﻿1
00:00:50,260 --> 00:00:56,260
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:56,750 --> 00:00:58,125
گئورگ؟

3
00:01:00,292 --> 00:01:02,250
هنوز اینجایی؟

4
00:01:02,917 --> 00:01:06,083
پاریس محاصره ‌شده،نمی‌خوای اینجا رو ترک کنی؟-
تو چی؟-

5
00:01:06,125 --> 00:01:08,458
فردا می‌خوام برم-
کجا؟ --کاسیس

6
00:01:08,500 --> 00:01:11,792
کجاست؟-
مارسی.با کشتی میرم-

7
00:01:12,750 --> 00:01:15,625
من ویزای خطر آمریکا دارم-
چی هست؟-

8
00:01:15,833 --> 00:01:18,375
.ویزای اضطراری برای افرادی که جونشون در خطره

9
00:01:18,583 --> 00:01:20,750
!الان خطری تهدیدت میکنه؟

10
00:01:21,000 --> 00:01:22,458
!بیخیال

11
00:01:22,792 --> 00:01:24,750
به خاطر کتابی که نوشتم
و مقاله‌های بی‌شماری که علیه حکومت تو روزنامه‌ها چاپ کردم

12
00:01:28,042 --> 00:01:30,583
میتونی یه لطف بزرگ در حقم بکنی؟

13
00:01:31,125 --> 00:01:33,125
یه پولی هم گیرت میاد

14
00:01:39,542 --> 00:01:42,625
این دوتا نامه رو به مقصد برسون-
چرا خودت این کار رو نمی‌کنی؟-

15
00:01:42,833 --> 00:01:45,833
.برای وایدله
.نویسنده‌ست

16
00:01:46,042 --> 00:01:48,667
...یه نویسنده بزرگ و معروف
نمیشناسمش-

17
00:01:48,875 --> 00:01:51,750
پرسیدم چرا خودت اونا رو تحویل نمی‌دی؟

18
00:01:51,792 --> 00:01:53,333
.سعی خودمو کردم

19
00:01:53,417 --> 00:01:57,750
.ولی صاحب هتل بهم مشکوک شده بود-
ترسیده بودی؟-

20
00:01:58,583 --> 00:02:00,625
بهتره بگم احتیاط کردم

21
00:02:00,667 --> 00:02:03,832
نامه ها برای کیه؟-
یکی برای  یه زن نوشته شده-

22
00:02:03,833 --> 00:02:06,125
خب، مهمه؟
اونطور که معلومه طرف همسرشه

23
00:02:06,500 --> 00:02:08,750
.اون یکی برای کنسولگری مکزیکه

24
00:02:08,792 --> 00:02:12,082
.با وایدل رفیق بودم
...با یه ناشر کار می‌کردیم

25
00:02:12,083 --> 00:02:13,958
کِی پولم رو می‌گیرم؟

26
00:02:14,833 --> 00:02:17,083
.وقتی نامه‌ها رو تحویل دادی

27
00:02:21,583 --> 00:02:24,583
.هتل ریاد اتاق6
.اونجا منتظرتم

28
00:02:26,125 --> 00:02:28,083
چطوری به کاسیس میری؟

29
00:02:36,625 --> 00:02:39,332
هنوزم هاینز رو با خودت اینور اونور میبری؟-
نه-

30
00:02:39,333 --> 00:02:41,083
خوبه-
چرا؟-

31
00:02:43,042 --> 00:02:45,249
.چون جای خالی تو ماشین داریم

32
00:02:45,250 --> 00:02:47,083
.ولی فقط برای یه نفر

33
00:02:48,083 --> 00:02:49,917
میای؟

34
00:02:51,625 --> 00:02:53,375
آره میام

35
00:03:47,750 --> 00:03:49,583
ببخشید؟

36
00:03:55,750 --> 00:03:57,499
چرا همون پایین منتظر نموندی؟

37
00:03:57,500 --> 00:03:59,250
زنگ رو زدم

38
00:03:59,458 --> 00:04:02,458
نشنیدم-
نه انگار واقعا نشنیدی-

39
00:04:04,250 --> 00:04:07,499
.دنبال جا می‌گردم-
لطفا مدارکتون رو به من نشون بدین-

40
00:04:07,500 --> 00:04:09,875
.لطفا اول اتاق رو بهم نشون بدین

41
00:04:10,750 --> 00:04:12,958
.خود دانی
.اینجا به سختی مسافر قبول می کنیم

42
00:04:13,167 --> 00:04:15,292
.شاید بتونی راهنماییم کنی

43
00:04:15,833 --> 00:04:17,708
این یکی با نور ملایم و آفتاب صبحگاهی

44
00:04:18,167 --> 00:04:21,083
،آروم و دلباز
با آواز پرنده ها توی باغچه

45
00:04:24,083 --> 00:04:27,042
شما آلمانی هستین؟
همون حکومت اشغالگر با دیکتاتورهاش؟

46
00:04:28,958 --> 00:04:33,167
،مشخصات همه مسافرها ثبت شده
دو هفته پیش همه‌شون رو بررسی کردم

47
00:04:33,417 --> 00:04:38,083
لطفا همون اتاقی که آفتاب صبحش ملایمه
و تو باغچه اش پرنده ها آواز میخونن رو بهم بدین

48
00:04:40,583 --> 00:04:43,708
چند لحظه صبر کنید تا کلید رو از طبقه پایین بیارم

49
00:04:46,583 --> 00:04:49,000
،شماره 16 اتاق دلبازیه
...بهترین اتاقمه

50
00:04:49,375 --> 00:04:51,542
دو تا پنجره بزرگ با چشم‌انداز رو به جنوب

51
00:05:35,833 --> 00:05:39,208
نمی‌تونی تصور کنی این مرد
من رو توی چه دردسری انداخت

52
00:05:39,917 --> 00:05:43,042
عصر روز 15‌ام اومد اینجا
درست بعد اینکه شهر اِشغال شده بود

53
00:05:43,250 --> 00:05:45,917
.هتلم رو تعطیل نکرده بودم و تصمیم داشتم شب اینجا بمونم

54
00:05:46,375 --> 00:05:50,583
،پدرم همیشه می‌گفت حتی اگه جنگ شد اینجا رو رها نکنین
وگرنه اوضاع بهم میریزه و همه چی غارت میشه

55
00:05:57,375 --> 00:06:00,542
،آقای وایدل با ترس و لرز وارد شد

56
00:06:00,667 --> 00:06:02,458
.رفتارش به نظرم غیر عادی اومد

57
00:06:03,583 --> 00:06:06,458
،وقتی بهش فرم رو دادم
ازم خواست اطلاعاتش رو ثبت نکنم

58
00:06:06,583 --> 00:06:10,333
همونطور که میدونید
آقای لنگرون رئیس پلیس اینجا اصرار دارن همه خارجی‌ها مشخصاتشون ثبت بشه

59
00:06:10,667 --> 00:06:13,250
و ما ناچاریم دستوراتش رو اجرا کنیم.
متوجه هستید؟

60
00:06:14,250 --> 00:06:16,750
.ولی این آقای وایدل برا ثبت نامش حسابی اینجا رو بهم ریخت

61
00:06:16,792 --> 00:06:19,375
.یه بار هم قبلا با زنش تو این هتل اقامت داشتن

62
00:06:19,917 --> 00:06:21,625
اونا عاشق هم بودن

63
00:06:23,375 --> 00:06:26,917
وقتی صحبت از عشق و احساس میشه
تو موضع ضعف قرار می‌گیرم

64
00:06:28,292 --> 00:06:30,708
من همین‌ام دیگه
یه زن فرانسوی تمام و کمال

65
00:06:31,625 --> 00:06:33,583
گفتم فقط یه شب میتونی اینجا بمونی

66
00:06:33,792 --> 00:06:37,667
روز بعد از اتاق بیرون نیومد
برای همین در رو با شاه‌کلید باز کردم

67
00:06:38,167 --> 00:06:40,125
و با این صحنه‌ی دلخراش رو به رو شدم

68
00:06:41,500 --> 00:06:44,042
جسدش غرق خون شده بود

69
00:06:44,250 --> 00:06:46,208
رگش رو زده بود

70
00:06:53,458 --> 00:06:55,292
خُب الان کجاست؟

71
00:06:55,708 --> 00:06:59,333
خوشبختانه دوستی رو تو اداره پلیس سن سولپیس میشناختم
که متخصص همچین کارهایی بود:

72
00:06:59,542 --> 00:07:02,750
شناسایی اجساد ناشناس یا سوخته و
امور مربوط به کفن و دفن

73
00:07:04,500 --> 00:07:07,708
اون مرد بیشتر از اشغال و تصرف شهر منو توی دردسر انداخت

74
00:07:08,375 --> 00:07:10,667
با وجود این اتفاقات چیکار میخوای بکنی؟

75
00:07:14,500 --> 00:07:16,375
میخوای چمدون و وسایلش رو بگیری؟

76
00:07:20,125 --> 00:07:22,833
دیگه نمی خوام یادش بیفتم

77
00:07:47,542 --> 00:07:48,917
مدارکت

78
00:08:07,167 --> 00:08:09,417
!اون اینجاست
!ایناهاش

79
00:08:09,417 --> 00:08:19,417
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

80
00:09:14,583 --> 00:09:16,500
.منم

81
00:09:19,708 --> 00:09:23,124
.کجا بودی؟نگران شدیم-
!کلر-

82
00:09:23,125 --> 00:09:24,249
چیکارا می‌کنی؟

83
00:09:24,250 --> 00:09:27,917
اونا میان و اتاق رو پیدا می‌کنن
بهشون میگیم اتاق بازی جینه

84
00:09:28,000 --> 00:09:30,958
اونجا اتاقک مخفیشه
همیشه آرزوی یکی از اینا رو داشت

85
00:09:36,458 --> 00:09:39,917
.شیرینی مارسیپان
به پسرم قول دادم

86
00:09:40,125 --> 00:09:44,166
.ملیسا و بچه اش تو مارسی‌ان
بعد اینکه کمی استراحت کرد،اونا رو میبری سمت کوهستان

87
00:09:44,167 --> 00:09:45,792
!اون از پس این کار برنمی‌آد

88
00:09:45,917 --> 00:09:48,875
یه مقدار مرفین و آمپول پنی‌سیلین
گیر آوردم

89
00:09:49,083 --> 00:09:52,167
.کلر چمدونش رو براش بسته-
گفتم که،اون نمیتونه-

90
00:09:52,375 --> 00:09:54,625
اونا خونه به خونه میگردن و
مشخصات همه ساکنین رو ثبت میکنن

91
00:09:54,667 --> 00:09:57,125
.شوهر یکی از همسایه‌ها پلیسه

92
00:09:57,167 --> 00:10:00,500
.امروز اتاقک مخفی رو دید
حتما گزارش میده. به زودی میان اینجا

93
00:10:01,042 --> 00:10:04,208
.اونا توی ولودروم اردوگاه زدن
تمام منطقه رو به دقت میگردن

94
00:10:05,125 --> 00:10:06,708
اسمش هم گذاشتن خونه تکونی بهاری

95
00:10:22,292 --> 00:10:24,083
حروم زاده‌ها

96
00:10:51,042 --> 00:10:54,917
اینم کلید اضافه برای در.
سفر چهار روز طول میکشه،باشه؟

97
00:10:55,292 --> 00:10:58,167
میتونی تو مسیر پنجره رو باز کنی

98
00:10:58,583 --> 00:11:00,542
تا یه خورده نور و هوای تازه بهت برسه

99
00:11:00,833 --> 00:11:04,250
ولی هر موقع جایی توقف کردین ببندش
نباید کسی ببینتت

100
00:11:04,625 --> 00:11:05,792
باشه؟

101
00:11:08,000 --> 00:11:11,917
،وقتی به ملیسا ملحق شدی
چند روزی صبر میکنی

102
00:11:12,250 --> 00:11:14,500
بعدش میبریشون پیش هنری توی کوهستان

103
00:11:14,708 --> 00:11:16,792
من چیکار باید...-
تو...-

104
00:11:17,542 --> 00:11:19,417
در واقع قراره کمکش کنی

105
00:11:26,167 --> 00:11:28,750
بگیرش،واسه توئه

106
00:11:29,625 --> 00:11:31,000
مرسی

107
00:12:16,125 --> 00:12:17,500
برو داخل

108
00:12:30,750 --> 00:12:34,167
مساله اینه که تو ناچاری مشخصاتت رو ثبت کنی

109
00:12:34,458 --> 00:12:36,833
قراره بریم سفر
اگه همه چی طبق روال پیش بره

110
00:12:38,458 --> 00:12:40,625
کجا می‌خواین برین؟

111
00:12:40,833 --> 00:12:42,625
مراکش-
عالیه!مخصوصا آفتابش-

112
00:12:42,625 --> 00:12:52,625
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

113
00:14:07,875 --> 00:14:11,917
از دستش در رفته بود چقدر از هاینز مراقبت کرده

114
00:14:12,208 --> 00:14:15,542
بالاخره کوله‌پشتی اون نویسنده رو باز کرد

115
00:14:16,542 --> 00:14:19,125
برای فرار از بی حوصلگی شروع کرد به خوندن

116
00:14:19,958 --> 00:14:23,500
احساس کرد زبانش آشناست
زبان مادریش بود

117
00:14:23,958 --> 00:14:27,583
کلماتی به چشمش خورد که مادرش

118
00:14:27,792 --> 00:14:30,375
هنگامی که عصبی و بداخلاق می‌ شد با گفتن اونها نوازشش می کرد

119
00:14:30,958 --> 00:14:33,874
قصه پر از پیچ و خم و شخصیت های عجیب غریب بود

120
00:14:33,875 --> 00:14:35,750
شخصیت‌هایی در آستانه‌ی جنون

121
00:14:35,958 --> 00:14:39,333
همه‌ی‌ اونا درگیر وضعیتی هولناک و مبهم بودن

122
00:14:40,208 --> 00:14:42,500
حتی اونایی که به سختی مقاومت میکردن

123
00:14:43,208 --> 00:14:47,500
و یکی از اونا خیلی به خودش شباهت داشت

124
00:14:47,542 --> 00:14:49,832
با وجود پیچیدگی های شخصیتی،آزاردهنده نبود

125
00:14:49,833 --> 00:14:51,708
اونجور که کسی توی زندگی واقعی ممکن بود آزارش بده

126
00:14:51,917 --> 00:14:55,042
رفتارش براش قابل درک بود
چون می‌تو‌نست از اول تا آخر تصمیماتش رو

127
00:14:55,250 --> 00:14:59,292
تو زندگی خودش اجرا کنه

128
00:15:00,208 --> 00:15:02,999
شاید به این خاطر بود
که نویسنده‌ی مرحوم

129
00:15:03,000 --> 00:15:06,792
اون شخصیت رو جوری توصیف کرده بود
که نشانی از شر، در وجودش به چشم نیاد

130
00:15:13,792 --> 00:15:16,083
توی کوله پشتی دوتا نامه بود

131
00:15:16,292 --> 00:15:19,999
یکی از طرف ناشرش
که داستان رو ستایش کرده بود

132
00:15:20,000 --> 00:15:23,375
ولی افسوس می خورد که اون داستان قابل انتشار نیست

133
00:15:23,958 --> 00:15:27,291
دومی از طرف زنی بود که به نظر میرسید همسرش باشه

134
00:15:27,292 --> 00:15:31,417
نوشته بود منتظر برگشتنش نباشه
چون زندگی مشترکشون تموم شده

135
00:15:35,042 --> 00:15:39,333
یاد نامه هایی افتاد که پل از طرف وایدل بهش داده بود

136
00:15:39,417 --> 00:15:41,667
نامه ها هنوز توی جیب داخل کتش بود

137
00:15:41,875 --> 00:15:43,957
یکی از طرف کنسولگری مکزیک در مارسی

138
00:15:43,958 --> 00:15:47,833
که به آقای وایدل برای حضور و زندگی در مکزیک خوش‌آمد می‌گفت

139
00:15:48,208 --> 00:15:50,542
و ویزا و هزینه های سفرانتظارش رو ‌می‌کشید

140
00:15:51,833 --> 00:15:55,958
یکی هم از طرف همسرش
که می‌گفت باید مجددا ملاقاتش کنه

141
00:15:56,208 --> 00:15:58,624
مرد جوابی بهش نداده بود و زنش همچنان چشم انتظار بود

142
00:15:58,625 --> 00:16:01,250
فورا باید تو مارسی بهش ملحق می شد

143
00:16:02,000 --> 00:16:04,792
لحن نامه کمی آشفته بود ولی خوانا نوشته شده بود

144
00:16:04,958 --> 00:16:07,250
نه فقط خوانا

145
00:16:07,792 --> 00:16:08,999
بلکه کاملا بی‌نقص

146
00:16:09,000 --> 00:16:11,000
هرچه زودتر به من ملحق شو،عشق من

147
00:16:11,042 --> 00:16:13,917
بیا تا زندگی تازه و بهتری در مکزیک آغاز کنیم

148
00:16:13,958 --> 00:16:15,542
ماری

149
00:17:06,875 --> 00:17:08,083
هاینز

150
00:17:12,333 --> 00:17:13,708
هاینز

151
00:17:16,667 --> 00:17:18,042
هاینز

152
00:17:24,375 --> 00:17:26,167
پاشو

153
00:17:29,375 --> 00:17:30,875
پاشو

154
00:17:33,917 --> 00:17:36,417
نگاه کن! پنجره بازه!

155
00:17:48,208 --> 00:17:51,208
اوه چه بوی گندی هم!
اون مُرده

156
00:17:53,833 --> 00:17:55,542
بریم

157
00:17:58,208 --> 00:18:00,458
من وسایلش رو جمع می‌کنم
باشه

158
00:18:29,917 --> 00:18:32,750
فردای اون روز به مارسی رسید

159
00:18:32,958 --> 00:18:35,000
آسمان آبی،
بادی که بر نخل‌ها می‌وزید...

160
00:18:35,208 --> 00:18:37,542
هوا سرد بود و میسترال وزیدن گرفته بود
(باد سرد و خشکی که در فصل زمستان، در ساحل مدیترانه‌ای فرانسه می‌وزد)

161
00:18:38,792 --> 00:18:40,500
خسته بود

162
00:18:40,875 --> 00:18:43,625
هیچکش بهش نگاه نمی‌کرد
ترسناک بود

163
00:18:43,833 --> 00:18:47,958
نه فقط اینکه اونا بهت خیره بشن،
به صورت کثیف و خسته و لباسای پاره ات نگاه کنن

164
00:18:48,167 --> 00:18:52,500
ترسناک‌تر اینکه اونا نمی‌بیننت،
عملا تو دنیای اونها وجود خارجی نداری

165
00:18:55,667 --> 00:18:58,083
زنی به شونه اش زد و مرد سرش رو برگردوند

166
00:18:58,125 --> 00:18:59,958
وقتی دیدش

167
00:19:00,333 --> 00:19:02,667
زن بهش نگاه انداخت
سرش رو آروم تکون داد

168
00:19:02,708 --> 00:19:04,625
روش رو برگردوند و رفت

169
00:19:04,875 --> 00:19:06,667
مرد رفتنش رو نظاره کرد

170
00:19:06,875 --> 00:19:09,833
کت ساده و سیاهش ،کفش های ظریفش

171
00:19:10,083 --> 00:19:11,166
گام های خسته‌اش

172
00:19:11,167 --> 00:19:13,292
دوباره اومد سمتش

173
00:19:13,500 --> 00:19:15,500
بهش خیره شد
و دوباره به راه افتاد

174
00:19:16,583 --> 00:19:19,666
در یه آن،صدای آژیر ماشین پلیس

175
00:19:19,667 --> 00:19:22,458
و بعد هجوم مامورای پلیس
مرد از ترس دستگیری پا به فرار گذاشت

176
00:19:51,333 --> 00:19:53,667
می‌تونی دروازه وایستی؟

177
00:19:55,875 --> 00:19:58,250
ساعت چنده؟-
نزدیکای 11-

178
00:19:59,292 --> 00:20:02,125
این وقت روز مگه مدرسه نداری؟-
نه-

179
00:20:02,333 --> 00:20:04,042
امروز یکشنبه‌ست

180
00:20:06,958 --> 00:20:10,917
دوست داری بازی کنیم؟-
خیلی وقته بازی نکردم-

181
00:20:11,333 --> 00:20:13,917
فقط تو دروازه وایستا-
باشه-

182
00:20:14,500 --> 00:20:17,667
فهمیدی چی ازت خواستم؟
تو آلمانی هستی؟

183
00:20:18,042 --> 00:20:21,625
می‌تونی بفهمی چی میگم؟
نه، ولی اونا گلرهاشون رو خیلی دوست دارن-

184
00:20:23,583 --> 00:20:26,917
نمی‌دونستم
ولی اونا تو این زمینه خوبن، به هر حال

185
00:20:27,750 --> 00:20:29,250
درسته

186
00:20:30,333 --> 00:20:32,083
تو چی؟ تو دروازه بان خوبی هستی؟

187
00:20:33,083 --> 00:20:34,167
آره

188
00:20:34,458 --> 00:20:35,833
واقعا؟

189
00:20:35,875 --> 00:20:37,625
آره، واقعا

190
00:20:38,750 --> 00:20:39,833
ببینیم و تعریف کنیم

191
00:20:43,208 --> 00:20:44,917
کم باده

192
00:21:08,667 --> 00:21:10,750
چطور؟-
چی چطور؟-

193
00:21:10,792 --> 00:21:13,042
چجوری نمیتونم بهت گل بزنم

194
00:21:13,250 --> 00:21:17,542
به خاطرپای تگیه‌گاهت
که نشون میده میخوای کدوم سمت شوت کنی

195
00:21:20,167 --> 00:21:21,417
لعنتی

196
00:21:22,333 --> 00:21:23,583
آلمانی حرف می‌زنی؟

197
00:21:23,792 --> 00:21:27,083
لعنتی،پاس دو ضرب، بروسیا دورتموند

198
00:21:27,542 --> 00:21:31,167
همه اش همینقدر بلدی؟
چیزای دیگه ای هم بلدم

199
00:22:13,750 --> 00:22:16,125
باید با مامانت صحبت کنم

200
00:22:22,917 --> 00:22:26,083
اسم من گئورگه
دوست همسرتون هستم

201
00:22:27,167 --> 00:22:29,208
تو این سفر با هم بودیم

202
00:22:29,792 --> 00:22:33,000
زانوش جراحت داشت
عفونت کرد

203
00:22:33,625 --> 00:22:35,167
اون مُرده

204
00:23:27,833 --> 00:23:30,499
دنبال هتل می‌گشت

205
00:23:30,500 --> 00:23:32,333
جای آروم و دنجی که بتونه مخفی بشه

206
00:23:32,542 --> 00:23:34,500
هتل‌ها جای خالی نداشتن

207
00:23:34,917 --> 00:23:36,499
هفتمین هتل یه اتاق خالی داشت

208
00:23:36,500 --> 00:23:39,833
با وجود تابلویی که روش نوشته بود اتاق خالی نداریم

209
00:23:40,500 --> 00:23:41,917
پیش پرداخت برای یه هفته

210
00:23:43,458 --> 00:23:44,458
یه هفته؟

211
00:23:44,583 --> 00:23:48,292
اگه پلیس ها  بیان اینجا
دستم خالی میشه

212
00:23:48,875 --> 00:23:51,249
شما مجوز اقامت ندارید

213
00:23:51,250 --> 00:23:53,333
ولی من نمی‌خوام اینجا موندگار بشم

214
00:23:53,625 --> 00:23:56,250
باید ثابت کنی

215
00:23:56,958 --> 00:23:58,333
چطوری اینکارو بکنم؟

216
00:23:58,542 --> 00:24:00,458
میری اداره پلیس

217
00:24:00,958 --> 00:24:03,708
بهشون ویزا و مجوز سفر با کشتی رو نشون میدی

218
00:24:04,333 --> 00:24:05,708
پس...

219
00:24:05,917 --> 00:24:08,458
به شرطی می‌تونم اینجا اتاق بگیرم

220
00:24:08,917 --> 00:24:12,250
که بتونم اثبات کنم نمی‌خوام بمونم؟

221
00:24:16,833 --> 00:24:18,208
چقدر میخوای؟

222
00:24:19,375 --> 00:24:23,583
می‌دونست زن آخرش اونو لو میده
امروز نشد فردا

223
00:24:23,750 --> 00:24:26,292
کلافه بود
دیگه براش اهمیتی نداشت

224
00:24:26,708 --> 00:24:30,916
مبلغی که زن براش نوشت شرم‌آور بود

225
00:24:30,917 --> 00:24:32,833
به قیمت همه‌ی دار و ندارش

226
00:24:34,542 --> 00:24:37,917
مردم رو دید که توی لابی پرسه می‌زنن،با نگرانی و بی‌تابی

227
00:24:38,125 --> 00:24:42,167
میخواستن سرگذشت خودشون رو
برای اون تازه وارد،
تعریف کنن

228
00:24:43,208 --> 00:24:45,958
و اینکه ویزا یا جواز ترانزیت‌شون برای کدوم کشور صادر شده

229
00:24:47,167 --> 00:24:50,042
بعدتر، تو اتاقش
یاد اون نویسنده افتاد

230
00:24:50,708 --> 00:24:54,958
آخرین دست‌نوشته‌اش رو برداشت
ولی دیگه اشتیاقی برای خوندنش نداشت

231
00:24:56,042 --> 00:24:59,875
گرسنه بود و سیگار مزه‌ی دهانش رو تلخ کرده بود

232
00:25:00,417 --> 00:25:03,542
روی تخت دراز کشید و سعی کرد بخوابه تا گرسنگی رو فراموش کنه

233
00:25:04,125 --> 00:25:07,041
فردا باید وسایل اون نویسنده رو به کنسولگری مکزیک تحویل می‌داد

234
00:25:07,042 --> 00:25:10,708
شاید هم از طرف کسایی که دنبالش می‌گشتن پولی گیرش میومد و چیزی برای خوردن می‌خرید

235
00:25:10,750 --> 00:25:12,292
و بعدتر...

236
00:25:13,292 --> 00:25:15,250
یه سری چیزا ممکن بود تغییر کنه

237
00:25:16,458 --> 00:25:18,542
گرسنگی عذابش می‌داد

238
00:25:48,750 --> 00:25:51,292
این قرارداد کاری منه

239
00:25:51,500 --> 00:25:52,708
کاراکاس

240
00:25:52,917 --> 00:25:55,625
من رهبر ارکسترم
میدونی کاراکاس کجاست؟

241
00:25:56,292 --> 00:25:59,625
می‌بینی؟
قراره از 10 سپتامبر شروع کنم

242
00:26:01,833 --> 00:26:03,625
این...

243
00:26:04,750 --> 00:26:07,124
گذرنامه‌ی منه
سروقت صادر شد

244
00:26:07,125 --> 00:26:10,250
اونا موسیقی مدرن می‌خوان
من  به شخصه غافلگیر شدم

245
00:26:10,458 --> 00:26:14,041
تخصصم اجرای آثار مکس رگر(آهنگساز آلمانی قرن 19) و لوییجی نونو(آهنگساز ایتالیایی قرن20)ه-
ولی موسیقی مدرن اونم توی کاراکاس؟-

246
00:26:14,042 --> 00:26:15,958
یه همچین جایی کی به این چیزها گوش میده؟

247
00:26:18,667 --> 00:26:20,917
اونا برای پاسپورت 12تا عکس خواستن

248
00:26:21,125 --> 00:26:23,042
ببین یکی دو تا سه تا

249
00:26:23,083 --> 00:26:25,875
چهارتا پنج تا شیش تا

250
00:26:26,333 --> 00:26:29,625
هشت،نه،ده،یازده،دوازده
همه اش اینجاست

251
00:26:30,000 --> 00:26:32,458
عکس رو داری؟
ببین لبخند نزدم،گوشام هم معلومه

252
00:26:32,667 --> 00:26:35,167
که هر دوش هم اشتباه بود

253
00:26:35,375 --> 00:26:37,625
قبلا چندباری درخواست ویزام رد شده

254
00:26:38,208 --> 00:26:41,958
و این برام تجربه شده
این بلیط کشتیه

255
00:26:42,167 --> 00:26:44,708
کشتی دو جا توقف می‌کنه
آمریکا و مکزیک

256
00:26:45,125 --> 00:26:48,791
برا همین ترانزیت لازمم میشه
شاید فکر کنی

257
00:26:48,792 --> 00:26:51,541
این آدم‌های خوش‌شانس قراره تاییدیه ترانزیت‌‌شون رو بگیرن

258
00:26:51,542 --> 00:26:53,375
اما نه
اونا می‌ترسن

259
00:26:53,917 --> 00:26:56,875
می‌ترسن ما رو از کشتی پیاده کنن و همین‌جا نگهمون دارن

260
00:26:56,917 --> 00:26:58,208
اممم

261
00:26:59,292 --> 00:27:01,667
چیزی برای خوردن داری؟-
ها؟-

262
00:27:04,250 --> 00:27:05,375
ندارم

263
00:27:05,792 --> 00:27:07,666
به رهبر ارکستر نگاهی انداخت

264
00:27:07,667 --> 00:27:10,167
و همه‌ اونایی
که قصه‌هایی از سرگذشت‌شون برای گفتن داشتن

265
00:27:10,250 --> 00:27:12,500
اینکه چطور از مرگ فرار کردن

266
00:27:12,708 --> 00:27:16,583
درباره بچه‌ها
مردان و زنانی که در حین فرار از دستشون داده بودن

267
00:27:16,625 --> 00:27:20,833
چیزهای وحشتناکی که به چشم دیده بودن
نمی‌تونست بیشتر از این بهشون گوش بده

268
00:27:20,875 --> 00:27:24,792
جرات نداری بگی اونا شیرینن
من ازشون متنفرم

269
00:27:24,833 --> 00:27:28,042
اگه میتونستم تیکه تیکه‌شون میکردم

270
00:27:28,375 --> 00:27:31,750
واسه یه زوج آمریکایی بود
ایمی و جان بلومنبرگ

271
00:27:31,792 --> 00:27:35,250
اونا یه تصمیم دیوانه وار گرفتن
آخرین پروازی که به سمت واشنگتن می‌رفت رو سوار شدن

272
00:27:35,375 --> 00:27:39,833
نمی‌تونم اونا رو سرزنش کنم
جان مثل من یهودیه

273
00:27:40,125 --> 00:27:43,542
اونا نمی‌تونستن سگ‌ها رو با خودشون ببرن
میخوام با کشتی اونا رو ببرم

274
00:27:43,583 --> 00:27:46,542
توی مبادله ضمانت منو کردن و من هم در ازای اون ویزا گرفتم

275
00:27:46,583 --> 00:27:49,250
برای همین اینجا موندم
منتظر تاییدیه ترازیت برای مکزیک‌ام

276
00:27:49,292 --> 00:27:52,042
و گواهی دامپزشکیِ لعنتی

277
00:27:52,917 --> 00:27:54,917
من خونه شون رو طراحی کردم

278
00:27:54,958 --> 00:27:57,583
بعد یادش افتاد
مارسی همچین جاییه

279
00:27:57,625 --> 00:27:59,500
بندر!
نگاه کن!

280
00:27:59,667 --> 00:28:03,500
و بندرها جایی‌ان که قصه‌ها روایت میشن
این چیزیه که اونا به خاطرش اینجان

281
00:28:03,542 --> 00:28:06,458
آدمای اینجا حق دارن قصه شون رو تعریف کنن

282
00:28:06,667 --> 00:28:08,625
و بعد...
اون داستان‌ها شنیده بشن

283
00:28:08,833 --> 00:28:11,875
نمی‌خوام تو مکزیکت موندگار بشم

284
00:28:12,083 --> 00:28:15,167
ازشون متنفرم
با اون آدمای احمقشون

285
00:28:15,208 --> 00:28:18,167
اون‌ها خیلی افراطی‌ان
سعی دارن ما رو بترسونن

286
00:28:18,375 --> 00:28:21,833
بیمه عمرم.لعنتی
این دیوونگیه

287
00:28:24,667 --> 00:28:26,292
813.

288
00:28:27,000 --> 00:28:28,875
نوبت توئه

289
00:28:29,875 --> 00:28:31,792
آره

290
00:28:47,458 --> 00:28:51,042
فقط پاسپورت.ممنون
شما می‌خواید؟

291
00:28:51,250 --> 00:28:53,375
برای ویزا؟
ویزای ترانزیت

292
00:28:54,708 --> 00:28:57,042
کجا؟
آمریکا

293
00:29:05,167 --> 00:29:07,125
دارید چیکار می‌کنید؟

294
00:29:07,167 --> 00:29:10,542
این نامه ها و دست‌نوشته‌ها...

295
00:29:10,583 --> 00:29:12,667
شماره نوبت‌تون لطفا

296
00:29:17,417 --> 00:29:19,167
اینه؟

297
00:29:25,917 --> 00:29:28,083
اینجا چیکار دارید؟

298
00:29:28,875 --> 00:29:33,291
من سر‌کنسول نیستم
من برای طبقه بندی درخواست‌ها اینجام

299
00:29:33,292 --> 00:29:35,458
و در نهایت جابه‌جایی اون‌ها

300
00:29:35,667 --> 00:29:38,374
برای کار وایدل اینجا اومدم

301
00:29:38,375 --> 00:29:40,417
وایدلِ نویسنده؟
بله

302
00:29:41,208 --> 00:29:43,917
من...
یه لحظه لطفا

303
00:29:58,000 --> 00:30:00,583
سر‌ کنسول‌ منتظر شماست
...بفرمایید

304
00:30:22,083 --> 00:30:24,625
همسرتون اینجا بود

305
00:30:28,833 --> 00:30:31,958
دو تا ویزا
بلیط سفر با کشتی

306
00:30:32,625 --> 00:30:34,625
چک بانکی

307
00:30:35,333 --> 00:30:39,666
بانک وسترن یونیون توی کانبیِر یه شعبه داره
سر ساعت باز میکنه

308
00:30:39,667 --> 00:30:43,000
تا زمان حرکت کشتی‌تون فقط سه هفته فرصت دارید

309
00:30:43,167 --> 00:30:47,041
هرچه زودتر کارهای مربوط به ترانزیت آمریکا و اسپانیا رو هماهنگ کنید

310
00:30:47,042 --> 00:30:51,249
اونا دارن توی آیکس و کاسیس اردوگاه می‌سازن
پاک‌سازی‌ها به زودی شروع میشه

311
00:30:51,250 --> 00:30:53,957
عذر میخوام،
سوء‌تفاهمی پیش اومده

312
00:30:53,958 --> 00:30:56,707
هیچ راه مستقیمی برای سفر به مکزیک وجود نداره

313
00:30:56,708 --> 00:31:00,833
برای همچین سفری شما به ترانزیت نیاز دارید
می‌ترسن شماها اونجا موندگار بشین

314
00:31:05,833 --> 00:31:08,417
اسم همسرتون چی بود؟

315
00:31:13,417 --> 00:31:15,417
اسم همسرتون

316
00:31:17,125 --> 00:31:20,500
به نظر میرسه اسمش رو فراموش کردین

317
00:31:22,208 --> 00:31:24,666
تقریبا هر روز اینجا می‌اومد

318
00:31:24,667 --> 00:31:26,667
تا خبری از شما بگیره

319
00:31:27,500 --> 00:31:29,500
زود برگرد...عشق من

320
00:31:30,250 --> 00:31:31,792
ماری

321
00:31:33,042 --> 00:31:34,833
ماری

322
00:31:35,667 --> 00:31:37,333
آره خودشه! ماری

323
00:31:38,208 --> 00:31:40,500
گریه امانش نمی‌داد

324
00:31:44,458 --> 00:31:46,750
اون منو ترک کرد

325
00:31:49,458 --> 00:31:53,083
یه چیز برام جالبه
بیشتر مثل یه سواله

326
00:31:54,500 --> 00:31:56,749
کی اول فراموش میکنه

327
00:31:56,750 --> 00:31:59,875
مرد که رها شده
یا زن که اون رو ترک کرده؟

328
00:32:03,333 --> 00:32:07,042
کنجکاوم نظر شما رو به عنوان یه نویسنده بدونم

329
00:32:12,542 --> 00:32:15,167
به سختی میتونم به یاد بیارمش

330
00:32:24,875 --> 00:32:27,917
روزی بود که برای اولین بار دیدمش

331
00:32:28,208 --> 00:32:31,499
در حالی که کنار پنجره نشسته بود
و می‌خواست سفارشش رو نقدی پرداخت کنه

332
00:32:31,500 --> 00:32:33,875
داشت برش کوچک و گرمی از مارگاریتا می‌خورد

333
00:32:34,042 --> 00:32:36,208
و شراب گل رز خنکی می‌نوشید

334
00:32:36,917 --> 00:32:40,667
آدمای بیرون با کیسه‌های خریدشون مشغول قدم زدن بودن

335
00:32:40,750 --> 00:32:44,041
با خودش می‌گفت وحشت و آشوب به زودی بر اینجا مسلط خواهد شد

336
00:32:44,042 --> 00:32:48,042
و اینا همه‌ی فکر و ذکرشون رفتن به خریده

337
00:32:48,292 --> 00:32:52,749
براش از فیلمی گفتم که زامبی‌ها یه مرکز خرید رو  محاصره کردن

338
00:32:52,750 --> 00:32:56,708
گفت بله، حتی مردگان هم قدرت فکر کردن به چیزهای بهتر رو از دست دادن

339
00:33:35,292 --> 00:33:37,708
حال داری بازی کنیم؟

340
00:33:40,833 --> 00:33:43,083
برات یه چیزی آوردم

341
00:33:43,500 --> 00:33:45,750
نمی‌تونم مریضم

342
00:33:46,875 --> 00:33:49,917
مامانت هست؟
سر کاره-

343
00:34:18,542 --> 00:34:21,000
رادیو هم گوش میدی؟
شکسته-

344
00:34:27,458 --> 00:34:30,375
از جایی افتاده؟
نمی‌دونم-

345
00:34:36,708 --> 00:34:38,750
میتونی درستش کنی؟

346
00:34:41,250 --> 00:34:43,375
سعی خودمو میکنم

347
00:34:45,375 --> 00:34:46,458
کمکم میکنی؟

348
00:34:59,042 --> 00:35:00,625
هممم...

349
00:35:04,167 --> 00:35:05,750
باشه...

350
00:35:26,625 --> 00:35:28,750
میتونی نگهش داری؟
این شکلی؟

351
00:35:42,000 --> 00:35:45,667
باشه،حالا بگیرش جلوی شعله

352
00:35:48,000 --> 00:35:51,541
خیلی نزدیک هم نه
جایی که دماش کمتره

353
00:35:51,542 --> 00:35:53,583
آره همینجوری

354
00:35:56,625 --> 00:35:58,792
اینو یه مدت ازت قرض میگیرم

355
00:36:01,542 --> 00:36:04,083
باشه
یه کم اینورتر

356
00:36:08,042 --> 00:36:10,375
بذار امتحان کنیم درست شده

357
00:36:11,000 --> 00:36:14,083
نفست رو تو نده
راحت نفس بکش

358
00:36:15,792 --> 00:36:19,125
انگار داری فوتبال بازی میکنی
راحت و آروم نفس بکش

359
00:36:22,875 --> 00:36:26,167
حالا قاشق رو کنار بذار

360
00:36:35,333 --> 00:36:36,917
بله

361
00:36:37,333 --> 00:36:39,582
یه کمی نزدیک‌تر

362
00:36:39,583 --> 00:36:40,750
برش گردون

363
00:36:48,917 --> 00:36:51,333
باشه
خوبه

364
00:36:52,792 --> 00:36:54,917
حالا بیا یه نگاه بهش بندازیم

365
00:37:12,333 --> 00:37:14,292
چی شده؟

366
00:37:15,208 --> 00:37:17,250
این آواز رو می‌شناسم

367
00:37:17,500 --> 00:37:20,708
مادرم می‌خوند تا خوابم ببره

368
00:37:27,958 --> 00:37:29,958
ماهیِ خال خالی

369
00:37:31,208 --> 00:37:33,208
شنا می‌کرد تا خونه‌

370
00:37:35,333 --> 00:37:37,000
فیل

371
00:37:38,083 --> 00:37:40,292
پای‌کوبی می‌کرد تا خونه

372
00:37:41,542 --> 00:37:43,208
مورچه

373
00:37:44,792 --> 00:37:46,875
می‌دوید تا خونه

374
00:37:47,875 --> 00:37:49,917
فانوس‌ها روشن‌ شدن

375
00:37:50,583 --> 00:37:52,833
روز به سر اومده

376
00:38:49,417 --> 00:38:52,083
مامانم میخواد بدونه شغلت اینه؟

377
00:38:53,417 --> 00:38:54,542
آره

378
00:38:55,125 --> 00:38:58,125
من تعمیرکار رادیو تلویزیون‌ام

379
00:39:06,167 --> 00:39:08,958
دوره کارورزی رو تموم کردی؟

380
00:39:09,000 --> 00:39:10,542
نه

381
00:39:10,667 --> 00:39:13,833
فاشیست‌ها دستور دادن جلوی این کارها گرفته بشه

382
00:39:27,792 --> 00:39:30,375
میشه دوباره اون آهنگ رو بخونی؟

383
00:39:32,792 --> 00:39:34,708
مامان میخواد آواز خوندن‌ات رو ببینه

384
00:39:46,792 --> 00:39:48,875
پروانه

385
00:39:50,292 --> 00:39:52,250
اومده خونه

386
00:39:53,833 --> 00:39:55,750
خرس کوچولو

387
00:39:57,000 --> 00:39:58,958
اومده خونه

388
00:40:02,833 --> 00:40:05,792
ماهی خال خالی
نه،صبر کن

389
00:40:06,167 --> 00:40:08,125
شنا می‌کنه تا خونه

390
00:40:08,917 --> 00:40:11,458
فانوس‌ها روشن‌ شدن

391
00:40:12,292 --> 00:40:14,417
روز به سر اومده

392
00:40:16,125 --> 00:40:18,250
حالا ماهی اومد

393
00:40:19,000 --> 00:40:20,750
ماهی

394
00:40:21,875 --> 00:40:23,833
شنا می‌کنه تا خونه

395
00:40:26,333 --> 00:40:28,208
فیل

396
00:40:28,833 --> 00:40:30,792
اومده خونه

397
00:40:32,833 --> 00:40:34,625
مورچه

398
00:40:35,708 --> 00:40:37,667
می‌دوئه تا خونه

399
00:40:38,208 --> 00:40:40,333
چراغ‌ها روشن‌ان

400
00:40:41,500 --> 00:40:43,625
روز به سر اومده

401
00:40:46,000 --> 00:40:48,125
روباه و غاز

402
00:40:49,292 --> 00:40:51,292
میرن به خونه

403
00:40:53,042 --> 00:40:54,958
گربه و موش

404
00:40:55,875 --> 00:40:57,875
میرن به خونه

405
00:40:59,000 --> 00:41:01,000
مرد و زن

406
00:41:01,542 --> 00:41:03,542
میرن به خونه

407
00:41:03,583 --> 00:41:05,666
مکث کرد

408
00:41:05,667 --> 00:41:08,708
انگار نفسش بند اومده بود

409
00:41:08,958 --> 00:41:11,708
بغض کرده بود

410
00:41:11,875 --> 00:41:14,249
ملیسا و دریس بهش خیره شدن

411
00:41:14,250 --> 00:41:19,333
دریس گفت دیروقته و
اگه می‌خواد میتونه شب اونجا بخوابه

412
00:41:20,208 --> 00:41:25,000
گفت کار مهمی داره،
شب به هتل برگشت

413
00:41:25,667 --> 00:41:29,457
قول داد فردا رو با دریس بگذرونه

414
00:41:29,458 --> 00:41:32,167
اون آواز از ذهنش بیرون نمی‌رفت

415
00:41:32,500 --> 00:41:38,375
مثل افکار وهم انگیزی بود که تو ذهنش پرسه می‌زد

416
00:41:38,500 --> 00:41:43,333
قصه ها برای خودشون بافته می‌شن

417
00:41:44,083 --> 00:41:48,333
همچنان که شب روی خونه‌مون سایه انداخته

418
00:42:18,875 --> 00:42:20,708
یه لحظه

419
00:42:25,458 --> 00:42:27,958
برگه‌ها و مجوز اقامت

420
00:42:28,167 --> 00:42:30,458
روی میزه
نه بابا؟

421
00:42:30,625 --> 00:42:32,917
زودباش بیارش

422
00:42:35,833 --> 00:42:38,625
عجله کن وقت نداریم

423
00:43:11,208 --> 00:43:14,750
مامان مامان

424
00:43:17,875 --> 00:43:21,125
ولم کن

425
00:43:21,292 --> 00:43:23,458
ول کنم
مامان

426
00:43:23,958 --> 00:43:26,542
به زن نگاه کرد
مثل شعله‌‌ی شمعی کم‌رمق، در حال خاموشی بود

427
00:43:27,167 --> 00:43:30,207
صدای فریاد همسر و فرزندانش رو شنید

428
00:43:30,208 --> 00:43:32,832
متوجه شد دیگران هم مثل اون نگاهش میکنن

429
00:43:32,833 --> 00:43:36,917
اون‌ها بی احساس بودن؟
یا خیالشون راحت بود که جای اون زن نبودن؟

430
00:43:37,167 --> 00:43:40,917
توی راهرو اون زن و سگ‌هاش رو دید

431
00:43:41,000 --> 00:43:44,957
نگاهشون به هم گره خورد
مدتی طولانی بهم خیره شدن

432
00:43:44,958 --> 00:43:47,375
بعد از هم روی برگردوندن

433
00:43:48,000 --> 00:43:51,458
و می‌دونست چیزی که اون‌ها رو وادار به سکوت کرده بود

434
00:43:51,750 --> 00:43:52,917
احساس شرم بود

435
00:43:54,667 --> 00:43:57,792
اون‌ها شرمسار بودن
به شکل بدی هم شرمسار بودن

436
00:44:01,542 --> 00:44:03,874
فردای اون روز رفت دنبال دریس

437
00:44:03,875 --> 00:44:07,125
که با هم برن بازارچه کنار دریا

438
00:44:27,500 --> 00:44:30,958
من و مامان می‌خوایم بریم کوهنوری
با ما میای؟

439
00:44:34,750 --> 00:44:36,750
اگه تونستی

440
00:44:37,333 --> 00:44:40,499
تیراندازی به قوطی های حلبی

441
00:44:40,500 --> 00:44:42,417
بریم تمرین کنیم

442
00:44:42,458 --> 00:44:44,542
اینجاست؟
اممم آره

443
00:44:44,583 --> 00:44:47,667
وایستا
ببین به این راحتی هم نیست

444
00:44:51,417 --> 00:44:53,083
پای تکیه‌گاه...

445
00:44:54,292 --> 00:44:57,333
لعنتی
یه فرصت دیگه داری

446
00:45:00,917 --> 00:45:04,333
نه! صبر کن، خیلی نزدیکی
یه کم برگرد عقب

447
00:45:08,417 --> 00:45:10,417
بستنی میوه ای

448
00:45:13,917 --> 00:45:17,458
یه کاری دارم که باید انجام بدم
زود برمی‌گردم باشه؟

449
00:45:17,750 --> 00:45:19,749
کجا میری؟

450
00:45:19,750 --> 00:45:22,542
اونور خیابون
اون ساختمونی که پرچم داره

451
00:45:23,042 --> 00:45:26,417
خیلی طول نمیکشه
زود برمی‌گردم

452
00:45:43,000 --> 00:45:45,458
چیزی میخوری؟

453
00:46:06,292 --> 00:46:08,292
آقای وایدل!

454
00:46:11,292 --> 00:46:13,083
آقای وایدل!

455
00:46:17,792 --> 00:46:18,875
بله

456
00:46:28,417 --> 00:46:31,875
چرا واسه ویزای آمریکا اقدام نکردید؟

457
00:46:32,875 --> 00:46:35,500
خیلی از هم‌دوره‌ای هات این‌کار رو کردن

458
00:46:36,083 --> 00:46:40,458
ترسیدی درخواست‌ات برای ویزا رد بشه.

459
00:46:42,208 --> 00:46:43,833
درست می‌گم؟

460
00:46:44,792 --> 00:46:47,249
یه سری مقاله توی جبهه‌ی نو

461
00:46:47,250 --> 00:46:51,417
و انتشار خبر تیراندازی به اتحادیه‌های کارگری در آلمریا توسط سازمان سیا

462
00:46:52,875 --> 00:46:54,917
شما در اون نقش داشتین

463
00:46:55,792 --> 00:46:57,375
نه

464
00:46:59,917 --> 00:47:02,958
جبهه‌ی نو یه روزنامه‌ی کمونیستیه

465
00:47:03,750 --> 00:47:06,083
من تو انتشار اون اخبار نقشی نداشتم

466
00:47:12,250 --> 00:47:15,582
چرا مکزیک؟

467
00:47:15,583 --> 00:47:18,208
فکر کردی اونا به کمونیست‌ها خوش‌آمد میگن؟
گفتم که تو اون ماجرا نقشی نداشتم

468
00:47:18,250 --> 00:47:20,208
چه چیزی شما رو به مکزیک کشوند؟

469
00:47:20,750 --> 00:47:22,750
چطوری میخواید خرج زندگی‌‌تون رو توی اون کشور درآرید؟

470
00:47:23,042 --> 00:47:26,000
می‌خوام یه کسب و کاری راه بندازم

471
00:47:31,792 --> 00:47:34,000
چه کسب و کاری؟

472
00:47:34,250 --> 00:47:36,583
تعمیرات رادیو و تلویزیون

473
00:47:37,167 --> 00:47:40,583
نمی‌خواید از ماجراهایی که بهتون گذشته بنویسید ؟
نه

474
00:47:42,917 --> 00:47:46,000
ولی این کاریه که نویسنده‌ها انجامش میدن

475
00:47:50,500 --> 00:47:55,125
وقتی پسر بچه بودم از طرف مدرسه به گردش می‌رفتیم

476
00:47:56,375 --> 00:47:57,792
یه وقت‌هایی خیلی خوش می‌گذشت

477
00:47:58,417 --> 00:48:00,082
ولی بدبختانه

478
00:48:00,083 --> 00:48:04,167
روز بعدش معلم ازمون خواست یه انشا بنویسیم

479
00:48:04,333 --> 00:48:06,292
با موضوع اردویی که از طرف مدرسه رفتیم

480
00:48:07,958 --> 00:48:11,333
بعد تعطیلی‌ها
همیشه موضوع انشا این بود

481
00:48:12,042 --> 00:48:14,542
تو تعطیلات چه کارهایی کردم

482
00:48:14,750 --> 00:48:16,332
یا

483
00:48:16,333 --> 00:48:19,000
بهترین قسمت تعطیلات

484
00:48:21,375 --> 00:48:25,083
حتی بعد تعطیلات کریسمس
هدایا و جشن‌ها

485
00:48:25,583 --> 00:48:27,583
یه وقتایی موضوع انشا این بود

486
00:48:28,125 --> 00:48:29,917
کریسمس من

487
00:48:31,167 --> 00:48:34,332
انگار باید اون لحظات رو طوری می‌گذروندم

488
00:48:34,333 --> 00:48:37,000
تا بتونم باهاش یه انشای کلاسی بنویسم

489
00:48:38,375 --> 00:48:41,541
و برای همه نویسنده هایی که با من توی کمپ بودن

490
00:48:41,542 --> 00:48:43,792
اون اتفاقات وحشتناک

491
00:48:44,333 --> 00:48:47,875
تنها مصالح‌شون برای نوشتن بود

492
00:48:49,042 --> 00:48:51,375
کمپ،فرار

493
00:48:52,042 --> 00:48:53,792
مرگ

494
00:48:54,375 --> 00:48:56,125
جنگ

495
00:49:01,875 --> 00:49:04,667
دیگه نمی‌خوام از اون انشاهای مدرسه‌ای بنویسم

496
00:49:07,417 --> 00:49:11,292
برای آدمی مثل شما ادعای سنگینیه

497
00:49:27,708 --> 00:49:29,708
اون از جاش تکون نخورد

498
00:49:37,833 --> 00:49:39,500
من رو ببخشید

499
00:50:20,083 --> 00:50:23,833
انگار از حرف‌ام خوشتون نیومد؟
چیزی دیگه ای می‌خواید؟

500
00:50:27,583 --> 00:50:29,542
می‌خواید از اینجا برید؟

501
00:50:30,833 --> 00:50:32,625
به آمریکا؟

502
00:50:34,500 --> 00:50:36,250
به سمت مکزیک

503
00:50:37,583 --> 00:50:39,042
کِی؟

504
00:50:39,250 --> 00:50:40,875
بیست و سوم این ماه

505
00:50:41,542 --> 00:50:43,500
با کشتی مونترئال

506
00:50:46,375 --> 00:50:49,625
می‌تونیم بریم جای دیگه بستنی بخوریم
تو بندر مثلا

507
00:50:51,333 --> 00:50:52,875
باشه؟

508
00:50:53,167 --> 00:50:55,833
یا بریم روی پای تکیه‌گاهت کارکنیم

509
00:50:57,833 --> 00:51:00,000
فهمید پسرک مشغول گریه بود

510
00:51:00,583 --> 00:51:03,125
در حالی که سعی داشت
اشک هاش رو پاک ‌کنه

511
00:51:03,792 --> 00:51:05,167
باید برم

512
00:51:05,458 --> 00:51:08,583
دید که سعی می‌کنه خودش رو نگه داره
و خواست که پسرک رو در آغوش بگیره و دلداریش بده

513
00:51:08,625 --> 00:51:11,167
براش توضیح بده چرا ناچاره اونجا رو ترک کنه

514
00:51:11,583 --> 00:51:14,500
برو درتو بذار!

515
00:52:14,250 --> 00:52:18,083
رهبر ارکستره چی شد؟
نتونست قبول بشه-

516
00:52:19,083 --> 00:52:21,707
میتونی برام یه خوراکی بخری؟

517
00:52:21,708 --> 00:52:24,875
ببخشید؟
میتونی برام خوراکی چیزی بخری؟

518
00:52:25,917 --> 00:52:29,083
همه‌ی پولم خرج سیر کردن شکم اینا شده
چیزی برام نمونده

519
00:52:29,542 --> 00:52:32,707
فکر میکردم گواهی دامپزشکی زودتر از اینا بیاد

520
00:52:32,708 --> 00:52:34,375
همینجا منتظر باش

521
00:52:37,958 --> 00:52:41,833
زن یه یادداشت به من داد
اون به کل کر و لال بود

522
00:52:42,417 --> 00:52:44,083
همین الان میرم

523
00:52:44,250 --> 00:52:47,707
پناهجوهای زیادی سعی میکردن با این کارها پول ناچیزی به جیب بزنن

524
00:52:47,708 --> 00:52:50,874
اونا یادداشت یا اسباب بازی کوچکی رو میز مشتری‌ها می‌ذاشتن

525
00:52:50,875 --> 00:52:52,875
و تقاضای کمک مالی داشتن

526
00:52:53,083 --> 00:52:56,167
ولی این زن دنبال دکتر برای پسرش می‌گشت

527
00:52:56,208 --> 00:52:59,208
و دنبال این بود که بین آلمانی‌ها یه دکتری پیدا کنه

528
00:52:59,375 --> 00:53:02,958
برای همین رفت و بین پناهجوها پرس ‌و‌ جو کرد

529
00:53:03,208 --> 00:53:07,292
طولی نکشید که تو هتل نزدیک بندرگاه یه دکتر پیدا کرد

530
00:53:07,458 --> 00:53:09,792
پزشک اطفال از کاسل

531
00:53:10,417 --> 00:53:12,207
سلام روزتون بخیر
بفرمایید

532
00:53:12,208 --> 00:53:14,958
فهمیدم دکتر اونجاست

533
00:53:15,375 --> 00:53:17,167
چند لحظه

534
00:53:17,191 --> 00:53:19,191
سینمافریک

535
00:53:23,042 --> 00:53:25,000
این برای شماست

536
00:53:32,792 --> 00:53:35,832
ما نیاز فوری به یه پزشک داریم
منظورش از ما کیه؟

537
00:53:35,833 --> 00:53:38,124
یه پسربچه
حدودا 8ساله

538
00:53:38,125 --> 00:53:40,500
مشکلی هست؟
نمیدونم-

539
00:53:41,583 --> 00:53:45,291
اون بچه مشکل تنفسی داره
چرا نبردینش اورژانس؟

540
00:53:45,292 --> 00:53:48,000
اون و مادرش شهروند غیرقانونی‌ان

541
00:53:48,708 --> 00:53:51,333
شما چی؟
منم همینطور-

542
00:53:53,750 --> 00:53:56,042
خیلی دوره؟
ده دقیقه تا اونجا راهه-

543
00:53:56,208 --> 00:53:58,375
چند لحظه
من کیفم رو بردارم

544
00:54:06,958 --> 00:54:09,375
زودی برمی‌گردم
باشه-

545
00:54:22,833 --> 00:54:25,833
به خاطر چیزیه که خورده؟
نمی‌دونم-

546
00:54:27,208 --> 00:54:30,125
از دیروز ندیدمش

547
00:54:33,083 --> 00:54:35,250
من پدرش نیستم

548
00:54:35,583 --> 00:54:37,917
اون پسر یکی از دوستامه

549
00:54:40,417 --> 00:54:43,292
که به تازگی مُرده

550
00:54:46,708 --> 00:54:49,749
مادرش کر و لاله
اسم پسر چیه؟

551
00:54:49,750 --> 00:54:51,792
دریس؟
آفریقاییه؟

552
00:54:52,458 --> 00:54:55,250
مادرش ملیسا مراکشیه

553
00:54:56,833 --> 00:54:58,833
دریس مبتلا به آسمه

554
00:55:01,208 --> 00:55:04,250
نفست رو نگه دار و عمیق بده بیرون

555
00:55:08,542 --> 00:55:10,875
میتونی لباست رو بپوشی

556
00:55:11,792 --> 00:55:14,458
این اواخر زیاد بیرون رفتی؟

557
00:55:16,750 --> 00:55:19,625
باید چند روزی تو رختخواب بگذرونی

558
00:55:20,125 --> 00:55:22,458
به مادرت بگو برات یه چیز خوشمزه درست کنه

559
00:55:23,833 --> 00:55:26,124
غذایی که خیلی دوست داری چیه؟

560
00:55:26,125 --> 00:55:30,250
امکان نداره، حتما یه غذایی هست که به شکل ویژه‌ای دوست داشته باشی
درسته؟

561
00:55:31,167 --> 00:55:33,583
پنکیک، مثلا؟

562
00:55:35,417 --> 00:55:39,083
شاید مامانت بتونه برات بپزه

563
00:55:40,500 --> 00:55:42,667
من میرم پیشش

564
00:55:45,750 --> 00:55:47,417
یه لحظه میاین اینجا؟

565
00:55:52,458 --> 00:55:54,333
فقط مادرش

566
00:55:59,625 --> 00:56:03,292
پسرتون حمله‌ی شدید تنفسی(آسم) بهش دست داده
باید چند روزی تو رختخواب استراحت کنه

567
00:56:04,625 --> 00:56:08,207
چندتا قرص براش نوشتم که روزی سه بار بعد هر وعده غذایی مصرف کنه

568
00:56:08,208 --> 00:56:10,374
باد میسترال براش خوب نیست

569
00:56:10,375 --> 00:56:14,708
من و مامان داریم می‌ریم کوهنوردی
کوهنوردی حالت رو بهتر میکنه-

570
00:56:15,542 --> 00:56:18,417
با اون پسره چیکار کردی؟
ببخشید؟-

571
00:56:19,208 --> 00:56:23,250
حتما یه کاری باهاش کردی که نمی‌خواد ببینتت

572
00:56:24,000 --> 00:56:27,000
حتی تو اتاقش راهت نمیده

573
00:56:32,917 --> 00:56:35,083
دارم از پیشش میرم...

574
00:56:36,083 --> 00:56:38,833
تو باهاشون نمیری کوهنوردی؟

575
00:56:39,083 --> 00:56:42,583
اون پسربچه امیدوار بود تو جای پدرش رو براش پر کنی

576
00:56:48,750 --> 00:56:51,083
چرا باهاشون نمیری؟

577
00:56:51,708 --> 00:56:53,958
من دارم اینجا رو به مقصد مکزیک ترک میکنم

578
00:56:58,667 --> 00:56:59,667
چی؟

579
00:57:03,250 --> 00:57:04,833
چی؟

580
00:57:05,333 --> 00:57:08,625
منم می‌خوام برم همونجا
خُب چرا نمیری؟-

581
00:57:10,667 --> 00:57:14,500
هنوز مدارکت ناقصه؟
نه همه رو گرفتم-

582
00:57:14,708 --> 00:57:17,292
کشتی‌ات کی حرکت میکنه؟
سه شنبه-

583
00:57:18,792 --> 00:57:20,958
پس مشکل چیه؟

584
00:57:23,750 --> 00:57:26,250
ناچارم یه نفر رو جا بذارم

585
00:57:26,917 --> 00:57:29,083
کی؟
یه زن-

586
00:57:34,292 --> 00:57:36,708
بریم یه چیزی بخوریم؟

587
00:57:39,875 --> 00:57:43,000
ما سه هفته وقت داریم

588
00:57:43,083 --> 00:57:46,792
تا اون موقع نیازی به اون ویزای لعنتی یا حتی ترانزیت نداری

589
00:57:48,667 --> 00:57:51,542
همه‌ی کارها رو تنظیم کرده بودم
بلیط کشتی هم داشتم

590
00:57:54,000 --> 00:57:57,417
دیگه آماده‌ی حرکت بودیم
لنگرها آماده کشیدن بودن

591
00:57:59,375 --> 00:58:00,792
اما اون پیاده شد

592
00:58:01,792 --> 00:58:05,500
و من دنبالش رفتم
و حالا نمی‌تونی از اینجا خارج بشی؟

593
00:58:09,625 --> 00:58:11,375
می‌تونم

594
00:58:11,417 --> 00:58:14,625
من ویزا دارم،ترانزیت
و بلیط کشتی

595
00:58:17,250 --> 00:58:20,707
کشتی اسپرانزا سه شنبه حرکت میکنه
ساعت 9شب
از اسکله شماره 12

596
00:58:20,708 --> 00:58:22,917
از راه لیسبون و مونته ویدئو

597
00:58:24,000 --> 00:58:27,457
من امروز ترانزیت رو گرفتم
برای پرتغال و اروگوئه

598
00:58:27,458 --> 00:58:29,625
پس سوار میشی؟

599
00:58:29,750 --> 00:58:31,792
تا دو هفته دیگه معلوم نیست چه اتفاقاتی اینجا بیفته

600
00:58:31,833 --> 00:58:34,416
،کشتی الان توی لیونه
حتما در جریان هستی

601
00:58:34,417 --> 00:58:36,833
پس میخوای بری و تنهاش بذاری؟

602
00:58:44,583 --> 00:58:47,708
باید یه بیمارستان دایر کنم
اونا منتظر منن

603
00:58:49,625 --> 00:58:52,708
این شغل منه
بیشتر از این نمی‌تونم صبر کنم

604
00:58:53,292 --> 00:58:55,958
اون خانوم میدونه؟
بهش گفتم

605
00:58:58,708 --> 00:59:01,666
باید برم
آدمای نیازمند کمک، منتظرم‌ هستن

606
00:59:01,667 --> 00:59:03,792
اون میدونه
فهمیدم-

607
00:59:07,167 --> 00:59:08,250
متوجهی؟

608
00:59:09,042 --> 00:59:11,042
بله متوجهم

609
00:59:12,000 --> 00:59:15,708
تو عذاب وجدان گرفتی و ابراز همدردی من رو میخوای

610
00:59:22,125 --> 00:59:24,875
بعید می‌دونم عرضه‌‌اش رو داشته باشی

611
00:59:25,167 --> 00:59:27,167
یا حتی تسکین دادن

612
00:59:39,167 --> 00:59:41,250
تونستی پیداش کنی؟

613
00:59:49,167 --> 00:59:51,625
بیا یه چیزی بخور
مرسی-

614
00:59:52,833 --> 00:59:54,000
ادامه بده

615
00:59:57,708 --> 01:00:00,457
تو اونی هستی که نیاز به دکتر داره

616
01:00:00,458 --> 01:00:03,167
شاید...

617
01:00:03,833 --> 01:00:06,583
آقا تصمیم‌اش رو گرفته

618
01:00:06,750 --> 01:00:09,666
میخواد بره مکزیک و پسرک رو اینجا تنها بذاره

619
01:00:09,667 --> 01:00:11,167
چی شده؟

620
01:00:12,167 --> 01:00:15,500
تصمیم‌ات قطعیه یا چیزی جا انداختم؟

621
01:00:15,667 --> 01:00:18,708
معلومه اون پسر رو دوست داری

622
01:00:18,917 --> 01:00:22,833
متوجه شدم وقتی توی اتاقش راهت نداد چقدر آزرده‌خاطر شدی

623
01:00:24,000 --> 01:00:28,000
تو دوستش داری ولی داری رهاش میکنی
اون پسر من نیست-

624
01:00:28,458 --> 01:00:32,042
چه فرقی داره؟
اونم زن من نیست

625
01:00:53,125 --> 01:00:56,791
صدای قدم‌های زن رو شنید،
و بعد صدای زنگ در

626
01:00:56,792 --> 01:00:58,792
و بعد در دل شب ناپدید شد

627
01:01:01,042 --> 01:01:03,958
کمی بعد مونت‌ونتو رو ترک کرد

628
01:01:04,333 --> 01:01:08,917
پشت سرش رو که دید،
دکتر رو نظاره کرد که درمانده نظر می‌اومد

629
01:01:08,958 --> 01:01:11,083
دکتر داشت اشک می‌ریخت

630
01:01:11,375 --> 01:01:13,542
برگشت به هتلش

631
01:01:13,583 --> 01:01:15,792
به تنهایی خودش

632
01:01:35,167 --> 01:01:37,833
بله؟
گئورگ‌ام-

633
01:01:39,917 --> 01:01:42,167
همون که عصر دیروز باهاش بودم

634
01:01:47,292 --> 01:01:49,250
اون اینجا نیست

635
01:01:51,833 --> 01:01:54,667
یه کم صبر کنی،
زود برمیگرده

636
01:02:08,125 --> 01:02:10,250
چایی؟
با کمال میل-

637
01:02:18,208 --> 01:02:21,583
حالا کجا هست؟
رفته دیدن اون پسربچه

638
01:02:22,542 --> 01:02:24,625
برای دریس اتفاقی افتاده؟

639
01:02:25,167 --> 01:02:26,167
نه

640
01:02:26,583 --> 01:02:28,208
فقط یه چک‌آپه

641
01:02:31,083 --> 01:02:34,000
اون دکتر خوبیه
تو کارش بهترینه

642
01:02:37,917 --> 01:02:40,875
تو مارسی مغازه‌ی دسته دوئی خوب سراغ داری؟

643
01:02:41,750 --> 01:02:45,500
دنبال چیز خاصی هستی؟
نه.می‌خوام اینا رو بفروشم-

644
01:02:46,208 --> 01:02:48,375
پولات ته کشیده؟

645
01:02:49,125 --> 01:02:50,458
درسته

646
01:02:57,833 --> 01:03:00,083
اون ممکنه دیرتر بیاد

647
01:03:00,375 --> 01:03:03,375
احتمالا رفته بلیطش هم تایید کنه

648
01:03:03,583 --> 01:03:06,708
پس تصمیمش واسه رفتن قطعیه؟
آره.قطعیه

649
01:03:09,458 --> 01:03:11,417
و تو می‌مونی؟

650
01:03:11,458 --> 01:03:13,333
انتخاب دیگه ای هم دارم؟

651
01:03:13,542 --> 01:03:15,958
تو چی؟ می‌خوای بری؟

652
01:03:18,625 --> 01:03:22,208
ماجرای اون باری که داشتی می‌رفتی رو برام تعریف کرد
از چی حرف می‌زد؟

653
01:03:23,167 --> 01:03:26,083
لنگرها کشیده شده بودن که زن پیاده شد

654
01:03:26,375 --> 01:03:28,333
یه همچین چیزی
بله

655
01:03:28,917 --> 01:03:31,458
ولی حالا می‌خوای تو کشتی بمونی؟

656
01:03:33,083 --> 01:03:35,250
چی عوض شده؟

657
01:03:36,125 --> 01:03:37,708
همه چی

658
01:03:44,125 --> 01:03:46,292
کی اول فراموش میکنه

659
01:03:46,583 --> 01:03:49,750
مرد که رها شده
یا زن که اون رو ترک کرده؟

660
01:03:52,625 --> 01:03:54,625
تو چی فکر میکنی

661
01:03:57,000 --> 01:03:59,292
اون من‌ رو فراموش کرده
کی؟-

662
01:04:01,333 --> 01:04:03,125
شوهرم

663
01:04:03,458 --> 01:04:07,125
از کجا میدونی؟
سر‌کنسول بهم گفت-

664
01:04:09,042 --> 01:04:10,833
کدوم سر کنسول‌؟

665
01:04:11,167 --> 01:04:13,042
مکزیکیه

666
01:04:15,625 --> 01:04:18,332
بهش مشکوک شده بود؟
گفتم ما باید بریم-

667
01:04:18,333 --> 01:04:22,250
کنارش نشست و به حرف‌هاش گوش داد
در حالی که سیگار دود می‌کرد،چیزی می‌نوشت،الکل می‌نوشید

668
01:04:22,375 --> 01:04:25,292
همچنان که زن تعریف می‌کرد چطور شوهرش رو ترک کرده

669
01:04:25,333 --> 01:04:28,458
ژرمن‌ها در آستانه‌ی اشغال شهر بودن

670
01:04:28,875 --> 01:04:31,667
سوار ماشین دکتر شدم
همونجا دیدمش

671
01:04:32,542 --> 01:04:34,374
با هم از دست ژرمن‌ها فرار کردیم

672
01:04:34,375 --> 01:04:37,582
سوار شدن به ماشین‌اش

673
01:04:37,583 --> 01:04:40,332
و نوشتن نامه‌ی خداحافظی برا شوهرم،برام کار آسونی بود

674
01:04:40,333 --> 01:04:42,167
کل ماجرا همین بود.

675
01:04:42,250 --> 01:04:45,750
زن تو مارسی دنبالش می‌گشت
هرجایی که ممکن بود باشه...

676
01:04:45,917 --> 01:04:49,833
تو کنسولگری مکزیک،
جلوی کنسولگری آمریکا

677
01:04:49,958 --> 01:04:53,583
توی کانبیِ‌یر در مونت‌ونتو

678
01:04:54,625 --> 01:04:56,875
جستجویی که بی‌حاصل و مایوسانه بود

679
01:05:02,083 --> 01:05:04,041
از اون موقع تا حالا دنبالش‌ام

680
01:05:04,042 --> 01:05:07,207
از اونایی که دیده بودنش
تا کسانی که ممکن بود ازش خبری داشته باشن

681
01:05:07,208 --> 01:05:09,499
از وسترن یونیون

682
01:05:09,500 --> 01:05:12,041
تا کنسولگری مکزیک و آمریکا

683
01:05:12,042 --> 01:05:14,042
همیشه دیر رسیدم

684
01:05:15,750 --> 01:05:18,874
اونا میگن که
کسانی که رها شدن هرگز فراموش نمی‌کنن

685
01:05:18,875 --> 01:05:20,958
ولی این حقیقت نداره

686
01:05:21,833 --> 01:05:25,958
اونا ترانه‌های غمناک و قشنگی دارن که در تنهایی خودشون زمزمه میکنن
حس دلسوزی و ترحم باهاشون هست

687
01:05:27,750 --> 01:05:31,167
اونایی که کسی رو ترک میکنن تنها ترن

688
01:05:31,958 --> 01:05:34,083
ترانه‌ای برای زمزمه ندارن

689
01:05:34,625 --> 01:05:35,833
ماری

690
01:05:37,917 --> 01:05:40,125
اون تو رو فراموش نکرده

691
01:05:41,042 --> 01:05:43,292
خودش رو از من مخفی کرده

692
01:05:44,542 --> 01:05:46,958
چرا اون موقع از کشتی پیاده شدی؟

693
01:05:49,375 --> 01:05:51,583
میخواستی برگردی پیشش؟

694
01:05:53,583 --> 01:05:55,542
نمیدونم

695
01:05:59,417 --> 01:06:01,708
پس چرا داری دنبالش می گردی؟

696
01:06:02,792 --> 01:06:04,958
ویزای من دست اونه

697
01:06:05,625 --> 01:06:08,292
بی اون نمی تونم  از اینجا خارج بشم

698
01:06:09,292 --> 01:06:13,625
براش نامه نوشتم
یه واسطه  توی پاریس نامه رو بهش رسوند

699
01:06:13,833 --> 01:06:17,707
براش نوشتم که باید به مارسی بیاد

700
01:06:17,708 --> 01:06:20,125
که ویزاهامون اونجاست

701
01:06:21,250 --> 01:06:23,583
نامه رو گرفته

702
01:06:23,917 --> 01:06:25,875
مطمئنم

703
01:06:35,750 --> 01:06:37,917
دکتر رو دوست داری؟

704
01:07:16,708 --> 01:07:19,125
من هوات رو دارم

705
01:07:29,792 --> 01:07:31,958
تو کی هستی؟

706
01:07:50,625 --> 01:07:53,750
اینجا چیکار داری؟
می‌خواستم ببینمت-

707
01:07:55,292 --> 01:07:56,958
واقعا؟

708
01:08:10,125 --> 01:08:13,542
پسرک حالش بهتر شده
کورتیزون روش اثر کرده

709
01:08:14,250 --> 01:08:17,125
تا دو سه روز دیگه میتونه دوباره راه بیفته و بازی کنه

710
01:08:17,458 --> 01:08:19,750
کوله پشتی ها رو آوردی؟

711
01:08:20,708 --> 01:08:22,625
و کفش های کوهنوردی

712
01:08:23,083 --> 01:08:25,583
برنامه‌ ای که ریختی یه کم دیوانه‌واره

713
01:08:25,750 --> 01:08:29,333
چه برنامه ای؟-
اینکه میخوای از کوه های پیرنه عبور کنی-

714
01:08:33,083 --> 01:08:35,792
بلیط کشتی‌ات رو فروختی؟

715
01:08:37,875 --> 01:08:40,625
بلیط کشتی‌ات رو فروختی؟

716
01:08:55,708 --> 01:08:59,208
می‌تونم برای ماریا ویزا و بلیط کشتی برای مکزیک بگیرم

717
01:09:02,667 --> 01:09:04,625
پس بجنب

718
01:09:05,958 --> 01:09:08,417
من و ماری بهت ملحق میشیم

719
01:09:10,625 --> 01:09:12,792
23‌ام این ماه.با کشتی مونترئال

720
01:09:15,167 --> 01:09:18,375
حالا میگی چقدر پول میخوای؟
5هزارتا؟

721
01:09:18,875 --> 01:09:22,083
فکر کنم 2هزارتا به عنوان پیش پرداخت کار رو راه بندازه

722
01:09:22,250 --> 01:09:24,458
باید به مامورها رشوه بدی

723
01:09:24,625 --> 01:09:27,916
ولی تو واسطه های خوبی داری
خوش شانس بودیم تو رو پیدا کردیم

724
01:09:27,917 --> 01:09:29,624
من چیزی نمی‌خوام

725
01:09:29,625 --> 01:09:32,417
با اینکه تو حسابم پول زیادی ندارم

726
01:09:33,792 --> 01:09:35,708
حالا خواهش می‌کنم برید

727
01:09:37,208 --> 01:09:39,750
من تاریخ تولد ماریا و اطلاعات ضروریش رو می‌خوام

728
01:09:40,542 --> 01:09:43,625
ساعت 2 بعد از ظهر تو مونت‌ونتو می‌بینمتون

729
01:09:43,792 --> 01:09:46,500
ویزا و بلیط کشتی رو به دست‌تون می‌رسونم

730
01:09:52,708 --> 01:09:56,750
از دریچه‌ی پنجره نگاه کرد و ماری و ریچارد رو دید

731
01:09:57,583 --> 01:10:01,583
زن جوری نگاهش کرد انگار متوجه شده بود مرد به تماشای اون ایستاده

732
01:10:01,750 --> 01:10:03,708
و لبخندی زد.

733
01:10:05,458 --> 01:10:07,667
کمی بعد کنار هم نشستن

734
01:10:08,167 --> 01:10:10,874
این ویزا...اینم بلیط کشتی
ویزا و بلیط رو با خودش آورده بود

735
01:10:10,875 --> 01:10:14,374
ریچارد اعتماد نکرد و به سمت بندر رفت

736
01:10:14,375 --> 01:10:16,791
تا صحت بلیط رو چک کنه

737
01:10:16,792 --> 01:10:20,458
میشه اینو برام چک کنید
بله بفرمایید-

738
01:10:31,833 --> 01:10:36,500
دوتایی نشستن و منتظر موندن
هرکسی اونها رو می‌دید تصور می‌کرد عاشق و معشوق هم‌ان

739
01:10:37,958 --> 01:10:40,625
دیدم دست هم رو گرفتن

740
01:10:41,167 --> 01:10:43,333
در حالی که ماری اشک می‌ریخت

741
01:10:44,250 --> 01:10:46,791
کمی بعد ماری گفت که نمی‌دونه

742
01:10:46,792 --> 01:10:50,207
که اشک‌اش از‌ شوقه یا یاس

743
01:10:50,208 --> 01:10:53,708
مرد رو دیدم که بوسیدش
و زن که اجازه داد ببوستش

744
01:11:03,542 --> 01:11:06,916
کمی بعد که ریچارد برگشت
اونا سفارش پیتزا و شراب داده بودن

745
01:11:06,917 --> 01:11:10,166
همونطور که ریچارد می‌گفت
یه کم برای جشن گرفتن زود بود

746
01:11:10,167 --> 01:11:13,707
چون مدارک سفر به اسپانیا و آمریکا هنوز ناقص بود

747
01:11:13,708 --> 01:11:16,792
کشتیتون کی حرکت میکنه؟
23ام

748
01:11:17,250 --> 01:11:18,916
این ماه؟

749
01:11:18,917 --> 01:11:21,958
فکر نکنم برای ماه بعد کشتی مونده باشه

750
01:11:23,042 --> 01:11:26,583
شما باید فورا تقاضای ترانزیت همسرتون رو ثبت کنید

751
01:11:26,750 --> 01:11:28,625
خیلی سخته...

752
01:11:28,792 --> 01:11:31,458
فقط توی قسمتی که علامت خورده بنویس

753
01:11:31,625 --> 01:11:34,624
همراهِ متقاضیِ ترانزیت

754
01:11:34,625 --> 01:11:37,083
داری بهم میگی چطور کارم‌ رو انجام بدم؟

755
01:11:40,125 --> 01:11:42,042
آدم عجیبی هستی

756
01:11:42,542 --> 01:11:45,416
چون می‌خوام با زنم مهاجرت کنم؟

757
01:11:45,417 --> 01:11:48,042
چند روز پیش همچین چیزی نمی‌خواستی

758
01:11:48,208 --> 01:11:50,541
از کار واقعیت حرف زدی

759
01:11:50,542 --> 01:11:53,124
و اینکه ماهیت انگل وار نویسنده ها

760
01:11:53,125 --> 01:11:55,292
چقدر برات نفرت‌انگیزه

761
01:11:56,167 --> 01:11:59,125
حالا با من از عشق واقعی حرف میزنی؟

762
01:11:59,833 --> 01:12:01,417
همم؟

763
01:12:01,458 --> 01:12:05,042
دوتایی‌تون رو تصور کن
یه خونه جمع و جور توی مکزیک دارین

764
01:12:06,167 --> 01:12:09,042
از سر کار برگشتی
و همسرت

765
01:12:09,208 --> 01:12:11,917
که افتخار دیدنش رو داشتم

766
01:12:12,208 --> 01:12:14,333
و بسیار مهربونه

767
01:12:15,833 --> 01:12:17,833
اونجا نشسته

768
01:12:18,792 --> 01:12:21,291
سبزی‌ها رو برای شام خورد می‌کنه

769
01:12:21,292 --> 01:12:24,792
صدای وزش باد میان بوته‌ها می‌پیچه،
و تو به تماشای اون نشستی

770
01:12:25,167 --> 01:12:28,292
شاید تو باید نویسنده می‌شدی

771
01:12:55,958 --> 01:13:00,125
یه چند روزی طول می‌کشه مدارکت آماده بشه
بعدش میتونی بیای و اونها رو تحویل بگیری

772
01:13:01,833 --> 01:13:03,292
مرسی

773
01:13:09,083 --> 01:13:11,083
آخرین سوال

774
01:13:12,167 --> 01:13:15,042
آخرین چیزی که نوشتی چی بود؟

775
01:13:25,500 --> 01:13:27,792
مردی که به تازگی مرده بود

776
01:13:28,917 --> 01:13:31,292
پشت دری بزرگ منتظر بود

777
01:13:33,000 --> 01:13:35,250
تا در جهنم ثبت‌نام کند

778
01:13:35,917 --> 01:13:38,292
دقایق بسیاری منتظر ماند

779
01:13:38,833 --> 01:13:40,958
و بعد ساعت‌ها و روزها و ماه‌ها

780
01:13:41,375 --> 01:13:43,125
و سالها به همین منوال گذشت

781
01:13:43,708 --> 01:13:47,167
سرانجام از کسی در آن حوالی پرسید:

782
01:13:47,208 --> 01:13:50,708
من سالهاست منتظر ثبت‌نام در جهنم‌ام
اما این در باز نمی‌شود.

783
01:13:50,750 --> 01:13:53,792
مرد نگاهی بهش کرد

784
01:13:53,917 --> 01:13:55,542
و پاسخ داد:

785
01:13:55,583 --> 01:13:58,417
جهنم همینجاست

786
01:14:04,917 --> 01:14:08,458
ریچارد نمی‌خواست اون تو کشتی همراهش باشه

787
01:14:08,500 --> 01:14:10,583
ولی ماری اصرار کرد

788
01:14:13,583 --> 01:14:16,167
ریچارد دست گئورگ رو فشرد

789
01:14:16,208 --> 01:14:18,583
بعد در رو برای ماری نگه داشت

790
01:14:18,625 --> 01:14:21,292
طوری که انگار اون می‌خواد بره

791
01:14:25,375 --> 01:14:29,625
رفت طبقه‌ی بالا تا منتظر ماری بمونه

792
01:14:30,792 --> 01:14:35,375
بطری شرابی که شب خداحافظی باهاش مست کردن
هنوز روی میز بود

793
01:14:35,708 --> 01:14:38,292
نشست،
و دوباره در تنهایی خودش از اون شراب نوشید

794
01:14:38,500 --> 01:14:41,125
سیگاری دود کرد
به انتظار نشست

795
01:14:41,292 --> 01:14:44,042
سمت پنجره رفت
بازش کرد

796
01:14:44,375 --> 01:14:46,542
دید ماری داره به سمتش میاد

797
01:15:41,542 --> 01:15:43,500
وایستا

798
01:16:01,125 --> 01:16:02,708
بیا

799
01:16:11,958 --> 01:16:13,542
بیا

800
01:16:31,708 --> 01:16:33,375
متاسفم

801
01:16:36,500 --> 01:16:38,083
چرا؟

802
01:16:41,042 --> 01:16:43,292
برا چی متاسفی؟

803
01:16:47,083 --> 01:16:49,250
من باهات نمیام

804
01:16:51,208 --> 01:16:54,500
نمی‌تونم باهات بیام
همینجا میمونم

805
01:16:59,042 --> 01:17:01,208
این کارا برا چیه

806
01:17:04,167 --> 01:17:06,750
می‌خواستم ریچارد سوار کشتی بشه

807
01:17:07,042 --> 01:17:09,292
اون باید بره مکزیک

808
01:17:10,292 --> 01:17:12,042
پس تو چی؟

809
01:17:15,583 --> 01:17:17,750
من دارم دنبال ردی از شوهرم می‌گردم

810
01:17:38,000 --> 01:17:39,457
گئورگ

811
01:17:39,458 --> 01:17:42,583
صبر کن

812
01:17:49,417 --> 01:17:51,833
...ماری
شوهرت مُرده

813
01:17:53,625 --> 01:17:55,375
نه...

814
01:17:55,500 --> 01:17:57,542
نمُرده

815
01:18:14,542 --> 01:18:17,832
گفت ریچارد سوار کشتی شده بود

816
01:18:17,833 --> 01:18:21,916
وقتی گروهی از افسرهای فرانسوی مدعی شدن کابین برای اوناست

817
01:18:21,917 --> 01:18:24,916
اون و چند نفر دیگه به زور پیاده شدن

818
01:18:24,917 --> 01:18:28,874
داشت به ریچارد و داستان غم‌انگیزش گوش می داد

819
01:18:28,875 --> 01:18:32,332
ماری پیش ریچارد نشسته بود تا بهش دلداری بده

820
01:18:32,333 --> 01:18:35,166
اون تسکین پذیر نبود
کاملا از نظر روحی بهم ریخته بود

821
01:18:35,167 --> 01:18:38,207
گئورگ هنوز کنارپنجره نشسته بود

822
01:18:38,208 --> 01:18:42,583
به نظرش اومد تمام روز رو اونجا گذرونده

823
01:18:43,292 --> 01:18:47,541
کمی بعد از اونجا زد بیرون
اونجا رو به سمت اتاقش ترک کرد

824
01:18:47,542 --> 01:18:51,082
یادش نمی‌اومد چندبار کیفش رو بسته

825
01:18:51,083 --> 01:18:55,583
یه بار دیگه به ماری نگاه انداخت
ولی اون بهش نگاه نکرد

826
01:18:55,750 --> 01:18:59,708
بعدش تمام شب رو پیاده‌روی کرد
تا اینکه رسید به هتلش

827
01:19:00,208 --> 01:19:03,874
دراز کشید و حساب کرد چند روز دیگه از اونجا میره

828
01:19:03,875 --> 01:19:07,958
بعدش اون لالایی که برای دریس می‌خوند تو ذهنش اومد

829
01:19:08,583 --> 01:19:11,042
هیچ‌وقت اینطور احساس سرما نکرده بود

830
01:19:35,083 --> 01:19:36,667
دریس؟

831
01:19:39,792 --> 01:19:41,542
منم

832
01:19:44,708 --> 01:19:46,833
صبح بخیر

833
01:19:55,833 --> 01:19:58,000
من دنبال ملیسا و دریس می‌گردم

834
01:19:59,250 --> 01:20:01,499
مگه اینجا خونه‌شون نیست؟

835
01:20:01,500 --> 01:20:03,457
اونا رفتن

836
01:20:03,458 --> 01:20:04,999
کجا ؟

837
01:20:05,000 --> 01:20:06,667
یه جای دور

838
01:20:08,458 --> 01:20:10,708
کِی از اینجا رفتن؟

839
01:20:15,917 --> 01:20:17,500
مرسی

840
01:20:38,083 --> 01:20:40,083
ببخشید

841
01:20:41,000 --> 01:20:42,583
شرمنده

842
01:20:45,833 --> 01:20:48,250
میشه دعوتت کنم با هم چیزی بخوریم؟

843
01:20:57,292 --> 01:20:58,875
ممنون

844
01:21:07,042 --> 01:21:09,208
به سلامتی‌‌‌‌‌‌‌ت
بله

845
01:21:10,125 --> 01:21:11,708
سلامتی تو

846
01:21:31,458 --> 01:21:33,667
سگ‌هات کجان؟
رفتن

847
01:21:35,083 --> 01:21:36,750
فرار کردن؟

848
01:21:37,042 --> 01:21:38,417
مّردن

849
01:21:40,458 --> 01:21:44,250
ببخشید نمی‌دونستم...
نمیخوام درباره اش صحبت کنم-

850
01:21:47,667 --> 01:21:51,042
فقط میخوام بخورم و بنوشم و تنها نباشم

851
01:21:52,542 --> 01:21:56,417
گفت زن بهش سیگار تعارف کرد

852
01:21:56,583 --> 01:22:00,416
پول نوشیدنی رو با پیشخدمت حساب کرد
و کمی پیاده‌روی کردن

853
01:22:00,417 --> 01:22:03,167
رودی ریکیوتی یه معمار بود

854
01:22:03,208 --> 01:22:06,916
درباره اون معمار ریکیوتی حرف زدن ...

855
01:22:06,917 --> 01:22:09,167
و پل پیاده رویی که طراحی کرده بود

856
01:22:09,208 --> 01:22:13,583
که به شکل چشم‌نوازی محوطه‌ی پانی‌یِر رو به قلعه‌ی قدیمی متصل می‌کرد

857
01:22:14,292 --> 01:22:18,583
اینکه مشتاق بود تو مارسی بمونه به همین خاطر بود

858
01:22:20,167 --> 01:22:24,542
و بلوک هایی که با بتن شفاف و طرح‌دار پوشیده شده

859
01:22:24,833 --> 01:22:29,125
طوری که از فضای داخلی و در میان بافت طرح‌دارش می‌تونی فضای بیرونی رو ببینی.
زیباست.

860
01:22:34,583 --> 01:22:36,708
میشه یکی هم به من بدی؟

861
01:22:50,250 --> 01:22:53,083
با هم سیگار کشیدن
و مرد حس کرد

862
01:22:53,458 --> 01:22:57,042
در این لحظه چقدر احساس آرامش میکنه

863
01:22:57,208 --> 01:23:01,042
می‌تونست ماری رو فراموش کنه
همه چی آروم بود

864
01:23:40,417 --> 01:23:44,292
آخرین روزها رو توی اتاقش می‌گذروند

865
01:23:44,333 --> 01:23:45,875
به انتظار

866
01:23:46,083 --> 01:23:48,833
تنها چیزی که میخواست رفتن از اونجا بود

867
01:23:50,792 --> 01:23:53,083
فقط شب‌ها از هتل بیرون می‌رفت

868
01:23:54,833 --> 01:23:58,792
اتفاقی ریچارد رو دید که آشکارا افسرده به نظر می‌اومد

869
01:23:59,083 --> 01:24:02,083
مثل ترسو‌ها مخفی شده بود

870
01:24:02,500 --> 01:24:05,625
می‌ترسید از اینکه ماری رو ببینه

871
01:24:10,792 --> 01:24:12,208
بعدش شروع کرد به بستن چمدون و جمع کردن وسایلش

872
01:24:12,875 --> 01:24:14,500
آخرین روزی بود که اونجا می‌گذروند

873
01:24:14,542 --> 01:24:18,792
فردای اون روز سوار کشتی شده بود و ناپدید می‌شد

874
01:25:11,042 --> 01:25:13,750
بالاخره پیدات کردم

875
01:25:15,000 --> 01:25:17,042
همه برگشتن تا اونا رو ببینن

876
01:25:17,083 --> 01:25:21,708
به نظر می‌رسید این آغوش پرشور و حرارت
مشتری‌های منو رو یه کم عصبی کرده

877
01:25:22,292 --> 01:25:26,708
مردمی که خودشون درگیر مصیبت و بدبختی‌ان
خوش ندارن لذّت و خوشحالی بقیه رو ببینن

878
01:25:30,042 --> 01:25:33,500
فضای دلگیر و غم‌زده‌ای بر مونت ونتو حکم‌فرما بود

879
01:25:34,458 --> 01:25:38,208
بلوار آوینیون پاک سازی شده بود
همونطور که پیش‌بینی می‌شد

880
01:25:38,417 --> 01:25:41,624
اردوگاه ها پر بودن
و تبعید و دیپورت پناهجوها شروع شده بود

881
01:25:41,625 --> 01:25:44,292
اونا به سمت مارسی رهسپار شدن

882
01:25:45,292 --> 01:25:50,041
بگفت ماری مدام با خودش تکرار میکرد
که حتما باید اونو با خودش ببره

883
01:25:50,042 --> 01:25:54,167
از اینکه هرگز نتونه پیداش کنه خیلی می‌ترسید

884
01:25:56,542 --> 01:26:00,000
اونا به هتل گئورگ رفتن
دلش نمیخواست برگرده هتل خودش

885
01:26:00,125 --> 01:26:04,083
ماری در حالی که کیفش رو نشون می‌داد
گفت هرچی لازم بوده برداشته
و همه‌چی آماده ست

886
01:26:09,500 --> 01:26:11,625
خیلی تشنمه

887
01:26:11,875 --> 01:26:14,000
فقط آب دارم

888
01:26:14,708 --> 01:26:16,292
همینم خوبه

889
01:26:17,208 --> 01:26:20,582
زن کنارش نشست
در حالی که خسته بود

890
01:26:20,583 --> 01:26:22,833
و یه لیوان آب خواست

891
01:26:23,125 --> 01:26:25,749
بعدتر جلوی آینه‌ی حمام

892
01:26:25,750 --> 01:26:28,625
،دوباره یاد شوهرش افتاد
اون نویسنده‌ی ناکام

893
01:26:29,000 --> 01:26:31,542
می‌خواست همه‌چی رو بهش بگه

894
01:26:36,917 --> 01:26:40,582
وقتی برگشت دید رو تخت خوابش برده

895
01:26:40,583 --> 01:26:44,500
در نهایتِ آرامش،
ملایم و بی سر و صدا

896
01:26:44,750 --> 01:26:47,167
اولین بار بود اون رو در این وضعیت می‌دید

897
01:26:49,125 --> 01:26:52,542
حتما روزها و شب های بی‌پایانی رو قدم زده بود و به انتها رسونده بود

898
01:26:53,333 --> 01:26:56,625
آفتاب درومده بود
باید می‌رفتن کنسولگری

899
01:26:56,667 --> 01:26:58,792
و سریعتر سوار کشتی بشن

900
01:27:09,542 --> 01:27:11,708
زود برمی‌گردم

901
01:27:17,542 --> 01:27:20,666
گفت هیچ شکی نداره

902
01:27:20,667 --> 01:27:23,583
که مدارک رو به موقع تحویل می‌گیره

903
01:27:24,333 --> 01:27:27,958
فقط سه ساعت قبل حرکت کشتی فرصت داشتن

904
01:27:28,125 --> 01:27:31,833
ماری رو دید که گوشه ای نشسته
آفتاب صبحگاهی به اون کنج می‌تابید

905
01:27:32,000 --> 01:27:35,291
.در حالی که دستانش رو برای چشم‌هاش سایبون کرده بود
آقای وایدل!

906
01:27:35,292 --> 01:27:38,999
ناگهان یاد دریس افتاد
که اونجا نشسته بود

907
01:27:39,000 --> 01:27:41,957
آقای وایدل!
با بستنی که بهش نگاه هم نکرد

908
01:27:41,958 --> 01:27:45,250
بعد اسمش خونده شد

909
01:27:46,833 --> 01:27:48,542
ماری!

910
01:28:17,333 --> 01:28:19,375
به سمت بندرگاه لطفا

911
01:28:27,125 --> 01:28:29,916
مثل رفتن به خرید کریسمس توی نیویورکه

912
01:28:29,917 --> 01:28:32,500
تو نیویورک بودی؟-
بله-

913
01:28:32,667 --> 01:28:35,666
از اونجا برام یه کت خرید-
ریچارد؟-

914
01:28:35,667 --> 01:28:37,625
نه، شوهرم

915
01:28:42,792 --> 01:28:46,332
دم نرده‌ها می‌ایسته
و به لنگرگاه پشت سرش نگاه می‌کنه

916
01:28:46,333 --> 01:28:49,124
تو قطار هم همیشه صندلی‌های عقب میشینه

917
01:28:49,125 --> 01:28:50,917
واقعا؟
بله

918
01:28:53,167 --> 01:28:55,082
کدوم نرده‌ها؟

919
01:28:55,083 --> 01:28:57,167
کشتی...

920
01:28:57,792 --> 01:28:59,875
کدوم کشتی؟

921
01:29:00,208 --> 01:29:02,667
کشتی خودمون
مونترئال

922
01:29:03,250 --> 01:29:06,958
چی باعث شده فکر کنی اون تو مونترئاله؟

923
01:29:07,583 --> 01:29:10,083
اون مکزیکیه بهم گفت

924
01:29:12,167 --> 01:29:14,750
تو برگشتی کنسولگری؟

925
01:29:17,375 --> 01:29:20,000
چهره‌اش رو تصور کن

926
01:29:20,792 --> 01:29:23,167
وقتی دم نرده ها ایستاده

927
01:29:23,708 --> 01:29:27,208
و من اسمش رو زمزمه میکنم
و اون برمی‌گرده سمت من

928
01:29:28,292 --> 01:29:30,874
اون کنار نرده ها  نمی‌ایسته

929
01:29:30,875 --> 01:29:32,458
چرا

930
01:29:32,708 --> 01:29:34,542
اونجاست

931
01:29:35,708 --> 01:29:37,875
و من‌ رو می‌بخشه

932
01:29:38,000 --> 01:29:41,292
من میشناسمش
می‌خنده و منو می‌بخشه

933
01:29:46,292 --> 01:29:47,958
هممم؟

934
01:29:49,500 --> 01:29:51,583
از اون خوشت میاد

935
01:30:20,708 --> 01:30:22,875
این بلیط کشتی توئه

936
01:30:24,792 --> 01:30:26,375
و

937
01:30:27,917 --> 01:30:30,499
باید شماره رو اینجا وارد کنی

938
01:30:30,500 --> 01:30:32,625
این تاییدیه‌ی ترانزیته

939
01:30:33,917 --> 01:30:35,667
باشه؟
مرسی

940
01:30:36,042 --> 01:30:38,417
مواظب باش
گمش نکنی

941
01:30:53,292 --> 01:30:55,042
لطفا نگه دارید

942
01:30:56,625 --> 01:30:59,958
چی شده؟
یه چیزی فراموش کردم-

943
01:31:02,167 --> 01:31:03,750
گئورگ...

944
01:31:04,042 --> 01:31:06,875
چیز مهمیه؟
خودمو می‌رسونم

945
01:31:39,000 --> 01:31:40,708
سلام

946
01:31:42,500 --> 01:31:44,083
سلام

947
01:32:00,708 --> 01:32:02,292
ریچارد؟

948
01:32:02,708 --> 01:32:05,333
چی می‌خوای؟

949
01:32:05,375 --> 01:32:09,042
مگه الان نباید سوار کشتی باشی؟-
برات بلیط کشتی آوردم-

950
01:32:13,583 --> 01:32:17,167
فقط وسایل ضروری رو بردار-
نمی‌فهمم-

951
01:32:19,167 --> 01:32:22,082
ریچارد با تعجب بهش خیره شد

952
01:32:22,083 --> 01:32:25,874
می‌دونست باید سریعا یه بهونه‌ای جور کنه

953
01:32:25,875 --> 01:32:28,207
فرصتی برای گفتن حقیقت باقی نمونده نبود

954
01:32:28,208 --> 01:32:30,417
از ریچارد کارمزدش رو خواست

955
01:32:30,583 --> 01:32:34,000
ریچارد هیچی ازش نپرسید
پول رو بهش داد

956
01:32:34,042 --> 01:32:36,458
5هزارتا
تقریبا همه موجودی نقدی که داشت

957
01:32:36,542 --> 01:32:40,291
بلیط رو بهش داد و ریچارد با عجله رفت پایین

958
01:32:40,292 --> 01:32:43,291
از پنجره ریچارد رو نگاه کرد

959
01:32:43,292 --> 01:32:45,458
که پایین منتظر تاکسی ایستاده بود

960
01:32:45,625 --> 01:32:49,167
و وقتی تاکسی رسید
ریچارد یه بار دیگه بهش نگاه انداخت

961
01:32:49,458 --> 01:32:52,792
یه حس تحقیرآمیزی تو نگاهش نبود؟

962
01:32:53,958 --> 01:32:57,332
ریچارد فکر می‌کرد اون کلاه برداره
یه آدم سودجو

963
01:32:57,333 --> 01:33:00,917
کسی که از مصائب پناهجوها برای منفعت خودش استفاده می‌کنه

964
01:33:04,292 --> 01:33:08,292
به دریا نگاه کرد
بالاخره صدای ناقوس کشتی به گوش رسید

965
01:33:08,500 --> 01:33:11,917
و کشتی مونترئال رو دید که به دریا زده

966
01:33:13,917 --> 01:33:18,000
منتظر موند
تا اینکه که کشتی در مسیر افق ناپدید شد

967
01:33:18,583 --> 01:33:22,082
نگاه تمسخرآمیزی به من انداخت
لبخندی زد

968
01:33:22,083 --> 01:33:25,166
.حوصله ات رو سر بردم-
ازم پرسید که حوصله ام رو سر برده؟-

969
01:33:25,167 --> 01:33:28,000
حالا چیکار میخوای بکنی؟
پول که دارم

970
01:33:28,417 --> 01:33:30,875
کفش‌های کوهنوردی دکتر هم مناسب پاهامه

971
01:33:30,917 --> 01:33:33,167
میخوام باهاش از کوه‌های پیرنه عبور کنم

972
01:33:33,583 --> 01:33:36,125
خودت گفتی دیوونگیه

973
01:33:37,958 --> 01:33:40,167
آوینیون اِشغال شده؟

974
01:33:41,917 --> 01:33:43,125
بله

975
01:33:51,583 --> 01:33:53,875
می‌تونم اینو پیشت بذارم؟

976
01:34:04,417 --> 01:34:06,125
البته

977
01:34:42,542 --> 01:34:44,458
ماری...

978
01:35:17,625 --> 01:35:19,500
عذر می‌خوام...
بله؟

979
01:35:19,542 --> 01:35:23,083
یه خانومی دیروز قرار بوده سوار کشتی مونترئال بشه

980
01:35:23,125 --> 01:35:25,708
میخواستم ازتون بخوام اگه بشه

981
01:35:26,333 --> 01:35:30,583
کریم...
حواست به اسکله 12 باشه
زود باش، زیاد وقت نداریم

982
01:35:31,208 --> 01:35:34,292
لطفا لیست مسافرین رو بررسی کنید

983
01:35:34,500 --> 01:35:37,667
ببینم واقعا سوار اون کشتی شده؟-
اسمش چیه؟-

984
01:35:37,708 --> 01:35:39,458
ماری

985
01:35:39,500 --> 01:35:42,083
وایدل

986
01:35:42,250 --> 01:35:44,792
و- ا- ی- د- ل.

987
01:35:45,042 --> 01:35:46,917
ماری وایدل
ماری وایدل

988
01:35:46,958 --> 01:35:49,417
بله
بله سوار اون کشتی بود.

989
01:35:50,625 --> 01:35:52,208
منظورت چیه بود؟

990
01:35:52,250 --> 01:35:54,292
من عمیقا متاسفم

991
01:35:54,333 --> 01:35:58,125
ما معمولا این اطلاعات رو در اختیار خویشاوندان نزدیک قرار میدیم.
ولی...

992
01:35:58,167 --> 01:36:01,917
می‌دونی
اونا به دروازه‌‌ی شهر رسیدن،
حملات هوایی هم به زودی شروع میشه

993
01:36:02,083 --> 01:36:04,167
از چی حرف می‌زنی؟

994
01:36:04,542 --> 01:36:07,375
فکر کردم می‌دونستی...
چی رو می‌دونستم ؟

995
01:36:07,708 --> 01:36:11,750
صبح امروز کشتی مونترئال به مین دریایی برخورد کرد
قبل اینکه به جزایر بالئاری برسن

996
01:36:11,792 --> 01:36:14,417
کشتی غرق شده و هیچکس زنده نمونده

997
01:36:17,083 --> 01:36:18,833
همدردی من رو بپذیرید

998
01:36:44,042 --> 01:36:46,292
در حالی که پشتش به در بود توی کافه‌ نشسته بود...

999
01:36:46,500 --> 01:36:49,500
و هربار که در باز می‌شد از جا تکون می‌خورد

1000
01:36:49,750 --> 01:36:53,875
ولی نمی‌خواست سرش رو برگردونه

1001
01:36:53,917 --> 01:36:56,125
یا گوشه چشمی به بیرون داشته باشه

1002
01:36:56,333 --> 01:36:58,625
کاری که همیشه انجامش می‌داد

1003
01:36:58,875 --> 01:37:01,333
ممکن بود ماری پیداش بشه

1004
01:37:01,375 --> 01:37:06,125
همچون کشتی شکسته‌هایی که بعد از نجات معجزه‌آسا به ساحل میرسن

1005
01:37:06,250 --> 01:37:10,250
یا مثل روحی که از دنیای مردگان برگشته باشه

1006
01:37:10,292 --> 01:37:12,708
با نذر و نیاز و دعای خالصانه

1007
01:37:14,042 --> 01:37:17,667
سعی کردم از خطری که در پیش بود آگاهش کنم،
جایی که بتونه مخفی بشه رو بهش معرفی کردم

1008
01:37:18,417 --> 01:37:21,458
پاکسازی‌ها از صبح اون روز شروع شده بود

1009
01:37:23,125 --> 01:37:25,917
ولی کماکان توی بار نشسته بود

1010
01:37:27,792 --> 01:37:29,125
چشم انتظار

1011
01:37:30,083 --> 01:37:31,875
چشم انتظارش.

1012
01:37:31,899 --> 01:37:35,899
ترجمه:نوید

1013
01:37:35,923 --> 01:37:45,923
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

