﻿1
00:00:01,361 --> 00:00:09,351
« ارائه شده توسط وب سايت آوا مووي »

2
00:00:11,360 --> 00:00:19,350
« دانلود فيلم و سريال با زيرنويس فارسي چسبيده »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:21,362 --> 00:00:25,352
« ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال کنيد »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

4
00:00:25,352 --> 00:00:35,352
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

5
00:00:47,045 --> 00:00:49,214
‫- چه خبرا؟
‫- سلام

6
00:00:52,250 --> 00:00:53,418
‫چه خبر رفقا؟

7
00:00:55,487 --> 00:00:57,423
‫اسم من دنی تریهو هست،

8
00:00:57,555 --> 00:01:01,760
‫بعضیاتون ممکنه هر از چندگاهی
‫منو توی تلویزیون دیده باشید

9
00:01:01,895 --> 00:01:05,664
‫من... نمیدونم چی بگم

10
00:01:05,798 --> 00:01:07,033
‫چون من...

11
00:01:07,165 --> 00:01:10,602
‫اولا، عاشق انجام این کارم

12
00:01:10,736 --> 00:01:12,704
‫این یکی از چیزایی هست که

13
00:01:12,837 --> 00:01:16,475
‫باعث شده از سال ۱۹۶۹ دیگه
‫به عنوان زندانی تو زندان نباشم

14
00:01:17,909 --> 00:01:20,045
‫شماره من بی ۹۴۸ بود

15
00:01:36,728 --> 00:01:38,230
‫یادمه یه کارگردانی گفت،

16
00:01:38,364 --> 00:01:41,868
‫"دنی، این درو با لگد باز
‫کن و بترسونشون"

17
00:01:42,001 --> 00:01:44,303
‫من درو با لگد باز کردم...

18
00:01:44,436 --> 00:01:47,305
‫گفت "کات! تو کجا درس بازیگری خوندی؟"

19
00:01:47,439 --> 00:01:51,677
‫دیلز مارکت، فار ایست مارکت، وانز
‫[محله های لس آنجلس]

20
00:01:56,281 --> 00:01:57,950
‫خیلی خب رفقا، شروع کنیم

21
00:02:02,888 --> 00:02:06,058
‫اونا در مورد آدمایی مثل
‫دنی فیلم و داستان میسازن،

22
00:02:06,191 --> 00:02:08,260
‫و بازیگرا ادای این آدما رو در میارن

23
00:02:09,594 --> 00:02:11,163
‫دنی خودش همون آدمه

24
00:02:14,901 --> 00:02:18,104
‫اون از بچگی مشکل داشت

25
00:02:18,237 --> 00:02:21,441
‫و با بزرگتر شدنش بدتر و بدتر میشد

26
00:02:24,075 --> 00:02:27,680
‫من هیچ وقت باورم نمیشه که اون
‫چطور تونست توی این زندگی که داشته

27
00:02:27,812 --> 00:02:29,181
‫دووم بیاره

28
00:02:31,950 --> 00:02:34,085
‫خیلی وقتا، نمیتونی جبران کنی،

29
00:02:34,218 --> 00:02:35,587
‫نمیتونی گذشته رو پاک کنی

30
00:02:37,956 --> 00:02:41,593
‫من حس میکنم که دنی دینش
‫رو به جامعه پرداخت کرده

31
00:02:41,727 --> 00:02:43,663
‫اما فکر نمیکنم که خود
‫دنی چنین حسی داشته باشه

32
00:02:46,465 --> 00:02:48,268
‫خود افتادن یه مساله هست

33
00:02:51,836 --> 00:02:54,572
‫اما برای این که دوباره
‫پاشی چکار میکنی؟

34
00:02:54,706 --> 00:02:56,042
‫این زندگی دنیه

35
00:03:01,225 --> 00:03:09,124
‫زندانی شماره ۱
‫ظهور دنی تریهو

36
00:03:10,256 --> 00:03:13,693
‫و همه اینا به زمانی بر
‫میگرده که اون شروع کرد

37
00:03:23,301 --> 00:03:27,939
‫پدرم توی پاکویمای کالیفرنیا بزرگ شد

38
00:03:28,074 --> 00:03:30,376
‫اون توی خونه ای بزرگ شد
‫[گیلبرت تریهو، پسر دنی]

39
00:03:30,509 --> 00:03:32,344
‫که ما الان داخلش هستیم

40
00:03:32,478 --> 00:03:35,181
‫اون موقع کنار اونجا یه مزرعه بود،

41
00:03:35,313 --> 00:03:36,715
‫اون از زمین خاکی شروع کرد،

42
00:03:36,848 --> 00:03:40,385
‫از محله های فقیر نشین مکزیکی

43
00:03:40,519 --> 00:03:41,854
‫زندگی در اونجا بدون کمربند ایمنی،

44
00:03:41,987 --> 00:03:43,389
‫بدون تلفن همراه،

45
00:03:43,521 --> 00:03:45,924
‫و بدون خونه های دارای تلفن بود

46
00:03:46,058 --> 00:03:48,193
‫وقتی که چهارسالت بود، از در میرفتی بیرون
‫[دونال لوگ، بازیگر و دوست دنی]

47
00:03:48,326 --> 00:03:50,930
‫و اگه خدا میخواست شب برمیگشتی خونه

48
00:03:51,062 --> 00:03:53,265
‫پاکویما و سن فرناندو

49
00:03:53,399 --> 00:03:56,068
‫داشت از منطقه زراعی به مسکونی تبدیل میشد

50
00:03:56,200 --> 00:03:58,204
‫وقتی من در اواسط دهه پنجاه رفتم اونجا،

51
00:03:58,336 --> 00:04:01,441
‫باغ پرتغال بود، ما رفته
‫بودیم وسط یه باغ پرتغال

52
00:04:01,574 --> 00:04:04,410
‫ما شیر آبو باز میکردیم گل میومد بیرون
‫[چیچ مارین، بازیگر و دوست دنی]

53
00:04:04,543 --> 00:04:06,913
‫پاکویما و سیلمار و همه اون محله ها

54
00:04:07,045 --> 00:04:09,715
‫تازه داشت ایجاد میشد

55
00:04:09,848 --> 00:04:11,783
‫یه پیرمردی اونجا بود که با

56
00:04:11,917 --> 00:04:13,586
‫یه اسبچه اینور و اونور میرفت

57
00:04:13,718 --> 00:04:15,353
‫نمیدونم چقدر پول گرفت، اما یادمه

58
00:04:15,486 --> 00:04:17,689
‫مامانم اون اسبچه رو
‫دید، من سوارش شدم،

59
00:04:17,824 --> 00:04:19,091
‫و یه دستمال بستن به گردنم

60
00:04:19,225 --> 00:04:22,227
‫و من با اون اسبچه عکس گرفتم

61
00:04:22,360 --> 00:04:26,432
‫یه حس مالکیتی بود

62
00:04:26,565 --> 00:04:29,735
‫که همه بچه ها داشتن.
‫ما این رو ایجاد میکردیم

63
00:04:30,937 --> 00:04:34,273
‫شورلت، ماشینای شاسی خوابیده،

64
00:04:34,406 --> 00:04:36,175
‫بیوک های بزرگ

65
00:04:36,307 --> 00:04:38,576
‫اون روزا توی سن فرناندو، پاکویما
‫[جری هرناندز یا چابی، دوست دنی]

66
00:04:38,711 --> 00:04:40,079
‫همه تو نخ دور دور بودن،

67
00:04:40,211 --> 00:04:42,079
‫همه به ماشین علاقه داشتن

68
00:04:42,213 --> 00:04:44,916
‫مخصوصا توی اجتماع مکزیکی ها،

69
00:04:45,050 --> 00:04:47,653
‫یا همون اجتماع چیکانوها،
‫مهم نبود که ماشینت سریعه،

70
00:04:47,786 --> 00:04:49,822
‫صدای موتور زیادی
‫داره، برای مسابقه هست،

71
00:04:49,954 --> 00:04:51,423
‫و شتاب و استقامت زیادی داره

72
00:04:51,557 --> 00:04:53,824
‫ماشینای اونا نمایشی
‫بود، آروم میرفتن

73
00:04:53,959 --> 00:04:57,161
‫تا بتونن با آروم رفتنشون
‫خودشون رو به نمایش بذارن

74
00:04:57,295 --> 00:04:58,997
‫کسی نمیگفت "ببینید
‫چقدر ماشینم تند میره"

75
00:04:59,130 --> 00:05:01,265
‫همه میگفتن "ببینید چقدر آروم میرم،

76
00:05:01,399 --> 00:05:03,135
‫تا قدرتم رو تحسین کنید"

77
00:05:05,504 --> 00:05:07,539
‫من یادمه وقتی ۱۳ سالم بود رفته
‫بودیم دور دور، روی صندلی عقب

78
00:05:07,673 --> 00:05:09,641
‫یه ماشین نشسته بودم

79
00:05:09,774 --> 00:05:12,745
‫با یه شیشه آبجو توی دستم

80
00:05:12,879 --> 00:05:15,814
‫مشتاق این بودم که یه ماشین بخرم،

81
00:05:15,947 --> 00:05:18,584
‫یه ماشین با سقف تاشو یا همچین چیزی

82
00:05:20,952 --> 00:05:24,622
‫چطوری؟ نوکرم!

83
00:05:24,757 --> 00:05:28,560
‫ماچته داره میره دور دور!
‫[شخصیت دنی توی فیلمی به همین اسم]

84
00:05:28,694 --> 00:05:30,830
‫الان ما توی یه ماشین مدل ۶۰...

85
00:05:30,963 --> 00:05:34,167
‫ببخشید، یه شورلت
‫بل ایر مدل ۵۶ هستیم

86
00:05:34,300 --> 00:05:37,970
‫موتور ۳۵۰ شورلت. این یه هیولاست

87
00:05:38,103 --> 00:05:40,706
‫اینجا برندفورده، خیابونی
‫هست که من توش زندگی کردم

88
00:05:40,839 --> 00:05:42,507
‫محله خیلی خوبی بود

89
00:05:42,641 --> 00:05:44,610
‫میدونی چی میگم؟

90
00:05:52,285 --> 00:05:54,554
‫اوه...

91
00:05:56,154 --> 00:05:59,057
‫میتونم تو مسابقه شکستش بدم، مگه نه؟

92
00:05:59,190 --> 00:06:01,760
‫شرمنده. حواسم نبود

93
00:06:04,797 --> 00:06:08,368
‫عاشقش بودم

94
00:06:10,869 --> 00:06:12,638
‫محله ها، محله بودن

95
00:06:12,771 --> 00:06:15,174
‫وقتی که خورشید غروب میکرد

96
00:06:15,307 --> 00:06:17,242
‫اوضاع تغییر میکرد

97
00:06:17,375 --> 00:06:19,310
‫بچه ها کاری برای انجام دادن نداشتن

98
00:06:19,444 --> 00:06:21,879
‫برای اونا پول یا اشتغالی نبود

99
00:06:22,014 --> 00:06:23,415
‫والدینشون هم نبودن،
‫[جانی هریس، پشتیبان ترک مواد و الکل دنی]

100
00:06:23,548 --> 00:06:27,786
‫میرفتن سراغ کارشون، برای
‫همین بچه ها شیطونی میکردن

101
00:06:27,920 --> 00:06:29,088
‫فضای پاکویما

102
00:06:29,221 --> 00:06:31,389
‫تنش زیادی داشت

103
00:06:31,524 --> 00:06:34,427
‫پاکویما مرکز قتل لس آنجلس بود

104
00:06:34,560 --> 00:06:36,728
‫اون زمان

105
00:06:36,862 --> 00:06:40,532
‫پاکویما، سن فرناندو،
‫نورث هالیوود، ون نایز،

106
00:06:40,665 --> 00:06:44,536
‫همه اون محله های لاتین نشین
‫با هم توی جنگ و دعوا بودن

107
00:06:44,670 --> 00:06:46,506
‫تفنگ اتوماتیکی وجود نداشت

108
00:06:46,639 --> 00:06:48,439
‫از این افرادی که با ماشین میان

109
00:06:48,574 --> 00:06:51,377
‫و همه رو به رگبار
‫میبندن تا یه نفر بکشن نبود

110
00:06:51,509 --> 00:06:53,512
‫هیچ رئیس مافیایی وجود نداشت

111
00:06:53,646 --> 00:06:56,247
‫چون مافیا هنوز شکل نگرفته بود

112
00:06:56,380 --> 00:07:01,219
‫محله متمدن تری بود، اما
‫باز هم وضع خوبی نداشت

113
00:07:06,725 --> 00:07:08,494
‫این دبیرستان قدیمیه منه،

114
00:07:08,627 --> 00:07:12,465
‫دبیرستان پاکویما. ما
‫اونجا کارای عجیبی میکردیم

115
00:07:15,067 --> 00:07:17,201
‫این مدرسه راهنمایی پاکویما هست

116
00:07:17,336 --> 00:07:19,403
‫قبلا دبیرستان پاکویما بود،

117
00:07:19,538 --> 00:07:21,105
‫اما بعد تغییرش دادن

118
00:07:21,240 --> 00:07:23,475
‫همه بهش میگن مدرسه راهنمایی ریچی ولنز
‫[خواننده آمریکایی]

119
00:07:23,608 --> 00:07:25,810
‫چون اون اینجا مدرسه رفته

120
00:07:25,944 --> 00:07:30,149
‫من، مایک سرنو، مالکوم آرمادراس،

121
00:07:30,281 --> 00:07:33,451
‫جولیان والدز، ادی والنزوئلا،

122
00:07:33,584 --> 00:07:35,654
‫اونا رفیقای صمیمیم بودن

123
00:07:37,723 --> 00:07:40,526
‫فکر کنم سال ۱۹۵۷ اومدم اینجا

124
00:07:40,660 --> 00:07:42,994
‫وقتی اومدیم به پاکویما

125
00:07:43,127 --> 00:07:45,730
‫از اینجا انداختنم بیرون،
‫رفتم به سن فرناندو،

126
00:07:45,865 --> 00:07:49,768
‫اما هیچ وقت وارد اون مدرسه
‫نشدم، توی پله ها دعوام شد

127
00:07:49,901 --> 00:07:51,402
‫هیچ کدوم از اون ساختمونا اونجا نبود

128
00:07:51,536 --> 00:07:53,072
‫یه خیابون بود که از اون سمت

129
00:07:53,206 --> 00:07:54,674
‫تا اون خونه قدیمی بود،

130
00:07:54,807 --> 00:07:57,643
‫و ما از دیلز مارکت شراب میدزدیدیم

131
00:07:57,776 --> 00:08:00,179
‫و توی اون خیابون میخوردیمش

132
00:08:00,312 --> 00:08:03,314
‫سلام، حالتون چطوره؟ چه خبرا؟

133
00:08:03,449 --> 00:08:05,117
‫برگشتن به اینجا عجیبه

134
00:08:09,788 --> 00:08:13,425
‫وقتی اولین تلویزیونمون
‫رو گرفتیم، من ده سالم بود

135
00:08:13,559 --> 00:08:17,629
‫و حدود ۱۵ روز بخاطرش مدرسه نرفتم

136
00:08:23,836 --> 00:08:26,605
‫وقتی بچه بود، عاشق فیلمای وسترن بود،

137
00:08:26,737 --> 00:08:29,040
‫و اگه وسترن دوست داشته
‫باشی، جان وین هم دوست داری
‫[دنی تریهو جونیور، پسر دنی]

138
00:08:31,076 --> 00:08:32,510
‫وقتی ۱۲ سالم بود،

139
00:08:32,644 --> 00:08:35,813
‫فهمیدم که جان وین یه بازیگر بوده،

140
00:08:35,947 --> 00:08:39,585
‫و این خیلی برام شوکه کننده بود

141
00:08:39,717 --> 00:08:41,586
‫چون ما فکر میکردیم

142
00:08:41,720 --> 00:08:45,090
‫که دوک یه شخصیت تاریخیه
‫[لقب جان وین]

143
00:08:45,222 --> 00:08:46,692
‫وقتی بچه هام کوچیک بودن

144
00:08:46,826 --> 00:08:48,826
‫و تلویزیون جان وین رو نشون میداد،

145
00:08:48,961 --> 00:08:50,195
‫من میگفتم "پاشید جان وین اومد!"

146
00:08:50,328 --> 00:08:51,529
‫و اونا واقعا می ایستادن

147
00:08:51,663 --> 00:08:54,567
‫و همه ما به جان وین احترام میگذاشتیم

148
00:08:54,700 --> 00:08:56,701
‫اون میگفت "اون دوکه،

149
00:08:56,836 --> 00:08:58,604
‫باید به دوک احترام گذاشت"
‫[دنیل تریهو، دختر دنی]

150
00:08:58,736 --> 00:09:02,339
‫اون همیشه جملات بزرگی داشت

151
00:09:02,474 --> 00:09:06,746
‫"زندگی واقعا سخته. حتی
‫سخت ترم هست اگه احمق باشی"

152
00:09:09,346 --> 00:09:10,750
‫من از این خوشم میومد

153
00:09:11,817 --> 00:09:13,418
‫اون یه قهرمان بود

154
00:09:13,552 --> 00:09:15,721
‫اون لازم نبود مثل ابرقهرمانا
‫لباس تنگ و شنل بپوشه،

155
00:09:15,854 --> 00:09:17,989
‫اون پرواز نمیکرد، همینجوریش خفن بود

156
00:09:21,493 --> 00:09:23,562
‫پدرو گونزالس گونزالس،

157
00:09:23,696 --> 00:09:25,697
‫اون با جان وین کار کرده بود!

158
00:09:25,831 --> 00:09:28,834
‫اون یکی از اولین بازیگرهای لاتین بود

159
00:09:28,967 --> 00:09:31,169
‫وقتی اونو میدیدی، میدونستی

160
00:09:31,302 --> 00:09:34,273
‫که ظرفیت پیشرفتت بیشتر شده

161
00:09:34,405 --> 00:09:37,708
‫صبر کن تا نشونت بدم توی این بسته چیه

162
00:09:37,842 --> 00:09:41,979
‫توی محله من، یا باید کارگر میشدی

163
00:09:42,114 --> 00:09:43,783
‫یا خلافکار

164
00:09:43,916 --> 00:09:46,585
‫تو وکلا و یا دکترای مکزیکی

165
00:09:46,717 --> 00:09:48,386
‫زیادی رو نمیدیدی

166
00:09:48,519 --> 00:09:50,422
‫... اون میتونست بیاد پایین

167
00:09:50,554 --> 00:09:54,993
‫وقتی که من پدرو
‫گونزالس گونزالس رو دیدم...

168
00:09:56,861 --> 00:10:01,466
‫با خودم میگفتم، وای
‫منم میتونم این کارو بکنم

169
00:10:12,409 --> 00:10:13,778
‫و وقتی که من حدود

170
00:10:13,912 --> 00:10:15,647
‫۱۳ سالم بود اینجا بودم

171
00:10:15,780 --> 00:10:17,482
‫من مست و پاتیل میومدم خونه،

172
00:10:17,615 --> 00:10:19,250
‫و توی این خیابون عریض،

173
00:10:19,384 --> 00:10:23,121
‫میخواستم دور بزنم، ولی
‫بازم میخوردم به جدول

174
00:10:24,423 --> 00:10:28,059
‫بابام مادر واقعیم رو ترک کرد

175
00:10:28,192 --> 00:10:32,931
‫من وقتی سه سالم بود رفتم پیش مادربزرگم

176
00:10:33,065 --> 00:10:35,967
‫من با کلی دخترعمو و دختر عمه بزرگ شدم

177
00:10:36,100 --> 00:10:39,605
‫دوران خوشی توی زندگیم بود

178
00:10:39,738 --> 00:10:42,040
‫مادربزرگم خوب بود

179
00:10:42,173 --> 00:10:44,043
‫برای همین من شروع کردم به رقص

180
00:10:44,176 --> 00:10:47,879
‫برنامه "آمریکن بنداستند" رو
‫نگاه میکردم و باهاش میرقصیدم

181
00:10:49,181 --> 00:10:51,317
‫با نه تا زن زندگی میکردم

182
00:10:51,450 --> 00:10:55,387
‫و یهو رفتم پیش پدربزرگم

183
00:10:55,519 --> 00:10:59,824
‫پدرم و شش تا برادر پدرم

184
00:11:02,528 --> 00:11:04,529
‫و اوضاع خیلی تغییر کرد

185
00:11:06,499 --> 00:11:10,969
‫انگار از شرلی وین شدم جان وین
‫[شرلی وین: بازیگر و رقاص]

186
00:11:11,101 --> 00:11:13,437
‫سریع فهمیدم که پسرا نشسته

187
00:11:13,572 --> 00:11:14,807
‫جیش نمیکنن

188
00:11:17,174 --> 00:11:21,813
‫پدرم اولین الگوی من بود، اما...

189
00:11:25,450 --> 00:11:26,886
‫اون خیلی...

190
00:11:28,919 --> 00:11:30,722
‫اهل بغل و

191
00:11:30,855 --> 00:11:34,960
‫دوستت دارم گفتن نبود

192
00:11:35,092 --> 00:11:39,530
‫خیلی رابطه من و پدرم خوب نبود

193
00:11:39,663 --> 00:11:41,066
‫اون به من گفت که
‫[مکس مارتینز، دوست دنی]

194
00:11:41,200 --> 00:11:43,435
‫"توی کارم خیلی خوب نبودم

195
00:11:43,568 --> 00:11:46,003
‫و هر باری که پدرم منو میبینه،

196
00:11:46,138 --> 00:11:47,572
‫اون عصبانی میشه و میگه،

197
00:11:47,706 --> 00:11:49,841
‫برو داخل ظرفا رو بشور،

198
00:11:49,975 --> 00:11:52,110
‫برو به مادرت توی شستن ظرفا کمک کن!"

199
00:11:52,243 --> 00:11:54,913
‫ما هم محله ای بودیم،

200
00:11:55,046 --> 00:11:58,450
‫پدر اون و پدر من هر دو بداخلاق بودن

201
00:12:00,418 --> 00:12:03,388
‫پس کله ای میزدن

202
00:12:03,522 --> 00:12:06,291
‫میگفت "وظیفه من تامین
‫مخارج این خانواده هست

203
00:12:06,423 --> 00:12:08,592
‫انتظار چیز دیگه ای نداشته باش"

204
00:12:08,726 --> 00:12:11,163
‫میدونم به نظر خشن میاد
‫که انگار خیلی بدجنس بوده

205
00:12:11,296 --> 00:12:13,232
‫اما اوضاع اینجوری بود

206
00:12:16,467 --> 00:12:19,703
‫توی این محله، موفقیت یعنی یه خونه،

207
00:12:19,837 --> 00:12:21,774
‫یه ماشین و یه ماشین
‫اردوزنی داشته باشی

208
00:12:21,907 --> 00:12:23,942
‫و فکر میکنم بابام یه جورایی داشت میگفت،

209
00:12:24,076 --> 00:12:27,178
‫ "همش همینه؟ واقعا همش همینه؟"

210
00:12:27,312 --> 00:12:31,115
‫و آخرش ناامید میشد

211
00:12:31,250 --> 00:12:35,788
‫میگفت "وای، همش همین؟"

212
00:12:37,655 --> 00:12:39,690
‫او خیلی به دنی سخت میگرفت

213
00:12:39,825 --> 00:12:43,795
‫مادرش آلیس نجاتش میداد
‫[دیهان کاردونا، خواهر دنی]

214
00:12:43,927 --> 00:12:46,097
‫آلیس، مادر واقعیش نبود

215
00:12:46,231 --> 00:12:47,598
‫اما مادر اصلیش بود

216
00:12:47,731 --> 00:12:51,269
‫وقتی دنی برگشت که پیش پدرش زندگی کنه،
‫[گلوریا هینوهوسا، مدیر برنامه دنی]

217
00:12:51,403 --> 00:12:53,337
‫اون با آلیس ازدواج کرده بود،

218
00:12:53,471 --> 00:12:56,075
‫و آلیس از خودش بچه نداشت،

219
00:12:56,207 --> 00:12:58,009
‫اما دنی پسرش بود

220
00:12:58,143 --> 00:12:59,911
‫اون مادرش بود، اون شخصی بود که

221
00:13:00,044 --> 00:13:01,346
‫هواشو داشت

222
00:13:01,480 --> 00:13:04,249
‫آلیس همیشه هواشو داشت

223
00:13:04,381 --> 00:13:07,117
‫اون از سه سالگیم با من بود

224
00:13:07,251 --> 00:13:10,622
‫اون همیشه یه چیزی میگفت

225
00:13:10,755 --> 00:13:14,058
‫که رابطه من و پدرم رو خوب کنه

226
00:13:14,192 --> 00:13:16,562
‫یکی از رویاهاش این بود
‫که یه رستوران داشته باشه

227
00:13:16,695 --> 00:13:18,664
‫ما در مورد رستوران حرف میزدیم

228
00:13:18,797 --> 00:13:20,298
‫"هی مامان، آره ما میتونیم این کارو بکنیم

229
00:13:20,432 --> 00:13:21,832
‫و تو میتونی تاکو درست کنی"

230
00:13:21,966 --> 00:13:23,269
‫و بابام همیشه میگفت،

231
00:13:23,402 --> 00:13:26,172
‫ "هی، ما اینجا یه آشپزخونه داریم..."

232
00:13:27,706 --> 00:13:30,576
‫اون شبیه آرچی بانکر مکزیکی بود
‫[شخصیت تلویزیونی سریال "آل این فمیلی"]

233
00:13:37,716 --> 00:13:40,619
‫فکر کنم پدرم از برادر کوچیکترش متنفر بود

234
00:13:40,751 --> 00:13:42,153
‫چون من خیلی دوسش داشتم

235
00:13:42,287 --> 00:13:44,822
‫بابام میدونست گیلبرت چکار میکنه،

236
00:13:44,956 --> 00:13:47,158
‫و نمیتونستن منو از اون دور نگه دارن

237
00:13:47,293 --> 00:13:49,727
‫من یادمه وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شدم

238
00:13:49,860 --> 00:13:52,798
‫یه روز جمعه بود

239
00:13:52,931 --> 00:13:56,301
‫بابام روز چهارشنبه منو پیدا کرد

240
00:13:56,433 --> 00:13:58,836
‫که توی حیاط جلویی خونه
‫گیلبرت بیهوش شده بودم

241
00:13:58,971 --> 00:14:02,640
‫برای شناختن دنی، باید گیلبرت رو بشناسید

242
00:14:06,311 --> 00:14:09,147
‫عموی من دزدی میکرد و مواد مصرف میکرد

243
00:14:09,280 --> 00:14:12,250
‫اون جوری بود که انگار
‫همیشه ماشین و پول داره

244
00:14:12,384 --> 00:14:15,620
‫و اصلا برای این پولا عرق نمیریزه

245
00:14:16,989 --> 00:14:18,657
‫وقتی عمو گیلبرت من فراری بود

246
00:14:18,791 --> 00:14:20,893
‫از اون پنجره یواشکی وارد میشد

247
00:14:21,025 --> 00:14:22,560
‫این ماجراها قبل این بود که ما نرده بزنیم،

248
00:14:22,693 --> 00:14:26,964
‫قبل این که مادرم تنها زندگی
‫کنه، و اونجا اتاق من بود

249
00:14:27,097 --> 00:14:30,201
‫اون خیلی با برادرای بزرگترش جور نبود

250
00:14:30,335 --> 00:14:31,802
‫من با هیچکی جور نبودم

251
00:14:31,936 --> 00:14:34,339
‫برای همین منو اون،

252
00:14:34,472 --> 00:14:37,007
‫از هم جدا نمیشدیم

253
00:14:37,142 --> 00:14:39,211
‫وقتی در مورد گیلبرت حرف میزد، در مورد

254
00:14:39,344 --> 00:14:42,347
‫لباسایی که میپوشید و کادیلاک جدیدش

255
00:14:42,480 --> 00:14:44,215
‫و پولی که ولخرجی میکرد،

256
00:14:44,349 --> 00:14:46,918
‫این چیزا برای یه پسر هشت نه ساله

257
00:14:47,052 --> 00:14:49,788
‫فوق العادست. اون میگه "وای...
‫[مری متکل، دوست دنی]

258
00:14:49,922 --> 00:14:53,057
‫اون کلی دوست دختر داره، پول
‫داره، ماشین داره. منم اینو میخوام"

259
00:14:53,192 --> 00:14:57,195
‫همه برادرا و خواهرای

260
00:14:57,328 --> 00:14:59,864
‫بزرگتر دوستام...

261
00:15:00,831 --> 00:15:03,100
‫به گیلبرت احترام میگذاشتن

262
00:15:03,235 --> 00:15:05,470
‫برای همین، وقتی باهاش بودم،

263
00:15:05,602 --> 00:15:09,073
‫همیشه در تعجب بودم

264
00:15:09,206 --> 00:15:10,775
‫همه میدونستن
‫[کرگ بلکم، دوست و مسئول حفاظت دنی]

265
00:15:12,777 --> 00:15:15,547
‫گیلبرت هر کاری دلش میخواست میکرد

266
00:15:15,679 --> 00:15:18,282
‫اینجوری بود

267
00:15:18,416 --> 00:15:21,020
‫اون یه خلافکار واقعی بود

268
00:15:21,153 --> 00:15:22,519
‫خیلی شوخ طبع بود،

269
00:15:22,653 --> 00:15:24,923
‫و اگه عصبانیش میکردی، میکشتت

270
00:15:25,057 --> 00:15:26,792
‫اون داشت منو یه آدم بدردنخور
‫میکرد، من حدود هشت سالم بود،

271
00:15:26,924 --> 00:15:29,193
‫و مامان و بابام هر کاری کردن که

272
00:15:29,326 --> 00:15:31,096
‫منو از اون دور کنن، اما...

273
00:15:31,229 --> 00:15:35,200
‫دیگه اوضاع از کنترل خارج شده بود

274
00:15:35,332 --> 00:15:39,036
‫ترسناکه وقتی میبینی یه بچه ای

275
00:15:39,171 --> 00:15:42,807
‫اینقدر شدید و سریع به این سمت میره

276
00:15:42,941 --> 00:15:46,412
‫دنی از همون بچگی توی دنیای خطرناکی بود

277
00:15:48,312 --> 00:15:51,283
‫پدر من همیشه یه مبارز بود

278
00:15:51,417 --> 00:15:54,653
‫این عکسشه توی سن ۱۸ سالگی که

279
00:15:54,787 --> 00:15:57,523
‫از یه دعوا توی پارک درش اوردن

280
00:15:59,157 --> 00:16:00,926
‫اون خیلی عصبانی به نظر میاد

281
00:16:05,230 --> 00:16:07,164
‫عمو گیلبرت بهش بوکس یاد داد،

282
00:16:07,298 --> 00:16:09,100
‫با اون تمرین بوکس رو شروع کرد

283
00:16:09,234 --> 00:16:11,636
‫اون توی این کار خیلی وارد شد

284
00:16:11,769 --> 00:16:14,139
‫اون قهرمان سبک وزن بود

285
00:16:14,272 --> 00:16:18,210
‫توی واحد صد و یکم چتربازی

286
00:16:18,342 --> 00:16:20,678
‫اون دستکش طلایی رو برنده شد،

287
00:16:20,812 --> 00:16:22,147
‫و من حریف تمرینیش بودم

288
00:16:22,280 --> 00:16:23,581
‫من کیسه بوکسش بودم،

289
00:16:23,715 --> 00:16:25,450
‫مجبور بودم مبارزه رو یاد بگیرم،

290
00:16:25,582 --> 00:16:28,086
‫و گرنه سر و کلم داغون میشد

291
00:16:31,121 --> 00:16:33,824
‫اون یه جذبه خاصی داشت

292
00:16:33,958 --> 00:16:37,495
‫اون واقعا یه کاری کرده بود

293
00:16:39,464 --> 00:16:41,834
‫مواد خرابش کرد

294
00:16:47,004 --> 00:16:48,873
‫دنی این تغییر رو حس کرد،

295
00:16:49,006 --> 00:16:51,542
‫و اون موقع بود که شروع
‫به مصرف هروئین کردن

296
00:16:56,614 --> 00:16:58,584
‫من یادمه اون روزی رو

297
00:16:58,716 --> 00:17:00,851
‫که میخواستم درست مثل اون باشم

298
00:17:00,985 --> 00:17:04,556
‫پدربزرگ من آدم ظالمی بود

299
00:17:04,689 --> 00:17:06,658
‫و من هیچ وقت فراموش نمیکنم،
‫اون از دست منو گیلبرت عصبانی بود،

300
00:17:06,791 --> 00:17:11,395
‫اون جلوی ما وایساده بود و داد میزد

301
00:17:11,528 --> 00:17:13,699
‫و میدونستم میخواد منو بزنه،

302
00:17:13,832 --> 00:17:15,166
‫و من داشتم به خودم میلرزیدم

303
00:17:15,299 --> 00:17:17,234
‫که حرف نشنوم و اون منو نزنه،

304
00:17:17,368 --> 00:17:20,538
‫و بعد نگاه عموم کردم

305
00:17:20,672 --> 00:17:22,574
‫و اینجوری بود...

306
00:17:24,809 --> 00:17:26,477
‫داشت خوابش میبرد!

307
00:17:26,611 --> 00:17:29,714
‫ما در مقابل مرگ ایستاده بودیم،
‫پدربزرگ سرمون داد میزد...

308
00:17:31,449 --> 00:17:33,017
‫و اون رفت توی اتاقش،

309
00:17:33,151 --> 00:17:35,921
‫و گیلبرت گفت...

310
00:17:36,054 --> 00:17:38,690
‫ "اون ما رو زد یا نه؟"

311
00:17:38,823 --> 00:17:42,027
‫من دعا میکردم که خدایا بذار مثل اون باشم

312
00:17:45,829 --> 00:17:48,199
‫دنی در همون سن پایین فهمید،

313
00:17:48,333 --> 00:17:51,103
‫اون به یه راه حل فرار مخفیانه

314
00:17:51,236 --> 00:17:53,605
‫دسترسی داره...

315
00:17:53,738 --> 00:17:57,609
‫تا از خشونت توی خونه فرار کنه،

316
00:17:57,742 --> 00:18:00,310
‫و هر چیزی که بود، من میخواستمش

317
00:18:00,444 --> 00:18:01,812
‫چون من از پدربزرگم میترسیدم،

318
00:18:01,945 --> 00:18:03,981
‫از بابام میترسیدم،

319
00:18:04,115 --> 00:18:06,050
‫من از گیلبرت نمیترسیدم

320
00:18:08,051 --> 00:18:09,386
‫وقتی ۱۲ سالش بود

321
00:18:09,520 --> 00:18:12,657
‫برای اولین بار هروئین مصرف کرد

322
00:18:14,593 --> 00:18:16,561
‫دو هفته بعد،

323
00:18:16,694 --> 00:18:18,663
‫دیگه اون گیلبرت باحال نبود،

324
00:18:18,797 --> 00:18:20,597
‫اون دیوونه شده بود

325
00:18:20,731 --> 00:18:24,101
‫اون داشت تحلیل میرفت، مریض بود

326
00:18:24,236 --> 00:18:26,905
‫من دیدمش که اینجوری بود...

327
00:18:27,038 --> 00:18:29,606
‫و اون سرنگ پدربزرگم رو داشت

328
00:18:29,740 --> 00:18:31,542
‫پدربزرگم دیابت داشت

329
00:18:31,676 --> 00:18:34,411
‫اون گفت "برو بیرون"
‫من گفتم "نه، منم میخوام!"

330
00:18:34,546 --> 00:18:37,081
‫گفت "به منم بده و گرنه
‫لوت میدم" اینقدر بچه بود

331
00:18:37,214 --> 00:18:38,616
‫ "به منم بده و گرنه لوت میدم"

332
00:18:38,750 --> 00:18:39,750
‫اون گفت "صبر کنن ببینم"

333
00:18:39,884 --> 00:18:42,886
‫و گفت "اینو نگه دار"

334
00:18:43,020 --> 00:18:45,956
‫و من کمربند رو براش نگه داشتم

335
00:18:46,089 --> 00:18:49,727
‫سرنگ شفاف بود، برای
‫همین وقتی خون رو میکشید،

336
00:18:49,861 --> 00:18:52,964
‫یه جلوه جالبی داشت

337
00:18:53,096 --> 00:18:54,999
‫و بعد اون تزریق کرد و گفت

338
00:18:55,133 --> 00:18:58,103
‫ "ولش کن" و من ولش کردم

339
00:18:58,236 --> 00:19:01,439
‫و وقتی ولش کردم، دیدم

340
00:19:01,571 --> 00:19:05,041
‫کلا حالش عوض شد

341
00:19:05,175 --> 00:19:08,212
‫از دیوونگی،

342
00:19:08,346 --> 00:19:09,713
‫شد اینجوری،

343
00:19:09,847 --> 00:19:12,216
‫اون دوباره شد همون آدمی که

344
00:19:12,349 --> 00:19:15,719
‫میتونست جلوی اژدها بخوابه

345
00:19:15,853 --> 00:19:18,056
‫اون به من یکم داد،

346
00:19:18,189 --> 00:19:20,225
‫فقط چند قطره،

347
00:19:20,357 --> 00:19:23,694
‫و چیز بعدی که یادمه این بود که خیس عرق

348
00:19:23,828 --> 00:19:26,931
‫توی حیاط خونه مادربزرگم نشسته بودم،

349
00:19:27,065 --> 00:19:28,366
‫من اوردوز کرده بودم

350
00:19:32,236 --> 00:19:33,505
‫تو فکر نمیکنی که "اوه، خب...

351
00:19:33,637 --> 00:19:34,838
‫دیگه لازم نیست نگران مدرسه باشم،

352
00:19:34,972 --> 00:19:36,139
‫دیگه لازم نیست نگران مشکلاتم باشم،

353
00:19:36,273 --> 00:19:37,607
‫دیگه لازم نیست نگران این باشم"

354
00:19:37,741 --> 00:19:40,511
‫هیچی! همه چی تموم میشد

355
00:19:43,280 --> 00:19:46,283
‫من تصمیم گرفتم "این کاریه که میخوام بکنم

356
00:19:46,416 --> 00:19:49,520
‫چون این بهترین چیزه"

357
00:19:51,489 --> 00:19:54,526
‫و بعد یادم میاد که صدای
‫ماشین بستنی فروشی رو شنیدم

358
00:19:54,659 --> 00:19:56,361
‫و بستنی خوردم

359
00:19:59,530 --> 00:20:01,432
‫چی بگم والا، مساله اینجاست که

360
00:20:01,566 --> 00:20:04,369
‫فقط دفعه اول اینقدر حال میده
‫[بانو میشل رودریگز، بازیگر و دوست دنی]

361
00:20:04,501 --> 00:20:07,405
‫دفعه های بعد فقط از
‫سر نیاز میری سراغش

362
00:20:09,140 --> 00:20:10,742
‫مساله ای که در مورد
‫مخدر و الکل هست اینه که

363
00:20:10,875 --> 00:20:12,711
‫میخوای جلوی چیزی دووم بیاری

364
00:20:12,844 --> 00:20:16,081
‫که روانت نمیتونه جلوش مقاومت کنه،

365
00:20:16,213 --> 00:20:18,416
‫برای همین به این چیزا متوسل میشی

366
00:20:18,549 --> 00:20:21,051
‫و مثل یه پتو میمونن که از تو
‫در مقابل مشکلات محافظت میکنن،

367
00:20:21,185 --> 00:20:22,687
‫تا یه روزی میفهمی

368
00:20:22,820 --> 00:20:25,723
‫من زیر این پتو دارم خفه میشم

369
00:20:32,797 --> 00:20:36,834
‫و یادگیریش برای اینجور زندگی کردن شروع شد،

370
00:20:36,968 --> 00:20:41,339
‫بهش یاددادن چطور از
‫فروشگاه نوشیدنی الکی

371
00:20:41,472 --> 00:20:42,940
‫و سوپرمارکت ها دزدی کنه،

372
00:20:43,074 --> 00:20:47,079
‫و جرائمش از اونجا بیشتر شد

373
00:20:47,211 --> 00:20:51,081
‫پدرش خانواده رو جمع کرد و گفت

374
00:20:51,215 --> 00:20:53,417
‫ "من نمیدونم باهاش چکار کنم، کمک کنید"

375
00:20:53,550 --> 00:20:55,418
‫وقتی متوجه شدم که گیلبرت دزدی میکنه

376
00:20:55,553 --> 00:20:59,524
‫فکر میکردم این یه کار قهرمانانه هست

377
00:20:59,656 --> 00:21:02,993
‫من فکر نمیکردم که کار بدی باشه

378
00:21:03,127 --> 00:21:04,995
‫عمو گیلبرت اون

379
00:21:05,128 --> 00:21:07,497
‫و دوستش، شریک جرمش،

380
00:21:07,632 --> 00:21:10,235
‫جلوی در خونمون اومدن

381
00:21:10,367 --> 00:21:11,970
‫هر کدومشون

382
00:21:12,103 --> 00:21:16,073
‫به بابام ۱۰ دلار دادن

383
00:21:16,207 --> 00:21:19,010
‫میدونستم اونا دزدی کردن، خودشون گفتن

384
00:21:19,144 --> 00:21:23,181
‫من ۲۰ تا یه دلاری داشتم

385
00:21:23,315 --> 00:21:25,650
‫یادمه اون پول دستم بود
‫و به این آدما نگاه میکردم،

386
00:21:25,784 --> 00:21:27,652
‫یادمه که ماشین هاشون رو میدیدم،

387
00:21:27,785 --> 00:21:31,556
‫هر چیزی که من توی زندگی میخواستم،

388
00:21:31,690 --> 00:21:33,991
‫به عنوان یه بچه نه ساله،
‫این کاری بود که میخواستم بکنم

389
00:21:42,032 --> 00:21:45,135
‫اولین دزدیم توی فار ایست مارکت بود

390
00:21:47,873 --> 00:21:49,574
‫یه اسلحه داشتیم

391
00:21:49,707 --> 00:21:52,110
‫یه شیش لول که خراب
‫شده بود و خم میشد

392
00:21:52,242 --> 00:21:54,412
‫باید اینجوری نگهش میداشتیم

393
00:22:04,588 --> 00:22:06,289
‫ما رفتیم توی مغازه،
‫من درو نگه داشته بودم،

394
00:22:06,423 --> 00:22:08,725
‫ریچارد به خانومه گفت "پولو رد کن بیاد"

395
00:22:08,858 --> 00:22:11,528
‫اون بهش ۸ دلاری که

396
00:22:11,662 --> 00:22:12,864
‫توی دخل بود رو داد،

397
00:22:12,998 --> 00:22:15,633
‫اما بعد گفت "نه، نه، پول توی جعبه!"

398
00:22:15,767 --> 00:22:18,635
‫و اون به یه جعبه اشاره کرد،
‫همون موقع تفنگ از هم باز شد

399
00:22:18,769 --> 00:22:21,638
‫من خندم گرفت، زنه جیغ زد،

400
00:22:21,772 --> 00:22:23,907
‫ریچارد ۸ دلار رو گرفت

401
00:22:24,040 --> 00:22:26,243
‫ما فرار کردیم، تا لنکرشم دویدیم

402
00:22:26,376 --> 00:22:28,180
‫دیگه از اون تفنگ استفاده نکردیم

403
00:22:29,847 --> 00:22:32,582
‫تفنگ شاتگان مسلما بهترین بازدارنده

404
00:22:32,717 --> 00:22:34,786
‫برای قهرمان هاست

405
00:22:34,919 --> 00:22:36,888
‫وقتی شاتگان داشته باشی، آدما

406
00:22:37,020 --> 00:22:40,357
‫قهرمان بازی در نمیارن

407
00:22:40,490 --> 00:22:41,992
‫تفنگ دزدیت این بود؟

408
00:22:42,126 --> 00:22:45,496
‫آره. یه شاتگان لوله کوتاه.
‫تفنگی بود که عموم به من داد

409
00:22:48,333 --> 00:22:50,502
‫

410
00:22:54,172 --> 00:22:55,574
‫اونجا، اون بالا،

411
00:22:55,707 --> 00:22:58,710
‫اونجا یه سالن کوچیک بود،

412
00:22:58,844 --> 00:23:01,679
‫که توش پوکر بازی میکردن.
‫ما به اونجا دستبرد زدیم

413
00:23:01,811 --> 00:23:04,514
‫نگهبانش اینجا جایی که پله ها هستن بود

414
00:23:04,648 --> 00:23:07,117
‫و ما اومدیم سمتش و تفنگ
‫رو فرو کردیم تو دهنش

415
00:23:07,251 --> 00:23:09,619
‫و بستیمش

416
00:23:09,753 --> 00:23:12,256
‫و رفتیم درو با لگد باز کردیم

417
00:23:17,994 --> 00:23:19,930
‫چیزی که برای دزدی به من انگیزه میداد

418
00:23:20,065 --> 00:23:22,200
‫دیدن یه نفر توی فروشگاه نوشیدنی الکلی...

419
00:23:25,435 --> 00:23:29,441
‫یا دیدن این که یه نفر
‫از بانک میاد بیرون نبود

420
00:23:29,574 --> 00:23:33,979
‫اگه قراره خلافکار باشی،
‫باید ۲۴ ساعته خلافکار باشی

421
00:23:40,483 --> 00:23:43,086
‫ما سال ۶۵ یه دسته خلافکاری بودیم،

422
00:23:43,220 --> 00:23:46,223
‫و من فقط ۱۰۰ روز بود آزاد شده بودم

423
00:23:46,357 --> 00:23:50,694
‫ساندویچی، خواربار
‫فروشی، سوپر مارکت ها

424
00:23:50,827 --> 00:23:54,264
‫بیشتر فروشگاه نوشیدنی های
‫الکلی توی محله سن فرناندو

425
00:23:54,398 --> 00:23:58,402
‫رالوز، دیلز مارکت، وایت فرانت

426
00:23:58,536 --> 00:24:00,904
‫اونا از فروشگاه های زنجیره
‫ای وایت فرانت دزدی میکردن،

427
00:24:01,038 --> 00:24:03,908
‫سودآور ترین دزدیشون بود،
‫میرفتن فروشگاه لوازم خانگی،

428
00:24:04,041 --> 00:24:06,144
‫اونجا ماشین لباسشویی و تلویزیون داشتن

429
00:24:06,278 --> 00:24:07,945
‫وقتی بچه بودم اونا رو یادمه

430
00:24:08,078 --> 00:24:10,413
‫بابام ما رو اونجا میبرد برای خرید

431
00:24:10,548 --> 00:24:14,484
‫اونا دوست داشتن ماشین بدزدن

432
00:24:14,618 --> 00:24:16,320
‫تو وارد یه فروشگاه نوشیدنی الکلی میشی،

433
00:24:16,453 --> 00:24:18,022
‫جلوی پیشخوان ضامن
‫نارنجک رو میکشی و میگی،

434
00:24:18,155 --> 00:24:19,789
‫ "هر چی داری بده و گرنه میندازمش"

435
00:24:19,923 --> 00:24:21,792
‫به عنوان یه چیز هیجان انگیز شروع شد

436
00:24:21,925 --> 00:24:24,361
‫ما میرفتیم تو و نارنجک رو در میوردیم،

437
00:24:24,496 --> 00:24:27,532
‫و طرف خیلی میترسید، و ما میگفتیم

438
00:24:27,664 --> 00:24:31,469
‫ "این یه دزدیه" دخلش رو خالی میکردیم

439
00:24:31,603 --> 00:24:34,038
‫حتی تا امروز من فکر میکنم
‫ "کی همچین کاری میکنه؟"

440
00:24:34,171 --> 00:24:36,106
‫مثل غرب وحشیه

441
00:24:36,240 --> 00:24:40,644
‫برام کاملا غیرقابل درکه

442
00:24:40,778 --> 00:24:42,614
‫من مخم سوت میکشه که یه نفر

443
00:24:42,747 --> 00:24:45,317
‫از جایی به اسم پتیز یا بابزبیگ بوی دزدی
‫کنه [رستوران و برگر فروشی زنجیره ای]

444
00:24:45,450 --> 00:24:48,119
‫دو جای افسانه ای کنار
‫استدیوی برادران وارنر،

445
00:24:48,251 --> 00:24:49,854
‫جایی که همه با مادراشون میرفتن

446
00:24:49,988 --> 00:24:53,257
‫اما این که از اون جاها دزدی
‫کرده باعث میشه مخم سوت بکشه

447
00:24:53,390 --> 00:24:57,362
‫باید اون موقع مواد مصرف
‫کرده باشه. این دیوونگیه

448
00:24:57,494 --> 00:25:02,332
‫تطبیق چیزی که به طور ذهنی میدونم

449
00:25:02,465 --> 00:25:05,001
‫با چیزی که از نزدیک
‫میدونم در مورد پدرم سخته،

450
00:25:05,135 --> 00:25:08,338
‫و باور این سخته

451
00:25:08,472 --> 00:25:10,574
‫که اون چنین آدمی بوده

452
00:25:10,708 --> 00:25:13,011
‫اگه تو خودتو وقف این زندگی کردی،

453
00:25:13,144 --> 00:25:17,548
‫فکر میکنم عذاب وجدان احساسیه که

454
00:25:17,682 --> 00:25:19,683
‫با اون به طور ساده

455
00:25:19,817 --> 00:25:21,987
‫برخورد میکنی، چون
‫اگه این کارو نکنی،

456
00:25:22,119 --> 00:25:25,389
‫وقتی از یه نفر دزدی کردی
‫باید بعد ازش عذرخواهی کنی

457
00:25:25,522 --> 00:25:27,157
‫و پولش رو پس بدی...

458
00:25:27,291 --> 00:25:29,927
‫مواد ترتیب خیلی چیزا رو میده

459
00:25:30,060 --> 00:25:32,496
‫هر احساسی که داشته باشی

460
00:25:32,630 --> 00:25:35,833
‫تا حالا اون سنجاب ها رو دیدید

461
00:25:35,967 --> 00:25:37,735
‫که توی یه قفس در جا میدون؟

462
00:25:37,867 --> 00:25:40,236
‫این قضیه تقریبا همینجوریه

463
00:25:40,371 --> 00:25:43,374
‫چیزیه که نمیتونی ولش کنی

464
00:25:43,507 --> 00:25:46,544
‫چون نحوه زندگی تو اینه

465
00:25:46,678 --> 00:25:51,016
‫من و ده پونزده نفر دیگه با چند تا ماشین،

466
00:25:51,148 --> 00:25:54,017
‫توی بلوار ون نایز دور دور میکردیم،

467
00:25:54,151 --> 00:25:58,323
‫و ما یه خونه قدیمی با
‫چند تا ماشین رو دیدیم،

468
00:25:58,455 --> 00:26:00,324
‫که جلوی ما پارک شده بود

469
00:26:00,458 --> 00:26:02,593
‫اونجا یه خبری بود

470
00:26:02,727 --> 00:26:05,162
‫سه بطری شراب و نیم لیوان
‫ویسکی و قرص خورده بودم،

471
00:26:05,296 --> 00:26:09,400
‫و با یه شیش لول کوچیک ۳۸ میلیمتری،

472
00:26:09,534 --> 00:26:11,236
‫با لگد درو باز کردم،

473
00:26:11,368 --> 00:26:13,637
‫و اولین چیزی که ما دیدیم یه
‫پلاکارد بزرگ بود که نوشته بود

474
00:26:13,770 --> 00:26:15,240
‫ "ما به شما اهمیت میدیم"

475
00:26:15,373 --> 00:26:17,976
‫اونا وارد یه جلسه الکلی
‫های گمنام شده بودند

476
00:26:18,108 --> 00:26:20,544
‫اون گفت "من به دوستام گفتم

477
00:26:20,678 --> 00:26:22,147
‫اونا باید با هم بمونن،
‫[دیهان کاردونا، خواهر دنی]

478
00:26:22,279 --> 00:26:24,248
‫و اونا توی این
‫گروهای کوچیک بودن،

479
00:26:24,382 --> 00:26:25,983
‫و اونا رو بغل میکردن!"

480
00:26:26,116 --> 00:26:29,286
‫اونا گفتن "سلام! خوش اومدید! بیاید تو!"

481
00:26:29,420 --> 00:26:32,557
‫یه نفر واقعا از من خواسته
‫بود که بهش ملحق بشم

482
00:26:32,691 --> 00:26:36,059
‫و گفت "میای پیش ما؟"

483
00:26:36,193 --> 00:26:40,130
‫و این آدم به من گفت
‫"اگه برنامه رو ول کنی،

484
00:26:40,265 --> 00:26:44,069
‫یا میمیری، یا دیوونه
‫میشی یا میری زندان"

485
00:26:46,503 --> 00:26:48,305
‫بعدا فهمیدم که حرفش درسته

486
00:26:48,439 --> 00:26:49,940
‫وقتی این اتفاقات داشت برام میوفتاد،

487
00:26:50,074 --> 00:26:52,410
‫یادم نمیره اون پیرمرد چی گفت

488
00:26:52,542 --> 00:26:55,746
‫دوست ندارم بهش بگم پیرمرد،
‫چون حدودا چهل سالش بود

489
00:27:04,188 --> 00:27:05,890
‫به طور منظم پلیس ها

490
00:27:06,023 --> 00:27:07,757
‫به حسابم میرسیدن

491
00:27:07,892 --> 00:27:09,427
‫و از هر ده باری که پلیسا

492
00:27:09,559 --> 00:27:12,329
‫ما رو میزدن، نه بارش حقمون بود

493
00:27:12,462 --> 00:27:14,464
‫به طور دائم به زندان کانون
‫اصلاح و تربیت نوجوانان میرفت

494
00:27:14,598 --> 00:27:15,798
‫تا میومد بیرون برمیگشت داخل،

495
00:27:15,932 --> 00:27:17,535
‫میومد بیرون، برمیگشت داخل

496
00:27:17,667 --> 00:27:19,369
‫اونجا بزرگ شد

497
00:27:19,503 --> 00:27:21,371
‫وقتی رفتم زندان نوجوانان

498
00:27:21,506 --> 00:27:22,974
‫مکزیکیای زیادی اونجا بودن،

499
00:27:23,106 --> 00:27:25,442
‫اونقدری که فکر میکردم
‫مکزیکیا باید برن اینجا

500
00:27:25,576 --> 00:27:29,279
‫تقریبا مثل یه مدرسه بود

501
00:27:29,413 --> 00:27:30,780
‫وقتی من به بازداشتگاه رفتم،

502
00:27:30,914 --> 00:27:34,183
‫دزدی یاد گرفتم، کلاهبرداری یاد گرفتم،

503
00:27:34,317 --> 00:27:35,952
‫پیدا کردن بهترین شغل ها رو یاد گرفتم

504
00:27:36,086 --> 00:27:38,990
‫تو هر چیزی که بلد میشی
‫رو از اونجا یاد میگیری

505
00:27:41,325 --> 00:27:44,828
‫دنی منو یاد جوونی های خودم می انداخت

506
00:27:44,962 --> 00:27:46,763
‫اونقدر سرحال بود که

507
00:27:46,896 --> 00:27:48,365
‫روی سینه پاهاش راه میرفت

508
00:27:48,499 --> 00:27:51,035
‫اون با لبخند میومد پیش من،

509
00:27:51,167 --> 00:27:53,804
‫و با اون نگاه خاص
‫خودش به من میگفت...

510
00:27:55,506 --> 00:27:57,541
‫ "تو چی قراره به من یاد بدی پیرمرد؟"

511
00:27:57,674 --> 00:27:59,644
‫و من گفتم "هیچی،

512
00:27:59,777 --> 00:28:03,847
‫من فقط یه خلاصه ای از
‫آیندت رو میگم مرتیکه علاف"

513
00:28:03,980 --> 00:28:06,616
‫و اون روشو برگردوند و رفت

514
00:28:06,750 --> 00:28:08,986
‫دفعه بعدی که اونو دیدم،

515
00:28:09,119 --> 00:28:11,821
‫به من نگاه کرد و گفت "الان چه فکری میکنی؟"

516
00:28:11,955 --> 00:28:14,858
‫و من گفتم "دنی، تنها چیزی که

517
00:28:14,992 --> 00:28:16,493
‫زودتر از تو به زندان
‫سن کوئینتین میرسه

518
00:28:16,627 --> 00:28:18,529
‫چراغهای جلوی اتوبوسیه که توش نشستی"

519
00:28:21,065 --> 00:28:22,700
‫وقتی که من رفتم زندان،

520
00:28:22,834 --> 00:28:25,670
‫چهار اونس شکر به یه
‫مامور اف بی آی فروخته بودم،

521
00:28:25,803 --> 00:28:28,073
‫تقلبی بود، اونا رو جای مواد میفروختم

522
00:28:29,673 --> 00:28:31,008
‫اون هیچی نداشت

523
00:28:31,142 --> 00:28:34,045
‫برای همین پلاستیک ها رو پر از شکر کرد،
‫[ماریو کاستیلو، دوست دنی]

524
00:28:34,179 --> 00:28:36,013
‫و اونو به یه مامور مخفی فروخت،

525
00:28:36,145 --> 00:28:39,015
‫و مامور مخفی بهش گفت "این خالصه؟"

526
00:28:39,148 --> 00:28:40,784
‫دنی هم گفت "آره، خالصه"

527
00:28:40,917 --> 00:28:43,553
‫شکر خالص بود

528
00:28:43,688 --> 00:28:46,524
‫اون گفت وقتی گرفتنش خیلی زدنش

529
00:28:46,656 --> 00:28:51,060
‫گفت تا خود ایستگاه پلیس کتکش زدن

530
00:28:51,194 --> 00:28:54,264
‫یه بیوک نو مدل ۱۹۶۵

531
00:28:54,397 --> 00:28:56,867
‫هیچ وقت فکرشو نمیکردم که
‫صندلی عقب اون ماشین نشسته باشم،

532
00:28:57,999 --> 00:28:58,869
‫و این یارو داشت حسابی منو میزد،

533
00:28:59,002 --> 00:29:01,872
‫و کل مسیر نورث هالیوود

534
00:29:02,006 --> 00:29:04,042
‫تا ساختمون اف بی آی توی مرکز شهر منو زد

535
00:29:04,174 --> 00:29:07,377
‫میگفت "پولم کجاست؟ پولمو بده!"

536
00:29:07,511 --> 00:29:10,013
‫ "چه حرفی برای گفتن داری؟"
‫و وقتی صورتم روی زمین بود

537
00:29:10,147 --> 00:29:13,451
‫گفت "چی میخوای بگی؟"
‫من گفتم "این ماشین جدیده؟"

538
00:29:13,584 --> 00:29:16,921
‫چون اون بوی نو بودن رو میداد

539
00:29:17,054 --> 00:29:21,392
‫و گفتم "من ماشین نو
‫شما رو پر از خون کردم"

540
00:29:21,525 --> 00:29:24,394
‫من مجبور شدم به فروش مواد تقلبی

541
00:29:24,528 --> 00:29:26,564
‫که شش تا ده سال
‫حبس داشت اعتراف کنم

542
00:29:28,898 --> 00:29:32,903
‫وقتی میخواستم برم زندان،
‫یه شاتگان لوله کوتاه،

543
00:29:33,037 --> 00:29:37,741
‫دو تا تپانچه، حدود ۸ هزار دلار پول

544
00:29:37,875 --> 00:29:40,943
‫و یه... نارنجک داشتم

545
00:29:41,077 --> 00:29:45,182
‫و من... اونا رو خاک کردم

546
00:29:45,316 --> 00:29:46,616
‫اینجا جاساز میکردم

547
00:29:46,750 --> 00:29:50,788
‫من یه سوراخ ۴ در ۴ داشتم

548
00:29:50,921 --> 00:29:54,092
‫که روش یه در و چمن بود

549
00:29:54,224 --> 00:29:56,394
‫مامان و بابام میخواستن توی
‫حیاط پشتی آب پاش خودکار بذارن

550
00:29:56,527 --> 00:29:59,997
‫و من به مامانم گفتم،

551
00:30:00,131 --> 00:30:03,334
‫"خیلی مراقب باشید کنار،

552
00:30:03,467 --> 00:30:05,637
‫اون آبنما"

553
00:30:10,641 --> 00:30:12,744
‫اون کارش به زندان سن کوئینتین کشید

554
00:30:24,821 --> 00:30:26,289
‫نمیدونم الان چطوریه،

555
00:30:26,423 --> 00:30:29,058
‫اما وقتی سوار اتوبوس زندانی

556
00:30:29,192 --> 00:30:33,064
‫اون تنها اتوبوس توی آزادراهه

557
00:30:33,196 --> 00:30:37,334
‫همه میدونن تو یه مجرمی

558
00:30:37,468 --> 00:30:41,706
‫دیدن آدمایی که از کنارشون رد
‫میشی، آدمایی که توی خیابون کار میکنن،

559
00:30:41,838 --> 00:30:45,208
‫تو میدونی که به فنا رفتی

560
00:30:45,342 --> 00:30:49,180
‫من آدمایی رو میشناسم که خودشون رو دار زدن

561
00:30:49,313 --> 00:30:51,249
‫توی بازداشتگاه

562
00:30:51,382 --> 00:30:55,818
‫چون خیلی از زندان رفتن میترسیدن

563
00:30:55,952 --> 00:30:58,856
‫تو تا سرحد مرگ از زندان میترسی...

564
00:31:00,156 --> 00:31:01,792
‫مگه این که توی این
‫سیستم بزرگ شده باشی

565
00:31:03,594 --> 00:31:05,496
‫تو چه مدتی توی سن کوئینتین بودی؟

566
00:31:05,628 --> 00:31:07,064
‫کدوم دفعش رو میگی؟

567
00:31:08,965 --> 00:31:11,802
‫من ۷۸ بار بازداشت شدم

568
00:31:13,371 --> 00:31:16,173
‫پنج بار محکوم شدم

569
00:31:16,307 --> 00:31:20,009
‫من یه ساکن دائمی زندان سن کوئینتین بودم

570
00:31:20,144 --> 00:31:22,546
‫من داخل زندان بودم وقتی که اونا

571
00:31:22,680 --> 00:31:25,548
‫فیلم "بلاد این، بلاد اوت" رو
‫توی دهه نود فیلمبرداری میکردن

572
00:31:25,682 --> 00:31:28,519
‫من چیزایی توی زندان دیدم

573
00:31:28,652 --> 00:31:30,788
‫که واقعا مامانمو میخواستم،
‫اگه منظورم رو بفهمید،

574
00:31:30,922 --> 00:31:32,789
‫میخواستم برگردم خونه

575
00:31:36,160 --> 00:31:38,095
‫وقتی به سمت زندان سن کوئینتین میری،

576
00:31:38,228 --> 00:31:41,265
‫اون دکل دژبانی رو جلوش میبینی،

577
00:31:41,397 --> 00:31:44,568
‫میدونی که وقتی بری اون تو،

578
00:31:44,701 --> 00:31:46,637
‫نمیای بیرون

579
00:31:47,671 --> 00:31:49,774
‫اینجا آخر خطه

580
00:31:51,342 --> 00:31:53,244
‫اتاق خفگی با گاز اینجاست

581
00:31:58,315 --> 00:32:00,351
‫لحظه ای که اتوبوس توقف میکنه،

582
00:32:00,484 --> 00:32:03,920
‫تنش شروع میشه

583
00:32:04,054 --> 00:32:05,422
‫به محض این که از اتوبوس پیاده شی

584
00:32:05,556 --> 00:32:08,792
‫باید لخت بشی توی هوای سرد

585
00:32:08,925 --> 00:32:11,061
‫آدما پشت درا جیغ و داد میکنن،

586
00:32:11,194 --> 00:32:13,029
‫عین همه اون چیزاییه
‫که توی فیلما دیدید

587
00:32:13,163 --> 00:32:14,264
‫شما همیشه صدای کار کردن یه موتور...

588
00:32:18,001 --> 00:32:21,405
‫و صدای حرف زدن همه رو میشنوید

589
00:32:21,538 --> 00:32:26,176
‫شاید تا حالا نزدیک یه نفر که
‫در حد جنون عصبانی باشه بودید،

590
00:32:26,309 --> 00:32:30,146
‫اونقدر عصبانی که خون جلوی چشماشو گرفته

591
00:32:30,279 --> 00:32:32,182
‫حالا تصور کنید

592
00:32:32,316 --> 00:32:36,153
‫۴ هزار نفر که همونقدر عصبانی هستن

593
00:32:36,286 --> 00:32:38,122
‫چنین عصبانیتی،

594
00:32:38,255 --> 00:32:41,125
‫چنین تنشی توی سن کوئینتین بود

595
00:32:41,259 --> 00:32:43,861
‫اونا ممکنه بخندن و شوخی کنن،

596
00:32:43,994 --> 00:32:45,962
‫اما فقط با یه جرقه کوچیک،

597
00:32:46,096 --> 00:32:49,032
‫همه دوباره تبدیل میشن به هالک

598
00:32:49,165 --> 00:32:52,470
‫با این فرق که رنگشون سبز نیست

599
00:32:53,805 --> 00:32:58,609
‫تو باید قادر باشی اینو کنترل کنی

600
00:32:58,742 --> 00:33:00,444
‫و احتیاط کنی

601
00:33:00,577 --> 00:33:04,648
‫چون وقتی بدبین بشی،

602
00:33:04,781 --> 00:33:07,451
‫آدما هم به تو بدبین میشن

603
00:33:07,585 --> 00:33:09,319
‫دلیلش ممکنه این باشه...

604
00:33:10,953 --> 00:33:12,823
‫که یه نفر نامه بهش نرسیده

605
00:33:14,258 --> 00:33:16,093
‫یه نفر تولدش رو فراموش کرده

606
00:33:16,226 --> 00:33:19,930
‫ممکنه دلیلش این باشه که
‫طرف از دنده چپ بلند شده باشه

607
00:33:20,064 --> 00:33:22,767
‫هر چیزی توی زندان میتونه تو رو به کشتن بده

608
00:33:22,900 --> 00:33:25,603
‫هیکل و زور هیچ معنایی نداره!

609
00:33:25,736 --> 00:33:28,405
‫همه میدونن با چهار اینچ فولاد،

610
00:33:28,538 --> 00:33:31,808
‫و ۳۵ پوند فشار کارت تمومه

611
00:33:31,942 --> 00:33:35,145
‫تو میبینی یهو یه نفر چاقو خورد پشتش

612
00:33:35,278 --> 00:33:38,515
‫میبینی توی حیاط داره راه میره

613
00:33:38,648 --> 00:33:40,516
‫میخواد چاقو رو در بیاره، خون سرفه میکنه،

614
00:33:40,651 --> 00:33:41,885
‫میخواد اینو برداره...!

615
00:33:42,019 --> 00:33:45,189
‫و همه شروع میکنن به خندیدن!

616
00:33:45,323 --> 00:33:48,426
‫اونجا خیلی تخمیه

617
00:33:48,558 --> 00:33:51,060
‫یا ازت حساب میبرن یا نمیبرن

618
00:33:51,194 --> 00:33:53,696
‫یه نفر همون اولش ازت
‫میپرسه "سایز کفشت چنده؟"

619
00:33:53,830 --> 00:33:56,833
‫و اگه همون لحظه سرشون رو نشکنی،

620
00:33:56,967 --> 00:33:58,536
‫دیگه ضعیف به حساب میای

621
00:33:58,669 --> 00:34:00,371
‫میتونن ازت سواستفاده کنن

622
00:34:02,105 --> 00:34:04,474
‫از من حساب میبرن،

623
00:34:04,607 --> 00:34:07,010
‫از دنی مطمئنا حساب میبردن

624
00:34:07,144 --> 00:34:10,514
‫یکی از چیزایی که گیلبرت به من یاد داد

625
00:34:10,648 --> 00:34:13,317
‫این بود که... توی زندان
‫فقط شکار هست و شکارچی

626
00:34:13,451 --> 00:34:14,851
‫همین

627
00:34:14,985 --> 00:34:18,923
‫اگه دشمن من توی یه سلوله

628
00:34:19,056 --> 00:34:22,259
‫و صدای تیز کردن یه چاقو رو بشنوم،

629
00:34:22,393 --> 00:34:26,931
‫خب، بهتره من زودتر به طرف چاقو بزنم،

630
00:34:27,063 --> 00:34:28,531
‫هر چه سریعتر

631
00:34:28,666 --> 00:34:31,803
‫نمیتونم صبر کنم که اون به من حمله کنه

632
00:34:34,905 --> 00:34:37,108
‫دو نفر بودن که من ازشون دزدی کرده بودم

633
00:34:37,240 --> 00:34:39,476
‫و توی کانون اصلاح و
‫تربیت بودن، تایرون گفت،

634
00:34:39,610 --> 00:34:42,980
‫ "هی، ببین کی اومده"
‫تو یه مجله برمیداشتی،

635
00:34:43,112 --> 00:34:45,715
‫یه مجله میزاشتی جلوی
‫شکمت، یه مجله هم پشت کمرت

636
00:34:45,849 --> 00:34:49,219
‫من از سلول اومدم بیرون و پیچیدم اینور،

637
00:34:49,353 --> 00:34:53,590
‫و برگشتم، بم! طرف یه
‫تیزی به من فرو کرده بود

638
00:34:53,724 --> 00:34:56,594
‫نفسم بند اومده بود

639
00:34:56,726 --> 00:34:58,494
‫تایرون پشت سرم بود، که اومد

640
00:34:58,628 --> 00:35:00,163
‫اونو حسابی زدش

641
00:35:00,297 --> 00:35:03,266
‫بهش گفتم "اه...
‫آره، مجله رو زد!"

642
00:35:05,202 --> 00:35:09,105
‫خیلی سریع اتفاق افتاد و
‫من یادم رفته بود مجله دارم

643
00:35:09,239 --> 00:35:12,076
‫و این یارو حسابی خونی
‫شد و کتک خورده بود

644
00:35:12,208 --> 00:35:17,047
‫تایرون چاقو رو انداخت و آروم نشست

645
00:35:17,181 --> 00:35:19,150
‫ و گفت "چی شد؟" گفتم "نمیدونم"

646
00:35:19,282 --> 00:35:21,152
‫اگه تو آتیش گرفته بودی، من حتی
‫روت نمیشاشیدم که خاموش بشی

647
00:35:21,284 --> 00:35:23,253
‫من هیچ...

648
00:35:24,721 --> 00:35:26,056
‫احساسی نداشتم

649
00:35:28,125 --> 00:35:31,795
‫تضاد اینجا به وجود میاد
‫که میدونم این کار اشتباهه،

650
00:35:31,929 --> 00:35:33,764
‫اما به هرحال انجامش میدم

651
00:35:33,898 --> 00:35:36,700
‫تو میری توی یه لاک

652
00:35:36,833 --> 00:35:40,203
‫و به هر قیمتی از اون
‫لاک محافظت میکنی

653
00:35:40,338 --> 00:35:42,340
‫حتی اگه تصمیم بگیری که شکارچی باشی،

654
00:35:42,472 --> 00:35:44,375
‫به این معنا نیست که شخص مقابلت هم

655
00:35:44,509 --> 00:35:46,677
‫نخواد شکارچی باشه

656
00:35:46,809 --> 00:35:50,547
‫این یه سطحی از استرسه که بدن انسان،

657
00:35:50,681 --> 00:35:52,449
‫برای مقابله با اون ساخته نشده

658
00:36:02,592 --> 00:36:03,494
‫اون زمان سن کوئینتین

659
00:36:03,626 --> 00:36:05,262
‫یه زندان سطح چهار بود

660
00:36:05,394 --> 00:36:08,931
‫مثل مدرسه گلادیاتورها بود. سخت بود

661
00:36:09,065 --> 00:36:12,635
‫سن کوئینتین و زندان فالسوم توی یه سطح بودن

662
00:36:12,769 --> 00:36:14,804
‫زندان قاتلا و جانیا بودن

663
00:36:14,938 --> 00:36:16,873
‫توی دهه ۶۰ در هر جایی

664
00:36:17,007 --> 00:36:18,442
‫تنش نژادی وجود داشت

665
00:36:18,576 --> 00:36:20,309
‫انجمن برادران سفیدپوست
‫آریایی شکل گرفته بود،

666
00:36:20,443 --> 00:36:23,847
‫مافیای مکزیکی شکل گرفته بود،
‫همه اینا کارشون محافظت بود

667
00:36:25,782 --> 00:36:28,318
‫ما قاتل های سنگدلی داشتیم

668
00:36:28,452 --> 00:36:30,287
‫یکی از بهترین دوستام اون...

669
00:36:30,420 --> 00:36:33,124
‫یکی از افراد بالادستی مافیای مکزیک بود،

670
00:36:33,257 --> 00:36:37,595
‫برای همین کسی خیلی به من کاری نداشت

671
00:36:37,728 --> 00:36:39,063
‫خوب هوامو داشتن،

672
00:36:39,197 --> 00:36:41,065
‫من رفقای خوبی داشتم
‫که قبلا با هم خلاف میکردیم،

673
00:36:41,197 --> 00:36:43,533
‫تایرون دو نفر رو کشته بود

674
00:36:43,666 --> 00:36:46,702
‫کوکی دو نفر رو کشته بود.
‫فراگ دو نفر رو کشته بود

675
00:36:46,836 --> 00:36:49,539
‫ما یه حلقه محافظت داشتیم

676
00:36:49,673 --> 00:36:53,275
‫اگه فکر میکنی یه نفر میخواد
‫بیاد بکشه تو رو، و بعد تو به ما بگی،

677
00:36:53,409 --> 00:36:56,946
‫ما ترتیبش رو میدیم، اما
‫باید به ما هزینش رو بدی

678
00:36:57,079 --> 00:36:58,882
‫بعضی وقتا خودشون میخوان کله گنده باشن

679
00:36:59,016 --> 00:37:00,418
‫میگن "نه، من میتونم از خودم مراقبت کنم"

680
00:37:00,550 --> 00:37:02,853
‫اما این یه عنصر متفاوتیه

681
00:37:02,985 --> 00:37:04,688
‫نگهبانا فقط کنترل

682
00:37:04,822 --> 00:37:08,092
‫محدودی روی اتفاقات حیاط دارن

683
00:37:08,224 --> 00:37:10,427
‫و اگه بری زیر بال اون آدما

684
00:37:10,561 --> 00:37:14,030
‫یه جورایی میشی دارائی اونا

685
00:37:14,164 --> 00:37:17,768
‫سلولم رو تمیز میکردن،
‫کفشام رو برق مینداختن،

686
00:37:17,902 --> 00:37:20,436
‫لباسامو میشستن، اینجور چیزا

687
00:37:20,570 --> 00:37:24,273
‫و بقیه والدینی داشتن که
‫برای مادرم پول میفرستادن

688
00:37:24,407 --> 00:37:26,009
‫دیوارهای سلولت چقدر تمیز بود...

689
00:37:26,143 --> 00:37:29,213
‫دیوارا برق میزدن

690
00:37:29,346 --> 00:37:31,681
‫من آدمایی رو دیدم که با اون حبس کشیدن

691
00:37:31,815 --> 00:37:35,686
‫و هنوز بهش احترام میذارن، به
‫بخاطر این که یه بازیگر معروفه

692
00:37:35,818 --> 00:37:37,554
‫اونا یادشونه که اون کی بود

693
00:37:51,067 --> 00:37:53,003
‫اسمش رو توی هر زندانی بلد بودن

694
00:37:53,137 --> 00:37:56,073
‫اونا میدونستن داره میاد، همیشه میدونستن

695
00:37:59,076 --> 00:38:00,844
‫مسابقه بوکس هم براش خوب بود

696
00:38:00,976 --> 00:38:03,446
‫اون موقع به نظر کلیشه ای میومد

697
00:38:03,581 --> 00:38:06,416
‫اما آدما با مشتاشون با هم دعوا میکردن

698
00:38:06,550 --> 00:38:09,053
‫اون خیلی توی بوکس پیشرفت کرد

699
00:38:09,186 --> 00:38:14,258
‫اون توی سالهای ۶۶، ۶۷ و ۶۸
‫قهرمان بوکس سن کوئینتین شده بود

700
00:38:14,391 --> 00:38:16,960
‫یادمه ادی بانکر به من میگفت
‫[بازیگر و مجرم سابقه دار،
‫بازیگر نقش آقای آبی در سگ های انباری]

701
00:38:17,094 --> 00:38:19,963
‫که دنی خیلی خفنه

702
00:38:20,096 --> 00:38:22,065
‫همه میدونستن که من میتونم مبارزه کنم،

703
00:38:22,199 --> 00:38:24,934
‫برای همین وقتی میرفتم
‫زندان، به طور خودکار،

704
00:38:25,068 --> 00:38:27,403
‫میخواستن با قهرمان مبارزه کنن

705
00:38:29,539 --> 00:38:32,175
‫بعضیا حبسشون رو توی کتابخونه میگذرونن،

706
00:38:32,309 --> 00:38:34,411
‫بعضیا جدول حل میکنن،

707
00:38:34,545 --> 00:38:37,114
‫بعضیا شطرنج بازی میکنن. من تمرین میکردم

708
00:38:37,248 --> 00:38:40,516
‫این چیزی بود که نمیذاشت دیوونه بشم

709
00:38:40,650 --> 00:38:43,053
‫من چندین بار قهرمان شدم،
‫زندان سالدد هم همینطور بود

710
00:38:45,289 --> 00:38:47,825
‫همون طور که میتونید
‫تصور کنید، توی سن کوئینتین،

711
00:38:47,958 --> 00:38:52,061
‫قوانین بوکس شاید دقیقا،

712
00:38:52,195 --> 00:38:54,297
‫اون قوانین خیابون نباشه

713
00:38:54,431 --> 00:38:56,967
‫من خوب آرنج میزدم

714
00:38:57,099 --> 00:39:00,170
‫اولین کاری که میکردم ضربه زدن با آرنج بود

715
00:39:00,304 --> 00:39:01,872
‫شاید داور باهات دوست باشه،

716
00:39:02,005 --> 00:39:06,309
‫برای همین اگه به کسی آرنج بزنی اون نبینه

717
00:39:06,443 --> 00:39:08,144
‫همه روش شرط میبستن،

718
00:39:08,278 --> 00:39:11,715
‫و وقتی اون مبارزه ها رو
‫برنده میشد، محبوب میشد

719
00:39:11,847 --> 00:39:13,550
‫مکزیکی ها بازی و ورزش
‫و مسابقه سرشون نمیشد

720
00:39:13,684 --> 00:39:16,353
‫میگفتن "ما روی تو پول شرط بستیم"

721
00:39:16,487 --> 00:39:18,122
‫اون برنامه بوکس زندان

722
00:39:18,255 --> 00:39:22,660
‫چیزی بود که توی اون
‫زمان زنده نگهش داشته بود

723
00:39:32,835 --> 00:39:34,704
‫اون زمان، سیاست مسئولین

724
00:39:34,838 --> 00:39:37,307
‫زندان اینجور بود که میگفتن:

725
00:39:37,440 --> 00:39:39,510
‫"وای، مکزیکی ها اینجا
‫خیلی سازمان یافته شدن،

726
00:39:39,643 --> 00:39:42,244
‫باید اونا رو پخش کنیم"

727
00:39:42,378 --> 00:39:45,348
‫برای همین دنی و بقیه
‫رو خیلی جا به جا میکردن

728
00:39:45,481 --> 00:39:47,284
‫چون اون زمان خیلی در مورد

729
00:39:47,416 --> 00:39:48,719
‫رهبری مافیا گیج شده بودن

730
00:39:48,853 --> 00:39:50,753
‫در دهه ای که حبس کشید

731
00:39:50,887 --> 00:39:53,090
‫توی همه زندان ها رفت

732
00:39:53,224 --> 00:39:54,925
‫همه زندان های ایالت

733
00:39:55,059 --> 00:39:58,295
‫سالدد، سن کوئینتین،
‫وکویل، سوزانویل

734
00:39:58,427 --> 00:40:01,898
‫سیرا، تریسی، فالسوم و چینو

735
00:40:02,900 --> 00:40:04,969
‫وای

736
00:40:05,101 --> 00:40:09,705
‫اون خیلی سفر میکرد

737
00:40:09,838 --> 00:40:11,807
‫و اونا جا به جاش میکردن،

738
00:40:11,942 --> 00:40:14,277
‫خالکوبیش هم معروف شده بود

739
00:40:14,411 --> 00:40:18,014
‫اون خالکوبی گنده ای که روی سینش داشت...

740
00:40:18,148 --> 00:40:22,519
‫با برگ تامال درست شده
‫[غذایی شبیه به دلمه]

741
00:40:22,652 --> 00:40:24,753
‫یه نفر به اسم هری سوپرجو راس،

742
00:40:24,887 --> 00:40:27,757
‫همه پرچم مکزیک یا نمادهای آزتک میزدن

743
00:40:27,891 --> 00:40:31,894
‫و من عکس یه زن خوشگلی رو خال
‫زدم، ما خطای بیرونش رو کار کردیم

744
00:40:32,028 --> 00:40:33,364
‫و بعد منو از کوئینتین بیرون کردن،

745
00:40:33,496 --> 00:40:35,197
‫باید به فالسوم میرفتم

746
00:40:35,331 --> 00:40:37,233
‫اون توی سالیپورت بود

747
00:40:37,367 --> 00:40:39,937
‫و من داشتم توی اتوبوس منتقل میشدم

748
00:40:40,070 --> 00:40:42,706
‫و داد میزد، "نذار کسی بهش دست بزنه!"

749
00:40:42,838 --> 00:40:45,241
‫ "این اولین خالکوبی
‫منه، میخوام تمومش کنم!"

750
00:40:45,375 --> 00:40:47,311
‫ "میام فالسوم میبینمت!"

751
00:40:47,443 --> 00:40:49,512
‫گفتم "باشه!"

752
00:40:49,646 --> 00:40:52,916
‫اگه همو میبوسیدیم میشد یه داستان عاشقانه

753
00:40:53,048 --> 00:40:54,650
‫اون همه جای بدنش رو تتو کرد

754
00:40:54,784 --> 00:40:57,119
‫اون روزا خیلی حرکت عجیبی بود

755
00:40:57,253 --> 00:41:00,123
‫این یکی رو...

756
00:41:00,257 --> 00:41:01,959
‫اینو توی سالدد زدم

757
00:41:02,092 --> 00:41:04,862
‫این یه طاووسه، اما اگه اینجوری نگاهش کنی،

758
00:41:04,994 --> 00:41:07,130
‫اون طرفش یه هیولا هست

759
00:41:07,264 --> 00:41:10,432
‫قضیش اینه که توی هر چیز زیبایی،

760
00:41:10,567 --> 00:41:12,101
‫یه نیمه دیگری هم هست

761
00:41:12,235 --> 00:41:14,171
‫کی اینو سریع میفهمه؟

762
00:41:14,304 --> 00:41:16,173
‫اگه یه تیشرت داشته باشم،

763
00:41:16,306 --> 00:41:18,641
‫بچه ها میگن "مامان نگاه کن! یه هیولا!"

764
00:41:20,643 --> 00:41:23,980
‫خالکوبی های زندان خیلی معنای عمیق تری دارن

765
00:41:24,114 --> 00:41:27,416
‫از تتوهای هوسی که
‫میگن "بیا بریم یه تتو بزنیم"

766
00:41:27,550 --> 00:41:28,851
‫توی خیابون

767
00:41:28,985 --> 00:41:33,624
‫این مثل بخشی از زندگیت میمونه

768
00:41:33,757 --> 00:41:35,693
‫جالبه چون داری اموال
‫دولتی رو خراب میکنی

769
00:41:38,829 --> 00:41:42,766
‫اون از دست رفتن زمان
‫همیشه باعث پشیمونیه

770
00:41:42,898 --> 00:41:45,635
‫بعد از این همه سال میگم

771
00:41:45,768 --> 00:41:49,004
‫"وای پسر، من اواسط
‫دهه نود رو از دست دادم"

772
00:41:49,139 --> 00:41:50,874
‫دنی دهه پنجاه و شصت رو از دست داد

773
00:41:51,007 --> 00:41:52,842
‫منظورم رو میفهمید؟ اون
‫زمانا همه چی خوب بود

774
00:41:57,112 --> 00:42:00,550
‫زمان هایی پیش میاد که تو...

775
00:42:00,684 --> 00:42:03,053
‫متوجه میشی که داری
‫به چی تبدیل میشی

776
00:42:05,054 --> 00:42:07,190
‫داشتیم دومینو بازی میکردیم،
‫کلی آدم اطرافمون بودن

777
00:42:07,324 --> 00:42:09,226
‫و بازی بزرگی بود، پول زیادی وسط بود،

778
00:42:09,358 --> 00:42:11,594
‫و من حسابی رو دور شانس بودم

779
00:42:11,728 --> 00:42:13,430
‫دو تا پنج اوردم و گفتم

780
00:42:13,563 --> 00:42:15,731
‫ "دیگه کارتون تمومه، من بردم"

781
00:42:15,865 --> 00:42:19,068
‫بوم، بوم بوم، یه نفر افتاد روی میز

782
00:42:19,202 --> 00:42:20,670
‫و داشت ازش خون میرفت،

783
00:42:20,804 --> 00:42:22,572
‫یه نفر بدجوری زده بودش

784
00:42:22,706 --> 00:42:24,807
‫همه داشتن فرار میکردن و من داد میزدم

785
00:42:24,940 --> 00:42:26,643
‫ "نه، صبر کنید، صبر کنید!"

786
00:42:26,777 --> 00:42:30,481
‫من داد میزدم و میگفتم "من پنج اوردم!"

787
00:42:30,614 --> 00:42:32,382
‫یادمه که توی سلولم بودم و من،

788
00:42:32,514 --> 00:42:35,585
‫من هنوز دومینو تو دستم بود،

789
00:42:35,719 --> 00:42:39,255
‫و فکر کردم "دارم چی میشم؟"

790
00:42:39,389 --> 00:42:42,693
‫اون یارو داره میمیره، پدر و مادر

791
00:42:42,826 --> 00:42:44,728
‫و برادر و خواهر و شاید بچه داره،

792
00:42:44,860 --> 00:42:48,931
‫و من دارم در مورد ۵ اوردنم داد میزنم!

793
00:42:49,065 --> 00:42:53,769
‫اون روز فهمید که عوض شده

794
00:42:53,902 --> 00:42:56,639
‫اون دیگه دنی نبود،

795
00:42:56,773 --> 00:43:00,443
‫فقط یه زندانی بود

796
00:43:01,677 --> 00:43:03,112
‫برای یه لحظه

797
00:43:03,246 --> 00:43:06,983
‫در مورد خودم احساس بدی پیدا کردم،

798
00:43:07,117 --> 00:43:10,253
‫اون روی من اومد وسط و گفت

799
00:43:10,387 --> 00:43:13,089
‫ "کون لقش بابا، بازی منو به گا داد"

800
00:43:16,726 --> 00:43:18,661
‫مردم جوری در مورد مراکز
‫اصلاح و بازپروری حرف میزنن

801
00:43:18,795 --> 00:43:22,065
‫که انگار اونا مراکز اصلاح
‫و بازپروری هستن. نه

802
00:43:22,197 --> 00:43:23,966
‫اونجا جاییه که بهت
‫یادآوری میکنه تو یه آشغالی

803
00:43:24,099 --> 00:43:26,769
‫پس وقتی که برمیگردی اونجا
‫مثل یه آشغال رفتار میکنی

804
00:43:26,903 --> 00:43:29,639
‫و همیشه آشغال میمونی

805
00:43:29,773 --> 00:43:33,476
‫پنجم می ۱۹۶۸

806
00:43:33,610 --> 00:43:36,713
‫سینکو د مایو

807
00:43:36,847 --> 00:43:39,583
‫اونا یه بازی بیس بال داشتن،
‫اونجا قبلا اجازه میدادن مردم عادی

808
00:43:39,715 --> 00:43:43,219
‫بیان و با زندانی ها بیس بال بازی کنن

809
00:43:43,353 --> 00:43:45,289
‫من، ری پاچتو و هنری کیهادا

810
00:43:45,422 --> 00:43:47,423
‫حسابی مست و پاتیل بودیم،

811
00:43:47,556 --> 00:43:49,558
‫و ری از شهر آتاسکادرو اومده بود،

812
00:43:49,693 --> 00:43:52,095
‫و از دارو و شوک درمانی

813
00:43:52,228 --> 00:43:53,663
‫و اینجور چیزا مدتی خبری نبود

814
00:43:53,797 --> 00:43:56,166
‫اون یه بازیکن سمت چپ
‫بود و آدامس دهنش بود

815
00:43:56,298 --> 00:43:58,967
‫و من شوخی میکردم و میگفتم،

816
00:43:59,101 --> 00:44:02,638
‫ "سر به سر اون نذارید، اون کاراته بلده"

817
00:44:02,771 --> 00:44:06,208
‫و یهو ری پرید و اون یارو رو گرفت

818
00:44:06,342 --> 00:44:08,845
‫لبش رو پاره کرد
‫خواست آدامسش رو بگیره

819
00:44:08,978 --> 00:44:11,346
‫و یه شورش شروع شد

820
00:44:11,481 --> 00:44:14,985
‫وقتی چنین اتفاقی میوفته
‫انگار بمب منفجر شده!

821
00:44:17,853 --> 00:44:20,155
‫همه سنگ و آت و آشغال

822
00:44:20,289 --> 00:44:23,458
‫پرت میکردن و ری این یارو رو میزد،

823
00:44:23,592 --> 00:44:25,795
‫هنری اونقدر زدش تا مرد

824
00:44:25,929 --> 00:44:29,199
‫ادعا شد که من یه سنگ برداشتم

825
00:44:29,333 --> 00:44:32,869
‫و زدم به سر ستوان گیبنز

826
00:44:33,003 --> 00:44:35,305
‫عین صحنه آهسته، اون
‫رفتن سنگ رو تماشا کرد،

827
00:44:35,438 --> 00:44:39,175
‫و اونقدر نگاهش کرد تا به گروهبان خورد

828
00:44:39,309 --> 00:44:41,778
‫و گفت "نه!"

829
00:44:41,911 --> 00:44:45,715
‫سروان راجرز دستش رو اینجوری گرفته بود

830
00:44:45,847 --> 00:44:47,851
‫معناش اینه که،

831
00:44:47,983 --> 00:44:52,621
‫داره به دکل نگهبانی علامت میده
‫که به جایی که اشاره میکنه شلیک کنه

832
00:44:52,755 --> 00:44:56,358
‫من سمت انگشتش رو دنبال کردم،

833
00:44:56,492 --> 00:44:58,728
‫و به طرف من و ری بود

834
00:44:58,862 --> 00:45:02,264
‫ما افتادیم، و من افتادم روش و ری گفت،

835
00:45:02,398 --> 00:45:04,433
‫ "دنی، نذار به من بزنن، نذار به من بزنن"

836
00:45:04,567 --> 00:45:09,039
‫و من گفتم "فکر کنم ما رو زدن دیگه"

837
00:45:09,172 --> 00:45:13,110
‫در اون زمان این کار
‫سوقصد به جان یه نگهبان بود...

838
00:45:15,244 --> 00:45:16,712
‫که مجازاتش مرگ بود

839
00:45:30,626 --> 00:45:32,929
‫ما رفتیم انفرادی

840
00:45:33,061 --> 00:45:34,864
‫من به دیوار نگاه کردم

841
00:45:34,998 --> 00:45:38,068
‫و توی سلول من یه نفر با مدفوع
‫[زندان ایالتی سالدد]

842
00:45:38,202 --> 00:45:42,773
‫نوشته بود "خدا مزخرفه"

843
00:45:42,905 --> 00:45:45,576
‫این فکر به ذهنم رسید...

844
00:45:47,476 --> 00:45:49,278
‫از همون اول ابتدایی

845
00:45:49,411 --> 00:45:53,048
‫معلمایی داشتم که میگفتن
‫ "استعداد زیادی داری"

846
00:45:53,181 --> 00:45:55,418
‫و همه این چیزا حس افتضاحی داشت

847
00:45:55,552 --> 00:45:57,720
‫مهم نبود چقدر توی مدرسه محبوب بودم

848
00:45:57,853 --> 00:46:00,323
‫چقدر باحال بودم،

849
00:46:00,456 --> 00:46:04,994
‫چقدر همه منو دوست
‫داشتن، همه چی تموم شده بود

850
00:46:05,128 --> 00:46:08,332
‫میدونستم چه اتفاقی میوفته، اونا منو میکشتن

851
00:46:09,766 --> 00:46:13,170
‫دیگه ادامه ای نداره

852
00:46:16,405 --> 00:46:18,507
‫سلول انفرادی باعث میشه

853
00:46:18,641 --> 00:46:22,311
‫به خانوادت فکر کنی،

854
00:46:22,445 --> 00:46:25,749
‫به این که دوستات واقعا کی هستن،

855
00:46:25,882 --> 00:46:28,284
‫کی واقعا دوستت داره

856
00:46:28,418 --> 00:46:30,554
‫روزهایی رو توی زندگیت بازسازی میکنه

857
00:46:30,686 --> 00:46:32,654
‫که تو یه بچه کوچیک بودی
‫و همه چی رو به راه بود

858
00:46:32,789 --> 00:46:36,393
‫نمایش ها رو توی ذهنت اجرا میکنی،
‫فیلما رو توی سرت دوباره میبینی

859
00:46:36,527 --> 00:46:38,894
‫سعی میکنی دیوونه نشی

860
00:46:39,027 --> 00:46:40,896
‫اما از دیوونه شدن

861
00:46:41,030 --> 00:46:44,601
‫میرسی به دیوونه کردن خودت

862
00:46:44,735 --> 00:46:47,237
‫من توی انفرادی بودم و توی سلول راه میرفتم

863
00:46:47,369 --> 00:46:51,307
‫و "جادوگر شهر از" رو بازی میکردم

864
00:46:51,440 --> 00:46:52,674
‫ "کفشاتو بده من دورتی!"

865
00:46:52,809 --> 00:46:54,845
‫کل این فیلم عجیب و غریب

866
00:46:54,978 --> 00:46:58,380
‫باعث میشد مغزم کار کنه

867
00:46:58,514 --> 00:47:01,050
‫ "اتحادیه آب نبات چوبی" و همه اینا

868
00:47:01,184 --> 00:47:04,187
‫نگهبانا میومدن دم سلول
‫من و میگفتن "خفه شو تریهو!"

869
00:47:04,320 --> 00:47:08,724
‫میگفتم "تو خواهر منو
‫کشتی" و اونا میرفتن

870
00:47:08,858 --> 00:47:12,129
‫تو باید از هر روشی که میتونی
‫با شرایط خودت رو تطبیق بدی

871
00:47:12,262 --> 00:47:14,163
‫روش اون "جادوگر شهر از" بود
‫[دنیل تریهو، دختر دنی]

872
00:47:19,768 --> 00:47:21,971
‫سلول انفرادی معمولا طی روز ساکته

873
00:47:22,105 --> 00:47:23,340
‫شبا دیوونه میشی

874
00:47:23,472 --> 00:47:26,009
‫عقل از سرت میپره

875
00:47:26,143 --> 00:47:28,478
‫بعضی وقتا میگفت که
‫نگهبان به رادیو گوش میده

876
00:47:30,447 --> 00:47:32,882
‫آهنگ بیتلز پخش شد، اولین
‫باری بود که میشنیدیمش،

877
00:47:33,014 --> 00:47:34,483
‫اون...

878
00:47:36,418 --> 00:47:38,221
‫♪ جودی، جودی ♪

879
00:47:38,353 --> 00:47:40,689
‫کل سلول ها کاملا ساکت شدن!

880
00:47:40,822 --> 00:47:43,326
‫♪ هی جود ♪

881
00:47:43,460 --> 00:47:44,661
‫♪ کاری نکن که... ♪

882
00:47:44,793 --> 00:47:47,396
‫کم کم،

883
00:47:47,530 --> 00:47:49,800
‫همشون میرن پشت میله ها

884
00:47:49,932 --> 00:47:51,568
‫و همه سعی میکردن اونو بشنون،

885
00:47:51,701 --> 00:47:53,702
‫از بلندگو پخش میشد، همه
‫گوشاشونو تیز کرده بودن

886
00:47:53,835 --> 00:47:56,138
‫♪ جودی جودی جودی جودی ♪

887
00:47:56,271 --> 00:47:58,740
‫آخرش اینجوری میشد

888
00:47:58,875 --> 00:48:02,378
‫♪ جودی جودی جودی جودی ♪

889
00:48:02,512 --> 00:48:05,114
‫یه آهنگ های خاصی هست که به یادت میمونه،

890
00:48:05,248 --> 00:48:07,684
‫آهنگ هایی که تو رو یاد
‫زنت و بچه هات میندازه،

891
00:48:07,818 --> 00:48:11,721
‫آهنگ هایی که تو رو میبره به دوران دبیرستان

892
00:48:11,855 --> 00:48:14,856
‫♪ جود جود جود جود ♪

893
00:48:14,990 --> 00:48:17,527
‫♪ اه اه اه ♪

894
00:48:31,173 --> 00:48:33,576
‫یادمه از خدا خواستم

895
00:48:35,311 --> 00:48:38,081
‫بذاره با شرافت بمیرم

896
00:48:39,382 --> 00:48:40,884
‫"نذار داد بزنم، جیغ بکشم

897
00:48:41,016 --> 00:48:43,786
‫و مامانمو صدا بزنم و توی شلوارم برینم"

898
00:48:43,920 --> 00:48:47,624
‫"بذار یه جوری برم که

899
00:48:47,757 --> 00:48:50,059
‫بچه ها بگن اون مثل یه مرد رفت"

900
00:48:50,193 --> 00:48:53,363
‫"و خدایا اگه این کارو بکنی،

901
00:48:53,496 --> 00:48:56,099
‫هر روز اسمت رو به زبون میارم،

902
00:48:56,233 --> 00:48:59,635
‫و هر کاری از دستم بر بیاد
‫برای رفقای هم بندم انجام میدم...

903
00:49:00,871 --> 00:49:02,639
‫از این به بعد"

904
00:49:04,539 --> 00:49:07,177
‫همه ما اینجوری دعا میکنیم

905
00:49:07,309 --> 00:49:10,813
‫در لحظاتی که نزدیک فنا شدنیم

906
00:49:10,947 --> 00:49:13,516
‫اما فکر میکنم اون دعایی که کرد

907
00:49:13,650 --> 00:49:16,353
‫نتونست فراموشش کنه

908
00:49:21,224 --> 00:49:24,460
‫اون نگهبانی که بهش سنگ خورد

909
00:49:24,594 --> 00:49:28,264
‫نتونست کسی که سنگ رو
‫پرتاب کرده شناسایی کنه

910
00:49:28,396 --> 00:49:30,866
‫اگه اون میگفت،

911
00:49:31,000 --> 00:49:33,036
‫ "دنی تریهو سنگ رو پرت کرده..."

912
00:49:34,103 --> 00:49:36,004
‫تموم میشد

913
00:49:36,139 --> 00:49:38,474
‫فقط با یه کلمه

914
00:49:38,608 --> 00:49:42,345
‫و این راه عجیبیه

915
00:49:42,478 --> 00:49:44,614
‫برای دور زدن مرگ

916
00:49:46,548 --> 00:49:49,452
‫دنی زندگیش رو پس گرفته بود

917
00:49:51,320 --> 00:49:55,158
‫من شروع کردم به انجام کارای خیر

918
00:49:55,291 --> 00:49:58,327
‫من به عنوان یه اصلاح بهش نگاه نمیکردم،

919
00:49:58,460 --> 00:50:02,698
‫فکر میکردم سر قولم موندم

920
00:50:02,831 --> 00:50:07,369
‫سر قولم بمونم که آدم بهتری بشم

921
00:50:07,503 --> 00:50:09,639
‫و یادمه روز قبل از آزاد شدنم،

922
00:50:09,771 --> 00:50:13,476
‫روی تختم خوابیده بودم، همه
‫وسائلم رو داده بودم رفته بود

923
00:50:13,610 --> 00:50:18,315
‫و یادمه یه آدمی به اسم جانی هریسون

924
00:50:18,447 --> 00:50:22,518
‫که اواخر ۱۹۶۲ توی زندان دیدمش،

925
00:50:22,652 --> 00:50:26,556
‫گفت "چرا نمیای به ما ملحق بشی؟"

926
00:50:30,126 --> 00:50:32,394
‫و من به خودم قول دادم

927
00:50:32,527 --> 00:50:35,998
‫که برم به یه جلسه الکلی های گمنام

928
00:50:36,132 --> 00:50:38,501
‫قبل از انجام هر کار دیگه ای

929
00:50:43,172 --> 00:50:47,809
‫من ۲۳ آگوست ۱۹۶۲ اومدم بیرون

930
00:50:53,715 --> 00:50:55,217
‫یادمه وقتی از زندان اومدم بیرون،

931
00:50:55,351 --> 00:50:57,920
‫اولین چیزی که توی اتوبوس دیدم چی بود،

932
00:50:58,054 --> 00:51:00,889
‫گفتم "وای! یه توله سگ!"

933
00:51:01,023 --> 00:51:03,491
‫وای! یه سگ!

934
00:51:03,626 --> 00:51:05,695
‫ببین چه خوشگله

935
00:51:08,498 --> 00:51:12,369
‫من به یه آدمی زنگ زدم به اسم فرانک
‫روسو، فرانک روسو، فرانک روسو

936
00:51:12,501 --> 00:51:13,869
‫و همیشه اینو میگم چون به من گفت

937
00:51:14,003 --> 00:51:15,439
‫هیچ وقت اسمش رو نیارم

938
00:51:17,440 --> 00:51:20,242
‫اون اومد و من سوار ماشینش
‫شدم و گفت "چه خبر؟"

939
00:51:20,376 --> 00:51:23,612
‫و گفتم "میخوام برم خونه مامانم"

940
00:51:23,746 --> 00:51:27,250
‫اون برگشت به این خونه

941
00:51:27,382 --> 00:51:29,785
‫اون اومد دم در آهنی

942
00:51:29,918 --> 00:51:34,757
‫و گفت که مادربزرگم درو باز کرد،

943
00:51:34,889 --> 00:51:37,793
‫اما قفل در توری رو باز نکرد

944
00:51:37,927 --> 00:51:39,262
‫وقتی اونو دید

945
00:51:39,396 --> 00:51:41,564
‫من گفتم "مامان میتونم
‫یکی دو روز اینجا بمونم؟"

946
00:51:41,697 --> 00:51:43,399
‫ "برنامه های عفو مشروطم بهم ریخته"

947
00:51:43,532 --> 00:51:45,434
‫و مامانم روشو کرد سمت بابام

948
00:51:45,568 --> 00:51:47,369
‫که اونجا نشسته بود و گفت

949
00:51:47,503 --> 00:51:51,606
‫"دن، دنی میخواد بدونه که
‫میتونه دو روز اینجا بمونه"

950
00:51:51,740 --> 00:51:54,443
‫و بابام گفت "آره، بهش بگو آره"

951
00:51:54,577 --> 00:51:57,480
‫بدون این که نگاهش
‫رو از تلویزیون برداره

952
00:51:57,612 --> 00:51:59,982
‫و رفتم توی اتاقم و توی اتاقم نشستم

953
00:52:00,115 --> 00:52:02,085
‫و با خودم فکر کردم

954
00:52:02,217 --> 00:52:03,485
‫"این همون اتاقیه که توش بودم

955
00:52:03,619 --> 00:52:05,121
‫وقتی که ۱۳ سالم بود"

956
00:52:05,253 --> 00:52:07,990
‫حالا یه خلافکار سابقه دار ۲۶ ساله

957
00:52:08,123 --> 00:52:10,525
‫سارق مسلح بودم که خونه مامانشه

958
00:52:10,659 --> 00:52:12,194
‫و بابام حتی بهم سلامم نکرد،

959
00:52:12,327 --> 00:52:14,630
‫اون نمیخواد من اینجا باشم

960
00:52:14,764 --> 00:52:17,367
‫من از خودم متنفر بودم،

961
00:52:18,601 --> 00:52:20,503
‫بابام از خالکوبی متنفر بود

962
00:52:20,637 --> 00:52:23,172
‫و من میخواستم حالشو بگیرم

963
00:52:23,306 --> 00:52:26,643
‫من پاشدم و روی یه صندلی جلوی

964
00:52:26,775 --> 00:52:28,777
‫تلویزیونش نشستم

965
00:52:28,911 --> 00:52:32,214
‫من لباسمو در اوردم، یه
‫خالکوبی بزرگ روی سینم داشتم،

966
00:52:32,347 --> 00:52:33,615
‫و من داشتم آماده میشدم که بگم "هی،

967
00:52:33,750 --> 00:52:35,318
‫چه خبرا؟"

968
00:52:35,451 --> 00:52:39,956
‫و مامانم درست به موقع اومد و گفت،

969
00:52:40,088 --> 00:52:43,659
‫ "پسرم، کلوچه و شیر میخوای؟"

970
00:52:43,793 --> 00:52:45,929
‫همه اون ابهتش

971
00:52:46,061 --> 00:52:50,132
‫کاملا از بین رفت

972
00:52:50,266 --> 00:52:54,704
‫ما یه تصوری داشتیم در مورد
‫این که اوضاع چطور باید باشه

973
00:52:54,838 --> 00:52:56,105
‫و چطور میشه

974
00:52:56,239 --> 00:52:59,876
‫اما همه صدمات و آزارها

975
00:53:00,009 --> 00:53:03,112
‫و هرج و مرج هایی که
‫باعثشون شدیم رو فراموش میکنیم

976
00:53:03,246 --> 00:53:05,514
‫و همه این چیزا رو فراموش میکنم...

977
00:53:10,286 --> 00:53:12,688
‫اون به فرانک زنگ زد و رفت

978
00:53:12,822 --> 00:53:14,923
‫اون شب اونو ببینه

979
00:53:20,695 --> 00:53:24,534
‫بهترین کاری بود که توی زندگیم کردم

980
00:53:24,668 --> 00:53:29,372
‫اونا به من خوش آمد گفتن، چون آدمای
‫توی انجمن معتادها و الکلی های گمنام نمیگن،

981
00:53:29,505 --> 00:53:32,442
‫ "اوه، تو زندان بودی" تقریبا
‫یه مزیت حساب میشه این

982
00:53:35,378 --> 00:53:36,746
‫وقتی تصمیم گرفت

983
00:53:36,878 --> 00:53:38,213
‫که نمیخواد برگرده زندان

984
00:53:38,347 --> 00:53:39,782
‫و میخواد متفاوت باشه،

985
00:53:39,916 --> 00:53:43,119
‫باید قدم به قدم جلو میرفت

986
00:53:46,288 --> 00:53:47,824
‫یادمه که رفتم با یکی از
‫پشتیبان هام صحبت کردم،

987
00:53:47,956 --> 00:53:50,393
‫فردی به اسم سم هاردی

988
00:53:50,527 --> 00:53:51,894
‫انگار همیشه یه چیزی تو دهنش بود

989
00:53:52,027 --> 00:53:54,163
‫مثل دهاتیا

990
00:53:54,297 --> 00:53:58,835
‫و اون گفت "دنی، هر چیزی که داری...

991
00:54:01,036 --> 00:54:03,572
‫برای ترسوندنه، همه چیت"

992
00:54:03,706 --> 00:54:06,709
‫"جوری که حرف میزنی، جوری که راه میری،

993
00:54:06,842 --> 00:54:08,443
‫جوری که به بقیه نگاه میکنی"

994
00:54:08,577 --> 00:54:11,280
‫ "زنده موندن برای تو یعنی اول حمله کردن"

995
00:54:11,414 --> 00:54:14,617
‫"زنده موندن برای تو یعنی...

996
00:54:14,750 --> 00:54:16,918
‫اگه مجبور شدی یه نفر رو بکشی"

997
00:54:17,052 --> 00:54:20,422
‫"تو باید برای بقیه کارهایی بکنی

998
00:54:20,556 --> 00:54:24,927
‫و انتظار هیچ پاداشی نداشته باشی"

999
00:54:25,061 --> 00:54:27,930
‫اون یاد گرفت چطور به بقیه کمک کنه

1000
00:54:28,063 --> 00:54:29,732
‫اون آشغالای

1001
00:54:29,865 --> 00:54:31,568
‫همسایه بغلی رو میبرد بیرون

1002
00:54:33,068 --> 00:54:35,672
‫چمن جلوی در خونه یه نفر رو کوتاه میکرد

1003
00:54:35,804 --> 00:54:37,773
‫فقط برای این که
‫بهش کمک کرده باشه

1004
00:54:37,907 --> 00:54:41,244
‫این روند همینطور ادامه داشت

1005
00:54:41,376 --> 00:54:43,012
‫اون شمارش رو به بقیه داد،

1006
00:54:43,146 --> 00:54:46,449
‫و بقیه بهش زنگ میزدن

1007
00:54:46,581 --> 00:54:48,750
‫وقتی یه ماشین خریدم،
‫بقیه رو میرسوندم به جلسه ها،

1008
00:54:48,884 --> 00:54:51,920
‫و به حرفاشون گوش میکردم

1009
00:54:53,789 --> 00:54:57,125
‫من برای اوراقی کارلیسی شروع به کار کردم

1010
00:54:57,259 --> 00:54:59,228
‫گیلبرت بعد حدود دو هفته یا یه هفته و نیم

1011
00:54:59,362 --> 00:55:03,398
‫که از زندان در اومده بود
‫با یه ماشین جدید لینکن اومد،

1012
00:55:03,532 --> 00:55:07,236
‫و از من پرسید "چه گهی داری میخوری؟"

1013
00:55:07,369 --> 00:55:09,505
‫و من بهش گفتم "خفه شو
‫گیلبرت، من دارم کار میکنم"

1014
00:55:09,639 --> 00:55:11,775
‫گفت "میدونم، اما این خجالت آوره"

1015
00:55:11,907 --> 00:55:13,442
‫ "ما کارمون خلاف کردنه"

1016
00:55:13,576 --> 00:55:16,012
‫و گفت "بیا اینا رو بگیر"

1017
00:55:16,146 --> 00:55:19,448
‫و به من ۲۰۰ گرم هروئین و هزار دلار داد

1018
00:55:19,581 --> 00:55:21,182
‫هزار دلار گذاشت و گفت،

1019
00:55:21,317 --> 00:55:23,987
‫ "به خودت بیا، این چه وضعیه..."

1020
00:55:24,119 --> 00:55:25,387
‫ "تو برای من کار میکنی"

1021
00:55:25,521 --> 00:55:27,690
‫ "من پول دارم وضعم توپه" و...

1022
00:55:27,822 --> 00:55:30,893
‫اون جان وین من بود. قهرمان من بود

1023
00:55:31,027 --> 00:55:33,195
‫گفتم "گیلبرت برو گمشو،
‫من نمیتونم این کارو بکنم"

1024
00:55:33,329 --> 00:55:35,531
‫و برای اولین بار دست رد به سینش زدم

1025
00:55:35,664 --> 00:55:38,468
‫البته اون ۱۰۰۰ دلار رو برداشتم

1026
00:55:38,601 --> 00:55:40,570
‫اما رفتم پشت اونجا و نشستم و فکر کردم،

1027
00:55:40,702 --> 00:55:42,237
‫ "وای خدا"

1028
00:55:42,371 --> 00:55:44,240
‫فرانک اومد و گفت

1029
00:55:44,373 --> 00:55:46,141
‫ "دنی، میدونم چه حسی داری"

1030
00:55:46,275 --> 00:55:49,479
‫ "خواهش میکنم فقط دو ماه صبر کن"

1031
00:55:49,612 --> 00:55:51,514
‫ "خودت میدونی چی میشه"

1032
00:55:51,648 --> 00:55:53,215
‫و دو سه ماه بعد،

1033
00:55:53,349 --> 00:55:55,051
‫گیلبرت یه جایی با پلیس درگیر شد،

1034
00:55:55,184 --> 00:55:57,721
‫دوباره برگشت زندان

1035
00:56:00,188 --> 00:56:03,458
‫برای بعضیا این یه روش زندگیه

1036
00:56:03,592 --> 00:56:06,028
‫که نمیتونن ازش فرار کنن

1037
00:56:06,161 --> 00:56:09,331
‫عمو گیلبرت نمیتونست ازش فرار کنه

1038
00:56:09,465 --> 00:56:11,867
‫برادر کوچیکم نتونست از این زندگی فرار کنه

1039
00:56:13,936 --> 00:56:16,338
‫وقتی که مرد، ۵۰ گرم هروئین

1040
00:56:16,472 --> 00:56:19,342
‫دو هزار دلار پول و مقداری
‫کوکائین با خودش داشت

1041
00:56:19,474 --> 00:56:22,545
‫اون اوردوز کرد و مرد. پسرعموم پیداش کرد

1042
00:56:28,985 --> 00:56:31,887
‫اون مثل برادر بزرگش بود

1043
00:56:32,021 --> 00:56:33,756
‫حتی با این که دنی از
‫اون مسیر خارج شده بود،

1044
00:56:33,889 --> 00:56:35,858
‫اون عاشق گیلبرت بود،

1045
00:56:35,992 --> 00:56:39,128
‫اون همه چیزش بود

1046
00:56:39,260 --> 00:56:41,197
‫وقتی بچه گیلبرت کوچیک بود
‫[گیلبرت کوچولو، بچه عمو گیلبرت]

1047
00:56:41,329 --> 00:56:44,065
‫دنی اونو مثل بچه خودش
‫قبول کرد و بزرگش کرد،

1048
00:56:44,199 --> 00:56:46,402
‫اما اونم...

1049
00:56:46,536 --> 00:56:49,739
‫توی یه مسیر دیگه ای بود

1050
00:56:49,871 --> 00:56:52,074
‫بعد از این که یه مدت ازش
‫نگهداری کردیم و رو به راه شد

1051
00:56:52,208 --> 00:56:54,110
‫مامانش میخواست اونو پس بگیره...

1052
00:56:54,242 --> 00:56:55,878
‫ولی بلافاصله مادرش کنترل اونو از دست داد

1053
00:56:56,012 --> 00:56:58,515
‫و اون دوباره وقتش رو توی پارک میگذروند

1054
00:57:00,014 --> 00:57:02,684
‫سن ۱۷ سالگی،

1055
00:57:02,818 --> 00:57:04,787
‫به خاطر قتل شبه عمد رفت زندان

1056
00:57:04,920 --> 00:57:07,623
‫با سه نفر دیگه،

1057
00:57:07,757 --> 00:57:11,460
‫از ماشین به بیرون شلیک کرده
‫بودن و یه نفر رو کشته بودن...

1058
00:57:11,594 --> 00:57:13,695
‫اون فقط یه بچه بود، ۱۷ سالش بود

1059
00:57:13,829 --> 00:57:15,631
‫درگیر خلاف شده بود

1060
00:57:15,764 --> 00:57:18,400
‫مواد و چیزای دیگه

1061
00:57:18,534 --> 00:57:20,903
‫چه مدتی گیلبرت حبس کشیده بود؟

1062
00:57:21,036 --> 00:57:22,605
‫۳۸ سال

1063
00:57:24,873 --> 00:57:26,342
‫هنوز کسی رو ندیدم که

1064
00:57:26,474 --> 00:57:28,643
‫به عنوان یه معتاد مواد یا الکلی

1065
00:57:28,777 --> 00:57:31,847
‫موفق بشه و به جایی رسیده باشه

1066
00:57:31,981 --> 00:57:35,418
‫اونا میمیرن، یا دیوونه میشن یا میرن زندان

1067
00:57:42,724 --> 00:57:45,760
‫من شدم مشاور ترک اعتیاد

1068
00:57:45,893 --> 00:57:50,165
‫خیلی پول توش نبود، اما مزیت های خوبی داشت

1069
00:57:50,300 --> 00:57:53,402
‫اونجا جایی بود که میتونست حقیقت رو بگه

1070
00:57:53,536 --> 00:57:55,938
‫بذار من اشتباهات بچگیم رو بگم

1071
00:57:56,070 --> 00:57:59,741
‫که شماها لازم نباشه اونا رو تکرار کنید

1072
00:57:59,875 --> 00:58:03,478
‫دنی خیلی تو جلسات معتادها و
‫الکلی های گمنام مشهور شده بود

1073
00:58:03,612 --> 00:58:08,416
‫اونو همه جای آمریکا
‫دعوت میکردن تا صحبت کنه

1074
00:58:08,550 --> 00:58:10,853
‫اون فرصت اینو داشت
‫که مشاور ترک اعتیاد بشه

1075
00:58:10,987 --> 00:58:12,989
‫اون فرصت برای اون یه
‫فرصت دیگه رو ایجاد کرد

1076
00:58:13,121 --> 00:58:14,455
‫تا یه شب به یه نفر کمک کنه،

1077
00:58:14,590 --> 00:58:17,326
‫تا اونو به اولین فیلمش برسونه

1078
00:58:22,764 --> 00:58:27,135
‫اون حدود ۲۰ سال از زندان بیرون بود

1079
00:58:27,268 --> 00:58:31,873
‫یکی از بچه هایی که بهش
‫کمک میکرد، به اون زنگ زد

1080
00:58:32,007 --> 00:58:34,976
‫دنی داشت برنامه جانی کارسون رو میدید
‫[مجری تلویزیونی]

1081
00:58:35,110 --> 00:58:38,246
‫گفت "اینجا خیلی وضع خرابه"

1082
00:58:38,380 --> 00:58:40,482
‫اون گفت "صبر کن، الان میام اونجا"

1083
00:58:40,617 --> 00:58:43,752
‫و اون به این انبار رفت

1084
00:58:43,885 --> 00:58:47,322
‫اون وارد یه انبار شد که
‫صحنه فیلمبرداری فیلم بود،

1085
00:58:47,456 --> 00:58:49,992
‫صحنه فیلم "قطار فرار"

1086
00:58:50,125 --> 00:58:52,827
‫چند نفر آدم یونیفرم آبی پوشیده بودن

1087
00:58:52,960 --> 00:58:54,829
‫مثل زندان

1088
00:58:54,963 --> 00:58:56,898
‫من این آدما رو تماشا میکردم
‫[فیلم قطار زندان، ۱۹۸۵]

1089
00:58:57,032 --> 00:58:59,567
‫که لباس زندان داشتن

1090
00:58:59,702 --> 00:59:04,140
‫یکی گفت "خفن به نظر میام؟"

1091
00:59:04,273 --> 00:59:06,909
‫گفتم "آره، به عنوان نوچه
‫یه نفر توی زندون واقعی خفنی"

1092
00:59:07,043 --> 00:59:10,479
‫یه نفر اومد سراغش و گفت
‫ "میخوای سیاهی لشکر باشی؟"

1093
00:59:10,612 --> 00:59:12,414
‫دنی گفت "سیاهی لشکر چیه؟"

1094
00:59:12,547 --> 00:59:14,216
‫اون گفت "میتونی نقش
‫یه زندانی رو بازی کنی؟"

1095
00:59:14,349 --> 00:59:16,351
‫دنی گفت "یه امتحانی میکنم"

1096
00:59:16,485 --> 00:59:19,821
‫اون گفت "ما روزی ۵۰ دلار بهت میدیم"
‫و اون گفت "وای، باشه!"

1097
00:59:19,956 --> 00:59:23,025
‫گفت "شماها نمیدونید،
‫اما این رنگ آبی زندان،

1098
00:59:23,157 --> 00:59:25,060
‫خیلی به من میاد"

1099
00:59:25,193 --> 00:59:27,230
‫اون لباسش رو در اورد،

1100
00:59:27,362 --> 00:59:30,231
‫ادی بانکر که نویسنده
‫بود خالکوبی اون رو دید

1101
00:59:30,365 --> 00:59:34,202
‫و گفت "وای خدا، من تو رو
‫میشناسم، تو دنی تریهو هستی"

1102
00:59:34,336 --> 00:59:38,606
‫"تو قهرمان بوکس هستی
‫و خیلی چیزای دیگه"

1103
00:59:38,740 --> 00:59:41,476
‫و اون گفت "ما به یه نفر نیاز داریم که

1104
00:59:41,610 --> 00:59:44,480
‫به یکی از بازیگرا بوکس یاد بده"

1105
00:59:44,612 --> 00:59:46,981
‫و من گفتم "دستمزدش چقدره؟"

1106
00:59:47,115 --> 00:59:50,420
‫اون گفت "۳۲۰ دلار در روز"

1107
00:59:50,552 --> 00:59:52,788
‫من گفتم "مگه میخواید چقدر کتکش بزنم؟"

1108
00:59:52,922 --> 00:59:54,624
‫گفت "نه، باید خیلی مراقب باشی، این بازیگره

1109
00:59:54,757 --> 00:59:57,860
‫خیلی کم تحمله، ممکنه
‫حسابی تو رو بزنه"

1110
00:59:57,992 --> 01:00:01,396
‫گفتم "با ۳۲۰ دلار اصلا بهش
‫چوبم بده منو بزنه، دیوونه شدی؟"

1111
01:00:01,530 --> 01:00:03,431
‫ "من قبلا مجانی کتک میخوردم!"

1112
01:00:03,565 --> 01:00:07,569
‫در این زمان، کارگردان که
‫یه نجیب زاده روسی بود اومد

1113
01:00:07,702 --> 01:00:12,373
‫و اینجوری کرد...

1114
01:00:12,507 --> 01:00:15,276
‫و دنی گفت "این علامت
‫کدوم دسته خلافکاریه؟"

1115
01:00:15,411 --> 01:00:19,213
‫و اون کارگردان به خالکوبیش نگاه کرد،

1116
01:00:19,347 --> 01:00:23,885
‫و گفت "تو توی فیلم من بازی میکنی"
‫[آندره کونچالوسکی]

1117
01:00:24,018 --> 01:00:25,820
‫و یادمه گفت "تو دوست من میشی"

1118
01:00:25,954 --> 01:00:28,423
‫اگه توی زندان باشی، خوشت نمیاد بقیه بگن

1119
01:00:28,557 --> 01:00:32,027
‫ "تو دوست من میشی"

1120
01:00:32,159 --> 01:00:34,996
‫و بعد آندره منو بوس کرد، گونه منو بوس کرد،

1121
01:00:35,130 --> 01:00:37,800
‫و بعد اون یکی گونم رو بوس کرد و رفت

1122
01:00:37,934 --> 01:00:39,301
‫و من یادمه به ادی گفتم،

1123
01:00:39,434 --> 01:00:41,702
‫"ببین، اگه قرار باشه یه پیرمرد رو بوس کنم،

1124
01:00:41,836 --> 01:00:43,005
‫پول بیشتری میخوام"

1125
01:00:43,139 --> 01:00:44,774
‫و اون گفت "نه، نه، اون اروپاییه"

1126
01:00:44,907 --> 01:00:47,109
‫من نمیدونستم اروپایی ها بوس میکنن همو!

1127
01:00:47,242 --> 01:00:48,377
‫اون شروع بازیگریش بود

1128
01:00:48,510 --> 01:00:50,646
‫با فیلم "قطار فرار"

1129
01:00:50,780 --> 01:00:54,283
‫و این قسمت جالب داستانشه

1130
01:00:54,416 --> 01:00:58,054
‫انگار از محله پاکویما بری به ماه

1131
01:00:58,186 --> 01:01:00,822
‫اون هیچ وقت هالیوود نرفته بود...

1132
01:01:00,956 --> 01:01:03,325
‫نزدیک ترین جایی که
‫رفته بود ایست هالیوود بود

1133
01:01:03,458 --> 01:01:05,426
‫یه روزی اون دستمزدش رو گرفت

1134
01:01:05,561 --> 01:01:07,796
‫و فکر کرد زیادی پول گرفته

1135
01:01:07,929 --> 01:01:10,132
‫اولین چک حقوقی که گرفتم بیشتر از اون

1136
01:01:10,264 --> 01:01:12,268
‫۳۲۰ دلاری بود که انتظارش
‫رو داشتم. گفتم یعنی چی؟

1137
01:01:12,400 --> 01:01:14,103
‫یادمه اون چک رو گذاشتم توی جیبم،

1138
01:01:14,235 --> 01:01:16,103
‫مثل موشک رفتم بانک

1139
01:01:16,237 --> 01:01:17,705
‫تا سریع نقدش کنم،
‫چون اونا سوتی داده بودن

1140
01:01:17,838 --> 01:01:20,208
‫چون خیلی از چیزی که
‫انتظار داشتم پول بیشتری دادن

1141
01:01:20,342 --> 01:01:21,676
‫گفتن "نه، نه، نه، این حقوقیه که میگیری"

1142
01:01:21,809 --> 01:01:23,846
‫ "هر هفته این پول رو میگیری، حسابش درسته"

1143
01:01:23,978 --> 01:01:26,114
‫اون باورش نمیشد

1144
01:01:26,248 --> 01:01:27,348
‫فقط توی

1145
01:01:27,483 --> 01:01:31,220
‫کلاس کاری تغییر نمیکنی،

1146
01:01:31,353 --> 01:01:36,091
‫از نظر فرهنگی هم تغییر میکنی

1147
01:01:40,394 --> 01:01:42,331
‫ادی راهنمای دنی بود

1148
01:01:42,463 --> 01:01:46,034
‫برای موفقیت توی هالیوود

1149
01:01:46,168 --> 01:01:48,771
‫ادی آی کیوی خیلی بالایی داشت

1150
01:01:48,903 --> 01:01:52,541
‫اون بیشتر از دنی حبس کشیده بود

1151
01:01:52,675 --> 01:01:56,077
‫از هشت سالگی تو خیابونا بزرگ شده بود

1152
01:01:56,210 --> 01:02:01,015
‫اون نقشه دزدی ها رو میکشید و میفروخت

1153
01:02:01,150 --> 01:02:03,318
‫ادی عمو گیلبرت رو میشناخت

1154
01:02:03,452 --> 01:02:07,223
‫عمو گیلبرت از ادی نقشه دزدی خریده بود

1155
01:02:07,356 --> 01:02:08,991
‫اون دنی رو وارد این کار کرده بود

1156
01:02:09,125 --> 01:02:12,894
‫و اون همه راه و چاه این "دار و دسته" رو

1157
01:02:13,027 --> 01:02:14,395
‫بهش یاد داده بود،

1158
01:02:14,530 --> 01:02:16,198
‫چون هالیوود همش دار و دسته هست

1159
01:02:16,331 --> 01:02:17,333
‫اگه ندونی چی به چیه

1160
01:02:17,467 --> 01:02:19,067
‫به مشکل میخوری

1161
01:02:19,201 --> 01:02:20,903
‫اونا هر روز به سیاهی لشکرها پول میدادن،

1162
01:02:21,036 --> 01:02:23,105
‫توی "قطار دزدی" ۳۰۰ تا سیاهی لشکر بود

1163
01:02:23,237 --> 01:02:25,707
‫اونا هر روز به اریک پول میدادن،

1164
01:02:25,840 --> 01:02:28,009
‫به جان ویت روزانه پول میدادن
‫[بازیگر فیلم قطار دزدی]

1165
01:02:28,143 --> 01:02:29,445
‫یادمه که توی پارکینگ نشسته بودم

1166
01:02:29,577 --> 01:02:31,380
‫و سیگار میکشیدم و دیدم یه نفر اومد

1167
01:02:31,512 --> 01:02:33,415
‫ماشینش رو پارک کرد و
‫دیدم یه کیف بزرگ دستشه

1168
01:02:33,548 --> 01:02:35,583
‫و داره میره

1169
01:02:35,717 --> 01:02:37,286
‫گفتم وای،

1170
01:02:37,418 --> 01:02:39,887
‫میدونستم توی اون کیف فقط پوله

1171
01:02:40,021 --> 01:02:43,092
‫و یادمه ادی بانکر اومد و
‫گفت "چه گوهی میخوری؟"

1172
01:02:43,224 --> 01:02:45,594
‫گفتم "بشین روی ماشین، اینو ببین"

1173
01:02:45,728 --> 01:02:47,663
‫ادی اومد گفت،

1174
01:02:47,795 --> 01:02:49,797
‫"فقط همین؟" گفتم "آره، همین"

1175
01:02:49,931 --> 01:02:53,503
‫شیش، هفت هشت هزار
‫دلار توی اون چیز پول بود

1176
01:02:53,635 --> 01:02:56,905
‫و ادی گفت "اون پول خورده

1177
01:02:57,039 --> 01:02:58,273
‫چیزی که داری میگی،

1178
01:02:58,407 --> 01:02:59,574
‫پول خورده"

1179
01:02:59,708 --> 01:03:01,976
‫اون گفت "دنی، این
‫جوری که بقیه رو نگاه میکنی،

1180
01:03:02,110 --> 01:03:05,079
‫و این جوری که بازی میکنی...

1181
01:03:05,213 --> 01:03:08,384
‫اگه این کارو ادامه بدی اون
‫برات پول خورد به حساب میاد"

1182
01:03:08,516 --> 01:03:11,553
‫اونقدر پول رو توی جیبت داری"

1183
01:03:11,686 --> 01:03:15,423
‫"هالیوود آدمایی رو میخواد که
‫میتونن ادای گردن کلفتا رو در بیارن

1184
01:03:15,557 --> 01:03:17,425
‫اونا گردن کلفت نمیخوان"

1185
01:03:17,559 --> 01:03:21,597
‫تو باید سریع بقیه رو خلع سلاح کنی"

1186
01:03:21,731 --> 01:03:23,299
‫گفتم "منظورت چیه ادی؟"
‫گفت "میدونی چیه؟

1187
01:03:23,431 --> 01:03:24,966
‫مردم از تو میترسن دنی

1188
01:03:25,099 --> 01:03:27,135
‫ما سر صحنه یه فیلم
‫هستیم و بقیه از تو میترسن

1189
01:03:27,268 --> 01:03:30,905
‫چون یه نگاهی داریم
‫که میگه من تو رو میکشم،

1190
01:03:31,039 --> 01:03:33,976
‫و آدمایی که لباسات رو هم میشورن میکشم"

1191
01:03:40,148 --> 01:03:42,150
‫خیلی سریع توی کارم پیشرفت کردم

1192
01:03:42,284 --> 01:03:45,653
‫مثل بازی کردن فیلم پورن بود،
‫هر باری که میرفتم سر صحنه

1193
01:03:45,786 --> 01:03:47,054
‫اولین چیزی که کارگردان میگفت این بود،

1194
01:03:47,188 --> 01:03:48,656
‫ "لباست رو در بیار"

1195
01:03:48,791 --> 01:03:50,793
‫چون میخواستن اون خالکوبی رو ببینن

1196
01:03:52,594 --> 01:03:55,497
‫یه دختری داشت از من مصاحبه میکرد و پرسید

1197
01:03:55,630 --> 01:03:57,498
‫"نمیترسی برای بازی
‫توی یه نقش کلیشه بشی؟"

1198
01:03:57,632 --> 01:03:58,967
‫من گفتم "یعنی چی؟"

1199
01:03:59,101 --> 01:04:00,369
‫گفت "خب دنی، تو همیشه

1200
01:04:00,501 --> 01:04:03,137
‫نقش یه مکزیکی بدجنس
‫خالکوبی دار رو بازی میکنی"

1201
01:04:03,271 --> 01:04:04,907
‫من بهش فکر کردم و گفتم،

1202
01:04:05,039 --> 01:04:08,043
‫"خب من یه مکزیکی بدجنسم که خالکوبی داره،

1203
01:04:08,175 --> 01:04:10,444
‫پس بالاخره انگار یه نفر منو فهمید"

1204
01:04:14,650 --> 01:04:16,285
‫تو هیچ وقت کلاس بازیگری نرفتی...

1205
01:04:16,418 --> 01:04:20,188
‫راستش من توی قسمت هنرهای
‫نمایشی زندان سن کوئینتین آموزش دیدم

1206
01:04:20,322 --> 01:04:22,458
‫آره

1207
01:04:22,590 --> 01:04:25,860
‫اتفاق خوبی که افتاد این
‫بود که من حین کار یاد گرفتم

1208
01:04:25,994 --> 01:04:28,797
‫چون پنج سال اول بازیگریم،

1209
01:04:28,929 --> 01:04:30,865
‫من اسم نقشم تو تیتراژ
‫فیلم زندانی شماره ۱ بود،

1210
01:04:31,000 --> 01:04:34,168
‫زندانی شماره ۱، شماره ۱۰

1211
01:04:34,302 --> 01:04:36,672
‫- لاتین شماره ۱
‫- مکزیکی شماره ۱

1212
01:04:36,804 --> 01:04:39,741
‫خلافکار شماره ۱، خلافکار شماره ۲

1213
01:04:39,875 --> 01:04:42,878
‫- زندانی خالکوبی دار
‫- مرد فریاد زن

1214
01:04:43,010 --> 01:04:45,012
‫من نقش مثبت بازی میکنم،
‫نقش منفی بازی میکنم،

1215
01:04:45,146 --> 01:04:47,014
‫من نقش گل فروش بازی میکنم،

1216
01:04:47,148 --> 01:04:49,384
‫نقش مسئول خشک شویی
‫رو بازی میکنم، مهم نیست

1217
01:04:49,518 --> 01:04:52,186
‫من بازی میکنم، و دستمزدم چقدره؟

1218
01:04:52,320 --> 01:04:53,555
‫سالی که من به دنیا اومدم سالی بود که

1219
01:04:53,688 --> 01:04:57,224
‫اولین شخصیت اسم دارش رو بازی کرد

1220
01:05:01,362 --> 01:05:03,098
‫"آرزوی مرگ ۴"
‫[محصول ۱۹۸۷]

1221
01:05:05,534 --> 01:05:07,103
‫با بازی چارلز برانسون

1222
01:05:08,536 --> 01:05:10,205
‫آرت سنلا

1223
01:05:10,338 --> 01:05:11,773
‫اون دست چارلز برانسون رو میگیره و میگه،

1224
01:05:11,907 --> 01:05:14,409
‫ "هی، من تو رو از جایی نمیشناسم؟"

1225
01:05:14,543 --> 01:05:16,378
‫هی، من تو رو از جایی نمیشناسم؟

1226
01:05:16,510 --> 01:05:19,081
‫فکر نکنم

1227
01:05:19,213 --> 01:05:21,717
‫چارلز برانسون آب میریزه
‫روی صورتش و اونو میترکونه،

1228
01:05:21,849 --> 01:05:24,952
‫چون این فیلم "آرزوی مرگه"

1229
01:05:25,085 --> 01:05:27,055
‫ما سر صحنه اون فیلم بودیم و خوش میگذروندیم

1230
01:05:27,188 --> 01:05:29,690
‫و پری لوپز نقش یه آدم
‫مسنی رو بازی میکرد

1231
01:05:29,824 --> 01:05:31,726
‫و این بچه باهاش لج کرد

1232
01:05:34,096 --> 01:05:36,731
‫فکر میکردم اونا همو میشناسن

1233
01:05:36,864 --> 01:05:40,135
‫اون بچهه اومد گفت "من
‫مدرسه بازیگری هولیارد رفتم"

1234
01:05:40,268 --> 01:05:42,404
‫ "فقط یه کارگردان هست"

1235
01:05:42,538 --> 01:05:45,507
‫من بالاخره صبرم تموم شد
‫و گفتم "ببین بچه جون

1236
01:05:45,641 --> 01:05:47,675
‫نمیدونم فکر کردی چه خری هستی،

1237
01:05:47,809 --> 01:05:51,112
‫اما من تصمیم گرفتم اون کارگردان باشه،

1238
01:05:51,246 --> 01:05:54,349
‫کاری که میگه بکن و گرنه
‫اونقدر میزنمت تا بمیری"

1239
01:05:54,483 --> 01:05:56,151
‫گفت "اما من میخوام توی شخصیتم بمونم"

1240
01:05:56,284 --> 01:05:59,587
‫گفتم "شخصیتت قراره کتک بخوره،

1241
01:05:59,722 --> 01:06:02,424
‫حالا بیخیال شو، فکر میکنم
‫باید از اون عذرخواهی کنی"

1242
01:06:02,556 --> 01:06:05,860
‫و اون گفت "ببخشید آقای لوپز"

1243
01:06:05,994 --> 01:06:07,628
‫و بعد سرمو برگردوندم،

1244
01:06:07,762 --> 01:06:11,133
‫و کارگردان اونجا وایساده بود
‫[جی لی تامپسون، کارگردان]

1245
01:06:11,266 --> 01:06:14,234
‫اصلا دلت نمیخواد که

1246
01:06:14,369 --> 01:06:16,238
‫یه کارگردان بشنوه

1247
01:06:16,371 --> 01:06:18,807
‫میخوای یکی از بازیگراشو
‫اونقدر بزنی تا بمیره

1248
01:06:18,940 --> 01:06:23,477
‫و یادمه اون به من نگاه کرد و گفت...

1249
01:06:23,612 --> 01:06:25,114
‫"ما با اون یکم مشکل داشتیم،

1250
01:06:25,246 --> 01:06:27,681
‫اما فکر نکنم دیگه مشکل ساز بشه"

1251
01:06:27,815 --> 01:06:29,317
‫و اون گذاشت رفت

1252
01:06:29,451 --> 01:06:32,186
‫چارلز برانسون اونجا بود

1253
01:06:32,320 --> 01:06:36,792
‫من برگشتم و اون به من نگاه کرد و گفت...

1254
01:06:36,925 --> 01:06:38,860
‫ "تو یه جور مشاور ترک اعتیادی، مگه نه؟"

1255
01:06:38,994 --> 01:06:41,630
‫من گفتم "آره"

1256
01:06:41,764 --> 01:06:44,032
‫اون چارلز برانسون بود من جلوش پشمم نبودم
‫[چقدر مشتی و خاکیه]

1257
01:06:44,166 --> 01:06:46,835
‫و اون گفت...

1258
01:06:46,969 --> 01:06:48,336
‫ "من از نحوه مشاوره دادنت خوشم میاد"

1259
01:06:48,469 --> 01:06:51,806
‫و گذاشت رفت

1260
01:06:51,940 --> 01:06:54,675
‫فکر کنم این یکی از بهترین
‫نصحیت هایی بود که به من کرد

1261
01:06:54,809 --> 01:06:56,644
‫کل دنیا میتونه فکر کنه
‫تو یه ستاره سینما هستی،

1262
01:06:56,778 --> 01:06:58,079
‫اما خودت نمیتونی این فکرو بکنی

1263
01:06:58,213 --> 01:07:00,082
‫من عاشق این حرفش بودم

1264
01:07:00,215 --> 01:07:03,919
‫من فکر میکردم یه نفر
‫مثل دنی به طور خودکار

1265
01:07:04,052 --> 01:07:05,887
‫اینجور آدمی باشه که بگه
‫"من مادرجنده ای مثل تو رو

1266
01:07:06,021 --> 01:07:07,823
‫ده سال پیش میکشتم، چه برسه به الان"

1267
01:07:07,956 --> 01:07:10,925
‫و ولت کنه بره

1268
01:07:11,059 --> 01:07:14,463
‫اون آدمیه که خون و مرگ رو دیده،

1269
01:07:14,597 --> 01:07:17,632
‫اونم قبل این که ۱۵-۱۶ سالش بشه

1270
01:07:17,766 --> 01:07:21,037
‫توی هالیوود اینجوریه، همه حرف میزنن

1271
01:07:27,943 --> 01:07:30,345
‫از فیلم "خون میرود، خون میاید"
‫با دفتر برنامه هام تماس گرفتن

1272
01:07:30,478 --> 01:07:33,348
‫من با تیلور هکفورد حرف
‫زدم و خیلی ازش خوشم اومد

1273
01:07:33,481 --> 01:07:35,416
‫فکر میکنم اون یکی از
‫اولین بارهایی بود که پدرم

1274
01:07:35,550 --> 01:07:39,655
‫بعد از بیرون اومدن از
‫زندان برگشت توی زندان

1275
01:07:39,789 --> 01:07:41,690
‫اونا اسمای ما رو داد میزدن،

1276
01:07:41,822 --> 01:07:43,591
‫ "پری، هی، چه خبر!"

1277
01:07:43,726 --> 01:07:47,863
‫ "تریهو! بیا تو سلول من!"

1278
01:07:47,996 --> 01:07:50,764
‫فکر کنم اولین باری که
‫دیدمش فیلم "دسپرادو" بود

1279
01:07:50,898 --> 01:07:53,935
‫من با خودم فکر کردم "اون دیگه کیه؟
‫خایه هام چسبید زیر گلوم از بس ترسناکه!

1280
01:07:54,068 --> 01:07:56,438
‫این دیگه از کجا اومده؟"

1281
01:07:58,273 --> 01:08:00,809
‫من دنی رو به یه تست بازیگری فرستادم
‫[فیلم دسپرادو، ۱۹۹۵]

1282
01:08:02,043 --> 01:08:04,246
‫بدون این که چیزی بدونم

1283
01:08:04,378 --> 01:08:06,981
‫من به یه قاتل ساکت نیاز
‫داشتم که چاقو داشته باشه،
‫[رابرت رودریگز، کارگردان و دوست دنی]

1284
01:08:07,115 --> 01:08:08,784
‫برای همین به مسئول
‫انتخاب بازیگر گفتم،

1285
01:08:08,916 --> 01:08:11,420
‫"یه نفر رو برام پیدا کن
‫که خیلی شرور به نظر بیاد

1286
01:08:11,552 --> 01:08:13,288
‫چون اون دیالوگی نداره"

1287
01:08:13,420 --> 01:08:15,456
‫و اون اومد داخل و گفتم "پشمام"

1288
01:08:15,590 --> 01:08:17,291
‫اون به من نگاه کرد و گفت،

1289
01:08:17,425 --> 01:08:20,429
‫ "تو شبیه آدم بدای دبیرستانی که بودم هستی"

1290
01:08:20,561 --> 01:08:24,599
‫و من گفتم "من همون آدم بدای دبیرستانتونم"

1291
01:08:26,268 --> 01:08:27,903
‫من دنی رو ندیده بودم

1292
01:08:28,036 --> 01:08:30,905
‫قبل این که سر صحنه بیاد

1293
01:08:31,039 --> 01:08:32,975
‫هر چقدر هم زود بیدار میشدی، اون قبلش

1294
01:08:33,108 --> 01:08:35,244
‫بیدار بود و بیرون در اتاقت وایساده بود

1295
01:08:35,377 --> 01:08:37,913
‫واقعا اینطور بود، میگفتی "سلام دن"
‫اونم میگفت "سلام، میای بریم قدم بزنیم؟"

1296
01:08:38,046 --> 01:08:41,482
‫اون از همون اولش شخصیت جالبی بود

1297
01:08:41,617 --> 01:08:43,452
‫من با سلما هایک آشنا شدم،

1298
01:08:43,585 --> 01:08:46,887
‫و اون توی زیبایی نظیر نداشت

1299
01:08:47,021 --> 01:08:48,355
‫من رفتم پیشش گفتم،

1300
01:08:48,489 --> 01:08:51,760
‫"ببین، دو تا بانک انتخاب کن،

1301
01:08:51,893 --> 01:08:53,162
‫من برات خالیشون میکنم"

1302
01:08:53,295 --> 01:08:55,497
‫سلما خیلی بامزه بود و گفت "فقط دو تا؟"

1303
01:08:55,631 --> 01:08:58,333
‫وقتی برای اولین بار
‫اونو دیدم، اون منو دید،
‫[برنامه گراهام نورتون]

1304
01:08:58,466 --> 01:09:02,036
‫و اومد سمت من و لباسش رو پاره کرد

1305
01:09:03,738 --> 01:09:07,141
‫و گفت "من قبل این که
‫بشناسمت میشناختمت!"

1306
01:09:07,275 --> 01:09:10,045
‫ "قبل این که بشناسمت رویای تو رو داشتم!"

1307
01:09:10,177 --> 01:09:14,148
‫و همونجا عکس یه زنی بود

1308
01:09:14,282 --> 01:09:16,784
‫که دقیقا شبیه من بود

1309
01:09:16,918 --> 01:09:18,787
‫و من بهش تتوی خودم رو نشون دادم و گفتم،

1310
01:09:18,920 --> 01:09:20,654
‫ "این عکس توئه عزیز"

1311
01:09:20,788 --> 01:09:24,792
‫اون گفت "وای باعث افتخارمه"

1312
01:09:24,926 --> 01:09:27,496
‫رابرت رودریگز با ما فامیل بود

1313
01:09:27,630 --> 01:09:30,131
‫اونا نمیدونستن تا وقتی که سر صحنه اومدن

1314
01:09:30,265 --> 01:09:33,768
‫و سر فیلمبرداری فهمیدن
‫اونا پسرعموی ناتنی هستن

1315
01:09:33,902 --> 01:09:36,438
‫ما سر صحنه فهمیدیم که پسرعمو هستیم

1316
01:09:36,572 --> 01:09:38,806
‫گفتم "چه خوب، نقشم
‫رو پر رنگ تر کن داداش"

1317
01:09:38,939 --> 01:09:40,942
‫"نقشمو بیشتر کن، نقشمو
‫بیشتر کن، یه دیالوگ به من بده..."

1318
01:09:41,076 --> 01:09:42,543
‫گفتم "نه، من به تو دیالوگ نمیدم"

1319
01:09:42,676 --> 01:09:44,779
‫"اگه بهت دیالوگ بدم، این
‫مرموز بودنت از بین میره"

1320
01:09:44,912 --> 01:09:47,381
‫دنی تو کل فیلم یه دیالوگ هم نداشت،

1321
01:09:47,515 --> 01:09:49,284
‫و این خیلی جالبه چون تو همیشه

1322
01:09:49,417 --> 01:09:51,152
‫شخصیتش رو یادت میمونه،
‫اون مرده که چاقو داشت

1323
01:09:51,286 --> 01:09:53,355
‫اما توی کل فیلم هیچی نگفت

1324
01:09:53,488 --> 01:09:55,590
‫گفتم "داداش یه دیالوگ به
‫من بده، ناسلامتی پسرعموتم"

1325
01:09:55,722 --> 01:09:57,859
‫گفت "نه دنی، صبر کن"

1326
01:09:57,993 --> 01:09:59,561
‫و اون منو وارد صحنه میکرد،

1327
01:09:59,694 --> 01:10:00,996
‫ "بهش نگاه کن، اونجوری نگاهش کن..."

1328
01:10:01,130 --> 01:10:03,265
‫گفتم "رابرت به من دیالوگ بده"

1329
01:10:03,398 --> 01:10:05,667
‫و بعدا یه نفر از من پرسید،

1330
01:10:05,800 --> 01:10:08,704
‫"دنی تو یه کلمه هم حرف نمیزنی

1331
01:10:08,837 --> 01:10:11,039
‫و با این حال شخصیتت خیلی قویه

1332
01:10:11,171 --> 01:10:14,042
‫این انتخاب خودت بوده که حرف نزنی؟"
‫من گفتم "کاملا!"

1333
01:10:16,878 --> 01:10:20,381
‫فکر کنم رابرت به من انگشت
‫وسطش رو نشون داد، مطمئن نیستم

1334
01:10:20,515 --> 01:10:23,418
‫از شخصی که زندان رفته خواستن

1335
01:10:23,551 --> 01:10:25,654
‫بدون حرف زدن ترسناک باشه،

1336
01:10:25,787 --> 01:10:28,356
‫برای همین توی صحنه هاش همه رو محسور میکرد

1337
01:10:28,489 --> 01:10:32,726
‫این واقعا باعث پیشرفتش شد

1338
01:10:36,564 --> 01:10:38,832
‫اون همیشه در مورد "مخمصه" حرف میزنه

1339
01:10:38,966 --> 01:10:41,769
‫اون گفت "آبجی، اگه من این نقش رو بگیرم،

1340
01:10:41,903 --> 01:10:44,073
‫من رو به یه سطح دیگه ای میبره"

1341
01:10:44,466 --> 01:10:47,166
‫[مخمصه، ۱۹۹۵]

1342
01:10:47,208 --> 01:10:51,679
‫فکر میکنم اون یه نقطه عطف توی زندگیم بود

1343
01:10:51,813 --> 01:10:54,750
‫رابرت دنیرویی که توی
‫"راننده تاکسی" بازی کرده بود

1344
01:10:54,882 --> 01:10:58,153
‫آلپاچینو؟ جان ویت؟

1345
01:10:58,286 --> 01:11:00,889
‫هر جا بری باهاتم
‫[جمله وال کیلمر در فیلم "توم استون"]

1346
01:11:01,023 --> 01:11:02,724
‫این دیگه آخر خط بود،

1347
01:11:02,858 --> 01:11:04,927
‫من میتونستم باهاش کار کنم، باهاش حرف بزنم،

1348
01:11:05,060 --> 01:11:07,462
‫میتونستم باهاش ناهار بخورم

1349
01:11:07,595 --> 01:11:10,297
‫تو دیگه آدم بده نبودی

1350
01:11:10,431 --> 01:11:12,900
‫تو یه بازیگر بودی

1351
01:11:13,033 --> 01:11:16,304
‫توی فیلم "مخمصه" اون مشاور بود

1352
01:11:16,438 --> 01:11:20,742
‫اون و ادی بانکر مجرمای اونجا بودن

1353
01:11:20,875 --> 01:11:23,645
‫"خب، ما چطور این کارو انجام بدیم؟"
‫"خب...

1354
01:11:23,779 --> 01:11:26,715
‫نه، باید اینجوری انجام بدی، نه اینجوری...

1355
01:11:26,847 --> 01:11:30,918
‫شخصیت جان ویت بر اساس ادی ساخته شده بود

1356
01:11:31,051 --> 01:11:34,221
‫جان ویت اومد توی اتاق گریم،

1357
01:11:34,355 --> 01:11:36,757
‫یه عکس اونجا چسبوند

1358
01:11:36,891 --> 01:11:38,460
‫و گفت "میخوام این شکلی باشم"

1359
01:11:38,594 --> 01:11:39,961
‫آدمایی که ادی رو نمیشناختن میگفتن،

1360
01:11:40,094 --> 01:11:44,298
‫ "وای خودشه؟" نه، اون جان ویت بود

1361
01:11:44,431 --> 01:11:47,603
‫مایکل مان فیلمی به اسم "جریکو مایل" ساخته
‫[کارگردان "مخمصه"]

1362
01:11:47,735 --> 01:11:49,970
‫اون اینو اعتراف نمیکه، اما واقعیت اینه
‫[فیلم جریکو مایل، ۱۹۷۹]

1363
01:11:50,104 --> 01:11:51,906
‫اون زندان فالسوم رو درست کرده بود

1364
01:11:52,039 --> 01:11:56,711
‫برای این که مکزیکیها
‫رو به کار بگیری...

1365
01:11:56,845 --> 01:12:01,216
‫تو باید با یه جور... اتحادیه...

1366
01:12:01,349 --> 01:12:04,153
‫با رهبرای اتحادیه حرف
‫بزنی، اونایی که رئیسن

1367
01:12:04,286 --> 01:12:07,622
‫عمو گیلبرت پدرم هنوز توی زندان بود

1368
01:12:07,756 --> 01:12:10,125
‫ما آخرش با عمو گیلبرتم حرف زدیم،

1369
01:12:10,257 --> 01:12:12,527
‫و چند تا کله گنده دیگه،

1370
01:12:12,661 --> 01:12:14,462
‫و بعد وقتی که قرار شد توی مخمصه بازی کنم

1371
01:12:14,595 --> 01:12:16,063
‫اون اومد پیش من و گفت،

1372
01:12:16,198 --> 01:12:21,036
‫"دنی؟ مشکلی نداره اسمت
‫رو بذاریم گیلبرت تریهو؟"

1373
01:12:22,970 --> 01:12:25,939
‫و من میخواستم به عموم ادای احترام کنم

1374
01:12:26,073 --> 01:12:28,876
‫من گفتم "نه بابا، ممنون"

1375
01:12:29,010 --> 01:12:33,382
‫اگه "مخمصه" رو تماشا کرده باشید،
‫اسم من توی اون فیلم گیلبرت تریهو هست

1376
01:12:35,850 --> 01:12:38,519
‫اون یکی از فیلمهای نادری هست که

1377
01:12:38,653 --> 01:12:43,057
‫بابام توش بود و من بخاطرش شوکه شدم

1378
01:12:43,192 --> 01:12:45,661
‫ما اونجا نشسته بودیم...

1379
01:12:45,793 --> 01:12:47,295
‫و فیلم رو میدیدیم، نگاه میکردیم،

1380
01:12:47,429 --> 01:12:48,829
‫مطمئن میشدیم هنوز زندست،
‫دوباره فیلم رو میدیدیم،

1381
01:12:48,963 --> 01:12:51,132
‫باز نگاه میکردیم مطمئن
‫میشدیم هنوز زندست

1382
01:12:54,836 --> 01:12:57,539
‫مرگش توی فیلم برای من خیلی واقعی بود

1383
01:13:00,240 --> 01:13:01,274
‫چرا این کارو کردی؟

1384
01:13:01,408 --> 01:13:04,211
‫با دونستن سابقه پدرم،

1385
01:13:04,345 --> 01:13:06,079
‫این خیلی برام واقعی بود

1386
01:13:06,213 --> 01:13:07,715
‫اونا مجبورم کردن

1387
01:13:07,849 --> 01:13:10,784
‫رابرت از من پرسید،

1388
01:13:10,918 --> 01:13:14,122
‫ "چطور میخوای اینو بازی کنیم دنی؟"

1389
01:13:14,255 --> 01:13:16,391
‫و من گفتم "نمیدونم باب، تو چه فکری میکنی؟"

1390
01:13:16,524 --> 01:13:18,894
‫اونو باب صدا زدم "نمیدونم
‫باب، تو چی فکر میکنی؟"

1391
01:13:19,027 --> 01:13:20,529
‫و اون گفت "خب، دنی، فکر میکنم تو مردی،

1392
01:13:20,662 --> 01:13:22,564
‫فکر میکنم دیگه مردی، فقط

1393
01:13:22,697 --> 01:13:25,300
‫اونقدری نفس توی جونت
‫مونده که التماس کنی بکشمت"

1394
01:13:25,432 --> 01:13:28,403
‫منو اینجوری ول نکن

1395
01:13:28,537 --> 01:13:31,539
‫میدونم سنگین ترین لحظه برای دنی

1396
01:13:31,672 --> 01:13:36,110
‫توی بازیگریش، مرگش توی "مخمصه" بود

1397
01:13:36,243 --> 01:13:38,512
‫برای پسری از پاکویما که

1398
01:13:38,646 --> 01:13:40,716
‫این همه چیز رو پشت سر گذاشته،

1399
01:13:40,849 --> 01:13:43,952
‫مرگ دنی توی "مخمصه" قشنگ ترین

1400
01:13:44,086 --> 01:13:46,755
‫و سخت ترین مرگ برای تماشا بود

1401
01:13:46,887 --> 01:13:48,957
‫زندگیش ممکن بود به اینجا بکشه

1402
01:13:54,765 --> 01:13:56,415
‫[پشت صحنه "از گرگ و میش تا سحر" ۱۹۹۵]

1403
01:13:56,430 --> 01:13:57,898
‫وقتی آدمای خوبی رو پیدا میکنی،

1404
01:13:58,033 --> 01:13:59,634
‫فقط توی یه فیلم با اونا کار کردن جرمه

1405
01:13:59,768 --> 01:14:02,570
‫اینجوری فقط یه وجهه از شخصیت
‫و استعداد اونا رو استفاده کردی

1406
01:14:02,703 --> 01:14:05,239
‫و حالا، برای خوشایند شما...
‫[از گرگ و میش تا سحر،‌ ۱۹۹۶]

1407
01:14:05,373 --> 01:14:09,109
‫فکر کردم که من باید اونو
‫توی یه فیلم برای بچه ها بیارم

1408
01:14:09,243 --> 01:14:13,148
‫برای همین رفتم سراغ دنی و اونو
‫توی فیلم "بچه های جاسوس" اوردم

1409
01:14:13,282 --> 01:14:15,315
‫همینجوری کسی اونو
‫توی چنین نقشی نمیورد

1410
01:14:15,449 --> 01:14:16,751
‫چون تا حالا اونو اینجوری ندیده بود

1411
01:14:16,884 --> 01:14:18,287
‫من اون رو از نزدیک میشناختم

1412
01:14:18,420 --> 01:14:19,854
‫اون واقعا چنین آدمی بود

1413
01:14:19,987 --> 01:14:22,623
‫و من فکر میکردم این یه موقعیت عالیه

1414
01:14:22,756 --> 01:14:24,491
‫که شخصیت اون و
‫چیزی که با نگاه کردن

1415
01:14:24,625 --> 01:14:27,494
‫در مورد شخصیتش بهش به فکر میرسه

1416
01:14:27,627 --> 01:14:29,162
‫رو کنار هم قرار بدم

1417
01:14:29,296 --> 01:14:31,298
‫روی چی داری کار میکنی؟

1418
01:14:31,432 --> 01:14:33,467
‫کوچیکترین دوربین دنیا

1419
01:14:33,601 --> 01:14:34,903
‫اونجا عمو ماچته بود

1420
01:14:35,036 --> 01:14:36,237
‫من نمیبینمش

1421
01:14:36,371 --> 01:14:38,472
‫بچه ها شروع کردن به شناختن اون،

1422
01:14:38,605 --> 01:14:40,442
‫و والدینشون میگفتن

1423
01:14:40,574 --> 01:14:42,810
‫ "چرا بچه ما میدونه این یارو کیه؟"

1424
01:14:42,944 --> 01:14:44,646
‫و هیچ کسی نمیدونه تو کارت چیه

1425
01:14:44,779 --> 01:14:47,415
‫فکر کنم همه ما چنین عمویی داریم

1426
01:14:47,548 --> 01:14:49,083
‫اون یه گروه مخاطب جدید داشت،

1427
01:14:49,216 --> 01:14:50,951
‫بچه ها وقتی میدیدنش میدویدن سمتش،

1428
01:14:51,086 --> 01:14:53,188
‫و این در یه دنیای جدیدی
‫رو به روی اون باز کرد

1429
01:14:53,320 --> 01:14:56,289
‫اونجا بود که فهمید واقعا میتونه موفق بشه

1430
01:14:56,423 --> 01:14:57,759
‫وقتی که گذاشتن توی فیلم زنده بمونه

1431
01:14:57,891 --> 01:14:59,193
‫گفتن "اوه،‌ پس ما توی

1432
01:14:59,327 --> 01:15:00,929
‫۱۵ دقیقه اول حضورش اونو نمیکشیم؟

1433
01:15:01,061 --> 01:15:03,131
‫اون موقع بود که فهمید قراره یه ستاره بشه

1434
01:15:05,801 --> 01:15:07,568
‫اگه فیلم "شری بیبی" رو دیده باشید،

1435
01:15:07,702 --> 01:15:09,971
‫هیچ خشونتی نیست، اون
‫یه آدم گردن کلفت نیست،

1436
01:15:10,104 --> 01:15:12,006
‫یه بازی کاملا درام رو انجام میده

1437
01:15:12,140 --> 01:15:14,643
‫اون فوق العادست، هیچ
‫وقت کلاس بازیگری نرفته

1438
01:15:14,775 --> 01:15:17,545
‫اسم من دینه، من یه الکلی و یه معتاد هستم

1439
01:15:17,679 --> 01:15:19,313
‫سلام دین

1440
01:15:19,447 --> 01:15:21,650
‫من آدم خوبه بودم، آدمی بودم که کمکش کرده،

1441
01:15:21,783 --> 01:15:23,318
‫بقیه داشتن گولش میزدن،

1442
01:15:23,452 --> 01:15:25,220
‫و اون تازه از زندان اومده بود بیرون،

1443
01:15:25,354 --> 01:15:26,588
‫و همه یه جورایی داشتن

1444
01:15:26,721 --> 01:15:28,856
‫ازش سواستفاده میکردن

1445
01:15:28,989 --> 01:15:31,592
‫اون فیلم خیلی خوبی شد

1446
01:15:31,725 --> 01:15:34,161
‫وقتی اون اوایل کار بازیگری قبول میکرد،

1447
01:15:34,296 --> 01:15:35,697
‫ما تو راه مدرسه بودیم،

1448
01:15:35,829 --> 01:15:37,865
‫و اون میگفت "صبر کنید، صبر کنید"

1449
01:15:37,998 --> 01:15:40,702
‫و ما رو به این دنیای متفاوت میکشوند،

1450
01:15:40,835 --> 01:15:42,369
‫ما رو به صحنه های فیلم میبرد

1451
01:15:42,503 --> 01:15:46,140
‫و ما اون روز نمیرفتیم مدرسه

1452
01:15:46,274 --> 01:15:49,411
‫در طی چند سال اون توی
‫فیلمای "دسپرادو"،‌ "مخمصه"،

1453
01:15:49,543 --> 01:15:52,680
‫"از گرگ‌ومیش تا سحر" و
‫"هواپیمای محکومین" بازی کرد

1454
01:15:54,481 --> 01:15:56,216
‫اگه بنی یورکیدز،

1455
01:15:56,350 --> 01:15:58,752
‫قهرمان ۵ دوره مسابقات کیک بوکس نبود،

1456
01:15:58,886 --> 01:16:01,255
‫احتمالا سر صحنه اون فیلم یکی رو میکشتم

1457
01:16:01,389 --> 01:16:04,225
‫اونا همه کسایی که میخواستن توی هالیوود

1458
01:16:04,358 --> 01:16:05,460
‫گردن کلفت باشن رو اورده بودن

1459
01:16:05,594 --> 01:16:07,228
‫همه چیز توی این فیلم

1460
01:16:07,362 --> 01:16:08,628
‫یه مسابقه بود، میفهمید؟

1461
01:16:08,762 --> 01:16:11,800
‫اگه تف میکردی...

1462
01:16:11,932 --> 01:16:15,871
‫یه نفر دیگه بلافاصله دورتر تف میکرد

1463
01:16:16,003 --> 01:16:17,805
‫همشون در مورد خلاف هاشون حرف میزدن،

1464
01:16:17,939 --> 01:16:20,041
‫و همه اونا

1465
01:16:20,173 --> 01:16:23,810
‫کارای خلاف و خشونت آمیزی کرده بودن،

1466
01:16:23,944 --> 01:16:26,981
‫و دنی اونجا اینجوری نشسته بود

1467
01:16:27,114 --> 01:16:28,916
‫نیک پاشد،‌ نیکولاس کیج
‫رو میگم، پاشد و گفت،

1468
01:16:29,051 --> 01:16:30,719
‫"من شماها رو نمیشناسم،

1469
01:16:30,851 --> 01:16:35,090
‫اما تنها کسی که اینجا ازش میترسم دنیه"

1470
01:16:35,222 --> 01:16:38,893
‫و من میخواستم بگم "چرا من؟"

1471
01:16:39,027 --> 01:16:41,896
‫منم توی یه کوچه خلوت خودمو میدیدم میترسیدم

1472
01:16:44,365 --> 01:16:45,600
‫وقتی که فیلم "هواپیمای
‫محکومین" اومد روی پرده،

1473
01:16:45,733 --> 01:16:47,534
‫ما گفتیم "وای،‌ دستت کنده شد!"

1474
01:16:47,668 --> 01:16:50,904
‫و دست چپش با خالکوبی ها آویزون بود

1475
01:16:51,038 --> 01:16:53,474
‫من گفتم "وای،‌ اینو ببین!"

1476
01:16:53,608 --> 01:16:55,043
‫بعضی از آدمای معروف منو کشتن،

1477
01:16:55,176 --> 01:16:57,912
‫و اونا آدمای خفنی بودن

1478
01:16:58,046 --> 01:17:00,649
‫میکی رورک توی یه فیلم خیلی وقت پیش منو کشت

1479
01:17:00,782 --> 01:17:02,382
‫فیفتی سنت منو کشت، این...

1480
01:17:02,516 --> 01:17:06,320
‫این خیلی باحال بود

1481
01:17:06,454 --> 01:17:10,091
‫چندین بار...

1482
01:17:10,225 --> 01:17:13,161
‫بهش شلیک شد،‌ چاقو خورد،‌
‫توی گردنش سرنگ زدن،

1483
01:17:13,293 --> 01:17:17,032
‫سرش قطع شد، دار زده شد،‌ منفجر شد

1484
01:17:17,164 --> 01:17:19,699
‫اولین باری که یادمه مردنش رو دیدم

1485
01:17:19,833 --> 01:17:21,702
‫توی "از گرگ و میش تا سحر" بود

1486
01:17:21,836 --> 01:17:25,340
‫من دختر و پسرم رو بردم، دنیل ۶ سالش بود

1487
01:17:28,342 --> 01:17:29,845
‫اون توی میز بیلیارد ذوب میشد

1488
01:17:29,978 --> 01:17:32,180
‫و چشماش رفت توی سوراخ میز،

1489
01:17:32,314 --> 01:17:36,017
‫و قشنگ یادمه از روی صندلی پریدم و گفتم،

1490
01:17:36,150 --> 01:17:37,217
‫ "اون باحال ترین چیزی بود که دیدم..."

1491
01:17:37,351 --> 01:17:39,720
‫ "اوه،‌ این خیلی باحال بود!"

1492
01:17:39,854 --> 01:17:42,824
‫ "چشمات رفت توی سوراخ میز بیلیارد!"

1493
01:17:42,957 --> 01:17:45,994
‫همه به من نگاه کردن گفتن "وای!"

1494
01:17:46,127 --> 01:17:48,329
‫اون پرید روی یه آسانسور
‫تا یه قهرمان رو دنبال کنه

1495
01:17:48,462 --> 01:17:51,132
‫و اون روی آسانسور بود،

1496
01:17:51,265 --> 01:17:53,367
‫اما قهرمان دکمه بالا
‫رفتن آسانسور رو فشار داد

1497
01:17:53,501 --> 01:17:55,869
‫و اون بین سقف آسانسور و اتاقک له شد و
‫از سوراخ های بالای آسانسور خون اومد بیرون

1498
01:17:56,003 --> 01:17:57,706
‫و من یادمه بچه بودم این صحنه رو دیدم

1499
01:17:57,838 --> 01:17:59,740
‫و خیلی برام عجیب بود

1500
01:17:59,873 --> 01:18:03,577
‫تلویزیون توی "هالووین"

1501
01:18:03,711 --> 01:18:06,548
‫توسط مایکی روی سرش خورد شد

1502
01:18:06,680 --> 01:18:09,216
‫یه گورکن یا همچین حیوونی بود

1503
01:18:09,350 --> 01:18:11,653
‫که توی یه قفس جلوی این قسمت بدنش قرار داشت

1504
01:18:11,786 --> 01:18:16,024
‫آلت تناسلیش رو اون گورکن خورد

1505
01:18:16,157 --> 01:18:17,992
‫عجب

1506
01:18:18,125 --> 01:18:21,128
‫اون سریالو دیدید که سرش روی یه لاک پشته؟
‫[بریکینگ بد]

1507
01:18:21,261 --> 01:18:23,163
‫من یادمه گلوریا به من زنگ زد گفت بیام دفتر

1508
01:18:23,297 --> 01:18:26,635
‫گفت "هی دن، میخوای برای اولین
‫بار توی هالیوود یه کاری بکنی؟"

1509
01:18:26,768 --> 01:18:28,670
‫چون ما عاشق این بودیم
‫که اولین باشیم تو هالیوود

1510
01:18:28,802 --> 01:18:32,974
‫ "تو روی یه لاک پشت از بیابون رد میشی"

1511
01:18:33,106 --> 01:18:37,144
‫و من فکر کردم باید یه کارتونی چیزی باشه

1512
01:18:37,278 --> 01:18:38,713
‫چون لاک پشته خیلی باید بزرگ باشه

1513
01:18:38,846 --> 01:18:40,148
‫گفتم "باشه،‌ من سوار لاک پشت میشم"

1514
01:18:40,280 --> 01:18:42,884
‫گفت "خب، کاملا سوارش نیستی،

1515
01:18:43,018 --> 01:18:44,351
‫سرت سوارشه"

1516
01:18:47,021 --> 01:18:49,524
‫گفتم "آها، پس سرم رو قطع میکنن؟"
‫گفت "آره"

1517
01:18:49,658 --> 01:18:52,827
‫ "و، چقدر به من پول میدن؟"

1518
01:18:52,961 --> 01:18:55,695
‫ "باشه، انجامش میدم"

1519
01:18:55,829 --> 01:18:57,097
‫ "هی،‌ ما کشته شدنت رو دیدیم"

1520
01:18:57,231 --> 01:18:58,833
‫ "آره، دیدی رفتم توی بانک؟"

1521
01:19:01,869 --> 01:19:04,271
‫منو بکشید،‌ منو بکشید!

1522
01:19:04,405 --> 01:19:06,073
‫همینطور که فیلم ها بیشتر پخش میشدن،

1523
01:19:06,207 --> 01:19:08,243
‫مخاطبا هم بیشتر میشدن

1524
01:19:10,377 --> 01:19:12,813
‫یه شخصیتی بود که
‫رابرت (رودریگز) ساختش،

1525
01:19:12,947 --> 01:19:15,884
‫ماچته، مکزیکی اشتباهی

1526
01:19:17,618 --> 01:19:19,387
‫وقتی میخواستم فیلم "گرایدهاوس" رو بسازم

1527
01:19:19,520 --> 01:19:21,922
‫کوئینتین (تارانتینو) و من چند
‫تا ایده برای تریلر الکی دادیم،

1528
01:19:22,056 --> 01:19:25,092
‫و من گفتم "من یه تریلر
‫الکی دارم،‌ اسمش ماچته هست"

1529
01:19:25,225 --> 01:19:27,127
‫توی دهه ۷۰ فیلمای بلکسپلویتیشن رواج داشت،
‫[فیلم های تجاری ژانر اکسپلویتیشن برای
‫ مخاطب سیاه پوست،‌ عمدتا با بازی پم گریر]

1530
01:19:27,261 --> 01:19:29,330
‫اما برای مکزیکی ها چنین چیزی نبود،‌ چرا؟

1531
01:19:29,462 --> 01:19:31,265
‫بیا برگردیم به اون زمان و وانمود کنیم

1532
01:19:31,399 --> 01:19:33,000
‫که فیلم مکسپلیویتیشن وجود داشته

1533
01:19:33,134 --> 01:19:35,837
‫و این یه فیلم مکسپلیویتیشن
‫هست به نام "ماچته"

1534
01:19:35,970 --> 01:19:37,505
‫تو توی هوا پرواز میکنی با

1535
01:19:37,637 --> 01:19:39,673
‫یه موتوری که روش مسلسل داره،

1536
01:19:39,806 --> 01:19:42,676
‫لازم نیست ببینیم کجا
‫فرود میای،‌ ما کاتش میکنیم

1537
01:19:42,810 --> 01:19:45,447
‫توی سینما خیلی بهش جلب توجه شد،

1538
01:19:45,579 --> 01:19:46,913
‫اما ما فکر میکردیم دیگه همینه

1539
01:19:47,047 --> 01:19:49,015
‫فکر نمیکردیم بخوایم یه فیلم بسازیم

1540
01:19:49,149 --> 01:19:52,420
‫تا سال ۲۰۱۰ اونقدر مردم پیام دادن

1541
01:19:52,554 --> 01:19:53,954
‫و گفتن "پس کی فیلمه میاد؟"

1542
01:19:54,087 --> 01:19:55,023
‫فکر میکردن یه فیلم واقعیه،

1543
01:19:55,155 --> 01:19:56,858
‫از اون خیلی هیجان زده شده بودن

1544
01:19:56,992 --> 01:19:59,092
‫دنی گفت "سفیدپوستا سوپرمن رو دارن

1545
01:19:59,225 --> 01:20:00,929
‫و سیاه پوستا هنکاک رو دارن
‫[فیلم ابرقهرمانی با بازی ویل اسمیت]

1546
01:20:01,061 --> 01:20:03,296
‫و مکزیکیا به ماچته نیاز دارن!"

1547
01:20:03,430 --> 01:20:05,966
‫من گفتم "وای خدا"

1548
01:20:06,100 --> 01:20:09,002
‫ "این دیوونگیه محضه. شوخی میکنید؟"

1549
01:20:09,136 --> 01:20:12,206
‫ "من هستم"

1550
01:20:12,340 --> 01:20:14,641
‫دنی تریهو قرار بود بازیگر اصلی باشه

1551
01:20:14,774 --> 01:20:18,778
‫و میتونه به دختره،‌ به دخترا برسه؟ من هستم

1552
01:20:18,912 --> 01:20:20,814
‫لازم نبود به من دوبار بگن،‌
‫من نقش یه مرد کوفتی رو

1553
01:20:20,948 --> 01:20:22,750
‫توی یه فیلم بازی کرده بودم،‌ برام مهم نبود

1554
01:20:22,884 --> 01:20:25,086
‫هر چی عجیب تر باشه بیشتر خوشم میاد

1555
01:20:25,220 --> 01:20:26,587
‫و رابرت زنگ زد به من و گفت

1556
01:20:26,720 --> 01:20:29,456
‫"میخوام نقش یه کشیش رو بازی کنی

1557
01:20:29,591 --> 01:20:31,826
‫و برادر اون هستی" گفتم باشه خوبه

1558
01:20:31,960 --> 01:20:35,497
‫اوه،‌ به صلیب کشیده میشم.
‫ارجاعات مذهبی هم داره

1559
01:20:37,265 --> 01:20:39,267
‫و گروه بازیگری بیشتر میشد

1560
01:20:39,400 --> 01:20:41,802
‫دنیرو و جسیکا آلبا اومدن توی فیلم،

1561
01:20:41,935 --> 01:20:44,438
‫دیگه یه فیلم ۵ میلیون دلاری نبود

1562
01:20:44,572 --> 01:20:46,774
‫ما بازیگرای قدری توی
‫اون فیلم داشتیم،‌ ما...

1563
01:20:46,908 --> 01:20:48,443
‫دان جانسون رو داشتیم. میدونی چی میگم؟

1564
01:20:48,576 --> 01:20:50,377
‫اون تو "میامی وایس" بازی کرده بود

1565
01:20:50,511 --> 01:20:52,680
‫دنیرو میاد اونجا و دنی میگه

1566
01:20:52,813 --> 01:20:55,884
‫"وای رابرت دنیرو اینجاست"
‫بهش میگه "حالتون چطوره قربان؟"

1567
01:20:56,016 --> 01:20:58,318
‫ما بین دو تا اتاقک بودیم
‫و من اینجوری اومدم

1568
01:20:58,452 --> 01:21:00,488
‫پیشش و اون گفت،

1569
01:21:00,622 --> 01:21:05,460
‫ "تو، هی، تو!"

1570
01:21:05,592 --> 01:21:07,528
‫ "شماره یک توی لیست بازیگرا"

1571
01:21:07,662 --> 01:21:11,499
‫این یعنی تو بازیگر نقش
‫اصلی هستی "تو شماره یکی"

1572
01:21:11,632 --> 01:21:13,967
‫و فقط میتونستم به این فکر کنم که بگم

1573
01:21:14,100 --> 01:21:17,438
‫ "میتونم براتون قهوه بیارم آقای دنیرو؟"

1574
01:21:17,570 --> 01:21:19,873
‫چطور میتونی توی یه
‫فیلمی با رابرت دنیرو

1575
01:21:20,007 --> 01:21:22,077
‫نقش اصلی باشی؟‌ اون واقعا بهترین بود

1576
01:21:24,045 --> 01:21:25,746
‫اون موقع این خیلی مهم بود

1577
01:21:25,880 --> 01:21:28,884
‫- خیلی برای دنی مهم بود
‫- اون واقعا عزیز بود

1578
01:21:29,016 --> 01:21:31,952
‫باحال ترین و مهربون ترین مردی که هست

1579
01:21:32,086 --> 01:21:35,623
‫این کودک درونش بود که
‫باعث میشد اینجوری غرش کنه

1580
01:21:35,756 --> 01:21:37,958
‫من استیون سیگال رو کشتم

1581
01:21:38,091 --> 01:21:40,127
‫اولین کسی بودم که اونو میکشه

1582
01:21:43,363 --> 01:21:45,132
‫توی ده دقیقه اول "ماچته"

1583
01:21:45,265 --> 01:21:47,768
‫توی عمرم اونجوری
‫نخندیده بودم، تا جایی که

1584
01:21:47,902 --> 01:21:48,869
‫میخواستم همزمان بالا بیارم

1585
01:21:56,543 --> 01:21:57,878
‫این قرار بود یه فیلم اکسپلیوتیشن باشه،

1586
01:21:58,012 --> 01:22:00,381
‫برای همین باید خیلی خوب اجرا میشد

1587
01:22:00,515 --> 01:22:02,083
‫باید ایده های توی فیلم عجیب میبودن،

1588
01:22:02,216 --> 01:22:03,884
‫هر چیزی که میکشه باید عجیب می بود

1589
01:22:06,220 --> 01:22:08,956
‫اون توی یه بیمارستانه
‫و باید بره طبقه پایین

1590
01:22:09,090 --> 01:22:11,559
‫و اون تازه شنید که دکتر گفت روده انسان

1591
01:22:11,692 --> 01:22:13,560
‫۶۰ فوت طول داره

1592
01:22:13,694 --> 01:22:14,996
‫اون دل طرف رو پاره میکنه،

1593
01:22:15,128 --> 01:22:17,298
‫و از روده اون برای
‫پایین اومدن استفاده میکنه

1594
01:22:21,903 --> 01:22:23,604
‫و اون دیالوگ مشهوری که داره،

1595
01:22:23,738 --> 01:22:25,573
‫فکر کنم استیون کینگ بهش گفت دیالوگ سال
‫[نویسنده مشهور ژانر وحشت]

1596
01:22:25,706 --> 01:22:27,541
‫توی مجله "اینترتیمنت ویکلی"

1597
01:22:27,675 --> 01:22:29,109
‫خود دنی اینو گفت، چون دنی

1598
01:22:29,243 --> 01:22:30,945
‫همیشه به من زنگ میزد

1599
01:22:31,078 --> 01:22:33,413
‫بهش گفتم "تو همیشه به
‫من زنگ میزنی. پیام بده خب"

1600
01:22:33,546 --> 01:22:34,781
‫آسونته چون من به پیامت نگاه میکنم

1601
01:22:34,914 --> 01:22:35,983
‫و میتونم جوابت رو بدم"

1602
01:22:36,117 --> 01:22:38,319
‫اون گفت "ماچته پیام نمیده"

1603
01:22:38,452 --> 01:22:40,387
‫و گفتم "عجب جمله ای.
‫اینو باید توی فیلمم بذارم"

1604
01:22:42,289 --> 01:22:43,958
‫میتونستی حداقل به من پیام بدی!

1605
01:22:45,926 --> 01:22:47,929
‫ماچته پیام نمیده

1606
01:22:50,564 --> 01:22:52,232
‫این خیلی عالی بود کسی رو که

1607
01:22:52,365 --> 01:22:54,935
‫به عنوان یه بازیگر توی
‫خیلی فیلما باهاش کار کردی

1608
01:22:55,069 --> 01:22:58,739
‫برداری و بهش یه نقش بدی که اون تعریفش کرده

1609
01:22:58,872 --> 01:23:01,775
‫این الگو که چه کسی میتونه
‫نقش اول باشه رو تغییر داد،

1610
01:23:01,908 --> 01:23:04,577
‫این که کی میتونه ستاره فیلم باشه

1611
01:23:04,712 --> 01:23:06,947
‫اون زمان ۶۹ سالش بود،

1612
01:23:07,081 --> 01:23:09,115
‫یه مرد ۶۹ ساله کاردرست

1613
01:23:09,250 --> 01:23:12,319
‫نمیشه همچین چیزی رو از خودت در
‫بیاری،‌ این از خود فیلم عجیب تر بود

1614
01:23:14,288 --> 01:23:16,490
‫قبلا توی هالیوود چنین اتفاقی نیوفتاده بود

1615
01:23:18,560 --> 01:23:21,796
‫ "ماچته" نماد آزادی بود

1616
01:23:21,929 --> 01:23:23,530
‫برای دنی،

1617
01:23:23,663 --> 01:23:26,634
‫آزادی از...

1618
01:23:26,766 --> 01:23:30,037
‫اون کلیشه نقش زندانی بازی کردن

1619
01:23:31,605 --> 01:23:34,974
‫دیگه اون تموم شده. تو الان یه قهرمانی

1620
01:23:35,109 --> 01:23:37,412
‫تو قراره ماچته باشی

1621
01:23:38,472 --> 01:23:42,022
‫[فرش قرمز پیش نمایش "ماچته میکشد"]

1622
01:23:42,115 --> 01:23:44,518
‫اون به آخرین پله رسیده بود...

1623
01:23:44,652 --> 01:23:47,654
‫هر کسی از اینجا تا مکزیک

1624
01:23:47,788 --> 01:23:49,556
‫میدونه ماچته کیه

1625
01:23:49,689 --> 01:23:51,525
‫من نمیدونستم چه خبره

1626
01:23:51,658 --> 01:23:54,362
‫تا وقتی مردم از کنار خونم رد میشدن،

1627
01:23:54,494 --> 01:23:56,497
‫و داد میزدن "ماچته!"

1628
01:23:56,630 --> 01:23:57,998
‫و حالا هر جایی که میرم،

1629
01:23:58,131 --> 01:23:59,900
‫هنوز ماچته هستم

1630
01:24:00,033 --> 01:24:02,168
‫رئیس جمهور سابق باراک
‫اوباما دنی رو دید و بهش گفت

1631
01:24:02,302 --> 01:24:03,871
‫ "ماچته!"

1632
01:24:04,003 --> 01:24:05,573
‫هی، چه خبر؟

1633
01:24:05,706 --> 01:24:08,275
‫عمو ماچته میگه درستو بخون!

1634
01:24:10,377 --> 01:24:13,213
‫اون یه ماچته (قمه) توی استخر خونش کشیده

1635
01:24:13,346 --> 01:24:17,117
‫این مکزیکی یهو شد یه بازیگر بزرگ

1636
01:24:17,251 --> 01:24:18,586
‫اون تو فیلم "زایگاست" بود

1637
01:24:18,720 --> 01:24:20,554
‫حتی از روش یه تبلیغ اسنیکر ساختن

1638
01:24:20,688 --> 01:24:23,324
‫خفه شو!‌ باید به پیتر یه درس حسابی بدم

1639
01:24:23,457 --> 01:24:25,525
‫- مارشا، یه اسنیکر بخور
‫- چرا؟

1640
01:24:25,658 --> 01:24:29,162
‫وقتی گرسنه ای یکمی
‫عصبی میشی. بهتر شدی؟

1641
01:24:29,296 --> 01:24:30,363
‫بهتر شدم

1642
01:24:30,497 --> 01:24:33,000
‫اون به یه برند تبدیل شد

1643
01:24:33,134 --> 01:24:35,769
‫تاکوی تریهو. باورنکردنیه،
‫لابریا،‌ نزدیک المپیک...

1644
01:24:35,903 --> 01:24:38,005
‫آره، غذاهای خیلی خیلی سالمی داره

1645
01:24:38,139 --> 01:24:40,775
‫از اکشن فیگور گرفته تا میم،

1646
01:24:40,908 --> 01:24:44,078
‫مردم خودشونو شبیه ماچته میکردن

1647
01:24:44,211 --> 01:24:47,615
‫و تتوی اون رو میزدن

1648
01:24:47,747 --> 01:24:51,085
‫یه مرده اومد گفت "روی پشتم امضا میکنی؟"

1649
01:24:51,219 --> 01:24:52,587
‫و من گفتم "چی؟" اون گفت "آره"

1650
01:24:52,720 --> 01:24:54,521
‫و اون برگشت و

1651
01:24:54,654 --> 01:24:56,724
‫یه عکس بزرگ از ماچته خالکوبی کرده بود

1652
01:24:56,858 --> 01:24:59,627
‫من پشتش رو امضا کردم
‫و اون اسم منو تتو کرده بود،

1653
01:24:59,761 --> 01:25:02,262
‫و من بهش گفتم "هر چی
‫بشه ما با هم حموم نمیریم،

1654
01:25:02,395 --> 01:25:04,798
‫برام مهم نیست"

1655
01:25:07,167 --> 01:25:08,568
‫ "منو بغل نکن"

1656
01:25:08,702 --> 01:25:13,207
‫تعداد فیلم هایی که توش بازی کرده عجیبه

1657
01:25:13,341 --> 01:25:15,410
‫اون شاید ماهی دو سه تا فیلم بازی کنه

1658
01:25:17,912 --> 01:25:19,480
‫من نابودت میکنم

1659
01:25:19,613 --> 01:25:23,617
‫مثل بقیتون!

1660
01:25:23,751 --> 01:25:25,152
‫بعضی وقتا من یه فیلمنامه پیدا میکنم،

1661
01:25:25,286 --> 01:25:26,654
‫و میگم "اسم این فیلمه چیه؟"

1662
01:25:26,787 --> 01:25:30,191
‫میگه "نمیدونم، فقط نقش خودمو بازی میکنم"

1663
01:25:30,324 --> 01:25:31,824
‫به ما بگو که کجاییم و چکار میکنیم

1664
01:25:31,958 --> 01:25:35,028
‫- خیلی خب. مایکی ما کجاییم؟
‫- اوتلاو استدیوز

1665
01:25:35,162 --> 01:25:37,365
‫ما الان توی اوتلاو استدیوز هستیم

1666
01:25:37,497 --> 01:25:39,634
‫و ما داریم آماده میشیم

1667
01:25:39,766 --> 01:25:42,769
‫که کارتون به اسم
‫ "کانتری کلاب" رو بسازیم

1668
01:25:42,904 --> 01:25:45,172
‫یه بار گفت "هی،‌ رابرت،
‫من توی دالاس تگزاس هستم

1669
01:25:45,305 --> 01:25:47,307
‫با میکی رورک یه فیلم بازی میکنم"

1670
01:25:47,440 --> 01:25:49,510
‫گفتم "اوه، چه خوب، اسمش چیه؟"

1671
01:25:51,078 --> 01:25:52,646
‫گفت "نمیدونم من فقط کار میکنم!"

1672
01:25:52,779 --> 01:25:53,847
‫اون نمیدونست اسم فیلمه چیه،

1673
01:25:53,980 --> 01:25:55,148
‫اصلا نمیدونست کجاست

1674
01:25:55,283 --> 01:25:58,152
‫توی سال ۲۰۰۲ تو
‫توی ۹ فیلم بازی کردی

1675
01:25:58,286 --> 01:25:59,887
‫درسته یا غلط؟

1676
01:26:00,020 --> 01:26:01,688
‫غلط

1677
01:26:01,823 --> 01:26:04,792
‫فکر کنم توی ۱۱ تا فیلم بازی کردم

1678
01:26:04,926 --> 01:26:07,862
‫سایت IMDB تعداد فیلمای
‫منو ۳۶۰ تا یا همچین عددی زده

1679
01:26:07,996 --> 01:26:10,698
‫نمیدونم، خودم نشمردم

1680
01:26:10,831 --> 01:26:13,234
‫نه بابا! مسخره

1681
01:26:15,336 --> 01:26:18,905
‫اما خیلی از اون فیلما پورن بودن، مگه نه؟

1682
01:26:19,038 --> 01:26:22,041
‫زن بیوه ادی اخیرا به ما پیام داد،

1683
01:26:22,176 --> 01:26:24,878
‫که بابای من بیشتر از

1684
01:26:25,011 --> 01:26:26,713
‫۳۰۰ تا فیلم بازی کرده

1685
01:26:26,846 --> 01:26:29,182
‫و جان وین فقط

1686
01:26:29,317 --> 01:26:31,051
‫فکر کنم ۲۰۰ تا بازی کرده، آره؟

1687
01:26:31,185 --> 01:26:33,821
‫و گفت وقتشه

1688
01:26:33,953 --> 01:26:35,822
‫که دیگه به جان وین احترام نظامی نذارید

1689
01:26:37,457 --> 01:26:39,125
‫دنیرو به اون گفت

1690
01:26:39,260 --> 01:26:43,364
‫"هر چیزی که بهت پیشنهاد کردن
‫قبول کن چون اونا سریع فراموش میکنن"

1691
01:26:43,497 --> 01:26:46,234
‫یه بار گفت "من روی جلد
‫"زندگی در زندان" هستم!"

1692
01:26:46,367 --> 01:26:48,002
‫نمیدونم داشت شوخی میکرد یا جدی میگفت

1693
01:26:48,135 --> 01:26:49,869
‫واقعا یه چیزی به اسم "زندگی در زندان" هست

1694
01:26:50,003 --> 01:26:52,338
‫گفت "رابرت،‌ من روی جلد
‫"زندگی در زندان" هستم!"

1695
01:26:52,472 --> 01:26:54,341
‫یه جوری میگفت انگار دیگه خیلی معروف شده

1696
01:26:54,475 --> 01:26:56,077
‫من مجبور شدم بگردم ببینم
‫چیزی به اسم "زندگی در زندان"

1697
01:26:56,210 --> 01:26:58,811
‫هست یا داره شوخی میکنه،‌ بعضی
‫وقتا شوخی و جدیش معلوم نیست

1698
01:27:14,395 --> 01:27:16,931
‫وقتی مادر دنی مرد...

1699
01:27:17,064 --> 01:27:20,201
‫با من تماس گرفته شد،
‫مدیر برنامه هاش بود،‌ گلوریا

1700
01:27:20,333 --> 01:27:22,502
‫اون به من زنگ زد و گفت
‫ "کرگ من خبر بدی دارم"

1701
01:27:23,671 --> 01:27:26,173
‫ "مادر دنی فوت کرد"

1702
01:27:26,306 --> 01:27:27,841
‫من گفتم "دنی من باید یه چیزی
‫بهت بگم" اون گفت "چی؟"

1703
01:27:27,975 --> 01:27:30,912
‫گفتم "مادرت فوت کرد"

1704
01:27:31,045 --> 01:27:33,113
‫میتونستم حس کنم که
‫بدنم داره از کار میوفته،

1705
01:27:33,247 --> 01:27:35,750
‫بوم،‌ بوم،‌ بوم،‌ توی همه قسمت ها

1706
01:27:37,216 --> 01:27:39,052
‫اون منو نگاه کرد و گفت،

1707
01:27:39,185 --> 01:27:41,121
‫ "این واقعیه؟ من بیدارم؟"

1708
01:27:43,090 --> 01:27:46,827
‫اون کسی بود که مادرش ۷۰ سال پیشش بود

1709
01:27:46,960 --> 01:27:50,097
‫اون تاثیر خیلی زیادی روی زندگیش داشت

1710
01:27:50,230 --> 01:27:52,166
‫فکر میکنم از پدرش هم بیشتر

1711
01:27:55,368 --> 01:27:57,670
‫وقتی آلیس مرد، خیلی براش سخت بود

1712
01:27:57,805 --> 01:28:01,742
‫اون توی لندن داشت فیلم
‫ماپت ها رو بازی میکرد

1713
01:28:01,876 --> 01:28:03,476
‫اون خیلی قوی ایستاده بود
‫[ماپت های تحت تعقیب، ۲۰۱۴]

1714
01:28:03,610 --> 01:28:05,479
‫خودش رو متقاعد کرده بود که میتونه

1715
01:28:05,613 --> 01:28:07,314
‫از پس این بر بیاد

1716
01:28:07,447 --> 01:28:08,615
‫من حالم خوب بود

1717
01:28:08,748 --> 01:28:12,853
‫تا وقتی که اون... قورباغه سبز

1718
01:28:12,985 --> 01:28:15,355
‫اومد پیش من، و من هیچوقت فراموش نمیکنم،

1719
01:28:15,489 --> 01:28:17,824
‫اینجوری وایساده بود و گفت،

1720
01:28:17,957 --> 01:28:21,661
‫ "دنی من خیلی بخاطر مادرت متاسفم"

1721
01:28:21,795 --> 01:28:24,297
‫من دیگه تحملم تموم شد...

1722
01:28:24,431 --> 01:28:26,833
‫دویدم رفتم توی دستشویی

1723
01:28:26,967 --> 01:28:28,301
‫مامانم رو واقعا دوست داشتم

1724
01:28:28,435 --> 01:28:30,270
‫چون وقتی بابام مرد، هیچی نشد،

1725
01:28:30,404 --> 01:28:32,172
‫من هیچ احساسی نشون ندادم

1726
01:28:32,305 --> 01:28:33,740
‫چون باید از مادرم مراقبت میکردم،

1727
01:28:33,873 --> 01:28:35,141
‫و من نمیتونستم از اون مراقبت کنم

1728
01:28:35,275 --> 01:28:37,177
‫اگه نسبت به مرگ پدرم احساس نشون میدادم

1729
01:28:37,310 --> 01:28:38,679
‫و من فراموش نمیکنم وقتی پدرم مرد مادرم گفت

1730
01:28:38,811 --> 01:28:40,279
‫ "بهتره وقتی من مردم اینجوری رفتار نکنی"

1731
01:28:40,413 --> 01:28:42,815
‫من گفتم "خفه شو مامان،‌ تو نمیمیری"

1732
01:28:42,949 --> 01:28:45,519
‫برای همین فکر میکنم،‌وقتی

1733
01:28:45,653 --> 01:28:47,788
‫وقتی من اونجا بودم،

1734
01:28:47,921 --> 01:28:49,822
‫میتونستم ببینمش که میگه "نه،‌ نه، نه،‌
‫قرار نیست توی خودت بریزی همه چیو،

1735
01:28:49,957 --> 01:28:51,359
‫من اون قورباغه رو میفرستم"

1736
01:28:53,226 --> 01:28:55,363
‫وقتی برگشتم اونا...

1737
01:29:00,234 --> 01:29:03,537
‫قشنگ ترین مراسم
‫خاکسپاری رو ترتیب داده بودن

1738
01:29:03,671 --> 01:29:06,039
‫که مادرم میتونست داشته باشه

1739
01:29:06,172 --> 01:29:08,341
‫فکر میکنم اون

1740
01:29:08,475 --> 01:29:10,677
‫مخصوصا توی این هشت تا ده سال اخیر،

1741
01:29:10,810 --> 01:29:13,046
‫ارزش زندگی رو فهمیده
‫بود، و ارزش زندگی خودش

1742
01:29:13,180 --> 01:29:15,215
‫رو و بیماری رو فهمیده
‫بود، وقتی سنت میره بالاتر

1743
01:29:15,349 --> 01:29:17,551
‫میبینی که دوستات میمیرن، و واقعا میبینی

1744
01:29:17,684 --> 01:29:20,854
‫که چقدر زندگی ارزش داره. و اون فهمیده بود

1745
01:29:20,988 --> 01:29:25,159
‫خیلی از دوستای دنی مردن

1746
01:29:25,247 --> 01:29:26,547
‫[ادی بانکر، ۱۹۳۳-۲۰۰۵]

1747
01:29:26,627 --> 01:29:27,661
‫اما اون ما رو داره

1748
01:29:31,421 --> 01:29:33,921
‫[کارولینای جنوبی]

1749
01:29:42,243 --> 01:29:43,844
‫امشب تو برای حدود

1750
01:29:43,978 --> 01:29:48,382
‫۵۰۰ نفر آدم جورواجور حرف میزنی

1751
01:29:48,515 --> 01:29:50,284
‫یکی از دلایلی که من امروز اینجام

1752
01:29:50,417 --> 01:29:54,689
‫اینه که میخوام با خیلی
‫از دانش آموزایی حرف بزنم

1753
01:29:54,822 --> 01:29:58,225
‫که میخوان وارد کارهایی

1754
01:29:58,358 --> 01:30:00,627
‫مثل کمک کردن به معتادا و الکلی ها بشن،

1755
01:30:00,761 --> 01:30:04,298
‫و بعد در مورد بچه های
‫در معرض خطر حرف میزنم

1756
01:30:04,430 --> 01:30:06,265
‫من میخوام هر کسی که

1757
01:30:06,399 --> 01:30:08,402
‫امشب هست رو دعوت
‫کنم و بگم، شما منو میشناسید

1758
01:30:08,536 --> 01:30:11,404
‫شما هم میتونید

1759
01:30:11,537 --> 01:30:12,572
‫ممنون

1760
01:30:14,440 --> 01:30:16,275
‫دنی هنوز توی مدرسه ها و زندان ها حرف میزنه

1761
01:30:16,409 --> 01:30:17,911
‫توی هر شهری که هستیم

1762
01:30:18,045 --> 01:30:21,949
‫این خیلی عجیبه

1763
01:30:22,082 --> 01:30:24,083
‫اون میگه روزی که دیگه این کارو نکنم

1764
01:30:24,216 --> 01:30:27,587
‫روزیه که مرده باشم

1765
01:30:29,023 --> 01:30:30,891
‫- چطوری؟ خوبی؟
‫- خوبم

1766
01:30:31,024 --> 01:30:32,426
‫من دنی تریهو هستم

1767
01:30:32,560 --> 01:30:36,363
‫میتونم یه لحظه برنامت رو ببینم

1768
01:30:36,497 --> 01:30:39,300
‫این بروشوریه که
‫بهتون در موردش میگفتم

1769
01:30:39,432 --> 01:30:40,967
‫- دیدیش؟
‫- این منم

1770
01:30:42,936 --> 01:30:45,372
‫مستقیم برو،‌ ۳۰ ثانیه دیگه فاصله داریم

1771
01:30:47,573 --> 01:30:48,742
‫مستقیم

1772
01:30:53,847 --> 01:30:55,783
‫وای پسر

1773
01:30:55,916 --> 01:30:57,884
‫- سلام!‌
‫- سلام

1774
01:31:15,969 --> 01:31:18,639
‫همتون میدونین دنی تریهو کیه،

1775
01:31:18,771 --> 01:31:20,440
‫برای همین میذارم داستانش رو براتون بگه

1776
01:31:20,573 --> 01:31:21,674
‫دنی تریهو

1777
01:31:31,551 --> 01:31:33,987
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه ولی...

1778
01:31:34,121 --> 01:31:35,588
‫قبلا از روی این صندلیا افتادم

1779
01:31:40,261 --> 01:31:43,063
‫من دنی تریهو هستم و
‫من یه معتاد و الکلی هستم

1780
01:31:43,195 --> 01:31:45,498
‫سلام دنی

1781
01:31:45,631 --> 01:31:47,466
‫آدمایی که تازه به دنیای
‫پاکی و هشیاری وارد شدن،

1782
01:31:47,600 --> 01:31:50,237
‫ما در مورد منتظر یه
‫معجزه بودن حرف میزنیم،

1783
01:31:50,371 --> 01:31:53,073
‫و مردم صبر میکنن تا یه
‫معجزه براشون اتفاق بیوفته

1784
01:31:53,207 --> 01:31:56,544
‫اگه یه معتاد یا الکلی هستید،

1785
01:31:56,676 --> 01:31:59,345
‫اگه پاک و هشیار از خواب بیدار شید،

1786
01:31:59,479 --> 01:32:01,914
‫همینجوریش معجزه رو تجربه کردید،

1787
01:32:02,047 --> 01:32:05,385
‫پس معجزه لحظه ای که
‫بیدار میشم شروع میشه

1788
01:32:11,658 --> 01:32:14,495
‫هی،‌ چه خبر بچه ها؟
‫چه خبر؟ چطورید؟

1789
01:32:27,474 --> 01:32:29,442
‫اون خیلی سختیا رو پشت سر گذاشته

1790
01:32:29,576 --> 01:32:33,680
‫اون مردیه که جهنم رو میفهمه

1791
01:32:33,814 --> 01:32:35,582
‫اون میدونه چطوریه،‌ چه بویی داره،

1792
01:32:35,716 --> 01:32:37,118
‫چه مزه ای داره

1793
01:32:42,021 --> 01:32:46,659
‫اونا یه غده ده سانتی توی کبدم پیدا کردن

1794
01:32:46,793 --> 01:32:48,828
‫هر کی که باشی، سرطان بگیری،

1795
01:32:48,962 --> 01:32:51,566
‫برای خودت تاسف میخوری میگی "چرا من؟"

1796
01:32:51,698 --> 01:32:53,833
‫و یهو این فکر به ذهنم رسید که،

1797
01:32:53,966 --> 01:32:57,937
‫ "فکرشو بکن اگه توی زندان اینجوری میشدم"

1798
01:32:58,070 --> 01:33:01,708
‫ "خدا رو شکر توی زندان سرطان نگرفتم"

1799
01:33:01,841 --> 01:33:03,577
‫من شکستش دادم،‌ دیگه سرطان ندارم

1800
01:33:06,512 --> 01:33:10,050
‫وای،‌ عجب زندگی باورنکردنیی داشتم

1801
01:33:20,556 --> 01:33:24,557
‫[زندان ایالتی آریزونا]

1802
01:33:28,034 --> 01:33:29,970
‫این یعنی درو باز کن

1803
01:33:31,171 --> 01:33:32,206
‫وای

1804
01:33:34,073 --> 01:33:36,210
‫تاثیر روانی توی زندان بودن

1805
01:33:36,342 --> 01:33:39,579
‫روی تو چطور بود، و زندگی
‫بعد زندانت رو چه تغییری داد؟

1806
01:33:39,712 --> 01:33:40,947
‫ما تو رو اسکن میکنیم

1807
01:33:41,081 --> 01:33:42,716
‫- من دنی تریهو هستم
‫- هر فلزی

1808
01:33:42,849 --> 01:33:44,985
‫ساعتی،‌ کمربندی داری بده

1809
01:33:45,118 --> 01:33:46,319
‫توی سرت هر چیزی که

1810
01:33:46,453 --> 01:33:47,922
‫پشت سر گذاشتی تکرار میشه

1811
01:33:49,756 --> 01:33:51,692
‫هیچ آدم عاقلی نمیخواد این کارو بکنه

1812
01:33:54,427 --> 01:33:56,029
‫هیچکس

1813
01:33:56,162 --> 01:33:59,099
‫من نمیکنم،‌ نمیخوام بکنم،‌
‫اما دنی این کارو میکنه

1814
01:34:00,935 --> 01:34:03,704
‫- خیلی خب قربان، ممنون
‫- ممنون

1815
01:34:03,837 --> 01:34:07,675
‫اینجا خیلی خیلی داغه

1816
01:34:10,077 --> 01:34:12,146
‫دیگه مثل قبل توی حیاط وزنه نمیزنن

1817
01:34:29,695 --> 01:34:31,364
‫ممنون خانم

1818
01:34:31,497 --> 01:34:32,465
‫چطورید؟ چطورید؟

1819
01:34:32,599 --> 01:34:35,036
‫- سلام
‫- سلام ماچته!

1820
01:34:36,470 --> 01:34:38,072
‫چه خبر رفقا؟

1821
01:34:38,204 --> 01:34:39,239
‫فکر میکنم هر کسی

1822
01:34:39,372 --> 01:34:41,341
‫توی زندگیش یه نقطه عطفی داره

1823
01:34:41,475 --> 01:34:43,210
‫اسم من دنی تریهو هست

1824
01:34:43,344 --> 01:34:47,114
‫یه علامتی که میگه یا من رشد میکنم
‫[زندانی ها انسان هستند،‌ آنها قابل تغییرند]

1825
01:34:47,247 --> 01:34:50,183
‫یا برای همیشه اینجوری میمونم

1826
01:34:50,317 --> 01:34:51,851
‫عاشق وقتیم که ستاره های سینما

1827
01:34:51,985 --> 01:34:53,487
‫اینجوری از اتاقکشون میان بیرون

1828
01:34:56,189 --> 01:34:58,158
‫ "هی، تا حالا کوکائین مصرف کردی؟"

1829
01:34:58,291 --> 01:35:00,226
‫ "برو بابا گاییدمت!"

1830
01:35:02,529 --> 01:35:04,531
‫هی، هی!

1831
01:35:04,664 --> 01:35:07,132
‫چقدر حال میده؟

1832
01:35:07,266 --> 01:35:09,202
‫بگو دیگه زود باش!

1833
01:35:09,336 --> 01:35:11,972
‫کون لقشون. میدونید چی
‫میگم؟ کنار من مواد مصرف نکنید

1834
01:35:12,105 --> 01:35:14,041
‫چون اونا مشکل منو ندارن

1835
01:35:14,175 --> 01:35:17,978
‫چون من مواد و الکل مصرف
‫کنم از زندان سر در میارم

1836
01:35:18,110 --> 01:35:20,014
‫اون کونیا میرن خونشون

1837
01:35:20,146 --> 01:35:23,015
‫هر اتفاق خوبی که برای من افتاده

1838
01:35:23,149 --> 01:35:25,417
‫نتیجه مستقیم کمک به کس دیگه بوده

1839
01:35:25,551 --> 01:35:27,720
‫یادتون باشه. هر چیزی

1840
01:35:27,854 --> 01:35:30,423
‫بچه های کوچیک هر محله ای که ازشون اومدید

1841
01:35:30,556 --> 01:35:32,059
‫از شما الگو میگیرن

1842
01:35:32,192 --> 01:35:34,862
‫چون تصور اونا از زندان

1843
01:35:34,994 --> 01:35:36,229
‫واقعی نیست

1844
01:35:36,363 --> 01:35:38,065
‫این بچه هایی که توی کانون
‫اصلاح و تربیت هستن میگن،

1845
01:35:38,198 --> 01:35:39,733
‫"وقتی برگردم خونه،

1846
01:35:39,865 --> 01:35:41,368
‫میشم رئیس

1847
01:35:41,501 --> 01:35:43,237
‫مثل عمو چوچوی خودم، من رئیس میشم"

1848
01:35:43,369 --> 01:35:45,238
‫اما وقتی شما باشید،‌ اینطور نیست

1849
01:35:45,372 --> 01:35:48,609
‫بهشون میگید تو باید با ۵۰ تا
‫عوضی دوش بگیری،‌ میفهمی؟

1850
01:35:48,742 --> 01:35:50,543
‫مواظب باش تنت به تن کسی نخوره

1851
01:35:50,676 --> 01:35:53,813
‫و باید در حالی دوش
‫بگیری که به کسی نگاه نکنی

1852
01:35:54,581 --> 01:35:55,649
‫اگه این کارو نکنی...

1853
01:35:57,685 --> 01:36:00,720
‫شما نشون دهنده تصور اونا از اینجا هستید

1854
01:36:03,890 --> 01:36:06,660
‫فقط یه روز، فقط یه روز برام مونده

1855
01:36:06,792 --> 01:36:08,962
‫میفهمید چی میگم؟ چطور
‫میخوام امروز زندگی کنم؟

1856
01:36:09,095 --> 01:36:11,230
‫همین. امروز میخوام چکار کنم؟

1857
01:36:11,364 --> 01:36:13,099
‫اگه میخواید حبس رو
‫اینجور بگذرونید که بگید،

1858
01:36:13,233 --> 01:36:15,601
‫ "وای، پنج سال از حبسم مونده،‌ وای..."

1859
01:36:15,735 --> 01:36:19,939
‫"وای چهار سال ۳۶۶ روزم مونده،

1860
01:36:20,073 --> 01:36:22,509
‫۳۶۴ روز، ۳۶۰ روز..."

1861
01:36:22,641 --> 01:36:24,278
‫اینجوری تا آخرش دووم نمیارید

1862
01:36:24,411 --> 01:36:27,279
‫من میگم باید روز به روز پیش برید

1863
01:36:27,413 --> 01:36:28,681
‫روز به روز،

1864
01:36:28,814 --> 01:36:32,418
‫بذار ببینم توی یه روز میتونم به چی برسم

1865
01:36:32,551 --> 01:36:35,354
‫زندگی بهتر و بهتر میشه

1866
01:36:35,488 --> 01:36:38,192
‫این یه قوله،‌ اگه پاک و هشیار بمونید،

1867
01:36:38,324 --> 01:36:41,595
‫زندگیتون به مرور بهتر میشه

1868
01:36:41,728 --> 01:36:43,529
‫من واقعا میخوام از شماها تشکر کنم

1869
01:36:43,662 --> 01:36:45,498
‫این برای من یه افتخار بود و...

1870
01:36:53,774 --> 01:36:54,909
‫ممنون بچه ها

1871
01:36:59,813 --> 01:37:03,417
‫ترجیح میدم هدف بلندپروازانه
‫داشته باشم و بهش نرسم

1872
01:37:03,550 --> 01:37:06,953
‫تا این که هدف کوچیکی داشته باشم و موفق بشم

1873
01:37:07,087 --> 01:37:09,990
‫خیلی از این آدما هدفای
‫کوچیکی داشتن و بهش رسیدن

1874
01:37:10,122 --> 01:37:11,791
‫وقتی من میام و میگم "صبر کنید،

1875
01:37:11,925 --> 01:37:15,628
‫یه راه بهتری هست" اونا گوش میکنن

1876
01:37:15,762 --> 01:37:19,332
‫خیلی به دنی تریهو گوش نمیدن،
‫اما به اون بازیگر "بچه های جاسوس"

1877
01:37:19,466 --> 01:37:21,936
‫به اون بازیگر "مخمصه"
‫به اون بازیگر "دسپرادو"

1878
01:37:22,069 --> 01:37:25,305
‫اگه مکزیکی باشن،‌ به بازیگر
‫ "خون میاید، خون میرود" گوش میکنن

1879
01:37:25,438 --> 01:37:29,176
‫وقتی میبینن یه نفر که همین
‫شرایط رو پشت سر گذاشته میگه،

1880
01:37:29,309 --> 01:37:33,313
‫"هر روز به بقیه کمک
‫کنید" توی ذهنشون میمونه

1881
01:37:33,447 --> 01:37:37,217
‫من میدونم که فقط یه روز
‫تو زندگی این آدما هستم،

1882
01:37:37,350 --> 01:37:41,155
‫اما باعث میشه از یکنواختی
‫و روزمرگی در بیان

1883
01:37:41,287 --> 01:37:44,790
‫اگه فقط همین فایده هم داشته
‫باشه خوبه،‌ من کارمو انجام دادم

1884
01:37:44,925 --> 01:37:46,527
‫من یه روز تو زندگیشون تاثیر داشتم

1885
01:37:50,874 --> 01:37:54,691
‫بعد از ۵ سال تلاش برای
‫بیرون اوردن پسر عمو گیلبرت،‌

1886
01:37:54,715 --> 01:37:59,373
‫به دنی اطلاع دادن که
‫اون عفو مشروط خورده

1887
01:37:59,799 --> 01:38:04,298
‫اون ۳۸ سال زندان بوده

1888
01:38:04,911 --> 01:38:08,349
‫اونا به ما اجازه میدن گیلبرت
‫تریهو رو ببریم [پسر عمو گیلبرت]

1889
01:38:08,481 --> 01:38:11,551
‫نذاشتن از در جلویی اونو ببریم

1890
01:38:11,685 --> 01:38:14,387
‫چقدر کسشر

1891
01:38:14,520 --> 01:38:17,358
‫سی و هشت سال! وای!

1892
01:38:18,824 --> 01:38:21,761
‫توی سال ۱۹۷۹ چکار میکردی؟

1893
01:38:21,895 --> 01:38:25,766
‫این که اینقدر بتونی
‫توی زندان دووم بیاری

1894
01:38:25,899 --> 01:38:28,067
‫معجزه هست

1895
01:38:28,067 --> 01:38:38,067
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1896
01:38:59,599 --> 01:39:01,634
‫چه خبر رفیق؟

1897
01:39:15,548 --> 01:39:17,250
‫- چطوری؟
‫- تو چطوری؟ من ماریو هستم

1898
01:39:17,382 --> 01:39:18,484
‫خیلی خب ماریو

1899
01:39:21,020 --> 01:39:22,255
‫من بهشون گفتم "کون لقتون،

1900
01:39:22,389 --> 01:39:23,457
‫من همه چی رو میذارم برا خودتون"

1901
01:39:27,292 --> 01:39:28,394
‫ممنون

1902
01:39:33,099 --> 01:39:34,802
‫- چطوره؟
‫- عالیه

1903
01:39:47,881 --> 01:39:49,650
‫من هنوز خیلی بدهکارم و،

1904
01:39:49,783 --> 01:39:52,118
‫فکر نکنم هیچوقت بتونم کارامو جبران کنم،

1905
01:39:52,252 --> 01:39:55,255
‫اما اونجا رفتن جالب بود

1906
01:39:55,389 --> 01:39:57,390
‫اون هنوز توی پاکویما زندگی میکنه

1907
01:39:57,524 --> 01:40:00,661
‫اون نرفت جای دیگه

1908
01:40:00,793 --> 01:40:02,662
‫اون برگشت اینجا

1909
01:40:02,796 --> 01:40:05,231
‫اون هنوز از محله حمایت میکنه،

1910
01:40:05,364 --> 01:40:06,865
‫از مکانیک های توی محله،

1911
01:40:07,000 --> 01:40:08,569
‫از فروشگاه های توی محله

1912
01:40:08,702 --> 01:40:11,637
‫این تقریبا رویای هر فرد لاتینی تباره

1913
01:40:11,770 --> 01:40:14,307
‫- برو پایین
‫- آره، راست میگه

1914
01:40:14,440 --> 01:40:18,978
‫داشتن یه شورلت سال ۶۴ توی
‫پاکویما رویایی هست که به حقیقت پیوسته

1915
01:40:19,112 --> 01:40:21,014
‫کریسمس ها،‌ اون میره مرکز شهر،

1916
01:40:21,146 --> 01:40:23,850
‫چند تا اسباب بازی میخره و با ماشین

1917
01:40:23,984 --> 01:40:27,654
‫جلوی مردم توی خیابون رو
‫میگیره و به اونا اسباب بازی میده

1918
01:40:27,787 --> 01:40:29,588
‫همین الان توی صندوق عقب ماشینش

1919
01:40:29,722 --> 01:40:32,091
‫لباس زیر گرم

1920
01:40:32,225 --> 01:40:33,659
‫و جوراب هست،‌ اونقدری که

1921
01:40:33,792 --> 01:40:35,360
‫دیگه نمیشه وسائل خودت رو توش جا بدی

1922
01:40:35,494 --> 01:40:37,197
‫چه مساله عقیم سازی سگ ها باشه...

1923
01:40:37,331 --> 01:40:39,666
‫من سه ماه اینجا زندانی بودم
‫[کمپین "دوستان حیوانات"]

1924
01:40:39,800 --> 01:40:43,168
‫این ۱۵ روز به زمان انسان هاست

1925
01:40:43,302 --> 01:40:46,104
‫و یا حمایت از نوجوون ها باشه، اون میره

1926
01:40:46,238 --> 01:40:48,875
‫... چون تو به اونا گوش نمیدی، اونا میان...
‫[جلسه پیشگیری از خشونت دبیرستان سیلمار]

1927
01:40:51,645 --> 01:40:53,680
‫اجتماع پاکویما برای تو چه معنایی داره؟

1928
01:40:53,813 --> 01:40:57,283
‫همه چیزمه،‌ همه چیزمه
‫مثل خانواده... سلام بنز!

1929
01:40:57,417 --> 01:40:59,286
‫اون زن چابیه، خیلی دختر باحالیه

1930
01:41:01,054 --> 01:41:03,257
‫وای،‌ هیچ کسی دوست
‫نداشت دنی پیشش باشه،

1931
01:41:03,390 --> 01:41:05,057
‫هیچ کسی حتی یک بار هم از
‫پیش دنی بودن خوشحال نبود،

1932
01:41:05,192 --> 01:41:06,859
‫حالا از دیدنش هیجان زده میشن

1933
01:41:06,993 --> 01:41:08,262
‫یادمه یه زمانی اونا نمیذاشتن

1934
01:41:08,395 --> 01:41:10,096
‫پامو توی خونشون بذارم،‌ و پلیسا،

1935
01:41:10,229 --> 01:41:13,032
‫اونا همیشه منو نگه میداشتن
‫و میچسبوندنم به دیوار،

1936
01:41:13,167 --> 01:41:15,068
‫میگفتن "ما میدونیم یه چیزی
‫داری،‌ ماشین رو میگشتن..."

1937
01:41:15,201 --> 01:41:17,869
‫و از هر ده بار، نه بارش رو داشتم

1938
01:41:18,003 --> 01:41:20,573
‫و معمولا با اسلحه تو
‫دستشون منو نگه میداشتن

1939
01:41:20,707 --> 01:41:23,276
‫حالا کاملا فرق کرده

1940
01:41:23,409 --> 01:41:27,780
‫بعضیاشون دوست من هستن

1941
01:41:27,914 --> 01:41:30,884
‫اونا شروع کردن به کشیدن نقاشیش روی دیوار

1942
01:41:31,016 --> 01:41:33,753
‫اینجا توی خیابون

1943
01:41:33,886 --> 01:41:35,221
‫و من گفتم "میبینی رفیق،

1944
01:41:35,354 --> 01:41:37,523
‫توی هالیوود به تو ستاره میدن"
‫[پیاده روی مشاهیر هالیوود]

1945
01:41:37,657 --> 01:41:39,693
‫ "توی پاکویما نقاشیت رو میکشن"

1946
01:41:39,826 --> 01:41:41,694
‫و اون خیلی خوشحال شد

1947
01:41:41,828 --> 01:41:43,797
‫فکر کنم اون احتمالا یه بار
‫اونجا دیوار نویسی کرده باشه،

1948
01:41:43,930 --> 01:41:46,533
‫و حالا اونا تصویرش رو اونجا کشیدن

1949
01:41:46,666 --> 01:41:49,069
‫محله ای که توی جوونیش از دستش آسایش نداشتن

1950
01:41:49,202 --> 01:41:51,938
‫حالا بخاطر کارهای خوبی که
‫کرده و کارهای بدش رو پوشونده

1951
01:41:52,070 --> 01:41:54,707
‫نقاشیش رو کشیدن

1952
01:41:54,841 --> 01:41:56,910
‫ما داریم در مورد مردی حرف میزنیم که مادرش

1953
01:41:57,042 --> 01:42:01,881
‫وقتی آزاد شد در رو براش باز نکرد

1954
01:42:02,015 --> 01:42:04,584
‫فکر نمیکنم اون هیچ وقت فکرش رو کرده باشه

1955
01:42:04,717 --> 01:42:07,253
‫که همین چیزی رو اینجا قراره داشته باشه

1956
01:42:20,900 --> 01:42:23,604
‫حتی با این که قبلا سبک
‫زندگیش اونجوری بوده،

1957
01:42:23,737 --> 01:42:26,005
‫کاملا تغییر کرده،

1958
01:42:26,139 --> 01:42:30,643
‫و الان چنین آدمی شده

1959
01:42:30,777 --> 01:42:33,313
‫پس اون نقاشی روی دیوار
‫فقط نشون دهنده اون نیست،

1960
01:42:33,445 --> 01:42:35,983
‫نشون دهنده خیلی از
‫لاتین تبار های دیگه هست،

1961
01:42:36,115 --> 01:42:40,019
‫که زندگیشون رو تغییر دادن

1962
01:42:40,153 --> 01:42:41,989
‫این امیده، این تفکره که

1963
01:42:42,122 --> 01:42:45,324
‫من لازم نیست

1964
01:42:45,457 --> 01:42:47,728
‫محصول محیط اطرافم باشم

1965
01:42:49,194 --> 01:42:50,730
‫من میتونم بهتر بشم

1966
01:42:51,863 --> 01:42:54,132
‫من میتونم تغییر پیدا کنم

1967
01:42:54,266 --> 01:42:58,572
‫من حالا میتونم رویاپردازی
‫کنم و این عیبی نداره

1968
01:42:58,704 --> 01:43:02,007
‫و این چیزیه که هر کی
‫میخواد از محله های فقیر نشین

1969
01:43:02,140 --> 01:43:05,210
‫بیاد بیرون و کسی بشه

1970
01:43:05,345 --> 01:43:07,948
‫برای مردمش انجام میده

1971
01:43:08,081 --> 01:43:11,150
‫و حالا فکر میکنم اون
‫کاملا میدونه که کی هست

1972
01:43:13,286 --> 01:43:15,655
‫بزن ببینم. بوم

1973
01:43:17,623 --> 01:43:20,025
‫من عاشق دیدن این خانواده ها هستم

1974
01:43:20,158 --> 01:43:21,560
‫واقعا؟

1975
01:43:21,694 --> 01:43:22,661
‫میبینی چی میگم

1976
01:43:22,796 --> 01:43:24,664
‫که والدین برای بچه هاشون وقت بذارن؟

1977
01:43:24,797 --> 01:43:26,832
‫اینا همون والدینی هستن
‫که دارن وقت میذارن،

1978
01:43:26,966 --> 01:43:28,467
‫و این مهمترین چیز

1979
01:43:28,601 --> 01:43:31,704
‫توی زندگی بچه هاست

1980
01:43:31,837 --> 01:43:33,840
‫من نباید این زندگی رو داشته باشم

1981
01:43:33,972 --> 01:43:35,975
‫و اونم همینطور

1982
01:43:36,109 --> 01:43:40,347
‫اگه نتونیم تجربیاتمون رو

1983
01:43:40,479 --> 01:43:44,717
‫به کس دیگه انتقال بدیم...

1984
01:43:44,850 --> 01:43:45,885
‫دیگه چه فایده ای داره؟

1985
01:43:47,520 --> 01:43:48,920
‫چقدر آسون میبود

1986
01:43:49,055 --> 01:43:52,091
‫اون آدمی که

1987
01:43:52,225 --> 01:43:55,028
‫سال ۱۹۶۸ سنگ زد به سر

1988
01:43:55,161 --> 01:43:57,563
‫یه نگهبان رو خط میزدیم؟

1989
01:43:59,698 --> 01:44:03,769
‫از دوازده سالگی معتاد هروئین بود

1990
01:44:03,904 --> 01:44:07,741
‫اونقدری دزدی انجام داده
‫که نمیتونیم داستان همشو بگیم

1991
01:44:10,010 --> 01:44:12,445
‫چقدر خط زدن اون آدم آسون بود؟

1992
01:44:14,247 --> 01:44:17,417
‫این چیزیه که دنی نماد اونه

1993
01:44:17,550 --> 01:44:22,154
‫اون نماد اینه که چه اتفاقی
‫میوفته اگه سفره دلت رو باز کنی

1994
01:44:22,287 --> 01:44:24,956
‫و اجازه بدی عشق بر تنفر پیروز بشه

1995
01:44:28,360 --> 01:44:31,898
‫اون همون مهره شطرنجیه که
‫به عنوان یه سرباز شروع کرد

1996
01:44:32,032 --> 01:44:33,900
‫و رسید به آخر صفحه شطرنج

1997
01:44:34,033 --> 01:44:36,168
‫و حالا میتونه انتخاب کنه

1998
01:44:36,301 --> 01:44:39,471
‫که چه مهره ای میخواد

1999
01:44:39,604 --> 01:44:41,607
‫پدربزرگ من، دلیسیو تریهو،

2000
01:44:41,740 --> 01:44:44,744
‫اگه الان بود میگفت "اون بالاخره موفق شد"

2001
01:44:44,877 --> 01:44:48,948
‫اون الگوی منه. من ازش تاثیر میگیرم

2002
01:44:49,082 --> 01:44:51,184
‫وقتی بزرگ شدم میخوام مثل اون باشم

2003
01:44:53,920 --> 01:44:55,588
‫مردم قضاوت میکنن

2004
01:44:55,721 --> 01:45:00,292
‫هر جوری دلشون بخواد،‌ در مورد آدمای مشهور

2005
01:45:00,426 --> 01:45:03,830
‫بابای من کسیه که من
‫افتخار میکنم بهش بگم بابا

2006
01:45:06,800 --> 01:45:10,235
‫تو یا میمونی تحت هر شرایطی،

2007
01:45:10,368 --> 01:45:13,839
‫و یه زندگی بهتری رو خواهی داشت،‌ یا
‫میمیری، دیوونه میشی و یا میری زندان

2008
01:45:13,972 --> 01:45:15,175
‫به همین سادگی

2009
01:45:16,475 --> 01:45:17,909
‫امروز من یه زندگی بهتر رو انتخاب کردم،

2010
01:45:18,043 --> 01:45:19,813
‫و زندگی من یه رویا هست

2011
01:45:21,480 --> 01:45:22,648
‫خب...

2012
01:45:23,072 --> 01:45:28,072
« آوا مووي - مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ CinemaFreak.Net ]

