﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:04,400
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:04,460 --> 00:00:10,212
‫تک‌تک ساعات بیداری‌تان،
‫هم و غم وطن دارید

3
00:00:10,752 --> 00:00:15,544
‫تا آن را چون گُلی بپرورید،
‫و بر شکوهش بیفزایید

4
00:00:15,792 --> 00:00:20,748
‫راست‌قامت چون درخت بلوط،
‫دست اندر کار، روزان و شبان

5
00:00:21,376 --> 00:00:26,544
‫محل کارتان، کشورمان،
‫و کارگاه‌های ساختمان

6
00:00:27,000 --> 00:00:33,040
‫آشتی‌جوی بزرگ زمین [رومانی] است،
‫و ما یگانه با مُرادِ کشورمان

7
00:00:33,584 --> 00:00:38,960
‫از اَرج رومانی که سخن می‌رانیم،
‫چائوشسکو زنده است در دلمان!

8
00:00:41,708 --> 00:00:43,164
ببینیم چیه

9
00:01:16,252 --> 00:01:17,796
‫متن نیست ها

10
00:01:18,540 --> 00:01:22,040
‫- روی  متن‌رسان هیچی نیست
‫- آهای، متن!

11
00:01:24,668 --> 00:01:26,752
‫متن

12
00:01:59,624 --> 00:02:02,852
‫حروف بزرگ

13
00:02:02,876 --> 00:02:10,500
‫حروف بزرگ
‫- تاریخچه -

14
00:02:11,460 --> 00:02:16,668
‫بر اساس نمایشنامه مستند
‫هم‌نام جانینا کاربوناریو

15
00:02:17,175 --> 00:02:23,635
‫که بر پایه پرونده‌های سکوریتاته
‫(پلیس مخفی رومانی) نوشته شده است

16
00:02:27,624 --> 00:02:35,040
‫...طنینی که به هنگام برخورد با
‫این زندگی‌های کوچک احساس می‌کنم

17
00:02:35,376 --> 00:02:44,128
‫در خُرده فرمایشاتی که مایه نابودی آن‌هاست،
‫به خاکستر بدل می‌شود. میشل فوکو

18
00:02:44,376 --> 00:02:51,252
‫کسی را یارای زیستن آن نیست، تنها
‫توصیف، آن هم در حد یک درصد. ایون استارتان

19
00:03:39,040 --> 00:03:44,956
‫گروهی جدید را با انبوه تشویق
‫سلام می‌دهند: دسته‌ی دفاعی پیشگام

20
00:03:47,084 --> 00:03:51,252
‫که نماینده 3 میلیون [جوان] پیشگام کشور
‫قلمداد می‌شود

21
00:03:51,668 --> 00:03:57,168
‫هم‌آنانی که بر دفاع از پرچم
‫نبرد، و فتوحات انقلابی ما عهد می‌بندند

22
00:04:07,832 --> 00:04:12,956
‫حزب، چائوشسکو، رومانی!

23
00:04:53,040 --> 00:04:58,456
‫پرونده‌ی "حصار"

24
00:05:18,376 --> 00:05:22,796
‫در 13 سپتامبر 1981، ساعت 10

25
00:05:23,208 --> 00:05:31,332
‫از  وجود دست‌نوشته‌ای بر روی حصار کمیته
‫مرکزی حزب در شهر بوتوشن اطلاع یافتیم:

26
00:05:31,708 --> 00:05:34,124
‫"ما خواهان آزادی و عدالت ایم"

27
00:05:34,376 --> 00:05:39,876
‫به عنوان افسر مسئول سکوریتاته،
‫آنچه را که به دنبال می‌آید یافتم:

28
00:05:40,300 --> 00:05:45,964
‫حروف بزرگ نوشته شده با گچ آبی

29
00:05:46,208 --> 00:05:51,248
‫به طول 10-12 سانتی متر، به ارتفاع 1.60

30
00:05:52,584 --> 00:05:59,712
‫نگهبان سعی بر زدودنِ نویسه داشته

31
00:05:59,960 --> 00:06:04,876
‫اما به دلیل ناهمگونی سطح
‫موفق بدین کار نگشته بود

32
00:06:05,916 --> 00:06:09,708
‫از آن‌جایی که عبور و مرور به هنگام
‫روز زیاد است

33
00:06:10,376 --> 00:06:16,460
‫نویسش باید در ساعاتی بین 11 تا 6 صبح
‫انجام شده باشد

34
00:06:16,960 --> 00:06:21,668
‫احتمالا دو نفر در این کار دست داشته اند

35
00:06:21,916 --> 00:06:27,292
‫یکی مسئول نوشتن، و دیگری
‫مسئول پاییدن دربان

36
00:06:27,500 --> 00:06:31,792
‫و یا رهگذران

37
00:06:35,876 --> 00:06:39,584
‫آقای گریندو از بخارست شکایت کرده است

38
00:06:39,832 --> 00:06:45,708
‫که برخی فرش-آویزها
‫زیاده به پنجره‌ها نزدیک اند

39
00:06:45,916 --> 00:06:48,000
‫و این اصلا جالب نیست

40
00:06:48,960 --> 00:06:55,044
‫به خصوص که برخی افراد
مراعاتِ ساعات فرش‌تکانی را نمی‌کنند

41
00:06:55,832 --> 00:07:00,916
‫از آن‌جایی که فرش-کوبی
کاری زمینی‌ست

42
00:07:01,252 --> 00:07:05,752
‫برخی یک جایگزین هوایی برای آین یافته

43
00:07:07,332 --> 00:07:10,664
‫و بالای ساختمان را جای مناسب‌تری
‫می‌دانند

44
00:07:11,460 --> 00:07:17,544
‫از این ایده استقبال شده،
‫و مستاجران این ساختمان

45
00:07:19,252 --> 00:07:22,544
‫هم‌اکنون کاملا "پا-در-هوا" شده اند

46
00:07:22,832 --> 00:07:27,456
‫این ساختمان با فرش‌آویزهایی بالای بام
‫طراحی شده بود

47
00:07:28,916 --> 00:07:34,500
‫آقای بالانسکو که در
‫طبقه آخر زندگی می‌کند...

48
00:07:36,752 --> 00:07:40,504
‫داشتم به محل کارم می‌رفتم

49
00:07:40,752 --> 00:07:43,628
‫که دیدم روی دیوار نوشته:

50
00:07:43,960 --> 00:07:48,376
‫"در کشور دوست و برادرمان،
‫لهستان، کارگران به آزادی رسیده اند"

51
00:07:48,624 --> 00:07:54,000
‫"با اتحادیه‌های آزاد از قبیل
‫یکپارچگی، و یکپارچگی روستایی"

52
00:07:54,252 --> 00:07:59,920
‫"که نشانگر حقوق آن‌هاست، گرچه
‫آن‌ها نیز با کمبود غذا مواجه اند"

53
00:08:01,084 --> 00:08:03,336
‫و دیگری:

54
00:08:03,540 --> 00:08:06,372
‫«در این صفوف طولانی از پا افتادیم»

55
00:08:06,584 --> 00:08:10,628
‫«از فساد و بی‌عدالتی
‫کشورمان جان‌به‌لب شدیم»

56
00:08:37,084 --> 00:08:44,460
‫ساعت 6:55، وقتی از کنار سازه‌ی
‫مرکز فرهنگی سندیکاها می‌گذشتم

57
00:08:45,668 --> 00:08:52,044
‫چشمم به شعارنویسی روی دو تخته حصار افتاد

58
00:08:52,376 --> 00:08:58,628
‫با موضوع یکپارچگی و
‫اتحادیه‌های بازرگانی لهستان

59
00:08:58,960 --> 00:09:03,376
‫خیلی یادم نیست، چون متن بلندی بود
‫و من هم دقت نکردم

60
00:09:04,876 --> 00:09:07,504
‫موسکای سبزیجات و گوشت مرغ

61
00:09:08,124 --> 00:09:13,164
‫مواد لازم برای پنج نفر:

62
00:09:15,752 --> 00:09:17,920
‫مرغ - 1 کیلوگرم

63
00:09:18,584 --> 00:09:20,504
‫3-4 عدد هویج

64
00:09:22,292 --> 00:09:24,500
‫یک ظرف نخودفرنگی

65
00:09:25,460 --> 00:09:28,084
‫یک ظرف لوبیاسبز

66
00:09:30,000 --> 00:09:31,956
‫3-4 عدد سیب‌زمینی

67
00:09:33,084 --> 00:09:35,420
‫50 گرم پنیر

68
00:09:36,668 --> 00:09:38,960
‫کره 50 گرم

69
00:09:39,792 --> 00:09:42,372
‫یک قاشق نان خُرد

70
00:09:42,876 --> 00:09:45,084
‫چند برگ جعفری

71
00:09:45,708 --> 00:09:48,580
‫نمک و فلفل

72
00:09:49,292 --> 00:09:51,748
‫250 گرم روغنآرد

73
00:09:53,040 --> 00:09:58,540
این‌جانب، امضاءکننده، لوله‌کش
‫کارخانه تاسیسات و ماشین‌آلات ام

74
00:09:58,792 --> 00:10:01,124
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم

75
00:10:01,376 --> 00:10:07,004
‫14 سپتامبر 1981، ساعت
‫7:10 مشغول کار شدم

76
00:10:07,292 --> 00:10:10,792
‫از زیردستانم شنیدم
‫(من مدیر هستم)

77
00:10:11,000 --> 00:10:15,956
‫که حرف نامربوطی روی حصار نوشته شده

78
00:10:17,624 --> 00:10:21,292
‫تیم 15 ما به موقعیت رفت

79
00:10:21,792 --> 00:10:26,956
نوشته‌ی گچی با حروف بزرگ رو دیدم

80
00:10:28,292 --> 00:10:32,416
‫«دیگه نمی‌تونیم بی‌عدالتی رو تحمل کنیم»

81
00:10:32,708 --> 00:10:36,792
‫باتوجه به شرایط، می‌بایست پاکش میکردیم

82
00:10:37,040 --> 00:10:42,124
‫یک نفر رو فرستادم آب بیاره تا پاکش کنیم

83
00:10:42,708 --> 00:10:47,872
‫بعدتر متوجه شدم که باید مقامات رو
‫در جریان می‌گذاشتم

84
00:10:56,584 --> 00:10:59,960
‫اندر استواری

85
00:11:00,332 --> 00:11:02,792
‫اندر کار و خلاقیت

86
00:11:03,208 --> 00:11:05,500
‫اندر یگانگی

87
00:11:06,584 --> 00:11:12,084
‫این لحظه جاویدان
‫از ادوار گذشته به ما می‌رسد

88
00:11:13,208 --> 00:11:16,164
‫این رویای مُدَور کشور ماست

89
00:11:16,540 --> 00:11:20,416
‫و این گواهیست بر
‫موجودیتی چند-هزاره‌ای

90
00:11:27,292 --> 00:11:32,456
‫سراسر کشور، قوم رومانیایی‌ها،
‫مجارها، آلمان‌ها و دیگران

91
00:11:32,792 --> 00:11:37,164
‫با کردارشان، و اعتقاد راسخ،
‫گواهی می‌دهند

92
00:11:38,584 --> 00:11:41,336
‫که این سرزمین، سرزمین اتحادی فناناپذیر است

93
00:11:42,876 --> 00:11:47,504
‫امروز، به تاریخی که اعلام شد، با
‫توجه به اختیاراتم در مقام مامور سکوریتاته

94
00:11:47,792 --> 00:11:52,832
‫با مستجران خیابان کوزا

95
00:11:54,540 --> 00:11:59,124
‫درباره شعارنویسی‌های
‫ناشایست روی...

96
00:11:59,376 --> 00:12:03,004
‫حصار سازه‌ی مرکز فرهنگی که در مجاورت
‫ساختمان‌های 9 و 11 قرار داشت

97
00:12:03,292 --> 00:12:07,080
‫ صحبت کردم

98
00:12:09,916 --> 00:12:13,292
‫افسانه: نویسه‌ی گچی

99
00:12:28,332 --> 00:12:32,372
‫"اندیشمند" مردی روی چهارپایه را
‫به نمایش می‌گذارد

100
00:12:33,292 --> 00:12:38,292
‫کمر خمیده،
‫چانه در دستان

101
00:12:39,040 --> 00:12:41,708
‫آرنج‌ها روی زانوان

102
00:12:42,292 --> 00:12:48,040
‫مهارت هنرمند، در جزئیات واقع‌گرایانه

103
00:12:48,876 --> 00:12:53,420
‫و به ویژه در حالت سیمای او
‫آشکار است

104
00:12:58,208 --> 00:13:03,792
‫کاشف این اثر، آن را در قیاس با مجمسه
‫مشهور رُدین

105
00:13:04,832 --> 00:13:09,292
‫"اندیشمند" نامید

106
00:13:10,752 --> 00:13:14,544
‫گزارش: امروز حوالی ساعت 9

107
00:13:14,832 --> 00:13:22,416
‫سکوریتاته اطلاع یافت،
‫که بر روی حفاظ‌های دو در دوی

108
00:13:22,668 --> 00:13:27,420
‫حوالی سازه‌ی مرکز فرهنگی در بوتوشن

109
00:13:27,668 --> 00:13:34,504
‫سه شعارنویسی فتنه‌گرانه و خراب‌کارانه
‫توسط خاطیان ناشناس صورت گرفته است

110
00:13:34,832 --> 00:13:42,292
‫متن با حروف بزرگ و با
‫گچ سفید نوشته شده است:

111
00:13:43,540 --> 00:13:45,832
‫«هم‌میهنان»، علامت تعجب

112
00:13:46,040 --> 00:13:53,500
‫«ما باید به وضعیت فعلی
‫ کشور یک نه قاطعانه بگوییم»

113
00:13:53,832 --> 00:13:58,248
‫«در کشور دوست و برادرمان، لهستان،
‫کارگردان به آزادی واقعی دست یافته اند»

114
00:13:58,584 --> 00:14:02,668
‫«با اتحادیه‌های آزاد از قبیل
‫همبستگی، و همبستگی روستایی»

115
00:14:02,832 --> 00:14:09,164
‫«که نشانگر حقوق آن‌هاست، گرچه
‫آن‌ها نیز چون ما با کمبود غذا مواجه اند»

116
00:14:09,416 --> 00:14:11,164
‫متن شماره 2:

117
00:14:11,460 --> 00:14:16,960
‫«ما غذا می‌خواهیم. حق‌مان را
‫می‌خواهیم. آزادی می‌خواهیم»

118
00:14:17,252 --> 00:14:19,128
‫متن شماره 3:

119
00:14:19,376 --> 00:14:21,752
‫«در این صفوف طولانی از پا افتادیم»

120
00:14:21,960 --> 00:14:26,336
‫«از فساد و بی‌عدالتی
‫کشورمون جون‌به‌لب شدیم»

121
00:14:26,832 --> 00:14:33,164
تخته‌ها برای مطالعه
جرم‌شناسانه برداشته شدند

122
00:14:33,668 --> 00:14:40,128
‫نظارت در نقاط
‫آسیب‌پذیر افزایش یافته

123
00:14:40,376 --> 00:14:43,752
‫تا از اقدامات مشابه جلوگیری شود

124
00:14:45,040 --> 00:14:50,372
‫محصول بعدی‌مون یک یخچال 160 لام‌ـه

125
00:14:51,252 --> 00:14:53,420
‫- اینه؟
‫- بله

126
00:14:53,584 --> 00:14:58,544
‫مُدلِ بزرگ‌ترِ

127
00:14:59,876 --> 00:15:03,296
‫یخچال‌های دو-دَر بزرگ‌تر و کم‌مصرف‌تر

128
00:15:05,832 --> 00:15:08,624
‫از جمله محصولات فعلی ما هستند

129
00:15:10,416 --> 00:15:13,248
‫عرضه‌ی تعداد بسیار زیادی یخچال...

130
00:15:14,416 --> 00:15:18,916
‫در پرونده "حفاظ" از آن‌جایی
‫دست‌خط شناسایی شده بود

131
00:15:19,292 --> 00:15:24,708
‫قریب به 30,000 نمونه دست‌خط
‫با مدرک اصلی مقایسه شدند

132
00:15:25,252 --> 00:15:28,712
‫سرویس 1، 30 خبرچین را آگاه ساخته بود

133
00:15:28,876 --> 00:15:32,128
‫سرویس 2، 32 خبرچین را آگاه ساخته بود

134
00:15:32,292 --> 00:15:35,956
‫بخش نظارت - 12 خبرچین

135
00:15:36,208 --> 00:15:40,708
‫بخش ضد-تروریسم - 5 خبرچین

136
00:15:41,084 --> 00:15:44,336
‫طرح اولیه‌ای نیز توسط پلیس ترسیم شده بود

137
00:15:46,292 --> 00:15:49,040
‫شما به ما هستی بخشیدید

138
00:15:49,668 --> 00:15:52,212
‫شما مردمانی را پیشکش این کشور کردید

139
00:15:53,916 --> 00:15:56,664
‫شما بشریت را تقدیم زمین کردید

140
00:16:21,416 --> 00:16:26,748
‫زن، چهره‌اش را به عاریت تقدیم
‫هنرمندان می‌کند تا وصف میهن آرند

141
00:16:27,084 --> 00:16:33,336
‫عدالت، انقلاب،
‫استقلال، آزدی، صلح

142
00:16:46,668 --> 00:16:52,252
‫شاعران، زیبایی زن، و روح گرمش را
‫به چکامه می‌خوانند

143
00:16:52,916 --> 00:16:58,124
‫هم، دستان زحمت‌کش و روان مشتاقش را

144
00:16:58,460 --> 00:17:02,460
‫عطش محبتش را،
‫هم، پایداری‌اش در برابر رنج

145
00:17:03,460 --> 00:17:08,836
‫باورش را به زندگی، انسانیت و عشق

146
00:17:13,040 --> 00:17:16,080
‫این فرصتی‌ست از برای بودنِ من

147
00:17:16,708 --> 00:17:21,956
‫و شادی درونی من از استخوان‌هایم

148
00:17:23,000 --> 00:17:26,456
‫که در آغوش همیشه-دردناک تو خُرد شده اند،
‫سنگین‌تر است

149
00:17:26,960 --> 00:17:30,876
‫مُجرم دست‌کم دوران متوسطه
‫را پشت سر گذاشته بود

150
00:17:31,124 --> 00:17:36,624
ممکن بود مقیم حوالی سازه یا
بسیار دورتر از آن باشد

151
00:17:38,208 --> 00:17:40,456
‫پیام آن‌ها تاثیرگذار بود

152
00:17:40,624 --> 00:17:43,916
‫نویسنده در ساخت و پرداخت
شعارهای آتش‌افروزانه چیره‌دست بود

153
00:17:44,168 --> 00:17:48,628
‫کوتاه و گیرا، با لحنی
حاکی از ‫دعوت به اقدام

154
00:17:49,040 --> 00:17:52,792
‫او، فارغ از جنسیت، با روان‌شناسی اجتماعی
‫آشنا بود

155
00:17:53,000 --> 00:17:57,124
‫زیرا که موضوعات انتخابی‌اش
‫مصلحت عمومی را نشانه می‌رفت

156
00:17:57,500 --> 00:17:59,332
‫کار که بود؟

157
00:17:59,540 --> 00:18:04,080
‫کار کسی بدون دشواری‌های خانوادگی یا حرفه‌ای

158
00:18:04,376 --> 00:18:09,044
‫فردی، ناراضی، که از این شیوه برای
‫زهرافشانی بهره می‌برد

159
00:18:09,416 --> 00:18:14,624
‫شاید مستمری‌بگیری
‫خیره‌سر با تعصبات سیاسی

160
00:18:14,960 --> 00:18:17,876
‫یا جوانی پُر-سر
‫که به خیالش

161
00:18:18,124 --> 00:18:23,580
‫وظیفه دارد با زمین و زمان پنجه دراَفکَند!

162
00:18:23,916 --> 00:18:28,916
‫شاید هم 2-3 تن آدم بیکار

163
00:18:29,332 --> 00:18:31,956
‫که خیال وقت‌گذرانی داشتند

164
00:18:32,876 --> 00:18:37,544
‫شاید قصد داشتند که با آزردن مقامات
‫از اغتشاشات حاصله لذت ببرند

165
00:18:39,624 --> 00:18:44,832
‫من روزی دست‌کم 20 دقیقه ورزش می‌کنم

166
00:18:48,832 --> 00:18:52,332
‫دراز-نشست، بارفیکس، تمرینات پا

167
00:18:53,000 --> 00:18:55,500
‫چه فایده‌ای داره؟

168
00:18:57,000 --> 00:19:01,500
‫باعث آرامشمه، ماهیچه‌هام به قوت خود باقی ان

169
00:19:06,292 --> 00:19:10,416
‫نیاز به آرامشم رو برطرف می‌کنه

170
00:19:12,208 --> 00:19:15,000
‫از آخرین باری که دارو خوردید چقدر می‌گذره؟

171
00:19:15,332 --> 00:19:20,292
‫- انگار یادتون نیست
‫- البته اضافه کنم که قهوه هم نمی‌‍خورم

172
00:19:21,332 --> 00:19:28,208
‫فقط برای سرگردمی خودتونه
‫یا خانواده رو هم مشغول کردید؟

173
00:19:28,500 --> 00:19:33,372
‫بله، مخصوصا پسر 13-ساله‌م رو

174
00:19:33,624 --> 00:19:37,708
‫او رو هم ورزش می‌دم

175
00:19:40,040 --> 00:19:43,292
‫پیشنهادم به همه همینه

176
00:19:43,960 --> 00:19:48,920
‫خیلی‌ها رو دیدم که زمستون‌ها
‫درگیر سرماخوردگی اند

177
00:19:49,916 --> 00:19:55,248
‫10-15 دقیقه ورزش روزانه گرم‌شون می‌کنه

178
00:19:56,168 --> 00:20:01,544
‫- و دیگه سر و کارشون به پزشک نمی‌افته!
‫- البته!

179
00:20:02,460 --> 00:20:08,544
این‌جانب، امضاءکننده، متخصص گرمایش
‫کارخانه تاسیسات و ماشین‌آلات هستم

180
00:20:08,876 --> 00:20:12,544
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم که ساعت 7 امروز که
‫به محل کارم رسیدم

181
00:20:12,832 --> 00:20:16,372
‫رئیسم خواست تا تکه‌ای پارچه بیاورم

182
00:20:16,540 --> 00:20:22,372
‫و متنی را که با حروف بزرگ روی حفاظ
‫نوشته شده بود پاک کنم

183
00:20:22,668 --> 00:20:27,876
‫گمان نمی‌کنم که هیچکدام از همکاران ما
‫دست به چنین کاری زده باشند

184
00:20:30,252 --> 00:20:34,796
‫از پُر-نور بودن منطقه و نظارت دو
‫مامور سکوریتاته در دو نوبت مختلف

185
00:20:34,960 --> 00:20:38,504
‫اطمینان حاصل شود

186
00:20:38,876 --> 00:20:43,876
‫نظارت با 4 خودرو به همراه
‫12 مامور در 4 نوبت پی گرفته شود

187
00:20:44,208 --> 00:20:48,040
‫تمام نامه‌هایی که با حروف بزرگ
‫نوشته شده اند وارسی شود

188
00:20:48,332 --> 00:20:51,664
‫تمام درخواست‌های گذرنامه وارسی شود

189
00:20:51,876 --> 00:20:53,876
‫سگ‌های ردیاب را به کار گیرید

190
00:20:54,040 --> 00:20:59,872
‫تمام شهروندان در منطقه و بیرون از آن
‫تحت نظر قرار گیرند

191
00:21:12,916 --> 00:21:18,708
‫عزیزترین چیز نزد رومانیایی‌ها، نزد مردم

192
00:21:24,792 --> 00:21:29,956
‫آب گوارا، زلال و شیرین،
‫زمین‌های بی‌کران گندم

193
00:21:30,252 --> 00:21:35,544
‫لذت تماشا، با دانه‌های ناب طلا

194
00:21:36,124 --> 00:21:41,580
‫آه، قلب درون سینه ام،
به چه گشته‌ای مبتلا؟

195
00:21:59,168 --> 00:22:04,420
‫ماه می و دشت‌های گُل و
‫یونجه، رقص‌گاه جوانان وطن

196
00:22:10,332 --> 00:22:15,500
‫گام‌هایی شاد و محکم،
‫دمساز با ترانه‌های کهن

197
00:22:16,292 --> 00:22:21,124
‫شادی ما است و آوازخوانی
‫با حنجره‌ی طلا

198
00:22:21,876 --> 00:22:27,168
‫آه، قلب درون سینه ام،
به چه گشته‌ای مبتلا؟

199
00:22:44,500 --> 00:22:51,624
‫سرویس 1 به نمونه‌هایی نوشتاری دست یافت
‫که از فهرست مخارج ماه سپتامبر

200
00:22:51,916 --> 00:22:55,000
‫انجمن مستاجران پلاک 9 به دست آمده بود

201
00:22:55,252 --> 00:23:01,252
‫و حروف بزرگ این نمونه‌ها با آن‌هایی که

202
00:23:01,668 --> 00:23:04,960
‫در شمار مدارک شعارنویسی‌های
‫پرونده "حفاظ" بودند، مطابقت داشت

203
00:23:05,252 --> 00:23:07,712
‫«کارگران جهان، متحد شوید»

204
00:23:08,084 --> 00:23:11,460
‫و «پول آب داغی را که
‫به ما نمی‌رسد نپردازید»

205
00:23:19,376 --> 00:23:26,876
‫بخش دیگری از بخارست به
‫سرعت در حال شهری-سازی است

206
00:23:46,416 --> 00:23:56,580
‫این‌جا، محل شروع اعتراضات
‫کارگران در 1913 است

207
00:23:58,540 --> 00:24:05,456
‫آن‌ها در اعتراضات 1933
‫به دیگر کارگران ‌پیوستند

208
00:24:07,916 --> 00:24:13,580
‫به عنوان مربی سگ
‫ردیاب پلیس بوتوشن

209
00:24:14,500 --> 00:24:19,708
‫امروز، به تاریخ فوق، کا9 اُرلی را به همراه
‫خط‌نوشته‌های معاند با حزب و پیشوایان ملی

210
00:24:19,916 --> 00:24:26,416
‫به موقعیت در دست بررسی بردم

211
00:24:27,168 --> 00:24:34,296
‫از آن‌جایی که سگ رد بو را تا مرکز
‫فرماندهی سکوریتاته در بوتوشن دنبال کرد

212
00:24:35,584 --> 00:24:41,960
‫بنا شد تا  کارکنانی را که در شب 7-8
‫اکتبر کشیک داشته اند مورد تحقیق قرار دهیم

213
00:24:42,292 --> 00:24:45,580
‫من جمله بخش حفاظت پایگاه نظامی

214
00:24:45,876 --> 00:24:51,584
‫تهیه نمونه نوشتاری از تمامی کارمندانی که
‫دارای دست‌کم سابقه 10 سال تحصیلات باشند

215
00:24:51,832 --> 00:24:54,872
‫در دستور کار قرار گرفت

216
00:24:57,252 --> 00:25:02,628
‫چه خوش دورانی را می‌گذرانیم،
‫عصر اتحاد و لبخند

217
00:25:03,832 --> 00:25:09,664
‫ماییم زاده‌ی شادمانی و
‫حق‌شناسیِ دلاورانی ارجمند

218
00:25:10,292 --> 00:25:16,040
‫وظیفه‌مان سپردن درس‌ها به یاد،
‫خشنود از آموختن و ز زیبایی‌اش دلشاد

219
00:25:16,584 --> 00:25:22,044
‫یاد بگیر و یاد بگیر، آهای کودک لایق
‫تا بشی همشهریِ خوب و صادق

220
00:25:48,752 --> 00:25:54,420
‫یه روز ما هم بزرگ می‌شیم
‫نشون می‌دیم کی هستیم

221
00:25:54,916 --> 00:26:00,540
‫کودکی بس قشنگه،
‫دوستان خوبی هستیم

222
00:26:01,416 --> 00:26:07,208
‫با هر فصلی که داشتیم
‫چه دانه‌ها که کاشتیم

223
00:26:07,792 --> 00:26:13,292
‫بذر تلاشِ آنی
‫یک ما و یک رومانی!

224
00:26:18,252 --> 00:26:23,544
‫شب 15 اکتبر 1981، ساعت 23:20

225
00:26:23,876 --> 00:26:28,796
‫یک شعارنویسی گچی در
‫کنج خیابان مارکیان یافت شد:

226
00:26:29,500 --> 00:26:30,956
‫«آزادی»

227
00:26:31,124 --> 00:26:37,956
‫ساعت 23:40 عکس‌برداری با یک دوربین لایکا
‫روی حلقه فیلم NP 20 انجام، و شعار پاک شد

228
00:26:38,624 --> 00:26:41,332
‫نوشته: حروف بزرگ

229
00:26:57,916 --> 00:27:01,916
‫در فصل کنسروسازی، این یعنی فاجعه

230
00:27:02,916 --> 00:27:06,832
‫نغمه‌سرای قرن-بیستمی را تماشا کنید

231
00:27:23,332 --> 00:27:26,208
‫برگردیم به ترافیک

232
00:27:28,084 --> 00:27:33,752
‫ببینیم کی هشدار "بوق ممنوع" رو جدی نمی‌گیرد

233
00:27:34,332 --> 00:27:37,000
‫15 اکتبر، ساعت ده

234
00:27:37,208 --> 00:27:42,580
‫یک مامور لباس شخصی با
‫بیسیم در این نقطه مستقر شده

235
00:27:44,460 --> 00:27:48,084
‫گروه فیلم‌برداری 200
‫متر اون‌طرف‌تر منتظر ان

236
00:27:48,624 --> 00:27:52,456
‫به سوی اولین خاطی می‌ریم

237
00:27:57,000 --> 00:27:59,164
‫چرا بوق زدی؟

238
00:28:01,292 --> 00:28:04,292
‫یکی جلوم ایستاده بود

239
00:28:05,792 --> 00:28:08,164
‫ایستاده بودن؟

240
00:28:08,460 --> 00:28:10,752
‫آره، اما تقصیر خودم بود

241
00:28:11,376 --> 00:28:15,252
‫می‌دونی مجازات بوق زدن چیه؟

242
00:28:21,540 --> 00:28:26,624
‫یک فرمان جدید اومده،
‫اما من اولین بارم بود بوق می‌زدم

243
00:28:27,124 --> 00:28:30,956
‫فکر می‌کنم فرمان 153 علیه آلودگی صوتی باشه

244
00:28:41,168 --> 00:28:42,336
‫بخت بد!

245
00:28:42,916 --> 00:28:46,416
‫بخت این یکی متخلف بدتر هم هست

246
00:28:46,752 --> 00:28:50,128
‫- من بوق نزدم، رفیق افسر
‫- چرا، زدی

247
00:28:50,624 --> 00:28:52,708
‫والا نزدم

248
00:28:53,752 --> 00:28:58,084
‫آخه یک آدم چقدر می‌تونه
‫بدبخت باشه؟

249
00:28:58,792 --> 00:29:00,208
‫حالا یادت اومد؟

250
00:29:01,252 --> 00:29:06,212
‫بله، یک واگن برقی می‌خواست
‫بپیچه به چپ

251
00:29:06,416 --> 00:29:09,124
‫بوق زدم تا حواسش باشه

252
00:29:10,040 --> 00:29:15,832
‫با ادا و اطوار آمدن می‌خواهد
‫قیل‌وقال کردنش را توجیه کند

253
00:29:16,916 --> 00:29:21,580
‫این مرد که این‌جاست، بله، مَرده

254
00:29:22,416 --> 00:29:25,332
‫از عواقب کار خود آگاه نیست

255
00:29:25,792 --> 00:29:29,080
‫می‌دونی جریمه بوق زدن چیه؟

256
00:29:30,416 --> 00:29:31,664
‫جریمه؟

257
00:29:32,040 --> 00:29:36,456
‫این هم عذری بدتر از گناه:

258
00:29:36,960 --> 00:29:39,128
‫چرا بوق زدی؟

259
00:29:39,500 --> 00:29:43,124
‫چون ترمزهام ضعیف ان

260
00:29:45,292 --> 00:29:49,624
‫16 اکتبر 1981، ساعت 06:30

261
00:29:49,916 --> 00:29:53,332
‫5 شعارنویسی دیگر یافت شدند

262
00:29:53,668 --> 00:29:58,376
‫نزدیک کنج خیابان هُریا و مارکیان

263
00:29:58,624 --> 00:30:04,580
‫حروف بزرگ با گچ سفید: «آزادی»

264
00:30:04,916 --> 00:30:09,624
‫به فاصله 20 متری آن:

265
00:30:09,832 --> 00:30:14,080
‫«ما آزادی می‌خواهیم»
‫این شعار با حروف بزرگ

266
00:30:14,332 --> 00:30:18,540
‫روی حاشیه پیاده‌رو نوشته شده بود

267
00:30:20,876 --> 00:30:27,128
‫امیدوارم دستم خوب بشه و برگردم
‫سر کار

268
00:30:29,916 --> 00:30:34,500
‫یادآوری اون لحظات اصلا خوشایند نیست

269
00:30:35,208 --> 00:30:38,248
‫- عین...
‫- آذرخش؟

270
00:30:38,540 --> 00:30:42,208
‫بله، دستگاه با سرعت در حال کار بود

271
00:30:42,876 --> 00:30:45,628
‫- دستگاه چی؟
‫- تراش

272
00:30:47,000 --> 00:30:50,416
‫تو یک چشم به هم زدن

273
00:30:51,960 --> 00:30:57,336
‫- حواست نبود؟
‫- داشتم الکترود اندازه می‌زدم

274
00:30:57,752 --> 00:31:02,712
‫این‌قدر سریع اتفاق افتاد که اصلا نفهمیدم

275
00:31:04,332 --> 00:31:08,792
‫اصلا چطور به فکر برداشتن دستت افتادی؟

276
00:31:10,040 --> 00:31:13,540
‫- نمی‌دونم
‫- ترسناک و وحشتناک نبود؟

277
00:31:13,876 --> 00:31:17,084
‫فقط دیدم دستم افتاد

278
00:31:19,668 --> 00:31:26,128
‫یکی از همشهری‌ها اومد،
‫گرم‌کن تنش بود

279
00:31:26,500 --> 00:31:31,664
‫جلوی اولین تخته حفاظ
سازه در دست ساخت ایستاد

280
00:31:32,000 --> 00:31:35,664
‫و جفت خیابون‌ها رو نگاه کرد

281
00:31:36,000 --> 00:31:39,292
‫سر و کله یک ماشین تو خیابون مارکیان پیدا شد

282
00:31:39,668 --> 00:31:45,668
‫با دیدن ماشین، همشهری ده متری رفت جلوتر

283
00:31:46,292 --> 00:31:49,372
‫تا ماشین رد شد

284
00:31:50,460 --> 00:31:56,084
‫بعد یک قدم به سمت حفاظ برداشت

285
00:31:56,332 --> 00:32:01,916
‫یک تکه گچ ساخت و شروع کرد نوشتن

286
00:32:02,252 --> 00:32:08,628
‫بی‌سیم زدم: «موقعیت من،
‫نوشتار در دست نویسش»

287
00:32:09,252 --> 00:32:12,044
‫و برای بازداشت سوژه حرکت کردم

288
00:32:12,332 --> 00:32:16,580
‫با رفیق ستوان از ساختمون زدیم بیرون

289
00:32:16,832 --> 00:32:25,040
‫سوژه گچ رو انداخت و پا به فرار گذاشت

290
00:32:25,332 --> 00:32:30,832
‫ولی ما دستگیرش کردیم و بردیمش
‫سکوریتاته

291
00:32:31,084 --> 00:32:35,668
‫روی حفاظی که ما دیدیم،
‫با گچ و حروف بزرگ نوشته بود:

292
00:32:35,876 --> 00:32:38,504
‫«ما عدالت و آزادی می‌خواهیم»

293
00:32:47,500 --> 00:32:53,416
‫پرونده تجسس «دانش‌آموز»
‫(نام مستعار توطئه‌آمیز)

294
00:32:59,332 --> 00:33:05,832
‫این‌جانب با امضای کالینسکو آی موگور،
‫زاده‌ی 28 می 1965 در بوتوشن

295
00:33:06,084 --> 00:33:10,128
‫ساکن پلاک 62 خیابان مارکیان:
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم

296
00:33:10,416 --> 00:33:14,816
‫به دبیرستان اِمینسکو می‌رفتم

297
00:33:17,332 --> 00:33:22,624
‫در سال 1981، در امتحان ورودی
‫دبیرستان آگوست تربونیو لاریان شرکت کردم

298
00:33:22,752 --> 00:33:24,628
‫و حالا اون‌جا درس می‌خونم

299
00:33:24,832 --> 00:33:33,208
‫پدرم، کالینسکو میهای، 46
‫ساله، در کارخانه بوتوشن خیاطه

300
00:33:33,540 --> 00:33:38,456
‫سال 1974 از مادرم جدا
‫شد و دوباره ازدواج کرد

301
00:33:38,668 --> 00:33:43,252
‫مادرم، اونچسکو رُدیکا،

302
00:33:43,584 --> 00:33:49,668
‫در بازار روز بوتوشن در
‫بخش لباس کودک فروشنده‌ست

303
00:33:52,916 --> 00:33:56,456
‫04:50
‫مادرش با خواهرش تماس گرفت

304
00:33:57,584 --> 00:34:00,004
‫و در طی مکالمه گریست

305
00:34:01,000 --> 00:34:03,372
‫نمی‌دونم کجا برم

306
00:34:04,624 --> 00:34:10,080
‫- معمولا کجا می‌رفت؟
‫- هیچ‌کجا نمی‌رفت

307
00:34:10,416 --> 00:34:13,416
‫تازه دوش گرفته بود،
‫ناخوش بود

308
00:34:13,668 --> 00:34:16,504
‫کجا برم دنبالش؟

309
00:34:16,916 --> 00:34:20,624
‫شوهرت با من نمی‌آد
‫بریم اداره پلیس، پرس‌وجو؟

310
00:34:20,916 --> 00:34:26,000
‫اگر پیش پلیس بود، تماس نمی‌گرفتن؟

311
00:34:26,376 --> 00:34:28,960
‫منظورم اینه، بچه‌ی همین‌جاست دیگه

312
00:34:29,792 --> 00:34:31,664
‫خب پس کجاست؟

313
00:34:32,168 --> 00:34:36,168
‫نکنه اراذل و اوباش کتکش زده باشن؟

314
00:34:36,500 --> 00:34:38,248
‫آروم باش، عزیزم

315
00:34:40,540 --> 00:34:46,580
‫- تو ساختمون پیش کسی نمی‌رفت؟
‫- نه

316
00:34:47,252 --> 00:34:50,584
‫شوهرم رو می‌فرستم بیاد

317
00:34:51,460 --> 00:34:55,128
‫آخه، کجا رو باید بگردیم؟

318
00:34:56,040 --> 00:34:59,580
‫بیرون دیگه، چه بدونم

319
00:34:59,876 --> 00:35:04,712
‫کلاهش رو هم نبرده، الان وقت قرصش بود

320
00:35:05,584 --> 00:35:09,876
‫مادر سوژه از پیشگویی‌های
‫ناگوار یک نهان‌بین حرف می‌زند

321
00:35:11,000 --> 00:35:13,000
‫گریستن را ادامه می‌دهد

322
00:35:14,000 --> 00:35:18,748
‫ادامه می‌دهد که می‌ترسد پسرش
‫برای هواخوری بیرون رفته

323
00:35:19,000 --> 00:35:22,332
‫و به دست اراذل و اوباش کتک خورده باشد

324
00:35:22,332 --> 00:35:32,332
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

325
00:36:20,252 --> 00:36:26,960
‫حرف بزرگ T قابل توجه
‫بود، هم به خاطر قوس سرکش

326
00:36:27,252 --> 00:36:30,712
‫و هم به خاطر نخوه چسبیدن [سرکش] به تنه

327
00:36:31,040 --> 00:36:36,040
‫در R بزرگ، شاهد دو قوس بودیم

328
00:36:36,252 --> 00:36:38,544
‫یکی قوس دایره بالایی

329
00:36:39,252 --> 00:36:42,128
‫و دیگری قوس باریکه‌ی پایینی

330
00:36:42,540 --> 00:36:48,832
‫L بزرگ با باریکه‌ی
‫عمودی قوس‌مانند

331
00:36:49,000 --> 00:36:55,500
‫و امتداد مختصر فرورفته‌ش، که بخش
‫پایینی رو شکل می‌ده، شناخته می‌شه

332
00:36:55,960 --> 00:37:02,128
‫در Z بزرگ، شاهد
‫لبه‌ی بالایی کوتاه

333
00:37:02,460 --> 00:37:05,252
‫و شکل و شمایل بخش میانی هستیم

334
00:37:05,792 --> 00:37:12,832
‫نتیجه: متن توسط ای. موگور
‫کالینسکو نوشته شده است

335
00:37:18,084 --> 00:37:23,376
‫بنابراین، پیشنهاد ما این
‫است که موگور کالینسکو

336
00:37:23,540 --> 00:37:26,832
‫در پرونده تجسس "دانش‌آموز"
‫مورد بررسی قرار گیرد

337
00:37:27,084 --> 00:37:30,584
‫برای تجسس دقیق‌تر

338
00:37:31,416 --> 00:37:36,792
‫نصب ابزار شنود در منزل نامبرده را خواستاریم

339
00:37:37,084 --> 00:37:42,252
‫دسترسی فوق، به بهانه جستجوی پلیس
‫با اجازه مادر و در حضور او

340
00:37:42,832 --> 00:37:46,456
‫و به شکل نهانی ایجاد خواهد شد

341
00:37:46,752 --> 00:37:51,504
‫در این اثنا، پسر او در
بازداشت ما خواهد ماند

342
00:37:51,792 --> 00:37:57,956
‫طی 5-7 دقیقه‌ای که مادر
‫او ناظر تفتیش اتاق است

343
00:37:58,292 --> 00:38:05,500
‫اسباب شنود تلفنی و محیطی را
‫نصب خواهیم کرد

344
00:38:16,168 --> 00:38:20,084
‫- به خاطر عشق ازدواج کردی؟
‫- نه

345
00:38:20,500 --> 00:38:23,164
‫پس سوال بعدی‌م بیهوده‌ست

346
00:38:23,960 --> 00:38:28,420
‫برای شما، نقش احساسات در این بین چیه؟

347
00:38:28,584 --> 00:38:31,084
‫من که حتی نمی‌تونم اسم
‫ازدواج روش بگذارم

348
00:38:31,460 --> 00:38:35,420
‫خب، شاید احساسات در همون نگاه اول
‫در دل جاری نشن

349
00:38:35,960 --> 00:38:41,712
‫او و خانواده‌ش سخت خواهان این ازدواج بودند

350
00:38:42,708 --> 00:38:46,124
‫- و شما هم ضعیف بودی و جا زدی!
‫- بله!

351
00:38:46,500 --> 00:38:50,372
‫من خونه داشتم، ماشین داشتم
‫و اون‌ها همین رو می‌خواستن

352
00:38:50,708 --> 00:38:52,916
‫من هم گفتم، چرا که نه؟

353
00:38:53,500 --> 00:38:56,332
‫علاقه ایجاد می‌شه،
‫از من انتظار، از او انگار نه انگار

354
00:38:56,540 --> 00:39:01,208
‫و میونه‌مون خراب و خراب‌تر شد

355
00:39:03,084 --> 00:39:07,920
‫این دو فقط 4 ماه زن و شوهر بوده اند

356
00:39:09,624 --> 00:39:14,708
‫اما تشریفات طلاق‌شان
‫چهار سال به درازا کشیده

357
00:39:15,752 --> 00:39:18,668
‫تنها چیزی که این دو را باهم نگه داشته

358
00:39:19,500 --> 00:39:24,664
‫مبلغ هنگفتی‌ست که از هدایای
‫ازدواج به دست آمده

359
00:39:26,668 --> 00:39:30,376
‫- سوژه به خانه آورده شد
‫- مادر گریه می‌کند

360
00:39:30,584 --> 00:39:36,168
‫سوژه به مادرش می‌گوید که ساکت باشد،
‫وگرنه همه می‌شنوند!

361
00:39:36,500 --> 00:39:40,540
‫از میکروفون حسابی دور می‌شوند

362
00:39:40,832 --> 00:39:45,456
‫می‌شنویم که سوژه
‫می‌گوید «بسه دیگه»

363
00:40:13,960 --> 00:40:16,752
‫سوژه و مادرش تلویزیون می‌بینند

364
00:40:17,000 --> 00:40:20,540
‫بستگان سوژه از او می‌پرسند که آیا

365
00:40:20,708 --> 00:40:25,456
‫کسی او را بدین کار واداشته است یا نه

366
00:40:26,292 --> 00:40:30,708
‫سوژه می‌گوید اخبار را از رادیو اروپای آزاد
‫شنیده‌ست و بس

367
00:40:31,168 --> 00:40:33,712
‫با تماشای یک انفجار در تلویزیون

368
00:40:33,876 --> 00:40:37,504
‫زن از او می‌پرسد که درباره بمب‌گذاری اخیر
‫چیزی شنیده یا نه

369
00:40:37,668 --> 00:40:41,044
‫پاسخ می‌دهد که دو بمب‌گذاری در
‫پیتشت انجام شده

370
00:40:41,208 --> 00:40:45,624
‫یکی در کمیته مرکزی حزب،
‫و دیگری در انبار کتاب‌های سیاسی

371
00:40:45,876 --> 00:40:48,296
‫و عاملان آن نیز یافت نشده اند

372
00:40:48,624 --> 00:40:52,080
‫وقتی زن از چند و چون ماجرا
‫حیرت می‌کند

373
00:40:52,376 --> 00:40:57,752
‫سوژه می‌گوید که بمب مذکور
‫بمب کوچکی بوده

374
00:40:58,292 --> 00:41:03,832
‫و کشتار مردم از آن ساخته نیست،
‫و هر شیمیدانی از پس ساختنش برمی‌آید

375
00:41:04,708 --> 00:41:09,164
‫ادامه می‌دهد که رئیس
‫جمهور پس از سفر به اتریش

376
00:41:09,376 --> 00:41:11,752
‫سفرهای خارجی را متوقف کرده است

377
00:41:13,832 --> 00:41:17,792
‫مادر سوژه به سکوریتاته فراخوانده می‌شود

378
00:41:18,208 --> 00:41:21,580
‫پس از بازگشت او، گفتگوی حاضر درمی‌گیرد

379
00:41:22,792 --> 00:41:25,248
‫فردا باید بری سکوریتاته

380
00:41:26,040 --> 00:41:29,708
‫- برای چی؟
‫- تا بگی از کی خط گرفتی

381
00:41:30,376 --> 00:41:33,376
‫باورشون نمی‌شه که تک و تنها بوده باشی

382
00:41:34,040 --> 00:41:35,792
‫البته که بودم

383
00:41:36,040 --> 00:41:40,624
‫- به کجات آسیب زدن؟
‫- نزدن

384
00:41:41,584 --> 00:41:47,796
‫بگو چون من هرروز با چشم گریون می‌اومدم خونه
‫همچین کاری کردی

385
00:41:48,084 --> 00:41:53,336
‫- همچین چیزی به‌شون گفتی؟
‫- گفتم هرچی بوده به کار من مربوط می‌شده

386
00:41:53,708 --> 00:41:58,124
‫و قبلا دو بار هم به‌ت توپیدم که
‫رادیو اروپای آزاد گوش نکنی

387
00:42:00,040 --> 00:42:03,124
‫و تهدیدت کردم که رادیوت رو می‌اندازم دور

388
00:42:03,292 --> 00:42:06,708
‫و اینکه به خاطر بیماری‌ت دیروقت رفتی بیرون

389
00:42:06,876 --> 00:42:07,920
‫خب؟

390
00:42:08,624 --> 00:42:13,040
‫پرسیدن نسبت به شرایط فعلی‌ت‌
‫واقفی یا نه؟

391
00:42:13,500 --> 00:42:15,416
‫البته که هستم

392
00:42:16,416 --> 00:42:21,456
‫به‌شون قول دادم که
‫یک صحبت جدی باهات بکنم

393
00:42:23,252 --> 00:42:26,376
‫بابت این ماجرا خیلی برافروخته بودند

394
00:42:26,668 --> 00:42:29,504
‫به‌شون قول دادم که تکرار نمی‌شه

395
00:42:29,792 --> 00:42:31,872
‫چرا قول دادی؟

396
00:42:32,040 --> 00:42:35,580
‫پنهون از تو هم
‫می‌‌تونم  این کار رو بکنم

397
00:42:35,876 --> 00:42:38,004
‫مگر اینکه از رو نعش من رد بشی

398
00:42:38,416 --> 00:42:42,456
‫همین‌جوری گفتم، می‌گم چه لزومی داره
‫قول بدی؟

399
00:42:42,876 --> 00:42:46,044
‫خودت فکر کن! اگه من بخوام...

400
00:42:46,292 --> 00:42:48,624
‫مگر اینکه از رو نعش من رد بشی

401
00:42:48,876 --> 00:42:52,044
‫- متوجه نیستی
‫- چرا، هستم

402
00:42:52,292 --> 00:42:57,372
‫اگر می‌خواستم بکنم، می‌کردم.
‫حالا فردا، یا هفته دیگه

403
00:42:57,708 --> 00:43:00,040
‫اما حالا چه فایده‌ای داره؟

404
00:43:00,332 --> 00:43:03,000
‫از اول هم فایده‌ای نداشت

405
00:43:03,168 --> 00:43:07,212
‫انگار خودم کم بدبختی داشتم

406
00:43:12,124 --> 00:43:17,708
‫تانک می‌بینم و موشک،
‫صفوف سربازان شانه به شانه

407
00:43:19,000 --> 00:43:22,292
‫سرنیزه‌ها تو را خَلیده اند؟

408
00:43:22,832 --> 00:43:25,748
‫بگیرش لطفا، خارج از توانه!

409
00:43:25,960 --> 00:43:32,044
‫این بار رو بر گردن می‌نهم،
‫نمی‌دونم چخبره اون پشت

410
00:43:32,292 --> 00:43:38,332
‫اما سرم کمی گیج می‌ره، هراکلس،
‫چخبره اون پشت؟

411
00:43:39,084 --> 00:43:45,252
‫داروها با کشتی می‌آن، کشتیِ کالا

412
00:43:45,540 --> 00:43:51,248
‫پس بیخود نیست که سنگینه،
‫بگیرش حالا

413
00:43:52,292 --> 00:43:58,456
‫روزگاری این‌جا، آرامشی برپا بود
‫زمین سبک‌تر بود و ایام، ایام ما بود

414
00:43:58,584 --> 00:44:04,460
‫حالا آتش می‌زنه، به صورت من،
‫بیا نگاه کن یالا، خبریه حتما

415
00:44:05,460 --> 00:44:11,296
‫مردان با لباس فرم، فشرده چون آفت
‫تا بن دندان مسلح، مهمان ضیافت

416
00:44:11,960 --> 00:44:17,168
‫کدام مهمان اما؟ مهمان ناخوانده
‫بیا بگیرش، آهان، که نایی نمانده

417
00:44:18,460 --> 00:44:24,420
‫چون سنگ هیتلر گم گشت،
‫گمان کردم او رفته

418
00:44:25,168 --> 00:44:31,128
‫اما بر شانه‌هایم برجاست
‫صلیب شکسته

419
00:44:31,960 --> 00:44:37,836
‫خارش‌آور و تیز، چون شبدر شیطانی

420
00:44:38,168 --> 00:44:44,252
‫اگر از این‌جا نرن،
‫زمین رو می‌اندازم آنی!

421
00:44:44,876 --> 00:44:50,504
‫ثروت زمین، فتاده در چنگ چندی خسیس
‫چون مرغان شکاری، بله مرغان حریص

422
00:44:51,376 --> 00:44:57,376
‫زیردستان فقیر اما
‫تکیده و لاغر

423
00:44:57,916 --> 00:45:00,872
‫برای دارا زندگی، چای است و سماور

424
00:45:01,252 --> 00:45:04,128
‫برای گرسنه جنگ است

425
00:45:04,668 --> 00:45:10,584
‫این کُره فرومی‌افتد،
‫بی‌تعادلی ننگ است!

426
00:45:11,332 --> 00:45:17,000
‫می‌سوزد اکنون: با فساد و فریب
‫بانک‌داران از نفس آخر ما کره می‌گیرند

427
00:45:17,624 --> 00:45:20,164
‫ترویست‌ها در خیابان، پرسه می‌زنند

428
00:45:21,876 --> 00:45:28,420
‫من، اونچسکو رُدکا، در پی
‫پُرس‌وجوهای سکوریتاته اعلام می‌کنم:

429
00:45:28,752 --> 00:45:32,836
‫در 1981، به پیشنهاد پزشک

430
00:45:33,416 --> 00:45:39,372
‫پسرم، موگور کالینسکو شروع
‫به پیاده‌روی پیش از خواب کرد

431
00:45:39,708 --> 00:45:43,248
‫پیاده‌روی‌های او معمولا
‫نیم ساعت به طول می‌انجامید

432
00:45:44,460 --> 00:45:47,628
‫او به برونشیت
‫آسمیِ آلرژیک مبتلاست

433
00:45:47,916 --> 00:45:54,000
‫همزمان با رویدادهای ناخوشایند
‫[کشور]، او تحت درمان بود

434
00:45:56,040 --> 00:46:02,040
‫در تحصیلات دوره متوسطه
‫شما کم و کاستی وجود داره؟

435
00:46:02,960 --> 00:46:04,376
‫گمونم بله

436
00:46:04,832 --> 00:46:07,456
‫بیشتر در چه درس‌هایی ضعف داری؟

437
00:46:07,752 --> 00:46:09,796
‫ریاضی و فیزیک

438
00:46:11,252 --> 00:46:15,920
‫نمره میانگین ریاضی و فیزیکت چنده؟

439
00:46:16,252 --> 00:46:18,084
‫شش

440
00:46:20,584 --> 00:46:23,252
‫- و شما؟
‫- من هم شش

441
00:46:24,376 --> 00:46:29,960
این‌جانب، با امضاء کالینسکو
‫میهای، بدین وسیله اعلام می‌کنم:

442
00:46:30,960 --> 00:46:35,712
‫پسرم، موگور کالینسکو، حاصل ازدواج اولم

443
00:46:35,916 --> 00:46:43,124
‫پس از جدایی تحت
سرپرسی همسر سابم باقی ماند

444
00:46:45,376 --> 00:46:51,168
‫می‌توانیم به قدر کافی سبزیجات
‫پرورش بدهیم، درخت میوه، بوته انگور

445
00:46:53,040 --> 00:46:58,416
‫مناطق کمتر حاصل‌خیز
‫برای پرورش ماکیان مناسب اند

446
00:46:59,792 --> 00:47:03,372
‫رسیدگی به مرغ‌ها آسان است

447
00:47:04,624 --> 00:47:11,292
‫با کمی ذرت، آب و لانه، مصرف
‫گوشت یک خانوار تامین می‌شود

448
00:47:13,460 --> 00:47:19,960
‫ده مرغ میزان تخم مرغ مصرفی
‫یک خانواده 3-4 نفره را تامین می‌کنند

449
00:47:20,624 --> 00:47:25,164
‫پرورش ماکیان یکی از رسوم سنتی
‫کشور ماست

450
00:47:27,500 --> 00:47:33,080
‫از این رو، هیچ فضای
‫مناسبی نباید بلااستفاده بماند

451
00:47:35,040 --> 00:47:39,292
‫ماکیان پاداش وقت و تلاش ما را خواهند داد

452
00:47:39,752 --> 00:47:45,168
‫اما از ما و حیاط‌هایمان بیش از این‌ها
‫برمی‌آید

453
00:47:46,668 --> 00:47:51,836
‫پرورش خوک نیز به همین اندازه
‫سودمند است

454
00:47:52,752 --> 00:47:56,212
‫این‌جانب، با امضاء کالینسکو
‫آی. موگور، اعلام می‌کنم:

455
00:47:56,500 --> 00:48:00,372
همشهریانی که خلق‌وخویی
مشابه با من دارند

456
00:48:00,584 --> 00:48:03,584
‫دوستانم هستند و بعضی از همکلاسی‌هام

457
00:48:03,832 --> 00:48:08,500
‫کُرنل گریگورچو از
‫کلاس اول همکلاسی من بود

458
00:48:09,040 --> 00:48:14,500
‫به رغم شخصیت‌های متفاوت، به هم نزدیک شدیم

459
00:48:15,708 --> 00:48:19,124
‫کرنل در مدرسه آرام، باهوش و سخت‌کوشه

460
00:48:19,376 --> 00:48:22,920
‫اگر در طول روز باهم حرف نزنیم
‫احساس تنهایی می‌کنم

461
00:48:27,416 --> 00:48:32,040
‫این‌جانب، با امضاء گرگورچو
‫کرنل، بدین وسیله اعلام می‌کنم:

462
00:48:33,000 --> 00:48:38,080
‫من و موگور کالینسکو
از کلاس اول دوست هستیم

463
00:48:38,832 --> 00:48:40,748
‫و اغلب به هم سر می‌زنیم

464
00:48:43,916 --> 00:48:47,500
‫دیگر دوست و همکلاسی ما دان آندریسکوست

465
00:48:47,752 --> 00:48:52,168
‫ما در یک ساختمون زندگی می‌کنیم، برای همین
‫هرروز همدیگر رو می‌بینیم

466
00:48:52,416 --> 00:48:57,580
‫علایق مشترکی هم داریم:
‫درس‌های روز بعد رو می‌خونیم

467
00:48:58,084 --> 00:49:02,336
‫موسیقی گوش می‌دیم، کاسِت رد و بدل می‌کنیم
‫و قدم می‌زنیم

468
00:49:05,916 --> 00:49:09,248
‫این‌جانب، با امضاء دان آندریسکو
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم:

469
00:49:09,460 --> 00:49:14,252
‫دوستان من واسیر امانوئل، کُرنل گریگورچو

470
00:49:14,460 --> 00:49:17,376
‫آتاناسیو میهایل پاول
‫و موگور کالینسکو اند

471
00:49:17,500 --> 00:49:20,080
‫ما اغلب به هم سر می‌زنیم

472
00:49:20,708 --> 00:49:26,916
‫کلاس یازدهم که بودیم با
‫موگور کالینسکو دوست شدم

473
00:49:27,584 --> 00:49:33,212
‫پسر ساکتیه و اهل کار خاصی نیست

474
00:49:33,584 --> 00:49:37,796
‫اغلب خونه‌ست، مطالعه می‌کنه، می‌نویسه،
‫موسیقی گوش می‌ده

475
00:49:37,832 --> 00:49:40,248
‫و تو کارهای خونه به مادرش کمک می‌کنه

476
00:49:41,916 --> 00:49:47,332
‫گاهی به‌ش سر می‌زنم
‫و مسائل ریاضی حل می‌کنیم

477
00:49:48,252 --> 00:49:51,544
‫اگر هم وقت بشه موسیقی گوش می‌دیم

478
00:49:54,376 --> 00:49:58,584
‫مادرم رو گذاشتم آخر از همه،
‫چون که احترام خاصی براش قائل ام

479
00:49:58,832 --> 00:50:01,664
‫او خیلی برای من زحمت می‌کشه

480
00:50:02,584 --> 00:50:05,920
‫همیشه در بازار روز بوشوتن مشغول بوده

481
00:50:06,208 --> 00:50:08,500
‫و ستون خانواده ماست

482
00:50:08,668 --> 00:50:14,252
‫بعد از طلاق، به کار کردن ادامه داد
‫تا من کم و کسری نداشته باشم

483
00:50:14,416 --> 00:50:18,500
تونست جای خالی پدرم رو هم پر کنه

484
00:50:18,916 --> 00:50:23,792
‫پدری که سابقا مست به خونه برمی‌گشت
‫و بنای دعوا رو می‌گذاشت

485
00:50:24,832 --> 00:50:28,500
‫مادرم بود که به من و بقیه امور می‌رسید

486
00:50:28,792 --> 00:50:34,832
‫او از همه به من نزدیک‌تره
‫و من از همه بیشتر به‌‍ش احترام می‌گذارم

487
00:50:37,500 --> 00:50:42,580
‫به عنوان یک مادر، هرچه در توان داشتم گذاشتم

488
00:50:42,832 --> 00:50:47,792
‫تا پسرم شرایط مناسبی
‫برای درس خوندن داشته باشه

489
00:50:50,332 --> 00:50:55,748
‫وقتی که داشت می‌رفت دبیرستان،
‫من و مادرش برای تقدیر از او

490
00:50:56,000 --> 00:50:59,792
‫یک رادیوی نوار-خوان براش خریدیم

491
00:51:00,460 --> 00:51:04,460
‫جوانان و فرزندان آینده یک ملت اند

492
00:51:06,332 --> 00:51:09,872
‫جوانان ضامن فردای یک ملت اند

493
00:51:11,084 --> 00:51:16,212
‫اعمال امروز آن‌هاست
‫که فردایشان را رقم می‌زند

494
00:51:18,208 --> 00:51:23,708
‫کردار جوانان، چه مادی،
‫چه اجتماعی و معنوی

495
00:51:23,876 --> 00:51:29,376
‫نمایانگر آگاهی آن‌ها، در
‫مقام شهروندانی سیاسی‌ست

496
00:51:31,376 --> 00:51:35,752
‫آن‌ها در فضای پُربرکت
حیات جمعی خود زندگی می‌کنند

497
00:51:36,168 --> 00:51:40,752
‫و واقف اند که دمسازی
‫سرنوشت خود با آنِ مردمشان

498
00:51:41,168 --> 00:51:46,420
‫رشد شگرف
‫توانایی‌هایشان را در پی دارد

499
00:51:47,752 --> 00:51:52,128
‫این وعده‌ای‌ست برای آینده، اما
‫در عین حال ضمانتی برای اکنون

500
00:51:53,708 --> 00:51:57,916
‫چنانکه با همبستگی در زندگی
‫جمعی در کارخانه‌ها

501
00:51:58,540 --> 00:52:00,832
‫کشاورزی یا پژوهش

502
00:52:01,332 --> 00:52:04,540
‫آموختن در مدارش و دانشگاه‌ها

503
00:52:04,876 --> 00:52:09,752
‫درآمیختن دانش خود با
‫آزمایشگاه‌ها یا کلاس‌های کاربردی

504
00:52:10,040 --> 00:52:12,540
‫مشق جنگ در ارتش

505
00:52:12,960 --> 00:52:17,252
بی‌باکانه پاسدار
‫کشورمان و عظمتش اند

506
00:52:18,084 --> 00:52:23,420
‫جوانان ما به برآوردن انتظارات
‫کشورمان ادامه خواهند داد

507
00:52:24,124 --> 00:52:27,040
‫به واقع، ما همشهریان
‫جوان فوق العاده‌ای داریم

508
00:52:27,292 --> 00:52:31,124
‫و کردار ایشان گواهی بر این موضوع است

509
00:52:32,460 --> 00:52:37,252
‫آن‌ها در محیط نوین و پیشرفته خود

510
00:52:37,876 --> 00:52:42,376
‫رسوم میهن‌پرستانه و انقلابی
‫پیشینیان خود را ادامه خواهند داد

511
00:52:43,252 --> 00:52:46,544
وطن کمالِ غایی آن‌هاست

512
00:52:47,124 --> 00:52:52,832
‫ایشان از خدمت به حزب و وطن دلشاد اند

513
00:53:29,376 --> 00:53:33,128
‫ایده‌ها و احساسات نوشته‌های من

514
00:53:33,832 --> 00:53:38,956
‫نتیجه گوش دادنم به رادیو اروپای آزاد

515
00:53:39,708 --> 00:53:46,500
‫و پذیرفتن دیدگاه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی
‫اون‌ها نسبت به واقعیت موجود رومانی بود

516
00:53:47,292 --> 00:53:51,624
‫بعضی از ایده‌ها،
‫مثل کمبود غذا، صفوف

517
00:53:51,876 --> 00:53:56,004
‫در قیاس با آنچه که در اطرافم می‌دیدم
‫راست پنداشتم

518
00:53:57,124 --> 00:54:02,000
‫باقی رو اما، مثل به اصطلاح
‫فقدان حقوق و آزادی

519
00:54:02,252 --> 00:54:05,252
‫نیاز به اتحادیه‌ها، مثل لهستان

520
00:54:05,460 --> 00:54:10,296
‫وضعیت مهلک اقتصادی،
‫مقامات سرپوش‌گذار

521
00:54:10,500 --> 00:54:14,456
‫و [نیاز به] برپایی یک اتحادیه
‫بازرگانی مستقل

522
00:54:14,668 --> 00:54:19,460
‫پذیرفتم، گرچه
‫از صحت و سقم‌شون آگاه نبودم

523
00:54:20,332 --> 00:54:23,372
‫و به حرف رادیو اعتماد کردم

524
00:54:23,668 --> 00:54:27,668
‫از میون برنامه‌هاشون،
‫بیشتر موسیقی گوش می‌دادم

525
00:54:28,000 --> 00:54:32,000
‫«اخبار رومانی و
‫نامه‌هایی از خونه»

526
00:54:32,500 --> 00:54:36,080
‫مادرم دو بار مچم رو حین
‫گوش دادن به رادیو گرفت

527
00:54:38,876 --> 00:54:44,796
‫تو همچون موقعیتی، به‌ش گفتم
‫«این مزخرفات رو تموم کن»

528
00:54:45,500 --> 00:54:52,372
‫از اون‌جایی که پسرم چیزی نگفت،
‫خیال کردم دور این برنامه‌ها رو خط کشیده

529
00:54:54,124 --> 00:54:57,624
‫پیشنهادات دیگری هم دارم

530
00:55:00,332 --> 00:55:06,792
‫حواس‌تون باشه کسی لباس‌هاش رو
‫روی رادیاتور خشک نکنه

531
00:55:08,460 --> 00:55:14,960
‫چون اون‌جوری بازدهی می‌آد پایین و
‫همه گله می‌کنن که چرا خوب گرم نمی‌کنه

532
00:55:15,668 --> 00:55:20,920
‫شب‌ها پنجره‌های آشپزخونه رو باز نکنید

533
00:55:21,708 --> 00:55:25,208
‫سابقه یخ زدن رادیاتورها رو داریم

534
00:55:25,668 --> 00:55:30,584
‫باید واقف باشیم که این محدودیت‌ها
‫به معنای محرومیت نیست

535
00:55:31,540 --> 00:55:36,416
‫بلکه رویکرد خردمندانه و صرفه‌جویانه‌مون رو
‫تقویت می‌کنه

536
00:55:36,832 --> 00:55:41,956
‫همین پس‌اندازهای کوچک
‫به اقتصاد کشور کمک می‌کنه

537
00:55:43,540 --> 00:55:47,000
‫یک روز، یعنی روز اول دبیرستان

538
00:55:47,252 --> 00:55:51,920
‫موگور کالینسکو به‌م گفت که
‫به رادیو اروپای آزاد گوش داده

539
00:55:52,208 --> 00:55:56,124
‫مثلا همین اخبار و این‌ها،
‫اما درست خاطرم نیست

540
00:55:56,540 --> 00:56:03,208
‫امسال تابستون، درباره
‫رویدادهای لهستان برام گفت

541
00:56:03,752 --> 00:56:10,420
‫که مثلا کارگرها اعتصاب کردند و
‫یک اتحادیه بازرگانی ساختند «همبستگی»

542
00:56:10,668 --> 00:56:15,296
‫نگفت از کجا خبردار شده، اما من
‫حدس زدم که از اروپای آزاد شنیده

543
00:56:15,624 --> 00:56:20,208
‫هیچوقت جلوی من رادیو گوش نمی‌داد

544
00:56:24,292 --> 00:56:29,664
‫گمونم کُرنل گریگورچو یک نظر داد

545
00:56:30,000 --> 00:56:36,080
‫گفت اروپای آزاد درباره کمبود غذا درست می‌گه

546
00:56:39,252 --> 00:56:42,420
‫من، با امضاء واسیر امانوئل،
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم:

547
00:56:42,752 --> 00:56:47,004
‫موگور کالینسکو اهل موسیقیه

548
00:56:47,376 --> 00:56:53,628
‫اوایل سپتامبر، با آندریسکو دان رفتیم پیشش
‫و موسیقی گوش دادیم

549
00:56:54,084 --> 00:56:59,920
‫موگور کالینسکو هیچوقت بهم نگفته بود
‫رادیو اروپای آزاد گوش می‌ده

550
00:57:00,252 --> 00:57:06,504
‫یکی دو بار، همین‌جوری که دنبال موسیقی بودم،
‫رفتم رو اروپای آزاد

551
00:57:06,752 --> 00:57:10,796
‫اما من فقط موسیقی گوش می‌دادم

552
00:57:31,500 --> 00:57:37,248
‫سرور باچنگ من، از چه رنجیده ای؟

553
00:57:39,040 --> 00:57:45,124
‫آه ای برادر خونی

554
00:57:45,500 --> 00:57:52,164
‫از بانو رنجیده ام

555
00:57:54,000 --> 00:57:57,580
‫سرورم، دل بَد مکن

556
00:57:59,292 --> 00:58:02,664
‫بانو نیز زن است

557
00:58:04,084 --> 00:58:07,168
‫و از این روی، دَمدمی

558
00:58:10,876 --> 00:58:14,544
‫در عوض، به مملکت بیندیش!

559
00:58:18,252 --> 00:58:21,004
‫سخن به راست می‌رانی!

560
00:58:35,332 --> 00:58:39,372
‫از میان بویارها کدام یک
‫به مملکت خیانت کرده اند؟

561
00:58:40,416 --> 00:58:44,292
‫مجلس آغاز شود، مکافات‌شان کنید!

562
00:58:45,708 --> 00:58:49,580
‫هر 3 را، همچنین اسبیِرا!

563
00:58:50,708 --> 00:58:57,500
‫ای پدر میهن، داد ورزید!

564
00:59:09,584 --> 00:59:19,920
‫مشکلات کاری من به پسرم هم سرایت کرد،
‫چرا که ازشون حرف می‌زدم

565
00:59:20,292 --> 00:59:27,540
‫به خاطر مشکلاتی که در فهرست اموال
‫پیش اومده بود رفتار ناروایی با من شد

566
00:59:28,460 --> 00:59:34,376
‫این مسائل رو هرگز با او در میون
‫نمی‌گذاشتم

567
00:59:35,416 --> 00:59:40,540
‫چرا که می‌خواستم او رو
‫از مشکلات دور نگه دارم

568
00:59:44,000 --> 00:59:48,624
‫خودم به چشم دیده بودم،
‫چون اغلب می‌گریست

569
00:59:49,500 --> 00:59:55,208
‫مادرم همیشه زن روراستی بود و همکارانش
‫تعریفش رو می‌کردن

570
00:59:55,624 --> 01:00:00,792
‫جدا از اتفاقی که افتاد،
‫همیشه ارج و قرب خاصی پیش من داشت

571
01:00:02,668 --> 01:00:06,128
‫جابجایی به شهر کوچک آسون نبود

572
01:00:06,916 --> 01:00:10,000
‫هیچ مشتاق نبودم

573
01:00:10,332 --> 01:00:14,456
‫تو بخارست به یک کلینیک بزرگ می‌رفتم

574
01:00:14,752 --> 01:00:18,960
‫اما این‌جا حتی زایشگاه هم نداشتند

575
01:00:19,792 --> 01:00:23,164
‫اما موندم

576
01:00:23,460 --> 01:00:28,168
‫هر شهری هم آدم بیمار داره و
‫هم زن آبستن

577
01:00:29,000 --> 01:00:34,624
‫همگی به کمک ما نیاز دارند

578
01:00:35,292 --> 01:00:39,372
‫همین که اومدم این‌جا به این نکته پی بردم

579
01:00:40,252 --> 01:00:45,252
‫و یک اتفاق خاصی افتاد که
‫دیدم رو عوض کرد

580
01:00:46,584 --> 01:00:51,668
‫این‌جا با شوهرم آشنا شدم، او هم پزشکه

581
01:00:53,500 --> 01:00:57,208
‫یک‌شنبه روزی، حوالی 09:30، شوهرخواهر سابقم

582
01:00:57,376 --> 01:01:02,336
‫به‌م خبر داد که پسرم

583
01:01:02,584 --> 01:01:06,296
‫شب 17/18 اکتبر سال 1981 دستگیر شده

584
01:01:07,332 --> 01:01:09,624
‫به کشیک [در محل کار] ادامه دادم

585
01:01:09,876 --> 01:01:15,584
‫حوالی ساعت 10:30 صدام زدن جلوی در
‫که بیا پسرت اومده

586
01:01:16,124 --> 01:01:20,872
‫حدود سه دقیقه‌ای راه رفتیم،
‫ازش پرسیدم چی شده

587
01:01:21,168 --> 01:01:24,376
‫گفت یک چیزی نوشته

588
01:01:24,540 --> 01:01:27,292
‫و درست می‌شه

589
01:01:27,540 --> 01:01:31,208
‫ساعت 13:00، رفتم خونه همسر سابقم

590
01:01:31,624 --> 01:01:34,080
‫و دیدم پسرم اون‌جاست

591
01:01:34,376 --> 01:01:38,584
‫برای اینکه دوزاری‌شون بیفته
‫که داستان از چه قراره

592
01:01:38,792 --> 01:01:42,332
‫صدام رو بردم بالا

593
01:01:42,624 --> 01:01:47,372
‫می‌خواستم ببینم کی به بچه خط داده،
‫«کی به‌ت خط داده؟»

594
01:01:50,668 --> 01:01:55,420
‫در خیابان، اغلب به ماشین‌های
‫آرو (ARO) برمی‌خوریم

595
01:01:59,000 --> 01:02:01,208
‫اما این حاصل بخت و اقبال نیست:

596
01:02:03,792 --> 01:02:07,248
‫آرو، در واقع، پُرتآرو

597
01:02:07,668 --> 01:02:10,876
‫محصول همکاری مشترک رومانی-پرتغال

598
01:02:11,124 --> 01:02:13,580
‫در کشور پرتغال نیز حضور فعال دارد

599
01:02:15,124 --> 01:02:20,292
‫اخبار پُربسامد در
‫مجلات و تلویزیون

600
01:02:20,832 --> 01:02:24,292
‫کارکرد درخشان این خودرو را

601
01:02:24,584 --> 01:02:29,752
‫در جاده‌‌های ناهموار کشور مجاور
‫اقیانوس اطلس به نمایش می‌گذارد

602
01:02:31,540 --> 01:02:35,708
‫این تصاویر خود گویا هستند

603
01:02:46,000 --> 01:02:49,540
‫یک‌باره یاد میرچا الیاده* افتادم
‫(اسطوره‌شناس و دین‌پژوه شهیر)

604
01:02:50,832 --> 01:02:57,332
‫که در یکی از آثارش شخصیتی داره
‫که گرداگرد لیسبون سرک می‌کشه

605
01:02:58,000 --> 01:03:02,292
‫به جایی که «همه‌چیز شبیه قصه‌های پریان»ـه

606
01:03:02,916 --> 01:03:07,124
‫"تپه‌های پُردرخت،
‫اکالیپتوس، بلوط چوب‌پنبه‌ای»

607
01:03:07,376 --> 01:03:11,836
‫«چراغ‌ها، خانه‌های روستایی»

608
01:03:18,292 --> 01:03:21,624
‫ساعت 13:55، سوژه به خانه برگشت

609
01:03:22,040 --> 01:03:25,872
‫از مادرش پرسید که اینهمه
‫مدت در سکوریاته چه کار داشته

610
01:03:26,084 --> 01:03:29,044
‫ادامه گفتگو به شرح زیر است:

611
01:03:36,084 --> 01:03:40,084
‫اگه بخواهی این‌جوری کنی
‫دیگه هیچی به‌ت نمی‌گم

612
01:03:40,292 --> 01:03:42,708
‫باز می‌خواهی بنشینی گریه کنی

613
01:03:43,540 --> 01:03:46,208
‫کار خونه کمی
‫حواست رو پَرت می‌کنه

614
01:03:48,168 --> 01:03:51,668
‫هیچ اتفاقی نیفتاده. دوست
‫ندارم این‌جوری ببینمت

615
01:03:51,832 --> 01:03:55,456
‫- بیا این‌جا، عزیزم
‫- چرا گریه می‌کنی؟

616
01:03:55,668 --> 01:03:58,084
‫من هم دلایلی دارم

617
01:03:58,376 --> 01:04:01,044
‫همه‌جا دنبالم اند، و خواهند بود

618
01:04:01,832 --> 01:04:05,080
‫پرسیدن که «قبل از ساعت پنج چه کردی؟»

619
01:04:05,376 --> 01:04:09,876
‫گفتم رفتم دیدن مادرم، و
‫بعدش هم یکی از همکلاسی‌هام

620
01:04:10,332 --> 01:04:13,624
‫پرسید که «چرا رفتی بیمارستان؟»

621
01:04:14,000 --> 01:04:17,248
‫- قول دادی که دیگه هیچوقت...
‫- بله!

622
01:04:17,584 --> 01:04:21,420
‫گفتند تو هم باید اظهاریه رو امضاء بکنی،
‫مثل یک‌جور سوگندنامه‌ست

623
01:04:21,708 --> 01:04:25,872
‫- بعدش چی گفتی؟
‫- چی می‌تونستم بگم؟

624
01:04:26,168 --> 01:04:29,252
‫باید می‌گفتی حماقت کردی

625
01:04:29,500 --> 01:04:31,456
‫حماقت، آره

626
01:04:31,752 --> 01:04:34,712
‫هیچ هم حماقت نکردم

627
01:04:48,832 --> 01:04:51,372
‫چطور سفر کنیم؟

628
01:05:13,040 --> 01:05:15,208
‫چطور خوش بگذرونیم؟

629
01:05:18,416 --> 01:05:20,832
‫با چمدان کدام آداب اجتماعی

630
01:05:21,540 --> 01:05:26,332
‫به میان هم‌تایان خود،
‫آشنا یا غریبه، می‌رویم؟

631
01:05:27,916 --> 01:05:30,372
‫چرا بسیاری از ما

632
01:05:31,292 --> 01:05:36,332
‫چنین روند بیهوده‌ای را پی می‌گیریم؟

633
01:05:39,668 --> 01:05:42,920
‫نمی‌دونم چرا دیدگاه‌های‫
‫سیاسی و اجتماعی خودم رو

634
01:05:43,124 --> 01:05:47,248
‫به چنان شیوه‌ای بیان می‌کردم

635
01:05:47,584 --> 01:05:49,584
‫شاید چون آسان‌تر بود

636
01:05:49,792 --> 01:05:53,208
‫گیر آوردن گچ کاری نداشت

637
01:05:53,500 --> 01:05:57,208
‫یک روز، بدون هیچ توضیحی،
‫چند تکه گچ از دان آندریسکو

638
01:05:57,500 --> 01:06:00,708
‫قرض گرفتم

639
01:06:02,708 --> 01:06:08,040
‫این‌جانب، با امضاء،
‫آندریسکو دان، اضافه می‌کنم:

640
01:06:08,624 --> 01:06:16,416
‫امسال، چند تکه گچ، یک کراوات و قدری پول
‫به او قرض دادم

641
01:06:17,000 --> 01:06:23,124
‫سه بار از من گچ خواست و برای همین
‫کنجکاو شدم

642
01:06:23,923 --> 01:06:28,047
‫از من اصرار و از او انکار، نَم پس نمی‌داد

643
01:06:32,500 --> 01:06:35,916
‫اواخر سپتامبر بود، به مدرسه برگشتیم

644
01:06:36,168 --> 01:06:41,836
‫در خیابان کارل مارکس قدم می‌زدیم
‫که یک شعارنویسی گچی رو نشونم داد

645
01:06:42,960 --> 01:06:46,044
‫من چیزی نپرسیدم، او هم چیزی نگفت

646
01:06:46,252 --> 01:06:52,628
‫بعدتر، موگور کالینسکو گفت می‌تونه
‫ثابت کنه که شعارنویسی کار اونه

647
01:06:53,000 --> 01:06:57,456
‫به‌م گفت نزدیک ساعت 23:00 برم خونه‌شون

648
01:06:58,040 --> 01:07:02,372
‫گرم‌کن پوشیده بود، تا به مادرش بگه که
‫داریم می‌ریم نرم‌دوی

649
01:07:05,332 --> 01:07:09,956
‫معمولا ساعت 22:30 از خونه می‌زنم بیرون،
‫لباس‌های تیره می‌پوشم

650
01:07:10,124 --> 01:07:13,832
‫به جاهای تاریک می‌رم

651
01:07:16,460 --> 01:07:22,460
‫من نرفتم، چون پدرمادرم
‫اجازه نمی‌دن دیروقت بیرون برم

652
01:07:24,416 --> 01:07:28,372
‫یک روز که داشتیم با کرنل
‫گریگورچوک می‌رفتیم مدرسه

653
01:07:28,584 --> 01:07:34,460
‫به‌ش گفتم همین‌جوری که داشتیم رد می‌شدیم
‫شعارنویسی کردم

654
01:07:38,460 --> 01:07:42,376
‫باورم نشد

655
01:07:42,624 --> 01:07:48,040
‫موگور کالینسکو گفت که
‫مادرش هم از قضیه خبر داره

656
01:07:49,960 --> 01:07:52,212
‫به‌ش گفتم که من نوشتم‌شون

657
01:07:52,460 --> 01:07:56,960
‫نگران شد و گفت دیگه همچین کار خطرناکی نکنم

658
01:07:59,500 --> 01:08:03,248
‫نزدیک به سه هفته پیش،
‫از دهن این و اون شنیدم

659
01:08:03,832 --> 01:08:09,164
‫که شعارنویسی‌های خرابکارانه این سو
‫و اون سوی شهر دیده شده

660
01:08:09,376 --> 01:08:14,420
‫به پسرم گفتم که چی شنیدم

661
01:08:15,208 --> 01:08:21,624
اما به روی خودش نیاورد

662
01:08:22,332 --> 01:08:27,916
‫اون‌ لحظه حواسم سر جاش نبود

663
01:08:30,500 --> 01:08:35,164
‫امروز ساعت 15:00، موگور کالینسکو به‌م سر زد

664
01:08:35,460 --> 01:08:39,712
‫یک‌سری از خرت‌و‌پرت‌های یکی از
‫دانش‌آموزهای قدیمی رو برام آورده بود

665
01:08:39,960 --> 01:08:47,128
‫به‌م گفت که اگه سکوریتاته
‫پرسید، راستش رو بگم

666
01:08:48,416 --> 01:08:53,000
‫تبعیض ملی و نژادی، فساد اخلاقی

667
01:08:53,708 --> 01:08:58,708
‫خشونت و تروریسمی که زندگی انسان‌ها را
‫به خطر می‌اندازد

668
01:08:58,916 --> 01:09:01,748
‫حقوق بشر را خوار می‌شمارد

669
01:09:02,584 --> 01:09:06,084
‫بشریت، با دلهره‌ی فزاینده،

670
01:09:07,416 --> 01:09:10,624
‫شاهد طغیان مجدد فاشیسم و نئوفاشیسم است

671
01:09:10,792 --> 01:09:17,416
‫که سرسپردگان بی‌شمارش
‫در آلمان غربی، انگلستان، ایتالیا

672
01:09:18,040 --> 01:09:23,000
‫بازیچه‌ی منافع مرتجعانه‌ اند

673
01:09:23,668 --> 01:09:26,836
‫و بنا دارند جهت جلوگیری
‫از سقوط جامعه سرمایه‌داری

674
01:09:26,960 --> 01:09:32,876
‫در تلاشی مذبوحانه،
‫حکومت وحشت را برپا سازند!

675
01:09:34,792 --> 01:09:38,708
‫در نهایت صداقت و
‫خلوص اعلام می‌کنم

676
01:09:39,040 --> 01:09:45,124
‫که جز انگیزه‌های مطرح شده،
‫دلیل دیگری برای دست زدن به این کار نداشتم

677
01:09:45,460 --> 01:09:51,128
‫از کسی خط نگرفتم و به سفارش کسی
‫دست به چنین کاری نزدم

678
01:09:53,376 --> 01:09:59,168
‫خیال کردم، حالا که اروپای آزاد می‌گه
‫حقیقت نهانه

679
01:09:59,500 --> 01:10:03,000
‫شاید بتونم نوری روش بتابونم

680
01:10:03,252 --> 01:10:06,836
‫گرچه متن از-پیش-آماده‌ای نداشتم

681
01:10:07,292 --> 01:10:10,748
‫این‌ نوشته‌ها به نظرم ضروری می‌اومدند

682
01:10:11,000 --> 01:10:14,540
‫شاید تاثیرگذار نباشند،
‫اما به-هنگام اند

683
01:10:15,792 --> 01:10:20,332
‫گاهی هنگام نوشتن دست و دلم می‌لرزید،
‫اما همیشه نه

684
01:10:21,500 --> 01:10:25,292
‫تند و تیز بودم،
‫برای همین دستگیر نمی‌شدم

685
01:10:25,500 --> 01:10:29,664
‫هنگام نوشتن باید چپ و راست رو می‌پاییدم

686
01:10:29,916 --> 01:10:33,500
‫هیچوقت برنگشتم تا ببینم نتیجه کار چی بوده

687
01:10:33,752 --> 01:10:37,504
‫اما بعد از نوشتن احساس رضایت می‌کردم

688
01:10:37,832 --> 01:10:42,624
‫فقط یک بار، وقتی که
‫درباره لهستان چیزی نوشتم

689
01:10:42,876 --> 01:10:47,752
‫دیدم که چند تن از رفقای مامور
‫در حال پاک کردن حفاظ اند

690
01:10:50,252 --> 01:10:53,752
‫اگر سکوریتاته دستگیرم نکرده بود

691
01:10:53,960 --> 01:10:57,876
‫نمی‌دونم به این کار ادامه می‌دادم یا نه

692
01:10:58,252 --> 01:11:03,212
‫دلم می‌خواست مردم با حقیقت روبرو بشن

693
01:11:03,584 --> 01:11:06,876
‫حقیقت، به اون شکلی که من می‌پنداشتم.

694
01:11:08,500 --> 01:11:12,832
‫متوجه ام که دیدگاه خوبی نسبت به کشورم ندارم

695
01:11:13,124 --> 01:11:19,372
‫کشوری بسیار عقب‌مانده‌ست، حتی
‫در میان دیگر کشورهای سوسیالیست

696
01:11:19,584 --> 01:11:26,168
‫و حقوق دموکراتیک درش جایی نداره

697
01:11:28,624 --> 01:11:31,500
‫به نظر من مردم باید آگاه باشن

698
01:11:31,752 --> 01:11:37,504
‫بنابراین تصمیم گرفتم تا هرجور که
‫می‌تونم به‌شون آگاهی بدم

699
01:11:39,040 --> 01:11:42,540
‫این بود که فکر شعارنویسی به سرم زد

700
01:11:43,500 --> 01:11:47,500
‫می‌خواستم وجدان مردم رو بیدار کنم

701
01:11:47,708 --> 01:11:52,416
‫تا دست به کاری بزنند، سر به شورش بردارند

702
01:11:52,624 --> 01:11:56,124
‫و آزادی خودشون را طلب کنند

703
01:11:59,000 --> 01:12:04,372
‫دخترهای کوچولو، همه ملوسک،
‫چی رو خیلی دوست دارن؟ آره عروسک

704
01:12:06,500 --> 01:12:09,872
‫وقتی که بزرگ شدن
‫دوست دارن چه شکلی شن؟

705
01:12:10,208 --> 01:12:14,292
‫شکل مامان‌جون‌شون،
‫که خیلی عاشقش ان!

706
01:12:17,500 --> 01:12:21,748
‫همه‌ش می‌گن مثل او، «دوستت دارم کوچولو»

707
01:12:24,752 --> 01:12:31,212
‫جمع بشید، بازی کنید،
‫بازی برای بچه‌هاست

708
01:12:32,584 --> 01:12:38,752
‫بزرگ‌ترها، شما هم، بیایید اگه می‌تونید،
‫دوباره بچه بشید، بازی برای بچه‌هاست

709
01:13:12,500 --> 01:13:18,956
‫جمع بشید، بازی کنید،
‫بازی برای بچه‌هاست

710
01:13:20,084 --> 01:13:25,752
‫بزرگ‌ترها، شما هم، بیایید اگه می‌تونید،
‫دوباره بچه بشید، بازی برای بچه‌هاست

711
01:13:27,460 --> 01:13:33,212
‫پسربچه‌ها جست می‌زنند،
‫بادبادک دارند و توپ

712
01:13:35,040 --> 01:13:40,124
‫دوست سرباز بشن، سربازهای خیلی خوب

713
01:13:43,040 --> 01:13:47,540
‫11:43، ملاقات میهای، پدر سوژه

714
01:13:47,752 --> 01:13:53,796
‫اول سوژه رو بابت نمرات بدش
‫سرزنش کرد

715
01:13:54,960 --> 01:14:00,420
‫و بعد بحث رو به شعارنویسی‌های ناشایست
‫کشوند

716
01:14:03,916 --> 01:14:05,832
‫دیگه به کی گفتی؟

717
01:14:06,168 --> 01:14:10,044
‫کُرنل، اما باور نکرد

718
01:14:11,792 --> 01:14:15,040
‫ازش خواستی همراهت بیاد و او هم گفته نه!

719
01:14:15,252 --> 01:14:20,252
‫من فقط به‌ش گفتم کار من بوده،
‫اما باور نکرد

720
01:14:20,540 --> 01:14:25,040
‫برای همین گفتم می‌تونه باهام بیاد و ببینه

721
01:14:25,332 --> 01:14:28,540
‫او هم گفت کار داره و نمی‌تونه!

722
01:14:28,832 --> 01:14:31,916
‫به او که نگفتم چیزی بنویسه!

723
01:14:33,376 --> 01:14:36,044
‫این فکر چجوری به سرت زد؟

724
01:14:36,292 --> 01:14:39,540
‫شاید معلمی، کسی، چیزی گفته

725
01:14:40,376 --> 01:14:43,796
‫حالا یا به شوخی، یا از سر حماقت

726
01:14:45,540 --> 01:14:48,540
‫می‌خواستی حکومت رو کلّه کنی؟

727
01:14:48,832 --> 01:14:52,872
‫آخه من چجوری حکومت رو کلّه کنم؟

728
01:14:54,168 --> 01:14:59,252
‫از اتحادیه‌ها و اروپای آزاد کمک خواستی

729
01:14:59,584 --> 01:15:02,920
‫چی؟
‫من از کسی کمک نخواستم

730
01:15:05,040 --> 01:15:09,040
‫- اروپای آزاد گوش می‌دی؟
‫- از تابستون گوش ندادم

731
01:15:09,252 --> 01:15:12,752
‫اصلا نمی‌تونم گوش بدم،
‫آخه رادیو خرابه

732
01:15:13,540 --> 01:15:18,748
‫اگه پای کس دیگری وسط باشه همه‌چیز
‫خراب‌تر می‌شه!

733
01:15:19,000 --> 01:15:21,540
‫پای هیچکس وسط نبوده

734
01:15:22,084 --> 01:15:26,544
‫یک‌جوری حرف می‌زنی انگار خودت
‫سکوریتاته‌ای هستی!

735
01:15:28,540 --> 01:15:30,208
‫موگور!

736
01:15:30,876 --> 01:15:36,128
‫تا ده سال هم که طول بکشه دنبالت می‌آن!

737
01:15:36,584 --> 01:15:39,336
‫و این [بند] همیشه به گردنت می‌مونه

738
01:15:40,208 --> 01:15:45,248
‫من پرونده‌م رو خوندم،
‫چیزی برای پنهان کردن ندارم

739
01:15:46,208 --> 01:15:50,624
‫تازه، اگه کاری که کردم این‌قدر
‫بی‌تاثیره

740
01:15:50,916 --> 01:15:55,080
‫چرا نگران اند که مبادا جای دیگری هم
‫چنین کاری کرده باشم؟

741
01:15:56,416 --> 01:16:01,624
‫- نگران نیستند
‫- پس چرا دائم می‌پرسند؟

742
01:16:02,540 --> 01:16:04,332
‫خودت می‌دونی چرا

743
01:16:04,540 --> 01:16:08,456
‫یه بچه‌زرنگی مثل تو می‌تونه
‫پای خبرچین‌ها رو به این‌جا باز کنه

744
01:16:09,084 --> 01:16:11,212
‫جاسوسی یک مسئله حاده

745
01:16:11,460 --> 01:16:17,584
‫دوستانت از اروپای آزاد بلند می‌شن
‫می‌آن این‌جا

746
01:16:18,332 --> 01:16:21,956
‫چون تو درخواست کمک کردی

747
01:16:22,584 --> 01:16:24,004
‫چه کمکی؟

748
01:16:24,832 --> 01:16:26,540
‫چه کمکی؟

749
01:16:26,876 --> 01:16:28,796
‫خودت هم نمی‌دونی [و یک چیزی می‌گی]

750
01:16:29,960 --> 01:16:32,752
‫درباره اتحادیه‌ها نوشتی

751
01:16:33,000 --> 01:16:38,456
‫اما این ماجرا دخلی به
‫[رادیو] اروپای آزاد نداره

752
01:16:39,332 --> 01:16:42,292
‫من فقط از اتحادیه‌های بازرگانی آزاد حرف زدم

753
01:16:44,084 --> 01:16:46,796
‫مگه این‌جا اتحادیه‌های آزاد داریم؟

754
01:16:48,708 --> 01:16:53,372
‫دقیقا، من هم برای همین
‫چنین درخواستی دارم!

755
01:16:54,332 --> 01:16:57,832
‫- چنین درخواستی داری؟
‫- حالا دیگه فایده‌ای نداره

756
01:16:58,084 --> 01:17:01,504
‫دیگه برام مهم نیست

757
01:17:02,752 --> 01:17:06,796
‫چرا از چیزی که توش سررشته نداری
‫حرف می‌زنی؟

758
01:17:07,124 --> 01:17:11,080
‫درخواست اتحادیه با درخواست کمک فرق داره؟

759
01:17:11,540 --> 01:17:15,540
‫- می‌خواستی به کی کمک بکنی؟
‫- به مردم رومانی

760
01:17:15,832 --> 01:17:19,872
‫درخواست کمک از اروپای آزاد!
‫شما اصلا نمی‌دونید من چی نوشتم!

761
01:17:20,208 --> 01:17:23,708
‫اگر کمک می‌خواستم،
‫خب نامه می‌فرستادم!

762
01:17:25,000 --> 01:17:27,540
‫اما این هم کمکه

763
01:17:27,960 --> 01:17:34,796
‫با خودت گفتی «یک کاری می‌کنم
‫و من رو مدیر اروپای آزاد می‌کنن»

764
01:17:36,252 --> 01:17:39,836
‫اروپای آزاد در آلمان غربیه!

765
01:17:40,960 --> 01:17:44,796
‫خیال کردی من هم مثل مادرت ساده ام؟

766
01:17:45,792 --> 01:17:49,208
‫هر حرفی که تو این خونه زده می‌شه
‫به گوش‌شون می‌رسه!

767
01:17:49,500 --> 01:17:52,456
‫خوب می‌دونن چطور با مادرت یکی به دو می‌کنی

768
01:17:52,584 --> 01:17:55,296
‫من اون‌ها رو می‌شناسم، چون گاهی...

769
01:17:56,832 --> 01:18:02,164
‫اما من که هرروز همچین کارهایی نمی‌کنم.
‫برام مهم نیست چی به‌شون گفتی

770
01:18:03,040 --> 01:18:08,500
‫من چی گفتم؟
‫اون‌ها بودند که به من گفتند، ابله!

771
01:18:09,084 --> 01:18:13,128
‫به هرکدوم ما یک حرف زدند

772
01:18:14,376 --> 01:18:16,168
‫موگور، پسرم

773
01:18:16,332 --> 01:18:22,248
‫چون می‌دونستم مادرت
‫بیرونه اومدم باهات حرف بزنم

774
01:18:22,792 --> 01:18:27,956
‫- دارم خطاهات رو یادآوری می‌کنم
‫- این‌جوری نیست!

775
01:18:28,208 --> 01:18:31,416
‫حرف از کمک و آرزوی مدیر شدن و...

776
01:18:31,752 --> 01:18:34,376
‫- همین رو می‌خواستی دیگه!
‫- بس کن!

777
01:18:35,000 --> 01:18:37,580
‫فقط یک چیزی شنیدی!

778
01:18:37,916 --> 01:18:43,080
‫درخواست اتحادیه درخواست کمک نیست؟

779
01:18:43,540 --> 01:18:47,748
‫آدم‌های اروپای آزاد اصلا
‫نمی‌تونن نوشته‌های من رو بخونند

780
01:18:48,084 --> 01:18:52,296
‫- پس برای کی می‌نوشتی؟
‫- مردم کوچه و خیابون!

781
01:18:52,540 --> 01:18:56,500
‫من از تابستون دیگه حتی
‫اروپای آزاد گوش نمی‌دادم

782
01:18:57,708 --> 01:19:02,000
‫اما یک مشت خائن این دور و بر هستند
‫که اطلاعات رو به گوش اروپای آزاد برسونند

783
01:19:02,708 --> 01:19:06,456
‫اون‌ها از کجا بفهمند من چی نوشتم؟

784
01:19:06,752 --> 01:19:12,796
‫این‌جا آدم دارند، شاید اصلا
‫آدم‌هاشون با تو کار می‌کنند!

785
01:19:13,668 --> 01:19:17,084
‫می‌دونی چیه، دیگه خسته شدم

786
01:19:17,500 --> 01:19:20,292
‫هرجور دلت می‌خواد فکر کن

787
01:19:20,752 --> 01:19:23,712
‫دلم نمی‌خواد درباره‌ش حرف بزنم

788
01:19:24,916 --> 01:19:28,624
‫دوست داشتم در کمال
‫آرامش دو کلوم باهم حرف بزنیم

789
01:19:28,832 --> 01:19:30,956
‫بعد تو همچین می‌کنی؟

790
01:19:31,252 --> 01:19:34,084
‫هرجور دلت می‌خواد فکر کن

791
01:19:34,416 --> 01:19:37,792
‫دیگه برام مهم نیست کی چی فکر می‌کنه

792
01:19:38,208 --> 01:19:43,080
‫از حالا به بعد، دیگه کاری به هیچی ندارم

793
01:19:43,752 --> 01:19:48,128
‫اما همچنان باید بری اون‌جا و اظهاریه بنویسی

794
01:19:48,916 --> 01:19:53,292
‫فکر نکن به همین زودی تموم می‌شه،
‫تا وقتی زنده باشی ادامه داره

795
01:19:54,208 --> 01:19:58,416
‫مگه چقدر طول می‌کشه؟
‫فوقش یکی دو هفته دیگه حل می‌شه

796
01:19:59,460 --> 01:20:01,876
‫- چشمم آب نمی‌خوره!
‫- مهم نیست

797
01:20:02,584 --> 01:20:05,876
‫نمی‌تونم نظر شما رو عوض بکنم!

798
01:20:06,540 --> 01:20:08,332
‫موگور، گوش کن!

799
01:20:09,292 --> 01:20:14,500
‫من اومدم باهم قشنگ حرف بزنیم،
‫بعد من رو دست می‌اندازی؟

800
01:20:15,708 --> 01:20:18,124
‫خیلی خیره‌سری!

801
01:20:18,460 --> 01:20:22,836
‫اگر نمی‌تونی با پدرت صحبت کنی

802
01:20:23,040 --> 01:20:26,332
‫شاید بهتر باشه اجازه بدیم قانون تصمیم بگیره

803
01:20:27,332 --> 01:20:30,208
‫بهتره که قانون اجرا بشه

804
01:20:32,000 --> 01:20:36,624
‫من که باور نمی‌کنم تنهایی
‫چنین کاری کرده باشی

805
01:20:37,668 --> 01:20:42,668
‫اما خیالی نیست، تصمیم با قانونه

806
01:20:52,960 --> 01:20:57,876
‫واقعا فکر می‌کردی که اون‌جا موفق‌تر باشی؟

807
01:20:58,624 --> 01:21:02,332
‫اولش بله، اما بعد دیدم که این‌طور نیست

808
01:21:04,332 --> 01:21:06,416
‫همون اول فهمیدم

809
01:21:06,752 --> 01:21:12,504
‫خیال می‌کردی اون‌جا کعبه‌ی آماله، اما

810
01:21:14,084 --> 01:21:18,168
‫آخر از اتریش سر درآوردم، کمپ ترایزکیرشن

811
01:21:18,960 --> 01:21:23,920
‫فرار کردم. شرایط کمپ رمق‌کش بود

812
01:21:24,416 --> 01:21:26,748
‫- فرار کردی!
‫- بله

813
01:21:27,084 --> 01:21:30,668
‫فرار کردم و برای همیشه از اتریش رفتم

814
01:21:33,208 --> 01:21:37,164
‫- بعدش کجا رفتی؟
‫- رفتم آلمان

815
01:21:39,916 --> 01:21:44,456
‫- عبور غیرقانونی از مرز
‫- جونم رو گرفتم کف دستم

816
01:21:44,752 --> 01:21:50,420
‫کم مونده بود تو رودخونه غرق بشم،
‫آخه شناگر خوبی نیستم

817
01:21:51,376 --> 01:21:53,336
‫در رابطه با کمپ

818
01:21:53,876 --> 01:21:59,544
‫از اون‌جایی که فرار کردی، باید
‫شاهد داستان‌های وحشتناکی بوده باشی

819
01:22:00,376 --> 01:22:02,044
‫من قرنطینه بودم

820
01:22:03,000 --> 01:22:07,708
‫همون اول تا تهش رو خوندم، برای بقیه اما
‫چند ماهی طول می‌کشه

821
01:22:09,916 --> 01:22:16,664
‫نمی‌تونستم با مهاجرهای چهارگوشه‌ی دنیا
‫در یک جا زندگی بکنم

822
01:22:18,292 --> 01:22:22,832
‫اون هم تو یک محیط خشن و وحشتناک

823
01:22:23,876 --> 01:22:26,960
‫با هر رقم جرم و جنایتی که ممکنه
رخ بده

824
01:22:31,708 --> 01:22:34,792
‫انتظارت چی بود و با چی روبرو شدی؟

825
01:22:35,624 --> 01:22:38,708
‫ما انتظار داشتیم با آغوش باز پذیرفته بشیم

826
01:22:39,084 --> 01:22:44,460
‫خیال می‌کردیم غرب منتظر ماست،
‫اما غرب نیازی به ما نداره

827
01:22:46,084 --> 01:22:50,004
‫هیچ کشوری به اجنبی نیازی نداره

828
01:22:50,332 --> 01:22:54,624
‫در وصف آلمان همینقدر بگم که

829
01:22:56,916 --> 01:23:02,208
‫خیلی خارجی‌ها، یا به قول معروف
‫آوسلاندر، که شغل‌های پستی هم دارند

830
01:23:03,916 --> 01:23:09,792
‫دست دوست و آشنا رو هم گرفتند و
‫آوردند اون‌جا

831
01:23:12,124 --> 01:23:14,872
‫آلمان به کشوری بدل شده

832
01:23:17,792 --> 01:23:22,500
‫که پُر از اجنبی و بیگانه‌ست

833
01:23:22,832 --> 01:23:26,124
‫و این به مذاق آلمانی‌ها خوش نمی‌آد

834
01:23:27,584 --> 01:23:30,628
‫- تازه اوضاع الان بدتر هم هست
‫- چرا؟

835
01:23:31,668 --> 01:23:35,668
‫چون که اشتغال کم شده

836
01:23:43,832 --> 01:23:50,164
‫خارجی‌ها رقیب بومی‌ها شدن،
‫حالا رقابت سنگینی هم نیست، اما خب...

837
01:23:50,624 --> 01:23:57,124
‫یعنی دلیلش اینه که خارجی‌ها به
‫دست‌مزدهای پایین‌تر راضی ان؟

838
01:24:01,668 --> 01:24:06,920
‫موضوع اینه که در آلمان، حتی خارجی‌هایی
‫که دستمزد پایینی دارند، حتی خیلی پایین

839
01:24:07,540 --> 01:24:13,248
‫به خواب و خوراک‌شون می‌رسند،
‫و بومی‌ها این رو نمی‌پسندند

840
01:24:15,208 --> 01:24:20,792
‫بعد از اینکه سکوریتاته من رو در جریان
‫فعالیت پسرم گذاشت

841
01:24:21,124 --> 01:24:25,792
‫تصمیم گرفتیم با کمک همسر سابقم
‫ذهنیتش رو تغییر بدیم

842
01:24:26,040 --> 01:24:30,332
‫و او رو از انجام دوباره‌ی
‫چنین کارهایی منصرف کنیم

843
01:24:34,960 --> 01:24:40,044
‫گرچه تلاش من این بود که
‫از مشکلات کاری‌م پیش او حرفی نزنم

844
01:24:40,332 --> 01:24:43,292
‫بعید نیست که با توجه به طبع حساس
‫و انزوایی که داشت

845
01:24:44,292 --> 01:24:51,000
‫تحت تاثیر چنین مسائلی قرار گرفته باشه

846
01:24:52,252 --> 01:24:55,628
‫اجازه می‌خواهم تا عهد کنم

847
01:24:55,876 --> 01:25:00,876
‫در پرورش بهتر پسرم و
‫اصلاح دیدگاه‌های او بکوشم

848
01:25:01,040 --> 01:25:04,708
‫تا چنینن رفتارهایی دیگر تکرار نشود

849
01:25:05,124 --> 01:25:13,164
‫از سکوریتاته خواستار ام که
‫با توجه به سن و سال حساس او

850
01:25:13,708 --> 01:25:17,416
‫نسبت به این موضوع
‫قضاوتی همدلانه‌تر داشته باشند

851
01:25:19,960 --> 01:25:24,752
‫بر آن ام تا با اراده‌ای استوار
‫دست از چنین اعمال خطرناکی بشویم

852
01:25:25,040 --> 01:25:30,872
‫و ثابت کنم که چنین وضعیت ناخوشایندی

853
01:25:31,124 --> 01:25:33,956
‫دیگر تکرار نخواهد شد

854
01:25:35,252 --> 01:25:39,584
‫فرزند پیشتاز کشور

855
01:25:42,708 --> 01:25:45,872
‫در انسانیت، جاوید

856
01:25:49,376 --> 01:25:53,168
‫نام ما را پیش می‌برد

857
01:25:55,916 --> 01:25:59,956
‫فراسوی غروب خورشید

858
01:26:04,832 --> 01:26:07,292
‫پچ‌پچه‌ها در شهر بلند شد

859
01:26:07,540 --> 01:26:10,832
‫یکی از معلم‌های قدیمی از راستیت ماجرا
‫می‌پرسید

860
01:26:11,876 --> 01:26:14,004
‫می‌گفتی راستیت نداره

861
01:26:14,208 --> 01:26:17,708
‫- گفتم چی بگم والا
‫- این که یعنی تصدیق!

862
01:26:18,584 --> 01:26:22,628
‫مردم حرف می‌زنند، نمی‌شه که
‫جلوشون رو گرفت

863
01:26:22,876 --> 01:26:26,544
‫که چی؟
‫مردم همیشه فضولی می‌کنند

864
01:26:33,876 --> 01:26:39,168
‫نظر شخصی من اینه که، سوژه بعد از تجسس

865
01:26:39,500 --> 01:26:42,540
‫اون‌قدرها هم متاثر نشد

866
01:26:42,832 --> 01:26:46,292
‫طوری حرف می‌زد که انگار هیچ‌کاره بوده

867
01:26:46,500 --> 01:26:53,500
‫با مادرش گستاخی می‌کرد
‫و می‌گفت اندرز نمی‌خواد!

868
01:26:56,752 --> 01:27:00,712
‫مشکل ما مشکل نوشتاریه

869
01:27:01,252 --> 01:27:04,628
‫کار دانش‌آموزها در آزمون‌های شفاهی
‫خیلی خوبه

870
01:27:05,208 --> 01:27:07,748
‫اما در آزمون‌های کتبی افتضاح اند:

871
01:27:07,960 --> 01:27:13,544
‫تسلط ضعیف بر قواعد عبارت

872
01:27:14,252 --> 01:27:17,376
‫همچنین نگارش و نشان‌گذاری

873
01:27:18,792 --> 01:27:27,372
‫می‌تونم به ضعف در
‫عبارت‌پردازی معنادار، نحوه بیان

874
01:27:28,708 --> 01:27:36,000
‫و دشواری در درک متون ادبی هم اشاره کنم

875
01:27:37,416 --> 01:27:41,708
‫می‌شه نام چند تا از این مدارس
‫مشکل‌ساز رو بگید؟

876
01:27:42,500 --> 01:27:46,540
‫بله، اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید

877
01:27:47,752 --> 01:27:51,544
‫بعضی از مدارس دانش‌آموزانی خوب
‫به بار می‌آرند

878
01:27:52,124 --> 01:27:56,456
‫و بعضی دیگه دانش‌آموزانی ناکارآمد

879
01:27:56,960 --> 01:28:00,460
‫و این معلمه که نقش تعیین‌کننده داره

880
01:28:01,416 --> 01:28:03,956
‫مدارس زیگانشت و پوروسکا

881
01:28:04,168 --> 01:28:10,084
‫دانش‌آموزان نا-آماده‌ای رو
‫به دبیرستان ما فرستادند

882
01:28:11,668 --> 01:28:16,960
‫در حالی که مدسه‌ی تریوالیا-موشتن

883
01:28:18,040 --> 01:28:21,540
‫دانش‌آموزان فوق‌العاده‌ای رو
‫تحویل ما داده

884
01:28:24,124 --> 01:28:28,748
‫امروز 27 نوامبر 1981، در
‫دبیرستان آگوست تربونیو لاریان

885
01:28:29,584 --> 01:28:32,296
‫گزارشی تدوین شد

886
01:28:32,500 --> 01:28:35,872
‫دعوت‌شدگان:
‫سربازرس مدارس

887
01:28:36,124 --> 01:28:38,956
‫مدیریت و معاونت مدرسه

888
01:28:39,292 --> 01:28:44,208
‫دبیر محلی حزب
‫کمونیست و شاخه جوانان

889
01:28:44,584 --> 01:28:48,876
‫و دبیر محلی کمیته حزب،
‫و اتحادیه جوانان کمونیست

890
01:28:49,124 --> 01:28:53,292
‫رئیس سندیکای دبیرستان،
‫دبیران و دانش‌‌آموزان

891
01:28:54,624 --> 01:29:01,040
‫از سکوریتاته نیز، رئیس بخش 1 و یک
‫ستوان یکم

892
01:29:01,416 --> 01:29:02,916
‫موضوع:

893
01:29:03,084 --> 01:29:09,628
‫مناظره در باب وضعیت موگور کالینسکو

894
01:29:10,084 --> 01:29:13,004
‫خاطی پرونده‌ی شعارنویسی‌های فتنه‌گرانه

895
01:29:13,252 --> 01:29:18,460
‫جلسه به صورت پنهانی ضبط شد

896
01:29:19,876 --> 01:29:23,504
‫سربازرس خاطرنشان کرد:

897
01:29:24,040 --> 01:29:29,956
‫دانش‌آموز کالیسنکو موگر تحت تاثیر
‫رادیو اروپای آزاد، و ذهنیت خانواده خود

898
01:29:30,876 --> 01:29:35,296
‫با تعدی به قانون، مرتکب
‫چندین مورد شعارنویسی

899
01:29:35,460 --> 01:29:40,584
‫با محتوایی سخت زننده
‫و فتنه‌گرانه شده است

900
01:29:40,960 --> 01:29:48,420
‫چنین خطایی از دانش‌آموزی که تحت لوای
‫سوسیالیسم زاده شده و پرورش یافته برنمی‌آید

901
01:29:49,832 --> 01:29:53,664
‫سپس، دبیران دعوت‌شده:

902
01:29:55,540 --> 01:30:00,080
‫تخفیف دادن به چنین اعمال خفت‌باری، با
‫عذر شرایط خانوادگی، آن‌طور که مادرش می‌گوید

903
01:30:00,292 --> 01:30:02,708
‫جای هیچ گونه توجیهی ندارد

904
01:30:02,916 --> 01:30:08,292
‫کاستی اخلاق و مدنیت در چنین حد
‫و اندازه‌ای، جای بسی نگرانی دارد!

905
01:30:08,540 --> 01:30:12,708
‫وظیفه دبیران آموختن است

906
01:30:12,960 --> 01:30:18,296
‫اما من چنین اقدام خطرناکی را، در درجه اول،
‫از چشم مادر دانش آموز می‌بینم

907
01:30:18,540 --> 01:30:23,872
‫این حمله‌ای کوردلانه علیه رومانیست

908
01:30:24,208 --> 01:30:26,956
‫و او آب در آسیاب دشمنان ما ریخته است

909
01:30:27,332 --> 01:30:34,164
‫این اشتباهی بچگانه نیست:
‫او علیه مردم ما توطئه کرده

910
01:30:34,500 --> 01:30:42,248
‫و از انجمن دبیرستان خواستار
‫مجازاتی سخت می‌باشیم

911
01:30:42,832 --> 01:30:47,000
‫این مایه شرم اتحادیه
‫جوانان کمونیست است

912
01:30:47,168 --> 01:30:52,212
‫و نشان می‌دهد که اتحادیه جوانان
‫کمونیست در القای میهن‌پرستی، دانش اجتماعی

913
01:30:52,460 --> 01:30:57,212
‫و واقعیت‌های سیاسی به
‫دانش آموزان ناکام بوده است

914
01:30:58,040 --> 01:31:01,372
‫نشانِ همتِ کارگر:

915
01:31:01,752 --> 01:31:05,876
‫نیروگاه برقِ دروازه
‫پولادین در مهدینتسی

916
01:31:07,040 --> 01:31:10,500
‫معدن کوونیک، شهرستان ماراموریش

917
01:31:11,252 --> 01:31:15,128
‫معدن بارباتنی، هوندوئارا

918
01:31:15,960 --> 01:31:19,544
‫استخراج کارتُجانی در جورجو

919
01:31:20,540 --> 01:31:24,832
‫کارخانه فرآوری آلمینیوم در  اُلت

920
01:31:25,708 --> 01:31:28,500
‫کارخانه چوکانول در تیمیش

921
01:31:30,708 --> 01:31:33,664
‫ماشین‌سازی مارشا در سیبیو

922
01:31:34,208 --> 01:31:38,000
‫کارخانه شیمیایی
‫گریویتا رُشیه در بخارست

923
01:31:38,252 --> 01:31:42,044
‫کارخانه یخچال‌سازی
‫گایشت در دامبُویتزا

924
01:31:43,292 --> 01:31:46,916
‫کارخانه برق‌آلات در بخارست

925
01:31:47,124 --> 01:31:50,332
‫کارخانه شیمیایی دودشت، بخارست

926
01:31:50,792 --> 01:31:55,208
‫لاستیک‌سازی
‫ویکتوریا-فلورشت، پراهُوا

927
01:31:55,792 --> 01:32:00,792
‫کارخانه شیمی‌آلات و قطعه‌سازی در بخارست

928
01:32:01,500 --> 01:32:05,164
‫کارخانه فرآوری الوار
‫تارگور مورِش، مورش

929
01:32:06,460 --> 01:32:10,504
‫کارخانه سیمان-آزبستوسِ
‫فینی، دامبُویتزا

930
01:32:10,876 --> 01:32:14,628
‫کارخانه لوازم منزل
‫هلیاده، بخارست

931
01:32:15,208 --> 01:32:19,456
‫کارخه پرده‌ی پاشکان، ایاش

932
01:32:19,708 --> 01:32:23,832
‫کارخانه ظروف چینی خانگی در آرجِش

933
01:32:24,460 --> 01:32:29,836
‫کارخانه نان و پاستا در تلورمان

934
01:32:30,332 --> 01:32:34,164
‫کارخانه کنسروسازی گوشت و
‫فرآوری سبزیجات در بخارست

935
01:32:38,460 --> 01:32:43,544
‫باید نسبت به کادر آموزشی
‫تصمیماتی اتخاذ بشه

936
01:32:44,084 --> 01:32:47,252
‫چنین رخدادهایی فراتر از ادراک من،
‫و بسیار ترسناک هستند

937
01:32:47,584 --> 01:32:50,420
‫یعنی این‌ دانش‌آموز چه
‫برداشتی از واقعیت داره؟

938
01:32:50,624 --> 01:32:55,540
‫یعنی چطور فریب اروپای آزاد
‫و خائنین به رومانی رو خورده؟

939
01:32:56,168 --> 01:33:01,836
‫به باور من حزب جوانان
‫کمونیست اون‌قدری که باید و شاید

940
01:33:02,040 --> 01:33:06,000
‫به فعالیت‌های ملّی و آموزشی نپرداخته

941
01:33:07,084 --> 01:33:09,876
‫من از این دانش‌آموز شناخت اندکی دارم

942
01:33:10,168 --> 01:33:15,668
‫چرا که موگور کالینسکو فقط در
‫اجتماعِ ماه سپتامبر ما حضور داشته

943
01:33:16,040 --> 01:33:23,080
‫کرده‌های او رو محکوم می‌کنم و مسئولیت
‫جلوگیری از تکرارشون رو به عهده می‌گیرم

944
01:33:23,416 --> 01:33:27,792
‫چرا نیومدی سراغ من، معلمت

945
01:33:28,084 --> 01:33:31,084
‫تا بابت کارهات ارشادت کنم؟

946
01:33:32,792 --> 01:33:38,080
‫در اون دو سالی که من معلم کالینسکو بودم

947
01:33:38,292 --> 01:33:43,080
‫به نظرم دانش‌آموزی
‫متوسط، اما خوش‌رفتار می‌اومد

948
01:33:43,460 --> 01:33:45,836
‫دوست دارم از این دانش‌آموز بپرسم:

949
01:33:46,668 --> 01:33:50,796
‫بعد از نوشتن این جملات
‫چه احساسی داشتی؟

950
01:33:51,252 --> 01:33:52,920
‫جواب بده!

951
01:33:56,752 --> 01:33:58,376
‫چه احساسی داشتی؟

952
01:34:01,292 --> 01:34:03,080
احساس آسودگی

953
01:34:04,252 --> 01:34:06,504
‫من یکی که سخت خشمگین ام

954
01:34:06,832 --> 01:34:12,372
‫خواستار آن ام که دانش‌آموز به مقامات محلی
‫سپرده...

955
01:34:13,084 --> 01:34:16,128
‫و طبق مقررات مجازات شود

956
01:34:16,376 --> 01:34:21,044
‫کاستی اخلاق و مدنیت در چنین حد
‫و اندازه‌ای، جای بسی نگرانی دارد!

957
01:34:21,208 --> 01:34:25,372
‫حتی برای دبیران، که وظیفه تعلیم و تربیت رو
‫به عهده دارند

958
01:34:25,624 --> 01:34:28,872
‫حمله‌ای کوردلانه علیه رومانیایی‌ها

959
01:34:29,168 --> 01:34:31,252
‫و منافع‌شان

960
01:34:31,668 --> 01:34:33,544
‫دیگه کی خبر داره؟

961
01:34:33,792 --> 01:34:36,000
‫هم‌دستی با گروه‌های معاند!

962
01:34:36,376 --> 01:34:43,544
‫دیگر بحث بچگی کردن مطرح نیست:
‫او علیه مردم ما توطئه کرده

963
01:34:43,960 --> 01:34:47,712
‫این مایه شرم اتحادیه
‫جوانان کمونیست است

964
01:34:47,960 --> 01:34:55,296
‫و نشان می‌دهد که اتحادیه جوانان
‫کمونیست در القای میهن‌پرستی، دانش اجتماعی

965
01:34:55,960 --> 01:34:59,752
‫و واقعیت‌های سیاسی به
‫دانش آموزان ناکام بوده

966
01:35:00,208 --> 01:35:05,080
‫و همچنین دلسوزی حزب برای مردم رو
‫زیر سوال می‌بره!

967
01:35:06,168 --> 01:35:09,376
‫هشداری برای تمامی کارکنان آموزشی

968
01:35:09,624 --> 01:35:15,916
‫لغزشی در کار نیست، رفقا. او مردم رو
‫آماج حملات خودش قرار داده!

969
01:35:16,124 --> 01:35:18,208
‫و مستحق مجازاتی سخته!

970
01:35:25,668 --> 01:35:32,128
‫یک جنگل کامل در تصاویر دلخراش این شهربازی
‫جمع شده است

971
01:35:39,000 --> 01:35:44,124
‫کسی پرسه می‌زند، شاید شکارچی باشد

972
01:35:47,332 --> 01:35:51,292
‫نسبت به یک شیر تقلبی
‫زیاده گران است

973
01:35:58,540 --> 01:36:01,956
‫چه کسی در برابر چنین دعوتی
‫تاب ایستادگی دارد؟

974
01:36:05,752 --> 01:36:08,712
‫اما در پس پرده چیست؟

975
01:36:10,168 --> 01:36:11,712
‫نگاه کنید و ببینید!

976
01:36:12,500 --> 01:36:15,080
‫به ظاهر روزی دیگر در سیرک

977
01:36:15,876 --> 01:36:19,712
‫اما چه کسی بابت این چرخ گردون
‫پول می‌دهد؟

978
01:36:20,376 --> 01:36:23,376
‫در خصوص صرفه‌جویی انرژی، عده‌ای

979
01:36:24,124 --> 01:36:26,916
‫تصویر نادرستی ارائه داده اند

980
01:36:30,876 --> 01:36:33,836
‫که ما به همین سبب امروز
‫به پارک کُلِنتینا آمده ایم

981
01:36:34,168 --> 01:36:39,004
‫میلیون‌های گُلی که در این‌جا بود

982
01:36:39,332 --> 01:36:43,664
‫به وسیله به اصطلاح «کوشک
‫سرگرمی» نابود شده است

983
01:36:47,252 --> 01:36:50,584
‫آخر این هزارپای مضحک
‫چه چیز سرگرم‌کننده‌ای دارد؟

984
01:36:51,040 --> 01:36:53,040
‫یا این اسب‌های نزار

985
01:36:53,460 --> 01:36:57,168
‫که هیچ مُلکی را نشایند!

986
01:36:59,540 --> 01:37:02,416
‫اما باید در میان این
‫ابداعات جُنبان

987
01:37:03,124 --> 01:37:06,332
‫معتدل بمانیم:

988
01:37:06,708 --> 01:37:09,416
‫همه‌ش هم که تقصیر آن‌ها که نیست

989
01:37:13,040 --> 01:37:16,416
‫چه، برای سرگرم کردن ما نیرویی خواهند یافت

990
01:37:16,916 --> 01:37:20,664
‫ولی ما آن‌طور که باید مراقب داشته‌های
‫خود نیستیم

991
01:37:21,584 --> 01:37:24,128
‫این را از دهان اسب شنیدید!

992
01:37:31,208 --> 01:37:36,664
‫امیدواریم کسانی که به چنین
‫شهربازی‌هایی مجوز می‌دهند

993
01:37:37,040 --> 01:37:39,292
‫سخت‌گیرتر باشند

994
01:37:39,540 --> 01:37:41,748
‫برمی‌گردیم!

995
01:38:12,960 --> 01:38:18,876
‫سرور و خوش‌بینی
‫در جشن‌های مهدکودک

996
01:38:19,292 --> 01:38:23,000
‫در کوی و برزن بخارست بزرگ

997
01:38:26,040 --> 01:38:30,664
‫نوسال‌ترین فرزندان کشور

998
01:38:30,960 --> 01:38:35,128
‫مراتب قدردانی خود را از رفقا
‫نیکلا و النا چائوشسکو به جای آورده اند

999
01:38:35,332 --> 01:38:40,332
‫چه، این دو، شرایطی فوق‌العاده را برای
‫آماده‌سازی حرفه‌ای کودکان سوسیالیست

1000
01:38:41,252 --> 01:38:43,628
‫به ارمغان آورده اند

1001
01:38:48,084 --> 01:38:51,504
‫بابا سرما، تو باز آمدی از راه

1002
01:38:53,124 --> 01:38:57,208
‫بابا سرما، خوش آمدی پیش ما

1003
01:38:57,792 --> 01:39:01,332
‫با اسباب‌بازی و شادی و خنده

1004
01:39:05,084 --> 01:39:06,668
‫بابا سرما!

1005
01:39:08,668 --> 01:39:12,628
‫اومدم با هدیه، پسرها و دخترها

1006
01:39:13,168 --> 01:39:16,004
‫کیفی دارم پُر از قند، پُر از گُل و هدایا

1007
01:39:17,832 --> 01:39:21,792
‫برای بچه‌های خوب، شور و شادی می‌آرم

1008
01:39:22,376 --> 01:39:25,796
‫اما اینو بدونید، از تنبلی بیزار ام

1009
01:39:48,084 --> 01:39:53,420
‫به رفیق چائوشسکو تعهد می‌دهیم،
‫که سخت‌تر از همیشه بکوشیم

1010
01:39:53,960 --> 01:39:57,584
‫و کردار ما نمایانگر عهد ماست

1011
01:39:58,460 --> 01:40:03,712
‫با بهترین آرزوها و
‫تبریک سال نوی باستانی

1012
01:40:04,124 --> 01:40:08,708
‫به رفقا، نیکلا و النا چائوشسکو

1013
01:40:09,460 --> 01:40:11,212
‫سلامت باشید و کامروا!

1014
01:40:19,500 --> 01:40:25,872
‫جشن‌ با حضور
‫نیروهای مسلح طبقه کارگر

1015
01:40:28,208 --> 01:40:31,916
‫نیروهای ارتش، دسته‌ی جوانان

1016
01:40:32,208 --> 01:40:34,956
‫و تنی چند از نفرات دفاع مدنی پی گرفته شد

1017
01:40:35,876 --> 01:40:39,084
‫ناحیه 2 بخارست سال
‫جدید آموزش پاسداران ملی را

1018
01:40:39,960 --> 01:40:43,876
‫در راستای تحقق بیانات
‫رفیق نیکلای چائوشسکو

1019
01:40:45,084 --> 01:40:49,084
‫و رهنمود ایشان در باب
‫آموزش پاسداران ملی

1020
01:40:50,084 --> 01:40:53,584
‫در نوامبر سال گذشته

1021
01:40:54,832 --> 01:40:58,832
‫با ادای سوگند جهت برآوردن
‫اهداف اقتصادی-اجتماعی

1022
01:40:59,208 --> 01:41:01,580
‫و تلاش در جهت تحکیم حاکمیت ملی

1023
01:41:02,460 --> 01:41:07,168
‫جشن گرفته است

1024
01:41:11,752 --> 01:41:14,504
‫رزمندگان،
‫با روح پُر-جنب-و-جوش انقلابی

1025
01:41:14,708 --> 01:41:19,164
‫و نشان ملی بر تن

1026
01:41:20,124 --> 01:41:25,000
‫سوگند یاد کرده اند تا در
‫جهت تحقق برنامه پنج-ساله

1027
01:41:25,332 --> 01:41:29,956
‫که از آن با نام "کیفیت و کارایی"
‫یاد می‌شود، تا پای جان بکوشند

1028
01:41:30,916 --> 01:41:34,872
‫و نتایجی مطلوب را در زمینه
‫رُشد نیروی دفاعی و اقتصادی کشور محبوب‌مان

1029
01:41:35,040 --> 01:41:37,000
‫به ارمغان آورند

1030
01:41:37,292 --> 01:41:43,248
‫کل گروهان همگام با
‫سرود پاسداران ملی رژه می‌روند

1031
01:41:59,084 --> 01:42:00,876
‫«سقراط»

1032
01:42:01,792 --> 01:42:06,040
‫امروز بس زیبایی، خواهر شوکران

1033
01:42:06,960 --> 01:42:10,376
‫می‌رویی پای پنجره ام، بس خود-رو

1034
01:42:11,040 --> 01:42:13,372
‫در چین و شکن کمرگاهت

1035
01:42:13,540 --> 01:42:17,664
‫تمام گیاهان دارویی وحشیانه
‫جشن می‌گیرند

1036
01:42:18,584 --> 01:42:22,420
‫افزون بر این، تو بیش از پیش پرورش یافته ای

1037
01:42:26,084 --> 01:42:29,628
‫خرت و پرت‌های اول مارچ
‫از هر رنگ به چشم می‌خورد:

1038
01:42:31,752 --> 01:42:33,084
‫چمدان

1039
01:42:34,584 --> 01:42:35,876
‫کیک

1040
01:42:38,624 --> 01:42:40,664
‫بلیت بخت‌آزمایی

1041
01:42:41,792 --> 01:42:43,292
‫قاب عینک

1042
01:42:43,960 --> 01:42:45,796
‫فیلتر سیگار

1043
01:42:46,832 --> 01:42:49,416
‫که البته آن‌قدرها هم که باید
‫اسباب خوش‌یمنی نیستند!

1044
01:42:50,252 --> 01:42:54,212
‫اما دست کم چند جلد کتاب جدید هم
‫می‌بینیم

1045
01:42:55,040 --> 01:42:58,124
‫شیرینی‌های میوه‌ای و سبزیجات

1046
01:42:59,168 --> 01:43:02,128
‫یک نمایش فوق‌العاده

1047
01:43:03,540 --> 01:43:09,832
‫جاودانگی نوشیدنی محبوب‌مان، چیکو

1048
01:43:10,960 --> 01:43:14,584
‫نقد ادبی هم داریم

1049
01:43:14,752 --> 01:43:17,460
‫د سانتیس و باختین

1050
01:43:19,500 --> 01:43:26,164
‫در مجموعه گلُبوس، نثر خوبی داریم

1051
01:43:27,832 --> 01:43:32,000
‫در مجموعه رمان‌ قرن بیستم هم به همچنین

1052
01:43:32,332 --> 01:43:34,708
‫مثلا "حکمران اول" به قلم آگوستو روا باستوس

1053
01:43:42,460 --> 01:43:48,004
‫یک کتاب هم درباره دیکتاتورهای
‫آمریکای لاتین، به سبک کارپانتیه

1054
01:43:49,916 --> 01:43:52,792
‫دانش‌آموز کالینسکو پاک دگرگون شده

1055
01:43:52,960 --> 01:43:56,420
‫نمرات و اخلافش بهبود چشم‌گیری یافته

1056
01:43:56,668 --> 01:44:02,960
‫دانش‌آمیز کالینسکو در
‫کلاس 11م نمرات خوبی گرفته

1057
01:44:03,500 --> 01:44:07,208
‫پیش از این، به زور نمره قبولی می‌گرفت

1058
01:44:07,500 --> 01:44:12,500
‫اما حالا 70 تا 90 درصد نمرات را می‌گیرد

1059
01:44:13,792 --> 01:44:18,292
‫دانش‌آموز کالینسکو در فعالیت‌های
‫جوانان کمونیست شرکت می‌کند

1060
01:44:18,584 --> 01:44:23,920
‫و دو مقاله در باب آموزش سیاسی نوشته

1061
01:44:25,040 --> 01:44:29,456
‫دانش‌آموز کالینسکو در فعالیت‌های هنری هم
‫دستی دارد

1062
01:44:29,708 --> 01:44:31,664
‫بسیار کوشاست

1063
01:44:32,084 --> 01:44:36,752
‫و می‌خواهد اقتصاد بخواند

1064
01:44:37,916 --> 01:44:42,540
‫او تحت سرپرسی موقت مادرش است

1065
01:44:42,832 --> 01:44:46,124
‫و برای غیبت از خانه، دلایل
‫موجهی را به مادرش ارائه می‌دهد

1066
01:44:46,460 --> 01:44:49,796
‫دانش‌آموز کالینسکو عقاید
‫خصمانه‌ش را کنار گذاشته

1067
01:44:49,960 --> 01:44:52,920
‫دانش‌آموز کالینسکو از
کرده‌های خویش پشیمان است

1068
01:44:53,168 --> 01:44:56,796
‫و قسم خورده دیگه هرگز
‫دست به قانون‌شکنی نزند

1069
01:45:12,000 --> 01:45:19,208
‫نابود باد خصم ما،
‫به سان جو زیر پا

1070
01:45:20,208 --> 01:45:27,080
‫باشد که هر چه محنت،
‫کم شود با عدالت

1071
01:45:28,500 --> 01:45:35,456
‫بیا برقصیم ای برادر،
‫یکی باشیم چون یار و یاور

1072
01:45:36,376 --> 01:45:43,460
‫یکی باهم بزییم،
‫یکی باهم بمیریم

1073
01:45:44,668 --> 01:45:51,920
‫اندوه شب باشد سخت
‫تنهایی باشد شکست

1074
01:45:52,960 --> 01:45:59,712
‫اگر باهم بمانیم،
‫دشمن را می‌تارانیم

1075
01:46:01,208 --> 01:46:08,164
‫زیرا که ما یکسانیم،
‫ارجمند مردمانیم

1076
01:46:09,416 --> 01:46:16,372
‫چون دو درخت با یک بیخ،
‫چون دو نغمه از یک ساز

1077
01:46:17,460 --> 01:46:24,544
‫یک نام و یک سرنوشت،
‫زندگانی در بهشت

1078
01:46:25,668 --> 01:46:32,252
‫چون دو برادر، یاور
‫فرزندان یک مادر

1079
01:47:03,084 --> 01:47:09,168
‫سنگْ خودْ آهن گشته،
‫رنجیده، کدر، چون مسوار

1080
01:47:09,624 --> 01:47:16,248
‫در باد زوزان، منگ گشته
‫چاه آبِ سرنوشتی هول‌ناک

1081
01:47:18,168 --> 01:47:23,796
‫چاه آبِ سرنوشتی هولناک
‫که تاریخ راهنمای سترگ اوست:

1082
01:47:24,584 --> 01:47:31,504
‫و سر راهنما این‌جاست،
‫افگنده به دست سربازی اهریمنی

1083
01:47:32,292 --> 01:47:38,956
‫افگنده به دست سربازی
‫اهریمنی، از آب خود خون می‌سازد

1084
01:47:39,540 --> 01:47:42,000
‫انواع لوازم آرایشی ما:

1085
01:47:42,252 --> 01:47:44,168
‫کُردیال برای آقایان
‫ (2 خط بعد با این اسامی بازی کلامی شده)

1086
01:47:44,416 --> 01:47:46,040
‫ریپُستا، برای بانوان

1087
01:47:47,208 --> 01:47:53,540
‫از "صمیم قلب" این محوصلات را
‫پیشنهاد می‌کنیم، به امید "پاسخی" مثبت

1088
01:47:56,376 --> 01:48:01,544
‫جوانان بی‌نظیر ما
‫همه‌فن‌حریف اند

1089
01:48:02,416 --> 01:48:06,416
‫و در تمامی زمینه‌ها فعال،
‫و در تمامی کارگاه‌های ساختمانی

1090
01:48:06,960 --> 01:48:11,712
‫در کنار طبقه کارگر حضور دارند

1091
01:48:13,416 --> 01:48:17,040
‫پیش می‌برد ما را

1092
01:48:20,584 --> 01:48:24,504
‫سوی اهداف والا

1093
01:48:27,040 --> 01:48:31,208
‫رئیس جمهور عزیز ما

1094
01:48:35,040 --> 01:48:39,208
‫پیشوای شجاعت در تمام رومانی!

1095
01:48:41,540 --> 01:48:45,040
‫ما به رهبر خود ایمان راسخ داریم

1096
01:48:45,500 --> 01:48:47,664
‫چرا که او را از خود می‌دانیم

1097
01:48:48,460 --> 01:48:52,504
‫او مجارها را نیز
‫به قدر ما دوست دارد

1098
01:48:53,916 --> 01:48:57,248
‫همچین فارغ از هر زبانی

1099
01:48:57,708 --> 01:49:00,956
‫مهر خود را نثار تمام شهروندان رومانی
‫می‌کند

1100
01:49:10,332 --> 01:49:14,208
‫اگر مستندات و شواهدی در کار نبود

1101
01:49:14,708 --> 01:49:17,040
‫کم‌تر کسی باور می‌کرد

1102
01:49:17,960 --> 01:49:21,920
‫که اسلاف ایشان در
‫تپه-کَنده‌ها زندگی می‌کردند

1103
01:49:22,208 --> 01:49:25,792
‫گُرسنه و برهنه

1104
01:49:27,708 --> 01:49:30,416
‫آن‌ها سرنوشت خود را
‫به یکدیگر پیوند زده اند

1105
01:49:30,752 --> 01:49:35,544
‫تا زاد و رودی بی‌کرانه را پیشکش کشور کنند

1106
01:49:35,916 --> 01:49:40,456
‫همچون نقاش خام‌دستی
‫که، متاثر از [مقام] مادری

1107
01:49:40,752 --> 01:49:43,836
‫ابدیت رومانیایی را به تصویر کشیده است

1108
01:49:49,960 --> 01:49:55,252
‫ما با این زوج پیش و پس از تشکیل خانواده
‫دیدار کرده ایم

1109
01:49:56,124 --> 01:49:59,664
‫اولین قدوم آن‌ها در مقام زن و شوهر،
‫در کنار عزیزان

1110
01:50:00,000 --> 01:50:03,000
‫در خیابان تازه‌ساز آزادی برداشته شد

1111
01:50:03,668 --> 01:50:06,712
‫و دیر نیست که فرزندان آن‌ها
‫در این‌جا زندگی کنند

1112
01:50:07,584 --> 01:50:12,212
‫با چی می‌رقصن
‫با چی می‌خندن

1113
01:50:12,752 --> 01:50:17,128
‫حالا با موزیک راک، که جدیده،
‫برق از سر همه پریده

1114
01:50:17,832 --> 01:50:22,792
‫با یک چیز خونگی،
‫شیرین و گیرا

1115
01:50:23,376 --> 01:50:25,420
‫موزیک فُلک جدید!

1116
01:50:28,708 --> 01:50:30,916
‫هُپ، لا، لا، لا

1117
01:51:19,040 --> 01:51:24,040
‫امروز (یک تصویر)

1118
01:51:25,540 --> 01:51:30,292
‫افراد زیادی در سال 1985، در خاکسپاری
‫پسرم شرکت کردند

1119
01:51:30,584 --> 01:51:34,420
‫از قرار معلوم، مامورهای لباس-شخصی
‫زیادی از سکوریتاته حضور داشتند

1120
01:51:34,584 --> 01:51:39,044
‫مردم چو انداخته بودند که
‫سکوریتاته پسرم رو با تشعشات کشته

1121
01:51:39,376 --> 01:51:44,376
‫می‌شنیدم که مردم می‌گفتند:

1122
01:51:46,500 --> 01:51:49,540
‫«به خیالش می‌خواست رژیم رو کله کنه؟»

1123
01:51:49,708 --> 01:51:51,748
‫«این هم آخر و عاقبتش»

1124
01:51:52,084 --> 01:51:55,796
‫اما هیچکس حرف دلش رو نزد

1125
01:51:56,208 --> 01:51:58,372
‫موگور یک قهرمان بود

1126
01:51:58,624 --> 01:52:01,832
‫خودش هم نمی‌دونست چرا همچنان
‫باید بره سکوریتاته و بیاد

1127
01:52:02,040 --> 01:52:04,456
‫هر بار به‌ش قهوه می‌دادن

1128
01:52:04,624 --> 01:52:08,500
‫در هفده سالگی، قهوه نمی‌نوشید

1129
01:52:09,500 --> 01:52:13,080
‫وضع سلامتش خراب بود،
‫رنگ از رخش رفته بود

1130
01:52:13,416 --> 01:52:15,832
‫ازش پرسیدم باهات چه می‌کنند؟

1131
01:52:16,084 --> 01:52:18,752
‫«نمی‌تونم به‌ت بگم، مامان»

1132
01:52:19,124 --> 01:52:21,748
‫هروقت که ازش سوال می‌کردم،
‫برآشفته می‌شد

1133
01:52:22,084 --> 01:52:25,460
‫ای کاش که به‌ش گفته
‫بودم به اون قهوه لب نزنه

1134
01:52:26,708 --> 01:52:30,208
‫قسم می‌خوردم که تشعشعاتی در کار نبود

1135
01:52:30,540 --> 01:52:35,792
‫اگر شما با چنین شیوه‌هایی
‫آشنایید، من نیستم، مرد و مردونه!

1136
01:52:36,540 --> 01:52:37,792
‫همه‌ش خیالاته!

1137
01:52:38,000 --> 01:52:41,000
‫برای چی اومدید خاکسپاری پسرم؟

1138
01:52:42,040 --> 01:52:44,748
‫چه اجباری در کار بود؟

1139
01:52:48,624 --> 01:52:51,708
‫خانم، بیایید با آرامش صحبت کنیم

1140
01:52:52,000 --> 01:52:55,372
‫واقعیاتی در کاره که من می‌تونم
‫بازشون کنم

1141
01:52:55,584 --> 01:52:57,252
‫بفرمایید بنشینید

1142
01:53:00,624 --> 01:53:06,208
‫راستش، ما اتصالاتی رو به [تن] پسرک
‫وصل کردیم

1143
01:53:06,540 --> 01:53:10,500
‫بنا داشتیم صمیمیت انسانی رو آزمایش کنیم

1144
01:53:10,876 --> 01:53:14,168
‫- اومد خونه‌ی من
‫- پدرش همسایه من بود

1145
01:53:14,332 --> 01:53:16,332
‫همسرم تعلیمش می‌داد

1146
01:53:16,500 --> 01:53:19,832
‫شبی که دستگیرش کردند دیدمش

1147
01:53:20,500 --> 01:53:25,208
‫«چه خبر، موگور؟»
‫«سلام، آقا. یک اشتباهی کردم»

1148
01:53:26,332 --> 01:53:28,792
‫«بیا دفتر من، پسرم»

1149
01:53:29,040 --> 01:53:31,500
‫به‌ش قهوه دادم، آخه دیروقت بود

1150
01:53:31,708 --> 01:53:36,208
‫می‌شه گفت که من کمابیش با خاطی دوست بودم

1151
01:53:36,500 --> 01:53:39,500
‫و همچنین با مادرش صمیمی

1152
01:53:39,792 --> 01:53:43,416
‫پدرش در ساختمان ما زندگی می‌کرد

1153
01:53:43,624 --> 01:53:47,000
‫من طبقه 4م بودم، او طبقه 6م

1154
01:53:47,168 --> 01:53:49,336
‫حتی انباری زیر‌زمین‌مون مشترک بود

1155
01:53:50,540 --> 01:53:53,792
‫اما یک بار هم نپرسید که:

1156
01:53:54,084 --> 01:53:57,168
‫«از پسرک من چی می‌دونی؟»

1157
01:53:57,584 --> 01:53:59,836
‫بسیار بسیار عجیبه

1158
01:54:00,540 --> 01:54:05,956
‫خیلی متاثر شدم،
‫می‌تونستم به‌ش اطلاعات بدم

1159
01:54:06,292 --> 01:54:08,500
‫اما هیچوقت نپرسید

1160
01:54:12,460 --> 01:54:15,628
‫در 15 سال از سابقه حرفه‌ایم
‫پیرو قوانین سوسیالیستی بودم

1161
01:54:15,916 --> 01:54:18,748
‫و در 15 سال بعدی، پیرو قانون دموکراتیک

1162
01:54:19,000 --> 01:54:22,832
‫نمی‌دونم کدوم یکی بهتر بود،
‫اما می‌تونم مقایسه کنم

1163
01:54:23,124 --> 01:54:25,456
‫ما با جوانان، تندخویی نمی‌کردیم

1164
01:54:25,624 --> 01:54:30,164
‫من هیچوقت روشون دست بلند نکردم،
‫هیچوقت دادگاهی‌شون نکردم

1165
01:54:30,668 --> 01:54:34,084
‫هیچوقت از کلمه "تجسس" استفاده نمی‌کردیم

1166
01:54:34,708 --> 01:54:38,208
‫چون اگر به گوش رئسا می‌رسید
‫از کوره در می‌رفتند

1167
01:54:38,500 --> 01:54:41,540
‫ما به این کار می‌گفتیم «حفاظت از جوانان»

1168
01:54:42,168 --> 01:54:45,584
‫اصلا تجسسی در کار نبود،
‫فقط دنبال اطلاعات بودیم

1169
01:54:46,292 --> 01:54:50,540
‫اگر می‌خواستیم که کودکی باهامون
‫همکاری بکنه

1170
01:54:51,500 --> 01:54:53,456
‫به چنین اقداماتی نیاز بود:

1171
01:54:53,624 --> 01:54:58,208
‫اول از همه کسب اجازه

1172
01:54:58,500 --> 01:55:02,832
‫- همه‌چیز به کسب اجازه نیاز داره
‫- بعد، پژوهش

1173
01:55:03,208 --> 01:55:08,664
‫دو سه نفری رو که مهارتی داشتند
‫گلچین می‌کردیم

1174
01:55:10,000 --> 01:55:12,832
‫بعدش احضار نزدیکان

1175
01:55:13,168 --> 01:55:16,920
‫چجور بچه‌ایه؟
‫داستان کارآگاهی می‌خونه؟ ماجراجویی؟

1176
01:55:17,168 --> 01:55:20,460
‫تفننی چه می‌کنه؟ فسق و فجور؟
‫مطالعه پیچیده‌ای بود

1177
01:55:21,584 --> 01:55:26,212
‫بعدش با حرف زدن از موضوع معمولی
‫به او نزدیک می‌شید

1178
01:55:27,040 --> 01:55:30,248
‫سوالاتی می‌پرسید و واکنشش رو
‫زیر نظر می‌گیرید

1179
01:55:30,540 --> 01:55:31,956
‫بعد می‌گید

1180
01:55:32,668 --> 01:55:34,460
‫«تو پسر باهوشی هستی»

1181
01:55:34,624 --> 01:55:37,708
‫«شغل من اینه،
‫حالا می‌خوام بدونم...»

1182
01:55:37,916 --> 01:55:39,540
‫«تو هم می‌تونی کمکم کنی؟»

1183
01:55:39,752 --> 01:55:41,960
‫و دانش‌آموز جواب می‌ده:

1184
01:55:42,292 --> 01:55:46,000
«بله، من دوست دارم افسر اطلاعاتی بشم»

1185
01:55:46,292 --> 01:55:50,208
‫«می‌شه برام چند تا مبنع مطالعاتی بیاری؟»

1186
01:55:50,500 --> 01:55:52,708
‫یکی هم ممکنه بگه:

1187
01:55:53,040 --> 01:55:57,500
‫«زیاد تمایلی ندارم، اما
‫بدم نمی‌آد در ارتباط باشیم»

1188
01:55:57,752 --> 01:56:02,252
‫«یادم بده تو زندگی از چی دور بمونم»

1189
01:56:02,960 --> 01:56:06,168
به زور که نمی‌شه
علاقه‌ی بچه‌ها رو جلب کرد

1190
01:56:06,416 --> 01:56:12,000
‫- ما هیچوقت به زور متوسل نمی‌شدیم!
‫- شیوه‌های قهری! محال بود!

1191
01:56:12,252 --> 01:56:17,584
‫ما فقط یک اظهاریه کتبی می‌خواستیم
‫تا روش علامت محرمانه بگذاریم

1192
01:56:17,960 --> 01:56:19,836
‫فقط همین

1193
01:56:20,584 --> 01:56:25,420
‫من بچه-دبیرستانی‌های
زیادی رو جذب دستگاه کردم

1194
01:56:28,500 --> 01:56:33,000
‫چطور دانش‌آموزهایی رو که کالینسکو رو
‫لو دادن ترغیب می‌کردیم؟

1195
01:56:33,584 --> 01:56:36,376
‫یادمه، ناسلامتی کارمه دیگه!

1196
01:56:38,000 --> 01:56:39,916
‫به‌شون می‌گفتیم:

1197
01:56:41,208 --> 01:56:44,292
‫«شنیدی موگور چه کرده؟»

1198
01:56:44,668 --> 01:56:47,960
‫«پسر طفلی به مخمصه افتاده»

1199
01:56:48,168 --> 01:56:51,044
‫«یک سوالی ازت دارم»

1200
01:56:51,500 --> 01:56:53,832
‫«می‌تونی باهاش حرف بزنی؟»

1201
01:56:54,084 --> 01:56:58,044
‫«پشیمونه یا نه؟ وجدان‌درد گرفته؟»

1202
01:56:58,292 --> 01:57:02,708
‫«با خانواده درگیری داره؟»

1203
01:57:05,000 --> 01:57:09,956
‫حتی اگر کتکم بزنید هم اسم
خبرچین‌ها رو یادم نمی‌آد

1204
01:57:10,084 --> 01:57:12,420
‫صحبت از دهه‌ها پیشه!

1205
01:57:13,124 --> 01:57:17,416
‫در حوزه من، یعنی آموزش، بیش
‫از 100 تا بچه‌ی خبرچین داشتیم

1206
01:57:17,584 --> 01:57:19,420
‫شاید 130 تا

1207
01:57:19,624 --> 01:57:22,792
‫اما هیچوقت از اسامی واقعی استفاده نمی‌کردیم

1208
01:57:24,460 --> 01:57:28,044
‫سر اون پرونده کارستون کردیم!

1209
01:57:28,416 --> 01:57:30,916
‫- هیچ آزاری در کار نبود!
‫- البته که نبود!

1210
01:57:31,124 --> 01:57:33,664
‫بنا داشتیم او رو اصلاح کنیم

1211
01:57:34,084 --> 01:57:37,004
‫پرونده در آگوست 1982 بسته شد

1212
01:57:37,168 --> 01:57:40,836
‫چرا که دیگه به عنوان یک خطر عمومی
‫مطرح نبود

1213
01:57:42,916 --> 01:57:45,332
‫پرونده دیگه چی داشت؟

1214
01:57:45,624 --> 01:57:49,916
‫درباره جذب موگور برای همکاری...

1215
01:57:53,624 --> 01:58:00,000
‫خب، در پرونده به همکاری اشاره شده،
‫اما خب، هرگز به جایی نرسید

1216
01:58:01,040 --> 01:58:05,624
‫یک عبارت شعارگونه داشتیم:
‫«اصلاح سوژه»

1217
01:58:05,832 --> 01:58:09,040
‫«و جلب همکاری او»

1218
01:58:10,460 --> 01:58:15,876
‫دعوت از او هم
‫اقدامی متعارف بود

1219
01:58:17,168 --> 01:58:20,044
‫تا نشونش بدیم که هواش رو داریم

1220
01:58:20,460 --> 01:58:24,252
‫که ما آدم‌های بدی نیستیم و نمی‌خواهیم
‫او رو منزوی کنیم

1221
01:58:24,500 --> 01:58:27,956
‫بلکه می‌خواهیم او رو احیا کنیم!

1222
01:58:28,832 --> 01:58:36,000
‫حتی از دبیران خواستیم تا جلسه‌ی مدرسه
‫محرمانه نگه داشته بشه

1223
01:58:36,416 --> 01:58:40,624
‫تا مبادا برای موگور، موگور خدا بیامرز،
‫دردسری درست بشه

1224
01:58:40,916 --> 01:58:42,624
‫دیگه چی؟

1225
01:58:44,708 --> 01:58:47,916
‫6م دسامبر بود، بعد از جلسه مدرسه

1226
01:58:48,168 --> 01:58:49,920
‫ساعت 18:20

1227
01:58:51,168 --> 01:58:54,460
‫یکی از همکلاسی‌های سوژه باهاش تماس گرفت

1228
01:58:54,708 --> 01:59:00,292
‫وقتی به‌ش گفت که بیاد خونه‌ی دان،
‫سوژه گفت که نمی‌تونه

1229
01:59:00,916 --> 01:59:04,000
‫و مادر دان هم دیدارشون رو قدغن کرده

1230
01:59:04,252 --> 01:59:06,796
‫چون که او اسباب دردسر دان شده!

1231
01:59:07,084 --> 01:59:10,336
‫البته که هرچیزی می‌تونه
‫اثر وارونه داشته باشه

1232
01:59:10,708 --> 01:59:16,292
‫اما قصد و نیت ما، مخصوصا خود من،
‫این بود که او رو احیا کنیم

1233
01:59:16,624 --> 01:59:21,624
‫و مطمئن بشیم که به صراط مستقیم می‌ره

1234
01:59:27,916 --> 01:59:31,916
‫چرا مردم این‌قدر از سکوریتاته می‌ترسیدند؟

1235
01:59:32,168 --> 01:59:35,668
‫می‌شه گفت که این مثل یک جنون موروثیه

1236
01:59:36,084 --> 01:59:38,128
‫«حواس‌تون به سکوریتاته باشه!»

1237
01:59:38,500 --> 01:59:42,372
‫یا حساسیت جنون‌آمیزی که به تق‌تق
‫تلفن داشتند

1238
01:59:42,708 --> 01:59:48,164
‫مگه این سکوریتاته منفور...

1239
01:59:48,668 --> 01:59:51,336
‫به تماس تلفنی چند نفر گوش می‌داد؟

1240
01:59:51,584 --> 01:59:53,212
‫کمبریج آنالیتیکا!

1241
01:59:54,376 --> 02:00:00,044
‫البته، اون پرونده شامل 30 صفحه
‫رونوشت از تماس‌های اون‌ها بود

1242
02:00:01,332 --> 02:00:03,832
‫من فقط واسطه بودم

1243
02:00:04,084 --> 02:00:08,796
‫به عنوان افسر آموزش،
‫با خیلی از مسائل کوچک سر و کله می‌زدم

1244
02:00:09,000 --> 02:00:11,332
‫من 29 سال‌م بود

1245
02:00:11,792 --> 02:00:16,332
‫همه‌ش داخل پرونده هست:
‫این‌ها همه کار بالادستی‌های من بود

1246
02:00:16,832 --> 02:00:22,580
‫من فقط و فقط به این خاطر وارد
‫ماجرا شدم که او هنوز دانش‌آموز بود

1247
02:00:31,124 --> 02:00:35,080
‫به جرم سرکوب سیاسی گناهکار شناخته شدم

1248
02:00:35,376 --> 02:00:39,212
‫حکم دادگاه این بود.
‫یک کاغذی به دستم رسید

1249
02:00:39,460 --> 02:00:42,420
‫درباره پرونده کالینسکو بود،
‫سوزوندمش

1250
02:00:42,668 --> 02:00:45,836
‫همه و همه به خاطر این که ‫در رابطه با
پسری که «علیه دولت» اقدام کرده بود

1251
02:00:46,040 --> 02:00:49,248
برنامه راهبردی ارائه داده بودم

1252
02:00:49,584 --> 02:00:53,584
[برگه] زبرتر از اون بود
که بخوام کونم رو باهاش پاک کنم

1253
02:00:54,460 --> 02:00:57,920
به حرف این پیرمرد گوش کنید

1254
02:00:58,292 --> 02:01:03,080
خیلی از کارکنان سکوریتاته در
سرکوب سیاسی نقش داشتند

1255
02:01:03,460 --> 02:01:06,836
‫اما 90 و اندی درصد از اون‌ها
‫وظیفه‌شون رو انجام می‌دادند

1256
02:01:07,084 --> 02:01:09,252
‫این پسر، طفلکی

1257
02:01:09,416 --> 02:01:14,000
‫تحت تاثیر رادیو اروپای
‫آزاد مرتکب جرمی شده بود

1258
02:01:14,416 --> 02:01:19,748
‫و طبق ماده‌ی فلان، مستحق مجازات بود

1259
02:01:20,916 --> 02:01:26,164
‫اگه قبل از سال 64 بود،
‫15 سال حبس می‌گرفت

1260
02:01:26,460 --> 02:01:29,584
‫اما چائوشسکو بیش از اون
‫زندانی‌ سیاسی نمی‌خواست

1261
02:01:29,792 --> 02:01:34,624
‫فقط پیشگیری،
‫تاثیرات اجتماعی، بازپروری

1262
02:01:34,832 --> 02:01:39,580
‫دیگه حرفی از مجازات شدن در میون نبود

1263
02:01:39,832 --> 02:01:44,540
‫موگور هم فقط به میز دیگری منتقل شد،
‫اون هم تو همون کلاس!

1264
02:01:46,792 --> 02:01:53,916
‫سوگند خوردیم که به کشور وفادار بمونیم

1265
02:01:55,460 --> 02:01:58,376
‫«قسم می‌خورم که از موجودیت کشورم
‫محافظت کنم»

1266
02:01:59,500 --> 02:02:02,456
‫سوگند بر موجودیت کشور

1267
02:02:02,792 --> 02:02:07,748
‫و دفاع از آن در برابر جنایاتی که
توسط قانون تعریف شده

1268
02:02:09,040 --> 02:02:11,040
‫خیلی خاص بود

1269
02:02:14,084 --> 02:02:16,876
‫پشیمانی بابت جذب نوجوانان؟

1270
02:02:17,084 --> 02:02:19,504
‫چرا باید پشیمون باشم؟

1271
02:02:20,376 --> 02:02:22,460
‫به همکاران جوانم می‌گم

1272
02:02:22,668 --> 02:02:26,004
‫هرچی نباشه، اطلاعات به وسیله‌ی آدم‌ها
‫به دست می‌آد

1273
02:02:39,960 --> 02:02:41,668
‫یادداشتی مفید:

1274
02:02:41,832 --> 02:02:45,916
‫در 27 نوامبر 1981

1275
02:02:47,540 --> 02:02:51,916
‫دانش‌آموزان موگور کالینسکو و آنخل یوگین

1276
02:02:52,292 --> 02:02:55,664
‫نزد من آمدند و پیچ‌گوشتی می‌خواستند

1277
02:02:55,960 --> 02:03:00,504
‫چیزی را که داشتم به او
‫دادم و از کالینسکو پرسیدم:

1278
02:03:00,832 --> 02:03:04,872
‫«بابت جرائمی که مرتکب شدی، چه حکمی گرفتی؟»

1279
02:03:05,832 --> 02:03:07,832
‫کالینسکو جواب داد:

1280
02:03:08,084 --> 02:03:12,296
‫«از اون‌جایی که اعتراف
‫کردم، نمی‌تونند بلایی سرم بیارند»

1281
02:03:12,584 --> 02:03:15,084
‫«خیانت دوستانم از همه بدتر بود»

1282
02:03:15,332 --> 02:03:18,292
‫«یاد گرفتم دیگه به کسی اعتماد نکنم»

1283
02:03:18,416 --> 02:03:23,872
‫«بین بزدل‌ها، هیچ کاری از آدم ساخته نیست»

1284
02:03:23,872 --> 02:03:33,872
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1285
02:05:15,000 --> 02:05:47,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

