WEBVTT

1
00:00:00.570 --> 00:00:21.445
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:22.945 --> 00:00:30.612
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:32.112 --> 00:00:36.445
<font color="#804040">استیون اسپیلبرگ‫:‬</font>
‪‫از وقتی که نوجوان بودم شروع به فیلمسازی کردم‬‬

4
00:00:36.445 --> 00:00:41.112
اماّ زمانی که تقریبا رویای کارگردان شدنم رو تسلیم کردم یادمه

5
00:00:41.112 --> 00:00:43.487
اون موقع باید ۱۶ سالم بوده باشه

6
00:00:50.779 --> 00:00:53.529
یک فیلم توی شهر اکران شد به نام
"لورنس عربستان"

7
00:00:53.529 --> 00:00:55.946
و همه داشتن دربارش صحبت میکردن

8
00:00:55.946 --> 00:00:58.737
10
00:00:58.737 --> 00:01:02.112
بلیت ویژه
نمایش دهنده ۷۰ میلیمتری

9
00:01:02.112 --> 00:01:03.445
صدای استریو

10
00:01:05.862 --> 00:01:07.278
و وقتی فیلم تموم شد

11
00:01:07.278 --> 00:01:10.029
!دیگه نمیخواستم کارگردان شم

12
00:01:10.029 --> 00:01:12.320
چون فیلم استاندارد خیلی بالایی به نمایش گذاشت

13
00:01:15.153 --> 00:01:19.029
صحنه ای بود که اون خودش رو توی خنَجرش نگاه میکرد

14
00:01:19.029 --> 00:01:21.320
وقتی اولّین بار ردَا بهش داده شد

15
00:01:21.320 --> 00:01:22.779
و فکر میکرد که تنهاست

16
00:01:22.779 --> 00:01:24.487
و با خنده شروع به قدم زدن کرد

17
00:01:24.487 --> 00:01:27.529
و به سایه خودش نگاه میکرد

18
00:01:27.529 --> 00:01:29.153
جایی که ردَای شفافش رو باز کرد

19
00:01:29.153 --> 00:01:31.029
تا در واقع روی شنِ و سایه اش منَقوشش کنه

20
00:01:31.029 --> 00:01:32.821
لحظه بزرگی بود

21
00:01:32.821 --> 00:01:36.153
و بعدا ً ، وقتی در مسیر عقب نشینی ترُک ها

22
00:01:36.153 --> 00:01:38.821
25
00:01:38.821 --> 00:01:41.987
و چاقویی که در موقعیت مشابه توی روزهای

23
00:01:41.987 --> 00:01:44.779
گذشته و با شکوهش دستش گرفته بود

24
00:01:44.779 --> 00:01:48.987
و به خودش نگاه میکرد که حالا به کی تبدیل شده

25
00:01:48.987 --> 00:01:51.153
این اولّین باری بود که فیلمی رو میدیدم

26
00:01:51.153 --> 00:01:54.862
و متوجه محتوایی در اون شدم
که به روایت داستان مربوط نمیشد

27
00:01:54.862 --> 00:01:57.737
اونها ریشه در دل شخصیت داشتند
موضوعات ِ شخصیش بودند

28
00:01:57.737 --> 00:02:00.278
دیوید لین یک پرُتره خلق کرده

29
00:02:00.278 --> 00:02:02.862
و دور تا دور اون پرُتره رو با دیواری از

30
00:02:02.862 --> 00:02:04.779
توجهّ و حرکت های حماسی احاطه کرده بود

31
00:02:04.779 --> 00:02:09.071
اما در بطَن
"لورنس عربستان"

32
00:02:09.071 --> 00:02:11.570
:این سوال نهفتست‬
من کی ام؟

33
00:02:13.862 --> 00:02:19.779
من چنان عکس العمل ژرَفی برای فیلمسازی داشتم

34
00:02:19.779 --> 00:02:23.195
که هفته بعد برگشتم و دوباره فیلم رو دیدم

35
00:02:23.195 --> 00:02:25.445
هفته بعد از اون هم باز رفتم و دیدم

36
00:02:25.445 --> 00:02:27.403
...و باز هم هفته بعدش

37
00:02:27.403 --> 00:02:29.904
و متوجه شدم دیگه راه برگشتی نیست

38
00:02:29.904 --> 00:02:32.654
این همون کاریه که من قراره انجام بدم

39
00:02:32.654 --> 00:02:35.278
یا در راه تلاش توی این مسیر میمیرم

40
00:02:35.278 --> 00:02:38.278
اما این قراره مابقی زندگی من باشه

41
00:04:36.862 --> 00:04:39.612
...و بعدش سعی میکنم برسم
ِبه نظر میرسه آماده به کار

42
00:04:39.612 --> 00:04:42.029
<font color="#804040">مرَد‫:‬</font> دوربین باید‬‬
‪‫به سمت راست بره
یه کوچولو پایین تر

43
00:04:42.029 --> 00:04:43.987
همونجا خوبه، عالیه

44
00:04:43.987 --> 00:04:45.654
ًآره، دوربین باید به سمت راست بره، یه ذرهّ، لطفا

45
00:04:45.654 --> 00:04:47.195
برو راست

46
00:04:47.195 --> 00:04:48.987
راست، راست، راست، راست
<font color="#804040">مرَد‫:‬</font> میتونی بری اونجا؟

47
00:04:48.987 --> 00:04:50.862
دقیقا ً همونجا اوکیه

48
00:04:50.862 --> 00:04:53.487
هربار که یه صحنه جدیدی رو شروع میکنم
دستپاچه میشم

49
00:04:53.487 --> 00:04:56.071
و عیِن رفتن به مدرسه و امتحان دادنه

50
00:04:56.071 --> 00:04:58.278
هیچوقت به یک دیالوگ هم که
از قبل صحبت میشه گوش نمیدم

51
00:04:58.278 --> 00:05:00.071
نمیدونم وقتی دارم به دیالوگ ها
گوش میدم قراره به چی فکر کنم

52
00:05:00.071 --> 00:05:01.612
نمیدونم اصلا ً چی قراره به بازیگرا بگم

53
00:05:01.612 --> 00:05:03.403
نمیدونم قراره دوربینمو کجا بزارم

54
00:05:03.403 --> 00:05:05.946
و هر دفعه، دقیقا ً‌مشابه دفعه قبلشه

55
00:05:05.946 --> 00:05:07.779
اما بهتون میگم که این بهترین حسِ دنیاست

56
00:05:07.779 --> 00:05:09.195
بهتون میگم که چرا این حس خوبیه

57
00:05:09.195 --> 00:05:11.403
هرچقدر بیشتر راجب چیزی

58
00:05:11.403 --> 00:05:13.737
احساس اطمینان و امنیت داشته باشم

59
00:05:13.737 --> 00:05:15.821
کمتر تقلاّ میکنم

60
00:05:15.821 --> 00:05:19.821
هرچقدر بیشتر احساس کنم که
او-اوه این قراره برای بیَان داستان

61
00:05:19.821 --> 00:05:21.529
یه مشکل جدی باشه

62
00:05:21.529 --> 00:05:23.445
دو شیفته کار میکنم تا با چالش روبرو شم

63
00:05:23.445 --> 00:05:25.029
و کارو به سرانجام برسونم

64
00:05:25.029 --> 00:05:27.071
خوب، تمومه
نمیدونم اصلا ً ارزشش رو داشته باشه یا نه

65
00:05:29.529 --> 00:05:31.612
اما تو اون لحظه لازم دارم حس کنم

66
00:05:31.612 --> 00:05:34.654
از کاری که دارم میکنم واقعا ً‌مطمئن نیستم

67
00:05:34.654 --> 00:05:39.737
و وقتی در معرض وحشت زدگی قرار میگیرم
ایده های نابی به ذهنم خطور میکنه

68
00:05:39.737 --> 00:05:42.695
هرچقدر بیشتر حس کنم که به گوشه رینگ رونده شدم

69
00:05:42.695 --> 00:05:44.112
وقتی راه خروجم رو ازش پیدا میکنم

70
00:05:44.112 --> 00:05:45.487
برام پاداش بزرگتری محسوب میشه

71
00:05:45.487 --> 00:05:47.195
دوسش دارم، نمای بعدی

72
00:05:47.195 --> 00:05:48.570
خوبه

73
00:06:09.987 --> 00:06:12.112
دیدیش؟ -
آره -

74
00:06:19.779 --> 00:06:22.237
<font color="#804040">مارتین اسکورسیِزی ‫(‬کارگردان‫):‬</font>
استیون رو از زمانی که در مرحله تولید
"آرواره ها"
بود، به خاطر دارم

75
00:06:22.237 --> 00:06:24.654
واژه هایی در سطح شهر و مجلهّ
لوس آنجلس تایمز برای توصیفش به کار میبردن که

76
00:06:24.654 --> 00:06:27.570
این ایده احمقانست و قراره به یه فاجعه بدل بشه

77
00:06:30.487 --> 00:06:33.612
<font color="#804040">ریچارد درِیِفوس ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
فیلمبرداری آرواره ها در تاریخ ۲ میِ شروع شد

78
00:06:33.612 --> 00:06:35.904
من فکر کنم ۳ میِ استخدام شدم

79
00:06:35.904 --> 00:06:39.529
..وقتی اولش شروع کردند

80
00:06:39.529 --> 00:06:41.946
نه فیلمنامه ای داشتند، نه کوسه ای و نه عواملی

81
00:06:41.946 --> 00:06:43.737
فیلنامه هیچوقت بسته نشده بود

82
00:06:43.737 --> 00:06:45.904
ما بازنویسیش کردیم

83
00:06:45.904 --> 00:06:48.904
همین چیزی که الان نوشته بودیمو
!میخواستیم ۱۲ ساعت بعدش ضبط هم کنیم

84
00:06:48.904 --> 00:06:51.237
میدونی، برای یه کارگردان ترسناکه که ندونه

85
00:06:51.237 --> 00:06:53.946
اصلا ً میتونه برگه بازیگر هارو به دستشون برسونه یا نه

86
00:06:53.946 --> 00:06:55.695
<font color="#804040">مرَد‫:‬</font>
آقایون، ما الان ضبَط بکن نیستیما

87
00:06:55.695 --> 00:06:57.278
دست نگه دار
<font color="#804040">مرَد دومّ‫:‬</font> دست نگه دار

88
00:06:57.278 --> 00:06:59.487
<font color="#804040">اسپیلبرِگ‫:‬‬</font>
این دومین روز من روی دریا بود

89
00:06:59.487 --> 00:07:02.695
و ۵۴ روز باقیمونده داشتم

90
00:07:02.695 --> 00:07:05.695
و اگه ازش جون سالم به در ببرم

91
00:07:05.695 --> 00:07:08.821
چیزهای زیادی یاد میگیرم چون
تمام چیزی که الان میتونم بهتون بگم اینه که

92
00:07:08.821 --> 00:07:12.445
سرعت ضبط توی دریا دقیقا ً نصف سرعت کار توش خشکیه

93
00:07:12.445 --> 00:07:16.403
<font color="#804040">بیل باتلرِ  (مدیر تصویربرداری آرواره ها)‫:‬</font>
خوب، استودیو هیچوقت قبل از این
فیلمی روی دریا ضبط نکرده بود

94
00:07:16.403 --> 00:07:18.237
اونها میتونن اینکارو توی دریاچه پشتی انجام بدن

95
00:07:18.237 --> 00:07:20.987
میتونن توی مخزن استودیو اینکارو کنن

96
00:07:20.987 --> 00:07:22.529
میتونستن توی قایق های مینیاتوری بسازنش

97
00:07:22.529 --> 00:07:24.654
...میتونستن
هرکار دیگه ای میتونست آسونتر باشه

98
00:07:24.654 --> 00:07:27.320
تا خیس یا سردت نشه

99
00:07:27.320 --> 00:07:30.362
:اما استیون گفت
"من توی اقیانوس آزاد ضبطش میکنم"

100
00:07:30.362 --> 00:07:31.987
صدا ضبط شه

101
00:07:31.987 --> 00:07:34.153
<font color="#804040">اسپیلبرِگ‫:‬‬</font>
سبک این کار قرار بود هیجان انگیز باشه

102
00:07:34.153 --> 00:07:36.695
بر اساس آدمایی مثل من و شما
که حالا پاشونو از گلیمشون درازتر کردند

103
00:07:36.695 --> 00:07:40.362
و الان مجبورن با چیزی بجنگن
که هیچ درکی از نحوه تعامل باهاش ندارن

104
00:07:40.362 --> 00:07:42.362
برای انجامش باید کاربلد باشی

105
00:07:42.362 --> 00:07:44.362
و من فکر کردم ضبط این کار در شهرک سینماییه

106
00:07:44.362 --> 00:07:46.904
استودیوی یونیورسال در شمال هالیوود
نمیتونه جوابگوی این امَر باشه

107
00:07:46.904 --> 00:07:49.487
پس، برای من راه برگشتی نبود

108
00:07:49.487 --> 00:07:51.403
باید توی اقیانوس کار یکسره میشد

109
00:07:58.821 --> 00:08:01.362
فکر میکردم قراره مثل آب خوردن باشه

110
00:08:01.362 --> 00:08:03.821
اما هیچ چیزی راجب
جریان آب و جزَر و مدَ نمیدونستم‬‬‬

111
00:08:03.821 --> 00:08:06.029
نمیدونستم چجوری باد روی آب تاثیر میگذاره

112
00:08:06.029 --> 00:08:08.278
چجوری رنگ آسمان رنگ آب رو تغییر میده

113
00:08:08.278 --> 00:08:10.403
یا چجوری نمیتونی هرچیزی رو با یه چیز دیگری تطبیق بدی

114
00:08:10.403 --> 00:08:14.278
یه کابوس تمام عیار بود
بدترین اتفاقات ممکن یکی پس از دیگری

115
00:08:14.278 --> 00:08:15.987
فکر نمیکردم حتیّ بتونیم کار رو به اتمام برسونیم

116
00:08:15.987 --> 00:08:18.570
تازه داشتم گمون میکردم احتمالا ً‌ از کار هم اخراج بشم

117
00:08:21.904 --> 00:08:25.195
ما در وسط اقیانوس و فاصله تقریبا  ً ۴۰
کیلومتری از ساحل تنها مونده بودیم

118
00:08:25.195 --> 00:08:30.862
و هر روز خدا تکنولوژی بر روی هنُر سایه افکنده بود

119
00:08:30.862 --> 00:08:33.320
ما یه نمای خوب داشتم، هنُری بود

120
00:08:33.320 --> 00:08:37.112
اما نمیتونی هنری که از تلاش برمیاد رو تشخیص بدی

121
00:08:37.112 --> 00:08:40.612
فقط داشتم سعی میکردم که
کل داستان فیلم رو توی ذهنم نگه دارم

122
00:08:40.612 --> 00:08:43.821
کاری بود که باید به تنهایی از پسش بر میومدم
چون حقیقتا ً‌ تو این مورد کسَی نمیتونست بهم کمکی کنه

123
00:08:43.821 --> 00:08:46.071
باید تجسمّش میکردم
قبل از اینکه بخوام فیلمش کنم

124
00:08:46.071 --> 00:08:47.737
و این دلیلشه که چرا انقدر آرواره ها برام ترسناک بود

125
00:08:47.737 --> 00:08:49.904
وقتی که نمیتونستم تجسمّش کنم تا وقتی که بالاخره تونستم

126
00:08:52.529 --> 00:08:55.946
درست قبل از اینکه برای ساخت آرواره ها
عازم شم به ملاقات هنِری هثَاوِیِ رفتم

127
00:08:55.946 --> 00:08:58.237
:از اون دسته کارگردانای سرسخت بود و بهم گفت

128
00:08:58.237 --> 00:09:00.862
لحظاتی فرا میرسن که تو سر صحنه حاضر خواهی بود

129
00:09:00.862 --> 00:09:03.112
و نمیدونی داری چه گوهی میخوری

130
00:09:03.112 --> 00:09:04.529
این بلا سر هممون میاد

131
00:09:04.529 --> 00:09:07.570
باید واسه حفظ این رازت از جونتم مایه بزاری

132
00:09:07.570 --> 00:09:10.862
نزار هیچکس بفهمه که به خودت اطمینان نداری

133
00:09:10.862 --> 00:09:12.445
از همه قایمش کن

134
00:09:12.445 --> 00:09:14.862
وگرنه عزتّ و احترامت رو پیش همه از دست میدی

135
00:09:14.862 --> 00:09:16.862
<font color="#804040">مرَد‫:‬‬</font>
علامت گذاری میشه

136
00:09:16.862 --> 00:09:18.487
<font color="#804040">مرَد دوّم‫:‬</font> خون خوبیه
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> و‫...‬ حاظر؟

137
00:09:18.487 --> 00:09:21.112
و حرکت روی
آروم به پیش

138
00:09:21.112 --> 00:09:22.779
میتونم آروم به جلو برم

139
00:09:22.779 --> 00:09:25.278
تو باید بیای و پایین این کثافتارو با ملاقه جمع کنی

140
00:09:30.362 --> 00:09:32.320
و پایین

141
00:09:32.320 --> 00:09:35.403
مطلقا ً همه چی لتَ و پار شده بود

142
00:09:35.403 --> 00:09:37.946
اولین باری که کوسه رو امتحان کردیم غرق شد‪!‬
:))))

143
00:09:37.946 --> 00:09:39.779
...باید از آب میومد بیرون و میرفت

144
00:09:39.779 --> 00:09:43.071
این شکلی

145
00:09:43.071 --> 00:09:45.529
میدونستم که ۳ تا ۴ هفته ازمون وقت میگیره

146
00:09:45.529 --> 00:09:47.153
تا بخوایم دوباره بسازیمش

147
00:09:47.153 --> 00:09:49.320
پس مجبور بودیم چیز دیگه ای فراهم کنیم

148
00:09:49.320 --> 00:09:50.946
که دقیقا ً‌ کوسه رو نشون نمیداد

149
00:09:50.946 --> 00:09:53.153
اماّ حس نزدیک بودنه کوسه رو الِقا میکرد

150
00:09:59.403 --> 00:10:00.779
بیارش دور و برَ
بعد از اون

151
00:10:00.779 --> 00:10:03.487
بشُکه هارو خدا رسونده بود

152
00:10:03.487 --> 00:10:08.487
چون لازم نبود بشکه هارو تا زمانی که
کوسه ها دور و بر هستند نشون بدم

153
00:10:08.487 --> 00:10:11.320
چیزی که شما نمیبینید
اصولا ً‌ ترسناک تر از چیزیه که میبینید

154
00:10:11.320 --> 00:10:14.195
و فیلنامه با کوسه پر شده بود

155
00:10:14.195 --> 00:10:16.695
کوسه اینجا، کوسه اونجا، کوسه همه جا

156
00:10:16.695 --> 00:10:18.821
ولی فیلم خیلی توش کوسه نداشت

157
00:10:24.695 --> 00:10:27.403
<font color="#804040">جان ویلیامز ‫(‬آهنگساز‫):‬‬</font>
اگه کوسه به شکل بصری قابل رویت بود

158
00:10:27.403 --> 00:10:29.987
ممکن بود بعُد روانی جمیع اتفاقات رو

159
00:10:29.987 --> 00:10:31.695
دستخوش تغییر کنه

160
00:10:34.987 --> 00:10:37.403
وقتی صدای
"بوم-بوم"
رو میشنوید

161
00:10:37.403 --> 00:10:40.487
شما به این فکر میفتید که زمان اومدن کوسه فرا رسیده

162
00:10:40.487 --> 00:10:43.029
ولی وقتی کوسه خیلی دوره، صدا به سختی به گوش میرسه

163
00:10:43.029 --> 00:10:47.695
وقتی کوسه داره آماده حمله میشه، صدا خیلی نزدیک و بلنده

164
00:10:54.946 --> 00:10:57.612
ما میتونیم حضور و رفتار کوسه رو

165
00:10:57.612 --> 00:11:01.403
با چگونگی مدیریت کردن نتُ ها اعلام کنیم

166
00:11:01.403 --> 00:11:03.237
فقط چندتا نتُ مختصر

167
00:11:06.529 --> 00:11:12.237
<font color="#804040">درِیِفوس‫:‬</font>
شما بدون اینکه کوسه ای رو ببینید مضطرب میشید

168
00:11:12.237 --> 00:11:14.403
و از ترس میرینید به خودتون

169
00:11:15.779 --> 00:11:17.195
چارلی، رو حرفم حساب کن

170
00:11:17.195 --> 00:11:18.987
پشت سرتو نگاه نکن
شنا کن، چارلی

171
00:11:18.987 --> 00:11:20.237
شنا کن
بیا، چارلی

172
00:11:20.237 --> 00:11:24.237
دان، دان
دان، دان - دان، دان

173
00:11:24.237 --> 00:11:28.071
دان، دان - دان، دان، دان، دان
بام، بام، بام بام، بام، بام

174
00:11:28.071 --> 00:11:29.862
بیا
یکم بیشتر، چارلی
آماشالاااا

175
00:11:29.862 --> 00:11:32.071
بیا اینجا، چارلی
ماشالا، آماشالا

176
00:11:32.071 --> 00:11:36.612
<font color="#804040">دیوید ادِلِستاین ‫(‬منُتقد فیلم‫):‬‬</font>
این یه تمرین تعلیق عالیه

177
00:11:36.612 --> 00:11:39.946
با تکنیکی که هر فیلمساز دیگه ای براش آدمم میکشه

178
00:11:42.237 --> 00:11:45.570
<font color="#804040">اسپیلبرِگ‫:‬‬</font> میدونستم که دارم
از شوکرِ روی بیننده ها استفاده میکنم

179
00:11:45.570 --> 00:11:49.529
هر دفعه یه جور سورپرایز ظاهر میشد

180
00:11:49.529 --> 00:11:52.029
<font color="#804040">مایکل فیلیپس ‫(‬تهیه کننده‫):‬‬</font>
مثل هیچکاک، میدونست چجوری

181
00:11:52.029 --> 00:11:53.529
کنجکاوی مخاطب رو برانگیزه

182
00:11:53.529 --> 00:11:56.695
اون چیزی که میخواستی ببینی رو نشونت نمیداد

183
00:11:56.695 --> 00:11:58.779
وقتی تحویلت میداد که خودش میخواست

184
00:11:58.779 --> 00:12:03.112
<font color="#804040">جیمز هوبرمنَ‫:‬‬</font>
اون قطعا ً از شکنجه مخاطب لذت میبره

185
00:12:04.278 --> 00:12:06.112
!تاحالا ازش آزمایش گرفتن؟

186
00:12:07.946 --> 00:12:10.821
یک هزار، دو هزار

187
00:12:10.821 --> 00:12:13.654
سه هزار، چهار هزار

188
00:12:13.654 --> 00:12:15.695
<font color="#804040">اسپیلبرِگ‫:‬‬</font>
وقتی بچه بودم همه چی منو میترسوند

189
00:12:15.695 --> 00:12:16.987
همه چی

190
00:12:19.654 --> 00:12:23.153
یک هزار
دو هزار
سه هزار

191
00:12:23.153 --> 00:12:26.320
یه درختی بیرون پنجره اتاقم بود که خیلی ترسناک بود

192
00:12:26.320 --> 00:12:28.195
فقط ترسناک بود

193
00:12:28.195 --> 00:12:29.821
یک هزار، دو هزار

194
00:12:29.821 --> 00:12:31.987
من با ترس های بسیاری لبریز شده بودم

195
00:12:31.987 --> 00:12:34.445
لازم داشتم خودم رو از شرَ بعضی از اونها خلاص کنم

196
00:12:34.445 --> 00:12:38.821
و چه مخاطبان بهتری برای تخلیه شیاطین درونم

197
00:12:38.821 --> 00:12:40.153
به غیر از سه تا خواهرم؟

198
00:12:42.904 --> 00:12:46.529
اون میخواست مارو با یه جمجمه تو کمد زندانی کنه

199
00:12:46.529 --> 00:12:50.487
و موم هایی به رنگ های مختلف همه جا پاشونده بود

200
00:12:50.487 --> 00:12:51.654
تقریبا ً‌شبیه خون شده بود

201
00:12:51.654 --> 00:12:53.821
گاهی چشماشون رو میبستم

202
00:12:53.821 --> 00:12:55.445
میبرمدشون تو کمد

203
00:12:55.445 --> 00:12:57.862
تمام وزنمو روی در میزاشتم

204
00:12:57.862 --> 00:12:59.487
اونا چشم بندشون رو بر میداشتن

205
00:12:59.487 --> 00:13:03.904
و فقط میخواستم بشینم همونجا
!و صدای جیغ زدنشون رو گوش بدم

206
00:13:03.904 --> 00:13:07.862
...منظورم اینه، گفتن این داستان الان

207
00:13:07.862 --> 00:13:09.529
راستش هنوزم فکر میکنم خیلی جالبه

208
00:13:09.529 --> 00:13:11.362
:میخواستم بگم
"از خودم واسه انجام دادنشون متنفرم"

209
00:13:11.362 --> 00:13:13.195
اما از خودم متنفر نیستم، بامزه بودن

210
00:13:13.195 --> 00:13:15.278
اول از همه مارو ترسونده بود

211
00:13:15.278 --> 00:13:16.904
اما از طریق فیلمهاش

212
00:13:16.904 --> 00:13:20.029
تونسته کاری کنه همه شلَوار هاشونم خیس کنن

213
00:13:24.779 --> 00:13:26.862
<font color="#804040">دنَ رثَرِ از اخبار سر شب شبکه سی بی اسِ سال ۱۹۷۵‫:‬</font>
فیلم بلاک باستری تاسبتان

214
00:13:26.862 --> 00:13:28.862
البته که آرواره هاست

215
00:13:28.862 --> 00:13:31.487
حکایت کوسه مرگ بار افسار گسیخته

216
00:13:31.487 --> 00:13:33.529
و اکران فیلم برای حداکثر اثرگذاری، بسیار مناسب

217
00:13:33.529 --> 00:13:35.862
در فصل مسافرت ها برنامه ریزی شده بود

218
00:13:35.862 --> 00:13:37.695
و بعضی ها که فیلم رو دیدن

219
00:13:37.695 --> 00:13:40.487
حالا هر دفعه که لب ساحل میرن یک کوسه خیالی میبینن

220
00:13:43.320 --> 00:13:45.403
<font color="#804040">اسکورسیِزی‫:‬‬</font>
شب اکران آرواره ها رو یادم میاد

221
00:13:45.403 --> 00:13:48.071
:من با استیون بودم و گفت
"بیا بریم صف هارو ببینیم"

222
00:13:48.071 --> 00:13:50.904
و ما داشتیم نگاه میکردیم و
از کنار صفَ ها در سرتاسر وست وود و

223
00:13:50.904 --> 00:13:53.445
جاهایی مثل اون عبور میکردیم و
من گفتم: همینه

224
00:13:53.445 --> 00:13:55.862
این داره یه تغییر اساسی ایجاد میکنه

225
00:13:55.862 --> 00:13:57.570
<font color="#804040">جنَتِ مازلین ‫(‬منتقد فیلم‫ و کتاب):‬</font>
من توی ماشین باهاش بودم

226
00:13:57.570 --> 00:14:01.362
و اون واقعا ً واقعا ً‌دستپاچه شده بود
ولی هیجان زده هم بود

227
00:14:01.362 --> 00:14:03.320
و ماشین به فرعی پیچید

228
00:14:03.320 --> 00:14:05.487
و صف هم تو فرعی ها ادامه داشت

229
00:14:05.487 --> 00:14:08.237
و ماشین هم به مسیرش ادامه داد
و صف ها هم همینطور ادامه داشتن

230
00:14:08.237 --> 00:14:10.278
و اون مطلقا ً تو لاک خودش بود

231
00:14:10.278 --> 00:14:12.570
میدونید، این دستیابی به یه موفقیت یه شبه بود

232
00:14:12.570 --> 00:14:15.570
مثل این میموند که
بادکنک ها یکی یکی تو ماشین میترکیدن

233
00:14:15.570 --> 00:14:19.362
و کل زندگیش در طول چند دقیقه متحول شده بود

234
00:14:19.362 --> 00:14:21.237
اون ۲۵ سالش یا همین حدودا بود

235
00:14:24.445 --> 00:14:26.487
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬‬</font>
آرواره ها ۳ برابر بودجه از پیش تأیین شدش هزینه برداشت

236
00:14:26.487 --> 00:14:29.237
و تقریبا ً ۲.۵ برابر زمانبندی اولیش به طول انجامید

237
00:14:29.237 --> 00:14:32.278
ما ضبط کار رو توی ۱۵۹ روز تموم کردیم

238
00:14:32.278 --> 00:14:35.071
ولی فیلم در اصل برای ۵۵ روز زمانبندی شده بود

239
00:14:35.071 --> 00:14:36.862
اما غرورم باعث شده بود فکر کنم

240
00:14:36.862 --> 00:14:39.612
میتونم فیلم رو توی ۵۵ روز ضبط کنم

241
00:14:39.612 --> 00:14:43.987
استیون ۴ ستون هالیوود رو به لرزه انداخت

242
00:14:43.987 --> 00:14:45.821
"آرواره ها"

243
00:14:45.821 --> 00:14:50.195
بیشتر از هر فیلمی در تاریخ فروش کرد

244
00:14:50.195 --> 00:14:51.946
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬‬</font>
اون موفقیت زندگیم رو دگرگون کرد

245
00:14:53.487 --> 00:14:55.112
بهم این شانس رو داد از اون
لحظه به بعد فیلمهایی رو که

246
00:14:55.112 --> 00:14:57.612
کارگردانی کردم خودم گلُچین کنم

247
00:14:57.612 --> 00:15:01.487
"آرواره ها"
بلیت رایگان من به آیندم بود

248
00:15:09.487 --> 00:15:12.029
ازتون میخوام فیلمسازی رو ملاقات کنید که هم اکنون

249
00:15:12.029 --> 00:15:15.320
گیشه رو در اختیار گرفته
و اون رو از از بیخ و بنُ دگرگون کرده

250
00:15:15.320 --> 00:15:16.737
اوه پسر
هیجان زده نیستی؟

251
00:15:16.737 --> 00:15:18.445
و همه عاشقشن
تاحالا دیدیش؟

252
00:15:18.445 --> 00:15:21.362
<font color="#804040">شوی داینا شرُ سال ۱۹۷۸‫:‬</font>
<font color="#804040">‫(‬خانوم شرُ یه آهنگ به زبان پارسی هم اجرا کردند‫)‬</font>
لطفا ً‌خوش آمد بگید
آقای استیون اسپیلبرگ

253
00:15:26.529 --> 00:15:28.821
کی اولین بار به فیلم ها علاقه نشون دادید؟

254
00:15:28.821 --> 00:15:30.278
از وقتی یه بچه بد کوچولو بودم

255
00:15:30.278 --> 00:15:32.112
واقعا ً ؟
حدودا ً ، آره، ۱۳ سالم بود

256
00:15:32.112 --> 00:15:34.487
همش همین بود؟
خیلی زود شروع کردم، آره

257
00:15:34.487 --> 00:15:36.195
نبود، نبود
من خیلی جدی نگرفته بودمش

258
00:15:36.195 --> 00:15:38.195
مثل بعضی ها که نقاشی میکشیدن انجامش میدادم

259
00:15:38.195 --> 00:15:40.904
و بعضی ها دوست دارن... میدونی دیگه... ماشین کوچولو برونن

260
00:15:40.904 --> 00:15:42.487
منم دوست داشتم فیلمهای کوتاه بسازم

261
00:15:42.487 --> 00:15:45.695
286
00:15:45.695 --> 00:15:48.071
من توی شهر فینیکس در ایالت آریزونا زندگی میکردم

262
00:15:48.071 --> 00:15:50.946
جایی که میتونی به صدای رشد کاکتوس ها گوش بدی
اگه کار بهتری برای انجام دادن نداشته باشی

263
00:15:50.946 --> 00:15:53.029
آره
بعدش من یه دوربین فیلمبرداری گرفتم

264
00:15:53.029 --> 00:15:55.487
و همینطور که پیش میرفتم الفباش رو
مثل الف، ب، پ... یاد میگرفتم

265
00:15:55.487 --> 00:15:57.862
اما فقط چون جالب بود
تا کاری برای انجام دادن داشته باشم

266
00:16:06.278 --> 00:16:08.195
توی دوران کودکیم یه جورایی واقعا ً ‌میخواستم

267
00:16:08.195 --> 00:16:11.654
به رویاهای دست نیافتنی برسم، رویای آمرکاییه نورمنَ راکولِ
‫(‬نقاّش مطرح آمریکایی‪(‬

268
00:16:15.445 --> 00:16:18.570
بابام نابغه کامپیوتر بود و با تیمی کار میکرد که بعدها

269
00:16:18.570 --> 00:16:22.029
اولین نسخه تجاری ماشین پردازشگر اطلاعات رو با
در سالهای دور توی ۱۹۵۰ اختراع کردند RCA

270
00:16:22.029 --> 00:16:25.445
بعدش بابام خیلی سرگردان شده بود
و از این شرکت به اون شرکت میرفت

271
00:16:25.445 --> 00:16:27.779
مثل بچه ارتشی ها که هیِ
از اینجا به اونجا منتقل میشن شده بودیم

272
00:16:27.779 --> 00:16:31.487
اما اغلب سالهای شکل و فرُم دهنده
به زندگیم در فینیکسه آریزونا رقم خورد

273
00:16:31.487 --> 00:16:35.237
پدرم از اون مردای سخت کوش آمریکایی بود

274
00:16:35.237 --> 00:16:37.904
بعضی اوقات ۶ روز در هفته کار میکرد
و شب ها دیر به منزل برمیگشت

275
00:16:37.904 --> 00:16:41.946
حرفه کاریش نیازمند ساعت های
زیادی دور از محیط خانواده بود

276
00:16:41.946 --> 00:16:44.445
و مامانم پیتر پنَ بود

277
00:16:44.445 --> 00:16:46.779
اون خواهر و برادر ما بود، نه والدمون

278
00:16:46.779 --> 00:16:48.987
چون بهترین دوستمون بود

279
00:16:48.987 --> 00:16:52.821
نه یه مراقب

280
00:16:52.821 --> 00:16:57.403
و همونجوری که ما تو دردسر میفتادیم
اونم تو دردسر میفتاد

281
00:16:57.403 --> 00:17:00.320
<font color="#804040">انَ‫:‬</font>
حس استیو بهش میگفت که خانواده باید

282
00:17:00.320 --> 00:17:02.779
"پدر صلاح و مصلحت همه رو میدونه باشه"

283
00:17:02.779 --> 00:17:05.029
اما ما خانواده معمولی نبودیم

284
00:17:05.029 --> 00:17:08.403
ما مثل یهودی های نا متعارفی
بودیم که با حاشیه نشینی بزرگ شدیم

285
00:17:11.654 --> 00:17:15.779
یه بار به یه فروشگاه حیوانات رفتم
و اونجا یه میمون داشت

286
00:17:15.779 --> 00:17:19.445
مثل یه جنین اینجوری تو قفَسشِ نشسته بود

287
00:17:19.445 --> 00:17:22.779
و فروشنده گفت میمونه داره میمیره

288
00:17:22.779 --> 00:17:26.195
از وقتی از مادرش جداش کردن افسرده شده

289
00:17:26.195 --> 00:17:28.529
بعدش من سوار جیپ ام شدم و به خونه برگشتم

290
00:17:28.529 --> 00:17:33.737
با یه قفس بزرگ پشت ماشین و یه میمون توش

291
00:17:33.737 --> 00:17:36.403
یادمه بچه ها داد و هوار کشیدن

292
00:17:36.403 --> 00:17:38.570
خیلی ترسیده بودن

293
00:17:38.570 --> 00:17:42.445
...استیو گفت: آخه، تو محل زندگی

294
00:17:42.445 --> 00:17:44.570
بچه ها گفتن: میتونیم یه میمون داشته باشیم؟

295
00:17:44.570 --> 00:17:47.237
و مادر گفت: شماها دیوونه این؟

296
00:17:47.237 --> 00:17:50.153
میدونین، وقتی داستانم رو درباره

297
00:17:50.153 --> 00:17:54.779
کارایی که کردم میشونم، دیوونه بازی بود

298
00:17:54.779 --> 00:17:56.779
<font color="#804040">سوزان لیِسی ‫(‬کارگردان مستند‫):‬</font>
شما هم فکر میکنید ایشون دیوونه بود؟

299
00:17:56.779 --> 00:17:58.654
من از میمون خوشم میاد

300
00:18:03.112 --> 00:18:06.153
<font color="#804040">اسپیلبرِگ‫:‬</font>
به عنوان یه بچه، وقت زیادی رو صرف تماشای تلویزیون

301
00:18:06.153 --> 00:18:07.695
یا گوش دادن به آهنگ های آلبوم ها کردم

302
00:18:07.695 --> 00:18:10.487
یا یه گوشه مینشستم، به ابرها نگاه میکردم

303
00:18:10.487 --> 00:18:12.529
بابام همیشه سر بزنگاه مچمو میگرفت

304
00:18:12.529 --> 00:18:14.112
خوشش نمیومد من همش ۱۲-۱۳ میگرفتم

305
00:18:14.112 --> 00:18:17.487
راستش مدرسه جایی نبود که من خیلی غرقش بوده باشم

306
00:18:17.487 --> 00:18:21.278
<font color="#804040">ننَسی‫:‬</font>
استیو از اون دسته بچه های حواس جمع و آزمایشگر بود

307
00:18:21.278 --> 00:18:23.195
یه جورایی مرددّ

308
00:18:23.195 --> 00:18:26.153
در واقع، شبیه بچه های معمولی همسایه ها نبود

309
00:18:26.153 --> 00:18:28.278
قلُدر محله هم نبود

310
00:18:28.278 --> 00:18:30.862
االبته شاخ و شونه که خیلی میکشید

311
00:18:30.862 --> 00:18:32.195
سرسخت و محکم بود

312
00:18:33.904 --> 00:18:37.570
اغلب شیاطین درونم آسیب های خودم به خودم بودن

313
00:18:37.570 --> 00:18:39.529
چیزهایی در درونم بودن

314
00:18:39.529 --> 00:18:41.112
اونجوری که به خودم نگاه میکردم

315
00:18:41.112 --> 00:18:45.362
خودم رو لایق شایسته ترین ها نمیدیدم

316
00:18:45.362 --> 00:18:48.695
...روند بزرگ شدنه دیگه

317
00:18:49.779 --> 00:18:52.195
من فقط یک آدم تنها بودم

318
00:18:52.195 --> 00:18:53.987
<font color="#804040">جیِ جیِ آبرامز ‫(‬کارگردان‫):‬</font>
من فکر میکنم اون چیزای زیادی در مورد

319
00:18:53.987 --> 00:18:57.570
چرا و چگونگی ناچار بودنش به فیلمسازی رو توضیح میده

320
00:18:57.570 --> 00:18:59.529
این فقط به معنی ابراز احساسات نیست

321
00:18:59.529 --> 00:19:01.153
بلکه گرُیز رو معنا میکنه

322
00:19:01.153 --> 00:19:06.112
یعنی اینکه گاهی با آدمایی دوستی میورزی که چاره دیگه ای نداری

323
00:19:06.112 --> 00:19:08.570
یا با دخترایی بیرون میری

324
00:19:08.570 --> 00:19:10.487
چون آپشنِ دیگه ای نداری

325
00:19:10.487 --> 00:19:13.904
یا اینکه یه راه بهتر برای
معنا دادن به زندگیت پیدا میکنی

326
00:19:13.904 --> 00:19:15.654
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
دوربین قلم من بود

327
00:19:15.654 --> 00:19:17.320
من داستان هام رو از طریق لنزم مینوشتم

328
00:19:17.320 --> 00:19:20.445
:و وقتی توانایی اینو پیدا کردم که بگم
"اکَشنِ" و "کات"

329
00:19:20.445 --> 00:19:22.695
کنترل زندگیم رو به چنگالم در آوردم

330
00:19:24.195 --> 00:19:32.195
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

331
00:19:34.403 --> 00:19:36.946
:عاشق فیلمهایی بودم مثل
"شن های آیو جیما"

332
00:19:36.946 --> 00:19:38.779
"ببرهای پرنده"
"زمین نبرد"

333
00:19:38.779 --> 00:19:40.821
فیلمهایی که توی تلویزیون  دیده بودم

334
00:19:40.821 --> 00:19:44.570
و میخواستم دوباره و سه باره و چهار باره هم ببینم

335
00:19:44.570 --> 00:19:46.320
من واقعا ً‌ از همه اون آثار تأثیر پذیرفتم

336
00:19:46.320 --> 00:19:47.862
در نتیجه چندتا فیلم اولّم

337
00:19:47.862 --> 00:19:50.946
داستانهایی درباره جنگ جهانی دومّ بودن

338
00:19:50.946 --> 00:19:53.737
یه فرودگاه با تعدادی از هواپیماهای جنگ جهانی دوم بود

339
00:19:53.737 --> 00:19:55.779
که فقط روی باند فرودگاه نشسته بودن

340
00:19:58.612 --> 00:20:01.862
میخواستم از دوستم در حالی که دستش روی اهَرم هست نمایی بگیرم

341
00:20:01.862 --> 00:20:04.737
و به یه فیلم حقیقی ۸ میلیمتری از درگیری اینترکات بزنم

342
00:20:04.737 --> 00:20:06.779
به هر حال خیلی از این نماها توسط جان فورد گرفته شده بود

343
00:20:06.779 --> 00:20:08.612
و فیلمی ساخته شد که به نظر میرسد

344
00:20:08.612 --> 00:20:10.695
ارزش کار بالاتر از توانمون بود

345
00:20:10.695 --> 00:20:12.487
و چون به قول فراستی کار در اومده بود

346
00:20:12.487 --> 00:20:13.779
چیز با ارزشی بود

347
00:20:17.029 --> 00:20:18.737
<font color="#804040">آبرامز‫:‬</font>
فقط به اون فیلمها نگاه کنید

348
00:20:18.737 --> 00:20:23.278
و تواناییش در روایت داستان بدون بیان واژه ها بارزه

349
00:20:23.278 --> 00:20:26.821
نحوه استفادش از ابتدایی ترین
جلوه های ویژه میدانی خیره کننده بود

350
00:20:26.821 --> 00:20:28.654
در واقع اصابت های پرُ و پیمون گلوله هارو داشت

351
00:20:28.654 --> 00:20:30.153
همینطور الَه کلُنگ های کوچیک توی خاک درست کرده بود

352
00:20:30.153 --> 00:20:31.695
که بازیگرا موقع دوییدن

353
00:20:31.695 --> 00:20:33.362
روی یه قسمتی لگد کنن

354
00:20:33.362 --> 00:20:35.278
و اونم یه جورایی مثل منجنیقی که
خاک رو به هوا پرتاب میکنه عمل میکرد

355
00:20:35.278 --> 00:20:37.612
همونجوری که دارن میدوند، ازشون نما گرفته میشه

356
00:20:37.612 --> 00:20:39.987
تمام تدارکاتش کاملا ً  با منطق جور در میومدن

357
00:20:39.987 --> 00:20:41.570
شما مسیر طی شدش رو دیدید

358
00:20:41.570 --> 00:20:43.570
علارغم اینکه روی فیلم ۸ میلیمتری ضبط کرده بود

359
00:20:43.570 --> 00:20:45.403
چیزهایی توی دئوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسید خودش داشت

360
00:20:45.403 --> 00:20:48.195
که امضای این فیلمساز رو توی کار مشهود میساخت

361
00:20:48.195 --> 00:20:50.278
اما من هیچی نمیدونستم که آیا

362
00:20:50.278 --> 00:20:53.071
قراره این حرفه کاریم باشه یا
اصلا ً‌قراره این کارها به کجا ختم شه

363
00:20:53.071 --> 00:20:54.987
فقط میدونستم که داره وقتم رو پر میکنه

364
00:20:54.987 --> 00:20:57.529
و منو سرشار از حس رضایتمندی میکنه

365
00:20:57.529 --> 00:21:00.112
در ثانی وقتی فیلمی رو تموم میکردم
دوست داشتم بعدی رو شروع کنم

366
00:21:00.112 --> 00:21:04.237
چون وقتی داشتم فیلم میساختم
احساس خوبی نسبت به خودم داشتم

367
00:21:04.237 --> 00:21:06.153
اما زمانی که بیکار بودم و فکر و خیال میومد سراغم

368
00:21:06.153 --> 00:21:11.445
تمام اون نجواهای ترسناک شروع میشدن

369
00:21:11.445 --> 00:21:15.946
چندان جالب نبود که بخوای جای من
مابین اون تخیلات و پروژه ها باشی

370
00:21:26.195 --> 00:21:28.904
<font color="#804040">سید شاینبرِگ ‫(رئیس‬ اسبق کمپانی یونیورسال‫):‬</font>
از دیگران شنیده بودم که استیون

371
00:21:28.904 --> 00:21:32.029
به عنوان یک جوان اپرای خیالی بود

372
00:21:32.029 --> 00:21:35.570
یاد دوران استیودیو های یونیورسال
و محوطه های فیلمبرداریش بخیر

373
00:21:35.570 --> 00:21:39.654
با هر ترفندی که بود

374
00:21:39.654 --> 00:21:41.737
اونجا حاضر میشد

375
00:21:41.737 --> 00:21:43.654
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
سوار این تورهای اتوبوسی

376
00:21:43.654 --> 00:21:45.529
که واسه گشت و گذار توی استودیو میبردن شده بودم

377
00:21:45.529 --> 00:21:48.320
و چند لحظه برای رفع حاجت توقف داشتن

378
00:21:48.320 --> 00:21:50.071
که دیگه از مستراح بیرون نیومدم

379
00:21:50.071 --> 00:21:54.029
انقدر صبر کردم تا پرنده هم پر نزنه
و بعدش اومدم بیرون

380
00:21:54.029 --> 00:21:56.195
اتوبوس رفته بود و من تنها تو محوطه های استودیو بودم

381
00:21:56.195 --> 00:21:59.195
<font color="#804040">جیمز برولین ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
بحث سر این بود که اون از پله های برج رفت بالا

382
00:21:59.195 --> 00:22:01.862
و توی طبقه ششم یه دفتر گرفت

383
00:22:01.862 --> 00:22:04.071
و تا ۶ ماه هیچکس مزاحمش نشد

384
00:22:08.862 --> 00:22:11.987
<font color="#804040">درِیِفوس‫:‬</font>
اصل داستان این بود که رسما ً‌یک دفتر

385
00:22:11.987 --> 00:22:14.737
و یک خط تلفن در اختیار گرفت و اسمشم زد روی در

386
00:22:14.737 --> 00:22:16.987
اا.. من که باورم نمیشه
ولی دیدی که توی فیلم

387
00:22:16.987 --> 00:22:19.071
"مردی که به لیبرتی والاس شلیک کرد"
چی میگن

388
00:22:19.071 --> 00:22:22.195
ما اغلب با دروغ مصلحت آمیز
بیشتر از راست فتنه انگیز کنار میایم

389
00:22:22.195 --> 00:22:25.821
<font color="#804040">راجر ارِنست ‫(‬دوست دانشکده‫):‬</font>
یه بار یواشکی رفت
سر یکی از صحنه های آلفرد هیچکاک

390
00:22:25.821 --> 00:22:27.737
و یه مقدار کارگردانیش رو نگاه کرد

391
00:22:27.737 --> 00:22:31.278
تا وقتی که دیگه مچشو گرفتن
و ازش خواستن اونجارو ترک کنه

392
00:22:31.278 --> 00:22:33.737
استیو دائما ً در حال یاد گرفتن بود

393
00:22:33.737 --> 00:22:36.487
دوربینش روی همه روشن بود
دائما ً سوال پیچ میکرد

394
00:22:36.487 --> 00:22:38.904
از همه دست اندرکاران

395
00:22:38.904 --> 00:22:42.071
فیلمبردار، نورپرداز، تدوینگر

396
00:22:42.071 --> 00:22:47.445
بالاتر از حد توانش مایه میذاشت

397
00:22:47.445 --> 00:22:50.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
وارد شم USC به سختی تلاش کردم تا به دانشکده سینمِایی
(‫(‬یکی از معتبرترین دانشگاه های آکادمیک سینمِا واقع در کالیفرنیای جنوبی

398
00:22:50.403 --> 00:22:52.112
ولی فقط نمره هام به ورودی نمیرسید

399
00:22:52.112 --> 00:22:53.821
حتیّ یه مصاحبه انفرادی هم
توی دانشکده باهام انجام شد

400
00:22:53.821 --> 00:22:55.654
ولی به صورت موردی هم رد کردند

401
00:22:55.654 --> 00:22:57.904
بنابراین، یونیورسال تبدیل به مدرسه فیلمسازی من شد

402
00:23:02.195 --> 00:23:05.278
<font color="#804040">ارِنست‫:‬</font>
استیون نکته سنج بود

403
00:23:05.278 --> 00:23:10.278
هیچوقت از چشم انداز این حقیقت غافل نشد که

404
00:23:10.278 --> 00:23:12.112
مخاطبینش تو اون مقطع
تماشاگران ِسالن سینمِا نیستند

405
00:23:12.112 --> 00:23:15.612
بلکه مخاطبینش هیأت مدیره استودیو هستند

406
00:23:15.612 --> 00:23:18.695
و بلد بود چجوری فیلمی بسازه تا

407
00:23:18.695 --> 00:23:21.904
استودیو های فیلمسازی رو متقاعد کنه که

408
00:23:21.904 --> 00:23:24.445
بله، من هم استعداد کارگردان شدن رو دارم"

409
00:23:24.445 --> 00:23:26.320
"و این کاریه که بلد هستم

410
00:23:30.737 --> 00:23:34.320
<font color="#804040">شاینبرِگ‫:‬</font>
من نگاهی به فیلمش انداختم و
خیلی باهاش همراه شده بودم

411
00:23:34.320 --> 00:23:37.029
یه حس خیلی قوی داشتم

412
00:23:37.029 --> 00:23:40.987
که این میانگین کیفیه یه فیلمساز جوان نیست

413
00:23:40.987 --> 00:23:45.153
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
سید شانبرگ، رئیس وقت بخش تلویزیونی استودیو یونیورسال

414
00:23:45.153 --> 00:23:47.904
بهم گفت: خوب، آقا، من فیلم شما رو دیدم

415
00:23:47.904 --> 00:23:49.403
خیلی خوش ساخت بود

416
00:23:49.403 --> 00:23:51.946
دوست دارم به شما پیشنهاد یه قرارداد ۷ ساله

417
00:23:51.946 --> 00:23:54.403
برای اومدن به استودیو یونیورسال و کارگردانی تلویزیونی رو بدم

418
00:23:54.403 --> 00:23:57.987
سپس گفت: اگه به ما ملحق شی

419
00:23:57.987 --> 00:24:02.570
همونقدر پر قدرت ازت در شکست ها حمایت میکنم

420
00:24:02.570 --> 00:24:05.153
که در موفقیت ها میکنم

421
00:24:05.153 --> 00:24:07.445
و حرفشم مردونه حرف بود

422
00:24:07.445 --> 00:24:12.112
اون شروع یکی از مهمترین روابطی بود

423
00:24:12.112 --> 00:24:14.529
که من میتونستم توی این تجارت متصور شم

424
00:24:14.529 --> 00:24:17.862
<font color="#804040">درِیِفوس‫:‬</font>
استیون به عنوان شاهزاده ای که

425
00:24:17.862 --> 00:24:19.737
داره برای مراسم تاجگذاریش آماده میشه سر زبون ها بود

426
00:24:19.737 --> 00:24:22.654
منظورم اینه که با ۲۰ سال سن

427
00:24:22.654 --> 00:24:25.195
بازی ژوان کرافورد رو کارگردانی کرده بود

428
00:24:25.195 --> 00:24:27.862
این به شما چیزای زیادی یاد میده

429
00:24:27.862 --> 00:24:31.195
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
بود SAG ژوان کرافورد اولین عضو حرفه ای
(‫(‬اتحادیه کارگری بازیگران

430
00:24:31.195 --> 00:24:34.195
که تو کل زندگیم بازیش رو کارگردانی کردم

431
00:24:34.195 --> 00:24:37.237
میخوام یه چیزی ببینم

432
00:24:37.237 --> 00:24:42.695
درخت ها، سیمان ها، ساختمان ها، چمن، هواپیما ها، رنگ

433
00:24:42.695 --> 00:24:45.695
<font color="#804040">اسکورسیزِی‫:‬</font> کسَوِتِیز بود که میگفت‫:‬
اگه میخوای یه فیلمساز واقعی باشی

434
00:24:45.695 --> 00:24:47.862
نباید از هیچکی و هیچکس بترسی

435
00:24:47.862 --> 00:24:49.695
و استیون نمیترسید

436
00:24:49.695 --> 00:24:51.737
اون با ژوان کرافورد که میخواست استیون هر روز اونجا باشه و

437
00:24:51.737 --> 00:24:55.821
ضبط کنه، طبق برنامه ریزی پیش بره و خلاصه خوب باشه دیگه

438
00:24:55.821 --> 00:24:58.071
به این معنی که باید چشم اندازی داشته باشه

439
00:24:58.071 --> 00:25:00.071
نماها باید زاویه دیدی داشته باشن

440
00:25:00.071 --> 00:25:02.278
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
ِاما بعد از اکران
"شب گالری"

441
00:25:02.278 --> 00:25:05.612
نقدهای بسیاری بر پایه این واقعیت
که من یه پدیده نوظهور هستم مطرح شدند

442
00:25:05.612 --> 00:25:08.403
جوان ترین کارگردان تاریخ
که بهش قراردادی تاریخی پیشنهاد شد

443
00:25:08.403 --> 00:25:11.821
و در عین حال تهیه کننده هایی
که در حال استخدام کردن بودند
تمایلی به استخدام من نداشتند

444
00:25:11.821 --> 00:25:13.570
خصومت ورزی زیاد بود

445
00:25:13.570 --> 00:25:15.946
و من باید خودم رو به همه ثابت میکردم

446
00:25:15.946 --> 00:25:19.237
راستش اونها به من به چشم حماقت شاینبرگ نگاه میکردند

447
00:25:19.237 --> 00:25:22.570
اون ضامنم شد
بهش اجازه بدین نتیجشو بگیره

448
00:25:27.153 --> 00:25:29.362
<font color="#804040">برولین‫:‬</font>
من میخواستم کارگردانیش کنم

449
00:25:29.362 --> 00:25:32.487
و استیون اومد تو، یه الَفِ بچه

450
00:25:32.487 --> 00:25:34.654
و درجا از حسادت ماتحتم سوخت

451
00:25:36.529 --> 00:25:38.695
<font color="#804040">:اسکورسیزی</font>
توانایی استیون تو این زمینه
که قادر بود پاشو تو اتاق بزاره

452
00:25:38.695 --> 00:25:41.195
:و فقط یکی دو ثانیه نگاه کنه و بگه
اینجا و اینجا

453
00:25:41.195 --> 00:25:44.362
اونو بیار اینجا
یه ۲۵ میلیمتری اینجا میخوام

454
00:25:44.362 --> 00:25:46.278
اینو بنداز دور، اینجا سایه نما شه

455
00:25:46.278 --> 00:25:48.278
تکونش بده
اینجا سیلوئتِ شه
(‫(‬سایه نما یا ضدِ نور

456
00:25:48.278 --> 00:25:49.862
دو برداشت، ۳ برداشت
کافیه، ممنونم
بیاید بریم

457
00:25:49.862 --> 00:25:51.612
حیرت انگیز بود

458
00:25:51.612 --> 00:25:54.237
<font color="#804040">استیون بوچکو ‫(‬نویسنده تلویزیونی و تهیه کننده‫):‬</font>
استیون توی مغزش چرخ دنده هایی داشت که

459
00:25:54.237 --> 00:25:58.445
کلمات رو اتوماتیک به تصاویر ترجمه میکردند

460
00:25:58.445 --> 00:26:02.320
تقریبا ً بدون روندی خودآگاهانه

461
00:26:02.320 --> 00:26:05.987
یک صدای بصری منحصر به فردی در ناخودآگاهشه

462
00:26:05.987 --> 00:26:08.987
که نه تنها مجبوری بهش توجه کنی

463
00:26:08.987 --> 00:26:13.654
بلکه مجبورت میکنه اختیارت رو هم از دست بدی

464
00:26:34.487 --> 00:26:38.112
<font color="#804040">:اسپیلبرگ</font>
موضوعات ابتدایی کارهام همیشه شامل یه بازنده ای بود

465
00:26:40.320 --> 00:26:43.779
هم طبیعی و هم غیر طبیعی تعقیب میشه

466
00:26:43.779 --> 00:26:47.695
و اون فرد باید برای بقا در زمان مقتضی برخیزه

467
00:26:47.695 --> 00:26:49.654
و بیشترشون از دوران کودکیم میومدن

468
00:26:49.654 --> 00:26:51.862
که به عنوان یه بچه احساس نا امنی میکردم

469
00:26:51.862 --> 00:26:55.029
و اینجوری اونها خودشون رو به کارهام تزریق کردن

470
00:26:55.029 --> 00:26:58.737
همیشه بچه ای بودم که با قلُدرا میگشتم

471
00:26:58.737 --> 00:27:01.612
و فیلم دوئلِ ام زندگی من توی حیاط مدرسه بود

472
00:27:01.612 --> 00:27:05.237
کامیون قلدره بود و ماشینه هم منم

473
00:27:09.237 --> 00:27:11.278
<font color="#804040">جورج لوکاس ‫(‬کارگردان و تهیه کننده‫):‬</font>
من پیش فرانسیس کوپولا بودم

474
00:27:11.278 --> 00:27:13.529
و دوئل قرار بود شبش اکران شه

475
00:27:13.529 --> 00:27:16.362
پس ترتیبی دادم که یواشکی از مهمونی جیم شم

476
00:27:16.362 --> 00:27:18.821
:گفتم
"من میخوام برم این فیلم رو ببینم که این بچه چیکار کرده"

477
00:27:18.821 --> 00:27:21.153
یه جورایی درباره استیون توی شیش و بشِ بودم

478
00:27:21.153 --> 00:27:22.946
:گفتم
...میدونم داره چیکار میکنه ها

479
00:27:22.946 --> 00:27:25.487
خوبه، ولی یکم زیادی برای سلیقه من هالیوودیه

480
00:27:25.487 --> 00:27:27.612
من امَبلین رو دیده بودم
و با خودم گفته بودم که امَبلین جالب بود

481
00:27:27.612 --> 00:27:31.153
اما نبود، ناموسا ً ریتمش خیلی تند بود

482
00:27:31.153 --> 00:27:35.362
و بچه های ما همگی پر ادعا بودیم

483
00:27:35.362 --> 00:27:38.153
دیوونه هایی که خراب کاری هامون بیشتر هم بود

484
00:27:38.153 --> 00:27:39.987
خلاصه به خودم گفتم
باشه، نیم ساعت اولش رو میبینم

485
00:27:39.987 --> 00:27:42.946
فقط واسه کنجکاوی که داره به کجا میره

486
00:27:42.946 --> 00:27:44.737
!و تا آخرش نشستم تماشا کردم

487
00:27:44.737 --> 00:27:48.570
:و برگشتم پیش فرانسیس بهش گفتم
"این بابا خارق العادست"

488
00:27:48.570 --> 00:27:50.320
جدا ً باید بری فیلم رو نگاه کنی

489
00:27:56.987 --> 00:27:59.529
<font color="#804040">دیوید ادِلِستاین ‫(‬منتقد فیلم‫):‬</font>
از همون اول واضح بود

490
00:27:59.529 --> 00:28:05.029
هیچکس دوربینش رو مثل استیون اسپیلبرگ حرکت نمیده

491
00:28:07.445 --> 00:28:11.737
کارگردان های دیگه درکی فوق العاده از فضا سازی داشتن

492
00:28:11.737 --> 00:28:14.071
...اورسون ولز یا
مثال هاش پای خودتون

493
00:28:14.071 --> 00:28:16.695
آدمایی که کمپوزیسیون رو میفهمیدن
‪)‬‫(‬ترکیب بندی

494
00:28:19.695 --> 00:28:22.362
اما جوری که اسپیلبرگ

495
00:28:22.362 --> 00:28:24.529
یک نما رو طی میکرد

496
00:28:24.529 --> 00:28:27.570
و جایی تمومش میکرد که کاملا ً حس صحنه رو

497
00:28:27.570 --> 00:28:29.946
یا تغییر میداد و یا تشدید میکرد

498
00:28:29.946 --> 00:28:32.779
این یه هدیه ذاتی بود که درون خودش داشت

499
00:28:32.779 --> 00:28:35.029
کی میدونست از کجا میاد؟

500
00:28:35.029 --> 00:28:37.987
‌کی.. این تکنیک مال خودش بود

501
00:28:37.987 --> 00:28:39.946
<font color="#804040">فرانسیس فورد کوپولا ‫(‬کارگردان‫):‬</font>
دوئل ترکیبی از فریبندگی و جذابیت رو

502
00:28:39.946 --> 00:28:42.779
درون خودش داشت

503
00:28:42.779 --> 00:28:45.112
در حقیقت، این تهدید ناشناخته

504
00:28:45.112 --> 00:28:48.821
اینکه هرکسی توی اون جاده بود و بعضی احمقا
راهتو میبریدن و یهو جلوت ظاهر میشدن

505
00:28:48.821 --> 00:28:53.112
تو هم وسوسه میشدی که گازش رو بگیری

506
00:28:53.112 --> 00:28:54.779
و یه بلایی سرش بیاری

507
00:28:54.779 --> 00:28:58.487
و از این نقطه بود که حکایت رقم میخورد

508
00:29:10.904 --> 00:29:12.487
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
دوئل رو دید ABC وقتی شبکه

509
00:29:12.487 --> 00:29:15.071
از تماشای چیزی که میدیدن بسیار هیجان زده شدند

510
00:29:15.071 --> 00:29:18.153
اما آخر کار وقتی کامیون توی

511
00:29:18.153 --> 00:29:20.320
نمایش آتیش بازی ها منفجر نشد

512
00:29:20.320 --> 00:29:21.987
:جورج اکِستاین بهم زنگ زد و گفت

513
00:29:21.987 --> 00:29:25.278
شبکه واقعا ً  از اینکه کامیون نترکید ناراحته

514
00:29:25.278 --> 00:29:28.654
و میخوان برگردیم به اون صخره

515
00:29:28.654 --> 00:29:30.320
و کامیون رو بترکونیم

516
00:29:30.320 --> 00:29:31.946
منم گفتم: من اینکارو نمیکنم

517
00:29:34.195 --> 00:29:36.195
مرگ کامیون به اندازه کافی دردناکه

518
00:29:36.195 --> 00:29:39.320
ادامه دادم که من مرگ کامیون رو آهسته نشون دادم

519
00:29:39.320 --> 00:29:42.737
روغن، داره مثل خون از چرخا میچکه

520
00:29:42.737 --> 00:29:45.570
چرخ ها به آرومی دارن متوقف میشن

521
00:29:45.570 --> 00:29:48.987
پنکه هنوز داشت کار میکرد
در حالی که کامیون در حال مرگ بود

522
00:29:48.987 --> 00:29:50.570
منظورم اینه مرگ کامیون همینه

523
00:29:50.570 --> 00:29:52.946
همون چیزیه که تماشاگرا میخوان ببینن

524
00:29:52.946 --> 00:29:55.529
داره بهای جرماشو میپردازه

525
00:29:55.529 --> 00:29:58.487
در اصل بهای بلایی که سر این مرد آورد

526
00:29:58.487 --> 00:30:02.529
نمیخوام اینکارو کنم
نمیخوام کامیون رو منفجر کنم

527
00:30:02.529 --> 00:30:06.278
<font color="#804040">بوچکو‫:‬</font>
برای استیون، صفحه نمایش مثل یک بوم نقاشی بود

528
00:30:06.278 --> 00:30:09.362
واضحه که خیلی هم خوب روش نقاشی میکشید

529
00:30:09.362 --> 00:30:11.612
ًاما میدونست که این صفحه قطعا‌

530
00:30:11.612 --> 00:30:15.570
به اندازه کافی هم بوم بزرگی برای نقاشی نیست

531
00:30:24.071 --> 00:30:25.946
<font color="#804040">ویلموس زیگموند ‫(‬مدیر تصویربرداریه سریع‌السیر سرزمین‌شکری‫):‬</font>
اون کارگردانیه که میدونه

532
00:30:25.946 --> 00:30:28.112
تصویربرداری چقدر مهمه

533
00:30:28.112 --> 00:30:32.487
و شیوه ای که
"سریع‌السیر سرزمین‌شکری"
رو کارگردانی کرده بود

534
00:30:32.487 --> 00:30:34.737
خیلی دسته اول بود، چونکه همه چیز سر صحنه بود

535
00:30:34.737 --> 00:30:39.071
و نصف فیلم داخل ماشین پلیس رخ میداد

536
00:30:39.071 --> 00:30:41.862
و کار سختی بود که همه چیز رو

537
00:30:41.862 --> 00:30:43.737
پیوسته در جریان نگه دارید

538
00:30:43.737 --> 00:30:45.737
میدونید دیگه اون زوایا و همه اون چیزها

539
00:30:47.737 --> 00:30:49.445
من نورها رو میدیدم، کلشونو

540
00:30:49.445 --> 00:30:51.362
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
برای من، کارگردانی کار با دوربین بود

541
00:30:51.362 --> 00:30:53.529
و من توی خط مقدم این حوضه بودم

542
00:30:53.529 --> 00:30:56.112
باید نماها رو آماده میکردم
بازیگر هارو به سختی حرکت میدادم

543
00:30:56.112 --> 00:30:58.112
طرح ریزیه حرکات توی صحنه

544
00:30:58.112 --> 00:30:59.779
آوردن دوربین به صحنه رقص آرایی شده

545
00:30:59.779 --> 00:31:01.612
سر در بیارم کی دوربین متوقف شه
چجوری حرکت کنه

546
00:31:01.612 --> 00:31:03.487
چقدر دور میشه
کمپوزیسیون ها چی هستند

547
00:31:03.487 --> 00:31:05.946
بنابراین چشمم دائم روی لنز بود
و کارم همون چیزی شده بود که گفتم

548
00:31:05.946 --> 00:31:07.779
حتی لنزی که میخواستم رو هم خودم برداشتم

549
00:31:14.487 --> 00:31:16.529
<font color="#804040">اسکورسیِزی‫:‬</font>
قدرتش واقعا ً  در توانایی غریضیشه

550
00:31:16.529 --> 00:31:20.112
که اون رو قادر میسازه داستان رو با تصاویر بیان کنه

551
00:31:20.112 --> 00:31:24.237
گاهی اوقات تصاویرش رو بدون صدا
توی تلویزیون تماشا میکردم

552
00:31:24.237 --> 00:31:26.987
فقط برای اینکه تصاویر رو ببینم

553
00:31:31.320 --> 00:31:36.278
<font color="#804040">ادِلِستاین‫:‬</font> پاولین کائل
یکی از تاثیرگذار ترین منتقدین تاریخ

554
00:31:36.278 --> 00:31:38.946
توی نشریه نیویورکر نوشته بود که استیون اسپیلبرگ

555
00:31:38.946 --> 00:31:43.112
یکی از فوق العاده ترین شروع ها رو
در تاریخ فیلمسازی رقم زد

556
00:31:43.112 --> 00:31:44.570
اونو با هاوارد هاکس در این زمینه که

557
00:31:44.570 --> 00:31:49.612
چقدر حسش برای این رسانه بیانی
طبیعی جلوه میکرد مقایسه کرده بود

558
00:31:49.612 --> 00:31:51.320
چیزی که کائل در اسپیلبرگ دیده بود

559
00:31:51.320 --> 00:31:54.695
کسی بود که درکی واقعی از فیلم داره

560
00:31:54.695 --> 00:31:56.987
البته خیلی هم مطمئن نبود که کارهاش

561
00:31:56.987 --> 00:31:59.320
اونقدر عمیق باشند که آدم غرقشون شه

562
00:31:59.320 --> 00:32:03.112
نشانه ای از یک فیلمساز در حال ظهور نمیدید

563
00:32:03.112 --> 00:32:04.654
مثل مارتین اسکورسیِزی

564
00:32:04.654 --> 00:32:07.695
بیشتر تولد عصر جدیدی رو

565
00:32:07.695 --> 00:32:11.278
در دستان هالیوود میدید

566
00:32:13.904 --> 00:32:17.195
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
مارتین اسکورسیزی، کارگردان فیلم بچه های پایین شهر

567
00:32:17.195 --> 00:32:19.570
این برایان دی پالماست
با صدای بلند

568
00:32:23.029 --> 00:32:26.153
‫-‬ جورج و مارسیا لوکاس
‫-‬ سلام

569
00:32:26.153 --> 00:32:27.821
و این استیونه

570
00:32:27.821 --> 00:32:29.821
دوربین رو تنظیم کن
عالیه

571
00:32:29.821 --> 00:32:31.695
<font color="#808080">♪ امروز وقتش فرا رسیده ♪</font>

572
00:32:33.278 --> 00:32:35.445
<font color="#808080">♪ قلب های سرزنده میتونن راه خودشون رو برن‫...‬ ♪</font>

573
00:32:35.445 --> 00:32:38.904
<font color="#804040">:اسکوسیزی</font>
از اواسط تا اواخر دهه ۶۰ میلادی

574
00:32:38.904 --> 00:32:40.570
تغییرات عمده ای در نظام استودیویی هالیوود رخ داد

575
00:32:40.570 --> 00:32:42.487
دنیای متفاوتی بود که باید بهش خدمت میکردند

576
00:32:42.487 --> 00:32:44.654
همچنین آزادی عمل تازه ای هم بود

577
00:32:44.654 --> 00:32:47.946
<font color="#804040">برایان دی پالما‫:‬</font>
خب، یهویی درها برای کارگردان های جدید

578
00:32:47.946 --> 00:32:51.862
با ایده های دیوانه وار و به ظاهر تر و تازه باز شد

579
00:32:51.862 --> 00:32:54.987
تقریبا ً شبیه این بود که یه مهمونی رو به هم میریزی

580
00:32:57.195 --> 00:33:00.278
آره، بعضی ها داشتن میومدن بیرون و ما میرفتیم تو

581
00:33:00.278 --> 00:33:02.362
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font>
ما وسواسی درگیر فیلم ها بودیم

582
00:33:02.362 --> 00:33:04.695
اما قطعا ً‌ به عنوان حرفه کاریمون بهش نگاه نمیکردیم

583
00:33:04.695 --> 00:33:06.695
به ذهنمونم خطور نمیکرد دنبال پول در آوردن ازش باشیم

584
00:33:06.695 --> 00:33:09.195
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font>
جورج و فرانسیس اونجا بودن

585
00:33:09.195 --> 00:33:11.821
و بعدش من و مارتی هم بهشون ملحق شدیم

586
00:33:11.821 --> 00:33:14.445
و بعید استیون از راه رسید

587
00:33:14.445 --> 00:33:16.237
از جاهای مختلفی میومدیم

588
00:33:16.237 --> 00:33:20.654
اما لازم به ذکر نیست که ما
همیشه از باهم بودن خوشحال میشدیم

589
00:33:20.654 --> 00:33:24.278
وقتی باهم بودیم، مثل دورهمی برادری کارگردانها بود

590
00:33:24.278 --> 00:33:27.862
جورج، دوربینو روی میز بزار

591
00:33:27.862 --> 00:33:29.403
میخوام توپو به لنز بکوبم

592
00:33:29.403 --> 00:33:33.403
و دوربینو تو آخرین لحظه بکش بالا

593
00:33:33.403 --> 00:33:35.862
وقتی من به گروه بچه سرِتقِ های فیلم باز اومدم

594
00:33:35.862 --> 00:33:37.946
چون یه بنده خدایی اینجوری خطابمون میکرد

595
00:33:37.946 --> 00:33:40.320
هرگز... برای اولین بار حس کردم که منم محرمشون هستم

596
00:33:47.195 --> 00:33:50.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
ما خیلی خیلی خوش شانس بودیم که بخشی از اون دوره بودیم

597
00:33:50.403 --> 00:33:52.237
پیوند فرهنگی بود

598
00:33:52.237 --> 00:33:53.487
اون آلبرته

599
00:33:53.487 --> 00:33:55.779
فیلمسازانی بودند
هنرمندانی بودند

600
00:33:55.779 --> 00:33:57.695
موسیقیدان ها
نوازنده ها

601
00:33:57.695 --> 00:34:00.570
استعدادهای شگفت انگیز فوران کرده بودند

602
00:34:00.570 --> 00:34:02.695
و ما امِی ایروینگ رو توی ماشین با خودمون داشتیم

603
00:34:02.695 --> 00:34:04.946
برایان دی پالما وقتی که داشت
کرَی رو میساخت مارو بهم معرفی کرده بود

604
00:34:04.946 --> 00:34:07.946
اولین بار اینجوری همدیگه رو دیدیم
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font> بعدش اونها
شروع کردند باهم بیرون رفتن

605
00:34:07.946 --> 00:34:10.320
باهم میبودن و بعد جدا میشدن

606
00:34:10.320 --> 00:34:12.278
و باز دوباره به هم برمیگشتن
بچه بازی ای بود خلاصه

607
00:34:12.278 --> 00:34:14.821
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font>
امِی نصفه نیمه لباس تنشه
طبق معمول، در حال دوختن

608
00:34:14.821 --> 00:34:17.904
آره، شلوار استیون رو میدوزه تا واسه

609
00:34:17.904 --> 00:34:20.195
روز بزرگی که به زودی از راه میرسه آمادش کنه

610
00:34:22.320 --> 00:34:23.654
<font color="#804040">مایکل فیلیپس ‫(‬تهیه کننده‫):‬</font>
استیون خرُه بود
‫(‬از دیدگاه روانشناسی خره فردیه که توی
(یک کاری وسواس داره و تو کارای دیگه مشکل داره

611
00:34:23.654 --> 00:34:26.237
!ارباب جهان

612
00:34:26.237 --> 00:34:28.362
یه خرُه دوست داشتنی
!ولی بی عرُضه بود

613
00:34:28.362 --> 00:34:33.987
به ورزش، موَاد، یا راک اند رول توجهی نداشت

614
00:34:33.987 --> 00:34:37.195
اما خیلی پر حرارت بود
خیلی پرشور بود

615
00:34:37.195 --> 00:34:39.153
عادت داشت عاشق حرف زدن راجب فیلم باشه

616
00:34:39.153 --> 00:34:41.445
و این ذوق و شوقش، مصُری بود

617
00:34:41.445 --> 00:34:43.904
استیون اولین تلفن ماشینی رو داشت

618
00:34:43.904 --> 00:34:45.112
زنگ میخوره

619
00:34:45.112 --> 00:34:48.445
خب، من و استیون عادت داشتیم یه دوری بزنیم

620
00:34:48.445 --> 00:34:52.821
: و مخ یه دختری رو تیلید کنیم و بگیم
بیا باهم باشیم و اونم میگفت: باشه

621
00:34:52.821 --> 00:34:55.821
و البته که بعدش بیرون خونه دختره پارک میکردیم

622
00:34:55.821 --> 00:34:59.112
...مثل این میموند
...میخوام بگم

623
00:34:59.112 --> 00:35:01.529
الان میتونه  به شدت احمقانه به نظر برسه

624
00:35:01.529 --> 00:35:03.904
اما تو اون دوران مثل معجزه به نظر میرسید

625
00:35:03.904 --> 00:35:06.570
اون بامزه بود
بامزه بود که دور و برت باشه

626
00:35:06.570 --> 00:35:09.112
!من جولیا چایلدم
سرآشپز فرانسوی

627
00:35:10.737 --> 00:35:14.946
...امروز داریم بوقلمون برای روز شکرگذاری
!ریز ریز میکنیم

628
00:35:14.946 --> 00:35:17.195
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font>
ما هممون داشتیم با اولین

629
00:35:17.195 --> 00:35:19.529
تلاش های ناموفقمون برای

630
00:35:19.529 --> 00:35:22.403
سری تو سرای هالیوود دراوردن دست و پنجه نرم میکردیم

631
00:35:22.403 --> 00:35:24.862
اما استیون تمام مدت کار میکرد

632
00:35:24.862 --> 00:35:28.237
<font color="#804040">کوپولا‫:‬</font>
استیون همیشه به استودیو وابسته بود

633
00:35:28.237 --> 00:35:32.987
تفکرش
روش شناسیش
به اون سمت میرفت

634
00:35:32.987 --> 00:35:34.779
و به استاد این حوضه بدل شد

635
00:35:34.779 --> 00:35:37.779
خیلی بخت باهاش یار بود اون نوعی از فیلم

636
00:35:37.779 --> 00:35:41.320
که توشون خلاقیتی داشت
همون نوع از فیلم از آب در اومد

637
00:35:41.320 --> 00:35:42.946
که مخاطبان هم میپسندیدند

638
00:35:42.946 --> 00:35:44.403
حالا توی آشپزخانه اسکورسیزی هستیم

639
00:35:44.403 --> 00:35:47.862
میخوایم
"فرشته های جهنمی"
رو اکران خصوصی کنیم

640
00:35:47.862 --> 00:35:49.862
<font color="#804040">:اسکورسیزی</font>
همه به سمت همدیگه کشیده شدیم

641
00:35:49.862 --> 00:35:53.029
ما چیزی داشتیم که هممون رو کنار هم نگه میداشت، یک عنصر

642
00:35:53.029 --> 00:35:57.946
نوعی از دیوونگی و وسواس درباره فیلم

643
00:35:57.946 --> 00:35:59.779
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
با همدیگه مشورت میکردیم

644
00:35:59.779 --> 00:36:03.071
و بی رودربایستی نظراتمون رو درباره کارای همدیگه بیان میکردیم

645
00:36:03.071 --> 00:36:04.904
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font>
خیلی به این صورت بود ولی

646
00:36:04.904 --> 00:36:06.821
رقابتمون رو هم داشتیم

647
00:36:06.821 --> 00:36:08.570
"بیا و فیلممو ببین"

648
00:36:08.570 --> 00:36:10.779
"بشین، بشین اونجا"
"صدا اینجا بهتره"

649
00:36:10.779 --> 00:36:12.529
ما همدیگه رو کنار میزدیم

650
00:36:12.529 --> 00:36:15.612
همه یه جورایی مجبور بودن کار بهتری بسازن

651
00:36:15.612 --> 00:36:16.904
تا دیگران رو تحت تأثیر قرار بدن

652
00:36:16.904 --> 00:36:18.904
چون مارتی این فیلمو تموم کرده بود

653
00:36:18.904 --> 00:36:20.612
و فرانسیس اون یکی فیلمو تموم کرده بود

654
00:36:20.612 --> 00:36:22.529
<font color="#804040">اسکورسیزی‫:‬</font>
شبیه آزمایش اسیدی شده بودن
(‫(‬بررسی جوانب مثبت و منفی جهت ارزیابی کیفی

655
00:36:22.529 --> 00:36:26.987
به پیشرفت خوبی دست پیدا میکنی
و بعد امیدواری که صداقت ببینی

656
00:36:26.987 --> 00:36:28.570
حالا زیادم صادق نباش

657
00:36:31.946 --> 00:36:33.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
جورج به چندتایی از ما

658
00:36:33.403 --> 00:36:34.904
"جنگ ستارگان"
رو برای اولین بار نشون داد

659
00:36:34.904 --> 00:36:36.570
و هنوز مرحله پس تولید رو انجام نداده بود

660
00:36:36.570 --> 00:36:39.278
تصاویر خام سیاه و سفید شبیه جنگ جهانی دوم

661
00:36:39.278 --> 00:36:42.612
که بعد اینترکات میزد به تصاویر رنگی با پرده آبی

662
00:36:42.612 --> 00:36:43.946
و بعد فیلم رو نشونمون داد

663
00:36:43.946 --> 00:36:45.904
ازمون انتظار داشت که بتونیم فیلم رو ببینیم

664
00:36:45.904 --> 00:36:47.654
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font>
اساسا ً‌این یه فیلم بچه گونه بود

665
00:36:47.654 --> 00:36:49.403
راستش چیزی نبود که دوستام

666
00:36:49.403 --> 00:36:51.737
فکر کنن کار ارزشمندی ساختم

667
00:36:51.737 --> 00:36:54.445
استیون تنها کسی بود که ذوق زده شد
(‫(‬قیافه اسکورسیزی و خصوصا ً‌کوپولا رو اون لحظه تصور کنید :دی

668
00:36:54.445 --> 00:36:56.529
و گفت: این حسابی سر و صدا میکنه

669
00:36:56.529 --> 00:36:58.362
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> اما جورج خودش گفت‫:‬
فکر کنم قراره فاجعه باشه

670
00:36:58.362 --> 00:37:00.112
خیلی افسرده شده بود و بعدش همگی

671
00:37:00.112 --> 00:37:02.529
بعد تموم شدن فیلم به رستوران چینی ها رفتیم

672
00:37:02.529 --> 00:37:06.362
و برایان بلند شد و شروع کرد داد و بیداد

673
00:37:06.362 --> 00:37:09.779
که اینجا چه خبره؟ من داستانو نمیفهمم

674
00:37:09.779 --> 00:37:11.946
این آدما کی ان؟
این پشمالوئه چیکاره حسنه؟

675
00:37:11.946 --> 00:37:15.112
اصلا ً از کجا میان؟
چرا ساختار نداره؟

676
00:37:15.112 --> 00:37:17.362
سرگذشتشون کجاست؟
دیگه داره دیوونم میکنه

677
00:37:17.362 --> 00:37:18.946
برایان جورج رو ضربه فنی کرد

678
00:37:18.946 --> 00:37:20.987
جورج فقط قرمز کرد و سر جاش نشسته بود

679
00:37:20.987 --> 00:37:23.112
جورج؟ فکر کنم میخوام بکشمش

680
00:37:23.112 --> 00:37:25.487
اما گذشته از اینها، اتفاق مهمی کلید خورد

681
00:37:25.487 --> 00:37:28.779
برایان لپُ مطلبش این بود که لازمه مثل فیلمای

682
00:37:28.779 --> 00:37:30.904
کلاسیک فیلم رو با یک پیش گفتار همراه کنی

683
00:37:30.904 --> 00:37:33.695
و تمام اون کلمات روی تصویر
ظاهر شدند و به سمت بالا میرفتن

684
00:37:33.695 --> 00:37:36.320
و مقدمه به شما میگفت که قضیه
این خرَ تو خری که دارید میبینید چیه

685
00:37:36.320 --> 00:37:39.362
و چرا توی تماشاخانه نشستید
و این افسانه و اساطیرش چی هستند

686
00:37:39.362 --> 00:37:41.237
بهمون بگو چجور دنیاییه

687
00:37:41.237 --> 00:37:43.029
بعدش ما از فیلم لذت میبریم

688
00:37:43.029 --> 00:37:45.612
و اینجوری بود که تولد یکی از
مشهورترین سرآغاز ها شکل گرفت

689
00:37:45.612 --> 00:37:48.987
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font>
موقعی که داشتم
"صورت زخمی"
رو فیلمبرداری میکردم استیون به ملاقاتم اومد

690
00:37:48.987 --> 00:37:50.654
و منم یه بخشی رو بهش سپردم

691
00:37:50.654 --> 00:37:54.737
تا از کلمبیایی هایی که از راه پله میومدن بالا پلان بگیره

692
00:37:54.737 --> 00:37:57.487
به دوست کوچولوم سلام کنید

693
00:37:57.487 --> 00:37:59.821
<font color="#804040">دی پالما‫:‬</font>
چند هفته ای همینجوری از مردمی که

694
00:37:59.821 --> 00:38:01.987
تیر میخوردن تصویربرداری میکردیم

695
00:38:01.987 --> 00:38:04.570
هممون برای کار همدیگه احترام خاصی قائل بودیم

696
00:38:04.570 --> 00:38:06.821
وقتی چیزی میدیدم که یاد گرفته بودیم میشه بهترش کرد

697
00:38:06.821 --> 00:38:10.153
سعی میکردیم به همدیگر کمک کنیم

698
00:38:10.153 --> 00:38:11.862
<font color="#804040">مرد‫:‬</font> خوب
حالا دوربینو به سمت کارگردان جدیدمون میچرخونم

699
00:38:11.862 --> 00:38:13.821
دوربین روی کارگردان جدیدمونه

700
00:38:13.821 --> 00:38:17.904
!بدترین سوییش پنَیه که تو عمرم دیدم
(‫(‬چرخش سریع دوربین از یک سوژه به سوژه ای دیگر

701
00:38:17.904 --> 00:38:19.821
!بدترین سوییش پنیه که تو عمرم دیدم

702
00:38:19.821 --> 00:38:21.695
ازم فیلم میگرفت
من تماما ً توی تاریکی بودم

703
00:38:21.695 --> 00:38:23.570
چجوری انتظار داری چیزی ببینی؟

704
00:38:23.570 --> 00:38:26.112
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font> یه جورایی شبیه
چیزایی بود که تو دهه ۲۰ توی پاریس رخ میداد

705
00:38:26.112 --> 00:38:29.029
ناموسا ً، گروهی داری که همشونم دیوونه اند

706
00:38:29.029 --> 00:38:32.570
با هم جر و بحث میکنن و هدف مشابهی رو دنبال میکنند

707
00:38:32.570 --> 00:38:34.362
اما بعدا ً که نگرشت تغییر میکنه میگی

708
00:38:34.362 --> 00:38:35.695
چجوری کل اون گروه

709
00:38:35.695 --> 00:38:38.695
همشون آدمای موفقی شدند

710
00:38:38.695 --> 00:38:41.529
و صنعت فیلم رو به سلطه خودشون در آوردند

711
00:38:41.529 --> 00:38:42.821
چجوری اینجوری شد؟

712
00:38:42.821 --> 00:38:44.946
ما فقط چندتا بچه ی دیوونه بودم

713
00:38:44.946 --> 00:38:47.403
اما، میدونین که، فکر میکنم بخش عمدش
بخاطر عشق واقعی به فیلم بود

714
00:38:47.403 --> 00:38:51.112
و تمام راه های نا امید کننده ای
که به هر طریقی طی کردیم تا فیلم بسازیم

715
00:38:52.612 --> 00:39:00.612
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

716
00:39:11.946 --> 00:39:13.403
اوه، خدای من

717
00:39:16.570 --> 00:39:18.904
<font color="#804040">تونی کاشنرِ ‫(‬فیلنامه و نمایشنامه نویس‫):‬</font>
وقتی فیلمهای استیون رو تماشا میکنی

718
00:39:18.904 --> 00:39:22.237
حس میکنی انگار در حضور چیزی مرموز هستی

719
00:39:22.237 --> 00:39:25.946
و غیر قابل توصیف
و شاعرانه

720
00:39:25.946 --> 00:39:27.862
از خوشی های ساده لذت میبری

721
00:39:27.862 --> 00:39:31.320
ترسیدن، سرگرم شدن، غرق شدن

722
00:39:45.445 --> 00:39:47.195
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
تأثیر خیلی زیادی

723
00:39:47.195 --> 00:39:50.029
از اینکه چجوری استنلی کوبریک
"یک اودیسه فضایی"
رو به دنیای هنر اکسپرسیونیستی

724
00:39:50.029 --> 00:39:52.987
برده بود قرار گرفته بودم

725
00:39:52.987 --> 00:39:56.737
و منم میخواستم
"برخورد نزدیک"
رو حتی فراتر ببرم

726
00:39:58.654 --> 00:40:01.112
واقعا ً ‌میخواستم تماشاگرا نگاه کنن و بگن

727
00:40:01.112 --> 00:40:03.112
دارم به نگرشی دست پیدا میکنم

728
00:40:03.112 --> 00:40:05.612
اما مطمئن نبودم هیچکدوم از این کارا جوابگو باشه

729
00:40:06.946 --> 00:40:08.779
<font color="#804040">باب بلَبَان ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
خیلی ریسکی بود

730
00:40:08.779 --> 00:40:10.320
جلوه هایی که برای
"برخورد نزدیک"
به کار گرفته شده بود

731
00:40:10.320 --> 00:40:12.320
تا به اون روز دیده نشده بودن

732
00:40:12.320 --> 00:40:15.904
<font color="#804040">ویلموس زیگموند ‫(‬مدیر تصویربرداری برخورد نزدیک از نوع سوم‫):‬</font>
نماها رو با دوربین موشن کنترل گرفت

733
00:40:15.904 --> 00:40:18.071
حرکت های دوربین، پن ها، تیلت ها

734
00:40:18.071 --> 00:40:19.695
هرچیزی که میخواست

735
00:40:19.695 --> 00:40:22.612
و سپس ضبطشون کرد، در حقیقت، روی یک نوار

736
00:40:22.612 --> 00:40:25.737
و وقتی که داگ ترامبلِ سرپرست جلوه های ویژه

737
00:40:25.737 --> 00:40:28.695
به استودیو پس تولید برگشت

738
00:40:28.695 --> 00:40:31.987
‌میتونست دقیقا ً همون حرکت دوربین رو تکثیر کنه

739
00:40:31.987 --> 00:40:35.029
<font color="#804040">باب بلَبَان (بازیگر):</font> نتیجاتا ً وقتی دو تصویر به هم پیوند میخورن
نتیجه عالی میشه

740
00:40:35.029 --> 00:40:38.320
و به معنای واقعی برای اولین بار

741
00:40:38.320 --> 00:40:39.821
میتونید جلوه های ویژه متحرک داشته باشید

742
00:40:39.821 --> 00:40:41.862
تا قبل از اون، همیشه مجبور بودی ساکت یه جا بشینی

743
00:40:41.862 --> 00:40:44.112
چون اگه حرکت میکردی، میتونست همه چیز رو نابود کنه

744
00:40:44.112 --> 00:40:45.695
امروزه همه دارن اینکارو میکنن

745
00:40:45.695 --> 00:40:48.445
اما کسی نمیتونست جلوه های فیلم هارو بسازه

746
00:40:48.445 --> 00:40:53.029
اگه استیون و داگ پیش از اونها این چیزارو امتحان نکرده بودند

747
00:40:55.821 --> 00:40:59.529
<font color="#804040">فیلیپس‫:‬</font> برخورد نزدیک استیون
یک قمار خیلی بزرگ بود

748
00:40:59.529 --> 00:41:02.529
کلومبیا پیکچرز بی غلو روی مرز ورشکستگی قرار داشت

749
00:41:02.529 --> 00:41:05.654
و دار و ندارشونو روی این فیلم شرط بسته بودن

750
00:41:05.654 --> 00:41:09.071
هالیوود و بانک دارها داشتن خرخرشونو میجوییدن

751
00:41:09.071 --> 00:41:12.112
برای اینکه به دنیا ثابت کنن موفقیت آرواره ها شانسی نبود

752
00:41:12.112 --> 00:41:16.695
در نتیجه، استیون مسئولیت سنگینی روی شونه هاش داشت

753
00:41:16.695 --> 00:41:20.029
ولی مجبور بود که با خودش صادق باشه که چی جواب میده

754
00:41:20.029 --> 00:41:21.779
وگرنه فیلم خوبی از آب در نمیاد

755
00:41:21.779 --> 00:41:23.695
و اینکارو کرد

756
00:41:23.695 --> 00:41:26.862
برد یا باخت، اون فیلمی رو ساخت که رویای ساختنش رو داشت

757
00:41:30.237 --> 00:41:32.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
وقتی بچه بودم، پدرم منو برد تا

758
00:41:32.071 --> 00:41:35.237
بارش شهابی برَساوشُی رو نگاه کنم
و منو با آسمان به عنوان

759
00:41:35.237 --> 00:41:37.570
مکان شگفتی های توصیف ناپذیر آشنا کرد
از مهمترین بارش های سالیانه که حوالی مرداد رخ میدهد و)
از توده ذرات برجای مانده از دنباله دار سوئیفت‌تاتل با
مرکزیت صورت فلکی ذات الکرسی  در نزدیکی مرز آن با صورت
(فلکی برساوش به وجود میاید

760
00:41:37.570 --> 00:41:40.904
و چون تجربه خیلی زیبایی برایم بود

761
00:41:40.904 --> 00:41:43.862
آسمان ها قول داده بودند
اگر اصلا ً چنین جایی وجود داشته باشه

762
00:41:43.862 --> 00:41:46.654
میدونی، اولین دیدار

763
00:41:46.654 --> 00:41:49.529
بین تمدن فرازمینی ها و مال ما

764
00:41:49.529 --> 00:41:53.195
فقط میبایست مفید و سازنده باشه

765
00:41:53.195 --> 00:41:54.737
قراره یه مکالمه باشه

766
00:42:04.071 --> 00:42:05.987
<font color="#804040">جان ویلیامز ‫(‬آهنگساز‫):‬</font>
وقتی این فرازمینی ها به اینجا میان

767
00:42:05.987 --> 00:42:07.654
نمیدونیم چجوری میتونن صحبت کنن

768
00:42:07.654 --> 00:42:09.362
چی میفهمن، حتی چی میبینن

769
00:42:09.362 --> 00:42:11.695
پس استیون ایدش این بود که این ارتباط

770
00:42:11.695 --> 00:42:15.779
میتونه ترکیبی از صدا و نور باشه

771
00:42:26.362 --> 00:42:28.529
<font color="#804040">اسپبلبرگ‫:‬</font>
در وهَله اول فکر میکردم ریاضیات

772
00:42:28.529 --> 00:42:30.987
میتونه زبان مشترک گونه های میان کهکشانی باشه

773
00:42:30.987 --> 00:42:33.654
اما به نظرم رسید که اگه موسیقی
چیزیه که ما باهاش با دیگری صحبت میکنیم

774
00:42:33.654 --> 00:42:37.112
پس اینم باید احساسی تر از این حرفها باشه

775
00:42:41.779 --> 00:42:44.029
من آگاهانه به دنبال فیلمهایی که

776
00:42:44.029 --> 00:42:46.612
معنوی باشن نمیگردم

777
00:42:46.612 --> 00:42:48.779
بخش معنوی ای درون من هست که موجب

778
00:42:48.779 --> 00:42:52.445
تراوش اون توی کارهام میشه
و بدین صورت من به طور ناخودآگاه

779
00:42:52.445 --> 00:42:54.946
که تنها انتخابیه که اهمیت داره

780
00:42:54.946 --> 00:42:59.237
چیزهایی رو پیدا میکنم که به طور فطری
جایگاهی در نظام باورها و اعتقادات دارند

781
00:42:59.237 --> 00:43:01.946
و فراتر از فهم ماست
یه مقدار خارج از این فضاست

782
00:43:01.946 --> 00:43:05.779
<font color="#804040">بلَبَان‫:‬</font>
برخورد نزدیک خیلی بیشتر از دو فیلم قبلیش

783
00:43:05.779 --> 00:43:08.112
یک بیانیه شخصی بود

784
00:43:08.112 --> 00:43:10.320
منظورم اینه خودش فیلمنامه رو نوشت

785
00:43:10.320 --> 00:43:12.821
اینکار برای استیون خیلی حائز اهمیت بود

786
00:43:12.821 --> 00:43:14.946
آفرینشش از یک فیلمی بود که در واقع

787
00:43:14.946 --> 00:43:17.362
وقتی ۱۷ سالم بود نوشته بودم و کارگردانی کرده بودم

788
00:43:20.654 --> 00:43:24.153
داستان اولین رویارویی بشر با بشقاب پرنده ها بود

789
00:43:26.112 --> 00:43:31.153
و در واقع تو فیلم نور آتش که سال ۶۴
ساخته بودم بشقاب پرنده هایی هم وجود داشتند

790
00:43:31.153 --> 00:43:34.153
فیلمهای زیادی دیده بودم و کلکسیونی
از پازل های مختلف از چیزهایی که تا

791
00:43:34.153 --> 00:43:36.071
به اون روز دیده بودم توی ذهنم داشتم

792
00:43:36.071 --> 00:43:38.654
و فقط با دیدن فیلمهایی که توشون
جلوه های ویژه به کار رفته بود

793
00:43:41.821 --> 00:43:44.195
<font color="#804040">بلَبَان‫:‬</font>
جوری که اون با برخورد نزدیک از دوران

794
00:43:44.195 --> 00:43:46.904
کودکیش خو گرفت و زندگی کرده بود

795
00:43:46.904 --> 00:43:50.403
و چشم اندازی که برای حس ملموس واقعی داشت

796
00:43:50.403 --> 00:43:52.487
تا وقتی فیلم رو تجربه میکنی

797
00:43:55.570 --> 00:43:58.654
استیون نمیخواست فیلمهای کوچیک شخصی بسازه

798
00:43:58.654 --> 00:44:01.612
بلکه میخواست فیلمای بزرگ شخصی تولید کنه

799
00:44:01.612 --> 00:44:03.821
درست نیست
درست نیست

800
00:44:07.195 --> 00:44:08.695
درست نیست

801
00:44:10.862 --> 00:44:12.529
درست نیست

802
00:44:15.946 --> 00:44:18.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من با وسواسی که ریچارد درِیِفوس

803
00:44:18.071 --> 00:44:20.445
باهاش دست به گریبان بود شناخته میشدم

804
00:44:20.445 --> 00:44:22.112
خود من توی اون فیلم جلب توجه میکردم

805
00:44:23.904 --> 00:44:26.695
چیزی تخیلاتش رو برای رفتن

806
00:44:26.695 --> 00:44:28.403
به سراغ چیزی که فکر میکرد

807
00:44:28.403 --> 00:44:31.862
پاسخی ساده رو فراهم میسازه بارور میکرد

808
00:44:31.862 --> 00:44:34.320
مجبور بود از میان آشفتگی عبور کنه

809
00:44:34.320 --> 00:44:36.737
تا به نوعی شفافیت دست پیدا کنه

810
00:44:36.737 --> 00:44:38.737
اون هنرمندی بود که سعی میکرد

811
00:44:38.737 --> 00:44:41.487
تا اعماق تخیلاتش حفاری کنه

812
00:44:41.487 --> 00:44:43.071
پس به عبارتی فکر میکنم

813
00:44:43.071 --> 00:44:44.862
برخورد نزدیک شاید، دست کم تا

814
00:44:44.862 --> 00:44:46.946
اون برهه زمانی قطعا ً، شخصی ترین

815
00:44:46.946 --> 00:44:49.737
فیلمی بود که ساختم

816
00:44:49.737 --> 00:44:52.862
بخصوص اینکه درباره فروپاشی بنیان خانواده هم بود

817
00:45:10.320 --> 00:45:13.487
<font color="#804040">ننَسی‫:‬</font> زمانی که از آریزونا
به شمال کلیفرنیا نقل مکان کردیم رو خاطرم هست

818
00:45:13.487 --> 00:45:17.071
احساس میکردم که مسائل با والدینم به خوبی پیش نخواهند رفت

819
00:45:17.071 --> 00:45:18.904
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
و یک روز پدرم ورشکست شد

820
00:45:18.904 --> 00:45:20.946
من تا به اون روز گریه پدرم رو ندیده بودم

821
00:45:20.946 --> 00:45:22.695
و من همونجا توی آشپزخانه ایستاده بودم

822
00:45:22.695 --> 00:45:25.237
حسابی از کوره در رفته بودم که پدرم اصلا ً‌ مرد نیست

823
00:45:25.237 --> 00:45:27.862
مثل یه بچه کوچولو گریه میکرد

824
00:45:27.862 --> 00:45:31.320
و من تا جایی که میتونستم سرش هوَار میزدم: بچه نق نقو

825
00:45:31.320 --> 00:45:34.071
همینطور شروع کرده بودم به فریاد کشیدن
بچه نق نقو ، بچه نق نقو ، بچه نق نقو

826
00:45:34.071 --> 00:45:35.612
تا وقتی که منو به بیرون از آشپزخونه هل دادن

827
00:45:35.612 --> 00:45:38.403
ًروی، بهم قول بده که میری، لطفا

828
00:45:38.403 --> 00:45:42.237
بچه نق نقو
بچه نق نقو
بچه نق نقو

829
00:45:42.237 --> 00:45:45.153
نو بچه ننری، بچه ننر
از اینجا برو
برو بیرون

830
00:45:45.153 --> 00:45:46.737
بیخیال، بچه ها

831
00:45:46.737 --> 00:45:47.821
بچه نق نقو
بیخیال

832
00:45:47.821 --> 00:45:49.278
تو بچه ننری

833
00:45:49.278 --> 00:45:51.320
!ساکت
<font color="#804040">رونی‫:‬</font> بسه دیگه‫!‬

834
00:45:51.320 --> 00:45:55.403
مادرم از زنی که کاملا ً شاد میزیست

835
00:45:55.403 --> 00:45:58.487
و زندگی رو جشن میگرفت، خود زندگی رو

836
00:45:58.487 --> 00:46:04.278
به زنی سرخورده با ناراحتی های مطلق بدل شد

837
00:46:12.071 --> 00:46:14.195
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
مامانم رو میدیدم که به اتاق پذیرایی میره

838
00:46:14.195 --> 00:46:17.821
قطعات شومان رو با پیانو مینوازه و گریه میکنه
(آهنگساز آلمانی و منتقدر اثرگذار موسیقی دورهٔ رمانتیک)

839
00:46:17.821 --> 00:46:20.779
انقدر گریه میکرد که دیگه نمیتونست نتُ های روی برگه رو ببینه

840
00:46:22.779 --> 00:46:25.570
کنارش مینشستم، دستشو میگرفتم و باهاش حرف میزدم

841
00:46:25.570 --> 00:46:28.779
:فقط میگفت
من خیلی اینجا تنهام
من خیلی اینجا ناراحتم

842
00:46:28.779 --> 00:46:30.654
منم داشتم چنین چیزی رو تجربه میکردم

843
00:46:30.654 --> 00:46:32.195
و تمام چیزی که میدونستم این بود

844
00:46:32.195 --> 00:46:34.403
پدر راضیه راضیه و ما نیستیم

845
00:46:34.403 --> 00:46:36.821
بالاخره، وقتی بوسیله مادر اعلام شد

846
00:46:36.821 --> 00:46:39.862
که پدر و مادرم دارن از هم جدا میشن

847
00:46:39.862 --> 00:46:41.320
هیچ جزئیاتی رو نمیدونستم

848
00:46:41.320 --> 00:46:43.779
نمیدونستم چرا دارن جدا میشن

849
00:46:43.779 --> 00:46:44.946
و برای مدتی طولانی هم این بی خبری ادامه یافت

850
00:46:44.946 --> 00:46:46.195
نمیخواستم هم که بدونم

851
00:46:46.195 --> 00:46:48.904
:| عاشق شخص دیگری شده بودم

852
00:46:48.904 --> 00:46:53.237
دیوونه وار عاشق برِنی ادَلرِ شده بودم

853
00:46:53.237 --> 00:46:56.779
به گذشته که نگاه میکنم فکر میکنم
چجوری جرأت کرده بودم عاشقش شم؟

854
00:46:56.779 --> 00:46:58.779
اما اون موقع اصلا ً برام مهم نبود

855
00:46:58.779 --> 00:47:01.695
همش مربوط به خودم و عدم رضایتمندیم بود

856
00:47:01.695 --> 00:47:04.654
<font color="#804040">انَ اسپیلبرگ ‫(‬خواهر‫):‬</font>
برِنی بهترین دوست بابام بود

857
00:47:04.654 --> 00:47:06.237
!سر جهازیش بود

858
00:47:06.237 --> 00:47:07.362
مثل اینکه عمو داشته باشیم

859
00:47:10.071 --> 00:47:13.278
<font color="#804040">آرنولد اسپیلبرگ‌‫(‬پدر‫):‬</font>
هیچوقت نمیخواستم به بچه ها بگم
که اون ازم طلاق گرفت

860
00:47:13.278 --> 00:47:15.612
در عوض، اجازه دادم فکر کنن من طلاقش دادم

861
00:47:15.612 --> 00:47:16.904
<font color="#804040">لیِسی‫:‬</font>
چرا اونکارو کردی؟

862
00:47:16.904 --> 00:47:18.904
ازش محافظت میکردم چون شکننده شده بود

863
00:47:20.237 --> 00:47:21.946
و البته هنوزم هست

864
00:47:21.946 --> 00:47:26.403
فهمیده بودم که میتونم کمتر از اون آسیب ببینم

865
00:47:26.403 --> 00:47:28.362
هنوز هم عاشقشم

866
00:47:28.362 --> 00:47:30.904
پدرم و پدر خواندم دوستای صمیمی بودن

867
00:47:30.904 --> 00:47:33.195
مادرم با بهترین دوست پدرم ازدواج کرد

868
00:47:33.195 --> 00:47:34.737
به کلُ قضیه نگاه میکنی گوه کاری به نظر میرسه

869
00:47:34.737 --> 00:47:36.904
واقعا ً زشته

870
00:47:36.904 --> 00:47:38.487
تا وقتی که بزرگتر نشده بودم بهم آسیب نزده بود

871
00:47:38.487 --> 00:47:40.612
خیلی برای بابا اتفاق سختی بود

872
00:47:40.612 --> 00:47:43.403
و من... قلبم براش تیر کشید

873
00:47:43.403 --> 00:47:46.737
<font color="#804040">انَ‫:‬</font>
استیو واقعا ً فکر میکرد این بابا بود که مارو ترک کرده

874
00:47:46.737 --> 00:47:51.278
بنابراین، یه چندین سالی باهاش قطع رابطه کردیم

875
00:47:51.278 --> 00:47:53.695
و استیو، میدونم، برای رابطه ای که

876
00:47:53.695 --> 00:47:57.737
به گند کشیده شد سرزنشش میکرد

877
00:47:57.737 --> 00:47:59.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
بی برو برگرد این بدترین

878
00:47:59.403 --> 00:48:00.779
دوره کل زندگیم بود

879
00:48:02.946 --> 00:48:05.278
هرگز به پدرم نگفتم که چقدر از دستش عصبانی ام

880
00:48:05.278 --> 00:48:06.946
هیچوقت به هم درَی وری نگفتیم

881
00:48:06.946 --> 00:48:08.946
اما من اونی بودم که

882
00:48:08.946 --> 00:48:10.612
قطع رابطه کردم

883
00:48:10.612 --> 00:48:12.946
اون دنبال فرصتی میگشت که بتونه بهم نزدیک شه

884
00:48:12.946 --> 00:48:15.445
ولی من رفتم و لا به لای کارای خودم گمُ و گور شدم

885
00:48:15.445 --> 00:48:17.278
همونجوری که پدرم رو در اون سالها تو فینیکس

886
00:48:17.278 --> 00:48:19.237
که دیر به منزل برمیگشت

887
00:48:19.237 --> 00:48:21.695
و آخر هفته ها کار میکرد و همه ی اونها... دیده بودم

888
00:48:21.695 --> 00:48:24.445
پدر خودم شدم و به کارم اعتیاد پیدا کردم

889
00:48:24.445 --> 00:48:28.695
ارتباطم رو کامل باهاش از دست دادم

890
00:48:28.695 --> 00:48:32.487
...و این برای ۱۵ سال طول کشید

891
00:48:35.071 --> 00:48:36.612
<font color="#804040">تام اسنایدر ‫(‬مجری‫):‬</font>
میدونی، امروز دربارت خوندم

892
00:48:36.612 --> 00:48:38.403
کلا ً ۴ تا فیلم کارگردانی کردی

893
00:48:38.403 --> 00:48:40.570
قابل شمردن هستند

894
00:48:40.570 --> 00:48:42.612
تو آلفرد هیچکاک نیستی که بیش از ۵۰ تا فیلم ساخته

895
00:48:42.612 --> 00:48:43.862
تو جان فورد نیستی

896
00:48:43.862 --> 00:48:45.320
خودت باورت میشه که فقط ۴ تا فیلم ساختی

897
00:48:45.320 --> 00:48:46.987
و در عین حال آدم معروفی هم هستی؟

898
00:48:46.987 --> 00:48:50.195
میتونی باور کنی؟
میتونم باور کنی؟

899
00:48:52.112 --> 00:48:53.737
بله، میتونم، در حقیقت

900
00:48:53.737 --> 00:48:55.946
میتونم باور کنم که ۴ تا فیلم کارگردانی کردم

901
00:48:55.946 --> 00:48:58.779
گرچه اینطور به نظر میاد که انگار مدت
خیلی بیشتریه که مشغول کارگردانی هستم

902
00:48:58.779 --> 00:49:02.071
<font color="#804040">تام هنَکس ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
خیلی با نزاکت خاصی سر صحنه اومد

903
00:49:02.071 --> 00:49:03.779
میدونید، جوری که آرواره ها وارد

904
00:49:03.779 --> 00:49:06.737
خودآگاه تمام دنیا شد خیلی عظیم بود

905
00:49:06.737 --> 00:49:09.112
برخورد نزدیک ۱۰ برابر اون عظیم تر بود

906
00:49:09.112 --> 00:49:11.779
اما استیون توی مسیر تعالی خودش بود

907
00:49:11.779 --> 00:49:14.320
فکر نمیکنم خود خودش میدونست

908
00:49:14.320 --> 00:49:16.487
که این جاده داشت اونو به کجا میکشوند

909
00:49:16.487 --> 00:49:18.821
مطمئنم، مثل هرکس دیگه ای تون اون سن

910
00:49:18.821 --> 00:49:21.904
از اینکه اونقدری خوب بود که
خودش فکر میکرد هست شگفت زده بود

911
00:49:21.904 --> 00:49:24.362
و کاشف به عمل اومد که بود

912
00:49:24.362 --> 00:49:25.987
<font color="#804040">اسکورسیزی‫:‬</font>
وقتی آرواره هارو میسازید

913
00:49:25.987 --> 00:49:28.612
و بعدش برخورد نزدیک رو
خوب، کجا داری میری؟

914
00:49:28.612 --> 00:49:31.153
همونطور که میگن، شاخص نمودارت یه سطح خاصی رو نشون میده

915
00:49:31.153 --> 00:49:32.362
و چیکار میکنی؟

916
00:49:32.362 --> 00:49:33.737
بهترین حالت خودت رو پیدا میکنی

917
00:49:33.737 --> 00:49:35.779
و از اون نقطه عطَفتِ توی نمودار هم عبور میکنی

918
00:49:58.320 --> 00:50:00.612
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
.در اصل ایده من  برای ای. تی

919
00:50:00.612 --> 00:50:03.737
شامل فرازمینی ها نمیشد

920
00:50:03.737 --> 00:50:07.946
قرار بود درباره ابن باشه که
چجوری طلاق روی دوران کودکی تأثیر میزاره

921
00:50:07.946 --> 00:50:11.278
و چگونه موجب نوعی آسیب روانی در کودکان میشه

922
00:50:15.362 --> 00:50:19.362
پیراهن بابا
آره

923
00:50:19.362 --> 00:50:24.071
وقتایی رو که عادت داشت مارو برای
ورزش های توپی بیرون میبرد یادم میاد

924
00:50:24.071 --> 00:50:25.946
و میبردتمون فیلم ببینیم

925
00:50:25.946 --> 00:50:28.320
سر چسُ فیل دعوامون میشد

926
00:50:28.320 --> 00:50:32.195
پس در اصل، زمینه کلیدی قرار بود درباره اینکه

927
00:50:32.195 --> 00:50:34.612
چجوری قلب یک کودک تنها رو سیراب میکنی باشه

928
00:50:34.612 --> 00:50:38.946
من، انسان
پسر

929
00:50:38.946 --> 00:50:42.779
الِیوت
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> و چه رخداد فوق العاده ای

930
00:50:42.779 --> 00:50:44.779
میتونست قلب الیوت رو

931
00:50:44.779 --> 00:50:47.112
بعد از دست دادن پدرش سیراب کنه؟

932
00:50:47.112 --> 00:50:49.946
چیز فوق العاده خاصی رو مثلا ً فرازمینی میطلبید

933
00:50:49.946 --> 00:50:51.904
که وارد زندگیش بشه

934
00:51:05.445 --> 00:51:07.278
<font color="#804040">درِو برَیمور ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
استیون، به عنوان یک فیلمساز

935
00:51:07.278 --> 00:51:12.362
میتونه تقریبا ً هر رویداد غیرممکن فرازمینی رو بسازه

936
00:51:12.362 --> 00:51:15.112
اما توی حومه خارج شهری

937
00:51:15.112 --> 00:51:17.987
با خانواده های واقعی
و آدمای واقعی

938
00:51:17.987 --> 00:51:22.570
بنابراین قادر خواهی بود از فضای دنیوی خارج شی
از جو زمین خارج شی

939
00:51:22.570 --> 00:51:26.112
ورَای عالم خاکی
داستان غیر عقلانی

940
00:51:26.112 --> 00:51:29.695
چون مبتنی بر گونه انسان شکل گرفته

941
00:51:29.695 --> 00:51:31.487
و داستانهای انسانی

942
00:51:31.487 --> 00:51:34.153
اوکی، اون یه مردی از سیاره دیگست

943
00:51:34.153 --> 00:51:36.695
و ما اونو به سفینه فضایی میبریم

944
00:51:36.695 --> 00:51:41.570
خوب، نمیتونه با اشعه الکتریکی خودشو جا به جا کنه؟
این واقعیته، گرگ

945
00:51:41.570 --> 00:51:44.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
ای. تی. یه داستان حومه نشینی آمریکایی بود

946
00:51:44.821 --> 00:51:47.029
وقتی که بزرگ میشدم
زندگی حومه نشینان تمام چیزی بود که میشناختم

947
00:51:47.029 --> 00:51:50.112
فیلمهایی که توی دهه های ۷۰ و ۸۰ ساختم

948
00:51:50.112 --> 00:51:52.654
بازتاب چیزهایی بود که میشناختم

949
00:51:52.654 --> 00:51:54.445
دین و ایمون اصلی من حومه نشینا بودن

950
00:51:54.445 --> 00:51:56.529
در واقع، تمام خانواده باهم بودن

951
00:51:56.529 --> 00:51:59.529
هیچکی طلاق نمیگرفت
هیچکسی از دست اون یکی ناراحت نمیشد

952
00:51:59.529 --> 00:52:00.946
البته که همه اینا غلطه

953
00:52:00.946 --> 00:52:03.153
...شاید تصورش کرده باشی

954
00:52:03.153 --> 00:52:06.904
من نمیتونم تصورش کنم
شاید بچه ایه که مشکل جنسیتی داره
یا از ریخت و قالب افتاده

955
00:52:06.904 --> 00:52:08.695
بچه از ریخت و قالب افتاده

956
00:52:08.695 --> 00:52:11.362
شاید یه بچه شیطان
یا یک جنِ کوچیک

957
00:52:11.362 --> 00:52:13.529
!!اصلا ً هم شبیه اینا نیست، خایه خور

958
00:52:13.529 --> 00:52:15.821
!الیوت

959
00:52:15.821 --> 00:52:17.029
بشین

960
00:52:19.362 --> 00:52:22.695
بابا حرفمو باور میکنه

961
00:52:27.737 --> 00:52:31.445
شاید لازمه به بابات زنگ بزنی و در این مورد باهاش صحبت کنی

962
00:52:31.445 --> 00:52:33.987
نمیتونم، اون با سالی توی مکزیکه

963
00:52:41.821 --> 00:52:44.529
مکزیک کجاست؟

964
00:52:44.529 --> 00:52:47.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
دوران کودکیم رو در اون خانواده دیدم

965
00:52:47.071 --> 00:52:50.612
و اون بازیگران جوان فوق العاده

966
00:52:50.612 --> 00:52:52.654
<font color="#804040">پیتر کیُتُ ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
وقتی استیون با بچه ها کار میکرد

967
00:52:52.654 --> 00:52:55.987
یه جور حس بیاین باهم بازی کنیم بهشون میداد

968
00:52:55.987 --> 00:52:58.737
میخواست تورو بکشه عقب
بچسب به این، درست همینجا

969
00:52:58.737 --> 00:53:02.071
اینجوری نبود که بخوای با بچه ها بچه گونه حرف بزنی

970
00:53:02.071 --> 00:53:05.029
واقعا ً باهاشون ارتباط برقرار میکرد

971
00:53:05.029 --> 00:53:08.737
یه جورایی مثل انتقال مستقیم بود

972
00:53:08.737 --> 00:53:13.237
حالا یهویی برمیگرده سمتت
چشماش انگار میخواد از حدقه بزنه بیرون

973
00:53:19.320 --> 00:53:21.737
اونکارو با ای. تی. بکن
جیغ خوشحالی رو نثار ای. تی. بکن

974
00:53:21.737 --> 00:53:24.737
دوباره دیالوگتو تکرار کن
هیجان زده باش واسش
"دارن میان؟"

975
00:53:24.737 --> 00:53:26.821
نفس بکش
نفس بکش، نفس بکش
نفس بکش

976
00:53:26.821 --> 00:53:28.487
خودتو حسابی آماده کن
یعنی دارن میان؟

977
00:53:28.487 --> 00:53:30.445
نه، خودتو بیشتر از اینا آماده کن
خودتو حسابی آماده کن

978
00:53:30.445 --> 00:53:33.237
یعنی دارن میان؟

979
00:53:33.237 --> 00:53:35.153
قویتر، قویتر
یعنی دارن میان؟

980
00:53:35.153 --> 00:53:37.362
این یعنی دارن میان؟

981
00:53:37.362 --> 00:53:39.445
!آره

982
00:53:39.445 --> 00:53:42.904
<font color="#804040">ملیسا متیسنِ ‫(‬فیلمنامه نویسه ای. تی. موجود فرازمینی‫):‬</font>
مجبور بود یه خورده نقش پدری داشته باشه، یه خورده رفیق

983
00:53:42.904 --> 00:53:46.904
اما بیشتر از هرچیزی نظاره گر اونها بود

984
00:53:46.904 --> 00:53:48.821
و من فکر میکنم خیلی براش خوشایند بود

985
00:53:48.821 --> 00:53:51.237
همه بچه ها براش جذاب بودند
باید روم حساب کنی

986
00:53:51.237 --> 00:53:54.278
امروز هالووینه
سلام عشقم
سلام ننجون

987
00:53:54.278 --> 00:53:57.237
یه لحظه واسا
درِو، این واسه توئه عزیزم

988
00:53:57.237 --> 00:54:01.445
سیبت
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> میخواستم ای‫.‬ تی‫.‬ رو پیوسته فیلمبرداری کنم

989
00:54:01.445 --> 00:54:04.529
اینکار برای خردسالانی که در
طول روز کار میکردن تداوم به همراه میاورد

990
00:54:04.529 --> 00:54:07.821
چون میفهمن فردا همون فرداییست که تو فیلنامه آورده شده

991
00:54:07.821 --> 00:54:10.487
و دیروز همون دیروزی بود که در فیلنامه بود

992
00:54:10.487 --> 00:54:12.237
پس، برای بچه های کوچیک

993
00:54:12.237 --> 00:54:15.654
اعتماد به نفسی به همراه میاورد که دارن زندگی میکنن

994
00:54:15.654 --> 00:54:17.695
و دارن تو دنیای داستانمون زندگی میکنن

995
00:54:17.695 --> 00:54:20.195
حالا اونها دستگاهو روی سینشَ قرار میدن

996
00:54:20.195 --> 00:54:23.529
و با شوک دادن بهش سعی میکنن برش گردونن

997
00:54:23.529 --> 00:54:25.779
وقتی بهش شوک میدن

998
00:54:25.779 --> 00:54:29.612
سر و صداش زیاد هست و حتی باعث میشه بیشتر بپری و گریه کنی

999
00:54:29.612 --> 00:54:31.320
حالا دارن میزارنش روی سینش

1000
00:54:31.320 --> 00:54:34.654
!و دکمه رو فشار میده و راه میفته، پخِ

1001
00:54:34.654 --> 00:54:36.612
خوبی عسلم؟

1002
00:54:36.612 --> 00:54:38.946
هان؟ خوبی؟

1003
00:54:38.946 --> 00:54:41.862
بزار ببینم
صورت عروسکتم پاک کن

1004
00:54:41.862 --> 00:54:44.195
متشکرم
متشکرم

1005
00:54:44.195 --> 00:54:46.946
:(((‪))‬( ،اوکی

1006
00:54:46.946 --> 00:54:51.445
سالها برام سوال بود که چرا تمام دنیا جذب فیلم شدن

1007
00:54:51.445 --> 00:54:53.779
و یه روز این موضوع منو به خودم آورد که

1008
00:54:53.779 --> 00:54:56.445
هیچ دو انسانی روی کره زمین

1009
00:54:56.445 --> 00:54:58.695
به اندازه ای  که اون انسانها و موجود فضایی

1010
00:54:58.695 --> 00:55:02.029
از هم دورن، بینشون فاصله نیست

1011
00:55:02.029 --> 00:55:03.529
بیا

1012
00:55:07.737 --> 00:55:09.320
وایسا

1013
00:55:12.112 --> 00:55:14.278
و اگه الیوت

1014
00:55:14.278 --> 00:55:16.862
و مادر
و دختر کوچک
و دانشمند

1015
00:55:16.862 --> 00:55:22.904
بتونن به این موجود عشق بورزن و باهاش همدل باشن

1016
00:55:22.904 --> 00:55:25.320
و سعی کنن دوباره دست دوستی و سازش

1017
00:55:25.320 --> 00:55:28.487
به سمتش دراز کنن

1018
00:55:28.487 --> 00:55:32.029
همونطور که هر ۲ انسانی روی کره زمین میتونن

1019
00:55:32.029 --> 00:55:36.946
فکر میکنم اون زیرمتنی بود که در
طول فیلم به مثِابه یک حباب شکل میگرفت

1020
00:55:36.946 --> 00:55:38.737
و حتما ً تلنگری رو زده بود

1021
00:55:38.737 --> 00:55:40.737
چون فیلمهای زیادی رو نمیبینی

1022
00:55:40.737 --> 00:55:43.946
که ۴۰ سال بعد

1023
00:55:43.946 --> 00:55:45.779
به شکل جهانی مورد پسند و قدردانی قرار بگیرند

1024
00:55:46.946 --> 00:55:49.112
و با چیزی صحبت کرده باشه که

1025
00:55:49.112 --> 00:55:52.946
میلی برای توانایی عبور از مرزها و

1026
00:55:52.946 --> 00:55:54.904
تحت تاثیر قرار دادن دیگر انسانها داشته باشه

1027
00:55:56.821 --> 00:56:02.445
زود برمیگردم

1028
00:56:12.112 --> 00:56:14.862
خداحافظ

1029
00:56:14.862 --> 00:56:17.779
<font color="#804040">لئوناردو دی کاپریو ‫(‬؟‫):‬</font>
به عنوان یک کارگردان ایجاد تعادل کار خیلی سختیه

1030
00:56:17.779 --> 00:56:21.904
اینکه یه بچه کوچول موچول رو
به منظور ایجاد تعادل یک صحنه دراماتیک تهَییج کنی

1031
00:56:21.904 --> 00:56:25.487
چون واضحه که داری سرشون شیره میمالی
تا به ظرفیت مورد نظرت برسن

1032
00:56:28.904 --> 00:56:32.237
اما استیون بلد بود چجوری به عنوان یک کارگردان

1033
00:56:32.237 --> 00:56:35.362
همینطور که نازشونم میخرید

1034
00:56:35.362 --> 00:56:38.403
به جاهای ترسناکتر هم ببرتشون

1035
00:56:47.654 --> 00:56:50.153
<font color="#804040">انَتونی الیور اسکات ‫(‬منتقد فیلم‫):‬</font>
در دنیای اسپیلبرگ شاید بچه ها

1036
00:56:50.153 --> 00:56:52.362
آسیب پذیر باشند
خوشحال نباشند

1037
00:56:52.362 --> 00:56:55.487
در عوض اونها خیلی خیلی قدرتمند هستند

1038
00:56:55.487 --> 00:56:56.987
و قهرمانانه اند

1039
00:57:02.695 --> 00:57:04.737
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
فکر میکنم همه فیلمهای من

1040
00:57:04.737 --> 00:57:06.445
که بچه ها و فیلمهاشون سر و کار داشت

1041
00:57:06.445 --> 00:57:09.862
راجب اهمیت صلاحیت این کودکان

1042
00:57:09.862 --> 00:57:12.112
برای به دست گرفتن داستان هست

1043
00:57:12.112 --> 00:57:13.821
حداقعل به دست گرفتن زندگی خودشون

1044
00:57:19.029 --> 00:57:22.237
<font color="#804040">کتلین کنِدِی ‫(‬تهیه کننده‫):‬</font>
استیون از طریق لنز بی تزَویرش

1045
00:57:22.237 --> 00:57:24.362
دنیا رو شهودی، غریضی و بدون واسطه نگاه میکرد

1046
00:57:24.362 --> 00:57:26.904
کاری که یه کودک به طور طبیعی انجام میده

1047
00:57:26.904 --> 00:57:30.362
پس یه جورایی برای داستان سرایی

1048
00:57:30.362 --> 00:57:33.987
بپر برو سراغ لنز شده بود

1049
00:57:33.987 --> 00:57:36.153
<font color="#804040">جورج نگِوس ‫(مؤلف‬، ژورنالیست و مجری استرالیایی‫):‬</font>
یکی از جالبترین چیزایی که دربارت خوندم

1050
00:57:36.153 --> 00:57:39.029
:تیتری بود با این عنوان
استیون اسپیلبرگ همینطور که داره بزرگ میشه

1051
00:57:39.029 --> 00:57:42.987
هم داره فیلم میسازه و هم آیندش رو

1052
00:57:42.987 --> 00:57:44.695
جدا ً که بچه عاقلیه

1053
00:57:44.695 --> 00:57:47.112
توام خودت رو همینجوری میبینی؟
نظر منطقی ای محسوب میشه؟

1054
00:57:47.112 --> 00:57:51.112
فکر کنم منطقیه
باید بفهمی چجوری یه بچه عاقل رو تعریف میکنی؟

1055
00:57:51.112 --> 00:57:54.029
یه بچه عاقل مسئولیت پذیر
یا بچه عاقل بی مسئولیت

1056
00:57:54.029 --> 00:57:56.695
چون فکر میکنم باید مسئولیت پذیر باشی

1057
00:57:56.695 --> 00:57:59.153
اما در عین حال نمیخوای کودک درونت رو هم قربانی کنی

1058
00:57:59.153 --> 00:58:01.112
چون اون چیزیه که حس جوانی بهت میده

1059
00:58:01.112 --> 00:58:03.153
سرحال نگهت میداره

1060
00:58:03.153 --> 00:58:06.071
و نمیزاره لبخند از روی لبهات محو شه

1061
00:58:06.071 --> 00:58:07.862
الان ساکت نیستم

1062
00:58:07.862 --> 00:58:10.487
چی میتونه رفتار بالغانه تلقی شه؟

1063
00:58:12.737 --> 00:58:14.445
...اوه
...خدای

1064
00:58:14.445 --> 00:58:15.403
!من

1065
00:58:19.029 --> 00:58:20.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
بعد از ساختن دو فیلم ِآرواره ها و برخورد نزدیک

1066
00:58:20.821 --> 00:58:23.071
حس ارزشمند بودن میکردم

1067
00:58:23.071 --> 00:58:25.904
و داشتم با خودم فکر میکردم
کمُدی هم میتونم بسازم، چرا که نه؟

1068
00:58:25.904 --> 00:58:29.071
اگه تونستم اون  دوتا فیلم رو بسازم
چرا نتونم هرچیزی که میخوام بسازم؟

1069
00:58:29.071 --> 00:58:30.487
حس شوخ طبعی هم که داشتم

1070
00:58:30.487 --> 00:58:32.487
میرفتم فیلم میدیدم و وقتی
که بامزه بودن بهشون میخندیدم

1071
00:58:32.487 --> 00:58:34.529
چرا یه کار طنز رو به عهده نگیرم؟

1072
00:58:34.529 --> 00:58:37.570
اون موقع خیلی اعتماد به نفس بالایی داشتم

1073
00:58:37.570 --> 00:58:39.362
بهتون تضمین میدم

1074
00:58:39.362 --> 00:58:42.112
هیچ بمبی اینجا نخواهد افتاد

1075
00:58:42.112 --> 00:58:43.862
باب زمِکِیس و باب گیِل فیلمنامه رو نوشته بودن

1076
00:58:43.862 --> 00:58:45.278
که خیلی هم مفید و کارا بود

1077
00:58:45.278 --> 00:58:47.237
من اونی بودم که شوخ طبعی و بودجه رو

1078
00:58:47.237 --> 00:58:50.904
در حد انفجار گسترش دادم

1079
00:58:50.904 --> 00:58:54.779
برای من این یه بهانه ای بود
که یه سری گندکاری برپا کنم

1080
00:58:54.779 --> 00:58:57.987
و سعی کنم ملت رو بخندونم

1081
00:58:57.987 --> 00:59:01.695
ولی اینجوری از آب در اومد که انگار من
با ساختن ۱۹۴۱ مرتکب جنایت جنگی شدم

1082
00:59:01.695 --> 00:59:03.904
همه شکم دریدن که بی متحواست

1083
00:59:03.904 --> 00:59:06.946
واقعا ً نابود شده بودم

1084
00:59:06.946 --> 00:59:10.821
منتها با اون حس ناکامی
سرمای پوچی

1085
00:59:10.821 --> 00:59:12.779
هربار که یاد اون فیلم میفتادم

1086
00:59:12.779 --> 00:59:14.946
حس بالا آوردن بهم دست میداد

1087
00:59:14.946 --> 00:59:18.278
فقط دلم میخواست یه خواب باشه

1088
00:59:18.278 --> 00:59:22.278
منظورم اینه که برای سال بعدش
واقعیت هارو انکار میکردم

1089
00:59:22.278 --> 00:59:25.445
تا اینکه دوستم جورج لوکاس دستمو گرفت

1090
00:59:34.946 --> 00:59:37.153
جورج گفت: حالا میخوای چیکار کنی؟

1091
00:59:37.153 --> 00:59:40.362
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font> و استیون گفت‫:‬
خیلی دلش میخواد یه فیلم جیمز باند بسازه

1092
00:59:40.362 --> 00:59:42.862
و جورج گفت: من یه چیز بهتر از 007 برات دارم

1093
00:59:42.862 --> 00:59:44.570
<font color="#804040">:لوکاس</font>
درباره باستان شنایسه

1094
00:59:44.570 --> 00:59:46.695
که به دنبال شکار آثار باستانی
!با قدرت های ماوراءطبیعه میره

1095
00:59:46.695 --> 00:59:48.779
!و استیون گفت: عاشقشم

1096
00:59:48.779 --> 00:59:50.362
بیا بسازیمش

1097
00:59:50.362 --> 00:59:53.487
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
از اون قهرمان های معمول نیست

1098
00:59:53.487 --> 00:59:55.654
از اونایی که مثل آب خوردن همه کار میکنن

1099
00:59:55.654 --> 00:59:57.987
و بعد تبدیل به قهرمان رویاهات میشن

1100
00:59:57.987 --> 01:00:00.029
زیر همه کارهاش یک ذات انسانی نهفته بود

1101
01:00:00.029 --> 01:00:03.237
این چیزی بود که ایندیانا جونز
رو برای مردم قابل دسترسی کرد

1102
01:00:03.237 --> 01:00:06.612
فکر کنم میخوان مارو بکشن
!میدونم، بابا

1103
01:00:06.612 --> 01:00:09.029
خوب، این یه تجربه جدید برای منه

1104
01:00:09.029 --> 01:00:11.821
واسه من که دیگه عادی شده

1105
01:00:13.321 --> 01:00:21.321
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1106
01:00:27.737 --> 01:00:31.029
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font> این یه فیلم
اکشن-ماجراجوییه که هر حلقش
با صحنه ای هیجان انگیز تموم میشه

1107
01:00:31.029 --> 01:00:34.029
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
فقط فرار ِسرگرم کننده ناب

1108
01:00:36.237 --> 01:00:38.862
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font>
قرار بود از همه لحاظ یه فیلم درجه دو باشه

1109
01:00:38.862 --> 01:00:42.529
و فیلمای درجه دو سرگرم کننده اند
چون کار اونها رو جدی نمیگیرید

1110
01:00:42.529 --> 01:00:44.029
بزن در رو میسازیشون
تف کن جفت کن میبندیشون

1111
01:00:44.029 --> 01:00:45.862
هرچیزی که میتونی رو انگولک میکنی

1112
01:00:45.862 --> 01:00:47.445
تا بتونی پولارو هاپولی کنی و یه آبم روش

1113
01:00:47.445 --> 01:00:49.071
و نگران این حقیقت نمیشی که

1114
01:00:49.071 --> 01:00:50.987
قرار نیست ازش لورنس عربستان در بیاد

1115
01:01:01.654 --> 01:01:04.278
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font>
ما به استودیو بردیمش و چیزی که حواسمون بهش نبود

1116
01:01:04.278 --> 01:01:07.237
این بود که استیون دیگه حنَاش رنگی نداشت

1117
01:01:07.237 --> 01:01:10.029
چون همیشه هم داشت بودجه کم میاورد و هم زمان

1118
01:01:10.029 --> 01:01:13.029
!در نتیجه همه استودیو ها میگفتن، نچُ

1119
01:01:13.029 --> 01:01:15.737
و حتی بعضی هاشون گفتن: راستش، اگه بتونی
یه کارگردان دیگه جایگزینش کنی، رو ما حساب کن

1120
01:01:15.737 --> 01:01:19.529
اما استیون با ۲۰ میلیون دلار هم نمیتونه جمعش کنه

1121
01:01:19.529 --> 01:01:23.071
استیون گفت: بهت قول میدم، به اعتمادت خیانت نمیکنم

1122
01:01:23.071 --> 01:01:25.487
اگه بودجه ۲۰ میلیون دلاره، با همینقدر جمعش میکنم

1123
01:01:25.487 --> 01:01:28.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
تجربه کمبود بودجه توی ۳ تا کار

1124
01:01:28.071 --> 01:01:29.737
آرواره ها، برخورد نزدیک و ۴۱

1125
01:01:29.737 --> 01:01:31.529
برام درس عبرت شده بود که یه سفر اصفهان برم

1126
01:01:31.529 --> 01:01:34.112
تا بتونم از طریق ایندیانا جونز
اعتبارم رو واسه همیشه پس بگیرم

1127
01:01:34.112 --> 01:01:37.278
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font> مجبور بود
یه چیزی رو ثابت کنه، همچنین نمیخواست
منو نا امید کنه، دوست قشنگشو

1128
01:01:37.278 --> 01:01:40.529
میدونی، انگار که مسئله
براش استودیو نبود، خودمون دوتا بودیم

1129
01:01:40.529 --> 01:01:43.862
جمعه شب
اگه اینو نگیریم
نمیتونیم پلان رو بگیریم

1130
01:01:43.862 --> 01:01:46.904
اگه نتونیم پلان رو بگیریم
فیلمم نمیتونیم بسازیم

1131
01:01:46.904 --> 01:01:49.821
اگه اونا فیلمشونو تحویل نگیرن
پای هممون تو منجلاب گیره

1132
01:01:49.821 --> 01:01:51.612
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
جورج گفت: ببین اگه تو اینو کارگردانی کنی

1133
01:01:51.612 --> 01:01:53.320
باید همین الان بهم دست بدی و قول بدی

1134
01:01:53.320 --> 01:01:55.946
که اگه کار ترکوند ۲ نسخه
دیگه هم ازش کارگردانی کنی

1135
01:01:55.946 --> 01:01:58.112
و این همکاریه عالی ای شد

1136
01:01:58.112 --> 01:01:59.695
!پدر

1137
01:01:59.695 --> 01:02:01.071
چیه؟‌ چیه؟
!پدر

1138
01:02:01.071 --> 01:02:02.320
!پدر
چیه؟

1139
01:02:02.320 --> 01:02:04.487
برو سمت جای آتیش
اوه

1140
01:02:04.487 --> 01:02:08.278
<font color="#804040">هریسون فورد ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
مجموعه ایندیانا جونز همیشه بیشتر درباره فیلمها بود

1141
01:02:08.278 --> 01:02:10.112
تا درباره چیز دیگه

1142
01:02:10.112 --> 01:02:12.987
اونها از فرمول های مشخصی پیروی میکردند

1143
01:02:12.987 --> 01:02:15.946
که دستشونو باز میذاشت اتفاقات احمقانه خلق کنن

1144
01:02:24.153 --> 01:02:26.654
<font color="#804040">تام استوپارد ‫(‬نویسنده‫):‬</font>
در مجموعه ایندیانا جونز

1145
01:02:26.654 --> 01:02:28.237
چیزی بود که به راستی تحسینش میکنم

1146
01:02:28.237 --> 01:02:30.362
وقتی هریسون از بالای یه صخره میفته

1147
01:02:30.362 --> 01:02:33.862
و دوستاش فکر میکنن که مرده و
سعی میکنن به پایین نگاه نکنن

1148
01:02:33.862 --> 01:02:36.445
هریسون بدون کلاهش بلند میشه

1149
01:02:36.445 --> 01:02:39.862
آخه محض رضای خدا از بالای یه صخره افتاده

1150
01:02:39.862 --> 01:02:44.320
و اون نسیم رازآلود کلاهش رو وارد قاب میکنه

1151
01:02:44.320 --> 01:02:47.904
<font color="#804040">هریسون فورد ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
اینگونه فیلمها به وضوح باب میل تماشاگر ساخته میشن

1152
01:02:47.904 --> 01:02:49.946
واسه پایه ثابت سینمِارو ها ساخته شدن

1153
01:02:49.946 --> 01:02:52.987
نیتشون لذت خالص سرگرمیه

1154
01:02:52.987 --> 01:02:56.112
که معنیش این نیست اونا
نمیتونن به لحاظ احساسی درگیر بشن

1155
01:02:56.112 --> 01:02:59.570
بدین معنا نیست که اونها
نمیتونن گاهی اوقات باهوش باشن

1156
01:03:06.487 --> 01:03:11.320
اما اونا مجبورند که سرگرمی رضایت بخشی باشند

1157
01:03:11.320 --> 01:03:13.570
و استیون و جورج کشف کردند

1158
01:03:13.570 --> 01:03:17.153
چجوری از پتانسیل فیلمسازی برای راضی کردن

1159
01:03:17.153 --> 01:03:19.529
مخاطب به طریقی که کارگردان یا تهیه کننده های

1160
01:03:19.529 --> 01:03:23.029
زیادی نمیتونستند اینکارو کنند استفاده کنن

1161
01:03:25.029 --> 01:03:27.278
<font color="#804040">هیو دوَنز‌‫(‬اخبارگو و مجری‫):‬</font>
در تارخچه طولانی قرن فیلمها

1162
01:03:27.278 --> 01:03:29.821
فقط یک کارگردان بود، فقط یک

1163
01:03:29.821 --> 01:03:33.195
که فیلمهاش میلیاردها دلار سودآوری داشتند

1164
01:03:33.195 --> 01:03:35.195
استیون اسپیلبرگ

1165
01:03:35.195 --> 01:03:37.362
<font color="#804040">والتر پارکز ‫(‬تهیه کننده‫):‬</font>
احتمالا ً استیون تجاری ترین کارگردان

1166
01:03:37.362 --> 01:03:39.112
در تاریخ فیلمها تا به امروز بوده

1167
01:03:39.112 --> 01:03:41.529
و فکر میکنم این از درک عمیقی که اون

1168
01:03:41.529 --> 01:03:43.445
از زبان سینما که موجب عکس العمل های

1169
01:03:43.445 --> 01:03:45.904
احساسی بین مخاطبین میشه نشأت میگیره

1170
01:03:45.904 --> 01:03:50.737
و تردیدی نیست ایده ساخت فیلمها برای استیون

1171
01:03:50.737 --> 01:03:53.029
به تجلیّ پدیده هایی بسیار هیجان انگیز بدل میشوند

1172
01:03:53.029 --> 01:03:54.987
اما نتایج مختلطی به همراه میاره

1173
01:03:54.987 --> 01:03:56.529
افرادی هستند که ازش متنفرند

1174
01:03:56.529 --> 01:03:58.862
افرادی که برای به انحطاط کشیده شدن فیلمها سرزنشش میکنند

1175
01:03:58.862 --> 01:04:01.403
ًویلیام گلُدمن مشخصا

1176
01:04:01.403 --> 01:04:03.071
فیلمهای بلاک باستری مینوشت

1177
01:04:03.071 --> 01:04:05.403
و استیون و جورج لوکاس هم
هالیوود رو به ورطه نابودی کشوندند

1178
01:04:05.403 --> 01:04:08.362
<font color="#804040">ادِلِسِتاین‫:‬</font>
برخی ها اسپیلبرگ رو نیروی سرکوب گری دیده بودن

1179
01:04:08.362 --> 01:04:12.029
که دنیای فیلم رو به سمت نوعی

1180
01:04:12.029 --> 01:04:14.821
انحراف پوچ سوق میده

1181
01:04:14.821 --> 01:04:17.071
و قطعا ً به همراه مدیران بازاریابی ای

1182
01:04:17.071 --> 01:04:19.529
که در اواخر دهه ۷۰ و ۸۰

1183
01:04:19.529 --> 01:04:21.737
به استودیو ها راه پیدا کرده بودند

1184
01:04:21.737 --> 01:04:25.153
بوی پول به مشامشون خورده بود

1185
01:04:25.153 --> 01:04:27.320
اما من نمیخوام اسپیلبرگ رو بخاطرش سرزنش کنم

1186
01:04:27.320 --> 01:04:29.862
به اولین نقدی که توسط
پاولین کائلِ شده بود فلش بکی بزن

1187
01:04:29.862 --> 01:04:32.570
میگفت اون یه سرگرم کننده محبوب و عالیه

1188
01:04:32.570 --> 01:04:36.029
که احساسی برای چیزی که
تماشاگرا میخواستن ببینن داشت

1189
01:04:36.029 --> 01:04:38.195
چرا کسی باید برای این عذرخواهی کنه؟

1190
01:04:38.195 --> 01:04:39.654
بزار توجهت رو به این موضوع جلب کنم

1191
01:04:39.654 --> 01:04:41.946
:که یکی از نظایر خودت، یه کارگردان دیگه، گفته بود

1192
01:04:41.946 --> 01:04:43.695
استیون اسپیلبرگ قابل قیاس با

1193
01:04:43.695 --> 01:04:46.403
آدمهایی مثل مایک نیکولز و برَی لوِینسون نیست

1194
01:04:46.403 --> 01:04:48.987
جایگاهی هم برای سرگرمی اکثریت هست

1195
01:04:48.987 --> 01:04:50.862
اما نباید با هنر ناب

1196
01:04:50.862 --> 01:04:55.403
یا فیلمهای جایزه بگیر با کیفیت اشتباه گرفته شه

1197
01:04:55.403 --> 01:04:58.029
گاهی فکر میکنم بیانه های اون شکلی

1198
01:04:58.029 --> 01:04:59.987
فی نفسه ریاکارانه اند

1199
01:05:02.570 --> 01:05:06.237
هنر الکی نیست، این نمیتونه هنر قلمداد شه
چون هنر که محرک زا نیست

1200
01:05:06.237 --> 01:05:11.112
.هنر نمیتونه با یک دوچرخه توی ای. تی
!و پرواز بر فراز کره ماه پدید بیاد

1201
01:05:11.112 --> 01:05:12.821
اون نمیتونه هنر قمداد شه

1202
01:05:12.821 --> 01:05:15.320
<font color="#804040">اسکات‫:‬</font>
اگه داری اون سبک ار فیلمهایی رو میسازی

1203
01:05:15.320 --> 01:05:17.779
که پولهایی درمیاره که فیلمهای اون دراورد

1204
01:05:17.779 --> 01:05:20.278
و اگه داری کسب و کار سرگرمی راه میندازی

1205
01:05:20.278 --> 01:05:22.946
یا فقط چیزی که بتونه عوام رو جذب کنه

1206
01:05:22.946 --> 01:05:26.112
و بی تعارف حرکت اصلیت سرگرم کردنه

1207
01:05:26.112 --> 01:05:30.403
پس فکر کنم میشه یه مقدار بدگمان بود

1208
01:05:30.403 --> 01:05:33.987
راستش، چجوری به عنوان یک هنرمند روت حساب کنیم؟

1209
01:05:33.987 --> 01:05:36.821
بیا دختر، آخه منتظر توام

1210
01:05:42.071 --> 01:05:45.153
جایی زخم شه میکشمت

1211
01:05:45.153 --> 01:05:49.403
<font color="#804040"اسپیلبرگ‫:‬</font>
به دنبال درک متفاوت تری نسبت به خودم میگشتم

1212
01:05:49.403 --> 01:05:51.278
و اگه نمیخواستم که آگاهانه

1213
01:05:51.278 --> 01:05:53.445
تغییری ایجاد کنم تا چیزهایی رو

1214
01:05:53.445 --> 01:05:55.821
نه فقط به خودم، بلکه به دیگران هم اثبات کنم

1215
01:05:55.821 --> 01:05:58.695
امکان نداشت رنگ ارغوانی رو
به عنوان فیلم بعدیم انتخاب کنم

1216
01:05:58.695 --> 01:06:01.112
اما این فیلم فقط مربوط به بالغین بود

1217
01:06:01.112 --> 01:06:05.570
که مطلبید.. میدونید، هستی گرایانه
انسان گرایانه و سوژه محور باشه

1218
01:06:05.570 --> 01:06:09.695
در آستانه ۴۰ سالگیم بودم و شاید
کمی نگاهم به زندگی تاریک تر شده بود

1219
01:06:09.695 --> 01:06:12.153
و خب، میدونستم قرار سیاحتی میانه رو باشه

1220
01:06:12.153 --> 01:06:13.987
و بدم نمیومد مسئولیتش رو بپذیرم

1221
01:06:13.987 --> 01:06:17.029
کل زندگیم مجبور بودم بجنگم

1222
01:06:17.029 --> 01:06:21.029
باید با بابام میجنگیدم
باید با عموهام میجنگیدم

1223
01:06:21.029 --> 01:06:23.612
باید با برادرام میجنگیدم

1224
01:06:23.612 --> 01:06:26.612
یه دختر توی خانواده ای
پر از مرد امنیت نخواهد داشت

1225
01:06:26.612 --> 01:06:30.695
اما هرگز فکرشم نمیکردم که
مجبور باشم تو خونه خودم هم بجنگم

1226
01:06:32.153 --> 01:06:34.779
عاشق هارپو ام

1227
01:06:34.779 --> 01:06:37.821
خدا شاهده

1228
01:06:37.821 --> 01:06:42.612
اما قبل از اینکه بزارم کتکم بزنه میکشمش

1229
01:06:42.612 --> 01:06:45.821
<font color="#804040">اوپرا وینفرِیِ ‫(‬بازیگر و خیلی چیزای دیگه‫):‬</font>
برای استیون مهیا کردن شرایط کار

1230
01:06:45.821 --> 01:06:47.737
چالشی اساسی محسوب میشد

1231
01:06:47.737 --> 01:06:49.737
چون داری تو برخی مناطق هرج و مرج راه میندازی

1232
01:06:49.737 --> 01:06:52.821
جایی که اگه اشتباهی ازت سر بزنه
کلی آدم از دستت دلخور میشن

1233
01:06:52.821 --> 01:06:56.695
اون نمیخواست فقط یک جهان بینی آفریقایی-آمریکایی خلق کنه

1234
01:06:56.695 --> 01:06:59.654
بلکه جهانی زن سالارانه

1235
01:06:59.654 --> 01:07:04.737
در حضور مردسالاریه سرکوبگرانه و خشونت خلق کرد

1236
01:07:04.737 --> 01:07:07.071
و من به این ایمان دارم که میخواست

1237
01:07:07.071 --> 01:07:10.278
توانایی هایی خودش رو در زمینه هایی
که تاحالا کار نکرده بود گسترش بده

1238
01:07:10.278 --> 01:07:12.612
<font color="#804040">هوبرمنَ‫:‬</font>
خودش رو به جلو سوق داد

1239
01:07:12.612 --> 01:07:15.570
اما نه اونقدری که تماشاگرا رو بپرونه

1240
01:07:15.570 --> 01:07:18.862
یا کشش درونی خودش رو از دست بده

1241
01:07:18.862 --> 01:07:20.862
در اصل، دچار بحران هویت نشه

1242
01:07:20.862 --> 01:07:22.946
هیچوقت ازم نپرسید چه حسی دارم

1243
01:07:22.946 --> 01:07:26.445
هیچوقت درباره خودم هیچی نپرسید

1244
01:07:26.445 --> 01:07:29.445
فقط سوارم میشد و تلنبشو میزد

1245
01:07:29.445 --> 01:07:32.487
تلبنشو میزد؟
...تلنب

1246
01:07:32.487 --> 01:07:34.362
چرا، خانوم سیلی

1247
01:07:34.362 --> 01:07:38.071
یه جوری میگی انگار میومد میرید روت

1248
01:07:38.071 --> 01:07:39.862
برای من که همون حس رو داشت

1249
01:07:39.862 --> 01:07:42.112
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
با چندتا از منتقدین که از خجالت زدگی من

1250
01:07:42.112 --> 01:07:44.320
توی داستان عاشقانه بین شوگ و سیلی

1251
01:07:44.320 --> 01:07:46.695
خوششون نیومده بود، مشکلاتی داشتم

1252
01:07:46.695 --> 01:07:51.403
صحنه ای که شوگ ایِوری توی آینه مهبلش رو به سیلی نشون میده

1253
01:07:51.403 --> 01:07:54.695
که ازش توی فیلم استفاده نکردم

1254
01:07:54.695 --> 01:07:56.612
اون میتونست به کلی

1255
01:07:56.612 --> 01:08:00.821
لحن و ذات فیلم رو دستخوش تغییر کنه

1256
01:08:00.821 --> 01:08:04.445
نمیخواستم مثل کتاب وارد تمام جزئیات شم

1257
01:08:04.445 --> 01:08:08.737
میتونستم این کارارو توی فیلمهایی
که ۱۰ سال بعد هم ساخته بودم انجام بدم

1258
01:08:08.737 --> 01:08:11.529
من فقط روم نمیشد
فقط یکم خجالت میکشیدم

1259
01:08:11.529 --> 01:08:13.654
اصلا ً فرد مناسبی برای اینکار نبودم، همین

1260
01:08:15.821 --> 01:08:19.362
<font color="#804040">کنِدِی‫:‬</font>
استیون داستانی رو روایت میکرد
که الَیس اون رو نوشته بودش

1261
01:08:19.362 --> 01:08:22.487
و سعی میکرد از زاویه دید خودش

1262
01:08:22.487 --> 01:08:25.737
باهاش ارتباط برقرار کنه

1263
01:08:25.737 --> 01:08:29.862
هیچوقت نمیتونست اونقدری که الَیس  با کتاب
وارد جزئیات جنسی شده بود بپردازه

1264
01:08:43.654 --> 01:08:47.904
<font color="#804040">مازلین‫:‬</font>
اون کتاب برای شجاعت، استقامت و
واقع گرایانه بودنش ستایش میشد

1265
01:08:47.904 --> 01:08:51.987
و هیچکدوم از اونها شاخصه هایی نبودن
که اون بخاطرشون شناخته میشد

1266
01:08:51.987 --> 01:08:56.362
اون فقط در تلاش برای نزدیک تر شدن بهش بود

1267
01:08:56.362 --> 01:08:58.862
<font color="#804040">ادِلِسِتاین‫:‬</font>
هیچکس واقعا ً دلش نمیخواست استیون اسپیلبرگ

1268
01:08:58.862 --> 01:09:00.695
یک فیلمساز خشن، زبِر و زمخت باشه

1269
01:09:00.695 --> 01:09:02.529
اصلا ً طبَعش ظریف تر از این حرفها بود

1270
01:09:02.529 --> 01:09:05.612
اما توی رنگ ارغوانی رنگ ها دقیقا ً همسان بودند

1271
01:09:05.612 --> 01:09:08.029
صحنه ها از ۰ تا ۱۰۰ شون

1272
01:09:08.029 --> 01:09:10.112
منطبق بر جزئیاتی که میخواست برپا شده بودند

1273
01:09:10.112 --> 01:09:13.987
در فیلم چیزی بود که خیلی توی ذوق میزد

1274
01:09:13.987 --> 01:09:17.904
و شبیه استوری بوردهای دیزنی بود

1275
01:09:17.904 --> 01:09:20.195
<font color="#804040">گفِنِ‫:‬</font>
اساسا ً اون میخواست تصویر قشنگتری

1276
01:09:20.195 --> 01:09:22.362
نسبت به مقصود متن اصلی به نمایش بگذاره

1277
01:09:22.362 --> 01:09:23.570
هرچی نباشه اون استیونه

1278
01:09:23.570 --> 01:09:25.737
میخواد همه چیز رو زیبا بسازه

1279
01:09:25.737 --> 01:09:27.904
میخواد زندگی رو زیبا بسازه

1280
01:09:32.946 --> 01:09:34.403
یه نینی تو راه دارم

1281
01:09:34.403 --> 01:09:37.071
و این نینیه قراره زندگیمو دگرگون کنه

1282
01:09:37.071 --> 01:09:40.237
البته تاحالاشم یه جورایی اینکارو کرده
<font color="#804040">شلَیت ‫(‬منتقد فیلم و کتاب‫):‬</font> اضطراب واسش یا چی؟

1283
01:09:40.237 --> 01:09:41.821
نه، اصلا ً مضطرب نیستم

1284
01:09:41.821 --> 01:09:43.654
فقط فکر میکنم این بهترین اتفاقیه که

1285
01:09:43.654 --> 01:09:46.362
برای من و امِی رخ داده

1286
01:09:46.362 --> 01:09:48.071
واقعا ً‌ براش بی طاقتیم

1287
01:09:51.487 --> 01:09:53.737
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
فکر کنم تقدیر من و امِی این بود

1288
01:09:53.737 --> 01:09:55.821
که مکَس رو به دنیا بیاریم

1289
01:09:55.821 --> 01:09:59.612
و این رخداد خجسته ایه

1290
01:09:59.612 --> 01:10:03.946
قبل از اون اتفاق، مطمئن نبودم
که اصلا ً‌معنای زندگی شخصی رو میفهمم

1291
01:10:03.946 --> 01:10:06.779
فکر میکردم زندگی با

1292
01:10:06.779 --> 01:10:10.278
!میدونی که، اکشن

1293
01:10:10.278 --> 01:10:11.445
!و بعدش کات
شروع شده

1294
01:10:13.403 --> 01:10:15.195
بعد از اینکه مامان و بابام از هم جدا شدن

1295
01:10:15.195 --> 01:10:17.403
همیشه فکر میکردم که میخوام تمام تلاشم رو بکنم

1296
01:10:17.403 --> 01:10:19.570
که اگه یه روز تصمیم به ازدواج گرفتم

1297
01:10:19.570 --> 01:10:21.071
هرگز طلاق نگیرم

1298
01:10:21.071 --> 01:10:22.612
!البته بعدش گرفتم

1299
01:10:27.821 --> 01:10:31.237
طلاق در هر حالتش دردناکه

1300
01:10:31.237 --> 01:10:34.195
خصوصا ً برای من ِ نوعی

1301
01:10:34.195 --> 01:10:37.612
چون من فرزند طلاقم

1302
01:10:37.612 --> 01:10:39.278
و بهتر از هرکسی میدونم چه حسی داره

1303
01:10:39.278 --> 01:10:42.487
و خب، واضحه که حس افتضاحی هم برای مکس دارم

1304
01:10:42.487 --> 01:10:45.029
که مجبور شد تحمل کنه

1305
01:10:50.403 --> 01:10:53.987
<font color="#804040">جیمی‫:‬</font> هواپیمام
!هواپیمام! هواپیمام

1306
01:10:57.821 --> 01:10:58.987
مامان؟

1307
01:11:01.112 --> 01:11:02.987
مامان؟
<font color="#804040">فرانک مارشال‌‫(‬تهیه کننده‫):‬</font>
"امپراطوری خورشید"

1308
01:11:02.987 --> 01:11:05.654
درباره این نوجوان بود که در شانگهای بزرگ میشه

1309
01:11:05.654 --> 01:11:07.654
و از والدینش در جریان

1310
01:11:07.654 --> 01:11:09.821
حمله ژاپنی ها جدا میشه

1311
01:11:09.821 --> 01:11:11.403
!مامانی

1312
01:11:11.403 --> 01:11:13.570
!جیِمی
!مامانی

1313
01:11:13.570 --> 01:11:16.862
و از دگِرَدیسی ها و فرآیند رشد

1314
01:11:16.862 --> 01:11:20.320
حیرت آوری عبور کرد

1315
01:11:20.320 --> 01:11:22.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
روی نقاط قوتی که میدونستم دارم بناش کردم

1316
01:11:22.821 --> 01:11:26.403
قادر باشی که تاریکی و حقیقت دلخراش جنگ رو برداری

1317
01:11:26.403 --> 01:11:28.570
و سر راه بچه ای قرار بدی که

1318
01:11:28.570 --> 01:11:31.821
اون جنگ رو به شکل ویژه ای میدید

1319
01:11:40.237 --> 01:11:41.946
این بر مبنای تجاربی بود

1320
01:11:41.946 --> 01:11:43.320
که ج. جی. بالارد در

1321
01:11:43.320 --> 01:11:45.862
کمپ اسُرای جنگی ژاپنی ها داشت

1322
01:11:49.029 --> 01:11:51.862
جیم یه پسر گمشده بود که سعی میکرد از اینکه

1323
01:11:51.862 --> 01:11:53.862
به کجای این دنیا تعلق داره سر در بیاره

1324
01:11:56.029 --> 01:11:58.445
این فیلمی درباره زود بزرگ شدن

1325
01:11:58.445 --> 01:12:01.278
و معدوم شدن هرچیزی بود که یه زمانی

1326
01:12:01.278 --> 01:12:02.904
برای حفظ امنیت خودت استفاده میکردی

1327
01:12:06.570 --> 01:12:09.320
وقتی هیچی حاشیه امنیتی نداری

1328
01:12:09.320 --> 01:12:11.403
مثل بقیه تبدیل به یه بازمانده میشی

1329
01:12:11.403 --> 01:12:13.278
و به شکل افتضاحی هم روزها به
سرعت و یکی پس از دیگری سپری میشن

1330
01:12:14.946 --> 01:12:16.654
<font color="#804040">کریسشنِ بیِل ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
این داستانی غیرعادیه که حکایت از

1331
01:12:16.654 --> 01:12:19.071
انعطاف پذیری یک کودک داره

1332
01:12:19.071 --> 01:12:21.112
این نجات شگفت انگیز

1333
01:12:21.112 --> 01:12:23.821
که واقعا ً شکیبایی بیشتری رو نسبت به

1334
01:12:23.821 --> 01:12:27.779
تمام بزرگسالانی که اطرافش بودند به کار میگرفت

1335
01:12:32.821 --> 01:12:36.695
<font color="#804040">اسکورسیزی‫:‬</font>
این رسم بزرگی توی فیلمسازی حماسیه

1336
01:12:36.695 --> 01:12:40.362
که استادیوم های ورزشی سر آخر، وقتی که همه خوبان

1337
01:12:40.362 --> 01:12:42.570
و همه چیزهای خوبی که به سرقت رفته بودن اونجان

1338
01:12:42.570 --> 01:12:45.278
سورئالیستیش

1339
01:12:45.278 --> 01:12:50.278
و اینکه چی باعث میشه اون زمان و مکان رو حس کنی

1340
01:12:50.278 --> 01:12:51.654
احساس اینکه دنیا شبیه چیه

1341
01:12:51.654 --> 01:12:55.153
چگونه از هم پاشیده شدن، تمام تمدن ها

1342
01:13:11.695 --> 01:13:16.237
و در نهایت، چیزی که حتی زیباییش مشُوشّ کننده تره

1343
01:13:16.237 --> 01:13:19.320
و چیزی نیست جز تابش انفجار بمب اتم

1344
01:13:24.195 --> 01:13:27.654
انگار که روحی داره به سوی عالم والا متعالی میشه

1345
01:13:29.071 --> 01:13:31.737
بانو ویکتور

1346
01:13:31.737 --> 01:13:37.195
این خیلی شاعرانه است... و عرفانی

1347
01:13:47.654 --> 01:13:49.320
<font color="#804040">تام استوپارد‫:‬</font>
این جنگه

1348
01:13:49.320 --> 01:13:53.570
و مرگ بود و وحشت واقعی

1349
01:13:53.570 --> 01:13:55.987
و مثل پایان بیگناهی

1350
01:13:55.987 --> 01:13:58.320
برای کودک اسپیلبرگ بود

1351
01:14:00.612 --> 01:14:03.153
فکر میکنم به راستی فیلمش عالی بود

1352
01:14:03.153 --> 01:14:05.487
اما برای من به شخصه، به شدت نرمشی غیر ضروری داشت

1353
01:14:10.737 --> 01:14:12.612
نمیدونم از کجا آب میخورد

1354
01:14:12.612 --> 01:14:15.612
اما این گرایشش رو دوست داشت و ازش لذت میبرد

1355
01:14:15.612 --> 01:14:17.029
بخشی از وجودش بود

1356
01:14:26.654 --> 01:14:29.195
<font color="#804040">:اسکات</font>
ًاون موقع، هنوز کاملا ً از
شر خیلی از نقدها رها نشده بود

1357
01:14:29.195 --> 01:14:31.821
یه جورایی نگاه بهش کمی شکاکانه بود

1358
01:14:31.821 --> 01:14:33.195
اوه، الان دیگه قراره جدی باشه

1359
01:14:33.195 --> 01:14:34.862
اوه، داره سعی میکنه فیلمای جدی بسازه

1360
01:14:34.862 --> 01:14:37.153
اوه، اینو میخواد، یعنی منظورم اینه که

1361
01:14:37.153 --> 01:14:40.737
یه جورایی کار کثیفیه

1362
01:14:40.737 --> 01:14:42.362
که درباره یه هنرمند اینطوری بگی

1363
01:14:42.362 --> 01:14:44.779
<font color="#804040">کنِدِی‫:‬</font>
قطعا ً به احساساتش آسیب میزد

1364
01:14:44.779 --> 01:14:46.403
فکر نمیکنم هیچ هنرمندی

1365
01:14:46.403 --> 01:14:49.029
دلش بخواد که حس کنه داره به دست فراموشی سپرده میشه

1366
01:14:49.029 --> 01:14:52.904
در حالی که دیگران دارن جایگاهشون رو تثبیت میکنن

1367
01:14:52.904 --> 01:14:55.320
وقتی استیون شروع به کشف

1368
01:14:55.320 --> 01:14:57.779
انواع دیگه ای از داستانهای جدی کرد

1369
01:14:57.779 --> 01:15:00.654
خیلی دربرابرش مقاومت کردند

1370
01:15:00.654 --> 01:15:03.195
انگار می‌گفتن‪:‬
استیون اسپیلبرگ، چطور جرأت میکنی؟

1371
01:15:03.195 --> 01:15:05.737
ما تأیین میکنیم تو چطور فیلمی بسازی

1372
01:15:05.737 --> 01:15:08.779
حالا چرا یهو تصمیم گرفتی چنین فیلمایی بسازی؟

1373
01:15:08.779 --> 01:15:10.946
وسواس به استدلال کردن نداشت

1374
01:15:10.946 --> 01:15:15.071
اما به عنوان یه فیلمساز، استیون میخواست با استفاده

1375
01:15:15.071 --> 01:15:17.612
از اون فیلمها گاماس گاماس مسیرو طی کنه

1376
01:15:17.612 --> 01:15:20.153
نمیدونست مسیرش به کجا ختم میشه

1377
01:15:20.153 --> 01:15:23.570
اما فکر میکنم داشت یه جورایی خودشو آبدیده میکرد

1378
01:15:23.570 --> 01:15:26.362
برای اینکه مشخص کنه میتونه به اونجا برسه

1379
01:15:26.362 --> 01:15:28.362
که اوکی بود

1380
01:15:29.862 --> 01:15:37.862
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1381
01:15:40.946 --> 01:15:43.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
قدیمی ترین خاطره ای که به ذهنم میاد
اینه که تو کالسکه بودم

1382
01:15:43.821 --> 01:15:45.529
یادمه داشتن منو یه جایی میبردن

1383
01:15:45.529 --> 01:15:49.029
و مادربزرک و پدربزرگم باهام بودن

1384
01:15:51.612 --> 01:15:55.112
به یه فضای زیرزمینی رفتیم

1385
01:15:55.112 --> 01:15:58.654
یه چراغ قرمز اونجا بالای چندتا در بود

1386
01:16:01.654 --> 01:16:03.529
و یادم میاد به این چراغ قرمز نزدیک و

1387
01:16:03.529 --> 01:16:06.237
نزدیکتر میشدیم، جایی که همه این پیرمردها، فقط مرد

1388
01:16:06.237 --> 01:16:10.987
همشون دعُایی چیزی میخوندن

1389
01:16:10.987 --> 01:16:14.029
و نور قرمز همان نور ابدی بود، نرِ تمَید

1390
01:16:14.029 --> 01:16:16.862
و اون اولین خاطره ایه که یادم میاد

1391
01:16:19.695 --> 01:16:22.904
<font color="#804040">لیِسی‫:‬</font> به خدا اعتقاد داری؟
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> بله

1392
01:16:22.904 --> 01:16:24.987
دربارش بهم بگو؟ کجاست؟

1393
01:16:24.987 --> 01:16:27.362
...این از

1394
01:16:27.362 --> 01:16:31.029
میدونی، این از روحم میاد، نه حتی روحم

1395
01:16:31.029 --> 01:16:33.946
از ریشه مذهبی من و خانوادم

1396
01:16:37.195 --> 01:16:40.904
همه پدربزرگ و مادربزرگ هام تاثیر عمیقی روم داشتن

1397
01:16:40.904 --> 01:16:43.278
پدربزرگم فایولِ، گیتار مینواخت

1398
01:16:43.278 --> 01:16:45.570
و تمام آهنگ های ییدیش روسی رو میخوند
(زبان قوم یهود در شرق اروپا تا پیش از هولوکاست)

1399
01:16:45.570 --> 01:16:47.487
و مادربزرگم، جنِی

1400
01:16:47.487 --> 01:16:50.445
به مجَاری هایی که از هولوکاست جون سالم
به در برده بودن انگلیسی می آموخت

1401
01:16:54.821 --> 01:16:57.904
ما اورتودوکس بودیم
اورتودوکس بزرگ شدیم

1402
01:16:57.904 --> 01:17:00.987
و سنت نقش پررنگی در خانواده من داشت

1403
01:17:00.987 --> 01:17:02.946
و مطالعات مذهبی و مدرسه عبِری

1404
01:17:02.946 --> 01:17:07.153
و بار میتصوا
و بت میتصوا
برای خواهرام
(آیین یهودیه رسیدن به سن تکلیف)

1405
01:17:07.153 --> 01:17:10.195
اما ما همیشه جایی زندگی میکردیم
که در همسایگیمون یهودی ای نبود

1406
01:17:10.195 --> 01:17:13.904
و اون روزها تفاوت فرهنگی زیادی تو جامعه بود

1407
01:17:13.904 --> 01:17:16.153
بین یهودی ها و دیگران تفرقه افتاده بود

1408
01:17:16.153 --> 01:17:18.320
یک تفاوت فرهنگی فاحش

1409
01:17:18.320 --> 01:17:19.946
<font color="#804040">لی ادَرلر ‫(‬مادر‫):‬</font>
یادم میاد یه بار

1410
01:17:19.946 --> 01:17:23.529
بچه ها بیرون وایساده بودن و دعا میخوندن:

1411
01:17:23.529 --> 01:17:25.946
!اسپیلبرگ ها یهودی های کثیفی هستند

1412
01:17:25.946 --> 01:17:29.237
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من قطعا ً محروم بودن رو تجربه کردم

1413
01:17:29.237 --> 01:17:32.362
تمایز دادن و مورد تبعیض واقع شدن

1414
01:17:32.362 --> 01:17:34.195
تمام چیزی که میخواستم این بود که نقشی تو جامعه داشته باشم

1415
01:17:34.195 --> 01:17:37.862
و با یهودی بودن هیچ راهی وجود نداشت
که بخوام تو چیزی نقشی داشته باشم

1416
01:17:37.862 --> 01:17:40.529
پدربزرگم میومد تا هفته رو کنار ما بگذرونه

1417
01:17:40.529 --> 01:17:43.237
و من تو حیاط جلوییمون تا ۷ تا خونه پایینتر بازی میکردم

1418
01:17:43.237 --> 01:17:45.071
و پدربزرگم روی ایِوون حیاط جلوییمون وایمیساد

1419
01:17:45.071 --> 01:17:47.278
و اسم عبِریم رو صدا میزد: اشِششمول

1420
01:17:47.278 --> 01:17:49.320
تا جایی که میتونست بلند اینکارو میکرد: اشِششمول

1421
01:17:49.320 --> 01:17:53.445
و همه دوستام میپرسیدن داره با تو حرف میزنه؟ از خونه ی شماست

1422
01:17:53.445 --> 01:17:56.112
منم در آن واحد انکار میکردم که با من بود

1423
01:17:56.112 --> 01:17:58.946
نه، احتمالاً داره شخص دیگه ای رو صدا میزنه

1424
01:17:58.946 --> 01:18:00.779
اشِششمول اسم توئه؟

1425
01:18:00.779 --> 01:18:02.320
و همه دوستام شروع میکردن به خندیدن

1426
01:18:02.320 --> 01:18:04.029
اشِمول؟
اشِمول چی هست؟

1427
01:18:04.029 --> 01:18:05.320
در همین حال، صدای پدربزرگمو

1428
01:18:05.320 --> 01:18:07.112
که همینطور با لهجه روسی فریاد میزد

1429
01:18:07.112 --> 01:18:09.445
!اشِشمووول لا به لا میشنیدیم

1430
01:18:09.445 --> 01:18:11.320
<font color="#804040">انَ‫:‬</font>
استیو نمیخواست یهودی باشه

1431
01:18:11.320 --> 01:18:13.362
نمیخواست چون این

1432
01:18:13.362 --> 01:18:15.071
بین ما با بقیه فرق مینداخت

1433
01:18:15.071 --> 01:18:17.821
و خانواده بابا صلاحمون رو میدونه

1434
01:18:17.821 --> 01:18:20.029
یک خانواده وفق داده شده بود

1435
01:18:20.029 --> 01:18:22.654
و فکر میکنم دلش واقعاً واسش غنَج میرفت

1436
01:18:22.654 --> 01:18:27.445
من شروع به تکذیب یهودی بودنم کردنم

1437
01:18:27.445 --> 01:18:29.570
میدونی، شروع به تکذیب

1438
01:18:29.570 --> 01:18:32.278
هرچیزی که من به عنوان کودک مجبور به پذیرشش بودم

1439
01:18:32.278 --> 01:18:33.821
و نمیخواستم بپذیرم

1440
01:18:33.821 --> 01:18:36.278
اگه اینکار قرار بود موجب طرد شدنم بشه

1441
01:18:36.278 --> 01:18:38.029
از خودم خجالت میکشیدم

1442
01:18:38.029 --> 01:18:41.237
هنوزم از خودم خجالت میکشم

1443
01:18:41.237 --> 01:18:45.946
حتی یادآوریش پس از گذشت تماااام این سالها

1444
01:18:45.946 --> 01:18:49.445
موقعی که دیگه نمیخواستم یهودی باشم

1445
01:18:53.445 --> 01:18:55.403
وقتی برای اولین بار کیِت رو ملاقات کردم

1446
01:18:55.403 --> 01:18:57.779
چیزی که فقط تو فیلما میبینی

1447
01:18:57.779 --> 01:18:59.071
واسم رخ داد

1448
01:18:59.071 --> 01:19:04.153
کلیشه افتضاحیه ولی زنگ خطر به صدا در اومد

1449
01:19:04.153 --> 01:19:07.153
!این عشق در اولین نگاه بود
ناموسا ًبود
--

1450
01:19:07.153 --> 01:19:08.821
چیزی وجود داشت که هم برای

1451
01:19:08.821 --> 01:19:11.403
کیِتی اعتماد به نفس به همراه داشت

1452
01:19:11.403 --> 01:19:13.737
هم به من قوت قلب میداد

1453
01:19:13.737 --> 01:19:16.487
یه جور هماهنگی متقابل

1454
01:19:16.487 --> 01:19:18.570
درباره هرچیزی میتونستیم بحرفیم

1455
01:19:18.570 --> 01:19:20.821
نمیتونستم یه لحظه هم از ذهنم خارجش کنم

1456
01:19:30.320 --> 01:19:33.362
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
کیِت با شیفتگی عمیق به سنت ها

1457
01:19:33.362 --> 01:19:35.654
و تاریخچه ژرفی از یهودیت

1458
01:19:35.654 --> 01:19:38.029
به دنیای من وارد شد، به زندگی من

1459
01:19:38.029 --> 01:19:40.654
و خیلی دلش میخواست با من به عنوان یه یهودی ازدواج کنه

1460
01:19:40.654 --> 01:19:43.904
بنابراین، قبل از اینکه بامن ازدواج کنه دین یهود رو پذیرفت

1461
01:19:43.904 --> 01:19:46.362
<font color="#804040">سو اسپیلبرگ ‫(‬خواهر‫):‬</font>
میگفت: همیشه حس میکنه داره به خونه میاد

1462
01:19:46.362 --> 01:19:48.862
همیشه حس میکرد این جاییه که بودنش معنا پیدا میکنه

1463
01:19:48.862 --> 01:19:51.570
و خوب، همینطور که یهودیت رو مطالعه میکرد و غرقش شده بود

1464
01:19:51.570 --> 01:19:54.737
استیو رو به عقب برگردوند تا ازش قدردانی کنه

1465
01:19:54.737 --> 01:19:56.779
<font color="#804040">پارکز‫:‬</font>
کیِت چیزی رو برای استیون به ارمغان آورد

1466
01:19:56.779 --> 01:20:00.029
که فکر نمیکنم استیون باور داشت روزی بتونه بدستش بیاره

1467
01:20:00.029 --> 01:20:03.821
اون به شدتّ خودش رو وقف آرمانی به نام خانواده میکرد

1468
01:20:03.821 --> 01:20:07.071
میدونید، در خالصانه ترین ماهیتش

1469
01:20:07.071 --> 01:20:09.946
که نه فقط اون رو براش  به ارمغان آورد بلکه

1470
01:20:09.946 --> 01:20:12.695
فکر میکنم شادی ای هدیه کرد که هرگز توسط نمیکرد تجربه کنه

1471
01:20:12.695 --> 01:20:15.362
البته، توی تاثیر گذاریش در

1472
01:20:15.362 --> 01:20:17.487
روند رشد هنریش شک دارم

1473
01:20:29.403 --> 01:20:31.779
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
سال ۱۹۸۲ بود که سید شاینبرگ

1474
01:20:31.779 --> 01:20:33.695
کتاب فهرست شیندلر رو بهم داد که بخونم

1475
01:20:33.695 --> 01:20:36.445
حسش این بود که تقدیره منه تا فیلمشو بسازم

1476
01:20:36.445 --> 01:20:38.237
مصُرِ بود که توجه من به کتاب جلب شه

1477
01:20:38.237 --> 01:20:40.862
نه که تسلیم خواستش شم

1478
01:20:40.862 --> 01:20:44.654
فکر کنم از ایده ساختنش

1479
01:20:44.654 --> 01:20:47.904
گرُخیده بود

1480
01:20:47.904 --> 01:20:50.570
<font color="#804040">انَ‫:‬</font>
کتاب رو بیش از ۱۰ سال نگه داشت

1481
01:20:50.570 --> 01:20:52.737
قبل از اینکه آمادگی ساختنشو پیدا کنه

1482
01:20:52.737 --> 01:20:55.112
و فقط گفته بود: میدونم کی وقتشه

1483
01:20:55.112 --> 01:20:56.529
میدونید، اگه کسی تو این مسئله بهش گیر میداد حرفش فقط همین بود

1484
01:20:56.529 --> 01:20:57.987
!میدونم کی وقتشه

1485
01:20:59.695 --> 01:21:01.237
و بالاخره زمانش فرا رسید

1486
01:21:07.112 --> 01:21:11.987
<font color="#804040">لیام نیسنِ ‫(‬بازیگر‫):‬‬</font>
توی اولین روزم، بیرون دروازه های اردوگاه آشویتس بودیم

1487
01:21:11.987 --> 01:21:16.112
پنج و نیم صبح بود، سوز داشت، سوز سرما استخون میپکوند

1488
01:21:16.112 --> 01:21:18.487
به همراه صدها نفر سیاهی لشگر

1489
01:21:18.487 --> 01:21:21.612
که از اون پیژامه های راه راه وحشتناک به تن کرده بودند

1490
01:21:21.612 --> 01:21:23.570
و نگهبانان آلمانی

1491
01:21:23.570 --> 01:21:27.278
سگهای گرُگی آلزاسی اصیل، سگهای بی اعصاب واقعی
(‫(ژرمن شپرد‬

1492
01:21:31.487 --> 01:21:33.612
!نه! نه

1493
01:21:33.612 --> 01:21:36.529
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
هیچ چیز نمیتونست منو برای اولین ملاقاتم از اشویتش آماده کنه

1494
01:21:36.529 --> 01:21:38.112
هیچی منو براش آماده نکرده بود

1495
01:21:40.529 --> 01:21:43.278
میخواستم دقیقاً همون جایی که حوادث واقع شده بودند تصویر بگیرم

1496
01:21:43.278 --> 01:21:46.612
تمام مکان های واقعی

1497
01:21:46.612 --> 01:21:48.612
اماّ اون زمان وقتی که به لهستان رفتم

1498
01:21:48.612 --> 01:21:51.237
برای اولین بار فهمیدم که دارم با آتیش بازی میکنم

1499
01:21:51.237 --> 01:21:52.695
خوفناک بود

1500
01:21:52.695 --> 01:21:55.278
مثل کسَی میموند که پوستش کنده شده

1501
01:21:55.278 --> 01:21:57.570
آسیب پذیر شده بود

1502
01:21:57.570 --> 01:21:59.904
از بی قراری الکی اینور اونور قدم میزد

1503
01:21:59.904 --> 01:22:01.529
میتونم بگم چقدر این فیلم و سوژه

1504
01:22:01.529 --> 01:22:04.403
براش مهم بود

1505
01:22:13.570 --> 01:22:17.570
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
اون داشت داستان خانوادش، خاندانش رو روایت میکرد

1506
01:22:17.570 --> 01:22:22.153
پس من از سنگینی موضوع آگاه بودم

1507
01:22:22.153 --> 01:22:24.570
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
به تیمم گفتم: این یه مستند نیست

1508
01:22:24.570 --> 01:22:28.403
اماّ ما داریم حوادثی رو مستند میکنیم که درست

1509
01:22:28.403 --> 01:22:30.362
همینجایی که شما الان ایستادید واقع شدند

1510
01:22:30.362 --> 01:22:35.112
و همچنین گفتم: اونهایی که بین ما یهودی هستند

1511
01:22:35.112 --> 01:22:38.695
میدونید، سال ۱۹۴۳

1512
01:22:38.695 --> 01:22:41.821
هرگز نمیتونستید اینجا بایستید

1513
01:22:45.862 --> 01:22:48.362
میدونستم قرار نیست شبیه فیلمای دیگه باشه

1514
01:22:48.362 --> 01:22:52.153
و نمیتونه شبیه هر چیز دیگه ای باشه
با هرچیز دیگه ای که تا به حال کارگردانی کردم متفاوته

1515
01:22:52.153 --> 01:22:53.779
باید با احترام بسیار زیاد

1516
01:22:53.779 --> 01:22:55.862
به ابزار ها رسیدگی میکردم

1517
01:22:55.862 --> 01:22:58.362
به مکان ها رسیدگی میکردم

1518
01:22:58.362 --> 01:23:03.362
و باید این پروژه رو بی سر و صدا، خیلی بی سر و صدا میساختم

1519
01:23:03.362 --> 01:23:06.029
ما داشتیم روی خاکی مقدسّ و محترم تصویربرداری میکردیم

1520
01:23:08.904 --> 01:23:10.487
هرجایی که در شهر کراکوف تصویر میگرفتیم

1521
01:23:10.487 --> 01:23:12.737
حس تصویر گرفتن توی قبرستون رو میداد

1522
01:23:12.737 --> 01:23:16.403
و این کل رویکرد من به سینما رو تغییر داد

1523
01:23:16.403 --> 01:23:17.779
من.. اون فیلم با تمام کارهایی که

1524
01:23:17.779 --> 01:23:20.071
قبلاً انجام داده بودم متفاوت به نظر میرسید

1525
01:23:20.071 --> 01:23:23.862
سعی کردم با هیچ حقه تخیلی، با هیچ لنز تخیلی نگیرم

1526
01:23:23.862 --> 01:23:26.237
بدون کرِیِن های همه جا رو بزرگ هالیوودی
(‫(‬نوعی جرثقیل برای تصویربرداری

1527
01:23:26.237 --> 01:23:28.320
سعی کردم همه ابزار آلاتی رو که باهام بود و

1528
01:23:28.320 --> 01:23:30.654
باهاشون فیلمای زیادیم رو ساخته بودم

1529
01:23:30.654 --> 01:23:32.529
بردارم و از پنجره پرتشون کنم بیرون

1530
01:23:32.529 --> 01:23:35.237
هیچوقت دو دستی به هیچ چیز نچسبیده بودم، اما

1531
01:23:35.237 --> 01:23:37.195
میخواستم تا جای ممکن به فهرست شیندلر بچسبم

1532
01:23:37.195 --> 01:23:39.695
فقط میخواستم احساسی رو که

1533
01:23:39.695 --> 01:23:43.237
هممون توی همون لحظه واقعا ً‌ اونجا هستیم رو تداعی کنم

1534
01:23:43.237 --> 01:23:45.237
!خداحافظ یهودی ها

1535
01:23:45.237 --> 01:23:48.403
!خداحافظ یهودی ها
!خداحافظ یهودی ها

1536
01:23:48.403 --> 01:23:51.570
...برام سواله که کنیسه
(پرستشگاه یهود)

1537
01:23:51.570 --> 01:23:52.779
پس زمینه خوبیه

1538
01:23:52.779 --> 01:23:54.237
یا پارک پس زمینه خوبیه؟

1539
01:23:54.237 --> 01:23:56.445
چون یه جورایی اینجا جلب توجه میکنه

1540
01:23:56.445 --> 01:23:58.946
<font color="#804040">رالف فاینسِ‫ ‫(‬بازیگر‫)‬:‬</font>
استیون میگفت حس میکنم اولین فیلممو دارم کارگردانی میکنم

1541
01:23:58.946 --> 01:24:00.529
هیچ چی رو استوری برد نزدم

1542
01:24:00.529 --> 01:24:01.946
که فکر میکنم براش مثل آدرنالین یا

1543
01:24:01.946 --> 01:24:03.487
چیزی بود که هممون حسش کردیم

1544
01:24:03.487 --> 01:24:05.403
یک عطش، یک هوشیاری

1545
01:24:05.403 --> 01:24:09.237
هیچوقت این سطح از انرژی و تمرکز رو حس نکرده بودم

1546
01:24:09.237 --> 01:24:11.779
انگار سینما رو نفس میکشید

1547
01:24:11.779 --> 01:24:14.529
نمیخوام بگم اون یه کارگردان متفکره

1548
01:24:14.529 --> 01:24:17.821
فکر کنم چیزهارو درونی و عاطفی حس میکرد

1549
01:24:17.821 --> 01:24:19.278
و همون شکلی بهشون میپرداخت

1550
01:24:19.278 --> 01:24:21.946
مثل یه جور نقاّش انتزاعی بود

1551
01:24:21.946 --> 01:24:25.237
که بوم خودشو داره

1552
01:24:25.237 --> 01:24:28.779
و پالتی از رنگهای چشم نواز داره

1553
01:24:28.779 --> 01:24:30.695
اما نمیدونه کدوم رنگ رو

1554
01:24:30.695 --> 01:24:33.612
اول رو صفحه بیاره

1555
01:24:33.612 --> 01:24:36.029
اما به محض اینکه اون رنگ رو به کار میبنده

1556
01:24:36.029 --> 01:24:38.987
موتورش مثل بنز راه میفته

1557
01:24:38.987 --> 01:24:41.612
و بی تعارف وقتایی بود که میدویید

1558
01:24:41.612 --> 01:24:43.362
با دوربین میدویید

1559
01:24:43.362 --> 01:24:45.779
چون چیزای زیادی رو خودش شخصا ًتصویر گرفت

1560
01:24:45.779 --> 01:24:47.029
دوربین قابل حمل

1561
01:24:47.029 --> 01:24:48.654
بالا میرفت، پایین میومد

1562
01:24:48.654 --> 01:24:50.987
میگفت: بیا، بیا، بیا، با من بیا، سریع، سریع، سریع

1563
01:24:50.987 --> 01:24:52.904
همونجور که ایده توی ذهنش شکل و فرُم میگرفت

1564
01:24:52.904 --> 01:24:55.403
و ما همه دنبالش میدوییدیم، چی؟‌ چی؟

1565
01:24:55.403 --> 01:24:58.029
الهام گرفته بود
چیزی دیده بود

1566
01:25:06.821 --> 01:25:10.195
<font color="#808080">(آلمانی حرف میزنن)</font>

1567
01:25:10.195 --> 01:25:13.320
<font color="#804040">سرِ بنِ کینگزلی‫:‬</font>
هممون به عنوان شخصیت ها و بازیگران برای

1568
01:25:13.320 --> 01:25:16.737
درک کردن بعضی چیزها تقلاّ میورزیدیم

1569
01:25:16.737 --> 01:25:20.612
اما پامون رو تو قلمروی خودمون یه قدم فراتر هم میزاشتیم

1570
01:25:20.612 --> 01:25:23.821
برای اینکه همونطور که الِی ویزلِ گفته بود، داستان رو بیان کنیم

1571
01:25:26.362 --> 01:25:28.112
اگه خوشتون اومده باشه، ما توی نقش

1572
01:25:28.112 --> 01:25:30.987
بازیگر-جنگجو مون فرو رفته بودم

1573
01:25:30.987 --> 01:25:34.904
چون اگه بخوای چیزی رو از روی عطوفت نرمتر کنی

1574
01:25:34.904 --> 01:25:38.112
جلوی اون طوفانی رو که باید ایجاد کنی تا

1575
01:25:38.112 --> 01:25:39.862
احساسات مخاطب درگیر شن و غرق بازیت شه رو گرفتی

1576
01:25:39.862 --> 01:25:41.320
<font color="#808080">(داد بیداد سربازا به آلمانی)</font>

1577
01:25:52.570 --> 01:25:55.029
در صحنه غربالگری در محله مهاجران یهودی

1578
01:25:55.029 --> 01:25:56.695
میدونستم که باید خودمو در خدمت داستان بزارم

1579
01:25:56.695 --> 01:26:00.112
دیالوگ هامو حفظ بودم، اما بدجوری شوکه شده بودم

1580
01:26:00.112 --> 01:26:01.904
بازی نمیکردم

1581
01:26:07.904 --> 01:26:10.403
اون هرج و مرج هماهنگ شده زیبا

1582
01:26:10.403 --> 01:26:12.904
تکرار نشدنی یا فراموش نشدنی بود

1583
01:26:20.362 --> 01:26:24.570
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
اسُکار شیندلر مردی اجتماعی بود

1584
01:26:24.570 --> 01:26:27.029
یک تاجر درجه دو محسوب میشد

1585
01:26:27.029 --> 01:26:29.987
یه مقدار شخصیتش خاکستری بود، میدونی

1586
01:26:29.987 --> 01:26:34.612
مردی شهری
عاشق زنها بود
عاشق عرق سگی زدناش بود

1587
01:26:34.612 --> 01:26:38.237
خلاصه لذت طلب
این چیزیه که بود

1588
01:26:38.237 --> 01:26:40.237
و کاری استثنایی انجام داد

1589
01:26:40.237 --> 01:26:44.529
زندگی ۱۱۰۰ یهودی رو نجات داد

1590
01:26:44.529 --> 01:26:47.570
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
چیز مرموز غیر قابل توصیفی

1591
01:26:47.570 --> 01:26:49.112
درمورد شخصیتش وجود داشت

1592
01:26:49.112 --> 01:26:51.779
غیر ممکن بود واقعا ً بتونی درک کنی

1593
01:26:51.779 --> 01:26:53.946
چرا اینکار رو انجام داد

1594
01:26:53.946 --> 01:26:56.445
اما ما تصمیم گرفته بودیم به مخاطبین

1595
01:26:56.445 --> 01:26:59.278
اجازه بدیم برای خودشون رو این موضوع کار کنن

1596
01:26:59.278 --> 01:27:01.112
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
من اون موقع سیگاری بودم

1597
01:27:01.112 --> 01:27:03.654
استیو سیگاری نبود، اما توی نماهای بسته

1598
01:27:03.654 --> 01:27:05.487
شروع کرد به من امر و نهی کردن که چجوری سیگار بکشم

1599
01:27:05.487 --> 01:27:08.946
میگفت: اوکی، حالا به میز نگاه میکنی

1600
01:27:08.946 --> 01:27:12.821
و اون ۳ مقام عالی رتبه نازی رو میبینی

1601
01:27:12.821 --> 01:27:14.612
یه کام ار سیگارت بگیر

1602
01:27:14.612 --> 01:27:18.612
نه، نه، دوباره انجامش بده

1603
01:27:18.612 --> 01:27:21.071
انگشتاتو همونجا نگه دار
کام بگیر

1604
01:27:21.071 --> 01:27:24.779
دود رو حلقه کن بزار از جلوی صورتت با پیچ و تاب خوردن به بالا محو شه

1605
01:27:24.779 --> 01:27:27.612
دوباره تکرار کن

1606
01:27:27.612 --> 01:27:29.987
اوکی، حالا دستتو خیلی، خیلی آروم بردار

1607
01:27:29.987 --> 01:27:32.612
از قرار معلوم، اساسا ً داشت بهم یاد میداد چجوری نفس بکشم

1608
01:27:32.612 --> 01:27:34.904
یادم میاد شبش یا روز بعدش

1609
01:27:34.904 --> 01:27:36.779
با بنِ کینگزلی مسالًه رو در میون گذاشتم

1610
01:27:36.779 --> 01:27:40.278
گفتکم: بنِ، راستش.. اگه قرار باشه همه صحنه ها همینجوری باشه

1611
01:27:40.278 --> 01:27:42.570
من یه عروسک خیمه شب بازی کوفتی ام، در جریانی که؟

1612
01:27:42.570 --> 01:27:44.071
نمیخوام عروسک خیمه شب بازیش باشم

1613
01:27:44.071 --> 01:27:45.529
من ۴۱ سالمه

1614
01:27:45.529 --> 01:27:47.362
و به خوبی حرفای بنِ رو به خاطر دارم

1615
01:27:47.362 --> 01:27:49.946
گفت: یه رهبر ارُکستر کاربلد

1616
01:27:51.487 --> 01:27:54.529
به یه تکنواز خوب احتیاج داره

1617
01:27:54.529 --> 01:27:56.153
فقط بهش اعتماد کن

1618
01:27:56.153 --> 01:27:57.654
به مسیرش برو

1619
01:27:57.654 --> 01:27:59.612
باهاش نجنگ، فقط برو تو دلش

1620
01:27:59.612 --> 01:28:00.987
و اونکاری بود که انجام دادم

1621
01:28:00.987 --> 01:28:04.320
خودمو در اختیار استیون گذاشتم، میدونی

1622
01:28:04.320 --> 01:28:05.779
<font color="#804040">اسُکار‫:‬</font>
پدرم خیلی به گفتن این جمله علاقه داشت

1623
01:28:05.779 --> 01:28:07.987
تو به ۳ چیز تو زندگی نیاز داری

1624
01:28:07.987 --> 01:28:12.529
یه دکتر خوب
یه کشیش بخشنده

1625
01:28:12.529 --> 01:28:14.487
و یه حسابدار باهوش

1626
01:28:18.779 --> 01:28:20.821
...دوتای اول

1627
01:28:20.821 --> 01:28:22.529
خیلی به درد بخور نبودن

1628
01:28:22.529 --> 01:28:26.445
اما سومی؟

1629
01:28:26.445 --> 01:28:28.487
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
ایتزژاک اسِترِن شخصیتی بود که من

1630
01:28:28.487 --> 01:28:31.737
با شناختی که ازش داشتم، از همه بهش نزدیکتر بودم

1631
01:28:31.737 --> 01:28:34.529
تورو به ناموس زهرا، فقط تظاهر کن

1632
01:28:34.529 --> 01:28:38.029
و من به بنِ گفتم: تو وجدان اسُکار هستی

1633
01:28:38.029 --> 01:28:40.403
همچنین پنجره ای برای نگاه انداختن من

1634
01:28:40.403 --> 01:28:42.821
به درون اسُکار شیندلر هم هستی

1635
01:28:42.821 --> 01:28:44.737
سعی دارم ازت تشکر کنم

1636
01:28:46.737 --> 01:28:49.779
دارم میگم بدون تو نمیتونستم از پسش بر بیام

1637
01:28:49.779 --> 01:28:52.737
هرچیزی که میتونم از شخص شیندلر دریافت کنم

1638
01:28:52.737 --> 01:28:55.403
فکر کنم بخش عمُدش از اینکه چجور نگاهی بهش داری نشاتً میگیره

1639
01:28:58.654 --> 01:29:00.237
خواهش میکنم

1640
01:29:00.237 --> 01:29:01.904
<font color="#804040">کینگزلی‫:‬</font>
کارگردانان خیلی، خیلی کمی هستند

1641
01:29:01.904 --> 01:29:04.987
که به سکون به اندازه استیون اهمیت بدن

1642
01:29:04.987 --> 01:29:07.737
هر ژستی رو که جلوی دوربین به معرض نمایش میزاری رو

1643
01:29:07.737 --> 01:29:11.029
میقاپه و ازش استفاده میکنه

1644
01:29:11.029 --> 01:29:16.153
بینشش برای چیزی واقعی و فعلی، خیلی، خیلی قویه

1645
01:29:16.153 --> 01:29:19.320
میخواست از کلیشه ها درباره نازیها پرهیز کنه

1646
01:29:19.320 --> 01:29:22.779
و توی شرایط کار، اینو تو همون اولین روزم فهمیدم

1647
01:29:22.779 --> 01:29:26.195
درباره اون سرفه ای که آمون میکرد
اهم، ببخشید

1648
01:29:26.195 --> 01:29:29.779
نشون میداد چقدر آدمیزاد آسیب پذیره و به تار مویی بنده
حسی شبیه این

1649
01:29:29.779 --> 01:29:31.821
سؤالی دارید، قربان؟

1650
01:29:31.821 --> 01:29:35.695
آره، چرا سقف بازه؟ دارم سگ لرزه میزنم

1651
01:29:35.695 --> 01:29:37.654
به طرق مختلفی در اجرا و فیلم گرفتن

1652
01:29:37.654 --> 01:29:40.112
میتونید نقش منفی رو تقویت و یا بهش نخ بدید

1653
01:29:40.112 --> 01:29:42.237
:و من فکر میکنم مطلقا ً به درستی میخواست بگه

1654
01:29:42.237 --> 01:29:44.112
نه، مرده داره کارشو انجام میده

1655
01:29:44.112 --> 01:29:47.029
تو تصمیم میگیری چی برداشت کنی
یه ایده ای دارم

1656
01:29:47.029 --> 01:29:48.946
چطوره فقط به دهانشون نور بدیم؟ دیگه به جز این؟

1657
01:29:48.946 --> 01:29:51.112
میخواستم بگم، میدونی

1658
01:29:51.112 --> 01:29:53.695
نه، اون،  میخوام از بالا نوردهی کنم، میدونی

1659
01:29:53.695 --> 01:29:55.862
...بنابراین سایه هایی اینجا خواهیم داشت، مثل

1660
01:29:55.862 --> 01:29:59.029
...اوکی، فقط میخوام مطمئن شم که موی دماغ

1661
01:29:59.029 --> 01:30:02.737
میدونی.. نمیخوام با نور مستقیم به سمت پایین

1662
01:30:02.737 --> 01:30:04.946
روی تباهی شخصیت تاکید کنم

1663
01:30:04.946 --> 01:30:07.237
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
هرچیزی که داریم توی این فرم بیانی میبندیم به نور و سایه مرتبطه

1664
01:30:07.237 --> 01:30:10.153
چگونه مدیر تصویربرداری
روی بازیگران نورپردازی انجام میده
روی صحنه نورپردازی انجام میده

1665
01:30:10.153 --> 01:30:11.987
اگه به فهرست شیندلر نگاهی بندازی

1666
01:30:11.987 --> 01:30:14.487
امَون گوت همیشه به زیبایی روشن بود

1667
01:30:14.487 --> 01:30:16.821
همیشه اون نور روبروی زیبا رو داشت

1668
01:30:16.821 --> 01:30:18.362
میدونید که، طرف خیلی واضح و شفاف بود

1669
01:30:18.362 --> 01:30:19.779
معماّیی درونش نبود

1670
01:30:19.779 --> 01:30:21.487
ممکنه بگی لازم نداشتی با نورپردازی

1671
01:30:21.487 --> 01:30:23.654
به ذات شیطانیش دامن بزنی

1672
01:30:23.654 --> 01:30:25.570
حالا، نگاهی به اسُکار شیندلر بنداز

1673
01:30:25.570 --> 01:30:27.153
به تنهایی گیج کننده بود

1674
01:30:27.153 --> 01:30:29.153
به لهستان اومد تا پول در بیاره

1675
01:30:29.153 --> 01:30:32.278
همیشه افسونگر بود، اما همیشه پرُسایه بود

1676
01:30:35.654 --> 01:30:36.987
سایه ها محو شدند

1677
01:30:36.987 --> 01:30:38.987
اونها میگن تو خوبی

1678
01:30:38.987 --> 01:30:41.695
<font color="#804040">کامینسکی‫:‬</font>
چون داشت به خودشناسی میرسید

1679
01:30:43.195 --> 01:30:51.195
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1680
01:30:53.362 --> 01:30:56.362
<font color="#808080">(بچه ها به ییدیشی کرُ میخونن)</font>

1681
01:31:04.445 --> 01:31:07.320
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
دختر کوچولویی که به رنگ قرمز بود واقعا ً اتفاق افتاده بود

1682
01:31:07.320 --> 01:31:11.403
شیندلر سوار بر پشت اسب نظاره گر بود که اونارو گرِد هم میاوردن

1683
01:31:13.487 --> 01:31:18.529
چشمش در بین تمام  قتل عام هایی که داشت صورت میگرفت

1684
01:31:18.529 --> 01:31:20.695
به یه دختر بچه با کت قرمز خورد

1685
01:31:20.695 --> 01:31:22.821
نمیتونست از اون دختر بچه چشم برداره

1686
01:31:22.821 --> 01:31:24.445
همینطور که از خیابون ۱۳ پیچ عبور میکرد

1687
01:31:24.445 --> 01:31:25.862
نمیتونست چشمشو از روش برداره

1688
01:31:25.862 --> 01:31:28.237
و براش عجیب بود که چرا همراه با بقیه

1689
01:31:28.237 --> 01:31:30.195
کاری به کارش ندارن

1690
01:31:30.195 --> 01:31:32.654
و جواب این بود که: خوب، البته که بالاخره میرن سراغش

1691
01:31:32.654 --> 01:31:34.195
شاید نه تو چند دقیقه آتی

1692
01:31:34.195 --> 01:31:36.570
ولی قرار نیست جون سالم به در ببره

1693
01:31:43.071 --> 01:31:45.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
در حین غربالگری محله یهود نشین ها

1694
01:31:45.071 --> 01:31:47.112
وقتی داشتن میبردنشون توی کامیون ها

1695
01:31:47.112 --> 01:31:48.904
و پیرمرد هارو توی خیابون سلاخی میکردند

1696
01:31:48.904 --> 01:31:50.862
داشتن تنها رهاش میکردن

1697
01:31:50.862 --> 01:31:53.403
به طریقی، واضح ترین ترین هدف

1698
01:31:53.403 --> 01:31:55.071
دستگیر نشد

1699
01:31:55.071 --> 01:31:58.029
و برای من این زیاد راجب اینکه چی باعث تغییر در اسُکار شیندلر شد، نبود

1700
01:31:58.029 --> 01:32:01.737
بیشتر درباره نابینایی دنیا نسبت به هولوکاست و

1701
01:32:01.737 --> 01:32:05.237
روند صنعتی شده ی این قتل عام دسته جمعی بود

1702
01:32:05.237 --> 01:32:07.071
<font color="#804040">:امون</font>
باورت میشه؟

1703
01:32:07.071 --> 01:32:10.654
اگه تعداد کافی برای سوزوندن نداشته باشم با این اجساد میان؟

1704
01:32:10.654 --> 01:32:14.946
باید همه اونایی که لباسشون علامت دارن و
این بالا دفن شدن رو پیدا کنم و بسوزونمشون

1705
01:32:14.946 --> 01:32:17.112
اسُکار، مهمونی تموم شده

1706
01:32:17.112 --> 01:32:19.570
دارن اینجا رو تعطیل میکنن و همه رو به آشویتس میفرستند

1707
01:32:19.570 --> 01:32:20.779
کی؟
نمیدونم

1708
01:32:20.779 --> 01:32:22.153
در اولین فرصتی که بتونم شرایط انتقال رو مهیا کنم

1709
01:32:22.153 --> 01:32:26.195
شاید ۳۰ تا ۴۰ روز،  حالی به حولیه

1710
01:32:28.862 --> 01:32:30.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
پس اون دختر با لباس قرمز

1711
01:32:30.403 --> 01:32:32.821
برای من، هولوکاست و تمام اون

1712
01:32:32.821 --> 01:32:35.529
عظمت شیطانیش رو بدل به یه نماد کرد

1713
01:32:35.529 --> 01:32:38.237
و هیچکس وقتی که میتونستن کاری براشون نکرد

1714
01:32:41.821 --> 01:32:46.112
<font color="#804040">مایکل کان‫:‬</font>
یادم میاد یه صحنه رو تدوین کردم، به سختی، احساساتی شده بودم

1715
01:32:46.112 --> 01:32:49.112
و استیون شبش اومد

1716
01:32:49.112 --> 01:32:52.612
رفتیم بیرون جایی که اون ایستاده بود

1717
01:32:52.612 --> 01:32:54.695
و صحنه رو پلِیِ کردم

1718
01:32:54.695 --> 01:32:58.071
یه نگاهی بهش انداخت، صبر کن مایک، نمیتونم ادامه بدم

1719
01:32:58.071 --> 01:33:01.112
این شکلی شد.. جوری منُقلب شد که نمیتونست ادامه بده

1720
01:33:01.112 --> 01:33:03.654
خیلی سخت بود، گذاشت و رفت

1721
01:33:03.654 --> 01:33:06.071
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
یادمه رسیدم خونه و از هم پاشیدم

1722
01:33:06.071 --> 01:33:08.570
و کیِت زمان پروژه خیلی وقتا کنارم بود

1723
01:33:08.570 --> 01:33:11.029
ما باهم بارها و بارها گریه کردبه بودیم

1724
01:33:11.029 --> 01:33:13.987
واقعا ً در تمام پروسه تولید بهم انرژی میداد

1725
01:33:13.987 --> 01:33:17.112
ما ۴ ماه در کرِاکوَ بودیم، زمان طولانی ایه

1726
01:33:17.112 --> 01:33:20.529
به لحاظ احساسی این سنگین ترین کاری بود که تا به حال ساختم

1727
01:33:31.487 --> 01:33:33.987
<font color="#804040">انَتِ اینسدورف ‫(‬مورخ فیلم‫)‬</font>
این فیلم درباره

1728
01:33:33.987 --> 01:33:37.153
تأکید بر روی وقایع هولوکاست نیست

1729
01:33:37.153 --> 01:33:41.862
دریچه ویژه ایست که به سوی گذشته گشوده میشه

1730
01:33:50.862 --> 01:33:53.278
و اینجا، کارگردانی جریان ساز

1731
01:33:53.278 --> 01:33:55.237
استادانه فیلمی رو میسازه

1732
01:33:55.237 --> 01:33:58.529
که در حقیقت آخرش به خیِل عظیمی از مخاطبین

1733
01:33:58.529 --> 01:34:01.112
منِ جمله اونهایی که تا به حال نام آشویتس

1734
01:34:10.862 --> 01:34:12.821
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
تقریبا سه ربع از تصویربرداری کار باقی مونده بود

1735
01:34:12.821 --> 01:34:15.529
که استیون برای پایان بندی فیلم ایده ای داشت

1736
01:34:15.529 --> 01:34:18.737
میخواست به اورشلیم پرواز کنه

1737
01:34:18.737 --> 01:34:21.445
میخواستیم صحنه ای رو سر مزار شیندلر ضبط کنیم

1738
01:34:21.445 --> 01:34:23.112
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
لازم داشتم اونجا باشم تا

1739
01:34:23.112 --> 01:34:26.403
شهادتی توی فیلم بگنجونم

1740
01:34:26.403 --> 01:34:29.695
که این داستان واقعا ً رخ داده

1741
01:34:32.570 --> 01:34:34.403
<font color="#804040">فاینسِ‫:‬</font>
کار شجاعانه ای بود

1742
01:34:34.403 --> 01:34:35.779
اینا آدمای واقعی هستند

1743
01:35:05.320 --> 01:35:09.278
<font color="#804040">کنِدِی‫:‬</font>
لحظه ای کلیدی در زندگی استیون بود

1744
01:35:09.278 --> 01:35:11.695
متوجه شد نمیتونه هیچگونه منفعتی

1745
01:35:11.695 --> 01:35:13.487
که مدنظرش بود رو از فیلم ببره

1746
01:35:13.487 --> 01:35:15.529
میخواست بعضی چیزارو برگردونه

1747
01:35:15.529 --> 01:35:18.445
پس شروع به کاری کرد که تبدیل به بنیاد شوا ‌شد
(به معنی تراژدی و واژه عبِری معادل هولوکاست)

1748
01:35:18.445 --> 01:35:22.445
مستند کردن تاریخ نقل شده از زبان بازماندگان یا تاریخ ثبت و ضبط شده

1749
01:35:22.445 --> 01:35:26.612
به شیوه ای که اجازه فراموش شدنش رو به مردم نده

1750
01:35:26.612 --> 01:35:31.445
<font color="#804040">کینگزلی‫:‬</font>
بنیاد شوا راهی بود تا سعی کنیم

1751
01:35:31.445 --> 01:35:34.987
خفیف ترین پژواک از داستان هایی که فراموششون کردیم رو بشنویم

1752
01:35:34.987 --> 01:35:37.987
پس به عنوان یه داستان گو بهش وصل بود

1753
01:35:37.987 --> 01:35:41.278
یعنی توی دئوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسیدش بود

1754
01:35:41.278 --> 01:35:44.029
شروع به دویدن سمت کامیون ها کردن و تیر خوردن

1755
01:35:44.029 --> 01:35:46.445
یحتمل آخرین گشت امروز بود

1756
01:35:46.445 --> 01:35:48.153
گمان نمیکنم دیگه اونجا باشن

1757
01:35:48.153 --> 01:35:50.153
و البته ازمون مدارک میخواستن

1758
01:35:50.153 --> 01:35:52.654
ولی پدربزرگم چیزی نداشت

1759
01:35:52.654 --> 01:35:56.153
و اونها بردنش، اونها بردنش

1760
01:35:58.445 --> 01:36:02.403
<font color="#804040">نیسنِ‫:‬</font>
اون هزاران هزار شهادت جمع آوری کرد

1761
01:36:02.403 --> 01:36:03.987
و نه فقط درباره هولوکاست

1762
01:36:03.987 --> 01:36:07.320
...درباره رواندا، بوسنی، میدونی

1763
01:36:07.320 --> 01:36:10.779
و این حیرت آوره، میراث فهرست شیندلر

1764
01:36:10.779 --> 01:36:12.695
بواسطه استیون انتشار پیدا کرد

1765
01:36:30.320 --> 01:36:32.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
تجربه ساختن فهرست شیندلر

1766
01:36:32.821 --> 01:36:37.112
منو با تمام دلایل پرافتخاری که بی جهت

1767
01:36:37.112 --> 01:36:42.987
از اصل و نسب یهودیم پنهان میکردم آشتی داد

1768
01:36:42.987 --> 01:36:47.529
و باعث شد به یهودی بودنم افتخار کنم

1769
01:36:49.529 --> 01:36:57.529
<font color="#804040">در سال ۱۹۹۳ فهرست شیندلر جایزه بهترین فیلم
و استیون اسپیلبرگ برای اولین بار جایزه
بهترین کارگردانی را در مراسم اسکار  برنده شدند</font>

1770
01:37:07.529 --> 01:37:10.737
بازه های زمانی ای در تاریخ فیلمسازی هستند

1771
01:37:10.737 --> 01:37:14.029
که تصَادم رویدادهایی در اون دوران

1772
01:37:14.029 --> 01:37:15.904
موجب اختراع و ابداعی تازه میشه

1773
01:37:15.904 --> 01:37:18.904
و پارک ژوراسیک یکی از اون رویدادها بود

1774
01:37:18.904 --> 01:37:20.987
<font color="#804040">مرد‫:‬</font> همونجا نگهش دار
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> جدا ً، این شروع

1775
01:37:20.987 --> 01:37:22.737
عصر دیجیتال بود

1776
01:37:22.737 --> 01:37:26.278
مقطعی که شخصیت های محوری به صورت دیجیتالی ساخته شدند

1777
01:37:26.278 --> 01:37:28.403
هیچکس قبلش اون مسیر رو نرفته بود

1778
01:37:28.403 --> 01:37:32.071
<font color="#804040">مرد دوم‫:‬‬</font> بیا‫!‬

1779
01:37:32.071 --> 01:37:34.153
<font color="#804040">:کنِدِی</font>
:استیون بهم گفت

1780
01:37:34.153 --> 01:37:38.737
دایناسورهایی بین ۷۰ تا ۷۵ سانت روی صحنه میخوام

1781
01:37:38.737 --> 01:37:40.904
که بازیگرا بتونن باهاشون تعامل داشته باشن

1782
01:37:40.904 --> 01:37:43.153
و میخوام بتونن بدِوَنَد

1783
01:37:43.153 --> 01:37:45.821
باید حداقعل ۶۰ پلان عریض

1784
01:37:45.821 --> 01:37:47.779
با ۶۰ تا دایناسور که از سر تا پا بودن میگرفتیم

1785
01:37:47.779 --> 01:37:49.737
پس به صورت مکانیکی اصلا ً عملی نبود

1786
01:37:49.737 --> 01:37:51.278
باید میدوییدن
باید کاری انجام میدادن

1787
01:37:51.278 --> 01:37:52.821
باید میچرخیدن و دور میزدن
باید واقع گرایانه میبودن

1788
01:37:52.821 --> 01:37:56.695
بنابراین، من رفتم با متخصصین ساخت پرُوتز های مصنوعی

1789
01:37:56.695 --> 01:38:00.195
و شبیه سازی پارک شروع به صحبت کردم

1790
01:38:00.195 --> 01:38:01.487
تا بفهمیم چجوری قراره اینکارو انجام بدیم

1791
01:38:01.487 --> 01:38:03.029
و االبته همشونم بهم گفتن

1792
01:38:03.029 --> 01:38:05.237
!ما میتونیم این چیزارو بسازیم، اما نمیتونن بدِوَِنَد

1793
01:38:05.237 --> 01:38:07.153
!و برگشتم پیش استیون و بهش گفتم: دایناسورا نمیتونن بدوند

1794
01:38:07.153 --> 01:38:08.862
!گفت: خوب، باید بتونن چاره ای نیست

1795
01:38:08.862 --> 01:38:11.153
اوکی، تیم عملیات برید اون داخل
<font color="#804040">مرد‫:‬</font> برین تو

1796
01:38:11.153 --> 01:38:14.487
<font color="#804040">:کنِدِی</font>
خب، همه این توسعه دادن ها داشت ادامه پیدا میکرد

1797
01:38:14.487 --> 01:38:19.278
:که همزمان دنِیس میورنِ بهم زنگ زد و گفت

1798
01:38:19.278 --> 01:38:22.278
دارم رو یه چیزی با کامپیوتر کار میکنم

1799
01:38:22.278 --> 01:38:24.612
که فکر کنم خارق العاده از آب در میاد

1800
01:38:32.821 --> 01:38:34.445
<font color="#804040">مولدون‫:‬</font>
ورودی رو قفل کنین

1801
01:38:34.445 --> 01:38:36.487
<font color="#804040">مارشال‫:‬</font>
ما به سمت استودیو نور و جادوی صنعتی پرواز کردیم

1802
01:38:36.487 --> 01:38:38.195
و به این دفتر کوچیک رفتیم

1803
01:38:38.195 --> 01:38:41.487
و یه کامپیوتر اونجا بود و دنیس گفت: اینو ببینید

1804
01:38:41.487 --> 01:38:42.862
یه دکمه رو زد

1805
01:38:42.862 --> 01:38:45.153
و دایناسوری بود که داشت میدویید

1806
01:38:45.153 --> 01:38:46.445
همش با کامپیوتر انجام میشه

1807
01:38:46.445 --> 01:38:47.737
نه مدلی میخواد، نه دوربینی نه هیج چی

1808
01:38:47.737 --> 01:38:49.153
وقتی بهش نگاه میکردی

1809
01:38:49.153 --> 01:38:50.779
شبیه هیچی که تا اون موقع دیده بودی نمیومد

1810
01:38:50.779 --> 01:38:54.071
و این یک لحظه سر آغازی بسیاااار مهم بود

1811
01:38:54.071 --> 01:38:57.987
که ناگهان به خودت میای و .. وای خدای من
وای خدای من

1812
01:38:57.987 --> 01:38:59.445
وای خدای من، ما موفق شدیم

1813
01:38:59.445 --> 01:39:01.737
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
این آینده بود

1814
01:39:01.737 --> 01:39:03.695
به چشمام هم اعتماد نداشتم

1815
01:39:03.695 --> 01:39:05.695
نمیتونستی باور کنی

1816
01:39:05.695 --> 01:39:07.570
زنده بودن
واقعی بودن

1817
01:39:07.570 --> 01:39:10.987
و خیلی هیجان انگیز بود
هممون یهو از جامون پریدیم

1818
01:39:10.987 --> 01:39:13.320
چونکه تا اون وقت چنین چیزی ندیده بودیم

1819
01:39:13.320 --> 01:39:15.029
وقتی میگم دیدن اون تسِت مثل لحظه

1820
01:39:15.029 --> 01:39:18.737
ورود صدا به سینمِا بود

1821
01:39:18.737 --> 01:39:20.278
اصلا ً اغراق نمیکنم

1822
01:39:20.278 --> 01:39:23.862
ابزار جدیدی بود که فقط میتونی بگی

1823
01:39:23.862 --> 01:39:25.071
قراره خیلی عظَیم و قدرمتند باشه
فقط همینو میتونی بگی

1824
01:39:38.612 --> 01:39:41.029
<font color="#804040">لورا درِن‫ ‫(‬بازیگر‫)‬:‬</font>
این بخشی از آزمایش بود

1825
01:39:41.029 --> 01:39:42.821
حس دیوانه کنندش

1826
01:39:42.821 --> 01:39:45.946
و نگاه کردن، میدونی، استعدادشون توی کار

1827
01:39:45.946 --> 01:39:48.654
همونجوری که ما تصویر برداری میکردیم
و اونها چجوری نما رو تنظیم میکردن

1828
01:39:48.654 --> 01:39:51.029
و استیون چقدر میتونست گیج شه

1829
01:39:51.029 --> 01:39:55.570
توی رویا و جادویی که اون داشت میساخت گرفتار میشدی

1830
01:39:55.570 --> 01:39:58.654
<font color="#804040">جفِ گلُدبلِوم ‫(‬بازیگر‫)‬‫:‬</font>
حین صحنه هایی که ما برای اولین بار دایناسور دیدیم

1831
01:39:58.654 --> 01:40:00.071
دوربینو گذاشت و گفت: اوکی جف، حالا

1832
01:40:00.071 --> 01:40:01.695
به اون چیزه نگاه کن

1833
01:40:01.695 --> 01:40:03.362
اوکی، حالا بهش نگاه کن

1834
01:40:03.362 --> 01:40:05.445
آره، به رفتن ادامه بده
به چرخیدن ادامه بده

1835
01:40:05.445 --> 01:40:07.821
این واقعیه؟
حقست؟

1836
01:40:07.821 --> 01:40:11.153
و حالا، بی دلیل، بزن زیر خنده

1837
01:40:11.153 --> 01:40:12.570
یه خورده به خندیدن ادامه بده

1838
01:40:12.570 --> 01:40:14.487
یکم بیشتر بخند
همش همین بود

1839
01:40:14.487 --> 01:40:16.695
حالا دوباره میخکوبت میکنه

1840
01:40:16.695 --> 01:40:18.362
و تو باید خیلی ثابت باشی

1841
01:40:19.904 --> 01:40:21.445
اوکی، تموم شد
اوکی، چیزی که میخواستم رو گرفتم

1842
01:40:21.445 --> 01:40:23.237
بریم
راه بیفت
همونجوری

1843
01:40:23.237 --> 01:40:25.071
دقیقا ً میدونست چی میخواد

1844
01:40:25.071 --> 01:40:26.946
اسلحه، میدونی، چهره طرف، چهره همه

1845
01:40:26.946 --> 01:40:30.071
اسلحه ها، چهره ها و بعد مستقیم به باب

1846
01:40:30.071 --> 01:40:33.570
برو تو
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> پارک ژوراسیک حکایتی برای هشدار دادن بود

1847
01:40:33.570 --> 01:40:35.779
ما به دست آوردهای نوابغ تکیه میکنیم

1848
01:40:35.779 --> 01:40:38.654
تا اختراع بزرگ جدیدمون رو به ثمر برسونیم
(اصطلاحی از نیوتن)

1849
01:40:38.654 --> 01:40:42.320
و با این حال هیچ مسئولیتی رو برای اعمالمون نمیپذیریم

1850
01:40:42.320 --> 01:40:45.654
اما این یک داستان از مد افتاده قدیمیه

1851
01:40:45.654 --> 01:40:48.153
این چیزیه که گودزیلا رو از اعماق بیرون کشید

1852
01:40:48.153 --> 01:40:52.695
با انرژی اتمی خراب کاری به بار میاری، گودزیلا نصیبت میشه

1853
01:40:52.695 --> 01:40:55.195
<font color="#804040">ریک کارتر ‫(‬طراح صحنه‫):‬</font>
در پارک ژوراسیک به موضوعات تیره و تار زیادی پرداخته شد

1854
01:40:55.195 --> 01:40:58.695
که درباره، خودت میدونی، رها سازی جعبه پاندورا بود

1855
01:40:58.695 --> 01:41:01.779
و کاشف به عمل اومد، این  فقط مهندسی ژنتیک کردن نیست

1856
01:41:01.779 --> 01:41:04.112
که موضوعی در فیلمه

1857
01:41:04.112 --> 01:41:05.946
این حقیقتا ً انقلاب دیجیتالیه

1858
01:41:05.946 --> 01:41:08.195
که دقیقا ً از پشت حصار میاد

1859
01:41:20.071 --> 01:41:22.654
<font color="#804040">میورنِ:</font> این یک دنیای
کاملا ً‌ جدید به روی بیان روایت داستانی گشود

1860
01:41:22.654 --> 01:41:24.946
چون هرکاری که میخوای میتونی بکنی

1861
01:41:24.946 --> 01:41:27.529
با پلاستیک و فلز محدود نشدی

1862
01:41:27.529 --> 01:41:30.320
یا جاذبه، یا هرچی

1863
01:41:30.320 --> 01:41:32.654
اگه میتونی تصورش کنی، میتونی انجامشم بدی

1864
01:41:32.654 --> 01:41:35.487
این پایان یک عصر بود، هیچ شکی درش نیست

1865
01:41:35.487 --> 01:41:37.320
و آغاز یک عصر کاملا ً متفاوت بود

1866
01:41:50.821 --> 01:41:55.362
استیون استاد قرار دادن نماهاییه که توشون

1867
01:41:55.362 --> 01:41:59.071
جلوه های ویژهٔ کار شده به منظور پیشبرد داستان

1868
01:41:59.071 --> 01:42:02.029
و برای خلق سیاحتی متفاوت

1869
01:42:02.029 --> 01:42:04.195
نسبت به هرچیزی که تا قبلش دیده شدن بود

1870
01:42:04.195 --> 01:42:05.862
و این میتونست یه سفینه فضایی باشه

1871
01:42:05.862 --> 01:42:08.403
میتونه یه دایناسور باشه
میتونه فرود یه آدم فضایی باشه

1872
01:42:08.403 --> 01:42:12.195
میتونه، میدونید.. یه کت قرمز تن یه نفر باشه

1873
01:42:12.195 --> 01:42:14.612
وقتی دارن توی یه فیلم سیاه و سفید میدوند

1874
01:42:14.612 --> 01:42:17.529
دوربینو بزار پایین

1875
01:42:17.529 --> 01:42:19.278
داستانیه که داره روایت میکنه

1876
01:42:19.278 --> 01:42:21.362
من حتی یک لحظه هم در فیلمای اسپیلبرگ

1877
01:42:21.362 --> 01:42:23.362
ندیدم وجود داشته باشن که حس کنی

1878
01:42:23.362 --> 01:42:25.821
فناوری داره داستان رو به ورطه نابودی میکشونه

1879
01:42:25.821 --> 01:42:27.612
و اون واقعا ً‌سخته

1880
01:42:27.612 --> 01:42:30.529
منظورم اینه، لحظاتی که داری

1881
01:42:30.529 --> 01:42:33.862
فی‌البداهه و واقعی حس میکنی روی صحنه

1882
01:42:33.862 --> 01:42:35.821
که ۲۰۰ نفر اون دور و بر هستند

1883
01:42:35.821 --> 01:42:37.862
و نصفشون ۶ ماه بعد ساخته شدند

1884
01:42:37.862 --> 01:42:41.570
و نیم دیگرشون ۶ ماه قبل

1885
01:42:41.570 --> 01:42:43.320
<font color="#804040">کوپ‫:‬</font>
وقتی پارک ژوراسیک رو ساخت

1886
01:42:43.320 --> 01:42:45.071
هیچ تضمینی وجود نداشت که کارش بگیره

1887
01:42:45.071 --> 01:42:47.862
میتونست به راحتی یک فاجعه باشه

1888
01:42:47.862 --> 01:42:52.529
اما نسبت درستی از هیجان و ترس برای استیون بود

1889
01:42:52.529 --> 01:42:55.195
فیلمی میسازی که یکمی میترسونتت

1890
01:42:55.195 --> 01:42:58.237
در غیر این صورت، بهش فشار نمیاری

1891
01:42:58.237 --> 01:42:59.904
...فهرست شیندلر که به نظر میرسه

1892
01:42:59.904 --> 01:43:01.987
واضحه که باید تبدیل به فیلمی

1893
01:43:01.987 --> 01:43:05.403
سه ساعته سیاه و سفید درباره هولوکاست بشه

1894
01:43:05.403 --> 01:43:10.946
ولی توی ساختمان کمپانی یونیورسال
اون، اون مسخره به نظر میرسید

1895
01:43:10.946 --> 01:43:12.612
گرچه نبود

1896
01:43:12.612 --> 01:43:15.654
...کی به این فیلم چراغ سبز نشون میده؟ در جریانی دیگه

1897
01:43:15.654 --> 01:43:20.153
به همون مقدار ریسک بزرگی بود که دایناسورهای سی جی بزرگتر بودن
(‫(‬گرافیک کامپیوتری

1898
01:43:20.153 --> 01:43:23.278
داری میگی تمام اعتبارم به عنوان یک فیلمساز فانتری

1899
01:43:23.278 --> 01:43:26.362
کلُشو روی دایناسورهای سی جی ریسک میکنم

1900
01:43:26.362 --> 01:43:28.821
و تمام اعتباری که به عنوان یه هنرمند دارم

1901
01:43:28.821 --> 01:43:30.529
اون رو هم حساب کنید

1902
01:43:30.529 --> 01:43:33.112
و همش رو هم توی یک بازه ۱۲ ماهه انجام میدم

1903
01:43:33.112 --> 01:43:35.278
دو تا انگشتاشو به هم گره زد
(‫(‬نمادی برای انشااللهّ گفتن

1904
01:43:35.278 --> 01:43:36.779
الان مشخص هستند که

1905
01:43:36.779 --> 01:43:40.237
هیچ رقمه تضمین شده نبودند

1906
01:43:40.237 --> 01:43:43.612
و باید خیلی مقطع ترسناکی بوده باشه

1907
01:43:43.612 --> 01:43:46.779
چون واقعا ً دارین همه

1908
01:43:46.779 --> 01:43:48.654
ژتِون هاتون رو میفرستید وسط میز توی اون نقطه
(‫(‬همه ورق هاتونو رو میکنید

1909
01:43:48.654 --> 01:43:50.445
البته، برای استیون خیلی خوب از آب در اومد

1910
01:43:50.445 --> 01:43:52.612
براش یکی از عجیب ترین و مبهوت کننده ترین

1911
01:43:52.612 --> 01:43:56.071
سالهای عمر هنری یک کارگردان رو در تاریخ رقم زد

1912
01:43:56.071 --> 01:43:59.029
<font color="#804040">مخُ‫:‬</font>
این بزرگترین شاهکار تکنولوژیکیه منه

1913
01:43:59.029 --> 01:44:01.779
اشپیلبرُگ ۲۰۰۰
‫((((:‬

1914
01:44:01.779 --> 01:44:03.779
از هیچ هزینه ای دریغ نمیکنم

1915
01:44:03.779 --> 01:44:05.403
بازی توئه رفیقه خنگول

1916
01:44:05.403 --> 01:44:08.779
در اصل یک کلون سایبرنتیک به شدت پیشرفته
(!رابط کپی شده غیر لقاحی بین انسان و ماشین، توضیحش یکم پیچیدست)

1917
01:44:08.779 --> 01:44:12.029
از یکی از قدرتمند ترین نمادهای هالیوود

1918
01:44:12.029 --> 01:44:14.987
و اگه اعداد و ارقام فروش فیلماش توی گیشه گواه به چیزی باشند

1919
01:44:14.987 --> 01:44:19.195
اون پتانسیل فرمانروایی بر دنیا رو داره

1920
01:44:19.195 --> 01:44:22.403
استیون به راحتی شناخته شده ترین کارگردان در دنیاست

1921
01:44:24.029 --> 01:44:26.612
گوش کن
چیه؟

1922
01:44:31.987 --> 01:44:34.071
استیون، تو فیلمای زیادی ساختی

1923
01:44:34.071 --> 01:44:36.779
کی قراره یدونه بزرگشو بسازی؟

1924
01:44:36.779 --> 01:44:39.445
وای، منظورت از بزرگش چیه؟! :دی

1925
01:44:39.445 --> 01:44:41.320
چیزی که برای عموم جا بیفته

1926
01:44:41.320 --> 01:44:42.654
چیزی که برای عموم جا بیفته

1927
01:44:45.195 --> 01:44:47.362
قدرت اشتباه نکردن این شخص

1928
01:44:47.362 --> 01:44:49.237
در صنعت فیلمسازی

1929
01:44:49.237 --> 01:44:51.403
اداره کردن یک کمپانی، مدیر اجرایی تولید بودن

1930
01:44:51.403 --> 01:44:53.362
تهیه کنندگی
و کارگردانی کردن

1931
01:44:53.362 --> 01:44:57.195
<font color="#804040">رابرت زمِکِیس‫:‬</font>
برای یک فیلمساز، هیچ نعمتی بالاتر از داشتن

1932
01:44:57.195 --> 01:44:59.195
یک تهیه کننده که خودش یکی از بهترین کارگردانان دنیاست نیست

1933
01:44:59.195 --> 01:45:02.529
واقعا ً به پرورش استعدادهای جوان کمک میکنه

1934
01:45:02.529 --> 01:45:05.029
این یه ترکیب فوق العاده ست

1935
01:45:07.779 --> 01:45:10.445
همچنین یکی از چهره های برجسته صنعت تلویزیونه

1936
01:45:10.445 --> 01:45:11.862
یک رستوران باز کرده

1937
01:45:11.862 --> 01:45:14.153
!شیرجه بزن اسمشه
!ساندویچ های زیر دریایی

1938
01:45:14.153 --> 01:45:16.529
این مرد انگار داشت ۲۷ تا کارو باهم انجام میداد

1939
01:45:16.529 --> 01:45:19.821
و کاملا ً هم رو این موضوع اعتماد به نفس داشت

1940
01:45:19.821 --> 01:45:22.362
چندتا کلاه اون آدم سرش میکنه؟ این غیر ممکنه

1941
01:45:22.362 --> 01:45:24.071
<font color="#804040">پارکز‫:‬</font>
یه بار بهم گفت:‌ وقتی توی بوفه هستم

1942
01:45:24.071 --> 01:45:27.278
دوست دارم غذا زیاد توی بشقابم باشه

1943
01:45:29.570 --> 01:45:32.112
<font color="#804040">هالی هانترِ‫ ‫(‬بازیگر‫)‬:‬</font>
در حال تولید یک فیلم هست

1944
01:45:32.112 --> 01:45:34.278
و داره پیش تولید فیلم دیگش رو انجام میده

1945
01:45:34.278 --> 01:45:35.946
و تازه سومی رو هم ویرایش میکنه

1946
01:45:35.946 --> 01:45:37.904
مولتی تسَکه

1947
01:45:37.904 --> 01:45:39.153
میدونی، من، یه لیست دارم

1948
01:45:39.153 --> 01:45:40.403
میدونی، لامپارو عوض کن

1949
01:45:40.403 --> 01:45:42.029
و خودش یه هفته طول میکشه

1950
01:45:42.029 --> 01:45:44.153
نه، اون چندتا کارو همزمان تکمیل میکنه

1951
01:45:44.153 --> 01:45:47.278
<font color="#804040">تام بروکاو‫ (ژورنالیست تلویزیونی‫)‬:‬</font>
سه تا از ثروتمند ترین افراد هالیوود
قدرتمند ترین پسرانی که دست آوردهاشون فوق العاده بوده

1952
01:45:47.278 --> 01:45:50.071
امروز گروهی رو تشکیل دادن تا استودیوی فیلمسازی برپا کنن

1953
01:45:50.071 --> 01:45:53.195
اولین استودیو جدید اساسا ً مستقل

1954
01:45:53.195 --> 01:45:54.237
تقریبا ً در نیم قرن اخیر

1955
01:45:56.278 --> 01:45:58.362
<font color="#804040">گفِنِ‫:‬</font>
فکر نمیکنم استیون واقعا ً از چیزی بترسه

1956
01:45:58.362 --> 01:46:01.112
همیشه آمادست که بره و کار جدیدی انجام بده

1957
01:46:03.112 --> 01:46:06.320
<font color="#804040">جفِری کتَزنِبرِگ(بنیانگذار دریمورُکز)‫:‬</font>
هیچکس نمیتونه اطلاعات رو از بین ببره

1958
01:46:06.320 --> 01:46:09.195
بدون زحمت توی مکان های مختلفی باشی

1959
01:46:09.195 --> 01:46:12.320
اگه یه فیلنامه ای میرسید عادت داشت دیوونم کنه

1960
01:46:12.320 --> 01:46:14.445
که، میدونی، هممون منتظرش بودیم

1961
01:46:14.445 --> 01:46:16.612
مهم نیست چی میشه، من هرگز به خونه نمیرسم

1962
01:46:16.612 --> 01:46:18.654
و قبل اون خونده بشه

1963
01:46:20.278 --> 01:46:22.403
<font color="#804040">َداستین هافمن‫ ‫(‬بازیگر‫)‬:‬</font>
برای اونقدر مستعد بودن

1964
01:46:22.403 --> 01:46:27.403
برای اونقدر موفق شدن مثل یه اسطوره

1965
01:46:27.403 --> 01:46:29.112
فکَتِ میفته

1966
01:46:29.112 --> 01:46:30.570
بارها آدمی رو میبینی

1967
01:46:30.570 --> 01:46:35.153
موفقیتشون رو با شخصیتشون پیوند میزنن

1968
01:46:35.153 --> 01:46:38.904
حس خود مهم پنداری  دارن

1969
01:46:38.904 --> 01:46:41.487
و برای استیون برعکسش صادقه

1970
01:46:41.487 --> 01:46:44.946
استیون مثل آدمیه که برای استیون اسپیلبرگ کار میکنه

1971
01:46:48.904 --> 01:46:52.487
<font color="#808080">(اسپیلبرگ داره صدای موسیقی آرواره هارو در میاره)</font>
<font color="#804040">دختر‫:‬</font> کوسه‫!‬

1972
01:46:52.487 --> 01:46:54.654
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
روز سعادت ژرف برای من

1973
01:46:54.654 --> 01:46:56.612
روزیه که کنار خانوادم هستم

1974
01:46:56.612 --> 01:46:59.779
چشمامو بستم، دارن توی استخر شنا میکنن

1975
01:46:59.779 --> 01:47:01.862
و فقط دارم به صداشون گوش میدم
یه باره دیگه

1976
01:47:01.862 --> 01:47:04.237
عالیه تئو، این بهترینش بود

1977
01:47:04.237 --> 01:47:06.403
هیچوقت نمیدونستم قراره یه خانواده پرجمعیت داشته باشم

1978
01:47:06.403 --> 01:47:08.153
این منو کاملا ً سورپرایز کرد

1979
01:47:08.153 --> 01:47:10.403
کیِت هم هرگز چنین فکری نمیکرد

1980
01:47:10.403 --> 01:47:14.779
خب، تکامل طبیعی زندگی ما یه هدیه بود

1981
01:47:14.779 --> 01:47:16.654
جسیکا فرزند ارشدمه
( :) ‫(‬دختر کیِت از یه مرد دیگه رو هم همیشه فرزند خودش خطاب میکنه

1982
01:47:16.654 --> 01:47:19.403
و بعد مکس و بعد تئو
(‫(تئو‬ رو هم کیِت از قبل به فرزندخواندگی گرفته بود

1983
01:47:19.403 --> 01:47:22.403
و بعد ساشا و سیُرِ

1984
01:47:22.403 --> 01:47:24.779
و بعد مکیِلا
و بعد دسِتری
(‫(مکیِلا‬ رو هم باهم به فرزندخواندگی گرفتن

1985
01:47:26.654 --> 01:47:29.487
کیِت انرژی زندگیه منه

1986
01:47:29.487 --> 01:47:31.071
یک صداقتی در وجودش هست

1987
01:47:31.071 --> 01:47:32.737
و آگاهی از دنیا

1988
01:47:32.737 --> 01:47:34.362
و فکر میکنم اصالت نوع فیلمایی

1989
01:47:34.362 --> 01:47:37.612
که شروع به ساختنشون کردم

1990
01:47:37.612 --> 01:47:40.779
بعد از اینکه من و کیِتی باهم شروع کردیم

1991
01:47:40.779 --> 01:47:44.487
با حقیقتی که وارد زندگیم شد مرتبط بود

1992
01:47:44.487 --> 01:47:47.987
وقتی که حقایق باعث تظاهرت میشه

1993
01:47:47.987 --> 01:47:49.445
اوکی، دوربینو روشن کن

1994
01:47:49.445 --> 01:47:51.695
ضبط میشه
<font color="#804040">مرد‫:‬</font> اوکی، انجام بده

1995
01:47:51.695 --> 01:47:53.362
علامت گذاری میشه

1996
01:47:53.362 --> 01:47:54.946
میدونید، من حق امتیاز

1997
01:47:54.946 --> 01:47:58.403
فیلمای موفق زیادی رو

1998
01:47:59.903 --> 01:48:07.903
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1999
01:48:27.612 --> 01:48:29.737
<font color="#804040">هنَکس‫:‬</font>
استیون میخواست نجات سرباز رایان

2000
01:48:29.737 --> 01:48:34.278
نوع متفاوتی از یه فیلم جنگی ملموس و شخصی باشه

2001
01:48:34.278 --> 01:48:36.237
وقتی شروع کردیم هیچ ایده ای نداشتیم

2002
01:48:36.237 --> 01:48:39.987
که قراره ساحل اوماها چجوری باشه

2003
01:48:39.987 --> 01:48:42.320
نامرد هیچی رو برامون توضیح نداد

2004
01:48:42.320 --> 01:48:44.237
داشت با احساس سردرگمی

2005
01:48:44.237 --> 01:48:45.862
وحشت و ترسمون بازی میکرد

2006
01:48:45.862 --> 01:48:48.112
شوکه بودنمون، سورپرایز شدنمون یا

2007
01:48:48.112 --> 01:48:51.403
از همه جا بی خبر بودنمون رو به تصویر میکشید

2008
01:48:51.403 --> 01:48:53.737
و تفاوت بینش اینجوریه که قبل تصویربرداری

2009
01:48:53.737 --> 01:48:55.987
دور و بر وایستی و بگی: هی، آماده ای؟
از دیدنت خوشحالم، شروع کنیم

2010
01:48:55.987 --> 01:48:57.612
میتونی شنا کنی؟
نمیتونی شنا کنی؟ اوه، مرد

2011
01:48:57.612 --> 01:49:00.278
بهتره بتونی، چون داری تو فیلم استیون اسپیلبرگ بازی میکنی

2012
01:49:00.278 --> 01:49:03.695
...بهتره این... بهتره اون
خب، از همین حرفا میزدیم

2013
01:49:03.695 --> 01:49:05.487
که ناگهان آغاز شد

2014
01:49:05.487 --> 01:49:09.821
و تمام قدرتهای ارادی فیلمسازی از کنترل خارج شدن

2015
01:49:28.320 --> 01:49:30.153
اون سمت

2016
01:49:49.403 --> 01:49:51.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
خیلی به سختی تلاش کردم که مخاطبین رو

2017
01:49:51.821 --> 01:49:55.904
توی موقعیت تجربه ای بزارم
که احتمالا ً میدونستم چجوری اینکارو کنم

2018
01:49:55.904 --> 01:49:58.821
هیچ احساس امنیتی اونجا

2019
01:49:58.821 --> 01:50:00.445
برای مخاطب وجود نداشت

2020
01:50:02.153 --> 01:50:04.654
اگه تو نزدیک کردن فاصله موفق باشی

2021
01:50:04.654 --> 01:50:08.445
مخاطبان واقعا ً‌ تبدیل به اون شخصیت ها میشن

2022
01:50:17.112 --> 01:50:19.529
بیا

2023
01:50:19.529 --> 01:50:22.695
<font color="#804040">ادِلِسِتاین‫:‬</font>
توی نجات سرباز رایان اسپیلبرگ

2024
01:50:22.695 --> 01:50:25.612
قدرت بیَانگری صدا رو فهمیده بود

2025
01:50:28.071 --> 01:50:30.779
صدای حرکت سریع گلوله هارو میتونستی بشنوی

2026
01:50:30.779 --> 01:50:33.278
میتونستی نفوذشون به گوشت رو بشنوی

2027
01:50:33.278 --> 01:50:35.278
که بدن هارو نابود میکنن

2028
01:50:35.278 --> 01:50:37.987
در اواسطش دیگه احساسی مثل زنَگ زدن گوشات

2029
01:50:37.987 --> 01:50:41.195
و کاملا ً بدجور بهت دست میداد

2030
01:50:48.612 --> 01:50:50.987
شدت بی مبالغه درآوردن اون صحنه

2031
01:50:50.987 --> 01:50:52.737
عناصر امعاء و احشائی بدن

2032
01:50:52.737 --> 01:50:55.362
نه فقط با استعاره، بلکه نمایش دقیق و مو به مو

2033
01:50:55.362 --> 01:50:58.862
مثل هیچی، هیچ چیزی نبود که تا بحال توی فیلمی به کار گرفته شده باشه

2034
01:51:05.237 --> 01:51:08.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
تصمیم گرفتم کل سکانس ساحل اوماها رو

2035
01:51:08.403 --> 01:51:10.237
پیوسته تصویربرداری کنم

2036
01:51:10.237 --> 01:51:12.904
نمیدونستم بعدش چی پیش میاد

2037
01:51:12.904 --> 01:51:15.403
و به تمام تصویربردارهام ابلاغ کردم

2038
01:51:15.403 --> 01:51:18.779
خودسرانه هر تصویری که دوست دارن بگیرن

2039
01:51:18.779 --> 01:51:21.029
همونکاری که یه تصویربردار مستند میکنه

2040
01:51:21.029 --> 01:51:24.695
ً و ما به معنای واقعی کلمه ۲۷ روز عینا

2041
01:51:24.695 --> 01:51:27.529
ساحل رو به عنوان فیلمساز تصاحب کردیم
هر لحظه یه مترش رو

2042
01:51:31.278 --> 01:51:35.071
مامان!‌ مامان!

2043
01:51:35.071 --> 01:51:37.112
<font color="#804040">مازلین‫:‬</font>
نجات سرباز رایان

2044
01:51:37.112 --> 01:51:39.737
حقیقت مسلمّ ذات جنگ رو فاش کرد

2045
01:51:39.737 --> 01:51:42.195
که مردم نمیتونستن توی کتابا بخونن

2046
01:51:42.195 --> 01:51:44.779
قرار نبود از مستند دیدن یاد بگیرن

2047
01:51:44.779 --> 01:51:46.987
خودش بود در اوج قدرتش

2048
01:51:46.987 --> 01:51:49.195
و کاریو انجام میداد که هیچکس دیگه نمیتونست

2049
01:51:49.195 --> 01:51:52.362
<font color="#804040">هنَکس‫:‬</font> اولین باری که
ما درباره فیلم صحبت کردیم گفت:

2050
01:51:52.362 --> 01:51:56.403
نمیتونم برای فیلم گرفتن از آشیانه مسلسل نصب شده روی رادار صبر کنم

2051
01:51:56.403 --> 01:51:58.445
اون از قبل براش توی ذهنش نقشه کشیده بود

2052
01:51:58.445 --> 01:52:01.529
و وقتی به مکان فیلمبرداری رسیدیم، یه مشکلی داشتیم

2053
01:52:01.529 --> 01:52:03.487
آفتاب از جای درستی نمیتابید

2054
01:52:03.487 --> 01:52:07.071
استیون فکر میکرد صحنه اینوری برپا شده

2055
01:52:07.071 --> 01:52:08.779
اما اینوری برپا شده بود

2056
01:52:08.779 --> 01:52:10.695
نتیجاتا ً نمیتونست تصویربرداری کنه چون

2057
01:52:10.695 --> 01:52:12.779
خورشید نوری که میخواست داشته باشه رو بهش نمیداد

2058
01:52:12.779 --> 01:52:16.071
و از کوره در رفته بود، شاید از دست خودش

2059
01:52:18.403 --> 01:52:20.654
پس رفت قدم بزنه، و زمانی که برگشت گفت:

2060
01:52:20.654 --> 01:52:22.278
‌اوکی، میدونم چجوری میخوام بگیرمش

2061
01:52:25.445 --> 01:52:27.487
و این یه زاویه دید متفاوتی از

2062
01:52:27.487 --> 01:52:30.487
هر حمله دیگه ای که ما توی فیلم تصویر گرفته بودیم بود

2063
01:52:31.987 --> 01:52:34.487
و اگه تو استیون نیستی

2064
01:52:34.487 --> 01:52:36.487
اگه به اندازه تمام عمرت زبان سینمایی

2065
01:52:36.487 --> 01:52:39.487
توی مغزت جاری نبوده

2066
01:52:39.487 --> 01:52:41.487
روز روز ِمتفاوتی میشه

2067
01:52:41.487 --> 01:52:45.153
اما چون چشم و ذهنش باهم هارمونی خیلی خوبی دارن

2068
01:52:45.153 --> 01:52:47.112
و هر فیلمی که تاحالا دید

2069
01:52:47.112 --> 01:52:48.654
و هر فیلمی که تاحالا ساخت

2070
01:52:48.654 --> 01:52:49.987
:رفت اون بیرون و گفت

2071
01:52:49.987 --> 01:52:52.403
ما قراره اینجوری بسازیمش، همین

2072
01:52:52.403 --> 01:52:53.821
شگفت انگیزه

2073
01:53:03.320 --> 01:53:06.821
<font color="#804040">انَ‫:‬</font>
نجات سرباز رایان برای گرامیداشت فداکاری های کهنه سربازان بود

2074
01:53:06.821 --> 01:53:10.112
و فکر میکنم یک مقدار هم بیعت با پدرم

2075
01:53:10.112 --> 01:53:12.362
که در طول جنگ جهانی دوم پروازهای مأموریتی داشت

2076
01:53:12.362 --> 01:53:15.862
توی اروپا نبود، در هند و برِمه بود

2077
01:53:15.862 --> 01:53:18.987
وقتی بچه بودم، پدرم دائماً از جنگ جهام دومّ داستان تعریف میکرد

2078
01:53:18.987 --> 01:53:21.029
دوستای کهنه سربازش به خونه ما میومدن

2079
01:53:21.029 --> 01:53:22.529
و به ماجراهای جنگیشون گوش میدادم

2080
01:53:22.529 --> 01:53:24.403
بنابراین، جنگ جهانی دوم، نسل بزرگان

2081
01:53:24.403 --> 01:53:28.946
به چیزی تبدیل شد که آرزو میکردم بخشی ازش باشم

2082
01:53:28.946 --> 01:53:31.487
<font color="#804040">لوکاس‫:‬</font> استیون با پدرش
رابطه پیچیده ای داشت

2083
01:53:31.487 --> 01:53:35.362
اما شروع به بازسازیش کرد و دریافت

2084
01:53:35.362 --> 01:53:38.195
تاثیری که از خیلی  مسائل در اینباره گرفته بود

2085
01:53:38.195 --> 01:53:39.737
لزوما ً صحیح نبودن

2086
01:53:39.737 --> 01:53:41.695
مدت زمان زیادی این برام موضوع پیچیده ای بود

2087
01:53:41.695 --> 01:53:45.237
اما حداقعل یک فرم هنری داشتم

2088
01:53:45.237 --> 01:53:48.071
که میتونستم به کمکش فیلتر کنم و ازش عبور کنم

2089
01:53:48.071 --> 01:53:49.403
حداقعل اونو داشتم

2090
01:53:49.403 --> 01:53:53.153
اگه فیلمها حداقعل کاری برای من کرده باشن

2091
01:53:53.153 --> 01:53:57.403
از روان درمانی پرهیز کردن بود، چون فیلمها درمانگر من بودن

2092
01:54:00.612 --> 01:54:02.654
پسرم؟

2093
01:54:02.654 --> 01:54:05.320
بله، قربان
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font> و این وسواس پدر-پسری

2094
01:54:05.320 --> 01:54:07.195
که توی فیلمام داشتم به وضوح از احساسات  عظیمی

2095
01:54:07.195 --> 01:54:13.237
که با خودم حمل میکردم صحبت میکرد

2096
01:54:13.237 --> 01:54:15.946
میخواستم خودم رو خالی کنم، مجبور بودم

2097
01:54:15.946 --> 01:54:19.071
آخرین باری که ما در سکوت آب شنگولی زدیم رو یادت میاد؟

2098
01:54:19.071 --> 01:54:21.320
ها؟

2099
01:54:21.320 --> 01:54:23.654
من یه میلک شیِک خوردم

2100
01:54:23.654 --> 01:54:25.821
هان؟ داریم درباره چی حرف میزنیم؟

2101
01:54:27.779 --> 01:54:30.320
ما حرف نمیزدیم

2102
01:54:30.320 --> 01:54:32.071
ما هیچوقت حرف نزدیم

2103
01:54:32.071 --> 01:54:33.529
<font color="#804040">مازلین‫:‬</font>
پدر غایبی که در

2104
01:54:33.529 --> 01:54:35.529
سرتاسر زندگی استیون باهاش بود رو

2105
01:54:35.529 --> 01:54:39.779
اون به طرق مختلف توی فیلمهاش شبیه سازیش کرد

2106
01:54:39.779 --> 01:54:42.821
این قلبش بود

2107
01:54:42.821 --> 01:54:44.403
<font color="#804040">آرنولد‫:‬</font>
اگرچه فیلماش رو دوست داشتم

2108
01:54:44.403 --> 01:54:46.320
متوجه غیبت مطلقا ً معنا دار

2109
01:54:46.320 --> 01:54:48.237
پدر شده بودم

2110
01:54:48.237 --> 01:54:50.987
برای مدتی طولانی استیون از دستم عصبانی بود

2111
01:54:50.987 --> 01:54:52.403
بالاخره اینجاست

2112
01:54:54.987 --> 01:54:57.987
<font color="#804040">آرنولد‫:‬</font> به خاطرش آسیب دیدم اماّ بی سر و صدا

2113
01:54:57.987 --> 01:55:00.487
نمیدونی به کدوم یکی دست بدی؟
میخوای بزنی تو دهنمون؟

2114
01:55:00.487 --> 01:55:02.237
<font color="#804040">آرنولد‫:‬</font>
هیچوقت موضوع رو با استیون مطرح نکردم

2115
01:55:02.237 --> 01:55:06.153
فقط یکم قورتش دادم

2116
01:55:06.153 --> 01:55:08.320
و یه ذره اذیت شدم

2117
01:55:08.320 --> 01:55:12.195
فکر کردم از دستت دادم پسر

2118
01:55:12.195 --> 01:55:14.821
منم همینطور، آقا

2119
01:55:14.821 --> 01:55:17.570
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من و پدرم در نهایت اختلافاتمون رو حل کردیم

2120
01:55:17.570 --> 01:55:22.195
و الان از هر وقت دیگه ای به هم نزدیک تریم

2121
01:55:22.195 --> 01:55:24.403
<font color="#804040">آرنولد‫:‬</font>
وقتی نجات سرباز رایان رو ساخت گفت:

2122
01:55:26.779 --> 01:55:28.237
و اون فوق العاده بود

2123
01:55:28.237 --> 01:55:31.153
باعث دلگرمیم شد

2124
01:55:45.987 --> 01:55:49.821
<font color="#804040">لورنِس کسَدنِ‫ ‫(‬کارگردان‫)‬:‬</font>
استیون همیشه یک چشم انداز بزرگ از

2125
01:55:49.821 --> 01:55:52.487
اینکه چه فیلمی میتونه باشه داشت

2126
01:55:54.487 --> 01:55:57.403
اون یک فیلمساز آمریکاییه

2127
01:55:57.403 --> 01:56:01.862
یه میهن پرست اوُهام زده نیست

2128
01:56:01.862 --> 01:56:03.529
<font color="#804040">زن‫:‬</font>
!حیوون ها

2129
01:56:03.529 --> 01:56:06.071
<font color="#804040">کسَدنِ‫:‬</font>
اون غرق در موضوعاتی که ریشه در

2130
01:56:06.071 --> 01:56:09.737
شخصیت های آمریکایی یا جامعه آمریکایی

2131
01:56:09.737 --> 01:56:13.362
و چگونه توسعه یافتنه شدنش دارن هست

2132
01:56:13.362 --> 01:56:15.362
<font color="#804040">اینسدورف‫:‬</font>
توی فیلماش آدمایی هستن که دارن

2133
01:56:15.362 --> 01:56:18.987
از هر طریقی برای آزادی میجنگن

2134
01:56:18.987 --> 01:56:23.737
آزادمون کن

2135
01:56:23.737 --> 01:56:25.862
آزادیشون رو برای بخشش بهشون نمیگرفت

2136
01:56:27.278 --> 01:56:29.570
<font color="#804040">کامینسکی‫:‬</font>
آزادی و برابری

2137
01:56:29.570 --> 01:56:31.946
قانون اساسی

2138
01:56:31.946 --> 01:56:33.529
و حقوق فردی

2139
01:56:35.071 --> 01:56:37.904
به عنوان یک فیلمساز به فرَگشَت رسید

2140
01:56:37.904 --> 01:56:41.403
آمیستاد، لینکلن و پل جاسوسان

2141
01:56:41.403 --> 01:56:43.029
همشون درباره حقوق قانونی بودن

2142
01:56:43.029 --> 01:56:45.904
همشون درباره حقوق انسان های برابر بود

2143
01:56:45.904 --> 01:56:49.153
چه کسانی که برخلاف میل باطنیشون به اینجا آورده شدن

2144
01:56:49.153 --> 01:56:53.904
یا اومدن اینجا که سرباز دشمن باشن

2145
01:56:53.904 --> 01:56:55.570
و گیر افتادن

2146
01:56:55.570 --> 01:56:58.320
قانون شامل حال همه میشه

2147
01:56:58.320 --> 01:56:59.612
<font color="#804040">تام‫:‬</font>
ما قرار بود نشون بدیم

2148
01:56:59.612 --> 01:57:01.946
که ازش به خوبی دفاع میشه

2149
01:57:01.946 --> 01:57:04.612
چرا داری واسه من به قانون اساسی لعنتی استناد میکنی؟

2150
01:57:04.612 --> 01:57:06.195
تام، اگه تو چشمام نگاه کنی

2151
01:57:06.195 --> 01:57:08.071
و بهم بگی ما دلیلی برای فرجام خواهی نداریم

2152
01:57:08.071 --> 01:57:09.445
همین الان پرونده رو رها میکنم

2153
01:57:09.445 --> 01:57:11.695
من اینو نمیگم، خودت میدونی چی دارم میگم

2154
01:57:11.695 --> 01:57:13.695
تام میخواد بگه واسه اینجور چیزا بهایی باید بدی

2155
01:57:13.695 --> 01:57:15.570
درسته

2156
01:57:15.570 --> 01:57:18.570
بها هم برای خانوادت و هم کسب و کارتون

2157
01:57:18.570 --> 01:57:20.237
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من واقعا ً‌ به این کشور باور دارم

2158
01:57:20.237 --> 01:57:21.737
همیشه داشتم

2159
01:57:21.737 --> 01:57:23.946
و فقط آوازشَ به وسیله کارهام پیچید

2160
01:57:23.946 --> 01:57:25.821
بخوای داستانهای آمریکایی تعریف کنی

2161
01:57:25.821 --> 01:57:28.612
بخوای داستانهایی از آدمهای معتقد، پایبند و اخلاق مدار بازگو کنی

2162
01:57:28.612 --> 01:57:30.445
کسانی که در مقابل تمام نصیحت ها

2163
01:57:30.445 --> 01:57:33.654
و در برابر قضاوت های بهتر دیگران

2164
01:57:33.654 --> 01:57:36.529
فقط به مسیرشون برای انجام دادن کار درست ادامه میدن

2165
01:57:36.529 --> 01:57:40.654
ًمطمئن هستم اینطور به نظر میرسه که من یه جورایی، مثلا

2166
01:57:40.654 --> 01:57:44.779
آرمان گرا یا یه جور وطن پرستم

2167
01:57:44.779 --> 01:57:46.779
اما من وطن پرستم

2168
01:57:46.779 --> 01:57:49.362
و تا حدی آرمان گرا هم هستم

2169
01:57:49.362 --> 01:57:52.445
بگو همه کارهایی که ما کردیم نشون میدن

2170
01:57:52.445 --> 01:57:54.779
دموکراسی یک هرج و مرج نیست

2171
01:57:57.487 --> 01:58:01.112
نیروی نامرئی بزرگی در

2172
01:58:01.112 --> 01:58:03.071
اتحّاد مردم نهفتست

2173
01:58:03.071 --> 01:58:05.654
بگو ما نشون دادیم که یک نفر میتونه

2174
01:58:05.654 --> 01:58:09.403
قربانی فجایع بشه ولی همچنان متحد و هم صدا باقی بمونه

2175
01:58:09.403 --> 01:58:12.071
ممکنه نتونیم حداقعل ایده دموکراسی رو نجات بدیم

2176
01:58:12.071 --> 01:58:14.445
برای آرزوی رسیدن به چه رویایی؟

2177
01:58:14.445 --> 01:58:17.278
بالاخره مستحق چه چیزی بشه؟

2178
01:58:17.278 --> 01:58:19.320
<font color="#804040"> :X : دنَیلِ دیِ-لوییس </font>
اولّین چیزی که باید بهش مسُتولی بشی

2179
01:58:19.320 --> 01:58:21.445
اکراه از حتی نزدیک شدن به لینکولنه

2180
01:58:21.445 --> 01:58:23.987
چون اون سمبل اقتدار بود

2181
01:58:23.987 --> 01:58:26.821
...تجربش به عنوان یک رییس جمهور توی... میدونید

2182
01:58:26.821 --> 01:58:29.987
یکی ار بحرانی ترین مقاطع تاریخ که این کشور به خودش دیده بوده

2183
01:58:29.987 --> 01:58:32.904
و خب، البته، بدون شک

2184
01:58:32.904 --> 01:58:36.737
تصمیماتی گرفت که برای بسیاری، بسیاری از مردم

2185
01:58:36.737 --> 01:58:38.487
به شدت ناخوشایند بود

2186
01:58:38.487 --> 01:58:42.529
از دست دادن همه چیزمون مطلقا ً تضمین شده بود

2187
01:58:42.529 --> 01:58:45.737
ما به اون لایحه اصلاحیه الِغای کوفتی نیاز نداشتیم

2188
01:58:45.737 --> 01:58:48.071
!دست از سر قانون اساسی بردار

2189
01:58:48.071 --> 01:58:50.195
<font color="#804040">جیمز‫:‬</font>
...اعضای هیأت صلح امروز حاضر میشن، یا...

2190
01:58:54.278 --> 01:58:57.029
نمیتونم دیگه به اینا گوش بدم

2191
01:58:58.654 --> 01:59:01.946
نمیتونم یه کار مزخرفی که

2192
01:59:01.946 --> 01:59:04.403
هر انسانی معنی و ارزششو میفهمه رو تکمیل کنم

2193
01:59:04.403 --> 01:59:08.195
تا ننَگ برده داری رو از دامانمون پاک کنم

2194
01:59:08.195 --> 01:59:11.737
و این جنگ خانمان سوز رو خاتمه بدم

2195
01:59:11.737 --> 01:59:15.153
و چه هرکدوم از شما یا هرکس دیگه ای اینو میفمه

2196
01:59:15.153 --> 01:59:17.737
من میدونم که به این احتیاج دارم

2197
01:59:17.737 --> 01:59:21.237
این متُمم درمان مشکلمونه
(!‫(‬اگه این بازیگریه پس بقیه چیکار میکنن

2198
01:59:21.237 --> 01:59:23.153
<font color="#804040">سلَی فیلد ‫(‬بازیگر‫):‬</font>
استیون زمان زیادی کار کرد

2199
01:59:23.153 --> 01:59:25.612
تا پیدا کنه کجای داستان رو بیان کنه

2200
01:59:25.612 --> 01:59:29.445
<font color="#804040">کاشنرِ‫(‬نویسنده فیلمنامه لینکلن‫):‬</font> استیون اسپیلبرگ
دل و جرأت داشت که فیلمی درباره آبراهام لینکلن ساخت

2201
01:59:29.445 --> 01:59:33.737
که لایحه رو با مجلس نمایندگان به اشتراک گذاشت

2202
01:59:33.737 --> 01:59:36.153
<font color="#804040">دوریس کیرنز گودووین (نویسنده کتاب تیم رقبا که فیلمنامه از روش اقتباس شد‫)‬‫:‬</font>
ایمان داشت که اگه داستانی درباره

2203
01:59:36.153 --> 01:59:39.403
دموکراسی، بلَوا و سیاست بیان کنه

2204
01:59:39.403 --> 01:59:41.570
و افرادی که در این مسئله موضعی مخالف دارن

2205
01:59:41.570 --> 01:59:43.570
و افرادی که دموکرات بودن و حالا جمهوری خواه شدند

2206
01:59:43.570 --> 01:59:45.112
و جمهوری خواهانی که الان دموکرات شدند

2207
01:59:45.112 --> 01:59:47.737
کاملا ً گیج کنندست  که درجا بفهمن

2208
01:59:47.737 --> 01:59:49.403
داستان چی هست

2209
01:59:49.403 --> 01:59:52.112
اما یه جورایی فکر کرد اگه مردم آمریکا

2210
01:59:52.112 --> 01:59:54.529
بتونن این مرد رو درک کنن
و درک کنن سعی داشت چیکار کنه

2211
01:59:54.529 --> 01:59:57.570
خواهند دید دموکراسی وقتی کارامد عمل کنه چه تاثیری داره

2212
01:59:57.570 --> 01:59:59.821
<font color="#804040">شویلرِ‫:‬</font>
دادخواستی برای به رأی گذاشتن

2213
01:59:59.821 --> 02:00:02.153
لایحه الحاقی سیزدهم ارائه شده

2214
02:00:02.153 --> 02:00:04.153
درخواست دومی هم هست؟
من دومین درخواست رو ارائه میکنم

2215
02:00:04.153 --> 02:00:06.445
پیشنهاد شد، حکم صادر شد

2216
02:00:06.445 --> 02:00:09.821
و در پایان، این پیروزی لینکولن نبود

2217
02:00:09.821 --> 02:00:12.112
که فیلم رو جلو میبرد

2218
02:00:12.112 --> 02:00:13.987
فکر کنم چیزی که واقعا ً اینکارو میکرد

2219
02:00:13.987 --> 02:00:16.445
پیروزی دموکراسی بود

2220
02:00:16.445 --> 02:00:20.737
نقشی که به من محول شده بالا بردن پرچمه

2221
02:00:20.737 --> 02:00:25.654
و وقتی بالاست، نوبت مردمه که بالا نگهش دارن

2222
02:00:28.403 --> 02:00:29.695
سخنرانیم همین بود

2223
02:00:32.779 --> 02:00:35.654
<font color="#808080">♪ ما داریم میایم، پدر آبراهام ♪</font>

2224
02:00:35.654 --> 02:00:37.612
<font color="#808080">♪ سیصد هزارتا بیشتر ♪</font>

2225
02:00:37.612 --> 02:00:40.071
<font color="#808080">♪ با وزَشِ های مسیسیسیپی ♪</font>

2226
02:00:40.071 --> 02:00:42.362
<font color="#808080">♪ و از ساحل نیو انِگلنَد ♪</font>

2227
02:00:42.362 --> 02:00:44.987
<font color="#808080">♪ گاوآهن هامون رو جا میزاریم‫...‬ ♪</font>

2228
02:00:51.654 --> 02:00:54.153
اوه، آره

2229
02:00:58.153 --> 02:00:59.779
<font color="#804040">تاد مکَ کارتی‫ ‫(‬منتقد فیلم‫)‬:‬</font>
از زمان عصر طلایی در

2230
02:00:59.779 --> 02:01:01.821
دوران حرفه ای اسپیلبرگ چیزی هست

2231
02:01:01.821 --> 02:01:06.237
که یا شخصیه یا سیاسیه یا تاریخیه

2232
02:01:06.237 --> 02:01:10.278
که اون رو به مسیرهای ماجراجویانه و تاریکتر میکشونه

2233
02:01:10.278 --> 02:01:12.071
من اساساً طالب این عقیده نیستم

2234
02:01:12.071 --> 02:01:14.654
که جهان بینی بدبینانه ای داره

2235
02:01:14.654 --> 02:01:19.071
یا به یکباره نظرش تغییر میکنه و عقاید

2236
02:01:19.071 --> 02:01:21.821
دوگانه تری پیدا میکنه نسبت به نژاد انسان پیدا میکنه

2237
02:01:21.821 --> 02:01:24.695
اما همچنان دگرگونی وجود داره

2238
02:01:24.695 --> 02:01:27.195
تمایل داره به مکان های جدیدی

2239
02:01:27.195 --> 02:01:30.320
که تو فیلمای اولیش نرفته بود بره

2240
02:01:35.320 --> 02:01:37.570
خیلی خوب، هاوارد مارکس، کجایی؟

2241
02:01:37.570 --> 02:01:40.029
فیلم گزارش اقلیت یک داستان بسیار پیچیده بود

2242
02:01:40.029 --> 02:01:41.654
حقیقتا ً‌، داستانی بسیار تاریک

2243
02:01:41.654 --> 02:01:44.195
میدونید، دموکراسی، انتخاب آزادانه

2244
02:01:44.195 --> 02:01:46.612
فساد

2245
02:01:46.612 --> 02:01:48.987
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
اون تاریکی، لحن ِبه لجن کشیده شدن آینده

2246
02:01:48.987 --> 02:01:51.403
در اون مقطع برای من خیلی قانع کننده، مجُاب کننده و الزام آور بود

2247
02:01:51.403 --> 02:01:53.362
<font color="#804040">کاشنر‫:‬</font>
تنِسِی ویلیماز میگه هنرمندان

2248
02:01:53.362 --> 02:01:55.570
مثل قناری هایی در معدن ذغال سنگ هستند

2249
02:01:55.570 --> 02:01:58.112
و استیون یک مهارت عجیب و غریب داره

2250
02:01:58.112 --> 02:02:02.153
که حس میکنه توی دنیای اطرافش چه خبره

2251
02:02:02.153 --> 02:02:05.654
و تو این لحظه چه حرفی باید زده شه و مردم چی میخوان بشنون

2252
02:02:05.654 --> 02:02:08.904
من فکر میکنم فیلمسازیه که در زمان حال سیِر میکنه

2253
02:02:08.904 --> 02:02:11.278
با حکم پلیس پیشگیری واشنگتن

2254
02:02:11.278 --> 02:02:14.737
شما به جرم قتل سارا مارکز و دونالد که در آینده مرتکب میشید بازداشت هستید

2255
02:02:14.737 --> 02:02:18.278
<font color="#804040">جیمز هوبرمنَ ‫(‬منتقد فیلم‫):‬‬</font>
فیلم تمام ذهنیت پس از واقعه ۱۱ سپتامبر

2256
02:02:18.278 --> 02:02:21.278
و دستگیری مردم قبل از اینکه جرمی مرتکب بشن

2257
02:02:21.278 --> 02:02:22.904
و بازداشت های پیشگیرانه و  اینجور چیزهارو پیشبینی میکرد

2258
02:02:26.987 --> 02:02:28.529
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
اما فیلمی که من ساختم

2259
02:02:28.529 --> 02:02:31.737
و بیانیه ای واقعی درباره ۱۱ سپتامبر بود

2260
02:02:31.737 --> 02:02:33.071
جنگ دنیاها بود

2261
02:02:37.071 --> 02:02:40.779
برای من، اینجوری شروع شد که چه اتفاقی میفته

2262
02:02:40.779 --> 02:02:42.695
اگه ما مورد هجوم قرار بگیریم

2263
02:02:42.695 --> 02:02:44.612
و هرچیزی که ما فکر میکردیم

2264
02:02:44.612 --> 02:02:47.779
مارو از حملات مصَون نگه میداره

2265
02:02:47.779 --> 02:02:48.862
اشتباه بوده باشه؟

2266
02:03:00.529 --> 02:03:02.654
<font color="#804040">دیوید کوپ ‫(‬فیلمنامه نویس جنگ دنیاها‫):‬</font>
سکانسی بود که شخصیت کروز

2267
02:03:02.654 --> 02:03:05.654
از میان خیابان ها میدوید و اشعه مردم رو تبدیل به خاک میکرد

2268
02:03:05.654 --> 02:03:08.987
و مقداری از اون خاک توی موهاش بود

2269
02:03:08.987 --> 02:03:11.153
و اومد خونه و خودشو توی آینه دید و شوکه شد

2270
02:03:11.153 --> 02:03:14.695
و متوجه شد باقیمونده اونها توی موهاشه

2271
02:03:16.403 --> 02:03:19.112
استیون با تاکتیک خوبی اونو پیش برد

2272
02:03:19.112 --> 02:03:21.904
یازده سپتامبر در یاد و خاطره ملیُ ما پر رنگه

2273
02:03:21.904 --> 02:03:25.153
مجبور نبودی کار خاصی بکنی تا شوکی که
هممون از اون واقعه حس کرده بودیم دوباره برامون تداعی شه

2274
02:03:25.153 --> 02:03:28.071
و تمام ناتوانی و درماندگی که هممون
از اینکه بهمون حمله شده رو حس کرده بودیم

2275
02:03:29.571 --> 02:03:37.571
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

2276
02:03:49.487 --> 02:03:51.612
عصر بخیر
من جیم مکَ کیِ هستم که دارم با شما صحبت میکنم

2277
02:03:51.612 --> 02:03:54.737
ABC همین الان زنده از مقر شبکه

2278
02:03:54.737 --> 02:03:58.071
بیرون دهکده المپیک مونیخ در آلمان غربی

2279
02:03:58.071 --> 02:04:01.153
صلح چیزیه که.. احتمالا ً المپیک صلح نامیده میشه

2280
02:04:01.153 --> 02:04:04.779
حدود ساعت ۵ صبح پیش از طلوع آفتاب فرو پاشید

2281
02:04:04.779 --> 02:04:08.029
<font color="#804040">کاشنر‫:‬</font>
هیچکس انتظار نداشت استیون اسپیلبرگ

2282
02:04:08.029 --> 02:04:10.654
که احتمالا ً مشهور ترین هنرمند یهودی دنیاست

2283
02:04:10.654 --> 02:04:12.403
به سمت خاورمیانه کشیده بشه

2284
02:04:12.403 --> 02:04:14.237
چون یه جور میدان مینه

2285
02:04:14.237 --> 02:04:16.362
و استیون هم که اهل مبالغه افراطی احساسات

2286
02:04:16.362 --> 02:04:19.695
توی حسی که میخواد خلق بکنه نیست

2287
02:04:19.695 --> 02:04:22.445
میدونی، عواقب جنجال احتمالی

2288
02:04:22.445 --> 02:04:24.904
<font color="#804040">جیم‫:‬</font>
این ساختمان شماره سی و یکه

2289
02:04:24.904 --> 02:04:26.654
در این لحظه

2290
02:04:26.654 --> 02:04:29.862
هشت یا نه انسان زنده وحشت زده

2291
02:04:29.862 --> 02:04:31.737
زندانی شدن

2292
02:04:31.737 --> 02:04:34.987
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
حس کردم نمیتونم اینو یکطرفه بسازم

2293
02:04:34.987 --> 02:04:39.445
و خوب میدونستم، از همون نقطه شروع قراره بحث برانگیز باشه

2294
02:04:56.071 --> 02:04:59.278
<font color="#804040">ارِیک بانا ‫(‬بازیگر‫)‬‫:‬</font>
این داستان گروهی از مأمورین موساد بود
(سازمان جاسوسی اسرائیل)

2295
02:04:59.278 --> 02:05:01.821
که برای پس گیری تقاص مرگ ورزشکار اسرائیلی

2296
02:05:01.821 --> 02:05:04.862
در المپیک مونیخ گردآوری شده بودند

2297
02:05:08.987 --> 02:05:13.195
کارشون این بود که به دنبال افرادی که نامشون

2298
02:05:13.195 --> 02:05:16.362
در لیست گروه تروریستی بود برن

2299
02:05:16.362 --> 02:05:20.320
و وظیفشون این بود که، یک به یک اونهارو به قتل برسونن

2300
02:05:20.320 --> 02:05:23.821
<font color="#804040">دنَیل کرِیِگ‫ ‫(‬بازیگر‫)‬:‬</font>
این فیلم سعی میکرد تاثیر بزاره تا این مناظره رو شروع کنه

2301
02:05:23.821 --> 02:05:26.904
آیا خونخواهی پاسخه؟
اینکار حقیقتا ً چیزی رو حل میکنه؟

2302
02:05:26.904 --> 02:05:28.904
اگر تو چرخه خشونت رو ادامه بدی

2303
02:05:28.904 --> 02:05:30.737
...و چرخه خون، پس

2304
02:05:30.737 --> 02:05:33.737
این چیزیه که اونا بهش تبدیل میشن و دیگر هیچ

2305
02:05:35.904 --> 02:05:38.529
استیون انقدر زیرک بود تا داستانی انسانی روایت کنه

2306
02:05:38.529 --> 02:05:42.195
که اون مردها ابرقهرمان نیستند

2307
02:05:42.195 --> 02:05:45.403
اونها دو دل میشن و اشتباهات خودشونو میکنن

2308
02:05:45.403 --> 02:05:48.904
و اونها.. این واقعیتیه که رخ داده، میدونی؟

2309
02:05:48.904 --> 02:05:51.612
زندگی که فیلم جیمز باند نیست

2310
02:05:51.612 --> 02:05:53.237
تو..
تو واعلِ زوویِترِ هستی؟

2311
02:05:53.237 --> 02:05:55.487
گفت قبلا ً آره

2312
02:05:58.737 --> 02:06:00.779
داریم چیکار میکنیم؟

2313
02:06:04.737 --> 02:06:06.029
چیکار کنم؟

2314
02:06:06.029 --> 02:06:08.112
میدونی ما چرا اینجاییم؟

2315
02:06:08.112 --> 02:06:10.654
<font color="#808080">(صحبت به عربی)</font>

2316
02:06:18.987 --> 02:06:21.904
<font color="#804040">هوبرمنَ‫:‬</font>
در مونیخ اسپیلبرگ سعی میکرد با جنگ بر علیه

2317
02:06:21.904 --> 02:06:23.987
ترور به توافق برسه

2318
02:06:23.987 --> 02:06:28.445
و نمیدونست کجای اون قرار داره

2319
02:06:28.445 --> 02:06:30.737
اون داشت... اون ازش حمایت میکرد

2320
02:06:30.737 --> 02:06:34.487
اما مشوششِ هم کرده بود

2321
02:06:34.487 --> 02:06:36.529
و خوب، اون یه مثال

2322
02:06:36.529 --> 02:06:39.320
از متفکر بودنیه که توی کارهاش هم میبینیم

2323
02:06:39.320 --> 02:06:43.153
منظورم اینه، اون معادل هالیوودی برای تفکر و اندیشه عمومیه

2324
02:06:52.320 --> 02:06:55.987
<font color="#804040">بانا‫:‬</font>
وقتی که سکانس بمب تلفنی رو با یک نمای دالی
(‫(‬نمای تعقیبی بر روی پایه سیاّر

2325
02:06:57.195 --> 02:06:58.987
ضبط میکردیم رو یادم میاد

2326
02:06:58.987 --> 02:07:02.237
شما جغرافیای کل صحنه رو به خوبی میفهمیدید

2327
02:07:04.529 --> 02:07:07.278
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
ضبط این صحنه ۳ روز به طول انجامید

2328
02:07:07.278 --> 02:07:10.320
میبود  POV همه چیز میبایست از نمای
(‫(‬نمای نقطه نظر نماییست که بیننده از چشم شخصیت  میبیند

2329
02:07:10.320 --> 02:07:12.779
از دید افراد توی ماشین بودن بود POV یک نمای

2330
02:07:12.779 --> 02:07:17.029
پس ما برای چراغ قرمز صبر میکنیم

2331
02:07:17.029 --> 02:07:20.195
برای مرد توی باجه تلفن بود POV یک نمای

2332
02:07:20.195 --> 02:07:21.862
کسی که داشت شماره رو میگرفت

2333
02:07:21.862 --> 02:07:24.071
هم برای اوَنر بود POV یک نمای

2334
02:07:24.071 --> 02:07:27.195
نماهایی مثلثی بودن

2335
02:07:27.195 --> 02:07:29.570
جغرافیا یکی از مهمترین چیزها برای منه

2336
02:07:29.570 --> 02:07:31.862
که باعث گیجی مخاطب نمیشه

2337
02:07:31.862 --> 02:07:33.654
هیِ بخواد سعی کنه از داستانی که داری روایت میکنی سر در بیاره

2338
02:07:33.654 --> 02:07:36.403
برای مخاطبان باید از  خودت هم واضح تر باشی

2339
02:07:38.779 --> 02:07:40.695
کامیونه که داره امواج رو مختل میکنه؟
نه

2340
02:07:40.695 --> 02:07:42.195
کنترل از راه دور هنوزم کار میکنه؟

2341
02:07:42.195 --> 02:07:43.862
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من میتونم تعلیق ایجاد کنم

2342
02:07:43.862 --> 02:07:47.237
اگه مخاطب بدونه همه بازیگرا کجا هستن

2343
02:07:47.237 --> 02:07:48.821
و اونها بدونن کشمکش سر چیه

2344
02:07:48.821 --> 02:07:51.112
و بدونن که عقربه به سرعت داره میزنه

2345
02:07:51.112 --> 02:07:53.487
مثل مادر و دختر که سوار میشن

2346
02:07:53.487 --> 02:07:56.779
و سپس منجر به برگشتن دختر میشه چون عینکشو یادش رفته

2347
02:08:05.529 --> 02:08:07.071
تعلیق اون سکانس

2348
02:08:07.071 --> 02:08:09.529
به مخاطبان اجازه داد موقعیت جغرافیایی

2349
02:08:09.529 --> 02:08:12.071
همه رو در یک زمان واحد بفهمن

2350
02:08:12.071 --> 02:08:15.029
ترجمه نمیخواد :دی

2351
02:08:37.278 --> 02:08:38.320
وایسا!

2352
02:08:38.320 --> 02:08:40.821
وایسا، وایسا، قطعش کن

2353
02:08:44.153 --> 02:08:48.278
<font color="#804040">کاشنرِ‫:‬</font> شما در دستان
کسی هستید که همیشه میدونه برای فهمیدن لازمه چی رو ببینید

2354
02:08:48.278 --> 02:08:52.029
توی این مرحله از روایت داستانی
داره چه اتفاقی میفته

2355
02:08:52.029 --> 02:08:54.112
و همچنین چیزای زیادی میبینید

2356
02:08:54.112 --> 02:08:56.695
که به شما کمک میکنه سطح عمیقتری از داستان رو بفهمید

2357
02:08:56.695 --> 02:09:02.278
و اون مدل دستگاه روایی که توی مغزش داره

2358
02:09:02.278 --> 02:09:06.362
میدونی، فکر میکنم تقریبا ً بی سابقست

2359
02:09:12.153 --> 02:09:14.195
(بله ؟ (به فرانسوی
<font color="#804040">مرد‫:‬</font> محمود همشهری؟

2360
02:09:14.195 --> 02:09:15.362
بله؟

2361
02:09:22.362 --> 02:09:25.946
<font color="#804040">کاشنرِ‫:‬</font>
درباره سیاست ساخت فیلمهای اینچنینی

2362
02:09:25.946 --> 02:09:27.987
خیلی باهم حرف زدیم

2363
02:09:27.987 --> 02:09:30.445
چجوری فیلمی بسازی که بهت اجازه بده

2364
02:09:30.445 --> 02:09:32.320
امکان فهمیدن اینو داشته باشی

2365
02:09:32.320 --> 02:09:35.987
چرا اون آدمها ورزشکاری رو به قتل رسوندند

2366
02:09:35.987 --> 02:09:37.153
کاریو انجام دادن که اونام انجام دادن

2367
02:09:37.153 --> 02:09:40.695
نه که به هیچ وجه بخوای بهانه بتراشی و تبرئه کنی

2368
02:09:40.695 --> 02:09:43.654
اما سعی کنی درکش کنی

2369
02:09:43.654 --> 02:09:47.362
شما یهودی میکشی و دنیا باهاشون همدردی میکنه
و فکر میکنن تو یه حیوونی

2370
02:09:47.362 --> 02:09:49.821
آره، اما در ادامه دنیا خواهد دید

2371
02:09:49.821 --> 02:09:51.695
چجوری مارو تبدیل به یه حیوون کردن

2372
02:09:51.695 --> 02:09:53.195
آرخه شون پاتوس میشه :دی

2373
02:09:53.195 --> 02:09:55.195
که وضعیت قفسی که توش هستیم چجوریه

2374
02:09:55.195 --> 02:09:58.029
<font color="#804040">:هوبرمنَ</font>
تعبیر این فیلم زجر کشیدن

2375
02:09:58.029 --> 02:09:59.695
از درک تساوی گری اخلاقی بود
(‬یعنی کار ناشایست، از هر لحاظی ناشایسته بدون استثنا)

2376
02:09:59.695 --> 02:10:03.237
که شجاعانه ترین چیز در فیلم بود

2377
02:10:03.237 --> 02:10:07.737
به جنبه های انسانیه هر دو طرف نزاع نگاه میشد

2378
02:10:07.737 --> 02:10:11.362
این دو پهلو بودن چیزیه که
معمولا ً توی فیلمهای اسپیلبرگ شاهدش نیستی

2379
02:10:11.362 --> 02:10:14.570
و مونیخ فیلمیه که اون خیلی بیشتر

2380
02:10:14.570 --> 02:10:17.570
با رک بودن و بی رحمی

2381
02:10:17.570 --> 02:10:19.654
به سوژه پرداخت

2382
02:10:19.654 --> 02:10:21.862
اصلا ً چیزی به دست آوردیم؟

2383
02:10:21.862 --> 02:10:24.695
هر مردی رو کشتیم اوضاع وخیم تر شد

2384
02:10:24.695 --> 02:10:27.612
چرا ناخونم رو بگیرم؟
دوباره در میاد خوب

2385
02:10:27.612 --> 02:10:31.445
داریم برای جایگزینی رهبر تروریست ها یا رهبر فلسطینی ها آدم میکشیم؟

2386
02:10:31.445 --> 02:10:33.237
تو بهم بگو چیکار کردیم تاحالا

2387
02:10:33.237 --> 02:10:36.987
تو اونهارو برای امنیت کشور کشتی
حالا تصمیم گرفتی بیخیال شی؟

2388
02:10:36.987 --> 02:10:39.403
فیلم، پایان مسرور کننده ای نداشت

2389
02:10:39.403 --> 02:10:41.445
بخوای از مرگ دشمن جشن بگیری

2390
02:10:41.445 --> 02:10:43.153
این باور نکردنی ساکته

2391
02:10:43.153 --> 02:10:44.737
و فقط در دومین دیدن بود

2392
02:10:44.737 --> 02:10:46.654
که متوجه شدم از برجهای دوقلو

2393
02:10:46.654 --> 02:10:48.445
در پایان بندی پرده برداری میشه

2394
02:10:50.570 --> 02:10:52.779
<font color="#804040">کامینسکی‫:‬</font>
ما چندین برداشت روی اون صحنه داشتیم

2395
02:10:52.779 --> 02:10:55.403
بدون اینکه اون فضا رو توی قاب داشته باشیم

2396
02:10:55.403 --> 02:10:56.904
و بعد یه برداشت

2397
02:10:56.904 --> 02:10:58.654
با اون فضا توی قاب گرفتیم

2398
02:10:58.654 --> 02:11:02.071
فهمیدیم میخواد از برج ها استفاده کنه

2399
02:11:02.071 --> 02:11:05.112
استیون میدونست که داره یه فیلم جنجالی میسازه

2400
02:11:05.112 --> 02:11:07.112
فقط نمیخواست از خط قرمزها عبور کنه

2401
02:11:07.112 --> 02:11:08.570
اما در پایان، به یه نتیجه ای رسید

2402
02:11:08.570 --> 02:11:10.570
میدونی چیه؟ آماده ام این ریسکو بپذیرم

2403
02:11:10.570 --> 02:11:14.570
چرا فقط نری و چیزی که من میخوام رو بگی، میدونی؟

2404
02:11:18.029 --> 02:11:21.570
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من اون تصمیم رو گرفتم واسه اینکه میخواستم مردم بگن

2405
02:11:21.570 --> 02:11:23.445
ِمونیخ تشریح

2406
02:11:23.445 --> 02:11:26.612
مشکلاتیه که توی دنیای امروز وجود داره

2407
02:11:26.612 --> 02:11:30.195
و اساسا ً هممون رو تهدید میکنه

2408
02:11:30.195 --> 02:11:34.112
میدونی که، تاریخ تکرار میشه

2409
02:11:34.112 --> 02:11:38.278
یادآور اینه که چجوری به
رویدادهای ناگوار میرسیم

2410
02:11:38.278 --> 02:11:41.529
و اگه ما این مشکلات رو حل نکنیم

2411
02:11:41.529 --> 02:11:43.529
روی هم انباشته میشن

2412
02:11:43.529 --> 02:11:45.445
...و نمیتونی
اونقدر توان نداریم

2413
02:11:45.445 --> 02:11:47.278
که بخوایم همه مشکلات رو حل کنیم

2414
02:11:47.278 --> 02:11:50.570
و بالاخره، اتفاق ناگواری خواهد افتاد

2415
02:11:50.570 --> 02:11:53.529
و خب، مونیخ دعایی برای صلح بود

2416
02:11:53.529 --> 02:11:55.278
اما صلح از راهی سخت

2417
02:11:55.278 --> 02:11:58.320
میدونید، صلح بوسیله کاوش درونت

2418
02:11:58.320 --> 02:12:00.862
باقی مونده های وجدان و شرافتت

2419
02:12:07.112 --> 02:12:09.029
همه فیلمهام از یه بخشی از درونم اومدن

2420
02:12:09.029 --> 02:12:11.112
که واقعا ً نمیتونم واضح بیانشون کنم

2421
02:12:11.112 --> 02:12:13.946
من قطعا ً توانایی های ذاتی دارم

2422
02:12:13.946 --> 02:12:16.821
اما واقعا ً اونهارو تجزیه تحلیل نمیکنم یا سوالی نمیپرسم

2423
02:12:16.821 --> 02:12:19.195
اسب پیشکشو که دندوناشو نمیشمارن

2424
02:12:19.195 --> 02:12:22.237
و یه جورایی خرافاتی میشم اگه خودمو سوال پیچ کنم

2425
02:12:22.237 --> 02:12:24.445
یه جورایی.. میدونی.. پرَ میزنن میرن

2426
02:12:24.445 --> 02:12:27.153
<font color="#804040">اسکورسیِزی‫:‬</font>
فکر نمیکنم تردیدی وجود داشته باشه که کار استیون

2427
02:12:27.153 --> 02:12:29.779
با موضوعات خاصی تو زندگیش سر و کار داره

2428
02:12:29.779 --> 02:12:33.237
که اونو به یه فیلمساز شخصی ساز واقعی بدل میکنه

2429
02:12:33.237 --> 02:12:38.029
فرانک، میفهمی داریم چی بهت میگیم؟

2430
02:12:38.029 --> 02:12:41.695
من و پدرت داریم طلاق میگیریم

2431
02:12:41.695 --> 02:12:43.570
و بروز دادنش به وسیله تصاویر

2432
02:12:43.570 --> 02:12:46.153
به وسیله انتخاب داستان هاش و چگونگی تعاملش با شخصیت ها

2433
02:12:50.529 --> 02:12:52.403
تمام حساس بودن استیون

2434
02:12:52.403 --> 02:12:56.153
به خوبی با سیاحت این مرد جوان کوک بود

2435
02:12:57.695 --> 02:12:59.737
شما فورا ً‌ با این بچه همراه میشید

2436
02:12:59.737 --> 02:13:01.195
و مهم نیست چیکار میکنه

2437
02:13:01.195 --> 02:13:03.278
میدونی که داره دنبال راه بازگشت به عقب میگرده

2438
02:13:03.278 --> 02:13:06.362
برای بازسازی خانواده از هم پاشیده شده

2439
02:13:06.362 --> 02:13:10.029
سعی کردی بهش زنگ بزنی؟
نه

2440
02:13:10.029 --> 02:13:13.029
چرا.. چرا همین الان بهش زنگ نمیزنی؟

2441
02:13:13.029 --> 02:13:14.946
بابا، چرا تو همین الا بهش زنگ نمیزنی؟
اینجا

2442
02:13:14.946 --> 02:13:16.737
بابا، فقط بهش زنگ بزن

2443
02:13:16.737 --> 02:13:18.821
به خاطر من زنگ بزن
بهش زنگ بزن

2444
02:13:18.821 --> 02:13:21.737
بهش بگو من ۲ تا بلیط فرِست کلِسَ دارم واسه اینکه بری ببینیش پسر

2445
02:13:21.737 --> 02:13:24.195
مادرت الان دیگه با دوست من جکَ بارنز ازدواج کرده

2446
02:13:24.195 --> 02:13:27.570
توی جزیره کیش خونه دارن
اوه، نه

2447
02:13:27.570 --> 02:13:29.403
<font color="#804040">اسِکات‫:‬</font>
اغلب اوقات در فیلمهای اسپیلبرگ

2448
02:13:29.403 --> 02:13:31.071
روابط اهمیت ویژه ای دارند

2449
02:13:31.071 --> 02:13:33.612
روابط بین فرزند و والدین هستند

2450
02:13:33.612 --> 02:13:37.237
یا عضوی از خانوار
یا عضوی از اجتماع

2451
02:13:37.237 --> 02:13:40.487
که با عواطف، وفاداری و مسئولیت پذیری به هم پیوند میخورن

2452
02:13:40.487 --> 02:13:43.278
این یک درون مایه عظیمه که
بارها و بارها و بارها خودش رو

2453
02:13:43.278 --> 02:13:45.570
در مراحل مختلف زندگیش و در داستانهای مختلف

2454
02:13:45.570 --> 02:13:47.487
خودشو نشون میده

2455
02:13:50.112 --> 02:13:51.862
وووش، هیِِ

2456
02:13:51.862 --> 02:13:54.071
رونی، نگهش دار، نگهش دار

2457
02:13:54.071 --> 02:13:55.112
نگهش دار

2458
02:13:57.278 --> 02:13:59.445
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
خانواده عنصر مهمی در زندگی منه

2459
02:13:59.445 --> 02:14:01.445
که توضیح میده چرا بسیاری از داستانهای من

2460
02:14:01.445 --> 02:14:06.987
درباره جدایی و برگشتن یه همه

2461
02:14:06.987 --> 02:14:10.987
حتی لینکولن هم از این قاعده مستثنی نیست

2462
02:14:25.987 --> 02:14:27.445
برَی

2463
02:14:27.445 --> 02:14:29.529
من فیلمهای زیادی درباره فروپاشی

2464
02:14:29.529 --> 02:14:33.320
یک خانواده ساختم

2465
02:14:33.320 --> 02:14:38.112
و سپس خانواده وجه مشترکی برای به هم پیوستن پیدا کردند

2466
02:14:45.362 --> 02:14:48.570
<font color="#804040">کاشنرِ‫:‬</font> مفهمومی پشتش نهفتست که
همه چیز، حتی جهان طبیعت

2467
02:14:48.570 --> 02:14:52.112
دست به دست هم میدن تا

2468
02:14:52.112 --> 02:14:55.237
مانعت بشن یا از یکی جدات کنن

2469
02:14:55.237 --> 02:14:57.946
و سپس بهت برش گردونن

2470
02:14:57.946 --> 02:14:59.570
مثل عاشقانه های شکسپیره

2471
02:14:59.570 --> 02:15:05.570
ایمان ژرفی در کارهاش هست که

2472
02:15:05.570 --> 02:15:09.195
...چیزی که از دست رفته روزی بازخواهد گشت

2473
02:15:09.195 --> 02:15:11.153
ًو من فکر میکنم اون تقریبا

2474
02:15:11.153 --> 02:15:14.862
در تمام فیلمهایی که ساخته داره به دنبالش میگرده

2475
02:15:18.821 --> 02:15:21.237
<font color="#804040">مرَد‫:‬</font>
حالا به آرومی

2476
02:15:21.237 --> 02:15:23.112
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
مادر و پدرم امروزه رابطه ای بهم دارن

2477
02:15:23.112 --> 02:15:25.529
یعنی یک نویسنده اگر چنین داستانی رو در کتابی بنویسه

2478
02:15:25.529 --> 02:15:27.862
میتونه به اغراق کردن متهم بشه

2479
02:15:27.862 --> 02:15:30.403
حس میکنم خیلی خوشحالم که بعد از این همه سال جدا از هم

2480
02:15:30.403 --> 02:15:33.654
والدینم زمان مفیدی رو کنار هم سپری میکنن

2481
02:15:33.654 --> 02:15:37.195
<font color="#804040">ننَسی‫:‬</font> اگر به ۱۸ سال
اول زندگی استیون

2482
02:15:37.195 --> 02:15:39.862
نگاه کنید و حالا ، اکنون

2483
02:15:39.862 --> 02:15:42.737
نمیفهمید که فی مابینش یک خلع بزرگ وجود داره

2484
02:15:42.737 --> 02:15:44.445
که طلاق و جدایی اتفاق افتاده

2485
02:15:44.445 --> 02:15:47.195
و اشک های زیادی ریخته شده
و مرد دیگه ای
و همسر دیگه ای

2486
02:15:47.195 --> 02:15:50.487
و میدونی، به نظر میرسه ما دائما ً یک خانواده خوشحال بودیم

2487
02:15:50.487 --> 02:15:52.570
تازه نوار فیلمای خانوادگیمون رو هم

2488
02:15:52.570 --> 02:15:54.112
وسطای زندگمون گم کردیم

2489
02:15:54.112 --> 02:15:56.654
حالا دوباره به عشق و عاشقی با من برگشته

2490
02:15:56.654 --> 02:15:57.862
خوب نیست؟

2491
02:16:05.529 --> 02:16:07.612
یانوش، بهتره این یه نمای دو نفره باشه

2492
02:16:07.612 --> 02:16:10.570
اگه داگی اینجاست، اوکی
پس چندان پخش شدنی نیست

2493
02:16:10.570 --> 02:16:14.278
خب، این تکی نیست
اونجاست
نه، نه، این تکیه

2494
02:16:14.278 --> 02:16:17.445
وقتی شروع به عقب رفتن میکنیم
داگی زودتر وارد کادر میشه

2495
02:16:17.445 --> 02:16:18.695
و ما با حرکت ادامه میدیم

2496
02:16:18.695 --> 02:16:19.987
آره، با حرکت ادامه میدیم

2497
02:16:19.987 --> 02:16:21.779
اما همین الان مثل این به نظر میرسه که

2498
02:16:21.779 --> 02:16:24.195
هیچی به جز پنجره وسط قاب نیست
گرفتم

2499
02:16:24.195 --> 02:16:27.695
<font color="#804040">هنَکس‫:‬</font>
استیون عاشقه اینه که عضو باندای بزرگ

2500
02:16:27.695 --> 02:16:30.362
و کمپانی های فیلمسازی و کسایی که فیلم میسازن باشه

2501
02:16:30.362 --> 02:16:32.695
این یه باشگاه بزرگ و عالیه
این یه خانواده بزرگ و عالیه

2502
02:16:32.695 --> 02:16:36.779
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>تام، اکَشن
<font color="#804040">کنِدِی‫:‬</font> من فکر میکنم این فیلمسازی استیون رو

2503
02:16:36.779 --> 02:16:38.445
به طرق خیلی خیلی مختلف توصیف میکنه

2504
02:16:38.445 --> 02:16:42.821
چون استیون خیلی استواره و درون محیطی که خانوادش هستند

2505
02:16:42.821 --> 02:16:46.112
احساس امنیت زیادی میکنه

2506
02:16:46.112 --> 02:16:48.403
از روابط صمیمی با معدود آدمایی که

2507
02:16:48.403 --> 02:16:51.737
بهشون اعتماد داره خوشش میاد

2508
02:16:51.737 --> 02:16:54.278
و میتونه زندگیش رو براشون باز کنه

2509
02:16:54.278 --> 02:16:56.612
بعدش خیلی از ترک کردن دیگران بیزاره

2510
02:16:56.612 --> 02:16:58.779
خودشه همونجا
عالی به نظر میرسه

2511
02:16:58.779 --> 02:17:00.612
<font color="#804040">کامینسکی‫:‬</font>
ما برای استیون کار میکنیم

2512
02:17:00.612 --> 02:17:03.946
رئیس اونه، اما آدمای با استعداد رو تشویق میکنه

2513
02:17:03.946 --> 02:17:06.654
که از استعدادشون استفاده کنن
باهاش شجاعانه رفتار کنن

2514
02:17:06.654 --> 02:17:08.153
تا ریسک پذیر باشن

2515
02:17:08.153 --> 02:17:10.695
چون اون میخواست به عنوان یک فیلمساز ترغیب بشه

2516
02:17:10.695 --> 02:17:12.987
اما اونهایی که باهاشون کار میکرد، میدونید

2517
02:17:12.987 --> 02:17:15.403
و اون واقعا ً ‌کیفیت خوبی تو یک فیلمسازه

2518
02:17:15.403 --> 02:17:17.320
<font color="#804040">میورنِ‫:‬‬</font>
خیلی اهل همکاریه

2519
02:17:17.320 --> 02:17:19.320
از افرادش دوباره و چندین باره توی فیلماش استفاده میکنه

2520
02:17:19.320 --> 02:17:21.487
چون ما قبلا ً‌دست دوستی به هم داده بودیم
هممون باهم کار میکنیم

2521
02:17:21.487 --> 02:17:23.946
و اونها کامل به نمایش در میان

2522
02:17:23.946 --> 02:17:25.904
<font color="#804040">ویلیامز‫:‬</font>
اون آدمارو درک میکنه که میشه بهش خدمت کرد

2523
02:17:25.904 --> 02:17:28.362
و اینجوریه که میشه خواسته هاشو با خواسته های خودت تطبیق بدی

2524
02:17:28.362 --> 02:17:30.195
اون میتونه یه ژنرال عالی بسازه

2525
02:17:30.195 --> 02:17:32.445
<font color="#804040">دیِ‫-‬لوییس‫:‬</font>
اگه میتونی بگی یک واحد کوچیک فیلم

2526
02:17:32.445 --> 02:17:35.153
میتونه مثل نیروهای ویژه دست اندر کار فیلمسازی باشه

2527
02:17:35.153 --> 02:17:36.529
این همون چیزیه که اون داره

2528
02:17:36.529 --> 02:17:39.153
تیم اون خیلی سریع کار میکنه

2529
02:17:39.153 --> 02:17:42.612
هر روز خدا مشقت های زیادی رو پشت سر میزارن

2530
02:17:42.612 --> 02:17:44.403
همه وایمیستن کف میزنن

2531
02:17:44.403 --> 02:17:45.987
و فکر کنم اگه خیلی خیلی خوب آماده نباشی

2532
02:17:45.987 --> 02:17:47.862
خیلی، خیلی سریع توی پروژه استیون

2533
02:17:47.862 --> 02:17:49.821
به غصه خوردن میفتی

2534
02:17:49.821 --> 02:17:51.195
همه آمادگی دارن

2535
02:17:51.195 --> 02:17:53.487
و اون انرژی شگفت انگیزی خلق میکنه

2536
02:17:56.445 --> 02:18:00.112
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من چند دهه ای میشه که با دوستام کار میکنم

2537
02:18:00.112 --> 02:18:02.153
منظورم اینه که نمیدونم بدون اونا چیکار کنم

2538
02:18:02.153 --> 02:18:05.237
صدا ضبط میشه
ضبط میشه

2539
02:18:06.654 --> 02:18:09.112
واقعا ً‌ اگه این صمیمیت ها نبود

2540
02:18:09.112 --> 02:18:11.695
سلامت روانی نداشتم

2541
02:18:11.695 --> 02:18:13.612
و این برام یک خانواده استثناییه

2542
02:18:13.612 --> 02:18:16.737
که تونستم در تمام این سالها  گرد هم بیارم

2543
02:18:16.737 --> 02:18:19.195
<font color="#804040">کاهن‫:‬</font>
عاشق اینم که بخشی از پرده های نگِارینش بودم
(‫(‬هنر تصویری کهن

2544
02:18:19.195 --> 02:18:21.445
اگه یه جور دیگه بخوام بگم
میدونی مثل ویولن ‌زن روی بام
(تئاتر موزیکالیه مشهور)

2545
02:18:21.445 --> 02:18:24.654
<font color="#808080">♪ بعد از ۳۷ سال، خوبه که بدونی‫.‫.‬.‬ ♪</font>
بلدی دیگه؟

2546
02:18:24.654 --> 02:18:27.529
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
من و مایکل کاهن برادرای تنی هستیم

2547
02:18:27.529 --> 02:18:30.195
اون با من از فیلم برخورد نزیک از نوع سوم شروع کرد

2548
02:18:30.195 --> 02:18:34.695
و به جز یکبار، همه فیلمایی که من تا به امروز ساختم رو تدوین کرد

2549
02:18:34.695 --> 02:18:37.862
یانوش کامینسکی از فهرست شیندلر به بعد همه کار کرد

2550
02:18:37.862 --> 02:18:41.862
اما جان ویلیامز قدیمیترین همکار کنه

2551
02:18:41.862 --> 02:18:45.487
و وابستگی من به جانی بیشتر از اتکّای من به هر کس دیگست

2552
02:18:45.487 --> 02:18:47.946
برای از نو نوشتن فیلمهای من با موسیقی

2553
02:18:47.946 --> 02:18:51.904
و بیشتر از اندازه ای که من میتونستم اونهارو بالا میبره

2554
02:18:51.904 --> 02:18:54.445
میدونید، اگر میتونستم به عقب برگردم

2555
02:18:54.445 --> 02:18:57.570
و برای تیم خلاقی که احاطم کردند عواملی دیگه بچینم

2556
02:18:57.570 --> 02:19:00.987
قادر نبودم به اندازه ای که کار کردم کار کنم

2557
02:19:00.987 --> 02:19:02.403
غیر ممکنه

2558
02:19:04.904 --> 02:19:08.029
<font color="#804040">کنِدِی‫:‬</font>
استیون دائما ً فیلم نگاه میکرد

2559
02:19:08.029 --> 02:19:10.320
دوباره و دوباره و دوباره

2560
02:19:10.320 --> 02:19:14.153
نماهای ارجاعی، قاب بندی، ایده ها

2561
02:19:14.153 --> 02:19:16.862
چیزایی بودن که استیون همیشه مشغولشون بود

2562
02:19:20.695 --> 02:19:23.403
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
کارهای فیلمسازان بزرگ زنده ان و به حیاتشون ادامه میدن

2563
02:19:23.403 --> 02:19:26.904
تا از الهاماتی که ازشون میگیری لحظات محشری خلق کنی

2564
02:19:26.904 --> 02:19:29.737
و همچنین یکی از فیلمهایی که هر سال میبینمش

2565
02:19:39.612 --> 02:19:42.695
نماها
چشم انداز های محض

2566
02:19:42.695 --> 02:19:46.029
و پرتره از چه شخصیت پیچیده ای

2567
02:19:46.029 --> 02:19:48.153
فیلمسازیه نابه

2568
02:19:48.153 --> 02:19:49.737
!هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ

2569
02:19:49.737 --> 02:19:53.278
!هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ! هیِ! هیِ!‌ هیِ

2570
02:20:00.029 --> 02:20:01.946
شما کی هستین؟

2571
02:20:03.987 --> 02:20:06.987
شما کی هستین؟

2572
02:20:06.987 --> 02:20:08.695
استیون همیشه میخواست کارای بزرگی کنه

2573
02:20:08.695 --> 02:20:12.320
تلاش های تاریخی مثل اون

2574
02:20:12.320 --> 02:20:15.112
و چندتا فیلم طول کشید قبل از اینکه

2575
02:20:15.112 --> 02:20:19.112
به سطح یه فیلم سازی ماهر نائل بیاد

2576
02:20:19.112 --> 02:20:21.821
<font color="#804040">اسپیلبرگ‫:‬</font>
سالها پیش، پاولین کئلِ نقد مثبتی روی

2577
02:20:21.821 --> 02:20:23.987
:فیلم سریع‌السیر سرزمین‌شکری کرد اما گفت

2578
02:20:28.071 --> 02:20:30.320
و کاملا ً‌حق با اون بود

2579
02:20:30.320 --> 02:20:33.695
من هنوز توی فیلم رشدی که

2580
02:20:33.695 --> 02:20:35.862
در طول زمان پدید میاد رو نکرده بودم

2581
02:20:42.362 --> 02:20:46.153
<font color="#804040">مازلین‫:‬</font>
نگاهی به کارایی که تقریبا ً توی نیم قرن انجام داده بنداز

2582
02:20:48.612 --> 02:20:51.112
قطعا ً ‌تنوع زیادی داره

2583
02:20:53.320 --> 02:20:57.612
کارهایی انجام داد که جواب ندادن

2584
02:20:57.612 --> 02:21:00.654
اما مطلقا ً هیچکس شبیه اون

2585
02:21:00.654 --> 02:21:03.529
و خط سیِر فیلمسازیش که شبیه اون باشه رو

2586
02:21:03.529 --> 02:21:07.237
در طول تاریخ فیلم طی نکرد

2587
02:21:07.237 --> 02:21:11.362
سینما رو همونجوری حرف میزنه که با زبان مادریش صحبت میکنه

2588
02:21:11.362 --> 02:21:14.153
و خیلی شیوا اینکارو میکنه

2589
02:21:14.153 --> 02:21:16.195
که کسی دیگه ای جرأت انجام دادنشو نداره

2590
02:21:16.195 --> 02:21:18.612
و بلافاصله به عنوان عناصر

2591
02:21:18.612 --> 02:21:21.737
منحصر به فرد خودش  قابل تشخیص هستند

2592
02:21:21.737 --> 02:21:25.695
<font color="#804040">اسکورسیِزی‫:‬</font>
حس پویایی توی فیلمسازی واقعی داره

2593
02:21:25.695 --> 02:21:27.403
دارم درباره ی فیلمسازی در سنت روایی بزرگی

2594
02:21:27.403 --> 02:21:31.529
که در سینمای آمریکاست صحبت میکنم

2595
02:21:31.529 --> 02:21:32.946
<font color="#804040">کپُلُا‫:‬</font>
استیون خیلی توی اینکه هم فیلمساز تجاری موفقی بود

2596
02:21:32.946 --> 02:21:35.237
و هم به لحاظ هنری تحسین برانگیز بود

2597
02:21:35.237 --> 02:21:37.112
شخص خوش سعادتی بود

2598
02:21:37.112 --> 02:21:39.403
واسه همینه که همیشه اونو یه جورایی

2599
02:21:39.403 --> 02:21:40.987
با جورج گرِشوین مقایسه میکنم
(‫(‬پیانیست و آهنگساز آمریکایی

2600
02:21:40.987 --> 02:21:43.570
چون گرِشوین میتونست هم یه نمایش
خالتور توی برادویِ راه بیندازه
(‫( تئاتر‬ مطرح جهان در منهتن ِنیویورک

2601
02:21:43.570 --> 02:21:45.987
و هم میتونست کنُسرِتو با فا بسازه
(قطعه موسیقیایی که به لحاظ فرم به کنسرواتوارهای کلاسیک نزدیکتره)

2602
02:21:45.987 --> 02:21:48.737
اون میتونه هردوش رو انجام بده و
افراد کمی هستند که این توانایی رو داشته باشن

2603
02:21:48.737 --> 02:21:50.612
و استیون میتونه هر دوش رو انجام بده

2604
02:21:50.612 --> 02:21:53.570
و این استعدادیه که باید خدادادی باشه

2605
02:21:56.071 --> 02:21:57.862
<font color="#804040">دی کاپریو‫:‬</font>
به این فکر کن که اون بچه کوچیک توی کویر لوته آریزونا

2606
02:21:57.862 --> 02:21:59.237
نشسته داره فیلم میبینه

2607
02:21:59.237 --> 02:22:01.445
نان استاپ تلویزیون نگاه میکنه

2608
02:22:01.445 --> 02:22:04.612
یه روزی یواشکی وارد استودیو میشه

2609
02:22:04.612 --> 02:22:06.904
و مانیفسِتی برای تقدیرش رقم میزنه

2610
02:22:06.904 --> 02:22:09.737
این یه داستان بسیار خارق العاده هالیووده

2611
02:22:11.612 --> 02:22:14.487
<font color="#804040">جیِ جیِ آبرامز‫:‬</font>
اون راهی پیدا کرد تا برداشت خودش رو از دنیا بکنه

2612
02:22:14.487 --> 02:22:19.153
آرزوهای قشنگش
خوشبینیش

2613
02:22:19.153 --> 02:22:23.237
و حس عجیب غریبش برای تکون دادن و شوکه کردن مخاطب

2614
02:22:23.237 --> 02:22:24.946
و گالوانیزه کردن همه چیزایی که
(‫(‬برق دادن

2615
02:22:24.946 --> 02:22:27.737
داره درون داستان بیان میشه

2616
02:22:27.737 --> 02:22:30.112
ایناست که بهش اصالت میبخشه

2617
02:22:32.737 --> 02:22:34.612
<font color="#804040">فیلد‫:‬</font>
استیون بخشی درونش داره

2618
02:22:34.612 --> 02:22:36.612
که میخواد چیزهای خوب رو

2619
02:22:36.612 --> 02:22:38.320
در تاریک ترین ِ تاریکی ها ببینه

2620
02:22:38.320 --> 02:22:41.112
یا میخواد فقط وقت بازی داشته باشه

2621
02:22:45.654 --> 02:22:48.987
و ممکنه افرادی باشن که بگن خیلی برون نمای واضحی نداره

2622
02:22:48.987 --> 02:22:53.112
یا به اندازه ی لازم تلخ نیست
به اندازه کافی انعطاف پذیر نیست

2623
02:22:53.112 --> 02:22:55.612
و به اندازه کافی تیره و تار نیست

2624
02:22:55.612 --> 02:22:58.821
و وقتی همه اینها گذشت و گفته شد و تموم شد

2625
02:22:58.821 --> 02:23:02.821
چیزی که استیون از طریق چشمان تیزبین روایتگرش

2626
02:23:04.487 --> 02:23:07.987
از خودش برای ما به یادگار گذاشت در حد لالیگاست

2627
02:23:07.987 --> 02:23:10.529
که غوغایی از خوب بودن به پا میکنه

2628
02:23:10.529 --> 02:23:14.320
هردوی جذابیت و تعلیق داشتن

2629
02:23:14.320 --> 02:23:17.737
و ماجراجویانه بودن و
جوهر داشتن رو با خودش حمل میکنه

2630
02:23:17.737 --> 02:23:21.612
<font color="#804040">دیِ‫-‬لوییس‫:‬</font>
استیون هنوزم اشتهای سیری ناپذیری

2631
02:23:21.612 --> 02:23:23.821
برای کاری که انجام میده داره

2632
02:23:23.821 --> 02:23:26.071
مطلقا ً‌این چیز نادریه

2633
02:23:26.071 --> 02:23:29.487
میدونی، ما هممون تا یه جایی میتونیم مفید عمل کنیم
(‫(‬شما یکی تموم نمیشدی، خداحافظی نمیکردی نمیشد؟ از حرف من ذوق کرد ها

2634
02:23:31.487 --> 02:23:34.737
بله، احتمالا ً‌ از زمان کاراییمون فراتر هم میریم

2635
02:23:34.737 --> 02:23:37.904
بیشتر ماها، بدون اینکه خودمون بفهمیم

2636
02:23:37.904 --> 02:23:42.362
اما در مورد ایشون، فکر میکنم تا وقتی پاش لب گور باشه کار میکنه

2637
02:23:42.362 --> 02:23:47.695
و مطلقا ً حس میکنه که با تمام وجود مجبوره انجامش بده‌

2638
02:23:48.529 --> 02:24:09.403
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
