WEBVTT

1
00:00:01.976 --> 00:00:26.976
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:33.000 --> 00:00:34.308
نیل اسپلس در-
رد رورر صحبت میکنه

3
00:00:34.501 --> 00:00:36.742
در محوطه دانشکده تگزاس

4
00:00:36.970 --> 00:00:39.007
این یک هشداره برای
شهروندان استین

5
00:00:39.206 --> 00:00:41.152
.از محوطه دانشکده دور بمونید

6
00:00:41.341 --> 00:00:43.548
.از محوطه دانشکده دور بمونید

7
00:00:43.744 --> 00:00:45.746
یک تک تیرانداز در ساختمان
دانشکده هست

8
00:00:45.979 --> 00:00:47.925
و قصد شلیک داره

9
00:00:49.425 --> 00:00:57.425
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

10
00:01:11.538 --> 00:01:13.347
دوشنبه،دوشنبه- ♪

11
00:01:15.742 --> 00:01:17.551
با من خیلی خوبه- ♪

12
00:01:19.746 --> 00:01:21.589
ما امتحان انسان شناسی داشتیم-

13
00:01:21.782 --> 00:01:24.695
برای همین اون روز
.زود از کلاس بیرون اومدیم

14
00:01:29.957 --> 00:01:32.528
من و دوست پسرم تام
داشتیم قهوه میخوردیم

15
00:01:32.726 --> 00:01:35.297
توی اتاقک چاک
در محوطه دانشجویی

16
00:01:37.431 --> 00:01:39.411
.هی،کلیر-

17
00:01:46.940 --> 00:01:48.385
میدونستیم که اگر سریع تر نریم-

18
00:01:48.575 --> 00:01:49.781
و سکه دیگه ای توی
مصرف سنج نندازیم

19
00:01:49.977 --> 00:01:52.389
اخطار خواهیم گرفت

20
00:01:52.579 --> 00:01:54.456
.وما دوتا اخطار داشتیم

21
00:01:54.648 --> 00:01:55.888
،فکر میکنم اگر سه تا میگرفتی

22
00:01:56.083 --> 00:01:57.892
دیگه نمیتونستی توی دانشکده پارک کنی

23
00:01:58.085 --> 00:02:03.728
بعضی مواقع فقط اینجوری-♪
مشخص میشه

24
00:02:03.924 --> 00:02:05.767
اوه،صبح دوشنبه♪

25
00:02:05.959 --> 00:02:07.996
تو هیچ اخطاری به من ندادی♪

26
00:02:08.228 --> 00:02:11.903
ما یجورایی داشتیم بحث میکردیم-

27
00:02:12.099 --> 00:02:13.908
خوب،اون نگران بود
که من

28
00:02:14.101 --> 00:02:15.910
بچه رو به اندازه
کافی تقویت نمیکنم

29
00:02:16.103 --> 00:02:19.016
ومن گفتم:"خوب،تام،من امروز
"صبح اب پرتقال خوردم

30
00:02:23.577 --> 00:02:25.250
و بعد احساس

31
00:02:28.115 --> 00:02:31.358
.تکون خوردن شدیدی به من دست داد

32
00:02:38.692 --> 00:02:41.605
طوری که انگار قدم
.به یک جریان برق گذاشتم

33
00:02:43.263 --> 00:02:45.869
.جوری که انگار دچار برق گرفتگی شدم

34
00:02:46.099 --> 00:02:47.772
----تام گفت
!عزیزم-

35
00:02:47.968 --> 00:02:51.040
،به سمت من اومد
...وبعد

36
00:03:10.791 --> 00:03:12.896
چکار میکنی؟-
از اونجا بلند شو

37
00:03:15.128 --> 00:03:18.075
!لطفا به دکتر زنگ بزن-
.کتابهات رو جمع کن-

38
00:03:22.069 --> 00:03:24.845
!لطفا!کمکمون کن-

39
00:03:40.220 --> 00:03:41.494
هر روز دیگه ای-♪
هر روز دیگه ای♪

40
00:03:41.688 --> 00:03:42.894
هر روز دیگه ای♪

41
00:03:43.090 --> 00:03:46.003
هر روز دیگه ای♪
از هفته روز خوبیه

42
00:03:46.193 --> 00:03:49.936
من وظیفه رسوندن روزنامه ها-
در اطراف دانشکده تگزاس رو داشتم

43
00:03:50.163 --> 00:03:51.506
این بزرگترین خط روزنامه رسانی
در استین بود

44
00:03:51.698 --> 00:03:54.907
و همه میخواستن
.که اون رو بگیرن

45
00:03:55.102 --> 00:03:56.376
.اون روز پسر خالم هم با من بود

46
00:03:56.570 --> 00:03:59.915
بعضی اوقات اون در روزنامه رسانی
.به من کمک میکرد

47
00:04:00.107 --> 00:04:01.882
من قرار نبود اون
.روز کار کنم

48
00:04:02.075 --> 00:04:03.679
مسئول همیشگی قرار بود

49
00:04:03.877 --> 00:04:05.857
اون روز از تعطیلات برگرده

50
00:04:06.046 --> 00:04:08.856
حدود ده صبح دفتر روزنامه
به من زنگ زد

51
00:04:09.049 --> 00:04:11.928
و پرسید که ایا من میتونم
یک روز دیگه کار روزنامه رسانی رو انجام بدم؟

52
00:04:13.553 --> 00:04:15.794
اما صبح دوشنبه♪

53
00:04:16.022 --> 00:04:20.061
صبح دوشنبه تضمین نمیکرد♪

54
00:04:21.928 --> 00:04:23.635
___اون♪

55
00:04:33.807 --> 00:04:35.809
من یا داشتم گزارش-
پر میکردم

56
00:04:36.042 --> 00:04:37.919
یا با گوش دادن به رادیو
توی غرب کشور

57
00:04:38.111 --> 00:04:42.582
کمی به خودم استراحت میدادم

58
00:04:44.151 --> 00:04:47.257
یکی از شعر هایی که
اون روز صبح پخش شد رو یادمه

59
00:04:47.454 --> 00:04:48.660
.که اهنگ"واترلو"بود

60
00:04:48.889 --> 00:04:49.993
واترلو♪-

61
00:04:50.223 --> 00:04:51.827
بعد از اون روز
...تقریبا احساس میکردم

62
00:04:52.058 --> 00:04:55.767
خوب،خطر بزرگی برای
.کسی توی راهه

63
00:04:55.962 --> 00:04:58.408
هر توله سگی روز خودش رو داره♪-

64
00:04:58.598 --> 00:05:00.600
هرکسی باید هزینه ای پرداخت کنه♪

65
00:05:00.801 --> 00:05:04.510
هر کس باید با خطرش رو به رو بشه♪

66
00:05:04.738 --> 00:05:05.910
.اون روز هوا گرم بود-

67
00:05:06.106 --> 00:05:08.814
احتمالا صد درجه بود

68
00:05:09.009 --> 00:05:10.147
من شروع به تحویل روزنامه ها کردم

69
00:05:10.343 --> 00:05:12.619
و من صدایی شنیدم شبیه
به ترکیدن چیزی

70
00:05:12.813 --> 00:05:14.588
انگار صدای ترقه بود

71
00:05:44.711 --> 00:05:47.214
استین،تگزاس♪-

72
00:05:49.115 --> 00:05:50.788
روز اول اگوست شروع شد-

73
00:05:50.984 --> 00:05:53.863
مثل یک روز عادی تابستون
در استین-تگزاس

74
00:05:54.054 --> 00:05:57.399
و راستش،روزی بود که
از جات تکون نمیخوردی

75
00:05:59.125 --> 00:06:01.662
و ما داشتیم سعی میکردیم
...تصمیم بگیریم

76
00:06:01.862 --> 00:06:03.671
خوب،امروز چی
رو پوشش میدیم؟

77
00:06:05.031 --> 00:06:07.511
...برج اصلی
دانشکده تگزاس

78
00:06:07.701 --> 00:06:08.873
و بعد رادیو -
به شماره من زنگ زد

79
00:06:09.069 --> 00:06:11.071
و من سعی میکردم سر
.در بیارم که اونا چی میگن

80
00:06:11.304 --> 00:06:12.510
.اما صدا خوب نمیومد

81
00:06:14.307 --> 00:06:16.719
من..نمیتونم...نمیتونم-
بفهمم چی دارین میگین

82
00:06:16.910 --> 00:06:18.355
.مدام صداتون قطع میشه

83
00:06:18.545 --> 00:06:22.857
...اون چیزی گفت درباره اینکه-
...44..108-

84
00:06:23.049 --> 00:06:26.053
بالاخره دانشکده تگزاس-
رو از بین حرفها رمز گشایی کردم

85
00:06:26.253 --> 00:06:30.929
پس..فقط گفتم که
دارم به سمت دانشکده تگزاس میرم

86
00:06:32.826 --> 00:06:34.100
،البته ما رادیو های پلیس رو در سراسر

87
00:06:34.327 --> 00:06:35.772
.اتاق خبر داشتیم

88
00:06:38.031 --> 00:06:39.203
وبعد...طی چند ثانیه-

89
00:06:42.869 --> 00:06:46.510
یک نفر بالای برج ایستاده-
و داره تیراندازی میکنه

90
00:06:46.706 --> 00:06:49.448
،به مردم تیراندازی میکنه
و دارن افسر هارو به

91
00:06:49.676 --> 00:06:51.747
بهترین نحوی که میتونن
به صحنه میفرستن

92
00:06:56.917 --> 00:06:58.919
.اپراتور پلیس-
.مایکل هال صحبت میکنه-

93
00:06:59.119 --> 00:07:02.123
همین الان یک تیر اندازی
در جلوی برج اتفاق افتاده

94
00:07:04.057 --> 00:07:06.731
من صدای چیزهایی که فکر میکردم
دوتا ترقه باشن شنیدم

95
00:07:06.927 --> 00:07:08.907
،و فکر کردم که یکی
هنوز از چهار جولای

96
00:07:09.095 --> 00:07:11.541
ترقه هاش رو نگه داشته

97
00:07:11.731 --> 00:07:13.267
.اپراتور پلیس

98
00:07:13.466 --> 00:07:15.912
سلام،دپارتمان زبان انگلیسی
.دانشگاه صحبت میکنه

99
00:07:16.102 --> 00:07:17.945
مطمئنیم که یکی اون
.بیرون تیر خورده

100
00:07:18.138 --> 00:07:19.879
.یک نفر داره از برج شلیک میکنه

101
00:07:20.073 --> 00:07:22.110
-وقتی که شروع شد من سر کلاس شکسپیر بودم

102
00:07:22.309 --> 00:07:25.313
و  ما به سمت پنجره های
بخش ساختمان انگلیسی دویدیم

103
00:07:27.147 --> 00:07:30.720
ما اونجا ایستاده بودیم
و از بالای شونه همدیگه نگاه میکردیم

104
00:07:32.452 --> 00:07:35.160
من متوجه شدم که کسی داشت-
از بالای برج شلیک میکرد

105
00:07:35.388 --> 00:07:37.994
،و اینکه اگر من میتونستم اونو ببینم
.اون هم میتونست من رو ببینه

106
00:07:38.224 --> 00:07:39.828
.افرادی دارن تیر اندازی میکنن-
.یک نفر تیر خورده

107
00:07:40.060 --> 00:07:41.505
. چهار ادم متفاوت

108
00:07:41.728 --> 00:07:43.332
بله خانم -
.گزارش شده

109
00:07:43.563 --> 00:07:45.600
اون میگه که چهار نفر
اونجا تیر خوردن

110
00:07:45.799 --> 00:07:48.837
،هنگامی که من دویدم پشت یک ماشین
صدای تیری که از اسلحه شلیک شد

111
00:07:49.069 --> 00:07:50.844
طوری بود که انگار کنار گوش من شلیک شده

112
00:07:51.071 --> 00:07:52.948
میتونستم صدای کمانه
.کردن گلوله رو بشنوم

113
00:07:53.139 --> 00:07:54.812
وقتی که پرسیدم
،کسی تیر خورده یا نه

114
00:07:55.008 --> 00:07:56.817
،شخصی گفت پنج نفر

115
00:07:57.010 --> 00:07:58.648
.از جمله یک پسر کوچولوی روی دوچرخه

116
00:08:00.413 --> 00:08:02.825
وقتی که من تیر خوردم-
.ما هر دو افتادیم

117
00:08:05.018 --> 00:08:06.827
.حالت خوب میشه-

118
00:08:07.020 --> 00:08:08.761
.حالت خوب میشه،عزیزم

119
00:08:08.955 --> 00:08:10.263
.حالش خوب میشه

120
00:08:14.694 --> 00:08:17.800
خدای من!چه اتفاقی افتاد؟-
.اون تیر خورده-

121
00:08:24.704 --> 00:08:28.447
من اون روز از ساعت هشت و نیم صبح

122
00:08:28.641 --> 00:08:30.382
مشغول به کار در
دانشکده تگزاس بودم

123
00:08:30.610 --> 00:08:33.614
توجهم به صسمت دیگه خیابان جمع شد
یک گروه کوچیک جمع شده بودن

124
00:08:33.813 --> 00:08:36.054
چه اتفاقی افتاده؟-
.به نظر میاد که جنگ باشه

125
00:08:49.129 --> 00:08:50.540
از خیابان رد شدم و فهمیدم که

126
00:08:50.730 --> 00:08:52.903
.یک پسر تیر خورده

127
00:08:53.133 --> 00:08:55.977
خیلی خوب،بیاین
خونریزی رو متوقف کنیم

128
00:08:59.406 --> 00:09:02.853
و من خوب من سعی کردم
که فوران خون رو متوقف کنم

129
00:09:03.043 --> 00:09:04.852
حالت خوبه؟

130
00:09:05.045 --> 00:09:06.319
.حالت خوب میشه

131
00:09:09.182 --> 00:09:12.356
گزارشاتی رو شنیدم
که متوجه شدم مبنی بر تیراندازی هستن

132
00:09:12.552 --> 00:09:15.863
اما نمیتونستم بگم که
.از کجا میان

133
00:09:20.026 --> 00:09:22.939
من اصلا نمیدونستم که
چه اتفاقی افتاده

134
00:09:31.871 --> 00:09:34.909
...فکر کنم احساس کردم که انگار بچه

135
00:09:35.108 --> 00:09:37.918
به یک سمت افتاد؟

136
00:09:38.111 --> 00:09:42.116
پس فکر کردم که احتمالا
دیگه زنده نیست

137
00:09:42.348 --> 00:09:45.386
میدونین،در ماه هشتم
بچه خیلی تکون میخوره

138
00:09:45.585 --> 00:09:48.691
،و بعد از اینکه من تیر خوردم

139
00:09:48.888 --> 00:09:50.890
.بچه دیگه تکون نخورد

140
00:09:54.060 --> 00:09:56.438
.تام؟اون رو صدا زدم

141
00:09:56.629 --> 00:09:57.767
...تام

142
00:09:57.964 --> 00:10:01.036
اما تام هرگز چیز دیگه ای
نگفت

143
00:10:23.089 --> 00:10:26.901
میدونین،من-من- فکر کردم-
.که دیگه تموم شده

144
00:10:27.093 --> 00:10:28.299
مردای قانون میرسن اونجا
و بعد

145
00:10:28.495 --> 00:10:30.634
،معمولا تموم میشه
متوجهین؟

146
00:10:32.966 --> 00:10:34.843
تگزاس♪-

147
00:10:35.068 --> 00:10:38.106
میدونی که ما دوستت داریم♪

148
00:10:39.839 --> 00:10:41.910
و ستایشت میکنیم♪

149
00:10:42.108 --> 00:10:45.578
ما میخوایم تو بدونی♪

150
00:10:48.815 --> 00:10:50.988
و بعد من-من بالاخره متوجه -
شدم که داره اتفاقی میافته

151
00:10:51.184 --> 00:10:52.993
.که هرگز ندیده بودم

152
00:11:14.841 --> 00:11:18.288
من فکر کردم--صدها پنجره
اون بالا هست

153
00:11:18.478 --> 00:11:21.891
.و صد پلنگ سیاه

154
00:11:22.115 --> 00:11:24.288
.یک انقلاب

155
00:11:24.484 --> 00:11:26.794
و موهای پشت گردنم
سیخ شده بودن

156
00:11:28.388 --> 00:11:31.198
. و باید بگم که ترسیدم

157
00:11:31.391 --> 00:11:33.803
. این از من بزرگتر بود

158
00:11:35.528 --> 00:11:38.975
یک نفر بالای برج ایستاده-
و داره تیر اندازی میکنه

159
00:11:39.165 --> 00:11:40.508
. به مردم تیر اندازی میکنه

160
00:11:42.502 --> 00:11:44.709
من به مسوول پخش موزیک
که سر کارش بود گفتم

161
00:11:44.904 --> 00:11:47.976
بین اهنگ ها کمی اخبار پخش کن و
بیارش روی صدای من

162
00:11:52.178 --> 00:11:54.055
و از اونجا به بعد
.من به عهدش میگیرم

163
00:12:03.923 --> 00:12:07.598
من سخنرانیم رو همونطور که
به سمت برج میرفتم شروع کردم

164
00:12:07.827 --> 00:12:09.363
نیل اسپلس از
روور صحبت میکنه

165
00:12:09.562 --> 00:12:11.439
در محوطه دانشکده تگزاس

166
00:12:11.664 --> 00:12:13.871
این یک اخطار برای
شهروندان استین هست

167
00:12:14.067 --> 00:12:15.876
از محوطه دانشکده
دوری کنید

168
00:12:16.069 --> 00:12:18.276
یک تک تیرانداز در
محوطه دانشگاه هست

169
00:12:18.504 --> 00:12:21.280
. و قصد شلیک داره

170
00:12:21.507 --> 00:12:25.512
خوب،من انتظار یک روز-
معمولی رو داشتم

171
00:12:27.380 --> 00:12:30.088
و دختر هام رو گذاشته
بودم مهد کودک

172
00:12:30.283 --> 00:12:31.626
،همسرم سر کار بود

173
00:12:31.851 --> 00:12:33.797
و شیفتم تا سه بعد از ظهر شروع نمیشد

174
00:12:34.020 --> 00:12:35.556
نگاه دقیقی به فرشهاتون بندازین...-

175
00:12:35.755 --> 00:12:38.929
این جارو برقی هوور تگزاس
به محض جارو زدن کثیفی رو شکست میده

176
00:12:39.125 --> 00:12:42.231
این یک بخش خبری مهمه-

177
00:12:42.428 --> 00:12:44.430
یک تک تیرانداز با اسلحه
قدرتمند

178
00:12:44.631 --> 00:12:47.771
به جایگاه میز
بررسی  برج

179
00:12:47.967 --> 00:12:51.039
دانشکده تگزاس رفته

180
00:12:51.237 --> 00:12:53.376
. پس سراغ تلفن رفتم

181
00:12:55.308 --> 00:12:57.254
.اپراتور پلیس-
.هی،مارتینز صحبت میکنه

182
00:12:57.443 --> 00:12:58.922
کسی رو نیاز ندارن؟
ببخشید؟-

183
00:12:59.112 --> 00:13:00.455
.و من به ایستگاه زنگ زدم-

184
00:13:00.647 --> 00:13:02.649
.مارتینز صحبت میکنه
اونا به کسی نیاز ندارن؟

185
00:13:02.882 --> 00:13:04.793
.کاپیتان مارتینز روی خطه
میخواین که بیاد؟

186
00:13:04.984 --> 00:13:06.793
.اوه،بله،اقا

187
00:13:06.986 --> 00:13:08.829
اوه،اون میگه که
دوست داره بیاین،اگر که میتونین

188
00:13:09.055 --> 00:13:10.295
خیلی خب،همین الان میام

189
00:13:10.490 --> 00:13:12.231
خیلی خوب،باید برین دانشگاه

190
00:13:14.227 --> 00:13:17.834
بعد به زنم که سرکار بود-
زنگ زدم و گفتم

191
00:13:18.064 --> 00:13:20.010
عزیزم،من دارم میرم اونجا

192
00:13:20.233 --> 00:13:24.511
اما نگران نباش چون
کارم رو خوب انجام میدم

193
00:13:34.414 --> 00:13:36.587
نمیتونستم دوباره از -
خیابون رد بشم

194
00:13:38.017 --> 00:13:41.760
چون متوجه شدم که خودم هم
.ممکنه تیر بخورم

195
00:13:43.489 --> 00:13:45.867
.به ساختمان بعدی رفتم

196
00:13:49.696 --> 00:13:53.542
سعی کردم تلفنی پیدا کنم
و به همسرم زنگ بزنم

197
00:13:53.766 --> 00:13:55.677
همسرم میدونست که
اون ساعت زمان ناهارم بود

198
00:13:55.868 --> 00:13:58.314
و میدونستم که نگران میشه

199
00:13:58.504 --> 00:14:00.381
...پس

200
00:14:00.606 --> 00:14:02.882
میدونستم اگر بتونم
خودم رو به برج برسونم

201
00:14:03.109 --> 00:14:04.952
میتونستم با فروشگاه
...و همسرم

202
00:14:07.013 --> 00:14:08.458
.تماس بگیرم

203
00:14:14.887 --> 00:14:19.063
چه روز خوبیه♪ -
برای رویا دیدن

204
00:14:19.292 --> 00:14:22.705
چه روز خوبی برای♪
رویا دیدن پسر

205
00:14:22.895 --> 00:14:24.340
من به دبیرستان استین میرفتم-

206
00:14:24.530 --> 00:14:27.340
و در می سال 66فارغ التحصیل شدم

207
00:14:27.533 --> 00:14:30.343
میخواستم انگلیسی سال اول
رو از سر راه بردارم

208
00:14:30.536 --> 00:14:33.346
پس توی تابستون
به دانشکده تگزاس رفتم

209
00:14:33.539 --> 00:14:35.883
و حتی اگر زمان واقعا♪-
طرف من نباشه

210
00:14:36.075 --> 00:14:38.146
امروز یکی از همون روزهاییه♪
که باید برای قدم زدن بیرون رفت

211
00:14:38.344 --> 00:14:39.721
ما اونروز صبح رفتیم-
سر کلاس

212
00:14:39.912 --> 00:14:41.152
و بعد در حین ساعت ناهار

213
00:14:41.347 --> 00:14:43.918
من رفتم تا با جیمز لاو
شطرنج بازی کنم

214
00:14:44.150 --> 00:14:45.720
و با صورت روی زمین افتادم♪

215
00:14:45.918 --> 00:14:48.762
روی چمن تازه اصلاح شده یک نفر♪

216
00:14:48.988 --> 00:14:50.490
جیمز و من با هم دیگه در ماه می

217
00:14:50.690 --> 00:14:52.499
از دبیرستان استین فارغ التحصیل شده بودیم

218
00:14:52.692 --> 00:14:55.605
من رفتم به جایی که اون
به تنهایی در کار افرینی زندگی میکرد

219
00:14:55.828 --> 00:14:57.739
امروز از زمانی که بیدار شدم♪

220
00:14:57.930 --> 00:15:00.501
اون داره به من و رویای♪
شیرینم نگاه میکنه

221
00:15:00.700 --> 00:15:02.202
ما داشتیم به چهل -
اهنگ برتر گوش میکردیم

222
00:15:02.402 --> 00:15:03.403
و توی اتاقش شطرنج
بازی میکردیم

223
00:15:04.937 --> 00:15:06.678
ما این برنامه رو قطع میکنیم -
تا اخبار مهم ای بی سی رادیو رو

224
00:15:06.873 --> 00:15:10.685
به گوش شما برسونیم

225
00:15:10.877 --> 00:15:14.586
اونا گفتن که کسی با-
اسلحه هوایی بالای برج ایستاده

226
00:15:14.781 --> 00:15:17.762
اسلحه هوایی؟-
داره با اسلحه هوایی شلیک میکنه-

227
00:15:17.950 --> 00:15:20.590
.به نظر ما خطرناک نبود
هیجان انگیز بود

228
00:15:20.787 --> 00:15:22.892
میخوای بریم ببینیم؟-
.اره،بیا بریم-

229
00:15:31.431 --> 00:15:33.536
بعضی چیزا میرن♪
و بعضی چیزا میمونن

230
00:15:33.733 --> 00:15:35.542
ما داشتیم از وسط جاده پایین میرفتیم-

231
00:15:35.735 --> 00:15:37.908
. و یک اقا برامون دست تکون داد

232
00:15:38.104 --> 00:15:40.880
برین بیرون،میفهمین؟-
خودتونو مخفی کنید

233
00:15:42.708 --> 00:15:44.745
"از خیابون برین بیرون"

234
00:15:49.048 --> 00:15:51.585
و این اولین علامتی بود که
ما گرفتیم

235
00:15:51.784 --> 00:15:53.161
و فهمیدیم که
.اوضاع خیلی خراب شده

236
00:16:00.226 --> 00:16:04.732
تا زمانی که من و جیمز-
وارد دانشکده شده بودیم

237
00:16:04.931 --> 00:16:07.172
مطمئن بودم بیشتر از
دو جین ادم به قتل رسیده بودن

238
00:16:07.400 --> 00:16:10.677
.و ما نمیدونستیم

239
00:16:10.903 --> 00:16:12.814
این اخبار مهم-
کی ال ار ان هست

240
00:16:13.005 --> 00:16:15.178
یک تک تیرانداز با اسلحه پر قدرت

241
00:16:15.408 --> 00:16:18.252
داره به افراد در محدوده
دیدش شلیک میکنه

242
00:16:18.444 --> 00:16:20.446
به تمام ساکنین محوطه استین
هشدار داده میشه

243
00:16:20.646 --> 00:16:23.422
که از محوطه دانشگاه
تگزاس دور بمونند

244
00:16:23.616 --> 00:16:25.186
. این یک منظره باور نکردنیه-

245
00:16:25.418 --> 00:16:27.364
در دانشکده ارام تگزاس

246
00:16:27.587 --> 00:16:29.863
دما حالا داره به صد درجه میرسه

247
00:16:30.089 --> 00:16:32.763
و یک مرد دیوانه بالای
برج قرار گرفته

248
00:16:32.959 --> 00:16:35.838
و به هرهدف متحرکی که میبینه شلیک میکنه

249
00:16:36.028 --> 00:16:38.030
تیری که به من خورد-
از من گذشت و

250
00:16:38.264 --> 00:16:39.937
و به بیرون از ساختمون
کمونه کرد

251
00:16:40.132 --> 00:16:41.941
همه واقعا وحشت زده بودن

252
00:16:42.134 --> 00:16:45.775
بعد چه اتفاقی افتاد؟-
بعد همه دوییدن-

253
00:16:45.972 --> 00:16:48.782
.مثل صحنه جنگ میمونه-

254
00:16:48.975 --> 00:16:51.387
و یک شلیک دیگه،دو نوع تیر شلیک میشن

255
00:16:51.611 --> 00:16:54.558
ظاهرا پلیس هم حالا داره تیر اندازی میکنه-

256
00:16:57.116 --> 00:16:59.995
با توجه به اتفاقی که-
برای دیگران افتاد،من خوش شانس بودم

257
00:17:00.186 --> 00:17:02.462
هیچ گزارشی مبنی بر اینکه اون مرد کی-
میتونه باشه ،وجود نداره

258
00:17:02.655 --> 00:17:03.963
،یا اینکه اون بالا چه کار میکنه

259
00:17:04.156 --> 00:17:05.794
یا چی باعث این دیوانگی کنونی شده

260
00:17:05.992 --> 00:17:08.666
ما در راه کتابخانه کارشناسی بودیم-

261
00:17:08.861 --> 00:17:10.863
تقریبا اون گوشه بودیم که شلیک کرد-

262
00:17:13.666 --> 00:17:14.644
و من حدود پانزده یا بیست دقیقه

263
00:17:14.834 --> 00:17:16.711
.روی زمین افتاده بودم

264
00:17:16.903 --> 00:17:18.814
ما نمیدونستیم که-
چه کسی کشته شده

265
00:17:20.006 --> 00:17:22.384
به شاگردان دانشکده شلیک شده بود

266
00:17:23.876 --> 00:17:25.913
.مردم داشتن میمردن

267
00:17:26.145 --> 00:17:27.647
. هرج  مرج شده بود-

268
00:17:30.850 --> 00:17:32.329
من داشتم از دوربین نگاه میکردم-

269
00:17:32.518 --> 00:17:34.327
،که ناگهان متوجه شدم

270
00:17:34.520 --> 00:17:36.932
اسلحه رو دقیقا به سمت من نشونه گرفته

271
00:17:37.156 --> 00:17:40.330
باورم نمیشه  چقدر نزدیک بود که تیر بخورم

272
00:17:40.526 --> 00:17:42.733
ما میتونیم حرکت زیر ساعت رو-

273
00:17:42.929 --> 00:17:44.840
در جنوب برج دانشکده تگزاس ببینیم

274
00:17:45.031 --> 00:17:46.840
.و پلیس ها دارن شلیک میکنن

275
00:17:47.033 --> 00:17:49.513
یک نفر هست که داره شلیک میکنه-

276
00:17:49.702 --> 00:17:50.703
.-به هرکسی که میبینه و

277
00:17:50.903 --> 00:17:52.712
اون چشه؟

278
00:17:52.905 --> 00:17:55.078
اون مرد در برج دانشکده پشت میز بررسی-

279
00:17:55.274 --> 00:17:56.582
.قرار گرفته

280
00:17:56.776 --> 00:17:58.915
پایین ساعت که حالا
دوازده و بیست و پنج دقیقرو نشون میده

281
00:17:59.111 --> 00:18:01.591
.و داره شلیک میکنه
.داره به سمت ما شلیک میکنه

282
00:18:01.781 --> 00:18:03.522
همه خیلی زجر کشیدن-

283
00:18:03.716 --> 00:18:05.923
.و ما هیچ کاری نمیتونستیم بکنیم

284
00:18:07.453 --> 00:18:10.297
من اون همه خون رو میبینم-

285
00:18:10.523 --> 00:18:12.867
...و فکر میکنم که

286
00:18:13.059 --> 00:18:15.437
فرصت خداحافظی کردن

287
00:18:15.628 --> 00:18:19.599
از مادر و پدرم یا
هر چیز دیگه ای پیدا نکردم

288
00:18:28.140 --> 00:18:30.814
راننده امبولانس
تماسی دریافت کرد

289
00:18:31.043 --> 00:18:33.717
،دقیقا همون اطراف
یک نفر دیگه هم بود

290
00:18:33.913 --> 00:18:36.951
که اونا میخواستن راننده ببرتش

291
00:18:37.149 --> 00:18:39.823
،به بیرون پنجره نگاه میکردم
و تیراندازی مستقیم بود

292
00:18:41.153 --> 00:18:42.894
،و البته دارم به این فکر میکنم که

293
00:18:43.089 --> 00:18:44.261
اگر سریعا از
،اینجا بیرون نریم

294
00:18:44.457 --> 00:18:45.902
.دوباره تیر میخورم

295
00:18:47.660 --> 00:18:49.833
اون یک پسر که روی دوچرخه بود رو ناکار کرد-

296
00:18:50.062 --> 00:18:52.167
به پنجره های خارج از
محوطه تگزاس تیر اندازی کرد

297
00:18:53.799 --> 00:18:54.937
امبولانس های بیشتری در طول دانشکده

298
00:18:55.134 --> 00:18:56.807
میرفتن، میومدن و جیغ میشکیدن

299
00:18:57.003 --> 00:18:58.414
و ظاهرا امبولانس ها دارند
افرادی که گزارش شده

300
00:18:58.604 --> 00:19:00.413
روی پیاده روی

301
00:19:00.606 --> 00:19:01.812
مقابل تئاتر وارسیتی و

302
00:19:02.008 --> 00:19:03.783
و بقیه ساختمان های کنارمحوطه دانشکده

303
00:19:03.976 --> 00:19:05.853
تیر خوردند رو حمل میکنن

304
00:19:06.078 --> 00:19:08.080
محوطه دانشگاه محاصره شده

305
00:19:08.280 --> 00:19:11.659
و تا الان به ما گزارش هایی رسیده مبنی بر اینکه

306
00:19:11.851 --> 00:19:13.660
افراد از تقریبا تمام مرده شور خانه های شهر

307
00:19:13.853 --> 00:19:15.799
دارن با امبولانس به بیمارستان رفت و امد میکنن

308
00:19:19.325 --> 00:19:20.599
،من در اون زمان نمیدونستم

309
00:19:20.793 --> 00:19:23.034
.اما داشتم خون زیادی از دست میدادم

310
00:19:24.797 --> 00:19:27.971
.احساس میکردم که دارم اب میشم

311
00:19:33.639 --> 00:19:35.983
.گرما واقعا کشنده بود

312
00:19:40.846 --> 00:19:42.154
کف خیابان اونقدر گرم بود

313
00:19:42.348 --> 00:19:44.851
که داشت پشت پاهام رو میسوزوند

314
00:19:46.952 --> 00:19:49.455
چند تا دانش اموز اونجا بودن
--ومن فریاد زدم

315
00:19:49.655 --> 00:19:51.293
"کسی اسلحه داره؟"

316
00:19:51.490 --> 00:19:52.901
.یک پسر گفت که داره

317
00:19:54.401 --> 00:20:02.401
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

318
00:20:08.874 --> 00:20:10.911
میخوایش؟-
.اره-

319
00:20:11.143 --> 00:20:13.054
.اول اسلحه رو گرفتم

320
00:20:13.245 --> 00:20:15.987
،اما،ببینین ،من تا حالا با اسلحه دوربین دار
شلیک نکرده بودم

321
00:20:16.182 --> 00:20:17.525
من پسر ضعیفی بزرگ شده بودم

322
00:20:17.717 --> 00:20:19.594
و اسلحه بیست و دو بزرگترین
اسلحه ای بود که باهاش شلیک کرده بودم

323
00:20:21.053 --> 00:20:22.930
.داشتم میلرزیدم

324
00:20:24.090 --> 00:20:25.068
...و خوب،اون لرزش ناشی از

325
00:20:25.257 --> 00:20:27.931
خوب،ناشی از
اضطراب نبود

326
00:20:28.160 --> 00:20:30.936
.تلو تلو خوردن بود
.اره،تلو تلو خوردن

327
00:20:31.163 --> 00:20:32.233
نمیتونستم علامت ضربدر رو

328
00:20:32.431 --> 00:20:34.069
.روی مرکز چیزی قرار بدم

329
00:20:39.772 --> 00:20:41.774
اون پسر گفت که
..میتونه و

330
00:20:42.007 --> 00:20:43.918
خدا میدونه که اون از من
.چشمهای بهتری داشت

331
00:20:48.447 --> 00:20:50.552
وقتی بیلی اسپید تیر خورد-
ما داخل پارلین هال بودیم

332
00:20:52.551 --> 00:20:54.690
.خدای من،اون پلیس رو زد

333
00:20:54.887 --> 00:20:56.264
.بیلی اسپید-

334
00:20:58.924 --> 00:21:00.801
من به پایین نگاه کردم

335
00:21:01.026 --> 00:21:02.369
.ودیدم که بیلی تیر خورد

336
00:21:02.561 --> 00:21:04.768
!بیلی

337
00:21:04.964 --> 00:21:06.966
ما یک نفر رو اینجا داریم،که
.از مرکز برج اومده

338
00:21:07.199 --> 00:21:09.770
اسمتون رو میگید اقا؟
.للند امونز-

339
00:21:09.969 --> 00:21:11.949
بهتره که یکم-
.اینجا دولا بشین

340
00:21:12.138 --> 00:21:13.913
شما کنار پلیس ایستاده بودید
زمانی که تیر خورد؟

341
00:21:14.106 --> 00:21:16.279
.بله-
فقط یک گلوله شلیک شد؟-

342
00:21:16.475 --> 00:21:18.648
--خوب،اون
اون وقتی که،پلیس رو

343
00:21:18.878 --> 00:21:20.653
که با شاتگان هدف گرفته بود دید

344
00:21:20.880 --> 00:21:22.257
.گلوله بارونمون کرد

345
00:21:22.448 --> 00:21:24.052
،پلیس داشت راه میرفت
از تکیه گاه نزدیک

346
00:21:24.250 --> 00:21:27.891
مجسمه جفرسون دیویس
به اون تیر اندازی کرد

347
00:21:28.087 --> 00:21:29.930
تیراندازی ها در همون زمان-
به شما نزدیک شدن؟

348
00:21:30.122 --> 00:21:31.965
.اوه،بله
.اطراف پر از تیراندازی بود

349
00:21:32.158 --> 00:21:33.967
چندین دانش اموز از-
در پشتی خارج شدن

350
00:21:34.160 --> 00:21:36.333
.و رفتن کنار اون

351
00:21:36.562 --> 00:21:39.099
یک دختر زیر پیرهنش رو در اورد

352
00:21:39.298 --> 00:21:42.302
و داشت از اون استفاده میکرد
.تا خونریزی رو متوقف کنه

353
00:21:42.501 --> 00:21:43.946
.اما خونریزی اون شدید بود

354
00:21:44.136 --> 00:21:46.946
پسری که با اون دختر بود
یک لیوان حلبی داشت

355
00:21:47.139 --> 00:21:49.949
.اون رو با اب پر کرده بود

356
00:21:50.142 --> 00:21:52.645
خیلی شبیه فیلمهای کابوی بود،مگه نه؟

357
00:21:52.845 --> 00:21:54.620
ما،ما هرکاری که میتونستیم-
برای اون کردیم

358
00:21:54.814 --> 00:21:56.088
اما در هر حال وقتی اون
رو به امبولانس منتقل کردن

359
00:21:56.282 --> 00:21:58.785
هنوز هوشیار بود،ما نمیدونیم

360
00:21:58.984 --> 00:22:00.190
.میتونست یه زخم سطحی باشه

361
00:22:00.419 --> 00:22:01.796
!بیلی

362
00:22:01.987 --> 00:22:03.967
.من دیدم که تیر به اینجا خورد

363
00:22:04.156 --> 00:22:07.035
پس،فکر کردم که حالش
خوب میشه،میدونین؟

364
00:22:09.128 --> 00:22:11.199
این لحظه ای بود که-

365
00:22:11.430 --> 00:22:13.842
افراد شجاع از
افراد ترسو جدا شدن

366
00:22:15.000 --> 00:22:16.308
من میدونستم که هیچ راهی نداره

367
00:22:16.502 --> 00:22:18.778
که از اونجا بیرون برم وکمکش کنم

368
00:22:18.971 --> 00:22:20.780
.نمیخواستم تیر بخورم

369
00:22:22.007 --> 00:22:24.044
لحظه ای تعیین کردنی بود

370
00:22:24.276 --> 00:22:27.689
چون من متوجه شدم
.که یک ترسو هستم

371
00:22:29.148 --> 00:22:32.288
من بیلی رو -
چند ساعت پیش ملاقات کرده بودم

372
00:22:33.819 --> 00:22:34.991
ما یکم با هم
.صحبت کردیم

373
00:22:35.187 --> 00:22:37.793
یه گفتگوی خوب
دوستانه

374
00:22:37.990 --> 00:22:40.334
.میخواست استعفا بده-
...گفت که

375
00:22:40.526 --> 00:22:42.130
چند ماه دیگه کار میکرد

376
00:22:42.328 --> 00:22:44.137
و بعد استعفا میداد
و برمیگشت دانشگاه

377
00:22:44.330 --> 00:22:45.832
و این اون کاری بود که
میخواست انجام بده

378
00:22:46.031 --> 00:22:50.810
و اوه،همسرش بچه داشت و خیلی چیزای دیگه

379
00:22:56.075 --> 00:22:58.385
--اگر کسی رو دیدم-
...اون پسر ازم پرسید،گفت

380
00:22:58.577 --> 00:22:59.817
بهش شلیک کنم؟-

381
00:23:00.012 --> 00:23:01.821
...ومن گفتم-

382
00:23:02.014 --> 00:23:03.994
"بزن بترکونش"

383
00:23:09.154 --> 00:23:11.430
،قبل از اینکه وارد برج بشم-

384
00:23:11.657 --> 00:23:14.695
،وکاری که کردم خیلی خوب نیست
پشت ستون

385
00:23:14.894 --> 00:23:17.101
در مرکز علمی مستقر شدم

386
00:23:25.371 --> 00:23:28.079
و انگشت وسطم
.رو بهش نشون دادم

387
00:23:34.580 --> 00:23:39.552
اون یکبار به ستون شلیک کرد
و زدتش

388
00:23:39.752 --> 00:23:40.958
.اما دوباره اینکارو نکرد

389
00:23:42.888 --> 00:23:44.959
من صبر کردم
تا فرد شروع به شلیک

390
00:23:45.190 --> 00:23:46.567
از سمت شرقی برج کرد

391
00:23:50.262 --> 00:23:54.301
و بعد از وسط خیابون به داخل برج دویدم

392
00:24:05.945 --> 00:24:09.984
میتونستی بدن هارو-
که روی مالت اصلی

393
00:24:11.884 --> 00:24:14.228
.داخل دانشکده افتاده بودن ببینی

394
00:24:14.420 --> 00:24:17.264
و اون موقع میدونستیم که
کاری نبود که

395
00:24:17.456 --> 00:24:19.265
بتونیم از اون دفتر انجام بدیم

396
00:24:19.458 --> 00:24:22.337
پس ما جدا از هم به بیرون نزدیک تر شدیم

397
00:24:33.005 --> 00:24:35.349
کنارمجسمه جفرسون دیویس رفتیم

398
00:24:35.574 --> 00:24:37.986
مردم میگن که اون مجسمه
.باید برداشته بشه

399
00:24:38.177 --> 00:24:40.020
و ایکه اون مجسمه
به اینجا تعلق نداره

400
00:24:40.245 --> 00:24:43.283
بخاطر جفرسون دیویس
و چیز هایی که اون نمادشونه

401
00:24:43.482 --> 00:24:47.020
،اما حداقل اون روز
پناه گاه کوچکی به من داد

402
00:24:48.954 --> 00:24:50.831
،در اون سمت مالت اصلی
تعداد زیادی از

403
00:24:51.023 --> 00:24:52.366
دانش اموزان هم اونجا بودن

404
00:24:52.591 --> 00:24:54.969
و همه به بدن
.هایی که افتاده بودن نگاه میکردند

405
00:24:58.030 --> 00:25:00.169
،و فکر میکنم که خسته کننده بود

406
00:25:00.366 --> 00:25:03.870
،بالاخره باید کاری انجام میشد
اما اگر برم اون بیرون

407
00:25:04.103 --> 00:25:06.879
.ممکنه که بمیرم

408
00:25:16.215 --> 00:25:18.320
مثل یک تصویر یخ زده بود-

409
00:25:21.520 --> 00:25:24.000
طبیعتا بعضی ها هنوز زنده بودن

410
00:25:24.189 --> 00:25:27.329
و پشت چیزهای کوچیک پنهان شده بودند

411
00:25:27.526 --> 00:25:30.837
تعدادی از مردم
واقعا..مرده به نظر می اومدن

412
00:25:32.131 --> 00:25:33.804
.من هرگز یک جسم مرده رو ندیده بودم

413
00:25:33.999 --> 00:25:36.001
اهمیتی نمیدادم حتی اگر
.به برج بمب میزدن

414
00:25:36.201 --> 00:25:39.808
فقط میخواستم یک هواپیما بیاد
و اون مرد رو با خودش ببره

415
00:25:40.005 --> 00:25:42.042
وقتی از میان دانشکده-
رد میشدی،دیگه چه چیزی دیدی؟

416
00:25:42.241 --> 00:25:43.914
شخص زخمی شده دیگری
هم دیدی؟

417
00:25:44.143 --> 00:25:46.384
اینبار تعدادی ادم روی-
مالت دراز کشیده بودن

418
00:25:46.578 --> 00:25:47.921
سه نفر از اونها ممکنه
که تیر خورده باشن

419
00:25:48.147 --> 00:25:49.820
و بقیه ممکنه فقط
.اونجا دراز کشیده باشن

420
00:25:51.417 --> 00:25:54.398
یک زن تاق باز روی
مالت دراز کشیده بود

421
00:25:54.586 --> 00:25:57.567
و به وضوح باردار بود

422
00:25:57.756 --> 00:26:00.669
. و به وضوح درد داشت

423
00:26:00.859 --> 00:26:01.997
مشاهده کردن اون زن سخت بود

424
00:26:02.194 --> 00:26:04.765
ودونستن اینکه کسی
نمیتونست بهش برسه

425
00:26:04.997 --> 00:26:06.999
بدون اینکه
.خودش تیر بخوره

426
00:26:10.069 --> 00:26:11.912
،زیر مرکز برج-

427
00:26:12.104 --> 00:26:14.380
کلی از مردم اونجا بودن

428
00:26:14.573 --> 00:26:16.917
. وداشتن فریاد میزدن

429
00:26:17.109 --> 00:26:18.611
،اونها میگفتن

430
00:26:18.844 --> 00:26:21.757
ما باید به اون زن
!باردار کمک کنیم

431
00:26:21.947 --> 00:26:25.121
وبعد یک نفر دیگه فریاد زد

432
00:26:25.350 --> 00:26:28.388
نه،باید به اونایی کمک کنیم
که هنوز امیدی به زنده موندنشون هست

433
00:26:31.890 --> 00:26:33.426
....پس من فکر کردم

434
00:26:34.927 --> 00:26:37.203
...خوب

435
00:26:37.396 --> 00:26:39.467
احتمالا به من
کمک نمیشد

436
00:26:39.698 --> 00:26:42.042
هیچ تلاشی برا بیرون اوردن-
اون افراد صورت گرفته؟

437
00:26:42.234 --> 00:26:43.577
یک تیر دیگه،گزارش شده که

438
00:26:43.769 --> 00:26:45.771
هنوز داره از برج دانشگاه تیراندازی میکنه

439
00:26:48.474 --> 00:26:51.250
سعی کردم بفهمم
.چه اتفاقی افتاده

440
00:26:53.579 --> 00:26:56.458
.درد احساس نمیکردم

441
00:26:56.648 --> 00:26:58.889
بیشتر احساس میکردم که
یک چیز سنگین

442
00:26:59.084 --> 00:27:00.563
.داشت بهم فشار می اورد

443
00:27:04.089 --> 00:27:08.560
فکر کردم که انگار
از خارج از فضا تهاجم صورت گرفته

444
00:27:08.760 --> 00:27:11.400
چون احساس میکردم
انگار با یک جور

445
00:27:11.597 --> 00:27:15.409
تفنگ ضد ماده
بهم تیراندازی شده

446
00:27:15.601 --> 00:27:18.275
احساس میکردم این
اتفاقیه که داره برام میافته

447
00:27:25.844 --> 00:27:28.347
.اینکه داشتم...تجزیه میشدم

448
00:27:45.531 --> 00:27:50.002
بعد در یک لحظه
یک دختر به سمتم دوید

449
00:27:50.202 --> 00:27:52.204
...لطفا کم-
حالت خوبه؟-

450
00:27:52.437 --> 00:27:53.939
.بزار کمکت کنم
اون اومد-

451
00:27:54.139 --> 00:27:56.346
. و تقریبا کنارم زانو زد

452
00:27:56.542 --> 00:28:00.388
...وموهاش
قرمز بود و پایین میریخت

453
00:28:03.715 --> 00:28:05.854
.برو.برو-

454
00:28:08.554 --> 00:28:09.658
.بخواب زمین-

455
00:28:23.068 --> 00:28:24.979
اسمت چیه؟-

456
00:28:26.705 --> 00:28:27.547
.کلیر هستم-

457
00:28:27.739 --> 00:28:30.345
کلیر؟-

458
00:28:30.542 --> 00:28:32.351
.من ریتا ام

459
00:28:34.346 --> 00:28:36.485
حالا من کنارتم،باشه؟

460
00:28:40.919 --> 00:28:42.921
.اسمش ریتا بود-

461
00:28:47.359 --> 00:28:50.169
سعی کردم به مغازه-
و همسرم زنگ بزنم

462
00:28:55.033 --> 00:28:56.341
.خطوط شلوغ بودن

463
00:29:05.544 --> 00:29:08.024
.افسر دی رو دیدم-
اون تنها بود

464
00:29:09.948 --> 00:29:12.019
من رفتم پیشش و
بهش پیشنهاد کمک دادم

465
00:29:12.217 --> 00:29:13.958
.بیا از این طرف بریم-
.باشه-

466
00:29:16.054 --> 00:29:19.968
همونطور که پیش میرفت،من-
یکم جلوتر میرفتم

467
00:29:20.192 --> 00:29:21.569
.اروم حرکت میکردم

468
00:29:21.760 --> 00:29:23.239
و میخواستم  همونطور که ضبط میکردیم

469
00:29:23.428 --> 00:29:26.034
نقطه دید متفاوتی پیدا کنم،واینجور چیزها

470
00:29:28.800 --> 00:29:30.780
فکر میکنم این یک غریزه طبیعیه

471
00:29:30.969 --> 00:29:34.212
،هی،من باید برم نزدیک تر
،باید ببینم داره چه اتفاقی میافته

472
00:29:34.406 --> 00:29:36.977
،ما مطمئن نیستیم که
پلیس ها دارن تیراندازی میکنن

473
00:29:37.209 --> 00:29:39.211
اما صدای شلیک هارو میشنویم
...و

474
00:29:39.411 --> 00:29:40.754
...اما من،باور کنید

475
00:29:40.946 --> 00:29:43.119
سعی نمیکردم که
.خودم رو توی خطر قرار بدم

476
00:29:43.315 --> 00:29:44.760
زیر ساعت در محدوده جنوبی

477
00:29:44.950 --> 00:29:46.395
برج دانشکده تگزاس

478
00:29:46.585 --> 00:29:48.428
و پلیس ها دارن
.تیرادازی میکنن

479
00:29:48.620 --> 00:29:50.896
.من یک هواپیمارو دیدم

480
00:29:51.089 --> 00:29:52.067
.که دور برج میچرخید

481
00:29:52.257 --> 00:29:54.828
یک هواپیمای کوچیک
.تک موتوره بود

482
00:29:55.060 --> 00:29:57.006
اما با وجود موج های
،گرما و باد

483
00:29:57.229 --> 00:30:00.938
هواپیما نمیتونست یک
شات دقیق از تک تیر انداز داشته باشه

484
00:30:09.107 --> 00:30:10.347
،دپارتمان پلیس استین

485
00:30:10.575 --> 00:30:12.350
اونا سلاح هایی نداشتن
که بتونه از زمین

486
00:30:12.577 --> 00:30:14.318
به بالای برج برسه

487
00:30:14.513 --> 00:30:16.288
. مثل یک جنگ بود

488
00:30:16.481 --> 00:30:18.017
از همه اطراف
.تیراندازی میشد

489
00:30:18.250 --> 00:30:20.753
،در یک لحظه-
دیدم که یک شهروند

490
00:30:20.952 --> 00:30:23.091
با یک تفنگ گوزن کش
داره از پشت سرم میاد

491
00:30:23.288 --> 00:30:25.290
.و به سمت برج میدووه

492
00:30:25.490 --> 00:30:27.026
من نمیدونم این -
،پارتیزان ها از کجا اومده بودن

493
00:30:27.259 --> 00:30:31.833
اما پارلین هال پر شده بود
از شهروندانی با اسلحه های بزرگ

494
00:30:32.030 --> 00:30:35.102
و اونا شروع به تیراندازی کردن

495
00:30:35.300 --> 00:30:37.871
.هورمون تستوسترون زیادی ترشح میشد

496
00:30:38.103 --> 00:30:39.207
این یک شهروند معمولی بود که-

497
00:30:39.438 --> 00:30:40.974
گزارش من داخل
رادیو رو شنیده بود

498
00:30:41.173 --> 00:30:42.675
.وتصمیم گرفت که به کمک بیاد

499
00:30:43.975 --> 00:30:45.818
،ما در اون زمان نمیدونستیم

500
00:30:46.011 --> 00:30:49.220
اما اتفاقی داشت برای
پخش رادیویی من میافتاد

501
00:30:49.448 --> 00:30:51.724
سیگنال هایی به شبکه های
رادیویی اعمال میشد

502
00:30:51.950 --> 00:30:54.487
و به تمام رسانه های دیگر
خبری سراسر شهر

503
00:30:56.955 --> 00:30:59.731
،حدود ساعت دوازده و پانزده دقیقه
تلفن ها در کی تی بی سی

504
00:30:59.958 --> 00:31:02.700
با درخواست هایی برای
گزارش تلفنی به تمام ایستگاه های رادیویی

505
00:31:02.894 --> 00:31:06.501
در ناحیه امریکای شمالی شروع به زنگ خوردن کردند

506
00:31:06.698 --> 00:31:08.803
گزارشات به ایستگاهای رادیویی
ضبط میشدند

507
00:31:09.000 --> 00:31:12.470
،داخل لنگرگاه،الاسکا
،هالی فاکی،نوا اسکوشا

508
00:31:12.671 --> 00:31:15.811
سن دیگو،کالیفرنیا
و حتی هونولولو،هاوایی

509
00:31:16.007 --> 00:31:18.851
تکرار میشه که یک تک تیرانداز-
با اسلحه پر قدرت

510
00:31:19.044 --> 00:31:20.921
بالای برج دانشکده استین تگزاس

511
00:31:21.146 --> 00:31:22.853
قرار گرفته

512
00:31:23.048 --> 00:31:25.255
ما اینجاییم تا-
...اخبار ویژه کی تی بی سی رو به شما بدیم

513
00:31:25.484 --> 00:31:27.054
،در سرتاسر ایالات متحده

514
00:31:27.252 --> 00:31:29.994
ایستگاه های رادیویی تماس میگرفتند
تا گزارشی بگیرند از اینکه

515
00:31:30.188 --> 00:31:31.826
.چه اتفاقی داره در استین میافته

516
00:31:32.023 --> 00:31:34.697
شما دارید به صورت زنده به برج دانشکده

517
00:31:34.893 --> 00:31:36.770
تگزاس استین نگاه میکنید

518
00:31:36.995 --> 00:31:40.943
یک تک تیر انداز
یا بیشتر از یک تک تیرانداز

519
00:31:41.166 --> 00:31:44.613
درست اون لبه زیر ساعت
جای داره

520
00:31:44.836 --> 00:31:47.908
یک پسر در حالی که توی محوطه نشسته بود

521
00:31:48.106 --> 00:31:49.380
از پنجره تیر خورده

522
00:31:49.574 --> 00:31:52.077
طبق گزارشات،دو نفر دیگر هم
در خیابان تیر خوردن

523
00:31:52.277 --> 00:31:53.517
.خیابان گوادالوپ

524
00:31:53.712 --> 00:31:56.591
مردم در سراسر دانشکده تگزاس

525
00:31:56.782 --> 00:31:59.956
.پشت درختها قایم شده اند

526
00:32:00.185 --> 00:32:03.291
تعدادی پشت دیوار ها
پنهان شدند

527
00:32:03.522 --> 00:32:05.934
.مقابل ساختمان اصلی

528
00:32:06.124 --> 00:32:07.626
به مردم هشدار داده شده
از محوطه دانشگاه تگزاس

529
00:32:07.859 --> 00:32:10.066
.دور بمونند

530
00:32:10.262 --> 00:32:11.969
،این پخش زندست که به شما ارائه میشه

531
00:32:12.197 --> 00:32:14.609
.از کی ال ار ان شبکه نه

532
00:32:14.800 --> 00:32:17.781
من واقعا نمیدونستم-
انتظار چه چیزی رو داشته باشم

533
00:32:17.969 --> 00:32:19.971
برج دانشگاه
...میز بررسی

534
00:32:20.205 --> 00:32:22.981
،زیر--زیر ساعت
و داره شلیک میکنه

535
00:32:23.208 --> 00:32:24.881
اون به سمت ما شلیک میکنه

536
00:32:25.076 --> 00:32:26.419
،ما توده ای از دود دیدیم
دوباره داره شلیک میکنه

537
00:32:26.611 --> 00:32:28.056
.این حالا یه نبرده

538
00:32:28.246 --> 00:32:30.283
نبردی بین نیروهای پلیس و تک تیرانداز

539
00:32:30.482 --> 00:32:32.291
من میتونستم صدای -
.تمام تیرادازی هارو بشنوم

540
00:32:34.486 --> 00:32:36.159
.صدای تمام اژیر ها

541
00:32:39.391 --> 00:32:40.961
میدونستم که به اصطلاح
فاجعه بود

542
00:32:41.159 --> 00:32:45.835
چون تنها ماشین هایی که اژیر
میزدن امبولانس ها بودن

543
00:32:48.934 --> 00:32:52.108
من افسر مارتینز رو-
.در خیابان بیست و یکم دیدم

544
00:32:52.304 --> 00:32:55.808
!مارتینز
!هی،افسر

545
00:32:56.007 --> 00:32:59.819
،و من به سمتش فریاد زدم
.اما اون صدام رو نشنید

546
00:33:15.494 --> 00:33:17.269
سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم-

547
00:33:17.462 --> 00:33:18.873
و بالای برج رو  نبینم

548
00:33:19.097 --> 00:33:23.102
چون میدونستم اگر من بتونم بالای برج رو ببینم

549
00:33:23.301 --> 00:33:24.837
.تک تیرانداز هم میتونست منو ببینه

550
00:33:28.106 --> 00:33:31.815
تا وقتی که به مالت جنوبی رسیدم دویدم

551
00:33:32.010 --> 00:33:33.956
کنار مجسمه جفرسون دیویس

552
00:33:37.616 --> 00:33:40.961
...مردم زخمی اونجا بودن

553
00:33:43.188 --> 00:33:44.895
،و افرادی که مرده بودن

554
00:33:47.058 --> 00:33:49.538
ادمایی که من شرایطشون رو نمیدونستم

555
00:33:49.728 --> 00:33:51.799
اونجا روی پیاده رو افتاده بودن

556
00:34:01.706 --> 00:34:04.915
یک زن باردار اونجا بود
که به خودش میپیچید

557
00:34:05.143 --> 00:34:07.919
و زیر افتاب داغ تقلا میکرد

558
00:34:08.146 --> 00:34:09.887
تمرین های من در ارتش
به من یاد داده بود

559
00:34:10.081 --> 00:34:13.324
که اول باید یک ستاد
فرماندهی راه اندازی کنی

560
00:34:13.518 --> 00:34:16.897
و بعد یک تیم حمله
.ترتیب میدی

561
00:34:22.027 --> 00:34:25.497
فکر کردم که شاید بتونم به
داخل برج برم

562
00:34:25.697 --> 00:34:27.938
و به مردمی که به اونجا میرن
کمک برسونم

563
00:34:39.911 --> 00:34:43.290
ماموریت من این بود
که به داخل برج برم

564
00:34:46.051 --> 00:34:47.530
.نگران نباش-

565
00:34:49.220 --> 00:34:50.756
.حالمون خوب میشه-

566
00:34:52.424 --> 00:34:54.301
. من خستم-

567
00:34:54.526 --> 00:34:57.097
اره،دیگه خیلی-
طول نمیکشه

568
00:34:57.295 --> 00:34:58.535
.نگران نباش

569
00:34:58.730 --> 00:35:01.233
ما اونجا دراز کشیده بودیم-
و فقط حرف میزدیم

570
00:35:03.368 --> 00:35:06.372
که یک جورایی فوق العاده بود

571
00:35:06.571 --> 00:35:08.312
.چون من رو بیدار نگه میداشت

572
00:35:09.808 --> 00:35:11.651
و من نمیدونم که اگر بیهوش میشدم

573
00:35:11.876 --> 00:35:15.153
.چه اتفاقی میافتاد

574
00:35:15.380 --> 00:35:19.419
دبیرستان--دبیرستان-
کجا رفتی کلیر؟

575
00:35:19.618 --> 00:35:22.827
فکر کنم سعی میکردیم-
درباره اینکه من کی هستم صحبت کنیم

576
00:35:23.054 --> 00:35:25.660
.واینکه تام کی بود

577
00:35:27.125 --> 00:35:28.900
....کلیر،چه کلاسایی

578
00:35:29.094 --> 00:35:31.973
این دوره چه
کلاسایی میگیری؟

579
00:35:33.665 --> 00:35:35.770
..دارم انسان شناسی میگیرم-

580
00:35:38.269 --> 00:35:41.409
.با تام
.درباره تام بهم بگو-

581
00:35:43.074 --> 00:35:44.485
.تام اکمن-

582
00:35:44.676 --> 00:35:49.250
من تام اکمن
توماس فردریک اکمن رو

583
00:35:49.447 --> 00:35:53.259
وقتی ملاقات کردم که دراوایل
شش ماهگی بارداریم بودم

584
00:35:53.451 --> 00:35:54.987
زرد رنگ اصلیه♪

585
00:35:55.186 --> 00:35:58.690
و من به وضوح باردار بودم-

586
00:35:58.923 --> 00:36:01.267
♪در صبح

587
00:36:01.459 --> 00:36:03.632
اون داشت سعی میکرد بفهمه که
من باردار هستم

588
00:36:03.828 --> 00:36:06.672
.یا فقط چاقم

589
00:36:06.865 --> 00:36:07.866
وقتی که ما برمیخیزیم♪

590
00:36:08.099 --> 00:36:10.010
من فکر کردم-
که اون زیباست

591
00:36:10.201 --> 00:36:12.112
اون زمانیه که-♪
اون زمانیه که♪

592
00:36:12.303 --> 00:36:14.010
اون زمانیه که♪
اون زمانیه که♪

593
00:36:14.205 --> 00:36:18.676
اون یک جورهایی فوق العاده وبی نقص بود-

594
00:36:18.877 --> 00:36:21.983
،نمیدونم
ما فقط..عاشق هم بودیم

595
00:36:22.180 --> 00:36:28.153
میدونین،واقعا،کاملا به هم
متصل بودیم

596
00:36:28.353 --> 00:36:30.833
اون با من درباره همه
چیز صحبت میکرد

597
00:36:31.022 --> 00:36:33.400
.درباره کل زندگیش

598
00:36:33.625 --> 00:36:34.831
در صبح♪

599
00:36:35.026 --> 00:36:36.403
.اون زیاد میخندید-

600
00:36:36.628 --> 00:36:38.733
،بانجو میزد
که خیلی باحال بود

601
00:36:38.963 --> 00:36:40.840
.میخواست که یک شاعر بشه

602
00:36:41.032 --> 00:36:43.171
اون زمانه که♪
اون زمانه که♪

603
00:36:43.368 --> 00:36:46.838
اون زمانیه که من از همه
بیشتر دوستش دارم♪

604
00:36:47.038 --> 00:36:48.881
،و ما خیلی خوشحال بودیم-

605
00:36:50.575 --> 00:36:53.055
،ما فقط خیلی خیلی
خوشحال بودیم

606
00:36:53.244 --> 00:36:57.021
ابی رنگ اسمونه♪

607
00:36:57.215 --> 00:36:59.889
،نمیتونستیم از هم دور بمونیم-

608
00:37:00.085 --> 00:37:02.497
.پس اون نقل مکان کرد پیش ما

609
00:37:02.687 --> 00:37:05.861
صبح♪

610
00:37:06.057 --> 00:37:09.197
وقتی ما برمیخیزیم♪

611
00:37:09.394 --> 00:37:12.898
نمیدونم
...ما فقط عاشق هم شدیم و

612
00:37:13.932 --> 00:37:15.411
،و وقتی این معلوم شد
تصمیم گرفتیم

613
00:37:15.600 --> 00:37:17.011
که برای انسان شناسی
.با هم ثبت نام کنیم

614
00:37:19.237 --> 00:37:22.912
کلیر،صدای من رو میشنوی؟-
فقط نفس بکش

615
00:37:23.108 --> 00:37:24.178
.با من بمون،کلیر

616
00:37:25.276 --> 00:37:27.688
--هی

617
00:37:27.879 --> 00:37:29.119
صدام رو میشنوی؟-
با من بمون،کلیر

618
00:37:30.849 --> 00:37:31.919
کلیر؟
بله؟-

619
00:37:32.117 --> 00:37:33.221
صدام رو میشنوی؟-
.اره-

620
00:37:33.418 --> 00:37:36.888
.خوبه،دختر خوب-

621
00:37:40.391 --> 00:37:42.894
.حالت خوبه

622
00:37:43.094 --> 00:37:45.540
من تلفن رو برداشتم و-
اولین شماره رو گرفتم

623
00:37:45.730 --> 00:37:47.471
من یک سیگنال شلوغ رو گرفته بودم

624
00:37:47.699 --> 00:37:50.873
چونکه همه چیز
مسدود شده بود

625
00:37:52.904 --> 00:37:54.941
من فقط نیاز داشتم تا به طبقه بالا برسم

626
00:37:55.140 --> 00:37:57.711
و بفهمم که نقشه بازی چی بود

627
00:37:59.211 --> 00:38:07.153
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

628
00:38:08.653 --> 00:38:12.328
اوه،خدای من،از اعماق قلبم
.از اینکه تورا ناراحت کردم متاسفم

629
00:38:12.557 --> 00:38:16.130
از همه گناهانم بخاطر
مجازات تو نفرت دارم

630
00:38:16.327 --> 00:38:18.773
ازهمه مهم تر اینکه
تورا ازرده خاطر کردند

631
00:38:18.963 --> 00:38:23.139
خدای من،تو کاملا خوبی
و لیاقت تمام عشق مرا داری

632
00:38:23.334 --> 00:38:26.975
من قاطعانه با لطف تو مدیریت میکنم

633
00:38:27.172 --> 00:38:30.847
تا دیگر گناه نکنم و از
موارد نزدیک گناه دوری کنم

634
00:38:44.322 --> 00:38:47.826
چی شده،جری؟-
.لعنتی،نمیدونم-

635
00:38:48.026 --> 00:38:49.471
.خوبه که اینجایی-

636
00:38:49.661 --> 00:38:51.004
من یک نفر رو نیاز دارم-

637
00:38:51.196 --> 00:38:53.676
تا پلیس داخل دانشگاه رو در
ساختمان حفاظت ملاقات کنه

638
00:38:53.865 --> 00:38:55.503
بله،مک کوی صحبت میکنه-
ادامه بدید

639
00:38:55.700 --> 00:38:58.510
به یک نفر نیاز داریم که-
به ساختمان حفاظت دانشگاه بره

640
00:38:58.703 --> 00:39:01.946
و اونا باهاش میرن
.به طبقه بیست و هفتم

641
00:39:02.140 --> 00:39:04.484
اوه،باشه0-
گفتین اتاقک حفاظت دانشکده؟

642
00:39:04.676 --> 00:39:06.451
بقیه افسر هارو اونجا میبینم؟-

643
00:39:06.644 --> 00:39:07.884
واحد بیست و پنج به استیت واید-

644
00:39:08.112 --> 00:39:10.820
ده-چهار،الان دارم-
.به اون سمت میرم

645
00:39:17.956 --> 00:39:20.960
کنر،اسکوایست،شپرد و مو اومدن

646
00:39:22.060 --> 00:39:24.506
.و اونها اسلحه های گاز اشک اور داشتن

647
00:39:24.696 --> 00:39:28.007
بعد از فیلیپ پرسیدم
شاتگان با خودت اوردی؟

648
00:39:28.199 --> 00:39:30.577
.واون گفت که نه

649
00:39:30.802 --> 00:39:32.338
.ارزو میکردم که اورده بود

650
00:39:39.344 --> 00:39:40.880
کلیر؟کلیر؟-

651
00:39:41.079 --> 00:39:43.320
هنوز صدام رو میشنوی؟

652
00:39:43.514 --> 00:39:45.152
کلیر،به من نگاه کن

653
00:39:47.852 --> 00:39:49.559
.به من نگاه کن

654
00:39:49.754 --> 00:39:51.665
اون منو به صحبت-
کردن وامیداشت

655
00:39:51.856 --> 00:39:52.857
تا من هوشیاریم رو از دست ندم

656
00:39:53.057 --> 00:39:55.367
.نگران نباش-
.حالمون خوب میشه-

657
00:39:55.560 --> 00:39:58.837
اما جواب دادن داشت برای من-
سخت و سخت تر میشد

658
00:39:59.030 --> 00:40:00.941
.با من بمون-

659
00:40:01.165 --> 00:40:03.907
.کلیر،به من نگاه کن
.اما اون مصر بود-

660
00:40:04.102 --> 00:40:07.515
.به سوال پرسیدن از من ادامه میداد-

661
00:40:07.705 --> 00:40:09.776
.مشکلی نیست،کلیر

662
00:40:14.879 --> 00:40:17.257
.خیلی زیبا بود-

663
00:40:17.448 --> 00:40:19.758
.یک حرکت فداکارانه

664
00:40:19.951 --> 00:40:22.397
،میدونم که درد داره

665
00:40:22.587 --> 00:40:24.294
اما فقط یکم
دیگه صبر کن

666
00:40:25.957 --> 00:40:29.427
،میدونین-
خورشید دقیقا جلومون بود

667
00:40:32.230 --> 00:40:34.904
،من سرتا پا لباس مشکی پوشیده بودم
مثل یک احمق

668
00:40:35.099 --> 00:40:39.206
و ناگهان احساس سرگیجه کردم

669
00:40:39.404 --> 00:40:40.940
.تهوع

670
00:40:41.139 --> 00:40:42.948
،من احساس تهوع میکردم

671
00:40:43.141 --> 00:40:44.984
و داشتم تعادلم رو
از دست میدادم

672
00:40:47.111 --> 00:40:49.091
.اون دختر واقعا،واقعا حامله بود

673
00:40:49.280 --> 00:40:52.989
.میتونستم تکون خوردنشو ببینم
.میدونستم که تیر خورده و اسیب دیده

674
00:40:55.320 --> 00:40:58.767
من به داخل سایه زیر بوته ها خزیدم

675
00:40:58.957 --> 00:41:00.994
جایی که خیلی
خنک تر و ساکت تر بود

676
00:41:01.225 --> 00:41:04.638
صبر بی انتها و وحشت بی انتها حاکم بود-

677
00:41:06.064 --> 00:41:08.169
نا امیدی و ناچاری

678
00:41:08.399 --> 00:41:12.006
اینکه تو نمیتونی کاری بکنی
تا این اتفاق متوقف بشه

679
00:41:12.236 --> 00:41:15.843
یا اینکه  نمیتونی به مردمی
کمک کنی که زجر میکشن

680
00:41:17.942 --> 00:41:21.253
...هر پانزده دقیقه

681
00:41:26.918 --> 00:41:29.956
زنگ بالای برج دانشگاه
به صدا در می اومد

682
00:41:30.154 --> 00:41:35.001
،و من فکر میکردم
پانزده دقیقه بیشتر

683
00:41:35.193 --> 00:41:39.471
پانزده دقیقه اضافه تر
از زمانی که اونها روی اسفالت داغ دراز کشیدن

684
00:41:42.033 --> 00:41:43.478
..فکر میکنم-

685
00:41:45.003 --> 00:41:47.313
فقط میخواستم
چشمهام رو ببندم

686
00:41:48.973 --> 00:41:50.213
.سعی کردم حرکت نکنم

687
00:41:50.441 --> 00:41:52.887
.بی حرکت بمون-
همه چی درست میشه،باشه؟

688
00:41:53.111 --> 00:41:55.148
سعی کردم وانمود -
کنم که مردم

689
00:41:55.346 --> 00:41:57.622
تا اون دوباره
.بهم شلیک نکنه

690
00:41:59.117 --> 00:42:03.896
اسفالت اونقدر داغ بود
که در لحظاتی

691
00:42:04.122 --> 00:42:08.161
،تصمیم گرفتم که
دیگه نمیتونم تحمل کنم

692
00:42:17.735 --> 00:42:20.011
وقتی که از زیر-
اون بوته ها در اومدم

693
00:42:20.204 --> 00:42:22.309
میدونستم که کاری
باید انجام بشه

694
00:42:26.210 --> 00:42:28.315
شخصی باید بیرون میرفت
.و اونهارو میاورد

695
00:42:31.349 --> 00:42:34.819
یادمه که به اسمون نگاه میکردم-

696
00:42:35.019 --> 00:42:37.260
.اون خیلی ابی بود

697
00:42:39.757 --> 00:42:41.065
...و فکر میکردم

698
00:42:43.428 --> 00:42:45.874
احتمالا همینه

699
00:42:46.064 --> 00:42:50.069
"احتمالا این دیگه اخرشه"

700
00:42:53.671 --> 00:42:55.878
این زمانیه که من-
تصمیم گرقتم برم اون بیرون

701
00:43:00.378 --> 00:43:03.120
.و ما باید سریع حرکت میکردیم
این رو میدونستیم

702
00:43:04.916 --> 00:43:07.590
و میتونستیم ببینیم
یک دوربین اونجابود

703
00:43:08.886 --> 00:43:12.026
.زمان عجیب میگذشت
اروم

704
00:43:15.560 --> 00:43:18.905
،من پاهای کلیر رو گرفتم
.جیمز دستهاش رو

705
00:43:21.866 --> 00:43:23.971
!تام

706
00:43:25.436 --> 00:43:27.040
!تام

707
00:43:36.914 --> 00:43:39.417
.هیچوقت انقدر نترسیده بودم-

708
00:43:39.617 --> 00:43:42.063
.هیچ وقت انقدر نترسیده بودم

709
00:43:44.122 --> 00:43:45.567
. وما اونهارو فراری دادیم

710
00:43:45.756 --> 00:43:48.760
ما اون رو در امنیت
به پشت بوته ها رسوندیم

711
00:43:48.960 --> 00:43:50.962
. و اونجا نشوندیمش

712
00:43:51.162 --> 00:43:55.975
و بقیه مردم اون رو
جایی بردن که امبولانس اونجا بود

713
00:43:58.769 --> 00:44:00.976
..یک

714
00:44:01.172 --> 00:44:02.845
یک نقطه سرد هست

715
00:44:03.074 --> 00:44:05.782
که الان میتونم پشتم احساسش کنم

716
00:44:05.977 --> 00:44:09.754
،و وقتی که بهش فکر میکنم
.به اندازه یک انگوره

717
00:44:09.947 --> 00:44:12.951
--اون
.اون نزدیک ستون فقراتمه

718
00:44:13.151 --> 00:44:14.755
تقریبا بین سرشونه هام

719
00:44:14.952 --> 00:44:16.625
و جاییه که من انتظار داشتم

720
00:44:16.821 --> 00:44:18.300
اگر تیر خوردم

721
00:44:19.524 --> 00:44:22.801
...گلوله بهش برخورد میکنه

722
00:44:22.994 --> 00:44:24.996
،زمانی که از پله ها پایین میرفتم

723
00:44:25.196 --> 00:44:30.043
---عینک اهسته
.من داشتم عین یک خوک عرق میکردم

724
00:44:30.268 --> 00:44:33.647
عینک اروم
.از روی صورتم افتاد

725
00:44:33.838 --> 00:44:36.546
بدون اون عینک

726
00:44:36.774 --> 00:44:37.946
همه چیز داشت برام تار میشد

727
00:44:38.142 --> 00:44:39.348
.و قادر نبودم چیزی ببینم

728
00:44:42.013 --> 00:44:45.790
من باید دوباره
به بیرون از پوشش برمیگشتم

729
00:44:45.983 --> 00:44:47.462
.تا عینکم رو بردارم

730
00:44:58.996 --> 00:45:02.876
...دوست پسرش

731
00:45:03.067 --> 00:45:05.877
اون--اون هم
برده شده بود

732
00:45:09.373 --> 00:45:10.977
یکی از افرادی که الان بعد از

733
00:45:11.175 --> 00:45:13.587
دویدن به  داخل اسفالت ها
برای نجات دادن افراد تیر خورده

734
00:45:13.811 --> 00:45:16.382
از نفس افتاده،براهام الیسون از استین هست
اون در ویتنام بوده

735
00:45:16.581 --> 00:45:18.026
و حالا دوساله که برگشته

736
00:45:18.216 --> 00:45:20.492
براهام،چند نفر
رو اون بیرون نجات دادی؟

737
00:45:20.685 --> 00:45:22.221
.امروز،دو نفر

738
00:45:22.420 --> 00:45:24.730
باید چه کار میکردی؟

739
00:45:24.922 --> 00:45:27.163
.سخت میدویدم و سروصدا نمیکردم

740
00:45:27.358 --> 00:45:28.894
برای بلند کردنشون مشکلی داشتی یا-

741
00:45:29.093 --> 00:45:31.369
تیراندازی زمانی که اون بیرون
بودی بهت نزدیک نشد؟

742
00:45:31.562 --> 00:45:33.906
.تیراندازی ها نزدیک من نشدن-
.فقط نفر اخر،اون مرده بود

743
00:45:34.098 --> 00:45:36.942
،این بدن یک مرده بود
بلند کردنش یکم سخت بود

744
00:45:37.168 --> 00:45:40.377
خیلی شل،نه مثل
کسی که ناکار شده باشه

745
00:45:40.571 --> 00:45:42.949
چند نفر رو امروز-
دیدی که مردن؟

746
00:45:43.174 --> 00:45:46.553
.فقط یک نفر-
.امیدوارم بیشتر نشه-

747
00:45:49.180 --> 00:45:51.922
.میدونستم باید چکار کنم

748
00:45:54.051 --> 00:45:58.966
دونستن اینکه باید از اون
پله ها بالا میرفتم حس غریبی بود

749
00:45:59.190 --> 00:46:00.863
داری کجا میری؟-

750
00:46:01.058 --> 00:46:02.298
.بالا-

751
00:46:04.295 --> 00:46:06.434
.منم باهات میام-

752
00:46:09.433 --> 00:46:11.913
زمانی که ما به پاگرد
اول رسیدیم

753
00:46:12.103 --> 00:46:14.811
من میتونستم صورت
یک مرد جوون رو ببینم

754
00:46:15.039 --> 00:46:16.416
.خدای بزرگ-

755
00:46:16.607 --> 00:46:19.884
چشمهاش باز بودن و -
اون مرده بود

756
00:46:20.077 --> 00:46:21.920
من سریع به گوشه چرخیدم

757
00:46:22.113 --> 00:46:24.923
،و یک زن جوان رو دیدم

758
00:46:25.116 --> 00:46:27.619
،یک زن جوان مرده
،که روی پاهاش افتاده بود

759
00:46:29.487 --> 00:46:32.229
و زن دیگری بود که اونجا
افتاده بود

760
00:46:32.423 --> 00:46:35.996
و...و ما به پهلو برش گردوندیم

761
00:46:36.227 --> 00:46:39.265
تا توی خون خودش غرق نشه

762
00:46:39.463 --> 00:46:41.636
یک مرد جوان اونجا بود
که زخمی شده بود

763
00:46:41.832 --> 00:46:44.836
به دیوار تکیه داده و
هنوز بهوش بود

764
00:46:45.069 --> 00:46:47.515
پسر که لب راه پله بود-
مارو دید

765
00:46:48.973 --> 00:46:52.284
و من و مارتینز ازش پرسیدیم

766
00:46:52.476 --> 00:46:54.615
چند نفر
.داشتن شلیک میکردن

767
00:46:56.080 --> 00:46:59.118
و اون جواب داد:یک نفر

768
00:46:59.317 --> 00:47:02.958
اون پسر گفت:اون بیرونه

769
00:47:03.154 --> 00:47:04.929
. و به طبقه بالا اشاره کرد

770
00:47:13.964 --> 00:47:15.466
پس ما بازی میکنیم تا ببریم؟

771
00:47:17.034 --> 00:47:18.536
البته که همین کارو میکنیم-

772
00:47:19.837 --> 00:47:22.977
پس فکر میکنم که بهتر باشه-
من رو حمایت کنی

773
00:47:23.174 --> 00:47:25.176
...من بهش نگاه کردم و-

774
00:47:25.376 --> 00:47:30.849
فکر کردم که اون یک افسر
از مرکز دیگست

775
00:47:31.048 --> 00:47:33.153
خودت رو حمایت شده در نظر بگیر

776
00:47:35.886 --> 00:47:37.888
باشه،اماده ای؟

777
00:47:38.122 --> 00:47:39.567
.من پوششت میدم-

778
00:47:43.494 --> 00:47:47.636
ما به راهمون تا داخل
اتاق ادامه دادیم

779
00:47:50.067 --> 00:47:53.241
و یک زن رو پیدا کردیم که
به پشت روی زمین افتاده بود

780
00:47:57.408 --> 00:48:00.514
.باید ادامه بدیم-

781
00:48:09.053 --> 00:48:12.933
تیراندازی بیرون
دقیقا مثل رعد و برق بود

782
00:48:18.329 --> 00:48:19.603
حواست بهم هست؟-

783
00:48:20.931 --> 00:48:21.875
.حواسم بهت هست-

784
00:48:24.101 --> 00:48:25.580
مارتینز به سمت در رفت

785
00:48:25.770 --> 00:48:28.216
و با باز کردن در به
مشکل برخورده بود

786
00:48:32.276 --> 00:48:35.519
،خوب،زمان داره میگذره
...ولی

787
00:48:37.114 --> 00:48:40.357
تو احساس نمیکنی
که زمان داره میگذره

788
00:48:40.551 --> 00:48:42.224
میفهمین چی میگم؟

789
00:48:54.632 --> 00:48:57.636
.بیا بریم-
.تو باید اون گوشه رو پوشش بدی

790
00:48:57.868 --> 00:49:00.712
،اگر کسی اون اطراف اومد
بهش شلیک کن

791
00:49:22.393 --> 00:49:23.736
.من این گوشه رو پوشش میدم-

792
00:49:23.928 --> 00:49:25.737
رفیق پلیست از-
اینور رفت

793
00:49:25.930 --> 00:49:28.001
،کرام گفت
"میری تا به دوست

794
00:49:28.232 --> 00:49:29.802
پلیست کمک کنی؟"

795
00:49:30.000 --> 00:49:33.846
فکر کنم--فکر کنم الان-
انتخاب زیادی ندارم،دارم؟-

796
00:49:41.745 --> 00:49:44.954
من برگشتم و یک افسر رو دیدم-
که میشناختمش،هوستون مک کوی

797
00:49:45.149 --> 00:49:48.961
،تمام چیزی که من داشتم یک اسلحه 38بود
پس...پس اون شاتگان

798
00:49:49.153 --> 00:49:51.656
در اون لحظه خیلی
زیبا به نظر میرسید

799
00:49:53.791 --> 00:49:55.168
.برو پایین

800
00:50:07.671 --> 00:50:09.207
. دوتا افسر های دیگه از این سمت رفتن-

801
00:50:09.440 --> 00:50:10.680
.من پوششت میدم
.گرفتم-

802
00:50:11.775 --> 00:50:13.948
.یک تصویر اومد توی ذهنم

803
00:50:14.144 --> 00:50:15.623
.پسرام وهمسرم

804
00:50:17.882 --> 00:50:20.692
و بلافاصله از
ذهنم بیرون رفت

805
00:50:24.455 --> 00:50:25.490
من ترس از

806
00:50:25.689 --> 00:50:27.794
،کشته شدن نداشتم
وقعا نداشتم

807
00:50:27.992 --> 00:50:31.963
زمانی برای فکر کردن-
به ترس نبود

808
00:50:33.531 --> 00:50:35.977
حالا،من احمق یا
دروغگو هستم

809
00:50:36.166 --> 00:50:39.375
اگر که میگفتم نترسیدم

810
00:50:39.570 --> 00:50:41.516
.من ترسیده بودم

811
00:50:41.705 --> 00:50:44.515
.اما تو اونو پشت سر میزاری

812
00:50:44.708 --> 00:50:49.851
نمیتونی ترس رو مقابلت داشته باشی
و همزمان کارت رو انجام بدی

813
00:50:50.047 --> 00:50:51.993
فقط میدونستم که به کسی اجازه نمیدم-

814
00:50:52.182 --> 00:50:53.752
. تا من رو تبدیل به یک مرده کنه

815
00:50:53.984 --> 00:50:55.986
من صدای دویدن
سوژه رو شنیدم

816
00:50:56.186 --> 00:50:59.656
من یکبار در تلاش
برای متوقف کردنش شلیک کردم

817
00:51:01.992 --> 00:51:05.530
!چی؟-
ببخشید-

818
00:51:05.729 --> 00:51:08.608
من شنیدم که در سمت
دیگری شروع به دویدن کرد

819
00:51:10.267 --> 00:51:11.541
گفتنش به شما بیشتر از

820
00:51:11.735 --> 00:51:13.339
انجام دادنش زمان میبره

821
00:51:15.039 --> 00:51:16.780
.من اسلحم رو خالی کردم-

822
00:51:30.421 --> 00:51:32.526
،یکم صدای تیراندازی اومد-

823
00:51:32.723 --> 00:51:34.760
.وبعد همش تموم شد

824
00:51:56.814 --> 00:51:58.794
در زمانی که من-
...اسلحم رو خالی کرده بودم

825
00:51:58.983 --> 00:52:01.293
در زمانی که من-
...اسلحم رو خالی کرده بودم

826
00:52:01.485 --> 00:52:02.896
.مک کوی شلیک کرد-

827
00:52:03.087 --> 00:52:05.067
--مک کوی خیلی نزدیک بود-
من شاتگان رو از

828
00:52:05.255 --> 00:52:06.791
مک کوی گرفتم و به اون شلیک کردم

829
00:52:06.991 --> 00:52:09.403
یک بار دیگه
. و اون داشت به زمین میخورد

830
00:52:12.930 --> 00:52:14.603
،وقتی که اینکار تموم شد

831
00:52:14.798 --> 00:52:18.143
زانو هام مثل لاستیک شده بودن

832
00:52:18.335 --> 00:52:22.078
احساس میکردم که
با یه پتک برخورد کردم

833
00:52:22.272 --> 00:52:23.945
.منظورم اینه که تمام انرژیم ته کشیده بود

834
00:52:24.141 --> 00:52:28.749
،و داشتم میلرزیدم،دور ها
و گلوله ها هنوز به بالا می اومدن

835
00:52:30.514 --> 00:52:33.927
و من گفتم که بسمه و  اونجارو ترک کردم

836
00:52:34.118 --> 00:52:35.927
دانشگاه برای تمام اهداف عملی

837
00:52:36.120 --> 00:52:37.497
.پاک شده

838
00:52:37.688 --> 00:52:38.928
، پلیس به برج راه پیدا کرده و

839
00:52:39.123 --> 00:52:41.364
تمام افراد رو در
برج دانشگاه نگه داشته

840
00:52:41.592 --> 00:52:42.832
و پلیس های اصلی دارن
بیرون میان

841
00:52:43.027 --> 00:52:44.631
و از میان دانشکده عبور میکنن

842
00:52:44.828 --> 00:52:46.171
.محوطه دانشگاه محاصره شده

843
00:52:46.363 --> 00:52:48.639
من یک دستمال رو تکون دادم-
،تا اونها شلیک کردن رو از پایین

844
00:52:48.832 --> 00:52:50.834
روی زمین متوقف کنن

845
00:52:57.174 --> 00:53:00.155
،وقتی که اون پرچم به احتزاز دراومد
من اون زمان میدونستم که تموم شده

846
00:53:02.479 --> 00:53:05.016
همش صدای بم،بم،بم،بم
...فقط

847
00:53:05.215 --> 00:53:07.491
--چونکه ما
کلی از افراد داشتن

848
00:53:07.685 --> 00:53:09.892
از تمامی جهات به
برج شلیک میکردن

849
00:53:10.120 --> 00:53:12.464
و همشون به ارومی متوقف شدن

850
00:53:12.656 --> 00:53:13.566
،خانم ها و اقایان
این خبر تازه

851
00:53:13.791 --> 00:53:14.997
.به اتاق خبر رسیده

852
00:53:15.192 --> 00:53:17.695
تک تیرانداز در حال
تکون دادن یک پرچم سفید دیده شده

853
00:53:17.895 --> 00:53:19.499
در سمت غربی ساختمان

854
00:53:19.697 --> 00:53:21.699
با توجه به گزارشاتی که
،به تازگی به اتاق خبر رسیدن

855
00:53:21.899 --> 00:53:23.901
تک تیرانداز در حال
تکون دادن یک پرچم سفید دیده شده

856
00:53:24.134 --> 00:53:26.910
در سمت غربی ساختمان

857
00:53:27.137 --> 00:53:29.913
نیل اسپلس
با یک بیانیه

858
00:53:30.140 --> 00:53:31.915
از اتاق خبر رادیوی کی تی بی سی
.صحبت میکنه

859
00:53:32.142 --> 00:53:33.712
تک تیر انداز مرده

860
00:53:33.911 --> 00:53:35.322
نیل اسپلس
با یک بیانیه

861
00:53:35.512 --> 00:53:36.889
از اتاق خبر رادیوی کی تی بی سی
.صحبت میکنه

862
00:53:37.081 --> 00:53:38.719
تک تیر انداز مرده

863
00:53:38.916 --> 00:53:42.523
،تیراندازی حالا متوقف شده
و ساعت یک و بیست و سه دقیقست

864
00:53:47.057 --> 00:53:51.904
وقتی که گفتم"تک تیرانداز
مرده"مثل این بود که

865
00:53:52.096 --> 00:53:55.600
...مثل یک-

866
00:53:55.833 --> 00:53:58.211
.اه بزرگ ناشی از راحت شدن بود

867
00:53:58.402 --> 00:54:01.679
صدای اژیر ها
ناگهان قطع شد

868
00:54:01.872 --> 00:54:04.011
.گلوله ها متوقف شدن

869
00:54:06.043 --> 00:54:07.784
. و همه چی اروم بود

870
00:54:09.680 --> 00:54:12.559
.یک نفر یک پرچم تکون داد

871
00:54:12.750 --> 00:54:16.527
.ومن...شروع به راه رفتن در اطراف کردم

872
00:54:17.788 --> 00:54:19.563
.همه جا خون ریخته بود

873
00:54:23.093 --> 00:54:25.699
مردم از ساختمون ریختن بیرون

874
00:54:25.896 --> 00:54:27.967
.همه به جلو قدم برمیداشتیم

875
00:54:30.634 --> 00:54:33.240
به نظر میومد که
ما زمین رو پر کردیم

876
00:54:34.740 --> 00:54:42.740
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

877
00:54:58.896 --> 00:55:00.466
،اول تعداد کمی از مردم بودن-

878
00:55:00.664 --> 00:55:01.972
،و بعد شاید دوازده نفر
.و بعد صدها نفر

879
00:55:06.804 --> 00:55:08.477
من به یاد ندارم که کسی-

880
00:55:08.672 --> 00:55:11.983
درباره اتفاقی که افتاده بود
به طور مفصل حرف زده باشه

881
00:55:13.644 --> 00:55:17.148
،میدونین
فقط وحشت و شک

882
00:55:17.347 --> 00:55:19.588
.یجور حس خالی بودن

883
00:55:23.187 --> 00:55:25.997
اونها طوری بودن که-
انگار محسور شده بودن

884
00:55:28.025 --> 00:55:30.096
اونها-اونها همدیگرو
در اغوش نمیگرفتن

885
00:55:30.294 --> 00:55:34.936
با همدیگه صحبت نمیکردن

886
00:55:35.132 --> 00:55:38.011
بیشتر اونها انگار جنب و جوش داشتن

887
00:55:38.202 --> 00:55:41.843
،در اطراف قدم میزدن
و خیره بودند و به این فکر میکردن که

888
00:55:42.039 --> 00:55:45.782
"چه بلایی به سر دنیای من اومده؟"

889
00:55:57.387 --> 00:56:00.698
اونها اسم افرادی رو که-
مرده بودن نمیدونستن

890
00:56:00.891 --> 00:56:02.802
و ما هم نمیدونستیم چه
اتفاقی افتاده

891
00:56:02.993 --> 00:56:04.336
.تا همون روز چند ساعت دیرتر

892
00:56:06.830 --> 00:56:09.868
.زمان خیلی غم انگیزی بود
.خیلی غم انگیز

893
00:56:10.067 --> 00:56:11.637
نه فقط برای مردمی که
عزیزانشون رو از دست دادند

894
00:56:11.835 --> 00:56:13.212
یا داشتن از دست میدادند

895
00:56:13.403 --> 00:56:17.818
،بلکه برای کل دانشکده
.کل شهر و کل ایالت

896
00:56:18.008 --> 00:56:19.851
این چیزی نبود که-

897
00:56:20.043 --> 00:56:22.990
میتونستی از برج
زیبای ما انتظار داشته باشی

898
00:56:28.085 --> 00:56:31.191
من فقط اونجا نشستم و مردم-
رو نگاه میکردم که دور هم جمع میشدن

899
00:56:33.056 --> 00:56:34.763
این اتفاقی بود که من برای

900
00:56:34.992 --> 00:56:36.767
.یک ساعت و نیم جزوش بودم

901
00:56:38.929 --> 00:56:40.374
.برای من تموم شده بود

902
00:56:44.902 --> 00:56:46.347
بانک خون شهر تراویس-

903
00:56:46.536 --> 00:56:48.072
درخواست کرده که
فورا به اونجا مراجعه کنیم

904
00:56:48.272 --> 00:56:51.185
به این نوع خون
--ها نیاز اورژانسی داریم

905
00:56:51.375 --> 00:56:52.877
،نوع او مثبت

906
00:56:53.076 --> 00:56:56.182
،او منفی
،ای مثبت

907
00:56:56.380 --> 00:56:58.792
بهشون التماس میکردم-
که لباسم رو پاره نکنن

908
00:56:59.016 --> 00:57:02.190
چون اولین روزی بود
که پوشیده بودمش

909
00:57:02.386 --> 00:57:06.528
اون اولین و تنها لباس
حاملگیم بود

910
00:57:06.723 --> 00:57:09.761
.اون خیلی زیبا بود
تام بهم کمک کرده بود تا انتخابش کنم

911
00:57:13.096 --> 00:57:15.975
پدر من پایین شهر توی -
یک تعمیراتی کفش کار میکرد

912
00:57:16.199 --> 00:57:17.439
و بعد یک نفر پیشش اومد

913
00:57:17.634 --> 00:57:19.773
و ازش پرسید که ایا
میدونست چه اتفاقی داره میافته؟

914
00:57:19.970 --> 00:57:22.951
.پدرم گفت نه
،و اون مرد گفت

915
00:57:23.140 --> 00:57:25.586
"خوب،کلی تیراندازی اتفاق افتاده"

916
00:57:25.776 --> 00:57:27.778
اون گفت:"خوب،کلی تیراندازی اتفاق افتاده

917
00:57:27.978 --> 00:57:28.979
،و اوه،راستی

918
00:57:29.212 --> 00:57:32.921
پسرت تیر خورده و
کشته شده

919
00:57:33.116 --> 00:57:35.596
،اون رفت ونه،مادرم رو برداشت
و هردوتای اونها

920
00:57:35.786 --> 00:57:36.958
.با عجله به بیمارستان اومدن

921
00:57:37.154 --> 00:57:40.795
اون،اون نمیخواست
...باور کنه

922
00:57:40.991 --> 00:57:43.801
تا زمانی که چیزی
...بود تا،تا بتونه

923
00:57:43.994 --> 00:57:45.837
.قبولش کنه

924
00:57:46.063 --> 00:57:50.808
در حالی که مادرم
..داشت مثل

925
00:57:51.001 --> 00:57:54.505
.فکر میکنم مثل یک مادر رفتار میکرد

926
00:57:54.738 --> 00:58:00.745
پدر و مادرم برای ساعت ها
متوجه نشدن که من حالم خوبه

927
00:58:00.944 --> 00:58:02.981
بیمارستان برکینریج -
مثل یک دیوانه خانه شده

928
00:58:03.180 --> 00:58:05.786
حداقل هفده نفر تحت
مراقبت هستن

929
00:58:05.983 --> 00:58:08.987
ما گزارش های تایید نشده ای داریم
که دو نفر مردن

930
00:58:09.186 --> 00:58:10.824
ما یک لیست از اسمها داریم

931
00:58:11.021 --> 00:58:12.022
این اسمها تازه به ما
داده شده اند

932
00:58:12.255 --> 00:58:13.928
از طرف مدیریت بیمارستان

933
00:58:14.124 --> 00:58:16.832
قربانیان شناسایی شده عبارتند از:اسکار رویالا

934
00:58:17.027 --> 00:58:19.029
،بیلی اسپید،رابرت بویر

935
00:58:19.262 --> 00:58:22.869
،پاول سانتنگ
،روی اسمیت،بیلی اسنودم

936
00:58:23.100 --> 00:58:24.841
.جو،نگهش دار-
.یک دقیقه صبر کن

937
00:58:25.035 --> 00:58:26.446
پاول از اتاق خبر
صحبت میکنه

938
00:58:26.636 --> 00:58:29.048
اون لیست اسم ها رو دوباره میگی،لطفا؟

939
00:58:29.272 --> 00:58:30.649
یکی از افرادی که با-
عجله به اتاق خبر ما اومد

940
00:58:30.841 --> 00:58:35.221
تا به ما کمک کنه پاول بولتن بود

941
00:58:35.445 --> 00:58:37.857
اون تقریبا باز نشسته شده بود

942
00:58:38.048 --> 00:58:40.221
و من جاش رو به عنوان

943
00:58:40.450 --> 00:58:42.896
کارگردان اخبار تلویزیونی گرفته بودم

944
00:58:43.120 --> 00:58:45.191
پاول داشت اونجا در
اتاق خبر کار میکرد

945
00:58:45.389 --> 00:58:48.962
وقتی که جو
.لیست اسم هارو خوند

946
00:58:49.159 --> 00:58:52.902
پاول در اون لحظه رفتار
قابل توجهی نشون داد

947
00:58:53.130 --> 00:58:55.633
روی اسمیت،بیلی اسنودم
.جو،صبر کن-

948
00:58:55.832 --> 00:58:56.867
.یک دقیقه صبر کن

949
00:58:57.067 --> 00:58:58.876
پاول از اتاق خبر
صحبت میکنه

950
00:58:59.069 --> 00:59:01.071
همه درباره اون لیست
اسم کنجکاون

951
00:59:01.304 --> 00:59:03.409
فکر میکنم تو اسم نوه من
رو اون تو داری

952
00:59:03.640 --> 00:59:05.586
دوباره اون لیست اسم رو بخون،لطفا

953
00:59:12.482 --> 00:59:14.860
"....فکر میکنم تو اسم"

954
00:59:18.488 --> 00:59:22.368
"فکر میکنم تو اسم نوه من

955
00:59:22.559 --> 00:59:25.506
"فکر میکنم تو اسم نوه من رو توی اون لیست داری

956
00:59:25.695 --> 00:59:26.765
...اه

957
00:59:26.997 --> 00:59:29.375
،و جو گفت
"باشه،باشه،اینکار رو میکنم"

958
00:59:29.566 --> 00:59:31.773
و دوباره اون-اون لیست رو مرور کرد

959
00:59:32.002 --> 00:59:38.214
و،بله،اون نوه هم اسمش بود
پاول بولتن سانتگ

960
00:59:38.408 --> 00:59:42.618
،اون زمان نمیدونستیم که کشته شده

961
00:59:42.846 --> 00:59:44.018
.اما شده بود

962
00:59:44.214 --> 00:59:48.720
،حقیقتا
.من الان شکستم

963
00:59:48.919 --> 00:59:50.296
...فکر بخاطر اینه که

964
00:59:50.520 --> 00:59:52.397
فکر میکنم بخاطر اینه که
حالا خودم نوه دارم

965
00:59:56.893 --> 01:00:01.273
من برای هفت هفته تحت-
مراقبت شدیدی بودم

966
01:00:05.135 --> 01:00:09.049
ریتا وقتی که توی بیمارستان
بودم به دیدنم اومد

967
01:00:09.239 --> 01:00:10.616
حالت چطوره؟-

968
01:00:16.580 --> 01:00:18.753
...من-

969
01:00:18.949 --> 01:00:20.758
...من،اه

970
01:00:20.951 --> 01:00:24.160
.الان حالم بهتره
.برات یه چیزی درست کردم-

971
01:00:24.387 --> 01:00:26.765
.چیز زیادی نیست
...من فقط

972
01:00:26.957 --> 01:00:30.427
اون اومد و یک نقاشی
.رو که کشیده بود برام اورد

973
01:00:37.134 --> 01:00:40.013
،من فقط،میدونین
.خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم

974
01:00:40.237 --> 01:00:42.080
از اینکه اون نقاشی رو برام اورد

975
01:00:42.272 --> 01:00:45.276
و فکر میکنم که...اه،تنها
باری بود

976
01:00:45.475 --> 01:00:48.012
که بعد از اون همدیگرو دیدیم

977
01:00:49.913 --> 01:00:53.326
...همین اواخر من متوجه شدم که

978
01:00:54.985 --> 01:00:58.023
که چقدر،فوق العاده
از خودش شجاعت به خرج داد

979
01:00:58.255 --> 01:01:00.257
حالت خوبه؟-
.بزار کمکت کنم

980
01:01:00.457 --> 01:01:04.530
ما از انواع مردم که
درگیر این قضیه بودن شنیدیم

981
01:01:04.761 --> 01:01:06.832
.که چقدر ترسیده بودن

982
01:01:07.030 --> 01:01:10.273
و با این حال اون
اومد درست پیش من

983
01:01:10.467 --> 01:01:13.505
،منظورم اینه که
.این خیلی فداکارانه بود

984
01:01:15.372 --> 01:01:16.851
،چرا اینکارو کردی؟
میدونین

985
01:01:17.040 --> 01:01:18.849
چی بهت جرعت این رو داد که

986
01:01:19.042 --> 01:01:21.113
بیرون بیای و اینکارو بکنی؟

987
01:01:21.311 --> 01:01:23.018
و ایا ترسیده بودی؟

988
01:01:23.213 --> 01:01:27.161
ترسیده بودی از اینکه
ممکنه کشته بشی؟

989
01:01:28.218 --> 01:01:30.129
فقط یک ادم خیلی بخشنده میتونه-

990
01:01:30.320 --> 01:01:33.631
بره و روی سیمان داغ دراز بکشه

991
01:01:33.823 --> 01:01:34.995
.توی یک روز با دمای صد درجه

992
01:01:35.192 --> 01:01:37.638
،یک جورایی،میدونین
اون شرایط

993
01:01:37.827 --> 01:01:41.138
یک قهرمان رو از وجودش
بیرون کشید

994
01:01:45.969 --> 01:01:48.813
یک جای مخصوص در بهشت -
برای ادم های این چنینی هست

995
01:01:49.005 --> 01:01:51.713
.اون زن فوق العادست

996
01:01:55.378 --> 01:01:57.324
هنگامی که گزارشگر ها و عکاسان مختلف ما

997
01:01:57.514 --> 01:01:59.858
فیلم رو برای
،مرور کردن به عقب میکشیدن

998
01:02:00.050 --> 01:02:02.724
و ما داستان ها و اطلاعاتشون رو میگرفتیم

999
01:02:02.919 --> 01:02:06.765
وقتی که تصویر کامل تری
از اینکه خرابی از کجا بود گرفتیم

1000
01:02:06.990 --> 01:02:08.992
،و به فیلم نگاه میکردیم

1001
01:02:09.192 --> 01:02:11.866
...حتی هولناک تر به نظر میومد

1002
01:02:13.863 --> 01:02:15.171
. از چیزی که میتونستی تصورش رو بکنی

1003
01:02:15.365 --> 01:02:18.346
اخبار تلویزیونی کی تی بی سی
حالا تقدیم میکند

1004
01:02:18.535 --> 01:02:20.947
یک برنامه مخصوص برای
قتل عام امروز

1005
01:02:21.171 --> 01:02:22.707
. در شهر پایتخت

1006
01:02:22.906 --> 01:02:26.012
نیل اسپلس،ویرایشگر
اخبار تلویزیونی اینجاست

1007
01:02:27.510 --> 01:02:29.114
.شب خوش-
یکی از بدترین

1008
01:02:29.346 --> 01:02:31.917
قتل عام های تاریخ امروز
در استین رخ داد

1009
01:02:32.115 --> 01:02:36.120
،با شمارش رسمی امشب
چهل و نه نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند

1010
01:02:36.353 --> 01:02:39.129
شانزده نفر مرده
و سی وسه نفر زخمی شده اند

1011
01:02:39.356 --> 01:02:41.927
،این اتفاق شب قبل
وقتی که بر طبق گزارشات یک مرد

1012
01:02:42.125 --> 01:02:43.536
مادر و همسرش رو کشت

1013
01:02:43.727 --> 01:02:45.968
همان مرد به یک انبار
مهمات دستبرد زد و

1014
01:02:46.196 --> 01:02:47.937
امروز اماده شده
و به عرشه مشاهده

1015
01:02:48.131 --> 01:02:51.408
برج دانشگاه استین تگزاس رفت

1016
01:02:51.601 --> 01:02:54.207
بعد از ان وحشت از
برج به پایین میبارید

1017
01:02:54.404 --> 01:02:56.315
،چارلز جی ویتمن

1018
01:02:56.539 --> 01:02:58.314
توسط دو پلیس شهر

1019
01:02:58.541 --> 01:03:00.316
در عرشه مشاهده کشته شد

1020
01:03:00.543 --> 01:03:03.547
این دو پلیس  توسط یک
مرد استینی،الن کرام همراهی شدند

1021
01:03:03.747 --> 01:03:06.591
داستان اینکه چطور اون ها
نود دقیقه وحشت رو به پایان رسوندند

1022
01:03:06.783 --> 01:03:08.785
این عصر در
کنفرانس خبری

1023
01:03:08.985 --> 01:03:11.226
با مدیریت پلیس کلانتر استین
باب مایلز،گفته شد

1024
01:03:11.421 --> 01:03:12.798
شماها به محض اینکه-
اون رو مشاهده کردید شلیک کردین؟

1025
01:03:12.989 --> 01:03:14.491
کسی ازش نخواست-
تا تسلیم بشه یا

1026
01:03:14.724 --> 01:03:17.330
یا تمومش کنه یا هرچیزی
قبل از اینکه تیراندازی ها شروع شد؟

1027
01:03:17.560 --> 01:03:19.938
نه،همونطور که یک دقیقه پیش گفتم

1028
01:03:20.130 --> 01:03:23.509
اقای کرام یک تیر به دیوار غربی شلیک کرد

1029
01:03:23.733 --> 01:03:26.304
وقتی که افسر مارتینز
گوشه رو زیر نظر داشت

1030
01:03:26.503 --> 01:03:29.313
اقای ویتمن اسلحش رو شارژ کرده
واماده ی تیراندازی بود

1031
01:03:29.506 --> 01:03:35.115
افسر مارتینز راهی نداشت
تا متوجه بشه که چه افسر دی

1032
01:03:35.312 --> 01:03:37.952
یا اقای کرام بیرون اومده بودن

1033
01:03:38.148 --> 01:03:39.286
و توی مکانی بودن که
شلیک انجام میشه

1034
01:03:41.584 --> 01:03:43.530
در کنفرانس خبری طبیعتا
،مک کوی بود

1035
01:03:43.753 --> 01:03:46.825
،جری دی
.الن کرام و من

1036
01:03:50.293 --> 01:03:51.636
،اگر اشکالی نداشته باشه-

1037
01:03:51.828 --> 01:03:53.466
من صحبت هارو برای
گروه انجام بدم

1038
01:03:53.663 --> 01:03:56.872
.و نه،نه
اگر اشتباه کردم

1039
01:03:57.100 --> 01:04:00.547
اقای مارتینز میتونن
من رو متوقف کنن و اوه،اشتباهم رو تصحیح کنن

1040
01:04:00.770 --> 01:04:02.545
خبر نگاران سوال میپرسیدن-

1041
01:04:02.772 --> 01:04:05.844
و کلانتر مایلز همشون رو پاسخ میداد

1042
01:04:06.042 --> 01:04:08.113
ما فقط برای به صورت
نمادین اونجا بودیم

1043
01:04:08.311 --> 01:04:12.851
.چون کلانتر از پسش برمیومد

1044
01:04:13.049 --> 01:04:15.859
مردی که کنار منه الن کرام هست-

1045
01:04:16.052 --> 01:04:18.328
اون مورد حمایت قرار گرفته بود
تا با دو پلیسی که نبرد اسلحه

1046
01:04:18.521 --> 01:04:20.865
رو به پایان رسونده بودن
به بالای برج بره

1047
01:04:21.057 --> 01:04:22.798
حواست بهم هست؟-

1048
01:04:22.992 --> 01:04:24.232
.حواسم بهت هست

1049
01:04:24.461 --> 01:04:26.668
اقای کرام میتونین بهم بگین-
در وهله اول چی باعث شد

1050
01:04:26.863 --> 01:04:28.865
که شما داخل ساختمان برج باشین؟

1051
01:04:29.065 --> 01:04:31.875
..خوب من،اه-

1052
01:04:32.068 --> 01:04:33.877
وقتی درگیر این
قضیه شدم که از پنجره

1053
01:04:34.070 --> 01:04:36.641
کارافرینی دیدم که در
اون سمت خیابان یک پسر تیر خورده

1054
01:04:36.840 --> 01:04:38.183
من از خیابان رد
شدم تا تحقیق کنم

1055
01:04:38.375 --> 01:04:39.854
چون فکر کردم که
.یک دعوای کوچیکه

1056
01:04:40.043 --> 01:04:42.683
و به محض اینکه از در
بیرون اومدم،صدای تیراندازی شنیدم

1057
01:04:42.879 --> 01:04:44.756
و شما دقیقا-
رفتین داخل برج؟

1058
01:04:44.981 --> 01:04:47.518
بله اقا.نمیتونستم دوباره-
از خیابون برگردم

1059
01:04:47.717 --> 01:04:49.526
چون میترسیدم که خودم
هم تیر بخورم

1060
01:04:49.719 --> 01:04:53.758
،پس من به ساختمان بعدی رفتم
و ساختمان بعدی

1061
01:04:53.990 --> 01:04:55.867
من فکر کردم که شاید بتونم
وقتی رفتم اونجا کمکشون کنم

1062
01:04:56.059 --> 01:04:57.902
پس تا زمانی که از سمت
دیگر برج شلیک کنه صبر کردم

1063
01:04:58.094 --> 01:04:59.334
.و بعد خودم به داخلش دویدم

1064
01:04:59.529 --> 01:05:00.735
اقای کرام من-
میدونم که از طرف

1065
01:05:00.930 --> 01:05:03.877
تمام شهروندان استین
و تمام پلیس های شهر استین

1066
01:05:04.067 --> 01:05:05.171
سپاس گزاریمون از شما

1067
01:05:05.368 --> 01:05:07.370
رو بیان میکنم

1068
01:05:07.570 --> 01:05:10.176
برای پایان دادن به
حکفرمایی وحشت

1069
01:05:10.373 --> 01:05:11.579
در محوطه دانشکده استین تگزاس

1070
01:05:11.775 --> 01:05:14.551
من تا حالا افراد-
شجاع تری از اونا ندیده بودم

1071
01:05:14.744 --> 01:05:16.849
،تصمیماتشون درست بود

1072
01:05:17.046 --> 01:05:19.026
،سر وقت انجام شد

1073
01:05:19.215 --> 01:05:22.424
و به شکل قابل احترامی پایان گرفت

1074
01:05:22.619 --> 01:05:25.225
اگر مجبور بودم
،یکبار دیگه این کار رو با این مرد ها انجام بدم

1075
01:05:25.422 --> 01:05:26.799
.قطعا انجام میدادم

1076
01:05:27.023 --> 01:05:29.765
کلانتر پلیس یک چک
از شهر استین

1077
01:05:29.959 --> 01:05:31.404
برای هزینه های یک روز

1078
01:05:31.594 --> 01:05:34.700
شهروند حمایت شده،به من داد

1079
01:05:37.033 --> 01:05:38.910
.البته من قبولش نکردم

1080
01:05:41.771 --> 01:05:44.445
یکجورایی سر از خیابان فرودگاه سردراوردیم-

1081
01:05:44.641 --> 01:05:48.555
در یک محوطه خالی
با یک جعبه مشروب درجه یک

1082
01:05:48.745 --> 01:05:50.554
،سلاح هامون رو دراوردیم

1083
01:05:50.747 --> 01:05:53.421
هنوز هم لباس ها
..و تمام وسایلمون باهامون بود ولی

1084
01:05:55.785 --> 01:05:57.822
.دیگه پلیس نبودیم

1085
01:06:03.960 --> 01:06:06.839
،اگر من فقط رفته بودم داخل
اگر درست به

1086
01:06:07.063 --> 01:06:08.667
،داخل اون اسانسور رفته بودم

1087
01:06:08.898 --> 01:06:10.844
اون دکمه رو
...به طبقه بالا فشار داده بودم

1088
01:06:14.737 --> 01:06:16.273
.گرفته بودمش و کارش رو تموم میکردم

1089
01:06:16.473 --> 01:06:19.283
،گرفته بودمش و کارش رو تموم میکردم-

1090
01:06:19.476 --> 01:06:21.513
بیلی اسپید هنوز زنده بود

1091
01:06:21.744 --> 01:06:22.654
!بیلی-

1092
01:06:22.846 --> 01:06:24.917
،و خیلی های دیگه مطمئنم-

1093
01:06:26.783 --> 01:06:30.526
....ولی-ولی-ولی
این اتفاق نیافتاد

1094
01:06:34.324 --> 01:06:36.634
.باید-میتونستم

1095
01:06:37.961 --> 01:06:40.168
.اما نکردم

1096
01:06:43.766 --> 01:06:45.803
...باید،میتونستم،باید-

1097
01:06:46.002 --> 01:06:48.812
.باید،میتونستم
.اما نکردم

1098
01:06:49.005 --> 01:06:53.954
.پس...نمیدونم

1099
01:06:58.014 --> 01:07:00.893
خوب،اگر بگم که توی-
زندگیم روی من تاثیر نذاشته

1100
01:07:01.117 --> 01:07:04.621
.بیانیه حقیقی نخواهد بود

1101
01:07:04.821 --> 01:07:07.529
..اما من،ام

1102
01:07:07.724 --> 01:07:09.294
.سعی کردم

1103
01:07:09.492 --> 01:07:12.530
سعی کردم که
.فراموشش کنم

1104
01:07:12.729 --> 01:07:14.538
متنفرم که ببینم مردم صدمه میخورن

1105
01:07:14.731 --> 01:07:16.870
،اما،میدونی
باید واقع بین باشی

1106
01:07:17.066 --> 01:07:18.841
و بدونی که این اتفاقات میافتن

1107
01:07:19.035 --> 01:07:21.982
پس باید یک راهی داشته باشی
تا باهاش بسازی

1108
01:07:22.171 --> 01:07:24.242
چطور از پس
مشکلات بر بیای

1109
01:07:29.045 --> 01:07:31.889
اگر کسی ازم میپرسید
،چه حسی داری

1110
01:07:32.081 --> 01:07:33.719
...خوب

1111
01:07:35.018 --> 01:07:37.726
.خوب،من هیچی نمیگفتم

1112
01:07:37.921 --> 01:07:39.400
--این چیزیه که
،این سوال رو قبلا ازم پرسیدن

1113
01:07:39.589 --> 01:07:42.001
باعث شد چه-چه
احساسی پیدا کنی؟

1114
01:07:42.191 --> 01:07:44.831
و بعد من
...مجبورم که بگم،خوب

1115
01:07:45.028 --> 01:07:47.668
چطور باید رنگهای رنگین کمان رو

1116
01:07:47.864 --> 01:07:50.572
برای یک نفر که کور به دنیا اومده توصیف کنم؟

1117
01:07:50.767 --> 01:07:53.270
،نمیتونی
چون هیچی کلمه ای نیست

1118
01:07:54.437 --> 01:07:56.576
.اوه،نمیدونم

1119
01:08:02.879 --> 01:08:07.453
این تی شرتیه که-
من اونروز تنم بود

1120
01:08:07.684 --> 01:08:11.689
احتمالا وقتی تیر اندازی
رخ داد من

1121
01:08:11.888 --> 01:08:14.562
.نود پوند بودم

1122
01:08:14.757 --> 01:08:17.260
این پارگی کوچیک
اینجارو میبینین؟

1123
01:08:17.460 --> 01:08:19.303
این جایی که
گلوله ازش رد شد

1124
01:08:21.965 --> 01:08:23.774
،این پسر خاله منه
لی زامورا

1125
01:08:23.967 --> 01:08:26.777
وقتی که من دوچرخه رو
میروندم و روزنامه هارو

1126
01:08:26.970 --> 01:08:30.975
در برج دانشگاه تگزاس
میرسوندم اون با من بود

1127
01:08:31.975 --> 01:08:33.818
،داشتم فکر میکردم که-
میدونین

1128
01:08:34.043 --> 01:08:37.115
من دراین باره قبلا
با هیچکس صحبت نکردم

1129
01:08:39.716 --> 01:08:41.320
،و فکر کردم،میدونین

1130
01:08:41.551 --> 01:08:45.556
،شاید کمک کنه
میدونین،که این کار خوب رو انجام بدم

1131
01:08:45.755 --> 01:08:50.500
و بشینم و برای اولین بار
با یک نفر دربارش حرف بزنم

1132
01:08:50.727 --> 01:08:51.933
شاید این کاری باشه
.که نیاز دارم انجام بدم

1133
01:08:55.898 --> 01:08:58.936
اگر شما رفقا این فرصت
رو به ما نداده بودین

1134
01:08:59.135 --> 01:09:03.811
هیچوقت نمیتونستم این پسر خالم
رو ببینم،حالا میتونم

1135
01:09:04.007 --> 01:09:08.854
.زمان زیادی گذشته
منظورم اینه که،تقریبا پنجاه سال

1136
01:09:12.915 --> 01:09:14.917
اون یه دنیای-
متفاوت بود

1137
01:09:16.419 --> 01:09:18.797
.هیچکس هرگز دربارش صحبت نکرد

1138
01:09:18.988 --> 01:09:21.161
من کلیر رو-

1139
01:09:21.357 --> 01:09:23.997
.تا چند ماه پیش ندیده بودم

1140
01:09:26.763 --> 01:09:28.436
من هیچوقت نمیدونستم
ارتلی کی بود

1141
01:09:28.631 --> 01:09:32.044
بالاخره به این نتیجه رسیدم
که شاید فرشته ای چیزی بوده

1142
01:09:39.142 --> 01:09:41.782
.من هفده سالم بود-
.تا اون زمان مرگ رو ندیده بودم

1143
01:09:41.978 --> 01:09:43.787
درمورد اسلحه ها هیچ چیز
نمیدونستم

1144
01:09:43.980 --> 01:09:47.951
چیزی نبود جز
یک زخم خام،بزرگ و عمیق

1145
01:09:48.151 --> 01:09:50.859
.میدونی،توی روانم
.توی خاطراتم

1146
01:09:51.054 --> 01:09:52.897
زمان زیادی گذشته
...و اه

1147
01:09:56.125 --> 01:09:58.731
هنوز هم خامه،ما نه
به خامیی که یک زمانی بود

1148
01:09:59.662 --> 01:10:00.902
،خیلی وقتا

1149
01:10:01.130 --> 01:10:03.838
بدترین روزهای عمرت.

1150
01:10:04.033 --> 01:10:07.412
.شخص و خصوص هستن

1151
01:10:07.637 --> 01:10:09.412
...شاید برای همینه که من
...یکجورایی

1152
01:10:13.042 --> 01:10:14.749
درونم قایمش کردم

1153
01:10:18.047 --> 01:10:20.084
من احساس گناه میکنم که
به اندازه کافی زود بیرون نرفتم

1154
01:10:20.316 --> 01:10:23.160
.اوه،ارتلی
...میدونی،اینکه تو

1155
01:10:23.352 --> 01:10:24.763
.ارتلی-

1156
01:10:24.987 --> 01:10:26.694
--اره،فقط
فکر میکنم احساس گناه

1157
01:10:26.889 --> 01:10:29.495
با اتفاقاتی مثل این همراه میشه
.اره،اره،اره-

1158
01:10:29.692 --> 01:10:31.865
.یک حس گناه عجیب-

1159
01:10:35.765 --> 01:10:39.076
.دانشگاه فقط برای یک روز بسته بود
فقط همین

1160
01:10:39.268 --> 01:10:41.612
اونا اومدن داخل
و خون رو پاکسازی کردن

1161
01:10:44.107 --> 01:10:48.954
فکر میکنم دانشگاه
باید یک یادبود بزاره

1162
01:10:49.178 --> 01:10:52.955
هنوز کلی از خانواده و دوستان

1163
01:10:53.182 --> 01:10:55.059
اون مردمی که کشته یا زخمی
شدن هستن

1164
01:10:56.919 --> 01:11:00.628
،پاول سانتگ
،کلودیا رات

1165
01:11:00.857 --> 01:11:04.236
،رابرت بویر
،بیلی اسپید

1166
01:11:04.427 --> 01:11:07.772
،روی اسمیت
،ادنا تاونزلی

1167
01:11:07.964 --> 01:11:12.435
،مارگوریتا لمبورت
،مارک گبور

1168
01:11:12.635 --> 01:11:16.777
،توماس اکمن
،هری والچاک

1169
01:11:16.973 --> 01:11:20.216
،توماس اشتون
،توماس چاک

1170
01:11:20.409 --> 01:11:23.822
،کارن گریفین
،دیوید گانبای

1171
01:11:24.046 --> 01:11:25.889
و بچه من

1172
01:11:28.951 --> 01:11:33.957
. اونها گفتن من میتونم بچه داشته باشم
اما من هیچوقت حامله نشدم

1173
01:11:34.824 --> 01:11:37.464
.اما تونستم یک بچه رو قبول کنم

1174
01:11:37.660 --> 01:11:39.799
.من پسرم سیراک رو قبول کردم

1175
01:11:39.996 --> 01:11:41.805
اون متولد اوتوپیا بود

1176
01:11:41.998 --> 01:11:44.774
ومن وقتی چهار سالش بود
قبولش کردم

1177
01:11:44.967 --> 01:11:47.777
.وحالا اون بیست و هفت سالشه

1178
01:11:47.970 --> 01:11:51.417
سیراک بچه
.فوق العاده ای بود

1179
01:11:51.607 --> 01:11:53.143
،و زمان هایی هستند
که با وجود اینکه

1180
01:11:53.342 --> 01:11:55.515
پوست اون قهوه ایه
و مال من سفید

1181
01:11:55.745 --> 01:11:59.522
زمان هایی هستند که
به یاد ندارم

1182
01:11:59.749 --> 01:12:02.855
که برای من
اونجا نبوده باشه

1183
01:12:03.085 --> 01:12:07.795
...اما بچه ای که
من رویاشو دیدم

1184
01:12:07.990 --> 01:12:10.971
از اول و هنوز هم
اون رویا هارو دارم

1185
01:12:11.160 --> 01:12:15.267
اینکه پیداش کردم
و دارمش

1186
01:12:15.464 --> 01:12:17.444
. وخیلی خوشحالم

1187
01:12:17.633 --> 01:12:21.274
اما بعد به یک جای دیگه
.نگاه میکنم و اون رفته

1188
01:12:31.013 --> 01:12:33.015
من نگاه کردن به برج رو یادمه
،البته،خیلی زیاد

1189
01:12:33.216 --> 01:12:35.696
،و از محوطه اصلی میتونی ببینی که

1190
01:12:35.885 --> 01:12:38.661
یک جمله از انجیل هست

1191
01:12:38.855 --> 01:12:40.857
حقیت را بدان
و حقیقت تورا ازاد میکند

1192
01:12:42.859 --> 01:12:46.238
.من دربارش فکر کردم

1193
01:12:46.462 --> 01:12:48.135
...یکی از حقایقی که یاد گرفتم

1194
01:12:50.366 --> 01:12:53.074
اینه که هیولاهایی
میان ما قدم میزنن

1195
01:12:54.904 --> 01:12:58.875
مردمی اون بیرون هستن که
به چیزهای غیر قابل تصور فکر میکنن

1196
01:12:59.075 --> 01:13:00.884
و بعد کارهای غیر قابل تصور انجام میدن

1197
01:13:06.983 --> 01:13:08.929
،در طی سال ها-
اون در بخش

1198
01:13:09.151 --> 01:13:12.325
بزرگی از ذهنم میخکوب شد

1199
01:13:12.521 --> 01:13:16.094
اما بیشتر که زندگی کردم و
بیشتر که دیدم

1200
01:13:16.325 --> 01:13:19.499
این بچه های ارزشمند کوچیکی که بزرگ میشن

1201
01:13:19.695 --> 01:13:21.902
،و بعضی اوقات کارای هولناکی انجام میدن

1202
01:13:22.098 --> 01:13:25.272
هرچقدر که بیشتر دیدم
بیشتر به اون فکر میکنم

1203
01:13:25.501 --> 01:13:29.347
،به عنوان یک مرد جوان خیلی اسیب دیده

1204
01:13:29.538 --> 01:13:31.950
.اون حدودا بیست وپنج ساله بود که مرد

1205
01:13:32.174 --> 01:13:36.350
عکسی از اون در
سن سه سالگی هست

1206
01:13:36.545 --> 01:13:40.891
یک اسلحه رو در
هر دو طرف ساحل در دست داره

1207
01:13:41.083 --> 01:13:43.893
من به اون مثل
همون بچه سه ساله ای که

1208
01:13:44.086 --> 01:13:46.930
روی نیمکتم مینشست نگاه میکنم

1209
01:13:47.123 --> 01:13:51.572
،من یک معلمم
و اون سن رو دوست دارم

1210
01:13:51.761 --> 01:13:54.264
کلی ارزو و کلی قول

1211
01:13:55.965 --> 01:13:59.037
چطور میتونم از یه
همچین ادمی متنفر باشم؟

1212
01:13:59.235 --> 01:14:00.441
،نمیتونم ازش متنفر باشم
با وجود

1213
01:14:00.636 --> 01:14:04.482
خرابی بزرگی که
به بار اورده

1214
01:14:04.707 --> 01:14:07.119
.من نمیتونم ازش متنفر باشم
.نمیتونم اینکارو بکنم

1215
01:14:08.978 --> 01:14:12.551
ایا میبخشینش؟-
بله،میبخشمش-

1216
01:14:12.748 --> 01:14:16.059
چطور میتونم نبخشم؟
من خیلی بخشیده شدم

1217
01:14:17.559 --> 01:14:25.559
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1218
01:14:27.496 --> 01:14:29.305
،وحشت از اینها-
،بیمار های بین ما

1219
01:14:29.498 --> 01:14:33.310
باید در وحشت تمدن های غیر معقول ما پیدا بشه

1220
01:14:33.502 --> 01:14:37.314
،یک اشتیاق عجیب به خشونت
یک بی احترامی به زندگی

1221
01:14:37.506 --> 01:14:39.782
در بخش هایی پرورش داده شده توسط
دولت هایی که

1222
01:14:39.976 --> 01:14:42.081
در قالب دفاع شخصی

1223
01:14:42.278 --> 01:14:45.259
به جوانانشون اموزش
میدن تا بکشند یا ازار بدند

1224
01:14:45.448 --> 01:14:47.257
جامعه ای که در اون
معروف ترین

1225
01:14:47.450 --> 01:14:50.920
کارکاتور های روزنامه
،برنامه های تلویزیونی

1226
01:14:51.120 --> 01:14:52.997
و فیلم ها
اونهایی هسند که

1227
01:14:53.189 --> 01:14:56.363
معانی جدید مرتکب شدن به
اسیب های بدنی رو اختراع میکنند

1228
01:14:56.592 --> 01:14:59.095
مردمی که
تقریبا میتونن سکوت کنن

1229
01:14:59.295 --> 01:15:02.139
درحالی که تمدن خودشون
داره زیر اجبار

1230
01:15:02.331 --> 01:15:05.369
فلسفه  غارنشینی که ممکن هست

1231
01:15:05.601 --> 01:15:07.638
.درست باشه در حال تکه تکه شدنه

1232
01:15:07.837 --> 01:15:11.876
به نظر میاد که جرم چارلز جوزف ویتمن

1233
01:15:12.108 --> 01:15:14.054
.جرم جامعه بود

1234
01:15:14.276 --> 01:15:17.314
والتر کرانکیت هستم
.شب بخیر

1235
01:15:47.543 --> 01:15:49.250
،یک نفر به من گقت

1236
01:15:49.478 --> 01:15:52.687
چرا میخوام همه این
هارو دوباره دوره کنم؟

1237
01:15:52.882 --> 01:15:57.194
چرا میخوام بیرونش بیارم؟
اینکه اینکار خیلی دردناک خواهد بود

1238
01:15:57.386 --> 01:16:00.924
.این اتفاق فاجعه بار بود
فاجعه بار

1239
01:16:01.157 --> 01:16:04.104
،میدونین
من هنوز هم اون غم از دست دادن رو دارم

1240
01:16:04.326 --> 01:16:09.833
اما چیزی که دردناکه اینه
که احساسی نداشته باشی

1241
01:16:10.032 --> 01:16:14.037
درباره کل این موضوع
و نزاری که مردم

1242
01:16:14.236 --> 01:16:15.874
،در این باره بفهمن
و نتونی درباره

1243
01:16:16.072 --> 01:16:17.881
.اتفاقی که اونروز افتاد حرف بزنی

1244
01:16:18.074 --> 01:16:19.417
.این بود که خیلی دردناک بود

1245
01:16:19.608 --> 01:16:22.452
پس این خیلی ارامش بخش بود

1246
01:16:24.080 --> 01:16:25.525
،میدونین
چیزهای کوچیک

1247
01:16:25.714 --> 01:16:30.527
میتونن تغییرات عظیمی
توی اتفاقی مثل این ایجاد کنن

1248
01:16:30.551 --> 01:16:55.551
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
