1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:22,575 --> 00:00:25,411
‫«دختران مرده»
"ساخته‌ی لوئیس استرادا"

3
00:00:28,309 --> 00:00:31,851
‫بر اساس رمانی از
"خورخه ایبارگوئنگویتیا"

4
00:00:35,000 --> 00:00:42,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
 سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

5
00:00:43,000 --> 00:00:46,000
... :: ترجمه از     سعید پردیس :: ...

6
00:00:47,500 --> 00:00:55,500
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

7
00:01:01,500 --> 00:01:02,541
.‫آخ

8
00:01:06,250 --> 00:01:08,875
‫«برای یک عید پاک شاد،

9
00:01:09,833 --> 00:01:15,083
‫پاکیتا برای خوانندگان عزیز و
‫دنبال‌کنندگان وفادارش آرزو می‌کند...»

10
00:01:19,395 --> 00:01:21,283
‫22 سپتامبر 1963

11
00:01:21,308 --> 00:01:23,558
‫فکر کنم ده ماه می‌شه که
‫یواشکی برگشتیم اینجا،

12
00:01:23,583 --> 00:01:25,500
‫و دو سال از وقتی که پلمب‌مون کردن

13
00:01:25,525 --> 00:01:27,176
‫و ‫از وقتی از اون پشت‌بوم اومدیم پایین،

14
00:01:27,208 --> 00:01:29,351
.هیچی، هیچ راه‌حلی پیدا نکردیم، آرکانجلا

15
00:01:29,375 --> 00:01:30,850
.‫دیگه نگو که خونم به جوش میاد

16
00:01:30,875 --> 00:01:33,534
‫اون رندونِ کسکش
.‫صاف گذاشت رفت و غیبش زده

17
00:01:33,875 --> 00:01:35,575
‫ وقتی دیدم
برای این زالوهای به دردنخور ‫

18
00:01:35,600 --> 00:01:37,475
چقدر داریم خرج می‌کنیم ‫
.داشتم سکته می‌کردم

19
00:01:37,500 --> 00:01:40,708
‫اگه معامله با سیرنیو رو کنسل
.نکرده بودیم، ‫الان تو این وضعیت نبودیم

20
00:01:40,733 --> 00:01:42,507
.معلومه که نه
.الان جفتمون تو زندون بودیم

21
00:01:42,532 --> 00:01:45,432
‫چون رازهامون رو فاش می‌کردن
 ‫و هر دومون به گا می‌رفتیم!

22
00:01:45,457 --> 00:01:47,208
‫با این همه پولی هم که بهمون بدهکارن،

23
00:01:47,233 --> 00:01:49,442
‫باید یه راهی پیدا کنیم
.‫دوباره به کار بندازیمشون

24
00:01:49,708 --> 00:01:52,737
‫خب، اگه تئوفیلو بتونه مزرعه رو
.روبه‌راه کنه، ‫حداقل اونو داریم

25
00:01:53,517 --> 00:01:54,918
.‫اون که خیلی کمک می‌کنه

26
00:01:55,387 --> 00:01:58,635
‫اون شوهرخواهر احمقی که من
.می‌شناسم، ‫اصلا روش حساب نمی‌کنم

27
00:01:59,041 --> 00:02:01,291
‫از همه بدتر اینه که
‫اون مزرعه‌ی لعنتی و کارهای آبش

28
00:02:01,316 --> 00:02:03,316
‫داره بیشتر از چیزی که
.فکر می‌کردم خرج برمی‌داره

29
00:02:04,250 --> 00:02:05,866
‫ببخشید مزاحم شدم خانوم سرافینا،

30
00:02:05,891 --> 00:02:08,417
‫ولی می‌خواستم اجازه بگیرم
.‫امروز برم مادرمو ببینم

31
00:02:09,083 --> 00:02:11,882
‫تولدشه، و همیشه می‌تونستم
.‫برم خونه پیشش باشم

32
00:02:12,416 --> 00:02:14,975
‫متاسفم ماری کارمن،
‫ولی من و آرکانجلا تصمیم گرفتیم

33
00:02:15,000 --> 00:02:17,166
‫تنها کسایی که بیرون می‌رن
،‫اسکلت و لوپه و رزا باشن

34
00:02:17,191 --> 00:02:18,982
.‫اونم فقط برای خرید غذا و خرت و پرت

35
00:02:19,875 --> 00:02:22,958
‫ولی همیشه بهم این روز رو
.مرخصی می‌دادین ‫که برم خونه ببینمش

36
00:02:22,983 --> 00:02:24,775
.‫امسال نه، ‫و حرفم نباشه

37
00:02:24,800 --> 00:02:26,175
.‫حالا هم برو و تنهامون بذار

38
00:02:26,916 --> 00:02:28,187
.‫چشم خانوم. ممنون

39
00:02:30,429 --> 00:02:34,000
‫این جنده‌های احمق اصلاً نمی‌فهمن
.‫ما تو چه کوهی از گه گیر کردیم

40
00:02:39,171 --> 00:02:42,159
‫همین الان بهم گفتن نمی‌تونم برم چون
.‫هیچ‌کدوممون اجازه‌ی بیرون رفتن نداریم

41
00:02:42,718 --> 00:02:45,318
‫اینقدرم کفری بودم که ‫اصلاً به خودم
زحمت ندادم از اون عجوزه‌ها بپرسم

42
00:02:45,343 --> 00:02:46,891
.‫تا کِی قراره اینجا زندونی باشیم

43
00:02:46,916 --> 00:02:49,433
‫احتمالاً بهترین کار همینه
‫این روزا با هر چیزی قاطی می‌کنن،

44
00:02:49,458 --> 00:02:50,862
.‫پس خوبه که جر و بحث نکردی

45
00:02:50,887 --> 00:02:54,118
‫چیزی که واقعاً رو مخم رفته، دخترا،
‫اون چاپلوس‌های متظاهرن،

46
00:02:54,143 --> 00:02:57,127
‫رزا و لوپه، که انتخاب شدن
.‫ برن به اسکلت کمک کنن

47
00:02:57,750 --> 00:03:00,333
‫کون‌لیسا، ‫همیشه بهشون
.حال می‌دن، همش کصشعره

48
00:03:00,358 --> 00:03:02,358
‫باید نوبتی باشه که همه بتونن
.‫از این خونه برن بیرون

49
00:03:02,383 --> 00:03:06,093
‫آره والا، ‫فکر کنم اون جنده‌ها یه چیزی
.می‌دونن، ‫برای همینم اینجا گیر افتادیم

50
00:03:06,627 --> 00:03:08,031
.‫دلم برای کیک مامانم تنگ می‌شه

51
00:03:10,625 --> 00:03:11,718
‫رزا!

52
00:03:11,882 --> 00:03:12,906
‫لوپه!

53
00:03:12,931 --> 00:03:14,065
‫‫اومدم!

54
00:03:21,291 --> 00:03:23,375
.‫سریع‌تر دخترا، تا نبستن

55
00:03:25,375 --> 00:03:26,416
.‫عجله کنین

56
00:03:29,760 --> 00:03:30,773
.‫بجنبین

57
00:04:04,906 --> 00:04:06,747
"حکومت نظامی"

58
00:04:08,156 --> 00:04:09,776
‫اگه زودتر یه کاری نکنیم،

59
00:04:09,801 --> 00:04:13,005
‫خدا می‌دونه تا کی باید
.‫مثل موش‌های کثیف اینجا بچپیم

60
00:04:13,541 --> 00:04:15,125
‫چرا ما باید مجازات شیم؟

61
00:04:15,150 --> 00:04:16,516
‫اون جنده‌های احمقِ کیری

62
00:04:16,541 --> 00:04:18,479
‫خودشون با نرده پرت شدن پایین،
.‫تقصیر ما که نبود

63
00:04:18,702 --> 00:04:21,035
‫باید یه نقشه‌ای بکشیم
.‫که از اینجا جیم بشیم

64
00:04:21,060 --> 00:04:22,644
‫منظورت فرار کردنه؟
.‫‫هوم

65
00:04:22,669 --> 00:04:24,937
‫چجوری آخه؟ تنها راه فرار
‫از تو خونه‌ی خانوم بناویدسه،

66
00:04:24,962 --> 00:04:26,527
.‫اونم که درشو همیشه قفل می‌کنن

67
00:04:26,552 --> 00:04:28,315
‫از راه پشت‌بوم، یادت رفته؟

68
00:04:28,340 --> 00:04:30,682
‫دوباره خودمونو از راه پشت‌بوم
‫می‌رسونیم به خونه‌ی خانوم بناویدس

69
00:04:30,708 --> 00:04:32,075
.‫مثل دفعه‌ی قبل

70
00:04:32,747 --> 00:04:35,143
‫تیچو یه نردبون ‫تو اتاقش داره
.که می‌تونیم ازش استفاده کنیم

71
00:04:35,168 --> 00:04:37,518
‫فقط هنوز نفهمیدم ‫چجوری باید
.یواشکی از اونجا بکشیمش بیرون

72
00:04:38,875 --> 00:04:40,700
‫نباید به بقیه هم نقشه‌مونو بگیم؟

73
00:04:40,725 --> 00:04:42,448
‫هیچ حرفی از این اتاق بیرون نمی‌ره، لوز!

74
00:04:42,887 --> 00:04:44,087
.‫ما رو می‌فروشن

75
00:04:44,833 --> 00:04:46,218
‫و اگه بشنوم که تو

76
00:04:46,875 --> 00:04:49,042
‫یا هر کدوم از شما جنده‌ها
‫دهنتونو وا کردین،

77
00:04:49,875 --> 00:04:52,375
‫شاهرگتونو می‌زنم! هوم؟

78
00:04:59,080 --> 00:05:00,580
‫هوای ما رو داشته باش، ماری

79
00:05:00,605 --> 00:05:03,289
‫برای اینکه نقشه بگیره، نباید بذاریم
.‫رئیس یا کس دیگ‌ای بهمون شک کنه

80
00:05:03,314 --> 00:05:04,343
.‫برو

81
00:05:18,548 --> 00:05:20,145
.‫باید وقتی خوابن این کارو بکنیم

82
00:05:20,583 --> 00:05:22,458
‫همین که همه خوابیدن،
یه ساعت وقت داریم

83
00:05:22,483 --> 00:05:24,692
‫که بزنیم بیرون و به آخرین
.‫اتوبوس نصف شب برسیم

84
00:05:24,717 --> 00:05:26,509
‫کِی باید آماده‌ی رفتن باشیم؟

85
00:05:26,534 --> 00:05:27,617
.‫فردا خوبه

86
00:05:29,873 --> 00:05:31,023
...‫هیس

87
00:05:46,416 --> 00:05:48,458
.‫رزا بود. داشت رد می‌شد

88
00:05:48,483 --> 00:05:50,620
‫فکر می‌کنی داشت
‫پشت در گوش می‌داد؟

89
00:05:50,989 --> 00:05:52,824
.‫بعید می‌دونم. از اتاق خودش اومد

90
00:05:52,849 --> 00:05:54,348
‫اگه شنیده باشه چی، آرورا؟

91
00:05:54,373 --> 00:05:56,559
‫ممکنه به رئیس‌ها بگه
.‫یه کارایی داریم می‌کنیم

92
00:05:57,041 --> 00:05:59,351
‫بهتر نیست نقشه رو کنسل کنیم؟
‫‫بزدل نباش!

93
00:05:59,791 --> 00:06:01,291
.‫این نقشه مو لا درزش نمی‌ره

94
00:06:02,500 --> 00:06:05,250
.‫رزای کسکش
.‫بهتره واسه امشب آماده شید

95
00:06:05,275 --> 00:06:06,558
‫می‌خوای امشب بریم؟
‫‫آره!

96
00:06:06,583 --> 00:06:08,333
‫ولی وقت نکردیم
.‫لباسامونو جمع کنیم

97
00:06:08,358 --> 00:06:09,983
.‫وسایل زیاد شک‌برانگیز می‌شه

98
00:06:10,008 --> 00:06:12,258
‫همه‌تون پول
‫اتوبوس تا پدرونس رو دارین؟

99
00:06:12,283 --> 00:06:13,908
‫من 52 پزو جمع کردم

100
00:06:13,933 --> 00:06:16,026
.‫منم 45 تا دارم
.‫‫منم 38 تا

101
00:06:16,051 --> 00:06:17,292
.‫من 27 تا دارم

102
00:06:17,317 --> 00:06:19,711
‫همه‌مون به اندازه‌ی کافی
.برای رسیدن به پدرونس پول داریم

103
00:06:47,041 --> 00:06:48,083
.‫ساکت دخترا

104
00:07:04,458 --> 00:07:06,666
.‫شاید مجبور شیم ‫تیچو رو بیهوش کنیم

105
00:07:22,083 --> 00:07:23,708
.‫نردبون رو نمی‌بینم
‫‫چی؟

106
00:07:23,733 --> 00:07:24,784
‫برگردید تو!

107
00:07:25,875 --> 00:07:27,487
‫هیس! هیس!

108
00:07:28,708 --> 00:07:30,250
‫سعی کنین رو نوک پا راه برید

109
00:07:30,650 --> 00:07:31,664
‫حرف نزن!

110
00:07:36,333 --> 00:07:39,375
‫کار خود رزا بوده که لو داده
.‫نردبون همونجا بود

111
00:07:39,400 --> 00:07:41,567
‫امروز صبح با چشمای خودم
.‫دیدم رو دیوار بود

112
00:07:41,592 --> 00:07:43,592
‫همیشه می‌دونستم
.اون رزای ‫کیری یه خائنه

113
00:07:43,617 --> 00:07:46,117
‫چندین بار
ما رو تو دردسر انداخته، یادتونه؟

114
00:07:46,142 --> 00:07:49,286
‫آدم‌فروشِ کیری
.‫وقتشه اون جنده ادب شه

115
00:07:49,713 --> 00:07:50,713
‫چیکار کنیم؟

116
00:07:56,233 --> 00:07:58,399
‫ اون جنده‌ حقشه، یالا!
!بیا دیگه

117
00:08:01,083 --> 00:08:03,041
.‫از این کفشا خوشم نمیاد
.‫‫بیخیال بابا

118
00:08:09,203 --> 00:08:10,221
‫هیس!

119
00:08:15,166 --> 00:08:16,166
.‫ساکت

120
00:08:17,250 --> 00:08:18,250
‫هیس!

121
00:08:28,437 --> 00:08:29,479
.‫اینجاست

122
00:08:29,750 --> 00:08:31,291
.‫هیس، هیس، هیس

123
00:08:37,832 --> 00:08:38,862
.نه

124
00:08:38,887 --> 00:08:41,666
‫این سزای یه خائنِ کیریه، جنده!

125
00:08:41,691 --> 00:08:44,870
‫عوضی، جنده‌ی آدم‌فروش!

126
00:08:53,437 --> 00:08:55,734
‫باید اون دهنتو می‌بستی!

127
00:08:59,333 --> 00:09:00,343
.‫بسه دیگه دخترا

128
00:09:01,958 --> 00:09:03,713
.‫فکر کنم یه کم زیاده‌روی کردیم

129
00:09:04,250 --> 00:09:05,307
‫بزن بریم!

130
00:09:06,290 --> 00:09:07,249
‫ولش کنین!

131
00:09:15,250 --> 00:09:16,645
‫حاضره، اسکلت؟

132
00:09:17,759 --> 00:09:19,009
.‫آره، حاضره لوپه

133
00:09:26,041 --> 00:09:27,137
‫رزا کجاست؟

134
00:09:28,351 --> 00:09:29,476
‫کسی دیدتش؟

135
00:09:52,625 --> 00:09:53,625
‫رزا؟

136
00:09:54,875 --> 00:09:55,916
.‫رزا

137
00:09:55,941 --> 00:09:58,093
‫آه!

138
00:10:02,708 --> 00:10:04,458
‫اوه، خدای من، رزا!

139
00:10:04,483 --> 00:10:06,942
.‫اون جنده‌های بی‌رحم ‫با کفشاشون زدنت

140
00:10:16,064 --> 00:10:17,314
‫خانوم آرکانجلا!

141
00:10:20,833 --> 00:10:22,054
‫خانوم آرکانجلا!

142
00:10:29,759 --> 00:10:32,176
‫طفلکی واقعاً دمار از
.‫روزگارش دراومده، خانوم

143
00:10:34,604 --> 00:10:35,833
‫هی، رزا...

144
00:10:36,833 --> 00:10:39,708
‫کسکشا بلایی سرت آوردن
‫که سر مسیح رو صلیب نیاوردن!

145
00:10:40,125 --> 00:10:41,395
‫آه، خانوم آرکانجلا،

146
00:10:41,791 --> 00:10:44,666
‫قسم می‌خورم کاری با کسی نکردم
.‫که حقم این باشه

147
00:10:44,691 --> 00:10:46,399
‫کار کدوم یکی از دخترا بود، رزا؟

148
00:10:47,083 --> 00:10:50,531
‫قسم می‌خورم نمی‌دونم کی بود
.‫خیلی تاریک بود

149
00:10:50,750 --> 00:10:54,125
‫خب، اون جنده‌هایی که این بلا رو
.سرت آوردن ‫باید تاوان پس بدن، رزا

150
00:10:54,150 --> 00:10:55,442
‫هیچ‌کس با کفش کتک نمی‌خوره

151
00:10:55,467 --> 00:10:57,683
‫ولی باید بهمون بگی
‫دیشب کی اینجا بود!

152
00:10:57,708 --> 00:11:00,875
‫اگه می‌دونستم بهتون می‌گفتم،
‫ولی هیچی نمی‌دیدم

153
00:11:00,900 --> 00:11:03,100
‫نمی‌تونم خرج
.‫یه دختر دیگه رو تو بیمارستان بدم

154
00:11:03,125 --> 00:11:06,333
‫اون جنده‌هایی که این کارو باهات کردن
‫قسر در نمی‌رن. جدی می‌گم!

155
00:11:13,875 --> 00:11:16,375
‫ اون احمقا همونجا
.‫ولش کردن به امون خدا، سروان

156
00:11:16,958 --> 00:11:19,945
‫هوم. حق داری که می‌خوای
‫براشون درس عبرت بشه

157
00:11:19,970 --> 00:11:23,208
‫کتک زدن یکی از دخترای خودتون
‫یه جور سرپیچی بوده،

158
00:11:23,233 --> 00:11:25,976
‫و باید قاطعانه نشون بدید
.‫که همچین چیزی رو تحمل نمی‌کنین

159
00:11:26,666 --> 00:11:29,875
‫هیچ رحمی نکنین، وگرنه ممکنه
‫این جنده‌ها یه شورش تمام‌عیار راه بندازن!

160
00:11:29,900 --> 00:11:31,317
‫می‌خوایم مجازاتشون کنیم

161
00:11:31,342 --> 00:11:34,578
‫ولی هیچ‌کس اعتراف نمی‌کنه، و رزای
‫بیچاره هم تو تاریکی نتونسته ببینتشون

162
00:11:34,603 --> 00:11:36,645
‫اون عوضی‌های کسکش
‫مثل موش خفه خون گرفتن،

163
00:11:36,670 --> 00:11:38,712
‫و هیچ‌کدومشونم
.‫حاضر به اعتراف کردن نیست

164
00:11:38,737 --> 00:11:42,433
‫خب، اگه اجازه بدید، بهتون ‫نشون می‌دم
.تو ارتش چجوری این کارو می‌کنیم

165
00:11:42,458 --> 00:11:44,333
.‫ولی باید قول بدید دخالت نکنین

166
00:11:44,358 --> 00:11:47,192
‫یه ربعِ ناقابل بهم وقت بدید،
.‫مقصرها رو براتون پیدا می‌کنم

167
00:11:48,166 --> 00:11:50,666
‫بیاین همین الان شروع کنیم
.‫باید این قضیه رو تموم کنیم

168
00:11:55,161 --> 00:11:58,414
‫برای آخرین بار به شما جنده‌های ‫کله‌شق
و نمک‌نشناس یه شانس دیگه می‌دم

169
00:11:59,583 --> 00:12:01,791
‫کدوم یکی از شما احمقا رزا رو زده؟

170
00:12:18,375 --> 00:12:19,598
.‫انتخابتونو کردین

171
00:12:20,028 --> 00:12:21,963
.‫خیلی زود، پشیمون می‌شید

172
00:12:22,500 --> 00:12:23,668
‫رو زانوهاتون!

173
00:12:27,249 --> 00:12:28,770
‫با نگه داشتن اون دو تا سنگی که

174
00:12:28,997 --> 00:12:31,312
‫کنارتون گذاشتیم،
.دستاتونو به شکل صلیب باز کنین

175
00:12:34,155 --> 00:12:35,196
‫کمر صاف!

176
00:13:19,197 --> 00:13:20,765
‫آه! نه!

177
00:13:21,556 --> 00:13:24,015
‫آه! نه، نه!

178
00:13:40,751 --> 00:13:41,823
‫آه!

179
00:13:43,750 --> 00:13:45,125
‫آه! آه!

180
00:13:46,282 --> 00:13:47,407
‫آه!

181
00:13:47,432 --> 00:13:48,731
‫کار من بود!

182
00:13:49,583 --> 00:13:52,375
‫من یکی از اونایی بودم که رفتم
‫تو اتاق رزا و زدمش،

183
00:13:52,400 --> 00:13:53,842
.‫ولی توروخدا دیگه منو نزنین

184
00:13:53,867 --> 00:13:55,132
‫دیگه کی اون تو بود؟

185
00:14:12,924 --> 00:14:15,133
‫شما چهار تا، برگردید تو خونه!

186
00:14:16,724 --> 00:14:18,224
‫گفتم، برید تو!

187
00:14:30,984 --> 00:14:32,085
.‫برید اونجا

188
00:14:34,093 --> 00:14:35,009
‫یالا!

189
00:14:39,229 --> 00:14:41,725
‫شما احمقا اون شب رزا رو
‫تو وضعیت وحشتناکی ول کردین

190
00:14:41,750 --> 00:14:44,933
‫مجازاتتون هم به همون اندازه که به هم‌نوع
.‫خودتون رحم نکردین، بی‌رحمانه خواهد بود

191
00:14:44,958 --> 00:14:46,176
.‫توضیح می‌دم چجوریه

192
00:14:48,625 --> 00:14:50,791
‫این چوب رو با تمام زوری که رزا رو زدی
‫رو تنشون می‌کوبی،

193
00:14:50,816 --> 00:14:52,567
‫بعدش اونا هم
.همین کارو با تو می‌کنن

194
00:14:58,648 --> 00:14:59,606
‫دردش بیاد!

195
00:15:05,625 --> 00:15:06,583
.‫نفر بعدی

196
00:15:08,750 --> 00:15:09,625
‫آه!

197
00:15:09,650 --> 00:15:10,710
‫محکم‌تر بزن!

198
00:15:10,735 --> 00:15:12,651
‫آه! آه!

199
00:15:12,676 --> 00:15:13,644
‫آه!

200
00:15:13,669 --> 00:15:14,586
.‫بعدی

201
00:15:14,918 --> 00:15:15,918
‫آه!

202
00:15:16,284 --> 00:15:18,198
‫آه! ‫آه!

203
00:15:18,292 --> 00:15:19,875
‫آه! ‫آه!

204
00:15:19,900 --> 00:15:20,892
‫آه!

205
00:15:20,916 --> 00:15:22,625
‫آه! آه!

206
00:15:22,650 --> 00:15:24,108
‫بعدی!
‫‫آه!

207
00:15:24,133 --> 00:15:25,216
‫آه!

208
00:15:31,333 --> 00:15:32,291
‫ادامه بده!

209
00:15:36,573 --> 00:15:37,641
‫محکم‌تر!

210
00:15:37,666 --> 00:15:38,641
‫دردش بیاد!

211
00:15:38,666 --> 00:15:40,125
‫آه! آه!

212
00:15:40,150 --> 00:15:41,235
‫محکم‌تر!

213
00:15:41,599 --> 00:15:44,057
‫آه! آه!
!بزن رو کونش

214
00:15:44,082 --> 00:15:46,248
‫آه!
!بزن رو کونش

215
00:15:47,268 --> 00:15:49,038
‫آه! آه!

216
00:15:49,063 --> 00:15:50,206
!بزن رو کونش

217
00:15:51,706 --> 00:15:59,087
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

218
00:16:00,587 --> 00:16:03,958
‫چرا زندگی همیشه می‌خواد
‫منو زمین بزنه، اسکلت؟

219
00:16:04,431 --> 00:16:05,653
.‫آه، رزا

220
00:16:07,000 --> 00:16:09,968
.‫فقط تو نیستی
.‫زندگی یه جنده‌ی کثیفه، عزیزم

221
00:16:11,291 --> 00:16:14,551
‫باید اون چهار تایی که این بلا رو سرت آوردن
.‫می‌دیدی وقتی مجبور شدن همدیگه رو بزنن

222
00:16:14,576 --> 00:16:15,933
:‫سروان دستورشو داد

223
00:16:15,958 --> 00:16:18,833
‫«اینقدر همدیگه رو می‌زنین تا
‫مثل رزا سیاه و کبود شید.»

224
00:16:18,858 --> 00:16:20,895
‫ جوری هم همدیگه رو می‌زدن
.‫که انگار فردایی وجود نداره

225
00:16:22,023 --> 00:16:24,266
‫خواهرا به سروان بدویا
.اجازه دادن مجازاتشون کنه

226
00:16:24,291 --> 00:16:27,260
‫دقیقاً همونجوری که وقتی سربازا از
.‫دستوراتش سرپیچی می‌کنن و تنبیهشون می‌کنه

227
00:16:28,333 --> 00:16:29,708
.‫مثل طاعون بهش نگاه کن

228
00:16:29,733 --> 00:16:32,570
‫باید این چهار تا احمق رو از بقیه جدا کنین
.‫تا افکار احمقانه‌شون پخش نشه

229
00:16:33,231 --> 00:16:34,596
‫از طرز فکرت خوشم میاد سروان.

230
00:16:35,000 --> 00:16:36,778
اگه بذاریم ‫اون جنده‌ها
،دوباره با بقیه قاطی شن

231
00:16:36,803 --> 00:16:39,354
‫ممکنه همه‌شون فکر کنن
.‫اشکالی نداره سعی کنن فرار کنن

232
00:16:39,379 --> 00:16:42,356
‫سرافینا، مطمئن شو
.‫اسکلت اون خائن‌ها رو حبس کنه

233
00:16:43,145 --> 00:16:45,683
‫پیشنهاد می‌کنم به تیچو بگی
‫رو در تمام اتاق‌خواب‌ها قفل بذاره

234
00:16:45,708 --> 00:16:47,575
.‫که بتونی کنترل کنی کی کجا می‌ره

235
00:16:48,177 --> 00:16:50,594
‫اون چهار تایی که رزا رو زدن
‫همیشه برامون دردسر بودن

236
00:16:50,619 --> 00:16:52,786
‫فقط نگرانم که بقیه
.‫از این موضوع کینه به دل بگیرن

237
00:16:53,083 --> 00:16:54,963
‫باید حواست به
‫روحیه‌ی گروهت باشه،

238
00:16:54,988 --> 00:16:56,558
‫ولی بدون کمک
.نمی‌تونی از پسش بربیای

239
00:16:56,583 --> 00:17:00,721
‫گروهبان شجاع و وفادارم، نیکولاس رو
میارم ‫که کمک کنه حواسش به اوضاع باشه

240
00:17:01,208 --> 00:17:03,895
‫یه نگهبان مسلح شخصی برای خودتون
‫که شبا تو راهروها گشت بزنه

241
00:17:04,465 --> 00:17:05,808
.‫فرشته‌ی نجاتی سروان

242
00:17:05,833 --> 00:17:07,916
‫نمی‌دونم اگه طرف ما نبودین
.‫چجوری از پسش برمیومدیم

243
00:17:07,941 --> 00:17:10,140
.‫بدون شما تو دردسر ‫بزرگ‌تری می‌افتادیم

244
00:17:11,125 --> 00:17:13,156
.‫من همیشه در خدمت ‫شما و خواهرتون هستم

245
00:17:20,348 --> 00:17:21,556
.‫همه‌تون برید تو

246
00:17:34,114 --> 00:17:37,379
‫اون دخترا مرتکب کارایی شدن
‫که باید فوراً تو نطفه خفه‌شون کرد،

247
00:17:37,404 --> 00:17:40,071
‫مثل سرپیچی یا شورش

248
00:17:40,096 --> 00:17:43,073
‫و لازم بود که با
‫درس عبرت دادن خاموشش کرد

249
00:17:44,023 --> 00:17:45,412
‫یه نمایش قدرت لازم بود،

250
00:17:45,437 --> 00:17:47,648
‫و حس می‌کنم از تجربه‌ام
‫به خوبی استفاده کردم

251
00:17:53,092 --> 00:17:55,049
"کاری که تئوفیلو کرد"

252
00:18:11,099 --> 00:18:12,266
‫برگشتنی می‌بینمت!

253
00:18:12,291 --> 00:18:14,489
‫بدون من نری‌ها؟ جدی می‌گم!

254
00:18:38,333 --> 00:18:39,387
.‫تیچو

255
00:18:39,412 --> 00:18:40,954
‫صبحت بخیر، تئوفیلو!

256
00:18:41,666 --> 00:18:43,926
.‫خوشحالم می‌بینمت ‫فکر کردم نمیای

257
00:18:44,806 --> 00:18:46,515
‫این پول کارگراست

258
00:18:46,540 --> 00:18:49,540
‫همین الان بهت بگم ‫که خانوم
آرکانجلا گفت تمام تلاششو کرده

259
00:18:49,565 --> 00:18:51,390
.‫ولی فقط از پس نصفش براومده

260
00:18:51,415 --> 00:18:54,562
‫پس پول ابزار جدید و خرجهای دیگه چی؟
‫اونم اینجا نیست؟

261
00:18:54,587 --> 00:18:57,087
‫من از اون خبر ندارم
.‫رئیس همینو فرستاده، قربان

262
00:18:58,167 --> 00:19:00,250
‫ وقتی برگشتی، ‫
می‌شه لطفاً بهشون بگی

263
00:19:00,275 --> 00:19:03,733
‫که هنوز بابت تمام خرجهای هفته‌ی پیش
‫با هزینه‌ی کارگرای اضافی طلبکارم

264
00:19:03,758 --> 00:19:05,284
‫بدون پول نمی‌تونم ادامه بدم

265
00:19:05,309 --> 00:19:07,350
‫پیغامتون رو می‌رسونم،
‫ولی خودتون که می‌دونین،

266
00:19:07,375 --> 00:19:09,979
‫ممکنه بهشون بربخوره،
‫مخصوصاً با این اوضاع خراب

267
00:19:10,004 --> 00:19:11,125
.‫آه، می‌دونم تیچو

268
00:19:11,150 --> 00:19:12,588
.‫ولی به پولش احتیاج دارم

269
00:19:12,909 --> 00:19:14,632
.‫‫می‌فهمم. روز خوبی داشته باشین، تئوفیلو

270
00:19:25,762 --> 00:19:26,809
‫آقایون!

271
00:19:28,333 --> 00:19:29,582
‫چی شده رئیس؟

272
00:19:29,945 --> 00:19:30,945
‫اوم...

273
00:19:33,708 --> 00:19:37,377
‫شرمنده، ولی فقط نصف پولی که ‫خواهرزنم
 قرار بود بفرسته به دستمون رسیده

274
00:19:37,402 --> 00:19:39,391
‫هه
.‫‫ولی بقیه‌اش زود می‌رسه

275
00:19:39,416 --> 00:19:43,323
‫امروز همینو با خودتون ببرین، قول می‌دم
.‫بقیه‌ی طلبتون رو هفته‌ی دیگه تسویه کنم

276
00:19:44,104 --> 00:19:45,516
‫ما جون کندیم
‫تا کارا رو راه بندازیم

277
00:19:45,541 --> 00:19:47,687
‫نمی‌تونی ازمون انتظار داشته باشی
.‫با نصف حقوق بریم خونه

278
00:19:47,712 --> 00:19:50,004
‫تازه، این اولین بارم نیست
‫که این کارو با ما می‌کنی

279
00:19:50,029 --> 00:19:52,321
‫داره عادت می‌شه
.‫‫ببینم چی می‌تونم بهش اضافه کنم

280
00:19:52,346 --> 00:19:53,410
‫با شما موافقم

281
00:19:54,948 --> 00:19:55,948
...این

282
00:19:56,510 --> 00:19:58,128
‫تمام چیزیه که الان دارم. هوم؟

283
00:19:58,153 --> 00:20:00,078
‫همین؟ جدی می‌گی؟

284
00:20:01,041 --> 00:20:04,041
‫من به آدمِ خواهرزنم گفتم بهشون
.‫بگه که واقعاً باید حقوقتون رو بدم

285
00:20:04,066 --> 00:20:06,149
‫شرمنده تئوفیلو،
.‫ولی قول‌های شما کافی نیست

286
00:20:06,174 --> 00:20:08,132
‫ما که مفتی کار نمی‌کنیم
.‫باید پولمونو بگیریم

287
00:20:08,645 --> 00:20:10,770
‫ما دیگه می‌ریم
.‫کارمون برای امروز تمومه

288
00:20:11,549 --> 00:20:13,145
.‫ما خونواده داریم. شرمنده

289
00:20:13,757 --> 00:20:15,132
/‫یارو بهمون پول خرد کوفتی میده

290
00:20:19,203 --> 00:20:21,167
‫تمام عمرم جون کندم ‫تا پیشرفت کنم،

291
00:20:21,192 --> 00:20:24,260
‫ولی یه جوری شد،
.‫که باز سه بار همه چیزمو از دست دادم

292
00:20:24,539 --> 00:20:26,179
.‫هوم، آخرشم سر از اینجا درآوردم

293
00:20:27,875 --> 00:20:31,450
‫مزرعه‌ی لس آنجلس به عنوان
.یه کسب و کار ‫از همون اول یه فاجعه بود

294
00:20:34,531 --> 00:20:35,718
‫چه خبره؟

295
00:20:36,458 --> 00:20:40,176
‫نتونستم طلب کارگرا رو بدم،
.‫برای همین رفتن. خیلی هم عصبانی رفتن

296
00:20:40,875 --> 00:20:42,666
.‫ نمی‌تونم تنهایی این کارو بکنم، اولالیا

297
00:20:42,691 --> 00:20:44,968
‫همین الان آخرین پزوهای
 باقی‌مونده رو ‫از جیب خودم دادم،

298
00:20:44,993 --> 00:20:46,493
.‫همش خفت و خواریه

299
00:20:47,004 --> 00:20:48,948
‫آه، تئوفیلو،
اوضاع که نمی‌تونه اینقدر بد باشه

300
00:20:48,973 --> 00:20:50,890
‫وقتی خواهرام اومدن
‫و پیشرفتت رو دیدن،

301
00:20:50,915 --> 00:20:53,374
‫بهشون بگو باید باهاشون
.حرف بزنی ‫و اوضاع رو توضیح بدی

302
00:20:53,653 --> 00:20:56,261
‫چیزی که واقعاً می‌خوام اینه که
 بریم تو، ‫چمدونامونو ببندیم،

303
00:20:56,286 --> 00:20:59,108
‫وایسیم کنار جاده،
‫و بپریم تو اولین اتوبوسی که میاد،

304
00:20:59,133 --> 00:21:00,786
‫تا جایی که
پولمون می‌رسه باهاش بریم،

305
00:21:00,811 --> 00:21:02,933
‫و به اندازه‌ی کافی دور شده باشیم
‫که همه اینا رو پشت سر بذاریم

306
00:21:02,958 --> 00:21:04,898
‫و این مزرعه و ‫خواهرای
.دیوونه‌ات رو فراموش کنیم

307
00:21:06,109 --> 00:21:09,632
‫ تئوفیلو، ما که الان نمی‌تونیم بریم
.‫درست نیست خواهرامو ول کنیم

308
00:21:09,657 --> 00:21:12,990
‫اینکه تو رو مسئول اینجا گذاشتن
‫نشانه‌ی اعتماد بزرگشونه. تو عضو خونواده‌ای!

309
00:21:13,015 --> 00:21:14,995
.‫اگه از اینجا بری ‫بی‌احترامی بزرگیه

310
00:21:16,583 --> 00:21:17,708
‫اولالیا...

311
00:21:20,515 --> 00:21:22,181
‫همه‌ی اینا تقصیر خواهرزنم بود

312
00:21:22,206 --> 00:21:24,706
‫چون هیچ‌وقت پولی که
.‫قول داده بود رو بهم نداد

313
00:21:24,731 --> 00:21:27,551
‫و منم تقریباً سعی کردم
.‫با توکل به خدا کارا رو پیش ببرم

314
00:21:28,666 --> 00:21:31,820
‫ولی هر چقدر هم که تلاش کردیم،
.‫درست کردنش از توان خدا هم خارج بود

315
00:21:37,750 --> 00:21:39,831
‫چی بهت گفت؟
‫داره پیشرفت می‌کنه؟

316
00:21:40,129 --> 00:21:44,171
‫آقای تئوفیلو خواستن اگه می‌شه
.پول بفرستین ‫که بتونه حقوق کارگرا رو بده

317
00:21:44,196 --> 00:21:46,154
‫و برای بقیه‌ی خرج و مخارج،

318
00:21:46,179 --> 00:21:48,308
‫چون ابزار و چیزای دیگه لازم داره،

319
00:21:48,333 --> 00:21:50,698
‫و پولی که شما می‌فرستین
.‫همه‌ی هزینه‌ها رو پوشش نمی‌ده

320
00:21:50,723 --> 00:21:52,848
‫فکر کنم شوهر خواهرم
با این چیزایی که براش می‌فرستیم ‫

321
00:21:52,873 --> 00:21:54,489
.داره سعی می‌کنه یه پولی به جیب بزنه

322
00:21:55,922 --> 00:21:57,520
اصلا ‫اوضاع بهتر به نظر میاد، تیچو؟

323
00:21:57,789 --> 00:21:59,293
‫به نظر تو فرقی کرده؟

324
00:22:00,240 --> 00:22:02,073
‫اوم، شرمنده‌ام ناامیدتون می‌کنم رئیس،

325
00:22:02,098 --> 00:22:04,458
‫ولی ‫وقتی دوشنبه‌ی پیش منو ‫فرستادین مزرعه

326
00:22:04,483 --> 00:22:06,858
.کارگرا تقریباً ‫همونجایی هستن که بودن

327
00:22:08,083 --> 00:22:10,750
‫یه سفر به مزرعه رو هم
.‫به اون لیست بلندبالامون اضافه می‌کنم

328
00:22:10,775 --> 00:22:13,596
‫اگه اون احمق داره ما رو می‌گاد،
.‫خواهرمون بیوه می‌شه

329
00:22:14,012 --> 00:22:17,416
‫همیشه برام سوال بود اولالیا چطور
.‫تونسته زن اون عوضی بشه

330
00:22:17,441 --> 00:22:19,726
‫به اولین احمقی ‫که
.بهش لبخند زد، بله رو گفت

331
00:22:21,088 --> 00:22:24,183
‫کافر همه را به کیش خود پندارد، چون ‫خودتم
.چند تا از هموناشو انتخاب کردی، سرافینا

332
00:22:24,208 --> 00:22:26,987
‫وقتی پای معشوقه وسط میاد،
.‫نمی‌تونی بگی بهترین سابقه رو داری

333
00:22:27,731 --> 00:22:29,064
.‫حداقل من چند تایی داشتم

334
00:23:10,333 --> 00:23:12,557
‫کِی بهمون غذای بیشتری می‌دی، ‫اسکلت؟

335
00:23:13,293 --> 00:23:14,835
.وقتی می‌تونم که خواهرا بگن

336
00:23:28,039 --> 00:23:29,906
‫14 اکتبر 1963

337
00:23:30,195 --> 00:23:33,588
‫اینم دست راست من
.‫گروهبان شجاع، نیکولاس

338
00:23:34,333 --> 00:23:36,291
‫سرباز وفادار و بهترین تیراندازم،

339
00:23:36,316 --> 00:23:39,191
‫که هیچ مشکلی برای
.‫آروم نگه داشتن اوضاع نداره

340
00:23:40,304 --> 00:23:41,595
‫امرتون اجرا میشه، قربان

341
00:23:41,808 --> 00:23:44,058
‫خوشبختم نیکولاس
.‫اینجا رو مثل خونه‌ی خودت بدون

342
00:23:44,083 --> 00:23:46,914
‫فکر نکنم اینجا کار زیادی
‫در مورد دخترا داشته باشی،

343
00:23:46,939 --> 00:23:50,614
‫ولی اگه هر چیز غیرعادی‌ای دیدی،
.‫به من یا خواهرم گزارش می‌دی

344
00:23:50,639 --> 00:23:53,682
‫خوش اومدی نیکولاس شجاع
‫اسکلت یه چیزی بهت می‌ده بخوری،

345
00:23:53,708 --> 00:23:55,208
.‫و اتاقتم بهت نشون می‌ده

346
00:23:59,916 --> 00:24:01,333
.‫دنبالم بیاین، گروهبان

347
00:24:05,739 --> 00:24:06,864
.‫ممنونم سروان

348
00:24:07,666 --> 00:24:09,832
‫مطمئنم با نگهبانی آدم شما،
‫با خیال راحت می‌خوابیم

349
00:24:10,148 --> 00:24:12,481
.‫همیشه در خدمت شمام، خانوم آرکانجلا

350
00:25:06,125 --> 00:25:07,333
‫اولالیا!

351
00:25:29,757 --> 00:25:32,673
‫اولالیا،
.انگار خدا داره مجازاتمون می‌کنه

352
00:25:33,000 --> 00:25:36,125
‫کارگرا این کارو کردن
.‫چون نتونستم حقوقشونو بدم

353
00:25:36,833 --> 00:25:40,343
‫ابزارها و ورق‌های فلزی‌ای که
.‫جلوی آب رو می‌گرفتن، برداشتن و بردن

354
00:25:41,469 --> 00:25:42,995
‫چطور می‌تونن اینقدر بی‌رحم باشن،

355
00:25:43,020 --> 00:25:46,073
‫که تمام اون جون کندنی که ‫هفته‌ها
!طول کشید تا انجام بشه رو خراب کنن

356
00:25:46,492 --> 00:25:47,760
‫هی، تئوفیلو...

357
00:25:48,458 --> 00:25:50,750
‫مجبوری دوباره ‫از اول شروع کنی؟

358
00:25:51,306 --> 00:25:54,046
‫نمی‌فهمم چطور ‫کسی
.می‌تونه اینقدر پست‌فطرت باشه

359
00:26:05,072 --> 00:26:06,500
‫بس کن الویرا!

360
00:26:06,916 --> 00:26:09,812
‫نون‌ها شمرده شده‌ست،
‫وگرنه به یکی نمی‌رسه!

361
00:26:13,583 --> 00:26:16,583
‫گوش کن، اگه دوباره این کارو بکنی،
.‫همه رو تو دردسر میندازی

362
00:26:17,840 --> 00:26:20,457
‫چرا ما فقط لوبیا می‌خوریم
‫وقتی اونجا خورشت هست؟

363
00:26:21,166 --> 00:26:23,729
.‫چون فقط ‫برای خواهرا و افسرهاست

364
00:26:45,958 --> 00:26:48,166
‫چی... هی! نه!

365
00:26:48,191 --> 00:26:49,566
‫ولم کنین!

366
00:26:49,591 --> 00:26:50,799
‫جنده‌های کیری!

367
00:26:50,824 --> 00:26:52,157
‫نه!
‫‫ببرینش تو مستراح!

368
00:26:52,182 --> 00:26:53,223
‫نه!

369
00:26:53,617 --> 00:26:54,596
!ببرینش

370
00:26:54,620 --> 00:26:55,760
!نه

371
00:26:58,125 --> 00:26:59,958
‫نه! نه!

372
00:27:01,416 --> 00:27:02,416
‫ساکت!

373
00:27:02,441 --> 00:27:04,198
‫خیلی گنده‌ست!
‫‫هولش بدید پایین!

374
00:27:05,956 --> 00:27:07,141
‫خیلی گنده‌ست!

375
00:27:07,166 --> 00:27:08,708
‫کله‌پا میندازیمش تو.
!یالا

376
00:27:08,733 --> 00:27:10,551
‫نه، نه، نه! نه!
‫‫برش گردونین. کله‌پا!

377
00:27:11,918 --> 00:27:14,369
‫نه! آه! نه!

378
00:27:22,333 --> 00:27:23,458
‫آه، خدای من!

379
00:27:23,483 --> 00:27:25,067
‫دارین می‌کشینش!

380
00:27:25,442 --> 00:27:26,812
‫شما احمقا نزدیک بود بکشینش!

381
00:27:38,052 --> 00:27:39,458
‫خانوم آرکانجلا!

382
00:27:42,979 --> 00:27:44,058
.‫بیاین بیرون

383
00:27:44,083 --> 00:27:45,343
‫ بیرون چه خبر شده؟

384
00:27:45,954 --> 00:27:47,163
.‫داشتن می‌کشتنش

385
00:27:47,188 --> 00:27:49,909
‫انداختنش تو...
‫چند تا از دخترا ریختن سر لوپه

386
00:27:49,934 --> 00:27:51,142
.‫و چپوندنش تو مستراح

387
00:27:51,167 --> 00:27:53,333
‫صدای جیغ شنیدم،
‫و وقتی رفتم ببینم چه خبره،

388
00:27:53,358 --> 00:27:54,566
‫دیدم کله‌پا اون توئه

389
00:27:56,208 --> 00:27:57,887
.‫فقط همینو کم داشتیم

390
00:27:58,474 --> 00:28:01,895
‫ماه‌هاست هیچ گهی نمی‌خورین،
‫حالا لات شدین؟

391
00:28:04,083 --> 00:28:07,458
‫ انگار هیچ‌کدومتون آدم‌بشو نیستین،
از ‫بقیه‌ی دخترا جدا می‌شین

392
00:28:07,483 --> 00:28:09,233
‫و همین الان فرستاده می‌شید به مزرعه

393
00:28:09,258 --> 00:28:10,466
.‫لباساتونو بپوشین

394
00:28:39,875 --> 00:28:41,981
‫خدای من، چقدر از دیدنتون خوشحالم!

395
00:28:43,125 --> 00:28:44,916
‫سلام، از دیدنتون خوشحالم
.‫‫همچنین

396
00:28:44,941 --> 00:28:47,274
‫خوشحالم بالاخره ‫وقت کردی بیای، آرکانجلا

397
00:28:47,299 --> 00:28:48,966
‫ما منتظر بقیه‌ی حقوق بودیم،

398
00:28:48,991 --> 00:28:51,116
‫ولی چون نرسید،
‫کارگرا رو از دست دادیم

399
00:28:51,141 --> 00:28:53,100
‫باید دوباره فکر کنم
‫ببینم چیکار می‌تونیم بکنیم

400
00:28:53,125 --> 00:28:55,582
‫ببخشید تئوفیلو،
نمی‌خوام ‫از مشکلاتت بشنوم

401
00:28:56,000 --> 00:28:58,473
.‫ما برای یه کار جدی‌تر اینجاییم
.‫بیاین اینجا

402
00:29:02,833 --> 00:29:05,208
‫چهار تا دختر تو ماشین دارم
‫که کلی گه به بار آوردن

403
00:29:05,233 --> 00:29:06,983
.‫و باید از بقیه جدا بشن

404
00:29:07,393 --> 00:29:09,593
‫چند روزی می‌ذارمشون اینجا
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته

405
00:29:09,618 --> 00:29:11,500
.‫و تصمیم بگیریم باهاشون چیکار کنیم
‫‫اوه...

406
00:29:11,945 --> 00:29:13,898
‫باید یه جایی ‫حبس‌شون کنی، ها؟

407
00:29:14,239 --> 00:29:15,766
.‫و هر چی از دستت میاد بهشون غذا بده

408
00:29:15,791 --> 00:29:18,916
‫مسئولیت اینکه سعی نکنن
‫فرار کنن رو به تو می‌سپارم، خب؟

409
00:29:20,642 --> 00:29:23,695
‫تیچو رو هم برات می‌فرستم که دیگه
.‫اینقدر نق نزنی و اینجا رو روبه‌راه کنی

410
00:29:23,720 --> 00:29:25,674
‫هر چه زودتر
.یه مزرعه‌ی ‫راه افتاده می‌خوام

411
00:29:25,699 --> 00:29:27,366
‫پس اینقدر کصشعر نگو
‫و برو سر کارت!

412
00:29:27,391 --> 00:29:28,641
‫متوجه حرفاتون هستم،

413
00:29:28,666 --> 00:29:31,367
‫قول می‌دم هوای اون
.‫چهار تا دردسرساز رو داشته باشم

414
00:29:32,565 --> 00:29:34,987
‫چی می‌خوایم به این دخترا بدیم بخورن؟
‫‫چیکار می‌تونستم بکنم؟

415
00:29:39,416 --> 00:29:40,583
‫زود می‌بینیمتون!

416
00:29:59,137 --> 00:30:00,137
.‫بیاین تو

417
00:30:10,208 --> 00:30:13,270
‫گوش کنین، می‌خوام همه چیز
‫از همون اول خیلی روشن باشه

418
00:30:13,875 --> 00:30:17,208
‫ما با شما خانوم‌ها ‫هیچ مشکلی نداریم

419
00:30:17,233 --> 00:30:21,109
‫چند روزی اینجا می‌مونین
 چون ‫آرکانجلاست که دستور می‌ده

420
00:30:21,453 --> 00:30:24,203
‫و دستوری هم که بهمون داده،
.‫اینه که نمی‌تونین از اینجا برید

421
00:30:24,674 --> 00:30:27,049
‫هوم؟ اون پول خرجی رو می‌ده،
‫پس ما هم باید گوش کنیم

422
00:30:28,892 --> 00:30:30,671
‫اگه ساکت بمونین،
‫و دردسر درست نکنین،

423
00:30:30,696 --> 00:30:32,700
‫اون وقت همه‌مون
.با هم خوب و خوش کنار میایم

424
00:31:00,317 --> 00:31:01,942
.‫هیچ‌وقت اینقدر سردم نشده بود

425
00:31:03,791 --> 00:31:05,859
.‫امیدوارم خیلی اینجا نگهمون ندارن

426
00:31:06,541 --> 00:31:08,140
.‫از کازینو هم بدتره

427
00:31:15,000 --> 00:31:22,000
سینمافریک

428
00:31:28,666 --> 00:31:30,125
.‫خیلی‌خب، صبحونه، دخترا

429
00:31:33,278 --> 00:31:35,486
‫می‌شه لطفاً یه کم بیشتر بهمون بدین،
‫خانوم اولالیا؟

430
00:31:36,333 --> 00:31:39,879
‫خیلی متاسفم، ولی باید همین یه ذره غذایی
.‫که داریم رو برای هر شش نفرمون برسونم

431
00:31:40,137 --> 00:31:42,046
‫ما هم همون چیزی رو
می‌خوریم که به شما می‌دم،

432
00:31:42,071 --> 00:31:43,987
‫برای همین تا وقتی اینجایین
.‫غذا جیره‌بندی شده

433
00:31:44,250 --> 00:31:47,333
‫می‌خوان بذارن از سرما یخ بزنیم بمیریم،
‫یا قراره به زودی از اینجا بریم؟

434
00:31:48,333 --> 00:31:51,906
‫وقتی خانوم آرکانجلا و ‫خانوم سرافینا
 بیان دنبالتون، می‌فهمیم، هوم؟

435
00:31:51,931 --> 00:31:53,723
.‫ما هم بیشتر از شما چیزی نمی‌دونیم

436
00:31:55,223 --> 00:32:03,223
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

437
00:32:36,739 --> 00:32:38,691
‫13 نوامبر 1963

438
00:32:40,643 --> 00:32:43,713
"مزرعه لس آنجلس، پلان د آباخو"

439
00:33:05,750 --> 00:33:07,333
‫صبح بخیر تئوفیلو. حالت چطوره؟

440
00:33:07,358 --> 00:33:08,525
.‫صبح بخیر، تیچو

441
00:33:08,550 --> 00:33:10,558
‫من اینجام تا سعی کنم
.‫هر چی خرابه رو درست کنم

442
00:33:10,583 --> 00:33:12,299
‫رئیس گفت بهتون گفته که میام کمکتون؟

443
00:33:12,324 --> 00:33:13,635
.‫آره، گفت تیچو

444
00:33:14,458 --> 00:33:16,799
‫فکر کنم می‌تونی با کار کردن
.‫رو تراکتور شروع کنی

445
00:33:16,824 --> 00:33:19,532
‫تو انباری ابزار دارم می‌تونی استفاده کنی،
.منم زود میام اونجا پیشت

446
00:33:19,557 --> 00:33:20,516
.‫چشم

447
00:33:33,721 --> 00:33:34,833
‫خبری شد، تیچو؟

448
00:33:35,625 --> 00:33:38,375
.متاسفانه این قراضه دیگه کارش تمومه
.‫‫آه

449
00:33:46,958 --> 00:33:48,351
‫صبح همگی بخیر خانوم‌ها.

450
00:33:49,622 --> 00:33:51,541
‫یه دقیقه وقت دارین ‫برید دستشویی،

451
00:33:51,566 --> 00:33:53,051
.‫بعدش سریع برگردین اینجا

452
00:34:33,000 --> 00:34:34,000
‫برید!

453
00:34:35,958 --> 00:34:37,166
‫اولالیا!

454
00:34:37,191 --> 00:34:38,816
‫فاحشه‌ها دارن فرار می‌کنن!

455
00:35:13,888 --> 00:35:15,807
"دوران بدشانسی"

456
00:35:22,458 --> 00:35:24,101
‫چرا رنگت پریده انگار جن دیدی؟

457
00:35:25,434 --> 00:35:27,100
‫آقای تئوفیلو گفتن بهتون بگم که

458
00:35:27,125 --> 00:35:30,718
‫اون چهار تا دختری که تو مزرعه پیشش
گذاشتین، ‫همه‌شون سعی کردن فرار کنن،

459
00:35:30,743 --> 00:35:33,400
‫و اونم طبق معمول داشته
‫از دستورات شما اطاعت می‌کرده،

460
00:35:33,425 --> 00:35:37,134
‫که تفنگی که براش گذاشته بودید رو
.درآورده ‫و به فاحشه‌ها شلیک کرده

461
00:35:38,726 --> 00:35:39,784
‫تازه...

462
00:35:40,198 --> 00:35:41,476
...یکیشون در جا مُرده

463
00:35:42,062 --> 00:35:43,950
.‫و اون یکی هم بدجوری زخمی شده

464
00:35:43,975 --> 00:35:47,017
‫اوه، ولی خوشبختانه،
‫اون دو تای دیگه دستاشونو بردن بالا

465
00:35:47,042 --> 00:35:49,501
‫و سریع تسلیم شدن،
.‫و ما هم دوباره حبسشون کردیم

466
00:35:49,526 --> 00:35:52,976
‫من به اون احمق نفهم گفتم
‫یه سقف بالا سرشون می‌خوام

467
00:35:53,474 --> 00:35:54,808
‫و نذاره از اونجا برن،

468
00:35:54,833 --> 00:35:56,833
‫نه اینکه اگه فرار کردن بهشون شلیک کنه!

469
00:35:56,858 --> 00:35:58,766
‫اون تفنگ برای گاو و گوسفندا بود!

470
00:35:58,791 --> 00:36:01,291
‫خدای من، قلبم داره میاد تو دهنم!
.‫‫آرکانجلا، بشین

471
00:36:01,316 --> 00:36:02,995
‫چای نمدار می‌خواد! زود باش!
.‫‫چشم

472
00:36:03,791 --> 00:36:05,340
‫یالا. نفس بکش، نفس بکش...

473
00:36:05,365 --> 00:36:06,365
...آه

474
00:36:10,516 --> 00:36:11,891
.‫اسکلت داره چایی رو میاره

475
00:36:11,916 --> 00:36:14,583
‫با یه کم چایی خوب می‌شی،
.‫و منم با تیچو می‌رم مزرعه

476
00:36:14,608 --> 00:36:17,400
‫خواهرمون چرا
 ‫زن اون عوضی، تئوفیلو شد؟

477
00:36:17,812 --> 00:36:20,340
‫دیگه نمی‌دونم این قلب
.‫چقدر دیگه می‌تونه تحمل کنه

478
00:36:21,379 --> 00:36:23,113
.‫ الان می‌رم اونجا، مراقبش باش

479
00:36:23,138 --> 00:36:23,965
.باشه

480
00:36:24,266 --> 00:36:27,135
‫این یه چایی نمدار و افسنتینه
‫که اعصابتو آروم می‌کنه

481
00:36:27,160 --> 00:36:28,625
.‫خواهش می‌کنم، یه کم بخور

482
00:36:29,124 --> 00:36:30,562
.‫یه دختر مُرده‌ی دیگه

483
00:36:31,609 --> 00:36:32,984
.‫خدا داره مجازاتمون می‌کنه

484
00:36:34,481 --> 00:36:37,314
‫اون حرومزاده‌ی احمق
.‫واقعاً ما رو به گا داد، اسکلت

485
00:37:30,265 --> 00:37:32,515
‫چه غلطی کردین؟
‫حال دختره چطوره؟

486
00:37:33,208 --> 00:37:36,695
‫متاسفم سرافینا،
.زخمش ‫جدی بود، اونم مُرد

487
00:37:38,305 --> 00:37:40,138
‫تو روحت تئوفیلو، شوخیت گرفته؟

488
00:37:40,473 --> 00:37:42,864
‫فقط همینو کم داشتیم
.‫که تو همچین گهی بخوری

489
00:37:43,812 --> 00:37:45,475
‫بگو چیکار می‌تونستم بکنم؟

490
00:37:45,500 --> 00:37:47,000
‫تا برگشتم دیدم دارن می‌دوئن

491
00:37:47,025 --> 00:37:49,525
‫حالا باید با این دخترا
‫و دو تا جنازه‌ی دیگه یه غلطی بکنیم!

492
00:37:50,618 --> 00:37:52,577
.‫تیچو! اسکالرا. بیاین اینجا

493
00:37:54,750 --> 00:37:56,625
.‫کلنگ و بیل بیارین
.‫‫الان رئیس

494
00:37:57,251 --> 00:37:58,653
‫اونایی که زنده موندن چی؟

495
00:37:59,567 --> 00:38:01,275
.‫تو انبار، طبق معمول

496
00:38:04,083 --> 00:38:05,208
.گه عوضی

497
00:38:12,500 --> 00:38:14,916
‫اینجا، تیچو.
.یه چاله تو سایه بکن

498
00:38:14,941 --> 00:38:18,399
‫باید اونقدر بزرگ باشه که دخترایی
.‫که اون احمق با تیر کشته رو توش چال کنیم

499
00:38:18,424 --> 00:38:19,437
.‫چشم خانم

500
00:38:19,699 --> 00:38:21,028
.‫من می‌رم ببینمشون

501
00:38:35,083 --> 00:38:36,708
.‫کیر توش، فقط همینو کم داشتیم

502
00:38:36,733 --> 00:38:38,054
‫دو تا دختر مرده‌ی دیگه

503
00:38:38,625 --> 00:38:41,541
‫تو و اسکلرا، ببرینشون اونجا
.‫پیش درختی که تیچو داره می‌کَنه

504
00:38:41,566 --> 00:38:44,614
‫نه، سرافینا. من با مرگ
.میونه‌ی خوبی ندارم، ‫حالمو بد می‌کنه

505
00:38:45,250 --> 00:38:46,541
‫حالتو بد می‌کنه؟

506
00:38:46,566 --> 00:38:48,997
‫وقتی داشتی از پشت بهشون
!شلیک می‌کردی انگار حالت رو بد نکرد

507
00:38:49,022 --> 00:38:50,125
.‫تقصیر خودته

508
00:39:14,500 --> 00:39:17,250
‫درست روشو بپوشون،
.‫وگرنه کرکس‌ها رو می‌کشونی اینجا

509
00:39:17,275 --> 00:39:20,067
‫ما می‌ریم انبار
.‫بقیه رو برمی‌گردونم کازینو

510
00:39:20,781 --> 00:39:21,614
.‫یالا

511
00:39:37,166 --> 00:39:40,375
‫کوناتونو تکون بدین. سوار ماشین شید
.‫شما دو تا با من برمی‌گردین

512
00:39:45,000 --> 00:39:46,041
برید ‫تو ماشین!

513
00:39:49,041 --> 00:39:52,156
‫حداقل نمی‌خوای برای
‫یه لقمه غذا بمونی، سرافینا؟

514
00:39:52,799 --> 00:39:55,015
‫آدمات حتماً از کار کردن گشنشونه

515
00:39:55,375 --> 00:39:56,864
.‫نمی‌تونیم بمونیم اولالیا

516
00:39:56,889 --> 00:39:58,833
‫خواهرمون با قتل و کشتار خوب کنار نمیاد

517
00:39:58,858 --> 00:40:01,125
‫باید هر چه سریع‌تر دخترا رو برگردونم

518
00:40:02,239 --> 00:40:04,364
‫می‌شه بپرسم می‌خواین بعدش چیکار کنم؟

519
00:40:05,708 --> 00:40:07,125
‫هیچی، تئوفیلو

520
00:40:07,150 --> 00:40:09,775
‫فقط تا وقتی خواهرمون تصمیم بگیره
.‫باهات چیکار کنه، کس دیگه‌ای رو نکش

521
00:40:35,103 --> 00:40:38,478
‫اینا دخترایی که هستن باید یه فکری کنیم
.‫ببینیم روزاشونو چجوری باید بگذرونن

522
00:40:39,359 --> 00:40:41,475
‫این دو تا اونایی‌ان
.‫که از مزرعه جون سالم به در بردن

523
00:40:41,500 --> 00:40:43,416
‫می‌رن به اون اتاقای دیوارکشیده شده،

524
00:40:43,441 --> 00:40:46,083
‫چون نمی‌خوام این چهار تا یا بقیه
‫بشنون اونجا چه خبر بوده،

525
00:40:46,108 --> 00:40:47,542
.این دو تا هم دهنشون لقه

526
00:40:48,106 --> 00:40:50,433
‫هر کاری لازمه بکن،
.‫که کسی موقع غذا دادن بهشون نبینتت

527
00:40:50,458 --> 00:40:53,354
‫بقیه نباید اصلاً بفهمن
.‫که اینا تو خونه هستن

528
00:40:53,859 --> 00:40:54,859
.چشم خانوم

529
00:40:55,093 --> 00:40:57,308
‫ته مونده‌ی غذا رو میذارم کنار
.‫که کسی شک نکنه

530
00:40:57,333 --> 00:40:58,333
.‫هوم

531
00:40:59,583 --> 00:41:02,625
‫و اون چهار تا احمقی
‫که با کفش به رزا حمله کردن

532
00:41:02,650 --> 00:41:05,367
‫اجازه‌ی بیرون اومدن از اتاقشون
.‫تو طول روز رو دارن

533
00:41:06,406 --> 00:41:08,683
‫تا با بقیه تو آشپزخونه قاطی شن

534
00:41:08,708 --> 00:41:09,791
.‫چشم خانوم

535
00:41:09,816 --> 00:41:12,524
‫اگه پرسیدن چرا داریم
‫اوضاع رو عوض می‌کنیم چی بهشون بگم؟

536
00:41:12,549 --> 00:41:14,839
‫خواهرا تصمیم گرفتن
‫یه شانس دیگه بهشون بدن،

537
00:41:14,864 --> 00:41:16,141
.‫و بهتره سوال نپرسن

538
00:41:16,166 --> 00:41:18,208
‫و اگه اونقدر خر باشن
.‫که نافرمانی کنن، بدتر می‌شه

539
00:41:18,233 --> 00:41:19,067
‫هوم!

540
00:41:19,533 --> 00:41:22,033
‫در هفته‌های بعد از ‫ماجرای مزرعه،

541
00:41:22,058 --> 00:41:25,323
‫جو کازینو روز به روز
‫متشنج‌تر و ناخوشایندتر می‌شد

542
00:41:26,125 --> 00:41:28,612
‫ از وقتی خانوم آرکانجلا ‫تصمیم گرفت
برای آروم کردن اعصاب خودش

543
00:41:28,637 --> 00:41:30,566
تغییراتی ایجاد کنه
.اوضاع واقعاً رو به وخامت رفت

544
00:41:38,958 --> 00:41:41,500
‫اون هر روز جای اتاق
‫همه‌ی دخترا رو عوض می‌کرد،

545
00:41:41,525 --> 00:41:43,692
‫و بر اساس حال و حوصله‌ی خودش
.‫جابه‌جاشون می‌کرد

546
00:41:58,687 --> 00:42:00,542
‫ولی چیزی که رئیس
 یادش رفته بود در نظر بگیره

547
00:42:00,875 --> 00:42:04,156
‫این بود که این همه روز حبس شدن
‫کینه‌ی زیادی ‫تو دل دخترا کاشته بود

548
00:42:04,916 --> 00:42:07,278
‫و خلاصه اینکه،
.‫علاج بدتر از خود درد بود

549
00:42:16,861 --> 00:42:18,471
‫چه گهی قراره خورده بشه؟

550
00:42:22,958 --> 00:42:24,791
‫یالا!
‫‫عجله کنین تا نشنیدن!

551
00:42:32,575 --> 00:42:33,867
.‫ببرینش مستراح

552
00:42:35,859 --> 00:42:37,254
‫دارین چیکار می‌کنین؟

553
00:42:40,833 --> 00:42:43,526
‫شما جنده‌ها ببرینش تو اتاقش
‫و بذارینش تو تخت!

554
00:42:43,944 --> 00:42:45,235
،‫تو، ماری کارمن

555
00:42:45,260 --> 00:42:47,917
‫به خواهرم بگو همین الان
‫باید دوباره همه‌تونو حبس کنه!

556
00:42:48,750 --> 00:42:50,166
‫کاری که گفتم رو بکنین، احمقا!

557
00:42:54,078 --> 00:42:55,248
‫خانوم سرافینا؟

558
00:42:55,689 --> 00:42:56,939
‫چیه، ماری کارمن؟

559
00:42:57,541 --> 00:43:01,151
‫خانوم آرکانجلا گفتن ازتون بخوام
‫فوراً بیاین بالا که بتونین...

560
00:43:01,609 --> 00:43:03,210
.‫دوباره ما رو تو اتاق‌ها حبس کنین

561
00:43:03,582 --> 00:43:05,165
‫چرا اسکلت نمی‌تونه این کارو بکنه؟

562
00:43:06,021 --> 00:43:07,021
‫اون...

563
00:43:07,625 --> 00:43:10,958
‫اسکلت تو اتاقشه
‫چون حالش زیاد خوب نیست

564
00:43:11,395 --> 00:43:14,353
شما ‫جنده‌ها دستی که
.بهتون ‫غذا می‌داد رو گاز گرفتین

565
00:43:15,416 --> 00:43:17,666
.‫معلومه که درس عبرت نگرفتین

566
00:43:18,292 --> 00:43:20,125
‫ببینیم این دفعه حالیتون می‌شه یا نه،

567
00:43:20,150 --> 00:43:22,715
‫وقتی از همون سلاحی استفاده کنین
‫که رو اسکلت استفاده کردین

568
00:43:24,992 --> 00:43:26,833
‫این ملاقه‌ای که این زن بیچاره

569
00:43:27,333 --> 00:43:29,541
‫ باهاش ‫بهتون غذا می‌ده رو برمی‌دارین،

570
00:43:29,566 --> 00:43:32,649
‫و با دو برابر زوری که اونو زدین،
.‫همدیگه رو می‌زنین

571
00:43:55,708 --> 00:43:56,885
‫کافیه!

572
00:43:59,416 --> 00:44:02,098
‫بس کن! بعدی! نفر بعدی!

573
00:44:06,343 --> 00:44:07,542
‫آه!

574
00:44:08,875 --> 00:44:10,542
‫آه! بس کن!

575
00:44:10,567 --> 00:44:12,108
‫می‌کشیش!

576
00:44:13,166 --> 00:44:14,304
‫بس کن!

577
00:44:19,872 --> 00:44:21,375
‫خواهش می‌کنم، ای یهودای قدیس...

578
00:44:22,291 --> 00:44:25,588
‫به نام خداوند، ازت تمنا می‌کنم
.‫به این رنج و عذاب پایان بدی

579
00:44:25,613 --> 00:44:27,792
‫قسم می‌خورم اونایی که
‫بهم بدی کردن رو ببخشم،

580
00:44:27,817 --> 00:44:30,567
‫ولی ازت عاجزانه می‌خوام
.به خواهرا کمک کنی ‫از این سختی عبور کنن

581
00:44:33,541 --> 00:44:37,411
‫سلام بر تو ای مریم پر از فیض،
.‫خداوند با توست

582
00:44:38,895 --> 00:44:40,833
.‫تو در میان زنان مبارکی

583
00:44:40,858 --> 00:44:43,312
.‫و مبارک است ‫ثمره‌ی رحم تو، عیسی

584
00:44:57,333 --> 00:44:58,541
.‫نفس کشیدن سخته

585
00:44:59,259 --> 00:45:01,026
.‫از این حس درموندگی متنفرم

586
00:45:01,758 --> 00:45:03,133
‫اوضاع داره بدتر می‌شه،

587
00:45:03,158 --> 00:45:05,020
‫و این همه تو خونه موندن
.‫داره دیوونه‌ام می‌کنه

588
00:45:05,541 --> 00:45:08,541
‫بعضی چیزایی که از ذهنم می‌گذره
.‫باعث می‌شه فکر کنم عقلمو از دست دادم

589
00:45:09,395 --> 00:45:12,364
‫ چون قبول نمی‌کنی باهام
.‫بیای «پاخارس»، همونطور که پیشنهاد دادم

590
00:45:13,049 --> 00:45:15,617
‫من باید برم پادگان
.‫یه سری کارا رو راست و ریس کنم

591
00:45:16,070 --> 00:45:18,676
‫مطمئنم چند روز دور شدن از اینجا
.‫برات خوبه نباید اینجا حبس بشی

592
00:45:20,237 --> 00:45:21,984
.سروان، ‫خیلی برای هردومون خوب می‌شه

593
00:45:22,009 --> 00:45:25,051
‫ولی اگه خواهرمو با این گندی که
.‫بالا اومده تنها بذارم، عذاب وجدان می‌گیرم

594
00:45:28,416 --> 00:45:31,854
،‫فقط دو سه روز می‌ره
.‫نهایتاً سه روز

595
00:45:32,324 --> 00:45:35,476
‫ولی گروهبان نیکولاس رو برات می‌ذارم
.‫تا وقتی اینجا باشه، هیچ اتفاقی نمی‌افته

596
00:45:39,577 --> 00:45:41,070
.‫خواهش می‌کنم بذار از اینجا برم بیرون

597
00:45:45,083 --> 00:45:47,208
‫می‌تونستی خیلی بهتر از اینا
.وقت‌شناسی کنی، سروان

598
00:45:48,750 --> 00:45:51,768
‫ولی این دختر همیشه
‫اعصابش ضعیف بوده، و...

599
00:45:54,166 --> 00:45:56,250
.‫امیدوارم این سفر یه کم آرومش کنه

600
00:46:00,622 --> 00:46:02,968
‫15 دسامبر 1963

601
00:46:13,083 --> 00:46:15,958
"ترمینال اتوبوسرانی پاخارس"

602
00:46:34,368 --> 00:46:36,409
"هتل مرکز شهر"

603
00:47:00,791 --> 00:47:02,166
‫عصربخیر
‫‫عصربخیر

604
00:47:02,191 --> 00:47:03,808
.‫بهترین اتاقی که دارید رو بدید

605
00:47:03,833 --> 00:47:06,916
‫خب، اون می‌شه سوئیت ‫لوکس
.شبی 120 تا، قربان

606
00:47:08,625 --> 00:47:10,250
‫کلیدو بده!
.همین الان

607
00:47:13,934 --> 00:47:15,041
.‫بفرمایید قربان

608
00:47:16,541 --> 00:47:24,541
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

609
00:47:29,250 --> 00:47:30,684
‫ واقعاً لوکسه سروان!

610
00:47:32,083 --> 00:47:33,153
.‫ممنونم

611
00:47:33,178 --> 00:47:36,012
‫ یه آبی به دست و صورتت بزن،
.‫چون می‌خوام ببرمت یه جایی

612
00:47:36,590 --> 00:47:39,007
‫بعداً وقت داریم
.‫از این ماه‌عسل لذت ببریم

613
00:48:01,536 --> 00:48:03,148
"!دوست عزیز"

614
00:48:04,719 --> 00:48:06,094
‫می‌شه اینو نریم سروان؟

615
00:48:08,015 --> 00:48:09,556
.‫حال و حوصله‌شو ندارم

616
00:48:10,182 --> 00:48:12,750
پدرو اینفانته" منو یاد کسی میندازه"
‫که دلم می‌خواد فراموشش کنم

617
00:48:13,375 --> 00:48:14,765
.‫اوه، مجبور نیستیم بریم

618
00:48:15,083 --> 00:48:16,666
.‫بیا عوضش یه چیزی بخوریم

619
00:48:20,215 --> 00:48:22,706
‫به سلامتی خودمون
.‫‫به سلامتی خودمون، سرافینا

620
00:48:32,970 --> 00:48:35,595
"رستوران پورتالس"

621
00:48:43,166 --> 00:48:46,833
♪ مهم نیست آسمون چقدر بلنده ♪

622
00:48:47,625 --> 00:48:51,762
♪ مهم نیست اقیانوس چقدر عمیقه ♪

623
00:48:51,958 --> 00:48:55,708
♪ هیچ مانعی در دنیا پیدا نمیشه ♪

624
00:48:55,733 --> 00:49:01,067
♪ که عشق عمیق بین من و تو رو بشکنه ♪

625
00:49:01,092 --> 00:49:04,717
♪ عشق، نور زندگیه ♪

626
00:49:05,583 --> 00:49:06,976
‫تو فکری عزیزم؟

627
00:49:07,750 --> 00:49:09,299
.‫فقط خوشحالم که اینجا با توام

628
00:49:10,676 --> 00:49:11,770
.‫پس، به سلامتی

629
00:49:19,656 --> 00:49:20,723
...‫خب

630
00:49:21,515 --> 00:49:22,765
.‫زود برمی‌گردم

631
00:49:23,353 --> 00:49:25,471
‫باید چند تا کار رو
.‫تو مقر راست و ریس کنم

632
00:49:26,197 --> 00:49:27,989
.‫امشب تو سوئیت می‌بینمت

633
00:49:28,350 --> 00:49:29,475
‫ راحت باش سروان،

634
00:49:29,500 --> 00:49:32,708
‫منم می‌رم یه دوری بزنم یه شیرینی‌فروشی
.‫پیدا کنم، برای خواهرم شیرینی بگیرم

635
00:49:51,333 --> 00:49:52,958
‫لعنت به تو، سیمون کورونا!

636
00:49:56,666 --> 00:49:58,291
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم، خانوم؟

637
00:49:59,252 --> 00:50:01,669
‫وای خدای من
.‫شما شبیه یکی از دوستام هستین

638
00:50:02,666 --> 00:50:03,666
.‫ببخشید

639
00:50:12,708 --> 00:50:14,690
<i>"نمی‌خوام یه سانت هم تکون بخوری"</i>

640
00:50:27,583 --> 00:50:30,073
<i>می‌ترسم اگه بیرون این در نمونی"
"‫دیگه پیدات نکنم</i>

641
00:50:36,208 --> 00:50:38,041
<i>"تا ساعت چهار صبح نیومدی تو تخت"</i>

642
00:50:38,066 --> 00:50:41,107
<i>بعد از اینکه کل شبو داشتی با مشتری‌هات"
"‫لاس می‌زدی و مسخره‌بازی درمیاوردی و ...</i>

643
00:50:41,132 --> 00:50:43,350
<i>فکر می‌کنی بهم حال می‌ده"
"‫که سربار تو باشم؟</i>

644
00:50:43,375 --> 00:50:44,809
<i>"من نمی‌خوام جاکشی کنم"</i>

645
00:50:44,834 --> 00:50:47,995
<i>چرا همیشه سر چیزی که هیچ‌کدوم‌مون"
"‫نمی‌تونیم عوضش کنیم، دعوا راه میندازی؟</i>

646
00:50:49,104 --> 00:50:50,520
<i>"من که قبلاً گفتم نه، سرافینا"</i>

647
00:50:50,545 --> 00:50:53,795
هیچ‌وقت گارسون، یا جاکش"
"‫یا گردن‌کلفت نمی‌شم. من یه نانوای کیری‌ام!

648
00:51:31,541 --> 00:51:32,791
‫چی شده سرافینا؟

649
00:51:34,875 --> 00:51:36,963
‫بخش‌هایی از زندگیم هست
.‫که ازش خبر نداری، سروان

650
00:51:37,632 --> 00:51:39,548
‫می‌تونی هر چیزی رو
.بهم بگی، خودت که می‌دونی

651
00:51:42,250 --> 00:51:45,833
‫باید اعتراف کنم که قبل از آشنایی با شما،
.‫با یه نانوای بیکار آشنا بودم

652
00:51:45,858 --> 00:51:47,877
.‫اسمش سیمون کورونا بود

653
00:51:48,239 --> 00:51:50,054
‫فکر می‌کردم عاشق همدیگه بودیم

654
00:51:50,799 --> 00:51:52,891
‫ولی اون کونی کیری منو بازی داد،

655
00:51:52,916 --> 00:51:55,265
‫و جوری تحقیرم کرد که
.‫هیچ‌کس تا حالا نکرده بود

656
00:51:55,624 --> 00:51:57,458
.‫و این چیزیه که نمی‌تونم فراموش کنم

657
00:51:57,875 --> 00:52:00,872
‫امروز تو پاخارس هر جا که رفتم،
.‫قسم می‌خورم سیمون هم اونجا بود

658
00:52:01,228 --> 00:52:03,978
‫و بعدش عطش انتقام
.‫مثل یه قطار باری بهم هجوم آورد

659
00:52:04,875 --> 00:52:07,596
‫نمی‌تونم از این فکر بیام بیرون
 که چطور ممکنه ‫اون کسکش

660
00:52:07,621 --> 00:52:09,848
.اونجوری منو تحقیر کنه ‫و تاوان پس نده

661
00:52:10,085 --> 00:52:11,251
‫اون باید عذاب بکشه!

662
00:52:12,166 --> 00:52:15,645
‫می‌خواستم با اون کلت کالیبر 45
.‫که یادم دادی چجوری استفاده کنم، بکشمش

663
00:52:16,091 --> 00:52:17,971
.‫حق داری اینقدر آتیشی باشی عزیزم

664
00:52:18,305 --> 00:52:20,471
‫خیانتی به این بزرگی
.‫نمی‌تونه بی‌مجازات بمونه

665
00:52:20,496 --> 00:52:22,600
‫قول می‌دم کمکت کنم
.‫انتقامت رو بگیری

666
00:52:22,625 --> 00:52:25,916
‫و حق اون حرومزاده‌ی به دردنخور رو
.‫دقیقاً کف دستش بذارم

667
00:52:26,500 --> 00:52:27,817
!‫چقدر رمانتیک سروان

668
00:52:30,166 --> 00:52:31,698
‫الان که بهش نگاه می‌کنم،

669
00:52:32,167 --> 00:52:35,308
‫واکنشم باید این می‌بود که
.به سرافینا ‫بگم داره زیاده‌روی می‌کنه

670
00:52:35,333 --> 00:52:37,918
‫و باید آروم باشه
.‫و سعی کنه کل ماجرا رو فراموش کنه

671
00:52:37,943 --> 00:52:39,984
‫و این حالش
.به خاطر اتفاقات اخیر بوده

672
00:52:40,877 --> 00:52:43,979
‫ولی در عوض، بهش گفتم که...
.‫انتقامش رو تضمین می‌کنم

673
00:52:53,948 --> 00:52:57,308
‫سفری که به توکسپانا فالس رفتیم
.‫فقط برای ترسوندن یارو بود

674
00:52:57,333 --> 00:53:00,786
‫که بتونه کل قضیه رو ‫از سرش بیرون کنه،
.نه اینکه اون حرومزاده رو بکشیم

675
00:53:11,797 --> 00:53:13,687
.‫من تیرانداز ماهری هستم

676
00:53:13,916 --> 00:53:16,875
‫ اگه سروان دستور داده بود
 هر کسی که ‫تو اون نونواییه رو بکشم،

677
00:53:16,900 --> 00:53:19,393
‫می‌تونستم راحت بدون هدر دادن
‫حتی یه گلوله، کارو تموم کنم

678
00:53:23,632 --> 00:53:25,070
..‫ای کاش مستقیم شلیک کرده بودم

679
00:53:25,666 --> 00:53:28,395
‫چون اگه فرستاده بودمش زیر خاک،
.‫الان اینجا تو زندون ننشسته بودم

680
00:53:28,692 --> 00:53:30,984
‫منو یادت نمیاد، سیمون کورونا؟

681
00:53:31,968 --> 00:53:34,259
‫خب، شاید این حافظه‌ات رو
‫به کار بندازه، حرومزاده!

682
00:53:35,250 --> 00:53:37,166
‫همون لحظه‌ای که
چشمم به سیمون کورونا افتاد،

683
00:53:37,191 --> 00:53:39,753
‫یه وسواس کورکننده
‫برای تموم کردن کارش منو گرفت،

684
00:53:39,778 --> 00:53:41,465
‫و با نیت قطعی کشتن
.‫بهش شلیک کردم

685
00:53:44,000 --> 00:53:47,546
‫ولی درس‌هامو خوب یادم نمونده بود،
‫برای همین کلت برای خودش کار می‌کرد

686
00:54:07,792 --> 00:54:27,792
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
