WEBVTT

1
00:00:01.900 --> 00:00:30.361
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:31.861 --> 00:00:39.861
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:01:30.420 --> 00:01:33.380
،مشخص کنید که کدام اشیاء با ارزش را در اختیار دارید

4
00:01:33.590 --> 00:01:38.040
پول آلمانی یا ارز خارجی، جواهرات000

5
00:01:40.600 --> 00:01:44.750
،از آنجایی که شما به زودی به شرق منتقل می شوید

6
00:01:45.060 --> 00:01:48.520
باید کلیه دارایی های خود را ذکر کنید

7
00:01:48.650 --> 00:01:51.520
،در صورت تخطی از این قانون

8
00:01:51.650 --> 00:01:53.940
پلیس با شما برخورد خواهد کرد

9
00:01:54.190 --> 00:01:57.000
پدرت گفت اینها دستورات هیتلرند

10
00:01:57.610 --> 00:01:59.610
خب اشکالش چیه

11
00:01:59.780 --> 00:02:02.240
اگه به شرق منتقل بشیم؟

12
00:02:04.240 --> 00:02:06.860
محض رضای خدا سیوما، داری چکار می کنی؟

13
00:02:07.120 --> 00:02:08.580
!دیوانه شدی

14
00:02:08.750 --> 00:02:12.040
اگه بفهمند هممونا می فرستن زندان
من هنوز آماده نیستم

15
00:02:14.960 --> 00:02:16.580
سیوما

16
00:02:17.920 --> 00:02:19.460
مامان

17
00:02:20.300 --> 00:02:21.920
من می خوام همینجا بمونم

18
00:02:23.010 --> 00:02:24.680
می خوام زندگی کنم

19
00:02:27.550 --> 00:02:34.500
اعزام جمعیت یهودیان اروپا به اردوگاه های کار اجباری در اکتبر سال 1941 آغاز شد

20
00:02:36.500 --> 00:02:41.500
حدود 7000 یهودی در برلین مقاومت می کنند
و مخفی می شوند

21
00:02:44.500 --> 00:02:49.500
و این است داستان آنها

22
00:02:50.750 --> 00:02:56.250
(بی نام و نشان ها)
ما می خواهیم زندگی کنیم

23
00:02:57.250 --> 00:03:00.500
محل تجمع تبعید شدگان، کنیسه ای در خیابان
لوتزوف

24
00:03:00.650 --> 00:03:03.950
مردم خیلی آروم بودن

25
00:03:04.000 --> 00:03:07.000
من هم در تصورات خود تصویری از

26
00:03:07.500 --> 00:03:12.000
سیوما شونهاوس
در سال 1942 در سن 20 سالگی پنهان شد

27
00:03:12.500 --> 00:03:15.250
پادگان های تمیز و گرم داشتم

28
00:03:15.980 --> 00:03:18.600
جایی که فکر می کردم کارگران یهودی زندگی می کنند

29
00:03:18.740 --> 00:03:21.770
و از اونجا به محل های کارشون

30
00:03:21.950 --> 00:03:23.730
که برای آن ها اختصاص داده شده، میرن

31
00:03:24.160 --> 00:03:26.240
این چیزی بود که من تصور می کردم

32
00:03:26.500 --> 00:03:29.240
مارتین اسرائیل کوهن

33
00:03:29.300 --> 00:03:32.200
سکوت توسط یک جارچی

34
00:03:32.290 --> 00:03:34.500
شکسته شد

35
00:03:34.710 --> 00:03:36.500
:او فریاد زد

36
00:03:37.710 --> 00:03:41.380
مارتین اسرائیل کوهن

37
00:03:41.630 --> 00:03:44.380
مارتین اسرائیل کوهن

38
00:03:44.640 --> 00:03:46.300
او شبیه

39
00:03:47.680 --> 00:03:50.170
خروس توی داستان

40
00:03:50.980 --> 00:03:53.310
نوازندگان شهر برمن بود

41
00:03:54.020 --> 00:03:58.090
که به قدری بد و بلند آواز می خواند، انگار می خواست نشان بده

42
00:03:58.280 --> 00:04:01.520
که فقط به درد قابلمه غذا می خوره

43
00:04:02.110 --> 00:04:03.480
اداره ثبت احوال

44
00:04:03.500 --> 00:04:05.700
...یهو اسم منو خوندن

45
00:04:05.740 --> 00:04:06.860
...سیوما اسرائیل

46
00:04:07.030 --> 00:04:10.870
سیوما اسرائیل شانهاوس

47
00:04:11.620 --> 00:04:14.330
خب...نوبت من شده بود

48
00:04:14.880 --> 00:04:18.740
سیوما اسرائیل شانهاوس

49
00:04:19.170 --> 00:04:20.500
تعویض شیفت

50
00:04:20.670 --> 00:04:25.200
اونا یهودیا رو برای کار اجباری تبعید نمی کردن

51
00:04:25.390 --> 00:04:26.800
کارمند: مدارکت کامل ان؟

52
00:04:26.970 --> 00:04:29.260
شاید همین یک راه نجات باشه

53
00:04:29.430 --> 00:04:31.920
کارمند: آخرین جایی که کار می کردی؟

54
00:04:32.100 --> 00:04:34.680
کارخانه اسلحه سازی گوستاو

55
00:04:34.940 --> 00:04:37.770
آیا مبلغی به کارخانه بدهکاری؟

56
00:04:38.440 --> 00:04:42.060
در واقع کارخانه به من بدهکار بود و من هم از اونا شکایت کردم

57
00:04:45.740 --> 00:04:48.320
روی برگه نوشته نشده که من معوق هستم؟

58
00:04:48.490 --> 00:04:50.360
و اونا به من احتیاج دارن؟

59
00:04:50.540 --> 00:04:53.070
کارخانه اسلحه سازی گوستاو

60
00:04:53.250 --> 00:04:56.240
من یکی از سریع ترین ها بودم، 180 راه اندازی در ساعت

61
00:04:56.880 --> 00:04:58.240
بیا اینجا

62
00:04:58.500 --> 00:05:01.090
چرا من باید تنها به کمپ برم؟

63
00:05:02.670 --> 00:05:06.210
چرا نمی تونم با عمم بمونم؟

64
00:05:06.380 --> 00:05:08.300
نه، نه
بذارید اینجا بمونم

65
00:05:15.190 --> 00:05:16.430
تو می تونی بری

66
00:05:16.690 --> 00:05:19.270
خب...تو می تونی بری

67
00:05:19.440 --> 00:05:20.650
گفتم: به کجا؟

68
00:05:20.940 --> 00:05:23.520
به کارخانه...تو معوق هستی

69
00:05:26.740 --> 00:05:29.860
آنا سارا هوش

70
00:05:30.120 --> 00:05:32.570
می تونیم پسرمون رو تنها رها کنیم؟

71
00:05:32.740 --> 00:05:34.610
البته او اینجا می مونه

72
00:05:34.790 --> 00:05:37.250
شاید بتونه ما رو نجات بده

73
00:05:37.370 --> 00:05:41.160
سرکار:وقت رفتنه
بذارید چمدونم رو بردارم

74
00:05:46.550 --> 00:05:49.670
می خوایم خدافظی کنیم
...لطفا، لطفا

75
00:06:04.030 --> 00:06:07.860
سیوما ممکنه این نامه رو ارسال کنی؟

76
00:06:08.030 --> 00:06:10.150
برای همکارم

77
00:06:10.410 --> 00:06:13.070
نتونستم ازش خدافظی کنم

78
00:06:13.330 --> 00:06:16.790
!فراموش کردم ارسالش کنم، چقدر احمقم

79
00:06:16.960 --> 00:06:18.540
سرکار: دیگه کافیه

80
00:06:18.710 --> 00:06:21.420
فراموش نکن...بهم قول بده

81
00:06:21.710 --> 00:06:24.250
پدر و مادرم ناپدید شدن

82
00:06:24.420 --> 00:06:27.380
نمی دونستم کجا می برنشون

83
00:06:27.630 --> 00:06:30.050
ممکن بود دیگه هیچ وقت نبینمشون

84
00:06:53.830 --> 00:06:55.280
افتخار میدی؟

85
00:06:55.450 --> 00:07:00.190
ما همه صفحات موسیقی رو از آمریکا داشتیم

86
00:07:00.370 --> 00:07:04.700
و با وجود اینکه هیچ وقت کلاس رقص نرفته بودیم، می رقصیدیم

87
00:07:04.750 --> 00:07:08.550
روت گومپل
در سال 1942 در سن 20 سالگی با خانواده اش پنهان شدند

88
00:07:08.600 --> 00:07:10.920
بخشی از جوونیمون به هدر رفته بود

89
00:07:10.970 --> 00:07:14.300
دیگه به ما اجازه نمی دادن که به تالار های رقص بریم

90
00:07:14.510 --> 00:07:17.550
پس ما با دوستانمون جمع می شدیم و می رقصیدیم

91
00:07:17.850 --> 00:07:21.090
چرا برادرت قبلا تو را با خودش نمی آورد؟

92
00:07:21.270 --> 00:07:25.260
ما در خانه برونو بودیم، دوست یوخن برادرم

93
00:07:25.480 --> 00:07:28.900
او من رو همراه دوست دخترش هلن به اونجا برد

94
00:07:29.070 --> 00:07:32.730
هرچقدر قوانین علیه یهودی ها سختگیرانه تر می شد

95
00:07:32.990 --> 00:07:37.600
ایده مخفی شدن

96
00:07:37.910 --> 00:07:39.780
برای ما پررنگتر می شد

97
00:07:39.960 --> 00:07:43.240
مخصوصا از موقعی که برادرم شنیده بود

98
00:07:43.500 --> 00:07:46.580
که جوان های دیگری این کار را قبلا انجام دادن

99
00:07:46.880 --> 00:07:49.500
دو تا از همکارای من این کار را کردن

100
00:07:49.590 --> 00:07:51.170
اونا الان مخفی شدن

101
00:07:51.340 --> 00:07:53.830
ما به این کار می گفتیم جیم شدن

102
00:07:54.090 --> 00:07:58.420
او در مورد این موضوع با پدر و مادرم صحبت کرد ولی آنها قبول نکردن

103
00:07:59.270 --> 00:08:00.800
خودت که می دونی بابا چطوریه

104
00:08:01.060 --> 00:08:03.720
اگه به یه نفر دیگه بگیم باهاش صحبت کنه چی؟

105
00:08:05.060 --> 00:08:06.400
مثلا کی؟

106
00:08:06.650 --> 00:08:09.110
خانم گیر چطوره؟

107
00:08:09.320 --> 00:08:12.360
چطوره اول با خانواده گیر صحبت کنیم؟

108
00:08:12.530 --> 00:08:13.900
خب...همین طورم شد

109
00:08:14.160 --> 00:08:17.190
پدرم با اونا ملاقات کرد

110
00:08:18.120 --> 00:08:21.200
ازتون خواستم به اینجا بیاید تا با شما صحبت کنم، خانم گیر

111
00:08:21.370 --> 00:08:25.750
بچه های من خیلی وقته که می خوان این کار را انجام بدن و بسیار مصرند

112
00:08:27.840 --> 00:08:30.120
همانطور که گفتم امیدی به این کار ندارم

113
00:08:30.760 --> 00:08:32.370
ما چهار نفریم

114
00:08:32.630 --> 00:08:34.920
الن دوست دختر یوخن هم هست

115
00:08:35.090 --> 00:08:37.460
تازه مادر الن هم هست

116
00:08:37.640 --> 00:08:40.430
غیرممکنه این همه آدم بتونیم مخفی بشیم

117
00:08:45.310 --> 00:08:48.300
...خیلی ها اینجا در کروزبرگ من را به عنوان دکتر می شناسن

118
00:08:48.520 --> 00:08:51.020
اینطوری من نمی تونم حتی برای پنج دقیقه به خیابان برم

119
00:08:51.230 --> 00:08:52.570
!کاملا غیرممکنه

120
00:08:52.690 --> 00:08:55.480
و هیچکس هم نمیدونه این وضعیت تا کی قراره طول بکشه

121
00:08:55.740 --> 00:08:57.610
...و حتی اگه

122
00:08:59.370 --> 00:09:02.990
...ما مجبوریم تمام مدت سربار دیگران باشیم

123
00:09:03.160 --> 00:09:05.580
در همه چیز
چطور این کار ممکنه؟

124
00:09:06.830 --> 00:09:09.370
...دکتر، من و همسرم هیچ وقت فراموش نمی کنیم

125
00:09:09.540 --> 00:09:12.750
که شما جون دخترمون را وقتی مریض بود، نجات دادید

126
00:09:14.090 --> 00:09:17.750
ما هر کاری از دستمون بربیاد برای شما و خانوادتون انجام می دیم

127
00:09:19.010 --> 00:09:22.000
ما پشت آشپزخانه یه اتاق با یه تخت داریم

128
00:09:23.180 --> 00:09:24.850
شما می تونید اونجا بمونید

129
00:09:25.100 --> 00:09:29.000
برای روت، یوخن و همسرتون هم یه جایی پیدا می کنیم

130
00:09:32.190 --> 00:09:35.440
با این وجود ما باز هم نگران بودیم

131
00:09:36.650 --> 00:09:40.270
چون نمی دونستیم بعد از پنهان شدن

132
00:09:40.530 --> 00:09:42.150
چه اتفاقی خواهد افتاد

133
00:09:42.330 --> 00:09:44.160
همه چیز رو برداشتی؟

134
00:09:44.330 --> 00:09:46.740
ما به این فکر نکرده بودیم

135
00:09:46.920 --> 00:09:48.750
که این ماجرا چقدر طول خواهد کشید

136
00:09:48.920 --> 00:09:52.830
اگه به این موضوع فکر می کردیم، غیرممکن بود انجامش بدیم

137
00:09:59.050 --> 00:10:01.720
این تازه شروع سختی ها برای ما

138
00:10:01.970 --> 00:10:03.710
و پدر و مادرمون بود

139
00:10:03.890 --> 00:10:07.050
به خاطر اینکه تا قبل از اینکه پنهان بشیم

140
00:10:07.310 --> 00:10:09.640
همیشه با هم زندگی کرده بودیم

141
00:10:09.900 --> 00:10:11.850
چراغ مطالعه پدر رو آوردی؟
آره، اینجاست

142
00:10:12.020 --> 00:10:14.640
اون یکی چمدان رو چی؟
همه رو آوردم

143
00:10:14.900 --> 00:10:20.810
الان دیگه اونا نمی دونستن ما کجا می مونیم

144
00:10:21.070 --> 00:10:26.780
نمی دونستن در طول روز ما چکار می کنیم

145
00:10:26.960 --> 00:10:30.200
کجا میریم

146
00:10:30.460 --> 00:10:34.610
وضعیت خیلی سختی برای پدر و مادرم بود

147
00:10:42.510 --> 00:10:44.470
مامان عجله کن

148
00:11:00.320 --> 00:11:02.650
کمک راننده: کسی سوار می شه؟

149
00:11:02.700 --> 00:11:06.000
چون مدارس تعطیل شده بود ، من موظف به کار بودم

150
00:11:06.050 --> 00:11:09.150
همون جایی که می گفتن گورستان یهودی هاست

151
00:11:09.200 --> 00:11:13.200
اویگن فریده
در سال 1943 در سن 16 سالگی توسط ناپدری غیریهودیش پنهان شد

152
00:11:13.250 --> 00:11:16.150
به خاطر همین فقط آخر هفته ها می تونستم هلگا را ملاقات کنم

153
00:11:16.210 --> 00:11:18.880
تنها زمانی که مجبور به کار اجباری نبودم

154
00:11:24.930 --> 00:11:28.920
به چه جراتی از اتوبوس استفاده می کنی؟

155
00:11:29.100 --> 00:11:33.060
من یه اجازه نامه دارم
یه اجازه نامه؟ ببینم! زود باش

156
00:11:36.150 --> 00:11:39.360
از آنجایی که مسافت بیشتر از هفت کیلومتر است

157
00:11:39.410 --> 00:11:41.950
این یهودی اجازه دارد از خط کروزبرگ برای رفتن به محل کار، استفاده کند

158
00:11:42.160 --> 00:11:46.390
بیشتر از هفت کیلومتر می تونستیم از اتوبوس استفاده کنیم
کمتر از اون...باید با پای پیاده می رفتیم

159
00:11:47.740 --> 00:11:51.660
اما توی نامه چیزی در مورد اینکه اجازه داری روی صندلی بشینی، گفته نشده

160
00:12:01.550 --> 00:12:05.090
اون روز توی اتوبوس یه نفر

161
00:12:05.350 --> 00:12:08.260
یه پاکت سیگار به من داد

162
00:12:08.430 --> 00:12:10.590
من سیگاری نبودم

163
00:12:10.850 --> 00:12:13.930
و می دونستم او هم از این کار منظور دیگری داشت

164
00:12:14.190 --> 00:12:17.730
او می خواست نشون بده که با کارهای نازی ها موافق نیست

165
00:12:21.490 --> 00:12:24.820
خیلی ها حتی چیزهایی که

166
00:12:25.030 --> 00:12:27.360
برای ما یهودی ها ممنوع بود را نمی دونستن

167
00:12:27.530 --> 00:12:31.640
ما نمی تونستیم از رادیو استفاده کنیم یا دوچرخه داشته باشیم

168
00:12:31.870 --> 00:12:35.540
یهودیها حتی مجبور بودن حیوانات خانگیشان رو به مقامات تحویل بدن

169
00:12:36.500 --> 00:12:38.540
یه عده از نازی ها بودن که میشد اونا رو

170
00:12:38.670 --> 00:12:40.540
از کلاه و کت چرمیشون شناخت

171
00:12:40.710 --> 00:12:43.130
می دونستم که اونا مقامات گشتاپو بودن
(پلیس مخفی آلمان نازی)

172
00:12:43.300 --> 00:12:46.630
ستاره روی کتت مطابق آیین نامه دوخته نشده

173
00:12:50.010 --> 00:12:52.300
اسم؟
اویگن فریده

174
00:12:54.100 --> 00:12:57.220
اویگن اسرائیل فریده

175
00:12:57.400 --> 00:12:59.640
اویگن اسرائیل فریده

176
00:12:59.860 --> 00:13:01.140
آدرس؟

177
00:13:01.320 --> 00:13:04.110
محله بل آلیانس خیابان کروزبرگ

178
00:13:08.780 --> 00:13:10.320
!منتظر باش

179
00:13:12.700 --> 00:13:14.740
ستاره رو دوباره و درست می دوزیش

180
00:13:14.910 --> 00:13:16.910
لعنت به تو پسر یهودی

181
00:13:21.000 --> 00:13:24.000
مادرم با صورت پر از اشک

182
00:13:24.260 --> 00:13:26.370
دوباره ستاره رو دوخت

183
00:13:26.550 --> 00:13:28.840
:پدرم گفت

184
00:13:29.010 --> 00:13:34.590
اون دیگه نمی تونه اینجا بمونه
اینجا براش خطرناکه

185
00:13:34.850 --> 00:13:38.090
تا چند روز دیگه اونا میان دنبالش

186
00:13:38.270 --> 00:13:39.980
شایدم همین فردا

187
00:13:40.190 --> 00:13:43.560
!اما ما که نمی تونیم تنها رهاش کنیم

188
00:13:45.150 --> 00:13:47.320
اون فقط 16 سالشه

189
00:13:57.120 --> 00:13:59.960
من تنها فرد خانواده بودم

190
00:14:00.130 --> 00:14:01.960
که باید روی لباسام ستاره می دوختم

191
00:14:02.170 --> 00:14:04.330
فکر می کنی واسه من کار راحتیه؟

192
00:14:04.510 --> 00:14:08.340
جولیوس ناپدری منه و یهودی نیست

193
00:14:08.590 --> 00:14:11.550
به همین دلیلم مادرم مجبور نبود که روی لباسش ستاره بدوزه

194
00:14:11.720 --> 00:14:13.090
بگیرش

195
00:14:13.350 --> 00:14:14.680
دوباره دوختمش

196
00:14:16.230 --> 00:14:18.010
بیا، امتحانش کن

197
00:14:21.190 --> 00:14:23.480
یه نفرو پیدا می کنم که تو را پنهان کنه

198
00:14:23.730 --> 00:14:27.810
از همون روز

199
00:14:27.990 --> 00:14:30.600
اقامت غیر قانونی من شروع شد

200
00:14:32.910 --> 00:14:35.780
شاید فقط چند روز طول بکشه

201
00:14:35.850 --> 00:14:43.000
در فوریه سال 1943 ، تمام کارگران کار اجباری یهودی که هنوز در برلین زندگی می کنند ، در به اصطلاح "عملیات کارخانه" دستگیر و تبعید شدند

202
00:14:55.500 --> 00:14:57.800
من با یه خانواده دوست داشتنی زندگی می کردم

203
00:14:57.850 --> 00:15:02.150
بعد از مرگ مادرم اونا از من نگه داری کردن و نذاشتن به یتیم خونه برم

204
00:15:02.200 --> 00:15:07.000
هانی ویسنبرگ
در سال 1943 در سن 17 سالگی به عنوان یک یتیم مخفی شد

205
00:15:07.050 --> 00:15:09.850
این خانواده قبل ازمن تبعید شدن
...من در لیست تبعیدی ها نبودم

206
00:15:09.950 --> 00:15:13.410
بنابراین می تونستم توی آپارتمانمون زندگی کنم

207
00:15:14.530 --> 00:15:18.070
مجبوربودم توی یه کارخونه، چتر نجات بدوزم

208
00:15:18.250 --> 00:15:21.110
اما به دلیل نخ های ابریشم انگشتم عفونت کرد

209
00:15:21.290 --> 00:15:23.870
یه دکتر من رو معاینه کرد

210
00:15:24.040 --> 00:15:27.380
با وجود اینکه اونا اجازه نداشتن یهودی ها را درمان کنن

211
00:15:45.110 --> 00:15:48.440
!باز کنید! گشتاپو

212
00:15:56.620 --> 00:15:59.160
همون موقع بود که کسی به در خانه زد.

213
00:16:00.160 --> 00:16:01.830
از ترس انگار که به صندلی چسبیده بودم

214
00:16:02.040 --> 00:16:06.650
وقتی کسی در خانه را می زنه، باید بری و جواب بدی

215
00:16:06.880 --> 00:16:08.160
این یه چیز طبیعیه

216
00:16:08.340 --> 00:16:12.660
همون موقع یه احساسی به من دست داد که قبلا تجربه نکرده بودم

217
00:16:12.840 --> 00:16:15.710
!باز کنید! گشتاپو

218
00:16:20.270 --> 00:16:24.500
اینجا بود که متوجه شدم، مجبورم خانه رو ترک کنم

219
00:16:27.940 --> 00:16:31.970
تا وقتی اوضاع آرام شد،منتظر موندم

220
00:16:33.470 --> 00:16:41.470
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

221
00:16:50.000 --> 00:16:52.300
نمی تونستم همه چیز رو با خودم ببرم

222
00:16:52.380 --> 00:16:55.090
فقط یه کیف و یه کت

223
00:17:05.850 --> 00:17:09.850
نمی تونم بگم ترسیده بودم یا نه

224
00:17:10.020 --> 00:17:12.860
فقط می خواستم زنده بمونم

225
00:17:13.030 --> 00:17:14.860
تنها چیزی که بهش فکر می کردم همین بود

226
00:17:19.870 --> 00:17:22.910
پس به منزل یکی از دوستان مادر مرحومم رفتم

227
00:17:23.080 --> 00:17:26.160
اما فقط برای چند شب می تونستم اونجا بمونم

228
00:17:26.420 --> 00:17:31.370
اول از همه، ستاره رو از روی لباسام کندم

229
00:17:31.630 --> 00:17:36.410
اما جرات نداشتم که مدارکم رو هم از بین ببرم

230
00:17:36.590 --> 00:17:38.250
باید خیلی مواظب باشیم

231
00:17:38.430 --> 00:17:40.010
...همسایمون

232
00:17:43.770 --> 00:17:48.750
...اما چطوراین کار ممکن بود، از نظر غذا و چیزهای دیگه

233
00:17:49.060 --> 00:17:51.400
هیچ نظری نداشتم

234
00:17:51.570 --> 00:17:54.780
و کاملا نرمال بود، من فقط 17 سالم بود

235
00:18:01.650 --> 00:18:05.700
پدر و مادرم را از ذهنم بیرون کرده بودم

236
00:18:09.790 --> 00:18:13.160
من تنهای تنها بودم

237
00:18:13.420 --> 00:18:15.290
به آپارتمانمون برگشتم

238
00:18:15.460 --> 00:18:20.790
!و همه لوازم خونه رو فروختم

239
00:18:20.970 --> 00:18:24.810
قبل از اینکه گشتاپو این کار رو انجام بده

240
00:18:32.320 --> 00:18:33.680
چطور تونستی این کارو بکنی؟

241
00:18:36.240 --> 00:18:37.940
چه کاری؟
هنوز اینجا بمونی؟

242
00:18:39.450 --> 00:18:41.660
اونا به من احتیاج دارن

243
00:18:41.820 --> 00:18:44.030
تا کی بهمون احتیاج دارن؟

244
00:18:44.100 --> 00:18:48.240
متأسفانه ، من به منفرد سند هویت جعلی ام را نشون داده بودم

245
00:18:48.330 --> 00:18:50.790
و او هم مدرکی برای جعل به من داد

246
00:18:51.040 --> 00:18:55.950
به نظر اومد من تنها کسی نیستم که می خواد پنهان بشه

247
00:18:56.170 --> 00:18:59.540
عکسش باید تغییر کنه
او پنهان شده

248
00:18:59.800 --> 00:19:03.910
او به چندتا مدرک احتیاج داره تا بتونه از مخفیگاهش بیرون بیاد

249
00:19:04.220 --> 00:19:05.590
می تونی این کارو بکنی؟

250
00:19:22.870 --> 00:19:25.780
کل ساختمان خالی شده بود

251
00:19:25.950 --> 00:19:28.740
دیگه توی آپارتمان احساس امنیت نمی کردم

252
00:19:28.910 --> 00:19:31.750
ممکن بود هر زمانی گشتاپو سر برسه

253
00:19:31.920 --> 00:19:35.410
سعی کردم آروم بمونم و به این فکر کنم

254
00:19:35.590 --> 00:19:38.200
که قدم بعدی باید چکار کنم

255
00:19:39.420 --> 00:19:44.330
نهایتا به فکر اجاره اتاق افتادم

256
00:19:46.140 --> 00:19:49.130
اون چیز زرد رنگ رو از روی لباسم کندم

257
00:19:49.390 --> 00:19:51.430
و به راه آهن زوو رفتم

258
00:19:51.500 --> 00:19:53.420
...چون در ارتش ثبت نام کردم

259
00:19:53.520 --> 00:19:57.230
زن پشت پیشخوان حتی به من توجه هم نکرد

260
00:19:57.480 --> 00:19:58.310
!نفر بعدی

261
00:19:58.570 --> 00:20:03.970
( !بگیر، این یه لیست از آدرس هاست، بعدی لطفا)

262
00:20:04.160 --> 00:20:06.690
و به همین راحتی از مخمصه نجات پیدا کردم

263
00:20:06.870 --> 00:20:08.730
با خودم گفتم: واقعا به همین راحتیه؟

264
00:20:08.990 --> 00:20:14.070
حتی لازم نبود که هویت خودمون رو اثبات کنیم

265
00:20:14.330 --> 00:20:18.000
برلین از نظر من برای مردها مثل ایستگاه قطاری بود

266
00:20:18.130 --> 00:20:20.370
که می رفتن و به رژیم می پیوستن

267
00:20:20.550 --> 00:20:22.460
و فقط به یه اتاق احتیاج داشتن

268
00:20:28.640 --> 00:20:30.800
دیروقت بود

269
00:20:31.020 --> 00:20:34.230
و برای گزارش به پلیس باید تا روز بعد صبر می کردم

270
00:20:34.400 --> 00:20:36.680
اما دیگه به اونجا رسیده بودم

271
00:20:46.160 --> 00:20:48.070
بله...اومدم

272
00:20:48.240 --> 00:20:53.820
سپس یه چهره واگنری بلوند ظاهر شد

273
00:20:54.080 --> 00:20:58.570
اون به من خیره شد و منم داستانی سرهم کردم

274
00:20:58.790 --> 00:21:01.500
عمویم که اهل کلنه خانه اش در بمباران خراب شد

275
00:21:01.670 --> 00:21:05.090
متاسفانه خانه عمویم در بمباران خراب شده
اجازه می دید؟

276
00:21:06.510 --> 00:21:08.720
من دارم میرم تا به ارتش ملحق بشم

277
00:21:08.970 --> 00:21:11.590
او الان توی اتاق قدیمی من توی خانه ی پدریم زندگی می کنه

278
00:21:11.770 --> 00:21:15.060
بنابراین من برای چند شب به یه اتاق احتیاج دارم

279
00:21:16.650 --> 00:21:19.060
زن بدون اینکه حرکتی بکنه صدا زد :هورست

280
00:21:19.320 --> 00:21:22.020
هورست، زود باش بیا، یه نفر بابت اتاق اومده

281
00:21:22.280 --> 00:21:25.690
هورست پیداش شد، با بدن خیس عرق

282
00:21:25.910 --> 00:21:29.740
در حالی که روی پیشانیش ردی از کلاه یونیفرم بود

283
00:21:29.990 --> 00:21:33.330
آقای استورمفور
خانه عمویم در کلن بمباران شده

284
00:21:33.500 --> 00:21:36.280
از آنجا که به زودی به ارتش ملحق می شم
او در اتاق قدیمی من ساکنه

285
00:21:47.720 --> 00:21:50.210
چمدونتو اینجا بذار
بله خانم

286
00:21:53.560 --> 00:21:56.140
پس گزارش پلیس کو؟

287
00:21:57.520 --> 00:21:59.760
!لعنتی

288
00:21:59.940 --> 00:22:02.270
الان ساعت هشت و نیمه

289
00:22:02.440 --> 00:22:05.310
فردا صبح برو دنبالش
بله آقا

290
00:22:06.820 --> 00:22:08.480
!می بینید

291
00:22:08.660 --> 00:22:12.530
...اگه همه مثل اون مرد جوان منطقی رفتار می کردن

292
00:22:13.790 --> 00:22:17.820
اونوقت قربانیان بمباران مشکلات کمتری داشتن

293
00:22:18.000 --> 00:22:21.350
پدرم من رو نزد یکی از دوستانش برد

294
00:22:21.460 --> 00:22:25.610
اونا کومونیست بودن و فرزندی نداشتن

295
00:22:25.800 --> 00:22:29.510
بدترین چیز این بود که دیگه نمی تونستم هلگا را ببینم

296
00:22:29.680 --> 00:22:32.470
حتی وقت نشد از هم خدافظی کنیم

297
00:22:33.600 --> 00:22:34.960
به غیر از اون

298
00:22:35.220 --> 00:22:36.840
خیلی آدمایی که قرار بود باهاشون زندگی کنم را نمی شناختم

299
00:22:37.020 --> 00:22:40.600
بعد یه زمان کوتاهی، متوجه شدم

300
00:22:40.770 --> 00:22:44.310
که اونا ترسیدن

301
00:22:44.570 --> 00:22:46.150
و دیگه نمی خوان که من اونجا زندگی کنم

302
00:22:46.320 --> 00:22:49.030
ببین چطوری همه چیز رو روی هم ریختی

303
00:22:49.200 --> 00:22:50.940
چرا هیچ کاری از دستت برنمیاد؟

304
00:22:51.070 --> 00:22:53.820
من معذب شده بودم

305
00:22:57.410 --> 00:23:01.370
!از دم پنجره برو کنار
نمی خوام کسی تو رو ببینه

306
00:23:03.880 --> 00:23:07.790
بعد از دو هفته به من گفتن: عده ای قراره به خانه ما بیان

307
00:23:08.010 --> 00:23:10.170
بیشتر از این نمی تونی اینجا بمونی

308
00:23:10.300 --> 00:23:12.500
اما از آنجایی که اونا کمونیست بودن

309
00:23:12.680 --> 00:23:18.880
من را به یکی از دوستانشون سپردن

310
00:23:19.060 --> 00:23:20.890
که شانس بزرگی برای من بود

311
00:23:30.070 --> 00:23:34.060
من در خانه دوست مادرم می خوابیدم

312
00:23:34.150 --> 00:23:36.250
اما هرروز صبح باید آنجا رو ترک می کردم

313
00:23:42.540 --> 00:23:46.410
مادر و برادرم خانه خانم لفور موندن

314
00:23:46.550 --> 00:23:49.630
او هم در گذشته یکی از بیماران پدرم بود

315
00:23:49.880 --> 00:23:54.910
من در طول روز به اونجا می رفتم

316
00:23:55.180 --> 00:23:57.840
که درواقع خیلی خوب بود

317
00:24:16.530 --> 00:24:21.230
ما باید ساکت می نشستیم و هیچ بخاری هم در اتاق روشن نبود

318
00:24:21.540 --> 00:24:25.250
اما بهتر از این بود که بیرون سرگردان بمونیم

319
00:24:25.460 --> 00:24:28.580
ما خودمون را با بازی های بی سروصدا مشغول می کردیم

320
00:24:28.650 --> 00:24:30.750
بعد از چند روز می تونستیم متوجه بشیم

321
00:24:30.800 --> 00:24:33.840
کدوم یکی از همسایه ها، چه زمانی از ساختمان خارج یا به ساختمان وارد می شدن

322
00:24:34.090 --> 00:24:36.760
...مرد طبقه سوم

323
00:24:42.480 --> 00:24:43.810
...حرف اچ

324
00:24:47.480 --> 00:24:49.720
سرفه یوخن داره بدتر میشه

325
00:24:51.190 --> 00:24:52.650
!نگاه نکن

326
00:25:01.250 --> 00:25:04.960
خب می خواهید با این موهای قهوه ای زیبا چکار کنم

327
00:25:05.120 --> 00:25:06.620
رنگشون کنید، لطفا

328
00:25:06.790 --> 00:25:08.530
من باید تغییر می کردم

329
00:25:08.710 --> 00:25:10.420
می خواهد بلوندشون کنه
عالی

330
00:25:10.590 --> 00:25:13.200
یه مدل موی جدید

331
00:25:13.380 --> 00:25:14.540
خواهرزادمه

332
00:25:14.680 --> 00:25:17.760
خیلی وقت بود که تغییری

333
00:25:18.010 --> 00:25:19.380
توی ظاهرم ایجاد نکرده بودم

334
00:25:19.600 --> 00:25:21.050
چقدر بلوندش کنم

335
00:25:21.220 --> 00:25:24.680
زن های دیگر هم موهایشان را بلوند می کردند

336
00:25:24.940 --> 00:25:26.720
اما برای تنوع و زیبایی

337
00:25:29.150 --> 00:25:31.390
بله، بله

338
00:25:31.610 --> 00:25:35.020
اگه می خواهی زیبا بشی، باید یکمی سختی بکشی

339
00:25:35.200 --> 00:25:38.230
با یک جلسه به اون رنگ در نمیاد

340
00:25:39.000 --> 00:25:43.410
فردا و پس فردا هم باید دوباره موهات رنگ بشن

341
00:25:43.660 --> 00:25:44.740
همین ساعتی که امروز اومدید خوبه؟

342
00:25:46.540 --> 00:25:47.750
بله

343
00:25:49.000 --> 00:25:51.540
اسمت چیه؟
هانی

344
00:25:51.670 --> 00:25:54.290
فقط هانی؟
هانلور

345
00:25:55.630 --> 00:25:57.370
هانلور. فامیلت چیه؟

346
00:25:58.720 --> 00:25:59.930
وینکلر

347
00:26:00.180 --> 00:26:01.840
هانلور وینکلر

348
00:26:03.930 --> 00:26:08.040
اچ.دابلیو
اسمی که هیچ وقت فراموش نکردم

349
00:26:08.230 --> 00:26:11.940
اما بعد یه مدتی به یاد آوردن اسم اصلیم سخت شده بود

350
00:26:23.540 --> 00:26:27.200
با اسم و ظاهری جدید

351
00:26:27.370 --> 00:26:29.490
من تبدیل به یک فرد دیگه شدم

352
00:26:29.670 --> 00:26:31.910
انگار چیزی از من جدا شده بود

353
00:26:43.320 --> 00:26:47.000
سلام هیتلر
بوکر هستم، از آژانس حمایت از قربانیان بمباران

354
00:26:47.100 --> 00:26:49.840
اون موقع قانونی وضع شده بود

355
00:26:50.150 --> 00:26:52.510
که اگه یک آپارتمان بزرگ

356
00:26:52.690 --> 00:26:56.560
با تعدادی اتاق خالی داشتید

357
00:26:56.780 --> 00:27:01.560
باید اتاق ها را در اختیار کسانی که خانه شان را در بمباران از دست داده بودند می گذاشتید

358
00:27:01.870 --> 00:27:04.730
برای اندازه گیری متراژ خانه تان اومدم

359
00:27:04.870 --> 00:27:07.910
من الان نوبت دکتر دارم

360
00:27:08.080 --> 00:27:10.160
چندتا اتاق دارید؟
سه تا

361
00:27:12.460 --> 00:27:13.950
اتاق نشیمن

362
00:27:17.210 --> 00:27:19.580
اتاق خواب
صبرکنید

363
00:27:19.760 --> 00:27:23.790
اجازه بدید اول یه نگاهی بندازم ببینم اتاق مرتبه

364
00:27:23.970 --> 00:27:26.510
اینجا با همسرتون زندگی می کنید؟

365
00:27:26.640 --> 00:27:29.010
همسرم را در میدان جنگ از دست دادم

366
00:27:31.250 --> 00:27:33.000
تسلیت عرض می کنم

367
00:27:40.150 --> 00:27:43.110
جای کافی برای یه خونواده هست

368
00:27:43.320 --> 00:27:46.990
ببخشید ولی این یکی اتاق خواب منه

369
00:27:51.040 --> 00:27:52.950
یه صدایی اومد؟
بیاید اینجا

370
00:27:53.130 --> 00:27:55.620
اینجا اتاق دخترمه

371
00:27:58.670 --> 00:28:02.380
می شه یه تعداد تخت اینجا گذاشت
خب...پنج تا

372
00:28:03.720 --> 00:28:05.210
بفرمایید

373
00:28:09.980 --> 00:28:12.640
به زودی خبرتون می کنیم

374
00:28:20.440 --> 00:28:25.140
فهمیدیم که اون اتاق به کسانی که

375
00:28:25.320 --> 00:28:28.360
خانه شان را در بمباران از دست دادن، داده می شه

376
00:28:28.540 --> 00:28:34.520
و این یعنی ما مخفیگاهمونو از دست دادیم

377
00:28:37.090 --> 00:28:38.920
سلام هیتلر

378
00:28:46.510 --> 00:28:50.130
سلام، من از طرف آژانس اجاره اتاق اومدم

379
00:28:51.800 --> 00:28:54.800
عصر بخیر
آژانس اجاره اتاق آدرس شما را به من داده

380
00:28:59.900 --> 00:29:03.440
سلام هیتلر...خانم آنکلر
من بابت اجاره اتاق اومدم

381
00:29:03.610 --> 00:29:05.350
خیلی ممنون

382
00:29:09.330 --> 00:29:13.360
حدود بیست جای مختلف را سر زدم

383
00:29:13.500 --> 00:29:15.200
...تا اینکه

384
00:29:15.420 --> 00:29:18.870
یه خانم

385
00:29:19.040 --> 00:29:20.580
عصر بخیر

386
00:29:20.800 --> 00:29:23.500
...خوش برخورد و کمی چاق

387
00:29:23.760 --> 00:29:25.620
شما خانم فراو شیماخه هستید؟

388
00:29:25.880 --> 00:29:28.670
با مهربانی به من نگاه کرد و من فهمیدم که درست آمدم

389
00:29:29.550 --> 00:29:31.840
بیا داخل
خیلی ممنون

390
00:29:35.730 --> 00:29:37.390
چه بوی خوبی

391
00:29:38.800 --> 00:29:42.050
گفتی عموت که یه جنتلمن پیره الان مجبوره تو اتاق یه بچه زندگی کنه؟

392
00:29:42.190 --> 00:29:43.730
بله

393
00:29:45.650 --> 00:29:47.740
خب...اینجا اتاق توست

394
00:29:51.080 --> 00:29:53.910
تا الان توی خونه زندگی می کردی؟
بله

395
00:29:54.160 --> 00:29:57.750
پس هنوز هم کوپن های سهمیه غذایی دریافت می کنی؟

396
00:29:58.330 --> 00:30:00.070
بله

397
00:30:00.290 --> 00:30:03.000
قبلا هم برای اجاره اتاق ثبت نام کردی؟

398
00:30:03.510 --> 00:30:04.920
بله، البته

399
00:30:05.090 --> 00:30:08.960
پس چه دلیلی داره که منم یک بار دیگه اونو امضا کنم؟

400
00:30:09.250 --> 00:30:12.550
اگه دوباره ثبت نام نمی کردم، می تونستم پولم را برای پرداخت مالیات پس انداز کنم

401
00:30:12.810 --> 00:30:14.220
من دوباره ثبت نامت نمی کنم

402
00:30:14.980 --> 00:30:16.970
دوست داشتم می تونستم بغلش کنم

403
00:30:17.270 --> 00:30:19.430
اتاق تمیزه و تمیز هم می مونه

404
00:30:19.690 --> 00:30:23.840
بالاخره یه جایی برای موندن پیدا کردم

405
00:30:29.610 --> 00:30:33.450
اخبار جدید

406
00:30:33.620 --> 00:30:35.280
قبل از اون، اعلام ساعت

407
00:30:35.500 --> 00:30:38.200
ساعت هم اکنون پنج بعد از ظهر است

408
00:30:40.630 --> 00:30:42.790
...از طرف فرمان مقامات بالای ورماخت

409
00:30:42.960 --> 00:30:44.920
پسره رسید

410
00:30:45.130 --> 00:30:48.590
ارتش بولشویک ها تقویت شده

411
00:30:48.720 --> 00:30:51.680
...و فشار علیه خطوط دفاعی آلمان

412
00:30:51.850 --> 00:30:53.460
باشه، باشه، باشه

413
00:30:54.600 --> 00:30:56.560
خب

414
00:30:57.810 --> 00:31:02.920
هورن ها با هیتلر مخالف بودند بنابراین بلافاصله من را پذیرفتند

415
00:31:03.110 --> 00:31:04.350
جولیوس فریده

416
00:31:04.520 --> 00:31:06.770
اونا یه باغچه داشتن

417
00:31:07.030 --> 00:31:09.490
یک خانه

418
00:31:09.650 --> 00:31:13.320
و یک مغازه لامپ فروشی

419
00:31:13.490 --> 00:31:15.230
که در اون رادیو، لامپ،...می فروختن

420
00:31:15.370 --> 00:31:16.830
اونا یه دختر داشتن

421
00:31:17.040 --> 00:31:20.780
این روته، دخترمون
روت، سلام کن

422
00:31:21.000 --> 00:31:23.460
سلام
اویگن هستم

423
00:31:23.630 --> 00:31:28.490
با خودم فکر کردم تا پایان جنگ اینجا جایم امن خواهد بود

424
00:31:33.640 --> 00:31:38.710
دختر خانواده خیلی دوستداشتنی بود

425
00:31:38.890 --> 00:31:42.970
و از همون لحظه اول آدمو جذب می کرد

426
00:31:43.150 --> 00:31:45.430
و اگه راستشو بخواهید

427
00:31:45.610 --> 00:31:48.770
داشتم هلگا را به سرعت فراموش می کردم

428
00:31:54.490 --> 00:31:56.200
بفرمایید

429
00:31:56.370 --> 00:31:59.330
خانم و آقای هورن

430
00:31:59.500 --> 00:32:02.410
از اینکه قبول کردید اویگن مدتی پیش شما بمونه

431
00:32:02.670 --> 00:32:06.210
خیلی سپاسگزاریم

432
00:32:06.380 --> 00:32:08.040
باعث خوشحالی ماست

433
00:32:09.760 --> 00:32:11.710
از یکی از افرادی که

434
00:32:11.760 --> 00:32:14.100
برایشان مدرک خدمت سربازی جعل کرده بودم

435
00:32:14.150 --> 00:32:17.100
آدرسی در محله گورنه والد گرفتم

436
00:32:17.220 --> 00:32:21.140
شخصی به نام دکتر کاوفمن می خواست اونجا با من ملاقات کنه

437
00:32:25.400 --> 00:32:27.760
کسی که دنبالت نکرد

438
00:32:34.660 --> 00:32:38.890
ویلای زیبا و کلاسیکی بود

439
00:32:39.200 --> 00:32:44.610
یک خانه مجلل در برلین

440
00:32:44.880 --> 00:32:47.620
که مالکش یک مقام ارشد در وزارت دارایی دولت آلمان بود

441
00:32:47.790 --> 00:32:50.040
صبح بخیر، از ملاقاتتون خوشحالم

442
00:32:55.510 --> 00:32:58.050
ما اسناد تغییریافته شما رو دیدیم

443
00:32:58.310 --> 00:33:01.220
کارتون عالیه
از کجا این کارو یاد گرفتی؟

444
00:33:01.390 --> 00:33:04.760
در مدرسه هنرهای کاربردی
ما درموردش تحقیق کردیم

445
00:33:06.260 --> 00:33:14.260
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

446
00:33:19.450 --> 00:33:20.990
بفرمایید

447
00:33:28.630 --> 00:33:31.590
ما با جعل اسناد هویتی می تونیم

448
00:33:31.800 --> 00:33:35.420
جان کسانی که تحت تعقیب قرار گرفتن رو نجات بدیم

449
00:33:35.680 --> 00:33:37.710
اسم شغل مشکل داره

450
00:33:37.890 --> 00:33:40.590
اون شبیه یه خدمتکار به نظر نمیاد

451
00:33:41.520 --> 00:33:43.630
ابزار کارتو داری؟

452
00:33:43.810 --> 00:33:45.670
بله

453
00:33:45.850 --> 00:33:47.680
یک دستگاه پرچ هم دارم

454
00:33:47.940 --> 00:33:49.350
عالیه آقای شانهاوس

455
00:33:50.570 --> 00:33:51.980
خب

456
00:33:52.150 --> 00:33:54.400
و همکاری ما آغاز شد

457
00:33:54.530 --> 00:33:55.940
در ابتدا سه چهار تا مدرک شناسایی به من داد

458
00:33:56.200 --> 00:33:59.940
و از نتیجه  کارم خوشش آمد

459
00:34:00.200 --> 00:34:03.440
همیشه جمعه ها می رفتم

460
00:34:03.620 --> 00:34:06.080
و حدود بیست مدرک شناسایی از او تحویل می گرفتم

461
00:34:15.470 --> 00:34:18.880
تمام روز را در خیابان ها پرسه می زنم

462
00:34:20.050 --> 00:34:22.840
همیشه هم جاهای پرجمعیت را انتخاب می کنم

463
00:34:23.060 --> 00:34:25.670
در خیابان کوفوزتندام کمتر مورد توجه بودم

464
00:34:25.810 --> 00:34:27.100
البته امیدوار بودم که اینطور باشه

465
00:34:28.500 --> 00:34:30.500
از آنجایی که اسم واقعیم را هنوز داشتم

466
00:34:30.560 --> 00:34:33.230
و ظاهرم خیلی تغییر نکرده بود

467
00:34:33.400 --> 00:34:35.730
باید مواظب می بودم

468
00:34:36.530 --> 00:34:39.940
دیگه مجبور بودم یاد بگیرم که رو پای خودم بایستم

469
00:34:40.120 --> 00:34:43.730
باید یاد می گرفتم عادی رفتار کنم

470
00:34:43.910 --> 00:34:49.110
و سعی کنم نترسم وخونسردی خودم را حفظ کنم

471
00:34:49.370 --> 00:34:51.960
نباید در ظاهر نشان می دادم که نگرانم

472
00:34:52.170 --> 00:34:54.880
همیشه با خودم تکرار می کردم: کسی نمی تونه بهت آسیبی برسونه

473
00:34:55.010 --> 00:34:57.870
چون از نظر مدارک، شخصی به نام من دیگر آنجا زندگی نمی کرد

474
00:34:58.050 --> 00:35:00.010
روز بخیر خانم

475
00:35:01.300 --> 00:35:04.170
می خواهید این فیلمو ببینید؟
هنوز انتخاب نکردم

476
00:35:04.350 --> 00:35:05.840
تمام تلاشم را کردم

477
00:35:06.100 --> 00:35:08.640
که غیرطبیعی رفتار نکنم

478
00:35:08.890 --> 00:35:10.430
می تونم شما را به سینما دعوت کنم؟

479
00:35:10.690 --> 00:35:13.270
تو چنین موقعیت هایی مجبور بودم یه چیزی سرهم کنم

480
00:35:13.520 --> 00:35:15.730
نه ممنون، نامزدم تو راهه

481
00:35:15.860 --> 00:35:17.730
معذرت می خواهم، روز خوبی داشته باشید

482
00:35:31.170 --> 00:35:33.950
همیشه با دقت مواظب اطرافم بودم

483
00:35:34.130 --> 00:35:38.610
چشمانم مدام در حرکت بودند و همه رو زیر نظر می گرفتم

484
00:35:38.800 --> 00:35:42.540
اگه یه موقع، خدایی نکرده چهره ای آشنا می دیدم

485
00:35:42.800 --> 00:35:45.140
سعی می کردم کاملا عادی رفتار کنم

486
00:35:45.390 --> 00:35:48.550
اما باید مواظب می بودم، شاید یه موقع یک نفر من را می شناخت

487
00:35:53.610 --> 00:35:55.640
دو تا شراب سیب لطفا

488
00:35:57.780 --> 00:36:00.190
روز بخیر هانی
سلام خانم برگر

489
00:36:03.780 --> 00:36:06.870
برات یه چیزی آوردم
یکم می سوزونه

490
00:36:07.910 --> 00:36:09.200
ممنونم

491
00:36:12.000 --> 00:36:16.780
یه مقدارم پول برات آوردم
به زودی دوباره به آرایشگر احتیاج پیدا می کنی

492
00:36:22.630 --> 00:36:25.050
اون موقع فکر می کردم فقط منم که دارم توی خفا زندگی می کنم

493
00:36:25.300 --> 00:36:29.140
حتی تصورش را هم نمی کردم که خیلی های دیگه مثل من هم اینجا هستند

494
00:36:32.850 --> 00:36:37.130
به خاطر انفجار همه جا تاریک شده بود

495
00:36:37.400 --> 00:36:40.640
این موضوع به خودی خود به نفع ما شد

496
00:36:40.820 --> 00:36:44.930
چون هوا تاریک بود و افراد کمی در خیابان ها بودند

497
00:36:46.830 --> 00:36:48.320
اگه هم کسی ما رو می دید

498
00:36:48.580 --> 00:36:50.780
به خاطر تاریکی چهرمان رو تشخیص نمی داد

499
00:36:55.400 --> 00:36:56.740
بابا

500
00:36:56.920 --> 00:37:00.990
هر ساعت و هر روز برای ما ارزش داشت

501
00:37:02.170 --> 00:37:04.920
یوخن چطوره؟

502
00:37:05.090 --> 00:37:08.930
اون توی یه کارخونه پنهان شده

503
00:37:09.100 --> 00:37:10.960
همون جا هم کار می کنه

504
00:37:11.770 --> 00:37:13.100
خیلی از اینجا دور نیست

505
00:37:13.270 --> 00:37:15.980
مادرتون چی؟
مادر پیش یه خانمی می مونه

506
00:37:17.770 --> 00:37:19.430
البته برای چند روز

507
00:37:35.620 --> 00:37:37.830
از برونو هیچ خبری ندارم

508
00:37:40.590 --> 00:37:43.300
چند روز از ناپدید شدنش گذشته

509
00:37:45.180 --> 00:37:48.130
شاید گرفتنش
برونو پسر باهوشیه

510
00:37:48.340 --> 00:37:50.210
دستشون بهش نمی رسه

511
00:37:50.300 --> 00:37:52.000
این خوراکی ها رو خانم گیر داده

512
00:37:52.180 --> 00:37:57.630
غذا همیشه

513
00:37:57.810 --> 00:38:01.350
یه مشکل بزرگ بود

514
00:38:02.820 --> 00:38:06.850
ما به اندازه کافی غذا نداشتیم

515
00:38:07.030 --> 00:38:09.770
هیچ وقت هیچ کدوممون سیر نبودیم

516
00:38:09.950 --> 00:38:12.530
همیشه کمی گرسنه بودیم

517
00:38:12.700 --> 00:38:14.820
غذا به اندازه کافی گیرمون نمی آمد

518
00:38:15.080 --> 00:38:16.740
هیچ کس

519
00:38:16.920 --> 00:38:20.910
نه ما که در خفا زندگی می کردیم و نه کسانی که به ما کمک می کردند

520
00:38:21.090 --> 00:38:23.420
موقعیت خیلی بدی بود

521
00:38:23.630 --> 00:38:26.250
منم می خواهم برم سر کار

522
00:38:26.420 --> 00:38:29.630
توی یه مغازه کوچیک
توی یه مغازه

523
00:38:29.840 --> 00:38:32.050
بله اما فقط بعد از بسته شدن مغازه

524
00:38:32.220 --> 00:38:34.510
برای تمیزکاری

525
00:38:34.640 --> 00:38:36.630
اونا سوالی از من نمی پرسن

526
00:38:39.400 --> 00:38:42.480
بابا همه چیز درست میشه نگران نباش

527
00:38:43.400 --> 00:38:46.270
باشه؟
مواظب خودتون باشید

528
00:39:15.770 --> 00:39:17.260
یه لحظه لطفا

529
00:39:34.160 --> 00:39:36.990
آدم خانه دوستی هستی

530
00:39:37.160 --> 00:39:41.120
قهوه درست کردم
یه فنجان با من می خوری؟

531
00:39:41.200 --> 00:39:43.000
اوهوم
واوو

532
00:39:44.290 --> 00:39:47.210
خب پس واسه همینه که این همه مدت تو اتاقت می مونی

533
00:39:47.420 --> 00:39:50.380
بله، یه سرگرمی واسه وقت گذرونیه

534
00:39:50.550 --> 00:39:52.710
اوهوم
که خستگی کار از تنم در بیاد

535
00:39:52.970 --> 00:39:55.880
پس یه سرگرمیه
بله یه سرگرمیه

536
00:39:56.760 --> 00:39:59.720
کار اصلی من طراحی فنیه

537
00:40:01.440 --> 00:40:05.840
مشتاقم ببینم توی حرفه اصلیت چکار می کنی

538
00:40:06.020 --> 00:40:08.690
که انقدر به بودنت در برلین احتیاج دارن

539
00:40:10.490 --> 00:40:12.320
من خیلی خوش شانسم

540
00:40:12.490 --> 00:40:15.450
که چنین مستاجری دارم

541
00:40:15.700 --> 00:40:18.240
یه کاری که همیشه انجام می دادم

542
00:40:18.450 --> 00:40:21.490
و با اون کار تونسته بودم

543
00:40:22.000 --> 00:40:27.830
دل صاحبخانه را به دست بیارم

544
00:40:28.050 --> 00:40:31.290
این بود که اتاقمو خودم مرتب می کردم

545
00:40:31.510 --> 00:40:35.830
همان طور که در خانه خودمان عادت داشتم این کار را انجام بدهم

546
00:40:38.180 --> 00:40:43.760
بنابراین صاحبخانه ام کار زیادی برای انجام دادن نداشت

547
00:40:53.200 --> 00:40:56.060
صبر کنید! اویگن یه عکس ازمون بگیر

548
00:40:56.240 --> 00:40:59.650
حتی پدرم هم برای تولد آقای هورن اومد

549
00:40:59.830 --> 00:41:03.900
در حالی که من از پنهان شدن و قانون شکنی تصور دیگری داشتم

550
00:41:04.080 --> 00:41:05.700
لبخند بزنید

551
00:41:06.630 --> 00:41:10.500
هر چیزی که برای خوردن می خواستیم داشتیم

552
00:41:10.760 --> 00:41:14.540
خانم هورن هر چیزی را که احتیاج داشتیم از جمله غذا در اختیارمون می گذاشت

553
00:41:14.800 --> 00:41:18.290
حتی بدون اینکه ازمون کوپن غذا بخواهد

554
00:41:18.510 --> 00:41:20.250
حالمون خوب بود

555
00:41:20.520 --> 00:41:23.010
برای یه مدت کوتاه

556
00:41:23.180 --> 00:41:24.520
زندگی خیلی خوبی داشتیم

557
00:41:24.770 --> 00:41:28.230
انقدر نخور

558
00:41:50.710 --> 00:41:52.500
کارت عالیه

559
00:41:52.710 --> 00:41:54.300
سرعت تحویلتم خوبه

560
00:41:57.300 --> 00:41:59.380
دو تا مدرک شناسایی دیگه

561
00:42:05.020 --> 00:42:07.140
این همون آقایی نبود که الان اینجا رو ترک کرد؟

562
00:42:07.310 --> 00:42:10.930
لازم نیست بیشتر از اونی که باید بدونی

563
00:42:11.190 --> 00:42:13.350
آدمای خیلی کمی هستند که می تونند ساکت بمونند

564
00:42:13.530 --> 00:42:16.820
اگه انگشتاتو بذاری لای در

565
00:42:16.990 --> 00:42:18.230
...و در بسته بشه

566
00:42:18.490 --> 00:42:20.200
!متوجه منظورم که هستی؟

567
00:42:20.370 --> 00:42:22.230
بیا، دستمزدت

568
00:42:23.160 --> 00:42:26.620
کوپن غذا
دو تا برای هر مدرک شناسایی

569
00:42:26.750 --> 00:42:30.740
نبینم اونا را به یکی دیگه بفروشی

570
00:42:32.000 --> 00:42:34.870
کار شما از اهمیت بسیار بالایی برخورداره

571
00:42:35.050 --> 00:42:37.760
خودتون که اینو می دونید آقای شانهاوس؟
بله آقا

572
00:42:44.640 --> 00:42:47.630
مجبور شدم دوباره اقامتگاهمو تغییر بدم

573
00:42:47.810 --> 00:42:52.170
من با الن  در اتاق زیر شیروانی یکی از آشنایان زندگی میکنیم

574
00:42:59.570 --> 00:43:01.280
چی داری می دوزی؟

575
00:43:01.450 --> 00:43:04.410
بعد یه مدت که از مخفی شدنمون گذشت

576
00:43:04.660 --> 00:43:07.450
توی اون مکان احساس خفگی می کردیم

577
00:43:08.540 --> 00:43:12.570
پس الن گفت بیا بریم سینما

578
00:43:12.840 --> 00:43:17.620
در اون زمان زنان بیوه زیادی بودن
که دیگران خیلی به اونا توجه نمی کردن

579
00:43:17.880 --> 00:43:19.870
شوخی می کنی

580
00:43:22.180 --> 00:43:25.170
این استتار مناسبی برای بیرون رفتنه

581
00:43:29.230 --> 00:43:31.560
عصر بخیر، دوتا بلیط لطفا

582
00:43:35.400 --> 00:43:37.690
بفرمایید
ممنونم

583
00:43:43.570 --> 00:43:46.360
سینما رفتن خیلی مزایا داشت

584
00:43:46.540 --> 00:43:50.500
پیام های پیروزی هیچ خوشحالی برای ما نداشت

585
00:43:50.670 --> 00:43:52.370
اما اونجا گرم و راحت بود

586
00:43:52.630 --> 00:43:56.900
و توی تاریکی تا حدودی احساس امنیت می کردیم

587
00:44:02.220 --> 00:44:04.080
این دو تا صندلی مال کسی نیست

588
00:44:11.940 --> 00:44:15.020
سربازه مدام بهت نگاه می کرد

589
00:44:15.190 --> 00:44:18.900
فکر نکنم دنبال چیز خاصی ازت بود
فکر کنم داشت با خودش فکر می کرد

590
00:44:19.070 --> 00:44:23.030
این ها دو تا زنند که هم جوانند و هم بیوه

591
00:44:23.100 --> 00:44:25.150
ما سعی می کردی تو هر موقعیتی

592
00:44:25.240 --> 00:44:29.270
چیزی برای شوخی و خنده پیدا کنیم

593
00:44:29.540 --> 00:44:34.110
این طوری زندگی آسون تر می شد

594
00:44:37.210 --> 00:44:39.670
هییییس

595
00:44:43.510 --> 00:44:44.840
الن؟

596
00:44:45.510 --> 00:44:47.840
الن لوینسکی خودتی؟

597
00:44:48.100 --> 00:44:49.930
الن؟

598
00:45:00.150 --> 00:45:01.690
اون کی بود؟

599
00:45:03.570 --> 00:45:04.810
استلا

600
00:45:04.990 --> 00:45:06.200
استلا؟

601
00:45:06.450 --> 00:45:10.030
ما شنیده بودیم که خبرچین های یهودی هستند

602
00:45:10.200 --> 00:45:12.870
که برای گشتاپو کار می کنن

603
00:45:13.040 --> 00:45:15.450
تعدادیشون را می شناختیم

604
00:45:15.670 --> 00:45:19.820
یکی از اونا استلا گلدشلاگ بود که الن او را می شناخت

605
00:45:20.050 --> 00:45:22.630
از همکارای سابقت بود؟

606
00:45:27.350 --> 00:45:31.580
اون توی اداره کناریمون کار می کرد
گاهی وقتا می دیدمش

607
00:45:31.850 --> 00:45:35.640
مادرم شنیده که او برای گشتاپو خبرچینی می کنه

608
00:45:35.850 --> 00:45:39.310
تو خیابونا به دنبال شکار یهودی هاییه که دارن مخفیانه زندگی می کنن

609
00:45:39.570 --> 00:45:42.930
گشتاپو به عنوان پاداش بهش وعده داده بود

610
00:45:43.110 --> 00:45:47.970
که از پدر و مادرش محافظت کنه

611
00:45:48.160 --> 00:45:51.320
و اون ها را به اردوگاه ها نفرستن

612
00:45:51.490 --> 00:45:55.900
هرچند در آخر اون ها را فرستادن

613
00:45:56.000 --> 00:46:04.000
گشتاپو، استلا گلدشلاگ و بیست یهودی دیگر ساکن برلین را تهدید کرده بود و آن ها را مجبور کرده بود که به دنبال یهودی های پنهان شده بروند

614
00:46:06.350 --> 00:46:10.300
گاهی اوقات برای نهار به رستوران های کوفوستندام می رفتم

615
00:46:10.390 --> 00:46:14.260
جایی که هنوز می تونستی بدون کوپن یه وعده غذایی مناسب داشته باشی

616
00:46:16.020 --> 00:46:19.230
و می تونستم با دوستم لودویش لیختویش ملاقات کنم

617
00:46:19.400 --> 00:46:20.930
دو تا فنجون قهوه لطفا

618
00:46:21.110 --> 00:46:23.720
او هم مثل من یه یهودی بود که پنهانی زندگی می کرد

619
00:46:23.990 --> 00:46:27.770
او کوپن های غذا رو برای من می فروخت

620
00:46:30.990 --> 00:46:35.320
و با آدم های به درد بخوری در ارتباط بود

621
00:46:35.500 --> 00:46:37.860
یه چیزی واسه خودمون پیدا کردم، یه استودیو

622
00:46:38.040 --> 00:46:42.000
در محله موبیت، خیابان والدن
محله امنیه

623
00:47:01.440 --> 00:47:02.650
همین جاست

624
00:47:06.900 --> 00:47:09.360
لودویش با یه شوفر

625
00:47:09.610 --> 00:47:12.110
که تو سفارتخونه افغانستان کار می کرد دوست بود

626
00:47:12.280 --> 00:47:18.360
شوفر این کارگاه رو به اسم سفارت افغانستان

627
00:47:20.620 --> 00:47:23.460
به طور قانونی برای ما اجاره کرده بود

628
00:47:23.710 --> 00:47:27.330
صاحب کارگاه فکر می کنه سفارتخونه از اینجا به عنوان انبار استفاده می کنه

629
00:47:27.510 --> 00:47:30.800
کسی هم نمی پرسه چه کسی در آن رفت و آمد می کنه

630
00:47:38.270 --> 00:47:39.550
پس کسی نمی تونه گیرمون بندازه
نه

631
00:47:39.670 --> 00:47:42.620
نفر سومی هم بود به اسم

632
00:47:42.730 --> 00:47:44.770
این وارنره

633
00:47:45.020 --> 00:47:46.520
وارنر شارف

634
00:47:46.780 --> 00:47:51.000
کسی که توی کارهای غیرقانونی خیلی معروف بود

635
00:47:51.050 --> 00:47:53.050
یه برقکار در انجمن یهودی هاست

636
00:47:53.100 --> 00:47:54.450
هنوز انجمن وجود داره؟

637
00:47:54.580 --> 00:47:58.540
هنوز تعدادی یهودی اینجا زندگی می کنن
به انجمن نیاز دارن

638
00:47:58.790 --> 00:48:04.950
گشتاپو اداره انجمن یهودی ها را به دست گرفته بود

639
00:48:05.130 --> 00:48:08.090
اما از اونجایی که وارنر شارف

640
00:48:08.210 --> 00:48:10.550
همه چیز را در مورد خطوط برقی می دونست

641
00:48:10.720 --> 00:48:12.330
اداره اونجا را به او سپردن

642
00:48:12.590 --> 00:48:16.010
شما همون طراحی هستی که کوپن غذا داری؟

643
00:48:16.260 --> 00:48:19.100
بله
نگران نباش

644
00:48:19.350 --> 00:48:20.930
کسی اینجا نمی تونه اذیتت کنه

645
00:48:21.190 --> 00:48:24.390
ساکنین محله رفت و آمد ما رو می دیدن

646
00:48:24.650 --> 00:48:26.890
محظ احتیاط اگه کسی به اینجا اومد

647
00:48:27.150 --> 00:48:29.860
اگه ازمون می پرسیدن ما چه کار می کنیم

648
00:48:30.030 --> 00:48:33.020
میگفتیم: عملیات مخفیانه مربوط به جنگ

649
00:48:33.200 --> 00:48:37.560
اینطوری بود که ما تونستیم توی اون کارگاه زندگی کنیم

650
00:48:37.830 --> 00:48:42.310
ظاهر کارگاه خیلی معمولی بود

651
00:48:42.500 --> 00:48:44.710
و همین اونجا رو برای زندگی ما مناسب کرده بود

652
00:48:44.920 --> 00:48:47.460
سایزش کوچیک نیست؟
خوبه

653
00:48:48.960 --> 00:48:56.960
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

654
00:49:05.770 --> 00:49:09.100
خانواده ای که من پیششون زندگی می کردم  متهم شده بودند

655
00:49:09.150 --> 00:49:12.140
چون مرد جوانی بعضی شب ها رو اونجا میگذروند

656
00:49:12.190 --> 00:49:13.400
یه فراری

657
00:49:13.570 --> 00:49:16.110
برای همین دیگه نمی تونستم اونجا بمونم

658
00:49:16.200 --> 00:49:19.650
درد انگشتم هم هر روز بدتر و بدتر می شد

659
00:49:19.790 --> 00:49:22.530
نمی دونستم باید چکار کنم

660
00:49:48.520 --> 00:49:50.940
ببخشید؟

661
00:49:51.110 --> 00:49:53.900
کی اونجاست؟

662
00:49:54.070 --> 00:49:57.280
حالتون خوبه؟

663
00:49:57.450 --> 00:50:00.440
مجبورم پلیسو خبر کنم

664
00:50:00.620 --> 00:50:03.330
الان میام یکم حالم خوب نیست

665
00:50:05.040 --> 00:50:07.410
این همه مدت اونجا چکار میکردی؟

666
00:50:07.580 --> 00:50:09.540
حالت خوب نیست؟

667
00:50:10.130 --> 00:50:12.040
الان خوبم

668
00:50:13.420 --> 00:50:16.130
ما دنبال دردسر نیستیم، متوجهی؟

669
00:50:16.380 --> 00:50:20.410
بدتر از درد انگشتم و خسته بودنم

670
00:50:20.600 --> 00:50:22.590
این بود که نمی تونستم با کسی صحبت کنم

671
00:50:22.850 --> 00:50:25.310
و این داشت منو دیوونه می کرد

672
00:50:30.690 --> 00:50:33.520
همیشه احساس می کردم

673
00:50:33.690 --> 00:50:36.730
که یه نفر داره تعقیبم می کنه

674
00:50:36.990 --> 00:50:41.190
شاید پدرم بود

675
00:50:41.370 --> 00:50:43.280
این فقط یه احساس بود

676
00:50:47.920 --> 00:50:50.200
خب، مثل اینکه درست شد

677
00:50:52.090 --> 00:50:54.370
صبر کن هنوز آماده نشده

678
00:51:03.470 --> 00:51:05.810
مغازه دار می دونه

679
00:51:05.980 --> 00:51:07.930
که همیشه چقدر خرید می کردیم

680
00:51:08.000 --> 00:51:10.200
باید دهنتو می بستی

681
00:51:10.310 --> 00:51:13.350
من فقط گفتم یه مهمون داریم

682
00:51:13.610 --> 00:51:16.150
و اگه می تونن یه مقدار بیشتر به من غذا بدن

683
00:51:16.440 --> 00:51:18.810
کی میخوای یاد بگیری اون دهن لقتو بسته نگه داری؟

684
00:51:19.000 --> 00:51:20.750
من به کسی چیزی نگفتم

685
00:51:20.820 --> 00:51:24.440
پس برای چی قصاب ازم پرسید: شما به یه یهودی پناه دادین؟

686
00:51:26.290 --> 00:51:30.320
باید اونجا رو به سرعت ترک می کردم

687
00:51:30.580 --> 00:51:34.450
می دونی این چه خطری برای هممون داره؟

688
00:51:34.710 --> 00:51:37.460
زن با حالت عصبی می گفت

689
00:51:37.630 --> 00:51:40.290
پدرت باید هرچه سریعتر بیاد دنبالت

690
00:51:40.470 --> 00:51:42.460
این پسر باید سریع از اینجا بره

691
00:51:58.070 --> 00:52:01.690
و اینطوری بود که روزهای خوش با خانواده هورن هم به پایان رسید

692
00:52:01.860 --> 00:52:06.140
منتظر مردی هستیم که من رو از برلین خارج کنه

693
00:52:08.620 --> 00:52:11.660
تا اینکه یک روز شخصی به اسم وینکلر اومد

694
00:52:11.920 --> 00:52:14.120
ایشون آقای وینکلر هستند

695
00:52:16.960 --> 00:52:19.920
:به من نگاه کرد و گفت

696
00:52:20.130 --> 00:52:23.630
چمدونت رو ببند ما به لوکنوالد میریم

697
00:52:23.890 --> 00:52:27.250
با قطار چهل و پنج دقیقه راهه
پشت سر من راه بیوفت

698
00:52:35.610 --> 00:52:40.810
بعد یه مدت طولانی برای اولین بار به خیابان می رفتم

699
00:52:42.030 --> 00:52:46.060
اون موقع خیلی ترسیده بودم

700
00:52:46.280 --> 00:52:49.240
چون هیچ مرد جوانی در  سن من

701
00:52:49.500 --> 00:52:53.240
لباس فرم نمی پوشید

702
00:52:53.500 --> 00:52:59.490
یه نفر به سن من با چنین لباس هایی کمی غیرعادی بود

703
00:53:05.840 --> 00:53:09.260
سفر سختی برای من بود

704
00:53:09.430 --> 00:53:12.520
تمام مدت ترس این رو داشتم که بازرس پلیسی برای دستگیری دنبالم بیاد

705
00:53:14.020 --> 00:53:17.600
از رو به رو شدن با دیگران می ترسیدم

706
00:53:18.940 --> 00:53:24.180
وینکلر نشسته بود و در سکوت روزنامه می خواند

707
00:53:24.360 --> 00:53:26.480
من کمی آن طرفتر نشسته بودم

708
00:53:26.660 --> 00:53:29.200
ما عمدا جدا نشسته بودیم

709
00:53:29.350 --> 00:53:31.500
تا لوکنوالد همه چیز به خوبی پیش رفت

710
00:53:39.750 --> 00:53:42.120
پس شما اویگن هستین

711
00:53:42.300 --> 00:53:44.250
من هورست هستم
سلام هورست

712
00:53:44.510 --> 00:53:46.840
فوتبال بازی می کنی؟
بله

713
00:53:47.680 --> 00:53:50.670
کنار همدیگه بایستید

714
00:53:50.930 --> 00:53:54.100
اونا دو تا بچه داشتن

715
00:53:54.350 --> 00:53:57.140
پسرش هورست که یک سال از من جوان تر بود و سایز لباسش با من یکی بود

716
00:53:57.400 --> 00:53:59.560
و یه دختر یازده ساله به نام روت

717
00:53:59.770 --> 00:54:04.630
می تونی یونیفرم ارتش هیتلر مال هورست رو بپوشی و به راحتی بری بیرون

718
00:54:04.900 --> 00:54:07.070
این اویگن، پسرعموته

719
00:54:07.320 --> 00:54:11.430
چهار نفری توی یه آپارتمان کوچک دو خوابه زندگی می کردن

720
00:54:11.620 --> 00:54:13.410
دو تا اتاق

721
00:54:13.580 --> 00:54:15.790
و تو همچین جای کوچکی به من پناه دادن

722
00:54:16.040 --> 00:54:18.910
شب بخیر اویگن
خوشحالم که اینجایی

723
00:54:19.080 --> 00:54:20.370
خیلی ممنون

724
00:54:23.460 --> 00:54:27.050
بالاخره یه جایی واسه کارم پیدا کردم

725
00:54:29.150 --> 00:54:31.500
با هر مدرک شناسی که جعل می کردم

726
00:54:31.560 --> 00:54:33.760
ریسک کارم بالاتر می رفت

727
00:54:34.020 --> 00:54:35.630
اصلا به این کار احتیاجی داشتم؟

728
00:54:36.560 --> 00:54:38.680
خب، من از انجامش لذت می بردم

729
00:54:38.940 --> 00:54:41.350
کار مهیجی بود

730
00:54:41.520 --> 00:54:43.480
احساس می کردم کار مفیدیه

731
00:54:43.730 --> 00:54:46.820
هیچ وقت شغلی نداشتم که انقدر از انجامش لذت ببرم

732
00:54:46.900 --> 00:54:49.150
کاوفمن و هلن جکوبز

733
00:54:49.200 --> 00:54:52.190
نشان برلینی های نمونه را

734
00:54:52.370 --> 00:54:54.480
برای گزارش گم کردن مدارکشان دریافت کردن

735
00:54:54.660 --> 00:54:58.370
از آنجایی که مدارک اصلی بودند

736
00:54:58.540 --> 00:55:01.160
موقعی که عکس را عوض و تمبر را کپی می کردم، نباید اشتباه می کردم

737
00:55:01.380 --> 00:55:03.660
منم به زودی به این مدارک احتیاج پیدا می کنم

738
00:55:03.920 --> 00:55:06.460
شنیدم بعدش نوبت ماست

739
00:55:06.590 --> 00:55:10.210
انجمن یهودیان آلمان هم به زودی منحل میشه

740
00:55:11.600 --> 00:55:14.510
یه عوضی توی گشتاپو منو لو داده

741
00:55:14.770 --> 00:55:16.470
عجب آدمایی پیدا میشه هوم؟

742
00:55:17.140 --> 00:55:20.760
هرکی می خواد منو دستگیر کنه اول باید همکارای دیگمو پیدا کنه

743
00:55:20.940 --> 00:55:23.560
نمی ذارم دستشون بهم برسه

744
00:55:25.110 --> 00:55:27.350
دیگه جایی برای موندن نداریم

745
00:55:27.530 --> 00:55:29.490
و تمام شب را بیرون میگذرونیم

746
00:55:29.740 --> 00:55:33.400
همه جا برف و یخبندان بود و هوا بسیار سرد بود

747
00:55:33.580 --> 00:55:37.190
بیشتر اوقات وقتی جایی برای موندن نداشتم

748
00:55:37.410 --> 00:55:42.190
تا صبح توی خیابونا پرسه می زدم

749
00:55:42.460 --> 00:55:46.370
تا وقتی که بتونم دوباره جایی برای موندن پیدا کنم

750
00:55:46.550 --> 00:55:48.630
جزییات اون زمان خیلی تو خاطرم نمونده

751
00:55:48.760 --> 00:55:51.090
اما اینکه زمستان بود

752
00:55:51.340 --> 00:55:54.550
و هوا سرد بود هنوز برام واضحه

753
00:55:54.720 --> 00:55:56.460
هنوز می تونم حسش کنم

754
00:55:56.640 --> 00:55:57.880
می دونید؟

755
00:55:58.060 --> 00:56:03.090
شکم خالی، غذاهای گرمی که میبینی ولی نمی تونی بخوری

756
00:56:03.310 --> 00:56:07.150
همه اینا به کنار، حتی یه فنجون قهوه هم برای نوشیدن نبود

757
00:56:07.320 --> 00:56:11.850
بدتر از همه جایی برای موندن نداشتم

758
00:56:20.910 --> 00:56:25.190
مامان، اویگن پسر کدوم یکی از عموهاست؟

759
00:56:25.460 --> 00:56:27.830
تکالیفتو انجام بده

760
00:56:31.430 --> 00:56:36.000
روت مادرشو با سوالاش کلافه کرده بود
مدام می پرسید: این پسره کیه؟ چی می خواد؟

761
00:56:36.180 --> 00:56:38.920
من می دونم که پسرعموم نیست

762
00:56:39.100 --> 00:56:40.840
باید بهم بگی که کیه

763
00:56:41.060 --> 00:56:44.970
تا اینکه بالاخره مادرش مجبور شد بهش بگه

764
00:56:45.110 --> 00:56:48.020
اویگن یه یهودیه که ما اینجا بهش پناه دادیم

765
00:56:48.570 --> 00:56:52.680
چرا بهش پناه دادیم؟
به خاطر اینکه نازی ها می خوان بکشنش

766
00:56:52.860 --> 00:56:54.150
و ما اینو نمی خوایم

767
00:56:54.320 --> 00:56:59.980
تو چنین موقعیت هایی خیلی از بچه ها پدر و مادرشونا لو می دادن

768
00:57:00.250 --> 00:57:01.860
توی مدارس حکومت هیتلر بهشون یاد داده بودن

769
00:57:02.080 --> 00:57:04.570
که وقتی می فهمن پدر و مادرشون با سیاست نازی ها مخالفن

770
00:57:04.750 --> 00:57:08.370
اونا رو گزارش بدن

771
00:57:15.930 --> 00:57:21.250
یه بار یه اتفاقی افتاد
یه اتفاق خیلی بد

772
00:57:24.500 --> 00:57:27.350
می دونی روزنامه امروز کجاست؟

773
00:57:27.520 --> 00:57:29.100
لودویش

774
00:57:29.270 --> 00:57:32.440
روزنامه ای که اینجا روی میز بود، کجاست؟

775
00:57:32.610 --> 00:57:33.770
روزنامه؟

776
00:57:34.030 --> 00:57:36.490
انداختمش تو اجاق

777
00:57:36.660 --> 00:57:37.900
دیوونه شدی؟

778
00:57:40.040 --> 00:57:42.650
حدود بیست تا مدرک شناسایی بین اون روزنامه ها بود

779
00:57:44.500 --> 00:57:48.530
یا خدا
حالا چطوری به دکتر کاوفمن توضیح بدم؟

780
00:57:48.790 --> 00:57:51.750
هرچی می خوای بگی بگو شانهاوس
من حرفاتو باور نمی کنم

781
00:57:51.960 --> 00:57:55.580
یه مدرک شناسایی توی بازار سیاه

782
00:57:55.760 --> 00:57:58.590
چند هزار مارک فروخته می شد

783
00:57:58.800 --> 00:58:00.260
اون تعدادی که تو سوزوندی

784
00:58:00.560 --> 00:58:02.920
مبلغ خیلی هنگفتیه

785
00:58:03.180 --> 00:58:06.430
مردم منتظر مدارکشونن

786
00:58:06.600 --> 00:58:08.220
بحث مرگ و زندگیه

787
00:58:08.480 --> 00:58:12.470
کار دیگه ای که با اون مدارک نکردی؟

788
00:58:12.650 --> 00:58:15.440
نه، به جون پدر و مادرم قسم می خورم خانم جکوبز

789
00:58:17.280 --> 00:58:20.990
احترام خیلی زیادی برای دکتر کاوفمن قائل بودم

790
00:58:21.160 --> 00:58:22.700
حس خیلی ناخوشایندی بود

791
00:58:22.950 --> 00:58:27.150
وقتی اون نگاه تحقیرآمیز را

792
00:58:27.330 --> 00:58:29.290
که به من داشت تو صورتش دیدم

793
00:58:29.500 --> 00:58:32.540
سیوما، مطمئن نیستم که داری واقعیتو می گی

794
00:58:33.630 --> 00:58:36.170
اما به هر حال ما به کمکت احتیاج داریم

795
00:58:36.340 --> 00:58:39.680
امیدوارم بازم بتونیم بهت اعتماد کنیم

796
00:58:49.980 --> 00:58:51.440
سلام هیتلر
سلام هیتلر

797
00:58:55.190 --> 00:58:58.060
لباساتونو اونجا بذارید لطفا

798
00:58:59.750 --> 00:59:01.500
خیلی خوب شد که این کارو قبول کردید

799
00:59:01.660 --> 00:59:04.740
تو جای به این بزرگی کارای زیادی واسه انجام دادن هست

800
00:59:05.000 --> 00:59:07.530
ما از طریق افرادی که الن می شناخت

801
00:59:07.710 --> 00:59:10.410
به اونجا معرفی شدیم

802
00:59:11.040 --> 00:59:12.450
شوهرم

803
00:59:12.710 --> 00:59:14.450
سلام خانما

804
00:59:15.260 --> 00:59:16.750
ویلن هستم

805
00:59:17.050 --> 00:59:18.290
او می دونست که ما

806
00:59:18.400 --> 00:59:20.500
یهودی هستیم و داریم در خفا زندگی می کنیم

807
00:59:20.680 --> 00:59:22.380
اما اسمهای ما رو نمی دونست

808
00:59:22.600 --> 00:59:23.630
اسمتون چیه؟

809
00:59:23.800 --> 00:59:25.800
ماریان

810
00:59:25.930 --> 00:59:26.970
لیزالوت

811
00:59:27.230 --> 00:59:29.680
هانس لطفا رادیو رو خاموش کن

812
00:59:30.810 --> 00:59:33.900
امیدوارم یه فکری به حال این بمب ها بکنن

813
00:59:33.950 --> 00:59:36.800
به خاطر صدای بلندشون به سختی می شه خوابید

814
00:59:36.860 --> 00:59:40.270
آقای ویلن ما رو به عنوان خدمتکار خونه استخدام کرد

815
00:59:40.450 --> 00:59:42.530
ما هم حسابی خونه رو برق می انداختیم

816
00:59:42.780 --> 00:59:44.620
و از بچه ها مواظبت می کردیم

817
00:59:44.750 --> 00:59:47.320
اینا بچه های ما هستن
بچه ها

818
00:59:47.410 --> 00:59:49.500
دختر بزرگم هیلده

819
00:59:49.750 --> 00:59:51.160
و این هم فریتزیه

820
00:59:51.330 --> 00:59:52.450
ویلن هستم بفرمایید

821
00:59:52.710 --> 00:59:56.250
آقای ویلن می دونست ما کی بودیم ولی به رومون نیاورد

822
00:59:57.090 --> 00:59:59.550
و بهمون پناه داد

823
00:59:59.800 --> 01:00:02.010
کاملا ازمون محافظت می کرد

824
01:00:03.760 --> 01:00:06.050
و با غذاهای خیلی خوب ازمون پذیرایی می کرد

825
01:00:06.220 --> 01:00:09.180
همه چیز خیلی خوب بود

826
01:00:09.750 --> 01:00:15.750
در نوزدهم ژوئن 1943
جوزف گوبلز، وزیر پروپاگاند دولت آلمان اظهار داشت
که برلین عاری از یهودیان است

827
01:00:17.320 --> 01:00:21.550
کار کردن برای کاوفمن باعث شد بتونم پول زیادی به دست بیارم

828
01:00:21.740 --> 01:00:24.400
و با کوپن های غذایی که می فروختم

829
01:00:24.570 --> 01:00:27.160
تونستم یکی از آرزوهای دوران بچگیمو برآورده کنم و

830
01:00:27.330 --> 01:00:30.200
برای خودم یه قایق بادبانی دست دوم خریدم

831
01:00:30.370 --> 01:00:33.870
لودویش می گفت: کار احمقانه ای کردی

832
01:00:34.130 --> 01:00:37.160
روی خشکی به اندازه کافی واسمون خطر هست

833
01:00:37.300 --> 01:00:39.910
هیچ وقت با تو سوار اون قایق نمی شم

834
01:00:41.760 --> 01:00:43.470
اما خرید اون قایق

835
01:00:44.970 --> 01:00:46.460
باعث می شد

836
01:00:47.310 --> 01:00:48.800
احساس قدرت کنم

837
01:00:59.860 --> 01:01:01.980
یه روز به سینما رفته بودم

838
01:01:02.240 --> 01:01:04.190
اسم فیلمش الان یادم نیست

839
01:01:04.360 --> 01:01:07.820
یادمه کنجکاو بودم که چرا صندلی کناری من خالی مونده

840
01:01:26.640 --> 01:01:29.130
تا اینکه به محض اینکه فیلم تموم شد

841
01:01:29.310 --> 01:01:32.340
یه کمدی رمانتیک اتفاق افتاد

842
01:01:32.640 --> 01:01:34.600
ببخشید

843
01:01:35.440 --> 01:01:38.350
می تونم ازتون بخوام با من قدم بزنید؟

844
01:01:39.690 --> 01:01:41.060
خب...من

845
01:01:41.320 --> 01:01:44.060
قراره تا سه روز دیگه

846
01:01:44.280 --> 01:01:47.110
به عنوان سرباز به ارتش ملحق بشم

847
01:01:48.990 --> 01:01:52.200
اولش کمی تحت تاثیر قرار گرفتم

848
01:01:52.370 --> 01:01:55.780
و در آخر نتونستم پیشنهادشو رد کنم

849
01:01:56.080 --> 01:01:59.620
خونتون همین اطرافه؟
نه، تو محله تمپلوف

850
01:02:00.920 --> 01:02:02.460
با پدر و مادرت زندگی می کنی؟

851
01:02:03.510 --> 01:02:05.870
با یکی از دوستای مادرم

852
01:02:06.470 --> 01:02:09.260
پس واسه چی همیشه این همه راه تا سینمای اینجا میای؟

853
01:02:10.260 --> 01:02:11.970
شما از کجا می دونی؟

854
01:02:13.850 --> 01:02:17.880
مادرم بهم گفته یکی از مشتری های دائم این سینمایی

855
01:02:18.060 --> 01:02:21.060
مادرش بلیط فروش سینما بود

856
01:02:21.320 --> 01:02:23.810
یه نگهبان هم مسئول صندلی ها بود

857
01:02:23.990 --> 01:02:28.310
و او از نگهبان خواسته بود صندلی کنار من رو براش خالی نگه داره

858
01:02:30.330 --> 01:02:32.360
همه این کارا رو خودت انجام دادی؟

859
01:02:32.620 --> 01:02:37.100
شاید منظور دیگه ای از این کاراش داشت.. من نمی دونم

860
01:02:40.340 --> 01:02:41.620
هانی

861
01:02:44.210 --> 01:02:46.080
می شه ازت بخوام

862
01:02:46.340 --> 01:02:48.380
به ملاقات مادرم بری؟

863
01:02:49.800 --> 01:02:52.840
واقعا ازم می خوای به ملاقات مادرت برم؟

864
01:02:53.100 --> 01:02:54.430
بله

865
01:02:54.600 --> 01:02:56.470
پدرم خیلی پیره

866
01:02:56.640 --> 01:02:58.350
و او به جز ما دوتا کس دیگه ای رو نداره

867
01:02:59.190 --> 01:03:03.920
اینطوری کسی هست که باهاش صحبت کنه

868
01:03:04.730 --> 01:03:07.440
دلم نمی خواد الان که دارم میرم

869
01:03:07.570 --> 01:03:09.980
مادرم احساس تنهایی کنه

870
01:03:13.160 --> 01:03:14.320
باشه

871
01:03:20.540 --> 01:03:22.780
:وارنر می گفت

872
01:03:22.960 --> 01:03:24.830
با اون مدارک جعلی

873
01:03:25.090 --> 01:03:28.420
حتی کنار یه بازرس پلیس هم میشه احساس امنیت کرد

874
01:03:28.680 --> 01:03:31.920
بذار یه تماس بگیرم ببینم محله برای برگشت امنه؟
باشه

875
01:03:37.600 --> 01:03:41.390
اما اگه یه نفر می شناختمون وضعیت خطرناک میشد

876
01:03:46.900 --> 01:03:50.930
وقتی داشت از باجه تلفن تماس می گرفت به اطرافش توجهی نداشت

877
01:03:53.700 --> 01:03:56.660
...دقیقا موقعی که تماسشو قطع کرد و آماده رفتن شد

878
01:03:56.910 --> 01:03:59.150
!ببین کی اینجاست

879
01:04:00.870 --> 01:04:04.900
تو باید با من بیای
و به همین راحتی دستگیرش کردن

880
01:04:05.750 --> 01:04:08.120
لطفا بذار برم

881
01:04:08.340 --> 01:04:11.380
حتما مجبورش می کردن اعتراف کنه

882
01:04:11.550 --> 01:04:13.670
که این همه مدت کجا پنهان شده بوده

883
01:04:14.800 --> 01:04:18.090
باید مطمئن می شدیم که هنوز محله برای موندن امنه

884
01:04:19.390 --> 01:04:22.390
قطعا او را بازجویی کرده بودن

885
01:04:22.560 --> 01:04:24.800
اما او ما رو لو نداده بود

886
01:04:28.690 --> 01:04:30.530
به خاطر بمب گذاری ها

887
01:04:30.780 --> 01:04:33.690
همسر و فرزندان آقای ویلن اونجا رو ترک کردن

888
01:04:35.700 --> 01:04:41.110
و او توی خونه تنها زندگی می کرد

889
01:04:43.630 --> 01:04:45.710
سرهنگ ویلن عزیز

890
01:04:45.960 --> 01:04:49.080
با پیشنهادتون سورپرایزمون کردین

891
01:04:49.300 --> 01:04:52.380
چرا فقط کارمندان ما در پاریس باید

892
01:04:52.630 --> 01:04:54.670
مثل خدا تو فرانسه زندگی کنن؟

893
01:04:54.930 --> 01:04:57.340
او همه چیز داشت، همه چیز

894
01:04:57.510 --> 01:04:58.880
غذاهای عالی

895
01:04:59.140 --> 01:05:01.800
او در بازار سیاه داد و ستد داشت

896
01:05:01.980 --> 01:05:05.970
و فقط معاملات بزرگ انجام می داد نه خرده فروشی

897
01:05:06.230 --> 01:05:08.890
شراب تو بهترینه

898
01:05:09.150 --> 01:05:11.270
ژامبون خوک شش ماهه از شهر بایون

899
01:05:11.440 --> 01:05:15.060
با بهترین کیفیت

900
01:05:15.320 --> 01:05:18.490
تمام مدت اونا مهمونی می گرفتن

901
01:05:18.660 --> 01:05:22.120
من و الن با چیزایی که تو خونه بود غذا می پختیم

902
01:05:22.370 --> 01:05:24.530
و بعدش براشون سرو می کردیم

903
01:05:24.830 --> 01:05:26.620
هووووم

904
01:05:26.880 --> 01:05:28.870
مثل یه آهوی ظریفه، هوم؟

905
01:05:30.710 --> 01:05:34.170
کم کم همشون مست می شدن

906
01:05:34.340 --> 01:05:38.790
و ما باید خیلی مواظب می بودیم

907
01:05:39.060 --> 01:05:42.770
و چشمای تیره زیباش...مثل یه یهودیه

908
01:05:44.390 --> 01:05:47.390
توی برلین دیگه یهودی وجود نداره

909
01:05:51.150 --> 01:05:53.390
این دخترا از خونواده های بااصل و نسبی هستن

910
01:05:53.570 --> 01:05:56.900
باهاشون به خوبی رفتار کنید

911
01:05:57.070 --> 01:05:58.780
به همون اندازه که این شراب براتون ارزش داره

912
01:05:58.990 --> 01:06:00.950
شتو باتیه

913
01:06:02.160 --> 01:06:05.280
از شهر زیبای بوردو

914
01:06:06.120 --> 01:06:08.210
به سلامتی
به سلامتی

915
01:06:08.460 --> 01:06:10.420
به سلامتی رهبرمون هیتلر
به سلامتی هیتلر

916
01:06:11.920 --> 01:06:19.920
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

917
01:06:33.280 --> 01:06:34.610
سیوما؟

918
01:06:34.820 --> 01:06:36.780
منو یادت میاد؟

919
01:06:37.030 --> 01:06:38.110
...دوران مدرسه

920
01:06:38.360 --> 01:06:41.280
آخ آخ استلا

921
01:06:41.450 --> 01:06:46.280
موقعی که داشتم از کنار فروشگاه کادیوی عبور می کردم دیدمش

922
01:06:47.170 --> 01:06:50.950
بهش گفتم:سلام استلا، دوست داری یه نوشیدنی دعوتت کنم؟

923
01:06:51.130 --> 01:06:52.740
اون گفت بله

924
01:06:55.300 --> 01:06:58.050
همیشه می خواستم باهاش دوست بشم

925
01:06:58.180 --> 01:07:01.840
اما من مثل پسرای دیگه خیلی خوش قیافه نبودم

926
01:07:02.100 --> 01:07:03.590
و اونم همیشه

927
01:07:03.850 --> 01:07:05.640
یه حلقه پسر دورشو گرفته بودن

928
01:07:05.750 --> 01:07:08.000
به نظر میرسه زندگی خوبی داری

929
01:07:11.270 --> 01:07:14.110
از همون دوران مدرسه

930
01:07:14.320 --> 01:07:15.600
دوست داشتم باهات صحبت کنم

931
01:07:15.860 --> 01:07:20.090
دستشو گرفتم

932
01:07:20.780 --> 01:07:23.020
و اونم پس نکشید

933
01:07:24.540 --> 01:07:27.830
خب منم با خودم فکر کردم:اونم از من خوشش میاد

934
01:07:43.930 --> 01:07:45.090
استلا؟

935
01:07:45.350 --> 01:07:48.720
می خوای اتاقی که غیرقانونی اجاره کردم ببینی؟

936
01:07:48.890 --> 01:07:51.640
توی فراوشیرماخه هست

937
01:07:52.810 --> 01:07:54.350
و او گفت:بله

938
01:07:55.070 --> 01:07:56.850
تو واقعا دیوونه ای

939
01:07:59.450 --> 01:08:00.780
از اینطرف

940
01:08:01.660 --> 01:08:04.440
به اندازه دوتا ایستگاه اتوبوس از اینجا فاصله داره

941
01:08:06.330 --> 01:08:08.360
به نظرت بیش از اندازه به من اعتماد نمی کی؟

942
01:08:10.540 --> 01:08:14.080
این احساسو داشتم که یه فرشته وسط حرفم پرید

943
01:08:14.340 --> 01:08:15.790
بله

944
01:08:17.840 --> 01:08:19.210
حق با توعه

945
01:08:24.300 --> 01:08:27.760
این حرفش یه جور ابراز عشق از طرف او بود

946
01:08:27.930 --> 01:08:31.180
او بهم گفت:به نظرت بیش از اندازه به من اعتماد نمی کنی؟

947
01:08:31.350 --> 01:08:33.140
چون

948
01:08:33.310 --> 01:08:36.020
او کارش این بود که یهودی ها رو لو بده

949
01:09:00.420 --> 01:09:03.590
یکی از دوستاتون منو فرستاده
شوهرتون هستن؟

950
01:09:05.090 --> 01:09:07.550
چند لحظه صبر کنید

951
01:09:10.930 --> 01:09:13.180
وقتی زنگ درو زدن

952
01:09:13.310 --> 01:09:16.100
من به یکی از اتاقا رفتم

953
01:09:16.360 --> 01:09:18.640
بین دیوار و کمد لباسا

954
01:09:18.900 --> 01:09:20.520
یه فضای خالی بود

955
01:09:20.690 --> 01:09:23.280
خودمو اونجا جا دادم

956
01:09:23.570 --> 01:09:25.110
و یه سبد لباس در مقابلش قرار دادم

957
01:09:25.280 --> 01:09:27.070
بیاید داخل

958
01:09:28.700 --> 01:09:31.030
همسرم چند لحظه دیگه میاد

959
01:09:31.290 --> 01:09:32.700
بفرمایید بشینید

960
01:09:42.670 --> 01:09:44.340
آقای وینکلر؟

961
01:09:45.970 --> 01:09:48.710
گونتر ساموئل آدرس اینجا را به ما داد

962
01:09:49.850 --> 01:09:51.840
ما توی ترزینشتات بودیم
(یکی از اردوگاه های کار اجباری)

963
01:09:52.100 --> 01:09:54.430
از اردوگاه فرار کردین؟

964
01:09:54.600 --> 01:09:57.940
بله تا اینجا رو پیاده اومدیم
فقط شبها حرکت می کردیم

965
01:09:58.190 --> 01:09:59.810
تا اونجایی که من می دونستم

966
01:09:59.980 --> 01:10:03.900
فقط سه نفر موفق شده بودن

967
01:10:04.070 --> 01:10:06.030
زنده از اون کمپ بیرون بیان

968
01:10:07.160 --> 01:10:09.110
دو تا از اونا وارنر شارف و

969
01:10:09.280 --> 01:10:11.740
دوست دخترش فانسیا گرون بودن

970
01:10:12.040 --> 01:10:13.400
این اویگنه

971
01:10:13.620 --> 01:10:16.860
یه پسر یهودیه که اینجا مخفیش کردیم

972
01:10:17.040 --> 01:10:20.830
فریدا یه چیزی واسه خوردن آماده کن
باید حسابی گرسنه باشن

973
01:10:21.090 --> 01:10:25.700
ما دور میز نشسته بودیم

974
01:10:25.970 --> 01:10:31.080
که او شروع کرد

975
01:10:31.350 --> 01:10:33.050
به تعریف کردن همه چیزهایی که دیده بود

976
01:10:33.220 --> 01:10:37.180
اولین بارم بود که می شنیدم

977
01:10:37.350 --> 01:10:40.000
نازی ها با یهودیا چکار می کنن

978
01:10:40.110 --> 01:10:42.220
همشونا کشتن

979
01:10:42.400 --> 01:10:44.770
روز بعد همشون مرده بودن

980
01:10:46.360 --> 01:10:49.700
اونا را با گاز خفه کرده بودن
هزاران نفر

981
01:10:50.320 --> 01:10:53.440
چی دارم میگم؟
ده ها هزار نفر، نه...صدها هزار نفر بودن

982
01:10:54.950 --> 01:10:59.360
یهو اومد و بهمون گفت که همه یهودیا رو میکشن

983
01:11:00.540 --> 01:11:04.380
...و میلیون ها یهودی را

984
01:11:05.470 --> 01:11:07.630
با گاز خفه کردن و جنازشونا سوزوندن

985
01:11:07.840 --> 01:11:10.210
باورم نمی شد

986
01:11:10.430 --> 01:11:11.960
ازش پرسیدم: آخه برای چی؟

987
01:11:12.220 --> 01:11:16.060
اونا که همه چیزمونا ازمون گرفتن
دیگه چرا می کشنمون؟

988
01:11:16.270 --> 01:11:19.180
شاید به خاطر نگرشی بود که نازی ها داشتن

989
01:11:19.440 --> 01:11:25.220
اونا یهودی ها رو مسئول  همه بدی های توی دنیا می دونستن

990
01:11:25.440 --> 01:11:30.720
و می گفتن که ما باید بمیریم
بله، ایدئولوژی اونا همین بود

991
01:11:53.100 --> 01:11:55.180
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

992
01:12:01.900 --> 01:12:04.180
ببخشید

993
01:12:04.360 --> 01:12:06.100
ما داریم می بندیم

994
01:12:06.360 --> 01:12:09.520
شما دیروزم به سینما اومده بودید؟

995
01:12:10.280 --> 01:12:12.650
بله
مثل اینکه خیلی به فیلم علاقه دارین

996
01:12:19.830 --> 01:12:21.540
خانم کولزه؟

997
01:12:22.670 --> 01:12:24.880
...تو از کجا اسم

998
01:12:25.040 --> 01:12:28.250
دیروز با پسرتون ملاقات کردم

999
01:12:28.400 --> 01:12:29.950
همه چیزو بهش گفتم

1000
01:12:30.050 --> 01:12:33.460
...که من یهودیم و نازی ها دنبالمن و من جایی

1001
01:12:33.680 --> 01:12:36.220
من جایی برای موندن ندارم

1002
01:12:38.020 --> 01:12:41.760
بهم گفت:همراه من بیا

1003
01:12:43.520 --> 01:12:45.350
همین جا منتظر باش

1004
01:12:46.610 --> 01:12:48.640
باید اول اینجا رو ببندم

1005
01:12:52.410 --> 01:12:54.770
اگه یه نفر نسبتمونو پرسید

1006
01:12:54.990 --> 01:12:58.480
میگیم تو خواهرزاده منی

1007
01:12:58.660 --> 01:13:00.740
فکرشو بکنید

1008
01:13:01.000 --> 01:13:05.450
دو نفر

1009
01:13:06.380 --> 01:13:08.790
که از طبقه متوسط جامعه بودن

1010
01:13:09.010 --> 01:13:14.080
یهو یه غریبه وارد زندگیشون می شه و اونا از روی خوش قلبیشون

1011
01:13:14.200 --> 01:13:15.500
خوابش برد

1012
01:13:15.640 --> 01:13:17.130
بهش پناه میدن

1013
01:13:17.300 --> 01:13:18.880
بیا اون تخت خواب تاشو را بیاریم

1014
01:13:19.020 --> 01:13:21.680
و مسئولیت همه مایحتاجشو به عهده می گیرن

1015
01:13:23.690 --> 01:13:27.840
اما تو اون لحظه آنقدر خسته بودم که به این چیزا فکر نکردم

1016
01:13:28.110 --> 01:13:33.470
تنها چیزی که می دونستم این بود که خیلی راحت به خواب رفتم

1017
01:13:33.650 --> 01:13:37.570
و انسان های خیلی خوب و خوش قلبی پیدا کرده بودم

1018
01:13:47.630 --> 01:13:49.580
خب اینم از این

1019
01:13:56.800 --> 01:14:00.960
چی شده؟
کیفم...کیفمو ندیدی؟

1020
01:14:01.220 --> 01:14:04.430
چرا، انداختمش تو اجاق

1021
01:14:05.770 --> 01:14:09.560
همه چیزم تو کیفم بود
...پول هام، مدارک شناسایی

1022
01:14:09.820 --> 01:14:14.520
واقعا کیفتو گم کردی؟
آره، به احتمال زیاد تو قطار جاش گذاشتم

1023
01:14:14.780 --> 01:14:16.520
کاوفمن

1024
01:14:17.950 --> 01:14:20.440
بله، منتظر می مونم، خیلی ممنون

1025
01:14:20.700 --> 01:14:24.860
مافوقش شخصی به نام دکتر پاپیتز بود

1026
01:14:26.250 --> 01:14:30.610
یکی از اونایی که در بیستم جولای محاکمه شد

1027
01:14:30.840 --> 01:14:34.380
تا خبر گم شدن کیفو شنید به آقای پاپیتز زنگ زد

1028
01:14:34.670 --> 01:14:36.630
و ازش خواست اگه چیزی می دونه بهش بگه

1029
01:14:37.590 --> 01:14:41.550
اونها شانهاوس رو متهم کردن؟

1030
01:14:41.720 --> 01:14:44.680
مطمئنی؟ تو یه پوستر؟

1031
01:14:47.190 --> 01:14:48.890
بله ممنون

1032
01:14:50.980 --> 01:14:52.640
...شانهاوس

1033
01:14:53.780 --> 01:14:57.770
اونا دنبالتن
دیگه نمی تونی به خیابان بری

1034
01:14:58.700 --> 01:15:02.280
یه پوستری از مدارک شناساییت هم همه جا پخش شده

1035
01:15:06.370 --> 01:15:08.740
باورم نمی شه

1036
01:15:10.250 --> 01:15:13.210
دوباره برگشتی سر پله اول شانهاوس

1037
01:15:14.340 --> 01:15:17.380
حالا که فهمیدم انقدر نسبت به همه چیز بی دقتی

1038
01:15:17.680 --> 01:15:19.590
میتونم حرفتو باور کنم

1039
01:15:19.760 --> 01:15:25.170
که واقعا اون مدارک شناسایی تو اجاق سوختن

1040
01:15:27.270 --> 01:15:31.140
خب،الان مهم ترین چیز اینه که یه جایی رو برای موندنت پیدا کنیم

1041
01:15:42.030 --> 01:15:43.110
جکوبز؟

1042
01:15:46.500 --> 01:15:49.990
آقای وینکلر دنبال جایی برای سکونت

1043
01:15:50.170 --> 01:15:52.330
اون دوتا فراری می گشت

1044
01:15:52.590 --> 01:15:57.410
اما وارنر شارف نمی خواست توی لوکنوالد بمونه

1045
01:15:57.760 --> 01:15:58.870
او برنامه های دیگه ای داشت

1046
01:15:59.000 --> 01:16:01.800
از اینجا تا راه آهن زوو فقط نیم ساعت فاصله هست

1047
01:16:01.930 --> 01:16:04.540
...کارش دیوونگی بود

1048
01:16:04.810 --> 01:16:08.260
اون یه آدم کاملا دیوونه بود

1049
01:16:10.640 --> 01:16:12.180
که از هیچ چیز نمی ترسید

1050
01:16:12.300 --> 01:16:14.950
اگه توی برلین یه نفر بشناسدت چی؟

1051
01:16:15.000 --> 01:16:17.070
یعنی باید تا پایان جنگ خودمو از همه مخفی کنم؟

1052
01:16:17.230 --> 01:16:21.500
...اینا ببینید
کوچیکه ولی به اندازه یه بزرگش کار می کنه

1053
01:16:22.030 --> 01:16:23.690
...از همون روز اولی که اومد مدام می گفت

1054
01:16:23.870 --> 01:16:26.610
باید حساب این نازی ها رو کف دستشون بذاریم

1055
01:16:26.870 --> 01:16:28.330
اینا برای چه کاری می خوای؟

1056
01:16:28.500 --> 01:16:30.780
پناه دادن به یهودیا کار خوبیه ولی کافی نیست

1057
01:16:31.000 --> 01:16:35.200
...هنوز بهش نگفتی
ما می خوایم یه کاری انجام بدیم

1058
01:16:35.460 --> 01:16:37.920
این ایده به ذهنش رسیده بود که

1059
01:16:38.090 --> 01:16:39.420
یه جنبش مقاومتی راه بندازه

1060
01:16:39.720 --> 01:16:42.630
و داشت براش برنامه ریزی می کرد

1061
01:16:42.800 --> 01:16:46.050
خودت که شنیدی وارنر چی گفت
آره، خب که چی؟

1062
01:16:46.220 --> 01:16:48.930
همین که جلو بچه ها این چیزا رو می گی خودش به اندازه کافی خطرناک هست

1063
01:16:49.000 --> 01:16:51.150
اگه کسی دهنشو باز نکنه، هیچ اتفاقی نمی افته

1064
01:16:51.230 --> 01:16:55.220
ما باید اعلامیه ها رو به شکل نامه های زنجیره ای توزیع می کردیم
(نامه ای که توسط هر گیرنده ای تا حد ممکن
(برای افراد دیگه ارسال می شه

1065
01:16:55.400 --> 01:16:57.010
ما می خوایم اعلامیه پخش کنیم

1066
01:16:57.270 --> 01:17:02.730
هدف از این کار هم آگاه کردن مردم

1067
01:17:02.910 --> 01:17:07.510
از وضعیت واقعی جنگ بود

1068
01:17:07.790 --> 01:17:09.650
و به مردم بگیم آلمان داره شکست می خوره

1069
01:17:09.910 --> 01:17:13.910
نازی های قاتل فقط به فکر نجات جون خودشونن

1070
01:17:14.080 --> 01:17:17.790
مردم دیگه باید این حقایقو بدونن

1071
01:17:18.050 --> 01:17:21.160
من که خیلی مشتاق این کار بودم
هانس وینکلر هم همین طور

1072
01:17:21.420 --> 01:17:24.460
فقط خاله فریدا بود که به همه چیز خیلی واقعگرایانه نگاه می کرد

1073
01:17:24.720 --> 01:17:27.460
تو این ایده رو تو سر شوهرم انداختی

1074
01:17:27.600 --> 01:17:29.180
هر دو تاتون دیوونه اید

1075
01:17:29.310 --> 01:17:31.260
نه، این ایده وارنر نبود

1076
01:17:31.520 --> 01:17:34.130
این ایده ای که به ذهنش رسیده بود

1077
01:17:34.270 --> 01:17:38.420
باعث ایجاد تغییرات جدیدی شد

1078
01:17:39.400 --> 01:17:41.060
...اینو گوش کنید

1079
01:17:41.940 --> 01:17:45.780
:آلمانی ها
ولایت، هیتلر را رها کرده

1080
01:17:45.950 --> 01:17:49.570
و فرماندهان نظامی برای ادامه زندگی خود

1081
01:17:49.740 --> 01:17:51.280
جنگی شکست خورده را ادامه می دهند

1082
01:17:51.540 --> 01:17:53.870
هوم، چطوره؟
خوبه

1083
01:17:54.040 --> 01:17:58.900
اگه همون طور که برنامه ریزی کردی اعلامیه ها پخش بشن، اونا مارو پیدا می کنن و اعداممون می کنن

1084
01:18:06.720 --> 01:18:10.430
دکتر کاوفمن یه جایی رو برای موندنم پیدا کرد

1085
01:18:10.640 --> 01:18:13.880
و منم مستقیم با اتوبوس به اونجا رفتم

1086
01:18:16.600 --> 01:18:18.810
به خاطر اون پوسترایی که عکس من روشون بود

1087
01:18:19.060 --> 01:18:22.150
ما نیمه های شب به خانه هلن جکوبز رسیدیم

1088
01:18:22.320 --> 01:18:24.280
همون جایی که امیدوار بودم

1089
01:18:24.400 --> 01:18:25.810
امن باشه

1090
01:18:35.160 --> 01:18:37.250
این ساک شماست؟

1091
01:18:37.500 --> 01:18:39.410
شما دو نفر با همید؟

1092
01:18:39.710 --> 01:18:42.920
به شما ربطی داره؟
آروم باش پسر جون

1093
01:18:43.170 --> 01:18:45.880
آروم باش، آروم باش

1094
01:18:47.340 --> 01:18:49.880
داشتم با خودم فکر می کردم

1095
01:18:50.140 --> 01:18:53.550
این دیگه کیه؟
یه کارآگاه جنایی عالی رتبه

1096
01:18:54.230 --> 01:18:56.840
که برای اولین بار در طول دوره خدمتش

1097
01:18:57.100 --> 01:19:00.270
یه جانی که کل حکومت دنبالشن

1098
01:19:00.520 --> 01:19:04.110
رو داره از نزدیک می بینه

1099
01:19:04.360 --> 01:19:07.190
با خودم فکر کردم: خب، این دیگه آخر خطه

1100
01:19:07.360 --> 01:19:09.480
این بار دیگه واقعا گیر افتادم

1101
01:19:11.160 --> 01:19:15.190
ناگهان تو همون لحظه لادویش از جاش بلند شد

1102
01:19:15.370 --> 01:19:17.240
و اون شخصم دنبالش رفت

1103
01:19:17.410 --> 01:19:19.000
حالا می خواد چکار کنه؟

1104
01:19:19.170 --> 01:19:22.630
میره پایین و زیر پله ها قایم میشه و منتظر من می مونه

1105
01:19:23.550 --> 01:19:26.160
یا میره که لادویشو دستگیر کنه

1106
01:19:36.850 --> 01:19:38.680
الان باید چکار می کردم؟

1107
01:19:42.150 --> 01:19:46.510
خیلی آروم بدون هیچ سروصدایی

1108
01:19:46.690 --> 01:19:48.530
از پله ها پایین رفتم

1109
01:19:50.240 --> 01:19:54.470
همون جا منتظر موندم تا اتوبوس به یه پیچ برسه

1110
01:19:54.740 --> 01:19:57.700
وقتی سرعتشو کم کرد از اتوبوس پریدم پایین

1111
01:20:05.590 --> 01:20:08.130
و ده دقیقه بعد لادویش هم بهم ملحق شد

1112
01:20:08.300 --> 01:20:10.790
درحالیکه خیلی خونسرد بود

1113
01:20:11.430 --> 01:20:13.760
ازش پرسیدم: یارو چی شد؟

1114
01:20:13.930 --> 01:20:17.220
!آه، فکر کنم هنوز زیر پله ها منتظر توعه

1115
01:20:17.470 --> 01:20:20.680
دوستی به ما یه دستگاه کپی داد

1116
01:20:20.890 --> 01:20:23.930
چون می خواست تو پخش اعلامیه ها بهمون کمک کنه

1117
01:20:24.110 --> 01:20:26.440
او صاحب یه بار توی ایستگاه قطار بود

1118
01:20:26.610 --> 01:20:29.230
و وارنر و فانسیا هم توی خونه او زندگی می کردن

1119
01:20:29.400 --> 01:20:33.110
دوست دختر وارنر هم توی همون بار کار می کرد

1120
01:20:33.280 --> 01:20:35.190
:اونا حتی واسه انجمن کوچیکشون اسمم گذاشته بودن

1121
01:20:35.370 --> 01:20:37.860
انجمن صلح و توسعه

1122
01:20:38.000 --> 01:20:40.490
چیزی که سازمان ما رو

1123
01:20:40.750 --> 01:20:43.580
خیلی متمایز می کرد این بود که

1124
01:20:43.750 --> 01:20:49.830
با وجود کوچک بودن انجمن و بی تجربگی اعضا

1125
01:20:50.050 --> 01:20:51.460
هممون شجاع بودیم و اهداف بزرگی تو سرمون داشتیم

1126
01:20:51.630 --> 01:20:53.220
ما باید مردمو هوشیار می کردیم

1127
01:20:53.390 --> 01:20:55.970
هیچ انجمنی به اندازه ما

1128
01:20:56.220 --> 01:20:58.300
...در فرستادن این همه نامه زنجیره ای

1129
01:20:58.560 --> 01:21:00.550
باید به همه جای آلمان فرستاده بشن

1130
01:21:00.810 --> 01:21:03.390
به سرتاسر آلمان موفق نشده بود

1131
01:21:03.650 --> 01:21:06.980
باید نامه ها رو توی صندوق های پستی برلین  بیاندازیم

1132
01:21:08.860 --> 01:21:11.650
بگیر، این مهر اداره پسته

1133
01:21:11.900 --> 01:21:14.150
از توی دادگستری کش رفته بود

1134
01:21:14.410 --> 01:21:18.030
اینجوری دیگه مجبور نبودیم برای اون نامه ها هزینه پست بدیم

1135
01:21:18.240 --> 01:21:22.440
و از اونجا هم به شعبه اصلی اداره پست آلمان فرستاده می شن

1136
01:21:27.880 --> 01:21:32.360
هانس وینکلر به همراه روت، دختر یازده سالش

1137
01:21:32.670 --> 01:21:36.700
به برلین می رفت، تا نامه ها رو تو صندوق های پستی بندازه

1138
01:21:36.890 --> 01:21:39.970
:تا اینکه یه روز همسرش عصبانی شد و گفت

1139
01:21:40.140 --> 01:21:44.720
اگه اتفاقی واسه دخترمون بیوفته چی؟

1140
01:21:44.980 --> 01:21:47.350
حتما باید همه نامه ها یه جا باشن؟
نگران نباش

1141
01:21:47.520 --> 01:21:49.310
تا وقتیکه روت با کوله پشتی کنارمه

1142
01:21:49.480 --> 01:21:52.850
هیچ کس به ما شک نمی کنه

1143
01:21:53.900 --> 01:21:55.570
بیا اینجا

1144
01:21:57.990 --> 01:22:02.320
می بینی؟ دلیلی نداره نگران باشی
بهم اعتماد کن

1145
01:22:09.210 --> 01:22:10.450
سیوما

1146
01:22:18.510 --> 01:22:22.300
هلن: لرد، کسانی که چیزی برای خوردن ندارند را دریاب

1147
01:22:22.350 --> 01:22:25.200
کسانی که گرسنه اند و نگران غذای فردایشان هستند

1148
01:22:25.250 --> 01:22:28.000
آمین
آمین

1149
01:22:29.500 --> 01:22:37.500
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1150
01:22:43.410 --> 01:22:47.280
تنها چیز نگران کننده آژیر حمله هوایی بود

1151
01:22:47.540 --> 01:22:52.120
چون ما توی طبقه پنجم بودیم

1152
01:22:53.760 --> 01:22:58.490
لادویش به خلیج اشتوسنزی رفت و همه طناب هایی که توی قایق ها بودن رو با خودش آورد

1153
01:22:58.680 --> 01:23:00.260
ما طنابها رو به رادیاتور بستیم

1154
01:23:00.510 --> 01:23:02.600
با خودم تصور کردم

1155
01:23:02.760 --> 01:23:05.930
اگه یه بمب به ساختمون ما برخورد کنه

1156
01:23:06.000 --> 01:23:09.070
و راه پله ها بسته بشه اگه بدنه ساختمان سالم بمونه

1157
01:23:09.190 --> 01:23:11.310
می تونیم با این طناب خودمونو به پایین برسونیم

1158
01:23:19.030 --> 01:23:24.110
با این همه بمبی که میزنن، شاید ارسال نامه ها قطع شده

1159
01:23:24.370 --> 01:23:26.360
شاید به خاطر همینه که نامه هنوز نرسیده

1160
01:23:26.620 --> 01:23:29.160
شوهرش به تازگی فوت کرده

1161
01:23:29.330 --> 01:23:31.540
و او نگران پسرشه

1162
01:23:36.220 --> 01:23:40.950
اتفاقی واسش نیوفتاده اگه غیر از این بود کسی رو واسه خبر دادن می فرستادن

1163
01:23:41.220 --> 01:23:44.590
و ما دونفر از اون به بعد مثل یه مادر و دختر

1164
01:23:45.350 --> 01:23:47.720
کنار هم زندگی کردیم

1165
01:23:48.600 --> 01:23:51.690
پسر جوانش در میدان جنگ بود

1166
01:23:52.610 --> 01:23:56.070
و ما هر دو برای ادامه زندگی به حمایت هم احتیاج داشتیم

1167
01:23:58.070 --> 01:24:00.360
دیگه رنگ زیادی باقی نمونده

1168
01:24:00.530 --> 01:24:04.240
فقط واسه دوبار دیگه میشه ازش استفاده کرد

1169
01:24:04.410 --> 01:24:07.240
تو داروخونه هم دیگه رنگی ندارن

1170
01:24:08.160 --> 01:24:10.870
به نظرت جنگ چقدر  دیگه طول میکشه؟

1171
01:24:18.340 --> 01:24:20.500
اینجا انگلستان است

1172
01:24:20.680 --> 01:24:22.710
اینجا انگلستان است

1173
01:24:22.890 --> 01:24:25.630
...سرفصل خبرها

1174
01:24:25.890 --> 01:24:30.090
زندگی به همین منوال ادامه داشت تا اینکه یه روز تلفن زنگ خورد

1175
01:24:38.940 --> 01:24:40.280
جکوبز

1176
01:24:40.530 --> 01:24:43.320
از طرف آقایی به نام هالرمن

1177
01:24:43.450 --> 01:24:45.530
با دکتر کاوفمن کار داشت

1178
01:24:45.780 --> 01:24:47.900
نمی دونم دکتر کاوفمن الان کجاست

1179
01:24:48.160 --> 01:24:51.330
بله، می تونید تا فردا صبر کنید؟

1180
01:24:51.500 --> 01:24:52.580
خوبه

1181
01:24:56.710 --> 01:24:59.710
یکی از آشنایان کاوفمن بود
باید برم

1182
01:25:04.340 --> 01:25:07.800
شاید تله باشه؟
آره، شاید

1183
01:25:07.970 --> 01:25:10.760
اما اگه من نرم اونا میان اینجا

1184
01:25:18.230 --> 01:25:21.570
...اگه تا دو ساعت دیگه برنگشتم می دونی که باید

1185
01:25:51.850 --> 01:25:54.970
بعدا فهمیدم موقعی که هلن میرسه اونجا

1186
01:25:56.770 --> 01:26:00.310
هالرمن با دوتا پلیس منتظرش بوده

1187
01:26:00.530 --> 01:26:02.270
و اونا هم

1188
01:26:03.360 --> 01:26:05.270
هلن رو دستگیر می کنن

1189
01:26:08.660 --> 01:26:11.900
هلن تا صبح روز بعد پیداش نشد

1190
01:26:12.080 --> 01:26:16.310
من برای آخرین بار به کارگاه رفتم

1191
01:26:21.250 --> 01:26:23.670
اونجا یه مدرکی رو که محظ احتیاط جعل کرده بودم

1192
01:26:23.880 --> 01:26:26.630
برای چنین روزی پنهان کرده بودم

1193
01:26:28.180 --> 01:26:32.250
یه پاسپورت خدمت سربازی که من رو به عنوان کسی که تازه خدمتش تمام شده معرفی می کرد

1194
01:26:37.730 --> 01:26:40.350
من یه نقشه عالی داشتم

1195
01:26:40.570 --> 01:26:43.060
می خواستم با دوچرخه از آلمان عبور کنم

1196
01:26:43.240 --> 01:26:47.200
و سعی کنم از مرز سوئیس رد بشم

1197
01:26:52.800 --> 01:27:01.250
در مارس 1944 نیروی ارتش هوایی آمریکا
اولین حمله هوایی خود به برلین را انجام داد
و از آن موقع به بعد بمب ها هر لحظه ای از روز فرود می آمدند

1198
01:27:11.720 --> 01:27:13.210
هر روز

1199
01:27:13.470 --> 01:27:17.670
هزاران هواپیما از بالای شهر لوکنوالد عبور می کردن

1200
01:27:17.850 --> 01:27:22.260
بمب افکن ها، گردان های هوایی

1201
01:27:22.440 --> 01:27:27.050
پرواز کردن اون هواپیماها که مثل ماهی های نقره ای بودن بالای سرمون

1202
01:27:27.320 --> 01:27:30.310
برای ما مثل یه جشن پیروزی بود

1203
01:27:30.450 --> 01:27:33.000
چون می دونستیم جنگ داره به پایان می رسه

1204
01:27:33.250 --> 01:27:35.700
پدر ومادرم هم به اینجا اومدن

1205
01:27:35.750 --> 01:27:37.950
پدرم باید به نیروهای ولکشتورم ملحق میشد

1206
01:27:38.000 --> 01:27:39.780
اگه اونجا اتفاقی براش می افتاد

1207
01:27:39.850 --> 01:27:42.350
دیگه نمی تونست از مادرم محافظت کنه

1208
01:27:42.420 --> 01:27:44.830
و مادرمو می فرستادن به کمپ

1209
01:27:45.010 --> 01:27:47.210
برای همین اونا هم پنهان شدن

1210
01:27:47.470 --> 01:27:50.380
وینکلر درمورد اتاق زیر شیروانی به ما هشدار داده بود

1211
01:27:50.510 --> 01:27:53.090
پسرت دیگه به حرف من گوش نمی کنه

1212
01:27:53.310 --> 01:27:56.260
جولیوس بهش بگو بیاد کمکم

1213
01:27:57.810 --> 01:27:59.800
اویگن بیا یه کم کمکم کن

1214
01:28:03.110 --> 01:28:05.100
این بطری های کوچیک چین؟

1215
01:28:11.240 --> 01:28:12.900
ما از آینده خبر نداریم

1216
01:28:15.330 --> 01:28:17.320
فقط محظ احتیاط

1217
01:28:19.040 --> 01:28:21.330
جنگ دیگه داره تموم میشه

1218
01:28:33.970 --> 01:28:38.750
در سوم فوریه یه حمله هوایی بزرگ رخ داد

1219
01:28:38.980 --> 01:28:42.010
اون روز من در خانه ویلن تنها بودم

1220
01:28:42.270 --> 01:28:45.350
و خودش هم اونجا نبود

1221
01:28:49.070 --> 01:28:51.900
ما هیچ وقت فکر نمی کردیم بمب ها

1222
01:28:52.160 --> 01:28:53.520
به ما هم اصابت کنن

1223
01:28:53.700 --> 01:28:57.690
بمب ها برای ما یهودی ها نبود اونا برای آلمان ها بودن

1224
01:28:58.450 --> 01:29:04.480
اما وقتی که یه حمله اتفاق می افتاد، خیلی حس بدی بود

1225
01:29:05.840 --> 01:29:08.830
یه ترکیبی از چند حس مختلف

1226
01:29:09.010 --> 01:29:13.210
خب طبیعتا ما می خواستیم که

1227
01:29:13.430 --> 01:29:14.710
نازی ها را بمباران کنند

1228
01:29:18.850 --> 01:29:21.560
اون روز من تصمیم گرفتم به کارخونه برم

1229
01:29:21.730 --> 01:29:24.060
با پای پیاده رفتم

1230
01:29:24.350 --> 01:29:30.090
هرچی که به محله میت در مرکز برلین نزدیک تر می شدم

1231
01:29:30.360 --> 01:29:33.650
ویرانی ها بیشتر می شد

1232
01:29:33.910 --> 01:29:37.570
خونه های ویران شده

1233
01:29:37.830 --> 01:29:40.360
اسب های مرده وسط خیابون

1234
01:29:40.620 --> 01:29:42.360
آدمایی که مرده بودن

1235
01:29:42.960 --> 01:29:46.580
وحشتناک بود

1236
01:29:46.840 --> 01:29:49.250
تا به کارخونه برسم حدود دو ساعت طول کشید

1237
01:29:49.420 --> 01:29:52.160
خیلی خیلی وحشتناک بود

1238
01:29:52.380 --> 01:29:55.590
من به سلامت به اونجا رسیدم

1239
01:29:55.800 --> 01:30:00.540
و بقیه هم اونجا بودن، هم خانواده کوله و هم خانواده گیر

1240
01:30:00.720 --> 01:30:04.090
برادرم تو کارخونه کروزبرگ کار میکرد

1241
01:30:04.350 --> 01:30:06.140
و همون جا هم می خوابید

1242
01:30:06.350 --> 01:30:10.550
الن و مادرم هم در طول روز اونجا می موندن

1243
01:30:14.820 --> 01:30:16.650
کیه؟
منم

1244
01:30:16.910 --> 01:30:20.120
برادرم و بقیه نمی دونستن

1245
01:30:20.370 --> 01:30:23.610
چه اتفاقی واسم افتاده

1246
01:30:23.790 --> 01:30:26.950
محله اونا هم بمباران شده بود

1247
01:30:27.000 --> 01:30:29.900
و نمی دونستن خانه ویلن هم بمباران شده یا نه

1248
01:30:30.090 --> 01:30:32.120
بمباران بهانه خوبی برای

1249
01:30:32.300 --> 01:30:34.840
دیدار دوبارمون شد

1250
01:30:35.550 --> 01:30:38.130
بله

1251
01:30:38.300 --> 01:30:41.970
همه چیز رو با جزئیات به یاد دارم

1252
01:30:42.220 --> 01:30:45.220
انجمنمون رو لو دادن

1253
01:30:45.390 --> 01:30:48.430
هانس وینکلر و وارنر شارف رو دستگیر کردن

1254
01:30:48.610 --> 01:30:50.470
و ما امیدوار بودیم

1255
01:30:50.650 --> 01:30:52.770
گشتاپو نتونه پیدامون کنه

1256
01:30:54.440 --> 01:30:57.440
یازدهم دسامبر بود که در خونه رو زدن

1257
01:30:57.700 --> 01:30:59.480
باز کنید

1258
01:30:59.660 --> 01:31:03.120
تا شنیدم دارن از پله ها بالا میان

1259
01:31:03.290 --> 01:31:05.320
داخل کمد لباس قایم شدم

1260
01:31:06.250 --> 01:31:10.530
از شکاف در کمد می تونستم ببینم چه اتفاقی داره می افته

1261
01:31:10.710 --> 01:31:13.000
دو تا

1262
01:31:13.050 --> 01:31:14.350
پلیس مخفی رو دیدم

1263
01:31:14.590 --> 01:31:16.170
که یه طوری رفتار می کردن

1264
01:31:16.380 --> 01:31:20.050
انگار مخفیگاه یه دسته آدم جانی رو پیدا کردن

1265
01:31:20.300 --> 01:31:21.890
پسره کجاست؟

1266
01:31:22.140 --> 01:31:24.260
شوهرمو ول کن
خفه شو

1267
01:31:24.560 --> 01:31:26.510
پسره کجاست؟

1268
01:31:27.140 --> 01:31:29.260
یکی از اونا یهو در کمدو باز کرد

1269
01:31:29.440 --> 01:31:31.140
فهمیده بود یه نفر توی کمده

1270
01:31:31.400 --> 01:31:35.110
اونا می دونستن ما اونجا مخفی شده بودیم
اونا همه چیزو می دونستن

1271
01:31:35.280 --> 01:31:36.440
راه بیوفتید، دنبالم بیاین

1272
01:31:36.700 --> 01:31:38.610
پشت سرهم به صورتم سیلی زد

1273
01:31:38.860 --> 01:31:41.110
یادمه می خواستم

1274
01:31:41.280 --> 01:31:43.990
چند تا از وسایل شخصیمو بردارم

1275
01:31:44.240 --> 01:31:46.410
اونجا که میری مسواک به کارت نمیاد

1276
01:31:46.660 --> 01:31:48.450
همتون راه بیوفتید

1277
01:31:52.340 --> 01:31:53.950
زود باشید

1278
01:32:00.000 --> 01:32:03.450
گشتاپو بیمارستانی که قبلا مال یهودی ها بود رو

1279
01:32:03.560 --> 01:32:07.790
به اشغال خودش درآورده بود

1280
01:32:09.140 --> 01:32:13.010
هر یهودی را که توی برلین مونده بود بعد از دستگیری به اونجا می بردن

1281
01:32:16.360 --> 01:32:19.480
مادرم رو به اردوگاه کار اجباری

1282
01:32:19.650 --> 01:32:21.400
ترزینشتات منتقل کردن

1283
01:32:21.570 --> 01:32:26.310
پدرم عصر روز دستگیری با همون بطریهای شیشه ای کوچکی که آماده کرده بود، خودکشی کرد

1284
01:32:28.960 --> 01:32:33.560
من هنوز در اینجا هستم چونکه من رو برای دادگاهی که قراره

1285
01:32:33.750 --> 01:32:36.870
علیه وینکلر و بقیه اعضای انجمن تشکیل بشه، نیاز دارن

1286
01:32:38.670 --> 01:32:42.340
سعی می کردم امیدمو از دست ندم

1287
01:32:42.590 --> 01:32:45.210
همیشه باور داشتم

1288
01:32:45.640 --> 01:32:47.760
که می تونم از این مخمصه هم نجات پیدا کنم

1289
01:32:47.930 --> 01:32:51.100
شاید یکی پیدا می شد که منو از اونجا نجات بده

1290
01:32:52.150 --> 01:32:56.250
فکر کنم اون احساس به خاطر این بود که من خیلی جوان بودم

1291
01:32:56.440 --> 01:33:01.100
و از خودم مطمئن بودم که گناهی مرتکب نشدم

1292
01:33:01.280 --> 01:33:04.860
مدام به خودم می گفتم: من نجات پیدا می کنم

1293
01:33:05.120 --> 01:33:07.700
یه تکه دیگه میدی؟
آره

1294
01:33:07.830 --> 01:33:10.320
ما نمی تونیم پیش ویلن بمونیم

1295
01:33:10.500 --> 01:33:12.110
اما توی این کارخونه

1296
01:33:12.290 --> 01:33:16.990
رئیسمون آقای کوله، سوال و جواب از کارگرها رو

1297
01:33:17.170 --> 01:33:20.250
قدغن کرده

1298
01:33:20.510 --> 01:33:22.590
بهمون گفته بود: اگه دیگران در موردتون پرسیدن

1299
01:33:22.720 --> 01:33:27.200
بهشون می گم که شما یه ماموریت ویژه از طرف هیتلر دارید

1300
01:33:27.390 --> 01:33:30.550
و این طوری کسی کاری بهتون نداره

1301
01:33:33.190 --> 01:33:34.470
کیه؟

1302
01:33:40.690 --> 01:33:41.240
برونو

1303
01:33:51.500 --> 01:33:53.450
از کجا می دونستی ما اینجاییم؟

1304
01:33:53.670 --> 01:33:55.950
...صاحب اینجا اولش نمی خواست بهم بگه ولی

1305
01:33:56.000 --> 01:33:57.910
برونو هم با ما توی کارخونه موند

1306
01:33:57.960 --> 01:34:01.750
تو اون هرج و مرج هیچ کس متوجه نمی شد

1307
01:34:01.920 --> 01:34:03.760
فقط امیدوار بودیم که جنگ به زودی تموم بشه

1308
01:34:03.930 --> 01:34:06.010
غذا هم برامون آورده

1309
01:34:07.970 --> 01:34:12.710
بعد یه مدت منو به یکی از زندان های گشتاپو منتقل کردن

1310
01:34:12.890 --> 01:34:15.760
اونجا بود که خیلی ترسیدم

1311
01:34:17.150 --> 01:34:21.430
یه جور زندان زیرزمینی بود که تا حالا مثلشو ندیده بودم

1312
01:34:21.650 --> 01:34:24.860
دست و پای زندانی ها رو

1313
01:34:25.030 --> 01:34:27.020
به حلقه های فلزی بسته بودن

1314
01:34:28.950 --> 01:34:32.280
هرچند وقت یک بار یه نفرو با خودشون می بردن

1315
01:34:33.290 --> 01:34:35.450
و اون شخص دیگه برنمی گشت

1316
01:34:50.930 --> 01:34:54.590
هنوز خوک آلمانی (منظورش یهودی) اینجا مونده؟
بله

1317
01:34:54.730 --> 01:34:56.310
بلند شو از جات

1318
01:34:57.810 --> 01:35:00.050
اسمت؟
اویگن فریده

1319
01:35:00.230 --> 01:35:02.600
اویگن اسرائیل فریده

1320
01:35:02.860 --> 01:35:03.980
دنبالم بیا

1321
01:35:04.240 --> 01:35:08.810
یقمو گرفت و منو به جلو هل داد

1322
01:35:08.860 --> 01:35:10.500
بعد یه در رو باز کرد و با یه ضربه

1323
01:35:10.580 --> 01:35:13.530
من رو به بیرون انداخت

1324
01:35:14.450 --> 01:35:16.790
دیدم که تو خیابون گروس هامبورگر هستم

1325
01:35:17.040 --> 01:35:20.200
نمی دونستم تا چند وقت توی اون زیرزمین زندانی بودم

1326
01:35:20.380 --> 01:35:22.210
اما اون روز یه روز خاص بود

1327
01:35:22.380 --> 01:35:26.990
بیست وسوم آوریل 1345، تولد نوزده سالگیم بود

1328
01:35:28.760 --> 01:35:32.470
تا چند روز خودمو مخفی کردم

1329
01:35:32.720 --> 01:35:35.340
تا اینکه روس ها برلین رو محاصره کردن

1330
01:35:43.110 --> 01:35:46.820
تقریبا دو سال رو با اون وضعیت نابسامان زندگی کرده بودیم

1331
01:35:46.990 --> 01:35:50.570
و الان از اینکه قبل از پایان جنگ توی یه پناهگاه

1332
01:35:50.740 --> 01:35:52.030
به خاطر حملات هوایی دفن بشیم، می ترسیدیم

1333
01:35:52.280 --> 01:35:54.950
چیزی که از آوریل 1945 یادمه

1334
01:35:55.200 --> 01:35:57.450
فقط انفجار بمب و شلیک گلوله ست

1335
01:35:57.620 --> 01:36:01.240
به طوری که دیگه نمی شد بیرون رفت

1336
01:36:04.750 --> 01:36:08.040
هیچ چیزی برای خوردن نداشتیم

1337
01:36:08.220 --> 01:36:10.710
و فقط می تونستیم از یه پمپ آب که توخیابون ناونین

1338
01:36:10.970 --> 01:36:12.430
و نرسیده به خیابون اورین بود

1339
01:36:12.600 --> 01:36:14.680
برای خودمون آب تهیه کنیم

1340
01:36:14.890 --> 01:36:16.720
من می رم یکم آب بیارم

1341
01:36:16.980 --> 01:36:18.760
مردی اینجا هست؟

1342
01:36:19.020 --> 01:36:22.930
یوخن و برونو توی یه انبار زغال سنگ مخفی شده بودن

1343
01:36:23.110 --> 01:36:25.770
کسی نباید اونا رو می دید

1344
01:36:31.860 --> 01:36:33.700
بیرون رفتن کار خطرناکی بود

1345
01:36:33.750 --> 01:36:35.690
چون هر اتفاقی ممکن بود برامون بیوفته

1346
01:36:35.740 --> 01:36:37.660
با یه سطل توی دستم بیرون رفتم

1347
01:36:37.910 --> 01:36:41.530
دیگه به پمپ آب رسیده بودم

1348
01:36:41.790 --> 01:36:44.370
که  سربازای روس رو اونجا دیدم

1349
01:36:48.010 --> 01:36:50.710
نمی دونستم داره چه اتفاقی می افته

1350
01:36:50.880 --> 01:36:54.590
سربازای روسی
اونا اینجا چکار می کنن؟

1351
01:36:54.850 --> 01:36:57.010
سریع فرار کردم و به پناهگاه رفتم

1352
01:36:57.180 --> 01:36:59.510
و فریاد زدم: روس ها اینجان

1353
01:36:59.770 --> 01:37:02.730
روس ها اینجان
!جنگ تموم شده

1354
01:37:02.980 --> 01:37:04.940
!جنگ تموم شده

1355
01:37:06.270 --> 01:37:09.890
نمی دونستیم باید چکار کنیم

1356
01:37:10.070 --> 01:37:13.230
زن های غیر یهودی آلمانی شروع کردن به گریه کردن

1357
01:37:13.490 --> 01:37:17.400
و مدام میگفتن الان چه اتفاقی برامون میوفته

1358
01:37:18.120 --> 01:37:20.610
مادرم سریع آستر کتش رو

1359
01:37:20.870 --> 01:37:22.660
پاره کرد

1360
01:37:22.870 --> 01:37:24.580
قبل از اینکه پنهان بشیم

1361
01:37:24.830 --> 01:37:29.820
مدارکی که نشان می داد یهودی هستیم را توی آستر کتش پنهان کرده بود

1362
01:37:31.260 --> 01:37:36.080
همون موقع یه سرباز روسی با یه تفنگ تو دستش اومد توی پناهگاه

1363
01:37:36.350 --> 01:37:39.210
و طوری بهمون نگاه می کرد انگار می خواست بهمون شلیک کنه

1364
01:37:39.470 --> 01:37:42.470
مادرم بهش گفت: نه نه نه نه

1365
01:37:42.730 --> 01:37:44.180
ما یهودی هستیم

1366
01:37:44.350 --> 01:37:46.470
او هیچ کدوم از حرفهامون رو نفهمید

1367
01:37:46.690 --> 01:37:48.230
ولی از پناهگاه رفت بیرون

1368
01:37:48.480 --> 01:37:52.230
ارتش روسیه به شدت دنبال انتقام بودند

1369
01:37:54.640 --> 01:37:56.240
من یهودی ام

1370
01:37:56.490 --> 01:37:57.980
تو یه زن آلمانی هستی

1371
01:37:58.160 --> 01:38:01.070
نه من یهودی ام
تو یه زن آلمانی هستی

1372
01:38:01.330 --> 01:38:05.120
هیچ کس حرفمو باور نمی کرد
همشون می گفتن: نه تو یهودی نیستی

1373
01:38:05.330 --> 01:38:09.170
هیتلر همه یهودی ها رو کشته
تو موهات بلوندن

1374
01:38:09.340 --> 01:38:12.630
پس در مورد یهودی بودنت دروغ نگو

1375
01:38:12.800 --> 01:38:15.420
امشب دوباره برمی گردم

1376
01:38:15.680 --> 01:38:17.630
خانم آلمانی امشب دوباره برمی گردم

1377
01:38:17.890 --> 01:38:20.630
ما منتظر نموندیم تا اونا برگردن

1378
01:38:24.560 --> 01:38:27.430
باید دوباره فرار می کردم

1379
01:38:27.610 --> 01:38:31.680
اما این دفعه دو نفر بودیم و هدفمون آزادی بود

1380
01:38:33.180 --> 01:38:41.180
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1381
01:38:43.960 --> 01:38:46.540
حدود دو سه روز بعد

1382
01:38:46.790 --> 01:38:49.410
برونو و برادرم

1383
01:38:49.590 --> 01:38:53.120
تو حیاط پشتی کارخونه بودن که

1384
01:38:53.380 --> 01:38:57.740
یه سرباز تفنگ به دست به سمت پسرا رفت

1385
01:38:58.010 --> 01:39:00.090
لطفا شلیک نکنید! ما یهودی هستیم

1386
01:39:00.220 --> 01:39:03.390
یهودی ها همشون مردن
هیتلر همه یهودیا رو کشته

1387
01:39:03.640 --> 01:39:07.350
نه، ما یهودی هستیم! مخفی شده بودیم

1388
01:39:12.020 --> 01:39:13.640
یهود، آره؟ عبری؟

1389
01:39:14.820 --> 01:39:19.180
اگه واقعا یهودی هستی، دعای شماع ییسرائل رو بخون

1390
01:39:19.950 --> 01:39:23.110
این دعاییه که هر یهودی از حفظه

1391
01:39:23.330 --> 01:39:25.440
حتی اگه مذهبی نباشه

1392
01:39:25.710 --> 01:39:27.410
!بخون دیگه

1393
01:39:29.130 --> 01:39:50.000
(به زبان عبری)
...بشنو ای اسرائیل، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است

1394
01:39:56.570 --> 01:39:58.440
شماع ییسرائل

1395
01:40:02.870 --> 01:40:07.400
او یه سرباز یهودی تو ارتش روس ها بود

1396
01:40:07.580 --> 01:40:11.690
ما اصلا نمی دونستیم سرباز یهودی هم وجود داره

1397
01:40:21.500 --> 01:40:24.690
از بین هفت هزار یهودی که در برلین پنهان شده بودند، هزار و پانصد نفر زنده ماندند

1398
01:40:25.000 --> 01:40:32.000
کسانی که به نجات یافتگان یهود کمک کرده بودند
در مراسم یادبود قربانیان هولوکاست
(yad vashem) در موزه ید و شم
نشان صلح بین المللی دریافت کردند

1399
01:40:33.000 --> 01:40:37.000
این نشان همچنین به کسانی که زندگیشان را
:برای نجات یهودی ها به خطر انداختند اعطا شد

1400
01:40:45.950 --> 01:40:55.050
هانی ویزنبرگ: یکی از خویشاوندانش هانی را در لیست صلیب سرخ پیدا کرد و در سال 1946 او را با خود به پاریس برد
او تا امروز در پاریس زندگی می کند و مادربزرگ یک خانواده پرجمعیت است

1401
01:40:55.380 --> 01:40:57.840
بعضی ها مشتاقانه خواهان محکوم کردن نازی ها بودن

1402
01:40:58.590 --> 01:41:03.700
بعضی ها بهم میگفتن اینکه وجودم لبریز از خشم و نفرت باشه طبیعیه

1403
01:41:03.890 --> 01:41:05.630
اما این طور نبود

1404
01:41:05.810 --> 01:41:08.010
نمی تونستم این طوری باشم

1405
01:41:08.180 --> 01:41:12.510
اما برای ماه ها و سال ها بعد از جنگ

1406
01:41:12.690 --> 01:41:16.680
به این فکر می کردم از چه مخمصه ای جان سالم به در بردم

1407
01:41:17.000 --> 01:41:26.000
اویگن فریده تا پایان جنگ در برلین ماند. پس از آن به کانادا مهاجرت کرد ولی دوباره به آلمان بازگشت
او امروزه به عنوان یک پدربزرگ شاد در کرونبرگ زندگی می کند

1408
01:41:27.660 --> 01:41:30.450
:اگه از یه نفر توی دنیای امروز بپرسن

1409
01:41:30.620 --> 01:41:33.710
می تونی تصور کنی که آلمان ها

1410
01:41:33.870 --> 01:41:38.200
زمانی میلیون ها انسان بی گناه را به راحتی کشتند؟

1411
01:41:38.380 --> 01:41:43.360
همه مطمئنا می گن این یه کار احمقانه ست

1412
01:41:43.510 --> 01:41:45.420
دیوونگی محضه

1413
01:41:47.600 --> 01:41:50.060
بله، دیوونگیه

1414
01:41:52.890 --> 01:41:57.880
و به خاطر این باورش سخته که

1415
01:41:59.320 --> 01:42:02.400
بین متنفر بودن از یهودی ها و کشتن آن ها با گاز

1416
01:42:02.570 --> 01:42:05.230
یه فرق بزرگ هست

1417
01:42:05.910 --> 01:42:10.110
کاری که اونا کردن وحشتناک بود

1418
01:42:12.120 --> 01:42:15.490
و هرگز قابل درک نخواهد بود

1419
01:42:25.490 --> 01:42:35.490
روت و برونو گومپل در سپتامبر 1945 ازدواج کردند و به آمریکا مهاجرت کردند
آن ها صاحب دو فرزند و پنج نوه شدند
روت در سال 2012 در شهر سان فرانسیسکو درگذشت

1420
01:42:36.270 --> 01:42:41.470
وقتی بحث از اون دوران میشه دوست دارم بیشتر در مورد ناجی هامون صحبت کنم

1421
01:42:41.650 --> 01:42:47.260
خیلی واسم مهمه که وقتی

1422
01:42:47.450 --> 01:42:51.190
توی آمریکا برای سخنرانی

1423
01:42:52.540 --> 01:42:54.700
به مدارس و دانشگاه ها می ریم

1424
01:42:54.870 --> 01:42:58.660
به مردم بفهمونیم که اون زمان آلمانی های خوب هم بودند

1425
01:42:58.830 --> 01:43:00.540
همونایی که جون ما رو نجات دادن

1426
01:43:00.670 --> 01:43:03.790
و سعی می کنیم نامشون را زنده نگه داریم

1427
01:43:03.900 --> 01:43:06.670
بیشتر مردم در مورد اون ها چیزی نمی دونن

1428
01:43:08.000 --> 01:43:17.000
سیوما شانهاوس موفق شد با دوچرخه به سوئیس فرار کند
و تا زمان مرگش در سپتامبر 2015 آنجا ماند
او صاحب چهار فرزند شد

1429
01:43:17.770 --> 01:43:22.550
:همان طور که عالمی گفته

1430
01:43:22.730 --> 01:43:25.270
کسی که زندگی یک نفر را نجات دهد"

1431
01:43:27.570 --> 01:43:30.230
"در واقع کل دنیا رو نجات داده است

1432
01:43:31.160 --> 01:43:35.360
و این شخص برای من هلن جکوبز بود

1433
01:43:36.460 --> 01:43:38.450
او برای من

1434
01:43:39.040 --> 01:43:40.870
و برای همه آلمانی ها

1435
01:43:41.340 --> 01:43:42.950
به پا خواست

1436
01:43:43.130 --> 01:43:45.250
:یه بار ازش پرسیدم

1437
01:43:47.340 --> 01:43:50.250
برای چی کمکم می کنی؟

1438
01:43:51.890 --> 01:43:57.250
و او جواب داد: می خوام سرزمین پدریم را آزاد کنم

1439
01:43:58.850 --> 01:44:00.970
و من فکر می کنم

1440
01:44:03.440 --> 01:44:06.680
که او

1441
01:44:07.740 --> 01:44:09.690
.موفق شد

1442
01:44:11.690 --> 01:44:15.690
بی نام و نشان ها
ما می خواهیم زندگی کنیم

1443
01:44:15.714 --> 01:44:40.714
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
