﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:48,792 --> 00:00:52,218
‫تالین، استونی.

3
00:00:54,188 --> 00:00:56,605
‫شب بخیر.

4
00:00:56,758 --> 00:00:59,636
‫خواهرزاده‌م واسه کریسمس یه دوچرخه میخواد.

5
00:01:09,206 --> 00:01:14,371
‫خوشگله، ولی قرمز دوست ندارم.
‫آبی ندارید؟

6
00:01:15,620 --> 00:01:19,576
‫-میخواید سفارش بدم؟
‫-لطفا، میشه بخریم؟

7
00:01:20,175 --> 00:01:22,652
‫هیچی تو زندگی قطعی نیست.

8
00:01:22,812 --> 00:01:24,541
‫هنوز کلی تا کریسمس مونده.

9
00:01:24,798 --> 00:01:27,595
‫ممکنه دوچرخه نصیبت بشه.
‫ممکنه نشه.

10
00:01:29,146 --> 00:01:31,404
‫فکر کنم میشه.

11
00:01:31,736 --> 00:01:33,075
‫به امید خدا.

12
00:01:34,601 --> 00:01:36,469
‫خواهیم دید...

13
00:02:09,935 --> 00:02:15,600
‫«راکبان عدالت»

14
00:02:20,786 --> 00:02:30,192
‫<b>مــترجم: وحــید فرحناکی </b>
‫ ≡ <font color="#ffff00">@Night_walker77</font> ≡

15
00:02:33,060 --> 00:02:39,661
‫کانال اطلاع‌رسانی زیرنویس‌ها:
‫≡ <font color="#ff0000">@Night_sub</font> ≡

16
00:02:44,940 --> 00:02:47,238
‫باباست.

17
00:02:51,564 --> 00:02:53,811
‫سلام عزیزم، همه چی خوبه؟

18
00:02:53,841 --> 00:02:56,399
‫مشکلی نیست.
‫ماتیلدا هنوز نرفته؟

19
00:02:56,559 --> 00:03:00,515
‫نه، دوچرخه‌ش رو توی ایستگاه دزدیدن،
‫واسه همین دارم میرسونمش.

20
00:03:00,664 --> 00:03:02,173
‫ولی ماشین روشن نمیکنه.

21
00:03:02,493 --> 00:03:03,901
‫امان از دست این ماشین.

22
00:03:04,421 --> 00:03:08,507
‫-میخوای بعدا بهت زنگ بزنم؟
‫-نه بابا، به هر حال دیرش میشه.

23
00:03:08,696 --> 00:03:11,204
‫چه‌خبر؟

24
00:03:11,224 --> 00:03:13,522
‫ازم خواستن بمونم.

25
00:03:14,790 --> 00:03:17,408
‫چه مدت؟

26
00:03:18,786 --> 00:03:20,285
‫سه ماه.

27
00:03:36,479 --> 00:03:39,096
‫نمیاد خونه؟

28
00:03:41,594 --> 00:03:45,380
‫نه.

29
00:03:46,239 --> 00:03:51,643
‫دیگه حداقل جلوی اسطبل
‫مثل آفتاب‌گردون به خورشید زل نمیزنه.

30
00:03:55,959 --> 00:04:00,285
‫بیا بریم، پیاده به ایستگاه میریم.
‫گوشی رو بذار کنار.

31
00:04:00,455 --> 00:04:03,701
‫بریم، امروز رو استراحت میکنیم.

32
00:04:07,478 --> 00:04:10,095
‫خب الگوریتم صراحتاً مشخص کرده

33
00:04:10,275 --> 00:04:14,601
‫که کم‌درآمدترین افراد
‫ماشین‌های کیا، فیات و هیوندای دارند.

34
00:04:14,770 --> 00:04:19,346
‫افرادِ با درآمد متوسط
‫مدل‌های بزرگترِ فورد، ولوو دارن.

35
00:04:19,516 --> 00:04:25,220
‫درحالی که افراد پردرآمد به طورمشخص
‫مرسدس، تسلا و آئودی رو انتخاب میکنن.

36
00:04:25,420 --> 00:04:27,827
‫خب چطور این دسته‌بندی رو انجام داده؟
‫خب...

37
00:04:27,847 --> 00:04:29,665
‫- یه لحظه وایسا اُتو.
‫- بله.

38
00:04:30,105 --> 00:04:35,140
‫تو و تیمت چقدر روی
‫این الگوریتم وقت گذاشتید؟

39
00:04:36,629 --> 00:04:38,916
‫وای پسر، گفتن زمان دقیقش سخته یکم.

40
00:04:39,076 --> 00:04:41,663
‫-46 هفته.
‫- ولی بیشتر شبا روش کار می‌کردیم.

41
00:04:41,823 --> 00:04:44,970
‫پس ما یه سال و کلی سرمایه صرف
‫یه الگوریتم کردیم که میتونه

42
00:04:45,130 --> 00:04:47,947
‫تعیین کنه افراد فقیر کیا سوار میشن
‫و ثروتمندا مرسدس؟

43
00:04:48,167 --> 00:04:51,354
‫ولی بخش جالبش اینه که
‫الگوریتم خودش

44
00:04:51,394 --> 00:04:54,680
‫82504 فرد با گواهی‌نامۀ ثبت‌شده
‫و فرم مالیات رو از 46 شهر

45
00:04:55,070 --> 00:04:57,947
‫پیدا و جمع‌آوری کرده
‫تا آمار موثقی رو تولید کنه.

46
00:05:00,145 --> 00:05:03,182
‫حالا این داده‌ها و اطلاعات
‫به درد ما میخوره اُتو؟

47
00:05:03,352 --> 00:05:07,218
‫البته، ولی هدف که این نیست.
‫باید بزرگ‌تر فکر کنید.

48
00:05:07,378 --> 00:05:10,954
‫وقتی ما قدرت محساباتی این الگوریتم
‫رو گسترش بدیم،

49
00:05:11,134 --> 00:05:13,272
‫میتونه حتی قبل از اتفاق افتادن رخ‌دادی
‫اونو پیش بینی کنه.

50
00:05:13,442 --> 00:05:16,668
‫میشه چندتا از این رخدادها رو اسم ببری؟

51
00:05:16,838 --> 00:05:20,784
‫هر واقعه‌ای نتیجۀ مجموعه‌ای
‫از رخ‌دادهای قبلیه.

52
00:05:20,954 --> 00:05:25,779
‫چون اغلب اطلاعات ناموثق داریم
‫اونا رو در دستۀ «اتفاقاتِ تصادفی» قرار میدیم.

53
00:05:25,949 --> 00:05:29,486
‫ولی تصادفی نیستن،
‫موقعی که یک رانندۀ مست توی کولاک تصادف میکنه

54
00:05:29,645 --> 00:05:32,433
‫دیگه بهش نمیگیم «اتفاق»
‫چون دقیقا اطلاعاتی که نیاز داریم رو داریم

55
00:05:32,503 --> 00:05:35,460
‫که به یک نتیجه‌گیری معمولی برسیم،
‫اغلب حتی نتیجه رو اجنتاب‌ناپذیر و واضح میدونیم.

56
00:05:35,480 --> 00:05:40,355
‫ولی تصور کنید چی میشد
‫اگه قبل از وقوع سیل بشه اونو پیش‌بینی کرد

57
00:05:40,784 --> 00:05:43,072
‫«ماکروداکتیلی» چیه؟

58
00:05:44,271 --> 00:05:46,339
‫یعنی کجیِ مادرزاد پا.

59
00:05:46,369 --> 00:05:49,566
‫خاله‌م در شهر هورسنز
‫هر دوپاش این مشکل رو داره.

60
00:05:49,745 --> 00:05:51,803
‫پس الگوریتم شما بررسی کرده که

61
00:05:51,833 --> 00:05:54,461
‫آیا در افراد ارتباطی بین کجی پا و مشکل شنوایی هست؟

62
00:05:54,631 --> 00:05:58,337
‫-اون یکی از موضوعات مورد علاقۀ منه.
‫-لِنارت بذار من بگم.

63
00:05:58,507 --> 00:06:05,789
‫ببینید الگوریتم اطلاعات 41534 بیمار رو
‫از سال 1912 تا 2020 جمع‌آوری کرده.

64
00:06:05,959 --> 00:06:08,996
‫اولین موردی که پیدا کرد خیلی جالب بود...

65
00:06:09,156 --> 00:06:13,691
‫اونوقت ارتباطی بین کجیِ پا
‫و مشکل شنوایی بود؟

66
00:06:13,851 --> 00:06:15,400
‫ارتباط؟

67
00:06:15,420 --> 00:06:18,097
‫نه، ابدا.

68
00:07:22,253 --> 00:07:25,580
‫-خیلی خوب بود
‫- آره واقعا.

69
00:07:25,749 --> 00:07:29,246
‫لطفاً بیاید جای من بشینید
‫جای یه نفر هست.

70
00:07:29,406 --> 00:07:31,743
‫نیازی نیست، راحتم.

71
00:07:31,933 --> 00:07:36,019
‫به‌هرحال میخوام یکم
‫خستگی پام در بره.

72
00:07:39,985 --> 00:07:42,892
‫-ممنونم
‫- خواهش میکنم.

73
00:08:37,837 --> 00:08:39,715
‫مامان؟

74
00:09:10,305 --> 00:09:12,932
‫کارتون خوب بود پسرا.

75
00:09:13,102 --> 00:09:17,548
‫ساعت 5 توی چادر جهتِ
‫توجیه و بررسی هم‌دیگه رو میبینم.

76
00:09:17,548 --> 00:09:27,548
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

77
00:10:50,794 --> 00:10:53,701
‫<i> پلیس در حال بررسی محل حادثه می‌باشد. </i>

78
00:10:53,871 --> 00:10:57,578
‫<i>تمامی فعالیت‌های قطار تا ساعت 6 فردا تعطیل شده‌اند.</i>

79
00:10:57,747 --> 00:11:01,064
‫<i>از اونجایی که تمامی شواهد
‫نشان از حادثه بودن این اتفاق است،</i>

80
00:11:01,094 --> 00:11:04,581
‫<i>پلیس احتمال ترور را تکذیب کرده است.</i>

81
00:11:04,740 --> 00:11:07,028
‫<i> این صانحه ساعت 3:31 دقیقۀ بعدازظهر رخ داده. </i>

82
00:11:07,188 --> 00:11:11,683
‫<i>گویا قسمتی از قطار باربریِ پارک‌شده
‫در مسیر قطار مسافربری بوده.</i>

83
00:11:11,853 --> 00:11:16,848
‫<i>بیشتر سمتِ راستِ سه واگن جلویی
‫آسیب دیده‌است</i>

84
00:11:17,018 --> 00:11:20,515
‫<i>آمار فوتی‌ها اکنون  11 نفر است و
‫تایید شده که</i>

85
00:11:20,674 --> 00:11:25,590
‫خلافکار جان اولریشسن ملقب به عقاب
‫و وکیلش در میان آنها بوده‌اند.

86
00:11:25,739 --> 00:11:30,025
‫ «عقاب» قرار بود که علیه
‫گروه خلاف‌کار سابقش، «راکبانِ عدالت»

87
00:11:30,215 --> 00:11:33,252
‫<i>از جمله رهبر گروه، کورت تاندم اولسن
‫شهادت بدهد.</i>

88
00:11:33,452 --> 00:11:38,946
‫<i>پروندۀ جاری یک پروندۀ معروف
‫مربوط به قتل در خیابان کالُند می‌باشد</i>

89
00:11:39,076 --> 00:11:42,782
‫که در آن 4 مرد ترکیه‌‌ای
‫به قتل رسیدند.

90
00:12:17,118 --> 00:12:19,246
‫میریم خونه الان؟

91
00:12:21,114 --> 00:12:23,122
‫نمیدونم.

92
00:12:23,911 --> 00:12:25,490
‫هنوز نه فکر کنم.

93
00:12:25,659 --> 00:12:29,655
‫افراد حادثه دیده چهار فاز رو سپری می‌کنند،
‫که شما و ماتلیده الان در فاز شوک هستید.

94
00:12:29,675 --> 00:12:32,263
‫-مرحلۀ واکنش...
‫-مایلم همسرم رو ببینم.

95
00:12:32,293 --> 00:12:36,798
‫-اکیداً توصیه دارم این‌کار رو نکنید
‫-میخوام ببینمش.

96
00:12:41,014 --> 00:12:45,679
‫-شما...
‫-کم حرف بزن، میخوام همسرم رو ببینم.

97
00:13:42,539 --> 00:13:47,284
‫من 26 ساله که با احتمالات و
‫اطلاعات آماری سر و کار دارم...

98
00:13:47,454 --> 00:13:53,318
‫و نشانه‌های بسیاری مبنی بر اینکه
‫این حادثه اتفاقی نبوده وجود داره.

99
00:13:54,157 --> 00:13:55,526
‫مثلا؟

100
00:13:55,695 --> 00:14:00,111
‫احتمال مرگ شاهد کلیدیِ
‫پروندۀ قتل یک گروه خلاف‌کار

101
00:14:00,281 --> 00:14:04,896
‫به‌همراه وکیلش توی یک تصادف
‫اونم 13 روز قبل از شهادت در دادگاه...

102
00:14:05,056 --> 00:14:08,433
‫طبق محاسبات من...بذارید ببینم.

103
00:14:08,593 --> 00:14:13,418
‫یک در 234میلیون و 287هزار و 121 هستش.

104
00:14:13,967 --> 00:14:16,385
‫عدد بسیار بزرگی واسه
‫نادیده گرفتنش هست.

105
00:14:16,545 --> 00:14:19,881
‫خیلی ناخوشاینده ولی
‫هیچ چیزی مبنی بر اینکه

106
00:14:20,041 --> 00:14:22,918
‫این حادثه چیزی جز یک اتفاق نبوده
‫وجود نداره.

107
00:14:23,078 --> 00:14:25,665
‫اعداد و ارقام اینو میگن.
‫اعداد هیچ وقت دروغ نمیگن.

108
00:14:25,825 --> 00:14:29,032
‫ولی این موضوع نیازمند اینه که
‫یکی از اعضای «راکبان عدالت» بدونه

109
00:14:29,202 --> 00:14:33,318
‫دقیقا «عقاب» در
‫کدوم واگن و کدوم کابین نشسته.

110
00:14:33,488 --> 00:14:36,694
‫- با عقل جور در نمیاد.
‫- مگه کار شما این نیست که جورش کنید؟

111
00:14:37,094 --> 00:14:40,221
‫من فقط میگم که
‫این عدد قابل توجهی هستش.

112
00:14:41,570 --> 00:14:44,397
‫و بابتش بسیار ممنونیم.
‫بررسیش میکنیم.

113
00:14:44,557 --> 00:14:47,224
‫ممنون که تشریف آوردید.

114
00:14:47,394 --> 00:14:53,348
‫مشکلی که هست اینه که
‫متوجه مردی با ظاهر مشکوک هم شدم

115
00:14:53,508 --> 00:14:58,423
‫که دقیقاً قبل از «تصادف» پیاده شد.

116
00:14:58,593 --> 00:15:02,289
‫خب؟
‫چه مورد مشکوکی درِش مشاهده کردید؟

117
00:15:02,459 --> 00:15:06,415
‫با یه ساندویچ و یه نوشیدنی بزرگ وارد قطار شد

118
00:15:06,585 --> 00:15:09,781
‫ولی نه یه لقمه از ساندویچش رو خورد،
‫نه یه قطره از نوشیدنیش.

119
00:15:09,951 --> 00:15:12,529
‫و یهویی بلند شد...

120
00:15:12,549 --> 00:15:16,485
‫و کل ساندویچ و نوشیدنیش رو
‫انداخت داخل سطل آشغال...

121
00:15:16,654 --> 00:15:19,901
‫و از قطار پیاده شد.

122
00:15:20,071 --> 00:15:22,728
‫صحیح...

123
00:15:22,898 --> 00:15:25,476
‫و اون نوع ساندویچ
‫قیمتش 7 یورو و 37 سنت هستش.

124
00:15:25,645 --> 00:15:27,983
‫تازه اگه ساندویچ مخصوص
‫باشه 8 یورو و 10 سنت

125
00:15:28,003 --> 00:15:31,769
‫و یه نوشیدنی بزرگ
‫هم که میشه 7 یورو.

126
00:15:32,369 --> 00:15:35,995
‫هیچ‌کس یه ساندویچ 14 دلاری
‫و یه نوشیدنی رو همینجوری پرت نمیکنه.

127
00:15:36,175 --> 00:15:39,212
‫- بررسی میکنیم.
‫- بابت کمکتون ممنون آقای هافمن.

128
00:15:39,382 --> 00:15:43,997
‫ماشین خراب میشه.

129
00:15:57,184 --> 00:16:00,181
‫ بابا زنگ میزنه،
‫مسیر طولانی رو میریم

130
00:16:05,186 --> 00:16:07,434
‫<i>به فکرتم.</i>

131
00:16:10,011 --> 00:16:13,378
‫<i>خیلی خوبی.</i>

132
00:16:26,495 --> 00:16:30,451
‫- یکم دیگه میام داخل.
‫- میخوام دیگه برم مدرسه.

133
00:16:31,240 --> 00:16:35,745
‫بهتره نری.
‫اگه میخوای داخل بمون، میریم یکم میدوویم.

134
00:16:35,905 --> 00:16:38,692
‫میخوام برم مدرسه.

135
00:16:40,321 --> 00:16:42,988
‫دیگه نمیدوی؟

136
00:16:43,148 --> 00:16:47,354
‫- نه.
‫- آخرین باری که دویدی کی بود؟

137
00:16:47,524 --> 00:16:49,392
‫یادم نمیاد.

138
00:16:49,582 --> 00:16:54,167
‫پس اونطور که قرارمون بود
‫هفته‌ای سه بار رو نمیدوی.

139
00:16:54,307 --> 00:16:59,092
‫- ماتلیدا، به‌خاطر خودت میگم...
‫- خیلی عوضی هستی.

140
00:16:59,262 --> 00:17:00,411
‫ماتلیدا.

141
00:17:01,360 --> 00:17:04,317
‫خب چرا نمیای برسونمت؟

142
00:17:17,204 --> 00:17:18,972
‫تصادف نبود.

143
00:17:18,992 --> 00:17:22,319
‫یه ترور بود،
‫ولی نمی‌تونم اثباتش کنم.

144
00:17:22,489 --> 00:17:25,995
‫ولی اگه بتونی سرورهای Fitness world رو هک کنی
‫ممکنه کمک کنه.

145
00:17:26,095 --> 00:17:27,883
‫منظورت از Fitness world همون
‫باشگاه‌های زنجیره‌ایه؟

146
00:17:29,092 --> 00:17:33,308
‫- نه پس ساختمون‌سازی رو میگم لنارت.
‫- باهام خوب رفتار کن و گرنه کمک نمیکنم.

147
00:17:33,368 --> 00:17:36,005
‫ببخشید، ولی میتونی این‌کارو کنی؟

148
00:17:36,135 --> 00:17:38,633
‫دیگه مثل آب خوردنه، هر کسی میتونه.

149
00:17:38,662 --> 00:17:41,939
‫بارها سرورهاشون رو هک کردم.

150
00:17:43,647 --> 00:17:46,145
‫چندین بار سرورهاشون رو هک کردی؟

151
00:17:46,205 --> 00:17:50,621
‫- که واسه امنتالر دورۀ رایگان پیلاتیس بگیرم.
‫- مگه  امنتالر پیلاتیس کار میکنه؟

152
00:17:50,750 --> 00:17:55,076
‫خدایا! تو که هیچی از تیمت نمیدونی.

153
00:17:55,246 --> 00:17:59,612
‫امنتالر سه ساله که از درد کمر می‌ناله!

154
00:17:59,781 --> 00:18:01,620
‫چی میخوای توی سرورهاشون پیدا کنی؟

155
00:18:02,539 --> 00:18:03,927
‫عقاب رو.

156
00:18:05,985 --> 00:18:09,232
‫«عقاب» هر روز ورزش میکرده،
‫پس یعنی اصولی انجامش میداده

157
00:18:09,422 --> 00:18:12,958
‫اگه بتونیم ثابت کنیم که هر روز
‫از یه تردمیل استفاده میکرده...

158
00:18:13,098 --> 00:18:15,805
‫پس دلایل کافی واسه باور اینکه
‫توی قطار هم روی صندلی مشخصی می‌نشسته هست

159
00:18:15,975 --> 00:18:19,432
‫و بعد میتونیم بفهمیم کدوم صندلی بوده.

160
00:18:19,592 --> 00:18:22,009
‫-باشه.
‫-مرسی لنارت.

161
00:18:22,179 --> 00:18:26,255
‫به‌هرحال باید کارت کراس‌فیتم رو تمدید کنم.

162
00:18:27,334 --> 00:18:33,168
‫وقتی معجزات اتفاق می‌افتند،
‫اغلب بهشون برچسب الهی بودن میزنیم.

163
00:18:33,328 --> 00:18:37,574
‫هرچند، وقتی صاعقه میزنه،
‫وقتی یک تراژدی اتفاق می‌افته

164
00:18:37,733 --> 00:18:40,371
‫نمیدونیم باید منشأ رو از کجا بدونیم

165
00:18:40,770 --> 00:18:43,677
‫به همین علت ازشون
‫به عنوان «اتفاق و حادثه» یاد می‌کنیم.

166
00:18:44,747 --> 00:18:50,032
‫چرا که چگونه خدایی چنین مهربان
‫میتونه در همچین تراژدی ظالمانه‌ای دخیل باشه...

167
00:18:50,202 --> 00:18:54,907
‫تراژدی‌ای که مادر و همسری عزیز،
‫«اِما» رو از شما گرفته؟

168
00:18:55,047 --> 00:18:59,163
‫ولی اگر همه چیز اتفاقیه،
‫طبیعی‌ترین واکنش این نخواهد بود که

169
00:18:59,203 --> 00:19:01,700
‫هیچی اهمیت نداره؟

170
00:19:02,000 --> 00:19:04,917
‫پس مقصود این همه اندوه،

171
00:19:05,087 --> 00:19:08,703
‫خشم و ترس
‫و تنهاییِ ما چیه؟

172
00:19:31,221 --> 00:19:34,268
‫- چی‌شده عزیزم؟
‫- نمی‌تونم بخوابم.

173
00:19:34,428 --> 00:19:38,594
‫سعی کن چشمات رو ببندی
‫و از 500 تا صفر بشماری.

174
00:19:40,961 --> 00:19:45,257
‫- به نظرت چرا مامان مرد؟
‫- فکر کردن راجع‌بهش هیچ فایده‌ای نداره.

175
00:19:45,417 --> 00:19:48,663
‫-واقعا فکر میکنی اتفاقی بوده؟
‫- آره، بیا ببرمت تو اتاقت.

176
00:19:48,833 --> 00:19:52,580
‫- ولی اگه اتفاق نبوده باشه چی؟
‫- به چه علت دیگه‌ای ممکنه بوده باشه؟

177
00:19:52,749 --> 00:19:54,657
‫نمیدونم.

178
00:19:56,905 --> 00:19:58,783
‫- خدا؟
‫- بس کن.

179
00:19:58,943 --> 00:20:01,860
‫حرفای کشیش رو فراموش کن.
‫خودش نصف مضخرفاتِ خودش رو نمیفهمید.

180
00:20:02,600 --> 00:20:05,816
‫سعی کن چشات رو ببندی و بخوابی عزیزم.

181
00:20:08,144 --> 00:20:10,502
‫پدربزرگ خدا رو باور داشت.

182
00:20:10,881 --> 00:20:12,470
‫آره، ولی خیلی باهوش نبود.

183
00:20:15,387 --> 00:20:19,173
‫ولی وقتی که بچه‌بودی مگه اعتقاد نداشتی؟

184
00:20:19,842 --> 00:20:23,798
‫خب یه زمانی به بابانوئل هم باور داشتم.
‫ولی وقتی بزرگ میشی...

185
00:20:23,968 --> 00:20:28,004
‫باید بتونی واقعیت و تخیل رو
‫از هم تشخیص بدی.

186
00:20:30,202 --> 00:20:35,317
‫کشیش مطمئن بود که خدا
‫علتِ مرگ مامان بوده.

187
00:20:35,497 --> 00:20:37,605
‫- فقط ما متوجهش نیستیم.
‫- لعنتی، حواست هست چی میگی؟

188
00:20:37,635 --> 00:20:40,102
‫مثل دیوونه‌ها حرف میزنی.

189
00:20:41,990 --> 00:20:44,148
‫ببخشید

190
00:20:47,854 --> 00:20:51,521
‫فقط دلم خیلی براش تنگ شده.

191
00:20:53,099 --> 00:20:57,515
‫و فکر اینکه الان تنهاست...
‫آتیش به جونم میکشه.

192
00:21:02,340 --> 00:21:04,797
‫متوجهم.

193
00:21:06,376 --> 00:21:09,333
‫ولی تنها نیست.

194
00:21:09,503 --> 00:21:13,249
‫الان هیچی نیست.
‫دیگه رفته.

195
00:21:17,075 --> 00:21:19,952
‫- خیلی نامردیه.
‫- آره.

196
00:21:24,198 --> 00:21:27,734
‫وقتی آدما می‌میرن.
‫واسه همیشه میرن عزیزکم.

197
00:21:27,904 --> 00:21:33,189
‫و شاید الان دیگه بفهمی که
‫مگر اینکه جوون‌مرگ بشی

198
00:21:33,349 --> 00:21:36,146
‫و گرنه مجبوری کسایی که
‫دوسشون داری رو به خاک بسپاری.

199
00:21:36,306 --> 00:21:39,553
‫و اگه هر بار با این امید واهی
‫خودت رو شکنجه بدی

200
00:21:39,712 --> 00:21:44,378
‫که چیزایی مثل روح و فرشته‌های تو آسمان وجود دارن...
‫دیوونه میشی.

201
00:21:44,548 --> 00:21:46,086
‫خب؟

202
00:21:50,132 --> 00:21:51,880
‫حالا...

203
00:21:54,740 --> 00:21:56,978
‫چشمات رو ببند و بخواب.

204
00:21:57,223 --> 00:21:59,161
‫از 500 تا صفر بشمار،
‫کمک میکنه.

205
00:22:38,837 --> 00:22:41,335
‫-بله؟
‫-مارکوس هنسن؟

206
00:22:43,373 --> 00:22:48,278
‫شب بخیر، اسم من اُتو هافمن‌ـه
‫و ایشون لنارت هستن.

207
00:22:48,448 --> 00:22:52,653
‫من توی همون قطاری بودم
‫که همسر و دخترتون بودن.

208
00:22:55,231 --> 00:22:58,518
‫حال دخترتون خوبه؟

209
00:22:58,687 --> 00:23:01,894
‫-آدرس من رو از کجا پیدا کردی؟
‫-راحت بود.

210
00:23:02,064 --> 00:23:04,891
‫به اُتو گفتم اول تماس بگیره
‫ولی اصرار داشت که ...

211
00:23:05,061 --> 00:23:09,926
‫من دقیقا کنار همسر و دخترتون ایستاده بودم.

212
00:23:11,055 --> 00:23:13,553
‫چی میخوای؟

213
00:23:13,712 --> 00:23:18,208
‫فکر میکنم حق این رو دارید
‫که بدونید این صانحه اتفاقی نبوده.

214
00:23:20,725 --> 00:23:24,472
‫میدونیدخلافکاری به اسم جان اولریشسن،
‫ملقب به عقاب کی هستش؟

215
00:23:28,238 --> 00:23:31,035
‫-میشه...؟
‫-حتما.

216
00:23:31,195 --> 00:23:36,230
‫-من اینا رو بردارم...
‫-عجب انباری

217
00:23:37,529 --> 00:23:41,814
‫به طرز نامتنسابی بزرگتر از
‫ساختمون اصلیه.

218
00:23:41,974 --> 00:23:44,811
‫میدونید چه سالی ساخته شده؟

219
00:23:45,571 --> 00:23:47,708
‫نه، اینا واسه چیه؟

220
00:23:47,818 --> 00:23:50,636
‫اینا گواهی‌های وضعیت دکترِ «عقاب» هستش

221
00:23:50,805 --> 00:23:55,631
‫اینا تاریخچه درمانی، جنایی،
‫اطلاعات حساب بانکی.

222
00:23:55,800 --> 00:23:59,587
‫تاریخچۀ تماس و پیام‌هاش هستن.

223
00:24:00,546 --> 00:24:03,223
‫اینا رو از کجا گیر آوردی؟

224
00:24:03,263 --> 00:24:06,570
‫-لنارت اینا رو گیر آورده.
‫-قانونی نیستن.

225
00:24:06,699 --> 00:24:09,587
‫یا..خب... قانونیه
‫ولی نه خیلی.

226
00:24:09,746 --> 00:24:14,112
‫جریمه‌ش برابر با ساخت انبار چوبی
‫بدون مجوز هستش.

227
00:24:14,282 --> 00:24:15,980
‫چرا صرفا یه اتفاق نبوده؟

228
00:24:16,030 --> 00:24:18,987
‫چون تصاویر دوربین مداربستۀ باشگاه
‫نشون میده که

229
00:24:19,147 --> 00:24:22,284
‫نه تنها اون خیلی به عاداتش مقید بوده
‫بلکه دچار وسواس فکری هم بوده

230
00:24:22,454 --> 00:24:24,811
‫که داروهایی مصرفیش هم اینو تایید میکنن.

231
00:24:24,981 --> 00:24:28,518
‫اون داشته سیتالوپرام و دیازپام مصرف میکردم
‫که برای افراد دارای وسواس فکری تجویز میشن.

232
00:24:28,677 --> 00:24:34,512
‫و سوابق جناییش حاکی از
‫شش حملۀ مخلتف توی قطار رو میده

233
00:24:34,671 --> 00:24:36,719
‫آخرین مورد هم ماه نوامبر امسال بوده

234
00:24:36,879 --> 00:24:39,916
‫که به صورت یه باغبان بازنشته ضربه زده بود.

235
00:24:40,086 --> 00:24:42,963
‫چون صندلیش رو بهش نداده بود.

236
00:24:43,123 --> 00:24:45,710
‫خب ما کلی اطلاعات غیرعادی داریم،

237
00:24:45,730 --> 00:24:50,116
‫میدونیم که «راکبان عدالت» میدونسته
‫که «عقاب» به‌خاطر وسواسی که داشته

238
00:24:50,146 --> 00:24:53,403
‫همیشه توی واگن دوم، ردیف دو میشینه.

239
00:24:53,563 --> 00:24:57,099
‫و همین‌طور این شخص رو داریم.

240
00:24:57,289 --> 00:24:59,077
‫-کیه؟
‫- هنوز نمیدونیم.

241
00:24:59,237 --> 00:25:02,024
‫ولی اون فوراً بعد از اینکه
‫دختر و همسرت سوار شدن پیاده شد

242
00:25:02,084 --> 00:25:04,062
‫اونم درست چند لحظه قبل از برخورد.

243
00:25:05,241 --> 00:25:07,599
‫- ولی مسلماً خیلیای دیگه پیاده شدن.
‫- درسته.

244
00:25:07,768 --> 00:25:11,185
‫ولی این یارو یه ساندویچ کامل
‫و نوشیدنی دست‌نخورده‌ش رو دور انداخت.

245
00:25:11,345 --> 00:25:16,470
‫شب قبلش، همین مرد توی ایستگاه اُسترپورت
‫ساعت 10:14 شب

246
00:25:16,620 --> 00:25:19,427
‫جایی که دسترسی کامل
‫به ریلِ قطار باربری داشته،

247
00:25:19,656 --> 00:25:22,334
‫که بعدا به قطار مسافربری برخورد میکنه.

248
00:25:27,459 --> 00:25:31,914
‫-این چیزا رو به پلیس گفتی؟
‫- نمیتونیم این اطلاعات رو بهشون نشون بدیم.

249
00:25:32,074 --> 00:25:36,360
‫ولی سه بار با پلیس صحبت کردیم،
‫اصلا واسشون مهم نبود.

250
00:25:36,540 --> 00:25:40,126
‫اونا فکر میکنن ما صرفاً
‫دوتا شارلاتانِ باهوش هستیم.

251
00:25:40,586 --> 00:25:44,811
‫این یارو کلید ماجراست.
‫فقط باید بفهمیم کیه.

252
00:25:45,121 --> 00:25:47,219
‫داریم بررسی میکنیم،
‫ولی خیلی راحت نیست.

253
00:25:47,239 --> 00:25:52,394
‫یه‌سری اختلافات قابل‌توجه
‫نسبت به سیستم تشخیص‌چهره‌مون داریم.

254
00:25:52,534 --> 00:25:56,510
‫می‌تونید اون اختلافات رو برطرف کنید
‫و بفهمید این مرد کیه؟

255
00:25:58,428 --> 00:26:01,085
‫باید امنتالر رو بیاریم روی کار.

256
00:26:01,644 --> 00:26:04,062
‫- بهش نیاز داریم
‫- حرفشم نزن.

257
00:26:04,232 --> 00:26:06,330
‫اصطبل خفنی بود ها؟

258
00:26:06,500 --> 00:26:09,627
‫درست مثل همون که خودمون توی هورسنز داشتیم.

259
00:26:09,786 --> 00:26:14,871
‫- مطمئنی میخوای اینجا دنده عقب بری؟
‫- آره بابا کلی جا هست.

260
00:26:27,309 --> 00:26:29,936
‫سنگ رو بپا.

261
00:26:34,262 --> 00:26:38,548
‫مرحلۀ شوک در هر فرد متفاوته،
‫بعضی‌ها نیاز به درمان، ارتباط و صحبت دارن.

262
00:26:38,571 --> 00:26:42,027
‫یه سریا هم فقط دوست دارن تنها باشن،
‫و هر دو مورد کاملا بدون مشکل هستش.

263
00:26:42,910 --> 00:26:47,446
‫ولی پیشنهاد ما به هردوی شما
‫درمانِ شناختی هستش، به صورت فردی یا با هم.

264
00:26:47,507 --> 00:26:51,333
‫ممنونم، اگر لازم شد بهتون میگم.

265
00:26:51,620 --> 00:26:57,444
‫میتونیم جلسات درمانی کودک و بزرگ‌سال رو
‫در منزلتون هم انجام بدیم.

266
00:26:57,614 --> 00:27:00,401
‫- به نظرم فکر خوبی باشه.
‫- نمیخوام.

267
00:27:00,485 --> 00:27:04,021
‫- چرا؟
‫- اغلب خودتون متوجه آسیب‌های...

268
00:27:04,267 --> 00:27:07,683
‫سعی داریم زندگی‌مون به حالت عادی برگرده،
‫واسه همین نمیخوایم دورمون شلوغ باشه.

269
00:27:08,233 --> 00:27:09,292
‫بیا بریم.

270
00:27:23,458 --> 00:27:27,244
‫بازم منم بابا. ماتیلدا، الان یه ربع
‫از وقتی که باید خونه باشی گذشته.

271
00:27:27,414 --> 00:27:31,400
‫پنج دقیقۀ دیگه بهم زنگ بزن
‫وگرنه میام دنبالت.

272
00:27:41,110 --> 00:27:46,435
‫- باستر و گوستاوو رو مخ بودن
‫- اونا قبلا هم باهام حرف نمیزدن...

273
00:27:46,615 --> 00:27:51,400
‫ماتیلدا! ساعت 10ونیمه
‫چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟

274
00:27:52,469 --> 00:27:56,804
‫- ببخشید، رفتیم سینما...
‫- باید بهم میگفتی!

275
00:27:56,964 --> 00:28:02,129
‫- و نباید ساعت 10ونیم بیرون باشی
‫- میتونم، مامان گفت ساعت 11.

276
00:28:02,299 --> 00:28:07,164
‫- برو خونه، برو داخل.
‫- باشه ولی لازم نیست داد بزنی.

277
00:28:08,583 --> 00:28:11,000
‫- نشنیدم، چی گفتی؟
‫- من میرم.

278
00:28:11,160 --> 00:28:16,245
‫ولی ماتیلدا الان به همچین برخوردی
‫نیاز نداره.

279
00:28:17,494 --> 00:28:21,530
‫چه گُهی داری میخوری؟
‫دیوونه‌ای!

280
00:28:40,800 --> 00:28:42,259
‫-عزیزم، درو باز کن
‫-نه

281
00:28:42,569 --> 00:28:43,398
‫باز کن دیگه.

282
00:28:43,418 --> 00:28:48,333
‫چرا نمیزنی بشکنیش خب؟
‫مرتیکه روانی!

283
00:28:50,081 --> 00:28:54,656
‫ماتیلدا، نمیخواستم انقدر محکم بزنمش.

284
00:28:54,826 --> 00:28:57,903
‫نباید میزدمش.

285
00:29:02,009 --> 00:29:04,007
‫کیه؟

286
00:29:07,014 --> 00:29:10,890
‫- دوس‌پسرته؟
‫- الان که زدیش نمیدونم!

287
00:29:11,060 --> 00:29:15,765
‫آره یکم...
‫نمیدونستم دوست‌پسرته.

288
00:29:15,935 --> 00:29:18,802
‫نه، چون هیچ وقت پیشم نبودی.
‫هیچی از من نمیدونی.

289
00:29:18,972 --> 00:29:21,839
‫اصلا منو نمیشناسی.

290
00:29:24,287 --> 00:29:26,335
‫درو باز کن لطفا.

291
00:29:26,864 --> 00:29:29,791
‫دیگه رفتم بخوابم.

292
00:29:31,000 --> 00:29:33,208
‫باشه...

293
00:29:33,378 --> 00:29:35,416
‫خوب بخوابی پس.

294
00:29:36,495 --> 00:29:38,183
‫فردا میبینمت، باشه؟

295
00:29:50,521 --> 00:29:54,097
‫[ از قطار اول جا موندیم.
‫یه آقایی جاش رو به مامان داد ]

296
00:29:54,307 --> 00:29:56,395
‫[ ماشین خراب شد.]

297
00:30:05,136 --> 00:30:09,212
‫[ دوچرخه‌ رو دزدیدن.]

298
00:30:14,497 --> 00:30:16,914
‫-چی میخوای؟
‫- اُتو و لنارت هستیم.

299
00:30:17,074 --> 00:30:19,202
‫دارم میبینم، برو پی کارت.

300
00:30:19,372 --> 00:30:24,277
‫بیخیال امنتالر. بهت نیاز داریم.
‫داریم از یه پروندۀ قتل پرده‌برداری میکنیم.

301
00:30:26,065 --> 00:30:28,563
‫واست پیتزا آوردیم.

302
00:30:45,885 --> 00:30:50,171
‫پیداش کردم.
‫آهارون نهاس شدید،38 ساله.

303
00:30:50,341 --> 00:30:52,499
‫ دستیار دندان پزشکه.

304
00:30:52,838 --> 00:30:56,185
‫نزلت ال‌سمان الکبلی 21

305
00:30:56,205 --> 00:30:59,991
‫نزلت ال‌سمان الحرام
‫قاهره، مصر.

306
00:31:01,120 --> 00:31:02,449
‫-پس اون نیست.
‫- چرا همونه.

307
00:31:02,589 --> 00:31:04,746
‫اون تنها کسی که تو محدودۀ بالای 99.12 درصد
‫با داده‌های بیومتریکش مطابقت داره.

308
00:31:06,505 --> 00:31:09,372
‫لطفا مطابقت‌هات رو محدود به
‫آدرس دانمارکی کن.

309
00:31:09,512 --> 00:31:14,916
‫دارم بهت میگم هیچ خر دیگه‌ای
‫توی دانمارک خراب‌شده باهاش مطابقت نداره.

310
00:31:15,106 --> 00:31:18,353
‫بیشترین درصد تطابقی که با
‫یه فرد توی دانمارک گرفتی چند بوده؟

311
00:31:18,503 --> 00:31:23,787
‫اصلا بررسی نکردم، هیچ کسی
‫توی محدودۀ بالاتر از 99.12 درصد نیست.

312
00:31:23,957 --> 00:31:26,814
‫ولی اگه فرضا

313
00:31:27,174 --> 00:31:30,900
‫محدوده رو به 95 درصد تطابق پایین بیاریم چی؟

314
00:31:30,920 --> 00:31:34,457
‫حتما، ولی منطقی نیست.

315
00:31:34,627 --> 00:31:38,912
‫برای قبولی مرحلۀ انتخابی پرش با نیزۀ المپیک
‫یک‌سری حداقل‌ها رو باید کسب کنی...

316
00:31:39,082 --> 00:31:41,949
‫نمیخوام واسه سومین بار به
‫داستان تخمی المپیکت گوش بدم.

317
00:31:42,119 --> 00:31:45,446
‫منظورت رو میفهمیم،
‫ولی ازت میخوایم که تغییرش بدی

318
00:31:45,616 --> 00:31:49,572
‫که دیگه کسی توی آمریکای جنوبی و
‫آفریقای وامونده پیدا نشه.

319
00:31:49,731 --> 00:31:52,399
‫اصلا دیگه بسه همینجا تمومش میکنیم.

320
00:31:52,569 --> 00:31:55,725
‫من تحمل این مرتیکه تخمی رو ندارم.
‫پیتزات رو ور دار و گم شو بیرون!

321
00:31:55,885 --> 00:31:58,423
‫خوردیش که گامبو.

322
00:31:58,623 --> 00:32:01,070
‫آروم بگیرید...با جفتتونم.

323
00:32:01,310 --> 00:32:04,427
‫امنتالر، گوش کن.

324
00:32:04,597 --> 00:32:10,670
‫هر دو عکسی که ازش گرفته شده
‫از زاویۀ بالا بوده

325
00:32:10,840 --> 00:32:16,165
‫پس خیلی از نمونه‌هایی که پیدا میکنه
‫قابل اطمینان نیست به هر حال، درسته؟

326
00:32:16,335 --> 00:32:19,701
‫باشه، به هر حال واسه مطابقت
‫صد درصدی اطلاعات کافی نداریم.

327
00:32:19,871 --> 00:32:26,075
‫دقیقا.پس میخوایم چیزی رو
‫که توی دانمارک پیدا کردی رو بهمون نشون بدی.

328
00:32:26,245 --> 00:32:30,031
‫باشه، ولی آخه با عقل جور در نمیاد.

329
00:32:35,316 --> 00:32:41,140
‫یکی با درصد تشابه 95.84 پیداشد،
‫میشه ببینیم؟ لطفا؟

330
00:32:51,380 --> 00:32:54,417
‫خودشه.
‫خود ناکسشه.

331
00:32:56,165 --> 00:32:59,332
‫همون بود توی قطار.

332
00:32:59,502 --> 00:33:00,880
‫پله اولسن.

333
00:33:01,979 --> 00:33:03,158
‫اینجا رو ببین.

334
00:33:07,324 --> 00:33:08,952
‫پشمام.

335
00:33:17,354 --> 00:33:20,101
‫صبح بخیر عزیزم.
‫گرسنته؟

336
00:33:20,271 --> 00:33:24,057
‫- تخم‌مرغ و نون چاودار خریدم.
‫- تخم مرغ نمیخورم.

337
00:33:24,227 --> 00:33:27,024
‫نمیشه به جای مخفی کردن
‫قوطی‌های خالیت

338
00:33:27,184 --> 00:33:29,432
‫جاسیگاریت رو خالی کنی؟
‫حال آدمو به هم میزنه.

339
00:33:29,592 --> 00:33:32,758
‫چکار میتونم بکنم
‫که اوضاع دوباره درست بشه؟

340
00:33:32,928 --> 00:33:36,215
‫بهش زنگ بزنم؟
‫با والدینش صحبت کنم وعذرخواهی کنم؟

341
00:33:36,375 --> 00:33:38,563
‫به مامانش گفته که افتاده،
‫چون به انتقام اعتقادی نداره.

342
00:33:38,922 --> 00:33:39,971
‫متاسفم.

343
00:33:40,001 --> 00:33:43,518
‫میتونست ازت شکایت کنه.
‫زیرچشمش رو کبود کردی.

344
00:33:45,076 --> 00:33:47,574
‫اگه اسپاگتی بلونز درست کنم چی؟

345
00:33:47,743 --> 00:33:50,860
‫میتونیم همه اینجا غدا بخوریم.
‫منم باهاش آشنا میشم و درست‌حسابی عذرخواهی میکنم.

346
00:33:51,030 --> 00:33:53,198
‫اسپاگتی بلونز؟
‫فکر کردی سه سالمونه؟

347
00:33:53,368 --> 00:33:56,864
‫خب از بیرون سفارش میدیم،
‫فقط بگو چی میخوای.

348
00:33:57,024 --> 00:34:01,190
‫دست ور دار ماتیلدا،
‫دارم نهایت سعیم رو میکنم.

349
00:34:03,937 --> 00:34:06,395
‫بهش میگم.

350
00:34:16,794 --> 00:34:20,041
‫انباری که میگفتم امنتالر.

351
00:34:29,452 --> 00:34:31,779
‫این امنتالر هستش.

352
00:34:33,488 --> 00:34:36,944
‫فهمیدید کی هستش؟

353
00:34:37,114 --> 00:34:42,609
‫همه مشتاق دیدن انبار هستن
‫چرا نریم اونجا و صحبت کنیم؟

354
00:34:44,147 --> 00:34:46,804
‫اسمش پله اولسن‌ـه،
‫و اینجاست که قضیه جالب میشه.

355
00:34:46,974 --> 00:34:53,138
‫اون یه مهندس آموزش‌دیده
‫و متخصص قطعات قطاره.

356
00:34:53,298 --> 00:34:57,963
‫قبل از صانحه پیاده شده
‫و شب قبلش هم نزدیک ریل قطار بوده؟

357
00:34:58,143 --> 00:35:00,561
‫بهترم میشه،
‫اون برادرِ

358
00:35:00,700 --> 00:35:06,055
‫کورت تاندم اولسن
‫رهبرِ گروه راکبان عدالته.

359
00:35:13,408 --> 00:35:16,485
‫-عقاب میخواست علیه اون شهادت بده.
‫-خفه‌شو، میدونه خودش.

360
00:35:16,585 --> 00:35:18,652
‫هنوز داره هضمش میکنه...

361
00:35:19,981 --> 00:35:23,228
‫پس برادر هستن.

362
00:35:25,895 --> 00:35:28,812
‫همه‌مون متوجهیم که داریم میریم
‫یه خلافکار روانی رو ببینیم دیگه؟

363
00:35:28,972 --> 00:35:31,699
‫برادرش عضو گروه خلاف‌کاراست.

364
00:35:31,899 --> 00:35:34,357
‫خودش مهندس برق و متخصص
‫قطعات قطاره.

365
00:35:34,387 --> 00:35:37,504
‫مواد مخدر، حمله،
‫حمله مسلحانه...

366
00:35:37,673 --> 00:35:41,000
‫دزدی، همدستی در قتل،

367
00:35:41,170 --> 00:35:44,587
‫دزدیِ اسب، مصرف مواد مخدر،
‫استفاده غیرقانونی اسلحه...

368
00:35:44,746 --> 00:35:49,661
‫باشه خب یه مهندس برق متخصص قطار
‫که راه کج رفته.

369
00:35:49,821 --> 00:35:50,960
‫و یه اسب دزدیده.

370
00:35:51,040 --> 00:35:55,675
‫و یه موقعی هم اسب دزدیده،
‫ولی به این معنی نیست که خلاف‌کار باشه.

371
00:35:56,315 --> 00:36:00,990
‫ببینیم وقتی به صانحه اشاره میکنیم
‫واکنشش چیه، بعد میریم پیش پلیس.

372
00:36:23,907 --> 00:36:27,823
‫- برو یه دور بزن، هنوز آماده نیست.
‫- سلام، اسم من مارکوس‌ـه.

373
00:36:28,003 --> 00:36:31,120
‫خب که چی؟ آماده نیست
‫یه چرخ بزن بعد بیا.

374
00:36:31,290 --> 00:36:33,717
‫متوجه نیستی.
‫همسر من توی قطاری بود که تصادف کرد.

375
00:36:33,827 --> 00:36:35,675
‫-همینطور اون
‫- من زنده موندم.

376
00:36:35,695 --> 00:36:38,942
‫- میخوایم بدونیم که آیا توام اونجا بودی...
‫- این دیگه چه مسخره‌بازی‌ایه؟

377
00:36:39,112 --> 00:36:41,989
‫- میخوایم ازت بپرسیم که...
‫- به نظرم باید گورت رو گم کنی از اینجا.

378
00:36:42,149 --> 00:36:45,526
‫- ببین...
‫- ببند بابا!

379
00:36:45,685 --> 00:36:48,932
‫میخوای یه گلوله خالی کنم بین چشات؟
‫گم شو.

380
00:36:49,102 --> 00:36:53,927
‫و این سه دلقک هم با خودت ببر.
‫گفتم گم شو

381
00:37:03,048 --> 00:37:05,506
‫خب دیگه الان مشخص شد.

382
00:37:08,583 --> 00:37:11,789
‫مارکوس، نه، نه.

383
00:37:14,457 --> 00:37:16,285
‫مرتیکه...

384
00:37:42,798 --> 00:37:45,086
‫مُرده؟

385
00:37:47,214 --> 00:37:48,463
‫آره.

386
00:37:49,322 --> 00:37:52,788
‫- باید به پلیس زنگ بزنیم؟
‫- نه، این‌کار رو نمی‌کنیم.

387
00:37:52,958 --> 00:37:57,114
‫- از خودش دفاع کرد.
‫- پلیس بی‌پلیس، بیاید بریم.

388
00:37:57,284 --> 00:38:01,450
‫اگه گزارشش نمیدیم،
‫حداقل باید از شر جسد خلاص شیم.

389
00:38:01,590 --> 00:38:05,835
‫شواهد پزشکی قانونی باعث دستگیری
‫87.4درصد مرتکبین قتل میشه.

390
00:38:06,025 --> 00:38:10,690
‫DNA مارکوس همه‌جاش هست،
‫امنتالر بیا و کمک کن.

391
00:38:10,850 --> 00:38:13,977
‫-یالا، قبل اینکه کسی تو رو ببینه
‫-نمیتونیم با خودمون بیاریمش.

392
00:38:14,147 --> 00:38:18,393
‫این کار به شدت غیرقانونیه
‫نمیخوام جزوش باشم.

393
00:38:19,931 --> 00:38:20,990
‫اشتباه بود

394
00:38:22,808 --> 00:38:25,186
‫نباید اینکارو میکردم.

395
00:38:25,915 --> 00:38:27,983
‫اشتباه کردم.

396
00:38:28,173 --> 00:38:29,622
‫بریم.

397
00:38:29,821 --> 00:38:32,648
‫حقش بود، حقش بود.

398
00:38:34,287 --> 00:38:38,453
‫اگه می‌دونستی آشغالایی مثل این
‫چقدر منو اذیت می‌کردن.

399
00:38:38,623 --> 00:38:40,910
‫دیدی اونقدرا هم جون‌سخت نیستی؟

400
00:38:41,070 --> 00:38:45,276
‫الان سعی کن بهمون زور بگی.
‫آشغال عوضی.

401
00:38:45,446 --> 00:38:50,770
‫الان مثل سگ افتادی مُردی.
‫عوضی از خودراضی.

402
00:38:51,260 --> 00:38:54,676
‫امنتالر، آروم باش.

403
00:38:54,906 --> 00:38:56,934
‫-کسکش.
‫-آروم باش.

404
00:38:57,404 --> 00:38:58,473
‫باشه؟ خوبه.

405
00:38:58,513 --> 00:39:01,759
‫- بریم دیگه.
‫-اون چی میشه؟

406
00:39:01,929 --> 00:39:04,547
‫قرار نیست یه جنازه رو با خودمون ببریم.

407
00:39:04,716 --> 00:39:08,253
‫بذار حداقل یه شوینده با قابلیت
‫ازبین بردن DNA پیدا کنم.

408
00:39:08,423 --> 00:39:12,249
‫فکر خوبیه، یه چیزی که سدیم هیدرکساید
‫یا نیتروژن نیترات داشته باشه.

409
00:39:12,429 --> 00:39:15,675
‫- بنزیل سولفونالید از همه بهتره.
‫- الان نمیخواد شیمی درس بدی.

410
00:39:15,835 --> 00:39:19,701
‫برید توی ماشین منتظر بمونید.
‫خودم یه کاریش میکنم.

411
00:40:02,888 --> 00:40:06,055
‫قبلا آدم کشتی؟

412
00:40:09,811 --> 00:40:14,187
‫این یکی که قطعا شبیه بار اولت نبود.

413
00:40:15,955 --> 00:40:19,072
‫مطمئنم همیشه وقتی
‫آدم کشتی لباس فرم تنت بوده.

414
00:40:19,242 --> 00:40:22,239
‫بیا ساکت باشیم، امنتالر.

415
00:40:22,409 --> 00:40:25,486
‫میدونم چه احساسی داری، مارکوس.

416
00:40:25,685 --> 00:40:30,051
‫ممکنه ربطی نداشته باشه، ولی بچه که بودم،
‫عاشق نواختن شیپور فرانسوی بودم.

417
00:40:31,230 --> 00:40:34,067
‫- چطور اون موضوع رو ربط میدی به...
‫- بذار حرفم تموم بشه!

418
00:40:34,097 --> 00:40:37,094
‫همیشه میپری وسط حرفم!
‫چیزی که میخوام بگم اینه که:

419
00:40:37,264 --> 00:40:41,759
‫با لباس فرم قرمز و کلاه پوست خرس
‫مشکیم تو ارکستر تیوولی شیپور زدم

420
00:40:41,929 --> 00:40:46,185
‫ولی وقتی 17 ساله شدم،
‫دیگه اجازه نداشتی عضو ارکستر باشی.

421
00:40:46,375 --> 00:40:49,202
‫دیگه خودت بودی و خودت.

422
00:40:49,382 --> 00:40:52,289
‫چند بار سعی کردم بزنم، ولی...

423
00:40:52,469 --> 00:40:56,505
‫جوری بود که انگار
‫من و لباس فرم باهمدیگه نواخته بودیم

424
00:40:56,664 --> 00:40:59,332
‫و نمی‌تونستم تنهایی انجامش بدم.

425
00:41:00,621 --> 00:41:04,237
‫شاید بهتر باشه یه‌کم موسیقی گوش کنیم؟

426
00:41:04,407 --> 00:41:06,575
‫همینه.

427
00:41:45,156 --> 00:41:48,692
‫- من تا بالا نمیرم.
‫- اون تاکسی میگیره؟

428
00:41:48,862 --> 00:41:52,149
‫دیگه دنده عقب نمیرم.
‫آخرین بار نزدیک بود به حصار بزنم.

429
00:41:52,319 --> 00:41:54,167
‫برسونش خونه، بچه سوسول.

430
00:41:54,197 --> 00:41:57,973
‫اگه به چیزی بزنم
‫تو هزینه بدنه رو میدی؟

431
00:42:18,043 --> 00:42:22,079
‫- سلام سیریوس اومده.
‫- باشه.

432
00:42:24,117 --> 00:42:28,273
‫سلام، سیریوس. ببخشید.

433
00:42:28,403 --> 00:42:33,687
‫نیازی به عذرخواهی نیست.
‫برای هر دوتون دوران سختیه.

434
00:42:33,857 --> 00:42:37,813
‫آره. خیلی‌خب، خوبه.

435
00:42:40,640 --> 00:42:45,346
‫ارتباط واضحی بین شغلت و اینکه چطور
‫بحران‌های زندگی رو مدیریت میکنی هست.

436
00:42:45,516 --> 00:42:48,802
‫یه مربی یوگا به راه
‫عبور از مشکلاتش با آرامش فکر میکنه.

437
00:42:48,972 --> 00:42:55,546
‫یه ورزشکار یه عامل رقابتی رو
‫در الگوی حل مشکلات به کار میگیره و غیره.

438
00:42:55,715 --> 00:43:00,001
‫و خشونت بخشی از کار
‫و زندگی روزمره‌ی توئه، به هر حال.

439
00:43:00,161 --> 00:43:04,037
‫این بخشی از وجودته، پدر،
‫و احتمالا مدت زیادیه که اینطوریه

440
00:43:04,207 --> 00:43:07,134
‫تبدیل به تنها استراتژی
‫حل مشکلی که بلدی شده.

441
00:43:07,514 --> 00:43:10,341
‫میدونی که سعی داریم چی بگیم؟

442
00:43:10,980 --> 00:43:12,639
‫آره فکر کنم.

443
00:43:14,776 --> 00:43:17,394
‫اگه یه نانوا باشی چی؟

444
00:43:18,692 --> 00:43:22,109
‫یه نانوا مشکلات رو چطور حل میکنه؟

445
00:43:23,058 --> 00:43:26,475
‫معمولا، الگو برای تموم
‫مشاغل به کار گرفته نمیشه.

446
00:43:26,635 --> 00:43:29,881
‫آها، پس از اون الگوهاست.

447
00:43:31,719 --> 00:43:35,885
‫- امروز دیگه چیکار کردین؟
‫- تو باید کمک بگیری، پدر.

448
00:43:37,084 --> 00:43:39,332
‫با کسی حرف زدی؟

449
00:43:39,502 --> 00:43:41,919
‫- حتما.
‫- کی؟

450
00:43:44,457 --> 00:43:47,454
‫تو. حرف میزنیم.

451
00:43:47,614 --> 00:43:50,740
‫منظور سیریوس یه متخصص بود.
‫و اینکه، نه، ما حرف نمیزنیم.

452
00:43:50,910 --> 00:43:52,439
‫خب، فکر کنم حرف میزنیم.

453
00:43:52,519 --> 00:43:56,724
‫مامان من روان‌شناسه و اگه بخوای...

454
00:44:09,222 --> 00:44:11,839
‫تمومش کن، ماتیلدا.

455
00:44:13,178 --> 00:44:17,963
‫- ازم میخوای چیکار کنم؟
‫- تو به کمک احتیاج داری، پدر.

456
00:44:19,462 --> 00:44:24,577
‫لطفا بذار اون روان‌شناسا بیان.
‫برای هر دومون خوبه.

457
00:44:33,238 --> 00:44:38,942
‫نمیتونم این کار رو بکنم، عزیزم.
‫الان نه. نمیتونم درگیرش بشم.

458
00:44:57,044 --> 00:45:00,670
‫امروز، حکم پرونده قتل‌های
‫خیابان کالوند صادر شد.

459
00:45:00,840 --> 00:45:06,125
‫دو نفر از اعضای «راکبان عدالت»
‫به 16 سال زندان محکوم شدن

460
00:45:06,285 --> 00:45:08,882
‫در حالی که رئیسشون،
‫کورت «تاندم» اولسن

461
00:45:08,902 --> 00:45:12,848
‫اینجا به همراه دست راستش، کنت
‫«توربوت» ینسن که از تمام اتهامات تبرئه شد

462
00:45:12,938 --> 00:45:15,396
‫در حال خروج از دادگاه دیده شد.

463
00:45:15,695 --> 00:45:19,192
‫طبیعتاً، ما ناامید هستیم،
‫اما بدون شهادت «عقاب»

464
00:45:19,322 --> 00:45:22,818
‫عملا هیچی نداشتیم.
‫نمی‌تونست بیش از این مایه تاسف باشه.

465
00:45:22,978 --> 00:45:24,976
‫کورت، یه نظر کوچیک میدین؟

466
00:45:25,146 --> 00:45:29,182
‫امروز برای من و برادرانم
‫و در مجموع برای عدالت روز خیلی خوبیه.

467
00:45:29,352 --> 00:45:34,097
‫ولی با توجه به مرگ برادرتون،
‫دلیل خوبی برای جشن گرفتن وجود داره؟

468
00:45:34,597 --> 00:45:40,181
‫اگه برادرم زنده بود ازمون می‌خواست
‫اینکه عدالت برقرار شده رو جشن بگیریم.

469
00:45:40,334 --> 00:45:43,001
‫پس همین کار رو میکنیم.

470
00:45:51,992 --> 00:45:55,658
‫- از همه‌تون ممنونم که اومدین.
‫- چرا اینجاییم؟

471
00:45:55,818 --> 00:46:00,154
‫ازتون میخوام هر چیزی
‫که میتونین راجع‌به «راکبان عدالت» پیدا کنین.

472
00:46:00,314 --> 00:46:03,940
‫چند عضو دارن، چه جرائمی
‫مرتکب شدن یا بهش مظنون هستن

473
00:46:04,110 --> 00:46:07,017
‫اسامی، آدرس‌ها، ارتباطات
‫خانوادگی، کجا وقت میگذرونن و غیره.

474
00:46:07,187 --> 00:46:10,643
‫بدون اینکه کسی بتونه
‫ردش رو بزنه قابل انجام هست؟

475
00:46:18,256 --> 00:46:23,211
‫- میدونیم برای تو خیلی راحته.
‫- برام خیلی راحته.

476
00:46:23,381 --> 00:46:27,127
‫- این اطلاعات رو واسه چی میخوای؟
‫- میخوام انتقام همسرم رو بگیرم.

477
00:46:27,287 --> 00:46:29,455
‫میخوای اونا رو بکشی؟

478
00:46:29,625 --> 00:46:31,073
‫- من پایه‌م!
‫- نه.

479
00:46:31,093 --> 00:46:34,010
‫فقط من رو بهشون
‫نزدیک کنین. بقیه‌ش با خودم.

480
00:46:34,110 --> 00:46:37,886
‫- میخوایم کل کار رو انجام بدیم.
‫- در مورد یه چیز مشابه بحث کردیم.

481
00:46:37,946 --> 00:46:41,273
‫- فکر خیلی خوبیه. میخوام کمک کنم.
‫- منم همین‌طور!

482
00:46:41,443 --> 00:46:44,230
‫راجع‌به قتل حرف نزدیم.

483
00:46:44,340 --> 00:46:48,835
‫نه، ولی تو می‌خواستی حسابشون رو
‫و باهاش کلی عضویت بگیری.

484
00:46:49,065 --> 00:46:51,892
‫بین اون کار و قتل تفاوت زیادی هست.

485
00:46:52,062 --> 00:46:57,147
‫حرف من اینه که ما از انتقام حرف زدیم.
‫اگه کاری که داریم واردش میشیم رو درنظر بگیری

486
00:46:57,307 --> 00:47:01,423
‫مارکوس بیشتر کارهای
‫غیرقانونیش رو انجام میده.

487
00:47:01,593 --> 00:47:06,358
‫اُتو، داریم از یه عده خلافکار حرف میزنیم.
‫مهد کودک که بمب‌گذاری نمیکنیم. ما هستیم.

488
00:47:06,438 --> 00:47:10,474
‫ببین، اطلاعات رو جمع‌آوری میکنیم،
‫ولی کسی رو نمیکشیم.

489
00:47:10,524 --> 00:47:13,451
‫- می‌دونستم!
‫- تو چه رهبر ضعیفی هستی.

490
00:47:13,621 --> 00:47:18,156
‫پس، همین کار رو میکنیم.
‫شما اطلاعات رو بگیرین، بقیه‌ش با من.

491
00:47:19,155 --> 00:47:22,192
‫- اگه لازم بود بهم زنگ بزن، باشه؟
‫- باشه.

492
00:47:24,689 --> 00:47:26,817
‫می‌بینمت.

493
00:47:43,631 --> 00:47:47,047
‫- سلام.
‫- سلام، عزیزم. زود اومدی خونه؟

494
00:47:47,207 --> 00:47:51,253
‫چهارشنبه‌ست، مدرسه ساعت
‫دو تموم میشه. چه خبر شده؟

495
00:47:52,452 --> 00:47:56,947
‫این مرد تو قطار بود.
‫اون و مامان حرف زدن.

496
00:47:59,195 --> 00:48:03,611
‫درسته، اون اُتو هستش.
‫آره، تو قطار بود.

497
00:48:11,732 --> 00:48:15,629
‫- جریان چیه، بابا؟
‫- خب، اون...

498
00:48:19,764 --> 00:48:22,172
‫من بهت میگم.

499
00:48:22,342 --> 00:48:26,008
‫یه رویارویی بین پدرت
‫و اُتو برنامه‌ریزی کردیم.

500
00:48:26,168 --> 00:48:29,505
‫اُتو به خاطر دادن صندلیش
‫به مادرت تو قطار عذاب وجدان داره.

501
00:48:29,664 --> 00:48:32,871
‫- ثابت شده که کار مفیدیه.
‫- خیلی، خیلی مفید.

502
00:48:33,041 --> 00:48:36,707
‫آره، داریم این کار رو میکنیم، ماتیلدا.

503
00:48:38,076 --> 00:48:40,494
‫وای بابا، ممنون.

504
00:48:40,653 --> 00:48:46,198
‫خیلی دلم می‌خواست بذاری بیان.
‫منم میخوام باهاشون حرف بزنم.

505
00:48:46,348 --> 00:48:49,664
‫صحیح... با کی؟

506
00:48:50,132 --> 00:48:52,192
‫با روان‌شناسا دیگه.

507
00:48:52,856 --> 00:48:57,032
‫شما روان‌شناس هستین، درسته؟
‫- قطعا. دقیقا درسته.

508
00:48:57,097 --> 00:49:00,474
‫- روان‌شناس کودک هستین یا بزرگسال؟
‫- بزرگسال.

509
00:49:00,634 --> 00:49:04,839
‫دکتر پروفسور لنارت هورسنز...
‫هورسنزتاون‌فارم.

510
00:49:05,009 --> 00:49:09,714
‫سلام. و همکارم،
‫روان‌شناس کودک اولف امنتالر.

511
00:49:10,294 --> 00:49:13,581
‫اولف اولف امنتالر.
‫روان‌شناس بحران کودک.

512
00:49:13,750 --> 00:49:18,206
‫سلام. من چیزی بین این دو هستم.
‫پیشنهاد میدین چیکار کنم؟

513
00:49:18,366 --> 00:49:22,452
‫از دیدگاه درمان‌شناسی،
‫تو بزرگسال هستی. باید با من حرف بزنی.

514
00:49:22,612 --> 00:49:26,687
‫- شاید بهتر باشه صبر کنی.
‫- نه، ما به همین علت اینجاییم.

515
00:49:26,787 --> 00:49:30,274
‫خوبه که مشکلات اولیه رو
‫فورا برطرف کنی.

516
00:49:30,444 --> 00:49:32,811
‫با من بیا، ماتیلدا.

517
00:49:35,229 --> 00:49:38,146
‫لنارت فوق‌العاده‌ست.

518
00:49:38,316 --> 00:49:41,433
‫اون تو 40 سال تحت درمان بیش‌از
‫25 روان‌شناس مختلف بوده.

519
00:49:41,593 --> 00:49:44,819
‫تقریبا با هر مشکلی آشنایی داره.

520
00:49:50,424 --> 00:49:56,078
‫چند روز پیش، من و سیریوس سگی رو دیدیم
‫که ماشین زیرش کرد. خونریزی و آه و ناله کرد.

521
00:49:56,248 --> 00:49:59,455
‫- حالا تو میترسی که ماشین زیرت بگیره.
‫- نه.

522
00:49:59,625 --> 00:50:04,410
‫موضوع اینه که برای اون سگ
‫ناراحت نشدم. هیچ حسی نداشتم.

523
00:50:05,948 --> 00:50:08,985
‫شاید چون به تازگی مادرت رو از دست دادی.

524
00:50:09,155 --> 00:50:13,111
‫قانع نمیشم که چون مادرم
‫فوت کرده و من عزادارم

525
00:50:13,291 --> 00:50:16,448
‫ظرفیت احساسی ناراحت شدن
‫برای دیگران رو ندارم.

526
00:50:16,528 --> 00:50:17,956
‫من نمی‌خواستم این رو بگم.

527
00:50:18,016 --> 00:50:22,392
‫می‌خواستم چیز کاملا متفاوتی بگم،
‫ولی دیگه مهم نیست.

528
00:50:22,781 --> 00:50:25,029
‫میترسم شبیه بابام باشم.

529
00:50:27,177 --> 00:50:32,092
‫هر روز صبح ناراحتم، به هیچی
‫اهمیت نمیدم. نمیخوام هیچ کاری بکنم.

530
00:50:32,142 --> 00:50:36,238
‫خب، معلومه که شبیه پدرت هستی.
‫تو ژن‌های اون رو داری.

531
00:50:36,378 --> 00:50:38,985
‫و اگه بچه‌دار بشم،
‫اونا هم اون ژن‌ها رو دارن

532
00:50:39,035 --> 00:50:43,581
‫و به هیچ چیز دیگه‌ای اهمیت نمیدن
‫و سرد و خشن میشن.

533
00:50:43,660 --> 00:50:47,117
‫- بااطمینان نمیتونی این رو بگی.
‫- از نظر آماری، اینجور میشن.

534
00:50:47,245 --> 00:50:50,082
‫از نظر آماری، ممکنه تو یه چاه غرق بشی.

535
00:50:50,960 --> 00:50:54,666
‫ولی از اون اتفاق نمیترسی.

536
00:50:55,019 --> 00:50:58,975
‫تنها نکته خوب بعد این همه اتفاق
‫اینه که بعید میدونم بدتر از این رخ بده.

537
00:50:59,145 --> 00:51:01,073
‫آمار اینجوری عمل نمیکنه.

538
00:51:01,093 --> 00:51:04,799
‫اتفاقات وحشتناک زیادی
‫ممکنه تو زندگیت بیفتن.

539
00:51:05,269 --> 00:51:07,247
‫احتمالا هم میفتن.

540
00:51:07,317 --> 00:51:12,002
‫ولی اتفاقات خوبی هم هست.
‫الان باید روی این تمرکز کنیم.

541
00:51:12,172 --> 00:51:18,206
‫اولین باری که یه چیز واقعا
‫وحشتناک دیدی رو یادته؟ مثل تو تلویزیون؟

542
00:51:19,415 --> 00:51:24,170
‫آره. یه بار یه فیلم از آشویتز
‫تو مدرسه دیدم.

543
00:51:24,699 --> 00:51:29,285
‫- تعداد زیادی جسد بودن.
‫- وای، آره.

544
00:51:29,445 --> 00:51:33,031
‫- ناراحتت کرد؟
‫- آره.

545
00:51:33,191 --> 00:51:38,476
‫یا حداقل بیشتر من رو ترسوند.
‫ولی اون موقع اینقدر بزرگ نبودم.

546
00:51:41,103 --> 00:51:44,550
‫یا شاید، میدونی، بزرگ بودم

547
00:51:44,859 --> 00:51:47,507
‫ولی سنم زیاد نبود، منظورم اینه.

548
00:51:49,385 --> 00:51:51,023
‫«مشابهت با پدر
‫ترس از چاق بودن»

549
00:51:51,103 --> 00:51:55,259
‫من بودم زیاد نگران نمیشدم.
‫اگه یه چیز باشه که از هورسنز یاد گرفتم

550
00:51:55,299 --> 00:51:59,335
‫اینه که مردم وقتی با تکرار مواجه میشن
‫تمایل دارن واکنش احساسی نشون ندن.

551
00:51:59,505 --> 00:52:02,082
‫ما برای سومین بار
‫به یه لطیفه تکراری نمی‌خندیم.

552
00:52:02,252 --> 00:52:07,896
‫مثلا، از یه جایی به بعد، دیگه وقتی بارها
‫و بارها و بارها توسط پدر و عموهات

553
00:52:08,698 --> 00:52:12,575
‫بیرون تو یه انبار،

554
00:52:12,794 --> 00:52:15,651
‫بهت تجاوز میشه گریه نمیکنی.

555
00:52:21,725 --> 00:52:27,140
‫منظورم اینه احساسات وقتی که ما
‫تحریک یا  غافل‌گیر میشیم برانگیخته میشه.

556
00:52:27,300 --> 00:52:30,886
‫هر روز هم مرگ و قطع عضو
‫تو یوتیوب و تلویزیون هست

557
00:52:31,046 --> 00:52:33,594
‫که علت اینه که تو چیزی احساس نمیکنی.

558
00:52:33,667 --> 00:52:38,382
‫- واقعا فکر میکنی علتش اینه؟
‫- قطعا. تو از درون نمردی.

559
00:52:40,537 --> 00:52:43,214
‫ولی چاق هستی.

560
00:52:43,591 --> 00:52:47,498
‫- چی؟
‫- یه کالباس چاق کوچولو هستی.

561
00:53:01,146 --> 00:53:04,013
‫اون دانمارکی بلده؟

562
00:53:04,183 --> 00:53:07,170
‫دانمارکی بلدی؟

563
00:53:07,290 --> 00:53:11,755
‫- چی به پلیس گفتی؟
‫- هیچی، من چیزی نمی‌بینم، چیزی نمیشنوم.

564
00:53:11,885 --> 00:53:16,131
‫- مثل یه سیب‌زمینی کوچولو هستم.
‫- این رو می‌بینی؟

565
00:53:16,611 --> 00:53:20,836
‫شاید این حافظه‌ت رو سرجاش بیاره.
‫اسمت رو یادت میاد؟

566
00:53:20,996 --> 00:53:23,604
‫باداشکا لیتویننکو.

567
00:53:24,822 --> 00:53:26,700
‫آره، اینجوری فایده نداره.

568
00:53:26,870 --> 00:53:30,447
‫تو ینس-اُل هستی.
‫راحت‌تر یادمون میمونه.

569
00:53:30,617 --> 00:53:34,403
‫واسه همه راحت‌تره. ممنون.
‫بابت اسم جدید ممونم.

570
00:53:34,573 --> 00:53:36,850
‫خواهش میکنم.

571
00:53:36,880 --> 00:53:40,317
‫اگه یادت نیاد، انگشت‌های
‫تخمیت رو میشکنم.

572
00:53:40,477 --> 00:53:44,852
‫آخرین چیزی که میشنوی
‫اینه که این میگه بنگ!

573
00:53:49,058 --> 00:53:52,674
‫من فقط یه مرد دیدم.

574
00:53:52,844 --> 00:53:56,631
‫لباسای خوبی پوشیده بود،
‫مرد خوشتیپی بود.

575
00:53:56,800 --> 00:54:00,547
‫شبیه اون گیتاریست
‫گروه موسیقی راک کویین بود.

576
00:54:00,706 --> 00:54:04,543
‫ولی بعدش شنیدم
‫که یه اسم رو با صدای بلند میگن.

577
00:54:04,702 --> 00:54:07,370
‫یه اسم. انال-تالر.

578
00:54:10,746 --> 00:54:12,714
‫- انال-تالر؟
‫- نه، نه.

579
00:54:12,734 --> 00:54:15,721
‫انه-تالر. مثل ساندویچ پنیری.

580
00:54:16,071 --> 00:54:17,899
‫چندبار گفتنش.

581
00:54:19,857 --> 00:54:21,136
‫المتانر؟

582
00:54:21,166 --> 00:54:24,393
‫یا... امنتالر.

583
00:54:25,931 --> 00:54:27,020
‫امنتالر.

584
00:54:39,468 --> 00:54:41,536
‫تمومه.

585
00:54:46,880 --> 00:54:49,088
‫- برای سیم‌ها کمک میخوای؟
‫- نه، خودم وصلشون میکنم.

586
00:54:49,188 --> 00:54:52,255
‫از سیم‌ها دور شو! برو عقب!

587
00:54:52,535 --> 00:54:54,613
‫برو کنار.

588
00:54:58,529 --> 00:54:59,618
‫ببخشید.

589
00:55:00,685 --> 00:55:03,701
‫ولی اگه یه چیز بتونه خون من رو
‫به جوش بیاره، نمایشگر بی‌کیفیته.

590
00:55:03,873 --> 00:55:07,819
‫دقت تصویر مضخرف مانیتور لنارت رو ببین.
‫اینجوری چشمام آسیب می‌بینه.

591
00:55:07,979 --> 00:55:12,515
‫هنوزم به سیم‌ها نزدیک هستی،
‫لطفا برو عقب.

592
00:55:12,605 --> 00:55:15,102
‫از سیم‌ها دور شو!

593
00:55:21,795 --> 00:55:26,371
‫خیلی‌خب، یکی دیگه.
‫یه جرعه بزرگ. یکی دیگه.

594
00:55:26,541 --> 00:55:29,078
‫بیشتر هم میتونی.

595
00:55:30,826 --> 00:55:35,701
‫- چیکار داری میکنی؟
‫- سر و ته نوشابه خوردن غیرممکنه!

596
00:55:35,881 --> 00:55:38,738
‫- لنارت، اُتو، با من بیاین.
‫- حین جلسه نه.

597
00:55:38,768 --> 00:55:43,304
‫و حالا بستنی. راحت باش.
‫یه عالمه بستنی بخور.

598
00:55:43,743 --> 00:55:48,289
‫- ماتیلدا، اون آشغال رو نخور.
‫- به حرفش گوش نده. بخور. بخور!

599
00:55:48,319 --> 00:55:51,226
‫- برو بیرون، همین الان.
‫- سر کار که نیستی. دستور نده.

600
00:55:51,396 --> 00:55:54,433
‫- لنارت میدونه داره چیکار میکنه.
‫- اون آشغال رو تف کن بیرون.

601
00:55:54,593 --> 00:55:57,430
‫حالا وقتشه که از خودت دفاع کنی. یالا!

602
00:55:58,728 --> 00:56:01,925
‫بابا...
‫من از چاق بودن نمیترسم.

603
00:56:02,015 --> 00:56:05,641
‫و دیگه نمیخوام سعی کنم مثل یه...
‫سگ سورتمه گرسنه به نظر بیام.

604
00:56:05,741 --> 00:56:08,718
‫فقط چون تو از داشتن
‫یه دختر چاق میترسی.

605
00:56:08,878 --> 00:56:13,574
‫شناخت درمانی کلاسیک. لنازت
‫از مواجهه تدریجی استفاده نمیکنه، مستقیم با ترسش رو به رو میشه

606
00:56:13,743 --> 00:56:18,279
‫ماتیلدا با کابوس‌هاش روبرو میشه.
‫مثل بردن کسی که ترس از ارتفاع داره روی آسمان‌خراش.

607
00:56:18,439 --> 00:56:21,975
‫- با یه پردازنده Core I9کار میکنی؟
‫- آره خب.

608
00:56:23,234 --> 00:56:28,269
‫شاشو! آخه من چطور میتونم یکی رو
‫با چنین پردازندۀ تخمی ردیابی کنم؟

609
00:56:28,439 --> 00:56:32,704
‫یکی همین الان باید بره
‫سرورها و نمایشگرهای من رو بگیره.

610
00:56:32,744 --> 00:56:37,470
‫وگرنه اصلا این کار مسخره رو شروع نمیکنم.
‫کامپیوتر تخمی به درد نخور.

611
00:56:37,689 --> 00:56:42,894
‫من به حرف اون خاله زنک مغرور گوش نمیدم!
‫چطور جرئت میکنی، خوک چاقالو؟!

612
00:56:43,044 --> 00:56:48,249
‫حالا انگار وسایل تو خیلی بهترن!
‫من اون تریلی رو جایی نمیبرم!

613
00:56:48,359 --> 00:56:49,967
‫نمایشگرهای کوفتی!

614
00:56:50,457 --> 00:56:52,335
‫جریان چیه، بابا؟

615
00:56:55,618 --> 00:56:58,095
‫ام‌بی‌تیه، مگه نه؟

616
00:56:59,578 --> 00:57:04,193
‫به موقع بود، سیریوس.
‫دقیقا ام‌بی‌تیه.

617
00:57:05,482 --> 00:57:08,609
‫- ام‌بی‌تی چیه؟
‫- بعدا بهش میرسیم.

618
00:57:08,768 --> 00:57:11,566
‫باید یه سری وسایل
‫بیاریم محل کار امنتالر.

619
00:57:11,586 --> 00:57:14,063
‫- آره.
‫- درمان بر اساس ذهنیت ‌پردازی.

620
00:57:14,223 --> 00:57:17,809
‫نقش بازی میکنی و شبیه سازی میکنی
‫تا یه پاسخ احساسی رو تحریک کنی.

621
00:57:17,969 --> 00:57:22,345
‫- این توضیح مختصری بود...
‫- لنارت!

622
00:57:22,505 --> 00:57:24,503
‫حالا گوش کن...!

623
00:57:29,208 --> 00:57:32,295
‫یه جای کار میلنگه.

624
00:57:35,911 --> 00:57:38,698
‫مشکلی نیست. ببین.

625
00:57:38,868 --> 00:57:44,073
‫پدرت داره ارتباط برقرار میکنه.
‫روشش مهم نیست. نتیجه‌ست که مهمه.

626
00:57:44,233 --> 00:57:47,530
‫داره عجیب‌تر از همیشه رفتار میکنه.

627
00:57:47,689 --> 00:57:51,476
‫دارن با اون کامپیوتر
‫تو انبار چیکار میکنن؟

628
00:57:52,225 --> 00:57:56,271
‫هیچی دیگه بهش نگو
‫و هیچ کاری نکن. مفهومه؟

629
00:57:56,431 --> 00:57:59,058
‫اون از چاق شدن میترسه
‫چون تو دائما بهش گیر میدی.

630
00:57:59,218 --> 00:58:01,965
‫- ما فقط داریم بهش کمک میکنیم.
‫- اون کمک نمیخواد.

631
00:58:02,135 --> 00:58:07,510
‫من بیش از 4000 ساعت درمان داشتم،
‫پس فکر کنم از تو بیشتر در موردش میدونم.

632
00:58:08,339 --> 00:58:11,376
‫حس میکنی اون 4000 ساعت
‫درمان کمکی کرده؟

633
00:58:11,546 --> 00:58:13,564
‫کسی داره این رو میگه
‫که گردن مردم رو میشکنه

634
00:58:13,594 --> 00:58:17,540
‫ولی از یه‌کم کوکا کولا
‫و بستنی رنگی میترسه.

635
00:58:17,699 --> 00:58:21,995
‫تو کمک میخوای، مارکوس.
‫و این اصلا خجالت‌آور نیست.

636
00:58:22,155 --> 00:58:26,241
‫چیزی که الان مهمه اینه که
‫تو هم روی خودت کار کنی.

637
00:58:26,401 --> 00:58:29,438
‫- چرا اون نمیتونه به خدا ایمان داشته باشه؟
‫- بس کن.

638
00:58:29,458 --> 00:58:32,185
‫اون میخواد از این قضایا سر در بیاره.
‫دلش برای مادرش تنگ شده.

639
00:58:32,205 --> 00:58:36,391
‫- گفتم بس کن.
‫- شاید، ولی اینجوری نمیشه.

640
00:58:36,730 --> 00:58:42,035
‫وقتی با درمان پویا موافقت میکنی،
‫نمیتونی هر موقع دردناک شد قطعش کنی.

641
00:58:42,075 --> 00:58:46,900
‫اگه همین الان بس نکنی
‫اینقدر کتکت میزنم یا بمیری.

642
00:58:49,298 --> 00:58:51,466
‫دیگه یک کلمه هم نگو.

643
00:58:54,832 --> 00:58:57,160
‫نه، بذار یه چیز...

644
00:59:19,098 --> 00:59:22,385
‫- نه! ببخشید.
‫- چیکار داری میکنی؟

645
00:59:22,555 --> 00:59:27,090
‫- نه، نه، نه!
‫- هی، اون کار رو نکن.

646
00:59:27,250 --> 00:59:29,298
‫- لطفا نکن.
‫- بس کن!

647
00:59:29,468 --> 00:59:33,294
‫خوب رفتار میکنم، قول میدم.
‫نه، نه، نه!

648
00:59:33,464 --> 00:59:36,710
‫این کار رو نکن. نه.

649
00:59:36,870 --> 00:59:39,228
‫ببخشید! ببخشید!

650
00:59:41,636 --> 00:59:44,603
‫پناه برخدا.

651
01:00:33,274 --> 01:00:36,301
‫- من...
‫- مجبور نیستیم در موردش حرف بزنیم.

652
01:00:41,146 --> 01:00:45,602
‫- من اهل هورسنز نیستم.
‫- حرف نزن. نمیخوام بشنوم.

653
01:00:47,799 --> 01:00:50,387
‫همیشه در موردش دروغ گفتم.

654
01:00:57,210 --> 01:00:59,128
‫من اهل راندرزم.

655
01:01:14,942 --> 01:01:17,570
‫خودشونن؟

656
01:01:17,729 --> 01:01:20,856
‫بذار ببینم... ممکنه این یکی باشه.

657
01:01:23,394 --> 01:01:28,009
‫- بهشون نگاه کن. اونا هستن؟
‫- آره، اون خودشه.

658
01:01:31,506 --> 01:01:32,884
‫بخواب رو زمین!

659
01:02:37,899 --> 01:02:41,026
‫نه! نکشش!

660
01:02:43,893 --> 01:02:45,931
‫نکشش.

661
01:02:46,101 --> 01:02:48,169
‫اون ما رو دیده.

662
01:02:48,768 --> 01:02:50,637
‫با خودمون میبریمش.

663
01:03:24,982 --> 01:03:29,528
‫- میخواین من رو بکشین؟
‫- هیچ‌کس قرار نیست کسی رو بکشه.

664
01:03:30,447 --> 01:03:36,181
‫- آروم باش. اسمت چیه؟
‫- باداشکا لیتویننکو.

665
01:03:36,341 --> 01:03:41,626
‫خیلیا ینس-اُل صدام میکنن
‫و تو هم میتونی، هر چندبار خواستی.

666
01:03:41,795 --> 01:03:46,750
‫نه، چرا باید این کار رو بکنیم؟
‫همونی که... خودت اول گفتی صدات میکنیم.

667
01:03:46,840 --> 01:03:49,298
‫تلفن همراه داری؟

668
01:03:58,519 --> 01:04:01,276
‫اگه میدونن من کی هستم،
‫پس نمیتونم برگردم خونه.

669
01:04:01,406 --> 01:04:04,153
‫فعلا باید اینجا بمونی.

670
01:04:04,313 --> 01:04:08,678
‫- بهتر نیست همه‌مون امشب اینجا بمونیم؟
‫- چرا.

671
01:04:09,438 --> 01:04:13,643
‫باید چندتا اسلحه هم گیر بیاریم
‫تا بتونیم از خودمون دفاع کنیم.

672
01:04:13,803 --> 01:04:16,591
‫- میتونی با ابزار لنارت کار رو انجام بدی؟
‫- آره.

673
01:04:16,621 --> 01:04:19,927
‫ولی با اون نمایشگرها لذت‌بخش نیست.

674
01:04:19,980 --> 01:04:23,157
‫اینکه الان اسلحه بهمون ندی
‫و یادمون ندی چطور تیراندازی کنیم دیوونگیه.

675
01:04:23,334 --> 01:04:25,132
‫اسلحه بی‌اسلحه!

676
01:04:25,292 --> 01:04:28,788
‫پس من الان باید چشمام رو
‫تو یه انبار یخ زده‌ تخمی

677
01:04:28,968 --> 01:04:32,215
‫برای پیدا کردن حجم عظیمی
‫از اطلاعات با یه کامپیوتر ضعیف مسخره داغون کنم.

678
01:04:32,375 --> 01:04:37,270
‫اگه نتونم سهم خودم از انتقام رو بگیرم،
‫مطمئن نیستم بخوام جزوی از این داستان باشم.

679
01:04:37,857 --> 01:04:41,004
‫فکر و ذکرم شده انتقام.

680
01:04:42,315 --> 01:04:47,400
‫اگه همین الان و اینجا آموزش کار با اسلحه
‫نبینم دست به سیاه و سفید نمیزنم.

681
01:04:47,560 --> 01:04:52,764
‫باشه...تجهیزات رو راه بنداز،
‫بعدش بهت یاد میدم.

682
01:04:52,934 --> 01:04:57,010
‫هر چیزی که میتونی علیه
‫اعضای باند پیدا کن، و روی کورت تمرکز کن.

683
01:04:57,180 --> 01:05:01,136
‫باشه. بیا برای شروع
‫به چندتا پرنده شلیک کنیم.

684
01:05:01,296 --> 01:05:05,164
‫یا یه روباه. نمیشه هر کدوم‌مون
‫فقط به یه روباه شلیک کنیم و تموم؟

685
01:05:05,616 --> 01:05:09,370
‫- چرا. برین سر کار.
‫- بوداسکا چی میشه؟

686
01:05:22,405 --> 01:05:27,570
‫مامانم به خدمتکار بیشتر پول داده
‫چون فکر میکرد حقوقش خیلی کمه.

687
01:05:27,729 --> 01:05:30,766
‫ولی به این بستگی داره
‫که باداشکا چقدر اینجا کار کنه.

688
01:05:30,936 --> 01:05:34,722
‫اندازۀ معمولش دیگه.
‫37 ساعت، درسته، مارکوس؟

689
01:05:34,862 --> 01:05:37,979
‫30 ساعت در هفته
‫بیشترین مقدار کاره.

690
01:05:38,477 --> 01:05:40,639
‫37 ساعت برای من خیلی خوبه.

691
01:05:40,704 --> 01:05:42,862
‫جای قبلی چقدر کار میکردی؟

692
01:05:42,932 --> 01:05:47,667
‫- فرق داشت. 12-10 ساعت در روز.
‫- مردم چقدر دیوث شدن.

693
01:05:49,196 --> 01:05:52,483
‫- حالا چقدر بهت پول میدادن؟
‫- خب...

694
01:05:52,642 --> 01:06:00,005
‫حدود 12 هزار یورو در ماه میگرفتم
‫ولی فقط 250 تاش رو نگه می‌داشتم.

695
01:06:00,145 --> 01:06:05,100
‫ما میگیم 30 ساعت، و اگه در نهایت
‫بیشتر بشه، اضافه کار میدیم.

696
01:06:05,929 --> 01:06:09,086
‫- نمیمونی بابا؟
‫- بذار بره ماتیلدا.

697
01:06:09,256 --> 01:06:13,002
‫مهمه که اون بتونه کنار بکشه.

698
01:06:14,920 --> 01:06:18,167
‫- شطرنج باری میکنی ماتیلدا؟
‫- نه.

699
01:06:22,113 --> 01:06:26,489
‫ولی میتونیم ستاره آفریقا بازی کنیم.
‫ما زیاد بازیش کردیم.

700
01:06:26,559 --> 01:06:30,005
‫من همکاری داشتم
‫که بهش ستاره آفریقا میگفتن.

701
01:06:33,232 --> 01:06:37,308
‫یه مشتری همیشگی شب کریسمس خفه‌ش کرد.

702
01:07:08,656 --> 01:07:11,154
‫- لنارت؟
‫- بله.

703
01:07:12,273 --> 01:07:16,978
‫میخوای قبل از اینکه بخوابی
‫کون من بذاری؟ تا بتونی خوب بخوابی؟

704
01:07:19,146 --> 01:07:21,434
‫نه.

705
01:07:21,454 --> 01:07:23,352
‫نه، مرسی.

706
01:07:23,512 --> 01:07:26,599
‫فردا روز طولانی در پیش داریم.

707
01:07:26,619 --> 01:07:28,796
‫مرسی، ولی نه ممنون.

708
01:07:28,966 --> 01:07:32,862
‫- باشه. شب بخیر.

709
01:07:32,892 --> 01:07:35,040
‫- شب بخیر.

710
01:07:40,415 --> 01:07:42,133
‫لنارت؟

711
01:07:42,163 --> 01:07:44,990
‫مرسی که من رو نجات دادی.

712
01:07:45,520 --> 01:07:47,977
‫و مرسی که کونم نذاشتی.

713
01:07:49,526 --> 01:07:53,771
‫خواهش میکنم.
‫خوب بخوابی، رفیق.

714
01:08:07,058 --> 01:08:09,306
‫- شب بخیر، امنتالر.
‫- شب بخیر، اُتو.

715
01:08:39,226 --> 01:08:41,474
‫سلام. بابام کجاست؟

716
01:08:41,643 --> 01:08:43,622
‫رفته جلسۀ درمانی صبح‌گاهی.

717
01:08:43,681 --> 01:08:46,239
‫- تو انبار؟
‫- آره.

718
01:08:46,948 --> 01:08:50,305
‫خب، بهش بگو سلام رسوندم
‫و روز خوبی داشته باشه.

719
01:08:51,643 --> 01:08:54,301
‫یه دکمه‌ت اینجا گم شده.

720
01:08:55,490 --> 01:08:57,987
‫امشب میدوزمش.

721
01:09:00,305 --> 01:09:02,053
‫صبر کن.

722
01:09:11,074 --> 01:09:15,450
‫بیا.
‫تو خیلی، خیلی خوشگلی.

723
01:09:16,648 --> 01:09:19,865
‫- ناهار یادت نره.
‫- مرسی.

724
01:09:19,945 --> 01:09:23,172
‫- مدرسه خوش‌بگذره.
‫- مرسی، خداحافظ.

725
01:09:23,482 --> 01:09:26,259
‫کورت «تاندم» اولسن.
‫محکوم به مرگ.

726
01:09:26,419 --> 01:09:28,806
‫کنت «توربوت» ینسن.
‫محکوم به مرگ.

727
01:09:28,976 --> 01:09:30,864
‫نوآ «مانکی» فراندسن.
‫محکوم به مرگ.

728
01:09:31,014 --> 01:09:35,250
‫اگه فقط اسمشون رو بگی
‫نه محکوم به مرگ اسون‌تر نیست؟

729
01:09:37,418 --> 01:09:40,335
‫آنکر تریر، تیم «تراشر» پترسن
‫و ویتوس «پورکی» کلاسن کارشون تمومه.

730
01:09:40,405 --> 01:09:42,023
‫همگی اونا بچه دارن.

731
01:09:42,043 --> 01:09:44,660
‫زیاده‌روی نمیکنیم؟
‫اینجوری 22 قتل میشه.

732
01:09:44,740 --> 01:09:50,844
‫اونا سعی کردن ما رو بکشن.
‫ میدونن ما کی هستیم و تا نکشیمشون تموم نمیشه.

733
01:09:50,974 --> 01:09:54,111
‫پس همون‌طوری که توافق کردیم انجامش میدیم.

734
01:09:54,880 --> 01:09:59,985
‫لحظه‌ای که بفهمن بهشون حمله شده،
‫رسیدن به کورت سخت‌تر میشه.

735
01:10:00,145 --> 01:10:04,311
‫الانم سخته. اون هیچ‌وقت تنها نیست.
‫همیشه 10 نفر کنارشه.

736
01:10:04,471 --> 01:10:08,047
‫اینکه یکیشون رو بکشیم و کاری کنیم
‫که مثل یه اتفاق به نظر بیاد

737
01:10:08,227 --> 01:10:10,884
‫بعدش هم تو خاک‌سپاری
‫به بقیه‌شون ضربه بزنیم چطوره؟

738
01:10:11,054 --> 01:10:14,221
‫توی مراسم خاک‌سپاری زن
‫و بچه هست. نمیتونیم این کار رو بکنیم.

739
01:10:14,381 --> 01:10:17,218
‫- محل انجمن‌شون چی؟
‫- لنارت.

740
01:10:17,378 --> 01:10:19,176
‫برو کنار!

741
01:10:19,336 --> 01:10:23,172
‫گرچه کیفیت
‫این نمایشگرها واقعا بده

742
01:10:23,332 --> 01:10:26,958
‫میشه فهمید که
‫محل انجمن چقدر تحت مراقبت دائمی

743
01:10:27,118 --> 01:10:30,914
‫توسط پلیس و اطلاعات دانمارکیه.
‫این کار غیرممکنه.

744
01:10:31,074 --> 01:10:36,029
‫ولی همیشه میدونم کجا هستن
‫و گوشی‌ها و ایمیل‌هاشون رو ردیابی میکنم.

745
01:10:36,209 --> 01:10:42,383
‫منتظر یه فرصت واسه گرفتن کورت
‫در حالی که 6-5 نفر دورش باشن میمونیم.

746
01:10:42,533 --> 01:10:44,990
‫اگه بیشتر از این بود،
‫ما میتونیم کمک کنیم.

747
01:10:45,150 --> 01:10:50,644
‫به خصوص بعد از آموزش تیر‌اندازی
‫جامعی که قرار شد داشته باشیم.

748
01:10:50,804 --> 01:10:53,552
‫M10 یه مدل قدیمیه.

749
01:10:53,721 --> 01:10:57,298
‫از پوشش پایینی، ضربه‌گیر، فنر

750
01:10:57,468 --> 01:11:03,212
‫پوشش بالایی و لوله، چشمی،
‫گلنگدن، سوزن گلنگدن،

751
01:11:03,392 --> 01:11:10,265
‫دسته شارژ و خشاب ساخته شده.
‫با گذاشتن ضربه‌گیر تو فنر شروع کنید.

752
01:11:10,415 --> 01:11:13,741
‫- نمیتونم بذارمش داخلش.
‫- برای تو آسون نیست.

753
01:11:13,911 --> 01:11:16,589
‫فنر رو بذار تو پوشش پایینی.

754
01:11:16,718 --> 01:11:17,707
‫تمومه!

755
01:11:20,215 --> 01:11:22,273
‫سربازی رفتی؟

756
01:11:22,443 --> 01:11:26,479
‫نرفتم. بهم نگاه کن.

757
01:11:26,648 --> 01:11:29,855
‫- چطور اینقدر سریع انجامش دادی؟
‫- خب، اجزای کمی داره.

758
01:11:30,015 --> 01:11:33,352
‫- یه جورایی واضح بود.
‫- خیلی عجیبه.

759
01:11:34,301 --> 01:11:36,848
‫میتونی دوباره انجامش بدی؟

760
01:11:45,130 --> 01:11:47,767
‫مثل بستن قطعات کامپیوتر میمونه.

761
01:11:47,837 --> 01:11:49,865
‫تموم شد! نفر دوم.

762
01:11:54,990 --> 01:11:59,616
‫درک نمیکنم. ما دقیقا کی
‫احتیاج به سر هم کردن تفنگ پیدا میکنیم؟

763
01:11:59,775 --> 01:12:03,292
‫ممکنه جونمون به این کار بستگی
‫داشته باشه. ولی واقعا خوبه.

764
01:12:03,442 --> 01:12:04,920
‫بهش چی میگن؟

765
01:12:05,440 --> 01:12:07,937
‫بهش میگن گاییدمت، امنتالر.

766
01:12:08,107 --> 01:12:12,183
‫اگه می‌خواستم وسیله سر هم‌ کنم،
‫میرفتم شرکت آیکیا.

767
01:12:27,339 --> 01:12:31,834
‫منبع اطلاعات پلیس من میگه تلفن
‫اون کونیِ اوکراینی تو خروجی 51 پیدا شده.

768
01:12:31,994 --> 01:12:35,660
‫باید فقط انرژی‌مون رو
‫روی خروجی 51 متمرکز کنیم.

769
01:12:35,890 --> 01:12:40,196
‫- متمرکز؟
‫- اوکراینی رو پیدا کنیم اونا رو پیدا کردیم.

770
01:12:41,984 --> 01:12:45,900
‫اولف امنتالر دوتا رفیق داره.

771
01:12:47,868 --> 01:12:51,025
‫دو هفته پیش
‫همه‌شون اخراج شدن.

772
01:12:51,175 --> 01:12:56,879
‫لنارت گرنر نیلسن
‫و این یارو، اُتو هافمن.

773
01:12:57,289 --> 01:13:00,196
‫اُتو هافمن یه دستش مصنوعیه.

774
01:13:02,514 --> 01:13:05,261
‫به نظرت یه‌کم آسون‌تر نیست که
‫اونا رو پیدا کنیم،

775
01:13:05,381 --> 01:13:09,756
‫تا اینکه نزدیک خروجی 51 واسه
‫گیر انداختن یه کونی اکراینی منتظر باشیم، هان، کنت؟

776
01:13:09,956 --> 01:13:10,995
‫حتما.

777
01:13:12,564 --> 01:13:15,950
‫پس اون یارو دست‌مصنوعی رو برام پیدا کنین.

778
01:13:16,110 --> 01:13:18,947
‫این رو ببین.

779
01:13:19,107 --> 01:13:23,073
‫این مثل پیتزاست
‫ولی نه کاملا.

780
01:13:23,133 --> 01:13:26,210
‫- خیلی زیاده؟
‫- هنوزم خیلی زیاده.

781
01:13:27,269 --> 01:13:30,825
‫- وزیر قوی‌ترینه، درسته؟
‫- روی کاغذ آره.

782
01:13:30,925 --> 01:13:34,232
‫ولی از لحاظ استراتژیک، سرباز قوی‌ترینه.

783
01:13:34,352 --> 01:13:38,687
‫ولی تو هر بازی شرایط فرق میکنه،
‫تموم مهره‌ها میتونن ثابت کنن قوی‌ترینن.

784
01:13:38,877 --> 01:13:43,503
‫شطرنج تنها بازی تو دنیاست
‫که توش شانس و اقبال ملاک نیستن.

785
01:13:43,672 --> 01:13:46,909
‫تاسی وجود نداره، جوکر
‫یا عامل پنهانی وجود نداره.

786
01:13:46,979 --> 01:13:49,107
‫همه چیز دقیقا جلوی ماست

787
01:13:49,227 --> 01:13:53,153
‫و کاملا حرکات خودته
‫که نتیجه رو مشخص میکنه.

788
01:13:53,173 --> 01:13:55,211
‫اینم چندتا  خوراکی واسه شما.

789
01:13:55,281 --> 01:14:00,066
‫- یه عکس ازمون میگیری؟
‫- حتما. برو بشین رو مبل.

790
01:14:00,226 --> 01:14:01,545
‫- میتونم فیلم بگیرم؟
‫- آره.

791
01:14:01,664 --> 01:14:02,434
‫اینجوری؟

792
01:14:02,813 --> 01:14:06,410
‫- دارم ضبط میکنم.
‫- بذار این بچه رو بذارم...

793
01:14:06,699 --> 01:14:08,298
‫- مشکلی نداره؟
‫- نه خوبه.

794
01:14:08,478 --> 01:14:14,392
‫ظاهرا نولر و یه گروه 7 نفره
‫امشب تو یه رستوران، آنتورینی ملاقات دارن.

795
01:14:16,789 --> 01:14:18,927
‫نزدیک اسکله‌هاست.

796
01:14:20,176 --> 01:14:25,131
‫توربات تایید میکنه که کورت
‫ساعت 7 عصر اونجاست. مهمون نولره.

797
01:14:25,291 --> 01:14:27,209
‫قراره 12 نفرشون باشن.

798
01:14:27,379 --> 01:14:31,415
‫از پس اون تعداد برمیای؟
‫در غیر این صورت، من میتونم باهات بیام.

799
01:14:31,575 --> 01:14:35,201
‫لنارت و اُتو هم تو جنگل
‫خیلی تلاش کردن.

800
01:14:36,879 --> 01:14:39,407
‫میتونیم وقتی از رستوران
‫خارج میشن گیرشون بندازیم.

801
01:14:39,934 --> 01:14:43,650
‫ اینجا و اونجا به خط آتش ببندیمشون.

802
01:14:45,069 --> 01:14:48,446
‫فرصت بهتری گیرمون نمیاد، مارکوس.

803
01:14:52,062 --> 01:14:54,190
‫با من میای.

804
01:14:59,355 --> 01:15:02,102
‫نوترون‌ها کمی سنگین‌تر از پروتون‌ها هستن.

805
01:15:02,262 --> 01:15:04,669
‫اگه برعکس این بود،
‫اتم‌ها وجود نداشتن.

806
01:15:04,709 --> 01:15:08,136
‫بدون اتم‌ها هم، زندگی و هیچی نبود.

807
01:15:08,715 --> 01:15:10,783
‫- بیا بریم، لنارت.
‫- صحیح... کجا میریم؟

808
01:15:10,853 --> 01:15:12,562
‫تو ماشین توضیح میدم.

809
01:15:12,632 --> 01:15:16,897
‫- دیرتر نمیشه؟ ماتیلدا کیک پخته.
‫- امنتالر، همین حالا!

810
01:15:16,937 --> 01:15:20,204
‫- شما جلسۀ درمانی شبانه رایگان دارید اونوقت من...
‫-بیا بریم. این رو به گروه مدیونی!

811
01:15:20,304 --> 01:15:21,812
‫پدر، نمیتونی اونجوری بگیریش.

812
01:15:21,832 --> 01:15:24,400
‫-حرف نباشه ماتیلدا.
‫-چرا همیشه باید...

813
01:15:24,450 --> 01:15:27,826
‫خفه شو، ماتیلدا!
‫دخالت نکن! بریم!

814
01:15:33,720 --> 01:15:37,427
‫مارکوس، نباید با دخترت
‫اونجوری حرف بزنی. این چیه؟

815
01:15:37,716 --> 01:15:43,131
‫- اسلحه؟ میخوای چیکار کنی؟
‫- مارکوس تو ماشین توضیح میده.

816
01:15:43,181 --> 01:15:45,838
‫اسلحه‌ها رو واسه چی میخوایم؟
‫الان برای تیراندازی خیلی تاریک نیست؟

817
01:15:45,968 --> 01:15:49,635
‫- به چیزی شلیک نمیکنیم.
‫- یه خط آتش راه میندازیم. ساکت باش.

818
01:15:49,804 --> 01:15:55,179
‫این دیوونگیه. کشتن افراد بیشتر
‫فقط باعث میشه تیر بخوری یا زندان بری.

819
01:15:55,678 --> 01:15:58,745
‫- اصلا به ماتیلدا فکر میکنی تو؟
‫- ببند دهنتو.

820
01:15:58,925 --> 01:16:02,252
‫- اُتو، من نمیرم اونجا...
‫- این کار همسرت رو برنمی‌گردونه.

821
01:16:02,292 --> 01:16:04,430
‫ماشین رو نگه میدارم
‫و دماغت رو میشکنم.

822
01:16:04,480 --> 01:16:08,785
‫بیاین این قضیه رو گروهی تموم کنیم.
‫تا بتونیم بریم خونه و کیک موز بخوریم.

823
01:16:08,865 --> 01:16:11,652
‫من فقط میگم اون مرده...

824
01:16:36,917 --> 01:16:40,624
‫- الان نفر برای تیراندازی کم نداریم؟
‫- مشکل این دیوث چیه؟

825
01:16:40,793 --> 01:16:42,232
‫مشکلات زیادی داره.

826
01:16:42,332 --> 01:16:46,608
‫در حال حاضر احتمالا مشکلش اینه که
‫توی جاده بی‌هوش افتاده.

827
01:16:48,945 --> 01:16:51,902
‫دختر خودش تو یه تصادف مرد

828
01:16:52,072 --> 01:16:57,686
‫واسه همین وقتی بحث روابط پدر دختری
‫میشه یه‌کم ممکنه زود رنج بشه.

829
01:16:57,856 --> 01:17:02,681
‫ناراحت نشو، چندین سال
‫پیش بود. با ماشین رفت تو یه درخت.

830
01:17:02,851 --> 01:17:07,477
‫دستش هم همین‌طوری آسیب دید.
‫12 ژانویه، سال 2002 بود.

831
01:17:07,637 --> 01:17:11,553
‫تو خونش 0.092 گرم الکل بود
‫و گواهینامه‌ش تعلیق شد.

832
01:17:11,722 --> 01:17:15,049
‫7200 دلار جریمه شد.

833
01:17:15,219 --> 01:17:19,794
‫- پرونده‌های دوستاتم هک میکنی؟
‫- نه، نه.

834
01:17:19,964 --> 01:17:22,871
‫اُتو بهمون گفت.

835
01:17:23,161 --> 01:17:25,928
‫چند بار تعریفش کرد.

836
01:17:26,188 --> 01:17:30,324
‫بعدشم ما جزئیاتش رو خوندیم.

837
01:17:31,772 --> 01:17:34,729
‫یه عکس از همسر و دخترش
‫بیرون خونه‌ش داره.

838
01:17:34,869 --> 01:17:39,575
‫دیگه راه رو باز میذاره
‫وقتی اینجوری زندگی خصوصیش رو بشه.

839
01:18:01,802 --> 01:18:03,920
‫آماده بشین.

840
01:18:08,016 --> 01:18:12,661
‫- نه، لنارت، تو اینجا میمونی.
‫- لنارت نمیاد؟

841
01:18:16,977 --> 01:18:19,674
‫اون دخترا دیگه کی هستن؟

842
01:18:21,652 --> 01:18:25,728
‫باورم نمیشه!
‫فکر کردم گفتی تنها هستن.

843
01:18:25,898 --> 01:18:29,595
‫اینجوری نوشته بودن.
‫باید یکی خانم‌ها رو آورده باشه.

844
01:18:29,764 --> 01:18:33,920
‫- بیاین برگردیم، بریم سراغ کیک موز.
‫- صبر کن.

845
01:18:52,122 --> 01:18:54,530
‫شما اینجا بمونین.

846
01:18:54,570 --> 01:18:56,478
‫کجا داره میره؟

847
01:19:25,339 --> 01:19:28,516
‫داری چه غلطی میکنی، پسر؟

848
01:19:28,845 --> 01:19:30,164
‫گوه توش، پسر!

849
01:19:58,506 --> 01:20:01,003
‫متاسفم.

850
01:20:04,390 --> 01:20:06,488
‫متاسفم.

851
01:20:06,857 --> 01:20:10,004
‫نتونستم.
‫تو این کارا خوب نیستم.

852
01:20:10,064 --> 01:20:11,962
‫تو خوب بلدی. من نه.

853
01:20:12,052 --> 01:20:14,160
‫عیب نداره.

854
01:20:14,699 --> 01:20:17,077
‫نه، عیب داره.

855
01:20:17,167 --> 01:20:20,444
‫اونا الان مردن. اون مرده.

856
01:20:22,322 --> 01:20:26,647
‫کشتن یه آدم دیگه آسون نیست.
‫مخصوصا اولین بار.

857
01:20:26,817 --> 01:20:29,565
‫نه، نه، نه. نمیتونم...

858
01:20:29,724 --> 01:20:34,679
‫من دیگه نمیخوام تو این قضیه
‫نقش داشته باشم، دیگه هیچ‌وقت.

859
01:20:34,849 --> 01:20:39,255
‫مجبور نیستی.
‫ولی سعی کن روی علت کارمون تمرکز کنی.

860
01:20:40,803 --> 01:20:43,640
‫دقیقا چرا داریم این کار رو میکنیم؟

861
01:20:44,659 --> 01:20:47,307
‫اگه اون یارو که اونجا مرده
‫هیچ ربطی به این...

862
01:20:47,367 --> 01:20:51,553
‫خفه شو! ربط داشته!
‫همه‌شون داشتن.

863
01:20:55,579 --> 01:20:58,695
‫به کاری که کردن فکر کنین.

864
01:20:58,865 --> 01:21:02,362
‫به تموم زندگی‌هایی
‫که نابود کردن فکر کنین.

865
01:21:03,201 --> 01:21:05,898
‫وای، خدا جون.

866
01:21:08,815 --> 01:21:10,024
‫بهتر... امنتالر؟

867
01:21:10,074 --> 01:21:12,602
‫بهتر نیست رادیو رو روشن کنم؟

868
01:21:12,771 --> 01:21:17,057
‫خوشت میاد؟
‫یکم آهنگ آروم گوش کنی؟

869
01:22:25,698 --> 01:22:29,654
‫- پدر.
‫- الان نه، عزیزم. داریم کار میکنیم.

870
01:22:29,814 --> 01:22:34,350
‫فقط چون از اون یارو اُتو
‫با دستِ مصنوعی حرف زدی اومدم.

871
01:22:37,906 --> 01:22:40,853
‫- اینجوری؟
‫- آره.

872
01:22:44,460 --> 01:22:48,136
‫- سیریوس زِن کیه؟
‫- یه اُسکلی که من دنبالش میکنم.

873
01:22:48,296 --> 01:22:52,212
‫نمی‌شناسمش.
‫طرز تهیه‌های خوبی درست میکنه.

874
01:22:57,876 --> 01:23:00,953
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، عزیزم.

875
01:23:02,492 --> 01:23:03,591
‫صبح بخیر.

876
01:23:07,027 --> 01:23:09,734
‫چه بلایی سرت اومده، اُتو؟

877
01:23:18,825 --> 01:23:21,842
‫تو این کار رو کردی؟

878
01:23:22,132 --> 01:23:23,581
‫تو مریضی.

879
01:23:24,160 --> 01:23:27,756
‫تو باید الان مرده بودی نه مامان!

880
01:23:34,669 --> 01:23:40,853
‫سلام. اومدم بگم پدرت
‫این کار رو نکرد. من افتادم.

881
01:23:41,852 --> 01:23:43,611
‫دروغ نگو.

882
01:23:43,870 --> 01:23:46,448
‫واقعا دروغگوی بدی هستی.

883
01:23:46,618 --> 01:23:50,364
‫- همه‌تون همین‌طورین.
‫- از پدرت عصبانی نباش.

884
01:23:50,524 --> 01:23:54,270
‫شاید همیشه کار درست رو
‫انجام نده، ولی داره تلاشش رو میکنه.

885
01:23:54,440 --> 01:23:57,517
‫پس واقعا تو تلاش کردن ریده.

886
01:23:57,686 --> 01:24:01,323
‫درسته. ولی اون حالش خوب نیست.

887
01:24:02,711 --> 01:24:05,339
‫نه، میدونم.

888
01:24:11,053 --> 01:24:15,419
‫اونا اتفاقاتی هستن
‫که به اون تصادف ختم میشن؟

889
01:24:18,875 --> 01:24:22,791
‫با دزدیده شدن دوچرخه تو شروع شد؟

890
01:24:22,951 --> 01:24:28,695
‫آره، چون اگه دوچرخه من دزدیده
‫نشده بود، هرگز این اتفاق نمی‌ا‌فتاد.

891
01:24:28,725 --> 01:24:32,112
‫مامانم مجبور نمیشد من رو برسونه،
‫و در اون صورت مهم نبود که

892
01:24:32,332 --> 01:24:35,399
‫ماشین استارت نمیخورد،
‫ما هم اون موقع با قطار نمی‌رفتیم.

893
01:24:35,569 --> 01:24:37,976
‫تماس پدرت
‫چه نقشی تو این قضیه داشت؟

894
01:24:38,146 --> 01:24:40,144
‫اون گفت نمیاد خونه.

895
01:24:40,314 --> 01:24:44,140
‫مامانم اونقدر ناامید شد
‫که گفت اونروز مدرسه نرم

896
01:24:44,310 --> 01:24:46,767
‫بعدش رفتیم داخل شهر.

897
01:24:46,947 --> 01:24:52,152
‫تو میدونی که هر کدوم از این اتفاقات
‫جریان حوادث خاص خودشون رو دارن؟

898
01:24:52,302 --> 01:24:54,300
‫منظورت چیه؟

899
01:24:54,360 --> 01:24:59,045
‫مثلا، من اخراج شده بودم.
‫بنابراین قطارِ زودتر از همیشه رو گرفتم.

900
01:24:59,629 --> 01:25:04,753
‫ولی تو باید کل جریان رو برگردی تا زمانی
‫که من یاد گرفتم صندلیم رو به یه خانم تعارف کنم.

901
01:25:04,923 --> 01:25:09,629
‫مردی که این رو به من یاد داد رو پیدا کنی.
‫اون هم جریان حوادث خودش رو داره.

902
01:25:09,848 --> 01:25:13,794
‫کل حوادث جریان خودشون رو دارن
‫که با بقیه اتفاقات و زندگی بقیه مردم

903
01:25:13,854 --> 01:25:18,779
‫درهم‌تنیده‌ست، نه در بی‌نهایت
‫بلکه توی یک معادلۀ خیلی بزرگ.

904
01:25:18,949 --> 01:25:22,695
‫حتی قدرتمندترین کامپیوترهای دنیا
‫در حال حاضر قادر نیستن

905
01:25:22,865 --> 01:25:27,191
‫کل اطلاعات تو رو پردازش کنن،
‫و با اینکه تو دختر زیرکی هستی

906
01:25:27,361 --> 01:25:32,316
‫مغز انسانیت هیچ وقت نمیتونه حتی کسری
‫از اون حجم از اطلاعات رو پردازش کنه

907
01:25:32,476 --> 01:25:36,651
‫و بنابراین هرگز نمیتونی
‫به نتیجه مفیدی برسی.

908
01:25:36,671 --> 01:25:39,509
‫هرگز، به هیچ عنوان با عقل جور در نمیاد.

909
01:25:46,022 --> 01:25:48,639
‫وقت تلف کردنه.

910
01:25:55,792 --> 01:25:58,290
‫میدونم.

911
01:26:02,865 --> 01:26:06,701
‫میلیون‌ها بار مرورش کردم
‫تا یه دلیلی پیدا کنم.

912
01:26:08,360 --> 01:26:10,378
‫ولی هیچی نیست.

913
01:26:10,987 --> 01:26:16,112
‫آره، موضوع همینه.
‫یک سنتلیون دلیل وجود داره.

914
01:26:16,522 --> 01:26:18,679
‫ولی بهت کمکی نمیکنن.

915
01:26:26,552 --> 01:26:30,797
‫گاهی اوقات به پیدا کردن کسی
‫که دوچرخه‌م رو دزدید فکر میکنم.

916
01:26:30,957 --> 01:26:34,534
‫می‌بینمش که داره دوچرخه‌م رو میرونه،
‫بعدش میدوم دنبالش..

917
01:26:35,623 --> 01:26:38,420
‫و میگیرمش.

918
01:26:41,577 --> 01:26:46,282
‫ولی میفهمم که تقصیر اون نیست.
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

919
01:26:47,960 --> 01:26:53,625
‫فقط وقتی یه نفر هست که بتونی...

920
01:26:53,874 --> 01:26:56,112
‫... ازش عصبانی بشی آسون‌تره.

921
01:27:02,775 --> 01:27:04,234
‫آره.

922
01:27:06,482 --> 01:27:10,937
‫مادر من هفت‌تا بچه داشت،
‫ولی کوچیک‌ترین‌شون گرسنه

923
01:27:10,967 --> 01:27:15,303
‫و مثل چوب‌کبریت لاغر بود.
‫زمستونا خیلی سردمون میشد.

924
01:27:15,323 --> 01:27:17,920
‫واسه همین مادرم یه بچه رو میفروشه.

925
01:27:18,829 --> 01:27:21,487
‫بعدش پله من رو برد آلمان.

926
01:27:23,994 --> 01:27:26,372
‫من رو اجاره میده...

927
01:27:28,938 --> 01:27:32,355
‫من مثل دوچرخه شهری هستم

928
01:27:32,525 --> 01:27:34,982
‫که همه میتونن بیان و سوارش بشن.

929
01:27:37,929 --> 01:27:43,424
‫ولی بعدش تو تعطیلات
‫میریم خونه و با تو آشنا میشم.

930
01:27:43,643 --> 01:27:48,798
‫درست سه روز قبل از اینکه تو اون رو
‫بکشی و من رو نجات بدی اومدیم خونه.

931
01:27:49,017 --> 01:27:53,682
‫این نمیتونه درست باشه.
‫پله هفته قبلش تو قطار بود.

932
01:27:54,543 --> 01:27:58,429
‫نه، قطار نه.
‫با پرواز اومدیم خونه.

933
01:27:58,529 --> 01:28:03,364
‫ولی نه سه روز قبلش؟
‫باید قبلش از آلمان اومده باشین خونه؟

934
01:28:03,534 --> 01:28:06,091
‫نه... دوشنبه رسیدیم

935
01:28:06,111 --> 01:28:09,857
‫و شماها پنجشنبه اون رو کشتین.

936
01:28:10,027 --> 01:28:13,044
‫باید یه چیزی رو نگاه کنم.

937
01:28:13,893 --> 01:28:16,441
‫حرف اشتباهی زدم؟

938
01:28:28,589 --> 01:28:30,127
‫وای نه.

939
01:28:34,023 --> 01:28:39,108
‫نه، نه، نه!
‫وای نه!

940
01:28:46,860 --> 01:28:49,428
‫سلام سلام!

941
01:28:49,647 --> 01:28:52,275
‫بچه‌های خوشگلم.

942
01:28:54,732 --> 01:28:59,807
‫کشورش قشنگ و سرسبزه
‫و مثل فطیر همواره.

943
01:28:59,977 --> 01:29:03,594
‫ولی غذا بزرگ‌ترین مایه ناامیدی بود.

944
01:29:03,763 --> 01:29:07,679
‫- پدر بدترین ساندویچ عمرش رو خورد.
‫- بدتر از ساندویچ‌های مادربزرگ؟

945
01:29:07,789 --> 01:29:13,114
‫تن‌ماهی مونده و آبکی بود،
‫نونش مثل شن بیابون خشک بود

946
01:29:13,334 --> 01:29:17,919
‫منم یه آب‌میوه گرفتم
‫که مزه‌ش مثل شاش خر بود.

947
01:29:18,164 --> 01:29:22,460
‫باید همه‌ش رو مینداختم
‫سطل آشغال و مک‌دونالد میگرفتم.

948
01:29:24,073 --> 01:29:26,321
‫فقط 3.28% تفاوت داشت.

949
01:29:26,491 --> 01:29:31,156
‫بعیده یه نفر اینقدر زیاد
‫شبیه برادر کورت اولسن باشه.

950
01:29:31,316 --> 01:29:35,272
‫بهت که گفتم. درصدش با آستانه بیومتریک
‫جور درنیومده بود.

951
01:29:35,442 --> 01:29:39,348
‫- تو فقط می‌خواستی درست باشه.
‫- نه، اینطور نیست.

952
01:29:39,438 --> 01:29:42,704
‫اون یه مهندس برق آموزش دیده بود
‫که تو قطعات قطار تخصص داشت.

953
01:29:42,764 --> 01:29:46,960
‫- به لحاظ آماری، تقریبا غیرممکنه.
‫- ولی اون فقط یه اتفاق بود.

954
01:29:47,290 --> 01:29:49,428
‫تو بودی که از خودت درآوردی، اُتو.

955
01:29:49,598 --> 01:29:53,254
‫گفتی همونه که تو قطار دیدی.

956
01:29:53,424 --> 01:29:56,251
‫فکر کردم همین‌طوره.

957
01:29:56,401 --> 01:30:00,437
‫حتما خیلی متمرکز شده بودم روی...

958
01:30:00,537 --> 01:30:03,134
‫پس فقط یه اتفاق بود.

959
01:30:03,933 --> 01:30:06,750
‫متاسفم، مارکوس.

960
01:30:06,890 --> 01:30:09,528
‫اون‌وقت، کی بود؟

961
01:30:09,697 --> 01:30:11,406
‫چی؟

962
01:30:12,864 --> 01:30:16,011
‫اگه اون نبود، پس کی بود؟

963
01:30:18,019 --> 01:30:20,397
‫کیه؟!

964
01:30:21,975 --> 01:30:25,512
‫تو بهم گفتی اتفاقی نبوده.

965
01:30:30,637 --> 01:30:33,843
‫ولی کار اونه.

966
01:30:36,710 --> 01:30:40,627
‫خودشه.
‫خودشه.

967
01:30:41,586 --> 01:30:45,392
‫- مارکوس... مارکوس...
‫- این...

968
01:31:53,554 --> 01:31:55,092
‫مارکوس.

969
01:31:59,418 --> 01:32:01,885
‫نفس بکش.
‫آروم و آهسته.

970
01:32:01,935 --> 01:32:04,183
‫جریان چیه؟
‫جریان چیه؟

971
01:32:05,462 --> 01:32:09,288
‫- آروم باش، فقط همین.
‫- من میترسم.

972
01:32:12,654 --> 01:32:16,031
‫- چیه؟
‫- میترسم.

973
01:32:16,201 --> 01:32:19,528
‫میفهمم.

974
01:32:19,548 --> 01:32:21,715
‫خیلی خوب میفهمم.

975
01:32:23,643 --> 01:32:26,331
‫تو چشمام نگاه کن.

976
01:32:28,609 --> 01:32:32,065
‫اون مرده.
‫همسرم مرده.

977
01:32:33,843 --> 01:32:35,771
‫آره، اون مرده.

978
01:32:35,831 --> 01:32:39,448
‫حالا نفس بکش.
‫بیا اینجا.

979
01:32:39,548 --> 01:32:42,185
‫بیا اینجا. بیا...

980
01:33:20,836 --> 01:33:26,541
‫یه افسانه اوکراینی راجع‌به
‫اتفاقات وجود داره.

981
01:33:28,109 --> 01:33:33,484
‫در مورد لیوباوا واسیکوونا
‫اهل شهر ویتبسکه

982
01:33:33,624 --> 01:33:36,071
‫یه شاهزاده زیبا

983
01:33:36,241 --> 01:33:41,825
‫که صبح بعد از اولین ماه کامل بهار
‫داشته خرس شکار میکرده.

984
01:33:43,024 --> 01:33:47,939
‫یه خرس بزرگ بهش حمله میکنه
‫و انگشتش رو گاز میگیره و قطع میکنه

985
01:33:48,109 --> 01:33:51,406
‫حلقه الماس مورد علاقه‌ش هم دستش بوده.

986
01:33:52,684 --> 01:33:54,802
‫خیلی براش ناراحت کننده بود.

987
01:33:54,822 --> 01:33:58,219
‫ولی بعدش دقیقا 10 سال بعد

988
01:33:58,389 --> 01:34:02,045
‫صبح اولین ماه کامل بهار

989
01:34:02,215 --> 01:34:06,790
‫تو همون جنگل انبوه،
‫تو همون مکان

990
01:34:06,960 --> 01:34:08,918
‫دوباره به شکار میره.

991
01:34:09,088 --> 01:34:12,585
‫و حالا به یه خرس بزرگ
‫و پیر شلیک میکنه.

992
01:34:12,744 --> 01:34:15,951
‫و وقتی معده‌ی خرس رو باز میکنن

993
01:34:16,121 --> 01:34:19,198
‫حلقه‌ای توش نبوده.

994
01:34:20,826 --> 01:34:22,904
‫هیچی.

995
01:34:33,474 --> 01:34:35,392
‫خیلی‌خب.

996
01:34:42,185 --> 01:34:42,854
‫خب...

997
01:34:44,682 --> 01:34:47,480
‫ حالا واقعا هیجان‌انگیزه که ببینی
‫آب سریع جوش اومده یا نه.

998
01:34:56,660 --> 01:34:59,827
‫چرا اومدی اینجا، اُتو؟

999
01:35:02,475 --> 01:35:05,472
‫چون پلیس کمکی نمیکرد.

1000
01:35:12,844 --> 01:35:16,631
‫فکر کنم اومدم اینجا
‫چون ما صندلی‌مون رو عوض کردیم.

1001
01:35:17,560 --> 01:35:21,056
‫چون من کسی بودم که باید میمرد.

1002
01:35:24,173 --> 01:35:29,008
‫بعدش ماتیلدا رو تو بیمارستان دیدم
‫و به نظر خیلی درمونده میومد.

1003
01:35:32,724 --> 01:35:36,930
‫لنارت و امنتالر،
‫اونا همین‌طوری سر خود اومدن؟

1004
01:35:37,371 --> 01:35:41,207
‫اونا دوستای زیادی ندارن.

1005
01:35:41,370 --> 01:35:45,905
‫بعضی وقتا فکر میکنم
‫آدم‌هایی که مشکل دارن با هم جور میشن.

1006
01:35:46,065 --> 01:35:51,729
‫درست مثل افراد چاق، اینجوری وقتی
‫پیش همدیگه هستن کمتر چاق به نظر میان.

1007
01:35:52,009 --> 01:35:54,597
‫کنار اومدن باهاش آسون‌تر میشه.

1008
01:35:56,345 --> 01:36:00,431
‫تو هم چیزهایی برای اینکه یاد بگیری
‫باهاشون کنار بیای داری.

1009
01:36:00,591 --> 01:36:04,087
‫بعید میدونم چیزی واسه یاد گرفتن
‫اینکه چطور باهاش کنار بیام داشته باشم.

1010
01:36:04,257 --> 01:36:08,003
‫باید یاد بگیری
‫با مرگ همسرت کنار بیای.

1011
01:36:11,130 --> 01:36:13,498
‫چرا؟

1012
01:36:13,667 --> 01:36:16,345
‫باید کمک مناسب بگیری.

1013
01:36:18,003 --> 01:36:20,381
‫هیچی کمک نمیکنه.

1014
01:36:21,030 --> 01:36:23,857
‫دیگه هیچی مهم نیست.

1015
01:36:24,177 --> 01:36:25,586
‫آره، ولی...

1016
01:36:27,364 --> 01:36:29,632
‫تو ماتیلدا رو داری.

1017
01:36:29,911 --> 01:36:32,199
‫آره ما هیچ‌وقت
‫نباید اون رو به دنیا می‌آوردیم.

1018
01:36:33,478 --> 01:36:36,684
‫قبل از اینکه اون بیاد،
‫حداقل هنوز معتقد بودم

1019
01:36:36,854 --> 01:36:41,260
‫که به محض اینکه بچه‌دار بشیم
‫همه‌چی معنا و مفهومی پیدا میکنه.

1020
01:36:43,008 --> 01:36:46,635
‫تو در قبال دخترت مسئولیت داری.

1021
01:36:50,431 --> 01:36:54,007
‫حتما. نه که تو خیلی در قبال
‫دخترت مسئولیت داشتی.

1022
01:37:11,769 --> 01:37:15,396
‫نه.

1023
01:37:15,466 --> 01:37:17,634
‫نداشتم.

1024
01:37:18,762 --> 01:37:21,759
‫چون احمق بودم.

1025
01:37:23,428 --> 01:37:26,175
‫فقط به خودم فکر میکردم.

1026
01:37:31,460 --> 01:37:35,835
‫ولی هیچ روزی نیست که آرزو نکنم...

1027
01:37:40,241 --> 01:37:43,488
‫... که کاش می‌تونستم
‫فقط یه فرصت دیگه داشته باشم...

1028
01:37:45,695 --> 01:37:50,561
‫... که شانه‌ش رو براش پیدا کنم یا...

1029
01:37:50,740 --> 01:37:54,037
‫... بحث کنیم که اون میتونه
‫یه سگ داشته باشه یا نه.

1030
01:37:55,276 --> 01:38:00,271
‫یا واسه اینکه شیر رو تو یخچال نذاشته بود
‫ازش ناراحت بشم.

1031
01:38:17,913 --> 01:38:21,160
‫من هیچی ندارم که بهش افتخار کنم.

1032
01:38:22,928 --> 01:38:25,286
‫ولی تو داری.

1033
01:38:27,074 --> 01:38:29,691
‫به تو و ماتیلدا نگاه میکنم

1034
01:38:29,731 --> 01:38:33,298
‫و آرزو میکنم جای تو بودم.

1035
01:38:35,935 --> 01:38:38,603
‫شاید دیگه هیچی مهم نباشه

1036
01:38:38,772 --> 01:38:41,889
‫ولی اگه تو باهاش ارتباط
‫برقرار نکنی، هیچی اهمیت نداره.

1037
01:38:42,059 --> 01:38:45,885
‫تو ماتیلدا رو نمی‌شناسی.
‫واسه همین درکش نمیکنی.

1038
01:38:46,555 --> 01:38:52,009
‫فقط باید این رو بپذیری
‫که زمان میبره تا معنی پیدا کنه.

1039
01:38:52,539 --> 01:38:55,086
‫زمان میخواد.

1040
01:38:55,476 --> 01:38:57,973
‫ولی تو زمان داری.

1041
01:39:00,221 --> 01:39:02,179
‫پس ازش استفاده کن.

1042
01:39:17,194 --> 01:39:20,640
‫ببخشید اگه عصبانی شدم
‫و صدام رو بالا بردم.

1043
01:39:20,920 --> 01:39:22,998
‫عیبی نداره.

1044
01:39:24,686 --> 01:39:27,933
‫منم بابت...
‫جریان بینی عذر میخوام.

1045
01:39:53,028 --> 01:39:55,446
‫- سلام.
‫- سیریوس.

1046
01:39:56,734 --> 01:39:59,562
‫- تویی؟
‫- آره.

1047
01:40:04,227 --> 01:40:06,844
‫نه، اون یعنی
‫«بعدا باهات تماس میگیرم».

1048
01:40:07,064 --> 01:40:09,562
‫- دستت رو بده من.
‫- نه!

1049
01:40:10,970 --> 01:40:13,967
‫گوش کن.
‫الان یکی از انگشت‌هات رو میشکنم

1050
01:40:14,137 --> 01:40:18,133
‫اون‌وقت بهم میگی این ویدئوی
‫اُتو هافمن رو از کجا گرفتی.

1051
01:40:18,293 --> 01:40:21,410
‫- کجا، کی...
‫- بهت میگم!

1052
01:40:21,789 --> 01:40:24,167
‫انگشتم رو نشکن.

1053
01:40:24,327 --> 01:40:27,194
‫- الان شد دو انگشت چون حرفم رو قطع کردی.
‫- لطفا نکن.

1054
01:40:27,474 --> 01:40:29,082
‫چی میخوای بدونی؟

1055
01:40:29,582 --> 01:40:32,988
‫حالا شد سه‌تا، چون خبرچین هستی.

1056
01:40:33,158 --> 01:40:36,445
‫و حالا چهارتاش کردی،
‫چون زود گریه کردی.

1057
01:40:37,020 --> 01:40:39,348
‫فقط یه انگشته دیگه.

1058
01:40:57,384 --> 01:41:00,840
‫خیلی دقیق و حرفه‌ایه.
‫انشای واقعا خوبیه، ماتیلدا.

1059
01:41:00,870 --> 01:41:03,198
‫شاید می‌تونستی یه‌کم
‫از خشونتش کم کنی.

1060
01:41:19,731 --> 01:41:22,688
‫بدو تو اتاقت و زیر تختت قایم شو.

1061
01:41:22,858 --> 01:41:26,325
‫هر چی که شد،
‫فقط اونجا بمون، باشه؟!

1062
01:41:26,774 --> 01:41:27,983
‫غلت بزن!

1063
01:41:37,504 --> 01:41:40,091
‫- کسی تیر خورد؟
‫- من پام تیر خورد.

1064
01:41:40,251 --> 01:41:43,048
‫شونه... پهلوم.

1065
01:41:43,108 --> 01:41:44,686
‫من تیر نخوردم.

1066
01:41:45,995 --> 01:41:50,241
‫- منم تیر نخوردم.
‫- امنتالر، بخواب روی زمین.

1067
01:41:50,411 --> 01:41:52,848
‫من تونستم از گلوله فرار کنم.
‫واقعا شگفت‌انگیز بود.

1068
01:41:52,908 --> 01:41:56,025
‫لنارت، من کمک میخوام.
‫بیا اینجا.

1069
01:41:58,932 --> 01:42:03,058
‫کیفی که تفنگ ام10 توشه زیرزمینه.
‫تو از من سریع‌تری، برو.

1070
01:42:06,315 --> 01:42:09,062
‫می‌بینیش؟

1071
01:42:09,222 --> 01:42:13,018
‫- چرا همه‌شون رو باز کردی؟
‫- مهم نیست، برام بندازشون.

1072
01:42:55,516 --> 01:42:57,174
‫سلام علیکم.

1073
01:43:39,991 --> 01:43:42,069
‫سرباز جون!

1074
01:43:44,337 --> 01:43:46,794
‫خودتو نشون بده.

1075
01:43:48,503 --> 01:43:51,170
‫سرباز، بیا خودتو نشون بده.

1076
01:43:58,283 --> 01:44:02,778
‫بیا بیرون وگرنه مغزش رو میترکونم.

1077
01:44:08,603 --> 01:44:11,580
‫زانو بزن و اون لعنتی رو بنداز زمین.

1078
01:44:19,342 --> 01:44:22,219
‫و اونی که توی شلوارته.

1079
01:44:35,020 --> 01:44:36,898
‫بیاین اون گوزوی پیر رو بکشیم.

1080
01:45:14,264 --> 01:45:18,550
‫خیلی مسخره‌ست
‫مگه ما چیکارت کردیم؟

1081
01:45:25,922 --> 01:45:28,540
‫نترس، عزیزم.

1082
01:45:28,759 --> 01:45:32,915
‫همه چیز درست میشه. اونجا...

1083
01:45:33,495 --> 01:45:36,452
‫من با یه آمبولانس تماس میگیرم.

1084
01:45:44,324 --> 01:45:46,572
‫نترس.

1085
01:46:23,535 --> 01:46:25,383
‫درد داره؟

1086
01:46:25,702 --> 01:46:27,571
‫نه.

1087
01:46:30,188 --> 01:46:33,105
‫فقط خیلی سردمه.

1088
01:46:35,273 --> 01:46:39,389
‫الان میان، پدر.
‫دارن میان.

1089
01:46:46,671 --> 01:46:49,878
‫باید به حرفت گوش میدادم.

1090
01:46:52,296 --> 01:46:55,293
‫فکر کنم به کمک احتیاج دارم.

1091
01:47:00,657 --> 01:47:02,326
‫متاسفم.

1092
01:47:08,610 --> 01:47:10,697
‫پدر...

1093
01:47:12,655 --> 01:47:17,611
‫هر لحظه ممکنه بیان.
‫فقط به حرف زدن ادامه بده.

1094
01:47:23,185 --> 01:47:26,052
‫ببخشید.

1095
01:47:37,621 --> 01:47:39,748
‫پدر...

1096
01:47:57,481 --> 01:47:59,938
‫این چیه؟

1097
01:48:01,646 --> 01:48:06,012
‫- شطرنج. خیلی ممنون، ماتیلدا.
‫- خواهش میکنم.

1098
01:48:07,011 --> 01:48:11,507
‫- واقعا ازش خوشم میاد.
‫- نوبت اُتوئه که یه هدیه انتخاب کنه.

1099
01:48:11,676 --> 01:48:16,132
‫بذار ببینم اینجا چی داریم.
‫این یکی. وای پسر.

1100
01:48:16,292 --> 01:48:19,948
‫از طرف مارکوس و ماتیلدا
‫برای امنتالر.

1101
01:48:28,779 --> 01:48:32,566
‫وای.
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

1102
01:48:33,445 --> 01:48:35,483
‫یه شیپور فرانسویه.

1103
01:48:37,021 --> 01:48:40,058
‫میتونی با اون جادو کنی، امنتالر؟

1104
01:48:45,972 --> 01:48:49,579
‫فکر نکنم بتونم.

1105
01:48:50,008 --> 01:48:54,094
‫- میخواین چی بزنم؟
‫- کی اهمیت میده؟ هر آهنگ قدیمی.

1106
01:48:57,041 --> 01:48:59,958
‫آخه چی؟

1107
01:49:00,208 --> 01:49:04,044
‫یه چیز اتفاقی بزن.

1108
01:49:13,175 --> 01:49:18,879
‫مگه مغز خر خوردم
‫شب کریسمس اینو گوش بدم!

1109
01:49:19,069 --> 01:49:21,826
‫آروم باش. نفس بکش.

1110
01:49:27,221 --> 01:49:30,887
‫تو لباس فرم تنته،
‫توی  پارکِ تیوولی گاردنز.

1111
01:49:31,057 --> 01:49:33,595
‫- ما تو چمن هستیم.
‫- آره.

1112
01:49:34,504 --> 01:49:36,921
‫تمومه. میدونم از پسش برمیای.

1113
01:50:17,284 --> 01:50:26,255
‫<b>مــترجم: وحــید فرحناکی </b>

1114
01:50:26,255 --> 01:50:36,255
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

1115
01:52:30,116 --> 01:52:45,752
آوا مووی - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

