WEBVTT

1
00:00:00.968 --> 00:00:10.054
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:13.138 --> 00:00:14.472
.اصالتاً اهل نیویورک هست

3
00:00:14.556 --> 00:00:17.183
در کلاب های کوچکی هم در نیویورک و هم
.در لس آنجلس اجرا داشته

4
00:00:17.267 --> 00:00:19.249
لطفاً بهش خوش آمد بگین
جری ساینفیلد

5
00:00:20.311 --> 00:00:21.896
... در اواسط دهه 70 در نیویورک

6
00:00:21.980 --> 00:00:24.983
تنها دو مکان بودن که میتونستین کمدین های
.جدید رو ببینین

7
00:00:25.066 --> 00:00:27.569
.استندآپ کمدین، چیز نو ظهوری بود

8
00:00:27.652 --> 00:00:30.196
یکیشون رو میذاشتن قبل از
.اجرای خواننده یا گروه راکی اجرا کنه

9
00:00:30.280 --> 00:00:33.283
و تنها همین کار، بزرگترین رویای
.زندگیه من بود

10
00:00:33.366 --> 00:00:34.826
.این همه چیزی بود که میخواستم

11
00:00:34.909 --> 00:00:37.203
و خنده داره اما وقتی تصمیم گرفتم
... این جهشو

12
00:00:37.287 --> 00:00:39.122
.انجام بدم روی لبه (سکو) نشسته بودم

13
00:00:39.205 --> 00:00:40.040
.درست همینجا

14
00:00:40.123 --> 00:00:42.500
.و این دقیقاً همون مکانه

15
00:00:44.000 --> 00:00:52.000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

16
00:01:17.869 --> 00:01:19.996
.شما گروه خوبی هستین
واسه نمایش حاضرین؟

17
00:01:20.622 --> 00:01:23.166
،آره؟باشه، خوشبحالتون
.عالیه

18
00:01:23.249 --> 00:01:26.795
به عنوان یکی از کمدین های ثابت کارشو از
.اینجا در «کامیک استریپ» شروع کرد

19
00:01:26.878 --> 00:01:28.755
.در تابستان سال 1976

20
00:01:29.547 --> 00:01:31.174
.بیاین بازگتش به خونه رو خوش آمد بگیم

21
00:01:31.966 --> 00:01:33.676
جری ساینفیلد

22
00:01:44.604 --> 00:01:45.855
دستم انداختین؟

23
00:01:49.400 --> 00:01:50.401
.ممنون

24
00:01:50.902 --> 00:01:52.529
.خیلی ممنون

25
00:01:53.863 --> 00:01:55.949
.ممنون. خوشحالم اینجام

26
00:01:56.032 --> 00:01:57.867
.باورم نمیشه برگشتم اینجا

27
00:01:58.868 --> 00:02:00.787
.خیلی عالیه. ممنونم

28
00:02:02.831 --> 00:02:03.832
.ممنونم

29
00:02:05.416 --> 00:02:07.585
خیلی ممنونم. کتم رو دوس دارین؟

30
00:02:08.586 --> 00:02:09.963
.این کت مورد علاقمه

31
00:02:10.046 --> 00:02:13.091
.امشب شب خاصیه و خواستم کت خاصم رو بپوشم

32
00:02:13.174 --> 00:02:15.760
.چون برگشتم به کامیک استریپ

33
00:02:15.844 --> 00:02:18.847
اینجا جایی هست که کل شغلمو
... ازش شروع کردم

34
00:02:18.930 --> 00:02:21.057
.دقیقاً همینجا، روی این استیج

35
00:02:28.773 --> 00:02:30.483
.و کل ماجرا رو واستون تعریف میکنم

36
00:02:30.567 --> 00:02:32.527
.بهتون میگم چجور اتفاق افتاد

37
00:02:32.610 --> 00:02:34.445
.من در «ماساپیکوا» زندگی میکردم

38
00:02:34.529 --> 00:02:36.197
.من در بروکلین بدنیا اومدم

39
00:02:36.698 --> 00:02:38.616
.اونجا زادگاه منه

40
00:02:38.700 --> 00:02:42.036
.و بعد خانوادم رفتن به ماساپیکوا که اسم سرخپوستیه

41
00:02:42.120 --> 00:02:43.663
«.که معنیش میشه «کنارِ فروشگاه

42
00:02:45.248 --> 00:02:48.001
... حتی بومی های آمریکا هم حس میکردن

43
00:02:48.084 --> 00:02:51.170
وقتی یهودی ها و ایتالیایی ها بریزن
... تو کشور

44
00:02:52.088 --> 00:02:54.257
.کار و کاسبیشون کساد میشه

45
00:02:55.049 --> 00:02:57.802
.چادر ها رو جمع کنین
.این آدم جدیدا پارکینگ میخوان

46
00:03:02.932 --> 00:03:06.060
خب ما از شهر رفتیم
.روی جزیره لانگ آیلند

47
00:03:06.144 --> 00:03:09.147
«داخل» جزیره زندگی نمیکنی، «روی»
!جزیره زندگی میکنی
(بازی با حروف اضافه انگلیسی)

48
00:03:09.230 --> 00:03:12.066
وقتی در شهر زندگی میکنی، مردم
«ازت میپرسن : «کجا زندگی میکنی؟

49
00:03:12.150 --> 00:03:13.359
«.تو میگی : «در شهر زندگی میکنم

50
00:03:13.985 --> 00:03:15.153
!تو «روی» شهر زندگی نمیکنی

51
00:03:16.321 --> 00:03:17.989
... اما وقتی از شهر بری بیرون

52
00:03:18.072 --> 00:03:21.868
،الان داخلشی ها، حالا اگه ازش بری بیرون
!میری «روی» جزیره

53
00:03:23.036 --> 00:03:25.038
... لانگ آیلند یکی ازون جاهاییه که

54
00:03:25.121 --> 00:03:27.332
... نمیتونی بری داخلش. جوری نیست

55
00:03:27.832 --> 00:03:30.418
.چیزی نیست که بری داخلش. فقط میمونی روش

56
00:03:32.420 --> 00:03:35.465
خانوادم میگن : «جری، امروز قراره بریم شهر
«.پس آماده شو

57
00:03:35.548 --> 00:03:36.549
«.میریم «در» شهر»

58
00:03:37.133 --> 00:03:38.718
«.میریم سوار قطار میشیم»

59
00:03:38.801 --> 00:03:40.178
!نمیریم داخلشا

60
00:03:40.970 --> 00:03:42.222
!میری «بر» قطار سوار میشی

61
00:03:42.305 --> 00:03:44.891
با اینکه وقتی قطار میبینی
.کسی روش نیست

62
00:03:45.558 --> 00:03:47.810
.هیچوقت کسیو بالای قطار نمیبینی

63
00:03:48.394 --> 00:03:52.106
اما اینجوری حرف میزنیم. اگه میخوای اینجا
.زندگی کنی، باید اینجوری حرف بزنی

64
00:03:52.190 --> 00:03:55.318
«.ما قراره «بر روی» قطار سوار شیم»
چرا بر قطار سوار شی؟

65
00:03:56.486 --> 00:03:57.570
چرا؟

66
00:03:57.654 --> 00:04:00.198
!که بتونی ازش بیای پایین

67
00:04:00.782 --> 00:04:02.283
!از قطار بیا پایین»

68
00:04:02.367 --> 00:04:04.202
«!رسیدیم

69
00:04:07.080 --> 00:04:08.623
«.باید «داخل» تاکسی بشینیم»

70
00:04:09.582 --> 00:04:10.583
!نمیری «بر» تاکسی سوار شی

71
00:04:10.667 --> 00:04:13.586
تو «روی» قطار بودی
!اما «بر» تاکسی سوار نمیشی

72
00:04:14.379 --> 00:04:15.922
.میری میشینی «داخل» تاکسی

73
00:04:16.422 --> 00:04:18.132
چرا میری داخل تاکسی؟

74
00:04:18.758 --> 00:04:21.010
!«تا بتونی بیای «بیرون

75
00:04:21.094 --> 00:04:22.553
... باید از تاکسی بیرون بیای»

76
00:04:22.637 --> 00:04:25.515
«!رسیدیم، بیا بیرون، رسیدیم

77
00:04:27.100 --> 00:04:29.394
«.چرا هنوز داخل تاکسی نشستی؟ بیا بیرون»

78
00:04:30.687 --> 00:04:33.022
«اوکی جری، اوبر چی؟ با اوبر چیکار میکنی؟»
(برنامه ای شبیه به اسنپ)

79
00:04:33.106 --> 00:04:34.190
.این یچیز جدیده

80
00:04:34.274 --> 00:04:35.275
.میری داخلش؟ نه

81
00:04:35.358 --> 00:04:36.609
.میری روش؟ نه

82
00:04:36.693 --> 00:04:37.735
.میپری پایین ازش؟ نه

83
00:04:38.361 --> 00:04:39.487
با اوبر چیکار میکنی؟

84
00:04:39.570 --> 00:04:41.197
<i>میقاپیش -
درخواست میدی -</i>

85
00:04:41.281 --> 00:04:42.532
.نه، نه

86
00:04:42.615 --> 00:04:43.866
<i>.فقط میگیریش</i>

87
00:04:43.950 --> 00:04:46.703
!میگیریش! میگیریش

88
00:04:47.912 --> 00:04:50.123
!چون پول نداری

89
00:04:50.665 --> 00:04:52.959
انگار که مجانیه، حتی نمیدونم
.چجور کار میکنه

90
00:04:53.042 --> 00:04:54.168
اصلاً واسش پول میدیم؟

91
00:04:55.545 --> 00:04:58.006
فک میکنم فقط یچیزه مجانیه
.که با گوشی میدن

92
00:04:58.089 --> 00:04:59.382
... هر زمان بخوای

93
00:04:59.465 --> 00:05:01.718
مثل ماشین کارتونی ان، هرجا
.بخوای میبرنت

94
00:05:01.801 --> 00:05:03.511
«چجور اومدی؟»
«.اوبر گرفتیم»

95
00:05:03.594 --> 00:05:04.721
... نمیدونم، ما فقط

96
00:05:04.804 --> 00:05:06.889
!مثل عکسه، فقط میگیریش

97
00:05:07.390 --> 00:05:08.766
.هرچی میخوای بگیر

98
00:05:11.311 --> 00:05:13.438
... و خب من اومدم اینجا

99
00:05:13.521 --> 00:05:16.149
.و روی این صحنه تست دادم

100
00:05:16.232 --> 00:05:18.526
... یه برگه ی ثبت نام اون بیرونه

101
00:05:18.609 --> 00:05:21.154
«با دستای کوشولوم نوشتم : «جری ساینفیلد

102
00:05:21.237 --> 00:05:24.157
... میدونی، آدرس خانوادم

103
00:05:24.240 --> 00:05:26.909
.«و نوع اجرا : «کمدین

104
00:05:28.161 --> 00:05:30.747
«.چیز خاصی نیاز دارید؟ نه»

105
00:05:33.416 --> 00:05:36.335
و فقط یدونه جوک بلد بودم
... که اونم جواب داد

106
00:05:37.503 --> 00:05:39.589
.که میخوام الان واستون بگمش

107
00:05:40.381 --> 00:05:41.382
... و

108
00:05:46.220 --> 00:05:47.930
... اگه یروز با خودتون فک کردین

109
00:05:48.014 --> 00:05:51.059
... که دلتون میخواد اجرای کمدی داشته باشین

110
00:05:51.142 --> 00:05:52.894
.این راه درستش نیست

111
00:05:53.394 --> 00:05:57.106
هیچوقت نگین : «میخوام الان واستون
«.جوک تعریف کنم

112
00:05:58.483 --> 00:05:59.650
.خب من چپ دستم

113
00:05:59.734 --> 00:06:01.986
... آدمای چپ دست خوششون نمیاد

114
00:06:02.070 --> 00:06:05.615
که کلمه ی «چپ» انقدر در
.چیزهای منفی استفاده میشه

115
00:06:05.698 --> 00:06:07.825
مثلاً دست و پا چلفتی، تعریفِ دو پهلو
(اصطلاحات آمریکایی)

116
00:06:07.909 --> 00:06:11.392
«.شام چی داریم؟ غذای مونده»
(.اصطلاحاتی که از این کلمه در اونا استفاده شده*)

117
00:06:11.746 --> 00:06:14.791
.میری مهمونی، کسی اونجا نیست
«.بقیه کجان؟ رفتن»

118
00:06:18.294 --> 00:06:19.670
.همین بود

119
00:06:19.754 --> 00:06:21.047
.اولین جوکم این بود

120
00:06:26.886 --> 00:06:28.096
... و جوک خوبی بود

121
00:06:28.179 --> 00:06:30.681
... در تست قبولم کردن

122
00:06:30.765 --> 00:06:33.476
.و دیگه هر شب میومدم اینجا

123
00:06:34.102 --> 00:06:36.521
... من در دهه 60 بزرگ شدم

124
00:06:36.604 --> 00:06:40.274
.... و امشب اینجا آدمای جوون زیادی میبینم

125
00:06:40.358 --> 00:06:42.360
... که دارن از زندگیه

126
00:06:42.443 --> 00:06:44.904
.سرشار از موقعیت و پتانسیل بینهایتشون لذت میبرن

127
00:06:46.322 --> 00:06:49.992
... چون جوونین و کلی از زندگیتون مونده

128
00:06:50.076 --> 00:06:51.661
.و همشون قراره به واقعیت بپیونده

129
00:06:51.744 --> 00:06:53.412
بذارین واسه شما آشغالای کوچولو
!یچیزو روشن کنم

130
00:06:56.165 --> 00:06:57.750
.شما حتی بچگی هم نکردین

131
00:06:57.834 --> 00:06:59.043
!شما هیچی نداشتین

132
00:07:00.628 --> 00:07:03.881
در مقایسه با چیزی که ما در دهه 60 داشتیم
.شما زندگیتون آشغال بود

133
00:07:03.965 --> 00:07:08.553
و میدونین واسه چی؟
چون پدر و مادرتون بهتون اهمیت میدادن، اوکی؟

134
00:07:08.636 --> 00:07:11.180
.بهتون توجه نشون میدادن

135
00:07:11.264 --> 00:07:14.851
خانواده ی من، خانواده ی ماها
حتی اسممونم نمیدونستن، اوکی؟

136
00:07:14.934 --> 00:07:18.187
بهمون محل نمیدادن، بیخیال بودن
.واسشون مهم نبود

137
00:07:18.271 --> 00:07:21.315
!ما دهه 60 ایا مثل سگ بزرگ شدیم

138
00:07:22.733 --> 00:07:24.861
.از مواد مغذی خبری نبود

139
00:07:26.446 --> 00:07:29.824
... اصلاً کسی نمیدونست مواد مغذی

140
00:07:29.907 --> 00:07:32.285
.تحصیلات، امنیت چیه

141
00:07:32.368 --> 00:07:36.414
اصلاً میتونین دنیایی که راجع بهش
حرف میزنمو تصور کنین؟

142
00:07:37.707 --> 00:07:40.042
... نه کلاه ایمنی، نه کمربند ایمنی

143
00:07:40.126 --> 00:07:41.252
.نه ترمزی بود

144
00:07:41.335 --> 00:07:42.753
... هروقت میرسیدیم به مانع

145
00:07:42.837 --> 00:07:44.464
.پرت میشدیم تو هوا

146
00:07:47.592 --> 00:07:50.761
... غذام یا 100 درصد شکر بود

147
00:07:50.845 --> 00:07:52.221
.یا هوای آزاد

148
00:07:53.806 --> 00:07:55.099
.این بچگی من بود

149
00:07:56.350 --> 00:07:59.729
پدر و مادرم، نمیدونستن مدرسه ام
... کجاست

150
00:07:59.812 --> 00:08:01.814
... نمیدونستن نمره هام چنده

151
00:08:01.898 --> 00:08:03.357
.حتی نمیدونستن من کجام

152
00:08:03.983 --> 00:08:06.486
.بیشتر مثل راکون بودم واسشون

153
00:08:06.986 --> 00:08:08.696
... میدونی یکی دور و ورت هست

154
00:08:08.779 --> 00:08:11.741
.اما نمیری دنبالش ببینی دقیقاً کجاست

155
00:08:13.659 --> 00:08:14.785
... از تخت میپریدم بیرون

156
00:08:14.869 --> 00:08:16.412
... و مثل اسب شیرجه میزدم

157
00:08:16.496 --> 00:08:18.664
... داخل توپک شکلاتی، پرک شکری

158
00:08:18.748 --> 00:08:23.441
غلات رنگی، حلقه میوه ای، توپک شکری
(غلات های صبحانه که با شیر میخورن)

159
00:08:23.669 --> 00:08:27.507
.همین الان که فکرشو میکنم یکم سرم گیج رفت

160
00:08:27.590 --> 00:08:29.800
... خیلی عالی بود، محشر بود

161
00:08:29.884 --> 00:08:31.469
!دیگه داشتیم به ملکوت میپیوستیم

162
00:08:32.345 --> 00:08:34.347
غلات زندگی»، اسم گنده ایه نه؟»

163
00:08:34.430 --> 00:08:37.099
.همیشه فک میکردم اسم خیلی گنده ایه

164
00:08:37.183 --> 00:08:38.392
!«زندگی»

165
00:08:39.018 --> 00:08:41.687
اسمشونو چی بذاریم؟ جُو دار چطوره؟»
«یا مربعی؟

166
00:08:41.771 --> 00:08:43.898
«.اوه، نه بزرگتر از ایناست»

167
00:08:45.399 --> 00:08:47.401
«!این «زندگی»ه، من میگم»

168
00:08:48.861 --> 00:08:49.862
«!این زندگیه»

169
00:08:55.034 --> 00:08:58.162
اسمای دیگه چطور؟ خدای توانا چطوره؟
چرا اسمشو این نذاریم؟

170
00:08:58.871 --> 00:09:00.248
... کیه که دلش نخواد بیدار شه

171
00:09:00.331 --> 00:09:02.625
یه کاسه بزرگ «خدای توانا» بلمبونه؟

172
00:09:03.543 --> 00:09:05.920
.یا خدای توانای جدید با کشمش

173
00:09:07.713 --> 00:09:09.757
و اگه ازش خوشت نمیاد میتونی
.بری به جهنم

174
00:09:16.347 --> 00:09:19.183
زمان زیبایی خودشو داره، خب؟

175
00:09:19.267 --> 00:09:22.520
خانواده ها، به یه دلیلی
... نه میدونستن و نه علاقه ای نداشتن

176
00:09:22.603 --> 00:09:25.064
.که اینا غذای واقعی نیستن

177
00:09:25.648 --> 00:09:28.651
و عالی بود تا اینکه غلات
.کوکی برشته» پیداش شد»

178
00:09:28.734 --> 00:09:30.820
.و رید به همه چیز

179
00:09:31.821 --> 00:09:36.284
همیشه یکی هست که انقد
.با چیزای خوب ور میره تا ریده شه توش

180
00:09:36.867 --> 00:09:38.703
.کوکی برشته

181
00:09:40.246 --> 00:09:42.331
اگه نمیدونین چیه، این به
... غلات صبحونست

182
00:09:42.832 --> 00:09:44.834
... مثل کوکی نیست

183
00:09:44.917 --> 00:09:46.669
.خوده کوکیه

184
00:09:49.130 --> 00:09:50.673
.این میشد صبحونت

185
00:09:52.258 --> 00:09:55.845
!یه کاسه از کوکی شکلاتی

186
00:09:57.847 --> 00:10:00.516
باید اسمشو میذاشتن
!«ریدم به همه چیز»

187
00:10:02.476 --> 00:10:05.980
بستنی واسه صبحونه، کیک واسه شام
... اون وسطام سیگار و بیکن میزدیم

188
00:10:06.772 --> 00:10:08.941
این کل برنامه سلامتیه
.کوکی برشته بود

189
00:10:11.193 --> 00:10:13.446
.من عاشق آقای بستنی فروش بودم
... منتظرش میموندم

190
00:10:13.529 --> 00:10:16.907
.اینم یه چیز بزرگ دیگه ی زندگی بود
... آقایی که

191
00:10:16.991 --> 00:10:19.577
... صدای زنگو میشنیدی و ماشین سفید و

192
00:10:19.660 --> 00:10:22.955
و کت شلوار سفید رنگ تنش بود
... و ما پشت ماشینش به صف میشدیم

193
00:10:23.039 --> 00:10:26.250
تنها تفاوتش بود که بستنی که بهت میدادن
... پشت ماشین

194
00:10:26.334 --> 00:10:28.210
.بالای لوله اگزوز بود

195
00:10:29.837 --> 00:10:31.964
اگه بستنی لیوانی میگرفتی
... اثرش اندازه

196
00:10:32.048 --> 00:10:33.591
!یه پاکت سیگار «کمل» میشد

197
00:10:35.635 --> 00:10:36.844
!کسی تخمشم نبود

198
00:10:37.887 --> 00:10:39.305
!اینا اوقات خوشی بود

199
00:10:47.271 --> 00:10:49.065
... ماجرایی در زندگی من

200
00:10:49.148 --> 00:10:51.484
.یا خانوادم یا دنیام وجود نداشت

201
00:10:51.984 --> 00:10:54.195
.... اگه توسط فاحشه ها در «پیوریا» بزرگ میشدم

202
00:10:54.278 --> 00:10:56.197
خنده دار تر میشدم؟

203
00:10:56.280 --> 00:10:57.865
.بدون شک

204
00:10:58.366 --> 00:10:59.950
اما این چیزی بود که
.باید بکار میگرفتم

205
00:11:01.369 --> 00:11:03.496
.پدر و مادرم خیلی خوب بودن
.بتی و کال

206
00:11:03.579 --> 00:11:06.791
یه خواهر بزرگتر فوق العاده داشتم
.کارولین». خانواده ی خوبی بود»

207
00:11:07.625 --> 00:11:10.169
اما همیشه این حسو داشتم که
«میشه تنهام بذارین؟»
(میشه ولم کنین؟)

208
00:11:10.252 --> 00:11:12.963
اولین چیزی که گفتم... اولین حرفام
.منو تنها بذارین» بود»

209
00:11:14.256 --> 00:11:18.135
عادت داشتم بپرم روی لامپ ها و
«.چیزای دیگه، اونا میگفتن : «ولش کن

210
00:11:18.219 --> 00:11:19.804
... و یه روز، داد زدم

211
00:11:19.887 --> 00:11:20.930
«.ولم کنین»
(منو تنها بذارین)

212
00:11:23.140 --> 00:11:25.059
.دلم چیز عادی نمیخواست

213
00:11:25.142 --> 00:11:27.395
.نمیخواستم چیزی نرمال باشه

214
00:11:28.104 --> 00:11:31.857
فک میکردم : «این دنیایی که این
... آدما داخلشن خیلی خسته کننده ست

215
00:11:31.941 --> 00:11:34.151
«.و میخوام جای باحال تری باشم

216
00:11:35.653 --> 00:11:37.905
ده سالگی عینکی شدم، 12 سالگی
... ارتودنسی کردم

217
00:11:37.988 --> 00:11:39.949
«!به خانوادم گفتم : «خب جلوشو نگیرین

218
00:11:40.032 --> 00:11:41.867
چطوره سمعک و کفش ارتوپدی
هم بگیرین واسم؟

219
00:11:43.369 --> 00:11:46.747
دارم فک میکنم واسه اولین بار تو»
... زندگیم با یه دختر بحرفم

220
00:11:46.831 --> 00:11:51.210
بنظرم هرچی بیشتر وسیله مسیله بهم
«!وصل باشه بهتره

221
00:11:51.293 --> 00:11:52.878
«!بنظرم زنا اینجور بیشتر حال میکنن»

222
00:11:54.338 --> 00:11:55.965
.من یک یویو داشتم
.دوسش داشتم

223
00:11:56.048 --> 00:11:57.383
.یویو خیلی خوب بود

224
00:11:57.466 --> 00:11:58.801
.اون یکی از اسباب بازیای خوبم بود

225
00:11:58.884 --> 00:12:01.095
.خیلی خوب باهاش بازی میکردم

226
00:12:01.178 --> 00:12:02.513
... و راجع به یویو خوندم

227
00:12:02.596 --> 00:12:06.600
و فهمیدم یویو اول بعنوان سلاح
.در فیلیپین اختراع شده

228
00:12:06.684 --> 00:12:09.103
.یه نکته ی خیلی جالب و مبهم بود

229
00:12:09.603 --> 00:12:14.650
سخت بود تصور کنم مردای قبیله ایه
.فیلیپینی با یویو میجنگن

230
00:12:15.151 --> 00:12:17.862
هواپیماها پایین روستاهای دشمن
... پرواز میکردن

231
00:12:17.945 --> 00:12:19.155
... فیلیپینیا جلوی در خم میشدن

232
00:12:22.992 --> 00:12:24.243
«.فک کنم رئیسشونو گرفتم»

233
00:12:27.204 --> 00:12:28.414
... اما چیزایی

234
00:12:28.497 --> 00:12:32.293
میدونین، فروشگاه های
.اسباب بازی فروشی بزرگ نبود

235
00:12:32.376 --> 00:12:33.711
.ازین چیزا خبری نبود

236
00:12:33.794 --> 00:12:36.672
پس هرکار که مامان و باباهامون
.میکردن ما هم میکردیم

237
00:12:36.755 --> 00:12:39.550
.هرجا که میخواستن برن، منم میرفتم

238
00:12:39.633 --> 00:12:42.303
مثلاً مامانم میخواست بره
... مغازه کاغذ دیواری

239
00:12:42.386 --> 00:12:44.013
روز منم ساخته میشد، میدونی؟

240
00:12:44.096 --> 00:12:46.265
.و اون مغازه مورد علاقه مامانم بود

241
00:12:46.348 --> 00:12:48.642
عاشق اون بروشورهای بزرگ
.کاغذ دیواری بود

242
00:12:48.726 --> 00:12:50.603
.نگاشون میکرد، میرفت صفحه بعد

243
00:12:50.686 --> 00:12:52.062
.مثل قرآن بود

244
00:12:53.772 --> 00:12:55.608
.گنده بود، اون نگاه طرح ها میکرد

245
00:12:55.691 --> 00:12:57.860
«.آره میفهمم چی میگن»

246
00:13:01.655 --> 00:13:04.533
و وقتی بچه کوچولویی، توی همچین جاهایی
.مغزت دیگه نمیکشه

247
00:13:04.617 --> 00:13:06.410
... میدونی؟ خستگی خیلی شدیده

248
00:13:06.494 --> 00:13:07.786
.خیلی قویه

249
00:13:08.787 --> 00:13:12.458
وقتی 5 سالته و خسته میشی
.نمیتونی وزن خودتو تحمل کنی

250
00:13:12.541 --> 00:13:14.919
... عملاً .. فقط

251
00:13:15.419 --> 00:13:18.047
.من میرم پایین، باید بشینم

252
00:13:19.882 --> 00:13:21.926
... یادمه با خانوادم میرفتم بانک

253
00:13:22.009 --> 00:13:23.552
.و آدم حتی حالیش نیست بانک چیه

254
00:13:23.636 --> 00:13:27.181
فقط میگی : «اوه، تحمل این یکیو
«.دیگه ندارم، نمیدونم این چی چیه

255
00:13:27.264 --> 00:13:29.225
.و دراز میکشیدم، صافه صاف

256
00:13:29.308 --> 00:13:30.518
... صاف، میگفتم

257
00:13:31.101 --> 00:13:35.105
.شرمنده مامان، نمیتونم کاری کنم»
«.اینجا انقدر خسته کنندست، نمیتونم پاشم

258
00:13:36.732 --> 00:13:38.442
.بنظرم بزرگسالی همینه

259
00:13:38.526 --> 00:13:40.819
... بزرگسالی یعنی حوصلت سر رفته باشه

260
00:13:40.903 --> 00:13:42.446
.و همچنان سر جات وایسی

261
00:13:44.615 --> 00:13:46.909
،یجایی توی صف طولانی ایستادی
.مشکلی نیست

262
00:13:49.203 --> 00:13:50.955
من نمیرفتم دیزنی لند اوکی؟

263
00:13:51.038 --> 00:13:53.040
.قرار... قرار نبود اتفاق بیافته

264
00:13:53.123 --> 00:13:55.209
.ازون چیزا نبود که بتونی انجام بدی

265
00:13:55.793 --> 00:13:57.503
... بابا و مامانم هزاران کیلومتر

266
00:13:58.420 --> 00:14:00.297
... نمیروندن ببرنم یه ایالت دیگه

267
00:14:00.381 --> 00:14:01.882
.تا بتونم داخل یه فنجون بشینم

268
00:14:03.801 --> 00:14:05.678
... پدر و مادرم دوتاشون یتیم بودن

269
00:14:05.761 --> 00:14:08.931
و این که من اتاق جدا و تخت واسه خودم داشتم
... : میگفتن

270
00:14:09.014 --> 00:14:11.058
«.همین کافیه واست، میتونی سوار همین شی»

271
00:14:12.226 --> 00:14:13.310
«.همینجوری خوبی»

272
00:14:13.936 --> 00:14:14.979
.و من خوب بودم

273
00:14:15.062 --> 00:14:16.730
... گاهی اوقات، بیرونه این مغازه ها

274
00:14:16.814 --> 00:14:19.692
مثلاً دو تا اسب قرمز فلزی میذاشتن توی
... پیاده رو

275
00:14:19.775 --> 00:14:21.360
.و این خیلی خوب بود

276
00:14:21.443 --> 00:14:24.071
.اگه 10 سنت گیر میاوردم واسش... و  این سواری نبود

277
00:14:24.154 --> 00:14:26.115
... میدونی؟ یجورایی یه تیکه ی

278
00:14:26.198 --> 00:14:28.284
... آشغالی از سواری حساب میشد

279
00:14:28.367 --> 00:14:30.035
.که یجورایی چسبوندنش اونجا

280
00:14:30.119 --> 00:14:32.663
و سواریش هم اونجوری نبود که
.«بگی : «ووو

281
00:14:32.746 --> 00:14:35.291
.فقط به عقب و جلو زور میزد

282
00:14:38.961 --> 00:14:40.713
... انگار موتور آسیاب برقی

283
00:14:40.796 --> 00:14:43.215
.بود که روش دو تا اسب چسبوندن

284
00:14:46.010 --> 00:14:48.888
داریم گندم آسیاب میکنیم یا اومدم»
«پارک تفریحی؟

285
00:14:52.182 --> 00:14:55.895
ولی در مقایسه با دراز کشیدن رو زمین داخل بانک
.واسم مثل رولر کوستر بود

286
00:14:55.978 --> 00:14:59.023
.میدونی، فک میکردم عالیه
«.میومدم پایین میگفتم : «مامانی، عالی بود

287
00:14:59.106 --> 00:15:01.609
.هزار برابر حالم بهتره

288
00:15:01.692 --> 00:15:02.943
.جون تازه گرفتم، آروم شدم

289
00:15:03.027 --> 00:15:05.404
الان واسه مغازه کاغذ دیواری آماده ام»
«میخوای برگردیم اونجا؟

290
00:15:06.614 --> 00:15:09.575
«.پایه ام، کوسن، کرکره پنجره، هرچی بگی»

291
00:15:11.619 --> 00:15:13.454
... مامانم همیشه باهام از اینکه میخواد

292
00:15:13.537 --> 00:15:16.081
.اتاق پذیرایی رو چه شکلی کنه حرف میزد

293
00:15:16.165 --> 00:15:17.249
... این دغدغش بود

294
00:15:17.333 --> 00:15:20.044
،قرار بود اتاق پذیرایی رو تعمیر کنه
.تغییرش بده

295
00:15:20.127 --> 00:15:25.049
مامانم میگفت : «میدونی، اگه یکی از دیوارها
... رو کامل آیینه بذاریم

296
00:15:25.132 --> 00:15:27.968
«.مردم فک میکنن یه اتاق اضافی دیگه داریم

297
00:15:30.179 --> 00:15:31.263
.اونا باورشون میشه

298
00:15:32.890 --> 00:15:35.142
... آخه کدوم اُسکلی میره سمت آیینه

299
00:15:36.769 --> 00:15:39.188
«.و میگه : «اِ نیگا اون سمت یه اتاق دیگه ست

300
00:15:40.481 --> 00:15:42.942
«.یه یارویی اونجاست دقیقاً شبیه منه»

301
00:15:45.694 --> 00:15:48.447
.و طوطی من گول اینو میخورد
... از قفس میاوردمش بیرون

302
00:15:48.530 --> 00:15:51.700
همیشه حس بدی داشتم که داخل قفسه
... واسه همین میاوردمش بیرون

303
00:15:51.784 --> 00:15:53.702
... و اون پرواز میکرد یهو بوم

304
00:15:53.786 --> 00:15:56.372
... با کله میرفت تو آیینه

305
00:15:56.455 --> 00:15:58.165
... و پرهاش پخش میشدن

306
00:15:58.248 --> 00:16:00.960
و میخورد به زمین، و قاطی پاطی پرواز
... میکرد

307
00:16:01.043 --> 00:16:02.211
.چپ چپ میرفت

308
00:16:03.504 --> 00:16:06.048
... اما حتی اگه فک میکرد آیینه یه اتاق دیگه ست

309
00:16:06.131 --> 00:16:09.426
چرا سعی نمیکرد راهشو کج کنه
نخوره به طوطی روبروییش؟

310
00:16:11.553 --> 00:16:12.554
!جلوتو ببین

311
00:16:12.638 --> 00:16:14.473
پس دید پرنده ای به چه درد میخوره؟

312
00:16:14.556 --> 00:16:17.309
یه... یه طوطی دیگه داره
!مستقیم میاد تو صورتت

313
00:16:19.561 --> 00:16:22.648
،اما یجایی دیگه نتونستم کودکی رو تحمل کنم
.خسته شدم ازش

314
00:16:22.731 --> 00:16:26.110
.دیگه حوصله نداشتم هواپیمای چوبی بسازم

315
00:16:27.903 --> 00:16:29.029
میدونین چی میخواستم؟

316
00:16:29.113 --> 00:16:32.366
میخواستم یکارایی که بزرگترا میکردن و
.مخصوص خودشون بود انجام بدم

317
00:16:32.449 --> 00:16:35.661
مثلاً خوشم میومد وقتی بزرگترا جیباشونو
... چک میکردن، وقتی بچه بودم

318
00:16:35.744 --> 00:16:39.039
.وقتی بچه بودم اینجوری فک میکردم
... عاشق این بودم وقتی اینکارو میکردن

319
00:16:39.123 --> 00:16:40.249
«...تو اون چیزا رو؟»

320
00:16:40.874 --> 00:16:42.459
... نمیتونم کلیدارو پیدا کنم»

321
00:16:42.543 --> 00:16:45.546
«.بیل، کلیدامو ندیدی؟ نمیتونم پیداشون کنم

322
00:16:45.629 --> 00:16:48.549
وقتی بچه ای، یکی ازت میپرسه فلان چیزو ندیدی
«.میگی : «نه ندارمش

323
00:16:50.676 --> 00:16:52.469
.هرچیزی داری توی دستته

324
00:16:53.470 --> 00:16:55.347
«مطمئنی؟»
... انگشتاتو بازتر میکنی

325
00:16:55.431 --> 00:16:57.016
«.نه ندارمش»

326
00:17:00.728 --> 00:17:01.937
.دلم میخواست اشتهامو کور کنم

327
00:17:02.021 --> 00:17:04.523
: خسته شده بودم از بس گفتن
«.اشتهاتو کور میکنیا»

328
00:17:04.606 --> 00:17:05.733
«.اشتهات کور میشه»

329
00:17:05.816 --> 00:17:08.360
بعنوان بزرگسال، میدونیم حتی اگه
... اشتهامون کور شه

330
00:17:08.444 --> 00:17:10.612
.پست سرش زود گرسنمون میشه

331
00:17:11.363 --> 00:17:13.866
.کور شدن اشتها هیچ خطری نداره

332
00:17:13.949 --> 00:17:16.618
،میتونم 100 بار کورش کنم
.هزار بار گرسنم میشه

333
00:17:17.995 --> 00:17:21.415
چرا پدر خودمو با یکیش در بیارم؟
!میلیون ها اشتها دارم

334
00:17:25.461 --> 00:17:27.087
... دلم میخواست با ترموستات ور برم

335
00:17:27.171 --> 00:17:29.548
اینم یچیزه دیگه بود که
.نمیذاشتن نزدیکش بشم

336
00:17:29.631 --> 00:17:30.883
... نمیدونستم قضیش چیه

337
00:17:30.966 --> 00:17:33.761
وقتی کوچیک بودم : «این چیه دیگه؟
«چرا نمیتونم دست بزنم؟

338
00:17:35.345 --> 00:17:38.766
حتی یادمه وقتی خانوادم نشوندنم تا راجع به
... پرنده ها، زنبورها

339
00:17:38.849 --> 00:17:40.309
... سکس، تولید بچه بهم بگن

340
00:17:40.392 --> 00:17:43.228
... میگفتم : «هوم، نقش ترموستات چیه این وسط؟

341
00:17:43.812 --> 00:17:46.273
«.این رازیه که میخوام بدونم

342
00:17:48.358 --> 00:17:50.819
.تا 28 سالگی به ترموستات دست نزدم

343
00:17:52.780 --> 00:17:54.406
... داخل اتاق هتلی در پیتزبورگ بودم

344
00:17:54.490 --> 00:17:57.326
.که جرأت کردم یکم گرم ترش کنم

345
00:18:00.370 --> 00:18:01.663
.کل شبو نخوابیدم

346
00:18:01.747 --> 00:18:04.166
... : میترسیدم بابام یهو بیاد داخل بگه

347
00:18:04.249 --> 00:18:06.043
«کی دست زده به ترموستات؟»

348
00:18:11.465 --> 00:18:13.300
«.میدونی واسه یه دلیلی گذاشتمش اونجا»

349
00:18:14.635 --> 00:18:15.636
.بله آقا

350
00:18:16.261 --> 00:18:17.721
<i>.متوجه کتابهای اونجا شدم</i>

351
00:18:17.805 --> 00:18:21.767
... همیشه اونجان یا -
.نه، من گذاشتمشون اونجا، مال منن -

352
00:18:22.351 --> 00:18:24.561
.اون سوپرمنه. میدونی عاشق سوپرمنم

353
00:18:24.645 --> 00:18:26.021
... پس این

354
00:18:26.105 --> 00:18:28.315
این «کال-ال» هست روی سیاره کریپتون
(نام کودکی سوپرمن)

355
00:18:28.398 --> 00:18:30.818
.میبینی این داخله، داخل موشکه

356
00:18:30.901 --> 00:18:34.321
«اینا هم باباش «جور-ال
.و مامانش «لارا» هستن

357
00:18:34.822 --> 00:18:36.615
... و میره داخل موشک

358
00:18:36.698 --> 00:18:38.117
... و فرود میاد

359
00:18:38.200 --> 00:18:39.576
کجا فرود میاد؟ کانزاس؟

360
00:18:39.660 --> 00:18:40.744
.کانزاس -
.کانزاس -

361
00:18:40.828 --> 00:18:44.456
و اوناهاش، سوپرمنه کوچولو رو
.درست اونجا گرفتن

362
00:18:44.540 --> 00:18:45.707
.آره، اینا مال منن

363
00:18:46.208 --> 00:18:48.585
دیگه چی؟ چی گفتی؟ -
کتابها مال کیه؟ -

364
00:18:48.669 --> 00:18:51.004
.اون کتابا ساختگین، الکین

365
00:18:51.630 --> 00:18:53.715
... اینا ساختگین. این برنامه ست

366
00:18:53.799 --> 00:18:55.884
... من که اینجا زندگی نمیکنم، این

367
00:18:57.636 --> 00:18:59.304
.یکم بیشتر برو بیرون

368
00:19:03.142 --> 00:19:06.645
،من همه آلبوم های کمدی رو داشتم
.و هرچیز کمدی که میتونستی گیر بیاری

369
00:19:06.728 --> 00:19:09.273
وقتی کلاس سوم بودم با این
.عروسک برنامه اجرا کردم

370
00:19:09.982 --> 00:19:12.609
وقتی بچه بودم و تلویزیون
... یک کمدین رو نشون میداد

371
00:19:12.693 --> 00:19:14.611
.خشکم میزد و بهشون زل میزدم

372
00:19:15.362 --> 00:19:17.781
دیوونه ی کمدی بودن احساس
... آزادی میداد بهم

373
00:19:17.865 --> 00:19:20.159
.چون هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نداشت

374
00:19:20.784 --> 00:19:22.703
... «میدونی، یک مجله «دیوانه

375
00:19:22.786 --> 00:19:24.621
... : رو میخونی و با خودت میگی

376
00:19:24.705 --> 00:19:26.790
«.اینا به هیچ چیز احترام نمیذارن»

377
00:19:27.499 --> 00:19:29.710
.و این مغزمو میترکوند

378
00:19:30.294 --> 00:19:32.462
اینجوری بود که انگار احتیاجی
.به خریدش نبود

379
00:19:33.213 --> 00:19:34.965
«میتونستی بگی : «این احمقانه ست

380
00:19:35.382 --> 00:19:36.592
«.احمقانه ست»

381
00:19:39.887 --> 00:19:43.140
بعد یروز برادر بزرگه دوستم گفت
... یجایی در نیویورک هست که

382
00:19:43.223 --> 00:19:46.393
جوونا میرن روی صحنه و استندآپ
.کمدی اجرا میکنن

383
00:19:46.977 --> 00:19:49.897
نه مثل آدمای برنامه ی «اد سالیوان» که
... لباس رسمی و سیگار دارن

384
00:19:49.980 --> 00:19:51.690
.فقط جوونای دیوونه

385
00:19:52.357 --> 00:19:55.027
وقتی دیدم همچین چیزی و همچین
... دنیایی هست

386
00:19:55.110 --> 00:19:58.947
،گفتم : «میخوام در اون دنیا باشم
«.نمیخوام در دنیای واقعی باشم

387
00:19:59.990 --> 00:20:02.618
.پس من سال 1976 اومدم به شهر

388
00:20:02.701 --> 00:20:03.827
بذارین اینو بگم

389
00:20:03.911 --> 00:20:07.247
.اون زمان نیویورک یکم شهر خشنی بود

390
00:20:07.831 --> 00:20:10.042
... اما بنظر من بهتری جا برای

391
00:20:10.125 --> 00:20:12.753
... کمدین شدن بود

392
00:20:12.836 --> 00:20:15.505
... چون، اولاً همه نیویورکی ها یکم نمکدونن

393
00:20:16.506 --> 00:20:18.634
.مطمئنم همتون فک میکنین بانمکین

394
00:20:19.885 --> 00:20:22.763
واسه همینه کمدی دوس دارین، حس میکنی
.خودت خیلی نمکدونی

395
00:20:22.846 --> 00:20:25.307
احتمالاً فک میکنی میتونی
.کاری که من دارم میکنمو بکنی

396
00:20:25.390 --> 00:20:27.809
... با خودت میگی : «سرم گرم چیزای دیگست

397
00:20:27.893 --> 00:20:30.354
... اما اگه میخواستم، مثل آب خوردن

398
00:20:30.437 --> 00:20:31.521
... انجامش میدادم

399
00:20:31.605 --> 00:20:33.482
«.خودم نمیخوام

400
00:20:36.693 --> 00:20:39.696
و اینجا جای خوبی برای
... یاد گرفتنه کمدی بود

401
00:20:39.780 --> 00:20:42.991
چون در نیویورک حتماً باید یچیزی
... داشته باشی که

402
00:20:43.075 --> 00:20:44.993
.تماشاگر رو بخندونی

403
00:20:45.077 --> 00:20:47.162
... و همچنین در اون زمان

404
00:20:47.246 --> 00:20:49.289
.نیویورک بعنوان یه شهر وضعش خوب نبود

405
00:20:49.373 --> 00:20:50.749
.شهر دچار رکود شده بود

406
00:20:50.832 --> 00:20:55.212
و همون سالی بود که تله کابین منهتن به روزولت رو
.بنا کردن

407
00:20:55.295 --> 00:20:57.339
... و من میگفتم : «عالیه، شهر دچار رکود شده

408
00:20:57.422 --> 00:20:59.007
«.واسمون سواری گذاشتن

409
00:21:00.050 --> 00:21:03.136
شاید یروزی هم یه ترن هوایی در جنوب»
... برانکس بزنن واسمون
(از فقیرترین محله های نیویورک)

410
00:21:03.679 --> 00:21:05.305
... که میشه اولین ترن هوایی که وقتی

411
00:21:05.389 --> 00:21:08.558
«.مردم میرسن به زمین جیغ میزنن

412
00:21:10.185 --> 00:21:14.273
.و این دومین جوکم بود
.که تا به حال راجع بهش فک کرده بودم

413
00:21:22.155 --> 00:21:25.158
،پس من تیکه چپ دست رو داشتم
... جوک تله کابین رو داشتم

414
00:21:25.242 --> 00:21:26.410
.اوضاعم توپ بود

415
00:21:27.119 --> 00:21:29.788
و در آپارتمانی در قسمت
... غربی زندگی میکردم

416
00:21:29.871 --> 00:21:31.081
.خیلی کوچک بود

417
00:21:31.164 --> 00:21:33.333
.تنها 4 متر مربع بود

418
00:21:34.501 --> 00:21:37.713
این جوک نبود. میدونین آپارتمان های
.نیویورک اینجورین

419
00:21:37.796 --> 00:21:41.133
... و تخت کوچولوم رو از اتاقم اوردم

420
00:21:41.216 --> 00:21:42.718
.تا روش بخوابم

421
00:21:42.801 --> 00:21:44.636
این همه چیزی بود که داشتم
.و واسم مهم نبود

422
00:21:44.720 --> 00:21:48.890
... اصلاً قصد نداشتم با کمدی به جایی برسم

423
00:21:48.974 --> 00:21:51.101
.عاشقش بودم و میخواستم انجامش بدم

424
00:21:51.601 --> 00:21:53.353
... پس در اون آپارتمان زندگی میکردم

425
00:21:53.437 --> 00:21:57.065
،چون پول نداشتم درستش کنم و این چیزا
.زیاد رنگش میکردم

426
00:21:57.149 --> 00:21:58.567
... هربار که رنگش میکردم، فک میکردم

427
00:21:58.650 --> 00:22:01.403
«.اوو، یکم کوچیک تر شد»

428
00:22:02.070 --> 00:22:06.116
.فهمیدم فقط ضخامته رنگه، اما تأثیر داشت

429
00:22:06.199 --> 00:22:07.200
.تأثیر داشت

430
00:22:08.410 --> 00:22:11.121
... آخرش یکی میاد منو ببینه، درو باز میکنه

431
00:22:11.204 --> 00:22:13.332
.یه دیوار سفید و یه جفت چشم میپره بیرون

432
00:22:14.583 --> 00:22:17.544
اونا میگن : «واو! یارو زیادی اینجا رو
«.رنگ کرده

433
00:22:20.547 --> 00:22:23.175
... و راستی ما اینجا مجانی اجرا میکردیم

434
00:22:23.258 --> 00:22:24.343
.مجانیه مجانی

435
00:22:24.426 --> 00:22:25.886
.و تماشاگرا جمع میشدن

436
00:22:25.969 --> 00:22:27.929
.درست مثه امشب، جمع میشدن مارو ببینن

437
00:22:28.013 --> 00:22:30.640
... در دهه 70 ما رو بورس بودیم

438
00:22:30.724 --> 00:22:33.518
.استندآپ کمدین ها، جوونایی که اینکارو میکنن

439
00:22:33.602 --> 00:22:36.438
پس من وسط روز میومدم اینجا، واسه
.خودم یه همبرگر درست میکردم

440
00:22:36.521 --> 00:22:37.564
.میذاشتن اینجا غذا بخوریم

441
00:22:37.647 --> 00:22:41.026
.یکی از خوبیای اینجا همین بود
... بهمون غذا و تی شرت میدادن

442
00:22:41.109 --> 00:22:42.819
«پس من تیشرت «کامیک استریپ
... رو میپوشیدم

443
00:22:43.403 --> 00:22:45.655
... عصر میومدم اینجا، یه همبرگر درست میکردم

444
00:22:45.739 --> 00:22:49.326
و بعدش یکی دیگه میخوردم، شب یکی دیگه
... میخوردم

445
00:22:49.409 --> 00:22:52.287
.و اینجوری ماهی 15 کیلو گوشت میخوردم

446
00:22:53.288 --> 00:22:55.415
... مثل یه فُک آموزش دیده بودم

447
00:22:55.499 --> 00:22:56.500
... من فقط

448
00:22:56.583 --> 00:22:58.502
... بهم غذا میدادن، بعد میومدم بالا

449
00:22:58.585 --> 00:23:00.712
و فقط جُک تله کابین و
.چپ دست میگفتم و بعد شب بخیر

450
00:23:00.796 --> 00:23:02.255
.و همش همین بود

451
00:23:04.382 --> 00:23:07.803
یکی واسه کادوی خونم بهم رادیوی حمامی
.داد

452
00:23:07.886 --> 00:23:09.179
.کاناپه بیشتر بدردم میخوردا

453
00:23:09.805 --> 00:23:11.389
اوه، رادیوی حمامی
.کادوی خوبیه

454
00:23:11.473 --> 00:23:15.519
آخه چه جایی واسه رقصیدن بهتر از
حموم با زمین لیز و دره شیشه ایش هست؟

455
00:23:17.979 --> 00:23:21.441
... اما هنوزم اون فرهنگ کمدی رو حس میکنم

456
00:23:21.525 --> 00:23:23.527
اینجوری صداش میکنم، فرهنگ کمدی
.نیویورک

457
00:23:23.610 --> 00:23:25.278
.حس میکنم هنوز اینجاست

458
00:23:25.362 --> 00:23:29.116
خب ایستادم پشت چراغ قرمز، یه یارویی
... از جلوی ماشینم رد میشه

459
00:23:29.199 --> 00:23:30.450
... و بعد چراغ سبز میشه

460
00:23:30.534 --> 00:23:32.911
.نوبت من بود که برم، اون جلوی ماشینم بود

461
00:23:32.994 --> 00:23:37.374
دیدین نیویورکی ها اینکارو میکنن، آرنجشونو
... الکی حرکت میدن؟

462
00:23:40.752 --> 00:23:42.796
... این نشونه اینه که طرف عجله داره

463
00:23:42.879 --> 00:23:44.881
.اما سریع تر هم نمیرن

464
00:23:44.965 --> 00:23:46.383
.دقیقاً با همون سرعت

465
00:23:46.967 --> 00:23:50.428
.اگه عجله داشتم اینجوری میشدم، اما عجله ندارم

466
00:23:50.512 --> 00:23:52.472
... فقط آرنجهامو تکون میدم

467
00:23:53.682 --> 00:23:56.226
.و مثلاً مؤدبانه دارم میدوم

468
00:24:00.188 --> 00:24:01.711
... داشتم میومدم یکی

469
00:24:01.711 --> 00:24:04.776
.بهم فاک نشون داد
.که واسم مهم نیس
(آمریکایی ها میگن انگشت نشون داد)

470
00:24:04.860 --> 00:24:07.737
... اصن نمیفهمم چرا انگشت وسط فحشه

471
00:24:08.613 --> 00:24:11.366
... یکی یدونه از انگشتاشو میاره بالا

472
00:24:11.449 --> 00:24:12.450
... نشون من میده

473
00:24:12.534 --> 00:24:13.869
.منم مثلاً باید ناراحت شم

474
00:24:17.789 --> 00:24:19.833
انگشت بد. این انگشت خوبیه، نه؟

475
00:24:21.668 --> 00:24:23.712
همیشه به خودم میگم، اگه اینو
... نشونم بدن

476
00:24:23.795 --> 00:24:26.673
... یدونه انگشت تا «تعریف» فاصله است، پس

477
00:24:28.133 --> 00:24:29.467
.اونقدرام بد نیست

478
00:24:35.473 --> 00:24:38.894
... این کامیونایی که در نیویورک خیابونو تمیز میکنن

479
00:24:38.977 --> 00:24:41.646
آخه این چجور نمایش خیابونیه مسخره ایه؟

480
00:24:41.730 --> 00:24:45.066
... خدایی کسی هم فک میکنه این کامیونا

481
00:24:46.276 --> 00:24:47.903
دارن خیابونو تمیز میکنن؟

482
00:24:47.986 --> 00:24:51.615
خودشون اصلاً همچین فکری میکنن؟

483
00:24:51.698 --> 00:24:54.242
... یا همینجوری میزنن زیر خنده

484
00:24:54.326 --> 00:24:57.746
«!هی، ماشینا رو بزنین کنار همگی»

485
00:24:58.914 --> 00:25:01.875
قراره یه صدای هیس هیسِ زیاد و»
... وحشتناک درست کنیم

486
00:25:01.958 --> 00:25:04.794
و یه شاش باریکه هم پشت سرمون
... جا بذاریم

487
00:25:05.378 --> 00:25:08.548
«.تا «هیچ کار» نکردنمون تکمیل بشه

488
00:25:10.050 --> 00:25:12.219
... هروقت کارمون تموم شد برو خیابون نهم رو ببین»

489
00:25:12.302 --> 00:25:14.846
... حس میکنی داخل طرح 3 بُعدیه یه معماری

490
00:25:15.847 --> 00:25:19.643
«.داری داخل یه سرزمین عجایب مدرن راه میری

491
00:25:20.268 --> 00:25:23.605
در نیویورک اگه از یه خیابون رد شی
... و پات بره روی آدامس

492
00:25:23.688 --> 00:25:26.441
و آدامسه تا چند خیابون همینجوری به کفشت
... بچسبه

493
00:25:26.524 --> 00:25:27.817
... هر آشغالی که آدامسه برداره

494
00:25:27.901 --> 00:25:31.738
.این میشه تنها تمیز کردن داخل نیویورک

495
00:25:32.989 --> 00:25:34.324
!ما توی کثافت زندگی میکنیم

496
00:25:36.117 --> 00:25:38.036
!بهرحال، واسمون مهم هم نیست

497
00:25:39.955 --> 00:25:42.332
اینم یه جمله ای که تا به حال
... : در تاریخ نیویورک شنیده نشده

498
00:25:42.415 --> 00:25:44.251
«هی، نظرت چیه سایه بون جدید بخریم؟»

499
00:25:49.506 --> 00:25:52.634
... این یکی 3 کیلو عن پرنده روشه»

500
00:25:52.717 --> 00:25:56.721
دوازده جاش جر خورده، اسکلتش از
... یازده طرف زده بیرون

501
00:25:57.555 --> 00:25:59.015
... فقط 200 چوق واسمون آب میخوره

502
00:25:59.099 --> 00:26:02.018
«.کل ظاهر مغازمون به همین وابسته ست

503
00:26:04.312 --> 00:26:05.605
...نه، فک نکنم ایده خوبی باشه»

504
00:26:05.689 --> 00:26:06.773
... بنظرم بهتره

505
00:26:06.856 --> 00:26:10.485
همینجوری بمونه تا نشون بده چقدر
... ما از خودمون متنفریم

506
00:26:10.568 --> 00:26:13.196
«.و چقدر این آدمایی که میان مغازمون احمقن

507
00:26:13.280 --> 00:26:14.864
«.اوهوم راس میگی، همینجوری خوبه»

508
00:26:16.992 --> 00:26:19.244
.هفته پیش فرودگاه «لاگوردیا» پیاده شدم

509
00:26:19.327 --> 00:26:20.829
.همیشه ... اونجا خوبه

510
00:26:20.912 --> 00:26:22.622
.من ارتفاع سقفشو دوس دارم

511
00:26:22.706 --> 00:26:23.748
... خیلی خوبه

512
00:26:24.916 --> 00:26:27.252
.میتونست ارتفاعش کمتر باشه
.اما بنظرم خوبه، خوبه

513
00:26:27.335 --> 00:26:31.756
اسم شهردار سابق نیویورک «فیورلا اچ.لاگوردیا» رو
.گذاشتن روش

514
00:26:31.840 --> 00:26:35.302
... و بنظرم خیلی حال کرد وقتی بهش خبر دادن

515
00:26:35.385 --> 00:26:37.262
... : وقتی اومدن توی دفترش و گفتن

516
00:26:37.345 --> 00:26:40.598
شهردار، تصمیم گرفتیم اسمتو بذاریم»
«.روی فرودگاه جدیده

517
00:26:40.682 --> 00:26:44.102
اونم گفته : «جداً؟ کدوم؟»، اونا
«.گفتن : «لاگوردیا، همون که پیش گرند سنتراله

518
00:26:44.185 --> 00:26:46.730
«.اوه، آهان.آره، هزاربار رفتم اونجا»

519
00:26:48.857 --> 00:26:51.860
میرم گیت بازرسی فرودگاه، یارو
... میپرسه : «باید کیفاتونو بگردم

520
00:26:51.943 --> 00:26:55.280
الکل یا گیاه داخلش نیست؟». در اصل
«مستقیم میپرسه : «مواد چی؟

521
00:26:55.363 --> 00:26:57.657
این بازرسیه مثلا؟

522
00:26:57.741 --> 00:26:59.743
... کسی هم میاد بگه : «اوپس! مچمو گرفتین؟

523
00:26:59.826 --> 00:27:03.038
«!اوه خدا! نمیدونستم این سؤالو قراره بپرسین

524
00:27:04.289 --> 00:27:05.582
... بیست کیلو مواد توشه»

525
00:27:05.665 --> 00:27:08.335
«.بدجور دستمو رو کردین

526
00:27:10.128 --> 00:27:12.505
... نیویورک دهه 70 شهر جنایت و پلیس بود

527
00:27:12.589 --> 00:27:14.049
.شهر روزنامه بود

528
00:27:14.132 --> 00:27:16.426
همیشه حال میکردم که هر اتفاقی
... تو دنیا میافتاد

529
00:27:16.509 --> 00:27:19.012
دقیقاً اندازه ی تعداد صفحه هایی
... میشد

530
00:27:19.095 --> 00:27:21.056
.که اونروز در روزنامه میذاشتن

531
00:27:21.139 --> 00:27:23.016
.هیچوقت صفحه کم نمیاوردن

532
00:27:23.099 --> 00:27:25.810
.هیچوقتم صفحه ی سفید اضاف نمیومد

533
00:27:25.894 --> 00:27:28.813
آخرش، حتماً میگفتن : «اون برگه رو بکش بیرون
«.قبل از اینکه خبر جدیدی برسه

534
00:27:28.897 --> 00:27:30.607
«.امروزم صفحه ها باندازه بود»

535
00:27:30.690 --> 00:27:31.900
«.عالی بود»

536
00:27:33.943 --> 00:27:37.322
عشق میکنم وقتی میبینم پلیسا ینفرو میگیرن
... و با باتوم میزنن

537
00:27:37.405 --> 00:27:39.824
... و دستبند میزنن بهش

538
00:27:39.908 --> 00:27:41.534
... و با دست گردنشو فشار میدن

539
00:27:41.618 --> 00:27:43.912
اما وقتی میخوان طرف رو بذارن صندلی عقب
... ماشین پلیس

540
00:27:43.995 --> 00:27:45.789
.دستشونو میذارن روی کله اش

541
00:27:45.872 --> 00:27:48.750
نباید سرت بخوره به»
«.بالای ماشین

542
00:27:49.334 --> 00:27:52.379
،واقعاً درد میگیره»
«تیر میکشه، میدونی؟

543
00:27:52.462 --> 00:27:53.588
«.مواظب باش»

544
00:27:55.548 --> 00:27:57.926
... چرا این مجرما، قاتلای سریالی

545
00:27:58.009 --> 00:28:01.805
... هواپیما رباها، روانیا وقتی دستگیر میشن

546
00:28:01.888 --> 00:28:03.390
صورتشونو میپوشونن؟

547
00:28:03.473 --> 00:28:07.727
مثلاً طرف چه اعتباری داره که میترسه
با دیدنش خراب شه؟

548
00:28:07.811 --> 00:28:08.895
قرار عاشقانه داره؟

549
00:28:08.978 --> 00:28:11.898
میخوان توی اداره بهش ترفیع بدن؟

550
00:28:11.981 --> 00:28:14.734
... اوه، اگه همکارای تیم فروشم منو ببینن»

551
00:28:15.777 --> 00:28:18.196
... که هواپیمای 747 مصرایر رو میدزدم

552
00:28:18.279 --> 00:28:20.949
... و جسدارو یکی یکی میندازم رو آسفالت

553
00:28:21.032 --> 00:28:23.076
«.دیگه رام نمیدن، اینطور بت بگم

554
00:28:23.701 --> 00:28:26.663
.توی سالن استراحت بهم زخم زبون میزنن»
«.نگم برات

555
00:28:28.665 --> 00:28:31.376
وقتی شوکر تفنگی رو اختراع کردن، مطمئن
.نبودم به چه درد میخوره

556
00:28:31.459 --> 00:28:33.503
... شبیه یه تفنگ بود که باهاش شلیک میکردن سمتت

557
00:28:33.586 --> 00:28:36.131
... و تو میگفتی : «اوه، خدا جون

558
00:28:37.298 --> 00:28:38.466
«حالت خوبه؟»
... نه، خوبم»

559
00:28:38.550 --> 00:28:41.219
«.راستش فقط «شوکه» شدم که زدی بهم

560
00:28:43.179 --> 00:28:45.598
.«واسم سؤاله میشه بذاریش روی «تعجب کردن

561
00:28:45.682 --> 00:28:48.560
مثلاً کمش کنی بعد شلیک کنی به یکی
... و اونا بگن

562
00:28:49.394 --> 00:28:50.395
«.واو»

563
00:28:54.816 --> 00:28:56.609
«حالت خوبه؟» -
... نه، خوبم، فقط» -

564
00:29:01.072 --> 00:29:02.699
«.فقط یکم «تعجب» کردم

565
00:29:06.411 --> 00:29:10.623
وقتی 21 سالم بود، کمدین شدن واسم
.غیر ممکن بنظر میرسید

566
00:29:10.707 --> 00:29:11.791
.خونه زندگی میکردم

567
00:29:11.875 --> 00:29:14.043
.چند خیابون اونطرف تر کار میکردم

568
00:29:14.127 --> 00:29:17.422
واسه روزی 25 دلار دیوارها
... رو خراب میکردم

569
00:29:17.505 --> 00:29:21.342
.و هر رزو نهارمو اینجا میخوردم

570
00:29:22.552 --> 00:29:24.888
و یادمه با خودم میگفتم حتی
... اگه کارم خوب نباشه

571
00:29:24.971 --> 00:29:28.683
اگه پولم برسه هفته ای یه قرص نون
... بخرم، میتونم زندگی کنم

572
00:29:28.767 --> 00:29:31.644
و این بهترین زندگی میشه»
«.که میتونم داشته باشم

573
00:29:32.729 --> 00:29:35.690
توجه کردین روی هر رول دستمال توالت
یه نوع توهین هست؟

574
00:29:35.774 --> 00:29:37.984
«زیرش نوشتن : «سازگار با پوست صورت

575
00:29:40.528 --> 00:29:41.821
.از تعریفش خوشم نمیومد

576
00:29:42.697 --> 00:29:44.157
آخه دستمال توالتو چه به صورت؟

577
00:29:45.742 --> 00:29:47.535
... آره، طعنه و دعوا هم بود

578
00:29:47.619 --> 00:29:51.080
و یبار یکی بهم لیوان پرت کرد
... که روی صحنه شکست

579
00:29:51.164 --> 00:29:54.167
... یادمه بعضیا دنبال دعوای فیزیکی بودن

580
00:29:54.250 --> 00:29:55.710
.هیچکدوم ازینا اذیتم نمیکرد

581
00:29:55.794 --> 00:29:57.003
... من در یک کمدی بودم

582
00:29:57.086 --> 00:29:58.630
.و انگار که توی بهشت بودم

583
00:29:59.547 --> 00:30:01.674
میدونین یکی از شبای بزرگی که
... اینجا داشتم

584
00:30:01.758 --> 00:30:05.720
... شبی بود که پدر و مادرم اومدن اجرامو ببینن

585
00:30:05.804 --> 00:30:07.305
... چون من هیچوقت

586
00:30:07.388 --> 00:30:11.142
... به هر دلیلی، انقدر از اونا خجالت میکشیدم

587
00:30:11.226 --> 00:30:14.813
که تاحالا این بُعدم رو بهشون نشون
.نداده بودم

588
00:30:14.896 --> 00:30:19.859
پس وقتی اینکارو شروع کردم، میدونین، یکم
... واسشون عجیب بود

589
00:30:19.943 --> 00:30:23.488
وقتی بهشون گفتم میخوام کمدین شم، و اونا
... : گفتن

590
00:30:23.571 --> 00:30:24.572
«.اوکی»

591
00:30:25.406 --> 00:30:27.784
«.خب، تاحالا کاره خنده داری نکردی»

592
00:30:31.371 --> 00:30:34.415
... و خب، آخرش من اوردمشون اینجا

593
00:30:34.499 --> 00:30:36.084
.و دقیقاً اونجا نشستن

594
00:30:36.167 --> 00:30:38.253
... و من اونشب حسابی استرس داشتم

595
00:30:38.336 --> 00:30:41.798
چون داشتم این بُعد دیگه خودمو
.نشونشون میدادم

596
00:30:41.881 --> 00:30:45.510
،مثل این همجنس گراها که میخوان به خانوادشون بگن
... کی باید بگم

597
00:30:45.593 --> 00:30:47.679
... مامان، بابا، من»

598
00:30:47.762 --> 00:30:50.473
نمیدونم چجور اینو بگم، اما من»
«.یه آدم بانمکم

599
00:30:51.140 --> 00:30:52.433
... و من»

600
00:30:52.517 --> 00:30:55.645
... نمیخوام دیگه بخاطرش خجالت بکشم

601
00:30:55.728 --> 00:30:57.897
و میخوام یه زندگی طنز رو»
«.شروع کنم

602
00:30:59.190 --> 00:31:00.900
... میخوام با بقیه آدمهای بانمک باشم»

603
00:31:00.984 --> 00:31:03.403
«.میخوام ساعت دو ظهر صبحونه بخورم

604
00:31:05.363 --> 00:31:06.614
.و خودمو خالی کردم

605
00:31:08.366 --> 00:31:12.745
و مسئله ی بعدی، ملاقات با دخترا
.داخل بار بود

606
00:31:12.829 --> 00:31:14.455
... ابنم چیز جدیدی بود واسم

607
00:31:14.539 --> 00:31:19.210
چون کمدین ها بعضی وقتا توی موقعیت های
اجتماعی مشکل دارن

608
00:31:19.294 --> 00:31:21.129
... چون به دلایلی میتونم اینکارو کنم

609
00:31:21.212 --> 00:31:25.174
و همیشه این کاری که الان دارم میکنم
... واسم راحت بود

610
00:31:25.258 --> 00:31:26.968
... میتونم با همتون حرف بزنم

611
00:31:27.051 --> 00:31:28.845
.اما نمیتونم تنهایی با یکیتون صحبت کنم

612
00:31:32.056 --> 00:31:33.391
... خودمم نمیدونم مشکل چیه

613
00:31:33.474 --> 00:31:36.811
اما با خیلی از کمدینا که حرف زدم
.اونا هم همین مشکلو داشتن

614
00:31:36.895 --> 00:31:38.062
... پس وقتی میای

615
00:31:38.146 --> 00:31:40.607
... اینجا و برنامه اجرا میکنی

616
00:31:40.690 --> 00:31:43.151
و بعدش میری میشینی قسمت بار و
... دخترا باهات حرف میزنن

617
00:31:43.818 --> 00:31:45.236
.و این باور نکردنی بود

618
00:31:45.320 --> 00:31:47.947
.واسه همین ما جای دیگه نمیرفتیم

619
00:31:49.282 --> 00:31:52.785
... چرا نری جایی که تنها کاری که خوب انجام میدی

620
00:31:52.869 --> 00:31:56.164
رو طرف ممکن باشه ببینه؟

621
00:31:56.664 --> 00:32:00.668
پس شروع کردم با خانوما رابطه داشتن
.و از نزدیک بررسیشون کردن

622
00:32:01.586 --> 00:32:05.715
.مخصوصاً سرویس بهداشتیاشون
.سرزمین عجایبی بود واسه خودش

623
00:32:06.215 --> 00:32:08.676
... فهمیدم که خانوما دائماً به مقدار زیادی

624
00:32:08.760 --> 00:32:11.304
.پنبه ی توپی نیاز دارن

625
00:32:11.387 --> 00:32:13.014
.چیزی که مردا اصلاً احتیاج ندارن

626
00:32:14.432 --> 00:32:16.684
.تاحالا تو عمرم یدونه پنبه توپی هم نداشتم

627
00:32:16.768 --> 00:32:18.519
... تاحالا یکی نه خریدم

628
00:32:18.603 --> 00:32:20.188
.نه داشتم و نه نیاز داشتم

629
00:32:20.688 --> 00:32:23.232
تاحالا توی موقعیتی گیر نیافتادم که با
... : خودم بگم

630
00:32:23.316 --> 00:32:25.193
«.الان پنبه توپی خیلی بکارم میومد»

631
00:32:26.361 --> 00:32:28.446
«.میتونستم از این کثافت خلاص شم»

632
00:32:29.989 --> 00:32:30.990
.خانومها بهش احتیاج دارن

633
00:32:31.824 --> 00:32:34.827
و یکی دو تا هم نه، روزی هزارتاشو
.استفاده میکنن

634
00:32:34.911 --> 00:32:37.538
ازین مبل بادی ها بخرن
... توشو پر از پنبه توپی کنن

635
00:32:37.622 --> 00:32:40.041
.دو روز بعدش تموم میشن
.بیشتر میخوان

636
00:32:40.124 --> 00:32:41.709
.زود میرن مغازه بازم بخرن

637
00:32:41.793 --> 00:32:44.712
تنها جایی که پنبه هاشونو میبینی تهِ
... سطل آشغاله

638
00:32:44.796 --> 00:32:46.965
که انقدر داغون شدن معلوم نی چه
.بلایی سرشون اوردن

639
00:32:48.299 --> 00:32:50.885
،شکنجه شدن، بازجویی شدن
.نمیدونم چیکارشون میکنین

640
00:32:50.969 --> 00:32:53.179
یکدفعه یه خانومی 3 تا پنبه توپی
... خونم جا گذاشت

641
00:32:53.262 --> 00:32:54.681
.یک سال طول کشید تا استفادشون کنم

642
00:32:55.223 --> 00:32:58.601
یکیشو گذاشتم کف آشپزخونه تا سوسکا فکر
... : کنن خس و خاشاکه بگن

643
00:32:58.685 --> 00:33:00.395
«.این شهر بی آب و علفه، بریم بعدی»

644
00:33:04.065 --> 00:33:05.066
... یا میری دکتر

645
00:33:05.149 --> 00:33:08.194
قبل از اینکه آمپول بزنه، پنبه الکلی
... میکشه روی بازوت

646
00:33:08.277 --> 00:33:09.487
... مال خودمو میبرم

647
00:33:10.488 --> 00:33:12.949
: میخواد مال خودشو در بیاره، من میگم
«.بیا اینو بذار»

648
00:33:15.702 --> 00:33:18.162
بعضی اوقات استفادش میکنه، یه قرون
.هم من پس انداز میکنم

649
00:33:19.163 --> 00:33:21.791
بهم نسخه میده، میبرمش خونه
... شیشه رو باز میکنم

650
00:33:21.874 --> 00:33:23.501
.میبینم یه پنبه توپی دیگه اونجاست

651
00:33:24.002 --> 00:33:27.046
پنبه توپی ها همیشه یه قدم جلوتر
.از من بودن

652
00:33:29.382 --> 00:33:31.843
.اما رابطه ها تنش زا هستن

653
00:33:31.926 --> 00:33:33.761
.اجتناب ناپذیره

654
00:33:34.262 --> 00:33:36.014
.ضروریه، دائمیه

655
00:33:36.597 --> 00:33:39.809
در همه ی رابطه ها همیشه
... یه موضوعی هست که

656
00:33:39.892 --> 00:33:41.978
... بین دو طرف

657
00:33:42.061 --> 00:33:43.730
راست و ریس نمیشه، درسته؟

658
00:33:43.813 --> 00:33:45.940
... پس هر رابطه ای که داخلش بری

659
00:33:46.024 --> 00:33:47.316
.قراره تنش زا باشه

660
00:33:47.400 --> 00:33:48.484
.پس قبولش کن

661
00:33:48.568 --> 00:33:51.070
... از دوستت میپرسی رابطش چجوره

662
00:33:51.154 --> 00:33:53.406
اولین کاری که میکنن دست میزنن
.به صورتشون

663
00:33:53.489 --> 00:33:55.366
«اوضاعت با جودی چطوره؟» -
«.بد نیس» -

664
00:33:57.660 --> 00:33:58.661
«.آره، خوب میگذره»

665
00:33:58.745 --> 00:34:01.122
... و هرچقدر رو صورت برن بالاتر

666
00:34:01.205 --> 00:34:03.166
.یعنی رابطشون داغون تره

667
00:34:03.249 --> 00:34:06.961
«.شنیدم یکم مشکل دارین باهم» -
«.نه بابا. باید چنتا چیزو درست کنیم» -

668
00:34:07.045 --> 00:34:10.798
«.شنیدم ممکنه جدا شین» -
آره، باس جدا شیم چون بالاتر از» -
«!سرم چیزی نیست دیگه

669
00:34:13.843 --> 00:34:16.095
این یکی دیگه از چیزاییه
.که مردا طول میکشه یاد بگیرن

670
00:34:16.179 --> 00:34:20.683
مخصوصاً شما جوونا که همیشه در حال
.مخ زدنین

671
00:34:20.767 --> 00:34:22.518
.اما باید گل ها رو یاد بگیرین

672
00:34:22.602 --> 00:34:27.190
درک کردن قدرته گل ها واسه
.مردا خیلی طول میکشه

673
00:34:27.273 --> 00:34:30.943
... بنظر ماها یچیز احمقانه و

674
00:34:31.027 --> 00:34:32.653
.بی اهمیت بنظر میاد

675
00:34:32.737 --> 00:34:34.447
!این... کلیده همه چیزه

676
00:34:36.240 --> 00:34:37.992
... اگه گل وجود نداشت

677
00:34:38.076 --> 00:34:40.787
!زمین پر میشد از مرد ها و لزبین ها

678
00:34:40.870 --> 00:34:41.871
.همین.تمام

679
00:34:44.916 --> 00:34:46.918
.زنها میرن با مردها که گل بگیرن

680
00:34:47.001 --> 00:34:48.252
.این چیزیه که میخوان

681
00:34:48.336 --> 00:34:50.546
.مردها گل نمیخوان، به مرد جماعت گل ندین

682
00:34:50.630 --> 00:34:52.507
«اوه، حالا باید مواظب اینم باشم؟»

683
00:34:54.092 --> 00:34:57.428
اگه پژمرده شه چی؟ فک کنم مقصرش من میشم؟»
«.من آدم بده ام؟ باش

684
00:34:58.304 --> 00:35:00.932
اما اگه مردی داره توی خیابون راه میره
... و یه دسته گل بزرگ دستش باشه

685
00:35:01.015 --> 00:35:02.183
.اون میشه ستاره ی اون خیابون

686
00:35:02.266 --> 00:35:05.937
هیچ مرد دیگه ای دلش نمیخواد با دوس دخترش
.با اون مرده داخل یه خیابون باشه

687
00:35:06.813 --> 00:35:08.439
: چون دوس دخترت میتوپه بهت
«میبینی؟»

688
00:35:10.775 --> 00:35:12.568
«.این چیزیه که راجع بهش حرف میزنم»

689
00:35:14.237 --> 00:35:15.905
!چون آقا گل داره با خودش

690
00:35:16.697 --> 00:35:19.909
میتونه یه سر قطع شده بگیره توی
.اون یکی دستش، دختره اصلاً واسش مهم نیست

691
00:35:22.578 --> 00:35:24.747
.میگه احتمالاً داشته از خودش دفاع میکرده

692
00:35:26.999 --> 00:35:30.128
واسه همینه که گل فروشی ها بلد نیستن
.واسه مردها چیزی درست کنن

693
00:35:30.211 --> 00:35:32.922
... باید میشد بری داخل، بهشون بگی چه اشتباهی کردی

694
00:35:33.005 --> 00:35:36.217
.گل واسه اون مشکل رو بدن بهت، و بزنی بیرون

695
00:35:38.386 --> 00:35:39.720
... باید دسته گلِ

696
00:35:39.804 --> 00:35:42.807
«باشه، داداشت احمق نیست»
.رو درست کنن

697
00:35:43.641 --> 00:35:46.727
.«یا سبد گل «شغل تو هم مهمه

698
00:35:47.645 --> 00:35:49.522
.اینجوری بیشتر بدرد مردا میخوره

699
00:35:52.108 --> 00:35:54.652
.من 29 سالگی نامزد کردم
.باهاش نساختم

700
00:35:54.735 --> 00:35:56.279
.تاریخش خوب نبود

701
00:35:57.738 --> 00:35:58.781
.مجبور شدم کنسلش کنم

702
00:35:59.282 --> 00:36:02.285
نه، میدونین یکی از چیزاییه که
.خیلیا تجربش میکنن

703
00:36:02.368 --> 00:36:04.328
.کلمه ی «نامزد» کلمه ی ترسناکیه

704
00:36:04.412 --> 00:36:07.123
.اگه دست من بود عوضش میکردم

705
00:36:07.206 --> 00:36:11.210
نمیدونم زنها کلمشو ساختن یا هرکی
«نامزد»
(معنی دیگر : متعهد)

706
00:36:11.294 --> 00:36:14.005
... احساس میکنم چرخ دنده های گنده میرن تو هم

707
00:36:14.088 --> 00:36:15.089
!چفت میشن

708
00:36:15.965 --> 00:36:20.052
نامزد کردن، واسه من مثل این بود
... که ترن هوایی به خمِ اول برسه

709
00:36:23.181 --> 00:36:24.348
«.داره خیلی بالا میره ها»

710
00:36:25.496 --> 00:36:27.602
.میرسی بالاش بهت حلقه و کیک میدن

711
00:36:27.685 --> 00:36:29.061
!جیغ

712
00:36:29.145 --> 00:36:30.146
«!ما ازدواج کردیم»

713
00:36:30.229 --> 00:36:31.898
!جیغ

714
00:36:35.109 --> 00:36:39.697
بزرگترین مرحله در رابطه
.بنظرم وقتیه که تصمیم میگیرین بچه دار شین

715
00:36:39.780 --> 00:36:43.201
بنظرم به یه نقطه ای میرسی که هرکسی که میشناسی
.از ریز و درشتت خبر دارن

716
00:36:43.284 --> 00:36:46.746
پس حالا باید یکی رو بسازی که هیچی
.در موردت نمیدونه

717
00:36:47.997 --> 00:36:49.457
... به یه رابطه ای نیاز داری

718
00:36:49.540 --> 00:36:52.460
که طرف حال میکنه میبینه
.تو جای قاشق هارو بلدی

719
00:36:54.337 --> 00:36:55.671
.که کجا بشاشی

720
00:36:56.297 --> 00:36:59.592
اما خب اونا عاقل میشن، باهوش میشن
.و از خونه میرن

721
00:36:59.675 --> 00:37:01.010
.واسه همین آدما حیوون خونگی میارن

722
00:37:01.093 --> 00:37:03.304
.چون سگها خنگ میمونن

723
00:37:04.472 --> 00:37:05.806
... رشد میکنن، بزرگ میشن

724
00:37:05.890 --> 00:37:08.434
.اما هیچوقت چیزیو نمیفهمن

725
00:37:08.517 --> 00:37:09.727
... هربار که میای خونه

726
00:37:09.810 --> 00:37:11.479
.سگت فک میکنه تو بهشته

727
00:37:12.396 --> 00:37:13.564
.همیشه همینو تکرار میکنن

728
00:37:13.648 --> 00:37:15.358
♪ اون برگشته ♪

729
00:37:15.441 --> 00:37:18.694
♪ این همونه با غذا و توپ ♪

730
00:37:18.778 --> 00:37:20.321
♪ صاحب منه ♪

731
00:37:20.404 --> 00:37:22.240
میگه : «از کجا میدونستی توی
«کدوم خونه ام؟

732
00:37:26.827 --> 00:37:29.288
.و این واسه خیلی از آدما چیز سختیه

733
00:37:29.372 --> 00:37:32.458
.واسشون سخته این جهش رو انجام بدن
«.قراره بچه دار شم»

734
00:37:32.541 --> 00:37:35.336
یبار یه همسایه ای داشتم
.حیوون خونگیش میمون بود

735
00:37:36.504 --> 00:37:40.967
،یه شامپانزه. با خودم گفتم : «بیخیال مرد
«.خیلی نزدیک شدی

736
00:37:42.343 --> 00:37:46.180
خب اگه حیوونی میخوای که اسکت سواری کنه
... و سیگار بکشه

737
00:37:46.681 --> 00:37:48.349
.وقتشه خانواده تشکیل بدی

738
00:37:51.102 --> 00:37:52.645
.مردها چی؟ مردها عاشق چیز میزن

739
00:37:52.728 --> 00:37:54.939
عاشق اینن بسازن، درست کنن، روی
... وسیله ای کار کنن

740
00:37:55.022 --> 00:37:57.275
... یا جفت مردایی که دارن چیزی میسازن

741
00:37:57.358 --> 00:37:59.902
.درست میکنن یا کار میکنن بایستن

742
00:37:59.986 --> 00:38:03.072
اگه یه مردی کنار خونش وایسه
... و با وسیله کار کنه

743
00:38:03.155 --> 00:38:07.076
همه ی مردای همسایه به صورت خودکار
... جذب کارش میشن

744
00:38:07.159 --> 00:38:08.786
.توسط یه نیروی نامرئی

745
00:38:08.869 --> 00:38:11.205
.مثل زامبی ها حرکت میکنن

746
00:38:11.289 --> 00:38:13.708
میرن نزدیک پنجره، پرده رو
... میزنن کنار

747
00:38:13.791 --> 00:38:16.168
«.فک کنم جیم داره اونجا یکاری میکنه»

748
00:38:16.794 --> 00:38:18.129
«.بهتره برم پیشش»

749
00:38:20.881 --> 00:38:23.718
به یارو کمک نمیکننا، فقط میخوان
.در اون محدوده باشن

750
00:38:24.468 --> 00:38:28.556
میخوایم توی محدوده ای باشیم که کار
.داره انجام میگیره

751
00:38:28.639 --> 00:38:30.349
.میخوایم سؤالای چرت و پرت ازش بپرسیم

752
00:38:30.433 --> 00:38:32.351
«چیه دستت؟ پیچ گوشتی فیلیپس؟»

753
00:38:33.144 --> 00:38:35.688
«.آره، پیچ گوشتیه خوبیه فیلیپس»

754
00:38:37.356 --> 00:38:40.109
.همیشه میخوای حرف بزنی شلوارتو بکش بالا

755
00:38:41.527 --> 00:38:43.654
اما واسه همینه که وقتی ساختمان سازی
... دارن میکنن

756
00:38:43.738 --> 00:38:46.032
ازین فنس های چوبی میذارن
... دور تا دور ساختمون

757
00:38:46.115 --> 00:38:48.909
تا مردا رو دور کنن، تا بتونن مثل
.آدم کارشونو تموم کنن

758
00:38:49.910 --> 00:38:51.287
... یه سوراخ کوچولو واسمون میذارن روش

759
00:38:51.370 --> 00:38:54.165
تا بتونیم سرمونو هل بدیم داخل ببینیم
... چی به چیه

760
00:38:55.207 --> 00:38:57.960
«داره پیچ گوشتی فیلیپس استفاده میکنه؟» -
... آره، انگار فیلیپسه»

761
00:38:58.044 --> 00:38:59.420
«.پیچ گوشتیه خوبیه

762
00:39:04.592 --> 00:39:07.970
... این جاییه که به ما خونه داد

763
00:39:08.054 --> 00:39:09.347
... و ما

764
00:39:10.056 --> 00:39:11.349
بهش چسبیدیم، میفهمی منظورمو؟

765
00:39:11.432 --> 00:39:15.394
.یجورایی حس «لانگ آیلند» رو بهم میداد

766
00:39:16.083 --> 00:39:18.272
اوه؟ -
.چونکه منهتن باحال نبود -

767
00:39:18.356 --> 00:39:19.648
.پس زود جاگیر شدیم

768
00:39:20.274 --> 00:39:21.650
.هفت شب هفته اینجا بودیم

769
00:39:21.734 --> 00:39:25.154
یه زمانی چندین ماه هر شبه هفته
.اینجا بودیم

770
00:39:25.237 --> 00:39:29.450
.کل روز منتظر میموندیم تا خورشید غروب کنه

771
00:39:29.950 --> 00:39:31.327
.درسته -
نه؟ -

772
00:39:31.410 --> 00:39:33.371
.تا قبل از غروب مایی وجود نداشت

773
00:39:33.454 --> 00:39:34.872
... آره، تا هوا تاریک میشد

774
00:39:34.955 --> 00:39:37.124
.درسته -
«.زندگیم الان شروع میشه» -

775
00:39:37.792 --> 00:39:40.753
... و اون زمان یادته که میومدیم داخل

776
00:39:40.836 --> 00:39:42.671
و میدیدیم همه ی دوستامون اینجان؟

777
00:39:42.755 --> 00:39:45.216
.آره -
.و تماشاگرا هم منتظر بودن -

778
00:39:45.299 --> 00:39:46.384
.فوق العاده بود

779
00:39:47.218 --> 00:39:49.720
واسه من حس موقعی رو داشت
.که تو دبیرستان نئشه میکردیم

780
00:39:49.804 --> 00:39:50.888
!آره -
میدونی؟ -

781
00:39:50.971 --> 00:39:54.016
.و ما مثل ستاره های تیم فوتبال بودیم

782
00:39:54.100 --> 00:39:55.142
.درسته -
نه؟ -

783
00:39:55.226 --> 00:40:00.147
که هیچکدوممون قبل از این در زندگی
... اجتماعی

784
00:40:00.231 --> 00:40:02.775
.همچین چیزی رو تجربه نکرده بودیم

785
00:40:03.359 --> 00:40:08.531
و باید از نظر اجتماعی آدم خیلی داغونی
.باشی که اینکارو کنی

786
00:40:08.614 --> 00:40:10.616
.باید بیچاره باشی -
.آره، بیچاره -

787
00:40:10.699 --> 00:40:11.575
.آره

788
00:40:12.743 --> 00:40:14.120
چیز دیگه ای مونده که بخواین بدونین؟

789
00:40:14.203 --> 00:40:16.956
.بیشتر چیزا رو گفتم -
متس» چه مرگشه؟» -
(تیم بیسبال نیویورکی)

790
00:40:17.706 --> 00:40:19.417
... خب، این بیسباله

791
00:40:19.500 --> 00:40:20.751
.و واسه کسی مهم نیس

792
00:40:25.464 --> 00:40:28.175
یچیزی رو باید راجع به ورزش
.بدونی آقا

793
00:40:28.259 --> 00:40:31.637
،کل ایده ی پشتِ تیم، تیم تو
... تیم من

794
00:40:31.720 --> 00:40:33.848
«.این تیم ماست. متس تیم ماست»

795
00:40:33.931 --> 00:40:36.559
جداً؟ این واقعاً تیم ماست؟
این بازیکنا کی هستن؟ از کجا اومدن؟

796
00:40:37.309 --> 00:40:40.229
مال اینجا که نیستن، فقط پول گرفتن
.که این لباسا رو بپوشن

797
00:40:40.312 --> 00:40:43.649
.یونیفورم تنها چیز ثابت در ورزشه

798
00:40:43.732 --> 00:40:45.609
... بازیکنا میرن و میان، تیمهای مختلف

799
00:40:45.693 --> 00:40:47.570
.تیم ها از شهرهای مختلف هستن

800
00:40:47.653 --> 00:40:49.738
... ما فقط طرفداری لباسهامونو میکنیم

801
00:40:49.822 --> 00:40:53.075
که برن لباسهای تیم یه شهر دیگه
.رو شکست بدن

802
00:40:54.076 --> 00:40:55.786
.اینو میگن ورزش

803
00:40:55.870 --> 00:40:58.539
.ما فقط طرفدار لباسیم و بس

804
00:40:59.331 --> 00:41:01.292
همیشه واسم عجیبه که ناراحت
... میشیم

805
00:41:01.375 --> 00:41:04.003
وقتی بازیکنه از تیممون میره توی
.تیم رقیب بازی میکنه

806
00:41:04.086 --> 00:41:07.882
«.لباس متفاوت! ازین یارو متنفرم»

807
00:41:08.424 --> 00:41:11.677
«!باورم نمیشه لباس اونارو پوشیده»

808
00:41:14.930 --> 00:41:17.266
.هرکسی رو میبینی هر روز یه لباس متفاوت پوشیده

809
00:41:17.349 --> 00:41:19.768
.نمیدونم چرا ازونا ناراحت نمیشی

810
00:41:20.769 --> 00:41:23.355
.اما واسه لباسهایی که امشب پوشیدین خوشحالم

811
00:41:23.439 --> 00:41:25.816
.لباسهاتون اومدن بیرون. واسه ی اونا هم شب بزرگیه

812
00:41:25.900 --> 00:41:27.693
.لباس ها همیشه منتظرن

813
00:41:27.776 --> 00:41:31.030
در مغازه، کمد، سبد و
.کشو منتظرن

814
00:41:31.655 --> 00:41:34.825
هرچیزی که الان نپوشیدین توی خونه ست
.و امیدواره فردا بپوشینش

815
00:41:36.076 --> 00:41:37.620
.روز لباس شستن هم یروز شاد دیگه ست

816
00:41:37.703 --> 00:41:39.747
ماشین لباسشویی یجورایی حکم
.کلاب رو واسه لباسا داره

817
00:41:39.830 --> 00:41:42.458
،تاریکه، حباب درست میشه
.همشون میرقصن

818
00:41:42.541 --> 00:41:44.460
انگار اونجا دارن قر میدن، نه؟

819
00:41:44.543 --> 00:41:46.921
پیراهن دست شورت رو میگیره : «بیا
«.برقص عزیزم

820
00:41:47.588 --> 00:41:49.632
،تو سر میرسی، درشو باز میکنی
.همه خشکشون میزنه

821
00:41:51.050 --> 00:41:53.719
«.میشه لدفاً درو ببندی؟ کلاب خصوصیه مثلاً»

822
00:41:54.386 --> 00:41:56.805
«.تم لباس داریم، کسی مواد نزده»

823
00:41:59.308 --> 00:42:02.394
... خب، اوضاع در ماجرای کمدیه جری کوچولو

824
00:42:02.478 --> 00:42:04.480
.در حال پیشرفت بود

825
00:42:05.397 --> 00:42:07.608
به جایی رسیده بودم که میتونستم
.خدمتکار بگیرم

826
00:42:07.691 --> 00:42:09.902
.اولین بار... این اولین بارها یادتونه

827
00:42:09.985 --> 00:42:13.572
یادمه اولین باری که میخواستم خدمتکار بگیرم
.خیلی احساس گناه میکردم

828
00:42:13.656 --> 00:42:15.407
.دنبالش دور آپارتمان تاب میخوردم

829
00:42:15.491 --> 00:42:17.826
... نمیدونم چرا اونو گذاشتم اونجا. شرمنده، من»

830
00:42:18.327 --> 00:42:20.955
ظاهراً میتونستم برش دارم. باید
... برش میداشتم

831
00:42:21.038 --> 00:42:22.665
... اما برش نداشتم، نمیدونم چرا

832
00:42:22.748 --> 00:42:25.501
«.دلیلی ندارم. من معذرت میخوام

833
00:42:26.669 --> 00:42:29.797
.واسه همین نمیتونستم خدمتکار بشم
... چون اخلاقم اینجوره

834
00:42:29.880 --> 00:42:32.841
میرم خونه یارو میگم : «اوه انگار خودت
«نمیتونستی تمیز کنی نه؟

835
00:42:34.176 --> 00:42:37.596
نه تورو خدا، بذار من آشغالاتو»
... جمع کنم

836
00:42:37.680 --> 00:42:40.808
تو هم مثل موش فاضلاب بشین
«.پولاتو بشمار

837
00:42:42.560 --> 00:42:43.978
«!حالمو بهم میزنی»

838
00:42:47.231 --> 00:42:48.774
،جورابها از زندگیشون متنفرن
.اینو میدونیم

839
00:42:48.857 --> 00:42:50.818
روی پای بوگندان، توی کشوهای
.کسل کننده ان

840
00:42:50.901 --> 00:42:52.736
.منتظر شسته شدن میمونن

841
00:42:52.820 --> 00:42:55.322
.که البته تنها شانسشون واسه فراره
.خودشونم خوب میدونن

842
00:42:56.532 --> 00:42:58.742
... تاحالا چنبار لباس شستین

843
00:42:58.826 --> 00:43:00.703
،رفتین سر ماشین لباسشویی
... جوراباتونو شمردین

844
00:43:00.786 --> 00:43:01.787
یکیشون نیست؟
(فرار کرده)

845
00:43:02.955 --> 00:43:05.124
زده به چاک، هیچوقتم جفتشو
!نمیبره

846
00:43:06.083 --> 00:43:08.877
برو به جهنم! خسته شدم از بس همه»
«.فک کردین ما یکی هستیم

847
00:43:10.546 --> 00:43:14.008
در ماشین باز میشه، جوراب همیشه
... کنار دیواره منتظر میمونه

848
00:43:18.262 --> 00:43:21.432
،تو دست میکشی میگی : «میدونم اونجاست
«!کوچولوی حرومی

849
00:43:21.515 --> 00:43:23.309
«!میدونم میخواد قسر در بره»

850
00:43:24.018 --> 00:43:26.687
،بعضی وقتا میچسبن به یه سویشرت
.فرار میکنن باهاش

851
00:43:29.815 --> 00:43:31.275
.و بعدش میرن توی خیابون

852
00:43:34.069 --> 00:43:36.196
آخه چیکار میخواد کنه؟ چجور میتونه
بیرون زنده بمونه؟

853
00:43:36.280 --> 00:43:39.325
آخرش یا از کلاب گلف سر در میاره یا نمایش
عروسکی یا پای معلول. گزینه دیگه ای داره؟

854
00:43:40.618 --> 00:43:43.495
.گاهی وقتا یدونه جوراب میبینی توی خیابون
.فقط یدونه

855
00:43:43.579 --> 00:43:45.748
.کثیف، مچاله و خسته است

856
00:43:46.665 --> 00:43:49.126
.فقط تونسته چند خیابون فرار کنه

857
00:43:51.295 --> 00:43:53.505
جفتش که جا گذاشته چی میشه؟

858
00:43:53.589 --> 00:43:54.715
اون چه گزینه هایی داره؟

859
00:43:54.798 --> 00:43:57.926
اوه، حالا منم بخاطر اون میندازن دور؟»
«آخه انصافه؟

860
00:43:59.511 --> 00:44:02.723
همه ی اعضای کشو میدونستن یروز»
«.ازین عن بازیا در میاره

861
00:44:02.806 --> 00:44:04.975
واسه همین همیشه پشت و رو بود»
«.و پیچ میخورد

862
00:44:05.059 --> 00:44:06.727
«.اصلاً یارو از ما نبود»

863
00:44:10.898 --> 00:44:13.275
.خب داشتم میگفتم خانوادم اومدن اینجا کارمو ببینن

864
00:44:13.359 --> 00:44:16.654
.اونموقع رفته بودن فلوریدا زندگی میکردن

865
00:44:17.154 --> 00:44:20.908
خودشون نمیخواستن برن فلوریدا اما خب چون
... پیر شدن دیگه قانونه و

866
00:44:22.868 --> 00:44:24.787
.یه ماشین گلف کوچولو با آژیر زد کنار

867
00:44:24.870 --> 00:44:26.705
... بزن بریم بابابزرگ. اونی که لباساش همه سفیدن»

868
00:44:26.789 --> 00:44:28.540
... بشین تو ماشین، همشو واسه تو آماده کردم

869
00:44:28.624 --> 00:44:30.459
«.دیگه اینجا زندگی نمیکنی، برو بیرون

870
00:44:33.337 --> 00:44:35.756
... دیدنِ خانوادم در فلوریدا در این

871
00:44:35.839 --> 00:44:41.470
این مکان های کم امنیته شبیه زندانی که واسشون درست
.کردنو درک نمیکنم
(محله هایی که برای بازنشسته هاست)

872
00:44:41.553 --> 00:44:45.432
یه اتاقک نگهبانی گذاشتن اولش، ازین چیزا میاد
... پایین جلوی ماشینتو میگیره

873
00:44:45.516 --> 00:44:48.560
یه بچه 19 ساله با لباس پلیس
... مسخره میدوه جلوت

874
00:44:48.644 --> 00:44:51.980
«!کجا داری میری؟! اسمت توی لیست نیست»

875
00:44:53.565 --> 00:44:55.484
«داداش، آخه کی میاد آدم پیر بدزده؟»

876
00:44:55.567 --> 00:44:56.985
... این همه

877
00:44:57.069 --> 00:44:58.862
«اینهمه امنیت واسه چیه؟»

878
00:44:59.446 --> 00:45:00.697
«.یدونه مادربزرگ دزدیدم! بزن بریم»

879
00:45:04.576 --> 00:45:06.078
... میری اونجا پدر و مادرتو ببینی

880
00:45:06.161 --> 00:45:09.415
از یه وان پر از آب داغ با باباتو
.چهار تا پیری دیگه سر در میاری

881
00:45:10.457 --> 00:45:12.918
راه خیلی خوبی واسه دیدنه پیرهاست نه؟

882
00:45:13.001 --> 00:45:15.546
نیمه لخت، داخل وان آب داغ لش کردن؟

883
00:45:16.171 --> 00:45:18.382
.میان بیرون انگار دارن تبلیغه جاذبه زمینو میکنن

884
00:45:21.301 --> 00:45:23.137
چرا پیرها انقدر عشق گرما دارن؟

885
00:45:23.220 --> 00:45:25.931
.اتاق بخار، وان داغ، سونا، جکوزی

886
00:45:26.014 --> 00:45:28.100
... اگه یروز تصمیم بگیرن انسانو ببرن روی خورشید

887
00:45:28.183 --> 00:45:30.727
این بازنشسته های پیر خوب از
.پسش بر میان

888
00:45:30.811 --> 00:45:33.730
لباس فضانوردی نمیخوان، فقط یه حوله و
.یه جفت دمپایی

889
00:45:34.440 --> 00:45:37.443
اونجا روی یه تخت چوبی میشینن، یه حوله خیس هم
... : میذارن رو کلشون میگن

890
00:45:37.526 --> 00:45:38.694
«!درو ببند»

891
00:45:39.570 --> 00:45:42.573
یا بیا داخل یا برو، گرمای خورشیدو»
«.داری هدر میدی

892
00:45:44.950 --> 00:45:46.869
.مامانم...هنوز رانندگی میکنه

893
00:45:46.952 --> 00:45:48.579
.هیچ کوفتی هم نمیتونه ببینه

894
00:45:50.247 --> 00:45:51.832
مگه واسه رانندگی نباید بتونی ببینی؟

895
00:45:51.915 --> 00:45:53.709
مگه این بخشی از رانندگی نیست؟

896
00:45:53.792 --> 00:45:57.463
دادم شیشه جلوی ماشینشو مطابق لنزهای
.مخصوص آب مروارید زدن

897
00:45:58.964 --> 00:46:01.550
... یه شیشه ی نیم متری گود

898
00:46:02.134 --> 00:46:03.886
.شیشه ی تجویز شده است

899
00:46:05.012 --> 00:46:08.390
کله ی کسایی که داخل ماشینن
.گنده دیده میشه

900
00:46:11.727 --> 00:46:14.980
مردم فک میکنن عروسکهای تیم ورزشی
.سوار ماشین شدن

901
00:46:15.063 --> 00:46:16.148
.نمیدونن چیه

902
00:46:18.442 --> 00:46:21.945
بابام منتظرم میمونه برم خونش تا کمکش
.کنم اثاث جا به جا کنه

903
00:46:22.029 --> 00:46:24.031
.این تفریح مورد علاقشه

904
00:46:24.114 --> 00:46:26.992
بعد از سه ماه میبینمش
«میگه : «کمکم کن ببرمش اونور، باشه؟

905
00:46:27.618 --> 00:46:30.370
«.سه ماهه ندیدمت» -
«.اوم اون سمتشو بلند کن» -

906
00:46:31.580 --> 00:46:36.168
تکنیک پدرم واسه جابه جایی چیزای فوق سنگین
... اینه که

907
00:46:36.251 --> 00:46:37.544
... بلندش میکنه

908
00:46:37.628 --> 00:46:40.214
.بعدش توضیح میده قراره باهاش چیکار کنیم

909
00:46:41.381 --> 00:46:44.635
همیشه یه سیگارم گوشه لبشه
... که تا نصفه سوخته

910
00:46:44.718 --> 00:46:46.053
.و دودش مستقیم میره تو چش و چالش

911
00:46:47.387 --> 00:46:49.640
چون دلت میخواد وقتی داری
... کمد دیواری رو عقب عقب

912
00:46:49.723 --> 00:46:52.601
.از پله ها میبری پایین چشمت بسوزه و اشک بیاد

913
00:46:52.684 --> 00:46:53.977
.این آسونترین راه واسه بردنشه

914
00:46:54.603 --> 00:46:57.439
.آسون»، این کلمه مورد علاقشه»
«.بلندش کن، آسونه»
(.یا همون «آروم» گفتن خودمون)

915
00:46:57.523 --> 00:46:59.191
«.آروم، آروم، آروم»

916
00:46:59.274 --> 00:47:01.109
.اصلاً هم آسون نیست، سخته

917
00:47:02.444 --> 00:47:05.155
«.چرا نمیگی : «سخته، سخته، سخته

918
00:47:05.239 --> 00:47:08.158
.غیرممکنه، غیرممکنه، غیرممکنه»
«.بذارش زمین، غیر ممکنه

919
00:47:10.827 --> 00:47:13.497
تا میتونم از تیکه سیگار توی کمدی هام
.استفاده میکنم

920
00:47:13.580 --> 00:47:14.873
.میخوام ازین حرکات بزنم

921
00:47:17.209 --> 00:47:20.087
وقتی دارم با یه سیگاری بحث میکنم و
... ،اونا سیگار دارن و من نه

922
00:47:20.170 --> 00:47:21.171
.برنده میشن

923
00:47:22.422 --> 00:47:23.632
«میبینی چی میگم؟»

924
00:47:23.715 --> 00:47:26.718
.چون من سیگار دارم و تو هیچی نداری»
«... حرفم اینه

925
00:47:28.887 --> 00:47:31.098
«.دستهات خالیه، دستهای من همیشه مشغولن»

926
00:47:33.016 --> 00:47:37.396
و سیگارم هم روشنه. اذیتت میکنه؟ منو که»
«.اذیت نمیکنه چون عادت کردم

927
00:47:38.272 --> 00:47:40.065
.خاموشش کنن یعنی اونا درست میگن

928
00:47:40.148 --> 00:47:42.734
اگه سیگارو خاموش کنن چیزی نمیمونه
.که راجع بهش بحث کنیم

929
00:47:43.860 --> 00:47:46.822
،من ایستادم اونجا میگم : «فکرم اینه، حسم فلانه
«.نظرم فلانه

930
00:47:46.905 --> 00:47:48.574
«اونا میگن : «واقعاً؟ همه نظرت اینه؟

931
00:47:55.706 --> 00:47:56.873
«.خاموش شد، حرفت اشتباهه»

932
00:48:00.544 --> 00:48:02.170
... همش مربوط به داشته هاست

933
00:48:02.254 --> 00:48:03.964
... تیکه ها، وسیله ها

934
00:48:04.631 --> 00:48:06.008
... : رادنی دنجرفیلد بهم گفت
(کمدین آمریکایی)

935
00:48:06.091 --> 00:48:09.177
«.قاتل ها در 50 ایالت تحت تعقیبن»

936
00:48:10.137 --> 00:48:13.056
.دقایق، کمدین ها دقیقه ای فکر میکنن

937
00:48:13.140 --> 00:48:16.018
چند دقیقه میخوای؟ چند دقیقه داری؟

938
00:48:16.101 --> 00:48:17.561
چند دقیقه اجرا کردی؟

939
00:48:17.644 --> 00:48:21.982
هربار یچیزی مینوشتم که جواب میداد، میذاتمش
.داخل این جعبه

940
00:48:22.065 --> 00:48:24.192
.تک تک چیزها

941
00:48:24.735 --> 00:48:26.194
... و اینا همشونن

942
00:48:26.278 --> 00:48:29.156
.از 1975 تا امروز صبح

943
00:48:30.866 --> 00:48:34.036
خیلی کارها هستن که دوس ندارم اونم بخاطر
.رفتار کسیه که انجامش میده

944
00:48:34.119 --> 00:48:39.041
این سردفترداران انگار خیلی با قدرت و
.جایگاهشون حال میکنن

945
00:48:39.124 --> 00:48:41.001
«.میری بانک میگی : «میخوام اینو مُهر بزنین

946
00:48:41.084 --> 00:48:43.295
«.اوه، سردفتر نیستش، باید منتظر بمونی»

947
00:48:43.378 --> 00:48:47.049
... فقط سردفتر میتونه مُهر بزنه

948
00:48:47.132 --> 00:48:50.385
... فقط اون استعداد، تکنیک و سابقه اشو داره

949
00:48:50.469 --> 00:48:53.764
.که یه مُهر برداره و «بوم» بزنه رو برگه

950
00:48:55.307 --> 00:48:58.143
بعضی وقتا دلم میخواد مُهر رو از
... دستش بقاپم

951
00:48:58.226 --> 00:49:00.479
«!بگم : «قدرت الان دست منه

952
00:49:01.021 --> 00:49:03.398
«!میبینین؟ اون فقط یه آدمه»

953
00:49:06.276 --> 00:49:07.694
چطور یادشون میدن اینکارو کنن؟

954
00:49:07.778 --> 00:49:10.113
... : میرن کلاس سردفتری که معلم جلو ایستاده میگه

955
00:49:10.197 --> 00:49:12.115
«...خب همگی آماده شین، حالا»

956
00:49:12.199 --> 00:49:14.785
♪ فشار بده و مُهر کن، ببرش عقب بذار روی استمپ ♪

957
00:49:14.868 --> 00:49:17.746
♪ باز فشار، بالا، یه مُهر دیگه ♪

958
00:49:17.829 --> 00:49:19.748
♪ فشار بده پایین، بالا، دوباره روی استمپ ♪

959
00:49:19.831 --> 00:49:22.876
♪ فشار، مُهر، نگهش دار برگردون روی استمپ ♪

960
00:49:23.377 --> 00:49:25.629
♪ فشار بعدش مُهر، بگیر ببر بالا ♪

961
00:49:25.712 --> 00:49:26.838
♪ دوباره بذار روی استمپ ♪

962
00:49:28.090 --> 00:49:31.551
... اگه مدرسه ی سردفتری موزیکال وجود داشت

963
00:49:31.635 --> 00:49:33.178
.بنظرم این شکلی میشد

964
00:49:33.261 --> 00:49:34.346
.ممنون

965
00:49:35.972 --> 00:49:37.099
.از شعبده بازها خوشم نمیاد

966
00:49:37.182 --> 00:49:40.977
چند سال توی کلاب شبونه بودم و با خیلی
.شعبده بازها کار کردم

967
00:49:41.061 --> 00:49:42.229
از رفتارشون خوشم نمیاد

968
00:49:42.312 --> 00:49:44.356
.یکم به خودشون میبالن و مغرورن

969
00:49:44.856 --> 00:49:47.984
من میام، گولت میزنم، حس»
«.خنگ بودن میکنی، نمایش تموم میشه

970
00:49:49.611 --> 00:49:52.072
.نه توضیح میدن، نه چیزی میفهمی
.اینجور کار میکنن

971
00:49:52.155 --> 00:49:54.324
... این یه سکه ست. حالا غیب شد»

972
00:49:54.408 --> 00:49:55.409
«.تو یه خنگولی

973
00:50:01.540 --> 00:50:05.544
روانی ترین حرکتی که دیده بودم این بود یه یارو
.با دندونش گلوله میگرفت

974
00:50:05.627 --> 00:50:08.422
بیشتر حرکت سیرکی بود اما
.واقعی بود

975
00:50:08.505 --> 00:50:10.424
.بنظر من واقعی بود، راستشو نمیدونم

976
00:50:10.507 --> 00:50:11.800
... اما یارو میومد روی صحنه

977
00:50:11.883 --> 00:50:14.010
... بهش شلیک میکردن، اون اینجور میکرد

978
00:50:16.805 --> 00:50:18.807
... از کجا میفهمی همچین استعدادی داری

979
00:50:20.183 --> 00:50:21.476
قبل از اینکه انجامش بدی؟ ...

980
00:50:22.436 --> 00:50:25.897
دفعات اول خیلی سخته، با دست پرتش
.میکنن سمتت

981
00:50:28.233 --> 00:50:32.237
میذارنش توی تفنگ و میگن : «اوکی جیم، اینبار
«.قراره یکم سریع تر بشه

982
00:50:33.822 --> 00:50:36.908
«.اینبار یخورده سرعتشو میبریم بالااا»

983
00:50:38.535 --> 00:50:41.413
اگه دزد باشی دلت نمیخواد بری داخل
.خونه همچین آدمی

984
00:50:41.496 --> 00:50:43.707
... : توی اتاق بهش شلیک میکنی، میاد بیرون میگه

985
00:50:43.790 --> 00:50:46.084
«.مثکه خونه رو اشتباه اومدی داداش»

986
00:50:48.879 --> 00:50:50.422
«من هر روز خدا کارم اینه، باشه؟»

987
00:50:51.256 --> 00:50:52.924
«.پس شلیک کن»

988
00:50:55.469 --> 00:50:59.765
واسه من بدترین قسمتش این بود که، یارو
... رو دیدم، حال کردم با کارش

989
00:50:59.848 --> 00:51:00.849
... اما اصلاً نمیدونستم

990
00:51:00.932 --> 00:51:03.435
خبر نداشتم اسمش چیه. اسم یارو چیه؟
.نمیدونم

991
00:51:03.977 --> 00:51:07.814
: اگه بدونه که اسمشو کسی نمیدونست، نمیگفت
... آخه دیگه چه غلطی باید بکنم»

992
00:51:09.191 --> 00:51:11.193
«تا واقعاً مردمو تحت تأثیر قرار بدم؟

993
00:51:17.449 --> 00:51:18.784
.رئیس جمهوری شغل عجیبیه

994
00:51:20.619 --> 00:51:23.538
چطور فکر میکنی... مردم میگن : «بنظرم
«.رئیس جمهور خُله

995
00:51:23.622 --> 00:51:26.041
«اوه جداً؟ خب چه انتظاری داشتی؟»

996
00:51:26.124 --> 00:51:29.461
... هرکسی که فکر میکنه باید رئیس جمهور بشه

997
00:51:29.544 --> 00:51:31.004
.همین خودش جوابشه

998
00:51:31.087 --> 00:51:35.467
اگه واقعاً با خودت فکر میکنی
... که باید رئیس جمهور بشی

999
00:51:35.550 --> 00:51:37.427
!تو خُل و چلی! دیوونه ای

1000
00:51:38.970 --> 00:51:41.264
«.باید رئیس جمهور شم»
... واسه من مثل اینه که میگه

1001
00:51:41.348 --> 00:51:42.516
«.باید «ثور» بشم»
(قهرمان افسانه ای)

1002
00:51:44.768 --> 00:51:49.064
بنظرم دلم بخواد دکتر «نیل کلارک» سازنده ی سایت»
...ای.هارمونی» بشم»
(سایت دوستیابی)

1003
00:51:49.147 --> 00:51:50.190
«.این چیزیه که میخوام

1004
00:51:50.690 --> 00:51:52.651
تو زده به سرت، خب؟

1005
00:51:52.734 --> 00:51:54.569
!اینا ایده های دیوونه واری هستن

1006
00:51:55.445 --> 00:51:59.074
،کی باید قوی ترین فرد در آمریکا بشه»

1007
00:51:59.157 --> 00:52:02.118
کی باید فرمانده نیروهای مسلح و
«رهبر دنیایی آزاد بشه؟

1008
00:52:02.744 --> 00:52:04.287
«.میدونی، بنظرم به من میخوره»

1009
00:52:06.373 --> 00:52:09.084
«.بنظر کاری میاد که من توش خوبم»

1010
00:52:10.085 --> 00:52:12.754
... نمیتونم کسی بهتر از خودم پیدا کنم»

1011
00:52:13.547 --> 00:52:16.758
«!که همه کاره باشه

1012
00:52:18.468 --> 00:52:22.389
چون من روانیم.». ادامه ی جمله اینه»
«.چون بنده روانیم»

1013
00:52:23.056 --> 00:52:24.474
.خب من اون آدما رو درک میکنم

1014
00:52:24.558 --> 00:52:28.353
... ناراحت نمیشم یا سعی میکنم

1015
00:52:28.436 --> 00:52:30.939
.از سیاسیون ناراحت نشم

1016
00:52:31.022 --> 00:52:32.691
... چون باید بدونین

1017
00:52:32.774 --> 00:52:35.360
یا شاید هم میدونین، این چیزیه که هستن
اوکی؟

1018
00:52:35.443 --> 00:52:36.987
.من درک میکنم

1019
00:52:37.070 --> 00:52:42.701
چیزی که درک نمیکنم اینه که چرا فیل و خر
... به عنوان
(سمبل های حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه)

1020
00:52:42.784 --> 00:52:45.745
... حیوان های سمبلیک

1021
00:52:45.829 --> 00:52:48.373
دو تا از بزرگترین احزاب انتخاب شدن؟

1022
00:52:48.456 --> 00:52:51.042
...کل قلمروی حیوانات رو داریم

1023
00:52:51.126 --> 00:52:54.462
... میتونی اسب نر زیبا رو انتخاب کنی

1024
00:52:54.546 --> 00:52:55.964
.یا ببر بنگال

1025
00:52:57.424 --> 00:52:59.342
«بعد دموکراتها میگن : «خر نر چطوره؟

1026
00:52:59.426 --> 00:53:02.178
«چطوره ما خر نر بشیم؟»

1027
00:53:03.221 --> 00:53:04.556
... از ایده ی الاغ نر خوشم اومد»

1028
00:53:04.639 --> 00:53:08.685
همگی شنیدین؟ الاغ نر حیوونه
«.تأثیر گذاریه

1029
00:53:09.853 --> 00:53:13.732
فک نمیکنین اگه الاغ انتخاب کنیم همه»
«فک میکنن ما الاغیم؟

1030
00:53:13.815 --> 00:53:15.817
«.نه، اینا دو چیز جدا از همن»

1031
00:53:17.027 --> 00:53:19.279
... جمهوریخواه ها گفتن : «اگه اونا قراره خر بشن

1032
00:53:19.362 --> 00:53:22.365
چطوره ما یه حیوون کون گشاد سیرک
... رو انتخاب کنیم؟

1033
00:53:23.199 --> 00:53:24.951
... فیل قطعاً تأثیرگذاره

1034
00:53:25.035 --> 00:53:28.955
وقتی 5 تُن وزنته و کوچک ترین کلاهی
«.که گیر میاری رو میپوشی

1035
00:53:30.707 --> 00:53:33.585
... و میدونین حقیقت راجع به فیل های سیرک اینه

1036
00:53:33.668 --> 00:53:36.421
قبل از اینکه برن اجرا، یه دسته جارو
... برمیدارن

1037
00:53:36.504 --> 00:53:38.465
... میکننش توی کون فیل

1038
00:53:38.548 --> 00:53:40.800
... تا خودشو تخلیه کنه

1039
00:53:40.884 --> 00:53:43.678
.چون نمیخوان وسط اجرا برینه

1040
00:53:43.762 --> 00:53:47.140
و بنظرم این چهره ی خوبی واسه»
«.حزبمون هست

1041
00:53:47.223 --> 00:53:50.435
واسه همین میگن : «ما حاضریم هرکاری
«.که باید رو انجام بدیم

1042
00:53:51.935 --> 00:53:59.935
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1043
00:54:05.116 --> 00:54:06.201
«.اسب کوتوله»

1044
00:54:06.284 --> 00:54:09.037
... اوه این یه نوشته راجع به اسبهای کوتوله است

1045
00:54:09.120 --> 00:54:12.082
... که خانواده ها بچشونو میبرن سوار اینا میکنن

1046
00:54:12.165 --> 00:54:14.918
و از این اسبها استفاده ی دیگه ای
... نمیشه

1047
00:54:15.001 --> 00:54:17.212
.جز اینکه بچه ها رو سواری بدن

1048
00:54:17.295 --> 00:54:19.673
.پلیس ها واسه ی کنترل ترافیک استفادشون نمیکنن

1049
00:54:19.756 --> 00:54:21.341
.این جوکه خیلی جواب داد

1050
00:54:21.424 --> 00:54:24.594
... و بعدش جوک پلیس رو ادامه میدم

1051
00:54:24.678 --> 00:54:26.513
«میخوای برگردی پشت مانع؟»

1052
00:54:26.596 --> 00:54:29.808
.آره، خیلی خنده داره
.قطعاً واسه آخرای دهه 70ه

1053
00:54:31.267 --> 00:54:35.438
اینکه بدونی حس شوخ طبعیت داره
... اعتبار پیدا میکنه

1054
00:54:35.522 --> 00:54:40.068
فک کنم به عنوان یه انسان این تنها اعتباریه
.که واقعاً برام اهمیت داشت

1055
00:54:40.151 --> 00:54:42.404
.اما واسم مهم نبود ازم خوششون میاد یا نه

1056
00:54:42.988 --> 00:54:45.490
مسئله این بود که آیا از کارم خوششون میاد؟

1057
00:54:45.573 --> 00:54:48.410
از جک ها خوششون میاد؟ از فکرم چطور؟

1058
00:54:48.493 --> 00:54:51.746
اینجور نبود که بگم : «نیاز دارم...ای کاش
«.از من خوشتون میومد

1059
00:54:51.830 --> 00:54:54.332
.میدونی؟ اگه خوشتون اومده، خوبه
.اگه هم نیومده بازم خوبه

1060
00:54:55.250 --> 00:54:57.252
.زمانم داره تمام میشه

1061
00:54:57.335 --> 00:54:58.628
... زمان

1062
00:54:59.295 --> 00:55:01.756
بنظرم یکی از چیزاییه که آدما
.بیشترین دروغ رو راجع بهش میگن

1063
00:55:01.840 --> 00:55:03.758
.هرچیزه «20 دقیقه ای» دروغه

1064
00:55:04.926 --> 00:55:08.680
،هربار یکی بگه : «20 دقیقه دیگه اونجام
... «.یا 20 دقیقه طول میکشه

1065
00:55:09.681 --> 00:55:11.099
«.فک کنم گفتی  20 دقیقه ها» -
«!خب همونقدر شد» -

1066
00:55:11.182 --> 00:55:13.059
.هیچکس نمیدونه 20 دقیقه چیه

1067
00:55:13.643 --> 00:55:16.855
: اگه میخواین دروغ بگین فقط بگین
«.اوهوم، 20 دقیقه دیگه میرسم»

1068
00:55:17.605 --> 00:55:22.193
چند ماه پیش تبلیغ یک فروشگاه تشک فروشی
... رو دیدم

1069
00:55:22.277 --> 00:55:24.112
«.ماه ژوئن حساب کنید»

1070
00:55:24.195 --> 00:55:28.908
«چون میدونن مغز خنگول ما میگه : «اوه، ژوئن؟

1071
00:55:29.492 --> 00:55:31.828
«خب، این مشکل من نیست، نه؟»

1072
00:55:33.621 --> 00:55:35.665
«.احتمالاً هیچوقت ژوئن نمیاد»

1073
00:55:36.958 --> 00:55:38.293
«.این مشکل اونیه که ژوئن هستش»
(.منظور گول زدن خودته*)

1074
00:55:39.794 --> 00:55:42.964
درست مثل وقتیکه شب دارین تلویزیون میبینین، نه؟

1075
00:55:43.048 --> 00:55:44.883
... و خسته این

1076
00:55:44.966 --> 00:55:48.845
... و داری برنامه های نتفلیکس رو میبینی

1077
00:55:48.928 --> 00:55:51.514
و فک میکنی من نمیدونم همین الانم داری اینکارو
.میکنی

1078
00:55:51.598 --> 00:55:53.266
... بعد از اینکه برنامه ی منو دیدی تموم شد

1079
00:55:53.349 --> 00:55:56.936
میری سریاله خودتو میبینی، احتمالاً تا بفهمی
.قاتل کی بوده

1080
00:55:57.771 --> 00:55:59.898
.پس کاره فردات چی میشه؟ باید بیدار شی

1081
00:55:59.981 --> 00:56:02.692
«.اوه، اون مشکل اونیه که صبح هستش»

1082
00:56:02.776 --> 00:56:04.652
.من آدم شبم
(.شبا هستم)

1083
00:56:04.736 --> 00:56:06.738
.پارتی واسه آدم شب ادامه داره

1084
00:56:06.821 --> 00:56:08.448
... یه قسمت دیگه بذار ببینیم

1085
00:56:08.531 --> 00:56:10.867
... یه بسته دیگه بیسکوییت باز کن

1086
00:56:10.950 --> 00:56:13.661
«!آدم شب قانون نداره»

1087
00:56:13.745 --> 00:56:16.206
... بعد، فردا صبحش ساعت زنگ میخوره

1088
00:56:16.289 --> 00:56:18.666
تو داغونی، خورده بیسکوییت
... داخل تخت ریخته

1089
00:56:18.750 --> 00:56:19.959
... چرا اینکارو کردم؟»

1090
00:56:20.043 --> 00:56:22.295
«!ازت متنفرم آدمه شب

1091
00:56:23.880 --> 00:56:27.467
...چون آدمه شب...صبر کنین
... چون آدمه شب

1092
00:56:27.550 --> 00:56:30.261
.آدم شب همیشه میرینه به آدمه صبح

1093
00:56:30.929 --> 00:56:32.222
.آدمه صبح کاری نمیتونه بکنه

1094
00:56:32.305 --> 00:56:34.140
اون تبدیل میشه یه
«آدمه معتاده قهوه»

1095
00:56:34.933 --> 00:56:36.935
.«که بعد میشه «آدمی که شب خواب نداره

1096
00:56:37.435 --> 00:56:41.397
«بعد «آدمه داغونی که کار نمیکنه
.«و بعد از اون «آدمه اخراج شده

1097
00:56:42.107 --> 00:56:43.441
.آدمه شب واسش مهمه؟ نه

1098
00:56:43.525 --> 00:56:47.654
واسه خودش میخوابه روی تشکی که
.آدمه ژوئن حساب کنید» خریده»

1099
00:56:56.496 --> 00:56:59.082
... خب، وقتی داری استندآپ کمدی میکنی

1100
00:56:59.165 --> 00:57:03.378
.حتماً باید با بیننده ارتباط برقرار کنی

1101
00:57:03.461 --> 00:57:06.339
.هیچ نوع دیگه ای از هنر اینجوری نیست

1102
00:57:06.422 --> 00:57:07.757
... بیشتر فیلمهایی که میبینم

1103
00:57:07.841 --> 00:57:10.510
انگار واسشون مهم نیست ما داستان
.رو دنبال میکنیم یا نه

1104
00:57:11.469 --> 00:57:13.263
... من ازوناییم که... من با این فیلمهایی که

1105
00:57:13.346 --> 00:57:15.640
... با فیلمهایی مثل

1106
00:57:15.723 --> 00:57:17.851
جیسون بورن و مأموریت غیرممکن
.مشکل دارم

1107
00:57:17.934 --> 00:57:20.687
من ازون آدماییم که بعد از فیلم در
... پارکینگ سینما دارن به

1108
00:57:20.770 --> 00:57:22.397
... : دوستاشون میگن

1109
00:57:22.480 --> 00:57:25.775
اوه، منظورت اینه بازیگره از اول»
«یکی بود؟

1110
00:57:27.068 --> 00:57:29.028
«!اوه»

1111
00:57:29.112 --> 00:57:31.823
... واسه همینه بعد از اینکه پولو دزدید، بینی ساختگی»

1112
00:57:31.906 --> 00:57:32.991
«!و ریش گذاشت، و بعد نداشت

1113
00:57:35.910 --> 00:57:37.036
«از فیلم خوشت اومد؟»

1114
00:57:37.120 --> 00:57:39.038
... آره اینجا توی پارکینگ دارم ازش لذت میبرم»

1115
00:57:39.122 --> 00:57:41.416
«.اما داخل سینما نمیدونستم چی به چیه

1116
00:57:42.876 --> 00:57:47.088
در سینما وقتی گیج میشین کسی چیزی رو
.واستون توضیح نمیده

1117
00:57:47.172 --> 00:57:49.174
«حالا چی داره میشه؟»

1118
00:57:52.844 --> 00:57:54.179
«.فقط نیگا کن»

1119
00:57:56.139 --> 00:57:57.765
«چرا یارو رو کشتن؟»

1120
00:57:59.058 --> 00:58:00.518
«.من فک میکردم همدستشونه»

1121
00:58:02.061 --> 00:58:03.271
«.مجبور بودن»

1122
00:58:05.815 --> 00:58:07.609
«... من ازون یارو خوشم میومد»

1123
00:58:08.651 --> 00:58:10.945
«.تنها کسی بود که ازش خوشم اومد»

1124
00:58:12.197 --> 00:58:13.781
«میشه فیلمو ببینی؟»

1125
00:58:14.782 --> 00:58:16.576
«.دارم فیلمو میبینم»

1126
00:58:17.911 --> 00:58:19.871
«!چیزی نمیفهمم»

1127
00:58:21.372 --> 00:58:23.625
«!منم اندازه ی تو میدونم»

1128
00:58:25.627 --> 00:58:26.920
«!من چیزی نمیدونما»

1129
00:58:28.171 --> 00:58:30.548
«فیلم فضاییه؟ یا وسترنه؟»

1130
00:58:31.633 --> 00:58:33.426
«.گیجم کرده»

1131
00:58:35.220 --> 00:58:36.554
«.ازین فیلم متنفرم»

1132
00:58:38.640 --> 00:58:39.849
«.از تو هم متنفرم»

1133
00:58:41.476 --> 00:58:44.062
چرا داستان رو زیرنویس نمیکنن؟

1134
00:58:44.145 --> 00:58:47.065
«زیرنویس برای افراد دارای مشکل فهم فیلم»

1135
00:58:48.233 --> 00:58:49.901
.اینکارو کنن من میرم فیلمو میبینم

1136
00:58:50.401 --> 00:58:51.569
... زیرنویس میاد بالا

1137
00:58:51.653 --> 00:58:54.405
نگران این یارو نباش، فقط توی همین»
«.یه صحنه حضور داره

1138
00:58:56.824 --> 00:58:58.785
... اینم اسم یکی از فیلمهاییه که»

1139
00:58:58.868 --> 00:59:00.578
«.این بازیگره توش بوده و تو اسم فیلمش یادت رفته

1140
00:59:09.504 --> 00:59:10.380
... بگذریم

1141
00:59:10.463 --> 00:59:13.049
... داستانی که میخواستم براتون بگم

1142
00:59:13.132 --> 00:59:17.136
این بود که اگه خواستین بدونین من کارایی
... که کردمو از کجا شروع کردم

1143
00:59:17.220 --> 00:59:19.514
.همش ازینجا در «کامیک استریپ» شروع شد

1144
00:59:19.597 --> 00:59:25.228
اینجا جاییه که من همه ی چیزهایی که امشب
.براتون اجرا کردمو ساختم

1145
00:59:30.817 --> 00:59:33.611
... و اینا باعث شد من

1146
00:59:33.695 --> 00:59:35.863
.... همین اجرای آزاد دوشنبه شبها رو میگم ...

1147
00:59:35.947 --> 00:59:38.408
من از زندگی در اتاق کوچیکم با
... خانوادم

1148
00:59:38.491 --> 00:59:40.118
... بعد از 5 سال

1149
00:59:40.201 --> 00:59:43.246
برسم به «برنامه ی امشب» در شبکه ی ان.بی.سی
.«با مجری گری «جانی کارسون

1150
00:59:43.329 --> 00:59:45.081
.اینا چیزایی بود که منو به اونجا رسوند

1151
00:59:47.000 --> 00:59:48.042
.خیلی ممنونم

1152
00:59:48.126 --> 00:59:50.461
.تماشاگرهای فوق العاده ای بودین

1153
00:59:50.545 --> 00:59:51.629
.عاشقتونم

1154
00:59:52.880 --> 00:59:56.134
.ممنون که گذاشتین امشب داستانمو تعریف کنم
.امیدوارم لذت برده باشین

1155
00:59:57.260 --> 00:59:58.261
.شب خوش

1156
01:00:10.815 --> 01:00:23.192
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
