﻿1
00:00:17,111 --> 00:00:19,888
« تــیــگ نــوتــارو »
« خوشحالم که اینجام »

2
00:00:21,000 --> 00:00:26,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:29,813 --> 00:00:31,414
ممنون

4
00:00:33,316 --> 00:00:34,959
ممنون

5
00:00:38,071 --> 00:00:39,671
ممنون

6
00:00:41,908 --> 00:00:45,511
!سلام، هیوستن

7
00:00:48,590 --> 00:00:50,941
سلام، بهار

8
00:00:53,386 --> 00:00:55,404
وایسا، چرا ساکت شُدید؟

9
00:00:56,765 --> 00:00:59,201
اوه، پسر. خوشحالم که اینجام

10
00:00:59,225 --> 00:01:02,705
بالای یک دهه‌ست که توی هیوستن
اجرا نکردم

11
00:01:02,729 --> 00:01:04,790
پس، ممنون که اومدید

12
00:01:04,814 --> 00:01:08,125
مگراینکه فراموش کرده باشم
...و قبلاً اینجا بوده باشم

13
00:01:09,235 --> 00:01:13,339
در اون‌صورت خوبه که دوباره
خیلی زود می‌بینم‌تون

14
00:01:14,532 --> 00:01:16,342
چه سورپرایزی

15
00:01:16,910 --> 00:01:20,931
...من یه اسپشیال کمدی

16
00:01:20,955 --> 00:01:24,266
...چند سال پیش اجرا کردم، زمانی که

17
00:01:25,543 --> 00:01:27,605
هیچ‌کس من رو نمی‌شناخت

18
00:01:27,629 --> 00:01:31,108
،و محل اجرا رو پُر کردن

19
00:01:31,132 --> 00:01:35,953
من رو گذاشتن جلوی یه دوربین
و بعدش از تلویزیون پخش‌ـش کردن

20
00:01:35,970 --> 00:01:39,116
،و من پشت صحنه بودم

21
00:01:39,140 --> 00:01:43,454
و یه یارویی بود داشت جو رو
واسه اجرای من آماده می‌کرد

22
00:01:43,478 --> 00:01:44,914
ما شخصاً همدیگه رو نمی‌شناختیم

23
00:01:44,938 --> 00:01:47,958
تنها چیزی که راجع به من می‌دونست
این بود که اسم من تیگ‌ـه

24
00:01:47,982 --> 00:01:54,755
،درنتیجه رفت روی صحنه، می‌گفت
«!می‌دونی: «چه خبر؟ چه خبر؟

25
00:01:55,281 --> 00:02:00,469
ملت رو واقعاً واسه نوع کمدی من
...آماده می‌کرد. و

26
00:02:03,790 --> 00:02:06,727
:و برگشت گفت
«همگی آماده‌ی کمدین‌تون هستید؟»

27
00:02:06,751 --> 00:02:09,520
«!و اونا گفتن: «آره

28
00:02:16,386 --> 00:02:19,447
زیر لب دیوانه‌وار جیغ می‌کشیدن

29
00:02:20,348 --> 00:02:27,855
و اون برگشت گفت: «خیلی‌خب، خب، این کمدینی که
«داره میاد روی صحنه، یکی از بهترین رفقای منه
[ صفت مذکر ]

30
00:02:29,858 --> 00:02:33,502
«ما کُل دنیا رو با هم سفر کردیم»

31
00:02:34,529 --> 00:02:40,718
من پشت صحنه رو به تهیه‌کننده کردم
«و گفتم: «چه اتفاقی داره میوفته؟

32
00:02:40,952 --> 00:02:46,265
و بعدش اون به کارگردان بی‌سیم زد
...که اومد

33
00:02:46,541 --> 00:02:54,440
صداش توی پیام‌گیر سرتاسر تئاتر
«...پیچید که گفت: «تیگ یه دختره

34
00:02:58,595 --> 00:03:00,196
معرکه‌ست

35
00:03:02,307 --> 00:03:06,994
«بعدش اون گفت: «نمی‌دونستم. نمی‌دونستم

36
00:03:09,522 --> 00:03:14,543
پس بعدش کاشف به عمل اومد
...که انگار

37
00:03:15,486 --> 00:03:18,631
...بهترین دوستم

38
00:03:20,742 --> 00:03:26,931
اصلاً متوجه سینه‌های معرکه‌م نشده بود

39
00:03:33,254 --> 00:03:38,025
پسر، و بهتون می‌گم، ما از اون قایق... جا موندیم
اشاره به سرطان تیگ و جراحی ]
[ برداشتن سینه‌هایش

40
00:03:38,801 --> 00:03:41,529
اون مرد بیچاره هرگز نمی‌بیندشون

41
00:03:43,681 --> 00:03:48,911
،بیشتر زندگی بزرگسالی‌ـم رو

42
00:03:49,020 --> 00:03:52,708
...با مردها اشتباه گرفته شدم

43
00:03:52,732 --> 00:03:55,918
حداقل هفته‌ای یک‌بار

44
00:03:56,402 --> 00:04:01,799
بیشتر از اونه، ولی نمی‌خوام جوری
به‌نظر بیاد که انگار دارم اغراق می‌کنم

45
00:04:03,243 --> 00:04:07,300
ولی همچنین مطمئنم که احتمالاً اینجا
:هیچ‌کس توی دلش نمی‌گه

46
00:04:07,301 --> 00:04:10,224
«آره، نیاز به مثال داریم»

47
00:04:17,382 --> 00:04:19,568
و من رو اذیت نمی‌کنه

48
00:04:19,592 --> 00:04:25,074
،من با کسی که هستم، راحتم
من می‌دونم کی هستم. من می‌دونم چی هستم

49
00:04:25,098 --> 00:04:27,700
می‌تونید قطار هوهو چی‌چی صدام کنید

50
00:04:28,101 --> 00:04:29,411
اهمیتی نداره

51
00:04:29,435 --> 00:04:31,412
من می‌دونم کی هستم

52
00:04:32,021 --> 00:04:39,713
حالا، باورم نمی‌شه 46 سال طول کشید
تا این جواب به ذهنم خطور کنه

53
00:04:39,737 --> 00:04:43,050
،و اگه این اتفاق براتون افتاد
مختارید ازش استفاده کنید

54
00:04:43,074 --> 00:04:44,675
...اعتبارش رو بزنید به نام من

55
00:04:46,119 --> 00:04:47,845
چون خوبه

56
00:04:49,330 --> 00:04:54,144
من رفتم داخل یه مغازه
،و رفتم سمت پیشخوان

57
00:04:54,168 --> 00:05:00,359
:و مردی که پشت صندوق بود، گفت
«چه کمکی از دستم برمیاد، قربان؟»

58
00:05:00,383 --> 00:05:04,111
:و من گفتم
«فقط یه آدامس بدید، خانم»

59
00:05:06,097 --> 00:05:07,698
...و

60
00:05:09,517 --> 00:05:15,124
...چند لحظه از سردرگُمی محض
چشم‌توچشم مونده بودیم

61
00:05:15,148 --> 00:05:19,293
:مثلاً توی دل‌مون داشتیم می‌گفتیم
«آره، منم نمی‌دونم به چی دارم نگاه می‌کنم»

62
00:05:28,619 --> 00:05:33,726
نمی‌دونم اون نسبت به اون مکالمه چه حسی
،داشت، ولی از طرف خودم مطمئنم

63
00:05:33,750 --> 00:05:36,977
تا برسم خونه، توی پوست خودم نمی‌گُنجیدم

64
00:05:39,714 --> 00:05:43,902
قبل از اینکه استندآپ رو تمام‌وقت
،به‌طور حرفه‌ای شروع کنم

65
00:05:43,926 --> 00:05:46,113
کار موقت انجام می‌دادم

66
00:05:46,137 --> 00:05:55,080
و یه کار داشتم که خیلی خیلی خوب پیش رفت
و اونا من رو به یه کار موقت دیگه معرفی کردن

67
00:05:55,104 --> 00:05:57,873
و... گوش کن، هرچقدر می‌خوای بخند

68
00:05:59,067 --> 00:06:01,835
من سعی ندارم متکبّر باشم

69
00:06:01,944 --> 00:06:05,005
در این مقطع دارم حقایق رو ارائه می‌دم

70
00:06:06,115 --> 00:06:07,051
خیلی‌خب؟

71
00:06:07,075 --> 00:06:09,134
...ولی

72
00:06:09,535 --> 00:06:13,265
نمی‌دونم بهترین حرف توی یه اسپشیال
:این باشه که بگی

73
00:06:13,289 --> 00:06:15,891
«اوه، آره... هرچقدر می‌خوای بخند»

74
00:06:21,506 --> 00:06:25,484
مثل اینه که بگی: «اوه، به گمونم اون تمام چیزیه
«که دلت می‌خواست بهش بخندی، عیب نداره

75
00:06:26,302 --> 00:06:27,821
...ولی

76
00:06:27,845 --> 00:06:32,242
.پس خیلی خیلی خوب پیش رفت
،اونا من رو به یه کار موقت دیگه معرفی کردن

77
00:06:32,266 --> 00:06:42,376
...و من با این حالت رفتم سر کار بعدی: «هی
«من تیگ‌ـم. احتمالاً خیلی چیزا راجع به من شنیدید

78
00:06:42,902 --> 00:06:48,425
و فوراً توسط صاحب شرکت بهم خوش‌آمدگویی
.شد: «دستشویی اینجاست

79
00:06:48,449 --> 00:06:52,344
نامه‌ها هر روز ساعت 4 بُرده می‌شن
«اداره‌ی پُست. میزت اینه

80
00:06:52,620 --> 00:06:55,474
،و من فوراً متوجه شدم

81
00:06:55,498 --> 00:06:59,685
قرار نیست خوش بگذره

82
00:07:00,545 --> 00:07:04,523
...و اون یک هفته‌ی کاملی که... اونجا کار کردم

83
00:07:05,133 --> 00:07:07,234
!یه کار موقت بود

84
00:07:08,052 --> 00:07:11,196
موقت کوتاه‌شده‌ی موقتی‌ـه

85
00:07:11,431 --> 00:07:15,034
،اونا پنج روز لازمم داشتن
من کارم رو انجام دادم

86
00:07:15,935 --> 00:07:18,328
!ولی کُل... ممنون

87
00:07:19,522 --> 00:07:21,790
ممنون. شب‌بخیر

88
00:07:26,612 --> 00:07:31,552
اگه من می‌ذاشتم می‌رفتم
مشکلی براتون پیش نمیومد

89
00:07:30,241 --> 00:07:35,804
اون‌همه مقدمه‌چینی، بعدش می‌گم: «هی، من
«توی کار موقتم حرف نداشتم. شب‌بخیر

90
00:07:37,248 --> 00:07:39,184
حالا حس شوخ‌طبعی‌تون رو از دست دادید

91
00:07:39,208 --> 00:07:45,314
:و نشستید و توی دل‌تون می‌گید
«!نه، اینطور نیست! صحنه رو ترک نکن، تیگ»

92
00:07:45,506 --> 00:07:47,106
باشه

93
00:07:47,550 --> 00:07:50,319
متقاعدم کردید که بمونم

94
00:07:51,637 --> 00:07:53,322
...ادامه می‌دم

95
00:07:54,140 --> 00:07:56,408
...و داستانم رو کامل می‌کنم. پس

96
00:07:56,767 --> 00:07:59,745
،اون یک هفته‌ی کاملی که اونجا کار کردم

97
00:08:00,146 --> 00:08:04,585
صاحب اون شرکت خیلی گستاخ بود

98
00:08:04,609 --> 00:08:07,379
،خیلی بدجنس بود

99
00:08:07,403 --> 00:08:13,967
هر ذره‌ی شادی که توی وجودم بود رو
از بین برد

100
00:08:16,621 --> 00:08:18,764
پس دوران سختی بود

101
00:08:20,082 --> 00:08:23,393
حالا گوش کنید، می‌دونم واسه
شاه‌بیت اومدید اینجا
پانچ‌لاین یا شاه‌بیت به تکه‌ی پایانی و غیرمنتظره‌ی ]
[ جوک گفته می‌شود که باعث خنده می‌شود

102
00:08:23,836 --> 00:08:28,774
من بیست ساله دارم استندآپ اجرا می‌کنم
،و برای خوشحال‌کردن شما

103
00:08:29,050 --> 00:08:31,652
اول باید خودم رو خوشحال کنم

104
00:08:31,844 --> 00:08:38,077
و واقعاً سر حالم میاره، که یه داستان طولانیِ
...حوصله‌سربر براتون تعریف کنم

105
00:08:38,351 --> 00:08:42,496
:که با این تموم می‌شه
«پس دوران سختی بود»

106
00:08:44,273 --> 00:08:47,718
چون می‌تونم انرژی داخل اتاق رو
:حس کنم که اینجوریه

107
00:08:47,735 --> 00:08:50,172
«اوه، شاید جوکه همینه؟»

108
00:08:50,196 --> 00:08:52,841
«اون... اوه، شاه‌بیت‌ـش اون بود؟»

109
00:08:52,865 --> 00:08:56,135
«...می‌دونم ارائه‌ی عجیب‌غریبی داره، ولی»

110
00:08:56,327 --> 00:08:59,389
.این‌یکی خیلی مکث داره»
«نه، شرط می‌بندم خودشه

111
00:08:59,413 --> 00:09:03,892
نه، یه‌دونه شاه‌بیت هم توی اون داستان
وجود نداشته

112
00:09:04,961 --> 00:09:07,187
فقط یه داستان طولانیِ حوصله‌سربره

113
00:09:07,713 --> 00:09:11,024
از شانس خوب شما، چیز بیشتری
در اون داستان وجود داره

114
00:09:12,385 --> 00:09:16,029
،روز آخری که داشتم کار می‌کردم
،اون جمعه

115
00:09:16,305 --> 00:09:22,120
پشت میزم نشسته بودم
...و صاحب شرکت دولّا شده بود یه کاری بکنه

116
00:09:22,144 --> 00:09:25,289
...نمی‌تونستم ببینم. اون
...شاید اون

117
00:09:25,565 --> 00:09:28,250
،کاغذها رو جمع یا بایگانی می‌کرد

118
00:09:28,651 --> 00:09:31,461
از پنجه کوچولوهای پیشی‌وارش
...استفاده می‌کرد

119
00:09:34,740 --> 00:09:41,263
...من واسه شوخ‌طبعی فیزیکی‌ـم معروفم، پس
حقیقت‌ـش این بخش مهم نمایشه

120
00:09:46,502 --> 00:09:49,398
بازم می‌گم، روح‌ـمم خبر نداشت
،چی‌کار داره می‌کنه

121
00:09:49,422 --> 00:09:56,236
ولی سرانجام کنجکاو شد ببینه من به‌عنوان
یه انسان روی این سیاره، کی هستم

122
00:09:56,262 --> 00:09:59,698
...و رو کرد به من و گفت

123
00:10:00,725 --> 00:10:05,287
،پس وقتی کار موقت انجام نمی‌دی»
«چی‌کار می‌کنی؟

124
00:10:06,856 --> 00:10:15,839
و من طاقت نداشتم منتظر بمونم... تا با تمام
...اجزای نابودشده‌ی وجودم رو کنم بهش و بگم

125
00:10:26,167 --> 00:10:28,060
«من یه کمدین‌ـم»

126
00:10:34,842 --> 00:10:37,236
...بهتر بود می‌گفتم

127
00:10:43,351 --> 00:10:46,578
دارم آموزش می‌بینم که»
«یه سخنران انگیزشی بشم

128
00:10:47,605 --> 00:10:51,583
«و آخر هفته‌ها، توی یه بند فانک ساز می‌زنم»

129
00:10:57,198 --> 00:11:01,343
برای الان و تا آخر عمرم با خوشبختی
متأهلم، آمین

130
00:11:06,540 --> 00:11:08,308
به خودم می‌گیرم

131
00:11:09,293 --> 00:11:14,731
دست و هورا باعث می‌شه به‌نظر بیاد
هیجان‌زده‌اید که بالاخره از دسترس خارج شدم

132
00:11:15,216 --> 00:11:19,071
ولی حقیقت داره. باورم نمی‌شه
استفانی وجود داره
[ Stephanie Allynne ]

133
00:11:19,095 --> 00:11:21,615
باورم نمی‌شه پیداش کردم

134
00:11:21,639 --> 00:11:24,658
باورم نمی‌شه اونم منو دوست داره

135
00:11:24,725 --> 00:11:26,660
تمام اینا حقیقت داره

136
00:11:27,895 --> 00:11:31,500
...و حداقل روزی یک‌بار

137
00:11:31,524 --> 00:11:37,212
یه چیزی می‌گه که من در سردرگُمی محض
فرو می‌رم

138
00:11:38,114 --> 00:11:42,467
همینطوری بی‌اختیار از اون سر خونه
داد می‌زنه

139
00:11:43,577 --> 00:11:49,099
'به‌عنوان مثال: «می‌دونی 'یام‌یام دوناتز
«کِی باز می‌کنه؟

140
00:11:50,626 --> 00:11:52,269
«...یام‌یام»
[ خوشمزه ]

141
00:11:52,795 --> 00:12:01,778
:نه... نه. تابحال شنیدی من بگم
«باید برم 'یام‌یام دوناتز'، بجنب؟»

142
00:12:02,596 --> 00:12:05,198
«اصلاً نمی‌دونم چی هست»

143
00:12:05,433 --> 00:12:09,286
خوشمزه به‌نظر میاد، ولی چیزی»
«راجع بهش نمی‌دونم

144
00:12:09,353 --> 00:12:13,457
،داشتیم می‌رفتیم مسافرت
،داشتیم می‌روندیم به سمت فرودگاه

145
00:12:13,482 --> 00:12:17,188
:و توی ماشین، رو به من کرد و پرسید

146
00:12:17,611 --> 00:12:22,215
می‌دونی... می‌دونی توی این پرواز»
«واسه صبحونه چی می‌دن؟

147
00:12:23,200 --> 00:12:24,800
«...هوم»

148
00:12:25,536 --> 00:12:27,804
«نه»

149
00:12:28,581 --> 00:12:30,640
«نه، نمی‌دونم»

150
00:12:31,792 --> 00:12:33,435
«تو می‌دونی؟»

151
00:12:35,129 --> 00:12:40,108
،احتمالاً چیز غافلگیرکننده‌ای نباشه»
«شاید تخم مرغ. نمی‌دونم

152
00:12:41,719 --> 00:12:44,404
«یه زنبور می‌تونه یه زنبور دیگه رو نیش بزنه؟»

153
00:12:50,394 --> 00:12:53,538
«جواب اون رو من ندارم»

154
00:12:55,191 --> 00:13:01,797
چیزی که می‌دونم، اینه که تمام این»
«سؤالات، خیلی گوگل‌کردنی به‌نظر میان

155
00:13:09,580 --> 00:13:17,437
من و استفانی یه پیشی کوچولوی عزیز
به اسم «فلاف» رو به فرزندی گرفتیم

156
00:13:17,838 --> 00:13:21,691
و اون اسم واقعی‌ـشه

157
00:13:21,842 --> 00:13:25,404
به احترام پدرمادر واقعی‌ـش گذاشتیم
اون اسم روش بمونه

158
00:13:26,388 --> 00:13:33,995
،و چند سال که از داشتن فلاف گذشت
من متوجه شدم که هیچ‌وقت بهش میو نکردم

159
00:13:35,314 --> 00:13:38,418
واسه همین اون سمت
،اتاق نشیمن دیدمـش

160
00:13:38,442 --> 00:13:42,629
و توی دلم گفتم: «می‌دونی چیه؟
«می‌خوام به فلاف میو کنم

161
00:13:43,989 --> 00:13:45,632
...پس

162
00:13:46,158 --> 00:13:49,511
...زُل زدم توی چشم‌هاش و

163
00:13:50,704 --> 00:13:52,764
...بهش می‌گویم، من می‌گویم

164
00:13:56,335 --> 00:13:58,812
چرا ملت اونطوری حرف می‌زنن؟

165
00:14:01,298 --> 00:14:09,072
،بگی «بهش می‌گویم» اشتباهه
اونوقت یه «من می‌گویم...» هم بهش اضافه کنی

166
00:14:09,265 --> 00:14:11,741
!ول‌مون کن بابا

167
00:14:15,604 --> 00:14:17,205
...بگذریم

168
00:14:17,523 --> 00:14:19,708
...بهش می‌گویم، من می‌گویم

169
00:14:20,651 --> 00:14:22,462
«!میو»

170
00:14:22,486 --> 00:14:24,796
:و فلاف داشت توی دلش می‌گفت
«!ول‌مون کن»

171
00:14:25,030 --> 00:14:27,591
«چطوریه که تازه الان داره این اتفاق میوفته؟»

172
00:14:27,950 --> 00:14:31,221
،اون تابحال دور و ور یه گربه‌ی دیگه نبود

173
00:14:31,245 --> 00:14:35,517
و به همین دلیل فکر می‌کنم پیش خودش
فکر می‌کرد که زبان‌ـش رو از خودش درآورده

174
00:14:35,541 --> 00:14:38,226
،که متشکّل از یک کلمه‌ست

175
00:14:38,419 --> 00:14:42,689
که، معلومه که «میو»ـه، و ازش
برای همه‌چیز استفاده می‌کنه

176
00:14:43,132 --> 00:14:46,443
اونوقت منم تمام مدت داشتم سلیس
صحبت‌ـش می‌کردم

177
00:14:49,054 --> 00:14:51,364
...اون مبهوت شده بود

178
00:14:51,640 --> 00:14:55,368
به همون اندازه که یه پیشی کوچولو
...می‌تونه مبهوت بشه

179
00:14:56,645 --> 00:14:58,580
...دهن‌ـش باز مونده بود

180
00:15:00,232 --> 00:15:02,501
...پنجه کوچولوش توی هوا بود

181
00:15:04,570 --> 00:15:06,671
...میکروفن کوچولوش

182
00:15:10,576 --> 00:15:13,261
...بعدش، بهم میو می‌کند، اون میو می‌کند

183
00:15:13,787 --> 00:15:16,182
قضیه اینه. بذارید یه چیزی رو توضیح بدم

184
00:15:16,206 --> 00:15:20,186
،من یه بار این داستان رو تعریف کردم
و استفانی صدام رو شنید

185
00:15:20,210 --> 00:15:23,104
...و برگشت گفت: «بعد از اینکه می‌گی

186
00:15:23,881 --> 00:15:26,733
'بهش می‌گویم، من می‌گویم'
:باید بگی

187
00:15:26,842 --> 00:15:29,236
«بهم میو می‌کند، اون میو می‌کند

188
00:15:30,054 --> 00:15:33,031
«و من گفتم: «اوه، اون بامزه نیست

189
00:15:34,558 --> 00:15:36,995
«و اون گفت: «نه، به نظرم هست

190
00:15:37,019 --> 00:15:40,664
،و من گفتم: «تو کار خودت رو بکن
«منم کار خودم رو

191
00:15:45,319 --> 00:15:51,841
.«و اون گفت: «نه، فقط لطفاً امتحانش کن
...درنتیجه... من یه شب یه اجرا داشتم

192
00:15:51,992 --> 00:15:53,718
و امتحانش کردم

193
00:15:53,744 --> 00:15:55,387
خراب کرد

194
00:15:56,038 --> 00:16:00,393
،شب بعدش امتحانش کردم
،بازم خراب کرد

195
00:16:00,417 --> 00:16:02,437
،و بعد از اون اجرای دوم

196
00:16:02,461 --> 00:16:07,023
.توی دلم گفتم: «خیلی‌خب، همینه
«هر شب امتحانش می‌کنم

197
00:16:07,716 --> 00:16:10,318
...پس، بهم میو می‌کند، اون میو می‌کند

198
00:16:12,221 --> 00:16:13,531
«!میو»

199
00:16:13,555 --> 00:16:15,949
...بعد بهش می‌گویم، من می‌گویم

200
00:16:16,100 --> 00:16:17,077
«...میو»

201
00:16:17,101 --> 00:16:22,706
،همینطوری عقب‌جلو می‌کنیم
...داریم عشق دنیا رو می‌کنیم

202
00:16:23,023 --> 00:16:25,292
...و بعد استفانی

203
00:16:25,859 --> 00:16:29,004
...سرش رو از آشپزخونه می‌گیره بیرون و می‌گه

204
00:16:29,405 --> 00:16:32,090
«اگه من جات بودم، اون‌کارو نمی‌کردم»

205
00:16:33,367 --> 00:16:34,844
«چی؟»

206
00:16:34,868 --> 00:16:37,971
«تو که نمی‌دونی چی داری بهش می‌گی»

207
00:16:40,749 --> 00:16:44,936
«ممکنه حرف گستاخانه‌ای باشه... یا ناشایست»

208
00:16:47,506 --> 00:16:52,694
نه، به نظرم من و فلاف روی این هم‌عقیده‌ایم
که تو عقل‌ـت رو از دست دادی

209
00:16:58,767 --> 00:17:05,667
بعد از یه مهمونی، چندتا روبان از یه سری
،کادو داشتیم که دور خونه ریخته شده بودن

210
00:17:05,691 --> 00:17:09,087
و فلاف واقعاً بهشون علاقه‌مند شده بود

211
00:17:09,111 --> 00:17:16,428
و موقع خواب، حدود سه‌تا ربان
،می‌ذاشت دهن‌ـش

212
00:17:16,452 --> 00:17:21,056
و توی راهروی دراز دنبال خودش
...می‌کشوندشون

213
00:17:21,582 --> 00:17:23,433
...میاورد طبقه‌ی پایین

214
00:17:23,834 --> 00:17:26,438
،دوباره از توی یه راهروی دراز دیگه

215
00:17:26,462 --> 00:17:30,148
:و می‌پرید روی تخت و می‌گفت

216
00:17:30,299 --> 00:17:34,319
«بفرمایید. حالا بیاید یه مقدار بخوابیم»

217
00:17:34,636 --> 00:17:38,633
...و ما هم می‌گفتیم: «ممنون، فلاف

218
00:17:39,850 --> 00:17:45,455
امکان نداشت بدون این کپه‌ی آشغال
«روی پاهامون، خواب‌مون ببره

219
00:17:47,775 --> 00:17:54,172
بعضی شب‌ها، ما متوجه می‌شدیم
....مغز گردویی کوچولوش

220
00:17:54,448 --> 00:17:58,595
متوجه می‌شه چیزی که ما بهش می‌گیم
ربان‌های شب‌بخیری» رو فراموش کرده»

221
00:17:58,619 --> 00:18:01,304
«و اون می‌گفت: «اوه، صبر کنید

222
00:18:02,247 --> 00:18:04,267
،از تخت می‌پرید پایین

223
00:18:04,291 --> 00:18:06,142
...توی راهرو می‌دوئید

224
00:18:06,794 --> 00:18:08,561
...از پله‌ها می‌رفت پایین

225
00:18:08,712 --> 00:18:10,356
،دوباره توی اون‌یکی راهرو می‌دوئید

226
00:18:10,380 --> 00:18:14,299
،ربان‌های شب‌بخیری رو برمی‌داشت
...دارم بهتون می‌گم

227
00:18:14,300 --> 00:18:18,780
می‌تونستیم بشنویم که دارن به‌زور
...کِشیده می‌شن روی زمین

228
00:18:19,765 --> 00:18:26,164
،خیلی ناز بود، ولی همچنین ناراحت‌کننده
چون اون واقعاً توی قلب ریزه‌میزه‌ش باور داشت

229
00:18:26,188 --> 00:18:28,373
که ما به اونا احتیاج داریم

230
00:18:28,774 --> 00:18:30,794
،و دنبال خودش می‌کِشوندشون

231
00:18:30,818 --> 00:18:33,838
،از پله‌ها می‌رفت بالا، از راهرو رد می‌شد
،می‌پرید روی تخت

232
00:18:33,862 --> 00:18:38,633
«می‌گفت: «پوزش... شب‌بخیر

233
00:18:39,326 --> 00:18:48,351
.بفرمایید، اینم از ربان‌ها»
«خواب‌های خوش ببینید

234
00:18:48,710 --> 00:18:53,775
یه شب، استفانی توی دستشویی
،داشت دندون‌ـش رو مسواک می‌زد

235
00:18:53,799 --> 00:18:56,192
...و من

236
00:18:56,385 --> 00:18:58,236
...باید ببینیدش، ولی

237
00:18:58,345 --> 00:19:03,326
من وایساده بودم، تکیه داده بودم به تخت‌مون
،و استفانی داشت دندون‌ـش رو مسواک می‌زد

238
00:19:03,350 --> 00:19:09,188
،و من، همونطور که قبلاً اشاره کردم
،کاملاً واضح اون اتفاق داشت میوفتاد

239
00:19:09,439 --> 00:19:10,792
...و من داشتم تاب

240
00:19:10,816 --> 00:19:15,547
فلاف همینجا بود، من داشتم
،ربان‌های شب‌بخیری‌ـش رو تاب می‌دادم‌‎

241
00:19:15,571 --> 00:19:19,132
همینطوری داشتم براش تاب‌شون می‌دادم
...و اون اینطوری می‌کرد

242
00:19:20,784 --> 00:19:23,511
...ربان‌ها رو تاب می‌دادم

243
00:19:25,038 --> 00:19:27,724
مثل یه تجربه‌ی مذهبی بود

244
00:19:28,834 --> 00:19:32,020
بازم می‌گم، داشتیم عشق دنیا رو می‌کردیم

245
00:19:33,422 --> 00:19:38,444
و... استفانی از دستشویی میاد بیرون

246
00:19:38,468 --> 00:19:43,966
:و رو به من می‌کنه و خیلی ناگهانی می‌گه
.مراقب گردن‌ـش باش»

247
00:19:48,353 --> 00:19:50,747
«دلت نمی‌خواد حلق‌آویزش کنی

248
00:19:52,149 --> 00:19:56,169
.اوه، خدای من، صد در صد حق با توئه»

249
00:19:56,778 --> 00:20:05,388
هیچ بخشی از وجودم نیست که بخواد
«پیشی عزیزمون فلاف رو حلق‌آویز کنه

250
00:20:05,412 --> 00:20:11,394
،هرکسی که وارد اتاق می‌شد
:با عقل سلیم، برمی‌گشت می‌گفت

251
00:20:11,418 --> 00:20:18,900
اوه، من الان به یه لحظه‌ی خیلی ارزشمند»
«برخوردم. شاهد چه لحظه‌ی شیرینی هستم

252
00:20:18,926 --> 00:20:25,448
:هیچ‌کس توی دلش نمی‌گفت
«این... این... در شرف یه حلق‌آویزیه»

253
00:20:27,434 --> 00:20:31,788
اگه استفانی وارد اتاق می‌شد
...و فلاف داشت حلق‌آویز می‌شد

254
00:20:32,606 --> 00:20:39,295
:قول می‌دم برنمی‌گشت بگه
«اوه، آره، البته، گربه رو حلق‌آویز کردی»

255
00:20:40,864 --> 00:20:46,188
برمی‌گشت می‌گفت: «گربه رو حلق‌آویز کردی؟
«با جزئیات تعریف کن چطوری گربه رو حلق‌آویز کردی

256
00:20:46,203 --> 00:20:52,642
.خیلی‌خب. خب، من اینجا وایساده بودم
...داشتم ربان‌ها رو تاب می‌دادم و

257
00:20:55,003 --> 00:20:57,744
،و بازم می‌گم، داشتیم عشق دنیا رو می‌کردیم

258
00:20:59,383 --> 00:21:03,427
.داشتم ربان رو از جلوی دست‌ـش دور می‌کردم
اصلاً نمی‌تونست بگیردش

259
00:21:03,428 --> 00:21:05,947
می‌دونی، کنترل اوضاع کامل دستم بود

260
00:21:07,266 --> 00:21:12,078
،ولی بعدش، به‌نحوی
ربان‌ها شروع‌کردن به پایین‌اومدن

261
00:21:12,521 --> 00:21:16,583
...و کم‌کم افتادن دور گلوش

262
00:21:17,317 --> 00:21:19,587
بیشتر و بیشتر، کیپ‌تر و کیپ‌تر

263
00:21:19,611 --> 00:21:22,881
نتونستم کشتی رو برگردونم

264
00:21:23,156 --> 00:21:25,635
،فلاف از گوشه‌ی چشم‌ـش یه چیزی می‌بینه

265
00:21:25,659 --> 00:21:31,347
،می‌پّره اون سمت، من می‌کِشم‌ـش عقب
بوم، با ربان‌های شب‌بخیری حلق‌آویزش می‌کنم

266
00:21:35,836 --> 00:21:40,315
استفانی بامزه‌ترین آدمیه که توی عمرم
...باهاش آشنا شدم

267
00:21:40,382 --> 00:21:43,276
و هیچ‌کدوم از اینا جوک نبود

268
00:21:43,343 --> 00:21:46,863
اینا واکنش‌های واقعی به زندگیه

269
00:21:51,018 --> 00:21:52,869
...ما

270
00:21:53,770 --> 00:21:59,834
والدین خیلی سرفراز
...دوتا پسربچه‌ی ریزه‌میزه‌ایم، و

271
00:22:03,238 --> 00:22:08,845
،بچه‌داری خیلی بی‌رمق‌کننده‌ست
،اونوقت ما دوقلو داریم

272
00:22:08,869 --> 00:22:13,766
،پس هرچی به معادله اضافه کنی
همونطور که می‌دونید، بی‌رمق‌کننده‌ست

273
00:22:13,790 --> 00:22:17,770
...و شاید سه‌هفته‌شون بود

274
00:22:17,794 --> 00:22:21,274
تقریباً چهار صبح بود. ما روی تخت
دراز کشیده بودیم

275
00:22:21,298 --> 00:22:25,194
در اون مقطع، ما هر چند ساعت
بهشون غذا می‌دادیم

276
00:22:25,218 --> 00:22:29,263
،و چشم‌هامون داشت می‌رفت
،رمق نداشتیم

277
00:22:29,264 --> 00:22:32,700
...و استفانی رو کرد به من و پرسید

278
00:22:33,310 --> 00:22:36,996
«آدم چطوری با یه بچه سکس می‌کنه؟»

279
00:22:39,066 --> 00:22:41,209
«!و من گفتم: «نمی‌کنه

280
00:22:43,612 --> 00:22:48,091
و اون شروع یه سؤتفاهم ده‌دقیقه‌ای بود

281
00:22:50,702 --> 00:22:54,263
«منظورت چیه با یه بچه سکس نمی‌کنی؟»

282
00:22:54,289 --> 00:22:57,141
«منظورت چیه منظورم چیه؟»

283
00:22:57,459 --> 00:23:00,311
«از چی داریم حرف می‌زنیم؟»

284
00:23:00,670 --> 00:23:03,064
«من با کی ازدواج کردم؟»

285
00:23:08,428 --> 00:23:10,490
...من می‌خواستم... من می‌خواستم

286
00:23:10,514 --> 00:23:13,583
،هر دفعه اون جوک رو می‌گم
،همیشه فکر می‌کنم

287
00:23:13,600 --> 00:23:17,370
می‌دونم افرادی توی حضار
...هستن که می‌گن

288
00:23:21,316 --> 00:23:23,084
«خنده‌دار نیست که»

289
00:23:25,612 --> 00:23:29,257
چرا دارن می‌خندن؟ آدم که با یه بچه»
«سکس نمی‌کنه

290
00:23:29,282 --> 00:23:33,136
:بعدش دوست‌هاشون می‌گن
«خب، بالاخره که می‌کنی»

291
00:23:41,420 --> 00:23:46,983
من با کیا دوست شدم؟»
«چه اتفاقی داره میوفته؟

292
00:23:47,843 --> 00:23:51,821
،می‌دونی، در زمان مناسب‌ـش
...بالاخره شروع می‌کنی به سکس‌کردن

293
00:23:51,847 --> 00:23:53,489
با یه بچه

294
00:23:55,225 --> 00:23:57,618
سر این داریم همدیگه رو گیج می‌کنیم

295
00:23:58,895 --> 00:24:03,291
و بعد حتی همین الان، افرادی
...توی اتاق هستن که می‌گن

296
00:24:04,651 --> 00:24:06,669
«نه، نمی‌کنی»

297
00:24:11,158 --> 00:24:18,391
،من مدت خیلی زیادی رو می‌خواستم یه مادر باشم
،و تجربه‌ی خیلی هراس‌انگیزیه

298
00:24:18,415 --> 00:24:19,892
...و

299
00:24:19,916 --> 00:24:23,563
احساس می‌کنم من و استفانی
کارمون عالیه

300
00:24:23,587 --> 00:24:25,772
...واقعاً اینطور احساس می‌کنم. و

301
00:24:28,049 --> 00:24:31,279
واقعاً، و همچنین احساس می‌کنم منطقی بود

302
00:24:31,303 --> 00:24:34,699
«اگه کسی با «خدمات حمایتی کودکان
...تماس می‌گرفت

303
00:24:34,723 --> 00:24:36,783
یه چند باری

304
00:24:37,184 --> 00:24:40,037
یه چند باری. می‌دونی، پیش میاد

305
00:24:40,061 --> 00:24:42,914
آدم روز سخت یا عجیب‌غریبی داره

306
00:24:43,398 --> 00:24:47,376
نه، زمانی که مکس و فین چند ماه
...بیشتر نداشتن

307
00:24:48,069 --> 00:24:52,091
ما خیلی سرگرم بودیم، چون ملت
میومدن خونه‌مون که بچه‌ها رو ببینن

308
00:24:52,115 --> 00:24:59,056
و کاری که می‌کردیم اینه که با دست‌هامون
زیر بغل‌شون رو نگه می‌داشتیم

309
00:24:59,080 --> 00:25:01,642
:و بعدش می‌گفتیم
«آره، دیگه دارن راه می‌رن»

310
00:25:01,666 --> 00:25:07,188
بعد ول‌شون می‌کردیم و بعد
پاهای کوچولوی نرم‌شون کمانش می‌کرد

311
00:25:07,964 --> 00:25:11,234
و بعد 1 سانت مونده بود
بخورن زمین، می‌گرفتیم‌شون

312
00:25:11,551 --> 00:25:14,278
اوه، آدم حظ می‌کنه

313
00:25:15,138 --> 00:25:18,741
...اگه بچه دارید

314
00:25:19,059 --> 00:25:23,287
توصیه می‌کنم این‌کارو امتحان کنید

315
00:25:24,231 --> 00:25:28,359
،اگه بچه ندارید، ولی آشناهاتون بچه دارن

316
00:25:28,360 --> 00:25:32,171
.بچه رو ازشون قرض بگیرید
هیچ‌کس از این‌کار پشیمون نمی‌شه

317
00:25:32,822 --> 00:25:35,716
...بچه روح‌ـشم خبر نداره

318
00:25:35,992 --> 00:25:38,763
یه تپلی‌ان، و می‌گیری‌ـش

319
00:25:38,787 --> 00:25:41,724
و کلیدش اینه، باید بگیری‌شون

320
00:25:41,748 --> 00:25:47,645
نمی‌تونی اجازه بدی تپلی کوچولوها بیوفتن
چون اون‌موقع‌ست که دردسر واقعی شروع می‌شه

321
00:25:49,923 --> 00:25:59,992
،خب، با تمام خستگی و زندگی‌های پُرمشغله
سخته که مثل گذشته به خونه رسیدگی کنیم

322
00:26:00,016 --> 00:26:03,037
...و من نشسته بودم

323
00:26:03,061 --> 00:26:08,207
نشسته بودم روی کاناپه، و مکس
تاتی‌تاتی اومد سمتم

324
00:26:08,650 --> 00:26:10,334
...و

325
00:26:10,986 --> 00:26:19,385
یه توپ موی گربه و پُرز گنده داد دستم

326
00:26:19,953 --> 00:26:25,692
،و موضوع اینه که توی اون سن‌وسال
بچه‌ها همه‌چیز رو می‌ذارن دهن‌شون

327
00:26:25,709 --> 00:26:28,019
ولی حتی اون هم می‌دونست

328
00:26:29,379 --> 00:26:32,315
.باید این رو از دسترس من خارج کنی»

329
00:26:32,924 --> 00:26:36,485
،من و داداشم که اینجاست
«ازت می‌خوایم این رو از اینجا ببری

330
00:26:37,012 --> 00:26:41,993
:و من نگاه کردم و گفتم
«این زننده‌ست. این خیلی حال‌به‌هم‌زنه. آره»

331
00:26:42,017 --> 00:26:44,660
و انداختمـش پشت کاناپه

332
00:26:47,272 --> 00:26:51,669
...ما واسه مکس و فین از این چیز کوچولوها گرفتیم
بهشون می‌گیم ماشین

333
00:26:51,693 --> 00:26:54,380
،و... این چیز کوچولوها که می‌شینن روش

334
00:26:54,404 --> 00:26:58,301
چهارتا چرخ کوچولو زیرش داره
،و یه سینی پلاستیکی جلوشون

335
00:26:58,325 --> 00:27:08,311
و من به‌نحوی به فکرم رسید که فین خیلی دوست داره
،وقتی من با لگد می‌زنم به ماشین کوچولوش

336
00:27:08,335 --> 00:27:11,771
و اون با سرعت بالا
شوت می‌شه اون سمت اتاق

337
00:27:12,047 --> 00:27:16,067
و سریع دنده‌عقب برمی‌گرده سمتم
و بعد من دوباره شوت‌ـش می‌کنم

338
00:27:18,011 --> 00:27:19,196
:مشکل اینجاست

339
00:27:19,220 --> 00:27:23,074
سرتاسر جلوی خونه‌مون شیشه‌ایه

340
00:27:23,975 --> 00:27:31,499
و یه پیاده‌رو هست که از کنار خونه‌مون
،رد می‌شه، و همسایه‌ها رد می‌شن

341
00:27:31,900 --> 00:27:35,796
،و تمام چیزی که دیدن
من بودم که لگد می‌زدم

342
00:27:35,820 --> 00:27:42,218
و این کلّه‌ی ریزه‌میزه‌ی بچه با یه سرعت
خیلی بالا پرواز می‌کنه پشت خونه

343
00:27:42,327 --> 00:27:44,178
...و بعدش

344
00:27:45,080 --> 00:27:48,893
دنده‌عقب میاد سمت من و بعد من دوباره
لگد می‌زنم

345
00:27:48,917 --> 00:27:53,064
:و در اون مقطع، پیش خودم گفتم
«خیلی‌خب، باید این پرده‌ها رو بکِشم»

346
00:27:53,088 --> 00:27:56,065
ولی بعدش به خاطره‌سازی ادامه دادیم

347
00:27:58,343 --> 00:28:00,236
من و فین

348
00:28:07,477 --> 00:28:09,872
...این یه چیزیه که

349
00:28:09,896 --> 00:28:14,502
من حتی برنامه نداشتم این داستانی که
،می‌خوام تعریف کنم رو تعریف کنم

350
00:28:14,526 --> 00:28:17,086
،چون همین تازگی اتفاق افتاد

351
00:28:17,237 --> 00:28:22,468
،ولی همچنین فکر می‌کنم سرگرم‌کننده‌ست
«و همچنین پیش خودم می‌گم: «کی به کیه؟

352
00:28:22,492 --> 00:28:24,092
...پس

353
00:28:24,119 --> 00:28:26,137
خیلی‌خب، طاقت بیارید

354
00:28:26,538 --> 00:28:28,264
...مکس و فین

355
00:28:29,416 --> 00:28:34,228
ما قبلاً هُل‌شون می‌دادیم توی خیابون
...جایی که کُلی ترافیک بود و با دست

356
00:28:40,802 --> 00:28:43,154
...نگفتم که

357
00:28:43,888 --> 00:28:47,700
بچه‌هامون رو هُل می‌دادیم توی ترافیک

358
00:28:48,977 --> 00:28:51,831
از روی تپه هُل‌شون می‌دادیم
نزدیک ترافیک

359
00:28:51,855 --> 00:28:54,500
به موقع می‌گرفتیم‌شون

360
00:28:54,524 --> 00:28:57,251
ما عاشق‌شونیم. اونا پسربچه‌های عزیز مان

361
00:28:59,028 --> 00:29:01,716
ماشین‌ها رو با دست نشون می‌دادیم

362
00:29:01,740 --> 00:29:04,301
«می‌گفتیم: «ماشین. ماشین. ماشین

363
00:29:04,325 --> 00:29:08,389
و بعد مکس فکر کرد که به ماشین
می‌گن گام‌گام

364
00:29:08,413 --> 00:29:11,726
...خیلی‌خب. اینم از بخش دیگه‌ی داستان

365
00:29:11,750 --> 00:29:15,353
نامربوط به‌نظر می‌رسه، ولی طاقت بیارید

366
00:29:15,920 --> 00:29:18,356
اونا از سینه شیر نخورده بودن

367
00:29:18,673 --> 00:29:21,318
من توی اون زمینه نمی‌تونم کمکی کنم

368
00:29:21,342 --> 00:29:24,987
تمام تلاشم رو کردم، نتیجه‌ای نداشت

369
00:29:25,221 --> 00:29:27,575
استفانی هم با سینه بهشون شیر نداد

370
00:29:27,599 --> 00:29:30,911
همچنین نمی‌دونم چرا دارم
جزئیات خصوصی‌مون رو بهتون می‌گم

371
00:29:30,935 --> 00:29:39,126
بگذریم، یه روز، مکس لباس استفانی رو
کِشید، و زیر لباس‌ـش رو دید

372
00:29:39,402 --> 00:29:43,340
اونا توی عمرشون ممه ندیدن

373
00:29:43,364 --> 00:29:45,216
...اون

374
00:29:49,204 --> 00:29:52,473
مکس خشک‌ـش زد، داشت توی دلش
«می‌گفت: «چی؟

375
00:29:56,461 --> 00:29:58,562
...و بعد سرش رو گرفت بالا

376
00:29:58,755 --> 00:30:01,065
...و گفت

377
00:30:03,510 --> 00:30:05,111
«گام‌گام؟»

378
00:30:05,929 --> 00:30:08,447
...مثل این می‌مونه که بگی

379
00:30:08,890 --> 00:30:13,077
من معلومات خیلی محدودی دارم

380
00:30:14,020 --> 00:30:20,167
،نمی‌دونم دقیقاً به چی دارم نگاه می‌کنم
ولی بهم بگید، اون یه گام‌گام‌ـه؟

381
00:30:23,696 --> 00:30:25,631
«!اونا گام‌گام‌ـن؟»

382
00:30:26,115 --> 00:30:29,635
پس معلومه که ما الان توی خونه
اونا رو گام‌گام صدا می‌کنیم

383
00:30:29,911 --> 00:30:31,305
اونا»، خیلی بده»

384
00:30:31,329 --> 00:30:34,932
من دارم اختصاصاً در مورد ممه‌های
استفانی صحبت می‌کنم

385
00:30:35,208 --> 00:30:38,729
و ممه‌های همه. از حالا به بعد
اسم‌شون گام‌گام‌ـه

386
00:30:38,753 --> 00:30:41,772
من هیچ برنامه‌ای برای تعریف‌کردن
اون داستان نداشتم

387
00:30:41,923 --> 00:30:43,524
خیلی‌خب

388
00:30:46,845 --> 00:30:48,446
«گام‌گام؟»

389
00:30:48,680 --> 00:30:51,532
«آره، پسرم. اون گام‌گام‌ـه»

390
00:30:55,186 --> 00:30:57,665
مکس که زبون باز کرد، اولین کلمات رو نگفت

391
00:30:57,689 --> 00:31:00,583
در حقیقت اولین جملات رو گفت

392
00:31:00,942 --> 00:31:07,590
،خیلی شبیه به مادرش
یهویی، ناگهانی، از اون سر خونه

393
00:31:07,907 --> 00:31:09,884
...فقط

394
00:31:11,327 --> 00:31:13,471
«باب، یادم رفت»

395
00:31:17,417 --> 00:31:22,480
:من و استفانی به هم نگاه کردیم و گفتیم
«اون الان گفت 'باب، یادم رفت'؟»

396
00:31:22,504 --> 00:31:24,504
سینمافریک

397
00:31:27,051 --> 00:31:28,986
«باب کیه؟»

398
00:31:29,929 --> 00:31:32,364
بذار یه چیزی رو بهت بگم، باب

399
00:31:32,640 --> 00:31:38,170
.مکس در واقع یادش نرفت
اون یه طفله. اون هیچ آگاهی‌ای نداره

400
00:31:38,187 --> 00:31:41,957
چون داشتی اینقدر بهش خرده
می‌گرفتی، دستپاچه شد

401
00:31:42,817 --> 00:31:45,085
حالا از خونه‌مون برو بیرون

402
00:31:45,612 --> 00:31:47,421
عجیب‌غریب

403
00:31:54,704 --> 00:31:57,474
...چند ماه

404
00:31:57,498 --> 00:32:03,812
:چند ماه پیش، اون، دوباره یهویی، داد زد

405
00:32:03,963 --> 00:32:06,023
«!من همجنس‌گرام»

406
00:32:08,801 --> 00:32:14,782
.و من برگشتم گفتم: «ما دوست‌ـت داریم، پسرم
«صرفنظر از هر چیزی، کسی که هستی رو می‌پذیریم

407
00:32:15,850 --> 00:32:20,412
:و بعد چند هفته گذشت و باز دوباره گفت
«!من همجنس‌گرام»

408
00:32:21,522 --> 00:32:28,128
گوش کن، مکس، نیازی نیست هی قضیه رو»
«برامون علنی کنی. ما یادمون می‌مونه

409
00:32:33,326 --> 00:32:36,470
...چند روز قبل از اینکه بیایم اینجا، دوباره

410
00:32:36,829 --> 00:32:40,057
«!من همجنس‌گرام»

411
00:32:40,249 --> 00:32:44,478
.آره، مکس، کُل خانواده همجنس‌گران»
«!چیز مهمی نیست

412
00:32:46,005 --> 00:32:55,800
«به جز فین، ولی حتی فلاف هم دوجنس‌گراست»
البته بای‌کیریس با بای‌سکشوال(دوجنس‌گرا)متفاوت ]
است. منظور شخصی‌ست که نسبت به جنس موافق
،کنجکاو است و به‌خاطر رفع کنجکاوی هم که شده
[ دوست دارد با وی رابطه برقرار کند

413
00:33:00,687 --> 00:33:05,499
،اگه بخوام روراست باشم
خیلی از زمان اولین کلمات من گذشته

414
00:33:05,942 --> 00:33:11,590
می‌دونید، کلماتی که من شخصاً ازشون
،لذت می‌برم، کلمات طویل‌شده‌ان

415
00:33:11,614 --> 00:33:15,342
«پیش خودتون می‌گید: «چی، تیگ؟
بهتون می‌گم

416
00:33:15,994 --> 00:33:18,889
هی، بعد از اجرا یه سر بیا

417
00:33:18,913 --> 00:33:24,143
،بیا به «سی‌دی‌ها» گوش ندیم
بلکه به «دیسک‌های فشرده» گوش بدیم
[ CD = Compact Disc ]

418
00:33:24,669 --> 00:33:25,938
اوه، حال می‌ده

419
00:33:25,962 --> 00:33:30,899
،من واسه «مینی‌ون» نیومدم بازار
«بلکه واسه «ونگن مینیاتوری

420
00:33:33,678 --> 00:33:40,142
یه سر برو داروخونه، بهشون توضیح بده
...که «مکسی پد» لازم نداری
[ نرم‌پوش ]

421
00:33:40,143 --> 00:33:46,582
...بلکه «مکسیمم پدینگ» لازم داری
واسه مواقعی که به کشاله‌ت شلیک شده

422
00:33:47,650 --> 00:33:53,173
برید سمت پیشخوان، بهشون توضیح بدید
که واقعاً به کشاله‌تون شلیک شده

423
00:33:53,197 --> 00:33:56,592
و «مکسیمم پدینگ» لازم دارید

424
00:33:58,202 --> 00:34:02,056
خبرم کنید مکالمه‌تون چطور پیش رفت

425
00:34:03,041 --> 00:34:04,933
یه نامه برام بنویسید

426
00:34:05,209 --> 00:34:07,186
مشخصه که یه نامه‌ی خطی

427
00:34:07,628 --> 00:34:09,688
نه، باهام ارتباط برقرار نکنید

428
00:34:10,673 --> 00:34:12,524
پلیس رو خبر می‌کنم

429
00:34:12,717 --> 00:34:15,444
مقامات نه، بند
[ اشاره به گروه راک معروف انگلیسی ]

430
00:34:16,929 --> 00:34:18,782
،یه زنگ به «استینگ» می‌زنم
[ خواننده‌ی این گروه ]

431
00:34:18,806 --> 00:34:24,453
ببینم می‌تونه ما رو از این وضعیت خیلی عجیب‌غریبی
که خودمون رو گرفتارش کردیم خارج کنه یا نه

432
00:34:28,691 --> 00:34:33,003
من... من میونه‌ی خوبی با غریبه‌ها ندارم

433
00:34:34,447 --> 00:34:36,048
...من

434
00:34:36,074 --> 00:34:40,554
من توی فرودگاه بودم، و روی یه پیاده‌بر بودم
[ چیزی شبیه به پله‌برقی، ولی برای مسیر صاف ]

435
00:34:40,578 --> 00:34:43,015
می‌دونید پیاده‌بر چیه، نه؟

436
00:34:43,039 --> 00:34:47,394
قرار نیست بهتون بگم، ولی چیزی که
بهتون می‌گم، اینه که

437
00:34:47,418 --> 00:34:52,189
،درحالی‌که داشتم می‌رفتم جلو
بی‌حرکت وایساده بودم

438
00:34:52,882 --> 00:34:58,530
خیلی‌خب، بگذریم، من داشتم با شتاب
،حرکت می‌کردم

439
00:34:58,554 --> 00:35:01,115
بدجور پیاده‌بری می‌شدم

440
00:35:01,349 --> 00:35:05,746
یه یارویی داشت به سمت من پیاده‌بری
:می‌شد، و برگشت و گفت

441
00:35:05,770 --> 00:35:07,913
«هی، تیگ، چه خبر؟»

442
00:35:08,314 --> 00:35:13,587
و من توی دلم گفتم: «اوه، خدای من. اون موردعلاقه‌ترین
«تعاملیه که من توی عمرم با یه غریبه داشتم

443
00:35:13,611 --> 00:35:18,050
و طاقت نداشتم تا یه چشم‌توچشم بشیم
تا تصدیق بشه که چقدر بامزه بود

444
00:35:18,074 --> 00:35:20,676
...واسه همین برگشتم

445
00:35:22,161 --> 00:35:24,471
و اون اصلاً به عقب نگاه نکرد

446
00:35:25,540 --> 00:35:31,188
اون آدم کیه... که احساس کرد ناچاره
«که برگرده بگه: «هی، تیگ، چه خبر؟

447
00:35:31,212 --> 00:35:34,648
و بعد همینطوری پیاده‌بری بشه
به داخل جهان؟

448
00:35:37,760 --> 00:35:44,450
هر روز عمرم... به اون مرد فکر می‌کنم

449
00:35:46,352 --> 00:35:49,289
شب پشت شب سرتاسر دنیا سفر می‌کنم

450
00:35:49,313 --> 00:35:54,501
این داستان رو به این امید تعریف می‌کنم
...که خبرش بهش برسه

451
00:35:54,986 --> 00:35:59,506
و ما سرانجام بتونیم بهترین دوست‌هایی که
مقدر شدیم، باشیم

452
00:36:00,616 --> 00:36:05,554
گاهی اوقات اون رو توی آپارتمان‌ـش
تصور می‌کنم

453
00:36:06,664 --> 00:36:11,894
نمی‌دونم چرا می‌دونم که اون در حال حاضر
وسع‌ـش به هزینه‌ی رهن نمی‌رسه

454
00:36:12,879 --> 00:36:15,898
ولی اون رو توی آپارتمان‌ـش
...تصور می‌کنم

455
00:36:16,966 --> 00:36:20,360
،همینطوری وقت می‌گذرونه
...تلویزیون تماشا می‌کنه

456
00:36:21,220 --> 00:36:23,864
...شاید من میام روی صفحه‌ی تلویزیون

457
00:36:24,265 --> 00:36:30,120
و اون می‌گه: «اوه، آره. من یه بار
«اون رو توی فرودگاه دیدم‌

458
00:36:31,189 --> 00:36:32,790
« ...کانال را عوض می‌کند »

459
00:36:34,567 --> 00:36:37,503
هیچی، هیچی از من احتیاج نداشت

460
00:36:38,070 --> 00:36:44,051
می‌دونید، من جایی خوشحالم که
...جمعیت غریبه‌ها زیاد باشه

461
00:36:45,244 --> 00:36:46,847
...مثل یه مهمونی

462
00:36:46,871 --> 00:36:50,808
،اگه یک نفر رو هم نشناسم
انگار توی بهشت‌ـم

463
00:36:50,875 --> 00:36:53,061
دوستم هنری این قضیه رو
،در مورد من می‌دونه

464
00:36:53,085 --> 00:36:55,814
و باهمدیگه، کاری رو انجام می‌دیم
«که بهش می‌گیم «قطعه‌های مهمونی

465
00:36:55,838 --> 00:36:59,151
که توی مهمونی‌ها سربه‌سر ملت می‌ذاریم

466
00:36:59,175 --> 00:37:02,863
و هنری رو من رو دعوت کرد
توی این مهمونی برم به دیدن‌ـش

467
00:37:02,887 --> 00:37:07,407
.«برگشت گفت: «من اینجا کسی رو نمی‌شناسم
«!منم گفتم: «الان میام

468
00:37:11,062 --> 00:37:14,331
،و به محض اینکه رسیدم اونجا
...رفتم توی آشپزخونه

469
00:37:14,523 --> 00:37:19,046
،و... یه نگاه به اونجا انداختم
،و پنج نفر بودن داشتن گپ می‌زدن

470
00:37:19,070 --> 00:37:22,841
و من خم شدم و سرم رو از چارچوب در
:گرفتم تو و گفتم

471
00:37:22,865 --> 00:37:29,304
،هی... فقط واسه اینکه بدونی»
«من حدود ده دقیقه‌ی دیگه می‌رم توی جا

472
00:37:29,956 --> 00:37:31,391
بعد همینطوری گذاشتم رفتم

473
00:37:31,415 --> 00:37:35,561
روح‌ـمم خبر نداشت صاحب‌خونه
توی آشپزخونه بود یا نه

474
00:37:36,254 --> 00:37:41,441
درنتیجه، به هنری گفتم، و اون برگشت
«گفت: «اوه، خدای من. اون خیلی خنده‌داره

475
00:37:42,176 --> 00:37:47,239
،و... بازم می‌گم، از هرکدوم اینا که می‌خواید
استفاده کنید، فقط اعتبارش رو بزنید به نام من

476
00:37:48,182 --> 00:37:51,912
اون گفت: «حدود سی‌صد نفر
«توی حیاط خلوت‌ـن

477
00:37:51,936 --> 00:37:54,621
«!و من گفتم: «بگیر که اومدم

478
00:37:55,940 --> 00:38:00,837
پس از حیاط خلوت اومدم بیرون
:و داد زدم

479
00:38:00,861 --> 00:38:08,135
،هی! فقط واسه اینکه بدونی»
«من حدود ده دقیقه‌ی دیگه می‌رم توی جا

480
00:38:08,286 --> 00:38:10,889
یه دریا چهره‌ی سردرگُم وجود داشت

481
00:38:10,913 --> 00:38:15,350
،قضیه واسه شب جمعه‌ست
اونوقت ساعت ده هم نشده

482
00:38:17,461 --> 00:38:23,650
ولی قضیه اینجاست که من مجبور نیستم اونجا
زندگی کنم که تا ده دقیقه‌ی دیگه برم توی جا

483
00:38:23,884 --> 00:38:27,696
،می‌تونم سر ساعت نُه بپّرم توی ماشینم
متکا رو بذارم زیر سرم

484
00:38:30,141 --> 00:38:37,748
...یه لذت حقیقی دیگه برام اینه که
توی یه مهمونی دنبال سگم بگردم

485
00:38:39,025 --> 00:38:42,045
و... من سگ ندارم

486
00:38:42,069 --> 00:38:46,967
خیلی‌خب، پس، اتفاقی که میوفته، اینه که
،کُلی جمعیت هست

487
00:38:46,991 --> 00:38:50,220
،من زیر میزها، صندلی‌ها
،پاهای مردم می‌گردم

488
00:38:50,244 --> 00:38:52,889
«!و می‌گم: «میتسی. میتسی، بجنب

489
00:38:52,913 --> 00:38:54,766
بعد مردم شروع می‌کنن به سؤال‌پرسیدن

490
00:38:54,790 --> 00:38:57,936
«می‌دونی: «سگه چه شکلیه؟
«چه کمکی از دست من برمیاد؟»

491
00:38:57,960 --> 00:39:00,689
.منم می‌گم: «یه سگ مشکی ریزه‌میزه‌ست
«اسم‌ـش میتسی‌ـه

492
00:39:00,713 --> 00:39:05,610
بعد به محض اینکه می‌بینم سر ملت
،اینطوری می‌چسبه زمین

493
00:39:05,634 --> 00:39:08,488
«می‌گم: «اوه! ایناهاشش. بجنب، بیا بریم، میتسی

494
00:39:08,512 --> 00:39:12,199
،و بدون اینکه سگی پشتم باشه
مهمونی رو ترک می‌کنم

495
00:39:13,142 --> 00:39:15,285
عاشق اینم دیوانه به‌نظر برسم

496
00:39:22,610 --> 00:39:25,188
...رفتم به

497
00:39:25,529 --> 00:39:27,944
...جشن تولد مشترکِ

498
00:39:27,948 --> 00:39:31,928
،پورشا دی‌راسی و الن دی‌جنرس
[ زوج همجنس‌گرای هالیوودی ]

499
00:39:31,952 --> 00:39:36,306
.می‌دونم، خیلی هیجان‌انگیزه
...در حقیقت، اونا امشب اینجان. بذارید

500
00:39:37,708 --> 00:39:41,144
...اوه، هار هار، امکان نداره اونا اینجا باشن

501
00:39:48,636 --> 00:39:51,154
اوه، البته، هرچقدر می‌خواید بخندید

502
00:39:54,558 --> 00:40:01,415
پس، الن قطعاً معروف‌ترین مجری
برنامه‌ی گفتگومحوره

503
00:40:02,983 --> 00:40:05,085
آخه اون کجاش شاه‌بیت‌ـه؟

504
00:40:06,112 --> 00:40:10,465
اون این اسپشیال رو می‌بینه
و از اون خنده بهش برمی‌خوره

505
00:40:10,616 --> 00:40:13,762
اون معروف‌ترین مجری برنامه‌ی
گفتگومحور جهانه

506
00:40:13,786 --> 00:40:16,431
غیر قابل انکاره

507
00:40:16,455 --> 00:40:20,477
.بیاید آروم بگیریم. همه‌مون این رو می‌دونیم
خبر هیجان‌انگیزی نیست

508
00:40:20,501 --> 00:40:23,311
من فقط دارم یه سری اطلاعات ارائه می‌کنم

509
00:40:24,505 --> 00:40:30,112
،جشن‌شون کیپ بود
،جای سوزن‌انداختن نبود

510
00:40:30,136 --> 00:40:32,614
معروف‌ترین آدم‌هایی که تابحال
توی عمرتون دیدید

511
00:40:32,638 --> 00:40:34,950
،من خودم رو وارد اون لیست نمی‌کنم

512
00:40:34,974 --> 00:40:38,203
...ولی داشتن نگاه می‌کردن
،افراد خیلی خیلی معروف رو می‌دیدی

513
00:40:38,227 --> 00:40:40,914
.یهویی می‌گفتی: «اوه، خدای من
«فلان‌کس اینجاست. اوه، خدای من

514
00:40:40,938 --> 00:40:49,254
و من یه چشم گردوندم، و الن رو دیدم
...که داره با یه گروه صحبت می‌کنه، شامل

515
00:40:50,448 --> 00:40:52,522
...گوئینت پالترو

516
00:40:52,825 --> 00:40:55,188
...برونو مارس

517
00:40:55,286 --> 00:40:57,345
داین کیتن

518
00:40:57,413 --> 00:40:59,097
و پینک

519
00:40:59,498 --> 00:41:02,310
همه‌شون توی یه گفتگو بودن

520
00:41:02,334 --> 00:41:05,062
همه‌شون یه چیزی داشتن
که به همدیگه بگن

521
00:41:05,337 --> 00:41:10,442
ولی وقتی اون رو دیدم، توی دلم
«گفتم: «این یه قطعه‌ی مهمونیه

522
00:41:11,177 --> 00:41:13,111
...درنتیجه رفتم سمت‌شون

523
00:41:14,472 --> 00:41:17,701
و صحبت‌ـش رو قطع کردم

524
00:41:17,725 --> 00:41:23,540
،زدم رو شونه‌ش، و داشت می‌خندید
«برگشت و گفت: «بله؟

525
00:41:23,564 --> 00:41:27,188
،و من با استفانی وایساده بودم اونجا
:و دست استفانی رو گرفتم، و گفتم

526
00:41:27,189 --> 00:41:29,503
«حوصله‌مون سر رفت»

527
00:41:30,571 --> 00:41:33,507
و من و استفانی گذاشتیم رفتیم

528
00:41:34,408 --> 00:41:39,721
هر کسی که داشت باهاشون صحبت
«می‌کرد گفتن: «این کیه؟

529
00:41:40,664 --> 00:41:44,299
اهمیتی نداره من کی هستم. حوصله‌م
سر رفته بود، و الن باید مطلع می‌شد

530
00:41:51,425 --> 00:41:57,240
دوست دارم یه سورپرایز
به همگی پیشکش کنم

531
00:41:57,264 --> 00:42:02,869
اگه... اگه دل‌تون یه سورپرایز بخواد

532
00:42:06,565 --> 00:42:08,375
...خب

533
00:42:08,984 --> 00:42:12,170
اسم اون رو نمی‌شه گذاشت واکنش

534
00:42:15,032 --> 00:42:18,136
،ببینید، اگه یه سورپرایز ویژه نمی‌خواید

535
00:42:18,160 --> 00:42:20,804
می‌تونیم راحت از این بخش بگذریم

536
00:42:23,123 --> 00:42:27,394
خیلی‌خب، از سروصداتون معلومه که
دل‌تون یه سورپرایز خیلی ویژه می‌خواد

537
00:42:27,503 --> 00:42:29,646
جای درستی اومدید

538
00:42:31,423 --> 00:42:33,608
بذارید یه بررسی کنم ببینم

539
00:42:35,010 --> 00:42:36,905
خیلی‌خب. بسیارخب، خوبه

540
00:42:36,929 --> 00:42:38,530
عالیه

541
00:42:38,806 --> 00:42:40,283
بسیارخب، آماده‌ایم

542
00:42:40,307 --> 00:42:42,492
آره. عالیه

543
00:42:42,810 --> 00:42:44,410
بسیارخب

544
00:42:44,645 --> 00:42:46,830
...خانم‌ها و آقایان

545
00:42:47,147 --> 00:42:52,127
،لطفاً خوش‌آمد بگید به روی صحنه
«به «ایندیگو گرلز
[ گروه ۲ نفره‌ی فولک راک اهل جورجیا/آتلانتا ]

546
00:43:25,060 --> 00:43:26,786
معذب‌کننده بود

547
00:43:28,522 --> 00:43:30,415
ولی شماها آماده‌اید؟

548
00:43:31,442 --> 00:43:33,501
خیلی‌خب. چی؟

549
00:43:33,902 --> 00:43:36,796
خیلی‌خب، آماده‌ان. شرمنده به‌خاطر اون

550
00:43:37,114 --> 00:43:38,550
،خانم‌ها و آقایان

551
00:43:38,574 --> 00:43:42,260
لطفاً خوش‌آمد بگید به روی صحنه
«به «ایندیگو گرلز

552
00:44:02,222 --> 00:44:04,324
چی‌کار دارید می‌کنید؟

553
00:44:09,647 --> 00:44:12,249
خیلی‌خب، می‌دونم این چطور به‌نظر میاد

554
00:44:12,733 --> 00:44:17,671
احتمالاً اینطور به‌نظر میاد که
ایندیگو گرلز» اینجا نیست»

555
00:44:19,531 --> 00:44:21,383
...ولی

556
00:44:21,492 --> 00:44:25,929
من الان دارم می‌زنم روی شونه‌شون

557
00:44:26,664 --> 00:44:29,100
فکر می‌کنید می‌تونم اون رو از خودم درآرم؟

558
00:44:29,124 --> 00:44:31,726
ملت، نمی‌تونم این رو از خودم درآرم

559
00:44:32,503 --> 00:44:34,564
عاشق اینم وقتی کمدین‌ها این رو می‌گن

560
00:44:34,588 --> 00:44:36,983
«ملت، این چیزا رو که نمی‌تونم از خودم درآرم»

561
00:44:37,007 --> 00:44:40,527
چرا داری پُز می‌دی که»
«توی کارت افتضاحی؟

562
00:44:41,387 --> 00:44:45,867
...ولی بی‌شوخی، اونا... اونا
،من الان بهشون نگاه کردم

563
00:44:45,891 --> 00:44:49,202
و اونا اینطوری با گیتارهاشون وایسادن اونجا

564
00:44:51,063 --> 00:44:53,381
فکر می‌کنید می‌تونم اون رو از خودم درآرم؟

565
00:44:53,399 --> 00:44:57,085
نه، اون مال چیزیه که واقعاً دیدم

566
00:44:59,947 --> 00:45:03,466
...کی اینجا داره توی دلش می‌گه

567
00:45:04,827 --> 00:45:08,013
فکر نکنم 'ایندیگو گرلز' اینجا باشه»؟»

568
00:45:12,584 --> 00:45:17,399
ببخشید، ولی فکر می‌کنید
ایندیگو گرلز» اینجا نیست»

569
00:45:17,423 --> 00:45:19,274
...و من از خودم

570
00:45:20,509 --> 00:45:22,110
واقعاً؟

571
00:45:22,594 --> 00:45:23,988
خب، بذار بهتون بگم

572
00:45:24,012 --> 00:45:27,033
سبزه‌ـه یکی از تارهاش رو پاره کرد

573
00:45:27,057 --> 00:45:30,662
...و مجبور شد بره درست‌ـش

574
00:45:30,686 --> 00:45:33,998
...چیه؟ گوش کنید. دارم بهتون می
...سعی دارم بهتون بگم

575
00:45:34,022 --> 00:45:38,044
سعی دارم در جریان آخرین
خبرهای اینجا بذارم‌تون

576
00:45:38,068 --> 00:45:41,212
...ولی تا حدودی، چیزی که از نظرم خنده‌داره

577
00:45:42,156 --> 00:45:44,591
اینه که می‌دونم اسم‌شون چیه

578
00:45:45,325 --> 00:45:49,346
و یه جورایی از نظرم خنده‌داره
که سبزه صداش می‌کنم

579
00:45:50,038 --> 00:45:51,639
اسم‌ـش رو بلدم

580
00:45:52,499 --> 00:45:54,351
و همین پشته

581
00:45:55,502 --> 00:45:57,439
...ولی شماها فکر می‌کنید

582
00:45:57,463 --> 00:46:01,608
...فکر می‌کنید از خودم درآوردم، که

583
00:46:01,633 --> 00:46:05,864
ایندیگو گرلز» اینجاست»

584
00:46:05,888 --> 00:46:08,966
...ایندیگو گرلز»ـی که»

585
00:46:09,725 --> 00:46:14,299
...نامزد گرمی 1989 شده بود

586
00:46:14,980 --> 00:46:16,581
...آره

587
00:46:17,274 --> 00:46:20,670
به‌عنوان بهترین هنرمند جدید
،و به «میلی وانیلی» باخت

588
00:46:20,694 --> 00:46:23,380
شماها فکر می‌کنید این پشت نیستن

589
00:46:24,823 --> 00:46:26,740
ولی سرانجام سال بعدش گرمی رو بُردن

590
00:46:26,742 --> 00:46:29,886
ولی گوش کنید، شماها فکر می‌کنید
اون پشت نیستن

591
00:46:30,204 --> 00:46:36,144
.کی اینجا... واسه من قیافه نگیرید: «آره، درسته
«همینطور فکر می‌کنیم

592
00:46:36,168 --> 00:46:39,270
...کی اینجا داره توی دلش می‌گه

593
00:46:39,922 --> 00:46:43,274
«راست‌ـش تا حدودی فکر می‌کنم اینجا باشن»

594
00:46:47,888 --> 00:46:50,657
...یه لحظه صبر کنید، پس فکر می‌کنید

595
00:46:53,393 --> 00:46:56,496
،که من یه اجرای کامل انجام می‌دم

596
00:46:56,730 --> 00:46:58,706
...اجرام رو انجام می‌دم

597
00:46:58,774 --> 00:47:00,834
...و بعدش

598
00:47:01,610 --> 00:47:08,341
ایندیگو گرلز» آخر اجرام سروکله‌ش»
پیدا می‌شه و براتون اجرا می‌کنه؟

599
00:47:11,954 --> 00:47:16,558
،پس چی که می‌کنن! خانم‌ها و آقایان
!لطفاً به «ایندیگو گرلز» خوش‌آمد بگید

600
00:47:16,558 --> 00:47:26,558
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

601
00:47:49,658 --> 00:47:51,259
خیلی‌خب

602
00:47:51,994 --> 00:47:53,761
...کی اینجا

603
00:47:55,289 --> 00:48:00,166
داره توی دلش می‌گه: «می‌دونی چیه؟ من با
این فکر وارد این قضیه شدم که اونا اینجا نیستن

604
00:48:00,168 --> 00:48:03,730
:حالا دارم توی دلم می‌گم
ممکنه باشن، ولی نمی‌دونم'»؟'

605
00:48:04,965 --> 00:48:07,984
دارید یه رولر کوستر سواری رو تجربه می‌کنید

606
00:48:08,427 --> 00:48:12,447
.خب، الانه که به پایان برسه
...بدون حرف بیشتر

607
00:48:20,939 --> 00:48:22,375
...خانم‌ها و آقا

608
00:48:22,399 --> 00:48:24,959
!نه. میتسی، نه. نه

609
00:48:25,402 --> 00:48:27,712
نه. نه، خانم

610
00:48:27,905 --> 00:48:29,506
نه، خانم

611
00:48:31,158 --> 00:48:32,884
...از دست اون سگ

612
00:48:34,202 --> 00:48:36,679
اون سگ هر کاری می‌کنه

613
00:48:40,751 --> 00:48:47,108
،پس، بذارید شفاف‌سازی کنم
«شماها فکر می‌کنید... که «ایندیگو گرلز

614
00:48:47,132 --> 00:48:56,409
که برای اولین بار توی عمرم، داخل
،این تئاتری که داخل‌ـشیم، دیدم‌شون

615
00:48:56,433 --> 00:48:57,952
،توی ردیف دوم

616
00:48:57,976 --> 00:48:59,495
،روی صندلی تو

617
00:48:59,519 --> 00:49:05,376
فکر می‌کنید قرار نیست از آتلانتا
که محل زندگی‌شونه پرواز کنن بیان اینجا

618
00:49:05,400 --> 00:49:08,711
...و
اون انگشت کوچولوت رو واسه من تکون نده

619
00:49:09,821 --> 00:49:12,674
الان وقت تکون دادن انگشت‌کوچیکه نیست

620
00:49:13,158 --> 00:49:16,636
«الان وقت آوردن «ایندیگو گرلز
به روی صحنه‌ست

621
00:49:18,622 --> 00:49:26,938
:کی اینجا داره توی دلش می‌گه
خداوکیلی، من اصلاً نمی‌دونم 'ایندیگو گرلز' کیه»؟»

622
00:49:27,881 --> 00:49:31,277
نمی‌دونی «ایندیگو گرلز» کیه؟
خب، الانه که بفهمی

623
00:49:31,301 --> 00:49:33,528
...خانم‌ها و آقایان

624
00:49:37,724 --> 00:49:39,994
اونا بند موردعلاقه‌ی من‌ـن، چنین کسی هستن

625
00:49:40,018 --> 00:49:44,998
از «ایندیگو گرلز» خوش‌ـت میاد؟
ایندیگو گرلز» رو دوست داری؟ منم همینطور»

626
00:49:47,901 --> 00:49:50,169
...شب خیلی ویژه‌ایه

627
00:49:52,489 --> 00:49:56,718
چون در این مقطع می‌دونم که دارید توی
«...دل‌تون می‌گید: «بیخیال، تیگ

628
00:49:57,035 --> 00:50:00,932
،مغزتون منفجر می‌شه

629
00:50:00,956 --> 00:50:10,356
و کُل این اتاق یه کثافت‌کاری خونی می‌شه
اگه «ایندیگو گرلز» بیاد روی صحنه

630
00:50:12,843 --> 00:50:16,529
!«بند موردعلاقه‌ت کیه؟ «بیتلز

631
00:50:16,847 --> 00:50:19,490
خب، امشب شب شانس‌ـته، قربان

632
00:50:28,442 --> 00:50:34,297
چیه؟ فکر کردید می‌تونم به خونه‌ی الن و پورشا
دعوت بشم، ولی نمی‌تونم «بیتلز» رو بیارم اینجا؟

633
00:50:35,407 --> 00:50:38,176
...باعث افتخار بی‌چون‌وچرای منه

634
00:50:41,580 --> 00:50:43,181
...کی اینجا

635
00:50:45,167 --> 00:50:47,477
...صد در صد مطمئنه

636
00:50:47,878 --> 00:50:51,606
صد در صد مطمئنه که اینجا نیستن؟

637
00:50:56,428 --> 00:50:58,738
...باید اقرار کنم

638
00:50:59,097 --> 00:51:00,907
حق با شماست

639
00:51:01,016 --> 00:51:04,327
...اونا این‌سمت‌ـن. خانم‌ها و آقایان

640
00:51:04,352 --> 00:51:06,788
بازم گولش رو می‌خورید

641
00:51:15,989 --> 00:51:16,883
می‌تونم حسش کنم

642
00:51:16,907 --> 00:51:22,136
،دارید توی دل‌تون می‌گید: «من... بی‌شوخی
«اینجان؟ چه اتفاقی داره میوفته؟

643
00:51:33,215 --> 00:51:34,941
...کی اینجا

644
00:51:36,802 --> 00:51:38,528
...داره توی دلش می‌گه

645
00:51:41,014 --> 00:51:43,533
من می‌خوام 'ایندیگو گرلز' رو ببینم»؟»

646
00:51:48,480 --> 00:51:52,709
!خب، پس بلیت کنسرت «ایندیگو گرلز» رو بخرید

647
00:51:53,500 --> 00:51:58,500
♪ Indigo Girls - Shame On You ♪

648
00:52:17,843 --> 00:52:20,905
♪ دوست‌های من پنجره‌ها رو می‌شورن ♪

649
00:52:20,929 --> 00:52:23,866
♪ و اونا توی آفتاب برق می‌زنن ♪

650
00:52:23,890 --> 00:52:30,163
بهم می‌گن صبح زود بیدار شم ♪
♪ ببینم چه کار قشنگی انجام دادن

651
00:52:30,272 --> 00:52:36,587
من می‌گم بیاید یه آهنگ بذاریم و ♪
♪ هم‌خونی کنیم و کُل روز رو کار نکنیم

652
00:52:36,611 --> 00:52:42,593
بیاید بریم به رودکنار، کفش‌هامون رو درآریم ♪
♪ و تمام این گناه‌ها رو بشوریم بره

653
00:52:42,617 --> 00:52:44,552
♪ و رود گفت ♪

654
00:52:44,995 --> 00:52:47,223
♪ لا لا لا، گفت ♪

655
00:52:47,247 --> 00:52:48,933
♪ خجالت بکش ♪

656
00:52:48,957 --> 00:52:50,683
♪ رود گفت ♪

657
00:52:51,418 --> 00:52:52,645
♪ لا لا لا ♪

658
00:52:52,669 --> 00:52:55,646
♪ گفت خجالت بکش ♪

659
00:52:55,672 --> 00:52:58,943
♪ من می‌رم به پارک شهری چیکانو ♪

660
00:52:58,967 --> 00:53:01,779
چون باعث می‌شه حس خیلی خوبی ♪
♪ بهم دست بده

661
00:53:01,803 --> 00:53:08,202
و موقعی که علف‌ها می‌خوابن ♪
♪ می‌تونی از نزدیک ببینی توی چلّه‌ی زمستون

662
00:53:08,226 --> 00:53:14,542
اما موقعی که تابستون از راه می‌رسه ♪
♪ همه‌چیز در حال شکوفاییه و نمی‌دونی اونجاست

663
00:53:14,566 --> 00:53:20,423
و سفیدپوست‌ها دوست دارن وانمود کنن نیست ♪
♪ ولی موسیقی‌شون در هوا جریان داره

664
00:53:20,447 --> 00:53:22,967
♪ و می‌تونی بشنوی می‌خونن ♪

665
00:53:22,991 --> 00:53:26,596
لا لا لا ♪
♪ گفتن خجالت بکش

666
00:53:26,620 --> 00:53:29,140
♪ می‌تونی رقصیدن‌شون رو حس کنی ♪

667
00:53:29,164 --> 00:53:33,019
لا لا لا ♪
♪ گفتن خجالت بکش

668
00:53:33,043 --> 00:53:39,692
دوستم تنر می‌گه می‌دونی ♪
♪ من و مسیح، ما از یه سرشت‌ـیم

669
00:53:39,716 --> 00:53:45,406
تنها چیزی که ما رو دور از هم نگه می‌داره ♪
♪ اینه که من هی گند بالا میارم

670
00:53:45,430 --> 00:53:49,410
♪ من گفتم بیا به پارک شهری چیکانو ♪

671
00:53:49,434 --> 00:53:53,037
♪ و غم‌ـت رو بشور بره ♪

672
00:53:53,104 --> 00:53:58,127
خانوم‌های خوشگل رد می‌شید ♪
♪ می‌دونی من هیچ‌وقت نمی‌دونم چی بگم

673
00:53:58,151 --> 00:53:59,754
♪ اونا می‌خونن ♪

674
00:53:59,778 --> 00:54:04,425
اوه لا لا لا لا لا لا لا لا ♪
♪ خجالت بکش

675
00:54:04,449 --> 00:54:07,220
♪ و می‌رقصــن ♪

676
00:54:07,244 --> 00:54:11,057
لا لا لا ♪
♪ می‌گن خجالت بکش

677
00:54:11,081 --> 00:54:13,517
♪ خجالت بکش ♪

678
00:54:13,541 --> 00:54:16,102
♪ اوه، آره ♪

679
00:54:16,102 --> 00:54:26,102
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

680
00:55:01,881 --> 00:55:08,531
بیا نصف شب توی شهرک گینزویل ♪
♪ سواری کنیم و جاده رو بند بیاریم

681
00:55:08,555 --> 00:55:12,285
چراغ‌های آبی پایین جاده‌ی دراز خاکی ♪
♪ چشمک می‌زنن

682
00:55:12,309 --> 00:55:14,161
♪ وقتی ازم درخواست می‌کنن پیاده بشم ♪

683
00:55:14,185 --> 00:55:20,710
می‌گن: «خانم، ما دنبال چندتا مهاجر ♪
♪ «غیرقانونی بودیم و باید ماشین‌تون رو بگردیم

684
00:55:20,734 --> 00:55:22,211
♪ من می‌گم بامزه‌ست ♪

685
00:55:22,235 --> 00:55:27,174
فکر می‌کنم ما سال 1694 ♪
♪ سوار یه قایق بودیم

686
00:55:27,198 --> 00:55:28,843
♪ و گفتم ♪

687
00:55:28,867 --> 00:55:32,388
♪ اوه لا لا لا لا لا ♪

688
00:55:32,412 --> 00:55:33,973
♪ خجالت بکش ♪

689
00:55:33,997 --> 00:55:36,858
♪ و می‌رقصم ♪

690
00:55:36,875 --> 00:55:40,521
لا لا لا ♪
♪ گفتم خجالت بکش

691
00:55:40,545 --> 00:55:43,524
و گفتم ♪
♪ اوه لا لا لا

692
00:55:43,548 --> 00:55:45,776
♪ اونا می‌رقصن ♪

693
00:55:45,800 --> 00:55:47,403
♪ خجالت بکش ♪

694
00:55:47,427 --> 00:55:49,613
♪ اوه لا لا لا لا ♪

695
00:55:49,637 --> 00:55:52,165
♪ اونا می‌خونن ♪

696
00:55:52,182 --> 00:55:54,410
♪ خجالت بکش ♪

697
00:55:54,434 --> 00:55:56,077
♪ من گفتم ♪

698
00:55:56,102 --> 00:55:58,621
♪ من گفتم ♪ -
♪ ما می‌رقصیم ♪ -

699
00:55:58,938 --> 00:56:00,416
♪ خجالت بکش ♪

700
00:56:00,440 --> 00:56:02,877
♪ و می‌رقصم ♪

701
00:56:02,901 --> 00:56:07,256
♪ می‌خونن ♪ -
♪ اوه لا لا لا، گفتم خجالت بکش ♪ -

702
00:56:07,280 --> 00:56:10,091
♪ خجالت بکش ♪

703
00:56:14,537 --> 00:56:22,855
بیا نصف شب توی شهرک گینزویل ♪
♪ سواری کنیم و جاده رو بند بیاریم

704
00:56:22,879 --> 00:56:25,106
خیلی‌خب، بفرمایید، همگی

705
00:56:33,515 --> 00:56:35,199
!ممنون، دوستان

706
00:56:45,652 --> 00:56:48,713
!«یه کف و هورای دیگه به افتخار «ایندیگو گرلز

707
00:56:50,824 --> 00:56:54,093
خیلی ممنون، هیوستن، تگزاس

708
00:56:54,369 --> 00:56:56,345
شماها بهترین‌ـید

709
00:56:56,496 --> 00:56:58,347
ممنون که تشریف آوردید

710
00:56:58,748 --> 00:57:03,686
ممنون، دوستان، خانواده، افرادی که
تابحال باهاشون آشنا نشدم

711
00:57:04,421 --> 00:57:06,897
«با تشکر از «تئاتر هایتس

712
00:57:07,715 --> 00:57:10,611
ممنون. ممنون. ممنون. ممنون

713
00:57:10,635 --> 00:57:12,278
!شب‌بخیر

714
00:57:17,225 --> 00:57:18,868
ممنون

715
00:57:21,300 --> 00:57:26,300
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
Raylan Givens

716
00:57:32,615 --> 00:57:35,845
♪ دوست‌های من پنجره‌ها رو می‌شورن ♪

717
00:57:35,869 --> 00:57:38,888
♪ و اونا توی آفتاب برق می‌زنن ♪

718
00:57:38,997 --> 00:57:45,104
بهم می‌گن صبح زود بیدار شم ♪
♪ ببینم چه کار قشنگی انجام دادن

719
00:57:45,128 --> 00:57:51,569
من می‌گم بیاید یه آهنگ بذاریم و ♪
♪ هم‌خونی کنیم و کُل روز رو کار نکنیم

720
00:57:51,593 --> 00:57:57,658
بیاید بریم به رودکنار، کفش‌هامون رو درآریم ♪
♪ و تمام این گناه‌ها رو بشوریم بره

721
00:57:57,682 --> 00:57:59,408
♪ رود گفت ♪

722
00:57:59,809 --> 00:58:02,830
لا لا لا ♪
♪ گفت خجالت بکش

723
00:58:02,854 --> 00:58:22,854
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

