1
00:00:09,593 --> 00:00:12,388
.سلام

2
00:00:12,596 --> 00:00:14,098
.آره

3
00:00:14,306 --> 00:00:17,351
همین الآن میریم سراغ
.یه ماموریت

4
00:00:17,560 --> 00:00:19,812
پس باهام میاید؟

5
00:00:23,899 --> 00:00:25,026
.میاید

6
00:00:32,575 --> 00:00:33,993
پس دارم تو خیابون میرم،
و یه موجی بهم میخوره

7
00:00:35,453 --> 00:00:36,620
...هیث، هیث، هیث

8
00:00:36,829 --> 00:00:38,914
و، مطمئناً، روز بد گفتم،

9
00:00:39,123 --> 00:00:40,249
.در مورد یه چیزی بهم خبر میرسه... هیث"

10
00:00:40,458 --> 00:00:41,208
".یه خبری هست

11
00:00:41,417 --> 00:00:42,543
.روز بعد، ایمیلت بهم میرسه

12
00:00:45,546 --> 00:00:50,718
.صادقانه فکر میکنم زمین از محورش خارج شده

13
00:00:50,926 --> 00:00:51,886
فکر میکنم واقعاً چیزی هست

14
00:00:52,094 --> 00:00:57,433
...که به طور جهانی از تنظیم بودن در اومده

15
00:00:57,641 --> 00:00:58,809
.با اتفاقی که افتاده

16
00:00:59,018 --> 00:01:02,730
.من نباید در مورد این با شما حرف بزنم

17
00:01:02,938 --> 00:01:03,814
...این

18
00:01:04,023 --> 00:01:05,691
.این نباید ساخته بشه

19
00:01:05,900 --> 00:01:07,443
.این به گا رفته‌ست

20
00:01:07,651 --> 00:01:08,944
انگار، این چیزی نیست

21
00:01:09,153 --> 00:01:10,946
.که الآن باید اتفاق بیفته

22
00:01:14,950 --> 00:01:18,162
...هیث سرزنده‌ترین آدم بود

23
00:01:18,370 --> 00:01:21,248
و اگه رو حاشیه نبود،
.نظرش رو جلب نمیکرد

24
00:01:21,457 --> 00:01:25,836
اگه خطری، یه جور خطری درگیر نبود،

25
00:01:26,045 --> 00:01:28,130
.براش وقتی نداشت

26
00:01:29,673 --> 00:01:32,009
تو وقتی که داشت تموم
.انرژیش رو مصرف کرد

27
00:01:32,218 --> 00:01:33,928
.تا خود حاشیه انرژیش رو مصرف کرد

28
00:01:36,055 --> 00:01:39,183
...بعضی از آدم‌ها... بزرگ‌تر از

29
00:01:42,103 --> 00:01:43,062
.چیزی هستن که دنیا براشون جا داره

30
00:01:44,647 --> 00:01:50,647
<font color="#ff0000">من</font> هیث لجر <font color="#ff0000">هستم</font>

31
00:01:50,671 --> 00:02:00,671
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

32
00:02:00,704 --> 00:02:02,414
هیث همیشه این تصور رو داشت

33
00:02:02,623 --> 00:02:03,999
.که قرار بود به کجا برسه

34
00:02:04,208 --> 00:02:06,877
این ستاره‌های کوچیک براق رو
روی سقف داشت

35
00:02:07,086 --> 00:02:08,337
.که گذاشته بوده‌شون تو این خونه‌ی قدیمی

36
00:02:08,546 --> 00:02:10,923
او گفت، میدونید،
".من قراره اونجا برم"

37
00:02:11,132 --> 00:02:13,843
گفت "من قراره برم تو
"صنعت فیلم‌سازی

38
00:02:14,051 --> 00:02:15,553
".و گفتش "من قراره بازیگر فیلم بشم

39
00:02:17,555 --> 00:02:18,347
هیث عادت داشت

40
00:02:18,556 --> 00:02:19,682
خواهرش کیت رو دنبال کنه، میدونید،

41
00:02:19,890 --> 00:02:22,226
.تموم ساخته‌هاش وقتی که تو مدرسه بود

42
00:02:22,434 --> 00:02:26,897
...هیث تو ردیف جلو مثل این
.برای هر کدومشون

43
00:02:27,106 --> 00:02:28,190
.میخوام این کار رو کنم"

44
00:02:28,399 --> 00:02:29,400
".نمیتونم صبر کنم تا وقتی بتونم انجامش بدم

45
00:02:32,570 --> 00:02:34,029
.تو هر کاری که می‌کرد سرآمد بود

46
00:02:34,238 --> 00:02:36,448
.شطرنج بزرگترین علاقه‌ش بود

47
00:02:37,741 --> 00:02:39,702
.خواهش میکنم، بذار فقط یه بازی رو ببرم"

48
00:02:39,910 --> 00:02:42,997
چرا تو داری، انگار، بهش
"تو این سطح فکر میکنی؟

49
00:02:43,205 --> 00:02:44,832
تو هنر عالی بود،

50
00:02:45,040 --> 00:02:46,375
.ورزشکار شگفت انگیزی بود

51
00:02:46,584 --> 00:02:47,918
.هیث تا ته قضیه رو در می‌آورد

52
00:02:48,127 --> 00:02:48,794
.مبارز خوبی بود

53
00:02:51,714 --> 00:02:53,132
گفتگوهایی که در مورد این که

54
00:02:53,340 --> 00:02:54,842
هیث میخواست مدرسه رو ترک کنه

55
00:02:55,050 --> 00:02:56,760
.و تو استرالیا سفر کنه رو یادمه

56
00:02:56,969 --> 00:02:58,846
تو این موقعیت خیلی شُکه شده
.بودم چون که 17 سالش بود

57
00:02:59,054 --> 00:03:01,348
مثل این بود که سعی کنی
یه اسب نر وحشی رو

58
00:03:01,557 --> 00:03:02,474
.اون موقع رام کنی

59
00:03:02,683 --> 00:03:04,476
میتونید باهاشون دوست باشید

60
00:03:04,685 --> 00:03:07,021
و تا جایی که میتونید پشتیبانیشون کنید
و عاشقشون باشید

61
00:03:07,229 --> 00:03:09,148
و امیدوار باشید که همه چیز
.به خوبی تموم میشه

62
00:03:09,356 --> 00:03:12,193
.تو پرت* چیزی برای فرار کردن ندارم
<font color="#ffff00">مرکز ایالت استرالیای غربی</font>

63
00:03:12,401 --> 00:03:13,277
.من عاشق خانواده‌م هستم

64
00:03:13,485 --> 00:03:15,196
.عاشق دوستام هستم
.عاشق شهر هستم

65
00:03:15,404 --> 00:03:18,073
فقط کلی چیزا بیرون از
اون داشت اتفاق می‌افتاد،

66
00:03:18,282 --> 00:03:19,658
.و من باید یه بخشی ازش میبودم

67
00:03:19,867 --> 00:03:21,660
هیث و ترور،

68
00:03:21,869 --> 00:03:23,037
رفتن که دنیا رو فتح کنن،

69
00:03:23,245 --> 00:03:24,622
.جفتشون

70
00:03:24,830 --> 00:03:27,499
تا روزی که مدرسه رو تموم کنم صبر کرد

71
00:03:27,708 --> 00:03:29,126
".و بعدش گفت "بیا بریم به سیدنی

72
00:03:31,045 --> 00:03:32,630
عیناً اینطوری بود که پریدیم تو اون ماشین

73
00:03:32,838 --> 00:03:35,341
و پا رو گذاشتیم رو پدال
.و زدیم رفتیم

74
00:03:35,549 --> 00:03:37,927
.فقط میخواستم که برم اون بیرون و انجامش بدم

75
00:03:42,723 --> 00:03:44,516
از اون موقع به بعد،
.اوضاع نسبتاً سریع پیش رفتن

76
00:03:47,394 --> 00:03:48,312
.*میریم به باندی
<font color="#ffff00">ساحلی در استرالیا</font>

77
00:03:48,520 --> 00:03:49,230
.از اونجا شروع میکنیم

78
00:03:49,438 --> 00:03:50,356
.با هم می‌چرخیم

79
00:03:50,564 --> 00:03:51,690
.بیاید تو، دخترها و پسرها

80
00:03:51,899 --> 00:03:52,983
.چیزی رو که میخواستی گیر آوردی

81
00:03:53,192 --> 00:03:54,026
...تموم این تست‌های بازیگری رو انجام داد

82
00:03:54,235 --> 00:03:55,319
...تموم این مصاحبه‌ها رو

83
00:03:55,527 --> 00:03:56,987
.هیچوقت چیزی نخواست
.فقط انجامشون داد

84
00:03:57,196 --> 00:04:00,241
.*یه نقش تو یه سریال تلویزیونی آمریکایی گیرش اومد، غرش
<font color="#ffff00">سریال Roar</font>

85
00:04:00,449 --> 00:04:02,034
.نقش اصلی رو داشت

86
00:04:02,243 --> 00:04:03,244
!اکشن

87
00:04:03,452 --> 00:04:04,620
.اگه اونقدر زنده بمونی شانس آوردی

88
00:04:04,828 --> 00:04:05,871
!عالیه. کات

89
00:04:06,080 --> 00:04:07,539
.حالا یه بازیگره
.جدی بود

90
00:04:07,748 --> 00:04:08,916
.به گلد کوست* رفتیم
<font color="#ffff00">شهر ساحلی در ایالت کوئینزلند استرالیا</font>

91
00:04:09,124 --> 00:04:11,252
تو یه آپارتمان مسکونی بهمون یه
اتاق دو تخته داده بودن

92
00:04:11,460 --> 00:04:12,628
.که به اقیانوس دید داشت

93
00:04:12,836 --> 00:04:15,089
پول، به عنوان یه آدم 17 ساله،
.چیز چشمگیری بود

94
00:04:15,297 --> 00:04:16,340
".واو، بفرما"

95
00:04:18,926 --> 00:04:19,718
.همه چیز رو به جلو پیش میرفت

96
00:04:19,927 --> 00:04:20,803
.سلام

97
00:04:21,011 --> 00:04:21,720
لیزا یه زن واقعی بود،

98
00:04:21,929 --> 00:04:23,889
.کاملاً با کلاس

99
00:04:24,098 --> 00:04:25,557
.تحسینش میکرد

100
00:04:25,766 --> 00:04:26,475
.سریع عاشق هم شدن

101
00:04:26,684 --> 00:04:27,601
.اون راهنماییش کرد

102
00:04:27,810 --> 00:04:29,061
.پتانسیل اون رو میتونست ببینه

103
00:04:29,270 --> 00:04:30,521
لیزا، کجا داری میری؟

104
00:04:30,729 --> 00:04:33,607
.دستش رو گرفت و کلی در باز کرد

105
00:04:33,816 --> 00:04:34,733
.از استرالیا دنبالش رفت

106
00:04:34,942 --> 00:04:36,443
".اون اینطوری بود "بیا لس‌آنجلس

107
00:04:36,652 --> 00:04:38,028
.عکس احمقانه‌ایه

108
00:04:39,528 --> 00:04:47,528
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

109
00:05:05,055 --> 00:05:07,599
هیچوقت نرفتم اونجا که انتظار
.داشته باشم اتفاقی بیفته

110
00:05:09,143 --> 00:05:10,311
یه جورایی با این نگرش رفتم

111
00:05:10,519 --> 00:05:12,229
".که "خب، چیزی برای از دست دادن ندارم

112
00:05:14,565 --> 00:05:16,692
تو یه ساعت غیر معمول رسید،

113
00:05:16,900 --> 00:05:19,737
و برمیگرده رو به من و با یه
لبخند بزرگ به من نگاه می‌کنه

114
00:05:19,945 --> 00:05:21,530
"!و میگه "سلام

115
00:05:21,739 --> 00:05:22,698
البته، اولین چیزی که متوجه شدم

116
00:05:22,906 --> 00:05:24,992
.لبخند غول پیکرش بود

117
00:05:25,200 --> 00:05:29,371
هم اتاقیم، لیزا زین، میدونست،
اونطور که خودش میگفت،

118
00:05:29,580 --> 00:05:30,622
که اون قرار پاک شه،

119
00:05:30,831 --> 00:05:33,542
.یعنی تو هالیوود موفق شه

120
00:05:33,751 --> 00:05:36,045
فکر میکنم اون اولین نفری بود
.که این رو متوجه شد

121
00:05:37,796 --> 00:05:40,382
سلام. روزت چطور بود؟

122
00:05:40,591 --> 00:05:41,925
.جالب بود

123
00:05:43,093 --> 00:05:45,512
یه کتابی هست به اسم تربیت احساسات،

124
00:05:45,721 --> 00:05:49,350
.و احساس میکنم اون چیزی بود که از لیزا گرفت

125
00:05:52,728 --> 00:05:55,606
...لیزا اون رو به کارنوال ونیز بود

126
00:05:58,025 --> 00:05:59,568
...و فیلم 8 میلی‌متری فیلم‌برداری کردن

127
00:06:01,695 --> 00:06:03,614
...و لباس‌ها رو میپوشیدن

128
00:06:05,741 --> 00:06:06,909
و، برای من،

129
00:06:07,117 --> 00:06:08,827
اون قسمتی از چیزی بود که
.به عنوان بازیگر خلقش کرد

130
00:06:11,705 --> 00:06:13,957
فیلم‌نامه‌ی دوستم رو بهش دادم،
.<i>10 چیز درباره تو که ازشان متنفرم</i>

131
00:06:17,211 --> 00:06:18,754
فیلم‌نامه رو خوند و گفت،

132
00:06:18,962 --> 00:06:21,048
".واقعاً نقش پاتریک رو دوست دارم"

133
00:06:21,256 --> 00:06:23,509
و من گفتم،
"پاتریک شخصیت اصلی نیست؟"

134
00:06:23,717 --> 00:06:26,720
اون گفت،
آره، پاتریک شخصیت اصلیه"

135
00:06:26,929 --> 00:06:28,514
".و این نقشیه که من میخوام

136
00:06:28,722 --> 00:06:31,308
و وقتی از تست بازیگری برگشت،

137
00:06:31,517 --> 00:06:33,852
".گفت "پاتریک رو گیرآوردم

138
00:06:34,061 --> 00:06:36,939
و من اینطور بود که
"واقعاً؟ نقش اصلی رو گیرآوردی؟"

139
00:06:37,147 --> 00:06:41,777
...و اون موقع بود که متوجه شدم هیث

140
00:06:41,985 --> 00:06:42,778
.متفاوت بود

141
00:06:42,986 --> 00:06:44,446
.بدون توهین یا هر چیزی

142
00:06:44,655 --> 00:06:46,240
یعنی، میدونم همه میرن سراغ خواهرت،

143
00:06:46,448 --> 00:06:48,409
...اما

144
00:06:48,617 --> 00:06:49,284
.اون کسی رو نداره

145
00:07:02,256 --> 00:07:03,340
شاید بهتر باشه این که رو
.یه وقت دیگه کنیم

146
00:07:18,272 --> 00:07:19,773
بعضی اوقات مردم به خاطر

147
00:07:19,982 --> 00:07:21,775
یه چیزی مشهور میشن،

148
00:07:21,984 --> 00:07:24,403
فرق نمی‌کنه که خوش قیافه بودنه
یا استعداده یا زمان بندی یا،

149
00:07:24,611 --> 00:07:25,904
میدونید، هر چیزی که هست،

150
00:07:26,113 --> 00:07:28,282
اما اون یه جورایی
.همه چیز رو داشت

151
00:07:30,576 --> 00:07:33,203
یکی از نیرومندترین چیزها
...برای یه بازیگر

152
00:07:33,412 --> 00:07:34,997
مخصوصاً برای من،
...صداشونه

153
00:07:35,205 --> 00:07:36,540
چند باری تو زندگیم،

154
00:07:36,748 --> 00:07:37,833
...توپ راگبی پرت کردم، پس

155
00:07:38,041 --> 00:07:40,002
...و خصوصیات جسمانیشون

156
00:07:40,210 --> 00:07:42,671
و، میدونید، سطح مردونگیشون،

157
00:07:42,880 --> 00:07:44,840
.و اون تموم اون چیزا رو تو یه نقطه داشت

158
00:07:53,682 --> 00:07:54,933
یه چندتایی از بچه‌ها بودن

159
00:07:55,142 --> 00:07:56,185
.که تو یه هتل مونده بودن

160
00:07:56,393 --> 00:07:58,020
همه لباس‌های خودشون رو داشتن

161
00:07:58,228 --> 00:07:59,480
و اون همه رو دور هم جمع کرده بود،

162
00:07:59,688 --> 00:08:02,357
پس تا وقتی که من اونجا برسم،
.پارتی‌ها تو اتاق اون بودن

163
00:08:02,566 --> 00:08:05,068
<i>10 چیز</i> وقتی بود که اون واقعاً حس کرد

164
00:08:05,277 --> 00:08:07,529
.که "باشه، این شغل منه

165
00:08:07,738 --> 00:08:09,198
".حالا من یه بازیگرم

166
00:08:11,116 --> 00:08:13,243
تا اون موقع، مدیر برنامه‌هاش
.رو داشت، استیو

167
00:08:13,452 --> 00:08:14,411
با صنعت آشنا بود،

168
00:08:14,620 --> 00:08:15,829
.اما واقعاً صنعت رو نمیشناخت

169
00:08:16,038 --> 00:08:18,582
.فقط برای 18 ماه بود که توش بود

170
00:08:20,626 --> 00:08:21,710
.اویل دوران اشتغال خودم بود

171
00:08:21,919 --> 00:08:24,004
.میدونید، اون یکی از مشتری‌های اولیه من بود

172
00:08:24,213 --> 00:08:27,549
دنبال آدم‌هایی میگشت که میتونست
.بهشون اعتماد کنه

173
00:08:30,177 --> 00:08:31,094
.خونه برای خواب

174
00:08:35,557 --> 00:08:36,725
.واضح بود

175
00:08:36,934 --> 00:08:38,936
.این تکبر رو داشت

176
00:08:39,144 --> 00:08:41,438
پس چند وقته که داری بازیگری میکنی؟

177
00:08:41,647 --> 00:08:43,232
...حدود

178
00:08:44,399 --> 00:08:45,901
.20 سال

179
00:08:46,109 --> 00:08:48,570
چند سالته؟

180
00:08:48,779 --> 00:08:49,947
.20

181
00:08:50,155 --> 00:08:52,616
میتونستید بگید که میرفتیم
.که به یه چیزی برسیم

182
00:08:52,824 --> 00:08:54,076
پس یکی از اون چیزایی که اتفاق می‌افته

183
00:08:54,284 --> 00:08:56,912
وقتیه که تو یه چیزی تو
یه فیلم خوب باشی،

184
00:08:57,120 --> 00:08:59,331
.همه بهت همون چیز رو پیشنهاد میدن

185
00:08:59,540 --> 00:09:01,667
پس اون یه کار عالی

186
00:09:01,875 --> 00:09:04,962
تو یه فیلم نوجوانانه‌ی رمانتیک کمدی کرد،

187
00:09:05,170 --> 00:09:07,172
و هر چیزی که، میدونید،

188
00:09:07,381 --> 00:09:09,299
یه جورایی شبیه <i>10 چیز درباره
تو که ازشان متنفرم</i> بودن

189
00:09:09,508 --> 00:09:10,884
.سر راهش اومدن

190
00:09:11,093 --> 00:09:14,805
و، البته، اون دقیقاً چیزی بود که
.نمیخواست برای کار بعد انجام بده

191
00:09:15,013 --> 00:09:17,516
میخواست که به کارهای یه نگاهی
.کنه و یه چالش جدید پیدا کنه

192
00:09:19,309 --> 00:09:23,063
.اون لحظه یه قدم بعدی خیلی مهم بود

193
00:09:23,272 --> 00:09:25,107
باشه، میخوایم دفعه بعد چیکار کنیم؟"

194
00:09:25,315 --> 00:09:28,610
اگه انتخابی داشته باشیم واقعاً
"میخوایم چیکار کنیم؟

195
00:09:28,819 --> 00:09:31,071
مردم تو هالیوود دوست ندارن که "نه" بشنون،

196
00:09:31,280 --> 00:09:32,489
...میدونید

197
00:09:32,698 --> 00:09:35,409
."و پس من خیلی حال میکردم که بگم "نه

198
00:09:35,617 --> 00:09:36,702
.اون همیشه خیلی خودمونی بود

199
00:09:36,910 --> 00:09:40,122
هیچوقت در موردش کج خلقی نمیکرد،

200
00:09:40,330 --> 00:09:42,165
.اما میدونست که چی رو نمیخواست

201
00:09:42,374 --> 00:09:44,960
همیشه خیلی قدردان

202
00:09:45,168 --> 00:09:49,381
.اومدن به خونه‌ای پر از هنر و هنرمندها بود

203
00:09:51,717 --> 00:09:52,759
.همین الآن دارم فیلم برداری میکنم

204
00:09:57,014 --> 00:09:58,307
دوربینش رو داشت،

205
00:09:58,515 --> 00:10:01,143
.و نمیدونست که غیر از خلق یه چیزی چیکار کنه

206
00:10:01,351 --> 00:10:03,604
فقط برای فیلم برداری از ما و فیلم
.برداری از کاری که میکردیم نبود

207
00:10:03,812 --> 00:10:07,941
اون، انگار، همونجا داشت
.یه چیزی رو خلق میکرد

208
00:10:10,110 --> 00:10:12,446
همیشه بهم میگفت
".دوربینت رو فراموش نکن"

209
00:10:12,654 --> 00:10:14,698
و منم میگفتم "میخوام بین اینجا تا اونجا از
"چی فیلم برداری کنم؟

210
00:10:14,906 --> 00:10:18,076
.و اون میگفت "اهمیت نمیدم
".میتونی از پات فیلم برداری کنی

211
00:10:18,285 --> 00:10:20,912
اما موقع برگشت کلی از
.ویدیوهامون رو تماشا میکردیم

212
00:10:21,121 --> 00:10:23,749
اون انگار... کنجکاو بود،
و تماشای اونا، و، انگار،

213
00:10:23,957 --> 00:10:25,375
فکر کردن به این که طوری میتونست
.کارهای متفاوتی انجام بده

214
00:10:26,918 --> 00:10:27,669
...اینطوری یاد گرفتیم

215
00:10:27,878 --> 00:10:29,046
...هیچوقت مطالعه نکرد

216
00:10:29,254 --> 00:10:30,756
.هیچی رو، واقعاً

217
00:10:30,964 --> 00:10:33,175
.به خودش آموزش میداد

218
00:10:33,383 --> 00:10:35,093
واقعاً میتونست ببین چیکار می‌کنه

219
00:10:35,302 --> 00:10:37,346
.و چطوری بهتر یا متفاوت انجامش بده

220
00:10:39,848 --> 00:10:40,849
حتی اگه نحوه لبخند زدنش بود

221
00:10:41,058 --> 00:10:42,100
یا جایی که نگاه میکرد،

222
00:10:42,309 --> 00:10:45,103
کلی چیزای رو فقط برای خودش درست میکرد،

223
00:10:45,312 --> 00:10:46,563
.فقط برای آموزش به خودش

224
00:10:48,857 --> 00:10:50,317
...درسته

225
00:10:50,525 --> 00:10:52,194
<i>و فوق ویلن‌های شیطانی</i>

226
00:10:52,402 --> 00:10:53,695
.فوق ویلن‌های شیطانی

227
00:10:53,904 --> 00:10:55,072
<i>...آدم‌های مرد و زن...</i>

228
00:10:55,280 --> 00:10:56,615
کی؟

229
00:10:59,534 --> 00:11:00,911
.گرفتمش، رئیس

230
00:11:01,119 --> 00:11:01,912
!بیا بریم

231
00:11:02,120 --> 00:11:04,581
.باشه، ماموریتم به دستم رسید

232
00:11:04,790 --> 00:11:05,874
.ما کنار روزنه‌ایم

233
00:11:06,083 --> 00:11:09,961
هیچوقت نمیدونید کی
.اون بیرون منتظره

234
00:11:10,170 --> 00:11:10,962
.باشه

235
00:11:20,764 --> 00:11:21,390
.هی

236
00:11:27,187 --> 00:11:28,230
اونا میدونستن؟

237
00:12:25,162 --> 00:12:28,707
.باشه، اون اینجا نیست

238
00:12:28,915 --> 00:12:30,125
.بیاید به گشتن ادامه بدیم

239
00:12:30,333 --> 00:12:32,002
.این پایین

240
00:13:13,960 --> 00:13:16,338
.خدای مهربون

241
00:13:16,546 --> 00:13:17,923
.عجب تلاشی بود

242
00:13:18,131 --> 00:13:20,258
.خدا رو شکر که جون سالم به در بردم

243
00:13:20,467 --> 00:13:22,594
این چیه؟ یه پیام؟

244
00:13:22,803 --> 00:13:24,513
.باید از طرف اون باشه

245
00:13:24,721 --> 00:13:26,306
...اوه، خدای من

246
00:13:44,074 --> 00:13:47,410
تست بازیگری <i>میهن‌پرست</i> به ایده
مل گیبسون رسید،

247
00:13:47,619 --> 00:13:49,913
.که بزرگترین ستاره فیلم استرالیاییه

248
00:13:50,121 --> 00:13:51,915
اون یکی از الگوهاش بود،

249
00:13:52,123 --> 00:13:54,793
...و اون عاشق، میدوندی، <i>مکس دیوانه</i> بود و

250
00:13:55,001 --> 00:13:57,796
.برای اون یه چیز خیلی، خیلی بزرگ بود

251
00:13:58,004 --> 00:14:01,049
یه تست بازیگری واقعی با
لباس‌ها تو صحنه فیلم برداری

252
00:14:01,258 --> 00:14:02,384
.با ستاره اصلی بود

253
00:14:04,094 --> 00:14:05,720
وسط صحنه‌ی دوم بودم

254
00:14:05,929 --> 00:14:07,138
که باید براشون میخوندم،

255
00:14:07,347 --> 00:14:09,683
و کلمات مثل "بلهلببل" بیرون می‌اومدن،

256
00:14:09,891 --> 00:14:12,853
و واسه همین بس کردم و بلند شدم

257
00:14:13,061 --> 00:14:14,104
".و گفتم "متاسفم. دارم وقتتون رو هدر میدم

258
00:14:14,312 --> 00:14:17,107
هیث بهم زنگ زد و گفت،

259
00:14:17,315 --> 00:14:18,733
.سر این یکی بهت زنگ نمیزنن"

260
00:14:18,942 --> 00:14:20,569
".خوب کار نکردم

261
00:14:20,777 --> 00:14:22,988
و یه چیزی اونجا به اندازه کافی بود،

262
00:14:23,196 --> 00:14:25,866
که رولاند امریش و استودیو و مل،

263
00:14:26,074 --> 00:14:28,410
همه به هم دیگه نگاه کردن و، فکر کنم، گفتن،

264
00:14:28,618 --> 00:14:29,953
".میدونی، بیا یه تستی کنیم"

265
00:14:32,038 --> 00:14:35,292
.خب امروز، اولین روز فیلم برداریه

266
00:14:35,500 --> 00:14:36,793
.اولین روز <i>میهن‌پرست</i> برای منه

267
00:14:37,002 --> 00:14:38,295
.بهش امید دارم

268
00:14:38,503 --> 00:14:40,380
سه ماه میگذره از وقتی که
فهمیدم این کار گیرم اومده،

269
00:14:40,589 --> 00:14:43,008
و بالاخره، بعد از سه
ماه یه گوشه نشستن،

270
00:14:43,216 --> 00:14:44,092
فکر کردن در موردش،

271
00:14:44,301 --> 00:14:45,635
.میتونم برم اون بیرون و انجامش بدم

272
00:14:45,844 --> 00:14:47,220
.همینه

273
00:14:48,763 --> 00:14:51,016
..پس

274
00:14:51,224 --> 00:14:52,893
یه چشم بهم میزنم،
.و میره بیرون

275
00:14:55,562 --> 00:14:57,314
بچه‌ها، بچه‌ها،
.هیث اینجاست، بچه‌ها

276
00:14:57,522 --> 00:14:58,356
.همه سرحال باشید

277
00:15:06,197 --> 00:15:07,490
.یه تولید بزرگ بود

278
00:15:09,034 --> 00:15:11,369
یه خرده ترسناک بود

279
00:15:11,578 --> 00:15:14,331
که تو یه شهر دیگه بدون هیچ
دوستی باشی،

280
00:15:14,539 --> 00:15:17,042
.و همین طوری تنها برای خودت بشینی

281
00:15:17,250 --> 00:15:19,628
.زندگی تنهاییه

282
00:15:19,836 --> 00:15:20,879
.کات

283
00:15:21,087 --> 00:15:22,797
واسه همینه که من رو به بیشتر مکان‌ها برد

284
00:15:23,006 --> 00:15:24,174
.چون که ما بودیم

285
00:15:30,180 --> 00:15:31,598
همدیگه رو موقع روندن دوچرخه‌هامون

286
00:15:31,806 --> 00:15:32,682
تو خیابون دیده بودیم،

287
00:15:32,891 --> 00:15:35,644
.و تبدیل به بهترین دوست‌ها شدیم

288
00:15:35,852 --> 00:15:39,147
.ما با هم... احساس میکردیم که خونه هستیم

289
00:15:39,356 --> 00:15:43,193
...میتونستی بگی که اون
.میخواست که یه کار خوب انجام بده

290
00:15:45,153 --> 00:15:47,572
.هنوز داشت یاد میگرفت

291
00:15:55,455 --> 00:15:57,916
.من برنمی‌گردم

292
00:15:58,124 --> 00:16:01,252
.نه، انتظار نداشتم که برگردی

293
00:16:05,548 --> 00:16:07,676
.اون گیتز یه احمق وامونده‌ست

294
00:16:09,803 --> 00:16:11,805
.سال‌های زیادی رو تو ارتش بریتانیا صرف کرده

295
00:16:12,013 --> 00:16:14,516
...پا به پای سربازهای انگلیسی تو محیط‌های باز

296
00:16:14,724 --> 00:16:15,850
.دیوونگیه

297
00:16:16,059 --> 00:16:18,103
یه روزی از صحنه فیلم برداری بهم زنگ زد،

298
00:16:18,311 --> 00:16:19,896
.واقعاً ناراحت

299
00:16:22,816 --> 00:16:26,111
براش سخت میگذشت،
و داشت تو یه بحران

300
00:16:26,319 --> 00:16:28,613
.اعتماد به نفس تقلا میکرد

301
00:16:37,872 --> 00:16:38,790
احتمالاً، تو ذهنش،

302
00:16:38,999 --> 00:16:40,500
کنار الگوش ایستاده،

303
00:16:40,709 --> 00:16:42,794
.با مل گیبسون داره بازی می‌کنه

304
00:16:43,003 --> 00:16:45,255
برای سه بچه استرالیایی،
.خیلی چیز زیادی بود

305
00:16:47,924 --> 00:16:49,217
درگیر این ترس میشد که

306
00:16:49,426 --> 00:16:51,428
میتونه یا نه که چیزایی که

307
00:16:51,636 --> 00:16:53,847
.اون میخواد ور به انجام برسونه

308
00:16:54,055 --> 00:16:55,849
تقریباً از هر فیلمی که

309
00:16:56,057 --> 00:16:58,309
آخرش انجامشون داد،
.بیرون کشیده میشد

310
00:17:01,771 --> 00:17:04,107
یه جورایی یه راهنماست برای من

311
00:17:04,315 --> 00:17:05,942
که به خودم شک کنم،

312
00:17:06,151 --> 00:17:07,318
همیشه فکر کنم که بهتره که انجامش ندم،

313
00:17:07,527 --> 00:17:08,445
و نمیدونم که چطوری انجامش بدم،

314
00:17:08,653 --> 00:17:10,363
و من شکست میخورم،

315
00:17:10,572 --> 00:17:12,490
و این که گولشون زدم،

316
00:17:12,699 --> 00:17:14,993
و همیشه سعی میکنم
.یه راه بیرون رفتی پیدا کنم

317
00:17:19,497 --> 00:17:20,999
و اون ازش گذتش،

318
00:17:21,207 --> 00:17:21,916
.و مل عالی بود

319
00:17:22,125 --> 00:17:23,334
مل خیلی باهاش سخاوتمند بود،

320
00:17:23,543 --> 00:17:24,711
و واقعاً زیر پر و بالش گرفتش،

321
00:17:24,919 --> 00:17:26,963
.و شگفت انگیز بود

322
00:17:27,172 --> 00:17:28,173
.متاسفم

323
00:17:28,381 --> 00:17:29,716
.ساکت باش

324
00:17:29,924 --> 00:17:31,926
.ازت مراقبت میکنم
.حالت خوب میشه

325
00:17:32,135 --> 00:17:33,470
...پدر

326
00:17:35,638 --> 00:17:39,267
.متاسفم... در مورد توماس

327
00:17:43,563 --> 00:17:44,773
مل واقعاً بهش یاد داد

328
00:17:44,981 --> 00:17:46,191
.چطوری از یه شخصیت وارد و خارج شه

329
00:17:48,359 --> 00:17:51,613
واقعاً یاد گرفت که چطوری
یه کم آروم باشه،

330
00:17:51,821 --> 00:17:53,782
به جای این که خودش رو آماده کنه، انگار

331
00:17:53,990 --> 00:17:56,451
من باید این صحنه رو انجام بدم،"
"و باید این کار رو کنم

332
00:17:58,369 --> 00:18:01,790
فکر میکنم که مل اولین
.معلمی بود که اون داشت

333
00:18:01,998 --> 00:18:04,209
هیث عادت داشت بهم بگه
.این چیزی نیست که مل میگه"

334
00:18:04,417 --> 00:18:05,335
".چیزی که نمیگه

335
00:18:14,844 --> 00:18:16,096
.خوبه. خوشحالم که کارم تموم شده

336
00:18:16,304 --> 00:18:17,597
.طولانی بود

337
00:18:17,806 --> 00:18:20,391
ولی خیلی جالب بود،
و اونا واقعاً آدم‌های برزگی هستن

338
00:18:20,600 --> 00:18:24,562
.و در عرض دو ساعت به یه پرواز باید برسم

339
00:18:24,771 --> 00:18:27,190
مل گفته بود
.خب، من با جت خودم میرم"

340
00:18:27,398 --> 00:18:28,358
"شماها میخواید با من بیاید؟

341
00:18:28,566 --> 00:18:30,860
مل گیبسون داره ما رو
به جتش دعوت می‌کنه،

342
00:18:34,739 --> 00:18:35,740
و، یه هویی، اونجاییم،

343
00:18:35,949 --> 00:18:37,909
با مل تو جتش،

344
00:18:38,118 --> 00:18:40,370
.در حال پرواز به لس‌آنجلس

345
00:18:40,578 --> 00:18:42,413
.قطعاً، فطعاً به لحظه خاص بود

346
00:18:58,680 --> 00:19:00,682
پس ما همیشه دنبال ماجراجویی‌ها میرفتیم

347
00:19:00,890 --> 00:19:02,725
و دنبال ماجراجویی بعدی بودیم

348
00:19:02,934 --> 00:19:04,561
.که هیجان انگیز و جذاب بود

349
00:19:07,272 --> 00:19:09,149
.یه فیلم رو تموم کرده بود

350
00:19:09,357 --> 00:19:10,275
.وقت آزاد داشت

351
00:19:10,483 --> 00:19:12,068
.سال 1999 به جشنواره برنینگ من رفتیم

352
00:19:20,994 --> 00:19:21,703
.اوه، باحاله

353
00:19:27,417 --> 00:19:28,418
هیجان زده بودیم،

354
00:19:28,626 --> 00:19:30,003
.چون هیچی در موردش نمیدونستیم

355
00:19:31,171 --> 00:19:31,796
.باحاله

356
00:19:34,674 --> 00:19:37,635
خلاقیتی که اینجا وجود داره

357
00:19:37,844 --> 00:19:40,638
.و قابلیت این موتور سواری تو صبح، ظهر و شب

358
00:19:42,265 --> 00:19:43,183
فکر میکنم برنینگ من

359
00:19:43,391 --> 00:19:44,726
.مکان مورد علاقه هیث روی زمین بود

360
00:19:49,355 --> 00:19:50,356
یه ویسکی میخوای، ترور؟

361
00:19:50,565 --> 00:19:51,232
.برای یه ویسکی ممنون میشم

362
00:19:51,441 --> 00:19:53,026
.ویسکی

363
00:19:53,234 --> 00:19:55,987
.ویسکی و هات داگ
.خوبه

364
00:19:56,196 --> 00:19:58,323
یه عده آدم نیمه برهنه بود

365
00:19:58,531 --> 00:20:00,617
و موزیک رقص 24 ساعت تمام هفته

366
00:20:00,825 --> 00:20:04,329
.و ما واقعاً خوب جور در اومدیم

367
00:20:11,461 --> 00:20:14,047
.هیث هر لحظه رو به طور مطلق زندگی میکرد

368
00:20:20,345 --> 00:20:24,766
همیشه دنبال این بود که از وضعیت
.یه چیزی خلق کنه

369
00:20:30,438 --> 00:20:31,231
...باحاله

370
00:20:31,439 --> 00:20:32,523
میبینی؟

371
00:20:35,902 --> 00:20:37,403
.یه هنرمند بود

372
00:20:37,612 --> 00:20:39,656
.عاشق رنگ بود
.عاشق نقاشی کشیدن بود

373
00:20:39,864 --> 00:20:42,742
.دوربین‌ها یکی از بزرگترین علاقه‌هاش بودن

374
00:20:42,951 --> 00:20:44,869
.روشنایی در دسترس رو میدونست

375
00:20:45,078 --> 00:20:47,789
سرعت فیلم تو دوربینش رو میدونست،

376
00:20:47,997 --> 00:20:50,667
و این که میتونست بدون استفاده از
.یه نور سنج تنظیمش کنه

377
00:20:52,835 --> 00:20:55,630
.دوربین یه بخشی از اون بود

378
00:20:57,130 --> 00:21:05,130
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

379
00:21:10,186 --> 00:21:12,313
هیث و من دوستای مشترکی داشتیم،

380
00:21:12,522 --> 00:21:13,398
.پس از قبل ترتیبش چیده شده بود

381
00:21:13,606 --> 00:21:16,109
ما با هم ملاقات کردیم،

382
00:21:16,317 --> 00:21:18,027
.و همین بود

383
00:21:18,236 --> 00:21:19,028
.همین بود

384
00:21:20,488 --> 00:21:24,284
همیشه دوربین‌ها دور و اطراف بودن،

385
00:21:24,492 --> 00:21:25,618
یه دوربین ویدیویی،

386
00:21:25,827 --> 00:21:28,997
یا یه دوربین پلاروید،
.یا یه فیلم برداری

387
00:21:29,205 --> 00:21:32,750
وقتی همه این چیزها رو با
هم دیدم شگفت زده شدم،

388
00:21:35,044 --> 00:21:37,171
...و چقدر عکس

389
00:21:37,380 --> 00:21:39,674
یعنی، اون داشت همه چیز
.رو مستند سازی میکرد

390
00:21:41,759 --> 00:21:42,677
با تموم اون لحظه‌هایی که

391
00:21:42,885 --> 00:21:46,264
توشون بود، احاطه شده بود،

392
00:21:46,472 --> 00:21:47,765
و بعدش باهاش محصور شده بود،

393
00:21:47,974 --> 00:21:49,684
و بعدش لحظه بعدی رو ثبت می‌کنه،

394
00:21:49,892 --> 00:21:52,437
و لحظه بعدی رو، میدونید،
.و لحظه بعدی رو

395
00:21:54,105 --> 00:21:55,565
.دست نکشید
...هیچوقت متوقف نشید

396
00:21:59,944 --> 00:22:02,864
و اونطوری که میتونست تو اون لحظه باشه،

397
00:22:03,072 --> 00:22:05,450
...و بعدش اون لحظه رو تو دوربین ثبت کنه

398
00:22:07,118 --> 00:22:12,290
.تو اون لحظه‌ای که درست‌تری هستی گیرت آورده

399
00:22:12,498 --> 00:22:14,375
.میدونید، واقعاً منو گیر آورده بود

400
00:22:14,584 --> 00:22:17,170
فکر میکنم چیز زیباییه

401
00:22:17,378 --> 00:22:20,298
چون که اون میگه، میدونید،
از طریق عکس‌هاش

402
00:22:20,506 --> 00:22:22,133
".من میبینمت"

403
00:22:25,219 --> 00:22:28,806
هنر بیشتر یه نیاز بود، تقریباً،

404
00:22:29,015 --> 00:22:33,394
تا توی دنیا زندگی کنی
.و بعدش دنیا رو ثبت کنی

405
00:22:33,603 --> 00:22:37,398
روش نقاشی میکشید یا
روش قلم میزد،

406
00:22:37,607 --> 00:22:39,317
یا از مداد شمعی استفاده
.میکرد یا از لاک ناخن

407
00:22:41,152 --> 00:22:43,905
.میخواست همه‌چیز رو درک کنه

408
00:22:52,413 --> 00:22:53,748
این تنها راهی که میتونم بهش فکر کنم،

409
00:22:53,956 --> 00:22:55,375
.با یه دوربین تو دستش

410
00:22:57,168 --> 00:23:00,088
.هیث اینطوری بود

411
00:23:04,634 --> 00:23:06,386
رفقاش از پرت،

412
00:23:06,594 --> 00:23:08,679
اونا خیلی نزدیک، گرم،

413
00:23:08,888 --> 00:23:13,101
دوست داشتنی، میدونید، گروهی از دوستا بودن

414
00:23:13,309 --> 00:23:16,896
.و از داشتنشون دور و برش لذت میبرد

415
00:23:17,105 --> 00:23:19,565
.باشه، 101 به سمت جنوب رو میرم

416
00:23:19,774 --> 00:23:21,692
اون، انگار، 15 سال رابطه دوستی داشته

417
00:23:21,901 --> 00:23:24,529
با بچه‌هایی که باهاشون به مهد کودک میرفته

418
00:23:24,737 --> 00:23:26,197
.که با هم تو دبیرستان فارغ التحصیل شدیم

419
00:23:26,406 --> 00:23:28,658
.هیث همیشه نزدیک نگهشون میداشت

420
00:23:30,618 --> 00:23:32,161
من به اندازه کافی خاص
بودم که بهش سر بزنم

421
00:23:32,370 --> 00:23:35,123
و ببینم زندگیش چطور بود

422
00:23:35,331 --> 00:23:37,250
و شدیداً فریبنده بود،

423
00:23:37,458 --> 00:23:38,584
.شدیداً جذاب

424
00:23:38,793 --> 00:23:40,420
اوه، خدای من، این باید مثل،

425
00:23:40,628 --> 00:23:43,089
دنیایی باشه که همه
.میخوان توش زندگی کنن

426
00:23:43,297 --> 00:23:44,674
...کین منرا از استروکز

427
00:23:46,259 --> 00:23:47,510
فکر میکنم اولین سفر بود،

428
00:23:47,718 --> 00:23:48,886
دور و ور میروندیم، و اون گفت

429
00:23:49,095 --> 00:23:50,096
".باید برم خونه‌ی یکی از دوستام"

430
00:23:50,304 --> 00:23:51,556
در رو میزنه،

431
00:23:51,764 --> 00:23:52,640
و اون این قیافه‌ی

432
00:23:52,849 --> 00:23:56,185
.یه کم گستاخانه رو رو صورتش داره

433
00:23:56,394 --> 00:23:57,186
.در باز میشه

434
00:23:57,395 --> 00:23:59,897
.نائومی کمپبل در رو باز می‌کنه

435
00:24:00,106 --> 00:24:02,024
هنوز عکس‌های نائومی کمپبل رو
روی دیوارم دارم،

436
00:24:02,233 --> 00:24:03,151
.تو این موقعیت

437
00:24:04,861 --> 00:24:06,237
دارم نهایت سعیم رو میکنم
که وانموند کنم

438
00:24:07,572 --> 00:24:09,031
هی، چطوری؟"
".از دیدنت خوشحالم

439
00:24:09,240 --> 00:24:10,032
و دارم فکر میکنم

440
00:24:10,241 --> 00:24:11,075
.به گمونم این کاریه که هیث انجام میده"

441
00:24:11,284 --> 00:24:12,535
.حالا اینطوریه

442
00:24:12,743 --> 00:24:13,953
".همین طوری میره به خونه‌ی نائومی کمپبل

443
00:24:17,498 --> 00:24:19,041
!هیث! هیث

444
00:24:22,628 --> 00:24:24,839
خونه‌ی هیث مشهور به

445
00:24:25,047 --> 00:24:27,758
داشتن یه جمعی

446
00:24:27,967 --> 00:24:30,011
از بازیگرای استرالیایی و اینا بود

447
00:24:30,219 --> 00:24:31,053
.که اونجا زندگی میکردن

448
00:24:31,262 --> 00:24:33,014
مدیر انتخاب بازیگرها

449
00:24:33,222 --> 00:24:36,184
و تو یکی از استرالیایی‌هایی هستی"
"که تو خونه‌ی هیث زندگی میکنن؟

450
00:24:37,852 --> 00:24:41,939
آره، ما تو لس‌فیلز* تو خونه‌ش زندگی میکردیم،
<font color="#ffff00">محله‌ای در لس‌آنجلس آمریکا</font>

451
00:24:42,148 --> 00:24:43,941
جایی که درها همیشه باز بودن،

452
00:24:44,150 --> 00:24:46,194
.و مردم می‌اومدن و می‌موندن

453
00:24:46,402 --> 00:24:50,615
جوئل اجرتون و هیث از همون اول
دوستای نزدیکی بودن،

454
00:24:50,823 --> 00:24:52,867
.و اون اومد اونجا، و مارتین هندرسون هم اومد

455
00:24:53,075 --> 00:24:54,118
.همینکار رو کردم

456
00:24:54,327 --> 00:24:55,286
رز بیرن،

457
00:24:55,495 --> 00:24:57,455
گرگور جوردن، میدونید،
...همون کارگردانه

458
00:24:57,663 --> 00:24:59,582
.هیچوقت نمیدونی کی تو خونه‌ی هیث میمونه

459
00:24:59,790 --> 00:25:02,752
قدم همه‌کس و هرکسی رو چشم بود، میدونید؟

460
00:25:02,960 --> 00:25:05,588
.روحیه سخاوتمندانه‌ای داشت

461
00:25:05,796 --> 00:25:08,591
معجزه آساست،
...انرژی

462
00:25:08,799 --> 00:25:10,801
.اون، با دست‌های باز، مثل همیشه

463
00:25:11,010 --> 00:25:13,471
این چیز استرالیایی، برای من، مثل این بود که

464
00:25:13,679 --> 00:25:14,972
آره، یکی اومد، همه بیان، میدونید؟

465
00:25:15,181 --> 00:25:16,307
.مثل، با هم بودن

466
00:25:16,516 --> 00:25:18,309
.خوش گذرونی

467
00:25:18,518 --> 00:25:20,686
.مردم بعضی وقت‌ها مدت خیلی طولانی میموندن

468
00:25:20,895 --> 00:25:21,687
...این

469
00:25:21,896 --> 00:25:23,314
یه کم بیشتر از چیزای لازم بود،

470
00:25:23,523 --> 00:25:24,941
.اما، اما جالب بود

471
00:25:25,149 --> 00:25:28,069
.دور دنیا گشتی

472
00:25:28,277 --> 00:25:31,906
یه چند ماهی تو لس‌آنجلس بمونی؟

473
00:25:32,114 --> 00:25:34,492
اون... خیلی خرج بر میداره،

474
00:25:34,700 --> 00:25:39,455
.و من هیچ کاری مربوط به شغلم نداشتم

475
00:25:39,664 --> 00:25:40,456
.هیچی

476
00:25:40,665 --> 00:25:42,166
.یه جورایی مهم نبود

477
00:25:44,544 --> 00:25:46,337
.طبقه بالا، یه چندتایی ترن‌تیبل* داشتن
<font color="#ffff00">صفحه پخش موزیک</font>

478
00:25:46,546 --> 00:25:47,755
.تشکیلات یه دی‌جی رو داشتن

479
00:25:47,964 --> 00:25:49,632
.بیاید تو. میخوایم این کار رو کنیم"

480
00:25:49,840 --> 00:25:51,801
چه حسی دارید؟
.فقط خوش بگذرونید

481
00:25:52,009 --> 00:25:53,302
.این اتاق ضبط منه
.این اتاق خوابمه

482
00:25:53,511 --> 00:25:55,763
از نیک دریک شنیدید؟
".باید به این گوش کنید

483
00:25:55,972 --> 00:25:57,598
...پخشش می‌کنه

484
00:25:57,807 --> 00:26:00,434
تو این خونه، یه مجموعه بزرگ موزیک داره

485
00:26:00,643 --> 00:26:01,686
و میتونه یه مهمونی بزرگ داشته باشه

486
00:26:01,894 --> 00:26:04,355
.و همیشه سر موزیک بمونه

487
00:26:04,564 --> 00:26:07,149
موزیک قطعاً چیزی بود که درونش بود

488
00:26:07,358 --> 00:26:08,859
.که... عاشقش بود

489
00:26:11,988 --> 00:26:13,906
با اون، دوستایی بود تا باهاشون خوش بگذرونی

490
00:26:14,115 --> 00:26:17,243
.و سفرت رو به اشتراک بذاری

491
00:26:17,451 --> 00:26:21,330
.تو اشتراک گذاری موفقیت‌هاش خیلی بزرگ بود

492
00:26:21,539 --> 00:26:23,374
خونه‌ی هیث تو لس‌آنجلس یه جورایی

493
00:26:23,583 --> 00:26:27,545
یه خونه‌ی دوستانه‌ی مشهور
.به صمیمی بودن، بود

494
00:26:27,753 --> 00:26:31,132
در واقع، وقتی من اونجا میموندم،

495
00:26:31,340 --> 00:26:34,969
.آدریان گرنیر تو یکی از اون شب‌ها اونجا بود

496
00:26:35,177 --> 00:26:37,972
.یه خرده نوشیدنی زدن و ادامه دادن بود

497
00:26:38,180 --> 00:26:39,599
بعدش اکثراً توهم میزدم

498
00:26:39,807 --> 00:26:42,768
که اون داره یه خرده تخقیق

499
00:26:42,977 --> 00:26:45,938
روی عملکرد دوست‌ها می‌کنه،

500
00:26:46,147 --> 00:26:47,732
چون هیث اونجا نبود،

501
00:26:47,940 --> 00:26:49,775
پس، میدونید، "وینی"،
اونطور که گفته میشد،

502
00:26:49,984 --> 00:26:51,402
.یه جای دیگه مشغول ساختن فیلم می‌بود

503
00:26:57,450 --> 00:26:59,577
.وقت‌هایی بود که آدم‌ها توش بودن، خودش نبود

504
00:26:59,785 --> 00:27:01,370
یعنی، یه جایی تو صحنه فیلم‌برداری بود،
رو یه فیلم کار میکرد،

505
00:27:01,579 --> 00:27:02,413
میدونید، تو اروپا،

506
00:27:02,622 --> 00:27:04,498
.و خونه‌ش پر بود

507
00:27:41,077 --> 00:27:42,161
.ما تو پراگ* بودیم
<font color="#ffff00">پایتخت جمهوری چک</font>

508
00:27:42,370 --> 00:27:44,038
برای اولین بار،
ما واقعاً تو اروپا هستیم،

509
00:27:44,246 --> 00:27:45,623
.و داریم اونجا زندگی میکنیم

510
00:27:45,831 --> 00:27:48,709
.برای پیش تولید اونجاییم

511
00:27:51,545 --> 00:27:52,505
<i>داستان یک شوالیه</i>

512
00:27:52,713 --> 00:27:54,674
.لحظه‌ی جذابی تو دوران شغلیش بود

513
00:27:54,882 --> 00:27:56,258
ایمی پاسکال، که اون موقع
شرکت سونی رو میچرخوند،

514
00:27:56,467 --> 00:27:59,970
واقعاً، واقعاً عاشق هیث
بود و ازش تقدیر میکرد

515
00:28:00,179 --> 00:28:01,514
.و اون رو توی همه چیز میخواست

516
00:28:05,017 --> 00:28:05,893
!رو به جلو

517
00:28:16,278 --> 00:28:19,323
هیث واقعاً مقدار خارق العاده‌ای از بزرگی

518
00:28:19,532 --> 00:28:20,574
رو به کاراکترهاش میداد،

519
00:28:20,783 --> 00:28:24,078
حتی تو یه فیلمی که یه جورایی ناشناخته‌یت

520
00:28:24,286 --> 00:28:25,079
و یه جورایی سبُکه،

521
00:28:25,287 --> 00:28:26,288
.مثل <i>داستان یک شوالیه</i>

522
00:28:26,497 --> 00:28:31,168
.خیلی سخته که به استواری اون باشی

523
00:28:31,377 --> 00:28:32,920
میدونید، اولش،
.یه شُک بود

524
00:28:33,129 --> 00:28:34,422
.میدونید، خوندمش

525
00:28:34,630 --> 00:28:37,508
آهنگ "ما تو را به جنب‌وجوش می‌اندازیم" از کوئین*،
شروع به" ".پخش میشه وقتی وارد صحنه میشن
<font color="#ffff00">گروه راک بریتانیایی</font>

526
00:28:37,717 --> 00:28:39,552
فکر میکنم من تقریباً فیلم‌نامه
رو توی اون صفحه بستم

527
00:28:39,760 --> 00:28:41,512
چون فکر میکردم، اوه،
این یکی از اون فیلماست

528
00:28:41,721 --> 00:28:43,139
که داره سعی می‌کنه که، میدونید،
دوتا چیز رو قاطی کنه،

529
00:28:43,347 --> 00:28:46,475
اما همین طور که بیشتر خوندم،
.خودش رو توضیح داد

530
00:28:46,684 --> 00:28:48,519
موزیک راک اند رول تموم
موانعی رو نابود می‌کنه

531
00:28:48,728 --> 00:28:50,354
.که ما رو محدود به حقایق تاریخی میکنن

532
00:28:50,563 --> 00:28:52,148
.میدونید، این یه داستان افسانه‌ایه

533
00:28:52,356 --> 00:28:53,649
میخوایم مخاطب‌ها بیان تو

534
00:28:53,858 --> 00:28:55,234
.و منتقل شن

535
00:29:09,665 --> 00:29:11,625
برای جلسه بازاریابی فیلم <i>داستان یک شوالیه</i>

536
00:29:11,834 --> 00:29:12,877
.به سونی رفتیم

537
00:29:13,085 --> 00:29:15,713
رئیس استودیو،
مدیرای استودیو،

538
00:29:15,921 --> 00:29:17,965
همه‌شون اونجا بودن،
کارشون رو میکردن،

539
00:29:18,174 --> 00:29:19,717
در مورد فیلم هیجان زده بودن،
در مورد هیث هیجان زده بودن،

540
00:29:19,925 --> 00:29:20,926
.خیلی در مورد هیث هیجان زده بودن

541
00:29:24,972 --> 00:29:26,849
.پوستر و کمپین "اون تو را به جنب‌وجوش می‌اندازه" بود

542
00:29:27,057 --> 00:29:28,851
واقعاً بر اساس هیث داشت ساخته میشد،

543
00:29:29,059 --> 00:29:31,937
میدونید، تصاویر، صورت هیث،

544
00:29:32,146 --> 00:29:33,147
قیافه‌ش شبیه یه ستاره موزیک راک،

545
00:29:33,355 --> 00:29:34,774
و جمله گفته شده،
اون تو را به جنب‌وجوش می‌اندازه."،"

546
00:29:34,982 --> 00:29:36,484
و تموم اون پوسترها تو سراسر شهر،

547
00:29:36,692 --> 00:29:38,152
.سراسر لس‌آنجلس

548
00:29:38,360 --> 00:29:40,488
".اون اینطوری بود که "واو، اون صورت منه

549
00:29:40,696 --> 00:29:43,073
.پوسترها همه جا بودن

550
00:29:43,282 --> 00:29:45,534
میدونست که این باعث میشه

551
00:29:45,743 --> 00:29:47,953
.مورد توجه قرار بگیره

552
00:29:48,162 --> 00:29:49,747
یه لحظه‌ای بود

553
00:29:49,955 --> 00:29:52,500
که در مورد این حرف زدن که هیث
شهر به شهر میره

554
00:29:52,708 --> 00:29:54,627
و در مورد فیلم حرف میزنه،

555
00:29:54,835 --> 00:29:57,379
و، میدونید، قرار بود
.سلاح مخفی باشه

556
00:29:57,588 --> 00:30:03,636
!ویلیام

557
00:30:07,640 --> 00:30:11,727
میتونستم ببینم که بیشتر و بیشتر
ناراحت میشه، میدونید؟

558
00:30:11,936 --> 00:30:12,937
اون روز پیش هم نشسته بودیم،

559
00:30:13,145 --> 00:30:14,438
و من یه جورایی، با گوشه چشمم،

560
00:30:14,647 --> 00:30:16,982
میتونستم بگم داشت خیلی
ناراحت و بی‌قرار میشد،

561
00:30:17,191 --> 00:30:20,027
و بالاخره بهم یواش گفت لازمه که بره،

562
00:30:20,236 --> 00:30:21,862
میخواست برای یه ثانیه از اتاق خارج شه،

563
00:30:22,071 --> 00:30:25,282
"میشه من رو ببخشی؟"
.و بلند شد

564
00:30:25,491 --> 00:30:27,284
.من دنبالش کردم

565
00:30:27,493 --> 00:30:29,161
تو دستشویی بود،

566
00:30:29,370 --> 00:30:31,413
اونجا نشسته بود
و ترسیده بود،

567
00:30:31,622 --> 00:30:33,582
داشت رو این کار میکرد که میخواست
چه غلطی کنه،

568
00:30:33,791 --> 00:30:35,042
.سعی میکرد که مثل خودش باشه

569
00:30:37,211 --> 00:30:38,295
یه چیزی تو استرالیا هست،

570
00:30:38,504 --> 00:30:40,589
بهش میگن سندروم خشاش بلند، میدونید؟

571
00:30:40,798 --> 00:30:43,634
...اگه یکی خیلی بلند رشد کنه

572
00:30:43,843 --> 00:30:45,970
دوباره به اندازه قبلیت قطع میشی،

573
00:30:46,178 --> 00:30:49,306
و، به عنوان یه استرالیایی،
.اینطوری با بقیه فرق میکنی

574
00:30:49,515 --> 00:30:51,725
اگه خیلی موفق بشی،

575
00:30:51,934 --> 00:30:53,018
یه جورایی،
...یه چیزی هست که

576
00:30:53,227 --> 00:30:54,270
.احساس بدی داری

577
00:30:56,397 --> 00:30:57,398
یه فروشنده بودن

578
00:30:57,606 --> 00:30:58,816
و بیرون رفتن و
حرف زدن در مورد فیلم

579
00:30:59,024 --> 00:31:00,109
و فروختن فیلم،

580
00:31:00,317 --> 00:31:01,944
یه بخشی از کار بود

581
00:31:02,152 --> 00:31:04,446
که من فکر میکنم از همه
.چیز کمتر باهاش راحت بود

582
00:31:04,655 --> 00:31:06,156
.واقعاً، واقعاً سخت براش میگذشت

583
00:31:06,365 --> 00:31:08,701
...شهرت میخواست

584
00:31:08,909 --> 00:31:10,744
و بعدش که گیرش آورد،
.نمیخواستش

585
00:31:12,371 --> 00:31:16,083
رنجیده شده بود،
.و احساس متعلق بودن میکرد

586
00:31:16,292 --> 00:31:17,668
...تصویر اون، نه تصویر اونا

587
00:31:17,877 --> 00:31:20,921
.اون، صورتش، قلبش، روحش

588
00:31:21,130 --> 00:31:24,341
یادمه که بهم گفت،
.من نمیخوام اون یارو بشم"

589
00:31:24,550 --> 00:31:26,302
هیچ علاقه‌ای به تبدیل
.شدن به اون یارو ندارم

590
00:31:26,510 --> 00:31:28,596
من اون یارو نیستم،
".و بهتون نشون میدم

591
00:31:28,804 --> 00:31:31,599
هی، میدونی چیکار کردی؟

592
00:31:31,807 --> 00:31:33,309
میدونی چیکار کردی؟

593
00:31:33,517 --> 00:31:35,394
داری بهم گوش میکنی؟

594
00:31:35,603 --> 00:31:37,396
میدونی چیکار کردی؟

595
00:31:37,605 --> 00:31:39,273
میدونی چیکار کردی؟

596
00:31:39,481 --> 00:31:40,608
!به گا دادیش

597
00:31:40,816 --> 00:31:44,695
اجازه داره وارد کار شه،
نقشش رو بازی کنه،

598
00:31:44,904 --> 00:31:46,155
.و قلبتون رو بشکونه

599
00:31:48,365 --> 00:31:51,744
تو فیلم‌نامه‌ی <i>مهمانی هیولا</i>،
احساس کرد که یه سفری وجود داره

600
00:31:51,952 --> 00:31:56,415
که اون رو به یه مکان دیگه میبره،
.به یه سطح دیگه

601
00:31:56,624 --> 00:32:02,296
یه چیزی در مورد خودش دید
که مجذوبش کرد،

602
00:32:02,504 --> 00:32:04,048
که میخواست تجربه‌ش کنه،

603
00:32:04,256 --> 00:32:05,966
میخواست باهاش بازی کنه،

604
00:32:06,175 --> 00:32:08,886
.و این بهش یه فرصت بی‌نقص داد

605
00:32:24,234 --> 00:32:26,654
اون یه نقش مکمله،

606
00:32:26,862 --> 00:32:27,780
اما اون رو

607
00:32:27,988 --> 00:32:30,407
بیشتر از هر چیزی تو فیلم یادم میاد،

608
00:32:30,616 --> 00:32:31,450
.و اون خیلی کار زیادی نکرد

609
00:32:31,659 --> 00:32:34,370
یه جورایی بی‌روح بود، میدونید؟

610
00:32:34,578 --> 00:32:36,538
.خیلی بازی‌های شلوغی نکرد

611
00:32:36,747 --> 00:32:38,582
این قدرت هیث لجره،

612
00:32:38,791 --> 00:32:42,419
حتی با وجود این که جوون بود،
حتی به عنوان یه نقش مکمل،

613
00:32:42,628 --> 00:32:45,005
فیلم رو میدزده،
.کل نمایش رو میدزده

614
00:32:45,214 --> 00:32:47,925
یه جورایی اوضاع رو یه کم عوض کرد،

615
00:32:48,133 --> 00:32:51,136
و مردم یه جورایی به شکل
متقاوتی دیدنش،

616
00:32:51,345 --> 00:32:53,681
.یه کم بیشتر به شکل بازیگر دراماتیک

617
00:32:53,889 --> 00:32:56,475
وقتی <i>اسپایدرمن</i> رو خوندم،
در موردش باهاش حرف زدم،

618
00:32:56,684 --> 00:32:58,811
و اون تقریباً بدون درنگ گفت

619
00:32:59,019 --> 00:33:00,020
.اصلاً به نظرم منطقی نمیاد"

620
00:33:00,229 --> 00:33:02,564
".من نمیتونم پیتر پارکر باشم

621
00:33:02,773 --> 00:33:03,941
اون همیشه دنبال

622
00:33:04,149 --> 00:33:06,568
چیزی بود که واقعاً به
چالش میکشیددش

623
00:33:06,777 --> 00:33:07,903
تا راه‌های تازه رو کشف کنه

624
00:33:08,112 --> 00:33:10,572
که کاملاً بتونه وارد یه شخصیت بشه

625
00:33:10,781 --> 00:33:12,199
.و تقریباً غیرقابل تشخصی بشه

626
00:33:12,408 --> 00:33:15,035
.این چیزی بود که واقعاً هدایتش میکرد

627
00:33:19,373 --> 00:33:22,292
تو روند انتخاب فیلم این کار رو انجام میده،

628
00:33:22,501 --> 00:33:24,378
.بیشترش از کسی می‌اومد که کارگردانیش میکرد

629
00:33:24,586 --> 00:33:26,547
شخار کارگردانی بود

630
00:33:26,755 --> 00:33:28,632
.که همیشه میخواست باهاش کار کنه

631
00:33:30,384 --> 00:33:34,221
اون هیث رو پیشنهاد داد،
...خودم

632
00:33:34,430 --> 00:33:38,225
.خودمون رفتیم به صحرا

633
00:33:38,434 --> 00:33:40,686
.میدونید، فقط ما دوتا

634
00:33:43,731 --> 00:33:46,900
هیث اونجا ایستاد،
به دره نگاه کرد،

635
00:33:47,109 --> 00:33:51,447
و جفتمون شروع به داد زدن کردیم،

636
00:33:51,655 --> 00:33:55,784
سعی کردیم که بفهمیم چطوری
.صدات امتداد پیدا می‌کنه

637
00:33:55,993 --> 00:33:57,578
.فقط تو و صحرا هستی

638
00:33:57,786 --> 00:34:00,039
.مجبوری که به خودت نگاه کنی

639
00:34:00,247 --> 00:34:01,707
تصوری که از خودت داری

640
00:34:01,915 --> 00:34:02,875
وقتی به یه آینه نگاه میکنی

641
00:34:03,083 --> 00:34:04,334
.به خودت بستگی داره

642
00:34:04,543 --> 00:34:07,046
هر چیزی رو که میخوای
ببینی رو میبینی،

643
00:34:07,254 --> 00:34:09,965
.و میتونی هر کسی باشی که میخوای باشی

644
00:34:12,718 --> 00:34:14,970
اون واقعاً اوایل سفرش بود

645
00:34:15,179 --> 00:34:18,140
.که به عنوان یه هنرمند خیلی تمرکز میکرد

646
00:34:20,392 --> 00:34:22,519
بازیگری در مورد یاد گرفتن زندگی اطرافتونه

647
00:34:22,728 --> 00:34:24,229
.و شخصی که هستید

648
00:34:24,438 --> 00:34:26,356
میتونید تموم تکنیک‌های
تو دنیا رو یاد بگیرید،

649
00:34:26,565 --> 00:34:28,233
اما اگه در مورد زندگی و
خودتون چیزی نبدونید،

650
00:34:28,442 --> 00:34:30,652
.پس گم میشید

651
00:34:30,861 --> 00:34:32,196
و از اونجایی که ما باید باورش کنیم،

652
00:34:32,404 --> 00:34:34,031
برای ما، برای مخاطب‌ها تا باور کنن

653
00:34:34,239 --> 00:34:36,533
که چیزی که اونجا انجام میدی،

654
00:34:36,742 --> 00:34:39,161
.باید خودت باورش کنی

655
00:34:39,369 --> 00:34:44,333
.من مسئول مرگ تو نمیشم

656
00:34:44,541 --> 00:34:47,169
تو چطوری میتونی مسئول مرگ من شی؟

657
00:34:51,757 --> 00:34:54,426
...من میمیرم اگه خدا بخواد

658
00:34:55,969 --> 00:34:57,513
آره؟

659
00:34:59,890 --> 00:35:02,226
اون فیلم یه خرده به بررسی
.درونی پرداخته بود

660
00:35:02,434 --> 00:35:04,061
.ما همه‌مون از اون فیلم رشد کردیم

661
00:35:05,979 --> 00:35:09,066
بهم گفت که وقتی کاراکترش رو جمع کردن،

662
00:35:09,274 --> 00:35:12,402
وسط صحنه فیلم برداری ایستاد

663
00:35:12,611 --> 00:35:14,947
.و افتاد

664
00:35:27,584 --> 00:35:30,712
ازم خواسته بودن که یه فیلم به اسم
.<i>ند کلی</i> رو انجام بدم

665
00:35:30,921 --> 00:35:32,589
یه نقش کوچیک،

666
00:35:32,798 --> 00:35:36,343
اما به خاطر هیث بهش
.علاقه داشتم

667
00:35:36,552 --> 00:35:39,388
فکر میکردم که اون وافعاً
.یه بازیگر جوون قویه

668
00:35:41,223 --> 00:35:45,811
اولین روز سر صحنه رو یادمه،
.هوش از سرم رفته بود

669
00:35:46,019 --> 00:35:49,565
خیلی سریع یه ارتباط شگفت
انگیز رو احساس کردم،

670
00:35:49,773 --> 00:35:54,361
اونقدر شدید که یه خرد
.شُک برانگیز بود

671
00:35:59,700 --> 00:36:01,535
در مورد بازیگری با هم ارتباط برقرار کردیم،

672
00:36:01,743 --> 00:36:03,912
و اون تلاشی که میکنم رو دید،

673
00:36:04,121 --> 00:36:05,497
و همین طور کار کردن
با مربی‌های گویش،

674
00:36:05,706 --> 00:36:07,166
و مربی‌های بازیگری،

675
00:36:07,374 --> 00:36:08,584
.و میخواست که عوضش کنه

676
00:36:10,544 --> 00:36:14,464
نزدیکی به کارش همیشه
.خیلی شدید بود

677
00:36:14,673 --> 00:36:16,425
.صدای آرومی داشت

678
00:36:16,633 --> 00:36:20,512
.چشم‌های مشتاقی داشت

679
00:36:23,223 --> 00:36:27,519
تمرکز خیلی زیادی میخواد که این تغییر

680
00:36:27,728 --> 00:36:30,522
رو به دنیایی که اون احساس میکرد
.هنری تره تبدیل کرد

681
00:36:32,941 --> 00:36:36,486
.اون واقعاً، حقیقتاً یه هنرمند بود

682
00:36:36,695 --> 00:36:39,198
استعداد تصویریش رو از عکاسی میدونستیم،

683
00:36:39,406 --> 00:36:42,868
.اما نمیدونستم که قراره جدی بشه

684
00:36:46,538 --> 00:36:47,497
بهم زنگ زد،

685
00:36:47,706 --> 00:36:49,166
و بهم گفت،
مَرد، من این ایده رو دارم"

686
00:36:49,374 --> 00:36:50,500
".و میریم که این ویدیو رو بسازیم

687
00:36:50,709 --> 00:36:53,212
منم فکر میکنم،
.خیلی کارا برای انجام داری"

688
00:36:53,420 --> 00:36:55,130
چطوری وقت داری که
به من فکر کنی؟

689
00:36:55,339 --> 00:36:56,340
چطوری وقت داری که در
مورد این فکر کنی؟

690
00:36:56,548 --> 00:36:58,550
"اصلاً چطوری اهمیت میدی؟

691
00:36:58,759 --> 00:37:00,010
این چیزی بود که تو سر من میچرخید

692
00:37:00,219 --> 00:37:01,845
در حالی که اون داشت در
.مورد ایده‌هاش با من حرف میزد

693
00:37:02,054 --> 00:37:04,223
چطوری؟ چطوری این کار رو میکنی؟"

694
00:37:04,431 --> 00:37:06,516
چطوری اینقدر فعال میمونی؟
چطوری این همه علاقه‌مند میمونی؟

695
00:37:06,725 --> 00:37:08,769
چطوری میتونی تموم مدت
"اینطوری بدرخشی؟

696
00:37:08,977 --> 00:37:10,854
اون همیشه اینطوری بود،

697
00:37:11,063 --> 00:37:13,607
و خیلی خوشحال بودم که یکی
از اشخاص مورد مطالعه‌ش

698
00:37:13,815 --> 00:37:15,150
...برای کارگردان شدن بودم

699
00:37:16,485 --> 00:37:17,361
.و بیا انجامش بدیم

700
00:37:17,569 --> 00:37:19,446
.بیا یه دوربین برداریم و فیلم برداری کنیم

701
00:37:22,616 --> 00:37:25,077
.باشه، بیا از چشم‌هات بگیریم

702
00:37:25,285 --> 00:37:25,911
.خیلی‌خب

703
00:37:27,411 --> 00:37:35,411
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

704
00:38:04,283 --> 00:38:05,575
من دارم اجرا میکنم و سعی
میکنم تطبیق سازی کنم

705
00:38:05,784 --> 00:38:07,703
و دارم سعی میکنم رفیقم
.رو تحت تاثیر قرار بدم

706
00:38:07,911 --> 00:38:10,330
با وجود این که برای دنیا یه کسیه،
برای من هنوز رفیقمه،

707
00:38:10,539 --> 00:38:12,666
و دارم سعی میکنم تحت تاثیر قرارش
بدم و پیش ببرمش

708
00:38:12,874 --> 00:38:13,875
.و اونم داره من رو پیش میبره

709
00:38:22,676 --> 00:38:25,095
هر چقدر اون بلندتر شد،
.من همونقدر واردش شدم

710
00:38:35,314 --> 00:38:36,606
اگه میخواد سر من داد
بزنه که چیکار کنم،

711
00:38:36,815 --> 00:38:37,733
مشکلی ندارم،

712
00:38:37,941 --> 00:38:40,527
چون بهترین آدم روی زمین

713
00:38:40,736 --> 00:38:42,529
.داره بهم میگه چطوری بهتر باشم

714
00:38:45,032 --> 00:38:46,450
کار کردن با یکی از بهترین دوستام

715
00:38:46,658 --> 00:38:47,659
و انجام یه کار خلاقانه،

716
00:38:47,868 --> 00:38:49,286
.انگار، چیز بهتری غیر از اون نیست

717
00:39:01,882 --> 00:39:02,507
.امروز روز بزرگیه

718
00:39:03,842 --> 00:39:04,926
اونا اینجان، ها؟

719
00:39:05,135 --> 00:39:06,178
.اون اسکیپه که داره میاد

720
00:39:14,519 --> 00:39:15,896
.گندش بزنن، رفیق

721
00:39:16,104 --> 00:39:17,731
اولین نگرانی من

722
00:39:17,939 --> 00:39:19,733
وقتی شنیدم که میخواست اون نقش رو بازی کنه

723
00:39:19,941 --> 00:39:22,944
این بود که واقعاً میخواستم یه جورایی

724
00:39:23,153 --> 00:39:23,987
.بیشتر بازیگر کاراکتر باشه

725
00:39:25,280 --> 00:39:27,574
فیلیپ سیمور هافمن بیشتر

726
00:39:27,783 --> 00:39:30,202
از هیث لجر شبیه اسکیپ بود، مثل،
.یه بازیگر جذاب یا هر چیزی

727
00:39:30,410 --> 00:39:31,328
منم میگم،
یه دقیقه صبر کنید"

728
00:39:31,536 --> 00:39:33,789
نمیدونم که این قراره
".درست پیش بره

729
00:39:33,997 --> 00:39:35,624
هیث، اومد تو و با من حرف زد،

730
00:39:35,832 --> 00:39:37,542
این که چطور واقعاً وارد این کاراکتر میشد

731
00:39:37,751 --> 00:39:39,086
و شخصیت بهش میداد

732
00:39:39,294 --> 00:39:43,382
و اون تصمیم گرفت که باید دندون‌هایی
.مثل دندون‌های اسکیپ براش ساخته شه

733
00:39:43,590 --> 00:39:45,467
به خاطر تو به قبرستون
.برگشتم، رفیق

734
00:39:45,675 --> 00:39:48,303
تا بتونه احساس کنه که اسکیپه

735
00:39:48,512 --> 00:39:50,222
.و اونطوری که اسکیپ حرف میزنه، حرف بزنه

736
00:39:50,430 --> 00:39:53,475
این علاقه به ظاهر و پرداخت

737
00:39:53,683 --> 00:39:56,269
و جوری که اون کاراکتر به نظر
میاد و حرف میزنه

738
00:39:56,478 --> 00:39:58,897
و به صورت فیزیکی روی تصویر به نظر میاد،

739
00:39:59,106 --> 00:40:00,816
یه جورایی مثل یه نقاش بود،

740
00:40:01,024 --> 00:40:03,485
اما یه جورایی هم علاقه‌ی روانشناسه
.تو کاراکترهاش داشت

741
00:40:03,693 --> 00:40:04,986
.اوه، جوراب‌های باحالین، مَرد

742
00:40:05,195 --> 00:40:06,488
.جوراب‌های باحالین، جوراب‌های باحالین

743
00:40:06,696 --> 00:40:08,031
اگه حس بازی کردن نداری،

744
00:40:08,240 --> 00:40:09,574
و اگه خیلی جدی هستی،

745
00:40:09,783 --> 00:40:12,327
احتمال این که خیلی برای
ساخت یه شخصیت

746
00:40:12,536 --> 00:40:15,872
.خسیس باشید زیاده

747
00:40:16,081 --> 00:40:16,832
اسکیپ انگبلام

748
00:40:17,040 --> 00:40:19,459
.و تیم موج سواری زفر

749
00:40:19,668 --> 00:40:20,502
.اینم هزینه ورودیمون

750
00:40:20,710 --> 00:40:22,254
حالا، جایزه‌های ما کجان؟

751
00:40:22,462 --> 00:40:23,672
فکر نمیکنم بهترسه

752
00:40:23,880 --> 00:40:25,715
.که هیچ تکنیک بازیگری‌ای رو امتحان کنه

753
00:40:25,924 --> 00:40:27,050
یه حس اطمینانی داشت،

754
00:40:27,259 --> 00:40:30,262
اما نمیترسید که بره و مانیتور رو چک کنه

755
00:40:30,470 --> 00:40:32,222
.و بعدش پخش کار رو ببینه

756
00:40:37,227 --> 00:40:39,771
همیشه میخواست باهاش جست و جو
.کنه و بهش فشار بیاری

757
00:40:39,980 --> 00:40:42,482
میدونست که وقتی زمانش
.برسه میتونه درست انجامش بده

758
00:40:42,691 --> 00:40:45,277
خب، هیث خیلی باز و کنجکاو بود

759
00:40:45,485 --> 00:40:47,821
.و به همه چیز دور و ورش توجه نشون میداد

760
00:40:50,740 --> 00:40:52,159
.اون کاملاً خودش رو تبدیل کرده بود

761
00:40:52,367 --> 00:40:54,828
یه کلاه گیس داشت، دندون داشت،

762
00:40:55,036 --> 00:40:58,248
و همین طوری میرفت تو پوسته‌ی
.دیوونگی یه شخص دیگه

763
00:41:02,878 --> 00:41:04,963
یه چیزی که فکر نمیکنم
مردم متوجه شن،

764
00:41:05,172 --> 00:41:07,466
هر چقدر که توی فیلم <i>کوهستان
بروکبک</i> فوق‌العاده بود،

765
00:41:07,674 --> 00:41:10,677
فیلم <i>اربابان داگ‌تاون</i> رو تموم کرد

766
00:41:10,886 --> 00:41:14,389
.و اون نقش رو هفت روز بعد داشت بازی میکرد

767
00:41:14,598 --> 00:41:16,016
.زودباش، همجنسگرای وامونده

768
00:41:16,224 --> 00:41:20,479
احتمالاً تصور میکردم تو کاراکتر مونده بودم

769
00:41:20,687 --> 00:41:24,107
وقتی که در مورد کار کردن سر این
فیلم گِی کابویی دست مینداختمش

770
00:41:24,316 --> 00:41:27,152
...و من گفتم فقط یه

771
00:41:27,360 --> 00:41:30,614
فقط یه چیز خیلی بد در مورد <i>بروکبک</i> گفتم

772
00:41:30,822 --> 00:41:33,742
.و این قیافه رو بهم نشون داد

773
00:41:33,950 --> 00:41:36,953
".من به خودم گفتم "گاله رو ببین

774
00:41:37,162 --> 00:41:41,583
...و متوجه شدم، من این شکلی بودم

775
00:41:41,791 --> 00:41:46,546
.و، بعدش دیگه چیزی در موردش نگفتم

776
00:41:57,724 --> 00:42:00,101
قبل از این که <i>کوهستان بروکبک</i> منتشر شه،

777
00:42:00,310 --> 00:42:01,478
غیرقابل باور میبود که

778
00:42:01,686 --> 00:42:07,234
یه تراژدی رمانتیک که دوتا کابوی
گی رو شامل میشه تصور کرد

779
00:42:07,442 --> 00:42:11,196
.که خیلی شبیه سمبل مردانگی آمریکاست

780
00:42:32,175 --> 00:42:36,012
این یکی از بزرگ‌ترین بازیگرای مرد زمینه

781
00:42:36,221 --> 00:42:39,057
.که داره اون کاراکتر رو بازی می‌کنه

782
00:42:39,266 --> 00:42:43,436
به این میگن جرئت،
.و به این میگن هنرمند

783
00:42:48,525 --> 00:42:50,402
وقتی برای انتخاب بازیگر اسمش اومد،

784
00:42:50,610 --> 00:42:53,363
.یه خرده تردید داشتم

785
00:42:53,572 --> 00:42:56,032
اون موقع نمیدونستم که بتونه
یه فیلم رو روی دوشش بکشه

786
00:42:56,241 --> 00:42:59,327
که چیزی بود که تو فیلم
.<i>کوهستان بروکبک</i> بهش نیاز بود

787
00:42:59,536 --> 00:43:01,371
<i>مهمانی هیولا</i> واقعاً دلیلی بود که

788
00:43:01,580 --> 00:43:03,915
.من برای <i>کوهستان بروکبک</i> انتخابش کردم

789
00:43:04,124 --> 00:43:05,000
.این همه تحت تاثیر بودم

790
00:43:07,752 --> 00:43:09,462
آخرش اینه که،

791
00:43:09,671 --> 00:43:11,548
ما پیش هم هستیم،

792
00:43:11,756 --> 00:43:16,469
و کنترلمون رو از دست میدیم،

793
00:43:16,678 --> 00:43:21,266
تو زمان اشتباه تو مکان اشتباه،

794
00:43:21,474 --> 00:43:22,267
.بعدش ما مُردیم

795
00:43:23,768 --> 00:43:25,145
نفرت از خود و پیچیدگی‌ای

796
00:43:25,353 --> 00:43:26,938
.که از همون اول توجهم رو جلب کرد

797
00:43:27,147 --> 00:43:28,398
تمام مدت مشت‌هاش رو گره میکرد

798
00:43:28,607 --> 00:43:30,692
.و دندون‌هاش رو بهم فشار میداد

799
00:43:32,444 --> 00:43:34,904
هیچ شکی نبود که تو ذهنش

800
00:43:35,113 --> 00:43:36,906
.اون شخص بود

801
00:43:37,115 --> 00:43:39,951
اگه بتونید اون کاراکتر
رو درونتون پیدا کنید،

802
00:43:40,160 --> 00:43:43,038
.پس همون موقع‌ست که موفق شدید

803
00:43:43,246 --> 00:43:44,456
.این طلاست

804
00:43:44,664 --> 00:43:46,625
.این... این جادوئه

805
00:43:48,168 --> 00:43:50,003
انیس، میخوام بسته بشه،

806
00:43:50,211 --> 00:43:52,297
و میخوام دستش گره خرده باشه،

807
00:43:52,505 --> 00:43:53,590
و میخوام کلمات

808
00:43:53,798 --> 00:43:55,759
به صورت اعراضی از درونش بیان بیرون

809
00:43:55,967 --> 00:43:59,554
و هر حالت بیان احساسات
.باید دردناک باشه

810
00:43:59,763 --> 00:44:02,515
هیث یه کاراکتری رو بازی کرد
.که خیلی کم حرف میزد

811
00:44:02,724 --> 00:44:05,101
.این احساسیه که مردم میگیرن

812
00:44:05,310 --> 00:44:06,311
.واسه همینه که اون بازیگر خوبیه

813
00:44:06,519 --> 00:44:08,647
کلی دیالوگ تو فیلم داره،

814
00:44:08,855 --> 00:44:12,025
.اما مثل یه مردی میگه که خیلی کم حرف داره

815
00:44:12,233 --> 00:44:15,570
...اون فقط باید وقتی اینطوریه
.اون دیالوگ‌ها رو بگه

816
00:44:18,865 --> 00:44:20,450
من دوست ندارم که
بازیگر به مانیتور نگاه کنه،

817
00:44:20,659 --> 00:44:23,703
چون فکر میکنم بازیگر برای دیده شده

818
00:44:23,912 --> 00:44:27,207
و مانیتور برای فیلم سازهاست
که بهش نگاه کنه،

819
00:44:27,415 --> 00:44:28,500
برای بیننده‌ها که بهش نگاه کنن،

820
00:44:28,708 --> 00:44:30,627
و وقتی که این بازیگرها
به خودشون نگاه میکنن،

821
00:44:30,835 --> 00:44:31,795
.بازی کردنشون رو به هم میزنه

822
00:44:32,003 --> 00:44:33,129
.خیلی واضحه

823
00:44:33,338 --> 00:44:36,466
هیچوقت کسی نبود که با من سر
این یکی بحث کنه،

824
00:44:36,675 --> 00:44:38,927
...اما هیث تنها شخصیه که

825
00:44:39,135 --> 00:44:40,804
.همین طوری میمومد سمت دوربین

826
00:44:41,012 --> 00:44:43,431
اولش، یه خرده عقب کرد میکردم،

827
00:44:43,640 --> 00:44:45,725
یا باید میگفتمش یا به
.هر حال نگاه میکرد

828
00:44:45,934 --> 00:44:47,769
.به نظر نمیاد که از خودش آگاهی داشته باشه

829
00:44:47,977 --> 00:44:49,187
.فقط بهتر میشد

830
00:44:49,396 --> 00:44:53,775
برداشت پشت برداشت،
.سعی میکرد که به یه هدفی برسه

831
00:44:53,983 --> 00:44:56,319
یه هدفی بود که سعی میکرد بهش برسه،

832
00:44:56,528 --> 00:44:58,071
.و وقتی بهش میرسه، زیباست

833
00:45:03,076 --> 00:45:06,538
میشل هم بازیگر و شخص با استعدادیه،

834
00:45:06,746 --> 00:45:08,665
خیلی باهوش، برای
.نقشش طبیعیه

835
00:45:12,627 --> 00:45:13,420
بازی‌ای که اونا دارن،

836
00:45:13,628 --> 00:45:16,548
رابطه اونا تو فیلم،

837
00:45:16,756 --> 00:45:17,674
.خیلی به یاد موندنیه

838
00:45:19,676 --> 00:45:21,761
داریم صحنه سورتمه سواری
رو فیلم برداری میکنیم،

839
00:45:21,970 --> 00:45:23,263
و من به تهیه کننده نگاه میکنم،

840
00:45:23,471 --> 00:45:26,599
به هماهنگ کننده بدلکاری نگاه میکنم، و
".آره، این یه سورتمه سواریه"

841
00:45:31,730 --> 00:45:33,022
.و غل میخورن

842
00:45:33,231 --> 00:45:36,609
از جایی که ما نگاه میکردیم خیلی معلوم نبود،

843
00:45:36,818 --> 00:45:38,361
اما دختره آسیب دیده بود،

844
00:45:38,570 --> 00:45:40,113
و وقتی به بیمارستان رسیدیم،

845
00:45:40,321 --> 00:45:41,823
هیث رو دیدیم که یه جورایی
دستش رو نگه داشته بود،

846
00:45:42,031 --> 00:45:43,616
سعی میکرد آرومش کنه،

847
00:45:43,825 --> 00:45:47,078
و خیلی واضح بود که بهش علاقه داشت،

848
00:45:47,287 --> 00:45:48,913
.پس همین طوری نسبتاً سریع اتفاق افتاد

849
00:45:51,958 --> 00:45:54,377
میگفت،
".میخوام که با میشل آشنا شی"

850
00:45:54,586 --> 00:45:55,587
اینطوری من رو بقل می‌کنه

851
00:45:55,795 --> 00:45:59,007
که یه جورایی کاملاً وارد روح من میشه

852
00:45:59,215 --> 00:46:00,675
.و من رو فشار میده

853
00:46:00,884 --> 00:46:01,634
هیچوقت اینطوری

854
00:46:01,843 --> 00:46:04,471
به دست کسی که قبلاً اصلاً
.ندیده بودمش فشار داده نشده بودم

855
00:46:04,679 --> 00:46:05,972
انگار این طور بود که،
"...اوه، از دیدنت خوشحالم"

856
00:46:06,181 --> 00:46:08,057
.این لهجه‌ی شیرینی که داره

857
00:46:10,810 --> 00:46:12,020
".اون گفت "برات یه سوپرایز دارم

858
00:46:14,606 --> 00:46:16,441
".دارم پدر میشم"

859
00:46:16,649 --> 00:46:17,609
.شاد بود

860
00:46:17,817 --> 00:46:19,152
.خیلی هیجان زده بود

861
00:46:21,321 --> 00:46:22,197
میدونید، بعد از <i>بروکبک</i>،

862
00:46:22,405 --> 00:46:23,865
.واقعاً شروع به اتفاق افتادن کرد

863
00:46:24,073 --> 00:46:27,702
قرار بود یه فیلم مهم باشه،

864
00:46:27,911 --> 00:46:30,747
.و اونی نبود که از اتاق بره بیرون

865
00:46:30,955 --> 00:46:33,333
یه سطحی از کمال بود

866
00:46:33,541 --> 00:46:36,711
که این چیزی بود که میتوسنت
.ازش بر بیاد

867
00:46:36,920 --> 00:46:38,713
!میشل
!با هم

868
00:46:38,922 --> 00:46:40,965
شگفت انگیزه که این فیلم

869
00:46:41,174 --> 00:46:43,468
.مرزهای زندگیم رو چقدر گسترش داد

870
00:46:43,676 --> 00:46:47,472
.کاملاً معجزه آساست

871
00:46:47,680 --> 00:46:48,681
هیث زندگی رو عمیق‌تر

872
00:46:48,890 --> 00:46:50,892
.از هر کسی که تا حالا دیدم حس کرد

873
00:46:51,100 --> 00:46:55,897
.همه چیز رو عمیق‌تر قبول میکرد

874
00:46:56,105 --> 00:46:57,482
یه شب تو خونه‌ی هیث بود،

875
00:46:57,690 --> 00:46:58,691
یه کم شراب،

876
00:46:58,900 --> 00:47:00,318
و بعدش یه اتفاق‌هایی افتاد،

877
00:47:00,527 --> 00:47:01,986
و بعدش جلوی پیانو بودیم،

878
00:47:02,195 --> 00:47:03,947
و، میدونید، داشتیم
خوش میگذروندیم

879
00:47:04,155 --> 00:47:06,115
.و صبح شد

880
00:47:06,324 --> 00:47:08,618
خونه رفت، دیر خوابید،

881
00:47:08,827 --> 00:47:10,745
بیدار شد، یه هیاهو بیرون بود،

882
00:47:10,954 --> 00:47:12,539
.صدای در

883
00:47:12,747 --> 00:47:16,167
اینجا نوشته
یه پیانوی بزرگ از طرف هیث لجر،"

884
00:47:16,376 --> 00:47:19,254
".هدیه به بن هارپر

885
00:47:19,462 --> 00:47:20,547
.همونجا بهش زنگ زدم

886
00:47:20,755 --> 00:47:22,590
"تو دیوونه‌ای. داری چیکار میکنی؟"
میدونید؟

887
00:47:22,799 --> 00:47:25,176
.برای یه پیانوی بزرگ فرستادی"

888
00:47:25,385 --> 00:47:26,886
...انگار، این
".نمیتونی این کار رو کنی

889
00:47:27,095 --> 00:47:31,432
.نه، رفیق"
".باید تو باشی

890
00:47:31,641 --> 00:47:33,351
و چی میتونی بگی؟

891
00:47:33,560 --> 00:47:34,853
...چی میتونی بگی

892
00:47:35,061 --> 00:47:36,563
به جز "ممنونم"؟

893
00:47:36,771 --> 00:47:38,523
.پس چند هفته بعد، زنگ میزنه

894
00:47:38,731 --> 00:47:41,317
اون پیانو رو یادته؟"

895
00:47:41,526 --> 00:47:44,320
میخوام یه لالایی برای دخترم بنویسم

896
00:47:44,529 --> 00:47:48,074
".که وقتی به دنیا بیاد بتونیم براش بزنیم

897
00:47:48,283 --> 00:47:49,158
.خیلی‌خب

898
00:47:49,367 --> 00:47:51,536
.هیچوقت اینقدر عمیق بهم اعتماد نشده بود

899
00:47:51,744 --> 00:47:53,288
هیچ چیزی ازم خواسته نشده بود

900
00:47:53,496 --> 00:47:54,831
.که این همه با ارزش بوده باشه

901
00:48:01,296 --> 00:48:06,801
♪ طلوع خورشید صبح
بال‌هاش را باز کرد ♪

902
00:48:07,010 --> 00:48:13,099
♪ در حالی که ماه
در آسمان آویزان بود ♪

903
00:48:13,308 --> 00:48:19,230
♪ دریا را در دستش گرفت ♪

904
00:48:19,439 --> 00:48:24,986
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایش تمام شد ♪

905
00:48:28,865 --> 00:48:34,245
♪ تموم چیزی که میتوانم به تو بدهم ♪

906
00:48:34,454 --> 00:48:40,752
♪ برای همیشه با توست که نگهش داری ♪

907
00:48:40,960 --> 00:48:46,549
♪ هر روز صبح با یک رویا بیدار شوی ♪

908
00:48:46,758 --> 00:48:53,264
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایت تمام شد ♪

909
00:48:53,473 --> 00:49:00,146
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایش تمام شد ♪

910
00:49:00,355 --> 00:49:05,193
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی در... ♪

911
00:49:13,618 --> 00:49:15,078
♪ چشم‌هایش تمام شد ♪

912
00:49:21,209 --> 00:49:23,920
بیشتر تبدیل شد به یه پدر تا یه هنرمند،

913
00:49:24,128 --> 00:49:26,756
...و گفتن این در مورد هیث

914
00:49:26,965 --> 00:49:28,049
.همینه

915
00:49:28,257 --> 00:49:30,343
...یعنی، این
.چیز بزرگیه

916
00:49:35,431 --> 00:49:37,600
.واقعاً خیلی عوض شد

917
00:49:37,809 --> 00:49:39,560
.واقعاً زمان هیجان انگیزی بود

918
00:49:39,769 --> 00:49:41,771
اون بیرون بود تا هر کار ممکنی رو کنه

919
00:49:41,980 --> 00:49:44,732
تا یه پدر خوب باشه، و، میدونید، یه شریک خوب

920
00:49:44,941 --> 00:49:47,193
و تموم چیزایی که همه‌مون
.آرزو داریم میتونستیم باشیم

921
00:49:47,402 --> 00:49:50,780
به اون نقطه رسید که
.من یه بچه دارم"

922
00:49:50,989 --> 00:49:52,198
زندگیم عوض شده، و صبر کنید،

923
00:49:52,407 --> 00:49:53,616
".باید مسئول سرنوشت خودم باشم

924
00:49:53,825 --> 00:49:56,035
.هیث پدر فوق العاده‌ای بود

925
00:49:56,244 --> 00:50:00,665
خیلی بهش عشق میورزید،
.و دیدنش خیلی زیبا بود

926
00:50:00,873 --> 00:50:02,834
یه پدر بودن، انگار،

927
00:50:03,042 --> 00:50:05,420
مورد علاقه‌ترین چیزی بود
.که تا حالا انجام داده بود

928
00:50:08,131 --> 00:50:10,049
.اون گفت که داره به نیویورک میره

929
00:50:10,258 --> 00:50:12,301
.فکر میکردم میخواست به شهر بره

930
00:50:12,510 --> 00:50:14,220
.میشل برنامه برای بروکلین داشت

931
00:50:15,805 --> 00:50:17,557
با اون شخصیتی که اون داشت،

932
00:50:17,765 --> 00:50:19,642
.اونم عاشق بروکلین شد

933
00:50:22,478 --> 00:50:23,813
گفتش،
.من عاشق میشل هستم"

934
00:50:24,022 --> 00:50:25,356
.عاشق دنیایی هستم که داریم میسازیم

935
00:50:25,565 --> 00:50:28,651
".عاشق محله هستم

936
00:50:28,860 --> 00:50:30,111
.یه خونه‌ی زیبا پیدا کردن

937
00:50:30,319 --> 00:50:32,447
این حس منتقل میشد، انگار،
.پیشگام ساخت و ساز بروکلین بود

938
00:50:34,032 --> 00:50:35,283
گشت زدن تو خیابون‌های نیویورک

939
00:50:35,491 --> 00:50:36,576
.با ماتیلدا رو شونه‌هاش

940
00:50:36,784 --> 00:50:38,369
...یعنی، اون وقتی بود که اون

941
00:50:38,578 --> 00:50:39,704
.اون کاملاً خوشحال بود

942
00:50:39,912 --> 00:50:42,373
هر روز صبح با اینا بیداری شدن،

943
00:50:42,582 --> 00:50:44,042
...اون لبخند، این

944
00:50:44,250 --> 00:50:46,044
.این... روزت رو روشن می‌کنه

945
00:50:46,252 --> 00:50:47,211
واقعاً می‌کنه

946
00:50:47,420 --> 00:50:51,340
.و شدیداً به جفتشون افتخار میکم

947
00:50:51,364 --> 00:50:53,364
سینمافریک

948
00:51:07,690 --> 00:51:09,650
یه نسخه اولیه از یکی از کارهام رو بهش دادم،

949
00:51:09,859 --> 00:51:11,360
.به اسم <i>دو طرف تفنگ</i>

950
00:51:11,569 --> 00:51:12,653
دنبال کارهای ویدویی افتاده بود،

951
00:51:12,862 --> 00:51:13,863
و دنبال کارهای کارگردانی افتاده بود،

952
00:51:14,072 --> 00:51:14,906
و دنبال کار با دوربین افتاده بود،

953
00:51:15,114 --> 00:51:15,990
...و اون

954
00:51:16,199 --> 00:51:17,283
.خیلی هیجان زده کرده بودش

955
00:51:17,492 --> 00:51:20,745
بعدش یه تماس تو یه
.وقت غیر عادی گرفتم

956
00:51:20,953 --> 00:51:21,996
.میخوام یه ویدیو انجام بدم"

957
00:51:22,205 --> 00:51:24,123
.این کار برای من خیلی ارزش داره

958
00:51:24,332 --> 00:51:26,000
"نظر در مورد آهنگ "حسرت صبح" چیه؟

959
00:51:26,209 --> 00:51:29,337
و من گفتم،
هیث، فوق العاده میشه،"

960
00:51:29,545 --> 00:51:30,797
.و من تنهات میذارم

961
00:51:31,005 --> 00:51:33,341
میام اونجا و هر کاری رو
".که بخوای انجام میدم

962
00:51:34,425 --> 00:51:35,593
.در حال ضبط

963
00:51:55,363 --> 00:51:58,741
و اون واقعاً میدونست که دقیقاً
میخواد چیکار کنه،

964
00:51:58,950 --> 00:52:03,579
اما چیزی که شگفت زده‌م کرد این بود که
.چطوری همه چیز رو تحت کنترل داشت

965
00:52:03,788 --> 00:52:07,500
.هیث یه آدم تکِ ذاتی بود

966
00:52:07,708 --> 00:52:10,461
کار نورها رو میکرد، کار رنگ‌ها رو میکرد،
...تکسچرها

967
00:52:13,548 --> 00:52:15,383
.به رقص آرایی کمک میکرد

968
00:52:15,591 --> 00:52:19,095
خیلی براش مهم بود،
.این یه ویدیوی رقص نبود

969
00:52:19,303 --> 00:52:20,680
.نمیتونست چیزی باشه که شما قبلاً دیده باشید

970
00:52:30,314 --> 00:52:32,859
.با دلبستگیش به دوربین شگفت زده شده بودم

971
00:52:33,067 --> 00:52:34,861
انگار، شماره‌ها رو میشمرد

972
00:52:35,069 --> 00:52:38,239
.و، میدونید، و دیافراگم و زاویه بندی رو

973
00:52:38,447 --> 00:52:40,074
.دیدش رو تحت کنترل داشت

974
00:52:41,574 --> 00:52:49,574
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

975
00:52:56,966 --> 00:52:57,884
اون تلاش کرد که

976
00:52:58,092 --> 00:52:59,510
بهترین موزیک ویدیویی که
من تا حالا داشتم رو

977
00:52:59,719 --> 00:53:01,762
.تو 23 سال کار موزیکم بسازه

978
00:53:06,309 --> 00:53:07,476
"ویدیوی "حسرت صبح

979
00:53:07,685 --> 00:53:09,270
اینجا فیلم برداری شد،
.رادیوی کوچیک، مرکز شهر

980
00:53:09,478 --> 00:53:13,399
یه اتاق عایق صدا داشت،
.نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچیک

981
00:53:13,608 --> 00:53:15,526
.یه ایستگاه رادیویی غیرقانونی داشتن

982
00:53:15,735 --> 00:53:18,571
نمایش‌هایش زیرزمینی رو برای
گروه‌های زیرزمینی انجام میدادن،

983
00:53:18,779 --> 00:53:20,948
.و دقیقاً تو حاشیه بود

984
00:53:21,157 --> 00:53:23,659
یه غرفه عکس داشت،
.و یه چندتایی عکس گرفتیم

985
00:53:23,868 --> 00:53:27,079
دائماً یه چیز باحال دیگه رو نشون میداد،

986
00:53:27,288 --> 00:53:29,874
اما، یعنی، باید در مورد رادیو
کوچولو میدونستم، میدونید؟

987
00:53:30,082 --> 00:53:31,667
.این کار منه

988
00:53:37,757 --> 00:53:39,008
"وقتی ویدیوی "حسرت صبح

989
00:53:39,217 --> 00:53:40,218
رو برای اولین بار دیدم،

990
00:53:40,426 --> 00:53:41,844
با خودم فکر کردم،

991
00:53:42,053 --> 00:53:45,431
این پسر قراره یه زندگی رو
پشت دوربین داشته باشه،

992
00:53:45,640 --> 00:53:46,557
.همونطور که جلوش داره

993
00:53:54,607 --> 00:53:56,692
هیث تصمیم گرفته بود که میخواست

994
00:53:56,901 --> 00:54:02,031
کمپانی فیلم سازی خودش رو
.با من تاسیس کنه

995
00:54:02,240 --> 00:54:03,574
تموم آدم‌هایی که ملاقات کرده بود،

996
00:54:03,783 --> 00:54:08,829
مت کسی بود که بهمش اعتماد کرده
.بود و در واقع ازش یاد گرفته بود

997
00:54:09,038 --> 00:54:11,082
این حقیقت که ما تصمیم گرفته
...بودیم این کار رو با هم بکنیم

998
00:54:11,290 --> 00:54:14,001
فکر میکنم برای خیلی‌ها یه
سوپرایز بزرگ بود، در واقع

999
00:54:14,210 --> 00:54:16,545
برای کسایی که هیث باهاشون کار میکرد،

1000
00:54:16,754 --> 00:54:18,756
کسایی که تو استودیوها بهش
.پیشنهادهایی میدادن

1001
00:54:20,299 --> 00:54:22,301
وقتی تصمیم گرفتیم که
یه دفتر برای "توده" گیر بیاریم،

1002
00:54:22,510 --> 00:54:23,970
مطمئن شدیم که جایی باشه

1003
00:54:24,178 --> 00:54:25,638
.که هیث بتونه حریم خصوصیش رو حفظ کنه

1004
00:54:25,846 --> 00:54:26,889
نمیخواستیم کسی بدونه

1005
00:54:27,098 --> 00:54:29,350
.که این دفتر جدید هیث لجره

1006
00:54:29,558 --> 00:54:32,436
از در پشتی با موتورسیکلتش وارد میشد،

1007
00:54:32,645 --> 00:54:34,647
البته، با کلاه ایمنی رو سرش

1008
00:54:34,855 --> 00:54:36,107
.و انگار تو خونه میبود

1009
00:54:36,315 --> 00:54:38,484
توده" اسم باحالیه،"

1010
00:54:38,693 --> 00:54:40,778
.چون قرار نیست که انحصاری باشه

1011
00:54:40,987 --> 00:54:43,489
همه این قابلیت رو دارن
.که داستانشون رو بگن

1012
00:54:45,950 --> 00:54:47,827
.و اونا تموم کف یه ساختمون رو داشتن

1013
00:54:48,035 --> 00:54:50,079
میدونید، به محض این که
از اون پله‌ها بالا میری،

1014
00:54:50,288 --> 00:54:52,748
.میرفتید توی، انگار، غوغای خلاقیت

1015
00:54:59,088 --> 00:55:02,091
هیث یه شعار کوچیک داشت،
".و میگفت "خودت باش

1016
00:55:02,300 --> 00:55:06,554
یه چیز شگفت انگیز انجام بده،
فریم یه خرده به هم بزن،

1017
00:55:06,762 --> 00:55:08,306
...با سیستم خیلی پیش نرو

1018
00:55:08,514 --> 00:55:10,808
.یه چیزی رو امتحان کن

1019
00:55:11,017 --> 00:55:12,518
عشق عمیق ما به موزیک،

1020
00:55:12,727 --> 00:55:16,897
ایده‌هامون رو برای داشتن یه
.کمپانی موزیک ترقیب می‌کنه

1021
00:55:17,106 --> 00:55:17,732
.با گروه‌هایی کار میکنم

1022
00:55:17,940 --> 00:55:18,774
موزیک ویدیوهایی رو کارگردانی میکنم،

1023
00:55:18,983 --> 00:55:22,903
.و یه کمپانی مستقل رو اداره میکنم

1024
00:55:23,112 --> 00:55:25,573
توده، و با تعدادی از دوستام هست

1025
00:55:25,781 --> 00:55:29,327
.که همه‌شون خالق‌های جوونی هستن

1026
00:55:29,535 --> 00:55:32,121
دوست من، گریس، یه ضبط داره انجام میده،

1027
00:55:32,330 --> 00:55:34,707
مثل این که، یه حالت خیلی
سطح ساده از ضبط تکی،

1028
00:55:34,915 --> 00:55:36,834
...تو اتاق خوایش

1029
00:55:49,180 --> 00:55:52,099
و من بهش ایمیل زدم و گفتم،
دوستم چقدر باحاله؟"

1030
00:55:52,308 --> 00:55:54,352
".به این آهنگش گوش کن

1031
00:55:54,560 --> 00:55:57,521
و، عیناً تو، حدود، 25 ساعت، یه جواب گرفتم

1032
00:56:00,608 --> 00:56:01,484
.فوق العاده‌ست"

1033
00:56:01,692 --> 00:56:03,027
"میتونی منو در تماس باهاش قرار بدی؟

1034
00:56:03,235 --> 00:56:06,238
و من یه جوری بودم، انگار،
".چی؟ اوه، آره، باشه، حتماً"

1035
00:56:21,629 --> 00:56:25,049
عیناً یک یا دو ماه بعد،
.اون تو یه هواپیما به سمت لس‌آنجلس بود

1036
00:56:25,257 --> 00:56:28,094
خیلی سریع از شنیدن صداش گذشت

1037
00:56:28,302 --> 00:56:30,554
.و خواست که بره به یه استودیو برای ضبط

1038
00:56:33,015 --> 00:56:34,100
میدونم

1039
00:56:34,308 --> 00:56:36,769
که توده هنوز یه کمپانی تازه بود،

1040
00:56:36,977 --> 00:56:38,479
و تقریباً احساس میکنم، یه جورایی،

1041
00:56:38,687 --> 00:56:41,107
.اونا هم براش آماده نشده بودن

1042
00:56:41,315 --> 00:56:43,317
اینطوری بود که یه دقیقه
داشتیم ایمیل میزدیم،

1043
00:56:43,526 --> 00:56:44,402
و دقیقه بعدی،

1044
00:56:44,610 --> 00:56:45,653
یه دختر 17 ساله از استرالیا

1045
00:56:45,861 --> 00:56:48,906
.با یه گیتار دم دره

1046
00:56:51,075 --> 00:56:53,702
یه تماس از مت آماتو داشتم

1047
00:56:53,911 --> 00:56:57,623
.که میپرسید میتونم به دفتر توده بیام

1048
00:57:01,293 --> 00:57:04,505
.قرار بود یه گفت و گو با هیث داشته باشم

1049
00:57:04,713 --> 00:57:07,007
آره، یه هفته دیگه اینجاست"

1050
00:57:07,216 --> 00:57:11,929
.و ما یه آلبوم کامل و یه ویدیو درست میکنیم

1051
00:57:14,390 --> 00:57:16,851
و اون چندتایی از آهنگ‌ها رو داره،
".اما نه همه‌شون رو

1052
00:57:17,059 --> 00:57:18,936
.بحثی نداشتم
".بیاید همین الآن انجامش بدیم"

1053
00:57:20,229 --> 00:57:23,899
هیث بهش مدل داد،
لوکیشن‌ها رو پیدا کرد،

1054
00:57:24,108 --> 00:57:25,443
استوری برد براش درست کرد،

1055
00:57:25,651 --> 00:57:28,362
و من فقط میگفتم،
".آره، عالی به نظر میاد"

1056
00:57:28,571 --> 00:57:29,738
.بهش اعتماد داشتم

1057
00:57:29,947 --> 00:57:31,657
.میدونستم که این تصور رو داشت

1058
00:57:42,960 --> 00:57:46,630
آخرش کاری که کرد یه جورایی
توسعه دادن آهنگ‌هاش بود

1059
00:57:46,839 --> 00:57:49,216
.و یه جورایی بداهه پردازی کردن

1060
00:57:50,676 --> 00:57:52,094
هیث خیلی زیاد قسمتی

1061
00:57:52,303 --> 00:57:54,597
از اون جلسات با گریس و کارلوس بود

1062
00:57:54,805 --> 00:57:58,684
.و، یعنی، خودش تامین مالی میکرد

1063
00:57:58,893 --> 00:57:59,935
هیث یه روزی اومد

1064
00:58:00,144 --> 00:58:02,146
.که ببین آهنگ چطوریه

1065
00:58:02,354 --> 00:58:03,647
.داشتیم رو یه آهنگ کار میکردیم

1066
00:58:05,941 --> 00:58:08,819
یه خواننده مرد میخواستیم،
و اون اونجا بود،

1067
00:58:09,028 --> 00:58:11,197
و من گفتم،
چرا هر چی که به ذهن نمیرسه رو انجام نمیدی،"

1068
00:58:11,405 --> 00:58:14,241
مثلاً، چندتایی برداشت داشته باش

1069
00:58:14,450 --> 00:58:16,577
".و ببین چی میشه

1070
00:58:16,785 --> 00:58:19,497
و هیث تماماً مضطرب شد،
...اما اون

1071
00:58:19,705 --> 00:58:21,957
تو اون لحظه تقریباً تبدیل
.به یه کاراکتر شد

1072
00:58:25,085 --> 00:58:26,253
و تموم این شخصیت رو به خودش گرفت

1073
00:58:26,462 --> 00:58:28,339
.و این تُن صدای عمیق شگفت انگیز رو داشت

1074
00:58:47,358 --> 00:58:48,192
بعدش، میگفت که،
خوب بود؟"

1075
00:58:48,400 --> 00:58:49,235
"خوب در اومد؟

1076
00:58:49,443 --> 00:58:50,778
منم گفتم،
".البته که هست"

1077
00:58:50,986 --> 00:58:52,571
.اون نمیتونست کار اشتباهی کنه

1078
00:59:18,430 --> 00:59:23,477
انرژی هیث رو به صورت کاملاً
.بدون محدودیت توصیف میکنم

1079
00:59:23,686 --> 00:59:28,440
.با چیزایی کاملاً متفاوت مشغول میشد

1080
00:59:28,649 --> 00:59:29,608
.اینطوری بود

1081
00:59:29,817 --> 00:59:30,859
...کلی انرژی داشت

1082
00:59:31,068 --> 00:59:32,695
کلی فکر،
کلی کار برای انجام،

1083
00:59:32,903 --> 00:59:34,238
.کلی خلاقیت

1084
00:59:34,446 --> 00:59:36,073
.وقتی چنین احساس خوبی داری، نمیخوابی

1085
00:59:37,825 --> 00:59:41,954
خیلی ساعت‌ها رو بیدار بود،
...انگار که 50 سالش بود

1086
00:59:42,162 --> 00:59:45,874
.بر اساس سال‌هایی که بیدار سپری میکرد

1087
00:59:46,083 --> 00:59:47,209
داستان‌هایی که از تموم
.آدم‌های متفاوت شنیدم

1088
00:59:47,418 --> 00:59:48,460
میگم که،
مَرد، اون کار رو با تو هم کرد؟"

1089
00:59:48,669 --> 00:59:49,795
این موقع هم به تو زنگ میزد؟

1090
00:59:50,004 --> 00:59:51,005
"اون کار رو کرد؟

1091
00:59:51,213 --> 00:59:52,756
با چند نفر این کار رو میکرد؟

1092
00:59:52,965 --> 00:59:55,467
روزانه خیلی با هم حرف
میزدیم، میدونید، پشت تلفن

1093
00:59:55,676 --> 00:59:56,802
.اگه تو یه شهر نبودیم

1094
00:59:57,011 --> 00:59:59,638
اگه چیزی به ذهنش میرسید،

1095
00:59:59,847 --> 01:00:02,683
صبح بهم با یه ایده بهم زنگ میزد،

1096
01:00:02,891 --> 01:00:06,895
.و یه جورایی، میدونید، یه کم وسواسی میشد

1097
01:00:08,063 --> 01:00:09,898
...نصف شب، یکی صبح

1098
01:00:10,107 --> 01:00:11,775
و این خط ثابتش بود،
میدونید،

1099
01:00:11,984 --> 01:00:12,860
اون زمانی که، میدونید،

1100
01:00:13,068 --> 01:00:13,986
وقتی مردم هنوز خط ثابت داشتن،

1101
01:00:14,194 --> 01:00:16,155
!پس اونقدر بلند صدا میداد، مثل، رینگ

1102
01:00:21,076 --> 01:00:22,453
.هیثه

1103
01:00:22,661 --> 01:00:26,582
...میگه
"هی، مَرد، میشه بهت زنگ بزنه، ساعت هشت؟"

1104
01:00:28,459 --> 01:00:29,835
...یا سر صبحونه می‌اومد

1105
01:00:30,044 --> 01:00:31,920
.برای صبحونه، ساعت شیش می‌اومد

1106
01:00:32,129 --> 01:00:33,714
بیرون خونه‌م منتظر میموند،

1107
01:00:33,922 --> 01:00:36,133
از ساعت 5:30، 6،

1108
01:00:36,342 --> 01:00:37,509
.آماده رفتن

1109
01:00:37,718 --> 01:00:40,387
...بدون هیچ پیامی، هیچ تماسی

1110
01:00:40,596 --> 01:00:41,347
".فقط "من دم درم

1111
01:00:41,555 --> 01:00:43,891
.صبحانه‌مون رو به هم میزد

1112
01:00:51,774 --> 01:00:53,484
.هیچوقت نمیخوابید
...هیچوقت اس

1113
01:00:53,692 --> 01:00:55,694
...ایمیلش

1114
01:00:57,655 --> 01:01:01,075
ایمیلش
همین دور و ورا"

1115
01:01:01,283 --> 01:01:04,078
تو یه چیزی یه چیزی دات کام" بود

1116
01:01:05,412 --> 01:01:06,205
.و همیشه بود

1117
01:01:18,967 --> 01:01:19,968
همیشه تعجیب میکنی

1118
01:01:20,177 --> 01:01:23,847
.که اگه مردم مرگشون رو حس میکنن

1119
01:01:24,056 --> 01:01:26,684
آدم‌های خاصی این قدرت رو دارن

1120
01:01:28,268 --> 01:01:30,729
.و اگه کسی داشت، خودش بود

1121
01:01:45,828 --> 01:01:47,287
در مورد نیک دریک حرف زدیم،

1122
01:01:47,496 --> 01:01:50,416
یه موسیقی دان که کاملاً
بهش علاقه داشت

1123
01:01:50,624 --> 01:01:51,625
و میخواست داستانش رو بگه،

1124
01:01:51,834 --> 01:01:53,961
این که چطور مُرد

1125
01:01:54,169 --> 01:01:56,130
.و روند خلق موزیکش

1126
01:02:01,260 --> 01:02:03,679
.همه چیز در مورد نیک دریک بود

1127
01:02:03,887 --> 01:02:06,140
.هیث...، یعنی، اون رفته بود

1128
01:02:08,142 --> 01:02:10,310
تموم وقت همه چیز
.در مورد نیک بود

1129
01:02:10,519 --> 01:02:12,146
.یعنی، تموم کارهاش رو داشت

1130
01:02:12,354 --> 01:02:13,480
.مصاحبه‌ها رو داشت

1131
01:02:13,689 --> 01:02:15,399
.کاملاً توی نیک دریک غوطه ور شده بود

1132
01:02:19,987 --> 01:02:21,447
همیشه موزیک می‌نواخت

1133
01:02:21,655 --> 01:02:24,116
و در مورد تصاویری که تو این موزیک
.می‌ذاشت حرف میزد

1134
01:02:26,410 --> 01:02:28,620
همین طور بیشتر و بیشتر شد

1135
01:02:28,829 --> 01:02:29,830
.و تبدیل به یه علاقه بزرگی براش شد

1136
01:02:36,295 --> 01:02:38,589
همیشه این توجه رو برای هنرمندها داشت،

1137
01:02:38,797 --> 01:02:42,217
آدم‌هایی که تو، حدود، 27
سالگی فوت کرده بودن،

1138
01:02:42,426 --> 01:02:44,511
مثل کرت کوبین
و جنیس جاپلین

1139
01:02:44,720 --> 01:02:45,554
.و یه لیست کامل از این آدم‌ها

1140
01:02:47,306 --> 01:02:50,184
تو سن جوونی، میگفت،
".فقط از این آدم‌ها خوشم میاد"

1141
01:02:51,268 --> 01:02:52,060
.عجیب بود

1142
01:02:53,520 --> 01:02:56,023
یادمه میگفت،
.کلی کار دارم که اجام بدم"

1143
01:02:56,231 --> 01:02:58,317
.احساس نمیکنم که خیلی وقت داشته باشم

1144
01:02:58,525 --> 01:03:00,319
فکر نمیکنم که خیلی زنده بمونم،
...پس

1145
01:03:00,527 --> 01:03:01,528
.نمیدونم چرا

1146
01:03:01,737 --> 01:03:03,655
".باید این چیزها رو الآن انجام بدم

1147
01:03:15,375 --> 01:03:16,418
به گمونم آخرین ماجرامون با هم

1148
01:03:16,627 --> 01:03:18,712
یه جورایی زندگی عشقشی رو شرح میده،

1149
01:03:18,921 --> 01:03:20,881
درگیریش با عشق و رابطه

1150
01:03:21,089 --> 01:03:22,299
و دارن رقابت میکن،

1151
01:03:22,508 --> 01:03:25,302
.هم زندگی حرفه‌ای و هم زندگی خصوصیش

1152
01:03:25,511 --> 01:03:27,930
به نظرم، یه جورایی مثل
یه شمشیر دو لبه‌ست،

1153
01:03:28,138 --> 01:03:29,890
چون یه قسمتی از تو میخواد تو خونه بمونه

1154
01:03:30,098 --> 01:03:31,600
و برای بقیه زندگی هیچ کاری نکنه،

1155
01:03:31,809 --> 01:03:32,810
اما به محض این که به اون موقعیت میرسی،

1156
01:03:33,018 --> 01:03:34,770
.میخوای بری بیرون و شروع به کار کنی

1157
01:03:34,978 --> 01:03:35,771
یه شیفتگی

1158
01:03:35,979 --> 01:03:38,857
.و اعتیادی به سبک زندگی هست

1159
01:03:39,066 --> 01:03:42,528
هیث یه چیزی به اون نقش آورد،

1160
01:03:42,736 --> 01:03:45,948
و مربوط به قسمت ستاره فیلم نیست

1161
01:03:46,156 --> 01:03:47,616
.که اضافه کرده بود

1162
01:03:47,825 --> 01:03:50,786
قابل باور بودن و آسیب پذیری

1163
01:03:50,994 --> 01:03:52,788
.تو نقشش بود

1164
01:03:52,996 --> 01:03:59,002
همیشه میتونست کشمکش یا درگیریش رو

1165
01:03:59,211 --> 01:04:00,963
تو هر نقشی که بازی می‌کنه نشون بده

1166
01:04:01,171 --> 01:04:03,715
.که باعث میشد به بازیش شخصیت داده شه

1167
01:04:06,552 --> 01:04:08,053
.با دخترها نه

1168
01:04:09,388 --> 01:04:10,138
.بله، رابی

1169
01:04:10,347 --> 01:04:11,598
.نه -
!رابی -

1170
01:04:11,807 --> 01:04:13,934
.تو بچه‌های من رو با خودت نمیبری

1171
01:04:14,142 --> 01:04:16,395
روابط اتفاق می‌افتن،
.روابط به هم میخورن

1172
01:04:16,603 --> 01:04:17,813
اگه هنوز تجربه‌ش نکردید،

1173
01:04:18,021 --> 01:04:19,231
نمیدونید چطوری باهاش سازگار
شید و از عهده‌ش بر بیاید

1174
01:04:19,439 --> 01:04:21,608
و بعدش شما در نقش پدر هستید،

1175
01:04:21,817 --> 01:04:22,943
در نقش شریک زندگی،

1176
01:04:23,151 --> 01:04:24,987
و دارید کارهایی رو میکنید
.که کاملاً درست نیستن

1177
01:04:31,994 --> 01:04:34,997
فیلم <i>من آنجا نیستم</i> واقعاً
هنر تفلید زندگی

1178
01:04:35,205 --> 01:04:38,125
.از یه راه زیبایِ دردناکه

1179
01:04:42,629 --> 01:04:43,714
احساس میکنم درگیر

1180
01:04:43,922 --> 01:04:46,633
دادن تموم توجهی که میخواست

1181
01:04:46,842 --> 01:04:48,260
.به میشل و ماتیلدا بود

1182
01:04:48,468 --> 01:04:50,762
به هم خوردن رابطه‌شون
.به اندازه کافی سخت بود

1183
01:04:50,971 --> 01:04:54,600
...واقعاً احساس کردم
برای میشل،

1184
01:04:54,808 --> 01:04:57,436
.خیلی اتفاق‌ها براش پیش اومده بود

1185
01:05:00,522 --> 01:05:02,691
.واقعاً مایه دل شکستگی و ناراحتی بود

1186
01:05:04,568 --> 01:05:06,695
اوضاع برای هیث داشتن
.از هم میپاشیدن

1187
01:05:06,904 --> 01:05:10,699
تموم ایده‌ی این که سرنوشتت رو کنترل کنی،

1188
01:05:10,908 --> 01:05:13,493
سرنوشتت رو طراحی کنی،

1189
01:05:13,702 --> 01:05:17,706
از هم پاشیده شدن بخشی از این طرح نبود

1190
01:05:17,915 --> 01:05:19,333
.و نمیتونست کنترلش کنه

1191
01:05:22,169 --> 01:05:26,256
پس کم خوابیش و نیاز به خوابش

1192
01:05:26,465 --> 01:05:27,925
.تاثیر بزرگی روش داشت

1193
01:05:29,843 --> 01:05:32,971
باید خواب دارویی میکرد،

1194
01:05:33,180 --> 01:05:34,389
.که برای بدنش خوب نبود

1195
01:05:40,062 --> 01:05:41,772
.تو نیویورک دیدمش

1196
01:05:41,980 --> 01:05:44,775
چند سالی بود که ندیده بودمش،

1197
01:05:44,983 --> 01:05:48,403
و... هیث... عوض شده بود،

1198
01:05:48,612 --> 01:05:49,947
اما اونطوری که عوض شده بود،

1199
01:05:50,155 --> 01:05:52,866
یه جورایی، انگار، من رو یه
خرده نگران کرده بود، میدونید،

1200
01:05:54,993 --> 01:05:56,745
...و من بهش نگاه کردم و فکر کردم

1201
01:06:00,415 --> 01:06:02,584
با یه خرده نگرانی، میدونید؟

1202
01:06:16,932 --> 01:06:19,101
چندتایی با هم دوران سختی داشتیم،

1203
01:06:19,309 --> 01:06:21,353
.مثل، غم‌های زندگی

1204
01:06:26,191 --> 01:06:28,986
.موزیک کاملاً التیام بخشه

1205
01:06:31,154 --> 01:06:34,908
موزیک براش یه راهی
.برای التیام بود

1206
01:06:36,451 --> 01:06:38,870
نیک، میشه <i>رودخانه‌ی زندگی</i> رو بزنی؟

1207
01:06:41,248 --> 01:06:42,416
.بفرما

1208
01:06:42,624 --> 01:06:44,751
<i>رودخانه‌ی زندگی</i>

1209
01:06:44,960 --> 01:06:49,214
اگه از هیث میپرسیدید که کی بود،

1210
01:06:49,423 --> 01:06:51,800
بهتون میگفت که یه بازیگر بود

1211
01:06:52,009 --> 01:06:53,593
یه فیلم ساز بود،

1212
01:06:53,802 --> 01:06:55,012
.و یه برادر بود

1213
01:06:55,220 --> 01:06:57,472
.اون برای من، و خیلی‌ها یه برادر بود

1214
01:07:00,851 --> 01:07:02,853
به گمونم دوست بودن با هیث،

1215
01:07:03,061 --> 01:07:05,605
کسی به این اندازه بزرگ و سخاوتمند،

1216
01:07:05,814 --> 01:07:08,066
و... قهرمان اکشن

1217
01:07:08,275 --> 01:07:10,318
...و تموم این چیزا

1218
01:07:10,527 --> 01:07:14,948
این حقیقت که اون بزرگی
رو توی قلبش داشت

1219
01:07:15,157 --> 01:07:19,661
و باعث شده بود که برای
خودش یه اصل فعال بشه،

1220
01:07:19,870 --> 01:07:22,039
...به من هم قدرت خاصی داده بود

1221
01:07:28,170 --> 01:07:30,547
.و همیشه من رو تشویق میکرد

1222
01:07:30,756 --> 01:07:31,840
انگار، یه موج رو میدیدم که می‌اومد،

1223
01:07:32,049 --> 01:07:33,050
و اون میگفت،
"...از سقوط کردن نترس"

1224
01:07:37,345 --> 01:07:40,807
.و این جنبه‌ی بود مهمی از این که هیث کی بود

1225
01:07:42,225 --> 01:07:45,395
.اون چنین ترسی رو نداشت

1226
01:07:50,192 --> 01:07:51,359
میخواست که اولین فیلمش رو کارگردانی کنه،

1227
01:07:51,568 --> 01:07:54,529
که اسمش <i>گامبی وزیر</i>* بود، در مورد یه بازیکن شطرنج،
<font color="#ffff00">اسم حرکتی در شطرنج</font>

1228
01:08:00,285 --> 01:08:02,662
.علاقه‌ش به شطرنج، میدونید، افسانه‌ای بود

1229
01:08:04,539 --> 01:08:07,167
.همیشه فکر میکردم پنج حرکت جلوتر از منه

1230
01:08:07,375 --> 01:08:10,378
وقتی که 10 یا 11 سالش بود،

1231
01:08:10,587 --> 01:08:13,715
.شکست دادنش نسبتاً سخت بود

1232
01:08:16,176 --> 01:08:18,303
یه بازیکن شطرنج فوق العاده بود،

1233
01:08:18,512 --> 01:08:20,222
.و چیزی بود که هر روز انجام میداد

1234
01:08:20,430 --> 01:08:22,099
فرقی نمیکرد با هم بودیم
یا جدا از هم،

1235
01:08:22,307 --> 01:08:25,769
.یا آنلاین شطرنج بازی میکردیم یا رو در رو

1236
01:08:28,355 --> 01:08:32,442
هیث سعی داشت به مقام استاد بزرگی برسه

1237
01:08:32,651 --> 01:08:37,072
و فقط چند امتیاز از رسیدن
.به هدفش فاصله داشت

1238
01:08:38,406 --> 01:08:41,368
وقتی اون داستان رو خوند،
<i>گامبی وزیر</i> رو،

1239
01:08:41,576 --> 01:08:44,538
فکر کرد، این میتونه یه فیلم
به اندازه درستی باشه

1240
01:08:44,746 --> 01:08:47,624
.که بتونه یه امتحان کنه و کارگردانیش کنه

1241
01:08:48,708 --> 01:08:50,418
در مورد یه بازیکن جوون شطرنجه

1242
01:08:50,627 --> 01:08:54,714
.که به مواد مخدر و قرص اعتیاد داره

1243
01:08:56,258 --> 01:08:57,717
اون داستان رو درک کرده بود،

1244
01:08:57,926 --> 01:09:00,387
.از درون

1245
01:09:00,595 --> 01:09:02,139
میخواست از شطرنج

1246
01:09:02,347 --> 01:09:05,809
به عنوان یه استعاره از
زندگی دختره استفاده کنه

1247
01:09:06,017 --> 01:09:09,020
.و چیزی برای گفتن داشت

1248
01:09:09,229 --> 01:09:11,022
خیلی بازیگرها هستن که میخوان کارگردانی کنن

1249
01:09:11,231 --> 01:09:14,693
که تقریباً بازیگر/کارگردان هستن،

1250
01:09:14,901 --> 01:09:22,826
اما اون این قابلیت رو داشت
که ایده‌هاش رو جوری بنویسه

1251
01:09:23,034 --> 01:09:28,456
که بتونه تبدیل به یه داستان
.مناسب فیلم تبدیل کنه

1252
01:09:28,665 --> 01:09:30,041
تنها وقتی که زنده هستم

1253
01:09:30,250 --> 01:09:34,045
و زندگی میکنم و بیان احساسات میکنم
و احساس میکنم و چیزی رو شرح میدم،

1254
01:09:34,254 --> 01:09:35,714
وقتیه که رو صحنه هستم،

1255
01:09:35,922 --> 01:09:38,675
."اون زمان بین "اکشن" و "کات

1256
01:09:38,884 --> 01:09:40,051
من به هیث زنگ زدم،

1257
01:09:40,260 --> 01:09:42,095
و گفتم، میدونید،
.این اتفاق داره می‌افته"

1258
01:09:42,304 --> 01:09:44,472
دارن فیلم بعدی بتمن رو سر هم میکنن

1259
01:09:44,681 --> 01:09:47,392
و جوکر قراره ویلن بشه،

1260
01:09:47,601 --> 01:09:49,352
"و، میدونی، علاقه‌ای داری؟

1261
01:09:49,561 --> 01:09:50,812
و اون رو یادمه، میدونید،

1262
01:09:51,021 --> 01:09:53,648
...اینطوری بود
بدون هیچ مکثی،

1263
01:09:53,857 --> 01:09:55,609
.گفت که، "کاملاً

1264
01:09:55,817 --> 01:09:56,860
.میخوامش
...چطوری من

1265
01:09:57,068 --> 01:09:58,069
میدونی، چیکار کنیم؟

1266
01:09:58,278 --> 01:09:59,654
.سوار هواپیما میشم
.پرواز میکنم

1267
01:09:59,863 --> 01:10:01,072
".میخوام با کریس ملاقات کنم
.میدویند

1268
01:10:01,281 --> 01:10:02,324
میشه من رو با کریس"
"نولان تو یه اتاق بذاری؟

1269
01:10:02,532 --> 01:10:05,368
قبلاً این دنیای که خلق کرده بود ور دیدم،

1270
01:10:05,577 --> 01:10:06,912
تو فیلم <i>بتمن آغاز می‌کند</i>،

1271
01:10:07,120 --> 01:10:09,039
و میدونستم که این فرصت

1272
01:10:09,247 --> 01:10:11,416
برای یه ورژن جدید از جوکر هست،

1273
01:10:11,625 --> 01:10:12,792
و اون من رو هیجان زده کرد،

1274
01:10:13,001 --> 01:10:14,044
و همین طور هم فوراً
.میدونستم چیکار کنم

1275
01:10:14,252 --> 01:10:17,047
پس یه ماه زمان داشت،
.به زور دو ماه

1276
01:10:17,255 --> 01:10:20,091
همون موقع شروع کرد که
.کاراکتر رو به خودش بگیره

1277
01:10:20,300 --> 01:10:23,011
شیش ماه تو یه اتاق خودم
رو به دور از همه زندونی کردم،

1278
01:10:23,220 --> 01:10:24,304
.و یه جورایی این حس عجیب درونم شکل گرفت

1279
01:10:24,512 --> 01:10:27,015
مثل یه دیوونه اطراف راه میرفتم،

1280
01:10:27,224 --> 01:10:28,433
و یه وضعیت پیدا میکردم،
.یه حالت ایستادن رو پیدا میکردم

1281
01:10:28,642 --> 01:10:30,769
پیدا کردن صداش خیلی مهمه،

1282
01:10:30,977 --> 01:10:32,020
چون وقتی که صدا رو پیدا میکنی،

1283
01:10:32,229 --> 01:10:35,148
.نفس درون صداش رو هم پیدا میکنی

1284
01:10:35,357 --> 01:10:37,234
.میگفت، مَرد، جوکره‌ها

1285
01:10:37,442 --> 01:10:40,153
جک نیکلسون نقش جوکر رو
.انجام داده بود، مَرد

1286
01:10:40,362 --> 01:10:44,282
من گفتم،
چطوری از عهده‌ش بر میای،"

1287
01:10:44,491 --> 01:10:47,827
بدون این که یه ورژن از
کار جک انجام بدی؟

1288
01:10:48,036 --> 01:10:51,831
یعنی، اصلاً چطوری حرف
"...میزنی یا میخندی یا

1289
01:10:52,040 --> 01:10:53,583
اونجا نشسته بودم، راه میرفتم،
فقط فکر میکردم،

1290
01:10:53,792 --> 01:10:54,876
و یه هویی شنیدم،

1291
01:10:55,085 --> 01:10:56,211
میدونی چطوری"

1292
01:10:56,419 --> 01:10:58,088
"این زخم‌ها گیرم اومده؟

1293
01:10:58,296 --> 01:10:59,589
من اینطوریم... بهش نگاه میکنم،

1294
01:10:59,798 --> 01:11:01,007
و یه جورایی راه میره،
پیراهنش رو نگه داشته،

1295
01:11:01,216 --> 01:11:04,427
"و میگه، "پدرم یه الکلی و یه آدم شرور بود

1296
01:11:04,636 --> 01:11:06,346
...و اینطوری بهم نگاه می‌کنه، و

1297
01:11:06,554 --> 01:11:08,431
مَرد، لرزش تو تموم بدنم راه افتاده،

1298
01:11:08,640 --> 01:11:10,600
و اون این مونولوگ کوچک رو برام میگه،

1299
01:11:10,809 --> 01:11:13,687
"چرا اینقدر جدی؟"
.تموم می‌کنه

1300
01:11:13,895 --> 01:11:15,313
من اینطوری بودم،
"...یا"

1301
01:11:15,522 --> 01:11:16,147
.و پریدم تو خیابون

1302
01:11:16,356 --> 01:11:18,066
!همه چیز رو بیرون ریختم

1303
01:11:18,275 --> 01:11:19,150
تو سینه‌ش مشت میزنم

1304
01:11:19,359 --> 01:11:20,360
و میگه،
".به کسی نگو"

1305
01:11:22,487 --> 01:11:24,906
به سمت من برمیگرده،

1306
01:11:25,115 --> 01:11:30,161
"و میگه، "چرا اینقدر جدی، پسر؟

1307
01:11:30,370 --> 01:11:31,705
.با چاقو میاد سراغم

1308
01:11:31,913 --> 01:11:34,207
"چرا اینقدر جدی، پسر؟"

1309
01:11:37,002 --> 01:11:39,754
.چاقو رو توی دهنم می‌ذاره

1310
01:11:39,963 --> 01:11:44,676
".بذار یه لبخند رو اون صورت بذاریم"

1311
01:11:44,884 --> 01:11:46,136
...و

1312
01:11:49,472 --> 01:11:50,932
چرا اینقدر جدی؟

1313
01:11:51,141 --> 01:11:55,312
وقتی داشتیم اون صحنه
رو فیلم برداری میکردیم

1314
01:11:55,520 --> 01:11:57,105
که به مهمونی میاد،

1315
01:11:57,314 --> 01:11:59,441
یه جمعیتی اونور دوربین بودن،

1316
01:11:59,649 --> 01:12:00,859
.و یه جمعیتی اینور دوربین

1317
01:12:01,067 --> 01:12:03,486
...خیلی جمعیتی بزرگی بود، پس

1318
01:12:03,695 --> 01:12:05,739
.انتظار این رو نداشت که این همه بزرگ باشه

1319
01:12:05,947 --> 01:12:09,200
گفت که،
.مثل اینه که میری سر صحنه نمایش"

1320
01:12:09,409 --> 01:12:11,036
.برای این همه آدم آماده نشده وبدم

1321
01:12:11,244 --> 01:12:12,620
"چطوری این نقش رو بازی کنم؟

1322
01:12:12,829 --> 01:12:13,830
و من گفتم،
...خب"

1323
01:12:14,039 --> 01:12:16,291
خب، تو یه روان پریشی،

1324
01:12:16,499 --> 01:12:19,085
.پس اونا تماماً اسباب بازی‌های تو هستن

1325
01:12:19,294 --> 01:12:21,212
".با اسباب بازی‌هات بازی میکنی

1326
01:12:23,423 --> 01:12:26,509
.عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان

1327
01:12:29,471 --> 01:12:32,557
.ما سرگرمی امشب هستیم

1328
01:12:34,559 --> 01:12:36,936
.من فقط یه سوال دارم

1329
01:12:37,145 --> 01:12:39,939
هاروی دنت کجاست؟

1330
01:12:41,439 --> 01:12:48,908
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1331
01:12:50,408 --> 01:12:51,826
میدونی هاروی کجاست؟
میدونی کیه؟

1332
01:12:52,035 --> 01:12:53,036
اون یه نشونه‌ی دیگه‌ای بود

1333
01:12:53,244 --> 01:12:54,704
.از بازیگری که هیث لجر تبدیل بهش شده بود

1334
01:12:54,913 --> 01:12:57,082
میتونست پوچیش رو نمایش بده،

1335
01:12:57,290 --> 01:12:59,501
و فکر میکنم مفهومش از جوکر

1336
01:12:59,709 --> 01:13:02,420
یه جورایی بهش تموم حالت‌های
این قضیه رو نشون داد،

1337
01:13:02,629 --> 01:13:05,006
و اون خودش تو تریلر گریم انجامش داد،

1338
01:13:05,215 --> 01:13:06,508
.و خیلی ساده بود

1339
01:13:06,716 --> 01:13:09,094
تموم چیزی که بود، فقط، انگار،
یه لایه از پنکیک سفید گریم

1340
01:13:09,302 --> 01:13:11,805
.و یه کم لکه‌ی رژ رب قرمز بود

1341
01:13:12,013 --> 01:13:13,223
قسمت‌های مصنوعی روی لب می‌اومدن

1342
01:13:13,431 --> 01:13:14,474
و روی لب رو میگرفتن،

1343
01:13:14,682 --> 01:13:17,185
پس تقریباً تا وسط دهن بودن،

1344
01:13:17,394 --> 01:13:18,561
و، البته، وقتی حرف میزنی،

1345
01:13:18,770 --> 01:13:20,271
قسمت‌های پر شده‌ی این
قطعه‌های مصنوعی

1346
01:13:20,480 --> 01:13:21,689
شل میشدن،

1347
01:13:21,898 --> 01:13:23,817
و آخرین کاری که هیث میخواست
انجام بده این بود که برگرده

1348
01:13:24,025 --> 01:13:26,361
و 20 دقیقه، یا نیم ساعت دیگه وقت صرف کنه

1349
01:13:26,569 --> 01:13:30,281
تا سعی کنه لب‌های رو
دوباره بچسبونه سر جاش،

1350
01:13:30,490 --> 01:13:32,659
...پس برای هم لیس میزد
...لب‌هاش رو لیس میزد

1351
01:13:34,369 --> 01:13:35,870
...خیلی زیاد

1352
01:13:36,079 --> 01:13:38,540
و بعدش، کم کم، اون تبدیل به یه
.بخشی از کاراکتر شد

1353
01:13:43,378 --> 01:13:45,713
میدونست که یه چیزی داره
.که شگفت انگیزه

1354
01:13:45,922 --> 01:13:47,090
تموم سعیش رو براش کرده بود،

1355
01:13:47,298 --> 01:13:48,383
.و در واقع از کار داشت لذت میبرد

1356
01:13:48,591 --> 01:13:49,551
همه،

1357
01:13:49,759 --> 01:13:51,428
هر تکنسین صدایی،
هر تهیهه کننده‌ای،

1358
01:13:51,636 --> 01:13:53,346
با کاری که تو فیلم <i>شوالیه تاریکی</i>
.کرده بود تحت تاثیر قرار گرفته بودن

1359
01:13:53,555 --> 01:13:56,641
مردم سریع حرکت میکردن،

1360
01:13:56,850 --> 01:13:58,059
سعی میکردن که یه نظر به روی صحنه بندازن،

1361
01:13:58,268 --> 01:14:00,437
چون وقتی که میدونست روی صحنه‌ست،

1362
01:14:00,645 --> 01:14:01,813
.واقعاً روی صحنه‌ست

1363
01:14:02,021 --> 01:14:05,692
برای اولین بار، به عنوان
یه بازیگر، احساس کرد

1364
01:14:05,900 --> 01:14:09,070
که چیزی مثل این شده بود که،
.من غیرقابل دست یابی هستم"

1365
01:14:09,279 --> 01:14:10,947
هر صحنه‌ای که انجام
میدم با هر بازیگر دیگه‌ای،

1366
01:14:11,156 --> 01:14:13,575
مهم نیست که چقدر شگفت انگیزن،

1367
01:14:13,783 --> 01:14:17,036
".من صحنه‌ها رو کنترل و هدایت میکنم

1368
01:14:17,245 --> 01:14:18,788
خیلی اعتماد به نفس داشت،

1369
01:14:18,997 --> 01:14:20,206
.و خیلی نسبت به نقش افتخار میکرد

1370
01:14:20,415 --> 01:14:22,625
.خیلی هیجان زده بود که فیلم منتشر بشه

1371
01:14:22,834 --> 01:14:26,963
اون... اولین بار تو یه مدت طولانی بود که

1372
01:14:27,172 --> 01:14:31,468
در مورد چیزی هیجان زده بود. میگفت،
".این نقش رو من ترکوندم"

1373
01:14:31,676 --> 01:14:34,053
...تو اوضاع رو عوض کردی
.برای همیشه

1374
01:14:34,262 --> 01:14:35,722
پس چرا میخوای من رو بکشی؟

1375
01:14:38,516 --> 01:14:40,143
!من نمیخوام بکشمت

1376
01:14:40,351 --> 01:14:42,270
من بدون تو چیکار کنم؟

1377
01:14:42,479 --> 01:14:43,354
برام سراغ غارت رئیس‌های اراذل اوباش؟

1378
01:14:43,563 --> 01:14:45,440
.نه، نه

1379
01:14:45,648 --> 01:14:46,524
.نه

1380
01:14:46,733 --> 01:14:50,278
...نه، تو
.تو منو کامل میکنی

1381
01:14:50,487 --> 01:14:52,614
.تو یه آشغالی که برای پول آدم میکشه

1382
01:14:52,822 --> 01:14:53,448
.مثل یکی از اونا حرف نزن

1383
01:14:53,656 --> 01:14:55,158
...نیستی

1384
01:14:55,366 --> 01:14:57,452
.حتی اگه دوست داری که باشی

1385
01:14:59,037 --> 01:15:00,497
...برای اونا، تو یه عجیب الخلقه هستی

1386
01:15:00,705 --> 01:15:02,540
.مثل من

1387
01:15:02,749 --> 01:15:03,875
وقتی کار نمیکرد،

1388
01:15:04,083 --> 01:15:06,878
میومد رو صحنه و کریس رو
نگاه و مشاهده میکرد،

1389
01:15:07,086 --> 01:15:08,505
چون خیلی شیفته‌ی

1390
01:15:08,713 --> 01:15:10,089
میدونید، کریس به عنوان یه کارگردان شده بود،

1391
01:15:10,298 --> 01:15:12,133
و میخواست تا جایی که میتونه ازش

1392
01:15:12,342 --> 01:15:13,968
در مورد چیزی که میساخت و
.کاری که میکرد یا بگیره

1393
01:15:15,261 --> 01:15:16,930
خیلی از مردم دوست دارن فکر کنن

1394
01:15:17,138 --> 01:15:20,266
که برای فعالیت شدیدی بود،

1395
01:15:20,475 --> 01:15:21,893
اما اون از صحنه خارج میشد،

1396
01:15:22,101 --> 01:15:25,396
و حرف میزدیم، و میخندیدیم و جک میگفتیم،

1397
01:15:25,605 --> 01:15:29,901
...و کلی خوش میگذروندیم که ببیشتر از

1398
01:15:30,109 --> 01:15:32,612
بیشتر از آبرومندانه بودن

1399
01:15:32,820 --> 01:15:34,322
.برای هنرمندهای سخت کوش، بود

1400
01:15:36,157 --> 01:15:39,577
بیشترین سرگرمی‌ای بود که
با یه کاراکتر داشتم،

1401
01:15:39,786 --> 01:15:40,578
.بدون شک

1402
01:15:40,787 --> 01:15:42,872
...خلاقیت، اون

1403
01:15:43,081 --> 01:15:44,666
.خیلی غیر قابل باور بود

1404
01:15:52,423 --> 01:15:54,467
کریسمس بود،
و تموم خانواده

1405
01:15:54,676 --> 01:15:55,969
دارن این شام بزرگ فوق العاده
.رو با هم میخورن

1406
01:15:56,177 --> 01:15:59,639
اومد و سوپرایزمون کرد،
.و عاشق این کار بود

1407
01:16:01,599 --> 01:16:05,687
چندتایی عکس تو نقش جوکر نشون داد

1408
01:16:05,895 --> 01:16:08,147
.و، یعنی، کاملاً تحت تاثیر قرار گرفته بودم

1409
01:16:08,356 --> 01:16:09,607
نمیتونستم باورش کنم

1410
01:16:09,816 --> 01:16:11,818
و فقط بهش گفتم،
میدونید،

1411
01:16:12,026 --> 01:16:13,444
.این شگفت انگیزه"

1412
01:16:13,653 --> 01:16:15,613
این، مثل این میمونه که،
.کار رو به یه سطح دیگه برده باشی

1413
01:16:15,822 --> 01:16:16,990
.انگار، برای این نامزد اسکار میشی

1414
01:16:17,198 --> 01:16:18,533
".همین الآن بهت میگن

1415
01:16:18,741 --> 01:16:19,909
.و اون فقط لبخند زد

1416
01:16:21,995 --> 01:16:23,162
هیث خیلی در مورد

1417
01:16:23,371 --> 01:16:25,540
نقشش به عنوان جوکر تو
.<i>شوالیه‌ی تاریکی</i> خوشحال بود

1418
01:16:25,748 --> 01:16:28,084
از اونطوری که پیش میرفت

1419
01:16:28,293 --> 01:16:31,421
و چیزایی که به کاراکتر
.اضافه کرده بود راضی بود

1420
01:16:35,174 --> 01:16:36,259
بعد از شام بود،

1421
01:16:36,467 --> 01:16:38,845
و یه جورایی، انگار،
یه لحظه خم شد

1422
01:16:39,053 --> 01:16:41,014
و گفت،
اوه، راستی،"

1423
01:16:41,222 --> 01:16:42,974
".با خودم میبرمت لندن

1424
01:16:43,182 --> 01:16:45,268
"و منم اینطوری بودم که، "چی؟
"و مامانم اینطوری بود که، "چی؟

1425
01:16:46,894 --> 01:16:49,689
".اوه، نه، بازم شروع شد"

1426
01:16:49,897 --> 01:16:52,525
وقتش شده بود که خواهر کوچیکش رو ببره،

1427
01:16:52,734 --> 01:16:55,486
.به دنیای سرگرمی معرفیش کنه

1428
01:16:57,280 --> 01:16:59,532
.هیث تو بهترین موقعیت زندگیش بود

1429
01:16:59,741 --> 01:17:02,702
یه بچه داشت که بهش علاقه
.میورزید و عاشقش بود

1430
01:17:02,910 --> 01:17:05,496
.فیلم‌هایی که میخواست رو داشت میساخت

1431
01:17:05,705 --> 01:17:08,583
.نقشه‌های بزرگی برای آینده‌ش داشت

1432
01:17:11,753 --> 01:17:12,879
در عرض سه هفته،

1433
01:17:13,087 --> 01:17:14,547
شروع به فیلم برداری با تری گیلیام کردم،

1434
01:17:14,756 --> 01:17:15,757
...و من واقعاً هر کاری میک

1435
01:17:15,965 --> 01:17:18,593
هویج خرد میکردم و غذا رو سرو میکردم

1436
01:17:18,801 --> 01:17:21,346
.تو فیلم گیلیام

1437
01:17:21,554 --> 01:17:24,349
...واقعا، واقعاً عاشق طرف بودم، و برای همین

1438
01:17:24,557 --> 01:17:27,101
آره، دارم روی فیلم <i>دکتر پارناسوس، مردی
که به شیطان رو دست زد</i> کار میکنم،

1439
01:17:27,310 --> 01:17:29,646
و بعدش می‌افتم زمین، میمیرم،

1440
01:17:29,854 --> 01:17:30,980
برای یه سال،

1441
01:17:31,189 --> 01:17:32,649
.و به خواب زمستونی میرم

1442
01:17:32,857 --> 01:17:34,692
<i>دکتر پارناسوس، مردی
...که به شیطان رو دست زد</i>

1443
01:17:34,901 --> 01:17:37,445
تونستم باهاش برای دو هفته کار کنم،

1444
01:17:37,654 --> 01:17:40,490
تو سرمای استخون سوز لندن،
تو تموم فیلم برداری‌های شبانه،

1445
01:17:40,698 --> 01:17:41,783
.تو تموم شکوهش

1446
01:17:41,991 --> 01:17:44,869
...رو پل بلکفرایرز بودیم

1447
01:17:45,078 --> 01:17:46,913
.سرمای زننده‌ای بود

1448
01:17:47,121 --> 01:17:49,999
بیشتر شب رو روی پل میگذروند،

1449
01:17:50,208 --> 01:17:51,334
بارون روش پاشیده میشد،

1450
01:17:52,835 --> 01:17:54,837
.پس خیلی خیس میشد

1451
01:17:55,046 --> 01:17:56,422
.مطمئن نیستم که اون باعث کمکش شده بود

1452
01:17:58,716 --> 01:18:01,511
کلی از تیم فیلم داشتن با سرما
و اینجور چیزا سر و کله میزدن،

1453
01:18:01,719 --> 01:18:04,597
اما فقط یادمه که جری گفت

1454
01:18:04,806 --> 01:18:06,349
.اون نیروی یه اسب رو داره

1455
01:18:06,557 --> 01:18:08,893
.فکر کنم این چیزیه که گفت

1456
01:18:11,604 --> 01:18:12,855
.بدنش خسته بود، میدونم

1457
01:18:13,064 --> 01:18:14,148
.خسته بود

1458
01:18:14,357 --> 01:18:17,151
یه آنفولانزای بد گرفته بود و
.اون باعث خستگیش شده بود

1459
01:18:21,489 --> 01:18:23,991
.تو یه آپارتمان میموندیم

1460
01:18:24,200 --> 01:18:26,828
بیدار میشدم، میدیدم
دور و ور میچرخه،

1461
01:18:27,036 --> 01:18:28,871
و بعضی وقت‌ها میومد تو اتاق من

1462
01:18:29,080 --> 01:18:31,833
و این گفت و گو رو داشتیم

1463
01:18:32,041 --> 01:18:35,169
که دارو خوابی واقعاً به
.خوابیدنش کمک نمیکرد

1464
01:18:40,007 --> 01:18:41,134
بعضی وقت‌ها، اون میگفت،

1465
01:18:41,342 --> 01:18:43,970
یه جورایی بهم سخت میگذره، میدونی،"

1466
01:18:44,178 --> 01:18:45,555
آخر روز بخوابم

1467
01:18:45,763 --> 01:18:47,432
".و در مورد چیزی فکر نکنم

1468
01:18:49,016 --> 01:18:50,143
فشارهایی که تو زندگیش بود رو میشناختم،

1469
01:18:50,351 --> 01:18:52,311
.میدونستم که مریض بود

1470
01:18:52,520 --> 01:18:54,188
.میدونستم که التهاب ریه داشت

1471
01:18:54,397 --> 01:18:57,191
میدونستم که این پروازهای طولانی از
.لندن به نیویورک رو داشت

1472
01:18:57,400 --> 01:18:59,610
.کارمون تقریباً تو لندن تموم شده بود

1473
01:18:59,819 --> 01:19:05,199
اون من و دستیارش، ناتان،
رو جلوتر فرستاده بود

1474
01:19:05,408 --> 01:19:06,492
تا آپارتمان رو

1475
01:19:06,701 --> 01:19:09,495
برای وقتی که همه‌مون قرار
...بود اونجا باشیم آماده کنیم، و

1476
01:19:22,258 --> 01:19:24,677
اصلاً صبح باهاش حرف نزده بودم

1477
01:19:24,886 --> 01:19:26,137
و خیلی کم پیش میومد

1478
01:19:26,345 --> 01:19:28,014
.و داشتم نگران میشدم

1479
01:19:28,222 --> 01:19:31,100
هی پیام میفرستادم، میگفتم،
هی، چه خبره؟"

1480
01:19:31,309 --> 01:19:32,351
کجایی؟
"چه اتفاقی داره می ‌افته؟

1481
01:19:35,146 --> 01:19:37,607
و، صادقانه بگم، اون بهم تقریباً
تو هر وضعیتی که بود

1482
01:19:37,815 --> 01:19:40,193
...پیام میداد یا زنگ میزد

1483
01:19:40,401 --> 01:19:43,529
...هر وضعیتی غیر از این که

1484
01:19:43,738 --> 01:19:45,156
...میدونید

1485
01:19:48,075 --> 01:19:51,329
و من گوشی بلک‌بریم رو رو میز گذاشتم

1486
01:19:51,537 --> 01:19:53,331
...و،

1487
01:19:53,539 --> 01:19:55,082
...یه جورایی بهش زل زدم

1488
01:19:59,670 --> 01:20:01,339
و بعدش زنگ زد،

1489
01:20:01,547 --> 01:20:05,760
و مسئول تبلیغاتش بود، مارا باکسباون،

1490
01:20:05,968 --> 01:20:08,304
.و، داشت گریه میکرد

1491
01:20:11,682 --> 01:20:13,226
و من به پدرش زنگ زدم،

1492
01:20:13,434 --> 01:20:14,519
و گوشی پدرش خاموش بود،

1493
01:20:14,727 --> 01:20:15,728
و به مادرش زنگ زدم،

1494
01:20:15,937 --> 01:20:18,105
و سعی داشت اطلاعاتی به دست بیاره،

1495
01:20:18,314 --> 01:20:20,608
پس به یکی از دوستامون
تو نیویورک زنگ زدم،

1496
01:20:20,817 --> 01:20:22,860
تا ببینم میتونه بره به خونش،

1497
01:20:23,069 --> 01:20:24,487
و اون میگفت،
ترو، همونجام"

1498
01:20:24,695 --> 01:20:26,197
".و نمیتونم برم تو

1499
01:20:26,405 --> 01:20:29,742
...و وقتی همه چیز مشخص شد

1500
01:20:31,828 --> 01:20:32,620
پیام‌های بیشتر از آدم‌ها متفاوت

1501
01:20:32,829 --> 01:20:34,080
.شروع به اومدن کردن

1502
01:20:34,288 --> 01:20:37,250
من میگم، "نه، نه، نه، نه،
".یکی داره سر به سرم می‌ذاره

1503
01:20:37,458 --> 01:20:39,752
و واقعاً به تلفنش زنگ زدم،
.و رفت رو پیام گیر

1504
01:20:39,961 --> 01:20:42,421
میخواستم بگم،
.خواهشاً بهم زنگ بزن"

1505
01:20:42,630 --> 01:20:44,674
".خوهشاً بهم زنگ بزن
میدونید،

1506
01:20:44,882 --> 01:20:46,008
.اما همین طوری خشک شدم و قطع کردم

1507
01:20:48,511 --> 01:20:50,930
از یکی از دوستامون تماس داشتم،

1508
01:20:51,138 --> 01:20:57,395
و همون موفع، میدونستم که
.یه اتفاق وحشتناک افتاده بود

1509
01:20:59,522 --> 01:21:02,984
.چند باری به گوشیش زنگ زده بودم

1510
01:21:07,655 --> 01:21:10,700
.دنیا قبل از این که ما بدونیم متوجه شده بود

1511
01:21:10,908 --> 01:21:12,702
.برای بقیه زندگیم با من میمونه

1512
01:21:12,910 --> 01:21:13,911
به گونم خیلی فرقی با کسی

1513
01:21:14,120 --> 01:21:16,455
که یه بچه رو از دست میده

1514
01:21:16,664 --> 01:21:18,499
یا کسی رو یه هویی
...از دست میده، نداریم

1515
01:21:18,708 --> 01:21:19,667
تنها تفاوت

1516
01:21:19,876 --> 01:21:21,878
اینه که ما احساساتمون رو

1517
01:21:22,086 --> 01:21:22,962
.جلوی همه بیان میکنیم

1518
01:21:25,214 --> 01:21:26,090
اون پسر م بودم،

1519
01:21:26,299 --> 01:21:29,468
و یه لحظه برای کل دنیا بود،

1520
01:21:29,677 --> 01:21:31,596
و یه لحظه خصوصی برای ما،

1521
01:21:31,804 --> 01:21:34,223
اما چیزی بود که باید به اشتراک می‌ذاشتیم

1522
01:21:34,432 --> 01:21:37,268
...و به اشتراک گذاشتن اون
تو کل دنیا،

1523
01:21:37,476 --> 01:21:38,394
خیلی سخت بود، میدونید؟

1524
01:21:40,813 --> 01:21:44,775
.خیلی روز غم انگیزی بود
.همین طور بود

1525
01:21:47,570 --> 01:21:49,697
.من فقط بلند شدم و رفتم خونه

1526
01:21:51,407 --> 01:21:52,241
.قایم شدم

1527
01:22:01,709 --> 01:22:04,712
روزی که مُرد داشتم یه
.موزیک ویدیو ثبت میکردم

1528
01:22:07,173 --> 01:22:11,093
.من تو ایوکلیر واقع در ویسکانسین بودم، با جاستین، که از بون ایور* ه
<font color="#ffff00">یک گروه موسیقی ایندی فولک آمریکایی</font>

1529
01:22:11,302 --> 01:22:14,847
.دیدم که، انگار، 35 تا پیام رو گوشیم داشتم

1530
01:22:17,391 --> 01:22:19,852
چیزی شنیدم که به نظر گریه بود،

1531
01:22:21,938 --> 01:22:22,897
و مت بهم گفت

1532
01:22:23,105 --> 01:22:24,982
که دوستش هیث فوت کرده،

1533
01:22:25,191 --> 01:22:27,944
و برای یه مدت طولانی بغلش کردم

1534
01:22:28,152 --> 01:22:29,362
و فقط بهش گفتم،
هر کاری که میخوای انجام بدی، مَرد،"

1535
01:22:29,570 --> 01:22:31,739
".ما اینجا برای تو هستیم

1536
01:22:31,948 --> 01:22:33,282
این فردی که تازه باهاش آشنا شده بودم

1537
01:22:33,491 --> 01:22:36,243
.یه فرد خیلی مهمی براش رو از دست داده بود

1538
01:22:36,452 --> 01:22:39,580
دیگه جریان در مورد ساخت
.یه موزیک ویدیو بون ایور نبود

1539
01:22:39,789 --> 01:22:44,794
این حالا فرصت ما برای با مت بودن

1540
01:22:45,002 --> 01:22:47,171
.برای غمش بود

1541
01:22:48,255 --> 01:22:52,134
.سه روزی بود... بیداری

1542
01:22:54,512 --> 01:22:56,180
شدیداً ناراحت بودم،

1543
01:22:56,389 --> 01:22:57,890
.اما هیث نمیخواست که من ناراحت باشم

1544
01:22:58,099 --> 01:23:01,602
میخواست که تموم وقت لبخند بزنم،

1545
01:23:01,811 --> 01:23:07,566
و احتمالاً چیز بیشتر از این تو
زندگیم نمیتونست بهم بده،

1546
01:23:07,775 --> 01:23:09,902
.و من خیلی خوش شانسم

1547
01:23:40,433 --> 01:23:41,142
تو این سه روزی که

1548
01:23:41,350 --> 01:23:42,560
.با مت سپری کردم

1549
01:23:42,768 --> 01:23:45,938
.پنج سال آینده زندگیم رو به دست آوردم

1550
01:23:46,147 --> 01:23:47,982
تموم این کلمات رو شروع به نوشتن کردم،

1551
01:23:48,190 --> 01:23:49,233
بعضی از این چشم اندازهایی

1552
01:23:49,442 --> 01:23:51,152
که مت یه جورایی بهم

1553
01:23:51,360 --> 01:23:53,821
در مورد بزرگ شدن هیث تو استرالیا گفته بود

1554
01:23:54,030 --> 01:23:56,824
و کلمات تبدیل به یه آهنگ شدن

1555
01:23:57,033 --> 01:23:57,783
".و من اسمش رو گذاشتم "پِرت

1556
01:24:07,001 --> 01:24:08,377
هنوز سخته وقتی مردم در موردش حرف میزنن،

1557
01:24:08,586 --> 01:24:11,172
...و مردم پیش بینی‌هایی میکنن که چطور

1558
01:24:11,380 --> 01:24:12,965
.اون بازه زمانی طی شد

1559
01:24:13,174 --> 01:24:14,050
...این، میدونید

1560
01:24:14,258 --> 01:24:16,719
این چیزی که مردم انجام میدم، میدونید؟

1561
01:24:16,927 --> 01:24:19,138
ورژن‌هایی از داستان رو میگن

1562
01:24:19,346 --> 01:24:22,475
که مناسب و بدون اشتباه به نظر میاد

1563
01:24:22,683 --> 01:24:26,312
.و، میدونید، و داستان خوبی هم هستن

1564
01:24:26,520 --> 01:24:30,399
واقعیت اینه که،
اون تماماً شابد بود،

1565
01:24:30,608 --> 01:24:33,194
و عاشق زندگی بود

1566
01:24:33,402 --> 01:24:36,822
و با یه مشکلاتی دست و پنچه نرم میکرد

1567
01:24:37,031 --> 01:24:41,202
.اما نمیخواست غیر از رو به جلو به جایی بره

1568
01:24:43,746 --> 01:24:46,832
.دلش شدیداً زیبا بود

1569
01:24:47,041 --> 01:24:51,337
.بدون ترس عشق میورزید و دلش رو باز میکرد

1570
01:24:51,545 --> 01:24:53,047
دنیا رو جوری میدید

1571
01:24:53,255 --> 01:24:55,883
که بقیه ما نمیدیدیم

1572
01:24:56,092 --> 01:24:58,511
و یه جوری که بقیه ما نمیتوسنیم

1573
01:24:58,719 --> 01:25:02,556
و زمان و مکان براش اصلاً
.هیچ معنایی نداشت

1574
01:25:04,225 --> 01:25:05,434
اون روشنایی رو اطرافش داشت،

1575
01:25:05,643 --> 01:25:06,435
هر جا که میرفت،

1576
01:25:06,644 --> 01:25:07,770
.به مردم میدرخشید

1577
01:25:07,978 --> 01:25:08,854
.زندگیشون رو بهتر میکرد

1578
01:25:10,106 --> 01:25:11,023
زندگی همه ما به خاطر

1579
01:25:11,232 --> 01:25:12,566
این که اون اطرافمون
...بود بهتر بود

1580
01:25:12,775 --> 01:25:15,361
.و هنوز هم در موردش حرف میزنیم

1581
01:25:33,963 --> 01:25:34,880
ما خوش شانسیم

1582
01:25:35,089 --> 01:25:37,550
که کلی از جنبه‌های زندگیش رو پر کرده بود،

1583
01:25:37,758 --> 01:25:39,468
این که نه تنها بهش افتخار میکرد،

1584
01:25:39,677 --> 01:25:42,096
بلکه برای دختر کوچولوش،
ماتیلدا هم باقی مونده

1585
01:25:42,304 --> 01:25:44,098
که بابایش چی بود

1586
01:25:44,306 --> 01:25:47,268
.و چطور خلاق و هنرمند بود

1587
01:25:47,476 --> 01:25:49,228
.تموم تصاویر ازش هست

1588
01:25:49,436 --> 01:25:53,023
این فیلم‌ها هست که میتونه تماشاشون کنه

1589
01:25:53,232 --> 01:25:56,068
.و به کسی که پدرش بود افتخار کنه

1590
01:25:56,277 --> 01:25:58,863
شک ندارم که میتونست

1591
01:25:59,071 --> 01:26:02,992
کلی اجرای خارق العاده‌ی دیگه بکنه

1592
01:26:03,200 --> 01:26:05,244
.و اون هدیه‌ها رو به دنیا بده

1593
01:26:07,663 --> 01:26:10,207
به چینی، ما بهش میگیم "خدا حسود است"،

1594
01:26:10,416 --> 01:26:13,544
یه شخص که خیلی استعداد داره
.که حتی خدا هم بهش حسودی می‌کنه

1595
01:26:16,088 --> 01:26:20,176
مسیری که تو زمان خیلی
کوتاهی طی کرده بود،

1596
01:26:20,384 --> 01:26:21,969
.خارق العاده بود

1597
01:28:31,223 --> 01:28:33,225
به این نگاه میکنید و با خودتون فکر میکنید

1598
01:28:33,434 --> 01:28:34,560
شاید یه نفر"

1599
01:28:34,768 --> 01:28:38,689
یه فیلم تزئینی در مورد
"زندگی من یه روزی درست می‌کنه؟

1600
01:28:38,897 --> 01:28:41,317
شاید امسال نه،
اما 10 سال دیگه؟

1601
01:28:43,027 --> 01:28:45,863
.بهش فکر نکردم، نه

1602
01:28:46,071 --> 01:28:47,865
نکردم، و،

1603
01:28:48,073 --> 01:28:51,744
فکر میکنم یه فیلم
.خیلی حوصله سر بر بشه

1604
01:28:51,768 --> 01:29:01,768
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
