﻿1
00:00:07,258 --> 00:00:11,161
احساس می‌کنم که قراره
.اتفاق بدی برام بیفته

2
00:00:12,414 --> 00:00:15,816
احساس می‌کنم که
.اتفاق بدی افتاده

3
00:00:15,817 --> 00:00:19,236
،هنوز بهم نرسیده
.ولی توی راهه

4
00:00:31,049 --> 00:00:32,399
.نمی‌دونم اصلاً چرا مهمه

5
00:00:32,400 --> 00:00:35,736
،مثل اینه که به مردم کمک میکنه
،با غم از دست دادنش کنار بیان

6
00:00:35,737 --> 00:00:39,239
یا در مورد ارواح داستان بسازن
.یا همچین چیزایی

7
00:00:51,136 --> 00:00:53,470
.آلیس راز نگه می‌داشت

8
00:00:53,471 --> 00:00:57,624
و این حقیقت که راز نگه می‌داشت
.رو هم به عنوان راز نگه می‌داشت

9
00:01:06,734 --> 00:01:08,802
،‫درکش برای بعضیا سخته

10
00:01:08,803 --> 00:01:11,405
ولی باید باور کنید
که مقصر شمایید

11
00:01:11,406 --> 00:01:14,441
وگرنه دیگه چیزی برای
.حفظ کردن وجود نداره

12
00:01:25,000 --> 00:01:27,900
،در دسامبر سال ۲۰۰۵، یک حادثه غم‌انگیز

13
00:01:27,924 --> 00:01:30,624
باعث دنباله‌ای از اتفاقات خارق‌العاده شد

14
00:01:30,724 --> 00:01:33,724
که توجه رسانه‌ها را به یک خانواده عزادار

15
00:01:33,748 --> 00:01:36,748
،و شهر کوچک آرارات در ایالت ویکتوریا
.واقع در جنوب شرقی استرالیا جلب کرد

16
00:01:36,772 --> 00:01:39,772
.این فیلم، مستندی بر آن وقایع است

17
00:01:40,096 --> 00:01:46,096
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

18
00:01:48,660 --> 00:01:50,861
،پلیس و خدمات اورژانسی
.بفرمایید

19
00:01:50,862 --> 00:01:53,130
...دخترم، آلیس، گم شده
...ما کمک لازم داریم

20
00:01:53,131 --> 00:01:54,398
آخرین بار کی دیدیش...؟

21
00:01:54,399 --> 00:01:56,900
...توی سد بود
.همه جا رو نگاه کردیم

22
00:02:00,555 --> 00:02:01,956
می‌دونی کجایی؟

23
00:02:01,957 --> 00:02:05,659
.ما اون طرف سد هستیم
...یه مدتی هست که گم شده

24
00:02:05,660 --> 00:02:06,710
.باشه

25
00:02:06,711 --> 00:02:08,528
.لطفا همین الان یه نفر رو بفرست

26
00:02:08,529 --> 00:02:10,464
ازت می‌خوام یه لحظه
.باهام حرف بزنی

27
00:02:10,465 --> 00:02:12,099
.ما نمی‌دونیم اون کجاست

28
00:02:12,100 --> 00:02:14,584
سلام جون، صدامو می‌شنوی؟

29
00:02:24,879 --> 00:02:26,280
آرامش همیشگی سدِ

30
00:02:26,281 --> 00:02:28,732
،"نوروال آرارات"
دیروز شکسته شد

31
00:02:28,733 --> 00:02:31,518
جایی که "آلیس پالمر" ۱۶ ساله

32
00:02:31,519 --> 00:02:33,503
.در حین پیک‌نیک با خانواده‌اش، ناپدید شد

33
00:02:33,504 --> 00:02:37,691
حدود ساعت ۶ بعدازظهر، تماسی دریافت
.کردیم که نشون میداد یک دختر گم شده

34
00:02:37,692 --> 00:02:39,460
و با توجه به اهمیت زمان
در این موقعیت

35
00:02:39,461 --> 00:02:42,129
ما با غواصان جستجو و نجات
.از ملبورن تماس گرفتیم

36
00:02:42,130 --> 00:02:45,665
غواصان پلیس حدود ساعت ۱۰
به همراه داوطلبان، وارد آب شدند

37
00:02:45,666 --> 00:02:47,451
...به جستجویی بی‌نتیجه پیوستند

38
00:02:47,452 --> 00:02:51,287
متیو و آلیس تا وسط
.سد شنا کرده بودن

39
00:02:51,288 --> 00:02:55,626
از جایی که تو محوطه پیک‌نیک
.نشسته بودم، می‌تونستم اونا رو ببینم

40
00:02:55,627 --> 00:02:57,928
فکر می‌کنم حدود ۱۵ دقیقه
،توی آب بودیم

41
00:02:57,929 --> 00:03:01,731
،و من گفتم که می‌خوام برم بیرون
.چون سرد بود

42
00:03:02,917 --> 00:03:05,652
پس، من شروع کردم به شنا کردن
،تا برگردم و اون همراه من نیومد

43
00:03:05,653 --> 00:03:08,888
پس فکر کردم که می‌خواد
.همونجا بمونه

44
00:03:09,558 --> 00:03:11,959
،یادم میاد که متیو اومد بیرون

45
00:03:13,211 --> 00:03:18,531
و چند دقیقه بعد شنیدم که
پرسید، آلیس کجاست؟

46
00:03:22,036 --> 00:03:26,774
پس، من وایسادم و
،یه نگاهی به سطحِ سد انداختم

47
00:03:26,775 --> 00:03:30,543
.و آب کاملاً بی‌حرکت بود

48
00:03:31,813 --> 00:03:34,865
.پس داد زدم

49
00:03:34,866 --> 00:03:39,503
یه نگاهی به آب و اطراف انداختم
.بلکه بتونم ببینمش

50
00:03:41,989 --> 00:03:45,392
و هر دوی پسرا داشتن اون بوته‌ی

51
00:03:45,393 --> 00:03:49,863
.پشت سرمون رو بررسی می‌کردن

52
00:03:49,864 --> 00:03:53,817
می‌تونستم حوله آلیس رو ببینم
،که روی زمین رهاش کرده بود

53
00:03:55,052 --> 00:03:57,488
و کاملاً مشخص بود که
از آب بیرون نیومده بود

54
00:03:57,489 --> 00:04:01,892
،وگرنه حوله‌اش رو برمی‌داشت
...می‌دونی؟ پس

55
00:04:03,027 --> 00:04:06,997
آره، اون لحظه، آخرین
.باری بود که دیدمش

56
00:04:27,869 --> 00:04:31,788
پلیس همچنان نگران جانِ
آلیس پالمر ۱۶ ساله است

57
00:04:31,789 --> 00:04:34,408
که در حین پیک‌نیک
.با خانواده‌اش ناپدید شد

58
00:04:34,409 --> 00:04:35,792
...غواصان جستجو و نجات پلیس

59
00:04:35,793 --> 00:04:38,261
،به ما گفتن که بریم خونه

60
00:04:40,098 --> 00:04:43,484
و اگه غواصان جستجو
و نجات چیزی پیدا کردن

61
00:04:43,485 --> 00:04:45,952
.فوراً به ما خبر میدن

62
00:04:57,966 --> 00:05:00,351
،توی ماشین توی راه خونه
احساس عجیبی داشتیم

63
00:05:00,352 --> 00:05:03,253
.چون یدونه از صندلی‌ها خالی بود

64
00:05:03,254 --> 00:05:08,508
یه لحظه پیش اینجا بود
.و الان دیگه رفته

65
00:05:11,012 --> 00:05:13,914
اون شب برگشتم تا
.پیش خانواده پالمر بمونم

66
00:05:13,915 --> 00:05:17,984
،ما بیشتر منتظر بودیم
.بیشتر منتظر خبر بودیم

67
00:05:20,154 --> 00:05:24,391
.منتظر خبر بد بودیم
.انتظار اینو داشتیم

68
00:05:24,392 --> 00:05:29,496
حدود ساعت ۹ شب، راسل
.با موبایلش با ما تماس گرفت

69
00:05:29,497 --> 00:05:34,000
و گفت که یه اتفاقی
،توی سد افتاده

70
00:05:34,001 --> 00:05:36,670
.و اینکه آلیس گم شده

71
00:05:36,671 --> 00:05:41,341
پس، فکر کردیم که
.بهتره بریم به آرارات

72
00:05:41,342 --> 00:05:46,596
یادم میاد که جون با دیدن
،آیریس خنده‌اش گرفت

73
00:05:46,597 --> 00:05:50,234
احساس عجیبی بین
.اونا وجود داشت

74
00:05:50,235 --> 00:05:54,487
حضور مامانم اونجا
.یکم برام عجیب بود

75
00:05:55,289 --> 00:05:57,874
،من و مامان، به خاطر آلیس اونجا بودیم

76
00:05:59,127 --> 00:06:02,629
این وضعیت معمولاً
.اتفاق نمی‌افتاد

77
00:06:04,599 --> 00:06:07,717
.شب فوق‌العاده افتضاحی بود

78
00:06:07,718 --> 00:06:09,536
.بدترین شب زندگی ما بود

79
00:06:14,525 --> 00:06:17,294
همون شب به
اتاق آلیس رفتم

80
00:06:17,295 --> 00:06:24,300
،و تلفنش چند باری زنگ خورد
.ولی من جواب ندادم

81
00:06:30,341 --> 00:06:34,010
.یادم میاد که تخت مرتب بود

82
00:06:34,011 --> 00:06:37,480
یادم میاد فکر می‌کردم که
.چقدر همه چیز مرتب به نظر می‌رسید

83
00:06:51,278 --> 00:06:54,915
،یه تماس از طرف مادر آلیس
.یعنی جون دریافت کردم

84
00:06:54,916 --> 00:06:58,368
اون گفت که آلیس گم شده

85
00:06:58,369 --> 00:07:01,204
و احتمال میره که، غرق شده باشه

86
00:07:02,740 --> 00:07:04,574
،و من حرفشو باور نکردم

87
00:07:04,575 --> 00:07:08,945
ولی، نمی‌دونم، یه جورایی
،قبول کردنش سخت بود

88
00:07:08,946 --> 00:07:12,816
پس با موبایل آلیس
.تماس گرفتم

89
00:07:12,817 --> 00:07:14,668
...من فقط

90
00:07:16,537 --> 00:07:17,905
...شاید امیدوار بودم که

91
00:07:17,906 --> 00:07:20,957
،شوخی یا چیز دیگه‌ای باشه
.نمی‌دونم

92
00:07:20,958 --> 00:07:24,060
.واقعاً شوکه کننده بود

93
00:07:25,463 --> 00:07:28,664
واقعاً حس نمی‌کردم که
.حقیقت داشته باشه

94
00:07:30,735 --> 00:07:32,703
،همه چیز مثل همیشه بود، ولی

95
00:07:32,704 --> 00:07:35,839
مردم می‌گفتن که
.آلیس غرق شده

96
00:07:35,840 --> 00:07:39,909
خاطره‌ای از اون شب داری که
یادت مونده باشه؟

97
00:07:41,512 --> 00:07:44,380
یادمه که چراغ ایوان رو
.روشن کرده بودیم

98
00:07:45,082 --> 00:07:48,051
،هنوز هم انجامش میدیم
.برای اینکه خیالمون راحت باشه

99
00:07:48,786 --> 00:07:50,787
و دلیلش چیه؟

100
00:07:59,397 --> 00:08:02,398
فکر کنم برای اینکه
.یه روز برگرده خونه

101
00:08:24,772 --> 00:08:26,773
.خیلی خب، برو داخل

102
00:08:30,144 --> 00:08:35,282
غواصان جسد آلیس رو تقریباً
.در ساعت ۹:۲۵ بعدازظهر پیدا کردند

103
00:08:35,283 --> 00:08:39,319
(اونا از سونار (سیستم فاصله‌یاب با امواج صوتی
برای پیدا کردنش استفاده کردند. اون تا حدودی از مسیر منحرف شده بود

104
00:08:39,320 --> 00:08:45,125
و اومده بود تا تهِ سیستم
.روان‌آب سد، آروم بگیره

105
00:08:45,126 --> 00:08:48,862
،واضحه که فوراً با خانواده‌اش
.تماس گرفتیم

106
00:08:48,863 --> 00:08:51,865
به محض اینکه به ما گفتن
،که جسد رو پیدا کردن

107
00:08:51,866 --> 00:08:53,267
.من و جون به سمت سد راه افتادیم

108
00:08:53,268 --> 00:08:55,469
جورجی اومده بود تا
.همراه متیو باشه

109
00:08:55,470 --> 00:08:58,772
همه چی خیلی رسمی
،و تشریفاتی بود

110
00:08:58,773 --> 00:09:00,573
و از من خواستن که بیانیه‌ای رو
برای شناسایی جسد

111
00:09:00,574 --> 00:09:02,159
.امضا کنم

112
00:09:02,160 --> 00:09:04,511
.جون داخل ماشین موند

113
00:09:06,080 --> 00:09:08,281
،و می‌دونید، با توجه به نشونه‌ها
من فکر می‌کردم یه اشتباهی شده

114
00:09:08,282 --> 00:09:11,184
چون جون، طوری رفتار می‌کرد
.که انگار هنوز هیچی تموم نشده

115
00:09:12,887 --> 00:09:17,390
نمی‌تونستم خودمو راضی کنم تا
.جسد آلیس رو شناسایی کنم

116
00:09:18,342 --> 00:09:22,545
...اون تمام این مدت زیر آب بود و

117
00:09:22,546 --> 00:09:25,415
...فکر می‌کنم اینجوری نیست که من

118
00:09:25,416 --> 00:09:29,469
نمی‌خواستم تصویرش توی
.ذهنم خراب بشه

119
00:09:29,470 --> 00:09:35,341
میدونید، فکر می‌کردم این وظیفه‌ی
.من به عنوان پدر آلیسه

120
00:09:37,478 --> 00:09:39,879
.این کاریه که یه پدر انجام میده

121
00:09:59,283 --> 00:10:02,352
،موقعی که از سد برمی‌گشتیم
.ماشین یهو خاموش شد

122
00:10:02,353 --> 00:10:05,589
و تنها دنده‌ای می‌تونستم
.جا بزنم، دنده عقب بود

123
00:10:05,590 --> 00:10:09,392
پس با دنده عقب به
.سمت شهر برگشتیم

124
00:10:10,227 --> 00:10:12,095
.یا باید پیاده برمی‌گشتیم، یا این کارو می‌کردیم

125
00:10:12,096 --> 00:10:15,098
و با توجه به تمام
،اتفاقاتی که افتاده بود

126
00:10:15,099 --> 00:10:17,901
واقعاً دنده عقب گزینه
.بهتری به نظر می‌رسید

127
00:10:28,963 --> 00:10:32,732
کالبدشکافی در روز
.دوشنبه ۲۷ اُم انجام شد

128
00:10:34,802 --> 00:10:40,757
بعد پزشک قانونی، جسد رو
.در روز سه‌شنبه ۲۸ اُم آزاد کرد

129
00:10:43,644 --> 00:10:48,949
گذروندن روز کریسمس با خانواده
در اونجا خیلی عجیب بود

130
00:10:48,950 --> 00:10:51,884
در حالی که آلیس تنها توی
.سردخونه دراز کشیده بود

131
00:11:01,812 --> 00:11:06,450
نمی‌دونم، انگار یه هفته بود که
...ندیده بودمش یا همچین چیزی

132
00:11:06,451 --> 00:11:09,052
.آره، حس نمی‌کردم واقعی باشه

133
00:11:13,641 --> 00:11:16,659
.مرگ آخرش سراغ همه میاد

134
00:11:16,660 --> 00:11:19,396
بدجنس ترین و احمق ترین ماشینه
و مدام به حرکت ادامه میده

135
00:11:19,397 --> 00:11:21,563
.و هیچ اهمیتی نمیده

136
00:11:23,501 --> 00:11:26,903
واقعاً لازم نیست چیز دیگه‌ای
.در موردش بدونیم

137
00:11:29,106 --> 00:11:32,675
روز غم‌انگیزی برای خانواده و
دوستان آلیس پالمر بود

138
00:11:32,676 --> 00:11:37,280
که برای ادای احترام به زن جوانی
.که خیلی زود از دنیا رفته بود، دور هم جمع شده بودند

139
00:11:37,281 --> 00:11:42,085
.آدم خوبی بود
.خیلی محبوب، باهوش، دوست داشتنی

140
00:11:42,086 --> 00:11:44,187
...اون... نمی‌دونم
.آره

141
00:11:44,188 --> 00:11:45,789
از آلیس به عنوانِ

142
00:11:45,790 --> 00:11:48,275
دختری خوش‌گذران با اشتیاقی
.فراوان به زندگی یاد می‌شود

143
00:11:48,276 --> 00:11:50,210
گفته می‌شود که
...همیشه دیگران را

144
00:11:50,211 --> 00:11:53,713
خانواده‌ی پالمر اون موقع واقعاً کار
.سختی رو انجام می‌دادن

145
00:11:54,765 --> 00:11:58,618
و وقتی فکر می‌کنم که اون زمان
،چقدر همه چیز بد بود

146
00:11:58,619 --> 00:12:02,288
نمی‌شد تصور کرد که همه‌چیز بعداً
.قراره براشون سخت‌تر بشه

147
00:12:15,119 --> 00:12:19,456
،ده روز بعد از خاک‌سپاری آلیس
،که میشه ۱۵ ژانویه

148
00:12:19,457 --> 00:12:24,994
،چیزایی اطراف خونه اتفاق می‌افتادن
،صداهایی روی سقف

149
00:12:24,995 --> 00:12:29,416
.و صداهایی از بیرون پنجره میومد

150
00:12:29,417 --> 00:12:34,370
و حرکات دیگه‌ای که به نظر می‌رسید
.منبعش، اتاق قدیمی آلیس باشه

151
00:12:35,656 --> 00:12:40,276
پس درِ اتاق آلیس رو
،دوباره نصب کردیم

152
00:12:40,277 --> 00:12:44,280
و از یه کنترل‌کننده آفت خواستیم که
.بیاد و دنبال موریانه بگرده

153
00:12:44,281 --> 00:12:46,649
،ولی هیچ فایده‌ای نداشت

154
00:12:46,650 --> 00:12:51,587
در اتاق همچنان به هم می‌خورد و ما
.همچنان از اتاقش صدا می‌شنیدیم

155
00:12:53,541 --> 00:12:56,109
.خونه یه مشکل عجیبی داشت

156
00:12:56,110 --> 00:12:59,045
واقعاً احساس عجیبی
.در موردش داشتم

157
00:12:59,046 --> 00:13:02,865
نمی‌تونم به شما توضیح بدم که
،مشکلش دقیقاً چی بود

158
00:13:02,866 --> 00:13:04,484
ولی وقتی می‌رفتی اونجا

159
00:13:04,485 --> 00:13:08,121
احساس خیلی بدی
.بهت دست میداد

160
00:13:17,231 --> 00:13:20,517
،کابوس‌هام شروع شده بود

161
00:13:20,518 --> 00:13:24,287
و خیلی هم آزاردهنده بودن

162
00:13:24,288 --> 00:13:29,926
اونقدری که بعضی وقتا نمی‌خواستم
.حتی چشمام رو باز کنم

163
00:13:29,927 --> 00:13:32,628
بیدار شده بودم اما نمی‌خواستم
.چشمام رو باز کنم

164
00:13:34,415 --> 00:13:39,318
،یه کابوس خاص وجود داشت
.کاملاً واضح و تکراری بود

165
00:13:39,319 --> 00:13:44,190
آلیس درحالی که هنوز به خاطر سد
چکه میکرد، وارد سالن می‌شد

166
00:13:44,191 --> 00:13:49,763
و روبروی تخت ما می‌ایستاد و
.فقط ما رو تماشا می‌کرد

167
00:13:49,764 --> 00:13:55,434
خیلی وحشتناک بود، اونقدری که
.نمی‌خواستم چشمام رو باز کنم

168
00:13:59,107 --> 00:14:02,642
اوایل فوریه بود که کابوس‌هام
خیلی بدتر شدن

169
00:14:02,643 --> 00:14:06,279
به حدی که شروع کردم شب‌ها
،پیاده‌روی کردن بیرون از خونه

170
00:14:06,280 --> 00:14:08,531
،بعضی وقتا برای ساعت‌ها

171
00:14:08,532 --> 00:14:11,218
فقط برای اینکه لازم
،نباشه شب برم روی تخت

172
00:14:11,219 --> 00:14:13,970
.و چشمامو ببندم و بخوابم

173
00:14:17,225 --> 00:14:21,194
بعضی وقتا واقعاً می‌رفتم
.توی خونه های مردم

174
00:14:21,195 --> 00:14:25,198
احساس نمی‌کردم که دارم
.کار اشتباهی انجام میدم

175
00:14:25,199 --> 00:14:30,469
،احتمالاً فقط می‌خواستم برای یه مدت
.توی زندگی یه نفر دیگه باشم

176
00:14:41,449 --> 00:14:44,667
جورجی، یادت هست که اوضاع
راسل اون موقع‌ها چجوری بود؟

177
00:14:44,668 --> 00:14:49,439
آره، راسل... توی اون مقطع
.خیلی زیاد کار می‌کرد

178
00:14:49,440 --> 00:14:53,309
فکر می‌کنم که این کار توی
.غم و اندوهش، کمکش می‌کرد

179
00:14:53,310 --> 00:14:55,745
،بدون هیچ توضیحی
.بفرستیدش

180
00:14:55,746 --> 00:14:57,263
من و راسل اولین بار

181
00:14:57,264 --> 00:15:00,099
همدیگه رو توی پروژه
آبگیر گیپس‌لند" توی سال ۹۸ ملاقات کردیم"

182
00:15:00,100 --> 00:15:02,335
.و روی پروژه با هم کار کردیم

183
00:15:02,336 --> 00:15:04,037
پس چند سالی هست که
همدیگه رو می‌شناسید؟

184
00:15:04,038 --> 00:15:06,772
.آره، چند سالی میشه، آره

185
00:15:08,509 --> 00:15:10,727
یادتون هست که مرگ آلیس
چه تاثیری روش گذاشت؟

186
00:15:10,728 --> 00:15:12,828
چی تغییر کرد؟

187
00:15:12,829 --> 00:15:17,317
کارمون مثل همیشه بود و این
.واقعاً مشکل ساز بود

188
00:15:17,318 --> 00:15:20,987
نمی‌دونستم باید در مورد
.اتفاقی که افتاده، چی بهش بگم

189
00:15:21,755 --> 00:15:23,523
هیچ‌وقت در موردش صحبت نکردی؟

190
00:15:23,524 --> 00:15:26,509
.نه واقعاً
.هر کس به روش خودش با غم کنار میاد

191
00:15:26,510 --> 00:15:32,349
و من در جایگاهی نبودم که بهش
.بگم باید چه احساسی داشته باشه

192
00:15:32,350 --> 00:15:35,385
...ولی من بدون شک
.من مطمئناً نگران بودم

193
00:15:37,187 --> 00:15:41,073
،از اینکه کارم رو داشتم
.شکرگزار بودم

194
00:15:41,074 --> 00:15:43,994
و اون موقع واقعاً به خاطرش
.عذاب‌وجدان داشتم

195
00:15:43,995 --> 00:15:47,463
اما، می‌دونی، من فقط
.می‌خواستم که ادامه بدم

196
00:15:51,568 --> 00:15:55,455
،تا اینکه یه شب، تو اواخر فوریه

197
00:15:55,456 --> 00:15:59,459
از سر کار برگشتم خونه و توی
آشپزخونه نشسته بودم

198
00:15:59,460 --> 00:16:02,611
و یه صدایی از اتاق
.آلیس شنیدم

199
00:16:03,930 --> 00:16:08,401
پس رفتم به اتاق آلیس و
،واقعاً نمی‌دونم چرا

200
00:16:08,402 --> 00:16:11,921
ولی یه ‌دفعه خودم
رو دیدم که روی

201
00:16:11,922 --> 00:16:13,822
.صندلی جلوی کمد نشستم

202
00:16:15,760 --> 00:16:18,327
و قبل از اینکه بفهمم
،دارم اونجا چیکار می‌کنم

203
00:16:18,328 --> 00:16:21,865
آلیس اومد داخل و
رفت سمت میزش

204
00:16:21,866 --> 00:16:23,767
.و شروع کرد به تراشیدن یه مداد

205
00:16:23,768 --> 00:16:31,074
و بعد انگار داشت یه پیام رو از
.روی گوشیش چک می‌کرد

206
00:16:31,075 --> 00:16:34,377
و می‌دونی، من کاملاً
.وحشت کرده بودم

207
00:16:35,379 --> 00:16:39,148
اون کاملاً از حضور من
.بی‌اطلاع بود

208
00:16:40,718 --> 00:16:44,453
،و بعد نمی‌دونم چی شد
فکر کنم تخت رو جا‌به‌جا کردم

209
00:16:44,454 --> 00:16:46,890
یا کفش‌هام جیرجیر کرد
،یا همچین چیزی

210
00:16:46,891 --> 00:16:49,492
.اما اون کاملاً جدی شد

211
00:16:50,327 --> 00:16:55,865
و اون موقع فهمیدم که
.اون می‌دونه من اینجام

212
00:16:55,866 --> 00:17:01,470
و اون به آرومی برگشت و صاف
،توی چشمام نگاه کرد

213
00:17:01,471 --> 00:17:04,640
.نگاهی که انگار سال‌ها طول کشید

214
00:17:04,641 --> 00:17:10,379
:و بعد اومد سمتم و فریاد زد
"!برو بیرون!"، "برو بیرون"

215
00:17:10,380 --> 00:17:14,817
و من فقط بلند شدم و با
.سریع ترین حالت ممکن، رفتم بیرون

216
00:17:16,187 --> 00:17:17,853
.صدای گریه‌ی راسل رو شنیدم

217
00:17:17,854 --> 00:17:19,322
،و بعد اون اومد توی آشپزخونه

218
00:17:19,323 --> 00:17:21,357
من و متیو، هر دو اون رو
درحالی که با صدای بلند

219
00:17:21,358 --> 00:17:23,592
.گریه می‌کرد، پیدا کردیم

220
00:17:23,593 --> 00:17:26,495
.اون به هیچ عنوان آروم نمی‌شد

221
00:17:26,496 --> 00:17:29,782
باور می‌کنی که راسل
ادعا می‌کنه که روح دیده؟

222
00:17:29,783 --> 00:17:33,619
.بله، باور می‌کنم
.به‌ نظرم واقعاً یه چیزی دیده

223
00:17:33,620 --> 00:17:38,991
و اون... از اون دسته آدما نیست
.که از خودش داستان بسازه

224
00:17:38,992 --> 00:17:42,762
.پس قبول دارم که یه چیزی دیده

225
00:17:42,763 --> 00:17:47,433
،حالا یا روح بوده یا نه
.من واقعاً نمی‌دونم

226
00:17:47,434 --> 00:17:49,635
.ولی مطمئنم که یه چیزی دیده

227
00:18:07,304 --> 00:18:11,407
یادمه که سعی کردم با اعضای
کلیسا در مورد اینکه

228
00:18:11,408 --> 00:18:15,795
چطور به جون و خانواده پالمر
.کمک کنیم، صحبت کردم

229
00:18:15,796 --> 00:18:20,800
ولی واقعاً به نظر نمی‌رسید
.که کاری از دست ما بربیاد

230
00:18:20,801 --> 00:18:23,302
به نظرم، یکی از دلایلش این بود که

231
00:18:23,303 --> 00:18:24,804
.اونا اهل کلیسا اومدن نبودن

232
00:18:24,805 --> 00:18:28,223
پس نمی‌دونستم که چطور
.باید آرومشون کنم و بهشون دلداری بدم

233
00:18:30,994 --> 00:18:35,015
من حتی نمی‌دونستم
.جون به چه چیزی باور داره

234
00:18:35,016 --> 00:18:38,417
.بیشتر اوقات نگران متیو بودم

235
00:18:39,519 --> 00:18:42,772
به نظرم چون اون دو تا بیشتر اوقات
،خیلی به هم نزدیک بودن

236
00:18:42,773 --> 00:18:45,507
.نگران بودم که چطور از پس اوضاع بر میاد

237
00:18:53,350 --> 00:18:56,819
یادمه که زمان زیادی رو
.تنها سپری می‌کرد

238
00:18:58,405 --> 00:19:00,989
.همه نگرانش بودیم

239
00:19:04,295 --> 00:19:08,731
متیو با چند تا کبودی نامعمول
.روی بدنش اومد داخل

240
00:19:08,732 --> 00:19:13,870
کبودی‌ها از نظر پراکندگی و
.عمق، نامعمول بودن

241
00:19:13,871 --> 00:19:17,774
مشخصاً سابقه‌ی سلامتیش رو
.چک کردیم و سعی کردیم آسیب جسمی رو پیدا کنیم

242
00:19:17,775 --> 00:19:22,012
اما مطمئناً هیچ سابقه‌ی بیماری وجود نداشت
.که بتونه دلیل اون کبودی‌ها باشه

243
00:19:22,013 --> 00:19:23,946
،ما اون رو از نظر واسکولیت آزمایش کردیم
(بیماری التهاب عروق خونی)

244
00:19:23,947 --> 00:19:28,751
و همچنین سعی کردیم مسمومیت یا
.وجود هر گونه سم در بدنش رو هم در نظر بگیریم

245
00:19:28,752 --> 00:19:31,454
ولی نتونستیم به هیچ
.نتیجه‌ی قطعی برسیم

246
00:19:31,455 --> 00:19:37,794
و بعد از چند هفته، کبودی‌ها
.خودبه‌خود برطرف شدن

247
00:19:37,795 --> 00:19:41,881
و هیچ‌وقت نتونستیم دلیل
.مشخصی براشون پیدا کنیم

248
00:19:44,351 --> 00:19:48,137
.اسم من استیو ویلکی هستش
.من بهترین دوست متیو هستم

249
00:19:48,138 --> 00:19:52,157
من معمولاً هفته‌ای دو، سه بار
.تو خونه‌ی متیو می‌مونم

250
00:19:54,895 --> 00:20:02,084
،ما با هم یه بند موسیقی راه‌انداختیم
.پس، معمولاً تو خونه‌ی من موزیک می‌نوازیم

251
00:20:02,085 --> 00:20:06,506
متیو یکم ساکت‌تر از همیشه به نظر می‌رسید
،ولی به‌هر‌حال، قبلاً هم زیاد حرف نمی‌زد

252
00:20:06,507 --> 00:20:11,677
پس، به‌نظرم واقعاً هیچ
.جای نگرانی نبود

253
00:20:11,678 --> 00:20:15,081
خب، من شنیده بودم که
.جون میره به خونه‌ های مردم

254
00:20:15,082 --> 00:20:17,884
و به نظر می‌رسید که متیو نمی‌خواد
.در این مورد حرفی بزنه

255
00:20:17,885 --> 00:20:20,719
.منم هیچ‌وقت ازش در این مورد نپرسیدم

256
00:20:26,026 --> 00:20:29,011
همیشه می‌دونستم که به
.عکاسی علاقه داره

257
00:20:29,012 --> 00:20:30,896
...و اون

258
00:20:30,897 --> 00:20:35,451
در اون زمان با اشتیاق بیشتری
.این کارو دنبال می‌کرد

259
00:20:38,973 --> 00:20:42,375
متیو اومد پیش من
و خیلی مایل بود

260
00:20:42,376 --> 00:20:44,110
که در مورد عکاسی، اطلاعات
.بیشتری کسب کنه

261
00:20:44,111 --> 00:20:47,680
منم خیلی علاقه داشتم که کمکش
.کنم، پس همین کارو کردم

262
00:20:47,681 --> 00:20:51,417
اون از من درباره هرچیزی که به
،عکاسی مربوط می‌شد، سوال می‌پرسید

263
00:20:51,418 --> 00:20:55,704
،از تجهیزات، تکنیک‌ها
.نورپردازی، همه چی

264
00:20:55,705 --> 00:20:59,892
،ولی دستیار خیلی خوبی هم بود
.پس آخرش استخدامش کردم

265
00:21:25,318 --> 00:21:27,987
متیو، می‌تونی درباره عکس‌ هایی
،که از حیاط خلوت خونه گرفتی

266
00:21:27,988 --> 00:21:31,223
با من صحبت کنی؟

267
00:21:32,259 --> 00:21:36,462
بله، اساساً من یه
عکس مشابه رو

268
00:21:36,463 --> 00:21:41,100
با یه ترکیب ثابت، تقریباً هر
.سه ماه یه بار، به مدت چهار سال گرفته‌ام

269
00:21:41,101 --> 00:21:43,803
و این فقط یه عکس
.از حیاط خلوته

270
00:21:43,804 --> 00:21:46,656
،وقتی بهش نگاه می‌کنید
.می‌تونید تپه‌ها رو توی دوردست ببینید

271
00:21:46,657 --> 00:21:48,991
این مثل یه پروژه کوچیکه

272
00:21:48,992 --> 00:21:52,061
،که وقتی اومدیم اینجا
.برای خودم راه انداختم

273
00:21:52,062 --> 00:21:57,116
و توی عکس ۲۸ آوریل
چه چیزی فرق می‌کرد؟

274
00:21:57,117 --> 00:22:02,321
،خب، اساساً همون تصویره

275
00:22:03,740 --> 00:22:08,677
اما انگار دیده میشه که آلیس
.روبروی فنس ایستاده

276
00:22:16,687 --> 00:22:20,556
یادته اعضای خونه در اون زمان
چه واکنشی نشون دادن؟

277
00:22:20,557 --> 00:22:26,062
،نمی‌گم که حالشون خوب بود
.ولی از قبل بهتر بود

278
00:22:26,063 --> 00:22:31,667
مثل این بود که... انگار به ما چیزی
.دادن که روش تمرکز کنیم

279
00:22:31,668 --> 00:22:33,335
.همه مون

280
00:22:36,857 --> 00:22:39,292
،عکس‌ها در ۳ آوریل گرفته شدن

281
00:22:39,293 --> 00:22:45,614
و توی ۴ آوریل ظاهر شدن و فکر کنم ۵ آوریل
.بود که نگاهشون کردم

282
00:22:45,615 --> 00:22:50,052
و به سد و سطح آب نگاه
.کردم و خوشحال بودم

283
00:22:50,053 --> 00:22:53,939
اما همون شب بود که همسرم
بهم گفت که یه چیزی

284
00:22:53,940 --> 00:22:55,374
.توی پس‌زمینه عکس وجود داره

285
00:22:55,375 --> 00:22:58,143
.توی سد نوروال، این تصویر ظاهر شد

286
00:23:11,725 --> 00:23:13,959
وقتی برای اولین بار
،به عکس نگاه کردم

287
00:23:13,960 --> 00:23:16,178
.نمی‌دونستم چه برداشتی باید داشته باشم

288
00:23:16,179 --> 00:23:18,831
تصویرِ ناراحت کننده‌ای بود

289
00:23:18,832 --> 00:23:22,417
چون قطعاً شبیه به
.آلیس بود

290
00:23:23,620 --> 00:23:27,155
تصویرِ به شدت
.آزاردهنده‌ای بود

291
00:23:31,728 --> 00:23:35,263
و من متقاعد شدم که
.آلیس هنوز زنده‌ست

292
00:23:42,239 --> 00:23:47,108
من هیچ توضیح منطقی در این مورد که
.چه کسی توی اون عکس‌ها بود، نداشتم

293
00:23:48,112 --> 00:23:52,515
اما من چیزی در مورد آلیس
.می‌دونستم که جون نمی‌دونست

294
00:23:52,516 --> 00:23:57,720
.من جسد آلیس رو دیده بودم
.فکر نمی‌کردم زنده باشه

295
00:23:59,123 --> 00:24:01,740
.می‌دونستم که مرده

296
00:24:01,741 --> 00:24:06,061
من متقاعد شدم که
.راسل اشتباه کرده

297
00:24:06,062 --> 00:24:10,031
خودش گفت که
.جسد شبیه هیچ‌کس نبوده

298
00:24:12,402 --> 00:24:14,286
جون کاملاً متقاعد شده بود
که من اشتباه کرده بودم

299
00:24:14,287 --> 00:24:17,222
اینجا بود که دیگه خودم
.هم به شک افتادم

300
00:24:17,223 --> 00:24:21,894
شروع کردم به فکر کردن در
این مورد که شاید ناخودآگاهم

301
00:24:21,895 --> 00:24:25,631
،تصمیم گرفته که اون جسدِ آلیسه
،حتی قبل از اینکه ببینمش

302
00:24:25,632 --> 00:24:29,852
و شرایط اونقدر برام
،قانع‌کننده بوده

303
00:24:29,853 --> 00:24:33,905
.که تصمیم گرفتم جسد خودشه

304
00:24:36,226 --> 00:24:40,679
سه ماه بعد از تشییع جنازه
،آلیس پالمر، نوجوان اهل آرارات

305
00:24:40,680 --> 00:24:43,048
والدین عزادار او
رسماً درخواست کردند

306
00:24:43,049 --> 00:24:45,651
جسد او از قبرستان
.عمومی بیرون آورده شود

307
00:24:45,652 --> 00:24:48,454
اختلافاتی از سوی خانواده
پالمر در مورد تشخیص

308
00:24:48,455 --> 00:24:51,991
،هویت حقیقی جسد
.وجود داشته است

309
00:24:51,992 --> 00:24:56,762
جون و راسل پالمر مصرانه بر
.انجام آزمایش "دی‌ان‌ای" تاکید داشتند

310
00:24:56,763 --> 00:24:59,015
اونا مطمئن نبودن
جسدی که شناسایی کردن

311
00:24:59,016 --> 00:25:00,249
.آلیس بوده باشه

312
00:25:00,250 --> 00:25:01,550
...و امروز تقریباً

313
00:25:01,551 --> 00:25:03,119
جسد آلیس، با حضور

314
00:25:03,120 --> 00:25:06,189
،مدیر تشییع جنازه
دکتر اسلاتر

315
00:25:06,190 --> 00:25:09,576
و نماینده‌ای از دفتر پزشکی
.قانونی، نبش قبر شد

316
00:25:09,577 --> 00:25:12,378
بعدش به بیمارستان
پایگاه آرارات منتقل شد

317
00:25:12,379 --> 00:25:14,914
"جایی که نمونه های "دی‌ان‌ای
.از جسد گرفته شد

318
00:25:14,915 --> 00:25:18,483
و اونجا موند تا وقتی
.که نتایج مشخص شد

319
00:25:22,122 --> 00:25:24,824
چند روز بعد، ما یه کپی

320
00:25:24,825 --> 00:25:28,627
از گزارش اولیه پزشکی قانونی
دریافت کردیم

321
00:25:28,628 --> 00:25:34,966
و هویت آلیس با
.نمونه‌ی "دی‌ان‌ای" تایید شد

322
00:25:36,319 --> 00:25:40,774
بعد از اینکه اونا تایید کردن که جسد
مال آلیس بوده، متوجه شدم

323
00:25:40,775 --> 00:25:43,292
که چقدر زیاد روی این
قضیه حساب باز کرده بودم

324
00:25:43,293 --> 00:25:47,212
،که احتمالاً اون جسد
.آلیس نیست

325
00:25:47,213 --> 00:25:51,350
می‌دونید، نمی‌تونم بگم چقدر
دوست داشتم که یه اشتباهی شده باشه

326
00:25:51,351 --> 00:25:56,321
حتی اگه اشتباه از سمت
.من بوده باشه

327
00:25:56,322 --> 00:26:00,526
واقعاً می‌خواستم بچه‌ی یه نفر
.دیگه‌ توی اون سد بوده باشد

328
00:26:00,527 --> 00:26:03,128
.یه فراری، یه قربانی قتل

329
00:26:03,129 --> 00:26:06,866
،یه نفر دیگه، مهم نیست کی
.فقط بچه‌ی من نباشه

330
00:26:06,867 --> 00:26:09,601
.فقط آلیس من نباشه

331
00:26:27,887 --> 00:26:29,171
.بله همین‌طوره

332
00:26:31,274 --> 00:26:32,241
.بس کن

333
00:26:42,152 --> 00:26:43,418
.وای خدای من

334
00:26:52,695 --> 00:26:56,614
،آلیس دو روز بعد، در ۷ ژوئن
.دوباره به خاک سپرده شد

335
00:26:58,568 --> 00:27:04,072
اما این سوال باقی موند که چه کسی
یا چه چیزی توی اون عکس‌ها بود؟

336
00:27:25,762 --> 00:27:29,115
خب، من همچنان یه
...چیزایی می‌شنیدم و

337
00:27:29,116 --> 00:27:32,201
چی شنیدی؟
...یه صداهایی می‌شنیدم، یه جورایی

338
00:27:32,202 --> 00:27:35,454
.اونا کوتاه نمیومدن
.مدام توی راهرو می‌شنیدمشون

339
00:27:35,455 --> 00:27:38,374
،پس فکر کردم، خب باشه
یه دوربین میذارم

340
00:27:38,375 --> 00:27:42,611
،بلکه بتونم چیزی ببینم
.حالا هر چی

341
00:28:07,003 --> 00:28:14,543
شب اول که فیلما رو چک کردم
یه تصویر از یه شخص بود

342
00:28:14,544 --> 00:28:20,899
که از اتاق نشیمن به سمت راهرو
.و در جلویی حرکت می‌کرد

343
00:28:32,828 --> 00:28:35,564
(شما در "صدای رادیو" هستید، (نوعی برنامه رادیویی
.ساعت ۸:۰۲ دقیقه شبه

344
00:28:35,565 --> 00:28:37,316
من هلن بت هستم و ما
پذیرای تماس هاتون هستیم

345
00:28:37,317 --> 00:28:40,637
.همراه با مشاور ماوراءالطبیعه، ری کمنی

346
00:28:40,638 --> 00:28:42,638
.نفر بعدی که روی خطه نادیا ست، ری

347
00:28:42,639 --> 00:28:45,741
سلام نادیا، حالت چطوره؟
چه کاری می‌تونم برات انجام بدم؟

348
00:28:45,742 --> 00:28:48,994
سوال من در مورد شغله و
.همچنین یه سوال در مورد خانواده دارم

349
00:28:48,995 --> 00:28:51,330
همون موقع بود که
تصمیم گرفتم

350
00:28:51,331 --> 00:28:54,566
به توصیه‌ی ری کمنی
.گوش بدم

351
00:28:54,567 --> 00:28:58,087
من ری رو چندین سال
،از رادیو شنیده بودم

352
00:28:58,088 --> 00:29:00,956
،و نظرات مختلفی درموردش وجود داشت

353
00:29:00,957 --> 00:29:02,724
،بعضیا فکر می‌کردن که خود جنسه

354
00:29:02,725 --> 00:29:04,726
.ولی بقیه متقاعد نشده بودن

355
00:29:04,727 --> 00:29:06,862
.نفر بعد، آنی رو روی خط داریم

356
00:29:06,863 --> 00:29:08,731
سلام آنی، حالت چطوره؟

357
00:29:08,732 --> 00:29:11,233
.خوبم، مرسی ری
.ممنون که تماسم رو قبول کردید

358
00:29:11,234 --> 00:29:14,570
.باعث افتخاره
چه کاری می‌تونم برات انجام بدم؟

359
00:29:14,571 --> 00:29:18,073
.من فقط یه طالع بینی عمومی میخوام
حالتی از طالع‌ بینی که فرد، دنبال جواب)
.(خاصی نیست

360
00:29:18,074 --> 00:29:21,009
.عمومی نه فقط پزشکی

361
00:29:21,010 --> 00:29:22,944
.من مجارستان به دنیا اومدم

362
00:29:22,945 --> 00:29:26,365
،وقتی خیلی جوون بودم
.والدینم اومدن اینجا

363
00:29:26,366 --> 00:29:30,035
یه دختر ۱۵ ساله دارم که پیش مادرش
.توی استرالیای جنوبی زندگی می‌کنه

364
00:29:30,036 --> 00:29:34,373
،اسم مسیحی من در واقع شولتز عه
.ولی من به ری تغییرش دادم

365
00:29:34,374 --> 00:29:38,076
فکر می‌کنم این اسم قابل
.اعتمادتری برای یه مدیومه
(واسطه‌ی ارواح)

366
00:29:39,696 --> 00:29:42,614
.مدیومِ منتخب استرالیا

367
00:29:45,552 --> 00:29:47,019
...بیشتر کاری که انجام میدم اینه که

368
00:29:47,020 --> 00:29:50,288
وقتی با بیمار یا
،فردِ در حال مرگ سروکار دارم

369
00:29:50,289 --> 00:29:54,193
که حدس می‌زنم یک سوم
،مراجعه کننده‌هام اینجوری باشن

370
00:29:54,194 --> 00:29:56,028
به اونا این نوید رو بدم

371
00:29:56,029 --> 00:29:57,596
،که مرگ پایان تلخی نیست

372
00:29:57,597 --> 00:30:01,734
.و اینکه نقطه پایان نیست

373
00:30:01,735 --> 00:30:03,769
این باعث دلگرمی منه و خوشحالم
،که می‌تونم چنین چیزی بهشون بدم

374
00:30:03,770 --> 00:30:09,241
با توجه به این موضوع که همه میتونن دنبال
.این باشن که بعد از مرگ چه اتفاقی می‌افته

375
00:30:09,242 --> 00:30:12,060
،یه نفر هست که خیلی بهت نزدیکه

376
00:30:12,061 --> 00:30:15,363
،کسی که مدتیه ندیدیش

377
00:30:15,364 --> 00:30:18,667
کسی که قراره دوباره
.به زندگیت برگرده

378
00:30:18,668 --> 00:30:21,736
.و این موجب آرامش تو خواهد شد

379
00:30:23,490 --> 00:30:25,791
همچین کسی به ذهنت میرسه؟

380
00:30:25,792 --> 00:30:27,943
.آره، یه نفر تو ذهنمه

381
00:30:27,944 --> 00:30:29,478
،ببین، من بهت دروغ نمیگم آنی

382
00:30:29,479 --> 00:30:31,096
من موانع سر راهت رو می‌بینم

383
00:30:31,097 --> 00:30:33,916
ولی فکر می‌کنم این کسی که
قراره به سمتت برگرده

384
00:30:33,917 --> 00:30:35,751
قراره تفاوت بزرگی ایجاد کنه

385
00:30:35,752 --> 00:30:38,553
.و آرامش عظیمی برات به ارمغان بیاره

386
00:30:39,656 --> 00:30:41,456
.ممنون، ری

387
00:30:42,191 --> 00:30:44,126
.میبینمت، آنی

388
00:30:59,742 --> 00:31:02,060
،جایی که من ازش میام
،رسمه که وقتی کسی میمیره

389
00:31:02,061 --> 00:31:03,896
اونا تمام آینه های
خونه رو می‌پوشونن

390
00:31:03,897 --> 00:31:08,166
تا جلوی مرده رو بگیرن که
.یه وقت راه برگشت رو پیدا نکنه

391
00:31:08,167 --> 00:31:11,403
،همچین چیزایی
.میتونن تفاوت ایجاد کنن

392
00:31:18,962 --> 00:31:21,096
.سلام آنی، من ری هستم

393
00:31:32,992 --> 00:31:35,176
.قراره بمیری، آنی

394
00:31:36,412 --> 00:31:40,015
این فقط شروع چیز دیگه‌ایه؟ باشه؟

395
00:31:40,850 --> 00:31:42,617
.متشکرم

396
00:31:42,618 --> 00:31:44,018
.مشکلی نیست

397
00:31:44,754 --> 00:31:46,254
.باشه

398
00:31:50,076 --> 00:31:53,512
.من بلافاصله از ری خوشم اومد
.چیزی که انتظار داشتم نبود

399
00:31:53,513 --> 00:31:55,647
نمی‌دونم واقعا چه
،انتظاری داشتم

400
00:31:55,648 --> 00:31:58,283
ولی اصلاً ترسناک یا تقلبی

401
00:31:58,284 --> 00:32:00,452
.به نظر نمیومد

402
00:32:10,830 --> 00:32:12,881
باشه. آماده ایم؟

403
00:32:16,469 --> 00:32:17,936
...ازت می‌خوام چشماتو ببندی

404
00:32:17,937 --> 00:32:20,272
من معمولاً جلساتم رو ضبط می‌کنم

405
00:32:20,273 --> 00:32:23,892
تا مراجعه کننده بتونه بعداً
،اونا رو بازبینی کنه

406
00:32:23,893 --> 00:32:28,630
مخصوصاً زمانی که پای هیپنوتیزم یا
.خلسه در میون باشه

407
00:32:28,631 --> 00:32:31,333
یه کپی برای خودم میگیرم
.و یکی برای اونا

408
00:32:31,334 --> 00:32:33,553
.احتیاط شرط عقله

409
00:32:33,554 --> 00:32:37,255
خیلی خب، پس
.بیرون خونه‌ات ایستادی

410
00:32:37,256 --> 00:32:39,458
.بهم بگو چی می‌بینی

411
00:32:43,964 --> 00:32:46,047
.خونه‌م رو

412
00:32:46,048 --> 00:32:50,852
.یه خونه‌ی سفیده
.دارم به سمت در جلویی حرکت می‌کنم

413
00:32:50,853 --> 00:32:52,287
.باشه

414
00:32:52,288 --> 00:32:55,123
حالا ازت می‌خوام که
.بری داخل خونه

415
00:32:55,124 --> 00:32:57,258
می‌خوام آروم داخل خونه
،حرکت کنی

416
00:32:57,259 --> 00:33:00,011
،و هر چی که میبینی
.توصیف کنی

417
00:33:01,798 --> 00:33:05,033
هر جا هستی، یه
.تور کامل ازت می‌خوام

418
00:33:16,763 --> 00:33:20,833
باشه، دارم تو راهرو راه میرم

419
00:33:20,834 --> 00:33:23,068
.به سمت اتاق آلیس

420
00:33:28,074 --> 00:33:29,608
چی اونجاست؟

421
00:33:29,609 --> 00:33:33,678
می‌تونم کفش های آلیس رو
.بیرون اتاق ببینم

422
00:33:36,248 --> 00:33:39,284
و این چه معنی برات داره؟
جون؟

423
00:33:42,555 --> 00:33:46,358
اون همیشه کتونی هاش رو
.بیرون اتاق جا میذاشت

424
00:33:48,862 --> 00:33:52,197
پس، الان می‌خوام برم
،داخل اتاقش

425
00:33:52,198 --> 00:33:55,434
.درو باز کن و فقط برو داخل

426
00:33:55,435 --> 00:33:59,955
احساس امنیت می‌کنی که
بری داخل اتاق آلیس؟

427
00:34:01,824 --> 00:34:03,224
.باشه

428
00:34:03,225 --> 00:34:04,659
.حالا درو باز کن

429
00:34:08,498 --> 00:34:10,932
.دارم میرم داخل اتاقش

430
00:34:25,081 --> 00:34:27,916
یه چیزی میبینی؟ مگه نه؟

431
00:34:28,568 --> 00:34:31,186
.بگو چی میبینی، جون

432
00:34:32,655 --> 00:34:34,289
...اون

433
00:34:36,091 --> 00:34:40,929
آلیس روی صندلی حصیری
.ته تختش نشسته

434
00:34:49,739 --> 00:34:51,723
.به نظر ناراحت میاد

435
00:34:57,063 --> 00:34:59,964
اولین بار وقتی ری رو دیدم
.که جون برای شام آوردش خونه

436
00:34:59,965 --> 00:35:03,819
.اولین شب مشاوره‌اش

437
00:35:03,820 --> 00:35:05,887
و بعله، من کاملا نسبت
.به ماوراءالطبیعه بی تفاوتم

438
00:35:05,888 --> 00:35:08,757
من هیچ موضعی نسبت
.به این موضوع ندارم

439
00:35:08,758 --> 00:35:11,927
اینم بگم که واقعا نمی‌خواستم
،برای شام بیان اینجا

440
00:35:11,928 --> 00:35:14,462
ولی نمی‌خواستم جون
.رو هم ناراحت کنم

441
00:35:16,098 --> 00:35:19,117
اون مرد خوش مشربی بود و
.اصلا ترسناک و اینجوری نبود

442
00:35:19,118 --> 00:35:21,802
.و من بهترین رفتار رو باهاش داشتم

443
00:35:22,638 --> 00:35:25,407
،چند روز بعد
،شاید یک هفته بعد

444
00:35:25,408 --> 00:35:29,344
به خانواده پیشنهاد دادم
.که یه جلسه‌ احضار روح برگزار کنیم

445
00:35:29,345 --> 00:35:34,683
جون واقعا مشتاق بود، اما یادم
.میاد که راسل صراحتاً مخالفت کرد

446
00:35:34,684 --> 00:35:37,252
فکر کنم متیو بالاخره
.با پدرش صحبت کرد

447
00:35:37,253 --> 00:35:41,406
متیو، چه احساسی داشتی که یه
جلسه احضار روح، توی خونه‌ات برگزار بشه؟

448
00:35:43,309 --> 00:35:48,680
،اون موقع خیلی علاقه‌مند بودم
.یه جورایی کنجکاو بودم

449
00:35:48,681 --> 00:35:52,985
فکر می‌کنم پدر از این ایده
.هیجان زده نشده بود

450
00:35:52,986 --> 00:35:57,990
.ولی، آره فکر کردم جالب میشه

451
00:35:57,991 --> 00:36:00,559
و من پیشنهاد دادم که ازش
،فیلم‌برداری کنیم

452
00:36:00,560 --> 00:36:03,745
،و با دوربین فیلم‌برداری خودمون

453
00:36:03,746 --> 00:36:06,164
.که مدل "پی ‌سی ۹" عه، ضبطش کردیم

454
00:36:09,068 --> 00:36:12,304
حضور قدرتمندی رو
.توی اتاق حس می‌کنم

455
00:36:12,705 --> 00:36:14,739
.توی خونه

456
00:36:17,543 --> 00:36:20,979
فکر کنم همه‌ی ما تصور می‌کردیم
.که جلسه احضار موفقیت آمیز نبود

457
00:36:20,980 --> 00:36:24,149
،ری واقعا چیزی دستگیرش نشد

458
00:36:24,150 --> 00:36:25,984
.مثل، نشونه‌ای یا همچین چیزی

459
00:36:25,985 --> 00:36:30,321
پس، بعد از حدود تقریباً
،یک ساعت، ما جلسه رو تموم کردیم

460
00:36:30,322 --> 00:36:32,424
تا روز بعد که متیو

461
00:36:32,425 --> 00:36:37,429
داشت فیلم رو بازبینی می‌کرد

462
00:36:37,430 --> 00:36:40,865
.و یه تصویر از آلیس توش بود

463
00:36:40,866 --> 00:36:43,652
.حضورت رو به ما اطلاع بده

464
00:37:03,606 --> 00:37:08,777
فیلم جدید کاملاً با
.فیلم راهرو فرق می‌کرد

465
00:37:08,778 --> 00:37:14,316
برای مثال، جزئیات بیشتری
.داشت و کمتر مبهم بود

466
00:37:14,317 --> 00:37:17,169
و غیر ممکن بود به بهونه‌ی اینکه

467
00:37:17,170 --> 00:37:23,240
نویز دیجیتالیه یا اینکه
.یه سایه‌ست، ردش کنیم

468
00:37:25,194 --> 00:37:31,199
شکی وجود نداشت که یه چیز
.غیرقابل توضیح توی خونه‌مون بود

469
00:37:34,671 --> 00:37:39,891
.من نگران شدم
.هیچ آگاهی نسبت به این حیطه نداشتم

470
00:37:41,410 --> 00:37:44,111
.قبلاً هیچ‌وقت روح ندیده بودم

471
00:38:01,514 --> 00:38:04,132
ری از متیو کمک خواست تا سه تا دوربین دائمی

472
00:38:04,133 --> 00:38:06,885
.داخل خونه نصب کنه

473
00:38:06,886 --> 00:38:11,406
"دوربین‌ها به صورت "تایم لپس
.طی ۲۴ ساعت فیلم‌برداری می‌کردن
(حالتی برای مشاهده رویداد‌ها با سرعت زیاد)

474
00:38:13,025 --> 00:38:19,331
حدس و گمان های زیادی درمورد اینکه
.ری اونجا چیکار می‌کرد‌، وجود داشت

475
00:38:19,332 --> 00:38:21,116
منظورم اینه که، وقتی مردم
از چیزی خبر ندارن

476
00:38:21,117 --> 00:38:25,837
همین منجر به یه عالمه
.حرف و شایعات میشه

477
00:38:25,838 --> 00:38:28,807
در طول ماه جولای، شایعاتی
درباره تصاویر ویدیویی شنیده بودم

478
00:38:28,808 --> 00:38:32,844
که ادعا می‌شد از یه شبح توی
.خونه گرفته شده بودن

479
00:38:32,845 --> 00:38:37,282
ولی باید بگم که به واقعی
.بودنشون شک داشتم

480
00:38:37,283 --> 00:38:39,984
و نظرتون درباره ری چیه؟

481
00:38:39,985 --> 00:38:42,553
.بهش خیلی بدبین بودم

482
00:38:42,554 --> 00:38:44,806
فکر میکنم منو مثل راسپوتین می‌دیدن
(راهب و سیاستمدار روس)

483
00:38:44,807 --> 00:38:47,441
که خانواده پالمر‌ رو محسور کرده و
.داره پولاشون رو می‌دزده

484
00:38:47,442 --> 00:38:49,777
.عکس های آلیس رو دستکاری میکنه

485
00:38:52,865 --> 00:38:56,701
متیو مخصوصاً، به نظر می‌رسید
.که داره واقعاً تلاش می‌کنه

486
00:39:02,408 --> 00:39:05,877
فکر کردم که شاید با حضورم
بتونم به این پسر کمک کنم. متوجه‌اید؟

487
00:39:06,929 --> 00:39:08,246
.خوب اومدی
.خوشگله

488
00:39:08,247 --> 00:39:09,847
.آفرین

489
00:39:09,848 --> 00:39:12,767
باید بگم که انگیزه‎ِ‌
.اصلی من حرفه‌ای بود

490
00:39:12,768 --> 00:39:14,402
یه اتفاقی داشت توی
اون خونه می‌افتاد

491
00:39:14,403 --> 00:39:17,005
و من می‌خواستم بفهمم
.که چه خبر شده

492
00:39:17,005 --> 00:39:27,005
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

493
00:40:12,111 --> 00:40:15,113
عکس‌العمل شما نسبت به
اون تصاویر چی بود؟

494
00:40:16,816 --> 00:40:21,036
.ما کاملاً شوکه شده بودیم

495
00:40:21,037 --> 00:40:23,889
ولی قبل از اینکه فرصت کنیم
،ببینیم این چه معنی داره

496
00:40:23,890 --> 00:40:25,740
.ویدئوی ویترز اومد بیرون

497
00:40:25,741 --> 00:40:27,174
.ادامه بده

498
00:40:27,410 --> 00:40:28,411
خوبه؟

499
00:40:28,412 --> 00:40:29,494
.آره، عالیه

500
00:40:29,495 --> 00:40:31,112
می‌تونم یه نگاهی بندازم؟

501
00:40:31,113 --> 00:40:33,048
.آره، مواظب باش

502
00:40:33,049 --> 00:40:36,951
کتی و داگ ویترز، روز ۳ آوریل
.توی سد بودن

503
00:40:36,952 --> 00:40:39,938
همون روزی که عکس
.باب اسمیت گرفته شده بود

504
00:40:39,939 --> 00:40:41,123
.مراقب باش

505
00:40:41,124 --> 00:40:43,558
به نظرت می‌خوام چیکار کنم؟

506
00:40:43,559 --> 00:40:46,911
.پسش بده
.مراقب باش

507
00:40:46,912 --> 00:40:49,314
.تو دستای من جاش امنه، عزیزم

508
00:40:52,150 --> 00:40:55,620
،چند ماه بعد
،توی اواخر ماه جولای

509
00:40:55,621 --> 00:41:02,511
داشتیم فیلمی که توی سد
گرفته بودیم رو تماشا می‌کردیم

510
00:41:02,512 --> 00:41:05,296
...و به یه چیزی برخورد کردیم

511
00:41:05,297 --> 00:41:11,002
،یه نفر توی پس زمینه بود
،که ما تشخیص دادیم باب اسمیته

512
00:41:11,003 --> 00:41:13,588
که توجه ما رو جلب کرد
...چون اونجا

513
00:41:13,589 --> 00:41:15,340
آره، واضحه که، یه دفعه...
،متوجه شدیم که

514
00:41:15,341 --> 00:41:17,658
وای، همون روزه که اون
اونجا بوده

515
00:41:17,659 --> 00:41:21,029
و همون عکسی رو گرفته که مردم
.راجع بهش صحبت می‌کنن

516
00:41:21,030 --> 00:41:24,265
پس، کل ویدئو مون رو
نگاه کردیم

517
00:41:24,266 --> 00:41:27,318
تا ببینیم شاید ما هم تصویر
.همون شخص رو ضبط کرده باشیم

518
00:41:27,319 --> 00:41:29,087
شاید دوربین هم چیزی که
.باب دید رو دیده باشه

519
00:41:29,088 --> 00:41:31,656
.آره، آره

520
00:41:31,657 --> 00:41:35,026
و ما هم یه شکلی رو
توی پس زمینه پیدا کردیم

521
00:41:35,027 --> 00:41:39,013
مثل تصویری که توی
.عکسش توصیف شده

522
00:41:39,014 --> 00:41:40,882
و بعد دقیق‌تر نگاه کردیم

523
00:41:40,883 --> 00:41:43,551
.و داگ روش زوم کرد

524
00:41:43,552 --> 00:41:46,888
.آره، من دقیقاً با کامپیوتر بررسی کردم

525
00:41:46,889 --> 00:41:51,009
،و از اونجایی که، میدونی
از راه خیلی دور

526
00:41:51,010 --> 00:41:53,862
،می‌تونست شبیه یه زن باشه

527
00:41:53,863 --> 00:41:55,680
،ولی از نگاه نزدیک

528
00:41:55,681 --> 00:42:00,651
می‌تونستی ببینی که قطعاً
.نه زن بود و نه آلیس

529
00:42:00,652 --> 00:42:02,553
.متیو بود

530
00:42:04,806 --> 00:42:07,342
شماها به روح اعتقاد دارید؟
.نه

531
00:42:07,343 --> 00:42:09,644
.نه. نه
.نه

532
00:42:11,831 --> 00:42:15,417
.خب، اینجا جاییه که من بودم
.وقتی که عکس باب اسمیت گرفته شد

533
00:42:15,418 --> 00:42:20,572
من ژاکت آلیس رو پوشیده بودم و
،بالا رو نگاه کردم و یه مردی رو روی تپه دیدم

534
00:42:20,573 --> 00:42:22,874
.که بعداً معلوم شد باب اسمیت بوده

535
00:42:22,875 --> 00:42:26,777
.و من نمی‌خواستم که توی عکس باشم

536
00:42:28,130 --> 00:42:31,366
.پس، از وسط بوته‌ها راه افتادم

537
00:42:31,367 --> 00:42:35,803
چیزی که ندیدم این بود که
،یه زوج هم مشغول فیلم‌برداری بودن

538
00:42:35,804 --> 00:42:37,839
.که بعداً معلوم شد خانواده ویترز بودن

539
00:42:41,827 --> 00:42:44,896
،وقتی ویدئوی خانواده ویترز اومد بیرون
پدر اومد پیش من

540
00:42:44,897 --> 00:42:48,332
و ازم پرسید که توی قضیه‌ی
.دیگه‌ای نقش داشتم یا نه

541
00:42:48,333 --> 00:42:52,319
.و من نمی‌خواستم بهش دروغ بگم
.پس بهش گفتم

542
00:43:00,429 --> 00:43:02,764
و به پدر توضیح دادم که
من مسئول تصاویر آلیس

543
00:43:02,765 --> 00:43:04,932
که توی راهرو
گرفته شده بودن

544
00:43:04,933 --> 00:43:10,438
و تصویر اتاق خواب بودم و اینکه
.تصویر ۲۸ آوریل، توی حیاط خلوت رو هم خودم ساخته بودم

545
00:43:10,439 --> 00:43:12,890
.و همین‌طور تصویر جلسه احضار روح رو

546
00:43:12,891 --> 00:43:14,892
.فقط بهش گفتم که چیکار کردم

547
00:43:14,893 --> 00:43:16,344
...باشه، پس

548
00:43:16,345 --> 00:43:20,164
من دو تا عکس آوردم، یه عکس از
آلیس و یه عکس از حیاط پشتی

549
00:43:20,165 --> 00:43:23,251
.و عکسا رو با هم ترکیب کردم

550
00:43:23,252 --> 00:43:25,453
این عکسیه که
.از آلیس گرفتم

551
00:43:25,454 --> 00:43:27,805
...مامان همش در مورد

552
00:43:27,806 --> 00:43:29,924
همیشه در مورد نبش قبر
،آلیس صحبت می‌کرد

553
00:43:29,925 --> 00:43:32,710
و اون واقعاً مشتاق بود
که این کارو انجام بده

554
00:43:32,711 --> 00:43:34,679
و اینکه پدر، جسد رو اشتباه
.تشخیص داده بود

555
00:43:34,680 --> 00:43:37,949
و خب می‌دونستم که بدون مدارک
،بیشتر این اتفاق قرار نیست بیفته

556
00:43:37,950 --> 00:43:41,119
.پس عکسا رو درست کردم

557
00:43:41,143 --> 00:43:43,143
سینمافریک

558
00:43:45,040 --> 00:43:47,842
من فقط از یه ویدئوی قدیمی آلیس استفاده کردم

559
00:43:49,194 --> 00:43:53,047
.و توی تلویزیون پخشش کردم

560
00:43:53,048 --> 00:43:54,982
تلویزیون رو روی جعبه کتاب گذاشته بودم

561
00:43:54,983 --> 00:43:57,786
و فقط کافی بود تا
آینه رو بچرخونم

562
00:43:57,787 --> 00:44:01,473
تا تصویر تلویزیون
.توی آینه بیفته

563
00:44:01,474 --> 00:44:04,075
و مشخصاً آینه
،کوچیک بود

564
00:44:04,076 --> 00:44:05,910
پس لبه های
تلویزیون رو پوشوند

565
00:44:05,911 --> 00:44:08,513
.و بعدش، آره، ازش فیلم گرفتم

566
00:44:08,514 --> 00:44:10,631
برای آشپزخونه و اتاق خواب
.هم همین کارو کردم

567
00:44:10,632 --> 00:44:15,503
چیزی که می‌بینید، اساساً آلیسه
.که توی تلویزیون و نهایتاً آینه‌ست

568
00:44:24,846 --> 00:44:29,283
هدفم این نبود که
.مردم رو گول بزنم

569
00:44:29,284 --> 00:44:32,604
حدس میزنم که انگار
.بهتر از هیچی بود

570
00:44:32,605 --> 00:44:37,008
فکر می‌کنی کاری که کردی آخرش
حال جون رو بدتر کرد؟

571
00:44:43,348 --> 00:44:45,282
...فکر کنم که

572
00:44:46,418 --> 00:44:50,755
آره، آره احتمالاً همه‌چی
.رو براش سخت‌تر کردم

573
00:44:50,756 --> 00:44:53,891
ولی، قصدم از انجام
.این کار این نبود

574
00:44:56,478 --> 00:45:01,833
خیلی مطمئن نیستم که
.چرا این کارو کرد

575
00:45:02,401 --> 00:45:04,969
...نمی‌دونم که من

576
00:45:06,221 --> 00:45:08,005
...کاملاً

577
00:45:11,577 --> 00:45:14,980
نمی‌خوام بگم که کاملاً چیزی
،که گفته رو باور می‌کنم

578
00:45:14,981 --> 00:45:19,567
ولی قانع نشدم که خودش هم بدونه

579
00:45:19,568 --> 00:45:22,469
.چرا این کارو انجام داده

580
00:45:28,827 --> 00:45:31,763
،وقتی همه چی مشخص شد
مردم می‌خواستن داستان و کتاب بسازن

581
00:45:31,764 --> 00:45:36,017
و مجله های زنان، همه چی
.یه‌ دفعه بهم ریخت

582
00:45:37,820 --> 00:45:39,988
ببین، ما نمی‌دونستیم
.چجوری باید از پسش بر بیایم

583
00:45:39,989 --> 00:45:44,408
منظورم اینه که ما باید از متیو
،محافظت می‌کردیم، همین‌طور از خودمون

584
00:45:44,409 --> 00:45:47,295
.ما باید یاد آلیس رو زنده نگه می‌داشتیم

585
00:45:47,296 --> 00:45:50,131
و اینکه ما هیچ
تجربه‌ای در موردِ

586
00:45:50,132 --> 00:45:52,250
کنار اومدن با این همه توجه (مردم) رو نداشتیم

587
00:45:52,251 --> 00:45:54,435
اونم در مورد قضیه‌ای که
خیلی شخصی بود

588
00:45:54,436 --> 00:45:58,272
و مردم می‌خواستن قضیه رو
.کاملاً عمومی و افشا کنن

589
00:45:58,273 --> 00:46:01,993
،منظورم اینه که خانواده پالمر
.در اون زمان با قضیه خوب کنار نمی‌اومدن

590
00:46:01,994 --> 00:46:05,729
و همه چی بد بود، همه
.چی براشون سخت بود

591
00:46:07,566 --> 00:46:11,235
،انگار همه نا امید شده بودن

592
00:46:11,236 --> 00:46:13,520
.مخصوصاً جون

593
00:46:14,756 --> 00:46:18,058
اون آماده نبود که
.آلیس رو فراموش کنه

594
00:46:21,379 --> 00:46:26,451
نیاز داشت که یکم دیگه
.(بهش بچسبه (رهاش نکنه

595
00:46:26,452 --> 00:46:31,638
و فکر نکنم اعتراف کنه ولی
.اون حسابی داغون شده بود

596
00:46:42,618 --> 00:46:44,285
.اون دختر جالبیه

597
00:46:44,286 --> 00:46:48,306
به نظر می‌رسید که خیلی
.با جون خوب کنار نمیاد

598
00:46:48,307 --> 00:46:50,191
فکر می‌کردم که اونا
.شبیه همدیگه هستن

599
00:46:50,192 --> 00:46:53,310
جالب بود که هر دوی اونا
.با هم خوب کنار نمی‌اومدن

600
00:46:56,198 --> 00:46:58,866
.همیشه خیلی شبیه هم بودن

601
00:46:58,867 --> 00:47:04,755
و می‌تونستی ببینی که آلیس
.خیلی به مادرش رفته

602
00:47:04,756 --> 00:47:09,394
ولی، یه سری چیزای دیگه هم
.بعد از مرگ آلیس روشن شد

603
00:47:09,395 --> 00:47:12,479
هر دوی اونا فقط کمی از
حریم خصوصی‌شون رو

604
00:47:12,480 --> 00:47:16,017
.به اشتراک میذاشتن

605
00:47:16,018 --> 00:47:17,185
.ممنون بابت اینا

606
00:47:18,320 --> 00:47:22,540
...جون خیلی... البته هنوزم هست

607
00:47:22,541 --> 00:47:24,642
،خیلی تو لاک خودشه

608
00:47:24,643 --> 00:47:29,129
.و معلوم شد که آلیس هم همینجوریه

609
00:47:30,365 --> 00:47:32,000
.هر دوشون حریم خصوصی زیادی داشتن

610
00:47:32,001 --> 00:47:34,234
احساس می‌کردن که
زندگیشون شخصیه

611
00:47:34,235 --> 00:47:39,907
و اینکه خودشون تصمیم میگیرن
.که با بقیه به اشتراک بذارنش، یا نه

612
00:47:45,247 --> 00:47:47,031
،لحظه‌ای که بچه هات به دنیا میان
خیلی شگفت انگیزه

613
00:47:47,032 --> 00:47:49,751
به همراه اون حس و حالِ
.جدیدی که تجربه می‌کنی

614
00:47:49,752 --> 00:47:53,705
،ولی به عنوان یه مادر
همیشه شک و تردید داری

615
00:47:53,706 --> 00:47:58,592
که به اندازه کافی کار نمی‌کنی یا
.اینکه کار درست رو انجام نمیدی

616
00:48:00,929 --> 00:48:05,432
،من تا حدودی خودم رو مقصر می‌دونم
.این خصلت از سمت من میاد

617
00:48:05,433 --> 00:48:07,952
.شایدم از طرف مادرم اومده باشه

618
00:48:09,838 --> 00:48:12,189
...هیچ‌وقت نتونستم که

619
00:48:14,593 --> 00:48:19,029
...هیچ‌وقت نتونستم که خودم رو کاملاً

620
00:48:19,531 --> 00:48:21,248
.وقف جون کنم

621
00:48:22,751 --> 00:48:26,720
حس می‌کنم که جون
،هم یکم این مدلیه

622
00:48:26,721 --> 00:48:30,440
و نتونسته خودش رو
.کاملاً وقف آلیس کنه

623
00:48:38,250 --> 00:48:42,453
امیدوارم آلیس بدونه که
.چقدر دوستش داشتم

624
00:48:42,454 --> 00:48:46,423
،حدس می‌زنم با بزرگتر شدن آلیس
.احساسم رو کمتر بروز دادم

625
00:48:48,460 --> 00:48:52,663
و این خیلی ناراحت کننده‌ست که
.ممکنه ندونه چقدر دوستش داشتم

626
00:49:01,674 --> 00:49:05,243
ری پیشنهاد داد که متیو
توی یکی از تور هاش

627
00:49:05,244 --> 00:49:09,313
،توی ویکتوریا همراهیش کنه
(شهری توریستی در کانادا)

628
00:49:09,314 --> 00:49:11,565
،جایی که قرار بود کار مشاوره‌ش رو انجام بده

629
00:49:11,566 --> 00:49:14,834
.و متیو از فرصت استفاده کرد

630
00:49:16,104 --> 00:49:18,305
.صبحونه
.تو قراره حساب کنی

631
00:49:18,306 --> 00:49:20,574
.نه، تو باید حساب کنی

632
00:49:36,041 --> 00:49:42,313
فکر کنم وقتی (از خونه) دور شده بودم، متوجه
شدم که چقدر دلم برای آلیس تنگ شده

633
00:49:42,314 --> 00:49:46,917
و اینکه دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم
.باهاش حرف بزنم

634
00:49:47,869 --> 00:49:49,570
حدس میزنم این چیزیه که

635
00:49:49,571 --> 00:49:52,473
همه‌ی مراجعه کننده های ری
.باید باهاش کنار بیان

636
00:49:52,474 --> 00:49:54,393
می‌دونی، اونا میخوان با
یه نفر صحبت کنن

637
00:49:54,394 --> 00:49:56,994
یا با کسی که از دست
،دادن ارتباط برقرار کنن

638
00:49:56,995 --> 00:50:01,015
.و منم همین رو می‌خوام

639
00:50:01,016 --> 00:50:05,786
پس، منم یه جورایی یکی از
.مراجعه کننده های ری محسوب میشم

640
00:50:11,025 --> 00:50:12,243
.نه
میشه پرتش کنم سمتت؟

641
00:50:12,244 --> 00:50:14,211
.نه
.ببینیم چی میشه

642
00:50:14,212 --> 00:50:15,579
خب، فکر می‌کنی قراره چی بشه؟

643
00:50:15,580 --> 00:50:17,315
،میخوره به من
.منم عصبانی میشم

644
00:50:17,316 --> 00:50:19,933
.اینجوری میشه که گفتم
.نه

645
00:50:20,419 --> 00:50:22,420
.مواظب خودت باش

646
00:50:22,421 --> 00:50:25,239
تو اتاق من چیکار می‌کنی؟

647
00:50:25,240 --> 00:50:26,873
.نمی‌دونم

648
00:50:41,940 --> 00:50:43,607
!برو بیرون

649
00:50:51,049 --> 00:50:53,167
وقتی من و ری توی
،تور بودیم

650
00:50:53,168 --> 00:50:55,302
دو تا از دوربین‌ها رو همون‌ جایی که بودن

651
00:50:55,303 --> 00:50:57,939
.رها کردیم، یعنی توی راهرو

652
00:50:57,940 --> 00:51:02,526
من مطمئن بودم هنوز یه
.چیزی داخل خونه‌ست

653
00:51:02,527 --> 00:51:04,695
و واضحه که، چون ما سه روز
،از اونجا دور بودیم

654
00:51:04,696 --> 00:51:08,032
نمی‌تونستیم نوارها رو عوض کنیم
.یا کار دیگه‌ای انجام بدیم

655
00:51:08,033 --> 00:51:12,936
پس می‌دونستیم که قراره حدوداً
.اندازه یه روز و نیم، فیلم داشته باشیم

656
00:51:12,937 --> 00:51:15,305
ولی به هر حال گذاشتیم که ضبط بشه

657
00:51:16,175 --> 00:51:19,493
،و وقتی ۲۲ آگوست برگشتیم

658
00:51:19,494 --> 00:51:22,663
اون موقع نوارها
.رو بررسی کردیم

659
00:51:47,255 --> 00:51:49,557
،وقتی که این تصاویر ضبط شد

660
00:51:49,558 --> 00:51:51,792
.فقط راسل و من داخل خونه بودیم

661
00:51:51,793 --> 00:51:55,429
متیو نمی‌تونست هیچ بلایی
.سر این فیلما آورده باشه

662
00:51:56,664 --> 00:52:00,684
به نظر می‌رسید که نوار‌ها ثابت کردن
.که یه روح داخل خونه‌ی ماست

663
00:52:01,720 --> 00:52:03,453
.روح آلیس

664
00:52:11,496 --> 00:52:14,114
به روح اعتقاد داری؟

665
00:52:14,900 --> 00:52:16,833
،قبلاً نداشتم

666
00:52:19,537 --> 00:52:22,839
.ولی رد یا اثباتش کار سختیه

667
00:52:27,412 --> 00:52:29,146
...فکر کنم

668
00:52:30,349 --> 00:52:33,684
آره، بعضی وقتا فکر می‌کنم
.شاید وجود داشته باشن

669
00:52:34,719 --> 00:52:37,371
.همه جا روح وجود داره

670
00:52:37,372 --> 00:52:39,506
.دنیا جای ترسناکیه

671
00:52:40,492 --> 00:52:42,142
.نمی‌دونم اصلاً چرا مهمه

672
00:52:42,143 --> 00:52:45,212
مثل اینه که به مردم کمک می‌کنه
،با غم از دست دادنش کنار بیان

673
00:52:45,213 --> 00:52:48,782
یا در مورد ارواح داستان بسازن
.یا همچین چیزایی

674
00:52:53,371 --> 00:52:56,040
این قضیه همه چی
.رو زیر سوال برد

675
00:52:56,041 --> 00:53:00,010
برگشتم و همه‌ی فیلمایی که
،گرفته شده بود رو بازبینی کردم

676
00:53:00,011 --> 00:53:04,415
همه‎ی فایل ‌هایی که بعد از مرگ
.آلیس از داخل خونه داشتیم

677
00:53:09,988 --> 00:53:14,792
موقعی که به فیلم متیو که از راهرو
،توی ۱۳ ژوئن گرفته بود نگاه می‌کردم

678
00:53:14,793 --> 00:53:18,128
.متوجه چیزی داخل تصویر شدم

679
00:53:18,897 --> 00:53:20,298
،یه شخص دوم توی تصویر بود

680
00:53:20,299 --> 00:53:23,201
،به غیر از متیو داخل راهرو
،یه نفر دیگه هم بود

681
00:53:23,202 --> 00:53:26,237
توی تاریکی توی اتاق
.آلیس چمباتنه زده بود
(حالت نیمه نشسته)

682
00:53:26,839 --> 00:53:29,023
.اولش فکر کردم آلیسه

683
00:53:30,608 --> 00:53:35,412
،بعدش فهمیدم که همسایمونه
."برت توهی"

684
00:53:43,305 --> 00:53:47,691
،این مرد توی خونه‌ی من
،توی اتاق دخترم

685
00:53:47,692 --> 00:53:50,627
،که بیشتر از شش ماهه مرده
چیکار می‌کرده؟

686
00:53:57,001 --> 00:54:01,988
،وقتی گاوصندوق آلیس رو پیدا کردم
.فهمیدم دقیقاً اونجا چیکار داشته

687
00:54:05,744 --> 00:54:08,279
.دنبال نوار میگشته

688
00:54:10,849 --> 00:54:12,582
.همین و بس

689
00:54:39,645 --> 00:54:42,146
...ولی اونقدرا
.روز خیلی خوبی نبود

690
00:54:42,147 --> 00:54:44,181
.آره

691
00:54:44,182 --> 00:54:46,300
.با دود (سیگار) حلقه درست کردی
.آره

692
00:54:46,301 --> 00:54:47,885
شما دو تا بدون من
.خوب با هم گرم میگیرینا

693
00:54:49,688 --> 00:54:53,090
آلیس از سال ۲۰۰۲ پرستارِ
،بچه‎ی خانواده توهی شد

694
00:54:53,091 --> 00:54:56,427
و دو سال و نیم دیگه هم
.به همین کار ادامه داد

695
00:54:56,428 --> 00:55:00,097
دو تا پسر خانواده
.توهی ۵ و ۹ ساله بودن

696
00:55:02,167 --> 00:55:07,154
به معنی واقعی کلمه، چیزی
.که می‌دیدم رو باور نمی‌کردم

697
00:55:11,626 --> 00:55:14,261
.خیلی ناراحتم کرد

698
00:55:20,568 --> 00:55:21,969
،تا جایی که به من مربوطه

699
00:55:21,970 --> 00:55:24,338
خانواده توهی تو مرگ
.آلیس نقش داشتن

700
00:55:24,339 --> 00:55:27,707
،معتقدم که اگه اونا نبودن
.اون از ما کمک می‌خواست

701
00:55:27,708 --> 00:55:30,260
.دیگه احساس گناه نمی‌کرد

702
00:55:30,261 --> 00:55:34,365
دیگه سنگینی اون راز رو
.احساس نمی‌کرد

703
00:55:34,366 --> 00:55:37,200
.دیگه منزوی نمی‌شد

704
00:55:40,305 --> 00:55:43,440
الان نسبت به برت چه احساسی داری؟

705
00:55:43,441 --> 00:55:47,745
اگه نزدیکم بود احتمالاً
.خفه‌اش می‌کردم

706
00:55:47,746 --> 00:55:51,582
.مرد خوبی به نظر می‌رسید
.میدونی، مرد خوبی بود

707
00:55:51,583 --> 00:55:57,822
ما با هم حرف می‌زدیم و
.به نظر نمیومد آدمِ ناجور یا چندشی باشه

708
00:55:57,823 --> 00:56:01,075
توی خونه‌اش یه استخر
...داشت و ما معمولاً

709
00:56:01,076 --> 00:56:02,425
.بعضی وقتا اونجا شنا می‌کردیم

710
00:56:02,426 --> 00:56:04,095
.آره. توی تابستون

711
00:56:04,096 --> 00:56:06,797
پس، ما معمولاً می‌رفتیم
.اونجا و شنا می‌کردیم

712
00:56:07,732 --> 00:56:09,083
واقعاً مات و مبهوت شده بودم

713
00:56:09,084 --> 00:56:10,600
.درباره‌ی، میدونی، چیزی که اتفاق افتاده بود

714
00:56:10,601 --> 00:56:11,651
.آره

715
00:56:11,652 --> 00:56:14,038
...خیلی زمان می‌برد تا متوجه بشی چه خبره

716
00:56:14,039 --> 00:56:17,291
چون، میدونی، اصلاً خبر
...نداشتم که آلیس

717
00:56:17,292 --> 00:56:18,725
،نه، با کسی باشه
.می‌فهمم چی میگی

718
00:56:18,726 --> 00:56:20,694
آره، مثل یه
.سورپرایز حسابی بود

719
00:56:20,695 --> 00:56:24,648
،چون، ما فکر نمی‌کردیم، می‌دونی
.آلیس همچین کاری کنه

720
00:56:24,649 --> 00:56:26,149
.آره

721
00:56:28,853 --> 00:56:31,772
فکر می‌کنی چرا آلیس
این نوار رو داشت؟

722
00:56:33,591 --> 00:56:35,993
چون نمی‌خواست که
.اونا داشته باشنش

723
00:56:35,994 --> 00:56:37,261
چرا نمی‌خواسته؟

724
00:56:37,262 --> 00:56:39,596
فکر کنم دیگه بهشون
.اعتماد نداشته

725
00:56:41,349 --> 00:56:45,135
اونا حسابی درمونده شده بودن
.تا این نوار رو پس بگیرن

726
00:56:45,136 --> 00:56:49,055
از لحظه‌ای که از مرگ آلیس
،خبردار شده بودن

727
00:56:49,056 --> 00:56:53,593
با این ترس زندگی می‌کردن که
.همه چی افشا بشه

728
00:56:56,598 --> 00:57:00,817
.خوشحالم که نتونست (نوار) رو پیدا کنه
.خوشحالم که می‌دونه هنوز تموم نشده

729
00:57:04,656 --> 00:57:06,022
من با خانواده پالمر طی این مدت

730
00:57:06,023 --> 00:57:07,424
مسائل شخصی زیادی داشتم

731
00:57:07,425 --> 00:57:09,226
به عنوان بخشی از تیم تحقیقاتی

732
00:57:09,227 --> 00:57:13,546
،که سعی داشت خانواده توهی
.یعنی برت و ماریسا رو پیدا کنه

733
00:57:13,547 --> 00:57:18,351
و اولش خوشبین بودیم که
پیداشون خواهیم کرد

734
00:57:18,352 --> 00:57:20,837
و اتهامات رو به اونها
.وارد خواهیم کرد

735
00:57:20,838 --> 00:57:23,841
ولی متاسفانه، سرنخ هایی
،که باهاشون کار می‌کردیم

736
00:57:23,842 --> 00:57:28,462
راه به جایی نبردن، پس
.تحقیقات متوقف شد

737
00:57:28,463 --> 00:57:32,132
،پس پلیس به ما توصیه کرد
،که حتی اگه خانواده توهی دستگیر بشن

738
00:57:32,133 --> 00:57:33,934
با این ادعا که رابطه جنسی
با رضایت بوده

739
00:57:33,935 --> 00:57:36,804
با مجازات حبس تعلیقی
،قسر در میرن

740
00:57:36,805 --> 00:57:41,391
،که با رضایت هم بوده
.مدرک ویدئویی هم همین رو نشون میده

741
00:57:41,392 --> 00:57:45,162
جیسون، از ارتباط
آلیس با برت خبر داشتی؟

742
00:57:45,430 --> 00:57:48,198
.نه، هیچ‌کس خبر نداشت

743
00:57:50,035 --> 00:57:52,436
.مشخصاً من هم خبر نداشتم

744
00:57:52,437 --> 00:57:56,857
اگه می‌دونستم، رابطه‌مون رو
.شروع نمی‌کردیم... نه

745
00:57:56,858 --> 00:58:00,994
...فکر می‌کردم که ما
.فکر می‌کردم خیلی با هم خوبیم

746
00:58:11,923 --> 00:58:15,358
خیلی از سوالات بدون
.جواب باقی مونده

747
00:58:15,977 --> 00:58:18,278
چرا آلیس باهاش ارتباط داشت؟

748
00:58:18,279 --> 00:58:21,148
رابطه‌شون کی شروع شد؟

749
00:58:21,149 --> 00:58:24,117
عاشق کدومشون بود؟
(برت یا زنش ماریسا)

750
00:58:25,754 --> 00:58:27,954
.واقعاً جوابی ندارم

751
00:58:30,992 --> 00:58:35,562
خانواده توهی خونه‌شون رو شش ماه
.بعد از مرگ آلیس فروختن و نقل مکان کردن

752
00:58:45,106 --> 00:58:47,574
.آلیس راز نگه می‌داشت

753
00:58:47,575 --> 00:58:53,397
و این حقیقت که راز نگه می‌داشت
.رو هم به عنوان راز نگه می‌داشت

754
00:58:53,398 --> 00:58:56,266
و فکر کنم این موضوع، دیدگاهی که
،نسبت به یه نفر دارید رو تغییر میده

755
00:58:56,267 --> 00:59:01,355
وقتی که متوجه می‌شی که اونا
.یکم ازت پنهان کاری می‌کنن

756
00:59:01,356 --> 00:59:06,009
فکر کنم من یه آلیس رو می‌شناختم و
،شاید مادرش هم یه آلیس می‌شناخت

757
00:59:06,010 --> 00:59:10,096
و یه آلیس دیگه هم بود که شاید
.هیچ‌کدوم از ما نمی‌شناختیم

758
00:59:24,379 --> 00:59:27,764
کارت ویزیت ری رو پیدا کردم که
.روی دفترچه خاطرات آلیس چسبونده شده بود

759
00:59:27,765 --> 00:59:31,768
روی صفحه‌ای که علامت
زده شده بود: ۱۲ جولای ۲۰۰۵

760
00:59:36,607 --> 00:59:38,809
چرا باید میومدی منو ببینی آلیس؟

761
00:59:38,810 --> 00:59:40,827
می‌تونی رویاها رو تفسیر کنی؟

762
00:59:40,828 --> 00:59:44,047
.هوممم، بعضی وقتا

763
00:59:44,048 --> 00:59:47,534
وقتی بعد از دیدن این رویاها
بیدار میشی، چه حسی داری؟

764
00:59:51,272 --> 00:59:52,973
.یکم منو می‌ترسونن

765
00:59:52,974 --> 00:59:56,927
آلیس تقریباً پنج ماه قبل از اینکه
.فوت کنه، اومد منو ببینه

766
00:59:56,928 --> 00:59:58,929
فکر کنم چند بار صدای منو
از طریق رادیو شنیده بود

767
00:59:58,930 --> 01:00:01,565
.و زنگ زده بود و یه قرار ملاقات گرفته بود

768
01:00:01,566 --> 01:00:04,017
،یه نفس عمیق بکش
.چشماتو ببند

769
01:00:04,018 --> 01:00:06,519
ازت می‌خوام تصور کنی که بیرون
.خونه‌ات ایستادی

770
01:00:06,520 --> 01:00:09,489
.وقتی تونستی ببینیش، بهم بگو

771
01:00:17,031 --> 01:00:18,098
باشه؟

772
01:00:18,099 --> 01:00:20,133
.باشه

773
01:00:20,134 --> 01:00:24,871
خیلی خب، حالا ازت می‌خوام
.که بری سمت در ورودی

774
01:00:24,872 --> 01:00:28,408
.برو داخل خونه
.بهم بگو چی می‌بینی، کجا هستی

775
01:00:28,409 --> 01:00:31,278
ری، چرا به جون نگفتی
که قبلاً آلیس رو ملاقات کردی؟

776
01:00:31,279 --> 01:00:33,947
...باشه، من توی ورودی ام

777
01:00:33,948 --> 01:00:36,249
ببینید، نمی‌خواستم چیزی رو
.ازشون مخفی کنم

778
01:00:36,250 --> 01:00:41,054
بیشتر داشتم به درخواست آلیس
.برای رازدار بودن احترام می‌ذاشتم

779
01:00:41,055 --> 01:00:44,758
ولی به هر حال، اگه می‌گفتم یه جور
.گیر می‌افتادم، اگه نمی‌گفتم هم یه جور دیگه

780
01:00:44,759 --> 01:00:48,662
.اتاق نشیمن همین جلوعه

781
01:00:48,663 --> 01:00:51,164
بعدش میری سمت راست

782
01:00:51,165 --> 01:00:56,704
،و اتاق من توی قسمت پشتی خونه‌ست
.همینطوری که میری سمت آشپزخونه

783
01:00:56,705 --> 01:01:00,207
چیز غیرعادی می‌بینی؟
چیزی فرق می‌کنه؟

784
01:01:03,044 --> 01:01:04,713
.نه

785
01:01:04,714 --> 01:01:08,398
نه، حس می‌کردیم که دیگه
.نمی‌تونیم به ری اعتماد کنیم

786
01:01:08,399 --> 01:01:11,968
نگه داشتن اون اطلاعات
،حالا به هر دلیلی

787
01:01:11,969 --> 01:01:15,104
.همچنان خیانت‌کارانه به نظر می‌رسید

788
01:01:20,378 --> 01:01:22,295
فقط می‌خواستم به جون
و خانواده کمک کنم

789
01:01:22,296 --> 01:01:25,249
و فکر کنم خودشون هم
.کمک من رو می‌خواستن

790
01:01:25,250 --> 01:01:29,018
،اگه (قضیه رو) می‌دونستن
.نمی‌تونستم کمکشون کنم

791
01:01:29,470 --> 01:01:31,388
.یه مقدار ازم کینه به دل گرفته بودن

792
01:01:31,389 --> 01:01:33,957
.متیو حتی با من حرف هم نمیزد

793
01:01:33,958 --> 01:01:35,926
ولی فکر کنم چیزی که
،بیشتر از همه‌چی آزارشون میداد

794
01:01:35,927 --> 01:01:38,595
ناتوانی من برای کمک به آلیس

795
01:01:38,596 --> 01:01:42,366
.برای غلبه بر مشکلاتش بود

796
01:01:42,367 --> 01:01:45,318
،به گذشته که نگاه می‌کنم
عجیب به نظر میاد

797
01:01:45,319 --> 01:01:50,756
،که یه نفر به اون اندازه که ری بود
...به ما نزدیک باشه

798
01:01:52,644 --> 01:01:56,479
فکر می‌کنم، شاید همون‌قدر که
.ما بهش نیاز داشتیم، اون هم به ما نیاز داشت

799
01:02:08,943 --> 01:02:12,646
آلیس اومد منو ببینه چون
.که آشفته بود

800
01:02:12,647 --> 01:02:15,715
.دخترِ خیلی مشکل داری بود

801
01:02:17,652 --> 01:02:19,603
.من دیشب یه خوابی دیدم"

802
01:02:19,604 --> 01:02:24,491
.سرد و خیس بودم"
،احساس سنگینی می‌کردم، انگار تحت تاثیر مواد بودم

803
01:02:24,492 --> 01:02:29,045
،و وقتی بیدار شدم"
.این احساسات از بین نرفتن

804
01:02:29,046 --> 01:02:31,898
.احساس بیماری و سردرگمی می‌کردم"

805
01:02:31,899 --> 01:02:36,236
.و اونجا بود که شروع کردم به ترسیدن"

806
01:02:36,237 --> 01:02:39,139
.نیاز داشتم برم پیش مامان تا باهاش حرف بزنم"

807
01:02:39,874 --> 01:02:41,608
تلوتلو خوران رفتم به اتاقش"

808
01:02:41,609 --> 01:02:44,828
و همینطوری که کنار تخت"
،ایستاده بودم و نگاهشون می‌کردم

809
01:02:44,829 --> 01:02:49,316
این غم و اندوه شدید"
.بهم غلبه کرد

810
01:02:49,317 --> 01:02:51,785
.بعد این غم تبدیل شد به ترس"

811
01:02:51,786 --> 01:02:54,388
همین‌طوری اونجا ایستاده بودم"
درحالی که از ترس فلج شده بودم

812
01:02:54,389 --> 01:02:58,725
و متوجه شدم که کار دیگه‌ای
.نمونده که اونا بتونن برام انجام بدن

813
01:02:58,726 --> 01:03:01,961
.هرگز تا این حد، احساس تنهایی نکرده بودم"

814
01:03:01,962 --> 01:03:05,198
،انگار همه چیز اشتباه بود، بدنم"

815
01:03:07,034 --> 01:03:08,968
.جوری که همه‌چیز به نظر می‌رسید"

816
01:03:08,969 --> 01:03:12,939
بعدش متوجه شدم که"
.یه مشکلی دارم

817
01:03:14,709 --> 01:03:18,728
،شروع کردم به گریه کردن"
".درحالی که جلوی تخت ایستاده بودم

818
01:03:49,943 --> 01:03:53,313
دریاچه مونگو توی جنوب
،غربی نیو ساوت ولز
(یکی از ایالت ‌های شرقی استرالیا)

819
01:03:53,314 --> 01:03:57,518
جاییه که آلیس از ۲ تا ۵
آگوست ۲۰۰۵

820
01:03:57,519 --> 01:04:01,354
.به خاطر اردوی مدرسه رفت

821
01:04:04,508 --> 01:04:07,544
وقتی برگشت خونه، گفت که
.بهش خوش گذشته

822
01:04:07,545 --> 01:04:09,346
مخصوصاً یادمه چون که

823
01:04:09,347 --> 01:04:12,849
،بدونِ موبایلش برگشت خونه

824
01:04:12,850 --> 01:04:15,118
که ماه قبل براش
،خریده بودیم

825
01:04:15,119 --> 01:04:18,588
و همین‌طور بدون دستبند
.و ساعت مورد علاقه‌اش

826
01:04:20,891 --> 01:04:26,396
آره، به غیر از این قضیه، زیاد
.راجع بهش صحبت نکرد

827
01:04:27,832 --> 01:04:29,766
!صبر کنین، بچه‌ها

828
01:04:35,306 --> 01:04:38,908
خب، کیم تقریباً تا یه سال بعد از
،اینکه از اردو برگشت

829
01:04:38,909 --> 01:04:41,494
چیزایی که با موبایلش
.گرفته بود رو نشونم نداد

830
01:04:41,495 --> 01:04:43,913
خب، چرا تصمیم گرفتی به جون بگی؟

831
01:04:44,748 --> 01:04:47,950
،خب، اگه به جون نمی‌گفتیم

832
01:04:47,951 --> 01:04:49,886
انگار داشتیم چیزی
.رو مخفی می‌کردیم

833
01:04:49,887 --> 01:04:53,522
...پس، نمی‌دونم چرا

834
01:04:54,825 --> 01:04:58,461
نمی‌دونم چرا ولی، چرا که نه؟

835
01:04:58,462 --> 01:05:00,680
!برام بخند

836
01:05:00,681 --> 01:05:01,632
.لبخند

837
01:05:01,633 --> 01:05:04,617
،اونا یه خورده مستن
.فقط همین

838
01:05:04,618 --> 01:05:07,037
جیسون درباره فیلم موبایل
بهمون گفت

839
01:05:07,038 --> 01:05:09,823
که دخترا توی دریاچه مونگو
.گرفته بودن

840
01:05:17,765 --> 01:05:20,783
دخترای دیگه خیلی
خوشحال به نظر می‌رسیدن

841
01:05:20,784 --> 01:05:24,237
.ولی آلیس تنها و درمونده به نظر میومد

842
01:05:24,238 --> 01:05:29,292
من نگران بودم. مطمئن بودم
.که یه اتفاقی براش افتاده بوده

843
01:05:35,066 --> 01:05:37,367
.پس، فقط یکم بگیر
.فقط یکم

844
01:05:37,368 --> 01:05:40,753
ویدئوی موبایل کیت
.آخر همون شب گرفته شده بود

845
01:05:40,754 --> 01:05:43,489
وقتی که دخترا توی
.تپه های اطراف پخش شدن

846
01:05:43,490 --> 01:05:44,991
.هر جایی

847
01:05:44,992 --> 01:05:46,860
فکر کنم لازمه یدونه
.عکس بگیریم

848
01:05:46,861 --> 01:05:51,948
.مثل آفریقا
.مثل بیابون

849
01:05:51,949 --> 01:05:55,368
یه تصویر از آلیس بود
،که نمی‌شد ازش سر درآورد

850
01:05:55,369 --> 01:05:58,938
توی پایینِ تصویر، زیر یه
.درخت زانو زده بود

851
01:06:00,808 --> 01:06:02,809
بعد از اینکه چند بار
،ویدئو رو دیدیم

852
01:06:02,810 --> 01:06:06,112
متوجه شدیم که داره
.چیکار می‌کنه

853
01:06:06,113 --> 01:06:08,548
.داشت یه چیزی رو دفن می‌کرد

854
01:06:11,485 --> 01:06:15,288
منظورم اینه که، می‌دونی اون شب
چه اتفاقی برای آلیس افتاد؟

855
01:06:15,289 --> 01:06:16,723
.نه

856
01:06:18,159 --> 01:06:21,561
.می‌دونستم که گوشیش رو گم کرده

857
01:06:21,562 --> 01:06:25,866
می‌دونستم که نگرانه، چون
.خیلی تابلو بود

858
01:06:25,867 --> 01:06:28,000
.ولی نمی‌دونستم چرا نگرانه

859
01:06:29,520 --> 01:06:31,454
اون موقع بهم نگفت
،که چیزی دیده

860
01:06:31,455 --> 01:06:33,323
.اون واقعاً چیزی بهم نگفت

861
01:06:33,324 --> 01:06:38,261
من واقعاً، شاید اون موقع
.خیلی جدی نگرفتمش

862
01:06:38,262 --> 01:06:40,097
.می‌دونی، موقعیت اینجوری بود

863
01:06:40,098 --> 01:06:42,332
ما فقط داشتیم اوقات
خوشی رو سپری می‌کردیم

864
01:06:42,333 --> 01:06:45,067
،و من فکر کردم
.خب، اون یکم نگران شده

865
01:06:56,180 --> 01:06:58,581
.خیلی ساده شروع شد

866
01:06:59,100 --> 01:07:01,618
آلیس جمع رو ترک کرد

867
01:07:01,619 --> 01:07:05,571
.و شروع کرد راه خودشو رفتن

868
01:07:07,208 --> 01:07:10,609
...ولی مشخص بود که
.یه چیزی داشت ناراحتش می‌کرد

869
01:07:12,179 --> 01:07:15,581
و ما می‌خواستیم بفهمیم
.که چی اذیتش کرده بوده

870
01:07:31,966 --> 01:07:36,002
از طریق ویدئو فهمیده بودیم
.که یه چیزی رو دفن کرده بود

871
01:07:36,003 --> 01:07:38,254
هیچ اطلاعی نداشتیم که اون درخت کجاست

872
01:07:38,255 --> 01:07:42,341
.چون داخل ویدئو مشخص نبود

873
01:07:44,128 --> 01:07:46,262
ما نمی‌خواستیم که
توی روز بریم اونجا

874
01:07:46,263 --> 01:07:49,982
چون که، میدونی، نمی‌خواستیم
،جلوی توریست‌ها

875
01:07:49,983 --> 01:07:52,635
.شروع کنیم به کندن زمین

876
01:07:54,554 --> 01:07:57,107
.پس، تصمیم گرفتیم که شب بریم

877
01:07:57,131 --> 01:08:07,131
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

878
01:08:14,107 --> 01:08:18,411
من و جون شروع کردیم به
،کندن و بعد از یه مدت

879
01:08:19,914 --> 01:08:23,783
جون گفت یه چیزی پیدا کرده و
.یه کیسه‌ی پلاستیکی رو کشید بیرون

880
01:08:23,784 --> 01:08:29,622
،و داخل کیسه پلاستیکی
،دستبندِ مورد علاقه آلیس

881
01:08:29,623 --> 01:08:32,475
حلقه‌اش، ساعتش
.و موبایلش بود

882
01:08:33,511 --> 01:08:36,880
با ارزش‌ترین دارایی هاش

883
01:08:36,881 --> 01:08:39,850
،موقع اردوی مدرسه دفن شده بود

884
01:08:39,851 --> 01:08:42,919
و ما نمی‌دونستیم که
.چرا این کار رو کرده

885
01:08:42,920 --> 01:08:45,288
منظورم اینه که، از طریق ویدئو
،ما می‌دونستیم یه چیزی رو دفن کرده

886
01:08:45,289 --> 01:08:48,140
.ولی نمی‌دونستیم که چی بوده

887
01:08:50,994 --> 01:08:53,029
.باتریش کمه

888
01:09:11,748 --> 01:09:14,116
از مردن می‌ترسی؟

889
01:09:15,336 --> 01:09:17,754
.آره، معلومه که از مردن می‌ترسم

890
01:09:17,755 --> 01:09:19,989
مگه همه از مردن نمی‌ترسن؟

891
01:09:25,445 --> 01:09:30,083
میخوای بهم بگی که توی
این رویاها چه اتفاقی می‌افته؟

892
01:09:32,002 --> 01:09:36,773
احساس می‌کنم که قراره
.اتفاق بدی برام بیفته

893
01:09:36,774 --> 01:09:40,209
احساس می‌کنم که
.اتفاق بدی افتاده

894
01:09:40,210 --> 01:09:43,645
،هنوز بهم نرسیده
.ولی توی راهه

895
01:09:46,350 --> 01:09:48,650
.و داره نزدیک و نزدیک‌تر میشه

896
01:09:49,854 --> 01:09:51,888
.و احساس می‌کنم آمادگیش رو ندارم

897
01:09:51,889 --> 01:09:55,524
.احساس می‌کنم نمی‌تونم هیچ کاری انجام بدم

898
01:10:08,706 --> 01:10:10,573
،از یه لحظه‌ای به بعد

899
01:10:10,574 --> 01:10:15,879
این چهره از تاریکی
.به سمتش میاد

900
01:10:15,880 --> 01:10:19,115
به محض دیدن چهره توی
.ویدئوی موبایل، شناختمش

901
01:10:19,116 --> 01:10:24,670
صورتِ همون بدنی بود که توی
.سد شناساییش کرده بودم

902
01:10:25,589 --> 01:10:28,824
.بدن و صورت آلیس بود

903
01:10:36,283 --> 01:10:41,788
مطلقاً، هیچ توضیح منطقی
برای چیزی که

904
01:10:41,789 --> 01:10:46,693
آلیس توی اون موبایل
.دیده، وجود نداره

905
01:11:03,794 --> 01:11:06,128
.نزدیکم نیا

906
01:11:24,448 --> 01:11:26,332
.وای خدایا، دارن میان

907
01:11:26,333 --> 01:11:28,084
!نزدیکم نیا

908
01:11:44,051 --> 01:11:50,290
متقاعد شدم که آلیس
.می‌دونسته که قراره بمیره

909
01:11:50,291 --> 01:11:51,507
.از این مطمئنم

910
01:11:51,508 --> 01:11:54,810
.جمع بشید، جمع بشید، جمع بشید

911
01:11:54,811 --> 01:11:59,416
فکر می‌کنم شخصی که توی
.دریاچه مونگو بود، براش یه نشونه بود

912
01:11:59,417 --> 01:12:04,320
دفن کردن اموالش هم
،نمادین بود

913
01:12:04,321 --> 01:12:06,322
.یه جور مراسم مذهبی بود

914
01:12:09,693 --> 01:12:13,563
نه، هیچ‌وقت متقاعد نشدم که
.آلیس باور کرده قراره بمیره

915
01:12:13,564 --> 01:12:17,434
،میدونی، افکار مریضی داشت، آره
ولی کیه که نداشته باشه؟

916
01:12:17,435 --> 01:12:22,405
،و کابوس هایی میدید که نگرانش می‌کرد
.اونقدر که برای مشاوره بره پیش ری

917
01:12:26,210 --> 01:12:28,094
نمی‌دونم که کسی واقعاً بتونه قانع بشه

918
01:12:28,095 --> 01:12:30,563
.که قراره بمیره

919
01:12:33,800 --> 01:12:35,334
و در مورد تصویری که توی دریاچه
مونگو بود، چه نظری داری؟

920
01:12:35,335 --> 01:12:38,822
فکر می‌کنی آلیس چطوری
اون رو توضیح می‌داد؟

921
01:12:38,823 --> 01:12:41,390
چطور می‌تونست توضیحش بده؟

922
01:12:47,130 --> 01:12:49,765
.ببین، فکر می‌کنم آلیس یه روح دید

923
01:12:50,901 --> 01:12:54,954
،ولی نمی‌دونست که این روح
.روح خودش بوده

924
01:12:54,955 --> 01:12:56,822
.من معتقدم که اون، تصویر یه روح رو ضبط کرده

925
01:12:56,823 --> 01:13:00,959
من معتقدم که اون، آینده‌ای رو ضبط کرده
.بوده که قرار بوده براش اتفاق بیفته

926
01:13:18,245 --> 01:13:21,147
ما داستان خانواده توهی
،رو فهمیده بودیم

927
01:13:21,148 --> 01:13:24,483
همین‌طور داستان ری و اتفاقی که توی
.دریاچه مونگو افتاده بود

928
01:13:25,469 --> 01:13:28,871
،و وقتی که به خونه برگشتیم

929
01:13:30,207 --> 01:13:33,176
...خونه احساس متفاوتی داشت

930
01:13:34,679 --> 01:13:36,279
.آروم بود

931
01:13:44,922 --> 01:13:51,211
من فکر می‌کنم که آلیس می‌خواسته
.بیشتر در موردش بدونیم

932
01:13:51,212 --> 01:13:55,331
اون می‌خواسته که ما بدونیم
،واقعاً چه جور آدمی بوده

933
01:13:56,517 --> 01:13:58,467
...قبل از اینکه

934
01:13:59,236 --> 01:14:02,171
.می‌دونی، قبل از اینکه بتونه بره

935
01:14:08,329 --> 01:14:10,729
توی هفته‌ها و ماه‌ های بعد
،از قضیه‌ی دریاچه مونگو

936
01:14:10,730 --> 01:14:14,633
ما دوباره احساس کردیم
.که یه خانواده‌ ایم

937
01:14:15,803 --> 01:14:18,070
،واقعاً آروم آروم اتفاق افتاد

938
01:14:18,071 --> 01:14:21,574
ما یکم درب و داغون و
،ضعیف شده بودیم

939
01:14:21,575 --> 01:14:24,027
.ولی به هر حال یه خانواده بودیم

940
01:14:32,202 --> 01:14:33,486
.سلام، ری
.خوشحالم که می‌بینمت، راسل

941
01:14:33,487 --> 01:14:35,455
.آره، منم همین‌طور
.عالیه، بیا تو

942
01:14:35,456 --> 01:14:37,290
ری یه دفعه زنگ زد

943
01:14:37,291 --> 01:14:39,959
و گفت که قراره
بیاد داخل شهر

944
01:14:39,960 --> 01:14:44,730
و پرسید مشکلی نیست که
بیاد و بهمون سر بزنه؟

945
01:14:44,731 --> 01:14:46,366
،شش ماه گذشته بود

946
01:14:46,367 --> 01:14:51,304
و من احساس کردم که
،در شرایط فعلی

947
01:14:51,305 --> 01:14:54,190
فکر نمی‌کردم هیچ
.ضرری داشته باشه

948
01:14:57,844 --> 01:15:01,630
فکر می‌کنم که قضیه
،برای همه‌ی ما بعد از دریاچه مونگو

949
01:15:01,631 --> 01:15:06,001
،برای هر کس و به هر نحوی
.تا حد زیادی تموم شده بود

950
01:15:06,002 --> 01:15:08,388
و این موضوع برای
.هر یک از ما متفاوت بود

951
01:15:08,389 --> 01:15:12,157
و هر کس برای خودش
.به آرامش رسیده بود

952
01:15:18,248 --> 01:15:23,452
برام خیلی عجیبه که آلیس
.باید یهویی کنار بکشه

953
01:15:23,453 --> 01:15:28,607
،و ما بهش کمکی نکردیم
.ما هیچی رو تغییر ندادیم

954
01:15:28,608 --> 01:15:34,480
،فکر می‌کنم که همه‌ی ما به طور دسته‌جمعی
.تصمیم گرفتیم که به جلو حرکت کنیم

955
01:15:35,199 --> 01:15:38,117
،و می‌دونی، حرکت کردن

956
01:15:38,118 --> 01:15:42,455
واقعاً بخش بزرگی از همه‌ی این
.قضایا بود، تصمیم به حرکت کردن

957
01:16:00,590 --> 01:16:03,809
.ترک کردن خونه سخته

958
01:16:04,695 --> 01:16:08,014
،بعضی وقتا، می‌دونی
...یادم میره که

959
01:16:10,317 --> 01:16:13,619
.اون قرار نیست برگرده

960
01:16:14,855 --> 01:16:16,522
.فراموش کردم

961
01:16:46,886 --> 01:16:50,222
.باشه
چشماتو ببند

962
01:16:51,692 --> 01:16:55,595
و تصور کن که
.بیرون خونه ایستادی

963
01:16:56,780 --> 01:16:58,947
می‌تونی ببینیش؟

964
01:17:02,735 --> 01:17:04,903
.برو داخل خونه

965
01:17:06,957 --> 01:17:09,808
.از در جلویی رد میشم

966
01:17:12,062 --> 01:17:13,445
...و

967
01:17:16,300 --> 01:17:19,585
از راهرو به سمت
.اتاق آلیس راه میرم

968
01:17:25,442 --> 01:17:28,077
.یه نفر اونجاست

969
01:17:28,078 --> 01:17:30,329
فکر کنم یه نفر داره
.از راهرو میاد

970
01:17:30,330 --> 01:17:32,147
.در بازه

971
01:17:34,334 --> 01:17:36,601
می‌دونی کیه؟

972
01:17:48,165 --> 01:17:50,466
می‌خوای بری داخل؟

973
01:17:51,335 --> 01:17:52,868
.آره

974
01:17:54,754 --> 01:17:56,221
.باشه

975
01:18:06,666 --> 01:18:08,667
چی می‌بینی؟

976
01:18:08,668 --> 01:18:10,068
.مامانمه

977
01:18:12,072 --> 01:18:14,790
چی داره میگه؟

978
01:18:14,791 --> 01:18:17,926
...اون چیزی
.اون هیچی نمیگه

979
01:18:24,134 --> 01:18:26,968
.فکر نکنم بدونه که من اینجام

980
01:18:30,524 --> 01:18:32,557
.آلیس اینجا نیست

981
01:18:33,760 --> 01:18:35,661
.اون اینجا نیست

982
01:18:37,096 --> 01:18:39,031
چه اتفاقی داره میفته، آلیس؟

983
01:18:40,184 --> 01:18:42,385
داری باهاش حرف می‌زنی؟
اون داره باهات حرف میزنه؟

984
01:18:42,386 --> 01:18:44,386
.الان داره میره

985
01:18:46,306 --> 01:18:48,657
.داره از اتاق میره بیرون

986
01:18:51,228 --> 01:18:52,995
.اون رفته

987
01:18:53,363 --> 01:18:55,297
.چشماتو باز کن

988
01:18:55,297 --> 01:19:05,297
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

989
01:19:49,102 --> 01:19:51,052
.الان داره میره

990
01:19:53,340 --> 01:19:55,641
.داره از اتاق میره بیرون

991
01:20:04,367 --> 01:20:06,167
.کل مسیر رو

992
01:20:06,191 --> 01:20:17,191
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

993
01:20:25,038 --> 01:20:26,889
.اون رفته

