﻿1
00:00:01,361 --> 00:00:09,351
« ارائه شده توسط وب سايت آوا مووي »

2
00:00:11,360 --> 00:00:19,350
« دانلود فيلم و سريال با زيرنويس فارسي چسبيده »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:21,362 --> 00:00:25,352
« ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال کنيد »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

4
00:00:25,352 --> 00:00:35,352
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

5
00:03:08,330 --> 00:03:11,790
اونجا مي ايستن و واق واق مي كنن
بيست و شش تا سگ هستن

6
00:03:11,910 --> 00:03:15,620
صورتهاي پست فطرتشون رو مي بينن
اومدن كه بكشن

7
00:03:16,040 --> 00:03:19,040
و به رئيسم بارتولد گفتن

8
00:03:19,160 --> 00:03:24,540
بواز رين رو به ما بدين ، وگرنه مشتريا تون رو ازتون مي گيريم
ظرف يك دقيقه

9
00:03:24,660 --> 00:03:26,870
بيست و شش تا سگ؟
دقيقا

10
00:03:27,000 --> 00:03:30,990
از كجا مي دوني بيست و شش تا هستن؟
سي تا نيستن

11
00:03:31,660 --> 00:03:33,290
دارم به همون نتيج مي رسم

12
00:03:38,580 --> 00:03:40,370
خوب؟
خوب چي؟

13
00:03:40,500 --> 00:03:45,040
فكر مي كني چه اتفاقي مي افته؟

14
00:03:46,620 --> 00:03:50,120
من بيدار مي شم

15
00:03:50,250 --> 00:03:52,580
دقيقا
هميشه همونجا مي مونه

16
00:03:52,700 --> 00:03:55,540
از كي؟
دو سال و نيم

17
00:03:55,660 --> 00:03:58,580
بعد از دو سال حالا منو خبر كردي؟
مرتيكه

18
00:03:58,700 --> 00:04:01,370
به من نگو مرتيكه

19
00:04:03,370 --> 00:04:05,910
اين رويا از يه جايي سر در آورده

20
00:04:06,040 --> 00:04:08,410
من همه چيزو بهت نگفتم
مثل چي؟

21
00:04:08,540 --> 00:04:12,410
مي دوني كه تو لبنان

22
00:04:12,540 --> 00:04:14,660
لبنان چي؟

23
00:04:14,790 --> 00:04:18,330
اول جنگ
ما به روستاهاي لبناني نشين رفتيم

24
00:04:18,450 --> 00:04:21,790
كه دنبال فلسطيني هاي فراري بگرديم

25
00:04:22,910 --> 00:04:24,160
خوب آره

26
00:04:39,910 --> 00:04:45,660
وقتي كسي وارد روستايي مي شه
سگها بو مي كشن و براي هشدار پارس مي كنن

27
00:04:46,200 --> 00:04:51,830
همه بيدار مي شن
و غريبه ها فرار مي كنن

28
00:04:52,660 --> 00:04:56,870
يكي بايد حسابشون رو مي رسيد
وگرنه نيروهاي ما از بين مي رفتن

29
00:04:57,000 --> 00:04:59,870
ولي چرا تو؟

30
00:05:00,000 --> 00:05:03,990
اونا مي دونستن كه نمي تونم به كسي شليك كنم
اونا بهم گفتن كه:

31
00:05:04,120 --> 00:05:07,620
برو جلو و به سگها شليك كن

32
00:05:23,330 --> 00:05:28,620
بيست وشش سگ
من تك تكشون رو به ياد دارم

33
00:05:28,750 --> 00:05:34,540
تك تك صورتهاشون ، تك تك زخماشون
نگاهشون...26 تا سگ

34
00:05:34,660 --> 00:05:37,540
از چند وقت پيش تو خوابت مي اومدن؟

35
00:05:37,660 --> 00:05:39,160
بيست سال

36
00:05:39,830 --> 00:05:43,040
هيچ راهي رو امتحان نكردي؟
مثل چي؟

37
00:05:43,160 --> 00:05:47,370
معالجه، مراجعه به يه روانپزشكي چيزي

38
00:05:47,500 --> 00:05:50,200
نه هيچي من تو رو خبر كردم

39
00:05:50,330 --> 00:05:52,160
من فقط يه فيلم ساز هستم

40
00:05:52,290 --> 00:05:54,200
فيلمها نمي تونن درماني باشن؟

41
00:05:54,330 --> 00:05:57,990
تو با همه اين موضوعات تو فيلمات برخورد داشتي
درسته؟

42
00:05:58,450 --> 00:06:01,160
ولي نه چيزي مثل اين

43
00:06:01,290 --> 00:06:03,120
هيچ بازتابي از لبنان؟

44
00:06:04,410 --> 00:06:07,870
نه. در واقع نه

45
00:06:08,000 --> 00:06:09,290
مطمئني؟

46
00:06:11,500 --> 00:06:13,040
نه

47
00:06:13,160 --> 00:06:15,040
بيروت، ساربا، شتيلا؟
خوب چي ؟

48
00:06:15,160 --> 00:06:18,370
تو فقط 100 كيلومتر اونطرف تر از اون قتل عام بودي

49
00:06:18,500 --> 00:06:22,200
يه چيزي مثل 200 تا 300 كيلومتر

50
00:06:22,330 --> 00:06:26,290
واقعيت اينه كه
اون تو سيستم جايي نداره

51
00:06:26,410 --> 00:06:30,040
هيچ بازتاب يا خوابي؟
هيچ وقت در موردش فكر نمي كني؟

52
00:06:30,160 --> 00:06:31,990
نه، نه

53
00:06:33,000 --> 00:06:34,120
نه

54
00:06:39,750 --> 00:06:41,580
اونوقت خوبي؟ آره؟

55
00:06:42,330 --> 00:06:44,620
تو اينطور فكر مي كني؟
مطمئنا

56
00:06:44,750 --> 00:06:48,040
مطمئني؟
بله ، به يه چيزي فكر مي كنم

57
00:06:48,700 --> 00:06:50,990
مطمئن
مطمئن

58
00:07:28,790 --> 00:07:32,290
ملاقات با بواز زمستون 2006 برگزار شد

59
00:07:32,410 --> 00:07:37,330
اون شب براي اولين بار در طي بيست سال

60
00:07:37,450 --> 00:07:40,040
برگشتم به زمان جنگ در لبنان

61
00:07:40,160 --> 00:07:44,700
نه فقط لبنان، بيروت
نه فقط بيروت

62
00:07:44,830 --> 00:07:49,620
بلكه كشتار مردم پناهنده  سابرا و شتيلا

63
00:09:16,330 --> 00:09:19,330
مشكل كجاست؟
ساعت 6:30 صبحه

64
00:09:20,200 --> 00:09:25,870
ما همه دوستايي داريم
كه وكيل و دكتر و روانشناس هستند

65
00:09:26,000 --> 00:09:29,080
بعضي وقتا رفاقت مي اندازتشون تو خرج

66
00:09:29,830 --> 00:09:33,080
ولي تو بيخودي دوست وكيلت رو ساعت 6:30 صبح بيدار نمي كني

67
00:09:33,200 --> 00:09:36,870
حق وكالت وكيل خودم 10 برابر از تو ارزونتره

68
00:09:37,500 --> 00:09:39,620
من فقط نمي فهمم

69
00:09:39,750 --> 00:09:46,200
چرا بواز خواب سگها رو مي بينه؟

70
00:09:47,870 --> 00:09:52,200
چرا بايد ذهنم رو درگير كنه و بهم بريزه
به من هيچ ربطي نداره

71
00:09:52,330 --> 00:09:57,330
حافظه جذب كننده اس
اين آزمايش رواني رو بگير

72
00:10:01,330 --> 00:10:06,790
به گروهي از آدما 10 مدل از عكسهاي كودكي نشون دادن

73
00:10:08,080 --> 00:10:11,490
نه تا واقعا مربوط به كودكي شون بود
و يكي واقعي نبود

74
00:10:11,620 --> 00:10:18,490
نقاشي يه سرزميني بود كه تا به حال هيچ كدوم نديده بودن

75
00:10:23,120 --> 00:10:26,450
ولي 8% اونا خودشون رو پيدا كردن

76
00:10:26,580 --> 00:10:29,990
اونا عكس جعلي رو هم پيدا كردن

77
00:10:30,120 --> 00:10:33,200
بيست درصد نمي تونستن به ياد بيارن

78
00:10:33,330 --> 00:10:35,740
محققين دوباره ازشون سوال كردن

79
00:10:36,200 --> 00:10:39,740
براي بار دوم بقيه هم گفتن كه عكس رو به ياد مي آرن

80
00:10:41,410 --> 00:10:45,080
چه روز خوبي با والدينم در پارك داشتم

81
00:10:45,200 --> 00:10:48,660
اونا چند تا تجربه ساختگي رو به ياد داشتند

82
00:10:49,950 --> 00:10:52,910
ذهن پويا است. زنده اس

83
00:10:53,040 --> 00:10:56,370
اگه بعضي جزئيات نيستند

84
00:10:56,500 --> 00:11:01,290
خاطره خلاء ها رو پر مي كنه با چيزايي كه هيچ وقت اتفاق نيافتادن

85
00:11:03,910 --> 00:11:10,450
پس تصوير ذهن من از قتل عام مثل اون عكس جعليه؟

86
00:11:10,580 --> 00:11:15,200
هيچ وقت اتفاق نيافتاده؟
من خواستم كه باشه؟ خودش واقعيت نداره؟

87
00:11:15,330 --> 00:11:18,620
نمي دونم
كي اونجا بود باهات

88
00:11:18,750 --> 00:11:22,490
كارمي اونجا بود
تو اونو از زمان مدرسه مي شناسي

89
00:11:23,790 --> 00:11:26,660
و يه نفر ديگه كه نشناختمش

90
00:11:28,120 --> 00:11:32,330
پس برو از كارمي بپرس كه اون چي به ياد داره
تو الان هلنده

91
00:11:32,450 --> 00:11:35,040
اون بيست ساله كه اونجا زندگي مي كنه

92
00:11:35,160 --> 00:11:39,290
اگه خيلي اذيتت مي كنه برو به هلند و ازش بپرس

93
00:11:39,410 --> 00:11:40,790
خطرناك نيست؟

94
00:11:40,910 --> 00:11:44,990
شايد چيزايي رو كه نمي خوام در مورد خودم بدونم رو كشف كنم

95
00:11:45,120 --> 00:11:46,870
اصلا نيست

96
00:11:47,000 --> 00:11:51,370
چيزاي مهمي دستگيرت مي شه كه حتما دوست داري بدوني

97
00:11:51,500 --> 00:11:55,700
ما جايي كه واقعا نخوايم نمي ريم

98
00:11:55,830 --> 00:12:00,540
يه مكانيزم انساني ما رو از رفتن به جاهاي تاريك باز مي داره

99
00:12:00,660 --> 00:12:04,580
خاطره ما رو به جايي مي بره كه لازم داريم بريم

100
00:12:40,660 --> 00:12:42,580
همه اونو مي بيني؟

101
00:12:44,660 --> 00:12:46,040
آره

102
00:12:46,160 --> 00:12:48,160
همش مال منه

103
00:12:51,160 --> 00:12:52,580
همش؟

104
00:12:53,330 --> 00:12:56,200
از اون درختا تا رودخونه

105
00:12:56,330 --> 00:12:58,790
همه مال توئه؟
بله با اون خونه

106
00:12:59,790 --> 00:13:01,870
تقريبا 10 جريب

107
00:13:04,120 --> 00:13:07,740
همه اون فقط از راه فروش فلافل
فقط از فلافل

108
00:13:07,870 --> 00:13:10,910
عجب
بيا و ببين

109
00:13:15,080 --> 00:13:18,740
چقدر فلافل فروختي؟
سه سال كافي بود

110
00:13:19,790 --> 00:13:23,830
اوايل دهه 90
يه توقف كوچيك تو اترخت داشتم

111
00:13:23,950 --> 00:13:28,200
خوردن غذاي بهداشتي مد شده بود
خاور ميانه هم همين طور

112
00:13:28,330 --> 00:13:31,330
فلافل هم سالم و بهداشتيه  و هم براي خاور ميانه است

113
00:13:32,290 --> 00:13:36,370
همه فكر كردن تو يه فيزيكدان هسته اي شدي

114
00:13:37,200 --> 00:13:38,410
كي گفته؟

115
00:13:38,870 --> 00:13:42,620
نمي دونم، خانواده ات  خانواده من دوستامون

116
00:13:43,200 --> 00:13:47,580
فكر كردن تا چهل سالگي كانديد دريافت جايزه نوبل مي شي

117
00:13:48,500 --> 00:13:50,580
اون آينده سر بيست سالگي تموم شد

118
00:13:52,500 --> 00:13:53,490
سرده؟

119
00:13:53,620 --> 00:13:57,870
سرده؟دارم يخ مي زنم
بيا بريم داخل

120
00:13:58,750 --> 00:14:01,660
همه راه رو بايد پياده بريم؟

121
00:14:02,580 --> 00:14:05,620
جالبه كه الان سر و كله ات پيدا شده

122
00:14:05,750 --> 00:14:07,910
چرا؟
وقتي زنگ زدي

123
00:14:08,700 --> 00:14:13,200
تازه با پسرم توماس داشتم مي رفتم بيرون
هفت سالشه

124
00:14:13,330 --> 00:14:17,450
داشت با يه تفنگ اسباب بازي بازي مي كرد و شروع كرد به سوال پرسيدن

125
00:14:17,580 --> 00:14:20,660
تو جنگ چيكار مي كردي؟
به كسي هم شليك كردي؟

126
00:14:21,160 --> 00:14:23,160
كشتي؟
نمي دونم

127
00:14:24,290 --> 00:14:27,160
بيا بريم تو تا گرم بشيم

128
00:14:28,200 --> 00:14:32,870
اشكالي نداره از تو پسرت در حال بازي كردن تو برف يه نقاشي بكشم

129
00:14:33,000 --> 00:14:34,540
نه

130
00:14:34,660 --> 00:14:38,200
نه اصلا هر چقدر مي خواي بكش

131
00:14:38,330 --> 00:14:40,160
من دنبالش مي دوام

132
00:14:40,290 --> 00:14:43,410
تا وقتي كه بكشي اشكال نداره
فقط فيلم نگير

133
00:15:53,160 --> 00:15:58,490
همون قدر كه عجيب به نظر مي رسه هست
ما به جنگ فرستاده شديم

134
00:15:58,620 --> 00:16:04,160
با يه قايق عشقي كوچيك كه ارتش اجاره كرده بود و خدا مي دونه كه چي بود

135
00:16:04,700 --> 00:16:08,870
اونا مي خواستن كه ارتش رو گمراه كنن و يه حمله غير منتظره رو شروع كنن

136
00:16:09,660 --> 00:16:15,580
منظورت از قايق عشقي چيه؟
يه قايق با مشروب و وسايل خوشگذروني؟

137
00:16:15,700 --> 00:16:21,290
چي گفتي؟
خوب من اونطوري تصورش كردم

138
00:16:21,410 --> 00:16:28,080
بعدا فهميدم كه فقط يه قايق كماندويي قديمي بوده

139
00:16:28,200 --> 00:16:33,080
با اينكه 18 ساله بودي به نظر من خيلي باهوش مي اومدي
من تو رو به عنوان يه جنگجو نمي ديدم

140
00:16:33,200 --> 00:16:37,370
راستشو بخواي برام مهم بود به يه دليل خاصي

141
00:16:37,500 --> 00:16:41,740
احساس مي كردم كه همه مثل خرگوشا دور خودشون مي چرخيدن

142
00:16:41,870 --> 00:16:44,950
و من به همين خاطر تنها...چطوري بگم؟

143
00:16:45,080 --> 00:16:48,740
تنها كسي كه تو شطرنج و رياضي مهارت داشت

144
00:16:49,450 --> 00:16:52,200
ولي با مشكلات مردونه اي كه داشتم

145
00:16:52,330 --> 00:16:54,200
بايد به همه ثابت مي كردم

146
00:16:54,330 --> 00:16:57,540
كه من بهترين جنگجو بودم و يه قهرمان بزرگ

147
00:16:57,660 --> 00:16:59,660
موفق شدي؟

148
00:17:00,660 --> 00:17:02,370
بله ، خيلي خوب پيش رفتم

149
00:17:03,450 --> 00:17:06,040
احساس قدرت و توانا بودن رو داشتم

150
00:17:07,410 --> 00:17:13,160
بعد جنگ شروع شد و اونا ما رو سوار اون قايق عشقي لعنتي كردن

151
00:17:14,370 --> 00:17:17,740
بعدش من...
تو چي؟

152
00:17:17,870 --> 00:17:22,660
مثل يه خوك بالا آوردم
فكر كردم دشمن پيش خودش چه فكري مي كنه

153
00:17:24,370 --> 00:17:27,200
آخرش روي عرشه افتادم و خوابم برد

154
00:17:28,200 --> 00:17:30,790
وقتي مي ترسم مي خوابم

155
00:17:31,950 --> 00:17:35,160
تاامروز
من با خواب ازش فرار مي كنم و هذيان مي گه

156
00:18:17,000 --> 00:18:18,910
بيهوش روي عرشه

157
00:18:22,080 --> 00:18:27,490
خواب مي ديدم كه يه زن مي آد

158
00:18:32,160 --> 00:18:35,290
و منو براي اولين بار مي بره

159
00:18:38,330 --> 00:18:43,200
من دوستام رو ديدم
كه جلوي چشمام آتش گرفتن

160
00:18:43,700 --> 00:18:46,540
كجا؟
تو قايق

161
00:19:19,540 --> 00:19:24,040
من قبل از اينكه لنگر بندازن بلند شدم
صبح شده و ما به يه شهري رسيديم

162
00:19:24,160 --> 00:19:26,740
كدوم شهر؟
چه مي دونم؟

163
00:19:27,290 --> 00:19:29,290
سيدان فكر مي كنم

164
00:19:30,000 --> 00:19:34,580
بدون توجه به ترس و تشويشي كه داشتيم
مثل ديوونه ها شروع به شليك كرديم

165
00:19:37,500 --> 00:19:39,660
به كي؟
چه مي دونم؟

166
00:19:42,200 --> 00:19:44,990
بعد يه مرسدس قديمي سر رسيد

167
00:19:45,120 --> 00:19:47,660
همه مثل ديوونه ها بهش تير مي زدند

168
00:19:51,830 --> 00:19:54,580
دو سال آموزش ديديم
ولي ترس داشتيم

169
00:19:54,700 --> 00:19:57,200
يه ترس غير قابل كنترل

170
00:20:00,330 --> 00:20:05,120
بعدش سكوت
سكوت عجيب مرگ

171
00:20:07,040 --> 00:20:08,240
پايان روز

172
00:20:09,750 --> 00:20:14,580
ويراني ها رو مي ديديم

173
00:20:17,580 --> 00:20:20,040
بدون اينكه بدونيم كجا هستيم

174
00:20:20,160 --> 00:20:22,450
تو ماشين خوابيدييم

175
00:20:23,620 --> 00:20:26,040
چي تو ماشين بود؟

176
00:20:26,160 --> 00:20:27,910
اجساد همه اعضاي يه خانواده

177
00:20:29,660 --> 00:20:31,240
چرا اومدي اينجا؟

178
00:20:31,830 --> 00:20:33,660
من؟من

179
00:20:35,080 --> 00:20:36,410
حافظه ام رو از دست دادم

180
00:20:37,040 --> 00:20:39,580
تو يه تصادف؟
چي؟

181
00:20:39,700 --> 00:20:42,410
تصادف كردي؟
منظورت چيه؟

182
00:20:43,500 --> 00:20:46,240
با يه ماشين، سر كار؟

183
00:20:46,370 --> 00:20:48,490
نه تصادف نكردم

184
00:20:49,330 --> 00:20:53,700
من فقط نمي تونم چيزي رو درباره جنگ لبنان به خاطر بيارم

185
00:20:53,830 --> 00:20:57,870
فقط يه تصوير تو ذهنمه

186
00:20:59,660 --> 00:21:02,660
يه جورايي الان باهاشي

187
00:21:03,660 --> 00:21:05,740
چه تصويري؟

188
00:21:42,000 --> 00:21:44,290
تو هم اونجا بودي؟

189
00:21:46,700 --> 00:21:47,990
گفتنش سخته

190
00:21:48,120 --> 00:21:50,200
منظورت چيه؟
اونجا بودي؟

191
00:21:50,330 --> 00:21:51,950
گفتنش سخته

192
00:21:53,000 --> 00:21:55,580
از كشتار چيزي يادم نمي آد

193
00:21:56,330 --> 00:22:00,370
ولي وقتي قتل عام انجام شد تو در بيروت بودي

194
00:22:00,500 --> 00:22:02,290
آره يادم ميآد اونجا بودم

195
00:22:02,410 --> 00:22:05,450
هيچ وقت رژه رفتنمون رو تو بيروت از ياد نمي برم

196
00:22:05,580 --> 00:22:08,580
ولي قتل عام
چطوري يادته؟

197
00:22:08,700 --> 00:22:11,660
اون تو سيستم من ذخيره نشده

198
00:22:12,080 --> 00:22:13,950
درسته
قتل عام

199
00:22:51,370 --> 00:22:56,120
تو يه تاكسي در حال رفتن به فرودگاه آمستردام اتفاق افتاد

200
00:22:56,250 --> 00:22:58,870
ناگهان همه خاطره ها برگشتن

201
00:22:59,000 --> 00:23:01,950
نه توهمي
نه بيهوشي

202
00:23:02,080 --> 00:23:07,040
روز اول جنگ نوزده ساله بودم حتي ريشام هم در نيومده بود

203
00:23:07,160 --> 00:23:10,700
داريم از يه خيابون عبور مي كنيم
يه طرف خيابون پر درخت ميوه

204
00:23:10,830 --> 00:23:12,540
يه طرف ديگه دريا
به همه جا شليك مي كنيم

205
00:23:12,660 --> 00:23:17,240
به همه چيز تا شب برسه

206
00:23:22,410 --> 00:23:26,490
اون بعد از ظهر ما ايستاديم
افسر بهم گفت

207
00:23:26,620 --> 00:23:30,160
جنازه ها و زخمي ها رو بيارين

208
00:23:30,290 --> 00:23:32,330
برو چالشون

209
00:23:33,120 --> 00:23:36,080
چالشون كنم؟
بله ، چالشون كن

210
00:23:36,200 --> 00:23:38,370
كجا؟

211
00:23:38,500 --> 00:23:44,700
از كجا بدونم؟
اون بيرون ، نزديك اون روشنايي

212
00:23:44,830 --> 00:23:47,200
اونجا ببرشون

213
00:23:53,830 --> 00:23:57,160
پس بايد همه راهو برگردم

214
00:23:58,040 --> 00:24:02,990
تا حالا يه زخم بازو نديديه بودم
يا حتي خونريزي

215
00:24:03,120 --> 00:24:05,370
مسئول تانك بودم

216
00:24:05,500 --> 00:24:10,660
پر از جنازه و زخمي بود
دنبال يه راه نجات و يه روشنايي مي گستم

217
00:24:18,160 --> 00:24:21,370
بايد چيكار كنيم؟
چرا بهمون نمي گي چيكار كنيم؟

218
00:24:21,750 --> 00:24:23,870
شليك كن
به كي؟

219
00:24:24,000 --> 00:24:25,950
چه مي دونم؟ فقط بزن

220
00:24:26,080 --> 00:24:29,870
بهتر نيست دعا كنيم؟
پس دعا كن و بزن

221
00:24:41,410 --> 00:24:45,740
بالاخره نور چراغهاي هليكوپتر رو مي بينيم
مثل يه هاله

222
00:24:45,870 --> 00:24:50,990
همين طور كه به نور نزديك تر مي شيم
همه جا جنازه و زخمي مي بينيم

223
00:25:25,870 --> 00:25:31,080
همه رو تخليه كرديم
انگار نه انگار كه من وجود داشتم

224
00:25:31,200 --> 00:25:34,160
بعدش دور زديم و رفتيم

225
00:26:00,120 --> 00:26:03,580
روز اول جنگ

226
00:26:03,700 --> 00:26:07,040
من جنازه ها و زخمي ها رو

227
00:26:07,160 --> 00:26:10,450
از توي تانكها به كنار جاده بردم

228
00:26:10,580 --> 00:26:13,160
دنبال آدمهايي مي گشتم كه باهام بودن

229
00:26:13,290 --> 00:26:16,700
شماها ممكن بود بين شون باشين؟

230
00:26:16,830 --> 00:26:22,660
به نظر منطقي مي آد
ما تو منطقه بوديم

231
00:26:22,790 --> 00:26:25,740
تو قسمت غربي
ممكنه

232
00:26:25,870 --> 00:26:29,200
من رو اونجا شناختي؟

233
00:26:32,580 --> 00:26:34,080
نه

234
00:26:35,160 --> 00:26:38,660
من حتي خودم رو هم نمي شناسم

235
00:26:52,540 --> 00:26:57,490
عبور از مرز راش هانيكرا مثل يه گردش بود

236
00:26:57,620 --> 00:27:01,700
عكس گرفتيم

237
00:27:01,830 --> 00:27:05,990
جوك گفتيم به هم

238
00:27:07,620 --> 00:27:13,870
ما فرصت داشتيم كه خوش بگذرونيم قبل از اينكه عمليات رو شروع كنيم

239
00:27:14,620 --> 00:27:20,870
صبح بخير لبنان

240
00:27:21,830 --> 00:27:28,120
خيلي درد و رنج بايد تحمل كني

241
00:27:29,160 --> 00:27:34,540
صبح بخير لبنان

242
00:27:35,450 --> 00:27:40,830
منظره ها خيلي زيبا بود، همه جا پر از درخت بود

243
00:27:40,950 --> 00:27:46,540
چند تا خونه هم بود
يه صحنه داستاني ايده آل بود

244
00:27:46,660 --> 00:27:50,160
يواش رفتن ماشين هم به ما اجازه مي داد تااز منظره لذت ببريم

245
00:27:50,290 --> 00:27:56,950
ممكنه روياهات به واقعيت بپيوندن

246
00:27:58,000 --> 00:28:04,160
ممكنه كابوسهات تموم بشن

247
00:28:05,250 --> 00:28:10,790
وجود تو ستودني است لبنان

248
00:28:10,910 --> 00:28:14,540
تو يه تانك واقعا احساس امنيت مي كني

249
00:28:14,660 --> 00:28:19,700
يه تانك واقعا عظيم الجثه است
و يه وسيله سر بسته اس

250
00:28:19,830 --> 00:28:21,870
داخل تانك

251
00:28:22,000 --> 00:28:23,700
ما امن بوديم

252
00:28:27,000 --> 00:28:33,240
تيكه تيكه مي شي

253
00:28:34,330 --> 00:28:41,410
و تا زمان مرگ در آغوشم بودي

254
00:28:41,540 --> 00:28:47,790
تو عشق زندگي من هستي

255
00:28:56,120 --> 00:29:01,330
من رو تيكه تيكه كن

256
00:29:03,250 --> 00:29:05,950
خونريزي دارم

257
00:29:09,700 --> 00:29:15,160
ناگهان ارتباطمون با فرمانده مون قطع شد و ديگه صداشو نشنيديم

258
00:29:15,290 --> 00:29:17,040
كنارتون بود؟
آره

259
00:29:17,160 --> 00:29:22,160
من ديديم كه سرش افتاد جلوتر

260
00:29:23,080 --> 00:29:27,870
من رفتم داخل و ديدم تانك پر خون شده

261
00:29:28,000 --> 00:29:33,830
خون داشت از گردنش مي اومد

262
00:29:36,330 --> 00:29:40,660
تو فرمانده دوم بودي؟
بله بودم

263
00:29:40,790 --> 00:29:43,700
ولي سريع عمل نكردم

264
00:29:43,830 --> 00:29:48,830
ما فقط داخل تانك مونديم و به عقب نشيني فكر نكرديم

265
00:29:52,790 --> 00:29:54,990
دو دقيقه بعد

266
00:29:55,120 --> 00:29:58,370
يه انفجار صورت گرفت همه خسته بودن و توان فرار از تانك رو نداشتن

267
00:30:02,450 --> 00:30:05,990
بدون اسلحه و هيچي

268
00:30:06,120 --> 00:30:09,410
اونايي كه موندن همونجا توي تانك كشته شدن

269
00:30:15,500 --> 00:30:18,120
من تا جايي كه ميشد تند دوييدم

270
00:30:18,250 --> 00:30:21,290
به شكل زيگزاگ به سمت دريا

271
00:30:41,000 --> 00:30:42,620
تنها فكرم همين بود

272
00:30:42,750 --> 00:30:46,490
تموم شد

273
00:30:47,540 --> 00:30:52,040
اونا هر لحظه ممكنه بيان اينجا
و من تنها كاري كه مي تونم بكنم اينه كه منتظر آخرش بمونم

274
00:30:58,660 --> 00:31:02,870
من يه ساختمان ديديم كه از اونجا شليك مي كردن و فرمانده شون رو

275
00:31:03,000 --> 00:31:07,370
اميدوار بودم بيادنزديكتر

276
00:31:35,250 --> 00:31:39,490
نمي دونم چرا ولي شروع به عقب نشيني كرد

277
00:31:50,870 --> 00:31:55,240
احساس كردم كه نيروهامون تسليم شدن

278
00:32:00,370 --> 00:32:04,540
تصور كردم مادرم چه فكري مي كنه

279
00:32:05,290 --> 00:32:09,450
ما خيلي به هم نزديك بوديم
من هميشه مثل دست راستش بودم براش

280
00:32:10,160 --> 00:32:15,080
من تنها بچه اي بودم كه كاراي بيرون خونه رو انجام مي دادم

281
00:32:16,080 --> 00:32:17,950
مثل بچه اول

282
00:32:20,790 --> 00:32:25,540
زيرچشمي نگاهشون كردم
ديدم دارن حرف مي زنن و سيگار مي كشن

283
00:32:25,660 --> 00:32:29,830
فكر كردم چرا
متوجه من نشدن

284
00:32:31,830 --> 00:32:36,200
چندبار ديگه هم سرك كشيدم
متوجه شدم كه احتمالا فكر مي كنن كه

285
00:32:36,330 --> 00:32:41,160
همه توي اون حمله كشته شدن

286
00:32:41,290 --> 00:32:44,790
تصميم گرفتم تا شب منتظر بمونم

287
00:32:44,910 --> 00:32:47,490
يه جاي خوب داشتم كه قايم بشم

288
00:32:56,500 --> 00:33:01,910
نمي دونم چرا ولي تصميمم رو گرفتم

289
00:33:07,000 --> 00:33:12,830
كه شنا كنم واز راه دريا برم
نميخواستم نزديك ساحل بمونم

290
00:33:14,410 --> 00:33:19,410
وقتي احساس كردم به اندازه كافي دور شدم
به سمت جنوب شنا كردم

291
00:33:19,540 --> 00:33:24,700
دريا چطوري بود؟
آروم بدون موج

292
00:33:25,790 --> 00:33:28,870
احساس آرامش كردم و صلح داشتم
فقط من بودم و دريا

293
00:33:44,450 --> 00:33:47,870
احساس امنيت داشتم چون دريا آروم بود

294
00:33:48,000 --> 00:33:51,540
ولي هنوز هم خيلي مي ترسيدم

295
00:33:52,450 --> 00:33:55,990
كه توانم رواز دست بدم و غرق بشم

296
00:33:56,120 --> 00:34:01,120
يا اينكه كسي متوجه من بشه و بهم شليك كنه و منو بكشه

297
00:34:11,910 --> 00:34:16,830
همينطور كه داشتم تو درياي آروم شنا مي كردم

298
00:34:16,950 --> 00:34:20,370
يه دفعه يه صداي بلند شنيدم

299
00:34:20,500 --> 00:34:22,870
احساس كردم آب به جهش افتاده

300
00:34:23,000 --> 00:34:27,330
احساس كردم كه آب متلاطم منو احاطه كرده

301
00:34:28,040 --> 00:34:30,120
بدنم شروع به لرزيدن كرد

302
00:35:01,660 --> 00:35:06,240
از فاصله دور نور ديدم و به همون سمت شنا كردم

303
00:35:06,370 --> 00:35:09,240
ممكن بود نيروهاي اسرائيلي باشن

304
00:35:09,370 --> 00:35:13,700
به شنا ادامه دادم
ولي احساس كردم توانم از دست رفته

305
00:35:13,830 --> 00:35:16,540
به سختي دست و پامو تكون مي دادم

306
00:35:27,870 --> 00:35:32,040
گاهي اوقات فقط مي ذاشتم كه آب منو با خودش ببره

307
00:35:41,000 --> 00:35:43,870
بالاخره به ساحل رسيدم و شروع كردم به راه رفتن

308
00:35:44,000 --> 00:35:48,790
صداهاي راديو رو به زبان عبري صحبت مي كنن

309
00:35:49,660 --> 00:35:52,160
مي دونستم

310
00:35:53,160 --> 00:35:57,240
كه بايد به اونا برسم با اينكه خيلي خسته بودم

311
00:36:04,750 --> 00:36:08,910
با تعجب ديدم كه همون گروهي بودن كه تسليم شده بودن و منو ترك كرده بودن

312
00:36:13,000 --> 00:36:16,990
بعد از اينكه به گروه رسيدم

313
00:36:17,120 --> 00:36:19,620
احساس كردم

314
00:36:21,290 --> 00:36:24,700
كه من بودم كه همراهانم رو ترك كردم

315
00:36:24,830 --> 00:36:27,450
هميشه احساس مي كردم كه اونا با من مثل

316
00:36:32,250 --> 00:36:36,240
كسي برخورد مي كردن كه نتونست دوستانش رو نجات بده

317
00:36:36,370 --> 00:36:43,410
انگار كه از ميدون جنگ فرار كردم تا اينكه جون خودم رو نجات بدم

318
00:36:43,540 --> 00:36:46,040
گاهي اوقات احساس عذاب كردم

319
00:36:46,160 --> 00:36:48,370
رابطه خودم رو با خانواده ي كشته ها قطع كردم

320
00:36:48,500 --> 00:36:54,950
اولش كه رفتم سر قبراشون
ولي بعدش فقط ايستادم

321
00:36:56,000 --> 00:37:00,330
مي خواستم كه فراموش كنم
نمي خواستم اون لحظه ها رو به ياد بيارم

322
00:37:01,330 --> 00:37:05,790
با ديدن قبرها تو احساس ...كردي
گناه

323
00:37:05,910 --> 00:37:09,620
من وقتي بالاي قبرشون ايستادم احساس گناه كردم

324
00:37:09,750 --> 00:37:13,490
انگار كه كوتاهي كردم

325
00:37:14,500 --> 00:37:20,620
اون كاريو كه بايد انجام ندادم

326
00:37:20,750 --> 00:37:24,080
من قهرماني نبودم كه اسلحه حمل كنم و جون آدم ها رو نجات بدم

327
00:38:02,200 --> 00:38:05,080
من اونطوري نيستم از اون نوع من نيستم

328
00:38:07,000 --> 00:38:11,370
امروز سيدان رو بمباران كردن

329
00:38:12,370 --> 00:38:16,540
توده هاي دود رو سر صبح راه انداختن

330
00:38:17,620 --> 00:38:21,080
نزديك بود با يه تابوت به خونه برگردم

331
00:38:25,660 --> 00:38:29,240
من امروز سيدان روبمباران كردم

332
00:38:29,370 --> 00:38:33,240
يه ماه بعد از روني دياگ به خونه شالم رسيدم

333
00:38:33,370 --> 00:38:37,330
ارتش ساحل رو گرفت

334
00:38:37,910 --> 00:38:42,450
اونا به ما گفتن كه به زودي به بيروت حمله كنن
اونوقت همه ما مي ميريم

335
00:38:42,580 --> 00:38:45,160
ولي نزديك ساحل
ما خيلي به مرگ فكر نمي كرديم

336
00:38:45,290 --> 00:38:47,370
يه آلونك از برگهاي موز داشتم

337
00:38:47,500 --> 00:38:52,910
بهش كه فكر مي كنم

338
00:38:54,080 --> 00:38:57,370
از بوي روغن نعناع
هنوزم حالت تهوع بهم دست مي ده

339
00:38:57,500 --> 00:38:59,290
تو سالهاي دهه 80 خيلي معروف شده بود
براي هم اتاقي من فرنكل

340
00:38:59,410 --> 00:39:05,290
نعناع فقط يه بوي خوش نداشت
يه راهي به زندگي كردن داشت

341
00:39:34,000 --> 00:39:37,040
نعناع
چطور ازش استفاده مي كرديد؟

342
00:39:37,160 --> 00:39:38,830
نشونم بده

343
00:39:40,160 --> 00:39:44,240
يه قطره از آبش رو توي دستت ميچكوني
اينطوري

344
00:39:53,000 --> 00:39:57,870
همراهان تو هميشه مي دونستن كه تو اونجايي

345
00:39:58,000 --> 00:40:01,950
يادم مي آد رفيقام بهم مي گفتن:

346
00:40:02,080 --> 00:40:07,200
فرنكل تو خيلي تند راه مي ري مثل يه خرگوش

347
00:40:09,660 --> 00:40:13,410
راستشو بگو چيكار مي كني؟ بانعناع

348
00:40:13,540 --> 00:40:17,410
تو تاريكي شب هم
نمي تونستم از دستشون در برم

349
00:40:17,540 --> 00:40:21,790
عطرش خيلي خوبه
حتي توي دشت

350
00:40:22,450 --> 00:40:24,080
من هنوز ازش استفاده مي كنم

351
00:40:26,160 --> 00:40:29,950
ما امروز بيروت رو بمباران كرديم

352
00:40:31,540 --> 00:40:35,290
من هر روز بيروت رو بمباران مي كردم

353
00:40:36,750 --> 00:40:40,700
اگه به مرگ نزديك شدي
من نمي تونستم بگم

354
00:40:42,160 --> 00:40:45,290
بيروت رو هر روز بمباران كردم

355
00:40:47,000 --> 00:40:50,700
فقط در عرض كشيدن يك ماشه

356
00:40:52,580 --> 00:40:55,950
ما مي تونيم غريبه ها رو مستقيم به جهنم بفرستيم

357
00:40:57,790 --> 00:41:02,370
مطمئنا، و بعضي از بيگناهان رو هم همراه اونا مي كشيم

358
00:41:03,330 --> 00:41:07,490
اگه نزديك مرگ مي شدم
نمي تونستم بگم

359
00:41:08,540 --> 00:41:11,660
من هر روز بيروت رو بمباران كردم

360
00:41:12,750 --> 00:41:14,830
كار هر روزمون بود

361
00:41:16,450 --> 00:41:17,990
صبح بيدار مي شديم

362
00:41:19,290 --> 00:41:23,870
صبحانه رو توي اون روغن داغ كن ها آماده مي كرديم

363
00:41:24,000 --> 00:41:26,240
گوشت گاو و تخم مرغ

364
00:41:26,370 --> 00:41:28,490
روي ساحل
روي ساحل

365
00:41:29,410 --> 00:41:30,620
يه شناي كوچيك هم مي رفتيم

366
00:41:31,040 --> 00:41:34,910
لباس نظامي رو مي پوشيديدم بعد مي رفتيم دنبال تروريست ها

367
00:41:34,910 --> 00:41:44,910
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

368
00:43:02,200 --> 00:43:04,370
يكي داد زد فرنكل

369
00:43:06,370 --> 00:43:08,660
ديدم يه پسر يه آر پي جي رو نگه داشته

370
00:43:09,000 --> 00:43:10,620
يه بچه

371
00:43:24,040 --> 00:43:26,330
فرنكل منم اونجا بودم؟

372
00:43:26,830 --> 00:43:31,790
آره از روزاي آموزشي تو هر جايي كه مي رفتم باهام بودي

373
00:43:32,330 --> 00:43:34,870
حتي اونجا؟
بله اونجا هم

374
00:43:35,000 --> 00:43:38,120
خوبه. معلومه كه اونجا بودم

375
00:43:39,700 --> 00:43:43,950
معلومه كه نمي تونم اون اتفاق مهيج رو فراموش كنم

376
00:43:44,080 --> 00:43:46,370
ما بهشون مي گيم اتفاقات جدايي

377
00:43:46,500 --> 00:43:51,120
وقتيه كه يه نفر تو يه موقعيتي قرار داره ولي فكر مي كنه بيرونش بوده

378
00:43:51,250 --> 00:43:55,540
يه بار يه مرد جوون رو ديدم يه عكاس تازه كار

379
00:43:55,660 --> 00:43:59,290
من سال 1983 ازش پرسيدم كه چطور اون تو جنگ فجيع جان سالم بدر بردي؟

380
00:44:00,120 --> 00:44:04,540
جواب داد: تقريبا آسون بود
تو ذهنم اونو به عنوان يه سفر يك روزه طولاني  تجسم مي كردم

381
00:44:04,660 --> 00:44:08,410
اون به خودش گفت:
واي! عجب صحنه هاي زيبايي

382
00:44:08,540 --> 00:44:11,830
تير اندازي ،توپخانه، مردم مجروح، جيغ و فرياد

383
00:44:11,950 --> 00:44:17,080
اون به همه چيز از ديد يه دوربين تخيلي نگاه مي كرد

384
00:44:30,500 --> 00:44:32,740
بعد يه اتفاقي افتاد:

385
00:44:33,580 --> 00:44:35,990
دوربينش شكست

386
00:44:48,750 --> 00:44:51,870
گفت كه اوضاع رواني بهم ريخته اي پيدا كرد

387
00:44:52,000 --> 00:44:56,740
وقتي به نزديكي  اصطبل اسبها در بيروت رسيدن

388
00:44:56,870 --> 00:44:58,290
به هيپو دروم

389
00:44:58,410 --> 00:45:02,490
تعداد زيادي جسد

390
00:45:02,620 --> 00:45:06,660
از اسبهاي عرب كشته شده ديد

391
00:45:06,790 --> 00:45:12,450
گفت :قلبم شكست
اون اسباي بيگناه چه كرده بودن كه

392
00:45:12,580 --> 00:45:15,080
لايق چنين زجري باشن؟

393
00:45:15,200 --> 00:45:18,950
اون نتونست طاقت بياره كه اون اسباي مرده و زخمي رو ببينه

394
00:45:19,080 --> 00:45:22,160
اون از راه حل هايي براي بيرون موندن از اتفاقات استفاده كرده بود

395
00:45:22,290 --> 00:45:25,990
انگار اينكه جنگ رو به شكل يه فيلم ديده  و خودش شركت نداشته

396
00:45:26,120 --> 00:45:28,490
اين ازش محافظت مي كرد

397
00:45:28,620 --> 00:45:32,990
وقتي به سمت اتفاقات كشيده مي شد
ديگه نمي تونست منكر واقعيت بشه

398
00:45:33,870 --> 00:45:37,620
ترس همه وجودش رو مي گرفت و مي لرزيد

399
00:45:44,870 --> 00:45:49,330
تو قبلا بهم گفتي كه يادت باغهاي ميوه رو نمي آد

400
00:45:49,450 --> 00:45:52,490
جايي كه پسره با آر پي جي ايستاده بود

401
00:45:52,620 --> 00:45:56,200
چيزاي ديگه رو به ياد داري؟
مثل رفتن به خونه

402
00:45:56,330 --> 00:45:59,290
با دوستان از اتفاقهاي اون زمان صحبت كردي

403
00:45:59,410 --> 00:46:03,660
يه چيزي كه ممكنه تو رو به ياد اون زمان انداخته باشه؟

404
00:46:03,790 --> 00:46:07,040
بله كاملا
مثلا؟

405
00:46:07,160 --> 00:46:09,990
من كاملا مي تونم تك تك مرخصي ها رو به ياد بيارم

406
00:47:00,080 --> 00:47:03,740
من وقتي 10 ساله بودم رو يادم مي آد
وقتي كه جنگ بود

407
00:47:04,500 --> 00:47:08,040
و مه چيز يكباره ايستاد
همه پدران اعزام شدن

408
00:47:08,160 --> 00:47:12,700
همه كودكان با مادراشون نشستن
توي خونه ها موندن

409
00:47:12,830 --> 00:47:15,540
پشت مخفي گاهها تو يه تاريكي

410
00:47:15,660 --> 00:47:19,410
منتظر يه هواپيما بودن كه يه بمب بندازه و اونا رو بكشه

411
00:47:21,160 --> 00:47:23,870
هيچ كس حتي فكر بيرون رفتن رو نمي كرد

412
00:47:25,660 --> 00:47:30,580
وقتي برگشتم خونه به لبنان
براي اولين بار بعد از شش هفته

413
00:47:30,700 --> 00:47:34,410
و اون زندگي رو ديدم كه داشت معمولي پيش مي رفت

414
00:47:46,080 --> 00:47:51,330
هدف من از رفتن اين بود كه مي خواستم دنبال دوست دخترم يالي بگردم

415
00:47:51,450 --> 00:47:54,580
اون شب قبلش تركم كرده بود
و از اونجا همه اين شروع شد

416
00:48:15,160 --> 00:48:18,950
يادت مي آد چطوري؟
يه جوني بهش بده

417
00:48:20,000 --> 00:48:21,450
آماده اي؟

418
00:48:31,580 --> 00:48:33,830
خاطرات دارن بر مي گردن

419
00:48:33,950 --> 00:48:39,040
من  با كسايي آشنا شدم كه بهم خدمت مي كردن
من تقريبا تصوير كاملش رودارم

420
00:48:39,160 --> 00:48:42,490
در كدوم نقطه؟
اولين روز جنگ

421
00:48:42,620 --> 00:48:45,370
محاصره بيروت

422
00:48:45,500 --> 00:48:48,580
يادت مي آد كه يالي يه هفته پيشش تركت كرد؟

423
00:48:48,700 --> 00:48:49,990
از كجا مي دوني؟

424
00:48:53,950 --> 00:48:57,160
مگه تو نمي دونستي كه من چندين سال عاشقش بودم؟

425
00:48:59,200 --> 00:49:01,330
نه اينو نمي دونستم

426
00:49:02,330 --> 00:49:03,620
واقعيت داره

427
00:49:05,910 --> 00:49:08,450
چي شده؟
اون مال 20 سال پيشه

428
00:49:08,580 --> 00:49:11,490
اشكال نداره من عصباني نيستم

429
00:49:14,160 --> 00:49:17,200
حداقل تو خونه و خانواده ات رو داشتي

430
00:49:17,330 --> 00:49:20,370
چه خونه اي ؟ كدوم خانواده؟

431
00:49:21,250 --> 00:49:23,040
تو از هيچي خبر نداري

432
00:49:23,160 --> 00:49:25,040
پدرم

433
00:49:26,660 --> 00:49:30,540
براي اينكه راحت زندگي كنم
بهم گفت كه زماني كه اون جنگيده

434
00:49:30,660 --> 00:49:33,040
جنگ جهاني دوم

435
00:49:33,160 --> 00:49:34,740
سربازهاي روسي در ستلينگارد

436
00:49:34,870 --> 00:49:38,330
چهل و هشت ساعت فرصت داشتن كه عقب نشيني كنن
تنها يك هفته بعد از جلو اومدن

437
00:49:47,750 --> 00:49:52,540
سوار يه قطار شدن و به ايستگاه خونشون رفتن

438
00:49:53,450 --> 00:49:55,910
تو ايستگاه دوست دختراشون رو بوسيدن

439
00:49:56,040 --> 00:49:59,580
بعد بايد دوباره سوار مي شدن تا برگردن به خط

440
00:50:00,830 --> 00:50:02,290
فهميدي؟

441
00:50:05,370 --> 00:50:10,540
اون فكر مي كرد كه اين حرفا آرومم مي كنه
در واقع اون درست فكرمي كرد

442
00:50:10,660 --> 00:50:14,290
بعد از 24 ساعت من دوباره به خدمت رفتم

443
00:50:14,410 --> 00:50:17,660
اون موقع يه گروه ديگه شروع كردن:
بمب ماشين

444
00:50:17,790 --> 00:50:19,950
كه امروزه هنوز معروفه

445
00:50:20,080 --> 00:50:22,580
كارشون انفجاره

446
00:50:22,700 --> 00:50:25,080
يه انفجار واقعي

447
00:50:26,540 --> 00:50:31,120
بعد رسيدم به يه ويلا در حوالي بيروت

448
00:50:37,540 --> 00:50:40,120
همه چيز از طلا ساخته شده بود

449
00:50:40,250 --> 00:50:44,490
روكش هاي مجلل، سنگ مرمر، وسايل طلا و همه چيز

450
00:50:46,750 --> 00:50:51,450
يه افسر جلوي تلويزيون نشسته و بهم نگاه نمي كنه

451
00:50:51,580 --> 00:50:52,870
مدام تكرار مي كنه: بزن بره جلو

452
00:50:53,000 --> 00:50:54,790
بزن بره جلو

453
00:50:58,330 --> 00:51:00,040
لوله كش مي آد

454
00:51:00,160 --> 00:51:04,330
من اينجام كه لوله هاتون رو چك كنم
اينجام

455
00:51:09,660 --> 00:51:12,790
ابزار من رو ديدي؟
كدوم ابزار؟

456
00:51:20,330 --> 00:51:21,580
بزن بره جلو

457
00:51:33,200 --> 00:51:34,660
وايستا

458
00:51:36,080 --> 00:51:39,290
سلام
اين مرسدس قرمز بيرون مال شماس؟

459
00:51:39,410 --> 00:51:42,790
من سرم شلوغه براي سرويس مشتريا

460
00:51:46,750 --> 00:51:48,790
اون‌نور کاستو عوض کرد و گفت

461
00:51:48,910 --> 00:51:54,290
يه خبر در مورد مرسدس بنز قرمز به دستمون رسيده

462
00:51:54,410 --> 00:51:56,330
داره مي آد كه نيروهاي تو رو از بين ببره
خوب؟

463
00:51:56,450 --> 00:52:00,160
تو اول منفجرش كن
هر مرسدس بنز قرمزي رو؟

464
00:52:00,290 --> 00:52:02,240
تو يه احمقي؟

465
00:52:02,870 --> 00:52:04,540
مرسدس بنز اومد؟

466
00:52:05,410 --> 00:52:11,080
ما همه شب رو صبر كرديم تا مرسدس بنز رو ببينيم

467
00:52:11,200 --> 00:52:14,240
براي اين فاجعه در شرف وقوع
بعد، نيمه هاي شب تلفن زنگ زد

468
00:52:57,330 --> 00:52:59,160
بشير مرده

469
00:53:00,120 --> 00:53:02,040
كدوم بشير؟
بشير گمايل

470
00:53:02,160 --> 00:53:04,540
رييس جمهور منتخب لبنان

471
00:53:05,120 --> 00:53:09,620
يه برادر، يه هم پيمان ، يه مسيحي
كشته شده

472
00:53:10,120 --> 00:53:14,330
همه رو بيدار كنيد
تا دو ساعت ديگه بايدبيروت باشيد

473
00:53:14,450 --> 00:53:18,450
خيلي به ياد نمي آرم
درباره پرواز به بيروت

474
00:53:18,580 --> 00:53:22,700
به جز اينكه داشت فكراي زيادي درباره مرگ به سرم مي زد

475
00:53:22,830 --> 00:53:27,040
چون دوست دخترم يالي هفته پيش تركم كرده بود

476
00:53:27,160 --> 00:53:30,540
مرگ انتقام من مي شه

477
00:53:30,660 --> 00:53:33,450
اونوقته كه احساس گناه كنه

478
00:53:33,580 --> 00:53:35,910
تاآخر عمرش

479
00:53:39,660 --> 00:53:43,040
در حاليكه داشتم تو خيال مرگم سير مي كردم

480
00:53:43,160 --> 00:53:44,990
به بيروت رسيديم

481
00:53:45,120 --> 00:53:48,200
يه شهر با هتلها و ساحل ها

482
00:53:48,330 --> 00:53:50,370
و مردمي كه بسرعت در حركت بودن

483
00:53:50,500 --> 00:53:53,700
تو فرودگاه بين المللي فرود اومديم

484
00:53:53,830 --> 00:53:59,450
هليكوپتر غول پيكر ارتش كنار جت هاي هواپيمايي فرانسه، تي دبل يو اي

485
00:53:59,580 --> 00:54:01,700
و هواپيمايي انگليس فرود اومد

486
00:54:01,830 --> 00:54:05,830
هيجان زده بودم
انگار كه به يه سفر هوايي مي رفتم

487
00:54:05,950 --> 00:54:08,580
كاملا هيجان زده بودم

488
00:54:16,250 --> 00:54:18,410
بعضي اوقات راحت بلند مي شم و

489
00:54:18,540 --> 00:54:21,040
به ترمينال مي رم

490
00:54:22,120 --> 00:54:24,830
انگار كه به يه سفر تفريحي مي رفتم

491
00:54:25,870 --> 00:54:27,870
يه جورايي تخيلي

492
00:54:28,000 --> 00:54:31,740
من ايستادن تو يه ايستگاه

493
00:54:31,870 --> 00:54:34,830
منتظرانتخاب مقصدم، قبل از سوار شدن

494
00:54:42,500 --> 00:54:45,580
پرواز ساعت 14:10 رو به لندن مي بينم

495
00:54:45,700 --> 00:54:47,870
ساعت 15:20 به پاريس

496
00:54:48,000 --> 00:54:50,160
ساعت 16 به نيو يورك

497
00:54:51,500 --> 00:54:56,160
توي ترمينال مي چرخم و فروشگاهها رو مي بينم

498
00:54:56,290 --> 00:55:00,240
جواهرات ، تنباكو

499
00:55:01,000 --> 00:55:05,490
در حاليكه هنوز در اين سفر هستم
يه دفعه متوجه مي شم كه چه خبره

500
00:55:05,620 --> 00:55:09,330
از پشت پنجره ديدم

501
00:55:09,450 --> 00:55:14,200
كه همه هواپيماها
بدنه ضد گلوله دارن

502
00:55:15,450 --> 00:55:19,410
و مغازه ها تخليه شدن

503
00:55:19,540 --> 00:55:24,160
خيلي وقته كه غارت شدن
و روي جدول برنامه ها ماههاست كه تغييري ايجاد نشده

504
00:55:26,000 --> 00:55:29,040
بعد يه صداهايي به گوشم خورد

505
00:55:29,160 --> 00:55:34,200
صداي شليك توي شهر شنيدم
و صداي بمب نيروي هوايي

506
00:55:34,330 --> 00:55:36,040
كم كم حاليم شد كه كجا هستم

507
00:55:36,160 --> 00:55:39,240
و نگران اينم كه بعدش چه اتفاقي مي خواد بيافته

508
00:55:44,120 --> 00:55:48,370
شروع به راه رفتن مي كنيم از فرودگاه به شمت شهر

509
00:55:48,500 --> 00:55:51,990
هتلهاي بلند رو بالا سرمون مي بينيم

510
00:55:52,700 --> 00:55:55,200
دريا يه طرفمون هست

511
00:56:02,870 --> 00:56:08,540
از كنار تفرجگاه گذشتيم و به سمت يه تقاطع بزرگ

512
00:56:09,540 --> 00:56:14,580
بعد با شليك تير انداز مخفي از طبقات بالاي هتل مواجه مي شيم

513
00:56:15,580 --> 00:56:20,950
نمي بينيم كه از كجا مي آد يا اينكه كي داره شليك مي كنه

514
00:56:21,080 --> 00:56:26,490
يه سرباز زخمي سر تقاطع افتاده بود ولي نمي تونستيم به طرفش بريم

515
00:56:26,870 --> 00:56:28,950
تا حد مرگ ترسيده بوديم

516
00:56:41,620 --> 00:56:43,910
بعد وسط اين معركه

517
00:56:44,040 --> 00:56:48,740
خبرنگار تلويزيوني ران بن سر و كله اش پيدا مي شه

518
00:56:49,370 --> 00:56:54,410
درست به سمت ما مي آد
از بين تيرها جاخالي مي ده مثل سوپر من

519
00:56:54,540 --> 00:56:58,990
مي آد جلو انگار كه هيچ مشكلي نيست در حاليكه تيرها از بغلش مي گذرن

520
00:56:59,120 --> 00:57:03,870
جلوش يه فيلم بردار وحشتزده راه مي آد

521
00:57:04,000 --> 00:57:09,040
از ترس مي لرزه
اونطرف كلاهش رو نمي تونه ببينه

522
00:57:09,160 --> 00:57:12,540
تقاطع بزرگي بود

523
00:57:12,660 --> 00:57:18,910
يه سمتش دقيقا به سمت خيابون هارما مي رفت

524
00:57:19,040 --> 00:57:22,740
به سمت شرق بيروت هارما

525
00:57:22,870 --> 00:57:26,950
صداي جلز و ولز كردن و هيس هيس رو مي شنيدم

526
00:57:27,080 --> 00:57:31,740
تعداد زيادي از آر پي جي شليك شد كه اونطوري صدا مي داد

527
00:57:31,870 --> 00:57:34,620
مثل يه آمريكايي بومي

528
00:57:34,750 --> 00:57:38,160
قبل از اينكه يه آر پي جي منفجر بشه اين صداي هيس رو داره

529
00:57:40,000 --> 00:57:43,290
صداي انفجار نمي شنوي

530
00:57:43,410 --> 00:57:47,990
ولي اين هيس صداش
بعد ديوارها مي شكنن

531
00:57:48,120 --> 00:57:54,740
از بين همه اينا
غير نظامي ها روي بالكن ها ايستادن

532
00:57:54,870 --> 00:57:57,040
زنها و بچه ها

533
00:57:57,160 --> 00:58:01,410
و آدمهاي پير دارن تماشا مي كنن
انگار كه دارن فيلم مي بينن

534
00:58:14,620 --> 00:58:19,830
دارن بهمون شليك مي كنن از همه طرف

535
00:58:25,870 --> 00:58:28,870
و ما نمي تونيم عبور كنيم

536
00:58:29,000 --> 00:58:33,040
من يه تيرانداز مگ ارتش بودم

537
00:58:33,160 --> 00:58:35,740
طي آموزشهاي افسر داري ، به خودم گفتم خيلي وقته از مگ استفاده كردي

538
00:58:35,870 --> 00:58:39,910
چرا يه چيز ديگه رو امتحان نمي كني؟

539
00:58:40,040 --> 00:58:41,540
اونا هم بهم يه گاليل دادن

540
00:58:42,290 --> 00:58:48,450
و همين طوري كه بهمون شليك مي كنن از همه جهت

541
00:58:48,580 --> 00:58:53,830
متوجه شدم كه من نمي تونم با گاليل كثل قبل شليك كنم

542
00:58:54,830 --> 00:58:59,370
دلم همون مگ قديمي رو كه باهاش آشنابودم رو خواست

543
00:59:00,160 --> 00:59:04,330
به ارز گفتم
ارز يه لطفي در حقم كن

544
00:59:06,330 --> 00:59:10,990
مگ خودت رو بهم بده
نمي تونم با گاليل از اينجا عبور كنم

545
00:59:11,120 --> 00:59:14,490
مگ رو بهم بده
با هم از خيابون عبور مي كنيم

546
00:59:14,620 --> 00:59:16,700
من بهتر شليك مي كنم

547
00:59:16,830 --> 00:59:20,450
مي گه فرنكل ديوونه شدي؟

548
00:59:20,580 --> 00:59:25,200
بهمون حمله كردن
چونه نزن!!! شليك كن

549
00:59:28,200 --> 00:59:32,540
بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه بايد

550
00:59:32,660 --> 00:59:34,240
يه قدم جدي بردارم و بگيرمش و بهش بگم

551
00:59:34,370 --> 00:59:40,700
گوش بده ارز مگ رو بهم بده يا به زور مي گيرمش

552
01:00:05,500 --> 01:00:07,830
بالاخره مي گيرمش

553
01:00:08,330 --> 01:00:10,790
فرنكل رسيد به تقاطع

554
01:00:10,910 --> 01:00:14,120
گلوله ها از همه طرف به سمتش مي اومدن

555
01:00:14,250 --> 01:00:17,330
به جاي عبور از تقاطع

556
01:00:17,450 --> 01:00:20,830
ديدمش كه داره مي رقصه انگار تو حالت خلسه رفته

557
01:00:22,000 --> 01:00:25,950
به تير اندازان بد و بيراه مي گفت انگار كه مي خواست تا ابد اونجا بمونه

558
01:00:26,080 --> 01:00:30,540
انگار كه مي خواست رقصش رو وسط تيراندازي نشون بده

559
01:00:30,660 --> 01:00:34,290
به پستر هايي از بشير كه بالا سرش بود

560
01:00:34,410 --> 01:00:37,660
و پيروان بشير

561
01:00:37,790 --> 01:00:40,490
كه آماده انتقام بود و فقط چند متر اونطرف تر بودن

562
01:00:40,620 --> 01:00:44,200
كشتار سابري و شتيلا

563
01:00:54,450 --> 01:00:57,370
داره يادم مي آد

564
01:00:58,370 --> 01:01:01,490
من آدمهاي اون موقع رو ديدم
داستانها ازش شنيدم

565
01:01:01,620 --> 01:01:04,040
داستان هايي در مورد خودم

566
01:01:04,160 --> 01:01:06,450
نمي خواستم باورشون كنم

567
01:01:07,950 --> 01:01:11,540
پس تو چيو به ياد نمي آري؟

568
01:01:11,660 --> 01:01:17,410
روز قتل عام رو
همه چيز ديگه رو به ياد داردم

569
01:01:17,540 --> 01:01:22,240
نمي فهمم چرا مردم اينقدر متعجب بودن

570
01:01:22,370 --> 01:01:25,700
از اينكه اونا كشتار رو انجام دادن

571
01:01:25,830 --> 01:01:28,950
تمام مدت مي دونستم كه چقدر ظالم هستن

572
01:01:33,500 --> 01:01:37,370
توي طوفان بيروت ما تو كشتارگاه بوديم

573
01:01:37,500 --> 01:01:38,700
كجا؟

574
01:01:38,830 --> 01:01:41,410
كشتار گاه، اون خونه مزخرف

575
01:01:41,540 --> 01:01:47,160
جايي كه فلسطيني ها رو بازجويي مي كردن و اعدامشون مي كردن

576
01:01:47,290 --> 01:01:50,160
انگار تو يه سفر ال اس دي بودم

577
01:01:57,950 --> 01:02:01,330
اونا بدنهاي فلسطيني هاي كشته شده رو مي بردن

578
01:02:01,450 --> 01:02:03,700
توي خمرههاي فرمالئيد نگه مي داستن

579
01:02:05,910 --> 01:02:10,830
انگشت ها و چشم ها و هر چيزي كه مي خواستي رو نگه مي داشتن

580
01:02:16,620 --> 01:02:19,330
و هميشه يه تصويري از بشير داشتن

581
01:02:20,080 --> 01:02:23,620
تابلوهاي بشير ساعتهاي بشير
بشير اينطوري بشير اونطوري

582
01:02:23,750 --> 01:02:29,950
بشير براي اونامثل ديويد بوئي براي من بود

583
01:02:30,080 --> 01:02:34,660
يه ستاره، يه الگو، يه شاهزاداه، ستودني

584
01:02:35,660 --> 01:02:38,620
فكر مي كنم حتي تمايلات جنسي هم نسبت بهش داشتن

585
01:02:39,200 --> 01:02:40,990
كاملا شهواني

586
01:02:42,450 --> 01:02:47,040
الگوي اونا قرار بود پادشاه بشه ما قرار بود تاج پادشاهي رو روي سرش بذاريم

587
01:02:47,870 --> 01:02:50,370
روز بعد كشته شد

588
01:02:50,500 --> 01:02:54,240
واضح بود كه انتقام خونش رو به طور ظالمانه اي مي گرفتن

589
01:02:55,410 --> 01:02:58,580
انگار كه زناشون رو كشته بودن

590
01:02:58,700 --> 01:03:02,040
مسئله مربوط به احترام خانوادگي مي شد كه خيلي عميقه

591
01:03:05,200 --> 01:03:06,490
چرا برگشتي؟

592
01:03:06,620 --> 01:03:12,490
من هنوز اين توهمات رو در باره كشتار ساحلي رو دارم

593
01:03:13,620 --> 01:03:15,990
و تو هم اونجا باهام بودي

594
01:03:55,790 --> 01:03:57,870
ديوونه اي

595
01:03:58,000 --> 01:04:00,200
تو عقده اي شدي

596
01:04:00,330 --> 01:04:04,620
ساحل؟داري در مورد چي صحبت مي كني؟
كي اون شب رو ساحل بود؟

597
01:04:04,750 --> 01:04:07,040
كدوم ساحل؟

598
01:04:18,370 --> 01:04:21,490
من به بن بست رسيدم

599
01:04:21,620 --> 01:04:25,870
نمي تونم هيچكسي رو كه باهام تو كشتار بود رو پيدا كنم

600
01:04:26,500 --> 01:04:29,700
هيچكسي رو

601
01:04:29,830 --> 01:04:34,410
هيچكس كه يه خاطره مرده از روزهاي قتل عام داشته باشه

602
01:04:35,160 --> 01:04:38,370
من فقط همين يه تصوير ذهني رو دارم

603
01:04:38,500 --> 01:04:44,450
و كارمي تنها كسي كه در تصوير من هست انكار مي كنه كه باهام بوده

604
01:04:44,580 --> 01:04:47,200
هنوز واقعيه
يه خياله

605
01:04:47,330 --> 01:04:50,700
ولي مال توئه. توضيح بدم؟
بله

606
01:04:50,830 --> 01:04:55,490
تعبير دريا در خواب چيه؟
ترس. احساسات

607
01:04:56,450 --> 01:05:01,290
قتل عام تو رو مي ترسونه نمي توني راحت باشي
تو بهش نزديك بودي

608
01:05:01,410 --> 01:05:03,370
اون خيلي نمي تونه بهم كمك كنه

609
01:05:03,500 --> 01:05:09,120
علاقه تو به قتل عام خيلي قبل از اتفاق افتادنش بوده

610
01:05:09,250 --> 01:05:12,660
علاقه تو به قتل عام از يه قتل عام ديگه ريشه داري

611
01:05:12,790 --> 01:05:17,290
علاقه تو به اون چادرها در واقع به جاهاي ديگه ربط داره

612
01:05:17,410 --> 01:05:19,240
والدينت هم تو پناهگاهها بودن؟
بله

613
01:05:19,370 --> 01:05:21,120
اسويتز؟
بله

614
01:05:21,250 --> 01:05:26,290
پس قتل عام از وقتي كه تو شش سالهبودي باهات بوده

615
01:05:26,870 --> 01:05:29,700
تو با اون قتل عام و پناهگاهها زندگي كردي

616
01:05:29,830 --> 01:05:35,660
تنها راه حلش اينه كه بفهمه واقعا چه اتفاقي افتاده

617
01:05:35,790 --> 01:05:39,120
تو سبرا شتيلا
از مردم بپرس

618
01:05:39,250 --> 01:05:42,450
برو ببين واقعا چه اتفاقي افتاده از كسايي كه اونجا بودن بپرس

619
01:05:42,580 --> 01:05:45,910
جزئيات بيشتري رو پيدا كن
اينجوري

620
01:05:47,750 --> 01:05:52,080
ممكنه كه بفهمي تو واقعا اون رو ازكجا بودي

621
01:05:52,200 --> 01:05:54,490
و نقشت چي بوده

622
01:06:03,250 --> 01:06:08,740
اون رو زبه ما پستهاي مشخصي داده بودن

623
01:06:08,870 --> 01:06:12,990
در واقع روي يه تپه بود
اين تپه

624
01:06:13,120 --> 01:06:16,990
روبروي قسمت شرقي بود اردوگاه پناهندگان بود

625
01:06:17,500 --> 01:06:23,200
از اونجايي كه من ايستاده بودم
مي تونستم خونه هاي مسكوني رو ببينم

626
01:06:23,330 --> 01:06:27,490
گاه گاهي تيراندازي مي شد
ما سعي كرديم كه مكانيابي كنيم و تلافي كنيم

627
01:06:33,040 --> 01:06:35,950
نيروهاي مسيحي از راه رسيدن

628
01:06:36,080 --> 01:06:39,580
با وسايل كامل
سربازهايي با لباس اسرائيلي

629
01:06:39,700 --> 01:06:42,330
پشت تانكها سنگر گرفتن

630
01:06:43,500 --> 01:06:45,990
منبراي يه دستور فراخونده شدم

631
01:06:46,120 --> 01:06:48,620
به انگليسي نوشته شده بود

632
01:06:48,750 --> 01:06:53,370
درباره چي بود؟
بهمون گفتن كه مسيحي ها

633
01:06:53,500 --> 01:06:56,910
وارد اردوگاه مي شن
و اونا رو تحت پوشش مي گيرن

634
01:06:57,540 --> 01:07:03,700
وقتي اردوگاه رو پاكسازي كردن
ما كنترل رو بدست مي گيريم

635
01:07:03,830 --> 01:07:06,660
از چي پاكسازي كنن؟
تروريست هاي فلسطيني

636
01:07:57,620 --> 01:08:01,290
فردا صبحش شروع كردن به آوردن غيرنظامي ها

637
01:08:08,120 --> 01:08:13,490
اونا روبه سمت اردوگاه بردن

638
01:08:13,620 --> 01:08:16,540
تو يه صف بلند و طولاني

639
01:08:16,660 --> 01:08:21,870
و حواسشون بهشون بود و تفنگ به سمتشون مي گرفتن

640
01:08:22,000 --> 01:08:24,330
و گاه گاهي به آسمان تير مي انداختن

641
01:08:25,500 --> 01:08:27,540
زنان بودن، پير مردها

642
01:08:27,660 --> 01:08:32,410
و بچه ها به صف مي رفتن به سمت استاديوم

643
01:08:34,620 --> 01:08:40,870
از توي تانك تو به اين فكر كردي كه كجا مي برنشون

644
01:08:41,000 --> 01:08:43,160
در باره اش فكر كردي؟

645
01:08:44,450 --> 01:08:46,990
نه راستش، چون هرجايي كه مي رفتيم

646
01:08:47,120 --> 01:08:49,870
يه سخنراني مي شد براي ورود به اردوگاه

647
01:08:50,000 --> 01:08:56,330
غيرنظامي ها جدا مي شدن
اونايي كه باقي مي موندن به عنوان شورشي حساب مي شدن

648
01:08:56,450 --> 01:09:02,290
به نظر طبيعي مي اونده كه به افراد مستقر بگن

649
01:09:02,410 --> 01:09:05,660
اگه نمي خوايد آزارببينيد پس بيايد بيرون

650
01:09:28,160 --> 01:09:33,950
اون روز رفتم به دوكا يه شهر ساحلي

651
01:09:34,080 --> 01:09:38,660
يه محوطه اي داشت كه نيروهاي دفاع اسرائيل اونجا بودن

652
01:09:40,000 --> 01:09:44,580
تو مسير

653
01:09:44,700 --> 01:09:50,910
ماشينهاي اونا پيداشون مي شد
باخوشحالي تير اندازي مي كردن انگار كه به هوا تير مي زنن

654
01:09:51,040 --> 01:09:55,700
تو فرودگاه من با يه دوست سرهنگي آشنا شدم

655
01:09:55,830 --> 01:09:57,910
بهم گفت

656
01:09:59,000 --> 01:10:02,200
شنيدي كه تو ارودگاههاي پناهندگان چه خبره؟

657
01:10:02,330 --> 01:10:05,490
به سابرا و شتيلا اشاره كرد

658
01:10:05,620 --> 01:10:08,740
پرسيدم چه اتاقي؟

659
01:10:08,870 --> 01:10:15,040
خودم نديدم ولي مي گن كه يه قتل عام فجيع رخ داده

660
01:10:15,160 --> 01:10:21,950
فلسطيني ها قتل عام شدن و شنيدم اونا رو ريختن توي كاميونها

661
01:10:22,080 --> 01:10:26,700
به گوشم رسيده كه صليب مسيح روي سينه هاشون بوده

662
01:10:26,830 --> 01:10:32,120
اونا به طرز فجيعي زخمي شدن

663
01:10:32,250 --> 01:10:35,790
به يه مقصد نا معلومي فرستاده شدن

664
01:10:45,120 --> 01:10:48,790
ما يكي از سربازاشون رو ديديم

665
01:10:48,910 --> 01:10:51,450
يه پير مرد رو مي برد

666
01:10:54,500 --> 01:10:57,990
به يه جايي كه صداي شليك شنيده مي شد

667
01:10:58,700 --> 01:11:00,660
صداشنيديم

668
01:11:01,620 --> 01:11:04,330
بعدش  سربازه تنها اومدبيرون

669
01:11:05,160 --> 01:11:08,540
ازش پرسيديم چي شد

670
01:11:08,660 --> 01:11:15,330
مي تونستيم بشنويم چي مي گه
ولي حالتهاش مي گفت كه تمومه

671
01:11:16,410 --> 01:11:21,040
فهميديم که به پيرمرد گفته زانو بزن

672
01:11:21,160 --> 01:11:24,580
وقتي كه نكرده
دوباره گفته

673
01:11:24,700 --> 01:11:26,580
بعدش به شكم و سرش شليك كرده

674
01:11:30,200 --> 01:11:34,290
هيچ وقت متوجه نشدي

675
01:11:34,410 --> 01:11:39,160
كه كاميونها خالي مي رفتن تو و پر بر مي گشتن

676
01:11:39,290 --> 01:11:44,370
زنان و بچه ها بيرون آورده مي شدن و بلدوزر ها مي رفتن تو

677
01:11:44,500 --> 01:11:46,290
ممكنه اونجا يه قتل عامي باشه؟

678
01:11:46,410 --> 01:11:50,620
فكر نكردي كه چرا زودتر متوجه نشدي؟

679
01:11:52,080 --> 01:11:54,120
بله

680
01:11:55,120 --> 01:12:01,290
من وقتي كه نيروهام بهم گفتن متوجه شدم كه چه خبره

681
01:12:01,410 --> 01:12:03,790
از بالاي تانكهاشون

682
01:12:03,910 --> 01:12:08,990
اوناشروع به شليك كردن
دارن مردم رو مي كشن

683
01:12:21,200 --> 01:12:25,370
اونا ادعا كردن كه مردم ايستادگي كردنواونا هم شليك كردن

684
01:12:26,290 --> 01:12:30,910
براي همين هم به افسر مافوقم تماس گرفتم

685
01:12:31,040 --> 01:12:35,410
من بهش گفتم كه از اتفاقات اردوگاه چي شنيدم

686
01:12:36,830 --> 01:12:41,490
گفت كه مي دونيم و تحت كنترله ما گزارش كرديم

687
01:12:41,620 --> 01:12:46,120
تا جايي كه ما مي دونيم ارتش عهده دار شده

688
01:12:46,250 --> 01:12:51,080
اتاقهاي جراحي كجا بودن؟

689
01:12:51,200 --> 01:12:55,370
تقريبا 100 متر اونطرف تر
بالاي يه ساختمان خيلي بلند

690
01:12:55,500 --> 01:13:00,040
چقدر بلند؟
اونقدر بلندكهمي شد همه چيز رو.ببيني

691
01:13:00,160 --> 01:13:03,490
اونا حتما ديد بهتري نسبت به من داشتن

692
01:13:29,080 --> 01:13:34,040
نميخواستم كه شب راه برم بنابراين رانندگي كردم

693
01:13:34,160 --> 01:13:37,870
به خونه ام در باهابدا
يه آپارتمان در بيروت داشتم

694
01:13:38,000 --> 01:13:43,370
ميكا فريدمن بانبود
ما تصميم گرفتيم شام درست كنيم

695
01:13:43,500 --> 01:13:49,950
ماكا يه سري دوست دعوت كرد

696
01:13:50,790 --> 01:13:55,160
بين خوردن شام فرمانده منو كشيد كنار

697
01:13:56,000 --> 01:13:58,950
گفت ران

698
01:13:59,080 --> 01:14:04,490
نيروهاي من مي گن كه يه قتل عام داره اتاق مي افته تو اردوگاه

699
01:14:05,120 --> 01:14:08,870
اون چند مورد نام برد

700
01:14:09,000 --> 01:14:11,740
گفت كه ديدن يه خانواده كشته شدن

701
01:14:11,870 --> 01:14:15,660
دوباره پرسيدم خودت ديدي

702
01:14:15,790 --> 01:14:19,620
گفت خودم نه
ولي سربازام گفتن

703
01:14:19,750 --> 01:14:25,660
افسراني كه اينجاهستند هم ديدن

704
01:14:26,250 --> 01:14:31,490
وقتي ساعت 11:30 رفتن

705
01:14:31,620 --> 01:14:35,950
يه ويسكي خورديم و وزير دفاع رو خبر كرديم

706
01:14:37,500 --> 01:14:39,580
اون موقع

707
01:14:39,700 --> 01:14:43,950
آريك خواب بود

708
01:14:44,080 --> 01:14:50,450
گفتم كه شنيدم يه قتل عام شده

709
01:14:50,580 --> 01:14:56,040
دارن فلسطيني هارو مي كشن بايد جلوشون رو بگيريم

710
01:14:56,160 --> 01:15:00,160
پرسيد خودت ديدي؟

711
01:15:01,330 --> 01:15:07,830
گفتم نه ولي چندين شاهد هستن

712
01:15:07,950 --> 01:15:10,040
باشه

713
01:15:10,160 --> 01:15:12,540
ممنون كه بهم تذكر دادي
همه اش همين بود

714
01:15:12,660 --> 01:15:13,870
معمولا مي گين كه چك مي كنم و نگاه مي كنم وپيگيري ولي در واقع نه

715
01:15:14,000 --> 01:15:18,330
گفت باري اينكه من رومتوجه كردي سال نو مبارك

716
01:15:24,410 --> 01:15:28,040
بعدش رفت خوابيد

717
01:15:28,160 --> 01:15:31,410
جالبه
يه قتل عام اتفاق افتاد

718
01:15:31,540 --> 01:15:35,240
توسط مسيحيان بود

719
01:15:37,370 --> 01:15:41,990
همه جا پر از سربازان بود

720
01:15:43,500 --> 01:15:46,040
همه يه اطلاعاتي داشتن

721
01:15:46,160 --> 01:15:51,580
اولي از همه بيشتر

722
01:15:52,500 --> 01:15:55,200
متوجه نشدن كه شاهداني هم هستن

723
01:15:55,330 --> 01:15:57,120
تو كدوم دايره بودي؟

724
01:15:57,250 --> 01:16:00,040
دوم يا سوم

725
01:16:00,160 --> 01:16:03,450
چيكار كردي؟

726
01:16:05,160 --> 01:16:08,330
رو يه سقف ايستاديم
وديديم كه آسمون روشن شد

727
01:16:09,500 --> 01:16:12,660
باچي؟
شعله

728
01:16:13,500 --> 01:16:17,660
شعله ها راه رو براشون روشن مي كرد

729
01:16:23,910 --> 01:16:25,950
تو شعله روروشن كردي؟

730
01:16:26,080 --> 01:16:27,790
مهمه؟

731
01:16:27,910 --> 01:16:31,700
فرقي مي كنه

732
01:16:31,830 --> 01:16:35,990
كه روشنشون كردم يا كمكم كردم به بقيه

733
01:16:37,870 --> 01:16:41,950
در نظر تو خيلي فرق نمي كرد

734
01:16:42,080 --> 01:16:46,200
تونمي توني يه قتل عام رو براي خودت به يادبياري

735
01:16:46,330 --> 01:16:50,950
كشته شده ها و اطرافيانشون همه تو يه دايره هستن

736
01:16:51,080 --> 01:16:53,950
تو در 19 سالگي احساس گناه كردي

737
01:16:54,080 --> 01:16:56,790
متاسفانه
نقش نازي رو گرفتي

738
01:16:56,910 --> 01:17:01,700
تو اونجابودي ولي جلوي قتل عام رو نگرفتي

739
01:17:17,160 --> 01:17:22,490
من 5:30بيدار شدم و همه رو بيدار كردم

740
01:17:22,620 --> 01:17:25,240
همه رو

741
01:17:25,370 --> 01:17:28,700
و رفتم به سبراوشتيلا

742
01:17:29,870 --> 01:17:31,830
وقتي رسيدم

743
01:17:32,620 --> 01:17:34,620
چه فاجعه اي

744
01:17:36,040 --> 01:17:40,830
اون نقاشي رو به يادداري؟

745
01:17:41,910 --> 01:17:46,160
اوني كه دستاش رو به آسمونه

746
01:17:48,120 --> 01:17:50,870
همون صفهاي بلند زنانو بچه ها

747
01:17:51,000 --> 01:17:54,410
شبيه اون بود

748
01:17:58,700 --> 01:18:03,160
ولي همون موقع كه داشتم مي رفتم آموس رسيد

749
01:18:03,290 --> 01:18:05,330
اون تا اول كانوي رفت

750
01:18:05,450 --> 01:18:10,040
ژستهاي عصباني اون مجبورشون كردكه بايستن

751
01:18:10,160 --> 01:18:13,540
و اون آخرش بود

752
01:18:43,290 --> 01:18:46,370
اون برگشتن به خيابونا

753
01:18:46,500 --> 01:18:51,370
زنان و بچه ها به اردوگاه برگشتن

754
01:18:51,500 --> 01:18:53,990
فلسطينيها؟
بله

755
01:19:01,660 --> 01:19:06,490
به مردا گفتن كه باهاشون ميرن

756
01:19:06,620 --> 01:19:08,450
بااون زنا و بچه ها

757
01:19:10,250 --> 01:19:14,040
مي بينيم كه اونجاچه اتفاقي افتاد

758
01:19:14,160 --> 01:19:17,240
داخل اردوگاه تعدادزيادي ويراني ديده مي شد

759
01:19:17,910 --> 01:19:22,330
چشمم گرفت
يه دست كوچولو

760
01:19:22,450 --> 01:19:27,870
دست يه بچه

761
01:19:28,950 --> 01:19:33,660
بادقت نگاه كردم و مو ديدم

762
01:19:34,950 --> 01:19:41,080
يه دست مو با خاك پوشيده شده بود

763
01:19:41,200 --> 01:19:47,160
ولي يه سر بود

764
01:19:48,790 --> 01:19:50,660
يه سر ويه دست

765
01:19:50,790 --> 01:19:55,200
دختر كوچولوي من هم همين سن وسال رو داشت

766
01:19:55,330 --> 01:19:59,080
و اونم موهاي فرفري داشت

767
01:20:03,660 --> 01:20:08,120
خونه هاي فلسطيني ها با حياط بودش

768
01:20:08,250 --> 01:20:11,540
اين حياطها پر از جسدهاي زنهاو بچه ها بود

769
01:20:11,660 --> 01:20:15,290
مردهاي جوان اول كشته شده بودن

770
01:20:15,410 --> 01:20:18,660
بعدش بقيه خونواده كشته شده بودن

771
01:20:20,160 --> 01:20:23,990
وارد يه كوچه شدم
يه كوچه باريك

772
01:20:24,120 --> 01:20:27,160
خيلي باريك

773
01:20:27,660 --> 01:20:30,870
كوچه پر جنازه بود

774
01:20:31,000 --> 01:20:36,450
همه رو هم ريخته شدن بودن

775
01:20:36,580 --> 01:20:38,790
باجنازه هاي مردان جوان

776
01:20:39,500 --> 01:20:44,500
اون موقع بود كه فهميدم تو قتل عام چه اتفاقي افتاده

777
01:20:45,500 --> 01:20:55,500
« آوا مووي - مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ CinemaFreak.Net ]

