﻿1
00:00:00,363 --> 00:00:10,353
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:10,362 --> 00:00:20,352
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

3
00:01:31,041 --> 00:01:32,000
‎سلام؟

4
00:02:10,164 --> 00:02:12,082
‎صبح بخیر، مادرت هست؟

5
00:02:56,126 --> 00:02:57,211
‎آماده‌ای؟

6
00:03:01,089 --> 00:03:02,925
‎من دیگه باید ‫برم. ‬

7
00:03:12,184 --> 00:03:15,062
‎عیسی، ‫آن پسرِ خدا…‬

8
00:03:15,354 --> 00:03:19,024
‎‫…‬ برزمین ‫نازل گردید و زجر کشید‫…‬‬

9
00:03:19,316 --> 00:03:21,818
‎‫… تا بهای‫ گناهانِ ما را بپردازد.‬‬

10
00:03:49,262 --> 00:03:52,849
‎[سی سال بعد]

11
00:03:52,975 --> 00:03:54,351
<font color="#808080"> تو در خطری</font>

12
00:03:54,643 --> 00:03:57,562
<font color="#808080"> تا وقتی پیشِ تو ام </font>
<font color="#808080">  اهمیتی نمی‌دم‫.‬  </font>

13
00:03:58,772 --> 00:04:01,692
<font color="#808080">هیچ‌وقت به خاطرِ کمکی که بهم کردی ازت تشکر نکردم‫.‬</font>

14
00:04:01,984 --> 00:04:04,111
<font color="#808080">خیلی شجاعانه بود، واقعن دلیرانه‫.‬ </font>

15
00:04:04,403 --> 00:04:06,655
<font color="#808080">تا حالا آدمی به این زیبایی ندیدم‫.‬</font>

16
00:04:06,947 --> 00:04:09,574
<font color="#808080">فک کنم عاشقت شدم‫.‬</font>

17
00:04:11,994 --> 00:04:14,955
<font color="#808080">تو هم با من میای پیشِ پلیس؟</font>
<font color="#808080">نه</font>

18
00:04:15,247 --> 00:04:16,248
<font color="#808080">چرا؟</font>

19
00:04:17,582 --> 00:04:20,001
<font color="#808080">من شارل رینگان رو کشتم‫.‬</font>

20
00:04:20,293 --> 00:04:22,295
<font color="#808080">به کمیسر می‌گی اینو؟ </font>

21
00:04:23,296 --> 00:04:25,006
<font color="#808080">اگه تو اصرار داشته باشی‫.‬</font>

22
00:04:27,217 --> 00:04:28,719
<font color="#808080">نه، من نمی‌خوام‫.‬</font>

23
00:04:29,010 --> 00:04:32,431
<font color="#808080">گوش بده، من خیلی خسته‌ام‫.‬</font>
<font color="#808080">احساس خشکی می‌کنم تو خودم‫.‬ </font>

24
00:04:32,723 --> 00:04:37,102
<font color="#808080">من یک مرد و یک شاهد رو کشتم‫.‬ </font>
<font color="#808080">قتلِ یک روحِ بی‌ارزش</font>

25
00:04:37,394 --> 00:04:40,856
<font color="#808080">همه‌ی اینا به خاطرِ اون سیاجر بود‫.‬</font>
<font color="#808080">سیاجری که داشت «کارمن» می‌خوند‫.‬</font>

26
00:04:41,148 --> 00:04:44,985
<font color="#808080">اگر قبلن بهت گفته بودم که</font>
<font color="#808080">خونت تحتِ نظرِ پلیسه‫…‬</font>

27
00:04:45,277 --> 00:04:47,904
<font color="#808080">شاید وقت پیدا می‌کردی که فرار کنی‫.‬</font>
<font color="#808080"></font>

28
00:05:19,311 --> 00:05:22,689
<font color="#808080">شاید هم خوب شه‫.‬</font>
<font color="#808080">من قبلن از این چیزا دیدم</font>

29
00:05:22,981 --> 00:05:26,735
<font color="#808080">ما اجازه می‌دیم که پدرت </font>
<font color="#808080">قضیه‌ی رینگان رو بفهمه‫.‬</font>

30
00:05:27,277 --> 00:05:28,862
<font color="#808080">یه چیزیو فراموش کردی‫.‬</font>

31
00:05:29,863 --> 00:05:31,072
<font color="#808080">من؟</font>

32
00:05:31,948 --> 00:05:33,992
<font color="#808080">چیه منظورت؟؟</font>

33
00:05:34,826 --> 00:05:37,162
<font color="#808080">چیزی نیست که تو نتونی درستش کنی‫.‬</font>

34
00:05:53,136 --> 00:05:55,347
اوووووه!

35
00:06:15,242 --> 00:06:30,997
<font color="#00ffff">میک‌مک‌های سوت‌زننده‌ی لغزان</font>
<font color="#8000ff">****ترجمه<font color="#ffff00"></font> یاشار یشمی ****</font>
<font color="#8000ff">piebaldcrow@CinemaFreak.Net</font>

36
00:07:15,802 --> 00:07:18,346
اگه گلوله رو بیرون‫ بکشم …‬
ممکنه ‫که تبدیل به یه گیاه بشه. ‬

37
00:07:18,638 --> 00:07:22,308
اگرم‫ بیرون نکشم،‬
ادامه‌ی زندگیش‫ رو لبه‌ی چاقو خواهد بود. ‫ ‬‬

38
00:07:22,600 --> 00:07:25,353
بهتره‫ حتی با وجودِ ریسکِ ‬ یهویی ‫مردن‬
زنده بمونه‫…‬

39
00:07:25,645 --> 00:07:28,356
تا‫ این ‫که‫ زنده بمونه،‬‬‬
‫بدونِ هر نوع آگاهی به زنده بودنش. ‬

40
00:07:28,648 --> 00:07:31,276
‫تو باس فلسفه می‌خوندی!

41
00:07:31,568 --> 00:07:33,445
شیر یا خط خوبه؟

42
00:07:36,698 --> 00:07:37,615
‫شیر!‬

43
00:07:37,907 --> 00:07:41,870
‫اوکی، می‌ذارم همین‌جوری بمونه. ‬
البته گیت‌های بازرسی فرودگاه بعدن بهش گیر می‌دن‫.‬

44
00:08:02,724 --> 00:08:04,350
اوه، خدای بزرگ
‫اونا قفلو ‫عوض کردن. ‬

45
00:08:04,642 --> 00:08:08,021
چی شده؟ موهاتو با قوطی‌باز‌کن
‫شونه کردی؟ ‬

46
00:08:08,313 --> 00:08:09,898
‫چیز میزام کجاست؟ ‬

47
00:08:10,190 --> 00:08:12,317
‫اولش که تو انبار بود. ‬
اما تو که مردمو ‫می‌شناسی…‬

48
00:08:12,609 --> 00:08:16,946
‫بعدِ سه روز دیگه چیزی جز یک سری ‬
لوازمِ به درد نخور باقی ‫نموند. ‬

49
00:08:24,704 --> 00:08:25,747
این که ‫کلاهِ منه!‬

50
00:08:29,459 --> 00:08:30,376
‫هی…‬

51
00:08:55,485 --> 00:08:56,819
‫بازیلِ عزیزم…‬

52
00:08:57,111 --> 00:08:59,322
‫واسه تو،‬
‫پشتِ وانت جاش گذاشته بودن. ‬

53
00:08:59,614 --> 00:09:00,990
‫۱۰۰٪ کتونه. ‬

54
00:09:02,033 --> 00:09:04,786
‫تو که شغل داری، زودی یک خونه‌ی جدید پیدا می‌کنی. ‬

55
00:09:10,291 --> 00:09:12,502
صبح بخیر
‫سرژ هستش؟ ‬

56
00:09:12,794 --> 00:09:15,755
‫خب… اگه کسی که باهام کار داره بازیل نباشه!‬
می‌بینم که ‫جون سالم به در بردی!‬

57
00:09:16,047 --> 00:09:17,382
نه ‫اون‌چنان!‬

58
00:09:17,674 --> 00:09:20,551
‫امیدوار بودم که اون سربِ تو کله‌ات‬
رو برداشته ‫باشن. ‬

59
00:09:20,843 --> 00:09:23,137
‫خب… من برگشتم، وفادار به شغلم. ‬

60
00:09:23,429 --> 00:09:26,099
‫اره، اما متاسفانه شغلت بهت وفادار نبود. ‬

61
00:09:26,391 --> 00:09:27,558
‫مجبور بودم که یکی رو جایگزینت کنم. ‬

62
00:09:29,435 --> 00:09:31,104
ایشون ‫لولاست. ‬

63
00:09:31,396 --> 00:09:32,897
سه ماه ‫آزمایشی. ‬

64
00:09:33,189 --> 00:09:36,150
‫- ما قبلن یک قراردادِ دائمی امضا کردیم. ‬
‫- اوه…‬

65
00:09:36,442 --> 00:09:39,195
‫خب، ما همدیگرو نبوسیدیم…‬

66
00:09:48,746 --> 00:09:50,039
‫آقای بازیل!‬

67
00:09:50,331 --> 00:09:52,959
‫‫آقای بازیل! ‬‬بی‌خیالِ اون عوضی‫‫. ‬‬
می‌خواستم بگم‫ من یه دوس پسر دارم. ‬

68
00:09:53,251 --> 00:09:54,711
‫اسمش ریکاردوئه. ‬

69
00:09:55,003 --> 00:09:58,881
‫اون هر شب منو با موتوسیکلتش می‌رسونه. ‬

70
00:09:59,173 --> 00:10:00,508
همیشه‌ هم همین‌جا پارک می‌کنه.

71
00:10:01,134 --> 00:10:03,219
جایی که ‫شما تیر خوردید. ‬

72
00:10:03,511 --> 00:10:04,887
‫یه روز که داشتیم موتور سواری می‌کردیم…‬

73
00:10:05,722 --> 00:10:10,476
‫ما یه صدایی شنیدیم!‬
‫انگار یه تیکه سنگ‌ریزه تو چرخ گیر کرده باشه. ‬

74
00:10:13,229 --> 00:10:15,189
‫اما آقای بازیل، سنگ‌ریزه نبود. ‬

75
00:10:16,983 --> 00:10:18,192
‫کدوم دست؟ ‬

76
00:10:21,320 --> 00:10:22,905
‫دوباره. ‬

77
00:10:32,749 --> 00:10:36,753
<font color="#00ffff">سرشو گذاشت زیرِ پاهاش</font>
<font color="#00ffff">و پنجه‌ی پاش زیرِ دماغش</font>

78
00:10:37,045 --> 00:10:40,173
<font color="#00ffff">و شروع کرد به نصفه شدن</font>

79
00:10:40,465 --> 00:10:43,843
<font color="#00ffff">چرخید و چمبره زد مث یه کرم هزارپا</font>

80
00:10:44,135 --> 00:10:46,888
<font color="#00ffff">یه دفه پاهاش دورِ گردنش گیر کرد</font>

81
00:10:47,180 --> 00:10:51,809
<font color="#00ffff">چرخ زد، مثِ یه توپ</font>
<font color="#00ffff">و گاز زد زانوهاشو</font>

82
00:10:52,101 --> 00:10:55,229
<font color="#00ffff">اون زنِ لاستیکی</font>

83
00:10:55,521 --> 00:10:58,691
<font color="#00ffff">چه سرگرمی‌هایی که می‌تونن با اون زنه داشته باشن</font>
<font color="#00ffff">اوه، کاراش دیوانه کننده است‫.‬</font>

84
00:10:58,983 --> 00:11:02,195
<font color="#00ffff">کاراش بسه واسه این که </font>
<font color="#00ffff">ذهنِ شما سرگرم بشه‫.‬ </font>

85
00:11:02,487 --> 00:11:06,157
<font color="#00ffff">اون پایین مایین‌ها رو گشتن</font>
<font color="#00ffff">و کلشو اون‌جا پیدا کردن‫.‬</font>

86
00:11:06,574 --> 00:11:09,660
<font color="#00ffff">اون زنِ لاستیکی</font>

87
00:11:10,536 --> 00:11:11,704
‫ممنون… ‬

88
00:13:36,015 --> 00:13:37,308
پنج‌دقیقه وقت داری؟

89
00:13:41,353 --> 00:13:43,272
من ‫تمامِ عمرمو تو زندان بودم. ‬

90
00:13:43,564 --> 00:13:45,274
‫واسه همین منو «گنجه» صدا می‌زنن. ‬

91
00:13:45,983 --> 00:13:47,026
اسمِ منم ‫بازیله. ‬

92
00:13:47,318 --> 00:13:49,195
‫می‌دونم.‬ تو رو همه
به خاطرِ اون گلوله‌ای که تو سرته می‌شناسن

93
00:13:50,821 --> 00:13:54,158
‫تو ۲ ماه تو خیابونا بود‫ی‫…‬‬‬

94
00:13:54,450 --> 00:13:57,369
‫اما هیچ‌کاریت نشد، حتمن یه هدفی داری. ‬
‫چیه هدفت؟ ‬

95
00:13:58,245 --> 00:13:59,497
‫من فقط واسه امروزم زندگی می‌کنم… ‬

96
00:13:59,789 --> 00:14:02,958
‫با این یارو گلوله‌ تو مغزم، ‬
هر‫ لحظه می‌تونم از پا بیفتم. ‬

97
00:14:03,667 --> 00:14:06,587
‫من چی پس؟ ‬
‫«بیوه‌ساز» این زخمو بهم هدیه داد. ‬

98
00:14:06,879 --> 00:14:09,215
‫با گیوتین تو سالِ ۵۹. ‬

99
00:14:09,507 --> 00:14:13,260
‫گیوتین گیر کرد. ‬

100
00:14:13,552 --> 00:14:15,596
‫دو بار هم گیر کرد. ‬
‫منم تقاضای بخشش کردم. ‬

101
00:14:15,888 --> 00:14:17,807
اون گلوله ‫رو از سرت دربیار. ‬

102
00:14:18,766 --> 00:14:21,602
‫‫غیر ممکنه. ‬‬
جراح گفتش که‫…‬

103
00:14:21,894 --> 00:14:22,895
‫به خاطرِ این …‬

104
00:14:23,854 --> 00:14:26,899
‫دنبالم بیا. ‬
‫یه خونواده ‬میشناسم که ‫سرپرستیت رو قبول می‌کنن. ‬

105
00:14:50,756 --> 00:14:51,590
‫سلام. ‬

106
00:14:51,882 --> 00:14:53,092
‫سلام. ‬

107
00:14:53,634 --> 00:14:55,719
‫این مکسه. ‬
‫این‌جا برای ما خونه‌است. ‬

108
00:14:56,512 --> 00:14:59,431
‫ما خونمونو تقسیم می‌کنیم. ‬
‫این‬ جا هم در واقع‫ سهمِ ماست از پایتخت. ‬

109
00:14:59,723 --> 00:15:01,642
‫اگر هم که دزدی بخواد بیاد این‌جا…‬

110
00:15:05,980 --> 00:15:08,315
‫‫ها ها!‬‬
‫برو برو داخل، پسرِ کوچولوی من!‬

111
00:15:27,543 --> 00:15:29,420
‫بیا داخل! خجالت بازی درنیار. ‬

112
00:15:45,311 --> 00:15:46,395
‫ویکی… ‬

113
00:15:46,687 --> 00:15:48,022
‫بیا این‌جا که معرفیت کنم به دیگران. ‬

114
00:15:49,064 --> 00:15:52,109
‫این خانمه که تصمیم می‌گیره کی استخدام بشه. ‬

115
00:15:52,401 --> 00:15:55,362
‫- تویی که پوکه‌های رو زمینو جمع می‌کنی؟  ‬
‫- بله خانم. ‬

116
00:15:55,654 --> 00:15:56,739
‫دس نزن!‬

117
00:15:57,197 --> 00:15:58,782
‫من تامبولم.‬

118
00:15:59,074 --> 00:16:02,244
‫‫این‌جا آشغالا بازیافت می‌شه. ‬‬
‫ما دسته‌بندیشون می‌کنیم و تعمیرشون می‌کنیم. ‬

119
00:16:02,536 --> 00:16:04,288
‫همگی باهم. ‬

120
00:16:04,580 --> 00:16:06,040
‫‫حتی پیر کوچولو!‬‬

121
00:16:06,582 --> 00:16:09,626
‫البته ایشون یه هنرمندن. ‬

122
00:16:17,426 --> 00:16:20,679
پیر‫ چیزایی که بتونیم ازشون استفاده کنیم رو درست می‌کنه. ‬

123
00:17:00,302 --> 00:17:01,428
59...

124
00:17:01,720 --> 00:17:02,971
42...

125
00:17:03,639 --> 00:17:04,932
104!

126
00:17:07,726 --> 00:17:08,852
‫نیکل. ‬

127
00:17:09,144 --> 00:17:12,523
‫اونو ‫«ماشین حساب» صداش می‌زنیم. ‬‬
‫‫پدر: قاره‌پیما. مادر:‌خیاط.

128
00:17:12,815 --> 00:17:15,067
‫اونم یه قطب‌نما تو چشاش داره. ‬

129
00:17:15,359 --> 00:17:18,195
‫مردِ سفید، ‬
‫یک قطب‌نما در چشم‌هایش…‬

130
00:17:18,487 --> 00:17:21,573
‫… گرسنگی… ‬
‫… به بالا فوران می‌کند…‬

131
00:17:21,865 --> 00:17:23,951
‫‫… و از کیر به کون می‌شتابد…‬‬
آره‫!‬

132
00:17:24,243 --> 00:17:26,120
‫‫«قطب‌نما در چشم‌هایش»‬‬
‫باس یادداشتش کنم. ‬

133
00:17:26,411 --> 00:17:28,914
‫قبلن تو برزیل یه نویسنده بود. ‬

134
00:17:29,206 --> 00:17:31,166
‫اسمِ من فراکاسه. ‬

135
00:17:31,458 --> 00:17:32,876
‫من تو گلوم…‬

136
00:17:33,168 --> 00:17:34,545
‫… یه میله‌ی کربنی دارم. ‬

137
00:17:34,837 --> 00:17:38,674
‫‫وقتی یه بطری آب ترکید ‬‬
‫یکی از ریه‌هاش رو از دست داد. ‬

138
00:17:38,966 --> 00:17:42,511
‫… علاوه بر اون یه دونه دینام‬
‫هم تو شکمم دارم. ‬

139
00:17:42,803 --> 00:17:45,097
‫… و سه تا از مفصل‌های گردنمم هم تیتانیومیه. ‬

140
00:17:45,389 --> 00:17:49,184
‫بیا، بیا دست بزن بهش، آره بزن‬
بزن دیگه،‫ جنسش تیتانیومه. ‬

141
00:17:49,476 --> 00:17:50,394
‫‫بزن!‬‬
‫بزن دیگه!‬

142
00:17:51,270 --> 00:17:52,187
‫اوه!‬

143
00:17:52,479 --> 00:17:55,107
‫یکی از رویاهاش اینه که اسمش‬
تو کتاب گنیس ثبت بشه ‫. ‬

144
00:17:55,357 --> 00:17:59,027
‫من قبلن این کارو کردم. تو سالِ ۷۷!‬
‫۲۱۲ متر:‫ رکورد واسه‬‬ جابه‌جاییِ‫‫ گلوله‌ی توپ‬‬ِ‫‫ انسا‬‬نی‫‫. ‬‬

145
00:17:59,319 --> 00:18:01,363
‫ما که هیچ‌وقت تائیدیه‌ی گنیس رو ندیدیم. ‬

146
00:18:01,655 --> 00:18:03,740
‫قبلن که بهت گفته بودم!‬
ازم دزدینش!

147
00:18:05,242 --> 00:18:07,619
‫آهای! تو!‬
چرا ناراحتش می‌کنی؟ ها؟

148
00:18:17,921 --> 00:18:20,757
‫حالا که تو عضوی از ‬
‫خانواده‌ی ما هستی…‬

149
00:18:21,049 --> 00:18:25,554
‫… یه تیکه خامه از ‬
‫یخچال واسم بیار. ‬

150
00:18:38,859 --> 00:18:40,444
‫طبقه‌ی پایین پسر!‬

151
00:18:43,363 --> 00:18:43,989
‫آهههههه. ‬

152
00:18:51,413 --> 00:18:52,539
روح دیدی؟

153
00:18:52,831 --> 00:18:54,833
‫ایشون یکمی کج‌خلقن…‬

154
00:18:55,125 --> 00:18:59,046
‫… اما به جاش همیشه اولین کسیه که ‬
خودشو برای‫ دیگران خم می‌کنه!نه؟‬

155
00:18:59,338 --> 00:19:02,841
‫تو بندبازی؟ ‬
‫نه! من ظرفِ سبزیجاتِ یخچالم!‬

156
00:19:03,133 --> 00:19:04,676
‫مثِ این که از اولِ تولدش  … ‬

157
00:19:05,427 --> 00:19:08,639
وقتی پدرش می‌خواسته کتکش بزنه
‫‫‫‫ ‫تو آبدارخونه قایم می‌شده!‬

158
00:19:08,930 --> 00:19:11,350
‫‫و اونم از بچگی همیشه تو گنجه می‌موند…‬‬

159
00:19:11,642 --> 00:19:15,395
‫… بدونِ این که بندِ کفشش رو ببنده. ‬
‫آخه اون یادش رفته که چطور باس گره زد. ‬

160
00:19:18,231 --> 00:19:19,107
‫بیاید دیگه!‬

161
00:19:19,399 --> 00:19:21,902
‫بیاید سرِ میز بشینید، شله قلم‌کار آماده است!‬

162
00:19:37,042 --> 00:19:38,877
<font color="#00ffff">صحبت با گویشِ فلاندرزی</font>

163
00:19:38,877 --> 00:19:48,877
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

164
00:22:14,199 --> 00:22:15,867
‫می‌تونم کمکتون کنم؟ ‬

165
00:22:16,159 --> 00:22:19,204
‫بله! می‌خواستم اقای «دو فیونیلت» رو ببینم. ‬

166
00:22:19,496 --> 00:22:21,247
‫‫به روی چشم،‬‬
‫قرارِ قبلی دارید؟ ‬

167
00:22:21,539 --> 00:22:24,209
‫‫بهتره این‌جوری بگم که‬…
‫‫‫من یه چیزی تو سرم دار‬م…

168
00:22:24,501 --> 00:22:25,710
که به ایشون مربوطه‪.‬

169
00:22:26,002 --> 00:22:29,464
‫اگر این چیزی که تو سرتونه یک پروژه یا ایده است،‬
‫بهتره اونو ایمیل کنید. ‬

170
00:22:29,756 --> 00:22:34,094
‫می‌تونم یه اسکن ازش بفرستم، ‬
اما ترجیح می‌دم که خودشونو ببینم.

171
00:22:34,386 --> 00:22:36,054
‫شما بایست این‌جارو ترک کنید. ‬

172
00:22:36,346 --> 00:22:37,305
‫بله، اخطار!‬

173
00:22:37,597 --> 00:22:38,348
‫اخطار!‬

174
00:22:38,640 --> 00:22:40,767
‫اخطار! اخطار!‬

175
00:22:51,152 --> 00:22:51,903
‫بووووو!‬

176
00:22:52,195 --> 00:22:54,989
‫کاری نداره که! به این دلقکِ راهِ خیابونو نشون بده. ‬

177
00:22:56,032 --> 00:22:57,700
‫یه گلوله تو سرش؟‌‬

178
00:22:57,992 --> 00:23:00,328
‫حداقل مارو یادش نمی‌ره دیگه!‬

179
00:23:27,689 --> 00:23:30,150
‫‫بچه‌ها، من یکیرو این‌جا نیاز دارم. ‬‬
‫برو!‬

180
00:23:46,833 --> 00:23:49,460
‫ما در زمینه‌ی تهیه‌ی ‬بمب‌های ضدِ نفر‫…‬

181
00:23:49,711 --> 00:23:52,547
پیش‌رو‫ محسوب می‌شویم. ‬

182
00:23:52,839 --> 00:23:56,259
‫ما فروشمونو تو خلیج چهار برابر کردیم…‬

183
00:23:56,968 --> 00:24:00,555
‫… و تضمینِ وقوعِ خسارت رو‬
‫از ۷ درصد به  ۹ درصد رسوندیم. ‬

184
00:24:01,556 --> 00:24:04,601
‫همون طور که می‌دونید، ما هیولا نیستیم!‬

185
00:24:04,893 --> 00:24:07,145
‫ما نمی‌خوایم هیچ‌کی بمیره!‬

186
00:24:07,437 --> 00:24:09,022
‫ما فقط به خوبی می‌دونیم که…‬

187
00:24:09,314 --> 00:24:12,859
‫یک سرباز زخمی شده خیلی بیش‌تر از ‬
‫یک سرباز مرده خرج بر می‌داره. ‬

188
00:24:13,151 --> 00:24:17,906
‫اسلحه‌ی CB‪-‬87 ما، ‬
‫۲۰۲ موشک شلیکه می‌کنه…‬

189
00:24:18,198 --> 00:24:21,201
‫… و معادلِ چهار زمینِ فوتبال رو‬
با خاک ‫یکسان می‌کنه. ‬

190
00:24:21,492 --> 00:24:24,662
‫ما در خلیجِ فارس، کوزوو…‬

191
00:24:25,747 --> 00:24:28,875
‫… و افغانستان حضور داریم…‬
‫به بیانِ دیگه… زمانش رسیده که‬ کسی که‫…‬

192
00:24:29,167 --> 00:24:32,462
‫‫‫‫… مغزِ متفکرِ تمامِ این رخداد‌هاست
‫‫به جمع معرفی شود…

193
00:24:32,754 --> 00:24:35,548
‫و الان مدیر عاملِ شرکت:‬
فرانسوا ماکونی

194
00:24:39,761 --> 00:24:42,180
‫ممنونم، ممنونم.‬
‫واقعن ممنونم ازتون. ‬

195
00:24:47,602 --> 00:24:49,562
‫ردیاب‌ها…‬

196
00:24:50,063 --> 00:24:52,857
‫… موادِ منفجره یا گلوله‌ها…‬

197
00:24:53,149 --> 00:24:55,318
‫… اونایی که برای ما هستن از همه بهترن…‬

198
00:24:55,610 --> 00:24:58,071
‫… مالِ ما از همه مهاجم‌تر و موفق‌تر هستند. ‬

199
00:25:02,033 --> 00:25:05,328
‫هر چند که رمبو به عنوانِ شاعر کار خودشو شروع کرد، ‬
اما در نهایت‫ چیزی جز یک دلالِ اسلحه ‬نشد‫.  ‬

200
00:25:05,620 --> 00:25:08,164
‫خب، من…‬
‫من ‬می‌خوام ‫خلافش رو انجام ‬بدم‫.‬

201
00:25:08,456 --> 00:25:10,667
‫اما… اما… اما قبل از‬ این که بخوام‫ بازنشست‬ بشم‫…‬

202
00:25:11,209 --> 00:25:14,879
<font color="#808080">[  واژه‌ی مهمات و جاه‌طلبی در فرانسوی هم‌قافیه هستند ]</font>
… من‫ قافیه‌ی جاه‌طلبی رو با ‬
مهمات‫ پر می‌کنم…‬

203
00:25:15,171 --> 00:25:17,340
‫… زندگی کردن با دینامیت. ‬

204
00:25:17,632 --> 00:25:20,760
‫زنده‌باد ویجیلنت آرمیمنت‫.‬‬

205
00:25:39,112 --> 00:25:40,863
‫شب‌خوش جناب رئیس جمهور. ‬

206
00:25:41,864 --> 00:25:43,574
‫ژنرال…‬

207
00:25:43,866 --> 00:25:45,827
ژوزف، شب خوش!

208
00:26:27,076 --> 00:26:28,578
‫بهتره قانونِ جدیدی که تصویب شده رو…‬

209
00:26:28,870 --> 00:26:30,580
‫بهتون یادآوری کنم…‬

210
00:26:30,872 --> 00:26:34,542
‫یک مینِ ‬ضدِ نفر‫ در سطحِ زمینِ بازی‬
قرار داده شده‫. ‬

211
00:26:34,834 --> 00:26:37,170
‫آره، این چالش جدیدیه که توسطِ …‬

212
00:26:37,462 --> 00:26:38,921
‫… سازمان لیگ پیشنهاد داده شده. ‬

213
00:26:41,799 --> 00:26:45,678
‫متاسفانه اونی که الان معلقه ‬
‫به عنوانِ مهاجم عمرِ کوتاهی داشت…‬

214
00:26:45,970 --> 00:26:49,640
‫… تیمِ میهمان هم بهای مهمان بودنش رو پرداخت کرد. ‬

215
00:27:00,193 --> 00:27:03,571
‫- شما امشب درخشان بودید. ‬
‫− ممنونم ژرژ. ‬

216
00:27:04,780 --> 00:27:07,909
‫تو تاریخ آرتور رمبو یک دلالِ اسلحه محسوب می‌شد؟‬
<font color="#808080">[ آرتور رمبو‫:‬ شاعر فرانسوی و بنیان‌گذار شعر مدرن ]</font>

217
00:27:08,201 --> 00:27:12,079
آره، اما دلالِ اسلحه بودن باعث نشده که
وقتی پاشو‫ قطع کردن از قانقاریا نمیره. ‬

218
00:27:14,248 --> 00:27:16,000
بودلر، از سفلیس؟
<font color="#808080">[  بودلر‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی ]</font>

219
00:27:16,292 --> 00:27:17,543
‫ورلن، مرگ بر اثرِ هذیان گویی…‬
<font color="#808080">[  ورلن: شاعر فرانسوی و چهره‌ی مکتبِ سمبولیسم ]</font>

220
00:27:17,835 --> 00:27:19,712
لورکا ‫وقتی گلوله خورد که…‬
<font color="#808080">[  لورکا‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی اسپانیایی ]</font>

221
00:27:20,004 --> 00:27:22,006
‫… نروال خودشو از تیرِ چراغ دار زد.‬
<font color="#808080">[  نروال‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی ]</font>

222
00:27:22,298 --> 00:27:25,968
‫قربان، من هیچ‌وقت بچمو به شاعر شدن تشویق نخواهم کرد!‬

223
00:27:36,687 --> 00:27:39,565
‫فردا، ‬
‫ساعت ۱۰ صبح منو از خواب بلند کن. ‬

224
00:27:40,942 --> 00:27:42,026
‫چشم قربان!‬

225
00:27:44,695 --> 00:27:47,365
‫تو چه مدت واسه ما کار کردی؟ ‬

226
00:27:48,616 --> 00:27:49,825
‫ماهِ دیگه می‌شه ۳۰ سال. ‬

227
00:27:50,409 --> 00:27:51,410
‫آه…‬

228
00:27:52,286 --> 00:27:53,329
‫چرا ما…‬

229
00:27:53,621 --> 00:27:56,832
این‌جا رو ‫واسه‫ ۳۰ سالِ آینده‌ی کاریت…‬‬

230
00:27:57,124 --> 00:27:59,460
‫با ابزار‌های پیش‌رفته آپگرید نکنیم؟ ‬

231
00:28:00,795 --> 00:28:04,423
‫خب… بهترین سوپ‌ها تو دیگ‌چه‌های قدیمی درست می‌شه. ‬

232
00:28:05,132 --> 00:28:06,258
هوووم‫…‬

233
00:28:07,051 --> 00:28:08,135
‫تغییر در حالِ وقوعه. ‬

234
00:28:09,679 --> 00:28:11,806
‫حداقلش هر ۳۰ سال یک‌بار. ‬

235
00:30:20,059 --> 00:30:22,311
‫چرا این سگه نمی‌تونه پایینِ تخت بخوابه؟ ‬

236
00:30:22,603 --> 00:30:24,021
‫ناله‌کردن رو بس کن!‬

237
00:30:24,313 --> 00:30:26,023
پرندگانِ پر

238
00:30:26,315 --> 00:30:28,359
‫‫هی، مامان بزرگ!‬‬
‫نون تست!‬

239
00:30:56,720 --> 00:30:58,555
‫روزت خوب گذشت؟ ‬

240
00:30:58,847 --> 00:31:01,267
‫‫- بله بابا!‬‬
‫- منم یه شب رویایی داشتم. ‬

241
00:31:01,558 --> 00:31:05,354
‫سخنرانیم فوق‌العاده بود. ‬
منو با‫ رمبو مقایسه کردن. ‬

242
00:31:05,646 --> 00:31:06,772
‫می‌دونی که رمبو کیه؟ ‬

243
00:31:07,064 --> 00:31:08,607
‫آره، اما تو که بدنت اون‌قدر خوش‌فرم نیست. ‬

244
00:31:11,235 --> 00:31:13,737
‫نه، نه «رمبو»، منظورم «رمبوی شاعره»‬
<font color="#808080">[   ‫(‬شاعر‫)‬Rimbaud و Rambo‫(‬بازیگر‫)‬ ]</font>

245
00:31:16,448 --> 00:31:18,283
‫ببرش به رخت‌خواب. ‬

246
00:31:18,575 --> 00:31:19,660
‫‫بله قربان!‬‬

247
00:32:44,203 --> 00:32:46,246
‫سلام، بله. ‬

248
00:32:46,538 --> 00:32:49,792
نه،‫ صبر کنید…‬
‫چجوری این شماره رو به دست آوردین؟‌‬

249
00:32:50,083 --> 00:32:51,210
بله، می‌فهمم‫. ‬

250
00:32:51,502 --> 00:32:55,339
‫نه، نه، نه، این نوع  معامله‌ها رو ‬
‫‫نباس پای تلفن انجام داد. ‬‬

251
00:32:55,631 --> 00:32:57,633
‫نه! همین‌طور…‬

252
00:32:57,925 --> 00:32:59,676
‫یک مکانِ ‫عمومی رو ترجیح می‌دم…‬‬

253
00:32:59,968 --> 00:33:01,803
‫می‌دونم… بگو چهارشنبه…‬

254
00:33:02,095 --> 00:33:04,640
‫ساعت ۳ بعد از ظهر، ‬
دپارتمانِ ‫ورزشِ گالری‌های لافایته.‬

255
00:33:05,265 --> 00:33:06,391
‫بله، همونه. ‬

256
00:33:18,987 --> 00:33:19,947
‫وافل…‬

257
00:33:20,239 --> 00:33:21,156
‫تو بروکسل.‬

258
00:33:23,367 --> 00:33:26,578
‫زیاد نخورین‌ها. ‬
‫عرق نیشکر رو تو خمیر خوابوندم. ‬

259
00:33:26,870 --> 00:33:28,121
‫هی… بسه دیگه!‬

260
00:33:28,413 --> 00:33:31,625
<font color="#808080">[ صحبت با گویشِ فلاندرزی ]</font>

261
00:33:38,924 --> 00:33:41,677
<font color="#808080">[  صحبت با زبانِ چینی ]</font>

262
00:33:45,055 --> 00:33:48,392
‫عجله‌کن، مینوت‌ها!‬
اونام باس زود آماده بشه.

263
00:33:48,684 --> 00:33:50,102
‫آقای فراکاسو…‬

264
00:33:50,811 --> 00:33:53,772
‫این شما نیستید؟‬
توی کتابِ رکورد‌های گنیس؟

265
00:33:54,064 --> 00:33:55,357
بعلللهه!

266
00:33:56,608 --> 00:33:58,110
‫سالِ ۷۷‬

267
00:34:00,988 --> 00:34:02,656
‫چی بهتون گفته بودم؟‬

268
00:34:02,948 --> 00:34:05,993
‫چی بهتون گفته بودم…‬
ها ها!هاها!

269
00:34:07,869 --> 00:34:10,872
‫«در ۱۴ جولای ۱۹۷۷،‬
تئودور هنری دو مونتریول…»

270
00:34:11,164 --> 00:34:13,125
‫کی تئودور هنریه؟ ها؟ کی؟ ‬

271
00:34:13,750 --> 00:34:15,377
‫… «رکوردِ قبلی جابه‌جایی گلوله‌ی توپ‌… ‬

272
00:34:15,669 --> 00:34:19,923
که دستِ آقای گرامپی در سالِ ۶۶ بود ‫را‬
‫۹ متر ‫جابه‌جا کرد.» هاها!‬‬

273
00:34:20,215 --> 00:34:24,052
‫‫«۹ متر جابه‌جا کرد»‬‬

274
00:34:28,932 --> 00:34:29,766
‫آره!‬

275
00:34:33,645 --> 00:34:35,355
می‌دیش به من بچه؟
اوه‫ نه!‬

276
00:34:35,647 --> 00:34:37,149
‫اوه آره، لطفن، بدش به من. ‬

277
00:34:37,441 --> 00:34:39,901
‫اما نه…‬
اگر‫ بدیش به من…‬

278
00:34:40,193 --> 00:34:42,279
‫اون‌وقت تی‌شرتم رو امضاء می‌کنی؟  آره؟‬

279
00:34:46,700 --> 00:34:47,784
‫‫«تی. هنری»…‬‬

280
00:34:48,076 --> 00:34:49,536
‫‫تیری هانری.‬‬

281
00:34:49,828 --> 00:34:52,164
‫‫فراکاسو، من یه شغل واست سراغ دارم. ‬‬

282
00:34:52,456 --> 00:34:54,416
‫شوخی نمی‌کنم. ‬

283
00:34:54,708 --> 00:34:57,210
اما فک ‫کنم …‬
یه ‫شکار باشه. ‬

284
00:34:57,502 --> 00:34:59,796
‫ایده‌ای تو ذهنت داری؟‌‬

285
00:35:00,839 --> 00:35:03,467
‫استاد دارن یک راز رو با ما درمیون می‌ذارن. ‬

286
00:35:03,717 --> 00:35:06,511
‫اما خب، کیه که اهمیت بده، تو که کنجکاو نیستی. ‬

287
00:35:17,731 --> 00:35:19,357
‫اوه… اوه!‬

288
00:35:26,323 --> 00:35:27,324
‫ساعت چنده؟ ‬

289
00:35:27,616 --> 00:35:31,203
‫فردا، ساعت ۱۰ صبح، ‬
‫روبروی مقبره‌ی ساشا گویتری‬
<font color="#808080">[  ساشا گویتری‫:‬ بازیگر، فیلم‌نامه نویس و کارگردان فرانسوی ]</font>

290
00:35:55,143 --> 00:35:56,311
‫آقای مارکونی؟‬

291
00:35:57,479 --> 00:35:59,815
‫من پیغام رسونِ عمر بولونگا هستم. ‬

292
00:36:00,565 --> 00:36:03,068
‫عمر بولونگا…‬
همون دیکتاتورِ سابق…؟

293
00:36:03,360 --> 00:36:07,405
‫سابق و آینده. ‬
‫ایشون دارن مهیای یک انقلاب می‌شن. ‬

294
00:36:08,490 --> 00:36:10,033
‫من زاویه‌ی نگاه سیاسی ندارم. ‬

295
00:36:10,325 --> 00:36:14,037
‫ما نارنجک، ریفل و مین نیاز داریم. ‬

296
00:36:14,329 --> 00:36:17,916
‫و DGA، کمیته‌ی صادرات،‬
‫‫معاهده‌ی اوتاوا؟ ‬‬

297
00:36:18,208 --> 00:36:20,168
‫‫شما اسلحه‌ها رو دارید. ‬‬
‫توی انبار. ‬

298
00:36:20,460 --> 00:36:23,338
‫شما هیچ بخشِ صادرات ندارید توی زامبیا. ‬

299
00:36:23,630 --> 00:36:25,465
‫اما ما یکی داریم. ‬

300
00:36:25,757 --> 00:36:29,177
‫و این باس نظرِ منو جلب کنه؟ ‬
چک‫ کنید. ‬

301
00:36:29,469 --> 00:36:34,558
‫ما به شما دو برابر پولِ نقد می‌دیم…‬
و ‫بیش‌تر از اون الماس، البته اگر کودتا به بار بشینه.  ‬

302
00:36:34,849 --> 00:36:35,809
‫ادامه‌بده. ‬

303
00:36:36,101 --> 00:36:37,978
‫حسابِ ملی آقای بولونگا…‬

304
00:36:38,270 --> 00:36:39,771
‫… مین‌های الماس‌کوب‌شده…‬

305
00:36:40,063 --> 00:36:43,149
‫‫عطسه نکن!‬‬
‫یه فکری بکن! سریع!‬

306
00:36:43,441 --> 00:36:47,445
‫گورخرها سفید‌ هستن با خط‌های مشکی،‬
‫یا مشکی‌اند با خط‌‌های سفید؟‬

307
00:36:47,737 --> 00:36:48,863
‫اوه، کوتوله!‬

308
00:36:49,155 --> 00:36:52,033
‫آیا دورف‌ها هم بینِ کوتوله‌ها هستن؟ ‬

309
00:36:52,325 --> 00:36:54,327
‫چرا می‌گیم «سیا» و مثلن نمی‌گیم «سیا کچل»…‬

310
00:36:54,619 --> 00:36:57,247
‫یا چرا می‌گیم «اف‌بی‌آی» و نمی‌گیم «اف‌بی‌آی تف» ؟‬

311
00:36:57,539 --> 00:36:58,582
‫فک کن…‬

312
00:36:58,873 --> 00:37:01,918
‫‫… ‫اما زیاد لفتش نده، ‬‬‬
‫‫ما دوشنبه‌ برمی‌گردیم ‬‬کوناکری‫‫.‬‬

313
00:37:28,194 --> 00:37:29,112
تو!

314
00:37:30,739 --> 00:37:31,865
‫‫آره، تو!‬‬

315
00:37:32,157 --> 00:37:34,367
‫من که نمی‌دونم شیطنتت باز در موردِ چی گل کرده…‬

316
00:37:34,659 --> 00:37:38,121
‫… اما تو می‌تونی یا همین‌جوری خودت تنهایی بری‬
‫و هر کار خواستی بکنی…‬

317
00:37:38,413 --> 00:37:41,291
‫‫… یا این که با ما بمونی و از ما درخواستِ کمک کنی!‬‬

318
00:37:41,583 --> 00:37:43,251
‫روشن بود حرفم؟ ‬

319
00:37:43,543 --> 00:37:45,503
‫خب تو بعضی از چیزا نیاز به کمک دارم!‬

320
00:37:45,795 --> 00:37:46,838
‫مثلِ چی؟ ‬

321
00:37:48,006 --> 00:37:52,218
‫من کارخونه‌ی سازنده‌ی گلوله‌ای ‬
‫که پدرم رو کشت پیدا کردم. ‬

322
00:37:52,510 --> 00:37:56,806
‫من باس در آنِ واحد دو کار رو انجام بدم…‬
‫‫‫‫که خب دست تنها نمی‌تونم. ‬‬‬‬

323
00:38:02,270 --> 00:38:03,938
‫بزارید یه جمع‌بندی بکنم…‬

324
00:38:11,905 --> 00:38:13,865
‫اینا زاغ سیاهِ بیرون رو چوب می‌زنن.‬

325
00:38:14,157 --> 00:38:16,785
‫دلال هم داخله. ‬

326
00:38:17,035 --> 00:38:19,996
‫‫مواد هم داخلِ صندوقِ پست مخفی شده. ‬‬

327
00:38:20,288 --> 00:38:22,582
‫از اون طرف بریم، اگر مجبور شدین بگردین…‬

328
00:38:22,874 --> 00:38:25,293
‫باس حواستون باشه که مواد مثِ برف سفیده.یالا بریم.  ‬

329
00:38:36,054 --> 00:38:40,642
‫تا حالا واستون پیش اومده که یه جا ‬
هم تصادف کنید
‫و هم شلاق بخورید‫؟‬‬

330
00:38:40,934 --> 00:38:42,185
‫‫اوه، پیری رو ببین. ‬‬

331
00:38:47,607 --> 00:38:48,525
بله؟

332
00:38:48,817 --> 00:38:51,778
‫کنترلِ آزبست هستیم. یه مشکل به ما گزارش شده. ‬

333
00:38:52,070 --> 00:38:54,280
‫اما ما که این‌جا آزبست نداریم. ‬
<font color="#808080">[  آزبست یا پنبهٔ نسوز یا پنبهٔ کوهی  در اصل یک کانی سیلیکاتی حاصل از ماگما و در واقع نوعی سنگ آذرین درونی است. ]</font>

334
00:38:55,490 --> 00:38:58,409
‫آبزست ممکنه دقیقن بیخِ گوشتون باشه.  ‬

335
00:38:58,701 --> 00:38:59,744
‫اما تا یه چشم به هم بزنید…‬

336
00:39:00,036 --> 00:39:02,413
‫… ما هم مشکل رو حل می‌کنیم. ‬

337
00:39:02,705 --> 00:39:05,333
‫پس… هیچ نیازی به سوراخ کردنِ قایق هم  نیست. ‬
<font color="#808080">[  قایق‫:‬ منظور کفِ خانه‌ی آن دو نفر است ]</font>

338
00:39:05,625 --> 00:39:06,709
‫آه!‬

339
00:39:07,293 --> 00:39:08,795
‫اوه! اما…‬

340
00:39:09,087 --> 00:39:11,256
‫بیوه‌زن بهم گفتش که هیچ‌وقت ‬
‫منو ترک نمی‌کنه. ‬

341
00:39:11,548 --> 00:39:14,843
‫هر جا که من برم،اونم وبالِ گردنمه. ‬

342
00:39:15,134 --> 00:39:16,177
‫دمت گرم!‬

343
00:39:39,659 --> 00:39:40,702
‫رسیدِ من چی پس؟ ‬

344
00:39:40,994 --> 00:39:43,162
هر چی آدم الکلی‌تر
‫کارش هم درست‌تر و باحال‌تر.‬

345
00:40:02,223 --> 00:40:04,851
‫ببخشید، سالنِ پرواز کدوم ‌طرفه؟‬

346
00:40:08,313 --> 00:40:12,984
‫اوه داداش! یه دونه گردنبندِ جادویی می‌خوای؟ ‬
گردنبندی که تو رو ببره  به بهشت؟

347
00:40:13,276 --> 00:40:16,487
‫قدرتِ این گردنبند تو رو از ارواح خبیثه دور نگه می‌داره. ‬

348
00:40:16,779 --> 00:40:18,197
‫اما آره… ها ها ها ها‬

349
00:40:18,489 --> 00:40:20,908
‫ها ها، تو رئیسه هستی؟ فرمانده. ‬

350
00:40:28,082 --> 00:40:29,083
‫این‌جا!‬

351
00:40:29,375 --> 00:40:31,210
‫اما گردنبنده تو رو در مقابلِ شیطان و ‬

352
00:40:31,502 --> 00:40:32,670
‫هوی و هوسِ عمل‌هات حفظ می‌کنه‌ها!‬

353
00:40:32,962 --> 00:40:35,965
‫عودهام هم اجازه می‌ده که بتونی با ‬
‫ارواحِ نیاکان ارتباط برقرار کنی. ‬

354
00:40:36,257 --> 00:40:40,595
‫من هزار بار بهت گفتم!‬
بازدیدکننده‌ها رو به حالِ خودشون بزار!

355
00:40:40,887 --> 00:40:42,847
‫این دیگه آخرین اخطارم بهت بود! گورتو گم‌کن!‬

356
00:40:43,139 --> 00:40:47,393
‫ببخشید حضرات آقا. ‬
‫امیدوارم که گردشِ امن و امانی رو سپری کنید.‬

357
00:41:04,786 --> 00:41:06,829
‫عذر می‌خوام، لطفن قربان!‬

358
00:41:07,121 --> 00:41:08,039
‫سلام. ‬

359
00:41:08,331 --> 00:41:09,957
‫ما دنبالِ پروازهای آمریکا هستیم. ‬

360
00:41:10,249 --> 00:41:11,793
‫سالنِ پرواز‌های خروجی؟‬

361
00:41:12,085 --> 00:41:14,253
‫آره، ما می‌خوایم بریم منهتن تا …‬

362
00:41:14,545 --> 00:41:15,546
‫… بچمون رو ببینیم. ‬

363
00:41:16,839 --> 00:41:19,092
‫شما اول باس ساک‌هاتون رو تحویل بدین.‬

364
00:41:19,384 --> 00:41:20,718
‫این دختر هم خواهرخونده‌ی پسرمه…‬

365
00:41:21,010 --> 00:41:23,930
‫‫… پسرم سالِ ۱۹۸۹ این‌جا رو‬‬
‫به مقصدِ نیویورک ترک کرد. ‬

366
00:41:24,680 --> 00:41:28,059
‫نیویورک؟‬
شما دارید با من صحبت می‌کنید؟
<font color="#808080">[  به انگلیسی ]</font>

367
00:41:28,768 --> 00:41:30,019
‫تو سالِ ۱۹۸۸. ‬

368
00:41:30,311 --> 00:41:31,562
‫۱۲ دسامبرِ ۱۹۸۸.‬
‫‫یه عالمه کاره که باس قبل رفتن انجام بدیم. ‬‬

369
00:42:04,804 --> 00:42:06,931
<font color="#00ffff">آخرین اعلام برای پروازِ کوناکری</font>

370
00:42:07,223 --> 00:42:09,267
<font color="#00ffff">هواپیمایی لوفاستا، شماره‌ی ۲۰۲</font>

371
00:42:18,776 --> 00:42:21,195
‫ناخن‌های گرفته شده‌ی وینستون چرچیل.‬

372
00:42:24,448 --> 00:42:26,117
‫دندونِ آسیابِ مرلین…‬

373
00:42:27,493 --> 00:42:28,786
‫مونرو.‬

374
00:42:31,581 --> 00:42:34,083
پای شلمانصرِ اول
<font color="#808080">[  شلمانصرِ اول یکی از شاهان عاشوری بود ]</font>

375
00:42:34,375 --> 00:42:35,960
‫قلبِ لوئی شانزدهم. ‬
<font color="#808080">[  لوئی شانزدهم پادشاهی بود که در زمانِ او انقلاب کبیر فرانسه رخ داد ]</font>

376
00:42:36,252 --> 00:42:37,920
‫انگشتِ ماتیس. ‬
<font color="#808080">[  آنری ماتیس‫:‬ نقاشِ قرن بیستمی فرانسوی در سبک دریافت‌گری ]</font>

377
00:42:39,714 --> 00:42:41,841
‫چشمِ موسلینی...‬
<font color="#00ffff">در ادامه می‌گه‫:‬ متاسفانه شانس نداشتم داشته باشمش</font>

378
00:42:48,139 --> 00:42:52,476
‫هر وقت که کمیسیونِ تسلیحات شروع به کار کرد، ‬
‫ما هم به سعودی‌ها خبر می‌دیم.‬

379
00:42:52,768 --> 00:42:56,647
‫آره، این یارو به تنهایی ‬
‫‫بیش‌تر از یک گروه می‌ارزه.‬‬

380
00:42:58,024 --> 00:43:00,902
‫ما هم بهشون کد‌های منبع ‬
‫رو نخواهیم داد. ‬

381
00:43:01,819 --> 00:43:05,615
‫‫اگر کار کرد؟ ‬‬
‫بازارِ سارایوو رو یادت می‌آد؟‌‬
<font color="#808080">[ سارایوو‫:‬ پایتختِ بوسنی و هرزگووین‫.‬ نسل‌کشی صرب‌ها ]</font>

382
00:43:21,464 --> 00:43:26,385
‫خسارت‌های متعادله که باعث می‌شه ‬
بازار ارزش پیدا ‫کنه. ‬

383
00:43:36,020 --> 00:43:37,480
‫اما البته…‬

384
00:43:42,401 --> 00:43:44,570
‫این دقیقن همون چیزیه که من هی می‌خوام بهت بگم. ‬

385
00:43:45,529 --> 00:43:47,281
‫من و تو، توی وزارت دفاع…‬

386
00:43:48,366 --> 00:43:50,493
‫‫‫‫‫… کار می‌کنیم…‬‬‬‬‬

387
00:43:50,785 --> 00:43:52,745
‫… نه تو وزارتِ حمله. ‬

388
00:43:53,037 --> 00:43:55,247
‫حتمن دوستِ خوبم. ‬

389
00:43:55,539 --> 00:43:57,792
‫تو همیشه موردِ احترامِ من بودی. ‬

390
00:43:58,542 --> 00:43:59,877
‫سلامِ منو به خانم برسون. ‬

391
00:44:39,667 --> 00:44:43,504
‫‫قرار ساعتِ پنج بعد از ظهر در رستورانِ ترین بلو:‬‬
‫چشمِ موسیلینی رسید. ‬

392
00:44:53,139 --> 00:44:55,599
‫من همین الانش هم ۱۰ دقیقه دیر کردم. ‬
عجله کن!

393
00:44:59,728 --> 00:45:00,896
‫این صدا دیگه چی بود موریس؟‬

394
00:45:01,188 --> 00:45:03,065
‫‫- اسمِ من استفانه قربان. ‬‬
‫- آره، استفان. ‬

395
00:45:03,357 --> 00:45:06,610
‫فک کنم پنجر کردیم قربان. ‬
عذر می‌خوام. الان می‌رم ‫نگاه می‌کنم. ‬

396
00:45:09,947 --> 00:45:11,115
‫ای دهاتی!‬

397
00:45:32,469 --> 00:45:33,554
‫سلام. ‬

398
00:45:33,846 --> 00:45:37,099
‫‫من یک جا رزرو کرده بودم. ‬‬
به نامِ دو فونولیت.

399
00:45:37,391 --> 00:45:39,518
‫بله. ‬
‫منتظرِ شما هستن. ‬

400
00:45:45,232 --> 00:45:47,610
‫من دستِ راستِ آقای دوفونولیست هستم. ‬

401
00:45:47,902 --> 00:45:51,822
‫ایشون ازم خواستن به شما بگم که ‬
‫دیگه علاقه‌ای به چشمِ موسیلینی ندارن. ‬

402
00:45:52,114 --> 00:45:56,619
‫اما اگر شما پاشنه‌ی آشیل یا سیبِ حوا رو ‬
‫دارید، ایشون طلبه‌اش هستن. ‬

403
00:46:01,749 --> 00:46:04,960
‫یک، دو، سه… تست می‌شه. ‬
‫یک، دو، سه… تست می‌شه. ‬

404
00:46:05,252 --> 00:46:08,213
‫من نماینده‌ی عمر بولونگا هستم. ‬

405
00:46:24,355 --> 00:46:26,398
‫ادامه بده، یه پیشنهاد به من بده. ‬

406
00:46:26,690 --> 00:46:29,985
‫‫قبل از این که اسب رو ببینی، ‬‬
‫کارتِ شرط‌بندیش رو نخر.‬

407
00:46:30,277 --> 00:46:32,696
‫این‌جوری دعوامون هم نمی‌شه. ‬

408
00:46:34,239 --> 00:46:36,158
‫اگر چشمِ موسیلینی رو داری…‬

409
00:46:36,450 --> 00:46:39,578
‫‫… من به جاش دندونِ آسیابِ مرلین رو می‌دم. ‬‬

410
00:46:39,870 --> 00:46:40,829
‫معامله‌ی عادلانه‌ایه. ‬

411
00:46:41,538 --> 00:46:43,957
‫من انگشتِ متیس و ‬
‫‫ناخن‌های چرچیل رو دارم…‬‬

412
00:46:44,249 --> 00:46:47,044
‫فقط قیمت رو بگو…‬
حالا نظرت چیه آقای لازار؟

413
00:46:48,671 --> 00:46:51,298
‫یه مشکلی برای آقای لازار پیش اومد.‬
‫ایشون مجبور شدن برن. ‬

414
00:46:52,466 --> 00:46:55,427
‫متاسفانه، آقای لازار‫ ‬‬
‫خیلی ناگهانی مجبور شدن برن… ‬

415
00:46:55,719 --> 00:46:57,513
‫‫… تا خونشون رو از آتیش نجات بدن. ‬‬

416
00:46:58,055 --> 00:46:59,139
‫شما کی هستین؟ ‬

417
00:47:00,766 --> 00:47:04,144
‫من نماینده‌ی عمر بولونگا هستم. ‬

418
00:47:05,562 --> 00:47:06,689
‫بولونگا؟‌‬

419
00:47:07,564 --> 00:47:09,817
‫- من فک می‌کردم که…‬
‫- کارِ ما تموم شده؟‬

420
00:47:10,109 --> 00:47:10,984
‫اصلنم. ‬

421
00:47:11,902 --> 00:47:13,570
‫یه انقلابِ مردمی…‬

422
00:47:14,697 --> 00:47:16,615
‫یه انقلابِ مردمی…‬

423
00:47:16,907 --> 00:47:19,451
‫عمر به جایی برخواهد گشت ‬
‫که برای خودِ عمر بود. ‬

424
00:47:20,494 --> 00:47:22,287
‫من به سیاست علاقه‌ای ندارم. ‬

425
00:47:22,579 --> 00:47:24,081
‫بایست بهش علاقه داشته باشی… مثلِ کره و نون. ‬

426
00:47:28,836 --> 00:47:30,212
‫دو برابر نقد…‬

427
00:47:30,504 --> 00:47:31,880
‫… به اضافه‌ی الماس…‬

428
00:47:32,172 --> 00:47:33,173
‫… اگر که غاصب…‬

429
00:47:33,465 --> 00:47:37,469
‫‫… به زانو دربیاد‬‬
‫و ما بولونگا رو پس بگیریم. ‬

430
00:47:40,556 --> 00:47:41,974
‫کی، کجا، چطور؟ ‬

431
00:47:42,266 --> 00:47:45,227
‫سه‌شنبه، بیست و هفتم، یکی از مردای تو. ‬
‫فقط یکی…‬

432
00:47:45,519 --> 00:47:49,148
‫اونو با نمونه‌ها، ساعتِ یک ربع به سه‬
‫بفرست به ایستگاه. ‬

433
00:47:49,440 --> 00:47:52,776
‫اون یه بلیط واسه کری لا چپل می‌خره.‬

434
00:47:53,068 --> 00:47:54,194
‫و اون‌جا رو با …‬

435
00:47:54,486 --> 00:47:55,571
‫… سی درصد نقد…‬

436
00:47:55,863 --> 00:47:58,157
‫به دلار و سنت ترک می‌کنه. ‬

437
00:48:01,368 --> 00:48:04,163
‫‫- خب؟‬‬
‫- اوپراتور منو بهش وصل کرد!‬

438
00:48:04,455 --> 00:48:07,332
‫مالکونی؟‬
خودِ عمر بالونگا باهات صحبت می‌کنه.

439
00:48:07,624 --> 00:48:10,252
‫فک کردی تموم شده کارم باهات؟‬
ها! ها!

440
00:48:10,544 --> 00:48:13,046
‫آفرین! تو خیلی کارت درسته. ‬

441
00:48:13,338 --> 00:48:15,841
‫ممکنه که من نتونم جهان رو به آتیش بکشم…‬

442
00:48:16,133 --> 00:48:19,011
‫‫… اما شک نکن که آلونکِ خودم رو‬‬
‫حسابی گردگیری می‌کنم.‬

443
00:48:19,303 --> 00:48:21,680
‫به هر حال، ‬
‫یکی از آدمات با نمونه‌ها رو…‬

444
00:48:21,972 --> 00:48:25,184
‫واسم بفرست به ایستگاهِ راه‌آهنِ شرقی.‬
‫فردا ساعتِ یک ربع به سه. ‬

445
00:48:25,475 --> 00:48:28,937
‫اون باس یه بلیط برای ‬
‫لا فرتی میون بگیره. ‬

446
00:48:29,229 --> 00:48:32,774
‫آدمت با اولین قسطِ سفارشِ ما‬
‫‫ایستگاه رو ترک خواهد کرد.‬‬

447
00:48:33,066 --> 00:48:34,234
‫روشن شد؟ ‬
‫‫اوکی. خدافز. ‬‬

448
00:48:38,989 --> 00:48:41,074
‫برای بقیه‌اش هم آماده‌اید پسرا؟‬

449
00:48:42,367 --> 00:48:43,493
‫منظورت از «پسرا» چیه؟‬

450
00:48:46,079 --> 00:48:49,791
‫خب بقیه‌اش دیگه خیلی اکشن‌طوره. ‬

451
00:48:50,083 --> 00:48:53,086
‫آها! وقتی نوبتِ اکشن‌بازی که رسید، دخترا دیگه خوب نیستن؟‬

452
00:48:55,589 --> 00:48:56,423
‫ببین، از جهتِ نظری…‬

453
00:48:56,715 --> 00:48:58,216
‫اوووم…‬

454
00:49:00,218 --> 00:49:01,762
‫تو یه واقعیش نیستی…‬

455
00:49:02,638 --> 00:49:03,722
‫واقعی چی نیستم؟‬

456
00:49:05,891 --> 00:49:08,268
‫یه دخترِ واقعی نیستم؟ منظورت این بود؟‬

457
00:49:08,560 --> 00:49:09,811
‫نه من نمی‌خوام اینو بگم. ‬

458
00:49:10,103 --> 00:49:11,104
‫چرا، منظورت همین بود. ‬

459
00:49:11,396 --> 00:49:14,107
‫- نه. ‬
‫‫- چرا. منظورت همینی بود که من گفتم. ‬‬

460
00:49:14,399 --> 00:49:15,358
‫نه. ‬

461
00:49:15,359 --> 00:49:19,738
‫‫‫تو منظورت این بود که ‬‬‬
‫من یه چیزی بینِ دختر و پسرم!‬

462
00:49:20,030 --> 00:49:21,490
‫آره. منظورت همین بود. ‬

463
00:49:21,782 --> 00:49:25,786
‫اما هر وقت من چپیدم تو چمدون،‬
‫اون وقت عضوِ گروهم دیگه؟‬

464
00:49:50,268 --> 00:49:53,188
<font color="#00ffff">آقایان و خانم‌ها</font>

465
00:49:53,480 --> 00:49:56,358
<font color="#00ffff">قاچاقچی‌های اسلحه در این ایستگاه تردد می‌کنند</font>

466
00:49:56,650 --> 00:49:58,235
<font color="#00ffff">مراقب باشید</font>

467
00:49:59,069 --> 00:50:02,948
<font color="#00ffff">لطفن از فروشنده‌های دوره‌گرد مین نخرید</font>

468
00:50:03,240 --> 00:50:06,868
<font color="#00ffff">ممکنه باعثِ صدمه زدن به خودتون بشید</font>

469
00:50:07,828 --> 00:50:09,663
<font color="#00ffff">ممنون از توجهتون</font>

470
00:50:39,401 --> 00:50:42,696
‫واو! این دیگه چیه؟ ‬

471
00:50:42,988 --> 00:50:46,283
‫یک کیلو ۷۲۰ گرم فولاد‬
‫۳۵۰ گرم پولی‌کربنات…‬

472
00:50:46,575 --> 00:50:48,243
‫… ۷۰ گرم کولار.‬

473
00:50:51,746 --> 00:50:54,082
‫اینم یه یوزی کوچولو نیست؟‬

474
00:50:54,374 --> 00:50:57,210
‫این یه مکِ ۱۰ باس باشه، شایدم یازده!‬

475
00:50:57,502 --> 00:50:59,087
‫نه، نه!‬

476
00:50:59,880 --> 00:51:02,340
‫اگه پاتو بزاری روش لنگتو قطع می‌کنه. ‬

477
00:51:02,632 --> 00:51:03,516
‫اوه…‬

478
00:51:04,009 --> 00:51:05,594
‫شایدم جونتو بگیره.‬

479
00:51:15,687 --> 00:51:16,980
‫اوووووووه، بسه دیگه…‬

480
00:51:17,272 --> 00:51:19,649
‫اینا رو باس بازیافت کرد. ‬
‫نه این که ازشون استفاده کرد. ‬

481
00:51:19,941 --> 00:51:22,903
‫اینا که قراضه نیستن. ‬
‫این خودش یه تانک رو قراضه می‌کنه. ‬

482
00:51:23,195 --> 00:51:24,362
‫صدا نشنوم!‬

483
00:51:24,905 --> 00:51:26,698
‫این یه بازیه کثیفه. ‬

484
00:51:26,990 --> 00:51:29,659
‫اگر می‌خواید ادای آل‌کاپون رو در بیارید‬
‫برید شیکاگو!‬

485
00:51:29,951 --> 00:51:30,827
‫اوه… اگه من این‌جا نبودم…‬

486
00:51:31,119 --> 00:51:34,581
‫- ‫واسه فازِ ۲ عملیات آماده‌ای؟‬‬
‫‫- وقتی آهن داغه باس شکلش داد!‬‬

487
00:51:34,873 --> 00:51:37,209
بریم تو کارش!

488
00:51:38,084 --> 00:51:40,086
‫دو فولونت؟ بولونگا صحبت می‌کنه!‬

489
00:51:40,378 --> 00:51:42,631
‫آدمت که پیداش نشد!‬

490
00:51:42,923 --> 00:51:46,593
‫‫معامله رو فسخ می‌کنم!‬‬
‫کمپانی ویجیلانت به من یه پیشنهادِ بهتر داده!‬

491
00:51:46,885 --> 00:51:51,264
‫‫الماس‌ها رو فراموش کن!‬‬
‫‫همین‌طور خاویاری که می‌خواستی با پولِ الماسا بخوری!‬‬

492
00:52:18,416 --> 00:52:20,126
‫لطفن مارکونی رو برام بگیرید. عمر بولونگا هستم. ‬

493
00:52:20,418 --> 00:52:22,754
‫اگه می‌شه یکمی جدی‌تر باش لطفن!‬

494
00:52:23,046 --> 00:52:25,215
‫مارکونی؟‬
‫بولونگا مثِ یه سگ عصبانیه.‬

495
00:52:25,507 --> 00:52:28,718
‫آدمت که‫ نمونه‌ها رو نیاورد! ‬‬

496
00:52:29,010 --> 00:52:30,595
‫معامله‌ رو فراموش کن و به تاریخ بسپر!‬

497
00:52:30,887 --> 00:52:35,308
‫کمپانی اوبرویلرز مشتری‌های بهتری هستن.‬
‫خداحافظ. ‬

498
00:53:31,531 --> 00:53:33,742
‫تامبول،‬
‫من باس فردا بینِ ۱ تا ۲ بعد از ظهر برم بیرون.‬

499
00:53:34,033 --> 00:53:35,869
‫دو تا کوسه‌ات طعمه رو گرفتن؟‬

500
00:53:36,661 --> 00:53:39,330
‫فعلن که نه.‬
‫من الان فقط دارم…‬

501
00:53:39,622 --> 00:53:40,915
…‫نشونشون می‌دم که چطور می‌شه طعمه رو گرفت…‬

502
00:53:42,250 --> 00:53:45,128
‫‫… اما وقتی طعمه رو بخورن، حسابی به تور می‌افتن.‬‬

503
00:53:45,420 --> 00:53:47,714
‫‫اونا خیلی گنده‌ان.‬‬
‫پس من باس…‬

504
00:53:48,006 --> 00:53:51,676
‫‫‫پس «ما» باس…‬‬‬
‫«ما» هستیم که قلاب رو می‌کشیم بالا.‬

505
00:53:52,385 --> 00:53:54,554
‫نه، نه تا وقتی که خودشون رو نشون بدن. ‬

506
00:53:58,099 --> 00:54:00,894
نه! گی نه! گی نه!
‫«نشون دادن»‬
<font color="#808080">[ تلفظِ کلمه‌ی «گی» و «نشون دادن» در فرانسوی شبیه به هم است ]</font>

507
00:54:01,186 --> 00:54:02,520
‫نشون دادن. ‬

508
00:54:03,062 --> 00:54:04,772
‫آره. خب…‬

509
00:54:05,064 --> 00:54:08,860
‫من دو تا داوطلب واسه مستقر شدن رو سقف نیاز دارم.‬
‫ممنون ماشین حساب.‬

510
00:54:09,152 --> 00:54:12,655
‫خیلی خوبه که آدم یکی رو داشته باشه که بتونه بشمره.نه؟ ‬

511
00:54:13,156 --> 00:54:14,032
‫خوبه…‬

512
00:54:21,247 --> 00:54:23,666
‫اوه… اون وقت شما کجا داری می‌رید؟‬

513
00:54:23,958 --> 00:54:25,502
‫خب، هر  جایی که شما می‌رید. ‬

514
00:54:26,503 --> 00:54:29,881
‫عذرمی‌خوام. ‬
اما باس یه مسئله‌ی ظریف رو پیگیری کنم

515
00:54:30,173 --> 00:54:31,799
‫ترجیح می‌دم تنها برم. ‬

516
00:54:32,550 --> 00:54:34,928
‫اوه! می‌فهمم. ‬

517
00:54:35,512 --> 00:54:38,223
‫این حقیقتیه که در مسئله‌ی ظرافت…‬

518
00:54:38,515 --> 00:54:41,226
…‫و حتی انعطاف…‬

519
00:54:43,728 --> 00:54:45,897
‫‫… تو یه متخصص محسوب می‌شی.‬‬

520
00:55:03,122 --> 00:55:05,917
‫‫«دیوا سکسی»!‬‬
‫دیوونه‌اش می‌شی. ‬

521
00:55:06,209 --> 00:55:08,211
‫چه لباسِ چرت و پرتی. ‬

522
00:55:09,003 --> 00:55:12,757
‫خیلی هم خوبه!اما به جای این لباسِ هنری، لباس شب داری؟‬

523
00:55:13,049 --> 00:55:14,384
‫من لخت می‌خوابم. ‬

524
00:55:14,676 --> 00:55:15,969
‫هی! هانری…‬

525
00:55:17,011 --> 00:55:18,054
‫تو گفتی هنری با i…‬

526
00:55:18,346 --> 00:55:20,181
‫‫باس بگی هانری! با y‬‬

527
00:55:23,726 --> 00:55:25,019
‫اوه! مطمئنی؟‬

528
00:55:25,311 --> 00:55:27,188
‫‫- گفتم تیری هنری؟‬‬
‫- آره!‬

529
00:55:27,480 --> 00:55:30,817
‫تیری هنری غلطه؟ باس بگم تیری هانری؟‬

530
00:55:31,109 --> 00:55:35,280
‫‫اوه! سخت نگیر حالا. ‬‬
‫من همیشه الکی گیر می‌دم به این‌چیزا!‬

531
00:55:35,822 --> 00:55:38,283
‫‫- خب، اون‌جوری که تو می‌خوای عمل کنیم؟‬‬
‫- آره!‬

532
00:55:39,575 --> 00:55:41,452
‫- به زودی می‌بینمت!‬
‫- آره، همین امشب!‬

533
00:55:48,543 --> 00:55:49,666
‫خب چی شد؟‬

534
00:55:50,175 --> 00:55:51,200
‫من فک می‌کردم داری کوسه می‌گیری…‬

535
00:55:51,212 --> 00:55:54,882
‫نه این که ماهی قرمز ‬
‫یا گلفیش تهِ آرزوهات باشه!‬

536
00:55:57,093 --> 00:55:58,302
‫ما که ازدواج نکردیم. ‬

537
00:56:00,221 --> 00:56:01,889
‫نه! ما ازدواج نکردیم. ‬

538
00:56:02,932 --> 00:56:05,768
‫به هر حال،‬
‫من حداقل مثلِ تو منحرف نیستم. ‬

539
00:56:06,894 --> 00:56:09,564
‫منم حداقل مثلِ تو بندباز نیستم. ‬

540
00:56:09,856 --> 00:56:13,109
‫مامانم همیشه می‌گفت از ‬
‫این دخترایی که پیچ می‌دن برحذر باش!‬

541
00:56:14,819 --> 00:56:16,279
‫اما من بپیچون نیستم. ‬

542
00:56:19,157 --> 00:56:22,785
‫من فقط یک روحِ حساسم!‬
‫توی یک جسمِ منعطف!‬

543
00:56:23,077 --> 00:56:24,412
‫این فرق می‌کنه!‬

544
00:56:33,504 --> 00:56:35,298
‫‫الو؟‬‬
‫گوش بده من!‬

545
00:56:35,590 --> 00:56:36,549
‫تو بهم گوش کن!‬

546
00:56:36,841 --> 00:56:37,967
‫خرِ نفهم!‬

547
00:56:38,259 --> 00:56:40,178
‫‫من نفرت دارم از این مسخره‌بازی‌هات!‬‬

548
00:56:40,470 --> 00:56:42,972
‫اون الماس‌های بولونگا رو هم ‬
‫هر جایی که دوس داری فرو کن!‬

549
00:56:43,264 --> 00:56:47,477
‫می‌خوای باهام بازی کنی شاسکول؟‬
‫می‌خوای واست دندون و انگشت…‬

550
00:56:47,769 --> 00:56:52,356
‫‫… استخونای بیشتری از پادشاه‌های عاشوری بیارم؟‬‬
می‌خوای موزه‌ی بغداد رو بیش‌تر از این بچاپم؟

551
00:56:52,648 --> 00:56:55,359
‫اگه دلت جنگ می‌خواد،‬
‫بهتره بیش‌تر به عواقبش فک کنی!‬

552
00:56:56,986 --> 00:56:59,071
‫وقتی یکی طلاق گرفته…‬

553
00:56:59,363 --> 00:57:01,991
‫… به نفعشه که با زنِ نخست وزیر…‬

554
00:57:02,241 --> 00:57:04,535
‫… رابطه‌های افلاطونی نداشته باشه. ‬

555
00:57:05,161 --> 00:57:09,290
‫من نوار‌های ضبط شده‌ات رو هم تو خونه دارم. ‬

556
00:58:19,026 --> 00:58:20,695
خب، این چطوره؟

557
00:58:20,987 --> 00:58:24,073
‫مامان بزرگ و بابابزرگمون این کارهارو‬
‫تو تاریکی انجام می‌دادن. با پیژامه!‬

558
00:58:24,365 --> 00:58:27,827
‫خب انجام دادنِ این کارها جلوی همه…‬

559
00:58:28,119 --> 00:58:31,455
‫… یکم بیش‌تر دراماتیکه…‬

560
00:58:31,747 --> 00:58:36,002
…‫‫یکمی هم بیش‌تر خلاقانه است،‬‬
‫یکمی هم بیش‌تر انعطاف‌پذیره، نه؟‬

561
00:58:39,380 --> 00:58:40,589
‫بازیل! هی!‬

562
00:58:40,881 --> 00:58:41,841
بووو!

563
00:58:45,511 --> 00:58:46,429
‫اوه..!‬

564
00:58:55,521 --> 00:58:56,480
‫بریم دیگه!‬

565
00:59:09,785 --> 00:59:14,790
‫خب بگو ببینم… ‫واسه چنین نمایشِ خطرناکی‬‬
‫زیادی دختر نیستم؟‬

566
00:59:15,374 --> 00:59:18,627
‫نه خب! فی‌الواقع ما نیاز به آدمی داریم که…‬

567
00:59:18,919 --> 00:59:19,837
‫انعطاف‌پذیر باشه!‬

568
00:59:20,838 --> 00:59:25,384
‫ما نیاز به آدمی مثلِ تو داریم. ‬
‫گربه‌طور و مونث.‬

569
01:00:31,367 --> 01:00:32,368
‫‫اوه عزیزم…‬‬

570
01:02:17,222 --> 01:02:18,766
‫- ماریگنان؟‬
‫-۱۵۱۵‬

571
01:02:19,058 --> 01:02:20,809
‫- ناکازاکی؟‬
‫- ۱۷ کیلوتن!‬

572
01:02:21,101 --> 01:02:22,019
بوس؟

573
01:02:31,695 --> 01:02:32,863
‫سلام قربان!‬

574
01:02:33,155 --> 01:02:37,493
‫‫یه اتفاق‌های غیر معمولی‬‬
‫ تو طولِ شب رخ داده.‬

575
01:02:44,208 --> 01:02:45,626
‫قربان!‬

576
01:02:49,505 --> 01:02:52,424
‫- بیا موریس. ‬
‫‫- استفان هستم قربان!‬‬

577
01:03:10,734 --> 01:03:13,487
‫یک بسته برای آقای دوفولونیت دارم. ‬

578
01:03:13,779 --> 01:03:16,698
‫اوه! چه بدشانسی. ‬
‫همین الان رفتن. ‬

579
01:03:16,990 --> 01:03:18,242
‫بدش به من. ‬

580
01:03:18,534 --> 01:03:20,327
‫یکم سنگینه‌ها!‬

581
01:03:20,619 --> 01:03:21,370
‫آه…‬

582
01:03:24,206 --> 01:03:25,290
‫برو داخل. ‬

583
01:03:31,672 --> 01:03:32,756
‫بزار اون‌جا. ‬

584
01:04:11,003 --> 01:04:13,839
‫۷ متر و پنجاه‌ سانتی‌متر و چهار میلی‌متر. ‬

585
01:04:45,078 --> 01:04:47,956
‫همون لاستیکِ قدیمی. ‬

586
01:04:48,248 --> 01:04:50,959
‫با اون دختره، تو مست و لایعقل می‌شی. ‬

587
01:04:52,836 --> 01:04:54,379
‫اون تو مغزش چیزای با‌مزه‌ای داره. ‬

588
01:04:54,671 --> 01:04:56,632
‫بالاها رو می‌پاد.‬

589
01:04:56,923 --> 01:04:59,551
‫و اون پایین‌ها پیداش می‌کنه. ‬

590
01:05:00,093 --> 01:05:04,681
‫همون لاستیکِ قدیمی. ‬

591
01:05:25,202 --> 01:05:27,162
مادر به فولان!

592
01:05:27,704 --> 01:05:30,374
‫‫دستاتو شستی؟‬‬
‫بله!‬

593
01:05:31,541 --> 01:05:32,584
‫بزار ببینم!‬

594
01:05:32,876 --> 01:05:34,628
‫هی! تو!‬

595
01:05:36,880 --> 01:05:38,673
‫سرِ میزِ غذا خنده موقوف!‬

596
01:05:41,176 --> 01:05:43,428
‫تجارِ مرگ چطور پیش می‌رن؟‬

597
01:05:43,720 --> 01:05:47,557
‫اونا به قلاب افتادن، هر چی بیش‌تر تقلا کنن،‬
‫بیش‌تر گرفتار می‌شن. ‬

598
01:05:47,849 --> 01:05:50,268
‫اوه… وقتی به ‬
‫‫اوه مادرای بیچاره‌ای فک می‌کنم که…‬‬

599
01:05:50,560 --> 01:05:53,188
‫بچه‌هاشون رو به خاطرِ مین‌ها‬
‫از دست دادن…‬

600
01:05:55,482 --> 01:05:57,150
‫تامبول رو می‌شناسی ؟‬

601
01:05:58,318 --> 01:06:01,530
‫دو تا دخترِ کوچولو داشت. ‬
‫‫یه روز بعد از ظهر تو  فویر دو ترون…‬‬

602
01:06:01,822 --> 01:06:03,949
‫… تامبول دید که بچه‌هش واردِ هزارتو شدن!‬

603
01:06:04,241 --> 01:06:05,909
‫هیچ‌وقت دیگه برگشتنشونو ندید. ‬

604
01:06:06,201 --> 01:06:09,704
‫تامبول سال‌ها خیابون‌ها رو جست و جو کرد‬

605
01:06:09,996 --> 01:06:12,082
‫دستِ آخر هم به یک بی‌خانمان تبدیل شد. ‬

606
01:06:12,374 --> 01:06:15,460
‫و بعد از همه‌ی این اتفاقا،‬
‫ما رو به فرزندی قبول کرد. ‬

607
01:06:15,752 --> 01:06:16,837
‫فی‌فی‌فی‌‌فی…‬

608
01:06:17,129 --> 01:06:19,339
‫‫پچپچه‌ کردن دیگه بسه. ‬‬

609
01:06:20,215 --> 01:06:22,217
‫بگو ببینم تاس کبابم چطوریاست؟‬

610
01:06:22,509 --> 01:06:25,137
‫‫۶۲٪ چربی،۴ درصد پروتئین، ۷ درصد کربن…‬‬
‫اوووووه!‬

611
01:06:25,387 --> 01:06:26,304
‫ساکت بینیم باو!‬

612
01:06:26,596 --> 01:06:29,224
از اون ‫جایی که تاس کبابت شور شده…‬

613
01:06:29,474 --> 01:06:32,185
‫باس با کمربندِ مشکی‬
‫زد این‌جا!‬

614
01:06:32,477 --> 01:06:33,979
‫معلومه که شور نشده…‬

615
01:06:34,271 --> 01:06:36,314
‫بزرگش نکنین الکی. ‬

616
01:06:36,606 --> 01:06:39,359
‫تو چی؟ دستور پختی واسه‬
پختنِ اون دو تا ماهی داری؟

617
01:06:39,651 --> 01:06:42,654
‫‫سرخ کردن. ‬‬
‫باس بیش‌تر تو تابه تف داده بشن. ‬

618
01:06:44,531 --> 01:06:45,615
تو ‫تابه!‬

619
01:07:22,444 --> 01:07:26,364
‫‫- فراسکاس! تو مطمئنی؟‬‬
‫- نگران نباش، حالش اون‌جا خوبه. ‬

620
01:07:33,121 --> 01:07:35,582
‫‫خب برو دیگه! ما هم آخرین چکِ پروازِ فراسکاس رو انجام می‌دیم. ‬‬

621
01:07:47,010 --> 01:07:48,011
‫ماشین حساب!‬

622
01:07:48,303 --> 01:07:49,721
‫فاصله: ۱۳۸ متر. ‬

623
01:07:50,013 --> 01:07:52,641
‫سرعتِ باد: ۱۲ کیلومتر بر ساعت. ‬
‫جهت: جنوب به سمتِ جنوبِ غربی. ‬

624
01:07:52,891 --> 01:07:54,434
‫‫اوکی. ‬‬
‫وزنِ موشک؟‬

625
01:07:54,726 --> 01:07:56,102
‫۷۶ کیلو. ‬

626
01:07:56,394 --> 01:07:59,064
‫- چهار کیلو روش ‫بذارید. ‬‬
‫- ‫‫البته تقصیرِ تاموبله. ‬‬‬

627
01:07:59,356 --> 01:08:00,774
‫اوکی… اصن می‌گیم ۸۰ کیلو. ‬

628
01:08:01,066 --> 01:08:02,484
چی خورده مگه انقدر وزنش اضافه شده؟

629
01:08:02,776 --> 01:08:06,237
‫‫تست:  ۷۰ گرم‬‬
‫‫‫کره: ۳۷ گرم‬‬‬
‫دو…‬

630
01:08:06,529 --> 01:08:08,615
‫‫‫باشه. باشه. ‬‬‬
‫‫خب دیگه. حاضر باشید. ‬‬

631
01:08:17,999 --> 01:08:19,334
‫رمینگتون…‬

632
01:08:20,293 --> 01:08:22,170
‫برای گواهیِ کمیته…‬

633
01:08:23,630 --> 01:08:24,506
حمله!

634
01:08:30,929 --> 01:08:32,263
‫باس زودتر بفرستیمش!‬

635
01:08:32,555 --> 01:08:35,433
‫نه! خیلی زوده هنوز. ۵۹…‬

636
01:08:37,394 --> 01:08:38,895
‫۵۸…‬

637
01:08:39,187 --> 01:08:40,563
‫۵۷…‬

638
01:08:41,856 --> 01:08:42,649
‫۵۶…‬

639
01:08:44,442 --> 01:08:46,111
‫‫۵۵ ثانیه. ‬‬

640
01:08:46,403 --> 01:08:47,404
‫اوه!‬

641
01:08:57,247 --> 01:08:58,498
‫چی شد؟ ‬

642
01:08:58,790 --> 01:09:03,128
‫‫‫خب اینم بازیافتیه دیگه!‬‬‬
‫‫نمی‌شه که مثلِ نوش کار کنه!‬‬

643
01:09:03,420 --> 01:09:04,295
‫اوه! ‬

644
01:09:17,684 --> 01:09:18,685
‫گنجه!‬

645
01:09:19,602 --> 01:09:21,604
‫ای پیرِ خرفت!‬

646
01:09:22,564 --> 01:09:24,149
‫بازیافتیه دیگه!‬

647
01:10:18,661 --> 01:10:19,579
‫آتش!‬

648
01:11:37,490 --> 01:11:38,491
‫مراقب باش!‬

649
01:11:45,206 --> 01:11:46,332
‫بدو! بیا این‌ور!‬

650
01:11:51,629 --> 01:11:52,380
‫مواظب باش!‬

651
01:12:19,490 --> 01:12:21,534
‫باتریش تموم شد؟ ‬
‫چرا آخه؟‬

652
01:12:21,826 --> 01:12:23,828
‫‫- خب بازیافتیه این!‬‬
‫‫- بازیافتیه؟‬‬

653
01:12:24,120 --> 01:12:27,498
‫من رکوردِ پرتابِ انسانی رو شکستم!‬
‫اما دیگه مدرکی ندارم!‬

654
01:12:27,790 --> 01:12:28,916
‫یه دقیقه صب کن!‬

655
01:12:29,208 --> 01:12:30,042
‫صب کنم؟؟؟؟‬

656
01:12:30,334 --> 01:12:34,797
‫من خودمو وقفِ فیلم‌برداری کردم دیگه!‬
‫حالا هم دنیا تموم نشده که!‬

657
01:12:35,089 --> 01:12:36,799
‫اما باتریش تموم شده!‬

658
01:12:40,636 --> 01:12:43,556
‫این یه قانونِ نانوشته است: ‬
‫به چیزی که نباس دست بزنی دست نزن!‬

659
01:12:43,931 --> 01:12:45,141
‫ پودرش خواهیم کرد. ‬

660
01:12:45,433 --> 01:12:48,519
‫- خودشه!‬
‫- کدِ ۵! سریع بیارش این‌جا! ‬

661
01:12:53,482 --> 01:12:56,444
‫- شما مادام سیسی هستید؟‬
‫‫- بله. ‬‬

662
01:12:56,736 --> 01:12:58,279
‫برای همسرتون مشکلی پیش اومده. ‬

663
01:12:58,946 --> 01:13:00,948
‫چه اتفاقی افتاده؟ ‬

664
01:13:01,782 --> 01:13:05,161
‫همسرتون خجالت‌زده است: ‬
‫‫اجازه‌ی اقامتِ شما رو گم کرده. ‬‬

665
01:13:05,953 --> 01:13:07,663
‫خب من فقط باید یه المثنی درخواست بدم!‬

666
01:13:07,955 --> 01:13:11,334
‫خب این همون کاریه که من کردم. ‬
‫‫‫با ادوارد مونژان تماس گرفتم…‬‬‬

667
01:13:11,626 --> 01:13:13,586
‫…‫دوستِ منه و رئیس پلیسه…‬‬

668
01:13:13,878 --> 01:13:15,588
‫اما سوابقِ شما رو پیدا نکرد. ‬

669
01:13:16,297 --> 01:13:18,424
‫اما من به شما اطمینان می‌دم که…‬

670
01:13:18,716 --> 01:13:20,051
‫چرا گمش کردی آخه؟ ‬

671
01:13:21,469 --> 01:13:22,386
‫اصن شما کی هستی؟ ‬

672
01:13:23,679 --> 01:13:26,599
‫من یکی از سهام‌دار‌های کمپانی‌ای هستم‬
‫که همسرِ شما رو استخدام کرده. ‬

673
01:13:26,891 --> 01:13:29,352
‫خب مشخصه که فعالیت‌های شما …‬

674
01:13:29,644 --> 01:13:31,187
‫…‫به امنیتِ ملی مربوطه. ‬‬

675
01:13:31,479 --> 01:13:32,897
‫علاوه بر این، واضحن…‬

676
01:13:33,189 --> 01:13:35,900
‫… ما نسبت به امنیتِ بچه‌ی شما هم احساسِ مسئولیت می‌کنیم…‬

677
01:13:36,192 --> 01:13:40,196
‫من هر وقت بخوام می‌تونم ‬
‫به دوستم مونژان فشار بیارم.‬

678
01:13:40,488 --> 01:13:42,657
‫خب من فردا شب ایشون رو می‌بینم. ‬

679
01:13:42,949 --> 01:13:44,909
‫نظرِ شما چیه؟ ‬

680
01:13:47,662 --> 01:13:48,704
‫بهش نشون بده. ‬

681
01:13:50,122 --> 01:13:52,458
‫اونا توی کشتی‌سازیِ نیروی دریای‬
‫دقیقن یکی مثلِ این دستگاه رو دارن. ‬

682
01:13:52,750 --> 01:13:54,335
‫می‌دونی کجاست؟ ‬

683
01:13:54,627 --> 01:13:56,754
‫این دستگاه باید …‬

684
01:13:57,046 --> 01:13:59,674
‫‫‫… کنارِ ورودیه‌ی جدارِ پلاستیکی نصب بشه… ‬‬‬

685
01:13:59,924 --> 01:14:01,008
‫… مثلِ این. ‬

686
01:14:01,300 --> 01:14:04,553
‫این جوری باس نصب بشه که بتونه هوا رو به بیرون هدایت کنه…‬

687
01:14:04,845 --> 01:14:06,347
‫… این‌جوری…‬

688
01:14:06,639 --> 01:14:11,060
‫…تکنیسین‌ها پشتِ این درِ محافظت‌شده کار می‌کنن…‬

689
01:14:11,352 --> 01:14:13,396
‫‫… زمانِ ناهار بهترین زمانه…‬‬

690
01:14:13,688 --> 01:14:17,024
‫وقتی سیستم رو متوقف کردن. ‬

691
01:14:17,316 --> 01:14:19,193
‫- من باید چی کار کنم؟ ‬
‫- تقریبن هیچی. ‬

692
01:14:19,485 --> 01:14:23,781
‫‫تو فقط آخرین تیوبِ این‌جا رو شل می‌کنی،‬‬
‫‫و این توپِ استیل رو هم میندازیش تو این سوراخ…‬‬

693
01:14:24,073 --> 01:14:26,283
‫… فقط همین. ‬

694
01:14:27,868 --> 01:14:29,245
‫این کار خطرناکه؟ ‬

695
01:14:29,537 --> 01:14:31,831
‫برگشتن به سومالیا…‬
‫هم خطرناکه!‬

696
01:14:32,498 --> 01:14:34,542
‫گفتی کجا بذارمش؟ ‬
آه!

697
01:14:35,710 --> 01:14:39,296
‫خودتو برای تمیز کردنِ ‬
گرد و خاک‌های این زیر اذیت نکن.

698
01:15:12,288 --> 01:15:14,373
‫یه دقیقه وقت داری؟ ‬

699
01:15:17,793 --> 01:15:20,588
‫این‌جا پارک کردن با چنین باری قدغنه. ‬

700
01:15:20,880 --> 01:15:23,048
‫نگران نباش! سریع کارمو می‌کنم. ‬

701
01:16:16,518 --> 01:16:18,312
‫خدایا!‬

702
01:16:43,379 --> 01:16:46,090
‫عجیبه!‬
‫معمولن قبلش بهم خبر می‌داد. ‬

703
01:16:46,382 --> 01:16:49,385
‫اگه زمانِ مدیریتِ پدرش بود،‬
‫عمرن بهتون اجازه می‌داد بیاید داخل!‬

704
01:16:51,303 --> 01:16:52,596
‫- هیچی رو نباید امضا کنم؟ ‬
‫- نه!‬

705
01:16:52,888 --> 01:16:54,014
‫خیلی ممنون. ‬

706
01:17:05,693 --> 01:17:08,946
‫بازیل! این مدرکِ رشوه!‬
‫چی هست اصن؟ ‬

707
01:17:09,238 --> 01:17:11,073
‫می‌تونه یه ویدئو باشه…‬

708
01:17:11,365 --> 01:17:14,243
‫… نوار، پاکتِ نامه،‬
‫عکس…‬

709
01:17:14,535 --> 01:17:16,745
‫می‌تونه هر چیزی باشه و هرجا!‬

710
01:17:17,663 --> 01:17:18,872
‫ممنون از توضیحاتت. ‬

711
01:17:19,540 --> 01:17:21,083
‫بالاخره یه جایی اون‌جاست. ‬

712
01:17:23,085 --> 01:17:24,503
‫هیچی…‬

713
01:17:33,429 --> 01:17:34,888
بسته کجاست؟

714
01:17:35,180 --> 01:17:37,641
‫نمی‌فهمم. همین‌جا بود!‬

715
01:17:37,933 --> 01:17:39,476
‫پرستار گذاشتتش یه جای دیگه؟ ‬

716
01:17:39,768 --> 01:17:42,146
‫نه امروز پرستار نیست، ‬
‫پسرتون امروز با مادرشه. ‬

717
01:17:42,438 --> 01:17:44,481
‫ ‫مادرش…‬‬
‫اوه… آره. درسته.  ‬

718
01:17:44,773 --> 01:17:46,358
‫بسته رو واسم پیدا کن و بیار. ‬

719
01:17:46,650 --> 01:17:49,695
‫- من مطمئنم که این‌جا بود…‬
‫‫- فقط برو. برو. ‬‬

720
01:17:51,989 --> 01:17:53,657
‫اوه! از این بهتر نمی‌شه دیگه…‬

721
01:18:01,331 --> 01:18:03,751
<font color="#00ffff">امروز بعد از ظهر، در کشتی‌سازیِ ای دی بی‫…‬</font>

722
01:18:04,042 --> 01:18:06,253
<font color="#00ffff">منجر به خسارتِ زیادی شده است‫.‬</font>

723
01:18:06,545 --> 01:18:08,422
<font color="#00ffff">هیچ دلیلی برای این حادثه گزارش نشده است‫.‬</font>

724
01:18:08,714 --> 01:18:11,759
<font color="#00ffff">تحقیقات برای تعیینِ علتِ این حادثه ادامه دارد‫.‬ </font>

725
01:18:12,050 --> 01:18:15,637
<font color="#00ffff">مدیر عاملِ کمپانی، نیکلاس تیبولت دو فونولیت‫…‬</font>

726
01:18:15,929 --> 01:18:18,891
<font color="#00ffff">در چندین پرونده‌ی اختلاس درگیر بوده است‫…‬</font>

727
01:18:19,183 --> 01:18:21,977
<font color="#00ffff">اما هر بار او تبرئه شده است‫.‬</font>

728
01:18:22,269 --> 01:18:24,313
<font color="#00ffff"> من هر کی که بتونه یه ذره مدرک رو کنه رو‫…‬ </font>

729
01:18:24,605 --> 01:18:26,273
<font color="#00ffff">به مبارزه دعوت می‌کنم‫.‬ </font>

730
01:18:26,565 --> 01:18:28,609
<font color="#00ffff">این یه تهمته‫.‬ </font>

731
01:18:28,901 --> 01:18:30,611
<font color="#00ffff">ادامه‌ی اخبار در ای سی آی‫…‬</font>

732
01:18:50,255 --> 01:18:52,883
‫آروم باش، آروم باش، نفس بکش. ‬

733
01:18:55,802 --> 01:18:59,097
‫تمرینِ ذهنی:‬
‫سوال‌های حیاتی.‬

734
01:18:59,389 --> 01:19:00,933
‫شماره‌ی دوازده…‬

735
01:19:01,225 --> 01:19:03,477
‫… کی داستان‌‌های بامزه رو اختراع کرد؟ ‬

736
01:19:03,769 --> 01:19:07,773
‫شماره‌ی ۲۷:  چرا هر وقت یه جایی رو تو نقشه‬
‫جست و جو می‌کنیم جای پاره شده است؟‬

737
01:19:08,065 --> 01:19:11,568
‫شماره‌ی ۶۲: ‬
‫چه مقدار از فرسایشِ زمین به علتِ راه‌رفتنه؟‬

738
01:19:16,323 --> 01:19:18,951
<font color="#00ffff">رئیسِ کمپانی، نیکولاس تیبولت دو فونولیت‫…‬</font>

739
01:19:19,201 --> 01:19:22,537
<font color="#00ffff">در چندین پرونده‌ی اختلاس درگیر بوده است‫...‬</font>

740
01:19:22,829 --> 01:19:24,915
<font color="#00ffff">و هر بار او تبرئه شده است‫.‬ </font>

741
01:19:26,333 --> 01:19:27,459
‫اه! چرت و پرت!‬

742
01:19:27,751 --> 01:19:29,127
<font color="#00ffff">هر کی یه ذره مدرک رو کنه‫…‬</font>

743
01:19:29,419 --> 01:19:30,170
<font color="#00ffff">این یه تهمته‫.‬</font>

744
01:19:30,462 --> 01:19:32,839
<font color="#00ffff">ادامه‌ی اخبار در ای سی آی‫…‬</font>

745
01:19:39,763 --> 01:19:41,765
‫پس دلت جنگ می‌خواد؟ ‬

746
01:19:42,057 --> 01:19:43,976
‫خب مثِ یه رعد رو سرت فرود می‌آد. ‬

747
01:19:44,268 --> 01:19:45,769
‫شروع کنیم قربان؟ ‬

748
01:19:46,270 --> 01:19:47,271
‫شروع کن!‬

749
01:19:47,854 --> 01:19:49,606
‫‫‫- شروع کن. ‬‬‬
‫- شروع کن. ‬

750
01:19:50,148 --> 01:19:51,358
‫- شروع کن. ‬

751
01:20:29,062 --> 01:20:30,355
‫اوووه! …‬

752
01:20:51,251 --> 01:20:52,127
‫خب اینم از عزیزِ دلمون . ‬

753
01:20:53,837 --> 01:20:56,923
فک می‌کردی ما تو زندون پوسیدیم؟

754
01:20:57,549 --> 01:21:00,469
از رای دادگاهِ ما خوشت اومد؟

755
01:21:11,438 --> 01:21:13,064
‫تمرینِ شماره هشت: پول…‬

756
01:21:13,356 --> 01:21:16,401
وجه، نقد، پول، چرکِ کفِ دست، خرج کردن،
‫سود، سرمایه… ‬

757
01:21:16,693 --> 01:21:19,404
‫دفترچه حساب، پنی‌ها…‬

758
01:21:35,712 --> 01:21:36,755
‫آره!‬

759
01:22:07,953 --> 01:22:08,870
‫نه!‬

760
01:22:10,539 --> 01:22:12,666
‫نچ نچ نچ نچ … سسسس‬

761
01:22:14,751 --> 01:22:15,835
‫اوه…‬

762
01:22:51,913 --> 01:22:53,081
‫اوه!‫نه!‬‬

763
01:23:01,673 --> 01:23:04,384
‫من اومدم که یه درسِ کوچولو بهت بدم…‬

764
01:23:04,676 --> 01:23:08,930
‫… اما این دلقکا یه ایده‌ی دیگه بهم دادن. ‬

765
01:23:12,142 --> 01:23:13,727
‫اوه… نه…‬

766
01:23:15,312 --> 01:23:16,438
‫چی میگی؟‬

767
01:23:19,441 --> 01:23:21,401
‫تو هیچ وقت چنین ریسکی نمی‌کنی. ‬

768
01:23:22,360 --> 01:23:23,695
چه ریسکی؟

769
01:23:25,196 --> 01:23:30,201
‫جفتِ ما بی خیالِ فروختنِ ‫سلاح به اون شورشی‌هایی که ‬‬
‫داشتن یه کودتا راه می‌انداختن شدیم. ‬

770
01:23:30,493 --> 01:23:33,038
‫اونا هم یه بمب تو کشتی سازی دریایی من‬
‫کار گذاشتن…‬

771
01:23:33,330 --> 01:23:35,498
‫…قبل از این که بیان به تو حمله کنن. ‬

772
01:23:35,790 --> 01:23:38,543
‫‫ما هم سعی کردیم به کمکت بیایم…‬‬

773
01:23:39,544 --> 01:23:40,795
‫مگه نه لیبرسکی؟ ‬

774
01:23:41,087 --> 01:23:43,006
‫فقط یکم دیر رسیدیم.‬

775
01:23:44,632 --> 01:23:46,092
‫این ایده عالیه. ‬

776
01:23:46,384 --> 01:23:47,677
‫صب کن، صب کن…‬

777
01:24:06,529 --> 01:24:07,363
‫آه!‬

778
01:24:07,655 --> 01:24:10,158
‫من بهت نوار و همه‌ی شواهد رو می‌دم. ‬

779
01:24:10,450 --> 01:24:13,203
دندون‌ها، انگشت‌ها
‫و چپاول‌های موزه‌ی بغداد رو هم می‌دم. ‬

780
01:24:13,495 --> 01:24:15,955
‫اونا رو بردار و از این جا برو. ‬

781
01:24:18,833 --> 01:24:20,293
‫نچ، اونا کافی نیست. ‬

782
01:24:20,585 --> 01:24:23,546
‫وااااااااای‬
‫چرت و پرت نگو دیگه. ‬

783
01:24:26,049 --> 01:24:28,676
‫باشه!‬
‫من نبایست دستگاهتو دست‌کاری می‌کردم.‬

784
01:24:28,927 --> 01:24:30,637
‫اما تو هم توپ‌های منو دزدیدی. ‬

785
01:24:32,138 --> 01:24:33,056
‫کدوم توپ‌ها؟ ‬

786
01:24:33,932 --> 01:24:35,350
‫خب…‬

787
01:24:36,017 --> 01:24:37,560
…‫همون کامیونِ مهماتم. ‬

788
01:24:38,686 --> 01:24:40,814
‫ما یه کامیونِ تسلیحات دزدیدیم. ‬

789
01:24:41,105 --> 01:24:42,774
‫- ‫‫ما همچین کاری کردیم؟ ‬‬‬
‫‫‫ -‫ نه!‬‬‬‬

790
01:24:43,900 --> 01:24:44,776
‫اون کارِ ما نبوده. ‬

791
01:24:46,236 --> 01:24:47,612
‫من هیچ کامیونی رو ندزدیدم. ‬

792
01:24:47,904 --> 01:24:50,406
من می‌گم احتمالن کارِ اونا بوده.

793
01:24:51,574 --> 01:24:54,202
‫آره، احتمالن کارِ اونا بوده. ‬

794
01:24:54,661 --> 01:24:57,121
‫این یارو… این یارو خودشه. ‬

795
01:24:57,413 --> 01:25:00,250
‫این یارو توی ویدئوهای امنیتی بودش. ‬

796
01:25:00,542 --> 01:25:02,085
‫خودشو به جای یه مستخدم جا زده بود. ‬

797
01:25:02,377 --> 01:25:04,504
‫من فک می‌کردم واسه تو کار می‌کنه. ‬

798
01:25:04,796 --> 01:25:06,172
‫منم فک می کردم واسه تو کار می‌کنه...‬

799
01:25:06,464 --> 01:25:07,799
‫…‫حقه‌های کثیف، شماره‌ی ۲. ‬‬

800
01:25:08,091 --> 01:25:11,219
‫چه بلبشویی شده!‬
تو واسه‫ کی کار می‌کنی؟ ‬

801
01:25:11,511 --> 01:25:15,348
‫اممم… خب من واسه خودم کار می‌کنم. ‬

802
01:25:16,891 --> 01:25:18,893
‫‫دیدی این وسط من هیچ‌کاره‌ام. ‬‬

803
01:25:19,185 --> 01:25:20,770
‫باس این یارو رو سوال‌پیچ کنیم.ها؟ ‬

804
01:25:21,062 --> 01:25:22,814
‫لیموی من بیرون پارک شده. ‬

805
01:25:23,106 --> 01:25:24,732
‫دیر نرسیدیم؟ ‬

806
01:25:25,024 --> 01:25:27,860
‫‫خیلی هم دیر کردین. ‬‬
‫این اساتید دیگه مسئله‌مون نیستن.  ‬

807
01:25:28,695 --> 01:25:29,571
‫ این بابا مسئله‌مونه. ‬

808
01:25:31,906 --> 01:25:33,116
‫اوه…‬

809
01:25:33,992 --> 01:25:36,286
‫آیسخولوس‫ وقتی مرد که…‬‬
<font color="#808080">[ آیسخولوس: که با نامِ آشیل هم مشهور است، یکی از تراژدی‌نویسانِ یونانِ باستان است ]</font>

810
01:25:36,578 --> 01:25:38,162
‫‫… یه لاک‌پشت از اون بالا خورد تو کله‌اش!‬‬

811
01:25:38,454 --> 01:25:42,875
‫جان باپتیست لولی، ‬
وقتی داشت با موزیک ضرب می‌گرفت ‫از قانقاریا مرد. ‬
<font color="#808080">[ لولی‫:‬ آهنگ‌سازِ فرانسوی و زاده‌ی ایتالیا ]</font>

812
01:25:43,167 --> 01:25:47,505
‫بارباروسا، به این خاطر مرد که  وقتی می‌خواست ‬
‫‫از رودخونه رد بشه، یادش رفت زرهشو در بیاره.‬‬
<font color="#808080">[ باربوسا‫:‬ شاهِ آلمانی در قرنِ یازدهم ]</font>

813
01:25:47,797 --> 01:25:52,635
‫و من… من هم مثِ اونا احمقانه مردم. ‬
‫مثِ یه اسکل. ‬

814
01:26:34,969 --> 01:26:37,263
‫گنجه! نقشه‌ی دوم!‬

815
01:26:37,555 --> 01:26:42,643
‫ا-ض-ط-ر-ا-ر-ی‬

816
01:28:01,973 --> 01:28:04,600
‫همه بیرون!‬
‫‫ها ها ها !‬‬

817
01:28:18,823 --> 01:28:20,283
‫بندازشون بالا!‬

818
01:28:28,291 --> 01:28:30,251
‫‫۲۴۰، ۲۳۰…‬‬

819
01:28:30,543 --> 01:28:32,378
‫… ۲۲۰، ۲۱۰…‬

820
01:28:33,170 --> 01:28:37,633
‫… ۲۰۰، ۱۹۰، ۱۸۰، ۱۷۰…‬

821
01:28:37,925 --> 01:28:40,344
‫… ۱۶۰، ۱۵۰…‬

822
01:28:42,513 --> 01:28:44,181
‫…۱۳۰، ۱۲۰…‬

823
01:28:44,473 --> 01:28:47,018
‫…۱۱۰، ۹۰، ۷۰…‬

824
01:28:49,061 --> 01:28:51,022
‫و… و…و… الان!‬

825
01:28:51,314 --> 01:28:52,773
‫آشغالارو بنداز پایین. ‬

826
01:29:02,617 --> 01:29:03,701
‫آروم!‬

827
01:29:18,049 --> 01:29:19,508
‫اوه، گندش بزنن…‬

828
01:29:19,800 --> 01:29:21,594
جابه‌جاییِ زباله‌ها!

829
01:29:56,796 --> 01:29:58,506
‫اونا بالای سرمونن…‬
‫روی پل!‬

830
01:29:58,798 --> 01:30:01,759
‫آب که از سر گذشت، ‬
‫چه یک وجب، چه صد وجب!‬

831
01:30:03,677 --> 01:30:05,262
‫امیدوارم از خورشید لذت ببری!‬

832
01:30:05,554 --> 01:30:07,890
‫ما پولِ تعطیلاتت توی ‬
‫شمالِ آفریقا رو پرداخت کردیم. ‬

833
01:30:16,148 --> 01:30:18,818
‫گنجه، فرودِ خوبی بود، ممنون!‬

834
01:30:19,110 --> 01:30:21,862
‫‫ها! ها! این ‫بازیافتیه!‬‬‬

835
01:30:38,879 --> 01:30:39,880
‫دوباره!‬

836
01:30:42,633 --> 01:30:43,676
‫دوباره!‬

837
01:31:31,515 --> 01:31:32,808
‫اینو میشناسی؟ ‬

838
01:31:49,992 --> 01:31:53,203
‫و تو! تو هم اینو می‌شناسی؟ ‬

839
01:32:07,593 --> 01:32:10,638
‫سسسس! نچ نچ نچ…‬

840
01:32:10,929 --> 01:32:12,306
‫حرکت نکن. ‬

841
01:32:13,766 --> 01:32:14,808
‫حرکت نکن. ‬

842
01:32:30,699 --> 01:32:32,368
‫شما فدیه می‌خواین؟ ‬

843
01:32:35,454 --> 01:32:37,956
‫‫لعنتی‌ها، یه قیمت بگین…‬‬
‫ما پرداخت می‌کنیم. ‬

844
01:32:40,167 --> 01:32:41,251
‫‫من یکی از دوستای…‬‬

845
01:32:41,543 --> 01:32:43,462
‫رئیس جمهورِ این جمهوری هستم. ‬

846
01:32:43,754 --> 01:32:47,049
‫این نارنجک رو وردارین! واقعن احمقانه است!‬

847
01:32:47,841 --> 01:32:51,303
ما تماس می‌گیریم باهاش،
‫شمام مطمئن باشید که ایشون بهتون پرداخت خواهد کرد‬

848
01:32:51,595 --> 01:32:53,013
‫شمرده حرف بزن احمق!‬

849
01:32:58,435 --> 01:32:59,645
‫شما چی می‌خواین؟‬

850
01:33:02,815 --> 01:33:04,775
‫ببخشید…‬

851
01:33:05,067 --> 01:33:07,111
‫بابتِ بچه‌ها معذرت می‌خوام. ‬

852
01:33:09,154 --> 01:33:12,074
‫اوه، آره…‬
‫معذرت می‌خوام. ‬

853
01:33:12,366 --> 01:33:13,826
‫از زنایی که …‬

854
01:33:14,118 --> 01:33:16,286
‫…‫تو جنگ بهشون تجاوز شده،‬‬
‫عذر می‌خوام.‬

855
01:33:16,578 --> 01:33:19,998
‫من به آدمایی اسلحه می‌فروشم که‬
‫‫جنگ‌ها رو تموم می‌کنن. ‬‬

856
01:33:20,290 --> 01:33:21,333
‫‫ حروم‌زاده‌!‬‬

857
01:33:21,625 --> 01:33:23,961
‫تو هنوز مینِ ضدِ نفر می‌فروشی!‬

858
01:33:29,133 --> 01:33:31,844
‫من به تروریست‌ها اسلحه می‌فروشم.‬

859
01:33:32,136 --> 01:33:34,430
بوئینگِ سیصدی که توی آنکارا منفجر شد…

860
01:33:34,721 --> 01:33:37,182
‫موادِ منفجره‌اش مالِ ما بود. ‬

861
01:33:37,474 --> 01:33:40,436
وقتی تو حواست نبود، من به
‫ETA و AIR…‬

862
01:33:40,727 --> 01:33:42,312
‫اسلحه می‌فروختم. ‬

863
01:33:42,604 --> 01:33:46,358
‫و دارفور،‬
فک می‌کنی مواد منفجره‌اش از کجا اومده بود؟

864
01:33:47,025 --> 01:33:49,194
چی؟ تو با اونا معامله کردی؟

865
01:33:49,486 --> 01:33:51,488
‫عوضیِ ناکس!‬

866
01:33:51,488 --> 01:34:01,488
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

867
01:37:03,597 --> 01:37:06,600
‫قاچاق‌چی‌های ویدئو‬

868
01:37:19,821 --> 01:37:21,907
‫برید توی یوتیوب…‬

869
01:37:22,199 --> 01:37:24,910
‫… و تایپ کنید:‬
‫«دستگیریِ دلالانِ اسلحه»‬

870
01:37:46,598 --> 01:37:48,975
‫رفقا! بیاین ببینید!‬

871
01:37:57,692 --> 01:37:59,569
‫‫آقای مارکونی، لطفن!‬‬

872
01:37:59,861 --> 01:38:02,322
‫قیمتِ سهامِ شما سقوط کرده. ‬

873
01:38:02,614 --> 01:38:06,284
شما ممکنه به ۱۵ سال حبس محکوم بشید.
‫برای دفاع چی دارید بگید؟‬

874
01:38:06,576 --> 01:38:08,536
‫ما می‌تونیم براتون لینکِ یوتیوب رو بفرستیم…‬

875
01:38:11,456 --> 01:38:14,960
‫دوستانِ سیاسیِ پیشینِ فونولیت، او را ترک کردند…‬

876
01:38:15,251 --> 01:38:17,879
‫… حتی شخصِ رئیس‌جمهور…‬

877
01:38:18,129 --> 01:38:20,423
‫… به مکانِ نامعینی فرار کرده است…‬

878
01:38:20,715 --> 01:38:25,553
‫ما انتظار داریم که بالاخره روزی بسته ‌شدنِ‬
‫‫کشتی‌سازیِ نیروی دریاییِ یوبرویلیر را ببینیم. ‬‬

879
01:38:39,859 --> 01:38:42,278
‫در همان لحظه‌ای که آن دو سوداگرِ مرگ‬
درب را شکستند…

880
01:38:42,570 --> 01:38:46,866
‫… بازیل، آن افتخارِ شیطان،‬
‫‫‫سینه‌اش را فراخ کرد و تلافی را آغاز…‬‬‬
‫در آن زمان بود  که دختر جیغ کشید و آه‌آه‌اش به آسمان شتافت…‬

881
01:38:51,371 --> 01:38:53,832
‫نیازی به باهوش بودن نیست…‬

882
01:38:54,124 --> 01:38:57,293
‫‫… تا دریابیم که آن‌ها با‬‬
‫چشم‌های شیمن دنیا را می‌نگریستند.‬
<font color="#808080">[ شیمن‫:‬ یک شخصیتِ عاشق در اپرایی با همین نام نوشته‌ی آنتونیو ساچینی ]</font>

883
01:38:57,585 --> 01:38:59,170
‫و بر هیچ‌کس پوشیده نیست که…‬

884
01:38:59,462 --> 01:39:02,132
‫‫… آن دو چون شعله‌های آتشی سوزان بودند. ‬‬
<font color="#808080">[ واضح است که استاد در حالِ نوشتنِ داستانِ پورن است ]</font>

885
01:39:20,462 --> 01:44:15,132
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

