﻿1
00:00:23,648 --> 00:00:26,484
‫[مرد] هوم. خوبه.
‫“من که بچه نیستم، عزیز من.”

2
00:00:26,609 --> 00:00:28,528
‫بچه که نیستم، عزیز من.

3
00:00:28,653 --> 00:00:30,988
‫“همه‌چی رو درباره خز و خون
‫می‌دونم.”

4
00:00:31,113 --> 00:00:33,616
‫همه‌چی رو درباره خز و خون
‫می‌دونم.

5
00:00:33,783 --> 00:00:37,245
‫- “کجا پیش اومد؟”
‫- کجا پیش اومد؟ صندلی عقب؟

6
00:00:37,370 --> 00:00:40,289
‫- (دختر) چی کجا پیش اومد؟
‫- مهمونی اصلی. مجبورت کرد؟

7
00:00:40,414 --> 00:00:44,460
‫یک بار دیگه انجامش می‌دیم.
‫“مهمونی اصلی. ببینم، مجبورت کرد؟”

8
00:00:44,585 --> 00:00:47,338
‫مهمونی اصلی. مجبورت کرد؟

9
00:00:47,463 --> 00:00:49,006
‫”یا تکیه دادی عقب”

10
00:00:49,131 --> 00:00:52,134
‫یا تکیه دادی عقب و گفتی هرچه بادا باد.

11
00:00:52,301 --> 00:00:55,304
‫“یا تکیه دادی عقب و گفتی
‫هرچه بادا باد.”

12
00:00:55,429 --> 00:00:58,599
‫یا تکیه دادی عقب و گفتی هرچه بادا باد؟

13
00:00:58,724 --> 00:01:02,478
‫[از بچه‌های تیم بود
‫یا همون یارو با آچارچرخ؟]

14
00:01:02,645 --> 00:01:06,941
‫از بچه‌های تیم بود،
‫یا همون یارو با آچارچرخ؟

15
00:01:07,066 --> 00:01:10,653
‫[خوبه. کمی عصبانی‌تر
‫"از بچه‌های تیم بود؟]

16
00:01:10,778 --> 00:01:14,824
‫از بچه‌های تیم بود،
‫یا اون یارو با آچارچرخ؟

17
00:01:14,949 --> 00:01:16,993
‫- عالی بود. کات.
‫- [مرد #2] کات.

18
00:01:23,457 --> 00:01:25,501
‫وینیپگ

19
00:01:25,626 --> 00:01:28,212
‫وینیپگ

20
00:01:28,337 --> 00:01:32,300
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

21
00:01:32,425 --> 00:01:36,637
‫سلام به شهر من،
‫سلام به خونه

22
00:01:36,762 --> 00:01:41,267
‫دنیایی که می‌چرخه و می‌چرخه

23
00:01:41,392 --> 00:01:43,227
‫وینیپگ

24
00:01:43,352 --> 00:01:46,397
‫وینیپگ

25
00:01:46,522 --> 00:01:50,151
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

26
00:01:50,276 --> 00:01:52,570
‫جایی که به‌ آن متعلق ام

27
00:01:52,695 --> 00:01:54,530
‫و ترانه‌‌ی شاد و بلندش

28
00:01:54,697 --> 00:01:58,868
‫لبریز از شادمانی‌ست.

29
00:01:58,993 --> 00:02:04,040
دوستانم اینجان
و چهره‌های مهربان

30
00:02:04,165 --> 00:02:08,169
‫و مردمی که مشتاق آشنایی‌شانم.

31
00:02:08,294 --> 00:02:12,673
‫خاطرات، جاهای آشنا

32
00:02:12,798 --> 00:02:16,886
‫با تابشی تسلی‌بخش

33
00:02:17,011 --> 00:02:19,680
‫وینیپگ

34
00:02:19,805 --> 00:02:21,807
‫وینیپگ

35
00:02:21,932 --> 00:02:26,395
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

36
00:02:26,520 --> 00:02:30,316
‫این‌جا خبری باغ عدن نیست

37
00:02:30,441 --> 00:02:35,446
‫با این‌حال خانه‌ست، خانه‌ی دلنشین من

38
00:02:35,470 --> 00:02:45,470
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

39
00:02:49,585 --> 00:02:52,630
‫[صدای فش‌فش و جغ‌جغ]

40
00:02:52,755 --> 00:02:55,675
‫- [ صدای جرنگ زنگ ]
‫- [ صدای سوت بخار ]

41
00:02:58,552 --> 00:03:01,430
‫[ مرد]
.‫همه سوار شن

42
00:03:05,101 --> 00:03:07,353
‫[صدای جرنگ زنگ]

43
00:03:11,065 --> 00:03:13,109
‫[ پُف‌پُف موتور بخار]

44
00:03:26,163 --> 00:03:28,290
‫[ سوت قطار]

45
00:03:38,259 --> 00:03:40,594
‫وینیپگ

46
00:03:40,720 --> 00:03:43,514
‫{وینیپگ}

47
00:03:43,639 --> 00:03:45,558
‫{وینیپگ}

48
00:03:47,351 --> 00:03:50,020
‫وینیپگ برفی و خوابگرد

49
00:03:59,321 --> 00:04:02,158
‫خانه‌ی من در تمام عمرم.

50
00:04:03,159 --> 00:04:05,161
‫در تمام زندگی‌م.

51
00:04:07,747 --> 00:04:09,290
‫باید ترکش کنم.

52
00:04:09,665 --> 00:04:11,667
‫باید ترکش کنم.

53
00:04:13,794 --> 00:04:16,172
‫باید همین حالا ترکش کنم.

54
00:04:17,631 --> 00:04:20,718
‫اما چطور می‌شه
‫از شهر خودت فرار کنی؟

55
00:04:20,843 --> 00:04:25,097
‫چطور باید برای چنین کار ترسناکی
‫به قدر کافی هوشیار شد؟

56
00:04:25,514 --> 00:04:28,267
‫و چطور می‌شه راه فرار رو پیدا کرد؟

57
00:04:31,353 --> 00:04:34,190
‫بزرگ‌ترین شبکه‌ی راه آهن شهری تمام دنیا.

58
00:04:34,982 --> 00:04:37,818
‫شریان‌ها. رگ‌های آهنی.

59
00:04:37,943 --> 00:04:40,362
‫راه‌های فرار.

60
00:04:40,488 --> 00:04:42,239
‫قطار رویایی.

61
00:04:42,364 --> 00:04:45,201
‫پُف‌پُف [قطار]. خواب دیدن.

62
00:04:46,994 --> 00:04:48,871
‫پف‌پف وقت خواب...

63
00:04:48,996 --> 00:04:51,624
‫بیرون از دامانِ شهر.

64
00:04:53,125 --> 00:04:56,253
‫دور از دامانی که توسط رود
‫فورکس، رِد (سرخ)

65
00:04:56,378 --> 00:05:00,049
‫و آسین‌بوان ترسیم می‌شه.

66
00:05:00,174 --> 00:05:02,885
‫رود فورکس

67
00:05:03,010 --> 00:05:05,095
‫آسین‌بوان و رود سرخ./i>

68
00:05:06,388 --> 00:05:08,974
‫رودهایی که جانور و شکارچی رو مانند هم،

69
00:05:09,099 --> 00:05:11,894
‫به سمت گذرگاه‌های لب آب می‌رونه.

70
00:05:14,480 --> 00:05:17,817
‫فورکس. دامان

71
00:05:17,942 --> 00:05:19,902
‫فورکس

72
00:05:20,069 --> 00:05:21,695
‫دامان

73
00:05:21,821 --> 00:05:25,407
‫فورکس. دامان

74
00:05:25,574 --> 00:05:28,536
‫فورکس. دامان

75
00:05:31,413 --> 00:05:33,874
‫به همین دلیله که ما این‌جا هستیم...
‫درست همین‌جا،

76
00:05:33,999 --> 00:05:36,460
‫درست در مرکز قاره.

77
00:05:36,585 --> 00:05:40,047
‫قلبِ قلبِ قاره.

78
00:05:40,172 --> 00:05:42,424
‫[ سوت قطار ]

79
00:05:45,761 --> 00:05:49,056
‫دامان تسخیرشده.
‫دامان پشمی.

80
00:05:49,181 --> 00:05:51,767
‫دامان مادرم.

81
00:05:54,395 --> 00:05:58,315
‫شریان‌ها.
‫فورکس در زیر فورکس.

82
00:06:00,276 --> 00:06:02,820
‫بومی‌های کانادا قصه‌ای دارن که می‌گه،

83
00:06:02,945 --> 00:06:06,282
‫اون‌‌پایین، چندشاخگی‌هایی مخفی وجود داره...

84
00:06:06,448 --> 00:06:08,367
‫دو رودخونه‌ی مخفی به‌ هم می‌رسن...

85
00:06:08,492 --> 00:06:11,412
‫درست در زیر آسین بوان و رِد،

86
00:06:12,538 --> 00:06:16,750
‫و این دو رودخونه‌ی جفت‌شده
‫دارای قدرتی بسیار خارق‌العاده ان.

87
00:06:20,504 --> 00:06:24,091
‫جانورها، شکارچی‌ها، مسیرهای قایق‌رو

88
00:06:24,216 --> 00:06:26,135
‫آب و ریل‌کشی‌ها...

89
00:06:26,260 --> 00:06:28,637
‫دلیل حضور ما در اینجان.

90
00:06:31,390 --> 00:06:33,183
‫[ صدای سوت ]

91
00:06:33,309 --> 00:06:36,145
‫ایستگاه رو ترک می‌کنیم.

92
00:06:36,270 --> 00:06:38,147
‫ایستگاه رو ترک می‌کنیم.

93
00:06:38,272 --> 00:06:42,318
‫اگر دهه‌ها پیش از این‌جا رفته بودم چطور؟

94
00:06:42,443 --> 00:06:45,529
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

95
00:06:45,654 --> 00:06:49,158
‫وینیپگ همیشه زمستونه.

96
00:06:49,325 --> 00:06:51,410
‫همیشه زمستون

97
00:06:52,661 --> 00:06:54,914
‫همیشه خواب‌آلود

98
00:06:57,082 --> 00:06:59,043
‫وینیپگ

99
00:07:00,085 --> 00:07:02,922
‫وینیپگ وینیپگ

100
00:07:04,131 --> 00:07:06,675
‫[ صدای سوت ]

101
00:07:06,842 --> 00:07:09,136
‫ریل‌های قطار با ریل‌های تراموا
‫تلاقی می‌کنند،

102
00:07:09,261 --> 00:07:12,681
‫و از پی اون با خیابون‌ها و کوچه‌ها.

103
00:07:13,849 --> 00:07:16,018
‫همه‌چیز زیر لایه‌های،

104
00:07:16,143 --> 00:07:19,021
‫زمان، آسفالت، و برفه.

105
00:07:19,146 --> 00:07:22,399
‫آیا این شاه‌رگها هنوز سر جای خودشون هستن؟

106
00:07:22,524 --> 00:07:26,987
‫آیا هرشب بیرون می‌آن و
‫هر سپیده‌دم مدفون می‌شن؟

107
00:07:27,112 --> 00:07:30,574
‫ما وینیپگی‌ها سرگشته‎ی [احساسات]
‫نوستالژی هستیم،

108
00:07:30,699 --> 00:07:33,035
‫درواقع هیچوقت اطمینان کامل نداریم.

109
00:07:33,202 --> 00:07:35,663
‫خودم که نسبت به هیچی مطمئن نیستم،

110
00:07:35,788 --> 00:07:39,792
‫جز اینکه بعد از یک عمر تلاش
‫و کُلی تلاش نافرجام...

111
00:07:39,917 --> 00:07:42,753
‫این‌بار دارم برای همیشه می‌رم - دوباره.

112
00:07:42,878 --> 00:07:44,380
‫[ صدای سوت قطار ]

113
00:07:45,965 --> 00:07:47,883
‫در سال‌های ابتدایی وینیپگ

114
00:07:48,008 --> 00:07:51,553
‫راه‌آهن کانادا پسیفیک
‫حامی برنامه‌ی جستجوی گنج سالیانه شده بود.

115
00:07:51,720 --> 00:07:55,391
‫لازمه‌ی این مسابقه
‫شهرگردی روزانه‌ی شهروندها

116
00:07:55,557 --> 00:07:57,559
‫و زیر-و-رو کردن خیابون‌ها و محله‌ها بود.

117
00:07:57,685 --> 00:08:00,688
‫جایزه‌ی نفر اول بلیت یک‌طرفه‌ی قطار بعدی
‫به خارج از شهر بود.

118
00:08:00,813 --> 00:08:03,565
‫ایده‌ی اصلی این بود که وقتی یک‌نفر تمام روز

119
00:08:03,691 --> 00:08:07,236
‫شهرش رو از نزدیک تماشا کنه،
‫دیگه دلش نمی‌خواد ترکش کنه.

120
00:08:07,403 --> 00:08:10,781
‫و بفهمه گنج اصلی در تمام مدت
‫همین‌جا بوده.

121
00:08:10,906 --> 00:08:12,449
‫و بگید چی؟

122
00:08:12,574 --> 00:08:15,786
‫هیچ‌کدوم از برنده‌های جستجوی گنج
‫سوار قطار نشدن و جایی نرفتن.

123
00:08:15,911 --> 00:08:18,163
‫حتی یک‌نفر.
‫صد سال سیاه.

124
00:08:18,288 --> 00:08:20,958
‫[صدای بوق ماشین ]

125
00:08:21,083 --> 00:08:24,503
‫خب من به گنج‌بازی نیازی ندارم.
‫بلیت خودم رو دارم.

126
00:08:24,628 --> 00:08:26,922
‫فقط باید راهم رو از میون شهر بگیرم،

127
00:08:27,047 --> 00:08:29,717
‫از میون هرچیزی که دیدم و زندگی کردم،

128
00:08:29,842 --> 00:08:33,053
‫هرچیزی که دوست داشتم و فراموش‌ش کردم.

129
00:08:33,178 --> 00:08:35,097
‫[ صدای سوت قطار ]

130
00:08:35,222 --> 00:08:37,975
‫از میون شبنم غلیظ و خزپوشیده،
‫.به طرف حریم [مرزی] شهر

131
00:08:38,100 --> 00:08:40,853
‫و حالا در راه هستم.
‫سوی بیرون از این‌جا.

132
00:08:40,978 --> 00:08:43,022
‫بیرون از،

133
00:08:43,147 --> 00:08:45,691
‫قلبِ قلبِ قاره،

134
00:08:45,816 --> 00:08:48,861
‫دامان پشمالو، خزپوش، یخ‌زده.

135
00:08:48,986 --> 00:08:51,655
‫فورکس.
‫حیوانات، شکارچی‌ها.

136
00:08:51,780 --> 00:08:54,450
‫قایق‌روها، قطارها، و مادر.

137
00:08:54,908 --> 00:08:57,411
‫ما به‌خاطر این چیزها اینجا ایم.

138
00:08:57,536 --> 00:08:59,538
‫به‌خاطر این چیزها اینجا موندیم.

139
00:08:59,663 --> 00:09:02,541
‫به‌خاطر این چیزهاست که من دارم می‌رم.

140
00:09:02,666 --> 00:09:06,628
‫این‌ها همون چیزهایی هستن که
‫به من کمک می‌کنن تا از اینجا برم.

141
00:09:07,880 --> 00:09:11,717
‫فورکس، دامان، خزه.

142
00:09:11,842 --> 00:09:14,970
‫فورکس. دامان. خزه.

143
00:09:17,973 --> 00:09:20,517
‫گاه-و-بی‌گاه سر-و-کله‌ی مادر
‫در قطار پیدا می‌شه

144
00:09:20,642 --> 00:09:24,188
‫برای چک کردن مسافرها.

145
00:09:24,313 --> 00:09:25,564
‫مادر من -

146
00:09:27,232 --> 00:09:29,818
‫ نیرویی به قوت تمام قطارهای مانیتوبا،

147
00:09:33,989 --> 00:09:37,076
‫همیشگی مثل زمستون.
‫کهن مثل [بوفالوی] بایسون.

148
00:09:37,743 --> 00:09:40,454
‫خارق‌العاده مثل خود فورکس.

149
00:09:40,579 --> 00:09:44,208
‫دامان او - قطبی مغناطیسی‌ست.

150
00:09:44,333 --> 00:09:48,462
‫مثل مسیری که نمی‌تونم
‫برای مدت طولانی ازش منحرف بشم.

151
00:09:50,214 --> 00:09:53,175
‫حتما خواب‌آلودگیه که وینیپگی‌ها رو این‌جا
‫نگه می‌داره.

152
00:09:53,300 --> 00:09:56,303
‫کاش بتونم بیدار بمونم،
‫به جایی که دارم می‌رم توجه کنم

153
00:09:56,428 --> 00:09:58,555
‫همین‌طور به جایی که قبلا بوده ام،
‫و از اینجا برم.

154
00:09:59,765 --> 00:10:01,350
‫بیدار بمون.

155
00:10:01,475 --> 00:10:04,311
‫[زمزمه]
‫بیدار بمون. بیدار بمون.

156
00:10:18,075 --> 00:10:20,035
‫همین‌طور که خوابیده ایم راه می‌ریم،

157
00:10:22,704 --> 00:10:24,748
‫همین‌طور که راه می‌ریم، خواب می‌بینیم.

158
00:10:27,334 --> 00:10:29,628
‫نرخِ خواب‌گردی توی وینیپگ

159
00:10:29,753 --> 00:10:32,047
‫ده برابر بقیه شهرهای دنیاست.

160
00:10:33,257 --> 00:10:35,676
‫ما هرجایی که پا بگذاریم،
‫خوابش رو هم می‌بینیم.

161
00:10:35,801 --> 00:10:38,512
‫و به هرجایی که خوابش رو می‌بینیم،
‫پا می‌گذاریم.

162
00:10:38,637 --> 00:10:40,889
‫ما همیشه‌ی خدا سرگردونیم.

163
00:10:42,224 --> 00:10:44,226
‫گیج-و-ویج.

164
00:10:52,401 --> 00:10:56,280
‫ایستاده در خواب،
‫وینیپگی بودن همانا و شهروند شب بودن همان.

165
00:10:57,573 --> 00:10:59,533
‫شبِ وینیپگ...

166
00:11:00,742 --> 00:11:02,744
‫چرا اینجوریه؟

167
00:11:04,371 --> 00:11:06,415
‫چرا ما این‌قدر خواب‌آلوده ایم؟

168
00:11:07,040 --> 00:11:10,335
‫آخه چرا نمی‌تونیم چشم‌هامون رو باز کنیم؟

169
00:11:10,460 --> 00:11:13,213
‫آیا به‌طور استعاری، این ماجرا
‫به چندشاخگی رودخانه‌ها مربوطه؟

170
00:11:13,338 --> 00:11:16,091
‫یا تاثیر بیومغناطیسی
‫بایسون‌های [منطقه‌ی] ما؟

171
00:11:16,258 --> 00:11:18,677
‫یا نورهای قویِ شمالی؟

172
00:11:18,802 --> 00:11:20,470
‫نمی‌دونیم.

173
00:11:20,596 --> 00:11:22,723
‫می‌خوابیم.

174
00:11:23,765 --> 00:11:25,475
‫[ وزش باد ]

175
00:11:25,601 --> 00:11:27,769
‫خواب‌گردی می‌کنیم.

176
00:11:27,936 --> 00:11:30,272
‫خواب‌گردی می‌کنیم.

177
00:11:35,777 --> 00:11:38,822
‫روی پله‌های قدیمی ظاهر می‌شیم،

178
00:11:38,947 --> 00:11:40,782
‫خونه‌های قدیمی...

179
00:11:40,908 --> 00:11:42,826
‫خونه‌های قدیمی خودمون...

180
00:11:42,951 --> 00:11:45,370
‫یا [خونه‌ی] عزیزان‌مون...

181
00:11:45,495 --> 00:11:48,874
‫طبق قانون مدنی، مجاز به حمل کلید
‫[این خونه‌ها] هستیم،

182
00:11:48,999 --> 00:11:51,335
‫[کلید] خونه‌های رویایی و قدیمی...

183
00:11:51,460 --> 00:11:54,254
‫و این نشونی‌های قدیمی و رویایی...

184
00:11:57,966 --> 00:12:00,761
‫و اون‌هایی که تو این خونه‌های
‫قدیمی زندگی می‌کنن...

185
00:12:00,886 --> 00:12:04,973
‫همیشه باید به یک خواب‌گرد گم‌شده،
‫پناه بدن.

186
00:12:05,140 --> 00:12:08,477
‫باید پناهش بدن تا هوش-و-حواس
‫اون سرگشته سر جاش بیاد.

187
00:12:09,645 --> 00:12:12,314
‫این قانونِ وینیپگه.

188
00:12:14,816 --> 00:12:18,820
‫این نشونی‌های قدیمی و رویایی...

189
00:12:18,946 --> 00:12:20,989
‫کلیدها.

190
00:12:21,573 --> 00:12:23,200
‫کلیدها!

191
00:12:27,162 --> 00:12:29,039
‫وینیپگ.

192
00:12:34,419 --> 00:12:36,213
‫خانه.

193
00:12:41,843 --> 00:12:44,513
‫برعکسِ باقی خواب‌گردها، که با خودشون

194
00:12:44,638 --> 00:12:46,640
‫یک دسته‌کلید بزرگ دارن،

195
00:12:46,765 --> 00:12:49,851
‫کلیدهای تموم اون نشونی‌های قدیمی...

196
00:12:49,977 --> 00:12:53,230
‫من همیشه و همیشه فقط یک کلید
‫با خودم دارم:

197
00:12:53,355 --> 00:12:55,983
‫کلید پلاک هشتصد خیابان اِلیس.

198
00:12:59,361 --> 00:13:01,196
‫خانه.

199
00:13:07,035 --> 00:13:08,620
‫رویاها.

200
00:13:10,455 --> 00:13:12,666
‫رویا دیدن.

201
00:13:12,791 --> 00:13:14,501
‫رویا دیدن.

202
00:13:17,421 --> 00:13:19,715
‫هرشب همون رویای شیرین همیشگی رو
‫می‌بینم...

203
00:13:19,881 --> 00:13:23,427
‫که برگشتم به خونه‌ی بچگی‌هام.

204
00:13:23,552 --> 00:13:26,054
‫بزرگ‌ترین خونه‌ی محله بود.

205
00:13:26,179 --> 00:13:28,056
‫همین‌طور عجیب‌ترین.

206
00:13:29,683 --> 00:13:32,519
‫هم به این عجیب-و-غریب بودنش می‌نازیدم،
‫هم ازش خجالت می‌کشیدم.

207
00:13:32,644 --> 00:13:35,063
‫بستگی داشت کی من رو
‫موقع ورود به خونه ببینه.

208
00:13:35,188 --> 00:13:37,649
‫چون درواقع سه بنا
‫در یکی خلاصه شده بود.

209
00:13:37,774 --> 00:13:39,943
‫ضایع‌ترینش،
‫یک سالن زیبایی بود...

210
00:13:40,068 --> 00:13:42,571
‫که مادر و خاله لیل می‌گردوندنش.

211
00:13:43,322 --> 00:13:47,617
‫یک سوئیت هفت-اتاقه‌ی بی‌در-و-پیکر اون عقب،
‫برای مادربزرگ و خاله...

212
00:13:49,911 --> 00:13:53,081
‫و اون بالا، چندین اتاق‌خواب بیبی-بومر*
*نسل انفجار جمعیت

213
00:13:53,206 --> 00:13:55,417
‫برای مادر، پدر، سه خواهر و برادر -

214
00:13:55,542 --> 00:13:58,920
‫راس، کام، و جَنِت -

215
00:13:59,046 --> 00:14:01,256
‫و توبی، چیواوای ما...

216
00:14:01,381 --> 00:14:04,509
‫چیواوای هفت-کفن-پوسونده‌ی ما.

217
00:14:04,634 --> 00:14:07,054
‫[ وغ وغ سگ ]

218
00:14:08,889 --> 00:14:11,475
‫یک خونه‌ی مکعبیِ بزرگ.

219
00:14:11,600 --> 00:14:14,019
‫خونه‌ای به غایت شاد.

220
00:14:16,146 --> 00:14:20,150
‫ مونده بودم که بزرگ شدن تو
‫یک آرایشگاه چه تاثیری روم گذاشته.

221
00:14:20,275 --> 00:14:23,445
‫آرایشگاهی که مادرم سال 1940 طراحی کرده بود.

222
00:14:24,404 --> 00:14:26,281
‫[ صدای تافت مو ]

223
00:14:26,406 --> 00:14:29,993
‫از اون سر-و-صداها خوشم می‌اومد،
‫مغازه همیشه پر بود از صدای...

224
00:14:30,118 --> 00:14:32,537
‫حرف‌های خاله‌زنکی، خنده،
‫جر-و-بحث، قیچی‌کاری

225
00:14:32,662 --> 00:14:34,873
‫صدای تق-و-توق سینی‌های
‫روی زمین افتاده...

226
00:14:34,998 --> 00:14:38,001
‫زنگوله‌ی در،
‫زنگ خوردن همیشگی تلفن...

227
00:14:38,126 --> 00:14:39,252
‫جیغ-و-ویغ.

228
00:14:39,378 --> 00:14:42,631
‫صدای جیغ-و-داد
‫بالاتر از صدای غرش خشک‌کن‌ها.

229
00:14:42,756 --> 00:14:45,092
‫تندیِ بوی لوسیون همیشه در هوا
‫پیچیده بود،

230
00:14:45,217 --> 00:14:46,927
‫یا به‌خاطر اسپری‌ها، هوا تار بود.

231
00:14:47,052 --> 00:14:50,430
‫ابری، ابری، ابری از اسپری‌های مو.

232
00:14:51,431 --> 00:14:53,809
‫کلاه، کلاه ایمنی.

233
00:14:54,935 --> 00:14:56,603
‫کوتاه کردن مو.

234
00:14:56,728 --> 00:14:58,647
‫شکنجه‌ی مو...

235
00:14:59,022 --> 00:15:01,650
‫کلاه ایمنی.
‫خشک‌ کردن مو.

236
00:15:01,817 --> 00:15:04,319
‫کلاه ایمنی.
‫روفیدن مو.

237
00:15:04,778 --> 00:15:07,697
‫سقوط تارهای مو، هنگام روفیدن،

238
00:15:07,823 --> 00:15:09,991
‫که به زیرزمین می‌رسیدند.

239
00:15:11,118 --> 00:15:15,497
‫هواکش به طبقه‌ی بالا راه داشت،
‫و صاف به اتاق من می‌رسید.

240
00:15:15,622 --> 00:15:17,916
‫و تک‌تک واژه‌هایی رو که در گفتگوهای
‫[قلمروی] حکومت زنان

241
00:15:18,041 --> 00:15:20,669
‫دنبال هم می‌دویدند برای من می‌آورد.

242
00:15:22,254 --> 00:15:24,256
‫در مدرسه،
‫بوی محصولات آرایشی می‌دادم

243
00:15:24,381 --> 00:15:27,217
‫پمادهای سنین پیری، لوسیون‌های پیری.

244
00:15:27,342 --> 00:15:29,845
‫بوی خمیر ذرت و باربیساید می‌دادم...

245
00:15:29,970 --> 00:15:32,097
‫بوی پودر تالک و کُرست.

246
00:15:32,222 --> 00:15:36,059
‫[بوی] پالتوها و کیف‌های خزدار،
‫حتی داخل کیف‌ها!

247
00:15:36,184 --> 00:15:39,187
‫بوی باد-و-بروت و بی‌چارگی زنانه.

248
00:15:39,354 --> 00:15:42,983
‫من تحت تاثیر این چیزها  قد کشیدم،
‫و شدم اینی که هستم.

249
00:15:48,029 --> 00:15:50,907
‫این مغازه رو همیشه دوست خواهم داشت.

250
00:15:54,953 --> 00:15:58,373
‫خانه‌ی مکعبی سفید.

251
00:15:59,374 --> 00:16:03,044
‫خانه‌ی مکعبی سفید.

252
00:16:07,048 --> 00:16:09,718
‫دیدن خواب این خونه تمومی نداره.

253
00:16:11,136 --> 00:16:13,513
‫از وقتی فروختیمش عوض شده.

254
00:16:15,474 --> 00:16:18,185
‫تو رویاهای من هم مرتب عوض می‌شه.

255
00:16:20,395 --> 00:16:24,566
‫شکل‌های جدید - آشنا ولی گیج‌کننده.

256
00:16:24,691 --> 00:16:28,904
کلی نشونی‌های دیگه‌
‫به‌جای پلاک 800 خیابون الیس ظاهر می‌شن.

257
00:16:29,029 --> 00:16:31,656
‫کوچک‌تر، بلندتر، تیره‌تر...

258
00:16:31,781 --> 00:16:34,993
‫کوتاه‌تر، قدیمی‌تر، بزرگ‌تر.

259
00:16:38,246 --> 00:16:41,166
‫اما هیچ‌کدوم [همون] خونه‌ی من نیست.

260
00:16:42,334 --> 00:16:44,461
‫[ صدای بوق قطار ]

261
00:16:45,712 --> 00:16:47,172
‫خانه.

262
00:16:48,006 --> 00:16:49,758
‫خانه.

263
00:16:49,883 --> 00:16:53,887
‫رویاها شیرین ان،
‫در خانه، در خانه.

264
00:16:54,513 --> 00:16:58,350
‫اما بیداری چه تلخ، تلخ، تلخ.

265
00:16:58,767 --> 00:17:00,769
‫[ زوزه‌ی باد ]

266
00:17:02,270 --> 00:17:03,772
‫تلخی.

267
00:17:06,107 --> 00:17:09,778
‫تلخی‌ای به شیرینی سردی زمستون‌های ما.

268
00:17:09,945 --> 00:17:12,280
‫ما [ساکن] سردترین شهر جهان ایم.

269
00:17:13,615 --> 00:17:18,119
‫این سرما برای آدمی که پذیراش باشه
‫عجب جادویی داره.

270
00:17:18,620 --> 00:17:23,375
‫این شهر عجب هوای پاک و جون‌بخشی
‫برای کسی که می‌خواد ریه‌هاش رو از اون پر کنه داره

271
00:17:25,627 --> 00:17:28,338
‫شادی.
‫شادی خیره‌کننده‌ی هوای آزاد.

272
00:17:28,463 --> 00:17:31,383
‫برای هرکسی که دست‌کش‌هاش رو دست می‌کنه
‫تا اون رو در آغوش بگیره...

273
00:17:31,508 --> 00:17:35,387
‫و تک‌تک دونه‌های مسرت‌بخش برف رو می‌چلونه.

274
00:17:38,265 --> 00:17:41,935
‫اون قدیم‌ها تو سال 1906، ما وینیپگی‌ها
‫شهربازی خودمون رو ساختیم...

275
00:17:46,147 --> 00:17:49,776
‫لونا پارک خودمون،
‫سرزمین‌ رویاهای خودمون.

276
00:17:50,277 --> 00:17:51,820
‫هیچوقت نمی‌فهمی اما...

277
00:17:51,987 --> 00:17:54,489
‫مابین خیابون‌های آبرِی و دومینیون
‫در وست اند وینیپگ...

278
00:17:54,614 --> 00:17:57,367
‫مابین خیابون پورتِج و آسینابوان...

279
00:17:57,492 --> 00:18:00,495
‫بساط زمین بازی‌های بزرگ و دائمی پهنه،
‫پر از چیزهای عجیب-و-غریب.

280
00:18:02,289 --> 00:18:04,541
‫ترن هوایی‌های یخ‌زده،
‫چرخ و فلک‌هایی که...

281
00:18:04,666 --> 00:18:07,669
‫نیمی از سال پوشیده از برف‌ریزه ان.

282
00:18:08,253 --> 00:18:11,006
‫یک شهربازی برای ما
‫وینپگی‌های زمستانی.

283
00:18:13,133 --> 00:18:16,011
‫شهربازی‌ای که
‫ما رو خوشحال نگه می‌داره.

284
00:18:20,223 --> 00:18:22,684
‫مثل رویا. مثل رویا.

285
00:18:22,851 --> 00:18:26,438
‫باید بیدار بشم،
‫و چشم‌هام رو یک‌جوری باز نگه دارم.

286
00:18:26,563 --> 00:18:30,567
‫باید از این‌جا برم.
‫باید از این‌جا برم.

287
00:18:30,692 --> 00:18:32,402
‫چی می‌شه؟

288
00:18:32,527 --> 00:18:35,572
‫چی می‌شه اگه از رفتنم فیلم بگیرم؟

289
00:18:35,697 --> 00:18:39,034
‫وقت کارهای افراطیه.

290
00:18:40,327 --> 00:18:43,371
‫باید شهربازی* خودم رو بسازم.

291
00:18:43,496 --> 00:18:45,540
‫همون‌جا در پلاک 800، الیس.

292
00:18:51,880 --> 00:18:53,882
‫برای جشنی که به مناسبت...

293
00:18:54,049 --> 00:18:56,384
‫65مین سالگرد ازدواج پدر و مادرم
‫برگزار می‌شه...

294
00:18:56,509 --> 00:18:59,971
‫خونه‌ای که توش بزرگ شدم رو،
‫یک ماه اجاره‌ی ثانویه کردم.

295
00:19:00,680 --> 00:19:03,850
‫مادر، مثل همیشه پایه بود.

296
00:19:03,975 --> 00:19:06,811
‫مشتاق بود تا در گذشته‌ی خونه‌ش
‫سرکی بکشه.

297
00:19:08,063 --> 00:19:11,900
‫چند تا باربر آوردم. با تخفیف مالیاتی.
‫من فیلم‌ساز هستم.

298
00:19:13,068 --> 00:19:15,195
‫فقط این‌جا می‌تونم به‌طور شایسته،

299
00:19:15,320 --> 00:19:18,823
‫کهن‌الگوهای تاریخی خانواده‌م رو
‫بازسازی کنم.

300
00:19:18,948 --> 00:19:22,160
‫فقط در این‌جا می‌تونم جوهر چیزی که

301
00:19:22,285 --> 00:19:26,164
‫طی این جریان من رو در
‫وینیپگ نگه می‌داره برجسته کنم.

302
00:19:26,289 --> 00:19:28,333
‫و احتمالا به محض این‌که این برجسته‌سازی

303
00:19:28,458 --> 00:19:30,960
‫از طریق بازآفرینی [تجربه‌ی]
‫ضبط شده، کامل شه...

304
00:19:31,086 --> 00:19:34,422
‫می‌تونم خودم رو از قدرت شریر
‫خانواده و شهر خلاص کنم...

305
00:19:34,547 --> 00:19:36,591
‫و یک‌بار و برای همیشه از این‌جا فرار کنم.

306
00:19:37,759 --> 00:19:41,137
‫جدا از ضبط کردن همه‌چیز،
‫یک گزارشنامه‌ی دقیق کنار دستم دارم...

307
00:19:41,262 --> 00:19:43,556
‫و این شیرجه‌ی عجیب به گذشته رو ثبت می‌کنم.

308
00:19:44,057 --> 00:19:47,394
‫باید حدود 1963 باشه،
‫زمانی که به نظرم...

309
00:19:47,519 --> 00:19:49,354
‫با احتمال قریب به یقین،
‫کلید تمام خاطرات و احساساتی رو که

310
00:19:49,521 --> 00:19:53,441
‫تا به امروز من رو از پا انداخته،
‫در خودش پنهون کرده.

311
00:19:54,776 --> 00:19:58,863
‫در سالن قدیمی خونه، مادر
‫همه‌چی رو می‌گذاشت همون‌جایی که قبلا بود.

312
00:19:58,988 --> 00:20:01,282
‫تلویزیون قدیمی سیاه‌سفید یک گوشه...

313
00:20:01,449 --> 00:20:05,787
‫گلدون‌ها، کاناپه‌ی بنجل، مبل راحتی.

314
00:20:05,912 --> 00:20:08,790
‫یک ماه تموم،
‫باید تو اتاق خواب قدیمی‌م می‌خوابیدم...

315
00:20:08,915 --> 00:20:12,794
‫هنوز کنده‌کاری حروف "YUG"
‫با خط ناخوانا بالای در بود...

316
00:20:12,919 --> 00:20:15,130
‫[پس سانتا می‌فهمه که من اینجام]

317
00:20:16,339 --> 00:20:20,135
‫همه‌چیز مثل بچگی‌هام شده.

318
00:20:21,136 --> 00:20:23,221
امکان حضور پدرم در این تجربه نبود...

319
00:20:23,346 --> 00:20:25,849
‫و تصمیم گرفتم از این آزمایش
‫بیرون نگه‌ش دارم.

320
00:20:25,974 --> 00:20:30,270
‫از 30 سال پیش که مُرد، مادرم بدجوری دلتنگشه
‫و تلاش می‌کنه برای حضور او رای من رو بزنه.

321
00:20:30,395 --> 00:20:34,190
‫به این توافق رسیدیم که
‫وانمود کنیم مثلا او رو از خاک درآوردیم،

322
00:20:34,315 --> 00:20:37,861
‫و در سالن پذیرایی زیر یک پشته خاک
‫که زیر قالی پنهون شده خاک کردیم.

323
00:20:37,986 --> 00:20:41,656
‫انگار که با این کار می‌شد
‫یک‌جورایی تطمیعش کرد.

324
00:20:45,285 --> 00:20:47,620
‫برای بازآفرینی‌هایی که نگرانم می‌کردن،

325
00:20:47,746 --> 00:20:49,873
‫بازیگر استخدام کردم تا نقش برادرهام،

326
00:20:49,998 --> 00:20:51,624
‫و خواهرم رو بازی کنن.

327
00:20:51,750 --> 00:20:55,086
‫پیدا کردن این بازیگرها سخت نیست.
‫یعنی، من می‌تونم جایگزین‌هایی گیر بیارم

328
00:20:55,211 --> 00:20:58,465
‫که همسانِ [آشنای ناآشنای]
‫شخصیت‌های اصلی قدیمی باشن.

329
00:21:00,258 --> 00:21:03,762
‫خواهرم جنت، در سال 1967
‫مدال طلای مسابقات آمریکای شمالی رو داشت...

330
00:21:03,887 --> 00:21:07,599
‫و حالا عضو تالار مشاهیر ورزشی مانیتوبا شده.

331
00:21:07,724 --> 00:21:12,479
‫برادرم کامرون، در 1963،
‫وقتی 16 سالش بود مرد.

332
00:21:12,604 --> 00:21:15,940
‫برادرم راس،
‫همیشه تو دانشگاه شاگرد اول بود.

333
00:21:16,065 --> 00:21:18,610
‫سگم توبی، 11 سال عمر کرد.

334
00:21:18,735 --> 00:21:20,612
‫و هیچوقت کاملا تربیت خونگی نشد.

335
00:21:20,737 --> 00:21:23,823
‫قراره نقشش رو سگ دوست‌دخترم، اسپنکی
‫بازی کنه.

336
00:21:23,948 --> 00:21:27,494
‫- به‌جای همه‌ بازیگر داشتیم، غیر از مادر.
‫- این‌جا تنها جاییه که خوشخال بودیم.

337
00:21:27,619 --> 00:21:31,581
‫لحظه آخر، زنی که این‌جا رو به‌م اجاره داد
‫گفت قصد رفتن نداره.

338
00:21:31,706 --> 00:21:36,211
‫-  این کارش برای من ضدحال بود.
‫- همه‌ی وسایل قدیمی‌مون رو سنگین سبک کردم.

339
00:21:36,377 --> 00:21:39,130
‫به نظر آزمایش خوبی از آب درمی‌اومد.

340
00:21:39,255 --> 00:21:42,091
‫چند ساعت اول رو با یک کار آسون شروع کردیم،
‫و همه...

341
00:21:42,217 --> 00:21:45,887
‫بازیگرها، مادر، و خانم عجیبی
‫که خونه رو ترک نمی‌کرد -

342
00:21:46,012 --> 00:21:49,766
‫همه به قدر کافی تو سالن پذیرایی قدیمی
‫راحت بودن که جمع شن کنار تلویزیون

343
00:21:49,891 --> 00:21:52,352
‫تا تنها نمایش تلویزیونی که توی وینیپگ
‫ساخته شده بود رو تماشا کنن.

344
00:21:52,477 --> 00:21:54,813
‫سعی نکن خرم کنی.

345
00:21:54,938 --> 00:21:58,817
‫همه‌ش حرف مفته، حرف مفت.
‫فقط حرف زدن بلدی.

346
00:21:58,942 --> 00:22:00,985
‫این تو بمیری از اون تو بمیری‌ها نیست.

347
00:22:01,110 --> 00:22:04,614
‫یک سریال تلویزیونی
‫روزانه بود به اسم "LedgeMan"
‫*مرد لبه‌ای

348
00:22:04,739 --> 00:22:08,660
‫و مادرم از 1956 نقش اصلی زن این سریال بود.

349
00:22:08,785 --> 00:22:12,247
‫فکر نکن نمی‌دونن تو چقدر ترسو و بچه ای...

350
00:22:12,413 --> 00:22:15,041
‫و همیشه می‌خواهی لج-و-لجبازی کنی.

351
00:22:16,960 --> 00:22:19,337
‫خیلی از خودراضی هستی...

352
00:22:19,462 --> 00:22:23,383
‫باعث شدی زونا بگیرم و از
‫همه‌ی خبرنگارهای اون پایین

353
00:22:23,508 --> 00:22:25,510
‫توهین و تحقیر بشنوم.

354
00:22:28,054 --> 00:22:30,723
‫[روای]
‫هرروز عصر که سریال پخش می‌شه،

355
00:22:30,849 --> 00:22:34,769
‫همون مرد زودرنج،
‫یک حرفی رو عوضی می‌فهمه...

356
00:22:34,894 --> 00:22:38,147
‫می‌ره لبه‌ی پنجره و تهدید به پریدن می‌کنه.
‫- الان می‌پرم.

357
00:22:38,273 --> 00:22:40,650
‫و هرروز مادرش می‌آد لب پنجره...

358
00:22:40,775 --> 00:22:43,278
‫و دلایل زندگی کردن رو به او یادآور می‌شه.

359
00:22:43,444 --> 00:22:46,781
‫برعکس چیزی که فکر می‌کنی،
‫تو هیچ‌وقت مایه‌ی ناامیدی من نبودی.

360
00:22:46,906 --> 00:22:48,616
‫مجبورم نکن انجامش بدم.

361
00:22:48,741 --> 00:22:51,911
‫وقتی تو بچگی مدل هادسون بِی شده بودی،

362
00:22:52,036 --> 00:22:55,582
‫این‌قدر بهت افتخار می‌کردم که
‫نفسم بند اومده بود.

363
00:22:55,707 --> 00:22:58,543
‫اون کت شلوار چهارخونه‌ی کوچولو...

364
00:22:58,668 --> 00:23:01,462
‫یک پارچه آقا بودی.

365
00:23:01,588 --> 00:23:03,756
‫سعی نکن گولم بزنی.

366
00:23:03,882 --> 00:23:06,259
‫[ راوی]
‫با پایان هر قسمت...

367
00:23:06,384 --> 00:23:10,597
‫- دوسِت دارم مامان.
‫- پسرک قانع می‌شد که برگرده داخل.

368
00:23:10,722 --> 00:23:13,308
‫ولی روز بعد دومرتبه برمی‌گشت همون‌جا.

369
00:23:13,433 --> 00:23:15,435
‫[ گوینده‌ی تلویزیون ]

370
00:23:22,775 --> 00:23:26,571
‫[راوی] مادر در مدت زمان 50 ساله‌ی
‫پخش سریال، یک روز رو هم از دست نداد.

371
00:23:28,031 --> 00:23:30,825
‫و با شگفتی تمام، بعد نیم قرن
‫ایفای نقش تلویزیونی...

372
00:23:30,950 --> 00:23:33,661
‫ آماده‌ست که
‫نقش خودش رو بازی کنه...

373
00:23:33,828 --> 00:23:36,205
‫اون هم در این تجربه‌ی هیجان‌انگیز من!

374
00:23:36,331 --> 00:23:39,000
‫که درواقع نه تنها می‌تونه  [گره‌ی]
‫رازهای خانواده رو باز کنه...

375
00:23:39,167 --> 00:23:41,461
‫- بلکه می‌تونه یک ژانر کاملا جدید بسازه.
‫- شش، الف، برداشت اول.

376
00:23:41,586 --> 00:23:45,506
‫- می‌تونم متن رو داشته باشم؟
‫برای او هم بهتره. - البته.

377
00:23:45,673 --> 00:23:48,676
‫همیشه لجوجانه جلوی
‫نظرات مهم من مقاومت می‌کنه.

378
00:23:48,843 --> 00:23:51,554
‫فقط برای این‌که نشون بده رئیس کیه،
‫یک جمله رو فراموش می‌کنه...

379
00:23:51,679 --> 00:23:54,557
‫یا هجاهاش رو پس-و-پیش می‌کنه -
‫هرکاری می‌کنه که برداشت رو نابود کنه.

380
00:23:54,682 --> 00:23:56,768
‫باشه. با ماشین؟ - آه، متاسفم.

381
00:23:56,893 --> 00:23:59,646
‫ولی اصلا تصادفی در کار نبوده.

382
00:23:59,771 --> 00:24:04,025
‫- دوباره بگیریم.
‫- آره، کمی گیج شدم.

383
00:24:04,192 --> 00:24:06,861
‫می‌دونم این‌ کارها رو می‌کنه که
‫سختش کنه.

384
00:24:06,986 --> 00:24:10,865
‫ببخشید. متن هی بیشتر و بیشتر
‫داره از دستم درمی‌ره.

385
00:24:10,990 --> 00:24:14,619
‫سر صحنه می‌جنگیم، ولی انکار او
‫نسبت به گذشته‌ی واقعی...

386
00:24:14,744 --> 00:24:17,497
‫به شکل معنی‌داری،
‫معنی‌دار شده.

387
00:24:17,622 --> 00:24:19,791
‫خیلی گویاست.

388
00:24:19,916 --> 00:24:22,835
‫- آه، می‌شه دوباره بشنومش؟
‫- حتما.

389
00:24:22,961 --> 00:24:25,296
‫ماه خوبی می‌شه...

390
00:24:25,421 --> 00:24:28,716
‫ماه فرار بزرگ من -

391
00:24:28,883 --> 00:24:30,969
‫[ مرد ]
‫خوبه. کات.

392
00:24:32,845 --> 00:24:35,223
‫[ راوی ]
‫این یک شانس فوق‌العاده‌ست. این ماه.

393
00:24:35,348 --> 00:24:37,725
‫کی بچگی خودش رو کالبدشکافی می‌کنه؟

394
00:24:39,978 --> 00:24:44,524
‫اولین سکانس کامل،
‫صاف کردن قالیچه‌ی راهرو بود.

395
00:24:44,649 --> 00:24:48,027
‫کاری که تو همه‌ی
‫روزهای اعصاب‌خردکن بچگی‌م می‌کردیم.

396
00:24:48,152 --> 00:24:50,571
‫یک کوهِ درماندگی باورنکردنی،
‫برای همه.

397
00:24:50,697 --> 00:24:54,242
‫چون درواقع اون قالیچه هرگز صاف نمی‌شد...

398
00:24:54,367 --> 00:24:56,536
‫مهم نبود چقدر و از کدوم طرف بکشی‌ش.

399
00:24:56,661 --> 00:24:58,746
‫و مادر هم همیشه از گوشه و کنار غر می‌زد.

400
00:24:59,414 --> 00:25:01,374
‫بازیگرها اجرای شل-و-ولی داشتن...

401
00:25:01,499 --> 00:25:03,459
‫آن‌چنان تاثیرگذار نبودن،
‫و من بودم که از پشت دوربین...

402
00:25:03,584 --> 00:25:06,045
‫به‌جای اون‌ها، به ستوه می‌اومدم.

403
00:25:06,170 --> 00:25:09,382
‫اسپنکیِ متاثر اومده بود
‫سر راه تا کمک کنه...

404
00:25:09,507 --> 00:25:11,759
‫درست به شل-و-ولی توبی بود.

405
00:25:11,884 --> 00:25:15,722
‫ولی این بازآفرینی تقریبا
‫هیچ اطلاعات بدردبخوری برای ما نداشت.

406
00:25:15,847 --> 00:25:18,224
‫ولی خب، هنوز جواب می‌ده.

407
00:25:18,349 --> 00:25:20,184
‫[مادر قشنگ دل به کار داده.]

408
00:25:20,309 --> 00:25:22,729
‫هیچوقت نمی‌شه پشتکار یک مادر وینیپگی رو

409
00:25:22,854 --> 00:25:25,106
‫دست‌کم گرفت.

410
00:25:26,524 --> 00:25:27,400
‫[ هو هو چی چی قطار ]

411
00:25:27,401 --> 00:25:29,235
‫[ هو هو چی چی قطار ]

412
00:25:31,487 --> 00:25:34,115
‫در سال 1957
‫در پی افتضاح درخت نارون وُلسلی،

413
00:25:34,240 --> 00:25:36,743
بلبشویی در وینیپگ به راه افتاد.

414
00:25:36,868 --> 00:25:38,786
‫این درخت وسط خیابان وُلسلی
‫سبز شده بود،

415
00:25:38,953 --> 00:25:41,205
‫و اطرافش با سنگ و
‫حاشیه‌ی علف احاطه شده بود...

416
00:25:41,330 --> 00:25:45,043
‫و قبول داشته باشید یا نه،کوچک‌ترین
.پارک دنیا رو برای آدم تداعی می‌کرد

417
00:25:45,877 --> 00:25:49,255
‫در 1957، شهر گروهی رو
.برای قطع درخت به کار گرفت

418
00:25:49,380 --> 00:25:52,383
‫نتیجه این شد که،
‫یک دسته از زن‌های مسن محله...

419
00:25:52,508 --> 00:25:56,929
‫بازو به بازو دور درخت رو گرفتن
‫تا کارگرهای شهر و اره‌ها‌شون رو بتارونن.

420
00:25:57,388 --> 00:26:01,476
‫طولی نکشید تا پلیس رسید، ماشین‌های گشت
.و همه اومدن سراغ زن‌‌های مسن

421
00:26:01,642 --> 00:26:05,396
‫شلوغ که شد، یکی از زن‌ها گفت:
‫«اگه می‌خواید این درخت رو قطع کنید...»

422
00:26:05,521 --> 00:26:07,940
‫«اول باید ما رو تیکه‌تیکه کنید.»

423
00:26:08,066 --> 00:26:11,778
‫دست‌آخر، مسئله به دست شهردار
‫منتخب جدید، استیون ژوبا حل شد...

424
00:26:12,361 --> 00:26:15,281
‫که با کادیلاکش سر رسید
‫و کارگرها رو فرستاد خونه.

425
00:26:15,406 --> 00:26:17,909
‫- [ صدای انفجار ]
‫- در ادامه‌ی هفته، خراب‌کارها...

426
00:26:18,034 --> 00:26:21,788
‫که طبیعتا برای شهرداری کار می‌کردن،
‫درخت رو با دینامیت ترکوندن.

427
00:26:23,915 --> 00:26:26,626
‫چی می‌شد؟
‫چی‌ می‌شد اگه شهرداری...

428
00:26:26,751 --> 00:26:28,753
‫ به خواسته‌های مردم
‫گوش می‌داد؟

429
00:26:30,671 --> 00:26:30,713
‫1919

430
00:26:30,714 --> 00:26:32,965
‫1919

431
00:26:33,091 --> 00:26:36,427
‫[ صدای سوت ]
‫- سربازان درحال بازگشت و پلیس در طرف راست

432
00:26:37,261 --> 00:26:39,514
‫و کارگرهای ما، در سمت چپ ظاهر شده بودن.

433
00:26:39,639 --> 00:26:42,683
‫غوغای شکوه‌مندترین
‫لحظه‌ی شهر ما:

434
00:26:43,184 --> 00:26:45,478
‫اعتصاب سراسری 1919.

435
00:26:45,603 --> 00:26:49,023
‫نبرد راه‌پیمایان،
‫راه‌پیمایی‌های بزرگ‌شون

436
00:26:49,690 --> 00:26:52,360
‫موج جمعیت از هر سو می‌رسید،
‫و در مرکز باهم یکی می‌شد.

437
00:26:52,485 --> 00:26:55,113
‫مرکز کجا؟ در چنین روزی،

438
00:26:55,238 --> 00:26:58,950
‫در مقابل آکادمی دخترانه‌ی سنت مری.

439
00:27:01,035 --> 00:27:02,495
‫[ فریاد ]

440
00:27:02,620 --> 00:27:05,081
‫آکادمی دخترانه‌ی سنت مری،

441
00:27:05,206 --> 00:27:08,167
‫جایی که شاهدخت‌های لرزون
‫و‌‌ کوچولوی طبقه‌ی متوسط

442
00:27:08,292 --> 00:27:10,837
‫باعث شدن پدران‌شون از ترس کارگرها
به رعشه بیفتن،

443
00:27:10,962 --> 00:27:14,132
‫ترس کارگرانی که شاید دست‌آخر،
‫روزی دست‌مزد منصفانه‌ای می‌گرفتن.

444
00:27:14,257 --> 00:27:17,385
‫اما کارگرها قابل چشم‌پوشی نیستن.
‫نه چوب پاسبان‌ها،

445
00:27:17,844 --> 00:27:21,055
‫نه سرمایه‌ی بورژوازی،
‫قادر به منحرف کردن مسیر اون‌ها نیست.

446
00:27:21,514 --> 00:27:24,433
‫روزنامه‌ها از کارگرها با عنوان
‫"بولشِویک‌های متجاوز"ی یاد کردن...

447
00:27:24,559 --> 00:27:28,521
‫که پدرهای دلواپس دختران رو
‫به جنون پارانویا انداختن

448
00:27:28,646 --> 00:27:31,357
‫و راهبه‌ها رو علیه اون‌ها شوراندن،
‫اون راهبه‌های همیشه رخوت‌آور...

449
00:27:31,482 --> 00:27:33,526
‫که به احمقی همون بوقلمون‌هایی که
‫پرورش می‌دادن بودن،

450
00:27:33,651 --> 00:27:35,695
‫و باد غبغب‌شون
‫به قدُقُدهای وحشت‌زده تبدیل شده بود.

451
00:27:36,320 --> 00:27:40,116
‫این [اتفاق] سنگ محک جنبش کارگری قاره بود...

452
00:27:40,241 --> 00:27:41,868
‫این‌جا در وینیپگ.

453
00:27:41,993 --> 00:27:45,580
‫مردان دلیر در حال انجام کاری بودن
‫که باید انجام می‌شد:

454
00:27:45,746 --> 00:27:50,084
‫به نسل بعدی یاد دادن ترس دخترونه‌شون رو
.نسبت به رخدادهای ناگزیر کنار بگذارن

455
00:27:50,209 --> 00:27:53,254
‫[ فریاد مردم ]

456
00:28:03,347 --> 00:28:05,892
‫[ صدای ناقوس ]

457
00:28:07,935 --> 00:28:11,397
‫کارگرها.
‫مدرسه‌ی شبانه‌ی کارگرها.

458
00:28:11,522 --> 00:28:15,193
‫و چندی از مشتاق‌ترین دانش‌آموزها
‫با خواب‌گردی تا پشت سنگرهای خیابونی رفتن

459
00:28:15,318 --> 00:28:17,361
‫تا معلم‌های جدیدشون رو ببینن.

460
00:28:17,486 --> 00:28:20,615
‫اون‌ها نمی‌دونن چی می‌خوان،
‫ولی به دستش می‌آرن...

461
00:28:20,781 --> 00:28:24,911
‫و شهر ما طلایه‌دار
‫جنبش حقوق کارگران خواهد بود...

462
00:28:25,036 --> 00:28:27,663
‫از حالا به بعد.

463
00:28:27,788 --> 00:28:29,832
‫[ صدای ناقوس ]

464
00:28:29,957 --> 00:28:31,792
‫[ هو هو چی چی ]

465
00:28:31,959 --> 00:28:34,462
‫و هنوزش هم که هنگام شب
‫حوالی آکادمی سنت مری قدم بزنی،

466
00:28:34,587 --> 00:28:37,590
‫می‌شه روح کارگری رو
‫اون‌ اطراف حس کرد.

467
00:28:37,715 --> 00:28:40,509
‫هنوز می‌شه فَنس قدیمی وازده رو
‫دید...

468
00:28:40,635 --> 00:28:43,512
‫که حالا زیر برف مدفونه،
‫ولی روزی قرار بود...

469
00:28:43,638 --> 00:28:46,641
‫جلوی پیشروی اون
‫بولشویک‌های قهرمان رو بگیره...

470
00:28:48,726 --> 00:28:51,979
‫حالا یک خواب‌گرد تنها در همون مسیر تاریخی
‫که مهاجمانِ بالاتر از مدرسه

471
00:28:52,104 --> 00:28:56,108
‫مستقر شده بودن، راهپیمایی می‌کنه.

472
00:28:57,485 --> 00:28:59,946
‫آیا اون روزهای دورِ جوش-و-خروش رو

473
00:29:00,071 --> 00:29:02,823
‫خوب یادش هست؟

474
00:29:02,949 --> 00:29:07,495
‫یا اون هم فقط یک خواب‌گرده که
‫جرنگ‌جرنگ کلید‌های تو جیبش رو درمی‌آره؟

475
00:29:07,620 --> 00:29:11,457
‫از خیابون سنت مری که
‫درست معلوم نیست.

476
00:29:11,582 --> 00:29:14,377
‫یا اصلا، شاید مثل من یک مرد نامرئیه.

477
00:29:14,502 --> 00:29:16,504
‫شاید خود منم.

478
00:29:27,390 --> 00:29:30,643
‫هرچی بیشتر به آکادمی دخترونه‌ی سنت مری
‫نزدیک می‌شم.

479
00:29:30,768 --> 00:29:34,313
‫یادم می‌آد که وقتی سه ساله بودم،
‫بیرون از خونه گم شدم...

480
00:29:34,438 --> 00:29:38,484
‫روی صندلی وانت آشغالی کوچکم بودم،
‫که از محوطه سنت مری سر درآوردم -

481
00:29:38,609 --> 00:29:41,529
‫که برای پسرها یک محوطه‌ی ممنوعه بود.

482
00:29:42,947 --> 00:29:47,034
‫طولی نکشید که دخترهای مدرسه‌ای نگران
‫دورم رو گرفتن، نوازشم کردن...

483
00:29:47,159 --> 00:29:49,078
‫سر به سرم گذاشتن،
‫دستم رو گرفتن...

484
00:29:49,203 --> 00:29:51,497
‫من رو به بلوزهاشون فشار دادن، بوسیدنم...

485
00:29:51,622 --> 00:29:53,874
‫و انگار که بر سر من مسابقه‌ای گذاشته بودن،

486
00:29:54,000 --> 00:29:57,003
‫که با ورود راهبه‌ی بزرگ به پایان رسید.

487
00:30:05,803 --> 00:30:08,681
‫حالا تعاملات من با دانش‌آموزان
‫ این مدرسه‌ی محصور...

488
00:30:08,806 --> 00:30:11,475
‫فقط به برخوردهای چشمی کوچک
‫وقت نهار محدود شده.

489
00:30:11,600 --> 00:30:14,895
‫دخترها دوست دارن تو پارک منسون،
‫روبری خیابون سیگار بکشن.

490
00:30:16,188 --> 00:30:18,065
‫- [ خنده ]
‫- دخترهای شیطون -

491
00:30:18,649 --> 00:30:21,402
‫هیچی بیشتر از این
‫باعث جوش آوردن مادرم نمی‌شه.

492
00:30:22,778 --> 00:30:26,490
‫خب، ماجرای من و دخترهای شیطون
‫مال گذشته‌ست، مادر.

493
00:30:26,615 --> 00:30:28,909
‫وقتشه برگردیم سر کار.

494
00:30:29,076 --> 00:30:33,372
‫برگشتن به کارِ باز کردن گره‌ی
.خودم از این شهر

495
00:30:35,499 --> 00:30:37,585
‫یکی از صحنه‌هایی که
‫خیلی نگرانش هستم...

496
00:30:37,752 --> 00:30:40,504
‫بازسازی زمانیه که خواهرم
‫با گوزن تصادف کرده بود...

497
00:30:40,629 --> 00:30:42,381
‫توی اتوبان، زمانی که از کِنورا برمی‌گشت.

498
00:30:42,506 --> 00:30:45,051
‫اون‌موقع حس می‌کردم
‫مادرم پیاز داغش رو زیاد کرده.

499
00:30:45,176 --> 00:30:48,763
‫باید این قسمت رو دوباره ببینم.

500
00:30:48,888 --> 00:30:52,475
‫تقصیر خواهرم بود؟
‫تقصیر مادرم بود؟

501
00:30:52,600 --> 00:30:55,353
‫- حرکت.
‫- مادر!

502
00:30:56,687 --> 00:30:58,606
‫من تصادف کردم.

503
00:30:58,731 --> 00:31:01,734
‫[مادر]
‫تصادف؟ با ماشین؟

504
00:31:01,859 --> 00:31:03,402
‫زدم به یه گوزن.

505
00:31:03,527 --> 00:31:06,238
‫گوزن؟
‫تو بزرگراه؟

506
00:31:06,364 --> 00:31:09,575
‫اصلا تصادفی در کار نبوده.

507
00:31:09,700 --> 00:31:12,745
‫بیرون چه‌کار می‌کردی؟

508
00:31:12,870 --> 00:31:15,456
‫- گفتم که، یه مهمونی ورزشی داشتیم.
‫- اون‌جا تو جنگل...

509
00:31:15,623 --> 00:31:17,917
‫که پسرها می‌تونن تندتر از تو بدَوَن؟

510
00:31:19,085 --> 00:31:21,587
‫- بس کن.
‫- گوزنه نمرده بود...

511
00:31:21,712 --> 00:31:24,924
‫منم همون‌جا وایساده بودم گریه می‌کردم
‫تا یکی نگه داشت.

512
00:31:25,049 --> 00:31:27,009
‫خب؟ چی می‌خواست؟

513
00:31:27,134 --> 00:31:29,512
‫کمکم کرد، مادر.
‫آچارچرخ داشت...

514
00:31:29,637 --> 00:31:33,099
‫- و گوزنه رو هم خلاص کرد.
‫- آره جون خودت.

515
00:31:33,224 --> 00:31:35,226
‫بریم ببینیم چی شده.

516
00:31:38,979 --> 00:31:42,233
‫حالا چی داری که برای دفاع از خودت بگی؟

517
00:31:42,358 --> 00:31:44,568
‫هم خز گوزن هست، هم خون...

518
00:31:44,693 --> 00:31:46,654
‫و هم غُری، همون‌جوری که گفتم.

519
00:31:46,779 --> 00:31:48,864
‫من که بچه نیستم، جونم.

520
00:31:48,989 --> 00:31:51,826
‫کجا پیش اومد؟
‫صندلی پشتی؟

521
00:31:51,951 --> 00:31:53,828
‫چی کجا پیش اومد؟

522
00:31:53,994 --> 00:31:57,289
‫مهمونی اصلی.
‫ببینم، مجبورت کرد یا...

523
00:31:57,415 --> 00:32:01,210
‫خودت دراز کشیدی و گفتی هرچه بادا باد؟

524
00:32:01,335 --> 00:32:04,338
‫[راوی] مادر - می‌دونه چطوری
‫باید همه‌ی نشونه‌ها رو بخونه.

525
00:32:04,463 --> 00:32:07,800
‫دروغ‌های نرم
‫برای خواسته‌های پلید.

526
00:32:07,925 --> 00:32:11,387
‫کار کی بود؟
‫یکی از اون پسرای دونده

527
00:32:11,512 --> 00:32:13,764
‫یا اون یارو که آچارچرخ داشت؟

528
00:32:13,889 --> 00:32:16,142
‫مامان، معلوم نیست
‫چی داری می‌گی.

529
00:32:16,267 --> 00:32:18,185
‫مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی.

530
00:32:18,352 --> 00:32:20,855
‫حالا می‌بینی چه دیوونه‌ای هستم.

531
00:32:20,980 --> 00:32:23,190
‫خودم می‌دونم اون بیرون چخبره.

532
00:32:23,315 --> 00:32:26,152
‫هر شب -
‫همون آش و همون کاسه‌ست.

533
00:32:26,277 --> 00:32:28,154
‫«درش بیار، بذارش تو»

534
00:32:28,279 --> 00:32:30,698
‫«بکش بیرون،
‫این‌جوری کن، اون‌جوری کن»

535
00:32:30,823 --> 00:32:32,575
‫کاسه‌ی صبرم رو لبریز نکن.

536
00:32:32,700 --> 00:32:35,870
‫[راوی]
‫نشونه‌ها در جلوی چشم پنهون می‌شن.

537
00:32:35,995 --> 00:32:38,831
‫هیچ دختر پاکی
‫تا بعد از ده شب بیرون نمی‌مونه...

538
00:32:38,956 --> 00:32:41,041
‫که تازه بعد هم با خون
.روی گل‌گیر برگرده

539
00:32:41,167 --> 00:32:43,169
‫این زندگی منه، نه تو.

540
00:32:43,294 --> 00:32:44,837
‫خب، کی این زندگی رو به تو داده؟

541
00:32:44,962 --> 00:32:47,506
‫- من که نخواسته بودم.
‫- من هم همینطور.

542
00:32:47,631 --> 00:32:50,634
‫به‌ خدا قسم،
‫اگر می‌تونستم بسپرمت به کسی که...

543
00:32:50,759 --> 00:32:53,262
‫قابل اعتماد باشه، می‌سپردم.

544
00:32:53,387 --> 00:32:56,891
‫خب، کاشکی این‌ کار رو کرده بودی.
‫ترجیح می‌دم واگذار شده بودم.

545
00:32:57,016 --> 00:33:01,020
‫وسوسه‌م نکن.
‫هر شب به قرص‌هام نگاه می‌کنم.

546
00:33:01,145 --> 00:33:04,648
‫فقط دلم یک بهونه‌ی کوچک می‌خواد.

547
00:33:04,773 --> 00:33:08,777
‫کار همون یارو با آچارچرخ بوده.

548
00:33:08,903 --> 00:33:11,071
‫چشمش به خز و خون افتاده...

549
00:33:11,197 --> 00:33:13,532
‫و کلکش گرفته.

550
00:33:13,657 --> 00:33:16,744
‫این‌جوری نبود.
‫تو که اون‌جا نبودی.

551
00:33:16,869 --> 00:33:19,788
‫- به‌ت پول داد؟
‫- نه!

552
00:33:19,914 --> 00:33:21,916
‫فکر می‌کنی من کی ام؟

553
00:33:22,082 --> 00:33:24,543
‫اشک‌هایی که برای گوزنه ریختی
‫چه نتیجه‌ای داشت؟

554
00:33:24,668 --> 00:33:27,880
‫تنها خاصیتش این بود که
‫برای باقی ماجرا آماده‌ت کنه.

555
00:33:28,005 --> 00:33:29,673
‫[ مویه]

556
00:33:29,798 --> 00:33:32,885
‫- دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش.
‫- معلومه که نمی‌بینی.

557
00:33:33,010 --> 00:33:36,805
‫فقط پنج دقیقه براش کار داره
‫تا بفهمه تو کی هستی.

558
00:33:36,931 --> 00:33:39,600
‫[راوی]
‫خواهرم زد به یک گوزن و او رو کشت.

559
00:33:39,725 --> 00:33:43,270
‫مادرم به این حسن تعبیر نگاهی انداخت -
‫چون حسن تعبیر بود.

560
00:33:43,395 --> 00:33:46,148
‫هرچیزی که توی این شهر رخ می‌ده حسن تعبیره.

561
00:33:46,273 --> 00:33:49,944
‫مادر تو یک ثانیه
‫معنی خون گوزن و خز رو فهمید...

562
00:33:50,110 --> 00:33:52,363
‫و یک‌جورایی حق با او بود.

563
00:33:52,488 --> 00:33:55,115
‫او از خانواده‌ش
‫و رازهاش سر درمی‌آره...

564
00:33:55,241 --> 00:33:57,660
‫همین‌طور از خواسته‌ها و خجالت‌های ما...

565
00:33:57,785 --> 00:34:00,329
‫به سادگی خوندن یک روزنامه.

566
00:34:00,454 --> 00:34:02,414
‫مادر -

567
00:34:02,540 --> 00:34:05,376
‫شاید حساس‌ترین آدم وینیپگی باشه.

568
00:34:05,501 --> 00:34:08,796
‫مهم نیست کجا هستم،
‫هرجا باشم حس می‌کنم که نگاهش به منه.

569
00:34:08,963 --> 00:34:12,967
‫وقتی اون بیرون مشغول خواب‌گردی ام،
‫دستش رو روی شونه‌م احساس می‌کنم،

570
00:34:13,133 --> 00:34:15,678
‫که من رو به طرف تختم راهنمایی می‌کنه.

571
00:34:18,806 --> 00:34:22,893
‫فکر نمی‌کنم این موضوع با خواب و بیدار بودن
‫یا زنده و مرده بودنش عوض شه.

572
00:34:23,018 --> 00:34:25,980
‫او همیشه دقیقا می‌دونه
‫که من در چه حالی ام.

573
00:34:29,066 --> 00:34:32,611
‫وینیپگی‌ها تو خوندن
‫از پشت سطح مهارت بالایی دارن...

574
00:34:32,736 --> 00:34:35,114
‫و همین‌طور از زیر پوست شهر خودشون آگاه ان.

575
00:34:35,739 --> 00:34:40,286
‫در مقیاس کوچک،
‫ما لو پروفِتای عجیب رو داشتیم، دهه‌ی 1930

576
00:34:40,411 --> 00:34:44,290
‫او وسایلی رو که وینیپگی‌ها می‌ترسیدن مبادا
‫تسخیر شده باشه، جن‌گیری می‌کرد.

577
00:34:44,415 --> 00:34:47,167
‫یک‌بار شهرداری استخدامش کرده بود
‫تا تراموایی رو که به مسافرها

578
00:34:47,293 --> 00:34:50,170
‫دلهره می‌داد پاک‌سازی روحی کنه.

579
00:34:56,677 --> 00:34:59,805
‫سِر آرتور کونان دویله
‫همیشه می‌گفت که

580
00:34:59,930 --> 00:35:03,142
‫بین شهرهایی که دیده،
‫وینیپگ بیشترین قابلیت‌های حسی رو داره.

581
00:35:03,684 --> 00:35:06,687
‫احتمالا به‌خاطر دامان،
‫خز، شبنم، و مابقی...

582
00:35:06,937 --> 00:35:09,023
‫ولی بیشتر از همه به‌خاطر فورکس،

583
00:35:09,148 --> 00:35:11,442
‫و فورکس‌های زیر فورکس.

584
00:35:11,567 --> 00:35:13,944
‫بومی‌های کانادا می‌دونستن
‫چطوری چیزی رو که

585
00:35:14,069 --> 00:35:16,488
‫کونان دویله توی این شهر حس کرده بود،
‫درک کنن.

586
00:35:16,614 --> 00:35:19,033
‫برای قرن‌ها مرده‌هاشون رو در
‫نزدیک‌ترین فاصله‌ی ممکن

587
00:35:19,158 --> 00:35:22,036
‫به قوی‌ترین همریزگاه
‫چهار رودخونه‌ی این‌جا دفن می‌کردن -

588
00:35:22,161 --> 00:35:24,038
‫رِد و آسینابوان

589
00:35:24,330 --> 00:35:27,041
‫رِد و آسینابوان

590
00:35:31,503 --> 00:35:34,715
‫در 1920، توماس گلندینگ همیلتون،

591
00:35:34,840 --> 00:35:37,468
‫پزشک و سیاست‌مدار برجسته‌ی وینیپگی...

592
00:35:37,593 --> 00:35:41,055
‫به امید ارتباط گرفتن
‫با پسر مرحومش، در خونه‌ش

593
00:35:41,180 --> 00:35:43,223
‫جلسات به دقت مستند-شده‌ی احضار ارواح
‫برگزار می‌کرد.

594
00:35:43,349 --> 00:35:46,352
‫این خیال‌پرستی‌های شبانه...

595
00:35:46,477 --> 00:35:50,606
‫به سرعت به توهمات چسبناک و پفکیِ این‌جا،
‫آب-و-تاب می‌ده -

596
00:35:50,731 --> 00:35:53,901
‫دوز-و-کلک‌های جنگی که
‫پیوسته در این شهر جاری بوده...

597
00:35:54,151 --> 00:35:58,155
‫جنگی بین دو دنیا، یکی اونی که
‫وینیپگی‌ها حالا درش زندگی می‌کنن

598
00:35:58,280 --> 00:36:01,700
‫و یکی اونی که دوست دارن
‫در آینده ساکنش باشن.

599
00:36:05,162 --> 00:36:08,040
‫کنجکاوی‌-بر‌انگیز-ترین کار
‫در حوزه‌ی فراطبیعی وینیپگ...

600
00:36:08,165 --> 00:36:11,919
‫برمی‌گرده به مدیومی
‫به اسم گونث لوید در سال 1939...

601
00:36:12,086 --> 00:36:14,546
‫همون سالی که او
‫چیزی رو پایه گذاشت که سرانجام...

602
00:36:14,672 --> 00:36:16,924
‫به باله‌ی رویال وینیپگ تبدیل شد.

603
00:36:17,049 --> 00:36:19,510
‫او چندین جلسه‌ی بدنام احضار برگزار کرد... -

604
00:36:19,635 --> 00:36:21,929
‫که در اون‌ها بیشتر از حرف زدن،

605
00:36:22,096 --> 00:36:24,598
‫پیام بی‌قرار ساکنین دیار باقی
...را می‌رقصید

606
00:36:25,891 --> 00:36:28,310
‫معروف‌ترین جلسه‌ای که او برگزار کرد...

607
00:36:28,435 --> 00:36:30,646
‫در ساختمان قانون‌گذاری ایالتی بود...

608
00:36:30,771 --> 00:36:34,191
‫که از قرار،
‫بزرگ‌ترین معبد ماسونی دنیا هم بود...

609
00:36:34,316 --> 00:36:38,612
‫که با توجه به مشخصات سِری قدیمی
‫در سال 1922

610
00:36:38,737 --> 00:36:41,073
‫مخفیانه،
‫توسط رهبر ما، رودمن پی رابلین ایجاد شده بود

611
00:36:41,198 --> 00:36:44,576
‫کسی که کل کابینه‌اش رو
‫ماسون‌های درجه سه تشکیل می‌دادن.

612
00:36:44,785 --> 00:36:47,454
‫اون هرمس، خدای یونانیه که بالای کاخ ماست،

613
00:36:47,621 --> 00:36:51,375
‫که با دسته‌ای گندم
‫به شکل پسر طلایی تغییر قیافه داده...

614
00:36:51,500 --> 00:36:53,627
‫و چشم‌های خواب‌آلوده‌ی ما هیچ‌وقت،

615
00:36:53,752 --> 00:36:57,589
‫به قدرت ترسناک پاگانی او و حضور نابهنگامش
‫در آمریکایی شمالی مدرن مشکوک نمی‌شه.

616
00:37:01,593 --> 00:37:03,887
‫حاضرینِ پای میزِ احضارِ اون شب...

617
00:37:04,012 --> 00:37:06,640
‫محترم‌ترین بزرگان شهر ما بودن...

618
00:37:06,765 --> 00:37:08,976
‫مِن جمله شهردار کورنیشِ فسادناپذیر...

619
00:37:09,101 --> 00:37:11,145
‫و ...

620
00:37:11,270 --> 00:37:14,565
‫خانم‌ها،
‫یا نمایندگان فاحشه‌خونه‌های ممتاز،

621
00:37:14,690 --> 00:37:16,775
‫زنانی که به‌خاطر ذکاوت سیاسی...‌

622
00:37:16,900 --> 00:37:19,486
‫و نفوذشون در جامعه،
‫از احترام برخوردار بودن.

623
00:37:19,611 --> 00:37:23,449
‫خیابون‌های بی‌شماری در مرکز ناحیه‌ی ما
‫به اسم این زنان فوق‌العاده‌ست.

624
00:37:23,574 --> 00:37:25,951
‫ [ هم‌سرایی، ‫ساز ارگان ]

625
00:37:36,795 --> 00:37:38,505
‫[ غرش جانور ]

626
00:38:39,525 --> 00:38:41,902
‫[ چلپ چلپ آب ]

627
00:38:49,910 --> 00:38:51,912
‫[ ادامه‌ی موسیقی ]

628
00:39:15,686 --> 00:39:18,272
‫[ چلپ چلپ آب ]

629
00:39:18,272 --> 00:39:28,272
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

630
00:40:26,256 --> 00:40:28,467
‫[ غرش جانور ]

631
00:41:05,921 --> 00:41:08,382
‫[ تق-و-توق پایه‌های میز ]

632
00:41:22,646 --> 00:41:26,400
‫[ادامه‌ی موسیقی]

633
00:41:33,407 --> 00:41:33,949
‫[ وزش باد ]

634
00:41:33,950 --> 00:41:35,534
‫[ وزش باد ]

635
00:41:37,077 --> 00:41:39,079
‫[پاپ فولکلور]

636
00:41:47,170 --> 00:41:51,383
‫[ خواننده‌ی زن ]
‫صبحی دمدمی در مانیتوبا

637
00:41:51,508 --> 00:41:53,719
‫هیچ اتفاق خاصی نمی‌افته

638
00:41:53,844 --> 00:41:56,096
‫هیچ‌وقت نمی‌افته

639
00:41:56,263 --> 00:41:58,640
‫[ راوی ]
‫برای آخرین بار در ژانویه...

640
00:41:58,765 --> 00:42:01,685
‫سردترین و سیاه‌ترین ماه.

641
00:42:03,603 --> 00:42:06,648
‫سر سیاه زمستون. [زمستون] بی‌پایان.

642
00:42:06,773 --> 00:42:08,734
‫کاندوم‌ها هم [شل می‌شن و] درمی‌آن.

643
00:42:08,859 --> 00:42:11,945
‫این‌ چند ماه، ماه‌های اقدامات پرخطر [جنسی]
‫وینیپگ هستن.

644
00:42:12,112 --> 00:42:14,448
‫نفس آدم جلوی صورتش
‫یخ می‌زنه.

645
00:42:14,614 --> 00:42:16,950
‫و با یک صدای جرینگ
‫می‌افته جلوی پات.

646
00:42:17,993 --> 00:42:21,204
‫مرد و سگ،
‫تو خیابون‌ها راه می‌ریم.

647
00:42:21,329 --> 00:42:24,124
‫سگ راهنمای من در طول زمان.

648
00:42:25,083 --> 00:42:28,920
‫[خواننده‌ی زن ]
‫من همین‌جوری دوسِش دارم

649
00:42:29,046 --> 00:42:31,339
‫[راوی] حتی افرادی که تا حالا
‫با برف روبرو نشدن،

650
00:42:31,465 --> 00:42:34,051
‫می‌تون راه رفتن دَرِش رو تصور کنن.

651
00:42:34,176 --> 00:42:36,553
‫ردپای آدم می‌مونه،
‫ و سرازیری‌ها.

652
00:42:36,678 --> 00:42:39,514
‫وقتی روی برف تازه پا می‌گذاری،
‫فشرده‌ش می‌کنی.

653
00:42:39,639 --> 00:42:41,475
‫روی پیاده‌رو فشرده‌ش می‌کنی...

654
00:42:41,641 --> 00:42:43,977
‫و وقتی بعدا برف‌های
‫شل-و-ول از بین می‌رن

655
00:42:44,102 --> 00:42:47,314
‫یک سابقه‌ی قطعی
‫از اون محیط بی‌ثبات به جا می‌مونه.

656
00:42:47,439 --> 00:42:50,859
‫ردپای تو به عنوان یک سابقه‌ی کوچکِ جبرانی
‫[از برف] به جا می‌مونه.

657
00:42:50,984 --> 00:42:53,862
‫دوست دارم به این چیزها اسم
‫"فسیل‌های برفی" بدم.

658
00:42:53,987 --> 00:42:57,908
‫البته که 600 میلیون سال دووم نمی‌آرن.
‫فوقش چند ماه دووم بیارن.

659
00:42:58,033 --> 00:43:01,328
‫ولی درواقع می‌تونی
‫از طریق این فسیل‌ها در طی زمستون

660
00:43:01,453 --> 00:43:04,498
‫مسیر خودت رو در
‫بالا و پایین پیاده‌رو پیدا کنی.

661
00:43:04,623 --> 00:43:08,376
‫این راهی برای پیش رفتن
‫و پس رفتن در طی زمستونه.

662
00:43:10,170 --> 00:43:11,838
‫{وینیپگ}

663
00:43:12,923 --> 00:43:15,759
‫ما درباره راه‌های عظیم سفید
‫گفت-و-گو می‌کنیم...

664
00:43:15,884 --> 00:43:17,928
‫مارپیچ‌های برفی -

665
00:43:18,053 --> 00:43:22,474
‫هزارتویی از اکتوپلاسم که
‫مسیر زندگی ما رو هدایت می‌کنه.

666
00:43:22,599 --> 00:43:25,352
‫ما حق انتخاب زیادی
‫نسبت به جایی که می‌ریم نداریم...

667
00:43:25,519 --> 00:43:29,189
‫یا جایی که می‌خوابیم،
‫یا چیزی که احساس می‌کنیم.

668
00:43:30,482 --> 00:43:33,568
‫شهر چند-نگاشتگی‌های...

669
00:43:33,693 --> 00:43:37,197
‫روی پوست‌ها،
‫روی پوست‌های زیر پوست‌ها...

670
00:43:39,616 --> 00:43:42,702
‫چطور می‌شه نشانه‌های این شهر رو
‫رمزگشایی کرد؟

671
00:43:44,704 --> 00:43:47,332
‫یکی دیگه از قوانین مدنی این‌جا:

672
00:43:47,457 --> 00:43:49,960
‫ما حق نداریم نشونه‌های قدیمی رو
‫نابود کنیم...

673
00:43:50,085 --> 00:43:52,254
‫هیچ‌یک از نشونه‌های قدیمی رو.

674
00:43:52,379 --> 00:43:55,715
‫درعوض، باید حفظ بشن،
‫برای همیشه حفظ بشن...

675
00:43:55,841 --> 00:43:57,968
‫در گورستان نشانه‌های قدیمی.

676
00:43:59,136 --> 00:44:02,556
‫فرورفته در لایه‌های وینیپگ.

677
00:44:03,890 --> 00:44:07,936
‫شهری که سن‌ش تنها چهار سال
‫از مادربزرگ من بیشتره.

678
00:44:08,061 --> 00:44:11,690
‫گاهی خیلی جوون می‌زنه
‫و گاهی هم خیلی کهن.

679
00:44:13,275 --> 00:44:17,070
‫ترسناکه.
‫خونه‌ی یک نفر در طول زمان ترسناکه.

680
00:44:26,288 --> 00:44:30,417
‫همچین که برف شروع می‌شه،
‫احساس هرج-و-مرج شهر رو می‌گیره.

681
00:44:30,584 --> 00:44:33,378
‫شهری بی‌قانون، اما امن.

682
00:44:33,503 --> 00:44:36,923
‫برف،
‫همه‌ی خطوط کف خیابون رو پاک می‌کنه،

683
00:44:37,090 --> 00:44:39,176
‫و هر جنبنده‌ای رو هم همین‌طور.

684
00:44:39,301 --> 00:44:42,345
‫یک بازی بزرگ ماشین کوبنده (شهربازی)
‫اون بیرون راه می‌افته.

685
00:44:42,470 --> 00:44:44,264
‫نورها زیبا به نظر می‌آن.

686
00:44:44,389 --> 00:44:47,434
‫نصف وقت‌ها حتی نمی‌تونی از شیشه‌ی جلو
‫بیرون رو ببینی.

687
00:44:47,559 --> 00:44:50,937
‫می‌دونی که ممکنه لیز بخوری روی پیاده‌رو،
‫سر بخوری طرف چراغ قرمز...

688
00:44:51,104 --> 00:44:53,398
‫و پلیس‌ها هم ازت چشم‌پوشی کنن.

689
00:45:05,452 --> 00:45:07,579
‫توی وینیپگ،
‫باحال‌تر اینه که

690
00:45:07,704 --> 00:45:10,081
‫از کوره‌راه‌ها تو شهر بچرخیم

691
00:45:12,167 --> 00:45:16,588
‫شهر یک شبکه‌ی بزرگ
‫از این خیابون‌های غیر-رسمی داره

692
00:45:16,713 --> 00:45:20,050
‫یک شبکه‌ی حسابی
‫از کوره‌راه‌های باریک و بیان‌نشدنی،

693
00:45:20,175 --> 00:45:22,969
‫که فریبندگی خودشون رو دارن.

694
00:45:23,094 --> 00:45:26,806
‫حتی روی نقشه‌ی شهر هم اثری ازشون نیست
‫ولی مردم ازشون باخبرن،

695
00:45:26,932 --> 00:45:29,434
‫و بیشتر از خیابون‌های قانونی
‫از این‌ها استفاده می‌کنن.

696
00:45:34,064 --> 00:45:37,025
‫دعوای میون دو تا از
‫شرکت‌های تاکسی‌رانی شهر

697
00:45:37,150 --> 00:45:40,487
‫این‌طوری حل شد که به یکی حق استفاده از
‫خیابون‌های عادی رو دادن

698
00:45:40,612 --> 00:45:44,032
‫در حالی که شرکتِ دیگه
‫باید مسافرهاش رو...

699
00:45:44,157 --> 00:45:46,076
‫در کوره‌ها سوار و پیاده می‌کرد.

700
00:45:47,744 --> 00:45:51,539
‫داخل این شاهرگ‌های سیاهه که
‫وینیپگ واقعی پیدا می‌شه...

701
00:45:51,665 --> 00:45:55,460
‫جایی که خاطرات به باورکردنی‌ترین شکل
‫زنده می‌شن.

702
00:45:55,585 --> 00:45:58,964
‫شبکه‌ی این راه‌ها مثل
،‫یک شبکه شطرنجی

703
00:45:59,089 --> 00:46:02,759
‫از شهری مخفیه که بالای شهرِ شناخته‌شده
‫جا خوش کرده.

704
00:46:02,884 --> 00:46:05,929
‫کوره‌راهایی که با نام‌هایی
‫شفاهی به یاد سپرده می‌شن...

705
00:46:06,054 --> 00:46:10,433
‫بالاتر از خیابون‌هایی با اسم سیاسیون و
‫ توسعه‌دهندگان این خاک، قرار گرفته ان.

706
00:46:10,558 --> 00:46:12,560
‫کوره‌راه‌ها، پدیده‌های نامشروعی هستند.

707
00:46:12,686 --> 00:46:14,688
‫که بهتره درباره‌شون صحبت نشه،
‫مایه‌ی خجالت ان.

708
00:46:14,813 --> 00:46:17,607
‫کفل‌های انتهای خونه به اون‌ها میرسه.

709
00:46:17,732 --> 00:46:20,527
‫طرفی از خونه که
‫نشون مهمون‌های رودروایسی‌دار نمی‌دیم‌.

710
00:46:21,611 --> 00:46:24,322
‫مناظری علف‌زده‌ از
‫طردشدگی‌ِ خجالت‌آوری هستن...

711
00:46:24,447 --> 00:46:26,908
‫مجراهای برداشت پس‌مونده‌ها.

712
00:46:27,033 --> 00:46:29,911
‫چیزهایی که دیگه قبول‌شون نداریم رو
‫پرت می‌کنیم اون‌جا...

713
00:46:30,036 --> 00:46:32,789
‫همه‌چیز، و از همه تو چشم‌تر
‫"همون چیز مخصوص وینیپگ"

714
00:46:32,914 --> 00:46:35,583
‫یک تشک تا-شده با لکه‌های ناجورش -

715
00:46:35,709 --> 00:46:39,713
‫که به سرعت با برفِ فراموشی‌آور‌
‫ما پوشیده می‌شن.

716
00:46:41,464 --> 00:46:44,801
‫[ صدای زن در گفتگوی مبهم رادیویی ]

717
00:46:44,926 --> 00:46:47,762
‫[صدای بچه]
‫من بهترین دوست انسان ام و همین‌طور...

718
00:46:47,887 --> 00:46:51,182
‫[راوی] داخل کوچه‌ پس‌کوچه‌ها
‫طرز فکرهای عجیبی حکم‌فرماست.

719
00:46:51,308 --> 00:46:54,352
‫انگار که راهبر
‫مستقیما با تو صحبت می‌کنه.

720
00:46:54,477 --> 00:46:56,771
‫[ زن روی رادیو ]
‫بله، امروز صبح فهمیدم.

721
00:46:56,896 --> 00:47:00,233
‫[راوی]
‫رانندگی [قطار] نرم‌تر شده، به نرمی متکا...

722
00:47:00,400 --> 00:47:03,069
‫یک متکای چاق-و-چله.

723
00:47:08,700 --> 00:47:10,702
‫بعد هم مورد عجیب خیابون لورت...

724
00:47:12,078 --> 00:47:14,372
‫یک خیابون نر و ماده.

725
00:47:14,497 --> 00:47:17,125
‫نصفش خیابون اصلیه و نصفش کوره‌راه.

726
00:47:19,586 --> 00:47:22,172
‫کسی از لورت حرفی نمی‌زنه.

727
00:47:25,967 --> 00:47:27,969
‫[ بوق قطار ]

728
00:47:40,190 --> 00:47:43,985
‫حتما معماری وینیپگ هم غم‌انگیزه...

729
00:47:44,110 --> 00:47:46,654
‫و ساختار آشفته‌ی این شهر رو می‌رسونه.

730
00:47:48,573 --> 00:47:52,327
‫پل خیابان آرلینگتون
‫نشان‌گر همین موضوعه...

731
00:47:52,452 --> 00:47:55,538
‫پوششی عظیم از تیرآهن‌های
پولادی یخ‌بسته

732
00:47:55,663 --> 00:47:59,584
‫که بالای شبکه
‫بی‌در-و-پیکر راه‌آهن شهر تاق زدن،

733
00:48:00,877 --> 00:48:03,797
‫جایی که قطارها در مه جفتِ هم می‌شن،
‫چندی غر-و-لند می‌کنن...

734
00:48:03,922 --> 00:48:05,965
‫و بعد هم طلاقی پُرسر-و-صدا.

735
00:48:07,592 --> 00:48:10,470
‫این پل،
‫تقریبا 100 سال پیش ساخته شد...

736
00:48:10,637 --> 00:48:12,764
‫به دست شرکت "ولکان آیرون وُرکسِ" لندن.

737
00:48:12,889 --> 00:48:17,227
‫اول برای مصر در نظر گرفته شده بود،
‫و قرار بود روی رود نیل تاق ببنده.

738
00:48:17,352 --> 00:48:20,814
‫ولی خطایی در جزئیات
‫کار رو بر روی رودخونه غیرممکن کرد...

739
00:48:21,815 --> 00:48:24,442
‫و پل به قیمت بزخری

740
00:48:24,567 --> 00:48:26,528
‫به وینیپگِ عاشقِ بزخری فروخته شد.

741
00:48:30,573 --> 00:48:34,452
‫پل به خوبی در خونه‌ی
‫همیشه ورشکسته‌ی خودش جا نیفتاده...

742
00:48:34,577 --> 00:48:37,080
‫و هروقت فرصت کنه به خواب می‌ره...

743
00:48:37,205 --> 00:48:41,167
‫هر وقت که دیدن رویای خونه‌ی
‫اصلیِ باشکوه و شادی‌بخش اولیه‌ش ممکن باشه.

744
00:48:41,292 --> 00:48:43,378
‫و بعد یکی از تیرآهن‌هاش رو شترق، می‌اندازه.

745
00:48:43,503 --> 00:48:45,630
‫[ صدای آهن]

746
00:48:47,257 --> 00:48:50,218
‫صدایی که هنگام شب
‫از محوطه بلند می‌شه...

747
00:48:50,343 --> 00:48:53,596
‫یادآور درد
‫آرتروز یک موجود غول‌پیکره.

748
00:49:07,277 --> 00:49:10,947
‫و همین‌طور که
‫پل خیابون آرلینگتون خواب نیل رو می‌بینه...

749
00:49:11,072 --> 00:49:15,076
‫ما یک پدیده‌ی رویاباف بشرساخته‌ی
‫دیگه رو هم در خط افق داریم...

750
00:49:15,201 --> 00:49:18,955
‫و این یکی منظره‌ای‌ست قلابی:
‫تپه‌ی آشغال

751
00:49:19,080 --> 00:49:23,251
‫تنها تپه‌ در وینیپگِ هموار...

752
00:49:23,376 --> 00:49:26,254
‫ساخته شده از نیم‌قرن زباله‌ی ساکنین...

753
00:49:26,379 --> 00:49:30,592
‫که بعد با علف پوشیده شد و نسل پیش
‫به عنوان پارک جا زدش.

754
00:49:32,010 --> 00:49:35,555
‫این تپه‌ی عظیم،
‫خونه‌ی بچه‌های سورتمه‌سوار...

755
00:49:35,680 --> 00:49:38,641
‫رویاهای آشغالیِ کثیف خودش رو
‫ می‌بینه.

756
00:49:42,479 --> 00:49:44,814
‫برای بچه‌هایی که
‫از روی این تپه سر می‌خورن،

757
00:49:44,939 --> 00:49:47,859
‫برخورد با تکه‌ای ریل فلزی زنگ‌زده

758
00:49:47,984 --> 00:49:51,571
‫یا سپر قراضه‌ی ماشینی که
‫برف جابجاش کرده، عادیه.

759
00:49:57,494 --> 00:49:59,412
‫وینیپگ من.

760
00:50:03,416 --> 00:50:07,253
‫اواخر دهه‌ی 90  واکنش‌‌های زنجیره‌ای مخوفی
‫ نسبت به تراژدی‌های معماری آغاز شد...

761
00:50:07,378 --> 00:50:10,673
‫وقتی فروشگاه بزرگ ایتونز در خیابون پونتِج،
‫مثل تایتانیک

762
00:50:10,798 --> 00:50:13,218
‫به کوه یخ چمن‌زار برخورد کرد و به گل نشست.

763
00:50:13,343 --> 00:50:15,595
‫- ورشکستگی

764
00:50:15,762 --> 00:50:18,097
‫حکمرانی ایتونز در مقطعی
‫به جایی رسیده بود که

765
00:50:18,223 --> 00:50:21,267
‫بالای 65 سنت از هر دلاری
‫که در وینیپگ صرف خرید می‌شد

766
00:50:21,392 --> 00:50:23,561
‫در همین یک فروشگاه بود.

767
00:50:23,686 --> 00:50:27,524
‫گفتن این‌که خرده فروشی در وینیپگ
‫به همین مکان محدود می‌شد، اغراق نیست.

768
00:50:28,441 --> 00:50:30,401
‫بعد از ورشکستگی،
‫شهرداری بی این‌که...

769
00:50:30,527 --> 00:50:34,489
‫به احیای دوباره‌ی
‫فروشگاه قدیمی فکر کنه...

770
00:50:34,614 --> 00:50:38,326
‫یک‌باره و به شکلی نابخشودنی
‫تخریبش کرد.

771
00:50:38,451 --> 00:50:41,412
‫تخریب، یکی از معدود صنایع رشدکرده‌ی
‫شهر ماست.

772
00:50:41,538 --> 00:50:43,998
‫هنگام شب،
‫صحبت احداث یک استادیوم جدید...

773
00:50:44,123 --> 00:50:46,668
‫در موقعیت ایتونز سابق
‫مطرح شد.

774
00:50:46,793 --> 00:50:49,712
‫بر خلاف انتظار،
‫بعد از سال‌ها جنگیدن...

775
00:50:49,837 --> 00:50:53,466
‫مقاومت، سر باز زدن از ساخت
‫زمین هاکی جدید برای تیم جِتس...

776
00:50:53,591 --> 00:50:55,718
‫که منجر به پیوستن اون‌ها به [تیم]
‫فونیکس شد...

777
00:50:55,843 --> 00:50:58,137
‫مجلس شهر ناگهان با شتاب

778
00:50:58,263 --> 00:51:00,890
‫دست به ساخت چنین سازه‌ای
‫برای وینیپگی‌ها زد.

779
00:51:01,015 --> 00:51:03,977
‫نتیجه:
‫یک پیست هاکی جدید بدردنخور...

780
00:51:04,102 --> 00:51:06,187
‫که به درد لیگ دو می‌خورد،
‫با گنجایشی بسیار کم‌تر از...

781
00:51:06,312 --> 00:51:09,107
‫نیاز حداقلی لیگ ملی هاکی (ان.اچ.ال)...
‫باید یک معجزه رخ بده تا ما دوباره

782
00:51:09,232 --> 00:51:11,734
‫فرصت بازی کردن در یک
‫لیگ مطرح رو داشته باشیم.

783
00:51:11,859 --> 00:51:14,821
‫یک تراژدی مضحک با
‫انگیزه‌های سیاسی...

784
00:51:14,946 --> 00:51:18,324
‫با نام شرکتیِ "اِم تی سنتر".

785
00:51:19,951 --> 00:51:23,162
‫شک ندارم خاطرات ما این "مرکز خالی*"
‫رو پر می‌کنه.
‫بازی با تلفظ MT*

786
00:51:23,288 --> 00:51:26,416
‫که هیچ‌چیز تعریفی‌ای
‫...جز تازگی ارزونش نداره

787
00:51:27,584 --> 00:51:30,253
‫تا اون زمان،
‫این ساختمون جدید نسنجیده،

788
00:51:30,378 --> 00:51:34,299
‫گوشه‌ای از مرکز شهر بادزده می‌شینه،
‫مثل یک زامبی در کت شلواری جدید اما بی‌ارزش

789
00:51:34,424 --> 00:51:38,428
‫جامه‌ی آجری‌ش قرار بود کمابیش
‫بزرگداشتی برای ایتونزِ ویران‌شده، باشه.

790
00:51:38,553 --> 00:51:42,307
‫اما نتیجه، بیشتر شبیه توهینی به
‫فروشگاه بزرگ قدیمی بود،

791
00:51:42,432 --> 00:51:44,809
‫همینطور توهینی به ما.

792
00:51:44,934 --> 00:51:47,353
‫[ ترِق و تروق]

793
00:51:47,478 --> 00:51:49,564
‫و حالا، مصیبت بزرگ:

794
00:51:49,981 --> 00:51:53,026
‫از وقتی که یک‌هو صاحب دو تا استادیوم بزرگ
‫هاکی شدیم،‌

795
00:51:53,192 --> 00:51:55,987
‫وینیپگ آرِنای اصلی،
‫[همون] وینیپگ آرِنای قدیمی...

796
00:51:56,112 --> 00:51:59,657
‫افسانه‌ای‌ترین، خاطره‌سازترین و اسطوره‌ای‌ترین
‫نشون اختصاصی در تاریخ شهرمون

797
00:51:59,782 --> 00:52:02,994
‫محکوم [به نابودی] شده - محکوم.

798
00:52:03,119 --> 00:52:07,040
‫درواقع،
‫تخریبش همین حالا هم شروع شده.

799
00:52:07,165 --> 00:52:09,709
‫50 سال آزگار، این این کلیسای جامع هاکی

800
00:52:09,834 --> 00:52:12,670
‫وینیپگ و ورزش‌ش رو در خود جا داده بود،
‫همون‌طور که جمجمه مغز رو در خودش جا می‌ده.

801
00:52:12,795 --> 00:52:15,715
‫این ساختمون برای من
‫در حکم سرپرستی مرد بود...

802
00:52:15,840 --> 00:52:18,801
‫و هرچیز مردونه‌ای که تو بچگی به دست آوردم،
‫محض خاطر این‌جا بود.

803
00:52:21,804 --> 00:52:25,516
‫اصلا خود من همین‌جا به دنیا اومدم،
‫درست توی همین رختکن.

804
00:52:25,642 --> 00:52:27,310
‫نگاهش کنید.

805
00:52:29,312 --> 00:52:33,441
‫وسط مسابقه‌ای بین
‫وینیپگ مارونز و تِرِیل اسموک ایترز.

806
00:52:33,566 --> 00:52:36,361
‫من قنداق شده بودم
‫و بعد از مسابقه صاف بردنم خونه.

807
00:52:36,486 --> 00:52:40,198
‫و چند روز بعد برم گردوندن این‌جا
‫تا اولین مسابقه‌ی کاملم رو تماشا کنم.

808
00:52:40,740 --> 00:52:43,201
‫پدرم روی نیمکت
‫برای وینیپگ مارونز کار می‌کرد.

809
00:52:43,326 --> 00:52:45,203
‫برندگان کاپ آلان در 1964...

810
00:52:45,328 --> 00:52:47,872
‫و قهرمان‌های روزگار
‫اوریجینال سیکس...

811
00:52:47,997 --> 00:52:50,583
‫و همین‌طور
‫برای تیم ملی کانادا...

812
00:52:50,708 --> 00:52:53,503
‫زمانی که وینیپگ با ترس-و-لرز

813
00:52:53,628 --> 00:52:56,839
‫میزبان تیم انقلابی
‫و مهیب شوروی بود...

814
00:52:56,964 --> 00:52:59,467
‫سال‌ها قبل از این‌که ان.اچ.ال
‫اهانت‌آمیز بخواد منت بگذاره و

815
00:52:59,592 --> 00:53:02,053
‫اولین دوره‌ی "سامیت سریز" رو در 1972 برگزار کنه.
‫مسابقات بین کانادا و شوروی*

816
00:53:02,178 --> 00:53:05,056
‫این بلیت من برای بازی سوم
‫از اون سری مسابقاته.

817
00:53:05,181 --> 00:53:07,850
‫یک بازی جفت چهار مساوی و مسخره بود،
‫البته نسبت به مسابقات میخ‌کننده‌ای که

818
00:53:07,975 --> 00:53:12,230
‫به‌طور معمولا این‌جا در پایتخت بین‌المللی
‫هاکی انجام می‌شد

819
00:53:12,355 --> 00:53:14,607
‫ان.اچ.ال هیچوقت به ما تو وینیپگ
.‫روی خوش نشون نداد

820
00:53:14,774 --> 00:53:19,195
‫وقتی سال 1979 به این لیگ اومدیم،
‫بهترین بازیکن‌هامون رو قاپ زدن.

821
00:53:19,529 --> 00:53:21,739
‫من توی رختکن‌ها بزرگ شدم...

822
00:53:21,864 --> 00:53:25,076
‫توی بخش بانوان به‌م شیر دادن...
‫[صدای گریه]

823
00:53:25,201 --> 00:53:28,746
‫و اغلب به عنوان چوب نگه‌دار
‫تیم مهمان مشغول بودم.

824
00:53:28,871 --> 00:53:31,749
‫اولین سوپراستارم رو توی
‫حموم [تیم] شوروی دیدم...

825
00:53:31,874 --> 00:53:35,962
‫همچه که آناتولی فیرسوف از بین بخار پدیدار
‫شد، مات-و-مهبوت شدم...

826
00:53:36,129 --> 00:53:39,006
‫لخت بود و کف صابون
‫نیم‌تنه‌ش رو پوشونده بود.

827
00:53:39,132 --> 00:53:41,718
‫و بدجوری مجذوبش شده بودم،
‫...یک‌بار

828
00:53:41,843 --> 00:53:43,720
‫لباس شماره 77 معروفش رو کش رفتم...

829
00:53:44,345 --> 00:53:46,764
‫بردمش خونه و
‫‌کشیدمش روی تن لختم...

830
00:53:46,889 --> 00:53:50,101
‫تا چند تا ضربه‌ی اساسی
‫با چاشنی شهوت قایمکی‌م بزنم...

831
00:53:50,226 --> 00:53:53,604
‫و قبل از اینکه کا.گ.ب بیاد سراغم،
‫بندازمش تو رود فورکس.

832
00:53:53,730 --> 00:53:56,816
‫نزدیک بود به خاطر تماس پارچه‌ش با بدنم،
‫و ترسی که داشتم، از هوش برم.

833
00:54:02,780 --> 00:54:05,158
‫روزهای تعطیل، می‌رم استادیوم...

834
00:54:05,283 --> 00:54:08,202
‫برای لذت غریبی که می‌تونم با
‫خوابوندن صندلی‌ها،

835
00:54:08,327 --> 00:54:10,371
‫هرکدوم از اون 10 هزار صندلی

836
00:54:10,496 --> 00:54:14,876
‫تحسین‌ کردن‌شون و
‫بعد دوباره باز کردن‌شون، ببرم.

837
00:54:15,001 --> 00:54:17,420
‫[ صدای سوت ]

838
00:54:19,797 --> 00:54:22,216
‫- [ گریه‌ی بچه ]
‫- ادرار.

839
00:54:22,341 --> 00:54:24,844
‫شیر سینه. عرق.

840
00:54:25,178 --> 00:54:27,847
‫تثلیث کلیسای جامع هاکی.

841
00:54:29,348 --> 00:54:33,519
‫این‌ها بوهایی هستن که
‫کل این فضا رو پر می‌کنن...

842
00:54:33,644 --> 00:54:36,689
‫مهم نیست که چه کُفرکده‌ای
‫قراره به‌جاش سبز شه.

843
00:54:38,191 --> 00:54:41,360
‫و خیال‌تون راحت باشه،
‫چون قطعا قراره یک کُفرکده باشه.

844
00:54:42,779 --> 00:54:47,867
‫وقتی تیم ملی در 1970 توسط
‫بروکرات‌های فدرال مثل آب خوردن منحل شد.

845
00:54:48,034 --> 00:54:50,036
‫پدرم مُرد.

846
00:54:50,161 --> 00:54:52,872
‫بدون کاری برای انجام دادن، مُرد.

847
00:54:53,039 --> 00:54:57,043
‫دوست داشتم بگم او با طیب خاطر
‫درست روی یخ استادیوم خودش رو آتش زد.

848
00:54:57,168 --> 00:55:01,005
‫این‌طوری معرکه می‌شد.
‫ولی ماجرا بی‌سر-و-صداتر از این‌ها بود.

849
00:55:01,130 --> 00:55:05,134
‫او پشت پُکی از دود سیگارش
‫محو شد و رفت.

850
00:55:06,928 --> 00:55:11,390
‫حالا ساختمون من شبیه قلبی شده که
‫برف چاک‌چاکش کرده...

851
00:55:11,516 --> 00:55:14,268
‫و درِش به روی مردمی که
‫اون داخل به پرستش مشغول بودن بسته شده.

852
00:55:14,393 --> 00:55:17,230
‫اگر ایتونز هیچوقت فرو نریخته بود چطور؟

853
00:55:17,355 --> 00:55:19,357
‫چی می‌شد؟

854
00:55:20,107 --> 00:55:22,735
‫ولی یک دسته‌ی عجیب از بازیکن‌ها،

855
00:55:22,860 --> 00:55:25,071
‫در هفتاد سالگی، هشتاد، نود یا فراتر،

856
00:55:25,196 --> 00:55:29,242
‫با وجود اولین ضربات توپ تخریب‌گر،
‫به بازی کردن در انبار قدیمی ادامه می‌دن.

857
00:55:30,409 --> 00:55:33,621
‫اسم تیم سه‌شنبه‌های سیاهه...

858
00:55:33,746 --> 00:55:36,707
‫در اعتراض به چنین روزی
‫در اکتبر 1929...

859
00:55:36,833 --> 00:55:39,001
‫روزی که دنیا در اندوه فرو رفت.

860
00:55:39,126 --> 00:55:41,295
‫بازیکن‌ها قدیمی‌های
‫[تیم] جِتس ان...

861
00:55:41,420 --> 00:55:44,465
‫یا مارونز، یا دوره‌های قدیمی‌تر -

862
00:55:44,590 --> 00:55:46,759
‫واریورز (سلحشوران)، ویکتوریاز،

863
00:55:46,884 --> 00:55:50,471
‫حتی فالکونز (شاهین‌ها) که برنده‌ی اولین
‫مدال طلای هاکیِ کانادا در المپیک شدن...

864
00:55:50,596 --> 00:55:51,931
‫در آنت ورپ، 1920.

865
00:55:53,432 --> 00:55:57,728
‫سِس بِرون، در سال 1970 به عنوان
‫ورزشکار قرن اول مانیتوبا شناخته شد.

866
00:55:58,521 --> 00:56:00,231
‫اولی تِرنبول.

867
00:56:00,356 --> 00:56:02,859
‫باستر تورستِنسون.

868
00:56:03,818 --> 00:56:05,444
‫جورج کامبرز کله‌-فرفری.

869
00:56:07,113 --> 00:56:10,575
‫زامای خندون،
‫که به مصدومیت‌های بی‌شمار سَر معروف بود...

870
00:56:10,700 --> 00:56:12,618
‫که براش خوشحالی ابدی
‫به یادگار گذاشته بود.

871
00:56:13,703 --> 00:56:16,122
‫از دیگر خوب‌های کهنه‌کار -
‫بالدی نورثکات...

872
00:56:16,455 --> 00:56:19,667
‫فرد دانسمور، بهترینِ همه‌ی مارون‌ها...

873
00:56:19,792 --> 00:56:21,878
‫و بهترین ورزشکار تاریخ مانیتوبا.

874
00:56:22,003 --> 00:56:26,007
‫تو بچگی، او توی سه خونه‌ی مختلف
‫زندگی کرده بود، همگی در خیابون مین‌تو.

875
00:56:26,132 --> 00:56:28,735
‫عجیب این‌که، نوعی گواهی
‫برای هم‌زمانی‌های سِری...

876
00:56:28,759 --> 00:56:31,387
‫در این شهر حکم‌فرماست،
‫همسر آینده‌ی او، مارگارت...

877
00:56:31,512 --> 00:56:33,973
‫زمان بچگی، توی هر سه تای اون خونه‌ها
‫زندگی کرده بود.

878
00:56:34,098 --> 00:56:36,309
‫خیلی قبل‌تر از اونی که بخواد
‫با شوهر آینده‌ش روبرو بشه.

879
00:56:37,643 --> 00:56:39,520
‫بیلی موزینکو، وینیپگی...

880
00:56:39,645 --> 00:56:43,608
‫و عنوان‌دار سریع‌ترین هتریک
‫در تاریخ ان.اچ.ال، در 21 ثانیه.

881
00:56:43,733 --> 00:56:47,486
‫و صاحب باشگاه بولینگی معرکه
‫در خیابون نورث مِین.

882
00:56:47,612 --> 00:56:50,823
‫تو تیم فالکونز،
‫کانی یوهانسون.

883
00:56:50,948 --> 00:56:54,619
‫فرانکی فردریکسون،
‫خوش‌چهره‌ترین بازیکن فالکونز.

884
00:56:54,744 --> 00:56:56,203
‫[ هاک وودمن ]

885
00:56:56,329 --> 00:56:59,373
‫حتی شایعه شده بود که
‫دروازه‌بان بانداژ-داری که بازی می‌کنه...

886
00:56:59,498 --> 00:57:03,711
‫همون تری ساوچاک مرحومه،
‫که در زمان مرگ مرموزش حوالی سه دهه قبل...

887
00:57:03,836 --> 00:57:06,881
‫رکورددار همیشگی ان.اچ.ال
‫در تعداد پیروزی و دروازه‌ی بسته بود.

888
00:57:07,006 --> 00:57:09,342
‫که البته، این امری محاله.

889
00:57:12,595 --> 00:57:15,681
‫اون‌ها تو رختکن قدیمی درحال تخریب
‫لباس می‌پوشن...

890
00:57:15,806 --> 00:57:18,100
‫جایی که زمون جوونی‌ بند کفش‌ها
‫رو می‌بستن.

891
00:57:20,770 --> 00:57:23,481
‫کسی نمی‌دونه سه‌شنبه‌های سیاه چرا
‫درست شده.

892
00:57:23,606 --> 00:57:26,567
‫خود‌شون هم نمی‌گن.
‫دوست دارم فکر کنم برای اعتراض...

893
00:57:26,692 --> 00:57:28,736
‫به طمع مضحک لیگ ملی هاکی...

894
00:57:28,861 --> 00:57:32,907
‫که ورزش رو به شدت برای شهر کارگرها
‫و خواب‌گردها گرون کرد.

895
00:57:36,369 --> 00:57:40,039
وقت بازی خیال‌بافی می‌کنم،
‫گم‌شده در زمان.

896
00:57:40,164 --> 00:57:41,749
‫زمان موذی.

897
00:57:41,874 --> 00:57:44,543
‫وقتی در حال فرار باشی،
‫زمان هم زود می‌گذره.

898
00:57:54,720 --> 00:57:56,597
‫سوهان بی‌احساس کالبدشکافی...

899
00:57:56,722 --> 00:57:59,517
‫استخون معابد رو
‫می‌شکنه...

900
00:57:59,642 --> 00:58:02,228
‫و به خاطرات می‌رسه.

901
00:58:04,522 --> 00:58:07,942
‫با اندوهی شدید،
‫برای آخرین بار...

902
00:58:08,067 --> 00:58:09,735
‫و با کلاهی سفت،

903
00:58:09,860 --> 00:58:12,697
‫با کاری که قبلا یک میلیون بار انجام دادم،
‫خودم رو تسلی می‌دم.

904
00:58:12,822 --> 00:58:15,449
‫در آب‌ریزگاه معروف ساختمون...

905
00:58:15,574 --> 00:58:19,203
‫آخرین مردی که در تاریخ درخشان
‫این مبعد، چنین کاری می‌کنه.

906
00:58:20,204 --> 00:58:21,914
‫تا دقایقی دیگر،

907
00:58:22,039 --> 00:58:24,083
‫پتک فراموشی بر سر آبریزگاه فرود می‌آد،

908
00:58:24,250 --> 00:58:27,503
‫و به همون سرعت
‫بر سر دوران بزرگ این ارواح شگفت‌انگیز.

909
00:58:29,338 --> 00:58:31,424
‫[ صدای آژیر ]

910
00:58:31,549 --> 00:58:33,551
‫[ صحبت آقایون ]

911
00:58:36,012 --> 00:58:37,888
‫[ مرد بلندگو به دست ]
‫خیلی خوب، بریم تو کارش.

912
00:58:38,014 --> 00:58:41,934
‫پنج، چهار، سه، دو، یک.

913
00:58:42,101 --> 00:58:44,103
‫پناه بگیرید!

914
00:58:53,487 --> 00:58:55,489
‫[سر-و-صدا و همهمه‌ی مردم]

915
00:58:55,614 --> 00:58:59,076
‫[ تشویق مردم ]
‫جِتس، به پیش. جِتس، به پیش.

916
00:58:59,201 --> 00:59:01,287
‫[ ادامه‌ی تشویق ]

917
00:59:02,830 --> 00:59:05,082
‫[ راوی ]
‫یک‌جور پیروزی عجیب.

918
00:59:07,126 --> 00:59:10,046
‫فقط بخشی از استادیوم که
‫در 1979 اضافه شده بود...

919
00:59:10,171 --> 00:59:12,798
‫تا به ورود ان.اچ.ال به شهرمون
‫خوش‌آمد بگه...

920
00:59:12,965 --> 00:59:16,135
‫با منفجر شدن دینامیت‌ها فرو ریخت.

921
00:59:17,094 --> 00:59:20,306
‫به نظر من معنی این نشونه اینه که

922
00:59:20,473 --> 00:59:24,101
‫ما هیچوقت نباید به اون لیگ ملحق می‌شدیم.

923
00:59:25,978 --> 00:59:28,481
‫کمابیش امید داشتم که این اتفاق

924
00:59:28,647 --> 00:59:31,150
‫باعث تعلیق حکم اعدام [استادیوم] بشه.

925
00:59:31,317 --> 00:59:33,027
‫اما نه.

926
00:59:34,028 --> 00:59:36,030
‫چرا این اتفاق افتاد؟

927
00:59:36,155 --> 00:59:38,991
‫چطور گذاشتن همچین اتفاقی بیفته؟

928
00:59:39,158 --> 00:59:41,035
‫این ورزشگاه...

929
00:59:41,160 --> 00:59:42,953
‫پدر من...

930
00:59:43,079 --> 00:59:47,083
‫آمفی‌تئاتر پدریِ بازی ما
‫به قتل رسید...

931
00:59:47,208 --> 00:59:50,544
‫فقط به‌خاطر این‌که
‫جایگاه‌های شیک نداشت.

932
00:59:50,669 --> 00:59:53,672
‫این‌جا ما به سنت کارگری خودمون
‫افتخار می‌کنیم

933
00:59:53,839 --> 00:59:56,008
‫و اجازه می‌دیم
‫به زیارتگاه‌مون هتک حرمت بشه.

934
00:59:56,675 --> 00:59:59,178
‫چون که جایگاه‌های ویژه‌ی شیک-و-پیک نداره.

935
00:59:59,345 --> 01:00:01,555
‫از دست خودمون خجالت می‌کشم.

936
01:00:01,680 --> 01:00:03,641
‫خجالت می‌کشم که وینیپگی هستم.

937
01:00:03,766 --> 01:00:05,518
‫بدرود.

938
01:00:05,643 --> 01:00:08,437
‫بدرود، پدر عزیزم.

939
01:00:16,946 --> 01:00:20,157
‫آخرین تجربه در پلاک 800 خیابون الیس.

940
01:00:20,282 --> 01:00:23,911
‫کم پیش اومده بود که تو
‫دعواهای خانوادگی طرف مادرم رو بگیرم.

941
01:00:24,036 --> 01:00:27,873
‫باید یک حادثه‌ای رو که باعث شده بود
‫دلسوزی مادر گل کنه، بازبینی کنم...

942
01:00:27,998 --> 01:00:31,544
‫تا ببینم این مورد هم به همون
‫شکل تحلیل می‌شه یا نه.

943
01:00:31,710 --> 01:00:33,963
‫[مرد]
‫دوربین... و حرکت.

944
01:00:34,088 --> 01:00:35,923
‫[جَنِت*]
‫بیدار شو، مادر. پا شو.

945
01:00:36,048 --> 01:00:38,259
‫بیدار شو، مادر.
‫بیدار شو.

946
01:00:38,384 --> 01:00:42,638
‫- نه. [مِن و مِن]
‫- مادر، لطفا پا شو.

947
01:00:42,763 --> 01:00:46,058
‫- چی می‌خواهید؟
‫- باید به ما غذا بدی. خیلی گرسنه ایم.

948
01:00:46,976 --> 01:00:49,436
‫خب، برید برای خودتون
‫یک‌چیزی درست کنید.

949
01:00:49,562 --> 01:00:52,898
‫من دیگه جونِ آشپزی کردن ندارم.
‫دوران آشپزی من دیگه گذشته.

950
01:00:53,023 --> 01:00:55,860
‫- می‌خواهی از گشنگی تلف شیم؟
‫- نمی‌دونم

951
01:00:55,985 --> 01:00:58,654
‫خب، برید برای خودتون
‫نون تست درست کنید.

952
01:00:58,779 --> 01:01:00,239
‫نون تست رو سوزوندیم.

953
01:01:00,364 --> 01:01:03,576
‫هیچی طعم خوبی نداره مگر اینکه
‫تو درستش کنی. همه چی رو می‌ریزیم بیرون.

954
01:01:03,701 --> 01:01:06,036
‫یا بالا می‌آریم.
‫اون پایین [تو شکم] نمی‌مونه.

955
01:01:06,162 --> 01:01:08,998
‫من دیگه هیچ غذایی رو یادم نمی‌آد.

956
01:01:09,123 --> 01:01:11,375
‫دوران آشپزی من گذشته.

957
01:01:11,500 --> 01:01:13,669
‫خب هرچی برای خودت درست کردی،
‫باهم می‌خوریم.

958
01:01:13,794 --> 01:01:16,714
‫نه.
‫چیزی که مال منه، مال منه.

959
01:01:16,839 --> 01:01:18,924
‫ما مرغ عشقه رو با خودمون آوردیم.

960
01:01:20,426 --> 01:01:21,635
‫چی چی شد؟

961
01:01:22,720 --> 01:01:26,473
‫- مرغ عشقه رو آوردیم.
‫- چطور جرئت کردید!

962
01:01:26,599 --> 01:01:29,059
‫- به‌ت گفته بودیم.
‫- ما سعی کردیم بچه‌ی خوبی باشیم. - آه.

963
01:01:29,185 --> 01:01:31,729
‫- گوش نکردی.
‫- آه.

964
01:01:31,854 --> 01:01:35,816
‫- برو بگیرش، مامان.
‫- آها، لطفا ازم دورش کنید.

965
01:01:35,941 --> 01:01:38,611
‫- کثافتت رو بپاش به سرش.
‫- اوه!

966
01:01:39,945 --> 01:01:41,655
‫[ جیغ پرنده ]

967
01:01:41,780 --> 01:01:44,491
‫[راوی]
‫مادرم همیشه ترس عجیبی از پرنده‌ها داشت.

968
01:01:44,617 --> 01:01:46,994
‫نمی‌دونم دلیلش چی بود.
‫از موی کثیف هم همین‌طور.

969
01:01:47,119 --> 01:01:49,455
‫یادمه یه بار تو واررود، مینه‌سوتا بودیم...

970
01:01:49,622 --> 01:01:52,458
‫رفته بودیم دیدن چند تا از دوستان،
‫که یک مرغ مینای 75 ساله داشتن...

971
01:01:52,625 --> 01:01:56,670
‫که دایره واژگان خوبی داشت
‫و می‌تونست آزادانه تو خونه پرواز کنه.

972
01:01:56,795 --> 01:02:00,341
‫روی شونه‌ی مادرم نشست،
‫مادرم هم زد چسبوندش به زمین.

973
01:02:00,466 --> 01:02:03,761
‫نابودش کرد - [خنده]
‫با یک ضربه کار حیوون رو ساخت.

974
01:02:03,886 --> 01:02:06,472
‫حیوون 75 سال شاد و خرم زندگی کرده بود...

975
01:02:06,597 --> 01:02:09,183
‫و یک‌هو زندگی‌ش این‌طوری به فنا رفت.

976
01:02:09,308 --> 01:02:11,352
‫آه!

977
01:02:11,477 --> 01:02:15,606
‫- ازم دورش کنید.
‫- اگه برامون میت‌لوف درست کنی صداش می‌زنم.

978
01:02:15,731 --> 01:02:18,442
‫- همین حالا.
‫- آه!

979
01:02:19,652 --> 01:02:21,820
‫این هم از یک چیز دیگه برای کتابچه‌م.

980
01:02:24,823 --> 01:02:29,036
‫[ شیهه اسب ]

981
01:02:29,161 --> 01:02:31,956
‫پارک ویتیِر، 1926.

982
01:02:32,081 --> 01:02:33,601
‫- [ چهچه ]
‫- اوایل زمستون...

983
01:02:33,666 --> 01:02:35,793
‫اولین گزش سوزناک سرما.

984
01:02:36,585 --> 01:02:39,088
‫وقتی یک سنجاب، با کابل برق سوخت
‫

985
01:02:39,213 --> 01:02:40,881
آتشی در میدان اسب‌دوانی بلند شد

986
01:02:41,006 --> 01:02:44,343
‫[شیهه‌ی اسب]
‫اسب‌ها با ترس و وحشت -

987
01:02:44,468 --> 01:02:46,053
‫وحشیانه از آتش فرار می‌کردن...

988
01:02:46,178 --> 01:02:48,180
‫آخرین مسابقه، برای نجات از مرگ

989
01:02:48,305 --> 01:02:51,767
‫به سوی گزش بی‌رحم سرما.

990
01:02:51,892 --> 01:02:54,561
‫هیچ راهی برای فرار از شعله‌ها نداشتن،
‫مگر حرکت به سوی رود سرخ.

991
01:02:54,687 --> 01:02:58,274
‫شنا کردن در جریان.
‫شنا کردن. ستیزه با جریان...

992
01:02:58,399 --> 01:03:02,361
‫جریانی که با تکه‌های تیز یخ
‫مسدود شده بود.

993
01:03:02,528 --> 01:03:05,906
‫یخ شروع به بالا اومدن می‌کنه.
‫مرگبار.

994
01:03:06,031 --> 01:03:09,451
‫به شکل ترسناکی، همه‌چیز لخته می‌شه.
‫اسب و یخ توی هم گیر می‌کنن.

995
01:03:09,576 --> 01:03:13,455
‫درهم‌فشردگی اسب و یخ کپه‌ می‌شه،
‫و فلج می‌کنه...

996
01:03:13,580 --> 01:03:16,500
‫قفل می‌کنه،
‫تک تک اسب‌ها سر جای خودشون قفل شدن،

997
01:03:16,625 --> 01:03:19,253
‫از ترس، با گردن برجسته،
‫و کله‌ی آشفته.

998
01:03:23,799 --> 01:03:26,552
‫سرها کل زمستون همین‌طوری موندن -

999
01:03:26,677 --> 01:03:28,679
‫پنج ماه - سمتِ رود فورکس،

1000
01:03:28,804 --> 01:03:31,682
‫مثل 11 شوالیه روی یک
‫صفحه شطرنج سفید و بزرگ.

1001
01:03:31,807 --> 01:03:34,351
‫یک نگرگاه تماشایی.

1002
01:03:34,476 --> 01:03:36,687
‫ما با اندوه خو گرفته بودیم

1003
01:03:36,812 --> 01:03:39,732
‫و این موضوع هم به سادگی
‫با دیگر روزهای ما یک‌کاسه شد.

1004
01:03:41,358 --> 01:03:45,321
‫ "هولی اسنوشو کلاب" به سرعت شروع به
‫گشت-و-گذار اطراف کله‌ی اسب ها کرد...

1005
01:03:45,446 --> 01:03:47,573
‫و مهمونی‌های کوچکی رو اون‌جا ترتیب داد.

1006
01:03:48,157 --> 01:03:50,576
‫پرسه‌زن‌های زمستونی فورا
‫سراغ کله‌ها اومدن...

1007
01:03:50,743 --> 01:03:53,245
‫اغلب در قالب ولگردی‌های عاشقونه.

1008
01:03:53,370 --> 01:03:58,334
‫عشاق جمع می‌شدن تا بین کله‌ها -
‫یا حتی روشون - پیکنیک راه بندازن...

1009
01:03:58,459 --> 01:04:01,587
‫یا زیر گنبد مهتابی شهر ما
‫ماچ-و-بوسه کنن.

1010
01:04:01,712 --> 01:04:03,672
‫کله‌ی اسب‌ها همیشه یخ‌زده‌ست.

1011
01:04:03,797 --> 01:04:05,758
‫با همون حالت وحشت‌زدگی‌ای که داشتن...

1012
01:04:06,300 --> 01:04:10,346
‫نوعی طردشدگی‌ که
‫برای عشاق جوان وینیپگی معنای آشکاری داره.

1013
01:04:10,804 --> 01:04:14,099
‫شهر در پاییز پیش رو از
‫سیل عظیم زاد-و-ولدها به وجد می‌آد.

1014
01:04:14,224 --> 01:04:16,518
‫انسان‌های زاییده از اسب.

1015
01:04:17,186 --> 01:04:19,188
‫شادی.

1016
01:04:24,526 --> 01:04:26,195
‫[ شیپور فیل ]

1017
01:04:26,320 --> 01:04:29,198
‫وقتی زمین مسابقه‌ای درکار نبود
‫تا عطش شهر برای شرط‌بندی رو رفع کنه...

1018
01:04:29,323 --> 01:04:32,868
‫وینیپگی‌ها به شرط‌بندی غیرمجاز
‫و قاچاقی رو آوردن:

1019
01:04:32,993 --> 01:04:36,080
‫کارناوال پسر طلایی، که در
‫کلاب شبانه‌ی پَدِل‌ویل برگزار می‌شد...

1020
01:04:36,205 --> 01:04:39,792
‫که بالای فروشگاه نوپای هادسون بِی
‫در خیابون پورتیج قرار داشت...

1021
01:04:39,958 --> 01:04:43,128
‫خواهر کوچولوی ایتونز، در پایین خیابون.

1022
01:04:44,463 --> 01:04:45,881
‫مراسم پسر شایسته!

1023
01:04:46,006 --> 01:04:49,385
‫مردها زیبا ان،
‫شرط‌بندی سنگینه.

1024
01:04:50,636 --> 01:04:53,514
‫از جهت دیگه شهردار کورنیش فسادناپذیر
‫قانون محلی ما رو قبول نداره...

1025
01:04:53,639 --> 01:04:57,851
‫و هنگام این رقابت‌های زننده
‫تک و تنها بر یگانه کرسی قضاوت می‌نشینه.

1026
01:04:57,976 --> 01:05:00,646
‫او پسر طلایی رو انتخاب می‌کنه،
‫و بخت و اقبال مشتری‌هایی رو که

1027
01:05:00,771 --> 01:05:03,649
‫بنده‌ی قمار شدن، رقم می‌زنه.

1028
01:05:04,817 --> 01:05:07,236
‫بدوبدو، بدوبدو، بدوبدو.

1029
01:05:07,361 --> 01:05:10,072
‫خودنمایی برای شهردار.

1030
01:05:10,656 --> 01:05:12,991
‫خودنمایی برای وینیپگ.

1031
01:05:13,117 --> 01:05:15,160
‫همه‌ی باتجربه‌ها.

1032
01:05:16,245 --> 01:05:19,748
خانم‌ها فقط با لباس کرینولین مخصوص دادگاه،
لطفا.

1033
01:05:21,041 --> 01:05:23,710
‫ظهور زندگی شبانه‌ی
‫مدرن وینیپگ.

1034
01:05:24,711 --> 01:05:27,965
‫یک نفر باید چه‌کار کنه که پسر طلایی بشه؟

1035
01:05:31,093 --> 01:05:33,387
‫زیبایی چیه؟

1036
01:05:33,512 --> 01:05:35,764
‫کی می‌دونه؟

1037
01:05:37,015 --> 01:05:38,851
‫این تصمیم با شهرداره.

1038
01:05:40,602 --> 01:05:42,020
‫مِیل.

1039
01:05:43,188 --> 01:05:44,940
‫انتخاب فرد خوشبخت.

1040
01:05:45,065 --> 01:05:47,276
‫برگزیده.
‫پسر طلایی.

1041
01:05:54,616 --> 01:05:56,994
‫دوران شهردار کورنیش در 1940
‫ به پایان رسید...

1042
01:05:57,119 --> 01:06:00,664
‫وقتی رسوایی ماجرای تعداد بالای پسرهای طلایی

1043
01:06:00,789 --> 01:06:03,750
‫که توی شهرداری صاحب شغل‌های طلایی شده بودن،
‫سر به فلک کشید.

1044
01:06:03,876 --> 01:06:08,046
‫سال‌های فساد کورنیشی که به
‫"روزهای ژله‌ی پرتقالی"معروف شده بود...

1045
01:06:08,172 --> 01:06:10,215
‫زمانی که شهر با آهنگی
‫به ورجه ورجه افتاده بود،

1046
01:06:10,382 --> 01:06:12,926
‫که با دسری ساده ولی همیشه خوشمزه
‫کوک شده بود...

1047
01:06:13,051 --> 01:06:15,846
‫و در پدل‌ویل به عنوان
‫دسر اختصاصی سرو می‌شد.

1048
01:06:15,971 --> 01:06:18,724
‫ژله. فقط ژله‌ی پرتقالی.

1049
01:06:20,392 --> 01:06:22,978
‫ترنجبین شباهنگام،
‫که میان دندون‌ها فوران می‌کنه...

1050
01:06:23,103 --> 01:06:26,190
‫و به طرف بخش‌های دورافتاده دهن می‌ره
‫و به مرکزش برمی‌گرده...

1051
01:06:26,315 --> 01:06:30,360
‫آه، چرخه‌ای بی‌پایان.
‫چرخه‌ی ژله‌ی پدل‌ویل.

1052
01:06:32,029 --> 01:06:35,908
‫شرط‌بندی در پدل‌ویل،
‫اون کاخ شرارت پرتپش زمونه...

1053
01:06:36,033 --> 01:06:39,161
‫در دهه‌های بعدی
‫به سرعت افول کرد.

1054
01:06:39,286 --> 01:06:42,247
‫پروروندن همچین شور-و-شوقی
‫برای مسابقه‌ی پیپ-کشی

1055
01:06:42,372 --> 01:06:44,625
‫که در دهه‌ی 50 هر هفته برگزار می‌شد
‫مشکل بود.

1056
01:06:44,750 --> 01:06:47,711
‫و توی دهه‌ی 60 دیگه
‫تقریبا چیزی ازش باقی نمونده بود،

1057
01:06:47,836 --> 01:06:50,047
‫مگر خاطرات روزگاری شیرین‌تر.

1058
01:06:53,300 --> 01:06:57,387
‫این روزها، نگران فروشگاهم.

1059
01:06:57,513 --> 01:07:00,766
‫حتی پیدا کردن خواب‌گردها هم
‫سخت شده.

1060
01:07:00,933 --> 01:07:05,062
‫- برای آخرین بار می‌رم طبقه‌ی پنجم -
‫[صدای زنگ]

1061
01:07:05,187 --> 01:07:07,356
‫خبری از مشتری دیگری نیست.

1062
01:07:07,481 --> 01:07:09,775
‫جایی که هادسون بِی به تالار مشاهیر
‫همیشه آواره‌ی مانیتوبا

1063
01:07:09,900 --> 01:07:12,444
‫فضایی رو اجاره می‌ده...

1064
01:07:12,569 --> 01:07:15,113
‫تالاری که می‌تونم توش خواهرم رو پیدا کنم...

1065
01:07:15,239 --> 01:07:17,616
‫و البته، فرد دانسمور.

1066
01:07:17,741 --> 01:07:21,078
‫آه، فرد، چرا تالار مشاهیر همیشه

1067
01:07:21,203 --> 01:07:24,748
‫ستون‌های خاطره‌انگیزش رو روی همچین یخ نازکی
‫بند می‌کنه؟

1068
01:07:25,624 --> 01:07:29,545
‫تالار مشاهیر ورزشی مانیتوبا، از وقتی که
‫اسمش رو شنیدم، بارها جابجا شده.

1069
01:07:29,670 --> 01:07:32,798
‫هربار که به یک ساختمون جدید منتقل می‌شه،
‫ساختمون ورشکسته می‌شه.

1070
01:07:32,923 --> 01:07:35,592
‫[تالار] باید بنرها و عکس‌هاش رو
‫بزنه زیر بغلش

1071
01:07:35,717 --> 01:07:38,262
‫و تا یک خونه‌ی جدید خواب‌گردی کنه.

1072
01:07:38,387 --> 01:07:40,472
‫نگران هادسون بی ام.

1073
01:07:41,890 --> 01:07:44,059
‫تکلیف تن‌پوش‌های "بِی" چی می‌شه؟

1074
01:07:44,184 --> 01:07:46,061
‫تن‌پوش‌هایی که تو تن بازیکن‌های پدرم
‫مندرس شدن...

1075
01:07:46,186 --> 01:07:50,274
‫تن‌پوش‌های راه‌راه معروفی که از 1670 ِ

1076
01:07:50,399 --> 01:07:52,150
‫سرمایه‌ی تجار خز ما بودن؟

1077
01:07:52,276 --> 01:07:55,070
‫برای شورای شهر ممکن نیست که
‫این ساختمون رو از بین ببره.

1078
01:07:55,195 --> 01:07:58,323
‫جرئت ندارن که دومرتبه دست
‫به چنین جنایتی بزنن.

1079
01:07:58,448 --> 01:08:00,993
‫خب، چرا که نه؟
‫اون‌ها که قبلا هم جنایت کردن...

1080
01:08:01,118 --> 01:08:03,161
‫و پشیمون هم که نیستن.

1081
01:08:03,287 --> 01:08:05,163
‫اگه دوباره همچین کاری کنن چی؟

1082
01:08:05,330 --> 01:08:06,999
‫تکلیف چیه؟

1083
01:08:07,124 --> 01:08:09,209
‫[ صدای سوت ]

1084
01:08:11,044 --> 01:08:12,963
‫بیدار شو!

1085
01:08:13,088 --> 01:08:16,174
‫باید آخرین دیدار رو از استخر شربروک عزیزت
‫بکنی...

1086
01:08:16,300 --> 01:08:18,385
‫که همین حالا هم دو سومش بسته‌ست.

1087
01:08:18,510 --> 01:08:20,053
‫این‌جا سال 1937 ساخته شد...

1088
01:08:20,178 --> 01:08:22,514
‫به عنوان دل‌خوشکنکی در دوران رکود بزرگ...

1089
01:08:22,639 --> 01:08:26,018
‫در این مجموعه سه استخر
‫در یک ساختمون وجود داره...

1090
01:08:26,184 --> 01:08:28,437
‫ولی به صورت طبقه‌بندی عمودی،
‫روی هم...

1091
01:08:28,562 --> 01:08:32,566
‫فکر می‌کنم در نوع خودش توی دنیا تک باشه.

1092
01:08:32,691 --> 01:08:34,109
‫و بر اساس جنسیت تفکیک شده.

1093
01:08:35,485 --> 01:08:37,613
‫همین‌طور بر اساس عمق.

1094
01:08:40,824 --> 01:08:43,368
‫خانواده‌ها تو سطح اصلی شنا می‌کردن.

1095
01:08:43,493 --> 01:08:45,912
‫طبقه‌ی همکف.

1096
01:08:46,038 --> 01:08:50,042
‫یک سطح عمیق‌تر، طبقه‌ی پایین

1097
01:08:50,167 --> 01:08:51,460
‫مختص دخترها بود.

1098
01:08:53,670 --> 01:08:55,130
‫و عمیق‌ترین سطح

1099
01:08:55,255 --> 01:08:59,009
‫در عمیق‌ترینِ زیرزمین‌ها...

1100
01:08:59,134 --> 01:09:01,511
‫برای پسرها بود.

1101
01:09:01,637 --> 01:09:03,096
‫فقط پسرها.
‫[خنده‌ی پسرها]

1102
01:09:03,221 --> 01:09:05,557
‫وسط بخار و نمناکی.

1103
01:09:09,269 --> 01:09:12,856
‫کلاس پنجم که بودم، از طرف
دوست‌های صمیمی مدرسه‌م

1104
01:09:12,981 --> 01:09:15,651
‫برای شنای روز شنبه به استخر دعوت شدم،
‫وقتی رسیدیم، یهویی دیدم که،

1105
01:09:15,776 --> 01:09:18,403
‫دوست‌هام خیال ندارن برن تو آب.

1106
01:09:20,614 --> 01:09:23,784
‫در عوض،َ لخت کردن تا کل روز

1107
01:09:23,909 --> 01:09:26,078
‫توی رختکن بپر بپر کنن.

1108
01:09:26,244 --> 01:09:28,830
‫کوچولوهای شیطون، تو خلسه‌ی روز شنبه‌شون

1109
01:09:28,955 --> 01:09:31,541
‫من رو دوره کردن، و می‌خواستن من هم
‫لخت بشم...

1110
01:09:31,667 --> 01:09:33,627
‫خیلی جوگیر شده بودن،

1111
01:09:33,752 --> 01:09:36,296
‫تهدید کردن که من رو زیر کمون
‫شاش‌شون غرق می‌کنن،

1112
01:09:36,421 --> 01:09:39,966
‫تا وقتی که منم به رقص پُرپرزشون
‫ملحق شدم.

1113
01:09:40,092 --> 01:09:42,719
‫با اعضای کوچکِ گوشتالو...

1114
01:09:42,844 --> 01:09:44,262
‫و بی‌مو.

1115
01:09:44,388 --> 01:09:46,598
‫چرا؟

1116
01:09:46,723 --> 01:09:48,392
‫چرا؟ چرا؟

1117
01:09:48,517 --> 01:09:50,268
‫چرا فقط نریم شنا کنیم؟

1118
01:09:52,813 --> 01:09:54,940
‫وقتی به طرف استخر
‫مخصوص پسرها می‌رفتم،

1119
01:09:55,107 --> 01:09:57,275
‫استخرِ زیر استخرِ زیر استخر...

1120
01:09:57,401 --> 01:09:59,861
‫همه‌ش به یاد فورکسِ زیر فورکس بودم...

1121
01:09:59,986 --> 01:10:01,947
‫و قدرت جادویی‌ش که به من چیره شده بود.

1122
01:10:02,072 --> 01:10:05,158
‫هرچی که پایین‌تر می‌رفتم،
‫یک‌چیزی تو سینه‌م تکون می‌خورد.

1123
01:10:05,283 --> 01:10:07,285
‫جریانی از نیرو.

1124
01:10:07,452 --> 01:10:10,247
‫همیشه حرفش بود که
‫آبِ استخرِ پسرها...

1125
01:10:10,372 --> 01:10:12,624
‫از فورکسِ زیر فورکس می‌آد.

1126
01:10:12,749 --> 01:10:15,460
‫من این شایعه رو باور داشتم.

1127
01:10:15,585 --> 01:10:18,964
‫دو تا اسختر پایینی
‫حالا دیگه تعطیل شده...

1128
01:10:19,131 --> 01:10:21,133
‫از سال 1966.

1129
01:10:24,136 --> 01:10:26,054
‫چرا؟

1130
01:10:28,724 --> 01:10:31,643
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

1131
01:10:33,353 --> 01:10:35,355
‫- [ دستورِ بی‌صدا ]
‫- [ صدای شلیک ]

1132
01:10:35,480 --> 01:10:38,775
‫"روزِ اگر" - 19 فوریه، 1942

1133
01:10:38,900 --> 01:10:41,194
‫سپیده‌دم، پنج هزار نازی...

1134
01:10:41,319 --> 01:10:44,030
‫به وینیپگ هجوم آوردن و حکومت نظامی
‫اعلام کردن.

1135
01:10:44,156 --> 01:10:46,074
‫افسرهای فاشیست شهردار کوئین،

1136
01:10:46,199 --> 01:10:48,702
‫نخست‌وزیر بِرَکن،
‫کل کابینه‌ش رو دستگیر کردن.

1137
01:10:48,827 --> 01:10:50,662
‫معلم‌های مدرسه و
‫سیاست‌مدارها به یک اندازه

1138
01:10:51,246 --> 01:10:53,498
‫در لوِر فورت گریِ تاریخی ما زندانی شدن...

1139
01:10:53,665 --> 01:10:56,877
‫که ناگهان به یک اردوگاه کار اجباری
‫با پرچم صلیب شکسته بدل شد.

1140
01:10:57,002 --> 01:11:01,089
‫تا پیش از ظهر، خیابون پورتج به
‫"هیتلرشترازه" تغییر نام داد.

1141
01:11:01,923 --> 01:11:04,509
‫اسم وینیپگ هم شد "هیملِراشتَد"

1142
01:11:04,634 --> 01:11:08,388
‫شهروندها خوار-و-خفیف شدن
‫و آزار دیدن.

1143
01:11:08,513 --> 01:11:10,390
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

1144
01:11:10,515 --> 01:11:12,517
‫چی می‌شد؟

1145
01:11:12,684 --> 01:11:15,645
‫از یک بیراهه زمانی حرف می‌زنم.

1146
01:11:15,771 --> 01:11:19,024
‫برای ما تو وینیپگ،
‫که زمان باهامون شوخی زیاد کرده...

1147
01:11:19,149 --> 01:11:22,360
‫این بیراهه به طرز
‫وحشتانکی باورکردنی بود.

1148
01:11:23,069 --> 01:11:24,946
‫5000 نازی،

1149
01:11:25,071 --> 01:11:27,282
‫درواقع داوطلب‌های انجمن روتاری
‫بودن...

1150
01:11:27,407 --> 01:11:30,035
‫و لباس‌هاشون رو از هالیوود
‫قرض کرده بودن...

1151
01:11:30,160 --> 01:11:32,496
‫و "روز اگر" موفقیت بزرگی بود

1152
01:11:32,621 --> 01:11:34,998
‫تا وینیپگی‌ها از ترس برای اوراق قرضه‌ی جنگی

1153
01:11:35,123 --> 01:11:37,334
‫هزینه زیادی بکنن.

1154
01:11:37,459 --> 01:11:39,836
‫کلمه‌ی "اگر" برای وینیپگی‌ها...

1155
01:11:39,961 --> 01:11:41,838
‫وحشتناکه.

1156
01:11:41,963 --> 01:11:45,634
‫تو وینیپگ، هرروز "روز اگر"ه.

1157
01:11:45,759 --> 01:11:49,095
‫و آدم وقتی قطارش رو عوض می‌کنه،
‫باید مراقب باشه...

1158
01:11:49,221 --> 01:11:51,264
‫تا خط اشتباهی رو سوار نشه.

1159
01:11:51,389 --> 01:11:53,725
‫تا توی چرخه‌ی سرگردونی نیفته.

1160
01:11:53,850 --> 01:11:55,894
‫تا ابد.

1161
01:11:56,061 --> 01:11:59,272
‫برای همینه که اگر کسی واقعا
‫می‌خواد به جای مد نظرش برسه...

1162
01:11:59,397 --> 01:12:01,358
‫به شهربازی‌ش...

1163
01:12:01,483 --> 01:12:04,444
‫باید بیدار بمونه...

1164
01:12:05,028 --> 01:12:07,030
‫قبل از اینکه طبیعت خشم‌آلود
‫ سرزمین آبا و اجدادی‌ش...

1165
01:12:07,155 --> 01:12:09,074
‫یک کلک جدید براش سوار کنه.

1166
01:12:09,908 --> 01:12:11,743
‫طبیعت خشمگین.

1167
01:12:12,118 --> 01:12:15,372
‫یک‌باره، گله‌های چمن‌زار دومرتبه
‫بر سر ما فرود می‌آن.

1168
01:12:15,497 --> 01:12:18,124
‫از پای گیاهان ارتفاعات سیلور،

1169
01:12:18,250 --> 01:12:21,837
‫نعره‌ی سوزناک بین دو جانور
‫درحال جفت‌گیری بلند می‌شه...

1170
01:12:22,337 --> 01:12:24,631
‫شاید هم دو بوفالوی همجنسگرا -
‫که باید به‌خاطر روح دوگانه‌شون...

1171
01:12:24,756 --> 01:12:26,591
‫به دست قبلیه‌ی اوجیب‌وا قربونی بشن...

1172
01:12:27,092 --> 01:12:30,637
‫یک رَمِش عظیم بوفالویی
‫به سوی شهربازی جرقه می‌خوره

1173
01:12:30,762 --> 01:12:32,973
‫اون‌ها زمین بازی رو زیر سم‌هاشون
‫لگدمال می‌کنن...

1174
01:12:33,098 --> 01:12:36,268
‫و تا ده دقیقه‌ی بعد
‫همه‌چیز خاک یکسان می‌شه.

1175
01:12:38,436 --> 01:12:41,273
‫بعد، رمش سومی هم بود...

1176
01:12:41,398 --> 01:12:45,110
‫این یکی رو مردان فراموش‌شده
‫ما رقم می‌زنن، کهنه‌سربازهای جنگ جهانی اول.

1177
01:12:47,195 --> 01:12:49,197
‫بومی‌های کانادا به‌شون ملحق شدن،

1178
01:12:49,322 --> 01:12:52,158
‫همون صفوف جمعیت‌زده‌ی
‫دل‌شکسته‌ و بیرون‌رانده‌شده‌ی ما.

1179
01:12:52,284 --> 01:12:55,287
‫این افراد به قصد تخریب
‫شهربازی وارد شدن...

1180
01:12:55,412 --> 01:12:59,457
‫و هرقدر شادی‌ای که می‌تونستن
‫رو جارو کردن و بردن، چون لازمش داشتن.

1181
01:13:00,125 --> 01:13:03,795
‫هر تکه‌ای از وسایل بازی رو - ترن هوایی،
‫کلوپ بازی، چرخ-و-فلک...

1182
01:13:04,170 --> 01:13:06,965
‫تا آخرین تکه‌ی شادی -

1183
01:13:07,924 --> 01:13:11,595
‫مثل برق از جا کندن،
‫مثل مرد گرسنه‌ای که بشقابش رو لیس می‌زنه.

1184
01:13:11,720 --> 01:13:15,181
‫این ارواح از-یادرفته،
‫خانواده‌های از-یادرفته، قبایل از-یادرفته...

1185
01:13:15,307 --> 01:13:17,350
‫خودشون و این غنائم عجیب رو برداشتن...

1186
01:13:17,475 --> 01:13:20,478
‫و به خونه‌های مخفی‌شون
‫در بالای بام ها رفتن تا

1187
01:13:20,604 --> 01:13:24,149
‫تا با این نخاله‌ها، شهربازی
‫خودشون رو به بهترین شکل ممکن بسازن.

1188
01:13:24,316 --> 01:13:27,777
‫دور از چشم. دور از ذهن.
‫نامرئی.

1189
01:13:27,903 --> 01:13:30,155
‫تا همین امروزش هم اون‌جان.

1190
01:13:30,989 --> 01:13:32,991
‫تا همین امروزش هم اونجان.

1191
01:13:33,992 --> 01:13:36,161
‫- [ طبیعت خشمگین ]
‫- [ غرش بوفالو ]

1192
01:13:42,709 --> 01:13:46,212
‫از اون‌جایی که حلبی‌آباد و زاغه‌نشینی
‫همیشه در وینیپگ ممنوع بوده...

1193
01:13:46,338 --> 01:13:48,089
‫طبیعتا این مورد تو شهرهای دیگه
‫بیشتر به چشم می‌خوره.

1194
01:13:48,214 --> 01:13:51,968
‫این‌جا هنوز قانونی وجود داره که
‫بی‌خانمان‌ها نباید جلوی چشم باشن..

1195
01:13:52,093 --> 01:13:54,638
‫و باید روی سقف‌های شهر باشن،
‫بالاسر ما.

1196
01:13:54,763 --> 01:13:57,390
‫شهربازی‌ای بومی، بالای ابرها.

1197
01:13:57,515 --> 01:13:59,893
‫شهربازی بومی.

1198
01:14:00,018 --> 01:14:02,437
‫شهربازی از-یادرفته.

1199
01:14:04,314 --> 01:14:07,692
‫مردم از-یادرفته.
‫شهربازی.

1200
01:14:10,028 --> 01:14:12,030
‫شهربازی.

1201
01:14:20,538 --> 01:14:24,167
‫حالا تقریبا به مرز شهر رسیدم.
‫زمان داره از دست می‌ره.

1202
01:14:24,292 --> 01:14:25,919
‫واقعا دارم می‌رم.

1203
01:14:26,044 --> 01:14:28,254
‫وینیپگ بدون من چه شکلی؟

1204
01:14:28,380 --> 01:14:30,715
‫کی مراقب آه و افسوس‌های اونه؟

1205
01:14:33,009 --> 01:14:35,679
‫همچین که دارم می‌رم، باید به او فکر کنم.

1206
01:14:36,805 --> 01:14:39,307
‫"وینیپگ سیتیزن " یک روزنامه‌ی اشتراکی بود.

1207
01:14:39,432 --> 01:14:42,519
‫که طی اعتصاب 1919
‫حرف دل کارگرها رو می‌زد...

1208
01:14:42,644 --> 01:14:45,563
‫تنها روزنامه‌ی اشتراکی هرروزه‌ی دنیا.

1209
01:14:45,730 --> 01:14:48,775
‫می‌دونم که این روزنامه،
‫صفحه‌ی 3 با عکس دختر نداشت...

1210
01:14:48,900 --> 01:14:52,654
‫ولی اگر هم داشت،
‫زن خوشگلی از توش در نمی‌اومد.

1211
01:14:52,779 --> 01:14:54,698
‫بلکه یک زنِ...

1212
01:14:54,823 --> 01:14:57,409
‫سیتیزنی [متناسب با روزنامه] بود.

1213
01:14:57,534 --> 01:15:00,829
‫یک رفیقِ نگران،
‫غمگین اما قوی.

1214
01:15:00,954 --> 01:15:03,248
‫اون‌قدر قوی که خودش رو
‫از صفحات جوهری جدا کنه...

1215
01:15:03,415 --> 01:15:05,667
‫و به  بلندای بلند شهر ما بره...

1216
01:15:05,792 --> 01:15:09,295
‫تا از ساکنین شهربازی مرتفع
‫ما مراقبت کنه.

1217
01:15:09,421 --> 01:15:11,464
‫و از اون بالا در شهربازی...

1218
01:15:11,589 --> 01:15:14,342
‫درحالی که از بالا فورکس رو در برگرفته،
‫می‌تونست تمام خرابی‌ها رو...

1219
01:15:14,467 --> 01:15:16,344
‫جبران کنه.

1220
01:15:16,469 --> 01:15:19,723
‫در طی اولین سفر در زمانِ وینیپگ.

1221
01:15:19,848 --> 01:15:23,059
‫با یک اشاره‌ی دست،
‫می‌تونست ایتونز رو احیا کنه...

1222
01:15:23,184 --> 01:15:26,438
‫و تیم جِتس،
‫و استادیوم رو، که خونه‌ی قدیمی من بود.

1223
01:15:26,563 --> 01:15:29,399
‫یک بیشه‌ی آروم برای
‫سه‌شنبه‌های سیاه پیدا می‌کرد...

1224
01:15:29,524 --> 01:15:31,776
‫برای اون آدم‌های قدیمی فوق‌العاده...

1225
01:15:31,901 --> 01:15:34,279
‫و اسم خیابون مین‌تو رو به
‫فرد دانسمور تغییر می‌داد...

1226
01:15:34,404 --> 01:15:36,698
‫هر سه طبقه‌ی استخر شِربروک
‫رو بازگشایی می‌کرد.

1227
01:15:36,823 --> 01:15:39,117
‫دختر شهروند (سیتیزن)*
‫یک نهال تازه،

1228
01:15:39,284 --> 01:15:41,453
‫درست وسط خیابون وُلسلِی می‌کاشت.

1229
01:15:41,578 --> 01:15:44,789
‫با یک اشاره‌ی دست،
‫دوباره پدل‌ویل رو زنده می‌کرد...

1230
01:15:44,914 --> 01:15:47,751
‫خاکستر پارک ویتیر رو می‌گرفت،
‫اسب‌هامون رو نجات می‌داد...

1231
01:15:47,876 --> 01:15:50,754
‫و دخترهای مدرسه‌ای‌مون رو خوش‌فکر
‫و سلامت بار می‌آورد...

1232
01:15:50,879 --> 01:15:54,591
‫و یک‌بار دیگر تابلوی کلیفورد
‫رو روشن می‌کرد.

1233
01:15:54,716 --> 01:15:58,136
‫او مراقب شهر می‌بود -
‫شهر من، وینیپگ من.

1234
01:15:58,887 --> 01:16:01,765
‫او دامان تازه‌ی این شهر می‌شد،
‫و بعد...

1235
01:16:01,890 --> 01:16:04,434
‫می‌فهمیدم که حالا می‌تونم از این‌جا برم.

1236
01:16:04,559 --> 01:16:06,436
‫و شهر رو به دست او بسپرم...

1237
01:16:06,561 --> 01:16:09,022
‫امن، آرام، دوست‌داشتنی.

1238
01:16:09,147 --> 01:16:12,067
‫بعد به جایی می‌رفتم
‫که توش خبری از ارواح نیست.

1239
01:16:16,321 --> 01:16:18,740
‫- [ بوسه‌ها ]
‫- ارواح!

1240
01:16:18,865 --> 01:16:21,284
‫چطوری یک آدم می‌تونه بدون ارواحش زندگی کنه؟

1241
01:16:21,409 --> 01:16:24,162
‫اصلا شهر بدون ارواحش چیه؟

1242
01:16:24,287 --> 01:16:25,497
‫ناشناخته.

1243
01:16:26,247 --> 01:16:28,291
‫ناشناخته.

1244
01:16:28,416 --> 01:16:30,126
‫ناشناخته.

1245
01:16:30,251 --> 01:16:32,420
‫[ صدای سوت ]

1246
01:16:36,341 --> 01:16:38,927
‫نمی‌دونم این آزمایش با مادرم چه کرد.

1247
01:16:39,052 --> 01:16:42,138
‫مهر او به برادر فوت‌شده‌م کامرون،
‫بالا گرفت.

1248
01:16:42,263 --> 01:16:44,349
‫او چهل سال پیش مرد.

1249
01:16:44,474 --> 01:16:46,935
‫یا شاید دلباخته‌ی برندون شد،
‫که نقش برادرم رو بازی می‌کرد.

1250
01:16:49,687 --> 01:16:52,315
‫حالا میونه‌ی ما با هم بهتره.

1251
01:16:52,440 --> 01:16:54,192
‫آره.

1252
01:16:54,317 --> 01:16:56,528
‫حالا که تو رفتی.

1253
01:16:56,694 --> 01:16:59,322
‫خیلی دوست نداشتم نزدیک کسی باشم.

1254
01:17:01,282 --> 01:17:03,118
‫چرا؟

1255
01:17:03,243 --> 01:17:06,287
‫راحت نبودم.

1256
01:17:06,412 --> 01:17:09,082
‫حالا راحتی؟

1257
01:17:09,207 --> 01:17:11,501
‫به گمونم هستم.

1258
01:17:11,626 --> 01:17:14,879
‫- من هم همین‌طور.
‫- [صدای باد]

1259
01:17:15,046 --> 01:17:17,799
‫این روپوش یخ‌زده به‌نظر چسبناک می‌آد.

1260
01:17:17,924 --> 01:17:21,386
‫مهم نیست. مهم نیست.

1261
01:17:23,847 --> 01:17:26,099
‫[راوی]
‫کی زنده‌ست؟

1262
01:17:26,224 --> 01:17:28,476
‫کی زنده‌ست؟

1263
01:17:28,601 --> 01:17:30,603
‫دیگه اصلا کی زنده‌ست؟

1264
01:17:32,772 --> 01:17:36,192
‫به یاد آوردنش سخته.
‫گاهی -

1265
01:17:36,317 --> 01:17:38,403
‫گاهی فراموش می‌کنم.

1266
01:17:39,571 --> 01:17:42,407
‫فراموش می‌کنم که برادرم کامرون مرده.

1267
01:17:44,033 --> 01:17:47,453
‫فراموش می‌کنم از وقتی که 27 سالم بود،
‫پدرم مرد.

1268
01:17:49,247 --> 01:17:51,541
‫از یک طرف،
‫وقتی دلت خیلی برای جایی تنگ می‌شه...

1269
01:17:51,666 --> 01:17:54,919
‫پس‌زمینه‌ی عکس‌ها مهم‌تر
‫از آدم‌های داخل عکس می‌شه.

1270
01:17:56,296 --> 01:17:59,924
‫پذیرایی قدیمی که بیشتر
‫وقت بیداری‌مون رو توش می‌گذروندیم...

1271
01:18:00,091 --> 01:18:03,761
‫دراز کشیدن روی کاناپه، جلوی تلویزیون.

1272
01:18:03,928 --> 01:18:05,930
‫من و پدر و مادرم...

1273
01:18:07,849 --> 01:18:09,976
‫که روی کاناپه دراز کشیده بودیم...

1274
01:18:10,101 --> 01:18:13,062
‫دراز کشیدن روی کاناپه...

1275
01:18:13,188 --> 01:18:16,065
‫دراز کشیدن روی کاناپه...

1276
01:18:17,150 --> 01:18:19,694
‫خانه‌ای بزرگ.

1277
01:18:21,196 --> 01:18:24,574
‫خانه‌ی چهارگوش سفید.

1278
01:18:24,699 --> 01:18:26,701
‫[ صدای باد ]

1279
01:18:26,725 --> 01:18:36,725
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

1280
01:18:36,725 --> 01:18:46,725
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1281
01:20:00,628 --> 01:20:02,505
‫[ پایان ]

