﻿1
00:00:30,640 --> 00:00:37,640
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:39,588 --> 00:00:41,821
‫دوست داری واست یه داستان بگم؟

3
00:00:41,823 --> 00:00:42,788
‫همم؟

4
00:00:42,790 --> 00:00:45,692
‫چیه؟ می‌خوای داستان بوبو و جوجو رو تعریف کنی؟
‫[ادرار و مدفوع]

5
00:00:45,694 --> 00:00:49,430
‫آه، نه.
‫من نمی‌خواستم یه داستان ...

6
00:00:49,432 --> 00:00:52,433
‫در مورد شخصیت‌های قدیمی بوبو و جوو برات تعریف کنم،

7
00:00:52,435 --> 00:00:56,102
‫ولی حداقل می‌تونستی ...

8
00:00:56,104 --> 00:00:57,904
‫با یه خورده احترام بیشتر از اسمشون یاد کنی

9
00:00:57,906 --> 00:01:00,406
‫شاید الآن واسش یه خورده بزرگ شده باشی

10
00:01:00,408 --> 00:01:02,308
‫ولی یه زمانی داستان بوبو و جوجو ...

11
00:01:02,310 --> 00:01:04,344
‫برات سیریی‌ناپذیر بود

12
00:01:04,346 --> 00:01:05,779
‫خب الآن ازش سیر شدم

13
00:01:05,781 --> 00:01:08,148
‫خب، عیبی نداره.
‫چون داستان در مورد اونا نیست

14
00:01:08,150 --> 00:01:10,185
‫این... این یه داستان جدیده

15
00:01:10,852 --> 00:01:17,056
‫یه داستان جدید در مورد یه دختر جوون ...

16
00:01:17,058 --> 00:01:18,591
‫به من ربطش نده

17
00:01:18,593 --> 00:01:20,094
‫به تو ربطش نمیدم

18
00:01:20,096 --> 00:01:21,998
‫در مورد یه دختر جوونه ...

19
00:01:23,064 --> 00:01:25,834
‫روباهی به اسم "جیمی"

20
00:01:26,468 --> 00:01:27,734
‫- بابا؟
‫- چیه؟

21
00:01:27,736 --> 00:01:29,335
‫این همون دختره از کتاب کوهستانه

22
00:01:29,337 --> 00:01:30,605
‫بهت گفتم

23
00:01:32,740 --> 00:01:35,708
‫باشه،

24
00:01:35,710 --> 00:01:39,614
‫در مورد دختر جوون روباهی به اسم ...

25
00:01:40,915 --> 00:01:41,950
‫گولدی‌ـه

26
00:01:43,152 --> 00:01:47,053
‫و اون یه شوهر داشت
‫چون یه روباه بزرگ بود

27
00:01:47,055 --> 00:01:50,393
‫و اسم شوهرش ...

28
00:01:51,993 --> 00:01:53,761
‫آرت بود

29
00:01:53,763 --> 00:01:55,094
‫و اونا بالغ بودن

30
00:01:55,096 --> 00:01:57,397
‫و توی یه سوراخ کوچیک باهم زندگی می‌کردن

31
00:01:57,399 --> 00:01:59,266
‫و... توی لونه روباهشون

32
00:02:00,302 --> 00:02:05,604
‫و آرت یه تغییر دهنده، مخترع، دانشمند

33
00:02:05,606 --> 00:02:07,440
‫وقت شناس و ویلون زن بود

34
00:02:07,442 --> 00:02:10,143
‫و دوست داشت همچی توی سوراخ تمیز و مرتب باشه

35
00:02:10,145 --> 00:02:12,380
‫و حتی به چیزای خیلی کوچیک هم سخت می‌گرفت

36
00:02:12,382 --> 00:02:15,448
‫و اون سکوت توی سوراخ رو دوست داشت

37
00:02:15,450 --> 00:02:18,787
‫پس... و گولدی ...

38
00:02:19,687 --> 00:02:21,254
‫خیلی سر سخت و اهل بیرون رفتن بود

39
00:02:21,256 --> 00:02:22,489
‫و خیلی خیلی سخت بود که ...

40
00:02:22,491 --> 00:02:24,058
‫بابا، گفتم که به من ربطش نده

41
00:02:24,060 --> 00:02:26,760
‫من به تو ربطش نمیدم.
‫در مورد یه روباه به اسم گولدی‌ـه

42
00:02:26,762 --> 00:02:28,394
‫خب، من هم سرسخت و هم اهل بیرون رفتن از خونه هستم

43
00:02:28,396 --> 00:02:30,030
‫همیشه اینو میگی

44
00:02:30,032 --> 00:02:31,398
‫باشه. خب که چی؟

45
00:02:31,400 --> 00:02:33,733
‫این داستان در مورد یه روباه به اسم گولدی‌ـه
‫که توی یه سوراخ روباه زندگی می‌کنه

46
00:02:33,735 --> 00:02:34,936
‫مربوط به تو نیست

47
00:02:35,937 --> 00:02:40,573
‫پس، یه روز، آرت یکی از اختراع‌هاش رو با خودش برد

48
00:02:40,575 --> 00:02:42,108
‫یه دستگاه پیشبینی آب و هوا بود

49
00:02:42,110 --> 00:02:45,080
‫اونو به بالای کوهستان بُرد

50
00:02:45,747 --> 00:02:47,179
‫و اون اونجا بود ...

51
00:02:47,181 --> 00:02:48,749
‫و مدام دستکاریش می‌کرد

52
00:02:48,751 --> 00:02:50,149
‫سعی داشت وضعیت آب و هوا رو پیشبینی کنه

53
00:02:50,151 --> 00:02:51,852
‫و یه ابر طوفانی بزرگ در افق دید

54
00:02:51,854 --> 00:02:53,988
‫و وسیله انددازه‌گیری روی دستگاه ...

55
00:02:53,990 --> 00:02:55,221
‫در حال زیاد شدن بود

56
00:02:55,223 --> 00:02:57,191
‫اون مطمئن نبود که مقدارش صحیح هست یا نه

57
00:02:57,193 --> 00:02:59,292
‫پس شروع کرد به نگاه کردن به ابرها در آسمون

58
00:02:59,294 --> 00:03:03,329
‫و اون یه انسان رو در بالای اون یکی تپه دید

59
00:03:03,331 --> 00:03:05,165
‫اون لباس و کفش داشت

60
00:03:05,167 --> 00:03:06,834
‫و ریشش بلند بود

61
00:03:06,836 --> 00:03:11,270
‫و داشت بلند تو آسمان داد میزد و حرف میزد ...

62
00:03:11,272 --> 00:03:12,405
‫و بنظر احمق میرسید

63
00:03:12,407 --> 00:03:13,840
‫ولی آرت روباه خیلی باهوش بود

64
00:03:13,842 --> 00:03:15,975
‫اون همیشه می‌دونست
‫اگه چیزی درست پیش نره ...

65
00:03:15,977 --> 00:03:18,578
‫باید به صدای درونش توجه کنه،
‫درست مثل چیزی که ما در موردش حرف زدیم

66
00:03:18,580 --> 00:03:20,147
‫آره، آره

67
00:03:20,149 --> 00:03:23,382
‫اون دستگاهش رو جمع کرد ...

68
00:03:23,384 --> 00:03:26,151
‫و فوراً از کوه اومد پایین تا اون یارو دور بشه

69
00:03:26,153 --> 00:03:28,854
‫و وقتی رسید به سوراخش
‫می‌خواست به گولدی بگه ...

70
00:03:28,856 --> 00:03:30,858
‫که چه چیزایی پیدا کرده
‫چون اگه اندازه‌گیری‌ها صحیح بوده باشن ...

71
00:03:30,860 --> 00:03:33,626
‫طوفان بزرگی در راه بود

72
00:03:33,628 --> 00:03:36,929
‫و آرت بیش از هر کس دیگه‌ای متنفر بود ...

73
00:03:36,931 --> 00:03:39,667
‫که خیس و کثیف بشه

74
00:03:39,669 --> 00:03:41,535
‫و متنفر ببود از مواقعی که سوراخ روباه پُر آب می‌شد

75
00:03:41,537 --> 00:03:42,969
‫با اینکه گولدی براش مهم نبود

76
00:03:42,971 --> 00:03:44,404
‫ولی آرت ازش متنفر بود
‫بخاطر همین ...

77
00:03:44,406 --> 00:03:46,607
‫از همون اول یه دستگاه پیشبینی آب و هوا اختراع کرده بود

78
00:03:46,609 --> 00:03:47,941
‫ولی گولدی اونجا نبود

79
00:03:47,943 --> 00:03:49,675
‫پس اون رفت و همه‌جا رو دنبالش گشت

80
00:03:49,677 --> 00:03:51,011
‫ولی نتونست هیچ‌جا پیداش کنه

81
00:03:51,013 --> 00:03:53,113
‫ولی متوجه شد که تمام موجودات زنده ...

82
00:03:53,115 --> 00:03:54,881
‫دارن به یه سمت حرکت می‌کنن

83
00:03:54,883 --> 00:03:56,716
‫اون همه حیوون‌های مختلف

84
00:03:56,718 --> 00:03:58,552
‫پس اونم رفت که ببینه چه خبره

85
00:03:58,554 --> 00:04:00,586
‫و یه جورایی سرعت خودشو زیاد کرد و اون ...

86
00:04:00,588 --> 00:04:03,290
‫اون دنبال اونا راه افتاد تا به دریاچه رسید

87
00:04:03,292 --> 00:04:06,592
‫و اونجا یه کشتی چوبی بزرگ بود

88
00:04:06,594 --> 00:04:08,394
‫خیلی خیلی بزرگ

89
00:04:08,396 --> 00:04:10,832
‫و اون فکر کرد ...

90
00:04:17,639 --> 00:04:20,072
‫و همونطور که داشت در مورد این فکر می‌کرد

91
00:04:20,074 --> 00:04:22,375
‫رفت بین جمعیت بعدی

92
00:04:22,377 --> 00:04:24,911
‫و یه نفر بهش تنه زد و چرخید و بوم ...

93
00:04:24,913 --> 00:04:26,380
‫درست جلوی گولدی قرار گرفت

94
00:04:26,382 --> 00:04:30,250
‫گولدی اونجا بود و اون بهش گفت
‫"کجا بودی؟"

95
00:04:30,252 --> 00:04:33,387
‫و اون گفت "چهار ساعته که توی صفم!"

96
00:04:33,389 --> 00:04:35,154
‫و اون گفت... گولدی از صف متنفر بود

97
00:04:35,156 --> 00:04:36,822
‫و اون گفت
‫"صف چی؟"

98
00:04:36,824 --> 00:04:39,358
‫گولدی گفت
‫"صف مسابقه"

99
00:04:39,360 --> 00:04:41,527
‫و اونم گفت "چه مسابقه‌ای؟"

100
00:04:41,529 --> 00:04:45,531
‫و گولدی گفت "بهترین نر و ماده هر موجود زنده‌ای ...

101
00:04:45,533 --> 00:04:47,267
‫می‌دونم موجود زنده یعنی چی

102
00:04:47,269 --> 00:04:51,305
‫"باید واسه یه ماجراجویی بزرگ سوار اون کشتی چوبی بزرگ بشه

103
00:04:51,307 --> 00:04:52,538
‫کشتی نوح"

104
00:04:52,540 --> 00:04:54,106
‫داستان کشتی نوح اینجوری نیست

105
00:04:54,108 --> 00:04:56,675
‫خب، این داستان منه

106
00:04:56,677 --> 00:04:58,077
‫اسمش "کشتی نوح"ـه؟

107
00:04:58,079 --> 00:04:59,546
‫خب، تو فکر اسم کشتی نوح بودم

108
00:04:59,548 --> 00:05:01,447
‫ولی کشتی نوح اتفاقی توی داستان من بوده

109
00:05:01,449 --> 00:05:03,252
‫و اسم داستانم "کشتی آرت"ـه

110
00:05:04,153 --> 00:05:05,985
‫پس اونم نمی‌خواست از کشتی جا بمونه

111
00:05:05,987 --> 00:05:09,154
‫نه اینکه عاشق ماجراجویی باشه
‫چون گولدی رو خیلی دوست داشت

112
00:05:09,156 --> 00:05:11,158
‫و اون می‌دونست که وقت گذروندن با گولدی ...

113
00:05:11,160 --> 00:05:15,262
‫تنها راهیه که می‌تونه ازدواجشون رو نگه داره

114
00:05:15,264 --> 00:05:19,065
‫پس اونم وارد مسابقه شد ولی اصلاً خوب نبود

115
00:05:19,067 --> 00:05:20,867
‫در واقع، همیشه کتک می‌خورد

116
00:05:20,869 --> 00:05:24,538
‫چون بهترین روباه‌های نر حیوون‌های بودن ...

117
00:05:24,540 --> 00:05:26,707
‫که عضله‌ی بزرگ‌تری دارن

118
00:05:26,709 --> 00:05:29,942
‫موها و خزهای درخشان‌تر ...

119
00:05:29,944 --> 00:05:31,243
‫و دندون‌های تیزی دارن

120
00:05:31,245 --> 00:05:33,413
‫و آرت همچین روباهی نبود

121
00:05:33,415 --> 00:05:34,848
‫پس اون باخت

122
00:05:34,850 --> 00:05:38,418
‫ولی گولدی با یه روباه نر دیگه مچ شد

123
00:05:38,420 --> 00:05:40,385
‫و تمام حیوون‌های دیگه هم دوتا دوتا

124
00:05:40,387 --> 00:05:42,654
‫وارد کشتی نوح شدن

125
00:05:42,656 --> 00:05:43,789
‫اسمش چی بود؟

126
00:05:43,791 --> 00:05:47,726
‫اسمش دندون تیز بود

127
00:05:47,728 --> 00:05:49,596
‫دندون‌های اون ...

128
00:05:49,598 --> 00:05:53,300
‫به اندازه‌ی دندون‌های گرگ تیز بود

129
00:05:54,603 --> 00:05:57,671
‫پس چندتا از آدم‌ها تمام حیوون‌ها رو سوار کردن

130
00:05:57,673 --> 00:06:01,274
‫و... شامل دندون تیز و گلودی هم میشد
‫و همه‌ی اونا وارد کشتی شدن

131
00:06:01,276 --> 00:06:03,110
‫و بعد یه مرد بیرون اومد، یه انسان

132
00:06:03,112 --> 00:06:05,611
‫همون انسانی که بالای تپه بود

133
00:06:05,613 --> 00:06:07,012
‫و گفت ...

134
00:06:07,014 --> 00:06:09,481
‫"روز بخیر رفقا، من نوح هستم"

135
00:06:09,483 --> 00:06:12,118
‫"حالتون چطوره؟
‫حالتون چطوره؟ روز بخیر"

136
00:06:12,120 --> 00:06:13,853
‫"روز بخیر، رفقا؟
‫حالتون چطوره؟"

137
00:06:13,855 --> 00:06:15,122
‫و تمام حیوون‌ها ...

138
00:06:15,124 --> 00:06:16,490
‫تمام حیوون‌ها به اون زل زده بودن

139
00:06:16,492 --> 00:06:18,824
‫اونم مدام می‌گفت
‫"چه خبر؟ روز بخیر"

140
00:06:18,826 --> 00:06:20,493
‫"هی، حالت چطوره؟"

141
00:06:21,629 --> 00:06:23,062
‫اون گفت ...

142
00:06:23,064 --> 00:06:24,831
‫"هی، شماها همون حیوانات انتخاب شده‌ هستین، درسته؟"

143
00:06:26,235 --> 00:06:28,233
‫"می‌خوام شما رو به مزرعه حیوانات انتخاب شده ببرم"

144
00:06:28,235 --> 00:06:30,704
‫"میریم به مزرعه‌ای که تمام حیوانات انتخاب شده اونجان. روز بخیر. حالتون چطوره؟

145
00:06:30,706 --> 00:06:32,839
‫"حالتون چطوره؟ روز بخیر"

146
00:06:32,841 --> 00:06:34,742
‫اون شروع می‌کنه

147
00:06:34,744 --> 00:06:36,442
‫و بعدش میره اون پایین

148
00:06:36,444 --> 00:06:39,346
‫و کشتی شروع می‌کنه به رفتن توی دریاچه

149
00:06:39,348 --> 00:06:41,113
‫و آرت معصومانه اونجا می‌ایسته

150
00:06:41,115 --> 00:06:43,550
‫و رفتن گولدی رو تماشا می‌کنه
‫و گولدی براش بوس می‌فرسته

151
00:06:43,552 --> 00:06:45,185
‫"یه هفته دیگه برمیگردم!"

152
00:06:45,187 --> 00:06:47,657
‫" یه هفته دیگه می‌بینمت.
‫دوست دارم!"

153
00:06:49,391 --> 00:06:50,757
‫بوم!

154
00:06:50,759 --> 00:06:52,459
‫صدا و نور رعد و برق ...

155
00:06:52,461 --> 00:06:55,195
‫آسمون باز میشه و از توش بارون سرازیر میشه

156
00:06:55,197 --> 00:06:57,063
‫همینجوری میباره و آرت رو خیس بارون می‌کنه

157
00:06:57,065 --> 00:06:58,498
‫اونم از خیس شدن متنفر بود

158
00:06:58,500 --> 00:07:02,301
‫به سوراخ روباهش برمی‌گرده،
‫معصومانه دراز میکشه

159
00:07:02,303 --> 00:07:04,036
‫خوابش میبره و یه رویا می‌بینه ...

160
00:07:04,038 --> 00:07:07,339
‫و توی رویا گولدی روی عرشه‌اس

161
00:07:07,341 --> 00:07:10,944
‫و کشتی داره بالا و پایین میشه

162
00:07:10,946 --> 00:07:14,281
‫و اون داد میزنه
‫"کمک! کمک!"

163
00:07:14,283 --> 00:07:17,983
‫و آرت بلند میشه
‫و می‌بینه سوراخ پُر از آب شده

164
00:07:17,985 --> 00:07:20,320
‫و با خودش گل و لای آورده تو
‫و اون داد میزنه "کمک!"

165
00:07:20,322 --> 00:07:21,788
‫اون داد میزنه "کمک"
‫بلند داد میزنه "کمک"

166
00:07:21,790 --> 00:07:23,889
‫و از سوراخ میپره بیرون

167
00:07:23,891 --> 00:07:26,558
‫می‌بینه که کل دره پُر آب شده.
‫مثل یه گل و لای غول پیکر

168
00:07:26,560 --> 00:07:29,896
‫و متوجه میشه که ممکنه نوح ...

169
00:07:29,898 --> 00:07:31,464
‫پیشبینی آب و هوا رو خونده باشه

170
00:07:31,466 --> 00:07:34,836
‫اون یه سفر دریایی تفریحی درست نکرده بود
‫یه کشتی نجات ساخته بود

171
00:07:36,237 --> 00:07:38,904
‫و تمام کسایی که جا مونده بودن قرار بود بمیرن

172
00:07:38,906 --> 00:07:41,507
‫اما آرت تنها کسی بود که ...

173
00:07:41,509 --> 00:07:44,209
‫اطلاعات دوم رو می‌دونست

174
00:07:44,211 --> 00:07:46,046
‫که اون کشتی خوب ساخته نشده بود

175
00:07:46,048 --> 00:07:48,147
‫و تمام حیوانات توی کشتی نوح هم قراره بمیرن

176
00:07:48,149 --> 00:07:49,649
‫چون کشتی از هم می‌پاشید

177
00:07:49,651 --> 00:07:51,885
‫پس اون می‌دونست که تنها باید یه کار بکنه

178
00:07:51,887 --> 00:07:53,986
‫باید کشتی خودش رو می‌ساخت

179
00:07:53,988 --> 00:07:55,387
‫- کشتی آرت
‫- کشتی آرت!

180
00:07:57,091 --> 00:07:58,824
‫کشتی آرت

181
00:07:58,826 --> 00:08:01,293
‫پس... اون نمی‌تونست این کارو تنهایی بکنه

182
00:08:01,295 --> 00:08:04,099
‫پس سراغ دوست قدیمیش، سگ آبی میره

183
00:08:04,865 --> 00:08:06,164
‫باب، سگ آبی

184
00:08:06,166 --> 00:08:07,634
‫و باب یه جورایی ...

185
00:08:07,636 --> 00:08:09,469
‫پیرترین سگ آبی اون منطقه بود

186
00:08:09,471 --> 00:08:10,771
‫و داستان‌هاش فوق‌العاده جالبن

187
00:08:10,773 --> 00:08:12,704
‫که شب دیگه اونا رو هم بهت میگم

188
00:08:12,706 --> 00:08:14,774
‫باب فوق‌العاده‌اس.
‫یه نابغه‌اس

189
00:08:14,776 --> 00:08:19,144
‫پس اون باب، سگ آبی رو خبر می‌کنه
‫و اونا اون کشتی رو می‌سازن

190
00:08:19,146 --> 00:08:20,915
‫باهمدیگه کشتی آرت رو می‌سازن

191
00:08:22,050 --> 00:08:23,449
‫و حتی یه چیزی وسط کشتی گذاشتن

192
00:08:23,451 --> 00:08:25,551
‫که یه تیرچه چوب بزرگ بود

193
00:08:25,553 --> 00:08:27,387
‫و اونا باهمدیگه یه پارچه بزرگ واسه جلوش بافتن

194
00:08:27,389 --> 00:08:30,089
‫که بتونه باد رو نگه داره
‫و باعث بشه سرعت کشتی زیاد بشه

195
00:08:30,091 --> 00:08:31,858
‫- بادبان
‫- بادبان!

196
00:08:31,860 --> 00:08:34,761
‫و اونا اولین بادبان دنیا رو ساختن

197
00:08:34,763 --> 00:08:36,432
‫آرت بادبان رو اختراع کرد!

198
00:08:37,831 --> 00:08:39,364
‫آرت فوق‌العاده بود

199
00:08:39,366 --> 00:08:43,137
‫پس خیلی زود حرکت کرد و به کشتی نوح رسید

200
00:08:44,038 --> 00:08:45,906
‫و البته که کشتی‌ نوح داشت بالا و پایین میشد

201
00:08:45,908 --> 00:08:47,507
‫و آب وارد کشتی میشد

202
00:08:47,509 --> 00:08:49,309
‫اساساً داشت از هم می‌پاشید

203
00:08:49,311 --> 00:08:52,445
‫و کوسه‌ها جمع شده بودن و دهنشون آب افتاده بود

204
00:08:52,447 --> 00:08:54,748
‫نمی‌تونستن صبر کنن
‫که اون همه حیوون‌ها رو بخورن

205
00:08:54,750 --> 00:08:57,150
‫و تمام حیوون‌های توی کشتی نوح ترسیده بودن

206
00:08:57,152 --> 00:08:59,419
‫و یه جزیره توی افق بود

207
00:08:59,421 --> 00:09:01,421
‫ولی نوح نمی‌تونست کشتی رو هدایت کنه ...

208
00:09:01,423 --> 00:09:03,489
‫چون هیچ سکانی براش نساخته بود

209
00:09:03,491 --> 00:09:06,792
‫منظورم اینه که، آرت یه هنرمند واقعیه، یه صنعت‌گر

210
00:09:06,794 --> 00:09:09,094
‫منظورم اینه که، اون چیزا رو درست و حسابی میسازه.
‫می‌دونی چی میگم؟

211
00:09:09,096 --> 00:09:13,800
‫و نوح فقط چندتا تخته چوب رو بهم بسته بود

212
00:09:13,802 --> 00:09:15,368
‫و داشت از هم می‌پاشید

213
00:09:15,370 --> 00:09:19,204
‫پس فوراً آرت یه طناب میندازه ...

214
00:09:19,206 --> 00:09:21,241
‫به جلوی کشتی نوح

215
00:09:21,243 --> 00:09:24,677
‫بادبان رو جمع می‌کنه، حیوون‌ها رو از وسط طوفان میکشه بیرون

216
00:09:24,679 --> 00:09:26,012
‫و توی جزیره میبره

217
00:09:26,014 --> 00:09:27,513
‫تمام حیوون‌ها پیاده میشن

218
00:09:27,515 --> 00:09:30,049
‫و نوح هم پیاده میشه

219
00:09:30,051 --> 00:09:33,619
‫و میگه "نجات‌تون دادم. دیدین؟
‫نجات‌تون دادم"

220
00:09:33,621 --> 00:09:36,055
‫و میگه "همه‌تون رو نجات دادم.
‫الآن همه فرزند من هستین"

221
00:09:36,057 --> 00:09:38,190
‫روز بخیر. حالتون چطوره؟
‫حالتون چطوره؟ روز بخیر"

222
00:09:39,660 --> 00:09:41,427
‫و آرت براش مهم نبود که اون داشت کارش رو می‌قاپید

223
00:09:41,429 --> 00:09:44,564
‫فقط می‌خواست با گولدی باشه،
‫جون بقیه رو نجات بده

224
00:09:44,566 --> 00:09:47,233
‫اون کل موجودات زنده رو نجات داد
‫و اعتبارش مال یه نفر دیگه شد

225
00:09:47,235 --> 00:09:50,570
‫فقط راه رفت و یه سوراخ روباه جدید ساخت

226
00:09:50,572 --> 00:09:52,472
‫آه، با گولدی

227
00:09:52,474 --> 00:09:54,141
‫خیلی خوشحال بود که برگشته پیشش

228
00:09:54,143 --> 00:09:58,377
‫و بعد اون دیگه گولدی هیچوقت
‫در مورد دستگاه‌هاش ازش سوال نکرد

229
00:09:58,379 --> 00:10:01,147
‫و آرت میذاشت ...

230
00:10:01,149 --> 00:10:02,748
‫همیشه سوراخ رو ریخت و پاش کنه

231
00:10:02,750 --> 00:10:05,251
‫بعد این ماجرا بیشتر قدر همدیگه رو می‌دونستن

232
00:10:05,253 --> 00:10:10,189
‫و همچنین، از اون به بعد، روباه‌ها ...

233
00:10:10,191 --> 00:10:13,892
‫با عضله بزرگ ...

234
00:10:13,894 --> 00:10:16,295
‫و موهای بزرگ و درخشان شناخته نمی‌شدن

235
00:10:16,297 --> 00:10:20,469
‫واسه باهوشی و دلیری از بین حیوون‌ها شناخته میشن

236
00:10:22,437 --> 00:10:23,605
‫پایان

237
00:10:27,109 --> 00:10:29,943
‫تو گفتی داستان در مورد گولدی‌ـه

238
00:10:29,945 --> 00:10:31,947
‫ولی در مورد آرت بود

239
00:10:35,316 --> 00:10:39,017
‫آره، خب، داستان گولدی یه خورده پیچیده‌تره

240
00:10:39,019 --> 00:10:40,889
‫و این کل داستانه

241
00:10:48,062 --> 00:10:52,132
‫واقعاً از هر حیوون دو نوع برداشته بود؟

242
00:10:52,134 --> 00:10:54,103
‫چون بنظر بعید میاد

243
00:10:57,940 --> 00:11:00,006
‫"این بنظر بعید میاد"

244
00:11:00,008 --> 00:11:01,940
‫باورم نمیشه اینو نگفتم

245
00:11:01,942 --> 00:11:03,845
‫عجب حرف توخالی‌ای

246
00:11:04,645 --> 00:11:06,579
‫یحتمل همچی رو در مورد کشتی نوح ...

247
00:11:06,581 --> 00:11:08,113
‫از خودش در آورده باشه

248
00:11:08,115 --> 00:11:09,585
‫بعید

249
00:11:11,619 --> 00:11:15,524
‫خب، بعضی‌وقتا داستان‌ها من در آوردی‌ان. درسته؟

250
00:11:16,491 --> 00:11:17,558
‫درسته

251
00:11:18,960 --> 00:11:21,196
‫بعضی از داستان‌ها من در آوردی‌ان

252
00:11:26,267 --> 00:11:29,004
‫من تنها دختر نوع خودم هستم

253
00:11:33,140 --> 00:11:35,108
‫نه، نیستی

254
00:11:35,110 --> 00:11:36,877
‫دخترای دیگه‌ای هم هستن

255
00:11:36,879 --> 00:11:38,980
‫من تنها دختری هستم که تا حالا دیدم

256
00:11:40,514 --> 00:11:41,683
‫امم ...

257
00:11:43,152 --> 00:11:45,785
‫آره، خب، تو بزرگ‌تر میشی
‫و دخترهای بیشتری متولد میشن

258
00:11:45,787 --> 00:11:47,389
‫و باهاشون آشنا میشی

259
00:11:48,255 --> 00:11:50,658
‫و اونا می‌فهمن که من دخترم؟

260
00:11:53,695 --> 00:11:55,965
‫خب، اگه خودت بهشون بگی اونا می‌فهمن

261
00:13:18,812 --> 00:13:20,115
‫رگ؟

262
00:13:21,383 --> 00:13:22,681
‫رگ؟

263
00:13:22,683 --> 00:13:24,153
‫چیه؟

264
00:13:25,019 --> 00:13:26,321
‫چیکار می‌کنی؟

265
00:13:27,187 --> 00:13:28,624
‫کتاب می‌خونم

266
00:13:58,419 --> 00:13:59,853
‫تمساح

267
00:13:59,855 --> 00:14:03,823
‫ت.ا.م.س.آ.ح

268
00:14:03,825 --> 00:14:06,059
‫خیلی‌خب. زغال چوب

269
00:14:06,061 --> 00:14:07,960
‫- واقعاً؟
‫- خیلی آسونه؟

270
00:14:07,962 --> 00:14:09,127
‫آره، زغال چوب دیگه

271
00:14:09,129 --> 00:14:11,296
‫باشه، آروم باش.
‫خیلی آسونه

272
00:14:11,298 --> 00:14:14,033
‫آه، خود شیفتگی

273
00:14:14,035 --> 00:14:18,972
‫خ.و.د ش.ی.ف.ت.گ.ی

274
00:14:18,974 --> 00:14:20,973
‫وای، خیلی خوب بود

275
00:14:20,975 --> 00:14:23,810
‫گریزنده.
‫گریزنده

276
00:14:25,013 --> 00:14:26,648
‫گریزنده

277
00:14:28,216 --> 00:14:29,715
‫- بابا
‫- چیه؟

278
00:14:29,717 --> 00:14:32,520
‫فرق بین اصول اخلاقی با قوانین اخلاقی چیه؟

279
00:14:33,355 --> 00:14:34,653
‫خب، اصول اخلاقی یه ایده‌ ...

280
00:14:34,655 --> 00:14:36,857
‫در مورد غلط یا درست بودن یه کاره

281
00:14:38,025 --> 00:14:42,361
‫ولی قوانین اخلاقی باعث انتخاب شدن اصول اخلاقی در موقعیت‌های خاصه

282
00:14:42,363 --> 00:14:45,297
‫مثلاً اشتباهه که یه نفرو بکشم

283
00:14:45,299 --> 00:14:48,401
‫ولی اگه قراره ده تا آدم دیگه رو بکشن

284
00:14:48,403 --> 00:14:49,935
‫مشکلی نداره که فقط اونو بکشن؟

285
00:14:49,937 --> 00:14:52,705
‫نمی‌دونم چرا واسه مثال از کُشتن استفاده کردم، خیلی ...

286
00:14:52,707 --> 00:14:54,709
‫خشنه. ولی یه جورایی ...

287
00:14:55,976 --> 00:14:59,780
‫یه اصول اخلاقی واضحهه

288
00:15:04,586 --> 00:15:07,219
‫یه یارویی به اسم لوک توی کتابم هست

289
00:15:07,221 --> 00:15:11,390
‫اون اصول و قوانین اخلاقی بدی داره

290
00:15:11,392 --> 00:15:13,559
‫هر دوش

291
00:15:13,561 --> 00:15:15,730
‫اخلاق زشت و زننده‌ی اون چطوره؟

292
00:15:17,164 --> 00:15:19,831
‫چون اون خیلی بده

293
00:15:19,833 --> 00:15:23,035
‫برای محافظت از خودش دروغ میگه.
‫ولی یه دفعه برای اینکه دل لیلی رو نشکنه ...

294
00:15:23,037 --> 00:15:26,541
‫وقتی می‌‎تونه دروغ بگه، دروغ نمیگه

295
00:15:27,341 --> 00:15:29,108
‫متوجه‌ام

296
00:15:29,110 --> 00:15:32,281
‫فکر می‌کنی بخاطر دفاع از انتخاب‌هاش چی میگه؟

297
00:15:33,380 --> 00:15:34,982
‫ام ...

298
00:15:36,017 --> 00:15:39,988
‫خب، شاید در مورد اولین باری که دروغ میگه حس بدی داشته

299
00:15:40,956 --> 00:15:43,756
‫ولی دفعه دوم نه

300
00:15:43,758 --> 00:15:46,927
‫حتی با وجود اینکه خلاف قوانین اخلاقی میشه

301
00:15:47,562 --> 00:15:48,893
‫آهان

302
00:15:48,895 --> 00:15:54,065
‫پس با گفتن این حرف از انتخابش دفاع کرد:

303
00:15:54,067 --> 00:15:55,868
‫اینکه دروغ گفتن اشتباهه

304
00:15:55,870 --> 00:15:58,406
‫پس الآن دیگه می‌خواد همیشه راست بگه

305
00:16:00,008 --> 00:16:01,674
‫خیلی‌خب

306
00:16:01,676 --> 00:16:03,175
‫پس بیشتر اصول اخلاقی رو پیش می‌گیره تا قوانین اخلاقی رو

307
00:16:03,177 --> 00:16:04,546
‫اینارو بخور

308
00:16:11,787 --> 00:16:13,355
‫هی، بخواب

309
00:16:26,167 --> 00:16:27,233
‫همینجا بمون

310
00:16:27,235 --> 00:16:28,368
‫- چرا؟
‫- چون من میگم

311
00:16:28,370 --> 00:16:30,304
‫- همینجا بمون
‫- باشه

312
00:16:40,181 --> 00:16:42,950
‫- می‌تونم کمکتون کنم، آقا؟
‫- خدای من

313
00:16:43,918 --> 00:16:46,518
‫از یکم اون طرف‌تر یکم صدا شنیدم

314
00:16:46,520 --> 00:16:48,521
‫که اینطور.
‫اینجا کمپ منه

315
00:16:48,523 --> 00:16:49,821
‫اینا وسایل منه

316
00:16:49,823 --> 00:16:52,191
‫نمی‌دونستم اینجا کسی هم هست

317
00:16:52,193 --> 00:16:55,228
‫من اینجا زندگی نمی‌کنم
‫فقط دارم سفر می‌کنم

318
00:16:55,230 --> 00:16:57,162
‫آهان

319
00:16:57,164 --> 00:16:59,331
‫فقط من و دوست ارتشی قدیمی‌ام هستیم.
‫الآن رفته شکار

320
00:16:59,333 --> 00:17:00,735
‫آهان

321
00:17:04,838 --> 00:17:06,838
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- نه

322
00:17:06,840 --> 00:17:09,010
‫نه، فقط داشتم به این اطراف سرک می‌کشیدم

323
00:17:09,478 --> 00:17:10,812
‫آهان

324
00:17:12,180 --> 00:17:13,749
‫و اون کیه؟

325
00:17:16,351 --> 00:17:18,484
‫این... این پسرمه

326
00:17:18,486 --> 00:17:19,885
‫اوه، اسمت چیه؟

327
00:17:19,887 --> 00:17:21,086
‫اسم پسرم، الکس‌ـه

328
00:17:21,088 --> 00:17:22,188
‫الکس

329
00:17:22,190 --> 00:17:23,523
‫و چند سالته؟

330
00:17:23,525 --> 00:17:24,590
‫- یازده
‫- فقط ...

331
00:17:24,592 --> 00:17:25,824
‫- یازده!
‫- آره، یازده

332
00:17:25,826 --> 00:17:27,461
‫خب، چی می‌خونی؟

333
00:17:29,330 --> 00:17:30,462
‫فقط یه کتاب

334
00:17:30,464 --> 00:17:31,866
عالیه

335
00:17:33,267 --> 00:17:34,536
‫پسر خوش رویی‌ـه

336
00:17:36,938 --> 00:17:38,340
‫ممنون

337
00:17:41,709 --> 00:17:43,945
‫ما دنبال مهمان نیستیم، آقا

338
00:17:44,912 --> 00:17:45,947
‫آره، مطمئنم همینطوره

339
00:17:47,748 --> 00:17:51,420
‫خب، پس میرم پی کارم

340
00:17:57,125 --> 00:18:01,696
‫اگه رفیقت رو ببینم بهش سلام می‌کنم

341
00:18:09,304 --> 00:18:10,906
‫بهت گفتم که مخفی بمونی

342
00:18:15,242 --> 00:18:16,711
‫وسایلت رو جمع کن

343
00:18:17,345 --> 00:18:19,444
‫- می‌خوایم جابجا بشیم؟
‫- آره

344
00:18:19,446 --> 00:18:21,113
‫- الآن؟
‫- آره

345
00:18:21,115 --> 00:18:22,748
‫- بخاطر اون؟
‫- آره

346
00:18:22,750 --> 00:18:24,653
‫اون یه پیرمرد ضعیفه

347
00:18:25,420 --> 00:18:27,456
بخاطر ‫اون و هر کسی که می‌شناسه

348
00:18:28,422 --> 00:18:29,824
‫این زنگ خطره؟

349
00:18:30,825 --> 00:18:33,092
‫نه، ولی می‌خوام هر چه سریع‌تر از اینجا بریم

350
00:18:33,094 --> 00:18:35,260
‫چرا مثل همیشه نگفتی که من پسرتم؟

351
00:18:35,262 --> 00:18:36,828
‫گفتم که تو پسری

352
00:18:36,830 --> 00:18:38,498
‫به جای اینکه منو مخفی کنی
‫و بگی که یه رفیق داری؟

353
00:18:38,500 --> 00:18:40,533
‫خیلی‌خب، رگ، وقتی بهش فکر کنم ...

354
00:18:40,535 --> 00:18:41,901
‫جواب این سوالت رو میدم

355
00:18:41,903 --> 00:18:44,038
‫الآن، ازت می‌خوام وسایلت رو جمع کنی

356
00:18:45,138 --> 00:18:47,305
‫رگ، نمی‌دونم چرا از منطقه مخفیت اومدی بیرون

357
00:18:47,307 --> 00:18:49,042
‫تا حالا این کارو نکردی

358
00:18:49,044 --> 00:18:50,979
‫وقتی بهت دستورالعمل میدم باید بهشون عمل کنی

359
00:18:52,645 --> 00:18:54,779
‫- رگ؟
‫- باشه

360
00:18:54,781 --> 00:18:56,315
‫حالا، در جواب سوالت باید بگم ...

361
00:18:56,317 --> 00:18:59,218
‫خب، وقتی ازم سوال پرسیدی، من گفتم ...

362
00:18:59,220 --> 00:19:01,421
‫"چون من میگم"
‫و این حرف خوبی نیست

363
00:19:01,423 --> 00:19:03,422
‫غیرمنصفانه‌اس
‫و تو لیاقت یه جواب رو داری

364
00:19:03,424 --> 00:19:04,690
‫و باید یه جواب بهت میدادم

365
00:19:04,692 --> 00:19:06,461
‫اما در اون لحظه‌ی نمی‌تونستم بهت بگم

366
00:19:07,394 --> 00:19:09,027
‫عیبی نداره

367
00:19:09,029 --> 00:19:10,863
‫خودم دلیلش رو می‌دونم

368
00:19:10,865 --> 00:19:12,164
‫بخاطر اون مرده؟

369
00:19:12,166 --> 00:19:13,766
‫آره، بخاطر اون مرده

370
00:19:13,768 --> 00:19:17,003
‫ولی.. خب، آره، بخاطر همون مرده.

371
00:19:17,005 --> 00:19:20,238
‫ولی، بهرحال، جواب سوالت ...

372
00:19:20,240 --> 00:19:23,508
‫رگ؟ رگ؟
‫از کجا می‌دونی باید کجا بریم؟

373
00:19:23,510 --> 00:19:25,044
‫شمال غرب

374
00:19:25,046 --> 00:19:26,679
‫می‌دونم باید چه جهتی بریم

375
00:19:26,681 --> 00:19:28,514
‫ولی از کجا می‌دونی شمال غرب از کدوم طرفه؟

376
00:19:28,516 --> 00:19:30,149
‫چون یه میلیون بار بهم گفتی
‫و خیلی آسونه ...

377
00:19:30,151 --> 00:19:31,985
‫ولی اگه به کتابت نگاه می‌کنی ...

378
00:19:31,987 --> 00:19:33,686
‫داری راه میری و به حرف من گوش میدی

379
00:19:33,688 --> 00:19:35,621
‫چطور مطمئن میشی که داری جهت درستی رو طی می‌کنی؟

380
00:19:35,623 --> 00:19:38,490
‫چون خیلی سخت نیست که هم کتاب بخونی
‫هم گوش بدی و هم توی یه خط مستقیم راه بری

381
00:19:38,492 --> 00:19:40,662
‫واقعاً؟
‫باشه، قطب‌نمات رو بهم نشون بده

382
00:19:40,888 --> 00:19:43,840
ســیـنـمافــریــک

383
00:20:04,352 --> 00:20:06,117
‫فکر می‌کنی اون مرد بد سیرت بود؟

384
00:20:06,119 --> 00:20:10,622
‫بد سیرت؟
‫شاید، ولی ... نمی‌دونم

385
00:20:10,624 --> 00:20:12,024
‫اونو نمی‌شناسم پس نمی‌دونم

386
00:20:12,026 --> 00:20:13,929
‫و قوانین ما یهتر از گفتن تأسفه

387
00:20:15,462 --> 00:20:17,030
‫خب، من هیچکس رو نمی‌شناسم

388
00:20:18,031 --> 00:20:20,134
‫منظورت چیه هیچکسی رو نمی‌شناسی؟

389
00:20:22,403 --> 00:20:24,105
‫هیچکس رو نمی‌شناسم

390
00:20:25,105 --> 00:20:26,372
‫تنها کسی که می‌شناسم تویی

391
00:20:26,374 --> 00:20:28,975
‫خب، تو اینو می‌دونی ...
‫اون پسرای توی انبار ...

392
00:20:28,977 --> 00:20:30,879
‫و تو پدراشون رو می‌شناسی

393
00:20:32,613 --> 00:20:33,912
‫نه راستش

394
00:20:33,914 --> 00:20:35,614
‫منظورت چیه "نه، راستش"؟

395
00:20:35,616 --> 00:20:37,885
‫خب، ما فقط واسه سه روز پیش‌شون بودیم

396
00:20:38,420 --> 00:20:39,653
‫خب ...

397
00:20:40,253 --> 00:20:42,587
‫آره. ولی ...

398
00:20:45,226 --> 00:20:46,828
‫منظورم اینه که، خب ...

399
00:20:49,064 --> 00:20:50,131
‫تو منو می‌شناسی

400
00:20:51,298 --> 00:20:54,534
‫نمی‌دونم دیگه بیشتر از این چی می‌خوای

401
00:21:03,911 --> 00:21:05,980
‫می‌دونی چقدر دوست دارم؟

402
00:21:07,347 --> 00:21:08,648
‫اندازه رفتن پیش خورشید و برگشتن

403
00:21:08,650 --> 00:21:11,284
‫فاصله 30هزار بار بری پیش خورشید و برگردی

404
00:21:11,286 --> 00:21:12,684
‫و حتی نه خورشید خودمون

405
00:21:12,686 --> 00:21:14,719
‫خورشیدی که توی یه کهکشان دورتره

406
00:21:14,721 --> 00:21:16,587
‫و ما یه سفینه خیلی آهسته داریم

407
00:21:16,589 --> 00:21:18,757
‫که خیلی خیلی طول میکشه

408
00:21:18,759 --> 00:21:20,295
‫و کلی باد مخالف داره

409
00:21:22,163 --> 00:21:23,632
‫یه سفر خیلی درازه

410
00:21:24,531 --> 00:21:26,134
‫تو چقدر دوستم داری؟

411
00:21:28,869 --> 00:21:32,072
‫اندازه‌ی فاصله بالای درخت

412
00:21:35,076 --> 00:21:36,111
‫چی؟

413
00:21:38,511 --> 00:21:39,812
‫چی؟

414
00:21:39,814 --> 00:21:41,850
‫و فاصله برگشتنش به پایین

415
00:22:11,744 --> 00:22:13,578
‫- بابا؟
‫- بله، اینجام

416
00:22:13,580 --> 00:22:15,317
‫معده‌م یکم درد می‌کنه

417
00:23:15,910 --> 00:23:18,647
‫بیا، می‌تونی اینو بخوری؟

418
00:23:20,414 --> 00:23:22,349
‫- زغال چوبه؟
‫- آره

419
00:23:25,152 --> 00:23:27,389
‫می‌دونی که بوی بد استفراع یه دلیل داره

420
00:23:29,958 --> 00:23:31,359
‫بخاطر چیزیه که می‌خوریم؟

421
00:23:32,492 --> 00:23:34,892
‫خب، نه،
‫نه راستش

422
00:23:34,894 --> 00:23:36,862
‫این جزوشه، ولی ...

423
00:23:36,864 --> 00:23:38,864
‫دلیلیش اینه که تا بقیه آدما ...

424
00:23:38,866 --> 00:23:42,369
‫نزدیکش نشن و مریض نشن

425
00:23:43,503 --> 00:23:45,105
‫این تکاملی در کارمونه

426
00:23:46,440 --> 00:23:48,207
‫من می‌میرم؟

427
00:23:48,209 --> 00:23:51,278
‫نه عزیزم، همیشه اینو میگی
‫و همیشه هم بهتر میشی

428
00:23:55,849 --> 00:23:57,351
تو ‫قرار نیست بمیری

429
00:23:58,051 --> 00:24:00,219
‫من طاعون گرفتم؟

430
00:24:00,221 --> 00:24:01,886
‫نه، تو طاعون نگرفتی

431
00:24:01,888 --> 00:24:04,422
‫یادته دفعه قبلی در مورد مصونیت
‫برات توضیح دادم؟

432
00:24:04,424 --> 00:24:05,757
‫تو مصون هستی

433
00:24:05,759 --> 00:24:07,258
‫اگه قرار باشه طاعون بگیری

434
00:24:07,260 --> 00:24:09,431
‫باید تو سن خیلی خیلی کم بگیری

435
00:24:10,731 --> 00:24:12,698
‫و مردم بخاطر چیزای خیلی زیادی استفراغ می‌کنن

436
00:24:12,700 --> 00:24:15,836
‫و همش به این معنیه که
‫بدنت داره کاری رو می‌کنه که باید بکنه

437
00:24:18,538 --> 00:24:24,543
‫ولی باید تو از دست چیزی که توی کاسه‌اس خلاص بشی

438
00:24:24,545 --> 00:24:27,180
‫و نه توی همین چادر

439
00:24:27,182 --> 00:24:29,280
‫پس وقتی حس کردی می‌خوای استفراغ کنی

440
00:24:29,282 --> 00:24:33,221
‫باید بگی "من کاسه رو نیاز دارم،
‫من کاسه رو نیاز دارم"

441
00:24:34,087 --> 00:24:36,057
‫یا اینکه بری بیرون

442
00:24:48,635 --> 00:24:50,068
‫اون خوابیده

443
00:24:50,070 --> 00:24:52,372
‫نه کهیر و نه تبی داره، هیچی

444
00:24:53,307 --> 00:24:55,574
‫عزیزم، فکر نکنم تو باید تسلیم بشی

445
00:24:55,576 --> 00:24:58,344
‫تسلیم شدن نیست.
‫فقط رها کردنه

446
00:24:58,346 --> 00:24:59,777
‫باشه

447
00:24:59,779 --> 00:25:01,145
‫خب، نمی‌خوام رها کنی

448
00:25:01,147 --> 00:25:02,748
‫خب، من نمی‌خوام تو تخت بیمارستان بمیرم

449
00:25:02,750 --> 00:25:04,149
‫اونم توی یه بیمارستان شلوغی که

450
00:25:04,151 --> 00:25:07,085
پُر از داوطلب‌های بدون درمان هستن

451
00:25:07,087 --> 00:25:09,121
‫اینو مطمئن نیستی

452
00:25:09,123 --> 00:25:11,292
‫مطمئن نیستی چه اتفاقی میوفته

453
00:26:20,560 --> 00:26:21,827
‫میشه بریم چکش کنیم؟

454
00:26:21,829 --> 00:26:24,031
‫نه، ممکنه یه نفر توش زندگی بکنه

455
00:26:24,898 --> 00:26:26,400
‫واقعاً؟

456
00:26:27,134 --> 00:26:29,370
‫آره، واقعاً

457
00:26:30,971 --> 00:26:32,539
بهش که نمی‌خوره

458
00:26:36,143 --> 00:26:38,078
‫دور کل خونه رو خزه گرفته

459
00:26:39,079 --> 00:26:40,414
‫خواهش می‌کنم

460
00:27:33,366 --> 00:27:34,568
‫آهای!

461
00:28:33,861 --> 00:28:35,126
‫همینجا صبرکن

462
00:28:35,128 --> 00:28:36,661
‫سوتت رو در بیار

463
00:28:36,663 --> 00:28:38,132
‫باشه

464
00:29:18,071 --> 00:29:20,406
‫خیلی‌خب، کیفت رو در بیار

465
00:29:20,907 --> 00:29:22,309
‫می‌تونی بری بالا

466
00:30:28,075 --> 00:30:29,909
‫اتاق خواب‌هاش تخت دارن

467
00:30:29,911 --> 00:30:31,179
‫می‌دونم

468
00:30:31,912 --> 00:30:33,314
‫اینو ببین

469
00:30:36,049 --> 00:30:37,449
‫بفرما!

470
00:30:37,451 --> 00:30:40,251
‫اینجا بهتر از انبار و گلخونه هست

471
00:30:40,253 --> 00:30:42,189
‫- این فکرو می‌کنی؟
‫- اوهوم

472
00:30:47,994 --> 00:30:49,160
‫میشه بمونیم؟

473
00:30:49,162 --> 00:30:51,029
‫نه، این خونه‌ی یکی دیگه‌اس

474
00:30:51,031 --> 00:30:52,363
‫خب، گلخونه هم همینطور بود

475
00:30:52,365 --> 00:30:54,099
‫نه راستش

476
00:30:54,101 --> 00:30:56,270
‫ولی بابا، کسی ازش استفاده نمی‌کنه

477
00:30:59,940 --> 00:31:02,106
‫رگ، می‌دونم که خوشت میاد توی یه خونه باشی

478
00:31:02,108 --> 00:31:05,710
‫ولی خونه جایی‌ـه که بالأخره آدما میان توش، مخصوصاً ...

479
00:31:05,712 --> 00:31:06,844
‫خب که چی؟
‫عیبی نداره

480
00:31:06,846 --> 00:31:08,782
‫خونه‌ای مثل این خیلی هم عیب داره

481
00:31:10,785 --> 00:31:13,951
‫مثل توی جنگل مشکلی واسمون پیش نمیاد.
‫ما اون مرد رو توی جنگل دیدیم ...

482
00:31:13,953 --> 00:31:15,653
‫احتمالش بالاست که یه نفر بیاد ...

483
00:31:15,655 --> 00:31:17,389
‫و اونجا وسط ناکجاآباد بود

484
00:31:17,391 --> 00:31:19,224
‫پس احتمالش هست که یه نفر
‫موقع کمپ زدن در اینجا ما رو ببینه

485
00:31:19,226 --> 00:31:22,561
‫ما مطمئن نیستیم که اون مرد تعقیبمون نکرده باشه
‫یا به کسی نگفته باشه

486
00:31:22,563 --> 00:31:24,499
‫- خب، چرا باید اینکارو بکنه؟
‫- چون اون می‌دونه

487
00:31:27,134 --> 00:31:28,499
‫ضمن اینکه اینجا به شهر نزدیک‌تره

488
00:31:28,501 --> 00:31:30,869
‫که به این معنی به آدمای بیشتر نزدیک‌تره

489
00:31:30,871 --> 00:31:32,806
‫فکر نکنم اینجا جای امنی باشه

490
00:31:33,874 --> 00:31:36,307
‫خب اگه بخوایم اینجا کمپ بزنیم ...

491
00:31:36,309 --> 00:31:37,912
‫بیشتر از اینجا با شهر فاصله نمی‌گیریم

492
00:31:42,316 --> 00:31:44,751
‫احتمالش خیلی بیشتره که یه نفر بیاد اینجا

493
00:31:45,553 --> 00:31:47,885
‫تا یه جای رندوم توی جنگل

494
00:31:47,887 --> 00:31:50,020
‫جایی که ما چادر زدیم
‫چون اینجا یه خونه‌اس

495
00:31:50,022 --> 00:31:52,190
‫نمی‌خوام مثل گلخونه توسط آدمای دیگه ...

496
00:31:52,192 --> 00:31:53,760
‫شوکه بشم

497
00:31:55,162 --> 00:31:57,629
‫بابا، ولی خونه رو گرد و خاک گرفته

498
00:31:57,631 --> 00:31:59,934
‫که یعنی هیچوقت کسی به اینجا نمیاد

499
00:32:02,836 --> 00:32:07,205
‫اگه هم اومدن
‫می‌تونیم با احتیاط براش آماده بشیم

500
00:32:07,207 --> 00:32:11,677
‫و با زتگ خطر می‌تونیم مثل همیشه فوراً از اینجا بریم

501
00:32:12,712 --> 00:32:18,116
‫و می‌تونیم قایم با موشک توی خونه بازی کنیم

502
00:32:18,118 --> 00:32:20,954
‫و می‌تونیم مثل خونه کنار تالاب واسه هر اتاق یه اسم بذاریم

503
00:32:41,307 --> 00:32:42,576
‫باشه

504
00:32:43,609 --> 00:32:45,442
‫خب، می‌تونیم واسه چند روز بمونیم

505
00:32:45,444 --> 00:32:46,844
‫واسه چند روز؟

506
00:32:46,846 --> 00:32:48,447
‫آره، یا واسه چند روز یا اصلاً نمی‌مونیم

507
00:32:48,449 --> 00:32:50,551
‫باشه، خیلی‌خب
‫فقط واسه چند روز

508
00:32:55,154 --> 00:32:56,587
‫- بابا
‫- چیه؟

509
00:32:56,589 --> 00:32:58,590
‫- اتاق طبقه‌ی بالا رو دیدی؟
‫- آره، دیدم

510
00:32:58,592 --> 00:33:00,290
‫اتاقی که کلی اسباب بازی داره؟

511
00:33:00,292 --> 00:33:02,295
‫دیدمش

512
00:33:02,295 --> 00:33:12,295
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

513
00:34:54,407 --> 00:34:55,809
‫سلام

514
00:34:57,677 --> 00:35:01,979
‫تو فوق‌العاده‌ای.
‫تو فوق‌العاده‌ای

515
00:35:04,318 --> 00:35:06,554
‫اوه، هیس، هیس، هیس

516
00:35:36,583 --> 00:35:37,818
‫رگ؟

517
00:35:39,152 --> 00:35:40,318
‫رگ؟

518
00:35:41,855 --> 00:35:44,592
‫کیف اورژانسیت رو بردار.
‫می‌خوام نقطه امن رو بهت نشون بدم

519
00:35:46,559 --> 00:35:47,795
‫هی رگ

520
00:35:49,228 --> 00:35:51,398
‫همش اندازمه

521
00:35:54,300 --> 00:35:55,769
‫وای

522
00:35:58,572 --> 00:36:01,371
‫درش بیار.
‫درش بیار

523
00:36:01,373 --> 00:36:02,974
‫بیا طبقه پایین

524
00:36:02,976 --> 00:36:05,175
‫من حتی از اتاق بیرون نرفتم

525
00:36:17,824 --> 00:36:19,626
‫شوخیت گرفته؟

526
00:36:20,659 --> 00:36:23,163
‫من بهت گفتم اون همه لباس رو در بیاری؟

527
00:36:24,431 --> 00:36:25,900
‫فکر می‌کنی شوخیه؟

528
00:36:27,568 --> 00:36:30,001
‫رگ، می‌دونم لباس جدید هیجان دارن

529
00:36:30,003 --> 00:36:31,970
‫ولی تو باید بهتر بدونی
‫تا اونا رو بپوشی

530
00:36:31,972 --> 00:36:34,641
‫- فقط یه ژاکته.
‫- فقط یه ژاکت نیست

531
00:36:35,574 --> 00:36:38,044
‫روش کلی چیزای براق داره

532
00:36:51,023 --> 00:36:52,726
‫رگ، عجله کن

533
00:36:58,364 --> 00:36:59,766
‫قهر کردی؟

534
00:37:01,168 --> 00:37:02,769
‫می‌خوام باهام قهر بشی؟

535
00:37:04,271 --> 00:37:06,240
‫بذارش توی اون نقطه مخفی

536
00:37:16,983 --> 00:37:21,619
‫خیلی‌خب، کیف اورژانسی کجاست؟

537
00:37:21,621 --> 00:37:23,822
‫- اونجاست.
‫- و اونجا کجاست؟

538
00:37:23,824 --> 00:37:25,626
‫توی درختای قطع شده

539
00:37:27,760 --> 00:37:30,063
‫کلی درخت قطع شده اینجا هستن

540
00:37:30,697 --> 00:37:32,700
‫کدوم سمت خونه‌اس؟

541
00:37:33,367 --> 00:37:34,969
‫سمت آشپزخونه

542
00:39:25,278 --> 00:39:27,144
‫چیه؟ چیه؟ چیه؟

543
00:39:27,146 --> 00:39:29,046
‫- بابا!
‫- چیه؟ چیه؟ چیه؟

544
00:39:29,048 --> 00:39:30,784
‫بهم بگو!
‫چی شده؟

545
00:39:42,628 --> 00:39:44,331
‫اون یه بچه‌اس؟

546
00:39:46,333 --> 00:39:50,168
‫بنظرم یه مادر و یه بچه باشن.
‫ولی تشخیصش سخته

547
00:39:50,170 --> 00:39:51,305
‫خیلی‌خب

548
00:39:56,376 --> 00:39:57,809
‫اون هم سایز منه

549
00:39:57,811 --> 00:39:59,543
‫خیلی بهشون نگاه نکن

550
00:39:59,545 --> 00:40:00,947
‫مشکلی نداره

551
00:40:41,588 --> 00:40:43,856
‫سلام.
‫یکم آب می‌خوای؟

552
00:40:45,125 --> 00:40:46,326
‫آره

553
00:40:59,472 --> 00:41:01,141
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

554
00:41:04,043 --> 00:41:06,043
‫فکر می‌کنی کی مردن؟

555
00:41:06,045 --> 00:41:07,914
‫7یا8 سال پیش

556
00:41:09,715 --> 00:41:11,751
‫الآن بچه چند سالش میشد؟

557
00:41:12,652 --> 00:41:14,822
‫شاید 18 سال

558
00:41:18,324 --> 00:41:19,992
‫اونا ...

559
00:41:20,760 --> 00:41:22,196
‫استخوان بود

560
00:41:23,128 --> 00:41:25,098
‫اونا استخوان بودن

561
00:41:27,300 --> 00:41:29,937
‫ولی به این زودی‌ها برای ما اتفاق نمیوفته

562
00:41:30,637 --> 00:41:32,038
‫از کجا می‌دونی؟

563
00:41:32,938 --> 00:41:37,510
‫خب، چون ...
‫ما مریض نمیشیم

564
00:41:38,311 --> 00:41:40,947
‫و چون عمر درازی برامون باقی مونده

565
00:41:44,518 --> 00:41:48,720
‫پس چرا باید اون همهزنگ خطر داشته باشه و ...

566
00:41:48,722 --> 00:41:51,155
‫فقط بخاطر اینکه مردم دیگه مریض نمیشن

567
00:41:51,157 --> 00:41:54,327
‫به این معنی نیست که دنیا کاملاً ...

568
00:41:55,661 --> 00:41:56,963
‫بازم درست شده

569
00:42:00,601 --> 00:42:02,202
‫کِی دوباره درست میشه؟

570
00:42:03,869 --> 00:42:05,438
‫وقتی متعادل شد

571
00:42:07,606 --> 00:42:09,409
‫و کی متعادل میشه؟

572
00:42:10,309 --> 00:42:12,211
‫وقتی زن‌های بیشتری باشن

573
00:42:14,847 --> 00:42:17,050
‫چرا مردها خودشون نمی‌تونن متعادل نگه‌اش دارن؟

574
00:42:18,117 --> 00:42:21,519
‫چون اونا ترسیده، غمگین و تنها شده بودن

575
00:42:21,521 --> 00:42:24,421
‫و این اونا رو عصبانی کرد
‫و وقتی عصبانی شدن ...

576
00:42:24,423 --> 00:42:27,025
‫اونا دید نسبت به همچی که خیلی مهم و خوب بود رو ...

577
00:42:27,027 --> 00:42:28,829
‫از دست دادن

578
00:42:31,264 --> 00:42:33,367
‫زندگی خوب و مهم یعنی چی؟

579
00:42:35,235 --> 00:42:37,538
‫خب، تعریفش واسه هر کسی فرق می‌کنه

580
00:42:39,572 --> 00:42:45,043
‫ولی من فکر می‌کنم که عشق یه چیز خوب و مهمترین چیز توی زندگیه

581
00:42:45,045 --> 00:42:48,481
‫دوست داشتن آدمای دیگه
‫و اینکه بذارن دوستت داشته باشن و ...

582
00:42:50,483 --> 00:42:52,282
‫فکر کنم داستان‌ها خوب و مهم هستن ...

583
00:42:52,284 --> 00:42:55,253
‫چون ما رو به بقیه آدما مرتبط می‌کنن

584
00:42:55,255 --> 00:42:59,257
‫و اونا دنیا رو جایی می‌کنن که انگار یه جای بزرگ‌تره

585
00:42:59,259 --> 00:43:01,094
‫و حرف زدن باهاشون جالبه

586
00:43:02,327 --> 00:43:06,597
‫ولی تمام مردها غمگین، تنها و عصبانی نیستن

587
00:43:06,599 --> 00:43:08,367
‫نه، نه همشون

588
00:43:09,302 --> 00:43:13,838
‫ولی ما نمی‌دونم کی هست و کی نیست،
‫تشخیصش سخته

589
00:43:13,840 --> 00:43:15,472
‫پس ازشون دور می‌مونیم

590
00:43:15,474 --> 00:43:19,177
‫آره، این فقط واسه الآنه
‫نه واسه همیشه

591
00:43:19,179 --> 00:43:21,112
‫و می‌دونی چیه؟

592
00:43:21,114 --> 00:43:23,182
‫یه جورایی خوشم میاد،
‫که فقط خودم و خودتیم

593
00:43:25,719 --> 00:43:27,320
‫آره، منم همینطور

594
00:43:42,601 --> 00:43:43,636
‫داریم میریم؟

595
00:43:44,503 --> 00:43:45,639
‫سلام

596
00:43:51,744 --> 00:43:52,980
‫نه

597
00:43:53,746 --> 00:43:55,278
‫پس می‌مونیم؟

598
00:43:55,280 --> 00:43:57,414
‫می‌تونیم یکم بیشتر بمونیم

599
00:43:57,416 --> 00:43:59,684
‫- پس داری چیکار می‌کنی؟
‫- دارم انبار می‌کنم

600
00:43:59,686 --> 00:44:01,184
‫چرا؟

601
00:44:01,186 --> 00:44:02,787
‫ما وسایل ضروری‌مون رو توی کمپ نمیذاریم

602
00:44:02,789 --> 00:44:05,359
‫اونا رو توی خونه نمیذاریم

603
00:44:06,925 --> 00:44:09,496
‫پس وسایلت رو جمع کن

604
00:44:12,197 --> 00:44:14,233
‫اونا رو توی یه محفظه بذار،
‫پک روزانه‌ات رو جمع کن

605
00:44:15,601 --> 00:44:17,735
‫و لطفاً لباس خودت رو بپوش

606
00:44:17,737 --> 00:44:20,539
‫- کجا میریم؟
‫- میریم به شهر

607
00:44:21,139 --> 00:44:23,374
‫- واقعاً؟
‫- آره

608
00:44:23,376 --> 00:44:25,409
‫به برج شیشه‌ای هم میریم؟

609
00:44:25,411 --> 00:44:26,411
‫نه

610
00:44:26,413 --> 00:44:28,512
‫- کتابخونه؟
‫- اگه بتونیم

611
00:44:28,514 --> 00:44:30,847
‫اگه قرار نیست به کتابخونه بریم
‫من همینجا می‌مونم

612
00:44:30,849 --> 00:44:35,688
‫رگ، خواهش می‌کنم کلاه شهر رو بذار رو سرت
‫و لباست رو در بیار

613
00:44:36,289 --> 00:44:37,554
‫من نمیرم اونجا

614
00:44:37,556 --> 00:44:39,822
‫و اون کلاه مسخره رو نمی‌پوشم

615
00:44:39,824 --> 00:44:42,026
‫می‌دونی، بعضی‌چیزا رو می‌تونی در موردش تصمیم بگیری ...

616
00:44:42,028 --> 00:44:44,028
‫و بعضی چیزا رو نه

617
00:44:44,030 --> 00:44:45,697
‫خب، من چه تصمیمی گرفتم؟

618
00:44:45,699 --> 00:44:47,430
‫خب وقتی کاری رو بکنی که مجبوری ...

619
00:44:47,432 --> 00:44:50,070
‫باید تصمیم بگیری چه رفتاری داشته باشی

620
00:46:07,947 --> 00:46:09,414
‫اون خیل جوونه

621
00:46:09,416 --> 00:46:12,152
‫آره، وقتی این اتفاق افتاده تازه به دنیا اومد

622
00:46:13,219 --> 00:46:15,686
‫خب، خوشحالم که یه مرد کوچیک این اطراف می‌بینم

623
00:46:15,688 --> 00:46:16,787
‫آهان

624
00:46:16,789 --> 00:46:18,856
‫یحتمل جون‌ترین آدم هم نباشه

625
00:46:18,858 --> 00:46:22,193
‫دارن بچه‌های کوچیک رو
‫توی آزمایشگاهی در کالیفورنیا تولید می‌کنن

626
00:46:22,195 --> 00:46:24,528
‫یا احتمالاً توی چین

627
00:46:24,530 --> 00:46:27,599
‫هی، از عروسک‌های زرد چینی خوشت میاد؟

628
00:46:28,534 --> 00:46:30,501
‫این یعنی "نه"؟
‫یکم خجالتیه. نه؟

629
00:46:30,503 --> 00:46:32,003
‫هنوز تصمیمش رو نگرفته

630
00:46:32,005 --> 00:46:33,170
‫خیلی ممنون

631
00:46:33,172 --> 00:46:34,473
‫خواهش می‌کنم

632
00:47:58,257 --> 00:47:59,692
‫من چقدر بلندم؟

633
00:48:00,992 --> 00:48:02,761
‫امم، هفت یا هشت فیت

634
00:48:03,862 --> 00:48:05,197
‫واقعاً

635
00:48:05,865 --> 00:48:07,467
‫چهار فیت و نه اینچ

636
00:48:09,536 --> 00:48:11,668
‫پاهام اونقدر بلند نیستن

637
00:48:11,670 --> 00:48:13,804
‫خب، چی باعث شده اینو بگی؟

638
00:48:13,806 --> 00:48:16,675
‫پاهای یه دختر باید نصف درازای بدنش رو تشکیل بده

639
00:48:17,277 --> 00:48:18,409
‫آه، چی؟

640
00:48:18,411 --> 00:48:20,010
‫اینو توی روزنامه نوشته بود

641
00:48:20,012 --> 00:48:21,612
‫کدوم روزنامه؟

642
00:48:21,614 --> 00:48:22,782
‫این

643
00:48:27,219 --> 00:48:29,186
‫اینو از توی کتابخونه ور داشتی؟

644
00:48:29,188 --> 00:48:30,554
‫آره

645
00:48:30,556 --> 00:48:33,057
‫این مجله‌ها پُر از دروغن، بچه جون

646
00:48:33,059 --> 00:48:34,691
‫در مورد مردم دروغ میگن

647
00:48:34,693 --> 00:48:36,760
‫و یا اینکه چطوری باید باشن

648
00:48:36,762 --> 00:48:38,362
‫ولی گفته "این نظر دانشمندانه"

649
00:48:38,364 --> 00:48:40,030
‫هر کسی میتونه خودش رور یه دانشمند صدا بزنه

650
00:48:40,032 --> 00:48:42,800
‫و هر کسی می‌تونه هر چی دلش بخواد توی یه مجله بنویسه

651
00:48:42,802 --> 00:48:45,702
‫می‌دونی واقعاً اندازه‌ی پاهای زن چقدر باید باشه؟

652
00:48:45,704 --> 00:48:48,340
‫- چقدر؟
‫- اونقدر که پاشون به زمین برسه

653
00:48:50,242 --> 00:48:51,708
‫پاهات به زمین میرسه؟

654
00:48:51,710 --> 00:48:52,745
‫آره

655
00:48:54,380 --> 00:48:56,182
‫خب، پس عالی‌ان

656
00:49:05,925 --> 00:49:08,291
‫وقتی توی شهر بودیم و اون مرد ازت سوال پرسید

657
00:49:08,293 --> 00:49:10,429
‫می‌دونستی داره در مورد چی داره حرف میزنه؟

658
00:49:12,231 --> 00:49:13,500
‫یه جورایی

659
00:49:21,440 --> 00:49:23,807
‫بچه‌های توی آزمایشگاه بزرگ نمیشن

660
00:49:34,987 --> 00:49:36,922
‫توسط ...

661
00:49:38,090 --> 00:49:40,224
‫وقتی یه مرد و یه زن

662
00:49:40,226 --> 00:49:42,559
‫بهمدیگه عشق میورزن

663
00:49:42,561 --> 00:49:45,496
‫و به یه روش خاص بدنشون رو بهم نزدیک می‌کنن

664
00:49:45,498 --> 00:49:47,865
‫و باعث میشه زن‌ها حامله بشن

665
00:49:47,867 --> 00:49:49,236
‫سکس

666
00:49:52,938 --> 00:49:54,773
‫اوهوم.
‫اوهوم

667
00:49:59,512 --> 00:50:01,878
‫چیزیه که از توی مجله خوندی؟

668
00:50:01,880 --> 00:50:03,781
‫اوهوم.
‫آره

669
00:50:05,050 --> 00:50:07,485
حس ميکنم بهتره کتاب هايي
که ميخوني رو بخونم

670
00:50:07,487 --> 00:50:09,519
تا بدونم چه چيزهايي ياد ميگيري

671
00:50:09,521 --> 00:50:11,889
آخه فکر نکنم که درمورد
...چنين چيزهايي کتاب خونده باشي

672
00:50:11,891 --> 00:50:13,260
اشکالي نداره

673
00:50:14,494 --> 00:50:15,961
...خيلي خب

674
00:50:17,030 --> 00:50:18,632
...اين کتابه

675
00:50:21,266 --> 00:50:25,235
بگذريم، علمه ديگه

676
00:50:25,237 --> 00:50:28,338
پس برات توضيح ميدم
آخه چيز خاصي نيست

677
00:50:28,340 --> 00:50:33,577
خب، بچه ها توسط زنان و مرداني
که عاشق همديگه هستن به وجود ميان

678
00:50:33,579 --> 00:50:36,546
اون ها بدنشون رو به شکل
خاصي کنار همديگه

679
00:50:36,548 --> 00:50:39,083
قرار ميدن، آخه بزرگسال هستن

680
00:50:39,085 --> 00:50:43,420
و درنتيجه اين کار يه بچه

681
00:50:43,422 --> 00:50:46,025
تو شکم زن رشد ميکنه

682
00:50:53,266 --> 00:50:58,135
و اون بچه براي چهل هفته

683
00:50:58,137 --> 00:51:00,737
تو رحم رشد ميکنه

684
00:51:00,739 --> 00:51:02,305
اسمش "رحم"ـه

685
00:51:02,307 --> 00:51:05,443
که جايگاه امني
براي رشد بچه‌هاست

686
00:51:05,445 --> 00:51:07,945
و درون شکم زن قرار داره

687
00:51:07,947 --> 00:51:14,521
و بعدش بچه از واژنش مياد بيرون

688
00:51:16,889 --> 00:51:20,023
خب اين اندام بدن رو بايد استفاده کرد

689
00:51:20,025 --> 00:51:23,293
اما تو الان بچه اي و براي
همين فرق داره

690
00:51:23,295 --> 00:51:26,998
وقتي بزرگتر بشي و رشد کني

691
00:51:27,000 --> 00:51:29,333
اين اندامت تغيير ميکنه

692
00:51:29,335 --> 00:51:33,237
و اين تغيير در دوراني به
اسم "بلوغ" رخ ميده

693
00:51:33,239 --> 00:51:34,874
...و اين که

694
00:51:36,175 --> 00:51:37,907
شايد وقتي رشد زياد
باشه حس عجيبي داشته باشه

695
00:51:37,909 --> 00:51:39,742
خيلي بدنت رو تغيير ميده

696
00:51:39,744 --> 00:51:42,612
اما کاملا طبيعيه و همه
اين دوره رو طي ميکنن

697
00:51:42,614 --> 00:51:43,949
و هيچ خطري نداره

698
00:51:45,451 --> 00:51:47,920
درنتيجه

699
00:51:49,188 --> 00:51:53,458
اون مرده که داشت درمورد
عروسک هاي زرد چيني

700
00:51:53,460 --> 00:51:54,992
صحبت ميکرد درواقع منظورش

701
00:51:54,994 --> 00:51:57,128
به "دختران جوان چيني" بود

702
00:51:57,130 --> 00:52:00,731
گاهي افراد به طريقي درمورد
رنگ پوست ديگران صحبت ميکنن

703
00:52:00,733 --> 00:52:02,935
که بخوان تحقيرشون کنن

704
00:52:03,702 --> 00:52:06,302
يا شايد هم صرفا عادتشونه
يا هردو

705
00:52:06,304 --> 00:52:10,775
يکي از طرايقي که افراد
بي ادبي ميکنن همينه

706
00:52:10,777 --> 00:52:12,510
با اين که هيچ رنگ پوستي
وجود نداره

707
00:52:12,512 --> 00:52:15,079
که از بقيه رنگ ها برتر باشه

708
00:52:15,081 --> 00:52:18,816
يا وقتي درمورد دخترها صحبت
"ميکنن ميگن "عروسک

709
00:52:18,818 --> 00:52:22,019
که مثلا صرفا به مشت
عروسک تو خونه عروسکي هستن

710
00:52:22,021 --> 00:52:23,220
و واقعا انسان نيستن

711
00:52:23,222 --> 00:52:25,588
و به اين طريق دختران
رو تحقير ميکنن

712
00:52:25,590 --> 00:52:30,026
و ديگه يه جورايي وانمود
نميکنن که مودب هستن

713
00:52:31,463 --> 00:52:33,432
قضيه از اين قراره

714
00:52:37,170 --> 00:52:40,804
يه چيز ديگه هم درمورد
بلوغ بهت بگم و اون اينه

715
00:52:40,806 --> 00:52:45,175
که زماني اتفاق مي افته که

716
00:52:45,177 --> 00:52:46,778
يه جورايي يه

717
00:52:47,947 --> 00:52:51,882
يه حالتي بهت دست ميده که

718
00:52:51,884 --> 00:52:53,617
مثل خون دماغ شدنه

719
00:52:53,619 --> 00:52:56,686
ولي به جاش از جايي
که جيش ميکني مياد بيرون

720
00:52:56,688 --> 00:52:59,021
اما کاملا طبيعيه
و کاملا بي خطره

721
00:52:59,023 --> 00:53:01,724
و هنوز برات اتفاق نمي افته

722
00:53:01,726 --> 00:53:03,994
ولي هرموقع برات اتفاق
افتاد ميتوني بهم بگي

723
00:53:03,996 --> 00:53:07,030
که صرفا خبر داشته باشم

724
00:53:07,032 --> 00:53:10,700
مادرت هم همينطور شده بود

725
00:53:10,702 --> 00:53:12,735
و به اين معني نيست
که زخمي شدي

726
00:53:12,737 --> 00:53:15,706
صرفا به اين معناست که بدنت
داره همونطور که بايد کار ميکنه

727
00:53:15,708 --> 00:53:18,275
و يکي از اعمال عادي بدنه

728
00:53:18,277 --> 00:53:21,713
و چيز خاصي نيست

729
00:53:54,679 --> 00:53:57,015
خيلي خب، بخورش

730
00:54:29,548 --> 00:54:31,284
از دست من عصباني هستي؟

731
00:54:32,483 --> 00:54:34,217
نه

732
00:54:34,219 --> 00:54:37,556
ميدوني که بيشتر از هرچيزي
تو دنيا دوستت دارم؟

733
00:54:39,324 --> 00:54:40,960
مامان چطور؟

734
00:54:43,896 --> 00:54:45,664
اون هم دوست دارم

735
00:54:46,164 --> 00:54:47,300
خيلي دوستش دارم

736
00:54:49,835 --> 00:54:52,739
چطور ممکنه کسي رو که
اصلا نميبيني دوست داشته باشي؟

737
00:54:56,943 --> 00:54:58,745
سوال خوبيه

738
00:55:00,179 --> 00:55:02,378
شايد بشه دل آدم براشون
تنگ بشه و به يادشون بياره

739
00:55:02,380 --> 00:55:06,016
و هنوز دوستشون داشته باشه

740
00:55:06,018 --> 00:55:08,119
ولي من که يادم نميادش

741
00:55:08,920 --> 00:55:10,588
ولي هنوز بهش متصلي

742
00:55:10,590 --> 00:55:12,692
و تو خيالاتت وجود داره

743
00:55:14,460 --> 00:55:15,758
نداره

744
00:55:15,760 --> 00:55:18,461
مامان تو خيالات من وجود نداره

745
00:55:18,463 --> 00:55:22,733
فقط يه تصوير خط خي کوچولو ازش دارم

746
00:55:22,735 --> 00:55:25,038
اصلا نميدونم چه شکليه

747
00:55:28,440 --> 00:55:31,610
رگ، تو بهترين مامان دنيا رو داشتي

748
00:55:33,277 --> 00:55:34,379
بهترين مامان

749
00:55:34,947 --> 00:55:36,749
چطور بهترين بود؟

750
00:55:37,949 --> 00:55:42,286
چون بيش از هرچيزي دوستت داشت

751
00:55:42,288 --> 00:55:43,653
خيلي زياد

752
00:55:43,655 --> 00:55:45,123
خيلي باحال بود

753
00:55:45,925 --> 00:55:50,630
و با هرکسي جور مي شد

754
00:55:52,731 --> 00:55:54,266
چطور باحال بود

755
00:55:55,467 --> 00:55:57,800
خب، بذار ببينم

756
00:55:57,802 --> 00:55:59,739
عاشق ماجراجويي بود

757
00:56:01,172 --> 00:56:03,940
کلي سفر ميکرديم
عين خودم و خودت

758
00:56:03,942 --> 00:56:06,943
هميشه هم ميگفت
ماجراجوييِ عاشقانه

759
00:56:06,945 --> 00:56:09,012
هربار که سفر ميکرديم ميگفت
يه ماجراجوييِ عاشقانه است

760
00:56:09,014 --> 00:56:11,048
ميگفتم
"کجا ميخواي بري؟"

761
00:56:11,050 --> 00:56:12,349
ميگفت
"نميدونم"

762
00:56:12,351 --> 00:56:14,186
"دوتايي بريم ماجراجويي عاشقانه. خودم و خودت"

763
00:56:14,786 --> 00:56:16,153
بعدش هم ميرفتيم يه جايي

764
00:56:16,155 --> 00:56:18,289
و بهترين سفر عمرمون ميشد

765
00:56:18,291 --> 00:56:20,224
همه چي بي نقص بود

766
00:56:20,226 --> 00:56:22,425
و اصلا دلم نميخواست تموم بشه

767
00:56:22,427 --> 00:56:26,630
بعدش هم که تموم ميشد، ميگفت
"واي، عجب ماجراجويي عاشقانه اي بود"

768
00:56:26,632 --> 00:56:29,266
بعدش يه سفر ديگه ميرفتيم
و همه چي خراب ميشد

769
00:56:29,268 --> 00:56:32,869
بدجور خراب ميشد
بدترين سفري که فکرش رو بکني

770
00:56:32,871 --> 00:56:35,271
تو مسير رفت چرخمون پنچر شد

771
00:56:35,273 --> 00:56:37,907
و موقع پنچرگيري ابزارمون شکست

772
00:56:37,909 --> 00:56:40,811
و موقع تعمير ابزار
استخونمون شکست

773
00:56:40,813 --> 00:56:42,314
تا پنچري رو بگيريم

774
00:56:43,514 --> 00:56:48,153
بعدش ميگفت "واي عجب ماجراجويي
"عاشقانه دونفره اي داريم

775
00:56:57,028 --> 00:56:58,998
ما هم يه بار پنچر کرديم

776
00:57:00,032 --> 00:57:01,965
واي پسر، خيلي اصلاً بامزه نبود

777
00:57:01,967 --> 00:57:03,936
خيلي عصباني شده بودي

778
00:57:04,603 --> 00:57:06,001
آره، خيلي عصبي بودم

779
00:57:06,003 --> 00:57:07,973
نميخواستم تو اون جاده باشم

780
00:57:11,110 --> 00:57:13,577
شرط ميبندم آشپزيش
از تو بهتر بود

781
00:57:13,579 --> 00:57:14,580
چي؟

782
00:57:15,181 --> 00:57:16,813
نه -
اوهوم، چرا -

783
00:57:16,815 --> 00:57:18,481
اصلا نميفهمي چي داري ميگي

784
00:57:18,483 --> 00:57:21,351
تا وقتي دستپخت مادرت رو نخورده باشي

785
00:57:21,353 --> 00:57:24,121
اصلا نميتوني معناي "ناخوردني" رو درک کني

786
00:57:24,123 --> 00:57:26,023
انگار نمايش نمک بود

787
00:57:26,025 --> 00:57:28,592
انگار داري با صورتت
يه مشت نمک ميخوري

788
00:57:50,148 --> 00:57:52,316
<i>بايد از من براش تعريف کني، خب؟</i>

789
00:57:52,318 --> 00:57:55,485
باشه

790
00:57:55,487 --> 00:57:57,287
ولي نبايد فقط چيزهاي خوب رو بگي

791
00:57:57,289 --> 00:57:59,923
بايد همه چيز رو براش تعريف کني

792
00:58:01,159 --> 00:58:03,161
خيلي خب؟ -
باشه، باشه -

793
00:58:04,929 --> 00:58:06,963
ميشه بهش بگي که دوستش دارم؟

794
00:58:06,965 --> 00:58:08,398
البته، البته

795
00:58:08,400 --> 00:58:11,570
و واقعا ميخواستم مامانش باشم؟

796
00:58:12,503 --> 00:58:15,942
و خيلي متاسفم که نتونستم؟

797
00:59:38,056 --> 00:59:40,892
آهاي، بيا اينجا -
چيه؟ کيه؟ -

798
00:59:42,094 --> 00:59:45,530
چيه؟ چي شده؟

799
00:59:49,934 --> 00:59:52,438
همينجا بمون و تا نيومدم
سراغت بيرون نيا

800
01:00:15,693 --> 01:00:17,327
بله، چي ميخواين؟

801
01:00:17,329 --> 01:00:19,332
بنزينمون تموم شده
شما بنزنين ندارين؟

802
01:00:19,965 --> 01:00:21,200
نه، نداريم

803
01:00:22,001 --> 01:00:23,870
ميشه يه لحظه بيايم تو؟

804
01:00:24,936 --> 01:00:26,670
واسه چي؟

805
01:00:26,672 --> 01:00:28,007
که خشک بشيم

806
01:00:30,141 --> 01:00:31,807
نه ببخشيد، برادرهام خوابن

807
01:00:31,809 --> 01:00:34,145
و نميخوان کسي بياد داخل

808
01:00:35,280 --> 01:00:38,250
تو ديشب با يه بچه کوچولو
تو شهر نبودي؟

809
01:00:39,184 --> 01:00:42,054
ما بچه اي نداريم
خونه رو اشتباه اومدين

810
01:01:23,295 --> 01:01:25,130
بيا بيرون

811
01:01:25,831 --> 01:01:27,432
بيا بيرون

812
01:02:09,775 --> 01:02:11,376
خيلي خب، برو
فرار کن

813
01:03:20,079 --> 01:03:21,781
خاموشش کن

814
01:03:33,925 --> 01:03:35,594
اونا کي بودن؟

815
01:03:39,431 --> 01:03:41,932
دنبال يکي ديگه ميگشتن

816
01:03:42,833 --> 01:03:45,303
داشتن دنبال من ميگشتن
چون من يه دخترم

817
01:03:48,172 --> 01:03:49,972
آره

818
01:03:49,974 --> 01:03:52,409
پس واسه چي گفتي داشتن
دنبال يکي ديگه ميگشتن؟

819
01:03:52,411 --> 01:03:56,182
منظورم اين بود که دنبال کسي
ميگشتن که فکر ميکردم ميتونن بگيرنش

820
01:03:57,114 --> 01:04:00,249
...نميتونن تورو بگيرن

821
01:04:00,251 --> 01:04:02,587
...چون تو

822
01:04:03,989 --> 01:04:05,691
مراقبي

823
01:04:08,525 --> 01:04:10,395
ميخواستن من رو کجا ببرن؟

824
01:04:12,797 --> 01:04:16,300
قرار نيست جايي برنت
چون نميتونن پيدات کنن

825
01:04:16,302 --> 01:04:18,471
خب اگه کردن کجا ميبرن؟

826
01:04:25,177 --> 01:04:26,846
نميدونم

827
01:04:28,780 --> 01:04:31,248
فقط ميدونم که آدم هاي
خطرناکي بودن

828
01:04:34,385 --> 01:04:36,521
ولي باهمديگه جامون امنه

829
01:04:37,356 --> 01:04:41,393
همين کافيه، خب؟

830
01:04:44,195 --> 01:04:45,797
اگه کسي اذيتت کنه چي؟

831
01:04:47,065 --> 01:04:49,568
قبلا هم اذيتم کردن

832
01:04:50,869 --> 01:04:54,172
يعني اگه بدجور بهت آسيب بزنن

833
01:05:01,012 --> 01:05:02,780
جلوشون رو ميگيرم

834
01:05:04,516 --> 01:05:05,715
و سعي ميکنم خودم
هم اذيتشون کنم

835
01:05:05,717 --> 01:05:08,186
با اين که خيلي از دستشون
عصباني ميشم

836
01:05:10,021 --> 01:05:11,824
...ولي هر اتفاقي که بيفته

837
01:05:13,259 --> 01:05:16,526
هيچکس قرار نيست تو
رو ببره، قول ميدم

838
01:05:16,528 --> 01:05:17,862
خيلي خب؟

839
01:05:20,065 --> 01:05:24,802
اگه دست و پات رو بستن و انداختنت
زمين و بهت چاقو زدن چي؟

840
01:05:26,572 --> 01:05:29,171
خب در اون صورت بلند ميشم
و خودم رو آزاد ميکنم

841
01:05:29,173 --> 01:05:30,909
و باز هم بابات ميمونم

842
01:05:34,478 --> 01:05:36,781
اگه بکشنت چي؟

843
01:05:41,251 --> 01:05:42,855
در اون صورت ميميرم

844
01:05:44,989 --> 01:05:46,625
ولي تو زنده ميموني

845
01:05:48,293 --> 01:05:49,961
تا زماني که تو هم بميري

846
01:05:51,096 --> 01:05:52,831
و بعدش دوباره به هم ميرسيم

847
01:05:53,697 --> 01:05:58,536
هر اتفاقي هم که بيفته
من هميشه همراهتم

848
01:06:00,938 --> 01:06:03,474
حتي اگه نتوني من رو ببيني
يا صدام رو بشنوي

849
01:06:05,510 --> 01:06:07,479
هميشه همراهتم

850
01:06:10,081 --> 01:06:11,915
چه اتفاقي براي من مي افته؟

851
01:06:13,117 --> 01:06:16,654
خيلي خوب از خودت مراقبت
ميکني و مشکلي برات پيش نمياد

852
01:06:17,521 --> 01:06:20,692
چون خيلي قوي و سرسختي

853
01:06:22,126 --> 01:06:23,695
من قوي هستم؟

854
01:06:24,528 --> 01:06:27,030
خيلي قوي هستي، آره

855
01:06:27,032 --> 01:06:28,367
چطور؟

856
01:06:29,434 --> 01:06:31,266
چون مراقبت و مصر هستي

857
01:06:31,268 --> 01:06:32,870
به اين دليل

858
01:06:35,172 --> 01:06:36,505
باهوش هم که هستي

859
01:06:36,507 --> 01:06:38,476
و به صداي درونت گوش ميدي

860
01:06:41,746 --> 01:06:44,016
ولي از آدم بزرگ ها که
قوي تر نيستم

861
01:06:46,251 --> 01:06:48,853
اکثر آدم بزرگ ها به راحتي
تسليم ميشن

862
01:06:49,755 --> 01:06:51,557
من آدم هاي زيادي
رو ميشناسم

863
01:06:52,358 --> 01:06:54,157
و اگه اونا به طريقي
تونسته ادامه بدن

864
01:06:54,159 --> 01:06:55,458
پس تو هم ميتوني

865
01:06:55,460 --> 01:06:57,762
آخه تو خيلي از اون ها قوي تري

866
01:07:00,532 --> 01:07:04,036
اما اگه تو بميري
من تنها ميشم

867
01:07:29,927 --> 01:07:31,896
قرار نيست من بميرم

868
01:07:32,630 --> 01:07:34,699
هيچکس من رو نميکشه

869
01:07:37,235 --> 01:07:39,405
من تنهات نميذارم

870
01:07:41,440 --> 01:07:43,075
حتي اگه يکي

871
01:07:45,010 --> 01:07:47,778
دست و پام رو ببنده و بهم چاقو بزنه و بيهوشم کنه

872
01:07:47,780 --> 01:07:49,813
و بندازتم تو يه تيکه يخ

873
01:07:49,815 --> 01:07:52,050
و ته اقيانوس غرقم کنه

874
01:07:54,452 --> 01:07:57,021
باز هم ميام بيرون
و پيدات ميکنم

875
01:07:58,922 --> 01:08:01,692
و مثل هميشه ادامه ميديم

876
01:08:02,494 --> 01:08:04,596
...و اگه به نظرت غيرممکن مياد

877
01:08:05,295 --> 01:08:07,532
متاسفم، ولي حقيقت داره

878
01:08:10,869 --> 01:08:12,601
ولي ما فقط يه کيسه خواب

879
01:08:12,603 --> 01:08:14,706
و يه جعبه کمک هاي اوليه داريم

880
01:08:15,340 --> 01:08:16,973
خيلي خب

881
01:08:16,975 --> 01:08:21,012
نگران چيزهايي هستي که
جا گذاشتيم، نه؟

882
01:08:22,012 --> 01:08:24,350
و نگران اون آدم ها هستي

883
01:08:27,586 --> 01:08:29,952
نميخواد نگران اون
آدم ها باشي

884
01:08:29,954 --> 01:08:31,588
ديگه رفتن

885
01:08:31,590 --> 01:08:34,590
نميخوام درمورد وسايلي که
جا گذاشتيم هم فکر کني

886
01:08:34,592 --> 01:08:36,893
ميخوام درمورد چيزهايي که داريم و اين که

887
01:08:36,895 --> 01:08:39,463
چطور ميتونيم براي آينده
آماده بشيم فکر کني

888
01:08:39,465 --> 01:08:40,865
خيلي خب؟

889
01:08:42,367 --> 01:08:43,969
خيلي خب

890
01:09:44,362 --> 01:09:45,596
رگ

891
01:09:47,532 --> 01:09:48,801
چيه؟

892
01:09:50,002 --> 01:09:52,004
بايد کلي راه بريم

893
01:09:54,139 --> 01:09:55,638
کجا ميريم؟

894
01:09:55,640 --> 01:09:57,305
خونه مادربزرگم رو يادته که

895
01:09:57,307 --> 01:09:59,077
وقتي بچه بودم اونجا زندگي ميکردم؟

896
01:10:00,345 --> 01:10:01,747
نه

897
01:10:05,317 --> 01:10:07,951
خب قراره بريم اونجا
بالاي کوهستانه

898
01:10:07,953 --> 01:10:09,951
اونجا هم حيون دارن
هم پيست اسکي

899
01:10:09,953 --> 01:10:11,454
يه درياچه و قايق هم دارن

900
01:10:11,456 --> 01:10:12,821
و خيلي با همه جا فاصله داره

901
01:10:12,823 --> 01:10:14,759
...واسه همين به نظرم

902
01:10:15,493 --> 01:10:17,695
جاي خيلي خوبيه

903
01:10:19,831 --> 01:10:21,766
چقدر طول ميکشه؟

904
01:10:22,399 --> 01:10:24,068
بايد کلي راه بريم

905
01:10:25,503 --> 01:10:28,105
چند روز؟ -
نميدونم چند روز بشه -

906
01:10:29,541 --> 01:10:31,107
خب، نظرت چيه؟

907
01:10:31,109 --> 01:10:32,842
به نظرم روزهاي زيادي طول بکشه

908
01:10:32,844 --> 01:10:34,910
ولي قبل از اين که بيش از
حد سرد بشه ميرسيم

909
01:10:34,912 --> 01:10:37,513
پس اگه تونستيم به طريقي
با سرعت بيشتري از پاي پياده

910
01:10:37,515 --> 01:10:39,117
حرکت کنيم، همون کار رو ميکنيم

911
01:10:41,453 --> 01:10:43,188
واسه چي تا حالا اونجا نرفته بوديم؟

912
01:10:47,792 --> 01:10:50,226
آخه نميخواستيم انقدر
سفر درازي داشته باشيم

913
01:10:50,228 --> 01:10:53,398
و چون نميخواستيم از اين همه
مکاني که ميدونستيم

914
01:10:54,666 --> 01:10:58,634
امن هستن و ميشد وسيله
تهيه کرد دور باشيم

915
01:10:58,636 --> 01:10:59,936
ولي ديگه با اين
ناحيه کاري نداريم

916
01:10:59,938 --> 01:11:01,940
واسه همين حرکت ميکنيم

917
01:11:03,542 --> 01:11:05,275
به خاطر من

918
01:11:05,277 --> 01:11:07,043
چي؟

919
01:11:07,045 --> 01:11:08,846
بي خيال

920
01:11:29,533 --> 01:11:31,769
وايسا، وايسا

921
01:11:33,639 --> 01:11:35,571
يالا ديگه، وايسا

922
01:11:35,573 --> 01:11:38,206
خيلي خب
آهاي، بچه

923
01:11:38,208 --> 01:11:39,342
بچه

924
01:11:39,344 --> 01:11:41,813
بجنب

925
01:11:44,515 --> 01:11:45,850
ميشه مارو سوار کنين؟

926
01:11:54,958 --> 01:11:56,961
چند وقتي ميشه که پسري
به اين جووني نديدم

927
01:11:57,895 --> 01:12:00,398
راستش اکثرا اين حرف رو به
خودم ميزنن، ولي من 19 سالمه

928
01:12:01,233 --> 01:12:03,869
آها، درست زمان همون
اتفاق به دنيا اومد

929
01:12:04,469 --> 01:12:06,070
اهل کجايين؟

930
01:12:06,805 --> 01:12:08,103
جنوب

931
01:12:08,105 --> 01:12:11,275
آها، ما از هرجايي يه آدم داريم
صد و سه نفريم

932
01:12:15,179 --> 01:12:16,280
واقعا؟

933
01:12:17,215 --> 01:12:18,647
همگي اونجا زندگي ميکنين؟

934
01:12:18,649 --> 01:12:19,882
آره

935
01:12:19,884 --> 01:12:20,884
يه جورايي کار خودمون رو ميکنيم

936
01:12:20,886 --> 01:12:23,355
غذا و برق و همه چي

937
01:12:24,322 --> 01:12:26,358
هرچيزي که آدم نياز
داشته باشه رو داريم

938
01:12:28,725 --> 01:12:30,328
من جمله افراد مونث

939
01:12:31,695 --> 01:12:33,763
واقعا؟ -
آره -

940
01:12:33,765 --> 01:12:35,664
وقتي بچه تر بودم
زياد ميديدمشون

941
01:12:35,666 --> 01:12:37,366
قبلا مسئول مخزن من بودم

942
01:12:37,368 --> 01:12:39,902
اسم محل زندگي مونث ها "مخزن"ـه

943
01:12:39,904 --> 01:12:41,303
آره براشون چيز ميز ميبردم ولي خب

944
01:12:41,305 --> 01:12:44,005
يه چيزهاي کوچولويي
مثل قهوه و سيگار

945
01:12:44,007 --> 01:12:46,576
و شکلات و اين چيزها هم
يواشکي براشون ميبردم

946
01:12:46,578 --> 01:12:47,843
خيلي مهربون بودن

947
01:12:49,381 --> 01:12:51,080
خيلي ازشون مراقبت ميشه، نه؟

948
01:12:51,082 --> 01:12:52,848
آره، از مخزن بيرون نميان

949
01:12:52,850 --> 01:12:55,785
راستش، اينا حرفي نيست
که اجازه نداشته باشم بهت بزنم

950
01:12:55,787 --> 01:12:57,320
آخه همه ميدونن که اونجا هستن

951
01:12:57,322 --> 01:13:00,292
ولي خب نميتونن
وارد محوطه بشن

952
01:13:01,525 --> 01:13:02,927
ماشين رو نگه دار

953
01:13:04,028 --> 01:13:05,861
يه لحظه ماشين رو
نگه دار رفيق

954
01:13:05,863 --> 01:13:08,299
يکي کنار جاده رو زمين افتاد بود
ماشين رو نگه دار

955
01:13:22,346 --> 01:13:23,715
کجاست؟

956
01:13:29,854 --> 01:13:31,586
چيزي نديده بودم

957
01:13:31,588 --> 01:13:32,890
چي؟

958
01:13:33,824 --> 01:13:35,425
ميخوام ماشينت رو بگيرم

959
01:13:35,993 --> 01:13:37,226
منطورت چيه رفيق؟

960
01:13:37,228 --> 01:13:38,628
تو هم از اينجا پياده ميري

961
01:13:38,630 --> 01:13:41,030
و چيزيت نميشه، خيلي خب؟

962
01:13:41,032 --> 01:13:42,330
واسه چي بايد پياده برم؟

963
01:13:42,332 --> 01:13:43,933
چون قرار نيست
باهام دعوا کني

964
01:13:43,935 --> 01:13:45,601
و چاره اي نداري

965
01:13:45,603 --> 01:13:47,469
من هم چاره اي ندارم

966
01:13:47,471 --> 01:13:49,805
و ميدونم که درک نميکني
ولي من ماشينت رو ميبرم

967
01:13:49,807 --> 01:13:52,074
...چي... چرا

968
01:13:52,076 --> 01:13:54,110
چيزيت نميشه

969
01:13:54,112 --> 01:13:56,148
نميتونم توضيح بدم

970
01:14:03,020 --> 01:14:05,286
تو به اون زن ها کمک کردي
کمکشون کردي

971
01:14:05,288 --> 01:14:07,956
براشون چيز ميز بردي
مراقبشون بودي

972
01:14:07,958 --> 01:14:09,325
...براشون

973
01:14:09,327 --> 01:14:11,361
...قهوه و سيگار -
اون فرق ميکنه -

974
01:14:11,363 --> 01:14:13,095
اون همه چيز بردي
آدم خوبي هستي

975
01:14:13,097 --> 01:14:14,796
نميتونم که همينطوري
بدمش بري رفيق

976
01:14:14,798 --> 01:14:16,665
تو کمکشون کردي، به ما هم
کمک ميکني، نميتونم توضيح بدم

977
01:14:16,667 --> 01:14:17,868
خواهش ميکنم

978
01:14:18,935 --> 01:14:21,739
همونجا بمون -
وايسا، بي خيال رفيق -

979
01:14:43,461 --> 01:14:44,727
ولش کرديم

980
01:14:44,729 --> 01:14:46,030
چيزيش نميشه

981
01:14:46,997 --> 01:14:49,233
لباس هاي خيست رو دربيار

982
01:14:50,935 --> 01:14:52,067
کجا ميريم؟

983
01:14:52,069 --> 01:14:53,771
همون جا

984
01:15:15,960 --> 01:15:17,895
مخزن چيه؟

985
01:15:20,597 --> 01:15:22,501
يه جور پناهگاهه

986
01:16:47,016 --> 01:16:49,285
کيه؟ -
سلام، سلام -

987
01:16:49,287 --> 01:16:52,021
سلام، مارک هست؟

988
01:16:52,023 --> 01:16:54,326
نه، مارک نداريم

989
01:16:59,497 --> 01:17:01,129
ميشه بيايم داخل؟
خيلي سرده

990
01:17:01,131 --> 01:17:02,933
من يه بچه کوچيک دارم

991
01:17:03,935 --> 01:17:06,304
چي ميخواي؟ -
يه بچه همراهمه -

992
01:17:07,604 --> 01:17:10,341
ميشه بيايم داخل و
يه دقيقه گرم بشيم؟

993
01:17:20,917 --> 01:17:22,519
ممنون

994
01:17:32,930 --> 01:17:34,532
تام هستم

995
01:17:35,666 --> 01:17:37,034
ايشون کلوينه

996
01:17:37,902 --> 01:17:39,971
سلام -
ايشون هم لِميه -

997
01:17:40,604 --> 01:17:41,839
سلام

998
01:17:42,673 --> 01:17:44,542
من کيلب هستم
اين هم پسرم الکسه

999
01:17:46,110 --> 01:17:47,912
و داريم ميريم خونه

1000
01:17:54,185 --> 01:17:56,521
اينجا خونه پدربزرگ و مادربزرگ من بودم

1001
01:17:57,755 --> 01:18:00,391
واسه همين وقتي بچه بودم
...چندباري

1002
01:18:01,524 --> 01:18:03,058
مي اومدم اينجا

1003
01:18:03,060 --> 01:18:06,361
وقتي پيداش کرديم متروکه بود

1004
01:18:06,363 --> 01:18:08,063
اگه ما نبوديم از هم ميپاشيد

1005
01:18:08,065 --> 01:18:10,635
و چهار ساله که خونه ماست

1006
01:18:12,970 --> 01:18:14,571
درک ميکنم

1007
01:18:15,605 --> 01:18:19,141
اگه جاي ديگه اي هست
که ميخواين بريم

1008
01:18:19,143 --> 01:18:21,278
کمکتون ميکنيم

1009
01:18:22,012 --> 01:18:24,612
يا ميتونين امشب
رو اينجا بمونين

1010
01:18:24,614 --> 01:18:26,083
خيلي خب، ممنون

1011
01:18:26,783 --> 01:18:28,286
اسلحه داري؟

1012
01:18:28,685 --> 01:18:30,054
نه

1013
01:18:30,822 --> 01:18:32,423
باورم نميشه

1014
01:18:33,024 --> 01:18:34,526
اشکالي نداره

1015
01:18:35,525 --> 01:18:38,026
حال رفيق کوچولومون چطوره؟

1016
01:18:38,028 --> 01:18:39,661
خوبم

1017
01:18:39,663 --> 01:18:43,031
خيلي خب، من جاتون رو آماده ميکنم

1018
01:18:43,033 --> 01:18:44,735
ميتونين بمونين

1019
01:18:57,914 --> 01:18:59,650
به جاي امني رسيديم؟

1020
01:19:03,621 --> 01:19:05,222
هنوز نه

1021
01:19:06,823 --> 01:19:08,723
اگه لازم شد بايد از
پنجره خارج بشيم

1022
01:19:08,725 --> 01:19:11,860
و بريم رو لبه اش و بپريم روي برف ها

1023
01:19:11,862 --> 01:19:14,662
بعدش هم مستقيم ميري سمت درخت هايي

1024
01:19:14,664 --> 01:19:17,167
که پست حصار هستن، متوجهي؟

1025
01:19:17,902 --> 01:19:19,768
صبح ميريم؟

1026
01:19:19,770 --> 01:19:21,402
بگو چيکار ميکنيم

1027
01:19:21,404 --> 01:19:23,171
از پنجره خارج ميشيم

1028
01:19:23,173 --> 01:19:24,807
حالا بگو که صبح ميريم يا نه؟

1029
01:19:24,809 --> 01:19:26,375
بگو قراره چيکار کنيم

1030
01:19:26,377 --> 01:19:27,675
...قراره از پنجره خارج بشيم

1031
01:19:30,081 --> 01:19:31,714
بعدش چي؟

1032
01:19:31,716 --> 01:19:36,087
بعدش از لبه پنجره ميپريم روي برف؟

1033
01:19:36,487 --> 01:19:37,521
درسته

1034
01:19:38,221 --> 01:19:39,623
بعدش چي

1035
01:19:40,390 --> 01:19:43,224
بعدش خودمون رو
به درخت ها ميرسونيم

1036
01:19:43,226 --> 01:19:46,831
کدوم درخت ها -
همونايي که حلقوي هستن -

1037
01:19:47,597 --> 01:19:50,734
درخت هاي پشت حصار

1038
01:20:03,180 --> 01:20:04,714
کوله پشتي

1039
01:20:04,716 --> 01:20:06,117
کيسه خواب

1040
01:20:50,895 --> 01:20:55,296
و يکي از گوسفندانِ گله را"
"يکي از دويست گوسفند را

1041
01:20:55,298 --> 01:20:58,767
از ميان چرگاه هاي"
"پربار اسراييل گرفته

1042
01:20:58,769 --> 01:21:00,802
"و شاهزاده بايد"

1043
01:21:00,804 --> 01:21:04,238
"پيشکشي هاي سوخته و گوشتي"

1044
01:21:04,240 --> 01:21:07,910
"و نوشيدني در مهماني ها بدهد"

1045
01:21:07,912 --> 01:21:11,345
و زماني که ماه جديدي مي آيد"
"و در شنبه ها

1046
01:21:11,347 --> 01:21:15,049
"در تمامي تشريفات خاندان اسراييل"

1047
01:21:15,051 --> 01:21:17,719
"بايد پيشکشي گناه را آماده کند"

1048
01:21:17,721 --> 01:21:20,923
به همراه پيشکشي سوخته"
"و پيشکشي گوشتي

1049
01:21:20,925 --> 01:21:23,526
"و پيشکش صلح"

1050
01:21:23,528 --> 01:21:27,064
"جهت صلح با خاندان اسراييل"

1051
01:21:27,931 --> 01:21:32,233
همانطور که خداوند ميگويد"
"در اولين ماه

1052
01:21:32,235 --> 01:21:34,404
"...در اولين روز ماه"

1053
01:21:44,347 --> 01:21:46,214
خيلي خب، آهاي، رگ، رگ

1054
01:21:46,216 --> 01:21:47,482
چي شده؟

1055
01:21:47,484 --> 01:21:48,584
لباس بيرون بپوش

1056
01:21:48,586 --> 01:21:50,285
داريم ميريم؟

1057
01:21:50,287 --> 01:21:52,821
نه، ولي بايد ساکت باشيم
که کسي رو بيدار نکنيم

1058
01:21:52,823 --> 01:21:54,192
بجنب

1059
01:22:19,416 --> 01:22:21,849
کيفت رو ميذارم زير اين ديگ

1060
01:22:21,851 --> 01:22:22,921
خيلي خب

1061
01:22:24,121 --> 01:22:25,756
رگ، کيفت کجاست؟

1062
01:22:26,289 --> 01:22:27,889
زير ديگ

1063
01:22:27,891 --> 01:22:30,295
خيلي خب، چطور رسيديم اينجا؟

1064
01:22:31,162 --> 01:22:32,561
از حيوانات رد شديم

1065
01:22:32,563 --> 01:22:34,362
و حصار رو دنبال کرديم
تا به درخت افتاده رسيديم

1066
01:22:34,364 --> 01:22:35,599
خيلي خب

1067
01:22:38,302 --> 01:22:40,969
به چه کسي ميتونيم
درمورد اينجا چيزي بگيم؟

1068
01:22:40,971 --> 01:22:42,269
ميدونم

1069
01:22:42,271 --> 01:22:44,339
مثل بقيه نقاط امنه ديگه

1070
01:22:44,341 --> 01:22:45,840
جوابم رو بده

1071
01:22:45,842 --> 01:22:48,509
خيلي خب بابا، مثل بقيه
...نقاط امنيه که داشتيم

1072
01:22:48,511 --> 01:22:50,447
رگ، جوابم رو بده ديگه

1073
01:22:51,248 --> 01:22:52,550
به هيچکس

1074
01:22:54,984 --> 01:22:56,253
خيلي خب

1075
01:22:58,989 --> 01:23:02,426
خب حالا ازت ميخوام نشونم بدي
که چطور بايد برگرديم

1076
01:23:11,301 --> 01:23:12,570
سلام

1077
01:23:13,270 --> 01:23:14,705
زود بيدار شدين

1078
01:23:15,472 --> 01:23:17,606
بيدار شديم، نميخواستيم که

1079
01:23:17,608 --> 01:23:20,411
کسي رو بيدار کنيم
واسه همين رفتيم يه دوري زديم

1080
01:23:22,212 --> 01:23:23,678
چطور بود؟

1081
01:23:23,680 --> 01:23:26,013
قشنگ بود -
آره -

1082
01:23:26,015 --> 01:23:27,549
قشنگه

1083
01:23:27,551 --> 01:23:29,086
چيزي ميخورين؟

1084
01:23:29,920 --> 01:23:31,788
ما اونقدر غذا داريم
که نميدونيم چيکار کنيم

1085
01:23:36,694 --> 01:23:38,994
بله لطفا
خيلي خوب ميشه

1086
01:23:38,996 --> 01:23:40,428
ممنون

1087
01:23:40,430 --> 01:23:42,164
ما تو زيرشيرووني يه سري
لباس داريم

1088
01:23:42,166 --> 01:23:43,768
که ممکنه به تنت بخوره

1089
01:23:44,768 --> 01:23:45,802
خيلي خب

1090
01:23:47,570 --> 01:23:49,373
ممنون

1091
01:24:05,722 --> 01:24:07,222
بابت غذا ممنون

1092
01:24:07,224 --> 01:24:08,423
خواهش ميکنم

1093
01:24:08,425 --> 01:24:10,360
خيلي خوبه

1094
01:24:11,996 --> 01:24:15,798
افراد زيادي ميان اينجا
يا از اينجا رد ميشن...؟

1095
01:24:15,800 --> 01:24:19,433
اکثر مردان اين ناحيه
به شهر نقل مکان کردن

1096
01:24:19,435 --> 01:24:20,904
بعضيا برگشتن

1097
01:24:21,439 --> 01:24:23,071
تا نريم شهر

1098
01:24:23,073 --> 01:24:24,775
کسي رو نميبينيم

1099
01:24:27,377 --> 01:24:29,479
شهر درمانگاه فدرال داره؟

1100
01:24:30,547 --> 01:24:32,179
يه فروشگاه داره

1101
01:24:32,181 --> 01:24:34,684
اگه اوراق داشته باشي
هم قبول ميکنن

1102
01:24:35,485 --> 01:24:37,887
ولي ما که بيش از
حد نيازمون داريم

1103
01:24:37,889 --> 01:24:40,992
و ديگه خيلي کم
شکار ميکنيم

1104
01:24:46,796 --> 01:24:48,598
...ميخواين بمونين

1105
01:24:50,368 --> 01:24:53,402
و عيسي گفت بيايد"
"و صبحانه بخوريد

1106
01:24:54,771 --> 01:24:57,705
و هيچ يک از مريدان نپرسيد"
"که تو کي هستي؟

1107
01:24:57,707 --> 01:25:00,711
"چون ميدانستند که خداوند است"

1108
01:25:04,981 --> 01:25:06,380
آمين

1109
01:25:06,382 --> 01:25:07,851
آمين

1110
01:25:34,011 --> 01:25:35,413
آماده اي؟

1111
01:25:45,422 --> 01:25:49,860
اين لاما باعث ميشه گرگ ها
و شغال ها به گوسفندها نزديک نشن

1112
01:26:05,143 --> 01:26:09,210
يه چندتا ضربه، بعدش بايد خشکش کنيم

1113
01:26:09,212 --> 01:26:11,446
که چسبناک نشه

1114
01:26:11,448 --> 01:26:12,548
چي داري؟

1115
01:26:12,550 --> 01:26:15,453
وينچستر استاندارد با
گلوله 12 گاژ

1116
01:26:17,387 --> 01:26:19,653
فکر ميکردم شکار نميکنين

1117
01:26:19,655 --> 01:26:22,691
ولي نميخوايم گوسفندهامون
رو هم شکار کنن

1118
01:26:22,693 --> 01:26:25,061
بابا، واسه فراري
دادنِ گرگ هاست

1119
01:26:25,895 --> 01:26:27,796
رگ، بيا اينجا

1120
01:26:27,798 --> 01:26:30,365
فکر کنم ديگه بذاريمش کنار، ها؟

1121
01:26:30,367 --> 01:26:33,637
اگه پدرت ناراحت نميشه
يه کار ديگه هم برات دارم

1122
01:26:35,439 --> 01:26:38,272
ولي ميخوام تميزش کن
بهم ياد داد که چطور مراقب باشم

1123
01:26:38,274 --> 01:26:42,012
اهميتي نداره، در هر صورت
اطراف اين ها بودن خطرناکه

1124
01:27:00,363 --> 01:27:02,500
اون دخترته؟

1125
01:27:04,234 --> 01:27:05,635
پسرمه

1126
01:27:07,069 --> 01:27:10,875
نه، منظورم اينه که دختر خودته؟

1127
01:27:13,277 --> 01:27:17,247
آقا، اون پسرمه

1128
01:27:18,180 --> 01:27:20,781
خب، من تورو نميشناسم
اون دختره رو هم نميشناسم

1129
01:27:20,783 --> 01:27:23,084
و نميدونم چطور باهم آشنا شدين

1130
01:27:23,086 --> 01:27:25,389
ولي يه شب بهتون پناه دارم

1131
01:27:26,289 --> 01:27:28,960
و نميخوام با شرارت ارتباطي داشته باشم

1132
01:27:30,394 --> 01:27:31,929
دنيا به اندازه کافي
شرارت ديده

1133
01:27:32,863 --> 01:27:35,233
خيلي خب، پس وسايلمون
که جمعه

1134
01:27:36,432 --> 01:27:37,932
خودمون هم راه مي افتيم

1135
01:27:37,934 --> 01:27:40,037
به اين سادگي ها نيست

1136
01:27:40,738 --> 01:27:43,170
اگه دختر خداداديت باشه

1137
01:27:43,172 --> 01:27:45,540
و مراقب باايمانش هستي

1138
01:27:45,542 --> 01:27:47,709
بايد بهم بگي

1139
01:27:47,711 --> 01:27:49,710
اگه اينطور نيست، ميخوام بدونم

1140
01:27:49,712 --> 01:27:52,281
که چطور دست تو افتاده

1141
01:27:52,283 --> 01:27:54,252
و ميخوام حرفت
رو باور کنم

1142
01:27:55,586 --> 01:27:58,286
چون من 33 سال همسر داشتم

1143
01:27:58,288 --> 01:28:01,589
سه تا دختر و چهارتا
نوه دختر داشتم

1144
01:28:01,591 --> 01:28:03,927
و دوتا نوه دختر ناخونده داشتم

1145
01:28:04,627 --> 01:28:06,628
ولي همگيشون در طول

1146
01:28:06,630 --> 01:28:08,766
دو هفته از دنيا رفتن

1147
01:28:09,567 --> 01:28:12,634
يکيشون رو به خاطر يه
گروه هيولا از دست دادم

1148
01:28:12,636 --> 01:28:17,638
پس اگه فکر کردي همينطور
ميشينم و تماشا ميکنم

1149
01:28:17,640 --> 01:28:21,276
بايد بدوني که ديگه چيزي جز
جلال خداوند واسه

1150
01:28:21,278 --> 01:28:22,947
از دست دادن ندارم

1151
01:28:55,813 --> 01:28:57,648
اون دختر خودمه

1152
01:29:01,318 --> 01:29:04,622
ازت ميخوام که بهم
ثابت کني پسرم

1153
01:29:26,409 --> 01:29:28,878
اين خودشه
اين هم من و مادرشيم

1154
01:29:31,681 --> 01:29:33,949
اسمش آنا اليزابت شائه

1155
01:29:34,850 --> 01:29:38,855
صداش ميکنيم رَگ
که مخخف "رگدي اَن"ـه

1156
01:29:43,059 --> 01:29:47,398
خب، شک ندارم
خيلي سختي کشيدين

1157
01:29:51,268 --> 01:29:52,636
آره

1158
01:29:54,037 --> 01:29:56,406
مقداري خوشي هم داشتيم

1159
01:30:26,036 --> 01:30:27,635
يه نوشيدني ميخواي؟

1160
01:30:27,637 --> 01:30:29,336
ويسکي؟ جين؟

1161
01:30:29,338 --> 01:30:32,109
نه، ممنون
نيازي ندارم

1162
01:30:32,943 --> 01:30:34,275
بشين

1163
01:30:52,796 --> 01:30:56,865
يه چيزهايي درمورد مکان هاي
امن براي زن ها شنيدم

1164
01:30:56,867 --> 01:30:58,366
يکي تو نيويورک هست

1165
01:30:58,368 --> 01:31:01,171
يکي هم چندان با
اينجا فاصله اي نداره

1166
01:31:03,506 --> 01:31:04,908
آره

1167
01:31:05,876 --> 01:31:08,942
من هم درموردشون شنيدم

1168
01:31:08,944 --> 01:31:12,048
مطمئن نيستم اونقدر که
...مردم ميگن امن باشن، ولي

1169
01:31:14,317 --> 01:31:17,320
اگه اينطوري ميخواي بهمون
بفهموني که بريم، درک ميکنم

1170
01:31:19,256 --> 01:31:20,725
نه

1171
01:31:22,292 --> 01:31:25,462
به نظرم خيلي وقته که
داري اين کار رو ميکني

1172
01:31:27,564 --> 01:31:29,867
کنجکاوم بدونم هزينه اش چيه

1173
01:31:32,336 --> 01:31:36,140
و چطور يه فرد در حال رشد
رو شکل ميده

1174
01:31:43,747 --> 01:31:45,682
مجبور بوديم بي خيال
خيلي چيزها بشيم

1175
01:31:46,550 --> 01:31:49,186
رگ دوران کودکيش رو

1176
01:31:51,054 --> 01:31:53,056
فداي بقا کرده

1177
01:32:00,497 --> 01:32:06,203
شايد اگه يه ذره شل تر بگيري
...و به خدا اجازه بدي که

1178
01:32:08,838 --> 01:32:10,373
منظورت چيه؟

1179
01:32:11,507 --> 01:32:13,642
گاهي با فرار از يه چيز

1180
01:32:13,644 --> 01:32:16,477
به يه چيز ديگه برخورد ميکني

1181
01:32:18,014 --> 01:32:19,513
اگه سر جات بموني

1182
01:32:19,515 --> 01:32:23,319
و ايمان داشته باشي و بذاري
خدا نقشه اش رو عملي کنه

1183
01:32:34,398 --> 01:32:36,967
بهترين چيزي که درمورد
ايمان شنيدم اينه که

1184
01:32:41,938 --> 01:32:45,176
وقتي عبادت ميکني"
"در حال حرکت باش

1185
01:32:47,476 --> 01:32:48,578
بابا؟

1186
01:33:31,621 --> 01:33:33,588
چطور بود؟

1187
01:33:33,590 --> 01:33:36,126
خيلي داغ بود

1188
01:33:38,261 --> 01:33:41,565
گُلدي رو از کشتيِ آرت يادته؟

1189
01:33:42,765 --> 01:33:44,366
آره

1190
01:33:44,368 --> 01:33:47,404
به نظرم فهميدم چي سرش اومده

1191
01:33:49,972 --> 01:33:51,505
چي سرش اومده؟

1192
01:33:51,507 --> 01:33:56,777
وقتي آرت خواب ديد که گلدي
"داشته ميگفته "کمک

1193
01:33:56,779 --> 01:33:58,146
"درواقع نميگفته "کمک

1194
01:33:58,148 --> 01:34:00,048
"داشته ميگفته "کتانجک

1195
01:34:00,050 --> 01:34:02,653
که يکي از غذاهاييه که
زير آب رشد ميکنه

1196
01:34:03,787 --> 01:34:05,653
واقعيه

1197
01:34:05,655 --> 01:34:08,658
خلاصه داشته به کتانجکه
اشاره ميکرده

1198
01:34:09,725 --> 01:34:11,360
که پرنده بره سراغش

1199
01:34:12,395 --> 01:34:16,031
پرنده هم براش آوردش
تا بتونه به همه غذا بده

1200
01:34:16,033 --> 01:34:18,333
به لاما غذا بده
تا سير بشن

1201
01:34:18,335 --> 01:34:20,634
و بتونن با گرگ ها مبارزه کنن

1202
01:34:20,636 --> 01:34:27,107
حتي به فَنگ هم غذا داد
آخه ديگه باهاش دوست شده بود

1203
01:34:27,109 --> 01:34:29,246
واسه همين ديگه
مهربون بود

1204
01:34:30,913 --> 01:34:36,550
خلاصه کلا کشتي رو تعمير کرد

1205
01:34:36,552 --> 01:34:39,286
و آرت که اومد همگي فکر کردن

1206
01:34:39,288 --> 01:34:40,987
آرت بوده که نجاتشون داده

1207
01:34:40,989 --> 01:34:43,059
اما درواقع گلدي بوده

1208
01:34:49,532 --> 01:34:52,703
اين قشنگترين داستاني
بود که به عمرم شنيدم

1209
01:34:57,239 --> 01:34:59,174
من هم يه داستان برات دارم

1210
01:34:59,176 --> 01:35:01,245
ميخواي بشنوي؟ -
حتما -

1211
01:35:02,345 --> 01:35:05,081
داستانش درباره خودته
نترس

1212
01:35:05,681 --> 01:35:07,317
خيلي خب، باشه

1213
01:35:08,185 --> 01:35:10,988
وقتي توي شکم مامان بودي

1214
01:35:13,023 --> 01:35:14,488
رفته بوديم دکتر

1215
01:35:14,490 --> 01:35:16,023
آخه بايد در دوران حاملگي همين کارهارو کردن

1216
01:35:16,025 --> 01:35:18,159
در دوراني که دارن بچه دار ميشن

1217
01:35:18,161 --> 01:35:20,130
معمولا گاهي ميرن
پيش دکتر واسه چک آپ

1218
01:35:21,296 --> 01:35:24,898
يه دستگاه خاصي داشتن
که تو نميدوني چيه

1219
01:35:24,900 --> 01:35:29,135
ولي ميتونه از بچه اي
که تو شکم مامانشه

1220
01:35:29,137 --> 01:35:30,571
از بيرون عکس بگيره

1221
01:35:30,573 --> 01:35:31,873
واقعا؟

1222
01:35:31,875 --> 01:35:37,144
گاهي هم اگه بچه توي شکم
مامانش به اندازه کافي بزرگ شده باشه

1223
01:35:37,146 --> 01:35:39,350
ميتونن تشخيص بدن
که دختره يا پسر

1224
01:35:40,716 --> 01:35:43,351
ما هم رفتيم دکتر و اون داشت

1225
01:35:44,686 --> 01:35:46,722
همينطور نگاه ميکرد
و عکس ميگرفت

1226
01:35:47,823 --> 01:35:51,161
و گفت "ميخواين بدونين
"که دختره يا پسر؟

1227
01:35:52,828 --> 01:35:56,664
من يه کم ميخواستم بدونم
ولي مامانت نميخواست بدونه

1228
01:35:56,666 --> 01:35:58,201
دوست داشت سورپرايز بشه

1229
01:35:58,935 --> 01:36:02,771
من گفتم آره و اون گفت نه

1230
01:36:02,773 --> 01:36:06,942
واسه همين اولش اون
موفق شد و گفتيم نه

1231
01:36:06,944 --> 01:36:10,378
ولي دکتر گفت "خب، من رو يه تيکه
"کاغذ مينويسم

1232
01:36:10,380 --> 01:36:11,845
"تا اگه نظرتون عوض شد بخونينش"

1233
01:36:11,847 --> 01:36:13,981
بعدش هم جنسيتت رو نوشت
و گذاشت تو پاکت

1234
01:36:13,983 --> 01:36:15,719
و داد به ما

1235
01:36:17,020 --> 01:36:18,419
ما هم رفتيم خونه

1236
01:36:18,421 --> 01:36:23,860
من خوابيده بودم
و داشتم به تو فکر ميکردم

1237
01:36:24,726 --> 01:36:27,661
و نميدونستم که پسر
هستي يا دختر

1238
01:36:27,663 --> 01:36:31,132
و داشتم به تمام
کارهايي که

1239
01:36:31,134 --> 01:36:32,467
بايد انجام بديم فکر ميکردم

1240
01:36:32,469 --> 01:36:37,938
مثلا بايد اسباب بازي هاي
پسرونه بگيريم يا دخترونه

1241
01:36:37,940 --> 01:36:41,476
يا لباس هاي پسرونه
بگيريم يا دخترونه

1242
01:36:42,444 --> 01:36:44,344
بعدش با خودم گفتم
"چطوره که جنسيتش رو بفهميم"

1243
01:36:44,346 --> 01:36:47,751
و اينجوري خبر داريم و"
"...ميتونيم آماده باشم

1244
01:36:49,453 --> 01:36:52,322
ولي ميدونستم که مامان
دلش نميخواست بدونه

1245
01:36:53,289 --> 01:36:54,421
ولي من طاقت نداشتم

1246
01:36:54,423 --> 01:36:56,124
واسه همين يواشکي رفتم
طبقه پايين

1247
01:36:56,126 --> 01:36:58,195
و رفتم و پاکته رو
پيدا کردم

1248
01:37:00,296 --> 01:37:04,397
داخلش رو نگاه کردم
و ديدم عکس هاي توئه

1249
01:37:04,399 --> 01:37:06,500
و شبيه يه لوبياي

1250
01:37:06,502 --> 01:37:08,436
شبيه يه لوبياي کوچولو بودي

1251
01:37:08,438 --> 01:37:10,373
همنقدر کوچولو

1252
01:37:12,376 --> 01:37:15,479
پايينش هم دکتره نوشته بود

1253
01:37:17,146 --> 01:37:19,248
"عکس هاي دخترتون"

1254
01:37:24,854 --> 01:37:26,756
بعدش برگشتم طبقه بالا

1255
01:37:28,225 --> 01:37:32,229
و خوابيدم

1256
01:37:33,262 --> 01:37:35,198
هرگز به مامان نگفتم

1257
01:37:45,507 --> 01:37:48,511
خيلي دوستت دارم
ان اليزابت شا

1258
01:38:50,974 --> 01:38:52,842
يه سري آدم بيرون هستن

1259
01:39:04,587 --> 01:39:05,887
آهاي، بيدار شو -
چيه؟ چي شده؟ -

1260
01:39:05,889 --> 01:39:07,987
گوش کن، هيس، ساکت
زنگ خطره

1261
01:39:07,989 --> 01:39:11,929
حالا بلند شو، گوش کن چي ميگم
آماده باش که يه کاري بکني

1262
01:39:13,796 --> 01:39:15,595
خيلي ساکت باش، متوجهي؟
متوجهي؟

1263
01:39:15,597 --> 01:39:17,266
بجنب
خيلي خب

1264
01:39:21,971 --> 01:39:23,370
ساکت باش
ساکت

1265
01:39:31,279 --> 01:39:32,882
برگرد

1266
01:39:37,619 --> 01:39:40,088
ازتون خواستم که برين
...ميخوام از اينجا برين

1267
01:39:50,233 --> 01:39:51,802
...همون -
هيس -

1268
01:40:38,613 --> 01:40:40,384
بابا؟

1269
01:40:41,250 --> 01:40:43,250
بابا -
هيس، هيس -

1270
01:40:49,559 --> 01:40:50,857
خيلي خب

1271
01:40:50,859 --> 01:40:53,393
گوش کن چي ميگم
برنامه از اين قراره

1272
01:40:53,395 --> 01:40:54,896
نقشه از اين قراره

1273
01:40:54,898 --> 01:40:57,531
از پنجره خارج ميشيم
بايد بريم بيرون

1274
01:40:57,533 --> 01:41:00,668
پس من ميذارمت روي لبه

1275
01:41:00,670 --> 01:41:02,706
زير سقف

1276
01:41:05,242 --> 01:41:06,941
خيلي خب؟
خيلي خب؟

1277
01:41:06,943 --> 01:41:08,541
بعدش هم در نهايت سکوت و سرعت

1278
01:41:08,543 --> 01:41:11,210
ميريم به نقطه امن، خيلي خب؟

1279
01:41:11,212 --> 01:41:13,015
نقشه از اين قراره، خب؟

1280
01:41:13,984 --> 01:41:15,752
خيلي خب

1281
01:41:17,887 --> 01:41:19,689
تو اتاق زيرشيرووني هستن

1282
01:41:20,556 --> 01:41:21,957
خيلي خب، کاپشنت رو بپوش

1283
01:41:31,333 --> 01:41:32,735
بجنب

1284
01:41:34,104 --> 01:41:35,539
من رو بگير

1285
01:41:44,447 --> 01:41:45,782
وايسا
وايسا

1286
01:41:48,518 --> 01:41:50,384
بابا، ولم کن -
هيس، آروم -

1287
01:41:50,386 --> 01:41:52,152
بابا -
صبر کن -

1288
01:41:53,256 --> 01:41:54,688
از پسش برميام -
ارتفاعش زياده -

1289
01:41:54,690 --> 01:41:57,157
بابا، ولم کن -
نه، خيلي بلنده -

1290
01:41:57,159 --> 01:41:58,925
ميکشمت بالا

1291
01:41:58,927 --> 01:41:59,994
نه

1292
01:41:59,996 --> 01:42:01,062
بابا

1293
01:42:01,064 --> 01:42:03,630
بابا، ولم کن
بابا

1294
01:42:03,632 --> 01:42:05,702
ولم کن

1295
01:42:06,135 --> 01:42:07,436
خيلي خب

1296
01:42:11,940 --> 01:42:14,810
رگ؟
رگ؟

1297
01:42:14,810 --> 01:42:24,810
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1298
01:47:41,136 --> 01:47:43,373
خيلي خب
خيلي خب

1299
01:47:45,375 --> 01:47:46,807
اون تامه؟

1300
01:47:46,809 --> 01:47:49,409
نگاه نکن
نگاه نکن

1301
01:47:49,411 --> 01:47:52,646
نگاه نکن
بيا، بيا، بيا

1302
01:47:52,648 --> 01:47:54,016
بيا

1303
01:47:55,384 --> 01:47:56,853
بيا

1304
01:49:04,752 --> 01:49:07,856
بايد انگشتت رو بکني اون
...تو و برش داري

1305
01:49:38,153 --> 01:49:42,025
تو وايسا
وايسا، وايسا

1306
01:49:43,158 --> 01:49:44,426
وايسا تا بيام

1307
01:49:49,097 --> 01:49:50,899
من يه استراحتي بکنم

1308
01:50:16,926 --> 01:50:18,325
<i>بدون تو از پسش برنميام</i>

1309
01:50:18,327 --> 01:50:19,826
<i>چيزيت نميشه</i>

1310
01:50:19,828 --> 01:50:21,995
نميتونم، نميتونم -
چرا، ميتوني -

1311
01:50:21,997 --> 01:50:23,196
نميتونم

1312
01:50:23,198 --> 01:50:24,764
چرا، ميتوني -
نميتونم -

1313
01:50:24,766 --> 01:50:26,603
فقط نبايد از خودت دورش کني

1314
01:50:27,703 --> 01:50:29,102
يه راهي پيدا ميکني

1315
01:50:29,104 --> 01:50:32,240
نميتونم
بدون تو از پسش برنميام

1316
01:50:33,009 --> 01:50:34,911
همديگه رو دارين

1317
01:51:48,384 --> 01:51:49,652
رگ

1318
01:52:08,837 --> 01:52:10,505
رگ

1319
01:52:13,576 --> 01:52:15,177
رگ

1320
01:52:21,751 --> 01:52:24,354
رگ

1321
01:53:44,000 --> 01:53:50,072
ميخوايم بريم يه جايي که
واقعا امن و گرمه

1322
01:53:51,006 --> 01:53:53,807
تام درمورد يه جايي بهم
گفت که زياد با اينجا فاصله نداره

1323
01:53:53,809 --> 01:53:55,677
...و اونجا يه سري آدم

1324
01:53:57,212 --> 01:53:59,581
...خيلي مهربون هست و

1325
01:54:01,650 --> 01:54:03,251
...خيلي

1326
01:54:05,654 --> 01:54:06,823
قشنگه

1327
01:54:51,800 --> 01:54:53,603
چيزي نيست بابا

1328
01:54:54,502 --> 01:54:56,438
يه ماجراجوييِ عاشقانه است

1329
01:54:57,000 --> 01:55:17,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

