 00:42:14,979
من مي تونم اسمِ تو رو ، رو اين حَک کنم

455
00:42:15,020 --> 00:42:16,480
نه ، متشکرم

456
00:42:18,441 --> 00:42:20,151
اسمت چيه؟ اسمت چيه؟

457
00:42:20,192 --> 00:42:21,986
خيلي دير شده

458
00:42:21,986 --> 00:42:31,986
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

459
00:44:00,709 --> 00:44:03,379
از آب بندازش بيرون

460
00:44:04,255 --> 00:44:07,758
از آب بندازش بيرون

461
00:44:09,510 --> 00:44:10,761
فهميدم

462
00:44:10,803 --> 00:44:14,056
بيا اينجا پسر لاک پشتي
يه چيز برايِ جويدن مي خوام بهت بدم

463
00:45:03,355 --> 00:45:05,399
ببين به چه روزي افتادي

464
00:45:05,441 --> 00:45:06,734
ازش بپرس

465
00:45:09,320 --> 00:45:12,698
تو اونُ شکست دادي
اون بايد به سوالاتِ ت جواب بده

466
00:45:15,993 --> 00:45:18,287
چرا شمشير اينقدر اهمّيت داره؟

467
00:45:18,329 --> 00:45:22,792
شمشير ، شياطين رو اسير کرده
اون کليدِ رفتن به خونه ست

468
00:45:22,833 --> 00:45:24,376
چطوري بايد برم به خونه؟

469
00:45:24,418 --> 00:45:28,047
شمشير رو بِشکن و به خونه برگرد

470
00:45:28,088 --> 00:45:31,300
شمشير رو بِشکن و شياطين رو آزاد کن

471
00:45:34,762 --> 00:45:36,722
چطوري مي تونم جلويِ شياطين رو بگيرم؟

472
00:45:36,746 --> 00:45:38,746
سینمافریک

473
00:45:43,104 --> 00:45:44,355
هِي

474
00:45:44,396 --> 00:45:46,482
احمق

475
00:45:46,524 --> 00:45:47,858
بگيرش

476
00:45:49,527 --> 00:45:51,403
دور از آب ، نگه ش دار

477
00:46:00,329 --> 00:46:03,707
باورت ميشه؟ -
حداقل ديگه زيرِ بارون نيستيم -

478
00:46:03,749 --> 00:46:06,418
فکر مي کردم از بارون خوشِت مياد _
نه اين يکي

479
00:46:06,502 --> 00:46:08,504
اين بارون يه جورايي مشکوکه

480
00:46:17,763 --> 00:46:21,725
زيرِ آب... وقتي بهم هوا رسوندي

481
00:46:21,767 --> 00:46:24,395
اِ اِ اِ

482
00:46:25,771 --> 00:46:27,189
نمي دونستم که از عهده ش بر مياي

483
00:46:27,231 --> 00:46:30,568
خودمم فکر نمي کردم جواب بده
ولي خب ، قبلش يکم آروغ داشتم

484
00:46:30,609 --> 00:46:32,236
خب براي همين فکر کردم

485
00:46:32,278 --> 00:46:34,738
اَه ، من از آروغِ تو ، نفس گرفتم

486
00:46:34,822 --> 00:46:37,241
منظورم اينه که

487
00:46:37,283 --> 00:46:39,285
ممنون

488
00:46:39,326 --> 00:46:41,245
خوبه

489
00:46:41,287 --> 00:46:44,498
خوبه که فهميدم - مي دوني اين
دقيقا چيزي نيست که تو فکر مي کني -

490
00:46:44,582 --> 00:46:45,916
آروغ

491
00:46:45,958 --> 00:46:48,294
به گوشم -
خوشحالم که صداتُ مي شنوم -

492
00:46:48,335 --> 00:46:51,130
ما تازه تونستيم موقعيّتِ شما رو تشخيص بديم
چه اتّفاقي افتاد؟

493
00:46:51,172 --> 00:46:52,840
رعد و برق باعثِ سقوطِ هواپيما شد

494
00:46:52,882 --> 00:46:55,676
خلبان ها رو گم کرديم
من و مامور "شرمن" سالميم

495
00:46:55,718 --> 00:46:58,846
گوش کن. اين اتّفاق همه جا داره ميوفته

496
00:46:58,888 --> 00:47:00,931
طوفان همه چيز رو مُختل کرده

497
00:47:00,973 --> 00:47:03,309
هواپيماهايِ مسافربري مجبور به نشستن شدن

498
00:47:03,350 --> 00:47:05,144
خيلي خوب

499
00:47:05,186 --> 00:47:07,313
يه پايگاه هوايي نزديکِ شما هست

500
00:47:07,354 --> 00:47:09,106
مي تونيم از اونا براي اوردنِ شما کمک بگيريم

501
00:47:11,192 --> 00:47:13,819
هيچ اطّلاعِ ديگه اي ازين زلزله يِ
غير عادي بدست نياوردين؟

502
00:47:13,861 --> 00:47:15,404
بذار ببينم

503
00:47:15,446 --> 00:47:17,490
آره. يکي از اونا در مرکزِ طوفان اتّفاق افتاده

504
00:47:17,531 --> 00:47:20,576
يکم در سمتِ راست نزديکي شما ، احساسِش نکردين؟

505
00:47:20,618 --> 00:47:23,871
فهميدم ، زودتر يه عدّه رو بفرست سَر وقتِ ما

506
00:47:23,913 --> 00:47:26,641
و يه عدّه رو براي بررسيِ اين چرندياتِ
عجيب و غريب بفرست به مرکز زمين لرزه

507
00:47:26,665 --> 00:47:29,168
اونا رو مسلح کنيد

508
00:47:29,210 --> 00:47:30,419
کاملا مسلح

509
00:47:30,503 --> 00:47:33,380
ديگه حرفي نداريم. تمام

510
00:47:33,464 --> 00:47:34,757
بگيرش. چيه؟

511
00:47:37,468 --> 00:47:39,595
"تويِ اسطوره شناسيِ " ژاپني

512
00:47:39,637 --> 00:47:42,932
روباه نشون دهنده يِ يه پديده يِ رمز آلوده

513
00:47:42,973 --> 00:47:46,602
"ژاپن" ، "هِل بوي"
فکر کنم به خاطرِ ما اومده

514
00:47:47,645 --> 00:47:49,438
بيا اينجا

515
00:47:49,480 --> 00:47:52,983
بيا اينجا... بيا اينجا... روباه کوچولو

516
00:47:57,321 --> 00:47:59,990
عاليه. فکر کنم مي خواد بريم دنبالش

517
00:48:00,032 --> 00:48:02,201
چرا اصلا خيس نشده؟

518
00:48:06,580 --> 00:48:08,207
خب خب ، ما داريم ميايم

519
00:48:13,212 --> 00:48:15,214
ما رو اورد تويِ غار

520
00:48:15,256 --> 00:48:16,799
حداقل خشکِ

521
00:48:16,841 --> 00:48:19,218
آره ، اگه توش موميايي
باشه ، من يکي که دَر ميرم

522
00:48:19,260 --> 00:48:21,220
مي توني يه مقدار نور به اينجا بدي؟

523
00:48:22,847 --> 00:48:25,057
ممنون -
ولي کارِ من نبود -

524
00:48:25,099 --> 00:48:26,684
خب ، چه فرقي مي کنه

525
00:48:31,605 --> 00:48:34,483
روباهُ مي بيني؟ -
نه ، يکي ديگه رو مي بينم -

526
00:48:36,610 --> 00:48:38,696
بياين نزديکتر

527
00:48:44,201 --> 00:48:46,579
نگرانِ دوستتون نباشيد

528
00:48:46,662 --> 00:48:50,541
اون در راهي که سرنوشت براش
انتخاب کرده ، به پيش ميره

529
00:48:50,583 --> 00:48:53,335
و موفّقيتش بستگي به ايمانش داره

530
00:48:53,377 --> 00:48:55,045
دوستمون؟

531
00:48:55,087 --> 00:48:56,589
اون قرمزه

532
00:48:56,630 --> 00:48:58,382
خيلي خب ، بقيه ش رو بگو

533
00:48:58,424 --> 00:49:00,926
دو شيطان. پسرانِ طوفان

534
00:49:00,968 --> 00:49:02,928
به دنبالِ راهي براي ورودِ به اين دنيا هستن

535
00:49:02,970 --> 00:49:05,181
اونا رعد و تندر هستن

536
00:49:05,264 --> 00:49:07,516
قبلا شبحِ اونها در اينجا حضور داشت

537
00:49:07,558 --> 00:49:09,059
پس اين طوفان ها

538
00:49:09,101 --> 00:49:11,520
ولي طوفان ها هيچ چيزي نيستن

539
00:49:11,562 --> 00:49:13,606
زماني که زمين بيدار بشه

540
00:49:13,647 --> 00:49:16,066
شياطين ، برادرانشان رو بيدار مي کنن

541
00:49:16,108 --> 00:49:17,902
برادرانِ اژدها

542
00:49:22,114 --> 00:49:23,991
و وقتي اونا بيدار بشن

543
00:49:24,033 --> 00:49:27,912
زمان برايِ انسان ها به پايان خواهد رسيد

544
00:49:27,953 --> 00:49:30,498
حالا اونا به حرکت در اومدن

545
00:49:51,685 --> 00:49:54,563
بچّه م

546
00:50:18,379 --> 00:50:19,880
خواهش مي کنم مواظب باشيد

547
00:50:19,922 --> 00:50:22,633
اين پلّه ها ليزَن. عجله نکنيد

548
00:50:22,675 --> 00:50:23,968
به طرفِ اتوبوس بريد

549
00:50:24,009 --> 00:50:26,137
مطمئنم بارندگي به زودي تموم ميشه

550
00:50:30,850 --> 00:50:33,310
شايدم بهتر باشه به شهر برگرديم

551
00:51:35,289 --> 00:51:39,418
سلام

552
00:51:42,838 --> 00:51:45,633
سلام

553
00:51:51,055 --> 00:51:53,766
صبح بخير مردِ شمشير به دست -
ما بايد يه چيزي به تو بگيم -

554
00:51:56,977 --> 00:51:59,021
لطفا ، بيا نزديکتر

555
00:52:00,731 --> 00:52:02,733
اين يه مسئله يِ خصوصيه

556
00:52:02,775 --> 00:52:05,653
اين شمشير متعلّق به تو نيست

557
00:52:06,570 --> 00:52:08,948
براي چي اونُ به ما نميدي؟

558
00:52:08,989 --> 00:52:11,575
خودمم نمي دونم ، ازش خوشم اومده

559
00:52:11,617 --> 00:52:13,202
اين سوغاتيِ خيلي خوبيه

560
00:52:13,244 --> 00:52:14,578
بيا ، با ما بيا

561
00:52:14,620 --> 00:52:17,498
راه هايِ ديگه اي هم براي
به خاطر اوردنِ سَفرت هست

562
00:52:17,540 --> 00:52:20,751
شايد ، يه غروبِ فراموش نشدني و جالب
با گروهي فريبنده و جذّاب

563
00:52:20,793 --> 00:52:23,254
نه متشکرم ، من بايد جايي برم

564
00:52:24,296 --> 00:52:25,881
اوه ، نرو -
نرو ديگه -

565
00:52:25,923 --> 00:52:29,718
اگه شمشير رو بشکوني ،
مي توني پيشِ دوستات برگردي

566
00:52:29,760 --> 00:52:30,761
چي؟

567
00:52:35,975 --> 00:52:37,101
امتحان کن تا ببيني

568
00:52:37,143 --> 00:52:38,519
شمشير رو بِشکن

569
00:52:38,561 --> 00:52:40,813
زود باش. شمشير رو بِشکن

570
00:52:40,855 --> 00:52:42,815
بعد از اون مي تونيم کلي خوش بگذرونيم

571
00:52:44,525 --> 00:52:46,735
گفتم ، نه ممنون

572
00:52:46,777 --> 00:52:48,404
اوه ه

573
00:53:14,889 --> 00:53:17,433
اوه ، لعنتي

574
00:53:19,393 --> 00:53:23,647
اونا همه رو خارج کردن و بُردن به يه کليسايي
جلويِ همچين چيزي رو نميشه گرفت

575
00:53:23,689 --> 00:53:26,484
اونايي که در "گواتمالا"
هستن ، هيچ شانسي ندارن

576
00:53:26,525 --> 00:53:29,403
خوشبختانه ، دور و بَرشون رو جنگل احاطه کرده

577
00:53:29,445 --> 00:53:32,364
مامور "شرمن" اين قضيه رو از کجا مي دونست؟ -
نمي دونم -

578
00:53:32,406 --> 00:53:37,453
نمي تونيم با راديو باهاشون ارتباط برقرار کنيم ما
نيم ساعتِ پيش ارتباطمون رو با اونا از دست داديم

579
00:53:37,495 --> 00:53:39,997
الان دوستاتون تو زمين نمي دونن

580
00:53:40,039 --> 00:53:41,540
که شما کجايين

581
00:53:41,624 --> 00:53:45,503
شما در مقابلِ دشمنان مبارزه خواهيد کرد

582
00:53:45,544 --> 00:53:48,464
اژدهايي که شما ديدين ، کاملا بيدار نشده

583
00:53:48,506 --> 00:53:51,842
شما نبايد بذارين ، اون به
برادرانِ اژدها ملحق بشه

584
00:53:53,093 --> 00:53:55,346
مي توني بگي چطور مي تونيم اين کار رو بکنيم؟

585
00:54:03,479 --> 00:54:05,731
هلِ بوي " چطور درگير اين مشکل شد؟"

586
00:54:06,857 --> 00:54:09,902
راسِل " ، من وقتم داره تموم ميشه"
حوصله مَم داره سَر ميره

587
00:54:09,985 --> 00:54:12,404
درباره يِ حيوانات و

588
00:54:12,446 --> 00:54:14,615
کَله هاي گرسنه و عنکبوت
ها هم نمي خوام چيزي بشنوم

589
00:54:14,657 --> 00:54:16,742
مي خوام تو فقط بشيني و چشماتُ ببندي

590
00:54:16,826 --> 00:54:19,161
و برايِ پيدا کردنِ پروفسور "ساکاي" تمرکز کني

591
00:54:19,203 --> 00:54:22,206
پروفسور "کورگن" ، خواهش مي کنم
من مثه کنترلِ از راه دور تلويزيون نيستم

592
00:54:22,248 --> 00:54:24,684
که يه دکمه رو فشار بدي و همه چيز رو روشن
خاموش کني ، قدرتهايِ من

593
00:54:24,708 --> 00:54:27,378
اون کجاست؟

594
00:54:32,383 --> 00:54:33,676
خيلي نزديک

595
00:54:43,978 --> 00:54:46,272
اين جوابي که دادي يعني چي؟

596
00:54:46,313 --> 00:54:50,317
خيلي نزديک. بطرز عجيب
و غيرِ قابلِ باوري نزديک

597
00:54:50,359 --> 00:54:52,987
ما بايد از اينجا بريم -
نه تا قبل ازينکه پيداش کني -

598
00:55:20,222 --> 00:55:22,224
آروم باش

599
00:55:22,266 --> 00:55:25,895
"اونا اسمشون " تِسوکوموگاميِ
شبح هايِ مصنوعي. اونا بي آزارن

600
00:55:25,936 --> 00:55:28,981
فقط يکي از نشونه هايِ ماورا طبيعي هستن
که پروفسور رويِ اونا کار مي کنه

601
00:55:34,195 --> 00:55:36,197
تو نَه

602
00:55:46,874 --> 00:55:49,668
شبيه به يه کارتونِ

603
00:55:49,710 --> 00:55:51,921
از آشناييتون بسيار خوشبختم

604
00:55:55,466 --> 00:55:58,302
بِبرشون به سمتِ کمد يا يه جايِ ديگه

605
00:55:58,385 --> 00:56:00,429
ما بايد پروفسور رو پيدا کنيم

606
00:56:03,182 --> 00:56:04,600
اوم

607
00:56:40,803 --> 00:56:43,639
تا وقتي که تو به خاطرِ من نياي
نمي تونيم اينجا رو ترک کنيم

608
00:56:45,933 --> 00:56:47,935
براي چي از من دور افتادي؟

609
00:56:47,977 --> 00:56:52,273
اون تا ابد منتظر مي مونه تا وقتي
که کارهايِ ناتموم انجام بشه

610
00:56:53,149 --> 00:56:57,862
همه يِ اينها مربوط به شياطينِ از پسشون
بر ميام و همه با خوشحالي برميگردن خونه

611
00:56:57,903 --> 00:56:59,155
خب ممکنه

612
00:57:01,282 --> 00:57:03,325
زياد طول نخواهد کشيد

613
00:57:06,745 --> 00:57:08,664
همه يِ اونايي که تو قصّه ن ، اينجان

614
00:57:08,706 --> 00:57:11,542
اين بازي دوباره داره شروع ميشه

615
00:57:11,584 --> 00:57:15,254
از شمشير محافظت کن ، فقط کسي که شمشير
رو داره مي تونه اونُ بِشکونه

616
00:57:15,296 --> 00:57:19,592
آره آره ، بدون آزاد کردنِ
شياطين ، شمشير شکسته نميشه

617
00:57:19,633 --> 00:57:21,844
خب ، چطوري بايد برگردم؟

618
00:57:24,013 --> 00:57:25,264
!چه کمکِ بزرگي

619
00:57:57,213 --> 00:57:59,173
خيلي بزرگِ

620
00:57:59,215 --> 00:58:00,466
از "زوريخ" هم بزرگتر؟

621
00:58:00,508 --> 00:58:03,511
يا از اون چيزي که در "کامرون" ديديم؟ -
به اندازه يِ کافي بزرگِ -

622
00:58:03,552 --> 00:58:06,514
لعنتي ، از هيچي هم نمي تونيم استفاده کنيم؟

623
00:58:06,555 --> 00:58:08,140
اون عاشقِ خوردنِ

624
00:58:08,224 --> 00:58:10,392
ولي اين کمکي نمي کنه

625
00:58:11,310 --> 00:58:13,854
اون يه افسونگره ضعيفِ جز در مقابلِ غذا

626
00:58:13,896 --> 00:58:15,564
من که نمي خوام بيدار شدنِ اونُ ببينم

627
00:58:15,606 --> 00:58:16,816
شايد هم اصلا بيدار نشه

628
00:58:16,899 --> 00:58:18,627
شايد "هِل بوي" بدونه اون به چي احتياج داره
و باهاش چطور برخورد کنه

629
00:58:18,651 --> 00:58:21,445
و ما بايد همينجا منتظر باشيم

630
00:58:21,487 --> 00:58:23,447
اون... از پسش بر مياد

631
00:58:25,241 --> 00:58:27,743
خب ، نقشه اي نداري؟ من که مغزم کار نمي کنه

632
00:58:28,577 --> 00:58:30,538
با آتيش با اين يکي نميشه درگير شد

633
00:58:31,705 --> 00:58:33,457
حداقل بارون بند اومده

634
00:58:36,085 --> 00:58:38,712
بايد يه جورايي گمراهش کنم ، بيارمش بالا
تا دست به کار شي

635
00:58:38,754 --> 00:58:40,714
آره حتما ، کارِ راحت ، مالِ توئه

636
00:58:41,799 --> 00:58:43,217
"اِب؟"

637
00:58:43,259 --> 00:58:44,718
شانسِ زيادي نداري

638
00:58:53,644 --> 00:58:54,979
ليز " ، فرار کن"

639
00:59:05,656 --> 00:59:07,283
تو به اين مي گفتي ضعيف؟

640
00:59:43,611 --> 00:59:44,737
واوو

641
01:00:17,186 --> 01:00:19,230
اوه ، رسيديم به جايِ اصلي

642
01:00:55,850 --> 01:00:58,727
داره لحظه به لحظه بهتر و بهتر ميشه

643
01:01:38,058 --> 01:01:40,519
هيچ کاري نداشت ، خيلي ساده بود

644
01:01:53,991 --> 01:01:56,494
رو اين يکي جواب نميده
بايد بريم تو غار مخفي بشيم

645
01:01:56,535 --> 01:01:59,288
نه ، مخفي نميشيم

646
01:02:09,799 --> 01:02:11,801
هيچي؟

647
01:02:14,345 --> 01:02:15,679
اون به زيارتگاه رفته

648
01:02:17,515 --> 01:02:19,308
همون جايي که تو افسانه اومده

649
01:02:35,116 --> 01:02:37,827
حالتون جا اومد ، نه؟

650
01:03:08,065 --> 01:03:09,817
لعنتي

651
01:03:29,462 --> 01:03:31,130
حداقل تو يکي قوي هستي

652
01:04:19,512 --> 01:04:21,180
آماده يِ مُردن باش

653
01:04:38,614 --> 01:04:41,075
فقط کسي که شمشير رو
داره ، مي تونه اونُ بشکونه

654
01:04:56,465 --> 01:04:57,466
"هِل بوي"

655
01:05:04,640 --> 01:05:07,059
ژاپن ". مثه اينکه از پسش بر اومدم"

656
01:05:07,143 --> 01:05:08,727
چيه؟ چرا اينقدر آشفته اي؟

657
01:05:10,855 --> 01:05:12,231
من زنده برگشتم

658
01:05:19,280 --> 01:05:21,282
شمشيرِ طوفان کجاست؟

659
01:05:25,244 --> 01:05:27,455
اين اصلا خوب نيست

660
01:06:11,665 --> 01:06:14,293
آزاد شديم

661
01:06:48,160 --> 01:06:50,663
زمين تيره و تاريک خواهد شد

662
01:07:13,436 --> 01:07:14,812
تو هم حسّ شون مي کني؟

663
01:07:14,854 --> 01:07:16,981
برادرانمون دارن ما رو صدا مي کنن

664
01:07:17,022 --> 01:07:18,816
ما بايد اونا رو بيدار کنيم

665
01:07:18,899 --> 01:07:23,028
تا به اينجا بيان و به اين دنيايِ ضعيف و پست
پايان بديم و دوباره اين دنيا رو با اونا بسازيم

666
01:07:24,905 --> 01:07:26,657
دوباره فکراتُ بُکن ، شيطانِ خبيث

667
01:07:26,699 --> 01:07:29,326
چون من اينجام

668
01:07:37,209 --> 01:07:40,337
ما فقط از يه سلاح وحشت داشتيم

669
01:07:40,421 --> 01:07:43,215
و تو اونُ از بين بردي

670
01:07:44,425 --> 01:07:47,470
اِي احمق ، ميمونِ زشت و کَريه

671
01:07:48,637 --> 01:07:50,473
من زشت و کَريه م؟

672
01:07:53,768 --> 01:07:56,312
پس بيا و منُ بگير

673
01:08:14,830 --> 01:08:16,332
به نظر مياد داره حالِش بهتر ميشه

674
01:08:22,505 --> 01:08:24,006
من مي شناسمت

675
01:08:24,048 --> 01:08:26,091
"کاترين"

676
01:08:26,133 --> 01:08:29,428
يکي با "ترول" ها داره مبارزه مي کنه ♪ترول
ها ، همون غول و يا جن هاي افسانه اي بودن♪

677
01:08:29,470 --> 01:08:30,846
آقاي "ساکاي" گوش کنيد

678
01:08:30,888 --> 01:08:33,432
چطوري اين اتّفاق افتاد؟

679
01:08:33,474 --> 01:08:35,643
گوش کنيد ، شما تسخير شده بوديد

680
01:08:35,684 --> 01:08:37,144
ببخشيد؟

681
01:08:53,452 --> 01:08:54,912
اشتباهِ بزرگي کردي

682
01:09:04,130 --> 01:09:05,256
حالا ديگه بايد بري

683
01:09:31,198 --> 01:09:33,033
از زيرِ اون درخت برو کنار

684
01:09:39,373 --> 01:09:40,875
اينُ حسّ م بهم گفت

685
01:10:09,779 --> 01:10:11,155
درد داره ، آره؟

686
01:11:19,557 --> 01:11:22,268
فکر کنم ما به يه چيزِ جديدي احتياج داريم

687
01:11:22,309 --> 01:11:23,519
يه چيزِ کوچيک

688
01:12:25,831 --> 01:12:27,291
جواب داد

689
01:13:08,290 --> 01:13:10,835
يه حسّي بهم ميگه "هِل بوي" برگشته

690
01:13:16,090 --> 01:13:17,508
حسّ ت دُرست ميگه

691
01:13:23,597 --> 01:13:25,349
اون ديگه چيه؟

692
01:13:26,225 --> 01:13:27,601
اوه ، احساس مي کنم

693
01:13:31,939 --> 01:13:34,442
بازي دوباره شروع شد

694
01:13:34,483 --> 01:13:37,528
بعد از اينکه سامورايي ، اون شياطين را
در شمشيرش محبوس و زنداني کرد

695
01:13:37,570 --> 01:13:41,532
نزدِ دخترِ "دايميو" هرگز برنگشت

696
01:13:41,574 --> 01:13:44,493
اون تويِ زيارتگاه نبود که دختر را نجات بده

697
01:13:44,535 --> 01:13:46,120
اين بازي هنوز تموم نشده

698
01:14:00,885 --> 01:14:02,052
"کِيت"

699
01:14:11,979 --> 01:14:13,272
عشقِ من

700
01:14:13,314 --> 01:14:17,318
خانوم محترم ، من که بهتون گفتم
شما دارين اشتباه مي کنين

701
01:14:40,257 --> 01:14:42,927
هي ، حالا مي توني اين قضيه رو تمومش کني

702
01:14:42,968 --> 01:14:46,096
از فکرت استفاده کن ، بايد اونا رو ببخشي

703
01:14:46,180 --> 01:14:48,766
اگه اينکار رو نکني ، دوباره بازي شروع ميشه

704
01:14:48,808 --> 01:14:51,060
و هيچ وقت بَرنده يِ اين بازي نميشي

705
01:14:51,084 --> 01:14:59,084
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

706
01:15:39,608 --> 01:15:43,612
مي خوام يه چند تا آسپرين
و يه کمي صبحونه بزنم بدن

707
01:15:43,654 --> 01:15:44,655
کي پايهَ ست؟

