﻿1
00:00:30,600 --> 00:00:38,600
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:44,260 --> 00:00:46,569
تو را غسل می دهم, کاترین,

3
00:00:46,620 --> 00:00:49,180
به نام پدر، و پسر

4
00:00:49,220 --> 00:00:51,176
-.. و روح القدس...

5
00:00:51,220 --> 00:00:55,611
هیچ کدام از کسانی که کودکی
کاترین مورلند را دیده بودند

6
00:00:55,660 --> 00:00:58,413
فکر نمی کردند که او بدنیا آمده
تا قهرمان شود.

7
00:00:58,460 --> 00:01:00,576
وضعیت او در زندگی

8
00:01:00,620 --> 00:01:02,576
شخصیت پدر و مادر او,

9
00:01:02,620 --> 00:01:05,054
و شخصیت و منش خودش

10
00:01:05,100 --> 00:01:06,852
همه بر علیه او بودند.

11
00:01:08,380 --> 00:01:10,575
یک خانواده دارای ده فرزند,
البته,

12
00:01:10,620 --> 00:01:13,134
همیشه یک خانواده خوب نامیده می شود

13
00:01:13,180 --> 00:01:16,013
به تعداد کافی نیروی کار وجود داشت

14
00:01:16,060 --> 00:01:19,097
اما مورلند ها,
به طور کلی, بسیار ساده بودند,

15
00:01:19,140 --> 00:01:22,815
و کاترین, سالهای زیادی
از زندگی اش را, به سادگی زیست هرچند.

16
00:01:23,820 --> 00:01:25,890
که چندان هم فوق العاده نبود

17
00:01:25,940 --> 00:01:29,489
کاترین, به طور طبیعی,
هیچ چیز قهرمانانه ای در زندگی اش نداشت,

18
00:01:29,540 --> 00:01:32,498
باید کریکت و بیس بال را
به عروسک و کتاب ترجیح می داد.

19
00:01:32,540 --> 00:01:36,294
اما زمانی که 15 ساله شد,
به نظر می رسید که اوضاع رو به بهبود گذاشت

20
00:01:36,340 --> 00:01:38,900
کاترین مورلند برای تبدیل به زنی قهرمان
در حال تعلیم بود.

21
00:01:38,940 --> 00:01:39,940
بله!

22
00:01:39,980 --> 00:01:41,459
Whoo! Whoo!

23
00:01:43,940 --> 00:01:47,819
می دونی, کاترین ما
تقریبا بزرگ شده.

24
00:01:49,100 --> 00:01:51,898
بیا, کاترین, ادامه بدیم.
نه, بعدا. بعدا.

25
00:01:51,940 --> 00:01:54,090
اون دخترکاملا خوش تیپیه.

26
00:01:54,140 --> 00:01:56,734
خوب, امروز واقعا زیبا به نظر میاد.

27
00:01:59,500 --> 00:02:02,219
اون بزرگ شده و
اخیرا به مطالعه علاقه ی زیادی نشون می ده

28
00:02:03,260 --> 00:02:07,572
نگرانم که براش خیلی مفید نباشه عزیز من اون
, زمان زیادی رو صرف مطالعه ی رمان می کنه؟.

29
00:02:07,620 --> 00:02:08,894
چرا که نه؟.

30
00:02:08,940 --> 00:02:13,377
چه چیزی می تونه جز مطالعه مفید ترین یا بی
ضررترین تفریح ​​و سرگرمی برای یک دختر جوان باشه؟.

31
00:02:16,380 --> 00:02:20,259
اون با سر و صدا یی که از اتاق.
ته راهرو میومد ایستاد

32
00:02:20,300 --> 00:02:24,976
به سمت در رفت. در باز بود. مرد
وارد شد پشت سر او یک دختر زیبا بود

33
00:02:25,020 --> 00:02:28,012
سیمای او غرق در اشک بود
و پریشانی و اندوه او را زجر می داد

34
00:02:28,060 --> 00:02:31,291
او را بگیرید! به جایی ببرید
که هرگز دوباره نبینمش.

35
00:02:39,900 --> 00:02:41,891
کتی!

36
00:02:41,940 --> 00:02:43,419
چه کار می کنی؟.

37
00:02:43,460 --> 00:02:44,609
هیچی.

38
00:02:45,580 --> 00:02:47,810
, به هر حال.چی کار دارین

39
00:02:47,860 --> 00:02:52,536
آقا و خانم آلن اومدن
مامان گفت باید فورا بیای

40
00:02:58,500 --> 00:03:03,449
نه, دکتر ملسون گفت, هیچ جایی دیگری
برای بهبود مزاج نقرسی آقای آلن مناسب نیست.

41
00:03:03,500 --> 00:03:05,138
هیچ جایی دیگری بهتر نمی شه...

42
00:03:05,180 --> 00:03:06,329
آه!

43
00:03:06,380 --> 00:03:08,132
.. برای هدر دادن پول.

44
00:03:08,180 --> 00:03:09,852
آه, اه, آقای آلن!

45
00:03:09,900 --> 00:03:11,811
می دونید که دوست دارین
منو شاد ببینین

46
00:03:11,860 --> 00:03:15,455
و با توجه به اون-
- کاترین هنوز برای رفتن جوانه.

47
00:03:15,500 --> 00:03:19,459
اما با آقا وخانم آلن برای
محفاظت, من هیچ خطری در آن نمی بینم.

48
00:03:19,500 --> 00:03:22,014
اون دختر خوبیه.
من فکر می کنم ما می تونیم بهش اعتماد کنیم.

49
00:03:25,020 --> 00:03:27,739
خدای من, کاترین,
چقدر بزرگ شدی!

50
00:03:28,700 --> 00:03:31,373
یک بانوی جوان,
اینطور نیست, آقای آلن.

51
00:03:31,420 --> 00:03:34,651
آقا و خانم آلن با یک دعوت اومدن, کاترین.

52
00:03:34,700 --> 00:03:37,851
ما دوست داریم که تو برای مدتی
همراه ما به بث بیای.

53
00:03:37,900 --> 00:03:40,368
برای یک بانوی جوان
که قراره قهرمان بشه,

54
00:03:40,420 --> 00:03:44,459
چیزی باید اتفاق بیافته تا
ماجراجویی را سر راهش قرار بده.

55
00:03:52,180 --> 00:03:56,492
غوغایی از احساسات در سینه آدلین بر
انگیخته شده بود . ترس گریبانگیر قلبش بود,

56
00:03:56,540 --> 00:03:59,452
که در هر لحظه,
اراذل و اوباش از کالسکه بالا بیان

57
00:03:59,500 --> 00:04:02,458
واو را به وضعیت خواری گذشته
اش برگرانند و اسیر خود کنند

58
00:04:02,500 --> 00:04:04,377
Ya!

59
00:04:11,060 --> 00:04:12,060
Whoa!

60
00:04:12,900 --> 00:04:14,572
خدای من, خانم آلن!

61
00:04:17,220 --> 00:04:18,619
Ohh!

62
00:04:23,300 --> 00:04:24,300
وای!

63
00:04:28,340 --> 00:04:29,340
وای!

64
00:04:46,420 --> 00:04:47,933
اWhoa! رسیدیم!

65
00:04:49,820 --> 00:04:52,380
بیا!
خیلی طول نکشید.

66
00:04:53,420 --> 00:04:54,648
بیا

67
00:05:15,820 --> 00:05:18,971
خیابان پالتنی خیلی منطقه شیکی نیست

68
00:05:19,020 --> 00:05:21,659
اما, به نوبه ی خودم,
دوست دارم در مرکز باشم.

69
00:05:21,700 --> 00:05:22,894
منم همینطور

70
00:05:25,260 --> 00:05:27,615
یه هلوی کوچولو رسیده که وقت چیدنشه

71
00:05:35,420 --> 00:05:37,058
چی همه آدم!

72
00:05:37,100 --> 00:05:40,490
دلم می خواد بدونم کی می تونن باشن,
و داستان هاشون چیه.

73
00:05:40,540 --> 00:05:44,169
حتی ارزش شناختن هم ندارن, باید بگم
اگر آنها پرسه زدن در خیابان را انتخاب کردن

74
00:05:44,220 --> 00:05:47,178
زمانی که می تونند در خانه نشسته باشن
کنار یک آتش خوب.

75
00:05:47,220 --> 00:05:49,688
آه! آقای آلن خیلی مضحکه.

76
00:05:49,740 --> 00:05:53,574
اون همیشه عکسه چیزی که منظورشه رو می گه
اون عاشقه یک هم صحبت خوبه.

77
00:05:53,620 --> 00:05:55,929
چه موقع باید به جامعه وارد شیم, خانم آلن؟

78
00:05:55,980 --> 00:05:58,016
گمان می کنم برای امشب خیلی دیره؟

79
00:05:58,060 --> 00:06:05,060
خدا حفظت کنه, فرزندم, هیچ کدوم از ما لباس مناسبی برای پوشیدن نداریم 79 00:06:01,400...
> 00:06:05,109 من بهترین لباسمو اوردم, و فکر می کنم لباس چیت صورتیم هم خیلی بد نیست.

80
00:06:05,660 --> 00:06:06,775
نه, نه, نه!

81
00:06:06,820 --> 00:06:09,288
نکنه می خوای بیرون اهالی بث بهمون بخندن؟.

82
00:06:09,340 --> 00:06:11,251
دست بر دار کاترین.

83
00:06:11,300 --> 00:06:14,656
باید بری به مغازه ها سر بزنی.
و پول خرج کنی.

84
00:06:14,700 --> 00:06:16,975
فکر می کنی می تونی تحمل کنی؟.

85
00:06:18,060 --> 00:06:19,539
به راحتی, آقا.

86
00:06:36,580 --> 00:06:38,650
همین بود.
بانوی من.

87
00:06:39,580 --> 00:06:41,093
و بیشتر.

88
00:06:41,940 --> 00:06:43,976
این آخریشه, خانم.

89
00:06:50,060 --> 00:06:51,209
بفرما.

90
00:06:51,260 --> 00:06:53,933
آیا تا به حال کسی را
زیباتر از اون دیدی, آقای آلن.

91
00:06:53,980 --> 00:06:57,017
به غیر از خودت منظورته عزیز من؟

92
00:06:57,060 --> 00:06:58,778
آه, اه, آقای آلن!

93
00:06:58,820 --> 00:07:02,415
اما کاترین...
آه, اون همونطوریه که باید باشه.

94
00:07:02,460 --> 00:07:05,338
حالا... فکر می کنی ما بتونیم
به جامعه اشراف راه پیدا کنیم ؟.

95
00:07:05,380 --> 00:07:10,613
امید زیادی دارم که پس از رسیدن
به اتاق نیمه شب حسابی سرگرم بشیم.

96
00:07:11,460 --> 00:07:13,291
دیدی چطور ما رو دست انداخت, کاترین.

97
00:07:13,340 --> 00:07:15,331
نیمه شب, واقعا!

98
00:07:16,220 --> 00:07:18,495
Whoa! Whoa, whoa! Whoa, همینجا!

99
00:07:19,900 --> 00:07:22,130
-وایسا.
عصر بخیر, آقا.

100
00:07:22,180 --> 00:07:24,136
از این طرف. مواظب باشید کجا میرید, آقا.

101
00:07:26,340 --> 00:07:27,898
از اینطرف, خانم ها.

102
00:07:31,740 --> 00:07:33,731
هایدی! خوب شد دیدمت!

103
00:07:36,780 --> 00:07:37,895
سیدلی!

104
00:07:38,660 --> 00:07:40,969
سیدلی! تو اینجایی!
کسی اونجاست؟.

105
00:07:41,020 --> 00:07:43,488
نه حتی یه روح, جان!
هیچ کس اینجا نیست!

106
00:07:43,540 --> 00:07:45,132
منظورش چی بود؟.

107
00:07:47,580 --> 00:07:50,617
اگر من فقط می تونستم... متشکرم.

108
00:07:51,380 --> 00:07:52,529
ببخشید.

109
00:07:52,580 --> 00:07:54,332
اتاق کارت, من فکر می کنم.

110
00:07:54,380 --> 00:07:56,735
آقای آلن!
بعدا می بینمت, عشق من.

111
00:07:58,740 --> 00:08:00,492
از این ور بیا, کاترین.

112
00:08:00,540 --> 00:08:01,540
آه!

113
00:08:01,580 --> 00:08:03,172
منو ببخشید, دختر خانم.

114
00:08:08,700 --> 00:08:10,372
ببخشید.

115
00:08:13,700 --> 00:08:15,850
شاید ما باید فعلا به اتاق چای بریم

116
00:08:15,900 --> 00:08:17,015
MMM.

117
00:08:23,020 --> 00:08:24,976
سریع... دو تا جای خالی هست!

118
00:08:39,660 --> 00:08:42,333
چقدر ناراحت کننده یه که هیچ کسو نمی شناسیم
.

119
00:08:42,380 --> 00:08:45,417
بله, عزیزم,
بسیار ناراحت کنندس در واقع.

120
00:08:45,460 --> 00:08:49,419
ولی به هر حال, می دونی که, نمی تونم با کسی
صحبت کنم تا وقتی که یکی ما رو بهم معرفی کنه

121
00:08:50,580 --> 00:08:53,617
اما کی ما رو معرفی.میکنه
من مطمئنم که هیچ نظری ندارم.

122
00:08:56,900 --> 00:08:59,130
نمی دانم. مادر
و دختر, اینطورحدس می زنم.

123
00:08:59,180 --> 00:09:01,330
بهتر نیست که ما بریم

124
00:09:01,380 --> 00:09:04,372
هیچ چایی برای ما وجود نداره,
و من فکر می کنم هیچکس از ما خوشش نمیاد

125
00:09:04,420 --> 00:09:06,411
بله, این واقعا نامطبوع.

126
00:09:07,540 --> 00:09:10,008
من آرزو می کردم که کاش ما یه
آشنای حسابی اینجا داشتیم

127
00:09:11,660 --> 00:09:13,059
ای کاش یکی داشتیم.

128
00:09:18,580 --> 00:09:20,013
خانم آلن.

129
00:09:34,740 --> 00:09:37,971
, آه! مواظب باش, آقا!
هزار بار متاسفم, خانوم.

130
00:09:38,020 --> 00:09:41,330
کاترین, این سنجاق را ازآستین من در بیار
تقصیر شما نیست, آقا

131
00:09:41,380 --> 00:09:43,098
اجازه بدید, خانوم.

132
00:09:44,060 --> 00:09:45,493
تشکر از مرحمت شما آقا.

133
00:09:45,540 --> 00:09:47,821
هر چند که من می ترسم که یه
سوراخ در پارچه ایجاد کرده باشه

134
00:09:47,860 --> 00:09:50,772
بفرمایید خیلی هم فجیع نشد, خانوم.

135
00:09:50,820 --> 00:09:53,812
من متاسف می شدم اگر خراب می شد
برای این که این روپوش مورد علاقه ی منه.

136
00:09:53,860 --> 00:09:58,012
واقعا خانم آلن, به سختی دیده میشه. هر چند
هزینه در بر دارد اما نه بیشتر از نه شیلینگ.

137
00:09:59,100 --> 00:10:00,419
نه شیلینگ؟.

138
00:10:00,460 --> 00:10:04,294
دقیقا آنچه که من حدس زدم.
آیا شما پارچه های چیت رو می شناسید, آقا؟.

139
00:10:06,940 --> 00:10:09,010
من آنها را به خوبی می شناسم.

140
00:10:09,060 --> 00:10:12,496
خواهرم اغلب انتخاب لباس
شبش رو به من می سپره.

141
00:10:12,540 --> 00:10:14,974
من روز گذشته براش یکی خریدم.

142
00:10:15,020 --> 00:10:19,252
پنج شیلینگ, و چیت موصلی هندیه واقعی
فکر می کنین باهاش چی درست کنه.

143
00:10:19,300 --> 00:10:20,779
خب!

144
00:10:21,620 --> 00:10:24,620
و من می تونم بگم آقای آلن هرگز نمی تونه
روپوش های من رو از همدیگه تشخیص بده

145
00:10:26,220 --> 00:10:29,576
اما به من بگید, آقا, نظرتون راجع
به لباس شب خانم مورلند چیه؟

146
00:10:29,620 --> 00:10:31,451
لباس شب خانم مورلند...

147
00:10:32,420 --> 00:10:35,093
لباس شب خانم مورلند
خیلی زیبا ست.

148
00:10:35,140 --> 00:10:37,156
هر چند که من فکر نمی کنم
آن را به راحتی بتونین بشویید.

149
00:10:37,180 --> 00:10:39,091
می ترسم که ساییده بشه.

150
00:10:40,140 --> 00:10:41,778
شما چطور می تونید اینقدر ...؟.

151
00:10:41,820 --> 00:10:45,176
گستاخ؟ در واقع.
بی مقدمه و بدون آشنایی.

152
00:10:45,220 --> 00:10:47,814
شما باید این امکان را به من
بدین تا جبران کنم, خانم آلن.

153
00:10:53,140 --> 00:10:54,812
آقایان.

154
00:11:00,660 --> 00:11:02,855
با تشکر از شما.
بسیار مهربان در واقع.

155
00:11:02,900 --> 00:11:04,219
یک لحظه.

156
00:11:05,420 --> 00:11:07,456
چه بسیار...

157
00:11:08,380 --> 00:11:11,929
واقعا, من نباید به تو اجازه بدم که
با اوبه عنوان یک غریبه صحبت کنی.

158
00:11:11,980 --> 00:11:14,858
اما اون با این درکی که از پارچه ی چیت داره.

159
00:11:15,820 --> 00:11:17,811
من تعجب می کنم که کجا رفت.

160
00:11:18,980 --> 00:11:22,097
ایناهاش دوباره داره میاد و اون
آقای کینگ رو با خودش آورده.

161
00:11:22,140 --> 00:11:24,256
اون خودش رییس این مراسمه!

162
00:11:26,620 --> 00:11:28,576
خانم آلن.

163
00:11:28,620 --> 00:11:30,576
دوشیزه مورلند.

164
00:11:30,620 --> 00:11:34,408
اجازه بدید که من آقای هنری
تیلنی رو به شما معرفی کنم,

165
00:11:34,460 --> 00:11:36,451
که به تازگی به بث وارد شدن.

166
00:11:36,500 --> 00:11:38,775
خانم آلن, دوشیزه مورلند.

167
00:11:38,820 --> 00:11:40,970
ازآشنایی شما خوشحالم.

168
00:11:43,340 --> 00:11:45,296
آقای کینگ.

169
00:11:46,900 --> 00:11:48,856
حالا ما می تونیم با همدیگه صحبت کنیم.

170
00:11:48,900 --> 00:11:50,936
اما ما قبلا صحبت کردیم.

171
00:11:50,980 --> 00:11:53,414
شما نباید اجازه بدین کسی این رو بشنوه

172
00:11:53,460 --> 00:11:56,657
یا همگیه ما باید از جامعه مودب اخراج بشیم
.

173
00:11:56,700 --> 00:11:58,816
اجازه بدید که این راز ما باشه.

174
00:11:58,860 --> 00:12:02,614
و حالا, اگر کارتت هنوز پر نشده.
, دوشیزه مورلند,

175
00:12:02,660 --> 00:12:05,174
ممکنه که به من افتخار بدین که
رقص بعدی رو با شما داشته باشم؟.

176
00:12:06,140 --> 00:12:07,368
با من؟.

177
00:12:11,820 --> 00:12:13,412
متشکرم.

178
00:12:41,180 --> 00:12:45,617
منو ببخش, من بسیار بی مبالات شدم
در توجه مناسب از شریک رقصم.

179
00:12:46,620 --> 00:12:48,053
اونا چی هستند؟.

180
00:12:48,100 --> 00:12:50,116
اوه, من باید ازشما بپرسم چه
مدت اقامت شما در بث طول میکشه

181
00:12:50,140 --> 00:12:52,734
آیا تا به حال به تئاتر,
و کنسرت, و غیره رفتین.

182
00:12:54,460 --> 00:12:56,451
یکمی کسل کننده نیست؟.

183
00:12:56,500 --> 00:12:57,694
البته.

184
00:12:59,300 --> 00:13:02,610
اما ما باید وظیفه خودمون رو انجام بدیم.
آیا شما آماده ای؟.

185
00:13:02,660 --> 00:13:03,729
بله.

186
00:13:03,780 --> 00:13:05,771
چه مدت شما در بث اقامت دارین, خانم؟

187
00:13:05,820 --> 00:13:07,651
اصلا مدت زیادی نیست, آقا.

188
00:13:07,700 --> 00:13:09,770
و شما قبلا هرگز اینجا نبودید؟.
هرگز آقا.

189
00:13:09,820 --> 00:13:12,380
در واقع! تا به حال بازی کردین.

190
00:13:12,420 --> 00:13:13,978
هنوز نه, آقا.

191
00:13:14,020 --> 00:13:16,614
شگفت آوره ، به کنسرت رفتین ؟.

192
00:13:16,660 --> 00:13:18,332
نه

193
00:13:18,380 --> 00:13:20,735
جالبه. حالا به من بگین...

194
00:13:21,780 --> 00:13:24,169
آیادر مجموع در بث خوشحالید, خانم؟

195
00:13:24,220 --> 00:13:25,733
بله.

196
00:13:25,780 --> 00:13:27,259
من اینجا رو دوست دارم خیلی خوبه.

197
00:13:27,300 --> 00:13:28,528
عالیه.

198
00:13:36,300 --> 00:13:39,975
حالا من باید به شما یک لبخند مغرورانه بزنم,
و سپس ما می تونیم دوباره منطقی بشیم.

199
00:14:18,420 --> 00:14:20,376
آیا شما اون نجیب زاده را می شناسید؟.

200
00:14:20,420 --> 00:14:21,648
نه اصلا.

201
00:14:24,380 --> 00:14:26,291
من تعجب می کنم چرا
اون چشم از ما بر نمی داره

202
00:14:26,340 --> 00:14:28,116
من تصور میکنم اون آنچه
راکه می بینه دوست داره.

203
00:14:28,140 --> 00:14:29,289
و اون چیه ؟

204
00:14:30,500 --> 00:14:32,058
منظورتون منم ؟.

205
00:14:32,100 --> 00:14:33,419
چرا که نه؟

206
00:14:40,500 --> 00:14:43,537
بنابراین, به من بگید, امشب در
دفتر خاطراتتون چه می نویسید ؟

207
00:14:43,580 --> 00:14:45,571
جمعه, رفتم به مجلس رقص,

208
00:14:45,620 --> 00:14:48,418
لباس چیت موصلی گلدوزی شده
با زینت های آبی رو پوشیده بودم,

209
00:14:48,460 --> 00:14:51,213
و خیلی زیبا شده بودم,
هر چند من به خودم اینو می گم."

210
00:14:51,260 --> 00:14:54,775
رقص بعدی! لرد بایرون
"با یه مردی می رقصیدم,

211
00:14:54,820 --> 00:14:57,857
یکی دیگه بهم خیره شده بود
خیلی خوش تیپ تر ."

212
00:14:57,900 --> 00:15:00,494
در واقع من نباید همچین چیزی بگم.

213
00:15:00,540 --> 00:15:01,768
پس باید چی بگی؟.

214
00:15:03,540 --> 00:15:05,496
شاید من اصلا دفتر خاطرات ندارم

215
00:15:09,580 --> 00:15:11,093
یالا!

216
00:15:11,140 --> 00:15:13,813
اون مطلوب ترین مرد جوان بود, نه کاترین؟.

217
00:15:13,860 --> 00:15:15,134
بله.

218
00:15:15,180 --> 00:15:17,740
اون بسیار مهربان بود,
و بسیار سرگرم کننده.

219
00:15:17,780 --> 00:15:19,611
خیلی ازش خوشم اومد.

220
00:15:19,660 --> 00:15:21,412
خب, آقای آلن؟

221
00:15:22,980 --> 00:15:24,971
من همچین منظوری نداشتم.

222
00:15:25,020 --> 00:15:27,659
اون نمی تونه راجع به من اونطوری فکر کنه,
اون بیش از حد...

223
00:15:27,700 --> 00:15:29,292
او کاملا بالغ و رشید است.

224
00:15:30,580 --> 00:15:32,935
کاترین, احساس می کنم
من باید به شما هشدار می دهند

225
00:15:32,980 --> 00:15:36,131
که در بث از همه نوع فرهنگی آدم جذب می شه
حتی از الواط و ماجراجویان,

226
00:15:36,180 --> 00:15:39,297
و هیچ کس نمی تونه خیلی دقیق باشه
هنگامی که داره آشنایان جدید پیدا می کنه.

227
00:15:39,340 --> 00:15:41,649
آقای تیلنی, یه آدمه رذل؟.

228
00:15:42,380 --> 00:15:44,371
آقای تیلنی, ماجراجویه؟.

229
00:15:45,220 --> 00:15:48,053
اون پارچه ی چیت را می شناسه, آقای آلن.

230
00:15:48,980 --> 00:15:50,459
اون یه خواهر داره.

231
00:15:51,660 --> 00:15:53,378
خوب, پس از کمی پرس و جو,

232
00:15:53,420 --> 00:15:58,096
من کشف کردم که آقای تیلنی یک مرد جوان
از خانواده بسیار خوبه, و یک روحانی.

233
00:15:58,820 --> 00:16:00,253
روحانی؟.

234
00:16:00,300 --> 00:16:02,655
بدون شک شما ترجیح می دین
اون یاغی باشه

235
00:16:02,700 --> 00:16:05,009
پدرش یک مرد منطقی

236
00:16:05,060 --> 00:16:06,857
جنرال تیلنی

237
00:16:06,900 --> 00:16:08,538
از نورتنگر ابی

238
00:16:08,580 --> 00:16:10,377
نورتنگر ابی؟.

239
00:16:11,620 --> 00:16:13,019
آیا اونجا شبح داره؟.

240
00:16:13,060 --> 00:16:14,857
بدون شک, بدون شک.

241
00:16:14,900 --> 00:16:17,858
این دیر ها معمولا روح دارن.

242
00:16:48,180 --> 00:16:49,579
Whoa!

243
00:17:17,540 --> 00:17:20,657
.. پوشیدن همان چیزهای قدیمی
کی فکرشو میکنه.

244
00:17:22,180 --> 00:17:23,408
خانم آلن؟.

245
00:17:25,620 --> 00:17:27,611
و این باید دوشیزه مورلند.

246
00:17:28,740 --> 00:17:31,971
خانم تورپ. برادرت جیمز
به من گفت دنبال تو بگردم.

247
00:17:32,020 --> 00:17:35,729
شما جیمزو می شناسین؟.
- در واقع. اون در آکسفورد با پسر من, جانه.

248
00:17:35,780 --> 00:17:38,214
خانم تورپ!
همکلاسی قدیمی من!

249
00:17:38,260 --> 00:17:39,978
بله, اون کریسمس پیش شما اومده بود.

250
00:17:40,020 --> 00:17:42,853
و من باید بگم که اون خودشو
حسابی تو دل ما جا کرد.

251
00:17:42,900 --> 00:17:45,460
آه, اینم از دختر های من که دارن میان.

252
00:17:45,500 --> 00:17:48,572
ایزابلا, فرزند ارشد من,
و ماریا و آن.

253
00:17:48,620 --> 00:17:53,136
ایزابلا, این خانم آلن,
و خانم کاترین مورلند.

254
00:17:53,180 --> 00:17:55,057
خواهر جیمز.

255
00:17:55,100 --> 00:17:56,613
خواهر جیمز!

256
00:17:57,500 --> 00:17:59,218
چطوری, دوشیزه مورلند ؟.

257
00:17:59,260 --> 00:18:00,956
من خیلی وقته که آرزوی ملاقات با شما رو دارم

258
00:18:00,980 --> 00:18:03,972
برادر ت خیلی با محبت از تو تعریف می کنه.

259
00:18:04,020 --> 00:18:07,615
من مطمئن هستم که ما
دوستای خوبی برای هم می شیم.

260
00:18:09,700 --> 00:18:12,737
من خیلی خوشحالم که تویم
رمان خانم رادکلیف, رو دوست داری.

261
00:18:12,780 --> 00:18:16,819
کاش منم جای تو بودم وتازه برای اولین بار
رمان آدولفو رو می خوندم.

262
00:18:16,860 --> 00:18:18,293
آیا واقعا خیلی زشته.

263
00:18:18,340 --> 00:18:20,615
حتی نمی تونی تصور کنی.

264
00:18:20,660 --> 00:18:22,537
اما من حتی یک کلمشم بهت نمی گم.

265
00:18:23,660 --> 00:18:26,094
خوب, شاید یک واقعه
برای مشتاق تر کردنت.

266
00:18:31,540 --> 00:18:33,316
یه همچین چیزهایی واقعا
می تونه اتفاق بیافته ؟.

267
00:18:33,340 --> 00:18:34,978
خوب, فقط از لرد بایرون فکر می کنم.

268
00:18:35,020 --> 00:18:36,851
من شنیده بودم که اون خیلی نا بکاره.

269
00:18:36,900 --> 00:18:39,812
اما من دقیقا نمیدونم
که اون قراره چکار کنه.

270
00:18:44,620 --> 00:18:45,689
آه!

271
00:18:46,580 --> 00:18:49,697
و من شنیده ام که
اون اینجا در بثه.

272
00:18:49,740 --> 00:18:52,413
باید ما به اتاق پمپ بریم
و ببینیم که آیا ما می تونیم ببینیمش؟

273
00:18:53,540 --> 00:18:55,735
شاید آقای تیلنی تو هم اونجا باشه

274
00:18:55,780 --> 00:18:58,089
اون آقای تیلنی من نیست ایزابلا.

275
00:18:58,140 --> 00:19:00,449
در واقع, تو نباید همچین چیزی بگی!

276
00:19:00,500 --> 00:19:02,138
اون نیست؟.

277
00:19:02,180 --> 00:19:06,219
خب, یک شخص خاص وجود داره
که از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال میشه.

278
00:19:07,060 --> 00:19:08,459
منظورت کیه ؟.

279
00:19:08,500 --> 00:19:10,252
فکرشم نمی کنی.

280
00:19:12,060 --> 00:19:13,618
آه.

281
00:19:13,660 --> 00:19:17,812
من متنفرم از غریبه هایی که به
مکالمات خصوصی مردم گوش می کنن.

282
00:19:31,940 --> 00:19:33,692
نه, اسمش اینجا نیست.

283
00:19:34,460 --> 00:19:36,416
من فکر می کنم اون باید از بث رفته باشه.

284
00:19:37,500 --> 00:19:40,916
و در عین حال اون هیچ اشاره ای به این موضوع
نکرد که اقامتش در بث انقدر کوتاه می تونه باشه

285
00:19:40,940 --> 00:19:42,612
شاید خیلی هم بد نباشه

286
00:19:42,660 --> 00:19:45,697
برادرم جان می گه
تمام خانواده خیلی بدن.

287
00:19:45,740 --> 00:19:48,971
پسر ارشد به بدیه لرد بایرونه, جان می گه.

288
00:19:49,020 --> 00:19:54,299
مطمئنا اون اشتباه گرفته. آقای تیلنی نمی
تونست مهربانتر یا نجیب زاده تر, از این باشه.

289
00:19:54,340 --> 00:19:56,251
ظاهر افراد اغلب فریبندس می دونی که

290
00:19:56,300 --> 00:19:57,938
اما او یک روحانی است.

291
00:19:57,980 --> 00:20:00,574
این روزها این دلیل نمی شه.

292
00:20:05,060 --> 00:20:06,971
غیر قابل تحمله!

293
00:20:10,300 --> 00:20:12,291
, اجازه بدید بیا بریم بیرون.

294
00:20:13,940 --> 00:20:15,931
عالیه. هر دوتا دخترا.

295
00:20:19,660 --> 00:20:21,969
دسته گل! دکمه!

296
00:20:22,020 --> 00:20:24,375
گل! دکمه!

297
00:20:24,420 --> 00:20:25,978
هنوز دنبالمونن؟.

298
00:20:26,940 --> 00:20:29,249
نه, رفتن به سمت حیاط کلیسا.

299
00:20:30,180 --> 00:20:31,772
خوب. ما از شرشون راحت شدیم.

300
00:20:31,820 --> 00:20:34,857
حالا, اگر ما پایین این خیابان
بپیچیم از خیابان میلسوم در میایم,

301
00:20:34,900 --> 00:20:37,733
اما اگر دوباره دیدیمشون
نباید جلوشون وایسیم؟

302
00:20:37,780 --> 00:20:39,054
آه, مهم نیست.

303
00:20:39,100 --> 00:20:40,977
, بیا زود باش.

304
00:20:41,020 --> 00:20:42,658
گل!

305
00:20:51,180 --> 00:20:54,650
آه, این کالسکه های نفرت انگیز!
چقدر ازشون متنفرم!

306
00:20:54,700 --> 00:20:56,133
برید کنار! برید کنار

307
00:20:56,180 --> 00:20:59,331
ایزابلا!
آه, چقدر عالی!

308
00:20:59,380 --> 00:21:01,132
آقای مورلند و برادرم جان!

309
00:21:04,460 --> 00:21:05,460
جیمز!

310
00:21:05,500 --> 00:21:07,536
من نمی دونستم تو میای بث.

311
00:21:07,580 --> 00:21:08,933
پیشنهاد تورپ بود.

312
00:21:08,980 --> 00:21:13,371
وقتی که فهمیدم تو اینجایی, و شما, دوشیزه
تورپ, هیچ چیز نمی تونست جلوی منو بگیره.

313
00:21:13,420 --> 00:21:15,490
من خیلی خوشحالم دوباره
شما رو ملاقات می کنم.

314
00:21:16,540 --> 00:21:18,019
منم همینطور.

315
00:21:20,900 --> 00:21:23,812
دوشیزه مورلند.
دوست خوب من جان تورپ.

316
00:21:23,860 --> 00:21:25,293
آشنایی شما باعث افتخار منه.

317
00:21:25,340 --> 00:21:28,491
دیشب افتخار دیدن رقص شما رو داشتم

318
00:21:28,540 --> 00:21:30,531
بله, یادمه.

319
00:21:30,580 --> 00:21:34,016
من امیدوارم که این افتخار
نصیبم بشه که بزودی خودم با شما برقصم

320
00:21:35,460 --> 00:21:38,896
ما داشتیم می رفتیم طرف ساختمون ادگار.
واقعا؟.

321
00:21:38,940 --> 00:21:41,090
لعنت, ما هم با شما همراهی
می کنیم! دوشیزه مورلند ؟.

322
00:21:44,020 --> 00:21:47,137
آیا شما به کالسکه ی رو باز علاقه دارین؟.
اوه, بله, خیلی.

323
00:21:47,180 --> 00:21:51,332
خب, آیا شما به من اجازه می دید که شما رو برای سواری
به تپه های لنسدون ببرم تو یکی از روزهای این هفته.

324
00:21:51,380 --> 00:21:54,099
متشکرم. شما بسیار مهربانید.

325
00:21:54,860 --> 00:21:56,976
اما این کار درستیه ؟.

326
00:21:58,380 --> 00:21:59,972
آه, لعنت, اینجا بثه.

327
00:22:00,020 --> 00:22:02,580
می دونید که؟.در بث همه چیز
راحت تره و آزادیه بیشتری وجود داره.

328
00:22:36,500 --> 00:22:38,316
یه پنی میدم تا بگی به چه
فکر می کنی دوشیزه مورلند ؟.

329
00:22:38,340 --> 00:22:41,730
من فقط... تا حالا رمان آدولفو رو خوندید
آقای تورپ؟.

330
00:22:41,780 --> 00:22:43,611
آدولفو ؟. پروردگارا!

331
00:22:43,660 --> 00:22:46,174
نه من هرگز رمان نمی خونم,
این کارو گذاشتم به عهده ی ایزابلا.

332
00:22:47,060 --> 00:22:49,449
- خوب من رمان راهب رو چند وقت پیش خوندم.
راهب!

333
00:22:49,500 --> 00:22:51,855
به همون اندازه که می گن تکان دهنده بود؟

334
00:22:51,900 --> 00:22:53,572
می تونم بهتون قرضش بدم
اگر مایلید.

335
00:22:53,620 --> 00:22:55,611
موضوعات داغ, می دونید که.

336
00:23:08,700 --> 00:23:11,294
این که همه با همیم لذت بخش نیست, کاترین؟.
و بله!

337
00:23:11,340 --> 00:23:13,217
چی گفت؟. دوباره رقص تند ؟

338
00:23:13,260 --> 00:23:16,093
برای دور بعد شریکتون رو انتخاب کنین

339
00:23:17,740 --> 00:23:19,298
یک رفیق تجملاتی

340
00:23:23,180 --> 00:23:24,533
دوشیزه مورلند.

341
00:23:26,580 --> 00:23:28,730
اجازه بدید شما رو معرفی کنم به...

342
00:23:28,780 --> 00:23:30,179
النور.

343
00:23:30,220 --> 00:23:31,653
خواهرم.

344
00:23:33,220 --> 00:23:34,733
خواهرتون!

345
00:23:35,660 --> 00:23:36,809
آه...

346
00:23:36,860 --> 00:23:39,658
بله, من بسیار از ملاقاتتون
خوشحالم, خانم تیلنی.

347
00:23:39,700 --> 00:23:41,179
ومنم همینطور.

348
00:23:42,140 --> 00:23:44,335
هنری راجع به شما خیلی صحبت کرده.

349
00:23:45,300 --> 00:23:48,451
شما نمی تونید تصور کنید که چقدر
از دوباره دیدن برادرتون غافلگیر شدم.

350
00:23:48,500 --> 00:23:51,014
تقریبا مطمئن شده بودم که از بث رفتن.

351
00:23:51,060 --> 00:23:55,929
بله, زمانی که اون شما رو دید, اومده بود تا برای
ما در اینجا جا پیدا کنه و فقط همون شب اینجا بود

352
00:23:55,980 --> 00:23:57,698
اوه, که اینطور.

353
00:23:58,500 --> 00:24:00,889
اون منظورم برادرتون, خیلی خوب می رقصه.

354
00:24:00,940 --> 00:24:03,329
بله.
و خیلی هم سرگرم کننده یه.

355
00:24:03,380 --> 00:24:05,814
بله, اون همینطوره, زمانی که بهش توجه بشه.

356
00:24:12,500 --> 00:24:15,020
آیا اون نجیب زاده ای رو که با آقای تیلنی
صحبت می کنه میشناسین ؟.

357
00:24:16,380 --> 00:24:17,779
بله اون پدر مونه,

358
00:24:17,820 --> 00:24:19,299
جنرال تیلنی.

359
00:24:20,460 --> 00:24:23,099
اون به نظر می رسه که از بودن ما با هم
ناراضیه.

360
00:24:24,300 --> 00:24:26,018
این تنها روشه اونه.

361
00:24:29,820 --> 00:24:32,254
و مادرتون هم اینجا با شما در بثه؟.

362
00:24:33,740 --> 00:24:35,412
مادر ما مرده.

363
00:24:37,540 --> 00:24:40,338
بنابراین این اولین بار که شما در بث هستید؟.

364
00:24:40,380 --> 00:24:41,938
آیا از اینجا خوشتون اومده؟

365
00:24:41,980 --> 00:24:43,811
خیلی زیاد در واقع.

366
00:24:43,860 --> 00:24:48,036
مناظر بسیار زیبایی در اینجا وجود داره
368
00:24:45,640... > 00:24:47,517
من و هنری بیشتر صبح ها پیاده روی می کنیم.

367
00:24:48,060 --> 00:24:49,836
اگر شما مایل باشید می
تونین یک روز با ما بیاین.

368
00:24:49,860 --> 00:24:51,498
بله.

369
00:24:51,540 --> 00:24:54,338
بیشتر از هر چیزی در جهان
من عاشق پیاده روی های طولانی ام.

370
00:24:55,260 --> 00:24:57,436
هر چند که من نمی تونم دوستم رو متقاعد کنم
که به من بپیونده.

371
00:24:57,460 --> 00:25:00,956
اون فکر می کنه این کار اتلاف وقته وقتی بسیاری
کارهای دیگه در شهر وجود داره که میشه انجام داد.

372
00:25:00,980 --> 00:25:02,333
می بینم منظورش چیه.

373
00:25:04,700 --> 00:25:06,497
اون چیزای وحشتناکی میگه.

374
00:25:07,540 --> 00:25:11,499
در این صورت, ما فردا ساعت
12 میایم مگه اینکه بارون بیاد

375
00:25:11,540 --> 00:25:12,814
بله.

376
00:25:12,860 --> 00:25:15,249
کاترین.تو باید حتما اینو بشنوی.

377
00:25:15,300 --> 00:25:16,813
بیا, سریع!

378
00:25:16,860 --> 00:25:18,259
ببخشید.

379
00:25:18,300 --> 00:25:19,858
البته.

380
00:25:29,460 --> 00:25:33,089
عجله کن, دوشیزه مورلند!
کلاه تو بردار, نباید وقتو از دست بدیم!

381
00:25:33,140 --> 00:25:35,131
ما میریم به قلعه ی بلیز
-آقای تورپ!

382
00:25:35,180 --> 00:25:37,899
چطورید, خانم آلن؟
کاترین نازنین من.

383
00:25:37,940 --> 00:25:41,853
این لذت بخش نیست؟ قلعه ی بلیز,
هیچ چی نمیتونه رمانتیک تر از این باشه.

384
00:25:41,900 --> 00:25:45,290
بله, مطمئنم همینطوره, اما من خیلی متاسفم,
من نمی تونم با شما بیام.

385
00:25:45,340 --> 00:25:49,049
من منتظر دوشیزه تیلنی و برادرش
هستم تا با هم به پیاده روی بریم.

386
00:25:49,100 --> 00:25:54,572
اونا نه ، من پنج دقیقه پیش دیدمشون '
اون سوار یک درشکه ی شاه بلوطی رنگ نمی شه ؟.

387
00:25:54,620 --> 00:25:56,212
من نمی دونم, در واقع.

388
00:25:56,260 --> 00:26:00,253
اونو تو خیابون لنسون دیدم که یه
دختر خوشگلم پهلوش نشسته بود,

389
00:26:00,300 --> 00:26:02,860
اما شاید آنها بعدا تماس بگیرن.

390
00:26:02,900 --> 00:26:04,299
نه, اونا این کارو نمی کنن.

391
00:26:04,340 --> 00:26:07,537
شنیده م که تیلنی به یکی گفته که
تا جایی که بتونن دارن از اینجا دور می شن.

392
00:26:07,580 --> 00:26:09,730
من اصلا نمی فهمم.

393
00:26:09,780 --> 00:26:11,850
دوشیزه تیلنی به من قول داد.

394
00:26:11,900 --> 00:26:16,257
در این جهان کاذب, مردم اغلب وعده هایی
میدن که کمتر قصد نگه داشتنش رو دارن.

395
00:26:16,300 --> 00:26:19,053
فراموش نکنین, ما دوستان واقعی شماییم.

396
00:26:19,900 --> 00:26:22,016
ما به وعده هامون عمل می کنیم
بله.

397
00:26:23,900 --> 00:26:26,016
اما اگر اونا بعد از اینکه ما رفتیم بیان؟

398
00:26:26,060 --> 00:26:30,417
خواهر عزیز فراموشکار من, نشنیدی
که اون گفته به یه جایه دور میرن؟.

399
00:26:33,900 --> 00:26:35,253
پس...

400
00:26:35,300 --> 00:26:36,858
شاید من باید با شما بیام.

401
00:26:36,900 --> 00:26:38,618
لطفا خانم مورلند.

402
00:26:43,260 --> 00:26:46,696
خیلی خوب میره, مگه نه؟.
به ارومی!

403
00:26:46,740 --> 00:26:48,935
چطورید, آقا؟.

404
00:26:48,980 --> 00:26:50,857
رذل!

405
00:26:53,940 --> 00:26:56,010
نجیب زاده پیر دلپذیر.

406
00:26:56,780 --> 00:26:59,214
آقای آلن. بله, و خیلی خوش مزاج.

407
00:26:59,260 --> 00:27:03,970
و خیلی هم ثروتمند. ...من معتقدم
که آقای آلن بسیار ثروتمند هستن.

408
00:27:04,020 --> 00:27:05,851
و بدون هیچ فرزند ی ؟
نه, هیچ کدام.

409
00:27:05,900 --> 00:27:10,291
اما شما کاملا مورد علاقه ی اونهایید, اینطور حدس می
زنم؟. آقا و خانم آلن بسیار با من مهربان هستن, بله.

410
00:27:10,340 --> 00:27:12,570
از زمانی که من یک نوزاد بودم.
عالیه عالی!

411
00:27:12,620 --> 00:27:13,939
اوه, خانم تیلنی!

412
00:27:15,900 --> 00:27:19,210
وایسا! همین حالا!
این خانم تیلنی و برادرشه!

413
00:27:19,260 --> 00:27:22,650
اگر الان سعی کنم کالسکه رو متوقف
کنم رم می کنه - لطفا نگهدار, آقای تورپ!

414
00:27:22,700 --> 00:27:24,930
من پیاده می شم! می خوام پیاده شم!
امکان نداره!

415
00:27:24,980 --> 00:27:26,333
آه!

416
00:27:26,380 --> 00:27:28,177
Whoa, برو!

417
00:27:32,220 --> 00:27:33,892
چطور تونستین منو فریب بدین؟.

418
00:27:33,940 --> 00:27:37,933
خب, حالا که چی؟ می خواین چکار کنین؟.
از سواری به سمت قلعه ی بلیز لذت ببرین

419
00:27:37,980 --> 00:27:40,938
یا از نرفتن به پیاده روی با کشیش
خود نمای کانتین بری ناراحت باشی.

420
00:27:40,980 --> 00:27:43,335
آقای تیلنی کشیش خود نمای کانتین بری نیست!

421
00:27:43,380 --> 00:27:45,940
شما کاری کردین که به
نظر بیاد من آدم عهد شکنی ام.

422
00:27:45,980 --> 00:27:47,652
Whoa, واستا.

423
00:27:47,700 --> 00:27:49,099
ببینین!

424
00:27:49,140 --> 00:27:50,732
دوشیزه مورلند...

425
00:27:51,460 --> 00:27:55,612
من ممکنه کاملا با شما روراست نبوده باشم
, اما من دلیل خوبی برای این کارم داشتم.

426
00:27:55,660 --> 00:27:58,379
به شادیه برادر ت فکر کن, و.ایزابلا

427
00:27:58,420 --> 00:28:00,092
آنها نمی تونستن تنهایی برن بیرون

428
00:28:00,140 --> 00:28:02,210
و من به شما هم فکر می کردم.

429
00:28:02,260 --> 00:28:05,138
من در مجموع از دیدن شما با تیلنی راضی نیستم

430
00:28:05,180 --> 00:28:07,250
تمام خانواده دارای شهرت وحشتناکین

431
00:28:07,300 --> 00:28:09,939
چیزی بسیار عجیب و غریب
در مورد مرگ مادرشون وجود داره.

432
00:28:09,980 --> 00:28:11,459
اما شما که منظورتون این نیست...؟.

433
00:28:11,500 --> 00:28:15,778
ما باید مواظب انتخاب آشنایان جدیدمون باشیم.
همه به اندازه ی ما با شما صادق نیستن.

434
00:28:15,820 --> 00:28:18,653
اما آقای تیلنی و خواهرش
خیلی با من مهربان بودن.

435
00:28:18,700 --> 00:28:23,933
واقعا پوزش می طلبم, دوشیزه مورلند,
اگر من باعث پریشانی شما شدم.

436
00:28:23,980 --> 00:28:26,892
اما شما می تونید فردا همه چی رو درست کنین.

437
00:28:26,940 --> 00:28:29,534
اجازه بدید حداقل امروز لذت ببریم.

438
00:28:29,580 --> 00:28:33,892
لعنت, من تو این مدت به دنبال همچین فرصتی
بودم تا شما رو به گردش ببرم. حالا چی می گید؟.

439
00:28:36,340 --> 00:28:38,171
بسیار خوب.
Whoa!

440
00:28:39,340 --> 00:28:41,570
همه چیز مرتبه, تورپ؟.
کاملا.

441
00:28:41,620 --> 00:28:42,814
ادامه بده.

442
00:28:55,980 --> 00:28:58,130
برو!
برو.

443
00:29:00,420 --> 00:29:04,254
آقا, می تونی گوسفنداتو حرکت بدی, لطفا؟
- اه, بله!

444
00:29:04,300 --> 00:29:05,619
هی, هی, هی!

445
00:29:06,660 --> 00:29:09,458
این بارون فقط اینجا میاد
اینجارو که رد کنیم تموم میشه.

446
00:29:09,500 --> 00:29:13,891
ما بهتر ه برگردیم. خواهرت هم همین فکرو می کنه:
ما حتی, به نیمه راه قلعه ی بلیز هم نرسیدیم.

447
00:29:13,940 --> 00:29:15,976
بسیار خوب, هر طور که میلتونه!

448
00:29:16,020 --> 00:29:17,612
همه بر علیه منن!

449
00:29:17,660 --> 00:29:21,812
اگر برادرت کمی صبر می
کرد نیم ساعته دیگه اونجا بودیم.

450
00:29:21,860 --> 00:29:24,249
میشه گوسفند ات رو حرکت
بدی؟. می خوام دور بزنم.

451
00:29:24,300 --> 00:29:26,177
وقت منو تلف می کنی!

452
00:29:34,500 --> 00:29:37,890
خدایا! مردا چی فکر می کردن
اگر الان ما رو می دیدن ؟.

453
00:29:39,740 --> 00:29:41,810
چطور می تونم دوباره
تو صورت تیلنی نگاه کنم؟.

454
00:29:42,620 --> 00:29:45,134
تو نباید از جان بی خیال بگذری, عزیزترینم.

455
00:29:46,380 --> 00:29:49,736
می دونی, اون به من گفت که تو رو بیشتر از
هر دختر دیگه ای که تا حالا دیده دوست داره

456
00:29:49,780 --> 00:29:52,931
و فکر می کنه تو
زیباترین دختر در بث هستی.

457
00:29:53,540 --> 00:29:57,010
نمی دونم که چرا اون باید یه همچین
فکر ی بکنه. لازم نیست شکسته نفسی کنی

458
00:29:59,220 --> 00:30:01,415
خب بگو تا حالا چقدر از
رمان ادولفو رو خوندی ؟.

459
00:30:02,500 --> 00:30:05,253
من تازه به بخش روبند سیاه رسیدم.
روبند سیاه!

460
00:30:05,300 --> 00:30:07,689
من بهت نمی گم پشت اون نقاب کیه حتی یک کلمه.

461
00:30:07,740 --> 00:30:11,255
وقتی که این رمانو تموم کردی
رمان راهب رو بخون کتاب مورد علاقه ی برادرم

462
00:30:11,300 --> 00:30:15,339
اوه, بله, اون راجع بهش صحبت می کرد.
آیا اون واقعا بسیار زشته.

463
00:30:15,380 --> 00:30:18,816
این زشت ترین, و تکان دهنده ترینه

464
00:30:18,860 --> 00:30:20,259
در تمام جهان.

465
00:30:20,300 --> 00:30:24,930
امبورسیو ی راهب در اوایله کارش بسیار مقدسه
اما, اما توسط ماتیلدا رو به فساد میاره.

466
00:30:24,980 --> 00:30:27,796
اون بهش یه سحر و جادو یاد میده
بنابراین اون می تونه از دیوارها عبور کنه...

467
00:30:27,820 --> 00:30:30,573
.. و بره به اتاق خواب آنتونیا.

468
00:30:31,740 --> 00:30:35,289
اما بیش از حد تکان دهنده یه. من خجالت
می کشم برات تعریف کنم خودت باید بخونی

469
00:30:39,140 --> 00:30:43,452
"راهب صومعه یه ورد جادویی می خونه و
دود غلیظ ز آینه جادویی بیرون میاد.

470
00:30:43,500 --> 00:30:46,298
در انتها, اون در پشت سر
انتونیای دوست داشتنی ظاهر شد

471
00:30:46,340 --> 00:30:50,956
اون برای رفتن به حمام لباساشو در میاورد
475
00:30:47,840... > 00:30:50,434
و راهب عاشقانه فرصت داشت تا او رو تماشا کنه

472
00:30:50,980 --> 00:30:54,131
هیکل موزون و تقارن قابل تحسین او

473
00:30:54,180 --> 00:30:55,977
اون آخرین لباسشو در اورد.

474
00:30:56,020 --> 00:30:58,580
در این لحظه راهب به سمت او حمله برد,

475
00:30:58,620 --> 00:31:02,169
سرش رو روی سینه هاش گذاشتو گستاخانه گفت.

476
00:31:02,220 --> 00:31:03,972
امبرسیو نمیتونه بیش از این تحمل کنه.

477
00:31:04,020 --> 00:31:07,296
خون در رگهای او بجوش امده بود و
وجودش درآتش عشق او می سوخت.

478
00:31:07,340 --> 00:31:10,412
' باید او را از ان خود کنم

479
00:31:11,620 --> 00:31:14,009
نه, نه, امبرسیو.

480
00:31:14,060 --> 00:31:17,018
من دیگر قادر نیستم با احساساتم مقابله کنم.

481
00:31:17,060 --> 00:31:21,611
من هر لحظه متحول تر میشم

482
00:31:21,660 --> 00:31:25,016
من باید از تو لذت ببرم و یا بمیرم!

483
00:31:27,460 --> 00:31:30,054
او در فلوت جادویی دمید

484
00:32:12,540 --> 00:32:14,417
لعنت چه زن خوشگلیه.

485
00:32:15,220 --> 00:32:17,260
اما در برابر زیبایی شما
چیزی نیست اینو که می دونین.

486
00:32:27,980 --> 00:32:30,619
دوشیزه مورلند, خانم آلن, آقای آلن.

487
00:32:31,460 --> 00:32:35,009
آقای تینلی حتما فکر می کنین من چقدر بی ادبم,
اما آنها به من گفتن که شما از اینجا رفتین.

488
00:32:35,060 --> 00:32:38,196
وقتی که من شما را دیدم, به آقای تورپ التماس
کردم که بایسته اما او سریعتر حرکت کرد

489
00:32:38,220 --> 00:32:41,417
اگر اون آهسته تر حرکت می کرد, من حتما
از کالسکه میپریدم وخودمو به شما میرسوندم

490
00:32:41,460 --> 00:32:44,657
لطفا باور کنین, من ترجیح میدادم با شما باشم

491
00:32:46,580 --> 00:32:48,775
شما و خانم تیلنی
حتما خیلی از دست من عصبانی هستین.

492
00:32:48,820 --> 00:32:51,812
من باید اعتراف کنم که
کمی احساس دلخوری کردم.

493
00:32:51,860 --> 00:32:55,694
اما خواهرم کاملا مطمئن بود که سوء تفاهم شده

494
00:32:55,740 --> 00:32:58,698
النور, شما حق داشتی, طبق معمول.

495
00:32:58,740 --> 00:33:03,689
دوشیزه مورلند مقصر نیست.
اون به زور ربوده شده بوده!

496
00:33:03,740 --> 00:33:07,574
نه, دقیقا,
اما واقعا سعی کردم اونو متوقف کنم.

497
00:33:07,620 --> 00:33:12,375
اونو اذیت نکن زمانی که فکر می کردی اون مصاحبت
دیگران رو به تو ترجیح داده حسابی ناراحت بودی.

498
00:33:12,420 --> 00:33:14,092
شاید هنوز هم او همین حسو داره.

499
00:33:14,980 --> 00:33:16,572
نه, در واقع!

500
00:33:17,660 --> 00:33:19,173
منظورم اینه که...

501
00:33:21,780 --> 00:33:24,214
پس ممکنه ما مجددا از شمادعوت کنیم ؟.

502
00:33:24,260 --> 00:33:26,569
فردا برای پیاده روی به ما ملحق می شید؟

503
00:33:27,580 --> 00:33:28,615
بله.

504
00:33:28,660 --> 00:33:32,619
خانم کاترین مورلند,
دختر بسیار مهربان و ثروتمندیه, بیش از حد.

505
00:33:32,660 --> 00:33:35,572
آقای آلن که ثروت زیادی در تجارت
بدست اورده از او مراقبت می کنن.

506
00:33:35,620 --> 00:33:37,770
واین ثروت خرج کسی نمیشه هیچ کس جز کاترین,

507
00:33:37,820 --> 00:33:39,956
اون یه مهریه ی حسابی بعد از
ازدواج به منزل همسرش خواهد برد.

508
00:33:39,980 --> 00:33:43,814
وقتی که پیر مرد از دنیا بره,
اون از ثروتمندترین زنان کشور خواهد شد.

509
00:33:43,860 --> 00:33:45,612
لطف کردین آقا.

510
00:33:45,660 --> 00:33:47,776
تورپ, جان تورپ.

511
00:33:47,820 --> 00:33:49,890
بسیار خوشحال شدم...

512
00:33:49,940 --> 00:33:51,692
بله, شعر به زیبایی خوانده شد.

513
00:33:51,740 --> 00:33:54,891
آقای تورپ, از شما می خوام
منو به بانوی جوان معرفی کنین .

514
00:33:57,980 --> 00:33:59,936
: دوشیزه مورلند, ایشون جنرال تیلنی هستن.

515
00:34:04,620 --> 00:34:06,053
جذاب.

516
00:34:06,100 --> 00:34:08,978
و من از دور شنیدم که پیشنهاد
پیاده روی به شما دادن؟.

517
00:34:10,820 --> 00:34:12,617
بله, آقا, پس فردا.

518
00:34:12,660 --> 00:34:15,970
شاید شما به ما افتخار بدین که
بقیه روز را با ما بگذرونین,

519
00:34:16,020 --> 00:34:17,248
پس از پیاده رویتون ؟.

520
00:34:17,300 --> 00:34:20,610
اگر آقا و خانم آلن حرفی نداشته باشن؟.

521
00:34:22,500 --> 00:34:26,573
من مطمئنم که آنها خوشحال
میشن, واین باعثه افتخار منه.

522
00:34:26,620 --> 00:34:28,292
عالیه.

523
00:34:29,500 --> 00:34:33,379
من باید منتظر آشنایی بیشتر
با شما باشم خانم مورلند.

524
00:34:41,740 --> 00:34:42,855
آه!

525
00:34:49,620 --> 00:34:52,373
نظرتون چیه, کاترین؟.
عالیه.

526
00:34:53,660 --> 00:34:57,653
منو یاد جنوب فرانسه میندازه.
لانگوداک, می دانید که؟.

527
00:34:57,700 --> 00:34:59,372
بله

528
00:34:59,420 --> 00:35:01,980
آیا شما خیلی به فرانسه سفر کردین؟.

529
00:35:02,020 --> 00:35:03,214
نه

530
00:35:04,300 --> 00:35:06,097
هرگز, من هرگز اونجا نرفتم.

531
00:35:07,180 --> 00:35:11,970
اما من عکسای اونجا رو دیدم و دقیقا همونطوریه
که خانم رادکلیف در ادولفو توصیف کرده..

532
00:35:12,020 --> 00:35:14,614
آه! خانم رادکلیف.

533
00:35:14,660 --> 00:35:17,811
اما گمان نمی کنم
شما اهل رمان خوندن باشین ؟.

534
00:35:17,860 --> 00:35:20,420
من رمان ادولفو رو در دو روز خوندم,

535
00:35:20,460 --> 00:35:22,974
و در تموم مدت مو به تنم سیخ شده بود.

536
00:35:23,020 --> 00:35:25,250
من گاهی اوقات حتی فکر میکنم
زندگی بیشتری وجود داره,

537
00:35:25,300 --> 00:35:26,892
و حقیقت اینه که,

538
00:35:26,940 --> 00:35:30,694
درک یک رمان خوب بهتر از
یک موعظه کسل کننده است.

539
00:35:31,460 --> 00:35:33,371
آیا واقعا چنین اعتقادی دارین ؟.

540
00:35:34,260 --> 00:35:36,091
آه, ادامه بدین, برای من صبر نکنید.

541
00:35:37,380 --> 00:35:39,450
چرا فکر می کنید
من به این حرف اعتقاد ندارم؟.

542
00:35:41,380 --> 00:35:43,500
از آنجا که من فکر می کنم شما
می خواین منو دست بندازین.

543
00:35:44,140 --> 00:35:47,132
و از آنجایی که دنیای واقعی
با دنیای داستانها فرق میکنه.

544
00:35:47,180 --> 00:35:48,499
اینطوره؟.

545
00:35:48,540 --> 00:35:50,019
البته که اینطوره!

546
00:35:50,860 --> 00:35:52,737
من عاشق خوندن رمانهای خانم رادکلیفم,

547
00:35:52,780 --> 00:35:56,659
اما من فکر نمی کنم دنیای واقعی
پر از قتل و آدم ربایی

548
00:35:56,700 --> 00:35:59,089
و ارواح با صدای زنجیرها

549
00:35:59,140 --> 00:36:01,176
واغوا کردن و همه چیز.

550
00:36:02,300 --> 00:36:04,939
خب, نه در فولرتون, به هر حال.

551
00:36:05,740 --> 00:36:08,413
شاید قتل بسیار و آدم
ربایی وجود نداشته باشه.

552
00:36:08,460 --> 00:36:11,213
اما دلهای شکسته؟ خیانت؟

553
00:36:11,260 --> 00:36:14,491
کینه های دراز مدت؟.
انتقام؟

554
00:36:15,380 --> 00:36:16,733
ترس؟

555
00:36:16,780 --> 00:36:19,294
و نفرت؟ و ناامیدی؟.

556
00:36:21,260 --> 00:36:24,650
آیا آنها بخشی از زندگی ما نیست؟.
حتی در فولرتون؟.

557
00:36:26,420 --> 00:36:27,978
نمی دونم.

558
00:36:28,020 --> 00:36:29,897
من می خواهم فکر کنم که وجود نداره.

559
00:36:30,980 --> 00:36:35,132
خب, پس, من امیدوارم که تجربه زندگی شما از
این قاعده استثنا باشه.

560
00:36:38,620 --> 00:36:39,620
تیلنی!

561
00:36:45,660 --> 00:36:49,972
منو ببخش, تیلنی, برای قطع کردن پیاده رویتون
من زمانی برای از دست دادن ندارم.

562
00:36:50,020 --> 00:36:52,136
البته. ما منتظرتون بودیم.

563
00:36:53,020 --> 00:36:54,089
خانم.

564
00:36:54,140 --> 00:36:55,971
بیا, کمی دیگه پیاده روی کنیم.

565
00:37:02,860 --> 00:37:05,897
آن آقا آشنایی نزدیکی با ما داره
و یکی از دوستان بسیار خوب ماست.

566
00:37:05,940 --> 00:37:08,898
اون موظفه این کشور رو در کوتاه مدت ترک کنه.

567
00:37:08,940 --> 00:37:11,738
اون دیشب راجع به وضعیتش برای من توضیح داد,

568
00:37:11,780 --> 00:37:15,898
اما بدون شک اون مشتاق خداحافظی
با خواهر من, قبل از ترک کشور بود.

569
00:37:17,340 --> 00:37:18,659
متوجه هستم.

570
00:37:21,020 --> 00:37:23,818
هیچ دلیلی وجود نداره
که اون نتونه اینجا بیاد.

571
00:37:23,860 --> 00:37:27,296
اما من و خواهرم بسیار سپاسگزار خواهیم بود
اگر شما به پدر من راجع به این موضوع چیزی نگی

572
00:37:27,340 --> 00:37:30,377
که ما اون نجیب زاده
را امروز در اینجا دیدیم.

573
00:37:32,020 --> 00:37:33,612
نه, البته.

574
00:37:34,980 --> 00:37:36,299
متشکرم.

575
00:37:49,820 --> 00:37:52,937
راهب دوباره سراغ اون کار نا پاک رفت.

576
00:37:52,980 --> 00:37:55,448
"این طلسمو بگیر,"
اون پاسخ داد.

577
00:37:55,500 --> 00:38:01,336
"زمانی که این طلسم همراهته, هر دری
برات باز و دیوار ها ذوب خواهند شد.

578
00:38:01,380 --> 00:38:06,898
این به تو کمک می کنه که فردا
به اتاق خواب انتونیا بری '."

579
00:38:13,300 --> 00:38:14,494
دوشیزه مورلند.

580
00:38:20,980 --> 00:38:22,652
چیزی برای شرمساری نیست.

581
00:38:22,700 --> 00:38:24,975
این خواست خدایه.

582
00:38:25,020 --> 00:38:26,738
بیا.

583
00:38:35,300 --> 00:38:36,779
کاترین!

584
00:38:38,100 --> 00:38:40,091
کاترین!

585
00:38:44,300 --> 00:38:48,373
من کاملا مطمئن بودم شما دفعه ی دوم
که به خونه ی ما میاین. می تونم بهتون بگم.

586
00:38:49,660 --> 00:38:54,017
و روشی که شما با مادرم صحبت کردین,
من می تونم فقط بگم... سرنوشت این بود.

587
00:38:55,460 --> 00:38:56,654
کاترین؟.

588
00:38:56,700 --> 00:38:58,577
نه, نه, بشین.

589
00:39:01,820 --> 00:39:03,412
می تونی حدس بزنی چی شده؟

590
00:39:05,180 --> 00:39:08,650
برادر ت منو شادترین دختر روی زمین کرده!

591
00:39:08,700 --> 00:39:10,930
شما, شما و جیمز...

592
00:39:10,980 --> 00:39:12,254
عاشق هم شدین!

593
00:39:12,300 --> 00:39:14,655
اعتراف اون به من این بعد
از ظهر خیلی باارزش بود.

594
00:39:14,700 --> 00:39:17,931
و شما که منو می شناسی, من هرگز نتونستم
جلوی احساساتمو بگیرم.

595
00:39:17,980 --> 00:39:20,892
به طور خلاصه, منم بهش عشق خودمو ابراز کردم.

596
00:39:22,500 --> 00:39:23,819
کاترین!

597
00:39:26,700 --> 00:39:28,418
اون طبقه پایین منتظره.

598
00:39:37,300 --> 00:39:39,796
من می دونم که من باید از تو می پرسیدم
و تایید می گرفتم, کاترین.

599
00:39:39,820 --> 00:39:41,139
نه, در واقع!

600
00:39:41,180 --> 00:39:44,775
فقط من متعجب شدم چون
همه چی سریع اتفاق افتاد.

601
00:39:44,820 --> 00:39:49,450
اما نه انقدر سریع. من معتقدم که من
اولین بارکه چشمم بهش افتاد عاشق شدم.

602
00:39:49,500 --> 00:39:50,853
و منم همینطور.

603
00:39:51,580 --> 00:39:54,777
همان روز اول کریسمس گذشته که پیش ما اومد,
اولین لحظه ای که چشمم بهش افتاد!

604
00:39:54,820 --> 00:39:56,890
من یادمه که همین لباس شب زرد تنم بود.

605
00:39:56,940 --> 00:40:00,296
و در موهای من برای تزیین نوارهای باریک
بود. ...من برای خداحافظی اومدم, کاترین.

606
00:40:00,340 --> 00:40:03,491
من می خوام مستقیما به فولرتون برم
به دنبال کسب رضایت پدر و مادر.

607
00:40:03,540 --> 00:40:05,292
آه, مورلند, شما اینجایی.

608
00:40:05,340 --> 00:40:06,659
دوشیزه مورلند,

609
00:40:06,700 --> 00:40:09,772
من هم باید الان برای معرفی برم.

610
00:40:09,820 --> 00:40:13,972
من قصد دارم به همراه جیمز به فولرتون برم,
و سپس بریم شهر برای انتخاب یک حلقه مناسب.

611
00:40:14,020 --> 00:40:18,218
شاید من باید برای خودم هم دنبال
یکی بگردم شما چه فکر می کنین؟.

612
00:40:19,620 --> 00:40:23,056
یک چیز معروف خوب, برای پیشنهاد ازدواج.
نظرتون چیه؟.

613
00:40:24,340 --> 00:40:26,376
من فکر می کنم کار خیلی خوبیه, بیش از حد.

614
00:40:26,420 --> 00:40:28,536
من بسیار خوشحالم از شنیدن این حرفتون.

615
00:40:28,580 --> 00:40:33,131
تا به حال آهنگ قدیمی, "رفتن به عروسی به
ارمغان می آورد عروسی دیگری رو شنیدید" ؟.

616
00:40:34,940 --> 00:40:37,579
شاید من و شما باید
سعی کنیم به حقیقت بپیونده

617
00:40:38,900 --> 00:40:40,596
من به شما فکر می کنم, زمانی که در شهر هستم!

618
00:40:40,620 --> 00:40:42,895
بیا, جیمز, ما باید عجله کنیم

619
00:40:44,860 --> 00:40:46,339
برو.

620
00:40:46,380 --> 00:40:48,735
برو, شاید برای همیشه.

621
00:40:49,780 --> 00:40:52,533
ایزابلا! منظورت چیه؟.

622
00:40:52,580 --> 00:40:55,617
مادر و پدرت چه خواهند گفت؟.

623
00:40:55,660 --> 00:40:58,538
من مطمئن هستم که آنها برای
جیمز بسیار خوشحال خواهندشد

624
00:40:58,580 --> 00:41:02,653
اما جهیزیه من خیلی کمه. چطور رضایت میدن؟.

625
00:41:02,700 --> 00:41:05,897
برادر ت, می تونه با هر کسی ازدواج کنه.

626
00:41:05,940 --> 00:41:10,491
من فکر نمی کنم ثروت
نشون دهنده ی شخصیت باشه.

627
00:41:10,540 --> 00:41:15,853
آه! شیرین ترین من کاترین با
قلب مهربونت, من مطمئنم که اتفاقی نمیافته

628
00:41:16,740 --> 00:41:19,300
اما نباید انتظار داشته
باشم همه همینطور فکر کنن.

629
00:41:20,900 --> 00:41:23,255
من فقط امیدوارم موقعیتم عوض بشه.

630
00:41:24,380 --> 00:41:26,211
اگر میلیونها نفر تحت فرمان من باشن,

631
00:41:26,260 --> 00:41:28,854
اگر من معشوقه ی تمام دنیا بودم...

632
00:41:29,700 --> 00:41:32,498
.. برادر تو بازم
تنها انتخاب من بود.

633
00:41:38,260 --> 00:41:41,570
در حال حاضر, کاترین, می
دونی که من فقط به خاطر تو اینجایم.

634
00:41:41,620 --> 00:41:43,611
قلب من در فاصله 40 مایلی اینجاست.

635
00:41:44,540 --> 00:41:47,657
و برای رقص حتی حرفشم نزن ازت خواهش می کنم

636
00:41:47,700 --> 00:41:49,497
آن کاملا خارج درخواسته.

637
00:41:49,540 --> 00:41:52,657
من به جرات میگم چارلز هاج
منو تهدید به مرگ میکنه درموردش.

638
00:41:52,700 --> 00:41:54,736
اما من خیلی سریع از دستش
خلاص می شم حالا ببین.

639
00:41:54,780 --> 00:41:56,611
من تعجب می کنم که الان کجاس.

640
00:41:59,940 --> 00:42:03,979
این جنرال تیلنی.
من معتقدم که میاد با تو صحبت کنه.

641
00:42:06,860 --> 00:42:08,373
دوشیزه مورلند.

642
00:42:12,620 --> 00:42:14,133
لذت بخشه.

643
00:42:14,180 --> 00:42:16,330
حالا منو ببخشید.

644
00:42:18,820 --> 00:42:20,094
عالیه.

645
00:42:24,300 --> 00:42:25,574
دوشیزه مورلند,

646
00:42:25,620 --> 00:42:29,056
به من اجازه بدین برادرمو بهتون معرفی کنم,
کاپیتان تیلنی.

647
00:42:31,340 --> 00:42:32,489
جالبه.

648
00:42:39,500 --> 00:42:43,891
اجازه ندید که رفتار بد برادرم ناراحتتون کنه
متاسفم ولی این اخلاقشه

649
00:42:43,940 --> 00:42:46,215
اون مثله یه بچه بد اخلاقه.

650
00:42:46,260 --> 00:42:49,889
من از شما تعجب می کنم که به برادر بزرگترتون
بی احترامی می کنین.

651
00:42:51,220 --> 00:42:53,211
چطور می دونید وقتی بچه بوده چه اخلاقی داشته

652
00:42:53,260 --> 00:42:55,615
هنگامی که اون بچه بوده,
شما هنوز به دنیا نیآمده بودی.

653
00:42:55,660 --> 00:42:57,218
درسته.

654
00:42:58,100 --> 00:43:00,375
مادر م به من اینطور گفت.

655
00:43:02,420 --> 00:43:05,014
امیدوارم برای رقص بعدی
با کسی قرار نداشته باشین؟.

656
00:43:05,060 --> 00:43:06,254
نه, در واقع.

657
00:43:06,300 --> 00:43:09,337
رقیب من بث رو ترک کرده.
در واقع اون اینجا نیست...

658
00:43:10,900 --> 00:43:12,538
شما نباید منو اذیت کنین.

659
00:43:13,660 --> 00:43:15,460
بنابراین شما اصلا آقای تورپ را نمی شناسین؟.

660
00:43:16,300 --> 00:43:18,211
نه, نه اصلا.

661
00:43:18,260 --> 00:43:21,411
خیلی عجیبه چون اون در مورد خانواده ی شما
اطلاعات زیادی داشت.

662
00:43:21,460 --> 00:43:23,815
و هیچ کدومش به ما شبیه بود.

663
00:43:24,700 --> 00:43:26,179
خوب, من همیشه این نظر رو دارم

664
00:43:26,220 --> 00:43:30,611
که جهل و تعصب همیشه مانع
تشکیل درستترین و قوی ترین نظره.

665
00:43:30,660 --> 00:43:33,254
شما فکر می کنی اون نادان و متعصبه؟

666
00:43:33,300 --> 00:43:36,576
من می دونم که اون همیشه به من حقیقتو
نمی گه, اما اون با من بسیار مهربان بوده.

667
00:43:38,060 --> 00:43:39,573
شما فکر می کنی اون قابل اعتماد نیست؟.

668
00:43:41,540 --> 00:43:42,859
خانم مورلند عزیز,

669
00:43:42,900 --> 00:43:45,573
تا به حال به ذهنت خطور نکرده که من
نمی تونم بهترین فرد

670
00:43:45,620 --> 00:43:47,656
برای مشورت در مورد آقای تورپ باشم؟.

671
00:43:47,700 --> 00:43:50,339
اربابان من, خانم ها و آقایان,

672
00:43:50,380 --> 00:43:54,817
رقص بعدی در روز تابستان.

673
00:43:57,940 --> 00:44:01,057
خدای من, هنری. تو که نمی
خوای برای رقص بعدی بری, ؟.

674
00:44:02,260 --> 00:44:03,659
من مطمئنا می خوام.

675
00:44:03,700 --> 00:44:05,816
که اینطور...

676
00:44:06,980 --> 00:44:10,290
.. آیا شما فکر می کنید
دوستتون ممکنه با من برقصه؟.

677
00:44:10,940 --> 00:44:17,459
نه! من متاسفم. من میدونم که اون به
یک دلیل بسیار خاص امشب تمایلی به رقص نداره.

678
00:44:17,940 --> 00:44:19,339
که اینطور؟.

679
00:44:20,860 --> 00:44:22,179
چه بد.

680
00:45:00,340 --> 00:45:03,013
چرا می خندی؟.
اونجا رو ببین.

681
00:45:13,300 --> 00:45:15,575
من از تعجب تو تعجب نمی کنم

682
00:45:15,620 --> 00:45:20,410
من تا جایی که تونستم بهش
جواب رد دادم ولی قبول نمی کرد.

683
00:45:24,580 --> 00:45:27,970
اون بزرگترین پسر خانواده ی, می دونید که,
وارث نورتنگر ابی.

684
00:45:28,900 --> 00:45:30,731
که البته برای من مهم نیست

685
00:45:30,780 --> 00:45:33,374
من عاشق بهترین مرد در تمام جهانم.

686
00:45:37,540 --> 00:45:39,531
فکر می کنی اون خوش تیپه ؟

687
00:45:41,580 --> 00:45:44,458
کی؟.
کاپیتان تیلنی, احمق!

688
00:45:44,500 --> 00:45:45,819
آه.

689
00:45:46,620 --> 00:45:48,338
بله, بسیار خوش تیپه.

690
00:45:51,060 --> 00:45:53,938
اما مگه برادرت نگفته
بود اون خیلی مرد بدیه؟.

691
00:45:55,020 --> 00:45:56,453
به بدی لرد بایرون؟.

692
00:45:56,500 --> 00:46:00,379
آه, جان هر چیزی به ذهنش میرسه میگه

693
00:46:01,220 --> 00:46:03,370
من به سختی همچین چیزایی رو شنیدم

694
00:46:03,420 --> 00:46:07,129
اما پس, چطور چیزایی
رو که میشنویم باور کنیم؟.

695
00:46:09,380 --> 00:46:12,975
یک چیزی که می تونید مطمئن باشید... محبت من.

696
00:46:13,020 --> 00:46:16,171
به شما و برادر عزیزته.

697
00:46:28,620 --> 00:46:31,293
کاترین! کاترین, به من کمک کن,
به خاطر خدا!

698
00:46:55,060 --> 00:46:56,539
شما باید از جیمز خبری شنیده باشین؟.

699
00:46:57,780 --> 00:47:00,214
و پدر و مادرم موافقت کردن ؟.

700
00:47:00,260 --> 00:47:02,820
بله, پدرت خیلی خوشحال شده.

701
00:47:03,820 --> 00:47:06,254
جیمز قراره مقرری معادل
400 پوند در سال داشته باشه

702
00:47:06,300 --> 00:47:08,756
به محض اینکه جیمز به اندازه ی کافی
بزرگ بشه تا بتونه اون پول رو بگیره
.

703
00:47:08,780 --> 00:47:12,568
اما نه زودتر از دو سال آینده بنابراین,
ما باید دوسال برای ازدواجمون صبر کنیم.
.

704
00:47:12,620 --> 00:47:16,772
به نظر می رسه برای پدرت امکان پذیر نیست
برای ما بلافاصله کاری انجام بده.

705
00:47:16,820 --> 00:47:19,857
من مطمئنم که آقای مورلند مودب و
بسیار خوش تیپه.

706
00:47:19,900 --> 00:47:23,415
ا گر دوستانش بتونن براش
کاری بکنن که می تونن.

707
00:47:23,460 --> 00:47:25,371
و خواسته ایزابلا زیاد نیست.

708
00:47:25,420 --> 00:47:27,854
برای خودم, چیزی نمی خوام.

709
00:47:27,900 --> 00:47:29,731
من به خودم فکر نمی کنم هرگز.

710
00:47:29,780 --> 00:47:31,611
اما بیچاره جیمز

711
00:47:32,340 --> 00:47:35,457
مبلغ 400 پوند در سال برای ضروریات
یک زندگی مشترک هم کفاف نمی ده!

712
00:47:35,500 --> 00:47:39,812
اما گمان می کنم هر کسی حق داره
پولشو طوری که می خواد خرج کنه.

713
00:47:39,860 --> 00:47:43,011
من بسیار مطمئنم که پدرم
تا جایی که استطاعت داره کمک می کنه.

714
00:47:43,060 --> 00:47:47,053
اما آقای آلن, من مطمئن بودم,
کاری برای جیمز انجام میده.

715
00:47:47,100 --> 00:47:50,012
شاید اون موافق انتخاب عروس نبودند.

716
00:47:50,060 --> 00:47:52,654
چرا باید آقای آلن برای جیمز کاری انجام بده؟

717
00:47:54,140 --> 00:47:55,778
یا برای هر یک از ما؟.

718
00:47:55,820 --> 00:47:58,414
خانم و آقای آلن بسیار مهربان
بودن که منو به بث اوردن,

719
00:47:58,460 --> 00:48:02,339
اما هیچ یک از ما
انتظاری از آقای آلن نداریم.

720
00:48:06,860 --> 00:48:08,737
کاترین عزیز من

721
00:48:08,780 --> 00:48:11,010
شما که می دونید من اهمیتی به پول نمیدم.

722
00:48:12,180 --> 00:48:16,571
اگر ما فردا ازدواج کنیم من نهایتن,
سالی 50 پوند جهاز به خونه میتونم ببرم.

723
00:48:17,580 --> 00:48:19,013
اما این دردناکه.

724
00:48:20,220 --> 00:48:22,654
برای همینه که شما منو
انقدر اندوهگین می بینی.

725
00:48:23,460 --> 00:48:27,294
دو سال باید صبر کرد قبل از اینکه
مورلند عزیز بتونه زندگی تشکیل بده!

726
00:48:30,580 --> 00:48:31,933
کاترین...

727
00:48:33,340 --> 00:48:35,171
چطور میتونم تحمل کنم ؟.

728
00:48:42,460 --> 00:48:44,291
من به خوبی می تونم احساسشو درک کنم.

729
00:48:44,340 --> 00:48:46,171
دو سال زمان طولانیه.

730
00:48:46,900 --> 00:48:50,500
اما حداقل اون می تونه با مردی که دوست داره
ازدواج کنه. هر کسی نمی تونه آنقدر خوش شانس باشه.

731
00:48:50,540 --> 00:48:52,531
نه, حق با شماست.

732
00:48:53,460 --> 00:48:54,939
چقدر غم انگیزه.

733
00:48:55,940 --> 00:48:57,896
بله, همینطوره.

734
00:48:58,940 --> 00:49:01,215
اما چه تعداد زوج به خاطر
عشق ازدواج می کنند؟.

735
00:49:02,220 --> 00:49:05,610
من معتقدم که مادر و پدرم یکدیگر را دوست
داشتن حتی بیش از عشقی که به ما دارن,

736
00:49:05,660 --> 00:49:07,491
و آنها ما رو خیلی دوست دارن.

737
00:49:07,540 --> 00:49:10,816
وقتی من یک دختر بچه بودم,
فکر می کردم برای همه همینطوره.

738
00:49:10,860 --> 00:49:13,932
تنها زمانی که شروع به خواندن رمان
کردم متوجه شدم که اینطور نیست.

739
00:49:13,980 --> 00:49:17,211
من فکر نمی کردم یک نفر باید
رمان بخونه تا که این موضوع رو بفهمه.

740
00:49:17,260 --> 00:49:20,138
من فکر می کنم شما تا به حال
تربیت کاملا خطرناکی داشتی.

741
00:49:20,180 --> 00:49:24,139
خطرناک ؟ چطور؟.
خوب, هنری اینو می گه.

742
00:49:24,180 --> 00:49:27,536
شما اینطور بزرگ شدی که فکر می کنی همه
مثله تو بی ریا هستن و چیزی تو دلشون نیست.

743
00:49:27,560 --> 00:49:29,560
سینمافریک

744
00:49:30,700 --> 00:49:33,214
من فکر نمی کنم که خیلی ساده دل باشم.

745
00:49:33,260 --> 00:49:34,693
واقعا؟ چرا؟.

746
00:49:36,100 --> 00:49:39,251
من وحشتناک ترین رویاها رو می بینم گاهی.

747
00:49:43,460 --> 00:49:45,894
چرا می خندین؟.

748
00:49:45,940 --> 00:49:47,419
چیزی نیست که نگرانتون کنه.

749
00:49:51,660 --> 00:49:53,537
من عاشق پیاده روی مونم.

750
00:49:53,580 --> 00:49:57,334
من فکر می کنم باید برای همیشه در بث
بمونم و با شما هر روز به پیاده روی برم!

751
00:49:57,380 --> 00:49:59,496
متاسفانه, ممکن نخواهد بود.

752
00:49:59,540 --> 00:50:00,575
آه؟

753
00:50:00,620 --> 00:50:04,977
پدرمون امروز صبح به ما گفت, اون مصممه
که آخر این هفته بث رو ترک کنه

754
00:50:05,020 --> 00:50:06,020
آه.

755
00:50:06,060 --> 00:50:07,618
دوشیزه مورلند!

756
00:50:07,660 --> 00:50:09,252
عالیه!

757
00:50:10,260 --> 00:50:11,739
عالی.

758
00:50:18,140 --> 00:50:20,449
دوشیزه مورلند آیا فکر می کنید بتونید, ,

759
00:50:20,500 --> 00:50:23,412
از بودن در جامعه ی عمومی بگذرید

760
00:50:23,460 --> 00:50:26,338
و ما رو در نورتنگر ابی همراهی کنی؟

761
00:50:26,380 --> 00:50:28,291
نورتنگر ابی؟.

762
00:50:31,220 --> 00:50:32,733
خوب, خانم مورلند...

763
00:50:33,780 --> 00:50:35,338
.. چی می گی؟

764
00:50:37,660 --> 00:50:39,616
من بسیار مفتخر هستم, آقا.

765
00:50:40,580 --> 00:50:43,253
اگر آقا و خانم آلن موافقت کنن,

766
00:50:43,300 --> 00:50:46,212
من با خوشحالی می پذیرم.

767
00:50:53,740 --> 00:50:55,298
نورتنگر ابی!

768
00:50:55,340 --> 00:50:57,535
نمی ترسی که تنهایی می خوای بری اونجا؟.

769
00:50:57,580 --> 00:51:00,174
من اعتراف می کنم که کمی میترسم.

770
00:51:01,700 --> 00:51:04,055
خب, من به جرات می گم, برات
خیلی هیجان انگیز خواهد بود.

771
00:51:05,060 --> 00:51:07,255
اما من امیدوارم که منو فراموش نکنی, کاترین.

772
00:51:07,300 --> 00:51:09,689
یا جان عزیز ما رو.

773
00:51:09,740 --> 00:51:11,253
نه, در واقع.

774
00:51:11,300 --> 00:51:13,336
لازم نیست خجالت بکشی.

775
00:51:13,380 --> 00:51:18,170
من از اون شنیدم که تو
و اون قراره بزودی نامزد بشین

776
00:51:19,460 --> 00:51:20,939
در واقع همچین چیزی نیست!

777
00:51:20,980 --> 00:51:23,619
بی فایدس که پنهان کاری
کنی عز یزم, رازت فاش شده.

778
00:51:23,660 --> 00:51:28,051
اون در نامش نوشته, نیم ساعت قبل از
اینکه بث رو ترک کنه تو بهش جواب مثبت دادی

779
00:51:28,100 --> 00:51:30,978
اون می گه یه پیشنهاد عالی به تو داده.

780
00:51:32,580 --> 00:51:33,979
نه!

781
00:51:34,020 --> 00:51:35,851
نه, باید اشتباه شده باشه.

782
00:51:35,900 --> 00:51:38,539
برادرت منظور منو درست نفهمیده...

783
00:51:38,580 --> 00:51:42,653
من قطعا هیچ نظری ندارم که
اون فکر کرده از من خواستگاری کرده

784
00:51:43,700 --> 00:51:46,578
لطفا از اشتباه درش بیار.

785
00:51:48,020 --> 00:51:49,089
آه.

786
00:51:50,100 --> 00:51:53,536
خب, من به جرات می گم همه ما باید اجازه
داشته باشیم کمی لاس زنی بی ضرر داشته باشیم.

787
00:51:54,260 --> 00:51:57,093
اما هیچ لاس زنی, در مورد من وجود نداره

788
00:51:57,140 --> 00:52:00,416
و اگر هیچ کس اجازه نداشت نظرش رو عوض کنه
ما الان کجا بودیم ؟.

789
00:52:00,460 --> 00:52:02,610
شاید اینجوری برای همه
ما بهتر باشه به هر حال.

790
00:52:03,780 --> 00:52:07,216
ایزابلا,
لطفا منو درک کن, یک بار برای همیشه...

791
00:52:07,260 --> 00:52:08,613
هاش! داره میاد!

792
00:52:08,660 --> 00:52:11,254
کی؟.
تیلنی, البته!

793
00:52:12,340 --> 00:52:14,854
آه, کاش که این برای من پیش نمیومد

794
00:52:14,900 --> 00:52:16,811
نادیده بگیرش, شاید ما رو ندیده باشه.

795
00:52:22,420 --> 00:52:25,890
چی, همیشه منو زیر نظر داری؟

796
00:52:25,940 --> 00:52:27,817
شخصا...

797
00:52:28,660 --> 00:52:30,013
.. یا به نمایندگی از باقی.

798
00:52:30,060 --> 00:52:31,573
مزخرفه.

799
00:52:31,620 --> 00:52:34,453
روح من, می دونید که بسیار مستقله.

800
00:52:34,500 --> 00:52:38,379
ای کاش قلبت مستقل بود.
همین برای من کافی خواهد بود.

801
00:52:38,420 --> 00:52:40,058
قلب من؟.

802
00:52:40,100 --> 00:52:43,376
با قلبم چکار می خوای انجام بدی؟.

803
00:52:43,420 --> 00:52:45,331
هیچ یک از شما مردان قلب ندارین.

804
00:52:46,700 --> 00:52:48,338
اما ما چشم داریم.

805
00:52:49,460 --> 00:52:51,291
و آنها به اندازه کافی ما رو عذاب میدن.

806
00:52:53,460 --> 00:52:56,736
من فکر می کنم خانم آلن و مادرت منتظر ماین.

807
00:52:56,780 --> 00:52:59,169
نمیای, ایزابلا؟.

808
00:53:00,700 --> 00:53:02,099
شما برید.

809
00:53:02,140 --> 00:53:04,131
و به آنها بگید من دارم میام.

810
00:53:04,180 --> 00:53:07,809
و اگر من ندیدمت, برام نامه بده و
تمام اخبار خودت را از نورتنگر به من بگو.

811
00:53:24,820 --> 00:53:26,253
مراقبت باش, آقا!

812
00:53:38,580 --> 00:53:40,172
Whoa, وایسا!

813
00:53:44,060 --> 00:53:45,254
Whoa!

814
00:53:45,300 --> 00:53:49,691
چهار دقیقه طول کشید.

815
00:53:49,740 --> 00:53:52,334
من مطمئنم که دوشیزه مورلند
شما رو خیلی منتظر نمیذاره, پدر.

816
00:53:53,380 --> 00:53:55,940
اوه, کاترین, عزیز م, سریع بیا,
آنها اومدن!

817
00:53:55,980 --> 00:53:57,379
چقدر باشکوه

818
00:53:57,420 --> 00:53:59,138
کالسکه چهار اسبه!

819
00:53:59,180 --> 00:54:01,250
شما هرگز فکرشم نمی کنین, آقای آلن!

820
00:54:01,300 --> 00:54:02,858
نه, در واقع.

821
00:54:03,740 --> 00:54:05,731
خوب, کاترین, ما دلمون برات تنگ میشه.

822
00:54:06,500 --> 00:54:08,252
با تشکر از همه ی مهربانی تو.

823
00:54:08,300 --> 00:54:10,291
چه اوقات خوشی داشتیم.

824
00:54:10,340 --> 00:54:12,137
بجنب عزیزم.

825
00:54:12,180 --> 00:54:14,011
من باید در اینباره هوشیار باشم.

826
00:54:14,060 --> 00:54:16,938
این آدمای باکلاس نباید منتظر بمونن.

827
00:54:23,460 --> 00:54:26,452
دوشیزه مورلند, ببخشید که دیر رسیدیم.

828
00:54:26,500 --> 00:54:30,015
تقصیر پسربزرگم بود اون در بث باقی می مونه.

829
00:54:30,060 --> 00:54:33,416
در حال حاضر, دوشیزه مورلند عزیزم,
من یک پیشنهاد دارم.

830
00:54:34,380 --> 00:54:36,211
از اونجایی که امروز هوای خوبیه,

831
00:54:36,260 --> 00:54:39,252
اگر دلتون بخواد می تونین در طول مسیر
با پسر من, هنری همراه بشین.

832
00:54:39,300 --> 00:54:42,576
می تونین از هوا لذت ببرین
بهتر قادر به دیدن منطقه می شین.

833
00:54:42,620 --> 00:54:44,656
, البته, به طور کامل به شما بستگی داره.

834
00:54:44,700 --> 00:54:47,009
من اینکارو خیلی دوست دارم.

835
00:55:01,940 --> 00:55:04,613
آیا پدر تون گفت کاپتان تیلنی در بث می مونن

836
00:55:04,660 --> 00:55:06,810
بله.
اوه.

837
00:55:07,820 --> 00:55:12,018
شما نا امید به نظر میاین ؟. امیدوار بودین
برادرم در نورتنگر همراه ما باشه, شاید؟.

838
00:55:12,060 --> 00:55:13,209
نه!

839
00:55:13,260 --> 00:55:14,739
نه, نه اصلا!

840
00:55:14,780 --> 00:55:17,499
حقیقت اینه که من هیچ
اعتراضی به نبودن اون ندارم...

841
00:55:17,540 --> 00:55:19,292
پس موضوع چیه؟. بیا.

842
00:55:21,500 --> 00:55:23,968
من نگرانم
در مورد برادر شما و خانم تورپ.

843
00:55:24,020 --> 00:55:26,614
من فکر می کنم اون نمی دونه
که دوشیزه تورپ نامزد داره.

844
00:55:26,660 --> 00:55:29,413
گمان می کنم برادرم فکر می کنه که
می تونه شانسشو رو اون امتحان کنه.

845
00:55:29,460 --> 00:55:33,851
اما آیا اون متوجه نیست که چقدر این کار اشتباهه
و چقدر ممکنه برای برادر من ایجاد ناراحتی کنه؟.

846
00:55:33,900 --> 00:55:37,176
من فکر می کنم شما نباید خودتان را
بیش از حد زجر بدید, دوشیزه مورلند.

847
00:55:37,220 --> 00:55:40,018
برادر شما احتمالا بزودی به بث باز خواهدگشت.

848
00:55:40,060 --> 00:55:43,609
و برادر من باید بزودی بث رو ترک کنه و
دوباره به هنگش باز گرده.

849
00:55:43,660 --> 00:55:46,049
واین پایان همه چی خواهد بود.

850
00:55:47,300 --> 00:55:48,972
حالا اونجا رو ببین.

851
00:55:53,820 --> 00:55:55,890
این دقیقا چیزیه که من تصور می کردم.

852
00:55:55,940 --> 00:55:58,170
دقیقا شبیه چیزیه که یکبار راجع بهش خوندم

853
00:55:58,220 --> 00:56:02,452
آیا شما آمادگی برای مواجهه با
همه فجایع اون را داری؟.

854
00:56:03,620 --> 00:56:04,973
فجایع؟

855
00:56:05,020 --> 00:56:07,056
نورتنگر شبح داره, پس؟.

856
00:56:07,100 --> 00:56:08,613
آه, این کمترینش.

857
00:56:08,660 --> 00:56:10,810
سیاه چال و کانال های مخفی,

858
00:56:10,860 --> 00:56:17,015
اسکلت ها, گریه های عجیب و غریب
غیر زمینی که در شب روحت رو می خراشه.

859
00:56:17,940 --> 00:56:19,737
و خون آشام ؟.

860
00:56:19,780 --> 00:56:21,657
نگو خون آشام!

861
00:56:21,700 --> 00:56:24,692
من می تونم هر چیزی را تحمل کنم,
اما خون آشام نه.

862
00:56:25,500 --> 00:56:27,968
دوشیزه مورلند, من معتقدم
شما منو اذیت می کنی.

863
00:56:29,180 --> 00:56:32,377
اما اگر قرار بود بگم یه
نوعی خون اشام داره...

864
00:56:35,580 --> 00:56:41,337
فقط می تونم بگم هر خونه ای اسرار خودشو داره
و نورتنگر از این قاعده مستثنی نیست.

865
00:56:55,580 --> 00:56:57,980
اجازه بدید به شما کمک کنم بیاین پایین.
با تشکر از شما.

866
00:57:09,220 --> 00:57:12,018
دوشیزه مورلند, خوش آمدید
به نورتنگر ابی.

867
00:57:20,820 --> 00:57:22,811
امیدوارم شما اینجا راحت باشی.

868
00:57:24,380 --> 00:57:28,976
, لطفا, ازتون خواهش می
کنم, لباستون رو عوض کنین.

869
00:57:29,020 --> 00:57:32,615
پدرم در مورد آداب هنگام صرف شام خیلی حساسه

870
00:57:33,460 --> 00:57:35,212
من متاسفم که اینو از شما می خوام.

871
00:57:35,260 --> 00:57:36,375
خیر..

872
00:57:36,420 --> 00:57:37,933
نه, مشکلی نیست.

873
00:57:37,980 --> 00:57:39,971
پس شما رو تا چند دقیقه دیگه می بینم.

874
00:58:41,460 --> 00:58:43,132
اگر اجازه بدین,

875
00:58:43,180 --> 00:58:46,217
دوشیزه تیلنی گفتن شما
نیاز به کمک دارین, دختر خانم؟.

876
00:58:46,260 --> 00:58:47,613
اوه, نه.

877
00:58:47,660 --> 00:58:49,093
نه, متشکرم.

878
00:59:13,300 --> 00:59:14,892
آیا شما آماده ای؟.

879
00:59:21,340 --> 00:59:23,012
خیلی متاسفم.

880
00:59:23,060 --> 00:59:25,415
دوشیزه مورلند. جذاب شدی.

881
00:59:27,380 --> 00:59:29,769
شام باید روی میز باشه فورا!

882
01:00:20,620 --> 01:00:24,659
من امیدوارم که سبک ساده ی زندگی ما رو مطابق
سلیقه خودتون ببینین, خانم مورلند.

883
01:00:24,700 --> 01:00:28,056
بدون شک شما از بهترین اتاق های
آپارتمان خانواده ی آلن استفاده می کردین.

884
01:00:28,100 --> 01:00:30,250
نه, در واقع, آقا.

885
01:00:31,300 --> 01:00:35,054
سالن غذاخوری آقای آلن
تنها نصفه این اتاقه.

886
01:00:36,740 --> 01:00:40,176
خوب در حال حاضر, گمان می کنم من تنها
کسی هستم که به اینجور مسایل اهمیت میده,

887
01:00:40,220 --> 01:00:45,340
اما اتاق غذا خوریه بزرگ
یکی از ملزومات زندگیه.

888
01:00:47,620 --> 01:00:49,736
بزرگ, در واقع, آقا.

889
01:00:51,020 --> 01:00:54,729
اما من فکر نمی کنم تا به حال در
اتاق ناهارخوری به این بزرگی بوده باشم.

890
01:00:54,780 --> 01:00:56,577
نبودید؟.

891
01:00:59,900 --> 01:01:02,573
خب, بدون شک اتاق نهار
خوریه آقای آلن عزیز...

892
01:01:02,620 --> 01:01:05,692
سایز ه واقعی...

893
01:01:06,580 --> 01:01:08,172
.. برای شادی منطقی رو داره.

894
01:01:08,172 --> 01:01:18,172
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

895
01:02:27,780 --> 01:02:29,008
آه!

896
01:02:43,740 --> 01:02:45,412
آه, چرا...

897
01:02:45,460 --> 01:02:48,258
اینا چین دیگه؟.

898
01:02:49,260 --> 01:02:50,409
نه!

899
01:02:50,460 --> 01:02:51,973
نه, ولشون کن, لطفا.

900
01:03:07,740 --> 01:03:09,537
پیراهن,

901
01:03:09,580 --> 01:03:11,059
جوراب ساق بلند,

902
01:03:11,100 --> 01:03:12,977
کراوات.

903
01:03:15,620 --> 01:03:17,372
فهرست رختشویی.

904
01:03:21,860 --> 01:03:23,976
اینجا مکان مورد علاقه ی مادر من بود.

905
01:03:24,780 --> 01:03:26,975
من اغلب در اینجا باهاش قدم می زدم.

906
01:03:27,980 --> 01:03:31,370
هر چند که من هرگز پس از
مرگش دیگه اینجارو دوست ندارم

907
01:03:31,420 --> 01:03:33,536
مرگش حتما براتون خیلی ناراحت کننده بود.

908
01:03:34,580 --> 01:03:36,696
به طرز غیر قابل باوری ناراحت کننده

909
01:03:37,580 --> 01:03:40,811
چه شکلی بود؟.
شبیه تو بود؟.

910
01:03:40,860 --> 01:03:42,716
من دوست داشتم می تونستم
بهت تصویرشو نشان بدم.

911
01:03:42,740 --> 01:03:44,935
آن را در اتاقش آویزانه.

912
01:03:46,380 --> 01:03:49,053
گمان می کنم شما درآخرین لحظات پهلوش بودی؟.

913
01:03:50,180 --> 01:03:51,329
نه

914
01:03:51,380 --> 01:03:53,450
من از خانه دور بودم هنگامی که درگذشت.

915
01:03:55,140 --> 01:03:59,372
بیماری او ناگهانی و کوتاه بود قبل از این
که من برسم تموم کرده بود,

916
01:04:02,020 --> 01:04:03,738
بنابراین شما جنازش رو ندیدی؟.

917
01:04:03,780 --> 01:04:05,008
نه

918
01:04:05,060 --> 01:04:06,891
ای کاش من می تونستم تو خاکسپاریش باشم.

919
01:04:07,740 --> 01:04:10,129
شاید به من کمک می کرد
تا در ارامش بیاد بیارمش .

920
01:04:10,900 --> 01:04:12,094
بله.

921
01:04:13,060 --> 01:04:15,779
من دلم می خواد اتاقشو ببینم,
اگر شما مایل باشین به من نشان بدین.

922
01:04:15,820 --> 01:04:18,573
ما هیچوقت اونجا نمیریم.
این خواسته ی پدرمه.

923
01:04:18,620 --> 01:04:20,611
اما برای دیدن تصویرش؟.

924
01:04:22,060 --> 01:04:23,459
بله.

925
01:04:23,500 --> 01:04:25,218
چرا نباید ببینینش؟.

926
01:04:34,500 --> 01:04:36,092
شما اونجا چکار می کنین؟.

927
01:04:38,580 --> 01:04:41,219
من می خواستم به دوشیزه
مورلند عکس مادر رو نشان بدم ...

928
01:04:41,260 --> 01:04:44,457
در این قسمت از خانه چیزی نیست
که دوشیزه مورلند خوشش بیاد.

929
01:04:45,740 --> 01:04:47,810
من از تو تعجب می کنم, النور.

930
01:04:54,260 --> 01:04:56,569
عزیزترین من ایزابلا,

931
01:04:56,620 --> 01:04:58,053
من منتظر شنیدن اخبار تو ام.

932
01:04:58,100 --> 01:05:00,076
من امیدوارم که همه چیز برای
تو و جیمز به خوبی پیش بره

933
01:05:00,100 --> 01:05:02,614
و برادرت خیلی از من دلگیر نباشه.

934
01:05:02,660 --> 01:05:07,176
نورتنگر ابی همونطوریه که من انتظارداشتم
, و النور و برادرش بسیار بامن مهربانن.

935
01:05:07,220 --> 01:05:11,054
اوه, ایزابلا, من می ترسم که این خانه
دارای یک راز وحشتناک باشه

936
01:05:11,100 --> 01:05:12,852
مربوط به مرگ خانم تیلنی.

937
01:05:13,660 --> 01:05:15,059
کاترین؟.

938
01:05:15,100 --> 01:05:16,499
من اینجا هستم!

939
01:05:17,940 --> 01:05:19,851
من نمی توانم بیشتر ادامه بدم

940
01:05:19,900 --> 01:05:23,017
خبر هاتو برام بفرست,
دوست دوست داشتنی تو, کاترین.

941
01:05:27,540 --> 01:05:29,895
امروز روزغم انگیز یه, دوشیزه مورلند.

942
01:05:29,940 --> 01:05:32,249
روزی غم انگیز برای من.

943
01:05:32,300 --> 01:05:36,657
من باید چند روزی برای کار به شهر برم.

944
01:05:36,700 --> 01:05:39,956
من فکر می کنم می تونم به شما برای سرگرم کردن
مهمانمون درمدتی که من نیستم اعتماد کنم؟.

945
01:05:39,980 --> 01:05:42,972
هیچ چیز نمی تونه بیشتر از
این برای من لذت بخش باشه آقا.

946
01:05:57,060 --> 01:05:58,379
بیاین!

947
01:06:00,060 --> 01:06:02,051
به چی می خندین

948
01:06:14,620 --> 01:06:15,894
یکی برای من, هنری!

949
01:06:20,180 --> 01:06:22,330
این آخریشه.

950
01:06:34,260 --> 01:06:35,579
آه! آه!

951
01:06:37,180 --> 01:06:40,809
من فکر کردم فردا به شما وودسون رو نشان بدم
, اگر شما هم بخواین.

952
01:06:41,700 --> 01:06:45,090
در برابر نورتنگر چیزی نیست, البته,
فقط یه اقامت گاه کوچیکه.

953
01:06:45,140 --> 01:06:47,290
اما من خیلی به اونجا علاقه مندم.

954
01:06:48,300 --> 01:06:49,574
خیلی دوست دارم.

955
01:07:09,380 --> 01:07:10,380
نگاه کن.

956
01:07:10,420 --> 01:07:12,456
آن خانه ی شماست؟

957
01:07:14,420 --> 01:07:17,253
دوست داشتنیه. ...من بسیار
خوشحالم که شما اینطورفکر می کنید.

958
01:07:20,060 --> 01:07:22,733
من می ترسم ما ممکنه کمی خیس بشیم.

959
01:07:23,580 --> 01:07:25,696
یالا برای برگشت باهات مسابقه می دم

960
01:07:31,420 --> 01:07:33,376
!یالا!یالا

961
01:08:19,220 --> 01:08:22,178
وضعیت این دو تا رو ببین!

962
01:08:22,220 --> 01:08:24,654
من میرم و به ریچاردز میگم
حمامو برات آماده کنه, کاترین.

963
01:08:31,180 --> 01:08:35,890
هنگامی که ما به نورتنگر ابی اومدیم,
شما گفتید که این خانه اسرار خودشو داره.

964
01:08:35,940 --> 01:08:40,377
من گفتم؟ و شما آیا راز وحشتناکی کشف کردی؟.

965
01:08:40,420 --> 01:08:43,298
نه, اما من می خوام بدونم منظورتون چی بود.

966
01:08:43,340 --> 01:08:46,377
من فکر می کنم که باید یک راز باقی بمونه.

967
01:08:46,420 --> 01:08:51,414
اگر یه راز رو یک بار توضیح بدی
همه ی جذابیتش رو از دست می ده.

968
01:08:52,260 --> 01:08:57,334
چرا وحشتناک ترین چیزی که به ذهنت میرسه رو
تصور نمی کنی و بعد راجع بهش یه رمان بنویسی؟.

969
01:08:57,380 --> 01:09:01,737
نورتنگر ابی"
یک عنوان بسیار خوبه اینطور فکر نمی کنی ؟.

970
01:09:02,540 --> 01:09:04,337
در حال حاضر شما منو دست انداختی.

971
01:09:04,380 --> 01:09:07,895
اما من احساس می کنم
که این خانه جای شادی نیست.

972
01:09:08,780 --> 01:09:10,611
نه از وقتی که مادر ما فوت کرد.

973
01:09:11,540 --> 01:09:13,053
و حتی قبل از آن.

974
01:09:14,140 --> 01:09:16,415
من به کودکی شاد تو غبطه می خورم.

975
01:09:17,380 --> 01:09:21,896
برادرم فردریک به اندازه
کافی ماجرا جویی می کنه,

976
01:09:21,940 --> 01:09:25,410
اما به زودی اون باید یک
ازدواج از پیش تعیین شده بکنه

977
01:09:26,860 --> 01:09:28,851
خواهر من اصلاخوشحال نیست.

978
01:09:28,900 --> 01:09:31,209
مردی که در پیاده رویمون
ملاقات کردیم بیاد میاری؟.

979
01:09:31,260 --> 01:09:34,536
اون دوست خوب منه, اما
برای خواهر من چیزی بیش از یک دوسته.

980
01:09:35,500 --> 01:09:38,970
اما پدرمون با ازدواجشون موافقت نکرد.

981
01:09:39,020 --> 01:09:41,215
ادوارد پسر دومه.

982
01:09:41,260 --> 01:09:44,457
و النور باید با یک وارث ثروتمند ازدواج کنه.

983
01:09:46,100 --> 01:09:47,852
و... و شما؟

984
01:09:48,940 --> 01:09:52,376
خب, اگر من بخوام پسر محبوب پدرم
باقی بمونم باید با یه سرمایه دار عروسی کنم

985
01:09:53,340 --> 01:09:55,490
باید.

986
01:09:57,980 --> 01:10:00,369
من همیشه امیدوار بودم که
من انقدر خوش شانس باشم,

987
01:10:00,420 --> 01:10:03,651
که عاشق دختری ثروتمند بشم.

988
01:10:04,780 --> 01:10:07,738
و... اگر اون نبود ؟.

989
01:10:10,340 --> 01:10:13,138
در اونصورت خیلی بد میشه چون...

990
01:10:13,180 --> 01:10:15,819
من خودمو عقب می کشم.

991
01:10:21,500 --> 01:10:25,334
فکر می کنم بهتره برگردیم چون می خوام
قبل از شب سری به وودسون بزنم

992
01:10:31,900 --> 01:10:34,050
شما را فردا برای شام میبینم!

993
01:10:34,050 --> 01:10:44,050
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

994
01:11:46,420 --> 01:11:47,569
آه!

995
01:11:51,780 --> 01:11:54,294
ممکنه بپرسم که چطور اومدی اینجا؟.

996
01:11:54,340 --> 01:11:56,695
من می خواستم اتاق مادرتونو ببینم.

997
01:11:56,740 --> 01:12:00,699
النور می خواست به من نشون بده,
اما پدرتون جلوگیری کردند.

998
01:12:00,740 --> 01:12:03,573
و به این ترتیب فکر کردی خودت بیای و ببینی؟.

999
01:12:04,660 --> 01:12:06,218
بله.

1000
01:12:08,420 --> 01:12:11,412
گمان می کنم النور راجع به مادرمون صحبت کرده

1001
01:12:11,460 --> 01:12:13,052
بله.

1002
01:12:13,100 --> 01:12:14,977
اما نه خیلی زیاد.

1003
01:12:15,020 --> 01:12:16,692
اون چی گفت...

1004
01:12:16,740 --> 01:12:19,618
اینکه اون به طور ناگهانی مرد
و هیچ یک از شما در خانه نبودین,

1005
01:12:19,660 --> 01:12:21,298
من فکر کردم...

1006
01:12:21,340 --> 01:12:24,776
شاید پدرتون خیلی دوستش نداشته

1007
01:12:24,820 --> 01:12:27,892
و از این شرایط شما استنباط کردین...

1008
01:12:28,900 --> 01:12:30,618
که سهل انگاری در کار بوده؟

1009
01:12:32,580 --> 01:12:34,377
یا چیزی حتی بدتر.

1010
01:12:37,340 --> 01:12:39,217
به شما اطمینان میدم, کاترین.

1011
01:12:39,260 --> 01:12:41,455
بیماری مادر من ناگهانی بود,

1012
01:12:41,500 --> 01:12:43,377
و النور از خانه دور بود,

1013
01:12:43,420 --> 01:12:45,650
اما من در تمام مدت اینجا بودم.

1014
01:12:45,700 --> 01:12:47,611
همینطور برادرم فردریک.

1015
01:12:47,660 --> 01:12:50,174
مادر ما هم هر نوع مراقبتی رو دریافت کرد.

1016
01:12:50,220 --> 01:12:53,690
پزشک ما راضی شد که
کار بیشتری نمی شه براش انجام داد.

1017
01:12:54,740 --> 01:12:57,732
اتفاق عمیقا ناراحت کننده ای بود,

1018
01:12:57,780 --> 01:13:00,340
شما ممکن نیست تصور کنید.
بله, البته.

1019
01:13:01,180 --> 01:13:03,978
اما پدر شما, اون ناراحت شد؟

1020
01:13:06,540 --> 01:13:08,178
برای یک مدتی, تا حد زیادی ناراحت بود.

1021
01:13:09,860 --> 01:13:12,738
اون یه ارث بزرگ براش باقی گذاشت اما...

1022
01:13:13,620 --> 01:13:15,611
.. هنگامی که اون مرد,
اون احساس ناراحتی می کرد.

1023
01:13:16,940 --> 01:13:18,692
من ازشنیدنش بسیار خوشحالم.

1024
01:13:18,740 --> 01:13:21,015
خیلی تکان دهنده می شد اگر اون...

1025
01:13:21,060 --> 01:13:23,176
اگر اون...
اگر اون چی؟.

1026
01:13:24,980 --> 01:13:30,612
اگر من به درستی منظورتون رو فهمیده باشم شما
به پدر من مشکوک شدین برای یک جنایت وحشتناک...

1027
01:13:30,660 --> 01:13:33,493
شما خودتون گفتید خونتون پر از رازه!

1028
01:13:33,540 --> 01:13:36,816
و به این ترتیب شما تصمیم گرفتی که
پدر من باید یک قاتل باشه...

1029
01:13:41,900 --> 01:13:43,492
.. هنگامی که حداقل با شما, ,

1030
01:13:43,540 --> 01:13:45,531
اون رفتاری جز محبت نداشته.

1031
01:13:47,580 --> 01:13:48,774
کاترین...

1032
01:13:48,820 --> 01:13:50,811
چطور تونستی؟.

1033
01:13:53,580 --> 01:13:56,094
چه نوع افکار مریضی باید داشته باشی؟.

1034
01:14:02,340 --> 01:14:07,858
شاید بعد از اون همه, رمان
خوندن همچین نتیجه ای گرفتی

1035
01:14:47,260 --> 01:14:49,012
ببین, کاترین.

1036
01:14:54,740 --> 01:14:56,651
اوه, چی شده؟.

1037
01:14:56,700 --> 01:14:58,577
من نمی تونم بهت بگم.

1038
01:14:58,620 --> 01:15:00,133
لطفا منو مجبور نکن.

1039
01:15:00,180 --> 01:15:03,490
من بزرگترین حماقت
زندگیمو کردم و برادرت فهمید.

1040
01:15:03,540 --> 01:15:06,657
و حالا اون بخاطر این موضوع از من متنفره,
وهمینطور تو زمانی که ازش مطلع بشی.

1041
01:15:06,700 --> 01:15:10,636
آه, کاترین عزیز من, من کاملا مطمئن هستم که شما
نمی تونید کاری کنین که باعث بشه من ازتون متنفرشم,

1042
01:15:10,660 --> 01:15:12,093
یا هنری همینطور.

1043
01:15:12,140 --> 01:15:14,893
من صورتشو دیدم من می دونم.

1044
01:15:14,940 --> 01:15:17,374
اون هرگز دوباره به من احترام نخواهد گذاشت.

1045
01:15:17,420 --> 01:15:20,856
بیخیال, شاید به اون بدی
که شما فکر می کنید نباشه.

1046
01:15:21,900 --> 01:15:24,414
نگاه کن, یک نامه برات اومده.

1047
01:15:24,460 --> 01:15:26,212
باید از ایزابلا باشه.

1048
01:15:27,260 --> 01:15:28,488
آه.

1049
01:15:28,540 --> 01:15:30,735
نه, این دست خط برادرمه.

1050
01:15:36,180 --> 01:15:38,614
کاترین عزیز, من فکر می
کنم وظیفه منه که به شما بگویم

1051
01:15:38,660 --> 01:15:41,220
که همه چیز بین من و
خانم تورپ به پایان رسیده .

1052
01:15:41,260 --> 01:15:42,773
نه!

1053
01:15:42,820 --> 01:15:45,812
من نباید وارد جزئیات بشم اونها ممکنه
برای تو ناراحتی بیشتری درست کنن.

1054
01:15:45,860 --> 01:15:48,328
شما به زودی به اندازه کافی
دروغ های شرم اورشون رو میشنوید.

1055
01:15:49,300 --> 01:15:51,581
شرمنده میشم وقتی فکر می کنم
چه مدت من این راز ومخفی کردم.

1056
01:15:52,060 --> 01:15:54,938
کاترین عزیز, من امیدوارم که
بازدید تو از نورتنگر زودتر تموم شه

1057
01:15:54,980 --> 01:15:57,494
قبل از اینکه کاپیتان تیلنی
نامزدیش رو آشکار کنه.

1058
01:15:57,540 --> 01:15:59,098
کاپیتان تیلنی ؟.

1059
01:16:00,260 --> 01:16:01,454
فردریک؟.

1060
01:16:03,700 --> 01:16:04,974
بله.

1061
01:16:05,020 --> 01:16:06,738
این همون چیزیه که من ازش می ترسیدم!

1062
01:16:06,780 --> 01:16:11,092
-. اوه, جیمز بیچاره چقدر عاشقش بود
اما فردریک!

1063
01:16:11,140 --> 01:16:13,335
و آنها نامزد کردن؟.

1064
01:16:13,380 --> 01:16:15,769
بله.
نه, من که باور نمی کنم.

1065
01:16:15,820 --> 01:16:17,139
اینجا نگاه کن.

1066
01:16:18,100 --> 01:16:21,490
کاترین عزیزترینم
مراقب باش که قلبتو به چه کسی می دی."

1067
01:16:22,260 --> 01:16:24,774
کاترین عزیز,
من برای برادرت متاسفم,

1068
01:16:24,820 --> 01:16:27,778
متاسفم که کسی که دوستش داری ناراحته.

1069
01:16:28,580 --> 01:16:33,495
اما تعجب من بیشتر از ازدواج فردریک
.

1070
01:16:33,540 --> 01:16:35,098
چرا اینو می گی؟.

1071
01:16:35,140 --> 01:16:37,017
خانواده ی خانم تورپ چطورین ؟.

1072
01:16:37,060 --> 01:16:39,494
ثروتش چطوره.
آیا آنها از یک خانواده ثروتمندن؟.

1073
01:16:39,540 --> 01:16:41,053
نه, نه چندان.

1074
01:16:41,100 --> 01:16:43,614
من میدونم که ایزابلا اصلا سرمایه ای نداره.

1075
01:16:43,660 --> 01:16:46,299
شما فکر می کنی پدرت جلوی ازدواجو می گیره.

1076
01:16:46,340 --> 01:16:49,377
من شک دارم اصلا این
موضوع به گوشش رسیده باشه

1077
01:16:50,460 --> 01:16:53,020
چرا؟. منظورت چیه؟.

1078
01:16:53,060 --> 01:16:57,611
کاترین, دوستت برخورد بدی با برادرت داشته.

1079
01:16:58,460 --> 01:17:01,452
اما من می ترسم اون خیلی از هدفش دور باشه.

1080
01:17:05,140 --> 01:17:07,608
اندازه ی اینو ببین!

1081
01:17:08,940 --> 01:17:10,214
!یالا

1082
01:17:28,420 --> 01:17:31,651
و... ما نامزدیم.

1083
01:17:43,180 --> 01:17:45,171
عاقل باش, خانم تورپ.

1084
01:17:46,380 --> 01:17:49,213
من باید شما را به پیش دوستانت برگردونم
قبل از اینکه از دستشون بدی.

1085
01:17:55,940 --> 01:17:57,896
عزیزترین من کاترین,

1086
01:17:57,940 --> 01:18:01,250
خدا رو شکر که ما فردا
این محل ناپسندیده رو ترک می کنیم.

1087
01:18:01,300 --> 01:18:05,418
ازوقتی که تو رفتی, من هیچ لذتی
نمی برم, و همه نگران کسانی هستن که رفتن.

1088
01:18:06,380 --> 01:18:09,452
من در مورد برادر عزیز ت کاملا ناراحتم

1089
01:18:09,500 --> 01:18:13,413
و نگران برخی سوء تفاهم ها هستم.

1090
01:18:13,460 --> 01:18:15,849
تو بهش نامه بنویس وهمه چی رو درست کن؟.

1091
01:18:15,900 --> 01:18:20,530
اون تنها مردیه که همیشه من می تونم عاشقش
باشم, و من می دونم شما اونو متقاعد می کنی.

1092
01:18:20,580 --> 01:18:22,298
من قطعا اینکارو نمی کنم

1093
01:18:26,060 --> 01:18:29,097
بنابراین, فردریک از دست اون در امانه.

1094
01:18:30,100 --> 01:18:31,897
من نمی تونم بگم شگفت زده شدم.

1095
01:18:31,940 --> 01:18:34,500
شما نشدی؟. من خیلی متعجب شدم!

1096
01:18:34,540 --> 01:18:36,337
ای کاش هیچ وقت نمی شناختمش.

1097
01:18:36,380 --> 01:18:38,371
به زودی طوری میشه که
انگار هیچ وقت نمی شناختیش

1098
01:18:39,300 --> 01:18:41,370
یک چیزی هست که من نمی تونم درک کنم.

1099
01:18:41,420 --> 01:18:44,173
کاپیتان تیلنی این همه وقت دنبال چی بود؟.

1100
01:18:44,220 --> 01:18:47,656
چرا باید انقدر به اون توجه
نشون بده و بعد خودشو عقب بکشه؟.

1101
01:18:48,620 --> 01:18:51,532
اون خوشگذرونی های خودشو داره,
مثله خانم تورپ.

1102
01:18:52,620 --> 01:18:54,850
و اون به این کار عادت کرده...

1103
01:18:56,060 --> 01:18:57,778
.. اون روش خودشو داره.

1104
01:18:59,420 --> 01:19:02,935
هر چند من تعجب می کنم که
اون به همچین فتح آسونی قانع شده.

1105
01:19:02,980 --> 01:19:04,208
واقعا؟

1106
01:19:06,020 --> 01:19:07,692
پس من برای ایزابلا متاسفم.

1107
01:19:07,740 --> 01:19:10,254
من مطمئن هستم که اون
بزودی بر این مسئله غلبه می کنه.

1108
01:19:12,420 --> 01:19:16,129
من امیدوارم لازم نباشه که بهت بگم
برادر ش شخصیت بسیار متفاوتی داره.

1109
01:19:17,020 --> 01:19:20,092
هنری بهترین و مهربونترین قلب در جهانو داره

1110
01:19:33,260 --> 01:19:35,091
لعنت به تو زن حادثه جوی کوچولو!

1111
01:19:36,060 --> 01:19:37,209
النور!

1112
01:19:37,940 --> 01:19:39,453
النور!

1113
01:19:39,500 --> 01:19:41,218
الان!

1114
01:19:42,860 --> 01:19:44,418
من گفتم الان!

1115
01:19:48,020 --> 01:19:50,693
النور, موضوع چیه ؟.

1116
01:19:52,180 --> 01:19:53,659
بیا.

1117
01:19:53,700 --> 01:19:55,770
بشین. حالت خوب نیست؟.

1118
01:19:59,580 --> 01:20:01,616
کاترین عزیز من, من خوبم.

1119
01:20:02,820 --> 01:20:04,139
خدایا, چطور باید بهت بگم؟.

1120
01:20:04,180 --> 01:20:06,136
مربوط به هنریه؟.

1121
01:20:06,180 --> 01:20:07,852
نه, نه, هنری نیست.

1122
01:20:07,900 --> 01:20:10,050
مربوط به پدرم.

1123
01:20:12,660 --> 01:20:16,892
پدر من یه نامزدی رو در نظر گرفته بنابراین تمام
خانواده ی ما روز دوشنبه اینجا رو ترک می کنیم.

1124
01:20:16,940 --> 01:20:19,329
توضیح و عذرخواهی غیر ممکنه.

1125
01:20:19,380 --> 01:20:20,893
النور عزیز من...

1126
01:20:21,700 --> 01:20:25,488
آنقدر مضطرب نباش. من می تونم تا
روز دوشنبه برای ترک کردن اینجا آماده باشم.

1127
01:20:25,540 --> 01:20:27,531
نه, ممکن نخواهد بود.

1128
01:20:30,220 --> 01:20:32,017
آه, خدا.

1129
01:20:33,180 --> 01:20:35,899
پدرم اصرار داره شما الان اینجارو ترک کنی.

1130
01:20:36,940 --> 01:20:38,896
به محض این که بتونید خودتون را آماده کنید.

1131
01:20:40,260 --> 01:20:43,058
کالسکه شما را به محل دلیجان عمومی میرسونه.

1132
01:20:44,380 --> 01:20:46,689
هیچ خدمتکاری شما رو همراهی نخواهد کرد.

1133
01:20:48,940 --> 01:20:50,931
من شب باید حرکت کنم؟.

1134
01:20:50,980 --> 01:20:52,459
تنهایی؟.

1135
01:20:53,300 --> 01:20:55,370
من به جنرال بی احترامی کردم؟.

1136
01:20:55,420 --> 01:20:57,934
من هرگز اونو تا این حد عصبانی ندیده بودم.

1137
01:20:59,780 --> 01:21:03,659
برادرتون حتما اینقدراز دست من عصبانی شده
, که به پدر تون گفته من چکار کردم...

1138
01:21:04,500 --> 01:21:05,979
.. این چیزیه که من حدس می زنم.

1139
01:21:06,980 --> 01:21:09,540
من سزاوارشم که با رسوایی فرستاده شم.

1140
01:21:09,580 --> 01:21:11,138
اشتباه می کنید.

1141
01:21:12,060 --> 01:21:15,211
من می دونم که دلایل پدرم چیه.

1142
01:21:16,620 --> 01:21:19,817
که شما رو در نیمه شب بر می گردونه!
, من واقعا نگران امنیت شمایم

1143
01:21:19,860 --> 01:21:21,896
سفر برای من چیزی نیست.

1144
01:21:21,940 --> 01:21:24,135
اما شما به اندازه کافی
برای تو راهت پول داری ؟

1145
01:21:24,180 --> 01:21:25,454
آه.

1146
01:21:25,500 --> 01:21:27,456
من حتی فکرشم نمی کردم.

1147
01:21:27,500 --> 01:21:29,934
خب, حداقل در این مورد
من می تونم به شما کمک کنم.

1148
01:21:31,900 --> 01:21:33,856
آه, کاترین. من خیلی متاسفم.

1149
01:21:35,380 --> 01:21:37,098
من سزاوار این کارم.

1150
01:21:37,140 --> 01:21:39,370
من سزاوار همه ی این کار هام

1151
01:21:39,420 --> 01:21:42,969
کاترین, من بهت التماس می
کنم خواهش می کنم اینو بگیر...

1152
01:21:48,660 --> 01:21:50,093
خداحافظ, کاترین.

1153
01:22:42,940 --> 01:22:45,374
نیوبری! نیوبری.

1154
01:22:45,420 --> 01:22:47,729
بیا, این چمدان رو بگیر!

1155
01:23:27,620 --> 01:23:29,338
این کتیه!

1156
01:23:35,100 --> 01:23:37,489
سلام! چطوری؟.

1157
01:23:41,980 --> 01:23:44,255
مادر, کاترین برگشته!
او!

1158
01:23:51,740 --> 01:23:55,176
این مردان بزرگ می تونن بسیار عجیب و
غریب باشن و ناگهانی رفتارشون عوض بشه.

1159
01:23:55,220 --> 01:23:57,415
خب, ما باید زندگی کنیم و یاد بگیریم.

1160
01:23:57,460 --> 01:24:00,770
ومن امیدوارم که دوستان جدیدی که شما
پیدا خواهی کرد بهتر باشن

1161
01:24:00,820 --> 01:24:02,476
بهتر از آنهایی که شما در بث پیدا کرده بودی.

1162
01:24:02,500 --> 01:24:04,968
هیچ دوستی نمی تونه بهتر
و باارزشتر از النور باشه.

1163
01:24:05,980 --> 01:24:07,936
و آقای تیلنی مقصر نیست.

1164
01:24:07,980 --> 01:24:11,052
چه مرد جوان و دلپذیری,

1165
01:24:11,860 --> 01:24:13,816
اون برای ما صندلی پیدا کرد, می دونید.

1166
01:24:14,620 --> 01:24:16,895
و اون به خوبی چیت رو می شناخت

1167
01:24:16,940 --> 01:24:19,329
من مطمئن هستم که اینها نشونه ی خوب بودنشه.

1168
01:24:19,380 --> 01:24:21,530
اما آیا اون برای تو نامه نوشته ؟.

1169
01:24:21,580 --> 01:24:24,253
یا هیچ نوع توضیحی داده.

1170
01:24:24,300 --> 01:24:25,972
نه

1171
01:24:26,020 --> 01:24:27,612
خوب...

1172
01:24:27,660 --> 01:24:30,493
من به جرات می گم که هیچ
ضرری در پایان به کسی نرسیده

1173
01:24:31,220 --> 01:24:34,849
وتو خیلی خوب از پس تنهایی
سفر کردن بر اومدی کاترین.

1174
01:24:34,900 --> 01:24:37,937
تو همیشه کمی حواس پرت بودی کوچولوی من

1175
01:24:37,980 --> 01:24:40,619
اما من کاملا بهت افتخار می کنم.

1176
01:24:40,660 --> 01:24:43,254
در واقع, من به خودم افتخار نمی کنم.

1177
01:25:06,620 --> 01:25:09,930
دیر چطور بود؟.
خیلی ترسناک بود؟.

1178
01:25:09,980 --> 01:25:11,379
اشباح هم داشت؟.

1179
01:25:11,420 --> 01:25:14,253
اونجا خیلی بزرگ و عجیب و غریب بود,

1180
01:25:14,300 --> 01:25:16,814
با بسیاری اتاق های خالی و راهرو های مخفی.

1181
01:25:16,860 --> 01:25:20,614
و من فکر می کردم ممکنه روح هم داشته باشه
اما واقعا اونجا روحی وجود نداشت, واقعا.

1182
01:25:21,660 --> 01:25:26,370
افرادی که خیلی داستان می خونن انواع چیزهای
نفرت انگیز در مورد ارواح و قتل رو تصور می کنن

1183
01:25:26,420 --> 01:25:29,696
این بسیار کار اشتباهیه و انجام این کار,
می تونه شما رو به دردسر جدی بندازه.

1184
01:25:29,740 --> 01:25:32,732
پس اجازه ندید من از شما
یه همچین حماقتی رو بشنوم.

1185
01:25:33,700 --> 01:25:36,931
خوب, دیگه چی می خواین بدونین؟.

1186
01:25:36,980 --> 01:25:38,857
چه بازی ها یی می کردین؟.

1187
01:25:38,900 --> 01:25:40,049
ام...

1188
01:25:40,100 --> 01:25:41,328
جاسوسی

1189
01:25:41,380 --> 01:25:42,699
و معما.

1190
01:25:42,740 --> 01:25:46,176
رفتیم اسب سواری و بسیار گلی شدیم در واقع.

1191
01:25:46,220 --> 01:25:48,780
آقای تیلنی بسیار خوش تیپه, کتی؟.

1192
01:25:50,980 --> 01:25:52,777
بله, من اینطور فکر می کنم.

1193
01:25:54,180 --> 01:25:58,332
خیلی خوش تیپ و مهربان
همونطوری که باید باشه.

1194
01:25:58,380 --> 01:26:00,496
آیا شما عاشق آقای تیلنی بودی, کتی؟.

1195
01:26:00,540 --> 01:26:02,371
نه, البته که نه.

1196
01:26:02,420 --> 01:26:04,411
دیگه مزخرف نگین.

1197
01:26:05,660 --> 01:26:08,254
حالا... برین تو تخت هاتون, همه.

1198
01:26:09,100 --> 01:26:10,374
آفرین.

1199
01:26:13,980 --> 01:26:15,971
شب بخیر, کتی.

1200
01:26:18,020 --> 01:26:20,011
شب بخیر, کتی!

1201
01:26:33,540 --> 01:26:36,179
کتی چکار کردی که آنها
تو رو به خانه فرستادن ؟.

1202
01:26:36,220 --> 01:26:38,290
آیا کار خیلی بدی کردی؟.

1203
01:26:39,420 --> 01:26:40,978
یالا, دوباره به رختخوابت برگرد.

1204
01:26:50,940 --> 01:26:52,339
کتی؟.

1205
01:26:57,180 --> 01:26:58,533
چیه؟.

1206
01:26:58,580 --> 01:27:00,172
من اونو دوست داشتم!

1207
01:27:01,340 --> 01:27:02,819
من عاشقش هستم!

1208
01:27:02,860 --> 01:27:06,773
حالا دیگه هرگز اونو نمی تونم ببینم
و همش تقصیر خودمه.

1209
01:27:15,580 --> 01:27:16,456
ده...

1210
01:27:16,500 --> 01:27:20,175
.. مرد فرار کردن به زمین ابگیر

1211
01:27:20,220 --> 01:27:23,257
برای گرفتن بن!
بسیار خوب.

1212
01:27:23,300 --> 01:27:25,609
کتی!
کتی! کتی!

1213
01:27:25,660 --> 01:27:28,220
یک مرد سوار اسب سفید داره میاد!

1214
01:27:33,180 --> 01:27:35,933
برو و به مامان بگوکه آقای تیلنی اینجاست.

1215
01:27:35,980 --> 01:27:37,811
آقای تیلنی!

1216
01:27:37,860 --> 01:27:39,054
الان!

1217
01:27:40,100 --> 01:27:41,852
برین, پسرا سریع.

1218
01:27:41,900 --> 01:27:43,777
این آقای تیلنی! اون اینجاس!

1219
01:27:50,060 --> 01:27:52,972
من شرمنده ام بخاطر چیزی که گفتم,
چیزی که من فکر کردم...

1220
01:27:53,020 --> 01:27:54,499
نه, این منم که باید عذر خواهی کنم.

1221
01:27:54,540 --> 01:27:57,850
چیزی که شما گفتین نباید
اینطوری قضاوت می شد.

1222
01:27:57,900 --> 01:28:00,733
اما شما از دست من عصبانی بودین وحق داشتین.

1223
01:28:00,780 --> 01:28:03,055
من از دستتون عصبانی بودم
اما این مربوط به گذشته یه.

1224
01:28:04,060 --> 01:28:06,016
تصورات شما ممکنه بیش از حد فعال باشه.

1225
01:28:06,060 --> 01:28:08,130
اما غریزه تون درسته.

1226
01:28:08,180 --> 01:28:11,809
مادر ما واقعا رنج می
برد و همش به دست پدر ما.

1227
01:28:13,220 --> 01:28:15,609
یادتون میاد که من با شما از
نوعی خون آشام صحبت کردم ؟

1228
01:28:16,620 --> 01:28:18,372
بله.

1229
01:28:18,420 --> 01:28:22,436
شاید بنظر احمقانه بیاد که من همچین چیزی رو بگم, اما ما
می دیدیم که چطور پدرم امید زندگی مادرم رو ازش میگرفت

1230
01:28:22,460 --> 01:28:24,849
با سردی و ظلم بهش.

1231
01:28:25,740 --> 01:28:29,130
اون برای پول ازدواج کرده بود
اما مادرم فکر می کرد برای عشق اینکارو کرده.

1232
01:28:29,180 --> 01:28:32,331
خیلی طول کشید تا فهمید
اما زمانی که فهمید قلبش سرد شد.

1233
01:28:33,380 --> 01:28:35,336
خون آشام وجود نداره.

1234
01:28:36,140 --> 01:28:38,893
بدترین جنایات شکستن دل دیگریه.

1235
01:28:38,940 --> 01:28:43,570
اما من چقدر احمق و ستمکار
بودم که چنین فکرهایی کردم.

1236
01:28:45,420 --> 01:28:46,489
کتی!

1237
01:28:46,540 --> 01:28:49,691
مامان می گه: آقای تیلنی
رو به اتاق نشیمن بیار.

1238
01:28:51,380 --> 01:28:52,699
یالا

1239
01:29:16,260 --> 01:29:17,488
خانم مورلند,

1240
01:29:17,540 --> 01:29:21,738
پس از اتفاقی که افتاد, من اصلا انتظار
خوشامد گویی در فولرتون رو نداشتم.

1241
01:29:21,780 --> 01:29:24,419
شما هیچ نقشی در انچه
اتفاق افتاده نداشتید, آقای تیلنی.

1242
01:29:24,460 --> 01:29:28,419
و کاترین هم همونطوری
که می بینید هیچ آسیبی ندیده.

1243
01:29:29,460 --> 01:29:32,338
ما به همه ی دوستان
فرزندانمون خوش آمد می گیم.

1244
01:29:33,940 --> 01:29:35,820
اگر موافقید دیگه راجع به
اون موضوع صحبت نکنیم؟.

1245
01:29:36,900 --> 01:29:38,572
شما خیلی خوب هستین.

1246
01:29:43,580 --> 01:29:44,729
اا...

1247
01:29:47,300 --> 01:29:49,689
آقا و خانم آلن در حال
حاضر در فولرتون هستن؟.

1248
01:29:49,740 --> 01:29:51,139
بله اینجاین, آقا.

1249
01:29:52,100 --> 01:29:54,170
من باید برای ادای احترام به دیدنش برم.

1250
01:29:54,220 --> 01:29:57,530
اگر ممکنه دوشیزه مورلند
راه را به من نشان بدن ؟.

1251
01:29:59,380 --> 01:30:01,371
اما شما می تونید خونشون رو از پنجره ببینید!

1252
01:30:01,420 --> 01:30:02,614
ساکت, لوسی.

1253
01:30:04,020 --> 01:30:07,330
من مطمئن هستم که کاترین خوشحال خواهد
شدکه راه رو به شما نشان بده, آقای تیلنی.

1254
01:30:10,940 --> 01:30:12,532
اون فکر می کرد که من ثروتمندم؟.

1255
01:30:12,580 --> 01:30:16,255
تورپ بود که برای اولین بار اونو به اشتباه
انداخت ، که امیدوار بود خودش با شما ازدواج کنه.

1256
01:30:16,300 --> 01:30:20,930
اون فکر میکرد که شما وارث آقای آلن هستین, و اون از ثروت
آقای آلن به طور اغراق آمیزی پیش پدر من تعریف کرده بود.

1257
01:30:20,980 --> 01:30:24,495
تنها گناه شما این بود که اونطوری
که پدرم فکر می کرد ثروتمند نبودید.

1258
01:30:24,540 --> 01:30:26,895
برای همین, اون شما رو از خونه بیرین کرد.

1259
01:30:26,940 --> 01:30:30,694
من فکر کردم شما اینقدر از دست من عصبانی
بودین که آنچه که می دونستید بهش گفتین,

1260
01:30:30,740 --> 01:30:33,208
که می تونست توجیه کنه هر بی نزاکتی رو.

1261
01:30:33,260 --> 01:30:35,728
نه, بی نزاکتی همش از طرف اون بود

1262
01:30:38,980 --> 01:30:41,778
من با پدرم بهم زدم, کاترین.

1263
01:30:41,820 --> 01:30:43,811
من دیگه ممکنه هرگز باهاش صحبت نکنم.

1264
01:30:43,860 --> 01:30:47,569
اون به شما چی گفت؟ , اجازه بدهید به
جاش به شما بگم که من به اون چی گفتم.

1265
01:30:47,620 --> 01:30:50,418
من بهش گفتم که من احساس
می کنم به شما وابسته شدم,

1266
01:30:50,460 --> 01:30:51,654
با افتخار,

1267
01:30:51,700 --> 01:30:53,292
توسط محبت,

1268
01:30:53,340 --> 01:30:55,376
و با عشق قوی

1269
01:30:55,420 --> 01:30:57,490
که اون نمی تونه بهیچ
وجه جلوی منو بگیر که...

1270
01:30:57,540 --> 01:30:59,496
که چی؟.
قبل از اینکه ادامه بدم, باید بگم,

1271
01:30:59,540 --> 01:31:01,895
احتمال زیادی وجود داره که
اون منو از ارث محروم کنه.

1272
01:31:01,940 --> 01:31:04,329
من می ترسم که هرگز
مرد ثروتمندی نشم, کاترین.

1273
01:31:04,380 --> 01:31:07,292
لطفا, چیزی رو که می خواستی بگی ادامه بده

1274
01:31:07,340 --> 01:31:09,456
آیا شما با من ازدواج می کنی, کاترین.

1275
01:31:09,500 --> 01:31:10,535
بله!

1276
01:31:12,300 --> 01:31:13,938
بله, می کنم!

1277
01:31:13,980 --> 01:31:14,980
بله!

1278
01:31:17,460 --> 01:31:21,976
برای شروع یه شادی کامل در سنین 18و26سالگی

1279
01:31:22,020 --> 01:31:23,499
همه چیز به خوبی به انجام رسید

1280
01:31:23,540 --> 01:31:25,656
کاترین و هنری ازدواج کردن.

1281
01:31:25,700 --> 01:31:29,773
و در موعد مقرر, به دنبال عروسی
راه برای ازدواج دیگری باز شد.

1282
01:31:29,820 --> 01:31:32,288
زنگ ها به صدا در اومدن و همه لبخند زدن.

1283
01:31:32,340 --> 01:31:34,217
هیچ کس بیشتر از النور شاد نبود

1284
01:31:34,260 --> 01:31:37,457
که معشوقش بالاخره به ثروت و مقام رسید و

1285
01:31:37,500 --> 01:31:39,889
در نهایت آنها اجازه ازدواج یافتن.

1286
01:31:40,940 --> 01:31:42,676
من حل وفصل اینکه آخر و عاقبت
هر کدوم چی شد رو رها می کنم

1287
01:31:42,700 --> 01:31:44,736
چونکه هدف این داستان

1288
01:31:44,780 --> 01:31:46,850
توصیه به استبداد پدر و مادر

1289
01:31:46,874 --> 01:31:50,874
(مترجم: فاطمه احمدی)

1290
01:31:50,898 --> 01:32:00,898
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

