﻿1
00:00:10,600 --> 00:00:20,600
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:23,520 --> 00:00:24,776
آماده‌ان که ببیندتون

3
00:00:24,800 --> 00:00:26,096
ممنون

4
00:00:26,120 --> 00:00:29,176
ممنون که امروز تشریف آوردید. واقعاً
سپاس‌گزارـم که کارنامک‌تون رو ارسال کردید

5
00:00:29,200 --> 00:00:31,456
خواهش می‌کنم -
خنده‌دار بود -

6
00:00:31,480 --> 00:00:33,016
!اوه

7
00:00:33,040 --> 00:00:34,616
خیلی‌خب، قصدم این نبود

8
00:00:34,640 --> 00:00:35,696
ولی باشه -
خیلی هم خوب -

9
00:00:35,720 --> 00:00:42,976
، وضعیت کنونی ما غیرعادی هست، چون زنان زیادی رو ...هیچ
زنی رو این‌جا مشغول‌به‌کار نداریم، عمدتاً به‌علت

10
00:00:43,000 --> 00:00:45,296
اوه، دعوی آزار جنسی -
دعوی آزار جنسی... -

11
00:00:45,320 --> 00:00:46,456
بله، بله، بله -
بله -

12
00:00:46,480 --> 00:00:49,020
حال‌تون خوب‌ـه؟ -
آ... آره. ببخشید، فقط -

13
00:00:49,400 --> 00:00:52,456
از ایستگاه تا این‌جا رو دویدم، به همین خاطر کمی - گرم‌ـمه. خیلی بابت این هیجان‌زده‌ام...
- آب؟

14
00:00:52,480 --> 00:00:55,136
آ... نه، نه. نه، نمی

15
00:00:55,160 --> 00:00:57,776
راست‌ـش، چرا، آب باشه عالی می‌شه -
پس ما دنبال کسی هستیم که -

16
00:00:57,800 --> 00:01:00,216
در یک محیط رقابتی بتونه گلیم
خودش رو از آب بکِشه بیرون

17
00:01:00,240 --> 00:01:04,360
احتمالاً ممکنه یه دنبال‌شونده به‌تون بده، ولی، آ...
ما ...این‌جا چندتا دنبال‌کنندۀ نسبتاً خوب داریم، پس، آ

18
00:01:07,760 --> 00:01:09,176
آره

19
00:01:09,200 --> 00:01:12,456
به‌هنگام‌سازی وب‌گاه و توئیت‌کردنِ
گهگاهی رو هم شامل می‌شه

20
00:01:12,480 --> 00:01:14,416
این‌جا نوشته که شما قبلاً
کاری مشابه انجام دادید

21
00:01:14,440 --> 00:01:16,296
در کافه‌ای که قبلاً -
آره -

22
00:01:16,320 --> 00:01:17,696
اه، خیلی‌خب

23
00:01:17,720 --> 00:01:19,220
آم

24
00:01:21,840 --> 00:01:25,656
ببخشید، ولی فکر نمی‌کنم
کار خیلی خنده‌داری بود

25
00:01:25,680 --> 00:01:27,816
اوه، نه، ببخشید

26
00:01:27,840 --> 00:01:30,220
فکر کردم زیرـش بلوز دارم

27
00:01:31,200 --> 00:01:33,056
آره، خیلی‌خب

28
00:01:33,080 --> 00:01:35,736
ولی، محض اطلاع - اوه، نه، بی‌شوخی،
در این مورد، یه اتفاق بی‌غل‌وغش بود -

29
00:01:35,760 --> 00:01:38,256
ببینید، بخوام صادق باشم، کاری که
ممکنه دارید می‌کنید رو درک می‌کنم

30
00:01:38,280 --> 00:01:40,456
نه، سعی نداشتم... ای‌بابا، گرم‌ـم بود

31
00:01:40,480 --> 00:01:42,576
من سر این‌جور مسائل شوخی ندارم

32
00:01:42,600 --> 00:01:44,256
نه، سعی ندارم باهات سکس کنم

33
00:01:44,280 --> 00:01:45,580
یه نگاه به خودت بنداز

34
00:01:52,000 --> 00:01:54,140
خیلی‌خب، لطفاً برید

35
00:01:56,960 --> 00:01:58,460
چی؟

36
00:01:59,640 --> 00:02:02,500
ولی متوجه نیستید. من به
این احتیاج دارم - لطفاً فقط برید -

37
00:02:10,920 --> 00:02:12,456
منحرف -
هرزه -

38
00:02:12,480 --> 00:02:14,060
!عجب

39
00:02:14,240 --> 00:02:17,260
لطفاً برید -
خودت... لطفاً برو -

40
00:02:19,280 --> 00:02:20,820
دفتر من‌ـه

41
00:02:21,560 --> 00:02:23,020
خب؟

42
00:02:24,720 --> 00:02:26,260
خیلی‌خب

43
00:02:28,480 --> 00:02:30,700
!آ... ببخشید... وایسا

44
00:02:45,240 --> 00:02:50,900
سه شب پیش، یه پیتزای خیلی
لوند برای خودم سفارش دادم

45
00:02:51,560 --> 00:02:53,940
منظورـم اینه، هرزه‌خانم چکه می‌کرد

46
00:02:56,280 --> 00:02:58,976
و اون «استافد کراست» کوچولوی
، هرزه به‌قدری می‌خواست توـم باشه

47
00:02:59,000 --> 00:03:03,300
اون هرجاییِ کوچولو رو جوری خوردم که انگار
هیچ ارزشی برام نداشت و عاشق‌ـش بود

48
00:03:03,840 --> 00:03:06,296
، و اون تقریباً روال شد،
و حالا نسبتاً دیروقت بود

49
00:03:06,320 --> 00:03:08,816
در نتیجه خودم رو کشوندم
طبقۀ بالا تا برم توی دفترـم

50
00:03:08,840 --> 00:03:10,016
خب، توی تخت‌خواب‌ـم

51
00:03:10,040 --> 00:03:12,136
و سعی کنم رو اعداد و ارقام کافه کار کنم

52
00:03:12,160 --> 00:03:14,376
من یه کافه با مضمون خوکچۀ هندی می‌گردونم

53
00:03:14,400 --> 00:03:16,776
، ولی پول‌ـش ته کشیده و قراره تعطیل بشه

54
00:03:16,800 --> 00:03:19,416
مگر این‌که یه چک از آسمون بیوفته پایین، یا
این‌که یه بانک‌دار آب‌ـش رو بپاشه روی کون‌ـم

55
00:03:19,440 --> 00:03:20,900
و هیچ‌کدوم اتفاق نمیوفته

56
00:03:21,880 --> 00:03:25,980
و نمی‌خوام با اشارۀ درست‌حسابی، به بانک‌داره
ارج‌وقُرب بدم، بنابراین درباره‌ش حرف نمی‌زنم

57
00:03:26,400 --> 00:03:29,256
خب، چطور گاهی اوقات آرزو می‌کنم که ای‌کاش
می‌تونستم به نداشتن اخلاقیات اقرار کنم

58
00:03:29,280 --> 00:03:32,820
و بذارم در ازای ده‌هزار پوند
آب‌ـش رو روی کون‌ـم خالی کنه

59
00:03:34,080 --> 00:03:36,380
ولی، از قرار معلوم، نباید همچین کاری کرد

60
00:03:37,200 --> 00:03:38,780
پس

61
00:03:39,360 --> 00:03:40,860
خیلی‌خب

62
00:03:41,840 --> 00:03:43,340
نمی‌کنم

63
00:03:43,560 --> 00:03:46,500
با این‌که همه‌چی رو حل می‌کنه

64
00:03:46,640 --> 00:03:47,776
نمی‌کنم

65
00:03:47,800 --> 00:03:49,460
با این‌که می‌تونم

66
00:03:50,280 --> 00:03:54,296
توی دفترـم دراز کشیدم، اعداد و ارقام کافه شروع
می‌کنه به پریدن، عین نینجاها روـم فرود میاد

67
00:03:54,320 --> 00:03:58,656
بنابراین برای خودم توجیه کردم که خوبه
یه‌خرده بی‌خیال بشم، ذهن‌ـم رو بهبود ببخشم

68
00:03:58,680 --> 00:04:02,820
بنابراین، راست‌ـش یه فیلم نسبتاً خوب تماشا
کردم، اسم‌ـش... «دوباره 17سالگی» بود

69
00:04:03,560 --> 00:04:05,696
با بازی زک افرون که

70
00:04:05,720 --> 00:04:07,900
جذاب‌ـه

71
00:04:08,640 --> 00:04:10,296
می‌دونم، ولی

72
00:04:10,320 --> 00:04:13,333
منظورـم اینه، بی‌شوخی،
واقعاً بازیگر خیلی خوب‌ـیه

73
00:04:13,334 --> 00:04:14,816
اوهوم

74
00:04:14,840 --> 00:04:17,500
و صادقانه فیلم می‌تونست
بدتر باشه. یه نگاه بندازید

75
00:04:18,360 --> 00:04:24,576
:بعد اون تموم شد، من اون‌جا دراز کشیدم، توی فکر «کافه،
اعداد و ارقام، اعداد و ارقام، زک، اعداد و ارقام»

76
00:04:24,600 --> 00:04:28,296
اوباما» رو گوگل کردم. تا خودم رو به‌روز نگه دارم، می‌دونی» - که در بین حضار داریم‌شون...

77
00:04:28,320 --> 00:04:31,416
خیلی خوش‌حال‌ام که امروز این‌جام - ...که،
همون‌طور که کاشف به عمل اومد، همچنین -

78
00:04:31,440 --> 00:04:33,376
عالی‌ـه که تمام

79
00:04:33,400 --> 00:04:35,500
جذاب‌ـه...

80
00:04:36,320 --> 00:04:42,256
اون‌جا دراز کشیدم، توی فکر: «کافه، اعداد و ارقام، اعداد و
«ارقام، اوباما، اعداد و ارقام، زک، اوباما، اعداد و ارقام، زک

81
00:04:42,280 --> 00:04:46,720
، یه‌مرتبه، توی «یوپورن» بودم داشتم یه جلق وحشتناک می‌زدم
[ یک وب‌گاه اشتراک ویدئو در زمینۀ هرزه‌نگاری: YouPorn ]

82
00:04:48,800 --> 00:04:50,940
و نوع مناسب گنگ‌بنگ رو پیدا کردم

83
00:04:51,680 --> 00:04:55,256
، حالا، اون واقعاً من رو از رمق انداخت
، در نتیجه رایانه‌م رو گذاشتم کنار، خم شدم

84
00:04:55,280 --> 00:04:57,940
ماچِ شب‌به‌خیری رو به دوست‌پسرـم
هری دادم، و گرفتم خوابیدم

85
00:05:02,920 --> 00:05:08,340
صبح روز بعد، بیدار شدم و یه نوشته از هری به
«چشم‌ـم خورد، که نوشته بود: «اون دفعۀ آخر بود

86
00:05:09,960 --> 00:05:11,820
بخوام روراست باشم، یه‌خرده یکهویی بود

87
00:05:12,640 --> 00:05:15,940
، نمی‌دونستم داره دفعات رو می‌شمره
ولی خوبه که فهمیدم حواس‌ـش بود

88
00:05:16,400 --> 00:05:18,296
تمام وسایل‌ـش رفته بود

89
00:05:18,320 --> 00:05:20,456
و تمام مخلفات توی یخچال

90
00:05:20,480 --> 00:05:22,656
یه‌خرده از خودخواهی‌ـش هیجان‌زده بودم

91
00:05:22,680 --> 00:05:24,460
یکهو باز هوس‌ـش رو کردم

92
00:05:25,240 --> 00:05:27,336
ولی خیال‌ـم راحت شده
بود که یکی‌مون یه کاری کرد

93
00:05:27,360 --> 00:05:29,176
:قبلاً چیزهایی به‌م می‌گفت مثل

94
00:05:29,200 --> 00:05:31,616
تو مثل دخترهای دیگه نیستی. تو دوزاری‌ـت»

95
00:05:31,640 --> 00:05:33,620
«صاف‌ـه...

96
00:05:37,160 --> 00:05:40,580
«دوزاری‌ـت صاف‌ـه»

97
00:05:43,120 --> 00:05:48,220
وایسادم خیره شدم به جای دست‌ـم روی دیوار
مال موقعی که توی پریودم سکس سه‌نفره داشتم

98
00:05:54,120 --> 00:05:55,980
هوم

99
00:05:57,200 --> 00:05:59,856
من و هری هر 12 تا 18 ماه به هم می‌زنیم

100
00:05:59,880 --> 00:06:01,740
و زمانی که می‌زنیم، خب

101
00:06:02,360 --> 00:06:05,936
ای‌کاش می‌تونستم به‌تون بگم که ماجرای
، سکس سه‌نفره‌م معذب‌کننده و مشکل بود

102
00:06:05,960 --> 00:06:09,660
و همه کمی غمگین و پوچ رفتن
خونه، ولی... دوست‌داشتنی بود

103
00:06:12,120 --> 00:06:13,420
شرمنده

104
00:06:14,760 --> 00:06:17,816
این‌که هری چقدر به به‌هم‌زدن‌هامون
متعهده رو تحسین می‌کنم

105
00:06:17,840 --> 00:06:21,296
یخچال جزء جدیدیه، ولی
همیشه سنگِ‌تموم می‌ذاره

106
00:06:21,320 --> 00:06:24,700
یه چند باری، حتی کُل آپارتمان رو تمیز کرده

107
00:06:25,280 --> 00:06:27,100
جوری که انگار صحنۀ جرم‌ـه

108
00:06:27,920 --> 00:06:32,500
من اغلب به زمان‌بندی‌کردن به‌هم‌زدن‌هامون موقعی که
آپارتمان یه‌خرده نظافت درست‌حسابی لازم داره فکر کرده‌ام

109
00:06:33,560 --> 00:06:35,580
هیچ‌وقت نمی‌دونم چی قراره
باعث بشه از کوره در بره

110
00:06:35,960 --> 00:06:37,780
گوش‌به‌زنگ نگه‌م می‌داره

111
00:06:38,280 --> 00:06:39,820
روی مستراح می‌شینم

112
00:06:40,280 --> 00:06:42,736
به تمام آدم‌هایی که حالا می‌تونم
باهاشون سکس داشته باشم فکر می‌کنم

113
00:06:42,760 --> 00:06:45,060
فکروذکرـم سکس نیست

114
00:06:46,480 --> 00:06:48,700
فقط این‌که نمی‌تونم فکرـش
رو از سرـم بیرون کنم

115
00:06:50,120 --> 00:06:51,740
انجام‌ـش

116
00:06:53,080 --> 00:06:54,580
معذب‌کنندگی‌ـش

117
00:06:55,880 --> 00:06:57,620
تب‌وتاب‌ـش

118
00:06:58,520 --> 00:07:02,460
لحظه‌ای که پی می‌بری یه نفر

119
00:07:02,880 --> 00:07:05,980
بدن‌ـت رو می‌خواد

120
00:07:07,320 --> 00:07:09,260
زیاد احساس‌ـش نه

121
00:07:10,280 --> 00:07:13,256
گمون کنم حدود یک هفته فرصت
دارم تا هری برگرده، پس

122
00:07:13,280 --> 00:07:14,780
به‌تره دست‌به‌کار بشم...

123
00:07:15,280 --> 00:07:18,696
، زیر دوش، بوم، اتاق‌خواب، آرایش
بوم، می‌خوام واقعاً زحمت بکِشم

124
00:07:18,720 --> 00:07:23,660
، نیم ساعت رو صرف خوشایندبه‌نظررسیدن می‌کنم
و دست‌آخر شگفت‌انگیز به نظر می‌رسم

125
00:07:25,760 --> 00:07:29,776
منظورـم اینه، به‌ترین حالت بعد از
!یه عمر. یکی از اون روزها! بوم

126
00:07:29,800 --> 00:07:35,216
، خوشگل! شاداب، پاشنه‌بلند، دامن پوشیدم یه بلوز
نو، یه‌ذره شهوت‌انگیز، توی راهِ نجات کافه‌م

127
00:07:35,240 --> 00:07:36,540
و، بله، جولان می‌دم

128
00:07:37,240 --> 00:07:39,976
و می‌تونم یه مَرده رو ببینم که داره
از ایستگاه اتوبوس میاد طرف‌ـم

129
00:07:40,000 --> 00:07:42,696
واقعاً نمی‌تونه چشم ازـم برداره

130
00:07:42,720 --> 00:07:46,376
و من جوری راه می‌رم که انگار یه قلم‌مو رفته توی
، کون‌ـم، توی دل‌ـم می‌گم: «آره، براندازـم کن

131
00:07:46,400 --> 00:07:48,460
«چون مگه این‌که توی خواب ببینی، خپل‌خان

132
00:07:51,000 --> 00:07:53,416
کافه رو با دوست‌ـم بـو باز کردم

133
00:07:53,440 --> 00:07:56,136
اون الآن مُرده. تصادفی خودش رو کُشت

134
00:07:56,160 --> 00:07:58,896
قصدش رو نداشت، ولی کاملاً تصادفی هم نبود

135
00:07:58,920 --> 00:08:00,376
فکر نمی‌کرد واقعاً بمیره

136
00:08:00,400 --> 00:08:02,456
فقط فهمید که دوست‌پسرـش
با یکی دیگه می‌خوابید

137
00:08:02,480 --> 00:08:06,400
و می‌خواست با انداختن خودش روی تخت بیمارستان و با
نذاشتن این‌که تا یه مدت بره ملاقات‌ـش، ادب‌ـش کنه

138
00:08:06,600 --> 00:08:11,696
تصمیم گرفت وارد یه مسیر پُررفت‌وآمد دوچرخه بشه، می‌خواست
یه دوچرخه بگیره به‌ش، شاید یکی از انگشت‌هاش بشکنه

139
00:08:11,720 --> 00:08:14,336
ولی اون‌طور که کاشف به عمل اومد، دوچرخه‌ها
سرعت‌شون زیاده و پرتاب‌ـت می‌کنن توی خیابون

140
00:08:14,360 --> 00:08:16,940
سه نفر مُردن. خیلی بی‌شعور بود

141
00:08:18,440 --> 00:08:20,540
حقیقت رو هیچ‌وقت به پدرمادرـش نگفتم

142
00:08:21,840 --> 00:08:23,380
به دوست‌پسرـش گفتم

143
00:08:25,120 --> 00:08:26,540
گریه کرد

144
00:08:28,040 --> 00:08:29,540
یه عالمه

145
00:08:31,680 --> 00:08:33,700
خپل‌خان داره نزدیک‌تر می‌شه

146
00:08:34,080 --> 00:08:35,856
ژاکت گشاد

147
00:08:35,880 --> 00:08:37,336
صورت چاق

148
00:08:37,360 --> 00:08:38,940
براندازـم می‌کنه

149
00:08:39,280 --> 00:08:41,900
انگار از این‌که چقدر جذاب‌ام گیج شده

150
00:08:42,880 --> 00:08:44,860
انگار که درست نمی‌تونه باور کنه

151
00:08:45,200 --> 00:08:48,260
واسه یه لحظه نگران می‌شم که قراره از
مرد بی‌چاره یه مجرم جنسی در بیارم

152
00:08:48,640 --> 00:08:51,980
اوه، اوه، می‌خواد یه چیزی بگه. برو که رفتیم

153
00:08:52,760 --> 00:08:54,216
به نفع‌ـشه خوب باشه

154
00:08:54,240 --> 00:08:56,416
داره رد می‌شه. داره رد می‌شه

155
00:08:56,440 --> 00:09:03,880
دست‌ـش رو میاره سمت دهن‌ـش، و «!سرفه می‌کنه: «قدم‌زنی شرمسارانه اصطلاحی برای مواقعی که یک شخص
با لباس‌های روز قبل خود به خانه ] [ بازمی‌گردد که حاکی از داشتن رابطۀ جنسی برنامه‌ریزی‌نشده است

156
00:09:07,160 --> 00:09:09,860
دیگه خیلی دیره که برم خونه
و لباس‌هام رو عوض کنم و

157
00:09:10,560 --> 00:09:12,336
توی کیف‌ـم کفش پاشنه‌کوتاه دارم

158
00:09:12,360 --> 00:09:14,180
و، بگذریم، چاقالو بود

159
00:09:16,080 --> 00:09:18,420
و اون رو نمی‌تونه شب‌ها در بیاره

160
00:09:21,480 --> 00:09:23,056
هری یه‌خرده چاق‌ـه

161
00:09:23,080 --> 00:09:26,616
آروم می‌زنه روی شیکم‌ـش
، جوری که انگار یه خرس کوچولوئه

162
00:09:26,640 --> 00:09:29,176
به چیزی که رسیده افتخار می‌کنه

163
00:09:29,200 --> 00:09:33,460
، شکار کرده، جمع‌آوری کرده
خورده. یه ضربۀ ملایم

164
00:09:34,560 --> 00:09:36,380
گواه. ضربه، ضربه

165
00:09:37,680 --> 00:09:39,136
من رو به خنده می‌ندازه

166
00:09:39,160 --> 00:09:42,176
یه دختر خوشگل یه بار
توی یه مهمونی ازـم پرسید که

167
00:09:42,200 --> 00:09:48,020
توی دل‌ـم دوست داشتم که هری یه‌خرده شیکم در آورده
بود چون برای زن‌های دیگه از جذابیت‌ـش کم کرده بود

168
00:09:49,040 --> 00:09:52,780
دوست‌پسرـش یه نهنگ بود که یه گوشه وایساده
بود، جلوی درهای توالت‌ها رو گرفته بود

169
00:09:53,800 --> 00:09:57,380
از دختره پرسیدم که آیا دوست‌پسرـش وادارـش
نکرده جاهایی که دست‌ـش نمی‌رسه رو براش بشوره

170
00:09:58,640 --> 00:09:59,980
!یه چک به‌م زد

171
00:10:01,600 --> 00:10:03,340
یه چکِ واقعی

172
00:10:04,480 --> 00:10:06,700
که یعنی وادارـش کرده بود

173
00:10:08,640 --> 00:10:10,816
مرگِ بـو رفت توی روزنامه‌ها

174
00:10:10,840 --> 00:10:14,660
دختر کافه‌دارِ محلی را یک دوچرخه»
و یک ماشین زیر گرفت

175
00:10:14,720 --> 00:10:16,100
«و یک دوچرخۀ دیگر

176
00:10:16,480 --> 00:10:22,540
.یه‌مرتبه کافه مثل توپ صدا کرد. نوشته. گُل
به یادش یادبودهای خوکچۀ هندی‌ای می‌ذاشتن

177
00:10:22,760 --> 00:10:24,656
بـو به مضمون خوکچۀ هندی معنی داد

178
00:10:24,680 --> 00:10:28,016
خیلی ریزه و ناز بود و عکس‌های
خوکچه‌های هندی رو زده بود همه‌جا

179
00:10:28,040 --> 00:10:29,896
، وانمود می‌کردم اون‌جا نیستن

180
00:10:29,920 --> 00:10:33,500
که گمون می‌کنم کُل تجربۀ کافۀ خوکچۀ
هندی رو یه‌خرده مورمورکننده می‌کنه

181
00:10:35,200 --> 00:10:37,100
بـو یه‌خرده مثل یه خوکچۀ
هندی به وجود اومده بود

182
00:10:37,680 --> 00:10:40,376
بدون کمر یا باسن. فقط

183
00:10:40,400 --> 00:10:41,820
!از بالا تا پایین یکی بود

184
00:10:42,960 --> 00:10:44,744
ولی خیلی به‌ش میومد

185
00:10:45,560 --> 00:10:47,140
و خوشگل بود

186
00:10:48,600 --> 00:10:49,980
اما بدقلق

187
00:10:51,480 --> 00:10:52,860
حسود

188
00:10:53,880 --> 00:10:55,180
حساس

189
00:10:57,320 --> 00:10:58,780
ولی خوشگل

190
00:10:59,960 --> 00:11:01,540
و به‌ترین دوست‌ـم

191
00:11:04,240 --> 00:11:06,380
یازده و ده دقیقه در کافه

192
00:11:07,000 --> 00:11:08,420
ساکت

193
00:11:08,800 --> 00:11:10,420
به‌طور مرموز و ترسناکی ساکت

194
00:11:11,160 --> 00:11:16,180
بـو قدیم‌ها همیشه آهنگ می‌ذاشت، بلندبلند طالع‌نامه
می‌خوند، و پاکتِ چیپس توی مایکرووِیو چروکیده می‌کرد

195
00:11:16,440 --> 00:11:18,376
، قدیم‌ها توی کافه بوی گند می‌پیچوند

196
00:11:18,400 --> 00:11:22,860
ولی پاکت‌های کوچولو رو تبدیل به جاکلیدی
می‌کرد و می‌دادشون به افرادی که خیلی مؤدب بودن

197
00:11:25,640 --> 00:11:27,540
یه یارو کنج نشسته

198
00:11:27,880 --> 00:11:30,660
آبِ شیر می‌نوشه و از پریز برق استفاده می‌کنه

199
00:11:31,040 --> 00:11:34,020
باید یه چیزی بخره، ولی همین‌که
یه نفر هست هم خیلی خوبه

200
00:11:34,720 --> 00:11:36,260
داره مطالعه می‌کنه

201
00:11:36,640 --> 00:11:38,500
راست‌ـش خیلی جذاب‌ـه

202
00:11:38,960 --> 00:11:40,736
ولی به من نگاه نمی‌کنه

203
00:11:40,760 --> 00:11:45,260
حتی وقتی عمداً یه خیار می‌ندازم زمین فقط واسه
این‌که یه چیزی واسه دولّاشدن براش داشته باشم

204
00:11:46,160 --> 00:11:48,176
حتی جو هم پیداش نشده

205
00:11:48,200 --> 00:11:50,336
جو همیشه ساعت 11 این‌جاست

206
00:11:50,360 --> 00:11:52,856
پیرپاتال تمام‌عیار، از
انگشت‌های پا به بالا رعشه‌ای

207
00:11:52,880 --> 00:11:54,256
یکی از نیک‌های روزگار

208
00:11:54,280 --> 00:11:55,900
!دندون‌های گنده

209
00:11:56,320 --> 00:11:58,456
، موهای سفید، پوزخند مضحک

210
00:11:58,480 --> 00:12:01,856
و شادمانی‌ای که به‌ت کشیده می‌زنه
تا این‌که ناخودآگاه به‌ش لبخند بزنی

211
00:12:01,880 --> 00:12:04,340
حتی اثاثیۀ وامونده هم جو رو دوست داره

212
00:12:04,600 --> 00:12:10,016
قسم می‌خورم وقتی جو از راه می‌رسه، در داوطلبانه
باز می‌شه، فقط واسه این‌که به طرف یه ورودی بده

213
00:12:10,040 --> 00:12:11,576
یه‌مرتبه، اون‌جا ظاهر می‌شه

214
00:12:11,600 --> 00:12:12,936
!ترق

215
00:12:12,960 --> 00:12:16,296
با زور اون تقریباً لولاهاش رو از جا می‌کّنه

216
00:12:16,320 --> 00:12:17,700
هیچی

217
00:12:18,360 --> 00:12:20,700
رقیب جو نمی‌شه

218
00:12:21,440 --> 00:12:23,060
شکست‌ناپذیره

219
00:12:23,680 --> 00:12:29,500
، می‌شه صدای نعره‌ش رو در کُل خیابون شنید: «سلام
، نخودشیرین!»، قبل از این‌که شَق‌ورَقانه وارد بشه

220
00:12:29,501 --> 00:12:31,376
، باد زده موهای سفید بلندش رو برده پشت سرـش

221
00:12:31,400 --> 00:12:35,176
تنبان شطرنجی پاره، تی‌شرت سفید، بندهای
:شلوار، از بارون خیسِ خالی‌ـه، همه‌ش می‌گه

222
00:12:35,200 --> 00:12:37,376
.چه جادویی! چه صبح زیبایی»

223
00:12:37,400 --> 00:12:40,340
راست‌ـش... راست‌ـش نمی‌تونم باهاش
.کنار بیام که بیرون چقدر عالی‌ـه

224
00:12:41,360 --> 00:12:43,220
خوش‌شانس‌ایم که زنده‌ایم، هان؟

225
00:12:43,680 --> 00:12:45,260
«خوش‌شانس‌ایم که زنده‌ایم

226
00:12:46,440 --> 00:12:48,100
نمی‌دونم چی‌کار می‌کنه

227
00:12:49,080 --> 00:12:50,940
فقط می‌دونم که ساعت 11 میاد

228
00:12:51,840 --> 00:12:53,140
معمولاً

229
00:12:54,200 --> 00:12:56,700
به خودم میام می‌بینم
دارم در رو تماشا می‌کنم

230
00:12:57,480 --> 00:13:01,340
هیچ‌وقت زیاد دقت نکرده بودم که وقتی بـو
این‌جا بود چنین مشتری دائمی بود، ولی حالا

231
00:13:02,440 --> 00:13:03,936
ولی از طرفی، مشکلی نیست

232
00:13:03,960 --> 00:13:08,256
چون سایه‌ش رو می‌بینم که داره پنجره رو
، می‌گیره، و منتظر درـم تا شترق باز بشه

233
00:13:08,280 --> 00:13:11,060
، ولی امروز، زوزه‌کِشان
و آهسته‌آهسته باز می‌شه

234
00:13:11,400 --> 00:13:13,780
و جو لنگان‌لنگان خودش رو
می‌کِشونه سمت پیشخوان

235
00:13:14,720 --> 00:13:16,540
من آمادگی این رو ندارم

236
00:13:18,000 --> 00:13:19,300
«روبه‌راه‌ای، جو؟»

237
00:13:21,200 --> 00:13:25,260
«آ... آره، آره، جون‌ـم،
آره. آره، روبه‌راه‌ام»

238
00:13:27,040 --> 00:13:28,620
«چای، جو؟»

239
00:13:30,120 --> 00:13:32,416
.آ... آره، عزیزـم، آره، با کمال میل. ممنون»

240
00:13:32,440 --> 00:13:34,136
من

241
00:13:34,160 --> 00:13:36,100
«من همین پشت‌ام

242
00:13:37,360 --> 00:13:40,220
چای‌ـش رو دم می‌کنم. شش تا قند

243
00:13:41,560 --> 00:13:44,740
می‌برم‌ـش بیرون، می‌ذارم‌ـش
روی میز کوچولوـش

244
00:13:45,120 --> 00:13:48,180
یه سیگاری لوله می‌کنه و
بخارکردن فنجون رو تماشا می‌کنه

245
00:13:49,520 --> 00:13:51,900
«حالا، اون چیز زیبایی نیست؟»

246
00:13:54,160 --> 00:13:56,260
مطمئن نیستم چی

247
00:13:57,160 --> 00:13:58,616
یه سیگاری ازـش می‌خوام

248
00:13:58,640 --> 00:14:00,216
من سیگاری نیستم. خب، هستم، ولی

249
00:14:00,240 --> 00:14:01,540
!اوه، خفه

250
00:14:02,200 --> 00:14:03,980
آم

251
00:14:05,160 --> 00:14:06,776
«یه سیگاری می‌دی به‌م، جو؟»

252
00:14:06,800 --> 00:14:10,016
«آب‌نبات، تو جون بخواه. افتخار می‌دی؟»

253
00:14:10,040 --> 00:14:11,216
«آره، ممنون»

254
00:14:11,240 --> 00:14:14,096
با انگشت‌های لاغر و
تیره‌ش برام لوله‌ش می‌کنه

255
00:14:14,120 --> 00:14:16,220
چهار ثانیه طول می‌کشه. کاملاً حرفه‌ایه

256
00:14:17,120 --> 00:14:18,576
ازـش می‌گیرم‌ـش

257
00:14:18,600 --> 00:14:20,180
روشن‌ـش می‌کنم

258
00:14:20,360 --> 00:14:21,860
با هم دود می‌کنیم

259
00:14:22,280 --> 00:14:26,576
من کنارـش می‌شینم، ما دو تا روی
، این صندلی بچگونه‌های ریزه‌میزه

260
00:14:26,600 --> 00:14:29,660
، یه‌جورایی واسه جلب توجه‌ان
ولی، حقیقت‌ـش، ارزون‌تر بودن

261
00:14:31,120 --> 00:14:33,100
اون مضحک به نظر می‌رسه

262
00:14:35,320 --> 00:14:37,500
«من این صندلی‌ها رو دوست دارم، می‌دونی؟»

263
00:14:39,880 --> 00:14:41,620
«چی شده، جو؟»

264
00:14:44,760 --> 00:14:46,220
.اه، دخترـم»

265
00:14:46,920 --> 00:14:48,420
.دخترـم

266
00:14:49,520 --> 00:14:51,260
.من آدم‌ها رو دوست دارم

267
00:14:51,640 --> 00:14:53,260
.من آدم‌ها رو دوست دارم

268
00:14:54,360 --> 00:14:56,740
«ولی من رو دمغ می‌کنن

269
00:14:58,320 --> 00:14:59,700
.آره»

270
00:15:00,240 --> 00:15:02,060
«آره، آدم‌ها ریدمان‌ان

271
00:15:03,000 --> 00:15:04,536
رو می‌کنه به‌م

272
00:15:04,560 --> 00:15:07,500
می‌تونم هر خط عمیق صورت‌ـش رو ببینم

273
00:15:07,880 --> 00:15:10,780
!اوه، نه، عزیزـم. نه»

274
00:15:11,160 --> 00:15:13,620
.آدم‌ها شگفت‌انگیزـن

275
00:15:14,480 --> 00:15:20,460
ولی آدم‌ها کِی متوجه می‌شن
«که آدم‌ها تمام چیزی‌ان که داریم؟

276
00:15:22,920 --> 00:15:25,540
به‌م لبخند می‌زنه، ولی یه‌خرده
احساس خفت‌شدگی می‌کنم

277
00:15:26,000 --> 00:15:30,660
، بنابراین وانمود می‌کنم که باید کاپوچینوساز رو بشورم
همین‌جوری می‌رم داخل و یه‌خرده سرلوله‌ش رو پاک می‌کنم

278
00:15:32,520 --> 00:15:34,696
ساعت پنج. خط شمالی

279
00:15:34,720 --> 00:15:38,940
دارم سعی می‌کنم یه مقاله دربارۀ این‌که چطور
واژۀ «فمنیست» ظاهراً هرزه‌انگارانه شده بخونم

280
00:15:39,400 --> 00:15:40,656
، سعی می‌کنم فکرـم رو درگیر کنم

281
00:15:40,680 --> 00:15:43,780
ولی تنها چیزی که به فکرـم میاره یه
مشت فمنیست کوچولوی هرزه‌ست

282
00:15:45,600 --> 00:15:47,460
آره

283
00:15:48,240 --> 00:15:50,096
اوهوم

284
00:15:50,120 --> 00:15:51,656
تودماغی به خودم می‌خندم

285
00:15:51,680 --> 00:15:55,580
و بعد با یه مرد جذاب چشم‌توچشم می‌شم

286
00:15:56,360 --> 00:15:57,700
!اوه

287
00:15:58,400 --> 00:16:01,656
خب، جذاب‌ـه و روزنامه‌ش
رو این‌جاها نگه داشته

288
00:16:01,680 --> 00:16:04,216
، از بینی به پایین یه‌خرده جَوندگانی می‌شه

289
00:16:04,240 --> 00:16:07,616
ولی به‌قدر کافی برای یه‌مقدار چشم‌گایش توی مترو خوبه اصطلاحی
برای ارتباط چشمی‌ای: eye-fucking ] [ که با هدفی شهوانی صورت گیرد

290
00:16:07,640 --> 00:16:10,500
اون با دهن ریزه‌میزه‌ش به‌م لبخند می‌زنه

291
00:16:17,000 --> 00:16:18,700
من هم به‌ش لبخند می‌زنم

292
00:16:21,920 --> 00:16:23,460
اون سرـش رو می‌ندازه پایین

293
00:16:23,960 --> 00:16:25,260
من سرـم رو می‌ندازم پایین

294
00:16:28,800 --> 00:16:33,260
و بعد هم‌زمان سرـمون رو میاریم بالا

295
00:16:33,880 --> 00:16:35,976
یه هرهر ریز می‌کنیم

296
00:16:36,000 --> 00:16:39,460
افراد دیگۀ توی واگن کم‌کم متوجه می‌شن

297
00:16:40,520 --> 00:16:43,340
مسحورِ لحظه شدن

298
00:16:44,880 --> 00:16:46,420
تهوع‌آوره

299
00:16:47,520 --> 00:16:50,056
مترو توی خیابون «تاتنهام کورت» نگه می‌داره

300
00:16:50,080 --> 00:16:53,656
و ما جفت‌مون هم‌زمان پا می‌شیم وایمی‌ستیم

301
00:16:53,680 --> 00:16:55,820
می‌تونم بالا بیارم

302
00:16:56,400 --> 00:16:59,180
برمی‌گرده به‌م می‌گه: «آم

303
00:16:59,800 --> 00:17:02,660
«خب، این اتفاق زیاد نمیوفته، مگه نه؟

304
00:17:06,240 --> 00:17:07,776
:من با یه هرهر وحشتناک می‌گم

305
00:17:07,800 --> 00:17:09,260
«...نه، نه، چیزه»

306
00:17:10,560 --> 00:17:14,300
«به، به گمونم خیلی نادره. آره»

307
00:17:15,200 --> 00:17:18,696
می‌گه ممکنه یه‌خرده احمقانه به نظر
، برسه، ولی این ایدۀ «دیوانه‌وار» رو داره

308
00:17:18,720 --> 00:17:21,940
و ایدۀ «دیوانه‌وار» اینه
که شمارۀ من رو بگیره

309
00:17:22,920 --> 00:17:25,580
لحظه رو غنیمت می‌شمریم
و شماره ردّوبدل می‌کنیم

310
00:17:25,920 --> 00:17:27,380
من از مترو پیاده می‌شم

311
00:17:27,680 --> 00:17:29,700
یه‌مرتبه ترس هری رو برمی‌دارم

312
00:17:29,960 --> 00:17:31,940
اون دیگه نخواهد بود

313
00:17:32,280 --> 00:17:36,540
بانو تخمدان به‌م می‌گه: «بدوبدو کن به مکان
«امن. در مکان امن می‌تونی بچه درست کنی

314
00:17:36,960 --> 00:17:38,976
.ولی باید تاب بیارم
یخچال هیچ معنایی نداره

315
00:17:39,000 --> 00:17:40,496
بعداً به‌م پیام می‌ده. تاب بیار

316
00:17:40,520 --> 00:17:43,780
.توی مترو با یه جوندۀ خوش‌برخورد آشنا شدم
خیلی چیزها دارم که باید قدردان‌شون باشم

317
00:17:44,240 --> 00:17:46,256
به «سخنرانی زنان» خوش آمدید

318
00:17:46,280 --> 00:17:48,496
گفتاره تا پنج دقیقۀ دیگر آغاز می‌شود

319
00:17:48,520 --> 00:17:50,096
لطفاً بلیت‌هایتان را آماده کنید

320
00:17:50,120 --> 00:17:52,936
خواهرـم رو بیرون تالار سخنرانی پیدا می‌کنم

321
00:17:52,960 --> 00:17:57,420
عصبی و خوشگل‌ـه و احتمالاً بی‌اشتها، ولی
لباس‌ها روی تن‌ـش خیلی خوب وایمی‌ستن، پس

322
00:17:58,120 --> 00:18:00,256
مامان دو سال پیش مُرد

323
00:18:00,280 --> 00:18:02,816
عمل پستان‌برداری دوگانه
داشت ولی هرگز خوب نشد

324
00:18:02,840 --> 00:18:07,020
به‌طور فوق‌العاده‌ای سخت بود
چون ممه‌های محشری داشت

325
00:18:07,200 --> 00:18:11,620
قبلاً به من می‌گفت که خوش‌شانس‌ام، چون
مال من هیچ‌وقت «جلوی دست و پا» رو نمی‌گیرن

326
00:18:12,600 --> 00:18:14,096
، وقتی ازـش می‌پرسیدم منظورـش چیه

327
00:18:14,120 --> 00:18:18,180
قدیم‌ها با وانمودکردن به درتقلابودن
برای بازکردن درِ یخچال نشون‌ـش می‌داد

328
00:18:18,640 --> 00:18:20,380
«و بعد نمی‌تونی»

329
00:18:22,440 --> 00:18:25,620
هیچ مشکلی نیست. دشواری»
«...نداره. برام سؤاله آیا می‌تونم

330
00:18:26,760 --> 00:18:28,300
«آره»

331
00:18:29,840 --> 00:18:32,736
یا وانمود می‌کرد قادر
نیست ببینه چی روی زمین‌ـه

332
00:18:32,760 --> 00:18:36,456
.وامونده کابوس‌ـیه برای خودش، عزیزـم»
.ببخشید، نمی... نمی‌تونم چیزی ببینم

333
00:18:36,480 --> 00:18:38,256
.روح‌ـمم خبر نداره چی اون‌جاست

334
00:18:38,280 --> 00:18:39,376
.لعنتی

335
00:18:39,400 --> 00:18:40,536
چیزه

336
00:18:40,560 --> 00:18:41,776
چیزی اون‌جاست؟

337
00:18:41,800 --> 00:18:44,260
نمی‌دونم، ولی می‌دونی
«تو خیلی خوش‌شانس‌ای

338
00:18:46,960 --> 00:18:49,020
ممه‌های خواهرـم غول‌آساست

339
00:18:50,440 --> 00:18:52,500
ولی اون تمام خوبی‌های مامان رو به ارث برده

340
00:18:53,840 --> 00:18:57,896
روش بابا برای دست‌و‌پنجه‌نرم‌کردن با دوتا دختر بی‌مادرـش
این بود که برامون بلیطِ سخنرانی‌های فمنیستی بخره

341
00:18:57,920 --> 00:19:00,760
و شروع کنه به کردن مادرخونده‌مون، و
سرانجام، دست از خبرگرفتن ازـمون بکِشه

342
00:19:01,760 --> 00:19:04,060
این سخنرانی‌ها هرسه‌ماه‌یک‌بارـن

343
00:19:04,280 --> 00:19:06,580
عملاً تنها زمانی‌ان که خواهرـم رو می‌بینم

344
00:19:07,360 --> 00:19:08,740
خسته به نظر می‌رسه

345
00:19:09,520 --> 00:19:11,460
توی سالن انتظار می‌شینیم

346
00:19:15,560 --> 00:19:21,620
من متوجه می‌شم بلوزی که چند سال
پیش «گم» کرده بود تن‌ـمه، پس

347
00:19:22,600 --> 00:19:24,820
آره، اوضاع وخیم می‌شه

348
00:19:25,400 --> 00:19:27,700
جون‌ـش واسه این بلوز در می‌رفت

349
00:19:28,600 --> 00:19:30,780
چشم‌هاش دوخته شده به‌ش

350
00:19:33,320 --> 00:19:36,260
ولی... و می‌تونم ببینم که
مغزـش داره تیک‌تاک می‌کنه

351
00:19:36,960 --> 00:19:40,180
تصمیم می‌گیره نگه‌ش داره واسه بعد

352
00:19:44,040 --> 00:19:45,940
مضطرب‌ـم می‌کنه

353
00:19:46,400 --> 00:19:47,940
آتو

354
00:19:50,000 --> 00:19:54,256
داره «کیندل»ـش رو می‌خونه سخت‌افزاری الکترونیکی که برای خواندن: Amazon
Kindle ] [ کتاب الکترونیکی و دیگر رسانه‌های دیجیتال به کار می‌رود

355
00:19:54,280 --> 00:19:56,620
موهاش رو یه‌خرده تجملاتی درست کرده

356
00:19:56,960 --> 00:20:00,380
کنجکاوـم بدونم بعد از سخنرانی
قرار داره، یا فقط پریود شده

357
00:20:00,840 --> 00:20:03,336
همیشه حوالی پریودش یه
کار کمی متفاوت انجام می‌ده

358
00:20:03,360 --> 00:20:05,576
تنش پیش از قاعدگی خیلی بدی می‌گیره

359
00:20:05,600 --> 00:20:09,260
مامان قبلاً به‌ش می‌گفت
بحران اعتمادبه‌نفس ماهانه‌ش

360
00:20:09,880 --> 00:20:11,416
ولی تنش پیش از قاعدگی‌ـه

361
00:20:11,440 --> 00:20:16,016
تنها راهی که می‌تونه از سر بگذروندش، اینه
که به نحوی جزئی خودش رو به‌کلی تغییر بده

362
00:20:16,040 --> 00:20:17,696
، یک ماهِ به‌ویژه بد

363
00:20:17,720 --> 00:20:22,640
در حالی که چیزی نمونده بود اشک‌ـش در بیاد، با «لایکرا»ی کامل
اومد توی آشپزخونه [ نوعی پارچۀ چسبان در لباس‌های ورزشی: Lycra ]

364
00:20:24,240 --> 00:20:26,380
حتی بابا مجبور شد از اتاق بره بیرون

365
00:20:26,960 --> 00:20:29,540
مثل این می‌موند که کاندوم پوشیده باشه

366
00:20:32,320 --> 00:20:36,460
چند روزِ بغرنجی از لحاظ احساسی بود
که دیگه اجازه نداریم درباره‌ش حرف بزنیم

367
00:20:38,680 --> 00:20:40,780
خیلی بی‌حرکت نشسته

368
00:20:42,240 --> 00:20:45,100
قطعاً بحران اعتمادبه‌نفس ماهانه داره

369
00:20:46,120 --> 00:20:50,100
منظورـم اینه، موهاش رو بافته. هر دو سمت
که گره زده شده به نوک، غیرقابل‌تحمل‌ـه

370
00:20:52,920 --> 00:20:54,420
نمی‌تونم مقاومت کنم

371
00:21:32,040 --> 00:21:33,256
«موهات قشنگ شده»

372
00:21:33,280 --> 00:21:35,940
«!گُه نخور»

373
00:21:37,560 --> 00:21:39,020
!فوق‌العاده

374
00:21:39,600 --> 00:21:42,016
از کاروبار می‌پرسه و من کمی بدعنق می‌شم

375
00:21:42,040 --> 00:21:47,016
، به‌ش می‌گم که چند روز دیگه مدت اجارۀ کافه تموم‌ـه مگر
این‌که بتونم اقلاً پنج‌هزار پوند گیر بیارم، که غیرممکن‌ـه

376
00:21:47,040 --> 00:21:49,896
بنابراین دارم با دست‌کشیدن از تنها چیزی
، که از بـو برام مونده دست‌وپنجه نرم می‌کنم

377
00:21:49,920 --> 00:21:52,816
تنها چیزی که مانع تبدیل‌شدن من
به یه بردۀ شرکتی مثل اون می‌شه

378
00:21:52,840 --> 00:21:56,776
.و می‌دونم که همه فکر می‌کردن قراره گُه بالا بیارم
ولی حالا، به نظر میاد از توقعات همه فراتر رفتم

379
00:21:56,800 --> 00:22:01,300
که قصد نداشتم بگم، همین‌جوری در اومد، و قراره
ازخودمچکری‌ـش چشم‌هام رو از کاسه در بیاره

380
00:22:02,200 --> 00:22:03,780
ولی همین‌جوری به‌م نگاه می‌کنه

381
00:22:04,520 --> 00:22:05,980
بدون واکنشی

382
00:22:06,720 --> 00:22:07,896
من با اصول آشنام

383
00:22:07,920 --> 00:22:11,660
در نتیجه ازـش دربارۀ کار شغلی بی‌نقصِ
اَبَرمهم‌ـش، زندگی فوق‌العاده‌ش پرسیدم

384
00:22:12,240 --> 00:22:15,456
به‌م می‌گه که بالأخره به‌ش شغلی در فنلاند
، که به‌ش رؤیای خیس می‌ده پیشنهاد شده

385
00:22:15,480 --> 00:22:19,780
که می‌خوان در ازای کار کم حقوق زیاد به‌ش بدن و دیگه مجبور نیست کت‌شلوار قدرت بپوشه مدی در
دهۀ ۱۹۸۰ که هدف آن ایجاد: powersuit ] [ اقتدار برای زنان در سِمت‌های اداری یا سیاسی بود

386
00:22:19,800 --> 00:22:21,176
!عجب»

387
00:22:21,200 --> 00:22:22,620
«فنلاند

388
00:22:22,880 --> 00:22:24,136
ولی ردّش می‌‌کنه

389
00:22:24,160 --> 00:22:26,736
چون شوهرـش می‌گه که به‌خاطر جِیک نباید بره

390
00:22:26,760 --> 00:22:28,456
.جِیک پسرخونده‌شه
خیلی عجیب‌غریب‌ـه

391
00:22:28,480 --> 00:22:30,900
احتمالاً بی‌غرضانه، ولی هیچ‌کس
زیاد درباره‌ش حرف نمی‌زنه

392
00:22:31,120 --> 00:22:33,936
اگه کلیر بیش‌تر از یه روز
نباشه، از خود بی‌خود می‌شه

393
00:22:33,960 --> 00:22:37,060
و یه قضیه‌ای داره که سعی
می‌کنه با کلیر بره توی وان

394
00:22:38,120 --> 00:22:39,500
‏‏15 سال‌ـشه

395
00:22:41,440 --> 00:22:44,020
«به‌ش می‌گم: «اون پسرـت نیست

396
00:22:44,800 --> 00:22:46,460
«نکته‌ش این نیست»

397
00:22:47,720 --> 00:22:49,260
«...هوم»

398
00:22:50,680 --> 00:22:51,856
«قیافه نگیر»

399
00:22:51,880 --> 00:22:54,260
.من که قیافه نگرفتم»

400
00:22:54,560 --> 00:22:55,900
!برو

401
00:22:56,320 --> 00:22:57,780
«این راجع به توئه

402
00:22:58,880 --> 00:23:00,580
«می‌دونستم این رو می‌گی»

403
00:23:01,720 --> 00:23:03,896
به‌ش می‌گم که داره اشتباه وحشتناکی می‌کنه

404
00:23:03,920 --> 00:23:07,336
نباید بذاره بقیه سر راه چیزی
، که واقعاً می‌خواد قرار بگیرن

405
00:23:07,360 --> 00:23:09,896
و فنلاند چیزـیه که واقعاً می‌خواد

406
00:23:09,920 --> 00:23:13,180
به‌م می‌گه که، خیلی‌خب، شوهرـش

407
00:23:13,920 --> 00:23:16,420
بقیه» نیست»

408
00:23:16,840 --> 00:23:18,700
شوهرـش

409
00:23:19,560 --> 00:23:21,340
عمرـشه

410
00:23:22,080 --> 00:23:26,660
بنابراین به‌ش می‌گم که شوهرـش سعی
کرد روز کریسمس من رو دست‌مالی کنه

411
00:23:30,600 --> 00:23:32,260
نمی‌دونم چرا اون رو گفتم

412
00:23:32,720 --> 00:23:35,900
حقیقت داره، ولی... مست بود، پس

413
00:23:36,560 --> 00:23:38,616
، مارتین همیشه مست‌ـه

414
00:23:38,640 --> 00:23:40,980
که عجیب‌ـه، چون کلیر لب به الکل نمی‌زنه

415
00:23:41,840 --> 00:23:43,220
یا شایدم عجیب نیست

416
00:23:44,000 --> 00:23:47,496
ولی مارتین خیلی توی مست‌بودن
وارده و این‌که مست باحال‌ـیه

417
00:23:47,520 --> 00:23:49,416
، هیچ‌کس نمی‌خواد اقرار کنه که یه مشکلی هست

418
00:23:49,440 --> 00:23:53,700
چون، اون‌وقت، دیگه نمی‌تونن با مارتینِ مستِ
باحال، شب‌گردی‌های دیوانه‌وار داشته باشن

419
00:23:58,760 --> 00:24:00,580
مارتین

420
00:24:03,160 --> 00:24:04,820
یکی از اون مردهاست

421
00:24:06,080 --> 00:24:10,016
که به‌طور انفجاری از لحاظ جنسی
با همه ناشایست برخورد می‌کنه

422
00:24:10,040 --> 00:24:12,056
که باعث می‌شه احساس بدی
، به‌ت دست بده، اگه به دل بگیری

423
00:24:12,080 --> 00:24:14,020
چون فقط داشت «شوخ‌بازی» در میاورد

424
00:24:14,840 --> 00:24:19,216
، صادقانه، می‌تونی به‌ش بگی می‌خوای بری مستراح
.و اون برمی‌گرده می‌گه: «بلی، بلی، برو مستراح

425
00:24:19,240 --> 00:24:24,180
، شورت کوچولوـت رو بکِش پایین
«!و من میام تو و می‌کنم‌ـت

426
00:24:29,320 --> 00:24:31,580
کلیر همیشه سعی می‌کنه یه‌جورایی

427
00:24:37,440 --> 00:24:40,580
دست‌پاشکسته می‌خنده
که انگار متوجه جوک شده

428
00:24:41,480 --> 00:24:42,856
که حتی جوک هم نیست

429
00:24:42,880 --> 00:24:44,736
به «سخنرانی زنان» خوش آمدید

430
00:24:44,760 --> 00:24:46,416
بابت معطلی متأسف‌ایم

431
00:24:46,440 --> 00:24:48,336
سخنرانی به‌زودی آغاز می‌شود

432
00:24:48,360 --> 00:24:51,400
آن دسته از افرادی که خوراکی یا نوشیدنی
دارند می‌توانند در سالن همایش میل کنند

433
00:24:52,720 --> 00:24:54,220
همین‌جوری زُل زده به‌م

434
00:24:55,760 --> 00:24:57,420
و بعد گردن‌ـش سرخ می‌شه

435
00:24:58,640 --> 00:25:00,700
تنها یک بار دیدم چنین اتفاقی بیوفته

436
00:25:02,080 --> 00:25:03,740
بعد جلوـش رو نگاه می‌کنه

437
00:25:05,440 --> 00:25:08,740
من نصف ساندویچ‌ـم رو می‌دم به‌ش، که می‌خوره

438
00:25:09,520 --> 00:25:11,500
شاید بی‌اشتهایی عصبی نداره

439
00:25:12,120 --> 00:25:13,980
شاید لباس‌ها فقط

440
00:25:15,680 --> 00:25:17,020
اذیت می‌کنن

441
00:25:19,040 --> 00:25:22,380
می‌شینیم و منتظر می‌مونیم،
ساندویچ رو می‌خوریم

442
00:25:23,280 --> 00:25:24,660
نمی‌تونم ذهن‌ـش رو بخونم

443
00:25:25,520 --> 00:25:27,220
هیچ‌وقت نتونسته‌ام ذهن‌ـش رو بخونم

444
00:25:28,040 --> 00:25:31,860
، یه کارت از طرف بابا در میاره
می‌ذاردش روی صندلی بین‌مون

445
00:25:31,880 --> 00:25:32,936
احتمالاً هنوز اون‌جاست

446
00:25:32,960 --> 00:25:35,256
سخنرانی زنان» در حال آغاز است»

447
00:25:35,280 --> 00:25:37,580
لطفاً وارد سالن همایش شوید

448
00:25:37,920 --> 00:25:39,616
تالار سخنرانی خیلی بزرگ‌ـه

449
00:25:39,640 --> 00:25:41,856
می‌ریم جلوی جلو و می‌شینیم

450
00:25:41,880 --> 00:25:43,380
هنوزم نمی‌تونم ذهن‌ـش رو بخونم

451
00:25:43,600 --> 00:25:45,100
یه‌مرتبه، برمی‌گرده می‌گه

452
00:25:47,160 --> 00:25:49,260
«می‌رم به فنلاند بی‌صحاب»

453
00:25:51,280 --> 00:25:52,620
«باشه»

454
00:25:54,840 --> 00:25:56,660
«از این کت‌شلوارها متنفرـم»

455
00:25:58,640 --> 00:26:00,020
«باشه»

456
00:26:02,120 --> 00:26:05,060
«چقدر واسه نگه‌داشتن کافۀ بـو احتیاج داری؟»

457
00:26:06,000 --> 00:26:08,980
«حدود پنج‌هزار پوند»

458
00:26:10,920 --> 00:26:12,380
.باشه»

459
00:26:12,720 --> 00:26:14,900
.پول رو فردا انتقال می‌دم

460
00:26:15,880 --> 00:26:18,180
«ولی دیگه نمی‌خوام بیام به این‌ها

461
00:26:21,160 --> 00:26:22,500
«باشه»

462
00:26:25,360 --> 00:26:27,660
«و بلوزـم رو پس می‌خوام»

463
00:26:32,200 --> 00:26:33,860
«باشه»

464
00:26:35,280 --> 00:26:36,700
«ممنون، کلیر»

465
00:26:39,360 --> 00:26:40,780
ممنون

466
00:26:41,240 --> 00:26:43,056
خدای من، ببین‌تون

467
00:26:43,080 --> 00:26:45,016
خیلی ممنون که اومدید

468
00:26:45,040 --> 00:26:48,540
از دیدن این‌تعداد چهره در مقابل‌ـم متأثرـم

469
00:26:49,120 --> 00:26:53,660
امیدوارـم با چیزی که این عصر برای گفتن دارم
حق مطلب رو در خصوص تلاش‌هاتون ادا کنم

470
00:26:53,880 --> 00:26:57,816
، ولی قبل از این‌که شروع کنم
می‌خوام یه سؤالی ازـتون بپرسم

471
00:26:57,840 --> 00:27:01,696
همون سؤالی که الهام‌بخش من
شد تا این سخنرانی رو انجام بدم

472
00:27:01,720 --> 00:27:09,576
همون سؤالی که برای زنان سرتاسر کشور
با، صراحتاً، نتایج شوکه‌کننده مطرح شد

473
00:27:09,600 --> 00:27:14,380
حالا، شما رو نمی‌دونم، ولی من
به اطمینان خاطر نیاز دارم

474
00:27:15,320 --> 00:27:17,336
پس

475
00:27:17,360 --> 00:27:21,180
همون سؤال رو امروز برای
زنان داخل این اتاق مطرح می‌کنم

476
00:27:21,760 --> 00:27:23,976
، لطفاً دست‌تون رو بالا بیارید

477
00:27:24,000 --> 00:27:32,000
اگه پنج سال از عمرـتون رو در ازای
به‌اصطلاح بدن بی‌عیب‌ونقص معاوضه می‌کنید؟

478
00:27:45,640 --> 00:27:48,700
چهارصد تا زن خیره شدن به‌مون

479
00:27:49,680 --> 00:27:51,140
وحشت‌زده

480
00:27:52,560 --> 00:27:55,140
ما فمنیست‌های بدی هستیم

481
00:28:01,080 --> 00:28:05,740
بعد از سخنرانی، کلیر می‌گه که
می‌ره خونه تا با مارتین صحبت کنه

482
00:28:06,160 --> 00:28:08,940
می‌خوام ازـش بخوام که قبل از رفتن
یه نوشیدنی با من بخوره، ولی

483
00:28:10,000 --> 00:28:11,700
نمی‌دونم چجوری، پس

484
00:28:12,640 --> 00:28:16,220
همین‌جوری موهای بافته‌شده‌ش رو تماشا
کردم که توی جمعیتِ بیرون مترو غیب شد

485
00:28:21,280 --> 00:28:23,060
پیامک از طرف جونده

486
00:28:23,920 --> 00:28:26,100
«هنوز لبخند روی لب‌هام‌ـه. شکلک خندان»

487
00:28:26,720 --> 00:28:28,060
اوه، خدا

488
00:28:29,280 --> 00:28:31,016
«جواب‌ـش رو می‌دم: «الآن آزادی؟

489
00:28:31,040 --> 00:28:35,260
هست. همدیگه رو می‌بینیم
و خیلی خیلی مست می‌کنیم

490
00:28:35,640 --> 00:28:37,980
نمی‌تونم دست از زُل‌زدن
به دهن ریزه‌میزه‌ش بردارم

491
00:28:38,760 --> 00:28:41,820
جوری یه داستان رو داره تعریف می‌کنه
که انگار نمی‌خواد بذاره کلمات خارج بشن

492
00:28:43,040 --> 00:28:44,540
«...می‌دونی»

493
00:28:51,960 --> 00:28:54,936
، به‌م می‌گه که خواهرـش ناشنواست

494
00:28:54,960 --> 00:28:58,660
که روش‌ـش برای مطلع‌کردن من از اینه که
آدم جالب و حساس‌ـیه، که مشکلی نداره

495
00:28:59,720 --> 00:29:04,580
ولی از طرفی، اون تنها فرد خانواده‌شه
که زبان اشاره یاد نگرفت

496
00:29:08,600 --> 00:29:12,456
ظاهراً، چون با هم بزرگ شدن، خواهرـش
می‌تونه هوش‌مندانه لب‌خونی‌ـش کنه

497
00:29:12,480 --> 00:29:14,576
که من رو به فکر می‌بره که تمام
مدت فکر می‌کنه اون چی می‌گه

498
00:29:14,600 --> 00:29:17,216
چون، از نظر من این‌جوریه

499
00:29:17,240 --> 00:29:21,016
.بالای پله‌ها، و راست‌ـش گول خورده...»

500
00:29:21,040 --> 00:29:22,536
.و حتی خبر هم نداشت

501
00:29:22,560 --> 00:29:24,656
می‌دونی، دو تا، دو تا از دوست‌هام
الآن چی‌کار دارن می‌کنن؟

502
00:29:24,680 --> 00:29:27,340
«از نظرـم این‌یکی رستوران خوب‌ـیه

503
00:29:31,440 --> 00:29:34,100
به‌م می‌گه که خواهرـش خیلی غریزی‌ـه

504
00:29:36,080 --> 00:29:38,540
این‌که چطور می‌تونه
هوش‌مندانه ذهن آدم‌ها رو بخونه

505
00:29:40,400 --> 00:29:42,620
این‌که چطور قادره ذهن من رو بخونه

506
00:29:45,640 --> 00:29:47,740
داره صفا می‌کنه

507
00:29:49,880 --> 00:29:53,016
هری غرایز افتضاحی داره

508
00:29:53,040 --> 00:29:56,736
یه بار. فکر کنم این ممکنه به‌ترین
کاری باشه که تابه‌حال انجام داده

509
00:29:56,760 --> 00:29:59,856
، یه بار، توی رستوران بود
راست‌ـش خیلی کم‌روئه

510
00:29:59,880 --> 00:30:01,136
، توی یه رستوران بود

511
00:30:01,160 --> 00:30:03,336
دیشب‌ـش یه شب‌گردی قبیحانه با من داشته

512
00:30:03,360 --> 00:30:06,580
منظورـم اینه، طرف پاتیل بود

513
00:30:07,520 --> 00:30:10,336
و با این چلمنگ‌های وب‌گاهیِ
خیلی مهم قرار ناهار داشت

514
00:30:10,360 --> 00:30:12,216
که، یه‌مرتبه، افتاد به جون‌ـش

515
00:30:12,240 --> 00:30:13,976
وسط‌های پیش‌غذا

516
00:30:14,000 --> 00:30:15,340
.آره»

517
00:30:15,400 --> 00:30:17,020
.آره، حال‌ـش داشت خراب می‌شد

518
00:30:18,560 --> 00:30:20,216
«آره، تقریباً الآن

519
00:30:20,240 --> 00:30:21,616
پس عذر خودش رو خواست

520
00:30:21,640 --> 00:30:24,496
، و هری وارد مستراح می‌شه
با دستپاچگی غافل از این‌که

521
00:30:24,520 --> 00:30:27,096
تمام اتاقک‌ها بسته بودن و
تمام توالت‌های سرپایی پُر بودن

522
00:30:27,120 --> 00:30:29,256
و نمی‌تونست خودش رو راضی کنه که
خودش رو توی یکی از روشویی‌ها خالی کنه

523
00:30:29,280 --> 00:30:35,456
پس، با دستپاچگی، با لگد درِ یکی از اتاقک‌ها
رو باز کرد، یه مَرده رو در حال ریدن هویدا کرد

524
00:30:35,480 --> 00:30:37,300
«!اه»

525
00:30:38,360 --> 00:30:40,776
!و بعد، بوم

526
00:30:40,800 --> 00:30:43,776
همه‌ش خارج شد

527
00:30:43,800 --> 00:30:46,696
سرتاپای این یارو استفراغ کرد

528
00:30:46,720 --> 00:30:51,656
، صورت‌ـش، سینه‌ش، تخم‌هاش

529
00:30:51,680 --> 00:30:54,376
پاهاش، روی دیوار

530
00:30:54,400 --> 00:30:55,776
خیسِ خالی‌ـش کرد

531
00:30:55,800 --> 00:30:58,860
ولی بعدش، و این به‌ترین قسمت ماجراست

532
00:30:59,800 --> 00:31:05,816
:در آشفتگی اوضاع، هری برای خودش توجیه کرد ،
اوه، خدا، من الآن روی این یارو استفراغ کردم»

533
00:31:05,840 --> 00:31:07,096
«قراره به‌م مشت بزنه

534
00:31:07,120 --> 00:31:08,980
!بنابراین مشت رو گذاشت توی صورت یارو

535
00:31:19,360 --> 00:31:21,260
زیبا نیست؟

536
00:31:22,160 --> 00:31:23,696
به‌طور ویژه خوب بود

537
00:31:23,720 --> 00:31:26,456
چون اولین‌بار که برای من و
بـو تعریف کرد، نمی‌دونست

538
00:31:26,480 --> 00:31:28,300
«داستان خنده‌داری بود؟»

539
00:31:31,520 --> 00:31:34,540
دیگه هیچ‌وقت اون‌جوری شنیده نمی‌شه

540
00:31:34,760 --> 00:31:36,780
«داستان خیلی جدی‌ای بود»

541
00:31:38,960 --> 00:31:40,700
و رنجیده بود

542
00:31:43,400 --> 00:31:46,216
بـو عاشق داستان‌های مربوط به پی‌پی بود

543
00:31:46,240 --> 00:31:48,896
بنابراین درست نمی‌تونست
با جلال این‌یکی کنار بیاد

544
00:31:48,920 --> 00:31:50,936
، با دهنِ باز خیره شده بود

545
00:31:50,960 --> 00:31:53,180
هم‌زمان با این‌که براش تعریف می‌کرد
با مسرت فلج شده بود

546
00:32:03,080 --> 00:32:04,740
، چند هفتۀ پیش

547
00:32:05,800 --> 00:32:08,220
، وقتی هری فکر کرد من خواب‌ام

548
00:32:08,960 --> 00:32:12,340
:غلت زد، موهام رو نوازش کرد، و نجوا کرد

549
00:32:13,520 --> 00:32:15,300
«کجا رفتی؟»

550
00:32:22,040 --> 00:32:23,860
«کجا رفتی؟»

551
00:32:27,720 --> 00:32:30,060
فکر می‌کنه به‌ش کم‌توجهی می‌کنم

552
00:32:31,640 --> 00:32:33,500
ولی وقتی قلب‌ـت

553
00:32:38,520 --> 00:32:40,260
ای‌کاش فقط من رو می‌کرد

554
00:32:41,440 --> 00:32:43,380
تمام کاری که می‌خواد بکنه
اینه که عشق‌بازی کنه

555
00:32:44,160 --> 00:32:45,740
داره من رو حروم می‌کنه

556
00:32:46,720 --> 00:32:50,136
یه بار داشتم با این یارو سکس
می‌کردم که با هر نفس می‌چپوند

557
00:32:50,160 --> 00:32:52,340
«!خیلی جوون‌ای»

558
00:32:52,960 --> 00:32:55,660
«!خیلی جوون‌ای»

559
00:32:56,760 --> 00:32:58,580
هوم

560
00:33:04,160 --> 00:33:06,780
تمام مدت به یاد اون می‌زنم

561
00:33:11,360 --> 00:33:13,100
من این‌روزها خیلی خودارضایی می‌کنم

562
00:33:14,320 --> 00:33:16,100
مخصوصاً وقتی حوصله‌م سر رفته باشه

563
00:33:16,840 --> 00:33:18,380
یا عصبانی باشم

564
00:33:19,440 --> 00:33:20,940
یا دل‌خور باشم

565
00:33:22,600 --> 00:33:24,340
یا خوش‌حال باشم

566
00:33:25,760 --> 00:33:27,016
متروی آخر

567
00:33:27,040 --> 00:33:32,820
سعی دارم جوندۀ مترو رو ببوسم، ولی مثل تمرین
هدف‌گیری با یه هدف متحرک خیلی کوچک می‌مونه

568
00:33:35,200 --> 00:33:38,256
ازـش پرسیدم دل‌ـش می‌خواد بیاد
مکان من، گفت فردا باید بره سر کار

569
00:33:38,280 --> 00:33:39,576
من می‌گم می‌تونیم برگردیم مکان اون

570
00:33:39,600 --> 00:33:40,696
اون گفت صبح زود باید بره سر کار

571
00:33:40,720 --> 00:33:42,616
من به‌ش می‌گم صبح براش
تاکسی می‌گیرم بره سر کار

572
00:33:42,640 --> 00:33:43,776
«اون می‌گه: «اون مسخره‌ست

573
00:33:43,800 --> 00:33:45,580
«من می‌گم: «مشکل وامونده‌ت چیه؟

574
00:33:46,880 --> 00:33:49,576
اون می‌گه: «هیچی». فقط می‌خواد
دوباره ببیندم، عجله‌ای نیست

575
00:33:49,600 --> 00:33:52,900
من به‌ش می‌گم که بی‌شعوره. اون
«می‌گه که: «مطمئن نیستم چه خبره

576
00:33:54,160 --> 00:33:57,980
، به‌ش می‌گم مرد رقت‌انگیزـیه
!و دم نرده‌ها رهاش می‌کنم، ها

577
00:33:59,760 --> 00:34:03,000
از طرفی هم یه‌خرده عجیب‌غریب‌ـه، چون
جفت‌مون باید از یه پله‌برقی بیایم پایین

578
00:34:05,500 --> 00:34:09,660
.کون‌ـم رو یه‌خرده یه‌وری می‌کنم
چشم‌هاش رو باز می‌کنم

579
00:34:11,640 --> 00:34:14,060
وقتی به سکو رسیدم، برمی‌گردم، ولی

580
00:34:15,320 --> 00:34:16,860
اون رفته

581
00:34:19,120 --> 00:34:20,980
، انتهای سکو

582
00:34:21,840 --> 00:34:23,740
، نشسته روی این چیز نیمکت‌مانند

583
00:34:24,840 --> 00:34:28,100
مست‌ترین دخترـیه که تابه‌حال دیدم

584
00:34:28,840 --> 00:34:31,100
کلّه چپه شده به سمت جلو

585
00:34:31,160 --> 00:34:33,220
سینه افتاده بیرون

586
00:34:33,720 --> 00:34:35,096
کیف ولو شده

587
00:34:35,120 --> 00:34:39,500
خوش‌تیپ. یه دختر با ظاهر عادی
که مشخصاً فقط یه شب خفن داشته

588
00:34:40,160 --> 00:34:41,896
متروی آخر میاد

589
00:34:41,920 --> 00:34:43,336
اون تکون نمی‌خوره

590
00:34:43,360 --> 00:34:44,816
با آرنج بیدارـش می‌کنم

591
00:34:44,840 --> 00:34:47,096
، بیدار می‌شه، اما
لنگان‌لنگان سوار واگن می‌شه

592
00:34:47,120 --> 00:34:48,936
، تلپ می‌شه روی یه صندلی دیگه

593
00:34:48,960 --> 00:34:51,136
کلّه‌ش هنوز تلوتلو می‌خوره

594
00:34:51,160 --> 00:34:54,456
اون‌یکی سینه هم حالا افتاده بیرون

595
00:34:54,480 --> 00:34:56,660
کیف پیچیده دور پاهاش

596
00:34:57,360 --> 00:34:59,016
ازـش پرسیدم کجا باید پیاده بشه

597
00:34:59,040 --> 00:35:00,340
و اون می‌گه

598
00:35:13,440 --> 00:35:15,080
«واترلو»
[ یکی از ایستگاه‌های متروی لندن ]

599
00:35:18,880 --> 00:35:21,176
عالی. ایستگاه من‌ـه. به‌ش
کمک می‌کنم پیاده بشه

600
00:35:21,200 --> 00:35:24,500
ازـش می‌پرسم بعدش
کجا باید بره. و اون می‌گه

601
00:35:30,800 --> 00:35:33,936
«لاندن بریج» پل لندن» یا «لاندن بریج» نام یکی از
پل‌های» ] [ لندن است که بر روی «رودخانۀ تیمز» ساخته شده

602
00:35:33,960 --> 00:35:35,420
«باشه»

603
00:35:36,680 --> 00:35:39,560
«و بعد، کنت»
یک شهرستان تشریفاتی و غیرشهری ]
[ در ناحیۀ جنوب شرقی انگلستان

604
00:35:43,480 --> 00:35:46,856
متروها تموم شدن. بنابراین داشتیم یه
متروی زمینی به «لاندن بریج» پیدا می‌کردیم

605
00:35:46,880 --> 00:35:49,616
، در یه مقطع، داریم راه می‌ریم
با صورت پخش زمین می‌شه

606
00:35:49,640 --> 00:35:51,260
بلندش می‌کنم، ادامه می‌دیم

607
00:35:52,320 --> 00:35:53,816
سعی می‌کنم به حرف بگیرم‌ـش

608
00:35:53,840 --> 00:35:56,336
کلّه‌ش یه جا بند نمی‌شه

609
00:35:56,360 --> 00:35:58,660
بعد از حدود 45 دقیقه

610
00:36:00,200 --> 00:36:02,140
‏‏45 دقیقه

611
00:36:03,320 --> 00:36:05,220
روی یه پله‌برقی‌ایم

612
00:36:06,080 --> 00:36:07,740
یه استراحت کوچک وجود داره

613
00:36:08,080 --> 00:36:10,820
:و رو می‌کنه به من و می‌گه

614
00:36:12,640 --> 00:36:14,180
«ای جان»

615
00:36:17,560 --> 00:36:20,020
«چه مرد نازنینی هستی»

616
00:36:30,880 --> 00:36:33,700
متروـش میاد، ولی من ول‌ـش نمی‌کنم

617
00:36:33,920 --> 00:36:36,776
ازـش پرسیدم ترجیح می‌ده شب
:رو با من بگذرونه، و اون می‌گه

618
00:36:36,800 --> 00:36:39,620
!چطور جرأت می‌کنی، پسرک ناقلا»

619
00:36:40,320 --> 00:36:41,576
«!نه

620
00:36:41,600 --> 00:36:43,900
بنابراین هُل‌ـش می‌دم
سوار واگن بشه، و اون رفته

621
00:36:44,960 --> 00:36:47,416
ایستگاه رو با این فکر ترک می‌کنم
«که: «یه دونۀ دیگه چیه مگه؟

622
00:36:47,440 --> 00:36:48,816
می‌رم به یه مِی‌خونه

623
00:36:48,840 --> 00:36:50,860
یه مِی‌خونۀ «تجاری»ـه

624
00:36:51,160 --> 00:36:53,660
ملت «تجارت» می‌کنن

625
00:36:54,600 --> 00:36:57,580
یه عالمه می‌رم بالا و
وانمود می‌کنم که تاجرـم

626
00:36:59,160 --> 00:37:03,900
یه مرد کچلِ عرقی دم بار از پشت
واژن‌ـم رو می‌گیره توی دست‌ـش

627
00:37:04,960 --> 00:37:06,740
ولی یه پیک مهمون‌ـم می‌کنه، پس

628
00:37:14,360 --> 00:37:15,820
در حقیقت مرد خوش‌برخوردیه

629
00:37:17,680 --> 00:37:20,180
بعد از مدتی، غیب می‌شه

630
00:37:21,560 --> 00:37:24,220
و مِی‌خونۀ تجاری می‌بنده

631
00:37:27,720 --> 00:37:29,940
برای تجارت بسته‌ست

632
00:37:34,720 --> 00:37:36,460
دکان رو می‌بندن

633
00:37:38,240 --> 00:37:41,176
بـو قدیم‌ها هر موقع که کافه
رو می‌بست این رو می‌گفت

634
00:37:41,200 --> 00:37:43,336
«!دکان رو می‌بندیم»

635
00:37:43,360 --> 00:37:44,696
انگار که مست بود

636
00:37:44,720 --> 00:37:46,020
که بیش‌تر وقت‌ها بودیم

637
00:37:46,920 --> 00:37:49,216
سرـمون رو می‌گرفتیم بالا، یه
بطری شراب رو سر می‌کشیدیم

638
00:37:49,240 --> 00:37:54,100
اون یوکللی می‌زد و چندین ساعت
آهنگ‌های قبیح از خودمون در میاوردیم

639
00:37:55,240 --> 00:37:56,976
♪ یه وقت استراحت دیگه برای ناهار ♪

640
00:37:57,000 --> 00:38:00,180
♪ یه سقط دیگه ♪

641
00:38:02,120 --> 00:38:04,296
♪ یه تیکه کیک دیگه ♪

642
00:38:04,320 --> 00:38:07,936
♪ یه 2 نخ، تُف، یه 20 نخ دیگه سیگار ♪

643
00:38:07,960 --> 00:38:10,056
♪ و ما خوش‌حال‌ایم ♪

644
00:38:10,080 --> 00:38:13,336
♪ خیلی خوش‌حال‌ایم ♪

645
00:38:13,360 --> 00:38:17,260
♪ که زنان امروزی باشیم ♪

646
00:38:18,120 --> 00:38:20,260
یه‌مرتبه، من دم یه درِ آشنام

647
00:38:20,400 --> 00:38:22,256
، زنگ رو می‌زنم و زنگ رو می‌زنم

648
00:38:22,280 --> 00:38:25,260
و می‌کوبم به در، و عین یه بز نعره می‌زنم

649
00:38:25,560 --> 00:38:28,656
این باید... تجربۀ تحقیرآمیزی باشه

650
00:38:28,680 --> 00:38:32,860
نصفه‌شب از توی صندوق پستی یه مرد
نعره بکِشی، ولی خودم رو باهاش وفق دادم

651
00:38:34,040 --> 00:38:35,580
یه چراغ روشن می‌شه

652
00:38:36,120 --> 00:38:39,140
سایه‌ش رو هم‌زمان با این‌که کشان‌کشان
از پله‌ها میاد پایین می‌بینم

653
00:38:39,400 --> 00:38:43,580
حتماً سایۀ من رو از پشت در شناخته
چون زبان بدن‌ـش یه‌مرتبه تغییر می‌کنه

654
00:38:44,640 --> 00:38:46,456
آهسته چفت رو باز می‌کنه

655
00:38:46,480 --> 00:38:48,540
در رو باز می‌کنه

656
00:38:51,680 --> 00:38:53,700
قیافه‌ش داغون‌ـه

657
00:38:55,120 --> 00:38:57,260
دست‌ـم رو می‌ذارم

658
00:38:58,200 --> 00:39:00,500
درست روی صورت‌ـش

659
00:39:01,560 --> 00:39:03,140
و یه‌خرده هُل‌ـش می‌دم

660
00:39:08,920 --> 00:39:12,420
کاری به نظر میاد که هیچ‌وقت فکر
نمی‌کردم با پدرمادرـم بکنم، ولی، آ

661
00:39:15,080 --> 00:39:16,740
در لحظه احساس درستی داشت

662
00:39:18,360 --> 00:39:20,296
دم ورودی وایساده

663
00:39:20,320 --> 00:39:22,260
شورت لنگه‌دار، تی‌شرت

664
00:39:22,920 --> 00:39:25,220
می‌تونم شکل ممه‌های
مردونۀ کوچولوـش رو ببینم

665
00:39:26,360 --> 00:39:28,500
«روبه‌راه‌ای، بابا»

666
00:39:29,880 --> 00:39:32,380
«آم... چه خبر شده؟»

667
00:39:33,680 --> 00:39:36,260
«اوه، نه، نه! من کاملاً خوب‌ام»

668
00:39:39,680 --> 00:39:41,100
«خیلی‌خب»

669
00:39:42,480 --> 00:39:43,900
فقط، آ»

670
00:39:45,360 --> 00:39:46,820
فقط

671
00:39:48,120 --> 00:39:49,580
«...آ

672
00:39:50,600 --> 00:39:52,060
«بله؟»

673
00:39:53,880 --> 00:39:55,456
.هیچی»

674
00:39:55,480 --> 00:39:56,696
حتی نمی

675
00:39:56,720 --> 00:39:57,936
.اوه، گِی [ غیر از هم‌جنس‌گرا
به معنای سرزنده هم هست gay ]

676
00:39:57,960 --> 00:39:59,736
من فقط، آ

677
00:39:59,760 --> 00:40:01,576
.اوه، ببخشید

678
00:40:01,600 --> 00:40:02,940
من فقط

679
00:40:05,120 --> 00:40:07,656
اوه، به درک. احساس وحشتناکی دارم که

680
00:40:07,680 --> 00:40:15,496
من یه زن حریصِ منحرفِ خودخواهِ دل‌مُردۀ
منفی‌بافِ فاسدِ مردقیافۀ اخلاقاًسرخورده‌ای هستم

681
00:40:15,520 --> 00:40:17,700
«که حتی نمی‌تونه اسم خودش رو بذاره فمنیست

682
00:40:23,680 --> 00:40:25,220
همین‌جوری به‌م نگاه می‌کنه

683
00:40:30,320 --> 00:40:32,780
خب، آ»

684
00:40:36,520 --> 00:40:38,660
«تمام اون‌ها رو از مادرـت به ارث بردی

685
00:40:48,400 --> 00:40:49,860
«باحال بود»

686
00:40:53,040 --> 00:40:57,340
کنجکاوـم بدونم اگه دخترـش
نبودم از نظرـش جذاب بودم یا نه

687
00:40:59,840 --> 00:41:02,900
اگه من رو توی اینترنت می‌دیدی»

688
00:41:06,760 --> 00:41:08,500
«روـم کلیک می‌کردی؟

689
00:41:14,960 --> 00:41:16,860
«برات زنگ می‌زنم آژانس، عزیزـم»

690
00:41:19,680 --> 00:41:23,580
هم‌زمان با این‌که برام زنگ می‌زنه آژانس
می‌ذاره توی اتاق نشیمن‌ـش منتظر بمونم

691
00:41:24,440 --> 00:41:28,260
می‌تونم صدای مادرخونده‌م رو از بالای
پله‌ها بشنوم که سعی داره ساکت باشه

692
00:41:30,880 --> 00:41:32,376
، وقتی تاکسی میاد

693
00:41:32,400 --> 00:41:34,576
، آهسته من رو می‌ذاره توـش

694
00:41:34,600 --> 00:41:36,780
‏‏20 کوئید می‌ده به‌م
[ ‏‏[ پوند

695
00:41:45,960 --> 00:41:47,620
من توی تاکسی‌ام

696
00:41:49,440 --> 00:41:51,460
می‌تونم برم هر جایی

697
00:41:53,200 --> 00:41:57,380
بنابراین به‌ش می‌گم که من رو ببره به

698
00:41:59,200 --> 00:42:00,980
آپارتمان‌ـم

699
00:42:02,560 --> 00:42:04,820
از قبل توی فکر این‌ام که چی
رو می‌خوام جست‌وجو کنم

700
00:42:09,960 --> 00:42:11,536
، برمی‌گردم به آپارتمان

701
00:42:11,560 --> 00:42:13,900
تلویزیون رو روشن
می‌کنم و یه‌خرده گریه می‌کنم

702
00:42:14,640 --> 00:42:18,780
رفتم توی فکر این دختره به اسم لیلی که
وقتی مست بودیم یه‌خرده باهاش ور می‌رفتم

703
00:42:19,040 --> 00:42:21,940
هری خبر نداشت، ولی دخترها حساب نیستن

704
00:42:23,400 --> 00:42:26,220
به‌ش پیامک می‌دم. فکر کنم خیلی نزدیک بود

705
00:42:26,520 --> 00:42:28,016
یه‌مرتبه، توی «پورن‌هاب»‌ام [ یک وب‌گاه
اشتراک‌گذاری ویدئوهای هرزه‌نگاری: Pornhub ]

706
00:42:28,040 --> 00:42:29,576
، در حد یه حولۀ ساحلی خیس‌ام
ولی نمی‌تونم درست تمرکز کنم

707
00:42:29,600 --> 00:42:31,460
چون دختره روی کون‌ـش خال داره

708
00:42:33,840 --> 00:42:35,780
بعضی‌هاشون به خودشون زحمت نمی‌دن

709
00:42:37,840 --> 00:42:39,500
لیلی جواب نداده

710
00:42:40,680 --> 00:42:44,140
می‌رم توی فکر این یارو موهویجی‌ـه که
تابستون پارسال توی جشنواره باهاش آشنا شدم

711
00:42:44,960 --> 00:42:47,416
یک ماه بعد از مردن بـو بود

712
00:42:47,440 --> 00:42:49,736
یه قرص انداخته بودم بالا
و پر کشیده بودم توی جنگل

713
00:42:49,760 --> 00:42:51,616
بی‌تاب بودم که از دست هری در برم

714
00:42:51,640 --> 00:42:54,696
، شروع کرد به‌طور بی‌وقفه بغل‌ـم کرد
، به‌م می‌گفت چقدر دوست‌ـم داره

715
00:42:54,720 --> 00:42:55,976
، ازـم می‌پرسید چقدر دوست‌ـش دارم

716
00:42:56,000 --> 00:42:57,740
و چک می‌کرد که حال‌ـم خوب باشه

717
00:42:58,560 --> 00:43:00,180
توی جنگل یه جشن رقص بود

718
00:43:01,000 --> 00:43:05,536
، و من داشتم هول می‌کردم و
خیلی به صورت‌ـم دست می‌زدم

719
00:43:05,560 --> 00:43:07,176
و، یه‌مرتبه، اون اون‌جا بود

720
00:43:07,200 --> 00:43:08,540
موهویجی‌ـه

721
00:43:09,520 --> 00:43:11,176
به‌م گفت که می‌تونم دنبال‌ـش برم

722
00:43:11,200 --> 00:43:13,500
و من رو برمی‌گردونه به چادرـم

723
00:43:14,720 --> 00:43:16,860
مدت خیلی زیادی داشتیم راه می‌رفتیم

724
00:43:18,080 --> 00:43:20,380
مچ دست‌ـم رو گرفته بود

725
00:43:21,560 --> 00:43:23,100
خیلی تاریک بود

726
00:43:23,880 --> 00:43:25,660
نمی‌تونستم سر در بیارم کجا بودیم

727
00:43:26,920 --> 00:43:29,296
، در یه مقطع، حتی من رو بلند کرد

728
00:43:29,320 --> 00:43:31,656
، پاهام رو خیلی محکم گرفته بود

729
00:43:31,680 --> 00:43:35,060
گفت که زیادی ضعیف‌ام که راه
برم و باید به‌ش اعتماد می‌کردم

730
00:43:36,600 --> 00:43:38,380
سرانجام، وایسادیم

731
00:43:40,440 --> 00:43:43,740
احساس‌ـش کردم که من رو
به پشت‌ـم دراز کرد توی یه چادر

732
00:43:45,360 --> 00:43:46,940
و بعد

733
00:43:49,040 --> 00:43:50,460
اون

734
00:43:53,320 --> 00:43:56,016
یه رواَنداز کشید روـم و یه
بطری آب گذاشت کنار دست‌ـم

735
00:43:56,040 --> 00:43:58,060
و بیرون نشست تا من خواب‌ـم برد

736
00:44:04,360 --> 00:44:07,300
پیش خودم گفتم اقلاً می‌تونست
سعی کنه یه‌خرده دست‌مالی‌ـم کنه

737
00:44:09,600 --> 00:44:11,380
هیچ‌وقت کامل بی‌خیال اون نشدم

738
00:44:12,760 --> 00:44:14,816
به‌ش پیام می‌دم، به‌ش
می‌گم که مجرد و حشری‌ام

739
00:44:14,840 --> 00:44:16,656
اون می‌گه بیرون‌ـه و تا 20 دقیقۀ
دیگه می‌تونه خودش رو برسونه

740
00:44:16,680 --> 00:44:18,656
، عالی. سریع نصف بطری شراب رو می‌رم بالا

741
00:44:18,680 --> 00:44:20,540
می‌رم زیر دوش، همه‌چی رو می‌تراشم

742
00:44:21,200 --> 00:44:23,056
، تصمیم می‌گیرم قراره سطح
کارـم رو یه‌خرده ببرم بالاتر

743
00:44:23,080 --> 00:44:25,936
یه کار تحریک‌آمیز آسیایی
، انجام می‌دم، ساس‌بند، همه‌چی

744
00:44:25,960 --> 00:44:27,656
«در رو به روـش باز می‌کنم: «سلام

745
00:44:27,680 --> 00:44:29,216
بلافاصله می‌ریم توی کارـش

746
00:44:29,240 --> 00:44:32,536
، بعد از چندتا ورجه‌وورجۀ نسبتاً معمول

747
00:44:32,560 --> 00:44:36,420
متوجه می‌شم که داره می‌ره سمت سوراخ‌کون‌ـم

748
00:44:37,360 --> 00:44:41,700
ولی مست‌ام و یه تشکر بابت این‌که توی جشنواره
باهام خوش‌برخورد بود به‌ش بدهکارـم، پس

749
00:44:42,640 --> 00:44:44,020
جلوـش رو نمی‌گیرم

750
00:44:44,520 --> 00:44:46,060
هیجان‌زده‌ست

751
00:44:48,040 --> 00:44:49,660
، صبح روز بعد

752
00:44:50,200 --> 00:44:52,020
بیدار می‌شم می‌بینم

753
00:44:52,640 --> 00:44:54,100
، روی تخت نشسته

754
00:44:54,720 --> 00:44:56,100
، کامل لباس‌پوشیده

755
00:44:56,720 --> 00:44:58,260
رفته توی بحرـم

756
00:44:59,240 --> 00:45:01,216
به‌م می‌گه که دیشب باورنکردنی بود

757
00:45:01,240 --> 00:45:02,900
که از نظرـم اغراق بود

758
00:45:03,800 --> 00:45:06,896
ولی می‌گه که مخصوصاً
به این خاطر استثنایی بود

759
00:45:06,920 --> 00:45:08,860
چون هیچ‌وقت در حقیقت نتونسته بود

760
00:45:11,640 --> 00:45:15,176
کون کسی بذاره...

761
00:45:15,200 --> 00:45:17,376
بخوام منصف باشم، آلت درشتی داشت

762
00:45:17,400 --> 00:45:19,816
، و با این‌که همیشه یکی از فانتزی‌هاش بوده

763
00:45:19,840 --> 00:45:22,140
هیچ‌کس رو پیدا نکرده
بود که باهاش انجام‌ـش بده

764
00:45:22,960 --> 00:45:24,740
دست می‌کِشه به موهام

765
00:45:25,480 --> 00:45:28,380
و با صداقتِ خالصانه ازـم تشکر می‌کنه

766
00:45:30,080 --> 00:45:31,780
یه‌جورایی متأثرکننده‌ست

767
00:45:33,320 --> 00:45:35,180
بعدش با مهربونی می‌بوسدم

768
00:45:36,280 --> 00:45:37,860
من هم می‌بوسم‌ـش

769
00:45:38,800 --> 00:45:40,500
و بعد می‌ره

770
00:45:41,960 --> 00:45:44,420
و باقی روز رو با این
سؤال توی ذهن‌ـم می‌گذرونم که

771
00:45:59,440 --> 00:46:02,140
«من سوراخ‌کون گنده‌ای دارم؟»

772
00:46:15,840 --> 00:46:19,260
در کافه پنج دقیقه به
یازده‌ست، هنوز توی فکرـش‌ام

773
00:46:20,640 --> 00:46:22,696
خبری از خواهرـم نشده

774
00:46:22,720 --> 00:46:24,460
هنوز انتقال نداده

775
00:46:24,840 --> 00:46:29,300
برام سؤاله که مارتین به قتل رسوندتش و حالا
داره توی شهر جولان می‌ده، دنبال من می‌گرده

776
00:46:30,040 --> 00:46:31,376
در محکم باز می‌شه

777
00:46:31,400 --> 00:46:32,776
جو

778
00:46:32,800 --> 00:46:34,816
«!سلام، نخودشیرین»

779
00:46:34,840 --> 00:46:36,620
پاهاش زیادی برای بدن‌ـش بلندن

780
00:46:37,240 --> 00:46:38,656
«!این لعبت رو ببین»

781
00:46:38,680 --> 00:46:42,536
یه یوکللی می‌گیره بالا که ظاهراً شب
گذشته یه نفر توی مِی‌خونه دادتش به‌ش

782
00:46:42,560 --> 00:46:44,660
همین‌جوری یه یوکللی داد به‌ش

783
00:46:45,200 --> 00:46:46,696
می‌گه که یه ترانه نوشته

784
00:46:46,720 --> 00:46:48,260
«نمی‌خوام بشنوم‌ـش»

785
00:46:48,440 --> 00:46:52,580
یه یوکللی دیگه می‌گیره بالا
که، ظاهراً، یه نفر دیگه

786
00:46:53,120 --> 00:46:55,460
توی یه مِی‌خونۀ دیگه دادتش به‌ش

787
00:46:56,160 --> 00:46:58,580
دیوانه‌واره که دنیا چطور یه‌مرتبه»
«باهات حرف می‌زنه، نه؟

788
00:46:59,840 --> 00:47:02,136
می‌گه که می‌خواد آهنگ‌ـش رو برام بخونه

789
00:47:02,160 --> 00:47:04,096
بعد می‌خواد به‌م یادش بده

790
00:47:04,120 --> 00:47:06,140
تا جفت‌مون بتونیم برای هیلاری بخونیم‌ـش

791
00:47:06,960 --> 00:47:09,960
به‌ش می‌گم خیلی مشغله دارم و اون پشت
می‌شینم تا این‌که صدای رفتن‌ـش رو بشنوم

792
00:47:10,800 --> 00:47:12,380
یه‌خرده جرنگ‌جرنگ می‌کنه، ولی

793
00:47:15,320 --> 00:47:17,020
صدای خوندن‌ـش رو نمی‌شنوم

794
00:47:21,560 --> 00:47:23,540
قدیم‌ها بچه‌مدرسه‌ای‌ها میومدن به کافه

795
00:47:24,240 --> 00:47:25,496
بیش‌تر به‌خاطر هیلاری

796
00:47:25,520 --> 00:47:28,416
، اساساً، من توی کادودادن ریده‌ام
، و دو سال پیش برای تولد بـو

797
00:47:28,440 --> 00:47:30,016
دستپاچه شدم و یه خوکچۀ هندی براش خریدم

798
00:47:30,040 --> 00:47:32,216
.اسم‌ـش رو گذاشت هیلاری
و حالا، من گیرـش افتادم

799
00:47:32,240 --> 00:47:35,016
من هیچ احساسی نسبت به
خوکچه‌های هندی ندارم. بی‌هوده‌ان

800
00:47:35,040 --> 00:47:40,540
، ولی بـو، هیلاری رو به‌عنوان یه کادو خیلی جدی
گرفت و خیلی زود، همه‌چی مرتبط با خوکچۀ هندی شد

801
00:47:40,840 --> 00:47:44,656
فکر کنم فقط خیال‌ـش راحت بود که یه
حیوون دیگه داشت که باهاش وقت بگذرونه

802
00:47:44,680 --> 00:47:49,620
بـو اشاره کرد که وقتی حدوداً پنج
ساله بود از روی هوس بچگانه، از

803
00:47:49,644 --> 00:47:51,416
سینمافریک

804
00:47:51,440 --> 00:47:53,060
جغدها خوش‌ـش میومد...

805
00:47:54,720 --> 00:47:58,220
برای باقی عمرـش، جغد داشت

806
00:47:58,840 --> 00:48:00,780
روتختی‌های جغدی

807
00:48:01,280 --> 00:48:02,456
خودکارهای جغدی

808
00:48:02,480 --> 00:48:05,256
کتاب دربارۀ جغدها. سفر به پناهگاه جغدها

809
00:48:05,280 --> 00:48:07,020
از جغدها متنفر بود

810
00:48:08,080 --> 00:48:10,540
یه جغد به‌ش نشون می‌دادی، از کوره در می‌رفت

811
00:48:11,200 --> 00:48:13,540
، چیزی که واقعاً دوست داشت
و من از این خبر داشتم

812
00:48:13,920 --> 00:48:15,500
پیچ‌گوشتی بود

813
00:48:17,960 --> 00:48:19,820
دیوونه‌ش بود

814
00:48:20,480 --> 00:48:23,780
چندین ساعت رو صرف بازکردن پیچ چیزی می‌کردیم

815
00:48:26,880 --> 00:48:28,700
دوباره پیچ‌شون رو می‌بستیم

816
00:48:30,480 --> 00:48:33,980
تا حدود 10 سالگی با
پیچ‌گوشتی زیر متکاش می‌خوابید

817
00:48:35,560 --> 00:48:36,940
، به‌ش که فکر می‌کنم

818
00:48:37,960 --> 00:48:40,420
پیچ‌گوشتی کادوی به‌تری می‌بود نسبت به

819
00:48:41,560 --> 00:48:42,900
خوکچۀ هندی

820
00:48:44,840 --> 00:48:46,260
نیم‌روزه

821
00:48:46,480 --> 00:48:48,460
هنوز خبری از خواهرـم نیست

822
00:48:49,360 --> 00:48:51,460
مارتین ازـم متنفر می‌شه

823
00:48:51,920 --> 00:48:55,620
کلۀ اسکاتلندی گنده‌ش رو تصور می‌کنم

824
00:48:56,640 --> 00:48:59,260
امیدوارـم شل‌وپلی چیزی‌ـش نکرده باشه

825
00:49:00,080 --> 00:49:02,180
نه، اون هیچ‌وقت همچین
کار شهوت‌انگیزی نمی‌کنه

826
00:49:03,080 --> 00:49:04,496
شوخی می‌کنم

827
00:49:04,520 --> 00:49:06,180
شوخی می‌کنم

828
00:49:08,320 --> 00:49:09,696
ای‌بابا

829
00:49:09,720 --> 00:49:11,060
خیلی‌خب

830
00:49:11,200 --> 00:49:14,936
آم... هیلاری چاق و
موهویجی‌ـه با بخش‌های وِزوِزی

831
00:49:14,960 --> 00:49:16,980
مثل آنی، دخترک یتیم
[ آن شرلی ]

832
00:49:17,560 --> 00:49:21,220
اگه بزرگ می‌شد و چاق می‌شد
و خوکچۀ هندی بود، که، آ

833
00:49:21,520 --> 00:49:23,500
خب، کی می‌دونه چی به سرـش میومد

834
00:49:24,600 --> 00:49:28,416
یه‌جور خز نرم داره که از فرق سرـش زده بیرون

835
00:49:28,440 --> 00:49:30,296
و افتاده روی چشم‌هاش

836
00:49:30,320 --> 00:49:32,460
خیلی خفن جلوه‌ش می‌ده

837
00:49:32,640 --> 00:49:34,820
حالت چهره‌ش خیلی جدی‌ـه

838
00:49:35,760 --> 00:49:41,780
بـو همیشه می‌گفت که اگه هیلاری عضو یه گروه موسیقی
بود، گیتارزنی می‌بود که موسیقی رو خیلی جدی می‌گیره

839
00:49:43,400 --> 00:49:45,620
راست‌ـش موسیقی رو جدی می‌گرفت

840
00:49:46,480 --> 00:49:49,340
هر موقع بـو آهنگی توی کافه می‌ذاشت، اون

841
00:49:49,350 --> 00:49:53,350
♪ CHVRCHΞS - The Mother We Share ♪

842
00:50:00,160 --> 00:50:01,860
♪ هیچ‌وقت طرف‌ـت رو نگرفتم ♪

843
00:50:02,480 --> 00:50:04,700
♪ هیچ‌وقت به‌ت لعن نفرستادم ♪

844
00:50:05,040 --> 00:50:07,100
♪ دهن‌ـم رو کیپِ کیپ نگه می‌دارم ♪

845
00:50:07,960 --> 00:50:11,180
♪ تا این‌که بری ♪

846
00:50:11,480 --> 00:50:14,700
کثافت کوچولوی موذی‌ای هم هست

847
00:50:15,040 --> 00:50:17,216
بلده درِ قفس‌ـش رو باز کنه

848
00:50:17,240 --> 00:50:18,940
دیدم‌ـش که این کار رو می‌کنه

849
00:50:19,360 --> 00:50:22,216
درپوش چوبی کوچولو رو
فشار می‌ده تا این‌که میوفته

850
00:50:22,240 --> 00:50:23,616
و در تاب می‌خوره باز می‌شه

851
00:50:23,640 --> 00:50:26,020
بعد خشک‌ـش می‌زنه

852
00:50:28,560 --> 00:50:30,260
انگار که کاری نکرده

853
00:50:30,880 --> 00:50:34,816
و بعد، در حقیقت خودش رو برمی‌گردونه

854
00:50:34,840 --> 00:50:38,016
، و خودش رو میاره پایین روی پیشخوان

855
00:50:38,040 --> 00:50:43,140
پاهای کوچولوـش لگد می‌زنه، هراَزگاهی به
پشت سرـش نگاه می‌کنه، بررسی می‌کنه

856
00:50:45,200 --> 00:50:46,700
بررسی می‌کنه

857
00:50:47,560 --> 00:50:49,860
بیش‌تر وقت‌ها از هیجان یه پی‌پی هم می‌کنه

858
00:50:58,240 --> 00:51:00,940
، بعد، به محض این‌که رسید به کف

859
00:51:01,640 --> 00:51:03,060
چهاردست‌وپا می‌ره

860
00:51:07,280 --> 00:51:11,096
اون‌همه راه رو در طول پیشخوان
می‌ره تا این‌که به پنجره می‌رسه

861
00:51:11,120 --> 00:51:13,940
، و بعد، وقتی به اون‌جا رسید

862
00:51:14,480 --> 00:51:16,900
، در شوریدگی آزادی‌ـش

863
00:51:18,480 --> 00:51:19,940
می‌شینه

864
00:51:20,960 --> 00:51:22,420
و بیرون رو نگاه می‌کنه

865
00:51:23,960 --> 00:51:25,820
دنیا رو تماشا می‌کنه

866
00:51:26,960 --> 00:51:31,460
اگه می‌خواد که با انجام اون کار من فکر کنم
واقعاً عمیق و شاعرانه‌ست، دم به تله نمی‌دم

867
00:51:32,920 --> 00:51:37,536
ظاهراً، خوکچه‌های هندی به خوکچه‌های هندی
دیگه احتیاج دارن، وگرنه ممکنه از تنهایی بمیرن

868
00:51:37,560 --> 00:51:40,336
ولی هیلاری هیچ‌وقت به یه جفت احتیاجی
نداشت. بیش‌تر از حد کفایت به‌ش توجه می‌شد

869
00:51:40,360 --> 00:51:42,496
.مشتری‌ها خیلی دوست‌ـش داشتن
همیشه روی پای یکی بود

870
00:51:42,520 --> 00:51:45,856
و بـو رو داشت، که هیچ‌وقت تنهاش نذاشت

871
00:51:45,880 --> 00:51:47,540
همدیگه رو می‌پرستیدن

872
00:51:48,360 --> 00:51:51,540
صبح روزی که دوست‌پسر بـو
به‌ش گفت که یکی دیگه رو کرده

873
00:51:53,080 --> 00:51:54,740
از کنار من رد شد

874
00:51:56,400 --> 00:52:00,300
هیلاری رو از توی قفس‌ـش در آورد و
چندین ساعت باهاش نشست اون پشت

875
00:52:04,040 --> 00:52:07,576
من یه بار یه داستان از یه
روزنامه برای بـو و هیلاری خوندم

876
00:52:07,600 --> 00:52:13,096
دربارۀ یه پسر کوچولو که مکرراً مدادِ پاک‌کُن‌دار
، فرو می‌کرد داخل سوراخ‌کون همستر کلاس‌ـش

877
00:52:13,120 --> 00:52:15,260
چون وقتی چشم‌هاش از حدقه
می‌زد بیرون خوش‌ـش میومد

878
00:52:15,760 --> 00:52:17,940
فرستاده شد به اردوگاه نوجوانان

879
00:52:18,280 --> 00:52:22,136
راست‌ـش بلندبلند به‌عنوان یه جوک
خوندم‌ـش، ولی بـو پریشون بود

880
00:52:22,160 --> 00:52:23,376
چی؟»

881
00:52:23,400 --> 00:52:25,656
تبعیدش کردن؟

882
00:52:25,680 --> 00:52:27,660
«ولی، ولی اون به کمک نیاز داره

883
00:52:28,080 --> 00:52:30,020
شخص تعجب‌آوری بود

884
00:52:31,240 --> 00:52:34,740
.آره، مداد فرو می‌کرده توی کون یه همستر»
«منظورـم اینه، چی‌کار می‌خوای بکنی؟

885
00:52:36,280 --> 00:52:41,220
.آره، ولی واضح‌ـه که خوش نیست»
«آدم‌های خوش چنین کارهایی نمی‌کنن

886
00:52:42,440 --> 00:52:43,740
«حرف حق جواب نداره»

887
00:52:44,400 --> 00:52:47,900
و، به هر حال، به همین خاطر»
«پاک‌کُن می‌ذاره تهِ مدادها

888
00:52:51,400 --> 00:52:53,416
چی؟ آ»

889
00:52:53,440 --> 00:52:55,620
«چی، تا کون همسترها گذاشته بشه؟

890
00:52:56,240 --> 00:52:58,580
.نه! نه»

891
00:52:59,120 --> 00:53:00,700
چون

892
00:53:01,480 --> 00:53:03,060
«آدم‌ها اشتباه می‌کنن

893
00:53:07,600 --> 00:53:09,420
ولی حالا، بـو رفته

894
00:53:10,160 --> 00:53:13,140
یه کافۀ مرگ‌ـه، بنابراین دیگه مشتری نداره

895
00:53:13,960 --> 00:53:16,580
هیلاری مثل یه تنه‌لش می‌شینه توی قفس‌ـش

896
00:53:17,080 --> 00:53:18,540
به من زُل می‌زنه

897
00:53:21,280 --> 00:53:22,860
نمی‌دونم باهاش چی کنم

898
00:53:24,640 --> 00:53:25,696
شش عصره

899
00:53:25,720 --> 00:53:29,856
دو تا دختر با هیکل یوگایی وارد کافه
می‌شن و از منو «ریزوتو» سفارش می‌دن
[ نوعی برنج ایتالیایی: Risotto ]

900
00:53:29,880 --> 00:53:34,481
پاکت «تسکو» رو باز کردم، خوراکِ مقرون‌به‌صرفه‌شون رو مایکرووِیو
می‌کنم [ از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان: Tesco ]

901
00:53:34,760 --> 00:53:39,620
دخترها دارن راجع به این‌که چرا هیچ‌وقت نمی‌خوان بچه بزّان
به‌خاطر تأثیری که روی زندگی جنسی‌شون می‌ذاره حرف می‌زنن

902
00:53:40,440 --> 00:53:42,100
هنوز خبری از خواهرـم ندارم

903
00:53:43,080 --> 00:53:45,696
یه پاکت چیپس خالی می‌ذارم توی مایکرووِیو

904
00:53:45,720 --> 00:53:47,380
چروکیدن‌ـش رو تماشا می‌کنم

905
00:53:47,960 --> 00:53:49,176
یه‌خرده با گوشی‌ـم ور می‌رم

906
00:53:49,200 --> 00:53:53,340
.سلام، بـو هستم. در حال حاضر نمی‌تونم بیام پای گوشی
ولی پیغام‌تون رو بذارید و من باهاتون تماس می‌گیرم

907
00:53:59,160 --> 00:54:01,460
احتمالاً به‌تره یه نفر اون رو قطع کنه

908
00:54:04,480 --> 00:54:05,936
شروع می‌کنم به پیام‌دادن به جوندۀ مترو

909
00:54:05,960 --> 00:54:07,616
، عذرخواهی می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم

910
00:54:07,640 --> 00:54:09,580
و سرانجام یه عکس از سینه‌هام براش می‌فرستم

911
00:54:10,480 --> 00:54:11,696
اون هم یه دونه برام می‌فرسته

912
00:54:11,720 --> 00:54:14,660
فکر کنم از آلت‌ـشه

913
00:54:15,680 --> 00:54:19,136
دوست‌پسرـم قبل از هری قدیم‌ها وادارـم
، می‌کرد عکس از واژن‌ـم براش بفرستم

914
00:54:19,160 --> 00:54:20,416
هر جا که بودم

915
00:54:20,440 --> 00:54:21,776
روزی 10 یا 11 بار

916
00:54:21,800 --> 00:54:27,016
قبلاً می‌رفتم و مجبور بودم حمله‌ور بشم توی ،
توالت معلولین، یه عکس جذاب از واژن‌ـم بگیرم

917
00:54:27,040 --> 00:54:28,980
که روی‌هم‌رفته کار راحتی نیست

918
00:54:29,800 --> 00:54:32,940
مخصوصاً که همیشه از زاویۀ نگاه کِرم می‌خواست

919
00:54:34,280 --> 00:54:35,700
اوهوم

920
00:54:37,920 --> 00:54:43,180
بیش‌تر وقت‌ها عین این می‌مونه که
یه نفر یه قرص کوچولوی نون رو

921
00:54:43,680 --> 00:54:45,060
چپکی انداخته

922
00:54:46,080 --> 00:54:48,260
کفِ زمین یه سلمانی

923
00:54:57,160 --> 00:54:58,940
بعد یه عکس ازـش گرفته

924
00:55:00,680 --> 00:55:06,100
یک صبح وسوسه‌انگیز، ازـم خواست که از
بخش‌های موردعلاقۀ بدن‌ـم براش عکس بفرستم

925
00:55:06,240 --> 00:55:08,100
می‌رم به مستراح معلولین

926
00:55:08,100 --> 00:55:18,100
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

927
00:56:14,520 --> 00:56:17,540
اوه، اون خیلی جذاب‌ـه. یکی
دیگه بفرست، هرزۀ زیبا

928
00:56:17,540 --> 00:56:27,540
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

929
00:57:26,440 --> 00:57:29,136
حالا، یه چیز قبیحانه بگو
که خودت رو شوکه کنه

930
00:57:29,160 --> 00:57:30,376
یه عکس دیگه برام بفرست

931
00:57:30,400 --> 00:57:32,860
اوه، خدا، دارم کف‌دستی می‌زنم

932
00:57:34,200 --> 00:57:36,340
من رو از رمق می‌نداخت،
ولی باید انجام‌ـش داد

933
00:57:37,160 --> 00:57:39,700
نباید مجبورـشون کنی چشم‌چرونی کنن

934
00:57:39,880 --> 00:57:42,536
رئیس درِ مستراح معلولین رو زد

935
00:57:42,560 --> 00:57:45,340
اون صبح چهارمین باری بود که می‌رفتم

936
00:57:46,280 --> 00:57:49,260
«آم... اون‌تو همه‌چیز مرتب‌ـه؟»

937
00:57:50,840 --> 00:57:52,220
استرالیایی‌ـه

938
00:57:53,960 --> 00:57:56,016
.آ... آره»

939
00:57:56,040 --> 00:57:58,460
«من فقط... من، من عفونت مثانه دارم

940
00:57:59,880 --> 00:58:02,136
.اوه، نه، چرخ‌ریسکِ بی‌چاره»

941
00:58:02,160 --> 00:58:05,536
.اوه، زن‌ـم تمام مدت مثانه‌ش عفونت می‌کنه

942
00:58:05,560 --> 00:58:07,416
.آب کرنبری، دوای دردت اونه

943
00:58:07,440 --> 00:58:09,860
چند سطل ازـش. برات از غذاخوری بگیرم؟

944
00:58:13,240 --> 00:58:14,540
هان؟

945
00:58:16,560 --> 00:58:18,260
آهای؟

946
00:58:20,280 --> 00:58:21,900
«داری گریه می‌کنی؟

947
00:58:29,960 --> 00:58:31,780
می‌خوام دست از موزُدایی بکِشم

948
00:58:33,480 --> 00:58:35,296
یه بار با یه مَرده آشنا شدم که گفت

949
00:58:35,320 --> 00:58:37,780
می‌گم گفت، راست‌ـش بیش‌تر به هوار می‌خورد

950
00:58:38,120 --> 00:58:41,140
که چقدر پشمِ پُر دوست داره

951
00:58:43,040 --> 00:58:45,340
و این‌که چقدر توی این دوره‌زمونه کمیاب شده

952
00:58:46,920 --> 00:58:49,176
، با این‌که اون موقع ناشایست بود

953
00:58:49,200 --> 00:58:51,060
یه دوست خانوادگی توی مراسم ختم مامان

954
00:58:58,360 --> 00:59:00,180
من رو سرشار از چیزی کرد

955
00:59:01,440 --> 00:59:02,900
امید

956
00:59:05,200 --> 00:59:06,660
آرامش خاطر

957
00:59:08,120 --> 00:59:09,740
نمی‌دونم

958
00:59:10,920 --> 00:59:13,140
نمی‌تونم خودم رو راضی کنم که عملاً بلند کنم

959
00:59:14,520 --> 00:59:16,296
زنگ زدم به جوندۀ مترو

960
00:59:16,320 --> 00:59:18,256
با یه بطری شراب میاد به کافه

961
00:59:18,280 --> 00:59:20,176
می‌نوشیم‌ـش. به‌م نجوا می‌کنه

962
00:59:20,200 --> 00:59:21,620
آم

963
00:59:26,600 --> 00:59:30,420
«من آلت گنده‌ای دارم»

964
00:59:33,960 --> 00:59:35,260
من می‌گم

965
00:59:36,000 --> 00:59:37,420
«واقعاً؟»

966
00:59:38,640 --> 00:59:40,260
اون می‌گه

967
00:59:41,400 --> 00:59:42,820
«آره»

968
00:59:45,400 --> 00:59:46,860
من می‌گم

969
00:59:47,400 --> 00:59:52,340
.خب، به اون می‌گن شانس»
«چون منم واژن گنده‌ای دارم

970
00:59:55,560 --> 00:59:57,020
اون می‌گه

971
01:00:07,360 --> 01:00:08,900
«معرکه»

972
01:00:12,600 --> 01:00:14,136
پشت پیشخوان سکس می‌کنیم

973
01:00:14,160 --> 01:00:16,536
خیلی استخونی‌ـه، تمام گوشه‌هاش

974
01:00:16,560 --> 01:00:18,580
مثل سکس‌کردن با یه نقاله می‌مونه

975
01:00:21,960 --> 01:00:23,256
آب‌ـش نمیاد

976
01:00:23,280 --> 01:00:25,940
، می‌گه که من زیادی پُرتنش‌ام
حالا معنی‌ـش هرچی که هست

977
01:00:28,040 --> 01:00:30,096
، چراغ‌ها رو خاموش کردیم
پس حالا خیلی تاریک‌ـه

978
01:00:30,120 --> 01:00:34,460
شلوارـش رو می‌کشه بالا، سعی داره تلفن‌ـش رو
پیدا کنه، ببینه دوست‌هاش بعداً می‌رن بیرون یا نه

979
01:00:35,200 --> 01:00:38,780
شال‌گردن بته‌جقه‌ای صورتی
و ارغوانی‌ـش رو انداخته

980
01:00:39,560 --> 01:00:41,340
عین خانم‌ها شده

981
01:00:42,760 --> 01:00:44,296
، لی‌لی می‌کنه سمت پنجره

982
01:00:44,320 --> 01:00:45,656
، تکیه می‌زنه به لبۀ پنجره

983
01:00:45,680 --> 01:00:48,420
تلفن‌ـش رو روشن می‌کنه، بعد جیغ می‌زنه

984
01:00:48,560 --> 01:00:50,336
با صدای خیلی نازک

985
01:00:50,360 --> 01:00:54,660
نور تلفن‌ـش باعث شده بود چشم‌های
هیلاری توی تاریکی به‌صورت قرمز برق بزنه

986
01:00:54,880 --> 01:00:57,900
احتمالاً وقتی داشتیم سکس می‌کردیم
پرسه‌زنان اومده بود دم پنجره

987
01:00:58,400 --> 01:01:00,696
برای یه لحظه، به واکنش‌ـش می‌خندم

988
01:01:00,720 --> 01:01:02,816
ولی هیلاری تکون می‌خوره
و اون دوباره جیغ می‌زنه

989
01:01:02,840 --> 01:01:05,616
هیلاری سعی می‌کنه بدوه طرف من، ولی
هول می‌کنه، و یه‌جورایی از پهلو لیز می‌خوره

990
01:01:05,640 --> 01:01:07,376
میوفته روی شکم‌ـش و یه‌خرده دست‌وپا می‌زنه

991
01:01:07,400 --> 01:01:09,896
ولی جوندۀ مترو قرمزی می‌بینه و به‌ش لگد می‌زنه [
ایهام: ولی جوندۀ مترو خون جلوی چشم‌هاش رو می‌گیره ]

992
01:01:09,920 --> 01:01:12,160
به پرواز در میاد و با یه صدای
تالاپ کوبیده می‌شه به دیوار

993
01:01:16,560 --> 01:01:19,180
اون همین‌جوری به کپۀ
خزی روی زمین خیره می‌شه

994
01:01:21,080 --> 01:01:23,376
ولی هیلاری یهویی جُم می‌خوره، و باعث می‌شه
، اون از جاش بپّره و دوباره به‌ش لگد بزنه

995
01:01:23,400 --> 01:01:25,100
و هیلاری به اون‌طرف اتاق به پرواز در میاد

996
01:01:31,320 --> 01:01:32,780
من نمی‌تونم تکون بخورم

997
01:01:35,680 --> 01:01:37,140
به بـو فکر می‌کنم

998
01:01:38,480 --> 01:01:40,380
به بازی‌کردن‌شون با هم فکر می‌کنم

999
01:01:42,400 --> 01:01:45,056
جوندۀ مترو هول می‌کنه، یه چیزی
راجع به موش‌هراسی مِن‌مِن می‌کنه

1000
01:01:45,080 --> 01:01:47,900
به‌ش می‌گم می‌تونه بره و غیب می‌شه

1001
01:01:52,440 --> 01:01:55,100
هیلاری دمر شده، ولی پشت‌ـش به من‌ـه

1002
01:01:56,480 --> 01:01:58,140
شبیه یه

1003
01:01:59,320 --> 01:02:00,620
یه گلولۀ خزداره

1004
01:02:01,760 --> 01:02:03,540
هنوز زنده‌ست، ولی

1005
01:02:04,680 --> 01:02:06,940
برـش می‌گردونم به قفس‌ـش و یه‌خرده می‌شینیم

1006
01:02:10,920 --> 01:02:15,296
به یارو بی‌شعوره پیام می‌دم. جواب می‌ده، می‌گه
، که دوست‌دختر داره، که اون‌شب خیلی مست بود

1007
01:02:15,320 --> 01:02:18,560
که خیلی خوش‌حال می‌شه به طریقی ناجنسی وقت
بگذرونه. متأسف‌ـه اگه امید واهی به‌م داد

1008
01:02:19,680 --> 01:02:21,456
برای دوست‌پسر سابق‌ـم
یه عکس از واژن‌ـم می‌فرستم

1009
01:02:21,480 --> 01:02:22,896
برای هری یه عکس از واژن‌ـم می‌فرستم

1010
01:02:22,920 --> 01:02:25,296
به لیلی پیام می‌دم. هنوز
خبری از خواهرـم نیست

1011
01:02:25,320 --> 01:02:26,496
هیلاری تکون نمی‌خوره

1012
01:02:26,520 --> 01:02:30,660
.سلام، بـو هستم. در حال حاضر نمی‌تونم بیام پای گوشی
ولی پیغام‌تون رو بذارید و من باهاتون تماس می‌گیرم

1013
01:02:31,280 --> 01:02:33,700
هیلاری داره این صدای
وحشتناک خایش رو در میاره

1014
01:02:35,160 --> 01:02:39,016
، از توی قفس‌ـش درـش میارم
می‌ذارم‌ـش روی پام، نوازش‌ـش می‌کنم

1015
01:02:39,040 --> 01:02:40,420
دست برنمی‌داره

1016
01:02:40,960 --> 01:02:42,500
برـش می‌گردونم سر جاش

1017
01:02:43,520 --> 01:02:45,216
«می‌رم مِی‌خونۀ «ربیت اند وینزلو

1018
01:02:45,240 --> 01:02:48,460
.بیرون یه سیگار دود می‌کنم
سه نفر دم در داشتن می‌خندیدن

1019
01:02:49,400 --> 01:02:52,500
می‌تونم موهای سفید و بندهای
شلوار رو از لابه‌لای جمعیت ببینم

1020
01:02:53,520 --> 01:02:55,060
می‌تونم صداش رو بشنوم

1021
01:02:58,080 --> 01:03:00,660
یه نفر گذاشته با یوکللی‌ـش بیاد روی صحنه

1022
01:03:01,840 --> 01:03:03,700
داره آهنگ‌ـش رو می‌خونه

1023
01:03:04,560 --> 01:03:06,580
مردم دارن می‌خندن و دست می‌زنن

1024
01:03:07,760 --> 01:03:09,700
از بیرون به‌ش گوش می‌دم

1025
01:03:10,720 --> 01:03:13,536
، دربارۀ سفری با قطاره
که یه بار توی ایرلند کرد

1026
01:03:13,560 --> 01:03:15,536
که درـش با یه مَرده آشنا شد
که برای همه داستان‌هایی از

1027
01:03:15,560 --> 01:03:19,936
عشق و زادگاه، و عشق‌وعاشقی
، و ماجراجویی تعریف می‌کرد

1028
01:03:19,960 --> 01:03:22,456
، و زنان زیبا و مردان زیبا

1029
01:03:22,480 --> 01:03:26,016
، و مادران و دختران، و پدران و پسران

1030
01:03:26,040 --> 01:03:29,660
هیولاها و پری‌ها، و مهمونی‌ها و آرزوها

1031
01:03:30,720 --> 01:03:32,380
تمام شِرووِرهای معمول

1032
01:03:33,640 --> 01:03:36,936
کُل صحنه عین چیزی از یه «رام‌کام» تهوع‌آوره
[ ژانر کمدی رمانتیک ]

1033
01:03:36,960 --> 01:03:38,580
ولی داره می‌ترکوندش

1034
01:03:39,680 --> 01:03:41,380
بعدش می‌ره دم بار

1035
01:03:42,320 --> 01:03:44,140
همه نوشیدنی مهمون‌ـش می‌کنن

1036
01:03:45,160 --> 01:03:46,940
طرف به شغل احتیاجی نداره

1037
01:03:48,440 --> 01:03:51,020
متوجه می‌شم که یادم رفت چای
ارل گری» هیلاری رو به‌ش بدم»

1038
01:03:52,280 --> 01:03:54,336
ده‌ونیم اون شب

1039
01:03:54,360 --> 01:03:56,580
می‌کوبم و می‌کوبم و زنگ رو می‌زنم

1040
01:03:57,760 --> 01:04:00,220
سایه‌ش رو از بالای پله‌ها می‌بینم، ولی

1041
01:04:01,080 --> 01:04:02,660
در رو باز نمی‌کنه

1042
01:04:04,720 --> 01:04:06,376
، برمی‌گردم به آپارتمان

1043
01:04:06,400 --> 01:04:08,296
مشخص‌ـه که هری این‌جا بوده

1044
01:04:08,320 --> 01:04:10,780
تلویزیون رفته. به بو می‌خوره که ریده باشه

1045
01:04:11,760 --> 01:04:14,176
.اون قبلاً هیچ‌وقت توی آپارتمان عن نمی‌کرد
خیلی نسبت به‌ش عجیب‌غریب بود

1046
01:04:14,200 --> 01:04:15,940
قبلاً می‌رفت مِی‌خونۀ اون‌ور خیابون

1047
01:04:19,200 --> 01:04:21,140
می‌شینم روی کاناپۀ راه‌راه‌ـم

1048
01:04:22,160 --> 01:04:23,540
لپ‌تاپ‌ـم رو باز می‌کنم

1049
01:04:24,800 --> 01:04:28,776
، مقعدی، گنگ‌بنگ، بالغ، ک‍×ـرهای گنده

1050
01:04:28,800 --> 01:04:32,536
، سینه‌های کوچک، هنتای، آسیایی، نوجوان

1051
01:04:32,560 --> 01:04:36,336
، میلف، باسن‌های گنده، گِی، لزبین

1052
01:04:36,360 --> 01:04:40,016
، چهره‌ای، فتیش، جوون و پیر، قورت‌دادن

1053
01:04:40,040 --> 01:04:42,216
خشن، چشم‌چرونی، درملأعام

1054
01:04:42,240 --> 01:04:44,016
یه‌مرتبه، آفتاب آروم‌آروم
داره در میاد و من غصه‌دارـم

1055
01:04:44,040 --> 01:04:45,896
، امروز مدت اجاره تمومه
هنوز خبری از خواهرـم نیست

1056
01:04:45,920 --> 01:04:47,856
آپارتمان رو ترک می‌کنم -
سلام، بـو هستم -

1057
01:04:47,880 --> 01:04:50,340
تابلوی تعطیل رو می‌ذارم بیرون کافه

1058
01:04:54,000 --> 01:04:56,060
سه دقیقه از 11 گذشته

1059
01:04:57,200 --> 01:04:58,740
هنوز نیومده

1060
01:05:02,120 --> 01:05:04,216
‏‏11 و ده دقیقه، در یهو باز می‌شه

1061
01:05:04,240 --> 01:05:10,416
روبه‌راه‌ای، بابا غنوش، من رو ببخش. یه‌خرده دیر کردم، ولی» «یه داستان
صبح‌گاهی برات دارم یا چی. این رو گوش کن [ نوعی پیش‌غذای عربی: Baba ghanoush ]

1062
01:05:10,440 --> 01:05:12,340
به‌ش می‌گم خفه شه و در رو ببنده

1063
01:05:13,400 --> 01:05:15,260
سردرگم به نظر می‌رسه، ولی انجام‌ـش می‌ده

1064
01:05:21,880 --> 01:05:23,980
«چرا میای این‌جا، جو؟»

1065
01:05:27,320 --> 01:05:28,700
«چی؟»

1066
01:05:30,320 --> 01:05:32,900
در رو قفل می‌کنم، کرکره‌ها رو می‌کِشم

1067
01:05:34,600 --> 01:05:36,700
«چرا میای این‌جا، جو؟»

1068
01:05:38,600 --> 01:05:41,460
.آ... چای، عزیزـم»

1069
01:05:42,600 --> 01:05:44,180
«خانم‌هام رو ببینم

1070
01:05:46,360 --> 01:05:48,060
هیلاری تکون نمی‌خوره

1071
01:05:49,480 --> 01:05:51,140
.عیب نداره، جو»

1072
01:05:51,760 --> 01:05:53,340
.درک می‌کنم

1073
01:05:54,200 --> 01:05:55,900
«تو هیچی‌ـت نیست

1074
01:05:57,960 --> 01:06:02,060
، بلوزـم رو در میارم، سینه‌بندم رو باز
می‌کنم آهسته می‌ذارم‌شون روی پیشخوان

1075
01:06:03,800 --> 01:06:05,500
به‌م خیره می‌شه

1076
01:06:06,800 --> 01:06:08,340
، می‌رم جلو

1077
01:06:08,880 --> 01:06:10,660
سینه‌های جوون‌ـم رو به‌ش نشون می‌دم

1078
01:06:12,280 --> 01:06:13,860
یه‌خرده این‌پااون‌پا می‌کنه

1079
01:06:14,760 --> 01:06:16,660
حالت نفس‌کشیدن‌ـش عوض می‌شه

1080
01:06:18,280 --> 01:06:19,620
به لرز افتاده

1081
01:06:21,480 --> 01:06:23,460
دست‌ـش رو میاره بالا

1082
01:06:25,480 --> 01:06:27,816
نُه صبح اون روز، دم درِ خونۀ خواهرـم

1083
01:06:27,840 --> 01:06:29,500
مارتین از بالا به‌م نگاه می‌کنه

1084
01:06:29,760 --> 01:06:31,220
«درود بر شما»

1085
01:06:31,920 --> 01:06:33,300
«کلیر این‌جاست؟»

1086
01:06:34,040 --> 01:06:35,340
«بلی»

1087
01:06:35,880 --> 01:06:38,660
سعی می‌کنم ازـش رد بشم برم تو، ولی نمی‌ذاره

1088
01:06:39,040 --> 01:06:40,816
کلیر میاد دم در

1089
01:06:40,840 --> 01:06:42,620
چتری‌ـش رو فر کرده

1090
01:06:44,680 --> 01:06:47,656
یه جوکِ به‌زیبایی‌ساخته‌شده
درباره‌ش ارائه می‌دم

1091
01:06:47,680 --> 01:06:49,176
ولی می‌پّره به‌م

1092
01:06:49,200 --> 01:06:52,296
به‌م می‌گه باید دست از حرف‌زدن با آدم‌ها جوری که
انگار دارم یه روتین استندآپ اجرا می‌کنم بردارم

1093
01:06:52,320 --> 01:06:54,340
که بعضی چیزها هیچ خنده‌دار نیستن

1094
01:06:56,360 --> 01:06:57,780
من می‌خندم

1095
01:06:59,840 --> 01:07:01,300
و بعد نمی‌خندم

1096
01:07:02,640 --> 01:07:04,580
و بعد گلوـم خشک می‌شه

1097
01:07:05,960 --> 01:07:08,020
هیچ‌کس واسه یه مدت کوتاه چیزی نمی‌گه

1098
01:07:10,320 --> 01:07:12,100
«پول رو انتقال ندادی»

1099
01:07:14,640 --> 01:07:16,060
«نه»

1100
01:07:18,440 --> 01:07:20,140
«نمی‌ری فنلاند»

1101
01:07:22,160 --> 01:07:23,460
«نه»

1102
01:07:25,600 --> 01:07:27,340
«این چرا هنوز این‌جاست؟»

1103
01:07:29,520 --> 01:07:31,340
«اون دست‌مالی‌ـت نکرد»

1104
01:07:32,120 --> 01:07:34,140
«!سعی خودش رو کرد»

1105
01:07:36,920 --> 01:07:39,140
«گفت که بیش‌تر برعکس بود»

1106
01:07:41,440 --> 01:07:42,940
چی؟»

1107
01:07:43,880 --> 01:07:45,620
«ولی اون حقیقت نداره

1108
01:07:46,640 --> 01:07:48,460
«چطور می‌تونم باورـت کنم؟»

1109
01:07:49,560 --> 01:07:51,376
چی؟ آ... چطور»

1110
01:07:51,400 --> 01:07:52,776
«...خب، چون من خواهـ

1111
01:07:52,800 --> 01:07:55,060
«بعد از کاری که با بـو کردی»

1112
01:08:05,960 --> 01:08:07,700
.اون تقصیر من نبود»

1113
01:08:11,600 --> 01:08:13,260
.پسره من رو می‌خواست

1114
01:08:15,720 --> 01:08:17,300
.پسره من رو می‌خواست

1115
01:08:19,560 --> 01:08:20,940
«...پس

1116
01:08:25,400 --> 01:08:26,940
الآن 11 و ربع‌ـه

1117
01:08:27,840 --> 01:08:29,140
جو داره می‌لرزه

1118
01:08:30,520 --> 01:08:32,740
من توی زاویۀ کاملاً درست سینه‌باز وایسادم

1119
01:08:33,760 --> 01:08:35,820
دست‌ـش همین‌طور داره میاد بالا

1120
01:08:36,440 --> 01:08:37,936
تا این‌که روی چشم‌هاش قرار می‌گیره

1121
01:08:37,960 --> 01:08:39,860
اوه! آ»

1122
01:08:43,640 --> 01:08:45,900
«لباس‌ـت رو تن‌ـت کن، عزیزـم

1123
01:08:48,480 --> 01:08:50,020
«چی؟»

1124
01:08:51,440 --> 01:08:53,460
«لباس‌ـت رو تن‌ـت کن»

1125
01:08:55,960 --> 01:08:57,380
.عیب نداره، جو»

1126
01:08:58,960 --> 01:09:00,660
«قضاوت‌ـت نمی‌کنم

1127
01:09:02,720 --> 01:09:04,100
آره، آ»

1128
01:09:04,880 --> 01:09:07,260
.من برای چای‌ـم میام این‌جا، عزیزـم

1129
01:09:09,280 --> 01:09:10,900
.و برای این‌که تو رو ببینم

1130
01:09:12,640 --> 01:09:15,940
«اون اتفاقِ غم‌انگیزی
بود که برای دوست‌ـت افتاد

1131
01:09:22,960 --> 01:09:24,380
«تو ضعیف‌ای»

1132
01:09:26,560 --> 01:09:28,740
آره، اون شاید حقیقت داشته باشه، ولی، آ»

1133
01:09:30,200 --> 01:09:31,900
«من دیگه می‌رم

1134
01:09:33,000 --> 01:09:36,380
.اوه، بی‌خیال، جو، بمون. توروخّدا»

1135
01:09:38,120 --> 01:09:40,020
«من تقریباً نصف تو سن دارم

1136
01:09:42,800 --> 01:09:44,180
وایمی‌سته

1137
01:09:45,360 --> 01:09:48,860
دست‌هاش رو از روی چشم‌هاش
میاره پایین و بالأخره به‌م نگاه می‌کنه

1138
01:09:53,960 --> 01:09:55,860
.برو خونه، عزیزـم»

1139
01:09:57,600 --> 01:10:00,220
متأسف‌ام، ولی

1140
01:10:01,040 --> 01:10:02,820
«این باب علاقۀ من نیست

1141
01:10:05,440 --> 01:10:07,980
همین‌که از کنار من رد
می‌شه دست‌ـش رو می‌گیرم

1142
01:10:08,240 --> 01:10:11,820
لاغره ولی ورم‌کرده. پوست‌ـش توی
چنگ‌ـم پژمرده می‌شه. حال‌به‌هم‌زن‌ـه

1143
01:10:14,560 --> 01:10:16,420
یه‌خرده روی صندلی جو می‌شینم

1144
01:10:17,320 --> 01:10:19,260
یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسۀ اون مَرده

1145
01:10:21,800 --> 01:10:25,216
دندون‌های هیلاری دوباره دارن
خاییده می‌شن، قرچ‌قرچ می‌کنن

1146
01:10:25,240 --> 01:10:28,296
صداش غیرقابل‌تحمل‌ـه.
خایش بی‌امانِ بی‌وقفه‌ست

1147
01:10:28,320 --> 01:10:31,140
وقتی درد داشته باشن یا پریشون
باشن اون کار رو می‌کنن، یا وقتی

1148
01:10:32,080 --> 01:10:33,540
نمی‌تونم به‌ش گوش بدم

1149
01:10:34,600 --> 01:10:36,100
از قفس‌ـش درـش میارم

1150
01:10:37,400 --> 01:10:39,980
جسم کوچک‌ـش رو در سینۀ لخت‌ـم نگه می‌دارم

1151
01:10:41,720 --> 01:10:43,540
می‌تونم پنجه‌هاش رو حس کنم

1152
01:10:45,040 --> 01:10:46,536
استخون‌هاش احساس خمیده‌بودن می‌دن

1153
01:10:46,560 --> 01:10:49,340
و تنفس‌ـش ضعیف‌ـه، ولی
دندون‌هاش می‌خورن به هم

1154
01:10:51,240 --> 01:10:52,620
نمی‌تونم

1155
01:10:54,400 --> 01:10:56,860
از بخش نرم‌ـش توی صورت‌ـش نگاه می‌کنم

1156
01:11:00,040 --> 01:11:02,980
فروکردنِ انگشت‌ـم رو تصور می‌کنم
تا چشم‌هاش از حدقه بزنه بیرون

1157
01:11:05,040 --> 01:11:07,500
نه، اون رو تصور می‌کنم.
انجام اون کار رو تصور می‌کنم

1158
01:11:09,960 --> 01:11:12,200
و در حالی که دست‌ـم از روی
بدن‌ـش داره می‌ره پایین، من

1159
01:11:14,760 --> 01:11:16,100
من

1160
01:11:19,280 --> 01:11:23,416
اولین‌بار که دادم‌ـش به
بـو، به‌قدری ریزه‌میزه بود که

1161
01:11:23,440 --> 01:11:26,176
گذاشتم‌ـش توی این جعبۀ کادوی کوچولو
که از یه کارت‌فروشی مزخرف خریده بودم

1162
01:11:26,200 --> 01:11:29,456
، همین‌جوری نشست روی یه تیکه پنبه
از لای بخش نرم‌ـش نگاه می‌کرد

1163
01:11:29,480 --> 01:11:31,056
مضحک بود

1164
01:11:31,080 --> 01:11:33,136
این توپِ پرزیِ کوچولوی بیش‌ازحدهیجان‌زده

1165
01:11:33,160 --> 01:11:35,580
همین‌جوری می‌شینه توی دست‌ـت

1166
01:11:37,400 --> 01:11:39,100
قیافۀ بـو

1167
01:11:41,040 --> 01:11:43,860
قیافۀ بـو وقتی اون جعبه رو باز کرد

1168
01:11:43,880 --> 01:11:47,140
نیش‌ـش تا بناگوش باز شد

1169
01:11:47,400 --> 01:11:48,616
این یه»

1170
01:11:48,640 --> 01:11:49,856
این... تو

1171
01:11:49,880 --> 01:11:51,256
این یه خوکچۀ هندی‌ـه؟ چی؟

1172
01:11:51,280 --> 01:11:52,700
«تو... این چیه؟

1173
01:11:54,080 --> 01:11:55,780
.نمی‌دونم»

1174
01:11:57,320 --> 01:11:59,020
«یه چیزی برای مهر‌وَرزی؟

1175
01:12:02,280 --> 01:12:03,740
من دارم گریه می‌کنم

1176
01:12:06,040 --> 01:12:07,780
با انگشت‌هام محکم گرفتم‌ـش

1177
01:12:09,640 --> 01:12:11,060
ولی نمی‌تونم

1178
01:12:13,400 --> 01:12:15,580
می‌تونم احساس کنم که چقدر ترسیده

1179
01:12:17,440 --> 01:12:19,260
که چقدر درد داره

1180
01:12:20,600 --> 01:12:22,180
ولی نمی‌تونم

1181
01:12:24,720 --> 01:12:26,620
محکم در آغوش گرفتم‌ـش

1182
01:12:28,400 --> 01:12:30,460
محکم‌تر در آغوش می‌گیرم‌ـش

1183
01:12:32,360 --> 01:12:35,576
محکم‌تر در آغوش می‌گیرم‌ـش تا این‌که خردشدن
استخون‌هاش در مقابل سینه‌م رو احساس می‌کنم

1184
01:12:35,600 --> 01:12:37,300
و خایش متوقف می‌شه

1185
01:12:44,640 --> 01:12:46,380
هیچ صدایی نمیاد

1186
01:12:49,880 --> 01:12:51,340
و اون در امان‌ـه

1187
01:12:59,040 --> 01:13:00,620
خیلی‌خب، لطفاً برید

1188
01:13:02,520 --> 01:13:03,940
چی؟ ولی

1189
01:13:04,320 --> 01:13:07,060
ولی متوجه نیستید. من به
این احتیاج دارم - لطفاً فقط برید -

1190
01:13:14,200 --> 01:13:15,256
منحرف -
هرزه -

1191
01:13:15,280 --> 01:13:16,660
!عجب

1192
01:13:16,840 --> 01:13:19,620
لطفاً برید -
خودت... لطفاً برو -

1193
01:13:20,320 --> 01:13:21,980
دفتر من‌ـه

1194
01:13:22,280 --> 01:13:23,580
خب؟

1195
01:13:25,120 --> 01:13:26,860
خیلی‌خب

1196
01:13:29,560 --> 01:13:30,940
!وایسا

1197
01:13:39,200 --> 01:13:40,940
چی به خنده‌ت انداخت؟

1198
01:13:43,320 --> 01:13:44,660
چی؟

1199
01:13:45,240 --> 01:13:46,900
توی کارنامک‌ـم

1200
01:13:47,400 --> 01:13:48,696
گفتی خنده‌دار بود

1201
01:13:48,720 --> 01:13:51,540
آم... تو صاحب تنها کافه
برای خوکچه‌های هندی‌ای

1202
01:13:54,280 --> 01:13:56,580
صحیح، خیلی‌خب، اون دقیقاً... صحیح، خیلی‌خب

1203
01:13:57,600 --> 01:13:58,736
آره، ولی اون به خنده‌ت انداخت؟

1204
01:13:58,760 --> 01:14:00,656
آره، به گمونم. هیچ‌وقت فکر
نمی‌کردم خوکچۀ هندی

1205
01:14:00,680 --> 01:14:02,176
کافه با مضمون خوکچۀ هندی بود -
اوه، صحیح -

1206
01:14:02,200 --> 01:14:03,860
آره. آره -
اون با عقل جور در میاد -

1207
01:14:10,000 --> 01:14:12,900
اگه می‌نوشتم اون کافه رو
به گا دادم تا نابود بشه چی؟

1208
01:14:14,040 --> 01:14:15,660
که خانواده‌م رو به گا دادم؟

1209
01:14:16,080 --> 01:14:17,776
که دوست‌ـم رو با گاییدن
دوست‌پسرـش به گا دادم؟

1210
01:14:17,800 --> 01:14:19,336
که احساس زنده‌بودن
نمی‌کنم مگر این‌که کرده بشم

1211
01:14:19,360 --> 01:14:22,816
احساس کنترل‌داشتن نمی‌کنم مگر این‌که سکس کنم، چون
سکس‌کردن باعث می‌شه درک‌ـم از واقعیت رو از دست ندم

1212
01:14:22,840 --> 01:14:25,736
و سکس‌کردن آدم‌ها رو تا جایی که
تونستم دنبال‌ـش بگردم تماشا کرده‌ام

1213
01:14:25,760 --> 01:14:29,496
و می‌دونم که بدن‌ـم، جوری که الآن
هست، واقعاً تنها چیزـیه که دارم

1214
01:14:29,520 --> 01:14:32,620
، و زمانی که پیر و نکردنی بشه
ممکنه اون رو هم به فنا بدم

1215
01:14:32,960 --> 01:14:36,256
و بعد، بعضی وقت‌ها، آرزو می‌کنم که
ای‌کاش نمی‌دونستم گایش وجود داره

1216
01:14:36,280 --> 01:14:40,100
چون، به‌نحوی، هیچی بدتر از این
نیست که یه نفر نخواد من رو بکنه

1217
01:14:40,160 --> 01:14:41,776
که من همه‌چی رو به گا دادم

1218
01:14:41,800 --> 01:14:45,060
ولی این‌دفعه، این‌دفعه،
من واقعاً نـ... من صادقانه

1219
01:14:51,200 --> 01:14:53,660
می‌دونی، همه یه‌ذره چنین احساسی دارن

1220
01:14:55,720 --> 01:14:57,900
و فقط در موردش حرف نمی‌زنن

1221
01:15:00,360 --> 01:15:02,820
یا این‌که من بدجوری تنهام

1222
01:15:05,160 --> 01:15:07,020
که اصلاً خنده‌دار نیست

1223
01:15:12,240 --> 01:15:14,100
اون واقعاً شایسته نبود

1224
01:15:18,880 --> 01:15:20,220
درست‌ـه، آره

1225
01:15:22,600 --> 01:15:23,900
ببخشید

1226
01:15:25,040 --> 01:15:27,700
ببین

1227
01:15:29,840 --> 01:15:35,260
سه ماه پیش، من توی یه مهمونی
به سینۀ یه همکار دست زدم

1228
01:15:35,840 --> 01:15:37,580
نه برای اولین‌بار

1229
01:15:38,160 --> 01:15:43,176
اعتبار کسب‌وکاری که کُل عمرـم
مشغول‌ـش بوده‌ام رو از بین برده

1230
01:15:43,200 --> 01:15:46,100
و من رو کاملاً از خانواده‌م طرد کرده

1231
01:15:48,320 --> 01:15:49,780
چرا انجام‌ـش دادی؟

1232
01:15:50,240 --> 01:15:52,060
اشتباهِ

1233
01:15:52,320 --> 01:15:54,060
وحشتناکی بود

1234
01:15:56,400 --> 01:15:59,180
آدم‌ها اشتباه می‌کنن -
آره، همین‌طوره -

1235
01:16:02,080 --> 01:16:04,500
به همین خاطر پاک‌کُن می‌ذارن تهِ مدادها

1236
01:16:05,120 --> 01:16:07,980
اون یه جوک‌ـه؟

1237
01:16:13,320 --> 01:16:14,820
نمی‌دونم

1238
01:16:21,240 --> 01:16:23,700
این مصاحبه رو دوباره آغاز کنیم؟

1239
01:16:27,600 --> 01:16:29,100
باشه

1240
01:16:41,040 --> 01:16:44,420
ممنون که تشریف آوردید. واقعاً سپاس‌گزارـم
که کارنامک‌تون رو ارسال کردید

1241
01:16:45,520 --> 01:16:46,696
خواهش می‌کنم

1242
01:16:46,720 --> 01:16:48,616
خنده‌دار بود

1243
01:16:48,640 --> 01:16:50,140
!کون لق‌ـت

1244
01:17:23,080 --> 01:17:24,740
!متشکرـم

1245
01:17:24,764 --> 01:17:29,764
مترجم: هومن صمدی

1246
01:17:29,788 --> 01:17:39,788
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

1247
01:17:40,160 --> 01:17:41,700
ممنون

1248
01:17:44,920 --> 01:17:46,300
!متشکرـم

