1
00:00:28,362 --> 00:00:31,723
<i>چهاردهم سپتامبر 1600، سکیگاهارا</i>

2
00:00:31,747 --> 00:00:41,747
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:43,247 --> 00:00:51,247
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

4
00:01:08,861 --> 00:01:12,406
هرچند کار کوچکی باشد
اما این خدا آن به خاطر میسپارد

5
00:01:12,907 --> 00:01:16,118
...بنام انقلاب کهن شاهزاده اُ-آمانو

6
00:01:16,452 --> 00:01:17,369
.همینطوره

7
00:01:17,536 --> 00:01:20,498
پدر، آیا شاهزاده اینجا جنگیده بود؟
در سکیگاهارا؟

8
00:01:21,707 --> 00:01:24,043
جنگ با یک سد راه از این مسیر آغاز شد

9
00:01:25,086 --> 00:01:28,714
در آنسو، تپه موموکوباری واقع است
.بخاطر هلوهای توزیعی شاهزاده چنین نامگذاری شد

10
00:01:31,175 --> 00:01:33,844
باد و کولاک بدنمو به لرزه انداخته

11
00:01:34,095 --> 00:01:36,806
میتونم حسش کنم

12
00:01:36,931 --> 00:01:38,599
این هوا رحم نداره

13
00:01:38,724 --> 00:01:39,683
!هیچ رحمی

14
00:01:39,809 --> 00:01:41,268
.هیچ رحمی

15
00:01:56,075 --> 00:01:59,954
هر روزه نیروهای بیشتری دارن اعزام میشن
از جایی به دوری ساتسوما

16
00:02:00,454 --> 00:02:03,207
فقط هزار نفر، اما به شدت خشمگین

17
00:02:05,126 --> 00:02:08,021
ارتش اونا در شرق 100.000 نفرن
و ما، در غرب 80.000 نفریم

18
00:02:08,629 --> 00:02:12,216
که هنوز نصفمون در تپه ها هستن
و از جایی امن با احتیاط همچیز رو زیر نظر گرفتن

19
00:02:12,925 --> 00:02:16,887
این نبرد عدالت و ناعدالتیه
...ما نمیتونیم شکست بخوریم

20
00:02:25,896 --> 00:02:27,898
<i>،نویسنده این داستان از گذشته ی خود میگه</i>

21
00:02:28,065 --> 00:02:32,653
<i>به عنوان یک کودک، در معبدی واقع در اومی </i>

22
00:02:32,945 --> 00:02:36,907
<i>در تابستانی گرم
از پله های سنگی بالا میرفت</i>

23
00:02:37,324 --> 00:02:39,535
<i>جزئیات رو عارض نمیشم</i>

24
00:02:39,660 --> 00:02:43,873
هیدیوشی درست همینجا نشسته بود
درست جایی که من اکنون نشسته ام

25
00:02:44,373 --> 00:02:47,126
و لباس شکار شاهین خود را برتن داشت

26
00:02:49,044 --> 00:02:51,046
چند وقتِ پیش آقای کایواره؟

27
00:02:51,380 --> 00:02:54,884
نزدیک سیصد و پنجاه سال پیش

28
00:02:55,551 --> 00:02:58,053
یک روز تابستانی بسیار گرم بود

29
00:02:58,387 --> 00:03:02,725
در چنین روزی درست مثل امروز
عرق چشمانت رو میسوزوند

30
00:03:03,017 --> 00:03:06,312
<i>،هنگامی که درگیر نوشتن راجب نبرد سکیگاهارا بودم</i>

31
00:03:06,437 --> 00:03:08,939
<i>،سخنان باور نکردنی این مرد خنده دار یا محزون</i>

32
00:03:09,064 --> 00:03:12,484
<i>،که لحظات دوران کودکی من را شکل داده بودند</i>

33
00:03:12,610 --> 00:03:18,240
<i>درون سرم زمزمه شدن
مثل یه رویا تو خواب نیمروز</i>

34
00:03:18,616 --> 00:03:22,119
<i>:هنری میلر یکبار یک چیزی شبیه این رو گفت</i>

35
00:03:22,286 --> 00:03:26,498
<i>"اگر راجب چیزی فکر میکنی، همین حالا، راجب همون بنویس”</i>

36
00:03:26,665 --> 00:03:29,585
<i>...و این همان کاری بود که من با این داستان انجام دادم</i>

37
00:03:35,466 --> 00:03:39,637
<i>درحواشی سال 1572، هیدیوشی فرمانروای سرزمین اومی بود</i>

38
00:03:39,762 --> 00:03:43,015
<i>،چراکه به عنوان یکی از ژنرالهای نوبوناگا اودا
.پس از مرگش سرزمین پهناوری به او اعطا شد</i>

39
00:03:43,140 --> 00:03:45,809
<i>ایشیدا میتسوناری، هنگامی که بچه بود در معبد ساکیچی صدا زده میشد</i>

40
00:03:45,935 --> 00:03:51,565
<i>اینکه وی در آن زمان دانشجو و یا خادم آن معبد بوده، آشکار نیست</i>

41
00:03:51,857 --> 00:03:54,235
<i>هیدیوشی هم در آن زمان، برای شکار شاهین در آنجا حضور داشت</i>

42
00:03:54,485 --> 00:03:58,030
<i>او به علت شکار بسیار تشنه گشته بود
و ورودش به آن معبد بدون هماهنگی بود</i>

43
00:04:01,075 --> 00:04:04,203
<i>نوشته های تاریخی حاکی از آنند
:که اولین فنجان چای</i>

44
00:04:04,328 --> 00:04:08,624
<i>”با آبی گرم، سه چهارم فنجان بزرگی را پر کرده بود”.</i>

45
00:04:08,749 --> 00:04:12,127
<i>او چای را سر کشید و آن را با لبهایش مزه مزه کرد</i>

46
00:04:12,253 --> 00:04:16,006
<i>سپس او با رضایت دلگرم کننده ای
دستور داد تا یک فنجان دیگر نیز نزد او بیاورند</i>

47
00:04:20,469 --> 00:04:25,140
<i>،اینبار چای گرم تر بود
و حدودا نصف مقدار قبلی</i>

48
00:04:35,484 --> 00:04:38,696
بسیار هم عالی.. بیشتر برام بیار

49
00:04:44,451 --> 00:04:49,290
<i>سومین فنجان تقریبا خالی بود
و به طرز سوزنده ای جوش</i>

50
00:04:59,049 --> 00:05:02,094
پسر، اسم تو چیه؟

51
00:05:02,344 --> 00:05:05,472
ساکیچی، از دهکده ایشیدا
واقع در قلمروء شما. آقا

52
00:05:05,597 --> 00:05:09,893
،اگر به تو سرزمینی اعطاء کنم
که به اندازه 100 بشکه برنج ارزش داشته باشه چه میکنی؟

53
00:05:10,436 --> 00:05:13,731
ترجیح میدم خراج بگیرم
و برم به سوی برداشت

54
00:05:13,856 --> 00:05:16,775
نی های واقع در ساحل دریاچه بیوا

55
00:05:16,900 --> 00:05:17,651
چه مقدار؟

56
00:05:17,776 --> 00:05:20,779
ساکیچی، سر به سر اعلیحضرت نذار

57
00:05:20,904 --> 00:05:24,950
راهب! من از این پسر خوشم اومد
با خودم میبرمش

58
00:05:25,784 --> 00:05:28,537
<i>...شانزده سال بعد</i>

59
00:05:31,999 --> 00:05:34,585
<i>1588 - قلعه اوساکا</i>

60
00:05:39,798 --> 00:05:40,549
ساکیچی

61
00:05:40,674 --> 00:05:41,467
ارباب؟

62
00:05:41,592 --> 00:05:45,637
،وقتی کندن این خندق سه گانه تموم شد
.قصد دارم تو فوشیمی یک قلعه بسازم

63
00:05:45,888 --> 00:05:48,140
بساز و نابود کن
چرخه قدرت همینه

64
00:05:48,265 --> 00:05:50,476
فهمیدی؟ بعد از این نوبت فوشیمیه

65
00:05:50,601 --> 00:05:51,769
و اونوقت؟

66
00:05:52,019 --> 00:05:54,480
خودت چی فکر میکنی؟
.قطعا میریم تا مینگ رو نابود میکنیم
(.مینگ سلسله آن هنگام چین میباشد)

67
00:05:54,605 --> 00:05:56,857
چوسان و تمدنش
جلوی راه مارو در ژاپن میگیره

68
00:05:57,024 --> 00:06:00,778
،بعد از اینکه 66 ایالات ژاپن رو متحد کردم
.میرم تا چوسان رو تصرف کنم

69
00:06:01,445 --> 00:06:03,155
.جنگ هیچوقت تموم نمیشه

70
00:06:03,322 --> 00:06:06,700
تموم نمیشه تا وقتی همشون رو تحت سلطه بگیرم

71
00:06:23,008 --> 00:06:25,761
<i>...هفت سال بعد</i>

72
00:06:25,969 --> 00:06:27,388
راهروی مرکزی کجاست؟

73
00:06:28,013 --> 00:06:30,933
<i>عمارت نو بنای ایه یاسو توکوگاوا، فوشیما، 1595</i>

74
00:06:31,225 --> 00:06:32,768
راهروی مرکزی کجاست؟

75
00:06:34,144 --> 00:06:36,021
!لطفا ارباب

76
00:06:36,146 --> 00:06:38,774
.کفشهای سفرتون رو دربیارید

77
00:06:39,233 --> 00:06:40,901
اون رو باید بندازی روی پشتت

78
00:06:41,985 --> 00:06:43,320
جناب ماسانابو

79
00:06:44,238 --> 00:06:46,865
اگر دنبال دایمیو در این عمارت میگردی
.همونیه که جامه سفر بر تن داره
(دای‌میو: اربابان/زمین‌داران بزرگ دوران)

80
00:06:51,829 --> 00:06:54,039
!عالیجناب

81
00:06:54,790 --> 00:06:56,375
!اون جامه برای جاده هست مناسب جلسه نیست

82
00:06:56,500 --> 00:06:59,545
همه دایمیو های این سرزمین
بخاطر حمله به چوسان ورشکسته شدن

83
00:06:59,670 --> 00:07:03,298
ما به سختی از پس مخارج انتقال به این عمارت برآمدیم
لباس رسمی لازم نیست

84
00:07:03,507 --> 00:07:05,050
!اما بتمسخر بهتون میگن روستایی

85
00:07:05,175 --> 00:07:09,221
اعلیحضرت میخوان به میتسوناری نشون بدن
که چه سختی هایی کشیدن تا به اینجا رسیدن

86
00:07:09,346 --> 00:07:10,806
دهنتو ببند. نائوماسا

87
00:07:10,973 --> 00:07:15,102
.بهرحال بخوام هم نمیتونم عوضش کنم
اونا نمیتونن صندق لباسهام رو پیدا کنن

88
00:07:17,020 --> 00:07:19,356
<i>قلعه فوشیمی</i>

89
00:07:20,482 --> 00:07:25,988
،بتازگی جدال و کشمکشی میان تایکو
.و برادرزاده اش، هیدتسوگو نایب السلطنه پیشین رخ داده است
(تایکو لقب هیدیوشی تویوتومی)

90
00:07:26,155 --> 00:07:29,324
،سوم جولای، علیرغم هزینه ای که برای جنگ با چوسان به ایشان پرداخته شد

91
00:07:29,324 --> 00:07:34,371
ایشان از امپراطور
درخواست 3,000 طلا و نقره رو کرد

92
00:07:34,955 --> 00:07:37,040
!که این خیلی سنگینه

93
00:07:37,166 --> 00:07:40,252
،درسته که لباس رسمی اجباری نیست
!اما این خیلی اهانت آمیزه

94
00:07:40,461 --> 00:07:43,255
تمام عمارات بخاطر حمله به چوسان ورشکسته شدن

95
00:07:43,380 --> 00:07:45,424
!به ایه یاسو نگاه کن، اصلا خجالت سرش میشه؟

96
00:07:45,549 --> 00:07:47,759
.اون با کلی عجله به اینجا آمده
از اینکارش هم قصد داشته

97
00:07:47,926 --> 00:07:49,052
.من که شک دارم

98
00:07:49,887 --> 00:07:52,556
اون میخواد نشون بده چقدر دردسر کشیده
که به اینجا برسه

99
00:07:52,681 --> 00:07:57,019
...و درآخر هیدتسوگو پست رسمی خود یعنی رهبری ارتش را ترک گفت

100
00:07:57,352 --> 00:07:59,438
و به ظاهر رفت به کوهستان کویا و یک راهب شد

101
00:07:59,646 --> 00:08:03,275
اما پس از اندی علائمی از شورش ایشان در آنجا به چشم خورد

102
00:08:03,367 --> 00:08:09,198
برای همین، اعلیحضرت فوکوشیما دستورداد
.تا آن کوهستان درمحاصره درآید
(بعد بدنیا آمدن فرزند تایکو، هیدمیتسو از نایبی عزل شد و قیام کرد)

103
00:08:09,198 --> 00:08:12,200
.درنهایت نایب السلطنه پیشین، از تایکو دستور هاراکیری گرفت و شورش تمام شد

104
00:08:12,701 --> 00:08:18,332
اکنون، شرم این عمل خیانت آمیز ایشان
،دامن زن و بچه و تمامی نوکرها و خدمتکاران وی را نیز گرفته

105
00:08:18,916 --> 00:08:23,837
.که فردا میبایستی دسته جمعی همشون گردن زده بشن

106
00:08:24,796 --> 00:08:29,635
من بخاطر شنیدن خبر شورش
بسرعت از اِدو به اینجا هجوم آوردم

107
00:08:30,260 --> 00:08:32,304
...جزئیات رو نمیدونم، اما

108
00:08:32,429 --> 00:08:36,558
،با سه سال جنگی که ایشان هدایت کرد
ما هیچ نتیجه ای از حملمون به چوسان نگرفتیم

109
00:08:37,434 --> 00:08:40,020
،برای نشون دادن قدرت و وقار تایکو

110
00:08:40,270 --> 00:08:43,357
،و کنارزدن هر مانع که ممکنه درآینده دامن نایب تنی ایشان، هیدیوری را بگیرد

111
00:08:43,607 --> 00:08:49,279
باوردارم میبایستی تمام نسل این شورشیان ریشه کن بشه

112
00:09:09,424 --> 00:09:11,051
خیلی خوبه، هیدیوری

113
00:09:25,732 --> 00:09:28,360
میتونم درخواستی از اعلیحضرت داشته باشم؟

114
00:09:28,485 --> 00:09:29,611
اون میشنوه

115
00:09:30,153 --> 00:09:34,783
شاهدخت کوما از عمارت موگامی
.فردا اعدام میشه

116
00:09:34,908 --> 00:09:35,617
اعدام میشه؟

117
00:09:35,742 --> 00:09:38,662
اون راه زیادی رو برای خدمتگزاری به نایب السلطنه پیشین طی کرده بود

118
00:09:38,870 --> 00:09:40,956
اما وقتی رسید اون مرده بود

119
00:09:41,081 --> 00:09:44,626
،میتونی همونطور که از گرفتن جان خواهر عالیجناب ایکِدا گذشتی

120
00:09:44,751 --> 00:09:46,795
زندگی اون رو هم نجات بدی؟

121
00:09:46,920 --> 00:09:52,843
ساکیچی، اولین باری که همو دیدیم یادته؟
در یک فنجان بزرگ برام چای آوردی؟

122
00:09:53,468 --> 00:09:57,556
.تو اون رو نوشیدی و دستور دادی یکی دیگه نزدت بیارم

123
00:09:57,681 --> 00:10:01,018
فنجان دوم نصف اولی بود
...و سومی کمتر

124
00:10:01,143 --> 00:10:03,645
و به شدت داغ بود

125
00:10:04,354 --> 00:10:06,481
نتونستم به افکارم نظم بدم

126
00:10:07,149 --> 00:10:11,361
باید این بچه رو ادب کنم
یا به خدمتگزار خودم تبدیلش کنم

127
00:10:13,822 --> 00:10:16,325
.زندگی یه نفر ناگهان وارد یه تغییر اساسی میشه

128
00:10:16,617 --> 00:10:18,368
کوما رو ولش کن

129
00:10:18,785 --> 00:10:21,496
مرد پیرش اون رو داد به نایب السلطنه

130
00:10:21,622 --> 00:10:23,665
با بی شرمی خواست بهش نزدیک بشه

131
00:10:23,790 --> 00:10:25,667
چرا نباید مجازات بشه؟

132
00:10:26,585 --> 00:10:29,338
.تو خیلی خوبی، هیدیوری

133
00:10:33,884 --> 00:10:35,344
راهو باز کن

134
00:10:52,778 --> 00:10:55,155
<i>ساحل رودخانه سانجو، کیوتو</i>

135
00:10:58,575 --> 00:11:01,745
امروز میخوام از یک مقام عالی رتبه بودن استعفا بدم

136
00:11:01,912 --> 00:11:05,248
بخاطر وضعیتت
یا صرفا یه دلیل مسخره و احمقانه؟

137
00:11:05,374 --> 00:11:08,502
چشم چپ من تقریبا به کلی کور شده
راستیه هم کم کم داره تار میشه

138
00:11:08,919 --> 00:11:13,090
...یه درد علاج ناپذیر
چرا باید دامن تورو بگیره؟

139
00:11:13,256 --> 00:11:16,301
،من شاید کنار بکشم
.اما قلبم همیشه با تو میمونه

140
00:11:38,699 --> 00:11:43,328
یه دستور ظالمانه، که به اعدام
بیوه ها و بچه ها ختم میشه

141
00:11:43,495 --> 00:11:45,400
اصلا شد کسی رو بعنوان عضو خانواده دوستبداره؟

142
00:11:45,622 --> 00:11:48,834
بلند مرتبگی اون داره زیر سوال میره-
قبل از اینکه حرف بزنی فکر کن، گیوبو-

143
00:11:48,959 --> 00:11:50,752
.این چیزیه که تو فکر میکنی

144
00:12:02,180 --> 00:12:05,058
کوما حتی نرسید تا یکبار نایب السلطنه پیشین رو ملاقات کنه
فقط 14 سال داشت

145
00:12:05,851 --> 00:12:08,603
چرا باید مجازات بشه؟

146
00:12:22,159 --> 00:12:25,662
<i>گر نجات یافتم، کلماتم قادر نخواهند بود
.این دنیای ظالمانه را وصف کنند</i>

147
00:12:25,871 --> 00:12:30,375
<i>هیچ چیز اندوهناک تر از تکه تکه شدن
.اینجا کنار آبهای این رودخانه نیست</i>

148
00:12:38,425 --> 00:12:42,304
!میتسوناری، تو قول دادی
چرا راجب نجات دادن کوما بهم دروغ گفتی؟

149
00:12:42,429 --> 00:12:44,055
من گفتم تمام تلاشمو میکنم-

150
00:12:44,181 --> 00:12:45,056
منو مسخره کردی؟

151
00:12:45,182 --> 00:12:47,100
.خشمت بهت خدمتی نمیکنه

152
00:12:49,686 --> 00:12:51,188
آیا معموران عالی رتبه هیدیوشی

153
00:12:51,313 --> 00:12:52,898
اجازه به اتفاق افتادن چنین دستور ظالمانه ای میدن؟

154
00:12:53,190 --> 00:12:54,065
!بکشیدشون

155
00:12:54,191 --> 00:12:55,192
!ارباب

156
00:12:58,528 --> 00:13:00,697
آروم باش
وقارتو حفظ کن

157
00:13:08,038 --> 00:13:09,539
!خدمتکاران کوما دارن میجنگن

158
00:13:12,542 --> 00:13:15,128
تو اصلا رحمی هم داری؟

159
00:13:15,295 --> 00:13:19,674
جنگیدن با زنا و بچه ها؟
تو اسم خاندان ایشیدا رو لکه دار کردی

160
00:13:19,800 --> 00:13:20,634
ولش کن

161
00:13:29,226 --> 00:13:31,394
فکر کنم اون ساکون شیما بود

162
00:13:51,248 --> 00:13:52,374
وایسا

163
00:13:52,499 --> 00:13:56,294
!هی! گفتم وایسا

164
00:13:57,796 --> 00:13:59,798
وایسا! برگرد اینجا

165
00:14:01,091 --> 00:14:02,467
هیچکس به اون دست نزنه

166
00:14:14,604 --> 00:14:16,147
کافیه

167
00:14:16,356 --> 00:14:17,399
پیش من نمیر

168
00:14:20,819 --> 00:14:22,571
سوکزا، یه رداء بیار

169
00:14:22,821 --> 00:14:26,324
لطفا به زخمی ها رسیدگی کن

170
00:14:27,284 --> 00:14:29,286
گیوبو، مراقب بقیه باش

171
00:14:29,452 --> 00:14:30,495
خواهم بود

172
00:15:33,308 --> 00:15:34,684
تو چی میخوای؟

173
00:15:35,477 --> 00:15:37,646
من به عمارت تویوتومی خدمت میکنم-
تو چی میخوای؟-

174
00:15:39,147 --> 00:15:42,692
من باور دارم تو ساکون هستی
که سابقا به عمارت سوتسویی خدمت میکردی

175
00:15:42,817 --> 00:15:46,321
من طی سالهای پیشین
آسمان و زمین رو زیر و رو کردم تا پیدات کنم

176
00:15:50,325 --> 00:15:51,534
.سپاس

177
00:15:53,034 --> 00:16:01,034
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

178
00:16:11,262 --> 00:16:12,555
من به خدمتت احتیاج دارم

179
00:16:12,722 --> 00:16:14,766
میدونی من داشتم چیکار میکردم؟

180
00:16:15,058 --> 00:16:16,059
تامشیگیری؟

181
00:16:16,184 --> 00:16:18,103
خونم بجوش اومد، برای همین داشتم تصور میکردم که

182
00:16:18,395 --> 00:16:20,939
اونا افراد هیدیوشی هستن که دارم نصفشون میکنم

183
00:16:21,064 --> 00:16:22,899
و حالا تو از من میخوای تا بهت خدمت کنم؟

184
00:16:23,024 --> 00:16:23,775
.من نمیکنم

185
00:16:23,900 --> 00:16:24,943
چی؟

186
00:16:28,905 --> 00:16:30,991
این منم که دارم استخدامت میکنم

187
00:16:32,867 --> 00:16:36,287
تو میخوای من برای تو کار کنم؟

188
00:16:36,413 --> 00:16:39,791
اعلیحضرت تایکو به زودی
قلعه ساوایاما رو به من اعطا میکنه

189
00:16:39,916 --> 00:16:43,628
ارزش عمارات من از 40.000 به 190.000 افزایش پیدا میکنه
نصفشو میدم بهت

190
00:16:43,753 --> 00:16:46,089
هیچوقت نشنیدم یه سامورایی
عمارات اربابشو بگیره

191
00:16:46,256 --> 00:16:49,175
این قیمتی عادلانه و نه دور از انتظار
برای استخدام کردن بهترین هاست

192
00:16:49,300 --> 00:16:51,094
تو شرافتمند ترین سامورایی دوران هستی

193
00:16:51,970 --> 00:16:53,221
علاقه ای ندارم

194
00:16:56,433 --> 00:17:01,146
اگر نمیخوای به من خدمت کنی
پس، لااقل مثل یه برادر به من مشورت بده

195
00:17:01,479 --> 00:17:04,107
اگر نه مثل برادر، پس مثل یه دوست با ارزش بهم این لطف رو بکن

196
00:17:19,873 --> 00:17:20,832
.ارباب

197
00:17:20,957 --> 00:17:24,169
تو اصلا پیر نشدی، میوزن

198
00:17:24,669 --> 00:17:26,504
.باید بخاطر دعاهام باشه

199
00:17:26,963 --> 00:17:30,008
.برای من هم دعا کن
محتاج اون سرزندگی جوانیم هستم

200
00:17:32,844 --> 00:17:34,095
همراهتون؟

201
00:17:34,220 --> 00:17:36,389
اسمش میتسوناریه
یه آدم عجیب

202
00:17:36,848 --> 00:17:38,767
یه آدم عجیب به اسم میتسوناری ایشیدا؟

203
00:17:38,892 --> 00:17:40,393
.برام چیزی بیار بنوشم

204
00:17:40,935 --> 00:17:42,270
از تشنگی مردم

205
00:17:51,404 --> 00:17:54,115
من از تایکو بدم میاد. به تو هم خدمت نمیکنم

206
00:17:54,282 --> 00:17:57,077
چرا؟ بهم بگو

207
00:17:57,243 --> 00:17:58,411
چیز قشنگی نمیشنوی

208
00:17:58,536 --> 00:17:59,662
.گوش میدم

209
00:17:59,829 --> 00:18:03,374
بی حیایی و خصوصه شهوترانی اون
تو این سرزمین نظیر نداره

210
00:18:07,629 --> 00:18:10,632
اون دخترهای استادش نوبوناگا رو
معشوقه های هخودش کرد

211
00:18:11,049 --> 00:18:13,968
اون حتی با معشوقه های خود اودا اینکارو کرد

212
00:18:14,511 --> 00:18:16,721
.و زن و بچه هاش

213
00:18:16,846 --> 00:18:21,601
با یکم شکست نفسی
خودشو کوچک میکنه و دخترهای اشراف رو تحسین میکنه تا به سمتش بیان

214
00:18:21,768 --> 00:18:25,230
اون حتی به دختر جنگجویانش هم
نظر داره

215
00:18:25,355 --> 00:18:29,150
اون ملاحظه اعضاء خاندان استادش هم میکنه
تا با رضایتشون در راس اشراف قرار بگیره

216
00:18:29,859 --> 00:18:33,238
با این حال هنوز، همسرش بانو نیی نیی پیششه

217
00:18:33,530 --> 00:18:38,201
چراکه به سختی پاچه خواریشو میکنه
.و میگه زنه زنهاست

218
00:18:41,955 --> 00:18:46,459
هیدیوشی، پسرش هیدیوری رو بعنوان نایب خود قبول داره
و اونارو میخواد تا به موقعیت برسوننش

219
00:18:46,668 --> 00:18:49,337
برای همین نایب السلطنه پیشین رو کنار زد

220
00:18:49,504 --> 00:18:52,000
و برادرزادش وقتی خواست برای حفظ نیابتش شورش کنه
با یک فوت خاموشش کرد

221
00:18:52,006 --> 00:18:53,049
غیر از اینه؟

222
00:18:58,346 --> 00:19:02,267
تا اونجایی که میدونم
برادرزادش هیچوقت قصد شورش نداشت

223
00:19:08,857 --> 00:19:12,902
تو و بانو یودو هردو از اومی هستید
نیستید؟

224
00:19:13,194 --> 00:19:15,446
.ما هردو نزدیک دریاچه بیوا بدنیا آمدیم

225
00:19:15,613 --> 00:19:18,783
شایعاتی هست که میگه اینا همه نقشه تو بوده

226
00:19:19,242 --> 00:19:22,954
،بعضیا هم میگن بانو یودو اون رو طراحی کرده
و هیدیوشی انجامش داده

227
00:19:23,079 --> 00:19:24,956
بعضیا حتی بدترشو میگن

228
00:19:25,081 --> 00:19:26,291
مثلا؟

229
00:19:27,917 --> 00:19:32,422
مثلا اینکه من پدر هیدیوری هستم

230
00:19:37,260 --> 00:19:42,056
<i>هنگامی که، هیدیوشی و بانو نیی نیی باهم بودن</i>

231
00:19:42,182 --> 00:19:47,478
<i>مثل یه قشر عادی باهم جر و بحث میکردن
و به همدیگه جوک میگفتن</i>

232
00:19:47,854 --> 00:19:50,690
<i>اونم با یه لهجه غلیظ از منطقه اوواری</i>

233
00:19:50,815 --> 00:19:53,443
<i>،اما این فقط بانو نیی نیی بود که همیشه </i>

234
00:19:53,568 --> 00:19:58,198
<i>بعنوان قدرتمندترین مهره سیاسی تویوتومی، به مسائل اهمیت میداد و میترسید</i>

235
00:19:58,740 --> 00:20:00,200
<i>ترس از نبرد سکیگاهارا که ممکن بود اتفاق بیوفته</i>

236
00:20:00,325 --> 00:20:05,038
<i>،شاید اگر بطور محرمانه به رهبران خاندانها میسپرد تا ایه یاسو کشته بشه</i>

237
00:20:05,163 --> 00:20:07,624
<i>.ممکن بود تاریخ ژاپن دگرگون بشه</i>

238
00:20:08,333 --> 00:20:10,793
<i>اما درواقع، عکسش اتفاق افتاد</i>

239
00:20:11,044 --> 00:20:12,378
<i>چرا؟</i>

240
00:20:18,468 --> 00:20:21,221
<i>،سردسته معشوقه های هیدیوشی
...بانو یودو که پدرمادرش توسط</i>

241
00:20:21,387 --> 00:20:24,724
<i>،هیدیوشی نابود شدن
زاده سرزمین اومی بود</i>

242
00:20:25,225 --> 00:20:28,228
<i>یعنی همونجا که میتسوناری و گیوبو زاده شدن</i>

243
00:20:43,368 --> 00:20:44,953
از اون اسب بزرگ پیاده شو، اومی

244
00:20:45,870 --> 00:20:47,956
من یه آدم اصیل از اوواری هستم

245
00:20:48,081 --> 00:20:51,292
لعنت به من اگر هیچوقت به یه روستایی
نااصیل از اومی باز روی خوش نشون دادم

246
00:20:51,501 --> 00:20:52,752
چرا میخوای نجاتشون بدی؟

247
00:20:52,919 --> 00:20:55,088
.هرچی باشن برای برقراری عدالت میجنگن

248
00:20:55,213 --> 00:20:57,715
آیا این اعدام امروز ناعدالتی نبود؟

249
00:21:00,218 --> 00:21:03,304
چرا به اون آدم ستمگر وفاداری؟

250
00:21:05,306 --> 00:21:09,560
.چون اون ستمگر من رو ساخت دلیل میشه
ولش نکنی؟- ...من میبایستی واری عدالتی بشم-

251
00:21:09,560 --> 00:21:12,605
که روزی در قلب اون بوده و به ژاپن بخشیده

252
00:21:13,314 --> 00:21:18,027
اگر اینطور نباشه اون عدالت برای همیشه از بین میره

253
00:21:20,113 --> 00:21:21,572
...وقتی که اعلیحضرت بمیره

254
00:21:21,698 --> 00:21:24,993
جنگ بزرگی شکل میگیره تا یکی جاشو بگیره

255
00:21:25,285 --> 00:21:29,163
اونوقت زمانیه که ما باید
پرچم عدالت رو بالا بگیریم

256
00:21:29,664 --> 00:21:30,999
یکم دیر نشده؟

257
00:21:31,124 --> 00:21:33,376
.این بخاطر جهل اعلیحضرت بوده

258
00:21:33,668 --> 00:21:37,380
،که بجای اینکه ایه یاسو رو نابود کنه
باهاش متحد شده

259
00:21:37,547 --> 00:21:40,049
هیچوقت شرافت براش اهمیتی نداشت

260
00:21:42,176 --> 00:21:44,387
اون برای سیزده سال سلطنت کرد

261
00:21:44,554 --> 00:21:48,099
و قلمروئی رو ساخت که تمام برپایه برقراری بساط هوی و هوسش بود

262
00:21:50,435 --> 00:21:55,523
اما بعد از مرگش من میراثش رو برای برقراری عدالت واقعی برمیدارم

263
00:21:56,316 --> 00:21:59,527
وقتی دنیا با ادمای هوسباز پر شده
اینکار بیهودست

264
00:21:59,652 --> 00:22:01,612
تا تنهایی دربرابرشون بجنگی

265
00:22:03,281 --> 00:22:07,910
زندگی من حتی اندازه یه شعر
دو فو" یا "دو مو" هم نمیارزه"

266
00:22:08,036 --> 00:22:09,954
اما 15.000 میگیرم

267
00:22:10,079 --> 00:22:13,041
بعنوان یه دوست باارزش 20.000 بگیر

268
00:22:14,167 --> 00:22:15,835
وقتی ازش سواری گرفتی ولش کن

269
00:22:15,960 --> 00:22:17,086
<i> ولش کنم؟</i>

270
00:22:17,754 --> 00:22:21,049
.یه اسب بی سواره خودش به خونه برمیگرده

271
00:22:22,091 --> 00:22:23,968
معرفت و خرد یه اسب پیر

272
00:22:53,956 --> 00:22:57,543
<i>عمارت میتسوناری، فوشیمی</i>

273
00:23:09,055 --> 00:23:11,224
منو نگهداشتی تا بازیچه تو بشم؟-
.نه-

274
00:23:11,349 --> 00:23:12,308
پس چرا از جونم گذشتی

275
00:23:12,433 --> 00:23:14,519
.شجاعتت منو تحت تاثیر قرارداد

276
00:23:33,871 --> 00:23:36,207
بقیه زنده موندن؟

277
00:23:36,374 --> 00:23:39,919
دوستت به سختی مجروح شده بود
.سپردمش دست دکتر

278
00:23:40,044 --> 00:23:43,548
اون زن زنده میمونه
.مگر بخاطر نومیدی خودشو بکشه

279
00:23:43,673 --> 00:23:45,800
من یا خواهرم هیچوقت خودکشی نمیکنیم

280
00:23:46,342 --> 00:23:48,302
.میتونم ترتیب برگشتتو بدم

281
00:23:48,428 --> 00:23:50,680
به کجا؟-
هیچ خانواده ای نداری؟-

282
00:23:50,805 --> 00:23:52,056
.من فقط خواهرمو دارم

283
00:23:52,223 --> 00:23:54,517
.فقط اینکه به فکر انتقام نباش

284
00:23:54,684 --> 00:23:57,603
.تمام دنیا بی عدالتیه. انتقام خنده داره

285
00:24:02,233 --> 00:24:03,192
تو متعلق به کجایی؟

286
00:24:03,609 --> 00:24:04,610
.ایگا

287
00:24:05,069 --> 00:24:06,612
.یک نینجای ایگا

288
00:24:06,737 --> 00:24:10,366
.پدر من در ایگا بدنیا اومد
.و به ارباب تاکِدا خدمت میکرد

289
00:24:10,908 --> 00:24:12,952
.اما عمارت تمام اربابهایی که بهشون خدمت میکردیم نابود شدن

290
00:24:13,119 --> 00:24:18,624
،بعد از مرگ اون
ما زائرانی شدیم که تو خیابون اجرا میکردیم

291
00:24:18,791 --> 00:24:19,834
تو و خواهرت؟

292
00:24:19,959 --> 00:24:21,335
همچنین مادرم

293
00:24:22,628 --> 00:24:24,922
.اون کنار رودخانه مرد

294
00:24:27,758 --> 00:24:30,803
...هر سه شما به کوما خدمت میکردین

295
00:24:31,137 --> 00:24:33,473
.بعنوان سگ خدمتکارشون فرستاده شدیم-
سگ؟-

296
00:24:33,598 --> 00:24:35,391
این چیزی بود که مادرم بهشون گفت؛

297
00:24:36,058 --> 00:24:42,148
ما میتونیم جاسوسی کنیم، تحریک کنیم، تحت نظر بگیریم، بدام بندازیم"
"شایعه پخش کنیم. هرکاری

298
00:24:42,356 --> 00:24:44,108
"مارو بعنوان سگ خودت بپذیر"

299
00:24:44,233 --> 00:24:45,568
آیا به من خدمت میکنی؟

300
00:24:45,693 --> 00:24:47,111
ممکنه بدشانسی بیارم

301
00:24:47,236 --> 00:24:49,614
.میخوام این دنیای بی عدالت رو عوض کنم

302
00:24:49,739 --> 00:24:51,824
پشت اسم و پرچم
<i>دای ایچی دای من دای کیچی</i>

303
00:24:52,116 --> 00:24:53,242
<i>دای ایچی دای من؟</i>

304
00:24:53,367 --> 00:24:56,621
یه سامورایی رو استخدام کردم
که تمام خصوصیاتی که من ندارم رو داره

305
00:24:56,787 --> 00:24:58,789
و، یه شعار و یه نشان جدید برای خودم طراحی کردم

306
00:25:00,791 --> 00:25:06,214
اگر یکی خودشو وقف همه کنه
همه پیشرفت میکنن

307
00:25:08,508 --> 00:25:11,886
تو جونت رو برای خانوادت به خطر انداختی

308
00:25:13,763 --> 00:25:14,972
من به یاری دادن تو نیاز دارم

309
00:25:26,025 --> 00:25:27,902
پس منو به عنوان یه سگ درنظر بگیر

310
00:25:28,986 --> 00:25:31,447
نه یه زن و نه یه انسان، هیچکدوم

311
00:25:32,073 --> 00:25:35,785
بذار آزادانه پرسه بزنم
بخاطر اعتمادت بهم جبرانت میکنم

312
00:25:38,871 --> 00:25:41,624
<i>عمارت یاماتو یاگیو</i>

313
00:25:41,749 --> 00:25:44,502
میدونی راه داشتن یک زندگی دراز و سالم چیه؟-

314
00:25:44,752 --> 00:25:48,506
راه خاندانهای شیما و یاگیو هردو
در عمارت یاماتو ریشه داره

315
00:25:48,673 --> 00:25:50,132
اونا با کمک کردن به یکدیگر رشد کردن

316
00:25:50,258 --> 00:25:51,968
.اینکه شمشیرزن با پزشکی زوج شه-

317
00:25:52,093 --> 00:25:53,636
شاید سرزمین درآخر دو تکه بشه

318
00:25:53,928 --> 00:25:56,055
و ایه یاسو و میتسوناری به جنگ هم برن

319
00:25:56,597 --> 00:25:57,974
اونوقت چگونه میشه امرار معاش کرد؟

320
00:25:58,099 --> 00:26:00,810
،کسی که موفق به شکست دیگری بشه

321
00:26:00,935 --> 00:26:04,480
میبایستی خاندانهای کمک کننده هردوجناه رو تامین کنه

322
00:26:04,689 --> 00:26:07,692
.من تصمیم گرفتم به میتسوناری کمک کنم

323
00:26:08,192 --> 00:26:11,320
اگر اینطوره، منم دو فرزندم رو به ایه یاسو میدم

324
00:26:16,158 --> 00:26:17,201
.پدر

325
00:26:21,205 --> 00:26:22,748
.من به خدمت کسی دراومدم

326
00:26:23,040 --> 00:26:26,294
هانانو، ما به سمت عمارت میتسوناری ایشیدا
در فوشیمی حرکت میکنیم

327
00:26:26,877 --> 00:26:29,922
من فکر میکردم تو در کیوتو
درگیر خانم بازی هستی

328
00:26:30,256 --> 00:26:32,049
شدم یه مشاور که 20.000 ارزش داره

329
00:26:32,425 --> 00:26:34,302
این مبلغ فقط از پس یک دایمیوی سخاوتمند برمیاد

330
00:26:35,094 --> 00:26:37,138
اونجا میتونی به تمرین طبابت بپردازی

331
00:26:37,513 --> 00:26:40,141
پس بار بعدی که همو میبینیم در میدان جنگه؟

332
00:26:40,266 --> 00:26:41,934
ممکنه برعلیه دیگری شمشیر بکشیم

333
00:26:42,143 --> 00:26:44,645
<i>سه سال بعد
فوشیمی، 1598.</i>

334
00:27:00,286 --> 00:27:03,414
تو به یک مقر بازرسی
در معبدی واقع در کیوتو رفتی

335
00:27:03,539 --> 00:27:04,290
.رفتم

336
00:27:04,457 --> 00:27:06,000
و با این تکه بامبو دستوراتت رو صادر کردی

337
00:27:06,125 --> 00:27:06,876
.کردم

338
00:27:07,001 --> 00:27:08,669
.اما چوب رو انداختی

339
00:27:09,545 --> 00:27:13,591
و ایه یاسو اون رو برداشت
و دوباره داد دستت

340
00:27:14,634 --> 00:27:15,843
و تو چیکار کردی؟

341
00:27:15,968 --> 00:27:16,761
.هیچی

342
00:27:16,886 --> 00:27:21,140
،تو روی درهم کشیدی
.چرخیدی و قدم زنان دور شدی

343
00:27:21,265 --> 00:27:23,059
.ایه یاسو هم چیزی نگفت

344
00:27:23,225 --> 00:27:24,894
.تو درست مثل یک بچه میمونی

345
00:27:25,519 --> 00:27:27,188
تو این تکه بامبو رو از کجا آوردی؟

346
00:27:27,521 --> 00:27:28,731
.یکی از خدمتگزاران ایه یاسو

347
00:27:28,856 --> 00:27:33,527
ساکون، من انقدر ماهر نیستم که به
روی کسی که ازش بدم میاد لبخند بزنم

348
00:27:33,986 --> 00:27:38,574
.اما دیگران این اخم رو بی خطر نمیپندارن

349
00:27:38,866 --> 00:27:44,080
این رو به چشم یک گستاخی به قدرتمندترین
مردی که به تایکو خدمت میکنه میبینند

350
00:27:44,205 --> 00:27:45,247
این به ضررت تموم شد

351
00:27:45,373 --> 00:27:46,916
.من میتونم توضیح بدم

352
00:27:48,209 --> 00:27:49,293
ادامه بده

353
00:27:49,710 --> 00:27:54,423
حتی اگر تایکو ناتوان بشه
اون آدم بدذات همچنان برای امپراطور هدایا میفرسته

354
00:27:54,590 --> 00:27:58,469
میخواد دو قو و ده تکه طلا
برای اون بفرسته

355
00:27:58,761 --> 00:28:00,971
با بانو نیی نیی هم خوب گرم گرفته

356
00:28:01,347 --> 00:28:02,890
.که اینطور

357
00:28:03,349 --> 00:28:06,811
،اما من دارم
راجب یه چیز خیلی ساده حرف میزنم

358
00:28:07,311 --> 00:28:10,147
،وقتی یکی چوبت رو از زمین برمیداره

359
00:28:10,439 --> 00:28:13,401
.لبخند بزن و ازش قدردانی کن

360
00:28:14,443 --> 00:28:16,570
.حتی اگر اون فرد ایه یاسو بود

361
00:28:16,696 --> 00:28:17,863
.این برای من غیر قابل قبوله

362
00:28:19,448 --> 00:28:23,077
<i>در اون شب، ماسانوبو به خوابگاه
ایه یاسو رفت</i>

363
00:28:23,202 --> 00:28:25,830
<i>تا درمورد قضیه آن تکه بامبو
با وی صحبت کنه و بفهمه حقیقته یا خیر</i>

364
00:28:25,955 --> 00:28:31,877
<i>جالب اینکه، اون دو مرد همیشه در اون خوابگاه
.راجب توطئه های خود بحث میکردن</i>

365
00:28:42,054 --> 00:28:45,683
اون مرد جوانتر خواستار کشته شدن
.میتسوناری بود

366
00:28:45,808 --> 00:28:47,768
چطور جلوش رو گرفتی؟

367
00:28:47,893 --> 00:28:53,566
.بهش گفتم زمانش باید فرا برسه
.قتل و کشتار میبایستی خدمتی به توکوگاوا بکنه

368
00:28:53,733 --> 00:28:56,652
اما اصلا قضیه تکه بامبو حقیقت داشت؟

369
00:28:56,777 --> 00:28:59,113
اگر حقیقت داشته باشه چی فکر میکنی؟

370
00:28:59,280 --> 00:29:01,532
اینکه اون باید بمیره-
کی؟-

371
00:29:01,657 --> 00:29:03,617
بعد از مرگ هیدیوشی-
چقدر بعد؟-

372
00:29:03,743 --> 00:29:06,829
وقتی که خواست بانو یودو و فرزندش
رو به جایگاه برسونه

373
00:29:06,954 --> 00:29:08,956
.این کافی نیست

374
00:29:09,290 --> 00:29:13,627
اول باید برچسب شورشی به اون بخوره
تا بعد بتونیم بکشیمش

375
00:29:13,753 --> 00:29:16,505
.اینبار رو تو بردی

376
00:29:16,881 --> 00:29:18,215
.ماسانوبو

377
00:29:18,340 --> 00:29:23,012
<i>ماسانوبو همیشه میذاشت
.ایه یاسو دست آخر رو ببره</i>

378
00:29:23,137 --> 00:29:27,516
<i>آن دو بیشتر به مانند دو شُرکان توطئه چی بودند
.تا ارباب و خدمتگزار</i>

379
00:29:27,641 --> 00:29:31,729
<i>درآن شب آنان پیش بینی های لازم را کردند
،که اگر قرارباشه جنگی رخ بده</i>

380
00:29:31,854 --> 00:29:37,109
<i>کی ممکنه طرف میتسوناری رو بگیره
.و کی طرف ایه یاسو رو</i>

381
00:29:37,401 --> 00:29:41,906
مگه چند تن از افرادی رو که، از زمان جوانی
...به هیدیوشی خدمت میکردن رو

382
00:29:42,031 --> 00:29:47,661
میتونیم متقاعد کنیم که موقع جنگ به سمت ما بیان..؟

383
00:29:49,330 --> 00:29:51,832
...تا افراد عمارت تویوتومی رو به دو قسمت بدل کنیم

384
00:29:52,249 --> 00:29:54,001
از چه کسی باید شروع کنیم؟

385
00:29:54,502 --> 00:29:56,837
از عالیجناب هیدئاکی کوبایاکاوا

386
00:29:57,046 --> 00:29:59,048
قراره حکم اون فردا اعلام بشه

387
00:30:00,007 --> 00:30:05,262
،ما داریم به سمت زمانی حرکت میکنیم
که به افرادی در نقش های مختلف نیاز پیدا خواهیم کرد

388
00:30:06,639 --> 00:30:13,187
یه احمق بعنوان یه احمق مورد استفاده قرار میگیره
و یه مرد وحشی در کارهای وحشیانه

389
00:30:14,063 --> 00:30:18,901
وقتی که نبرد داشت به سمت پیروز میرفت
تو تنهایی به میان موجی از دشمنان فراری یورش بردی

390
00:30:19,902 --> 00:30:24,281
اون یکی از فرماندگان ارشد بود
ممکن بود اگر دستگیر میشد بکلی نابود بشیم

391
00:30:24,740 --> 00:30:29,620
چقدر عجیب، نیروهای ما
تقریبا داشتن تو اولسان نابود شدن

392
00:30:29,745 --> 00:30:31,831
این شجاعت عالیجناب کوبایاکاوا ستودنیه

393
00:30:31,956 --> 00:30:33,791
.جریان نبرد بکلی تغییر کرد

394
00:30:33,916 --> 00:30:38,671
این برای یک فرمانده ارشد تویوتومی
در هر شرایطی غیرقابل قبوله

395
00:30:38,796 --> 00:30:43,300
اون به میان دشمنان یورش برد
و تمام 13 سرباز، از نیروهای دشمن رو کشت

396
00:30:43,425 --> 00:30:46,804
این ارزش اندکی احترام رو داره

397
00:30:46,971 --> 00:30:48,722
!همشون داشتن فرار میکردن

398
00:30:49,306 --> 00:30:52,685
اون یه دشمن درحال فرار رو از پشت زد
حرکتی شرم آور برای یک جنگجو

399
00:30:52,810 --> 00:30:53,853
تو، هیدئاکی

400
00:30:56,021 --> 00:30:59,984
تو ارزش فرماندگی ارشد رو نداری

401
00:31:00,734 --> 00:31:03,863
اون 520.000 در چیکوزن برای تو زیادیه

402
00:31:04,113 --> 00:31:08,534
اون لعنتی زیادیه
تو فقط به قدر 150.000 تا در اچیزن میارزی

403
00:31:10,034 --> 00:31:18,034
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

404
00:31:51,076 --> 00:31:56,665
وقتی بانو نیی نیی خبر این شجاعتت
در اولسان رو شنید چی گفت؟

405
00:31:57,082 --> 00:32:02,296
عمه، بهم گفت، کارت خوب بود

406
00:32:04,423 --> 00:32:07,509
.اعلیحضرت هم از شنیدن این خبر خوشحال شد

407
00:32:07,635 --> 00:32:13,641
اما یکی، بهش توصیه کرد که دادن پاداش به تو
...ممکنه خوب نباشه

408
00:32:13,974 --> 00:32:15,351
برای نایب السلطنه هیدیوری

409
00:32:15,476 --> 00:32:17,353
اون "یکی"، بانو یودو بود؟

410
00:32:17,686 --> 00:32:20,356
و بنظرت کی به اون نزدیک شده و تحریکش کرده؟

411
00:32:21,023 --> 00:32:22,358
میتسوناری

412
00:32:30,908 --> 00:32:34,578
تو باید برای الان، این تنزل رتبه رو قبول کنی
بهترین کاریه که میتونی بکنی

413
00:32:35,537 --> 00:32:41,251
اما برای الان، حرکت ناگهانی ای نکن
چراکه شورا ممکنه متوجهت بشه

414
00:32:41,460 --> 00:32:45,673
چند تا ادم بی ارزش رو بفرست تو اچیزن
یک یا دو نفر رو

415
00:32:46,006 --> 00:32:50,260
تا اموالت رو کم کم برگردونن

416
00:32:53,138 --> 00:32:56,684
.به خودت یکم زمان بده

417
00:32:56,809 --> 00:32:59,353
.و بقیه چیزا رو به من بسپار

418
00:32:59,561 --> 00:33:00,938
فهمیدی؟

419
00:33:07,194 --> 00:33:11,240
براستی که خون یک "بوگیشا" در رگ داری

420
00:33:11,365 --> 00:33:12,282
<i>بوگیشا؟</i>

421
00:33:12,408 --> 00:33:16,036
کسیه که
از طریقت جنگاوری پیروی میکنه

422
00:33:20,040 --> 00:33:25,587
این گورو هست، پسر رئیس خاندان یاگیو

423
00:33:25,754 --> 00:33:28,298
و مونِنوری، برادر کوچکترش

424
00:33:32,553 --> 00:33:37,474
.عمارت یاگیو طی این سالها سقوط کرده

425
00:33:37,725 --> 00:33:41,812
بقای خاندانشون، بر روی شانه های این دو هست

426
00:33:49,695 --> 00:33:52,990
گورو! مونِنوری! کارتون درسته

427
00:33:55,242 --> 00:33:57,703
.من هم شاید به خدمت چنین افرادی نیاز پیدا کنم

428
00:33:57,828 --> 00:34:00,497
هرکدوم رو که دوست داری بردار

429
00:34:00,622 --> 00:34:01,999
این مثل خریدن چیزی میمونه؟

430
00:34:02,124 --> 00:34:04,209
بوگیشا ها خریدنی هستن

431
00:34:05,377 --> 00:34:10,340
.گورو، از الان به بعد به عالیجناب کوبایاکاوا خدمت کن
!تمام تلاشتو بکار بگیر

432
00:34:14,094 --> 00:34:16,764
<i>عمارت جدید مائدا توشی ایه، فوشیمی</i>

433
00:34:23,020 --> 00:34:24,897
!عالیجناب آسانو. عالیجناب آسانو

434
00:34:25,314 --> 00:34:26,440
اونارو به خط کن

435
00:34:26,648 --> 00:34:27,691
!همتون بشینید

436
00:34:30,319 --> 00:34:31,820
!عالیجناب گنیو. عالیجناب گنیو

437
00:34:31,945 --> 00:34:33,280
اینجا چه خبره؟

438
00:34:35,991 --> 00:34:37,618
هنوز وقت خوردن غذا نشده

439
00:34:37,993 --> 00:34:40,662
بعد از جلسه باید بخورید

440
00:34:40,788 --> 00:34:43,123
این فقط یه خوراک مختصره

441
00:34:49,671 --> 00:34:51,131
فقط یه خوراک مختصر

442
00:34:57,137 --> 00:34:59,932
!چی؟ اونا کجان
سوگند نامه ها

443
00:35:00,349 --> 00:35:01,016
سوگند نامه ها کجان

444
00:35:01,141 --> 00:35:02,684
ببخشید، مسئولیت اون با من بود

445
00:35:05,687 --> 00:35:08,816
.این کافی نیست برو بازم بیار

446
00:35:08,941 --> 00:35:10,859
فهمیدید یا نه؟ دوباره تکرار میکنم

447
00:35:10,984 --> 00:35:14,696
شما حق شکستن هیچ قانونی که اعلیحضرت تایکو
تا به کنون وصف کردن رو ندارید

448
00:35:14,822 --> 00:35:17,199
ما برعلیه یکدیگر نمیجنگیم
به نیروهای خصوصیمون سازمان نمیبخشیم

449
00:35:17,324 --> 00:35:19,368
بخاطر دلایل شخصی به خونه برنمیگردیم

450
00:35:19,493 --> 00:35:24,540
و به اعلیحضرت هیدیوری خدمت میکنیم
.همانطور که به پدرش کردیم

451
00:35:24,665 --> 00:35:26,208
.اینا پنج سوگندنامه هستن

452
00:35:30,838 --> 00:35:31,713
تو خندیدی؟

453
00:35:32,673 --> 00:35:33,882
.من؟ نه

454
00:35:34,007 --> 00:35:34,883
.تو خندیدی

455
00:35:35,008 --> 00:35:36,426
.تاحدود زیادی مطمئنم که نه

456
00:35:37,386 --> 00:35:41,390
با سوگندها برو به کتابخانه
.و با مهر امضائشون کن

457
00:35:41,557 --> 00:35:44,017
.از مجلس آدرسشو بگیر

458
00:35:44,143 --> 00:35:46,770
باید اسم خودمون رو امضاء کنیم؟-
!بله همینطوره-

459
00:35:46,895 --> 00:35:48,188
.شاید بشه فقط یک ضربدر کشید

460
00:36:02,911 --> 00:36:04,288
.بسیار خب

461
00:36:08,417 --> 00:36:09,960
.بسیار خب

462
00:36:13,589 --> 00:36:16,425
.تو سوگندنامه ها رو جمع کردی

463
00:36:17,259 --> 00:36:18,510
اما خودت چی؟

464
00:36:20,679 --> 00:36:24,183
.مال من برای شخص اعلیحضرت تایکو فرستاده میشه

465
00:36:24,308 --> 00:36:25,517
...اما تایکو

466
00:36:25,642 --> 00:36:28,896
.درسته. اون ممکنه یه روز از ما جدا بشه

467
00:36:29,021 --> 00:36:32,858
،برای همین، سوگند عالیجناب مائدا و من

468
00:36:32,983 --> 00:36:38,822
مستقیما بر روی تابوت والامقام تایکو
.قرارمیگیره

469
00:36:38,947 --> 00:36:40,532
اما کی اونارو برسی میکنه؟

470
00:36:40,657 --> 00:36:43,202
.میتسوناری، قبل کلامت فکر کن

471
00:36:43,952 --> 00:36:45,078
.من فکر کردم، آقا

472
00:36:45,204 --> 00:36:46,079
!نه نکردی

473
00:36:46,747 --> 00:36:49,875
.جناب توکوگاوا تا اینجا خیلی درمقابل توهینات خودشو کنترل کرد

474
00:36:50,167 --> 00:36:54,546
اما من بجای ایشون با شنیدن
توهینات !صبرم برید کافیه. تنهامون بذار

475
00:37:08,310 --> 00:37:09,603
آفرین

476
00:37:13,607 --> 00:37:16,068
<i>چند روز بعد
در کیوتو</i>

477
00:37:16,443 --> 00:37:18,153
خواهر
هاتسومه

478
00:37:18,278 --> 00:37:20,280
مردابی که امشب نینجاها درآنجا باهم ملاقات میکنن کجاست؟

479
00:37:20,405 --> 00:37:22,658
.خرابه های جونجی

480
00:37:24,159 --> 00:37:24,993
تو چی؟ میری؟

481
00:37:25,118 --> 00:37:27,329
نه، کار دیگه ای دارم

482
00:37:27,788 --> 00:37:28,664
که اینطور

483
00:37:55,649 --> 00:37:57,901
آخ! بسه، تسلیمم

484
00:37:58,026 --> 00:38:00,904
‌دیداره شینوبی ها تو مرداب برای رقابت نیست
ابله

485
00:38:01,196 --> 00:38:02,739
تو هاتسومه از ناباریی؟

486
00:38:02,864 --> 00:38:05,075
و تو؟
گوش قرمز از اوئدا

487
00:38:05,200 --> 00:38:05,909
نمیشناسم

488
00:38:06,034 --> 00:38:10,080
گوشای من خاصن
اگه بخوام میتونم کوچکترین صدایی از فرسنگ ها دورتر بشنوم

489
00:38:10,205 --> 00:38:12,916
خیلی خوب میتونستم صدای اومدنت کنار جاده بشنوم

490
00:38:15,043 --> 00:38:17,087
تو داداش میمیسکه ای همونی که با پدر کارمیکنه ؟

491
00:38:17,212 --> 00:38:18,588
بعضیا منو اینطوری صدا میکنن

492
00:38:18,714 --> 00:38:23,427
من به سرزمینای شمالیه داته و اوئه سوگی سفر کردم
ولی سرمای بیش از حدی داشت

493
00:38:23,593 --> 00:38:26,305
گوشای من در سرما بلااستفاده میشن

494
00:38:26,430 --> 00:38:27,764
نمیخواد وراجی کنی

495
00:38:27,889 --> 00:38:30,100
اربابت کیه؟
حدس بزن

496
00:38:33,145 --> 00:38:35,480
دیشب آشوبی در قلعه شهر فوشیمی بود

497
00:38:35,939 --> 00:38:40,777
...ایه یاسو دوتا اسب رام نشده رو آزاد کرد تا افرادش به دنبال

498
00:38:41,611 --> 00:38:43,697
طنین صدای سُم اسبها برن و اونهارو بگیرند

499
00:38:43,947 --> 00:38:48,327
وقتی تنها شد افراد تودو به عمارت ایه یاسو هجوم بردن تا ازش محافظت کنند

500
00:38:48,452 --> 00:38:52,998
فقط تودو نبود ایکدا، هوسوکاوا و فوکوشیما هم همین کار کردن

501
00:38:53,123 --> 00:38:54,833
یک محک زیرکانه و نمایشی عالی از وفاداری

502
00:38:54,958 --> 00:38:56,710
تایکو ممکنه دیگه مرده باشه

503
00:38:56,835 --> 00:38:58,795
اون هنوز نمرده

504
00:38:58,920 --> 00:39:01,381
ایه یاسو میخواست امتحان کنه و ببینه چه کسی میتونه متحدش باشه

505
00:39:01,506 --> 00:39:03,050
ازاد کردن اسبا کار ایه یاسو نبود

506
00:39:03,175 --> 00:39:04,301
این واقعیت داره مار سفید؟

507
00:39:04,426 --> 00:39:08,347
ایه یاسو نمیخواد قبول کنه برنده شدن دست اخر به طول عمر بستگی داره

508
00:39:08,472 --> 00:39:11,558
ولی ایه یاسو خیلی صبور بود
هیدیوشی به وضوح ادم فرومایه ای بود

509
00:39:11,683 --> 00:39:15,228
هی شماها! این اخرین باریه که اینجا میایم

510
00:39:15,354 --> 00:39:18,398
اما این راه و رسم ما ایگاهاس

511
00:39:18,523 --> 00:39:21,318
ایه یاسو تمایلات شدیدی به حکم فرمایی بر نینجاها داره

512
00:39:21,443 --> 00:39:24,738
اون هرکسی رو که به دیگران خدمت میکرده رو به قتل میرسوند

513
00:39:25,697 --> 00:39:26,948
خیلی مختصر مفید

514
00:39:41,421 --> 00:39:42,297
این چیه؟

515
00:39:42,422 --> 00:39:43,632
جیره بندیه برای جنگ

516
00:39:43,757 --> 00:39:44,466
هان؟

517
00:39:44,591 --> 00:39:47,886
ساقه های گیاه تارو میبافن و آخر سر توی سوپ میسو قرارمیدن تا اروم پخته بشه

518
00:39:48,011 --> 00:39:51,306
ما لهش میکنیم و تو یکم اب مخلوطش میکنیم درنهایت میریزیمش توی سوپ

519
00:39:58,772 --> 00:40:03,985
درست همونطور که فکر کردی، فرمانروا دیشب پیش ایه یاسو بود

520
00:40:04,611 --> 00:40:05,654
اینم از لیست

521
00:40:05,987 --> 00:40:09,366
فرماندارانش دیگه بازنشسته شدن
خودم صبح بهش تحویل میدم

522
00:40:15,497 --> 00:40:18,333
میدونستی توی قصر یه جشن درحال برگذاریه؟

523
00:40:19,000 --> 00:40:19,960
یه جشن؟

524
00:40:22,087 --> 00:40:24,965
این شمشیر برای یه زن سنگین نیست؟

525
00:40:25,090 --> 00:40:26,633
منو یه زن فرض نکن

526
00:40:27,217 --> 00:40:28,218
یه سگ، هاه؟

527
00:40:29,094 --> 00:40:31,304
تانتو ی تو زیادم کوتاه نیست

528
00:40:31,596 --> 00:40:34,099
شاهکاریه از یاماتوی شمشیر ساز

529
00:40:34,307 --> 00:40:35,767
کیو میخوای باهاش نصف کنی؟

530
00:40:36,143 --> 00:40:38,311
شاید ایه یاسو، ولی بستگی داره

531
00:40:54,035 --> 00:40:57,247
همگی ساکت لطفا

532
00:40:58,540 --> 00:40:59,916
...عالیجناب آرزوی این رو داره که

533
00:41:00,041 --> 00:41:01,042
ساکت لطفا

534
00:41:01,168 --> 00:41:03,128
...همه ی ما باهم خوب کنار بیایم

535
00:41:03,295 --> 00:41:05,297
این واقعیته تویومیه

536
00:41:09,134 --> 00:41:10,802
تروخدا درست رفتار کنید

537
00:41:10,927 --> 00:41:13,597
راهب لعنتی ، یه چیزی میخوام بهت نشون بدم

538
00:41:13,722 --> 00:41:14,973
سرتو بده

539
00:41:15,098 --> 00:41:17,476
تو دیگه عقلتو از دست دادی

540
00:41:20,312 --> 00:41:21,813
خواهش میکنم دست بردارید

541
00:41:21,980 --> 00:41:23,440
لطفا بنشین

542
00:41:24,566 --> 00:41:25,775
اول، بنشینید

543
00:41:25,901 --> 00:41:27,277
اقای ساکون

544
00:41:33,909 --> 00:41:35,952
جناب توکوگاوا اومدند

545
00:41:49,341 --> 00:41:53,470
چطور جرعت میکنید منو فریب بدید

546
00:41:56,515 --> 00:41:59,267
شماها پیش من قسم خوردید که باهم درگیر نشید

547
00:41:59,559 --> 00:42:02,312
نکنه فراموشش کردین؟

548
00:42:04,898 --> 00:42:08,818
من دیگه به عالیجناب چی میتونم بگم؟

549
00:42:10,904 --> 00:42:15,325
خیلی خب
همه ی شما از این به بعد دشمن من به حساب میاین

550
00:42:15,450 --> 00:42:17,827
ملازمان، دروازه هارو ببندید

551
00:42:21,331 --> 00:42:24,709
نمیزارم هیچکدوم از شما زنده از اینجا بیرون بره

552
00:42:27,170 --> 00:42:29,381
سرورم، من اشتباه کردم

553
00:42:30,006 --> 00:42:34,386
من پشیمونم بهتون التماس میکنم، عفوم کنید

554
00:42:34,511 --> 00:42:36,555
عفو کنید

555
00:42:43,311 --> 00:42:46,856
تا زمانی که شما فهم و درکشو دارید

556
00:42:46,982 --> 00:42:50,777
.منم خیلی خوب درک میکنم چه احساسی دارید

557
00:42:55,490 --> 00:42:56,700
ساکیچی

558
00:42:59,160 --> 00:43:00,579
شنیدی؟

559
00:43:03,707 --> 00:43:08,753
کی میدونست که توکوگاوا انقدر وفادار باشه

560
00:43:10,714 --> 00:43:14,926
الان خیالم راحته که هیدیوری امن میمونه

561
00:43:15,885 --> 00:43:18,847
درست نیست، ساکیچی؟

562
00:43:19,598 --> 00:43:26,313
تا زمانی که من زنده ام، ایه یاسو نمیتونه جایگزین هیدیوری بشه

563
00:43:27,897 --> 00:43:29,608
خیالتون راحت باشه

564
00:43:45,540 --> 00:43:49,002
<i>هجدهم آگوست سال 1598
تایکوی بلند مرتبه، هیدیوشی درگذشت</i>

565
00:43:58,511 --> 00:44:00,347
همگی ، گوش کنید

566
00:44:02,891 --> 00:44:08,104
مرگ اعلیحضرت تایکو، باید مطلقا به عنوان یه راز باقی بمونه

567
00:44:09,814 --> 00:44:12,108
اما فرماندگان باید بدونن

568
00:44:12,233 --> 00:44:14,527
اگه دشمنانمون بفمن

569
00:44:14,736 --> 00:44:20,283
نیروهای ما در چوسان به رهبری کاتو کیوماسا و جناب کونیشی دسخوش اختلاف میشن

570
00:44:20,450 --> 00:44:24,454
تا زمانی که نیروهامون برگردن، این باید به عنوان یه راز نگه داری بشه

571
00:44:24,579 --> 00:44:27,916
در قلب هر مردی که اینجا حضور داره نه اشخاص دیگه

572
00:44:28,083 --> 00:44:29,334
حتی عالیجناب توکوگاوا؟

573
00:44:29,459 --> 00:44:30,960
ما باید تسلیم اراده بشیم

574
00:44:32,128 --> 00:44:35,840
عالیجناب توکوگاوا باید جانشین هیدیوری جوان بشه

575
00:44:35,965 --> 00:44:37,550
اگه بهش نگیم ممکن به مشکل بخوریم

576
00:44:37,676 --> 00:44:40,136
نشنیدی چی گفتم، جناب آسانو

577
00:44:41,346 --> 00:44:43,598
اراده همه چیزه

578
00:44:49,437 --> 00:44:50,480
جسدشون چی پس؟

579
00:44:50,605 --> 00:44:55,193
همونطور که توافق کردیم، باید مثل یه راز حفظش کنیم

580
00:44:56,027 --> 00:44:58,655
بانو نیی نیی در کیوتو اقامت دارن

581
00:45:04,828 --> 00:45:06,538
همه چیز آمادس؟

582
00:45:07,414 --> 00:45:08,331
بله ، قربان

583
00:45:08,456 --> 00:45:11,543
تو و راهب کوزان باید جسدو حمل کنید و ببرید پیش اون

584
00:45:12,669 --> 00:45:13,878
چشم

585
00:45:14,838 --> 00:45:18,883
خب حالا مراسم رو آغاز کنید

586
00:45:32,814 --> 00:45:36,276
<i>میتسوناری فکر میکرد مرد نگون بختیه</i>

587
00:45:36,401 --> 00:45:41,322
<i>هیدیوشی ایالات متاخصم رو مطیع خود کرد

588
00:45:41,448 --> 00:45:45,744
<i> اما هنوز برای هیدیوری، پسری که باقی گذاشته بود آینده مشخصی وجود نداشت</i>

589
00:45:45,869 --> 00:45:50,665
<i>مراسم تشیع خلوت و غم انگیز برگزار شد</i>

590
00:45:57,338 --> 00:46:00,049
همش بخاطر ایه یاسوعه

591
00:46:00,175 --> 00:46:03,678
<i>گرچه، مراسم مورد توجه نیروهای مستقر در خارج از کشور هم بود </i>

592
00:46:03,845 --> 00:46:07,432
<i>کی میتونست میتسوناریو بخاطر همچین احساسی سرزنش کنه؟</i>

593
00:46:12,854 --> 00:46:16,900
<i>در اواخر آن سال

594
00:46:17,025 --> 00:46:20,737
<i>و به ملاقات ارامگاه هیدیوشی در کیوتو رفت</i>

595
00:46:20,904 --> 00:46:24,282
<i>برای دیدن بانو نیی نیی کسی که به عنوان مادر قبول داشت</i>

596
00:46:25,074 --> 00:46:26,951
عالیجناب توکوگاوا،  همونطور که میدونید

597
00:46:27,076 --> 00:46:31,623
کیوماسا در پنج سالگی یتیم شد و ما بزرگش کردیم

598
00:46:31,748 --> 00:46:34,709
و مدرکی رسمی مبنی بر عضو خانواده تویوتومی شدن امضا کرد

599
00:46:34,834 --> 00:46:39,297
برای همین بجز علاقه ای که به والاحضرت داشت
اون رو پدرش هم میدونست

600
00:46:39,422 --> 00:46:43,218
والاحضرت و من هردو از این موضوع بخوبی آگاه بودیم

601
00:46:44,052 --> 00:46:45,220
ولی، میتسوناری

602
00:46:45,345 --> 00:46:46,346
اون حرومزاده-

603
00:46:46,471 --> 00:46:49,140
با اینکه از خانوادش نبود اما
از یک تپه یک کوه ساخت و تورو تحقیرت کرد

604
00:46:49,265 --> 00:46:52,602
،موقع بازگشتم، وقتی به چوسان رسیدم

605
00:46:53,353 --> 00:46:55,396
،تصمیم گرفتم این رو بزارم تو اولویت

606
00:46:55,522 --> 00:47:01,069
که میتسوناری رو با یک ضربه از فراز سرزمین های ژاپن پایین بیارم
و به خاک و خون بکشمش

607
00:47:01,277 --> 00:47:02,320
ولی ناگاماسا

608
00:47:02,487 --> 00:47:04,030
اوه، نکنه ناگاماسا جلوت رو گرفته؟

609
00:47:04,155 --> 00:47:07,200
،اگر مشکلی درست میکردی ممکن بود یک خائن شناخته بشی

610
00:47:07,325 --> 00:47:09,953
.اونم درست زمان سوگواری برای عالیجناب

611
00:47:10,495 --> 00:47:11,996
.تو خیلی خوب تاب آوردی

612
00:47:12,330 --> 00:47:15,333
ولی ایشون هنوزم از غم‌ و اندوهشون رها نشدن

613
00:47:15,583 --> 00:47:19,379
عالیجناب توکوگاوا، شما باید خوب سرزنششون کنید

614
00:47:19,504 --> 00:47:22,090
یه سامورایی طبیعتا کینه عمیقی داره

615
00:47:22,674 --> 00:47:25,885
کیوماسا کاتو
یکی از بهترین سامورایی های ژاپنه

616
00:47:29,347 --> 00:47:33,560
به سوای کینه شخصی، نباید باعث دردسرش بشیم

617
00:47:33,685 --> 00:47:36,729
میتسوناریو فراموش کن

618
00:47:38,356 --> 00:47:40,733
کیوماسا، شیرفهم شدی؟

619
00:47:40,859 --> 00:47:42,569
دیگه هیچ چیزی نمیتونه جلوی منو بگیره

620
00:47:43,695 --> 00:47:46,906
مرد نیستم اگر بخاطر سرکوفت زدنای عالیجناب توکوگاوا عقب بکشم

621
00:47:47,073 --> 00:47:50,785
کیوماسا... کیوماسا

622
00:47:51,911 --> 00:47:54,789
بسیج ارتش و جنگ کردن رو فراموش کن
تو باید ازش شکایت کنی

623
00:47:55,790 --> 00:47:58,126
یه محاکمه نامه برای من بیار

624
00:47:58,585 --> 00:48:00,461
برای عزل میتسوناری؟

625
00:48:00,587 --> 00:48:03,965
درسته، ولی باید علیه یوکیناگا کونیشی باشه

626
00:48:04,090 --> 00:48:07,218
فرمانده سردمدار چوسان
کسیه که باید باهاش مخالفت کنی

627
00:48:07,427 --> 00:48:10,638
خیلی عالی، همونطور که انتظار میرفت ازتون

628
00:48:11,556 --> 00:48:16,519
تو اینطور فکر نمیکنی کیوماسا؟
همشو بسپار به عالیجناب توکوگاوا

629
00:48:17,687 --> 00:48:21,482
<i>فوشیمی ، عمارت کیوماسا کاتو</i>

630
00:48:22,982 --> 00:48:30,493
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

631
00:48:31,993 --> 00:48:33,870
ناگاماسا، یه مهمون داریم

632
00:48:33,995 --> 00:48:36,748
که از زمان جنگ تو چوسان تاحالا باهم حرف نزدین

633
00:48:37,165 --> 00:48:41,169
ماسانوری پیش از بقیه ارتششو برگردوند
اگر کینه و کدورتی ای درکار باشه ازجانب ماسانوریه

634
00:48:45,006 --> 00:48:47,008
بیاین کلاه خودها رو بفروشیم

635
00:48:48,509 --> 00:48:51,346
جدی میگی؟ واقعا داری جدی میگی؟

636
00:48:51,471 --> 00:48:52,555
میخوام همینکارو کنم

637
00:48:52,805 --> 00:48:56,559
شوخی میکنی؟ اون یه شاهکاره

638
00:48:56,684 --> 00:48:58,311
این لعنتیو بگیر

639
00:48:58,686 --> 00:49:01,731
خب! گروه هفت نفر دوباره پیش هم برگشته

640
00:49:02,357 --> 00:49:04,400
هیچ مشکلی با این نداری؟
ناگاماسا

641
00:49:10,740 --> 00:49:13,076
ممنونم، ماسانوری

642
00:49:14,911 --> 00:49:16,621
خیلی خب

643
00:49:17,413 --> 00:49:20,333
برنامه چیه؟
منو در جریان گذاشتن

644
00:49:20,458 --> 00:49:23,127
این واضحه که عالیحناب ایه یاسو از ما خوشش میاد

645
00:49:23,252 --> 00:49:26,965
خب، بجای حمله به میتسوناری و خرابکردن نظم شهر

646
00:49:27,090 --> 00:49:29,634
ما باید یه محاکمه نامه مشترک ارائه بدیم

647
00:49:29,759 --> 00:49:32,261
اِتچو پیش نویس با تو-
خیلی خب-

648
00:49:32,387 --> 00:49:34,764
ما قراره یه لیستی از اون و افراد شرور حزبش درست کنیم

649
00:49:34,889 --> 00:49:38,142
تو فقط اون به یه محاکمه رسمی تبدیل کن

650
00:49:38,267 --> 00:49:39,477
مگه نه، کیوماسا؟

651
00:49:39,602 --> 00:49:42,063
اول از همه کونیشی و پسر میتسوناریو

652
00:49:42,188 --> 00:49:47,151
اینا همش تقصیر اون میتسوناریه
که با یه مشت دروغ پیش اون پیرمرد رفت

653
00:49:47,276 --> 00:49:48,653
درسته

654
00:49:48,778 --> 00:49:50,989
بخاطر تهمتای اونه که ما اینهمه زجر میکشیم

655
00:49:57,620 --> 00:49:59,288
پس قراره همچین اتفاقی بیوفته

656
00:49:59,831 --> 00:50:00,707
یه نقشه، سرورم؟

657
00:50:00,832 --> 00:50:03,543
حکم اونارو با مشت و لگد پس میدم

658
00:50:10,842 --> 00:50:15,722
اتفاق مهمی افتاده؟
یه جلسه ی شورا اونم تو این ساعت؟

659
00:50:16,848 --> 00:50:19,809
یه محاکمه نامه برعلیه کونیشی به دستمون رسیده

660
00:50:20,059 --> 00:50:22,145
محاکمه نامه؟
برای چی؟

661
00:50:22,270 --> 00:50:26,065
بخاطر اشتباهات و خطاهای کیوماسا و ناگاماسا در چوسان

662
00:50:27,650 --> 00:50:30,236
کونیشی یوکیناگا از کیوماسا شکایت کرده؟

663
00:50:30,361 --> 00:50:31,571
بله، درسته

664
00:50:32,572 --> 00:50:36,451
در این مورد باید چه کاری بکنیم؟

665
00:50:37,035 --> 00:50:40,121
اتفاقا منم یه محاکمه نامه به دستم رسیده

666
00:50:41,080 --> 00:50:44,125
کاتو کیوماسا هم از کونیشی یوکیناگا شکایت کرده

667
00:50:45,209 --> 00:50:48,796
این دو فرمانده تو چوسانم باهم دیگه اختلاف نظر داشتن

668
00:50:48,921 --> 00:50:51,132
.قراره خیلی ناخوشایند بشه

669
00:50:55,428 --> 00:50:57,472
داری دنبال محاکمه نامه میگردی؟

670
00:50:58,431 --> 00:51:03,311
ای داد، برای مشاوره به بستر جناب مائدا رفته بودن

671
00:51:04,562 --> 00:51:05,980
یجایی همون ورا جا گذاشتمش

672
00:51:06,105 --> 00:51:09,484
خواهش میکنم یکم صبر کنید
میرم پیداش کنم

673
00:51:11,277 --> 00:51:14,989
پس بیاین اول محاکمه کیوماسا رو برسی کنیم

674
00:51:20,161 --> 00:51:23,539
بجنب سریع برو محاکمه نامه رو از عمارت هوسوکاوا بیار

675
00:51:23,664 --> 00:51:24,499
محاکمه نامه؟

676
00:51:24,749 --> 00:51:29,712
اما شما گفتید تا فردا صبر میکنید

677
00:51:30,671 --> 00:51:32,381
برام مهم نیست یه کاغذ خالیم شده بیار

678
00:51:33,174 --> 00:51:35,676
فقط امضاشون کن

679
00:51:35,802 --> 00:51:37,553
بقیشو خودم انجام میدم

680
00:51:37,678 --> 00:51:40,223
وگرنه میتسوناری ما رو میگیره به مشت لگد

681
00:51:41,265 --> 00:51:42,058
نائوماسا

682
00:51:42,183 --> 00:51:42,934
بله

683
00:51:43,059 --> 00:51:44,060
بدو

684
00:51:44,477 --> 00:51:45,103
بدو

685
00:51:45,269 --> 00:51:48,272
<i>در اصل برنده ی این نبرد میتسوناری بود</i>

686
00:51:48,397 --> 00:51:51,109
<i>ایه یاسو با تعجب سکوت کرد</i>

687
00:51:51,234 --> 00:51:53,820
<i>اما کیوماسا و گروه هفت نفر خشمگین شدند</i>

688
00:51:58,866 --> 00:52:00,952
!بهش نشون میدیم

689
00:52:01,077 --> 00:52:05,623
خونشو به اتیش میکشیم و
به نیزه میکشیمش

690
00:52:22,682 --> 00:52:24,433
دنبالشون برید

691
00:52:24,559 --> 00:52:26,185
نیزه هارو بردارید

692
00:52:26,477 --> 00:52:27,603
جوخه تفنگدارا

693
00:52:28,271 --> 00:52:32,191
کیوماسا فقط خزعبلات میگه
اون هیچ وقت نمیتونه به من برسه

694
00:52:32,483 --> 00:52:34,068
ساکون، باورت میشه؟

695
00:52:34,235 --> 00:52:35,361
سرورم، سرورم

696
00:52:35,486 --> 00:52:38,698
اونها اماده به جنگن
نبرد شروع شده

697
00:52:53,963 --> 00:52:55,756
ای احمقا

698
00:53:03,472 --> 00:53:06,267
عالیجناب مائدا کاری که درست بود انجام داد

699
00:53:06,392 --> 00:53:08,978
تا وقتی ایشون سلامت باشن گروه هفت نفر دستش به شما نمیرسه

700
00:53:09,103 --> 00:53:10,396
ایه یاسو هنوزم ساکته؟

701
00:53:10,521 --> 00:53:11,939
ایشون درحال یادگیری مراسم چای هستن

702
00:53:13,065 --> 00:53:14,567
فکر میکردم خوششون نیاد

703
00:53:14,692 --> 00:53:16,110
نینجاهای ایگا دارن بهشون اموزش میدن

704
00:53:16,235 --> 00:53:19,947
ایشون دارن یکی یکی اربابان دعوت میکنن
تا نظرشون جلب کنن

705
00:53:20,072 --> 00:53:21,449
مگه نینجاهام چایی درست میکنن؟

706
00:53:21,574 --> 00:53:23,409
اگه بخواین میتونم بهتون یاد بدم

707
00:53:23,534 --> 00:53:24,577
کی اول اومد؟

708
00:53:24,702 --> 00:53:25,703
شیمازوی راهب

709
00:53:25,828 --> 00:53:27,705
اون طرف ایه یاسو رو نخواهد گرفت

710
00:53:27,872 --> 00:53:30,666
ایشون داشتن از دلاوری های عالیجناب شیمازو در چوسان تمجید میکردن

711
00:53:30,791 --> 00:53:32,667
داشتی دزدکی گوش میکردی؟

712
00:53:32,793 --> 00:53:36,130
به یه نینجای دیگه هم رشوه دادم که اونجا
به عنوان نگهبان برای عالیجناب ایه یاسو کار بکنن

713
00:53:39,425 --> 00:53:41,969
اگه بخاطر شیمازو نبود

714
00:53:42,136 --> 00:53:46,682
ممکن بود شکست سختی در چوسان بخوریم

715
00:53:47,475 --> 00:53:52,688
و ده ها هزار نفر قربانی بشن

716
00:54:00,529 --> 00:54:04,325
بزارید بجای علاحضرت ایه یاسو که دیگه با ما نیستن

717
00:54:06,327 --> 00:54:07,828
قدردانی کنم

718
00:54:10,206 --> 00:54:11,415
چطوره؟

719
00:54:12,375 --> 00:54:13,542
خیلی خوب

720
00:54:18,005 --> 00:54:21,133
بخاطر خدماتتون بهتون پاداشی میدم

721
00:54:21,259 --> 00:54:22,551
پاداش بخاطر خدمات؟

722
00:54:22,677 --> 00:54:23,386
.درواقع

723
00:54:23,511 --> 00:54:26,430
وصیت نامه میگه پاداشها
،فقط وقتی اعطا میشن

724
00:54:26,555 --> 00:54:29,016
که نایب السلطنه هیدیوری بالغ بشن

725
00:54:29,141 --> 00:54:31,102
ایه یاسو داره مثل یه تایکو رفتار میکنه

726
00:54:31,227 --> 00:54:32,436
این دیوونگیه

727
00:54:33,562 --> 00:54:34,897
چیکار میخواید بکنید؟

728
00:54:36,565 --> 00:54:37,650
میزنمش

729
00:54:38,067 --> 00:54:42,780
تصمیم شیمازو برای ترک و عقب نشینی از چوسان فوق العاده بود

730
00:54:43,030 --> 00:54:45,783
شما پیشنهادی برای شورای بزرگان ندارید؟

731
00:54:45,908 --> 00:54:47,410
به شیمازو پاداشی اعطا بشه؟

732
00:54:47,535 --> 00:54:49,370
.منم در همین فکر بودم

733
00:54:49,495 --> 00:54:53,040
.زمین های تویوتومی در بین قلمروی ساتسوما واقع شدن

734
00:54:53,165 --> 00:54:55,334
.این ممکنه باعث تصدیع خاطر شیمازو بشه

735
00:54:55,459 --> 00:54:57,962
.میشه اون زمینهارو به عنوان پاداش بهشون اعطا کرد

736
00:54:58,210 --> 00:55:01,505
تو و شیمازو
باهمدیگه قبل از این ارتباطی نداشتین؟

737
00:55:01,632 --> 00:55:05,011
،ده سال پیش
زمانی که اعلیحضرت تایکو درشرف فتح شیمازو بود

738
00:55:05,136 --> 00:55:07,179
زمانی که آنها در محاصره بودند

739
00:55:07,305 --> 00:55:11,018
خواهر زاده راهب گرفته و به عنوان گروگان به اوساکا فرستاده شد

740
00:55:11,392 --> 00:55:15,855
اما تو اعلیحضرت رو متقاعد کردی که اجازه بده
اون به ساتسوما برگرده

741
00:55:16,772 --> 00:55:21,027
و این خودش یه نقطه ضعفه
تو برای چیزی که برای خودت مهم بود اینهمه راهو طی کردی

742
00:55:21,152 --> 00:55:23,112
چیزی که خودم میخواستم اشتباه بود؟

743
00:55:23,279 --> 00:55:28,200
تو فکر میکردی که این ابراز محبتت ممکنه
متقابل باشه و برات جبران بشه

744
00:55:29,285 --> 00:55:34,457
تو ممکنه بیش از حد پاک باشی
تا بتونی فرمانده فرماندهان بشی

745
00:55:38,044 --> 00:55:40,421
اما ایشون به آینده خیلی دورتری فکر میکنن

746
00:55:40,546 --> 00:55:42,923
همون چیزایی که تو همیشه به من میگی

747
00:55:43,382 --> 00:55:45,426
تو هم همه ی این راه طی میکنی

748
00:55:46,590 --> 00:55:49,590
درخواستی برای بازگشت ندارم
من یه سگ نجات یافتم

749
00:55:51,015 --> 00:55:54,268
ایه یاسو از هرکسی که به ملاقاتش رفت تقاضای برگشت کرد نکرد؟

750
00:55:54,393 --> 00:55:59,482
آره. اون الان مثل یه جن ظاهر میشه و
روی مخ دایمیوهای متحدش تو فوشیمی راه میره

751
00:55:59,732 --> 00:56:01,484
اون مشخصا قلب یه گرگ رو داره

752
00:56:01,600 --> 00:56:02,315
قلب یه گرگ؟

753
00:56:02,440 --> 00:56:06,540
ضرب المثلیه برای افرادی که
قلب یک گرگ و طبیعت یک سگ رو دارن

754
00:56:06,947 --> 00:56:09,950
میتونه بینهایت ظالم و رقت انگیز باشه

755
00:56:10,451 --> 00:56:12,495
ایده ای نداری، ساکون؟

756
00:56:13,621 --> 00:56:16,165
از ایه یاسو چشم پوشی کنیم و فرمانده ها ها رو از هم جداکنیم

757
00:56:16,290 --> 00:56:17,291
چطوری؟

758
00:56:18,292 --> 00:56:24,632
عالیجناب هیدیوری باید ظرف مدت 50 روز از مرگ علیحضرت از اوساکا حرکت کنن

759
00:56:24,757 --> 00:56:29,678
شورا تصمیم گرفته تاریخ مرگ رو 29 فبریه سال دیگه اعلام کنن

760
00:56:29,804 --> 00:56:32,348
روز بعد از اون تاریخ میشه آپریل

761
00:56:32,473 --> 00:56:35,051
.اما تا اون زمان ایه یاسو به ملاقات همه ی فرمانده ها رفته

762
00:56:36,143 --> 00:56:40,272
پنجاه روز از تاریخ واقعی که آگوست بود گذشته

763
00:56:40,398 --> 00:56:41,649
با اصرار مطرحش کنیم؟

764
00:56:41,774 --> 00:56:47,071
چرا فکر میکنی رفتن به اوساکل موجب
جدایی ایه یاسو ساما از فرمانده ها میشه؟

765
00:56:47,190 --> 00:56:51,320
اگه هیدیوری به اوساکا بره
فرمانده ها هم به دنبالش میرن

766
00:56:51,575 --> 00:56:54,787
ایه یاسو بخاطر این وصیت اعلیحضرت تایکو نمیتونن تکون بخورن؛

767
00:56:54,912 --> 00:57:00,543
یک: ایه یاسو باید به عنوان جانشین هیدیوری بر حکومت فوشیمی نظارت داشته باشه

768
00:57:00,709 --> 00:57:06,799
دو: مائدا باید به عنوان مشاور هیدیوری تو قلعه اوساکا بمونه

769
00:57:10,928 --> 00:57:14,473
<i>ژانویه سال 1599</i>

770
00:57:14,807 --> 00:57:17,726
پس از این اقامت گاه اصلی ایشون باید در اوساکا باشه

771
00:57:18,436 --> 00:57:21,355
و کی حرکت میکنن؟

772
00:57:21,480 --> 00:57:22,857
در روز دهم

773
00:57:23,149 --> 00:57:25,693
سه روز از الان تا اوساکا؟

774
00:57:25,985 --> 00:57:28,612
خیلی زوده، نمیتونیم اماده بشیم

775
00:57:30,197 --> 00:57:34,201
بنابراین، اگه امروز مجبور میشدیم به جنگ بریم

776
00:57:34,452 --> 00:57:39,707
تو از اینکه براش اماده نبودی شاکی میشدی؟

777
00:57:46,422 --> 00:57:49,049
علاحضرت، اتفاقی افتاده؟

778
00:57:50,759 --> 00:57:52,428
فعلا

779
00:57:53,804 --> 00:57:56,599
قلعه ی فوشیمی رو بدست اوردم

780
00:58:00,227 --> 00:58:02,605
قلعه ی چشم گیریه

781
00:58:04,565 --> 00:58:06,609
ولی یروزی میسوزه و به خاکستر تبدیل میشه

782
00:58:12,239 --> 00:58:13,782
باز سنگین تر شدین

783
00:58:26,253 --> 00:58:27,254
مارِ سفید

784
00:58:28,630 --> 00:58:30,630
کی قراره به بستر من بیاد

785
00:58:30,966 --> 00:58:33,135
امشب نه، سرورم

786
00:58:33,302 --> 00:58:34,136
نه؟

787
00:58:34,260 --> 00:58:37,130
نبضتون به طرز نگران کننده ای غیرعادی میزنه

788
00:58:38,057 --> 00:58:41,602
شما حتما بخاطر دست و پنجه با تویوتومی استرس گرفتین

789
00:58:41,727 --> 00:58:43,979
بخاطر همین یکیو میخوام

790
00:58:44,271 --> 00:58:46,690
یه زن الان میتونه زندگیتونو کوتاه کنه

791
00:58:46,857 --> 00:58:50,110
مطمئنید که مذاکرات چای به جایی نشت نمیکنه؟

792
00:58:50,236 --> 00:58:53,364
ما به شدت مواظبیم
ولی بازم امنیت میبریم بالا

793
00:58:53,489 --> 00:58:58,702
شما خیلی دقیقین
چه در اجرای قوانین یا حرمسرا

794
00:58:59,203 --> 00:59:01,038
درمورد مراسم چای میدونی

795
00:59:01,830 --> 00:59:05,543
حتی بعضی اوقات دلم میخواد افکارتو در رابطه با حکومت بشنوم

796
00:59:06,835 --> 00:59:11,215
ولی مار سفید زیاد خوب نیست

797
00:59:11,507 --> 00:59:14,134
پس یه اسم مناسب به من بدین

798
00:59:15,511 --> 00:59:17,221
نظر تو چیه، میتسو؟

799
00:59:18,055 --> 00:59:22,101
مار سفید منو گهگاهی یاد آچا میندازن

800
00:59:22,810 --> 00:59:23,769
آچا؟

801
00:59:25,563 --> 00:59:30,025
اون با بچه ای که از من باردار بود در جنگ سال 1584 بهم پیوست

802
00:59:30,401 --> 00:59:32,611
و همراه بچه مرد

803
00:59:33,028 --> 00:59:35,114
هممم، اسمتو آچا میزارم

804
00:59:43,205 --> 00:59:44,039
گوش قرمز

805
00:59:44,164 --> 00:59:45,165
چی شده، مار سفید؟

806
00:59:45,291 --> 00:59:46,875
از الان به بعد منو آچا صدا بزن

807
00:59:47,001 --> 00:59:48,752
خیلی خب، آچا

808
00:59:52,423 --> 00:59:54,592
تو مکالمات مراسم چای به هاتسومه گزارش کردی

809
00:59:54,758 --> 00:59:56,760
نه اصلا

810
01:00:01,223 --> 01:00:04,310
هیوگو و شما همیشه باهمید

811
01:00:04,560 --> 01:00:07,730
ما حتی درکنارهم شمشیر میزنیم و میمیریم

812
01:00:11,317 --> 01:00:14,320
هاتسومه، ایه یاسو چیکار کرد؟

813
01:00:15,904 --> 01:00:18,824
اون حتی نیومد تا افرادشو برای راهپیمایی تا اوساکا بفرسته

814
01:00:18,949 --> 01:00:22,244
همه ی جزئیاتو به گیوبو گزارش بده

815
01:00:22,369 --> 01:00:23,078
چشم

816
01:00:24,872 --> 01:00:27,833
سلامتیشون رو هم برسی کن

817
01:00:32,630 --> 01:00:33,672
کی برمیگردی؟

818
01:00:38,927 --> 01:00:41,764
پنج روز دیگه در اوساکا میبینمتون

819
01:00:41,889 --> 01:00:43,515
سالم برگرد

820
01:00:48,479 --> 01:00:49,688
چی انقدر خنده داره؟

821
01:00:51,815 --> 01:00:54,318
بنظر میرسه برای شما اهمیت داره

822
01:00:55,110 --> 01:00:56,904
یه سگ سزاوار این نیست

823
01:01:16,882 --> 01:01:18,384
اتفاقی افتاده؟

824
01:01:18,884 --> 01:01:19,635
نه

825
01:01:26,934 --> 01:01:30,145
اسم تو هاتسومس
دیگه خودتو سگ صدا نکن

826
01:01:31,063 --> 01:01:33,607
برای من، تو زن بی ارزشی نیستی

827
01:01:37,111 --> 01:01:40,114
من یه همسر و پنج تا بچه دارم

828
01:01:40,906 --> 01:01:45,285
.نمیتونم به وافاداری اونها خیانت کنم و یه معشوقه داشته باشم

829
01:01:45,703 --> 01:01:50,290
ولی تو رو بیشتر از هرکس دیگه ای دوست دارم

830
01:01:53,669 --> 01:01:56,797
خیلی درمورد عشق و عدالت فکر کردم

831
01:01:57,170 --> 01:02:00,509
ولی کاری از دستم برنمیاد که انجام بدم
این یه خصلته که منو عداب میده

832
01:02:08,976 --> 01:02:13,689
<i>دا ایچی دای من دای کیچی</i>
،اگر یکی خودش رو وقف همه کنه

833
01:02:13,856 --> 01:02:17,067
دنیا شکوفا میشه
و قلب ها غنی تر

834
01:02:17,192 --> 01:02:21,864
وقتی این اتفاق بیوفته من اسم و خانه‌مو رها میکنم

835
01:02:22,406 --> 01:02:26,368
و برای دیدن کشور و افراد دیگه سفر میکنم

836
01:02:27,327 --> 01:02:28,537
هاتسومه

837
01:02:29,788 --> 01:02:31,206
با من همراه میشی؟

838
01:02:31,331 --> 01:02:32,708
من همیشه اماده خدمت به شمام

839
01:02:32,875 --> 01:02:34,042
نه

840
01:02:36,336 --> 01:02:38,213
تو عشق منی

841
01:02:38,237 --> 01:02:40,237
سینمافریک

842
01:02:46,013 --> 01:02:47,389
تو اوساکا منتظرتم

843
01:03:02,738 --> 01:03:06,283
<i>قلمروء اوتانی
اِچیزن</i>

844
01:03:09,995 --> 01:03:12,122
چند نفر علیرغم مخالفت با دستور موندن

845
01:03:12,831 --> 01:03:16,877
...اون هفت نفر و کیوماسا و 10 نفر دیگه که شامل داته ماسامونه هم میشه

846
01:03:17,002 --> 01:03:21,632
.که در فوشیمی موند تا وفاداریشو به ایه یاسو ثابت کنه

847
01:03:21,840 --> 01:03:23,342
یکم زیاده

848
01:03:25,844 --> 01:03:28,847
ایه یاسو درحال پخش شایعات هست که اوساکارو برای جنگ اماده کنه

849
01:03:29,056 --> 01:03:33,685
اون یه قاصد به سربازانش فرستاد تا با ارایش و نظم از ادو برگردن

850
01:03:35,395 --> 01:03:39,483
.فوشیمی و اوساکا برای نبردی که نزدیکه درحال مهاربندی هستن

851
01:03:39,608 --> 01:03:42,736
.جنگ به این راحتیا شروع نمیشه
این یه ترفند هوشمندانست

852
01:03:42,861 --> 01:03:45,864
درحال حاضر میتسوناری میخواد تا شما در اوساکا بهش ملحق بشید

853
01:03:45,989 --> 01:03:48,283
.البته اگه وضعیتتون وخیم تر نشده

854
01:03:48,408 --> 01:03:53,205
کمی بینایی دارم
ولی پاهام دیگه کاملا بلااستفاده شدن

855
01:03:53,372 --> 01:03:55,207
.بنظر میرسه درد دارید

856
01:03:56,208 --> 01:03:57,501
از کجا فهمیدی

857
01:03:58,330 --> 01:04:02,580
ما زنای ایگا میتوجه درد دیگران میشیم
.ولی دردهای خودمون رو هیچوقت احساس نمیکنیم

858
01:04:04,080 --> 01:04:12,080
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

859
01:04:14,101 --> 01:04:16,770
سرما درد منو تسکین میده

860
01:04:20,107 --> 01:04:22,818
به میتسوناری بگو سریعا اِچیزن رو ترک میکنم

861
01:04:23,610 --> 01:04:25,028
باعث خوشحالی ایشونه

862
01:04:26,154 --> 01:04:29,157
عاشق میتسوناری شدی؟

863
01:04:29,741 --> 01:04:31,994
نه، هرگز

864
01:04:43,171 --> 01:04:44,381
بزار کمکت کنم

865
01:05:51,615 --> 01:05:52,783
تکون بخور تا بمیری

866
01:05:52,950 --> 01:05:54,326
بهر حال میمیرم

867
01:05:54,451 --> 01:05:57,955
تو از رو حساب خواهرخواندگی به دختری کمک کردی
که عاقبت سرت رو به باد داد

868
01:05:58,246 --> 01:05:59,706
حواس پرتیه هوشمندانه ایه

869
01:05:59,831 --> 01:06:00,958
مار سفید برنامه ریزیش کرده؟

870
01:06:01,083 --> 01:06:04,127
متاسفم اگه تورو نکشم
سر خودم به باد میره

871
01:06:39,371 --> 01:06:42,124
<i>سه مارس 1599، فرمانروا توشی مائدا درگذشت</i>

872
01:06:45,752 --> 01:06:47,629
جوخه تفنگداران

873
01:06:49,089 --> 01:06:50,257
عجله کنید

874
01:06:51,174 --> 01:06:52,801
<i>عمارت میتسوناری در اوساکا</i>

875
01:06:52,968 --> 01:06:55,053
ما از گروه هفت نفر فهمیدیم که

876
01:06:55,178 --> 01:06:58,557
برنامه ریزی کردن در شب هنگام برای چهار روز حمله کنن

877
01:06:58,807 --> 01:07:01,309
خیلی زود بعد از مرگ مائدا

878
01:07:02,060 --> 01:07:02,978
!کیوماسای لعنتی

879
01:07:03,103 --> 01:07:05,105
من خودم حساب کیوماسارو با نیزم کف دستش میزارم

880
01:07:05,230 --> 01:07:08,230
ما متحدهم داریم-
اما فقط 200 نفر اینجان-

881
01:07:08,358 --> 01:07:10,110
شما باید هرچه زودتر از اینجا برید

882
01:07:10,402 --> 01:07:14,740
اگه ایشون الان اینجارو ترک کنن ایه یاسو به قلعه ی اوساکا نفوذ میکنه و اونجارو به تسخیر خودش درمیاره

883
01:07:14,865 --> 01:07:18,785
ایه یاسو خواستار حکومت کردنه
برای این کار، اون باید یه شورش راه بندازه

884
01:07:18,910 --> 01:07:22,831
.اگر بهش قدرت بدی چهره ی واقعیه خودشو نشون میده

885
01:07:22,956 --> 01:07:25,667
.بهتره که شما به ساوایاما عقب نشینی کنید

886
01:07:26,126 --> 01:07:28,336
دشمن واقعیه ما کیوماسا نیست

887
01:07:31,965 --> 01:07:33,050
چیکار میخواید بکنید؟

888
01:07:33,800 --> 01:07:36,011
.هاتسومه هنوز برنگشته

889
01:07:36,845 --> 01:07:38,972
...اونم مثل یه سگ مرده ی دیگه

890
01:07:39,473 --> 01:07:42,184
ساکون، مواظب حرف زدنت باش

891
01:07:42,309 --> 01:07:44,186
شما میتونید ارزش خاصی بخاطر سوگواری برای یه سرباز قائل بشید

892
01:07:44,352 --> 01:07:46,480
ولی نباید در عمل نشونش بدین

893
01:07:49,816 --> 01:07:53,361
حق باتوعه ساکون، میریم

894
01:07:53,820 --> 01:07:55,197
پس صبر کن

895
01:07:56,740 --> 01:07:58,366
قبل از اینکه بریم، اول باید یکیو ملاقات کنم

896
01:07:58,492 --> 01:07:59,367
چه کسی؟

897
01:08:00,410 --> 01:08:03,371
مردی که ایه یاسو ازش نفرت داره

898
01:08:07,417 --> 01:08:09,753
...نیروهای هوساکاوا از فوشیمی رسیدند و

899
01:08:09,878 --> 01:08:12,547
در شمال اوساکا اردوگاه برپاکردند

900
01:08:12,714 --> 01:08:15,675
سرورم، یه شبه دیگه هم ممکنه خیلی دیر بشه

901
01:08:21,932 --> 01:08:23,683
میتسوناری فرار کرد

902
01:08:24,184 --> 01:08:25,519
نمیزاریم به ساوایاما برسه

903
01:08:25,644 --> 01:08:27,562
به فوشیمی فشار وارد میکنیم

904
01:08:27,771 --> 01:08:28,772
ماسانوری

905
01:08:29,231 --> 01:08:31,733
با نیروهای آسانو گرد هم بیاید و بعدا به من ملحق شید

906
01:08:31,858 --> 01:08:34,111
همه ی افتخاراتو برای خودت برنداریا، کیوماسا

907
01:08:38,949 --> 01:08:40,992
<i>اگر میخوای یک مرد رو ببینی
به آیزو بیا</i>

908
01:08:41,118 --> 01:08:46,039
<i>این یه جمله معروفه که تو شهر قلعه ای آیزو گفته میشد
جایی که جزو املاک یوئسوگی محسوب میشد</i>

909
01:08:46,540 --> 01:08:48,959
<i>،اینکه چه کسانی این جمله رو میخواندن</i>

910
01:08:49,084 --> 01:08:52,087
<i>،ارتش یوئسوگی که توسط آخرین کنشین سازماده داده شدن</i>

911
01:08:52,212 --> 01:08:55,465
<i>،یا مشاور اون، جناب نائوئه</i>

912
01:08:56,133 --> 01:08:59,052
<i>معلوم نیست و اهمیتی نداره. درهرحال
مردم اون رو یک جلوه زشت میپنداشتن</i>

913
01:08:59,261 --> 01:09:02,097
<i>،ایه یاسو کسی که دویست ارباب رو از پیش سجده به خود میدید</i>

914
01:09:02,222 --> 01:09:06,059
<i>اما از ارتش یوئسوگی در آیزو چیز متفاوتی رو انتظار داشت</i>

915
01:09:06,226 --> 01:09:08,228
<i>بخصوص بخاطر سنت و رسم و رسومشون</i>

916
01:09:08,353 --> 01:09:12,274
<i>و این مرد، جناب نائوئه
.از تمام انتظاراتشون باخبر بود</i>

917
01:09:12,691 --> 01:09:17,028
اینجا قلعه اوساکا و فوشیمی
دریاچه بیوا و قلعه ساوایاما هست

918
01:09:17,779 --> 01:09:18,822
...پس، این هست

919
01:09:21,241 --> 01:09:22,200
.کوه فوجی

920
01:09:23,869 --> 01:09:24,786
ادو.

921
01:09:25,996 --> 01:09:27,038
آژدها هم داته هست

922
01:09:27,414 --> 01:09:30,542
و این عمارت من، آیزو هست

923
01:09:32,085 --> 01:09:33,253
تصمیمتو گرفتی؟

924
01:09:33,378 --> 01:09:34,337
.گفتم

925
01:09:35,088 --> 01:09:36,381
کیوماسا چیکار میکنه؟

926
01:09:36,506 --> 01:09:40,093
گروه هفت نفر به خوابگاه من
شبانه در سیزدهم حمله میکنه

927
01:09:40,260 --> 01:09:43,096
تو باید به ساوایاما پناه ببری

928
01:09:43,263 --> 01:09:44,222
.موافقم

929
01:09:44,347 --> 01:09:47,809
یعنی ما از این به بعد میتونیم روی یه نقشه توافق کنیم؟

930
01:09:48,101 --> 01:09:50,395
.تو بتازگی در آیزو مستقر شدی

931
01:09:51,104 --> 01:09:53,231
.هنوز چیزهایی هست که لازمه بهشون سازمان داده بشه

932
01:09:53,356 --> 01:09:56,610
از این هم برای عذرخواهی بخاطر برگشتن عالیجناب یوئسوگی به خانه استفاده کن

933
01:09:56,776 --> 01:09:59,821
من عالیجناب قدرتمند ساتاکه
رو هم به اتحاد دعوت خواهم کرد

934
01:09:59,946 --> 01:10:02,741
به محض برگشتت، بسیاری قلعه
در سراسر آیزو بنا کن

935
01:10:02,866 --> 01:10:05,952
جنگجویان خودت رو استخدام کن و ارتشت رو بساز

936
01:10:06,077 --> 01:10:10,749
،وقتی ایه یاسو متوجه تهدید شرق بشه
از عالیجناب هیدیوری درخواست اعلام جنگ میکنه

937
01:10:10,916 --> 01:10:14,127
و با متحدینش به شرق میره تا
با یوئسوگی مبارزه کنه

938
01:10:14,586 --> 01:10:16,838
.من به اوساکا برمیگردم

939
01:10:16,963 --> 01:10:20,550
اونهایی که به تویوتومی وفادارن رو جمع کن
و اونجوری ما از دوطرف میتونیم بهشون ضربه بزنیم

940
01:10:20,675 --> 01:10:21,509
.ما هم موافقیم

941
01:10:21,635 --> 01:10:25,180
این نبرد ممکنه به عظیم ترین جنگ در
تاریخ ژاپن بدل بشه

942
01:10:25,430 --> 01:10:27,974
هیچ چیز نمیتونه بیشتر از این
.برای یک مرد رضایت بخش باشه

943
01:10:29,643 --> 01:10:30,518
!بگیرش

944
01:10:34,689 --> 01:10:36,024
.ممکنه بیشتر از اونا اینجا باشن

945
01:10:36,650 --> 01:10:37,359
.برو

946
01:10:40,528 --> 01:10:42,572
ارباب! این منم. گوش قرمز

947
01:10:42,989 --> 01:10:46,034
من به تو خدمت میکردم، یادت اومد؟ گوش قرمزم
خواهش میکنم ترحم نشون بده

948
01:10:46,201 --> 01:10:49,079
گوش قرمز از یوئدا
.خیلی پیر شدی

949
01:10:49,204 --> 01:10:51,164
نینجاها دوبرابر زودتر از بقیه سنشون بالا میره

950
01:10:51,539 --> 01:10:52,374
خواهش میکنم. رحم داشته باش

951
01:10:53,083 --> 01:10:54,876
من هیچوقت تورو نمیکشم

952
01:10:55,043 --> 01:10:59,130
من از اینکه سگ توکوگاوا باشم خسته شدم
لطفا به من اجازه بده دوباره به تو خدمت کنم

953
01:10:59,297 --> 01:11:01,049
.من همه کاری میکنم-
!جناب نائوئه-

954
01:11:02,092 --> 01:11:03,385
آسیب ندیدی؟

955
01:11:04,052 --> 01:11:06,429
این نینجا یه زمانی خدمتکار من بود

956
01:11:06,721 --> 01:11:09,391
.اگر اتفاقی افتاد اون رو میفرستم

957
01:11:18,441 --> 01:11:21,111
ما اسبها رو توی قلعه رها میکنیم
تا رم کنن

958
01:11:21,444 --> 01:11:23,113
...طی اون زمان، تاتا

959
01:11:23,321 --> 01:11:26,324
نینجاهای تو از توی این کوچه
مراقب عالیجناب میتسوناری خواهند بود

960
01:11:26,449 --> 01:11:28,743
ساکون، هیوگو، همه، گوش کنید

961
01:11:30,704 --> 01:11:33,290
کی از اینکه من الان بمیرم از همه بیشتر بدش میاد؟

962
01:11:35,292 --> 01:11:36,668
ایه یاسو

963
01:11:36,793 --> 01:11:37,794
تو چی فکر میکنی؟

964
01:11:38,295 --> 01:11:40,255
.بسیار جالبه. قربان

965
01:11:40,422 --> 01:11:41,923
پس توام قبول داری؟

966
01:11:42,048 --> 01:11:45,093
.بله. من کاملا تحت تاثیر قرارگرفتم

967
01:11:45,302 --> 01:11:48,054
<i>عمارت توکوگاوا، فوشیمی</i>

968
01:11:48,388 --> 01:11:51,808
ارباب ما خوابه
برای همین تو باید با من صحبت کنی

969
01:11:51,933 --> 01:11:55,353
اسم تو هوندا ماسانوبو هست؟
.من هیچوقت تورو جایی ملاقات نکردم

970
01:11:55,520 --> 01:11:59,774
.چقدر بانزاکت تشریف دارید، قربان
اما من شمارو به خوبی میشناسم

971
01:11:59,899 --> 01:12:03,278
وقتی ایشان نیست من نماینده فرمانروا
در قلعه هستم

972
01:12:03,403 --> 01:12:06,364
.مراقب حرفات باش، ماسانوبو

973
01:12:06,531 --> 01:12:07,282
حرفام؟

974
01:12:07,407 --> 01:12:09,367
منظورت از "فرمانروا" چی بود؟

975
01:12:09,868 --> 01:12:12,579
م-منظورم فرمانروای این عمارت
ایه یاسو توکوگاوا بود

976
01:12:12,704 --> 01:12:15,999
بی نظمی در گفتار به بی نظمی در دنیا
منجر میشه پس خوب گوش کن؛

977
01:12:16,499 --> 01:12:20,295
لقب "فرمانروا" به معنی کسیه که
بعد از اعلیحضرت نوبوناگا اودا حکمرانی میکنه

978
01:12:20,420 --> 01:12:25,884
.بعد از نوبوناگا، اعلیحضرت تایکو(هیدیوشی)، و فرزندشون "فرمانروا" نامبرده میشه

979
01:12:27,594 --> 01:12:30,388
یعنی ابلهان میکاوا از این موضوع آگاه نیستن؟

980
01:12:30,513 --> 01:12:33,099
خب "فرمانروا" در کانتو میشه عالیجناب ایه یاسو

981
01:12:33,767 --> 01:12:36,978
اگر اینطوره پس در کانتو روباه یک لقبه و القابداران یک روباه؟

982
01:12:37,145 --> 01:12:40,565
چراکه بازرگانان کانتو در اوساکا ایه یاسو رو
.یک روباه پیر خطاب میکنن

983
01:12:40,690 --> 01:12:42,609
پس در کانتو هم اون نباید روباه پیر شمرده بشه؟

984
01:12:42,734 --> 01:12:45,945
!چ-چ-چ چی چی چی؟-
.پوزش میطلبم-

985
01:12:46,112 --> 01:12:47,322
عالیجناب میتسوناری

986
01:12:49,949 --> 01:12:51,951
بذار من به حرفات گوش کنم

987
01:12:52,285 --> 01:12:55,330
من توسط کیوماسا و هفت تا احمق در تعقیبم

988
01:12:55,455 --> 01:12:59,125
من هیچجایی رو ندارم که برم
تقاضا دارم از عمارتتون به عنوان یه سرپناه استفاده کنم

989
01:12:59,292 --> 01:13:04,464
باید بخاطر این تقاضا ازتون خواهش میکردم
اما بی عقلی کردم و بجاش بهتون توهین کردم

990
01:13:06,674 --> 01:13:08,968
کیوماسا به زودی میاد
تا دنبال میتسوناری رو از ما بگیره

991
01:13:09,094 --> 01:13:11,346
.من که وضع دشواری نمیبینم

992
01:13:11,471 --> 01:13:13,306
چرا همین الان اون رو نکشیم؟

993
01:13:13,431 --> 01:13:15,975
اینکار اربابمون رو فرمانروای این قلمروء نمیکنه

994
01:13:16,101 --> 01:13:18,103
فرض کن میتسوناری آزاد بشه

995
01:13:18,228 --> 01:13:21,189
قطعا سایر اربابها میان تا حمایتش کنن

996
01:13:21,314 --> 01:13:24,025
نائوماسا، این یه قماره

997
01:13:24,317 --> 01:13:27,362
کی میتونه بدون شرط بندی همچیز رو از آن خود کنه؟

998
01:13:27,695 --> 01:13:29,739
آچا، تو چی فکر میکنی؟

999
01:13:29,864 --> 01:13:33,118
قمار خوبه، تا وقتی یک راه ثابت
برای پیروزی محسوب شه

1000
01:13:33,243 --> 01:13:34,994
راهی که من گفتم قطعیه و قمار هم نیست

1001
01:13:35,120 --> 01:13:37,247
یه قمار واقعی قماریه که با قاطعیت انجام بشه، ماسانوبو

1002
01:13:37,372 --> 01:13:39,541
...این قمار زندگی منه

1003
01:13:39,707 --> 01:13:43,795
جایگاهم، قلمروئم
.مردمم، همچیم

1004
01:13:45,046 --> 01:13:47,549
.اگر ببازم همچیز از دست میره

1005
01:13:47,841 --> 01:13:53,054
فقط وقتی ترتیب همچیز رو دادم و ازشون اطمیمان حاصل کردم
میتونم مرگ رو درآغوش بگیرم

1006
01:13:54,097 --> 01:13:55,306
من برنده میشم

1007
01:13:55,432 --> 01:13:57,016
.درمقابل میتسوناری

1008
01:13:57,183 --> 01:14:01,688
آره. من میتسوناری رو انتخاب کردم

1009
01:14:02,105 --> 01:14:06,860
من بهش کلی اضطراب دادم و تحملش کردم
.تا سزاوار رقابت با من بشه

1010
01:14:07,235 --> 01:14:08,903
.من اون رو ساختم

1011
01:14:10,947 --> 01:14:14,159
،هنوز وقتی قضیه اون تکه بابمو به یادم میاد

1012
01:14:14,784 --> 01:14:17,036
.خونم سخت بجوش میاد

1013
01:14:29,924 --> 01:14:35,180
فردا صبح
از اون مراقبت کنید و تا ساوایاما همراهیش کنید

1014
01:14:37,348 --> 01:14:39,142
.تو اینجا پنهان میشی. میتسوناری

1015
01:14:47,317 --> 01:14:51,362
همونطور که همتون میدونید، من از شما چیزی نمیخوام

1016
01:14:52,572 --> 01:14:58,369
فقط کاری رو کردم که فکر میکنم
،برای نایب السلطنه هیدیوری بهتره

1017
01:14:58,870 --> 01:15:00,538
.در اوساکا

1018
01:15:05,585 --> 01:15:10,548
،کیوماسا
.من خیلی راجب واکنشم به این قضیه و پناه دادن به میتسوناری فکر کردم

1019
01:15:13,760 --> 01:15:16,471
،آیا بهتره میتسوناری رو تحویل بدم

1020
01:15:17,096 --> 01:15:20,433
یا اون رو از تو دور نگهدارم؟
.باتمام وجودم راجب این فکر کردم

1021
01:15:20,934 --> 01:15:24,145
اصلا هیچکدوم از شما فکر کردید بهترین کار چیه؟

1022
01:15:24,354 --> 01:15:27,899
قبل از اینکه اینطوری اون رو تعقیب کنین اصلا راجبش برسی دقیقی کردین؟

1023
01:15:36,783 --> 01:15:42,664
من از شما درخواست دارم
به زودی به کیوشو در جنوب برید

1024
01:15:43,623 --> 01:15:47,961
من قول میدم نه تنها سرزمینمو دراختیارت قرارمیدم
،بلکه تمام کیوشو رو هم

1025
01:15:48,086 --> 01:15:52,549
به سرزمینهای شما بدل میکنم، عالیجناب توکوگاوا

1026
01:15:52,966 --> 01:15:55,009
<i>...میتسوناری فرارکرد</i>

1027
01:15:55,134 --> 01:15:57,595
<i>.و این چیزی نبود که اون مرد انتظارش رو داشت</i>

1028
01:15:57,720 --> 01:16:00,807
<i>وقتی میتسوناری دید ایه یاسو
،اون رو به گروه هفت نفر تسلیم نکرد</i>

1029
01:16:00,932 --> 01:16:05,687
<i>.اون فکر میکرد زهر اژدها جلوی زهر مار رو گرفت</i>

1030
01:16:05,812 --> 01:16:08,147
<i>.و از این بابت خیلی احساس رضایت میکرد</i>

1031
01:16:08,648 --> 01:16:12,026
.من دارم با اون مرد زیر یک سقف میخوابم

1032
01:16:13,611 --> 01:16:16,531
چه شب بامروتیه

1033
01:16:18,575 --> 01:16:20,201
سرگرم کننده، درواقع

1034
01:16:23,997 --> 01:16:25,206
.هاتسومه

1035
01:16:26,165 --> 01:16:27,458
.بجنب

1036
01:16:30,837 --> 01:16:34,007
<i>شمال دریاچه بیوا، بهار 1600</i>

1037
01:16:46,436 --> 01:16:50,023
اگر همه این بی بتیه ها رو یکجا بخری
ارزونتر حساب میکنم

1038
01:16:50,273 --> 01:16:53,234
اگر میخوای یک پکیج رو به من بفروشی
بهتره افراد بهتری رو بیاری

1039
01:16:53,359 --> 01:16:55,445
اونا از دفعه قبل بهترن

1040
01:16:55,570 --> 01:16:57,113
من بچه ها رو لازم ندارم

1041
01:16:57,488 --> 01:16:58,781
.سه تا دختر

1042
01:17:00,992 --> 01:17:02,118
بازشون کن

1043
01:17:02,827 --> 01:17:06,039
باشه باشه. عجوزه خسیس

1044
01:17:06,581 --> 01:17:07,582
زودتر تن لشتون رو حرکت بدین

1045
01:17:25,683 --> 01:17:28,186
<i>جنوب دریاچه بیوا
.قلعه ساوایاما</i>

1046
01:18:05,264 --> 01:18:08,726
ایه یاسو دیروز با یوئسوگی
.اعلام جنگ کرد

1047
01:18:08,851 --> 01:18:11,312
اون طی چند روز آینده به شرق میرسه

1048
01:18:11,938 --> 01:18:14,607
.تو و نینجاهات برین به شرق جایی که اون میره

1049
01:18:15,775 --> 01:18:20,822
وقتی جوانه ای بیش نیست قیچیش کن
از سرزمینت که گذشت بهش حمله کن

1050
01:18:21,155 --> 01:18:22,115
تو باید تصمیمتو بگیری

1051
01:18:22,281 --> 01:18:25,284
من گفتم فقط وقتی اتفاقی افتاد
دست به شمشیرم میبرم

1052
01:18:26,077 --> 01:18:28,329
وقتی تمام دنیا برپایه خواستهای شخصیه

1053
01:18:28,454 --> 01:18:31,958
تو گفتی تنهایی به مبارزش رفتن بی فایدست

1054
01:18:32,125 --> 01:18:35,294
.الان فرارکردن دیوانگیه

1055
01:18:35,795 --> 01:18:38,589
.یه مرد باید برخلاف جریان آب حرکت کنه تا به پیروزی برسه

1056
01:18:38,756 --> 01:18:40,633
!اما اینکار منصفانه نیست

1057
01:18:42,593 --> 01:18:45,763
.به هر حال اگر ببازیم عدالت از بین میره

1058
01:18:45,888 --> 01:18:46,639
.ساکون

1059
01:18:50,143 --> 01:18:55,314
ما باید سرزمین رو به دو قسمت تقسیم کنیم
.و رو در رو به جنگی تمام عیار و عادلانه بریم

1060
01:19:01,654 --> 01:19:04,157
<i>.دوازدهم جولای</i>

1061
01:19:06,993 --> 01:19:08,327
.مرسی از مهمان نوازیتون

1062
01:19:11,330 --> 01:19:15,001
.سایر اربابها با ایه یاسو دارن پیشروی میکنن

1063
01:19:16,210 --> 01:19:17,879
.بقیه هم از حاشیه

1064
01:19:18,963 --> 01:19:22,300
اگر خانواده های اونا در اوساکا نگهداشته بشن
ممکنه میلشون به شرکت تو جنگ از بین بره؟

1065
01:19:23,384 --> 01:19:27,472
حتی ایه یاسو هم به مشکل میخوره
اگر یوئسوگی از شمال بهش ضربه بزنه

1066
01:19:27,722 --> 01:19:29,223
.و ما هم از غرب

1067
01:19:29,390 --> 01:19:31,893
همبستگی نیروهای ما ترتیب باقیش رو میده

1068
01:19:32,018 --> 01:19:36,606
موفقیت ما در پیوستن افراد خاندان موری به ماست

1069
01:19:36,856 --> 01:19:40,067
موری ارشد هیچ تمایلی به جانبگیری
خاندانش نداره

1070
01:19:40,568 --> 01:19:44,781
،قائم مقام اون عالیجناب کیکاوا و من
که مشاور اون محسوب میشم جانبگیریشون رو مشخص میکنیم

1071
01:19:44,947 --> 01:19:47,241
.اتحاد با خاندان موری رو به من بسپار

1072
01:19:47,533 --> 01:19:51,913
اما، موری تروموتو (موری ارشد) مجانی حرکتی نمیکنه

1073
01:19:52,747 --> 01:19:55,416
پس لطفا به من یک بذر برای کاشتن بده؛

1074
01:19:56,417 --> 01:19:59,921
قول بده اگر قبول کرد، اون رو
رئیس شورای جونیی میکنی

1075
01:20:00,046 --> 01:20:01,923
اونجوری موری باز با توکوگاوا متحد میشه

1076
01:20:02,089 --> 01:20:05,426
!کاری که گفت رو بکن
ما درکنار نیروهای موری میجنگیم

1077
01:20:05,551 --> 01:20:09,639
.و موری به یکی از پایه های تویوتومی بدل میشه
تو باید باهاش مذاکره کنی

1078
01:20:14,310 --> 01:20:15,478
.جناب اِکی

1079
01:20:18,815 --> 01:20:20,691
.همچیز رو به تو میسپارم

1080
01:20:26,322 --> 01:20:27,448
.نوبوکاتسو

1081
01:20:27,573 --> 01:20:28,241
.ارباب

1082
01:20:36,123 --> 01:20:37,208
.بنشین

1083
01:20:45,299 --> 01:20:46,884
.ما ایه یاسو رو مجازات میکنیم

1084
01:20:47,969 --> 01:20:50,221
.و سرزمین تویوتومی رو حفظ میکنیم

1085
01:20:50,805 --> 01:20:53,975
.من از تمام شما خواهش میکنم که زندگیتون رو در این مسیر قراربدید

1086
01:20:54,642 --> 01:20:56,269
...حالا، تنها چیزی که هست

1087
01:20:56,561 --> 01:20:58,604
.باید سریع باشید

1088
01:20:59,355 --> 01:21:00,648
هیوگو؛ مای

1089
01:21:01,315 --> 01:21:02,441
.در اچیگو افراد رو برای قیام حاضر کن

1090
01:21:02,608 --> 01:21:03,651
.بسیار خب قربان

1091
01:21:03,818 --> 01:21:04,652
.سوکِزا

1092
01:21:04,777 --> 01:21:09,490
به عمارت خاندانهای موری، اوکیتا، و اودا
چندتن قاصد بفرست تا حاضر شن

1093
01:21:09,615 --> 01:21:11,701
اونایی که توی اوساکا هستن
باید منتظر دستورات ساکون بمونن

1094
01:21:11,826 --> 01:21:14,245
نیروهای مجهز و آماده به جنگ
میبایستی بسرعت به اومی فرستاده بشن

1095
01:21:14,370 --> 01:21:18,374
تا جلوی افرادی که در غرب
میخوان به ایه یاسو ملحق بشن رو سرکوب کنن

1096
01:21:18,499 --> 01:21:22,461
.کیوماسا که توی کیوشو گیر افتاده
.هدف شما سایر شش خاندانن از پیش با ایه یاسو متحد شدن

1097
01:21:22,837 --> 01:21:24,922
.برای باقیش لازم نیست از نیروها استفاده کرد

1098
01:21:25,089 --> 01:21:28,383
خانودشون در اوساکا بنوعی گروگانن
وادارشون میکنم متحدم شن یا لااقل طرف ایه یاسو نرن

1099
01:21:30,553 --> 01:21:34,932
ساکون، امروز اینجارو به اوساکا ترک کن
.برو سراغ ماموران عالی رتبه دولتی تا انجامش بدن

1100
01:21:35,182 --> 01:21:36,559
نامه جنگ چطور؟

1101
01:21:37,018 --> 01:21:39,228
.تمام طول شب رو صرف نوشتنش کردم

1102
01:21:41,772 --> 01:21:45,693
.اینو بگیر. وقتی رسیدی بده به ماموران عالی دولت تا امضاء کنن

1103
01:21:45,860 --> 01:21:48,487
.سپس، به سرعت بفرستش برای ایه یاسو

1104
01:21:48,738 --> 01:21:52,700
<i>خوابگاه خانواده رئسای خاندانها در اوساکا
.دورتادور قلعه قرار داشته</i>

1105
01:21:52,825 --> 01:21:55,661
<i>،و اونجا مثل گروگانهایی میمونن
که با هر اختلاف درخطر میوفتن</i>

1106
01:21:55,828 --> 01:22:01,416
<i>،وقتی خبر جنگ به اونجا رسید
خانواده های وحشت زده مقاومت کردن و آشوبی بپا شد</i>

1107
01:22:01,834 --> 01:22:07,548
<i>در اون شب، میتسوناری و افرادش که درحال عزیمت
به پایین رودخانه یودا بودن</i>

1108
01:22:08,633 --> 01:22:12,428
<i>از روی کشتی، با صحنه آتش گرفتن
خوابگاه هوسوکاوا روبرو شدن</i>

1109
01:22:12,637 --> 01:22:14,805
<i>و شبانگاه وارد اوساکا شدن</i>

1110
01:22:14,931 --> 01:22:17,308
.ساکون، ما به مجلس شورا میریم

1111
01:22:17,433 --> 01:22:18,267
.تا بعد

1112
01:22:18,392 --> 01:22:19,143
.از سر راه برید کنار

1113
01:22:19,602 --> 01:22:20,853
.عجله کنید

1114
01:22:22,146 --> 01:22:24,815
<i>شانزدهم جولای</i>

1115
01:22:26,315 --> 01:22:34,315
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1116
01:22:40,748 --> 01:22:42,333
.اعضاء هیئت رو پیدا کن

1117
01:22:42,458 --> 01:22:44,001
.هردوی اونا به خانه رفتن

1118
01:22:44,126 --> 01:22:45,336
تو چنین شب مهمی؟

1119
01:22:45,461 --> 01:22:46,629
.بهشون میگم برگردن

1120
01:22:55,513 --> 01:22:58,474
همسر و خانواده کیوماسا به چند قایق
.پناه برده و فرارکردن

1121
01:22:58,641 --> 01:23:02,770
.همینطور همسر ناگاماسا و مادرش پیدا نیستن

1122
01:23:03,020 --> 01:23:05,189
.ازینکه اونا رفتن آرامش خاطر پیدا کردم

1123
01:23:05,648 --> 01:23:09,235
تو روی متحد کردن دیگران خیلی سختگیری
اما با دشمنانت ملایم

1124
01:23:11,278 --> 01:23:14,365
قضاوات فردی معتقد بعدالت وتقوی خود
فقط دشمنان بیشتری رو بوجود میاره

1125
01:23:15,408 --> 01:23:16,617
.از این آگاه باش

1126
01:23:17,076 --> 01:23:18,285
.آگاهم

1127
01:23:19,495 --> 01:23:20,871
.اینجا بمون

1128
01:23:31,674 --> 01:23:36,000
،خانواده هوسوکاوا مقاومت کردن
.اقدام به سپوکو کردن خوابگاهشون رو به آتش کشیدن

1129
01:23:36,679 --> 01:23:40,266
،بانو گراسیا هم که زیر بار سپوکو نرفت
توسط بزرگ خانواده خودش کشته شد

1130
01:23:41,517 --> 01:23:44,937
.این نتیجه ای نبود که انتظارشو داشتم

1131
01:23:45,438 --> 01:23:49,275
.من شمارو فراخواندم چراکه شما مجریان قانونید

1132
01:23:49,734 --> 01:23:52,069
.ما نیروهای گشت رو افزایش میدیم تا خانواده های فراری رو بگیرن

1133
01:23:52,194 --> 01:23:53,029
.عکسشو انجام بده

1134
01:23:53,154 --> 01:23:53,779
برعکس؟

1135
01:23:53,904 --> 01:23:58,034
به زور گرفتن اونا دور از شرافت بود
.و فقط بانو گراسیا های بیشتری رو بوجود میاره

1136
01:23:58,200 --> 01:24:01,454
و این مشکله برخورد با اربابهایی رو که دارن
.با یوئسوگی میجنگن فقط بزرگتر میکنه

1137
01:24:01,579 --> 01:24:03,914
.باید بسرعت تمومش کنیم

1138
01:24:04,081 --> 01:24:07,501
تو کسی بودی که به ما اصرار کردی
!تا اونارو گروگان بگیریم

1139
01:24:07,626 --> 01:24:09,503
!الان فهمیدم که حماقت کردم

1140
01:24:15,051 --> 01:24:17,178
...پس دارم اشتباهاتم رو تصحیح میکنم

1141
01:24:17,762 --> 01:24:21,057
.برای همین از شما چنین درخواستی رو دارم

1142
01:24:22,808 --> 01:24:24,143
...اگر اصرارداری انجامش بدم

1143
01:24:24,310 --> 01:24:25,352
.انجامش بده

1144
01:24:35,321 --> 01:24:37,865
نبرد برای حکومت
...تازه شروع شده

1145
01:24:55,591 --> 01:24:58,094
<i>بیستم آگوست</i>

1146
01:25:02,848 --> 01:25:05,559
همه منتظرن ببینن چی پیش میاد

1147
01:25:05,851 --> 01:25:11,398
ایه یاسو هنوز تو شرقه
.اگر برگرده معلوم نیست چه تعدادی به سمتش تغییر جهت میدن

1148
01:25:11,524 --> 01:25:14,235
برای کی مهمه؟ میدان نبرد کجاست؟

1149
01:25:15,069 --> 01:25:18,114
.میتسوناری قلعه اوگاکی رو بتصرف درآورده

1150
01:25:18,572 --> 01:25:23,285
اون از روی قلعه از سر سراشیبی
.روبروی خط مقدم شرق قرارداره

1151
01:25:23,494 --> 01:25:26,288
.جایی که قلعه فوکومیشا واقع شده

1152
01:25:26,413 --> 01:25:28,499
.ایه یاسو به قلعه اوگاکی حمله میکنه

1153
01:25:28,624 --> 01:25:31,168
اون تو زمین خوبه
.نه تو تصرف قلعه ها

1154
01:25:32,294 --> 01:25:34,839
برای محاصره به سه برابر نیروی بیشتر نسبت
نیروهای داخل قلعه نیازه

1155
01:25:34,964 --> 01:25:36,298
چطور اینو میدونی؟

1156
01:25:36,423 --> 01:25:37,842
.دانش یک نینجا

1157
01:25:39,218 --> 01:25:41,679
خب اگه راست میگی، ایه یاسو کجا مبارزه میکنه؟

1158
01:25:41,804 --> 01:25:44,265
میان تقاطع این دو جاده

1159
01:25:44,849 --> 01:25:46,350
.در سکیگاهارا

1160
01:25:48,602 --> 01:25:51,188
<i>کیوتو
اقامتگاه بانو نیی نیی</i>

1161
01:25:53,858 --> 01:25:55,192
چرا چهرت تو همه؟

1162
01:25:55,317 --> 01:25:57,862
.من فوشیمی رو با میتسوناری به آتش کشیدم

1163
01:25:57,987 --> 01:25:59,155
.فراموشش کن

1164
01:25:59,280 --> 01:26:02,658
اگر غرب تو رو در محاصره قرارداد
تو باید با اون بری

1165
01:26:02,783 --> 01:26:06,453
آیا ایه یاسو با من خوشحال نیست؟
.جواب هیچکدوم از نامه هام رو نداده

1166
01:26:06,579 --> 01:26:09,665
معلومه. اون باید میتسوناری رو فریب بده

1167
01:26:09,832 --> 01:26:11,709
.اون حتی از نامه های من استقبالی نکرد

1168
01:26:11,834 --> 01:26:16,213
مشاوران تو
.خانوادشون رو به عنوان وثیقه فرستاده

1169
01:26:17,006 --> 01:26:22,219
اما کی گوش میده؟
آهان! لابد کورودا ناگاماسا

1170
01:26:22,678 --> 01:26:25,055
.آره. براش یه نامه مینویسم

1171
01:26:26,265 --> 01:26:29,643
.اونطوری ناگاماسا به پای عالیجناب ایه یاسو میوفته

1172
01:26:29,768 --> 01:26:31,145
.نگران نباش

1173
01:26:31,478 --> 01:26:34,106
فقط جوری تظاهر کن که
.انگار طرف غرب هستی

1174
01:26:38,611 --> 01:26:41,322
.این دختریه که من به فرزندی قبولش کردم
خودتو معرفی کن به آقا

1175
01:26:42,781 --> 01:26:44,366
.اسم من تاتسو هست

1176
01:26:46,285 --> 01:26:48,662
.اون جوان ترین دختر میتسوناریه

1177
01:26:51,290 --> 01:26:55,211
بانو نیی نیی از
.بچه های میتسوناری مراقبت میکنه

1178
01:26:55,628 --> 01:26:58,172
این برای آینده خاندانش بهتره
.اگر که میتسوناری نابود بشه

1179
01:26:58,297 --> 01:27:02,009
البته، اگر خونش ادامه پیدا کنه
.برای هممون بهتره

1180
01:27:02,635 --> 01:27:04,511
<i>اوگاکی، 7 سپتامبر</i>

1181
01:27:13,020 --> 01:27:16,565
نیروهای موری جوان و کیکاوا به تعداد 20.000 تن
.از جاده خلیج کوچک دارن پیشروی میکنن

1182
01:27:16,690 --> 01:27:19,735
،همچنین 1.800 تن از جناب اِکی
و 6.600 از چوسوکابه

1183
01:27:19,860 --> 01:27:21,737
و 1.500 نفر از خاندانهای فرعی

1184
01:27:21,862 --> 01:27:24,240
...دارن به اینجا میرسن که وقتی با افرادی که

1185
01:27:24,365 --> 01:27:27,409
.اینجا داریم ترکیب میشن به 30.000 میرسن

1186
01:27:27,534 --> 01:27:30,329
افراد اونا درجمع از 60.000 نفر تشکیل شده

1187
01:27:30,454 --> 01:27:34,541
ما دراصل 40.000 نفر هستیم
.که 35.000 نفرمون تو کوهستانها گیر افتادن

1188
01:27:34,667 --> 01:27:37,586
.ما اگر الان بجنگیم شکست میخوریم

1189
01:27:37,711 --> 01:27:40,256
میتسوناری همیشه یک پله عقبتره
اون حرکتی نمیکنه

1190
01:27:40,381 --> 01:27:42,174
.تا وقتی اعلیحضرتش فرابرسه

1191
01:27:42,716 --> 01:27:43,634
و عقله اوساکا؟

1192
01:27:43,759 --> 01:27:48,222
بانو یودو وحشت زده شده
و موری ارشد رو اونجا نگهداشته

1193
01:27:48,347 --> 01:27:51,725
نیروهای موری جوان دارن
از کوهستان نانگو بالا میرن

1194
01:28:04,697 --> 01:28:07,491
آقای کیکاوا. آقای کیکاوا

1195
01:28:09,451 --> 01:28:13,163
لطفا بذارید قبل از حمله یک مجلس نظردهی
در اوگاکی برگزار کنیم. ازتون خواهش میکنم

1196
01:28:14,039 --> 01:28:15,291
آقای کیکاوا

1197
01:28:23,465 --> 01:28:24,842
از سر راه برید کنار

1198
01:28:28,470 --> 01:28:32,599
جناب اِکی، اونا دارن به سمت
!کوهستان نانگو میرن

1199
01:28:32,725 --> 01:28:35,185
اون روباه خاکستری هیچ به حرفام گوش نکرد

1200
01:28:35,311 --> 01:28:37,104
ازتون خواهش میکنم وارد قلعه اوگاکی بشید

1201
01:28:37,229 --> 01:28:39,023
.اون اگر بخواد از اونجا بره یعنی میره

1202
01:28:39,440 --> 01:28:40,774
.بذار بره

1203
01:28:40,899 --> 01:28:42,985
اما ما امشب باید تو مجلس نظردهی جنگ حضور پیدا کنیم

1204
01:28:43,360 --> 01:28:44,820
.از موری ارشد درخواست کن تا بیاد

1205
01:28:44,945 --> 01:28:48,115
ما قاصدی پشت قاصد به اوساکا
ارسال کردیم

1206
01:28:51,368 --> 01:28:56,081
<i>ارتش آکاساکا-اوکایاما و اوگاکی هردو
.هنوز بی تحرک مانده بودن</i>

1207
01:28:56,206 --> 01:28:58,792
<i>نه ایه یاسو ای به اونجا آمد
.و نه دود اسلحه ای بلند شد</i>

1208
01:28:58,959 --> 01:29:02,963
<i>باران روزی چندین بار میبارید
.و شبها بسیار سرد میشدند</i>

1209
01:29:04,548 --> 01:29:07,134
.شرق منتظر رسیدن ایه یاسو هست

1210
01:29:07,885 --> 01:29:11,221
<i>...میتسوناری هم، منتظر رسیدن عالیجناب موری</i>

1211
01:29:11,347 --> 01:29:14,433
<i>.فرمانده غرب بود</i>

1212
01:29:14,558 --> 01:29:17,936
<i>طبعا میتسوناری چندین بار به سراغ
.اون در اوساکا فرستاد</i>

1213
01:29:18,062 --> 01:29:22,649
<i>.بعضن در راه کشته میشدن
،و بعضیا هم که به مقصد میرسیدن</i>

1214
01:29:23,734 --> 01:29:28,155
<i>موری ارشد بهشون نزدیک میشد
.و به یک دسته کوچک دستور حرکت میداد</i>

1215
01:29:28,280 --> 01:29:32,743
<i>اما درحقیقت کسانی به وی توصیه کرده بودن
...که بهترین کار بی حرکت ماندن هست

1216
01:29:32,868 --> 01:29:36,872
<i>چراکه ممکن بود هرکسی که با ایه یاسو
،بطریقی ارتباط داشته</i>

1217
01:29:36,997 --> 01:29:41,710
<i>به هنگام خالی دیدن اوساکا از نیروهاش
به فکر به خطر انداختن موقعیتش در اونجا بشه</i>

1218
01:29:51,178 --> 01:29:53,013
.من دارم یه تقاضا به اوساکا میفرستم

1219
01:29:53,138 --> 01:29:55,182
.اونارو حسابشون نکن

1220
01:29:55,307 --> 01:29:58,602
اگر قلب تمام جنرالها
از درون باهم متحد بشه

1221
01:29:58,727 --> 01:30:00,854
ممکنه موری ارشد
.ارتشش رو به کمک ما بفرسته

1222
01:30:01,188 --> 01:30:05,317
اما اون فقط به فکر سرزمینهای خودشه
.بدون اینکه عاقبت این کشور رو درنظر بگیره

1223
01:30:06,443 --> 01:30:08,570
.پسر اون هم همینطوریه
.همینطور روباه خاکستری

1224
01:30:08,695 --> 01:30:10,906
.اگر اینطور باشه اونا خیلی ابلهن

1225
01:30:11,407 --> 01:30:14,076
اونا یه سرزمین کوچیک رو درنظر گرفتن
.اینجا ژاپنه

1226
01:30:14,493 --> 01:30:17,913
و اگر غرب ببازه ایه یاسو سرزمین
.های موری رو هم مصادره میکنه

1227
01:30:18,038 --> 01:30:21,667
ما دیگه سرزمینی نداریم که بخوایم برای تشویق
.به خاندانهای شرق اهدا کنیم

1228
01:30:24,628 --> 01:30:27,673
<i>.درهرحال این نامه به اوساکا نرسید</i>

1229
01:30:32,219 --> 01:30:33,178
.عجله کن

1230
01:30:35,139 --> 01:30:35,931
.بجنب

1231
01:30:37,224 --> 01:30:38,434
شما کی هستین؟

1232
01:30:38,559 --> 01:30:39,601
!رحم کن

1233
01:30:39,726 --> 01:30:40,936
!شما دزدهای میدان جنگید

1234
01:30:42,312 --> 01:30:44,106
صبر کن، صبر کن

1235
01:30:51,697 --> 01:30:54,408
<i>چهاردهم سپتامبر
در آستانه نبرد</i>

1236
01:30:56,535 --> 01:30:58,495
.قلعه اوگاکی در اون سمته

1237
01:30:58,620 --> 01:30:59,997
اونجا؟-
.همونجا-

1238
01:31:00,122 --> 01:31:01,665
.نه از این سمته-
کدوم سمت؟-

1239
01:31:01,790 --> 01:31:03,667
این یا اون کدومش؟-

1240
01:31:04,084 --> 01:31:07,212
نیروها بطور روزانه دارن کم کم
.از ساتسوما به اینجا میرسن

1241
01:31:07,963 --> 01:31:10,174
تعدادنیروهای شرق به 100.000 رسیده
.و ما 80.000 نفر هستیم

1242
01:31:10,299 --> 01:31:13,510
و هنوز نصف اونها در کوهستان
.از مکانی امن همچیز رو تحت نظر گرفتن

1243
01:31:14,386 --> 01:31:18,599
.این نبرد عدالت و ناعدالتیه
.ما نباید شکست بخوریم

1244
01:31:32,613 --> 01:31:35,949
گیوبو، تو نمیخوای وارد قلعه اوگاکی بشی؟

1245
01:31:36,074 --> 01:31:37,618
.ایه یاسو قرارنیست به قلعه حمله کنه

1246
01:31:37,743 --> 01:31:39,953
.اون نمیتونه اِدو رو براحتی ترک کنه

1247
01:31:40,412 --> 01:31:42,456
اگر اینکارو بکنه، یوئسوگی به اِدو حمله میکنه

1248
01:31:42,581 --> 01:31:45,125
شاید میدونه تو انتظارشو نداری
.و از پیش اونجارو مخفیانه ترک کرده

1249
01:31:45,250 --> 01:31:46,627
.این غیرمنطقیه

1250
01:31:47,794 --> 01:31:49,129
.تو هیچ تغییری نکردی

1251
01:31:53,675 --> 01:31:55,177
.اعلیحضرت داره میاد

1252
01:31:55,302 --> 01:31:57,471
.آوردن پسر ایه یاسو هیچ استفاده ای نداره

1253
01:31:57,596 --> 01:31:58,514
.ناامید نشو

1254
01:31:58,639 --> 01:32:02,142
ارباب. من فکر کنم همین 30.000 سربازی
که الان باخود داریم کفایت کنه

1255
01:32:02,935 --> 01:32:04,019
.خوب گفتی

1256
01:32:16,073 --> 01:32:21,203
.جنرالهای خط مقدم الان اینجان

1257
01:32:21,328 --> 01:32:22,329
.منو بیارید بیرون

1258
01:32:22,454 --> 01:32:23,997
.به راه رفتن ادامه بدید

1259
01:32:36,093 --> 01:32:38,679
این یه انجیره پدر. همون چیزی که دوست داری

1260
01:32:42,099 --> 01:32:46,728
به لطف پدرخواندت که آوردت اینجا
.تو داری بخوبی بالغ میشی

1261
01:32:48,522 --> 01:32:51,233
،فکرِ برادر بزرگترت هیدِتادا رو بکن

1262
01:32:51,692 --> 01:32:53,026
که توی کوهستان گیر افتاده

1263
01:32:54,653 --> 01:32:59,908
و داره با 35.000 نفر با
.ارتش سانادا مبارزه میکنه

1264
01:33:02,286 --> 01:33:03,412
از میتسوناری چه خبر؟

1265
01:33:03,537 --> 01:33:05,747
.اون هنوز متوجه اومدن شما نشده

1266
01:33:07,499 --> 01:33:09,084
...چقدر سر به هواست

1267
01:33:09,293 --> 01:33:11,753
<i>.کوهستان ماتسوئو، جنوب سکیگاهارا</i>

1268
01:33:31,148 --> 01:33:33,650
<i>اردوگاه خط مقدم شرق
.آکاساکا-اوکایاما</i>

1269
01:33:37,070 --> 01:33:39,990
من هیچوقت با کلاهخودم از اسب نیوفتادم

1270
01:33:44,369 --> 01:33:48,999
زود باشید پرچمای جنگ رو بالا ببرید

1271
01:33:55,964 --> 01:33:58,342
قلعه ی اوگاکی درست روبرومه

1272
01:34:05,891 --> 01:34:06,850
ایه یاسو کجاس؟

1273
01:34:07,017 --> 01:34:08,727
اون تازه وارده آکاساکا اوکویاما شده

1274
01:34:08,852 --> 01:34:10,062
مطمئنی؟

1275
01:34:10,187 --> 01:34:14,066
تو گفتی اون ادو رو از ترس اوئه سوگی ترک نمیکنه

1276
01:34:15,525 --> 01:34:17,152
شورا جنگ درحال شکل گیریه

1277
01:34:17,277 --> 01:34:20,072
من بهشون روحیه میدم

1278
01:34:20,322 --> 01:34:22,074
نوبوکاتسو، به 500 نفر احتیاج دارم

1279
01:34:22,199 --> 01:34:24,326
پیاده نظام

1280
01:34:24,451 --> 01:34:25,911
ما تغییر مسیر میدیم

1281
01:34:26,411 --> 01:34:27,913
جوخه تفنگداران ایشیدا

1282
01:34:29,039 --> 01:34:30,582
عجله کنید

1283
01:34:32,167 --> 01:34:34,086
رو به جلو

1284
01:34:36,880 --> 01:34:39,925
کوبایاکاوا یه اردوگاه در کوهستان ماتسو برپاکرده

1285
01:34:40,425 --> 01:34:41,843
تو چی فکر میکنی ناگاماسا؟

1286
01:34:41,968 --> 01:34:46,306
من باور دارم اون طرف شماس و همچنین مشاورانش

1287
01:34:46,450 --> 01:34:50,140
و ماهم موافقت کردیم
اعضای خانوادشون رو به عنوان گروگان گذاشتن

1288
01:34:50,268 --> 01:34:52,646
من بهترین شمشیرزنمون رو به عنوان مراقبشون فرستادم

1289
01:34:52,771 --> 01:34:56,817
،تا اگه به جبهه ی میتسوناری بپیونده
کوبایاکاوا رو به قتل برسونه

1290
01:35:08,036 --> 01:35:10,664
ایناهاش، بالاخره شروع شد

1291
01:35:11,248 --> 01:35:13,333
جنگ تو رودخونه کوئیسه بالاخره شروع شد

1292
01:35:13,458 --> 01:35:14,918
ناهارمو بیارید اینجا

1293
01:35:18,255 --> 01:35:20,340
کشته نشیدا

1294
01:35:20,465 --> 01:35:23,176
اوه، نه، نه، نه، نه

1295
01:35:24,136 --> 01:35:25,345
نابودمون کردن که

1296
01:35:30,809 --> 01:35:32,686
بعد از علامت اسمشون، لباشون هم قرمز کنید

1297
01:35:37,524 --> 01:35:40,652
نینجای جناب نائوئه به تازگی وارد اوئه سوگی شدن

1298
01:35:44,531 --> 01:35:45,741
گوش قرمز؟

1299
01:35:46,867 --> 01:35:48,410
بیا تو برجک توضیح بده

1300
01:35:49,286 --> 01:35:53,081
اتفاقی برای نینجامون پیش اومده؟

1301
01:35:53,373 --> 01:35:56,376
...درحین برگزاری شورای جنگ در کانتو ایگاها

1302
01:35:56,543 --> 01:35:57,377
مردن؟

1303
01:35:57,502 --> 01:35:59,421
بدناشون پیداشده

1304
01:36:01,465 --> 01:36:02,924
درمورد هاتسومه خبری نداری؟

1305
01:36:03,091 --> 01:36:04,718
هیچی

1306
01:36:14,310 --> 01:36:19,480
جناب نائوئه گفتن
"ما محاصره شده بودیم و مجبور شدیم دست از تعقیب ایه یاسو بکشیم"

1307
01:36:19,941 --> 01:36:22,652
و برای مقابله با موگامی به شمال میریم

1308
01:36:22,778 --> 01:36:24,738
شما باید دنبال ایه یاسو برید

1309
01:36:24,863 --> 01:36:28,825
بهش مقابله کنید و موقعیتتون رو گزارش کنید

1310
01:36:31,328 --> 01:36:33,997
گوش قرمز برو اینارو از اردوگاه های شرقی بگیر

1311
01:36:34,122 --> 01:36:38,668
ایه یاسو داره مدارکی دال بر اینکه اعلیحضرت به ما خیانت کرده پخش میکنه

1312
01:36:39,294 --> 01:36:41,922
حتی هم قطارانتون کمکش کردن، سرورم

1313
01:36:42,047 --> 01:36:44,508
کی میتونست همه ی اینارو حدس بزنه؟

1314
01:36:45,801 --> 01:36:48,011
نیروهای مستقر درشرق خیلی کمن

1315
01:36:48,970 --> 01:36:52,349
ایه یاسو نیروهای مستقلی به سمت کوهستان اعزام کرده؟

1316
01:36:52,516 --> 01:36:54,893
،هیدتادا همراه صدرالعظم هوندا

1317
01:36:55,018 --> 01:36:58,063
و 35 هزار نفر اعزام شدن

1318
01:36:58,188 --> 01:37:00,607
ماسایوکی سانادا هم که همونجاست

1319
01:37:00,732 --> 01:37:03,735
اون 35 هزار نفر توی زمین های سانادا گیرافتادن

1320
01:37:03,860 --> 01:37:05,570
چه خبر خوبیه، ساکون

1321
01:37:06,404 --> 01:37:08,156
فشار شدیدی روی ایه یاسو هست

1322
01:37:08,740 --> 01:37:13,411
گوش قرمز، از الان به بعد تو چشم و گوش ارتش مایی

1323
01:37:13,703 --> 01:37:14,454
بله

1324
01:37:14,579 --> 01:37:16,581
چرا منتظرموندیم

1325
01:37:16,790 --> 01:37:18,750
،منطقی ترین حرکت اینه که
به سرعت به سمت قلعه اوگاکی هجوم ببریم

1326
01:37:18,875 --> 01:37:22,379
و سر ایشیدا میتسوناری و اوکیتا هیده ایه رو بدست بیاریم

1327
01:37:22,546 --> 01:37:24,256
دارم بهت میگم که محاصره کردنشون بی ملاحظگیه

1328
01:37:24,381 --> 01:37:27,592
مامورگشت کورودا موندو هستم، گزارش آوردم

1329
01:37:27,759 --> 01:37:29,636
بیا داخل موندو

1330
01:37:33,348 --> 01:37:34,015
گزارشتو بگو

1331
01:37:34,140 --> 01:37:35,475
گزارش میکنم

1332
01:37:37,352 --> 01:37:38,311
گزارش کن دیگه

1333
01:37:38,436 --> 01:37:39,813
گزارش میکنم

1334
01:37:40,146 --> 01:37:44,484
نیروهای مستقر در غرب به حدود 18 هزار نفر میرسند

1335
01:37:44,609 --> 01:37:46,278
گزارش های دیگه میگن 15 هزارتان

1336
01:37:46,403 --> 01:37:47,112
خودتو جمع جور کن

1337
01:37:47,779 --> 01:37:51,199
موندو، عجله ای بین نیروهای اوکیتا هیده ایه ندیدی؟

1338
01:37:51,366 --> 01:37:52,033
بله دیدم

1339
01:37:52,158 --> 01:37:52,909
خب نظرت چیه؟

1340
01:37:53,034 --> 01:37:54,369
دارن اردوگاهشون رو دوباره برپامیکنن

1341
01:37:54,494 --> 01:37:56,121
برای نبرد آماده نمیشن؟

1342
01:37:56,246 --> 01:37:58,123
تحرکاتشون از بعد از ظهر شروع شده

1343
01:37:58,248 --> 01:38:00,333
زمان کافی برای به نبرد رفتن در طلوع خورشید رو ندارن

1344
01:38:00,458 --> 01:38:01,751
ممکنه یه هجوم شبانه داشته باشن؟

1345
01:38:01,877 --> 01:38:04,838
تحرکاتشون به صورت متداوله

1346
01:38:05,881 --> 01:38:07,173
خوب گفتی موندو

1347
01:38:07,299 --> 01:38:09,426
در بالای کوه های غرب هم اردوگاه زدن

1348
01:38:09,593 --> 01:38:12,470
اینطور که بنظر میرسه حتی برای پایین اومدن و پیداکردن آب هم میترسن

1349
01:38:12,596 --> 01:38:15,098
حقا که بیشتر شبیه عروسکن تا جنگجو

1350
01:38:15,223 --> 01:38:17,851
اونا نیروهای مستقر در میدانشون رو به قدری کم کردن

1351
01:38:17,976 --> 01:38:19,686
که به 18 هزار نفر رسیده

1352
01:38:19,810 --> 01:38:23,060
مستحق یه پاداشی
خیلی خوب گزارش دادی

1353
01:38:28,820 --> 01:38:29,863
موندو

1354
01:38:31,156 --> 01:38:32,032
اینو بخور

1355
01:38:32,449 --> 01:38:33,700
ممنونم سرورم

1356
01:38:34,200 --> 01:38:35,869
خیلی خب تصمیممو گرفتم

1357
01:38:36,328 --> 01:38:38,997
فردا اینجارو ترک میکنیم و
به سمت غرب پیش روی میکنیم

1358
01:38:39,164 --> 01:38:40,874
بله سرورم

1359
01:38:43,668 --> 01:38:45,378
ما موقعیت فرمانرواهارو میدونیم

1360
01:38:45,879 --> 01:38:48,256
کسی تاحالا خدمتکارای اردوگاه ایه یاسو رو دیده؟

1361
01:38:48,381 --> 01:38:50,592
اونا تازه حصار برپا کردن

1362
01:38:50,717 --> 01:38:51,718
خندق هم کندن؟

1363
01:38:51,843 --> 01:38:52,928
نه سرورم

1364
01:38:53,219 --> 01:38:54,262
خیلی خب

1365
01:38:56,848 --> 01:38:57,933
این یه اردوگاهه موقته

1366
01:38:58,558 --> 01:39:00,602
بدون شک اونا از غرب هجوم میارن

1367
01:39:01,186 --> 01:39:05,607
احتمالا اونا تعدادی سرباز برای مراقبت از قلعه اوگاکی میزارن

1368
01:39:05,732 --> 01:39:08,944
باید قبل از اینکه اونا موضع بگیرن قلعرو ترک کنیم

1369
01:39:10,236 --> 01:39:11,780
بیاید به سکیگاهارا بریم

1370
01:39:11,905 --> 01:39:15,116
ایه یاسو اینکارو میکنه تا ما گمراه بشیم

1371
01:39:17,577 --> 01:39:20,080
شما چه پیشنهادی میکنید، جناب راهب

1372
01:39:20,413 --> 01:39:22,916
یه هجوم شبانه به اردوگاه اصلیشون

1373
01:39:23,083 --> 01:39:24,668
ارتش من رهبریشون میکنه

1374
01:39:24,793 --> 01:39:27,337
یه تهاجم برای ابله هایی که تحت فرمان ماهستن

1375
01:39:27,462 --> 01:39:31,091
تنها استراتژی موندن درکنارِ متحدینی بزدله

1376
01:39:31,758 --> 01:39:35,011
اگه ما اول حمله کنیم هیچکس نمیتونه به ما خیانت کنه

1377
01:39:35,136 --> 01:39:38,348
اگه تو شب بهشون حمله کنیم مضحکه ی تاریخ میشیم

1378
01:39:40,809 --> 01:39:42,352
ما به سکیگاهارا میریم

1379
01:39:42,477 --> 01:39:44,354
میخوای این قلعه رو ترک کنی؟

1380
01:39:44,646 --> 01:39:46,189
این دقیقا همون چیزیه که ایه یاسو میخواد

1381
01:39:46,314 --> 01:39:48,483
ساکت شو! بزار ببینیم چی میگه

1382
01:39:48,608 --> 01:39:51,486
ولی، ما منجنیقارو با روغنای داغ اماده کردیم

1383
01:39:51,611 --> 01:39:53,029
این نقشه ی منه

1384
01:39:53,154 --> 01:39:55,949
تو کوهستان ساسو موضع میگیریم و هدایتشون میکنیم

1385
01:39:56,074 --> 01:39:58,952
شیمازو هم از پشت سر ما به دنبال کونیشی میره

1386
01:39:59,077 --> 01:40:02,122
عالیجناب اوکیتا، با لشکرتون اینجا ساکن بشید

1387
01:40:02,580 --> 01:40:04,124
جنوب تنما هم اردوگاه بزنید

1388
01:40:04,249 --> 01:40:06,501
با حضور نیروهامون تو سکیگاهارا

1389
01:40:06,668 --> 01:40:08,461
بدون موری هم میتونیم پیروز بشیم

1390
01:40:08,586 --> 01:40:09,796
ایه یاسو چی؟

1391
01:40:09,921 --> 01:40:13,299
اون باهمون پرچم بودای خودش که زندگی کرده خواهد مرد

1392
01:40:13,425 --> 01:40:17,804
اون در تپه های موکوباری اردو میزنه، همونطور که پرنسس آمانو اینکارو در

1393
01:40:17,929 --> 01:40:19,347
هزار سال پیش کرد

1394
01:40:21,390 --> 01:40:23,740
،چراغ هارو خاموش کنید صداتونم درنیاد و

1395
01:40:23,977 --> 01:40:26,187
پوزه بند اسبارو بزارید تا سرصدا نکنن

1396
01:40:32,485 --> 01:40:34,029
هیجان زده تر از آن هستم که بخوابم

1397
01:40:34,154 --> 01:40:35,822
یه سبد هورا؟

1398
01:40:36,156 --> 01:40:38,199
اولین سبد بعد از 18 سال

1399
01:40:42,662 --> 01:40:45,874
نو تاریخچه ی این سبدُ میدونی؟

1400
01:40:46,332 --> 01:40:50,211
اینکه چرا یک سامورایی با یک سبد هورا بر پشتش به مبارزه میپردازه؟

1401
01:40:50,336 --> 01:40:52,047
برای اینکه مردانگیش رو نشون بده؟

1402
01:40:52,172 --> 01:40:56,885
برگرفته از کتابی، هورا پس از شکل گرفتن یک جنین طراحی شد

1403
01:40:58,678 --> 01:41:01,056
،که وقتی هشت هفته تا زایمانش باقی مانده بود

1404
01:41:02,348 --> 01:41:05,060
از تو رحم مادر مسموم شد

1405
01:41:06,019 --> 01:41:11,357
بدین ترتیب، ساختار سبدهای هورایی متداعی "رحم محافظ مادر" هست
که بر پشت مبارز قرارمیگیره

1406
01:41:11,524 --> 01:41:16,446
مرگ و زندگی چیزهایی هستن که اتفاق افتادنشون قطعیه

1407
01:41:16,571 --> 01:41:19,783
اخرین باری که یکی از این سبدها درست کردید چه اتفاقی افتاده بود؟

1408
01:41:19,908 --> 01:41:22,494
به نوبوناگا اودا در هونوجی خیانت شده بود

1409
01:41:24,245 --> 01:41:27,582
،من فقط با تعداد کمی از افرادم تو ساکای بودم که

1410
01:41:29,918 --> 01:41:35,632
به طرف کوه های ایگاها فرار کردم و داشتم برای هاراکیری آماده میشدم

1411
01:41:36,091 --> 01:41:39,636
قبل از اینکه خودمو بکشم
تصمیم گرفتم یک سبد هورا بسازم

1412
01:41:39,761 --> 01:41:42,472
<i>روستای یاماناکا، اردوگاه اوتانی گیوبو</i>

1413
01:41:50,688 --> 01:41:51,523
گشنته؟

1414
01:41:51,648 --> 01:41:55,693
اره ممنون، از دیشب تاحالا چیزی نخوردم

1415
01:41:56,194 --> 01:41:58,613
فرنیه واریگایو
یادته؟

1416
01:41:58,738 --> 01:42:02,367
جزو موردعلاقه های اعلیحضرته، مگه میشه یادم بره

1417
01:42:03,827 --> 01:42:06,037
توهم اونمقع منو نجات دادی

1418
01:42:06,996 --> 01:42:08,873
اعلیحضرت بی منطق بود

1419
01:42:09,499 --> 01:42:13,711
هیچکس با سنگ چاقو تیز کن نمیره شکار

1420
01:42:13,837 --> 01:42:16,047
هنوزم، یه خدمت کار نمیتونه از اربابش سرپیچی کنه

1421
01:42:16,172 --> 01:42:19,717
و تو گفتی میتونیم به راحتی سه فنجان برنجو بشکنیم

1422
01:42:19,843 --> 01:42:22,387
همه ی خدمت گذارا شمشیرشون گرفتن و

1423
01:42:22,512 --> 01:42:24,389
شروع کردن به شکستنِ شون

1424
01:42:31,229 --> 01:42:33,022
ما حرکتمون رو شروع کردیم

1425
01:42:33,231 --> 01:42:34,691
من اردوگاهمو جابجا میکنم

1426
01:42:34,899 --> 01:42:39,279
من تا سمت کوه ماتسو پیشروی میکنم
محض اطمینان از اینکه یه موقع کوبایاکاوا بهمون خیانت

1427
01:42:39,404 --> 01:42:41,447
دیگه دیره براش تا بخواد بهمون خیانت کنه

1428
01:42:46,578 --> 01:42:48,621
درمورد هاتسومه متاسفم

1429
01:42:52,917 --> 01:42:54,961
فقط یه نینجا بود که برنگشت

1430
01:42:55,086 --> 01:42:56,880
هنوزم... ناراحت هاتسومم

1431
01:42:57,005 --> 01:42:58,631
اون زندست

1432
01:43:04,262 --> 01:43:05,555
برو به دیدن کوبایاکاوا

1433
01:43:07,640 --> 01:43:09,684
بزار ببینه تو کی هستی

1434
01:43:09,809 --> 01:43:11,352
بیش از حد درخواست میکنی

1435
01:43:13,313 --> 01:43:16,024
ببخش ولی من نمیتونم بفرستمت

1436
01:43:22,822 --> 01:43:27,035
طعم این واریگایو هیچ وقت فراموش نمیکنم

1437
01:43:36,169 --> 01:43:38,546
نیروهای شیمازو در هجوم های شبانه خِبره هستن

1438
01:43:38,671 --> 01:43:40,673
مراقب هارو زیاد کنید

1439
01:43:40,840 --> 01:43:46,387
بالاخره به فرمانروایی رسیدم

1440
01:43:48,681 --> 01:43:50,892
،همه ی اینا بخاطر لطف

1441
01:43:55,521 --> 01:43:57,232
<i>هوراس</i>

1442
01:43:59,943 --> 01:44:02,528
خیلی خب، تموم شدش

1443
01:44:04,028 --> 01:44:12,028
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1444
01:44:21,756 --> 01:44:22,799
سرورم

1445
01:44:25,260 --> 01:44:28,304
ارتش میتسوناری به تازگی قلعه اوکاگیو ترک کردن

1446
01:44:28,596 --> 01:44:31,140
واقعا؟ به سربازا دستور بده تا پیشروی کنن

1447
01:44:31,307 --> 01:44:35,520
سی هزار نفر از افرادمو در تپه های موموکوباری مستقر کن

1448
01:44:36,479 --> 01:44:38,022
،نتیجه این نبرد

1449
01:44:40,984 --> 01:44:42,193
در سکیگاهارا مشخص میشه

1450
01:44:42,485 --> 01:44:46,030
<i>دامنه ی تپه ی موموکوباری
نیروهای فوکوشیما ماسانوری</i>

1451
01:45:06,009 --> 01:45:07,802
شماها جز کدوم دسته این که جلوتر دارین میرین

1452
01:45:08,052 --> 01:45:09,721
از دسته نیزه دارایین؟

1453
01:45:10,013 --> 01:45:12,390
ما جز افراد اوکیتا ایم

1454
01:45:12,515 --> 01:45:13,725
دشمن احاطمون کرده؟

1455
01:45:14,058 --> 01:45:15,435
ممکنه

1456
01:45:16,227 --> 01:45:17,603
بیا از اینجا بریم

1457
01:45:18,730 --> 01:45:19,856
آهسته حرکت میکنیم

1458
01:45:21,941 --> 01:45:24,777
<i>کوه ماتسو</i>

1459
01:45:24,777 --> 01:45:26,779
ما از امپراطور میخوایم
،تا شمارو به عنوان نایب السلطنه و

1460
01:45:27,238 --> 01:45:29,282
سرپرست هیدیوری منصوب کنن

1461
01:45:29,407 --> 01:45:31,743
نکنه میخوای برام نایب السلطنتگی رو بخری؟

1462
01:45:31,868 --> 01:45:33,619
یه جنگجو همیشه برای موقعیتش میجنگه

1463
01:45:33,745 --> 01:45:35,455
این میتونه برای تویوتومی یه امتیاز باشه

1464
01:45:35,580 --> 01:45:36,414
دقیقا

1465
01:45:37,248 --> 01:45:40,626
زمان به یه ادم دونپایه این اجازرو میده که به موفقیت صعود کنه

1466
01:45:42,128 --> 01:45:47,008
پدر و مادر من کشاورز بودن و من توسط یه راهب فقیر بزرگ شدم

1467
01:45:47,133 --> 01:45:50,136
بخاطر همینه

1468
01:45:51,929 --> 01:45:55,475
تحسین اعلیحضرت از بانو یودو رو خیلی خوب درک میکنم

1469
01:45:55,641 --> 01:45:56,893
من یکی از وارثین تایکو هستم و تو؟

1470
01:45:57,018 --> 01:46:00,355
من همچیزمو میذارمو میرم به سفر

1471
01:46:00,855 --> 01:46:02,190
تا اون کسی که دوستش دارم رو پیدا کنم

1472
01:46:02,315 --> 01:46:03,733
من تورو نمیفهممت

1473
01:46:03,858 --> 01:46:08,112
من نمیتونستم تمام اون 20 زن رو
کنار رودخانه نجات بدم

1474
01:46:08,488 --> 01:46:12,075
اما من 30 سامورایی استخدام کردم
که اربابهاشون رو از دست داده بودن

1475
01:46:12,200 --> 01:46:14,369
همه اونا برای خدمتگزاری
یک وارث آماده هستن

1476
01:46:14,494 --> 01:46:17,538
اونا تورو حمایت میکنن
تو هر شرایط سختی که باشه

1477
01:46:19,999 --> 01:46:21,542
.کنفیسیوس از خود گذشتگی رو یاد داد

1478
01:46:23,669 --> 01:46:26,172
.و منسیوس عدالت رو
اونم در سالهایی رو به تباهی

1479
01:46:28,841 --> 01:46:32,887
عدالت به تنهایی قادرخواهد بود
.دنیایی بی هرج و مرج پدیدآوره

1480
01:46:33,054 --> 01:46:36,724
برای همین ما به عدالت منسیوس نیاز داریم
.تا نذاریم دنیا به اون سمت بره

1481
01:46:36,891 --> 01:46:39,102
.ناعدالتی نباید عدالت رو شکست بده

1482
01:46:46,609 --> 01:46:48,277
،دود قرمز به معنی علامتیه که

1483
01:46:50,405 --> 01:46:51,697
حمله ات رو شروع کنی

1484
01:47:03,584 --> 01:47:05,294
.ما به تپه موموکوباری میریم

1485
01:47:05,711 --> 01:47:07,422
.نیروهای نیزه دار و تفنگدار هنوز آماده نیستند

1486
01:47:07,547 --> 01:47:08,172
.مهم نیست

1487
01:47:08,297 --> 01:47:09,465
.اعلیحضرت با اسب رفت

1488
01:47:09,757 --> 01:47:12,093
اعلیحضرت یک مرکز فرماندهی
.در تپه های موموکوباری ایجاد میکنه

1489
01:47:12,343 --> 01:47:13,302
.خودتو جمع کن

1490
01:47:15,930 --> 01:47:17,014
.آروم باش

1491
01:47:20,685 --> 01:47:23,104
<i>کوهستان ساسائو
مراکز فرماندهی میتسوناری</i>

1492
01:47:25,356 --> 01:47:28,025
<i>پانزدهم سپتامبر، 1600</i>

1493
01:47:28,818 --> 01:47:30,361
ارباب میتسوناری رسید

1494
01:47:50,006 --> 01:47:51,883
عقب نیوفت

1495
01:47:52,383 --> 01:47:54,051
.من عقب نیوفتادم

1496
01:47:54,343 --> 01:47:59,724
توی سکیگاهارا چندی تونل حفر شده
ما توی اونا قایم میشیم تا جنگ تموم بشه

1497
01:48:05,730 --> 01:48:06,939
.خیلی از اونا هستن

1498
01:48:12,069 --> 01:48:14,572
لعنتی! داری منو دست میندازی

1499
01:48:15,239 --> 01:48:18,743
ما درست درمیان دو ارتش هستیم

1500
01:48:22,371 --> 01:48:23,789
!مثل گینگیمه
(نوعی بازی دونفری)

1501
01:48:31,088 --> 01:48:32,632
.فرارکن

1502
01:49:16,509 --> 01:49:17,718
!نندازش

1503
01:49:20,846 --> 01:49:22,557
اونا اسرای چوسان هستن؟

1504
01:49:23,015 --> 01:49:24,016
.بله قربان

1505
01:49:24,183 --> 01:49:28,604
اونا نترس هستن. خودشون رو وقف این میکنن
تا پشت فولانگجی وایسن
(نوعی توپ پرتغالی پرخطر)

1506
01:49:28,854 --> 01:49:30,731
فولانگجی؟ این توپ های برنجی؟

1507
01:49:31,190 --> 01:49:33,901
بلی، اونا تو کار کردن باهاش بهترینن

1508
01:49:35,861 --> 01:49:36,904
.ما روت حساب میکنیم

1509
01:49:38,364 --> 01:49:39,240
!تکون بخورید

1510
01:49:48,249 --> 01:49:49,750
توموکاتسو

1511
01:51:24,261 --> 01:51:28,974
نیروهای اوکیتا به تعداد 17.000 رسیدن
و توی موقعیت قرارگرفتن

1512
01:51:29,141 --> 01:51:30,351
و آرایش دشمن چطوره؟

1513
01:51:30,476 --> 01:51:31,519
.بدین ترتیب، قربان

1514
01:51:37,817 --> 01:51:39,360
.بسیارخب

1515
01:51:40,277 --> 01:51:44,865
گوش قرمز، بهترین کمکی که میتونی به ما بکنی چیه؟
تو اینجا چی میخوای؟

1516
01:51:45,991 --> 01:51:49,370
.من میخوام سر ایه یاسو رو براتون بیارم، قربان

1517
01:51:54,834 --> 01:51:57,044
.آتشبازی شیمازو

1518
01:52:05,428 --> 01:52:08,055
چومان، میتونی انداختن این چیزا رو تمومش کنی؟

1519
01:52:08,180 --> 01:52:09,724
.همشون بی مصرفن

1520
01:52:09,849 --> 01:52:11,225
این جاش اینجاست

1521
01:52:11,392 --> 01:52:12,935
!گفتم تمومش کنید

1522
01:52:14,061 --> 01:52:15,104
!همه جمع شید

1523
01:52:16,564 --> 01:52:18,190
آرایش شما اینه

1524
01:52:19,233 --> 01:52:22,778
وقتی که جنگ شروع شد
هیچ توجهی به دستورات میتسوناری نکنید

1525
01:52:22,903 --> 01:52:24,613
شیمازو با صدای طبل خودش شروع به پیشروی نظامی میکنه

1526
01:52:24,739 --> 01:52:26,449
اگر دشمن به ما حمله کرد چی؟

1527
01:52:27,241 --> 01:52:28,242
.شما اول شلیک نکنید

1528
01:52:28,367 --> 01:52:29,785
اما اگر خیلی بهمون نزدیک شدن، شلیک کنید

1529
01:52:29,910 --> 01:52:30,953
.بله قربان

1530
01:52:31,162 --> 01:52:33,289
آرایش نود درجه بگیرید

1531
01:52:34,915 --> 01:52:36,125
!جایگیری کنید

1532
01:52:36,417 --> 01:52:38,961
موریاتسو، بهشون بگو سوترا خوندن رو شروع کنن
(سوترا به معنی کتاب مقدس بودیسم)

1533
01:52:39,086 --> 01:52:39,962
انجامش میدم

1534
01:52:40,129 --> 01:52:42,798
<i>هفت بعد از ظهر، تپه موموکوباری</i>

1535
01:52:52,892 --> 01:52:56,187
نمیشه با این مه یه کاری کرد؟

1536
01:53:03,360 --> 01:53:07,865
،کسانی که در راس این نبرد عظیم قرارخواهند گرفت
میبایستی توکوگاوا و خدمتگزارانش باشند

1537
01:53:08,657 --> 01:53:13,037
اما عالیجناب فوکوشیما، فقط به فکر کشتن میتسوناریه
اون به شما وفادار نیست

1538
01:53:13,162 --> 01:53:18,709
اون داره اغراق میکنه
!که برای همیشه به شما خدمت میکنه

1539
01:53:20,294 --> 01:53:24,381
نائوماسا، این اولین نبرد تادایوشی، پسرخوانده تو خواهد بود

1540
01:53:24,882 --> 01:53:27,885
نمیخوای بهش اجازه بدی خط مقدم رو ببینه؟

1541
01:53:28,677 --> 01:53:29,595
.چشم قربان

1542
01:53:50,407 --> 01:53:51,784
.بالاخره

1543
01:53:52,910 --> 01:53:53,953
.زمانش رسید

1544
01:53:54,411 --> 01:53:57,957
!اونا به ما علامت دادن
!کلاه خود من! اسبم! طبلها

1545
01:53:58,249 --> 01:53:59,834
!تمام افراد، حمله

1546
01:53:59,959 --> 01:54:01,293
!طبلها رو به صدا دربیارید

1547
01:54:04,922 --> 01:54:07,466
<i>نیروهای اوکیتا از غرب</i>

1548
01:54:09,760 --> 01:54:11,303
!حمله

1549
01:54:18,185 --> 01:54:20,855
<i>نیروهای کورودا از شرق</i>

1550
01:54:23,983 --> 01:54:25,234
.آتش

1551
01:54:31,156 --> 01:54:32,867
!نیروهای نیزه دار، بجلو

1552
01:54:37,830 --> 01:54:39,373
!از جناح چپ حمله کنید

1553
01:55:01,687 --> 01:55:04,940
نیروهای ساکون و گامه آرایش نظامی نیروهای کورودا رو بهم زدن

1554
01:55:36,597 --> 01:55:38,140
!از جناح راست حمله کنید

1555
01:55:47,566 --> 01:55:49,234
اون ساکون شیما هست؟

1556
01:55:49,360 --> 01:55:50,277
.بله قربان

1557
01:57:01,390 --> 01:57:03,142
.زیر پا لهش کن

1558
01:57:07,771 --> 01:57:09,982
!بجنگید

1559
01:57:17,322 --> 01:57:18,032
.آماده

1560
01:57:18,157 --> 01:57:18,824
<i>!روشن کن</i>

1561
01:57:18,991 --> 01:57:20,200
<i>!روشن کن</i>

1562
01:57:21,326 --> 01:57:22,369
<i>آلوو</i>

1563
01:57:23,829 --> 01:57:25,372
.هدف توپ تنظیم شد

1564
01:57:26,123 --> 01:57:27,374
<i>!آتش</i>

1565
01:57:38,052 --> 01:57:41,388
<i>تپه موموکوباری
.مرکز فرماندهی ایه یاسو</i>

1566
01:57:51,148 --> 01:57:54,443
افراد خود ایه یاسو دارن نبرد رو
.از روی تپه موموکوباری تماشا میکنن

1567
01:57:54,568 --> 01:57:56,278
.زمان ما فرا رسید

1568
01:57:56,403 --> 01:57:59,448
ما میتونیم ببریم! به افراد اوکیتا علامت بده
.تا یه حمله تمامعیار داشته باشن

1569
01:57:59,573 --> 01:58:03,077
شیکا، تو باید بری پیش ساکون و اینو بهش بگی
.تا رشادتش بیشتر بشه

1570
01:58:03,202 --> 01:58:05,496
اون علامتی که گفتم برای اعلیحضرت کوبایاکاوا
بفرستید چی شد؟

1571
01:58:05,621 --> 01:58:07,623
.ما یکبار بهش علامت دادیم-
.یکی دیگه بدین-

1572
01:58:07,831 --> 01:58:09,875
نیروهای خط مقدم به جلو

1573
01:58:10,000 --> 01:58:11,627
!نیروهای نیزه دار، به جلو

1574
01:58:16,090 --> 01:58:17,299
ما اونارو به عقب میرونیم

1575
01:58:18,509 --> 01:58:19,635
.عجله کنید

1576
01:58:37,069 --> 01:58:39,738
ساکون شیما رو هدف قراربدید
آماده

1577
01:58:40,906 --> 01:58:42,199
.آتش

1578
01:58:44,993 --> 01:58:46,203
آماده

1579
01:58:47,162 --> 01:58:48,372
.آتش

1580
01:58:54,086 --> 01:58:55,587
!جناب ساکون

1581
01:59:26,827 --> 01:59:29,454
روده هات رو گرم کن و به آرومی بدشون عقب

1582
01:59:29,580 --> 01:59:31,957
.از پوست درخت بید برای محکم بستن استفاده کنید

1583
01:59:34,042 --> 01:59:34,793
اون چطوره؟

1584
01:59:34,918 --> 01:59:36,461
.اون میتونه بجنگه، وقتی جلوی خون ریزیش گرفته شد

1585
01:59:36,587 --> 01:59:40,299
اگر شیمازو از کنار حمله کنه
کورودا نابود میشه

1586
01:59:40,924 --> 01:59:42,885
شیمازو هیچ تحرکاتی داشته؟-
خیر. عالیجناب-

1587
01:59:43,010 --> 01:59:45,345
به شیمازو برو و ازشون درخواست حمله کن

1588
01:59:45,929 --> 01:59:46,680
.نه، من میرم

1589
01:59:46,805 --> 01:59:47,639
.اسب من رو بیارید

1590
01:59:47,764 --> 01:59:49,308
بی ملاحظگی نکن، ارباب

1591
01:59:50,808 --> 01:59:58,808
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1592
02:00:02,154 --> 02:00:03,864
!برو

1593
02:00:09,661 --> 02:00:12,206
چرا از سمت ماتسوئو
هیچ تحرکاتی نیست؟

1594
02:00:12,664 --> 02:00:15,876
اگر کوبایاکاوا حرکتی کنه
اوتانی و اوکیتا میتونن نابود بشن

1595
02:00:16,335 --> 02:00:18,212
هیچ گزارشی از کورودا بدست نیومده؟

1596
02:00:18,337 --> 02:00:21,548
اون هیچ کاری نمیکنه؟
یکی رو بفرست دنبالش

1597
02:00:21,840 --> 02:00:23,884
.من زیر عالیجناب کورودا یه آتش روشن میکنم
1

1598
02:00:25,219 --> 02:00:26,553
.ما پیشروی میکنیم

1599
02:00:35,562 --> 02:00:37,606
.شلیک نکنید-
.وایسید-

1600
02:00:38,690 --> 02:00:40,275
.اون یکی از افراد میتسوناریه

1601
02:00:41,652 --> 02:00:44,529
.شلیک نکنید-
.اون از ایشیداست-

1602
02:00:45,322 --> 02:00:46,573
شلیک نکنید

1603
02:00:52,162 --> 02:00:54,039
چه اتفاقی افتاد؟ اون گفت شلیک نکنید

1604
02:00:54,164 --> 02:00:55,082
!میدونم

1605
02:00:58,502 --> 02:00:59,962
اینجا بمون. من میرم

1606
02:01:01,004 --> 02:01:03,131
شما چرا حمله نمیکنید؟

1607
02:01:03,507 --> 02:01:07,552
اگر شما حرکت کنید کورودا فرار میکنه
پیروزی تو دستمونه

1608
02:01:07,761 --> 02:01:09,471
.غرب میبازه

1609
02:01:11,932 --> 02:01:13,475
میدان نبرد رو حفظ کنید

1610
02:01:14,476 --> 02:01:17,688
تنها نیروهای ما در میدان نبرد از
اوتانی، اوکیتا، کونیشی و ایشیدا هستن

1611
02:01:18,146 --> 02:01:20,190
هیچکدوم از اون نیروهای بزرگ
هنوز حرکتی نکردن

1612
02:01:20,649 --> 02:01:24,069
و هنوز، ما تو زمین خودمون ایستادیم

1613
02:01:24,194 --> 02:01:26,530
شانس ما تو حمله شبانست

1614
02:01:26,655 --> 02:01:29,366
فراموش نکردی ما از قبل توافق کردیم
اینجا بجنگیم؟

1615
02:01:29,658 --> 02:01:31,535
.ما درمیان میدان جنگیم

1616
02:01:31,868 --> 02:01:36,707
نیروهای شیمازو فقط 1.000 نفرن
ما هیچ تاثیری تو نتیجه جنگ نخواهیم داشت

1617
02:01:36,832 --> 02:01:40,794
یه جنرال خوب کسیه که حرکتی میکنه
اما خیلی از نیروها از جاشون تکون نخوردن

1618
02:01:40,919 --> 02:01:42,713
آیا اون راهب
نظرشو باهات درمیون گذاشته؟

1619
02:01:42,838 --> 02:01:43,588
.درسته

1620
02:01:43,714 --> 02:01:48,051
،پس، ما فقط همدیگه رو داریم که توی این جنگ
تمام تلاشمون رو برای پیروزی بکار بگیریم

1621
02:01:48,218 --> 02:01:51,555
تو هم میبایستی این رو توی قلبت راه بدی

1622
02:02:04,234 --> 02:02:05,610
.موفق باشی

1623
02:02:07,738 --> 02:02:10,782
.ارباب! شما میبایستی به عالیجناب توکوگاوا کمک کنید

1624
02:02:11,742 --> 02:02:12,951
!ارباب

1625
02:02:22,836 --> 02:02:24,629
کورودا، ارباب کوبایاکاوا کجاست؟

1626
02:02:24,755 --> 02:02:26,465
.تو میباستی منو "عالیجناب کورودا" صدا بزنی

1627
02:02:26,590 --> 02:02:27,632
.این جواب من نبود

1628
02:02:27,758 --> 02:02:29,801
.کوبایاکاوا به من مربوط نیست

1629
02:02:29,926 --> 02:02:31,970
فایده ای نداره که تو این ساعتت
اومدی پیش من

1630
02:02:32,262 --> 02:02:34,514
من تو مذاکره استعدادی ندارم

1631
02:02:34,639 --> 02:02:36,308
استعداد من تو جنگیدنه

1632
02:02:36,516 --> 02:02:38,894
برای همین به اعلیحضرت میگم

1633
02:02:40,103 --> 02:02:42,481
راجبش فکر میکنم
البته بعد از اینکه میتسوناری رو از بین بردم

1634
02:03:06,004 --> 02:03:07,714
از سمت ماتسوئو هیچ تحرکاتی به چشم خورده؟

1635
02:03:07,839 --> 02:03:09,049
.نه عالیجناب

1636
02:03:12,511 --> 02:03:14,054
ارباب، من رو بفرست به اونجا

1637
02:03:15,680 --> 02:03:16,723
ساکون کجاست؟

1638
02:03:17,015 --> 02:03:18,350
زیر تپه داره دفاع میکنه

1639
02:03:18,600 --> 02:03:19,851
قبل از اینکه بری اون رو ببین

1640
02:03:20,310 --> 02:03:22,062
!سریع! عجله کن

1641
02:03:22,521 --> 02:03:25,107
!یه اسب برای نوبوکاتسو بیارید

1642
02:03:25,273 --> 02:03:26,191
.دنبال من بیا

1643
02:03:30,404 --> 02:03:31,780
!استخوانشون رو بشکونید

1644
02:03:38,036 --> 02:03:39,621
.پخش بشید

1645
02:03:42,040 --> 02:03:43,417
!ضربت

1646
02:03:48,713 --> 02:03:50,298
!به جلو

1647
02:03:57,264 --> 02:03:59,099
!نیروهای نیزه دار، پیشروی کنید

1648
02:03:59,683 --> 02:04:00,392
.پدر

1649
02:04:04,896 --> 02:04:06,857
من دارم میرم به سمت ماتسوئو

1650
02:04:10,152 --> 02:04:12,529
هنوز خیلی چیزا هست
.که باید برات انجام میدادم

1651
02:04:12,654 --> 02:04:16,366
نه، قربان.  من برای هیچ چیز دیگه ای درخواستی ندارم

1652
02:04:17,951 --> 02:04:21,872
از جلوی شیمازو عبور میکنم
و به سمت ماتسوئو برمیگردم

1653
02:04:23,081 --> 02:04:24,374
!سرعتتو برای هیچ چیز کم نکن

1654
02:04:44,102 --> 02:04:45,604
!نیروهای سپردار به جلو

1655
02:04:52,068 --> 02:04:53,278
!آتش

1656
02:04:55,655 --> 02:04:56,781
!آتش

1657
02:05:01,119 --> 02:05:03,288
.نیروهای نیزه دار به جلو

1658
02:05:15,175 --> 02:05:16,635
کورودا چی گفت؟

1659
02:05:16,760 --> 02:05:20,472
اون هیچ مهارتی تو مذاکره نداره
.فقط تو جنگیدن داره

1660
02:05:22,307 --> 02:05:23,850
.همینطوره درواقع

1661
02:05:24,392 --> 02:05:26,686
آچا، تاحالا این وسیله رو دیدی؟

1662
02:05:27,646 --> 02:05:30,023
وسیله؟ این چیزی نیست که بهش تلسکوپ میگن؟

1663
02:05:31,775 --> 02:05:34,694
قبلا یه کاپیتان هلندی اون رو داشته

1664
02:05:35,820 --> 02:05:39,032
.همچیز رو دوبرابر بزرگ میکنه

1665
02:05:39,783 --> 02:05:40,867
.یه نگاهی بنداز

1666
02:05:41,451 --> 02:05:42,536
نندازیش

1667
02:05:44,412 --> 02:05:45,372
!وای خدای من

1668
02:05:45,497 --> 02:05:46,373
.ارباب

1669
02:05:50,335 --> 02:05:52,546
!تامل نکن! هردوی ما رو بکش

1670
02:05:54,256 --> 02:05:54,881
!انجامش بده

1671
02:06:04,724 --> 02:06:06,935
سرجاتون بمونید
من هرکسی رو که عقب نشینی کنه میکشم

1672
02:06:07,143 --> 02:06:10,689
برای بازکردن راه ایه یاسو
.برید و افراد اوتانی رو از میان بردارید

1673
02:06:21,324 --> 02:06:22,033
!آتش

1674
02:06:24,077 --> 02:06:26,788
ارباب، اجازه نده آدمای بیشتری
بیهوده کشته بشن

1675
02:06:31,751 --> 02:06:34,296
<i>سه ساعت بعد
اردوگاه میتسوناری،تپه ساسائو</i>

1676
02:07:32,395 --> 02:07:35,565
وایسید
!عقب نشینی، عقب نشینی

1677
02:07:41,363 --> 02:07:42,489
!راه رو باز کنید

1678
02:07:49,996 --> 02:07:52,290
.حمله

1679
02:08:13,520 --> 02:08:16,231
<i>مرکز فرماندهی کوبایاکاوا</i>

1680
02:08:18,441 --> 02:08:20,485
ارباب! شما باید تصمیمتون رو بگیرید

1681
02:08:26,032 --> 02:08:27,492
من باید خود عالیجناب کوبایاکاوا رو ببینم

1682
02:08:27,659 --> 02:08:29,703
عالیجناب کوبایاکاوا کجاست

1683
02:08:30,662 --> 02:08:32,038
!وایسا! گفتم وایسا

1684
02:08:32,163 --> 02:08:33,123
!از سر راه من برید کنار

1685
02:09:23,006 --> 02:09:25,467
اگر به اوتانی حمله نکنی، ما بهش حمله میکنیم

1686
02:09:27,427 --> 02:09:28,636
ارباب. لطفا بس کنید

1687
02:09:28,762 --> 02:09:31,139
تو نباید! من بهت اجازه نمیدم

1688
02:09:35,685 --> 02:09:38,021
ارباب. ازت خواهش میکنم تمومش کن

1689
02:09:38,146 --> 02:09:42,150
من شیما نوبوکاتسو هستم
خدمتگزار عالیجناب میتسوناری از ایشیدا

1690
02:09:44,819 --> 02:09:49,866
ازت خواهش میکنم. به کمک اربابم بیا
.خواهش میکنم

1691
02:09:50,658 --> 02:09:52,035
.میتسوناری

1692
02:09:52,494 --> 02:09:54,788
.من به کمک میتسوناری میرم-
!ارباب-

1693
02:09:54,996 --> 02:09:55,872
نوبوکاتسو

1694
02:09:55,997 --> 02:09:57,874
من به کمک میتسوناری میرم

1695
02:09:57,999 --> 02:09:59,250
!ارباب-
.شمشیرتو بکش-

1696
02:09:59,375 --> 02:10:00,877
.ما به ایه یاسو حمله میکنیم
!ایه یاسو رو بکش

1697
02:10:03,671 --> 02:10:06,382
<i>گورو، تو چیکار کردی؟؟</i>

1698
02:10:06,508 --> 02:10:07,383
!گورو

1699
02:10:08,092 --> 02:10:11,304
ارباب، تو حالا آزادی
تا به میتسوناری حمله کنی

1700
02:10:11,513 --> 02:10:13,306
!به میتسوناری حمله کنید

1701
02:10:13,431 --> 02:10:17,560
نه، نه، این چیزی نبود که من میخواستم

1702
02:10:17,894 --> 02:10:20,271
!به اوتانی حمله کنید

1703
02:10:20,730 --> 02:10:23,942
بانو نیی نیی داره
خون میتسوناری رو حفظ میکنه

1704
02:10:24,067 --> 02:10:29,531
من باید میتسوناری رو حفظ کنم
باید به ایه یاسو حمله کنم

1705
02:10:53,596 --> 02:10:54,973
.آتش

1706
02:11:22,292 --> 02:11:26,671
نیروهای کوبایاکاوا
افراد اوتانی رو سلاخی کردن

1707
02:11:51,404 --> 02:11:52,447
!ارباب

1708
02:11:53,656 --> 02:11:55,325
.افراد کوبایاکاوا دارن میان

1709
02:11:55,450 --> 02:11:56,951
.زمان من فرارسید

1710
02:11:57,327 --> 02:12:00,622
گوسوکه! نذار سر من
به دست دشمن بیوفته

1711
02:12:04,584 --> 02:12:05,460
.سوکِزا

1712
02:12:07,587 --> 02:12:09,255
.مراقب همسر ساکون، هانانو باش

1713
02:12:10,381 --> 02:12:11,633
.با اون زنده بمون

1714
02:12:13,259 --> 02:12:14,135
.ارباب

1715
02:12:15,678 --> 02:12:17,722
.من در این میدان جنگ میمیرم

1716
02:12:18,932 --> 02:12:20,308
.منو ببخش

1717
02:13:06,396 --> 02:13:09,732
این یه چادر پزشکیه
زخمی شدی؟ نیاز به مراقبت داری؟

1718
02:13:23,079 --> 02:13:24,288
.هانانو

1719
02:13:28,251 --> 02:13:31,963
با پسرت فرار کن. برات دعا میکنم

1720
02:13:36,092 --> 02:13:37,218
!زنده بمون

1721
02:13:42,098 --> 02:13:44,475
.اون بچه انجامش داد

1722
02:13:44,976 --> 02:13:47,020
.شعار جنگی رو فریاد بزنید

1723
02:13:47,645 --> 02:13:50,148
اما این برای آغاز جنگه

1724
02:13:50,356 --> 02:13:53,693
!الانم دقیقا همون زمانه

1725
02:14:10,001 --> 02:14:12,545
!تمام نیروها، حمله

1726
02:14:12,628 --> 02:14:15,256
<i>ساعت 1 ظهر
پنج ساعت پس از آغاز نبرد</i>

1727
02:14:17,884 --> 02:14:20,428
تو آسیب دیدی ، ارباب؟

1728
02:14:24,682 --> 02:14:26,559
.من به همسر و پسرت گفتم فرار کنن

1729
02:14:28,728 --> 02:14:30,021
.ازت متشکرم

1730
02:14:30,396 --> 02:14:31,439
و گیوبو؟

1731
02:14:33,399 --> 02:14:36,444
.نیروهای اون درکنار اوکیتا نابود شدن

1732
02:14:45,495 --> 02:14:46,621
چرا؟

1733
02:14:47,914 --> 02:14:49,082
چی چرا؟

1734
02:14:50,166 --> 02:14:52,293
چرا دارن شعار جنگی میدن؟

1735
02:14:55,004 --> 02:15:00,134
الان تنها چیزی که برامون باقی مونده
.اینه که چطور با این شکست روبرو بشیم

1736
02:15:06,766 --> 02:15:08,309
.الان مردن بی فایدست

1737
02:15:08,476 --> 02:15:13,523
هیچکس نمیتونه افکار کسی رو بخونه
.یا نتیجه نبرد رو پیش بینی کنه

1738
02:15:16,818 --> 02:15:18,027
.بهترین کاری که میتونی بکنی رها کردنه

1739
02:15:18,986 --> 02:15:20,196
تو چیکار میکنی؟

1740
02:15:20,655 --> 02:15:22,365
من عدالت رو برقرار میکنم

1741
02:15:23,783 --> 02:15:26,327
این امتحان زندگیه منه

1742
02:15:28,746 --> 02:15:31,332
<i>کوهی اطراف اردوگاه شیمازو</i>

1743
02:15:32,832 --> 02:15:40,832
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1744
02:16:07,785 --> 02:16:09,036
.خودشه

1745
02:16:59,712 --> 02:17:00,880
اونا تسلیم شدن؟

1746
02:17:04,675 --> 02:17:05,885
میتسوناری کجاست؟

1747
02:17:06,177 --> 02:17:07,053
.اردوگاه اونا به تسلیم درومد

1748
02:17:07,178 --> 02:17:09,513
،به اونا اصرار کردیم تا تسلیم شن، اما

1749
02:17:09,639 --> 02:17:10,598
.اونارو له کن

1750
02:17:10,848 --> 02:17:11,891
!از تمام راه های ممکن تحت فشارشون بذارید

1751
02:17:51,264 --> 02:17:53,766
(!برادران من)

1752
02:18:09,073 --> 02:18:10,324
توموکاتسو، برو کمکش کن

1753
02:18:10,491 --> 02:18:11,409
.بله، مادر

1754
02:18:17,665 --> 02:18:19,542
تو هانانو هستی؟

1755
02:18:20,668 --> 02:18:22,211
تو از عمارت عالیجناب میتسوناری هستی؟

1756
02:18:22,670 --> 02:18:24,547
.زمانی بهش خدمت میکردم

1757
02:18:26,340 --> 02:18:27,883
عالیجناب میتسونار یکجاست؟

1758
02:18:29,677 --> 02:18:30,970
...اون درواقع

1759
02:18:39,729 --> 02:18:41,939
.بذار باهم فرارکنیم

1760
02:18:42,565 --> 02:18:45,443
.قبل از اینکه آدمای شرق مارو شکار کنن

1761
02:18:49,238 --> 02:18:53,034
ما اردوگاه دشمن رو به دو قسمت میکنیم
و درست از وسطشون عبور میکنیم

1762
02:18:55,828 --> 02:18:58,289
<i>ساعت 3 ظهر</i>

1763
02:19:11,594 --> 02:19:15,931
اون ترسوهایی که تو نانگو بودن
.خیلی وقته فرارکردن

1764
02:19:30,780 --> 02:19:34,408
اون دختر باید از دهکده نشینها باشه
دلم براش میسوزه

1765
02:19:45,169 --> 02:19:50,049
<i>میتسوناری به سرزمینهای سابق خودش پناه برد
و یک دوست مزرعه دار پیر کمکش کرد تا مخفی بشه</i>

1766
02:19:50,174 --> 02:19:53,719
<i>مزرعه دار زندگیشو سر مخفی کردن میتسوناری به خطر انداخت</i>

1767
02:19:53,844 --> 02:19:57,306
<i>و طی چند روز
میتسوناری سلامتیشو دوباره به دست آورد</i>

1768
02:20:01,394 --> 02:20:06,399
<i>اما وقتی روزها گذشت و میتسوناری در شرف دستگیر شدن قرارگرفت
مزرعه دار به میتسوناری اصرار کرد تا فرارکنه</i>

1769
02:20:06,982 --> 02:20:11,404
<i>میتسوناری هم گوش نکرد
چراکه فرارکردن اون به معنی گیر افتادن و کشته شدن مزرعه دار بود</i>

1770
02:20:11,570 --> 02:20:14,949
<i>این راهش نبود که شرافت اون مرد اینطور پاسخ داده بشه</i>

1771
02:20:15,574 --> 02:20:19,787
برو به بقیه مسئولین خبربده
اینطوری اسممو زنده نگهمیداری اگر اینکارو کنی

1772
02:20:20,079 --> 02:20:22,456
<i>میتسوناری به استقبال سرنوشت رفت</i>

1773
02:20:22,581 --> 02:20:27,086
<i>و درتمام مدت، هیچوقت زیر بار
کشتن خود به دست خودش نرفت</i>

1774
02:20:27,169 --> 02:20:29,839
<i>قلعه اوتسو</i>

1775
02:20:29,839 --> 02:20:30,297
.من نمیتونم تصمیم بگیرم که باید باهاش چیکار کنم

1776
02:20:35,594 --> 02:20:36,971
.برای الان

1777
02:20:39,306 --> 02:20:41,642
جلوی دروازه یه حصیر پهن کن

1778
02:20:42,935 --> 02:20:44,311
.بذار یه مدت اونجا بشینه

1779
02:20:48,649 --> 02:20:52,695
ببینید کی رو اینجا داریم؟ میتسوناری؟

1780
02:20:55,823 --> 02:20:59,452
تو برسر بی عقلیت
یه نبرد شکست خورده رو با توکوگاوا آغاز کردی

1781
02:20:59,577 --> 02:21:02,037
کسی که بزرگترین ارباب سامورایی
در سراسر ژاپن محسوب میشه

1782
02:21:02,163 --> 02:21:03,664
.حالا به خودت نگاه کن

1783
02:21:03,789 --> 02:21:07,710
یه ابلهی مثل تو
هیچوقت درون قلب کسی مثل من رو نمیبینه

1784
02:21:08,544 --> 02:21:11,213
.گمشو. منظره رو خراب کردی

1785
02:21:20,347 --> 02:21:25,060
سرنوشت برنده و بازنده رو مشخص میکنه
اما هنوز، این شرم تو تحمل ناپذیره

1786
02:21:25,227 --> 02:21:26,604
.محبتتو میرسونه

1787
02:21:42,620 --> 02:21:45,122
.یکم زمان بده تا تنها باشیم

1788
02:22:00,095 --> 02:22:04,350
من نتونستم پیمانمو با تو عملی کنم

1789
02:22:04,975 --> 02:22:09,813
من طی سالها
بازیچه ایه یاسو شدم

1790
02:22:15,319 --> 02:22:17,196
من به ناعدالتی تسلیم شدم

1791
02:22:18,155 --> 02:22:19,865
.منو ببخش

1792
02:22:28,999 --> 02:22:33,546
،شب قبل، افراد ایه یاسو از من پرسیدن

1793
02:22:34,338 --> 02:22:37,049
که چرا قبول نمیکنم تا خودمو بکشم

1794
02:22:37,841 --> 02:22:41,720
منم گفتم هدف و نیت قلبی من
برای تمام کسانی که همراهم شروعش کردن آشکاره و همین کافیه

1795
02:22:43,472 --> 02:22:48,394
اما برای اینکه حقیقت رو به تو بگم
...میخوام یکم بیشتر زندگی کنم تا

1796
02:22:51,230 --> 02:22:54,275
ببینم اونایی که برام اهمیت داشتن
.هنوز دارن زندگی میکنن

1797
02:22:54,400 --> 02:22:56,151
.تو یکی از اونایی

1798
02:22:57,069 --> 02:22:58,445
...پس

1799
02:23:00,322 --> 02:23:04,952
اشکاتو پاک کن و به من توهین کن

1800
02:23:07,204 --> 02:23:08,789
.اینطوری از ایه یاسو تقدیر میشه

1801
02:23:11,000 --> 02:23:14,587
<i>.تمام این صحبت به ایه یاسو گزارش شد</i>

1802
02:23:14,712 --> 02:23:19,466
<i>اون بالاخره با سر اشاره کرد و گفت
"من با اون ملاقات میکنم، با اون خوش رفتاری کنید"</i>

1803
02:23:37,985 --> 02:23:40,779
<i>.اما طی اون ملاقات هیچ کلماتی رد و بدل نشد</i>

1804
02:24:22,404 --> 02:24:24,239
<i>دای ایچی دای مان دای کیچی</i>

1805
02:24:24,263 --> 02:24:34,263
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

1806
02:24:46,595 --> 02:24:48,389
.این عدالت منه

1807
02:24:51,266 --> 02:24:54,561
<i>یکم اکتبر، 1600
.ایشیدا میتسوناری در سن 41 سالگی مرد</i>
