﻿1
00:00:10,755 --> 00:00:14,047
خانمها و آقایان
وقتشه که نورونهاتون رو به حرکت در بیاریم

2
00:00:14,131 --> 00:00:18,047
میخوایم که وارد قلمروی ذهن انسان بشیم

3
00:00:27,047 --> 00:00:29,839
چطور میتونی واکنشهای ذهنی سریعی

4
00:00:29,922 --> 00:00:32,714
که با این سرعت بالا انجام میدی رو توضیح بدی؟

5
00:00:32,797 --> 00:00:34,922
آیا تو از همه ی ما سریعتر فکر میکنی؟

6
00:00:34,946 --> 00:00:36,946
چه خبره ؟

7
00:00:39,588 --> 00:00:41,588
وای خدا

8
00:00:46,006 --> 00:00:47,755
ذهنت چطور کار میکنه؟

9
00:00:47,839 --> 00:00:49,089
این چیه که تورو اینطور کرده؟

10
00:00:49,172 --> 00:00:50,672
سعی کن که خودت رو توضیح بدی

11
00:00:52,839 --> 00:00:54,214
این مسئله از اعماق وجودم نشات میگیره

12
00:00:54,297 --> 00:00:56,006
وقتیکه داشتم دنبال مامانم میگشتم

13
00:00:56,089 --> 00:00:57,880
و دیدمش که اونجا وایساده

14
00:00:57,964 --> 00:00:59,714
و پیش خودم گفتم
خب باشه یه کاری میکنم بخنده

15
00:00:59,797 --> 00:01:01,047
خیلی خب همین کارو میکنم

16
00:01:01,131 --> 00:01:02,672
یه مدت بعد از اون فهمیدم که

17
00:01:02,755 --> 00:01:04,047
دلم میخواد پذیرفته بشم

18
00:01:04,131 --> 00:01:05,964
تو ازم خوشت میاد
تو خیلی ازم خوشت میاد

19
00:01:06,047 --> 00:01:08,047
نه اینطور نیست
میتونم بهتر باشم

20
00:01:08,131 --> 00:01:09,755
میتونم بهت نشون بدم که چقدر باهوشم

21
00:01:09,839 --> 00:01:11,006
میتونم از یه کلمه مثل « مغازه ی اغذیه
فروشی » استفاده کنم

22
00:01:11,089 --> 00:01:12,047
و بدونم که معنیش چیه

23
00:01:14,797 --> 00:01:15,797
یا کلمه ی  بی مهره

24
00:01:18,964 --> 00:01:20,505
یا معتاد

25
00:01:20,588 --> 00:01:21,630
یا انحطاط

26
00:01:21,714 --> 00:01:23,172
اما همه ی اینا

27
00:01:23,256 --> 00:01:25,089
همه جزئی از اونن . چونکه همشون قسمتی
از  ذهنی هستن

28
00:01:25,172 --> 00:01:26,922
که اونطور کار میکنه
چونکه من فهمیدم

29
00:01:27,006 --> 00:01:29,047
مغز انسان یه غده ی ۳ و نیم پوندیه که
حدودا یک و نیم کیلو

30
00:01:29,131 --> 00:01:32,047
مدوام در حال تحریک نورونهایی
که خودش با واکنش به

31
00:01:32,131 --> 00:01:34,672
.محرکهاش کار میکنه
اینکاری که ما برای تکامل یافتن توش

32
00:01:34,755 --> 00:01:38,172
. به وجود اومدیم
حتی داروین میاد میگه : من انتظاراتی دارم

33
00:01:39,714 --> 00:01:41,672
چه انتظارات زیادی داشتم

34
00:01:43,006 --> 00:01:46,505
همش بهم مربوطه، چونکه من معتقدم

35
00:01:46,588 --> 00:01:48,297
ذهن انسان به طور آهسته
در حال انطباق و تکامله

36
00:01:48,380 --> 00:01:50,089
اما  مطمئنا  دارم سعی خودمو میکنم
که اونقدرا هم تند حرف نزنم

37
00:01:50,172 --> 00:01:52,505
چونکه به هرحال باید شماها
متوجه صحبتم بشین

38
00:02:02,755 --> 00:02:04,256
از چیزی ترس داری؟

39
00:02:04,338 --> 00:02:06,797
فکر میکنم ترسم زمانیه که حس کنم

40
00:02:06,880 --> 00:02:09,172
نه تنها دارم به یه آدم کسل کننده
تبدیل میشم بلکه خرفتم هستم

41
00:02:11,297 --> 00:02:14,297
که هنوز نتونستم بدرخشم

42
00:02:14,380 --> 00:02:16,047
اونموقع ست که شروع
به نگران شدن میکنم

43
00:02:19,880 --> 00:02:21,214
عینک من کو؟

44
00:02:21,297 --> 00:02:23,588
روی چشمتن-
اوه . ممنون-

45
00:02:23,672 --> 00:02:25,880
حرفه ای که داری باعث میشه
سرزنده بمونی

46
00:02:27,380 --> 00:02:29,964
سرخورده نمیشی
این یه تقلای همیشگیه

47
00:02:33,338 --> 00:02:36,214
وقتی که بچه بودم
ما آب نداشتیم ، دیو

48
00:02:36,297 --> 00:02:40,172
مادر و پدرم باید هیدروژن و اکسیژن رو
میگرفتن و باهم ترکیب میکردن

49
00:02:40,256 --> 00:02:42,880
آب خودشونو درست میکردن -
آب خودشونو درست میکردن-
عجب -

50
00:02:45,672 --> 00:02:47,755
جالب نیست توی دهه ی ۸۰
یه نفرو میبینی و ازش خوشت میاد

51
00:02:47,839 --> 00:02:50,797
و بعد میگی : وای هلن
تو واقعا برام مهمی

52
00:02:50,880 --> 00:02:52,172
میشه یه آزمایش خون و ادرار
ازت بگیرم؟

53
00:02:54,672 --> 00:02:57,006
... و فکر میکنی که
فکر میکنی که دست آخر سکست
...اینطوره که

54
00:02:57,089 --> 00:03:01,006
اوه هلن ، من پشت درم

55
00:03:01,089 --> 00:03:03,547
باشه هری ، اسپرم رو همونجا بذار
خودم فردا برش میدارم

56
00:03:05,880 --> 00:03:08,964
قصه های کوتاه نامناسب در
برنامه ی گفتگو با هنرمندان

57
00:03:09,047 --> 00:03:11,588
پس بهش گفتم : ولم کن مامان بزرگ
کارم تموم شد

58
00:03:13,422 --> 00:03:17,047
نقشهای معروف هالیوودی
به سبک کارول چنینگ
بازیگر ، خواننده و کمدین آمریکایی

59
00:03:17,131 --> 00:03:20,297
خب مطمئنا تو پسر خداوند هستی

60
00:03:28,172 --> 00:03:29,922
من المر فاد هستم

61
00:03:30,006 --> 00:03:31,672
«براتون آواز «بهار جوانی بروس
رو میخونم

62
00:03:32,097 --> 00:03:42,497
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

63
00:03:45,647 --> 00:03:50,247
«:: مــتـرجـمــیـن: مــرتــضـی، ســرویــن، آریـــان ::»

64
00:03:53,797 --> 00:03:55,422
ریسک کردن همیشه برای من

65
00:03:55,505 --> 00:03:57,964
یه جورایی به معنی تجربه کردن چیزهای
مختلف بوده

66
00:04:00,714 --> 00:04:03,964
روندی از کاره که بعد مدتی خودشو نشون میده

67
00:04:04,047 --> 00:04:06,172
فکر میکنی عالی هستی و
یدفعه چیزی پیش میاد

68
00:04:06,256 --> 00:04:07,297
که بهت میگه : نه اونقدرا هم
کارت درست نیست

69
00:04:09,047 --> 00:04:11,297
اما این همیشه چیزی که برای
پیشرفت مصممت میکنه

70
00:04:12,797 --> 00:04:15,089
عذرمیخوام ، موهاتون بهم ریخته ست

71
00:04:15,172 --> 00:04:18,047
یه جاهاییش ... سیخ شده

72
00:04:18,131 --> 00:04:20,089
اوه لعنت بهش پسر

73
00:04:20,172 --> 00:04:22,380
چقدر رو مخه آخه ؟

74
00:04:22,463 --> 00:04:24,422
موی سیخ شده آخه ؟

75
00:04:24,505 --> 00:04:27,714
ریدم توش
مجبوریم دوباره از اول انجامش بدیم

76
00:04:27,797 --> 00:04:30,006
خیلی چرته
موی سیخ شده؟

77
00:04:30,089 --> 00:04:32,422
کیرم توش پسر
کلی تو حس بودیم

78
00:04:32,505 --> 00:04:34,922
موم سیخ شده بود
بیا اینو بخور بابا

79
00:04:35,006 --> 00:04:37,089
موی سیخ شده. میتونم تو مانیتور ببینمت

80
00:04:37,172 --> 00:04:39,089
... میشه یه نفر

81
00:04:39,172 --> 00:04:41,089
باب معمولا سایه ی میکروفن
میفته تو صفحه

82
00:04:41,172 --> 00:04:44,256
حالا که نوبت ما شد موهامون سیخ شده
عجبا

83
00:04:44,338 --> 00:04:46,797
الان دیگه خوبه ، باب؟
حالا دوباره شروع میکنیم

84
00:04:46,880 --> 00:04:48,714
بهتره که دوباره بگیریم
برداشت دوم رو

85
00:04:48,797 --> 00:04:50,089
بدون موی سیخ شده بگیر

86
00:04:50,172 --> 00:04:51,172
میخوای دوباره بگیریم؟

87
00:04:51,256 --> 00:04:52,422
از اول شروع کنیم ؟

88
00:05:02,256 --> 00:05:04,380
من خیلی بچه ی ساکتی بودم

89
00:05:05,839 --> 00:05:07,880
بابام خیلی آدم جدی ای بود

90
00:05:11,338 --> 00:05:14,297
همیشه در حال سفر بود
چونکه برای شرکت ماشین سازی فورد
کار میکرد

91
00:05:14,380 --> 00:05:16,922
همش در حال رفت و برگشت
به غرب کشور بود

92
00:05:17,006 --> 00:05:18,463
که به کارهای نمایندگی های فروش
شرکت رسیدگی کنه

93
00:05:18,547 --> 00:05:20,047
ولی هر موقع که برمیگشت

94
00:05:20,131 --> 00:05:21,463
... همیشه برام یه چیزی

95
00:05:21,547 --> 00:05:23,297
مثل یه ماشین یا تانک یا یه چیز
اسباب بازی میاورد

96
00:05:23,380 --> 00:05:24,964
و منم میگفتم : بابایی خونه ست

97
00:05:25,047 --> 00:05:26,089
رابطه ی من با پدرم

98
00:05:26,172 --> 00:05:27,214
اونطور بود

99
00:05:31,131 --> 00:05:32,839
مادرم یه ستاره ی کمدی بود

100
00:05:34,380 --> 00:05:37,131
خیلی سرگرم کننده و دلنشین بود

101
00:05:37,214 --> 00:05:39,463
فقط دیدنش در حالیکه با بقیه شوخی میکرد
هم لذت بخش بود

102
00:05:41,547 --> 00:05:43,463
فکر میکنم دلیل اصلیم این بوده
برای انتخاب کردن این راه توی زندگیش

103
00:05:49,131 --> 00:05:50,880
به خاطر پدرم همش نقل مکان میکردیم

104
00:05:53,089 --> 00:05:55,422
واسه یه مدت تو یه خونه ی بزرگ
تو دیترویت ساکن بودیم

105
00:05:55,505 --> 00:05:57,089
یه خونه ی خیلی بزرگ

106
00:05:57,172 --> 00:05:58,338
من خیلی تنها بودم

107
00:05:58,422 --> 00:05:59,755
هیچ دوستی نداشتم

108
00:06:02,297 --> 00:06:04,131
من تک فرزندی بودم که

109
00:06:04,214 --> 00:06:06,214
برای مدت طولانی توسط
خدمتکارها بزرگ شده بودم

110
00:06:11,588 --> 00:06:14,006
یکم اسباب بازی برای بازی-
منو ببین-

111
00:06:14,089 --> 00:06:15,505
یکی برای آتش سوزی-
من گیاه سبز رو میخوام-

112
00:06:15,588 --> 00:06:17,297
مال منه-
بدش به من-
بدش به من-

113
00:06:17,380 --> 00:06:20,089
کمکم کن ، کمکم کن-
با من بیا عزیزم -

114
00:06:20,172 --> 00:06:23,089
پدر نمیتونم کیسه هارو بیارم
خیلی سنگینن

115
00:06:28,964 --> 00:06:31,463
من به یه مدرسه ی پسرونه ی خصوصی میرفتم

116
00:06:31,547 --> 00:06:34,380
من به عنوان یه دانش آموز تا
جایی که میشد جدی بودم

117
00:06:34,463 --> 00:06:36,922
میدونید در حدی که عرف و قوانین بود

118
00:06:37,006 --> 00:06:37,922
و ورزشکار هم بودم

119
00:06:39,297 --> 00:06:41,297
یادمه که شعار مدرسه ی خصوصیمون این بود

120
00:06:41,380 --> 00:06:44,547
عقل سالم در بدن سالم

121
00:06:44,630 --> 00:06:47,338
یکم شبیه به مدرسه توی فیلم
انجمن شاعران مرده ست

122
00:06:47,422 --> 00:06:49,172
و منم یکی از  دانش آموزها بودم ،بله

123
00:06:53,630 --> 00:06:57,047
پسر خیلی خیلی سر به هوا
رفیق خودم ، جاناتان وینترز

124
00:07:00,297 --> 00:07:02,089
دیدم که پدرم داره برنامه ی
نمایش امشب رو نگاه میکنه

125
00:07:02,172 --> 00:07:03,338
با اجرای جاناتان وینترز

126
00:07:05,338 --> 00:07:07,588
بابام آدم خوبی بود اما به
راحتی خنده اش نمیگرفت

127
00:07:07,672 --> 00:07:10,256
یه کاری کردم که

128
00:07:10,338 --> 00:07:14,089
خیلی از ماها ، شاید دلمون بخواد
انجامش بدیم

129
00:07:14,172 --> 00:07:15,547
شاید تعداد کمی دلشون نخواد

130
00:07:15,630 --> 00:07:17,880
نمیدونم
فقط باید ازت بپرسم که

131
00:07:17,964 --> 00:07:20,089
تا حالا جلوی یه سگ لخت شدی؟

132
00:07:23,630 --> 00:07:25,964
بابام از خنده روده بر شد
و من پیش خودم گفتم این یارو دیگه کیه؟

133
00:07:26,047 --> 00:07:27,422
کاری کرد بابای جدیم بخنده

134
00:07:27,505 --> 00:07:29,089
با این چوب یه کاری بکن

135
00:07:29,172 --> 00:07:30,297
نگاش کنید ببینید
با چوب چکار میکنه

136
00:07:30,380 --> 00:07:32,006
هر چی دلتون میخواد میتونه انجام بده

137
00:07:35,505 --> 00:07:38,463
پرتاب خوبی بود ، مگه نه باب؟

138
00:07:38,547 --> 00:07:40,380
فکر میکنم ایندفعه یه چیزی گیرمون بیاد دیگه

139
00:07:41,588 --> 00:07:43,505
معذرت میخوام مارگارت
سعی کن شنا کنی

140
00:07:45,964 --> 00:07:47,547
دکتر ، شوخی نمیکنم

141
00:07:47,630 --> 00:07:49,463
خودم اون سوسکهارو دیدم

142
00:07:49,547 --> 00:07:51,089
اینم یکی از شاخکهاشونه

143
00:07:55,338 --> 00:07:56,422
ای ملل متحد

144
00:07:58,256 --> 00:08:00,880
زین پس مارا به نمایندگی از ناسا
به رسمیت بشناسید

145
00:08:06,547 --> 00:08:08,463
اوه آقای ویلیامز-
المو-

146
00:08:08,547 --> 00:08:10,131
با اون چوب میخواین چیکار کنین؟

147
00:08:10,214 --> 00:08:11,964
اوه خیلی کارها هست

148
00:08:12,047 --> 00:08:13,463
که میشه با یه چوب کرد ، المو

149
00:08:13,547 --> 00:08:15,297
هی ، مثلا میشه
باهاش هاکی بازی کرد

150
00:08:16,463 --> 00:08:17,922
آره ، من سه سالی هست که

151
00:08:18,006 --> 00:08:19,214
دروازه بان بودم

152
00:08:19,297 --> 00:08:20,630
و تاثیریم روم نداشته

153
00:08:20,714 --> 00:08:22,338
یا میتونه مثل یه چوب باشه

154
00:08:22,422 --> 00:08:25,463
اونجایی و داری یه ارکست بزرگ
رو رهبری میکنی

155
00:08:25,547 --> 00:08:27,131
مرسی ، مدونا

156
00:08:27,214 --> 00:08:29,505
برای اون ملودی محسور کننده ات

157
00:08:29,588 --> 00:08:31,505
من باید برم پی کارم دیگه
نمیتونیم هیچوقت دوباره انجامش بدیم

158
00:08:33,380 --> 00:08:34,463
به گمونم

159
00:08:34,547 --> 00:08:36,172
یا میتونه یه عصا باشه

160
00:08:36,256 --> 00:08:38,047
خب ، من و نانسی

161
00:08:38,131 --> 00:08:39,672
خوشحالیم که اینجاییم

162
00:08:39,755 --> 00:08:41,297
یا میتونی پینوکیو بشه
بازی خونگی

163
00:08:41,380 --> 00:08:44,131
من دوتا اسکار بردم ، المو

164
00:08:44,214 --> 00:08:46,505
چیزهایی مثل اون
فقط چیزهای معمولی

165
00:08:46,588 --> 00:08:49,006
آها-
آره-

166
00:08:49,089 --> 00:08:50,672
و بهت میگم در آخر میخوام با این
چوب چیکار کنم

167
00:08:50,755 --> 00:08:52,089
میخوام بدمش به تو

168
00:08:54,297 --> 00:08:57,089
اوه ، ممنونم
آقای رابینز

169
00:08:58,089 --> 00:08:58,922
آقای رابینز؟

170
00:09:00,089 --> 00:09:01,297
چوب رو پس میگیرم ازت ، المو

171
00:09:16,380 --> 00:09:19,547
فقط سه خط دیالوگ داشتم خب

172
00:09:32,588 --> 00:09:35,047
وقتی ۱۶ ساله بودم
به سان فرانسیسکو نقل مکان کردیم

173
00:09:38,797 --> 00:09:41,380
بوم ! یهو همه چی روشنتر شد
و تمام دنیا عوض شد

174
00:09:43,422 --> 00:09:45,131
همه چیز خیلی آزاد بود
همه چیز بی بند و بار بود

175
00:09:45,214 --> 00:09:47,131
من با خودم گفتم : خب باشه

176
00:09:47,214 --> 00:09:49,714
شبانه روز در حال تغییر از خوب به بد بودیم

177
00:09:57,256 --> 00:10:00,172
از دیترویت ، غرب میانه ، یه مدرسه ی پسرونه

178
00:10:00,256 --> 00:10:03,256
رفتیم به یه دبیرستان مختلط
تو سان فرانسیسکو

179
00:10:03,338 --> 00:10:05,256
یه مدرسه ی کاملا آزاد

180
00:10:05,338 --> 00:10:06,547
هیچ نظم و قانونی نداشت

181
00:10:06,630 --> 00:10:08,588
مثل این بود که ما کلاسهای
تاریخ طبقه بندی شده داشتیم

182
00:10:08,672 --> 00:10:10,672
لینکلن رو میبینی؟
اون پشت ، توی اتاقه

183
00:10:18,172 --> 00:10:20,380
من توی یه کلاس طنز سال بالایی ها بودم

184
00:10:20,463 --> 00:10:22,672
که توش ادای بقیه توی مدرسه رو در می آوردیم

185
00:10:22,755 --> 00:10:25,422
ادای یکی از معلمهای اونجا رو که
خیلی عجیب غریب بود رو درآوردم

186
00:10:25,505 --> 00:10:28,256
اسمش آقای لاوزو بود

187
00:10:28,338 --> 00:10:31,422
و نا کجا آباد دوست داشتنیش

188
00:10:31,505 --> 00:10:33,297
با نمایش تاریخ
که در واقع

189
00:10:33,380 --> 00:10:35,422
مثل نبرد هستینگز بود
همه جا هست

190
00:10:35,505 --> 00:10:37,672
پشت صندلی هامون
فریاد میزدیم : میدونستیم که به اینجا میرسیم

191
00:10:40,214 --> 00:10:42,131
اون اولین باری بود که من یه اجرا داشتم

192
00:10:43,755 --> 00:10:45,256
اونموقع حتی سعی نکردم که

193
00:10:45,338 --> 00:10:47,839
اصلا توی اون سطح خنده دار به نظر بیام

194
00:10:47,922 --> 00:10:51,089
ما به عنوان آدمیزاد ، با علایق جنسی
یکسانی کنترل میشیم

195
00:10:51,172 --> 00:10:53,588
مردها ، همتون میدونید که یه موجود
کوچولو بین پاهاتونه

196
00:10:53,672 --> 00:10:56,588
که نه حافظه ای داره و نه وجدانی
اینو میدونین دیگه

197
00:10:56,672 --> 00:10:59,131
هیچ کنترلی روش ندارین

198
00:10:59,214 --> 00:11:00,588
باید یه بخش جدا باشه

199
00:11:00,672 --> 00:11:01,714
باید میشد جداش کرد

200
00:11:01,797 --> 00:11:03,547
و بوم انداختش روی زمین

201
00:11:03,630 --> 00:11:05,338
واسه قدم زدن ببرینش
میتونه خودشو رو زمین بکشه

202
00:11:05,422 --> 00:11:07,172
... اینجوری

203
00:11:08,297 --> 00:11:09,547
یه هیولای دیگه ازش بسازی

204
00:11:11,214 --> 00:11:12,630
خوب نبود اگه میشد بری
توی یه بار

205
00:11:12,714 --> 00:11:15,630
و هر چند وقت یه بار براش یه
نوشیدنی میخریدی؟

206
00:11:15,714 --> 00:11:18,089
یه بار بزرگ این بالا بود
یدونه کوچیکشم این پایین واسه اون

207
00:11:19,547 --> 00:11:21,380
میرفتی تو بار و
درش میاوردی

208
00:11:21,463 --> 00:11:23,338
از پایین با اون یدونه چشمش
بهت نگاه میکنه

209
00:11:23,422 --> 00:11:24,547
و میگه : چطوریا عزیزم؟

210
00:11:26,297 --> 00:11:27,714
بابت دیشب معذرت میخوام
به گمونم دستپاچه شدم

211
00:11:27,797 --> 00:11:29,172
یکم تیر ِ خطر در کردم

212
00:11:29,256 --> 00:11:30,256
مگه نه؟

213
00:11:31,505 --> 00:11:33,131
اگه نمیومدی و خفه ام نمیکردی

214
00:11:33,214 --> 00:11:34,880
شانس بیشتری داشتم

215
00:11:34,964 --> 00:11:36,630
مگه نه ؟ نمیتونم دوباره برم اون
تو ، پسر

216
00:11:36,714 --> 00:11:38,755
خیلی ترسناکه

217
00:11:38,839 --> 00:11:40,505
عمرا بدون لباس شنا و

218
00:11:40,588 --> 00:11:42,422
کلاه ایمنی برگردم اون تو
بهت گفته باشما

219
00:11:42,505 --> 00:11:44,297
بهتره یه فکری به حالش بکنی
چونکه من برنمیگردم اونجا

220
00:11:44,380 --> 00:11:46,797
نه اصلا ... نمیرم نمیرم

221
00:11:46,880 --> 00:11:48,380
هی ، بیخیال چیزایی که گفتم
اون کیه؟

222
00:11:50,256 --> 00:11:53,505
من میرم پایین . برو باهاش
*حرف بزن.*رو به پایین میخزد

223
00:11:57,839 --> 00:12:00,380
اولین سال از دانشگاهم
به دانشگاه پسرونه ی کلرمونت رفتم

224
00:12:00,463 --> 00:12:02,380
تا در رشته ی علوم سیاسی تحصیل کنم

225
00:12:02,463 --> 00:12:04,755
یه دانشگاه پسرونه ست
و تنها دخترایی که اونجا هستن

226
00:12:04,839 --> 00:12:07,422
مال یه دانشکده ی دیگه به اسم
پیتزرن

227
00:12:07,505 --> 00:12:09,463
و تنها کلاسهایی که میتونی
با دخترا باشی اونجاست

228
00:12:09,547 --> 00:12:11,380
یه کلاس تئاتر بداهه گویی داشتن

229
00:12:11,463 --> 00:12:13,214
که من رفتم و خانمها اونجا بودن

230
00:12:15,714 --> 00:12:18,588
دیگه سر هیچکدوم از کلاسهای
علوم سیاسیم نمی رفتم

231
00:12:18,672 --> 00:12:21,588
پدرم بهم گفت : من دیگه واسه
این چرندیات پول نمیدم

232
00:12:21,672 --> 00:12:24,755
برگرد خونه و میفرستیمت
به دانشگاه شهر خودمون

233
00:12:30,755 --> 00:12:34,172
آغاز درس خوندن در رشته ی بازیگری
و انتخاب کردن این راه از اونجا بود

234
00:12:37,006 --> 00:12:40,714
رابین گودفلو
رفیقی با روحیه ی بذله گویی بی نهایت

235
00:12:42,338 --> 00:12:44,214
هر چند وقت یه بار باید بهش
میگفتی که خفه خون بگیره

236
00:12:44,297 --> 00:12:45,880
چونکه توی تمرینها نمیتونستیم
به کارمون برسیم اگه اینکارو نمیکردیم

237
00:12:55,672 --> 00:12:58,422
«به بازی در نمایش «رام کردن زن سرکش
دعوت شده بودیم

238
00:12:58,505 --> 00:13:01,131
نسخه ی غربیش توی فستیوال ادینبورگ

239
00:13:04,380 --> 00:13:07,505
به عنوان یه جایگزین دقیقه آخری
با ما به ادینبورگ اومد

240
00:13:10,505 --> 00:13:12,588
فوق العاده بود و اوقات عالی رو
باهم سپری کردیم

241
00:13:12,672 --> 00:13:14,214
و واقعا توی ادینبورگ تونستم بشناسمش

242
00:13:22,797 --> 00:13:26,797
جمعیت خوبی برای بازدید اومده بودن

243
00:13:26,880 --> 00:13:28,922
طلا رو گرفتیم
بهترین تولید کننده توی فستیوال بودیم

244
00:13:29,006 --> 00:13:30,672
ما یه اجرای فوق العاده عالی داشتیم

245
00:13:30,755 --> 00:13:32,338
و چشمهای رابین اینطوری گرد شده بود

246
00:13:38,630 --> 00:13:41,797
برای همه ی ما تو اون زمان

247
00:13:41,880 --> 00:13:44,505
فکر میکنم چیزی برای نگرانی نبود
ما جوون بودیم

248
00:13:44,588 --> 00:13:46,547
هیچ چیزی نبود

249
00:13:46,630 --> 00:13:49,547
و یه همچین تجربه ای توی زندگی

250
00:13:49,630 --> 00:13:51,256
فقط رو به جلو میری

251
00:13:52,672 --> 00:13:54,338
میدونی اگه خوش شانس باشی

252
00:14:11,338 --> 00:14:14,922
من رابین رو وقتیکه برای رفتن به جولیارد
به نیویورک اومده بود ، ملاقات کردم

253
00:14:15,006 --> 00:14:17,338
دوست عزیز من
مارک رسمسن

254
00:14:17,422 --> 00:14:19,880
که یکی از دوستهای نزدیکش بود
مارو بهم معرفی کرد

255
00:14:19,964 --> 00:14:23,672
اون یه جورایی جلب توجه میکرد که هیچکس
دیگه قادر به انجامش نبود

256
00:14:32,006 --> 00:14:33,630
یه بازیگر همیشه یه بازیگره

257
00:14:33,714 --> 00:14:35,505
توی مدرسه ی جولیارد مردم همیشه میپرسن

258
00:14:35,588 --> 00:14:37,338
چرا یه رشته برای بازیگری در سینما

259
00:14:37,422 --> 00:14:38,964
یا تلویزیون ندارین؟

260
00:14:39,047 --> 00:14:41,422
خیلی چرنده
یه بازیگر همیشه یه بازیگره

261
00:14:41,505 --> 00:14:43,714
جان هاوسمن اون زمان مسئول مدرسه بود

262
00:14:43,797 --> 00:14:46,047
رابین و کریس ریو

263
00:14:46,131 --> 00:14:48,547
به عنوان دانش آموزان حرفه ای به
کلاس سوم ما اومدن

264
00:14:53,630 --> 00:14:56,006
کریستوفر یه دانش آموز اتو کشیده
از نیوانگلند بود

265
00:14:56,089 --> 00:14:59,630
و رابینم یه جورایی یه هیپی دیوونه
از شهرستان مارین بود

266
00:14:59,714 --> 00:15:01,422
خب روز اول من

267
00:15:01,505 --> 00:15:03,047
شلوارک و صندل پوشیده بودم

268
00:15:03,131 --> 00:15:04,797
کاملا تابلو بود که اهل کجام

269
00:15:04,880 --> 00:15:06,714
با خودم گفتم خیلی جالبه

270
00:15:06,797 --> 00:15:09,505
یه جو سنگینی اینجا حکمفرماست

271
00:15:09,588 --> 00:15:11,505
میدونستم که قراره یه آموزش بینظیر

272
00:15:11,588 --> 00:15:13,714
به سبک انگلیسی اما توی آمریکا باشه

273
00:15:13,797 --> 00:15:16,047
توجه و حساسیت بسیار بالا

274
00:15:16,131 --> 00:15:18,630
به حرکات ، صدا ، بازیگری

275
00:15:18,714 --> 00:15:21,922
در اختیار داشتن ابزارهای مختلفی
که میتونستی باهاشون کار کنی

276
00:15:25,131 --> 00:15:27,422
ما خیلی امکانات نداشتیم
و برامون مهم هم نبود

277
00:15:27,505 --> 00:15:30,505
ما جنبه ی هنری کار رو داشتیم
خود کار رو داشتیم

278
00:15:30,588 --> 00:15:33,547
تمام تمرکزمون روی اون بود و
کاملا هم مطلوب بود

279
00:15:33,630 --> 00:15:35,089
میدونید هاوسمن همیشه ی خدا

280
00:15:35,172 --> 00:15:36,672
حسابی از هممون

281
00:15:36,755 --> 00:15:38,089
کار میکشید ، خداروشکر

282
00:15:44,672 --> 00:15:46,755
یه وقتایی بود میگفتم
وای خدای بزرگ ، این فوق العاده ست

283
00:15:46,839 --> 00:15:49,006
یه وقتایی هم بود که میگفتم
دارم چه غلطی میکنم من؟

284
00:16:04,006 --> 00:16:06,505
یه استایلی داشتم که با یه
کلاه جورابی درستش کرده بودم

285
00:16:06,588 --> 00:16:08,463
خیلی تنگ بود ولی اگه

286
00:16:08,547 --> 00:16:10,755
ابروهامو بالا میدادم
یهو میرفت بالا

287
00:16:10,839 --> 00:16:12,630
و یادمه که اولین نقش
از کار عملی بود که

288
00:16:12,714 --> 00:16:14,089
دیدم هاوسمن داره میخنده و منم گفتم

289
00:16:14,172 --> 00:16:15,880
وای خدا بودا خندید
کنایه از جدی بودن شخص

290
00:16:21,214 --> 00:16:23,131
آموزش دیدن به عنوان یه بازیگر

291
00:16:23,214 --> 00:16:26,006
خیلی بهم توی اجرا کمک کرد

292
00:16:26,089 --> 00:16:29,630
سلام ، کی برامون یه ایده ی اجرا داره؟
شمایی که اونجایی

293
00:16:29,714 --> 00:16:31,547
کسی که یه برخورد مشابه داره

294
00:16:31,630 --> 00:16:33,588
خیلی خب ، یه برخورد مشابه به هر نحوی؟

295
00:16:33,672 --> 00:16:35,131
هر نحوی -
خیلی خب . خوبه . باشه

296
00:16:35,214 --> 00:16:37,380
وقتی از جولیارد به خونه برگشتم

297
00:16:37,463 --> 00:16:39,422
شروع کردم به بداهه طنز بازی کردن

298
00:16:39,505 --> 00:16:41,964
به عنوان نشون دادن این که بازیگری
همیشه کارآمد نیست

299
00:16:42,047 --> 00:16:45,047
هی مامان

300
00:16:45,131 --> 00:16:47,880
کم کم موفق به اجرای طنز
از روی پیشنهادات شدم

301
00:16:47,964 --> 00:16:50,131
که به این نظر میپرداخت
وایسا ببینم ، داری خودت میسازیش

302
00:16:50,214 --> 00:16:52,588
و این خیلی اعتیادآور بود-
میخوای یه بازی بکنیم ؟-

303
00:16:52,672 --> 00:16:54,505
حتما ، بیا اسکرابل بازی کنیم

304
00:16:54,588 --> 00:16:56,547
باشه . میخوای تخته باشی یا مهره ها؟

305
00:16:56,630 --> 00:16:58,380
من تخته میشم-
متوقف شو -

306
00:17:02,755 --> 00:17:07,089
ازمرلدا چرا همش یکشنبه ها به دیدنم میای؟

307
00:17:07,172 --> 00:17:09,505
حس و آرامشی که داشت
بینظیر بود

308
00:17:09,588 --> 00:17:11,172
جلب کردن سریع نظر ِتماشاگرا

309
00:17:11,256 --> 00:17:13,172
مثل سکس بدون عذاب وجدان بود

310
00:17:13,256 --> 00:17:15,630
و خداوند انسان را آفرید

311
00:17:17,755 --> 00:17:19,880
حالا حس بهتری دارم

312
00:17:19,964 --> 00:17:23,880
و از کارگاه آموزشی به کلوبهای
واقعی رفتیم

313
00:17:23,964 --> 00:17:26,172
نمیتونم بشینم سرجام
خیلی هیجان زده ام

314
00:17:26,256 --> 00:17:28,714
من کلی از اسکوئیلر آیداهو رانندگی
کردم تا اینجا باشم

315
00:17:28,797 --> 00:17:30,880
با کامیونم تا اینجا اومدم ، مری بث

316
00:17:30,964 --> 00:17:34,505
یه کامیون قدیمی خفنه
خیلی گنده ست

317
00:17:34,588 --> 00:17:37,714
توی هالی سیتی زو  ، متصدی بار بود

318
00:17:37,797 --> 00:17:42,547
کاملا خودشو با متصدی بار بودن وفق داد
تا بتونه بیاد رو صحنه و اجرا کنه

319
00:17:42,630 --> 00:17:44,047
یه لهجه ی فرانسوی داشت

320
00:17:44,131 --> 00:17:46,547
بهم یه نوشیدنی تعارف کرد
و باهام گپ زد

321
00:17:46,630 --> 00:17:48,714
و واقعا لذت بخش بود

322
00:17:54,172 --> 00:17:55,922
ازم خواست که تا خونه منو برسونه

323
00:17:57,630 --> 00:18:01,047
داشت فرانسوی حرف میزد
و منم اذیتش میکردم

324
00:18:01,131 --> 00:18:03,714
و همیدگرو بوسیدیم

325
00:18:03,797 --> 00:18:06,797
همم فقط میدونستم که دوباره میبینمش

326
00:18:09,214 --> 00:18:11,922
من درسم توی دانشگاه میلز در رشته ی رقص

327
00:18:12,006 --> 00:18:14,089
توی مقطع کارشناسی ارشد داشت تموم میشد

328
00:18:14,172 --> 00:18:15,964
پس وقتم آزاد بود

329
00:18:16,047 --> 00:18:18,630
و برای کسب درآمد داشتم
به عنوان پیشخدمت کار میکردم

330
00:18:20,214 --> 00:18:22,714
همیشه دنبال برقراری ارتباط بود

331
00:18:22,797 --> 00:18:27,131
و اگه لازم بود که یه شخصیت یا
یه لهجه ی دیگه خلق کنه

332
00:18:27,214 --> 00:18:29,964
هیچ ترسی نداشت
و انجامش میداد

333
00:18:30,047 --> 00:18:32,505
آمریکا ، کشور ساحل و توپ
ممنونم

334
00:18:32,588 --> 00:18:34,964
تنبل

335
00:18:35,047 --> 00:18:37,256
ممنونم
یه پیک ارزون ، امکان نداره

336
00:18:37,338 --> 00:18:39,714
بعضی از شخصیتها رو مردم واقعا دوس دارن

337
00:18:39,797 --> 00:18:42,256
که اون شخصیت بیشتر یه شخصیت کمیکه
نه یه کمدین

338
00:18:42,338 --> 00:18:46,006
من فقط طنزپرداز نیستم
من از کرکترها به عنوان وسیله استفاده میکنم

339
00:18:46,089 --> 00:18:47,797
اما به ندرت به عنوان خودم صحبتی میکنم

340
00:18:49,338 --> 00:18:51,797
من تماشاگر شخصیش بودم

341
00:18:51,880 --> 00:18:55,172
و سعی میکردم که توی
بهتر شدن کمکش کنم

342
00:18:55,256 --> 00:18:57,755
شعر شوروی با مضمون درد و رنج

343
00:18:57,839 --> 00:19:00,588
رابین کوچک
رو لبه ی پنجرمه

344
00:19:00,672 --> 00:19:02,131
با نوک سینه های قرمزش

345
00:19:02,214 --> 00:19:04,214
پنجره رو آروم به پایین کشیدم

346
00:19:04,297 --> 00:19:05,964
و سر حرومی رو له کردم

347
00:19:08,214 --> 00:19:12,214
بعد از ۶ ماه سکونت در سان فرانسیسکو

348
00:19:12,297 --> 00:19:17,131
کاملا مشخص بود که استعدادش
در حال پرورش

349
00:19:17,214 --> 00:19:20,131
و بزرگ شدن در یه مسیر مشخصیه

350
00:19:40,297 --> 00:19:42,006
من از ایندیانا به اینجا اومدم

351
00:19:42,089 --> 00:19:45,256
و یه راست رفتم سراغ کمدین استور
اسم یه کلوب کمدی در هالیووده

352
00:19:45,338 --> 00:19:48,172
دلیلی که من اونموقع عاشق کالیفرنیا
بودم رو بهتون میگم

353
00:19:48,256 --> 00:19:51,839
فرماندار جری براون با لیندا رونست تو رابطه بود
لیندا رونست خواننده ی محبوب وقت

354
00:19:51,922 --> 00:19:54,297
اون کالیفرنیایی که دلت میخواد

355
00:19:54,380 --> 00:19:57,089
اون جوری ِ که کالیفرنیا باید باشه

356
00:19:57,172 --> 00:19:59,006
و دقیقا هم همونطور بود

357
00:20:04,047 --> 00:20:07,714
پر انرژی ، خلاق و هیجان انگیز بود

358
00:20:07,797 --> 00:20:11,172
ما جوون بودیم
احمقانه بود و خوش میگذشت

359
00:20:11,256 --> 00:20:13,256
بهترین دوران عمرم بود

360
00:20:13,338 --> 00:20:15,172
اسم من دیو لترمنه

361
00:20:15,297 --> 00:20:17,797
و اصالتا اهل ایالت ایندیانا هستم

362
00:20:17,880 --> 00:20:19,297
میدونی زمانی که بچه بودم

363
00:20:19,380 --> 00:20:21,214
تنها چیزی که هیچوقت یادم نمیره

364
00:20:21,297 --> 00:20:23,256
چیزی که تا زنده ام از یاد نمیبرمش

365
00:20:23,338 --> 00:20:26,797
وقتیه که بابام میخواست منو
با وسایل برقی اذیت کنه

366
00:20:26,880 --> 00:20:29,297
بذار ببینم این مسئله
زیاد براتون اتفاق افتاده ؟

367
00:20:31,380 --> 00:20:33,880
وقتیکه اولین بار رابین رو روی صحنه دیدیم

368
00:20:33,964 --> 00:20:35,214
اولش شک داشتیم

369
00:20:35,297 --> 00:20:38,047
و پروژه رو طوری برنامه ریزی کردیم

370
00:20:38,131 --> 00:20:40,380
که حواسمون بهش باشه

371
00:20:40,463 --> 00:20:42,964
این یک توقیف سریعه
پرواز اسپانیایی

372
00:20:45,047 --> 00:20:47,214
امشب کسی اینجا هست
که اسپانیایی باشه؟

373
00:20:47,297 --> 00:20:48,630
!خیلی خب ، پس میتونیم انجامش بدیم

374
00:20:49,880 --> 00:20:51,714
بزن بریم
پرواز اسپانیایی

375
00:20:53,964 --> 00:20:56,089
تو ذهنم اولین تصویر ازش این بود که

376
00:20:56,172 --> 00:20:57,922
میتونه پرواز کنه

377
00:20:58,006 --> 00:20:59,755
بخاطر اونهمه انرژی ای که داشت

378
00:20:59,839 --> 00:21:01,922
مثل مشاهده ی یه آزمایش بود

379
00:21:02,006 --> 00:21:03,422
یه چیز مخصوص
اول یکم بوق بزنیم

380
00:21:03,505 --> 00:21:05,006
خیلی خب

381
00:21:05,089 --> 00:21:06,380
حاضریم

382
00:21:09,047 --> 00:21:12,297
همگی خودتونو تکون بدین
یالا

383
00:21:12,380 --> 00:21:14,047
چتون شده ؟
اگه کور بودم انجامش میدادین؟

384
00:21:15,338 --> 00:21:16,755
بزن بریم

385
00:21:21,172 --> 00:21:22,922
یکی از اجراهایی که بابتش پول گرفتم

386
00:21:23,006 --> 00:21:24,380
توی یه جایی به اسم «ایستگاه خنده » بود

387
00:21:24,463 --> 00:21:26,256
شب بازگشاییشون بود

388
00:21:26,338 --> 00:21:28,089
میکروفن رفت پایین ، همه نگران شدن

389
00:21:28,172 --> 00:21:29,463
و داشتن میگفتن : حالا چه غلطی کنیم؟

390
00:21:29,547 --> 00:21:30,880
پیش خودم گفتم
من میکروفن لازم ندارم

391
00:21:30,964 --> 00:21:32,380
شروع کردم به راه رفتن

392
00:21:32,463 --> 00:21:34,422
رفتم تو دل تماشاگرا

393
00:21:34,505 --> 00:21:36,256
و به اندازه ی کافی هم صدام بلند بود

394
00:21:36,338 --> 00:21:37,380
چونکه بهم یاد داده بودن انقدر بلند حرف بزنم
که بتونم گلیممو از آب بیرون بکشم

395
00:21:37,463 --> 00:21:39,297
من یه خواهر اینجا میبینم

396
00:21:39,380 --> 00:21:41,755
حس میکنی که باید شفا داده بشی؟

397
00:21:41,839 --> 00:21:44,256
بله -
میدونم که بدون اون صندلی هم میتونی راه بری-

398
00:21:46,922 --> 00:21:48,380
خواهر عزیز
دستتو به من بده

399
00:21:48,463 --> 00:21:51,131
خدا کنه که واقعا فلج نباشی

400
00:21:51,214 --> 00:21:55,338
تنها کاری که من بلد بودم
حتما با استفاده از میکروفن بود

401
00:21:55,422 --> 00:21:58,006
و داشتم کسی رو میدیدم که بدون
اون هم داره به کارش میرسه

402
00:21:58,089 --> 00:21:59,964
برای قدم زدن با مسیح آماده ای؟

403
00:22:00,047 --> 00:22:01,256
میتونی انجامش بدی؟

404
00:22:01,338 --> 00:22:03,131
وای خدا
بیاین اینجا پسرا

405
00:22:03,214 --> 00:22:04,588
محشره

406
00:22:04,672 --> 00:22:07,797
میدونستیم هر کاری که رابین داره میکنه

407
00:22:07,880 --> 00:22:10,338
ما حتی نمیتونستیم شبیهش هم باشیم

408
00:22:10,422 --> 00:22:13,172
و ترسیده بودیم که وای خدایی نکرده

409
00:22:13,256 --> 00:22:16,880
شاید دقیقا وقت بدی سر رسیدیم

410
00:22:16,964 --> 00:22:18,880
زمانیکه همه چیز داشت عوض میشد

411
00:22:18,964 --> 00:22:21,505
و تنها چیزی که ما داشتیم
جوکهای احمقانه مون بود

412
00:22:21,588 --> 00:22:23,839
بیا درون ذهن من و ببین

413
00:22:23,922 --> 00:22:25,172
که وقتی یه کمدین
یه کمدین بزرگتر رو میبلعه

414
00:22:25,256 --> 00:22:27,047
نترس

415
00:22:27,131 --> 00:22:30,338
بیا تو

416
00:22:30,422 --> 00:22:33,214
برداشت آرمک
شروع سکانس بی
آغاز برداشت آرمک

417
00:22:34,588 --> 00:22:35,964
هی ، خوشحالم که اینجام

418
00:22:38,256 --> 00:22:40,922
تماشاگرا سخت گیر نیستن
برمیگردیم به ترکوندن روال دوم ۱ بی

419
00:22:41,006 --> 00:22:43,131
آغاز برداشت
برداشت روال آمرک

420
00:22:43,214 --> 00:22:46,422
پاسخ به ۱بی
آمرک سی و سکانس ای

421
00:22:46,505 --> 00:22:48,006
اون اوهاکان چطوره؟
منظور سیگار برگ مکزیکیه

422
00:22:49,422 --> 00:22:51,547
می دی ! می دی ! می دی

423
00:22:55,256 --> 00:22:57,338
تمام سیستمها آماده به کار
هر چیزی ممکنه

424
00:22:57,422 --> 00:22:59,755
برداشت از سکانس دوم
جواب اسفناک وگاس ۱ بی

425
00:23:05,338 --> 00:23:08,131
چرت و پرت تحویل نمیگیریم
حرفه ات دیگه به پایان رسیده

426
00:23:08,214 --> 00:23:09,922
تمام سیستمها آماده به کار
بررسی غرور

427
00:23:10,006 --> 00:23:11,214
همه چیز ناموفقه ! لبها؟

428
00:23:12,463 --> 00:23:14,505
آمرک ، آغاز برداشت
آرامش ناخودآگاه

429
00:23:14,588 --> 00:23:15,797
می دی ! می دی

430
00:23:18,006 --> 00:23:20,172
کون لقت
از جون من چی میخوای آخه؟

431
00:23:38,089 --> 00:23:39,839
عصرتون بخیر
مردم همیشه ازم میپرسن

432
00:23:39,922 --> 00:23:42,089
کمدی به اندازه ای که من
میگم باحال هست یا نه؟

433
00:23:42,172 --> 00:23:45,047
... میدونید خودمم در تعجبم که

434
00:23:45,131 --> 00:23:46,380
کامل توی صفحه ست؟

435
00:23:46,463 --> 00:23:48,297
نه-
باید بزرگنمایی رو کم کنی-

436
00:23:50,089 --> 00:23:52,047
میدونید ، مردم براشون سواله

437
00:23:52,131 --> 00:23:55,505
... کمدی و تلویزیون

438
00:23:55,588 --> 00:23:57,006
اوه ببخشید

439
00:23:57,089 --> 00:23:58,588
یه نویسنده بودن برای
برنامه های رابین

440
00:23:58,672 --> 00:24:00,839
مثل یه توپ زن توی تیم بری باندز میمونه
کار سختیه

441
00:24:00,922 --> 00:24:02,880
لزوما بهت احتیاجی ندارن

442
00:24:02,964 --> 00:24:05,505
مگر برای شرایط ویژه

443
00:24:05,588 --> 00:24:08,256
اما دیدن اینکه چطور یه قطعه رو میسازه
هیجان انگیز بود

444
00:24:08,338 --> 00:24:10,297
یه ذهن فوق سریع داشت

445
00:24:10,380 --> 00:24:12,964
اما اینطور نبود که همه چیز
یک شبه بهش الهام بشه

446
00:24:13,047 --> 00:24:14,547
کار و آماده سازیش واقعا زمانبر بود

447
00:24:14,630 --> 00:24:18,588
یه روند آنالیز دقیق و با فکر پشتش بود

448
00:24:18,672 --> 00:24:21,131
احتمالا توضیحش به من خیلی  زمانبرتر

449
00:24:21,214 --> 00:24:24,047
از شکل گرفتن خود ایده توی ذهنش بود

450
00:24:24,131 --> 00:24:26,880
ببخشید جناب
میخوایم که لاستیک سمت شاگردتون رو بخریم

451
00:24:29,714 --> 00:24:31,964
بیخیال ، از همینجا میگیرمش

452
00:24:32,047 --> 00:24:34,380
عذر میخوام ، ما داریم روی یه
چیزی کار میکنیم

453
00:24:34,463 --> 00:24:37,006
روی مسئله ی تصادفات توی جاده
به خاطر حواس پرتی

454
00:24:40,380 --> 00:24:42,964
عادت داشت که منو به عنوان
بهترین دوستش معرفی کنه

455
00:24:43,047 --> 00:24:45,297
و من مدت زیادی نبود که میشناختمش

456
00:24:47,463 --> 00:24:49,256
فکر میکنم به یه دوست صمیمی
احتیاج داشت

457
00:24:49,338 --> 00:24:51,422
خانم لطفا لطفا

458
00:24:51,505 --> 00:24:54,964
من ازتون درخواست عشق دارم
خانم ، لطفا

459
00:25:07,755 --> 00:25:10,422
توی بچگی ترس از رها شدن داشتی ؟

460
00:25:10,505 --> 00:25:13,672
اوه آره ، یه ترس طبیعی برای یه بچه ست

461
00:25:13,755 --> 00:25:16,214
و بعد مشخص میکنه که چطور
قراره با زندگی کنار بیای

462
00:25:23,422 --> 00:25:25,505
دانش آموزام میدونستن که اون برادرمه

463
00:25:25,588 --> 00:25:26,588
و همیشه هم اینو میدونستن

464
00:25:26,672 --> 00:25:28,172
هیچوقت سعی نکردم که قایمش کنم

465
00:25:28,256 --> 00:25:29,297
اما همینطورم سعی نکردم

466
00:25:29,380 --> 00:25:30,256
که جارش بزنم

467
00:25:32,214 --> 00:25:34,380
رابین و من مادرمون یکی بود

468
00:25:34,463 --> 00:25:37,338
من پسر مادرم از ازدواج اولش بودم

469
00:25:37,422 --> 00:25:40,422
بعد از اینکه به دنیا اومدم
منو فرستادن تا

470
00:25:40,505 --> 00:25:42,463
با خانواده ی مادرم در جنوب
زندگی کنم

471
00:25:42,547 --> 00:25:46,588
مادر و پدر بزرگم که منو عین بچه ی خودشون
بزرگ کرده بودن

472
00:25:46,672 --> 00:25:51,006
یهو بهم گفتن که من یه خانواده و یه برادر
دارم که هیچی ازش نمیدونستم

473
00:25:52,297 --> 00:25:53,505
وقتیکه همدیگرو دیدیم
باهم غریبه بودیم

474
00:25:56,672 --> 00:25:59,006
هشت سالش بود

475
00:25:59,089 --> 00:26:02,380
مطمئن نبود که باید بهم چی بگه

476
00:26:02,463 --> 00:26:06,089
اما همه ی سربازهای اسباب بازیش و
هر چی که داشت رو بهم نشون میداد

477
00:26:08,380 --> 00:26:10,297
باور دارم که رابین در مورد تاد هم میدونست

478
00:26:12,422 --> 00:26:16,672
بهم بگو ببینم تو چطور به رابین
ویلیامز مربوط هستی؟

479
00:26:16,755 --> 00:26:18,964
من به مدت حدودا ۳۰ سال ، همسر برادر رابین

480
00:26:20,380 --> 00:26:22,131
تاد بودم

481
00:26:22,214 --> 00:26:25,547
مادر تاد فقط برای چند سال

482
00:26:25,630 --> 00:26:27,547
همسر پدر رابین بود

483
00:26:27,630 --> 00:26:30,380
وقتیکه طلاق گرفتن تاد خیلی کوچیک بود

484
00:26:30,463 --> 00:26:34,588
مک و رابین مادرشون یکی بود و
پدرهاشون فرق میکرد

485
00:26:34,672 --> 00:26:37,755
تاد و رابین پدرشون یکی بود
و مادرهاشون فرق میکرد

486
00:26:37,839 --> 00:26:41,463
هر سه تاشون یه چیزای مشترکی باهم داشتن

487
00:26:41,547 --> 00:26:43,714
و از این مسئله که باهم فامیل
هستن خوشحال بودن

488
00:26:46,338 --> 00:26:48,047
با اینکه ما سه تا برادر بودیم

489
00:26:48,131 --> 00:26:51,588
اما هر سه تامون به عنوان تک فرزند
بزرگ شدیم

490
00:26:51,672 --> 00:26:56,505
اگه بخوام باهاتون صادق باشم فکر میکنم هیچکدوممون
تبدیل به چیزی که هستیم نمیشدیم

491
00:26:56,588 --> 00:26:58,338
اگه همگی باهم بزرگ میشدیم

492
00:26:59,714 --> 00:27:01,505
وقتیکه تک فرزند باشی

493
00:27:01,588 --> 00:27:03,755
میتونی یه جورایی دیوونه بشی

494
00:27:03,839 --> 00:27:06,505
یا میتونی یه رفتار طنزگونه ایی
نسبت بهش داشته باشی

495
00:27:06,588 --> 00:27:09,505
وقتیکه مدرسه میری و
دوستهای زیادی نداری

496
00:27:09,588 --> 00:27:12,797
یا غیره . این یه طور پیش دستی کردنه

497
00:27:12,880 --> 00:27:14,797
یه روی دیگه ازش وجود داره

498
00:27:14,880 --> 00:27:16,630
اون روی افسرده کننده از

499
00:27:16,714 --> 00:27:18,505
این نوع شخصیت هم مطرحه

500
00:27:18,588 --> 00:27:21,630
که توی خانواده ی ما شواهد
قوی ای براش وجود داره

501
00:27:25,714 --> 00:27:27,297
مادرم کارهای عجیب غریبی مثل

502
00:27:27,380 --> 00:27:29,463
بریدن کش و فرو کردنش تو دماغش
انجام میداد

503
00:27:29,547 --> 00:27:31,839
و میومد سر میز شام و
میگفت : وای خدا

504
00:27:31,922 --> 00:27:35,422
و پدرمم میگفت : باشه لوری
خیلی بامزه ای

505
00:27:35,505 --> 00:27:37,131
وای خدا
میخوای انجامش بدی

506
00:27:37,214 --> 00:27:39,422
اوه نه ! وای خدا

507
00:27:42,588 --> 00:27:45,338
میدونی ما همش پدرت رو خجالت زده میکردیم
من سالیان سال اینکارو کردم

508
00:27:45,422 --> 00:27:48,214
آره ، و منم سر میز شام
از این صداها در میاوردم

509
00:27:48,297 --> 00:27:49,588
آره ، نه -
از اینم خوشش نمیومد-

510
00:27:49,672 --> 00:27:51,630
... اصلا از کارهای ما

511
00:27:51,714 --> 00:27:53,755
و اون ووپی کوشنها
وسیله ای که شبیه به بالشتک کوچیکه و وقتی میشینی روش صدای گوزیدن میده

512
00:27:53,839 --> 00:27:55,714
اونم باحال بود-
توام ووپی کوشنها رو یادت میاد؟-

513
00:27:55,797 --> 00:27:57,380
چندتا ازشون داشتیم

514
00:27:57,463 --> 00:27:59,338
پنجاه ساله که رو بورسن

515
00:27:59,422 --> 00:28:01,131
و هنوزم کلی خنده دارن-
همینطوره-

516
00:28:01,214 --> 00:28:02,297
هیچی بیشتر از یه ووپی کوشن

517
00:28:02,380 --> 00:28:04,006
قبل یه کنفرانس خبری حال نمیده
مگه نه آقای ریگان؟

518
00:28:04,089 --> 00:28:06,256
کاملا همینطوره
یکم آبم توش بریزین خیلی بهتر عمل میکنه

519
00:28:06,338 --> 00:28:09,505
وای خدا مامان

520
00:28:09,588 --> 00:28:11,547
یکم آب توش بریز و نگاه کن

521
00:28:11,630 --> 00:28:13,714
اونجوری هم صدا میده
هم یه لکه جاش میمونه

522
00:28:13,797 --> 00:28:15,463
اوه این یکی خیلی باحال بود

523
00:28:15,547 --> 00:28:18,131
فکر میکنم رابین تو بچگی
خوشحال بود

524
00:28:18,214 --> 00:28:20,380
امیدوارم که اینطور بوده باشه
هیچوقت نمیشه واقعا فهمید

525
00:28:20,463 --> 00:28:22,172
همیشه تنها بود

526
00:28:22,256 --> 00:28:24,131
پس مجبور بود کلی سر خودشو گرم کنه

527
00:28:42,922 --> 00:28:44,547
نمیدونم کی رابین رو دیدم

528
00:28:44,630 --> 00:28:45,672
اما تنها چیزی که بعدش فهمیدم این بود که

529
00:28:45,755 --> 00:28:48,214
داره با من تو آپارتمانم زندگی میکنه

530
00:28:48,297 --> 00:28:50,547
خودش یه خونه داشت
من هیچوقت اونجا نرفتم

531
00:28:50,630 --> 00:28:52,297
حتی آدرسشو هم بلد نبودم

532
00:28:52,380 --> 00:28:53,505
در حالیکه اون توی خونه ی من زندگی میکرد

533
00:28:55,256 --> 00:28:56,505
رابین همش دنبال من بود

534
00:28:56,588 --> 00:28:58,505
هیچوقت تو زندگیم انقدر کسی دنبالم نبوده

535
00:28:58,588 --> 00:29:00,505
و اصلا ولمم نمیکرد

536
00:29:00,588 --> 00:29:03,297
و پیش خودم گفتم باشه
خوش میگذره

537
00:29:05,505 --> 00:29:08,880
توی زندگی واقعی خیلی ساکت بود

538
00:29:08,964 --> 00:29:11,172
اگه توی روز میدیدش
و باهاش صحبت میکردی

539
00:29:11,256 --> 00:29:13,463
اصلا نمیشد که بشناسیش
در مقابل کسی که شب ها بود

540
00:29:13,547 --> 00:29:16,256
این جاز هورمونهاست
شروع میکنیم

541
00:29:18,422 --> 00:29:19,505
آره

542
00:29:40,422 --> 00:29:42,256
میدونستم که رابین وقتی که من نیستم

543
00:29:42,338 --> 00:29:44,256
اونم غیبش میزنه
اما برام مهم نبود

544
00:29:44,338 --> 00:29:45,422
اذیتم نمیکرد

545
00:29:45,505 --> 00:29:48,297
اما همه ی کمدین ها با من مهربون بودن

546
00:29:48,380 --> 00:29:50,256
و میگفتن فکر میکنیم که

547
00:29:50,338 --> 00:29:51,714
توی سان فرانسیسکو
یه دوست دختر داره

548
00:29:51,797 --> 00:29:53,839
و منم میگفتم : خب
نمیدونم ازش میپرسم

549
00:29:53,922 --> 00:29:55,755
بعد اومدم بهش گفتم
تو توی سان فرانسیسکو یه دوست دختر داری؟

550
00:29:55,839 --> 00:29:57,755
بعد گفت نه
منم گفتم ببین بهم دروغ نگو

551
00:29:57,839 --> 00:30:00,214
از دروغ بدم میاد
راستشو بگو
کاریت ندارم

552
00:30:00,297 --> 00:30:01,422
میگفت اوه نه اوه نه

553
00:30:01,505 --> 00:30:03,714
یه شب توی ایمپراو بودیم

554
00:30:03,797 --> 00:30:06,922
و جی گفت : رابین باید یا ایلین رو راست باشی

555
00:30:07,006 --> 00:30:09,964
اگه جای دیگه دوست دختر داری بهش بگو

556
00:30:10,047 --> 00:30:12,256
و اونم برگشت گفت
ببین رفیق ببین رفیق

557
00:30:12,338 --> 00:30:14,547
من فقط دنبال یکم تعادلم

558
00:30:14,630 --> 00:30:17,505
فقط دنبال یکم آرامشم

559
00:30:17,588 --> 00:30:22,463
و جی لنو هم بهش گفت : آره ولی
داری از کیرت به عنوان وسیله ی سنجشش
استفاده میکنی

560
00:30:29,797 --> 00:30:31,922
وقتیکه باهم بهم زدیم
با دوست دخترش ازدواج کرد

561
00:30:34,964 --> 00:30:37,214
ما باهم شیطونیامونو میکردیم

562
00:30:38,547 --> 00:30:39,880
تیم خوبی بودیم

563
00:30:47,755 --> 00:30:49,422
داشتیم ماجراجویی میکردیم

564
00:30:52,922 --> 00:30:54,630
و بعد همه چیز عوض شد

565
00:31:05,880 --> 00:31:07,630
زمانی که بچه بودم
سریال «روزهای خوشحال» رو خیلی دوس داشتم

566
00:31:07,714 --> 00:31:10,505
از فونزی خوشم میومد
تو سال ۱۹۹۷
یکی از کرکترهای سریال

567
00:31:10,588 --> 00:31:13,422
هشت سالم بود
که فیلم جنگ ستارگان اومد

568
00:31:13,505 --> 00:31:15,880
و منم دیگه « روزهای خوشحال » رو ندیدم

569
00:31:15,964 --> 00:31:19,047
بابام میگفت : چرا دیگه دلت نمیخواد
روزهای خوشحال رو ببینی؟

570
00:31:19,131 --> 00:31:21,588
منم گفتم چونکه هیچ
فضانوردی توش نیست

571
00:31:21,672 --> 00:31:24,047
رفت به اتاق نویسنده های
سریال روزهای خوشحال

572
00:31:24,131 --> 00:31:26,839
و گفت اسکاتی یه فضانورد میخواد

573
00:31:26,922 --> 00:31:30,630
و همه ی نویسنده ها چشماشون برق زد
که چه ایده ی عالی ای

574
00:31:30,714 --> 00:31:32,922
یه فضانورد ، باشه
چطور انجامش بدیم حالا؟

575
00:31:34,797 --> 00:31:36,964
عمه ام رانی که مسئول انتخاب بازیگرا بود

576
00:31:37,047 --> 00:31:39,547
با بابام در مورد یه کمدین

577
00:31:39,630 --> 00:31:42,755
که گوشه کنار خیابون با کلاهش
اجراهای طنز انجام میده

578
00:31:42,839 --> 00:31:44,588
تا مردم توش پول بندازن ، صحبت کرد

579
00:31:44,672 --> 00:31:47,047
بابام گفت ازم میخوای یه بچه رو استخدام کنم

580
00:31:47,131 --> 00:31:49,463
که با یه کلاه سر خیابون وایمیسته

581
00:31:49,547 --> 00:31:51,755
و بیارمش توی یه برنامه ی تلویزیونی پرطرفدار

582
00:31:51,839 --> 00:31:53,588
یه برنامه ی محبوب
با امتیازات بالاتر از همه

583
00:31:53,672 --> 00:31:55,047
ازم میخوای یه بچه که با کلاهش

584
00:31:55,131 --> 00:31:56,714
سر خیابون وایمیسته رو

585
00:31:56,797 --> 00:31:57,797
بیارم تو برنامه؟

586
00:31:57,880 --> 00:31:59,422
و رانی گفت

587
00:31:59,505 --> 00:32:00,964
که کلاهش همیشه پره
ارزششو داره

588
00:32:06,006 --> 00:32:08,505
چیکار میکنی ؟ با اون مردم رو میترسونی؟

589
00:32:08,588 --> 00:32:10,131
نه نمیذاره بارون خیسم کنه

590
00:32:12,714 --> 00:32:14,463
تو ریچی کانینگهمی ؟

591
00:32:14,547 --> 00:32:17,338
اوه ، آره
آره ، خودمم

592
00:32:17,422 --> 00:32:19,463
اینجا خونتونه؟

593
00:32:24,463 --> 00:32:25,588
وایسا ببینم
تو کی هستی؟

594
00:32:25,672 --> 00:32:27,714
من مارک از اورک هستم
چه خبرا ؟به اسپانیایی

595
00:32:35,672 --> 00:32:37,755
این قسمت که زنده اجرا شد

596
00:32:37,839 --> 00:32:38,964
همه برنامه رو ایستاده تشویق کردن

597
00:32:39,047 --> 00:32:41,672
تمام ۳۰۰ نفر حاضر در سالن ایستادن
و رابین رو تشویق کردن

598
00:32:41,755 --> 00:32:43,755
وقتیکه برنامه تموم شد

599
00:32:47,714 --> 00:32:49,755
شبکه ی ای بی سی به پارامونت تعهد داره

600
00:32:49,839 --> 00:32:50,964
و مجبورن که بهش وفادار بمونن

601
00:32:51,047 --> 00:32:52,922
اگه سریالی دارن که میخوان پخش بشه

602
00:32:53,006 --> 00:32:56,672
باید یه چیزی از پارامونت رو ببرن رو آنتن

603
00:32:56,755 --> 00:32:58,630
بدون مقدمه
باید ببرنش رو آنتن

604
00:32:58,714 --> 00:33:00,922
و میگفتن که وای لعنتی
داره خراب میشه

605
00:33:01,006 --> 00:33:02,463
اوناهم میگفتن ما یه شخصیت جدید داریم

606
00:33:02,547 --> 00:33:04,131
که مورک به خوبی امتحانش کرده

607
00:33:04,214 --> 00:33:06,714
و پم رو هم توی سریال بردن
که نقش یه راهبه رو بازی میکرد

608
00:33:06,797 --> 00:33:08,630
اسمش خواهر تری بود

609
00:33:08,714 --> 00:33:10,131
که قبلا رییس یه گروه خلافکار بود

610
00:33:10,214 --> 00:33:11,588
یه جوراییم اونطور حرف میزد

611
00:33:11,672 --> 00:33:12,630
و یه جورایی خیلیم سرسخت بود

612
00:33:12,714 --> 00:33:13,797
اما یه راهبه بود

613
00:33:13,880 --> 00:33:15,839
و واقعا افتضاح بود

614
00:33:15,922 --> 00:33:19,463
پدرم فیلم پم دابر در نقش راهبه رو
از سریال برداشت

615
00:33:19,547 --> 00:33:21,505
و با نقش رابین توی

616
00:33:21,588 --> 00:33:22,797
روزهای خوشحال ترکیب کرد

617
00:33:22,880 --> 00:33:24,172
به معنای واقعی کلمه ترکیبش کرد

618
00:33:24,256 --> 00:33:27,131
و این مقدمه ی سریال بود
یه مقدمه ی ۶۳ دلاری

619
00:33:27,214 --> 00:33:29,588
اوناهم گفتن باشه خیلی خب
فقط بذارش رو آنتن

620
00:33:29,672 --> 00:33:32,047
اصلا فکر نمیکردن شانسی داشته باشه

621
00:33:32,131 --> 00:33:33,839
داشتن برنامه های پاییز رو اعلام میکردن

622
00:33:33,922 --> 00:33:35,922
و ای بی سی هم از مورک و مندی

623
00:33:36,006 --> 00:33:40,630
با بازیگری رابین ویلیامز و پم دابر رونمایی کرد

624
00:33:40,714 --> 00:33:44,172
فضانورد با دوست دخترش تو
یه آپارتمان زندگی میکنن

625
00:33:44,256 --> 00:33:47,463
پیش خودم گفتم وای خدا
این افتضاح به نظر میاد

626
00:33:47,547 --> 00:33:50,089
این رابین ویلیامز دیگه کیه؟

627
00:33:51,547 --> 00:33:53,839
مدیر برنامه های رابین به رابین زنگ زد

628
00:33:53,922 --> 00:33:58,630
و بهش گفت رابین ۲۲ تا برنامه ی
تضمین شده داریم

629
00:33:58,714 --> 00:34:01,797
و هر هفته قراره ۱۵۰۰ دلار گیرت بیاد

630
00:34:01,880 --> 00:34:04,172
و رابینم گفت : وااااااااااااای

631
00:34:04,256 --> 00:34:07,922
و بادی هم بهش گفت
نه اشتباه شد هفته ای ۱۵۰۰۰ دلار

632
00:34:09,964 --> 00:34:12,047
رابین با ۱۵۰۰ تا هم خوشحال بود

633
00:34:12,131 --> 00:34:14,047
هیچوقت اینهمه پول گیرش نیومده بود

634
00:34:17,131 --> 00:34:18,089
نانو ، نانو

635
00:34:28,839 --> 00:34:30,505
شزبات
یه اصطلاح از همون سیاره ی اورکه

636
00:34:30,588 --> 00:34:33,006
رابین یکم دستپاچه بود

637
00:34:33,089 --> 00:34:34,755
تمام این انرژی قراره به تصویر در بیاد

638
00:34:34,839 --> 00:34:36,797
طنز من خیلی وسیعه و

639
00:34:36,880 --> 00:34:38,839
مطمئنی که جاش میشه روی یه صفحه ی کوچیک؟

640
00:34:40,131 --> 00:34:42,547
نابود کنندگان ! خطر
می دی ! می دی

641
00:34:42,630 --> 00:34:44,672
آژیر خطر! برید
برید توی پناهگاه
توی پناهگاه

642
00:34:44,755 --> 00:34:47,463
بزنشون که داریم میریم میزوری
وووهوووو

643
00:34:47,547 --> 00:34:49,172
توی صحنه میدویید

644
00:34:49,256 --> 00:34:51,630
همش اینور اونور میرفت و همیشه ی خدا
دیوونه بازی در میاورد

645
00:34:51,714 --> 00:34:54,089
و چندین فیلمبردار اونجا بودن

646
00:34:54,172 --> 00:34:55,797
وقتی یه کار عالی انجام میداد
بابام میرفت و میگفت

647
00:34:55,880 --> 00:34:57,256
اونو ضبطش کردین ؟
گرفتینش؟

648
00:34:57,338 --> 00:35:00,131
و فیلمبردارم میگفت
توی کادر نبود

649
00:35:00,214 --> 00:35:02,797
بابامم میگفت باید اینو ضبطش کنی
اون یه نابغه ست

650
00:35:02,880 --> 00:35:04,964
و فیلمبردارم میگفت
اگه انقدر باهوشه

651
00:35:05,047 --> 00:35:06,755
چرا تو کادر واینمیسته؟

652
00:35:06,839 --> 00:35:09,880
و بابامم میگفت باید یه
راه حلی واسش پیدا کنیم

653
00:35:09,964 --> 00:35:13,047
دوربینهای تئاتر کمدی اونموقع سه تا بود

654
00:35:13,131 --> 00:35:14,672
ولی اون یه دوربین چهارم آورد

655
00:35:14,755 --> 00:35:16,630
تقریبا یه دوربین دستی

656
00:35:16,714 --> 00:35:18,214
فقط برای اینکه رابین رو دنبال کنه

657
00:35:18,297 --> 00:35:20,547
و دیگه یه کار معمول شد

658
00:35:20,630 --> 00:35:21,922
حالا هر تئاتر کمدی

659
00:35:22,006 --> 00:35:23,714
بخاطر این قضیه ۴ تا دوربین داره

660
00:35:23,797 --> 00:35:26,089
خب این هفته قربان
فهمیدم که در زمین

661
00:35:26,172 --> 00:35:27,797
همه چیز اونطور که به نظر میاد نیست

662
00:35:27,880 --> 00:35:29,505
....این دیگه یعنی

663
00:35:30,880 --> 00:35:32,006
فیلمنامه تو دستته

664
00:35:32,089 --> 00:35:33,256
کسمغز ، بعد تپقم میزنی؟

665
00:35:35,839 --> 00:35:38,797
پشت صحنه ی فیلمبرداری مورک و میندی خودش
مثل یه برنامه بود

666
00:35:38,880 --> 00:35:41,797
مثل یه دوی ماراتون سه ساعته به سبک
رابین ویلیامز بود

667
00:35:41,880 --> 00:35:43,964
یکم ایگوئارا میخوای ، اسکل؟

668
00:35:44,047 --> 00:35:45,172
نه ، عوضی

669
00:35:46,380 --> 00:35:47,922
یه مطلب برای تزکیه ی نفسه

670
00:35:48,006 --> 00:35:49,714
ارگاسم سریع اولین وود

671
00:35:51,047 --> 00:35:53,672
میگه : اگه اینو خوندی دیگه تا الان ارضا شدی

672
00:35:55,096 --> 00:35:56,096
چرا بهم میخندی ؟

673
00:35:56,047 --> 00:35:57,714
میخواستی بگی عجب عوضیه

674
00:35:57,797 --> 00:36:00,755
نه نمیخواستم
گذاشتم تو بگیش

675
00:36:02,380 --> 00:36:04,964
رابین خیلی مشهور شده بود

676
00:36:05,047 --> 00:36:07,797
محبوب ترین فرد توی شهر بود

677
00:36:07,880 --> 00:36:09,214
هر چی که خودتون دوس دارین ، آقا

678
00:36:09,297 --> 00:36:10,839
خب اونکارو الان نمیشه انجام داد

679
00:36:12,006 --> 00:36:14,755
کلی حرف توی ذهنمه

680
00:36:14,839 --> 00:36:16,131
نمیدونم کی هستم

681
00:36:18,089 --> 00:36:19,922
... ببین و

682
00:36:23,964 --> 00:36:27,047
یهو تمام نظرها رو به خودش جلب کرده بود

683
00:36:27,131 --> 00:36:30,214
پول در میاورد و هر کاری که دلش
میخواست رو انجام میداد

684
00:36:30,297 --> 00:36:31,797
شروع کن ، عزیزم-
اوه من -

685
00:36:31,880 --> 00:36:33,089
اوه ببخشید -
داره اتفاق میفته -

686
00:36:38,047 --> 00:36:40,630
پسر من یه زیرنویس دارم اون پایین
شما که نمیفهمین

687
00:36:40,714 --> 00:36:42,131
خیلی خب ، وایسا وایسا وای

688
00:36:43,422 --> 00:36:45,214
زلزله ی ۴.۵ ریشتری اومده

689
00:36:54,797 --> 00:36:57,630
سلام آقای هاوسمن
جولیارد خیلی به دردم خورد

690
00:36:57,714 --> 00:36:59,880
تا هفته ی دیگه اورسون
تق تق

691
00:36:59,964 --> 00:37:01,131
کی اونجاست ؟ -
کوهن-

692
00:37:01,214 --> 00:37:02,797
کوهن چی؟

693
00:37:02,880 --> 00:37:04,338
کوهن ِ برو درتو بذار
شب عالی متعالی

694
00:37:09,964 --> 00:37:12,880
اولین بار تو سال ۱۹۸۰ دیدمش

695
00:37:12,964 --> 00:37:14,131
اومد روی صحنه

696
00:37:14,214 --> 00:37:15,714
و مثل این بود که

697
00:37:15,797 --> 00:37:17,131
اونجارو به جایی دیگه تبدیل کرد

698
00:37:17,214 --> 00:37:18,714
‫اون فقط مطلقاً...

699
00:37:18,797 --> 00:37:20,006
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

700
00:37:20,089 --> 00:37:22,047
‫اون فقط کاملاً فرماندهیش کرد.

701
00:37:22,131 --> 00:37:25,214
‫اون فقط کاری کرد همه بخندند و بخندند.

702
00:37:25,297 --> 00:37:27,172
‫و یه نفر بود مجلسو بهم میزد.

703
00:37:27,256 --> 00:37:30,089
‫و کاری کرد تمام حضار برای

704
00:37:30,172 --> 00:37:33,964
‫اون پسرک که اون پشت بود
‫کنن تا شاید بمیره.

705
00:37:34,047 --> 00:37:36,839
‫و خیلی خنده‌دار بود.

706
00:37:36,922 --> 00:37:39,214
‫فقط، تمام حضار دعا میکردن اون

707
00:37:39,297 --> 00:37:41,338
‫مجلس بهم زن تو اتاق پشتی بمیره.

708
00:37:47,505 --> 00:37:49,172
‫و به سوسیهاتون هم دست نزنین.

709
00:37:49,256 --> 00:37:50,297
‫بله آقا.

710
00:37:52,505 --> 00:37:54,131
‫دیگه بزرگ شدی «هاوارد»
‫میتونی بگی شومبول.

711
00:37:55,839 --> 00:37:57,880
‫میرفتم نمایشو اجرا میکردم و

712
00:37:57,964 --> 00:37:59,089
‫بعد میومدم فروشگاه کومدی

713
00:37:59,172 --> 00:38:00,297
‫و بعدش میرفتم تمرین.

714
00:38:00,380 --> 00:38:02,297
‫اون شبی پنج-شش دور تمرین میکرد،

715
00:38:02,380 --> 00:38:03,755
‫و همینطور ادامه میداد.

716
00:38:03,839 --> 00:38:05,338
‫و حالا صدای یه نیویورکی عادی،

717
00:38:05,422 --> 00:38:06,422
‫و انعکاس صدای یه نیویورکی.

718
00:38:06,505 --> 00:38:08,172
‫"سلام!"

719
00:38:08,256 --> 00:38:11,422
‫"خفه خون بگیر!"

720
00:38:11,505 --> 00:38:14,089
‫ما فقط بازی میکردیم، میدونی؟

721
00:38:14,172 --> 00:38:15,755
‫میرفتیم بیرون.

722
00:38:17,964 --> 00:38:20,256
‫بودن تو هالیوود واقعاً فوق العاده بود.

723
00:38:22,089 --> 00:38:24,797
‫میدونید اون ستاره برنامه بسیار
‫موفقط "مورک و مینی" هست.

724
00:38:24,880 --> 00:38:26,422
‫خوش آمد میگیم به «رابین ویلیامز».

725
00:38:28,463 --> 00:38:30,880
‫مامان من تو تلوزیونم.

726
00:38:30,964 --> 00:38:32,755
‫برای دوستام تو سن فرانسیسکو.

727
00:38:32,839 --> 00:38:35,256
‫حالتان چطوره؟

728
00:38:35,338 --> 00:38:38,089
‫اون با ستاره‌های بزرگی معاشرت میکرد.

729
00:38:39,505 --> 00:38:40,880
‫اون با «د نیرو» معاشرت میکرد،

730
00:38:40,964 --> 00:38:42,380
‫با «بلوشی» معاشرت میکرد.

731
00:38:42,463 --> 00:38:44,131
‫و اونها افتخار میکردند

732
00:38:44,214 --> 00:38:46,006
‫که دارن با اون معاشرت میکنن.

733
00:38:46,089 --> 00:38:47,964
‫یه شب عجیب منو با خودش برد

734
00:38:48,047 --> 00:38:50,297
‫یه کلاب که باندهای موسیقی
‫بزرگی اونجا بودند.

735
00:38:50,380 --> 00:38:51,839
‫مدام تو گوشت میخوند و میگفت،

736
00:38:51,922 --> 00:38:53,380
‫"زودباشین، داریم میریم اینجا."

737
00:38:55,131 --> 00:38:57,463
‫تو دومین سال برنامه،

738
00:38:57,547 --> 00:39:00,214
‫«رابین» شروع کرد به مواد زدن.

739
00:39:00,297 --> 00:39:03,089
‫در اون زمان بخشی از منظره بود.

740
00:39:03,172 --> 00:39:04,922
‫فقط خیلی زیاد بود.

741
00:39:05,006 --> 00:39:08,172
‫بعضی از کلابها بودن که نوع
‫سفید و سبزشو میخریدن.

742
00:39:08,256 --> 00:39:10,964
‫تو میری تو این کلابها میگردی و آخرش،

743
00:39:11,047 --> 00:39:14,006
‫چشماتو باز میکنی و تو خونه
‫چندتا موادفروش هستی.

744
00:39:14,089 --> 00:39:16,505
‫همه فقط بهت مواد میفروختن
‫چون اگه مشهور باشی،

745
00:39:16,588 --> 00:39:19,755
‫میدونی اینطوری بود مثلاً
‫"هی، بیا اینجا، اینو بزن."

746
00:39:19,839 --> 00:39:22,922
‫میدونی بهت زنگ میزدن و میگفتن،
‫"آره، «رابین» ماشینشو جا گذاشت."

747
00:39:23,006 --> 00:39:24,964
‫یه جایی زیر نور افتاب پیداش میکردن.

748
00:39:25,047 --> 00:39:27,338
‫من از پنجره یه دستشویی تو

749
00:39:27,422 --> 00:39:29,047
‫امپریال گاردنز رفتم بالا،

750
00:39:29,131 --> 00:39:31,297
‫چون رابین اونجا با کسایی بود که

751
00:39:31,380 --> 00:39:33,505
‫نمیخواست کسی بدونه که با اونا اونجا بوده.

752
00:39:33,588 --> 00:39:37,380
‫نه! تمام کسایی که قبلاً میشناختم!

753
00:39:37,463 --> 00:39:40,505
‫کسانی اومدن که قبلاً
‫باهاشون دوبار سکس کردم.

754
00:39:40,588 --> 00:39:43,006
‫بعضی وقتا آخر هر مراسم میرفت

755
00:39:43,089 --> 00:39:44,922
‫یه زن از بین جمعیت بلند میکرد

756
00:39:45,006 --> 00:39:46,505
‫و میرفت بیرون و هیچکس دیگه نمیدیدش،

757
00:39:46,588 --> 00:39:49,172
‫و دوست پسر دختره میگفت
‫"فک کنم دیگه رفت."

758
00:39:49,256 --> 00:39:52,463
‫اون زنها رو دوست داشت.
‫عاشق زنها بود.

759
00:39:52,547 --> 00:39:54,172
‫و من قبول میکردم
‫درکش میکردم.

760
00:39:54,256 --> 00:39:56,047
‫و میخواستم لذت ببره،

761
00:39:56,131 --> 00:39:58,172
‫ولی اینم میخواستم که برگرده خونه.

762
00:40:02,588 --> 00:40:04,547
‫میدونی، بعد از شبهای پارتی،

763
00:40:04,630 --> 00:40:06,880
‫بیشتر وقتها نمیتونستیم پیداش کنیم.

764
00:40:06,964 --> 00:40:09,214
‫وقتی هم میومد کاملاً رنگ پریده بود،

765
00:40:09,297 --> 00:40:11,964
‫چون میدونی اون تا 3 و 4 صبح بیرون بود.

766
00:40:12,047 --> 00:40:14,172
‫تمام هفته وقت اینکارو داشت.

767
00:40:14,256 --> 00:40:16,256
‫نگاش کن چه مظلوم.

768
00:40:16,338 --> 00:40:18,797
‫چون قیافه‌ام همینطوریه
‫برای اینه.

769
00:40:20,006 --> 00:40:22,131
‫اینطوری نگاه میکنی.

770
00:40:22,214 --> 00:40:23,380
‫راستش به تو نگاه نمیکردم.

771
00:40:23,463 --> 00:40:25,047
‫داشتم فکر میکردم،

772
00:40:25,131 --> 00:40:28,006
‫"باید یه دیالوگ دیگه هم باشه.

773
00:40:28,089 --> 00:40:30,964
‫یه نفر دیالوگ بعدیو بفرسته!"

774
00:40:31,047 --> 00:40:32,922
‫اون مست میکرد و مواد میزد.

775
00:40:33,006 --> 00:40:36,547
‫برای اون مثل پریدن
‫تو یه کیک گنده بود.

776
00:40:36,630 --> 00:40:40,256
‫میدونی، خوشمزه ترین کیکی
‫که تا حالا خوردی...

777
00:40:40,338 --> 00:40:43,505
‫هر کاری میخواست میکرد چون
‫میدونی اصلاً کارش همین بود.

778
00:40:51,131 --> 00:40:55,047
‫من فکر میکنم خدا از طریق کوکائین داره
‫به ما میگه، "داری زیادی پول در میاری."

779
00:40:56,463 --> 00:40:59,256
‫اون واقعاً بهش علاقه داشت، خیلی زیاد.

780
00:40:59,338 --> 00:41:01,380
‫و من دنبالش میرفتم جاهای مختلف،

781
00:41:01,463 --> 00:41:03,256
‫و اون بامزه بود و ما همینطور
‫ادامه میدادیم

782
00:41:03,338 --> 00:41:04,463
‫و همینطور بامزگی میکرد
‫و ادامه میدادیم.

783
00:41:06,006 --> 00:41:07,630
‫مواد شوخی بردار نیست.

784
00:41:07,714 --> 00:41:10,380
‫فقط باعث میشد تو بیشتر
‫و بیشتر بخوای،

785
00:41:10,463 --> 00:41:12,297
‫و این باعث نمیشد تو شوخ طبع باشی.

786
00:41:12,380 --> 00:41:14,297
‫فقط برای من خیلی جالب بود

787
00:41:14,380 --> 00:41:16,463
‫که اون دیگه شوخی نمیکرد

788
00:41:16,547 --> 00:41:19,006
‫و همون شبش میرفت دنبال مواد.

789
00:41:21,047 --> 00:41:24,006
‫تو هیچگونه ترس، اضطراب،

790
00:41:24,089 --> 00:41:26,880
‫یا سؤالی در مورد رفتن
‫به فیلمی داری؟

791
00:41:28,214 --> 00:41:29,630
‫بعضیاشون آره، ترسناکه،

792
00:41:29,714 --> 00:41:31,172
‫چون تو متوجه میشی...

793
00:41:31,256 --> 00:41:33,505
‫میتونی عالی بازی کنی،
‫همه بهت میگفتن،

794
00:41:33,588 --> 00:41:35,297
‫"هی، عالیه، فوق العاده‌ست!

795
00:41:35,380 --> 00:41:36,547
‫ما صبحانه میخوردیم، ناهار و شام."

796
00:41:36,630 --> 00:41:37,964
‫و بعد یه دفعه، سر یه فیلم بد،

797
00:41:38,047 --> 00:41:39,131
‫"اه معذرت میخوام، میشه نگهدارین؟"

798
00:41:39,214 --> 00:41:41,880
‫باشه، آماده باشین.

799
00:41:41,964 --> 00:41:43,131
‫حرکت!

800
00:41:43,214 --> 00:41:45,338
‫من کجا هستم؟

801
00:41:45,422 --> 00:41:47,297
‫من فیزیکدان نیستم.

802
00:41:47,380 --> 00:41:49,089
‫اما میدونم چی مهمه.

803
00:41:49,172 --> 00:41:51,006
‫من کی هستم؟

804
00:41:51,089 --> 00:41:53,338
‫من ملوان زبل هستم.

805
00:42:00,089 --> 00:42:02,089
‫ما روزنامه داشتیم،
‫اونا به مدیرم نشون دادن.

806
00:42:02,172 --> 00:42:04,714
‫اون صدا زد و گفت:
‫"رابین، من روزنامه رو دیدم.

807
00:42:04,797 --> 00:42:07,172
‫میتونی بخونیش؟

808
00:42:07,256 --> 00:42:10,463
‫"چارلی، اون نمیتونه بخونه، اون ملوان زبله."

809
00:42:12,463 --> 00:42:14,547
‫وقتی بعد از فیلم رفتم بیرون،

810
00:42:14,630 --> 00:42:16,172
‫عکاسها دیدن همه دارن یجورایی،

811
00:42:16,256 --> 00:42:18,089
‫غیرقابل دسترس و یواشکی خارج میشن،

812
00:42:18,172 --> 00:42:21,047
‫و فکر کنم یه نفر اومد
‫طرفم و گفت "به تجارت فیلم خوش اومدی."

813
00:42:21,131 --> 00:42:23,672
‫و اون توهمی که در مورد ستاره سینما

814
00:42:23,755 --> 00:42:25,922
‫شدن داشتم خیلی سریع تقلیل پیدا کرد.

815
00:42:28,214 --> 00:42:30,380
‫چیزی نمونده بود دوران مورک و مینی داشت تموم بشه.

816
00:42:30,463 --> 00:42:32,547
‫و اومد سر کار و گفت "وای.

817
00:42:32,630 --> 00:42:34,463
‫"دیشب رفتم تو یه قصر ییلاقی.

818
00:42:34,547 --> 00:42:36,338
‫و قرار بود با «دِ نیرو» ملاقات کنم!"

819
00:42:36,422 --> 00:42:38,214
‫گفت "د نیرو تو اتاقش چندتا دختر داشت.

820
00:42:38,297 --> 00:42:40,380
‫و نمیذاشت برم داخل."

821
00:42:42,797 --> 00:42:45,297
‫پس تصمیم گرفتم برم خانه ییلاقی «بلوشی»."

822
00:42:45,380 --> 00:42:49,256
‫و گفت "اون خیــــلی مست پاتیل بود،

823
00:42:49,338 --> 00:42:51,256
‫حتی نمیتونست رو پاش وایسه."

824
00:42:51,338 --> 00:42:53,672
‫و درست قبل از استراحت بعد از شام،

825
00:42:53,755 --> 00:42:57,422
‫تهیه کننده‌ها اومدن پیش و من
‫و گفتن، "پم...

826
00:42:57,505 --> 00:43:00,047
‫"جان بلوشی... اون دیشب اُوردز کرد."

827
00:43:00,131 --> 00:43:01,630
‫و من گفتم ،"چی"؟

828
00:43:01,714 --> 00:43:05,338
‫جان بلوشی امروز در سن 33 سالگی فوت کرد.

829
00:43:05,422 --> 00:43:07,047
‫اون یه بازیگر معروف کامیک که

830
00:43:07,131 --> 00:43:08,505
‫با فیلم خانه حیوانات و سالهای متمادی،

831
00:43:08,588 --> 00:43:12,006
‫حضورش در برنامه تلوزیونی شبهای شنبه شناخته شد.

832
00:43:12,089 --> 00:43:13,755
‫بلوشی در یک خانه ییلاقی

833
00:43:13,839 --> 00:43:16,256
‫در هتلی مارمانت شاتو در هالیوود از دنیا رفت.

834
00:43:16,338 --> 00:43:17,839
‫پلیس لوس آنجلس...

835
00:43:17,922 --> 00:43:19,588
‫من گفتم، "یه خبر خیلی بد برات دارم."

836
00:43:19,672 --> 00:43:21,172
‫اون گفت "چی؟" و من گفتم...

837
00:43:22,672 --> 00:43:25,297
‫"جان بلوشی مرد، اون فوت کرد
‫اون اُوردوز کرد."

838
00:43:25,380 --> 00:43:26,714
‫و گفت، "من دیشب پیشش بودم!"

839
00:43:26,797 --> 00:43:28,505
‫و من گفتم "آره میدونم."

840
00:43:28,588 --> 00:43:30,630
‫و میگفت، "من دیشب پیشش بودم!"

841
00:43:30,714 --> 00:43:32,422
‫و من گفتم "میدونم رابین.

842
00:43:32,505 --> 00:43:35,214
‫میدونم پیشش بودی."

843
00:43:35,297 --> 00:43:39,131
‫و بعدش با هم رفتیم سمت کانکسهامون

844
00:43:40,505 --> 00:43:41,380
‫و...

845
00:43:42,547 --> 00:43:44,297
‫قبل از اینکه بره سمت کانکسش

846
00:43:44,380 --> 00:43:46,672
‫و من گفتم...
‫این اشکمو در میاره.

847
00:43:51,505 --> 00:43:53,797
‫گفتم، "اگه این اتفاق برای تو بیافته،

848
00:43:53,880 --> 00:43:56,380
‫خودم پیدات میکنم و زودتر میکشمت."

849
00:44:00,214 --> 00:44:02,547
‫اون گفت، "دابز، همچین اتفاقی
‫هرگز برای من نمیافته."

850
00:44:22,422 --> 00:44:24,714
‫دادستانی کل شهر لوس آنجلس تحقیقات

851
00:44:24,797 --> 00:44:28,214
‫در مورد مرگ کمدین جان بلوشی رو آغاز کرده.

852
00:44:29,922 --> 00:44:33,131
‫کمدین رابین ویلیامز شاهد بزرگ هیئت منصفه بود.

853
00:44:33,214 --> 00:44:35,214
‫ویلیامز در شبی که بلوشی بخاطر

854
00:44:35,338 --> 00:44:38,839
‫اُوردز کوکائین و هروئین فوت کرد همراه او بود.

855
00:44:38,922 --> 00:44:42,338
‫وکیلش گفت ویلیامز در خلال بازجوییها همکاری

856
00:44:42,422 --> 00:44:46,797
‫کامل داشته و نیازی به احضاریه
‫برای شهادت دادن نیست.

857
00:44:46,880 --> 00:44:49,755
‫این همون آدمیه که مثل
‫یه غول بود، کسی که میتونست هرکاری بکنه...

858
00:44:49,839 --> 00:44:53,338
‫و حالا مُرده، و منو مثل چی وحشت زده کرده.

859
00:44:57,297 --> 00:44:58,547
‫و اونجا بود که رابین دست برداشت.

860
00:45:00,297 --> 00:45:03,256
‫اون برای مدتی طرف مواد
‫نرفت و ترک کرد.

861
00:45:09,672 --> 00:45:11,338
‫معذرت میخوام.

862
00:45:11,422 --> 00:45:12,630
‫میشه اینقدر سرو صدا نکنید؟

863
00:45:12,714 --> 00:45:14,172
‫دارین تمام مگسهارو میترسونین.

864
00:45:14,256 --> 00:45:17,214
‫من یه بار سر فیلم
‫ملکه غورباقه کارگردانش بودم.

865
00:45:17,297 --> 00:45:18,755
‫اون لباس یه غورباقه پوشید.

866
00:45:18,839 --> 00:45:21,463
‫اون تازه از روزنامه خونده بود

867
00:45:21,547 --> 00:45:23,297
‫که نمایش مورک و میندی رو کنسل کردن.

868
00:45:26,588 --> 00:45:28,714
‫اون یه جمعیت رو دور خودش جمع کرد.

869
00:45:28,797 --> 00:45:31,547
‫اون رفت تظاهرات علیه شبکه ABC راه انداخت

870
00:45:31,630 --> 00:45:33,338
‫همراه تمام کسانی که اون فیلمو میساختن

871
00:45:33,422 --> 00:45:35,256
‫و تمام کسانی که فیلم رو داشتن

872
00:45:35,338 --> 00:45:36,297
‫و واقعاً هم وضع بدی داشتن.

873
00:45:37,797 --> 00:45:39,797
‫فقط میگفت "گور بابای این آدما."

874
00:45:39,880 --> 00:45:41,880
‫اه ینی از داخل غورباقه گفت
‫"گو بابای این آدما."

875
00:45:41,964 --> 00:45:43,422
‫از داخل سر اون غورباقه گنده.

876
00:45:43,505 --> 00:45:46,172
‫- خیلی درب و داغون بود، دردناک.
‫- آره مرد.

877
00:45:49,422 --> 00:45:52,714
‫از اون موقع دیگه همه میگفتن
‫"لعنتی، دیگه تموم شد."

878
00:46:01,797 --> 00:46:03,839
‫"بعدش چی میشه؟"
‫"میخوای چیکار کنی؟"

879
00:46:06,006 --> 00:46:07,338
‫وحشت زده بودیم.

880
00:46:11,338 --> 00:46:12,797
‫هالیوود داشت مارو یه لقمه میکرد.

881
00:46:16,505 --> 00:46:18,380
‫من و رابین تصمیم گرفتیم

882
00:46:18,463 --> 00:46:21,214
‫برگردیم بریم کارولینای شمالی.

883
00:46:42,714 --> 00:46:44,505
‫فقط میخواستیم با هم باشیم.

884
00:46:44,588 --> 00:46:48,547
‫جایی که دیگه مجبور نباشیم
‫به تمام اون صداها گوش کنیم.

885
00:46:59,880 --> 00:47:01,463
‫به این فکر میکردیم که دیگه تمومه.

886
00:47:01,547 --> 00:47:03,422
‫نیازی ندارم زندگی کنم...

887
00:47:03,505 --> 00:47:05,880
‫نمیتونم، ینی، تو لوس آنجلس خوشبخت نمیشم.

888
00:47:11,047 --> 00:47:12,797
‫و میخواستیم بچه‌دار بشیم

889
00:47:12,880 --> 00:47:14,505
‫و یه زندگی تشکیل بدیم.

890
00:47:17,380 --> 00:47:20,839
‫چه پسری خوبی هستیم، هی «زکری».

891
00:47:20,922 --> 00:47:23,006
‫امروز قراره غسل تعمید بشی.

892
00:47:23,089 --> 00:47:26,422
‫«کریستوفر ریو» به عنوان پدرروحانی،

893
00:47:27,672 --> 00:47:29,880
‫و والری و رابین ویلیامز

894
00:47:29,964 --> 00:47:31,588
‫به عنوان والدین خوشبخت.

895
00:47:34,839 --> 00:47:37,547
‫اون دکمه بالایی رو ببندیم؟

896
00:47:37,630 --> 00:47:39,880
‫آره

897
00:47:39,964 --> 00:47:41,380
‫حالا میتونیم ابربچه بازی کنیم.

898
00:47:41,463 --> 00:47:44,880
‫اوه آره، میتونه تا کلیسا پرواز کنه.

899
00:47:44,964 --> 00:47:46,880
‫نه نمیخوام تا هیچجا پرواز کنه.

900
00:47:55,089 --> 00:47:59,922
‫اینجا جمع شدیم تا خدارو
‫بابت این نعمت شکر کنیم.

901
00:48:00,006 --> 00:48:02,672
‫با آرزوهایی که از صمیم قلب دارید.

902
00:48:02,755 --> 00:48:04,297
‫چه آرزویی رو میخواین بیان کنین؟

903
00:48:15,964 --> 00:48:17,505
‫خب یه بسته آرزو داریم.

904
00:48:19,505 --> 00:48:21,505
‫تا بدنبال صدای درونش برود، بسیار زیبا.

905
00:48:36,880 --> 00:48:38,839
‫وقتی بچه‌دار شدی باید آماده باشی.

906
00:48:38,922 --> 00:48:41,380
‫باید خودتو آماده و محیا کنی.

907
00:48:41,463 --> 00:48:43,505
‫و این حس بهت دست میده
‫"خـــــب."

908
00:48:43,588 --> 00:48:45,797
‫"خب."

909
00:48:47,797 --> 00:48:50,588
‫دیگه یه مدت سريال بازی نکنیم، خـــب."

910
00:48:50,672 --> 00:48:53,922
‫خیلی کار سختیه، سريال و ول کردم.

911
00:48:54,006 --> 00:48:56,588
‫میخواستم بدون هیچ دلیلی
‫دیگه اینهمه پول در نیاریم.

912
00:49:00,547 --> 00:49:02,089
‫وقتی مجبور به همچین کاری
‫هستی یه جورایی

913
00:49:02,172 --> 00:49:03,714
‫برق از سرت میپره،
‫شش سال بعد میگی،

914
00:49:03,797 --> 00:49:05,505
‫"بابایی جدی نمیدونه
‫شغلش چیه.

915
00:49:06,922 --> 00:49:08,505
‫برای تولدت چه کادویی میخوای؟"

916
00:49:08,588 --> 00:49:10,338
‫"قدرت بینهایت."
‫"خـــب!"

917
00:49:12,089 --> 00:49:14,964
‫روی پا ایستادن یه مکانیزم
‫بزرگ بقاست.

918
00:49:15,047 --> 00:49:18,422
‫برای من این یجور لذته
‫یه موسیقی جازه.

919
00:49:18,505 --> 00:49:19,880
‫کاریه که مجبورم انجام بدم.

920
00:49:19,964 --> 00:49:21,422
‫همون چیز تک.

921
00:49:21,505 --> 00:49:23,547
‫شاید، شاید میلیونها سال پیش آدمایی بودن...

922
00:49:23,630 --> 00:49:25,422
‫به جای کلاب، یه نفر جلوی در غار وایمیستاد،

923
00:49:25,505 --> 00:49:27,089
‫میگفت، "دو سنگ به بالا."

924
00:49:32,547 --> 00:49:35,880
‫یه نفر جلو آتیش وایمیستاد میگفت...

925
00:49:35,964 --> 00:49:38,131
‫چندتا نئاندرتال لازمه تا یه
‫آتیش روشن کنیم؟

926
00:49:38,214 --> 00:49:41,714
‫زودباشین. هیچی! نمیدونن!"

927
00:49:44,839 --> 00:49:46,422
‫دو نفر از اون عقب با سنگ میزنن...

928
00:49:46,505 --> 00:49:48,047
‫"من دیگه به گا رفتم، بیا."

929
00:49:49,714 --> 00:49:51,380
‫در مورد زندگی حرف میزد
‫در مورد سگها حرف میزد،

930
00:49:51,463 --> 00:49:53,172
‫در مورد اتفاقات کشور حرف میزد،
‫در مورد همه چیز حرف میزد

931
00:49:53,256 --> 00:49:54,964
‫هیچ شبکه اجرایی هم در اختیارش نبود،

932
00:49:55,047 --> 00:49:57,922
‫"خدا، ما در مورد بعضی
‫چیزها هیجان زده هستیم،

933
00:49:58,006 --> 00:49:59,797
‫اما میشه فقط یکم برگردیم عقب؟"

934
00:49:59,880 --> 00:50:02,588
‫تا حالا به این فکر کردین
‫خدا ممکنه از خود بیخود بشه؟

935
00:50:02,672 --> 00:50:04,797
‫نگاه کنین، یه چیز عجیب.

936
00:50:04,880 --> 00:50:07,964
‫اگه به نوک‌اردکی نگاه کنین فکر کنم به
‫این نتیجه برسین که خدا ممکنه ازخودش بخود شده باشه.

937
00:50:08,047 --> 00:50:10,047
‫انگار خدا اون بالا تو بهشت میگه...

938
00:50:10,131 --> 00:50:12,006
‫"خـــب."

939
00:50:12,089 --> 00:50:13,089
‫"بیا یه سگ آبی برداریم...

940
00:50:16,256 --> 00:50:18,672
‫"بیا یه نوک اردک هم ببندیم بهش خب؟

941
00:50:20,047 --> 00:50:21,839
‫"هی میخوای چه غلطی بکنی؟ من خدام!

942
00:50:21,922 --> 00:50:24,880
‫"خب، اه یه پستانداره،

943
00:50:24,964 --> 00:50:27,922
‫"ولی تخم هم میذاره، چه عالی!

944
00:50:28,006 --> 00:50:29,714
‫"هی داروین!
‫خــب.

945
00:50:29,797 --> 00:50:31,089
‫نمیدونم."

946
00:50:36,588 --> 00:50:38,672
‫رابین عاشق کار کردن بود.

947
00:50:38,755 --> 00:50:41,006
‫اون در یه تور بین المللی کار میکرد،

948
00:50:41,089 --> 00:50:43,089
‫و فیلم میساخت.

949
00:50:43,172 --> 00:50:44,964
‫و بعضی وقتها همراه

950
00:50:45,047 --> 00:50:48,547
‫رابین میرفتیم سر فیلمبرداری.

951
00:50:48,630 --> 00:50:51,047
‫اما بیشتر وقتها، اون برمیگشت

952
00:50:51,131 --> 00:50:54,006
‫به مرتع و پیش ما میبود.

953
00:50:57,172 --> 00:50:59,172
‫اون ساکت بود. خیلی ساکت بود.

954
00:51:00,755 --> 00:51:05,047
‫وقتی میومد خونه خاموش
‫میشد و خودشو شارژ میکرد.

955
00:51:07,964 --> 00:51:09,880
‫من قرار بود خونه درست کنم

956
00:51:09,964 --> 00:51:13,630
‫و از پسرم مراقبت کنم،

957
00:51:13,714 --> 00:51:15,880
‫اما هیچ نظمی نداشتم.

958
00:51:15,964 --> 00:51:20,047
‫نمیدونستم چطور خانه داری کنم.

959
00:51:20,131 --> 00:51:23,714
‫برای همین، از «مارشا»
‫به عنوان یه پرستار مصاحبه گرفتم.

960
00:51:23,797 --> 00:51:26,131
‫اون خیلی منظم بود،

961
00:51:26,214 --> 00:51:28,630
‫و خیلی خوب از زکری مراقبت میکرد.

962
00:51:29,964 --> 00:51:34,256
‫اون به نحوی متفاوت از ما، منظم و مرتب بود.

963
00:51:34,338 --> 00:51:37,588
‫و خیلی خوب بود که همه چیز
‫تو خونه مرتب و منظم بود.

964
00:51:37,672 --> 00:51:39,089
‫جواب داد.

965
00:51:43,755 --> 00:51:47,006
‫مدیر برنامه رابین بود که
‫از او مراقبت میکرد.

966
00:51:47,089 --> 00:51:54,172
‫دیگه با کار و کاسبی روزانه
‫اون خیلی درگیر نبود.

967
00:51:54,256 --> 00:51:57,755
‫اون وقت بیشتریو صرف کار میکرد.

968
00:52:01,006 --> 00:52:03,588
‫یه تماس از کارگردان هنری
‫نیوزویکز دریافت کردم

969
00:52:03,672 --> 00:52:05,588
‫تو در مورد رابین یه داستان بنویسن.

970
00:52:05,672 --> 00:52:06,922
‫اونا فقط منو فرستادن تو جاده

971
00:52:07,006 --> 00:52:10,256
‫تا برای یه ماه همراه رابین ویلیامز باشم.

972
00:52:13,422 --> 00:52:16,630
‫اون توی مسیر هم روی
‫کارهاش فعالیت میکرد.

973
00:52:16,714 --> 00:52:20,922
‫ما با هم توی هواپیماهای کوچیک
‫اندازه جا سیگاری سفر میکردیم.

974
00:52:21,006 --> 00:52:23,630
‫اون اصلا اهل پرواز درجه یک نبود

975
00:52:23,714 --> 00:52:25,047
‫چه تو سفر چه تو هرچیز دیگه‌ای.

976
00:52:25,131 --> 00:52:28,131
‫اون مثل همه تو خطوط پروازی بود،

977
00:52:28,214 --> 00:52:30,047
‫و او همیشه مؤدب بود

978
00:52:30,131 --> 00:52:32,630
‫و همیشه با مردم صحبت میکرد.

979
00:52:32,714 --> 00:52:35,797
‫باورم نمیشد که بهم پول میدادن
‫تا باهاش معاشرت کنم.

980
00:52:40,755 --> 00:52:43,006
‫قبل از برنامه، میرفت

981
00:52:43,089 --> 00:52:47,755
‫تو اتاق شخصیش و آماده میشد.

982
00:52:51,714 --> 00:52:54,131
‫رابین همونجا میایستاد،

983
00:52:54,214 --> 00:52:57,672
‫پایینو نگاه میکرد، دستاش آویزون بود،

984
00:52:57,755 --> 00:53:01,214
‫کاملا ساکت، سکوت محض.

985
00:53:01,297 --> 00:53:04,006
‫بار اول که دیدمش فکر کردم خوابش برده،

986
00:53:04,089 --> 00:53:07,588
‫و تقریباً رفتم و میدونی گفتم "رابین."

987
00:53:07,672 --> 00:53:10,839
‫اون فقط ساکت و بیحرکت بود
‫مثل بودائیا.

988
00:53:17,714 --> 00:53:19,089
‫خانمها و آقایان،

989
00:53:19,172 --> 00:53:21,006
‫رابین ویلیامز!

990
00:53:21,089 --> 00:53:24,047
‫بزن بریم! حرکت کنین
‫حرکت کنین!

991
00:53:24,131 --> 00:53:25,964
‫و بعدش اون...

992
00:53:26,047 --> 00:53:27,922
‫انگار فانتوم چیزی قورت داده بود.

993
00:53:35,964 --> 00:53:38,797
‫اون انرژی زیادی برای نمایش صرف میکرد،

994
00:53:38,880 --> 00:53:40,839
‫خیلی خودشو وقف نمایش میکرد.

995
00:53:40,922 --> 00:53:45,047
‫وقتی از صحنه میومد پایین
‫بدجوری ولو میشد...

996
00:53:45,131 --> 00:53:48,714
‫خسته و کوفته، فیزیکی و روحی،
‫از نظر احساسی خسته بود.

997
00:53:50,131 --> 00:53:51,297
‫تمامشو توی صحنه خرج کرده بود.

998
00:53:52,505 --> 00:53:54,214
‫و بعدش که میرفتیم هتل،

999
00:53:54,297 --> 00:53:56,047
‫اون دوباره پر از انرژی میشد.

1000
00:53:56,131 --> 00:53:58,964
‫نمیخواست بره بخوابه پس، خب نیمه شب بود،

1001
00:53:59,047 --> 00:54:01,797
‫و یه مکان مخصوص نیمه شب داشتن،

1002
00:54:01,880 --> 00:54:03,714
‫و شبانه میرفتیم اونجا.

1003
00:54:03,797 --> 00:54:06,964
‫و روز بعدش بلند میشد و دوباره.

1004
00:54:14,755 --> 00:54:16,755
‫یه ازدحام جمعیت واقعاً شگفت انگیز هست،

1005
00:54:16,839 --> 00:54:18,922
‫وقتی یه چیز جدید و خودانگیز پیدا میکنی.

1006
00:54:19,006 --> 00:54:21,422
‫فک کنم مغزت با یکم ترشح
‫ایندورفین بهت پاداش میده،

1007
00:54:21,505 --> 00:54:24,214
‫"اگه بازم فکر کنی یه بار
‫دیگه میبرمت اون بالاها."

1008
00:54:27,463 --> 00:54:30,380
‫صفحه کاور منتشر شد،
‫خوب پیش رفت.

1009
00:54:30,463 --> 00:54:32,047
‫و یه تماس باهام گرفت و میگفت،

1010
00:54:32,131 --> 00:54:34,922
‫و حالا اون تو کاخ اپرای متروپلیتان رفته.

1011
00:54:35,006 --> 00:54:37,922
‫اون جدی میخواد بره روی اون صحنه،

1012
00:54:38,006 --> 00:54:40,214
‫تو همچین محیطی،

1013
00:54:40,297 --> 00:54:42,297
‫جلوی 3800 نفر آدم،

1014
00:54:42,380 --> 00:54:45,172
‫و نود دقیقه اونارو بخندونه؟

1015
00:54:45,256 --> 00:54:47,714
‫این مثل کار گلادیاتوریه.

1016
00:54:59,131 --> 00:55:00,714
‫واهوو!

1017
00:55:04,463 --> 00:55:06,463
‫من اینجا چه گهی میخورم؟

1018
00:55:06,547 --> 00:55:08,463
‫این باورنکردنیه. به خودم ریدم.

1019
00:55:08,547 --> 00:55:11,172
‫نمیتونم دروغ بگم.

1020
00:55:11,256 --> 00:55:14,214
‫چطور وارد کاخ اپرا بشیم؟
‫پول، یه عالمه پول.

1021
00:55:15,547 --> 00:55:17,338
‫خدا لعنتش کنه، ینی «پاوراتی» میرفت
‫(موسیقیدان و کمدین بزرگ)

1022
00:55:17,422 --> 00:55:19,463
‫تو اپرا میگفت "دوتا یهودی وارد رستوران شدن.
‫(موسیقیدان و کمدین بزرگ)

1023
00:55:19,547 --> 00:55:21,380
‫آره."

1024
00:55:22,839 --> 00:55:24,964
‫کارش خوب بود نمیدونم، 20-30 تا برنامه

1025
00:55:25,047 --> 00:55:27,422
‫برای شش ماه اجرا کرد،
‫شاید هشت ماه.

1026
00:55:27,505 --> 00:55:30,089
‫ما واقعاً رو این کار کرده بودیم.

1027
00:55:30,172 --> 00:55:33,463
‫برنامه‌ای که شب اوپرا ضبط کرده بودیم...

1028
00:55:33,547 --> 00:55:36,922
‫25% حرفایی بود که قبلاً نشنیده بودم.

1029
00:55:37,006 --> 00:55:39,131
‫کل کشور بی اعصاب شدن.

1030
00:55:39,214 --> 00:55:40,880
‫میخوای بدونی چرا پلیس اعصاب نداره؟

1031
00:55:40,964 --> 00:55:42,297
‫چون ما بی اعصاب هستیم.

1032
00:55:42,380 --> 00:55:45,172
‫هم ما مسلحیم هم اونا، هوررا!

1033
00:55:45,256 --> 00:55:48,089
‫خدایا، تو کالیفورنیا، همه اسلحه کمری دارن،

1034
00:55:48,172 --> 00:55:49,380
‫حتی زنا که یه کمری 22 دارن،

1035
00:55:49,463 --> 00:55:50,797
‫فقط یه سوراخ کوچیک درست میکنه.

1036
00:55:50,880 --> 00:55:53,131
‫اه!

1037
00:55:53,214 --> 00:55:55,131
‫من سعی کردم چماقمو با خودم بیارم
‫چون با اون

1038
00:55:55,214 --> 00:55:56,463
‫اسپری آسمی که دارم میشد،

1039
00:55:56,547 --> 00:55:59,047
‫"اه، ریده شد به امروزمون."

1040
00:55:59,131 --> 00:56:01,338
‫کار تو کالیفورنیا به جایی رسیده
‫که وقتی میریم خونه،

1041
00:56:01,422 --> 00:56:02,463
‫"عزیزم، من خونه‌ام!"
‫"آروم عزیزم."

1042
00:56:02,547 --> 00:56:04,006
‫"همونجا وایسا عزیزم."
‫"بابا هواتو دارم."

1043
00:56:04,089 --> 00:56:05,089
‫"وایسا پسر"
‫"مراقب باش عزیزم."

1044
00:56:06,630 --> 00:56:10,755
‫فیلم جنگ خانوادگی: بازی خانگی.

1045
00:56:10,839 --> 00:56:14,505
‫کسانی هستند برای اجرای کمدی رو صحنه نمیرن...

1046
00:56:14,588 --> 00:56:18,214
‫مگه اینکه هشت دقیقه اولشو نوشته باشن.

1047
00:56:19,297 --> 00:56:21,214
‫رابین دو ساعت برنامه اجرا کرد.

1048
00:56:21,297 --> 00:56:22,505
‫یه بمب هسته‌ای...

1049
00:56:22,588 --> 00:56:23,922
‫در اصل همون حرف یه مردیه،

1050
00:56:24,006 --> 00:56:26,214
‫که میگه "میخوام دنیارو به گا بدم. آره"

1051
00:56:26,297 --> 00:56:28,047
‫یه زن نمیتونه بمب اتم درست کنه.

1052
00:56:28,131 --> 00:56:29,880
‫اونا هیچوقت بمبی نمیسازن که تورو بکشه.

1053
00:56:29,964 --> 00:56:31,964
‫اما میتونن بمبی بسازن که
‫مدتی حس بدی بهت دست بده.

1054
00:56:33,463 --> 00:56:35,297
‫میدونی؟ اصلاً یه چیز دیگه میشه.

1055
00:56:35,380 --> 00:56:37,214
‫واسه همین یه زن باید رئیس جمهور باشه.

1056
00:56:37,297 --> 00:56:39,214
‫نمیفهمین؟ اتفاق باورنکردنی میشه.

1057
00:56:40,964 --> 00:56:42,964
‫بهترین دوران ممکن خواهد بود.

1058
00:56:43,047 --> 00:56:44,380
‫هیچ جنگی در کار نخواهد بود،

1059
00:56:44,463 --> 00:56:46,463
‫فقط هر 28 روز چندتا
‫مذاکره حساس.

1060
00:56:48,089 --> 00:56:49,797
‫این اتفاقی خوبیه، آره.

1061
00:56:54,422 --> 00:56:55,839
‫این «کارلوسِ».

1062
00:56:55,922 --> 00:56:57,547
‫کسی که برای چندین سال
‫شوفر من بود و....

1063
00:56:57,630 --> 00:56:59,297
‫ما اینطوری هستیم.

1064
00:56:59,380 --> 00:57:01,047
‫آره، کدومش منم؟

1065
00:57:03,131 --> 00:57:04,547
‫خیلی دوستت دارم. از چیزی
‫که پاش وایمیستی خوشم میاد،

1066
00:57:04,630 --> 00:57:06,256
‫- حتی وقتی نشستی.
‫- خیلی ازت ممنونم.

1067
00:57:06,338 --> 00:57:10,256
‫من و رابین هردو با هم برنامه اجرا میکردیم.

1068
00:57:10,338 --> 00:57:12,338
‫اون یه آپارتمان اجاره کرد.

1069
00:57:12,422 --> 00:57:14,880
‫و من خیلی نمیشناختمش،

1070
00:57:14,964 --> 00:57:16,380
‫اما میخواستم بشناسم.

1071
00:57:16,463 --> 00:57:19,422
‫و میگفت، "من میرم خونه، میخوای بیای؟"

1072
00:57:19,505 --> 00:57:20,922
‫من گفتم البته.

1073
00:57:21,006 --> 00:57:22,588
‫و تا آپارتمانش رفتم،

1074
00:57:22,672 --> 00:57:25,922
‫و زک، مث چی داشت گریه میکرد.

1075
00:57:26,006 --> 00:57:27,463
‫رابین، میدونی اون سعی کرد...

1076
00:57:27,547 --> 00:57:28,964
‫من گفتم "میشه..."

1077
00:57:29,047 --> 00:57:31,089
‫یه حرکت آرامشبخش

1078
00:57:31,172 --> 00:57:32,505
‫ساده با نوک انگشتام

1079
00:57:32,588 --> 00:57:35,089
‫روی صورت و سر بچه انجام دادم،

1080
00:57:35,172 --> 00:57:37,505
‫و زک آرومتر شد،

1081
00:57:37,588 --> 00:57:39,964
‫و آروم شد و در آغوش من خوابش برد.

1082
00:57:40,047 --> 00:57:42,131
‫و دادمش دست رابین

1083
00:57:42,214 --> 00:57:44,422
‫و طوری بهم نگاه میکرد انگار...

1084
00:57:44,505 --> 00:57:47,089
‫میدونی، نابغه بودم.

1085
00:57:47,172 --> 00:57:49,131
‫و اون اولین باری بود که ما

1086
00:57:49,214 --> 00:57:52,047
‫طوری ارتباط برقرار کردیم
‫که کمدی توش دخیل نبود.

1087
00:57:52,131 --> 00:57:56,630
‫یه چیزی مثل پدر بودن و رفیق بودن.

1088
00:57:56,714 --> 00:57:59,297
‫اینطوری بود... آره خیلی خوب یادم میاد.

1089
00:58:03,380 --> 00:58:06,297
‫همه یه چیزی ازش میخواستن.

1090
00:58:06,380 --> 00:58:08,588
‫من درخواستی نداشتم، فقط دوستش داشتم.

1091
00:58:16,380 --> 00:58:18,422
‫اه، رابین اینجاست! اون قبلاً اینکارو میکرد.

1092
00:58:20,172 --> 00:58:21,006
‫خیلی راحت
‫میدونی...

1093
00:58:23,588 --> 00:58:26,447
‫یه دوربین تو خونه خودم انگار
‫یه متخصص بیماریهای زنان داره عیاشی میکنه

1094
00:58:26,505 --> 00:58:28,880
‫یکم عجیبه، میای دنبالم؟

1095
00:58:36,755 --> 00:58:38,380
‫آخر اولین مصاحبه پلی بوی

1096
00:58:38,463 --> 00:58:40,422
‫در مورد آینده‌ات میگفتی،

1097
00:58:40,505 --> 00:58:43,505
‫"من بخاطر والری حاضرم تو یه مرتعی
‫در ناپا زندگی کنم."

1098
00:58:43,588 --> 00:58:46,297
‫و این بیشتر برای بیننده‌ها بود
‫بیشتر برای کیفیت کار بود میدونی؟

1099
00:58:46,380 --> 00:58:48,131
‫آره آره و اون...

1100
00:58:48,214 --> 00:58:49,547
‫میدونی، مشخصاً دوباره از هم پاشید،

1101
00:58:49,630 --> 00:58:51,256
‫چون اونقدر بادوام نبود که باقی بمونی.

1102
00:58:53,422 --> 00:58:55,630
‫من یه به سفر کردن علاقه داشتم، اونم همینطور.

1103
00:58:57,755 --> 00:59:00,588
‫من و رابین راهمون از هم جدا شد.

1104
00:59:01,672 --> 00:59:03,214
‫من میخواستم برم.

1105
00:59:03,297 --> 00:59:06,672
‫دیگه این زندگی رو نمیخواستم.

1106
00:59:06,755 --> 00:59:08,547
‫برای همچین چیزی ثبت نام نکرده بودم.

1107
00:59:08,630 --> 00:59:11,131
‫من رابین و اون خوشبختی که داشتیمو میخواستم،

1108
00:59:11,214 --> 00:59:14,380
‫و بعدش تبدیل به یه صنعت شد،

1109
00:59:14,463 --> 00:59:17,089
‫و من کمتر و کمتر بخشی ازش بودم.

1110
00:59:19,131 --> 00:59:21,547
‫رابین میخواست شغلشو به پیش ببره،

1111
00:59:21,630 --> 00:59:23,047
‫و منم اینو براش میخواستم.

1112
00:59:23,131 --> 00:59:25,214
‫نمیخواستم جلوشو بگیرم.

1113
00:59:25,297 --> 00:59:28,630
‫برای همین ما همو رها کردیم.

1114
00:59:34,463 --> 00:59:37,380
‫بدترین چیز تو دنیا زندگیه مرد.

1115
00:59:37,463 --> 00:59:39,047
‫داری به من میگی؟
‫اهممـــ

1116
00:59:39,131 --> 00:59:41,547
‫بعضی وقتها اینقدر بد میشه که
‫فکر میکنم ازش زنده بیرون نمیام.

1117
00:59:44,505 --> 00:59:46,089
‫تا حالا بهت گفتم بچه دارم؟

1118
00:59:47,797 --> 00:59:49,422
‫با یه دختر رابطه داشتم مرد،

1119
00:59:49,505 --> 00:59:51,547
‫و تو راه برگشت به خونه تو آلاباما حامله شد.

1120
00:59:51,630 --> 00:59:54,422
‫«توماس آوا واترسپون»
‫پنج سالشه.

1121
00:59:54,505 --> 00:59:57,672
‫- چه قشنگه...
‫- هروقت به این بچه فکر میکنم میخوام گریه کنم.

1122
00:59:59,338 --> 01:00:00,714
‫خب چرا گریه نمیکنی مرد؟

1123
01:00:01,839 --> 01:00:02,755
‫برات خوبه.

1124
01:00:02,839 --> 01:00:04,047
‫اه مجبور نیستم گریه کنم.

1125
01:00:04,131 --> 01:00:05,006
‫نمیخوام گریه کنم.

1126
01:00:05,089 --> 01:00:06,547
‫لیونل، لیونل.

1127
01:00:08,297 --> 01:00:11,380
‫میدونی، من یه خانواده کامل داشتم

1128
01:00:11,463 --> 01:00:13,214
‫که دیگه هیچوقت نمیبینمش.

1129
01:00:18,630 --> 01:00:22,256
‫برخلاف اونچیزی که روزنامه ها نوشتن،

1130
01:00:22,338 --> 01:00:26,547
‫من و رابین از هم طلاق گرفتیم...

1131
01:00:26,630 --> 01:00:30,131
‫و بعدش رابین و مارشا رابطه شون
‫شروع کردند.

1132
01:00:32,172 --> 01:00:35,131
‫اون داستانی که در مورد پرستار بچه نوشتن،

1133
01:00:35,214 --> 01:00:37,214
‫همه حسابی در موردش صحبت میکردن،

1134
01:00:37,297 --> 01:00:39,505
‫و چون من اینجای کارو حساب نکرده بودم،

1135
01:00:39,588 --> 01:00:42,047
‫چون من با رسانه‌ها حرف نمیزنم...

1136
01:00:44,547 --> 01:00:47,547
‫اونا سوژه شده بودن
‫و من بابتش متأسف هستم.

1137
01:00:50,131 --> 01:00:52,505
‫و برای مارشا متأسفم،

1138
01:00:52,588 --> 01:00:55,797
‫که مجبور شد ماجراجوییش با

1139
01:00:55,880 --> 01:00:58,505
‫رابین رو اینطوری بد شروع کنه.

1140
01:01:00,338 --> 01:01:02,463
‫یه سال بعد از طلاقم بود.

1141
01:01:02,547 --> 01:01:04,588
‫و برای مدت کوتاهی از زکری مراقبت میکرد

1142
01:01:04,672 --> 01:01:08,131
‫و بعدش شد دستیار من.

1143
01:01:08,214 --> 01:01:11,297
‫وقتی تو جاده بودم اون بهم
‫کمک میکرد مطلب بنویسم.

1144
01:01:15,380 --> 01:01:17,256
‫زندگیم دوباره جمع و جور کردم،

1145
01:01:17,338 --> 01:01:18,588
‫عاشق مارشا شدم.

1146
01:01:22,797 --> 01:01:24,422
‫با خودم گفتم "وایسا،

1147
01:01:24,505 --> 01:01:28,172
‫من مجبور نیستم تو همچین وضعیت
‫اسفباری زندگی کنم."

1148
01:01:28,256 --> 01:01:31,755
‫و اونجا بود که اون زندگیمو نجات
‫داد نه نابودش کرد.

1149
01:01:46,463 --> 01:01:48,422
‫اون خیلی صادقانه‌ست، در مورد همه چیز...

1150
01:01:50,256 --> 01:01:52,380
‫هم در مورد کار هم تو زندگی.

1151
01:01:52,463 --> 01:01:54,338
‫اگه شروع کنم یکم اینطوری رفتار کنم،

1152
01:01:54,422 --> 01:01:55,672
‫اون میگه "حواست پرت نشه."

1153
01:01:55,755 --> 01:01:57,089
‫اگه اعتماد به نفسم از دست بره،

1154
01:01:57,172 --> 01:01:59,214
‫اون میگه
‫"بس کن، تو کارت عالیه."

1155
01:01:59,297 --> 01:02:00,755
‫واقعاً تو همچین مسائلی مسلطه.

1156
01:02:11,630 --> 01:02:15,839
‫کسی که در بسیاری از جهات بچگانه بود

1157
01:02:15,922 --> 01:02:19,422
‫عالی بود که به عنوان یه نوجوون
‫همچین پدری داشته باشی.

1158
01:02:21,422 --> 01:02:24,505
‫اون یه زمین کامل

1159
01:02:24,588 --> 01:02:27,214
‫پر از میدونی، اسباب بازی درست میکرد.

1160
01:02:27,297 --> 01:02:29,380
‫بابام نمیترسید دستاش خاکی بشه،

1161
01:02:29,463 --> 01:02:34,630
‫و میپرید و هرطور که میشد
‫با بچه‌ها بازی میکرد.

1162
01:02:38,714 --> 01:02:41,505
‫بی 28 برداشت 2
‫دوبین آ و ب.

1163
01:02:45,006 --> 01:02:45,922
‫حرکت!

1164
01:02:45,946 --> 01:02:47,946
سینمافریک

1165
01:02:50,964 --> 01:02:55,422
‫صــــــــــــبح بخیر ویتنام!

1166
01:02:55,505 --> 01:02:58,630
‫هی، این یه امتحان نیست
‫این یه بزن بهادره!

1167
01:02:58,714 --> 01:03:01,505
‫وقتشه از دلتا تا محل فرود
‫بزن بهادر راه بندازیم!

1168
01:03:01,588 --> 01:03:03,672
‫صدای منه، یا انگار فیلم "الویس پرسلی" داره شروع میشه؟

1169
01:03:03,755 --> 01:03:04,922
‫زنده باد دانانگ

1170
01:03:11,006 --> 01:03:12,755
‫هی، واسه سر و صدا زیادی زوده؟

1171
01:03:12,839 --> 01:03:14,338
‫هی دیر هم شده.

1172
01:03:14,422 --> 01:03:17,422
‫تو اون دوران، تلوزیون و فیلم
‫دو دنیای متفاوت بودن.

1173
01:03:17,505 --> 01:03:20,338
‫خیلی کم میشد که آدمای تلوزیون

1174
01:03:20,422 --> 01:03:22,755
‫فیلم بازی کنند و اونها
‫هم برن تلوزیون.

1175
01:03:22,839 --> 01:03:26,505
‫صبح بخیر ویتنام، اولین بازخورد جدی تجاری بود،

1176
01:03:26,588 --> 01:03:31,297
‫و رابین رو به عنوان یه بازیگر
‫واقعی برقرار کرد.

1177
01:03:31,380 --> 01:03:33,630
‫و ناگهان تبدیل شد به یه ستاره سینما.

1178
01:03:44,672 --> 01:03:46,463
‫یادم نمیاد کی ملاقاتش کردم.

1179
01:03:46,547 --> 01:03:48,463
‫میدونی سلایق ما کاملا مقابل همدیگه بود،

1180
01:03:48,547 --> 01:03:51,006
‫اما تونستیم همدیگه رو بهتر بشناسیم

1181
01:03:51,089 --> 01:03:53,172
‫وقتی کار
‫"در انتظار گودو" را کار کردیم.

1182
01:03:55,463 --> 01:03:56,630
‫اون نمیدوست باید انجامش بده یا نه،

1183
01:03:56,714 --> 01:03:58,755
‫من میگفتم "اگه کار در انتظار گودو انجام بدیم،

1184
01:03:58,839 --> 01:04:00,463
‫مگه بعدش کسی نمیتونه بهمون دست بزنه؟

1185
01:04:00,547 --> 01:04:02,505
‫میدونی، کی، کی..

1186
01:04:02,588 --> 01:04:04,547
‫کدوم کمدینی کار "در انتظار گودو" انجام میداد؟

1187
01:04:04,630 --> 01:04:06,463
‫خل و چل
‫موذی!

1188
01:04:06,547 --> 01:04:08,964
‫عقب مونده!
‫معتاد!

1189
01:04:09,047 --> 01:04:11,256
‫موش فاضلاب!
‫شاگرد کشیش!

1190
01:04:11,338 --> 01:04:14,422
‫کپک!
‫کپه گوه!

1191
01:04:22,839 --> 01:04:24,547
‫من از اون کمدی حرکتی رو یاد میگرفتم

1192
01:04:24,630 --> 01:04:28,006
‫و تمام پیچ و مهره‌های زمانبندیش.

1193
01:04:28,089 --> 01:04:29,964
‫چون مشخصه وقتی بازی میکنم
‫زمانبندیم خوب نیست.

1194
01:04:31,047 --> 01:04:31,964
‫اه!

1195
01:04:34,755 --> 01:04:38,588
‫اون کاملاً یه نوع کمدی درنگ رو اجرا میکنه.

1196
01:04:38,672 --> 01:04:39,755
‫میدونی، صبور.

1197
01:04:39,839 --> 01:04:42,714
‫اخ
‫دیدی! دیدی!

1198
01:04:46,630 --> 01:04:48,505
‫«دیدی! دیدی!»

1199
01:04:48,506 --> 01:04:51,506
‫این یه استنداپ کمدیه
‫یا تئاتر جدی؟

1200
01:04:51,588 --> 01:04:53,880
‫نه، این، این قطعاً یه تئاتره.

1201
01:04:53,881 --> 01:04:58,381
‫کار روی صحنه چه تفاوتی
‫با بازی در فیلم داره؟

1202
01:04:58,463 --> 01:04:59,922
‫نمیدونم چطور جواب بدم.

1203
01:05:00,006 --> 01:05:03,714
‫تفاوتهاش که برام مشخصه.

1204
01:05:03,797 --> 01:05:05,755
‫و بازی کردن این تئاتر
‫یکی از قدرتمندترین قطعات هنری

1205
01:05:05,839 --> 01:05:07,422
‫و ادبی قرن 21مه.

1206
01:05:07,505 --> 01:05:08,714
‫فکر کنم این کمکت کنه.

1207
01:05:08,797 --> 01:05:09,839
‫غیر از کار "کفشهای ظالم".

1208
01:05:09,922 --> 01:05:11,047
‫کفشهای ظالم فکر کنم

1209
01:05:11,131 --> 01:05:12,797
‫دومین قطعه قدرتمند ادبی باشه.

1210
01:05:12,880 --> 01:05:14,380
‫میدونی، خیلی خوبه کاری چنان

1211
01:05:14,463 --> 01:05:15,672
‫شگفت انگیز انجام بدی که هر شب

1212
01:05:15,755 --> 01:05:18,547
‫میتونی متفاوت بسازیش اما
‫بازم همونطور باقی بمونه.

1213
01:05:18,630 --> 01:05:20,505
‫میتونی تو این نقش عمیقتر و عمیقتر فرو بری

1214
01:05:20,588 --> 01:05:22,588
‫و چیزهایی رو بفهمی و تغییرشون بدی

1215
01:05:22,672 --> 01:05:24,588
‫چون خیلی باورنکردنیه.

1216
01:05:24,672 --> 01:05:25,714
‫جالبه، برای من، چون

1217
01:05:25,797 --> 01:05:27,547
‫همون روز اول فهمیدم هیچیش برام تغییر نمیکنه.

1218
01:05:32,172 --> 01:05:33,463
‫نوبت توئه.

1219
01:05:35,172 --> 01:05:36,380
‫به نظر خدا منو میبینه؟

1220
01:05:37,463 --> 01:05:38,338
‫باید چشماتو ببندی.

1221
01:05:39,839 --> 01:05:41,505
‫خدا به من رحم کنه.

1222
01:05:41,588 --> 01:05:42,672
‫و من

1223
01:05:42,755 --> 01:05:44,422
‫من، من.

1224
01:05:44,505 --> 01:05:45,922
‫به من رحم کن!

1225
01:05:46,006 --> 01:05:49,047
‫شخصیتش به طرز جالبی...

1226
01:05:50,797 --> 01:05:54,047
‫صدمه دید، و خیلی آسیب پذیر بازی میکرد،

1227
01:05:54,131 --> 01:05:56,006
‫همونطور که فکر میکنم تو زندگی هم همینطور بود.

1228
01:05:57,672 --> 01:06:01,714
‫روی صحنه یه استاد و مسلط و

1229
01:06:01,797 --> 01:06:04,338
‫بامزه و سریع بود.

1230
01:06:04,422 --> 01:06:06,922
‫و تو زندگی، میدونی، اون
‫دیگه روی صحنه نبود.

1231
01:06:07,006 --> 01:06:09,880
‫فقط یکم حس میکردم...

1232
01:06:11,672 --> 01:06:14,047
‫فکر کنم اون روی صحنه خیلی راحتتر بود

1233
01:06:14,131 --> 01:06:17,006
‫و بیرون صحنه آرامش کمتری داشت.

1234
01:06:18,797 --> 01:06:21,380
‫همیشه حس میکردم داره تو خودش نگهمیداره.

1235
01:06:24,172 --> 01:06:26,089
‫یه وقتی بود فکر میکردم اون...

1236
01:06:27,547 --> 01:06:29,839
‫پاک بود و...

1237
01:06:29,922 --> 01:06:33,547
‫و خیلی پاکی متفاوتی بود.

1238
01:06:33,630 --> 01:06:34,922
‫میدونی سخت بود، سخت بود.

1239
01:06:38,214 --> 01:06:40,797
‫نمیخوام بگم از دستش در رفت یا چیزی.

1240
01:06:40,880 --> 01:06:46,047
‫اینطور نشد. فقط میکنم اون مجبور شد
‫روی اون تمرکز کنه.

1241
01:06:46,131 --> 01:06:48,089
‫بفرمایید، شدین یه الکلی اصلاح شده.

1242
01:06:48,172 --> 01:06:49,839
‫یه لیوان عرق سگی دارین و میگین،

1243
01:06:49,922 --> 01:06:53,422
‫"حالا حس بهتری نسبت به خودم دارم!
‫ای بابا."

1244
01:06:54,797 --> 01:06:57,505
‫الان خیلی سالمترم!"

1245
01:06:57,588 --> 01:06:58,839
‫"نه زودباشین، کوکتیل بزنین.

1246
01:06:58,922 --> 01:07:00,588
‫"من میرم اون گوشه به گربه لگد میزنم.

1247
01:07:01,797 --> 01:07:05,839
‫اه خدا لعنتش کنه!"

1248
01:07:09,214 --> 01:07:11,797
‫کسه دیگه‌ایو میشناسی که کارش
‫از تو سریعتر باشه؟

1249
01:07:11,880 --> 01:07:14,422
‫اهمم، آره دارم میشناسمشون.

1250
01:07:16,755 --> 01:07:18,172
‫«اولیور ساکس» تو فیلم بیداری کنارش بازی میکرد.

1251
01:07:18,256 --> 01:07:19,297
‫درسته.

1252
01:07:19,380 --> 01:07:20,672
‫اون واقعاً مرد دلسوزیه،

1253
01:07:20,755 --> 01:07:21,964
‫و این ایده درمان مغز به عنوان

1254
01:07:22,047 --> 01:07:24,006
‫فاعل درونی.

1255
01:07:24,089 --> 01:07:26,131
‫این ایده مغز هست

1256
01:07:26,214 --> 01:07:28,089
‫میتونه یه نقطه جدای از نقطه
‫دیگه کار کنه، همزمان.

1257
01:07:30,755 --> 01:07:32,964
‫این چطور؟

1258
01:07:33,047 --> 01:07:34,588
‫منظورت اینه؟

1259
01:07:34,672 --> 01:07:35,755
‫این یه نوره چشمک زنه.

1260
01:07:36,797 --> 01:07:38,047
‫اشتباه میکنی.

1261
01:07:38,131 --> 01:07:40,214
‫تمام چیزهای قبلش چشمک زنه.

1262
01:07:40,297 --> 01:07:41,964
‫اینجا جاییه که دارم اسمشو بهش میگم.

1263
01:07:46,297 --> 01:07:47,463
‫معذرت میخوام.

1264
01:07:52,214 --> 01:07:54,047
‫«اولیور» کسیه که در

1265
01:07:54,131 --> 01:07:55,964
‫سطوحی فکر میکنه که به
‫مخیره من هم نمیگنجه.

1266
01:08:01,131 --> 01:08:03,714
‫اون تورو با فردی به اسم «شین»
‫که سندرم تورت داشت معرفی کرد.

1267
01:08:03,797 --> 01:08:05,964
‫و روی تو تاثیر عمیقی گذاشت.

1268
01:08:06,047 --> 01:08:07,422
‫کاملاً

1269
01:08:07,505 --> 01:08:08,922
‫من شروع کردم، دست زدن،

1270
01:08:09,006 --> 01:08:10,131
‫میدونی به چیزها دست میزدم،

1271
01:08:10,214 --> 01:08:12,047
‫میدونی، دستمالی کردن، میدونی.

1272
01:08:12,131 --> 01:08:14,089
‫یه بیماری هست که باعث میشه کارهایی

1273
01:08:14,172 --> 01:08:16,755
‫بکنی که روشون کنترلی نداری.

1274
01:08:16,839 --> 01:08:20,672
‫و همراهش یه شتاب روحی باورنکردی میاد،

1275
01:08:20,755 --> 01:08:22,797
‫کمک میکنه نسبت به بیشتر مردم سریعتر فکر کنی.

1276
01:08:22,798 --> 01:08:25,798
‫بعضیا فکر میکنن من تسخیر شدم.

1277
01:08:25,799 --> 01:08:27,799
‫من یکیو دیدم که به این چیزا باور داشت.

1278
01:08:27,800 --> 01:08:29,100
‫تو میانسالی به اینچیزا فکر میکنن

1279
01:08:29,297 --> 01:08:30,172
‫معذرت میخوام؟
‫- تو میانسالی به اینچیزا فکر میکنن،

1280
01:08:30,256 --> 01:08:31,547
‫اوه آره البته.

1281
01:08:31,548 --> 01:08:34,148
‫مردم الان تو میانسالی زندگی میکنن.

1282
01:08:34,338 --> 01:08:35,672
‫و هزینه‌ای که بابت

1283
01:08:35,755 --> 01:08:37,089
‫کنترل نکردم تمام این حرکات باید پرداخت کنی.

1284
01:08:37,172 --> 01:08:39,922
‫پیچیدگی و غیرپیشبینی بودن

1285
01:08:40,006 --> 01:08:42,172
‫مغز انسان، من اینو از
‫ملاقات با «شین» یاد گرفتم.

1286
01:08:44,630 --> 01:08:46,672
‫مغز تنها چیزیه که تحرکات
‫بدن رو کنترل میکنه،

1287
01:08:46,755 --> 01:08:51,006
‫و یه چیز مجزای دیگه هم هست
‫که بهش میگن ذهن.

1288
01:08:51,089 --> 01:08:53,672
‫یه الهه درون تو هست،
‫یه، یه نور هست،

1289
01:08:53,755 --> 01:08:56,214
‫اون خدای درونی تو، اون
‫چیز همون روحه.

1290
01:08:59,380 --> 01:09:00,880
‫و هیجان انگیز اینه،

1291
01:09:00,964 --> 01:09:03,338
‫این ایده که میتونی خلاقیت در هر سطحی رو تجربه کنی

1292
01:09:03,422 --> 01:09:05,089
‫مثل، این چیزیه که یه جورایی باهاش سروکار داریم

1293
01:09:05,172 --> 01:09:08,256
‫به عنوان بازیگر و کمدین، نویسنده و هنرمند.

1294
01:09:08,338 --> 01:09:09,714
‫میای کنار لبه،

1295
01:09:09,797 --> 01:09:10,964
‫و یه نگاه میندازی و بعضی وقتها

1296
01:09:11,047 --> 01:09:12,338
‫از لبه چند قدم برمیگردی،

1297
01:09:12,422 --> 01:09:13,922
‫و تو دوباره برمیگردی، امیدوارانه.

1298
01:09:21,047 --> 01:09:21,964
‫«پری»!

1299
01:09:22,047 --> 01:09:23,172
‫به چی نگاه میکنی؟

1300
01:09:25,714 --> 01:09:26,588
‫پری.

1301
01:09:26,672 --> 01:09:28,630
‫کمک!

1302
01:09:28,714 --> 01:09:30,964
‫رابین نمیتونست هیچ نقشیو رها کنه.

1303
01:09:31,047 --> 01:09:32,880
‫اون تبدیل میشد به نقشی که داره بازی میکنه،

1304
01:09:32,964 --> 01:09:34,588
‫و تبدیل میشد

1305
01:09:34,672 --> 01:09:37,797
‫به یکی دیگه از
‫شخصیتهاش.

1306
01:09:37,880 --> 01:09:39,964
‫بیا دنبالم!

1307
01:09:43,172 --> 01:09:44,338
‫خدای من!

1308
01:09:44,422 --> 01:09:45,755
‫پری!

1309
01:09:45,839 --> 01:09:47,297
‫حالا وقتی یه نفرو تو خیابون میبینم

1310
01:09:47,380 --> 01:09:49,922
‫داره سر دنیا داد میزنه،
‫فقط یه آدم

1311
01:09:50,006 --> 01:09:51,672
‫دیوانه زنجیری نیست.

1312
01:09:51,755 --> 01:09:53,964
‫میدونی که دارن از یه موضوع
‫به خصوص عذاب میکشن...

1313
01:09:56,214 --> 01:09:57,922
‫و یه زندگی دارن، یه گذشته...

1314
01:09:58,006 --> 01:09:59,964
‫میدونی، و یه حضور.

1315
01:10:00,047 --> 01:10:01,755
‫که بهت یه نقطه دید متفاوتی میده.

1316
01:10:05,422 --> 01:10:08,964
‫چرا برای یک گردهمایی کمدی
‫بزرگ به ما نمیپیوندید؟

1317
01:10:09,047 --> 01:10:10,839
‫- که از امروز...
‫- ودیروز...

1318
01:10:10,922 --> 01:10:12,797
‫- وفردا...
‫- بامزه ترین ستاره ها

1319
01:10:12,880 --> 01:10:14,839
‫برای یک شب خنده
‫فراموش نشدنی کنار هم جمع میشن.

1320
01:10:14,922 --> 01:10:15,964
‫- تسکین کمدی.
‫- زنده!

1321
01:10:17,089 --> 01:10:18,714
‫شرکت "فارم اید" ما بود.

1322
01:10:18,797 --> 01:10:21,714
‫سه نفر ما این گردهمایی کمدی رو راه انداختیم

1323
01:10:21,797 --> 01:10:23,964
‫تا برای مددکاری پزشکی

1324
01:10:24,047 --> 01:10:25,797
‫بیخانمانهای خیابانهای آمریکا پول جمع کنیم.

1325
01:10:25,880 --> 01:10:28,047
‫فقط داخل این یکی.

1326
01:10:30,047 --> 01:10:31,922
‫میخواستیم بگیم چقدر خوشحالیم که اینجا هستیم.

1327
01:10:32,006 --> 01:10:33,672
‫رو به جلو بگید
‫اه ببخشید.

1328
01:10:33,755 --> 01:10:34,839
‫خیلی خب.

1329
01:10:34,922 --> 01:10:37,047
‫برای تمام اون آدمهای کمدین راه خیلی خوبی بود

1330
01:10:37,131 --> 01:10:41,338
‫که نه تنها کمدی باشن بلکه دلسوز هم باشن.

1331
01:10:57,047 --> 01:11:00,338
‫تنها دلیلی که من برای ریاست جمهوری اقدام نمیکنم

1332
01:11:00,422 --> 01:11:02,131
‫به خدا قسم، میترسم

1333
01:11:02,214 --> 01:11:03,672
‫هیچ زنی نیاد ادعا کنه

1334
01:11:03,755 --> 01:11:05,755
‫اون با من سکس داشته.

1335
01:11:05,839 --> 01:11:08,214
‫تو CNN یه مصاحبه میکنم،

1336
01:11:08,297 --> 01:11:09,380
‫به دوربین نگاه میکنم و میگم،

1337
01:11:09,463 --> 01:11:11,422
‫"بیخیال سوزان! خودت
‫میدونی منو سابیدی."

1338
01:11:12,922 --> 01:11:15,214
‫آدمای بزرگی بودن که میومدن

1339
01:11:15,297 --> 01:11:18,755
‫و اونهمه پول جمع میشد و از کمدی

1340
01:11:18,839 --> 01:11:21,338
‫به عنوان وسیله‌ای برای تغییر دنیا استفاده میکردن.

1341
01:11:21,422 --> 01:11:24,755
‫آره، خدا بچه‌هارو بامزه خلق
‫کرده که نخورینشون.

1342
01:11:26,880 --> 01:11:29,338
‫چند نفرو میشناسین که بهتون ریده باشن،

1343
01:11:29,422 --> 01:11:31,880
‫بهتون شاشیده باشن، تمام شب بیدارتون گذاشتن؟

1344
01:11:31,964 --> 01:11:33,714
‫ووو!

1345
01:11:33,797 --> 01:11:35,839
‫اونا 5 صبح بیدار میشن،

1346
01:11:35,922 --> 01:11:37,089
‫و نمیدونم چه موادی میزنن...

1347
01:11:37,172 --> 01:11:38,755
‫نکنه یه جور کوکائین ارزون قیمت هست

1348
01:11:38,839 --> 01:11:41,297
‫که یهو میزنن به بدن...

1349
01:11:41,380 --> 01:11:43,131
‫آدمهای بزرگ تورو بهتر میکنن.

1350
01:11:43,214 --> 01:11:45,131
‫تو این حقیقتو پذیرفتی که رابین بزرگ بود و بعدش

1351
01:11:45,214 --> 01:11:47,797
‫میرفتی کار میکردی، کاری
‫که لازم بود انجام میدادی،

1352
01:11:47,880 --> 01:11:50,505
‫چون میخواستی با سرعت اوج بگیری.

1353
01:11:50,588 --> 01:11:53,964
‫با خودت میگفتی "اه نه، منو
‫تو این غبار رها نمیکنی.

1354
01:11:54,047 --> 01:11:56,256
‫من قراره همینجا کنارت اجرا کنم."

1355
01:11:56,338 --> 01:11:59,131
‫میخواستی بتونی بازی کنی و ادامه بدی.

1356
01:11:59,214 --> 01:12:02,172
‫- ولی جدی میگم، بازم هست...
‫- باشه، مراقبت کردن

1357
01:12:02,256 --> 01:12:04,256
‫از «بیل» و گفتن جکهای مثبت 18 شروع شد.

1358
01:12:05,547 --> 01:12:06,922
‫این مثل شومبول میمونه.

1359
01:12:07,006 --> 01:12:09,172
‫- نه آخه...
‫- شما هم فهمیدین؟

1360
01:12:09,256 --> 01:12:10,964
‫یه لحظه! بذار یه لحظه حرف بزنه!

1361
01:12:11,047 --> 01:12:13,172
‫اه!

1362
01:12:14,839 --> 01:12:16,463
‫- اونو بذار کنار!
‫- آخ، آخ!

1363
01:12:16,547 --> 01:12:18,463
‫- بذارش کنار!
‫- نه نه نه

1364
01:12:18,547 --> 01:12:21,006
‫میدونی ووپی!

1365
01:12:27,422 --> 01:12:28,964
‫از دیدنت خوشحالم «ووپی».

1366
01:12:30,964 --> 01:12:34,089
‫ندیدی لبهام تکون بخوره، مگه نه؟

1367
01:12:34,172 --> 01:12:36,463
‫- نه ولی اصلاً نمیبینم.
‫- ووپی، باید اعتراف کنم.

1368
01:12:36,547 --> 01:12:38,422
‫منم همینطور.

1369
01:12:40,422 --> 01:12:42,256
‫من اونچیزی که به نظر میاد نیستم.

1370
01:12:43,422 --> 01:12:44,422
‫من یه یهودیم.

1371
01:12:51,922 --> 01:12:53,214
‫و یه چیز دیگه بهت بگم.

1372
01:12:54,880 --> 01:12:56,256
‫فقط منم یا اینجا یکم سرد شده؟

1373
01:12:59,338 --> 01:13:02,256
‫آره خیلی کار راحتیه، میدونی؟

1374
01:13:04,547 --> 01:13:06,047
‫این...

1375
01:13:06,131 --> 01:13:08,256
‫همینه، میدونی اینطوری نیست

1376
01:13:08,338 --> 01:13:11,006
‫که من بیام و بگم
‫"خب بچه‌ها چه خبر؟"

1377
01:13:11,089 --> 01:13:13,380
‫نمیشه...

1378
01:13:14,880 --> 01:13:16,588
‫خب بچه‌ها، چه خبرا؟

1379
01:13:16,672 --> 01:13:18,172
‫چی شده؟

1380
01:13:21,214 --> 01:13:23,256
‫ما ارواح خادمین تو را

1381
01:13:23,338 --> 01:13:26,338
‫ستایش میکنیم،

1382
01:13:26,422 --> 01:13:28,797
‫رونالد ویلسون ریگان.

1383
01:13:28,880 --> 01:13:30,922
‫من دارم مراسم ختم
‫رونالد ریگان رو تماشا میکنم

1384
01:13:31,006 --> 01:13:34,797
‫و تلفن زنگ میزنه و میگم سلام؟

1385
01:13:34,880 --> 01:13:36,964
‫«بیل»؟ سلام منم رونالد ریگان.

1386
01:13:38,547 --> 01:13:40,839
‫"خب... چه تصادفی.

1387
01:13:40,922 --> 01:13:42,964
‫دارم مراسمتو نگاه میکنم."

1388
01:13:43,047 --> 01:13:45,505
‫"خب میخواستم بهت بگم الان تو بهشتم

1389
01:13:45,588 --> 01:13:48,297
‫تو یه مهمونی هستم و داره بهم خوش میگذره."

1390
01:13:48,380 --> 01:13:51,089
‫من گفتم "اه جدی؟ بهشت چه شکلیه؟"

1391
01:13:51,172 --> 01:13:55,172
‫"خب، گرمتر از اونیه که
‫فکرشو میکردم باشه."

1392
01:13:55,256 --> 01:13:57,380
‫اه جدی؟ میدونی.

1393
01:13:57,463 --> 01:13:59,547
‫"شاید تو بهشت نباشی قربان.

1394
01:13:59,630 --> 01:14:01,463
‫شاید اون یه جای دیگه باشی."

1395
01:14:01,547 --> 01:14:05,089
‫"اه! پس برای همین تو یه سنا خشک

1396
01:14:05,172 --> 01:14:07,297
‫با «نیکسون» هستم که تخماشُ رو دماغم میماله."

1397
01:14:08,880 --> 01:14:11,463
‫هرجا که بودم، وقتی تلفن زنگ میزنه،

1398
01:14:11,547 --> 01:14:15,089
‫و نگاه میکردم و شماره 415 رو میدیدم،

1399
01:14:15,172 --> 01:14:16,131
‫میدونستم خودشه.

1400
01:14:17,380 --> 01:14:19,839
‫میدونستم یه چیز خیلی بود درکاره.

1401
01:14:21,256 --> 01:14:24,338
‫یک شنبه، 1:21 عصر.

1402
01:14:25,588 --> 01:14:29,505
‫سلام «بیل»، منم ارباب سوسول، من تو آفریقام.

1403
01:14:29,506 --> 01:14:33,506
‫و خدای من باید اینجا باشی مرد،
‫جونورهایی اینجان که بهت خوب نگاه میکنن.

1404
01:14:33,507 --> 01:14:37,507
‫من تمام عشقمو برات میفرستم،
‫اما نه مثل اون روز تو مدرسه.

1405
01:14:37,508 --> 01:14:41,508
‫یه جور متفاوت، یه چیز شگفت آور، یه بغل.

1406
01:14:41,509 --> 01:14:44,509
‫اما اگه میخوای، زنگ بزن.

1407
01:15:17,755 --> 01:15:20,505
‫همونطور که دوستیمون رشد میکرد،

1408
01:15:20,588 --> 01:15:22,588
‫یه جورایی بیشتر از پیش به
‫هم نیاز پیدا میکردیم.

1409
01:15:43,297 --> 01:15:45,214
. باید خیلی ساده باشه
فکر کنم نباید خیلی بازش میکردم

1410
01:15:45,297 --> 01:15:46,755
، با اون یکی
"!فقط باید،" جهنم

1411
01:15:46,839 --> 01:15:50,214
میخوای درباره ی وقتی که
...اون رفت حرف بزنیم، و اون

1412
01:15:50,297 --> 01:15:52,338
ما این کارو وقتی که
.فکر میکردم، " اوه، این کارو نمیکنم

1413
01:15:52,422 --> 01:15:54,380
. نمیتونم این کارو بکنم
چطور میتونی این کارو بکنی؟

1414
01:15:54,463 --> 01:15:55,755
. "ای موجود بی ثبات
انجام دادیم

1415
01:15:55,839 --> 01:15:59,089
و بعد این حقیقتو فهمیدی
که اون داره اجرا میکنه

1416
01:15:59,172 --> 01:16:00,463
"! اون بازی میکنه"

1417
01:16:01,630 --> 01:16:04,006
من تصمیم گرفته بودم تا
.آخرین آرزومو بکنم

1418
01:16:04,089 --> 01:16:07,089
آرزوی کردم برای
پرنسس جازمین

1419
01:16:07,172 --> 01:16:10,214
تا از ته قلبش
. عاشق من بشه

1420
01:16:10,297 --> 01:16:12,297
،آه ، ارباب

1421
01:16:12,380 --> 01:16:15,547
،آه، اینجا چند تا تبصره وجود داره
چیزایی که به جاش باید بدی

1422
01:16:15,630 --> 01:16:18,006
، جواب منو نده
توی گنده ی آبیه دست و پا چلفتی

1423
01:16:18,089 --> 01:16:21,256
کاری و خواهی کرد
. که من بهت دستور میدم

1424
01:16:21,338 --> 01:16:23,380
نمیتونم کاری رو که تو بهم
دستور میدی رو انجام بدم

1425
01:16:23,463 --> 01:16:25,214
، در حال حاضر
چون این بخشی از

1426
01:16:25,297 --> 01:16:27,380
. برنامه ریزی من نیست
.هشدار، هشدار

1427
01:16:30,630 --> 01:16:33,089
زود باش بچه، دیدی؟
میخواد ماره رو بگیره،ببین

1428
01:16:33,172 --> 01:16:35,588
من این جنگو راه انداختم. امیدوارم
بهترین چیزی بشه که میتونه

1429
01:16:35,672 --> 01:16:37,547
. وحشت

1430
01:16:37,630 --> 01:16:41,630
پسر بچه
در مقابل یه مار بزرگ بلند میشه

1431
01:16:41,714 --> 01:16:45,214
اون فقط یه فکرو میگرفت
و اونو بداهه میگفت

1432
01:16:45,297 --> 01:16:48,172
ممکن بود فقط سر شام باشه
یا این که جلوی دو هزار نفر آدم باشه

1433
01:16:48,256 --> 01:16:51,422
همون بداهه گویی بود که میومد

1434
01:16:54,380 --> 01:16:55,714
. اماده -
. حرکت -

1435
01:16:55,797 --> 01:16:58,131
کی منتقل شد؟

1436
01:16:58,214 --> 01:17:00,422
...هشت سال پیش ، عزیزم

1437
01:17:00,505 --> 01:17:01,630
. این نوامبر

1438
01:17:03,672 --> 01:17:05,047
چه اتفاقی افتاد؟

1439
01:17:05,131 --> 01:17:08,463
اوه، اون کاملا شیفته ی نوشیدنی بود

1440
01:17:10,505 --> 01:17:12,630
.همون نوشیدنی بود که اونو به کشتن داد

1441
01:17:12,714 --> 01:17:14,588
. چه ترسناک
.اون یه الکلی بود

1442
01:17:14,672 --> 01:17:17,714
. اوه نه ، عزیزم
اون توی راه به سمت مشروب فروشی بود

1443
01:17:17,797 --> 01:17:21,047
، تا یه نوشیدنی بخوره
از در رفت تو

1444
01:17:21,131 --> 01:17:22,297
و یکی یه آبجو رو ریخت بود

1445
01:17:22,380 --> 01:17:24,422
و اون پاش لغزید و
گردنش شکست

1446
01:17:24,505 --> 01:17:25,672
اون توی راه به سمت مشروب فروشی بود

1447
01:17:25,755 --> 01:17:27,714
و یه کامیون گینس داشت رد میشد

1448
01:17:27,797 --> 01:17:31,047
افتاد رو یه دست انداز ، و
شیشصد کیلو بار افتاد روش

1449
01:17:31,131 --> 01:17:32,380
اون سه تای اولو
تموم کرد

1450
01:17:32,463 --> 01:17:34,463
. اما سه تای اخر گرفتش

1451
01:17:34,547 --> 01:17:36,380
با یه کامیون بادویزر برخورد کرد

1452
01:17:37,922 --> 01:17:39,797
. اولین بارم تو آمریکا بود

1453
01:17:39,880 --> 01:17:41,214
".این باد برای شماست"

1454
01:17:43,380 --> 01:17:45,380
اوه خدا، خب همین بود کاملا دقیقا

1455
01:17:45,463 --> 01:17:47,131
. نوشیدنی ای که اونو کشت

1456
01:17:50,256 --> 01:17:51,714
! خودتو جمع کن، عوضی

1457
01:17:51,797 --> 01:17:53,131
. ببخشید، مرد

1458
01:17:53,214 --> 01:17:54,463
...و

1459
01:17:54,547 --> 01:17:55,797
حتی سمی هم پشت سرمون داره میاد

1460
01:17:55,880 --> 01:17:58,256
زود باش  من اینجام"

1461
01:17:58,338 --> 01:18:00,672
، منتظرم
.دارم اینجا میپوسم ، مرد

1462
01:18:00,755 --> 01:18:02,338
! واضحه

1463
01:18:02,422 --> 01:18:03,797
چی شد؟

1464
01:18:08,131 --> 01:18:10,672
! منتظرم

1465
01:18:10,755 --> 01:18:14,172
واسش حیاتی بود که
.بیننده داشته باشه

1466
01:18:14,256 --> 01:18:16,380
، و اون خنده دار بود
، اما واجب بود

1467
01:18:16,463 --> 01:18:20,630
خیلی واسش ضروری بود
تا...تا معاشدت کنه و بامزه بازی در بیاره

1468
01:18:20,714 --> 01:18:22,505
. هی، خانوم یورکین

1469
01:18:22,588 --> 01:18:23,755
.سلام، یوشی
حالت چطوره؟

1470
01:18:23,839 --> 01:18:26,256
چطوری؟
خیلی وقته ندیدمت

1471
01:18:26,338 --> 01:18:27,714
اون یه اجرای با جزئیات

1472
01:18:27,797 --> 01:18:29,672
، و متمرکز ارائه میداد

1473
01:18:29,755 --> 01:18:31,256
اما به محض این که
،میگفتی، کات

1474
01:18:31,338 --> 01:18:33,588
برمی گشت به حالت
رابین ویلیامزه دیوونه

1475
01:18:33,672 --> 01:18:35,338
احمقانه، روانی

1476
01:18:35,422 --> 01:18:38,338
سلام، من سای پریش هستم
همون عکاسه

1477
01:18:38,422 --> 01:18:41,505
با هارد درایوش بازی میکنه

1478
01:18:41,588 --> 01:18:43,714
نمیتونم کمکت کنم، واقعا
...بخش من نیست، اما

1479
01:18:43,797 --> 01:18:45,630
! تو ویل یورکین هستی -
اوه مسیح -

1480
01:18:45,714 --> 01:18:47,505
!اوه، هو، هو

1481
01:18:47,588 --> 01:18:49,839
اصرارش برای بامزه بودن

1482
01:18:49,922 --> 01:18:53,214
و خندوندن مردم
تو ذاتش بود

1483
01:18:53,297 --> 01:18:56,463
و خیلی، انگار...تقریبا
براش مثل نفس کشیدن بود

1484
01:18:56,547 --> 01:18:59,630
که اگه اونو از
...سیستمش میکشیدی بیرون

1485
01:18:59,714 --> 01:19:02,839
روی کارش از راه بدی
.تاثیر نمیذاشت

1486
01:19:02,922 --> 01:19:04,839
. اوه! پسر

1487
01:19:04,922 --> 01:19:07,755
!تو شخص خودت اینجایی

1488
01:19:07,839 --> 01:19:09,256
زیاد اینجا
.نمیبینمت

1489
01:19:10,422 --> 01:19:11,297
...اره، تو

1490
01:19:11,380 --> 01:19:13,089
. سلام -

1491
01:19:13,172 --> 01:19:15,588
،پس فقط میخواسم بذارم بره
تا وقتی که واسه یه زمانی

1492
01:19:15,672 --> 01:19:17,214
توی روز دلیل داشت

1493
01:19:17,297 --> 01:19:18,505
تا فقط از سیستمش
.بیرون بکشمش

1494
01:19:18,588 --> 01:19:19,880
، و بعد
در واقع، فهمیدم

1495
01:19:19,964 --> 01:19:22,297
که وقتی اون مردمو
، اونقدر میخندونه

1496
01:19:22,380 --> 01:19:23,672
یه جورایی عادت کرده
...ازش انرژی بگیره

1497
01:19:23,755 --> 01:19:25,797
، میدونی
مثل اثر اندروفین میمونه

1498
01:19:25,880 --> 01:19:29,922
و خب اگه اون خیلی بامزه
بود یه ثانیه قبل از گرفتن

1499
01:19:30,006 --> 01:19:31,922
، من...اون
میدونی، کاملا آروم میشد

1500
01:19:32,006 --> 01:19:33,380
، "و گفتم، "حرکت

1501
01:19:33,463 --> 01:19:36,297
اون تقریبا این شادی رو
از خودش میتابوند

1502
01:19:36,380 --> 01:19:38,714
اگرچه داشت داشت این
صحنه ی خیلی جدی رو بازی میکرد

1503
01:19:38,797 --> 01:19:41,422
که همچنین این درخشندگی عجیب رو هم به

1504
01:19:41,505 --> 01:19:43,297
. اجراش میداد

1505
01:19:44,880 --> 01:19:46,588
، اوه ببخشید
. من اینجا کمک لازم دارم

1506
01:19:46,672 --> 01:19:48,422
دارم سعی میکنم ببینم
میتونم با این مک کار کنم

1507
01:19:48,505 --> 01:19:50,131
، ببخشید
.این بخش من نیست

1508
01:19:53,839 --> 01:19:54,880
. تو ویل یورکینی

1509
01:19:56,755 --> 01:19:59,422
...رابین فقط...

1510
01:19:59,505 --> 01:20:01,880
هر شخصی میشه که
باهاش هست

1511
01:20:01,964 --> 01:20:04,797
این باید چیزی باشه که
. اونا میخوان باشه

1512
01:20:08,047 --> 01:20:10,839
اون مثل ادمای
.عادی عمل نکرد

1513
01:20:13,547 --> 01:20:15,755
اون قطعا خیلی
،آسیب پذیر بود

1514
01:20:18,463 --> 01:20:19,880
به خیلی چیزا
چسبیده بود

1515
01:20:19,964 --> 01:20:22,214
و خیلی چیزا رو
.میپذیرفت در درونش

1516
01:20:24,047 --> 01:20:25,463
. اون همه چیزو احساس میکرد

1517
01:20:31,380 --> 01:20:34,714
به یکم در آغوش گرفته شدن بیشتر احتیاج داشت
که فقط میتونی از غریبه ها دریافتش کنی

1518
01:20:34,797 --> 01:20:37,839
برای خیلی از کمدین ها
چیز خیلی قدرتمندیه

1519
01:20:39,463 --> 01:20:41,964
...که خنده یه
یه دارو هست

1520
01:20:42,047 --> 01:20:46,547
...که...این پذیرفته شدن

1521
01:20:46,630 --> 01:20:48,755
این هیجان
خیلی سخت با چیز دیگه ای

1522
01:20:50,422 --> 01:20:52,755
. جایگزین میشه

1523
01:20:52,839 --> 01:20:55,338
چرا همیشه باعث میشی
من اون آدم بده باشم؟

1524
01:20:55,422 --> 01:20:56,964
، اوه، گوش کن
میشه؟

1525
01:20:57,047 --> 01:20:58,755
الان فهمیدم که
زمان زیادی رو با

1526
01:20:58,839 --> 01:21:00,880
کسایی که قبلا تحقیرت
!میکردن میگذرونی

1527
01:21:00,964 --> 01:21:02,672
من وقت زیادی رو با
!تو میگذرونم، دنیل

1528
01:21:02,755 --> 01:21:05,463
! دیگه تمومه
! تمومه

1529
01:21:07,964 --> 01:21:08,964
. زودباش ، میراندا

1530
01:21:09,047 --> 01:21:10,755
، گوش کن، مشکلاتی داریم
اما خب کی نداره؟

1531
01:21:10,839 --> 01:21:12,922
. میتونیم حلش کنیم
داریم در باره ی ، " دیگه تمومه " حرف میزنیم

1532
01:21:13,006 --> 01:21:16,505
14ساله داریم تلاش میکنیم
حلش کنیم

1533
01:21:16,588 --> 01:21:18,505
.زودباش، خواهش میکنم. گوش کن

1534
01:21:18,588 --> 01:21:20,755
شاید یکم کمک
لازم داریم، باشه؟

1535
01:21:21,964 --> 01:21:23,505
شاید بتونیم بریم
.پیش یه مشاور خانواده

1536
01:21:23,588 --> 01:21:24,922
اونا بهمون کمک میکنن
.تا این قضیه رو با هم بگذرونیم

1537
01:21:25,006 --> 01:21:26,672
.هیچ چیز مشترکی نداریم

1538
01:21:26,755 --> 01:21:29,256
. اوه، مطمعنم داریم
.همدیگه رو دوست داریم

1539
01:21:35,047 --> 01:21:38,297
. بیخیال، میراندا
.همدیگه رو دوست داریم

1540
01:21:45,047 --> 01:21:47,089
من راز بزرگ بازیگری
.رو نمیدونم

1541
01:21:47,172 --> 01:21:49,547
انگار یه نوعی از مفهوم
تمرکز کردنه جایی که تو میگی،

1542
01:21:49,630 --> 01:21:51,755
باشه، بازیگری چیزیه
که فک میکنی

1543
01:21:51,839 --> 01:21:54,463
دیگه این کارو نکن
.و... و تمومه

1544
01:21:56,047 --> 01:21:58,880
، اگه فقط آروم باشی
، گوش کن، توی صحنه باش

1545
01:21:58,964 --> 01:22:00,714
لازم نیست نگران پیدا کردن

1546
01:22:00,797 --> 01:22:03,256
یه خط بامزه یا...بازیگری
. باشی

1547
01:22:04,714 --> 01:22:06,505
اگه فقط تو با خودت درگیری
.نداشته باشی

1548
01:22:06,588 --> 01:22:07,588
. کاملا جالبی

1549
01:22:10,505 --> 01:22:11,839
مردم افکار تو رو نشون میدن

1550
01:22:11,922 --> 01:22:13,922
و اونا چیزی رو که داری
.انجام میدی بهتر میکنن

1551
01:22:14,006 --> 01:22:15,630
چون چهره ت
.حی و حاضره

1552
01:22:17,839 --> 01:22:20,380
و توی کاراکتر
خواهی بود

1553
01:22:20,463 --> 01:22:21,922
تماشاچی با تو
همراه خواهد شد

1554
01:22:22,006 --> 01:22:23,588
و مهم ترین چیز
برای بیننده

1555
01:22:23,672 --> 01:22:25,089
دنبال کردن شخصیت
.تو داستانه

1556
01:22:30,714 --> 01:22:33,463
هیچ کاری نکن و حیرت زده میشی
از این که چقدر کار کردی

1557
01:22:35,089 --> 01:22:37,463
. هیچ کاری نکن
. فقط حرف بزن

1558
01:22:40,089 --> 01:22:42,089
همسرم عادت داشت وقتی
.استرس داشت میگوزید

1559
01:22:42,172 --> 01:22:43,380
اون همه جور
ویژگی های منحصر به فرد

1560
01:22:43,463 --> 01:22:44,714
.کوچیکی رو داشت

1561
01:22:44,797 --> 01:22:46,505
میدونی چیه؟
وقتی خواب بود میگوزید

1562
01:22:48,714 --> 01:22:50,839
متاسفم که اینو
.بهتون گفتم

1563
01:22:50,922 --> 01:22:52,964
،آه، اما، ویل
اون دوساله که مرده

1564
01:22:53,047 --> 01:22:54,630
و این چیزیه که ازش
.به یاد من اومد

1565
01:22:54,714 --> 01:22:56,505
،چیزای شگفت انگیز
، میدونی

1566
01:22:56,588 --> 01:22:57,839
. چیزای کوچیک مثل این

1567
01:22:57,922 --> 01:23:00,422
آه، اما، اونا چیزاییه که دلم بیشتر
.از همه براشون تنگ شده

1568
01:23:01,922 --> 01:23:04,089
اون ویژگی های منحصربه فرد
کوچیکی که فقط من میدونستم

1569
01:23:05,256 --> 01:23:06,422
اینا چیزایی بود که اونو
.همسر من میکرد

1570
01:23:07,672 --> 01:23:08,964
اوه، اونم چیزای خوبی
.درباره ی من میدونست

1571
01:23:09,047 --> 01:23:11,880
اون همه ی اشتباهای ریز
.و درشت منو میدونست

1572
01:23:11,964 --> 01:23:13,922
مردم به این چیزا
" میگن " نقص

1573
01:23:14,006 --> 01:23:18,006
. اما نقص نیستن
.اوه، اونا چیزای خوبی هستن

1574
01:23:18,089 --> 01:23:21,047
و بعد ما باید انتخاب کنیم کی رو
.به دنیای عجیب کوچیک خودمون راه بدیم

1575
01:23:23,672 --> 01:23:25,006
. تو کامل نیستی، ورزشکار

1576
01:23:25,089 --> 01:23:27,755
و بذار از نگرانی درت بیارم

1577
01:23:27,839 --> 01:23:30,672
این دختری که ملاقات کردی؟
اونم آدم کاملی نیست

1578
01:23:30,755 --> 01:23:34,964
اما سوال اینه که آیا
برای هم دیگه کامل هستید یا نه

1579
01:23:35,047 --> 01:23:37,547
.کلش همینه
.تمام رابطه ی درباره ی اینه

1580
01:23:41,797 --> 01:23:44,131
رابین: هر آدمی
، راز های خیلی

1581
01:23:44,214 --> 01:23:46,588
،خیلی، خیلی، خیلی
خیلی عمیقی تو وجودش داره

1582
01:23:46,672 --> 01:23:48,172
و پیدا کردن اون
برای یه شخصیت

1583
01:23:48,256 --> 01:23:51,006
بهت اینو میده که
اون چه چیزایی رو گذرونده

1584
01:23:51,089 --> 01:23:53,630
دنبالش میگردی و بعد سعی میکنی
و اساس چیزی که از اون

1585
01:23:53,714 --> 01:23:56,006
. نشات گرفته رو پیدا کنی

1586
01:23:56,089 --> 01:23:57,839
، اگه بتونی پیداش کنی
اگه بتونی اون درسته رو پیدا کنی

1587
01:23:57,922 --> 01:23:58,755
. خودت میفهمی

1588
01:24:15,172 --> 01:24:17,089
.اون ذهن خستگی ناپذیری داشت

1589
01:24:17,172 --> 01:24:19,214
اینش تلاش جسمی ام بود

1590
01:24:19,297 --> 01:24:21,630
، با دو چرخه ش 60 مایل
.70مایل دوچرخه سواری می کرد

1591
01:24:25,630 --> 01:24:26,964
فکر میکنم این کارش
...افکارشو متوقف میکرد

1592
01:24:28,880 --> 01:24:31,588
چون فکر زیاد
میتونه...مزاحم باشه

1593
01:24:37,839 --> 01:24:39,131
فکر میکنم احساس
.آدمِ بزرگ بودن نمی کرد

1594
01:24:40,755 --> 01:24:43,630
چیزی به اسم" من
...فوق العاده ام" نبود. نه. بیشتر

1595
01:24:43,714 --> 01:24:46,089
احساس کم ارزش بودن
.هم بود یه جاهایی

1596
01:24:48,922 --> 01:24:52,755
به مراسم اعطای جایزه ی
منتقدان 2003 خوش آمدید

1597
01:24:54,131 --> 01:24:56,214
...نامزد ها

1598
01:24:56,297 --> 01:24:58,922
دنیل دی لوئیس
...برای دار و دسته ی نیویورکی

1599
01:25:05,131 --> 01:25:07,630
جک نیکلسون برای
...درباره ی اشمیت

1600
01:25:12,297 --> 01:25:14,630
...ادوارد نورتون برای
نه، داشتم شوخی میکردم

1601
01:25:14,714 --> 01:25:17,256
...ام، رابین ویلیامز

1602
01:25:17,338 --> 01:25:20,505
برای عکس یک ساعته

1603
01:25:26,839 --> 01:25:29,922
. چه هیجانی

1604
01:25:30,006 --> 01:25:32,630
. خیلی مساوی هستن
. به خدا قسم

1605
01:25:32,714 --> 01:25:34,964
دنیل دی لوئیس
...برای دارو دسته ی نیویورکی

1606
01:25:37,089 --> 01:25:39,256
و جک نیکلسون برای
.درباره ی اشمیت

1607
01:25:42,172 --> 01:25:44,131
،نیکلسون: خب
من معمولا

1608
01:25:44,214 --> 01:25:46,131
وقتی تو تلویزیون هستم
.اینجوری هول نمیکنم

1609
01:25:46,214 --> 01:25:48,797
رابین، میشه
...بیای بالا و بدی

1610
01:25:52,922 --> 01:25:56,297
میشه لطفا...میشه خنده دارترین
سخنرانی ای که قابل قبول هم باشه رو بگی

1611
01:25:56,380 --> 01:25:58,922
چیزی که جک سعی
... داره بگه اینجا

1612
01:26:01,172 --> 01:26:02,839
اینه که خیلی خوش
...حاله که اینجاست

1613
01:26:02,922 --> 01:26:04,755
. واقعا، میتونه از ترس فرار کنه

1614
01:26:06,380 --> 01:26:08,839
نیکلسون: تا وقتی که بیاد
اینجا، نمیتونستم به چیزی فکر کنم

1615
01:26:08,922 --> 01:26:11,964
. بجز این که به جیلیان هال یه در کونی بزنم
نمیدونم چم شده بود

1616
01:26:12,047 --> 01:26:13,755
. میتونم تمام شب این کارو بکنم -
رابین:ها، ها، ها -

1617
01:26:13,839 --> 01:26:15,755
بیا الان برای اونایی کَر
.هستن انجام بدیم

1618
01:26:23,214 --> 01:26:25,214
Whoo!
Whoo. Whoo.

1619
01:26:28,755 --> 01:26:31,588
واقعا میخوام بگم
چقدر سپاسگذارم

1620
01:26:31,672 --> 01:26:35,922
از منتقدان فیلم برای
...احترام گذاشتن به رابین و

1621
01:26:37,964 --> 01:26:39,256
! اره، مرسی برای هیچی

1622
01:26:44,006 --> 01:26:46,047
یه کراوات واسه
! سه تا آدمه
اره -

1623
01:26:48,297 --> 01:26:49,755
، تقریبا گفتی
." وای بر تو ، رابین"

1624
01:26:51,880 --> 01:26:53,630
، متشکرم
. امیدوارم تو تلویزیون نشون بدن

1625
01:27:03,047 --> 01:27:04,297
برای اونایی که
...توی خونه هستن

1626
01:27:06,297 --> 01:27:08,588
جک داره آماده میشه
حرکت سکسیشو بزنه

1627
01:27:10,964 --> 01:27:13,839
رابین، از اونجایی که
...بهت جاییزه ای ندادن

1628
01:27:13,922 --> 01:27:15,256
...میتونی اینو داشته باشی -
...اوه، ممنونم -

1629
01:27:15,338 --> 01:27:16,880
اسم هر دوی اونها ...
روی کراوات هست

1630
01:27:16,964 --> 01:27:18,964
.ممنونم
میخوام تشکر کنم از جک نیکلسون

1631
01:27:19,047 --> 01:27:22,297
و دنیل دی لوئیس برای دادن
این تیکه کاغذ به من

1632
01:27:24,880 --> 01:27:26,256
که اسم خودشون
. روشه، نه اسم من

1633
01:27:28,006 --> 01:27:30,922
و خوش حالم که توی این گروه
. فوق العاده تنها گذاشته شدم

1634
01:27:32,922 --> 01:27:35,338
میخوام از جک تشکر کنم
برای...اون، برای من، بزرگترین بازیگره.

1635
01:27:35,422 --> 01:27:37,214
، و دنیل دی لوئیس
بزرگترین بازیگر

1636
01:27:37,297 --> 01:27:40,630
و...منم فقط یه
بازیگر مو دارم

1637
01:27:42,505 --> 01:27:43,755
و بعد از ظهر
. فوق العاده ای بود

1638
01:27:43,839 --> 01:27:46,714
برای من...تا بدن هیچی
برگردم برم.

1639
01:27:48,006 --> 01:27:49,297
بدون هیچ انتظاری
، اومدم اینجا

1640
01:27:49,380 --> 01:27:51,880
بدون هیچ انتظاری هم
...اینجارو ترک میکنم

1641
01:27:51,964 --> 01:27:54,006
برای من کاملا
.یه بعد از ظهر بودایی بود

1642
01:27:55,505 --> 01:27:56,964
. متشکرم

1643
01:28:04,422 --> 01:28:09,131
زک: برای احساساتش
و دلسوزیش برای دیگران تلاش میکرد

1644
01:28:10,214 --> 01:28:13,006
...و...احساس میکرد

1645
01:28:14,338 --> 01:28:16,172
، وقتی که این کارو نمیکنه

1646
01:28:16,256 --> 01:28:18,172
...به عنوان یه انسان

1647
01:28:19,463 --> 01:28:20,630
. موفق نیست

1648
01:28:21,964 --> 01:28:26,172
و همیشه دیدن این
...سخت بود

1649
01:28:26,256 --> 01:28:29,880
،چون از هر طرف که نگاه میکنم
اون موفق ترین آدمیه که میشناسم

1650
01:28:32,047 --> 01:28:34,131
و بازم اون خودش
.اینو حس نمیکرد

1651
01:28:34,214 --> 01:28:37,714
صبح بخیر به قندهار -

1652
01:28:39,380 --> 01:28:41,714
-Uh-oh!

1653
01:29:01,131 --> 01:29:03,880
. اینو هرگز فراموش نمیکنم

1654
01:29:03,964 --> 01:29:05,505
هیچ وقت تماشاچی هایی
،نداشتم که یهو برن

1655
01:29:05,588 --> 01:29:06,839
!" بیخیال تو "

1656
01:29:08,547 --> 01:29:10,131
"!اصن بهت فکرم نمیکنیم"

1657
01:29:13,256 --> 01:29:16,505
، همیشه با خودم فکر میکنم
" مگه از اونور قرار بود چی بیاد؟"

1658
01:29:16,588 --> 01:29:18,922
... وقتی همه ی تماشاچی ها

1659
01:29:19,006 --> 01:29:21,047
لوئیس بلک: در حقیقت
،اون منو صدا کرد و گفت

1660
01:29:21,131 --> 01:29:23,839
میای یه تور واسه سرگرمیه ارتش آمریکا بریم؟

1661
01:29:23,922 --> 01:29:26,755
، یه تور کریسمس
...مثل

1662
01:29:26,839 --> 01:29:29,839
مثل باب هوپ؟

1663
01:29:29,922 --> 01:29:33,755
انرژی رابین یه جوری بود
.که تا جالا ندیده بودم

1664
01:29:35,089 --> 01:29:37,380
به محض این که پاش
، رسید به خاور میانه

1665
01:29:37,463 --> 01:29:40,380
بعدش اینجوری شد بم، بم
بم، بم، بم، بم ، بم

1666
01:29:40,463 --> 01:29:42,006
یه مِه کامل شد

1667
01:29:42,089 --> 01:29:43,380
. بیا اینجا -
باشه -

1668
01:29:45,214 --> 01:29:47,338
بلک: سریع اینور و اونور میرفت
و هر کسی که اونجا بود

1669
01:29:47,422 --> 01:29:50,547
،اماده میشد تا سلام بکنه
اماده بود تا یه برنامه اجرا بکنه همیشه

1670
01:29:50,630 --> 01:29:54,380
و بهشون حس این که
چقدر مهم هستن رو بده

1671
01:29:54,463 --> 01:29:56,839
خوش آمد میگیم به
رابین ویلیامز

1672
01:30:01,214 --> 01:30:03,047
امیدوارم روی این تیشرت نوشته باشه
"نیویورکو دوست دارم"

1673
01:30:03,131 --> 01:30:04,839
و ننوشته باشه
".لیس زدن تخمای شتر"

1674
01:30:06,463 --> 01:30:07,964
. واقعا امیدوارم

1675
01:30:08,047 --> 01:30:09,422
. این هر روز بود

1676
01:30:11,297 --> 01:30:14,463
هر جا که بودیم، بنظر نمیومد
هیچوقت براش خسته باشه

1677
01:30:15,630 --> 01:30:17,380
از ته قلبم براتون آرزو میکنم

1678
01:30:17,463 --> 01:30:19,505
، کریسمس مبارک باشه
هانیکا مبارک باشه

1679
01:30:19,588 --> 01:30:21,047
کوانزا مبارک باشه
.برای داداشام

1680
01:30:21,131 --> 01:30:23,047
. میدونی کیا رو میگم

1681
01:30:23,131 --> 01:30:25,297
اون اینو تموم کرد، و
سریع پرواز کرد به

1682
01:30:25,380 --> 01:30:27,006
ونکوور برای شروع یه فیلم

1683
01:30:27,089 --> 01:30:29,588
. "و با خودم فکر کردم" وای

1684
01:30:29,672 --> 01:30:30,505
... وای. اون

1685
01:30:31,672 --> 01:30:33,547
. اون خیلی ادم سرسختیه

1686
01:30:33,630 --> 01:30:35,089
بهت عکس داد؟ خوبه

1687
01:30:35,172 --> 01:30:37,006
. کریسمس مبارک ،رفقا
متشکرم

1688
01:30:39,547 --> 01:30:41,463
میخوام بگم،اون مثل
یه چراغ بود

1689
01:30:41,547 --> 01:30:43,380
که هرگز فکرشو نمیکنی
که خودشو خاموش کنه

1690
01:30:57,006 --> 01:30:58,880
وقتی تو یه پدری داری

1691
01:31:00,047 --> 01:31:03,256
، که خیلی دست و دلباز
و خیلی بخشنده س

1692
01:31:03,338 --> 01:31:05,256
و میخواد وقتشو
برای بقیه بذاره

1693
01:31:05,338 --> 01:31:07,380
و برای سرگرم کردم بقیه
تلاش میکنه

1694
01:31:07,463 --> 01:31:10,089
و میخواد برای مردم باشه

1695
01:31:11,505 --> 01:31:12,630
. این خیلی چالش انگیز بود

1696
01:31:12,714 --> 01:31:14,338
اون واقعا
...چالش بود

1697
01:31:16,714 --> 01:31:18,630
تقسیم کردن و دیدنِ

1698
01:31:18,714 --> 01:31:22,297
وقتی که پدرم
.برای بقیه میذاره

1699
01:31:24,588 --> 01:31:25,880
اون بخش خودخواهم

1700
01:31:27,214 --> 01:31:29,922
میخواست رابطمون
رو برای خودم نگه دارم

1701
01:31:30,006 --> 01:31:32,380
و ، میدونی، با همدیگه
وقت بگذرونیم

1702
01:31:38,338 --> 01:31:40,172
ما نصف سال
.اونو میدیدیم

1703
01:31:40,256 --> 01:31:43,297
بعضی سال ها
. شاید کمتر از نصف

1704
01:31:43,380 --> 01:31:44,964
بعضی سال ها بیشتر

1705
01:31:45,047 --> 01:31:46,505
این...این طبیعت

1706
01:31:46,588 --> 01:31:48,338
کاری بود که اون داشت میکرد

1707
01:31:49,505 --> 01:31:52,047
. خب...اره

1708
01:31:52,131 --> 01:31:54,089
این چیزی بود که تو
. زمان ما بهش عادت کردیم

1709
01:31:59,630 --> 01:32:01,463
، بعضی وقت ها، غیر مستقیم
با مردم حرف میزنی

1710
01:32:01,547 --> 01:32:03,214
فقط درباره ی هر
...چیزی حرف میزنی

1711
01:32:03,297 --> 01:32:05,214
. متعجب میشی
اما وقتی تو درمان هستی

1712
01:32:05,297 --> 01:32:06,422
وقتی با یه
،روانشناس حرف میزنی

1713
01:32:06,505 --> 01:32:07,547
، اون میگه
بعضی وقتا مراقب باش

1714
01:32:07,630 --> 01:32:08,547
درباره ی چیز
...چیزی که داری میگی

1715
01:32:10,338 --> 01:32:11,547
چون ممکنه
روی استیج

1716
01:32:11,630 --> 01:32:13,047
جلوی کلی آدم

1717
01:32:13,131 --> 01:32:14,256
و شروع کنی درباره ی
یه چیزی حرف بزنی

1718
01:32:14,338 --> 01:32:16,338
که آماده نیستی
باهاش رو به رو بشی

1719
01:32:16,422 --> 01:32:19,172
...کلی دارو وجود داره
...زولوفت، پروزاک

1720
01:32:19,256 --> 01:32:21,422
میخوام یه دارو معرفی کنم
که همه شونو شامل میشه

1721
01:32:21,505 --> 01:32:23,588
. "بهش میگن " همه شو گاییدم

1722
01:32:24,672 --> 01:32:25,964
. هیچ چیو حس نمیکنم

1723
01:32:26,047 --> 01:32:27,131
. هیچ کاری نمیخوام بکنم

1724
01:32:27,214 --> 01:32:29,505
. همه شو گاییدم

1725
01:32:29,588 --> 01:32:32,006
نزدیک ترین چیزی که نسبت
به کما وجود داره و میتونی باشی

1726
01:32:32,089 --> 01:32:33,630
. همه شو گاییدم

1727
01:32:33,714 --> 01:32:35,463
اینجا پیش داروی
خودم میشینم

1728
01:32:35,547 --> 01:32:36,422
. همه شو گاییدم

1729
01:32:46,131 --> 01:32:47,630
این بالا چیکار میکردی ؟

1730
01:32:47,714 --> 01:32:49,547
رابین: این فیلم
بهش میگن جنازه قلابی

1731
01:32:49,630 --> 01:32:51,338
داشتم فکر میکردم، من
اینجا چیکار میکنم ؟

1732
01:32:51,422 --> 01:32:54,338
این دیوونگیه و
احساس تنهایی میکنم

1733
01:32:54,422 --> 01:32:56,630
، و یه دفعه تبدیل شد به
یه درمان وجود داره

1734
01:32:58,214 --> 01:32:59,089
! میتونم بنوشم

1735
01:33:00,214 --> 01:33:01,588
اماده ای تا دوباره پر کنم؟

1736
01:33:01,672 --> 01:33:03,380
خانوم کندی یه
لباس سیاه داره ؟

1737
01:33:05,797 --> 01:33:09,714
. خیلی خب
. داره میاد بالا

1738
01:33:09,797 --> 01:33:11,630
. خیلی سریع اتفاق افتاد

1739
01:33:18,672 --> 01:33:21,089
شروع کردم به نوشیدن اون
بطری های کوچیک جک دنیل

1740
01:33:21,172 --> 01:33:23,214
...اون کوچیکا که از -
...اوه،اره، اره

1741
01:33:23,297 --> 01:33:25,214
.و با خودم فکر کردم، اشکالی نداره -
اره، یه بطریه کوچیکه -

1742
01:33:25,297 --> 01:33:27,131
و یه هفته بعد داشتم
بطری های بزرگتر

1743
01:33:27,214 --> 01:33:29,297
، جک دنیل رو قابم میکردم
و فقط لعنت میفرستادم

1744
01:33:34,839 --> 01:33:36,338
، میدونی ، یه جورایی
...هم ترس بود

1745
01:33:38,380 --> 01:33:41,380
یه وقتایی فقط میخوای کنار بزنی
.و از همه چیز فرار کنی

1746
01:33:41,463 --> 01:33:43,505
، یه وقتاییی میخوای بدوی به سمت همه ش
. "و بری ، " لعنتی

1747
01:33:47,338 --> 01:33:49,422
هی، فقط میخواستم از
روی کیوکارت ها ببینم

1748
01:33:49,505 --> 01:33:51,047
، و دارم بهت میگم
...میری و عالی میشی

1749
01:33:51,131 --> 01:33:52,797
مثل یه طلسم کار میکنه

1750
01:33:52,880 --> 01:33:54,630
. نگران هیچی نباش

1751
01:33:54,714 --> 01:33:56,463
وقتی داشت
، مرد سال رو کار میکرد

1752
01:33:56,547 --> 01:33:58,380
. پیش منم که بود میخورد

1753
01:33:59,505 --> 01:34:01,505
، هر شب توی بار

1754
01:34:01,588 --> 01:34:03,256
، معمولا قبل از لباس پوشیدن

1755
01:34:03,338 --> 01:34:04,588
یه چند تا لیوان
،شراب میخوردیم

1756
01:34:04,672 --> 01:34:06,089
. بعد رابین بیخیال میشد

1757
01:34:08,380 --> 01:34:12,172
... و یه تکیلا میخورد
و یه اسپرسو

1758
01:34:15,214 --> 01:34:17,547
، و به من میگفت
." فکر میکنم یه مشکلی دارم "

1759
01:34:25,463 --> 01:34:27,380
من سه سال
...کارای احمقانه میکردم

1760
01:34:29,131 --> 01:34:30,380
فقط بدتر و
.بدتر و بدتر میشد

1761
01:34:32,547 --> 01:34:35,839
ما الکلی ها یه چیزی داریم بهش
.میگیم " بیهوشی". در واقع بیهوشی نیست

1762
01:34:35,922 --> 01:34:37,547
بیشتر یه چیزی تو
مایه های تو خواب راه رفتنه

1763
01:34:37,630 --> 01:34:39,338
. یه جورایی عجیبه

1764
01:34:39,422 --> 01:34:41,131
معتقدم این وجدان شماست

1765
01:34:41,214 --> 01:34:43,505
میره که شاهد یه برنامه ی
محافظت از شاهدباشه

1766
01:34:43,588 --> 01:34:46,131
، این وجدان شماست که میره
اینجوری میشه که داری یه هابیتو به گا میدی

1767
01:34:48,297 --> 01:34:49,588
. داری میری. موفق باشی

1768
01:34:50,922 --> 01:34:52,547
، من کیرمو ترک میکنم
و بعدش بعد از یه ساعت

1769
01:34:52,630 --> 01:34:54,172
، سوراخ کونمو باز میکنم

1770
01:34:54,256 --> 01:34:55,338
اما این باعث تموم شدن
سه شنبه ی شما نمیشه

1771
01:34:55,422 --> 01:34:57,214
موفق باشی . مواظب خودت باش

1772
01:34:57,297 --> 01:34:59,630
مشکلی پدرم باهاش
دست وپنجه نرم میکرد

1773
01:34:59,714 --> 01:35:03,422
فکر میکنم واقعا
...نشانه ای از

1774
01:35:05,422 --> 01:35:08,839
چیزایی بود که لایه های
زیرین...چرا بودن

1775
01:35:08,922 --> 01:35:11,172
...اما اون درباره شون حرف میزد

1776
01:35:11,256 --> 01:35:13,797
. مشکلات...اعتیادش

1777
01:35:15,380 --> 01:35:16,588
کاملا درباره شون
باز فکر میکرد

1778
01:35:18,463 --> 01:35:20,880
به عنوان یه الکی ، شما
استاندارد هارو میشکنید

1779
01:35:20,964 --> 01:35:22,422
سریع تر از اون که
بتونید پایینشون بیارید

1780
01:35:22,505 --> 01:35:25,463
یه کارایی میکنید که حتی
" شیطونم میگه " داداااچ

1781
01:35:27,505 --> 01:35:29,422
، و الکی ها
مثل سوراخ کون میمونن

1782
01:35:29,505 --> 01:35:30,880
نمیتونیم هر روز منتظر
...پی پی باشیم

1783
01:35:30,964 --> 01:35:32,505
. خانواده ، دوستا
اینجوری میشن

1784
01:35:32,588 --> 01:35:33,714
! گاییدمت! گاییدمت

1785
01:35:33,797 --> 01:35:34,839
! گاییدمت
! گاییدمت

1786
01:35:34,922 --> 01:35:36,422
! برو خودتو بگا
!گاییدمت

1787
01:35:36,505 --> 01:35:38,256
...فاک! ف

1788
01:35:38,338 --> 01:35:39,463
.به گا رفتم

1789
01:35:41,422 --> 01:35:42,797
سعی میکنن کون منو
بفرستن توانبخشی

1790
01:35:42,880 --> 01:35:45,131
، و اینجوری میشم
". اره، اره ، اره"

1791
01:35:45,214 --> 01:35:46,755
و منم توانبخشیمو میرم یه
کشوری که خدای مشروبه

1792
01:35:46,839 --> 01:35:48,172
فقط واسه این که انتخاب
.زیاد داشته باشم

1793
01:35:58,880 --> 01:36:02,463
هوشیار بودن و درآغوش گرفتن
...هوشیاری عالی بود

1794
01:36:04,547 --> 01:36:06,964
و وقتی که احتیاج داشت
...به ما تکیه میکرد

1795
01:36:07,047 --> 01:36:11,630
...در باره ی همه چی حرف میزد
اما سخت بود

1796
01:36:11,714 --> 01:36:13,588
تو شرایط اون هیچ عصایی
.نداشت تا باهاش راه بره

1797
01:36:13,672 --> 01:36:15,256
نمیتونی تکیه
،کنی، میدونی

1798
01:36:15,338 --> 01:36:17,380
به یه بطری تا دلداریت بده

1799
01:36:21,297 --> 01:36:22,714
طلاق گرفتین؟

1800
01:36:22,797 --> 01:36:24,172
بله گرفتیم، و داریم باهاش
دست و پنجه نرم میکنیم

1801
01:36:24,256 --> 01:36:25,714
منظورم اینه، فکر میکنم
هرچقدر عاشق باشیم

1802
01:36:25,797 --> 01:36:27,338
بهتر میتونیم تو این
شرایط  عمل کنیم

1803
01:36:29,922 --> 01:36:31,964
دور و بر بچه ها بودن
واقعا بیشتر شبیه اینه که

1804
01:36:32,047 --> 01:36:35,172
. دوستون دارم بچه ها
.من جدا زندگی میکنم، اما من خوبم

1805
01:36:37,505 --> 01:36:38,922
، برای اونا سخته
...اما همه شون

1806
01:36:39,006 --> 01:36:39,922
. دارن باهاش کنار میان

1807
01:36:43,380 --> 01:36:45,256
، و من ، میدونی
بیشتر اینجوری ام که

1808
01:36:45,338 --> 01:36:46,505
." باشه، این یه بازیه متفاوته "

1809
01:36:51,422 --> 01:36:52,964
اینجا یه خواننده ی کر داریم ؟

1810
01:36:53,047 --> 01:36:54,880
اوه، چه باحاله؟

1811
01:36:57,338 --> 01:36:58,338
. واسم بخورش

1812
01:37:01,630 --> 01:37:02,505
. متشکرم

1813
01:37:05,380 --> 01:37:06,839
..خیلی

1814
01:37:06,922 --> 01:37:09,714
خیلی تخم میخواست
تا این کارو در نقش من انجام بدی

1815
01:37:11,338 --> 01:37:12,214
. متشکرم

1816
01:37:13,714 --> 01:37:15,256
. چه شب بگایی خوبی بود

1817
01:37:18,630 --> 01:37:19,547
. واو

1818
01:37:21,380 --> 01:37:22,714
قراره مثل رستگاری باشه

1819
01:37:22,797 --> 01:37:24,964
، با هلن کلر
....این

1820
01:37:25,047 --> 01:37:27,714
. متشکرم
. چه ایده ی خوبی

1821
01:37:28,880 --> 01:37:30,297
حالا بهت یه وقت
استراحت میدم

1822
01:37:30,380 --> 01:37:31,505
چون قراره عن بازیای
بیشتری انجام بدم

1823
01:37:31,588 --> 01:37:33,505
. موفق باشی

1824
01:37:33,588 --> 01:37:34,714
خوش حالم که اینجا توی
...واشینگتونم

1825
01:37:34,797 --> 01:37:36,380
، توی جاده بودم
، توی اجرا بودم

1826
01:37:36,463 --> 01:37:37,672
و یک دفعه یه چیزایی
...رو متوجه شدم

1827
01:37:37,755 --> 01:37:39,672
شروع کردم به کم شدن

1828
01:37:39,755 --> 01:37:41,422
یه نمایشو با "اوه خدا " تموم میکرد

1829
01:37:48,463 --> 01:37:50,338
تو میامی بودم، میخواستم یه نمایشو
انجام بدم ، و گفتم

1830
01:37:50,422 --> 01:37:51,922
شاید باید برم به
یه دکتر این بگم

1831
01:37:52,006 --> 01:37:53,755
باید برم یه تست استرس بدم

1832
01:37:53,839 --> 01:37:55,755
و برای یک دقیقه روی تردمیل بودم

1833
01:37:55,839 --> 01:37:58,547
و دکتر گفت " باشه" چیزی
که میخواستیمو گرفتیم

1834
01:37:58,630 --> 01:38:00,422
قلبم مثل آهنگای
...تیتو پونتینگ داشت میزد مثل

1835
01:38:02,922 --> 01:38:05,797
، حتی متخصص قلبم
میگفت این اصن رو چارت نیست

1836
01:38:05,880 --> 01:38:08,463
این یا زلزله س یا
!داره میمیره بدبخت

1837
01:38:10,047 --> 01:38:12,380
وقتی که توی بیمارستان بود

1838
01:38:12,463 --> 01:38:14,047
و داشتن موهاشو شیو میکردن
همه چیز اینجوری بود

1839
01:38:14,131 --> 01:38:16,505
که جوک میساخت و
از این کارا میکرد

1840
01:38:16,588 --> 01:38:19,547
اما مشخص بود که
،خیلی خیلی ترسیده

1841
01:38:19,630 --> 01:38:22,714
بیشتر از اون ترمیمی بود
که اونا فکرشو میکردن

1842
01:38:22,797 --> 01:38:24,839
، پیچیده تر بود

1843
01:38:24,922 --> 01:38:26,505
. و واقعا خطرناک بود

1844
01:38:27,797 --> 01:38:29,588
، وقتی جراحی شروع شد

1845
01:38:29,672 --> 01:38:32,839
شروع کردم روی
تلفنش پیغام گذاشتن

1846
01:38:32,922 --> 01:38:35,630
یه جوری که این
،یارو ، وینیه درچه داره

1847
01:38:35,714 --> 01:38:38,672
که مثل یه شخصیته مکانیکه

1848
01:38:38,755 --> 01:38:41,588
که ظاهرا دریچه رو
تامین میکنه

1849
01:38:41,672 --> 01:38:43,714
و...و مکانیک ها که
میخوان روی اون

1850
01:38:43,797 --> 01:38:45,880
کار بکنن، مثل اینه که اون
یه ماشین قدیمیه

1851
01:38:45,964 --> 01:38:47,672
، و وقتی که اون بیدار شد

1852
01:38:47,755 --> 01:38:51,297
پونزده تا مسیج داشت تا بهشون بخنده

1853
01:38:52,797 --> 01:38:55,714
یه روز و نیم بعدش، میدونی
اون درد داشت

1854
01:38:55,797 --> 01:38:58,338
تازه یه جراحیه بزرگ رو
سر گذرنده بود

1855
01:38:59,672 --> 01:39:01,839
. بهم زنگ زد
. اوه خدا

1856
01:39:01,922 --> 01:39:04,755
. اوه.اوه
خنده دار بود

1857
01:39:04,839 --> 01:39:07,672
میتونم با وینی حرف بزنم ؟

1858
01:39:07,755 --> 01:39:09,672
میخوام از همه تشکر کنم
، برای همه ی نامه ها

1859
01:39:09,755 --> 01:39:11,839
. دعا ها و فکرایی که کردن
فقط میخوام بدونید

1860
01:39:11,922 --> 01:39:15,547
. دارم بهتر میشم
ببین

1861
01:39:15,630 --> 01:39:16,505
. متشکرم

1862
01:39:17,755 --> 01:39:19,547
جراحی چند وقت پیش بود؟

1863
01:39:19,630 --> 01:39:21,131
. هشت هفته پیش -
! هشت هفته

1864
01:39:21,214 --> 01:39:23,089
. پسر، عالیه
خوش به حالت

1865
01:39:24,839 --> 01:39:26,547
...بله، آقا. تو و من

1866
01:39:27,922 --> 01:39:29,880
من و تو الان داداشای
سینه زیپی هستیم

1867
01:39:29,964 --> 01:39:32,131
. درسته. ما داریمش
...حالا...باید

1868
01:39:32,214 --> 01:39:34,505
رابطه مو با رابین
فقط بیشتر و

1869
01:39:34,588 --> 01:39:36,547
قوی تر کنم از اونجایی که
داریم پیرتر میشیم

1870
01:39:38,131 --> 01:39:40,047
ما دیگه... بچه هایی
نیستیم که

1871
01:39:40,131 --> 01:39:42,089
تو پشت صحنه ی کمدی بچرخیم

1872
01:39:42,172 --> 01:39:43,714
بهت از اون دکمه هام دادن

1873
01:39:43,797 --> 01:39:45,463
ار اونایی که میتونی به خودت دارو تزریق کنی؟
اره -

1874
01:39:45,547 --> 01:39:46,797
اوه، خیلی خوبه یه دونه از
اونا داشته باشی، مگه نه؟

1875
01:39:46,880 --> 01:39:48,422
. اره. هنوز دارمش

1876
01:39:48,505 --> 01:39:51,630
...وسط برنامه

1877
01:39:51,714 --> 01:39:54,839
هرچی بزرگتر میشی ،چیزای مختلف
برات مهم تر میشه

1878
01:39:54,922 --> 01:39:56,380
...و انسانیتِ زندگی

1879
01:39:58,047 --> 01:40:01,588
، بزرگترین راهنما هست
...و این

1880
01:40:01,672 --> 01:40:03,672
و این خوب بود که قادر باشی
اینو با رابین شریک بشی

1881
01:40:03,755 --> 01:40:07,463
کسی که تا اون موقع
متفاوت بود ، میدونی

1882
01:40:11,047 --> 01:40:12,880
آخرش یه دریچه ی گاوی گرفتم

1883
01:40:12,964 --> 01:40:14,839
، که دریچه ی قلب گاوه
که یه جورایی باحاله

1884
01:40:14,922 --> 01:40:16,839
چون میتونی واستی
چرت و چرت بگی. این عالیه

1885
01:40:16,922 --> 01:40:19,797
. عالیه که اینجام
. خوش حالم که اینجام

1886
01:40:19,880 --> 01:40:21,880
.ناگهان فانی شد

1887
01:40:21,964 --> 01:40:23,964
. ناگهان زندگی عوض شد

1888
01:40:24,047 --> 01:40:25,964
.یه دفعه همه چیز ارزشمند تر شد

1889
01:40:26,047 --> 01:40:27,672
فکر میکنی این روت
اثر داشته

1890
01:40:27,755 --> 01:40:29,630
منظورم اینه که روی نوع
کمدیت تفاوتی ایجاد کرده؟

1891
01:40:29,714 --> 01:40:31,463
میدونی، هفته ای
یه بار میرم میچرم

1892
01:40:32,797 --> 01:40:34,214
فکر نمیکنم روی کمدیم
تاثیری گذاشته باشه

1893
01:40:34,297 --> 01:40:36,006
...فکر میکنم
...یه ذره از نوع

1894
01:40:36,089 --> 01:40:37,839
کمی، فقط کمی از
...زندگی لذت میبرم

1895
01:40:37,922 --> 01:40:39,547
.همه چیزو یکم آروم تر انجام میدی -
. درسته -

1896
01:40:39,630 --> 01:40:41,714
...عجله نمیکنی
همونجایی که هستی نشونه تو میندازی

1897
01:40:41,797 --> 01:40:44,839
، بعد از جراحی
خیلی احساساتی تر میشی

1898
01:40:44,922 --> 01:40:46,839
. انگار...انگار عجیبه
مردم میگن، حالت چطوره؟

1899
01:40:46,922 --> 01:40:49,172
. خدایا! مرسی که میپرسی

1900
01:40:49,256 --> 01:40:51,839
، و من خیلی احساساتی شدم
فکر میکردم  بجای یه دریچه

1901
01:40:51,922 --> 01:40:54,131
، بهم یه کص کوچیک دادن
"که داره میگه،" چی؟

1902
01:40:55,964 --> 01:40:58,214
.الان بهتر شد، مرسی

1903
01:41:00,131 --> 01:41:02,214
! اوه، خدا
از دستات استفاده نکن

1904
01:41:02,297 --> 01:41:04,047
.فقط همین جامو بمالون
.همینه

1905
01:41:12,131 --> 01:41:14,547
هی، گوش کن، دارم
میرم سر قرار امشب

1906
01:41:14,630 --> 01:41:16,089
و...اگه گشنته

1907
01:41:16,172 --> 01:41:17,714
میتونم برات یکم غذا
درست کنم قبل از رفتنم

1908
01:41:17,797 --> 01:41:19,880
داری میری سر قرار؟
با کی؟

1909
01:41:19,964 --> 01:41:21,630
خانوم رید. نه؟

1910
01:41:21,714 --> 01:41:22,839
واقعا؟

1911
01:41:22,922 --> 01:41:23,922
داری با مدبگ میری بیرون؟

1912
01:41:24,006 --> 01:41:25,630
! عالیه

1913
01:41:25,714 --> 01:41:27,922
.مدبگ
معلمی که دوست دارم بگامش

1914
01:41:28,006 --> 01:41:29,089
. مواظب دهنت باش

1915
01:41:29,172 --> 01:41:30,797
رابین فیلمنامه رو خوند

1916
01:41:30,880 --> 01:41:32,463
به عنوان یه لطف، اولش، چون فکر میکردم

1917
01:41:32,547 --> 01:41:33,922
خب، شاید بخوام یه نقش
کوچیکی داشته باشم

1918
01:41:34,006 --> 01:41:35,588
، اره، اینو نمیدونستم
که اینجوری فکر میکنه

1919
01:41:35,672 --> 01:41:37,089
، خب، اون نوشتش
داره یه فیلم دیگه بازی میکنه

1920
01:41:37,172 --> 01:41:40,047
...شاید بتونم ، بتونم
بتونم یکم کمکش کنم

1921
01:41:41,338 --> 01:41:43,755
و بعدش اون ازم پرسید که
میتونم نقش اول باشم ؟

1922
01:41:43,839 --> 01:41:44,964
که خیلی ام عالی بود

1923
01:41:51,672 --> 01:41:53,630
باهاش در طول
این سالها...بودم

1924
01:41:53,714 --> 01:41:55,547
و انگار یه جورایی تو
یه روی دیگه شو میدیدی

1925
01:41:55,630 --> 01:41:58,755
انگار، اینجوری بود که
". وای، تو زنده ای "

1926
01:42:03,880 --> 01:42:06,172
. رفیق، هنوزم اینجایی
بریم ببینیم چی میشه

1927
01:42:15,922 --> 01:42:17,297
اولش ، فقط قرار بود

1928
01:42:17,380 --> 01:42:18,797
از رو تخته با لباس بپرم

1929
01:42:18,880 --> 01:42:20,089
میرم، همه چیزو
میریزم بیرون

1930
01:42:21,297 --> 01:42:22,755
...همه ش رفت. این

1931
01:42:22,839 --> 01:42:24,755
من...خودمو آزاد کردم کاملا

1932
01:42:29,880 --> 01:42:31,131
، و کل روز
،اینجوری بودم

1933
01:42:31,214 --> 01:42:34,214
هی، چطوریایی؟
. گندش بزنن

1934
01:42:34,297 --> 01:42:35,922
سلام، آقای آلت به دست

1935
01:42:36,006 --> 01:42:38,172
نمیفهمم چرا
... میتونی

1936
01:42:38,256 --> 01:42:39,672
...بی حفاط باشی

1937
01:42:39,755 --> 01:42:41,797
حتی نمیدونم
...چطور

1938
01:42:41,880 --> 01:42:44,630
تمام این سالها فکر میکردم
پاهات پرانتزیه

1939
01:42:49,089 --> 01:42:51,131
ما منتظر باباغوری 2 ورژن
لختش میمونیم

1940
01:42:51,214 --> 01:42:52,964
. ترسناک باید باشه -
چرت زدن لختی -

1941
01:42:53,047 --> 01:42:54,714
. داره اسفناجم میخوره. اوه

1942
01:42:54,797 --> 01:42:56,755
الیو، ممه و یه
.جعبه ی تنگ نداری

1943
01:42:56,839 --> 01:42:58,672
...الان گفتی، اسفناج
اسفناج میخوره؟

1944
01:42:58,755 --> 01:43:01,006
باباغوری تو سکوت بره هاست؟

1945
01:43:01,089 --> 01:43:02,922
. اره -
" . اسفناج میخوره "

1946
01:43:03,006 --> 01:43:05,588
تو همه ی اسفناجارو رد میکنی

1947
01:43:05,672 --> 01:43:07,214
" . اسفناج میخوره "

1948
01:43:28,047 --> 01:43:30,131
بخاطر ازدواجت بهت
تبریک میگم . خیلی عالیه

1949
01:43:30,214 --> 01:43:31,880
. اره خیلی خوبه -

1950
01:43:31,964 --> 01:43:33,089
، ازدواج برای بار سوم

1951
01:43:33,172 --> 01:43:34,338
ساقدوش من ، بابکت، گفت

1952
01:43:34,422 --> 01:43:35,714
مثل آوردن یه قربانیه سوختگی

1953
01:43:35,797 --> 01:43:36,755
به یه مراسم آتیش بازی میمونه

1954
01:43:39,297 --> 01:43:41,006
واقعا این تو سخنرانیش گفت؟

1955
01:43:41,089 --> 01:43:42,797
. اره -
خدا خیرش بده. فوق العاده نیست؟ -

1956
01:43:42,880 --> 01:43:44,214
.سه تا ضربه خوردی، تمومه
از بازی برو بیرون

1957
01:43:44,297 --> 01:43:45,839
. اره. دیگه این کارو نمیکنم

1958
01:43:45,922 --> 01:43:47,630
... نه، اگه دوباره این کارو بکنی ، این

1959
01:43:47,714 --> 01:43:49,297
باید یه قسمت بدنتو دیگه
بیخیال شی . همینه

1960
01:43:49,380 --> 01:43:50,922
چند بار تا حالا ازدواج کردی، بیل؟

1961
01:43:51,006 --> 01:43:52,172
چهار بار
چهار بار

1962
01:43:56,880 --> 01:43:58,755
سالها گذشتن، شاید بیست سال

1963
01:44:00,880 --> 01:44:02,797
. و من اونو ندیدم

1964
01:44:04,297 --> 01:44:05,297
...خب

1965
01:44:06,839 --> 01:44:09,089
بهاطر همین قبول کردم
اون فلیمو کار کنم

1966
01:44:09,172 --> 01:44:10,672
. میخواستم ببینمش

1967
01:44:12,797 --> 01:44:13,797
بابا؟

1968
01:44:13,880 --> 01:44:15,006
! اوه

1969
01:44:15,089 --> 01:44:16,297
! هی، رفقا

1970
01:44:16,380 --> 01:44:18,964
میتونم خانوم شکتر رو
بهتون معرفی کنم؟

1971
01:44:19,047 --> 01:44:23,256
میتونم بگم یه چیزی درست نبود

1972
01:44:23,338 --> 01:44:27,422
اون روح شادی که قبلا داشت دیگه نبود

1973
01:44:27,505 --> 01:44:32,422
بدنش سفت شده بود و دیگه
خیلی زیرک و هوشیار نبود

1974
01:44:32,505 --> 01:44:34,172
به نظر میومد یه
ظاهر آدم باشه فقط

1975
01:44:37,006 --> 01:44:38,172
کجایی؟

1976
01:44:38,256 --> 01:44:40,380
. امشب واقعا متفاوت شدی

1977
01:44:40,463 --> 01:44:42,214
مشکلی پیش اومده؟

1978
01:44:42,297 --> 01:44:44,380
منم شروع کرم ازش به سوال پرسیدن

1979
01:44:44,463 --> 01:44:46,297
نه، همه چی بنظر عالی میومد

1980
01:44:46,380 --> 01:44:48,297
همسر جدید، اون فوق العاده س

1981
01:44:48,380 --> 01:44:50,463
ازت میخوام ببینیش ، و همه چیز عالیه

1982
01:44:50,547 --> 01:44:52,256
و اون گفت، اما واقعا ترسیدم

1983
01:44:52,338 --> 01:44:55,922
چون، دارم...وزرن کم میکنم

1984
01:44:56,006 --> 01:44:59,089
، و نمیدونم چرا
و دارم میرم تست دو بدم

1985
01:45:10,880 --> 01:45:14,172
اون اینجا بود داشت طنز
،تلویزیونیشو بازی میکرد

1986
01:45:14,256 --> 01:45:16,047
، یه بار دیدمش

1987
01:45:16,131 --> 01:45:17,714
، و فکر کردم
". اوه، چقدر ناراحته "

1988
01:45:20,172 --> 01:45:21,463
...و اونو به یه شام دعوت کردم

1989
01:45:21,547 --> 01:45:23,922
...میدونی، شنیده بودم خیلی کم شده

1990
01:45:24,006 --> 01:45:27,755
و بعد ما خندوندیمش و
، خندوندیمش و خندوندیمش

1991
01:45:27,839 --> 01:45:31,006
...و اون گفت
." وای، متشکرم. واقعا به یه خنده احتیاج داشتم"

1992
01:45:32,547 --> 01:45:34,172
اومده بود مارو ببینه
و باهم کل روز رو

1993
01:45:34,256 --> 01:45:35,755
. تو خونه بچرخیم
سر فیلم برداریه

1994
01:45:35,839 --> 01:45:37,089
اون طنز تلویزیونی بود داشت

1995
01:45:39,880 --> 01:45:43,131
یه جورایی برق نگاهش رفته بود

1996
01:45:43,214 --> 01:45:45,047
و من ، میدونی، وقتی
باهاش خداحافظی کردم

1997
01:45:45,131 --> 01:45:47,297
اون گفت، " متشکرم، واقعا
"، زمان خوبی رو داشتم

1998
01:45:47,380 --> 01:45:50,006
که فکر میکنم واقعا داشت، اونجا
بچه ها بودن که میدوویدن

1999
01:45:50,089 --> 01:45:52,297
،آدمای جدید که ببینتشون
و اون با همه حرف میزد

2000
01:45:53,547 --> 01:45:55,047
اما من گفتم، " حالت
" خوبه ، رابین؟

2001
01:45:55,131 --> 01:45:56,297
و اون گفت، " اره، من
".خوبم ، رئیس

2002
01:45:56,380 --> 01:45:58,047
و من...میدونستم که واقعیت نبود

2003
01:45:59,505 --> 01:46:01,505
و من...فکرشم نکردم
" حتی گفتم، " مطمعنی؟

2004
01:46:01,588 --> 01:46:03,755
من فقط گذاشتم...میدونی، اون
نمیخواست بره اونجا

2005
01:46:03,839 --> 01:46:05,380
. و منم بغلش کردم

2006
01:46:07,089 --> 01:46:09,714
میدونی، اون واقعا دوست نداشت
. درباره ی مشکلاتش حرف بزنه

2007
01:46:11,922 --> 01:46:13,422
. ما همو توی یه تاتر دیدیم

2008
01:46:14,922 --> 01:46:16,256
یکم نگران بودم

2009
01:46:16,338 --> 01:46:18,422
چون احساس میکردم
. خیلی ساکته

2010
01:46:19,922 --> 01:46:21,422
، وقتی از هم جدا شدیم

2011
01:46:21,505 --> 01:46:23,256
. شروع کرد به گریه کردن

2012
01:46:24,880 --> 01:46:26,797
" و گفتم، " چی شده؟

2013
01:46:26,880 --> 01:46:29,880
و گفت، " اوه، فقط خیلی
" خوش حالم که میبینمت

2014
01:46:29,964 --> 01:46:33,422
و بعد بهم گفت که تشخیص
دادن پارکینسون داره

2015
01:46:34,630 --> 01:46:36,297
...و وقتی که بهم گفت، هرگز نشنیده بود

2016
01:46:36,380 --> 01:46:37,922
... هرگز نشنیده بود رابین بترسه

2017
01:46:39,131 --> 01:46:40,297
. بجر اون لحظه

2018
01:46:42,380 --> 01:46:43,964
، چند ما بعد

2019
01:46:46,214 --> 01:46:48,463
من و جنیس رفته بودیم

2020
01:46:48,547 --> 01:46:50,297
.تعطیلات ، تو اروپا

2021
01:46:51,547 --> 01:46:55,131
و...بهش زنگ زدم تا بگم

2022
01:46:55,214 --> 01:46:56,256
...داشتم میرفتم، و

2023
01:46:58,463 --> 01:47:00,214
...اما در دسترسم
گفتم تلفنم

2024
01:47:00,297 --> 01:47:03,214
و کامپیوترم همراهمه، و حالا هرچی

2025
01:47:03,297 --> 01:47:06,006
...و اون گفت، " باشه و

2026
01:47:06,089 --> 01:47:08,297
". میدونی که دوست دارم
".و گفتم، " منم دوست دارم، رفیق

2027
01:47:08,380 --> 01:47:11,839
و...این آخرین باری که باهاش حرف زدم

2028
01:47:11,839 --> 01:47:21,839
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

2029
01:47:48,047 --> 01:47:50,089
ما این کلمه رو دریافت کردیم

2030
01:47:50,172 --> 01:47:52,297
که برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر

2031
01:47:52,380 --> 01:47:55,422
و کمدین رابین ویلیامز
مرد

2032
01:47:55,505 --> 01:47:59,214
پلیس اعلام کرده که
خودکشی بوده

2033
01:48:01,006 --> 01:48:02,256
. خدایا ، نه
. نه، نه ، نه ،نه

2034
01:48:02,338 --> 01:48:04,297
. نمیتونه این باشه
. امکان نداره

2035
01:48:04,380 --> 01:48:07,588
...و خب، فقط، انگار
در اون لحظه از دست دادمش

2036
01:48:07,672 --> 01:48:10,006
. واقعا از دست دادم

2037
01:48:11,630 --> 01:48:13,214
. اوه

2038
01:48:21,006 --> 01:48:22,047
. نمیتونم درباره ش حرف بزنم

2039
01:48:54,463 --> 01:48:56,214
خیلی ها سعی کردن تا دلایل

2040
01:48:56,297 --> 01:48:58,338
زیادی رو برای این که چرا
این کارو کرده بهش نسبت بدن

2041
01:48:58,422 --> 01:49:01,172
اره. میدونی، رابین بهترین رفیقم بود

2042
01:49:01,256 --> 01:49:04,131
و... و جواب پزشکی قانونیش اومد

2043
01:49:04,214 --> 01:49:06,505
و اون زوال عقل داشت

2044
01:49:06,588 --> 01:49:09,463
. اوه -
و من...من شاهد این بودم

2045
01:49:09,547 --> 01:49:13,006
شاهد این روند واقعی
که کاملا متفاوت بود

2046
01:49:13,089 --> 01:49:16,089
از راهی که هر آدم دیگه ای میره

2047
01:49:16,172 --> 01:49:17,755
و خب وقتی که درباره ش فکر میکنم

2048
01:49:17,839 --> 01:49:21,547
فکر میکنم چقدر اون قوی بوده

2049
01:49:21,630 --> 01:49:23,297
میدونی، یه روزایی
رو داشت که

2050
01:49:23,380 --> 01:49:26,380
انگار یه جورایی وسواس
فکری داشت

2051
01:49:26,463 --> 01:49:29,214
و...و...و...چیزایی رو
اشتباهی برداشت میکرد

2052
01:49:29,297 --> 01:49:31,214
اما یه روزم داشت که اون
،برگشته بود به حالت عادی

2053
01:49:31,297 --> 01:49:33,297
،خب تو میگی
" ...اوه . خب، شاید"

2054
01:49:33,380 --> 01:49:34,755
...فقط یه روز بد داشته، یا

2055
01:49:34,839 --> 01:49:37,214
نه، شاید بخاطر داروهای
...پارکینسونشه

2056
01:49:37,297 --> 01:49:39,214
و اونا گرفتنش

2057
01:49:39,297 --> 01:49:41,297
. اون پیش دکترا میرفت
تحت درمان بود

2058
01:49:41,380 --> 01:49:43,006
...داشت
...و فقط

2059
01:49:43,089 --> 01:49:44,630
تنها دلیلی که دارم
... درباره ش حرف میزنم اینه

2060
01:49:44,714 --> 01:49:47,505
که مغزش داشته بهش
.اشتباه اطلاعات میداده

2061
01:49:49,422 --> 01:49:52,089
اون واقعا داشته از مغز خودش
.اطلاعات غلط دریافت میکرده

2062
01:49:52,172 --> 01:49:54,630
. و داشته از این بیماری رنج می برده

2063
01:50:11,505 --> 01:50:13,422
تو هفته های بعد از این
که پدرم فوت کرد

2064
01:50:13,505 --> 01:50:16,297
خیلی سخت بود تا یه
جورایی... چیزی رو حس کنم

2065
01:50:19,338 --> 01:50:20,505
...همه چیز خیلی حسِ

2066
01:50:21,697 --> 01:50:23,280
سرد داشت، و سخت بود

2067
01:50:23,463 --> 01:50:25,672
این که یه جورایی
همه چیزو دوباره برگردونم بهم

2068
01:50:26,714 --> 01:50:28,630
بابکت اومد و همو دیدیم

2069
01:50:30,172 --> 01:50:32,214
احساس کردیم که
...ایده ی خوبیه که

2070
01:50:34,714 --> 01:50:35,672
. بپریم تو اقیانوس

2071
01:50:43,338 --> 01:50:46,714
و معلوم شد واقعا کار
. قشنگیه که انجام بدیم

2072
01:50:49,214 --> 01:50:50,089
...خوب بود که

2073
01:50:51,880 --> 01:50:54,047
...پریدیم، و
و در حقیقت

2074
01:50:54,880 --> 01:50:56,214
... و یه جورایی میدونستم که

2075
01:50:57,380 --> 01:51:00,047
پدرم حضور داره و
روحش دور و برمه

2076
01:51:09,922 --> 01:51:12,172
ازتون میخوام تا یه قدم جلو بیاین

2077
01:51:13,422 --> 01:51:15,338
دنبال یعضی چهره ها
.از گذشته باشید

2078
01:51:15,422 --> 01:51:16,630
شما همیشه از
،جلوی اینا رد میشین

2079
01:51:16,714 --> 01:51:18,505
اما فکر نمی کنید
واقعا اونا رو دیده باشید

2080
01:51:25,505 --> 01:51:27,422
اونا متفاوت از شما
نیستن، مگه نه؟

2081
01:51:29,256 --> 01:51:32,755
، همون مدل مو
پر از هورمون، درست مثل شما

2082
01:51:34,422 --> 01:51:36,463
، شکست ناپذیر
همونطور که شما حس میکنید

2083
01:51:37,630 --> 01:51:39,547
. دنیا صدف اوناس

2084
01:51:39,630 --> 01:51:41,630
باور دارن سرنوشتشون
برای کارای بزرگ نوشته شده

2085
01:51:41,714 --> 01:51:42,755
. مثل خیلی از شماها

2086
01:51:42,839 --> 01:51:44,131
، چشماشون پر از امیده

2087
01:51:44,214 --> 01:51:45,089
. درست مثل شما

2088
01:51:46,588 --> 01:51:48,338
آیا منتظر شدن تا خیلی دیر بشه

2089
01:51:48,422 --> 01:51:50,131
تا زندگیشونو  حتی به
اندازه ی یه نقطه بسازن

2090
01:51:50,214 --> 01:51:51,338
از چیزی که تواناییشو دارن ؟

2091
01:51:51,422 --> 01:51:53,131
، چون، میبینید
آقایون

2092
01:51:53,214 --> 01:51:55,755
این پسر ها الان لاله های
. رشد کرده هستند

2093
01:51:59,505 --> 01:52:01,797
...اما، اگه از نزدیک تر گوش بدی

2094
01:52:01,880 --> 01:52:03,630
میتونید صدای ارثیه ای که
براتون به جا گذاشتن رو بشنوید

2095
01:52:05,297 --> 01:52:06,256
. ادامه بدید، خم شید جلو

2096
01:52:07,630 --> 01:52:08,672
. گوش بدید

2097
01:52:08,755 --> 01:52:09,630
میشنوید؟

2098
01:52:11,839 --> 01:52:15,131
...امروز را

2099
01:52:17,630 --> 01:52:20,256
. امروز را رها نکن

2100
01:52:22,630 --> 01:52:25,630
.روز رو بقاپید، پسرا

2101
01:52:27,463 --> 01:52:30,672
. زندگیتون رو فوق العاده کنید

2102
01:52:30,672 --> 01:52:40,672
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

2103
01:53:29,922 --> 01:53:31,463
. شماها باید دیوونه باشید

2104
01:53:31,547 --> 01:53:34,714
خیلی دیره برای این
که سالم باشید . خیلی دیره

2105
01:53:34,797 --> 01:53:36,588
شماها دیگه دارید واژگون میشید

2106
01:53:38,380 --> 01:53:39,714
چون بهتون فقط

2107
01:53:39,797 --> 01:53:41,214
، یه جرقه ی کوچیک از دیوونگی دادن

2108
01:53:42,547 --> 01:53:43,547
... واگه اونو از دست بدید

2109
01:53:45,880 --> 01:53:46,839
. هیچی نیستید

2110
01:53:48,714 --> 01:53:50,880
...بخاطر بسپرید، از من به شماها

2111
01:53:52,338 --> 01:53:54,380
، هرگز اونو از دستش ندید
.چون این چیزیه که زنده نگهتون میداره

2112
01:53:54,404 --> 01:54:04,404
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

