1
00:00:30,690 --> 00:00:35,690
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:35,693 --> 00:00:37,693
‫مترجم:مرضیه-سپیده قنبرزاده

3
00:00:37,717 --> 00:00:40,890
‫"براساس داستان واقعی"

4
00:00:42,982 --> 00:00:48,469
‫"نفوذی"

5
00:00:49,209 --> 00:00:51,920
‫ما برای یه دلیل اینجاییم

6
00:00:51,920 --> 00:00:55,215
‫یه وسیله برای یه هدف خیلی بزرگ

7
00:00:55,215 --> 00:00:57,217
‫باید باورش داشته باشم

8
00:00:57,217 --> 00:00:59,594
‫باید باور کنم هدف
‫بالایی برام اینجا،این گوشه

9
00:00:59,594 --> 00:01:04,057
‫تو این ساعت روز وجود
‫داره
‫ "بروکلین-نیویورک1983"

10
00:01:04,057 --> 00:01:07,227
‫دوباره به اون درهای کوفتی نگاه میکنم

11
00:01:07,227 --> 00:01:09,187
‫از اینکه داری نزدیکش میشی نگرانم

12
00:01:09,187 --> 00:01:11,689
‫آره، دارم نزدیک میشم_
‫به اون دنیا خیلی نزدیکی_

13
00:01:11,689 --> 00:01:15,110
‫تو کسی رو نمیکشی به صورتش شلیک نکن،باشه؟

14
00:01:15,110 --> 00:01:18,655
‫پول کوفتیش کجاست؟

15
00:01:18,655 --> 00:01:22,492
‫ولی من اول راهم
‫ و برای فهمیدن این هدف

16
00:01:22,492 --> 00:01:24,911
‫هیچ عجله‌ای ندارم

17
00:01:24,911 --> 00:01:27,372
‫...چرا و اما چطور میشه صبر کرد
‫"یک سال بعد"

18
00:01:27,372 --> 00:01:31,334
‫درواقع داستان خوب همینه
‫"یکسال قبل"

19
00:01:31,334 --> 00:01:33,211
‫بهشون گفتی که معماری

20
00:01:33,211 --> 00:01:35,588
‫اگه میخوای میتونی با یه دکتر یا وکیل بری،

21
00:01:35,588 --> 00:01:38,216
‫ببین کی بهتون گفتم،
‫اون جوجه‌ها بلافاصله بو میبرن

22
00:01:38,216 --> 00:01:39,884
‫چرا  حقیقتو  بهشون  نمیگی؟

23
00:01:39,884 --> 00:01:41,553
‫دوم اینکه ، بهشون گفتی یه پلیسی

24
00:01:41,553 --> 00:01:43,930
‫میبینی که چطور به جنب و جوش میوفتن

25
00:01:43,930 --> 00:01:46,057
‫اونا از هرکار بدی که
‫انجام دادن عبور میکنن

26
00:01:46,057 --> 00:01:47,851
‫مشتاقم چطور میشه از اونا علیه‌شون استفاده کرد

27
00:01:47,851 --> 00:01:50,520
‫پس بهشون گفتی معماری

28
00:01:50,520 --> 00:01:53,398
‫این یه کار اداریه .
‫قابل ارتباط، ایمن،

29
00:01:53,398 --> 00:01:55,859
‫اما به اندازه کافی متمایز
‫ از اونا نمیترسم

30
00:01:55,859 --> 00:02:00,572
‫و معماران پول خوبی در میارن،
‫خب این کمک می کنه.

31
00:02:00,572 --> 00:02:02,490
‫وقتی بفهمن دروغ میگی
‫چه اتفاقی می افته؟

32
00:02:02,490 --> 00:02:03,533
‫هیچوقت نمیفهمن.

33
00:02:03,533 --> 00:02:04,951
‫

34
00:02:04,951 --> 00:02:08,163
‫...باید بگم که

35
00:02:08,163 --> 00:02:12,208
‫میدونی، بنظر خوب و کافی میاد
‫ولی سرقرار رفتن مثل کابوسه.

36
00:02:12,208 --> 00:02:14,377
‫هستش.
‫  تو آدم خوش شانسی هستی

37
00:02:14,377 --> 00:02:16,838
‫با یه زن فوق‌العاده ازدواج کردی.

38
00:02:16,838 --> 00:02:19,716
‫آره...

39
00:02:19,716 --> 00:02:21,718
‫تو خونه مشکلی هست؟

40
00:02:21,718 --> 00:02:24,053
‫آره

41
00:02:24,053 --> 00:02:25,764
‫ نمیخوام در موردش صحبت کنم.

42
00:02:25,764 --> 00:02:29,142
‫این شغلته.
‫ باید تعادل پیدا کنی.

43
00:02:30,976 --> 00:02:34,271
‫ قبلاً براش گل می خریدم،
‫...می دونی، فقط به این دلیل ک

44
00:02:34,355 --> 00:02:37,108
‫و بعد فقط در مواقع خاص بود، درسته؟

45
00:02:37,108 --> 00:02:39,152
‫اما تعدادشون کمتر شد

46
00:02:39,152 --> 00:02:40,612
‫فقط زمانی بود که
‫ به فنا رفته بودم

47
00:02:40,612 --> 00:02:44,824
‫و می دونی،
‫ من خیلی گند میزنم.

48
00:02:44,824 --> 00:02:47,160
‫پس در نهایت،

49
00:02:47,160 --> 00:02:49,871
‫گل ها دیگه معنایی نداشتن،

50
00:02:49,871 --> 00:02:52,540
‫پس تمومش کردم

51
00:02:52,540 --> 00:02:55,085
‫به نظر می رسه
‫ میخوای در موردش صحبت کنی.

52
00:02:55,085 --> 00:02:58,922
‫بابی، برگرد خونه پیش زنت،

53
00:02:59,012 --> 00:03:02,495
‫براش گل بخر
‫و تعادلتو برگردون

54
00:03:03,995 --> 00:03:11,995
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

55
00:03:13,770 --> 00:03:14,938
‫سلام.

56
00:03:14,938 --> 00:03:16,022
‫بابی

57
00:03:16,022 --> 00:03:17,732
‫دهنتو ببند

58
00:03:17,732 --> 00:03:20,527
‫هی باهاش ​​اینطوری حرف نزن

59
00:03:23,536 --> 00:03:25,246
‫چرا توهم دهنتو  نمیبندی؟

60
00:03:27,665 --> 00:03:29,834
‫...برات گل خریدم

61
00:03:31,996 --> 00:03:34,457
‫شاید باید بری مرد.

62
00:03:34,457 --> 00:03:40,171
‫باید به توصیه‌اش گوش میدادم
‫..اما بجاش

63
00:03:40,171 --> 00:03:41,881
‫بابی، بس کن!

64
00:03:41,881 --> 00:03:43,925
‫تصمیم گرفتم دکور
‫آشپزخونه رو عوض کنم

65
00:03:43,925 --> 00:03:47,512
‫!بس کن! تمومش کن

66
00:03:47,512 --> 00:03:50,432
‫بس کن!  بابی، لطفا، بس کن!

67
00:03:55,740 --> 00:03:57,867
‫لطفا!

68
00:04:21,337 --> 00:04:23,965
‫یه لحظه‌ای قبل از
‫بیداری کامل وجود داره

69
00:04:23,965 --> 00:04:27,719
‫جایی که شانس کوچیکی داره
‫هنوز داری خواب میبینی

70
00:04:27,719 --> 00:04:32,223
‫و بعد زمانی هستش که
‫مبینی خواب نیستی

71
00:04:34,184 --> 00:04:36,978
‫<i>من تقریبا ده ساله ازدواج کردم</i>

72
00:04:36,978 --> 00:04:39,981
‫و دوازده ساله که پلیسم

73
00:04:39,981 --> 00:04:41,649
‫خب، از کجا می دونید

74
00:04:41,649 --> 00:04:44,778
‫که اون مجوزش رو نداره؟

75
00:04:44,778 --> 00:04:47,489
‫نه، نه، به این دلیله
‫که شما اینجوری فکر می کنید.

76
00:04:47,489 --> 00:04:50,992
‫شما فکر می کنید. ،ببینید
‫نمیتونید فرضیاتی بسازید

77
00:04:50,992 --> 00:04:53,453
‫آره  آره

78
00:04:53,453 --> 00:04:56,039
‫!هی
‫اونجا یه گلدون تازه هست
‫(اگه میخوای بالا بیاری)

79
00:04:56,123 --> 00:04:59,585
‫من بعدا با شما تماس مگیرم
‫  باشه.  خداحافظ.

80
00:05:02,545 --> 00:05:04,214
‫تو قراره  مدتی اینجا باشی

81
00:05:04,214 --> 00:05:05,381
‫باید ازش نهایت استفاده رو ببری.

82
00:05:05,381 --> 00:05:07,759
‫عه! جدی؟
‫ چطوری میتونم؟

83
00:05:07,759 --> 00:05:09,511
‫تایپ رو شروع کن
‫...ببین چیا میشه

84
00:05:09,511 --> 00:05:11,471
‫دقیق بهتون بگم که
‫چه اتفاقی میوفته؟

85
00:05:11,471 --> 00:05:14,349
‫من میخوام یه اشتباه
‫تایپی کنم واین ماشین تحریر رو

86
00:05:14,349 --> 00:05:16,351
‫مستقیم از پنجره لعنتی پرت منم بیرون

87
00:05:16,351 --> 00:05:19,479
‫شاید.  شاید.
‫ازش خوشت میاد.

88
00:05:19,479 --> 00:05:23,525
‫کی میدونه، شاید تو
‫ارنست همینگوی بعدی باشی.

89
00:05:23,525 --> 00:05:26,486
‫

90
00:05:26,486 --> 00:05:29,489
‫آره، میرم یه فنجان قهوه بیارم و
‫ اون پنجره رو باز کنم.

91
00:05:29,489 --> 00:05:31,533
‫این یه شروعه.

92
00:05:31,533 --> 00:05:34,786
‫اونا بهم اجازه دادن نشانم رو نگه دارم
‫ولی تفنگم رو گرفتن

93
00:05:34,786 --> 00:05:37,163
‫<i>حدس می زنم این یه حرکت
‫هوشمندانه بود وگرنه مغز من</i>

94
00:05:37,163 --> 00:05:39,707
‫درحال حاضر درگیر این
‫دستگاه قهوه ساز بود.</i>

95
00:05:39,707 --> 00:05:42,919
‫هی، یه لحظه وقت داری؟

96
00:05:42,919 --> 00:05:46,992
‫من یارو رو انداختم گوشه بیمارستان
‫و اونا منو انداختن پشت میز

97
00:05:48,774 --> 00:05:50,859
‫"پت برو دفتر بیکر"
‫"این ریکه"

98
00:05:51,093 --> 00:05:53,095
‫اوضاع چطوره پم؟-
‫خوبه،ریک تو چطوری؟_

99
00:05:53,179 --> 00:05:55,265
‫خوبم_
‫چکار میتونم برات انجام بدم؟-

100
00:05:55,265 --> 00:05:56,724
‫رئیس اون اطرافه؟

101
00:05:56,724 --> 00:05:58,059
‫یه لحظه  صبر کن

102
00:05:58,059 --> 00:05:59,269
‫باشه.  ممنونم.

103
00:05:59,269 --> 00:06:01,146
‫تا وقتی تلفنم قطع نشده
‫باید منتظر بمونی

104
00:06:01,146 --> 00:06:03,189
‫شما باید کاری بیشتر از
‫کاغذبازی بهم بدید

105
00:06:03,189 --> 00:06:06,067
‫تا مشغولم کنید.
‫پشت میز دارم عقلمو از دست میدم.

106
00:06:06,067 --> 00:06:09,529
‫واقعا برای اتفاقی که بین تو و ماری
‫افتاد متاسفم

107
00:06:09,529 --> 00:06:13,867
‫قلبم رو می شکنه.
‫ اما دستام بستن.

108
00:06:13,867 --> 00:06:16,953
‫خوش شانسی که هنوز
‫تو این سازمانی

109
00:06:16,953 --> 00:06:18,872
‫خوش شانس.؟ ریک، تو باید یه کاری بکنی

110
00:06:18,872 --> 00:06:21,332
‫اول از همه،
‫من کاپیتانم.

111
00:06:21,332 --> 00:06:22,917
‫ریک نیستم.

112
00:06:22,917 --> 00:06:25,336
‫دوم اینکه من یه کاری کردم

113
00:06:25,336 --> 00:06:26,629
‫میدونی چیه؟

114
00:06:26,629 --> 00:06:27,964
‫به همین دلیله که

115
00:06:27,964 --> 00:06:29,424
‫تو دفتر من  وایستادی

116
00:06:29,424 --> 00:06:31,342
‫نه روی خط بیکاری

117
00:06:31,342 --> 00:06:33,261
‫اون با زنم بود، ریک

118
00:06:33,261 --> 00:06:34,804
‫و تو چکار کردی؟

119
00:06:34,804 --> 00:06:36,639
‫-تو هم زدی از قیافه انداختیش؟
‫- دماغش رو شکستم.

120
00:06:36,639 --> 00:06:39,684
‫باشه؟
‫حالا خیلی احساسیش نکنیم.

121
00:06:39,684 --> 00:06:42,061
‫<i>- کاپیتان کالاهان؟</i>
‫- بله، پام.

122
00:06:42,061 --> 00:06:44,189
‫می تونید کمی
‫یشتر منتظر بمونید؟

123
00:06:44,189 --> 00:06:48,276
‫باشه عزیزم.
‫  کمی بیشتر وقت داری

124
00:06:48,276 --> 00:06:51,029
‫گوش کن، می دونم.
‫  فقط، گاهی اوقات

125
00:06:51,029 --> 00:06:53,907
‫سرم کمی داغ میکنه.

126
00:06:53,907 --> 00:06:56,534
‫ داغ میکنی؟
‫مگه لعنتی، انرژی هسته‌ایی

127
00:06:56,534 --> 00:06:58,119
‫باید میدیدیش، ریک.
‫منظورم اینه که،

128
00:06:58,119 --> 00:07:00,413
‫فقط باید از اونجا رد میشدی

129
00:07:00,413 --> 00:07:03,333
‫همونطور که پیشنهاد میدم
‫از اینجا بری بیرون الان

130
00:07:03,333 --> 00:07:08,505
‫من وقته مراقبت از
‫وجدانت رو ندارم.

131
00:07:08,505 --> 00:07:11,299
‫من زیر استرس شدید
‫این سازمانم

132
00:07:11,299 --> 00:07:13,301
‫<i>- کاپیتان کالاهان؟</i>
‫- بله.

133
00:07:13,301 --> 00:07:14,719
‫الان شمارو وصل میکنم

134
00:07:14,719 --> 00:07:16,679
‫باشه ممنونم
‫گوشیو نگه دار

135
00:07:18,431 --> 00:07:21,726
‫در رو پشت سرت ببند، باشه؟

136
00:07:21,726 --> 00:07:24,104
‫هی، کاپیتان کالاهان.  سلام آقا.
‫حال شما چطوره؟

137
00:07:31,319 --> 00:07:34,280
‫<i>♪ خوش آمدید ♪</i>

138
00:07:34,280 --> 00:07:37,492
‫<i>♪ خوش آمدید، خوش آمدید ♪</i>

139
00:07:37,492 --> 00:07:39,828
‫<i>♪ خوش آمدید ♪</i>

140
00:07:46,584 --> 00:07:48,545
‫

141
00:07:48,629 --> 00:07:50,380
‫

142
00:08:11,233 --> 00:08:13,444
‫بهتون  گفته بودم
‫درجه یک کوفتی بود

143
00:08:13,528 --> 00:08:15,238
‫خیلی خوبه مرد
‫درجه یک

144
00:08:15,238 --> 00:08:17,365
‫میدونی چیه
‫یا بگیرش یا ولش کن

145
00:08:17,365 --> 00:08:19,451
‫تو همچین موقعیتی

146
00:08:19,451 --> 00:08:23,621
‫لازمه دخالت و کنترل کنم

147
00:08:23,621 --> 00:08:26,791
‫ولی جوری مست بودم
‫که نمیتونستم دخالت کنم

148
00:08:26,791 --> 00:08:28,084
‫.. تورو قطع

149
00:08:28,084 --> 00:08:29,919
‫<i>کریس روزنبرگ.</i>

150
00:08:29,919 --> 00:08:32,338
‫<i>ممکنه شبیه یه فروشنده
‫ مواد مخدر باشه</i>

151
00:08:32,338 --> 00:08:35,049
‫دقیقا همین کارست

152
00:08:35,049 --> 00:08:36,885
‫تو کارش هم خیلی خوبه

153
00:08:36,885 --> 00:08:39,763
‫اونقدر خوب بود که
‫یه روز یکی متوجه شد

154
00:08:39,763 --> 00:08:42,015
‫<i>روی دی میو.</i>

155
00:08:42,015 --> 00:08:44,392
‫<i>اگر شیطان تصمیم گرفت به زمین بیاد،</i>

156
00:08:44,392 --> 00:08:47,937
‫ این کار رو به عنوان روی دمئو انجام میده
‫و هیچکس به باهوشی اون نیست

157
00:08:47,937 --> 00:08:49,981
‫روی برادر بزرگش آنتونی رو دوست داشت.

158
00:08:49,981 --> 00:08:52,609
‫منظورم اینه که اونو  بت کرده .

159
00:08:52,609 --> 00:08:55,945
‫اما زندگی روی در بهار پنجاه ویک
‫وقتی آنتونی با کفن از کره برگشت

160
00:08:55,945 --> 00:09:00,325
‫برای همیشه تغییر کرد

161
00:09:00,325 --> 00:09:02,494
‫زمانی که از دبیرستان فارغ شد

162
00:09:02,494 --> 00:09:05,538
‫روی یک نزول‌خوار و عیاش خیلی خوب داشت.

163
00:09:05,538 --> 00:09:08,083
‫کسب و کارش خوب بود
‫چون همه میدونستن که

164
00:09:08,083 --> 00:09:09,542
‫نباید با روی سرو کله بزنن

165
00:09:09,542 --> 00:09:11,377
‫در اواخر دهه 60،

166
00:09:11,377 --> 00:09:13,296
‫روی با خانواده گامبینو رابطه داشت

167
00:09:13,296 --> 00:09:16,049
‫آنتونی گاگی.

168
00:09:16,049 --> 00:09:17,675
‫همه نینو صداش میزنن

169
00:09:17,675 --> 00:09:21,012
‫اون سر دسته مافیا در خانواده گامبینو بود.

170
00:09:21,012 --> 00:09:23,848
‫روی تو همه چی دست داشت

171
00:09:23,848 --> 00:09:26,101
‫از نزول ‌خوار و
‫ دزد بزرگ ماشین گرفته  تا  فروشنده مواد

172
00:09:26,101 --> 00:09:27,811
‫گامبینوها به آخرین نفر رو ندادن

173
00:09:27,811 --> 00:09:30,313
‫اما روی یکی از پردرآمدترین اونها شد.

174
00:09:30,313 --> 00:09:33,399
‫پس اونو به عنوان
‫راز کوچک کثیف خودشون نگه داشتن.</i>

175
00:09:33,399 --> 00:09:35,026
‫روی کریس را زیر بال خودش گرفت.

176
00:09:35,026 --> 00:09:36,569
‫چیزی در اون دید.

177
00:09:36,569 --> 00:09:39,114
‫<i>کریس دست راست روی شد.</i>

178
00:09:39,114 --> 00:09:41,074
‫<i>اما آن شب،
‫من هیچکدوم اینارو نمیدونستم

179
00:09:41,074 --> 00:09:43,868
‫<i>تنها چیزی که می دونستم این بود
‫که یه احمق توسط یه احمق دیگه</i>

180
00:09:43,868 --> 00:09:46,329
‫داره کشته میشه

181
00:09:46,329 --> 00:09:50,375
‫و در اون لحظه چیزی تو من فقط...</i>

182
00:09:50,375 --> 00:09:53,545
‫

183
00:09:58,966 --> 00:10:02,261
‫من هر رفتار نامناسبی که تا
‫اون لحظه میدونستم

184
00:10:02,345 --> 00:10:05,473
‫درست رو صورت لعنتی
‫  این حرومزاده بیچاره انجام دادم.

185
00:10:05,557 --> 00:10:07,809
‫

186
00:10:14,858 --> 00:10:18,403
‫اوه لعنتی من نمیخواستم...

187
00:10:19,863 --> 00:10:22,907
‫دمت گرم.  ماشین داری؟

188
00:10:25,910 --> 00:10:27,912
‫

189
00:10:27,996 --> 00:10:30,290
‫خب، بابی، چه کاره‌ای؟

190
00:10:30,290 --> 00:10:32,500
‫ معمارم.

191
00:10:32,500 --> 00:10:35,795
‫معمار؟
‫  خانه و کثافت می سازی ؟

192
00:10:35,795 --> 00:10:37,046
‫آره

193
00:10:40,467 --> 00:10:42,343
‫آره من نمیخرمش

194
00:10:42,343 --> 00:10:44,763
‫تو برای معمار بودن
‫زیادی احمقی .

195
00:10:44,763 --> 00:10:48,016
‫خب،  من یه معمار بدجنسم.

196
00:10:48,016 --> 00:10:51,936
‫

197
00:10:51,936 --> 00:10:53,772
‫- ممنون که رسوندیم.
‫- اوه، آره

198
00:10:53,772 --> 00:10:56,524
‫و اوه، از اینکه
‫ اونجا برگشتی ممنونم.

199
00:10:56,524 --> 00:10:59,486
‫قابلتو نداشت

200
00:10:59,486 --> 00:11:01,863
‫اگ این کار رو نمیکردی هم تشکر میکردم.

201
00:11:01,863 --> 00:11:03,698
‫سخن بزرگان

202
00:11:03,698 --> 00:11:05,742
‫<i>میدونی...</i>

203
00:11:05,742 --> 00:11:07,285
‫کریس

204
00:11:07,285 --> 00:11:08,870
‫...برای یه شرور مشنگ...

205
00:11:08,870 --> 00:11:11,539
‫- میبینمت
‫- آره

206
00:11:11,539 --> 00:11:14,459
‫<i>... حال این پسره خوب بود.</i>

207
00:11:14,556 --> 00:11:16,683
‫سخن بزرگان

208
00:11:28,264 --> 00:11:30,599
‫ کادیلاک بود.  طلا.

209
00:11:30,683 --> 00:11:32,352
‫تازه خریدیمش

210
00:11:32,352 --> 00:11:34,854
‫وقتی میگی طلا، منظورت زرده؟

211
00:11:34,854 --> 00:11:37,190
‫چه فرقی می کنه؟ من یارو رو دیدم

212
00:11:37,190 --> 00:11:39,359
‫ اون حدود 5'9، 5'10 بود.

213
00:11:39,359 --> 00:11:41,444
‫...همون تیپ متفاوت،با

214
00:11:41,444 --> 00:11:44,197
‫- خانم.  خانم.
‫- یه سبیل.

215
00:11:44,197 --> 00:11:46,866
‫نمیخوام بی ادبی کنم
‫اما  هر ده بار 9 بار همینو گفتی

216
00:11:46,866 --> 00:11:48,618
‫میدونید وقتی یه ماشین میدزدن
‫چه اتفاقی می افته؟

217
00:11:48,618 --> 00:11:50,203
‫دزدیده می موند.

218
00:11:50,203 --> 00:11:51,913
‫ببین من گزارش می گیرم اما

219
00:11:51,913 --> 00:11:54,290
‫نمی تونم بهتون قول معجزه بدم.

220
00:11:54,290 --> 00:11:57,252
‫پس  من برای چی
‫مالیات کوفتی رو میدم؟

221
00:12:04,800 --> 00:12:07,136
‫تا به حال اسم سالن
‫ جمینی به گوشت خورده؟

222
00:12:07,220 --> 00:12:09,722
‫تو فلاتلندز؟

223
00:12:09,722 --> 00:12:13,143
‫آره بابا،
‫پاتوق  اوباشه.

224
00:12:13,143 --> 00:12:15,812
‫بنظرت طعمه بزرگی اونجاست؟

225
00:12:15,812 --> 00:12:19,649
‫بزرگ، کوچک، احتمالاً چندتا
‫  باراکودا (سردسته)هم یاشه.

226
00:12:51,431 --> 00:12:53,266
‫به تکه های پازل نگاه می کردم

227
00:12:53,266 --> 00:12:55,185
‫بدونه اینکه بدونم
‫ چجوری بچینمشون

228
00:12:55,185 --> 00:12:59,522
‫اما همین کافی بود تا
‫سرمو از برف بیارم بیرون

229
00:12:59,522 --> 00:13:02,734
‫<i>احساس کردم دوباره هدفی دارم.</i>

230
00:13:02,734 --> 00:13:04,694
‫تنها کاری که باید انجام میدادم
‫ثابت کردن بود.

231
00:13:04,694 --> 00:13:07,697
‫<i>چقدر میتونه سخت باشه</i>

232
00:13:09,121 --> 00:13:11,248
‫گمشو.  سرم شلوغه

233
00:13:14,370 --> 00:13:17,040
‫میدونی در زدن یعنی چی؟

234
00:13:17,040 --> 00:13:18,958
‫اول در میزنید

235
00:13:18,958 --> 00:13:20,710
‫منتظر می مونید تا طرف مقابل

236
00:13:20,710 --> 00:13:24,172
‫جوابتونو بده.
‫ چکار کردی؟

237
00:13:24,172 --> 00:13:26,841
‫- من مدرک پیدا کردم.
‫- چی پیدا کردی؟

238
00:13:26,841 --> 00:13:29,052
‫من دیشب با این مرد آشنا شدم

239
00:13:29,052 --> 00:13:31,096
‫- خوش به حالت.
‫- من کمی جست و جو کردم.

240
00:13:31,096 --> 00:13:36,184
‫و اون بخشی از خدمه روی دمئو ست.

241
00:13:39,312 --> 00:13:42,649
‫روی دی میو.
‫تو اصلا میدونی اون کدوم خریه؟

242
00:13:42,649 --> 00:13:45,985
‫- فکر می کنم اینجا چیزی پیدا کردم.
‫- میدونی چی پیدا کردی؟

243
00:13:45,985 --> 00:13:49,572
‫یه تن کاغذ روی میزت داری
‫.  یه کوه.

244
00:13:49,572 --> 00:13:52,033
‫و اگه نتونی
‫ اون  آشغال‌هارو  پردازش کنی

245
00:13:52,033 --> 00:13:54,244
‫به دوتا کوه تبدیل میشن

246
00:13:54,244 --> 00:13:56,246
‫منظورم اینه که
‫اینها اوباش هستن، ریک.

247
00:13:56,246 --> 00:13:59,457
‫ما یه محموله فایل از این آدما داریم
‫که استفاده نشدن

248
00:13:59,457 --> 00:14:01,459
‫بابی، میدونیی اوباش چیه؟

249
00:14:01,459 --> 00:14:03,878
‫اونها حیونای لعنتی هستن.
‫میدونی چیکار میکنن؟

250
00:14:03,878 --> 00:14:05,880
‫همدیگر رو می کشن.
‫  میدونی چیه؟

251
00:14:05,880 --> 00:14:07,507
‫نفرینشون میکنم

252
00:14:07,507 --> 00:14:10,218
‫ما میتونیم اینجا چیزی رو کنترل کنیم
‫یه چیز بزرگ

253
00:14:10,218 --> 00:14:12,720
‫ می تونم مخفیانه برم.

254
00:14:12,720 --> 00:14:14,973
‫- مخفیانه؟
‫- آره  اون شغل کوئینز یادته؟

255
00:14:14,973 --> 00:14:16,933
‫من سه ماه تو اون کار بودم.

256
00:14:16,933 --> 00:14:18,768
‫خوب میدونی که هیچکس بهتر از من
‫نمیتونست این کار رو انجام بده.

257
00:14:18,768 --> 00:14:21,020
‫میدونی اینجا چی پیدا کردم؟
‫ اینو میبینی؟

258
00:14:21,020 --> 00:14:24,023
‫این کار کاغذی هستش
‫  که به من می گه

259
00:14:24,023 --> 00:14:26,985
‫این پایان کار اداره پلیس
‫که ما میشناسیم

260
00:14:26,985 --> 00:14:30,572
‫کاهش بودجه گرفتم
‫ اخراج شدم
‫ مشکلات مالی داشتم

261
00:14:30,572 --> 00:14:32,031
‫روی یخ نازک بودیم.

262
00:14:32,031 --> 00:14:33,908
‫اینو از سر لعنتی خودت بیرون کن

263
00:14:33,992 --> 00:14:37,704
‫بابی، من تو رو دوست دارم، اما
‫اینو از ذهنت بیرون کن، لطفا.

264
00:14:45,472 --> 00:14:51,853
‫اگه تا الان نیاز نداشتم که ثابت کنم
‫یه احمق به تمام معنام
‫همین بود

265
00:14:51,937 --> 00:14:55,316
‫عقلمو از دست دادم و
‫ته خط بودم

266
00:14:55,430 --> 00:14:57,265
‫مخصوصا اگه موضوع اون (ماری)بود

267
00:15:21,122 --> 00:15:23,249
‫بابی اینجا چیکار میکنی؟

268
00:15:24,793 --> 00:15:25,877
‫میتونم ببینمش؟

269
00:15:28,295 --> 00:15:30,256
‫تو خیلی ترسوندیش

270
00:15:30,340 --> 00:15:31,925
‫تو خبر داشتی؟

271
00:15:34,301 --> 00:15:38,597
‫بابی، فکر کردی چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
‫توروخدا

272
00:15:38,681 --> 00:15:40,308
‫ نمی دونم.

273
00:15:40,308 --> 00:15:41,518
‫...قطعا فکر نمیکردم اون قراره

274
00:15:41,518 --> 00:15:43,019
‫ترکم کنه و با یکی دیگه باشه

275
00:15:43,103 --> 00:15:45,355
‫!هی گوش کن
‫اونا اینکارو نکردن

276
00:15:47,064 --> 00:15:49,483
‫اون اینکارو نکرده

277
00:15:49,567 --> 00:15:52,862
‫ماری به یکی نیاز داشت
‫ و اون پسره اونجا بود،باشه؟
‫تو نبودی بابی

278
00:15:52,862 --> 00:15:54,531
‫میتونم باهاش صحبت کنم؟
‫ماری.

279
00:15:54,531 --> 00:15:56,407
‫ماری، می تونم فقط پنج
‫دقیقه باهات صحبت کنم؟

280
00:15:56,407 --> 00:15:59,077
‫فقط پنج دقیقه لطفا

281
00:15:59,077 --> 00:16:01,121
‫بیا

282
00:16:02,455 --> 00:16:06,334
‫بیا اینجا.  من همینجام

283
00:16:06,334 --> 00:16:08,795
‫سلام.

284
00:16:08,879 --> 00:16:14,343
‫وای، وای، چه خوشگل شدی.

285
00:16:16,218 --> 00:16:19,513
‫گوش کن،
‫می خوام بدونی که، اوه،

286
00:16:19,597 --> 00:16:22,809
‫میدونم گاهی حالم چطور میشه

287
00:16:22,809 --> 00:16:25,603
‫و من واقعا سخت کار می کنم
‫ تا اینطور نباشم.

288
00:16:25,603 --> 00:16:29,232
‫کاپیتان میگه
‫من ترفیع میگیرم

289
00:16:29,232 --> 00:16:32,152
‫همین گوشه.
‫که همه چی رو به رشده.

290
00:16:32,152 --> 00:16:35,530
‫من نوشیدن رو ترک کردم.
‫من هر روز در حال انجام حرکات کششی هستم.

291
00:16:35,530 --> 00:16:37,699
‫میدونی که میخوام برات بهتر بشم

292
00:16:39,742 --> 00:16:40,994
‫میدونم میدونم.

293
00:16:40,994 --> 00:16:42,704
‫حرفام تکراریه، آره؟

294
00:16:42,704 --> 00:16:46,207
‫اما این بار فرق می کنه،
‫قسم می خورم، فقط...

295
00:16:46,207 --> 00:16:48,418
‫باب...

296
00:16:48,418 --> 00:16:51,171
‫فقط یه فرصت دیگه
‫ بهم بده  ماری،

297
00:16:51,171 --> 00:16:52,797
‫بابی، من...

298
00:16:54,924 --> 00:16:58,470
‫من دیگه چیزی ندارم که بهت بدهم.

299
00:17:01,764 --> 00:17:05,101
‫- من نمی تونم این کار رو کنم.
‫- هی، هی  تو نمیتونی چیکار کنی ماری؟

300
00:17:05,185 --> 00:17:06,853
‫نمیتونی چیکار کنی؟

301
00:17:06,853 --> 00:17:09,105
‫فقط تو چشمام نگاه کن

302
00:17:09,105 --> 00:17:12,400
‫تو چشمام نگاه کن و بهم بگو
‫که دیگه دوستم نداری، ها؟

303
00:17:12,400 --> 00:17:14,402
‫فقط بهم بگو که دیگه دوستم نداری

304
00:17:14,402 --> 00:17:18,782
‫بهم بگو که حاضری ده
‫سال گذشته رو دور بریزی.

305
00:17:18,782 --> 00:17:20,408
‫بعدش میرم

306
00:17:20,408 --> 00:17:24,120
‫فقط یه فرصت دیگه ازت میخوام ماری

307
00:17:24,120 --> 00:17:26,039
‫لطفا.

308
00:17:27,957 --> 00:17:30,710
‫باشه، باشه  برو تو.

309
00:17:30,710 --> 00:17:32,462
‫بابی لطفا
‫ بس کن

310
00:17:32,462 --> 00:17:34,672
‫فقط کمی بهش زمان بده
‫، باشه عزیزم؟

311
00:17:34,672 --> 00:17:37,092
‫- آره
‫- فقط یه مدت

312
00:17:37,092 --> 00:17:39,969
‫آره

313
00:17:39,969 --> 00:17:42,972
‫ باید سرم شلوغ باشه.

314
00:17:42,972 --> 00:17:46,226
‫اگه میخواستم به همه بخصوص
‫ماری احترام بزارم

315
00:17:46,226 --> 00:17:49,312
‫باید انجامش میدادم
‫نکه منتظر درخواستشون باشم

316
00:17:49,312 --> 00:17:51,356
‫و اگه واقعا قرار بود انجامش بدم

317
00:17:51,440 --> 00:17:53,942
‫باید درست انجامش میدادم

318
00:17:58,863 --> 00:18:01,574
‫من روال کریس را کاملا دقیق دارم

319
00:18:01,658 --> 00:18:04,285
‫حتی مارک سیگار
‫مورد علاقش رو میدونم

320
00:18:08,957 --> 00:18:12,127
‫یا الان ، یا هیچوقت کوفتی

321
00:18:12,127 --> 00:18:14,921
‫اینجا واقعاً جایی بود
‫که باراکودا (سردسته باند)شنا کرد

322
00:18:14,921 --> 00:18:16,714
‫<i>وقتش بود که برم ماهیگیری</i>

323
00:18:18,214 --> 00:18:25,808
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

324
00:18:27,308 --> 00:18:29,310
‫

325
00:18:39,286 --> 00:18:43,039
‫

326
00:18:45,951 --> 00:18:49,872
‫جوزف گوگلیلمو.
‫بقیه دراکولا صداش میزنن

327
00:18:49,956 --> 00:18:51,791
‫این اسم مستعار  بهمون وایب

328
00:18:51,791 --> 00:18:53,543
‫گرم و دنجی نمیده

329
00:18:53,543 --> 00:18:55,295
‫- لعنت، جو!
‫- حالا چی؟

330
00:18:55,295 --> 00:18:57,130
‫باید به آرمنیا زنگ بزنی

331
00:18:57,130 --> 00:18:58,965
‫توالت دخترانه دوباره پر شده.

332
00:18:58,965 --> 00:19:00,925
‫- آه، جاز.
‫- صندل پوشیده‌اما.

333
00:19:00,925 --> 00:19:02,719
‫بهتره بهش بگی زود بیاد تا من بتونم

334
00:19:02,719 --> 00:19:05,138
‫- اونو تو کاسه توالت  غرق کنم.
‫- باشه، باشه.  خیلی خوب.

335
00:19:05,138 --> 00:19:06,389
‫چی میخوای؟

336
00:19:06,389 --> 00:19:09,476
‫اوم، فقط یک بوربون.

337
00:19:09,476 --> 00:19:12,937
‫جینا مثل گل مروارید بین
‫علف های هرز اونجا گیر کرده بود.

338
00:19:12,937 --> 00:19:15,482
‫<i>او خواهرزاده یا دختر عموی کسی یا چیزی بود</i>

339
00:19:15,482 --> 00:19:18,943
‫و دیوونه اینه که همچین جایی
‫کار کنه

340
00:19:18,943 --> 00:19:21,738
‫ هی، جینا، بیا اینجا.
‫میخوام باهات صحبت کنم.

341
00:19:21,738 --> 00:19:25,325
‫- اوه، آره؟
‫- کی من و تو برای شام بیرون میریم ، ها؟

342
00:19:25,325 --> 00:19:29,037
‫اوم، آخرین باری که چک
‫کردم، جهنم هنوز یخ نزده بود .

343
00:19:29,037 --> 00:19:30,413
‫

344
00:19:30,413 --> 00:19:32,749
‫<i>اون  اورانگوتان لوکا سانتی بود.</i>

345
00:19:32,749 --> 00:19:35,752
‫تنها چیز بزرگتر از دهنش
‫  بدهیش به روی بود.

346
00:19:35,752 --> 00:19:37,587
‫ دختر زیبایی مثل تو
‫  در مورد جهنم چی میدونه؟

347
00:19:37,587 --> 00:19:39,798
‫شانس تو امتحان کن
‫شاید نتیجه بگیری

348
00:19:39,798 --> 00:19:42,759
‫تف توش،اون همون یاروست
‫شما اون یارو لعنتی رو میبینید

349
00:19:42,759 --> 00:19:44,636
‫اون همونیه که داشتم
‫ درموردش بهتون میگفتم

350
00:19:44,636 --> 00:19:47,764
‫- عاشق پیشه اینجاست.
‫- با چیز، معماره.

351
00:19:47,764 --> 00:19:48,848
‫لعنت به شما بچه ها

352
00:19:48,848 --> 00:19:50,391
‫!گمشو! برو

353
00:19:52,685 --> 00:19:53,686
‫بیلی

354
00:19:54,521 --> 00:19:56,981
‫- بابی  بابی
‫- بابی، درسته؟

355
00:19:56,981 --> 00:19:58,399
‫معمار.

356
00:19:58,399 --> 00:20:01,528
‫آره خب میدونی دیگه نه

357
00:20:01,528 --> 00:20:03,238
‫اوه، تو شغلتو وا دادی؟

358
00:20:03,238 --> 00:20:05,490
‫واسه همین اینجا غم‌برک زدی؟

359
00:20:05,490 --> 00:20:08,326
‫اوه، فقط بگم که، ،

360
00:20:08,326 --> 00:20:10,995
‫ساختن اون خونه‌های
‫کثیف برام سازکار نبود.

361
00:20:10,995 --> 00:20:13,790
‫خودت میدونی چی برات خوبه.
‫هی جینا  جینا

362
00:20:13,790 --> 00:20:16,251
‫هرچی این مرد لعنتی
‫ خواست بهش بده، خب؟

363
00:20:16,251 --> 00:20:18,586
‫یکی دیگه میخوای؟

364
00:20:18,586 --> 00:20:21,047
‫خب بابی اینجا چیکار میکنی؟

365
00:20:21,047 --> 00:20:26,469
‫خب، میدونی، یه بار
‫ باره دیگه ، درسته؟

366
00:20:26,469 --> 00:20:29,681
‫بار،باره دیگه
‫درسته.

367
00:20:29,681 --> 00:20:32,267
‫اما تو اینجا چیکار میکنی؟

368
00:20:32,267 --> 00:20:34,227
‫این  سالن استراحته.

369
00:20:36,646 --> 00:20:38,481
‫فرقش چیه؟

370
00:20:38,481 --> 00:20:41,359
‫

371
00:20:41,359 --> 00:20:42,652
‫ سوال خوبیه.

372
00:20:42,652 --> 00:20:44,237
‫جینا  جوزف  بابی

373
00:20:44,237 --> 00:20:46,406
‫بابی، جینا.  جوزف  جینا خوشگله

374
00:20:46,406 --> 00:20:49,617
‫- هی من خوشگلم
‫- آره، مادرت دروغگوئه.

375
00:20:49,617 --> 00:20:52,579
‫- معمار، ها؟
‫- آره

376
00:20:52,579 --> 00:20:56,166
‫خوبه.  مدرسه زیادی براش هست؟

377
00:20:56,166 --> 00:20:58,418
‫من بیشتر از طریق
‫ تایپ کردن یاد می‌گیرم.

378
00:20:58,418 --> 00:21:00,628
‫- ازش خوشم میاد.
‫- یکی دیگه میخوای؟

379
00:21:00,628 --> 00:21:01,963
‫اوه لطفا.

380
00:21:01,963 --> 00:21:04,299
‫- دوبلش کن.
‫- لطفا.

381
00:21:04,299 --> 00:21:06,092
‫مطمئنی  جای درستی هستی؟

382
00:21:06,092 --> 00:21:08,553
‫جای مناسبیه.  گوش کن،

383
00:21:08,553 --> 00:21:10,388
‫امشب، رفقای من
‫مکان بغلی رو جور کردن.

384
00:21:10,388 --> 00:21:11,931
‫قرار   ورق بازی بازی کنیم.
‫باید بیای

385
00:21:11,931 --> 00:21:13,808
‫آره ورق
‫  باشه.

386
00:21:13,808 --> 00:21:15,602
‫ از اینجا دورش کن
‫ سلامتی.

387
00:21:15,602 --> 00:21:17,645
‫ به هر حال شما
‫لعنتیا ورق بازی نمی کنید.

388
00:21:17,645 --> 00:21:19,814
‫- من باید برم اونجا
‫- نه، بیا.

389
00:21:19,814 --> 00:21:21,816
‫چی، جایی هست
‫ که باید اونجا باشی؟

390
00:21:23,485 --> 00:21:24,986
‫لعنت بهش
‫  خیلی خب.

391
00:21:24,986 --> 00:21:26,112
‫- بیا دیگه.
‫- ممنون بابت نوشیدنی

392
00:21:30,074 --> 00:21:32,535
‫این بچه ها را نادیده بگیر
‫  سلام بچه ها.

393
00:21:32,535 --> 00:21:35,330
‫بابی، این بچه ها هستن
‫.  این مردیه که در موردش به شما می گفتم، معمار.

394
00:21:35,330 --> 00:21:39,584
‫این لویی ئه.  این جیانی ، .
‫این فردی ئه.  بچه ها، بابی.

395
00:21:39,584 --> 00:21:40,877
‫هی بشین

396
00:21:40,877 --> 00:21:44,047
‫چطوری بابی؟

397
00:21:44,047 --> 00:21:47,509
‫فردی دی نوم.
‫ فردی یه راننده
‫اتومبیل های مسابقه ای حرفه ای بود

398
00:21:47,509 --> 00:21:50,136
‫که احتمالا  آچار به
‫دست به دنیا اومده.</i>

399
00:21:50,136 --> 00:21:52,305
‫یه مغازه بدنسازی رو میچرخونه و

400
00:21:52,305 --> 00:21:54,557
‫رئیس کرو  دزدای ماشینای مسابقه‌ ست

401
00:21:54,557 --> 00:21:57,268
‫<i>وقتی حرف می زنه هم خیلی
‫نزدیک صورتت میاد</i>

402
00:21:57,268 --> 00:21:58,978
‫جوری که میتونی حدس بزنی

403
00:21:58,978 --> 00:22:00,605
‫ناهار چی خورده

404
00:22:00,605 --> 00:22:02,774
‫کریس میگه اون شب
‫هواشو داشتی.

405
00:22:05,652 --> 00:22:09,906
‫به دلیل نفس بدی که
‫داشت، حدس من همیشه بد بود.

406
00:22:09,906 --> 00:22:11,783
‫دارم بهتون میگم
‫باید صورت یارو رو بعد از

407
00:22:11,783 --> 00:22:13,076
‫کاری که بابی
‫ باهاش کرد، میدیدین

408
00:22:13,076 --> 00:22:15,412
‫شبیه گوشت چرخ کرده
‫ لعنتی بود

409
00:22:15,412 --> 00:22:16,955
‫طرفو کشت؟

410
00:22:16,955 --> 00:22:19,707
‫لوئیس روسو و جیانی روسو.

411
00:22:19,707 --> 00:22:21,251
‫<i>برادران جمینی.</i>

412
00:22:21,251 --> 00:22:23,336
‫روی دیمئو شیطان بود.

413
00:22:23,336 --> 00:22:25,839
‫لویی و جیانی نوچه‌های  اصلی اون بودن.

414
00:22:25,839 --> 00:22:28,133
‫<i>اونا  دزدا  و قاتلای خوبی بودن.</i>

415
00:22:28,133 --> 00:22:29,509
‫<i>سربازای کامل</i>

416
00:22:29,509 --> 00:22:31,094
‫نه، نه، من نکشتمش.

417
00:22:31,094 --> 00:22:33,179
‫یعنی وقتی من رفتم
‫هنوز نفس میکشید.

418
00:22:33,179 --> 00:22:34,764
‫- به سختی
‫- آه، به سختی.

419
00:22:34,764 --> 00:22:36,516
‫من قصد نداشتم
‫بهش صدمه جدی بزنم

420
00:22:36,516 --> 00:22:38,601
‫پس  می خواستی چطور بهش
‫صدمه بزنی؟

421
00:22:38,601 --> 00:22:40,645
‫میدونی، به اندازه ای که
‫ تا چند هفته نتونست

422
00:22:40,645 --> 00:22:43,314
‫اسم لعنتی خودش
‫یادش بیاد.  چی بگم.

423
00:22:43,314 --> 00:22:44,899
‫

424
00:22:44,899 --> 00:22:46,860
‫- سرسخته.
‫- ما اینجا یه مارسیانو گرفتیم.

425
00:22:47,818 --> 00:22:49,362
‫مارسیانو اینجا ست

426
00:22:49,446 --> 00:22:51,114
‫این مرد یسره داره
‫درموردت حرف میزنه.

427
00:22:51,114 --> 00:22:52,699
‫حتی یه لحظه کوفتی
‫ هم مکث نمیکنه.

428
00:22:52,699 --> 00:22:54,742
‫گوش کن، گوش کن،
‫ما همیشه می‌تونیم از

429
00:22:54,742 --> 00:22:56,745
‫یک جفت دست اضافی
‫ اینجا استفاده کنیم.

430
00:22:56,745 --> 00:22:59,080
‫نظرت در مورد تغییر
‫ شغل چیه بچه؟

431
00:22:59,080 --> 00:23:00,874
‫لعنت بهش

432
00:23:00,874 --> 00:23:02,834
‫ مجبور
‫شدم کمی عقب نشینی کنم.

433
00:23:02,834 --> 00:23:04,085
‫نه...

434
00:23:04,085 --> 00:23:06,087
‫<i>خیلی مشتاق به نظر
‫نمی رسه.</i>

435
00:23:06,087 --> 00:23:08,631
‫شما بچه ها خیلی خوبید
‫، یعنی می دونید...

436
00:23:08,631 --> 00:23:10,967
‫بابی، ما به اندازه کافی
‫برات باحالیم.

437
00:23:10,967 --> 00:23:12,469
‫میخوایم مطمئن شیم
‫همه چی برات روبه راهه

438
00:23:12,469 --> 00:23:14,137
‫کریس، همه
‫  روبه راهیم.

439
00:23:14,137 --> 00:23:18,057
‫ما در مورد کار تو سایه
‫داریم حرف میزنیم، درسته؟

440
00:23:18,057 --> 00:23:20,310
‫- سایه لعنتی؟
‫- این چیه موتاون؟

441
00:23:20,310 --> 00:23:22,020
‫لعنتی در مورد چی حرف میزنی؟

442
00:23:22,020 --> 00:23:24,022
‫

443
00:23:24,022 --> 00:23:27,692
‫لامصب بهت بگم مطمئنم

444
00:23:27,692 --> 00:23:28,985
‫چیزی بیشتر از پشت میز نشینیه

445
00:23:28,985 --> 00:23:30,820
‫درست کردن کمی
‫ خمیر کوفتیه خوب

446
00:23:30,820 --> 00:23:32,614
‫قراره چکار کنم؟

447
00:23:32,614 --> 00:23:35,658
‫هر چیه لامصبی که بخواد

448
00:23:35,658 --> 00:23:37,285
‫تو هم هستی؟

449
00:23:39,746 --> 00:23:41,748
‫

450
00:23:41,748 --> 00:23:44,292
‫لعنتی تورو داشتم، درسته؟
‫من تو رو داشتم لعنتی

451
00:23:44,292 --> 00:23:47,253
‫به فناش داد
‫من این آدمارو میشناسم

452
00:23:47,337 --> 00:23:49,089
‫و میدونستم که
‫تو چنگم هستن

453
00:23:51,090 --> 00:23:53,426
‫ما اونارو از کتابا جدا نگه میداریم
‫غیرثبتی ان

454
00:23:53,510 --> 00:23:56,387
‫جیمز میتونه فایل‌های منو پاک کنه
‫و هویت جدیدم رو تنظیم کنه.

455
00:23:56,387 --> 00:23:57,806
‫اگر من یه دَم بزنم،

456
00:23:57,806 --> 00:23:59,224
‫همه چی به فنا میره.

457
00:23:59,224 --> 00:24:00,975
‫وثیقه میذارم، باشه؟
‫ رو حرفم حساب کن.

458
00:24:00,975 --> 00:24:02,185
‫و هیچ کس عاقل تر ازم نیست

459
00:24:02,185 --> 00:24:04,938
‫جوابم هنوز منفیه.

460
00:24:04,938 --> 00:24:06,940
‫میدونی با چه لعنتی سر و کار داری؟

461
00:24:06,940 --> 00:24:08,942
‫گوش کن،
‫من چند تا چیزو بررسی کردم

462
00:24:08,942 --> 00:24:10,735
‫و دارم بهت میگم
‫ این میتونه خیلی بزرگ باشه

463
00:24:10,735 --> 00:24:13,321
‫میدونی چیه؟
‫ممکنه برای تو یه بازی کوفتی باشه.

464
00:24:13,321 --> 00:24:14,823
‫شایدم میخوای ماری رو

465
00:24:14,823 --> 00:24:16,533
‫تحت تاثیر قرار بدی
‫و به دست این آشغالا بمیری

466
00:24:16,533 --> 00:24:18,368
‫ولی منو تحت تاثیر
‫ قرار نمیده، حله؟

467
00:24:21,413 --> 00:24:23,706
‫من نسبت به چیزی که تو این
‫چن هفته نشون دادم آدم خوبیم

468
00:24:23,706 --> 00:24:24,749
‫باشه؟

469
00:24:27,252 --> 00:24:29,212
‫بذار ثابتش کنم

470
00:24:29,212 --> 00:24:30,839
‫

471
00:24:39,138 --> 00:24:41,474
‫خیلی خب؟
‫ بذار ببینم  چی پیدا کردی، باشه.

472
00:24:41,558 --> 00:24:46,813
‫آره، پرونده
‫ همه این آدمارو چیدم.

473
00:24:46,813 --> 00:24:48,898
‫همشون همون جا ثبت شدن.

474
00:24:48,898 --> 00:24:53,820
‫و من باهاشون همکاری کردم
‫قلاب های لعنتی ام را گرفتم.

475
00:24:53,820 --> 00:24:56,239
‫میدونی با کی طرفی درسته؟

476
00:24:56,239 --> 00:24:58,533
‫منم به شما ملحق میشم

477
00:24:58,533 --> 00:25:01,536
‫خاطر جمع باش که همه اتفاقای
‫کوفتیه اونجارو بهم بگی

478
00:25:01,536 --> 00:25:03,204
‫نا امیدت نمیکنم ، ریک

479
00:25:03,204 --> 00:25:05,832
‫بهت قول میدم، کاپیتان.

480
00:25:07,833 --> 00:25:10,169
‫ اون باید کاملاً ناپدید بشه.

481
00:25:10,273 --> 00:25:12,317
‫تمام پرونده های لعنتی اش
‫  همه چی.

482
00:25:15,257 --> 00:25:17,134
‫ کار آسونی نیست، کاپیتان.

483
00:25:17,218 --> 00:25:19,304
‫نمیتونم که فقط انگشتامو
‫بکوبم رو کیبورد

484
00:25:19,304 --> 00:25:21,431
‫جیمی، انجامش بده

485
00:25:21,431 --> 00:25:23,224
‫  خوش شانسی که این
‫بچه ها اهل منطقه دیگه‌ای نیستن.

486
00:25:23,224 --> 00:25:24,851
‫وگرنه دستام بسته میشد

487
00:25:24,851 --> 00:25:26,853
‫هیچ کس نمیدونه
‫ ما داریم چکار می کنیم.

488
00:25:26,853 --> 00:25:29,981
‫تو می دونی، اون می دونه
‫.  من و، یک نفر دیگه

489
00:25:29,981 --> 00:25:31,566
‫رئیس امور داخلی.

490
00:25:31,566 --> 00:25:33,693
‫این فقط در صورتیه
‫ که ما  به فنا بریم

491
00:25:33,693 --> 00:25:35,570
‫و به چُخ بریم،
‫ گرفتی چی میگم؟

492
00:25:35,570 --> 00:25:38,573
‫تنها چیزی که می‌گم اینه
‫این بچه ها وقت تلف نمیکنن.

493
00:25:38,573 --> 00:25:42,118
‫من اون اطراف لعنتی نیستم.
‫  و توپ های لعنتی شون رو خطه.

494
00:25:42,118 --> 00:25:45,914
‫آماده ای پسر؟

495
00:25:45,914 --> 00:25:50,043
‫به هرحال، قرار صندلی شاگرد بشینی
‫حماقت نکن

496
00:25:50,043 --> 00:25:51,377
‫چی؟

497
00:25:51,377 --> 00:25:53,254
‫قراره هم اتاقی بشیم

498
00:25:54,755 --> 00:25:56,882
‫

499
00:25:56,966 --> 00:25:59,636
‫

500
00:26:03,973 --> 00:26:05,934
‫ دنجه.

501
00:26:05,934 --> 00:26:08,186
‫آرههه،میتونی اتاق داشته باشی.

502
00:26:08,186 --> 00:26:10,939
‫چقد سخاوتمندانه

503
00:26:10,939 --> 00:26:13,942
‫خب بریم سر کار

504
00:26:13,942 --> 00:26:16,820
‫<i>جیمز دقیق بود.
‫باید یچی بهش میدادم

505
00:26:16,820 --> 00:26:20,615
‫رابرت دبونو.

506
00:26:20,615 --> 00:26:24,411
‫فامیلیتو که بهشون نگفتی، نه؟

507
00:26:24,411 --> 00:26:28,164
‫هی فکر میکنی باید
‫ اینو بذارم پشت سرم؟

508
00:26:28,164 --> 00:26:32,127
‫میدونی، فقط در صورتی که اون
‫لعنتی ها سعی کنن منو بازرسی بدنی کنن؟

509
00:26:32,127 --> 00:26:34,629
‫فکر می کنی قبلاً  چکت کردن؟

510
00:26:34,629 --> 00:26:36,881
‫من برنامه ای نذاشتم
‫، جیمز، اما، بله،

511
00:26:36,881 --> 00:26:38,049
‫مطمئنم که
‫تو دیدم.

512
00:26:38,049 --> 00:26:40,385
‫کاملا مطمئنی؟  هه

513
00:26:40,385 --> 00:26:42,679
‫ کاملا مطمئنی؟

514
00:26:44,556 --> 00:26:46,599
‫ کسی تا به حال به روش
‫جمینی اشاره کرده ؟

515
00:26:55,024 --> 00:26:57,944
‫اون بچه‌هارو تو عکسا میبینی؟

516
00:26:57,944 --> 00:27:00,488
‫اونا به  آپارتمانه پشت باشگاه رفتن.

517
00:27:00,572 --> 00:27:02,115
‫ هرگز بیرون نیومدن.

518
00:27:05,701 --> 00:27:09,997
‫یک روش.  روش جمینی.

519
00:27:10,081 --> 00:27:12,000
‫همه چی تو اون آپارتمان اتفاق می افته.

520
00:27:17,756 --> 00:27:20,800
‫<i>مشخص بود که روی دمئو
‫کجا قرار میگیره.

521
00:27:20,800 --> 00:27:23,094
‫<i>اما اگر قرار بود بهش برسم
‫ باید تحت تاثیر قرارش بدم

522
00:27:23,094 --> 00:27:25,096
‫<i>اول بالهاش</i>

523
00:27:25,096 --> 00:27:29,184
‫و اگه بهش میرسیدم
‫باید دستگیرش میکردم

524
00:27:38,484 --> 00:27:40,903
‫من دارم برق میگیرم لعنتی

525
00:27:40,987 --> 00:27:44,407
‫پس گوش کن
‫ یه لطفی کن و خیسش نکن.

526
00:27:44,407 --> 00:27:46,951
‫زیر بارون لعنتی نرو
‫ چی میخوای ازم؟

527
00:27:46,951 --> 00:27:49,871
‫چیزی که من میخوام
‫اینه که این یارو، روی دومئو رو بگیری.

528
00:27:49,871 --> 00:27:53,458
‫میخوام دستگیر شه
‫یه دستوره.

529
00:27:53,458 --> 00:27:56,002
‫اگه انجامش بدیم

530
00:27:56,002 --> 00:27:57,837
‫میتونیم از این خرابه بیرون بریم
‫ و جشن بگیریم.

531
00:27:57,837 --> 00:27:59,839
‫کلاه لبه دار؟  کلاه، اگه
‫میخوای عکسای خوب بگیرم

532
00:27:59,839 --> 00:28:02,175
‫- من به ماشین های بیشتری نیاز دارم.
‫- ماشین ها؟

533
00:28:02,175 --> 00:28:05,178
‫بله متناوب
‫ حداقل چهارتا میخوام.

534
00:28:05,178 --> 00:28:08,098
‫جیمی ، یه هلیکوپتر کوفتی
‫ هم میخوای؟

535
00:28:08,098 --> 00:28:09,557
‫این بچه ها احمق نیستن.

536
00:28:09,557 --> 00:28:11,101
‫اونا متوجه ماشینای مشابه

537
00:28:11,101 --> 00:28:12,977
‫هرروز تو همون خیابون میشن

538
00:28:12,977 --> 00:28:15,063
‫اونا کنجکاو میشن
‫قراره تغییر روش بدن

539
00:28:15,063 --> 00:28:16,314
‫قراره یه یاروی لعنتی
‫رو تو ماشین ببینن

540
00:28:16,314 --> 00:28:17,982
‫دو تا ماشین لعنتی بهت میدم

541
00:28:17,982 --> 00:28:20,026
‫و بعد یه لنز بلندتر بهت میدم

542
00:28:20,026 --> 00:28:22,320
‫پس می تونی
‫ دو بلوک لعنتی دورتر بمونی.  باشه؟

543
00:28:22,320 --> 00:28:24,948
‫دوتا ماشین گرفتم
‫همین

544
00:28:24,948 --> 00:28:27,826
‫- بابی!  بزن بریم.

545
00:28:27,826 --> 00:28:32,038
‫خیلی خب.  هی، اون اینجاست،
‫اون اینجاست.  آماده ای؟

546
00:28:32,038 --> 00:28:33,832
‫بابی، یک لحظه به من فرصت بده
‫خودمو میرسونم، حله؟

547
00:28:33,916 --> 00:28:35,542
‫باشه.  حله.

548
00:28:38,480 --> 00:28:40,607
‫چته لعنتی؟  گمشو بریم!

549
00:28:42,340 --> 00:28:45,343
‫- هی، - هی، عروسی دعوتی؟

550
00:28:45,427 --> 00:28:47,595
‫می خوام تأثیر خوبی بذارم.

551
00:28:47,595 --> 00:28:49,681
‫هر چی.  تو رانندگی میکنی  بیا دیگه.

552
00:28:49,681 --> 00:28:51,850
‫- آره؟  - مممم

553
00:28:53,400 --> 00:28:54,860
‫خیلی خب.

554
00:29:05,071 --> 00:29:07,615
‫دومئو با فروش این چیزا مشکلی نداشت

555
00:29:07,615 --> 00:29:09,951
‫ولی هیچوقت نمیخواست
‫افرادش رو حین انجامش ببینه

556
00:29:09,951 --> 00:29:13,496
‫- یکم میخوای؟
‫-نه نه من خوبم

557
00:29:13,496 --> 00:29:16,207
‫<i>اگر مشروب یا تنباکو نبود
‫بهتره نگیری</i>

558
00:29:16,207 --> 00:29:18,418
‫هرچایی نزدیک لبتون میذاریدش

559
00:29:18,418 --> 00:29:20,545
‫بخصوص  نه رو بینیت

560
00:29:22,052 --> 00:29:24,555
‫

561
00:29:34,559 --> 00:29:38,188
‫اگه یه چیزی باشه که
‫بچه های عاقل ازش بیرون اومده باشن

562
00:29:38,188 --> 00:29:40,482
‫<i>اسم مستعار بود</i>

563
00:29:42,150 --> 00:29:44,944
‫<i>فردی که به نام برادوی فردی میشناسن،</i>

564
00:29:44,944 --> 00:29:47,530
‫<i>یادگاری از روزهای
‫ مسابقه‌ای احتمالیش.</i>

565
00:29:47,530 --> 00:29:49,282
‫ هی!

566
00:29:49,282 --> 00:29:51,201
‫ هی، پسرن.  چه خبر؟

567
00:29:51,201 --> 00:29:53,078
‫میمون گریس لعنتی
‫  به وسعتش نگاه کن

568
00:29:53,078 --> 00:29:54,704
‫- یه ماتحت خفن داره.

569
00:29:54,704 --> 00:29:56,331
‫دوسش داری بچه؟

570
00:29:56,331 --> 00:29:58,792
‫ اوه، مرد.

571
00:29:58,792 --> 00:30:00,960
‫خیلی زیاد.

572
00:30:00,960 --> 00:30:03,963
‫<i>- تیامائو.</i>
‫- خیلی زیاد.  خیلی زیاد.

573
00:30:03,963 --> 00:30:05,715
‫هی، بچه چیزی در مورد ماشین میدونی؟

574
00:30:05,715 --> 00:30:07,383
‫جدا از رانندگی باهاشون،
‫ نه زیاد.

575
00:30:07,383 --> 00:30:09,427
‫یعنی من بلدم چطور
‫لاستیک پنچر رو عوض کنم.

576
00:30:09,427 --> 00:30:10,887
‫فردی  اینجا بهت
‫چیزای بیشتری از

577
00:30:10,887 --> 00:30:12,514
‫عوض کردن لاستیک لعنتی
‫یاد میده.

578
00:30:12,514 --> 00:30:15,517
‫پس حدس می‌زنم
‫هیچوقت یه ماشیمو تقویت نکردی ها؟

579
00:30:15,517 --> 00:30:18,144
‫- درست حدس زدی.
‫- آره

580
00:30:18,144 --> 00:30:20,438
‫چرا این پیچ گوشتی را
‫ نمیگیری و دنبالم نمیای؟

581
00:30:20,438 --> 00:30:21,689
‫خیلی خب.

582
00:30:26,652 --> 00:30:29,030
‫اول از همه، اونارو تو
‫جرقه گیر جمع کنی

583
00:30:29,114 --> 00:30:31,241
‫و مثل پیرزنت
‫بهش سیلی بزن.

584
00:30:31,241 --> 00:30:32,450
‫هی.

585
00:30:36,079 --> 00:30:38,289
‫

586
00:30:38,289 --> 00:30:40,208
‫باشه، خوبه
‫حالا راه اندازیش کن.

587
00:30:44,504 --> 00:30:46,631
‫ دچار اضطراب عملکرده.

588
00:30:46,631 --> 00:30:49,008
‫لعنت بهش

589
00:30:49,008 --> 00:30:50,844
‫اولین بارته.

590
00:30:50,844 --> 00:30:52,762
‫این اتفاق میوفته، بچه جون

591
00:30:56,641 --> 00:30:58,143
‫نقشه  ب اینه که

592
00:31:00,561 --> 00:31:03,773
‫اون دوتا سیم اونجارو قطع کنی.

593
00:31:03,857 --> 00:31:06,151
‫و اون لامصبارو بهم گره بزنی
‫ایول، اون دوتا

594
00:31:06,151 --> 00:31:09,487
‫حله، ایول حالا اون دوتا
‫،سیم لعنتی رو قطع کن، آره اون دوتا، .

595
00:31:09,487 --> 00:31:11,364
‫لعنتی بهشون دست نزن

596
00:31:11,364 --> 00:31:14,409
‫خوبه حالا کاری کن
‫همو ماچ کنن

597
00:31:18,120 --> 00:31:19,413
‫آره

598
00:31:19,497 --> 00:31:21,249
‫خوبه، خوبه، خوبه.

599
00:31:21,249 --> 00:31:24,002
‫پسر لعنتی طبیعیه
‫نگاش کن، بهتون که گفتم

600
00:31:24,002 --> 00:31:26,087
‫از اعتراف متنفرم، اما

601
00:31:26,087 --> 00:31:30,175
‫یجورایی حس میکردم به
‫خودم افتخار میکنم

602
00:31:30,175 --> 00:31:33,595
‫<i>این بچه ها روزی هشت،
‫حتی ده تا ماشین می دزدیدن.</i>

603
00:31:33,595 --> 00:31:35,430
‫<i>حتی بدون جعبه کوفتی</i>

604
00:31:35,430 --> 00:31:38,725
‫<i>اینا باید خودروهای درجه یک بوده باشن.</i>

605
00:32:03,291 --> 00:32:05,043
‫<i> همیشه یک کوروت می خواستم.</i>

606
00:32:07,796 --> 00:32:10,965
‫<i>حتی یه خراش لعنتی
‫ روی آن چیز انداختم.</i>

607
00:32:18,890 --> 00:32:20,975
‫وای، وای، وای، میک، میک، برو اینجا!

608
00:32:20,975 --> 00:32:23,186
‫بابی حرومزاده،
‫ داری گند میزنی.

609
00:32:24,604 --> 00:32:27,899
‫هی، از ماشین پیاده شو
‫، از ماشین برو بیرون.

610
00:32:27,899 --> 00:32:29,275
‫ <i>این خوب نبود.</i>

611
00:32:29,275 --> 00:32:30,693
‫<i>احساس می کردم
‫  منو</i>

612
00:32:30,693 --> 00:32:32,320
‫<i>با زنش گرفته</i>

613
00:32:32,320 --> 00:32:34,322
‫این ماشینه تونیه، درسته؟

614
00:32:34,322 --> 00:32:35,782
‫لعنتی تونی کیه؟

615
00:32:35,782 --> 00:32:37,408
‫بریم سراغش؟

616
00:32:37,408 --> 00:32:39,619
‫صبر کن
‫ این پسره، بو برده، فهمیده.

617
00:32:39,619 --> 00:32:41,413
‫به صحبتت ادامه بده، تونی
‫...چی میگی

618
00:32:41,413 --> 00:32:43,706
‫تونی اون مرد لعنتی
‫..اون مرد لعنتب بهم گفت

619
00:32:43,706 --> 00:32:46,626
‫

620
00:32:46,626 --> 00:32:49,629
‫عقلشو از دست داده؟

621
00:32:49,629 --> 00:32:53,508
‫تو موش کثیفی
‫  آره شمایید.  موش لعنتی!

622
00:32:53,508 --> 00:32:57,262
‫ولم کن
‫گربه های لعنتی!  ها، بیا!

623
00:32:57,262 --> 00:32:59,848
‫-  لعنت به تو!
‫-  اوه آره، لعنت به من!

624
00:32:59,848 --> 00:33:01,975
‫لعنتی یه چیزی بگین بیشرفا

625
00:33:01,975 --> 00:33:03,435
‫من همین الان دهنتونو سرویس می کنم.

626
00:33:03,435 --> 00:33:05,228
‫<i>حس خوبی نداشتم</i>

627
00:33:05,228 --> 00:33:07,188
‫<i>از زمانی که تیم من در
‫لیگ کوچک به فینال رسید.</i>

628
00:33:10,066 --> 00:33:12,527
‫ حالا به خاطر تو به دردسر می افتیم.

629
00:33:12,527 --> 00:33:16,281
‫ <i>و دقیقاً همین احساس
‫رو داشتم
‫ مثل یه تیم.</i>

630
00:33:16,281 --> 00:33:18,949
‫نمی تونید یه لینکلن لعنتی یا یه
‫کادیلاک سرو کنید، یه چی لعنتی خوب ؟

631
00:33:19,033 --> 00:33:21,619
‫یه لینکلن لعنتی؟
‫ هی، این ماشینه خوشگلیه !

632
00:33:21,619 --> 00:33:24,748
‫بالاخره یه نفر با مزه لعنتی
‫  اینجا پیدا میشه.

633
00:33:24,748 --> 00:33:28,460
‫ اوه، خیلی خب!

634
00:33:28,460 --> 00:33:30,420
‫این اولین مورد از خیلی‌ها بود.

635
00:33:30,420 --> 00:33:33,006
‫روی واقعا خوشحال میشه.
‫باور کن.

636
00:33:33,006 --> 00:33:35,675
‫اولین باری بود که اونا
‫اسمی از روی میاوردن

637
00:33:35,675 --> 00:33:37,844
‫- اون خارهای ایرلندی قاپیدتت؟
‫-   بسازشون؟

638
00:33:37,844 --> 00:33:39,262
‫روحشونم خبر نداره
‫چه ضربه‌ای خوردن.

639
00:33:39,262 --> 00:33:40,847
‫آره می‌شناسیمش مگه؟

640
00:33:40,847 --> 00:33:42,515
‫توریست های لعنتی  نمی دونم.

641
00:33:42,515 --> 00:33:44,601
‫ دیبونو ئه، آره؟

642
00:33:44,601 --> 00:33:47,187
‫- چی؟
‫- اسم تو؟

643
00:33:47,187 --> 00:33:50,064
‫- اوه، آره
‫- بابی بونز.

644
00:33:50,064 --> 00:33:52,650
‫- بابی بونز.
‫- خوشم میاد.  بابی استخون.

645
00:33:52,650 --> 00:33:55,361
‫- استخون ها.
‫- بابی استخون لعنتی.  خوشم میاد.

646
00:33:55,361 --> 00:33:57,447
‫<i>افراد و اسم مستعارشون.</i>

647
00:33:57,447 --> 00:33:58,865
‫به سلامتی ایرلندی ها

648
00:33:58,865 --> 00:34:01,659
‫سلام؟

649
00:34:01,659 --> 00:34:03,828
‫دریافت کردم.

650
00:34:03,828 --> 00:34:06,915
‫پسرا.  وقت رفتنه.

651
00:34:06,915 --> 00:34:08,208
‫الان

652
00:34:13,296 --> 00:34:14,964
‫کجا میرن؟

653
00:34:14,964 --> 00:34:17,592
‫قراره بریم پیش همسایه بغلی

654
00:34:20,428 --> 00:34:22,222
‫ <i>همسایه بغلی جمینی بود</i>

655
00:34:22,222 --> 00:34:24,265
‫<i>آپارتمانی که باند
‫ دور هم جمع میشدن.</i>

656
00:34:27,786 --> 00:34:29,229
‫<i>اونجا بود.</i>

657
00:34:32,607 --> 00:34:33,858
‫<i>روی دیمیو.</i>

658
00:34:35,652 --> 00:34:38,696
‫هرچی بهش نزدیکتر میشدم
‫نفس کشیدن برام سخت میشد

659
00:34:40,196 --> 00:34:48,196
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

660
00:34:51,960 --> 00:34:52,961
‫بشین

661
00:34:57,632 --> 00:34:59,968
‫شنیدم کار خوبی انجام دادی

662
00:34:59,968 --> 00:35:01,177
‫اون کارش عالیه .

663
00:35:04,389 --> 00:35:06,933
‫داشتم عرق میکردم
‫و یهو

664
00:35:06,933 --> 00:35:09,269
‫یاد سیم لعنتی افتادم

665
00:35:09,269 --> 00:35:11,521
‫با بچه های من خوش می گذره؟

666
00:35:11,521 --> 00:35:14,274
‫اوه، آره  منظورم اینه
‫که یه گروه بزرگ از بچه ها.

667
00:35:16,276 --> 00:35:19,446
‫میدونی من بچه که بودم
‫ شاگرد قصاب بودم.

668
00:35:19,446 --> 00:35:21,698
‫او کسیه که  یه تکه گوشت خوب و بدو

669
00:35:21,698 --> 00:35:24,284
‫بهم یاد داد

670
00:35:25,952 --> 00:35:28,705
‫نحوه بریدن مفاصل، نه استخوان ها.

671
00:35:30,832 --> 00:35:33,752
‫می دونی، مسلمونا  و یهودیا،
‫گوشت خوک نمیخورن.

672
00:35:33,752 --> 00:35:35,420
‫تو اینو  می دونستی،
‫آره؟

673
00:35:35,420 --> 00:35:38,173
‫اونا فکر می کنن
‫ حیونای کثیفین

674
00:35:38,173 --> 00:35:40,175
‫چون تو گندکاری خودشون
‫میپیچن

675
00:35:40,175 --> 00:35:43,136
‫حتی  تو گندکاری زادوولد میکنن

676
00:35:43,136 --> 00:35:46,598
‫اونا کثیف ترین از کثیف‌ها
‫ در نظر گرفته شدن.

677
00:35:46,598 --> 00:35:49,267
‫خوک، نه مسلمونا و یهودیا.

678
00:35:49,267 --> 00:35:52,520
‫

679
00:35:52,520 --> 00:35:54,147
‫برام خوک میاری

680
00:35:55,564 --> 00:35:58,693
‫و من با لذت مطلق اونو
‫قطعه کردم.

681
00:35:58,777 --> 00:36:02,071
‫یعنی هیچ چی رو بیشتر از
‫ یه خوک مرده

682
00:36:02,071 --> 00:36:03,198
‫ته چاقوم دوست ندارم.

683
00:36:07,786 --> 00:36:08,787
‫میدونی چرا؟

684
00:36:13,792 --> 00:36:15,335
‫چون من کاتولیک لعنتیم

685
00:36:23,676 --> 00:36:25,345
‫لعنت بهت

686
00:36:25,345 --> 00:36:27,472
‫- گرسنه ای؟
‫- آره

687
00:36:27,472 --> 00:36:31,434
‫خیلی خب.
‫قراره بخوریم
‫  کریس اینو بذار تو فریزر

688
00:36:31,434 --> 00:36:33,144
‫حواسم بهت هست، بابی،

689
00:36:33,144 --> 00:36:35,188
‫ چیزای خوبی میشنوم

690
00:36:35,188 --> 00:36:38,900
‫ روی دی میو لعنتی
‫از چیزی که دید خوشش اومد

691
00:36:38,900 --> 00:36:41,903
‫منگ  شده بودم

692
00:36:41,903 --> 00:36:45,990
‫اون شب مثل دوستای قدیمی دانشگاه
‫باهاشون شام خوردم

693
00:36:45,990 --> 00:36:48,701
‫

694
00:36:48,701 --> 00:36:51,413
‫بعداز اون تقریبا
‫یه ماه دیگه خبری از روی نداشتم

695
00:36:51,413 --> 00:36:53,415
‫<i>اما چیزی که اون شب از اون
‫ و خدمه گرفتم</i>

696
00:36:53,415 --> 00:36:56,126
‫<i>یه پایه محکم برای
‫ پرونده ما ایجاد میکنه.</i>

697
00:36:57,668 --> 00:36:59,879
‫روز دیوونه کننده‌ای بود

698
00:36:59,963 --> 00:37:01,381
‫ببین دارم میگم،
‫زندگی اینه

699
00:37:01,381 --> 00:37:02,966
‫روی هم پسر خوبیه.

700
00:37:02,966 --> 00:37:05,385
‫-یعنی باحاله.
‫- آره، واسه خودش کسیه.

701
00:37:05,385 --> 00:37:07,303
‫آره

702
00:37:07,303 --> 00:37:11,391
‫ برای اولین برداشتی
‫که می خواستی خوب عمل کردی.

703
00:37:11,391 --> 00:37:14,185
‫<i>این مبلغ بیشتر از پول
‫نقد من تو یه ماه بود.</i>

704
00:37:14,185 --> 00:37:16,729
‫باشه فردا میبینمت

705
00:37:16,729 --> 00:37:18,481
‫خوابای خوب ببینی، بابی.

706
00:37:18,565 --> 00:37:20,067
‫

707
00:37:30,994 --> 00:37:33,329
‫

708
00:37:37,417 --> 00:37:39,127
‫ دیوونه کننده بود

709
00:37:41,309 --> 00:37:43,019
‫تو اون  آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟

710
00:37:50,054 --> 00:37:52,139
‫ما به فیلم بیشتری نیاز داریم

711
00:37:52,223 --> 00:37:54,142
‫ما به یه تابلوی بزرگتر نیاز داریم.

712
00:37:54,816 --> 00:37:57,486
‫

713
00:38:01,607 --> 00:38:04,110
‫چند هفته بعد ،
‫حس کار کردن بود

714
00:38:04,194 --> 00:38:05,945
‫<i>کار سخت.</i>

715
00:38:05,945 --> 00:38:08,406
‫<i>ما داشتیم سهمیه روی برای  ده
‫ماشین در روز رو میزدیم</i>

716
00:38:08,490 --> 00:38:11,618
‫<i>و من به سرعت داشتم
‫به یه  متخصص تبدیل میشدم.</i>

717
00:38:17,624 --> 00:38:19,250
‫<i>یکی از بزرگترین عملیات اونا</i>

718
00:38:19,250 --> 00:38:23,379
‫<i>فرستادن ماشین های
‫ لوکس  به کویت بود.</i>

719
00:38:23,379 --> 00:38:26,216
‫<i>منظورم اینه که
‫ همه پاداش گرفتن.</i>

720
00:38:37,560 --> 00:38:46,945
‫

721
00:38:47,029 --> 00:38:49,948
‫

722
00:38:54,494 --> 00:38:56,788
‫یا خدا.  لعنتی!

723
00:38:56,788 --> 00:38:58,748
‫ متوجه نشدم کی اومدی، مرد.

724
00:38:58,748 --> 00:39:01,835
‫- شنیدیم اومدی  - آره،
‫میدونم، میدونم،،

725
00:39:01,835 --> 00:39:03,545
‫هفته سختی بود

726
00:39:03,545 --> 00:39:05,130
‫مادر زنم با ما زندگی میمنه.

727
00:39:07,006 --> 00:39:08,007
‫ادامه نده

728
00:39:10,927 --> 00:39:13,263
‫باشه،
‫سلامت رو به روی میرسونم.

729
00:39:13,263 --> 00:39:15,807
‫ <i>اونا پورن و هر چیز
‫افتضاح دیگه رو  که فکر کنید</i>

730
00:39:15,807 --> 00:39:18,393
‫پخش کردن

731
00:39:18,393 --> 00:39:23,148
‫<i>و چند چیز که ای کاش هرگز
‫از وجودشون  خبر نداشتید.</i>

732
00:39:23,148 --> 00:39:27,110
‫

733
00:39:27,110 --> 00:39:30,697
‫<i>بیشتر وقتم را با رانندگی برای  کریس
‫ میگذروندم .</i>

734
00:39:30,697 --> 00:39:33,533
‫<i>اما وقتی او بالا بود،
‫دهن گشادی داشت

735
00:39:33,533 --> 00:39:35,410
‫<i>و همیشه بالا بود.</i>

736
00:39:35,494 --> 00:39:37,996
‫ملاقات تو یه کوچه مثل
‫یه مشت آماتور لعنتی.

737
00:39:39,872 --> 00:39:42,541
‫واسه همینه  که با
‫افراد معتاد معامله نمیکنم.

738
00:39:42,625 --> 00:39:45,128
‫از چیزای ناچیز
‫به شاه کلید میرسیدیم

739
00:39:45,128 --> 00:39:47,464
‫<i>و مشتری کم نداشت.</i>

740
00:39:47,464 --> 00:39:49,632
‫ یو.  چطوری، کریس؟

741
00:39:49,632 --> 00:39:51,718
‫خوبم،خوبم.
‫هی، حال ما چطوره؟

742
00:39:51,718 --> 00:39:53,386
‫- این دبه
‫اوناهاش اونجاست .

743
00:39:53,386 --> 00:39:55,346
‫- این رکسانه.
‫- حالت چطوره، رکسان؟

744
00:39:55,346 --> 00:39:58,308
‫-  لعنتی اسمت چیه؟
‫- جنیفر

745
00:39:58,308 --> 00:40:00,560
‫گمونم جنیفر لعنتی.
‫- جنیفره، کریس.

746
00:40:00,560 --> 00:40:02,562
‫این رفیقم بابیه
‫خوشحال میشه باهاتون آشنا شه

747
00:40:02,562 --> 00:40:05,273
‫ یو، یو، یو، شنیدی که
‫ یه حمله قلبی لعنتی داشتم؟

748
00:40:05,273 --> 00:40:07,776
‫- واقعا - جدا؟
‫- رفیق، بیدار شدم، لعنتی سکته قلبی کردم.

749
00:40:07,776 --> 00:40:10,570
‫قلبم اینطوری می تپید،
‫ نمی دونم چیم بود.

750
00:40:10,570 --> 00:40:12,071
‫نمیتونستم راست شم

751
00:40:12,071 --> 00:40:13,698
‫اینجوریم که، چه کوفتی شده؟

752
00:40:13,698 --> 00:40:15,617
‫بعد میدونی
‫ به خدا قسم بیدار شدم.

753
00:40:15,617 --> 00:40:17,827
‫ترسناکه، تو انگار 30 سالته
‫ چه کوفتیه،

754
00:40:17,827 --> 00:40:19,287
‫- لعنتی چطور ممکنه؟
‫-کوکا  بود؟

755
00:40:19,287 --> 00:40:20,455
‫من فکر نمی کنم
‫کوکا  باش، مرد

756
00:40:20,455 --> 00:40:22,207
‫این کوکای لعنتی من نیست.

757
00:40:22,207 --> 00:40:23,833
‫اگر حمله قلبی داشتید،
‫چون یه کوکا خریدی

758
00:40:23,833 --> 00:40:25,710
‫پس از یکی دیگه خریدیش

759
00:40:25,710 --> 00:40:27,462
‫میدونی من هیچوقت از
‫کسی دیگه

760
00:40:27,462 --> 00:40:29,672
‫کوکا نمیخرم، لعنتی
‫ فقط میخوام بهت بگم...

761
00:40:29,672 --> 00:40:32,509
‫اون پلیس قهرمان دوباره برگشته بود
‫تو مخم

762
00:40:32,509 --> 00:40:36,471
‫بهم گفت که دخترها
‫ میتونن از مزخرفات بو ببرن

763
00:40:36,471 --> 00:40:38,932
‫برشون میدارم مرد
‫جنسای خوبین.

764
00:40:38,932 --> 00:40:42,769
‫دیگه چیا برات بیارم
‫یالا

765
00:40:42,769 --> 00:40:44,979
‫هی دخترت خوبه

766
00:40:44,979 --> 00:40:47,816
‫اون یجورایی باهام
‫ مسابقه خیره شدن داره انگار، ها؟

767
00:40:49,275 --> 00:40:51,778
‫شاید ازت خوشش اومده، بابی.

768
00:40:53,779 --> 00:40:56,907
‫خمیر رو بده بهم .
‫خمیر لعنتی بده بهم

769
00:40:56,991 --> 00:40:58,493
‫هی! من از این خوشم نمیاد

770
00:40:58,493 --> 00:41:00,537
‫چیو خوشت نمیاد؟

771
00:41:00,537 --> 00:41:03,039
‫از اون خوشم نمیاد.
‫- ازش خوشش نمیاد .

772
00:41:03,039 --> 00:41:06,209
‫اوه ازم خوشت نمیاد؟
‫میدونی چیه؟  من مثل تو لعنتی نیستم

773
00:41:06,209 --> 00:41:07,961
‫- هی هی هی.
‫- لازم نیست ازش خوشت بیاد.

774
00:41:07,961 --> 00:41:09,838
‫از کجا پیدات کرده؟

775
00:41:09,838 --> 00:41:12,465
‫پول لعنتی منو بده،رونی
‫   حالم از این مزخرفات بهم میخوره

776
00:41:12,465 --> 00:41:13,925
‫زنای بی ادب
‫  لعنت بهتون.

777
00:41:13,925 --> 00:41:15,301
‫متاسفم.

778
00:41:15,301 --> 00:41:17,595
‫- لعنت بهت!
‫- از اینجا برو لعنتی

779
00:41:17,595 --> 00:41:20,390
‫<i>بعد از مدتی کمی نگران شدم.</i>

780
00:41:20,390 --> 00:41:22,684
‫نکه هویتم به باد بره
‫یا هرچی

781
00:41:22,684 --> 00:41:26,062
‫اما شروع به خوشگذرونی
‫کردم

782
00:41:26,062 --> 00:41:28,356
‫خونه لعنتی خودت!

783
00:41:28,356 --> 00:41:31,443
‫ این آخرین باریه که قیافه نحست
‫رو تو این بار میبینم، گارو.

784
00:41:31,443 --> 00:41:33,194
‫لعنتی میخوای چی بگم؟

785
00:41:33,194 --> 00:41:35,238
‫یه ساختمان قدیمی هست.  مشکلاتی قرار داشته باشه.

786
00:41:35,238 --> 00:41:36,739
‫اوه، این چیزیه که میخوای به روی بگم؟

787
00:41:36,739 --> 00:41:38,366
‫که ساختمان مشکل داره؟

788
00:41:38,366 --> 00:41:40,118
‫لازم نیست چیزی بهش بگی.

789
00:41:40,118 --> 00:41:42,662
‫- میرم درستش کنم
‫- اوه، درستش می کنی، ها؟

790
00:41:42,662 --> 00:41:45,832
‫مکان داره از هم میپاشه
‫اینم از گارو، صاحبخونه

791
00:41:45,832 --> 00:41:48,710
‫اون همیشه سعی داشت
‫لوله هارو تعمییر کنه و شکست میخورد

792
00:41:48,710 --> 00:41:50,837
‫اوه، تو میخوای
‫ تعمیرش کنی، جیگر.

793
00:41:50,837 --> 00:41:55,091
‫نه مشکلات بیشتر
‫نه اجاره بیشتر.  گرفتی؟

794
00:41:55,091 --> 00:41:57,677
‫- آره
‫-  <i>جینا خودشو  نگه داشت.</i>

795
00:41:57,677 --> 00:42:00,388
‫<i>تحت تاثیر قرار گرفتم،
‫اما بیشتر از اون</i>

796
00:42:00,485 --> 00:42:02,946
‫<i>کمی بهم ریختم
‫پس باید یه راست میرفتم سروقتش .</i>

797
00:42:05,309 --> 00:42:09,063
‫- سلام.
‫-یا خدا، بابی. ترساندیم.

798
00:42:09,147 --> 00:42:11,232
‫متاسفم.  متاسفم.
‫ منظوری نداشتم

799
00:42:11,232 --> 00:42:13,193
‫از کجا فهمیدی که قراره اینجا باشم؟

800
00:42:13,193 --> 00:42:15,820
‫من کارآگاهم،
‫یادت که نرفته؟

801
00:42:15,820 --> 00:42:17,739
‫نه، می دونی،
‫دوشنبه است.

802
00:42:17,739 --> 00:42:20,283
‫فهمیدم، می‌دونم خرید
‫دوشنبه‌هارو دوس داری.

803
00:42:20,283 --> 00:42:22,202
‫ازدحام کمی هستش
‫پس گفتم خودی نشون بدم

804
00:42:22,293 --> 00:42:24,920
‫و ببینم هنوزم اینکارو میکنی
‫یا نه.  متاسفم.

805
00:42:27,191 --> 00:42:30,501
‫هی.  نه، متوجه شدم.
‫فهمیدم.  فهمیدم.

806
00:42:30,585 --> 00:42:34,380
‫میخوام بدونی چقدر
‫متاسفم  میدونی منظورم اینه

807
00:42:34,380 --> 00:42:37,717
‫ می خوام بدونی که...

808
00:42:37,717 --> 00:42:41,262
‫روز قبل همینطور جلوی
‫در خونتون ظاهر شدم

809
00:42:41,262 --> 00:42:42,972
‫بیا رک و راست حرف بزنیم؟

810
00:42:42,972 --> 00:42:45,850
‫من یه حرومزاده بدبخت بودم.
‫من شرمنده‌ام.

811
00:42:45,850 --> 00:42:48,144
‫و متاسفم که کنارت نبودم، اما

812
00:42:48,144 --> 00:42:49,938
‫تو کارم مشکلی پیش اومد.

813
00:42:49,938 --> 00:42:51,314
‫- می دونی، یعنی،
‫- اوه، آره.

814
00:42:51,314 --> 00:42:53,650
‫این کاملا محرمانه ست
‫، اما نه، این یکی

815
00:42:53,650 --> 00:42:55,902
‫از بزرگترین چیزهای حرفه ای منه.

816
00:42:55,902 --> 00:42:58,613
‫فقط می خواستم بدونی.

817
00:42:58,613 --> 00:43:01,741
‫-بابی، من باید برم.  متاسفم.
‫- گوش کن، گوش کن، لازم نیست بری.

818
00:43:01,741 --> 00:43:03,785
‫فقط دو ثانیه باهام  حرف بزن

819
00:43:03,785 --> 00:43:05,578
‫میخوام برم.

820
00:43:05,578 --> 00:43:07,163
‫- فقط دو ثانیه لعنتی توروخدا.  .
‫-  هی.

821
00:43:07,163 --> 00:43:09,999
‫- هی، خوبید خانم؟
‫- حالش خوبه  باشه؟

822
00:43:09,999 --> 00:43:13,294
‫گوش کن رفیق،
‫  میخوام به پلیس زنگ بزنم.

823
00:43:13,294 --> 00:43:15,213
‫آره به مادرت
‫ زنگ بزن احمق

824
00:43:15,213 --> 00:43:17,424
‫باشه گوش کن ماری لطفا

825
00:43:17,424 --> 00:43:19,676
‫خانم نمی خواد حرفاتو بشنوه.

826
00:43:20,760 --> 00:43:22,678
‫بابی!

827
00:43:22,762 --> 00:43:26,141
‫ماری.  ماری.  هی، خواهش می کنم،
‫ میشه فقط با من حرف بزنی؟

828
00:43:26,141 --> 00:43:29,644
‫فقط، فقط بذار بشنوم
‫ - فقط-
‫- ماری!

829
00:43:29,728 --> 00:43:32,439
‫

830
00:43:41,238 --> 00:43:45,201
‫- تو خوبی؟
‫- آره، فقط باید تمرکز کنم.

831
00:43:45,285 --> 00:43:48,455
‫من ازکار با این تیکه
‫ لعنتی متنفرم

832
00:43:48,455 --> 00:43:50,790
‫اوه  اوه  بابی  هی.

833
00:43:50,790 --> 00:43:52,459
‫لعنتی چکار  میکنی؟

834
00:43:52,459 --> 00:43:55,253
‫بابی، استراحت کن
‫
‫کار خوبی انجام میدی.

835
00:43:55,253 --> 00:43:58,506
‫خوبه؟
‫  ما هنوز لعنتی جکو نداریم.

836
00:43:58,506 --> 00:44:00,717
‫منظورم اینه که اینه
‫ خیلی طولانی شده .

837
00:44:00,717 --> 00:44:03,011
‫مرد، این بچه ها قراره منو
‫چال کنن .

838
00:44:03,011 --> 00:44:04,637
‫تو دیوونه ای لعنتی؟

839
00:44:04,637 --> 00:44:06,723
‫همش دارین میچرخین و میچرخین .

840
00:44:06,723 --> 00:44:09,726
‫ببین ، فقط کاری کن  دمئو بگه نخ هارو کشیده

841
00:44:09,726 --> 00:44:10,935
‫بعد برمیگردیم

842
00:44:10,935 --> 00:44:13,772
‫باشه، استراحت کن

843
00:44:13,856 --> 00:44:16,942
‫- آروم باش.
‫- آره  آره

844
00:44:20,367 --> 00:44:21,702
‫تو ذهن منو خوندی.

845
00:44:24,532 --> 00:44:27,035
‫- بقیه کجان؟
‫- بیرون

846
00:44:32,456 --> 00:44:35,710
‫ <i>نینو گاجی یه حیوونه.</i>

847
00:44:35,794 --> 00:44:38,797
‫<i>با وجود اینکه یه کاپو
‫تو خانواده گامبینو،</i>

848
00:44:38,797 --> 00:44:42,342
‫<i>نینو تقریباً از "روی" و
‫گروهش نگهداری میکنه.</i>

849
00:44:42,342 --> 00:44:43,843
‫بابی

850
00:44:43,843 --> 00:44:45,386
‫<i>اگه اونا از خط بیرون برن،</i>

851
00:44:45,482 --> 00:44:47,276
‫<i>روی گوشش پر از
‫چرندیات میشه.</i>

852
00:44:48,472 --> 00:44:49,932
‫تو پسر جدیدی، ها؟

853
00:44:50,016 --> 00:44:52,435
‫اوه...

854
00:44:52,435 --> 00:44:54,437
‫بله قربان.

855
00:44:54,437 --> 00:44:57,440
‫ لعنتی، هنوز هیچی نشده از این
‫بچه خوشم اومد.  بهم می‌گه "آقا".

856
00:44:57,440 --> 00:44:59,150
‫خیلی خوبه.  اسمت چیه؟

857
00:44:59,150 --> 00:45:01,402
‫- بابی
‫- فامیلیت چیه بابی؟

858
00:45:01,402 --> 00:45:02,987
‫بابی دیبونو.

859
00:45:02,987 --> 00:45:05,573
‫اوه، باشه، حالت چطوره؟

860
00:45:05,573 --> 00:45:09,077
‫خیلی خوب.  "روی" همش ازت تعریف می‌کنه.

861
00:45:09,077 --> 00:45:10,537
‫ممنون.

862
00:45:10,537 --> 00:45:12,539
‫خیلی خوب، فقط
‫سرت تو کار خودت باشه،

863
00:45:12,539 --> 00:45:14,624
‫و گوشهاتم تیز باشه، زیپ دهنتم بسته.

864
00:45:14,624 --> 00:45:17,001
‫بله قربان گفتن رو که خوب بلدی. اینجا فقط بگو "چشم قربان."

865
00:45:17,001 --> 00:45:19,254
‫- نینو زیاد می حندید.
‫- خوش اومدید.

866
00:45:19,254 --> 00:45:21,047
‫<i>یه جورای آدم یادش می‌رفت که اون لعنتی</i>

867
00:45:21,047 --> 00:45:22,966
‫<i>یه قاتل بی‌رحمه.</i>

868
00:45:22,966 --> 00:45:25,343
‫- بهش بگو بعدا بهش زنگ می‌زنم.
‫- خیلی خوب.

869
00:45:25,343 --> 00:45:28,555
‫بابی، با من بیا.  جوزف، وقتی
‫بچه ها اومدند بهم خبر بده.

870
00:45:28,555 --> 00:45:30,515
‫اون در لعنتی رو هم ببند
‫اینجا داره سوز می‌یاد.

871
00:45:30,515 --> 00:45:32,308
‫هزار بار بهت اینو گفتم.

872
00:45:36,146 --> 00:45:37,397
‫بشین.

873
00:45:51,703 --> 00:45:55,832
‫<i>من توی تمام عمرم فقط شاید سه بار
‫ ترسیده باشم.</i>

874
00:45:55,832 --> 00:45:58,042
‫<i>این موقعیت هم یکی از اونا بود.</i>

875
00:45:59,919 --> 00:46:03,381
‫تا حالا زندون بودی؟

876
00:46:03,381 --> 00:46:04,799
‫نه.

877
00:46:06,301 --> 00:46:07,802
‫اون مردی که کتکش زدید رو می‌شناختی؟

878
00:46:07,802 --> 00:46:08,928
‫- همونی که تو و کریس دخلش و آوردین؟
‫- آره

879
00:46:08,928 --> 00:46:10,638
‫اون تو بیمارستانه.

880
00:46:10,638 --> 00:46:12,599
‫الان که حرفی ازش درنمی‌آد چون اصلا نمی‌تونه حرف بزنه.

881
00:46:13,308 --> 00:46:14,350
‫آره.

882
00:46:14,350 --> 00:46:17,061
‫اما وقتی که مرخص بشه، ممکنه که

883
00:46:17,061 --> 00:46:18,605
‫براتون مشکل‌ساز بشه.

884
00:46:18,605 --> 00:46:21,065
‫درسته. راستش من نمی‌خواستم...

885
00:46:28,740 --> 00:46:29,908
‫تا حالا کسی رو کشتی؟

886
00:46:35,580 --> 00:46:39,667
‫<i>اگر راستش رو بهش گفتم، دلیلش این نبود که ازش بترسم.</i>

887
00:46:39,667 --> 00:46:43,797
‫<i> صرفا به این خاطر بود، که یه چیزی توی وجودش داشت، انگار آشنا باشه.</i>

888
00:46:43,797 --> 00:46:46,299
‫<i>و خوب من کاری کردم که
‫عمرا فکر نمی کردم  یه روزی انجام بدم</i>

889
00:46:46,299 --> 00:46:50,512
‫<i>پس وقتی که این سوال رو ازم پرسید، راستش رو گفتم.</i>

890
00:46:50,512 --> 00:46:51,721
‫آره.

891
00:46:51,721 --> 00:46:53,306
‫چند نفر؟

892
00:46:56,101 --> 00:46:57,268
‫فقط یه نفر.

893
00:46:57,268 --> 00:46:58,937
‫جریانش چی بود؟

894
00:47:03,191 --> 00:47:05,693
‫چون می‌خواست من رو بکشه.

895
00:47:05,693 --> 00:47:08,738
‫چرا می‌خواست تو رو بکشه؟

896
00:47:08,838 --> 00:47:10,924
‫داشت به خواهرم حرف نامربوط می‌زد.

897
00:47:10,824 --> 00:47:14,828
‫منم جلوی بقیه بچه‌ها گوشمالی خوبی بهش دادم.

898
00:47:14,828 --> 00:47:20,250
‫یه جورای گنده‌ی اونا بود. بعدشم تا پشت‌بوم دنبالم اومد.

899
00:47:20,250 --> 00:47:25,547
‫همین‌جور که همدیگه رو می‌زدیم، یهو...

900
00:47:25,547 --> 00:47:31,428
‫می‌دونی، یه جاهایی آدم یه کارهایی می‌کنه
‫ و منم تصمیمم رو گرفتم و

901
00:47:31,428 --> 00:47:33,721
‫از پشت‌بوم پرتش کردم پایین.

902
00:47:36,141 --> 00:47:38,935
‫همه فکر کردن خودکشی کرده.

903
00:47:41,146 --> 00:47:43,314
‫من، اوه،

904
00:47:43,314 --> 00:47:46,276
‫قبلاً این رو به هیچکس نگفته بودم.

905
00:47:50,113 --> 00:47:52,907
‫خوب پس آدم کشتی...

906
00:47:52,907 --> 00:47:55,827
‫به خاطر خواهرتم این کار کردی، اون
‫فهمید به‌خاطرش چه کار کردی؟

907
00:47:55,827 --> 00:48:01,958
‫چیز زیادی در موردش نگفت.
‫چون راستش...
‫خواهرم اون موقع مرده بود.

908
00:48:01,958 --> 00:48:07,714
‫اوایل تابستان همون سال
‫خودکشی کرده بود،

909
00:48:07,714 --> 00:48:10,008
‫و اون یارو داشت پشت سر
‫خواهر مرده‌ی من حرف می‌زد.

910
00:48:10,008 --> 00:48:13,136
‫و منم نمی‌خواستم حرفاش دهن به دهن بچرخه.

911
00:48:13,136 --> 00:48:14,596
‫اون موقع چند سالت بود؟

912
00:48:16,097 --> 00:48:17,932
‫شانزده سال.

913
00:48:17,932 --> 00:48:19,350
‫احمق بودم.

914
00:48:25,315 --> 00:48:28,140
‫وقتی کشتیش چه حسی داشتی؟

915
00:48:30,528 --> 00:48:32,572
‫هیچ حسی نداشتم.

916
00:48:40,663 --> 00:48:41,664
‫الو؟

917
00:48:43,291 --> 00:48:44,626
‫باشه.

918
00:48:49,547 --> 00:48:52,509
‫با من بیا.  بدو.

919
00:48:52,509 --> 00:48:54,219
‫<i>یه اتفاقی افتاده بود</i>

920
00:48:54,219 --> 00:48:56,638
‫<i>یه لحظه فکر کردم که منو شناخته.</i>

921
00:48:56,638 --> 00:48:57,889
‫بیا دیگه.

922
00:49:00,517 --> 00:49:03,353
‫<i>آخه مثل عقاب چشم ازم برنمی‌داشت.</i>

923
00:49:09,734 --> 00:49:12,862
‫بچه‌ها با من بیایین. کریس، بعداً باهات تماس می‌گیرم.

924
00:49:12,862 --> 00:49:15,281
‫- آره
‫- بیا دیگه.  بیا، بیا.

925
00:49:15,281 --> 00:49:18,576
‫<i>مطمئن بودم که خیلی زود
‫قرار بود یه اتفاقی بیفته،
‫ </i>

926
00:49:18,576 --> 00:49:20,745
‫<i>و قیافه‌ی کریس داد می‌زد،</i>

927
00:49:20,745 --> 00:49:22,372
‫<i>که اتفاق کوچیکی نیست.</i>

928
00:49:22,372 --> 00:49:24,290
‫- آه
‫- چه خبرا؟

929
00:49:24,290 --> 00:49:28,169
‫-باید صبر کنیم
‫- برای چی؟

930
00:49:28,169 --> 00:49:29,879
‫تا بچه‌ها برگردن.

931
00:49:32,006 --> 00:49:33,508
‫با من بیا.

932
00:49:33,508 --> 00:49:35,009
‫می‌خوام درباره یه چیزی باهات مشورت کنم.

933
00:49:37,595 --> 00:49:41,433
‫هی، چی شده؟

934
00:49:41,433 --> 00:49:45,687
‫از زمانی که "روی" اومد روی کار همه چیز فرق کرد.

935
00:49:45,687 --> 00:49:47,939
‫پل باهاش مثل یه شازده رفتار می‌کنه.

936
00:49:47,939 --> 00:49:50,150
‫چون غربی‌ها با
‫بقیه‌ی ما معامله می‌کنن...

937
00:49:50,150 --> 00:49:52,110
‫و یه جورایی ما فقط درگیر آت و آشغال هستیم.

938
00:49:52,110 --> 00:49:54,404
‫<i>خوب بذارید روشنتون کنم که اون درباره‌ی چی داشت حرف می‌زد.</i>

939
00:49:54,404 --> 00:49:56,781
‫<i>دی میو خیلی سخت تونست
‫ جای خودشو باز کنه.</i>

940
00:49:56,781 --> 00:50:00,493
‫<i>اما زمانی که اون کمک کرد که
‫غربی‌ها، یعنی همون مافیای ایرلندی رو
‫</i>

941
00:50:00,493 --> 00:50:02,370
‫<i>توی رختخواب گامبینوها بیاندازه</i>

942
00:50:02,370 --> 00:50:03,997
‫<i>پل کاستلانو با دمش گردو می‌شکست.</i>

943
00:50:03,997 --> 00:50:06,166
‫<i>و گفت که دیگه وقتش رسیده.</i>

944
00:50:06,166 --> 00:50:08,710
‫بعضی وقتها هم کارهایی می‌کنیم که
‫ قرار نیست ولی

945
00:50:08,710 --> 00:50:11,963
‫ولی خدا خیرش بده، "روی" به رومون نمیاره.

946
00:50:11,963 --> 00:50:14,007
‫منظورم اینه که بعضی وقتها شانس می‌زنه در خونتون و

947
00:50:14,007 --> 00:50:17,385
‫یه لقمه‌ی چرب و نرم گیرمون میاد.

948
00:50:17,385 --> 00:50:21,222
‫ولی این‌بار خودمون قراره بریم دنبالش.

949
00:50:21,222 --> 00:50:23,433
‫خوب یعنی چقدره؟

950
00:50:24,642 --> 00:50:26,770
‫خوب یه یارویی توی فلوریدا می‌شناسم،

951
00:50:26,770 --> 00:50:28,146
‫این حرفها بین خودمن باشه‌ ها؟

952
00:50:28,146 --> 00:50:29,606
‫خیالت تخت.

953
00:50:32,984 --> 00:50:36,029
‫- کلمبیایی هستن.
‫- کلمبیایی؟

954
00:50:36,029 --> 00:50:37,739
‫اونا دارن جنس درجه یک میارن.

955
00:50:37,739 --> 00:50:39,574
‫کوکائین اصل، لامصب!

956
00:50:39,574 --> 00:50:41,326
‫نه این آشغالایی که ما داریم معامله می‌کنیم.

957
00:50:41,326 --> 00:50:43,161
‫و تو نمی‌خواهی به "روی" بگی؟

958
00:50:43,161 --> 00:50:45,789
‫اصلا به هیچکس نمی‌گم.

959
00:50:45,789 --> 00:50:48,416
‫خب نظرت چیه؟

960
00:50:48,416 --> 00:50:50,126
‫خوب الان دقیقا مشکل کجاست؟

961
00:50:52,337 --> 00:50:55,048
‫قراره کلی کوکائین بیارن، بابی.

962
00:50:55,048 --> 00:50:58,468
‫راستشو بگم، تنهایی نمی‌تونم
‫ راحت از پس جابه‌جا کردنشون بربیام.

963
00:50:58,468 --> 00:51:00,428
‫و خوب، فکر کردم،

964
00:51:00,428 --> 00:51:03,098
‫شاید تو بخوای بیای تو کارش،
‫با هم شریک بشیم.

965
00:51:05,308 --> 00:51:08,019
‫مرد، آه...

966
00:51:08,019 --> 00:51:10,772
‫یعنی نمی‌دونم کریس.
‫منظورم اینه که...

967
00:51:10,772 --> 00:51:13,149
‫نمی‌دونم، اصلا برای این جور
‫چیزی آماده هستم یا نه.

968
00:51:16,402 --> 00:51:20,490
‫آره می‌فهمم. باشه،
‫وقتی آمادگیش رو  نداری یعنی نداری دیگه.

969
00:51:20,490 --> 00:51:22,867
‫خوب به دل که نگرفتی؟
‫- چه می‌شه کرد دیگه!

970
00:51:25,120 --> 00:51:27,163
‫راستش فکر می‌کردم یه کم بیشتر هیجان‌زده بشی.

971
00:51:27,163 --> 00:51:30,708
‫یه جورایی از خوشحالی بالابپایین بپری
‫ولی خوب، حدسم اشتباه بود.

972
00:51:30,708 --> 00:51:32,710
‫دهنت قرصه دیگه؟ مگه نه؟

973
00:51:32,710 --> 00:51:35,755
‫دهن من همیشه قرصه. بیا دیگه.

974
00:51:35,755 --> 00:51:39,217
‫باشه، خوبه.

975
00:51:39,217 --> 00:51:41,761
‫بیا بریم بیرون.

976
00:51:41,761 --> 00:51:43,763
‫<i>عمرا اگر پیشنهاد کریس رو قبول می‌کردم.</i>

977
00:51:43,763 --> 00:51:45,557
‫<i>کریس اصلا بره با
‫روس‌ها معامله کنه،</i>

978
00:51:45,557 --> 00:51:48,351
‫<i>به من چه.
‫من فقط دنبال "روی" بودم.</i>

979
00:51:48,351 --> 00:51:50,478
‫باشه، روی.  بعدا میبینمت.

980
00:51:55,358 --> 00:51:58,611
‫بابی  بشین صندلی جلو.

981
00:51:58,611 --> 00:52:00,613
‫<i>یکی از چیزهایی که
‫سریع یاد گرفتم این بود</i>

982
00:52:00,613 --> 00:52:02,282
‫<i>نشستن روی صندلی شاگرد</i>

983
00:52:02,282 --> 00:52:04,534
‫<i>اونم وقتی یه روانی درست پشت سرت،
‫روی  صندلی عقب نشسته </i>

984
00:52:04,534 --> 00:52:07,996
‫<i>بدترین قسمت سفر با ماشین بود.</i>

985
00:52:09,496 --> 00:52:17,496
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

986
00:52:22,802 --> 00:52:24,679
‫<i>ما داشتیم به سمت خارج شهر می‌رفتیم.</i>

987
00:52:24,679 --> 00:52:26,848
‫<i>یا جیمز قرار نبود توی این قسمت ماجرا باشه،</i>

988
00:52:26,848 --> 00:52:30,101
‫<i>یا دیگه لو رفته بودیم.</i>

989
00:52:35,607 --> 00:52:38,985
‫نه، نمی‌فههم چه خبره... اما

990
00:52:38,985 --> 00:52:40,403
‫متوجه‌ نیستم...

991
00:52:45,116 --> 00:52:46,451
‫بیا اینجا.

992
00:52:50,080 --> 00:52:51,081
‫صندوق عقب رو بزن.

993
00:52:58,897 --> 00:53:00,648
‫این یارو رو یادته؟

994
00:53:00,673 --> 00:53:02,634
‫<i>این یارو همونی بود که اون
‫شب توی حمام</i>

995
00:53:02,634 --> 00:53:04,594
‫<i>با کریس دخلش رو آوردیم.</i>

996
00:53:04,594 --> 00:53:07,680
‫<i>روی فقط یه چیزی رو نمی‌تونست تحمل کنه </i>

997
00:53:07,680 --> 00:53:10,016
‫<i>و اونم کاری بود که تهش باد بده.</i>

998
00:53:10,016 --> 00:53:14,771
‫<i>وقتی خوب نگاه کنی همه چیز کاملا واضحه.</i>

999
00:53:14,771 --> 00:53:17,273
‫<i>من باید همه‌ی اونا رو
‫همون موقع می‌کشتم.</i>

1000
00:53:17,273 --> 00:53:19,526
‫<i>اما توی اینطور شرایطی،</i>

1001
00:53:19,526 --> 00:53:23,655
‫<i>آدم به جای اینکه کاری رو که "باید" انجام بده،</i>

1002
00:53:23,655 --> 00:53:26,032
‫<i>کاری رو می‌کنه که "مجبوره".</i>

1003
00:53:30,620 --> 00:53:32,372
‫<i>یاد اون بچه‌ی روی پشت‌بوم افتادم.</i>

1004
00:53:33,832 --> 00:53:37,016
‫<i>و خواهرم، یاد اون هم افتادم.</i>

1005
00:53:37,460 --> 00:53:40,422
‫فردی، صندوق عقب را ببند.
‫بیا بریم.  برو  برگرد تو ماشین

1006
00:53:40,422 --> 00:53:42,966
‫<i>و هیچ حس نداشتم.</i>

1007
00:53:42,966 --> 00:53:44,759
‫برو برگرد تو ماشین

1008
00:53:49,556 --> 00:53:50,557
‫بیا بریم.

1009
00:53:50,901 --> 00:53:56,849
سینمافریک

1010
00:54:06,531 --> 00:54:07,657
‫<i>این یارو رو یادته؟</i>

1011
00:54:50,533 --> 00:54:52,035
‫کجا بردنت؟

1012
00:54:52,035 --> 00:54:55,288
‫اوه، اصلا نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.

1013
00:54:55,288 --> 00:54:56,498
‫خوب این یعنی چی؟

1014
00:54:56,498 --> 00:54:58,041
‫یعنی هیچ‌چی.

1015
00:54:58,041 --> 00:55:00,877
‫نوار رو بده به من.

1016
00:55:00,877 --> 00:55:02,170
‫فقط ولش کن، باشه؟

1017
00:55:02,170 --> 00:55:03,671
‫این نوار لعنتیش کجاست؟

1018
00:55:03,671 --> 00:55:05,423
‫می‌شه بی‌خیالش بشی، آره؟

1019
00:55:05,423 --> 00:55:06,841
‫یعنی الان بنده به کاپیتان زنگ بزنم بگم جنابعالی گفتی

1020
00:55:06,841 --> 00:55:08,510
‫بهشون بگم بی‌خیالش بشن؟

1021
00:55:08,510 --> 00:55:10,428
‫ما هر چیزی که قراره برای کنارگذاشتن

1022
00:55:10,428 --> 00:55:12,138
‫این عوضیا داشته باشیم رو گیر میاریم، باشه؟

1023
00:55:12,138 --> 00:55:15,767
‫ولی الان فقط باسد به من اعتماد کنی، باشه؟

1024
00:55:15,767 --> 00:55:18,770
‫فقط بی‌خیالش شو. همین.

1025
00:55:18,770 --> 00:55:22,398
‫باشه؟  بی‌خیالش شو.

1026
00:55:32,951 --> 00:55:38,289
‫<i>دیگه نمی‌تونستم باهاش روبه‌رو بشم.
‫حداقل تا زمانی که همه چیز تموم شده باشه.</i>

1027
00:55:38,289 --> 00:55:40,834
‫<i> حتی اینجا بودن من هم می‌تونست
‫ برای اون خطرناک باشه.</i>

1028
00:55:40,834 --> 00:55:42,669
‫<i>اما باید دوباره ‌می‌دیدمش.</i>

1029
00:55:42,669 --> 00:55:46,089
‫<i>لبخندش تنها چیزی بود
‫که به‌خاطرش ادامه می‌دادم. </i>

1030
00:55:46,089 --> 00:55:48,049
‫<i>باید یه راهی برای برگشتن پیدا می‌کردم.</i>

1031
00:56:07,944 --> 00:56:11,197
‫سلام.  آقا پسر گل.

1032
00:56:11,197 --> 00:56:15,618
‫آره، هی، اوم، کریس اینجاست؟

1033
00:56:15,618 --> 00:56:18,663
‫نه از دیروز ندیدمش.

1034
00:56:22,125 --> 00:56:24,043
‫این چه قیافه‌ایه دیگه؟

1035
00:56:24,043 --> 00:56:25,920
‫چیزی نیست،

1036
00:56:25,920 --> 00:56:28,089
‫من وقتی یکی دروغ می‌گه، می‌فههم.

1037
00:56:29,758 --> 00:56:33,887
‫خب مشکلم با یه دختره.

1038
00:56:33,887 --> 00:56:37,515
‫درست حدس زدم. همیشه همینه.

1039
00:56:37,515 --> 00:56:40,226
‫چی، به نظرت به
‫همین سادگیه؟

1040
00:56:40,226 --> 00:56:42,479
‫دقیقا. مثلا ممکن بود پاهای طرف قطع بشه ولی

1041
00:56:42,479 --> 00:56:44,439
‫حالش به بدی وقتی که با یه دختر مشکل داره، نباشه!

1042
00:56:46,483 --> 00:56:49,611
‫خوب، یکم می‌تونم به دردودلات گوش بدم.

1043
00:56:49,611 --> 00:56:52,113
‫هی، بابی  بیا بریم.

1044
00:56:52,113 --> 00:56:53,448
‫میریم دوری بزنیم.

1045
00:57:32,612 --> 00:57:35,281
‫<i>داشتیم می‌رفتیم ملاقات لوکا سانتی.</i>

1046
00:57:35,281 --> 00:57:37,826
‫<i>بدهیش زیادتر شده بود
‫و به دوقلوها دستور داشتن که </i>

1047
00:57:37,826 --> 00:57:40,703
‫<i>یه جورایی اخطار آخر رو بهش بدن.</i>

1048
00:57:56,469 --> 00:58:00,473
‫دست بهش زدی، نزدی، بتمرگ.

1049
00:58:00,473 --> 00:58:03,726
‫بچه‌ها، بس کنید،
‫آروم باشین، لطفا.

1050
00:58:03,726 --> 00:58:07,230
‫ببینید بچه‌ها، این ماه، برام خوب بوده.
‫ واقعا خوب بوده.

1051
00:58:07,230 --> 00:58:09,149
‫یکی دو ماه دیگه هم همینجوریه. و
‫من همه‌ی این بدهی ها...

1052
00:58:09,149 --> 00:58:10,483
‫پول لعنتی کجاست؟

1053
00:58:13,111 --> 00:58:16,030
‫من تو این کارها خیلی واردم.  روی هم اینو می‌دونه.

1054
00:58:16,030 --> 00:58:18,783
‫-  حرف بدرد روی نمی‌خوره.
‫- اون فقط پول لامصب بدردش می‌خوره.

1055
00:58:18,783 --> 00:58:21,161
‫میدوننم.
‫فقط بهم وقت بده.
‫یه فرصت فقط.

1056
00:58:21,161 --> 00:58:23,413
‫سه ماه وقت داشتی،
‫هنوز پول رو نرسوندی.

1057
00:58:23,413 --> 00:58:25,915
‫- میفهمی؟
‫- بچه‌ها خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم

1058
00:58:25,915 --> 00:58:28,668
‫دستت رو بذار روی کتاب.

1059
00:58:28,668 --> 00:58:30,879
‫- دستت رو بذار روی کتاب.
‫- بچه‌ها خواهش‌ می‌کنم.

1060
00:58:30,879 --> 00:58:33,006
‫اصلا این کار نیازی نیستید.
‫من حواسم هست.

1061
00:58:33,006 --> 00:58:35,008
‫می‌گم دستتو بدار روی این کتاب لامصب.

1062
00:58:37,135 --> 00:58:40,638
‫بابی، نگهش دار.
‫ بابی، برو گمشو اون ور دیگه.

1063
00:58:40,638 --> 00:58:43,475
‫- نگهش دار لعنتی.
‫- بیا دیگه.

1064
00:58:43,475 --> 00:58:46,352
‫بچه ها، خواهش می‌کنم بهم
‫فرصت بدین تا راست و ریسش کنم.

1065
00:58:46,352 --> 00:58:51,858
‫لوکا، گردنت یا اون دست
‫لعنتیت؟  کدوم؟  هان؟

1066
00:58:51,858 --> 00:58:54,027
‫گوش کن چی می‌گم، می‌تونی بیایی توی بار،

1067
00:58:54,027 --> 00:58:57,906
‫مشروب بخوری،
‫زیر دامن جینا رو نگاه کنی،
‫همه این کارا رو می‌تونی بکنی، باشه؟

1068
00:58:57,906 --> 00:58:59,449
‫اما پول روی رو  ندی،

1069
00:58:59,449 --> 00:59:01,618
‫من اون زبون کوفتیت رو می‌برم و

1070
00:59:01,618 --> 00:59:04,245
‫و می‌دم به اون زن هرزه‌تر از خودت، بخوره.

1071
00:59:04,245 --> 00:59:05,997
‫می‌فهمی؟

1072
00:59:05,997 --> 00:59:07,207
‫آره.

1073
00:59:07,207 --> 00:59:08,583
‫خوبه.

1074
00:59:26,101 --> 00:59:27,102
‫هفته آینده می‌بینمت، لوکا.

1075
00:59:32,023 --> 00:59:33,775
‫<i>دیگه هیچ‌چیز اذیتم نمی‌کرد.</i>

1076
00:59:33,775 --> 00:59:36,986
‫<i>وای خدا، یعنی توی اون  کله‌ی داغون من چه می‌گذشت؟</i>

1077
00:59:39,697 --> 00:59:42,033
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

1078
00:59:42,033 --> 00:59:44,786
‫عقلت رو از دست دادی لعنتی؟

1079
00:59:44,786 --> 00:59:46,663
‫آره؟ واقعا عقلت کجاست؟

1080
00:59:46,663 --> 00:59:48,415
‫اگر یکی ما رو
‫ببینه که دخلمون اومده.

1081
00:59:48,415 --> 00:59:50,625
‫اصلا میدونی چیه؟ امشب و مرخصی می‌گیرم.

1082
00:59:50,625 --> 00:59:53,586
‫هی، لعنتی.

1083
01:00:14,482 --> 01:00:16,526
‫- سلام.
‫- سلام.

1084
01:00:18,945 --> 01:00:24,159
‫  اوه، بالاخره یه کم از خودت اومدی بیرون. خوشم اومد.

1085
01:00:24,159 --> 01:00:27,495
‫  - روی توی دفترشه؟
‫- نه، امروز تولد بچه‌اشه.

1086
01:00:27,495 --> 01:00:31,750
‫اوه، پس تولدش مبارک.

1087
01:00:31,750 --> 01:00:33,668
‫ساعت چند تعطیل می‌شی؟

1088
01:00:33,668 --> 01:00:35,420
‫هر وقت تو بگی.

1089
01:00:46,723 --> 01:00:51,102
‫<i>این... خوب این بهترین کار نبود، اما...</i>

1090
01:00:51,102 --> 01:00:53,396
‫<i>خداییش خیلی حال داد...</i>

1091
01:00:53,396 --> 01:00:59,110
‫<i>♪ من در بهشت ​​می‌مانم ♪</i>

1092
01:00:59,110 --> 01:01:04,240
‫<i>♪ و خود را به امواج دریای چشمان تو می‌سپارم♪</i>

1093
01:01:50,620 --> 01:01:55,208
‫همسرم، منو... منو ول کرد رفت.

1094
01:01:58,670 --> 01:02:00,171
‫بچه هم داری؟

1095
01:02:00,171 --> 01:02:04,426
‫نه، هیچ‌وقت بهش فکر نکردیم.

1096
01:02:04,426 --> 01:02:07,512
‫خوب این نکته مثبتیه، مگه نه؟

1097
01:02:07,512 --> 01:02:11,474
‫بهتر که این زبون بسته‌ها درگیر
‫ ای بدبختی‌ها نشن.

1098
01:02:11,474 --> 01:02:12,976
‫آره.

1099
01:02:14,602 --> 01:02:17,605
‫هی، روی بچه داره؟

1100
01:02:17,605 --> 01:02:19,357
‫آره، اونم سه تا.

1101
01:02:19,357 --> 01:02:22,861
‫بهش نمیاد مرد خونواده باشه اصلا.

1102
01:02:22,861 --> 01:02:27,949
‫ممم... خیلی ها اینو می‌گن، اما...

1103
01:02:27,949 --> 01:02:31,411
‫خانواده براش از همه‌چیز مهم‌تره.

1104
01:02:31,411 --> 01:02:33,204
‫تو خوب می‌شناسیش مگه نه؟

1105
01:02:33,204 --> 01:02:34,831
‫منظورم اینه، میدونی چی کار می‌کنه.

1106
01:02:37,292 --> 01:02:38,334
‫آره خوب.

1107
01:02:44,257 --> 01:02:45,508
‫و مشکلی هم باهاش نداری؟

1108
01:02:54,017 --> 01:02:55,351
‫باید کم کم تعطیل کنم.

1109
01:02:57,312 --> 01:02:59,063
‫از همصحبتیت ممنون.

1110
01:03:06,613 --> 01:03:10,408
‫<i>نمی‌‌دونستم اون فقط پشت پیشخون کار می‌کنه
‫یا توی همه‌چیز هست.</i>

1111
01:03:10,408 --> 01:03:12,952
‫<i>تنها چیزی که می‌فهمیدم
‫این بود که داشتم از دست می‌رفتم.</i>

1112
01:03:18,458 --> 01:03:20,210
‫کاپیتان.

1113
01:03:20,210 --> 01:03:22,879
‫وای.  آره

1114
01:03:22,879 --> 01:03:26,341
‫شماها واقعاً سرتون خیلی شلوغ بوده.
‫ واقعا سرتون خیلی خیلی شلوغه.

1115
01:03:26,341 --> 01:03:28,426
‫بله قربان.

1116
01:03:28,426 --> 01:03:30,970
‫میدونی چرا ساعت دو
‫نیمه شب اینجام؟

1117
01:03:30,970 --> 01:03:34,974
‫فکر می کنی اومدم اینجا تا باهات قهوه بخورم؟

1118
01:03:34,974 --> 01:03:37,644
‫بذار بهت بگم، جیم بهم زنگ زد.

1119
01:03:37,644 --> 01:03:41,773
‫و جیم خیلی نگرانته.

1120
01:03:41,773 --> 01:03:43,274
‫من نمی‌دونم بهتون چی گفته.

1121
01:03:43,274 --> 01:03:45,401
‫ ولی همه چی تحت کنترله.

1122
01:03:45,401 --> 01:03:47,403
‫مطمئنی واقعا تحت کنترله؟

1123
01:03:47,403 --> 01:03:49,531
‫- واقعا؟
‫- آره

1124
01:03:51,407 --> 01:03:55,370
‫جیم، بهش بگو که چی به من گفتی.

1125
01:03:55,370 --> 01:03:58,915
‫گفتم نگرانم.
‫ تو داری زیادی درگیر اینا می‌شی.

1126
01:03:58,915 --> 01:04:00,959
‫داری زیادی درگیر می‌شی، بابی؟

1127
01:04:00,959 --> 01:04:03,294
‫بله که دارم زیادی درگیر می‌شم.
‫وگرنه چطوری می‌خواهیم

1128
01:04:03,294 --> 01:04:05,046
‫این عوضی‌ها رو گیر بندازیم؟ با فاصله گرفتن که نمی‌شه؟

1129
01:04:05,046 --> 01:04:06,965
‫با نزدیک شدن به اون دنیا...

1130
01:04:06,965 --> 01:04:10,552
‫بابی. اون شنود لعنتیت کجاست؟

1131
01:04:10,552 --> 01:04:13,972
‫- خب درش آوردم.
‫- چطوری میخوای حرفای این آشغال رو ضبط کنی--

1132
01:04:13,972 --> 01:04:16,433
‫می‌ترسیدم پیداش کنن.

1133
01:04:18,393 --> 01:04:20,353
‫و بعدش به جیمی می گی که

1134
01:04:20,353 --> 01:04:22,897
‫امشب و مرخصی می‌گیری؟

1135
01:04:22,897 --> 01:04:25,525
‫چی؟  نه، اوه... نمی‌گیرم، نمی‌گیرم،

1136
01:04:25,525 --> 01:04:27,902
‫یادم نیست که چی گفتم.

1137
01:04:27,902 --> 01:04:30,572
‫<i>امشب و مرخصی می‌گیرم. منتظرم نمون.</i>

1138
01:04:30,572 --> 01:04:32,449
‫گوش بده ببین چی می‌گم.

1139
01:04:32,449 --> 01:04:34,701
‫همین الان دست از این
‫عوضی بازی‌ها بر می‌داری.

1140
01:04:34,701 --> 01:04:37,704
‫فقط کافیه یکی از دستورایی که دمیو می‌ده رو
‫ ضبط کنی،

1141
01:04:37,704 --> 01:04:40,540
‫فقط یکی! بعدش ما این ماجرا رو جمعش می‌کنیم.

1142
01:04:40,540 --> 01:04:42,834
‫بعدش همه عکس‌ها، نوارها و فایل‌ها رو میذاری روی میز من

1143
01:04:42,834 --> 01:04:46,963
‫تا بدمش به سازمان.

1144
01:04:46,963 --> 01:04:48,590
‫بزار شیرفهم بشی.

1145
01:04:48,590 --> 01:04:50,049
‫یه بار می‌گم فقط،

1146
01:04:50,049 --> 01:04:52,677
‫اگر یکبار دیگه مجبور بشم بیام اینجا،

1147
01:04:52,677 --> 01:04:54,637
‫کل این عملیات کوفتی رو تعطیل می‌کنم.

1148
01:04:54,637 --> 01:04:56,890
‫نمی‌دونم توی اون کله پوکت چی می‌گذره،

1149
01:04:56,890 --> 01:05:00,643
‫ولی از کارات خوشم نمیاد.

1150
01:05:00,643 --> 01:05:03,855
‫می‌خوام این عوضی رو زیرنظر داشته باشم، روشن شد؟

1151
01:05:06,399 --> 01:05:07,650
‫باشه؟

1152
01:05:14,532 --> 01:05:18,078
‫داره دیر میشه، من میرم بخوابم.

1153
01:05:30,256 --> 01:05:32,092
‫این‌جوری در نمی‌زنن.

1154
01:05:47,065 --> 01:05:48,066
‫بابی؟

1155
01:06:10,922 --> 01:06:12,590
‫اوووووووووووووووووووووووووووووووووو
‫یواش، چه خبرته؟

1156
01:06:12,590 --> 01:06:14,426
‫دوست دخترم خوابیده.

1157
01:06:14,426 --> 01:06:17,345
‫گند زدم بابی، بد جور گند زدم.

1158
01:06:17,345 --> 01:06:20,056
‫آروم باش.  آروم باش.  چی شده؟

1159
01:06:20,056 --> 01:06:22,183
‫نمی‌دونم. معامله داشت رو روال پیش می‌رفت.

1160
01:06:22,183 --> 01:06:23,393
‫نمی‌دونم چی به سرم اومد.

1161
01:06:23,393 --> 01:06:26,438
‫<i>لعنت به  کلمبیایی‌ها.</i>

1162
01:06:29,524 --> 01:06:32,735
‫<i>اون هم رابط کوبایی خودش تو فلوریدا رو کشت، هم بقیه رو</i>

1163
01:06:32,735 --> 01:06:34,863
‫<i>اما یکی از اون دلال‌ها
‫ با رئیس کارتل مواد کوبایی </i>

1164
01:06:34,863 --> 01:06:38,241
‫<i>نسبت فامیلی داشت.</i>

1165
01:06:38,241 --> 01:06:41,745
‫<i>پسرعموی اون بوده.  و بدتر اینکه، اون یکی </i>

1166
01:06:41,745 --> 01:06:44,205
‫<i>دوست دختر اون عوضی می‌شده.</i>

1167
01:06:44,205 --> 01:06:46,291
‫<i>کریس همه رو کشته بود.</i>

1168
01:06:46,291 --> 01:06:49,294
‫باشه.  خیلی‌خوب؟
‫ جسداشون کجاست؟

1169
01:06:49,294 --> 01:06:50,712
‫به بچه‌ها زنگ زدم.

1170
01:06:50,712 --> 01:06:51,963
‫مجبور شدم اونا رو هم در جریان بذارم.

1171
01:06:51,963 --> 01:06:53,715
‫اونوقت اینجا چیکار میکنی؟

1172
01:06:53,715 --> 01:06:56,050
‫باید یه مدتی گم و گور بشم.

1173
01:06:56,050 --> 01:06:57,886
‫اینجا؟  عقلت کجاست؟

1174
01:06:57,886 --> 01:06:59,345
‫اونا دارن دنبال من می‌گردن.

1175
01:06:59,345 --> 01:07:01,139
‫اگه پیدام کنن منو می‌کشن.

1176
01:07:01,139 --> 01:07:03,308
‫<i>همون موقع هم می‌دونستم این یارو دخلش اومده،</i>

1177
01:07:03,308 --> 01:07:05,769
‫<i>اما به نظرم فرصت خوبی بود.</i>

1178
01:07:05,769 --> 01:07:07,061
‫فقط برو پیش "روی."

1179
01:07:09,147 --> 01:07:10,607
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

1180
01:07:10,607 --> 01:07:12,734
‫گوش کن، شایدبا چندتا تلفن حلش کنه.

1181
01:07:12,734 --> 01:07:15,695
‫برات راست و ریسش کنه.
‫منم باهات میام کریس.

1182
01:07:15,695 --> 01:07:17,113
‫من اسم اون رو به اون عوضیها دادم.

1183
01:07:17,113 --> 01:07:18,198
‫چی؟

1184
01:07:18,198 --> 01:07:19,616
‫اسم اون رو به بهشون دادم.

1185
01:07:19,616 --> 01:07:21,117
‫بهشون گفتم که کریس دمیو لعنتی هستم.

1186
01:07:21,117 --> 01:07:23,787
‫کریس دمیو.
‫ عقلم کار نمی‌کرد.

1187
01:07:27,123 --> 01:07:30,085
‫فهمیدم.  بیا بریم پیش روی.

1188
01:07:33,838 --> 01:07:35,173
‫تو "روی" رو نمی‌شناسی.

1189
01:07:37,300 --> 01:07:39,677
‫کریس؟  کریس؟

1190
01:07:41,346 --> 01:07:43,348
‫لعنتی بهت زنگ میزنم.  باشه؟

1191
01:07:49,437 --> 01:07:51,231
‫هی.  اون شنود رو به من بده.

1192
01:08:00,907 --> 01:08:02,826
‫میدونم.  میخوای برات چه‌کار کنم؟

1193
01:08:10,875 --> 01:08:12,544
‫باشه، همه اینجا هستن.

1194
01:08:12,544 --> 01:08:16,548
‫خوبه. عین یه خونواده بزرگ و شاد.

1195
01:08:16,548 --> 01:08:18,299
‫ همه به جز یه نفر.

1196
01:08:22,554 --> 01:08:24,347
‫ببینین،

1197
01:08:24,347 --> 01:08:26,558
‫می‌خوام وقتی از اینجا
‫بیرون می‌رم،

1198
01:08:26,558 --> 01:08:29,018
‫خوب درباره اون کارهایی که می‌کنین، فکر کنید.

1199
01:08:29,018 --> 01:08:30,645
‫چون "روی" آمارتون رو بهم می‌ده.

1200
01:08:30,645 --> 01:08:33,440
‫اینو خوب تو کلتون فرو کنین

1201
01:08:33,440 --> 01:08:36,359
‫دیگه ظرفیت هیچ چیزی رو ندارم.

1202
01:08:36,359 --> 01:08:39,404
‫شیرفهمه؟ آره؟ شیرفهم شد؟

1203
01:08:45,535 --> 01:08:47,996
‫این حروم‌زاده رو برام پیداش کن.
‫فهمیدی؟ پیداش کن.

1204
01:08:47,996 --> 01:08:50,540
‫- آره
‫- باشه؟  من تو رو زیر پر و بال خودم گرفتم.

1205
01:08:50,540 --> 01:08:53,877
‫اگر شما گیر بیفتین، یعنی ما گیر میافتیم. روشنه؟

1206
01:08:53,877 --> 01:08:56,546
‫اینم فقط یه راه در رو داره. درسته؟

1207
01:08:56,546 --> 01:08:58,631
‫و خدا کنه که این اتفاق نیفته.

1208
01:08:58,631 --> 01:09:00,967
‫این اتفاق نمیافته. فقط یه چیزی بگم.

1209
01:09:00,967 --> 01:09:03,595
‫- من اون رو مثل بچه خودم بزرگش کردم.
‫- اوه...اینا رو به من نگو.

1210
01:09:03,595 --> 01:09:05,430
‫دفعه بعد که داریم درباره این بچه لعنتی حرف می‌زنیم،

1211
01:09:05,430 --> 01:09:07,474
‫بهتره که اثری ازش نباشه، روی.

1212
01:09:07,474 --> 01:09:09,934
‫یا دیگه باهات حرفی ندارم.

1213
01:09:09,934 --> 01:09:12,228
‫بهتره گیرش بیاری.

1214
01:09:12,228 --> 01:09:14,564
‫<i>چهره واقعی "روی" رو توی عصبانیت دیدم. </i>

1215
01:09:14,564 --> 01:09:17,859
‫<i>جلوی چشماش رو خون گرفته بود. مشخص بود</i>

1216
01:09:17,859 --> 01:09:20,403
‫<i> این گند رو کسی زده
‫که اون دوستش داشت.</i>

1217
01:09:20,403 --> 01:09:21,946
‫سلام.

1218
01:09:21,946 --> 01:09:23,531
‫کریس رو دیدی؟

1219
01:09:23,531 --> 01:09:25,784
‫نه، نه، نه، چرا؟

1220
01:09:28,036 --> 01:09:29,704
‫- شما دوتا جیک تو جیک بودین، مگه نه؟
‫- آره

1221
01:09:32,499 --> 01:09:34,626
‫پیداش کن.

1222
01:09:34,626 --> 01:09:37,462
‫- بیارش پیش من.
‫- <i>روی واقعا نگران بود.</i>

1223
01:09:37,462 --> 01:09:39,589
‫- فقط بیارش اینجا، باشه.
‫- باشه، باشه.

1224
01:09:39,589 --> 01:09:41,966
‫-اگه باهاش ​​حرف زدی بهم زنگ میزنی.
‫- خیالت راحت رئیس.

1225
01:09:41,966 --> 01:09:44,552
‫<i>اما می‌دونستم اگه کریس به اینجا
‫برگرده چی منتظرشه.</i>

1226
01:09:44,552 --> 01:09:45,678
‫<i>همه می‌دونستن.</i>

1227
01:09:45,678 --> 01:09:47,347
‫هیچ کس اونو ندیده.

1228
01:09:47,347 --> 01:09:49,182
‫<i>تا چند رو هر سوراخ سنبه ای رو گشتم</i>

1229
01:09:49,182 --> 01:09:51,476
‫<i>هر جایی که به فکر می‌رسید رو گشتم.</i>

1230
01:09:51,476 --> 01:09:54,979
‫<i>مثل این بود توی انبار کاه دنبال سوزن بگردی.</i>

1231
01:09:54,979 --> 01:09:57,982
‫<i>اون زمانی که دنبال کریس می‌گشتم،</i>

1232
01:09:57,982 --> 01:10:01,569
‫<i>بقیه داشتن کارای دیگه‌ای می‌کردن</i>

1233
01:10:01,569 --> 01:10:03,238
‫هی.<i>-لوکا سانتی.</i>

1234
01:10:03,238 --> 01:10:05,365
‫سلام لوکا

1235
01:10:05,365 --> 01:10:10,286
‫<i>فکر می‌کردم بالاخره مخ جینا رو زدم، ولی دیدم زدم به کاهدون.</i>

1236
01:10:12,414 --> 01:10:15,708
‫<i>به این روش میگفتن روش جیمینی</i>

1237
01:10:15,708 --> 01:10:18,086
‫<i>جینا بهشون آمار می‌داد</i>

1238
01:10:18,086 --> 01:10:21,005
‫<i>با اون صورت خوشگلش
‫هر مردی رو خلع سلاح می‌کرد.</i>

1239
01:10:21,005 --> 01:10:23,383
‫<i>"روی" می‌خواست خیالش راحت بشه که
‫ همه می‌دونن دارن چه‌کار می‌کنن.</i>

1240
01:10:23,383 --> 01:10:25,343
‫<i>نمی‌دونم چند بار
‫این کار رو کردن،</i>

1241
01:10:25,343 --> 01:10:28,471
‫<i>اما قطعا زیاد بوده،
‫چون توش استاد شده بودن.</i>

1242
01:10:28,471 --> 01:10:31,558
‫بیا دیگه.

1243
01:10:31,558 --> 01:10:34,185
‫<i>"روی" از بدحسابی‌های لوکا  شاکی بود</i>

1244
01:10:34,185 --> 01:10:37,897
‫<i>و صبرش دیگه تموم شد و گفت
‫وقتشه که بکشیمش.</i>

1245
01:10:37,897 --> 01:10:42,026
‫<i>"روی" کارش رو با خالی کردن گلوله
‫ تو سر اون حرومزاده بدبخت شروع می‌کرد</i>

1246
01:10:42,051 --> 01:10:46,431
‫<i>و یک نفر باید سرش رو لای یه
‫حوله بپیچه تا خونریزی رو کنترل کنه.</i>

1247
01:10:48,741 --> 01:10:52,746
‫<i>بعدش هم با یه چاقو می‌زد تو قلب اون عوضی،</i>

1248
01:10:52,746 --> 01:10:55,707
‫<i>تا هم مطمئن بشه که طرف مرده و
‫ هم خونریزش بند بیاد.</i>

1249
01:10:55,707 --> 01:10:58,543
‫جینا، خوبی؟

1250
01:10:58,543 --> 01:11:01,254
‫- آره
‫- ببرینش سمت وان حموم.

1251
01:11:01,254 --> 01:11:05,425
‫<i>جسد رو روی وان آویزون
‫می‌کردن تا خونش کامل بره.</i>

1252
01:11:05,425 --> 01:11:08,094
‫<i>و همینطور که خون بدن اون بدبخت می‌رفت.</i>

1253
01:11:08,094 --> 01:11:11,723
‫<i>این عوضی‌ها مینشیتن دور هم و پیتزامی‌خوردن.</i>

1254
01:11:11,723 --> 01:11:16,603
‫<i>"روی" یک فلسفه داشت
‫وقتی بدنی نباشه، پس جرمی هم اتفاق نیفتاده.</i>

1255
01:11:16,603 --> 01:11:19,314
‫<i>پس کاری که توش خیلی خوب بود، رو انجام می‌داد.</i>

1256
01:11:19,314 --> 01:11:21,816
‫<i>یعنی می‌زد طرف رو از صحنه روزگار محو می‌کرد.</i>

1257
01:11:28,573 --> 01:11:31,284
‫<i>آخرین مرحله هم ریختن تکه‌های جسد
‫ توی چند تا سطل زباله مختلف بود </i>

1258
01:11:31,284 --> 01:11:34,537
‫<i>که در اطراف شهر برای ته‌مونده غذا گذاشته بودند.</i>

1259
01:11:34,537 --> 01:11:36,748
‫<i>همه  تیکه‌ها رو توی جاهای مخصوص می‌گذاشتن.</i>

1260
01:11:36,748 --> 01:11:39,375
‫<i>یعنی اون قسمتی که غذا رو دفن می‌کردن،
‫ چون غذا فاسد میشه.</i>

1261
01:11:39,375 --> 01:11:41,419
‫بوی این قسمت اینقدر بد بود،

1262
01:11:41,419 --> 01:11:45,006
‫<i>
‫که اگر سگ هم می‌اوردن تشخیص نمی‌داد.</i>

1263
01:11:45,006 --> 01:11:47,801
‫<i>وقتی بدنی نباشه،
‫جرمی هم اتفاق نیفتاده. همین!</i>

1264
01:11:47,801 --> 01:11:49,636
‫<i>حدود یک هفته گذشت.</i>

1265
01:11:49,636 --> 01:11:51,721
‫<i>هنوز هم هیچ ردی از کریس نبود.</i>

1266
01:11:51,721 --> 01:11:54,766
‫<i>بچه‌ها هم حقیقتش خیلی پی اون رو نمی‌گرفتن. </i>

1267
01:11:54,766 --> 01:11:57,018
‫<i>"روی" دیگه رسما رد داده بود.</i>

1268
01:11:57,018 --> 01:12:00,939
‫<i>کلمبیایی‌ها دنبال انتقام بودند و
‫می‌خواستن خون کریس رو بریزن.</i>

1269
01:12:00,939 --> 01:12:03,024
‫<i>خانواده‌اش رو به خارج از شهر فرستاد</i>

1270
01:12:03,024 --> 01:12:05,401
‫<i>و خودش رو توی خونه‌اش حبس کرده بود.</i>

1271
01:12:05,401 --> 01:12:08,863
‫<i>یه روز، روی می‌بینه که یه مرد
‫خیلی وقته توی ماشین کشیک می‌ده،</i>

1272
01:12:08,863 --> 01:12:11,699
‫<i>و می‌فهمه که دیگه کارش تمومه</i>

1273
01:12:11,699 --> 01:12:15,703
‫<i>چون مطمئن میشه که کلمبیایی‌ها یکی رو
‫فرستاده‌اند تا اون رو بکشه.</i>

1274
01:12:15,703 --> 01:12:18,915
‫<i>روی نا یه مدت بعد از اون مفقودالاثر بود.</i>

1275
01:12:18,915 --> 01:12:23,086
‫<i>ولی بعدش معلوم شد که طرف اصلا ربطی به کلمبیایی‌ها نداشته.</i>

1276
01:12:23,086 --> 01:12:25,255
‫<i>اون فقط یه بچه بوده که در خونه‌ها رو می‌زده تا </i>

1277
01:12:25,255 --> 01:12:28,133
‫<i>جارو برقی بفروشه و هزینه‌های کالجش رو دربیاره.</i>

1278
01:12:28,133 --> 01:12:30,677
‫<i>- "روی" واقعا سر این موضوع روانی شده بود.</i>
‫- گندش بزنن.

1279
01:12:30,677 --> 01:12:33,179
‫- گندش بزنن!
‫<i>-خیلی وقت بود که حتی از خونه‌اش بیرون نرفته بود.</i>

1280
01:12:33,179 --> 01:12:35,932
‫<i>بدتر اینکه پل کاستلانو و کل خانواده گامبینو</i>

1281
01:12:35,932 --> 01:12:39,144
‫<i> بهش می‌گفتن که اگر کریس را نکشه</i>

1282
01:12:39,144 --> 01:12:41,438
‫<i>پس خودش رو می‌کشن.</i>

1283
01:12:41,438 --> 01:12:44,691
‫<i>و هیچ کس نمی‌دونست کریس کجاست.</i>

1284
01:12:46,985 --> 01:12:51,322
‫<i>یک هفته تمام دنبال اون کریس حرومزاده بودم.</i>

1285
01:12:51,322 --> 01:12:52,615
‫<i>اما آخرش...</i>

1286
01:12:52,615 --> 01:12:53,741
‫جیمز؟

1287
01:12:53,741 --> 01:12:55,326
‫<i>... اون من رو پیدا کرد.</i>

1288
01:12:59,998 --> 01:13:01,666
‫نگران نباش.

1289
01:13:01,666 --> 01:13:03,752
‫بیدارش نمی‌کنم.

1290
01:13:05,252 --> 01:13:13,252
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1291
01:13:15,013 --> 01:13:17,432
‫تمام شد کریس

1292
01:13:17,432 --> 01:13:20,351
‫حق با توئه، بابی،همینطوره.

1293
01:13:20,351 --> 01:13:23,563
‫تو یه افسر پلیس رو کشتی،
‫مرد، اون همکار لعنتی من بود.

1294
01:13:23,563 --> 01:13:27,066
‫من لعنتی بهت اعتماد کردم بابی.

1295
01:13:27,066 --> 01:13:29,277
‫تو متوجه نیستی...

1296
01:13:29,277 --> 01:13:33,072
‫نه خفه شو  خفه شو  تو مادر به...

1297
01:13:33,072 --> 01:13:36,868
‫لعنتی!  توی لعنتی پلیس هستی، بابی.

1298
01:13:42,040 --> 01:13:45,835
‫من ازت راهنمایی خواستم، ازت کمک گرفتم.

1299
01:13:45,835 --> 01:13:49,798
‫و شما یک شجره‌نامه گانگستری
‫ برای ماها درست کردین.

1300
01:13:49,798 --> 01:13:53,009
‫اصلا تصورشم نمی‌کنی،
‫"روی" وقتی بفهمه باهات چه‌کار می‌کنه.

1301
01:13:55,762 --> 01:13:59,891
‫این مساله خیلی بزرگتر از کشتن چندتا کلمبیاییه.

1302
01:13:59,891 --> 01:14:00,934
‫مگه نه؟

1303
01:14:00,934 --> 01:14:03,561
‫ گوش کن کریس.

1304
01:14:03,561 --> 01:14:06,189
‫ما جفتمون یه مشکل داریم. درسته؟

1305
01:14:06,189 --> 01:14:08,608
‫ما هر دو تامون گند زدیم.

1306
01:14:08,608 --> 01:14:10,860
‫باشه؟

1307
01:14:10,860 --> 01:14:12,987
‫می‌تونیم با هم یه معامله بکنیم، باشه؟

1308
01:14:12,987 --> 01:14:14,781
‫گوش کن، فقط به من گوش کن.

1309
01:14:14,781 --> 01:14:18,076
‫فقط باید همشون رو لو بدی، خوب؟

1310
01:14:18,076 --> 01:14:20,578
‫دیگه بعدش تو تحت حمایت پلیسی.

1311
01:14:20,578 --> 01:14:23,081
‫همین الانم می‌تونم بهشون زنگ بزنم،

1312
01:14:23,081 --> 01:14:24,582
‫وگرنه خودت رو مرده فرض کن.

1313
01:14:24,582 --> 01:14:27,544
‫من ممکنه خیلی عوضی باشم، بابی،

1314
01:14:27,544 --> 01:14:30,505
‫باشم، بابی، اما خبرچین نیستم.

1315
01:14:30,505 --> 01:14:34,092
‫بهتره بتمرگی همینجا.

1316
01:14:34,092 --> 01:14:36,553
‫بتمرگ، بابی.

1317
01:14:38,221 --> 01:14:39,848
‫دارم می‌شینم، کریس.

1318
01:14:41,766 --> 01:14:43,059
‫باشه؟

1319
01:14:50,358 --> 01:14:52,902
‫کریس.  کریس، گوش کن.

1320
01:14:52,902 --> 01:14:56,114
‫اگر همین الان به "روی" زنگ بزنی به خدا،

1321
01:14:56,114 --> 01:14:59,451
‫فاتحه جفتمون خونده‌اس.

1322
01:15:04,414 --> 01:15:06,166
‫- روی؟
‫- <i>کریس.</i>

1323
01:15:06,166 --> 01:15:08,376
‫<i>- یا عیسی مسیح.</i>
‫- آره، خودمم.

1324
01:15:08,376 --> 01:15:11,045
‫<i>کدوم گورستونی بودی؟</i>

1325
01:15:11,045 --> 01:15:14,674
‫ببین، من واقعا نمی‌تونم
‫بگم کجا بودم، اما -

1326
01:15:14,674 --> 01:15:16,217
‫<i> کجایی؟</i>

1327
01:15:16,217 --> 01:15:18,553
‫ببین، فقط به حرفام گوش کن، باشه؟

1328
01:15:18,553 --> 01:15:20,221
‫من چیزی می‌دونم که دیگه وقتی بفهمید

1329
01:15:20,221 --> 01:15:21,556
‫دیگه هیچی براتون مهم نیست.

1330
01:15:21,556 --> 01:15:23,933
‫می‌دونم گند بدی زدم، باشه؟

1331
01:15:23,933 --> 01:15:25,977
‫اما چیزی که فهمیدم باعث می‌شه که شما ازم بگذرید.

1332
01:15:25,977 --> 01:15:28,980
‫<i>-ازت بگذرم؟</i>

1333
01:15:28,980 --> 01:15:31,483
‫<i>تن لشت رو بیار اینجا ببینم، کریس.</i>

1334
01:15:31,483 --> 01:15:32,901
‫دارم میام.

1335
01:15:32,901 --> 01:15:34,694
‫<i>-  همین حالا.</i>
‫- باشه.  با باب میام -

1336
01:15:42,827 --> 01:15:45,080
‫بیا بریم بابی.

1337
01:15:48,750 --> 01:15:51,419
‫باشه.  خیلی خوب.

1338
01:15:57,175 --> 01:15:59,886
‫اون رانندگی واقعا طولانترین رانندگی عمرم بود.

1339
01:15:59,886 --> 01:16:02,347
‫<i>می‌دونستم، رسیدنم مساوی بود با مردنم.</i>

1340
01:16:02,347 --> 01:16:04,766
‫<i>فکرم هزار جا می‌رفت.</i>

1341
01:16:04,766 --> 01:16:07,227
‫<i>اما یکی‌شون از همه قوی‌تر بود.</i>

1342
01:16:07,227 --> 01:16:09,229
‫<i>اصلا برام مهم نبود که ماری بهم خیانت کرده.</i>

1343
01:16:09,229 --> 01:16:11,231
‫<i>هیچ چیز دیگه‌ای هم برام مهم نبود.</i>

1344
01:16:11,231 --> 01:16:14,234
‫<i>فقط دلم می‌خواست ماری برگرده.</i>

1345
01:16:14,234 --> 01:16:19,072
‫<i>اما اون لحظه، درست همون لحظه، متوجه شدم...</i>

1346
01:16:19,072 --> 01:16:22,158
‫<i>که من لیاقت اون رو نداشتم.</i>

1347
01:16:48,101 --> 01:16:49,102
‫لعنتی.

1348
01:16:55,525 --> 01:16:58,653
‫چرا اسلحه گذاشته بود پشت کله‌ی تو؟

1349
01:16:58,653 --> 01:17:00,488
‫روانی شده بود.

1350
01:17:00,488 --> 01:17:03,533
‫می‌خواست بیاد
‫اینجا و همه رو بکشه.

1351
01:17:03,533 --> 01:17:05,201
‫یهو اومد درخونه‌ی من و مثل روانی‌ها رفتار کرد،

1352
01:17:05,201 --> 01:17:06,995
‫می‌گفت، می‌خواد من رو طمعه کنه.

1353
01:17:06,995 --> 01:17:08,913
‫می‌خواست به تو شکلیک کنه "روی."

1354
01:17:08,913 --> 01:17:10,999
‫می‌گفت می‌خواد دخل همه رو بیاره.

1355
01:17:10,999 --> 01:17:12,709
‫حتی منم بعدش می‌خواست بکشه.

1356
01:17:12,709 --> 01:17:14,669
‫اصلا کنترل نداشت.

1357
01:17:19,632 --> 01:17:20,842
‫آه، لعنتی

1358
01:17:22,177 --> 01:17:23,219
‫بزارش تو ماشین.

1359
01:17:25,013 --> 01:17:26,514
‫- لعنتی
‫- لعنت بهش، مرد.

1360
01:17:26,514 --> 01:17:28,266
‫دیوانه شده بود.

1361
01:17:28,266 --> 01:17:29,851
‫بزارش تو ماشین.

1362
01:18:08,890 --> 01:18:11,768
‫<i>توی مسیر کل حتی یه کلمه هم حرف نزد.</i>

1363
01:18:31,413 --> 01:18:35,208
‫<i>اگر قرار بود حرکتی بزنم، الان وقتش بود.</i>

1364
01:18:35,208 --> 01:18:38,670
‫<i>اما مسلسل‌ها واقعا مشکل‌ساز بودن.</i>

1365
01:18:38,670 --> 01:18:41,631
‫صندوق عقب رو باز می‌کنی؟

1366
01:18:56,729 --> 01:18:58,565
‫ببخشید بچه.

1367
01:19:00,442 --> 01:19:02,861
‫<i>"روی" کریس رو مثل پسر خودش دوست داشت.</i>

1368
01:19:14,831 --> 01:19:16,458
‫به صورتش شلیک نکن، باشه؟

1369
01:19:38,104 --> 01:19:39,105
‫از سر راه برو کنار.

1370
01:19:59,542 --> 01:20:01,544
‫<i>بعدا فهمیدم که برا تسلای خاطر کلمبیایی‌ها</i>

1371
01:20:01,544 --> 01:20:03,588
‫<i>اونا مجبور شدن،
‫کریس رو همون بیرون ول کنن.</i>

1372
01:20:03,588 --> 01:20:05,381
‫<i>یه جورایی یه نمایش راه بندازن.</i>

1373
01:20:05,381 --> 01:20:07,175
‫<i>تا خبرش پخش بشه.</i>

1374
01:20:10,303 --> 01:20:12,889
‫<i>این بار دیگه نمی‌ترسیدم که جلو بشینم.</i>

1375
01:20:15,183 --> 01:20:17,727
‫<i>انگار مثل گربه هفت تا جون داشتم. </i>

1376
01:20:45,296 --> 01:20:49,300
‫فردا شب بیا تو آپارتمان.

1377
01:20:49,300 --> 01:20:51,678
‫ساعت هشت.

1378
01:20:51,678 --> 01:20:54,097
‫- برای چی؟
‫- می‌خواهیم ورق بازی کنیم.

1379
01:20:59,185 --> 01:21:01,312
‫<i>جیمز مرده بود.  کریس هم مرده بود.</i>

1380
01:21:01,312 --> 01:21:02,856
‫<i>همه چیز یک نمایش مزخرف بود.</i>

1381
01:21:05,942 --> 01:21:09,612
‫<i>من دیگه هیچوقت
‫پامو توی سالن جمینی نگذاشتم.</i>

1382
01:21:22,417 --> 01:21:24,294
‫خوبی؟

1383
01:21:24,294 --> 01:21:25,628
‫آره.

1384
01:21:46,983 --> 01:21:48,735
‫این یعنی خداحافظ.

1385
01:21:48,735 --> 01:21:50,820
‫نمی... نمی‌فهمم.

1386
01:21:50,820 --> 01:21:52,155
‫بهت گفتم که دارم اضافه کار می‌کنم

1387
01:21:52,155 --> 01:21:53,740
‫تا یه کم پول دربیارم.

1388
01:21:53,740 --> 01:21:55,867
‫و اینکه، امم...

1389
01:21:55,867 --> 01:21:58,661
‫می‌خواستم بدمش به تو.

1390
01:21:58,661 --> 01:22:02,040
‫ممکنه چند روز دیگه یه خبرایی از من بشنوی.

1391
01:22:02,040 --> 01:22:04,000
‫چه خبر شده، بابی؟

1392
01:22:04,000 --> 01:22:08,379
‫فقط می‌خوام بدونی که خیلی متاسفم.

1393
01:22:08,379 --> 01:22:11,508
‫برای همه چیز و...

1394
01:22:13,051 --> 01:22:16,346
‫من واقعا امیدوارم...

1395
01:22:16,346 --> 01:22:19,057
‫که اون شادی رو که لایقش
‫هستی، پیدا کنی عزیزم.

1396
01:22:25,271 --> 01:22:26,272
‫بابی.

1397
01:22:33,822 --> 01:22:35,698
‫<i>اداره اصلا کارمون رو تشویق نکرد</i>

1398
01:22:35,698 --> 01:22:37,700
‫

1399
01:22:37,700 --> 01:22:40,412
‫<i>اخه یه افسر پلیس تو این کار، کشته شده بود.</i>

1400
01:22:40,412 --> 01:22:44,290
‫<i>و اونا چاره‌ای نداشتن به غیر از اینکه ما رو
‫درس عبرتی برای بقیه در نظر بگیرن.</i>

1401
01:22:44,290 --> 01:22:46,334
‫<i>اگر به‌خاطر اون همه شواهدی که
‫به دست آوردیم، نبود،</i>

1402
01:22:46,334 --> 01:22:49,587
‫<i>اوضاع می‌تونست
‫برامون خیلی بدتر بشه.</i>

1403
01:22:49,587 --> 01:22:51,965
‫<i>اما هیچ کدوم از اونا
‫طلوع خورشید روز بعد رو ندیدن.</i>

1404
01:22:51,965 --> 01:22:55,468
‫<i>سازمان تصمیم گرفت آبروداری کنه و همه چیز رو بایگانی کرد.</i>

1405
01:22:57,846 --> 01:22:59,764
‫<i>همه چیز مثل کار همیشگی به نظر می‌رسید.</i>

1406
01:22:59,764 --> 01:23:02,475
‫<i>ولی دیگه هیچی مثل قبل نبود.</i>

1407
01:23:02,475 --> 01:23:04,644
‫<i>اف بی آی خیلی حواسش به روی بود.</i>

1408
01:23:04,644 --> 01:23:07,397
‫ <i>و دیگه تقریبا دورانش سر اومده بود.</i>

1409
01:23:07,397 --> 01:23:09,065
‫<i>واقعا هم همینطور بود.</i>

1410
01:23:09,065 --> 01:23:12,193
‫<i>پل کاستلانو دستور قتلش رو صادر کرده بود.</i>

1411
01:23:12,193 --> 01:23:17,365
‫<i>و آخرش هم همون دوتا سرباز وفادار خودش،
‫ کار "روی" رو ساختن.</i>

1412
01:23:19,409 --> 01:23:24,581
‫<i ولی من خودم نمیتونستم
‫بذارم همه چیز اینطور بی‌نتیجه تموم بشه.</i>

1413
01:23:24,581 --> 01:23:27,000
‫<i>تماس گرفتم و جلسه گذاشتم.</i>

1414
01:23:27,000 --> 01:23:30,545
‫<i> و کسی رو پیدا کردم که همان چیزی
‫رو که من می‌خواستم می‌خواست.</i>

1415
01:23:30,545 --> 01:23:32,380
‫<i>من که نمی‌شناختمشون،</i>

1416
01:23:32,380 --> 01:23:36,134
‫ <i>ولی اونا گفتم که من رو کامل می‌شناسن. منم منتظر موندم.</i>

1417
01:23:38,762 --> 01:23:42,348
‫<i>♪ زندگی خنده‌دار است
‫آسمان آفتابی است ♪</i>

1418
01:23:42,348 --> 01:23:48,521
‫<i>♪ زنبورها عسل درست
‫می‌کنند. کی به پول نیاز دارد ♪</i>

1419
01:23:48,521 --> 01:23:51,566
‫امکان نداره؟  شما؟

1420
01:23:53,067 --> 01:23:54,652
‫لوله کش لعنتی

1421
01:23:54,652 --> 01:23:57,572
‫چندین ساله ما برای این جا دردسر درست می‌کنیم .

1422
01:23:57,572 --> 01:24:01,743
‫برای کاستلانو، و بیشتر جاهای گامبینو و نصف نیویورک.

1423
01:24:01,743 --> 01:24:03,453
‫گامبینو، نیمی از نیویورک.

1424
01:24:03,453 --> 01:24:05,663
‫لعنت بهت.

1425
01:24:05,663 --> 01:24:07,791
‫ بذار یه چیزی ازت بپرسم.

1426
01:24:09,834 --> 01:24:12,921
‫لعنتی چطور ما رو گول زدی؟

1427
01:24:12,921 --> 01:24:16,466
‫توی پرفایلت اسمت رو گذاشته بودیم بابی استخونی.

1428
01:24:25,016 --> 01:24:26,017
‫همه چیز اینجاس.

1429
01:24:30,438 --> 01:24:33,358
‫خیلی احمق بودیم.

1430
01:24:33,358 --> 01:24:35,693
‫لعنتی چرا از همون اول پیش ما نیومدی؟

1431
01:24:39,989 --> 01:24:42,909
‫دمیو مرده، اما هنوز
‫کارهای زیادی باقی مونده.

1432
01:24:42,909 --> 01:24:45,453
‫هر هفته جسد جدید پیدا می‌شه.

1433
01:24:45,453 --> 01:24:52,085
‫خیلی خوب. ببین، با من بیا
‫تو همه چیز رو ثبت کردی.

1434
01:24:52,085 --> 01:24:55,713
‫باید تحت حفاظت باشی.

1435
01:24:55,713 --> 01:25:00,176
‫و دیگه باید تا آخر عمرت ناپدید بشی.

1436
01:25:00,176 --> 01:25:02,220
‫ما هم به این کار می‌رسیم.

1437
01:25:05,807 --> 01:25:07,976
‫میدونی، اول این کار،

1438
01:25:07,976 --> 01:25:10,645
‫کاپیتان به من گفت
‫که من فقط یک...

1439
01:25:10,645 --> 01:25:13,106
‫پلیس لعنتی‌ام که مزاحمش شدم.

1440
01:25:15,316 --> 01:25:16,943
‫میدونی چیه؟

1441
01:25:19,779 --> 01:25:20,780
‫حق با اون بود.

1442
01:25:31,750 --> 01:25:35,795
‫<i>♪ جمعیت به تولید
‫مثل ادامه می دهد ♪</i>

1443
01:25:35,795 --> 01:25:39,382
‫<i>♪  ملت خون می‌دهد و دیگران از آن هنوز تغذیه می‌کنند. ♪</i>

1444
01:25:39,382 --> 01:25:41,342
‫<i>♪ زندگی خنده دار است ♪</i>

1445
01:25:41,342 --> 01:25:43,511
‫<i>♪ آسمان آفتابی است ♪</i>

1446
01:25:43,511 --> 01:25:45,190
‫<i>♪ زنبورها عسل
‫درست می کنند اوه بله ♪</i>

1447
01:25:45,297 --> 01:25:48,257
‫بعدها آزمایشهای پلیس از روی میزان خون موجود
‫ در وان حمام آپارتمان جیمینی،

1448
01:25:48,384 --> 01:25:56,075
‫نشان داد که حدود دویست نفر آنجا با روش جیمینی کشته شده‌اند.

1449
01:26:00,448 --> 01:26:04,228
‫  جسد کریس روزنبرگ را با 12 گلوله که به آن شکلیک شده بود، پیدا کردند.

1450
01:26:04,615 --> 01:26:12,178
‫اعضای گروه دمیو به قتل متهم شدند ولی مدارک کافی برای اثبات آن وجود نداشت.

1451
01:26:12,319 --> 01:26:16,846
‫بعد از شهادت علیه گروه دمیو،
‫ برادوی فردی تحت حفاظت پلیس قرار گرفت.

1452
01:26:16,893 --> 01:26:21,466
‫ولی بعدها در خانه اش در حالیکه به دار آویخته شده بود او را پیدا کردند.

1453
01:26:21,466 --> 01:26:24,928
‫و آن را خودکشی اعلام کردند.

1454
01:26:24,928 --> 01:26:28,391
‫جوزف گامبینو ملقب به دراکولا هم که در انتظار محاکمه بود،

1455
01:26:28,945 --> 01:26:31,751
‫ناگهان ناپدید شد.

1456
01:26:31,786 --> 01:26:35,026
‫آلبرت دمیو، برادرزاده اش گفت که او را به فرودگاه رسانده،

1457
01:26:35,240 --> 01:26:37,943
‫اما هیچ مدرکی دال بر این ادعا پیدا نشد.

1458
01:26:38,490 --> 01:26:41,629
‫نینو گاجی به اتهام فروش ماشین دزدی به پنج سال زندان محکوم شد.

1459
01:26:41,690 --> 01:26:45,663
‫و همانطور که در انتظار دومین محاکمه به سر می‌برد، سکته‌ی قلبی کرد و مرد.

1460
01:26:48,118 --> 01:26:51,788
‫در سال 1981، لویس و جیانی روسو، برادران جیمینی،

1461
01:26:51,867 --> 01:26:57,415
‫به حبس ابد محکوم شدند. و هنوز در زندان هستند.

1462
01:26:58,250 --> 01:27:01,537
‫روی دمیو در 20 ژانویه 1983 کشته شد.

1463
01:27:01,605 --> 01:27:05,280
‫جسد او را در صندوق عقب یک ماشین با یک چهلچراغ پیدا کردند.

1464
01:27:05,305 --> 01:27:05,427
‫

1465
01:27:07,842 --> 01:27:14,689
سالن جیمینی در سال 1996 بسته شد.
‫در سال 1997 به عبادتگاه و کلیسا تغییر کاربری داد.

1466
01:27:14,713 --> 01:27:34,713
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
