1
00:00:30,260 --> 00:00:32,260
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:40,750 --> 00:00:44,750
SUB BY : TAHIX

3
00:00:44,899 --> 00:00:47,152
<i>♪ هی، هی، تو ♪</i>

4
00:00:48,361 --> 00:00:51,072
<i>♪ به من بگو چطور بودی؟  ♪</i>

5
00:00:51,156 --> 00:00:53,199
[تشویق بلندتر می شود]

6
00:00:53,825 --> 00:00:55,493
<i>♪ من می خواهم باشم ♪</i>

7
00:00:57,620 --> 00:00:59,330
<i>♪ پتک تو ♪</i>

8
00:01:01,124 --> 00:01:04,127
<i>♪ چرا اسم منو صدا نمیزنی؟  ♪</i>

9
00:01:04,210 --> 00:01:07,046
بسیار از شما متشکرم!  از همه متشکرم!

10
00:01:10,925 --> 00:01:11,968
متشکرم.

11
00:01:12,051 --> 00:01:14,762
- لطفا بنشینید.

12
00:01:15,346 --> 00:01:16,848
خیلی ممنونم.

13
00:01:16,931 --> 00:01:18,600
ممنون که اومدی بیرون

14
00:01:18,683 --> 00:01:20,018
آره مرد.

15
00:01:20,602 --> 00:01:21,644
ما اینجاییم.

16
00:01:28,902 --> 00:01:30,820
بچه ها یه چیزی بپرسم

17
00:01:30,904 --> 00:01:34,741
قراره به پایین آوردن مجسمه های
کنفدراسیون ما ادامه بدهند یا چی؟

18
00:01:34,824 --> 00:01:36,618
- [خنده]
-  آره!

19
00:01:41,873 --> 00:01:43,708
فقط دمای اتاق را میگیرم

20
00:01:43,791 --> 00:01:46,544
- من نمی دونم کی اینجاست، می دونید؟

21
00:01:48,922 --> 00:01:52,425
- "برای شروع کار عجیبی بود."  خیلی خوب.

22
00:01:52,508 --> 00:01:55,178
بله، من در این تور فوق العاده
بوده ام و با افرادی آشنا شده

23
00:01:55,261 --> 00:01:58,765
ام که هرگز فکر نمی کردم
در زندگی ام با آنها ملاقات کنم.

24
00:01:58,848 --> 00:02:02,894
اخیراً با یک سوپر مدل آشنا
شدم که یه جوری عجیب بود زیرا...

25
00:02:02,977 --> 00:02:06,272
خوب، فکر نمی کنم او میحواست با
من ملاقات کند.  من باید واضح بگویم.

26
00:02:07,315 --> 00:02:10,068
من در یک هتل مجلل در
تورنتو بودم، و کسی که آنجا

27
00:02:10,151 --> 00:02:14,155
کار می کرد، به مدل خانوم گفت:
"هی، او یک کمدین است."

28
00:02:14,239 --> 00:02:15,740
و اونم گفت اوکی

29
00:02:17,450 --> 00:02:20,703
و بعدش به من گفت: "او یک سوپر مدل هست.
گفتم: "آره دارم میبینم"."

30
00:02:22,372 --> 00:02:25,875
و چیزی که من را شگفت زده کرد
این است که آنها بسیار زیباتر

31
00:02:25,959 --> 00:02:27,877
از اونیکه فکر می کنید خواهند بود هستند

32
00:02:27,961 --> 00:02:30,380
مثلاً در یک مجله یا تلفن خود

33
00:02:30,463 --> 00:02:32,298
می بینید و می گویید "اون خوشگله.

34
00:02:32,382 --> 00:02:35,677
اما شخصاً میگید
"وات دع فاک؟"

35
00:02:36,928 --> 00:02:40,348
و سپس متوجه میشید که
این یک عیب ژنتیکی است.

36
00:02:41,683 --> 00:02:45,061
واقعا هست.  اگر شما یک سوپر
مدل هستید، یک عیب هستید.

37
00:02:46,354 --> 00:02:49,107
تو هیچ فرقی با یک
مرد 2 متری نداری.

38
00:02:49,190 --> 00:02:51,150
- نمی دانم

39
00:02:51,234 --> 00:02:55,446
اگر تا به حال با یک 2متری ملاقات کرده اید یا نه.
من کردم.  ناراحت کننده است.  باشه؟

40
00:02:56,239 --> 00:02:59,867
تو رسما... میری مثل "من
بچه ام؟ چی... چی شده؟"

41
00:03:01,577 --> 00:03:02,996
این زن

42
00:03:03,079 --> 00:03:06,082
خیلی باورنکردنی خوش قیافه بود

43
00:03:06,165 --> 00:03:08,710
پنج ثانیه از مکالمه ما،

44
00:03:08,793 --> 00:03:11,629
حرف زدن و گوش دادن را متوقف کردم.
باشه؟

45
00:03:12,714 --> 00:03:15,591
جوری بهش نگاه میکردم انگار تو باغ وحش بود

46
00:03:15,675 --> 00:03:16,759
من مثل...

47
00:03:19,971 --> 00:03:22,849
گفتم: "بزار گوشات را ببینم."
دنبال عیب و ایراد بود

48
00:03:24,017 --> 00:03:25,977
او کاملاً عالی بود.

49
00:03:26,060 --> 00:03:27,603
و بعد فکر بعدی من این بود که

50
00:03:27,687 --> 00:03:31,149
"چرا همسرم نمی تواند غرق شود؟"

51
00:03:31,232 --> 00:03:32,900
- میدونی؟

52
00:03:32,984 --> 00:03:34,610
[تشویق های پراکنده]

53
00:03:40,033 --> 00:03:42,201
زنم میدونه.  بهش گفتم.  اون میدونه.

54
00:03:44,203 --> 00:03:46,831
برگشت گفت میدونی که شنا بلدم نه ؟
گفتم اره اره میدونم

55
00:03:47,874 --> 00:03:52,045
مهم نیست که شنا بلدی
مهم اینه قاضی نمیدونه شنا بلدی

56
00:03:52,128 --> 00:03:53,921
- پس...

57
00:04:02,472 --> 00:04:06,184
من به خاطر این شغل
جاهای باورنکردنی رفته ام.

58
00:04:06,267 --> 00:04:09,354
این... واقعا دیوانه است.  من...
جاهای شگفت انگیزی را دیده ام.

59
00:04:09,437 --> 00:04:11,606
رم بوده ام.  هنگ کنگ.

60
00:04:11,689 --> 00:04:14,150
ماچو پیچو.  همه به خاطر این شغل

61
00:04:14,233 --> 00:04:16,736
و سپس، روزهای دیگر وجود دارد.

62
00:04:18,363 --> 00:04:20,782
مثلاً باید برای اجرای نمایش
به توپکا، کانزاس می رفتم.

63
00:04:23,117 --> 00:04:26,662
ما رفتیم چون بلیت خریدند،
اما فوراً بیرون آمدیم.

64
00:04:28,831 --> 00:04:31,167
اتفاق جالبی آنجا افتاد،

65
00:04:31,250 --> 00:04:32,752
آن هم نمایش من در آنجا

66
00:04:32,835 --> 00:04:34,587
توسط کلیسای "وست برو"مورد

67
00:04:34,670 --> 00:04:36,672
اعتراض قرار گرفت

68
00:04:36,756 --> 00:04:37,673
اوه...

69
00:04:43,638 --> 00:04:45,056
نمی دونم آنها را می شناسید یا نه.

70
00:04:45,139 --> 00:04:46,724
گاهی اوقات تو اخبار نشونشون میده.

71
00:04:47,850 --> 00:04:51,646
اگر می گویید "اوه، واقعا؟
یک کلیسا تو اخبار؟ اما چرا؟"

72
00:04:52,730 --> 00:04:56,067
خوب، گاهی اوقات
آنها به تشییع جنازه

73
00:04:56,150 --> 00:04:58,069
سربازان مرده نیز
اعتراض می کنند.  و...

74
00:04:59,362 --> 00:05:02,573
من پشت صحنه بودم، و مدیر
تور من وارد اتاق شد، او می رود،

75
00:05:02,657 --> 00:05:06,369
"کلیسای باپتیست  اینجاست."
گفتم: "برای دیدن نمایش؟ واقعا؟"

76
00:05:08,162 --> 00:05:10,415
و اون اینجوری بود "نهه

77
00:05:11,207 --> 00:05:12,583
گفت: اعتراض می کنند

78
00:05:12,667 --> 00:05:15,795
و آنها با علائم لعنتی
خود در جلو بودند

79
00:05:18,673 --> 00:05:21,050
تابلوهای دست سازشان چون فقیر هستند

80
00:05:21,134 --> 00:05:23,428
- اوه...
- [خنده]

81
00:05:26,222 --> 00:05:29,183
آنها نشانه هایی ساخته بودند
که می گفت: "تام گناهکار است

82
00:05:29,267 --> 00:05:31,144
و من اینجوری "بله" گفتم

83
00:05:31,227 --> 00:05:33,020
- [تشویق جمعیت]

84
00:05:33,104 --> 00:05:33,980
آره

85
00:05:34,522 --> 00:05:35,356
واقعیه

86
00:05:38,901 --> 00:05:41,487
سپس آنها تابلوهای
نفرت‌انگیز واقعی هم داشتند

87
00:05:41,571 --> 00:05:44,031
که می‌گفتند: «خدا از
همجنس‌گراها متنفر است».

88
00:05:44,115 --> 00:05:46,367
اما نگفت "گی".

89
00:05:48,828 --> 00:05:50,121
حرف دیگری بود

90
00:05:50,204 --> 00:05:52,123
(منظورش کونی نوشته بود)

91
00:05:53,583 --> 00:05:55,960
(منظورش کونی نوشته بود)

92
00:05:56,043 --> 00:05:59,088
وقتی تیم فوتبالتون شکست میخوره
باباتون می گه

93
00:06:03,551 --> 00:06:05,928
باشه عموتون میگه  یکی میگه  ...

94
00:06:07,680 --> 00:06:09,056
من ناراحت شدم

95
00:06:09,640 --> 00:06:12,727
نه آنقدر به کلمه بلکه مفهوم آن

96
00:06:12,810 --> 00:06:16,022
اینکه خدا از همجنسگرایان متنفر است.
فکر نمی کنم درست باشد.

97
00:06:16,105 --> 00:06:19,525
من فکر می کنم خدا مشکلی با مردم داره.

98
00:06:19,609 --> 00:06:22,570
تعداد افراد بسیار زیاد است و

99
00:06:22,653 --> 00:06:26,282
این تقصیر همجنسگرایان نیست.

100
00:06:31,454 --> 00:06:34,248
چون اونا از کون میکنن  من
باید همه چیز را توضیح بدم؟

101
00:06:35,833 --> 00:06:36,876
یا خدا

102
00:06:38,127 --> 00:06:41,506
می‌توانی بارها و
بارها و بارها و بارها به

103
00:06:41,589 --> 00:06:44,675
هر میزانی که می‌خواهی
در کون کسی بریزی،

104
00:06:44,759 --> 00:06:47,512
یه چیزی میاد بیرون ولی
بچه نیستا

105
00:06:47,595 --> 00:06:48,471
اوه...

106
00:06:52,141 --> 00:06:53,267
منظور من اینه که...

107
00:06:56,187 --> 00:06:58,523
ارزش عکس گرفتن داره
به نظرم

108
00:06:59,815 --> 00:07:02,610
شاید یه اسمی بزارید روش بهتره
زیاد زنده نخواهد موند

109
00:07:08,282 --> 00:07:09,617
من همجنسگرا نیستم اما...

110
00:07:10,826 --> 00:07:13,746
من ائنقدر خوب نیستم که
پسر هارو نگاه نکنم

111
00:07:13,829 --> 00:07:15,373
مثلاً اگر من در
ساحل باشم

112
00:07:15,456 --> 00:07:17,667
یه پاف گولاخ

113
00:07:17,750 --> 00:07:20,711
اونجا با بدن خوب باشه
من اینجوری خواهم بود.

114
00:07:20,795 --> 00:07:21,837
"ایول."

115
00:07:23,839 --> 00:07:24,924
"بسیار عالی."

116
00:07:25,925 --> 00:07:28,261
" پروتئین چی میزنی؟
چی میکنی؟"

117
00:07:29,262 --> 00:07:30,596
"کاردیو و لیفت؟ البته."

118
00:07:31,806 --> 00:07:35,226
سپس یک داف اسمی از کنارش رد میشه.
"گم شو برو. داری چیکار میکنی؟"

119
00:07:39,814 --> 00:07:41,732
فکر می کنم همجنس گراترین که تا به حال بودم...

120
00:07:44,485 --> 00:07:45,778
... در بهمن ماه بود.

121
00:07:47,613 --> 00:07:50,032
آن زمان بود که
نمایش هایم را در لس آنجلس

122
00:07:50,116 --> 00:07:53,202
اجرا کردم و
برد پیت به نمایش من آمد.

123
00:07:56,539 --> 00:07:57,498
ببینید

124
00:07:57,582 --> 00:08:00,334
من نمی دانم او چه
سالی به دنیا آمد یا در

125
00:08:00,418 --> 00:08:03,921
یک هفته چند نوزاد می
خورد، اما آن مرد...

126
00:08:04,005 --> 00:08:05,923
-... خیره کننده است.  خیلی خوب؟

127
00:08:06,591 --> 00:08:09,260
او به رختکن من آمد.
نمی توانستم ارتباط چشمی برقرار کنم.

128
00:08:09,343 --> 00:08:10,678
می فهمی؟

129
00:08:10,761 --> 00:08:13,264
من می گفتم: "هی، چه خبر، مرد؟
حالت چطور است؟"

130
00:08:14,599 --> 00:08:16,934
اون گفت: "به من نگاه کن."  گفتم: "نه

131
00:08:20,605 --> 00:08:22,815
اون میگه: "بابا اذیت نکن."  گفتم: خفه شو.

132
00:08:31,115 --> 00:08:33,492
گفت :یه بوس میدی ؟
گفتم : آره

133
00:08:37,246 --> 00:08:39,707
او می گوید: "خب پس بده."
رفتم... همینطور بوسیدمش.

134
00:08:39,790 --> 00:08:41,626
- چیه؟

135
00:08:48,382 --> 00:08:50,593
- گی نبود.

136
00:08:50,676 --> 00:08:54,555
- بعدا حمام کردیم.  اون گی بازی بود  اما...

137
00:08:54,639 --> 00:08:57,308
... ما در مورد ورزش صحبت
کردیم، پس متعادل شد

138
00:08:59,143 --> 00:09:00,603
من فکر می کنم شما
خوش شانس هستید اگر در

139
00:09:00,686 --> 00:09:03,939
این زندگی، مثلاً یک
دوست واقعی داشته باشید.

140
00:09:04,023 --> 00:09:05,650
میدونی؟  مثل یک دوست واقعی

141
00:09:05,733 --> 00:09:07,526
فکر کنم چهار تا دارم

142
00:09:07,610 --> 00:09:08,944
- برد پیت...

143
00:09:09,028 --> 00:09:10,488
اوم...

144
00:09:10,571 --> 00:09:13,074
من او را پیت استاپ صدا می کنم
چون ما به هم نزدیک هستیم.  اوه...

145
00:09:14,742 --> 00:09:17,119
و سه پسر دیگر
آدمایی که از نزدیک میشناسید

146
00:09:17,203 --> 00:09:19,664
مثلاً شما رازها  یکدیگر را می دانید.

147
00:09:19,747 --> 00:09:23,501
مثلاً یکی از دوستانم
می دونم که از همسرش

148
00:09:23,584 --> 00:09:25,795
پنهان می کند که گل مصرف میکند
اسمش کیسی است

149
00:09:25,878 --> 00:09:27,505
- ام...

150
00:09:31,300 --> 00:09:34,220
یکی از دوستانم  از همسرش پنهان می
کند که مک دونالد میخورد

151
00:09:34,303 --> 00:09:36,430
چون چاق است و اسمش چارلی است.

152
00:09:38,557 --> 00:09:39,809
[شیطانی می خندد]

153
00:09:40,768 --> 00:09:42,978
من حدس می زنم که آنها اکنون می دانند، اما،

154
00:09:43,854 --> 00:09:48,150
خیلی عجیبه که بعد از مدت ها
آشنایی با مردم چیز جدیدی را متوجه می شوید.

155
00:09:48,234 --> 00:09:50,945
من این افراد را 25، 30 سال است که می شناسم.

156
00:09:51,028 --> 00:09:53,739
و من هفته گذشته متوجه شدم، پس

157
00:09:53,823 --> 00:09:57,034
از گذشت 25 سال از این دوستی ها،

158
00:09:57,118 --> 00:09:59,537
که تنها من کون میخورم

159
00:09:59,620 --> 00:10:02,623
در کل آن گروه  آیا این...
برای شما دیوانه نیست؟

160
00:10:02,707 --> 00:10:03,666
مثلا

161
00:10:10,756 --> 00:10:14,468
حدس می زنم با یک سری از بچه های
کلاس سوم دوست هستم.  نمی دانم.  ...

162
00:10:15,886 --> 00:10:19,640
یکی از بچه ها هم تازه عاشق شده است.
جاستین  تازه عاشق شده

163
00:10:20,516 --> 00:10:23,728
معمولاً افرادی که به تازگی عاشق
شده اند واقعاً اهل دل هستند، می دونید؟

164
00:10:23,811 --> 00:10:26,188
چون همه چیز رنگین
کمان و پروانه است.

165
00:10:26,272 --> 00:10:28,023
هر روز جاستین مثل...

166
00:10:28,107 --> 00:10:29,191
[با خوشحالی می خندد]

167
00:10:30,735 --> 00:10:31,986
[به آرامی] "من عاشق هستم."

168
00:10:32,778 --> 00:10:35,239
من می گم: "عالی است. تو کونش را خوردی؟"

169
00:10:36,240 --> 00:10:37,992
او  "نه" میگوید

170
00:10:38,659 --> 00:10:40,286
گفتم: پس تو او را دوست نداری.

171
00:10:42,204 --> 00:10:45,291
و او  گفت: "نه، من دارم."
و من گفتم: "نه، نداری."

172
00:10:46,709 --> 00:10:49,545
"اگر این کار را می کردی، شیرین
ترین بوسه را به او می دادی."

173
00:10:54,258 --> 00:10:58,137
- و او می‌گوید: "اون همان جایی است که او می ریند."

174
00:10:58,721 --> 00:11:02,266
گفتم : آره ولی تو همون حین نخورش که

175
00:11:03,809 --> 00:11:05,186
کمی صبر کن،

176
00:11:06,187 --> 00:11:09,231
حمومی چیزی ببرش
با برد پیت که اینجوری کردم

177
00:11:11,025 --> 00:11:13,611
[تشویق و تشویق]

178
00:11:19,658 --> 00:11:22,203
گفت حال بهم زنی
گفتم : باشه حالا

179
00:11:23,412 --> 00:11:26,916
و گفت: این کاری است که سگ انجام می دهد.
گفتم ببخشید؟

180
00:11:28,626 --> 00:11:31,462
گفت : سگ کون خودشو لیس میزنه

181
00:11:31,545 --> 00:11:32,880
گفتم: اول از همه، اگر

182
00:11:32,963 --> 00:11:34,924
می تونستم کون خودم را لیس بزنم،

183
00:11:36,091 --> 00:11:37,802
الان در تور و اجرا نبودم

184
00:11:39,428 --> 00:11:42,181
انجامش میدادم تا وفتی که
یه دکتر بگه نکن

185
00:11:43,682 --> 00:11:45,768
تا حدی که باید جلوم مینشست و میگفت

186
00:11:45,851 --> 00:11:48,896
اگه قظع نکنی کونی واست نمیمونه

187
00:11:50,439 --> 00:11:52,525
منم میگفتم : ولی خیلی حال میده

188
00:11:55,027 --> 00:11:56,737
و میگفت : بهت اعتماد ندارم

189
00:11:57,404 --> 00:11:59,615
"میخوام یه قلاده دور گردنت بذارم."

190
00:12:00,783 --> 00:12:03,702
من می تونم آن را با پنجه هایم بردارم.

191
00:12:06,163 --> 00:12:08,707
ببخشید خیلی احمقانه بود  متاسفم.
اکنون...

192
00:12:10,668 --> 00:12:14,129
کاش پدرم هنوز اینجا بود، می‌دنی؟
او چند ماه پیش درگذشت.

193
00:12:14,213 --> 00:12:17,424
و می فهمم که بخشی از زندگی است.
برای همه اتفاق می افتد.

194
00:12:17,508 --> 00:12:21,887
و اوه، می دانید، من... من فقط... من هرگز به
ملاقات کسی بیمار در بیمارستان نرفته بودم.

195
00:12:21,971 --> 00:12:23,973
این یک تجربه جدید بود.  عجیب بود.

196
00:12:24,056 --> 00:12:26,600
اگر هرگز این کار را نکرده‌اید،
به بیمارستان می‌روید و بعد

197
00:12:26,684 --> 00:12:29,854
کسی که آنجا کار می‌کند
می‌گوید: «اینجا هستی که ببینی...»

198
00:12:29,937 --> 00:12:32,731
و تو برو، "آره."  آنها می
گویند: "به زودی می میرند."

199
00:12:32,815 --> 00:12:35,693
و شما میگید "من هم همینطور فکر کردم.
برای همین آمدم."

200
00:12:36,694 --> 00:12:39,697
و سپس آنها می گویند، "شما می توانید
به آنجا بروید و اکنون مردنش را تماشا کنید."

201
00:12:39,780 --> 00:12:41,407
و شما میگید "متشکرم

202
00:12:42,741 --> 00:12:45,619
من شخصاً احساس
می‌کنم مردن کسی را تماشا

203
00:12:45,703 --> 00:12:47,705
کردن که شما قصد
کشتن او را ندارید...

204
00:12:49,081 --> 00:12:51,625
- عجیب است، می دانید؟

205
00:12:51,709 --> 00:12:54,712
مثلاً اگر کسی را
داشته باشی و شبیه...

206
00:12:57,214 --> 00:12:58,507
و آنها می گویند: "من دارم می میرم."

207
00:12:58,591 --> 00:13:01,385
میگید : "من می دونم. . میخوام بمیری. واسه همین
انجامش میدم."

208
00:13:01,468 --> 00:13:03,262
احتمالا حس خوبی داره  نمی دانم.

209
00:13:04,263 --> 00:13:09,143
من فرض می کنم این یک احساس سرخوشی است که شما
برای همیشه و همیشه به دنبال آن هستید.  ولی...

210
00:13:09,935 --> 00:13:14,605
از گارث بروکس(خواننده ای که شایعه قاتل بودن داره) بپرسید او همه
چیز را به شما خواهد گفت.  ...

211
00:13:20,237 --> 00:13:21,447
یالاه

212
00:13:22,281 --> 00:13:24,617
جنازه ها کجا هستند، جی؟

213
00:13:26,869 --> 00:13:27,912
لطفا.

214
00:13:30,581 --> 00:13:33,500
- نقاط را به هم وصل کنید.  حالا...

215
00:13:33,584 --> 00:13:38,881
من به شما این را خواهم گفت.
من با پدرم صحبت خوبی داشتم.

216
00:13:38,964 --> 00:13:41,926
و امیدوارم اگر زمانی در چنین موقعیتی
قرار گرفتید، شما هم تجربه کنید

217
00:13:42,009 --> 00:13:45,179
این صحبت عالی را داشتیم.
و بعد او یهو اینو میگه.

218
00:13:45,262 --> 00:13:48,015
او می گه: "می دونی
چه چیزی بهت نگفته ام؟"

219
00:13:48,098 --> 00:13:50,643
منم میگم : نه چی ؟

220
00:13:50,726 --> 00:13:53,354
و من واقعاً امیدوار بودم
که او بگوید، ،

221
00:13:53,437 --> 00:13:55,606
"در حیاط خلوت گنجی دفن شده است."

222
00:13:57,024 --> 00:13:58,025
"اون برای تو است."

223
00:13:59,068 --> 00:14:04,630
می گویم: "چیزی که تا به حال به من نگفتی؟"  او
می‌گوید: "من پشم کامل  روی یک خانم را دوست دارم."

224
00:14:03,614 --> 00:14:06,367
و من میگم "چی؟ چی؟"

225
00:14:09,536 --> 00:14:11,455
او می‌گوید: «مادرت مدام
اونجاش را اصلاح میکرد.

226
00:14:11,538 --> 00:14:14,291
- من می روم، "هی، وات دع فاک، مرد؟"

227
00:14:15,668 --> 00:14:17,962
می گویم چرا این را به من می گی؟

228
00:14:18,045 --> 00:14:21,840
- و او می گوید: "به کی باید میگفتم؟"

229
00:14:21,924 --> 00:14:24,551
من میگم: "خداوند، داری میری دیدنش

230
00:14:25,552 --> 00:14:29,014
همین بود بعدش یه فهش داد و مرد

231
00:14:34,311 --> 00:14:36,772
این آخرین آرزویش بود.

232
00:14:36,855 --> 00:14:37,856
خیلی خوب؟

233
00:14:39,108 --> 00:14:41,276
شرکت برآورده کردن آرزو ها عصبانی بود

234
00:14:43,779 --> 00:14:47,491
می گفتند: "ما این کار را نمی کنیم
گفتم: "خب، شاید باید بکنید."

235
00:14:48,075 --> 00:14:50,536
اگر بین گفتن آن یا
ملاقات با تام برادی بود،

236
00:14:50,619 --> 00:14:52,955
من می خواهم بگویم "لعنت به تام برادی.
می خواهم آن را بگویم."

237
00:15:02,172 --> 00:15:05,509
چیزی که واقعاً در مورد از دست دادن
والدین بد است، زمانی است که شما بچه دارید.

238
00:15:05,592 --> 00:15:08,971
چون می‌خواهید والدینتان با
بچه‌هایتان معاشرت کنند، می‌دانید؟

239
00:15:09,054 --> 00:15:11,223
من دارم... دو تا پسر دارم.

240
00:15:11,306 --> 00:15:13,392
آنها شش و سه ساله هستند.

241
00:15:13,475 --> 00:15:15,352
و آنها پسر هستند.

242
00:15:15,436 --> 00:15:19,189
مرد واقعی، اگر
بفهمید چی میگم  اوه...

243
00:15:23,318 --> 00:15:25,696
نگران نباشید، ما از آنها پرسیدیم.

244
00:15:26,530 --> 00:15:29,533
اونها هم گفتند : قطعا

245
00:15:29,616 --> 00:15:30,868
"این به شما بستگی دارد."

246
00:15:31,994 --> 00:15:33,120
اکنون...

247
00:15:34,620 --> 00:15:42,047
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

248
00:15:43,547 --> 00:15:46,884
خوشبختانه من یک پسر
عمو دارم که در نزدیکی

249
00:15:46,967 --> 00:15:49,219
من زندگی می کند و
او دو دختر هم سن دارد.

250
00:15:49,303 --> 00:15:51,346
شش و سه.

251
00:15:51,430 --> 00:15:54,183
بنابراین من این
تجربه بسیار متفاوت

252
00:15:54,266 --> 00:15:56,685
را از نزدیک و از
نزدیک دریافت می کنم

253
00:15:56,769 --> 00:15:57,811
همیشه.

254
00:15:57,895 --> 00:16:01,106
و این دخترها به خانه من می آیند.
خدای من.

255
00:16:01,190 --> 00:16:04,902
من چه گناهی کردم که دختر دار نشدم؟  این دختران...

256
00:16:04,985 --> 00:16:06,904
میان و میگن :

257
00:16:06,987 --> 00:16:08,572
[به آرامی] "سلام، عمو تامی."

258
00:16:09,990 --> 00:16:12,076
من می گویم: "سلام به شما

259
00:16:13,577 --> 00:16:15,245
میگند کجا بنشینیم؟

260
00:16:16,830 --> 00:16:18,248
می گم: یکی از صندلی ها را امتحان کن.

261
00:16:21,293 --> 00:16:23,504
و آنها می گویند: "ما دوست داریم رنگ کنیم."

262
00:16:24,046 --> 00:16:25,214
میگم، "خواهش می کنم."

263
00:16:28,008 --> 00:16:32,012
و بعد می نشینند و رنگ می گیرند.

264
00:16:35,516 --> 00:16:38,143
یک ساعت بعد، من می
توانم به آن اتاق بروم

265
00:16:38,227 --> 00:16:40,312
و آنها مانند...
[خوشحالانه زمزمه می کنند]

266
00:16:44,483 --> 00:16:45,859
من می گم: "خوب است."

267
00:16:46,527 --> 00:16:47,903
"پسران من کجا هستند؟"

268
00:16:49,530 --> 00:16:51,031
"آیا آنها در خانه هستند؟"

269
00:16:52,032 --> 00:16:53,450
"آیا آنها روی خانه هستند؟"

270
00:16:54,868 --> 00:16:57,287
"آیا... اوه، آنها در خیابان هستند.
فوق العاده است."

271
00:16:58,580 --> 00:17:01,166
بیرون می‌روم و می‌گویم:
«بچه‌ها چه کار می‌کنید؟»

272
00:17:01,250 --> 00:17:03,669
و آنها مانند "ما همه مداد
رنگی ها را شکستیم..."

273
00:17:05,337 --> 00:17:07,881
"...و ما آنها را در صندوق پستی قرار دادیم."

274
00:17:07,965 --> 00:17:10,259
کاملا منطقی بود

275
00:17:10,342 --> 00:17:12,302
"متشکرم. ممنون که این کار را کردی."

276
00:17:18,517 --> 00:17:20,894
کودک شش ساله من می
گوید: «چه کار می کنی؟

277
00:17:20,978 --> 00:17:23,105
اگر آدم بدی وسایلت را برد؟"

278
00:17:25,190 --> 00:17:27,484
"از او می خوام که آن را پس بده.
من نمی دانم."

279
00:17:28,026 --> 00:17:29,903
او مگه: "من شمشیر می گیرم."

280
00:17:31,864 --> 00:17:33,740
"من او را تکه تکه می کردم."

281
00:17:35,117 --> 00:17:37,786
"و من قطعات را در صندوق پستی می گذاشتم."
من مثل...

282
00:17:39,997 --> 00:17:42,666
"با صندوق پست
چیکار میکنی، دامر؟"

283
00:17:45,836 --> 00:17:50,898
اونم میگه : میدونستی بابابزرگ از پشم کامل خوشش میومد
منم میگم :

284
00:17:51,592 --> 00:17:53,510
"بهت زنگ زد؟ از کجا میدونی؟"

285
00:18:01,852 --> 00:18:03,812
بچه هام مرا تام صدا می کنند.

286
00:18:05,522 --> 00:18:07,107
رو اعصابه

287
00:18:07,816 --> 00:18:11,069
هر روز، بزرگتره میگه...
"چطوری، تام؟"

288
00:18:11,820 --> 00:18:15,073
من می گم: "هی، من پدر
ناتنی لعنتی تو نیستم، باشه؟"

289
00:18:18,744 --> 00:18:21,663
"کاش  بودم.
خیلی راحت تر بود. اما من نیستم."

290
00:18:23,832 --> 00:18:26,126
من می گویم: "من را بابا صدا کن."
او می گوید: "من تام را دوست دارم."

291
00:18:26,210 --> 00:18:27,461
منم میگم : باشه

292
00:18:28,128 --> 00:18:31,590
"صدات چی شده؟ سیگار میکشی؟
چرا اینطوری حرف میزنی؟"

293
00:18:32,716 --> 00:18:36,477
بچه صداش جوریه انگار هر روز پیکان جوانان تعمیر میکنه

294
00:18:37,179 --> 00:18:42,434
... او واقعاً فقط وسواس بازی
ویدیویی چند دهه ای، <i>پک-من</i> دارد.

295
00:18:42,517 --> 00:18:45,687
و او سوالات <i>Pac-Man</i> دارد

296
00:18:45,771 --> 00:18:48,649
صبح، ظهر و شب.

297
00:18:49,441 --> 00:18:51,818
ساعت سه صبح مرا از خواب بیدار کرد.

298
00:18:51,902 --> 00:18:55,197
بیایید شفاف باشیم.  او نمی داند
چگونه کسی را بیدار کند.  خیلی خوب؟

299
00:18:55,280 --> 00:18:57,783
یک اینچ از صورتم ایستاد...

300
00:19:00,661 --> 00:19:03,705
تهدیدآمیزترین راهی که کسی
می تواند شما را بیدار کند.

301
00:19:04,456 --> 00:19:06,333
او فقط می گوید: "هی، تام!"

302
00:19:06,416 --> 00:19:09,336
من اینطور گفتم: "لعنت مقدس!"

303
00:19:11,880 --> 00:19:12,839
"چی؟!"

304
00:19:14,925 --> 00:19:16,718
او می گوید: "چه اتفاقی می افتد...

305
00:19:17,928 --> 00:19:19,846
اگر پک من به خانه نیاز داشت؟

306
00:19:19,930 --> 00:19:22,224
من میگم "چی... چی؟!"

307
00:19:25,060 --> 00:19:28,355
او فکر می کند من
سوال را متوجه نشدم.

308
00:19:29,523 --> 00:19:31,608
بنابراین او سرعت آن را کاهش می دهد.  برای من.

309
00:19:33,193 --> 00:19:36,530
او می گه...  "چه اتفاقی می افتد...

310
00:19:37,364 --> 00:19:38,198
اگر..."

311
00:19:38,282 --> 00:19:42,119
من میگم، "او به یک بنگاهی تماس زنگ میزد."
من دارم سکته قلبی می کنم، باشه؟

312
00:19:44,079 --> 00:19:46,581
پک من وام می گرفت
و خانه می خرید.

313
00:19:47,165 --> 00:19:48,959
او می گوید: "باشه، من می روم بخوابم."

314
00:19:49,042 --> 00:19:51,878
من می گویم "خوب.
من سه روز بیدار خواهم بود. ممنون."

315
00:19:56,466 --> 00:19:57,509
همزمان،

316
00:19:57,592 --> 00:19:59,886
من یک مانیتور روی میز

317
00:19:59,970 --> 00:20:01,096
برای پسر کوچک دارم.

318
00:20:01,179 --> 00:20:03,223
این یارو در رختخواب می ایستد

319
00:20:03,974 --> 00:20:05,684
و او می گوید: "این چی بود؟"

320
00:20:11,523 --> 00:20:13,734
پس الان کونم را به اتاقش می کشم.

321
00:20:14,693 --> 00:20:17,779
او با روده بیرون ایستاده است.
میدونی که مثل...

322
00:20:24,494 --> 00:20:27,789
من می گویم، "شورون داری؟
چرا اینطور ایستاده ای رفیق؟"

323
00:20:31,835 --> 00:20:34,463
میگم "چی؟"  او می گوید: این چه کاری بود؟

324
00:20:35,756 --> 00:20:37,341
می گویم: چی بود؟

325
00:20:37,424 --> 00:20:38,633
او می گوید: "این."

326
00:20:39,760 --> 00:20:41,094
می گویم: این چیست؟

327
00:20:41,178 --> 00:20:44,139
او می گوید: این چه کاری بود؟
"من نمی دانم چه می پرسید."

328
00:20:46,975 --> 00:20:48,977
او می گه: "این چو چو بود؟"

329
00:20:50,228 --> 00:20:51,521
گفتم: چی؟

330
00:20:51,605 --> 00:20:55,025
او می رود...
[با عصبانیت] "آیا این چو چو بود؟"

331
00:20:56,401 --> 00:20:59,780
- او اینطور گفت: "به اندازه کافی احمق هستی..."

332
00:21:00,572 --> 00:21:02,407
«... تا قطارهایمان را

333
00:21:02,491 --> 00:21:04,368
بدون راهنما روشن کنیم

334
00:21:05,494 --> 00:21:07,079
در خونه؟" من می گویم: "نه."

335
00:21:07,162 --> 00:21:10,082
میگه خب چی بود؟
میگم: «نمی‌دانم».

336
00:21:11,083 --> 00:21:14,544
گفتم : شاید چو چو بود .
او می گوید: "آره. این کار را نکن."

337
00:21:14,628 --> 00:21:17,047
- من  "اوه" گفتم.

338
00:21:17,130 --> 00:21:19,966
"خوب، رئیس القاعده،
به غار خود برگرد."

339
00:21:24,846 --> 00:21:27,182
او یکی از آن بچه هایی است که
فقط با عصبانیت واقعی می خندد.

340
00:21:27,265 --> 00:21:30,602
نمی دانم تا به حال یکی از آن
هلوها را دیده اید یا نه، اما...

341
00:21:31,311 --> 00:21:35,399
ببینید اکثر بچه های دو و سه
ساله به خشم ساخته شده می خندند.

342
00:21:35,482 --> 00:21:38,819
خشم اجرایی.  شما می توانید به
یک بچه در آن سن بروید و فقط بروید،

343
00:21:38,902 --> 00:21:41,488
"ررر. و آنها مانند..."
[با خوشحالی می‌خندد]

344
00:21:42,489 --> 00:21:44,324
و این بچه میگه "مم-مم" است.

345
00:21:45,075 --> 00:21:47,327
"من می خواهم فشار خونت را بالا ببینم، مرد."

346
00:21:49,454 --> 00:21:52,332
سخت‌ترین خنده‌اش را
دیده‌ام، حتی نزدیک هم نیست،

347
00:21:52,416 --> 00:21:55,377
زمانی است که کلید
ماشینم را در توالت می‌کشید.

348
00:21:57,129 --> 00:21:58,839
تقصیر من بود، حدس می زنم.

349
00:22:00,006 --> 00:22:01,258
من آویزونشون نکردم

350
00:22:01,341 --> 00:22:04,761
آنها را روی میز قهوه ای که
خودم هم خریدم گذاشتم.  و...

351
00:22:07,389 --> 00:22:10,183
روی کاناپه دراز کشیده بودم.
میدونی روز طولانی بود

352
00:22:10,267 --> 00:22:11,560
کون کوچکش را می بینم

353
00:22:11,643 --> 00:22:13,019
که وارد اتاق می شود،

354
00:22:13,103 --> 00:22:16,189
کلیدها را ببین، و او مانند...

355
00:22:16,273 --> 00:22:18,066
[خنده]

356
00:22:18,150 --> 00:22:20,402
و من می گویم: "نه. نکن."

357
00:22:20,485 --> 00:22:23,113
و آنها را برمی دارد و
می گوید: مرا تعقیب کن.

358
00:22:26,408 --> 00:22:27,451
"پایین سالن."

359
00:22:29,536 --> 00:22:30,620
می گم، "باشه."

360
00:22:30,704 --> 00:22:32,956
من به او یک شروع می دم.  او سه است.

361
00:22:34,458 --> 00:22:35,876
وقتی بلند می شوم،

362
00:22:35,959 --> 00:22:38,378
او را می بینم که در حمام فرو می رود.
من مثل...

363
00:22:38,462 --> 00:22:39,504
"نه."

364
00:22:41,631 --> 00:22:43,091
و وقتی به آنجا رسیدم...

365
00:22:43,175 --> 00:22:44,801
[سیفون توالت را تقلید می کند]

366
00:22:44,885 --> 00:22:48,180
و حالم را گم می کنم

367
00:22:50,056 --> 00:22:53,643
من سر او فریاد نمی زنم.
من فقط سر زندگیم فریاد می زنم.

368
00:22:53,727 --> 00:22:55,187
- میدونی؟

369
00:22:55,270 --> 00:22:56,897
من مثل "لعنتی!"

370
00:22:58,356 --> 00:22:59,441
"نه!"

371
00:23:00,984 --> 00:23:02,027
"لعنتی!"

372
00:23:02,944 --> 00:23:06,406
و وقتی برمی گردم، او می گوید: "این چیزی
که من در موردش صحبت می کنم."

373
00:23:12,704 --> 00:23:14,164
[اعضای حضار سوت می زنند]

374
00:23:16,875 --> 00:23:19,336
- "تو خیلی پسر بامزه ای هستی."

375
00:23:19,419 --> 00:23:21,421
لعنتی به سینه اش زدم

376
00:23:25,175 --> 00:23:26,635
خدایا اون چرندیات کوچولو

377
00:23:28,178 --> 00:23:29,804
دوش گرفتم

378
00:23:29,888 --> 00:23:31,348
با بچه شش ساله

379
00:23:31,431 --> 00:23:33,016
او شش سال دارد، 16 سالش نیست.

380
00:23:33,099 --> 00:23:34,893
- ام...

381
00:23:36,019 --> 00:23:37,896
اگر تا به حال با یک کودک
شش ساله دوش نگرفته اید،

382
00:23:37,979 --> 00:23:40,857
اجازه دهید من به شما توصیه ای
کنم: مطمئن شوید که بچه مال شماست.

383
00:23:40,941 --> 00:23:43,652
- وگرنه...

384
00:23:45,237 --> 00:23:47,572
عجیب است اگر اینگونه
باشید که "اسم شما چیست؟"

385
00:23:50,033 --> 00:23:51,743
او پسر من است.

386
00:23:52,369 --> 00:23:55,622
و می‌خواستم، می‌دانی...
سعی می‌کردم مثل یک پدر سرگرم‌کننده باشم.

387
00:23:55,705 --> 00:23:57,374
من... سر دوش را به او تعارف کردم.

388
00:23:57,457 --> 00:23:59,417
فکر می کردم این یک چیز
سرگرم کننده و لحظه ای است.

389
00:23:59,501 --> 00:24:01,962
من می گویم: "می خواهی سر دوش را بگیری؟"

390
00:24:02,045 --> 00:24:03,421
و او میگه "آره."

391
00:24:04,839 --> 00:24:08,009
به او می دهم.  او تازه شروع به
تمیز کردن دوش می کند.  او شبیه به...

392
00:24:13,348 --> 00:24:16,059
، می دانید، پس از یک دقیقه، من میگم

393
00:24:16,142 --> 00:24:17,561
"می تونی من رو خیس کنی؟"

394
00:24:20,814 --> 00:24:23,900
و او می گوید: "تام، آرام باش. باشه؟"

395
00:24:29,781 --> 00:24:31,700
سپس او به من نگاه می کند.

396
00:24:31,783 --> 00:24:33,910
چه کیر بزرگی داری

397
00:24:35,829 --> 00:24:37,330
"و من یک کوچک دارم."

398
00:24:38,999 --> 00:24:41,418
من می گویم: "خب، این به این دلیل
است که مال من شق شده، رفیق."

399
00:24:50,010 --> 00:24:52,470
"ما هم می توانیم کیر تورو شق کنیم.
فقط باید ......."

400
00:25:05,650 --> 00:25:08,778
[با خنده] من پسرم را ناراضی نکردم.

401
00:25:11,573 --> 00:25:13,992
من فقط همیشه می خواستم این را بگویم.  اوه...

402
00:25:22,042 --> 00:25:23,627
حقیقت این است که...

403
00:25:24,919 --> 00:25:26,921
حقیقت این است که او واقعاً گفت:

404
00:25:27,005 --> 00:25:30,967
"شما آلت تناسلی بزرگ دارید.
و من یک آلت تناسلی کوچک دارم."

405
00:25:31,051 --> 00:25:33,928
و آنچه من واقعاً گفتم، بلافاصله،

406
00:25:34,012 --> 00:25:37,140
و منظورم این است که در

407
00:25:37,223 --> 00:25:38,600
کسری از ثانیه او گفت که

408
00:25:38,683 --> 00:25:40,560
گفتم : نههه

409
00:25:47,067 --> 00:25:49,653
و اگر شما بگید
"چرا فریاد زدید "نه"؟

410
00:25:50,195 --> 00:25:52,489
فکر می کنم چون در آن کسری از ثانیه

411
00:25:52,572 --> 00:25:55,450
فکر کردم، "نمی‌خواهم
این حرف‌هایی باشد

412
00:25:55,533 --> 00:25:58,078
که وقتی ما بیرون هستیم
شروع به گفتن کنید."

413
00:26:00,955 --> 00:26:03,124
من نمی خواهم در فروشگاهی
باشم که او شبیه آن باشد،

414
00:26:03,208 --> 00:26:05,627
"آیا آلت تناسلی بزرگ داری؟"
من مثل... "آره."

415
00:26:07,879 --> 00:26:10,173
"می دونی این چجوریه."
یارو میگه "من نمی دونم چگونه است."

416
00:26:10,256 --> 00:26:12,342
"این لعنتی برای چی بود؟"

417
00:26:15,428 --> 00:26:16,971
بدترین قسمت این

418
00:26:17,055 --> 00:26:18,431
است که او را ترساندم.

419
00:26:18,515 --> 00:26:23,812
وقتی فریاد زدم.  این یک احساس وحشتناک
است.  به دلیل واکنش بیش از حد شما

420
00:26:23,895 --> 00:26:27,691
ترس را در چهره فرزندتان مشاهده می
کنید.  و می خواستم حرف درست را بزنم.

421
00:26:27,774 --> 00:26:32,112
یا هر چیزی که در آن
موقعیت درست است بگوییم.

422
00:26:32,195 --> 00:26:34,447
که فکر می کنم
چیزی شبیه به آن بود،

423
00:26:34,531 --> 00:26:37,951
"تو هیچ کار اشتباهی نکردی.
یک مشاهده کردی."

424
00:26:38,034 --> 00:26:41,413
"نباید فریاد می زدم. متاسفم.
آیا به روانشناس نیاز داری؟"

425
00:26:41,496 --> 00:26:43,915
- "دوستت دارم مرد."  میدونی...

426
00:26:43,998 --> 00:26:47,627
اما همه چیز آنقدر سریع اتفاق
افتاد که نمی دانستم چه بگویم.

427
00:26:47,711 --> 00:26:50,296
پس لعنتی بهترین چیزی که میتونستم پیدا کنم؟

428
00:26:50,380 --> 00:26:51,715
گفتم: نه!

429
00:26:51,798 --> 00:26:53,633
"فقط... هه."

430
00:26:59,472 --> 00:27:01,182
حالا او کاملاً گیج شده است.

431
00:27:02,726 --> 00:27:04,894
او می گه...
[زمزمه می کند] "آلت تناسلی بزرگی داری."

432
00:27:09,107 --> 00:27:10,525
"من یک کوچک دارم."

433
00:27:12,152 --> 00:27:14,571
من می گویم: "خب، لعنتی به کسی نگو."

434
00:27:16,072 --> 00:27:18,533
می گوید بابابزرگ آلت تناسلی بزرگی داشت؟

435
00:27:19,242 --> 00:27:21,995
می گم، "یادم نیست.
خیلی وقت بود ندیده بودم."

436
00:27:23,663 --> 00:27:25,039
بیا بریم از مادربزرگ بپرسیم.

437
00:27:27,167 --> 00:27:28,168
و ما انجام دادیم.

438
00:27:29,961 --> 00:27:30,879
و نداشت

439
00:27:45,310 --> 00:27:46,311
محض اطلاع

440
00:27:47,020 --> 00:27:49,063
منم ندارم

441
00:27:49,147 --> 00:27:52,275
من می خواهم این را برای
همه در اینجا کاملاً روشن کنم.

442
00:27:52,358 --> 00:27:56,321
من آلت تناسلی بزرگ ندارم.

443
00:27:56,404 --> 00:27:57,739
ولی...

444
00:27:57,822 --> 00:27:59,324
در کنار یک کودک شش ساله...

445
00:28:01,659 --> 00:28:04,204
... من یک پتک لعنتی لای پاهام دارم.

446
00:28:04,287 --> 00:28:05,497
نسبتاً به آن افتخار می کنم.

447
00:28:15,131 --> 00:28:17,509
تقریباً صحنه لعنتی را شکستی، رفیق.

448
00:28:20,386 --> 00:28:22,263
حقیقت این است.  من فقط ، اوه...

449
00:28:22,347 --> 00:28:23,556
من خوشحالم

450
00:28:23,640 --> 00:28:26,684
که دوباره استند آپ اجرا کنم
و واقعا ایستاده باشم

451
00:28:26,768 --> 00:28:28,311
زیرا چندی پیش،

452
00:28:28,394 --> 00:28:31,940
من یک مصدومیت ورزشی داشتم.
نمی دانم این را می دونید یا نه.  اوم...

453
00:28:36,027 --> 00:28:37,070
خوب...

454
00:28:37,946 --> 00:28:42,534
اگر نمی دونید، سعی می کنم
این را با صراحت بیان کنم.  اوه...

455
00:28:42,617 --> 00:28:44,619
من، تام، مردی که می

456
00:28:44,702 --> 00:28:46,788
بینید اینجا ایستاده است،

457
00:28:46,871 --> 00:28:48,998
به شدت مجروح شدم

458
00:28:49,874 --> 00:28:52,210
در حین شرکت

459
00:28:52,293 --> 00:28:54,546
در مسابقه اسلم دانک

460
00:29:01,928 --> 00:29:06,140
روی یک سبد کمی پایین تر.  اکنون...

461
00:29:06,224 --> 00:29:09,060
وحشی بود.  اگر نمی
دانید، من تاندون کشککم را

462
00:29:09,143 --> 00:29:12,021
پاره کردم... ... همان جا.

463
00:29:12,105 --> 00:29:14,399
که، می دانید، هر چه باشد.
[خنده]

464
00:29:15,692 --> 00:29:17,861
برای کلی تامپسون اتفاق
افتاد، برای من اتفاق افتاد.

465
00:29:17,944 --> 00:29:19,696
برای ما اتفاق می افتد.  ولی...

466
00:29:22,407 --> 00:29:26,119
من کلای تامپسون نیستم، پس
این دستم را هم شکستم.  و...

467
00:29:27,036 --> 00:29:30,164
همه اینها در ویدیو ضبط
شده است که به نظر من خیلی

468
00:29:30,248 --> 00:29:32,083
خنده دار نیست، اما بسیاری
از مردم از آن لذت می برند.

469
00:29:33,877 --> 00:29:36,629
باید به مردم بگویم
"آن شب زیاد نخندیدم."

470
00:29:36,713 --> 00:29:38,506
و آنها مانند "واقعا؟"  آره

471
00:29:38,590 --> 00:29:42,135
یک تبادل وجود دارد که دوست دارم
آن را به اشتراک بگذارم، و آن این است.

472
00:29:42,218 --> 00:29:45,972
بلافاصله بعد از آسیب
دیدگی در اورژانس بودم.

473
00:29:46,055 --> 00:29:50,226
و من به شدت آسیب دیدم.  من یک
دست شکسته بودم، یک پا که کار نمی کرد.

474
00:29:50,310 --> 00:29:52,770
و مرا برای اتاق
عمل آماده می کردند.

475
00:29:52,854 --> 00:29:56,149
و در آن زمان یک جراح

476
00:29:56,232 --> 00:29:57,525
تروما وارد آن اتاق شد

477
00:29:57,609 --> 00:29:59,360
و او به اشعه ایکس من نگاه کرد

478
00:29:59,444 --> 00:30:01,195
و می گوید: تصادف رانندگی؟

479
00:30:04,324 --> 00:30:07,744
و من باید آنجا دراز بکشم و بروم...
[بی سر و صدا] "مسابقه دانک."

480
00:30:15,335 --> 00:30:18,046
و او می گوید: "این چی بود؟
چی گفتی؟"

481
00:30:18,880 --> 00:30:22,425
و من می گم، "مسابقه
دانک کیری".

482
00:30:23,927 --> 00:30:26,554
موقع دانک کردن ماشین زد بهت ؟

483
00:30:28,681 --> 00:30:31,392
گفتم: "چرا کار لعنتی خود
را انجام نمی دی، خوب؟"

484
00:30:32,226 --> 00:30:36,356
بعضی ها این را نمی دانند،
من سه هفته در بیمارستان بودم.

485
00:30:36,439 --> 00:30:37,941
مدت زمانی زیادی است.

486
00:30:38,024 --> 00:30:39,776
فکر نمی کنم اگر دوست عزیز و

487
00:30:39,859 --> 00:30:42,737
عزیزم نبود از پسش بر می آمدم

488
00:30:42,820 --> 00:30:44,989
- دیلاودید  ام...
- [خنده]

489
00:30:46,240 --> 00:30:48,952
آره  نفهمیدم که

490
00:30:49,035 --> 00:30:52,372
دارم وقتمو هدر میدم

491
00:30:53,581 --> 00:30:55,249
با علف کشیدن این همه سال...

492
00:30:57,293 --> 00:31:00,838
... وقتی مواد مخدر همانجاست.
خیلی خوب؟

493
00:31:03,049 --> 00:31:05,969
اون گوه حرف نداره

494
00:31:06,511 --> 00:31:09,764
اگر کسی به شما اکسی پیشنهاد داد،
بگویید: "دو تا به من بده."

495
00:31:09,847 --> 00:31:13,935
چون... آنها شگفت انگیز هستند و
هیچ اتفاق بدی برای شما نمی افتد.

496
00:31:16,104 --> 00:31:20,865
نه، زندگی شما از هم خواهد پاشید، اما تا زمانی
که اتفاق می افتد، احساس خوبی خواهید داشت.

497
00:31:20,942 --> 00:31:22,527
تنها نقطه ضعف واقعاً این است

498
00:31:22,610 --> 00:31:25,905
که دیگر هرگز نمیرینید.

499
00:31:25,989 --> 00:31:27,448
- اوه...

500
00:31:27,532 --> 00:31:32,120
هشت روز بعد از شروع خوردن
آنها، اولین بار ریدم.

501
00:31:32,203 --> 00:31:33,413
من ترسیده بودم.

502
00:31:33,496 --> 00:31:34,622
به دکتر زنگ زدم

503
00:31:34,706 --> 00:31:38,001
من می گفتم، "من یک دست دارم که
کار نمی کند، یک پا که کار نمی کند."

504
00:31:38,084 --> 00:31:40,795
"چگونه تکیه کنم؟ چگونه خود را پاک کنم؟"

505
00:31:40,878 --> 00:31:42,630
او می گوید: نگران نباش.

506
00:31:43,256 --> 00:31:46,426
"یکی از پرستاران این کار را انجام
خواهد داد."  و من اینطور گفتم: "باشه."

507
00:31:48,052 --> 00:31:51,264
و سپس یک پرستار
مرد لعنتی وارد اتاق شد

508
00:31:53,057 --> 00:31:56,477
آنها نیز مجاز به داشتن این شغل هستند.
و...

509
00:31:59,856 --> 00:32:02,775
این یارو پشت در ایستاد و یک

510
00:32:02,859 --> 00:32:04,777
بسته دستمال مرطوب انداخت.

511
00:32:08,656 --> 00:32:09,907
می گویم: این چیست؟

512
00:32:10,575 --> 00:32:13,369
گفت: دکتر گفت باید
خودت را تمیز کنی

513
00:32:13,453 --> 00:32:15,204
و من گفتم... [خنده شیطانی]

514
00:32:19,542 --> 00:32:20,835
"تو این کار را خواهی کرد."

515
00:32:22,295 --> 00:32:24,964
و من یک پرستار حرفه ای بالغ را دیدم

516
00:32:25,048 --> 00:32:27,717
- فقط بگه، "آه، لعنتی."  ...

517
00:32:27,800 --> 00:32:30,720
اون کنار کشید.  دیدم کارش را رها کرد.
این دیوانه نیست؟  اکنون...

518
00:32:31,471 --> 00:32:33,056
پنج روز بعد،

519
00:32:33,139 --> 00:32:35,141
من ریدن دومم را داشتم،

520
00:32:35,224 --> 00:32:38,478
و یک پرستار پیرزن را
فرستادند که خوب است.

521
00:32:38,561 --> 00:32:40,521
اما او تمام مدت صحبت کرد.

522
00:32:40,605 --> 00:32:43,649
میدونی چقدر وحشتناکه...؟
شما آسیب پذیر هستید.  مانند

523
00:32:44,901 --> 00:32:48,488
او به آنجا برگشته است، مثلاً
"چگونه این همه مدفوع را تمیز کنیم؟"

524
00:32:48,571 --> 00:32:51,741
- من مثل "نمی دانم. خفه شو."

525
00:32:54,994 --> 00:32:57,330
و او می گوید: "من، من، من."

526
00:32:58,206 --> 00:33:01,292
"تو اینجا خیلی پشم داری
میگم

527
00:33:02,418 --> 00:33:05,245
"آره، من این کار را برای پدرم انجام می دهم."

528
00:33:09,342 --> 00:33:10,176
چیه؟

529
00:33:10,885 --> 00:33:11,803
منظور من این است که...

530
00:33:15,848 --> 00:33:18,351
دوست دارم او را در بهشت
​​تصور کنم که به پایین نگاه می کند.

531
00:33:18,434 --> 00:33:20,686
"به موهای پسرم نگاه کن.
این خوب نیست؟"

532
00:33:22,271 --> 00:33:24,232
خدا میگه آره ایول داره

533
00:33:25,650 --> 00:33:28,277
من پدرم را برهنه به تصویر می کشم.  میدونی؟

534
00:33:31,572 --> 00:33:34,117
من همه را در بهشت لخت ​​تصور می کنم...

535
00:33:34,200 --> 00:33:37,161
من فکر نمی کنم شما در بهشت
​​هستید، "امروز چه پیراهنی بپوشم؟"

536
00:33:37,245 --> 00:33:39,956
من فکر می کنم مردم برهنه هستند.
فکر کنم خدا برهنه اس

537
00:33:40,039 --> 00:33:41,541
فکر می کنم بعد از مدتی
منطقی است که پدرم

538
00:33:41,624 --> 00:33:46,170
متوجه شود که خدا یک
کیر لعنتی روی خودش دارد

539
00:33:46,254 --> 00:33:47,505
میدونی؟

540
00:33:47,588 --> 00:33:51,342
خداست.  به نظر من بسیار بزرگه.
و باشکوه.  فکر کنم آبی باشه

541
00:33:51,425 --> 00:33:53,136
- و من فکر می کنم...

542
00:33:53,219 --> 00:33:55,721
... دور آن رنگ طلایی دارد.

543
00:33:56,806 --> 00:33:59,142
فکر کنم بعد از مدتی بابام بره

544
00:33:59,225 --> 00:34:00,560
"آیا می توانم آن را لمس کنم؟"

545
00:34:02,395 --> 00:34:04,105
خدا هم میگه : البته

546
00:34:05,106 --> 00:34:07,108
تو یکی از بچه های من هستی.  [خنده]

547
00:34:15,741 --> 00:34:17,994
بعد می‌گوید: "ممنونم، خوب بود."

548
00:34:19,453 --> 00:34:21,831
و سپس خدا می گوید:
"می خواهی برف را ببینی؟"

549
00:34:24,876 --> 00:34:27,044
برف یعنی همین  شما این را نمی دانستید؟

550
00:34:28,254 --> 00:34:29,172
باریدن برف.

551
00:34:30,131 --> 00:34:32,425
خوب  امیدوارم برف رو
برات خراب کرده باشم  اکنون...

552
00:34:34,927 --> 00:34:37,805
شش ماه دوره توانبخشی

553
00:34:37,889 --> 00:34:39,473
بسیار شدید من طول کشید،

554
00:34:39,557 --> 00:34:41,017
PT و OT.

555
00:34:41,100 --> 00:34:43,769
واسشون یه جیغ و هورا

556
00:34:43,853 --> 00:34:45,313
کار با مردم

557
00:34:45,396 --> 00:34:47,231
- خارق العاده.
- [تشویق و تمجید]

558
00:34:47,315 --> 00:34:48,816
خب با من کار
کردند تا بتوانم دوباره

559
00:34:48,900 --> 00:34:51,903
به صورت عادی و طبیعی حرکت کنم.

560
00:34:51,986 --> 00:34:55,948
و پس از آن این
همیشه من را جذب می

561
00:34:56,032 --> 00:34:57,325
کند، شما بچه ها.  هفت
ماه به روز، به روز،

562
00:34:57,408 --> 00:34:58,701
بعد از اینکه مجروح شدم

563
00:34:58,784 --> 00:35:00,286
من در خانه بودم.

564
00:35:00,369 --> 00:35:01,704
خواب بودم.

565
00:35:01,787 --> 00:35:04,207
ساعت دو نیمه شب بود.

566
00:35:04,290 --> 00:35:06,209
و من صدای جیغ همسرم را شنیدم،

567
00:35:06,292 --> 00:35:09,212
اما، مثل یک فریاد
واقعی.  میدونی مثل...

568
00:35:11,297 --> 00:35:12,798
پس یک بالش برداشتم،

569
00:35:12,882 --> 00:35:14,217
برگشتم و این گوش

570
00:35:14,300 --> 00:35:16,093
را پوشاندم.  درست؟

571
00:35:17,595 --> 00:35:20,139
"سعی میکنم بخوابم."

572
00:35:21,641 --> 00:35:24,393
و سپس او شروع به
صدا زدن من به نام می کند.

573
00:35:24,477 --> 00:35:25,937
"تام؟"

574
00:35:27,104 --> 00:35:29,148
"تام؟"

575
00:35:29,232 --> 00:35:32,401
و من می گویم "خدایا

576
00:35:32,485 --> 00:35:34,779
لعنتش کنه

577
00:35:34,862 --> 00:35:36,155
"این واقعی به نظر می رسد."

578
00:35:37,031 --> 00:35:40,826
پس بلند شدم، برای خودم
چیزی درست کردم که بخورم.

579
00:35:46,207 --> 00:35:47,500
نوشیدنی ریختم

580
00:35:48,584 --> 00:35:50,253
و من گفتم "خیلی خب

581
00:35:51,128 --> 00:35:52,338
"بیا بریم پیداش کنیم."

582
00:35:54,215 --> 00:35:55,424
الان ساعت 2:00 بامداد است.

583
00:35:55,508 --> 00:35:59,011
من... من چیزی نمی بینم.
من فقط فریادهای کمک او را دنبال می کنم.

584
00:35:59,637 --> 00:36:03,724
و بالاخره او را می بینم
که پایین پله ها نشسته است.

585
00:36:03,808 --> 00:36:09,480
و من می گویم: "چیکار می کنی؟"  او می
گوید: "فکر کنم مچ پایم پیچ خورده است."

586
00:36:11,190 --> 00:36:13,901
چراغ را روشن می کنم و می بینم

587
00:36:13,985 --> 00:36:15,778
که استخوانی که

588
00:36:15,861 --> 00:36:17,947
باید اینگونه باشد...

589
00:36:18,698 --> 00:36:21,158
اینجوری شده

590
00:36:21,826 --> 00:36:24,578
و من می گویم، "این
رگ به رگ شدن نیست

591
00:36:26,998 --> 00:36:28,040
"من از آن مطمئنم."

592
00:36:29,750 --> 00:36:32,003
و او می گوید: "من باید چه کار کنم؟

593
00:36:33,129 --> 00:36:35,214
گفتم: "تو نباید کاری کنی

594
00:36:36,257 --> 00:36:37,800
"من با 911 تماس خواهم گرفت."

595
00:36:39,135 --> 00:36:40,678
باید اعتراف کنم

596
00:36:40,761 --> 00:36:44,015
خیلی خیلی هیجان زده بودم

597
00:36:45,266 --> 00:36:46,309
برای تماس با 911

598
00:36:48,227 --> 00:36:51,522
آیا تا به حال برای تماس گرفتن هیجان
زده شده اید؟  مثلاینکه "بالاخره، یکی خوب

599
00:36:51,605 --> 00:36:54,984
مانند... "به همین دلیل
است که ما بازی را انجام می دهیم

600
00:36:55,067 --> 00:36:56,152
زنگ می زنم.

601
00:36:57,486 --> 00:36:59,447
اپراتور می گوید، "911

602
00:36:59,530 --> 00:37:01,490
و من خیلی سرحالم،

603
00:37:01,574 --> 00:37:04,618
من میگم، "لعنتی آماده شو

604
00:37:04,702 --> 00:37:07,121
سینمافریک

605
00:37:10,207 --> 00:37:11,500
اونم میگه : اوکی

606
00:37:13,002 --> 00:37:16,380
او می گوید: "به پلیس، آتش
نشانی یا امدادگر نیاز دارید؟

607
00:37:16,464 --> 00:37:17,923
منم میگم : بهیاار

608
00:37:18,674 --> 00:37:21,802
"اما همه آنها را بفرست
و او می گفت: "چی شده؟

609
00:37:21,886 --> 00:37:23,471
منم میگم : اوه

610
00:37:25,014 --> 00:37:26,515
و من متوجه می شوم که در حالی

611
00:37:26,599 --> 00:37:30,061
که آنچه می خواهم بگویم درست است،

612
00:37:30,144 --> 00:37:31,562
به نظر می رسد...

613
00:37:31,645 --> 00:37:34,648
مشکوکه

614
00:37:36,776 --> 00:37:39,362
ولی باید بگم  پس من میگم،

615
00:37:39,445 --> 00:37:41,322
همسرم از پله ها افتاد پایین

616
00:37:42,822 --> 00:37:49,999
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

617
00:37:51,499 --> 00:37:53,542
اپراتور می گوید: "اوهوم

618
00:37:55,586 --> 00:37:58,798
او می گوید: "چطور شد؟
من میگم "من نمی دانم لعنتی.

619
00:38:01,217 --> 00:38:04,970
میگه اون تنها بود؟
من می گویم "آیا باید با یک وکیل صحبت کنم؟

620
00:38:05,054 --> 00:38:07,348
[خنده]

621
00:38:07,431 --> 00:38:09,600
چهار امدادگر حاضر می شوند

622
00:38:10,226 --> 00:38:11,352
من در را باز میکنم

623
00:38:11,435 --> 00:38:13,896
می‌گویند: «چی شده؟»  من
می گم :میدونید که چجوریاس

624
00:38:15,189 --> 00:38:17,274
همسرم از پله ها افتاد پایین

625
00:38:18,359 --> 00:38:20,027
و آنها می گویند: "چطور شد؟

626
00:38:20,111 --> 00:38:22,905
نمی‌دانم

627
00:38:23,823 --> 00:38:25,282
آنها میگن "او تنها بود؟

628
00:38:25,366 --> 00:38:28,285
می رم با وکیلم صحبت
کنم الان پای تلفنه

629
00:38:30,204 --> 00:38:31,997
سپس شروع به مراقبت از او می کنند

630
00:38:32,081 --> 00:38:35,501
مثلا پایش را در بند انداختند.  میدونی؟
شروع به دادن IV به او

631
00:38:35,584 --> 00:38:37,545
به سمتش خم می‌شوم و

632
00:38:37,628 --> 00:38:39,713
یک صحبت خصوصی دارم

633
00:38:39,797 --> 00:38:41,215
همانطور که گاهی اوقات انجام می دهید

634
00:38:41,298 --> 00:38:43,884
می گویم: هی، می خواهم چیزی به تو بگویم

635
00:38:43,968 --> 00:38:46,387
"من از نحوه صحبت با
من در اینجا خوشم نمیاد

636
00:38:50,141 --> 00:38:54,019
"احساس می‌کنم همه می‌گند که
من انداختمت از پله

637
00:38:54,562 --> 00:38:56,564
"و من دوست ندارم."

638
00:38:58,190 --> 00:38:59,900
و بعد راه افتادم

639
00:38:59,984 --> 00:39:01,777
و چند لحظه بعد تصمیم

640
00:39:01,861 --> 00:39:05,030
گرفت که اعلامیه ای بدهد

641
00:39:06,365 --> 00:39:07,825
بدون درخواست

642
00:39:08,784 --> 00:39:11,287
او می گوید: "بچه ها؟

643
00:39:11,912 --> 00:39:13,622
و همه می چرخند

644
00:39:13,706 --> 00:39:16,375
و او می گوید: "او هرگز به من صدمه نمی زند

645
00:39:16,459 --> 00:39:18,669
- و من مثل...

646
00:39:20,004 --> 00:39:21,380
"چه کار می کنی؟"

647
00:39:25,551 --> 00:39:28,345
او می گوید: "ما مدت
زیادی با هم بودیم

648
00:39:28,429 --> 00:39:30,181
و اگر فکر می کنید
که او این کار را کرده

649
00:39:30,264 --> 00:39:31,849
او نکرده است

650
00:39:31,932 --> 00:39:33,517
من می گویم: "خفه شو

651
00:39:35,478 --> 00:39:36,979
"وگرنه تو را خواهم کشت."

652
00:39:41,901 --> 00:39:44,862
بعد میریم بیمارستان و دکتر میگه
چی شده

653
00:39:44,945 --> 00:39:47,823
میگم مشت زدم تو
دهنش و از پله ها افتاد پایین

654
00:39:48,991 --> 00:39:52,328
- و او می گوید: "من متوجه شدم، مرد. فهمیدم

655
00:39:52,411 --> 00:39:54,580
"او فوق العاده پرحرف است."  میگم، می دانم

656
00:39:56,415 --> 00:39:57,958
"شما باید او را در خانه ببینید

657
00:39:58,667 --> 00:40:01,837
نه، او الان بهتر است.  او یاد گرفت
او متوجه می شود، می دانید

658
00:40:04,798 --> 00:40:06,675
"ساندویچ ساعت 6:00."  خیلی خوب

659
00:40:11,847 --> 00:40:14,266
او به یک برنامه آمد و من را
دید که آن داستان را تعریف

660
00:40:14,350 --> 00:40:16,977
می کنم، و گفت: "می تونی
تصور کنی که <i>به من ضربه بزنی؟"

661
00:40:17,061 --> 00:40:18,145
و من اینطور بودم،

662
00:40:18,229 --> 00:40:19,563
"اوه... آره."

663
00:40:24,151 --> 00:40:25,861
برای او احساس بدی نداشته باش، باشه؟

664
00:40:26,403 --> 00:40:28,864
من جدی ام.  من فقط یک لطف بزرگ برای او انجام دادم.

665
00:40:28,948 --> 00:40:31,116
او از من خواست که این کار را انجام دهم و من این کار را کردم

666
00:40:31,200 --> 00:40:33,786
او از من خواست وازکتومی
کنم و من این کار را انجام دادم

667
00:40:33,869 --> 00:40:36,539
- پس من بریده شدم.  آره

668
00:40:37,164 --> 00:40:38,123
دیدن؟

669
00:40:39,583 --> 00:40:43,671
زن ها همیشه تشویق می کنند و
همیشه یک پسر وجود دارد که هو می کند.

670
00:40:44,797 --> 00:40:48,050
مثل اینکه می خواست تمام
بار من را در درونش جمع کند

671
00:40:52,429 --> 00:40:55,849
گوش کنید، اگر پسر هستید
و به انجام آن فکر می کنید،

672
00:40:55,933 --> 00:40:57,851
این کار را انجام دهید.
این یک روش معمول است

673
00:40:57,935 --> 00:41:00,646
صبح عصبی خواهید بود

674
00:41:00,729 --> 00:41:01,897
این تخم های شماست.

675
00:41:01,981 --> 00:41:04,900
- روی یک میز دراز کشیدید.  هوا خیلی سرد است.

676
00:41:04,984 --> 00:41:08,571
- مثلاً 400 زیر صفر است.  و...

677
00:41:08,654 --> 00:41:13,576
آنها لباس شما را به طرز چشمگیری بالا می
کشند.  آنها مانند "این پایین چه خبر است؟

678
00:41:14,868 --> 00:41:18,447
کیرت به چشات زل میزنه میگه : چطور از دلت اومد

679
00:41:21,083 --> 00:41:24,378
اما در عرض 15 دقیقه تمام می
شود که به نظر من قابل توجه است

680
00:41:24,461 --> 00:41:27,214
و یک هفته بعد برای
پیگیری به عقب برمیگردید

681
00:41:27,298 --> 00:41:30,426
و پیگیری فقط یک اورولوژیست
است که شما را معاینه می کند

682
00:41:30,509 --> 00:41:33,012
می‌گوید: «خیلی خب، شورتت را ول کن

683
00:41:37,683 --> 00:41:39,893
- [آرام ناله می کند]

684
00:41:41,979 --> 00:41:44,273
میگه آره مزه اش همینه.  میدونی؟

685
00:41:50,654 --> 00:41:53,866
او می گوید: "من به شما تکالیف
می دهم."  این حرف های اوست

686
00:41:53,949 --> 00:41:56,327
"من تکالیف شما را به شما می دهم
می گم تکلیف من چیست

687
00:41:56,410 --> 00:42:00,247
میگه برو خونه 20 بار انزال کن

688
00:42:00,331 --> 00:42:04,627
"بیست و یکمین نمونه خود را در این فنجان
بیاورید، و ما آن را آزمایش می کنیم و به

689
00:42:04,710 --> 00:42:07,630
شما اطلاع می دهیم که آیا واضح هستید
من اینطور گفتم: "این عنی نیست."  میدونی؟

690
00:42:12,509 --> 00:42:14,803
من همیشه تکالیفم را انجام می دهم عزیزم
بنابراین...

691
00:42:17,765 --> 00:42:19,308
می رود تا برود،

692
00:42:19,391 --> 00:42:21,352
اما دم در می ایستد.

693
00:42:21,435 --> 00:42:23,812
او می گوید: "اوه!
تقریباً فراموش کردم به شما بگویم."

694
00:42:23,896 --> 00:42:25,147
"راحت باش."

695
00:42:25,230 --> 00:42:27,066
و من گفتم: "قرار بود

696
00:42:28,400 --> 00:42:29,526
و سپس می گوید:

697
00:42:29,610 --> 00:42:33,656
"بعضی وقت ها فراموش می کنم به مردم بگویم."

698
00:42:33,739 --> 00:42:34,990
که به من می گوید که برخی

699
00:42:35,074 --> 00:42:38,577
از مردم نسبتاً سریع بازگشته اند

700
00:42:39,662 --> 00:42:42,373
با تکلیف آنها.  بنابراین بلافاصله
از او می پرسم.  من میگم،

701
00:42:42,456 --> 00:42:44,875
"سریعترین 20 انزال
توسط یک فرد چیست؟"

702
00:42:46,502 --> 00:42:47,961
او می گوید: "48 ساعت

703
00:42:48,045 --> 00:42:49,963
- و من مثل...

704
00:42:50,047 --> 00:42:54,176
"آن لعنتی می تواند آن رکورد را نگه دارد.
من نمی خواهم کاری به آن داشته باشم

705
00:42:54,259 --> 00:42:55,469
[خنده]

706
00:42:56,178 --> 00:42:59,348
قهرمان قهرمان هاست یارو

707
00:43:00,015 --> 00:43:02,810
رفتم خونه و یه هفته دیگه مرخصی گرفتم

708
00:43:02,893 --> 00:43:05,646
من سیاه و آبی بودم.
درد داشتم  مثل "خیلی خب

709
00:43:05,729 --> 00:43:08,190
اما پس از یک هفته،
زمان شروع است

710
00:43:08,273 --> 00:43:10,693
آروم شروع کردم میدونی  من مثل

711
00:43:14,029 --> 00:43:15,072
"بیدار شو."

712
00:43:16,407 --> 00:43:18,117
همان حس را نداشت

713
00:43:18,200 --> 00:43:19,451
عجیب بود

714
00:43:19,535 --> 00:43:20,744
ناهمسان.  میدونی؟

715
00:43:20,828 --> 00:43:23,122
می توانستم روشن شدن سیستم را حس کنم

716
00:43:23,205 --> 00:43:24,748
میدونی منو یاد چی انداخت؟

717
00:43:24,832 --> 00:43:28,585
می دانید چه زمانی برای اولین بار
در زمستان شوفاژ را اجرا می کنید؟

718
00:43:29,670 --> 00:43:32,131
و شما میگید "این بوی عجیبی می دهد، مرد

719
00:43:36,051 --> 00:43:37,886
می‌توانستم احساس کنم که داره راه میوفته

720
00:43:38,804 --> 00:43:43,726
و من نتونستم این یک فکر

721
00:43:43,809 --> 00:43:45,394
مزاحم را از سرم بیرون کنم

722
00:43:45,477 --> 00:43:49,148
که این بود، "این فقط خون
خواهد بود که بیرون می آید

723
00:43:50,983 --> 00:43:53,110
- من نمی خواستم که باشد

724
00:43:53,193 --> 00:43:54,611
من فقط به آن فکر می کردم

725
00:43:54,695 --> 00:43:57,114
پس داشتم با وحشت جق میزدم

726
00:44:01,660 --> 00:44:04,204
- [با تأسف] "خون میاد الان!"

727
00:44:06,832 --> 00:44:09,209
اما من فشار آوردم.  من ادامه دادم.  و

728
00:44:11,253 --> 00:44:14,506
... وقتی بالاخره رفت، خون نبود.

729
00:44:14,590 --> 00:44:16,633
و با خیال راحت خندیدم

730
00:44:17,926 --> 00:44:20,262
پس اولین جق برگشتم

731
00:44:20,345 --> 00:44:21,221
این بود که میرفتم

732
00:44:25,100 --> 00:44:27,728
- آره  خب...

733
00:44:28,645 --> 00:44:31,023
[تشویق ها و تشویق ها ادامه دارد]

734
00:44:33,066 --> 00:44:35,444
اینستا فیلمشو پاک کرد
ولی تو اونلی فنز گذاشتم

735
00:44:35,527 --> 00:44:37,780
-اگه میخوای ببینیش

736
00:44:37,863 --> 00:44:39,573
شش دلار در ماه  ...

737
00:44:40,783 --> 00:44:44,369
وقتی وازکتومی کردم
تنها چیزی که می‌توانست با

738
00:44:44,453 --> 00:44:47,122
آن نوع درد مقابله کند،
خوردن قرص بود

739
00:44:47,206 --> 00:44:51,585
میدونی؟  من مجبور بودم برای آن درد
دردناک و عجیب، هر روز قرص خوراکی بخورم

740
00:44:51,668 --> 00:44:56,089
آره  همیشه احساس می‌کنم وقتی
به مردم می‌گویم که قرص را

741
00:44:56,173 --> 00:44:58,425
دوست دارم، فوراً باید به آنها
اعتراف کنم و این به این دلیل است که

742
00:44:58,509 --> 00:45:01,929
من سبک وزن هستم و
قرص ملایم را دوست دارم

743
00:45:02,012 --> 00:45:04,139
بعضی از مردم می خواهند قرص سنگین بخورند

744
00:45:04,223 --> 00:45:05,557
میدونی آره  و...

745
00:45:05,641 --> 00:45:09,686
برخی از مردم می خواهند هر روز
به طور اتفاقی به بعد سوم نگاه کنند

746
00:45:11,230 --> 00:45:12,773
این من نیستم.  خیلی خوب؟

747
00:45:12,856 --> 00:45:15,359
من پنج و ده میلی گرم دوست دارم

748
00:45:15,442 --> 00:45:16,860
- و مردم...

749
00:45:16,944 --> 00:45:18,529
- مطمئن.

750
00:45:18,612 --> 00:45:21,824
مردم مرا مسخره می کنند و به
من می گویند "10 میلی گرم تام

751
00:45:21,907 --> 00:45:24,701
- و این مزخرفات

752
00:45:24,785 --> 00:45:28,831
تو خیابون برام فریاد بزن  مانند، "آیا شما
قرص بچه های خود را می خورید؟

753
00:45:28,914 --> 00:45:31,917
و من می گویم: "بله. چون
دوست دارم بتوانم صحبت کنم

754
00:45:32,000 --> 00:45:34,169
- "این برای تو دیوانه است؟"

755
00:45:34,253 --> 00:45:38,006
"شما افرادی را نمی شناسید که
دوست دارند چند آبجو بخورند؟

756
00:45:38,090 --> 00:45:39,174
آیا همیشه

757
00:45:39,258 --> 00:45:42,302
"من دوست دارم 36 بنوشم."

758
00:45:42,386 --> 00:45:44,471
"باشه. برای تو خوب است، برت."

759
00:45:44,555 --> 00:45:47,683
- "شب خوبی داشته باشید."  پس..

760
00:46:03,282 --> 00:46:05,659
[با تمسخر] "من مکانیک هستم!"
یا هر چیز دیگری.

761
00:46:21,383 --> 00:46:23,886
"ما فراموش کردیم که داستان چگونه پیش
می رود. دوباره آن را بگویید."  اکنون...

762
00:46:31,852 --> 00:46:34,605
در مورد دوستان، شما هرگز...
من می خواهم این را روشن کنم

763
00:46:34,688 --> 00:46:36,398
اگر مشروب می خورید،
اگر سیگار می کشید، اگر

764
00:46:36,481 --> 00:46:38,525
چیزهایی را به کره
چشم خود تزریق می کنید

765
00:46:38,609 --> 00:46:42,195
شما هرگز نباید نگران غریبه ها باشید

766
00:46:42,279 --> 00:46:45,908
هرگز این افسانه را
که ممکن است یک غریبه

767
00:46:45,991 --> 00:46:47,200
در بگا دادن شما مقصر باشد

768
00:46:47,284 --> 00:46:50,245
مردم آن را می گویند، مثلاً "اگر
غریبه ای نوشابه من را بپزد چه؟"

769
00:46:50,329 --> 00:46:53,373
"اگر یک غریبه یک رول گل به
من بدهد و آن بنددار باشد چه؟"

770
00:46:53,457 --> 00:46:57,127
حدس بزن چی شده؟  هرگز غریبه نخواهد بود
این یکی از دوستان شما خواهد بود.  باشه؟

771
00:46:57,210 --> 00:47:00,631
دوستات بد تر از همه درت میزارن

772
00:47:02,299 --> 00:47:03,759
من این را از نزدیک می دانم.

773
00:47:03,842 --> 00:47:06,094
من یک سری دوستان واقعا باحال دارم.
اوم...

774
00:47:06,929 --> 00:47:09,640
در این تور متوجه شدم که یکی از

775
00:47:09,723 --> 00:47:12,601
دوستانم در همان شهر
من در همان شب بود

776
00:47:12,684 --> 00:47:15,520
در این خط کار بسیار نادر است
من در میامی بودم

777
00:47:15,604 --> 00:47:18,190
من این را پیدا می کنم
من برنامه های شام خود را لغو می کنم

778
00:47:18,273 --> 00:47:19,566
من در سراسر شهر رانندگی می کنم

779
00:47:19,650 --> 00:47:21,276
وارد این کلاب می شوم

780
00:47:21,360 --> 00:47:22,945
و دوست خوبم را می بینم

781
00:47:23,028 --> 00:47:25,572
برخی از شما او را می شناسید
او کمدین و پادکستر است

782
00:47:25,656 --> 00:47:28,367
نام او جوی دیاز است

783
00:47:28,450 --> 00:47:30,869
- حالا...

784
00:47:37,834 --> 00:47:40,003
اگر اینجا هستید و
نمی‌دانید کیست، لطفاً

785
00:47:40,087 --> 00:47:42,422
اجازه دهید او را
برای شما توصیف کنم

786
00:47:43,674 --> 00:47:45,842
جوی مرد بسیار بامزه ای است

787
00:47:45,926 --> 00:47:47,177
او یک... او یک کمدین است

788
00:47:47,260 --> 00:47:49,054
او 60 سال سن دارد

789
00:47:49,137 --> 00:47:51,431
او یک مهاجر کوبایی است

790
00:47:51,515 --> 00:47:53,809
او 110 وزن دارد

791
00:47:53,892 --> 00:47:58,480
و... به نظر می رسد که کسی
در حال ساختن یک نفر باشد و

792
00:47:58,563 --> 00:48:02,067
بعد او را برای 15 دقیقه
زیر یک لامپ حرارتی بگذارند

793
00:48:07,322 --> 00:48:09,741
به عنوان نکته جانبی، احساس
می‌کنم باید به این نکته اشاره

794
00:48:09,825 --> 00:48:13,704
کنم که او به مدت 20 سال
به کوکائین و هروئین معتاد بود

795
00:48:14,413 --> 00:48:17,499
فکر می کنم به داستان مربوط می شود
اکنون...

796
00:48:19,167 --> 00:48:20,585
جوی خیلی مهربونه

797
00:48:20,669 --> 00:48:23,296
من به این مکان می رسم و او
مرا بزرگ در آغوش می گیرد

798
00:48:23,380 --> 00:48:26,717
و اولین چیزی که به من می‌گوید،
می‌گوید: «چیزی برات گرفتم

799
00:48:27,884 --> 00:48:30,345
می گم "چیزی برام گرفتی؟
چی گرفتی؟"

800
00:48:30,429 --> 00:48:33,765
او می گوید: "می دانم که ده میلی گرمی را
دوست داری. تو 10 میلی تام هستی

801
00:48:35,183 --> 00:48:36,518
"من برایت چند ده گرفتم

802
00:48:36,601 --> 00:48:38,437
و من می گویم: "نه، تو این کار را نکردی

803
00:48:41,606 --> 00:48:44,317
او می گوید: "من انجام دادم."  من می گویم: "نه، نکردی

804
00:48:44,401 --> 00:48:47,529
می گوید چرا این حرف را می زنی؟
"چون تو دروغگو و آدم بدی هستی

805
00:48:47,612 --> 00:48:49,614
- "در حال حاضر دروغ می گویی."

806
00:48:50,824 --> 00:48:53,410
او می گوید: نه، نیستم.
من می گویم: "حتما که هستی

807
00:48:53,493 --> 00:48:56,329
و کوزه ای دارد و می ریزد

808
00:48:56,413 --> 00:48:59,666
پنج کلاه ژل در دستش

809
00:48:59,750 --> 00:49:02,961
و می گوید: این ده هاست
و من می گویم: "چرند

810
00:49:04,171 --> 00:49:05,172
و بعد میره...

811
00:49:07,674 --> 00:49:09,301
هر پنج تا را می خورد

812
00:49:09,384 --> 00:49:11,178
مثل اینکه اسمارتیز هستند

813
00:49:12,971 --> 00:49:15,599
پس من می گویم: "هه
شاید آنها ده ها باشند

814
00:49:21,730 --> 00:49:23,774
گفتم: من یکی می خواهم

815
00:49:23,857 --> 00:49:26,568
روی زبانم گذاشتم.
جرعه ای آب می نوشم

816
00:49:26,651 --> 00:49:28,111
همانطور که پایین می آید

817
00:49:28,195 --> 00:49:30,280
به او نگاه می کنم.  او می گوید: "اوه

818
00:49:37,370 --> 00:49:40,207
من می گویم: "چقدر مصرف کردم؟
و او می گوید: "ده".

819
00:49:40,290 --> 00:49:43,960
- و او فقط از اتاق بیرون می رود.
-

820
00:49:44,044 --> 00:49:45,378
من اجرای او را تماشا می کنم

821
00:49:45,462 --> 00:49:48,090
می‌دانی، 30 دقیقه
بعد، من یک وزوز دارم.

822
00:49:48,173 --> 00:49:50,133
وقتی نمایش تمام شد،

823
00:49:50,217 --> 00:49:52,260
من بیرونم...

824
00:49:52,344 --> 00:49:55,597
از ذهن لعنتی من

825
00:49:57,140 --> 00:50:00,018
من مثل یک چنگال کوک می لرزم

826
00:50:00,102 --> 00:50:03,480
من شبیه... [ارتعاش ضربان دار را تقلید می کند]

827
00:50:05,107 --> 00:50:06,983
نمی توانم چشمانم را باز کنم.  من مثل...

828
00:50:12,906 --> 00:50:16,284
باید دستم را روی شانه مردی

829
00:50:16,368 --> 00:50:18,620
بگذارم تا مرا در
اتاق راهنمایی کند

830
00:50:24,876 --> 00:50:27,754
من گم
"جوی، ما باید از اینجا برویم لعنتی."

831
00:50:28,296 --> 00:50:31,424
و ما انجام می دهیم.
میدونی کجا میریم؟  به فرودگاه.  ایول

832
00:50:32,968 --> 00:50:35,595
بیایید یک حمله پانیک در لوله
ای در آسمان داشته باشیم.

833
00:50:36,555 --> 00:50:39,641
دارم در فرودگاه
بین‌المللی میامی قدم می‌زنم

834
00:50:39,724 --> 00:50:42,519
و مردم را عصبانی
می‌کنم.  خیلی خوب؟

835
00:50:42,602 --> 00:50:47,065
میدونی چرا؟  راه رفتن را فراموش
کرده ام  راه رفتن را فراموش کرده ام

836
00:50:47,149 --> 00:50:49,860
من نمی توانم موضوع
لعنتی اسکنر بدن را بفهمم

837
00:50:56,116 --> 00:50:58,285
[عصبی] "می تونی
ضربان قلبم رو هم بشنوی؟"

838
00:51:05,250 --> 00:51:07,627
من عرق می کنم اما سردم است.  میدونی؟

839
00:51:08,503 --> 00:51:11,464
از همه پتو می‌پرسیدم

840
00:51:12,424 --> 00:51:13,758
"من یک پتو می خواهم!"

841
00:51:14,384 --> 00:51:17,596
اونها هم گفتند : توی توالتی
گم شو بیرون مرد

842
00:51:21,224 --> 00:51:24,102
در حالت مراقبه از حال می روم

843
00:51:24,811 --> 00:51:27,272
در این پرواز  انجام میدهم.
بعد فقط با ترس از خواب بیدار می شوم

844
00:51:27,355 --> 00:51:31,109
تا حالا شده با وحشت از خواب بیدار بشی؟
من می نشینم و می گویم "آه!"

845
00:51:32,444 --> 00:51:34,029
"چرا من آدم بدی هستم؟"

846
00:51:35,405 --> 00:51:37,240
و کاری را انجام می دهم که هرگز انجام نداده ام.

847
00:51:37,324 --> 00:51:38,575
مهماندار هواپیما از

848
00:51:38,658 --> 00:51:39,951
راهرو عبور می کند،

849
00:51:40,035 --> 00:51:42,787
و همانطور که می گذرد، بازویش را می گیرم.

850
00:51:42,871 --> 00:51:43,955
سخت.

851
00:51:44,581 --> 00:51:47,459
مثل اینکه قرار است آن را روی کیرم بگذارم.
، من آن را می گیرم.

852
00:51:47,542 --> 00:51:50,045
[خنده]

853
00:51:50,128 --> 00:51:52,214
و او مبهوت است.  پس اون میره...

854
00:51:54,132 --> 00:51:55,800
و من خیلی داغونم

855
00:51:55,884 --> 00:51:58,428
میرم صبر کن چطوری میدونی؟

856
00:52:04,226 --> 00:52:05,352
"چرا ما زنده ایم؟"

857
00:52:05,435 --> 00:52:07,604
و او میگه "چی؟ چی؟

858
00:52:08,563 --> 00:52:11,775
حالا خوشبختانه من یک
دوست خوب با خودم دارم، شان

859
00:52:11,858 --> 00:52:14,069
او مداخله می کند، می گوید: "او یک آمبین گرفت

860
00:52:14,152 --> 00:52:17,155
او مانند "باشه
او فقط به پایین راهرو ادامه می دهد

861
00:52:20,408 --> 00:52:22,827
حالا او نگران من است، بنابراین
جوی را از خواب بیدار می کند

862
00:52:22,911 --> 00:52:25,330
او می گوید: "جوی
و جوی مثل "چی؟"

863
00:52:25,997 --> 00:52:27,707
او می گوید: "چی به تام دادی

864
00:52:27,791 --> 00:52:29,960
می گوید 200 میلی گرم به او دادم

865
00:52:33,463 --> 00:52:35,048
آغشته به روغن حشیش

866
00:52:37,008 --> 00:52:39,094
من می روم...
[با ابهام] "چرا این کار را با من می کنی؟"

867
00:52:42,013 --> 00:52:44,432
او می گوید: "حالا شیطان
را می بینی عوضی

868
00:52:45,932 --> 00:52:53,932
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

869
00:52:56,820 --> 00:52:58,947
می میگم، "فکر می کنم دارم
به خود لعنتیش نگاه میکنم

870
00:52:59,030 --> 00:53:00,282
[خنده]

871
00:53:00,365 --> 00:53:02,701
و اتفاقاً به عقب برگردیم.
پنج تا خورد

872
00:53:03,576 --> 00:53:05,620
او در هزار میلی گرم است

873
00:53:05,704 --> 00:53:07,872
و اینجوریه: فردا چی کاره ای؟

874
00:53:07,956 --> 00:53:10,792
"من فردا میرم
بیمارستان، چیکار میکنی؟

875
00:53:11,334 --> 00:53:12,544
روانی

876
00:53:14,713 --> 00:53:19,050
اما به من گوش کن  اگر
هرگز غافلگیر نشده اید

877
00:53:19,134 --> 00:53:22,220
- وحشتناک است

878
00:53:22,304 --> 00:53:26,433
این یک سواری
وحشتناک و ترسناک است

879
00:53:26,516 --> 00:53:28,184
و به همین ترتیب چند هفته پیش

880
00:53:28,268 --> 00:53:29,936
من این کار را با مادرم انجام دادم.  اوه

881
00:53:33,606 --> 00:53:34,482
من کردم

882
00:53:35,734 --> 00:53:39,738
داشتم به دیدنش میرفتم  او تنهاست.
او می داند که من آنها را در شب می خورم

883
00:53:39,821 --> 00:53:42,157
من به او گفته‌ام که به من
کمک می‌کنند بخوابم، که می‌کنند

884
00:53:42,240 --> 00:53:46,161
و او آنها را "آدامس" می نامد.  بنابراین
او به سمت من می آید و او مانند

885
00:53:46,244 --> 00:53:49,331
[کمی لهجه] "امشب
میخوای آدامس بخوری؟"

886
00:53:50,248 --> 00:53:52,208
و من می گویم "بله

887
00:53:52,292 --> 00:53:53,960
او می گوید: "می توانم یکی داشته باشم؟

888
00:53:54,753 --> 00:53:56,755
منم میگم : آره

889
00:53:58,506 --> 00:53:59,966
یکی بهش میدم

890
00:54:00,050 --> 00:54:01,760
زیرا خودم یکی میخورم

891
00:54:01,843 --> 00:54:03,887
و یکی مرا بالا می برد، بنابراین

892
00:54:03,970 --> 00:54:06,723
"این قرار است کلاه گیس او بکند
میدونی

893
00:54:09,059 --> 00:54:13,104
چند ساعتی کنارش می نشینم
سپس از او می پرسم: "چه احساسی داری؟

894
00:54:13,188 --> 00:54:16,191
میگه: هیچی نشد

895
00:54:17,609 --> 00:54:19,694
مثل "واقعا؟"  او می گوید: "بله

896
00:54:20,653 --> 00:54:23,656
من می گویم: "باشه. نمی دانم
برو بخواب، بنگی لعنتی.

897
00:54:23,740 --> 00:54:26,534
- "نمی دانم به شما چه بگویم

898
00:54:26,618 --> 00:54:30,205
روز بعد، عصر است و
او دوباره پیش من می آید

899
00:54:30,288 --> 00:54:33,750
[لهجه تقلید] "ممکن است
امشب یک آدامس دیگر بخورم؟

900
00:54:34,584 --> 00:54:37,128
میگم دیروز یکی داشتی
هیچی حس نکردی.

901
00:54:37,212 --> 00:54:40,757
- او می گوید، "شاید من باید دو تا بگیرم

902
00:54:40,840 --> 00:54:42,592
شاید باید دوتا بخوری

903
00:54:43,802 --> 00:54:45,720
دو تا بهش میدم  پاتوق می کنیم

904
00:54:45,804 --> 00:54:48,014
و دوباره از او می پرسم

905
00:54:48,098 --> 00:54:50,058
"چه احساسی داری؟"  اون میره

906
00:54:50,141 --> 00:54:53,186
من هیچ چیز را احساس نمیکنم

907
00:54:53,269 --> 00:54:54,646
من  "واقعا؟

908
00:54:55,355 --> 00:54:57,732
او می‌گوید: "آیا دو تا دیگر بگیرم؟

909
00:54:58,858 --> 00:55:02,320
گفتم: "هی، پابلو، شاید بخواهی
اول آن را برای یک دقیقه نگه داری

910
00:55:03,780 --> 00:55:06,032
او می گوید: "تو اینطور فکر نمی کنی؟

911
00:55:06,116 --> 00:55:09,119
من می گویم: "در واقع، آره راس میگی
اینجا دو تا دیگر هست

912
00:55:09,202 --> 00:55:10,412
بهش میدم

913
00:55:10,495 --> 00:55:14,666
او آنها را می خورد.  و بعد می گوید
"من می روم بخوابم."  می روم، "خیلی خب

914
00:55:14,749 --> 00:55:17,335
به اتاقش می رود
به اتاق مهمان می روم

915
00:55:17,419 --> 00:55:19,504
چند دقیقه بعد

916
00:55:20,839 --> 00:55:23,967
... یک سری پیامک دریافت می کنم

917
00:55:25,051 --> 00:55:27,429
که از آن به بعد حفظ کردم

918
00:55:30,515 --> 00:55:34,227
اولی می‌گوید: "تامی، من دارم گاز می‌گیرم

919
00:55:41,985 --> 00:55:43,695
من در پاسخ می نویسم: "به نظر عالی است

920
00:55:45,738 --> 00:55:48,408
چرا که لعنتی اینطور است
که "من الان دارم دم می کنم"؟

921
00:55:54,622 --> 00:55:57,750
"امشب اینجا گاز می گیریم عزیزم
من نمی دانم آن چیست.

922
00:55:58,668 --> 00:56:02,213
او می نویسد: "ضربان قلب من 125 است

923
00:56:04,007 --> 00:56:05,758
"اوه، من می چرخم."

924
00:56:07,552 --> 00:56:10,096
بنابراین من می نویسم ایول،
فکر کنم داره خوش میگذره

925
00:56:12,807 --> 00:56:15,935
بعد می نویسد: "لطفا
الان بیا. حالم خوب نیست

926
00:56:17,353 --> 00:56:18,938
میرم تو اتاقش

927
00:56:19,022 --> 00:56:22,484
- و مادرم صاف نشسته است.
-

928
00:56:22,567 --> 00:56:25,987
در... این یک نگاه هشدار دهنده است
برای یک زن مسن؟

929
00:56:27,030 --> 00:56:28,865
اکثر آنها دراز می کشند یا تکیه می دهند

930
00:56:28,948 --> 00:56:30,575
او فقط در رختخواب است، مثل

931
00:56:32,994 --> 00:56:35,663
من می گویم: "خوبی؟"
او میگه : نه

932
00:56:37,207 --> 00:56:40,752
بنابراین او را به پاسیو بیرون می برم
دارم فکر می کنم "هوای تازه."  میدونی؟

933
00:56:40,835 --> 00:56:42,879
بلافاصله مشخص است

934
00:56:42,962 --> 00:56:45,298
که ما در حال سواری هستیم

935
00:56:47,717 --> 00:56:49,802
اولین کاری که می کند، می رود

936
00:56:53,473 --> 00:56:54,974
لب هام

937
00:56:56,809 --> 00:56:58,353
"آنها به هم چسبیده اند."

938
00:57:07,403 --> 00:57:09,280
میگم : برات آب میارم

939
00:57:10,990 --> 00:57:13,076
و او می گوید: "چرا من گرسنه هستم؟

940
00:57:14,661 --> 00:57:17,038
میگم : چون داره میگیرتت

941
00:57:17,664 --> 00:57:20,583
و او می گوید: "سگ اینجا بود
سگ رفت؟"

942
00:57:21,292 --> 00:57:23,002
و من می گویم: "اوه خدای من

943
00:57:24,754 --> 00:57:27,173
شروع می کنم به خندیدن که

944
00:57:28,132 --> 00:57:29,342
به طرز مخربی سخت

945
00:57:30,843 --> 00:57:33,638
این نیست، "ها-ها-ها

946
00:57:33,721 --> 00:57:36,474
این یک عمیق و اولیه است

947
00:57:36,558 --> 00:57:40,478
دارم اوج گرفتن مادر 77
ساله ام را تماشا می کنم.

948
00:57:40,562 --> 00:57:43,940
من نمی خندم، سیستم عصبی من
در حال خاموش شدن است، خوب؟

949
00:57:46,276 --> 00:57:48,361
یعنی دارم نگاهش به صداها را تماشا می کنم

950
00:57:48,444 --> 00:57:49,529
میدونی اون مثل

951
00:57:55,159 --> 00:57:57,912
درد می کند.  چقدر درد داره
مری من... من مثل...

952
00:58:01,583 --> 00:58:05,211
همینطور که دارم میخندم بهش نگاه

953
00:58:05,295 --> 00:58:07,797
میکنم. و یک لحظه
صورتش درهم می‌رود

954
00:58:07,880 --> 00:58:10,049
صورتش می رود...

955
00:58:13,469 --> 00:58:15,179
و او به من نگاه می کند

956
00:58:15,263 --> 00:58:20,435
و می گوید: فردا خنده هایت
بر جنازه من اشک می شود.

957
00:58:20,518 --> 00:58:23,104
من اینجوری میشم

958
00:58:23,187 --> 00:58:24,355
"چی؟!"

959
00:58:26,149 --> 00:58:28,318
او می گوید: "این قتل کامل است

960
00:58:30,194 --> 00:58:32,196
"هیچ کس متوجه نخواهد شد که شما بودید."

961
00:58:33,448 --> 00:58:35,867
ریه های من در این مرحله وارونه می شوند

962
00:58:35,950 --> 00:58:38,453
و من اشک هایم جاری است

963
00:58:39,078 --> 00:58:40,163
پایین صورتم

964
00:58:40,246 --> 00:58:43,333
او آنقدر بالاست که فکر می کند

965
00:58:43,416 --> 00:58:45,543
خنده های من تایید
کننده افکار اوست

966
00:58:46,836 --> 00:58:50,340
او شروع به التماس برای زندگی خود می کند

967
00:58:51,716 --> 00:58:53,509
او می گوید: "تامی، لطفا

968
00:58:54,260 --> 00:58:55,762
لطفا

969
00:58:55,845 --> 00:58:57,096
"منو نکش!"

970
00:58:58,306 --> 00:58:59,891
"من مادرت هستم!"

971
00:59:01,517 --> 00:59:03,311
من روی صندلی دارم از حال میروم

972
00:59:03,394 --> 00:59:04,812
اینجوری میشم

973
00:59:04,896 --> 00:59:07,065
[خنده]

974
00:59:18,618 --> 00:59:20,995
بیدار می شوم  من حتی
نمی دانم کجا هستم لعنتی

975
00:59:21,829 --> 00:59:23,122
صبح شده

976
00:59:23,206 --> 00:59:25,958
همزمان با او وارد
آشپزخانه می شوم

977
00:59:26,042 --> 00:59:27,335
من می گویم: "هی، مامان

978
00:59:27,418 --> 00:59:30,546
و اون هیچی نمیگه
من مثل "اوه، لعنتی."

979
00:59:30,630 --> 00:59:33,758
او فقط به سمت قهوه ساز
می رود و او می رود

980
00:59:34,926 --> 00:59:39,305
- میدونم دیشب سعی کردی منو بکشی.

981
00:59:43,643 --> 00:59:45,728
"خیلی هوشمندانه بود."

982
00:59:48,481 --> 00:59:50,274
"اما من هنوز اینجا هستم، تامی."

983
00:59:52,860 --> 00:59:56,489
من می گویم: "من سعی نکردم تو را بکشم
او می گوید، "اوه، بله، شما انجام دادید

984
00:59:57,615 --> 00:59:59,158
بنابراین من برای آن روز ترک می کنم

985
00:59:59,242 --> 01:00:00,618
بعدا برمیگردم

986
01:00:00,702 --> 01:00:02,578
می گویم: ببین، من یک عذرخواهی به تو بدهکارم

987
01:00:02,662 --> 01:00:04,789
"نباید بهت اجازه میدادم اینقدر بخوری
متاسفم."

988
01:00:04,872 --> 01:00:06,499
او می گوید: "اشکالی ندارد. من تو را می بخشم

989
01:00:06,582 --> 01:00:09,168
من مثل "واقعا؟ متشکرم
حالم را بهتر می کند

990
01:00:09,252 --> 01:00:11,337
او می گوید: "می خواهم یک چیز را به شما بگویم."

991
01:00:11,421 --> 01:00:12,714
و من می گویم: "چی؟

992
01:00:12,797 --> 01:00:15,466
او می گوید: "امشب یک آدامس دیگر می خواهم

993
01:00:15,550 --> 01:00:16,718
و من می گویم: "چی

994
01:00:16,801 --> 01:00:19,137
الان هر روز آنها را می خورد

995
01:00:19,220 --> 01:00:21,973
- داره کوکایین میخوره.  او پشمشو بلند میزاره

996
01:00:22,056 --> 01:00:23,474
به همسایه ها میده

997
01:00:23,558 --> 01:00:25,601
بهترین زندگی رو داره

998
01:00:25,685 --> 01:00:27,895
اگه یه روز دیدینش بهش مواد بدید

999
01:00:27,979 --> 01:00:30,898
بچه ها خیلی ممنون که بیرون آمدید
شب خوبی داشته باشید

1000
01:00:39,949 --> 01:00:42,702
<i>♪ یو، دوک، تو اشتباه میکنی، هرگز
مانند من مهارت نخواهی داشت ♪</i>

1001
01:00:42,785 --> 01:00:45,538
<i>♪ من قافیه های نوع بد را می
نویسم اکنون به اوج خود می رسم ♪</i>

1002
01:00:45,621 --> 01:00:47,415
<i>♪ 360 دانک تو صورتت ♪</i>

1003
01:00:47,498 --> 01:00:50,251
<i>♪ شما نمی توانید رقابت
کنید شما فقط یک سبد هستید ♪</i>

1004
01:00:50,334 --> 01:00:52,378
<i>♪ بیایید مردها را از پسرا جدا کنیم ♪</i>

1005
01:00:52,462 --> 01:00:55,214
<i>♪ و پول خود را در جایی قرار دهید که
دهانتان نباشد، زمانی برای اسباب بازی نیست</i>

1006
01:00:55,298 --> 01:00:57,383
<i>♪ بازی شما ضعیف
است، ای گیک پس نخوابید ♪</i>

1007
01:00:57,467 --> 01:00:59,886
<i>♪ چون وقتی شروع به خزیدن کنم،
شما را چک می کنم و خراب می کنم ♪</i>

1008
01:00:59,969 --> 01:01:02,597
<i>♪ از در پشتی می
دونم که تو رو گرفتم ♪</i>

1009
01:01:02,680 --> 01:01:04,891
<i>♪ تو اینجا هیچ تاثیری
نداری و من شک دارم ♪</i>

1010
01:01:04,974 --> 01:01:07,226
<i>♪ راهی هست که بتونی
Beatdown رو متوقف کنی ♪</i>

1011
01:01:07,310 --> 01:01:09,896
<i>♪ شما باید پس زمینه را
پخش کنید و دوباره بنشینید ♪</i>

1012
01:01:09,979 --> 01:01:11,856
<i>♪ آدم‌هایی مثل تو، باید
آنها را در صف نگه دارم</i>

1013
01:01:11,939 --> 01:01:13,775
<i>♪ پس برای رنج کشیدن آماده شو، پسر ♪</i>

1014
01:01:13,858 --> 01:01:16,360
<i>♪ چون الان تو مال منی ♪</i> [اکو]

1015
01:01:19,197 --> 01:01:20,490
{\an8}[موسیقی محو می شود]

1016
01:01:20,573 --> 01:01:22,825
- [ریف گیتار الکتریک می نوازد]
- [پژواک ضربان]

1017
01:01:22,909 --> 01:01:24,243
[MAN] <i>من یک کیف پول آنجا گذاشتم.</i>

1018
01:01:29,499 --> 01:01:50,042
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
