﻿1
00:00:00,246 --> 00:00:20,291
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:01:01,861 --> 00:01:02,967
‫یه کم آرومتر.

3
00:01:03,268 --> 00:01:04,909
‫هیس.

4
00:01:05,243 --> 00:01:08,791
‫داوسی،خوشمزه ترین گوشت خوکی بود که تاحالا خورده بودم.

5
00:01:08,793 --> 00:01:10,567
‫تازه،و،

6
00:01:10,934 --> 00:01:12,676
‫ایزولا...

7
00:01:12,911 --> 00:01:14,953
‫-...عرق جوی سیاهت...
‫-هیس.هیس.

8
00:01:14,955 --> 00:01:16,857
‫همه مون رو گیر میندازه!

9
00:01:20,762 --> 00:01:22,064
‫-ابن.
‫-هیس!

10
00:01:22,330 --> 00:01:23,932
‫شما دوتا ادامه بدین.

11
00:01:23,934 --> 00:01:25,536
‫من برش میگردونم به زمین.

12
00:01:25,538 --> 00:01:26,640
‫به درک!

13
00:01:27,107 --> 00:01:29,274
‫اینجا جزیره مونه،خونه مونه،نه مال اونا!

14
00:01:29,276 --> 00:01:32,214
‫اون اراذل و اوباش میتونن با زور...

15
00:01:32,216 --> 00:01:34,218
‫ایست!

16
00:01:36,621 --> 00:01:38,122
‫برگه ها!

17
00:01:38,124 --> 00:01:40,660
‫البته،کاپیتان...

18
00:01:47,540 --> 00:01:49,674
‫-داوسی،خوک زیبایی بود.
‫-هیش!

19
00:01:52,379 --> 00:01:55,185
‫-هرچند،اون کیک افتضاح بود.
‫-داری قوانین رو زیر پا میزاری.

20
00:01:56,186 --> 00:01:58,421
‫هدف انجمن شما چیه؟

21
00:01:58,423 --> 00:02:00,426
‫- هدف ما،هدف...
‫-خواندنه.

22
00:02:00,693 --> 00:02:01,661
‫اوهوم؟

23
00:02:02,130 --> 00:02:04,399
‫-می بینید،که ما یه انجمن کتابخوانی داریم.
‫-اوهوم.

24
00:02:05,134 --> 00:02:06,970
‫میدونید که مقامات دارن سعی میکنند...

25
00:02:07,538 --> 00:02:11,010
‫انجمن های فرهنگی رو بعنوان

26
00:02:11,510 --> 00:02:12,545
‫قسمتی از مدل اشغالگری تون تشویق میکنند .

27
00:02:12,880 --> 00:02:14,213
‫بله،بله،ما طرفدار کتابیم.

28
00:02:14,215 --> 00:02:15,414
‫اوهوم.

29
00:02:15,416 --> 00:02:17,250
‫اسم انجمن تون چیه؟

30
00:02:18,881 --> 00:02:19,781
‫امم...

31
00:02:20,548 --> 00:02:24,610
‫-انجمن ادبیات گارنزی...
‫- و کیک پوست سیب زمینی...

32
00:02:24,612 --> 00:02:27,275
‫ادبیات و کیک پوست سیب زمنیی گارنزی ...

33
00:02:27,277 --> 00:02:30,106
‫انجمن ادبی و کیک پوست سیب زمنیی گارنزی.

34
00:02:30,108 --> 00:02:33,572
‫بله.باید توی لیست باشه.
‫انجمن ادبی گارنزی....

35
00:02:34,373 --> 00:02:37,635
‫شما که هنوز پوست سیب زمینی رو مصادره نکردین،مگه نه؟

36
00:02:40,803 --> 00:02:44,497
‫این یه انجمن غیرقانونیه.
‫شما با ما میاید.

37
00:02:44,499 --> 00:02:45,667
‫همه تون!

38
00:02:51,562 --> 00:02:52,761
‫حالت خوب ،ابن؟

39
00:02:53,196 --> 00:02:55,226
‫میتونم کمکش کنم سوار ماشین تون بشه؟

40
00:02:55,228 --> 00:02:56,725
‫این گروه رو ثبت کنید،

41
00:02:57,259 --> 00:02:59,325
‫اولين کاريه که صبح انجام ميدي .

42
00:03:00,491 --> 00:03:02,788
‫مچکرم.

43
00:03:27,407 --> 00:03:30,007
‫اوه،اتوبوس اومد!
‫زود باش،بدو!

44
00:03:32,138 --> 00:03:33,804
‫اوه،پس روزنامه ی تایمز میدونست میخوام چیکارکنم.

45
00:03:34,004 --> 00:03:35,638
‫رنگ کردن جدید.

46
00:03:36,370 --> 00:03:38,203
‫آخرین باری که دیدیش کی بوده؟

47
00:03:38,402 --> 00:03:39,334
‫اها...

48
00:03:39,601 --> 00:03:42,399
‫تقریبا میشه باور کرد که واقعا جنگ تموم شده.

49
00:03:43,399 --> 00:03:46,196
‫بله،اونا ازتون خواستند که مقاله ای
‫درباره ی خواندن انجام بدین .

50
00:03:46,530 --> 00:03:48,426
‫اوم.نه.سیدنی.نه.

51
00:03:48,428 --> 00:03:50,828
‫من...فکر نمیکنم
‫دیگه برای ایزی کار نمیکنم.

52
00:03:51,127 --> 00:03:52,759
‫درواقع،اونا ژولیت اشتن رو میخوان.

53
00:03:53,260 --> 00:03:55,124
‫ایندفعه صدای خود شماست.
‫من جواب مثبت دادم.

54
00:03:55,126 --> 00:03:57,057
‫اوه،اینکارو کردی؟

55
00:03:57,622 --> 00:04:00,188
‫خب،ممکنه شما گفته باشید نه
‫و من تصمیم های بهتری بگیرم.

56
00:04:00,488 --> 00:04:02,986
‫پس،تور کتاب شما روز دوشنبه
‫شروع میشه،بات تا یوکشار.

57
00:04:02,988 --> 00:04:04,620
‫تایمز به خوبی این خلاء رو پر میکنه.

58
00:04:05,919 --> 00:04:07,351
‫رسیدیم.

59
00:04:08,651 --> 00:04:09,783
‫اوه!

60
00:04:10,015 --> 00:04:11,648
‫حالا که حرفش شد،رسیدیم.

61
00:04:12,248 --> 00:04:13,148
‫ایستگاه مون.

62
00:04:14,846 --> 00:04:16,646
‫<i>مچکرم.</i>

63
00:04:17,180 --> 00:04:18,576
‫i>خانم اشتون؟< </i>
‫i>بله؟< </i>

64
00:04:18,578 --> 00:04:20,907
‫<i>همیشه میخواستید که یه نویسنده بشید؟</i>

65
00:04:20,909 --> 00:04:23,342
‫بله،همیشه.این یه شغل عالیه.

66
00:04:23,575 --> 00:04:26,604
‫توی خونه،
‫و همیشه نزدیک یه قوری می شینم .

67
00:04:28,904 --> 00:04:31,602
‫فراز و نشیب بسیاری داره.
‫اولین کتابم،

68
00:04:31,604 --> 00:04:34,469
‫<i>زندگی نامه ی انتقادی آن بروتنه</i>
‫فقط به فروش رسید...

69
00:04:34,834 --> 00:04:36,066
‫سیدنی،چند نسخه ست؟

70
00:04:36,567 --> 00:04:38,566
‫ناشرم هستن،
‫آقای سیدنی استارک.

71
00:04:38,765 --> 00:04:40,166
‫بیست و هشت نسخه...

72
00:04:41,099 --> 00:04:43,132
‫در سراسر جهان.

73
00:04:43,596 --> 00:04:44,929
‫چرا ایزی بیکستاف؟

74
00:04:45,295 --> 00:04:47,361
‫چرا به اسم خودتون ننوشتید؟

75
00:04:48,992 --> 00:04:52,724
‫من...من مطمئن نیستم
‫کدومش اول اومد سراغم.

76
00:04:52,957 --> 00:04:54,989
‫اسم ایزی یا صداش.

77
00:04:55,656 --> 00:04:59,387
‫در هر صورت،بنظر میرسه هردوشون با لحن این کارمتناسب هستند،

78
00:04:59,720 --> 00:05:00,954
‫خیلی بهتر از خودم.

79
00:05:01,520 --> 00:05:03,452
‫دارید روی کتاب جدید کار میکنید؟

80
00:05:03,986 --> 00:05:05,614
‫خب،من ممطئن نیستم که به "ایزی"یه کتاب

81
00:05:05,616 --> 00:05:08,613
‫بعنوان مجموعه ای سرگرم کننده بهش بگم .

82
00:05:10,747 --> 00:05:13,013
‫بله ،مشغول کتاب جدیدم.

83
00:05:13,746 --> 00:05:14,912
‫<i>ضعف های انگلیسی.</i>

84
00:05:15,111 --> 00:05:17,508
‫یه مشت خرت و پرت های انگلیسی.

85
00:05:17,510 --> 00:05:21,440
‫برای مثال،در جامعه ی لندن
‫برای رعایت ادب عمومی...

86
00:05:22,374 --> 00:05:27,206
‫وکلای مدافع برای اسبها دارند.

87
00:05:40,295 --> 00:05:43,425
‫ملاقات با شما باعث افتخاره،
‫خانم اشتون.

88
00:05:43,427 --> 00:05:44,624
‫-مایه خرسندیه.
‫-اوه.

89
00:05:44,626 --> 00:05:47,059
‫من طرفدار پروپاقرصتم.

90
00:05:47,227 --> 00:05:49,255
‫-مچرکم.
‫-خب،بیچاره،ایزی پیر،ها؟

91
00:05:49,257 --> 00:05:51,953
‫برای یه جنگ ازش استفاده نکرد،مگه نه؟

92
00:05:51,955 --> 00:05:54,086
‫فقط میخواست با لیوان آبجوش تنها باشه.

93
00:05:55,487 --> 00:05:56,553
‫بفرمایید.

94
00:05:57,153 --> 00:06:00,150
‫صادقانه بگم،
‫چرا ایزی بیکستاف

95
00:06:00,152 --> 00:06:02,184
‫اولین باره اومدن اینجا،خانم اشتون.

96
00:06:02,883 --> 00:06:04,916
‫اما شما نباید وقتو تلف کنید.نه.

97
00:06:05,315 --> 00:06:08,714
‫مطمئن شید که توی لحظه میرید.

98
00:06:47,091 --> 00:06:48,390
‫وزنه ی کاغذ بابا.

99
00:06:48,589 --> 00:06:50,688
‫<i>ژولیت؟</i>

100
00:06:50,889 --> 00:06:52,452
‫<i>ژولیت،</i>

101
00:06:52,454 --> 00:06:53,418
‫<i>کجایی؟</i>

102
00:06:53,686 --> 00:06:55,518
‫از لبه دور شو!نه!

103
00:06:59,750 --> 00:07:01,279
‫چیزی نیست.

104
00:07:05,513 --> 00:07:06,946
‫کریستال خالص.

105
00:07:07,811 --> 00:07:09,577
‫اوه،بله خیلی قشنگه.

106
00:07:11,210 --> 00:07:12,110
‫شما...

107
00:07:13,008 --> 00:07:14,508
‫کریستال دیدین،ژولیت؟

108
00:07:16,639 --> 00:07:17,540
‫زیباست.

109
00:07:18,638 --> 00:07:21,436
‫منظره عالی باغ کنسینگتن.

110
00:07:22,636 --> 00:07:24,103
‫آلبرت هال،اطراف نبش.

111
00:07:25,102 --> 00:07:27,434
‫تو اين قيمت خيلي مفته.

112
00:07:28,899 --> 00:07:30,233
‫زیباست.

113
00:07:30,563 --> 00:07:32,264
‫میدونستم عاشقش میشید.

114
00:07:33,929 --> 00:07:36,228
‫خیلی متاسفم.

115
00:07:41,025 --> 00:07:43,223
‫آخرین باریه که میتونی یه کار زیرکانه
‫انجام بدی.تو باید خوشحال باشی.

116
00:07:43,225 --> 00:07:44,856
‫حس میکنم یه کلاهبردار هفت خط اینجاست.

117
00:07:45,057 --> 00:07:48,153
‫ژولیت تو واقعا به چیزی بهتر از باید و نبایدها توی باترسا و

118
00:07:48,155 --> 00:07:50,485
‫سه تا چمدون و یه ماشین تحریر احتیاج داری.

119
00:07:50,487 --> 00:07:52,784
‫-میدونم.
‫-اوه،می بینم.

120
00:07:53,617 --> 00:07:55,582
‫طفلکی، تو احساس می‌کنی که
‫به اندازه کافی زجر نکشیدی .

121
00:07:55,849 --> 00:07:57,282
‫اوه،انتظار نداشتم.

122
00:07:57,951 --> 00:07:59,419
‫خب،تا اونجایی که میتونم...

123
00:07:59,918 --> 00:08:02,053
‫خودتو از وظایف رسمی خلاص کن،
‫اما من که بهت گفتم،

124
00:08:02,720 --> 00:08:03,719
‫ما یه آپارتمان جدید برای هرکی

125
00:08:04,220 --> 00:08:06,587
‫که توی جنگ خونه ش توی لندن
‫بمبارون شده میخریم،

126
00:08:06,822 --> 00:08:09,155
‫به محض اینکه ایزی شماره یک رو بگیره.

127
00:08:09,157 --> 00:08:10,855
‫مگه از این بهترم میشه؟

128
00:08:10,857 --> 00:08:13,457
‫شروع خوبیه.

129
00:08:15,859 --> 00:08:17,693
‫این میتونه خونه ی مناسبی باشه.

130
00:08:18,393 --> 00:08:20,328
‫سیدنی،این یه خونه ی مناسبه.

131
00:08:21,495 --> 00:08:22,561
‫فقط مال ما نیست.

132
00:08:35,934 --> 00:08:38,367
‫-میبخشید.
‫-هی بیخیال!خجالت نکش.

133
00:08:44,304 --> 00:08:45,370
‫بذارین رد شم.

134
00:08:47,272 --> 00:08:48,970
‫اوه،شما یه پنجره ی بزرگ میخواین که

135
00:08:48,972 --> 00:08:50,370
‫میزتون رو به روش بزارید.

136
00:08:50,372 --> 00:08:51,873
‫چون به اندازه ی کافی آفتاب نمیگری.

137
00:08:52,074 --> 00:08:53,540
‫گارسون،بطری رو نگه میدارم.

138
00:08:54,508 --> 00:08:56,076
‫برای گرم نگه داشتنت،

139
00:08:57,042 --> 00:09:00,044
‫-وقتی باهام نیستی.
‫-مارکام رینولدز،

140
00:09:00,545 --> 00:09:02,313
‫سیاستمدار و روشن بین.

141
00:09:02,913 --> 00:09:05,047
‫-تو فوق العاده ای.
‫-درخدمت شماست.

142
00:09:06,546 --> 00:09:07,480
‫درسته.

143
00:09:08,181 --> 00:09:09,847
‫ولی پنجره ای خوبه

144
00:09:10,016 --> 00:09:12,016
‫که بهت دید نده؟

145
00:09:16,218 --> 00:09:17,219
‫واو!

146
00:09:21,720 --> 00:09:22,854
‫

147
00:09:25,589 --> 00:09:26,622
‫اینو ببین.

148
00:09:33,225 --> 00:09:34,159
‫

149
00:09:43,730 --> 00:09:46,828
‫آقای رینولدز، ازتون خواستم که تمومش کنید.

150
00:09:46,830 --> 00:09:48,296
‫اوه،خدا،مچتون گرفتن.

151
00:09:48,298 --> 00:09:49,999
‫با این حال،باز هم اصرار میکنی.
‫اینو ببین.

152
00:09:50,366 --> 00:09:51,865
‫خیال میکنی یه انباری داری

153
00:09:51,867 --> 00:09:54,099
‫که برای مستاجرام با گلدون پرش کنی؟

154
00:09:54,101 --> 00:09:56,269
‫دوباره معذرت میخوام،
‫خانم برنز.

155
00:09:56,734 --> 00:09:57,669
‫بد زمونه ای شده.

156
00:09:58,170 --> 00:09:59,503
‫گلفروش ها،به کار احتیاج دارن.

157
00:10:00,271 --> 00:10:01,005
‫گل ها.

158
00:10:01,404 --> 00:10:03,571
‫امیدوارم بدونه که چه دختر خوش شانسیه.

159
00:10:03,971 --> 00:10:06,505
‫-زود باش.
‫-خدانگهدار.خانم برنز.

160
00:10:08,873 --> 00:10:10,605
‫-شب بخیر.
‫-شب بخیر.

161
00:10:12,143 --> 00:10:13,575
‫-.نامه تون.
‫-اها...

162
00:10:13,943 --> 00:10:15,540
‫-مچکرم.
‫-و گل هاتون.

163
00:10:15,542 --> 00:10:16,509
‫اوه...

164
00:10:16,978 --> 00:10:18,943
‫اوه لطفا گل ها رو واسه
‫خودتون نگه دارید،خانم برنز،

165
00:10:18,945 --> 00:10:20,176
‫-نمیخوایش؟
‫-اوه..

166
00:10:20,178 --> 00:10:21,846
‫-اوهوم.
‫-...مچکرم.

167
00:10:22,013 --> 00:10:23,814
‫دیگه از تایپ کردن خبری نیست،خانم اشتون.

168
00:10:24,012 --> 00:10:26,114
‫-ساعت از ده گذشته.
‫-باشه.

169
00:10:26,515 --> 00:10:30,217
‫این صدای تلق تلق،
‫از صدای شلیک گلوله هم بدتره.

170
00:10:35,818 --> 00:10:37,418
‫از طرف خیابان اکلی.

171
00:10:43,256 --> 00:10:45,887
‫خانم اشتون عزیز،
‫داوسی آدامز هستم.

172
00:10:45,889 --> 00:10:48,358
‫"من توی مزرعه ام در جزیره ی
‫گارنزی زندگی میکنم.

173
00:10:49,323 --> 00:10:50,356
‫گارنزی؟

174
00:10:59,196 --> 00:11:01,762
‫"من شما رو میشناسم
‫چون یه کتاب قدیمی دارم.

175
00:11:02,630 --> 00:11:05,965
‫<i>مقالات برگزیده ی الیا،
‫نوشته ی چارلز لمب...</i>

176
00:11:06,332 --> 00:11:08,933
‫اسم شما و آدرستون داخلش نوشته ."

177
00:11:09,732 --> 00:11:11,333
‫<i>چندین دفعه خوندمش.</i>

178
00:11:11,768 --> 00:11:14,633
‫<i>موقع کار،کار دیگه ای نبود که انجام بدم</i>

179
00:11:14,635 --> 00:11:16,170
‫<i>و چارلز لمب منو میخندوند.</i>

180
00:11:16,435 --> 00:11:19,236
‫"....مخصوصا وقتی درباره ی
‫کباب خوک می نوشت ."

181
00:11:20,105 --> 00:11:21,739
‫<i>من عضو یه انجمن کتابخوانیم</i>

182
00:11:22,072 --> 00:11:25,640
‫<i>انجمن ادبی وکیک پوست زمینی گارنزی،</i>

183
00:11:25,941 --> 00:11:28,040
‫<i> که ما در واقع به این خاطر تشکیلش دادیم</i>

184
00:11:28,042 --> 00:11:30,574
‫<i>چون مجبور بودیم راز کباب خوک
‫رو از آلمانی ها مخفی نگه داریم </i>

185
00:11:31,109 --> 00:11:33,544
‫<i>خب،از چارلز لمب خوشم میاد.</i>

186
00:11:33,710 --> 00:11:37,243
‫<i>واسه همین دارم براتون می نویسم.
‫آلمان ها الان رفتن،</i>

187
00:11:37,245 --> 00:11:39,545
‫<i>ولی هیچ کتابفروشی توی گارنزی باقی نمونده.</i>

188
00:11:40,046 --> 00:11:44,080
‫<i>دارم دنبال یه نسخه از کتاب
‫ افسانه های چارلز لمب از شکسپیر میگردم،</i>

189
00:11:44,082 --> 00:11:46,448
‫<i>که متوجه شدم ،اون برای بچه ها نوشتش.</i>

190
00:11:46,450 --> 00:11:49,384
‫<i>میشه آدرس یه کتابفروشی توی لندن رو برام بفرستید؟</i>

191
00:11:49,817 --> 00:11:51,318
‫<i>امیدوارم که مزاحمتون نشده باشم.</i>

192
00:11:51,951 --> 00:11:53,152
‫<i>داوسی آدامز.</i>

193
00:11:53,819 --> 00:11:55,087
‫<i>آقای آدامز عزیز،</i>

194
00:11:55,684 --> 00:11:58,551
‫<i>خیلی خوشحالم که نامه تون منو پیدا کرد
‫و کتابم شمارو .</i>

195
00:11:59,318 --> 00:12:01,516
‫<i>رها کردن آقا لبمز غمنگیزه،</i>

196
00:12:01,518 --> 00:12:03,786
‫<i>اما من در آن زمان پول کمی داشتم.</i>

197
00:12:04,786 --> 00:12:08,117
‫<i>شاید،توی این کتاب رازهای غریزی هست که،</i>

198
00:12:08,119 --> 00:12:10,251
‫<i>خوانندگان رو کاملا به خودش جلب میکنه.</i>

199
00:12:10,253 --> 00:12:12,819
‫-ممنونم.
‫i>.چه خوب میشد اگر حقیقت داشت< </i>

200
00:12:13,452 --> 00:12:15,319
‫-بفرمایید.
‫-برش میدارم.

201
00:12:17,618 --> 00:12:19,351
‫<i>کتاب لبمز شکسپیر رو پیدا کردم</i>

202
00:12:19,353 --> 00:12:21,018
‫<i>و خوشحالم که اونو به شما تقدیم میکنم</i>

203
00:12:21,020 --> 00:12:23,720
‫<i>البته در ازای پاسخ به سه سوالم. </i>

204
00:12:23,986 --> 00:12:26,519
‫<i>چرا کباب خوک یه رازه؟</i>

205
00:12:26,819 --> 00:12:30,119
‫<i>چطور یه خوک میتونه باعث بشه
‫که شما یه انجمن ادبی رو شروع کنید؟</i>

206
00:12:30,121 --> 00:12:32,387
‫<i>و،از همه مهم تر،</i>

207
00:12:32,854 --> 00:12:35,350
‫<i>کیک پوست سیب زمینی چیه؟</i>

208
00:12:37,518 --> 00:12:39,017
‫

209
00:12:39,019 --> 00:12:43,720
‫

210
00:12:44,052 --> 00:12:47,585
‫

211
00:12:47,587 --> 00:12:51,986
‫

212
00:12:52,920 --> 00:12:56,954
‫

213
00:12:57,221 --> 00:13:01,220
‫

214
00:13:01,886 --> 00:13:05,720
‫

215
00:13:05,987 --> 00:13:07,120
‫ببخشید.

216
00:13:08,119 --> 00:13:09,086
‫سلام.

217
00:13:11,553 --> 00:13:12,520
‫واو.

218
00:13:16,853 --> 00:13:17,955
‫خوش اومدی.

219
00:13:19,453 --> 00:13:23,021
‫

220
00:13:23,221 --> 00:13:27,519
‫

221
00:13:35,386 --> 00:13:38,221
‫میدونیم،اگر باهاشون بنوشم...

222
00:13:58,123 --> 00:14:00,386
‫این لباس اینقدر دوست داشتینه که

223
00:14:00,388 --> 00:14:02,320
‫یه ابر میتونه رو پیشونیت باشه.

224
00:14:12,787 --> 00:14:14,153
‫تاحالا حس کردی که
‫ما از یه تونل طولانی

225
00:14:14,155 --> 00:14:16,223
‫و سیاه به یه کارناوال اومدیم؟

226
00:14:18,521 --> 00:14:19,955
‫تو کارناوال رو دوست نداری؟

227
00:14:25,054 --> 00:14:27,555
‫بعد از یه تونل تاریک طولانی،
‫کارناوال فوق العاده ست.

228
00:14:28,454 --> 00:14:29,388
‫بیا رقصیم.

229
00:14:42,655 --> 00:14:44,755
‫میدونی،بیشتر به دیدگاهت فکر میکردم.

230
00:14:45,188 --> 00:14:47,351
‫سیدنی چندتا آپارتمان

231
00:14:47,353 --> 00:14:49,421
‫برام ردیف کرده تا ببینم.
‫فقط موضوع مهم

232
00:14:49,423 --> 00:14:51,256
‫وقت گذاشتنه.
‫-اوه،به ذهنم خطور کرد...

233
00:14:51,854 --> 00:14:53,488
‫چندتا آپارتمان توی خیابون پنجم هست.

234
00:14:53,654 --> 00:14:55,088
‫میتونی پارک مرکزی رو تماشا کنی.

235
00:14:57,990 --> 00:14:59,389
‫با منظره ی دریاچه،

236
00:14:59,821 --> 00:15:01,123
‫همه ی مخزن آب.

237
00:15:02,688 --> 00:15:05,657
‫حتی یه برکه ی کوچیک هم هست
‫که بچه ها با قایق توی آب حرکت میکنن.

238
00:15:07,756 --> 00:15:09,188
‫هیچ وقت به نیویورک نرفتم.

239
00:15:10,122 --> 00:15:12,089
‫خب،خیلی حال میده شهرمو بهت نشون بدم.

240
00:15:14,389 --> 00:15:16,021
‫این چیزیه که ارزش فکر کردن داره.

241
00:16:11,723 --> 00:16:14,621
‫<i>خانم اشتون عزیز
‫ ممنونم که یه نسخه</i>

242
00:16:14,623 --> 00:16:17,088
‫<i>از افسانه های آقای لمبز
‫<i>نوشته ی شکسپیر برام پیدا کردید .

243
00:16:17,389 --> 00:16:19,858
‫<i>و خیلی بیشتر ممنونم،
‫که اونو بعنوان یه هدیه برام فرستادید.</i>

244
00:16:20,157 --> 00:16:24,258
‫<i>خوشحالم که این بدهی رو با
‫جواب دادن سوالاتون پس بدم.</i>

245
00:16:33,690 --> 00:16:36,557
‫<i>کباب خوک باید یه راز می موند</i>

246
00:16:36,756 --> 00:16:40,388
‫<i>چون در سال1940آلمانی ها همۀ
‫حیوانات ما را از کشور خارج کردند</i>

247
00:16:40,390 --> 00:16:42,655
‫<i>تا به سربازان خود  در اروپا غذا بدهند.</i>

248
00:16:42,657 --> 00:16:43,791
‫اینجا مزرعه ی منه!

249
00:16:44,157 --> 00:16:46,521
‫-اینا خوکای منن!
‫i>نگه داشتن حتی یکیشون< </i>

250
00:16:46,523 --> 00:16:49,390
‫<i>غیرقانونی بود.</i>

251
00:16:54,924 --> 00:16:56,625
‫بله.

252
00:16:58,292 --> 00:17:00,424
‫<i>اونها بهم دستور دادن که سیب زمینی بکارم.</i>

253
00:17:04,958 --> 00:17:08,691
‫<i>در اولین سال اشغال،غذا کمیاب شده بود.</i>

254
00:17:08,957 --> 00:17:11,423
‫<i> یه غذای درست و حسابی فقط توی خاطره ها بود،</i>

255
00:17:11,959 --> 00:17:14,322
‫<i>مثل رادیویی که ازمون گرفتن،</i>

256
00:17:15,057 --> 00:17:17,524
‫<i>مثل اداره ی پستی که توقیف شده،</i>

257
00:17:18,291 --> 00:17:20,423
‫<i>و سیم های تلگرافی که اونا بریدنش.</i>

258
00:17:21,157 --> 00:17:23,925
‫<i>ما توی انزوا زندگی میکردیم.</i>

259
00:17:24,891 --> 00:17:26,191
‫<i>بعدش یروز...</i>

260
00:17:40,858 --> 00:17:42,192
‫<i>چاقوی قصاب؟</i>

261
00:17:54,825 --> 00:17:56,058
‫خانم موگری.

262
00:17:58,658 --> 00:17:59,659
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

263
00:18:00,558 --> 00:18:02,492
‫دیدی؟بهت گفتم که میاد.

264
00:18:10,357 --> 00:18:13,793
‫-سلام پیر دختر.
‫i>...وقتی خانم موگری خوک رو پنهان میکرد< </i>

265
00:18:13,993 --> 00:18:16,027
‫امیدوارم نظرت درباره م عوض نشده باشه.

266
00:18:17,393 --> 00:18:19,990
‫<i>فکر کباب کردنش و یه مهونی شام...</i>

267
00:18:19,992 --> 00:18:21,992
‫<i>مال الیزابت مکنا بود.</i>

268
00:18:37,925 --> 00:18:39,459
‫<i>همه مون گرسنه بودیم.</i>

269
00:18:40,193 --> 00:18:41,758
‫<i>ولی الیزابت بود که فهمید</i>

270
00:18:42,026 --> 00:18:44,692
‫<i>گرسنگی واقعی ما...</i>

271
00:18:44,891 --> 00:18:46,128
‫<i>...برای ارتباط،</i>

272
00:18:46,792 --> 00:18:48,358
‫<i>برای مصاحبت با آدمای دیگه ست.</i>

273
00:18:49,625 --> 00:18:50,927
‫<i>برای رفاقت.</i>

274
00:18:55,293 --> 00:18:57,159
‫-امیلیا؟
‫-اوه!

275
00:18:58,192 --> 00:19:00,460
‫-خیلی ممنونم که منو دعوت کردین.
‫-اوه،باعث افتخاره.

276
00:19:00,692 --> 00:19:02,090
‫خدای من.

277
00:19:02,092 --> 00:19:04,394
‫<i>خانم ایزولا پریبی ،یه همسایه ی دیگه</i>

278
00:19:04,593 --> 00:19:07,194
‫<i>یه  عرق جوی سیاه آماده،
‫که با داروهای گیاهی،</i>

279
00:19:07,559 --> 00:19:10,625
‫<i>دیگه و درمان ها خانگی
‫داشت درست کرده بود .</i>

280
00:19:12,027 --> 00:19:14,792
‫-این همون چیزیه که امشب داریم.
‫-اوه.

281
00:19:23,325 --> 00:19:25,260
‫خانم پریبی.

282
00:19:30,459 --> 00:19:32,227
‫اوه،مچکرم.

283
00:19:34,760 --> 00:19:35,928
‫-بسلامتی.
‫-بسلامتی.

284
00:19:44,328 --> 00:19:46,527
‫میشه کتتون رو بگیرم؟

285
00:19:55,761 --> 00:19:57,025
‫داوسی!

286
00:19:57,027 --> 00:19:58,161
‫نمیدونستم اینجایی.

287
00:19:58,326 --> 00:20:00,492
‫-صبح بخیر،ابن.
‫-عه،امیلیا.

288
00:20:00,494 --> 00:20:03,229
‫<i>ایبن رامسی،
‫ مدیر اداره ی پست،</i>

289
00:20:03,394 --> 00:20:06,461
‫-i>اوردمش< </i>
‫-یه آفرینش کاملا جدید.

290
00:20:08,825 --> 00:20:10,592
‫یه کیک پوست سیب زمینی.

291
00:20:10,861 --> 00:20:12,360
‫نه کره ای،نه آردی،

292
00:20:12,726 --> 00:20:14,627
‫فقط سیب زمینی...

293
00:20:15,227 --> 00:20:17,493
‫...و پوست سیب زمینی.

294
00:20:17,495 --> 00:20:20,959
‫-اوه.بنظر عالیه.
‫-محشره.

295
00:20:20,961 --> 00:20:23,092
‫پت،پت مورفی
‫کمی جلوتر میرفت،

296
00:20:23,094 --> 00:20:24,625
‫-و ذوقشو کور میکرد.
‫-آره.

297
00:20:24,627 --> 00:20:26,459
‫<i>ما همدیگرو میشناختیم،
‫البته،ولی خوب نه.</i>

298
00:20:26,461 --> 00:20:29,027
‫<i>الیزابت بود،که باهم تفاهم داشتیم.</i>

299
00:20:29,194 --> 00:20:31,660
‫<i>و برای چند ساعت،
‫ما رو دورهم جمع کرد،</i>

300
00:20:31,995 --> 00:20:33,994
‫<i>و بهمون کمک کرد تا
‫اشغالگران رو فراموش کنیم،</i>

301
00:20:34,493 --> 00:20:37,695
‫<i>آلمان ها،جنگ.
‫تمام چیزایی که از دست دادیم.</i>

302
00:20:38,094 --> 00:20:39,727
‫<i>و انسانیت خودمون رو بیاد بیاریم.</i>

303
00:20:39,995 --> 00:20:42,327
‫این برای شوهرش بود.
‫اون زیر زنش

304
00:20:42,329 --> 00:20:44,526
‫-پیداش کرد.
‫اوه،نه.

305
00:20:44,528 --> 00:20:46,161
‫شاید اونم به دلایل طبیعی مرده،

306
00:20:46,163 --> 00:20:47,892
‫اما به فکر کنم بخاطر شربتای من بود.

307
00:20:47,894 --> 00:20:49,962
‫واقعا؟

308
00:20:51,761 --> 00:20:53,059
‫ایست!

309
00:20:53,892 --> 00:20:55,421
‫اسم انجمن تون چیه؟

310
00:20:58,315 --> 00:21:00,642
‫<i>بعد از اون،چاره ای نداشتیم جز اینکه</i>

311
00:21:00,644 --> 00:21:04,969
‫<i>انجمن ادبیات و کیک پوست
‫سیب زمینی واقعی گارنزی رو بسازیم.</i>

312
00:21:17,911 --> 00:21:19,975
‫مراقب باش،مراقب باش.

313
00:21:27,261 --> 00:21:29,424
‫-هیش.
‫-آره،بگیرش.

314
00:21:36,278 --> 00:21:38,941
‫<i>و اینطوری شد که چارلز لمب رو شناختم.</i>

315
00:21:45,094 --> 00:21:46,591
‫الان نخونش.

316
00:21:50,484 --> 00:21:51,516
‫وای خدا.

317
00:21:55,641 --> 00:21:57,071
‫اکی،بیا بریم،برو،برو.

318
00:21:58,137 --> 00:21:59,432
‫آخرین هیزمه.

319
00:22:00,565 --> 00:22:02,360
‫و این یکی نوشته ی انتونی تروپل هستش.

320
00:22:02,362 --> 00:22:04,123
‫-تروپل.
‫-کسی بهش علاقمند نیست؟

321
00:22:04,125 --> 00:22:05,686
‫-بله.
‫-خب،بزارید داوسی....

322
00:22:05,688 --> 00:22:06,950
‫نمیخوام بخونمش.

323
00:22:06,952 --> 00:22:08,648
‫کری شلی...

324
00:22:09,216 --> 00:22:12,341
‫-اوه.

325
00:22:12,343 --> 00:22:13,872
‫واسه من نیست.

326
00:22:13,874 --> 00:22:15,837
‫"جان آستون از اونجایی
‫که میدانست او صحبت کرده است،

327
00:22:16,003 --> 00:22:17,999
‫و با نهایت ظرافت حرف میزد .

328
00:22:18,299 --> 00:22:21,322
‫مالیس کسی بود که
‫این انجمن رو دورهم جمع کرد ."

329
00:22:21,324 --> 00:22:22,322
‫-امم.
‫-اون،

330
00:22:22,790 --> 00:22:25,086
‫و یه سرویس پستی قابل اعتماده.

331
00:22:27,182 --> 00:22:28,180
‫"نهایت...

332
00:22:29,177 --> 00:22:30,341
‫ادب...

333
00:22:30,873 --> 00:22:33,336
‫نگران بودن برای مردم است.

334
00:22:34,435 --> 00:22:36,199
‫وقتی که از پنجره بیرون میروید،

335
00:22:36,564 --> 00:22:40,057
‫مطمئنا دروازه‌های جهنم باز شده‌اند.

336
00:22:40,757 --> 00:22:44,815
‫و نادانی پادشاه است"هیش...

337
00:22:47,245 --> 00:22:50,568
‫هیس.

338
00:22:50,570 --> 00:22:52,170
‫<i>اون لحظه هیچ وقت برنمیگرده.</i>

339
00:22:54,795 --> 00:22:57,824
‫<i>انجمن شبانه ی کتابخونی
‫تبدیل به پناهگاهی برای ما شده بود.</i>

340
00:22:58,522 --> 00:22:59,655
‫<i>یه آزادی فردی</i>

341
00:23:00,020 --> 00:23:03,113
‫<i>احساس میکنی دنیای اطرافت
‫داره تاریکتر میشه،</i>

342
00:23:03,115 --> 00:23:06,442
‫<i>اما فقط به یه شمع احتیاج داری
‫تا دنیای جدید رو ببنیم.</i>

343
00:23:08,206 --> 00:23:10,335
‫<i>این چیزیه که ما توی انجمن مون پیدا کردیم.</i>

344
00:23:15,390 --> 00:23:17,254
‫<i>ولی لازم نیست اینو بهتون بگم.</i>

345
00:23:18,019 --> 00:23:20,049
‫<i>خودتون میدونید که کتاب ها
‫چه کارهایی میتونن انجام بدن.</i>

346
00:23:21,014 --> 00:23:22,344
‫<i>این چیزیه که در آن سهیم هستیم...</i>

347
00:23:23,642 --> 00:23:25,273
‫<i>ممکنه زندگی ما متفاوت باشه.</i>

348
00:23:43,439 --> 00:23:44,535
‫<i>آقای آدامز عزیز...</i>

349
00:23:45,202 --> 00:23:47,598
‫<i>کتابها هم برای من پناهگاهی بود.</i>

350
00:23:58,409 --> 00:23:59,707
‫<i>وقتی پدر و مادرم رو از دست دادم،</i>

351
00:23:59,874 --> 00:24:02,004
‫<i>خونه مو توی دنیای کتابها ساختم.</i>

352
00:24:02,236 --> 00:24:03,268
‫<i> قطعا،</i>

353
00:24:03,666 --> 00:24:04,831
‫<i>اونا منو نجات دادن.</i>

354
00:24:05,796 --> 00:24:08,455
‫<i>از شما پوزش میطلبم از
‫اینکه خودمو دعوت میکنم،</i>

355
00:24:08,457 --> 00:24:09,922
‫<i>اما باید بیام و با انجمن تون ملاقات کنم.</i>

356
00:24:10,320 --> 00:24:12,714
‫<i>امیدوارم که اجازه بدید در جلسه شما بشینم</i>

357
00:24:12,716 --> 00:24:14,412
‫<i>و بیشتر از داستان تون درس بگیرم.</i>

358
00:24:15,111 --> 00:24:17,140
‫<i>>بزار همه چیو گردن آقای لبمز بندازیم که<i

359
00:24:17,142 --> 00:24:19,703
‫<i>اجازه میده فکرکنم اصلا بهم خوشآمد نمیگید.</i>

360
00:24:22,697 --> 00:24:25,059
‫<i>ارادتمند شما.ژولیت اشتون.</i>

361
00:24:27,720 --> 00:24:30,581
‫<i>پی نوشته.تا زمانی که یه خواننده م،
‫یه نویسنده هم هستم.</i>

362
00:24:31,315 --> 00:24:34,708
‫<i>گواه بر اینه که من با آرامش میام.</i>

363
00:24:38,600 --> 00:24:39,963
‫-سیدنی...
‫-فقط،فقط...

364
00:24:39,965 --> 00:24:41,828
‫-سیدنی...
‫-...یه لحظه وایسا.

365
00:24:42,061 --> 00:24:44,355
‫کاری که دیکنز کرد...
‫خانم بی؟مچکرم.

366
00:24:44,555 --> 00:24:45,886
‫ژولیت،تو نمیتونی

367
00:24:46,318 --> 00:24:49,211
‫بری به ملاقات یه انجمن
‫کتابخوانی توی جزیره ی گارنزی.

368
00:24:49,213 --> 00:24:51,310
‫خب،این یه اعتماد چشم بسته ست
‫اونا حتی میزارن برم داخل انجمن.

369
00:24:51,312 --> 00:24:53,272
‫خوندنت توی کمبریج،روز جمعه.

370
00:24:53,274 --> 00:24:55,202
‫اما انجمن،اونا روز جمعه همدیگرو می بینن.

371
00:24:55,204 --> 00:24:56,334
‫نمیتونم صبر کنم.

372
00:24:56,865 --> 00:24:58,461
‫من فقط آخرهفته میرم،دوشنبه برمیگردم.

373
00:24:58,463 --> 00:25:00,493
‫-ادینبرگ.
‫-دوشنبه،شما در ادینبرگ قرار دارید!

374
00:25:02,389 --> 00:25:04,583
‫راستش نمیدونم چرا ما داریم
‫برنامه ی سفرت رو ردیف میکنیم،

375
00:25:04,585 --> 00:25:06,047
‫واقعا اینکارو نمیکنم.
‫نمیکنم،اینکارو نمیکنم.

376
00:25:06,049 --> 00:25:08,876
‫خب،این اشتباه خودته.
‫تو به تایمز جواب مثبت دادی.

377
00:25:08,878 --> 00:25:10,974
‫ببخشید،اشتباه من؟

378
00:25:11,406 --> 00:25:14,202
‫سیدنی...
‫بنظرت اونا چه،چه...

379
00:25:14,734 --> 00:25:16,428
‫کتابی رو نخوندن.

380
00:25:16,430 --> 00:25:18,556
‫آخرش چیز خوبی دارم که بنویسم.

381
00:25:20,322 --> 00:25:23,248
‫این از زیر بار در رفتن خوندن
‫کتاب ایزی توی دانشکاه کمبریج که نیست،مگه نه؟

382
00:25:23,250 --> 00:25:24,182
‫اوه.

383
00:25:25,345 --> 00:25:26,344
‫تو...

384
00:25:27,309 --> 00:25:30,237
‫-تو هیچ جایی نمیری؟
‫-خیلی بامزه ای.

385
00:25:31,401 --> 00:25:34,828
‫نمیتونم تصور کنم که مارک
‫بزاره خیلی دور بشی.

386
00:25:35,294 --> 00:25:36,491
‫-بزار؟
‫-اهوم.

387
00:25:48,703 --> 00:25:49,967
‫هرچیزیو که احتیاج داری همراهته؟

388
00:25:50,266 --> 00:25:51,398
‫امم...

389
00:25:51,995 --> 00:25:53,393
‫آره،دارم.

390
00:25:54,756 --> 00:25:55,455
‫دوباره بگو.

391
00:25:55,888 --> 00:25:57,551
‫چی؟
‫همه چی دارم.

392
00:25:57,751 --> 00:26:00,913
‫مارک این کانال انگلیسه،
‫نه دریای چین.

393
00:26:01,312 --> 00:26:02,575
‫بگو"دارم".

394
00:26:03,208 --> 00:26:05,006
‫یا راحت بگو"بله".

395
00:26:07,201 --> 00:26:08,565
‫چرا؟

396
00:26:11,659 --> 00:26:13,322
‫ژولیت...

397
00:26:14,154 --> 00:26:16,052
‫...بزار یه خونۀ عالی بهت بدم.

398
00:26:17,116 --> 00:26:18,609
‫من از قبل باهات آشنا شدم.

399
00:26:18,611 --> 00:26:21,873
‫خیلی خب،چه اینجا باشه،
‫چه نیویورک،یا قطب شمال.

400
00:26:24,303 --> 00:26:25,933
‫میخوام باهمدیگه خونه درست کنیم.

401
00:26:26,098 --> 00:26:26,998
‫واسه خودمون.

402
00:26:28,307 --> 00:26:29,738
‫بگو که با من ازدواج میکنی ،ژولیت.

403
00:26:39,673 --> 00:26:41,934
‫-بله.
‫-میدونم ما فقط شش ماهه

404
00:26:41,936 --> 00:26:43,963
‫باهم بودیم،
‫ولی این شش ماه برام شادترین...

405
00:26:43,965 --> 00:26:44,830
‫بله.

406
00:26:45,295 --> 00:26:47,158
‫-بله؟
‫-بله

407
00:26:47,458 --> 00:26:49,755
‫مبارکه.

408
00:26:51,949 --> 00:26:52,915
‫خب...

409
00:26:53,846 --> 00:26:54,745
‫فقط...

410
00:28:16,059 --> 00:28:17,488
‫صبح بخیر.

411
00:28:25,373 --> 00:28:27,837
‫یکی دیگه بفرست بالا.

412
00:28:40,777 --> 00:28:41,942
‫ببخشید.

413
00:28:41,944 --> 00:28:43,607
‫دنبال یه جایی برای موندم.

414
00:28:43,805 --> 00:28:44,705
‫ام...

415
00:28:45,138 --> 00:28:47,333
‫پیتر،مراقب باش!

416
00:28:47,766 --> 00:28:48,929
‫شرمنده.

417
00:28:50,127 --> 00:28:53,222
‫برید اداره ی پست.اونا..اونا
‫باید بتونن کمکت کنن.

418
00:28:54,651 --> 00:28:56,081
‫-درسته.
‫-حواستو بده!

419
00:28:58,411 --> 00:29:00,142
‫ببخشید،پایینتره!

420
00:29:03,435 --> 00:29:06,496
‫م..ممنون.فکر کنم.

421
00:29:12,951 --> 00:29:14,083
‫واو.

422
00:29:14,648 --> 00:29:15,613
‫ممنونم.

423
00:29:17,009 --> 00:29:19,107
‫-سلام.
‫-کیه؟

424
00:29:19,571 --> 00:29:21,867
‫-یه خانمه.
‫-چی میخواد؟

425
00:29:22,234 --> 00:29:23,730
‫یه شانس دارم تا بپرسم؟

426
00:29:25,828 --> 00:29:28,618
‫منو از هتل کرون فرستادن.

427
00:29:28,620 --> 00:29:30,582
‫اوه،اونا بستنش.روفز رفته.

428
00:29:30,584 --> 00:29:31,849
‫آره،میدونم.

429
00:29:32,081 --> 00:29:34,144
‫یه مرد اونجا بود که گفته شاید بتونید...

430
00:29:34,311 --> 00:29:36,139
‫کمکم کنید...

431
00:29:36,141 --> 00:29:37,503
‫از اون پشت بیرون هم میاد؟

432
00:29:37,505 --> 00:29:40,897
‫درحال حاضر گزینه های زیادی
‫برای جایی واسه موندن نیست .

433
00:29:40,899 --> 00:29:44,326
‫نهایتش شارلوت استیمپل باشه.

434
00:29:46,189 --> 00:29:50,215
‫بعضی وقتا اتاقهاشو اجاره میده.
‫خونه ی تمیزی داره.

435
00:29:51,844 --> 00:29:52,775
‫اها..

436
00:29:53,175 --> 00:29:55,335
‫اگر دوس داری،الی میتونه تو روببره اونجا.

437
00:29:55,337 --> 00:29:57,830
‫اوه،خب نمیخوام
‫یه سفر خاص داشته باشم.

438
00:29:57,832 --> 00:30:00,129
‫خب..خب،بهرحال
‫اون یه نامه برای تحویل دادن داره.

439
00:30:00,297 --> 00:30:00,994
‫آها.

440
00:30:01,493 --> 00:30:04,222
‫-خب،پس ممنونم.
‫-ایبن رامزی.

441
00:30:04,953 --> 00:30:06,318
‫ابن رامزی؟

442
00:30:07,150 --> 00:30:10,610
‫ایبن رامزی؟
‫مخترع کیک پوست سیب زمینی؟

443
00:30:12,538 --> 00:30:14,010
‫واسه همین اومدم.

444
00:30:14,377 --> 00:30:15,279
‫واسه اون؟

445
00:30:15,746 --> 00:30:16,883
‫برای کیکش اومدی؟

446
00:30:17,049 --> 00:30:21,260
‫اوه،نه برای جلسه
‫انجمن تون اومدم.

447
00:30:21,727 --> 00:30:24,799
‫من با یکی از دوستان شما
‫ارتباط دارم،آقای آدامز.

448
00:30:24,801 --> 00:30:27,275
‫-نویسنده؟شما نویسنده اید؟
‫-بله.

449
00:30:27,877 --> 00:30:29,147
‫بله،هستم.

450
00:30:29,545 --> 00:30:30,615
‫من ژولیت اشتون هستم.

451
00:30:32,320 --> 00:30:35,360
‫-شما زیباید.
‫-اوه،مچکرم.

452
00:30:36,730 --> 00:30:37,733
‫خدای من.

453
00:30:38,201 --> 00:30:41,174
‫الی،گاری رو بیار
‫اون تورو مستقیم به شارلوت میرسونه.

454
00:30:41,177 --> 00:30:43,547
‫من زنگ میزنم،
‫بزار همه بدونن شما اینجایین.

455
00:30:45,051 --> 00:30:46,288
‫یه نویسنده ی واقعی...

456
00:30:47,023 --> 00:30:48,293
‫اومده تا مارو ببینه.

457
00:31:09,143 --> 00:31:10,579
‫واو!

458
00:31:31,698 --> 00:31:32,835
‫پنج شش شب.

459
00:31:33,936 --> 00:31:34,840
‫محشره.

460
00:31:43,826 --> 00:31:45,331
‫پول پیش،اگر مشکلی نیست.

461
00:31:47,035 --> 00:31:48,238
‫اوه،البته.

462
00:31:54,820 --> 00:31:56,291
‫چی شما رو به اینجا کشونده؟

463
00:32:00,233 --> 00:32:01,737
‫و حموم کجاست...؟

464
00:32:02,406 --> 00:32:03,675
‫پایین راهروئه.

465
00:32:05,813 --> 00:32:08,053
‫-دستشویی هم...
‫-دیدمش.

466
00:32:08,220 --> 00:32:09,923
‫-بازم ممنون.
‫-اوه!

467
00:32:10,792 --> 00:32:13,164
‫باید بدونم چایی رو با شیر میخورید یا نه.

468
00:32:13,465 --> 00:32:15,436
‫چای سیاه خوبه،ممنونم.

469
00:32:57,672 --> 00:32:59,811
‫-صبح بخیر!
‫-صبح بخیر.

470
00:33:25,039 --> 00:33:26,843
‫سلام.

471
00:33:39,576 --> 00:33:40,979
‫خانم ماگری؟

472
00:33:41,377 --> 00:33:43,551
‫-صبح بخیر،من ژول...
‫-خانم اشتون.

473
00:33:44,119 --> 00:33:45,589
‫بله،ما منتظرتون بودیم.

474
00:33:46,224 --> 00:33:48,728
‫-خیلی یهویی.
‫-اوه،میدونم.

475
00:33:49,363 --> 00:33:51,137
‫امیدوارم
‫بهتون تحمیل نشده باشم.

476
00:33:52,372 --> 00:33:53,642
‫خب،بفرمایید.

477
00:33:54,846 --> 00:33:55,748
‫بفرمایید داخل.

478
00:33:57,583 --> 00:33:59,222
‫مچکرم.

479
00:33:59,589 --> 00:34:01,360
‫خانم اشتون؟

480
00:34:01,561 --> 00:34:02,629
‫لطفا بگید ژولیت.

481
00:34:03,064 --> 00:34:04,934
‫میترسم کار اشتباهی کرده باشم که خودمو دعوت...

482
00:34:04,936 --> 00:34:07,176
‫نه،نه،نه،نه.
‫خیلی هیجان زده ایم که شما اینجایین.

483
00:34:07,977 --> 00:34:10,750
‫آخرین نویسنده ی زندگی واقعی
‫که داشتیم کلارا سوسی بود .

484
00:34:12,019 --> 00:34:14,556
‫توی سال44 اون کتابای آشپزی رو برامون خوند.

485
00:34:14,558 --> 00:34:16,163
‫بارلی تونست جون سالم به در ببره.

486
00:34:17,499 --> 00:34:18,872
‫ما خیلی گرسنه بودیم.

487
00:34:19,673 --> 00:34:20,808
‫من ایزولا براپی هستم.

488
00:34:22,411 --> 00:34:25,519
‫از آشنایی با شما خوشبختم.

489
00:34:26,254 --> 00:34:27,290
‫منم خیلی...

490
00:34:27,523 --> 00:34:29,762
‫خوشحال که به شما ملحق شدم...

491
00:34:30,632 --> 00:34:33,170
‫-هنوز آقای آدامز نرسیدن؟
‫-داوسی؟

492
00:34:33,172 --> 00:34:35,711
‫آره،هنوز ندیدمشون.

493
00:34:38,082 --> 00:34:39,019
‫تو اونو جادوش کردی.

494
00:34:40,723 --> 00:34:42,360
‫و موسس انجمن تون...

495
00:34:43,128 --> 00:34:45,799
‫موسس انجمن تون،
‫الیزابت مکنا؟

496
00:34:45,801 --> 00:34:47,536
‫خیلی مشتاقم که ببینمش.

497
00:34:47,538 --> 00:34:48,843
‫شما نمیتونی ببینیش.

498
00:34:49,912 --> 00:34:50,914
‫اوه.

499
00:34:51,481 --> 00:34:52,953
‫در حال حاضر توی جزیره نیست.

500
00:34:53,654 --> 00:34:55,928
‫ژولیت زیبا.

501
00:34:57,596 --> 00:34:59,335
‫-دوباره همدیگرو ملاقات کردیم.

502
00:34:59,501 --> 00:35:00,906
‫ابن.

503
00:35:23,793 --> 00:35:26,734
‫-خب،امشب کی داستان رو میخونه؟
‫-چرا تو نباشی.

504
00:35:26,967 --> 00:35:28,738
‫-من؟
‫-آره،ما امیدوار بودیم،

505
00:35:28,938 --> 00:35:32,279
‫حداقلش فصل اول رو برامون بخونید.

506
00:35:32,281 --> 00:35:34,318
‫تاحالا هیچ کدوممون شانسشو نداشته

507
00:35:34,320 --> 00:35:35,620
‫واسه خودمون بخونش.

508
00:35:35,622 --> 00:35:38,797
‫-ولی نمیتونیم بدون داوسی شروع کنیم...
‫-داوسی!

509
00:35:42,672 --> 00:35:43,743
‫سلام،

510
00:35:44,176 --> 00:35:45,080
‫سلام.

511
00:35:48,853 --> 00:35:51,026
‫-داوسی آدامز.
‫-ژولیت اشتون.

512
00:35:51,594 --> 00:35:52,997
‫-شما دوتا همدیگرو دیدن.
‫-ممنونم.

513
00:35:53,431 --> 00:35:54,401
‫-بهرحال،آره.

514
00:35:55,436 --> 00:35:56,472
‫زودتر.

515
00:35:57,175 --> 00:35:59,916
‫امروز نزدیک بود بکشمش.

516
00:36:00,349 --> 00:36:03,423
‫اوه،اوه،داشتم به زندگی گذشته م فکر میکردم.

517
00:36:04,794 --> 00:36:06,364
‫اما امروز بعد از ظهر
‫منطقی بنظر میرسه.

518
00:36:09,070 --> 00:36:10,741
‫بازم ممنونم بابت کتابها.

519
00:36:12,778 --> 00:36:13,881
‫مچکرم.

520
00:36:14,483 --> 00:36:16,819
‫خانم اشتون تازه داره آماده میشه
‫که از کتابش برامون بخونه...

521
00:36:16,821 --> 00:36:18,090
‫-آره،خب...
‫-درسته.

522
00:36:18,092 --> 00:36:20,231
‫...بیاین براش زمان بگیریم؟

523
00:36:24,273 --> 00:36:25,209
‫ژولیت زیبا.

524
00:36:26,145 --> 00:36:27,114
‫بله؟

525
00:36:28,752 --> 00:36:29,820
‫موفق باشی.

526
00:36:30,322 --> 00:36:33,362
‫اونطرف می بینمت.

527
00:36:36,169 --> 00:36:37,105
‫خب.

528
00:36:38,506 --> 00:36:39,711
‫درسته...

529
00:36:39,911 --> 00:36:42,485
‫-کسی که میخونه معمولا می ایسته.
‫-اوه.

530
00:36:46,227 --> 00:36:47,162
‫امم...

531
00:36:49,100 --> 00:36:50,035
‫شروع کن.

532
00:36:57,377 --> 00:36:58,445
‫"آن بروته...

533
00:36:59,712 --> 00:37:01,046
‫...یه زندگیه"

534
00:37:01,048 --> 00:37:04,083
‫فکر میکنی آن بروته
‫از شارلوت بهتره؟

535
00:37:04,085 --> 00:37:05,787
‫-موافقم.
‫-من نیستم.

536
00:37:05,953 --> 00:37:08,820
‫-i>...کتاب مستاجر تالار وایدفل< </i>
‫-آره.

537
00:37:08,822 --> 00:37:11,325
‫چه کتابی مهمتر از ارتفاعات واترینگ...

538
00:37:11,327 --> 00:37:13,029
‫-نه،نه!
‫-اندیشه!

539
00:37:13,196 --> 00:37:15,063
‫-نه،نه بهتر نیست...
‫باهات موافقم.

540
00:37:15,065 --> 00:37:18,001
‫دارم میگم که اون از
‫امیلی امروزی تره.

541
00:37:18,201 --> 00:37:20,367
‫-درسته.
‫-به خصوص با توجه به وضعیت زنان.

542
00:37:20,369 --> 00:37:23,106
‫بیشتر از شارلوت بروتن
‫وقتی جین ایر رو نوشت؟

543
00:37:23,108 --> 00:37:25,440
‫شک دارم.
‫شک دارم.شک دارم،شک دارم.

544
00:37:25,442 --> 00:37:26,510
‫-"فکر میکنید...
‫-من...

545
00:37:26,776 --> 00:37:29,615
‫چون من بیچاره م...
‫گمنام،ساده و کوچیکم،

546
00:37:29,882 --> 00:37:31,651
‫پس من بی عاطفه و سنگدلم؟

547
00:37:32,284 --> 00:37:33,452
‫اشتباه فکر میکنید!

548
00:37:33,685 --> 00:37:36,752
‫من هم همانند شما جان دارم!
‫و قلبم مثل شما کامل است؟

549
00:37:36,754 --> 00:37:39,894
‫-اوه،خیلی خوب خوندی!
‫-حالت خوبه؟

550
00:37:40,494 --> 00:37:41,826
‫من...من جین ایر رو دوست دارم.

551
00:37:41,828 --> 00:37:43,229
‫-اوه،منم همینطور!
‫-جین ایر،این....

552
00:37:43,396 --> 00:37:45,633
‫منم همینطور.
‫وقتی جین ادعا میکنه،

553
00:37:45,966 --> 00:37:47,734
‫"منم همانند شما قلب دارم"

554
00:37:47,736 --> 00:37:49,936
‫نسبت به یه آقا خیلی جالب بود.

555
00:37:49,938 --> 00:37:51,371
‫-آره.
‫-تازه شروع شده

556
00:37:51,373 --> 00:37:53,773
‫تا به ایده ی برابری بین اونها برسیم.

557
00:37:53,775 --> 00:37:56,243
‫توی کتاب تلار وایدلف
‫آنه بروته

558
00:37:56,245 --> 00:37:58,680
‫نابرابری اساسی قدرت بین
‫زن و مرد رو در فضای خفقان

559
00:37:58,682 --> 00:38:02,786
‫و سلسله مراتب ازدواج ویکتوریایی رو آشکار کرده .

560
00:38:02,886 --> 00:38:06,523
‫اون تفکرات مرسوم کل جامعه
‫رو به چالش کشیده

561
00:38:06,723 --> 00:38:09,394
‫و نظر مردم رو عوض میکنه.

562
00:38:11,562 --> 00:38:12,564
‫آفرین.

563
00:38:13,030 --> 00:38:15,867
‫اصلا نمیدونستم.آن بروته
‫یذره از اینکارارو کرده،مگه نه؟

564
00:38:16,301 --> 00:38:17,736
‫آفرین خانم اشتون.

565
00:38:18,137 --> 00:38:20,703
‫-شما همش با استدلال ها سرو کله میزنید.
‫-این خیلی عالیه.عالیه.

566
00:38:20,705 --> 00:38:21,774
‫اما...

567
00:38:22,075 --> 00:38:25,343
‫متاسفانه باید بگم که شما باید تجربه کامل داشته باشی.

568
00:38:25,345 --> 00:38:28,214
‫-اوه!
‫-باورش برام سخته.

569
00:38:28,216 --> 00:38:31,217
‫این دومین حمله ای بود که امروز
‫ازش جون سالم بدر بردی،خوب بود.

570
00:38:31,219 --> 00:38:35,124
‫-و یه کیک پوست سیب زمینی واقعی.
‫-اوه...

571
00:38:35,824 --> 00:38:37,559
‫دستور پخت اولیه.

572
00:38:37,760 --> 00:38:40,562
‫نه کره ای،نه آردی.

573
00:38:40,728 --> 00:38:43,832
‫نه،خب،فقط سیب زمینیه،

574
00:38:44,067 --> 00:38:45,736
‫و پوست سیب زمینی.

575
00:38:46,338 --> 00:38:47,972
‫بعدش عرق جوی سیاه رو زود میخوای.

576
00:38:48,471 --> 00:38:50,141
‫اوه.

577
00:38:50,372 --> 00:38:51,842
‫بزار مزه شو بچشم.

578
00:38:52,509 --> 00:38:54,713
‫-مطمئنی خطر ندار؟
‫-فقط سیب زمینیه.

579
00:38:55,613 --> 00:38:56,581
‫امم..

580
00:39:01,286 --> 00:39:03,357
‫بزن بالا.

581
00:39:08,762 --> 00:39:10,697
‫این..این خیلی افتضاحه.

582
00:39:12,467 --> 00:39:15,604
‫-خیلی بده!
‫-افتضاحه.افتضاح.

583
00:39:16,672 --> 00:39:21,045
‫-بهرحال عرق جو خیلی خوبه.
‫-اوه،اون از مال من خوشش اومد.

584
00:39:22,279 --> 00:39:24,148
‫آقا رامزی،هنوز هم،
‫هنوزم دوست دارم که.

585
00:39:24,315 --> 00:39:27,049
‫-اگر بشه دستور پختشو ازتون بگیرم.
‫-به اندازه ی کافی مست کرده.

586
00:39:27,051 --> 00:39:29,051
‫خیلی خوب میشد
‫که توی این مقاله گنجونده بشه،

587
00:39:29,053 --> 00:39:31,590
‫مردم جزئیات رو تحسین میکنن.

588
00:39:32,055 --> 00:39:33,191
‫مقاله؟

589
00:39:34,992 --> 00:39:36,094
‫چه مقاله ای؟

590
00:39:36,860 --> 00:39:38,163
‫اوه،منو ببخشید.

591
00:39:38,829 --> 00:39:40,333
‫باید یکمی به خودم بیام...

592
00:39:40,767 --> 00:39:43,368
‫تایمز ازم خواسته تا
‫مقاله ای تو زمینه ی خوندن بنویسم.

593
00:39:43,701 --> 00:39:46,273
‫و من خیلی دوس دارم درباره ی شما بنویسم.

594
00:39:46,873 --> 00:39:47,706
‫همه تون،

595
00:39:48,106 --> 00:39:49,142
‫انجمن.

596
00:39:49,609 --> 00:39:51,945
‫تو چنین داستانی رو توی نامه هات نقاشی کردی.

597
00:39:52,981 --> 00:39:56,549
‫-تو اومدی تا درباره ی ما بنویسی؟
‫-برای مجله ی تایمز لندنه.

598
00:39:57,552 --> 00:40:00,053
‫البته،منظورم اینه فقط با اجازه ی شما.

599
00:40:00,055 --> 00:40:02,790
‫مطمئنم که موضوعات جالبتری برای نوشتن هست.

600
00:40:03,091 --> 00:40:04,260
‫اوه،نه،ولی داستان...

601
00:40:04,627 --> 00:40:07,631
‫و نحوه ی تشکیل اون،من مطمئنم

602
00:40:07,931 --> 00:40:10,967
‫-که برای من الهام بخشن...

603
00:40:11,168 --> 00:40:13,237
‫-اوه ،نه،مطمئنم همینطوره.
‫-نه.

604
00:40:15,406 --> 00:40:17,140
‫مطمئنم که ما علاقه ای

605
00:40:17,142 --> 00:40:19,745
‫به الهام بخشیدن خوانندگان
‫روزنامه ی تایمز لندن نداریم.

606
00:40:20,979 --> 00:40:22,282
‫از همتون متشکرم.

607
00:40:23,315 --> 00:40:24,683
‫میفهمم،من متاسفم،من...

608
00:40:26,451 --> 00:40:28,688
‫متاسفم پافشاری کردم،
‫ولی میخوام درک کنم.

609
00:40:28,923 --> 00:40:30,490
‫اما چطور میخوای درک کنی؟

610
00:40:33,592 --> 00:40:34,628
‫و،و...

611
00:40:37,765 --> 00:40:39,134
‫و...و مردم...

612
00:40:39,734 --> 00:40:40,768
‫مردم درک نمیکنن.

613
00:40:45,975 --> 00:40:48,610
‫متاسفم این همه راهو واسه هیچی اومدی.

614
00:40:57,154 --> 00:40:58,753
‫یه خواب دیدم.

615
00:40:59,821 --> 00:41:00,754
‫بیا اینجا.

616
00:41:09,520 --> 00:41:11,388
‫-اون کیه؟
‫-اون کیته.

617
00:41:11,955 --> 00:41:13,323
‫دختر الیزابت.

618
00:41:15,088 --> 00:41:16,356
‫بابایی...

619
00:41:17,122 --> 00:41:19,156
‫میتونیم الان بریم خونه؟

620
00:41:20,922 --> 00:41:21,788
‫بله.

621
00:41:22,288 --> 00:41:23,455
‫بزودی میریم.

622
00:41:36,088 --> 00:41:37,856
‫خیلی متاسفم اگر تورو شرمنه کردم.

623
00:41:39,258 --> 00:41:41,788
‫احساس میکنم یه عذرخواهی بزرگ بهت بدهکارم.

624
00:41:41,790 --> 00:41:43,390
‫عذرخواهی برای جی؟

625
00:41:45,290 --> 00:41:47,756
‫چون فکر میکردم دوستات،دوستای منم هستن.

626
00:41:48,290 --> 00:41:50,490
‫مهمون ناخونده شدم.

627
00:41:50,691 --> 00:41:52,890
‫احمقانه بنظر میاد.

628
00:41:55,591 --> 00:41:57,154
‫و تصور اینکه تو روزنامه ی تایمز لندن

629
00:41:57,156 --> 00:41:59,322
‫یه چهره ی برجسته بشی
‫هدیه ی خیلی باشکوهی بود.

630
00:41:59,324 --> 00:42:01,357
‫امیلیا آدم تو داریه.

631
00:42:01,358 --> 00:42:03,126
‫زیاد بهش فکر نمیکردم.

632
00:42:04,125 --> 00:42:06,555
‫دوتا کتاب واسه یه غریبه فرستادی.

633
00:42:06,557 --> 00:42:08,457
‫شما نمیتونی خیلی بد باشی،
‫خانم اشتون.

634
00:42:09,590 --> 00:42:11,758
‫حس میکنم بهتره ژولیت صدام کنید.

635
00:42:15,259 --> 00:42:16,457
‫از اومدنتون مچکرم

636
00:42:17,190 --> 00:42:19,260
‫و ممنون از اینکه اجازه میدین
‫اسمتون رو بگم،

637
00:42:19,826 --> 00:42:20,725
‫ژولیت.

638
00:42:21,791 --> 00:42:22,692
‫اوه.

639
00:42:23,525 --> 00:42:24,458
‫ممنونم.

640
00:42:25,959 --> 00:42:26,893
‫پس،شب بخیر.

641
00:42:27,792 --> 00:42:28,726
‫

642
00:42:35,360 --> 00:42:36,326
‫

643
00:42:45,393 --> 00:42:48,925
‫فکر کنم گفتم که دوست دارم
‫ساعت نه در خونه م رو قفل کنم.

644
00:42:48,927 --> 00:42:50,760
‫ببخشید.

645
00:42:51,459 --> 00:42:52,526
‫من..من...

646
00:42:53,227 --> 00:42:55,224
‫-امیداورام،باعث بیدار موندنتون نشده باشم.
‫-شدی.

647
00:42:55,226 --> 00:42:59,258
‫-شما ساعت10:15 اومدید.
‫من توی دورهمی امیلیا ماگری بودم،

648
00:42:59,260 --> 00:43:01,361
‫با یه گروه خواننده ی کتاب.

649
00:43:02,460 --> 00:43:04,960
‫-خیلی چیزا هست که درباره ش حرف بزنیم...
‫-میدونم با کیا بودی.

650
00:43:05,494 --> 00:43:06,893
‫اونا هیچ وقت کوتاه حرف نمیزنن.

651
00:43:07,760 --> 00:43:10,828
‫شما فقط باید عاقل باشی
‫و هرچیزی که بهتون میگن رو باور نکنید.

652
00:43:12,861 --> 00:43:13,895
‫متوجه نمیشم.

653
00:43:14,295 --> 00:43:17,262
‫بیشتر از اون چیزی که دوست دارن وارد داستان میشن.

654
00:43:18,628 --> 00:43:20,429
‫بیشتر از چه داستانی؟

655
00:43:22,029 --> 00:43:22,962
‫خانم اشتون،

656
00:43:23,460 --> 00:43:25,361
‫تاحالا کسی نبودم که غیبت کنم.

657
00:43:25,828 --> 00:43:27,229
‫پس هرچقدر کمتر درباره ش گفته بشه،

658
00:43:27,694 --> 00:43:28,694
‫بهتره.

659
00:43:29,095 --> 00:43:31,296
‫چرا...

660
00:43:35,795 --> 00:43:37,261
‫<i>خب،خوشحال میشید یاد بگیرید</i>

661
00:43:37,263 --> 00:43:39,728
‫<i>من دیشب قبل از مخاطبا براشون خوندم.</i>

662
00:43:39,730 --> 00:43:40,928
‫آره؟

663
00:43:40,930 --> 00:43:42,996
‫مزرعه دار مجبورت کرد کار کنی،ها؟

664
00:43:43,363 --> 00:43:45,261
‫<i>نمایشنامه ی ایزی چطور بود؟</i>

665
00:43:45,263 --> 00:43:46,927
‫راستش،ازم خواستن که

666
00:43:46,929 --> 00:43:48,361
‫زندگینامه ی بروته رو براشون بخونم.

667
00:43:48,363 --> 00:43:50,294
‫<i>خدا جون،از کجا پیداش کردن؟</i>

668
00:43:50,296 --> 00:43:53,495
‫-خیلی فوق العاده بود.
‫-اوه،مطمئنم که بوده.

669
00:43:54,730 --> 00:43:57,129
‫اوه،کلاغ های سنگی،خانم بی.
‫صبح بخیر.

670
00:43:57,497 --> 00:43:58,464
‫ولی...

671
00:44:00,264 --> 00:44:01,861
‫...اونا نمیخوان که درباره شون بنویسم.

672
00:44:01,863 --> 00:44:04,930
‫<i>اوه،عجب ضربه ی محکمی!
‫همین الان زودتر برت میگردونم.</i>

673
00:44:05,365 --> 00:44:06,931
‫روی خطی ،عزیزم؟

674
00:44:07,397 --> 00:44:09,661
‫-خب...
‫-خانم بی،

675
00:44:09,663 --> 00:44:12,663
‫-ریبوک ادینبورک برای یه هفته...
‫-نه،نه،نه،سیدنی؟

676
00:44:13,396 --> 00:44:15,765
‫-من هنوز اینجام.
‫-دیگه برای چی؟

677
00:44:17,032 --> 00:44:18,231
‫گوش بده...

678
00:44:19,131 --> 00:44:21,464
‫سیدنی گوش بده،من...
‫خبرایی دارم.

679
00:44:21,699 --> 00:44:22,795
‫خیلی خب.

680
00:44:22,797 --> 00:44:25,764
‫-من خودمو واسه اینکار آماده میکنم.

681
00:44:26,132 --> 00:44:27,765
‫من...

682
00:44:28,531 --> 00:44:30,632
‫امیدوارم که ناراحت نشی یکمی ازم دوری کنی.

683
00:44:32,166 --> 00:44:34,631
‫-چی؟
‫-نامزد کردم...

684
00:44:37,067 --> 00:44:38,366
‫تا ازدواج کنم.

685
00:44:39,067 --> 00:44:40,465
‫مارک ازم خواستگاری کرد.

686
00:44:41,899 --> 00:44:43,166
‫سیدنی؟

687
00:44:45,766 --> 00:44:46,766
‫سیدنی؟

688
00:44:49,431 --> 00:44:52,629
‫بله،عزیزم،الو.
‫مبارک باشه.

689
00:44:52,631 --> 00:44:55,366
‫خبر محشریه.
‫بهترین خبره.

690
00:44:57,833 --> 00:45:00,466
‫-خوشحالی؟
‫-آره خوشحالم.

691
00:45:02,067 --> 00:45:05,031
‫-مطمئنی؟
‫-آره سیدنی،خیلی خوشحالم.

692
00:45:05,033 --> 00:45:06,800
‫خیلی خب،پس منم خوشحالم.

693
00:45:08,001 --> 00:45:10,666
‫-و مارک؟مارک خوشحاله؟
‫-آره.

694
00:45:11,867 --> 00:45:14,767
‫-مارک اونجا باهاته؟
‫-نه،اون...

695
00:45:16,801 --> 00:45:19,966
‫خب،منو گذاشت توی قایق
‫من تنها اومدم.

696
00:45:19,968 --> 00:45:22,234
‫سید...

697
00:45:22,867 --> 00:45:24,501
‫سیدنی،الو؟سیدنی؟

698
00:45:28,635 --> 00:45:30,435
‫یک و یازده لطف کنید.

699
00:45:38,069 --> 00:45:39,467
‫از نوشته ها لذت میبری؟

700
00:45:40,136 --> 00:45:41,902
‫آره خوشم میاد.هنوز کار دارم و گرفتارم.

701
00:45:42,202 --> 00:45:43,836
‫توی درهمی مدرسه ی انچنانی نیست.

702
00:45:44,135 --> 00:45:46,168
‫اما انجمن ازم دست نکشیده.

703
00:45:46,701 --> 00:45:48,435
‫من تا آخر سال یه نابغه میشم.

704
00:45:49,169 --> 00:45:52,068
‫-توی درهم چیکار میکردی؟
‫-جاییه که واسه جنگ فرستاده شدم.

705
00:45:52,070 --> 00:45:53,535
‫وقتی اونا، ما بچه ها رو بیرون بردن.

706
00:45:54,269 --> 00:45:56,101
‫نمیدونستم
‫اونا اینجا هم بچه ها رو بردن.

707
00:45:56,103 --> 00:45:57,567
‫درست قبل از اینکه اشغالگرا بیان،

708
00:45:57,569 --> 00:45:59,367
‫وقتی آلمان ها توی آب فرانسه بودند.

709
00:45:59,369 --> 00:46:01,801
‫همه میدونستن که مقصد بعدی ما هستیم.

710
00:46:03,070 --> 00:46:04,469
‫ما فقط یه شب قبل فهمیدم.

711
00:46:04,903 --> 00:46:06,304
‫انگلیس کشتی فرستاده.

712
00:46:09,802 --> 00:46:11,204
‫بزار یه نگاهی بهت بندازم.

713
00:46:14,569 --> 00:46:15,570
‫بیا اینجا.

714
00:46:16,603 --> 00:46:17,537
‫خیلی خب.

715
00:46:20,771 --> 00:46:22,738
‫والدین پشت خط.

716
00:46:25,903 --> 00:46:27,570
‫فقط بچه ها روی اسکله باشن.

717
00:46:29,038 --> 00:46:31,239
‫یه اتیکت بردارید لطفا.
‫اتیکت ها.

718
00:46:32,538 --> 00:46:36,104
‫برو،برو،برو.
‫یالا،بیا بریم.همین الان زود باشین.

719
00:46:36,106 --> 00:46:37,337
‫یالا،همگی از اینطرف.

720
00:46:37,339 --> 00:46:38,672
‫یه تیکت بردار.مراقبش باش.

721
00:46:40,672 --> 00:46:41,571
‫ممنونم.

722
00:46:48,905 --> 00:46:49,839
‫اینجارو.

723
00:46:50,140 --> 00:46:52,141
‫-الی،اینم از این.
‫-پسر خوب.

724
00:46:53,672 --> 00:46:54,638
‫بزن بریم.

725
00:46:55,704 --> 00:46:57,238
‫برای ماجراجویی آماده ای؟

726
00:46:57,240 --> 00:46:58,374
‫باهام بیا.

727
00:46:58,706 --> 00:46:59,706
‫دستتو بده.

728
00:47:01,140 --> 00:47:03,405
‫الی،قول میدم مراقب بابابزرگت هستم.

729
00:47:03,706 --> 00:47:04,706
‫نگران نباش.

730
00:47:05,205 --> 00:47:08,307
‫وقتی میان،شما حتی
‫نمیتونید با آلمان ها بجنگید.

731
00:47:08,506 --> 00:47:10,541
‫ممکنه تو هم بری لندن.

732
00:47:12,340 --> 00:47:13,541
‫دستت رو بده.

733
00:47:15,474 --> 00:47:18,706
‫پدرم توی جنگ بزرگی اینو بهم داد،

734
00:47:19,007 --> 00:47:19,908
‫بخاطر شجاعتم.

735
00:47:21,174 --> 00:47:23,306
‫و مساله اینه که،
‫هرکسی میتونه اونو داشته باشه.

736
00:47:23,308 --> 00:47:26,475
‫کمک نمیکنه ولی شجاع باش،
‫حتی اگر ترسیده بودی.

737
00:47:27,173 --> 00:47:28,441
‫حسش میکنی؟

738
00:47:31,010 --> 00:47:32,377
‫خب،باید با دستات بهم بمالی.

739
00:47:32,610 --> 00:47:34,678
‫جادو وقتی شروع میشه که گرم بشه.

740
00:47:36,180 --> 00:47:38,313
‫-الان حسش میکنم.
‫-افرین پسر خوب.

741
00:47:38,579 --> 00:47:40,647
‫حالا،اونو به سلامت بهم برگردون.

742
00:47:41,446 --> 00:47:43,681
‫<i>تاکید میکنم،هیچ خانواده ای توی بندر نباشه.</i>

743
00:47:44,215 --> 00:47:45,416
‫اونجاست.

744
00:47:48,549 --> 00:47:50,252
‫<i>بدترین روزای جنگ.</i>

745
00:47:51,452 --> 00:47:53,486
‫<i>اونروزا،نزدیک بود ماروهم بشکنه.</i>

746
00:47:55,187 --> 00:47:57,688
‫<i>چند روز  وقتی آلمان ها بعد به خشکی رسیدند،</i>

747
00:47:58,890 --> 00:48:00,323
‫<i>نصف مون اینجا بود،</i>

748
00:48:02,257 --> 00:48:03,390
‫<i>دلهامون...</i>

749
00:48:04,224 --> 00:48:05,926
‫<i>جای دیگه ای بود.</i>

750
00:48:13,129 --> 00:48:14,662
‫صیقل داره.

751
00:48:14,930 --> 00:48:16,230
‫من به یه عالمه شجاعت احتیاج دارم.

752
00:48:16,597 --> 00:48:19,332
‫ناراحت نباش،الی.
‫بهش برش میگردونی.

753
00:48:19,664 --> 00:48:22,565
‫مردم همیشه میان خونه،مثل شما.

754
00:48:22,900 --> 00:48:23,800
‫میان خونه؟

755
00:48:26,302 --> 00:48:28,403
‫چند وقته الیزابت رفته؟

756
00:48:29,902 --> 00:48:31,237
‫اوه.

757
00:48:32,036 --> 00:48:33,304
‫چه روزی بود.

758
00:48:33,736 --> 00:48:36,906
‫الی اولین پسری که از پله های کشتی اومد پایین.

759
00:48:37,340 --> 00:48:39,439
‫توی این پنج سال قدش بلند شده بود.

760
00:48:39,908 --> 00:48:41,242
‫کی اونو شناخت؟

761
00:48:41,709 --> 00:48:42,739
‫من.

762
00:48:42,741 --> 00:48:43,643
‫شناختمش.

763
00:48:45,077 --> 00:48:46,408
‫بیسکویت شکلاتی میل دارین؟

764
00:48:46,877 --> 00:48:47,944
‫تازه پخته.

765
00:48:48,312 --> 00:48:51,609
‫سال 44آلمانها دستگیرش کردن
‫و به اروپا فرستادنش.

766
00:48:51,611 --> 00:48:53,613
‫دستگیرش کردن؟چرا؟

767
00:48:54,580 --> 00:48:56,648
‫نمیدونم.من اونجا نبودم.

768
00:48:57,848 --> 00:48:58,850
‫و اوناهم چیزی نگفتن بهم .

769
00:49:09,820 --> 00:49:14,022
‫امیدوار بودم برای یه سفر بهت رشوه بدم،

770
00:49:14,455 --> 00:49:15,956
‫در عوض مقداری بیسکویت شکلاتی ابن.

771
00:49:17,192 --> 00:49:18,859
‫بهتر بود کیک سیب زمینی باشه.

772
00:49:20,392 --> 00:49:21,093
‫آره.

773
00:49:21,692 --> 00:49:24,294
‫-خب امیدوارم.
‫-بیخیال.

774
00:49:24,995 --> 00:49:25,929
‫ممنونم.

775
00:49:28,897 --> 00:49:30,428
‫-زود باش!
‫-مراقب باشی،کیت!

776
00:49:30,430 --> 00:49:31,764
‫چیزی نیست.

777
00:49:32,497 --> 00:49:33,866
‫میدونه داره کجا میره.

778
00:49:44,137 --> 00:49:45,805
‫اگر بخاطر سیم نبود

779
00:49:46,469 --> 00:49:47,904
‫ببخشید،باید کفش ها مو درمیوردم

780
00:49:48,538 --> 00:49:50,006
‫نگران سیم ها نباش.

781
00:49:50,373 --> 00:49:52,440
‫مال منن
‫تو میخوای نگرانش باشی.

782
00:49:53,275 --> 00:49:54,474
‫مال تو؟

783
00:49:56,108 --> 00:49:57,410
‫ببخشید.

784
00:49:58,343 --> 00:49:59,676
‫ببخشید،خنده دار نیست.

785
00:50:00,509 --> 00:50:01,211
‫اوه.

786
00:50:01,644 --> 00:50:03,713
‫اصلا خنده دار نیست.

787
00:50:04,179 --> 00:50:06,346
‫بهرحال سواحل منو پیدا کردن.

788
00:50:06,545 --> 00:50:08,181
‫کل این محوطه ی جزیره.

789
00:50:08,848 --> 00:50:11,416
‫یکمی طول کشید ولی
‫بالاخره همه چیو پاک کردیم.

790
00:50:12,782 --> 00:50:13,783
‫تو در امانی.

791
00:50:15,650 --> 00:50:16,584
‫خوبه.

792
00:50:21,054 --> 00:50:22,519
‫اونا چین؟

793
00:50:22,887 --> 00:50:24,222
‫یکی از دیدبان های آلمانها.

794
00:50:24,955 --> 00:50:28,255
‫توی هر نقطه ای که رو به دریا بود از اینا میزاشتن.

795
00:50:29,156 --> 00:50:31,824
‫و بعدش صلاحها رو توی
‫سرتاسر ساحل تنظیم کرد.

796
00:50:32,157 --> 00:50:33,892
‫تبدیل به یه دژ شد.

797
00:50:34,692 --> 00:50:35,592
‫یا یه زندان.

798
00:50:36,094 --> 00:50:37,128
‫تو اینجا زندانی شدی؟

799
00:50:37,393 --> 00:50:39,330
‫اونا خودشون رو هم با ما زندانی کردن.

800
00:50:41,628 --> 00:50:43,728
‫خب،این باید یه آدم بیرحم باشه
‫که چنین چیز زشتی رو

801
00:50:43,730 --> 00:50:46,597
‫توی همچین جای قشنگی ساخته.

802
00:50:47,064 --> 00:50:48,099
‫اونا نساختنش،

803
00:50:48,333 --> 00:50:49,967
‫آلمانها،فقط طراحیش کردن،

804
00:50:50,899 --> 00:50:51,833
‫پس کی؟

805
00:50:53,466 --> 00:50:55,101
‫کارگرای تود،اینطوری صداشون میزدن.

806
00:50:57,435 --> 00:51:00,003
‫<i>اونا برده بودن.
‫هزاراتا بودن.</i>

807
00:51:00,703 --> 00:51:05,006
‫<i>رایش اونارو فرستاد،تا کارکنند
‫از لهستان روسیه.</i>

808
00:51:05,373 --> 00:51:07,640
‫<i>شب و روز کار میکردن.</i>

809
00:51:08,075 --> 00:51:11,274
‫<i>اونارو جوری زندانی میکردن که خورشید بهشون بتابه،</i>

810
00:51:11,276 --> 00:51:12,508
‫<i>زیر بارون.</i>

811
00:51:14,544 --> 00:51:16,545
‫<i>تو حتی با حیوانا هم اینکارو نمیکردی.</i>

812
00:51:17,712 --> 00:51:20,580
‫ما ساکنان جزیزه،نزدیک بود از گرسنگی بمیریم.

813
00:51:21,947 --> 00:51:22,882
‫ولی اونا اینکارو کردن،

814
00:51:23,848 --> 00:51:24,816
‫گرسنه بودن...

815
00:51:25,815 --> 00:51:26,717
‫تلف شدن.

816
00:51:32,084 --> 00:51:32,985
‫داوسی...

817
00:51:33,752 --> 00:51:36,421
‫میدونم،این اصلا به من ربطی نداره،ولی...

818
00:51:37,222 --> 00:51:39,257
‫میتونی بهم بگی
‫چرا الیزابت رو فرستادن؟

819
00:51:41,089 --> 00:51:42,291
‫چه اتفاقی افتاد؟

820
00:51:44,124 --> 00:51:45,260
‫اون به بعضیا کمک کرد...

821
00:51:46,092 --> 00:51:47,026
‫و دستگیر شد.

822
00:51:47,993 --> 00:51:49,327
‫به بعضیا کمک کرد؟

823
00:51:49,626 --> 00:51:51,794
‫هیچ نظری نداری که اون کجاست؟

824
00:51:52,093 --> 00:51:53,694
‫یا اصلا خبری ازش نداری؟

825
00:52:02,732 --> 00:52:04,465
‫چیزی دیگه ای هم هست،رفیق؟

826
00:52:04,467 --> 00:52:05,834
‫نه همین،ممنونم.

827
00:52:11,371 --> 00:52:13,305
‫-سلام.
‫اوه،ژولیت.

828
00:52:13,470 --> 00:52:15,868
‫چه سوپرایز خوبی.
‫من...من فکر کردم رفتی.

829
00:52:15,870 --> 00:52:16,939
‫نه،نه به این زودی.

830
00:52:17,140 --> 00:52:19,040
‫و اصلا بدون یذره عرق جوی سیاه نمیشه رفت.

831
00:52:19,241 --> 00:52:20,175
‫اها.

832
00:52:20,473 --> 00:52:22,342
‫میخواستم یکمی واسه دستم ببرم،سیدنی.

833
00:52:22,741 --> 00:52:23,742
‫سیدنی.

834
00:52:23,975 --> 00:52:26,177
‫دیدی،من...من میدونستم
‫یه نفر تو قلبت هست.

835
00:52:26,576 --> 00:52:28,410
‫-اوه..
‫-وقتی دیدمت میتونستم اینو بگم.

836
00:52:28,577 --> 00:52:31,543
‫خب،نه...درست نبود اینطور بگم
‫ولی کمی بعدش همدیگرو دیدیم.

837
00:52:31,545 --> 00:52:33,247
‫چه...

838
00:52:34,179 --> 00:52:37,215
‫چه حس قویی دارم.فکر میکنی
‫سیدنی چه مزه ای دوست داشته باشه؟

839
00:52:37,514 --> 00:52:38,615
‫-چه انتخاب هایی دارم؟
‫خب،بزار ببینم،

840
00:52:38,782 --> 00:52:40,748
‫ما یه انیسون تازه گرفتیم،
‫با گرد دلفونیوم.

841
00:52:40,750 --> 00:52:42,985
‫ایزولا،اینکار چقدر قانونیه؟

842
00:52:43,451 --> 00:52:44,886
‫اوه،مطمئن نیستم.

843
00:52:45,651 --> 00:52:48,419
‫ولی،گروهبان از اینکار خوشش میاد.

844
00:52:56,957 --> 00:52:58,091
‫اوه...

845
00:52:58,791 --> 00:53:00,360
‫-آره خوبه،
‫-یکمی میخوای؟

846
00:53:07,062 --> 00:53:08,897
‫درباره ی الیزابت شنیدم،

847
00:53:09,462 --> 00:53:10,763
‫که دستگیر شده.

848
00:53:11,998 --> 00:53:15,229
‫فکر میکنی امیلیا واسه همین
‫نمیخواد درباره ی این انجمن بنویسم؟

849
00:53:15,231 --> 00:53:16,599
‫دختر خوب.

850
00:53:20,232 --> 00:53:21,698
‫به الیزابت ربط دار؟

851
00:53:22,931 --> 00:53:23,830
‫به کی کمک کرده؟

852
00:53:25,729 --> 00:53:27,694
‫چیزی که باید درک کنید اینه که

853
00:53:27,696 --> 00:53:29,797
‫الیزابت شبیه دختر دیگه ی امیلیا.

854
00:53:30,462 --> 00:53:33,263
‫-یه دختر دیگه ؟
‫-بعد از دختر امیلیا،جین،

855
00:53:33,529 --> 00:53:35,129
‫اون و الیزابت بهترین دوستای هم بودن.

856
00:53:35,528 --> 00:53:39,127
‫الیزابت هر تابستون از لندن
‫میومد،ازوقتی یه دختربچه بود.

857
00:53:39,628 --> 00:53:41,461
‫این کلبه ی اونه که اینجاست.

858
00:53:45,659 --> 00:53:49,027
‫سال 1940 اونم میتونست اینجارو تخلیه کنه
‫ولی..

859
00:53:49,927 --> 00:53:51,559
‫جین حامله بود.

860
00:53:52,293 --> 00:53:53,492
‫پس،برای جین...

861
00:53:54,859 --> 00:53:55,825
‫موند.

862
00:53:56,357 --> 00:53:58,858
‫بعد از اون آلمانها اومدن
‫و دیگه برای همه دیر شده بود.

863
00:54:11,554 --> 00:54:14,055
‫<i>و اونجا بود که امیلیا رو با الیزابت دیدم</i>

864
00:54:15,156 --> 00:54:16,323
‫<i>توی بیمارستان.</i>

865
00:54:17,022 --> 00:54:20,888
‫<i>جین توی یه بمباران گرفتار شده بود و مشغول کار کردن بود.</i>

866
00:54:22,389 --> 00:54:23,688
‫<i>جین بچه رو از دست داد.</i>

867
00:54:24,586 --> 00:54:25,887
‫<i>بعدش جین از دستشون رفت .</i>

868
00:54:33,253 --> 00:54:34,353
‫تنهاش بزارید.

869
00:54:34,785 --> 00:54:35,752
‫ولش کنید.

870
00:54:53,281 --> 00:54:55,181
‫<i>آلمانها سه روز بعدش اومدن.</i>

871
00:55:01,080 --> 00:55:02,413
‫<i>توی 18سالگیم شکست شون دادیم.</i>

872
00:55:02,948 --> 00:55:03,980
‫<i>دوباره شروع شد.</i>

873
00:55:04,480 --> 00:55:06,048
‫<i>چطور گذاشتیم این اتفاق بیوفته؟</i>

874
00:55:30,176 --> 00:55:32,440
‫ننگ به تو!همه تون خجالت بکشید!

875
00:55:32,442 --> 00:55:34,740
‫-الیزابت!
‫-ننگ به لهستان،فرانسه،

876
00:55:34,742 --> 00:55:36,108
‫حالا هم گانزی!ننگ به شما!

877
00:55:36,307 --> 00:55:38,438
‫بیا اینجا.
‫بیا اینجا،بیا اینجا.

878
00:55:38,440 --> 00:55:39,705
‫چیزی نیست،چیزی نیست.

879
00:55:39,707 --> 00:55:41,171
‫خانم شما باید عقب وایسید.

880
00:55:41,173 --> 00:55:42,874
‫چیزی نیست،
‫چیزی نیست،اون خوبه.

881
00:55:47,906 --> 00:55:50,072
‫چیزی نیست.
‫فقط یکمی هیجانزده شده.

882
00:55:50,439 --> 00:55:52,468
‫اون هیچ کاری نمیکنه.
‫الان داره تمومش میکنه.

883
00:55:52,470 --> 00:55:53,601
‫من خیلی،خیلی متاسفم.

884
00:55:53,603 --> 00:55:55,137
‫خیلی خب،
‫تو داری از کی دفاع میکنی؟

885
00:55:55,139 --> 00:55:56,306
‫تو طرف کی هستی؟

886
00:55:56,536 --> 00:55:58,837
‫پس هر دوی شما!
‫برید،به وظایف تون برسیدن.

887
00:55:59,003 --> 00:56:00,570
‫به وظایفت ادامه بده.

888
00:56:03,136 --> 00:56:04,703
‫تا الان دونفرو از دست دادم.

889
00:56:05,103 --> 00:56:06,769
‫نمیتونم تو رو هم از دست بدم.

890
00:56:08,270 --> 00:56:10,371
‫<i>ولی اون از دستش داده،نه؟</i>

891
00:56:10,534 --> 00:56:13,535
‫<i>آلمانها الیزابت رو دستگیر کردن.</i>

892
00:56:20,033 --> 00:56:23,565
‫واسه همینه که امیلیا نمیخواد
‫درباره ی انجمن حرفی بزنه.

893
00:56:24,267 --> 00:56:26,233
‫چرا دلش نمیخواست کسی در این مورد بنویسه.

894
00:56:26,734 --> 00:56:28,231
‫خیلی دردناکه.

895
00:56:28,233 --> 00:56:29,298
‫اون خیلی چیزا دست داده.

896
00:56:29,699 --> 00:56:32,300
‫نمیدونستم.
‫-جنگ برای ما...

897
00:56:33,033 --> 00:56:33,966
‫ادامه داره.

898
00:56:34,198 --> 00:56:35,565
‫مخصوصا امیلیا.

899
00:56:39,630 --> 00:56:42,831
‫انتظار نداشتم تا برسیم خونه
‫این حرفارو تموم کنیم.

900
00:56:44,463 --> 00:56:46,029
‫و کیت دوباره با مادرش باشه.

901
00:57:06,426 --> 00:57:08,091
‫بقیه 40تا41سال سن دارند.

902
00:57:08,093 --> 00:57:09,294
‫ممنون

903
00:57:58,917 --> 00:57:59,884
‫خانم ماگری؟

904
00:58:00,350 --> 00:58:01,550
‫خانم ماگری صبح بخیر

905
00:58:02,183 --> 00:58:03,284
‫خانم آشتون صبح بخیر

906
00:58:03,716 --> 00:58:05,683
‫فکرکردم تا الان رفتین

907
00:58:06,481 --> 00:58:08,082
‫آره برنامم اینجوری بود ولی ...

908
00:58:08,614 --> 00:58:10,715
‫یکم کنجکاو بودم و خواستم
‫یکم دیگه تحقیق کنم

909
00:58:11,048 --> 00:58:14,047
‫- بزارید که مزاحمتون نشم
‫- تحقیق روی اشغال

910
00:58:14,580 --> 00:58:16,480
‫بله فهمیدم. قرار نبود درباره ...

911
00:58:16,646 --> 00:58:18,611
‫- صبح بخیر مادام
‫- گیاه‌ها و جانوران منطقه باشه

912
00:58:18,613 --> 00:58:19,379
‫حالا چی؟

913
00:58:19,980 --> 00:58:22,044
- چیزی در مورد انجمن نمی‌نویسم ...
- صبح بخیر

914
00:58:22,046 --> 00:58:23,347
‫من ... قول میدم ...

915
00:58:28,079 --> 00:58:30,412
‫من هم کسانی رو از
‫دست دادم خانم ماگری

916
00:58:30,977 --> 00:58:32,310
‫کسایی که بسیار دلتنگشون میشم

917
00:58:32,312 --> 00:58:34,145
‫همه کسایی رو از دست دادن تو این جنگ

918
00:58:34,311 --> 00:58:35,545
‫پدر و مادرم

919
00:58:37,212 --> 00:58:39,177
‫میدونم که بی مادری چه دردیه

920
00:58:39,810 --> 00:58:41,777
‫اگه اجازه بدی میخوام
‫هر اندازه در توان دارم ...

921
00:58:42,910 --> 00:58:44,076
‫کمکت کنم ...

922
00:58:44,276 --> 00:58:46,009
‫تا الیزابت رو پیدا کنی و
‫برش گردونی خونه

923
00:58:47,542 --> 00:58:48,475
‫به خاطر کیت

924
00:58:50,507 --> 00:58:51,474
‫لطفا

925
00:58:55,341 --> 00:58:59,537
‫م - ک - ن - ا

926
00:58:59,539 --> 00:59:01,774
‫الیزابت ان مکنا

927
00:59:02,705 --> 00:59:03,838
‫ملیت بریتانیایی

928
00:59:04,307 --> 00:59:05,705
‫بیست و هشت ساله

929
00:59:06,605 --> 00:59:08,270
‫تاریخ دیپورت شدنش رو میدونین؟

930
00:59:08,272 --> 00:59:10,171
‫دقیقا نه، اون تو ...

931
00:59:10,571 --> 00:59:11,970
‫11 جون دستگیر شد

932
00:59:12,338 --> 00:59:14,237
‫- 11 جون. هی
‫- اونا فکر میکنن که دیپورت ...

933
00:59:14,437 --> 00:59:15,735
‫- هی!
‫- بله قربان

934
00:59:15,737 --> 00:59:16,969
‫فکرمیکنن که دیپورتش کردن

935
00:59:16,971 --> 00:59:18,370
‫چند روز بعد از اینکه دستگیر شد

936
00:59:18,602 --> 00:59:20,268
‫میدونی که فرستادنش کجا؟

937
00:59:20,270 --> 00:59:21,936
‫نه، فقط قاره‌ش

938
00:59:22,270 --> 00:59:23,770
‫کسی از اونوقت چیزی نشنیده؟

939
00:59:26,468 --> 00:59:27,403
‫نه

940
00:59:27,768 --> 00:59:28,702
‫اوه امم ...

941
00:59:29,968 --> 00:59:33,601
‫- اگه کسی بتونه انجامش بده، اون ماییم
‫- ممنون مارک

942
00:59:34,268 --> 00:59:36,098
‫جنگ برای اونا تموم نشده،
‫تموم هم نخواهد شد

943
00:59:36,100 --> 00:59:38,300
‫نه تا وقتی که مادر
‫این بچه برگرده خونه

944
00:59:38,833 --> 00:59:40,367
‫تا اون موقع فقط میتونن صبر کنن

945
00:59:40,833 --> 00:59:43,832
‫خب منم یجورایی میدونم
‫که چه حسی داره

946
00:59:44,966 --> 00:59:45,932
‫بهت گفتم

947
00:59:46,297 --> 00:59:48,463
‫- یه روز دیگه یا همچین چیزی
‫- درسته درسته درسته

948
00:59:48,465 --> 00:59:49,798
‫تحقیقات، گرفتم

949
00:59:50,266 --> 00:59:52,630
‫- ببخشید سرگرد من ...
‫- نمیتونی منو بخاطر عجول
‫بودن سرزنش کنی

950
00:59:52,997 --> 00:59:55,363
‫میدونی که با یه دختر نامزد
‫کردم و یهو غیب شد

951
00:59:55,365 --> 00:59:57,929
‫خب، همینجام، به زودی برمیگردم

952
00:59:57,931 --> 01:00:00,295
‫چهارشنبه برگرد. میریم
‫خونه خانواده کاوانا

953
01:00:00,528 --> 01:00:02,629
‫سعیمو میکنم

954
01:00:04,263 --> 01:00:06,196
‫زودباش خوک کوچولو

955
01:00:06,529 --> 01:00:08,861
‫- زودباش خوک کوچولو، یکم ...
‫- بیخیال زودباش

956
01:00:09,128 --> 01:00:10,093
‫بیا اینجا

957
01:00:10,362 --> 01:00:11,728
‫آماده‌ای؟

958
01:00:14,460 --> 01:00:16,523
‫صداش بلنده

959
01:00:18,351 --> 01:00:20,246
‫بگیرش، میدونی، بگیرش

960
01:00:21,775 --> 01:00:22,873
‫- زودباش
‫- درسته

961
01:00:23,836 --> 01:00:24,835
‫ووو!

962
01:00:29,622 --> 01:00:30,849
‫الان میدونی!

963
01:00:30,851 --> 01:00:32,980
‫داوسی فکر کنم که
‫یکم مشکل داری

964
01:00:33,181 --> 01:00:34,145
‫صحیح

965
01:00:34,675 --> 01:00:37,668
‫- باشه شما اینجا بمونین
‫- کیت خوک‌ها دیوونه شدن

966
01:00:55,058 --> 01:00:56,422
‫قضیه اونا نیستن

967
01:00:57,917 --> 01:00:59,216
‫فقط اشغال

968
01:01:15,008 --> 01:01:17,734
‫فکرکردم که گفتی که نمیخوان
‫بخشی از مقاله روزنامه "تایمز" باشن

969
01:01:17,900 --> 01:01:20,658
‫مقاله تایمز؟ نه نه اون
‫خیلی وقته تموم شده

970
01:01:20,660 --> 01:01:21,724
‫من دارم در مورد ...

971
01:01:22,191 --> 01:01:24,318
‫نمیدونم دارم در مورد چی حرف
‫میزنم، هنوز، ولی سیدنی

972
01:01:24,583 --> 01:01:27,776
‫- خیلی متقاعد کننده‌ست
‫- اون تاریخ گذشته

973
01:01:28,140 --> 01:01:29,502
‫به همون اندازه که برا ما بود، بده

974
01:01:29,504 --> 01:01:31,629
‫این مردم مجبور بودن با
‫دشمناشون زندگی کنن

975
01:01:31,631 --> 01:01:33,659
‫میتونی یه وقت دقیق بهم بدی ...

976
01:01:33,661 --> 01:01:36,451
‫که تو کی میخوای عاقل بشی؟

977
01:01:36,453 --> 01:01:38,280
‫این مدت با همه ساکنین جزیره زدم

978
01:01:38,282 --> 01:01:39,778
‫- داستانهای شخصیشون ...
‫- ژولیت

979
01:01:40,509 --> 01:01:42,040
‫باشه من سرا پا گوشم

980
01:01:44,965 --> 01:01:46,129
‫من تسلیم میشم

981
01:01:50,385 --> 01:01:51,349
‫ممنون

982
01:01:52,347 --> 01:01:54,505
‫داوسی آدامز به سه
‫هفته زندان محکوم شد

983
01:01:54,507 --> 01:01:57,136
‫بخاطر حمله به آقای ادوارد
‫میرز و کتک کاری او

984
01:02:00,592 --> 01:02:01,523
‫داوسی

985
01:02:01,988 --> 01:02:03,385
‫به یکی حمله کرده؟

986
01:02:48,571 --> 01:02:49,936
‫من متأسفم

987
01:03:00,873 --> 01:03:03,765
‫تو رو با اونا میبینم

988
01:03:04,197 --> 01:03:06,457
‫و میشنوم صداتو که
‫اون بالا مینویسی

989
01:03:06,725 --> 01:03:07,822
‫و نگرانم

990
01:03:08,387 --> 01:03:09,252
‫خیلی

991
01:03:09,951 --> 01:03:11,380
‫این دیگه چه داستانیه

992
01:03:12,110 --> 01:03:13,574
‫که اینقدر ناراحتت کرده

993
01:03:14,106 --> 01:03:17,097
‫دارم یادداشت‌های مربوط به
‫اشغال گانزی رو جمع میکنم

994
01:03:17,099 --> 01:03:21,521
‫داستان‌های دراز از مهربانی
‫و تقوای جانانه‌ی اون

995
01:03:22,784 --> 01:03:24,214
‫الیزابت مکنا ...

996
01:03:24,911 --> 01:03:27,273
‫- آدم پرهیزکاری نبود
‫- خب ...

997
01:03:27,970 --> 01:03:30,599
‫- کیه که باشه؟
‫- این خط این نشون،
‫روز حساب میرسه

998
01:03:30,931 --> 01:03:33,590
‫یه زن بدکاره که با آلمان‌ها خوابید

999
01:03:34,155 --> 01:03:36,482
‫هیچ چیزی از اون جنده‌های دیگه کم نداشت

1000
01:03:36,682 --> 01:03:40,441
‫که بخاطر یکم پول یا چند تا سیگار
‫شورتشون رو پایین کشیدن

1001
01:03:41,536 --> 01:03:42,534
‫یا واسه رژلب

1002
01:03:43,300 --> 01:03:46,390
‫کل جزیره رو با اون حرومزاده‌های
‫نصف آلمانی‌شون پر کردن

1003
01:03:46,890 --> 01:03:48,320
‫- نصف چی؟
‫- دیدی

1004
01:03:48,553 --> 01:03:49,483
‫میدونستم

1005
01:03:49,684 --> 01:03:51,114
‫میدونستم که اینو بهت نگفتن

1006
01:03:51,545 --> 01:03:55,768
‫راز کوچولوی خوشگلش تو
‫غیبتش کنار اون زمین ...

1007
01:03:56,598 --> 01:03:57,729
‫داره بزرگ میشه

1008
01:04:00,688 --> 01:04:02,116
‫مطمئنی در مورد الیزابت حرف میزد؟

1009
01:04:02,118 --> 01:04:04,379
‫حتی نمیخوام چیزایی
‫که گفت رو تکرار کنم

1010
01:04:04,645 --> 01:04:06,039
‫چه روش خوبی

1011
01:04:06,041 --> 01:04:09,766
‫ایزولا، اون با بی ادبی محض
‫داشت به این اشاره میکرد ...

1012
01:04:10,598 --> 01:04:12,360
‫که کیت نصفش آلمانیه

1013
01:04:12,627 --> 01:04:14,088
‫ما هممون نصفمون یه چیزیه ژولیت

1014
01:04:15,552 --> 01:04:16,749
‫حتی شایدم بیشتر

1015
01:04:17,381 --> 01:04:18,346
‫ایزولا

1016
01:04:19,773 --> 01:04:20,935
‫آیا کیت بچه‌ی داوسیه ...

1017
01:04:20,937 --> 01:04:22,336
‫- بچه‌ی داوسی
‫- ... یا نه؟

1018
01:04:27,553 --> 01:04:29,184
‫چرا صداش میکنه "بابا"؟

1019
01:04:33,240 --> 01:04:34,870
‫به من ربطی نداره

1020
01:04:35,634 --> 01:04:36,898
‫اون چهار سالشه

1021
01:04:37,364 --> 01:04:38,626
‫باید یکی رو "بابا" صدا کنه

1022
01:04:38,958 --> 01:04:41,585
‫که فکرکنم پدرش بهترین گزینه باشه

1023
01:04:42,317 --> 01:04:43,216
‫ولی ...

1024
01:04:44,146 --> 01:04:45,045
‫تو پدرش نیستی

1025
01:04:47,337 --> 01:04:49,000
‫اسمش کریستیان هلمته

1026
01:04:51,394 --> 01:04:52,957
‫و آلمانیه، داوسی؟

1027
01:04:54,719 --> 01:04:57,244
‫- یه نازی؟ دقیقا همون که شارلوت گفت
‫- نه

1028
01:04:57,246 --> 01:04:58,311
‫نه! آره

1029
01:04:58,641 --> 01:04:59,739
‫آره ولی ...

1030
01:05:00,471 --> 01:05:01,834
‫نه اونجوری که شارلوت میگه

1031
01:05:03,995 --> 01:05:04,992
‫اون دوست من بود

1032
01:05:07,056 --> 01:05:09,579
‫فرانک هود یه گاو شیرده
‫تو سال 41 داشت

1033
01:05:09,581 --> 01:05:11,211
‫واسه بدنیا آوردن گوساله‌ش
‫به مشکل خورد

1034
01:05:11,642 --> 01:05:13,172
‫نمیدونم چرا اینجوری میکنه

1035
01:05:13,670 --> 01:05:16,197
‫میتونم دو تا پا رو حس کنم اینجا

1036
01:05:16,596 --> 01:05:18,490
‫- و دماغش
‫- یکم زودزاست

1037
01:05:18,492 --> 01:05:19,623
‫ولی ...

1038
01:05:20,619 --> 01:05:22,150
‫صداش از جاده میاد

1039
01:05:22,547 --> 01:05:24,012
‫خیلی اذیتت میکنه؟

1040
01:05:24,576 --> 01:05:25,973
‫سعی میکنیم آرومتر کار کنیم

1041
01:05:27,303 --> 01:05:28,600
‫چشه؟

1042
01:05:29,397 --> 01:05:31,260
‫چش نیست ابروئه

1043
01:05:32,257 --> 01:05:35,282
‫ولی اگه دوست داری بیا
‫سرتو بکن توش یه نگا بنداز

1044
01:05:39,140 --> 01:05:41,667
‫دنبال دردسر نیستیم. خودمون
‫زایمان رو ثبت میکنیم

1045
01:05:41,965 --> 01:05:44,027
‫- اگه زنده بمونه
‫- من یه دکترم

1046
01:05:44,890 --> 01:05:45,822
‫بزارین کمک کنم

1047
01:05:52,704 --> 01:05:54,102
‫سفت بگیر

1048
01:05:57,892 --> 01:05:59,057
‫دختر خوب دختر خوب

1049
01:06:01,550 --> 01:06:04,044
‫دختر خوب

1050
01:06:06,768 --> 01:06:09,728
‫زودباش

1051
01:06:18,241 --> 01:06:19,307
‫ششش

1052
01:06:21,499 --> 01:06:22,332
‫ششش

1053
01:06:22,730 --> 01:06:24,323
‫- دختر خوب
‫- ششش

1054
01:06:24,325 --> 01:06:25,456
‫دختر خوب

1055
01:06:30,575 --> 01:06:31,475
‫خوبه

1056
01:06:32,139 --> 01:06:33,237
‫حالش خوبه

1057
01:06:33,636 --> 01:06:34,500
‫حالش خوبه

1058
01:06:40,219 --> 01:06:43,478
‫ششش

1059
01:06:49,929 --> 01:06:50,892
‫شونه‌ت چی شده؟

1060
01:06:52,322 --> 01:06:54,583
‫وقتی بچه بودم از
‫اسب افتادم پایین

1061
01:06:56,079 --> 01:06:57,508
‫افسارش تنظیم نبود

1062
01:06:59,170 --> 01:07:00,069
‫درد داری؟

1063
01:07:00,634 --> 01:07:02,929
‫آره فقط بخاطر اینکه باعث
‫میشه نرم جنگ

1064
01:07:04,557 --> 01:07:06,188
‫منو از جنگ با تو دور نگه میداره

1065
01:07:18,090 --> 01:07:21,548
‫کاش بودی و صورت الیزابت رو میدیدی
‫وقتی منو کریستیان رو با هم دید

1066
01:07:22,145 --> 01:07:24,341
‫و بعدش چشمم به صورت کریستیان افتاد

1067
01:07:26,403 --> 01:07:28,398
‫اشکالی نداره، اون یه دوسته

1068
01:07:33,018 --> 01:07:36,145
‫همیشه واسم سوال بود وقتی
‫اونو گفت منظورش کدوممون بود

1069
01:07:38,539 --> 01:07:41,199
‫اونا همو تو بیمارستان دیده بودن
‫وقتی کریستیان اونحا کار میکرد

1070
01:07:42,162 --> 01:07:45,088
‫میدونستن که چقدر واسه
‫هردوشون خطرناکه

1071
01:07:46,119 --> 01:07:49,109
‫باید بیشتر بهشون میگفتم که
‫مراقب خودشون باشن

1072
01:07:49,111 --> 01:07:50,640
‫ولی اون خوشحال بود

1073
01:08:29,378 --> 01:08:32,567
‫آره آره همینطوره
‫سلام آقایون

1074
01:08:33,033 --> 01:08:34,730
‫- حالتون چطوره؟
‫- عالی

1075
01:08:35,626 --> 01:08:37,091
‫- خوشحالم که میبینمت
‫- سلام

1076
01:08:39,516 --> 01:08:40,414
‫سلام

1077
01:08:40,780 --> 01:08:41,679
‫اینجا ...

1078
01:08:42,110 --> 01:08:43,279
‫اینجا چیکار میکنی؟

1079
01:08:43,445 --> 01:08:46,418
‫خب منوی شارلوت یکم ...

1080
01:08:47,885 --> 01:08:48,822
‫محدوده

1081
01:08:49,021 --> 01:08:50,959
‫و به نظرت اینجا خیلی متنوعه؟

1082
01:08:51,427 --> 01:08:55,232
‫- اینجا لندن نیست
‫- اشکالی نداره، دوسش دارم

1083
01:08:57,568 --> 01:09:00,072
‫- کی با کیته؟
‫- امیلیا حواسش بهش هست

1084
01:09:00,339 --> 01:09:02,643
‫- داریم سقف هتل رو تموم میکنیم
‫- اوه

1085
01:09:07,616 --> 01:09:08,753
‫میتونم یه نوشیدنی واست بخرم؟

1086
01:09:11,122 --> 01:09:12,325
‫یه لیوان آبجو

1087
01:09:16,197 --> 01:09:18,035
‫دو لیوان بده داداش

1088
01:09:25,746 --> 01:09:26,682
‫بفرما

1089
01:09:29,485 --> 01:09:30,588
‫ممنون

1090
01:09:33,425 --> 01:09:34,428
‫چی؟

1091
01:09:34,994 --> 01:09:36,095
‫خب ...

1092
01:09:38,066 --> 01:09:39,802
‫تو چیزی که تصور میکردم نیستی

1093
01:09:40,636 --> 01:09:41,638
‫نه؟

1094
01:09:42,372 --> 01:09:44,442
‫وقتی که برام نامه نوشتی ...

1095
01:09:44,708 --> 01:09:46,111
‫چه تصوری ازم داشتی آقای آدامز؟

1096
01:09:49,216 --> 01:09:52,055
‫یه کتِ شکار، ...

1097
01:09:52,587 --> 01:09:53,922
‫چاق

1098
01:09:53,924 --> 01:09:55,960
‫دندون مثل اسب

1099
01:09:56,460 --> 01:09:58,363
‫چند حلقه موی بافته
‫شده‌ی خاکستری

1100
01:09:58,630 --> 01:10:03,773
‫- عینک ته استکانی
‫- به نظر زن خوبی میاد

1101
01:10:05,975 --> 01:10:07,144
‫و تو؟

1102
01:10:08,347 --> 01:10:10,517
‫چه تصوری از مزرعه داری که
‫کتا‌ب‌ها رو واسش فرستادی داشتی؟

1103
01:10:11,018 --> 01:10:12,520
‫یه چیزایی تو ذهنم بود

1104
01:10:13,821 --> 01:10:15,791
‫ولی بیشتر احساس میکردم ...

1105
01:10:16,259 --> 01:10:19,363
‫که دارم واسه کسی مینویسم
‫که منو درک میکنه

1106
01:10:23,203 --> 01:10:25,842
‫لازم نبود که زیاد خودمو
‫توضیح بدم برات

1107
01:10:32,551 --> 01:10:35,257
‫- چندتا از اینا خوردی تا الان؟
‫- اوه

1108
01:10:36,490 --> 01:10:38,456
‫ولی فکرکنم که بخاطر چارلز لمب بود
‫<font color="#ffff00">( شاعر انگلیسی )</font>

1109
01:10:38,458 --> 01:10:40,327
‫- پس به افتخار چارلز لمب
‫- آره

1110
01:10:40,329 --> 01:10:41,866
‫با خُرد قانع شده‌ایم

1111
01:10:43,068 --> 01:10:45,339
‫- اما در آرزوی کَلانیم
‫- اوه

1112
01:10:46,774 --> 01:10:47,741
‫احسنت

1113
01:10:53,884 --> 01:10:55,620
‫هیولا‌ها خیلی عاقل‌اند

1114
01:10:56,487 --> 01:10:58,192
‫دهان‌هایشان عاری از دروغ است

1115
01:10:58,724 --> 01:11:02,132
‫ولی مردی با شلاق و تازیانه
‫رفاقتشان را به هم میزند

1116
01:11:02,966 --> 01:11:06,770
‫مرد وقتی زمین‌هایش را
‫شخم زد گفت " آنها میفهمند"

1117
01:11:07,506 --> 01:11:09,644
‫ولی هیولاها با هم متحد میشوند

1118
01:11:10,077 --> 01:11:11,678
‫آزاد از بردگی و اسارت

1119
01:11:12,281 --> 01:11:14,184
‫همگام با سوختن بالهای دریده سخن بگو

1120
01:11:14,750 --> 01:11:15,850
‫- نای ...
‫- نای ...

1121
01:11:15,852 --> 01:11:16,920
‫این شلاق بود که دهان گشود

1122
01:11:16,922 --> 01:11:17,823
‫اوه

1123
01:11:18,190 --> 01:11:19,625
‫خوب خوندی الیا

1124
01:11:21,062 --> 01:11:22,229
‫واقعا آفرین

1125
01:11:34,116 --> 01:11:35,651
‫در مورد کریستیان برات تعریف کرده

1126
01:11:37,086 --> 01:11:37,988
‫میدونی

1127
01:11:39,757 --> 01:11:41,226
‫یکم، آره

1128
01:11:43,196 --> 01:11:45,434
‫چرا یکم چایی نمیخوری؟

1129
01:11:46,467 --> 01:11:47,735
‫من میرم پیش بقیه

1130
01:11:49,004 --> 01:11:51,140
‫شب بخیر عزیزم، برو تو تخت

1131
01:11:51,142 --> 01:11:52,342
‫- اوه
‫- شب بخیر

1132
01:11:52,344 --> 01:11:54,646
‫بیا یه بوس بده

1133
01:11:54,648 --> 01:11:55,984
‫- شب بخیر مادربزرگ
‫- دختر خوب

1134
01:11:57,352 --> 01:11:58,822
‫من خیلی مخالفش بودم

1135
01:11:59,687 --> 01:12:01,891
‫وقتی اونو واسه یه ملاقات آورد اینجا

1136
01:12:03,860 --> 01:12:07,534
"پوسیده شوی" مرد با اشتیاقی وحشتناک ...

1137
01:12:08,403 --> 01:12:10,373
این جمله را به زبان آورد

1138
01:12:10,771 --> 01:12:13,274
‫اگر فقط جرآت گفتن
‫اون کلمه رو داشتم

1139
01:12:13,276 --> 01:12:15,312
‫در یه چشم به هم زدن از
‫دستت آزاد میشدم

1140
01:12:15,813 --> 01:12:18,816
‫نفرین‌ها بر رویت و مرگ سیاه ...

1141
01:12:18,818 --> 01:12:20,254
‫بر روی قلبت نوکر شیطان

1142
01:12:20,619 --> 01:12:24,193
‫"اینجا چیکار میکنی؟" مرد همزمان
‫با سر دادن این کلمات ...

1143
01:12:24,460 --> 01:12:26,932
‫مشتش را به طور ناهماهنگ تکان داد

1144
01:12:27,498 --> 01:12:29,366
‫اهمیتی نداره برات که عاشقشم؟

1145
01:12:29,368 --> 01:12:30,705
‫حالمو بهم میزنه

1146
01:12:31,839 --> 01:12:32,907
‫اون جین رو کشت

1147
01:12:33,342 --> 01:12:34,575
‫شوهر منو اون کشت

1148
01:12:34,577 --> 01:12:36,714
‫- کار کریستیان نبود
‫- چرا، بود

1149
01:12:39,318 --> 01:12:40,454
‫کار بقیه سربازها بود

1150
01:12:42,890 --> 01:12:43,857
‫الیزابت

1151
01:12:45,693 --> 01:12:47,799
‫لطفا ما رو درگیر این ماجرا نکن

1152
01:12:49,734 --> 01:12:50,736
‫فقط تمومش کن

1153
01:12:52,038 --> 01:12:53,838
‫- نمیتونم
‫- چرا؟ چرا نمیتونی؟

1154
01:12:53,840 --> 01:12:55,041
‫چون نمیخوام

1155
01:12:57,913 --> 01:12:58,916
‫اگر هم میخواستم ...

1156
01:12:59,783 --> 01:13:00,718
‫نمیتونستم

1157
01:13:03,189 --> 01:13:05,092
‫الیزابت

1158
01:13:05,659 --> 01:13:07,763
‫الیزابت؟

1159
01:13:23,686 --> 01:13:25,290
‫کریستیان اون شب وقتی ...

1160
01:13:25,556 --> 01:13:27,695
‫میخواست دزدکی وارد
‫کمپ بشه، شناسایی شد

1161
01:13:29,029 --> 01:13:29,931
‫روز بعد ...

1162
01:13:30,366 --> 01:13:31,968
‫با کشتی فرستادنش بره

1163
01:13:35,572 --> 01:13:37,008
‫منم به آرزوم رسیدم

1164
01:13:37,842 --> 01:13:38,743
‫مگه نه؟

1165
01:13:41,581 --> 01:13:43,484
‫اونا دیگه هیچوقت همو ندیدن

1166
01:13:45,454 --> 01:13:47,458
‫یه کشتیشون حمله شد ...

1167
01:13:48,393 --> 01:13:49,828
‫دور از ساحل

1168
01:13:52,064 --> 01:13:53,032
‫مُرد

1169
01:13:53,734 --> 01:13:55,603
‫الان تو قعر دریاست

1170
01:13:57,207 --> 01:13:58,476
‫مثل همسرم

1171
01:14:00,346 --> 01:14:01,949
‫گمشده در دریایی از لجن

1172
01:14:02,816 --> 01:14:03,952
‫در سوم
‫<font color="#ffff00">(اسم رودخانه‌ای در فرانسه)</font>

1173
01:14:07,623 --> 01:14:10,527
‫الیزابت اصلا در مورد
‫کیت بهش نگفته بود

1174
01:14:12,130 --> 01:14:13,133
‫نمیدونست ...

1175
01:14:14,033 --> 01:14:15,570
‫که میره و دو نفر رو ترک میکنه

1176
01:14:17,571 --> 01:14:19,042
‫اگه کسی باید شرمسار باشه

1177
01:14:19,909 --> 01:14:20,912
‫اون منم

1178
01:14:22,079 --> 01:14:23,015
‫فقط من

1179
01:14:24,918 --> 01:14:27,554
‫الیزابت رو وقتی بهم نیاز
‫داشت ناامید کردم

1180
01:14:29,457 --> 01:14:31,627
‫حالا مهمترین چیز محافظت کردن از کیته

1181
01:14:32,529 --> 01:14:33,830
‫محافظت از کیت؟

1182
01:14:36,035 --> 01:14:37,001
‫در برابر چی؟

1183
01:14:37,369 --> 01:14:39,506
‫اگه الیزابت برنگرده خونه ...

1184
01:14:40,508 --> 01:14:43,013
‫تنها اقوام زنده‌ی اون بچه ...

1185
01:14:45,984 --> 01:14:47,219
‫آلمانی‌ها خواهند بود

1186
01:14:48,486 --> 01:14:50,087
‫شاید بیان دنبالش

1187
01:14:50,089 --> 01:14:51,024
‫نه

1188
01:14:51,224 --> 01:14:52,693
‫ولی خودت گفتی که ...

1189
01:14:53,462 --> 01:14:55,832
‫کریستیان روحشم از
‫وجود بچه خبر نداشت

1190
01:14:56,700 --> 01:14:58,236
‫حتی اگر هم خبر داشت ...

1191
01:15:00,040 --> 01:15:01,042
‫امیلیا ...

1192
01:15:01,374 --> 01:15:03,909
‫- جای کیت امنه
‫- تو نمیدونی

1193
01:15:03,911 --> 01:15:05,046
‫بهت قول میدم

1194
01:15:05,281 --> 01:15:08,987
‫من چیزایی دیدم که حتی تو خوابم
‫فکر نمیکردم اتفاق بیوفتن

1195
01:15:10,623 --> 01:15:13,126
‫نمیتونم یکی دیگه از
‫نزدیکانم رو از دست بدم

1196
01:15:14,228 --> 01:15:15,163
‫متأسفم

1197
01:15:16,799 --> 01:15:17,734
‫نمیتونم

1198
01:16:14,222 --> 01:16:17,128
‫- چه غلطی داری میکنی؟
‫- تو الان طرف اونایی

1199
01:16:18,195 --> 01:16:19,629
‫سعی کردم بهت هشدار بدم

1200
01:16:19,631 --> 01:16:21,500
‫همه سعی میکنن در
‫مورد تو بهم هشدار بدن

1201
01:16:22,000 --> 01:16:25,975
‫- روحت در یک خطر کشنده‌ست
‫- اوه، روح من؟

1202
01:16:26,542 --> 01:16:27,444
‫ممنون

1203
01:16:27,844 --> 01:16:29,878
‫ولی راستش الان بیشتر
‫نگران حریم خصوصیمم

1204
01:16:29,880 --> 01:16:32,018
‫خانم اشتون بیا دعا کنیم

1205
01:16:32,417 --> 01:16:35,391
‫من که دعا میکنم قبل از اینکه بزنم دهنتو
‫سرویس کنم دست از سرم برداری

1206
01:16:36,024 --> 01:16:38,760
‫این کتاب پر از عشقه

1207
01:16:39,463 --> 01:16:40,727
‫ولی تو نادیده‌ش میگیری

1208
01:16:40,729 --> 01:16:43,335
‫و مشغول قضاوت دیگران
‫و حسودی میشی

1209
01:16:46,875 --> 01:16:49,345
‫جوینده قطعا یابنده است

1210
01:16:51,914 --> 01:16:54,286
‫وقتی به اندازه کافی ازت دور شدم

1211
01:16:55,688 --> 01:16:57,725
‫این دعا رو برات میکنم

1212
01:17:25,469 --> 01:17:26,908
‫ژولیت؟

1213
01:17:29,048 --> 01:17:31,157
‫- جایی ندارم که برم
‫- اوه

1214
01:17:38,147 --> 01:17:39,989
‫فکرکنم امیلیا شرمنده‌ست

1215
01:17:40,759 --> 01:17:42,399
‫بابت اینکه ازشون متنفر بود

1216
01:17:43,335 --> 01:17:46,180
‫بابت اینکه نمیتونست
‫همونطور که الیزابت دید ...

1217
01:17:47,116 --> 01:17:48,521
‫اونم ببینه که کریستیان فرق میکنه

1218
01:17:49,191 --> 01:17:50,931
‫و فکرمیکنی که حق با الیزابت بود؟

1219
01:17:52,234 --> 01:17:53,305
‫اوه میدونم

1220
01:17:54,745 --> 01:17:56,184
‫کریستیان یه مرد دوست داشتنی بود

1221
01:17:57,422 --> 01:18:00,465
‫الیزابت و کریستیان ...

1222
01:18:00,467 --> 01:18:02,039
‫عین یه داستان رمانتیک واقعین

1223
01:18:05,319 --> 01:18:07,625
‫ولی در مورد خواستگارت بهم بگو

1224
01:18:08,061 --> 01:18:10,102
‫میخوام همه چیو در
‫مورد سیدنی بهم بگی

1225
01:18:10,535 --> 01:18:13,649
‫راستش سیدنی ناشرمه

1226
01:18:14,352 --> 01:18:16,125
‫و همچنین قدیمی‌ترین
‫دوستم در این دنیا

1227
01:18:17,161 --> 01:18:18,467
‫ولی هنوز یه شانسی هست؟

1228
01:18:19,569 --> 01:18:23,720
‫آره اگه اسمم جورج بود

1229
01:18:24,990 --> 01:18:26,497
‫یا شایدم تام

1230
01:18:27,701 --> 01:18:28,739
‫از اسم مردونه خوشش میاد؟

1231
01:18:29,408 --> 01:18:31,751
‫آره قطعا

1232
01:18:33,858 --> 01:18:34,796
‫اوه

1233
01:18:35,264 --> 01:18:36,167
‫اوه

1234
01:18:36,902 --> 01:18:38,509
‫آره

1235
01:18:39,077 --> 01:18:41,218
‫اوه

1236
01:18:41,486 --> 01:18:43,493
‫- ممنون
‫- اوه

1237
01:18:44,196 --> 01:18:46,606
‫و درضمن ایزولا ...

1238
01:18:48,144 --> 01:18:49,683
‫من نامزد کردم

1239
01:18:50,086 --> 01:18:51,524
‫چی؟

1240
01:18:52,728 --> 01:18:53,631
‫با کی؟

1241
01:18:54,000 --> 01:18:57,178
‫- مارک، مارکام رینولدز
‫- مارکام؟

1242
01:18:57,880 --> 01:18:59,552
‫- چه با شکوه
‫- اهل آمریکاست

1243
01:18:59,554 --> 01:19:00,691
‫اوه!

1244
01:19:01,126 --> 01:19:02,365
‫ولی حلقه کجاست؟

1245
01:19:02,899 --> 01:19:04,669
‫- یا شایدم فقیره؟
‫- امم

1246
01:19:04,671 --> 01:19:05,643
‫مشکلی نیست

1247
01:19:19,630 --> 01:19:20,634
‫فقیر نیست

1248
01:19:21,804 --> 01:19:22,707
‫نه

1249
01:19:27,359 --> 01:19:29,567
‫پس چرا حلقه دستت نیست؟

1250
01:19:30,671 --> 01:19:31,607
‫من ...

1251
01:19:32,377 --> 01:19:34,185
‫فکرکنم هنوز بهش عادت نکردم

1252
01:19:34,986 --> 01:19:38,567
‫و نمیخواستم از دستم بیوفته

1253
01:19:40,641 --> 01:19:43,954
‫مارکام از چه نوع کتابی خوشش میاد؟

1254
01:19:45,894 --> 01:19:46,764
‫اوم ...

1255
01:19:47,234 --> 01:19:48,338
‫تا حالا ...

1256
01:19:52,253 --> 01:19:53,959
‫با هم ریختین رو هم؟

1257
01:19:54,795 --> 01:19:55,764
‫ایزولا

1258
01:19:56,133 --> 01:19:59,342
‫من تا حالا با کسی نریختم رو هم

1259
01:20:00,382 --> 01:20:02,458
‫من فقط درونم زیباست

1260
01:20:03,260 --> 01:20:06,003
‫تو بیرونت هم زیباست

1261
01:20:06,473 --> 01:20:08,980
‫- و مردا ازش خوششون میاد
‫- چرت نگو

1262
01:20:09,715 --> 01:20:11,358
‫حتما کسی هست که
‫ازش خوشت میاد

1263
01:20:11,691 --> 01:20:14,402
‫نه، در حال حاضر کسی نیست

1264
01:20:15,137 --> 01:20:17,747
‫- ولی منم بالأخره یکیو پیدا میکنم
‫- آره

1265
01:20:18,785 --> 01:20:20,591
‫تنهایی اذیتت نمیکنه؟

1266
01:20:22,399 --> 01:20:23,602
‫چرا یکم

1267
01:20:24,306 --> 01:20:25,509
‫بعضی وقتا

1268
01:20:26,748 --> 01:20:28,789
‫ولی بعدش فکرمیکنم که
‫چقدر شیرین میشه ...

1269
01:20:28,989 --> 01:20:31,232
‫وقتی مرد رویاهام سوار
‫اسب سفید میاد

1270
01:20:32,403 --> 01:20:34,343
‫و چقدر خوشحال میشم

1271
01:20:34,777 --> 01:20:36,752
‫و بعدش تصمیم میگیرم
‫که منتظرش بمونم

1272
01:20:40,031 --> 01:20:40,968
‫مواظب باش!

1273
01:20:41,536 --> 01:20:42,907
‫خوبه اومدی

1274
01:20:43,276 --> 01:20:44,214
‫سلام

1275
01:20:44,615 --> 01:20:45,886
‫- سرت شلوغه؟
‫- نه

1276
01:20:46,723 --> 01:20:49,334
‫امروز یه محموله جدید رسیده به بندر

1277
01:20:49,532 --> 01:20:51,371
‫قراره که کمک کنم خالیش کنن

1278
01:20:51,373 --> 01:20:53,047
‫ولی باید یکی مراقب کیت میبود

1279
01:20:54,219 --> 01:20:55,690
‫اوه با کمال میل

1280
01:20:56,026 --> 01:20:57,996
‫ادی، زودباش برو!

1281
01:20:57,998 --> 01:21:00,106
‫- خیلی خب!
‫- زودباش برو

1282
01:21:04,424 --> 01:21:05,728
‫مطمئنی که مشکلی نیست؟

1283
01:21:08,670 --> 01:21:09,775
‫معلومه که نه

1284
01:21:10,145 --> 01:21:11,581
‫- ممنون
‫- خواهش میکنم

1285
01:21:11,583 --> 01:21:13,387
‫خدافظ! خیلی خب

1286
01:21:13,389 --> 01:21:14,357
‫- اوه
‫- بیخیال

1287
01:21:14,359 --> 01:21:16,166
‫کیت یکم آروم منم بیام

1288
01:21:23,192 --> 01:21:24,364
‫تاب تاب

1289
01:21:25,066 --> 01:21:26,138
‫عباسی!

1290
01:21:27,041 --> 01:21:28,011
‫خدا منو نندازی!

1291
01:22:00,065 --> 01:22:01,494
‫کیت!

1292
01:22:24,873 --> 01:22:27,067
‫ژولیت! این بالا!

1293
01:22:30,058 --> 01:22:32,289
‫میخوای که گنجینه اسرارم رو ببینی؟

1294
01:22:42,830 --> 01:22:44,260
‫خوشمزه‌ست

1295
01:22:52,539 --> 01:22:54,202
‫این منم و مامانم

1296
01:22:55,233 --> 01:22:59,290
‫اون خیلی منو دوس داره ولی
‫فعلا نمیتونه بیاد اینجا

1297
01:23:00,721 --> 01:23:03,713
‫و هر وقت بتونه برمیگرده

1298
01:23:04,611 --> 01:23:05,743
‫اوه

1299
01:23:15,418 --> 01:23:16,781
‫خیلی خوشگله

1300
01:23:28,021 --> 01:23:28,919
‫اوه

1301
01:23:30,149 --> 01:23:31,178
‫ممنون

1302
01:24:37,523 --> 01:24:38,954
‫چقدر کوچیکه

1303
01:24:39,885 --> 01:24:40,817
‫فقط یه کتاب

1304
01:24:41,914 --> 01:24:43,676
‫نظرمو جلب کرد

1305
01:25:07,951 --> 01:25:08,949
‫اوه

1306
01:25:09,447 --> 01:25:11,841
‫- کیت تو اتاقش خوابیده
‫-ممنون که مراقبش بودی

1307
01:25:12,873 --> 01:25:14,037
‫اوقات خوبی رو داشتیم باهم

1308
01:25:16,264 --> 01:25:17,162
‫اون ...

1309
01:25:17,527 --> 01:25:18,792
‫باهات خو گرفته

1310
01:25:22,914 --> 01:25:23,846
‫بهتره که برگردم

1311
01:25:31,462 --> 01:25:32,591
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

1312
01:25:33,424 --> 01:25:35,519
‫- خانم اشتون!
‫- بله؟

1313
01:25:35,817 --> 01:25:37,513
‫یکی زنگ زده به اداره
‫پست با شما کار داره

1314
01:25:37,846 --> 01:25:38,910
‫از طرف مارک رینولدز

1315
01:25:50,050 --> 01:25:51,679
‫- بر نمیداره؟
‫- نه

1316
01:25:52,245 --> 01:25:54,138
‫- پیغامی نذاشت؟
‫نه متأسفانه

1317
01:25:54,140 --> 01:25:56,733
‫- بعدا دوباره زنگ میزنیم
‫- نه نه

1318
01:25:57,334 --> 01:25:58,597
‫مشکلی نیست

1319
01:25:59,163 --> 01:26:01,190
‫فقط اگه دوباره زنگ زد ...

1320
01:26:01,192 --> 01:26:02,753
‫بهش بگو که کارم تو
‫خبرنامه تموم شده ...

1321
01:26:04,051 --> 01:26:05,414
‫- ابن؟
‫- اهمم

1322
01:26:05,613 --> 01:26:07,240
‫یه سوالی دارم امیدوارم ناراحت نشید

1323
01:26:07,242 --> 01:26:09,767
‫اون مرده کیه که همیشه پرسه میزنه؟

1324
01:26:09,769 --> 01:26:10,702
‫اون یکی؟

1325
01:26:11,033 --> 01:26:12,727
‫وقتی داوسی رو میبینه
‫راهشو کج میکنه

1326
01:26:12,729 --> 01:26:14,427
‫آره خب جای تعجب نداره

1327
01:26:14,958 --> 01:26:15,988
‫اون ادی میرزه

1328
01:26:16,621 --> 01:26:18,582
‫یارویی که الیزابت رو لو داد

1329
01:26:19,215 --> 01:26:20,611
‫الیزابت رو لو داد؟

1330
01:26:21,774 --> 01:26:22,836
‫میان بقیه

1331
01:26:25,734 --> 01:26:26,897
‫میون خانوما

1332
01:26:27,262 --> 01:26:29,189
‫آره زمان جنگ سود خوبی کرد

1333
01:26:29,191 --> 01:26:30,721
‫ولی الان داره تقاصش رو پس میده

1334
01:26:31,252 --> 01:26:32,150
‫نگاش کن

1335
01:26:32,452 --> 01:26:34,346
‫اون مردیه که داوسی بهش حمله کرد

1336
01:26:34,610 --> 01:26:37,603
‫عجب نمایشی بود!

1337
01:26:38,069 --> 01:26:39,401
‫اگه تو تئاتر بود کلی بلیط میفروخت

1338
01:26:44,288 --> 01:26:45,722
‫آروم جوون آروم

1339
01:26:47,322 --> 01:26:48,690
‫کت جدید خریدی ادی؟

1340
01:26:49,223 --> 01:26:50,858
‫ظاهرا اوضاعت خیلی توپ شده

1341
01:26:51,023 --> 01:26:52,223
‫دست خودم نیست،
‫کاسبی خوبه

1342
01:26:52,225 --> 01:26:53,991
‫اوه ادی این دیگه چه نوع کاسبیه؟

1343
01:26:54,360 --> 01:26:57,325
‫من که میگم اون کت از مخفیگاه
‫الیزابت مکان درست شده

1344
01:26:57,327 --> 01:26:59,595
‫و این دقیقا کجاش به شما ربط داره؟

1345
01:27:01,328 --> 01:27:03,059
‫اون زنیکه هرزه اصلا اهل اینجا نبود

1346
01:27:03,061 --> 01:27:05,763
‫باز هم جای شکرش باقیه که اون بچه
‫حرومزاده‌ش رو هم باهاش نفرستادن

1347
01:27:10,364 --> 01:27:12,233
‫حرومزاده هفت جد و آبادته میرز

1348
01:27:13,165 --> 01:27:14,498
‫شایدم بد متوجه شدم آدامز

1349
01:27:14,499 --> 01:27:16,767
‫شاید خودت اونو به اون
‫دوست کصافظت فروختی

1350
01:27:20,402 --> 01:27:21,669
‫ولش کن داوسی!

1351
01:27:22,402 --> 01:27:24,337
‫باید بهش سه هفته زندان میدادن ...

1352
01:27:24,669 --> 01:27:25,636
‫ولی حقش یه هفته بود

1353
01:27:26,438 --> 01:27:28,339
‫اگه دست من بود که
‫یه هفته بهش میدادم

1354
01:27:29,605 --> 01:27:30,639
‫و اون یکی

1355
01:27:31,439 --> 01:27:33,473
‫باید تنهایی با خودش زندگی کنه

1356
01:27:33,973 --> 01:27:35,241
‫خدا کمکش کنه

1357
01:27:39,774 --> 01:27:42,775
‫چرا کیت به جای امیلیا
‫با تو زندگی میکنه؟

1358
01:27:43,576 --> 01:27:45,345
‫چون الیزابت اونو پیش من گذاشت

1359
01:27:47,644 --> 01:27:48,645
‫ولی چرا؟

1360
01:27:52,912 --> 01:27:53,847
‫داوسی ...

1361
01:27:54,715 --> 01:27:55,714
‫چه اتفاقی افتاد؟

1362
01:27:56,147 --> 01:27:57,282
‫خوک کوچولوا

1363
01:27:57,749 --> 01:27:58,682
‫خوک کوچولو

1364
01:27:59,149 --> 01:28:01,414
‫اون شب اومد خونه

1365
01:28:01,416 --> 01:28:02,783
‫شبی که دستگیرش کردن

1366
01:28:03,951 --> 01:28:05,485
‫یکی از برده‌ها

1367
01:28:06,084 --> 01:28:06,985
‫یه پسر

1368
01:28:07,386 --> 01:28:08,820
‫هرجوری بود فرار کرده بود

1369
01:28:09,886 --> 01:28:11,153
‫الیزابت پیداش کرده بود

1370
01:28:11,619 --> 01:28:12,687
‫زخمی شده بود

1371
01:28:13,488 --> 01:28:14,490
‫مریض بود

1372
01:28:15,020 --> 01:28:15,956
‫کمک میخواست

1373
01:28:16,422 --> 01:28:18,222
‫- درسته
‫- بیا اینجا خوک کوچولو

1374
01:28:18,456 --> 01:28:20,191
‫واسه همین کیت رو آورد پیش من

1375
01:28:22,023 --> 01:28:23,358
‫که مراقبش باشم ...

1376
01:28:24,525 --> 01:28:26,192
‫تا اون بره دارو و درمان بیاره

1377
01:28:26,757 --> 01:28:29,794
‫نمیتونی تو حکومت نظامی
‫همینجوری تو جزیره بچرخی

1378
01:28:31,094 --> 01:28:32,859
‫- چاره‌ای ندارم
‫- چرا، داری

1379
01:28:32,861 --> 01:28:35,328
‫چاره داری. مسئولیت اون بچه گردنته

1380
01:28:36,262 --> 01:28:38,129
‫من قبول نمیکنم. نمیتونی
‫همینجوری ولش کنی

1381
01:28:38,830 --> 01:28:41,229
‫- نون داری؟
‫- ببرش پیش امیلیا یا ایزولا

1382
01:28:41,231 --> 01:28:43,499
‫فقط 20 دقیقه طول میکشه

1383
01:28:43,866 --> 01:28:44,866
‫نون داری؟

1384
01:28:58,037 --> 01:28:58,937
‫الیزابت

1385
01:29:00,838 --> 01:29:03,540
‫میدونی چرا بهت اعتماد کردم؟
‫چون وقتی ازت نون خواستم ...

1386
01:29:06,174 --> 01:29:08,175
‫آخرین تکه نونت رو دادی بهم

1387
01:29:14,678 --> 01:29:15,677
‫الیزابت!

1388
01:29:16,477 --> 01:29:18,276
‫- الیزابت!
‫- ساکت داوسی برو عقب!

1389
01:29:18,278 --> 01:29:20,110
‫ریسک نکن. خیلی خطرناکه

1390
01:29:20,112 --> 01:29:22,544
‫- تو یه بچه داری
‫- اینم بچه یه نفر دیگه‌‍ست

1391
01:29:22,546 --> 01:29:24,778
‫اگه کمکش نکنم چجوری میتونم بعدا
‫تو چشمای مادرش نگاه کنم؟

1392
01:29:24,780 --> 01:29:26,048
‫ولی تو که هیچوقت نمیبینیش!

1393
01:29:26,548 --> 01:29:28,346
‫اگه کمکش نکنم میمیره

1394
01:29:28,348 --> 01:29:30,215
‫ازم میخوای چیکار کنم؟ چشمامو ببندم؟

1395
01:29:30,217 --> 01:29:31,883
‫- آره لطفا!
‫- نمیتونم

1396
01:29:32,150 --> 01:29:33,350
‫لطفا

1397
01:29:34,585 --> 01:29:35,585
‫من میرم

1398
01:29:36,518 --> 01:29:38,750
‫- بگو چی از بیمارستان میخوای میرم میارم
‫- تو رو راه نمیدن

1399
01:29:38,752 --> 01:29:41,354
‫تو یه چشم بهم زدن برمیگردم

1400
01:29:54,523 --> 01:29:56,392
‫به اون پسره کنار جاده شلیک کردن

1401
01:30:06,061 --> 01:30:07,662
‫و الیزابت رو هم دستگیر کردن

1402
01:30:10,031 --> 01:30:12,232
‫باید قفل و زنجیرش میکردم تا نره

1403
01:30:14,131 --> 01:30:15,399
‫ولی گذاشتم که بره

1404
01:30:16,398 --> 01:30:17,766
‫تقصیر تو نیست

1405
01:30:19,033 --> 01:30:20,668
‫- هست
‫- داوسی ...

1406
01:30:22,834 --> 01:30:24,067
‫منصفانه نیست

1407
01:30:24,401 --> 01:30:25,935
‫تصمیمی که اون گرفت

1408
01:30:27,069 --> 01:30:27,969
‫برای کیت ...

1409
01:30:28,868 --> 01:30:30,037
‫برای تو

1410
01:30:30,837 --> 01:30:34,069
‫تو داری اون بچه رو به
‫تنهایی بزرگ میکنی

1411
01:30:34,071 --> 01:30:35,938
‫ولی من ... دوسش دارم

1412
01:30:36,436 --> 01:30:39,371
‫بخورین چاق شین

1413
01:30:44,538 --> 01:30:45,507
‫من کیت رو دوس دارم

1414
01:30:48,974 --> 01:30:50,475
‫الیزابت رو دوس داری؟

1415
01:30:57,542 --> 01:30:59,744
‫- اونجا
‫- ژولیت

1416
01:31:00,977 --> 01:31:01,845
‫ما ...

1417
01:31:02,144 --> 01:31:03,346
‫مارک؟

1418
01:31:05,678 --> 01:31:08,779
‫مارک! اینجا چیکار میکنی؟

1419
01:31:20,883 --> 01:31:22,050
‫- سلام
‫- سلام

1420
01:31:22,317 --> 01:31:23,484
‫چطوری؟

1421
01:31:23,749 --> 01:31:24,650
‫مارک رینولدز

1422
01:31:25,285 --> 01:31:26,151
‫داوسی آدامز

1423
01:31:26,917 --> 01:31:30,485
‫همون مزرعه دار که نامه مینوشت؟
‫دوست دار کتاب

1424
01:31:31,120 --> 01:31:32,286
‫خوشحالم از آشناییت

1425
01:31:34,019 --> 01:31:36,886
‫- امیدوارم که مزاحم نشده باشم
‫- نه ولی اینجا چیکار میکنی؟

1426
01:31:37,686 --> 01:31:40,088
‫خب راستش اگه یه دفعه دیگه
‫بپرسی دیگه بهم بر میخوره

1427
01:31:40,587 --> 01:31:42,255
‫دلم برات تنگ شده بود
‫امیدوارم کافی باشه

1428
01:31:43,856 --> 01:31:44,923
‫از کافی هم بیشتره

1429
01:31:45,390 --> 01:31:47,123
‫فقط سوپرایز شدم

1430
01:31:48,022 --> 01:31:50,724
‫- همین
‫- خب دیروز خواستم باهات تماس بگیرم

1431
01:31:51,724 --> 01:31:52,756
‫و فکرکردم

1432
01:31:52,758 --> 01:31:54,222
‫چرا نپرم توی هواپیما ...

1433
01:31:54,224 --> 01:31:56,592
‫و بیام ببینم که چیه اینجا اینقدر خاصه

1434
01:31:57,458 --> 01:31:58,826
‫یه چیزایی دستگیرم شده

1435
01:32:01,727 --> 01:32:03,194
‫میدونی، جزیره قشنگیه

1436
01:32:03,462 --> 01:32:04,891
‫- آره
‫- فقط ...

1437
01:32:04,893 --> 01:32:07,729
‫فقط یه گلفروشی درست درمون ندارن

1438
01:32:10,563 --> 01:32:12,863
‫- با عشق از لندن
‫- مارک، خیلی خوشگلن

1439
01:32:13,896 --> 01:32:15,797
‫ممنون

1440
01:32:16,198 --> 01:32:17,398
‫با یه تور شخصی چطوری؟

1441
01:32:18,099 --> 01:32:19,233
‫آره

1442
01:32:21,064 --> 01:32:22,232
‫حتما

1443
01:32:27,267 --> 01:32:29,269
‫- خوشحالم از آشناییت
‫- باشه

1444
01:32:33,969 --> 01:32:35,834
‫اون خونه سبزه رو میبینی؟

1445
01:32:35,836 --> 01:32:38,471
‫اون خونه ایزولاست، کل
‫هفته قبل رو اونجا موندم

1446
01:32:38,837 --> 01:32:40,838
‫میبینیش؟ اونی که باغ داره

1447
01:32:42,237 --> 01:32:43,837
‫حلقه‌ای که بهت دادم رو گم کردی؟

1448
01:32:44,038 --> 01:32:45,972
‫نه نکردم

1449
01:32:46,871 --> 01:32:48,240
‫نظرت عوض شده؟

1450
01:32:51,639 --> 01:32:53,474
‫- نه
‫- پس چرا تو دستت نیست؟

1451
01:32:55,707 --> 01:32:57,574
‫چون میترسم گمش کنم

1452
01:32:58,242 --> 01:33:00,274
‫خدا تومن پولشه

1453
01:33:00,276 --> 01:33:02,544
‫و میخواستم که جاش امن باش

1454
01:33:03,676 --> 01:33:05,445
‫و ...

1455
01:33:05,910 --> 01:33:07,945
‫- باشه حقیقت رو میگم
‫- عالی میشه اگه بگی

1456
01:33:10,710 --> 01:33:14,213
‫احساس میکنم که یه پادشاهم با ...

1457
01:33:14,712 --> 01:33:17,547
‫یه تاج بزرگ طلایی روی
‫سرش، میفهمی؟

1458
01:33:18,848 --> 01:33:20,249
‫ثروت زیاد من ...

1459
01:33:22,549 --> 01:33:24,214
‫یجورایی انگشت نماس اینجا

1460
01:33:24,615 --> 01:33:27,516
‫پس تاج بزرگ طلایی تو
‫گانزی مُد نیست؟

1461
01:33:29,116 --> 01:33:31,251
‫یا شایدم تو مزرعه خوک؟

1462
01:33:37,581 --> 01:33:39,651
‫یا شایدم میخوای پسش بگیری؟

1463
01:33:45,817 --> 01:33:48,287
‫بیشتر از هر چیزی میخوام
‫که روی دستت ببینمش

1464
01:33:49,319 --> 01:33:50,653
‫درست همینجا، جایی
‫که خودم گذاشتمش

1465
01:33:55,488 --> 01:33:57,554
‫مگر اینکه چیزی هست
‫که تو بخوای بهم بگی

1466
01:34:08,721 --> 01:34:09,588
‫خوبه

1467
01:34:10,589 --> 01:34:12,756
‫اینم دلیل اصلی اومدنم

1468
01:34:28,525 --> 01:34:31,825
‫مارک تونسته که ردشو تا
‫کمپ راوینزبروک بزنه

1469
01:34:32,426 --> 01:34:34,360
‫راوینزبروک دیگه کجاست؟

1470
01:34:35,226 --> 01:34:36,326
‫آلمان

1471
01:34:43,161 --> 01:34:45,463
‫شاهدانی داریم که دیدنش

1472
01:34:46,795 --> 01:34:47,728
‫که اونجا بودن ...

1473
01:34:48,296 --> 01:34:49,363
‫وقتی مُرد

1474
01:34:49,861 --> 01:34:52,563
‫- میدونن که چطوری مُرد؟
‫- بهش شلیک شد

1475
01:35:00,496 --> 01:35:02,997
‫میگن که سعی کرده یه
‫دختر رو نجات بده ...

1476
01:35:03,631 --> 01:35:05,665
‫که داشته کتک میخورده

1477
01:35:09,698 --> 01:35:10,500
‫الیزابت

1478
01:35:11,165 --> 01:35:14,798
‫چماق رو از نگهبان گرفته
‫و زده بیچاره‌ش کرده

1479
01:35:16,401 --> 01:35:17,800
‫دختره رو بخشیدن

1480
01:35:19,135 --> 01:35:20,768
‫ولی بجاش الیزابت رو کشتن

1481
01:35:26,402 --> 01:35:27,636
‫خیلی متأسفم

1482
01:35:38,437 --> 01:35:39,934
‫کجا داری میری داوسی؟

1483
01:35:39,936 --> 01:35:40,903
‫به کیت بگم

1484
01:35:41,270 --> 01:35:42,203
‫الان؟

1485
01:35:43,036 --> 01:35:45,503
‫نمیخوای که دوباره بهش فکر کنی؟

1486
01:35:45,505 --> 01:35:47,236
‫- به چی؟
‫- چی میخوای بهش بگی؟

1487
01:35:47,238 --> 01:35:48,605
‫من بهش میگم داوسی

1488
01:35:49,606 --> 01:35:50,573
‫خودم میگم

1489
01:35:51,072 --> 01:35:52,373
‫وایسا

1490
01:36:05,407 --> 01:36:06,509
‫بیا اینجا

1491
01:36:07,840 --> 01:36:08,776
‫بیا اینجا

1492
01:36:15,041 --> 01:36:16,008
‫اون فقط چهار سالشه

1493
01:36:16,975 --> 01:36:20,311
‫- مگه چی میتونه بفهمه؟
‫- من که از لحاظ سنی بزرگترم ...

1494
01:36:22,944 --> 01:36:24,611
‫ولی هیچی نمیفهمم

1495
01:36:27,011 --> 01:36:27,946
‫هیچی

1496
01:36:37,014 --> 01:36:38,015
‫وقت رفتنه

1497
01:36:59,615 --> 01:37:01,182
‫من که نمیتونم سیدنی و ...

1498
01:37:01,184 --> 01:37:03,184
‫کسایی که همراهشن رو
‫واسه همیشه معطل کنم

1499
01:37:03,918 --> 01:37:05,883
‫بالأخره باید برگردم لندن

1500
01:37:05,885 --> 01:37:06,951
‫قضیه مارک هم هست

1501
01:37:07,452 --> 01:37:09,453
‫نمیخوای که از دستش بدی

1502
01:37:09,852 --> 01:37:10,753
‫نه

1503
01:37:12,118 --> 01:37:13,053
‫میبینی؟

1504
01:37:13,684 --> 01:37:14,386
‫

1505
01:37:14,819 --> 01:37:16,717
‫هیچ دلیلی واسه موندن اینجا نداری

1506
01:37:17,885 --> 01:37:18,786
‫نه

1507
01:37:19,521 --> 01:37:20,686
‫زندگیم تو لندنه

1508
01:37:21,154 --> 01:37:22,055
‫آره درسته

1509
01:37:24,920 --> 01:37:28,219
‫میترسم که بعد از رفتنت اینجا ...

1510
01:37:28,221 --> 01:37:29,988
‫خیلی سوت و کور شه

1511
01:37:31,155 --> 01:37:34,390
‫خیلی سخته از دست دادن
‫یکی از چندتا دوستت

1512
01:38:14,061 --> 01:38:15,029
‫ممنون

1513
01:38:29,530 --> 01:38:30,924
‫خیلی متأسفم امیلیا

1514
01:38:36,501 --> 01:38:38,725
‫- خداحافظ خانم
‫- مراقب خودت باش

1515
01:38:39,918 --> 01:38:41,248
‫خداحافظ

1516
01:38:42,939 --> 01:38:43,969
‫دلم واستون تنگ میشه

1517
01:38:45,328 --> 01:38:46,655
‫واسه همتون

1518
01:38:55,283 --> 01:38:56,744
‫این مال توئه

1519
01:38:59,696 --> 01:39:01,721
‫میخوام که نگهش داری

1520
01:39:06,335 --> 01:39:08,691
‫- ژولیت من میرم تو هواپیما
‫- باشه

1521
01:39:09,088 --> 01:39:09,984
‫آقای آدامز ...

1522
01:39:10,482 --> 01:39:12,541
‫- از آشنایی باهاتون خوشحال شدم
‫- خداحافظ ژولیت

1523
01:39:13,635 --> 01:39:14,831
‫خداحافظ کیت

1524
01:39:16,688 --> 01:39:17,617
‫کیت

1525
01:39:28,006 --> 01:39:29,794
‫هنوز واسه هم نامه
‫مینویسیم، مگه نه؟

1526
01:39:29,796 --> 01:39:30,760
‫آره البته

1527
01:39:39,952 --> 01:39:41,082
‫خداحافظ

1528
01:39:41,082 --> 01:39:51,082
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

1529
01:41:11,679 --> 01:41:13,534
‫خدا رو شکر که اینجایین آقای استارک

1530
01:41:13,536 --> 01:41:14,565
‫طفلک

1531
01:41:14,864 --> 01:41:16,656
‫هیچی نمیخوره، اندازه
‫چوب کبریت شده

1532
01:41:16,954 --> 01:41:18,614
‫خب، بزار ببینم چه کاری از دستم برمیاد

1533
01:41:18,914 --> 01:41:20,802
‫سکوت خیلی بدتر از ...

1534
01:41:20,804 --> 01:41:22,829
‫تایپ کردنه

1535
01:41:27,477 --> 01:41:28,904
‫باید در موردشون بنویسی

1536
01:41:29,499 --> 01:41:30,695
‫نمیتونم

1537
01:41:31,457 --> 01:41:32,452
‫قول دادم که ننویسم

1538
01:41:32,917 --> 01:41:36,933
‫میفهمم ولی ژولیت این وظیفه‌
‫توئه که داستانشون رو بازگو کنی

1539
01:41:37,232 --> 01:41:40,152
‫کامل از این بابت مطمئنم
‫و حالت خوب نمیشه

1540
01:41:40,386 --> 01:41:41,380
‫مگه اینکه بنویسی

1541
01:41:42,509 --> 01:41:46,889
‫الیزابت حتی اگر هم کمکی
‫نکرد، قلبت رو دنبال کن

1542
01:41:47,187 --> 01:41:48,448
‫کاری رو بکن که قلبت میگه

1543
01:41:48,946 --> 01:41:50,905
‫میترسم

1544
01:41:52,797 --> 01:41:55,121
‫اگه به اندازه کافی نویسنده
‫خوبی نباشم چی؟

1545
01:41:56,978 --> 01:41:57,941
‫شک داره

1546
01:41:59,535 --> 01:42:00,795
‫باور نمیکنه

1547
01:42:04,212 --> 01:42:06,301
آرزو داره که جدی گرفته بشه

1548
01:42:06,303 --> 01:42:08,494
‫ولی این کار رو واسه خودش نمیکنه

1549
01:42:11,382 --> 01:42:13,041
‫فکر میکنم از چیزی
‫که میدونی بهتری

1550
01:42:14,534 --> 01:42:15,861
‫و به عنوان دوستت

1551
01:42:16,226 --> 01:42:17,786
‫یه دوست خیلی خیلی ...

1552
01:42:18,947 --> 01:42:20,904
‫قدیمی

1553
01:42:25,550 --> 01:42:27,675
‫دیدم که هرچی رو خواستی بهش رسیدی

1554
01:42:29,435 --> 01:42:31,359
‫اشتیاقش رو داری

1555
01:43:00,662 --> 01:43:01,592
‫سلام

1556
01:43:04,015 --> 01:43:05,541
‫چه خوشگل شدی امشب!

1557
01:43:05,972 --> 01:43:07,069
‫ممنون

1558
01:43:07,996 --> 01:43:09,126
‫ما ...

1559
01:43:10,519 --> 01:43:12,212
‫باید جشن بگیریم

1560
01:43:20,872 --> 01:43:22,002
‫به افتخار خودمون

1561
01:43:32,586 --> 01:43:33,657
‫ژولیت، چی شده؟

1562
01:43:36,902 --> 01:43:38,007
‫مارک ...

1563
01:43:38,509 --> 01:43:39,446
‫متأسفم

1564
01:43:45,467 --> 01:43:46,636
‫خیلی خیلی متأسفم

1565
01:43:58,246 --> 01:43:59,517
‫فکرکنم که اشتباه از منه

1566
01:44:00,152 --> 01:44:01,623
‫خیلی زود برت گردوندم

1567
01:44:02,495 --> 01:44:04,769
‫یا اینکه اصلا گذاشتم بری گانزی؟

1568
01:44:05,037 --> 01:44:07,179
‫نباید هیچوقت میذاشتم که
‫از جلو چشمام دور شی

1569
01:44:08,715 --> 01:44:11,692
‫فکرکنم که حتی اگر هم نمیرفتم جایی ...

1570
01:44:12,329 --> 01:44:14,169
‫همین تصمیم رو میگرفتم

1571
01:44:15,908 --> 01:44:17,614
‫متأسفم مارک

1572
01:44:24,138 --> 01:44:25,643
‫میتونم ازت بپرسم که
‫اصلا عاشقم بودی؟

1573
01:44:26,279 --> 01:44:27,783
‫عاشق وقتای باهم بودنمون بودم

1574
01:44:28,218 --> 01:44:29,422
‫و هنوز هم بهت اهمیت میدم ...

1575
01:44:29,424 --> 01:44:31,029
‫ولی اهمیت و عشق خیلی
‫باهم فرق دارن، مگه نه؟

1576
01:44:31,363 --> 01:44:32,467
‫ولی خیلی ...

1577
01:44:32,469 --> 01:44:34,707
‫خب، خیلی متأسفم بابتش

1578
01:44:35,712 --> 01:44:38,020
‫مارک همون اندازه که تو
‫الان از دستم دلخوری ...

1579
01:44:38,489 --> 01:44:40,192
‫مطمئنم که ازدواج
‫با من اصلا تو رو ...

1580
01:44:40,194 --> 01:44:42,099
‫- خوشبخت نمیکرد
‫- لازم نیست تو بهم بگی ...

1581
01:44:42,101 --> 01:44:44,409
‫چی منو خوشحال میکنه،
‫خودم خیلی بهتر از تو میدونم

1582
01:44:44,411 --> 01:44:46,014
‫و تو لیاقت کسیو داری که
‫بتونه خوشحالت کنه

1583
01:44:46,016 --> 01:44:48,054
‫- کسی که بتونه خوشبختت کنه ...
‫- باشه تو خوبی

1584
01:44:48,056 --> 01:44:49,262
‫اونجوری که لیاقتته

1585
01:44:50,966 --> 01:44:53,509
‫- تو لیاقتت بیشتر از ایناس
‫- آره خب لیاقتم بیشتر از اتفاق امشبه

1586
01:44:54,480 --> 01:44:55,683
‫بهت حق میدم بابت حرفت

1587
01:44:58,092 --> 01:44:59,128
‫و مطمئنم بهش میرسی

1588
01:44:59,595 --> 01:45:02,274
‫منم مطمئنم بهش میرسم
‫ولی نه امشب، شب بخیر

1589
01:45:12,509 --> 01:45:14,483
‫خداحافظ مارک

1590
01:45:25,153 --> 01:45:26,427
‫خداحافظ ژولیت

1591
01:45:26,427 --> 01:45:36,427
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1592
01:47:49,101 --> 01:47:54,187
‫انجمن ادبیات و کیک پوست
‫سیب زمینیِ گانزی

1593
01:47:54,987 --> 01:47:56,360
‫یا ابلفضل چه طولانیه

1594
01:47:57,530 --> 01:47:59,002
‫- نویسنده نداره؟
‫- نه

1595
01:47:59,771 --> 01:48:01,245
‫در هر صورت هیچوقت
‫نمیتونی منتشرش کنی

1596
01:48:01,410 --> 01:48:03,584
‫مجوز میخوای که دادنش وظیفه من نیست

1597
01:48:04,956 --> 01:48:07,265
‫- این واسه خودته
‫- ممنون

1598
01:48:08,938 --> 01:48:10,577
‫- ولی
‫- چی؟

1599
01:48:10,944 --> 01:48:12,517
‫یه کتاب دیگه واست مینویسم

1600
01:48:13,186 --> 01:48:14,658
‫و احتمالا یکی دیگه هم بعد از اون

1601
01:48:15,161 --> 01:48:17,202
‫شنیدن این منو بیش از
‫حد خوشحال میکنه

1602
01:48:19,274 --> 01:48:21,414
‫یه چیز درونم شکفته شده

1603
01:48:21,416 --> 01:48:25,097
‫یجورایی نوشتن اشتهام رو
‫برای نوشتن بیشتر باز کرده

1604
01:48:27,404 --> 01:48:29,244
‫که یه سوال بیزینسی
‫برام به وجود میاره

1605
01:48:29,445 --> 01:48:30,347
‫بیزینس؟

1606
01:48:30,648 --> 01:48:32,622
‫خوبه، سرا پا گوشم

1607
01:48:34,862 --> 01:48:36,370
‫هنوز ...

1608
01:48:37,507 --> 01:48:38,575
‫یکم پول دارم؟

1609
01:48:39,146 --> 01:48:40,651
‫اوه

1610
01:48:41,521 --> 01:48:42,590
‫نه

1611
01:48:43,326 --> 01:48:45,567
‫نه، تو تقریبا ثروتمندی

1612
01:48:47,641 --> 01:48:48,780
‫خب من فقط یکم میخوام

1613
01:48:49,649 --> 01:48:52,292
‫یه مِلکی هست که میخوام بخرم

1614
01:48:54,198 --> 01:48:56,939
‫ولی اول باید برم ببینم
‫که میفروشنش یا نه

1615
01:48:56,941 --> 01:48:58,314
‫و اینکه میزارن برم اونجا یا نه

1616
01:49:00,286 --> 01:49:02,898
‫دختر عزیزم، از خداشون هم
‫باشه که تو بری اونجا

1617
01:49:04,971 --> 01:49:06,777
‫خیلی خوش شانسم که تو رو دارم

1618
01:49:14,603 --> 01:49:16,038
‫صحیح

1619
01:49:16,837 --> 01:49:18,436
‫خیلی خب خیلی خب

1620
01:49:18,438 --> 01:49:20,338
‫- پاشو ببینم کلی کار دارم
‫- خیلی خب

1621
01:49:21,039 --> 01:49:22,439
‫خیلی خب

1622
01:49:26,939 --> 01:49:28,205
‫محض اطلاعت ...

1623
01:49:29,405 --> 01:49:31,339
‫هنوز من رازهات رو میدونم

1624
01:49:32,638 --> 01:49:35,406
‫فقط منتظر فرصت مناسبم

1625
01:49:37,071 --> 01:49:38,307
‫ممنون سیدنی

1626
01:49:39,840 --> 01:49:40,805
‫بابت همه چیز

1627
01:49:42,473 --> 01:49:43,407
‫

1628
01:49:57,140 --> 01:49:58,307
‫پدر بزرگ؟

1629
01:50:00,006 --> 01:50:01,574
‫این گیرنده‌ش "انجمن"‌‍ه

1630
01:50:06,873 --> 01:50:07,774
‫از طرف ژولیت

1631
01:50:35,574 --> 01:50:36,773
‫بلند بخون پسر

1632
01:50:37,309 --> 01:50:38,909
‫بلند بخون

1633
01:50:41,007 --> 01:50:41,907
‫داوسی ...

1634
01:50:42,175 --> 01:50:43,309
‫عزیزم

1635
01:50:43,574 --> 01:50:44,475
‫امیلیا

1636
01:50:44,976 --> 01:50:45,876
‫ایزولا

1637
01:50:46,109 --> 01:50:47,943
‫ابن، الیا و کیت

1638
01:50:50,008 --> 01:50:51,108
‫لطفا منو ببخشید

1639
01:50:51,607 --> 01:50:53,809
‫- برای چی؟
‫- اولاً

1640
01:50:54,543 --> 01:50:57,073
‫امیدوارم که منو بخاطر شکستن
‫قولم بابت ننوشتن ...

1641
01:50:57,075 --> 01:50:58,742
‫در مورد انجمنتون ببخشید

1642
01:51:00,343 --> 01:51:03,244
‫شما به من اعتماد کردین و من
‫از صمیم قلب معذرت میخوام

1643
01:51:04,909 --> 01:51:05,808
‫دوما

1644
01:51:06,076 --> 01:51:08,442
‫بدونین که این نوشته ...

1645
01:51:09,443 --> 01:51:11,877
‫فقط و فقط مال شماست و
‫هرکاری میخواین باهاش کنین

1646
01:51:13,208 --> 01:51:14,476
‫من منتشرش نمیکنم

1647
01:51:14,977 --> 01:51:16,344
‫بخاطر این ننوشتمش

1648
01:51:18,943 --> 01:51:21,810
‫زمین مانند بیابانی بود که
‫سرنوشت من گذر از آن بود

1649
01:51:22,644 --> 01:51:25,244
‫در جستجو برای یافتن
‫چهره‌های آشنای قدیمی

1650
01:51:25,410 --> 01:51:26,609
‫نوشته چارلز لمب

1651
01:51:27,043 --> 01:51:28,111
‫این نوشته  چارلز لمبه

1652
01:51:28,643 --> 01:51:30,575
‫بدون آنکه بدانم، اکنون سالهاست ...

1653
01:51:30,577 --> 01:51:33,077
‫در جستجوی چهره‌های آشنا هستم

1654
01:51:33,710 --> 01:51:36,911
‫اما هیچ دلیلی ندارم که چرا این چهره‌ها
‫همگی متعلق به شما هستند

1655
01:51:39,610 --> 01:51:40,877
‫- ولی هستند
‫- ولی هستند

1656
01:51:42,245 --> 01:51:43,707
‫آیا برایمان ممکن است که متعلق به ...

1657
01:51:43,709 --> 01:51:46,545
‫کسی باشیم درحالی که او را هنوز ندیده‌ایم؟

1658
01:51:46,943 --> 01:51:48,578
‫اوه صدالبته

1659
01:51:49,145 --> 01:51:50,378
‫پس ...

1660
01:51:50,977 --> 01:51:52,277
‫من متعلق به تو هستم

1661
01:51:52,644 --> 01:51:53,710
‫و تو به من

1662
01:51:54,478 --> 01:51:57,644
‫یا من متعلق به نفسی
‫که در گانزی یافتم

1663
01:51:58,779 --> 01:52:01,977
‫و تا جایی که من میدانم این توضیح
‫بسیار خوبی برای خانواده است

1664
01:52:03,145 --> 01:52:06,446
‫ممنون بابت به اشتراک گذاشتن
‫داستان خانواده‌ات با من

1665
01:52:07,379 --> 01:52:09,012
‫و الیزابت

1666
01:52:09,812 --> 01:52:11,578
‫فکرکنم که نتونستم ببینمش

1667
01:52:12,212 --> 01:52:16,414
‫کاملا احساس میکنم که زندگیش
‫جوری زندگی خودمو تغییر داده

1668
01:52:16,646 --> 01:52:19,414
‫که تازه دارم احساسش میکنم

1669
01:52:20,413 --> 01:52:21,979
‫براتون آرزوی آرامش دارم

1670
01:52:22,480 --> 01:52:23,877
‫و امیدوارم که اگه کتابها ...

1671
01:52:23,879 --> 01:52:26,380
‫توانایی اینو دارن دو نفر
‫رو به هم برسونن ...

1672
01:52:26,845 --> 01:52:28,679
‫این یکی کار خودش بکنه

1673
01:52:31,513 --> 01:52:32,447
‫عشق ...

1674
01:52:33,180 --> 01:52:34,314
‫ژولیت

1675
01:52:40,846 --> 01:52:43,548
‫انجمن ادبیات و کیک پوست
‫سیب زمینی گانزی

1676
01:52:51,947 --> 01:52:53,382
‫اون اسم منه

1677
01:52:55,015 --> 01:52:55,951
‫آره

1678
01:52:57,585 --> 01:52:59,888
‫- برام میخونیش؟
‫- حتما

1679
01:53:01,120 --> 01:53:02,589
‫ولی یه وقت دیگه، باشه؟

1680
01:53:05,690 --> 01:53:06,725
‫کی ازش مراقبت میکنه؟

1681
01:53:07,026 --> 01:53:09,161
‫- من میکنم
‫- الیا منو برسون بندر

1682
01:53:09,163 --> 01:53:11,027
‫هنوز میتونم سوار قایق ساعت 11 بشم

1683
01:53:11,029 --> 01:53:12,196
‫کجا داری میری؟

1684
01:53:12,198 --> 01:53:14,333
‫لندن، هرجایی که اون هست

1685
01:53:14,967 --> 01:53:16,368
‫جلوش رو بگیر داوسی

1686
01:53:16,868 --> 01:53:17,769
‫جلوش رو بگیر

1687
01:53:18,504 --> 01:53:20,405
‫اجازه نده با اون کسخل ازدواج کنه

1688
01:53:20,407 --> 01:53:22,304
‫- فکر نکنم که باهاش ازدواج کنه
‫- از کجا میدونی؟

1689
01:53:22,306 --> 01:53:23,474
‫خودش بهمون گفت

1690
01:53:26,043 --> 01:53:28,411
‫مراقب امیلیا باش، زود برمیگردم

1691
01:53:28,711 --> 01:53:30,080
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

1692
01:53:30,281 --> 01:53:32,416
‫راستی کجا در مورد ازدواجش میگه؟

1693
01:53:36,186 --> 01:53:38,719
‫زودباش بریم چندتا کیک درست کنیم

1694
01:53:38,721 --> 01:53:39,721
‫واسه وقتی برگشتن

1695
01:53:40,189 --> 01:53:41,623
‫امیلیا نمیخوای اینو بخونی؟

1696
01:53:42,024 --> 01:53:45,393
‫نمیخوام بقیه گریه‌م رو
‫ببینن، بعدا میخونم

1697
01:53:49,763 --> 01:53:50,931
‫ببخشید آقا

1698
01:53:55,234 --> 01:53:56,402
‫متأُسفم

1699
01:54:06,144 --> 01:54:07,280
‫ممنون

1700
01:54:23,158 --> 01:54:25,027
‫داوسی؟ د ... داوسی

1701
01:54:29,098 --> 01:54:30,697
‫ببخشید! داوسی

1702
01:54:32,934 --> 01:54:34,002
‫ببخشید

1703
01:54:34,902 --> 01:54:36,404
‫متأُسفم ببخشید

1704
01:54:37,036 --> 01:54:38,673
‫داوسی! ببخشید

1705
01:54:48,780 --> 01:54:49,982
‫داوسی!

1706
01:54:54,286 --> 01:54:55,386
‫داوسی!

1707
01:54:59,588 --> 01:55:01,491
‫اوه ژولیت

1708
01:55:09,891 --> 01:55:11,028
‫سلام

1709
01:55:13,228 --> 01:55:14,429
‫کجا داشتی میرفتی؟

1710
01:55:16,396 --> 01:55:19,032
‫دنبال تو

1711
01:55:20,631 --> 01:55:21,565
‫من؟

1712
01:55:22,964 --> 01:55:24,566
‫- جدی؟
‫- آره

1713
01:55:26,867 --> 01:55:29,735
‫خب تو قایق یه نامه برات نوشتم

1714
01:55:30,936 --> 01:55:32,870
‫میخواستم مطمئن بشم
‫کامل حرف دلمو نوشتم

1715
01:55:35,038 --> 01:55:36,572
‫حرف‌هایی که باید قبلا میگفتم

1716
01:55:37,171 --> 01:55:38,307
‫خیلی قبل

1717
01:55:41,740 --> 01:55:42,641
‫خب ...

1718
01:55:43,376 --> 01:55:46,876
‫کار روزگار رو ببین، منم داشتم
‫میرفتم تو رو پیدا کنم

1719
01:55:53,014 --> 01:55:54,180
‫ژولیت ...

1720
01:55:54,415 --> 01:55:56,482
‫- من ...
‫- با من ازدواج میکنی؟

1721
01:56:04,951 --> 01:56:06,018
‫من عاشقتم

1722
01:56:07,419 --> 01:56:08,752
‫گفتم که بپرسم

1723
01:56:11,688 --> 01:56:12,755
‫خدای من

1724
01:56:13,955 --> 01:56:14,856
‫بله

1725
01:56:15,824 --> 01:56:16,725
‫بله

1726
01:56:17,824 --> 01:56:18,991
‫بله؟

1727
01:56:52,773 --> 01:56:54,272
‫جِن با پادزهری که شاه پریا ...

1728
01:56:54,274 --> 01:56:56,110
‫بهش داده بود، طلسم رو کاملا ...

1729
01:56:56,410 --> 01:56:58,673
‫از چشم‌های لایزاندر پاک کرد

1730
01:56:58,675 --> 01:57:00,778
‫وقتی هرمیا از خواب بیدار شد ...

1731
01:57:00,978 --> 01:57:04,379
‫لایزاندرِ گمشده‌ش رو
‫دید که کنارش خوابیده

1732
01:57:04,546 --> 01:57:08,349
‫داشت به عدم ثبات عجیبش نگاه میکرد

1733
01:57:08,880 --> 01:57:11,248
‫لایزاندر چشماش رو باز میکنه

1734
01:57:11,250 --> 01:57:12,517
‫و هرمیای عزیزش رو میبینه

1735
01:57:13,049 --> 01:57:16,251
‫دوباره عقلش رو بدست آورد،
‫عقلی که شاه پریا ازش گرفته بود

1736
01:57:16,718 --> 01:57:18,952
‫و همراه با عقلش، عشقش ...

1737
01:57:19,686 --> 01:57:20,453
‫به هرمیا

1738
01:57:21,186 --> 01:57:23,755
‫و اونا شروع کردن به حرف زدن
‫در مورد ماجراهای اون شب

1739
01:57:24,456 --> 01:57:26,990
‫مردد که آیا اون اتفاقات
‫واقعا اتفاق افتاده بود ...

1740
01:57:28,190 --> 01:57:29,988
‫یا هردوتاشون داشتن خواب
‫یه رویای مبهم ...

1741
01:57:29,990 --> 01:57:31,692
‫میدیدن

1742
01:57:32,117 --> 01:57:36,817
<font color="#00ff00">[فیلم ادامه دارد]</font>

1743
01:57:39,042 --> 01:57:49,042
ســیـنـمافــریــک

1744
01:57:53,802 --> 01:57:54,732
‫شروع کن

1745
01:57:54,734 --> 01:57:56,001
‫لایزاندر با گشنگی گفت

1746
01:57:56,003 --> 01:57:59,138
‫همچنین گفت وقت نهار بود

1747
01:57:59,506 --> 01:58:02,470
‫فانوس اوناهاش، چیزی نمونده برسیم

1748
01:58:02,472 --> 01:58:03,837
‫مشکلی نیست امیلیا

1749
01:58:03,839 --> 01:58:05,506
‫- ولی داستان کجاست؟
‫- گوش کن گوش کن

1750
01:58:05,508 --> 01:58:07,640
‫داستان دغدغه اصلی نویسنده ...

1751
01:58:07,642 --> 01:58:09,209
‫نیست بفهم

1752
01:58:09,576 --> 01:58:11,542
‫- میفهمم
‫- هیچوقت واسه "ویرجینیا وولف" دغدغه نبوده

1753
01:58:11,544 --> 01:58:13,543
‫خیلی زیاده که بخوام یه اتفاقی بیوفته؟

1754
01:58:13,545 --> 01:58:15,877
‫دغدغه اصلی چیزیه که تو
‫درون انسان‌ها میگذره

1755
01:58:15,879 --> 01:58:18,046
‫روانشناسی مردمه

1756
01:58:18,048 --> 01:58:19,345
‫روانکاوی مردمیه که ...

1757
01:58:19,347 --> 01:58:22,213
‫میرن توی قایق ایزولا

1758
01:58:22,215 --> 01:58:23,446
‫- ابن؟
‫- چی؟

1759
01:58:25,049 --> 01:58:27,214
‫- کی هستی؟
‫- من "بن گان" فقیرم

1760
01:58:27,216 --> 01:58:30,916
‫- کشتیت خراب شد؟
‫- نه رفیق! تو یه جزیره گیر کردم

1761
01:58:30,918 --> 01:58:34,318
‫سه سال گذشته رو با خوردن بز زنده موندم

1762
01:58:34,320 --> 01:58:35,486
‫سه سال؟

1763
01:58:35,488 --> 01:58:36,752
‫بعدش توت و صدف

1764
01:58:36,921 --> 01:58:39,051
‫- صدف؟
‫- شب‌های زیادی

1765
01:58:39,053 --> 01:58:40,854
‫در رویای پنیر بودم

1766
01:58:41,088 --> 01:58:42,754
‫تست شده

1767
01:58:42,756 --> 01:58:44,087
‫عالی بود پدر بزرگ

1768
01:58:46,086 --> 01:58:47,552
‫- عاشق نشو
‫- عاشق نشو

1769
01:58:47,952 --> 01:58:50,381
‫- جزیره پر از سر و صداست ...
‫- جزیره پر از سر و صداست ...

1770
01:58:50,383 --> 01:58:51,582
‫- صداها ...
‫- صداها ...

1771
01:58:51,881 --> 01:58:55,048
‫و هوای شیرینی که لذت
‫بخش و مفرح ذات بوده

1772
01:58:55,911 --> 01:58:59,343
‫بعضی وقتا پیچش نوای صدها ساز ...

1773
01:58:59,708 --> 01:59:03,671
‫گوشم رو قلقک داده و بعضی
‫وقتا فقط صدای بیخود

1774
01:59:03,673 --> 01:59:05,556
‫دوسش دارم

1775
01:59:06,247 --> 01:59:08,390
‫اون دستان عزیز رو گرفتم ...

1776
01:59:08,392 --> 01:59:10,930
‫و برای لحظه‌ای بر روی لبام قرارش دادم

1777
01:59:10,932 --> 01:59:11,823
‫اوه

1778
01:59:13,802 --> 01:59:16,608
‫پیش به سوی خانه وارد جنگل شدیم

1779
01:59:17,170 --> 01:59:18,059
‫خواننده ...

1780
01:59:18,456 --> 01:59:19,513
‫باهاش ازدواج کردم

1781
01:59:19,676 --> 01:59:21,030
‫اگه داستان کسی ...

1782
01:59:21,194 --> 01:59:22,909
‫پایان خوشی داشته ...

1783
01:59:22,911 --> 01:59:23,964
‫- اون کس ...
‫- منم

1784
01:59:25,055 --> 01:59:26,143
‫آفرین!

1785
01:59:26,341 --> 01:59:27,945
‫وقتی صدا میکنن "ارنست" جواب میدی

1786
01:59:27,947 --> 01:59:29,713
‫جوری برمیگردی که انگار
‫اسمت "ارنست"‌‍ه

1787
01:59:29,715 --> 01:59:31,908
‫تو مشتاق ترین آدم جوینده هستی که ...

1788
01:59:31,910 --> 01:59:33,055
‫تو عمرم دیدم

1789
01:59:33,057 --> 01:59:35,283
‫حرف کاملا چرت و پرته ...

1790
01:59:35,285 --> 01:59:37,672
‫که میگی اسمت "ارنست" نیست

1791
01:59:37,674 --> 01:59:39,028
‫سیدنی! آفرین!

1792
01:59:39,480 --> 01:59:41,004
‫آدم ناقلا

1793
01:59:41,006 --> 01:59:42,564
‫- آقای استارک؟
‫- اوه محض رضای پروردگار

1794
01:59:42,566 --> 01:59:43,604
‫نه جین

1795
01:59:43,606 --> 01:59:44,924
‫سیدنی

1796
01:59:44,926 --> 01:59:46,868
‫بسپرش به من

1797
01:59:47,665 --> 01:59:50,648
‫وقتی سه سالم بود،
‫خیلی کم خودم بودم

1798
01:59:50,925 --> 01:59:53,794
‫وقتی چهار سالم بود
‫بازم کمتر خودم بودم

1799
01:59:54,067 --> 01:59:56,253
‫وقتی پنج سالم بود فقط ...

1800
01:59:56,255 --> 01:59:58,540
‫- زنده بودم، آره
‫- زنده بودم

1801
01:59:58,542 --> 02:00:01,034
‫الان شش سالمه و خیلی عا...

1802
02:00:01,036 --> 02:00:04,004
‫- عا - قـِ - لَم
‫- عاقلم ...

1803
02:00:04,006 --> 02:00:06,599
‫پس فکرکنم که برای همیشه ...

1804
02:00:06,601 --> 02:00:08,341
‫- شیش ساله میمونم
‫- شیش ساله میمونم

1805
02:00:08,343 --> 02:00:10,702
‫اوه! عالی خوندی!

1806
02:00:10,843 --> 02:01:12,660
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

