﻿1
00:00:00,790 --> 00:00:02,790
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:11,803 --> 00:00:16,807
« آنتونی جسلنیک »

3
00:00:16,808 --> 00:00:21,308
« آنتونی جسلنیک »
<font color="#ff0000">« آتش‌سوزی در بخش زنان و زایمان »</font>

4
00:00:21,521 --> 00:00:23,022
...حالا

5
00:00:23,815 --> 00:00:28,087
،زن بهترین دوست‌ـم تازه مسیحی شده

6
00:00:28,111 --> 00:00:31,364
و ما اصلاً با هم نمی‌سازیم

7
00:00:32,115 --> 00:00:34,784
،اون روز، زنگ زد بهم که سرم داد بزنه

8
00:00:35,035 --> 00:00:38,139
بگه من تأثیر افتضاحی روی شوهرش می‌ذارم

9
00:00:38,163 --> 00:00:41,082
چون بهش بدوبیراه گفته

10
00:00:41,541 --> 00:00:45,711
«گفتم: «چی؟ هرزه صدات کرد؟

11
00:00:46,921 --> 00:00:51,676
«گفت: «نه، آنتونی. از کلمۀ ه‌دار استفاده نکرد

12
00:00:53,011 --> 00:00:55,096
«گفتم: «اُاُ

13
00:01:04,230 --> 00:01:06,899
«ج‍×ـده صدات کرد؟»

14
00:01:09,778 --> 00:01:15,074
،گفت: «نه». گفتم: «خب
«پس از دهن من نشنیدتش

15
00:01:32,634 --> 00:01:37,513
آره، اون تقریباً بهترین جوک
آغازین تمام دوران‌هاست

16
00:01:39,682 --> 00:01:43,329
،چون حتی اگه تابحال چیزی از من نشنیده باشید

17
00:01:43,353 --> 00:01:45,146
...که شک دارم

18
00:01:48,149 --> 00:01:53,611
به اون جوک اول گوش می‌دید و توی
.دل‌تون می‌گید: «اوه، می‌فهمم

19
00:01:53,822 --> 00:01:56,055
«اون رودست نداره

20
00:02:03,540 --> 00:02:06,542
خواهرم تازه بچه‌دار شد

21
00:02:07,418 --> 00:02:11,672
خواهرم بچه‌دار شد تا سعی
کنه رابطه رو نجات بده

22
00:02:13,466 --> 00:02:16,093
ولی من همچنان باهاش حرف نمی‌زنم

23
00:02:34,320 --> 00:02:36,173
بچه‌ها، این تا ابد طول می‌کشه

24
00:02:36,197 --> 00:02:39,325
...آم

25
00:02:43,538 --> 00:02:49,669
زندگی گاهی اوقات می‌تونه خنده‌دار باشه، خیلی‌خب؟
مثلاً، الان نمی‌تونم وارد جزئیات بشم

26
00:02:50,545 --> 00:02:57,593
ولی اوایل این هفته، عالی‌ترین
تماس تلفنی عمرم رو دریافت کردم

27
00:02:58,136 --> 00:03:02,199
و بعد پنج دقیقۀ بعدش، یه
تماس دیگه باهام گرفته شد

28
00:03:02,223 --> 00:03:05,226
بهم گفتن که بابام بیمارستانه

29
00:03:06,311 --> 00:03:09,063
«منم گفتم: «آره، همین الان شنیدم

30
00:03:25,496 --> 00:03:29,792
منظورم اینه، ببینید، نمی‌خوام
تصور اشتباه بهتون بدم، می‌دونید

31
00:03:30,627 --> 00:03:32,503
من از پدرم متنفر نبودم

32
00:03:33,046 --> 00:03:35,131
پدرم مرد بدی نبود

33
00:03:35,590 --> 00:03:43,305
بعنوان مثال، من هیچ‌وقت یه بار هم، نه حتی
یه بار، هیچ‌وقت، هرگز ندیدم بابام، مادرم رو بزنه

34
00:03:45,099 --> 00:03:48,644
...منظورم اینه، فرز بود و نمی‌شه

35
00:03:55,526 --> 00:03:58,571
.سرعت رو نمی‌شه یاد داد
اون از اینجا ناشی می‌شه

36
00:04:07,038 --> 00:04:15,504
یادمه زمانی که 13 سال‌ـم بود، تشخیص داده شد
که مادرم پارکینسون داره و بابام بلافاصله تسلیم شد

37
00:04:15,546 --> 00:04:18,609
گفت: «من نمی‌تونم با این دست‌وپنجه نرم
،«کنم، من نمی‌تونم این‌جوری زندگی کنم

38
00:04:18,633 --> 00:04:20,722
و وسایل‌ـش رو جمع کرد ریخت توی ماشین

39
00:04:20,927 --> 00:04:23,512
،پس، بعنوان یه پسربچۀ 13ساله

40
00:04:24,013 --> 00:04:29,055
مجبور بودم کسی باشم که آستین‌هام
.رو می‌زنم بالا و می‌گم: «خیلی‌خب

41
00:04:29,227 --> 00:04:31,437
.به گمونم با بابا می‌رم

42
00:04:44,242 --> 00:04:47,286
«مثل اینکه مامان احتیاج داره یه مدت تنها باشه

43
00:04:53,835 --> 00:04:57,087
...و به نظرم، مثل خیلی مردها

44
00:04:58,256 --> 00:05:03,636
هیچ‌وقت تنها دفعه‌ای که آلت
بابام رو دیدم فراموش می‌کنم

45
00:05:06,264 --> 00:05:11,352
«گفتم: «بابا، از این‌جور پُخ‌ها برام پیامک نکن

46
00:05:11,352 --> 00:05:21,352
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

47
00:05:31,748 --> 00:05:35,459
زمانی که بچه بودم، خانواده‌ام زیاد جابجا می‌شد

48
00:05:37,045 --> 00:05:39,588
ولی حالا همه‌شون خپل‌ـن

49
00:05:46,846 --> 00:05:49,722
...واسه اینکه یه ایده بهتون بدم

50
00:05:49,974 --> 00:05:58,107
واسه اینکه یه ایده از اینکه خانوادۀ من چقدر بی‌عقله
بدم، من حتی بزرگ‌ترین بی‌شعور خانوادۀ خودم نیستم

51
00:06:00,568 --> 00:06:02,236
یه فامیل دارم

52
00:06:02,779 --> 00:06:07,741
،همه از این فامیله متنفر بودن
خانوادۀ خودم از این فامیله متنفر بود

53
00:06:08,034 --> 00:06:12,890
و بعد چند سال پیش، این
فامیل‌ـم از روی اسب افتاد

54
00:06:12,914 --> 00:06:14,748
و گردن‌ـش رو شکست

55
00:06:15,333 --> 00:06:19,503
ما همه به این اتفاق بعنوان
حادثۀ سوپرمن» اشاره می‌کنیم»

56
00:06:30,807 --> 00:06:34,184
چون اون اسبه یه قهرمانه

57
00:06:47,949 --> 00:06:52,494
زمانی که دبیرستان بودم، دبیرستان‌ـم
یه مستخدم نابینا استخدام کرده بود

58
00:06:53,788 --> 00:06:56,582
صد در صد کامل نابینا

59
00:06:57,041 --> 00:07:03,339
و باقی بچه‌ها به شوخی می‌گفتن
که از استمنإ زیاد کور شد

60
00:07:04,549 --> 00:07:06,568
و اون موقع، باور کردم

61
00:07:06,592 --> 00:07:09,345
بچه‌ای بیش نبودم، حالی‌ـم نبود

62
00:07:09,595 --> 00:07:16,894
تازه بزرگ‌تر که شدم، داناتر شدم، متوجه شدم که یه
...حرف خاله‌زنکی بود که قدیما ازش استفاده می‌کردن تا

63
00:07:17,186 --> 00:07:21,774
سعی کنن توجیه کنن که چرا
همیشه در حال استمنا بود

64
00:07:39,834 --> 00:07:43,045
یکی از دوست‌های خوب من حملۀ خواب داره

65
00:07:43,546 --> 00:07:47,299
حملۀ خواب. دیوانه‌وارترین چیزه

66
00:07:47,758 --> 00:07:52,805
،یه دقیقه، داریم صحبت می‌کنیم
مثلاً، اوضاع کاملاً عادیه

67
00:07:53,139 --> 00:07:54,992
،و بعد یه مرتبه

68
00:07:55,016 --> 00:07:56,910
دارم سکس می‌کنم

69
00:07:56,934 --> 00:08:00,646
...چیزه

70
00:08:16,621 --> 00:08:18,664
همه اون‌یکی رو گرفتن؟

71
00:08:26,756 --> 00:08:29,591
اگه اون جوک آخریه رو نگرفتید، نگران نباشید

72
00:08:30,426 --> 00:08:33,178
جوک بعدی عین همونه

73
00:08:34,305 --> 00:08:36,499
فقط کندذهنانه‌تر

74
00:08:41,103 --> 00:08:46,859
یکی از دوست‌های قدیمی‌ـم از دبیرستان
حالا بعنوان دکتر توی اورژانس کار می‌کنه

75
00:08:47,276 --> 00:08:51,572
یه بار بهم گفت که 25% کارش

76
00:08:51,614 --> 00:08:55,868
بیرون‌کشیدن اشیای عجیب از کون ملته

77
00:08:57,036 --> 00:08:59,788
ما دیگه زیاد صحبت نمی‌کنیم

78
00:09:08,548 --> 00:09:10,883
ولی تمام مدت می‌بینم‌ـش

79
00:09:17,890 --> 00:09:22,102
،اگه هیچ‌کدوم از دو تا جوک رو نگرفتید
چطور از نتفلیکس سر درآوردید؟

80
00:09:28,734 --> 00:09:31,361
من لس‌آنجلس زندگی می‌کنم

81
00:09:31,904 --> 00:09:34,114
جوری که از خداته بتونی

82
00:09:36,742 --> 00:09:38,327
!آره

83
00:09:40,288 --> 00:09:42,247
من از مکان‌ـم خوشم میاد

84
00:09:42,248 --> 00:09:44,833
اون‌قدرا دیوونۀ همسایه‌هام نیستم

85
00:09:44,834 --> 00:09:52,174
مثلاً، با سه تا خانوادۀ مختلف از «شاهدان
یهوه» توی یه خیابون زندگی می‌کنم
<i>یکی از شاخه‌های یکتاپرستیِ مسیحیت که سعی می‌کنند ]
[ داوطلبانه وقت گذاشته تا مردم را با کلام خدا آشنا کنند</i>

86
00:09:52,633 --> 00:10:00,500
،و صرف‌نظر از اینکه چندبار بهشون بگم: «نه
:مطلقاً نه»، بازم هفته‌ای دو بار میان و می‌گن

87
00:10:00,501 --> 00:10:05,312
آنتونی، توروخّدا دست از سنگ»
«پرت‌کردن به خونه‌های ما بکش

88
00:10:15,531 --> 00:10:17,908
«دین‌ـت رو به من تحمیل نکن»

89
00:10:23,122 --> 00:10:25,707
و حتی اونا بدترین همسایه‌هام نیستن

90
00:10:25,791 --> 00:10:32,673
یکی از همسایه‌های دیواربه‌دیوارـم یه
پیرمرد 90ساله‌ست که از آلزایمر رنج می‌بره

91
00:10:33,549 --> 00:10:43,267
،و هر روز صبح ساعت 9 درـم رو می‌زنه
و ازم می‌پرسه آیا زن‌ـش رو دیدم

92
00:10:44,143 --> 00:10:45,477
...که یعنی

93
00:10:46,020 --> 00:10:54,588
هر روز صبح ساعت 9 باید به یه پیرمرد
90ساله که از آلزایمر رنج می‌بره بگم که

94
00:10:54,612 --> 00:10:59,158
زن‌ـش خیلی وقته که مُرده

95
00:10:59,533 --> 00:11:01,827
حالا، من به نقل مکان فکر کردم

96
00:11:02,912 --> 00:11:06,540
به این فکر کردم که فقط
،صبح‌ها درِ خونه‌ام رو باز نکنم

97
00:11:06,624 --> 00:11:13,380
ولی بخوام روراست باشم، همین‌که لبخند
روی صورت‌ـش رو ببینم ارزش‌ـش رو داره

98
00:11:29,438 --> 00:11:32,900
آره، بنا به دلیلی، اون جوک
حضار رو خوشحال می‌کنه

99
00:11:38,155 --> 00:11:42,701
مادربزرگ‌ـم در حال حاضر از زوال عقل رنج می‌بره

100
00:11:43,077 --> 00:11:45,472
،یادش می‌ره کیه

101
00:11:45,496 --> 00:11:48,392
با سرگردونی از خونه درمیاد و
به مدت چند ساعت گم می‌شه

102
00:11:48,416 --> 00:11:50,167
یه مشکله

103
00:11:50,543 --> 00:11:52,002
...پس کاری که کردم

104
00:11:52,461 --> 00:11:55,005
اینه که یه زنگوله بستم دور گردن‌ـش

105
00:11:56,465 --> 00:11:58,610
غیر انسانی به نظر می‌رسه، البته

106
00:11:58,634 --> 00:12:00,844
ولی مشکل حل شد

107
00:12:02,221 --> 00:12:04,264
...منظورم اینه، اون وسیله

108
00:12:04,306 --> 00:12:05,891
خیلی سنگینه

109
00:12:13,649 --> 00:12:16,068
...اگه الان نمی‌خندید

110
00:12:18,320 --> 00:12:21,615
مشکل از قوۀ تخیل‌تونه...

111
00:12:25,494 --> 00:12:29,081
چون نمی‌دونید زنگوله‌ها چقدر می‌تونن
گنده بشن از دست من عصبانی نشید

112
00:12:37,590 --> 00:12:41,593
یادمه، تقریباً، چند هفته
،بعد از مرگ پدربزرگ‌ـم

113
00:12:41,927 --> 00:12:47,659
پدرم گنجینۀ عظیمی از پورنوگرافی اعلا پیدا کرد

114
00:12:47,683 --> 00:12:53,689
روراست بگم، تعداد خجالت‌آوری پورنوگرافی اعلا

115
00:12:55,024 --> 00:12:57,067
در نتیجه ا نداختم‌ـش گردن پدربزرگ

116
00:13:09,830 --> 00:13:12,392
پدربزرگ من چند سال پیش مُرد

117
00:13:12,416 --> 00:13:14,376
ولی مثل یه سلطان مُرد

118
00:13:14,543 --> 00:13:16,169
حتی کسی ناراحت هم نبود

119
00:13:16,754 --> 00:13:20,924
پدربزرگ من در چیزی که باید
بهترین حالت ممکن باشه مُرد

120
00:13:21,217 --> 00:13:28,890
پدربزرگ من توی یه تخت‌آویز، در یه ساحل
توی هاوایی در طول غروب آفتاب مُرد

121
00:13:29,391 --> 00:13:31,351
من دلم می‌خواد اون‌جوری بمیرم

122
00:13:32,019 --> 00:13:34,271
از خفگی بمیرم

123
00:13:35,815 --> 00:13:37,691
آخه باحال به نظر می‌رسه

124
00:13:40,736 --> 00:13:42,612
...می‌دونید، گاهی اوقات

125
00:13:43,280 --> 00:13:46,241
گاهی اوقات برام سؤال می‌شه
که آیا می‌تونم کسی رو بکُشم

126
00:13:46,784 --> 00:13:50,954
مثلاً، توانایی‌ـش رو دارم که
جون یه انسان رو بگیرم؟

127
00:13:51,330 --> 00:13:52,914
...و بعد یادم میاد

128
00:13:53,999 --> 00:13:56,126
اوه، آره، دبی
<i>احتمالاً اشاره به شخصیت خیالی «دبی دَوْنِر» از ]
مجموعۀ «پخش زندۀ شنبه شب» دارد که دائماً
[ در حال پخش‌کردن خبرهای بد و انرژی منفی بود</i>

129
00:13:58,462 --> 00:14:00,213
...چطور

130
00:14:05,928 --> 00:14:07,763
چطور دبی رو فراموش می‌کنی؟

131
00:14:10,307 --> 00:14:12,142
اون استثنایی بود

132
00:14:18,023 --> 00:14:23,570
،حرف از استثنایی شد، چند هفته پیش رفتم دکتر

133
00:14:23,696 --> 00:14:25,572
فهمیدم که استثنایی‌ام

134
00:14:26,866 --> 00:14:29,344
رفتم دکتر، یه آزمایش خون ازم گرفتن

135
00:14:29,368 --> 00:14:31,328
نتایج‌ـم برگشت

136
00:14:31,537 --> 00:14:36,583
دکتر بهم گفت که گروه خونی‌ـم «اُ منفی»ـه

137
00:14:37,334 --> 00:14:39,086
می‌دونید اون یعنی چی؟

138
00:14:39,503 --> 00:14:41,755
یعنی من دومی ندارم

139
00:14:43,257 --> 00:14:45,634
یعنی من یه اهداکنندۀ جهانی‌ام

140
00:14:46,051 --> 00:14:52,766
یعنی می‌تونم خون‌ـم رو به هرکس دیگه‌ای
توی دنیا که اون‌ـم اِیدز داشته باشه بدم

141
00:15:01,233 --> 00:15:02,692
آها

142
00:15:11,744 --> 00:15:13,847
،من از گفتن این هراسی ندارم

143
00:15:13,871 --> 00:15:20,752
من تقریباً از تک‌تک دین‌های دنیا متنفرم

144
00:15:21,086 --> 00:15:23,839
بذارید تکرارش کنم

145
00:15:25,883 --> 00:15:31,197
من تقریباً از تک‌تک دین‌های دنیا متنفرم

146
00:15:31,221 --> 00:15:36,059
می‌دونستید یه دین وجود داره
،«به اسم «علم مسیحی

147
00:15:36,435 --> 00:15:41,917
که اعتقاد دارن حتی اگه بچۀ
خودشون مریض و روبه‌موت باشه

148
00:15:41,941 --> 00:15:46,194
و تنها کاری که باید برای نجات‌شون
،انجام بدن یه خرده دارو باشه

149
00:15:46,236 --> 00:15:50,991
اعتقادات‌شون بهشون اجازه نمی‌ده
اون دارو رو به بچۀ خودشون بدن

150
00:15:52,076 --> 00:15:54,703
تنها دین خوب همونه

151
00:16:04,630 --> 00:16:08,133
من گفتم: «یه لیوان برام بذارید
«که بتونم مسواک بذارم توش

152
00:16:21,772 --> 00:16:23,440
،خیلی‌خب، بچه‌ها، گوش کنید

153
00:16:23,607 --> 00:16:25,817
شوخی‌ها هیچ مشکلی ندارن

154
00:16:26,110 --> 00:16:31,323
دوست دارم همین الان چند دقیقه وقت بذارم
و دربارۀ چیزی که برای من مهمه صحبت کنم

155
00:16:31,824 --> 00:16:39,057
و این رو با گفتن این شروع می‌کنم که در حال حاضر افراد زیادی
،وجود دارن که می‌گن استندآپ کمدین‌ها فقط باید بچسبن به کمدی

156
00:16:39,081 --> 00:16:41,476
و دربارۀ چیز دیگه‌ای حرف نزنن

157
00:16:41,500 --> 00:16:43,001
من مخالف‌ام

158
00:16:43,293 --> 00:16:46,773
به نظر من لزومی نداره استندآپ
کمدی همیشه خنده‌دار باشه

159
00:16:46,797 --> 00:16:50,151
لزومی نداره استندآپ کمدی
همیشه سرگرم‌کننده باشه

160
00:16:50,175 --> 00:16:53,822
گاهی اوقات، دربارۀ حقیقت‌گویی به قدرته

161
00:16:53,846 --> 00:16:55,115
،گاهی اوقات

162
00:16:55,139 --> 00:16:57,701
،دربارۀ خاطرنشان‌کردن اشتباهات دنیاست

163
00:16:57,725 --> 00:17:00,203
حتی با اینکه ممکنه محبوب نباشه

164
00:17:00,227 --> 00:17:03,438
پس خواهش می‌کنم، باهام مدارا کنید

165
00:17:04,148 --> 00:17:10,779
با تمام چیزهای وحشتناکی که در حال حاضر توی آمریکا
...در جریانه، و دقیقاً می‌دونید دربارۀ چی زرزر می‌کنم

166
00:17:12,656 --> 00:17:18,495
با تمام چیزهای وحشتناکی که در حال حاضر توی این کشور در
جریانه، چیزی که بیشتر از هر چیز دیگه‌ای من رو دیوونه می‌کنه

167
00:17:18,620 --> 00:17:25,168
آدم‌هایی‌ان که اتفاق‌افتادن تمام این چیزهای وحشتناک رو
می‌بینن، و همچنان سر چیزهای کوچک از خود بی‌خود می‌شن

168
00:17:25,252 --> 00:17:28,088
امروزه آزاردهنده‌ترین چیز در آمریکا برام

169
00:17:28,380 --> 00:17:30,608
آدم‌هایی‌ان که تمام این چیزهای
وحشتناکی که در جریانه رو می‌بینن

170
00:17:30,632 --> 00:17:36,179
و با این‌حال همچنان به چیزهایی که
اهمیت ندارن واکنش الکی نشون می‌دن

171
00:17:37,514 --> 00:17:38,974
...بعنوان مثال

172
00:17:41,935 --> 00:17:44,271
تابحال بچه از دست‌تون افتاده؟

173
00:17:56,116 --> 00:17:58,994
!تو روح‌ـش، ملت شلوغ‌ـش می‌کننا

174
00:18:03,832 --> 00:18:06,186
،امروزه توی آمریکا یه بچه رو بندازی

175
00:18:06,210 --> 00:18:11,756
قسم می‌خورم حتی قبل از اینکه بچه
کف زمین رو لمس کنه ملت قاتی می‌کنن

176
00:18:16,345 --> 00:18:18,471
و چیز مهمی هم نیست

177
00:18:19,723 --> 00:18:21,182
از کجا می‌دونم؟

178
00:18:22,643 --> 00:18:25,645
چون تمام مدت انجام‌ـش می‌دم

179
00:18:28,565 --> 00:18:30,191
،در حقیقت

180
00:18:30,442 --> 00:18:32,819
...فکر نمی‌کنم تابحال بچه‌ای رو

181
00:18:34,571 --> 00:18:35,989
تا آخرش نگه داشته باشم

182
00:18:45,124 --> 00:18:49,628
،و ممکنه توی دل‌تون بگید: «آنتونی
«چطور می‌تونی یه بچه رو بندازی؟

183
00:18:50,587 --> 00:18:52,547
تابحال بچه بغل کردید؟

184
00:18:54,842 --> 00:18:56,426
چطور می‌تونید نندازیدش؟

185
00:19:01,682 --> 00:19:03,224
خیلی راحته

186
00:19:04,977 --> 00:19:07,646
یه فرآیند دومرحله‌ایه

187
00:19:08,981 --> 00:19:10,357
شایدم کم‌تر

188
00:19:12,025 --> 00:19:16,988
اگه بپرسید: «آنتونی، آخه چرا یه
«نفر باید بذاره بچه‌ش رو بغل کنی؟

189
00:19:17,447 --> 00:19:19,282
جواب‌ـش ساده‌ست

190
00:19:20,117 --> 00:19:21,743
کوتاهی

191
00:19:23,495 --> 00:19:24,871
عاشق‌ـشم

192
00:19:25,038 --> 00:19:26,373
یه سرگرمیه

193
00:19:27,666 --> 00:19:32,170
تنها نکتۀ منفی‌ـش، تنها
:ایرادش، اگه نظر من رو بخواید

194
00:19:32,337 --> 00:19:33,797
خجالت‌زدگی‌ـشه

195
00:19:34,631 --> 00:19:38,176
ملت وقتی بچه‌شون رو می‌ندازی
...سعی می‌کنن خجالت‌زده‌ت کنن

196
00:19:39,720 --> 00:19:44,224
حتی با اینکه من تقریباً همیشه...
کاری می‌کنم اتفاقی به نظر برسه

197
00:19:51,440 --> 00:19:54,067
واسه همین ان‌قدر عالیه. تابحال این‌کارو کردید؟

198
00:19:54,318 --> 00:19:56,444
...تابحال یه بچه رو انداختید

199
00:19:58,739 --> 00:20:02,492
و قبل از اینکه کسی ببیندتون
سریع از روی زمین جمع‌ـش کنید؟

200
00:20:08,415 --> 00:20:09,791
،بی‌شوخی

201
00:20:10,417 --> 00:20:13,044
بهترین حس دنیاست

202
00:20:14,922 --> 00:20:19,217
راحت بچه رو پس‌شون می‌دی
و هیچ‌کس متوجه نمی‌شه
<i>[ ایهام: هیچ‌کس داناتر نمی‌شه ]</i>

203
00:20:20,344 --> 00:20:22,178
...مخصوصاً

204
00:20:22,429 --> 00:20:23,972
اون بچه‌ـه

205
00:20:31,063 --> 00:20:33,231
همین آخر هفتۀ پیش برام اتفاق افتاد

206
00:20:34,441 --> 00:20:36,151
توی یه مهمونی بودم

207
00:20:36,526 --> 00:20:42,490
،یکی از دوست‌هام اومدم سراغ‌ـم و گفت: «آنتونی
«من باید برم دستشویی. بچه‌ام رو نگه می‌داری؟

208
00:20:43,742 --> 00:20:45,595
و من راست‌ـش رو می‌گم

209
00:20:45,619 --> 00:20:47,996
همیشه صد در صد روراست‌ام

210
00:20:48,205 --> 00:20:52,208
«می‌گم: «آره... یه خرده

211
00:21:00,592 --> 00:21:04,721
اون بچه رو 30، 45 ثانیه نگه داشتم، رکورد شخصی

212
00:21:07,641 --> 00:21:09,184
بچه رو انداختم

213
00:21:11,019 --> 00:21:14,147
سریع قبل از اینکه کسی ببینتم
از روی زمین جمع‌ـش کردم

214
00:21:14,856 --> 00:21:16,900
و نزدیک هم بود

215
00:21:18,652 --> 00:21:21,654
باید از سه تا پلکان می‌دوئیدم پایین

216
00:21:21,654 --> 00:21:31,654
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

217
00:21:41,842 --> 00:21:46,721
راست‌ـش رو بهتون می‌گم، من واقعاً از روال
کار نظام حقوقی این کشور سر درنمیارم

218
00:21:47,556 --> 00:21:49,432
به نظرم غیرمنصفانه‌ست

219
00:21:49,766 --> 00:21:51,684
بی‌خود و بی‌جهت گیج‌کننده‌ست

220
00:21:52,144 --> 00:21:53,686
یه مثال براتون می‌زنم

221
00:21:54,146 --> 00:21:59,484
یکی از بچه‌های همسایۀ دیواربه‌دیوارـم توی
ملک‌شون از یه درخت می‌گیره می‌ره بالا

222
00:21:59,985 --> 00:22:02,005
از روی درخته میوفته

223
00:22:02,029 --> 00:22:04,906
و میوفته روی حصار من

224
00:22:05,449 --> 00:22:09,327
حالا به من گفته می‌شه که باید
...یه وکیل واسه خودم بگیرم

225
00:22:10,245 --> 00:22:12,872
اگه می‌خوام نیمۀ خودم از بچه رو نگه دارم

226
00:22:27,554 --> 00:22:29,138
اون کجاش انصافه؟

227
00:22:31,850 --> 00:22:34,561
و خسارت تاکسیدرمی من رو کی قراره بده؟

228
00:22:46,073 --> 00:22:48,950
من یه خواهرزادۀ دوساله دارم

229
00:22:49,826 --> 00:22:51,286
،دو سال‌ـشه

230
00:22:51,870 --> 00:22:59,502
به این زودی 27 بار بابت خوردن پنی‌های
کف زمین پاش به بیمارستان باز شده

231
00:23:01,088 --> 00:23:03,006
چه وضع‌ـشه؟

232
00:23:07,219 --> 00:23:08,595
...به خدا

233
00:23:09,554 --> 00:23:12,098
انگار نمی‌تونم به قدر کافی پنی بندازم زمین

234
00:23:22,943 --> 00:23:25,361
الان می‌خوام مخ‌تون رو بترکونم

235
00:23:26,196 --> 00:23:29,532
می‌خوام مغزتون رو از پس کلّه‌تون منفجر کنم. حاضر؟

236
00:23:31,660 --> 00:23:33,369
من از بچه خوشم نمیاد

237
00:23:38,125 --> 00:23:40,084
یه دختر 9ساله هست

238
00:23:40,836 --> 00:23:43,087
یه دختر کوچولوی 9ساله

239
00:23:43,839 --> 00:23:47,300
...یه دختر کوچولوی 9ساله توی محله‌ام زندگی می‌کنه

240
00:23:48,051 --> 00:23:49,719
با یه چشم مصنوعی

241
00:23:52,139 --> 00:23:54,349
زهره‌ترک‌ـم می‌کنه

242
00:23:55,684 --> 00:23:58,311
لرزه به اندام‌ـم می‌ندازه

243
00:23:59,229 --> 00:24:03,775
،هر دفعه که من رو می‌بینه
همین‌جوری می‌دوئه دنبال‌ـم

244
00:24:06,069 --> 00:24:09,072
...تا اینکه چشم‌ـش رو پس بگیره. بدترین

245
00:24:19,499 --> 00:24:22,710
حالا، اون جوک باحالی برای
شماست، توضیح می‌دم چرا

246
00:24:24,254 --> 00:24:26,506
ارزش باورنکردنی‌ای داره

247
00:24:27,048 --> 00:24:29,884
دو تا خنده به بهای یه دونه‌ست

248
00:24:30,802 --> 00:24:35,181
این فرصت گیرتون میاد تا به چیزی
که گفتم بخندید، که ته خنده بود

249
00:24:36,224 --> 00:24:43,606
...و بعد یه خندۀ دوم از وقتی که من رو تجسم می‌کنید
که دارم چشم مصنوعی یه بچه رو می‌دزدم گیرتون میاد

250
00:24:47,152 --> 00:24:49,278
،و خیلی از آدم‌ها وقتی تجسم‌ـش می‌کنن

251
00:24:49,529 --> 00:24:53,741
فقط من رو می‌بینن که می‌دوئم می‌رم
و از کلّه‌ش می‌قاپم‌ـش و فرار می‌کنم

252
00:24:54,951 --> 00:24:56,285
اشتباهه

253
00:24:58,538 --> 00:25:01,874
نباید چشم مصنوعی یه نفر رو قاپید

254
00:25:02,250 --> 00:25:03,626
می‌دونید چرا؟

255
00:25:05,253 --> 00:25:07,505
...چون اگه اشتباه حدس بزنید

256
00:25:18,099 --> 00:25:20,995
اگه اشتباه حدس بزنید، دیگه
یه شوخی دستی بامزه نیست

257
00:25:21,019 --> 00:25:23,021
توی دردسر میوفتید

258
00:25:23,730 --> 00:25:25,440
،در حقیقت

259
00:25:26,775 --> 00:25:29,777
در وهلۀ اول همون‌جوری
چشم‌ـش رو از دست داد

260
00:25:33,740 --> 00:25:38,369
کاری که باید بکنید، اگه یه
...وقت توی این موقعیت بودید

261
00:25:40,956 --> 00:25:43,666
بزنید پس کلّه‌ش، محکم نه...

262
00:25:45,835 --> 00:25:48,337
بچه‌ست، دل‌تون نمی‌خواد بهش آسیب برسونید

263
00:25:49,839 --> 00:25:51,507
...فقط به قدری محکم که

264
00:25:52,425 --> 00:25:54,469
اون چشم مصنوعی دلچسب رو به دست بیارید

265
00:26:02,143 --> 00:26:08,209
به نظرم میاد هرچی که بزرگ‌تر می‌شم، زمانی که
دربارۀ بچه‌ها حرف می‌زنی، زن‌ها بیشتر دلخور می‌شن

266
00:26:08,233 --> 00:26:10,336
،منظورم شوخی‌کردن دربارۀ بچه‌ها نیست

267
00:26:10,360 --> 00:26:14,655
منظورم اینه وقتی موضوع
بچه‌ها میاد وسط دلخور می‌شن

268
00:26:14,948 --> 00:26:19,952
مثلاً، من یه دوست دارم که تازگی‌ها
...فهمیده که نمی‌تونه بچه‌دار بشه

269
00:26:20,579 --> 00:26:23,372
طبق گفتۀ سازمان حفاظت از کودکان

270
00:26:31,381 --> 00:26:33,257
...هی، می‌دونستید

271
00:26:35,385 --> 00:26:40,389
می‌دونستید آدم عادی 9 تا عنکبوت می‌خوره

272
00:26:40,473 --> 00:26:42,600
هرموقع که براش بپزم؟

273
00:26:56,323 --> 00:27:00,118
...نمی‌دونم می‌دونید فرضیۀ اشتباه چیه یا نه، ولی

274
00:27:00,869 --> 00:27:02,787
من یه گربه دارم

275
00:27:08,752 --> 00:27:12,815
به نظرم باید یه گربۀ ولگرد باشه
،چون هردفعه که می‌ره بیرون

276
00:27:12,839 --> 00:27:15,943
،بلافاصله می‌دوئه، یه چیزی می‌کُشه

277
00:27:15,967 --> 00:27:19,113
می‌کِشدش داخل، و می‌ذارتش جلوی پاهای من

278
00:27:19,137 --> 00:27:23,099
تا یه ماه همچین بساطی
...داشتم و قسم می‌خورم

279
00:27:23,475 --> 00:27:25,977
رقابتی داشتیما

280
00:27:35,820 --> 00:27:38,698
،بخوام روراست باشم
اصلاً از گربه خوشم نمیاد

281
00:27:39,240 --> 00:27:41,576
من بیشتر اهل سگ‌ام

282
00:27:41,743 --> 00:27:43,262
قدیما یه نژاد «گرِیت دِین» داشتم

283
00:27:43,286 --> 00:27:45,454
می‌دونید «گرِیت دِین» چیه؟

284
00:27:45,622 --> 00:27:48,184
یکی از اون سگ‌های گندۀ قدبلندِ استخونی

285
00:27:48,208 --> 00:27:51,711
«مارمادوک» یه گرِیت دِین بود، «اسکوبی دو»
<i>[ شخصیت‌هایی خیالی از داستان‌های مصور ]</i>

286
00:27:51,920 --> 00:27:58,009
بهشون می‌گن «نژاد دل‌شکن»، چون
،معمولاً فقط تا هشت سال عمر می‌کنن

287
00:27:58,218 --> 00:28:01,804
...ولی با رژیم مناسب، ورزش، مراقبت

288
00:28:02,931 --> 00:28:04,682
من رسوندم‌ـش به چهار سال

289
00:28:08,353 --> 00:28:09,246
عالی بود

290
00:28:09,270 --> 00:28:11,772
،سگ دانشگاهی بی‌عیب‌و‌نقصی بود

291
00:28:12,023 --> 00:28:13,482
واقعاً بود

292
00:28:21,616 --> 00:28:25,369
اوه، فکر می‌کنید نمی‌تونم یه جوک
حیوانی دیگه بگم؟ خب، کون لق‌تون

293
00:28:28,748 --> 00:28:30,416
...این رو گوش کنید

294
00:28:32,544 --> 00:28:36,088
،زمانی که یه بچۀ کوچک بودم
یه لاک‌پشت خونگی داشتم

295
00:28:36,673 --> 00:28:40,551
یه لاک‌پشت ریزه‌میزه، توی
آکواریوم نگه‌ش می‌داشتم

296
00:28:40,635 --> 00:28:43,054
بعدش یه تابستون، رفتم اردو

297
00:28:43,555 --> 00:28:46,432
زمانی که اردو بودم، لاک‌پشته مُرد

298
00:28:46,641 --> 00:28:49,268
موقعی که اومدم خونه، بابام بهم دروغ گفت

299
00:28:49,644 --> 00:28:55,691
گفت: «آنتونی، لاک‌پشت‌ـت زنده و
«سالمه. فقط رفت پیش مادرت زندگی کنه

300
00:28:59,154 --> 00:29:00,947
و من باور کردم

301
00:29:01,740 --> 00:29:05,701
تا اینکه چند روز بعد، داشتم توی
...حیاط پشتی کندوکاو می‌کردم

302
00:29:06,828 --> 00:29:08,704
جسد مادرم رو پیدا کردم

303
00:29:19,174 --> 00:29:22,176
بدترین روز زندگی‌ـم. عاشق اون لاک‌پشت بودم

304
00:29:28,641 --> 00:29:33,104
.حالا، گوش کنید. ببینید، بچه‌ها
می‌دونم، می‌دونم، خبر دارم که

305
00:29:33,229 --> 00:29:37,191
حتماً مثل یه ولد زنای سرسختِ
بی‌احساس به نظر می‌رسم

306
00:29:37,942 --> 00:29:39,568
،در حقیقت

307
00:29:39,861 --> 00:29:44,615
تنها دفعه توی عمرم که توی جمع گریه کردم

308
00:29:44,824 --> 00:29:47,159
سر مراسم ختم مادرم بود

309
00:29:47,702 --> 00:29:51,247
،ممکنه یه ولد زنای سرسختِ بی‌احساس باشم

310
00:29:51,456 --> 00:29:53,893
...ولی اون به این معنا نیست که

311
00:29:53,917 --> 00:29:56,294
بازیگر معرکه‌ای هم نیستم

312
00:30:02,634 --> 00:30:04,885
مادر من زن افسرده‌ای بود

313
00:30:05,345 --> 00:30:07,680
مادر من زن خیلی افسرده‌ای بود

314
00:30:08,056 --> 00:30:10,266
،مادر من به قدری افسرده بود

315
00:30:10,391 --> 00:30:17,315
،که واژه‌های «در صورتی که حادثه‌ای رخ داد
...لطفاً نجات ندید» رو خال‌کوبی کرده بود

316
00:30:18,191 --> 00:30:21,610
روی تمام بچه‌هاش

317
00:30:33,456 --> 00:30:38,002
به نظرم مراسم ختم مادرم
حدود ده، یازده سال پیش بود

318
00:30:38,336 --> 00:30:39,920
،پارسال

319
00:30:40,088 --> 00:30:42,089
...دادم جنازه‌ش رو از قبر بکِشن بیرون

320
00:30:43,925 --> 00:30:46,844
تا به یه نزاع حقوقی با خواهربرادرهام فیصله بدم
<i>[ قانونی ]</i>

321
00:30:47,512 --> 00:30:49,305
کاشف به عمل اومد در اشتباه بودم

322
00:30:50,723 --> 00:30:51,951
غیرقانونیه

323
00:30:51,975 --> 00:30:54,310
...نمی‌شه همین‌جوری

324
00:30:55,061 --> 00:30:57,813
نمی‌شه همین‌جوری اون‌کارو کرد. نه

325
00:31:04,153 --> 00:31:10,659
حالا، در این مقطع، باید اقرار کنم پدرمادرم زمانی که داشتن
بزرگ‌ـم می‌کردن واقعاً آدم‌های خیلی منطقی‌ای بودن

326
00:31:10,827 --> 00:31:13,556
مگر اینکه توی اتاق‌خواب‌ـم مواد پیدا می‌کردن

327
00:31:13,580 --> 00:31:15,289
...اوف

328
00:31:15,790 --> 00:31:18,376
در اون‌صورت تا چند روز نئشه بودن

329
00:31:22,547 --> 00:31:24,942
،به نظرم عجیب‌ترین چیز در خانواده‌ام

330
00:31:24,966 --> 00:31:32,306
.خانوادۀ من نسبت به سکس عجیب‌غریب بود، می‌دونید
من بزرگ‌ترین بچۀ بین پنج تا بچه توی یه خونۀ نقلی بودم

331
00:31:32,432 --> 00:31:34,201
،زمانی که پدرمادرم می‌خواستن تنها باشن

332
00:31:34,225 --> 00:31:41,357
ما رو جمع می‌کردن دور هم، می‌گفتن: «بچه‌ها، برید قایم‌باشک
بازی کنید»، و تا یه ساعت درِ اتاق‌خواب‌شون رو قفل می‌کردن

333
00:31:41,649 --> 00:31:45,152
البته، من همیشه می‌دونستم
...اون‌تو چه خبره. منظورم اینه

334
00:31:45,653 --> 00:31:47,613
من توی اتاق اونا قایم می‌شدم

335
00:31:55,747 --> 00:31:58,309
پدرمادر من نسبت به سکس عجیب‌غریب بودن، می‌دونید

336
00:31:58,333 --> 00:32:02,336
به نظرم خجالت‌زده‌ترین حالتی که تابحال توی عمرم بودم

337
00:32:02,670 --> 00:32:08,467
زمانی بود که مامان و بابام مچ‌ـم رو در حال
...تماشای پورنوگرافی بردگی هاردکور

338
00:32:09,594 --> 00:32:11,387
روی دوش‌شون گرفتن

339
00:32:23,024 --> 00:32:24,900
...و هیچ‌وقت یادم نمی‌ره

340
00:32:25,443 --> 00:32:28,654
هیچ‌وقت اولین باری که سکس کردم رو یادم نمی‌ره

341
00:32:28,821 --> 00:32:31,000
،با اون داستان‌هایی که می‌شنوید آشنایی دارید

342
00:32:31,001 --> 00:32:35,870
دربارۀ بچه‌هایی که بکارت‌شون رو به
پرستار بچۀ جذاب از دست می‌دن؟

343
00:32:37,288 --> 00:32:39,206
من پرستار بچه‌ـه بودم

344
00:32:56,015 --> 00:32:58,684
آره، اگه می‌خواستم
می‌تونستم با اون جوک شروع کنم

345
00:33:04,190 --> 00:33:06,650
من از نژادپرستی خوشم نمیاد

346
00:33:08,152 --> 00:33:09,487
ممنون

347
00:33:15,618 --> 00:33:17,203
درک‌ـش نمی‌کنم

348
00:33:17,829 --> 00:33:19,580
چرا باید تنفر بورزی؟

349
00:33:19,872 --> 00:33:22,208
چرا باید انتخاب کنی که تنفر بورزی؟

350
00:33:22,542 --> 00:33:26,879
،چرا باید انتخاب کنی به یه گروه کامل از آدم‌ها تنفر بورزی

351
00:33:27,296 --> 00:33:31,509
فقط به‌خاطر نحوۀ رفتارشون؟

352
00:33:46,232 --> 00:33:48,150
شماها رو نمی‌دونم

353
00:33:48,693 --> 00:33:51,362
از نظر من که خیلی کوته‌فکرانه میاد

354
00:33:55,408 --> 00:33:58,285
...حالا، نژادپرستی، البته

355
00:33:58,578 --> 00:34:01,830
کم‌کم داره توی این کشور تبدیل به یه معضل می‌شه

356
00:34:09,964 --> 00:34:12,258
داشتم یه تحقیقی انجام می‌دادم

357
00:34:13,051 --> 00:34:17,346
فهمیدم که قدیما یکی از اعضای
خاندان‌ـم صاحب برده بود

358
00:34:17,805 --> 00:34:19,640
باورم نمی‌شد

359
00:34:20,224 --> 00:34:21,934
برادر خودم

360
00:34:33,821 --> 00:34:36,240
حتی تحقیق بیشتری کردم

361
00:34:36,240 --> 00:34:39,368
عمیق‌تر کندوکاو کردم، این رو فهمیدم

362
00:34:41,454 --> 00:34:43,080
این یه حقیقته

363
00:34:44,082 --> 00:34:51,672
می‌دونید در حقیقت امروزه برده‌های بیشتری توی
دنیا نسبت به هر مقطع دیگه‌ای در زمان وجود داره؟

364
00:34:52,090 --> 00:34:58,846
تعداد بیشتری برده در حال حاضر توی دنیا
نسبت به هر دورۀ دیگه‌ای در تاریخ وجود داره

365
00:34:59,430 --> 00:35:01,890
فکر می‌کنید شغل شما بَده؟

366
00:35:02,892 --> 00:35:04,518
...تصورِ

367
00:35:04,519 --> 00:35:06,770
شمردن برده‌ها رو بکنید

368
00:35:08,523 --> 00:35:12,192
،اگه به این‌یکی هم نمی‌خندید
دیگه نمی‌دونم چه گُهی براتون بخورم

369
00:35:17,031 --> 00:35:20,200
،من اون جوکه رو امتحان نمی‌کنم
دارم باهاش خودنمایی می‌کنم

370
00:35:26,916 --> 00:35:32,379
حالا، مشخصه که من خودم رو یه
،شخص نژادپرست به حساب نمیارم

371
00:35:32,505 --> 00:35:34,006
ولی عصبانی می‌شم

372
00:35:34,257 --> 00:35:37,635
وقتی ملت بهم می‌گن که من
نمی‌تونم نژادپرستی رو درک کنم

373
00:35:38,094 --> 00:35:41,347
من نژادپرستی رو بدون مشکل درک می‌کنم

374
00:35:41,806 --> 00:35:45,184
من یه بار به دست یه گروه نازی لت‌وپار شدم

375
00:35:45,643 --> 00:35:47,353
آش‌ولاش‌ـم کردن

376
00:35:47,478 --> 00:35:49,772
،چند هفته بیمارستان بودم

377
00:35:50,022 --> 00:35:53,692
و عضویت... وحشیانه‌ای بود

378
00:36:07,665 --> 00:36:09,101
،حالا

379
00:36:09,125 --> 00:36:11,126
ما خوش‌مون میاد خوش بگذرونیم

380
00:36:12,336 --> 00:36:22,179
ولی از شوخی گذشته، زمانی که به سطح من می‌رسی باید زمان گفتن
جوک‌هایی که به‌طور طعنه‌آمیزی نژادپرستانه‌ان خیلی مراقب باشی

381
00:36:23,055 --> 00:36:26,118
،زمانی که کمدین بدی هستی
می‌تونی هرچی می‌خوای بگی

382
00:36:26,142 --> 00:36:28,036
منظورم اینه، اون آزادی واقعیه

383
00:36:28,060 --> 00:36:30,854
اون بازنده‌ها رو دیدید، اونا
می‌تونن از زیرش قسر در برن

384
00:36:35,193 --> 00:36:40,781
،به محض اینکه به سطح من برسی
دیگه مسئولیت داری، می‌دونی؟

385
00:36:41,073 --> 00:36:45,244
مثلاً، من یه بار توی تلویزیون یه
جوک نژادپرستانۀ طعنه‌آمیز گفتم

386
00:36:45,494 --> 00:36:51,917
فرداش، یه نامۀ هوادار از یه طرفدار برتری نژادی
سفیدپوست‌ها از جکسنویلِ فلوریدا به دست‌ـم رسید

387
00:36:52,585 --> 00:36:54,169
هراس‌انگیز

388
00:36:54,420 --> 00:36:56,380
شروع کرد به تعریف و تمجید ازم

389
00:36:56,756 --> 00:36:58,882
.خیلی ممنون، آنتونی»

390
00:36:58,966 --> 00:37:02,511
.ممنون که نژاد سفیدپوست رو کوچک نمی‌کنی

391
00:37:02,762 --> 00:37:07,391
ممنون که تمام نژادهای دیگه رو
.همون‌جوری که باید، مسخره می‌کنی

392
00:37:07,767 --> 00:37:16,275
و می‌تونم 100هزار دلار بهت بدم که بیای
جکسنویلِ فلوریدا، یه اجرای خصوصی فقط برای من

393
00:37:16,317 --> 00:37:19,027
«و رفقای هوادار برتری نژادی سفیدپوست‌ها انجام بدی

394
00:37:19,487 --> 00:37:21,947
من بلافاصله براش نامه نوشتم

395
00:37:23,950 --> 00:37:29,723
و گفتم: «مطلقاً نه. تو ضدّ تک‌تک
،چیزهایی هستی که بهش اعتقاد دارم

396
00:37:29,747 --> 00:37:32,249
«کثافت خسیس

397
00:37:42,343 --> 00:37:45,888
ببینید، منظورم اینه، من خودم رو
مرد امروزی‌ای به حساب میارم

398
00:37:46,347 --> 00:37:51,894
،سعی می‌کنم نسبت به تمام نژادها
،فرهنگ‌ها، مذهب‌های مختلف بامدارا باشم

399
00:37:53,938 --> 00:37:57,483
حالا مذهب زیاد نه، ولی دو تای دیگه رو مطمئناً

400
00:37:59,318 --> 00:38:01,570
ولی همیشه در بهترین حالت خودم نیستم

401
00:38:01,862 --> 00:38:03,947
گاهی اوقات مرتکب اشتباه می‌شم

402
00:38:04,615 --> 00:38:08,827
...بعنوان مثال، هر روز

403
00:38:11,247 --> 00:38:19,671
هر روز توی لس‌آنجلس، همسایۀ اسپانیایی‌تبارـم سعی
می‌کنه باهام حرف بزنه. من اندازۀ پُخ هم سرـم نمی‌شه

404
00:38:20,548 --> 00:38:23,485
نود درصد مواقع، مؤدب‌ام

405
00:38:23,509 --> 00:38:27,805
،لبخند می‌زنم و سر تکون می‌دم، ولی اون روز

406
00:38:28,139 --> 00:38:31,850
،اون روز، خسته بودم، خمار بودم

407
00:38:32,018 --> 00:38:36,939
،یه خرده ماری‌جوآنا کشیده بودم
...یه مشت قرص انداخته بودم بالا

408
00:38:39,066 --> 00:38:41,026
و در بهترین حالت‌ـم قرار نداشتم...

409
00:38:42,069 --> 00:38:43,779
و از خود بی‌خود شدم

410
00:38:44,280 --> 00:38:48,575
.گفتم: «هی، بی‌شعور. اینجا آمریکاست

411
00:38:49,618 --> 00:38:52,037
«من به زبان اشاره صحبت نمی‌کنم

412
00:39:02,715 --> 00:39:04,633
...حالا، اون

413
00:39:05,259 --> 00:39:06,844
...اون

414
00:39:07,053 --> 00:39:09,096
یه جوک باحال از طرف منه

415
00:39:10,264 --> 00:39:14,852
فکر می‌کنید قراره اسپانیایی‌تبارها رو مسخره
کنم، فرمون رو 180 درجه می‌چرخونم

416
00:39:16,228 --> 00:39:19,106
...ناشنواها رو با خاک یکسان می‌کنم

417
00:39:26,322 --> 00:39:28,866
تقریباً بی‌دلیل...

418
00:39:33,621 --> 00:39:37,416
بچه‌ها، اون‌جور چیزها واقعاً
من رو خوشحال می‌کنه

419
00:39:38,376 --> 00:39:42,754
چیزهای زیادی توی زندگی وجود ندارن
که همیشه من رو خوشحال می‌کنن

420
00:39:44,423 --> 00:39:45,799
،یه چیز

421
00:39:46,425 --> 00:39:48,802
یه چیزی که همیشه خوشحال‌ـم می‌کنه

422
00:39:49,387 --> 00:39:51,281
عشق می‌کنم وقتی این رو می‌بینم

423
00:39:51,305 --> 00:39:54,057
...عشق می‌کنم وقتی زوج‌های متأهل مسن

424
00:39:54,392 --> 00:40:00,480
عشق می‌کنم وقتی زوج‌های متأهل
مسن خیلی نزدیک به هم می‌میرن

425
00:40:02,983 --> 00:40:04,318
اون رو خیلی دوست دارم

426
00:40:06,153 --> 00:40:09,907
هرموقع که اون رو توی روزنامه
می‌بینم برش‌ـش می‌دم

427
00:40:11,242 --> 00:40:18,081
برای من، رمانتیک‌تر از یه
خود-دگرکُشی سنتی وجود نداره
<i>گونه‌ای از خودکُشی که فرد پس از ارتکاب قتل یا در ]
[ هنگام ارتکاب قتل، اقدام به از بین بردن خود می‌کند</i>

428
00:40:20,459 --> 00:40:21,793
حقیقته

429
00:40:25,256 --> 00:40:26,924
...در واقع

430
00:40:29,051 --> 00:40:31,637
،حالا که دارم این رو بلندبلند می‌گم

431
00:40:32,972 --> 00:40:38,602
احتمالاً دقیق‌تره که فقط بگم
عاشق خود-دگرکُشی‌ام

432
00:40:38,626 --> 00:40:40,626
سینمافریک

433
00:40:42,356 --> 00:40:43,857
چون هستم

434
00:40:45,067 --> 00:40:49,738
،منظورم اینه، بد برداشت نکنید، بچه‌ها
من از تمام خودکُشی‌ها خوشم میاد

435
00:40:55,786 --> 00:40:58,372
ولی خود-دگرکُشی دلپسندمه

436
00:41:00,749 --> 00:41:02,876
من دوست‌هایی دارم که نگران‌ـمن

437
00:41:04,128 --> 00:41:08,006
می‌گن: «آنتونی، چرا این‌قدر به خودکُشی
«علاقه داری؟ تو که همه‌چی داری

438
00:41:08,007 --> 00:41:09,424
آره

439
00:41:09,633 --> 00:41:12,970
همه‌چیز به جز یه اقدام به خودکُشی موفق

440
00:41:16,474 --> 00:41:24,272
فکر کنم درست بعد از دانشگاه، زمانی که سر یه خط ویژۀ
خودکُشی کار می‌کردم خیلی به خودکُشی علاقه‌مند شدم

441
00:41:28,652 --> 00:41:30,529
فقط واسه چند روز

442
00:41:34,116 --> 00:41:37,494
راست‌ـش یه روز و نیم، خیلی
سریع از شرّم خلاص شدن

443
00:41:39,955 --> 00:41:43,041
.گفتن: «آنتونی، باید عذرت رو بخوایم

444
00:41:43,459 --> 00:41:46,253
...نصف آدم‌هایی که باهاشون حرف زدی

445
00:41:47,421 --> 00:41:49,798
«عاقبت مرتکب خودکُشی شدن...

446
00:41:50,591 --> 00:41:53,010
.منم گفتم: «بچه‌ها، اون که انصاف نیست

447
00:41:53,636 --> 00:41:56,490
«اکثرشون اشتباه گرفته بودن

448
00:41:56,514 --> 00:41:59,016
...منظورم

449
00:42:05,648 --> 00:42:08,483
:الان منظورم اینه

450
00:42:09,360 --> 00:42:11,403
که همه‌تون باید به من اعتماد کنید

451
00:42:12,446 --> 00:42:19,953
وقتی بهتون می‌گم من از خودکُشی خودم خبر دارم و برای همیشه
اولویت‌ـم خود-دگرکُشی‌ـه همه‌تون باید حرف‌ـم رو باور کنید

452
00:42:21,539 --> 00:42:23,290
چون دیگه چی داری؟

453
00:42:23,832 --> 00:42:28,587
خودکُشی به کمک دکتر؟
اون چرند ضعیف رو جمع کنید از اینجا ببرید

454
00:42:30,589 --> 00:42:32,340
گیر آوردی ما رو؟

455
00:42:33,551 --> 00:42:35,403
خودکُشی در نوجوانی؟

456
00:42:35,427 --> 00:42:37,804
خودکُشی در نوجوانی؟ نه

457
00:42:38,055 --> 00:42:41,183
...دانشگاه مهمه. من فقط

458
00:42:42,726 --> 00:42:46,104
من فقط به خود-دگرکُشی علاقه
دارم. خود-دگرکُشی بهترینه

459
00:42:52,236 --> 00:42:55,113
مثل اینکه حرف‌ـم رو باور نمی‌کنید

460
00:42:56,615 --> 00:42:58,075
عیب نداره

461
00:42:58,284 --> 00:42:59,743
من حرفه‌ای‌ـم

462
00:43:00,286 --> 00:43:02,454
تماشا کنید بهتون می‌قبولونم

463
00:43:04,456 --> 00:43:07,811
می‌شنوید دوست‌تون جف تازگی خودکُشی کرده

464
00:43:07,835 --> 00:43:10,378
تنها فکرتون ویرانیه

465
00:43:10,379 --> 00:43:15,092
اوه، خدای من، چی‌کار می‌تونستم»
«بکنم که دوست‌ـم جف رو نجات بدم؟

466
00:43:15,426 --> 00:43:19,447
می‌شنوید دوست‌تون جف اول
زن‌ـش رو کُشته و بعد خودش رو

467
00:43:19,471 --> 00:43:20,949
:توی دل‌تون می‌گید

468
00:43:20,973 --> 00:43:24,392
آخ‌آخ، مسخره‌بازی توی کار جف نیست، هان؟»

469
00:43:31,775 --> 00:43:34,361
!تو روح‌ـش، جف

470
00:43:37,698 --> 00:43:40,200
.نمی‌دونستم گنده‌بک وجودش رو داشت

471
00:43:42,578 --> 00:43:45,831
.قدیم‌ندیما باید احترام بیشتری به جف می‌ذاشتم

472
00:43:46,999 --> 00:43:48,226
.جف رئیس بود

473
00:43:48,250 --> 00:43:50,502
«اون کثیف‌کاری رو تمیز نمی‌کرد

474
00:44:01,180 --> 00:44:02,848
...اون

475
00:44:03,641 --> 00:44:05,684
...فقط یه دلیله

476
00:44:07,227 --> 00:44:11,398
.که چرا خود-دگرکُشی خیلی عالیه...
بچه‌ها، گوش کنید چی می‌گم

477
00:44:12,441 --> 00:44:14,609
...خود-دگرکُشی

478
00:44:14,652 --> 00:44:19,072
عملاً یه جنایت بدون قربانیه

479
00:44:22,618 --> 00:44:24,119
...اجازه

480
00:44:24,328 --> 00:44:27,372
اجازه داری زن‌ـت رو بکُشی

481
00:44:27,831 --> 00:44:30,518
اجازه داری شوهرت رو بکُشی

482
00:44:30,542 --> 00:44:35,589
باید متأهل باشی، وگرنه
...خُل به نظر می‌رسی، ولی

483
00:44:38,133 --> 00:44:41,511
،اجازه داری همسرت رو به قتل برسونی...

484
00:44:41,845 --> 00:44:45,390
مادامی که بلافاصله بعدش خودت رو بکُشی

485
00:44:46,350 --> 00:44:50,562
بعدش کاری از دست‌شون
برنمیاد. یربه‌یرـید، بالاتر از قانونی

486
00:45:01,073 --> 00:45:03,783
این حضار امشب چه مرگ‌ـشه؟

487
00:45:07,246 --> 00:45:11,082
یعنی می‌خواید بهم بگید افرادی
بین‌تون‌ان که هنوز مرددن؟

488
00:45:13,210 --> 00:45:20,800
منظورتون اینه همین الان افرادی اینجا هستن که هنوز
حرف‌ـم رو باور ندارن که خود-دگرکُشی دومی نداره؟

489
00:45:26,265 --> 00:45:27,599
خیلی‌خب

490
00:45:29,226 --> 00:45:32,520
پس به این چشم بهش نگاه کنید

491
00:45:34,231 --> 00:45:36,399
دارید توی خیابون قدم می‌زنید

492
00:45:36,608 --> 00:45:39,295
یه نفر میاد سمت‌تون و با
مشت می‌کوبه توی صورت‌تون

493
00:45:39,319 --> 00:45:42,405
بدون شک شکایت می‌کنید

494
00:45:42,823 --> 00:45:45,176
،ولی اگه دارید توی خیابون قدم می‌زنید

495
00:45:45,200 --> 00:45:48,536
،یه نفر بیاد سمت‌تون، با مشت بکوبه توی صورت‌تون

496
00:45:48,829 --> 00:45:50,580
،یه قدم بره عقب

497
00:45:51,039 --> 00:45:54,584
...و بعد با مشت بکوبه توی صورت خودش

498
00:46:08,724 --> 00:46:12,602
.«روز خوبی داشته باشی، قربان»
درسته؟

499
00:46:15,355 --> 00:46:18,275
حتی واسه دوست‌هات‌ـم
قضیه رو تعریف نمی‌کنی

500
00:46:22,613 --> 00:46:24,489
...خود-دگرکُشی

501
00:46:30,913 --> 00:46:32,289
!خفه

502
00:46:41,340 --> 00:46:44,277
خود-دگرکُشی یه جنایت بدون قربانیه

503
00:46:44,301 --> 00:46:47,512
مادامی که بچه‌ای از خودتون به جا نذارید

504
00:46:48,931 --> 00:46:50,682
باید اونا رو هم بکُشید

505
00:46:57,147 --> 00:47:00,025
درسته، تمام مدت داشتم
می‌رفتم به اون سمت‌وسو

506
00:47:06,615 --> 00:47:08,074
،حالا

507
00:47:08,617 --> 00:47:12,037
همه‌تون رو با این تنها می‌ذارم

508
00:47:12,538 --> 00:47:15,809
و اگه امشب به هر طریقی
،نسبت به من دودل بودید

509
00:47:15,833 --> 00:47:18,460
،در اون‌صورت خواهش می‌کنم
....بچه‌ها، خواهش می‌کنم

510
00:47:19,253 --> 00:47:22,964
اجازه بدید متحیرتون کنم

511
00:47:30,848 --> 00:47:32,640
...چند ماه پیش

512
00:47:33,600 --> 00:47:38,333
چند ماه پیش، یکی از دوست‌هام رو بردم سقط کنه

513
00:47:38,334 --> 00:47:43,068
اگه قراره هم‌رأی بشید، همین الان بشید

514
00:47:45,153 --> 00:47:49,199
این یه داستان خیلی طولانی، خیلی واقعیه

515
00:47:51,743 --> 00:47:58,249
دوست‌ـم رو بردم سقط کنه. نگران
نباشید، بچه‌ها، بچۀ من نبود، مهم نبود

516
00:48:05,340 --> 00:48:07,759
نمی‌دونم تابحال اون‌کارو کردید یا نه

517
00:48:07,843 --> 00:48:11,596
تابحال کمک کردید کسی سقط کنه. لطف بزرگیه

518
00:48:11,847 --> 00:48:14,349
لطف بزرگیه که در حق کسی بکنی

519
00:48:14,349 --> 00:48:16,327
،لطف آسونی نیست

520
00:48:16,351 --> 00:48:18,686
به‌هیچ‌وجه لطف آسونی نیست

521
00:48:19,062 --> 00:48:23,691
...اشتباه برداشت نکنید، از من «پروچویس»‌تر وجود نداره، ولی بازم
<i>«پروچویس» که به‌طور تحت‌الفظی «طرفدار حق انتخاب» ]
[ ترجمه می‌شود، اشاره به «طرفدار حق سقط جنین» دارد</i>

522
00:48:24,192 --> 00:48:28,405
،تمام مدتی که داشتم رانندگی می‌کردم
.توی دل‌ـم می‌گفتم: «لعنتی

523
00:48:29,031 --> 00:48:31,533
...باید راه بهتری وجود داشته باشه که

524
00:48:31,617 --> 00:48:33,993
«مطالب جدید به ذهن‌ـم برسه

525
00:48:44,963 --> 00:48:46,524
،و، آره

526
00:48:46,548 --> 00:48:51,404
.آره، همین الان گفتم که طرفدار حق سقط جنین‌ام
اون به این معنا نیست که طرفدار سقط جنین‌ام

527
00:48:51,428 --> 00:48:53,680
چاره‌های دیگه‌ای دارید

528
00:48:53,680 --> 00:48:58,226
اگه بچه‌ت رو نمی‌خوای، بازم
می‌تونی بچه‌ت رو به دنیا بیاری

529
00:48:58,393 --> 00:49:02,605
...رهاش کنی جلوی هر آتش‌نشانی‌ای در کشور

530
00:49:03,523 --> 00:49:05,692
اونا برات زیرش می‌گیرن...

531
00:49:06,902 --> 00:49:08,278
حقیقته

532
00:49:10,113 --> 00:49:11,531
حقیقته

533
00:49:13,325 --> 00:49:14,993
قانونه

534
00:49:18,288 --> 00:49:22,167
اگه نظر من رو بخواید، اونا از
قبلِ 11 سپتامبر قهرمان بودن

535
00:49:29,049 --> 00:49:31,551
یه جوک نیویورکی کوچک باحال واسه شماها

536
00:49:35,430 --> 00:49:36,764
...حالا

537
00:49:42,437 --> 00:49:45,148
حالا ملت گوش می‌کنن این داستان رو تعریف می‌کنم

538
00:49:45,482 --> 00:49:48,776
،و همیشه دقیقاً یه چیز می‌گن

539
00:49:49,945 --> 00:49:52,572
.عجب، آنتونی، تو دوست خوبی هستی»

540
00:49:54,366 --> 00:49:57,994
،اون‌جوری به یه نفر کمک می‌کنی
«آنتونی. تو دوست خوبی هستی

541
00:49:58,120 --> 00:49:59,871
کون لق‌تون. نه، نیستم

542
00:50:01,039 --> 00:50:02,790
من دوست خوبی نیستم

543
00:50:03,417 --> 00:50:05,168
من دوست فوق‌العاده‌ای‌ـم

544
00:50:06,086 --> 00:50:07,795
فرق‌ـش رو می‌دونید؟

545
00:50:08,255 --> 00:50:11,132
دوست‌های فوق‌العاده ساعت شش صبح پا می‌شن

546
00:50:11,633 --> 00:50:14,302
دوست‌های فوق‌العاده با ماشین میان درِ خونه‌تون

547
00:50:14,553 --> 00:50:16,364
دوست‌های فوق‌العاده سوارتون می‌کنن

548
00:50:16,388 --> 00:50:19,265
و بعد می‌برن‌تون سقط کنید

549
00:50:20,142 --> 00:50:21,851
...دوست‌های خوب

550
00:50:22,352 --> 00:50:25,271
دوست‌های خوب فقط از بچه‌تون نگه‌داری می‌کنن

551
00:50:38,035 --> 00:50:42,372
حالا، من خیلی به این فکر کردم، خیلی

552
00:50:42,789 --> 00:50:46,167
،و هنوزم نمی‌دونم اگه بچۀ من بود

553
00:50:46,334 --> 00:50:48,670
واسه نگه‌داشتن‌ـش بحث می‌کردم؟

554
00:50:49,296 --> 00:50:51,566
به اون ضرب‌المثلی که همیشه استفاده
،می‌کنن فکر می‌کنم، می‌دونی

555
00:50:51,590 --> 00:50:56,427
اگه یه روزی بچه‌ت یه هنرمند»
«بزرگ از کار درآد چی؟

556
00:50:57,429 --> 00:50:59,722
من به اون رقابت احتیاجی ندارم

557
00:51:06,938 --> 00:51:09,232
ملت ازم می‌پرسن: «چجوری بود؟

558
00:51:09,316 --> 00:51:12,819
«بردن دوست‌ـت واسه سقط چجوری بود؟

559
00:51:13,195 --> 00:51:14,946
حوصله‌سربر بود

560
00:51:16,490 --> 00:51:20,076
...نمی‌دونم چرا فکر می‌کردم قراره باحال و مهیج باشه

561
00:51:23,622 --> 00:51:28,519
ولی بهم اعتماد کنید، تنها کسی...
که اون روز از من مأیوس‌تر بود

562
00:51:28,543 --> 00:51:31,170
بچه‌ـه بود، خیلی‌خب؟

563
00:51:37,636 --> 00:51:39,554
خیلی حوصله‌سربر بود

564
00:51:40,430 --> 00:51:48,438
دو ساعت و نیم توی سالن انتظار یه کلینیک سقط خودم
بودم و خودم، داشتم از بی‌حوصلگی دیوونه می‌شدم

565
00:51:48,980 --> 00:51:53,318
نمی‌دونم تابحال توی سالن انتظار
...یه کلینیک سقط بودید یا نه، ولی

566
00:51:54,402 --> 00:51:56,613
مجله‌ها تعریفی ندارن

567
00:52:00,992 --> 00:52:04,495
بنا به دلیلی اونجا پُر بچه‌ست

568
00:52:10,502 --> 00:52:13,463
منظورم اینه، من فکر می‌کردم بچه‌ان

569
00:52:13,964 --> 00:52:16,192
کاشف به عمل اومد فقط شبح بودن

570
00:52:16,216 --> 00:52:18,611
...یه تفاوتی هست

571
00:52:18,635 --> 00:52:21,220
یه جورایی، می‌دونی؟...

572
00:52:26,434 --> 00:52:29,437
آره، بهترین بخش داستان همون‌جاست

573
00:52:32,065 --> 00:52:34,108
ولی من تازه وسط‌هاش‌ـم

574
00:52:36,862 --> 00:52:39,364
پس مدت زیادیه که توی این سالن انتظارم

575
00:52:39,573 --> 00:52:45,203
،و به قدری کسل‌ام که بعد از مدتی
،ذهن‌ـم شروع می‌کنه به کنجکاوی

576
00:52:45,537 --> 00:52:51,250
و شروع می‌کنم به فکرکردن دربارۀ دوست‌ـم و
دربارۀ اینکه پشت اون درها چی بهش می‌گذره

577
00:52:51,543 --> 00:52:53,711
،و بعد تقریباً بلافاصله

578
00:52:54,129 --> 00:52:56,381
برش‌می‌گردونم سمت خودم

579
00:53:01,970 --> 00:53:07,743
و توی دل‌ـم می‌گم: «آنتونی، زمانی که
از اون اتاق درآد چی می‌خوای بهش بگی؟

580
00:53:07,767 --> 00:53:11,205
باید به یه چیز قشنگ واسه گفتن فکر
«کنی. باید یه برنامه‌ای داشته باشی

581
00:53:11,229 --> 00:53:15,942
،چون نمی‌خوام بهتون دروغ بگم
موقعی که رفت تو، گند زدم

582
00:53:17,027 --> 00:53:20,738
چیز قشنگی آماده نکرده بودم، برنامه‌ای نداشتم

583
00:53:20,947 --> 00:53:22,925
،دکتر اسم‌ـش رو صدا کرد

584
00:53:22,949 --> 00:53:24,283
،پاشد وایساد

585
00:53:24,534 --> 00:53:28,287
برگشت که برای بار آخر بهم
نگاه کنه و من دستپاچه شدم

586
00:53:28,580 --> 00:53:33,710
«فقط گفتم: «آم... برو دخل‌ـش رو بیار

587
00:53:38,632 --> 00:53:41,676
به اون افتخار نمی‌کنم، می‌دونی؟

588
00:53:41,843 --> 00:53:44,595
اون رو یه شکست محض به حساب میارم

589
00:53:45,680 --> 00:53:50,184
بدترین قسمت‌ـش مطمئناً مشت
دوستی بود، الان دیگه می‌دونم

590
00:53:55,732 --> 00:53:59,110
و، آره، جوری بهم نگاه کرد
...که انگار بی‌شعورم، ولی

591
00:53:59,486 --> 00:54:01,195
اون کیه که قضاوت کنه؟

592
00:54:10,330 --> 00:54:12,331
ولی حالا فشار روی منه

593
00:54:13,041 --> 00:54:16,419
به یه چیز قشنگ فکر کنم
که وقتی دراومد بهش بگم

594
00:54:17,003 --> 00:54:18,755
ولی توش وارد نیستم

595
00:54:19,547 --> 00:54:21,549
تخصص‌ـم اون نیست

596
00:54:22,342 --> 00:54:26,345
به چیزهای قشنگ واسه گفتن به ملت
در زمان درموندگی‌شون فکر کنم

597
00:54:26,972 --> 00:54:32,018
نزدیک‌ترین گزینه‌ای که توی ذهن
:خودم تونستم بهش برسم این بود

598
00:54:32,686 --> 00:54:35,188
«هی، وزن کم کردی؟»

599
00:54:36,481 --> 00:54:37,815
می‌دونم

600
00:54:38,650 --> 00:54:39,984
می‌دونم

601
00:54:42,028 --> 00:54:45,198
ببینید، به اون‌ـم افتخار نمی‌کنم، خیلی‌خب؟

602
00:54:45,490 --> 00:54:47,575
اون به‌دردنخوره

603
00:54:48,034 --> 00:54:51,496
اون رو نمی‌تونم به دوست‌ـم بگم. اون به‌دردنخوره

604
00:54:52,163 --> 00:54:55,374
با این تفاوت که من رو به خنده انداخت

605
00:54:57,627 --> 00:54:59,605
و اون‌موقع بود که متوجه شدم

606
00:54:59,629 --> 00:55:02,381
...دارم ریز با خودم می‌خندم

607
00:55:03,550 --> 00:55:05,593
...توی سالن انتظار...

608
00:55:08,138 --> 00:55:10,306
یه کلینیک سقط

609
00:55:11,766 --> 00:55:14,602
به خودم میام، بس می‌کنم، بالا رو نگاه می‌کنم

610
00:55:14,811 --> 00:55:17,688
یه زوج رو می‌بینم که اون‌ور
اتاق صاف روبروم نشستن

611
00:55:18,648 --> 00:55:22,401
،مَرده از روی انزجار روـش رو می‌کنه اون‌ور
جوری که انگار می‌خواد باهام درگیر بشه

612
00:55:22,944 --> 00:55:25,696
:وله زنه خم می‌شه جلو و می‌گه

613
00:55:26,156 --> 00:55:28,282
«هی، آنتونی، طرفدار پروپاقرص‌ـم»

614
00:55:33,246 --> 00:55:37,792
که همیشه قدرش رو می‌دونم. هیچ‌وقت زمان
...بدی واسه اون نیست. به معنای واقعی کلمه

615
00:55:38,543 --> 00:55:40,795
هر دورۀ سه‌ماهه‌ای خوبه...

616
00:55:49,846 --> 00:55:54,559
چند دقیقۀ بعد، یه پرستار از
،اتاق درمیاد، میاد طرف من

617
00:55:54,893 --> 00:56:00,898
:یه سری مدارک می‌ده دست‌ـم و می‌گه
«هی، شما واسه سقط جسیکا اینجائی؟»

618
00:56:01,316 --> 00:56:04,277
و در این مقطع، خیلی کسل بودم

619
00:56:09,666 --> 00:56:12,678
:با تمام سرعت پاشدم وایسادم و گفتم

620
00:56:12,702 --> 00:56:14,954
«وایسا! منظورت فراوا درمانی نیست؟»

621
00:56:26,925 --> 00:56:30,219
و یه مدت خندیدم

622
00:56:34,015 --> 00:56:35,534
،منظورم اینه

623
00:56:35,558 --> 00:56:38,311
سر اون‌یکی گردن‌ـم از خنده
خم شد به سمت عقب

624
00:56:41,439 --> 00:56:46,027
اگه دربارۀ پرستاره کنجکاوید، نگران
،نباشید، اون یه حرفه‌ای محض بود

625
00:56:46,111 --> 00:56:47,778
به‌هیچ‌وجه نخندید

626
00:56:55,120 --> 00:56:58,247
بنابراین یه مقدار زمان دیگه توی
،این سالن انتظار برام باقی مونده

627
00:56:58,373 --> 00:57:03,669
:و بالأخره به ذهن‌ـم خطور می‌کنه
.آنتونی، واقعاً آدم افتضاحی هستی»

628
00:57:04,546 --> 00:57:08,799
و هرگز قرار نیست به یه چیز قشنگ
.واسه گفتن به دوست‌ـت فکر کنی

629
00:57:09,217 --> 00:57:14,323
پس چرا فقط یه هدیه براش نگیری، یه
.هدیه براش بگیری که حال‌ـش رو بهتر کنه

630
00:57:14,347 --> 00:57:17,308
«اون‌جوری، مجبور نیستی چیزی بگی

631
00:57:17,767 --> 00:57:22,229
ولی واسه کسی که تازه
سقط کرده چی می‌گیری؟

632
00:57:22,897 --> 00:57:24,649
روح‌ـمم خبر نداشت

633
00:57:26,317 --> 00:57:28,069
در نتیجه گوگل‌ـش کردم

634
00:57:30,947 --> 00:57:32,448
می‌شه اون رو گوگل کرد

635
00:57:33,783 --> 00:57:35,201
جواب داد

636
00:57:35,452 --> 00:57:41,082
یه وبسایت ظاهر شد و خوشحال هم هستم
که بهش نگاه انداختم. واقعاً کمک‌ـم کرد

637
00:57:41,124 --> 00:57:42,875
،چون اولین فکرم

638
00:57:43,084 --> 00:57:45,855
سکۀ یادبود، وجود نداره

639
00:57:45,879 --> 00:57:47,672
آره

640
00:57:51,259 --> 00:57:54,762
کاشف به عمل اومد که در
واقع هیچ‌وقت وجود نداشته

641
00:57:56,014 --> 00:57:57,890
حتماً توی خواب دیدم‌ـش

642
00:58:00,143 --> 00:58:02,019
:فکر دوم‌ـم

643
00:58:02,103 --> 00:58:03,622
گُل

644
00:58:03,646 --> 00:58:05,606
گُل همیشه خوبه، درسته؟

645
00:58:06,065 --> 00:58:09,485
نه، نه بر طبق این وبسایت

646
00:58:09,944 --> 00:58:12,131
:این وبسایت زده بود
.براش گُل نگیرید»

647
00:58:12,155 --> 00:58:14,967
،گُل بیشتر نشانۀ عاشق‌پیشگیه

648
00:58:14,991 --> 00:58:17,428
بعدش باید ببرت‌شون خونه، بذارت‌شون توی آب

649
00:58:17,452 --> 00:58:20,496
«در چنین روزی این سختی رو بهش ندید

650
00:58:20,705 --> 00:58:22,349
،بر طبق این وبسایت

651
00:58:22,373 --> 00:58:28,295
گُل بدترین هدیه‌ایه که می‌تونی واسه یه
نفر درست بعد از اینکه سقط کرده بگیری

652
00:58:28,922 --> 00:58:31,298
حالا، من اون روز به اون توصیه عمل کردم

653
00:58:31,758 --> 00:58:34,010
هنوز فکر نمی‌کنم بهش باور داشته باشم

654
00:58:34,344 --> 00:58:41,368
احساس می‌کنم همه‌مون می‌تونیم سر این اتفاق نظر داشته باشیم که
بدترین هدیه‌ای که می‌تونی بعد از اینکه یه نفر سقط کرد براش بگیری

655
00:58:41,392 --> 00:58:44,687
جعبۀ بردنی‌ـه
<i>[ مانند ظرف یک‌بارمصرف که برای بردن غذا با خود استفاده می‌شود ]</i>

656
00:58:47,315 --> 00:58:50,568
یه چیز بدتر به فکرتون برسه، من‌ـم
جوک وامونده رو تغییر می‌دم

657
00:58:52,153 --> 00:58:55,281
جواب «جعبۀ بردنی»ـه

658
00:58:56,908 --> 00:58:59,118
اون نامناسبه

659
00:58:59,202 --> 00:59:05,291
اون یه سطل آب سرد روی روز سقطه. نه

660
00:59:08,044 --> 00:59:11,023
بر طبق این وبسایت، تنها یه هدیه‌ست

661
00:59:11,047 --> 00:59:16,510
تنها یه هدیه واسه کسی
که تازه سقط کرده مناسبه

662
00:59:16,844 --> 00:59:21,015
و اون... شیره‌دارـه

663
00:59:25,144 --> 00:59:28,958
می‌دونید شیره‌دار چیه؟

664
00:59:28,982 --> 00:59:31,400
چون من مجبور شدم اون پُخ رو هم گوگل کنم

665
00:59:31,943 --> 00:59:36,382
اگه نمی‌دونید، شیره‌دار یه گیاه صحراییه

666
00:59:36,406 --> 00:59:39,301
عین کاکتوسه، گیاهیه که نیاز به آب نداره

667
00:59:39,325 --> 00:59:43,662
گیاهیه که مواد غذایی‌ـش رو
از هوا می‌گیره. اون رو بدید بهش

668
00:59:44,414 --> 00:59:46,582
«من گفتم: «مطلقاً نه

669
00:59:46,916 --> 00:59:49,710
من هرگز اون‌کارو با دوست‌ـم جسیکا نمی‌کنم

670
00:59:50,086 --> 00:59:56,550
هیچ‌وقت نمی‌رم بگم: «اوه، بفرما، جسیکا. این‌ـم از یه
«چیز دیگه که هرگز مجبور نیستی ازش مراقبت کنی

671
01:00:11,566 --> 01:00:14,276
من هرگز اون‌کارو نمی‌کنم. مگه هیولام؟

672
01:00:16,821 --> 01:00:18,864
در نتیجه هیچی براش نگرفتم

673
01:00:19,949 --> 01:00:22,886
اون سرانجام از پشت اون درها اومد بیرون

674
01:00:22,910 --> 01:00:25,639
چیزی بهش ندادم، چیزی بهش نگفتم

675
01:00:25,663 --> 01:00:28,999
،فقط پاشدم وایسادم، بغل‌ـش کردم

676
01:00:29,000 --> 01:00:31,729
کمک‌ـش کردم تا دم ماشین
بیاد، رسوندم‌ـش خونه

677
01:00:31,753 --> 01:00:34,338
،روی کاناپه‌ش کنارش نشستم

678
01:00:34,464 --> 01:00:36,817
مدتی که داشت گریه می‌کرد در آغوش‌ـش گرفتم

679
01:00:36,841 --> 01:00:38,843
اون روز دوست فوق‌العاده‌ای بودم

680
01:00:39,135 --> 01:00:43,824
به قدری دوست فوق‌العاده‌ای بودم که حتی
،ساعت‌ها بعد از اینکه دست از گریه کشید

681
01:00:43,848 --> 01:00:48,394
...آروم شد و برای همیشه ماجرا رو فراموش کرد

682
01:00:54,734 --> 01:00:57,611
،من هنوز کنارش بودم...

683
01:00:57,820 --> 01:01:00,239
داشتم تمام این جوک‌ها رو می‌نوشتم

684
01:01:05,787 --> 01:01:07,246
،حالا

685
01:01:07,747 --> 01:01:09,790
بخش مورد علاقۀ من

686
01:01:09,791 --> 01:01:17,888
دربارۀ تعریف یه داستان 15دقیقه‌ای واقعی راجع به بردن
دوست‌ـم برای سقط که اجراهام رو باهاش به پایان برسونم

687
01:01:17,889 --> 01:01:21,051
واکنش‌های مختلفیه که از حضار گیرم میاد

688
01:01:21,344 --> 01:01:27,558
بعضی‌ها می‌خندن، بعضی‌ها چندش‌شون
می‌شه، بعضی‌ها آشکاراً دلخور می‌شن

689
01:01:27,642 --> 01:01:29,852
،و حقیقت اینه که، بچه‌ها

690
01:01:30,353 --> 01:01:32,855
اونا از نظر من هیچ فرقی ندارن

691
01:01:37,527 --> 01:01:43,741
ولی بهترین واکنش، دل‌پسند‌ترین واکنشی که تابحال
از این داستان گیرم اومده، همین چند هفته پیش بود

692
01:01:44,033 --> 01:01:50,748
یه زنه خیلی با اعتمادبه‌نفس از انتهای تئاتر
.بلند می‌شه و نعره می‌زنه: «عذر می‌خوام

693
01:01:51,040 --> 01:01:53,000
،عذر می‌خوام، آنتونی

694
01:01:53,126 --> 01:01:57,296
«ولی کجای سقط ان‌قدر خنده‌داره؟

695
01:01:58,005 --> 01:01:59,715
،و من گفتم: «خانم

696
01:02:00,341 --> 01:02:02,468
«همین الان برات تعریف کردم

697
01:02:04,137 --> 01:02:07,306
خیلی ممنون از همه. حضار معرکه‌ای بودید

698
01:02:20,000 --> 01:02:25,333
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی
<font color=#FF0000>Raylan Givens</font>

699
01:02:25,357 --> 01:02:45,357
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

